ghaemiyeh.com
نام کتاب: علم مفاهیم شناسی در قرآن سری جدید جلد 79
تحقیق و تالیف : رسول ملکیان اصفهانی - 1400 ش
ناشر دیجیتالی: مركز تحقيقات رايانه اي قائميه اصفهان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 117 - 6،7
6 - خداوند ، بر پديدآوردن هر آنچه كه بخواهد و هر آنچه تقدير كرده ، تواناست .
إذا قضى أمراً فإنما يقول له كن فيكون
7 - آفرينش هر موجود در گرو تقدير خدا و فرمان او به تحقق آن است .
إذا قضى أمراً فإنما يقول له كن فيكون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 187 - 17
17 - تقدير امور به دست خداوند است .
ما كتب اللّه لكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 216 - 21
21 - لزوم رضايت به مقدّرات الهى ، على رغم ميلِ نفسانى خود
عسى ان تكرهوا شيئاً و هو خير لكم
رسول اللّه (صلی الله علیه و آله): . .. ارض عن اللّه بما قدّروا ان كان خلاف هواك ... فانّه مثبت فى كتاب اللّه ... قال: «و عسى ان تكرهوا شيئاً»
تفسير طبرى، ج 2، ص 201 ; الدر المنثور، ج 1، ص 587.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 223 - 7
7 - تأثير نحوه روابط زناشويى ، در سرنوشت نيك يا بد انسان
فاتوا حرثكم انى شئتم و قدّموا لانفسكم
به نظر مى رسد جمله «و قدّموا لانفسكم» به منزله تقييدى باشد براى اختيار و آزادى آدمى در آميزش ; يعنى زندگى زناشويى در سرنوشت آدمى مؤثّر است; پس آن روشى را برگزينيد كه فرجامى نيك داشته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 243 - 10
10 - فرار از جنگ ، مانع از مرگِ مقدّر شده الهى ، نيست .
فقال لهم اللّه موتوا ثمّ احياهم . .. قاتلوا فى سبيل اللّه
بنابراينكه داستان يادشده در اين آيه، مقدمه اى براى آيه بعد باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 258 - 28
28 - پذيرش دلايل روشن و هدايت يافتن آدمى ، منوط به تعلّق اراده خداوندى است .
فبهت الّذى كفر و اللّه لا يهدى القوم الظّالمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 47 - 15
15 - تكوّن ( پيدايش ) موجودات ، در گرو دو مرحله متوالىِ قضاى الهى و فرمان الهى
اذا قضى امراً فانّما يقول له كن فيكون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 128 - 1
1 - سرنوشت آدميان تنها به دست خداست ، نه حتّى رسول او .
ليس لك من الامر شىء
بنابر اينكه «ال» در «الامر» براى جنس باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 129 - 10
10 - مالكيّت و حاكميّت خداوند بر سرنوشت مؤمنان و كافران ( پيروزى يا شكست )
ليقطع طرفاً من الّذين كفروا . .. ليس لك من الامر شىء ... و للّه ما فى السّموات و
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 154 - 28،29،30،33
28 - مرگ آدمى و كيفيّت آن ، برخاسته از تقدير خداوند است .
قل لو كنتم فى بيوتكم لبرز الّذين كتب عليهم القتل الى مضاجعهم
29 - شهادت در راه خدا ، از مقدّرات الهى است .
قل لو كنتم فى بيوتكم لبرز الّذين كتب عليهم القتل الى مضاجعهم
30 - فراز از ميدان نبرد و رويارويى با سختى ها ، مانع مرگ مقدّر آدمى نيست .
قل لو كنتم فى بيوتكم لبرز الّذين كتب عليهم القتل الى مضاجعهم
33 - مرگ ، امرى مقدّر و فراتر از آن است كه انديشه هاى بشرى به زمان آن راه يابد .
يقولون . .. ما قتلنا ههنا قل لو كنتم فى بيوتكم لبرز الّذين كتب عليهم القتل الى م
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 156 - 2،4،7،11،13
2 - پندار كفرپيشگان بر اين كه خانه نشينى و يا پرهيز از حضور در كارزار ، مانع مرگ و كشته شدن است .
يا ايّها الّذين امنوا لا تكونوا كالّذين كفروا و قالوا . .. ما ماتوا و ما قتلوا
4 - گمانِ حاكميّت عوامل مادّى بر مقدّرات الهى ، پندارى كفرآميز
لاتكونوا كالّذين كفروا و قالوا لاخوانهم . .. ما ماتوا و ما قتلوا
خداوند با كفرآميز خواندن اين انديشه كه جنگ و مسافرت (عوامل مادّى) تعيين كننده مرگ آدمى است، به مؤمنان تعليم مى دهد كه آن عوامل، تعيين كننده مرگ آدمى، كه از مقدّرات الهى است، نخواهد بود.
7 - حسرت و افسوس فراريان از ميدان نبرد ، پس از دانستن اين كه حيات و مرگ تقدير الهى است .
لا تكونوا . .. ما ماتوا و ما قتلوا ليجعل اللّه ذلك حسرة فى قلوبهم
بنابر اينكه «ليجعل» متعلق به محذوف باشد; يعنى بيان اين حقيقت كه مرگ و حيات تقدير الهى است، براى اين بود كه متخلفان از جنگ بر كرده خويش حسرت برند. زيرا معلوم مى شد كه اگر در جنگ شركت مى كردند، چون مقدّر نبود، كشته نمى شدند.
11 - مرگ و حيات در هر حال به دست خداست و مسافرت و يا حضور در ميدان نبرد ، تغييردهنده مسير مقدّر آن نيست .
قالوا . .. ما ماتوا و ما قتلوا ... و اللّه يحيى و يميت
خداوند در جواب كسانى كه جهاد و مسافرت را عامل تعيين كننده مرگ مى پنداشتند، مى فرمايد «و اللّه يحيى و يميت» يعنى عوامل مادّى، تعيين كننده نيستند ; هر چه هست به دست خداوند و به تقدير اوست.
13 - اعتقاد به مقدّر بودن مرگ ، از ميان برنده هراس آدمى براى سفر و حضور در ميدان نبرد ( صحنه هاى دشوار زندگى )
قالوا . .. ما ماتوا و ما قتلوا ... و اللّه يحيى و يميت
جمله «و اللّه يحيى و يميت»، مى تواند به منظور زدودن هراس از شركت در پيكار ايراد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 157 - 11
11 - ايمان به مقدّر بودن مرگ و حيات ، و شناخت ارزش والاى شهادت ، آسان كننده حركت به سوى نبرد با دشمنان دين
و اللّه يحيى و يميت . .. و لئن قتلتم فى سبيل الله او متّم لمغفرة من اللّه و رحمة
خداوند با بيان دو نكته مؤمنان را به جهاد ترغيب مى كند: 1 - مرگ و حيات به دست خداست و عوامل طبيعى تعيين كننده نيست. 2 - جان باختگان در راه خدا، آمرزيده و مشمول رحمت خاصّ خداوند هستند. بنابراين، مؤمنان با ايمان به اين دو معنا،
هرگز ترديدى براى شركت در جهاد نخواهند داشت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 165 - 9
9 - نقش آدمى در فرجام و سرنوشت خويش
قل هو من عند انفسكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 168 - 14،15،17،18
14 - شركت در جنگ و يا خانه نشينى ، هيچكدام نقش تعيين كننده در مرگ و يا زندگى آدمى ندارد .
قل فادرؤا عن انفسكم الموت ان كنتم صادقين
15 - انسان ، ناتوان از جلوگيرى و دفع مرگ مقدّر خويش
فادرؤا عن انفسكم الموت
17 - اعتقاد به مقدّر بودن مرگ ، از ميان برنده هراس و دلهره حضور در ميدان نبرد
قالوا . .. لو اطاعونا ما قتلوا قل فادرؤا عن انفسكم الموت
18 - ناتوانى منافقان از جلوگيرى مرگ مقدّر نشانگر باطل بودن پندار آنان در تحليل عوامل به شهادت رسيدن پيكارگران احد
لو اطاعونا ما قتلوا قل فادرؤا عن انفسكم الموت ان كنتم صادقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 68 - 6
6 - تقدير و قضاى الهى بر پيروزى مسلمانان در جنگ بدر ، مانع شكست مسلمانان ، على رغم تحقق مقتضى آن ( گرفتن اسير پيش از سركوبى كامل دشمن )
لو لا كتب . .. عذاب عظيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 11 - 9
9 - زمان مرگ همه انسان ها مشخص و تحت حاكميت قوانين معيّنى است .
و لو يعجل اللّه للناس الشر . .. لقضى إليهم أجلهم
از اين كه كيفر دادن خدا، منجر به مرگ كافران مى شود و همين، سبب شده كه مجازات آنان به تأخير بيفتد، استفاده مى شود كه خداوند براى پايان زندگى انسانها زمان خاصى را مقرر فرموده است; يعنى، آن را تحت ضابطه و قانونى قرار داده است كه پس و پيش شدن در آن راه ندارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 41 - 6
6- برخى از رخدادها ، از پيش تعيين شده و غير قابل تغيير و تحول است .
قضى الأمر الذى فيه تستفتيان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 66 - 1
1- خداوند ، پيشاپيش حضرت لوط ( ع ) را از مقدّر شدن عذاب بر قومش آگاه ساخت .
و قضينا إليه ذلك الأمر
متعدّى شدن «قضينا» به «إلى» متضمن معناى «أوحينا» است. بنابراين معناى جمله «و قضينا إليه ذلك الأمر» چنين مى شود: ما اين امر (عذاب) را به او (لوط(ع)) وحى كرديم و آگاهش ساختيم.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 40 - 4
4- تكوّن و پيدايش موجودات پس از دو مرحله تصميم ( قضا ) و فرمان خداوند است .
إنما قولنا لشىء إذا أردنه أن نقول له كن فيكون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 23 - 18
18- « عن إبن عباس قال : لمّا انصرف أميرالمؤمنين من صفين قام إليه شيخ . . . فقال : يا أميرالمؤمنين أخبرنا عن مسيرنا هذا أبقضاء من الله و قدر ؟ . . . قال أميرالمؤمنين : الأمر من الله و الحكم ثم تلا هذه الأية : « و قضى ربّك ألاّتعبدوا إلاّ إيّاه و بالوالدين إحساناً » . . . ;
از ابن عباس روايت شده است: هنگامى كه اميرالمؤمنين(ع) از صفين باز مى گشت، پيرمردى به سوى او برخواست . .. و گفت: اى اميرمؤمنان! ما را خبر ده از سفرى كه رفتيم ، آيا به قضا و قدر الهى بود؟ ... اميرمؤمنان فرمود: فرمان و حكم از جانب خداوند بود; سپس آيه «و قضى ربّك ألاّتعبدوا إلاّ إيّاه و بالوالدين إحساناً» را تلاوت كرد...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 68 - 8
8 - اتحاد و هم سانى قضا و تقدير خداوند ، با قول و فعل او
فإذا قضى أمرًا فإنّما يقول له كن فيكون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - طلاق - 65 - 3 - 9
9 - خداوند ، براى هر چيزى اندازه اى و براى هر امرى در اين عالم ، اسباب و عللى قرار داده است .
قد جعل اللّه لكلّ شىء قدرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 51 - 11
11 - اطاعت از خدا و رسول او و پذيرش داورىِ متكى بر احكام الهى ، موجب رستگارى و پيروزى است .
إنّما كان قول المؤمنين إذا دعوا . .. ليحكم بينهم أن يقولوا سمعنا و أطعنا و أُول-
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 48 - 6
6 - پذيرش داورى پيامبر (صلی الله علیه و آله) و رهبران الهى ، نشانه ايمان راستين به خدا و رسول او و فرمان برى از ايشان و التزام عملى به دين است .
و يقولون ءامنّا باللّه و بالرسول و أطعنا ثمّ يتولّى . .. و ما أُولئك بالمؤمنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 48 - 6
6 - پذيرش داورى پيامبر (صلی الله علیه و آله) و رهبران الهى ، نشانه ايمان راستين به خدا و رسول او و فرمان برى از ايشان و التزام عملى به دين است .
و يقولون ءامنّا باللّه و بالرسول و أطعنا ثمّ يتولّى . .. و ما أُولئك بالمؤمنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 52 - 3
3 - تسليم حكم پيامبر بودن و پذيرش داورى بر مبناى تعاليم دين ، نشانه خدا ترسى ، تقواپيشگى و مطيع خدا و رسول بودن است .
إذا دعوا إلى اللّه و رسوله ليحكم بينهم أن يقولوا سمعنا و أطعنا . .. و من يطع الل
برداشت ياد شده، از ارتباط ميان دو آيه فوق استفاده گرديده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 109 - 8
8 - صدور حكم قاضى ، موجب تغيير حق و واقع نخواهد شد .
هأنتم هؤلاء جدلتم عنهم فى الحيوة الدنيا فمن يجدل اللّه عنهم فى يوم القيمة
از اينكه خداوند مى فرمايد: بر فرض كه در دنيا با دفاع نا حق ظالم را تبرئه كرديد، در قيامت چه خواهيد كرد، معلوم مى شود حكم قاضى ايجاد حق نمى كند و واقع را تغيير نمى دهد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 17 - 9
9 - داورى پروردگار در قيامت ميان انسان ها ، پايانى بر همه خصومت ها و اختلاف هاى آنان خواهد بود .
إنّ ربّك يقضى بينهم يوم القيمة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 113 - 19
19 - حقايق ، در پرتو داورى خداوند در قيامت ، بر همگان آشكار مى شود .
فاللّه يحكم بينهم يوم القيمة فيما كانوا فيه يختلفون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 17 - 10
10 - داورى پروردگار ميان انسان ها و فيصله دادن به همه خصومت هاى آنان ، جلوه اى از ربوبيت او است .
إنّ ربّك يقضى بينهم يوم القيمة فيما كانوا فيه يختلفون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 62 - 1
1 - ارجاع داورى به طاغوت ، موجب ابتلاى مراجعه كنندگان به مصائب و مشكلات
يريدون ان يتحاكموا الى الطّاغوت . .. فكيف اذا اصابتهم مصيبة بما قدّمت
با توجه به آيه پيش، از مصاديق مورد نظر براى «ما قدمت ايديهم» مراجعه به طاغوت براى داورى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 26 - 20
20 - داورى ظالمانه و متكى بر هوا و هوس ، در پى دارنده عذاب شديد الهى
فاحكم بين الناس بالحقّ و لاتتّبع الهوى . ..إنّ الذين يضلّون عن سبيل اللّه لهم عذ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 42 - 20
20 - داورى بر پايه عدل و داد ، مايه جلب محبت خداوند
فاحكم بينهم بالقسط إنّ اللّه يحب المقسطين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 22 - 7
7 - قضاوت به حق و عادلانه ، مانع ستم و تجاوز به حقوق ديگران است .
فاحكم بيننا بالحقّ و لاتشطط
تقدم توصيه به داورى عادلانه و به حق، بر توصيه به پرهيز از افراط و ستم روا داشتن در امر قضاوت، مى تواند گوياى برداشت ياد
شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 78 - 4
4- مشورت در امر قضاوت ، امرى است پسنديده و شايسته .
و داود و سليمن إذ يحكمان فى الحرث . .. و كنّا لحكمهم شهدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 26 - 11،13
11 - پيروى از هواى نفس ، مهم ترين خطر تهديد كننده قاضيان و داوران
فاحكم بين الناس بالحقّ و لاتتّبع الهوى
13 - حكومت و منصب قضاوت ، بستر بسيار لغزنده و رهبران و داوران در معرض مقهور شدن به دست هواى نفس
يداود إنّا جعلنك خليفة فى الأرض فاحكم بين الناس بالحقّ و لاتتّبع الهوى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 105 - 12،15،20
12 - متصديان امر قضا ، وظيفه دار فراگيرى دانش قضا و علوم مربوط به آن
لتحكم بين الناس بما اريك اللّه
15 - قضاوت ، مسؤوليتى مهم و خطير
إنّا انزلنا . .. لتحكم بين الناس بما اريك اللّه و لاتكن للخائنين خصيماً
چون قضاوت بين مردم از اهداف نزول قرآن دانسته شده است، حكايت از اهميت والاى آن دارد.
20 - جانشينان پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، همانند خود آن حضرت ، موظف به قضاوت در ميان مردم بر پايه تعاليم قرآن
إنّا انزلنا إليك الكتب بالحق لتحكم بين الناس بما اريك اللّه
امام صادق(ع) پس از تلاوت آيه فوق فرمود: و هى جارية فى الاوصياء.
كافى، ج 1، ص 268، ح 8; نورالثقلين، ج 1، ص 547، ح 547.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 106 - 4
4 - لزوم توجه متصديان قضاوت به نظارت الهى بر اعمال آنان
لتحكم بين الناس . .. و استغفر اللّه
فرمان خدا به «استغفار»، پس از بيان مبانى قضاوت، گوياى اين نكته است كه در نظام قضايى اسلام توجه به خدا و ناظر دانستن وى از ضروريات و آميخته با انجام وظيفه خطير قضاوت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 45 - 6
6- حكم و قضاوت خداوند ، متقن ترين و عادلانه ترين حكم ها و قضاوتهاست .
و أنت أحكم الحكمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - تين - 95 - 8 - 1
1 - قضاوت خداوند ، از حكم تمامى داوران برتر ، نافذتر و متقن تر است .
أليس اللّه بأحكم الحكمين
قاضى، در صورتى از قضاوت كنندگان ديگر حاكم تر خواهد بود كه حكم او نافذتر باشد و از آن جا كه اشتقاق «أحكم»، ممكن است از ريشه «حَكْم» باشد كه قاموس آن را به معناى اتقان مى داند، خداوند در اين آيه به متقن ترين داوران توصيف شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 27 - 4
4 - قضاوت و تصميم گيرى هاى سليمان ، براساس تحقيق و اطلاعات متقن بود .
قال سننظر أصدقت أم كنت من الكذبين
با اين كه گزارش هاى صريح و استدلال هاى عميق توحيدى هدهد، نشانگر صداقت و حقانيت او بود، اما سليمان بدان ها بسنده نكرد و درصدد تحقيق جدى برآمد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 4 - 10
10 - از داورى خيالى و دور از واقعيت ، بايد پرهيز كرد .
أم حسب الذين يعملون السيّئات أن يسبقونا ساء ما يحكمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 188 - 5
5 - حكم و قضاوتى كه بر اثر گرفتن رشوه صادر شده باشد ، گناه و فاقد اعتبار است .
و تدلوا بها إلى الحكام لتأكلوا فريقاً من أمول الناس بالأثم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 44 - 47
47 - آگاهى به احكام و مقررات الهى ، معيار صلاحيت داوران و حاكمان
و من لم يحكم بما أنزل اللّه فأولئك هم الكفرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 36 - 5
5- حكم و عمل انسان ، بر اساس آنچه صرفاً شنيده ، يا ديده و يا به قلبش راه يافته ، قبل از رسيدن به مرحله علم و آگاهى ، ممنوع است .
و لاتقف ما ليس لك به علم إن السمع و البصر و الفؤاد كلّ أُولئك كان عنه مسئولاً
برداشت فوق بر اين اساس است كه معمولاً حركتهاى غير علمى، نشأت يافته از شنيده ها، ديده ها و باورهاى سطحى است و خداوند، براى دور كردن انسان از حركت غير علمى، به او هشدار داده است كه ديده ها و . .. تا زمانى كه به مبناى علمى و يقينى منتهى نشود، قابل اعتماد نيست و در صورت اعتماد نمودن، محاكمه خواهد شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 114 - 14
14 - ارجاع داورى به غير خداوند از سوى كسى كه حقانيت و اعجاز قرآن را دريافته، كارى بس نكوهيده و نارواست.
أفغير الله أبتغى حكما . .. فلا تكونن من الممترين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قلم - 68 - 39 - 5
5 - وحى و داورى خداوند ، تابع داورى ها و ديدگاه هاى انسان ها نيست .
أم لكم أيمن . .. إنّ لكم لما تحكمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 49 - 14،19،26
14 - رويگردانى از حكم و داورى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، زمينه ساز گرفتارى به عذاب دنيوى
فان تولوا فاعلم انما يريداللّه ان يصيبهم ببعض ذنوبهم
برخى كلمه «بعض» را قرينه بر اين دانسته اند كه مراد از عذاب، عذابهاى دنيوى است، زيرا تهديد به عذابهاى آخرت نمى تواند اختصاص به برخى از گناهان داشته باشد.
19 - رويگردانى از حكم و داورى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، نتيجه پيروى از هواى نفس
و إن احكم بينهم بما أنزل اللّه و لاتتبع اهواءهم . .. فان تولوا
26 - فاسقان ، رويگردان از احكام الهى و بى اعتنا به داورى هاى پيامبر (صلی الله علیه و آله)
فان تولوا . .. و إن كثيراً من الناس لفسقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 48 - 1،3
1 - دسته اى از منافقان صدراسلام ، هنگام فراخوانده شدن براى داورى رسول خدا (صلی الله علیه و آله) ميان آنان ، از پذيرش آن خوددارى مى كردند .
و إذا دعوا إلى اللّه و رسوله ليحكم بينهم إذا فريق منهم معرضون
3 - نپذيرفتن داورى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از نشانه هاى نفاق و اوصاف منافقان است .
و إذا دعوا إلى اللّه و رسوله ليحكم بينهم إذا فريق منهم معرضون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 49 - 2
2 - انديشه سودجويانه منافقان ، مانع از مراجعه آنان به پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى داورى به حق ميان آنان بود .
و إذا دعوا إلى اللّه و رسوله ليحكم بينهم إذا فريق منهم معرضون . و إن يكن لهم الح
از اين كه منافقان داورى پيامبر(صلی الله علیه و آله) را قبول نمى كردند و تنها در صورتى به آن تن مى دادند كه اين داورى به نفع آنان بود، مى توان به دست آورد كه عدم پذيرش آنان در آغاز و قبول آنان به وقت سودمند دانستن آن براى خويش، ناشى از انديشه سودجويانه آنان بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 26 - 11
11- داور ماجراى يوسف ( ع ) و زليخا ، صداقت زليخا و دروغ گويى يوسف ( ع ) را منوط به پاره شدن پيراهن يوسف ( ع ) از پيشِ رو دانست .
إن كان قميصه قُدّ من قُبل فصدقت و هو من الكذبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 27 - 1
1- داور ماجراى يوسف ( ع ) و زليخا ، كذب ادعاى زليخا و صداقت يوسف ( ع ) را منوط به پاره شدن پيراهن از پشتِ سر دانست .
و إن كان . .. و هو من الصدقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 24 - 16
16 - داوود ( ع ) ، ماجراى دادخواهى برادران داراى ميش و داورى ميان آنان را ، يك آزمايش الهى دانست .
قال لقد ظلمك بسؤال نعجتك . .. و ظنّ داود أنّما فتنّ-ه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 42 - 16
16 - ضرورت رعايت قسط و عدالت در داورى ميان مردم
فاحكم بينهم بالقسط
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 47 - 10
10 - رعايت قسط در قضاوت و داورى ، لازم و ضرورى است .
قضى بينهم بالقسط
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 54 - 11
11 - نبوّت ، فهم ، منصب قضاوت و لزوم اطاعت مردم ، داده هاى خداوند به خاندان ابراهيم ( ع )
فقد اتينا ال ابرهيم الكتب و الحكمة و اتيناهم ملكاً عظيماً
امام صادق (ع) در پاسخ سؤال از آيه فوق درباره «الكتاب» فرمود: النّبوة، و درباره «الحكمة» فرمود: الفهم و القضاء، و درباره «ملكاً عظيماً» فرمود: الطّاعة.
كافى، ج 1، ص 206، ح 3 ; نورالثقلين، ج 1، ص 491، ح 303 ; تفسير عياشى، ج 1، ص 248، ح 160.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 58 - 16
16 - خداوند ، شنواى احكام صادره از سوى قاضيان و حاكمان
و اذا حكمتم بين النّاس ان تحكموا بالعدل . .. انّ اللّه كان سميعاً بصيراً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 44 - 13،14،49
13 - قضاوت ، مسؤوليت عالمان به كتب آسمانى
يحكم بها . .. و الربنيون و الاحبار بما استحفظوا من كتب اللّه
14 - احياى كتب آسمانى و حراست آنها از تبديل و تحريف ، در گرو حكم و قضاوت بر اساس آنهاست .
يحكم بها النبيون . .. و الربنيون و الاحبار بما استحفظوا من كتب اللّه
«باء» در «بما استحفظوا» سببيه است و بيانگر اين است كه چون مسؤوليت حراست از كتب آسمانى بر عهده آنهاست، بايد بر اساس آن حكم كنند. يعنى حراست از كتب آسمانى در گرو اين است كه احكام آن در جامعه پياده شود.
49 - خوددارى از قضاوت بر اساس احكام الهى ، كفر است .
و من لم يحكم بما أنزل اللّه فأولئك هم الكفرون
جمله «و من لم يحكم . ..» داراى دو مصداق است: يكى حكم كردن بر اساس احكام غير الهى و دوم خوددارى از قضاوت بر اساس احكام الهى در عين وجود شرايط آن، برداشت فوق ناظر به مصداق دوم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 24 - 23
23 - اهميت حقوق مردم و خطير بودن مسؤوليت داورى ميان آنان
فاستغفر ربّه و خرّ راكعًا و أناب
استغفار، سجده و انابه داوود(ع) به درگاه الهى، پس از گمان به رخ دادن يك خطا در داورى ميان دو گروه متخاصم (خطايى كه مسلّماً در نتيجه حكم هيچ تأثيرى نداشت) مى تواند گوياى برداشت ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - تين - 95 - 8 - 1،3،6
1 - قضاوت خداوند ، از حكم تمامى داوران برتر ، نافذتر و متقن تر است .
أليس اللّه بأحكم الحكمين
قاضى، در صورتى از قضاوت كنندگان ديگر حاكم تر خواهد بود كه حكم او نافذتر باشد و از آن جا كه اشتقاق «أحكم»، ممكن است از ريشه «حَكْم» باشد كه قاموس آن را به معناى اتقان مى داند، خداوند در اين آيه به متقن ترين داوران توصيف شده است.
3 - برترى قضاوت خداوند بر داورى ديگران و حكمت آميز بودن آن ، حقيقتى روشن و غير قابل انكار است .
أليس اللّه بأحكم الحكمين
همزه استفهام در «أليس»، براى تقرير و بيانگر وضوح مفاد آيه است.
6 - سرآمدبودن داورى هاى خداوند و حكيمانه بودن آن ، دليل ضرورى بودن ارشاد هاى دينى است .
فما يكذّبك بعد بالدين . أليس اللّه بأحكم الحكمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 21 - 3
3 - ماجراى گروه شكايت كننده و متخاصم در نزد داوود ( ع ) ، داستانى مهم ، سازنده و مفيد
و هل أتيك نبؤا الخصم
«نبأ» به خبر مهم و مفيد و سازنده مى گويند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 87 - 7،11
7 - باور به داورى برتر خدا مايه صبر مؤمنان در برابر كفرپيشگان حق ستيز
فاصبروا حتى يحكم اللّه بيننا و هو خير الحكمين
هدف شعيب(ع) از بيان داورى برتر خدا پس از دعوت مؤمنان به صبر تا فرارسيدن قضاوت الهى، ايجاد زمينه صبر در آنان بود.
11 - كافران قوم شعيب ، به خدا و داورى او و يارى رسانيش به حقپويان معتقد بودند .
فاصبروا حتى يحكم اللّه بيننا و هو خير الحكمين
چنانچه خطاب در «فاصبروا» متوجه كافران نيز باشد، دعوت شعيب از آنان به صبر تا داورى خدا، بيانگر اين نكته است كه منكران رسالت او معتقد به خداوند بوده اند. تصريح به «بالذى ارسلت به» پس از «ءامنوا» اين معنا را تأييد مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 20 - 7
7 - حق شنوى ، بصيرت و آگاهى همه جانبه از موضوع مورد داورى ، از شرايط داورى به حق
واللّه يقضى بالحقّ . .. إنّ اللّه هو السميع البصير
برخى از مفسران برآنند كه يادآورى سميع و بصيربودن خداوند در داورى، مى تواند اشاره به مطلب بالا باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قلم - 68 - 36 - 2
2 - قضاوت كافران درباره اسلام و مسلمانان ، قضاوتى بى اساس و بدون پايه عقلانى و منطقى است .
ما لكم كيف تحكمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - تين - 95 - 8 - 4،8
4 - جزا دادن به اعمال ، كارى بس حكيمانه و لازمه بى نظير بودن قضاوت هاى خداوند است .
فما يكذّبك بعد بالدين . أليس اللّه بأحكم الحكمين
برداشت ياد شده، ناظر به ارتباط اين آيه با آيه قبل است كه در آن، كلمه «دين» آمده بود، راغب در «مفردات» مى گويد: كلمه «دين» در مورد «طاعت» و «جزا» گفته مى شود و در معناى «شريعت» نيز به صورت استعاره به كار مى رود.
8 - داورى بى نظير خداوند ، پشتوانه اجر بى پايان مؤمنان شايسته كردار
فلهم أجر غير ممنون . .. أليس اللّه بأحكم الحكمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 17 - 8
8 - تأخير در داورى و كيفر و پاداش ، كارى ظالمانه و به دور از عدالت است .
لا ظلم اليوم إنّ اللّه سريع الحساب
برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه جمله «إنّ اللّه سريع الحساب» در مقام تعليل براى «لاظلم اليوم» مى باشد; يعنى، در محكمه عدل الهى به كسى ستم نمى شود; چون خداوند با سرعت به حساب بندگانش رسيدگى خواهد كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 44 - 23
23 - ترس از مردم در قضاوت بر اساس كتاب هاى آسمانى ، ناروا و مورد نهى خداوند
يحكم بها . .. فلاتخشوا الناس
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 32 - 6
6 - لزوم تأمل و تفكر در سخنان ، به هنگام شنيدن آن و اجتناب از داورى شتابزده درباره آن
و كذّب بالصدق إذ جاءه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 44 - 48
48 - كناره گيرى از داورى بر پايه احكام الهى ، مهمل گذاردن فلسفه نزول آن احكام
و من لم يحكم بما أنزل اللّه فأولئك هم الكفرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 45 - 21،23
21 - كناره گيرى از داورى بر پايه احكام الهى ، مهمل گذاردن فلسفه نزول آن احكام
و من لم يحكم بما أنزل اللّه فأولئك هم الظلمون
23 - ستم پيشگى برخى از عالمان و سران يهود عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به دليل خوددارى آنان از قضاوت بر اساس تورات
فأولئك هم الظلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 47 - 10،12
10 - خوددارى از قضاوت بر اساس احكام و قوانين الهى ، فسق است . *
و من لم يحكم بما أنزل اللّه فأولئك هم الفسقون
جمله «و من لم يحكم . ..» داراى دو مصداق است: يكى حكم كردن بر اساس احكام غير الهى و ديگرى خوددارى از حكم كردن و قضاوت نمودن بر پايه مقررات الهى. برداشت فوق ناظر به مصداق دوم است.
12 - كناره گيرى از داورى بر پايه احكام الهى ، مهمل گذاردن فلسفه نزول آن احكام
و من لم يحكم بما أنزل اللّه فأولئك هم الفسقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 49 - 20
20 - لزوم داورى بر اساس احكام الهى ، حتى با احتمال سرپيچى مردمان از پذيرش آن
و إن احكم . .. فان تولوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 21 - 1
1 - تشويق پيامبر (صلی الله علیه و آله) از سوى خداوند ، به مطالعه در ماجراى گروه متخاصم و شاكى در نزد داوود ( ع )
و هل أتيك نبؤا الخصم
استفهام در «هل أتاك. ..» براى تحريض و تشويق مخاطب است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 32 - 6
6 - لزوم تأمل و تفكر در سخنان ، به هنگام شنيدن آن و اجتناب از داورى شتابزده درباره آن
و كذّب بالصدق إذ جاءه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 24 - 24
24 - لزوم توبه و بازگشت سريع از خطا هنگام رخ دادن كمترين اشتباه در داورى
فاستغفر ربّه و خرّ راكعًا و أناب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 28 - 4
4 - داورى قطعى خدا در قيامت ، عليه طرف تخلف كننده از قرارداد
و اللّه على ما نقول وكيل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 12 - 8
8 - حكم خداوند به عذاب مشركان و كافران حق ناپذير ، قطعى و قابل نقض و تغيير نيست .
فالحكم للّه العلىّ الكبير
آمدن دو صفت «علىّ» و «كبير» براى خداوند (پس از ذكر حكم الهى درباره كافران و مشركان) مى تواند گوياى مطلب ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 29 - 2،3
2- تلاش محكومان دادگاه قيامت براى تغيير حكم الهى ، تلاشى بى فرجام
ما يبدّل القول لدىّ
در آيات پيشين، حكم مجرمان با فرمان «ألقيا فى جهنّم . ..» از سوى خداوند صادر مى گردد. مجرمان با جدال و تخاصم، درصدد تبرئه خويش برمى آيند تا مگر حكم الهى را در حق خود تغيير دهند; ولى «ما يبدّل القول...» بى فرجام بودن تلاش آنان را مى رساند.
3- حكم خداوند در قيامت عليه مجريان ، حكمى قطعى و به دور از هر گونه بازنگرى
ما يبدّل القول لدىّ
تعبير «لدىّ» مشعر به اين معنا است كه چون حكم از سوى خداوندى صادر شده - كه پيشينه خلق را به خوبى مى داند و بر ايشان اتمام حجت كرده است و گواهان به گواهى نشسته اند - مجال خدشه در آن نخواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 78 - 10
10 - داورى خداوند ، بر اساس حق است .
فإذا جاء أمر اللّه قضى بالحقّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 20 - 7
7 - حق شنوى ، بصيرت و آگاهى همه جانبه از موضوع مورد داورى ، از شرايط داورى به حق
واللّه يقضى بالحقّ . .. إنّ اللّه هو السميع البصير
برخى از مفسران برآنند كه يادآورى سميع و بصيربودن خداوند در داورى، مى تواند اشاره به مطلب بالا باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 112 - 2،4
2- داورى هاى خدا ، بر اساس و محور حق است .
ربّ احكم بالحقّ
برداشت ياد شده بنابراين است كه اين است كه قيد «بالحقّ» توضيحى باشد.
4- داورى عادلانه و برحق خداوند ، از شؤون ربوبيت او است .
ربّ احكم بالحقّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 78 - 6
6 - قضاوت و داورى خدا درباره كافران و حق ستيزان ، متكى بر موازين حق و عدل و به دور از كمترين سستى و كاستى
إنّ ربّك يقضى بينهم بحكمه
با اين كه واژه «يقضى» معناى حكم و داورى را مى رساند، آمدن قيد «بحكمه» نشانگر اين حقيقت است كه قضاوت الهى مخصوص به او است به گونه اى كه كمترين خلل در آن راه ندارد و بر موازين عدل و حق استوار است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 26 - 3،5
3 - داورى خداوند بين پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مشركان ، بر اساس حق است .
ثمّ يفتح بيننا بالحقّ
5 - ملاك و معيار داورى در نزد خداوند ، حق است .
ثمّ يفتح بيننا بالحقّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 20 - 1
1 - داورى خداوند ، بر اساس حق است .
و اللّه يقضى بالحقّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 78 - 11
11 - حكم خداوند به عذاب كافران در دنيا ، مطابق حق است .
فإذا جاء أمر اللّه قضى بالحقّ
برداشت ياد شده بر اين احتمال است كه مقصود از «أمر اللّه» عذاب دنيوى (استيصال) باشد; چنان كه موارد بسيارى در قرآن به همين معنا آمده است; مانند عذاب طوفان نوح كه از آن چنين ياد شده است: «قال لاعاصم اليوم من أمر اللّه . ..»، (هود، آيه 43).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - تين - 95 - 8 - 2
2 - قضاوت هاى خداوند ، حكيمانه ترين قضاوت ها و موافق ترين آنها با حقيقت است .
أليس اللّه بأحكم الحكمين
اسم تفضيل «أحكم»، ممكن است از «حُكم» به معناى قضاوت باشد; يعنى، «أقضى» و نيز مى تواند از «حكمة» گرفته شده باشد; يعنى، حكيم تر. در برداشت ياد شده، معناى دوم مورد نظر است; گرچه «حاكمين» بر معناى «قضاوت كنندگان» تطبيق يافته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 49 - 5
5 - داورى پيامبر (صلی الله علیه و آله) بر اساس حق بود .
و إذا دعوا إلى اللّه و رسوله ليحكم بينهم . .. و إن يكن لهم الحقّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - تين - 95 - 8 - 2،3،5،4،6
2 - قضاوت هاى خداوند ، حكيمانه ترين قضاوت ها و موافق ترين آنها با حقيقت است .
أليس اللّه بأحكم الحكمين
اسم تفضيل «أحكم»، ممكن است از «حُكم» به معناى قضاوت باشد; يعنى، «أقضى» و نيز مى تواند از «حكمة» گرفته شده باشد; يعنى، حكيم تر. در برداشت ياد شده، معناى دوم مورد نظر است; گرچه «حاكمين» بر معناى «قضاوت كنندگان» تطبيق يافته است.
3 - برترى قضاوت خداوند بر داورى ديگران و حكمت آميز بودن آن ، حقيقتى روشن و غير قابل انكار است .
أليس اللّه بأحكم الحكمين
همزه استفهام در «أليس»، براى تقرير و بيانگر وضوح مفاد آيه است.
5 - توجّه به حكمت برتر خداوند ، زمينه ساز پذيرش معاد
فما يكذّبك بعد بالدين . أليس اللّه بأحكم الحكمين
4 - جزا دادن به اعمال ، كارى بس حكيمانه و لازمه بى نظير بودن قضاوت هاى خداوند است .
فما يكذّبك بعد بالدين . أليس اللّه بأحكم الحكمين
برداشت ياد شده، ناظر به ارتباط اين آيه با آيه قبل است كه در آن، كلمه «دين» آمده بود، راغب در «مفردات» مى گويد: كلمه «دين» در مورد «طاعت» و «جزا» گفته مى شود و در معناى «شريعت» نيز به صورت استعاره به كار مى رود.
6 - سرآمدبودن داورى هاى خداوند و حكيمانه بودن آن ، دليل ضرورى بودن ارشاد هاى دينى است .
فما يكذّبك بعد بالدين . أليس اللّه بأحكم الحكمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 78 - 8
8 - عدم دخالت غيرخدا ، در قضاوت ها و داورى هاى او
إنّ ربّك يقضى بينهم بحكمه
قيد «بحكمه» مى تواند از نظر معنا تأكيدى بر عدم دخالت غيرخدا در قضاوت هاى او باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 89 - 25
25 - شعيب ( ع ) پس از يأس از ايمان مردم كفرپيشه با دعا به درگاه خداوند از وى خواست تا بين او و كفرپيشگان قضاوت كند .
ربنا افتح بيننا و بين قومنا بالحق و أنت خير الفتحين
از معانى كلمه «فتح» داورى كردن و قضاوت نمودن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 112 - 1
1- درخواست پيامبر (صلی الله علیه و آله) از پروردگار در باره داورى به حق ، بين خود و مشركان و كافران حق ناپذير
قل ربّ احكم بالحقّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 118 - 1
1 - نوح ( ع ) خواستار داورى و فيصله دادن به نزاع ميان خود و قوم تكذيب گرش از درگاه خداوند
قال ربّ إنّ قومى كذّبون . .. فافتح بينى و بينهم فتحًا
«فتح» (مصدر «افتح») معادل «فُتاحة» و به معناى حكم كردن و فيصله دادن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 37 - 2
2 - موسى ( ع ) ، داورى ميان خود و فرعونيان را به خداوند حواله كرد .
و قال موسى ربّى أعلم
وقتى موسى(ع) با ارائه معجزات روشن و غير قابل انكار، با تكذيب فرعونيان روبه رو شد; چاره اى نديد جز اين كه خدا را به داورى ميان خود و آنان بخواند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 22 - 8
8 - توصيه شاكيان و نزاع كنندگان به داوران ، مبنى بر رعايت حق و عدل در داورى ، امرى بايسته و سزاوار
فاحكم بيننا بالحقّ و لاتشطط
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 48 - 1
1 - دسته اى از منافقان صدراسلام ، هنگام فراخوانده شدن براى داورى رسول خدا (صلی الله علیه و آله) ميان آنان ، از پذيرش آن خوددارى مى كردند .
و إذا دعوا إلى اللّه و رسوله ليحكم بينهم إذا فريق منهم معرضون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 20 - 6
6 - شنوايى و بينايى مطلق خداوند ، دليل به حق بودن داورى او در ميان بندگانش
و اللّه يقضى بالحقّ . .. إنّ اللّه هو السميع البصير
برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه جمله «إنّ اللّه هو السميع البصير»، در مقام تعليل براى جمله « واللّه يقضى بالحقّ» مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 112 - 10
10- توجه به قضاوت و داورى خداوند در قيامت و باور به پاداش و مجازات در آن سرا ، آدمى را به استقامت در راه دين وامى دارد .
لقضى بينهم . .. إنّ كلاًّ لما ليوفينّهم أعملهم ... فاستقم كما أُمرت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 61 - 3،7
3 - نپذيرفتن پيامبر (صلی الله علیه و آله) به عنوان حاكم و داور ، نشانه نفاق است .
و اذا قيل لهم تعالوا الى ما انزل اللّه و الى الرّسول رايت المنافقين يصدّون عنك ص
7 - نفاق ، ريشه نپذيرفتن حاكميت قضايى پيامبر (صلی الله علیه و آله)
تعالوا . .. رايت المنافقين يصدّون عنك صدوداً
كلمه «المنافقين» در آيه، اشاره به ريشه اعمال اعراض كنندگان دارد. يعنى نفاق منافقان، عامل گريز آنان از حاكميت پيامبر (صلی الله علیه و آله) است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 65 - 1،13
1 - تأكيد و سوگند خداوند بر بى ايمانى كسانى كه حاكميّت پيامبر (صلی الله علیه و آله) را در اختلافات نپذيرند .
فلا و ربّك لا يؤمنون حتّى يحكّموك فيما شجر بينهم
13 - تسليم نبودن در برابر احكام قضايى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، نشانه بى ايمانى است .
فلا و ربّك لا يؤمنون حتّى يحكّموك . .. و يسلّموا تسليماً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 43 - 8،10
8 - گروهى از يهوديان ، بى اعتنا به حكم خدا در تورات و رويگردان از حكم پيامبر (صلی الله علیه و آله) پس از مراجعه به آن حضرت
و كيف يحكمونك و عندهم التورية فيها حكم اللّه ثم يتولون من بعد ذلك
10 - يهوديان اعراض كننده از حكم رسول خدا (صلی الله علیه و آله) ، مردمى بى ايمان
ثم يتولون من بعد ذلك و ما أولئك بالمؤمنين
برداشت فوق بر اين مبناست كه «ذلك» اشاره باشد به حكم رسول خدا كه از «يحكمونك» به دست مى آيد. گفتنى است كه بر اين مبنا، «يتولون» عطف بر «يحكمونك» مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 44 - 3
3 - داورى مشركان صدراسلام ، سطحى و براساس ملاك هاى مادى و غفلت آنان از معادلات فرا مادى بود .
أم يقولون نحن جميع منتصر
اتكاى مشركان بر جميعت خويش، نشانه سطحى نگرى آنان در محاسبات است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 110 - 5
5- اختلاف انسان ها در پذيرش و عدم پذيرش كتاب هاى آسمانى ، مقتضى داورى خداوند ميان آنان و زمينه ساز پيامد هاى آن داورى ( پاداش و كيفر ) است .
فاختلف فيه و لولا كلمة سبقت من ربك لقضى بينهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 37 - 3
3 - ربوبيت خدا ، مقتضى داورى ميان پيامبران و تكذيبگران رسالت ايشان
و قال موسى ربّى أعلم بمن جاء بالهدى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 6 - 7
7 - لازمه علم و آگاهى ، قضاوت صحيح و واقع بينانه درباره تعاليم نازل شده از جانب خداوند است .
و يرى الذين أُوتوا العلم الذى أُنزل إليك من ربّك هو الحقّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 136 - 11
11 - داورى و سخن گفتن درباره خداوند، آنگاه كه مبتنى بر حدس و گمان باشد، كارى نكوهيده است.
و جعلوالله . .. ساء ما يحكمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 62 - 9
9 - سرعت در حسابرسى و قضاوت و حكم، معيارى مهم و اساسى در نظام قضائى شايسته
ألا له الحكم و هو أسرع الحسبين
بيان سرعت حسابرسى به عنوان يكى از ويژگيهاى مهم در حكم و قضاوت خداوند، گوياى رجحان و مزيت قضاوت و حكمى است كه سرعت هر چه بيشتر و بدون فوت وقت انجام پذيرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 49 - 1
1 - منافقان صدراسلام ، تنها در صورتى كه داورى پيامبر (صلی الله علیه و آله) به نفع آنان بود ، به آن تن مى دادند .
و إن يكن لهم الحقّ يأتوا إليه مذعنين
«اذعان» به معناى «انقياد» و «مذعنين» به معناى «منقادين» (فرمان برداران و اطاعت كنندگان) است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 59 - 19
19 - عدم صلاحيت دادگاههايى كه در آن بر اساس قانونى غير از قوانين اسلام ( قرآن و سنت ) حكم مى شود .
فان تنازعتم فى شىء فردّوه الى اللّه و الرّسول ان كنتم تؤمنون باللّه و اليوم الاخ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 44 - 45،47
45 - نفوذ و اعتبار قوانين و داورى ها ، در گرو پى ريزى آنها بر پايه مقررات الهى
و من لم يحكم بما أنزل اللّه فأولئك هم الكفرون
لازمه وجوب داورى و قانونگذارى بر اساس احكام الهى، بى اعتبار دانستن احكامى است كه بر پايه احكامى غير الهى بنا شده باشد.
47 - آگاهى به احكام و مقررات الهى ، معيار صلاحيت داوران و حاكمان
و من لم يحكم بما أنزل اللّه فأولئك هم الكفرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 45 - 18
18 - نفوذ و اعتبار قوانين و داورى ها ، در گرو پى ريزى آنها بر پايه مقررات الهى
و من لم يحكم بما أنزل اللّه فأولئك هم الظلمون
لازمه وجوب داورى و قانونگذارى بر اساس احكام الهى، بى اعتبار دانستن احكامى است كه بر پايه احكامى غير الهى بنا شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 48 - 18،19
18 - لزوم پايبندى به حق در حكم و داورى و پرهيز از تمايلات نفسانى افراد
فاحكم بينهم بما أنزل اللّه و لاتتبع اهواءهم عما جاءك من الحق
19 - قضاوت بر اساس احكام الهى در گرو پرهيز از تمايلات و هوا هاى نفسانى منحرفان
فاحكم بينهم بما أنزل اللّه و لاتتبع اهواءهم
نهى «لاتتبع» پس از «فاحكم» براى تفهيم اين معناست كه در صورت تبعيت از خواسته ديگران، قضاوت بر اساس احكام الهى ميسر نيست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 49 - 5،6
5 - خداوند ، بر حذر دارنده پيامبر (صلی الله علیه و آله) از پيروى تمايلات نفسانى اهل كتاب در قضاوت
و لاتتبع اهواءهم
6 - حرمت پيروى و تأثيرپذيرى از تمايلات نفسانى ديگران در حكم و قضاوت
و إن احكم بينهم بما أنزل اللّه و لاتتبع اهواءهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 47 - 10
10 - رعايت قسط در قضاوت و داورى ، لازم و ضرورى است .
قضى بينهم بالقسط
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 70 - 8
8- توقف داورى صحيح و تعيين مراتب و درجات ، بر آگاهى كامل
ثمّ لنحن أعلم بالذين هم أولى بها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 79 - 5
5- عهده دار شدن منصب قضا ، نيازمند برخوردارى از صلاحيت علمى است .
و كلاًّ ءاتينا حكمًا و علمًا
اعطاى علم پس از منصب قضاوت، مى تواند گوياى اين حقيقت باشد كه قضاوت بايد همراه با علم باشد; هر چند «علم» در آيه شريفه داراى معناى عام بوده و منحصر به علم قضا نيست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 17 - 9
9 - قضاوت و داورى ، نيازمند به آگاهى و اطلاعات كافى است .
إنّ اللّه يفصل بينهم . .. إنّ اللّه على كلّ شىء شهيد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 78 - 9
9 - قدرت اجرايى و آگاهى عميق به جوانب امر ، دو پايه اصلى در كار قضاوت و داورى
إنّ ربّك يقضى . .. و هو العزيز العليم
از اين كه خداوند پس از بيان قضاوت گرى خويش، دو وصف «عزيز» و «عليم» را براى خود بيان كرده است، مى توان مطلب فوق را استفاده كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 86 - 15
15 - لزوم پرهيز از داورى در مسائل ، در صورت ابهام و فقدان برهان علمى براى انسان ( در جهت رد يا اثبات آن ) *
أكذّبتم بايتى و لم تحيطوا بها علمًا. .. ألم يروا أنّا جعلنا الّيل ليسكنوا فيه
تذكر خداوند به لزوم ساكن شدن انسان به هنگام تيرگى شب، پس از يادآورى محاكمه كافران به خاطر تكذيب جاهلانه آيات او، مى تواند بيانگر ارتباطى باشد ميان حركت نكردن انسان در شب و لزوم توقف و داورى نكردن در مسائلى كه دليل روشنى براى آن ندارد. گفتنى است كه نكته ياد شده برگرفته از تفسير الميزان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 20 - 7
7 - حق شنوى ، بصيرت و آگاهى همه جانبه از موضوع مورد داورى ، از شرايط داورى به حق
واللّه يقضى بالحقّ . .. إنّ اللّه هو السميع البصير
برخى از مفسران برآنند كه يادآورى سميع و بصيربودن خداوند در داورى، مى تواند اشاره به مطلب بالا باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - تين - 95 - 8 - 4
4 - جزا دادن به اعمال ، كارى بس حكيمانه و لازمه بى نظير بودن قضاوت هاى خداوند است .
فما يكذّبك بعد بالدين . أليس اللّه بأحكم الحكمين
برداشت ياد شده، ناظر به ارتباط اين آيه با آيه قبل است كه در آن، كلمه «دين» آمده بود، راغب در «مفردات» مى گويد: كلمه
«دين» در مورد «طاعت» و «جزا» گفته مى شود و در معناى «شريعت» نيز به صورت استعاره به كار مى رود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 50 - 5
5 - منافقان صدراسلام ، نسبت به عادلانه بودن احكام الهى و داورى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در شك و ترديد به سر مى بردند .
أم يخافون أن يحيف اللّه عليهم و رسوله
برداشت ياد شده مبتنى بر اين نكته است كه «بل» در «بل أُولئك. ..» براى اضراب انتقالى باشد نه ابطالى.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 154 - 1،2
1 - داورى و ديدگاه مشركان درباره خداوند ، بى اساس و شگفت آور است .
أصطفى البنات على البنين . ما لكم كيف تحكمون
استفهام در آيه شريفه، از نوع استفهام انكارى و تعجبى است.
2 - انتساب برگزيدن دختر به خداوند - به جاى پسر- داورى ناشايست و شگفت آور
أصطفى البنات على البنين . ما لكم كيف تحكمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 58 - 7،17
7 - يهود ، خائن به امانت ها و داورانى ستمگر
يقولون . .. هؤلاء اهدى من الذين امنوا ... اذا حكمتم بين النّاس ان تحكموا بالعدل
جمله «ان تحكموا بالعدل» مى تواند اشاره باشد به حكومت و قضاوت ناعادلانه يهود درباره مؤمنان ; آنگاه كه راه مشركان را به صواب نزديكتر معرفى كردند.
17 - هشدار خداوند به خيانتكاران در امانت و ستمگران در قضاوت
انّ اللّه . .. انّ اللّه كان سميعاً بصيراً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 136 - 11
11 - داورى و سخن گفتن درباره خداوند، آنگاه كه مبتنى بر حدس و گمان باشد، كارى نكوهيده است.
و جعلوالله . .. ساء ما يحكمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - حجرات - 49 - 12 - 6
6 - كافى نبودن گمان ، براى متهم ساختن انسان مؤمن و داورى عليه او
اجتنبوا كثيرًا من الظنّ إنّ بعض الظنّ إثم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 45 - 6
6- حكم و قضاوت خداوند ، متقن ترين و عادلانه ترين حكم ها و قضاوتهاست .
و أنت أحكم الحكمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 21 - 2
2 - ماجراى گروه شكايت كننده و متخاصم در نزد داوود ( ع ) ، درس آموز براى پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله)
و هل أتيك نبؤا الخصم
از تشويق شدن پيامبر(صلی الله علیه و آله) به مطالعه در اين ماجرا، برداشت ياد شده استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 58 - 4،5،8،9،10،11
4 - وجوب مراعات عدالت و قضاوت
انّ اللّه يأمركم . .. و اذا حكمتم بين النّاس ان تحكموا بالعدل
5 - اهميّت خاص عدل و داد در قضاوت ها و داوريها
انّ اللّه يأمركم . .. و اذا حكمتم بين النّاس ان تحكموا بالعدل
8 - مراعات عدل و داد در قضاوت ، حق تمامى انسانها
و اذا حكمتم بين النّاس ان تحكموا بالعدل
9 - لزوم تشكيل حكومت و برقرارى نظام قضايى عادلانه در جامعه اسلامى *
انّ اللّه يأمركم ان تؤدّوا الامانات الى اهلها و اذا حكمتم بين النّاس ان تحكموا ب
لازمه اداى امانت به اهلش و سپردن مسؤوليتها به افراد لايق و قضاوت عادلانه در ميان مردم، وجود تشكيلات حكومتى و قضايى ميان مردم است.
10 - اداى امانت به صاحبان آن و رعايت عدالت در قضاوت ، از مصاديق اعمال صالح
و الذين امنوا و عملوا الصالحات . .. انّ اللّه يأمركم ان تؤدّوا الامانات الى اهله
ظاهراً جمله «انّ اللّه» پس از جمله «عملوا الصالحات»، اشاره به برخى از مصاديق اعمال صالح دارد كه همان اداى امانت و قضاوت عادلانه مى باشد.
11 - فرمان به اداى امانت به اهل آن و قضاوت عادلانه ، از مواعظ بسيار نيكوى الهى به مردم
انّ اللّه يأمركم . .. انّ اللّه نعمّا يعظكم به
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 105 - 8
8 - برقرارى نظام قضايى عادلانه و برحق در جامعه بشرى ، از اهداف نزول قرآن
إنّا انزلنا إليك الكتب بالحق لتحكم بين الناس
توصيف قرآن به حق بودن، بيانگر اين است كه قضاوت نيز، كه از اهداف نزول قرآن است، همواره قرين حق و عادلانه خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 152 - 13
13 - انسان بايد به هنگام سخن گفتن (شهادت دادن، داورى كردن و . ..) به عدالت سخن گويد.
و إذا قلتم فاعدلوا
جمله «و لو كان ذاقربى» مى تواند بيانگر اين باشد كه مراد از سخن در اينجا سخنى است كه زمينه نفع و ضرر را براى خود و يا ديگران در بر داشته باشد; مانند شهادت، داورى و . .. .
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 181 - 5
5 - بايد گروهى از انسان ها و جنيان عهده دار هدايت همنوعان خويش باشند و به عدالت در ميان آنان داورى كنند .
و ممن خلقنا أمة يهدون بالحق و به يعدلون
برداشت فوق بر اين اساس است كه جمله هاى «يهدون» و «يعدلون» به صورت انشا ايراد شده باشد. بر اين مبنا آيه شريفه حاوى دستورى است به انسانها و جنيان كه گروهى از آنان بايد عهده دار هدايتگرى و عدالت گسترى باشند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 26 - 9
9- داور ماجراى يوسف ( ع ) و زليخا ، على رغم خويشى او با زليخا ، بى طرفى كامل را رعايت كرد ، و قضاوتى بر حق ارائه نمود .
و شهد شاهد من أهلها إن كان قميصه قُدّ من قُبل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 76 - 6
6- انتقاد از خود و انصاف در قضاوت نسبت به خويشتن و پذيرش مسؤوليت عملكرد خود ، از صفات ارزشمند و شايسته است .
إن سألتك عن شىء بعدها فلاتصحبنى قد بلغت من لدنّى عذرًا
موسى(ع) با وجود آن كه در مرحله قبل، عذر نسيان را مطرح كرد، ولى در اين مرحله، اولاً، مسؤوليت عمل خود را بر عهده گرفت و ثانياً، در مورد خود، رأيى منصفانه صادر كرد و خضر(ع) را در جدا شدن از او، محق دانست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 50 - 9
9 - خدا و رسول او ، در داورى و حكمشان به احدى ، حتى منافقان ، ستم روا نمى دارند .
أم يخافون أن يحيف اللّه عليهم و رسوله بل أُولئك هم الظلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 46 - 14
14 - قدرت و علم همه جانبه خداوند ، پشتوانه داورى عادلانه او در ميان بندگان
قل اللّهمّ فاطر السموت . .. علم الغيب و الشهدة أنت تحكم
ذكر داورى خداوند، پس از ياد كردن از خالقيت و علم همه جانبه او، مى تواند گوياى مطلب ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 75 - 7
7 - داورى ميان مردم در قيامت ، بر پايه حق و عادلانه خواهد بود .
و قضى بينهم بالحقّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 69 - 12
12 - داورى ميان مردم در قيامت ، عادلانه بوده و به كسى ستم نخواهد شد .
و هم لايظلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 110 - 6،7
6- خداوند ، حيات دنيا را عرصه داورى خويش ميان گروندگان به كتاب هاى آسمانى و منكران آنها ، قرار نداده است .
لولا كلمة سبقت من ربك لقضى بينهم
مراد از «كلمة» امرى است كه خداوند مقدر كرده و آن بقاى انسانها و سپرى كردن حيات دنيوى است. آياتى نظير «و لكم فى الأرض مستقر و متاع إلى حين; شما انسانها تا مدتى (تا سپرى شدن حيات دنيا) در زمين مستقر خواهيد بود و از اسباب معيشت بهره خواهيد برد. بقرة/36.» گوياى آن تقدير و كلمه است.
7- امتناع خداوند از داورى ميان حق و باطل در عرصه حيات دنيوى ، بر اساس تقديرى است كه خود مقرر كرده است .
لولا كلمة سبقت من ربك لقضى بينهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 14 - 14
14 - برانگيختن عقل و وجدان به داورى، از روشهاى قرآن در احتجاج
قل أغير اللّه أتّخد وليا فاطر السموت و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 80 - 13
13- لاوى به خداوند و برترى او در حكم و قضاوت معتقد بود .
قال . .. أو يحكم الله لى و هو خير الحكمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 109 - 7
7 - در دادگاه قيامت ، قضاوت بر اساس علم همه جانبه خداوند است و جايى براى وكيل مدافع نيست .
و كان اللّه بما يعملون محيطاً . .. فمن يجدل اللّه عنهم يوم القيمة ام من يكون علي
«وكيل» به كسى گفته مى شود كه كارهاى ديگرى را بر عهده مى گيرد و امور وى را تدبير مى كند و مراد از آن در آيه وكالت در دفاع خواهد بود كه از آن به وكيل مدافع تعبير مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 79 - 5
5- عهده دار شدن منصب قضا ، نيازمند برخوردارى از صلاحيت علمى است .
و كلاًّ ءاتينا حكمًا و علمًا
اعطاى علم پس از منصب قضاوت، مى تواند گوياى اين حقيقت باشد كه قضاوت بايد همراه با علم باشد; هر چند «علم» در آيه شريفه داراى معناى عام بوده و منحصر به علم قضا نيست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 17 - 9
9 - قضاوت و داورى ، نيازمند به آگاهى و اطلاعات كافى است .
إنّ اللّه يفصل بينهم . .. إنّ اللّه على كلّ شىء شهيد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 78 - 9
9 - قدرت اجرايى و آگاهى عميق به جوانب امر ، دو پايه اصلى در كار قضاوت و داورى
إنّ ربّك يقضى . .. و هو العزيز العليم
از اين كه خداوند پس از بيان قضاوت گرى خويش، دو وصف «عزيز» و «عليم» را براى خود بيان كرده است، مى توان مطلب فوق را استفاده كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 86 - 15
15 - لزوم پرهيز از داورى در مسائل ، در صورت ابهام و فقدان برهان علمى براى انسان ( در جهت رد يا اثبات آن ) *
أكذّبتم بايتى و لم تحيطوا بها علمًا. .. ألم يروا أنّا جعلنا الّيل ليسكنوا فيه
تذكر خداوند به لزوم ساكن شدن انسان به هنگام تيرگى شب، پس از يادآورى محاكمه كافران به خاطر تكذيب جاهلانه آيات او، مى تواند بيانگر ارتباطى باشد ميان حركت نكردن انسان در شب و لزوم توقف و داورى نكردن در مسائلى كه دليل روشنى براى آن ندارد. گفتنى است كه نكته ياد شده برگرفته از تفسير الميزان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 45 - 21
21 - كناره گيرى از داورى بر پايه احكام الهى ، مهمل گذاردن فلسفه نزول آن احكام
و من لم يحكم بما أنزل اللّه فأولئك هم الظلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 14 - 12
12 - حكم و قضاوت الهى درباره انسان ها ، داراى ضابطه و قانون تعيين شده
و لولا كلمة سبقت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 51 - 4،9
4 - لبيك گفتن به دعوت خدا و رسول او و پذيرش بى چون و چراى داورى پيامبر (صلی الله علیه و آله) و رهبران الهى ، از نشانه هاى ايمان واقعى و اوصاف مؤمنان راستين
إنّما كان قول المؤمنين إذا دعوا إلى اللّه و رسوله ليحكم بينهم أن يقولوا سمعنا و
9 - مؤمنان راستين در همه حال ، پذيراى داورى پيامبر (صلی الله علیه و آله) و رهبران الهى اند ، هر چند نتيجه اين داورى بر ضرر آنان باشد .
و إن يكن لهم الحقّ يأتوا إليه مذعنين . .. ا…نّما كان قول المؤمنين إذا دعوا... أن
آيات پيشين، درباره اين مسأله بود كه منافقان، تنها آن گاه به حكم خدا و رسول او تن در مى دادند كه اين حكم، به نفع آنان باشد; ولى در آيه شريفه آمده است كه: مؤمنان بى چون و چرا به اين حكم گردن مى نهادند. بنابراين از مقابله ميان گروه منافقان و مؤمنان، مى توان برداشت فوق را به دست آورد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 65 - 14
14 - تسليم در برابر احكام و داورى هاى حاكمان حق ، از علايم ايمان است . *
فلا و ربّك لا يؤمنون حتّى يحكّموك . .. و يسلّموا تسليماً
چون امر قضاوت هميشگى و احكام قرآن جاودانى است و پيامبر (صلی الله علیه و آله) در همه ادوار حضور ندارد، بنابراين آيه مزبور شامل همه رهبران الهى و جانشينان بحق آن حضرت خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 60 - 17،21
17 - مراجعه به طاغوت ها براى داورى ، ايمان به آنان و تأييد ظلم و تجاوزگرى آنان است .
يريدون ان يتحاكموا الى الطّاغوت و قد امروا ان يكفروا به
21 - ارجاع داورى به طاغوت ، نشانه دروغگويى در ادّعاى ايمان
الم تر الى الّذين يزعمون انّهم امنوا
امام صادق (ع) فرمود: . .. اما علمت ان كل زعم فى القرآن كذبٌ.
كافى، ج 2، ص 342، ح 20 ; نورالثقلين، ج 1، ص 508، ح 362.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 62 - 12
12 - تظاهر منافقان به اينكه مراجعه آنان به طاغوت براى قضاوت ، از سر بى ايمانى به پيامبر (صلی الله علیه و آله) نبوده است .
يريدون ان يتحاكموا الى الطّاغوت . .. ان اردنا الّا احساناً و توفيقاً
مفهوم جمله «ان اردنا» اين است كه قصد ما اعراض از حكم پيامبر (صلی الله علیه و آله) نبوده است، بلكه مى خواستيم بين طرفين دعوا صلح دهيم و به آنان نيكى كرده باشيم.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 65 - 8
8 - پذيرش حاكميّت قضايى پيامبر (صلی الله علیه و آله) در مشاجرات و التزام قلبى به حكم آن حضرت ، از علايم ايمان
فلا و ربّك لا يؤمنون حتّى يحكّموك فيما شجر بينهم ثمّ لا يجدوا فى انفسهم حرجاً مم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 66 - 12
12 - ارجاع داورى به پيامبر ، خشنودى از حكم وى و تسليم كامل در برابر ايشان ، سعادت و ثبات ايمان را در پى خواهد داشت .
فلا و ربّك . .. و لو انّهم فعلوا ما يوعظون به لكان خيراً لهم و اشدّ تثبيتاً
بنابر اينكه «ما يوعظون» مطالب بيان شده در آيه قبل باشد و نه قتل و هجرت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 67 - 1
1 - ارجاع داورى به پيامبر (صلی الله علیه و آله) و دلتنگ نشدن از حكم و قضاوت وى ، در پى دارنده پاداش بزرگ خداوند
فلا و ربّك . .. اذاً لأَتيناهم من لدنّا اجراً عظيماً
برداشت فوق بر اين مبناست كه مراد از «ما يوعظون» همان مسائلى باشد كه در آيه 65 مطرح شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 68 - 2
2 - ارجاع داورى به پيامبر (صلی الله علیه و آله) و رضايت از حكم وى و تسليم او بودن ، از عوامل هدايت و دستيابى به صراط مستقيم است .
حتى يحكّموك . .. و لو انّهم فعلوا ما يوعظون به ... و لهديناهم صراطا مستقيما
بنابر اينكه مراد از «ما يوعظون به . .. »، همان مسائلى باشد كه در آيه 65 مطرح شده است; يعنى پذيرش حاكميت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و...
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 115 - 7
7 - پذيرش احكام قضايى پيامبر (صلی الله علیه و آله) و همسويى با مؤمنان ، شرط نجات از عذاب دوزخ
و من يشاقق الرسول من بعد ما تبيّن له الهدى و يتبع غير سبيل المؤمنين
با توجه به آيات قبل، مخالفت و موافقت با احكام قضايى پيامبر(صلی الله علیه و آله)، از مصاديق مورد نظر در آيه شريفه است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 49 - 18
18 - رهايى از كيفر گناهان ، در گرو پذيرش احكام الهى و قضاوت هاى پيامبر (صلی الله علیه و آله)
فان تولوا فاعلم انما يريداللّه ان يصيبهم ببعض ذنوبهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 51 - 1،3،4،9
1 - « حرف شنوا و مطيع هستيم » ، تنها سخن هميشگى مؤمنان راستين در برابر فرا خوانده شدن آنان به پذيرش حكم خدا و داورى پيامبر (صلی الله علیه و آله)
إنّما كان قول المؤمنين إذا دعوا إلى اللّه و رسوله ليحكم بينهم أن يقولوا سمعنا و
فعل مضارع «يقولوا» همراه با فعل «كان» بر استمرار و كلمه «إنّما» - كه اصطلاحاً آن را قصر افرادى مى گويند - بر حصر دلالت مى كند.
3 - مؤمنان راستين ، پذيراى بى چون و چراى داورى پيامبر (صلی الله علیه و آله) هستند .
إنّما كان قول المؤمنين إذا دعوا إلى اللّه و رسوله ليحكم بينهم أن يقولوا سمعنا و
4 - لبيك گفتن به دعوت خدا و رسول او و پذيرش بى چون و چراى داورى پيامبر (صلی الله علیه و آله) و رهبران الهى ، از نشانه هاى ايمان واقعى و اوصاف مؤمنان راستين
إنّما كان قول المؤمنين إذا دعوا إلى اللّه و رسوله ليحكم بينهم أن يقولوا سمعنا و
9 - مؤمنان راستين در همه حال ، پذيراى داورى پيامبر (صلی الله علیه و آله) و رهبران الهى اند ، هر چند نتيجه اين داورى بر ضرر آنان باشد .
و إن يكن لهم الحقّ يأتوا إليه مذعنين . .. ا…نّما كان قول المؤمنين إذا دعوا... أن
آيات پيشين، درباره اين مسأله بود كه منافقان، تنها آن گاه به حكم خدا و رسول او تن در مى دادند كه اين حكم، به نفع آنان باشد; ولى در آيه شريفه آمده است كه: مؤمنان بى چون و چرا به اين حكم گردن مى نهادند. بنابراين از مقابله ميان گروه منافقان و مؤمنان، مى توان برداشت فوق را به دست آورد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 78 - 9
9 - قدرت اجرايى و آگاهى عميق به جوانب امر ، دو پايه اصلى در كار قضاوت و داورى
إنّ ربّك يقضى . .. و هو العزيز العليم
از اين كه خداوند پس از بيان قضاوت گرى خويش، دو وصف «عزيز» و «عليم» را براى خود بيان كرده است، مى توان مطلب فوق را استفاده كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 54 - 11
11 - نبوّت ، فهم ، منصب قضاوت و لزوم اطاعت مردم ، داده هاى خداوند به خاندان ابراهيم ( ع )
فقد اتينا ال ابرهيم الكتب و الحكمة و اتيناهم ملكاً عظيماً
امام صادق (ع) در پاسخ سؤال از آيه فوق درباره «الكتاب» فرمود: النّبوة، و درباره «الحكمة» فرمود: الفهم و القضاء، و درباره «ملكاً عظيماً» فرمود: الطّاعة.
كافى، ج 1، ص 206، ح 3 ; نورالثقلين، ج 1، ص 491، ح 303 ; تفسير عياشى، ج 1، ص 248، ح 160.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 89 - 2
2 - نوح، ابراهيم، اسحاق، يعقوب، داوود، يوسف، موسى و هارون(ع) بهره مند از تعاليم آسمانى (كتاب) و داراى منصب قضاوت و مقام نبوت بودند.
أولئك الذين ءاتينهم الكتب و الحكم و النبوة
«أولئك» اشاره به انبياى مذكور در آيات قبل است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 69 - 1
1 - قيامت ، روز داورى ميان مؤمنان و مشركان
اللّه يحكم بينكم يوم القيمة
خطاب در آيه ياد شده از جانب خدا به عموم مؤمنان و مشركان است. «حكم» (مصدر «يحكم») به معناى قضاوت و داورى كردن است; يعنى، «خدا در قيامت، ميان شما مؤمنان و مشركان داورى خواهد كرد...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 69 - 1
1 - قيامت ، روز داورى ميان مؤمنان و مشركان
اللّه يحكم بينكم يوم القيمة
خطاب در آيه ياد شده از جانب خدا به عموم مؤمنان و مشركان است. «حكم» (مصدر «يحكم») به معناى قضاوت و داورى كردن است; يعنى، «خدا در قيامت، ميان شما مؤمنان و مشركان داورى خواهد كرد...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 113 - 16،17،19
16 - خداوند ، داور و حاكم در صحنه قيامت است .
فاللّه يحكم بينهم يوم القيمة
17 - خداوند ، در قيامت ميان يهود ، نصارا و مشركان داورى كرده آنان را بسزاى گفته ها و اتهام هاى ناروايشان خواهد رساند .
فاللّه يحكم بينهم يوم القيمة فيما كانوا فيه يختلفون
مراد از حكومت و داورى خدا در قيامت، مجرد بيان حق نيست; زيرا خداوند حقايق را با نازل كردن قرآن بيان داشته و آيه مورد بحث نيز پندار باطل يهود و نصارا را روشن ساخته است. بنابراين، مقصود از «يحكم ...» به كيفر رساندن متخلفان است.
19 - حقايق ، در پرتو داورى خداوند در قيامت ، بر همگان آشكار مى شود .
فاللّه يحكم بينهم يوم القيمة فيما كانوا فيه يختلفون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 93 - 13،14،15
13 - خداوند ، در قيامت نسبت به اختلافات بنى اسرائيل ، داورى خواهد كرد .
و لقد بوّأنا بنى إسرءيل . .. إن ربك يقضى بينهم يوم القيمة فيما كانوا فيه يختلفون
14 - قيامت ، روز داورى خداوند است .
إن ربك يقضى بينهم يوم القيمة
15 - ربوبيت الهى ، مقتضى داورى نسبت به اختلافات مردم در قيامت
إن ربك يقضى بينهم يوم القيمة فيما كانوا فيه يختلفون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 111 - 1
1- خداوند در قيامت ، ميان مؤمنان به كتاب هاى آسمانى و انكار كنندگان آن قضاوت خواهد كرد .
و لولا كلمة سبقت . .. و إنّ كلاًّ لما ليوفينّهم ربك أعملهم
مراد از «كلاًّ» - به قرينه «فاختلف فيه» در آيه قبل - مؤمنان به كتابهاى آسمانى و انكار كنندگان آن است و به قرينه «لولا . .. لقضى بينهم» معلوم مى شود كه خداوند در صحنه قيامت، پيش از پاداش دهى و به كيفررسانى، ميان انسانها داورى خواهد كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 92 - 13
13- پيمان شكنان ، مورد مؤاخذه و داورى خداوند در قيامت ، قرار خواهند گرفت .
تتّخذون أيمنكم دخلاً . .. و ليبيّننّ لكم يوم القيمة ما كنتم فيه تختلفون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 124 - 65
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 17 - 1،4،8
1 - داورى خداوند ميان : مسلمانان ، يهودى ها ، نصارا ، صابئين ، مجوسى ها و مشركان در قيامت
إنّ الذين ءامنوا و الذين هادوا و الصبئين و النصرى و المجوس و الذين أشركوا إنّ
«فصل» (مصدر «يفصل») به معناى جدا كردن دو يا چند چيز از يكديگر است. جدا كردن فرقه هاى ياد شده از يكديگر در قيامت، كنايه از داورى ميان آنان است. گفتنى است كه چون داورى ميان دو يا چند گروه متخاصم منجر به جدا شدن آنان از يكديگر مى شود، به آن فصل خصومت و به قاضى فاصل مى گويند.
4 - داورى ميان مردم در روز بازپسين ، در اختيار خداوند است .
إنّ اللّه يفصل بينهم يوم القيمة
8 - داورى خدا ميان مردم در قيامت ، مبتنى بر نظارت و آگاهى همه جانبه او بر افكار و اعمال آنان است .
إنّ الذين ءامنوا و الذين هادوا . .. إنّ اللّه يفصل بينهم يوم القيمة إنّ اللّه ع
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 56 - 3،6
3 - خدا ، حاكم و داور روز قيامت
الملك يومئذ للّه يحكم بينهم
6 - ورود اهل ايمان به بهشت پس از پايان داورى خدا ميان آنان و كافران
يحكم بينهم فالذين ءامنوا . .. فى جنّ-ت النعيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 69 - 2
2 - خدا ، داور روز قيامت
اللّه يحكم بينكم يوم القيمة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 28 - 4
4 - داورى قطعى خدا در قيامت ، عليه طرف تخلف كننده از قرارداد
و اللّه على ما نقول وكيل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 75 - 3
3 - خداى بزرگ ، خود عهده دار محاكمه و بازجويى جوامع شرك پيشه در قيامت
فيقول أين شركاءى . .. و نزعنا من كلّ أُمّة شهيدًا فقلنا هاتوا برهنكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 23 - 17
17 - كيفر و داورى خدا ، در روز قيامت ، متكّى به علم خويش به نيات و مقاصد محاكمه شوندگان است .
فننبّئهم بما عملوا إنّ اللّه عليم بذات الصدور
«إنّ اللّه عليم. ..» به منزله تعليل است براى مفاد «ننبّئهم...» كه مجازات است و حكايت از نكته ياد شده مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - سجده - 32 - 25 - 1
1 - خداوند ، تنها داورى كننده در قيامت ، در ميان مذاهب گوناگون در مسائل مورد اختلاف آنان است .
إنّ ربّك هو يفصل بينهم يوم القيمة فيما كانوا فيه يختلفون
«فصل» (مصدر فعل «يفصل») به معناى جدا كردن دو چيز از هم است، به گونه اى كه ميان آنها فاصله بيفتد (مفردات راغب). و
مراد از آن داورى و حل اختلاف كردن است. لازم به ذكر است كه ضمير جمع «بينهم» و «كانوا فيه يختلفون» بر اين دلالت مى كند كه داورى خداوند ميان افراد و گروه هاى متعدد است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 26 - 2
2 - ربوبيت خداوند ، مقتضى جمع انسان ها در قيامت و داورى نهايى بين جريان حق و باطل
قل يجمع بيننا ربّنا ثمّ يفتح بيننا بالحقّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 33 - 7
7 - امكان گفت وگوى مجرمان با يكديگر ، در صحنه دادگاه الهى در قيامت
إذ الظلمون موقوفون عند ربّهم . .. و قال الذين استضعفوا للذين استكبروا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 3 - 16
16 - خداوند ، به اختلافات ميان مشركان و مؤمنان در روز رستاخيز ، داورى خواهد كرد .
إنّ اللّه يحكم بينهم فى ما هم فيه يختلفون
بيشتر مفسران بر اين ديدگاه اند كه مرجع ضمير «هم»، دو گروه مؤمنان و مشركان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 31 - 5،6
5 - خداوند ، بر جريان نزاع و مجادله مردمان در قيامت ، ناظر بوده و ميان آنان به داورى خواهد پرداخت .
ثمّ إنّكم يوم القيمة عند ربّكم تختصمون
تعبير «عند ربّكم» مى تواند گوياى اين حقيقت باشد كه خداوند، بر جريان نزاع مردم ناظر است و او تصميم نهايى را خواهدگرفت و ميان آنان داورى خواهد كرد.
6 - داورى خداوند در روز رستاخيز ميان مردم ، مقتضاى ربوبيت او است .
ثمّ إنّكم يوم القيمة عند ربّكم تختصمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 75 - 10
10 - همه خلايق در قيامت ، به خاطر قضاوت به حق و عادلانه خداوند ، به حمد و ستايش او خواهندپرداخت .
و قضى بينهم بالحقّ و قيل الحمد للّه ربّ العلمين
برخى از مفسران بر اين عقيده اند كه حمد و ستايش خلايق در قيامت، به خاطر داورى به حق خداوند در ميان آنان مى باشد. ازاين رو اين ستايش و حمد پس از قضاوت خداوند انجام خواهد گرفت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 12 - 5
5 - همه داورى ها در قيامت ، از آنِ خدا است .
فالحكم للّه
الف و لام در «الحكم» براى جنس و مفيد استغراق و شمول مى باشد; يعنى، «كلّ حكم للّه».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 48 - 5
5 - قيامت ، روز داورى و حاكميت مطلق خداوند در ميان بندگان
إنّ اللّه قد حكم بين العباد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 78 - 9
9 - قيامت ، روز داورى خداوند ميان خلايق است .
فإذا جاء أمر اللّه قضى بالحقّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 42 - 8
8- داورى نافذ الهى در قيامت و ناتوانى همه نيرو ها در قبال آن ، نمود عزت و اقتدار يگانه او است .
إنّ يوم الفصل . .. يوم لايغنى ... إنّه هو العزيز الرحيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 17 - 7
7 - داورى حتمى خداوند در قيامت ، نسبت به اختلاف هاى ناروا و تجاوزگرانه بنى اسرائيل
إنّ ربّك يقضى بينهم يوم القيمة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 42 - 3
3 - خداوند ، مرجع نهايى داورى و قضاوت ميان انسان ها در قيامت
و أنّ إلى ربّك المنتهى
در صورتى كه آيه شريفه، ادامه آيات پيشين باشد - كه در مورد جزاى اخروى سخن مى گفت - برداشت بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - مجادله - 58 - 9 - 10
10 - خداوند ، فرمانروا و داور روز قيامت است .
و اتّقوا اللّه الذى إليه تحشرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - مجادله - 58 - 18 - 2،3
2 - داورى روز قيامت ، در اختيار خداوند است .
يوم يبعثهم اللّه جميعًا فيحلفون له
ضمير «له» به خداوند بازمى گردد. اين نشان مى دهد كه محاكمه مردم در قيامت، در پيشگاه خداوند صورت مى پذيرد و هم او حاكم و داور آن روز است.
3 - خداوند ، همه منافقان را بدون استثنا در روز رستاخيز ، براى محاكمه برخواهد انگيخت .
يوم يبعثهم اللّه جميعًا فيحلفون له
كلمه «جميعاً» مى تواند تأكيد براى ضمير «هم» در «يبعثهم» باشد و نيز مى تواند حال براى آن باشد. برداشت ياد شده بر پايه احتمال اول است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ممتحنه - 60 - 3 - 9
9 - علم گسترده خداوند بر اعمال خلق ، ملاك داورى ميان آنان در قيامت *
يوم القيمة يفصل بينكم و اللّه بما تعملون بصير
از ارتباط «يفصل بينكم» - درصورتى كه «يفصل» به معناى «يحكم» (داورى خواهد كرد) باشد - و «واللّه بماتعملون بصير» مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 89 - 2
2 - نوح، ابراهيم، اسحاق، يعقوب، داوود، يوسف، موسى و هارون(ع) بهره مند از تعاليم آسمانى (كتاب) و داراى منصب قضاوت و مقام نبوت بودند.
أولئك الذين ءاتينهم الكتب و الحكم و النبوة
«أولئك» اشاره به انبياى مذكور در آيات قبل است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 89 - 3
3 - زكريا، يحيى، عيسى، الياس، اسماعيل، اليسع، يونس و لوط(ع)، بهره مند از تعاليم آسمانى (كتاب) و داراى منصب قضاوت و مقام نبوت بودند.
أولئك الذين ءاتينهم الكتب و الحكم و النبوة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 89 - 3
3 - زكريا، يحيى، عيسى، الياس، اسماعيل، اليسع، يونس و لوط(ع)، بهره مند از تعاليم آسمانى (كتاب) و داراى منصب قضاوت و مقام نبوت بودند.
أولئك الذين ءاتينهم الكتب و الحكم و النبوة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 89 - 3
3 - زكريا، يحيى، عيسى، الياس، اسماعيل، اليسع، يونس و لوط(ع)، بهره مند از تعاليم آسمانى (كتاب) و داراى منصب قضاوت و مقام نبوت بودند.
أولئك الذين ءاتينهم الكتب و الحكم و النبوة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 164 - 15
15 - روى انه أتى عمر بحامل قد زنت فامر برجمها فقال له امير المؤمنين(ع): هب لك سبيل عليها أىّ سبيل لك على ما فى بطنها و الله تعالى يقول: «و لاتزر وازرة وزر أخرى . ..».
روايت شده: زن حامله اى را كه مرتكب زنا شده بود نزد عمر آوردند، وى دستور داد زن را سنگسار كنند. اميرالمؤمنين(ع) به وى فرمود: بر فرض كه حق سنگسار كردن زن را داشته باشى، ولى چه حقى بر طفل در شكم او دارى؟ خداوند متعال مى فرمايد: كسى بار گناه ديگرى را بر دوش نمى كشد ... .
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 213 - 13،14
13 - حكومت ، داورى و حل اختلافات مردم ، از اهداف بعثت پيامبران و نزول كتاب هاى آسمانى
و اَنزل مَعهم الكتاب بالحق ليحكم بين الناس
14 - داورى پيامبران در محدوده قوانين الهى
و انزل معهم الكتاب بالحق ليحكم بين الناس
بنابراينكه ضمير «ليحكم» به «الكتاب» برگردد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 44 - 33
33 - پيامبران ، ربانيون و احبار ، الگو هاى خداترسى و بى پروايى از مردم براى قضاوت بر اساس احكام الهى
يحكم بها النبيون . .. فلاتخشوا الناس و اخشون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 89 - 5،6
5 - خداوند عطا كننده كتاب و منصب قضاوت و نبوت به پيامبران است.
أولئك الذين ءاتينهم الكتب و الحكم و النبوة
6 - پيامبران(ع) داراى حق حكومت و قضاوت در ميان مردم هستند.
أولئك الذين ءاتينهم الكتب و الحكم و النبوة
از جمله معانى مذكور براى واژه «حكم» قضاوت و همچنين حكومت است، لازم به ذكر است اين دو معنى در طول يكديگر و با هم متقاربند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 188 - 5
5 - حكم و قضاوتى كه بر اثر گرفتن رشوه صادر شده باشد ، گناه و فاقد اعتبار است .
و تدلوا بها إلى الحكام لتأكلوا فريقاً من أمول الناس بالأثم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 4 - 11
11 - قضاوت كافران درباره غلبه شان بر دين خدا ، مبتنى بر وهم و خيال وقضاوت ناشايست بود .
أم حسب الذين يعملون السيّئات أن يسبقونا ساء ما يحكمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 89 - 4
4 - برخى از پدران و فرزندان و برادران پيامبران پيشين (ابراهيم(ع)، اسحق و . ..) بهره مند از تعاليم آسمانى (كتاب) و داراى منصب قضاوت و مقام نبوت بوده اند.
و من ءابائهم و ذريتهم و إخونهم . .. أولئك الذين ءاتينهم الكتب و الحكم و النبوة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 91 - 6
6 - هلاكت كافران قوم شعيب و نجات مؤمنان آن قوم ، داورى به حق خداوند در ميان آنان
ربنا افتح بيننا و بين قومنا بالحق . .. فأخذتهم الرجفة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 69 - 11،15
11 - داورى ميان مردم در قيامت ، بر پايه حق خواهد بود .
و قضى بينهم بالحقّ
15 - داورى بر اساس مستندات پرونده و گواهى شاهدان ، قضاوتى عادلانه و به حق خواهد بود .
و وضع الكتب و جاىء بالنبيّين و الشهداء و قضى بينهم بالحقّ و هم لايظلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 75 - 7،10
7 - داورى ميان مردم در قيامت ، بر پايه حق و عادلانه خواهد بود .
و قضى بينهم بالحقّ
10 - همه خلايق در قيامت ، به خاطر قضاوت به حق و عادلانه خداوند ، به حمد و ستايش او خواهندپرداخت .
و قضى بينهم بالحقّ و قيل الحمد للّه ربّ العلمين
برخى از مفسران بر اين عقيده اند كه حمد و ستايش خلايق در قيامت، به خاطر داورى به حق خداوند در ميان آنان مى باشد.
ازاين رو اين ستايش و حمد پس از قضاوت خداوند انجام خواهد گرفت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 20 - 1،3،4
1 - داورى خداوند ، بر اساس حق است .
و اللّه يقضى بالحقّ
3 - قضاوت به حق ، از شؤون الوهيت حقيقى است .
و اللّه يقضى بالحقّ و الذين يدعون من دونه لايقضون بشىء
مطلب ياد شده، از تصريح شدن اسم جلاله (اللّه) به دست مى آيد.
4 - آگاهى همه جانبه خداوند از احوال انسان ها ، پشتوانه قضاوت به حق او
يعلم خائنة الأعين . .. و اللّه يقضى بالحقّ
يادآورى قضاوت به حق خداوند - پس از تذكر به علم همه جانبه او - مى تواند بيانگر مطلب ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 188 - 5
5 - حكم و قضاوتى كه بر اثر گرفتن رشوه صادر شده باشد ، گناه و فاقد اعتبار است .
و تدلوا بها إلى الحكام لتأكلوا فريقاً من أمول الناس بالأثم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 110 - 7،8
7- امتناع خداوند از داورى ميان حق و باطل در عرصه حيات دنيوى ، بر اساس تقديرى است كه خود مقرر كرده است .
لولا كلمة سبقت من ربك لقضى بينهم
8- مصالح جوامع بشرى و تدبير امور انسان ها ، مايه تقدير خداوند بر داورى نكردن او ميان حق گرايان و باطل انديشان ، در عرصه حيات دنياست .
لولا كلمة سبقت من ربك لقضى بينهم
برداشت فوق ، از كلمه «رب» - كه به معناى مدبر و مربى است - استفاده مى شود; يعنى ، تقدير ياد شده (لولا كلمة سبقت . ..) در راستاى تدبير امور انسانهاست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 26 - 2
2 - ربوبيت خداوند ، مقتضى جمع انسان ها در قيامت و داورى نهايى بين جريان حق و باطل
قل يجمع بيننا ربّنا ثمّ يفتح بيننا بالحقّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 56 - 2،6
2 - قيامت ، روز داورى ميان جبهه كفر و ايمان
يحكم بينهم
6 - ورود اهل ايمان به بهشت پس از پايان داورى خدا ميان آنان و كافران
يحكم بينهم فالذين ءامنوا . .. فى جنّ-ت النعيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 112 - 1
1- درخواست پيامبر (صلی الله علیه و آله) از پروردگار در باره داورى به حق ، بين خود و مشركان و كافران حق ناپذير
قل ربّ احكم بالحقّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 112 - 1
1- درخواست پيامبر (صلی الله علیه و آله) از پروردگار در باره داورى به حق ، بين خود و مشركان و كافران حق ناپذير
قل ربّ احكم بالحقّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 112 - 1
1- درخواست پيامبر (صلی الله علیه و آله) از پروردگار در باره داورى به حق ، بين خود و مشركان و كافران حق ناپذير
قل ربّ احكم بالحقّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 26 - 1،3
1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور ابلاغ كلام خداوند به مشركان درباره داورى نهايى خداوند بين آنان و آن حضرت
قل يجمع بيننا ربّنا ثمّ يفتح بيننا بالحقّ
«فتح» به معناى نصرت، پيروزى، حكم و داورى است (مفردات راغب). در اين آيه - به قرينه مقام - مراد از آن معناى سوم است.
3 - داورى خداوند بين پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مشركان ، بر اساس حق است .
ثمّ يفتح بيننا بالحقّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 89 - 30
30 - داورى نهايى ميان مؤمنان و كافران ، شايسته خداوند آگاه بر تمامى هستى است .
وسع ربنا كل شىء علماً . .. ربنا افتح بيننا و بين قومنا بالحق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 91 - 7
7 - نزول عذاب بر كفرپيشگان قوم شعيب ، پاسخ خداوند به درخواست او ( داورى ميان مؤمنان و كافران )
ربنا افتح بيننا و بين قومنا بالحق . .. فأخذتهم الرجفة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 110 - 8
8- مصالح جوامع بشرى و تدبير امور انسان ها ، مايه تقدير خداوند بر داورى نكردن او ميان حق گرايان و باطل انديشان ، در عرصه حيات دنياست .
لولا كلمة سبقت من ربك لقضى بينهم
برداشت فوق ، از كلمه «رب» - كه به معناى مدبر و مربى است - استفاده مى شود; يعنى ، تقدير ياد شده (لولا كلمة سبقت . ..) در راستاى تدبير امور انسانهاست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 111 - 1
1- خداوند در قيامت ، ميان مؤمنان به كتاب هاى آسمانى و انكار كنندگان آن قضاوت خواهد كرد .
و لولا كلمة سبقت . .. و إنّ كلاًّ لما ليوفينّهم ربك أعملهم
مراد از «كلاًّ» - به قرينه «فاختلف فيه» در آيه قبل - مؤمنان به كتابهاى آسمانى و انكار كنندگان آن است و به قرينه «لولا . .. لقضى بينهم» معلوم مى شود كه خداوند در صحنه قيامت، پيش از پاداش دهى و به كيفررسانى، ميان انسانها داورى خواهد كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 78 - 2
2 - داورى ميان مؤمنان و كافران به قرآن ، وعده حتمى خدا به پيامبر (صلی الله علیه و آله)
و إنّه لهدًى و رحمة للمؤمنين . إنّ ربّك يقضى بينهم
در صورتى كه آيه ياد شده مرتبط با آيه قبل - كه درباره قرآن است - باشد عبارت «يقضى بينهم» به معناى «يقضى بين من آمن بالقرآن و بين من كفر به» خواهد بود. برداشت ياد شده بر پايه اين احتمال است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 42 - 11،12
11 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از جانب خداوند ، اختيار دار داورى در ميان يهوديان و يا خوددارى از آن
فان جاءوك فاحكم بينهم او اعرض عنهم
12 - يهوديان ، در انديشه آسيب رسانى به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در صورت اعراض آن حضرت از داورى بين آنان
و إن تعرض عنهم فلن يضروك شيئاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 43 - 1،2،3
1 - ارجاع داورى به پيامبر (صلی الله علیه و آله) از سوى يهوديان ، على رغم دسترسى آنان به حكم خدا در تورات ، شگفت آور و سؤال بر انگيز
و كيف يحكمونك و عندهم التورية فيها حكم اللّه
2 - گريز از احكام تورات ، انگيزه مراجعه گروهى از يهوديان به پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى قضاوت
و كيف يحكمونك و عندهم التورية فيها حكم اللّه
3 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مورد مراجعه مردم ، حتى يهوديان ، براى حكميت و داورى
و كيف يحكمونك و عندهم التورية
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 89 - 4
4 - برخى از پدران و فرزندان و برادران پيامبران پيشين (ابراهيم(ع)، اسحق و . ..) بهره مند از تعاليم آسمانى (كتاب) و داراى
منصب قضاوت و مقام نبوت بوده اند.
و من ءابائهم و ذريتهم و إخونهم . .. أولئك الذين ءاتينهم الكتب و الحكم و النبوة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 181 - 4
4 - عدالت پيشگان همواره حق را ميزان قضاوت هاى خويش قرار داده و بر اساس آن داورى مى كنند .
و به يعدلون
«به» متعلق به «يعدلون» و «باء» در آن براى استعانت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 26 - 3،5
3 - داورى خداوند بين پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مشركان ، بر اساس حق است .
ثمّ يفتح بيننا بالحقّ
5 - ملاك و معيار داورى در نزد خداوند ، حق است .
ثمّ يفتح بيننا بالحقّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 26 - 5،7
5 - داوود ( ع ) ، از سوى خدا مأمور حكومت و داورى ميان مردم برپايه حق
إنّا جعلنك خليفة فى الأرض فاحكم بين الناس بالحقّ
7 - حق ، پايه و محور داورى ها در جامعه الهى
فاحكم بين الناس بالحقّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 113 - 20
20 - اختلافات مذهبى جز به دست خدا و داورى او حل نخواهد شد . *
فاللّه يحكم بينهم يوم القيمة فيما كانوا فيه يختلفون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 141 - 11
11 - داورى خداوند در روز قيامت ، ميان مؤمنان و منافقان
الذين يتربّصون بكم . .. فاللّه يحكم بينكم يوم القيمة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 57 - 20
20 - خداوند در زمان مناسب بهترين داورى را در بين پيامبر(صلی الله علیه و آله) و منكران آن حضرت خواهد كرد.
يقص الحق و هو خير الفصلين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 73 - 17
17 - خداوند حاكم و قضاوت كننده اى است كه از حوادث و اعمال آگاهى دقيق دارد.
علم الغيب و الشهدة و هو الحكيم الخبير
از معانى ذكر شده براى «حكيم»، حاكم و قاضى است. (لسان العرب به نقل از ابن اثير).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 114 - 1،2،3،6،7،8
1 - داورى تنها از آن خدا و شايسته اوست.
أفغير الله أبتغى حكما
2 - خداوندى كه قرآن را به تفصيل نازل كرده، شايسته داورى است.
أفغير الله أبتغى حكما و هو الذى أنزل إليكم الكتب مفصلا
3 - قرآن، بيانگر داورى خداوند درباره حق و باطل است.
و هو الذى أنزل إليكم الكتب مفصلا
«مفصَّل» به معناى «مبيَّن» است و به قرينه «حكماً» در صدر آيه موضوع مورد نظر آيه داورى بين حق و باطل در عرصه هاى مورد نياز است، يعنى اينكه قرآن بيانى شافى و كافى براى تشخيص حق از باطل در اينگونه موارد است.
6 - خداوند سزاوارترين حاكم و داور در مورد ضرورت و يا عدم ضرورت نزول معجزات و ديگر شرايط و زمينه هاى آن است.
إنما الأيت عند الله و ما يشعركم أنها إذا جاءت لا يؤمنون . .. أفغير الله
7 - نزول معجزه اى روشن چون قرآن از سوى خدا، بهترين نشانه شايستگى او براى داورى است.
أفغير الله أبتغى حكما و هو الذى أنزل إليكم الكتب مفصلا
8 - داورى خداوند به اينكه برخى مشركان ايمان نخواهند آورد سزاوار اعتماد است، نه ادعاى مشركان در مورد نياز به معجزات ديگر.
ما كانوا ليؤمنوا . .. أفغير الله أبتغى حكما و هو الذى
آيات قبل درباره ادعاى مشركان بود كه «لئن جاءتهم ءاية ليؤمنن بها»، و خدا حكم فرمود كه «ما كانوا ليؤمنوا». لذا با توجه به اينكه ممكن است مخاطب در «و ما يشعركم» در آيات قبل مسلمانان باشند، اين آيه مى خواهد مؤمنان را قانع سازد كه در برخى از مشركان هيچ معجزه اى اثر نمى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 87 - 5،6،8،9،10
5 - خداوند ، برترين حكم كننده و بهترين داور است .
و هو خير الحكمين
6 - اختلافات دينى پيروان انبيا و مخالفان آنان با داورى خداوند خاتمه خواهد يافت .
حتى يحكم اللّه بيننا
8 - شعيب ( ع ) ، كافران قوم خويش را به داورى خدا و گرفتارسازى آنان به عقوبت هاى الهى در دنيا تهديد كرد .
و طائفة لم يؤمنوا فاصبروا حتى يحكم اللّه بيننا
با توجه به ذيل آيه 89 (ربنا افتح . .. ) معلوم مى شود مقصود شعيب از داورى خداوند، تحقق امرى است كه نابودى كافران در دنيا و در نتيجه پيروزى اهل ايمان را در پى خواهد داشت. چنانچه مخاطب در «فاصبروا» خصوص كافران باشد، اين معنا از وضوح بيشترى برخوردار خواهد بود.
9 - شعيب ( ع ) ، مؤمنان به رسالت خويش را به داورى خداوند و پيروزى بر كافران نويد داد .
فاصبروا حتى يحكم اللّه بيننا
10 - شعيب ( ع ) از مؤمنان و كافران قوم خويش خواست با وانهادن داورى به خداوند از تعرض به يكديگر پرهيز كنند .
إن كان طائفة منكم ءامنوا . .. و طائفة لم يؤمنوا ... فاصبروا حتى يحكم اللّه بيننا
برداشت فوق بر اين اساس است كه خطاب در «فاصبروا» علاوه بر مؤمنان متوجه كافران نيز باشد. در اين صورت مراد از صبر در «فاصبروا» عدم تعرض به يكديگر است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 89 - 27،28،30،32
27 - داورى خداوند ميان انسان ها ، جلوه اى از ربوبيت او نسبت به ايشان است .
ربنا افتح
28 - وانهادن داورى نهايى به خداوند براى فيصله دادن به خصومت هاى طرفداران حق و باطل ، مصداقى از توكل بر اوست .
على اللّه توكلنا ربنا افتح بيننا و بين قومنا بالحق
30 - داورى نهايى ميان مؤمنان و كافران ، شايسته خداوند آگاه بر تمامى هستى است .
وسع ربنا كل شىء علماً . .. ربنا افتح بيننا و بين قومنا بالحق
32 - خداوند برترين حاكم و فيصله دهنده درگيرى ها و كشمكش هاى طرفداران حق و باطل
و أنت خير الفتحين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 91 - 6،7
6 - هلاكت كافران قوم شعيب و نجات مؤمنان آن قوم ، داورى به حق خداوند در ميان آنان
ربنا افتح بيننا و بين قومنا بالحق . .. فأخذتهم الرجفة
7 - نزول عذاب بر كفرپيشگان قوم شعيب ، پاسخ خداوند به درخواست او ( داورى ميان مؤمنان و كافران )
ربنا افتح بيننا و بين قومنا بالحق . .. فأخذتهم الرجفة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 28 - 6
6 - قيامت ، عرصه داورى خدا ميان انسانها
و يوم نحشرهم جميعاً ثم نقول للذين أشركوا مكانكم أنتم و شركاؤكم فزيلنا بينهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 109 - 8،10
8 - خداوند ، حاكم و داور اختلافات و نزاع هاى ميان پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مردم كفرپيشه بود .
و اصبر حتى يحكم اللّه
10 - خداوند ، بهترين حاكم و داور است .
و هو خير الحكمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 45 - 7
7- نوح ( ع ) ، پس از طرح استدلال خويش براى لزوم نجات فرزندش ، حكم و قضاوت آن را به خداوند واگذار كرد .
إن ابنى من أهلى و إن وعدك الحق و أنت أحكم الحكمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 110 - 8
8- مصالح جوامع بشرى و تدبير امور انسان ها ، مايه تقدير خداوند بر داورى نكردن او ميان حق گرايان و باطل انديشان ، در عرصه حيات دنياست .
لولا كلمة سبقت من ربك لقضى بينهم
برداشت فوق ، از كلمه «رب» - كه به معناى مدبر و مربى است - استفاده مى شود; يعنى ، تقدير ياد شده (لولا كلمة سبقت . ..) در راستاى تدبير امور انسانهاست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 80 - 12
12- خداوند ، بهترين داور و حكم كننده است .
و هو خير الحكمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 78 - 1،3
1 - داورى حتمى خداوند ميان بنى اسرائيل به خاطر اختلافات دينى ديرينشان
أكثر الذى هم فيه يختلفون . .. إنّ ربّك يقضى بينهم
ضمير «بينهم» مى تواند به «بنى اسرائيل» بازگردد. بنابراين آيه ياد شده مربوط به قضيه اختلافات عقيدتى و دينى آنان خواهد بود.
3 - داورى ميان حق پذيران و حق ناپذيران از شؤون ربوبيت خداوند
إنّ ربّك يقضى بينهم
تكيه بر وصف ربوبيت خداوند - و نه هر اسم يا وصف ديگر - بيانگر مطلب ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 84 - 4
4 - خدا ، حاكم و داور دادگاه كيفرى كافران
قال أكذّبتم بايتى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 85 - 9
9 - ارجاع دادن قضاوت و داورى به خداوند ، آخرين راه پيامبر (صلی الله علیه و آله) در محاجه كافران و مشركان بهانه جو
قل ربّى أعلم من جاء بالهدى و من هو فى ضلل مبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 26 - 1
1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور ابلاغ كلام خداوند به مشركان درباره داورى نهايى خداوند بين آنان و آن حضرت
قل يجمع بيننا ربّنا ثمّ يفتح بيننا بالحقّ
«فتح» به معناى نصرت، پيروزى، حكم و داورى است (مفردات راغب). در اين آيه - به قرينه مقام - مراد از آن معناى سوم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 46 - 11،12،14
11 - تنها خداوند داور نهايى در حل اختلاف هاى بندگان است .
أنت تحكم بين عبادك فى ما كانوا فيه يختلفون
تقديم مسنداليه (أنت)، بر خبر فعلى (تحكم) افاده حصر مى كند.
12 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، براى حل اختلاف خود با مشركان حق گريز ، از خداوند كمك خواسته و او را به داورى طلبيد .
أنت تحكم بين عبادك فى ما كانوا فيه يختلفون
جمله «أنت تحكم. ..» براى انشاى دعا است كه در قالب جمله خبرى آمده است.
14 - قدرت و علم همه جانبه خداوند ، پشتوانه داورى عادلانه او در ميان بندگان
قل اللّهمّ فاطر السموت . .. علم الغيب و الشهدة أنت تحكم
ذكر داورى خداوند، پس از ياد كردن از خالقيت و علم همه جانبه او، مى تواند گوياى مطلب ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 70 - 9
9 - علم برتر و همه جانبه خداوند ، پشتوانه داورى و جزاى عادلانه او است .
و قضى بينهم بالحقّ و هم لايظلمون . .. و هو أعلم بما يفعلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 12 - 6
6 - تنها خداوند ، شايسته حكم دادن و داورى است .
الحكم للّه
لام در «للّه» براى اختصاص است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 10 - 8
8 - ولايت منحصر و بى همتا ، قدرت نامحدود و مرجعيت نهايى در تشريع و داورى ، از ويژگى هاى پروردگار جهان
فاللّه هو الولىّ . .. ذلكم اللّه ربّى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 21 - 7
7 - داورى درباره مشركان و عذاب آنان ، براساس سنت امهال تا قيامت به تأخير افتاده است .
و لولا كلمة الفصل لقضى بينهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 8 - 9،10
9- پيامبر (صلی الله علیه و آله) در مقام تنزيه خويش از اتهام افترا ، اميدوار و متكى به داورى خداوند
قل إن افتريته . .. كفى به شهيدًا بينى و بينكم
10- خداوند ، شاهدى كافى براى داورى ميان حق و باطل
قل . .. كفى به شهيدًا بينى و بينكم
برداشت ياد شده، مبتنى بر الغاى خصوصيت از مورد آيه است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ممتحنه - 60 - 10 - 27
27 - خداوند ، حاكم و داور ميان خلق
يحكم بينكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قلم - 68 - 39 - 6
6 - داورى مشركان درباره مسائل دينى ، مخالف داورى خداوند و تعاليم كتاب هاى آسمانى است .
أم لكم أيمن . .. إنّ لكم لما تحكمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - تين - 95 - 8 - 7
7 - حكم نافذ و قضاوت حكيمانه خداوند ، تهديدى براى تكذيب كنندگان دين و منكران قيامت
فما يكذّبك بعد بالدين . أليس اللّه بأحكم الحكمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 26 - 6
6 - قضاوت و داورى ميان مردم ، از شؤون مقام « خليفة اللهى » است .
إنّا جعلنك خليفة فى الأرض فاحكم بين الناس بالحقّ
مأموريت داوود(ع) به داورى ميان مردم، پس از انتصاب ايشان به مقام «خليفة اللهى»، گوياى برداشت ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 89 - 4
4 - برخى از پدران و فرزندان و برادران پيامبران پيشين (ابراهيم(ع)، اسحق و . ..) بهره مند از تعاليم آسمانى (كتاب) و داراى منصب قضاوت و مقام نبوت بوده اند.
و من ءابائهم و ذريتهم و إخونهم . .. أولئك الذين ءاتينهم الكتب و الحكم و النبوة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 26 - 8،9
8- مردى از خويشان زليخا ، در ماجراى وى و يوسف ( ع ) دخالت كرد و ميان آنان به داورى پرداخت .
و شهد شاهد من أهلها
9- داور ماجراى يوسف ( ع ) و زليخا ، على رغم خويشى او با زليخا ، بى طرفى كامل را رعايت كرد ، و قضاوتى بر حق ارائه نمود .
و شهد شاهد من أهلها إن كان قميصه قُدّ من قُبل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 89 - 2
2 - نوح، ابراهيم، اسحاق، يعقوب، داوود، يوسف، موسى و هارون(ع) بهره مند از تعاليم آسمانى (كتاب) و داراى منصب قضاوت و مقام نبوت بودند.
أولئك الذين ءاتينهم الكتب و الحكم و النبوة
«أولئك» اشاره به انبياى مذكور در آيات قبل است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 78 - 2،5،7،8،9،10
2- داورى داوود و سليمان ( ع ) ، در باره كشتزار چراشده در شبان گاه به وسيله گوسفندان مردم
و داود و سليمن إذ يحكمان فى الحرث إذ نفشت فيه غنم القوم
«نفش» به معناى چريدن حيوان در شب، بدون چوپان و يا بى اطلاع وى است.
5- داوود و سليمان ( ع ) ، در تطبيق و چگونگى پياده كردن حكم خدا در باره خسارت مزرعه تلف شده به وسيله گوسفندان ، اختلاف نظر داشتند .
و داود و سليمن إذ يحكمان فى الحرث إذ نفشت فيه غنم القوم و كنّا لحكمهم شهدين
نوع مفسران برآنند كه «ففهّمناها» مى رساند كه خداوند نظر سليمان را تأييد كرد. از سوى ديگر، جمله هاى «كنّا لحكمهم شاهدين» و «و كلاًّ آتينا حكماً و علماً» مى فهماند كه نظر هر دو براساس نظارت، حكم و علم الهى بوده است. جمع ميان اين دو سخن، به اين است كه بگوييم: اختلاف آن دو در حكم الهى نبود; بلكه در تطبيق و چگونگى پياده كردن آن بود.
7- داوود و سليمان ( ع ) ، از مقام قضاوت در ميان مردم عصرخويش برخوردار بودند .
و داود و سليمن إذ يحكمان فى الحرث
8- « عن أبى جعفر ( ع ) فى قول اللّه تبارك و تعالى : « داود و سليمان إذ يحكمان فى الحرث . . . » قال لم يحكما إنّما كانا يتناظران ففهّمها سليمان . . . ;
از امام باقر(ع) در باره قول خداى - تبارك و تعالى - «و داوود و سليمان إذ يحكمان فى الحرث. ..» روايت شده كه فرمود: داوود و سليمان(ع) داورى نكردند، تنها مشغول مناظره بودند كه خدا حكم واقعه را به سليمان تفهيم كرد».
9- « أحمدبن عمرالحلبى قال : سألت أباالحسن ( ع ) عن قول اللّه عزّوجلّ : « و داود و سليمان إذ يحكمان فى الحرث » قال : كان حكم داوود ( ع ) رقاب الغنم ، و الذى فهّم اللّه عزّوجلّ سليمان ( ع ) أن احكم لصاحب الحرث باللبن و الصوف ذلك العام كلّه ;
احمدبن عمر حلبى گويد: از امام ابى الحسن(ع) در باره سخن خداوند عزّوجلّ «و داود و سليمان إذ يحكمان فى الحرث» سؤال كردم، فرمود: حكم داوود(ع) دادن گوسفندان به صاحب زراعت بود و چيزى را كه خداوند به سليمان فهماند، اين بود كه براى صاحب زراعت حكم كن تا شير و پشم گوسفندان در كلّ آن سال براى او باشد».
10- « عن أبى عبداللّه ( ع ) قال : كان فى بنى اسرائيل رجل له كرم و نفشت فيه غنم رجل آخر بالليل و قضمته و أفسدته فجاء
صاحب الكرم إلى داود فاستعدى على صاحب الغنم فقال داود ( ع ) : إذهبا إلى سليمان ( ع ) ليحكم بينكما فذهبا إليه فقال : سليمان إن كانت الغنم أكلت الأصل و الفرع فعلى صاحب الغنم أن يدفع إلى صاحب الكرم الغنم و ما فى بطن ها و إن كانت ذهبت بالفرع و لم تذهب بالأصل فإنّه يدفع ولد ها إلى صاحب الكرم و كان هذا حكم داود . . . ;
از امام صادق(ع) روايت شده: مردى از بنى اسرائيل داراى تاكستانى بود، گوسفندان فردى شبان گاه وارد آن شدند و آن را خوردند و تباه كردند . .. صاحب تاكستان از صاحب گوسفندان نزد داوود شكايت برد، او گفت: نزد سليمان برويد تا ميان شما داورى كند. پس نزد سليمان رفتند، وى گفت: اگر گوسفند اصل و فرع تاك را خورده، پس بر صاحب گوسفند است كه بايد گوسفند و بچه در شكم او را به صاحب تاك بدهد و اگر فرع درخت را خورده و اصل درخت باقى است، بچه گوسفند را به صاحب تاكستان بدهد و نظر داوود هم همين بود...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 79 - 2
2- امتياز سليمان بر داوود ( ع ) ، در تشخيص حكم خسارت كشتزار تلف شده
و داود و سليمن إذ يحكمان فى الحرث . .. ففهّمنها سليمن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 20 - 7
7 - خداوند به داوود ( ع ) ، منطقى نيرومند در شناساندن حق و باطل و نيز توانايى بر فيصله دادن به نزاع ها و خصومت ها اعطا كرد .
و ءاتينه . .. فصل الخطاب
«فصل» مصدر و به معناى چيزى را از چيز ديگرى جدا كردن و نيز فيصله دادن نزاع ها و خصومت ها آمده است. اگر مراد آيه معناى اول باشد، كلمه «خطاب» به معناى سخن بوده و مقصود از «فصل خطاب» سخن جدا كننده حق از باطل و شناساننده صواب از ناصواب خواهد بود. و اگر معناى دوم مراد باشد، واژه «خطاب» به معناى خصومت و نزاع بوده و مقصود از «فصل خطاب» رفع خصومت ها و فيصله دادن به نزاع ها خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 24 - 1،16،18،19،25
1 - حكم داوود ( ع ) ، به ظالمانه بودن كار صاحب 99 ميش در طمع كردن به تنها ميش برادرش
قال لقد ظلمك بسؤال نعجتك إلى نعاجه
16 - داوود ( ع ) ، ماجراى دادخواهى برادران داراى ميش و داورى ميان آنان را ، يك آزمايش الهى دانست .
قال لقد ظلمك بسؤال نعجتك . .. و ظنّ داود أنّما فتنّ-ه
18 - استغفار داوود ( ع ) از پروردگار ، در پى گمان به رخ دادن اشتباهى در داورى ميان متخاصمان
و ظنّ داود أنّما فتنّ-ه فاستغفر ربّه
19 - داوود ( ع ) ، شيوه داورى خود درباره برادران متخاصم را خطا دانست .
قال لقد ظلمك بسؤال نعجتك . .. و ظنّ داود أنّما فتنّ-ه فاستغفر ربّه
در اين كه استغفار داوود(ع) درباره چه اشتباهى بود، ميان مفسران چند ديدگاه وجود دارد; از جمله بهترين و موافق ترين آنها با
آيه شريفه، مسأله نشنيدن دفاع برادر متهم و شتاب در داورى است. گفتنى است برخى از روايات مربوط به آيه، مؤيد همين برداشت است (تفسير برهان، ج 4، ص 45).
25 - « عن الرضا ( ع ) : . . .بعث اللّه عزّوجلّ إلى داود الملكين فتسوّرا المحراب فقالا خصمان بغى بعضنا على بعض فاحكم بيننا بالحقّ إنّ هذا أخى له تسع و تسعون نعجة . . . فعجل داود ( ع ) على المدعى عليه فقال لقد ظلمك . . . و لم يسئل المدعى البيّنة على ذلك و لم يقبل على المدعى عليه فيقول له ما تقول فكان هذا خطيئة رسم الحكم ;
از امام رضا(ع) روايت شده كه خداوند عزّوجلّ دو فرشته را فرستاد تا از ديوار محراب داوود بالا رفتند و بر او وارد شدند و گفتند: دو نفر هستيم كه يكى بر ديگرى ستم كرده است; پس بين ما به حق داورى كن. يكى از آنان گفت: اين برادر من است كه 99 ميش دارد و... داوود در حكم عجله كرد و گفت: برادرت به تو ظلم كرده... و از مدعى بيّنه نخواست و به مدعا عليه هم نگفت تو چه مى گويى؟ و اين يك خطا در شيوه دادرسى بود».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 25 - 2
2 - خداوند ، از لغزش داوود ( ع ) در امر داورى ميان دو گروه متخاصم درگذشت و او را مورد آمرزش قرار داد .
فغفرنا له ذلك
«ذلك» اشاره به لغزش مربوط به داورى ميان دو گروه متخاصم دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 26 - 5
5 - داوود ( ع ) ، از سوى خدا مأمور حكومت و داورى ميان مردم برپايه حق
إنّا جعلنك خليفة فى الأرض فاحكم بين الناس بالحقّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 47 - 3
3 - انجيل ، در بردارنده قوانين حكومتى و قضايى
و ليحكم أهل الانجيل بما أنزل اللّه فيه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 43 - 6
6 - تورات ، پاسخگوى نياز يهود عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) به احكام قضايى و حدود الهى
و كيف يحكمونك و عندهم التورية فيها حكم اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 44 - 8،9
8 - تورات ، در بردارنده احكام قضايى و حكومتى
يحكم بها النبيون الذين اسلموا للذين هادوا
9 - تورات ، محور قضاوت هاى عالمان ربانى و احبار در بين يهود
يحكم بها . .. الربنيون و الاحبار
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 27 - 2
2- پاره شدن پيراهن يوسف ( ع ) محور و تكيه گاه كشف حقيقت ، در نظر داور ماجراى يوسف ( ع ) و زليخا
و شهد شاهد . .. و هو من الصدقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 113 - 15،16،17
15 - قيامت ، صحنه داورى ميان امتهاست .
فاللّه يحكم بينهم يوم القيمة
16 - خداوند ، داور و حاكم در صحنه قيامت است .
فاللّه يحكم بينهم يوم القيمة
17 - خداوند ، در قيامت ميان يهود ، نصارا و مشركان داورى كرده آنان را بسزاى گفته ها و اتهام هاى ناروايشان خواهد رساند .
فاللّه يحكم بينهم يوم القيمة فيما كانوا فيه يختلفون
مراد از حكومت و داورى خدا در قيامت، مجرد بيان حق نيست; زيرا خداوند حقايق را با نازل كردن قرآن بيان داشته و آيه مورد بحث نيز پندار باطل يهود و نصارا را روشن ساخته است. بنابراين، مقصود از «يحكم ...» به كيفر رساندن متخلفان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 109 - 7
7 - در دادگاه قيامت ، قضاوت بر اساس علم همه جانبه خداوند است و جايى براى وكيل مدافع نيست .
و كان اللّه بما يعملون محيطاً . .. فمن يجدل اللّه عنهم يوم القيمة ام من يكون علي
«وكيل» به كسى گفته مى شود كه كارهاى ديگرى را بر عهده مى گيرد و امور وى را تدبير مى كند و مراد از آن در آيه وكالت در دفاع خواهد بود كه از آن به وكيل مدافع تعبير مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 141 - 11
11 - داورى خداوند در روز قيامت ، ميان مؤمنان و منافقان
الذين يتربّصون بكم . .. فاللّه يحكم بينكم يوم القيمة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 62 - 8
8 - قضاوت و صدور حكم در قيامت، بر اساس محاسبه و سنجش اعمال آدميان است.
ثم ردوا . .. ألا له الحكم و هو أسرع الحسبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 19 - 9
9 - قيامت ، روز داورى ميان موحدان و مشركان
و لو لا كلمة سبقت من ربك لقضى بينهم فيما فيه يختلفون
از اينكه خداوند فرمود: دنيا جاى داورى ميان اهل شرك و توحيد نيست، معلوم مى شود محل داورى ميان آنان، جهانى ديگر است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 28 - 6
6 - قيامت ، عرصه داورى خدا ميان انسانها
و يوم نحشرهم جميعاً ثم نقول للذين أشركوا مكانكم أنتم و شركاؤكم فزيلنا بينهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 124 - 5،6
5- خداوند در قيامت ، نسبت به اختلافات و انحرافات يهود ، داورى خواهد كرد .
و إن ربّك ليحكم بينهم يوم القيمة فيما كانوا فيه يختلفون
6- قيامت ، روز داورى خداوند در زمينه اختلافات و انحرافات بشر
و إن ربّك ليحكم بينهم يوم القيمة فيما كانوا فيه يختلفون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 17 - 4
4 - داورى ميان مردم در روز بازپسين ، در اختيار خداوند است .
إنّ اللّه يفصل بينهم يوم القيمة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 56 - 2،3،6
2 - قيامت ، روز داورى ميان جبهه كفر و ايمان
يحكم بينهم
3 - خدا ، حاكم و داور روز قيامت
الملك يومئذ للّه يحكم بينهم
6 - ورود اهل ايمان به بهشت پس از پايان داورى خدا ميان آنان و كافران
يحكم بينهم فالذين ءامنوا . .. فى جنّ-ت النعيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 57 - 1
1 - كفر و ايمان ، مبناى داورى خدا ميان انسان ها در قيامت
يحكم بينهم فالذين ءامنوا . .. و الذين كفروا ... عذاب مهين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 69 - 2،3
2 - خدا ، داور روز قيامت
اللّه يحكم بينكم يوم القيمة
3 - داورى خدا در قيامت ، بر اساس علم كامل او به كردار آدميان است .
اللّه أعلم بما تعملون . اللّه يحكم بينكم يوم القيمة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 90 - 13
13 - اعمال آدمى ، تنها معيار ارزش و داورى در قيامت
هل تجزون إلاّ ما كنتم تعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 23 - 20
20 - نيات و انگيزه هاى پنهان اَعمال ، مدرك و ميزان داورى در روز قيامت است .
إلينا مرجعهم فننبّئهم بما عملوا إنّ اللّه عليم بذات الصدور
تعبير «عليم بذات الصدور» در حقيقت، تأكيدى است بر اين نكته كه آنچه در اندرون سينه ها مى گذرد، داراى نقشى اساسى در ارزش گذارى و بررسى اَعمال آدمى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 21 - 1
1 - قيامت ، روز جدايى خوبان و بدان و حق مداران و باطل گرايان و داورى ميان آنان است .
هذا يوم الفصل
«فصل» به معناى فاصله و جدايى ميان دو شىء است و مقصود از آن در آيه شريفه، جدايى ميان خوبان و بدان و حق پويان و باطل گرايان و داورى ميان آنان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 69 - 14
14 - داورى خداوند ميان بندگان در قيامت ، بر پايه مستندات پرونده اعمال ، گواهى پيامبران و گواهانى چند خواهد بود .
و وضع الكتب و جاىء بالنبيّين و الشهداء و قضى بينهم بالحقّ و هم لايظلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 12 - 5
5 - همه داورى ها در قيامت ، از آنِ خدا است .
فالحكم للّه
الف و لام در «الحكم» براى جنس و مفيد استغراق و شمول مى باشد; يعنى، «كلّ حكم للّه».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 42 - 8
8- داورى نافذ الهى در قيامت و ناتوانى همه نيرو ها در قبال آن ، نمود عزت و اقتدار يگانه او است .
إنّ يوم الفصل . .. يوم لايغنى ... إنّه هو العزيز الرحيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 17 - 7،9،10
7 - داورى حتمى خداوند در قيامت ، نسبت به اختلاف هاى ناروا و تجاوزگرانه بنى اسرائيل
إنّ ربّك يقضى بينهم يوم القيمة
9 - داورى پروردگار در قيامت ميان انسان ها ، پايانى بر همه خصومت ها و اختلاف هاى آنان خواهد بود .
إنّ ربّك يقضى بينهم يوم القيمة
10 - داورى پروردگار ميان انسان ها و فيصله دادن به همه خصومت هاى آنان ، جلوه اى از ربوبيت او است .
إنّ ربّك يقضى بينهم يوم القيمة فيما كانوا فيه يختلفون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - مجادله - 58 - 9 - 10
10 - خداوند ، فرمانروا و داور روز قيامت است .
و اتّقوا اللّه الذى إليه تحشرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مرسلات - 77 - 13 - 1،2
1 - قيامت ، روز جداسازى ميان خلايق و داورى ميان حق و باطل است .
ليوم الفصل
«فصل» به حايل بين دو چيز و نيز به داورى ميان حق و باطل گفته مى شود(قاموس المحيط). روز قيامت - چنان كه مفسران گفته اند - از اين رو «يوم الفصل» ناميده شده كه در آن روز، ميان خلايق جدايى ايجاد شده و حق از باطل تميز داده خواهد شد و مورد داورى قرار خواهد گرفت.
2 - جداسازى ميان خلايق و داورى ميان حق و باطل ، از مهم ترين خصيصه روز قيامت
ليوم الفصل
توصيف روز قيامت به «يوم الفصل»، در سلسله آيات مربوط به حوادث قبل و بعد از برپايى قيامت، گوياى برداشت ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مرسلات - 77 - 14 - 1
1 - شناخت ژرفاى حقيقت و عظمت روز قيامت ( روز داورى ميان اهل حق و باطل ) ، بس دشوار و دست نايافتنى براى بشر
و ما أدريك ما يوم الفصل
از تعبير «و ما أدراك. ..»(چه چيز آگاه ساخت تو را...) استفاده مى شود: قيامت، حقيقتى بس بزرگ و عميق است كه كسى به درستى و شايستگى از آن آگاه نيست و تنها در پرتو وحى الهى، قابل شناخت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مرسلات - 77 - 38 - 1،2
1 - قيامت ، روز جداسازى ميان خلايق و داورى ميان حق و باطل است .
هذا يوم الفصل
«فصل»به حايل بين دو چيز و نيز به داورى ميان حق و باطل گفته مى شود (قاموس المحيط). روز قيامت، از اين رو «يوم الفصل» ناميده شده كه در آن روز، ميان خلايق جدايى خواهد افتاد و حق از باطل تميز داده شده و مورد داورى قرار خواهد گرفت.
2 - جداسازى ميان خلايق و داورى ميان حق و باطل ، از مهم ترين خصيصه روز قيامت
هذا يوم الفصل
توصيف روز قيامت به «يوم الفصل» در سلسله آيات مربوط به حوادث قبل و بعد از برپايى قيامت، گوياى برداشت ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 17 - 1،6
1 - قيامت روز داورى بين مردم و رفع اختلافات آنان
يوم الفصل
«فصل»; يعنى، جداسازى دو چيز از يكديگر به گونه اى كه ميان آن دو فاصله افتد. اطلاق اين كلمه بر روز قيامت، به اعتبار روشن
شدن حق از باطل و يا پايان دادن به اختلاف مردم و قضاوت در ميان آنان است. (مفردات راغب)
6 - صحنه داورى در قيامت ، تهديدى گريزناپذير براى منكران معاد و شبهه افكنان در حقانيّت آن
عمّ يتساءلون . .. إنّ يوم الفصل كان ميقتًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 12 - 10
10- حضرت يحيى ، برخوردار مقام قضاوت در ايام كودكى
و ءاتينه الحكم صبيًّا
«حكم» بر اساس يكى از معانى متعددى كه براى آن ذكر شده است، مصدر و به معناى قضاوت كدن است (لسان العرب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 136 - 11
11 - داورى و سخن گفتن درباره خداوند، آنگاه كه مبتنى بر حدس و گمان باشد، كارى نكوهيده است.
و جعلوالله . .. ساء ما يحكمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 154 - 3
3 - داورى درباره خداوند و عقايد دينى ، بدون علم و دليل و شاهد ، قضاوتى ناشايست و شگفت آور است .
أصطفى البنات على البنين . ما لكم كيف تحكمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 11 - 8
8- داورى كافران درباره دين ، براساس ملاك هاى سطحى و نه متكى بر انديشه و دانش
و قال الذين كفروا . .. لو كان خيرًا ما سبقونا إليه
كافران، گرايش و عدم گرايش طبقات خاصى را به ايمان، ملاك اصلى داورى خود قرار دادند; بى آن كه در متن قرآن و پيام دين خردمندانه بينديشند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 54 - 11
11 - قضاوت و داورى خداوند درباره ستمگران ، قضاوتى است بر پايه قسط و عدل .
و لو أن لكل نفس ظلمت . .. و أسروا الندامة لما رأوا العذاب و قضى بينهم بالقسط
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 65 - 7
7 - قضاوت ، از شؤون پيامبر (صلی الله علیه و آله) و رهبران الهى است .
فلا و ربّك لا يؤمنون حتّى يحكّموك فيما شجر بينهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 89 - 3
3 - زكريا، يحيى، عيسى، الياس، اسماعيل، اليسع، يونس و لوط(ع)، بهره مند از تعاليم آسمانى (كتاب) و داراى منصب قضاوت و مقام نبوت بودند.
أولئك الذين ءاتينهم الكتب و الحكم و النبوة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 78 - 2،5،7،8،9،10
2- داورى داوود و سليمان ( ع ) ، در باره كشتزار چراشده در شبان گاه به وسيله گوسفندان مردم
و داود و سليمن إذ يحكمان فى الحرث إذ نفشت فيه غنم القوم
«نفش» به معناى چريدن حيوان در شب، بدون چوپان و يا بى اطلاع وى است.
5- داوود و سليمان ( ع ) ، در تطبيق و چگونگى پياده كردن حكم خدا در باره خسارت مزرعه تلف شده به وسيله گوسفندان ، اختلاف نظر داشتند .
و داود و سليمن إذ يحكمان فى الحرث إذ نفشت فيه غنم القوم و كنّا لحكمهم شهدين
نوع مفسران برآنند كه «ففهّمناها» مى رساند كه خداوند نظر سليمان را تأييد كرد. از سوى ديگر، جمله هاى «كنّا لحكمهم شاهدين» و «و كلاًّ آتينا حكماً و علماً» مى فهماند كه نظر هر دو براساس نظارت، حكم و علم الهى بوده است. جمع ميان اين دو سخن، به اين است كه بگوييم: اختلاف آن دو در حكم الهى نبود; بلكه در تطبيق و چگونگى پياده كردن آن بود.
7- داوود و سليمان ( ع ) ، از مقام قضاوت در ميان مردم عصرخويش برخوردار بودند .
و داود و سليمن إذ يحكمان فى الحرث
8- « عن أبى جعفر ( ع ) فى قول اللّه تبارك و تعالى : « داود و سليمان إذ يحكمان فى الحرث . . . » قال لم يحكما إنّما كانا يتناظران ففهّمها سليمان . . . ;
از امام باقر(ع) در باره قول خداى - تبارك و تعالى - «و داوود و سليمان إذ يحكمان فى الحرث. ..» روايت شده كه فرمود: داوود و سليمان(ع) داورى نكردند، تنها مشغول مناظره بودند كه خدا حكم واقعه را به سليمان تفهيم كرد».
9- « أحمدبن عمرالحلبى قال : سألت أباالحسن ( ع ) عن قول اللّه عزّوجلّ : « و داود و سليمان إذ يحكمان فى الحرث » قال : كان حكم داوود ( ع ) رقاب الغنم ، و الذى فهّم اللّه عزّوجلّ سليمان ( ع ) أن احكم لصاحب الحرث باللبن و الصوف ذلك العام كلّه ;
احمدبن عمر حلبى گويد: از امام ابى الحسن(ع) در باره سخن خداوند عزّوجلّ «و داود و سليمان إذ يحكمان فى الحرث» سؤال كردم، فرمود: حكم داوود(ع) دادن گوسفندان به صاحب زراعت بود و چيزى را كه خداوند به سليمان فهماند، اين بود كه براى صاحب زراعت حكم كن تا شير و پشم گوسفندان در كلّ آن سال براى او باشد».
10- « عن أبى عبداللّه ( ع ) قال : كان فى بنى اسرائيل رجل له كرم و نفشت فيه غنم رجل آخر بالليل و قضمته و أفسدته فجاء صاحب الكرم إلى داود فاستعدى على صاحب الغنم فقال داود ( ع ) : إذهبا إلى سليمان ( ع ) ليحكم بينكما فذهبا إليه فقال : سليمان إن كانت الغنم أكلت الأصل و الفرع فعلى صاحب الغنم أن يدفع إلى صاحب الكرم الغنم و ما فى بطن ها و إن كانت ذهبت بالفرع و لم تذهب بالأصل فإنّه يدفع ولد ها إلى صاحب الكرم و كان هذا حكم داود . . . ;
از امام صادق(ع) روايت شده: مردى از بنى اسرائيل داراى تاكستانى بود، گوسفندان فردى شبان گاه وارد آن شدند و آن را خوردند و تباه كردند . .. صاحب تاكستان از صاحب گوسفندان نزد داوود شكايت برد، او گفت: نزد سليمان برويد تا ميان شما داورى كند. پس نزد سليمان رفتند، وى گفت: اگر گوسفند اصل و فرع تاك را خورده، پس بر صاحب گوسفند است كه بايد گوسفند و بچه در شكم او را به صاحب تاك بدهد و اگر فرع درخت را خورده و اصل درخت باقى است، بچه گوسفند را به صاحب تاكستان بدهد و نظر داوود هم همين بود...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 79 - 2
2- امتياز سليمان بر داوود ( ع ) ، در تشخيص حكم خسارت كشتزار تلف شده
و داود و سليمن إذ يحكمان فى الحرث . .. ففهّمنها سليمن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 27 - 1
1 - حضرت سليمان ( ع ) ، قضاوت درباره هدهد را به آينده و پس از تحقيق پيرامون ادعا هاى وى موكول كرد .
فقال أحطت بما لم تحط به . .. قال سننظر أصدقت أم كنت من الكذبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 60 - 1،2،3،8،11،12،14،18
1 - تصميم بر ارجاع داورى به طاغوت ، ناسازگار با ايمان به قرآن و ديگر كتب آسمانى است .
الم تر الى الذين يزعمون . .. يريدون ان يتحاكموا الى الطّاغوت
1 - جمله «يريدون . .. » دلالت مى كند كه حتّى تصميم بر چنين كارى نيز خطاست ; چه رسد به انجام آن. 2 - كلمه «طاغوت»، مصدر و به معناى اسم فاعل است ; يعنى: هر انسان متجاوز، ظالم و جبّار.
2 - ناسازگارى ايمان به قرآن و كتب آسمانى ، با ارجاع داورى به طاغوتها
الم تر الى الذين يزعمون . .. يريدون ان يتحاكموا الى الطّاغوت
3 - مراجعه به طاغوت ها براى داورى ، على رغم ادعاى ايمان مايه شگفتى و تعجّب
الم تر الى الذين يزعمون . .. ان يتحاكموا الى الطّاغوت
استفهام در جمله «الم تر»، براى تعجّب ايراد شده است.
8 - دادگاه هاى طاغوتى ، دادگاههايى هستند كه بر خلاف حكم خدا و رسول قضاوت مى كنند . *
يريدون ان يتحاكموا الى الطّاغوت و قد امروا ان يكفروا به
در صورتى ارجاع داورى به دادگاهها ناسازگار با ايمان مى شود كه قضاوت در آن محاكم بر خلاف دستورات الهى باشد ; بنابراين مراد از طاغوت حاكمانى هستند كه بر خلاف قرآن و سنت پيامبر حكم مى كنند.
11 - خوددارى از مراجعه به طاغوت براى قضاوت ، مصداقى از كفر به طاغوت
يريدون ان يتحاكموا الى الطّاغوت و قد امروا ان يكفروا به
12 - ارجاع داورى ها به طاغوت ( كسانى كه بر خلاف احكام خداوند ، حكم مى كنند ) ، خواسته شيطان است .
و يريد الشّيطان ان يضلّهم
14 - رجوع كنندگان به طاغوت ، تحت سيطره و نفوذ شيطان هستند .
يريدون ان يتحاكموا الى الطّاغوت . .. و يريد الشّيطان ان يضلّهم
18 - سقوط به ژرفناى گمراهى ، پيامد پذيرش دادگاه هاى طاغوتى
يريدون ان يتحاكموا . .. و يريد الشّيطان ان يضلّهم ضلالا بعيداً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 64 - 6
6 - مراجعه به طاغوت و دادگاه هاى ناصالح براى داورى ، ستم به خويشتن است .
يريدون ان يتحاكموا . .. و لو انّهم اذ ظلموا انفسهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 51 - 12
12 - نكوهش اهل كتاب ( علماى يهود ) ، به جهت قضاوت ظالمانه درباره مؤمنان و سازش با كافران
الم تر الى الّذين اوتوا نصيباً من الكتب يؤمنون
جمله «الم تر . .. » داراى لحن مذمت گونه و اعتراض آميز است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 44 - 53
53 - داورى بر پايه جور - اگر چه در مورد مالى اندك - و اجبار ديگران به پذيرش آن ، كفر است .
و من لم يحكم بما أنزل اللّه فأولئك هم الكفرون
از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) روايت شده: من حكم فى درهمين بحكم جور ثم جبر عليه كان من اهل هذه الاية «و من لم يحكم بما انزل اللّه فأولئك هم الكفرون» . .. .
كافى، ج 7، ص 408، ح 3; تفسير عياشى، ج 1، ص 323، ح 120.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 45 - 16
16 - كسانى كه بر مبناى مقررات و قوانين الهى حكم نكنند ، ستمكارند .
و من لم يحكم بما أنزل اللّه فأولئك هم الظلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 159 - 5
5 - عدالت پيشگان قوم موسى همواره حق را ميزان قضاوت هاى خويش قرار داده و بر اساس آن داورى مى كردند .
و به يعدلون
«به» متعلق به «يعدلون» و «باء» در آن براى استعانت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 42 - 21
21 - توجه به خشنودى خداوند از عدالت پيشگان ، بر انگيزاننده داوران به رعايت قسط و عدل
فاحكم بينهم بالقسط إنّ اللّه يحب المقسطين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 82 - 24
24- پرهيز از ناشكيبايى و قضاوت عجولانه در زمينه كار هاى شگفت اولياى الهى ، لازم است .
ذلك تأويل ما لم تسطع عليه صبرًا
از مجموعه داستان موسى و خضر(ع) استفاده مى شود كه نبايد كار اولياى الهى را با كار خود قياس كرد، بلكه بايد شكيبايى ورزيد و سخنى ناسنجيده بر زبان نراند; زيرا، آگاهى بر اسرار آن، مقدور همه نيست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 181 - 4
4 - عدالت پيشگان همواره حق را ميزان قضاوت هاى خويش قرار داده و بر اساس آن داورى مى كنند .
و به يعدلون
«به» متعلق به «يعدلون» و «باء» در آن براى استعانت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 28 - 13
13- عدالت و انصاف عزيز مصر ، در قضاوت و ابلاغ نظر خويش در ماجراى يوسف ( ع ) و زليخا
فلما رءا قميصه . .. قال إنه من كيدكنّ إن كيدكنّ عظيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 51 - 10،12
10 - داورى ظالمانه علماى يهود نسبت به مسلمانان
الم تر الى الّذين . .. و يقولون للّذين كفروا هؤلاء اهدى من الّذين امنوا سبيلاً
12 - نكوهش اهل كتاب ( علماى يهود ) ، به جهت قضاوت ظالمانه درباره مؤمنان و سازش با كافران
الم تر الى الّذين اوتوا نصيباً من الكتب يؤمنون
جمله «الم تر . .. » داراى لحن مذمت گونه و اعتراض آميز است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 44 - 9،10،33
9 - تورات ، محور قضاوت هاى عالمان ربانى و احبار در بين يهود
يحكم بها . .. الربنيون و الاحبار
10 - عالمان ربانى و احبار يهود ، ادامه دهندگان راه انبيا در مسند قضاوت
يحكم بها النبيون . .. و الربنيون و الاحبار
33 - پيامبران ، ربانيون و احبار ، الگو هاى خداترسى و بى پروايى از مردم براى قضاوت بر اساس احكام الهى
يحكم بها النبيون . .. فلاتخشوا الناس و اخشون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 28 - 4
4 - داورى قطعى خدا در قيامت ، عليه طرف تخلف كننده از قرارداد
و اللّه على ما نقول وكيل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 164 - 15
15 - روى انه أتى عمر بحامل قد زنت فامر برجمها فقال له امير المؤمنين(ع): هب لك سبيل عليها أىّ سبيل لك على ما فى بطنها و الله تعالى يقول: «و لاتزر وازرة وزر أخرى . ..».
روايت شده: زن حامله اى را كه مرتكب زنا شده بود نزد عمر آوردند، وى دستور داد زن را سنگسار كنند. اميرالمؤمنين(ع) به وى فرمود: بر فرض كه حق سنگسار كردن زن را داشته باشى، ولى چه حقى بر طفل در شكم او دارى؟ خداوند متعال مى فرمايد: كسى بار گناه ديگرى را بر دوش نمى كشد ... .
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 89 - 3
3 - زكريا، يحيى، عيسى، الياس، اسماعيل، اليسع، يونس و لوط(ع)، بهره مند از تعاليم آسمانى (كتاب) و داراى منصب قضاوت و مقام نبوت بودند.
أولئك الذين ءاتينهم الكتب و الحكم و النبوة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 89 - 4
4 - برخى از پدران و فرزندان و برادران پيامبران پيشين (ابراهيم(ع)، اسحق و . ..) بهره مند از تعاليم آسمانى (كتاب) و داراى منصب قضاوت و مقام نبوت بوده اند.
و من ءابائهم و ذريتهم و إخونهم . .. أولئك الذين ءاتينهم الكتب و الحكم و النبوة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 109 - 8
8 - صدور حكم قاضى ، موجب تغيير حق و واقع نخواهد شد .
هأنتم هؤلاء جدلتم عنهم فى الحيوة الدنيا فمن يجدل اللّه عنهم فى يوم القيمة
از اينكه خداوند مى فرمايد: بر فرض كه در دنيا با دفاع نا حق ظالم را تبرئه كرديد، در قيامت چه خواهيد كرد، معلوم مى شود حكم قاضى ايجاد حق نمى كند و واقع را تغيير نمى دهد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 188 - 5
5 - حكم و قضاوتى كه بر اثر گرفتن رشوه صادر شده باشد ، گناه و فاقد اعتبار است .
و تدلوا بها إلى الحكام لتأكلوا فريقاً من أمول الناس بالأثم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 89 - 3
3 - زكريا، يحيى، عيسى، الياس، اسماعيل، اليسع، يونس و لوط(ع)، بهره مند از تعاليم آسمانى (كتاب) و داراى منصب قضاوت و مقام نبوت بودند.
أولئك الذين ءاتينهم الكتب و الحكم و النبوة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 61 - 6
6 - توبيخ منافقان به جهت رويگردانى آنان از حاكميت قضايى پيامبر (صلی الله علیه و آله)
رايت المنافقين يصدّون عنك صدوداً
در برداشت فوق «يصدّون» فعل لازم گرفته شده است ; بر اين مبنا «صدّ» به معنى اعراض خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 65 - 5،6،7،8،11
5 - مردم ، وظيفه دار مراجعه به پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى داورى و حلّ كليّه مشاجرات
فلا و ربّك لا يؤمنون حتّى يحكّموك فيما شجر بينهم
6 - ربوبيّت الهى ، منشأ تربيت پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى تصدّى مقام قضاوت و حكومت
فلا و ربّك لا يؤمنون حتّى يحكّموك
برداشت فوق از كاربرد كلمه «ربّ» و اضافه آن به ضمير خطاب استفاده شده است.
7 - قضاوت ، از شؤون پيامبر (صلی الله علیه و آله) و رهبران الهى است .
فلا و ربّك لا يؤمنون حتّى يحكّموك فيما شجر بينهم
8 - پذيرش حاكميّت قضايى پيامبر (صلی الله علیه و آله) در مشاجرات و التزام قلبى به حكم آن حضرت ، از علايم ايمان
فلا و ربّك لا يؤمنون حتّى يحكّموك فيما شجر بينهم ثمّ لا يجدوا فى انفسهم حرجاً مم
11 - تسليم همه جانبه در برابر پيامبر (صلی الله علیه و آله) و احكام قضايى آن حضرت ، از علايم ايمان
فلا و ربّك لا يؤمنون حتّى يحكّموك . .. و يسلّموا تسليماً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 105 - 7،11
7 - قضاوت ، از منصب هاى پيامبر (صلی الله علیه و آله)
لتحكم بين الناس
11 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظف به قضاوت در ميان مردم بر پايه تعاليم قرآن و شيوه هاى ارائه شده به او ، از سوى خداوند
إنّا انزلنا إليك الكتب بالحق لتحكم بين الناس بما اريك اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 113 - 3،6
3 - تلاش گروهى از خائنان براى به اشتباه انداختن پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در قضاوت
هانتم هؤلاء جدلتم عنهم فى الحيوة الدنيا . .. لهمت طائفة منهم ان يضلوك
اگر چه ظاهر جمله شرطيه «لولا . .. لهمت»، نفى تلاش است، ولى مراد از آن نفى تأثير تلاش مى باشد. يعنى تلاش آنان براى لغزاندن پيامبر(صلی الله علیه و آله)، هيچگونه اثرى نداشت و گويا اصلا تلاشى در اين جهت نكردند، اين معنا با آيات قبل تأييد مى شود.
6 - فضل و رحمت الهى ، مانع تأثير دسيسه و زمينه سازى هاى خائنان در قضاوت پيامبر (صلی الله علیه و آله)
لتحكم بين الناس . .. و لولا فضل اللّه عليك و رحمته لهمت طائفة منهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 41 - 23
23 - تثبيت حكم تحريف شده به دست عالمان يهود ، هدف آنان از ارجاع داورى به رسول خدا (صلی الله علیه و آله)
ان اوتيتم هذا فخذوه و إن لم تؤتوه فاحذروا
ارجاع داورى به رسول خدا(صلی الله علیه و آله) و نپذيرفتن قضاوت آن حضرت در صورت مخالفت حكم وى با اظهارات عالمان يهود، مى رساند كه هدف آنان از اين ارجاع تنها تلاش براى يافتن امضاى حكم تحريف شده بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 42 - 11،12،13،14،15
11 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از جانب خداوند ، اختيار دار داورى در ميان يهوديان و يا خوددارى از آن
فان جاءوك فاحكم بينهم او اعرض عنهم
12 - يهوديان ، در انديشه آسيب رسانى به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در صورت اعراض آن حضرت از داورى بين آنان
و إن تعرض عنهم فلن يضروك شيئاً
13 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، نگران آسيب رسانى يهود به اسلام و مسلمانان در صورت اعراض آن حضرت از داورى بين آنان
و إن تعرض عنهم فلن يضروك شيئاً
به نظر مى رسد مراد از «يضروك» آسيب رسانى به اسلام و جامعه ايمانى باشد، زيرا رسول خدا(صلی الله علیه و آله) نگران آسيب ديدن شخص خود نبوده است.
14 - نويد خداوند به مصونيت پيامبر (صلی الله علیه و آله) از توطئه هاى يهوديان به خاطر ترك داورى بين آنان
و إن تعرض عنهم فلن يضروك شيئاً
15 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور به قضاوت عادلانه بين يهوديان در صورت تصميم بر داورى ميان آنان
و إن حكمت فاحكم بينهم بالقسط
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 43 - 1،2،3
1 - ارجاع داورى به پيامبر (صلی الله علیه و آله) از سوى يهوديان ، على رغم دسترسى آنان به حكم خدا در تورات ، شگفت آور و سؤال بر انگيز
و كيف يحكمونك و عندهم التورية فيها حكم اللّه
2 - گريز از احكام تورات ، انگيزه مراجعه گروهى از يهوديان به پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى قضاوت
و كيف يحكمونك و عندهم التورية فيها حكم اللّه
3 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مورد مراجعه مردم ، حتى يهوديان ، براى حكميت و داورى
و كيف يحكمونك و عندهم التورية
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 48 - 10،12،13
10 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، وظيفه دار قضاوت در بين اهل كتاب بر اساس احكام الهى
فاحكم بينهم بما أنزل اللّه
برداشت فوق بر اين مبناست كه ضمير در «بينهم» به اهل كتاب باز گردد.
12 - انتخاب قرآن از ميان كتب آسمانى ، براى داورى بين اهل كتاب ، وظيفه پيامبر (صلی الله علیه و آله)
و انزلنا اليك الكتب . .. مهيمناً عليه فاحكم بينهم بما أنزل اللّه
«فاء» در «فاحكم» پس از ذكر مهيمن بودن قرآن، بيانگر اين است كه مراد از «ما انزل اللّه» قرآن است.
13 - قضاوت بين مردم بر اساس احكام الهى از وظايف پيامبر (صلی الله علیه و آله)
فاحكم بينهم بما أنزل اللّه
بنابر اينكه مراد از ضمير «بينهم» همه مردم باشند، نه خصوص اهل كتاب.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 49 - 1،2،8،13،15،17
1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، وظيفه دار قضاوت در بين مردمان ، بر اساس احكام الهى
و إن احكم بينهم بما أنزل اللّه
2 - حكم و داورى در بين مردم ، از شؤون و مناصب پيامبر (صلی الله علیه و آله)
و إن احكم بينهم بما أنزل اللّه
8 - هشدار خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) درباره توطئه گروهى از مردم براى بازداشتن وى از داورى بر اساس تعاليم قرآن
و احذرهم ان يفتنوك عن بعض ما أنزل اللّه إليك
13 - تلاش موذيانه و فريبكارانه اهل كتاب ( يهود ) ، براى بازداشتن پيامبر (صلی الله علیه و آله) از حكم و داورى بر اساس قرآن
و احذرهم ان يفتنوك عن بعض ما أنزل اللّه إليك
چون «يفتنوك» به «عن» متعدى شده است علاوه بر بازداشتن و گمراه ساختن، معناى خدعه و نيرنگ نيز در آن اشراب شده است ; يعنى مبادا تو را با نيرنگ از احكام الهى بازدارند و گمراه سازند.
15 - اراده خداوند بر عذاب گنهكاران ، مانع توفيق آنان به پذيرش احكام الهى و داورى هاى پيامبر (صلی الله علیه و آله)
فان تولوا فاعلم انما يريداللّه ان يصيبهم ببعض ذنوبهم
17 - برخى گناهان ، مايه محروميت از پذيرش احكام الهى و داورى هاى پيامبر (صلی الله علیه و آله)
فان تولوا فاعلم انما يريداللّه ان يصيبهم ببعض ذنوبهم
برداشت فوق بر اين مبناست كه مراد از «ان يصيبهم» همان گرفتار ساختن گنهكاران به رويگردانى و نپذيرفتن احكام قرآن باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 50 - 1
1 - بسيارى از مردمان عصر بعثت ، خواستار داورى پيامبر (صلی الله علیه و آله) بر اساس قوانين جاهلى
افحكم الجهلية يبغون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 89 - 8
8 - حضرت محمّد(صلی الله علیه و آله)، داراى كتاب و مقام حكم و قضاوت و نبوت از جانب خداوند است.
أولئك الذين ءاتينهم الكتب و الحكم و النبوة فإن يكفر بها هؤلاء
گر چه در اين آيه نام حضرت محمّد(صلی الله علیه و آله) به صراحت نيامده، ولى ياد انبياى گذشته و اشاره به مقامات آنان و همچنين سخن از كفر مردم مكه، با لطافتى تمام، اشاره به اين دارد كه خداوند همان مقامات را به حضرت محمّد(صلی الله علیه و آله) نيز عطا كرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 48 - 5
5 - قضاوت ميان مردم ، از مسؤوليت ها و منصب هاى پيامبر (صلی الله علیه و آله) بود .
و إذا دعوا إلى اللّه و رسوله ليحكم بينهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 50 - 7
7 - گمان ناعادلانه بودن حكم خدا و رسول او ، از نشانه هاى نفاق و اوصاف منافقان
أم يخافون أن يحيف اللّه عليهم و رسوله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 51 - 6،7
6 - قضاوت ميان مردم ، از مسؤوليت ها و منصب هاى پيامبر (صلی الله علیه و آله) بود .
إذا دعوا إلى اللّه و رسوله ليحكم بينهم
7 - داورى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، بر مبناى فرمان ها و دستورات خدا بود .
إذا دعوا إلى اللّه و رسوله ليحكم بينهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 47 - 4،5
4 - احكام صادره از سوى قاضيان مسيحى ، در صورتى كه بر اساس انجيل باشد ، نافذ و داراى اعتبار است .
و ليحكم أهل الانجيل بما أنزل اللّه فيه
چون اهل انجيل از امر و نهى قرآن پيروى نمى كنند، مى توان گفت مراد از (وليحكم) تنفيذ احكامى است كه عالمان مسيحى بر اساس انجيل صادر مى كنند.
5 - احكام قاضيان مسيحى تنها در بين همكيشان آنان داراى اعتبار است . *
و ليحكم أهل الانجيل بما أنزل اللّه فيه
عنوان «اهل الانجيل» مى تواند بيانگر محدوده اعتبار و نفوذ داوريهاى مستند به انجيل باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 136 - 10
10 - داورى زشت و غلط مشركان جاهلى در مقايسه خدا با بتها و ترجيج بتها بر او
فما كان لشركائهم . .. ساء ما يحكمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 47 - 4،8،9
4 - احكام صادره از سوى قاضيان مسيحى ، در صورتى كه بر اساس انجيل باشد ، نافذ و داراى اعتبار است .
و ليحكم أهل الانجيل بما أنزل اللّه فيه
چون اهل انجيل از امر و نهى قرآن پيروى نمى كنند، مى توان گفت مراد از (وليحكم) تنفيذ احكامى است كه عالمان مسيحى بر اساس انجيل صادر مى كنند.
8 - قوانين حكومتى و قضاوت ها ، تنها در صورتى نافذ است كه بر اساس احكام الهى صادر شود .
و من لم يحكم بما أنزل اللّه فأولئك هم الفسقون
9 - ضرورت پذيرش احكام و قضاوت هاى مستند به احكام الهى
و من لم يحكم بما أنزل اللّه فأولئك هم الفسقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 16 - 5
5 - حكومت و داورى ميان مردم ، نيازمند مشروعيت دينى و استناد به منبع وحى
و لقد ءاتينا . .. و الحكم و النبوّة
برداشت بالا از آن جا استفاده مى شود كه يكى از موارد اعطايى از سوى خداوند به بنى اسرائيل، «حكم» دانسته شده است; آن هم در كنار «كتاب» و «نبوت» كه اعطاى آنها تنها از شؤون خداوند است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 50 - 7
7 - داورى غلط منافقان در مورد شكست و پيروزى مسلمانان
و إن تصبك مصيبة يقولوا قد أخذنا أمرنا من قبل و يتولوا و هم فرحون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 89 - 2
2 - نوح، ابراهيم، اسحاق، يعقوب، داوود، يوسف، موسى و هارون(ع) بهره مند از تعاليم آسمانى (كتاب) و داراى منصب قضاوت و مقام نبوت بودند.
أولئك الذين ءاتينهم الكتب و الحكم و النبوة
«أولئك» اشاره به انبياى مذكور در آيات قبل است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 97 - 1
1 - موسى ( ع ) درپى محاكمه سامرى ، وى را به خروج فورى از جامعه و انزوا و قطع رابطه با مردم در طول زندگى محكوم كرد .
قال فاذهب فإنّ لك فى الحيوة أن تقول لامساس
فا در «فاذهب» علاوه بر ترتب فرمان رفتن بر محكوميت سامرى، بر فوريت آن نيز دلالت دارد. «مساس» مصدر باب مفاعله است و «لامساس» به معناى نفى هرگونه تماس و برخورد است; يعنى، تو در زندگانى خود، سزاوار سرنوشتى هستى كه سخن اول و آخر تو خبر دادن از بى كسى خود و نبود هرگونه تماس گيرنده اى با تو باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 105 - 19
19 - قضاوت و داورى هاى به دور از معيار هاى تبيين شده در قرآن و سنت ، تحكيم بخش اغراض و منافع خيانتكاران
إنّا انزلنا إليك الكتب بالحق . .. بما اريك اللّه و لاتكن للخائنين خصيماً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 136 - 9
9 - مصرف سهم خداوند براى بتها و ديگر شريكان خيالى و مصرف نكردن سهم بتها براى خداوند، از داوريهاى ناپسند مشركان عصر جاهلى بوده است.
فما كان لشركائهم . .. ساء ما يحكمون
مراد از فعلهاى «يصل» و «لايصل»، آن گونه كه مفسران گفته اند، در مقام خبر از انشاى مشركان است. يعنى مشركان آنچه را سهم خداوند تلقى مى نمودند، مصرفش را براى بتها (مانند مخارج بتكده و ...) مجاز مى دانستند، ولى عكس آن را روا نمى شمردند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 4 - 9
9 - پندار امكان گريز از مجازات الهى ، پندارى ناشايست است .
أم حسب الذين يعملون السيّئات أن يسبقونا ساء ما يحكمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 154 - 3
3 - داورى درباره خداوند و عقايد دينى ، بدون علم و دليل و شاهد ، قضاوتى ناشايست و شگفت آور است .
أصطفى البنات على البنين . ما لكم كيف تحكمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 59 - 9،10
9- قرار دادن دختر براى خدا و پسر براى خود از سوى مشركان ، قضاوتى بس زشت و ناروا بود .
و يجعلون لله البنت سبحنه و لهم ما يشتهون . .. ألا ساء ما يحكمون
10- تفاوت قائل شدن بين دختران و پسران از سوى مشركان عصر جاهلى ، قضاوتى زشت و ناروا بود .
و يجعلون لله البنت سبحنه و لهم ما يشتهون . .. ألا ساء ما يحكمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 47 - 6
6 - آنان كه حكم و داورى خويش را بر پايه قوانين و مقررات الهى بنا نكنند ، فاسق هستند .
و من لم يحكم بما أنزل اللّه فأولئك هم الفسقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 21 - 11
11 - برابر پنداشتن افراد صلاح پيشه و خطاكار ، حكمى ناروا است .
أم حسب . .. ساء ما يحكمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 89 - 2
2 - نوح، ابراهيم، اسحاق، يعقوب، داوود، يوسف، موسى و هارون(ع) بهره مند از تعاليم آسمانى (كتاب) و داراى منصب قضاوت و مقام نبوت بودند.
أولئك الذين ءاتينهم الكتب و الحكم و النبوة
«أولئك» اشاره به انبياى مذكور در آيات قبل است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 267 - 7،8
7 - احاله انفاق كننده به داورى وجدان خويش ، در پرهيز از اموال نامرغوب
و لا تيمّموا الخبيث منه تنفقون و لستم باخذيه
8 - به داورى گرفتن وجدان ، از روش هاى قرآن براى پرهيز از كار هاى ناروا و تربيت انسان ها و رعايت احكام و مقررات دينى
و لا تيمّموا الخبيث منه تنفقون و لستم باخذيه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 47 - 1
1 - پيامبر(صلی الله علیه و آله) مأمور برانگيختن داورى وجدان مشركان بر چگونگى فرجام آنان در صورت نزول عذاب الهى
قل أرءيتكم . .. هل يهلك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 71 - 7
7 - برانگيختن داورى وجدان از طريق طرح پرسش، از روشهاى تبليغى قرآن
قل أندعوا من دون الله ما لا ينفعنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 44 - 11
11- برانگيختن عقل و وجدان مردم به داورى ، روش حضرت ابراهيم ( ع ) در ارشاد و تبليغ
لِمَ تعبد ما لايسمع . .. لاتعبد الشيطن إنّ الشيطن كان للرحمن عصيًّا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 89 - 2
2 - نوح، ابراهيم، اسحاق، يعقوب، داوود، يوسف، موسى و هارون(ع) بهره مند از تعاليم آسمانى (كتاب) و داراى منصب قضاوت و مقام نبوت بودند.
أولئك الذين ءاتينهم الكتب و الحكم و النبوة
«أولئك» اشاره به انبياى مذكور در آيات قبل است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 89 - 3
3 - زكريا، يحيى، عيسى، الياس، اسماعيل، اليسع، يونس و لوط(ع)، بهره مند از تعاليم آسمانى (كتاب) و داراى منصب قضاوت و مقام نبوت بودند.
أولئك الذين ءاتينهم الكتب و الحكم و النبوة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 12 - 10
10- حضرت يحيى ، برخوردار مقام قضاوت در ايام كودكى
و ءاتينه الحكم صبيًّا
«حكم» بر اساس يكى از معانى متعددى كه براى آن ذكر شده است، مصدر و به معناى قضاوت كدن است (لسان العرب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 89 - 2
2 - نوح، ابراهيم، اسحاق، يعقوب، داوود، يوسف، موسى و هارون(ع) بهره مند از تعاليم آسمانى (كتاب) و داراى منصب قضاوت و مقام نبوت بودند.
أولئك الذين ءاتينهم الكتب و الحكم و النبوة
«أولئك» اشاره به انبياى مذكور در آيات قبل است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 89 - 2
2 - نوح، ابراهيم، اسحاق، يعقوب، داوود، يوسف، موسى و هارون(ع) بهره مند از تعاليم آسمانى (كتاب) و داراى منصب قضاوت و مقام نبوت بودند.
أولئك الذين ءاتينهم الكتب و الحكم و النبوة
«أولئك» اشاره به انبياى مذكور در آيات قبل است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 22 - 4
4- يوسف ( ع ) در سن جوانى ، به قضاوت و داورى ميان مردم توانا بود .
و لما بلغ أشدّه ءاتينه حكمًا و علمًا
برخى از مفسران ، «حكم» را به دانش معارف الهى ، احكام شريعت ، حكمت و قضاوت ميان مردم تفسير كرده اند و مراد از «علم» را، دانش تعبير رؤياها ، تحليل حوادث و درك مصالح و مفاسد دانسته اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 74 - 5
5- محاكمه خطاكاران و قضاوت درباره آنان ، از اختيارات يوسف در زمان وزارتش در مصر
قالوا فما جزؤه إن كنتم كذبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 89 - 3
3 - زكريا، يحيى، عيسى، الياس، اسماعيل، اليسع، يونس و لوط(ع)، بهره مند از تعاليم آسمانى (كتاب) و داراى منصب قضاوت و مقام نبوت بودند.
أولئك الذين ءاتينهم الكتب و الحكم و النبوة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 58 - 7
7 - يهود ، خائن به امانت ها و داورانى ستمگر
يقولون . .. هؤلاء اهدى من الذين امنوا ... اذا حكمتم بين النّاس ان تحكموا بالعدل
جمله «ان تحكموا بالعدل» مى تواند اشاره باشد به حكومت و قضاوت ناعادلانه يهود درباره مؤمنان ; آنگاه كه راه مشركان را به صواب نزديكتر معرفى كردند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 69 - 15
15 - داورى بر اساس مستندات پرونده و گواهى شاهدان ، قضاوتى عادلانه و به حق خواهد بود .
و وضع الكتب و جاىء بالنبيّين و الشهداء و قضى بينهم بالحقّ و هم لايظلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 105 - 6،11،13،19،20
6 - قرآن ، پايه و اساس براى قضاوت ميان مردم
إنّا انزلنا إليك الكتب بالحق لتحكم بين الناس بما اريك اللّه
مراد از «تحكم»، قضاوت است و اگر مراد حكومت بود، مى فرمود: «لتحكم على الناس».
11 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظف به قضاوت در ميان مردم بر پايه تعاليم قرآن و شيوه هاى ارائه شده به او ، از سوى خداوند
إنّا انزلنا إليك الكتب بالحق لتحكم بين الناس بما اريك اللّه
13 - فراگيرى قران و سنت ، شرط تصدى سمت قضاوت
إنّا انزلنا إليك الكتب بالحق لتحكم بين الناس بما اريك اللّه
ظاهراً مراد از «ما اريك»، احكامى است كه در قرآن به آنها تصريح نشده و خداوند آنها را به پيامبر(صلی الله علیه و آله) آموخته است. در برداشت
فوق از آنها به سنت پيامبر(صلی الله علیه و آله) تعبير شده است.
19 - قضاوت و داورى هاى به دور از معيار هاى تبيين شده در قرآن و سنت ، تحكيم بخش اغراض و منافع خيانتكاران
إنّا انزلنا إليك الكتب بالحق . .. بما اريك اللّه و لاتكن للخائنين خصيماً
20 - جانشينان پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، همانند خود آن حضرت ، موظف به قضاوت در ميان مردم بر پايه تعاليم قرآن
إنّا انزلنا إليك الكتب بالحق لتحكم بين الناس بما اريك اللّه
امام صادق(ع) پس از تلاوت آيه فوق فرمود: و هى جارية فى الاوصياء.
كافى، ج 1، ص 268، ح 8; نورالثقلين، ج 1، ص 547، ح 547.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 44 -
3،9،11،14،17،18،21،22،23،28،43،46،48،49،
3 - تورات ، مرجع و پايه قضاوت هاى پيامبران در بين يهود
يحكم بها النبيون الذين اسلموا للذين هادوا
9 - تورات ، محور قضاوت هاى عالمان ربانى و احبار در بين يهود
يحكم بها . .. الربنيون و الاحبار
11 - قضاوت و حكومت بر مبناى كتب آسمانى ، جارى ساختن نور و هدايت در جامعه است .
فيها هدى و نور يحكم بها النبيون . .. و الربنيون و الاحبار
يادآورى قضاوت پيامبران بر اساس تورات، پس از توصيف آنان به هدايتگرى و نورانيت، بيانگر آن است كه پياده كردن احكام آن در جامعه، موجب هدايت و نورانيت مردمان خواهد شد.
14 - احياى كتب آسمانى و حراست آنها از تبديل و تحريف ، در گرو حكم و قضاوت بر اساس آنهاست .
يحكم بها النبيون . .. و الربنيون و الاحبار بما استحفظوا من كتب اللّه
«باء» در «بما استحفظوا» سببيه است و بيانگر اين است كه چون مسؤوليت حراست از كتب آسمانى بر عهده آنهاست، بايد بر اساس آن حكم كنند. يعنى حراست از كتب آسمانى در گرو اين است كه احكام آن در جامعه پياده شود.
17 - دانشمندان يهود به دليل شهادتشان بر حقانيت تورات آن را اساس احكام خويش قرار دادند .
يحكم . .. بما استحفظوا من كتب اللّه و كانوا عليه شهداء
چون جمله «كانوا . ..» عطف بر «استحفظوا» است، معلوم مى شود كه دليل قضاوت ربانيون و احبار بر اساس تورات، اعتقاد آنان به حقانيت آن كتاب است.
18 - محور قرار دادن كتب آسمانى در قضاوت ها ، شهادت بر حقانيت آنهاست .
يحكم بها النبيون . .. بما استحفظوا من كتب اللّه و كانوا عليه شهداء
21 - حراست از تورات و قضاوت بر اساس آن ، بدون هيچ ترسى از مردم ، فرمان خداوند به عالمان يهود معاصر پيامبر (صلی الله علیه و آله)
و الربنيون و الاحبار بما استحفظوا من كتب اللّه . .. فلاتخشوا الناس
22 - عالمان يهود در عصر بعثت ، بيمناك از مردم خويش در حكم و قضاوت بر اساس تورات
و الربنيون و الاحبار بما استحفظوا من كتب اللّه . .. فلاتخشوا الناس
23 - ترس از مردم در قضاوت بر اساس كتاب هاى آسمانى ، ناروا و مورد نهى خداوند
يحكم بها . .. فلاتخشوا الناس
28 - خشيت از خداوند ( ترس برخاسته از عظمت او ) ، وادار كننده عالمان به داورى بر اساس كتاب هاى آسمانى و خوددارى از كتمان احكام الهى
يحكم بها . .. و اخشون
43 - آنان كه حكم و داورى خويش را بر پايه مقررات و قوانين الهى بنا نكنند ، كافرند .
و من لم يحكم بما أنزل اللّه فأولئك هم الكفرون
با توجه به آيات گذشته كه درباره قضاوت بود، معلوم مى شود كه جمله «و من لم يحكم . ..» ناظر به مسأله قضاوت و داورى است.
46 - ضرورت پذيرش قوانين و داورى هاى مستند به احكام الهى
و من لم يحكم بما أنزل اللّه فأولئك هم الكفرون
لازمه وجوب قضاوت بر اساس احكام الهى، ضرورت پذيرش آنها از سوى طرفين نزاع و مشاجره است.
48 - كناره گيرى از داورى بر پايه احكام الهى ، مهمل گذاردن فلسفه نزول آن احكام
و من لم يحكم بما أنزل اللّه فأولئك هم الكفرون
49 - خوددارى از قضاوت بر اساس احكام الهى ، كفر است .
و من لم يحكم بما أنزل اللّه فأولئك هم الكفرون
جمله «و من لم يحكم . ..» داراى دو مصداق است: يكى حكم كردن بر اساس احكام غير الهى و دوم خوددارى از قضاوت بر اساس احكام الهى در عين وجود شرايط آن، برداشت فوق ناظر به مصداق دوم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 45 - 16،17،18،19،21،23
16 - كسانى كه بر مبناى مقررات و قوانين الهى حكم نكنند ، ستمكارند .
و من لم يحكم بما أنزل اللّه فأولئك هم الظلمون
17 - ضرورت پذيرش قوانين و قضاوت هاى مستند به احكام الهى
و من لم يحكم بما أنزل اللّه فأولئك هم الظلمون
لازمه فرمان به حكم و قضاوت بر اساس كتابهاى آسمانى، الزام بندگان به پذيرش آن احكام و داوريهاست.
18 - نفوذ و اعتبار قوانين و داورى ها ، در گرو پى ريزى آنها بر پايه مقررات الهى
و من لم يحكم بما أنزل اللّه فأولئك هم الظلمون
لازمه وجوب داورى و قانونگذارى بر اساس احكام الهى، بى اعتبار دانستن احكامى است كه بر پايه احكامى غير الهى بنا شده باشد.
19 - خوددارى از قضاوت بر اساس احكام الهى ، ظلم است . *
و من لم يحكم بما أنزل اللّه فأولئك هم الظلمون
21 - كناره گيرى از داورى بر پايه احكام الهى ، مهمل گذاردن فلسفه نزول آن احكام
و من لم يحكم بما أنزل اللّه فأولئك هم الظلمون
23 - ستم پيشگى برخى از عالمان و سران يهود عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به دليل خوددارى آنان از قضاوت بر اساس تورات
فأولئك هم الظلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 47 - 1،4،8،9
1 - مسيحيان وظيفه دار حكم و داورى بر اساس انجيل
و ليحكم أهل الانجيل بما أنزل اللّه فيه
4 - احكام صادره از سوى قاضيان مسيحى ، در صورتى كه بر اساس انجيل باشد ، نافذ و داراى اعتبار است .
و ليحكم أهل الانجيل بما أنزل اللّه فيه
چون اهل انجيل از امر و نهى قرآن پيروى نمى كنند، مى توان گفت مراد از (وليحكم) تنفيذ احكامى است كه عالمان مسيحى بر اساس انجيل صادر مى كنند.
8 - قوانين حكومتى و قضاوت ها ، تنها در صورتى نافذ است كه بر اساس احكام الهى صادر شود .
و من لم يحكم بما أنزل اللّه فأولئك هم الفسقون
9 - ضرورت پذيرش احكام و قضاوت هاى مستند به احكام الهى
و من لم يحكم بما أنزل اللّه فأولئك هم الفسقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 48 - 10،13،14،17
10 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، وظيفه دار قضاوت در بين اهل كتاب بر اساس احكام الهى
فاحكم بينهم بما أنزل اللّه
برداشت فوق بر اين مبناست كه ضمير در «بينهم» به اهل كتاب باز گردد.
13 - قضاوت بين مردم بر اساس احكام الهى از وظايف پيامبر (صلی الله علیه و آله)
فاحكم بينهم بما أنزل اللّه
بنابر اينكه مراد از ضمير «بينهم» همه مردم باشند، نه خصوص اهل كتاب.
14 - تنها احكام الهى بايد اساس و معيار قضاوت ها قرار گيرد .
فاحكم بينهم بما أنزل اللّه
17 - خداوند بر حذر دارنده پيامبر (صلی الله علیه و آله) از پيروى تمايلات اهل كتاب و عدول از حق ( احكام قرآن ) در قضاوت
فاحكم . .. و لاتتبع اهواءهم عما جاءك من الحق
كلمه «عن» در «عما جاءك» مى رساند كه معناى عدول در «لاتتبع» تضمين شده است. يعنى لاتعدل عن الحق متبعاً اهواءهم.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 49 - 1،3،8،9،13،20
1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، وظيفه دار قضاوت در بين مردمان ، بر اساس احكام الهى
و إن احكم بينهم بما أنزل اللّه
3 - تنها احكام الهى بايد اساس و معيار حكومت و قضاوت قرار گيرد .
و إن احكم بينهم بما أنزل اللّه
8 - هشدار خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) درباره توطئه گروهى از مردم براى بازداشتن وى از داورى بر اساس تعاليم قرآن
و احذرهم ان يفتنوك عن بعض ما أنزل اللّه إليك
9 - ضرورت هشيارى حاكمان و قاضيان نسبت به تزوير دسيسه گران ، براى منحرف ساختن آنان از حكم و داورى بر پايه تعاليم قرآن
و احذرهم ان يفتنوك عن بعض ما أنزل اللّه إليك
13 - تلاش موذيانه و فريبكارانه اهل كتاب ( يهود ) ، براى بازداشتن پيامبر (صلی الله علیه و آله) از حكم و داورى بر اساس قرآن
و احذرهم ان يفتنوك عن بعض ما أنزل اللّه إليك
چون «يفتنوك» به «عن» متعدى شده است علاوه بر بازداشتن و گمراه ساختن، معناى خدعه و نيرنگ نيز در آن اشراب شده است ; يعنى مبادا تو را با نيرنگ از احكام الهى بازدارند و گمراه سازند.
20 - لزوم داورى بر اساس احكام الهى ، حتى با احتمال سرپيچى مردمان از پذيرش آن
و إن احكم . .. فان تولوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 50 - 5
5 - نظام سياسى و قضايى شكل گرفته بر پايه قوانين غير الهى ، نظامى جاهلى
افحكم الجهلية يبغون و من احسن من اللّه حكماً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 16 - 5
5 - حكومت و داورى ميان مردم ، نيازمند مشروعيت دينى و استناد به منبع وحى
و لقد ءاتينا . .. و الحكم و النبوّة
برداشت بالا از آن جا استفاده مى شود كه يكى از موارد اعطايى از سوى خداوند به بنى اسرائيل، «حكم» دانسته شده است; آن هم در كنار «كتاب» و «نبوت» كه اعطاى آنها تنها از شؤون خداوند است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 78 - 11
11- « عن أبى عبداللّه ( ع ) ( فى ) قول اللّه عزّوجلّ : « و داود و سليمان إذ يحكمان فى الحرث » . . . قال : إنّه كان أوحى اللّه عزّوجلّ إلى النبيين قبل داود إلى أن بعث اللّه داود ( ع ) أى غنم نفشت فى الحرث فلصاحب الحرث رقاب الغنم . . . فحكم داود ( ع ) بما حكمت به الأنبياء ( ع ) من قبله و أوحى اللّه عزّوجلّ إلى سليمان ( ع ) أى غنم نفشت فى الزرع فليس لصاحب الزرع إلاّ ما خرج من بطون ها و كذلك جرت السنّة بعد سليمان » ;
از امام صادق(ع) [در باره] قول خداى عزّوجلّ «و داود و سليمان إذ يحكمان فى الحرث» روايت شده . .. كه فرمود: همانا خداى عزّوجلّ به پيامبران قبل از داوود - تا زمانى كه او را برانگيخت - وحى نموده بود كه هر گوسفندى شبانه وارد زراعتى شود، براى صاحب زراعت است كه آن گوسفند را به تملك خود درآورد ... پس داوود به همان حكم پيامبران پيش از خودحكم داد و خداى عزّوجلّ به سليمان وحى نمود: هر گوسفندى كه شبانه وارد زراعتى شود، صاحب زراعت حقى ندارد; مگر به چيزى (بچه اى) كه از شكم آن بيرون مى آيد و بعد از سليمان همين سنت جريان داشت...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 78 - 11
11- « عن أبى عبداللّه ( ع ) ( فى ) قول اللّه عزّوجلّ : « و داود و سليمان إذ يحكمان فى الحرث » . . . قال : إنّه كان أوحى اللّه عزّوجلّ إلى النبيين قبل داود إلى أن بعث اللّه داود ( ع ) أى غنم نفشت فى الحرث فلصاحب الحرث رقاب الغنم . . . فحكم داود ( ع ) بما حكمت به الأنبياء ( ع ) من قبله و أوحى اللّه عزّوجلّ إلى سليمان ( ع ) أى غنم نفشت فى الزرع فليس لصاحب الزرع إلاّ ما خرج من بطون ها و كذلك جرت السنّة بعد سليمان » ;
از امام صادق(ع) [در باره] قول خداى عزّوجلّ «و داود و سليمان إذ يحكمان فى الحرث» روايت شده . .. كه فرمود: همانا خداى عزّوجلّ به پيامبران قبل از داوود - تا زمانى كه او را برانگيخت - وحى نموده بود كه هر گوسفندى شبانه وارد زراعتى شود، براى صاحب زراعت است كه آن گوسفند را به تملك خود درآورد ... پس داوود به همان حكم پيامبران پيش از خودحكم داد و خداى عزّوجلّ به سليمان وحى نمود: هر گوسفندى كه شبانه وارد زراعتى شود، صاحب زراعت حقى ندارد; مگر به چيزى (بچه اى) كه از شكم آن بيرون مى آيد و بعد از سليمان همين سنت جريان داشت...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 4 - 11
11 - قضاوت كافران درباره غلبه شان بر دين خدا ، مبتنى بر وهم و خيال وقضاوت ناشايست بود .
أم حسب الذين يعملون السيّئات أن يسبقونا ساء ما يحكمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 49 - 21
21 - گناهان يهوديان و مسيحيان عصر بعثت - حتى برخى از آن - ، زمينه ساز محروميت آنان از پذيرش احكام الهى و داورى هاى پيامبر (صلی الله علیه و آله)
فان تولوا فاعلم انما يريداللّه ان يصيبهم ببعض ذنوبهم
كلمه «بعض» مى تواند اشاره به اين باشد كه تنها برخى از گناهان اهل كتاب اقتضاى محروميت از حق پذيرى را دارد ; نه همه آنها و مى تواند به اين معنا باشد كه برخى از گناهان آنان در محروميتشان از پذيرش احكام الهى كافى است گرچه بسيارى از گناهانشان چنين اقتضايى را دارد. برداشت فوق بر اساس احتمال دوم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 78 - 4
4- مشورت در امر قضاوت ، امرى است پسنديده و شايسته .
و داود و سليمن إذ يحكمان فى الحرث . .. و كنّا لحكمهم شهدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 20 - 2
2 - ناتوانى معبود هاى ادعايى مشركان از هرگونه قضاوت
والذين يدعون من دونه لايقضون بشىء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 89 - 5
5 - خداوند عطا كننده كتاب و منصب قضاوت و نبوت به پيامبران است.
أولئك الذين ءاتينهم الكتب و الحكم و النبوة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 79 - 4
4- داوود و سليمان ( ع ) ، داراى مقام قضاوت و برخوردار از علم خدا دادى
و داود و سليمن . .. و كلاًّ ءاتينا حكمًا و علمًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 79 - 4
4- داوود و سليمان ( ع ) ، داراى مقام قضاوت و برخوردار از علم خدا دادى
و داود و سليمن . .. و كلاًّ ءاتينا حكمًا و علمًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 213 - 16،21
16 - كتاب هاى آسمانى ، معيار شناخت حق از باطل و قضاوت صحيح
و انزل معهم الكتاب بالحق ليحكم بين الناس
21 - ميسّر بودن داورى به حق ميان مردم ، با قوانين الهى
و انزل معهم الكتاب بالحق ليحكم بين الناس
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 36 - 5
5- حكم و عمل انسان ، بر اساس آنچه صرفاً شنيده ، يا ديده و يا به قلبش راه يافته ، قبل از رسيدن به مرحله علم و آگاهى ، ممنوع است .
و لاتقف ما ليس لك به علم إن السمع و البصر و الفؤاد كلّ أُولئك كان عنه مسئولاً
برداشت فوق بر اين اساس است كه معمولاً حركتهاى غير علمى، نشأت يافته از شنيده ها، ديده ها و باورهاى سطحى است و خداوند، براى دور كردن انسان از حركت غير علمى، به او هشدار داده است كه ديده ها و . .. تا زمانى كه به مبناى علمى و يقينى منتهى نشود، قابل اعتماد نيست و در صورت اعتماد نمودن، محاكمه خواهد شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 26 - 7
7 - حق ، پايه و محور داورى ها در جامعه الهى
فاحكم بين الناس بالحقّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 69 - 15
15 - داورى بر اساس مستندات پرونده و گواهى شاهدان ، قضاوتى عادلانه و به حق خواهد بود .
و وضع الكتب و جاىء بالنبيّين و الشهداء و قضى بينهم بالحقّ و هم لايظلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 75 - 7
7 - داورى ميان مردم در قيامت ، بر پايه حق و عادلانه خواهد بود .
و قضى بينهم بالحقّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ممتحنه - 60 - 10 - 7
7 - علم عادى و دلايل ظاهرى ، كافى در مقام داورى و تشخيص امور
فامتحنوهنّ اللّه أعلم بإيمنهنّ
بيان «اللّه أعلم بإيمانهنّ. ..» - پس از امر «امتحنوهنّ» - مى رساند كه شما انسان ها در مقام داورى و حكم، موظف به ملاك هاى ظاهرى و بشرى هستيد; نه ملاك هايى كه چه بسا از دسترس بشر خارج است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 90 - 13
13 - اعمال آدمى ، تنها معيار ارزش و داورى در قيامت
هل تجزون إلاّ ما كنتم تعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 89 - 6
6- حكم و داورى خداوند ميان انسان ها در قيامت ، بر اساس حجت و گواه شاهدان است .
و يوم نبعث فى كلّ أُمّة شهيدًا عليهم من أنفسهم
برداشت فوق، با توجه به اين نكته است كه برانگيختن شاهدان در راستاى صدور حكم و داورى است و نيز به منظور اتمام حجت صورت مى گيرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 18 - 4
4 - توحيد ربوبى و انقياد در برابر خدا ، ملاك داورى خداوند ميان انسان ها در قيامت
إنّ اللّه يفصل بينهم يوم القيمة . .. ألم تر أنّ اللّه يسجد له من فى السموت و م
ارتباط اين آيه با آيه پيشين، اين معنا را مى رساند كه ملاك ارزيابى خداوند در داورى ميان فرقه هاى گوناگون مردم در قيامت، اصل «توحيد ربوبى و خضوع و انقياد در برابر او» خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 57 - 1
1 - كفر و ايمان ، مبناى داورى خدا ميان انسان ها در قيامت
يحكم بينهم فالذين ءامنوا . .. و الذين كفروا ... عذاب مهين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 28 - 11
11 - داورى خداوند در قيامت ، درباره هر امت ، براساس كتاب آسمانى آنان است . *
كلّ أمّة تدعى إلى كتبها
در صورتى كه مراد از «كتاب» در «كتابها» كتاب آسمانى ويژه هر امت باشد; از دعوت شدن آنان به سوى كتاب آسمانى شان برداشت بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 45 - 2
2 - علم خداوند به گفتار كافران ، ملاك داورى او عليه آنان در قيامت
نحن أعلم بما يقولون
از ارتباط «نحن أعلم. ..» با آيات پيشين - كه درباره حشر و معاد است - مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 112 - 2،5
2- داورى هاى خدا ، بر اساس و محور حق است .
ربّ احكم بالحقّ
برداشت ياد شده بنابراين است كه اين است كه قيد «بالحقّ» توضيحى باشد.
5- قضاوت و داورى برحق خداوند ، برخاسته از علم و آگاهى همه جانبه او است .
إنّه يعلم الجهر من القول و يعلم ماتكتمون . .. قل ربّ احكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 69 - 3،5
3 - داورى خدا در قيامت ، بر اساس علم كامل او به كردار آدميان است .
اللّه أعلم بما تعملون . اللّه يحكم بينكم يوم القيمة
5 - توحيد و شرك ( خدا پرستى و بت پرستى ) ، مبناى داورى خدا و تعيين كيفر و پاداش در روز رستاخيز
اللّه يحكم . .. فيما كنتم فيه تختلفون
با توجه به عبارت پيشين «ما» در «فيما كنتم» به معناى «الذى» است كه به مسأله توحيد و شرك - كه محور اختلاف ميان موحدان و مشركان تاريخ بوده است - اشاره دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 26 - 3،5،9
3 - داورى خداوند بين پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مشركان ، بر اساس حق است .
ثمّ يفتح بيننا بالحقّ
5 - ملاك و معيار داورى در نزد خداوند ، حق است .
ثمّ يفتح بيننا بالحقّ
9 - داورى خداوند ، بر اساس علم و آگاهى او است .
و هو الفتّاح العليم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 69 - 14
14 - داورى خداوند ميان بندگان در قيامت ، بر پايه مستندات پرونده اعمال ، گواهى پيامبران و گواهانى چند خواهد بود .
و وضع الكتب و جاىء بالنبيّين و الشهداء و قضى بينهم بالحقّ و هم لايظلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 70 - 5
5 - عمل و رفتار انسان ، مبناى داورى خداوند و ملاك جزاى او در قيامت است .
و وفّيت كلّ نفس ما عملت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 20 - 4
4 - آگاهى همه جانبه خداوند از احوال انسان ها ، پشتوانه قضاوت به حق او
يعلم خائنة الأعين . .. و اللّه يقضى بالحقّ
يادآورى قضاوت به حق خداوند - پس از تذكر به علم همه جانبه او - مى تواند بيانگر مطلب ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 78 - 10،11
10 - داورى خداوند ، بر اساس حق است .
فإذا جاء أمر اللّه قضى بالحقّ
11 - حكم خداوند به عذاب كافران در دنيا ، مطابق حق است .
فإذا جاء أمر اللّه قضى بالحقّ
برداشت ياد شده بر اين احتمال است كه مقصود از «أمر اللّه» عذاب دنيوى (استيصال) باشد; چنان كه موارد بسيارى در قرآن به
همين معنا آمده است; مانند عذاب طوفان نوح كه از آن چنين ياد شده است: «قال لاعاصم اليوم من أمر اللّه . ..»، (هود، آيه 43).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 28 - 14
14 - داورى خداوند درباره امت ها ، براساس نامه عمل شان
تدعى إلى كتبها اليوم تجزون ما كنتم تعملون
از اين كه پس از فراخوانى انسان ها به نامه عمل خويش، مسأله جزاى آنان مطرح شده است; به دست مى آيد كه نامه عمل شان ملاك داورى حق خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 8 - 12
12- شهادت و داورى خداوند ميان حق و باطل ، متكى به علم برتر او
هو أعلم . .. كفى به شهيدًا
از ارتباط «هو أعلم» با «كفى به. ..»، مطلب ياد شده استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 5 - 4
4 - ايمان ، معيار داورى خداوند درباره انسان و پاداش به مردان و زنان
ليدخل المؤمنين و المؤمنت جنّ-ت
وصف «المؤمنين و المؤمنات»، مُشعر به عليّت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 53 - 4
4 - اعمال خود انسان ، ملاك داورى خداوند درباره او
و كلّ شىء فعلوه فى الزّبر . و كلّ صغير و كبير مستطر
تصريح خداوند به مضبوط بودن اعمال كوچك و بزرگ آدمى، مى رساند كه اعمال خود او نقش اساسى در مسؤوليت و مجازات و محاكمه وى دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - مجادله - 58 - 6 - 7
7 - مبناى داورى و كيفر و پاداش الهى درباره انسان ، عملكرد خود آنان است .
فينبّئهم بما عملوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ممتحنه - 60 - 3 - 9
9 - علم گسترده خداوند بر اعمال خلق ، ملاك داورى ميان آنان در قيامت *
يوم القيمة يفصل بينكم و اللّه بما تعملون بصير
از ارتباط «يفصل بينكم» - درصورتى كه «يفصل» به معناى «يحكم» (داورى خواهد كرد) باشد - و «واللّه بماتعملون بصير» مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ممتحنه - 60 - 10 - 29
29 - احكام و داورى هاى خداوند ميان خلق ، متكى به علم و حكمت گسترده او است .
يحكم بينكم و اللّه عليم حكيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 18 - 4
4 - توحيد ربوبى و انقياد در برابر خدا ، ملاك داورى خداوند ميان انسان ها در قيامت
إنّ اللّه يفصل بينهم يوم القيمة . .. ألم تر أنّ اللّه يسجد له من فى السموت و م
ارتباط اين آيه با آيه پيشين، اين معنا را مى رساند كه ملاك ارزيابى خداوند در داورى ميان فرقه هاى گوناگون مردم در قيامت، اصل «توحيد ربوبى و خضوع و انقياد در برابر او» خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 69 - 11،12
11 - داورى ميان مردم در قيامت ، بر پايه حق خواهد بود .
و قضى بينهم بالحقّ
12 - داورى ميان مردم در قيامت ، عادلانه بوده و به كسى ستم نخواهد شد .
و هم لايظلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 17 - 15
15 - قرآن و قانون الهى ، ابزار سنجش و داورى در قيامت
اللّه الذى . .. و ما يدريك لعلّ الساعة قريب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 11 - 8
8- داورى كافران درباره دين ، براساس ملاك هاى سطحى و نه متكى بر انديشه و دانش
و قال الذين كفروا . .. لو كان خيرًا ما سبقونا إليه
كافران، گرايش و عدم گرايش طبقات خاصى را به ايمان، ملاك اصلى داورى خود قرار دادند; بى آن كه در متن قرآن و پيام دين خردمندانه بينديشند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 48 - 4
4 - داورى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، بر مبناى فرمان ها و دستورات خدا بود .
و إذا دعوا إلى اللّه و رسوله ليحكم بينهم
آيه شريفه، پيش از آن كه منافقان را موظف سازد كه به داورى پيامبر(صلی الله علیه و آله) تن دهند، آنان را به پذيرش حكم خدا فرا خوانده است. اين فراخوانى مى تواند بيانگر اين حقيقت باشد كه حكم خدا، محور داورى ها است و پيامبر(صلی الله علیه و آله) هم موظف بود براساس آن قضاوت كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 49 - 5
5 - داورى پيامبر (صلی الله علیه و آله) بر اساس حق بود .
و إذا دعوا إلى اللّه و رسوله ليحكم بينهم . .. و إن يكن لهم الحقّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 44 - 3
3 - داورى مشركان صدراسلام ، سطحى و براساس ملاك هاى مادى و غفلت آنان از معادلات فرا مادى بود .
أم يقولون نحن جميع منتصر
اتكاى مشركان بر جميعت خويش، نشانه سطحى نگرى آنان در محاسبات است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 45 - 18
18 - نفوذ و اعتبار قوانين و داورى ها ، در گرو پى ريزى آنها بر پايه مقررات الهى
و من لم يحكم بما أنزل اللّه فأولئك هم الظلمون
لازمه وجوب داورى و قانونگذارى بر اساس احكام الهى، بى اعتبار دانستن احكامى است كه بر پايه احكامى غير الهى بنا شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 48 - 16
16 - نفوذ و اعتبار قوانين و داورى ها در گرو پى ريزى آنها بر اساس تعاليم قرآن است .
و انزلنا اليك الكتب . .. فاحكم بينهم بما أنزل اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 58 - 8
8 - منافع شخصى منافقان ، ملاك داورى آنان درباره پيامبر (صلی الله علیه و آله) و عامل طعن و خرده گيرى از آن حضرت
و منهم من يلمزك فى الصدقت فإن أعطوا منها رضوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 51 - 7
7 - داورى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، بر مبناى فرمان ها و دستورات خدا بود .
إذا دعوا إلى اللّه و رسوله ليحكم بينهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 104 - 11
11- داورى وارونه و دور از حقيقت درباره عملكرد ها ، از پى آمد هاى نابسامانى فكرى و عقيدتى است .
الذين كانت أعينهم فى غطاء . .. يحسبون أنّهم يحسنون صنعًا
مجموع چند آيه، در آغاز، فقدان بينش را در كافران مطرح ساخت، آنگاه برگزيدن معبودانى جز خدا را به عنوان يكى از دستاوردهاى آن مطرح كرد (أفحسب) و در اين آيه، آنان را به عنوان (أخسرين) و كسانى كه اَعمال پوچ خود را كارهايى نيك مى بينند، معرفى كرد. مقتضاى ربط بين آيات مورد بحث، برداشت بالا، است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 79 - 1
1- حكم و داورى سليمان ( ع ) در باره خسارت مزرعه تلف شده به وسيله گوسفندان ، با الهام خداوند بود .
ففهّمنها سليمن
«فا» در «ففهّمنا» براى تعقيب است و ضمير «ها» به حكومت (قضاوت) بازمى گردد; يعنى، در مشاوره و داورى داوود و سليمان(ع) حكم واقعى را به سليمان فهمانديم.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 74 - 2
2- حضرت لوط ( ع ) از جانب خداوند ، از منصب قضاوت و داورى برخوردار بود .
و لوطًا ءاتينه حكمًا
برداشت ياد شده مبتنى بر اين است كه «حكم» به معناى «قضاوت» باشد (لسان العرب). گفتنى است كاربرد «حكم» به معناى «قضاوت»، بسيار شايع است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 76 - 3
3- حضرت نوح ( ع ) ، از جانب خداوند ، از علم ، حكمت و منصب قضاوت برخوردار بود .
و لوطًا ءاتينه حكمًا و علمًا . .. و نوحًا إذ نادى
برداشت ياد شده براساس اين احتمال است كه عبارت «نوحاً» عطف بر «و لوطاً آتيناه» باشد; يعنى، همان گونه كه به لوط(ع) علم، حكمت و. .. داديم، به نوح(ع) نيز عطا كرديم. گفتنى است واژه «حكم» هم به معناى حكمت استعمال مى شود و هم به معناى قضاوت (لسان العرب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 44 - 39
39 - سودجويى و طمعورزى ، از عوامل ناديده گرفتن احكام الهى و حكم نكردن بر اساس آن
يحكم بها . .. و لاتشتروا بايتى ثمناً قليلا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 78 - 6
6- قضاوت داوود و سليمان ( ع ) ، مورد نظارت و تأييد خداوند بود .
و كنّا لحكمهم شهدين
ضمير «حكمهم» به داوود و سليمان بازمى گردد. بنابراين ذكر شهادت خداوند نسبت به حكم اين دو، اشاره به تأييد آن دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 78 - 6
6- قضاوت داوود و سليمان ( ع ) ، مورد نظارت و تأييد خداوند بود .
و كنّا لحكمهم شهدين
ضمير «حكمهم» به داوود و سليمان بازمى گردد. بنابراين ذكر شهادت خداوند نسبت به حكم اين دو، اشاره به تأييد آن دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 62 - 9
9 - سرعت در حسابرسى و قضاوت و حكم، معيارى مهم و اساسى در نظام قضائى شايسته
ألا له الحكم و هو أسرع الحسبين
بيان سرعت حسابرسى به عنوان يكى از ويژگيهاى مهم در حكم و قضاوت خداوند، گوياى رجحان و مزيت قضاوت و حكمى است كه سرعت هر چه بيشتر و بدون فوت وقت انجام پذيرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 26 - 11
11- داور ماجراى يوسف ( ع ) و زليخا ، صداقت زليخا و دروغ گويى يوسف ( ع ) را منوط به پاره شدن پيراهن يوسف ( ع ) از پيشِ رو دانست .
إن كان قميصه قُدّ من قُبل فصدقت و هو من الكذبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 27 - 1
1- داور ماجراى يوسف ( ع ) و زليخا ، كذب ادعاى زليخا و صداقت يوسف ( ع ) را منوط به پاره شدن پيراهن از پشتِ سر دانست .
و إن كان . .. و هو من الصدقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 36 - 5
5- حكم و عمل انسان ، بر اساس آنچه صرفاً شنيده ، يا ديده و يا به قلبش راه يافته ، قبل از رسيدن به مرحله علم و آگاهى ، ممنوع است .
و لاتقف ما ليس لك به علم إن السمع و البصر و الفؤاد كلّ أُولئك كان عنه مسئولاً
برداشت فوق بر اين اساس است كه معمولاً حركتهاى غير علمى، نشأت يافته از شنيده ها، ديده ها و باورهاى سطحى است و خداوند، براى دور كردن انسان از حركت غير علمى، به او هشدار داده است كه ديده ها و . .. تا زمانى كه به مبناى علمى و يقينى منتهى نشود، قابل اعتماد نيست و در صورت اعتماد نمودن، محاكمه خواهد شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 26 - 13
13 - حكومت و منصب قضاوت ، بستر بسيار لغزنده و رهبران و داوران در معرض مقهور شدن به دست هواى نفس
يداود إنّا جعلنك خليفة فى الأرض فاحكم بين الناس بالحقّ و لاتتّبع الهوى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 14 - 14
14 - برانگيختن عقل و وجدان به داورى، از روشهاى قرآن در احتجاج
قل أغير اللّه أتّخد وليا فاطر السموت و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - تين - 95 - 8 - 3
3 - برترى قضاوت خداوند بر داورى ديگران و حكمت آميز بودن آن ، حقيقتى روشن و غير قابل انكار است .
أليس اللّه بأحكم الحكمين
همزه استفهام در «أليس»، براى تقرير و بيانگر وضوح مفاد آيه است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 54 - 11
11 - قضاوت و داورى خداوند درباره ستمگران ، قضاوتى است بر پايه قسط و عدل .
و لو أن لكل نفس ظلمت . .. و أسروا الندامة لما رأوا العذاب و قضى بينهم بالقسط
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 45 - 6
6- حكم و قضاوت خداوند ، متقن ترين و عادلانه ترين حكم ها و قضاوتهاست .
و أنت أحكم الحكمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 112 - 5
5- قضاوت و داورى برحق خداوند ، برخاسته از علم و آگاهى همه جانبه او است .
إنّه يعلم الجهر من القول و يعلم ماتكتمون . .. قل ربّ احكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 78 - 6،7،8
6 - قضاوت و داورى خدا درباره كافران و حق ستيزان ، متكى بر موازين حق و عدل و به دور از كمترين سستى و كاستى
إنّ ربّك يقضى بينهم بحكمه
با اين كه واژه «يقضى» معناى حكم و داورى را مى رساند، آمدن قيد «بحكمه» نشانگر اين حقيقت است كه قضاوت الهى مخصوص به او است به گونه اى كه كمترين خلل در آن راه ندارد و بر موازين عدل و حق استوار است.
7 - داورى هاى خداوند ، داراى پشتوانه قوى اجرايى و علمى
إنّ ربّك يقضى . .. و هو العزيز العليم
از ارتباط «عزيز و عليم» با «يقضى بينهم» مطلب فوق استفاده مى شود.
8 - عدم دخالت غيرخدا ، در قضاوت ها و داورى هاى او
إنّ ربّك يقضى بينهم بحكمه
قيد «بحكمه» مى تواند از نظر معنا تأكيدى بر عدم دخالت غيرخدا در قضاوت هاى او باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - تين - 95 - 8 - 1،2
1 - قضاوت خداوند ، از حكم تمامى داوران برتر ، نافذتر و متقن تر است .
أليس اللّه بأحكم الحكمين
قاضى، در صورتى از قضاوت كنندگان ديگر حاكم تر خواهد بود كه حكم او نافذتر باشد و از آن جا كه اشتقاق «أحكم»، ممكن است از ريشه «حَكْم» باشد كه قاموس آن را به معناى اتقان مى داند، خداوند در اين آيه به متقن ترين داوران توصيف شده است.
2 - قضاوت هاى خداوند ، حكيمانه ترين قضاوت ها و موافق ترين آنها با حقيقت است .
أليس اللّه بأحكم الحكمين
اسم تفضيل «أحكم»، ممكن است از «حُكم» به معناى قضاوت باشد; يعنى، «أقضى» و نيز مى تواند از «حكمة» گرفته شده باشد; يعنى، حكيم تر. در برداشت ياد شده، معناى دوم مورد نظر است; گرچه «حاكمين» بر معناى «قضاوت كنندگان» تطبيق يافته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مرسلات - 77 - 38 - 5
5 - داورى ميان حق و باطل در عرصه قيامت ، با حضور تمامى خلايق انجام خواهد پذيرفت .
هذا يوم الفصل جمعنكم و الأوّلين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 27 - 4
4 - قضاوت و تصميم گيرى هاى سليمان ، براساس تحقيق و اطلاعات متقن بود .
قال سننظر أصدقت أم كنت من الكذبين
با اين كه گزارش هاى صريح و استدلال هاى عميق توحيدى هدهد، نشانگر صداقت و حقانيت او بود، اما سليمان بدان ها بسنده نكرد و درصدد تحقيق جدى برآمد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 26 - 9
9 - هشدار خداوند به داوود ( ع ) ، براى پيروى نكردن از هواى نفس ، در داورى ميان مردم
فاحكم بين الناس بالحقّ و لاتتّبع الهوى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 8 - 10
10 - قلب در اصطلاح قرآن ، جايگاه هدايت و گمراهى است .
فامّا الّذين فى قلوبهم زيغ . .. ربّنا لا تزغ قلوبنا بعد اذ هديتنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 29 - 1
1 - سينه آدمى ، خزانه افكار و انديشه هاى او
ان تخفوا ما فى صدوركم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 10 - 3،5
3 - نفاق ، خدعه گرى و دروغ پردازى ، رذايلى هستند برخاسته از بيمارى دل
و من الناس من يقول ءامنا . .. يخدعون اللّه ... فى قلوبهم مرض
«فى قلوبهم مرض» بيانگر ريشه رذايلى است كه در آيات قبل و فرازهاى بعد، براى منافقان بيان شده است.
5 - سرايت بيمارى دل و انديشه آدمى به تمامى وجود او
فى قلوبهم مرض فزادهم اللّه مرضاً
جمله نخست حاكى است كه دل و انديشه منافقان، بيمار است و جمله بعد، دلالت مى كند كه بيمارى وجود آنان را فرا مى گيرد;
زيرا نفرمود «فزادها اللّه مرضاً». اين اختلافِ تعبير يا اشاره به اين معنا دارد كه تمام حقيقت آدمى، دل و انديشه اوست; و يا حاكى از آن است كه بيمارى دل به همه وجود سرايت كرده و همه حركات و سكنات آدمى را متأثر مى سازد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 11 - 7
7 - فسادگرى و نصيحت ناپذيرى منافقان ، برخاسته از بيمار دلى آنان است .
فى قلوبهم مرض . .. و إذا قيل لهم لاتفسدوا فى الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 12 - 5
5 - بيماردلى منافقان ، مانع از درك فسادگرى خويش
فى قلوبهم مرض . .. ألا إنهم هم المفسدون و لكن لايشعرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 13 - 4
4 - بيمار دلىِ اهل نفاق ، منشأ متهم ساختن اهل ايمان به بى خردى است .
فى قلوبهم مرض . .. قالوا أنؤمن كما ءامن السفهاء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 52 - 3،5
3 - بيمار دلى و ضعف ايمان ، زمينه تخلف از فرامين خداوند
لاتتخذوا اليهود و النصرى أولياء . .. فترى الذين فى قلوبهم مرض يسرعون فيهم
5 - بيمارى دل و سستى ايمان ، زمينه محروميت از هدايت الهى
إنّ اللّه لايهدى القوم الظلمين. فترى الذين فى قلوبهم مرض يسرعون فيهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 125 - 7
7 - بيماردلى و پليدى باطن ، زمينه ساز مردن بر حال كفر است .
و أما الذين فى قلوبهم مرض . .. و ماتوا و هم كفرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 53 - 2
2 - يمار دلى و قساوت ، زمينه اى مناسب براى قرار گرفتن در دام فتنه ها و اغواگرى هاى شيطان
ليجعل ما يلقى الشيطن فتنة . .. و القاسية قلوبهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 50 - 2
2 - بيمار دلى ، از نشانه هاى نفاق و اوصاف منافقان
أفى قلوبهم مرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 80 - 2
2 - بى اثر بودن قرآن در برخى از انسان ها ، معلول بيمارى خود آنان است ، نه ابهام و نارسايى پيام الهى .
إنّك على الحقّ المبين . إنّك لاتسمع الموتى ... إذا ولّوا مدبرين
پس از اين كه خداوند حقانيت پيامبر(صلی الله علیه و آله) و قرآن را بيان فرمود، اين سؤال مطرح مى شود كه پس چرا برخى اين سخن حق را نمى پذيرند؟ قرآن پاسخ مى دهد: كه مشكل از ناحيه حق نيست; بلكه مشكل از ناحيه خود آنان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 32 - 10
10 - بيمار دلى ، باعث طمع ورزى در زنان نامحرم است .
فلاتخضعن بالقول فيطمع الذى فى قلبه مرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مدثر - 74 - 31 - 14
14 - بيماردلى و نفاق ، از موانع شناخت و حق پذيرى
و ليقول الذين فى قلوبهم مرض . .. ماذا أراد اللّه بهذا مثلاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 11 - 5
5 - منافقان بر اثر بيمارىِ دل و انديشه ، فسادگرى هاى خويش را اصلاح طلبى قلمداد مى كنند .
فى قلوبهم مرض . .. قالوا إنما نحن مصلحون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 41 - 39
39 - پاكى دل ها و جان ها ، زمينه پذيرش هدايت الهى
و من يرد اللّه فتنته . .. أولئك الذين لم يرد اللّه ان يطهر قلوبهم
چنانچه «فتنه» به معناى ضلالت باشد، مفهوم جمله «من يرد اللّه فتنته» باضميمه جمله «أولئك . ..» اين خواهد بود كه خداوند تنها پاكدلان را هدايت مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 88 - 7
7 - يهوديان كافر ، على رغم ناتوانى از ايمان آوردن بر اثر محجوب بودن قلبهايشان ، معذور نيستند .
قلوبنا غلف بل لعنهم اللّه بكفر هم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 57 - 16
16- هدايت پذيرى كسانى كه بر دل هايشان پرده افكنده شده و بر گوش هايشان سنگينى نشسته ( محرومان از درك و فهم آيات الهى ) ، ناممكن است .
و إن تدعهم إلى الهدى فلن يهتدوا إذًا أبدًا
«لن» براى نفى هميشگى است كه در آيه مورد بحث، با كلمه «أبداً» نيز بر آن تأكيد مجدد شده است; يعنى، چنين افرادى، هرگز و هيچ گاه، هدايت نخواهند شد و بايد از آنان مأيوس بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 28 - 27
27- كسانى كه ياد خداوند در قلب آنان حضور ندارد ، شايسته رهبرى نيستند .
و لاتطع من أغفلنا قلبه عن ذكرنا
نهى از اطاعت غافلان، نفى شايستگى آن ها براى فرمان دادن و ارائه پيشنهاد است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 7 - 1
1 - خداوند قلب منكران قرآن را از فهميدن معارف دين و گوش آنان را از شنيدن حقايق دينى ، بازداشته است .
ختم اللّه على قلوبهم و على سمعهم
«ختم» به معناى بستن درب چيزى با گل و مانند آن و به اصطلاح لاك و مهر كردن، است. بسته شدن قلب، كنايه از درك نكردن و نفهميدن است. و «على سمعهم» مى تواند عطف بر «على قلوبهم» باشد و نيز مى تواند خبر براى «غشاوة» باشد. در برداشت فوق، احتمال اول لحاظ شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 25 - 7
7 - افكنده شدن حجاب بر انديشه و قلب آدمى، زمينه انكار هر گونه معجزه و آيت الهى است.
و جعلنا على قلوبهم أكنة أن يفقهوه . .. و إن يروا كل ءاية لايؤمنوا بها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 101 - 10
10 - خداوند قلب هاى كفرپيشگان و تكذيب كنندگان انبيا را از دريافت حقايق دين و معارف الهى محروم مى سازد .
كذلك يطبع اللّه على قلوب الكفرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 93 - 9
9 - مهر شدن قلب انسان در نتيجه گناه و تخلف از جهاد ، مايه ناتوان شدن وى از شناخت صحيح حقايق
و طبع اللّه على قلوبهم فهم لا يعلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 74 - 6
6 - اقوام تكذيب كننده پيامبران ، به خاطر مهر شدن دلهايشان و با وجود معجزات و براهين روشن ، توانايى پذيرش آنان را نداشتند .
فما كانوا ليؤمنوا بما كذبوا به من قبل كذلك نطبع على قلوب المعتدين
تعبير به «فما كانوا ليؤمنوا» به جاى «فما آمنوا بما كذبوا به» بيانگر وجود نوعى مانع است كه آنان را از ايمان آوردن بازمى داشت. در جمله بعد، از آن مانع تعبير به «طبعِ قلوب» شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 88 - 15،19
15 - مردمى كه خدا بر دل آنان مهر بزند ، توفيق ايمان و گرايش به پيامبران ، از آنان سلب خواهد شد .
و اشدد على قلوبهم فلايؤمنوا
«فاء» در جمله «فلا يؤمنوا» فاى سببيه است و دلالت بر سببيت ماقبل براى مابعدش مى كند; يعنى، طبع قلب سبب سلب توفيق ايمان مى شود.
19 - سخت شدن دل و مهر شدن آن ، زمينه ساز وقوع عذاب استيصال است .
و اشدد على قلوبهم فلايؤمنوا حتى يروا العذاب الأليم
برداشت فوق مبتنى بر اين است كه الف و لام «العذاب» - كه براى عهد ذهنى است - اشاره به عذاب دنيوى (استيصال) باشد. در اين صورت روشن است كه درخواست سخت شدن دل فرعون و اطرافيانش و مهر شدن آن، در واقع درخواست پيدايش زمينه عذاب استيصال بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 16 - 8
8- عدم درك كافران نسبت به وحى و سخنان پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، ناشى از هواپرستى و تيرگى قلب آنان
قالوا . .. ماذا قال ... أولئك الذين طبع اللّه على قلوبهم و اتّبعوا أهواءهم
بنابر اين كه تعبير «طبع اللّه على قلوبهم» به عنوان علت «يستمع إليك . .. قالوا ... ماذا قال آنفاً» ياد شده باشد - و نه معلول آن - برداشت بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - منافقون - 63 - 3 - 8،9
8 - مردمى كه دل هايشان مهر شده ، از درك حقايق و معارف دينى و الهى محروم اند .
فطبع على قلوبهم فهم لايفقهون
9 - منافقان ، بر اثر مُهر شدن دل هايشان از درك معارف دين ناتوان اند .
فطبع على قلوبهم فهم لايفقهون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 46 - 2
2- مشركان مكه ، در اثر مستورى قلب و سنگينى گوشهايشان ، از ادراك صحيح آيات خدا ، محروم بودند .
و جعلنا بينك و بين الذين لايؤمنون بالأخرة حجابًا مستورًا و جعلنا على قلوبهم أكنّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 16 - 1،2
1 - ياد خداوند و ذكر عظمت و كبريايى او ، تأثيرگذار در دل هاى نرم و خاشع
ألم يأن للذين ءامنوا أن تخشع قلوبهم لذكر اللّه
«خشوع» در مقابل «قساوت» (سختى و صلابت)، به معناى نرمى [قلب] است.
2 - تلاوت قرآن و شنيدن آيات آن ، اثربخش دل هاى نرم و خاشع
ألم يأن للذين ءامنوا أن تخشع قلوبهم . .. و ما نزل من الحقّ
مقصود از «ما نزل من الحقّ» قرآن كريم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 3 - 6
6 - اقامه نماز و انفاق در راه خدا ، تجلى خشيت قلب و فزونى ايمان و توكل بر خدا
وجلت قلوبهم . .. زادتهم إيمنا ... الذين يقيمون الصلوة و مما رزقنهم ينفقون
تكرار «الذين»، بدون حرف عطف، براى رساندن اين معناست كه اقامه نماز انفاق نمود خارجى و تجلى صفات برشمرده شده در آيه قبل است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 54 - 5
5 - نرمى و سلامت دل ، زمينه اى مناسب براى گرايش به حق و پذيرش آن
ليجعل . .. للذين فى قلوبهم مرض و القاسية قلوبهم ... و ليعلم الذين أُوتوا العلم أ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 52 - 10
10 - سلامت دل و ايمان راسخ ، زمينه پرهيز از ستمگرى و عصيان و موجب برخوردارى از هدايت خاص الهى
إنّ اللّه لايهدى القوم الظلمين. فترى الذين فى قلوبهم مرض يسرعون فيهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 110 - 5
5 - ايمان به رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) و آيات خداوند منوط به برخوردارى انسان از قلب وبينش سالم است.
و نقلب أفئدتهم . .. كما لم يؤمنوا به أول مرة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 24 - 7
7- بهرهورى از مفاهيم عالى وحى ، منوط به داشتن قلب سليم و زمينه ساز تدبر
أفلايتدبّرون . .. أم على قلوب أقفالها
در صورتى كه «أم» به معناى «بل» باشد، مفاد آيه چنين مى شود: اگر در قرآن تدبر شود، حقيقت بر انسان آشكار مى گردد; ولى حق گريزان در نتيجه اعمال خودشان، قلبى بسته و ناتوان از تدبر دارند. در حالى كه تدبر در قرآن، براى قلب سليم و تأثيرپذير، ميسر است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مطففين - 83 - 14 - 8،12
8 - انكار قيامت ، برخاسته از قلب سياه و درك ناتوان است .
الذين يكذّبون بيوم الدين . .. كلاّ بل ران على قلوبهم
12 - « عن أبى جعفر ( ع ) قال : [ قال ] ما من عبد إلاّ و فى قلبه نكتة بيضاء فإذا أذنب ذنباً خرج فى النكتة نكتة سوداء فإن تاب ذهب ذلك السواد فإن تمادى فى الذنوب زاد ذلك السواد حتّى يُغَطّى البياض فإذا [ ت- ] غطّى البياض لم يرجع صاحبه إلى خير أبداً و هو قول اللّه عزّوجلّ : « كلاّ بل ران على قلوبهم ما كانوا يكسبون » ;
از امام باقر(ع) روايت شده كه فرمود: هيچ بنده اى نيست جز اين كه در قلبش نقطه سفيدى است، هرگاه گناهى مرتكب شود، در آن سفيدى نقطه سياهى پديد مى آيد، پس اگر توبه كند آن سياهى از بين مى رود و اگر گناهان را ادامه دهد، آن سياهى افزون مى گردد تا تمام سفيدى قلب را فرامى گيرد و هنگامى كه سفيدى قلب به سياهى پوشيده شد، صاحب آن قلب هرگز به سوى نيكى برنمى گردد و اين سخن خداى عزّوجلّ است كه فرمود: كلاّ بل ران على قلوبهم ما كانوا يكسبون».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 74 - 4
4 - قلب هاى بنى اسرائيل با سخت شدن ، از تراوش كمترين معرفتى ناتوان شد .
ثم قست قلوبكم . .. فهى كالحجارة أو أشد قسوة و إن من الحجارة
به مقتضاى ارتباط «ثم قست . ..» با جمله «يريكم آياته لعلكم تعقلون» سختى دل به نپذيرفتن معارف القاشده به آن، تفسير شد و به مقتضاى جمله «إن من الحجارة ...» سختى دل به تراوش نكردن معارف و حقايق تفسير مى شود; يعنى، قلب قسى نه از خارج متأثر مى شود و نه از درون تراوشى دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 75 - 4
4 - قساوت و سخت دلى بنى اسرائيل و جامعه يهود ، از ميان برنده زمينه هاى ايمان و گرايش به اسلام در آنان
ثم قست قلوبكم . .. أفتطمعون أن يؤمنوا لكم
حرف «فاء» در «أفتطمعون» قطع اميد از ايمان آوردن بنى اسرائيل را نتيجه قساوت قلب ايشان - كه در آيه قبل مطرح شد - مى شمرد; يعنى، با پيدايش قساوت در قلب بنى اسرائيل، جاى اميدى به ايمان آوردن آنان نيست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 159 - 7
7 - سنگدلى و خشونت رهبران ، موجب پراكندگى مردم از پيرامون آنان
و لو كنت فظّا غليظ القلب لانفضّوا من حولك
«انفضّوا» از «فضّ» به معناى تفرّق و پراكندگى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 13 - 12
12 - سنگدلى بنى اسرائيل ، منشأ تحريف تورات
و جعلنا قلوبهم قسية يحرفون الكلم عن مواضعه
جمله «يحرفون» جمله مفسره و بيانگر آثار قساوت قلب است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 83 - 8
8 - استكبار و سخت دلى يهوديان و مشركان موجب تأثرناپذيرى آنان از قرآن
و إذا سمعوا ما أنزل إلى الرسول ترى اعينهم تفيض من الدمع
بيان واكنش خاضعانه مسيحيان در برابر قرآن پس از توصيف آنان به فروتنى در آيه پيش گوياى اين است كه دو گروه ديگر (يهوديان و مشركان) به دليل گردنفرازى و استكبار در برابر حق، از پذيرش قرآن سرباز زدند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 43 - 4،5،12
4 - سنگدلى، مانع تضرع به درگاه خداوند، حتى در شدايد و سختيها
فلولا . .. و لكن قست قلوبهم
5 - سنگدلى، موجب هدايت ناپذيرى و اجابت نكردن دعوت انبيا
و لقد أرسلنا . .. فلولا إذ جاءهم بأسنا تضرعوا و لكن قست قلوبهم
12 - قساوت دل زمينه اى مناسب براى القاى تزيينات شيطان
و لكن قست قلوبهم و زين لهم الشيطن ما كانوا يعملون
جمله «زين لهم» مى تواند از قبيل عطف مسبب بر سبب باشد ; يعنى تزيين شيطان پس از قساوت دل حاصل مى گردد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 53 - 2
2 - يمار دلى و قساوت ، زمينه اى مناسب براى قرار گرفتن در دام فتنه ها و اغواگرى هاى شيطان
ليجعل ما يلقى الشيطن فتنة . .. و القاسية قلوبهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 22 - 13،17
13 - قساوت قلب و سنگدلى ، مانع پذيرش حق و تابش نور الهى بر قلب ها
أفمن شرح اللّه صدره للإسلم . .. فويل للقسية قلوبهم من ذكر اللّه
توصيف كافران به قساوت قلب و سنگدلى، در برابر مؤمنان - كه از نور هدايت الهى برخورداراند - مى تواند بيانگر اين نكته باشد كه قساوت قلب، مانع تابش نور هدايت الهى در قلب ها است.
17 - قساوت قلب و خدا فراموشى ، نشانه گمراهى سخت و آشكار
فويل للقسية قلوبهم من ذكر اللّه أُولئك فى ضلل مبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بروج - 85 - 6 - 3
3 - اصحاب اخدود ، به دليل حضور بى رحمانه خود در مراسم سوزاندن مؤمنان و نشستن و نظاره كردن آن ، گرفتار نفرين خداوند و سزاوار قتل و نابودى شدند .
قتل أصحب الأُخدود . .. إذ هم عليها قعود
كلمه «إذ»، ظرف براى «قتل» و بيانگر نقش آن لحظه در استحقاق نفرين است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بروج - 85 - 7 - 11
11 - حضور بى رحمانه اصحاب اخدود براى سوزاندن و تماشاى سوختن مؤمنان ، موجب گرفتارى آنان به نفرين خداوند بود .
قتل أصحب الأُخدود . .. إذ ... و هم على ما يفعلون بالمؤمنين شهود
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 81 - 6
6 - تنها دل هاى سليم و حق پذير ، شايسته بهره مندى از پيام الهى انبيا
إن تسمع إلاّ من يؤمن بايتنا
مراد از «من يؤمن» كسانى اند كه در مقام پذيرش حق مى باشند و دل هايشان گرفتار كرى و كورى نشده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 111 - 6
6 - مسخ شدن قلب و ادراك كافران مايه ايمان نياوردن ايشان، حتى با ديدن روشنترين معجزات است.
و نقلب أفئدتهم و أبصرهم . .. و لو أننا نزّلنا ... ما كانوا ليؤمنوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 41 - 44
44 - آلودگى دل و جان آدمى به ناپاكى ها ، موجب ذلت دنيا و عذاب آخرت
أولئك الذين لم يرد اللّه ان يطهر قلوبهم . .. و لهم فى الاخرة عذاب عظيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 120 - 3
3- آرامش خاطر پيامبر (صلی الله علیه و آله) و استوارى دل و قلب او ، هدف از بيان سرگذشت انبيا براى آن حضرت
و كلاًّ نقصّ عليك من أنباء الرسل ما نثبت به فؤادك
«تثبيت» (مصدر نثبت) به معناى مستقر كردن و استوار ساختن است و «فؤاد» به معناى قلب مى باشد. استوار ساختن قلب، به ايجاد يقين و طمأنينه در آن و رفع اضطراب و ترديد از آن است. عبارت «و ما نثبت ...» بدل براى «كُلاً» مى باشد و دلالت مى كند كه آن قسمتى از سرگذشت پيامبران بيان مى شود كه ايجاد يقين و اطمينان كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 10 - 11
11 - مؤمنان ، آرزومند پاك بودن قلب هايشان از كينه و عداوت نسبت به اهل ايمان
يقولون ربّنا . .. و لاتجعل فى قلوبنا غلاّ للذين ءامنوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 53 - 30
30 - قلب آدمى ، محل لغزش است و بايد از مقدمات لغزيدن آن ، جلوگيرى كرد .
فسئلوهنّ من وراء حجاب ذلكم أطهر لقلوبكم و قلوبهنّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - همزه - 104 - 7 - 1
1 - آتش جهنم ، بر قلب ها احاطه يافته ، آن را خواهد سوزاند .
الّتى تطّلع على الأفئدة
برخى از اهل لغت، اطّلاع را به معناى بلوغ دانسته اند (لسان العرب). براين اساس، مفاد آيه اين است كه آتش، به قلب ها رسيده، آن را خواهد سوزاند. حرف «على» بر احاطه كامل آتش دلالت دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 11 - 6
6 - ارزش والاى قلب و ادراكات باطنى ، در مقايسه با ديگر منابع شناخت
ما كذب الفؤاد مارأى
با توجه به اين كه در اين آيه، رؤيت معارف والا به قلب نسبت داده شده است; ارزش بى مانند قلب در ميان منابع شناخت استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 10 - 2
2 - خداوند ، افزايش دهنده بيمارى در دل و جان منافقان
فزادهم اللّه مرضاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 36 - 7
7- بهره نگرفتن صحيح از نعمت شنوايى ، بينايى و قلب براى شناخت حق ، باعث مسؤوليت انسان نزد خداوند است .
و لاتقف . .. إن السمع ... كان عنه مسئولاً
خداوند، به منظور دور كردن انسانها از حركتهاى غير علمى، به آنان نعمت شنوايى، بينايى و قلب را يادآور شده است تا آنان، با بهره گيرى صحيح از آن، به يقين دست يافته و بر اساس آن، حكم كرده و عمل نمايند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تغابن - 64 - 11 - 9
9 - « عن أبى عبداللّه ( ع ) قال : إنّ القلبَ ليُرَجَّج . . . حتّى يَعقِدَ على الإيمان فإذا عقد على الإيمان قرّ و ذلك قول اللّه عزّوجلّ : « و من يؤمن باللّه يهد قلبه » ;
از امام صادق(ع) روايت شده كه فرمود: قلب [انسان ]در حال اضطراب است . .. تا اين كه با ايمان و باور پيوند خورد. پس زمانى كه بر ايمان پيوند خورد، قرار و ثبات مى يابد و اين سخن خداى عزّوجلّ است: و من يؤمن باللّه يهد قلبه».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 126 - 2،3،10
2 - نياز پيكارگران به بشارت و تقويت روحيه و آرامش دل ، براى پيروزى بر دشمنان
و ما جعله اللّه الّا بشرى لكم و لتطمئنّ قلوبكم به
3 - دل آدمى ، كانون آرامش و اطمينان
و لتطمئنّ قلوبكم به
10 - تحقق اطمينان قلب ، با امداد هاى الهى
و لتطمئنّ قلوبكم به و ما النّصر الّا من عند اللّه العزيز الحكيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 10 - 8
8 - تنها دل هاى محكم و مطمئن ، قادر بر انجام كار هاى سخت و مخاطره آميز
إن كادت لتبدى به لولا أن ربطنا على قلبها
اقدام مادر موسى به انداختن فرزند خويش در آب نيل، بيانگر مطلب ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 260 - 11
11 - قلب ، كانون ايمان و آرامش خاطر
ليطمئنّ قلبى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 113 - 10
10 - اطمينان قلب مرتبه اى بالاتر از مرحله ايمان
قال اتقوا اللّه ان كنتم مؤمنين. قالوا نريد ان ... تطمئن قلوبنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 54 - 1
1 - زدوده شدن شبهات شيطانى از چهره آيات وحى به اراده خداوند ، به اين دليل بود تا كسانى كه از نعمت معرفت و دانش برخوردار بودند ، به حقانيت آن پى ببرند و با آرامش خاطر ، به آن ايمان بياورند .
فينسخ اللّه ما يلقى الشيطن . .. و ليعلم الذين أُوتوا العلم ... فتخبت له قلوبهم
ضمير در «أنّه الحق» به قرآن باز مى گردد كه در آيه 52 از آن ذكر ضمنى به ميان آمده است. «إخبات» (مصدر «تخبت») مشتق از «خَبْت» است. «خَبْت» به زمين وسيع و هموارى گفته مى شود كه بى فراز و نشيب است. «قلب مخبت»; يعنى، قلبى كه مطمئن آرام و بى اضطراب و ترديد است. آيه ياد شده تعليل براى جمله «فينسخ اللّه ما يلقى الشيطان...» است; يعنى، خداوند شبهه هاى شيطان را از آيات وحى مى زدايد، تا كسانى كه از نعمت دانش برخورداراند، بدانند كه قرآن حق بوده و از جانب پروردگار نازل شده است و دل هايشان به آن مطمئن شود و آرام گيرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 10 - 9
9 - راسخ شدن ايمان مادر موسى ، هدف الهى در محكم ساختن دل وى و اطمينان بخشيدن به وى
لولا أن ربطنا على قلبها لتكون من المؤمنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 28 - 1
1- آنان كه ايمان آورده و دلهايشان به ياد خدا آرامش مى يابد ، از كسانى اند كه خداوند آنها را به سوى خويش هدايت كرده است .
و يهدى إليه من أناب. الذين ءامنوا و تطمئن قلوبهم بذكر الله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 7 - 17
17 - اعتدال و سلامت قلب و انديشه ، زمينه فهم صحيح قرآن
فامّا الّذين فى قلوبهم زيغ . .. و ابتغاء تأويله
انحراف قلب، منتهى به تأويل نادرست قرآن مى شود; بنابراين سلامت قلب، فهم صحيح آيات قرآن را در پى دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 12 - 2
2- خداوند ، قرآن كريم را در دل مجرمانِ هدايت ناپذير القا مى كند و آنان را با قرآن آشنا مى سازد .
كذلك نسلكه فى قلوب المجرمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 13 - 2
2- خداوند آيات قرآن را ، على رغم تصميم كافران مكه بر ايمان نياوردن ، در قلب آنان رسوخ داد .
كذلك نسلكه فى قلوب المجرمين . لايؤمنون به
برداشت فوق، مبتنى بر اين است كه جمله «لايؤمنون به» جمله حاليه براى «المجرمين» باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 12 - 1
1- خداوند ، قرآن كريم را در قلب كافران هدايت ناپذير مكه راه داد و به آنان شناساند .
كذلك نسلكه فى قلوب المجرمين
برداشت فوق، مبتنى بر اين است كه مرجع ضمير «نسلكه»، «الذكر» و الف و لام «المجرمين» عهد ذكرى باشد كه اشاره به «الذين كفروا» در آيات قبل مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 89 - 6
6 - تبلور تمامى ارزش هاى وجودى انسان ، در پاكى و سلامت قلب و روح او از شرك
إلاّ من أتى اللّه بقلب سليم
از اين كه تنها راه نجات و سعادت اخروى، مسأله تقديم قلب سليم (قلب مبرّا از شرك) به پيشگاه خداوند مطرح شده است، برداشت بالا به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 28 - 28
28- زنده نگه داشتن ياد خدا در قلب و از ميان بردن زمينه هاى غفلت از آن ، لازم است .
و لاتطع من أغفلنا قلبه عن ذكرنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 29 - 4
4 - لزوم روى آورى خالصانه به خدا و انقطاع كامل از غير او به هنگام حضور در مساجد
و أقيموا وجوهكم عند كل مسجد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 89 - 6
6 - تبلور تمامى ارزش هاى وجودى انسان ، در پاكى و سلامت قلب و روح او از شرك
إلاّ من أتى اللّه بقلب سليم
از اين كه تنها راه نجات و سعادت اخروى، مسأله تقديم قلب سليم (قلب مبرّا از شرك) به پيشگاه خداوند مطرح شده است، برداشت بالا به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 84 - 4،5،6،7
4 - قلب سالم از امراض روحى و اخلاقى ، پايه و اساس خصلت هاى پسنديده و كمالات انسانى
إذ جاء ربّه بقلب سليم
برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه از ميان انواع اوصاف پسنديده ابراهيم(ع)، تنها به صفت «قلب سليم» اشاره شده است كه در واقع، شرط بار يافتن به درگاه الهى است. ضمن اين كه نوعاً تمامى خصلت ها و رفتارهاى ناپسند، از قلب ناسالم نشأت مى گيرد.
5 - نقش قلب سالم و پاك ، در موفقيت رهبران و مبلغان دينى
إذ جاء ربّه بقلب سليم
6 - پاك سازى قلب و دل ، از هرگونه امراض روحى و اخلاقى ، شرط تقرب به خدا و بار يافتن به درگاه او
إذ جاء ربّه بقلب سليم
7 - برخوردار بودن از قلبى سالم و پاك ، نخستين و مهم ترين صفت از اوصاف شيعه و پيرو راستين خط پيامبران
و إنّ من شيعته لإبرهيم . إذ جاء ربّه بقلب سليم
برداشت ياد شده با توجّه به اين نكته است كه خداوند، پس از معرفى ابراهيم(ع) به عنوان شيعه و پيرو نوح پيامبر، او را به داشتن قلب سليم توصيف فرمود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 53 - 28
28 - حفظ طهارت قلب ، امرى لازم و بايسته است .
فسئلوهنّ من وراء حجاب ذلكم أطهر لقلوبكم و قلوبهنّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 151 - 6
6 - قلب ، جايگاه شكل گيرى حالات روحى و روانى آدمى
سنلقى فى قلوب الّذين كفروا الرّعب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 78 - 4
4- شنوايى ، بينايى و قلب ( مركز ادراك ) مهم ترين ابزار شناخت
و الله أخرجكم . .. لاتعلمون شيئًا و جعل لكم السمع و الأبصر و الأفئدة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مطففين - 83 - 15 - 3
3 - لزوم مراقبت از قلب و پرهيز از چركين ساختن آن با گناه
ران على قلوبهم ما كانوا يكسبون . كلاّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 88 - 16
16 - دلْ مهرخوردگان ، تنها هنگامى كه با عذاب دردناك الهى روياروى شوند ، به خود آمده و ايمان خواهند آورد .
و اشدد على قلوبهم فلايؤمنوا حتى يروا العذاب الأليم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 12 - 8
8 - امكان دارد كه نوعى بيمارى معنوى ، بر قلب انسان عارض شود .
و الذين فى قلوبهم مرض
مراد از «مرض» بيمارى جسمى و فيزيكى نيست و به قرينه مقام، بيماردلى است كه باعث مى شود شخص بيماردل، اقدام به
كارهايى خلاف اعتدال بكند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 85 - 4
4 - شرك ، نوعى از بيمارى هاى قلبى است .
إذ جاء ربّه بقلب سليم . إذ قال لأبيه و قومه ماذا تعبدون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 10 - 1،4،9
1 - دل و انديشه منافقان ، مبتلا به مرضى سخت
فى قلوبهم مرض
سخت بودن بيمارى از نكره آمدن «مرض» استفاده شده است.
4 - منافقان ، خود موجب پيدايش بيمارىِ دل و انديشه ، در خويشتن
فى قلوبهم مرض
برداشت فوق از مقايسه دو جمله «فى قلوبهم مرض» (در قلب منافقان بيمارى است) و «فزادهم اللّه مرضاً» (پس خداوند بيمارى آنان را افزون كرد) به دست مى آيد; زيرا در جمله دوم خداند را افزايش دهنده بيمارى مى داند، ولى در جمله نخست بيمار شدن قلب منافقان را به خداوند نسبت نمى دهد; يعنى اصل پيدايش مرض را از خود آنان مى شمرد.
9 - دروغ گويى مداوم منافقان ، موجب افزايش بيمارى در دل و جان آنان
فزادهم اللّه مرضاً . .. بما كانوا يكذبون
برداشت فوق مبتنى بر اين است كه «بما كانوا . ..» علاوه بر تعلقش به «لهم عذاب اليم»، متعلق به «فزادهم ...» نيز باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 11 - 7،10
7 - فسادگرى و نصيحت ناپذيرى منافقان ، برخاسته از بيمار دلى آنان است .
فى قلوبهم مرض . .. و إذا قيل لهم لاتفسدوا فى الأرض
10 - فسادگرى منافقان ، زمينه ساز افزايش بيمارىِ دل و انديشه آنان
فزادهم اللّه مرضاً . .. بما كانوا يكذبون. و إذا قيل لهم لاتفسدوا
برداشت فوق مبتنى بر دو امر است: 1- «إذا قيل . ..» عطف بر «يكذبون» باشد. 2- «بما كانوا يكذبون» علاوه بر تعلقش به «و لهم عذاب أليم» - متعلق به «فزادهم اللّه» نيز باشد. بر اين مبنا جمله چنين مى شود: «فزادهم اللّه مرضاً ... بما كانوا اذا قيل لهم
... لهم».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 12 - 5
5 - بيماردلى منافقان ، مانع از درك فسادگرى خويش
فى قلوبهم مرض . .. ألا إنهم هم المفسدون و لكن لايشعرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 13 - 4
4 - بيمار دلىِ اهل نفاق ، منشأ متهم ساختن اهل ايمان به بى خردى است .
فى قلوبهم مرض . .. قالوا أنؤمن كما ءامن السفهاء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 125 - 2
2 - منافقان ، داراى پليدى باطن و بيمارى دل
و أما الذين فى قلوبهم مرض فزادتهم رجساً إلى رجسهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 50 - 2
2 - بيمار دلى ، از نشانه هاى نفاق و اوصاف منافقان
أفى قلوبهم مرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 50 - 1
1 - منافقان صدراسلام ، به بيمار دلى مبتلا بودند .
أفى قلوبهم مرض
همزه در «أفى» براى استفهام است; ولى متضمن معناى تقرير مى باشد كه براى سرزنش بيشتر منافقان آمده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 12 - 2
2 - منافقان مدينه ، شخصيت هايى با قلب هاى بيمار بودند .
و إذ يقول المنفقون و الذين فى قلوبهم مرض
«و الذين فى قلوبهم مرض» مى تواند عطف تفسيرى از «المنافقون» باشد. در اين صورت، معناى ياد شده به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 164 - 9
9 - طهارت و پاكى نفس ، زمينه فراگيرى دانشِ كتاب الهى و حكمت
يتلوا عليهم ءايته و يزكّيهم و يعلّمهم الكتب و الحكمة
تقدّم ذكرى «تزكيه» بر «تعليم كتاب»، بيانگر اين نكته است كه بدون تزكيه، فراگيرى دانش كتاب الهى، به گونه اى كه مقصود انبياست، ممكن نيست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 43 - 1،5
1 - خداوند دل ها و سينه هاى اهل بهشت را از هر كينه و دشمنى پاك خواهد كرد .
و نزعنا ما فى صدورهم من غل
«غل» به معناى كينه است.
5 - وجود برخى از كينه ها در سينه مؤمنان قبل از ورود به بهشت و زدودن آن با ورود به بهشت *
و نزعنا ما فى صدورهم من غل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 36 - 9،11
9- چشم ، گوش و قلب در قيامت ، مورد بازخواست و سؤال قرار خواهند گرفت .
إن السمع و البصر و الفؤاد كلّ أُولئك كان عنه مسئولاً
برداشت فوق، مبتنى بر اين است كه: اولاً، سؤال از موارد ياد شده حقيقى باشد و ثانياً، طبق همين مبنا - چون در دنيا از آنها سؤالى نخواهد شد - مراد از آن، بازخواست و سؤال در قيامت باشد.
11- « عن الحسن بن هارون قال : قال لى أبوعبدالله ( ع ) : « إن السمع و البصر و الفؤاد كلّ أُولئك كان عنه مسئولاً » قال : يسأل السمع عمّا سمع و البصر عمّا نظر إليه و الفؤاد عمّا عقد عليه ;
حسن بن خارون گويد: امام صادق(ع) به من فرمود:[مراد از آيه]«إن السمع و البصر و الفؤاد كلّ أُولئك كان عنه مسئولاً» [اين است كه] گوش از آنچه شنيده و چشم از آنچه ديده و قلب از آنچه كه اعتقاد پيدا كرده است، سؤال مى شود».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 17 - 2
2 - دل هاى غافل از ياد خداوند و بيگانه با كلام او ( قرآن ) ، چونان زمين مرده است .
أن تخشع قلوبهم لذكر اللّه . .. اعلموا أنّ اللّه يحىِ الأرض بعد موتها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 17 - 2
2 - دل هاى غافل از ياد خداوند و بيگانه با كلام او ( قرآن ) ، چونان زمين مرده است .
أن تخشع قلوبهم لذكر اللّه . .. اعلموا أنّ اللّه يحىِ الأرض بعد موتها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - سجده - 32 - 9 - 13
13 - دريافت هاى ادراكى انسان ، از طريق گوش ، تنها به يك كيفيت است ، ولى از طريق چشم و قلب ، متنوع است .
و جعل لكم السمع و الأبصر و الأفئدة
مفرد آورده شدن «سمع» و جمع آورده شدن «أبصار» و «أفئدة» شايد به خاطر اين واقعيت خارجى باشد كه انسان از طريق گوش، تنها صدا را مى شنود در حالى كه از طريق چشم، رنگ ها، جسم ها، سكون و حركت و. .. و نيز از طريق قلب، دريافت هاى گوناگونى دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 52 - 2
2 - شتاب زدگى بيماردلان سست ايمان و محروم از هدايت الهى ، در پذيرش ولايت و دوستى يهود و نصارا
فترى الذين فى قلوبهم مرض يسرعون فيهم
در برداشت فوق «يسرعون فيهم» - به قرينه آيه قبل - به معناى «يسارعون فى توليهم» گرفته شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 27 - 13
13 - دل هاى مردمان ، در اختيار خداوند است و او دل ها را رؤوف و مهربان مى گرداند .
و جعلنا فى قلوب الذين اتّبعوه رأفة و رحمة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 2 - 15
15 - قلب ها ، در اختيار خداوند و مقهور اراده او است .
و قذف فى قلوبهم الرعب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 63 - 14
14 - حاكميت الهى بر قلب ها و ايجاد الفت ميان مؤمنان ، نمودى از عزت و حكمت الهى
و لكن اللّه ألف بينهم إنه عزيز حكيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 57 - 10
10- خداوند ، به جهت محروم ساختن مخالفان قرآن از فهميدن نكته هاى آن و گوش سپارى به آيات الهى ، بر دل هايشان ، حجاب هايى متعدد و در گوش هايشان ، سنگينى ، مى افكند .
إنّا جعلنا على قلوبهم أكنّة أن يفقهوه و فى ءاذانّهم وقرًا
«أكنّه» جمع «كِنان» به معناى «پرده و پوشش» است. «وَقر» به معناى «سنگينى» است. سنگينى در گوش، كنايه از دل
ندادن به آيات الهى، و نشان دادن رفتارى شبيه كران، در آن است. ضمير «يفقهوه» به «آيات» بازمى گردد كه چون مراد از «آيات»، واژه «قرآن» است، ضمير مذكر آمده است. و مراد از «أن يفقهوه»، «لئلايفقهوه» و يا «كراهة أن يفقهوه» است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 101 - 2
2- محجوب بودن دل از ياد خدا ، از بارزترين خصلت هاى كافران است .
الذين كانت أعينهم فى غطاء عن ذكرى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 63 - 3
3 - قلب هاى كافران ، پوشيده در حجاب غفلت و ناآگاهى
بل قلوبهم فى غمرة من هذا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - حمد - 1 - 5 - 8
8 - احساس حضور در پيشگاه خداوند از آداب عبادت است .
إياك نعبد
از جمله نكته هاى التفات از غيبت به خطاب در سوره حمد، بيان ادب عبادت و دعاست; يعنى، شايسته است انسان به هنگام پرستش و دعا احساس كند كه در پيشگاه خداوند حاضر است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 43 - 8،9
8 - بى توجهى به اذكار نماز و مفاهيم آن ، فلسفه بطلان آن در حال مستى
لا تقربوا الصلوة . .. حتى تعلموا ما تقولون
جمله «حتى تعلموا . .. » بيانگر علت تحريم بطلان نماز در حال مستى است.
9 - برپايى نماز با حالت حضور قلب امرى بايسته و سزاوار
حتى تعلموا ما تقولون
ملاك حرمت نماز در حال مستى توجه نداشتن و آگاه نبودن به اذكار نماز است. و اين معنا به هنگام غفلت و فقدان حضور قلب نيز وجود دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - سجده - 32 - 9 - 10
10 - خداوند ، ايجاد كننده گوش و چشم و قلب در انسان است .
و جعل لكم السمع و الأبصر و الأفئدة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 100 - 7
7 - مهر شدن قلب ها و از دست دادن توان درك معارف دين ، از كيفر هاى الهى است .
و نطبع على قلوبهم فهم لايسمعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 59 - 2
2 - خداوند ، بر قلب كسانى كه به هنگام مواجهه با آيات الهى ، از روى لجاجت ، آنها را عارى از حقيقت اعلام مى كنند ، مهر مى زند .
و لئن جئتهم بأية ليقولنّ الذين كفروا إن أنتم إلاّ مبطلون . كذلك يطبع اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 88 - 13
13 - موسى ( ع ) در دعاى خود ، براى اينكه فرعون و اطرافيانش موفق به ايمان نشوند ، از خداوند درخواست كرد دل هاى آنان را سخت گردانيده و بر آن مهر بزند .
ربنا . .. و اشدد على قلوبهم فلايؤمنوا
«شدت» به معناى صلابت و سخت شدن است و نقيض نرمى مى باشد و چون «اشدد» با «على» استعمال شده در آن معناى
«طبع» و «ختم» تضمين و اشراب شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 13 - 3
3 - خداوند ، پيمان شكنان بنى اسرائيل را از رحمت خويش دور ساخت و دل هاى آنان را از پذيرش حق بازداشت .
فبما نقضهم ميثقهم لعنهم و جعلنا قلوبهم قسية
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 59 - 4
4 - بر قلب بى خبران از روز معاد ، مهرخورده و غيرقابل نفوذ است .
فهذا يوم البعث و لكنّكم كنتم لاتعلمون. .. كذلك يطبع اللّه على قلوب الذين لايعل
احتمال دارد كه مراد از «الذين لايعلمون» به قرينه آيه پنجاه و ششم، بى خبران از معاد و قيامت باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 80 - 1
1 - تأثيرناپذيرى برخى از انسان ها در برابر پيام انبيا ، على رغم روشنى و اصالت آن
إنّك على الحقّ المبين . إنّك لاتسمع الموتى ... إذا ولّوا مدبرين
آيه فوق بدين معنا است كه: اى پيامبر! با اين كه تو بر حقى - آن هم حقى بس روشن و انكارناپذير - اما در عين حال نبايد توقع داشته باشى كه سخنانت در دل همگان تأثير كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 24 - 6
6- توبيخ الهى نسبت به حق گريزان ، به خاطر بسته بودن قلب و روح آنان بر آيات ژرف قرآن
أفلايتدبّرون القرءان أم على قلوب أقفالها
برداشت بالا، بر اين اساس است كه «أم» به معناى «بل» و براى اضراب انتقالى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 108 - 1،4
1- خداوند ، قلب و قواى شنوايى و بينايى كافران دنياگرا ( مرتدان ) را ، مهر كرده و از درك حقايق محرومشان ساخته است .
استحبّوا الحيوة الدنيا . .. الكفرين . أُولئك الذين طبع الله على قلوبهم ... و أ
4- مهر شدن قلب و قواى شنوايى و بينايى ( محروميت از درك حقايق ) ، كيفر ترجيح دهندگان زندگى دنيا بر آخرت
استحبّوا الحيوة الدنيا . .. أُولئك الذين طبع الله على قلوبهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 88 - 13
13 - موسى ( ع ) در دعاى خود ، براى اينكه فرعون و اطرافيانش موفق به ايمان نشوند ، از خداوند درخواست كرد دل هاى آنان را سخت گردانيده و بر آن مهر بزند .
ربنا . .. و اشدد على قلوبهم فلايؤمنوا
«شدت» به معناى صلابت و سخت شدن است و نقيض نرمى مى باشد و چون «اشدد» با «على» استعمال شده در آن معناى «طبع» و «ختم» تضمين و اشراب شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 25 - 3
3 - خداوند افكننده حجابهايى متعدد بر دل، و سنگينى بر گوش گروهى از كافران است.
و جعلنا على قلوبهم أكنة أن يفقهوه و فى ءاذانهم وقرا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 115 - 3
3 - نزول معجزات و محدوده آن، وارونه ساختن دل و ديده كافران، و قرار دادن دشمن براى پيامبران، از سنتها و كلمات خداوند و غير قابل تغيير است.
إنما الأيت عند الله . .. و نقلب ... و كذلك جعلنا ... و تمت كلمت ربك
در آيات گذشته چند سنت و قانون الهى ياد شد، از جمله: «نقلب أفئدتهم» و «ما كانوا ليؤمنوا» و «لكل نبى عدوا». لذا اگر مراد
از «كلمت»، سنن باشد، همه موارد ذكر شده را مى تواند شامل گردد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 100 - 6
6 - گنهكاران و كفرپيشگان ، در خطر از دست دادن نيروى فهم و درك معارف دينى
أن لو نشاء أصبنهم بذنوبهم و نطبع على قلوبهم
جمله «نطبع على قلوبهم» عطف بر جمله «أصبنهم» است و فعل ماضى «اصبنا» به معناى مضارع مى باشد. قابل ذكر است كه حرف «لو» در اين آيه بيانگر وقوع جزا براى شرط در آينده است، نه گذشته.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 101 - 10
10 - خداوند قلب هاى كفرپيشگان و تكذيب كنندگان انبيا را از دريافت حقايق دين و معارف الهى محروم مى سازد .
كذلك يطبع اللّه على قلوب الكفرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 108 - 1
1- خداوند ، قلب و قواى شنوايى و بينايى كافران دنياگرا ( مرتدان ) را ، مهر كرده و از درك حقايق محرومشان ساخته است .
استحبّوا الحيوة الدنيا . .. الكفرين . أُولئك الذين طبع الله على قلوبهم ... و أ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 22 - 7
7 - كافران لجوج ، مانند مردگان در قبر ها ، از شنيدن سخن حق ناتوان بوده و هيچ راهى براى هدايتشان نيست .
و ما أنت بمسمع من فى القبور
در اين آيه كافران لجوج و حق ناپذير صدراسلام درمكه، به مردگان در قبرها تشبيه شده اند كه هيچ راهى براى هدايتشان نيست و آنان نيز هيچ زمينه اى براى پذيرش ندارند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 16 - 8
8- عدم درك كافران نسبت به وحى و سخنان پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، ناشى از هواپرستى و تيرگى قلب آنان
قالوا . .. ماذا قال ... أولئك الذين طبع اللّه على قلوبهم و اتّبعوا أهواءهم
بنابر اين كه تعبير «طبع اللّه على قلوبهم» به عنوان علت «يستمع إليك . .. قالوا ... ماذا قال آنفاً» ياد شده باشد - و نه معلول آن - برداشت بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 100 - 6
6 - گنهكاران و كفرپيشگان ، در خطر از دست دادن نيروى فهم و درك معارف دينى
أن لو نشاء أصبنهم بذنوبهم و نطبع على قلوبهم
جمله «نطبع على قلوبهم» عطف بر جمله «أصبنهم» است و فعل ماضى «اصبنا» به معناى مضارع مى باشد. قابل ذكر است كه حرف «لو» در اين آيه بيانگر وقوع جزا براى شرط در آينده است، نه گذشته.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 200 - 3،4
3 - قلب مجرمان ، محروم از درك حقايق قرآن
كذلك سلكنه فى قلوب المجرمين
4 - حق ناپذيرى دل هاى مجرمان ، كيفرى تعيين شده از جانب خداوند در قبال جرم هايشان
كذلك سلكنه فى قلوب المجرمين
ذكر مشركان با وصف «المجرمين»، اشعار به عليت حكم دارد; يعنى، «سلكنا القرآن و هو بلسان عربى مبين فى قلوب هؤلاء المشركين مثل ذلك السلوك جزاء لأجرامهم; ما قرآن را با اين كه به زبان عربى روشن است در دل هاى مشركان هم چون زبان عجمى غير قابل فهم راه داديم، تاكيفرى باشد در برابر جرم هايشان».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 35 - 10
10 - خداوند ، بر قلب هر متكبر تجاوزگرى ، مهر مى زند و او را از فهم درست حقايق الهى محروم مى سازد .
كذلك يطبع اللّه على كلّ قلب متكبّر جبّار
به هر متجاوزى كه از قانون بگذرد، «جبار» گويند. (قاموس المحيط).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 87 - 4
4 - منافقان از جهاد گريزِ ذلت پذير ، داراى قلب هاى مهرشده و مسدود
رضوا بأن يكونوا مع الخوالف و طبع على قلوبهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 93 - 7
7 - جهادگريزان ذلت پذير ، داراى قلب هاى مهر شده و مسدود
رضوا بأن يكونوا مع الخوالف و طبع اللّه على قلوبهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 35 - 10
10 - خداوند ، بر قلب هر متكبر تجاوزگرى ، مهر مى زند و او را از فهم درست حقايق الهى محروم مى سازد .
كذلك يطبع اللّه على كلّ قلب متكبّر جبّار
به هر متجاوزى كه از قانون بگذرد، «جبار» گويند. (قاموس المحيط).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 108 - 1
1- خداوند ، قلب و قواى شنوايى و بينايى كافران دنياگرا ( مرتدان ) را ، مهر كرده و از درك حقايق محرومشان ساخته است .
استحبّوا الحيوة الدنيا . .. الكفرين . أُولئك الذين طبع الله على قلوبهم ... و أ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 25 - 6
6 - برخى مشركان با ديدن هر گونه معجزه و آيت الهى ايمان نخواهند آورد.
و إن يروا كل ءاية لايؤمنوا بها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 46 - 1
1- كسانى كه از موضع حق ناپذيرى ، به آخرت ايمان نمى آورند ، خداوند بر قلبهايشان پوششى قرار مى دهد كه قادر به فهم قرآن
نباشند .
الذين لايؤمنون بالأخرة . .. و جعلنا على قلوبهم أكنّة أن يفقهوه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 101 - 10
10 - خداوند قلب هاى كفرپيشگان و تكذيب كنندگان انبيا را از دريافت حقايق دين و معارف الهى محروم مى سازد .
كذلك يطبع اللّه على قلوب الكفرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 74 - 6،8
6 - اقوام تكذيب كننده پيامبران ، به خاطر مهر شدن دلهايشان و با وجود معجزات و براهين روشن ، توانايى پذيرش آنان را نداشتند .
فما كانوا ليؤمنوا بما كذبوا به من قبل كذلك نطبع على قلوب المعتدين
تعبير به «فما كانوا ليؤمنوا» به جاى «فما آمنوا بما كذبوا به» بيانگر وجود نوعى مانع است كه آنان را از ايمان آوردن بازمى داشت. در جمله بعد، از آن مانع تعبير به «طبعِ قلوب» شده است.
8 - خداوند ، بر دل هاى تكذيب كنندگان پيامبرانِ پس از نوح ( ع ) ، به علت رسوخ صفت تجاوز و حق ستيزى در نفس آنان ، مهر زده بود .
فما كانوا ليؤمنوا بما كذبوا به من قبل كذلك نطبع على قلوب المعتدين
تعبير به اسم فاعل (المعتدين) بدون لحاظ زمان و مفعول، بيانگر ثبوت مبدأ اشتقاق (اعتدا) در ذات (مكذبان) است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 7 - 1،2،4
1 - خداوند قلب منكران قرآن را از فهميدن معارف دين و گوش آنان را از شنيدن حقايق دينى ، بازداشته است .
ختم اللّه على قلوبهم و على سمعهم
«ختم» به معناى بستن درب چيزى با گل و مانند آن و به اصطلاح لاك و مهر كردن، است. بسته شدن قلب، كنايه از درك نكردن و نفهميدن است. و «على سمعهم» مى تواند عطف بر «على قلوبهم» باشد و نيز مى تواند خبر براى «غشاوة» باشد. در برداشت فوق، احتمال اول لحاظ شده است.
2 - بر گوش و چشم منكران آن ، حجابى است كه آنان را از شنيدن و ديدن حقايق دين ، ناتوان ساخته است .
و على سمعهم و على ابصرهم غشوة
«غشاوة» به معناى پرده و مانند آن است. در برداشت فوق «على سمعهم» خبر براى «غشاوة» گرفته شده است.
4 - مؤثر نبودن انذار هاى پيامبر (صلی الله علیه و آله) در كافرانِ منكرِ قرآن ، ناشى از مسدود بودن ابزار درك و فهم ايشان است .
سواء عليهم ءأنذرتهم أم لم تنذرهم لايؤمنون. ختم اللّه على قلوبهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 5 - 2
2 - تصريح منكران قرآن ، به نفوذناپذيرى قلب و گوش آنان در برابر وحى
و قالوا قلوبنا فى أكنّة . .. و فى ءاذاننا وقر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 87 - 4
4 - منافقان از جهاد گريزِ ذلت پذير ، داراى قلب هاى مهرشده و مسدود
رضوا بأن يكونوا مع الخوالف و طبع على قلوبهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 127 - 9
9 - حق ناپذيرى قلب منافقان ، كيفر الهى براى آنان
ثم انصرفوا صرف اللّه قلوبهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - منافقون - 63 - 3 - 9
9 - منافقان ، بر اثر مُهر شدن دل هايشان از درك معارف دين ناتوان اند .
فطبع على قلوبهم فهم لايفقهون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 88 - 6،7
6 - قرار گرفتن حجاب بر قلب و انديشه يهوديان ريشه در فطرت و خلقت آنان ندارد بلكه كفرورزى و دور شدنشان از رحمت الهى موجب آن شده است .
قالوا قلوبنا غلف بل لعنهم اللّه بكفر هم فقليلا
چنانچه گذشت «بل» نفى معنايى است كه از «قلوبنا غلف» استفاده مى شود و آن معذور بودن يهود به خاطر نفهميدن است. كلمه «بل» معذور بودن يهود را نفى مى كند و جمله «لعنهم اللّه ...» بيان مى دارد حجابِ قلب يهود از كفرورزى آنان به وجود آمده نه اينكه فطرتاً اين گونه باشند و اين چنين نفهميدنى - كه خود آدمى زمينه ساز آن باشد - نمى تواند عذرى قابل قبول تلقى شود.
7 - يهوديان كافر ، على رغم ناتوانى از ايمان آوردن بر اثر محجوب بودن قلبهايشان ، معذور نيستند .
قلوبنا غلف بل لعنهم اللّه بكفر هم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 155 - 11،12،19،20
11 - كفر يهود ، موجب مهر زدن خداوند بر دل هاى آنان گشت .
و قولهم قلوبنا غلف بل طبع اللّه عليها بكفرهم
12 - دل هاى يهود ، داراى حجابى جلوگير از نفوذ تعاليم انبيا
بل طبع اللّه عليها بكفرهم
19 - كفرورزى يهود ، مايه تقدير الهى ، بر بازداشتن قلب هاى آنان از نفوذ تعاليم انبيا
بل طبع اللّه عليها بكفرهم
20 - دل هاى مهر خورده و در حجاب لجاج فرو رفته يهود ، مانع گرايش آنان به اسلام
بل طبع اللّه عليها بكفرهم فلا يؤمنون إلاّ قليلا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 74 - 14
14 - دل و قلب آدمى ، بايد از هراس و خشيت خدا لرزان بوده و در مسير او به حركت در آيد .
و إن منها لما يهبط من خشية اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 4 - 1
1 - خشيت قلب از ياد خدا ، افزايش ايمان با تلاوت قرآن و تنها بر خدا توكل داشتن ، نشان ايمان حقيقى
أولئك هم المؤمنون حقا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 54 - 4
4 - اهل دانش و معرفت ، برخوردار از دلى سالم و قلبى نرم
ليجعل . .. للذين فى قلوبهم مرض و القاسية قلوبهم ... و ليعلم الذين أُوتوا العلم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 22 - 10
10 - وجود اختلاف اساسى انسان مؤمن حق پذير و نرم دل با كافر حق ناپذير و سنگدل ، از نظر شخصيت و سرنوشت
أفمن شرح اللّه صدره للإسلم فهو على نور من ربّه فويل للقسية قلوبهم
«من» در آيه شريفه، اسم موصول و مبتدا است و خبر آن - به قرينه جمله بعدى (فويل للقاسية قلوبهم. ..) - جمله اى محذوف مى باشد. تقدير كلام چنين است: «أفمن شرح اللّه صدره للإسلام ... كمن قسا قلبه». بنابراين مى توان گفت: آيه شريفه درصدد مقايسه ميان شخصيت دو انسان مؤمن و كافر و سرنوشت آنان در آينده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 16 - 5
5- خداوند ، نزديك تر از رگ هاى قلب ، به انسان
و نحن أقرب إليه من حبل الوريد
«وريد» ممكن است به معناى رگ هايى باشد كه خون را به قلب مى رساند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 11 - 10
10 - فسادگرى منافقان ، زمينه ساز افزايش بيمارىِ دل و انديشه آنان
فزادهم اللّه مرضاً . .. بما كانوا يكذبون. و إذا قيل لهم لاتفسدوا
برداشت فوق مبتنى بر دو امر است: 1- «إذا قيل . ..» عطف بر «يكذبون» باشد. 2- «بما كانوا يكذبون» علاوه بر تعلقش به «و لهم عذاب أليم» - متعلق به «فزادهم اللّه» نيز باشد. بر اين مبنا جمله چنين مى شود: «فزادهم اللّه مرضاً ... بما كانوا اذا قيل لهم
... لهم».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مطففين - 83 - 23 - 4
4 - نيكوكارى ، مايه رفع نگرانى و آسودگى خاطر در آخرت است .
على الأرائك ينظرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 100 - 9
9 - از دست دادن نيروى درك معارف و حقايق بيان شده از سوى سفيران الهى ، پيامدى براى مهرشدن قلبهاست .
و نطبع على قلوبهم فهم لايسمعون
برداشت فوق از «فاء» تفريع استفاده شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 87 - 5
5 - عملكرد نادرست و تخلف از فرمان هاى الهى ، زمينه ساز مهر شدن قلب انسان و دست نيافتن وى به درك عميق حقايق
رضوا بأن يكونوا مع الخوالف و طبع على قلوبهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 93 - 8،9
8 - گناه تخلف از وظيفه جهاد ، زمينه مهر شدن قلب انسان
رضوا بأن يكونوا مع الخوالف و طبع اللّه على قلوبهم
برداشت فوق بر اساس اين احتمال است كه طبع قلب (مهر شدن) معلول عملكرد خائنانه منافقان باشد نه علت آن.
9 - مهر شدن قلب انسان در نتيجه گناه و تخلف از جهاد ، مايه ناتوان شدن وى از شناخت صحيح حقايق
و طبع اللّه على قلوبهم فهم لا يعلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 25 - 9
9- وسوسه ها و آرمان هاى شيطانى ، قفل انديشه و قلب آگاهان حق گريز *
أم على قلوب أقفالها . .. الشيطن سوّل لهم و أملى لهم
برداشت بالا بدان احتمال است كه «إنّ الذين ارتدّوا. ..» در مقام تبيين و توضيح ذيل آيه قبل باشد (أم على قلوب أقفالها). در اين صورت وسوسه ها و آمال شيطانى منطبق بر «أقفالها» مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - منافقون - 63 - 3 - 5
5 - كفر و ارتداد ، زمينه ساز مُهر شدن دل است .
ذلك بأنّهم ءامنوا ثمّ كفروا فطبع على قلوبهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - منافقون - 63 - 3 - 6
6 - دل هاى منافقان ، بر اثر كفر و ارتداد مُهر شد .
ذلك بأنّهم ءامنوا ثمّ كفروا فطبع على قلوبهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مطففين - 83 - 14 - 6
6 - مداومت كافران بر تكذيب ، طغيان و گناه ، مايه چركين شدن قلب و مسدود شدن راه هاى شناخت بر آنان است .
بل ران على قلوبهم ما كانوا يكسبون
مراد از «ما كانوا يكسبون»، همان امورى است كه آيات پيشين درباره كافران برشمرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 54 - 6
6 - علم ، مايه سلامت قلب و جان و جهل ، موجب قساوت و بيماردلى
ليجعل . .. فتنة للذين فى قلوبهم مرض ...و ليعلم الذين أُوتوا العلم أنّه الحقّ من
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مطففين - 83 - 14 - 9
9 - طغيان گرى و گناه ، سياه كننده قلب و مسدودسازنده راه درك و اعتقاد است .
كلّ معتد أثيم . .. بل ران على قلوبهم ما كانوا يكسبون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 83 - 9
9 - استكبار موجب سخت دلى و مانع تأثيرپذيرى از قرآن
و انهم لايستكبرون. و إذا سمعوا ما أنزل إلى الرسول ... تفيض من الدمع
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 76 - 11
11 - ثروت فراوان و نخوت آفرين ، زمينه ساز سنگ دلى و بى رحمى است .
إذ قال له قومه لاتفرح
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 22 - 4
4- ترك رهنمود ها و قوانين الهى ، زمينه تبديل شدن انسان به عنصرى فسادگر و بى عاطفه و نه صرفاً بى ايمان
فهل عسيتم إن تولّيتم أن تفسدوا فى الأرض و تقطّعوا أرحامكم
با توجه به متعدى آمدن واژه «تفسدوا»، استفاده مى شود كه روى گردانى از جهاد و ساير تكاليف دينى، صرفاً موجب فاسد شدن خود فرد نمى شود; بلكه او در نتيجه فساد شخصى، ناگزير فسادگر نيز مى گردد. جمله «تقطّعوا أرحامكم» بر بى عاطفه شدن متخلفان جهاد دلالت دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 16 - 21
21 - فسق پيشگى اهل كتاب و نافرمانى آنان از حق ، نتيجه بى تفاوتى دراز مدت آنان نسبت به تعاليم الهى و گرفتار شدن به قساوت قلب
فطال عليهم الأمد فقست قلوبهم و كثير منهم فسقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مطففين - 83 - 15 - 6
6 - قلب هاى تيره كافران ، در قيامت نيز از درك حقيقت و شناخت خداوند و جلوه هاى ربوبيت او ، ناتوان خواهند بود . *
إنّهم عن ربّهم يومئذ لمحجوبون
محجوب بودن از «ربّ» - چنانچه از ارتباط اين آيه با آيه قبل برمى آيد - ممكن است به معناى محجوب ماندن قلب، از هرگونه ارتباط با خداوند باشد. در نتيجه كافران، در قيامت نيز خداوند را نخواهند شناخت و به او ايمان قلبى نمى آورند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مطففين - 83 - 14 - 4
4 - قلب منكران قرآن ، زنگارگرفته و چركين است و از درك مفاهيم آن ناتوان مى باشد .
كلاّ بل ران على قلوبهم
«رَيْن» (مصدر «ران») به معناى زنگار و چرك است (لسان العرب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مطففين - 83 - 15 - 4
4 - قلب تكذيب كنندگان قرآن و قيامت ، هرگز از آلودگى هاى گناه پاك نخواهد شد .
ران على قلوبهم ما كانوا يكسبون . كلاّ إنّهم ... محجوبون
جمله بعد از «كلاّ»، قرينه است بر اين كه آيه شريفه درصدد بيان تداوم يافتن نكته اى است كه آيه قبل درباره قلب تكذيب گران مطرح كرده بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مطففين - 83 - 15 - 4
4 - قلب تكذيب كنندگان قرآن و قيامت ، هرگز از آلودگى هاى گناه پاك نخواهد شد .
ران على قلوبهم ما كانوا يكسبون . كلاّ إنّهم ... محجوبون
جمله بعد از «كلاّ»، قرينه است بر اين كه آيه شريفه درصدد بيان تداوم يافتن نكته اى است كه آيه قبل درباره قلب تكذيب گران
مطرح كرده بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 159 - 8
8 - ترغيب به خوش خُلقى و مدارا و نكوهش از سنگدلى و خشونت ، در برخورد هاى اجتماعى
و لو كنت فظّا غليظ القلب لانفضّوا من حولك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 52 - 18
18 - تخطئه پندار بيماردلان سست ايمان درباره بى ثباتى و شكست اسلام از سوى خداوند
فعسى اللّه ان يأتى بالفتح او امر من عنده
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 84 - 1،2،3
1 - ابراهيم ( ع ) ، با قلبى سليم به پيشگاه پروردگار بار مى يافت .
لإبرهيم . إذ جاء ربّه بقلب سليم
2 - ابراهيم ( ع ) ، برخوردار از قلبى سالم و پاك از آفت ها و امراض روحى ، اخلاقى و شخصيتى
إذ جاء ربّه بقلب سليم
«سليم» صفت مشبهه و مشتق از «سلامت» (پاكى از امراض دردها و آفت ها) است. توصيف قلب به «سليم» بودن، اشاره به انواع امراض و آفت هاى روحى، اخلاقى و شخصيتى دارد.
3 - برخوردارى از قلب سليم ، برجسته ترين صفت ابراهيم ( ع )
إذ جاء ربّه بقلب سليم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 84 - 7
7 - برخوردار بودن از قلبى سالم و پاك ، نخستين و مهم ترين صفت از اوصاف شيعه و پيرو راستين خط پيامبران
و إنّ من شيعته لإبرهيم . إذ جاء ربّه بقلب سليم
برداشت ياد شده با توجّه به اين نكته است كه خداوند، پس از معرفى ابراهيم(ع) به عنوان شيعه و پيرو نوح پيامبر، او را به داشتن قلب سليم توصيف فرمود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 125 - 18
18 - عن أبى عبدالله(ع) قال: إن الله عز و جل إذا أراد بعبد خيرا نكت فى قلبه نكتة من نور و فتح مسامع قلبه و كل به ملكا يسدده و إذا أراد بعبد سوءا نكت فى قلبه نكتة سوداء و سد مسامع قلبه و وكل به شيطانا يضله ثم تلا هذه الآية: «فمن يرد الله أن يهديه يشرح صدره للاسلام و من يرد أن يضله يجعل صدره ضيقا حرجا».
امام صادق(ع) فرمود: هر گاه خداوند عز و جل براى بنده اى خيرى بخواهد، در دلش نقطه اى از نور ايجاد مى كند و گوشهاى دلش را بازمى گرداند و فرشته اى بر او مى گمارد كه وى را در كارهايش استوار نمايد. و آنگاه كه خدا براى بنده اى بدى بخواهد، در دلش نقطه اى سياه ايجاد كرده و گوشهاى دلش را مى بندد و شيطانى را بر او مى گمارد تا گمراهش كند، سپس امام صادق(ع) آيه «فمن يرد الله ... » را تلاوت فرمود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 41 - 37
37 - پاكى جان ها و دل ها از آلودگى در گرو توفيق الهى
أولئك الذين لم يرد اللّه ان يطهر قلوبهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 14 - 8
8 - مرگ و ذلت مشركان پيمان شكن صدر اسلام و پيروزى سپاه اسلام ، شفابخش سينه دردمند مؤمنان آسيب ديده از تجاوز
يعذبهم اللّه بأيديكم و يخزهم و ينصركم عليهم و يشف صدور قوم مؤمنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 53 - 5
5 - وابستگى به بيگانگان كافر ، خصيصه بيماردلان سست ايمان
اقسموا باللّه جهد ايمنهم انهم لمعكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 53 - 29
29 - اجتناب از مطالبه كردن چيزى از همسران پيامبر ، به صورت رو در رو ، به خاطر حفظ طهارت قلب مؤمنان و همسران پيامبر است .
فسئلوهنّ من وراء حجاب ذلكم أطهر لقلوبكم و قلوبهنّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 45 - 4
4 - سنگدلى و تضرع نكردن به درگاه خداوند، حتى در دشواريها، ظلم است.
فلولا . .. تضرعوا و لكن قست قلوبهم ... فقطع دابر القوم الذين ظلموا
در آيه شريفه هدف از آمدن سختيها را تضرع و روى آوردن به خدا دانسته، و به دنبال آن گروهى را معرفى كرده كه حتى در شدت و سختى منفعل نمى شوند، و سرانجام از اين گروه با عنوان «ظالمان» ياد كرده است، بنابراين سنگدلى و تضرع نكردن آنان ظلم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 10 - 9
9 - دروغ گويى مداوم منافقان ، موجب افزايش بيمارى در دل و جان آنان
فزادهم اللّه مرضاً . .. بما كانوا يكذبون
برداشت فوق مبتنى بر اين است كه «بما كانوا . ..» علاوه بر تعلقش به «لهم عذاب اليم»، متعلق به «فزادهم ...» نيز باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 125 - 17
17 - عن أبى جعفر(ع): إن القلب ينقلب من لدن موضعه إلى حنجرته ما لم يصب الحق فاذا اصاب الحق قرّ . .. و قرء هذه الآية «فمن يرد الله أن يهديه يشرح صدره للاسلام ... ».
از امام باقر(ع) روايت شده است: قلب انسان تا حق را نيافته است، آنچنان مضطرب است كه گويى از جاى خود كنده شده و به حنجره رسيده، پس آنگاه كه حق را يافت آرامش مى يابد. سپس آن حضرت آيه «فمن يرد الله ... » را تلاوت كرد ... .
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 43 - 13
13 - خداوند به دليل آگاهيش بر عوامل اطمينان بخش قلب ها و علمش به زمينه هاى سستى آفرين ، مشركان بدر را در رؤياى پيامبر (صلی الله علیه و آله) اندك نمايان ساخت .
و لكن اللّه سلم إنه عليم بذات الصدور
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 10 - 4
4 - منافقان ، خود موجب پيدايش بيمارىِ دل و انديشه ، در خويشتن
فى قلوبهم مرض
برداشت فوق از مقايسه دو جمله «فى قلوبهم مرض» (در قلب منافقان بيمارى است) و «فزادهم اللّه مرضاً» (پس خداوند بيمارى آنان را افزون كرد) به دست مى آيد; زيرا در جمله دوم خداند را افزايش دهنده بيمارى مى داند، ولى در جمله نخست بيمار شدن قلب منافقان را به خداوند نسبت نمى دهد; يعنى اصل پيدايش مرض را از خود آنان مى شمرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 10 - 12
12 - بروز برخى از حالت هاى روانى و روحى براى انسان ، ممكن است كه فعاليت قلب را از سيستم عادى خارج كرده و او را غير متعادل سازد .
إذ جاءوكم . .. و بلغت القلوب الحناجر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 88 - 6
6 - قرار گرفتن حجاب بر قلب و انديشه يهوديان ريشه در فطرت و خلقت آنان ندارد بلكه كفرورزى و دور شدنشان از رحمت الهى موجب آن شده است .
قالوا قلوبنا غلف بل لعنهم اللّه بكفر هم فقليلا
چنانچه گذشت «بل» نفى معنايى است كه از «قلوبنا غلف» استفاده مى شود و آن معذور بودن يهود به خاطر نفهميدن است. كلمه «بل» معذور بودن يهود را نفى مى كند و جمله «لعنهم اللّه ...» بيان مى دارد حجابِ قلب يهود از كفرورزى آنان به وجود آمده نه اينكه فطرتاً اين گونه باشند و اين چنين نفهميدنى - كه خود آدمى زمينه ساز آن باشد - نمى تواند عذرى قابل قبول تلقى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 155 - 18
18 - لجاجت و ناباورى ، عامل بسته شدن قلب انسان ، بر شناخت معارف الهى و تأثيرپذيرى از هدايتهاست .
قلوبنا غلف بل طبع اللّه عليها بكفرهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 25 - 2،3
2 - اصرار بر كفر و شرك از سر حق ستيزى، موجب افكنده شدن حجاب بر دل و سنگينى بر گوش آدمى است.
و جعلنا على قلوبهم أكنة أن يفقهوه و فى ءاذانهم وقرا
«اصرار» و «حق ستيزى» از جملات ديگر آيه، مانند «كل ءاية . .. » و «يجادلونك ... »، استفاده شده است.
3 - خداوند افكننده حجابهايى متعدد بر دل، و سنگينى بر گوش گروهى از كافران است.
و جعلنا على قلوبهم أكنة أن يفقهوه و فى ءاذانهم وقرا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 74 - 10
10 - ثبوت و رسوخ صفت تجاوز و حق ستيزى در نفس آدمى ، موجب مهر شدن قلب و هدايت ناپذيرى است .
فما كانوا ليؤمنوا . .. كذلك نطبع على قلوب المعتدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 45 - 8
8- افتادن حجاب نامرئى بر ديدگان كافران و محروم شدن آنان از شنيدن و درك وحى ، معلول تصميم آنها مبنى بر عدم ايمان به
آخرت است .
بين الذين لايؤمنون بالأخرة حجابًا مستورًا
تعبير «الذين لايؤمنون بالأخرة» - به صورت جمله وصفيه - و فعل مضارع به جاى «الكافرين» مى تواند به اين معنا باشد كه جعل حجاب از سوى خدا، به خاطر اين خصلت و گزينش از سوى كافران بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 59 - 3
3 - خداوند ، بر قلب كسانى كه تصميم به باقى ماندن در نادانى و جهل گرفته اند ، مهر مى زند .
كذلك يطبع اللّه على قلوب الذين لايعلمون
اين كه مراد از «الذين لايعلمون» چه كسانى اند، دو احتمال وجود دارد: يكى، به قرينه آيه پيش، اين است كه مراد، كافران اند. ديگر اين كه آيه، معناى عام دارد و شامل همه كسانى كه خود مى خواهند در جهل و نادانى باقى بمانند، مى شود. لازم به ذكر است كه چون، قطعاً سنت خداوند، چنين نيست كه بر قلب هر ناآگاه و نادانى مهر بزند، مراد از «الذين لايعلمون» كسانى اند كه خود اصرار بر باقى ماندن در جهل و نادانى دارند، چنان كه مفسران نيز بر اين معنا تصريح كرده اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 7 - 3
3 - دلِ مبتلا به لهو و باطل ، از آيات الهى هيچ تأثيرى نمى پذيرد .
من يشترى لهو الحديث . .. و إذا تتلى عليه ءايتنا ولّى مستكبرًا كأن لم يسمعها
از اين كه آيه گفته است برخى از مردم، در پى خريد حديث لهوند، استفاده مى شود كه آنان، دل در گرو لهو دارند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 16 - 12
12- قلب آدمى ، در سرشت خود ، پذيراى حق و عملكرد و روحيّات منفى او ، عامل جمود آن
طبع اللّه على قلوبهم واتّبعوا أهواءهم
از تعبير «طبع اللّه على قلوبهم» استفاده مى شود كه قلب آدمى در ابتدا، پذيراى سخن حق و قادر به فهم پيام الهى است; ولى در نتيجه عواملى از سوى خود انسان، طبق اراده الهى، قلب كارايى اصلى خود را از دست مى دهد و در برابر حق نفوذناپذير مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مطففين - 83 - 14 - 12
12 - « عن أبى جعفر ( ع ) قال : [ قال ] ما من عبد إلاّ و فى قلبه نكتة بيضاء فإذا أذنب ذنباً خرج فى النكتة نكتة سوداء فإن تاب ذهب ذلك السواد فإن تمادى فى الذنوب زاد ذلك السواد حتّى يُغَطّى البياض فإذا [ ت- ] غطّى البياض لم يرجع صاحبه إلى خير أبداً و هو قول اللّه عزّوجلّ : « كلاّ بل ران على قلوبهم ما كانوا يكسبون » ;
از امام باقر(ع) روايت شده كه فرمود: هيچ بنده اى نيست جز اين كه در قلبش نقطه سفيدى است، هرگاه گناهى مرتكب شود، در آن سفيدى نقطه سياهى پديد مى آيد، پس اگر توبه كند آن سياهى از بين مى رود و اگر گناهان را ادامه دهد، آن سياهى افزون مى گردد تا تمام سفيدى قلب را فرامى گيرد و هنگامى كه سفيدى قلب به سياهى پوشيده شد، صاحب آن قلب هرگز به سوى نيكى برنمى گردد و اين سخن خداى عزّوجلّ است كه فرمود: كلاّ بل ران على قلوبهم ما كانوا يكسبون».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 14 - 8
8 - مرگ و ذلت مشركان پيمان شكن صدر اسلام و پيروزى سپاه اسلام ، شفابخش سينه دردمند مؤمنان آسيب ديده از تجاوز
يعذبهم اللّه بأيديكم و يخزهم و ينصركم عليهم و يشف صدور قوم مؤمنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 74 - 3
3 - قساوت قلب بنى اسرائيل ، نتيجه لجاجت ها ، بهانه جويى ها و عصيانگرى هاى آنان بود .
قالوا أتتخذنا هزواً . .. ثم قست قلوبكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 13 - 6،13
6 - سنگدلى ، از پيامد هاى لعن الهى *
لعنهم و جعلنا قلوبهم قسية
تقديم لعن بر قساوت، مى تواند اشاره به تأثير لعنت در قساوت قلب داشته باشد.
13 - قساوت قلب و نفهميدن حق ، آنگاه كه پيامد گناه و كيفر آن باشد ، عذر نيست .
لعنهم و جعلنا قلوبهم قسية
بنى اسرائيل گر چه به سبب ناتوانى از درك حقايق مرتكب تحريف شدند، ولى چون اين ناتوانى ناشى از گناه خود آنان بوده است، مورد مذمت خداوند قرار گرفتند. بنابراين عجز از فهميدن حق، اگر پيامد گناه باشد، نمى تواند عذر شمرده شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 54 - 6
6 - علم ، مايه سلامت قلب و جان و جهل ، موجب قساوت و بيماردلى
ليجعل . .. فتنة للذين فى قلوبهم مرض ...و ليعلم الذين أُوتوا العلم أنّه الحقّ من
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 2 - 16
16- گناه ، مايه تيرگى قلب و رخت بستن صلاح از فكر و انديشه انسان *
كفّر عنهم سيّئاتهم و أصلح بالهم
ميان سيّئات و عدم صلاح قلب، مى تواند رابطه علّى و سببى باشد. از تقدم سيّئات استفاده مى شود كه عامل فساد فكر و انديشه، گناهان است و با زدايش گناهان، انديشه صلاح مى يابد. اين احتمال مبتنى است بر اين كه «بال» به معناى قلب باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 16 - 11
11- هواپرستى ، مانع درك حقايق وحى و عامل مهر شدن قلب انسان به اراده خداوند *
أولئك الذين طبع اللّه على قلوبهم واتّبعوا أهواءهم
جمله «واتّبعوا أهوائهم» مى تواند بيانگر علت «طبع اللّه . ..» باشد; چه اين كه «طبع اللّه» مى تواند بيانگر علت ناتوانى كافران و منافقان از درك پيام وحى به شمار آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 16 - 16،22
16 - بى تفاوتى در برابر تذكار ها و رهنمود هاى قرآن در دراز مدت ، باعث قساوت قلب خواهد شد .
و لايكونوا كالذين . .. فطال عليهم الأمد فقست قلوبهم
خداوند، مسلمانان را از پيش گرفتن شيوه يهود و نصارا در مورد كتاب هاى آسمانى خود بر حذر داشته و تذكر مى دهد كه آنان با اين كار به مرور زمان گرفتار قساوت قلب شدند; بنابراين مسلمانان نيز در خطر گرفتار شدن به آن خواهند شد.
22 - « عن أبى بصير عن أبى جعفر ( ع ) قال : لم يزل بنو إسماعيل ولاة البيت [ و ] يقيمون للناس حجّهم و أمر دينهم . . . « فطال عليهم الأمد فقست قلوبهم » و أفسدوا و أحدثوا فى دينهم . . . ;
ابوبصير از امام باقر(ع) روايت نموده كه فرزندان اسماعيل(ع) - بزرگى بعد از بزرگى ديگر - متوليان خانه خدا بودند و حجّ و امور دينى مردم را برپا مى داشتند. .. پس زمانى طولانى بر آنها گذشت و قلب هاى آنان قساوت پيدا كرد و به فساد آلوده شدند و در دينشان دست بردند...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 21 - 3
3 - قلب هاى تأثيرناپذير از آيات قرآن ، سخت تر و بى اساس از سنگ هاى كوه
لو أنزلنا هذا القرءان . .. متصدّعًا من خشية اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 16 - 19
19 - قساوت قلب و سنگدلى يهود و نصارا ، نتيجه بى تفاوتى دراز مدت آنان در برابر تعاليم و رهنمود هاى كتاب آسمانى شان ( تورات و انجيل )
و لايكونوا كالذين أُوتوا الكتب من قبل فطال عليهم الأمد فقست قلوبهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 16 - 19
19 - قساوت قلب و سنگدلى يهود و نصارا ، نتيجه بى تفاوتى دراز مدت آنان در برابر تعاليم و رهنمود هاى كتاب آسمانى شان ( تورات و انجيل )
و لايكونوا كالذين أُوتوا الكتب من قبل فطال عليهم الأمد فقست قلوبهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 2 - 2،4
2 - ياد خدا از سوى هر كس ، داراى تأثيرى عميق در قلب و روح مؤمنان
إذا ذكر اللّه وجلت قلوبهم
مجهول آوردن فعل «ذكر» دلالت مى كند كه ياد خدا از سوى هر كسى كه باشد آن اثر شگرف را براى مؤمنان واقعى در پى دارد.
4 - دل هاى بيمناك و لرزان از ياد خدا ، داراى زمينه اى مناسب براى تأثيرپذيرى از تلاوت آيات قرآن
إذا ذكر اللّه وجلت قلوبهم و إذا تليت عليهم ءايته زادتهم إيمنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 4 - 1
1 - خشيت قلب از ياد خدا ، افزايش ايمان با تلاوت قرآن و تنها بر خدا توكل داشتن ، نشان ايمان حقيقى
أولئك هم المؤمنون حقا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 16 - 1،2
1 - ياد خداوند و ذكر عظمت و كبريايى او ، تأثيرگذار در دل هاى نرم و خاشع
ألم يأن للذين ءامنوا أن تخشع قلوبهم لذكر اللّه
«خشوع» در مقابل «قساوت» (سختى و صلابت)، به معناى نرمى [قلب] است.
2 - تلاوت قرآن و شنيدن آيات آن ، اثربخش دل هاى نرم و خاشع
ألم يأن للذين ءامنوا أن تخشع قلوبهم . .. و ما نزل من الحقّ
مقصود از «ما نزل من الحقّ» قرآن كريم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تحريم - 66 - 4 - 6
6 - تأثير رفتار انسان ها در قلب و روح آنان
فقد صغت قلوبكما
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 17 - 1
1 - ياد خدا و تلاوت كلام او ( قرآن ) ، حيات و روشنى بخش دل ها است .
أن تخشع قلوبهم لذكر اللّه . .. و اعلموا أنّ اللّه يحىِ الأرض
جمله «اعلموا أن اللّه. ..» تعليل براى جمله «ألم يأن... لذكر اللّه» است. در اين تعليل، دل هاى غافل از ياد خدا و بيگانه با كلام او (قرآن)، به زمين مرده و ياد خدا و كلام او (قرآن)، به باران تشبيه شده است. همان طور كه خداوند به وسيله باران، زمين مرده را زنده مى كند; ياد خدا و تلاوت كلام او (قرآن) نيز، دل هاى غافل و مرده را حيات مى بخشد و نورانى مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 28 - 9
9 - ايمان و تقوا ، سبب مى شود كه خداوند ، در درون انسان نورى قرار دهد كه با آن بتواند راه درست را تشخيص داده و مسير زندگى را سالم طى كند .
و يجعل لكم نورًا تمشون به
جمله «يجعل لكم. ..» (نظير جمله پيشين) جواب براى شرط مقدر است. تقدير آن چنين مى شود: «إن تتّقوا و تؤمنوا برسوله يجعل لكم نوراً تمشون به».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 53 - 10
10 - نقض پيمان و شكستن سوگند ، خصيصه بيماردلان سست ايمان
اهولاء الذين اقسموا باللّه جهد ايمنهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 10 - 3
3 - اقدام خداوند به محكم ساختن دل مادر موسى ، به منظور پيش گيرى از فاش شدن راز نوزادش توسط خود وى
إن كادت لتبدى به لولا أن ربطنا على قلبها
«ربط» (مصدر «ربطنا») به معناى بستن و محكم كردن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 7 - 3
3 - قلب ( دل و انديشه ) ، گوش و چشم از ابزار شناخت
ختم اللّه على قلوبهم و على سمعهم و على ابصرهم غشوة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 36 - 6
6- قواى شنوايى و بينايى و قلب ، ابزار شناخت است .
و لاتقف . .. إن السمع و البصر و الفؤاد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 159 - 9
9 - گرايش مردم به رهبران دينى ، در گرو مهربانى آنان و پرهيز از خشونت و سنگدلى
فبما رحمة من اللّه لنت لهم و لو كنت فظّا غليظ القلب لانفضّوا من حولك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 13 - 5
5 - لعن الهى ( دورى از رحمت خداوند ) و قساوت دل ، كيفر شكستن پيمان الهى
فبما نقضهم ميثقهم لعنهم و جعلنا قلوبهم قسية
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بروج - 85 - 6 - 2
2 - اصحاب اخدود ، از سوختن مؤمنان هيچ اضطرابى در خود احساس نكرده ، خاطرى آرام داشتند .
إذ هم عليها قعود
نشستن هنگام تماشاى سوختن مؤمنان، نشانگر آن است كه براى تماشاگران، اين حادثه اهميت چندانى نداشت و آنان را برآشفته نمى ساخت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بروج - 85 - 7 - 4
4 - اصحاب اخدود ، مردمى سنگدل و بى عاطفه بودند .
و هم على ما يفعلون بالمؤمنين شهود
حضور اصحاب اخدود در مراسم آدم سوزى براى شهود و نظاره آن صحنه، گوياى قساوت قلب و بى رحمى آنان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 10 - 1
1 - بيشتر سران شرك و كفر در صدراسلام ، به گونه اى بودند كه انذار و اخطارِ پيامبر (صلی الله علیه و آله) در آنان كارساز نبوده و ايمان نمى آوردند .
لقد حقّ القول على أكثرهم . .. و سواء عليهم ءأنذرتهم أم لم تنذرهم لايؤمنون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 10 - 1
1 - بيشتر سران شرك و كفر در صدراسلام ، به گونه اى بودند كه انذار و اخطارِ پيامبر (صلی الله علیه و آله) در آنان كارساز نبوده و ايمان نمى آوردند .
لقد حقّ القول على أكثرهم . .. و سواء عليهم ءأنذرتهم أم لم تنذرهم لايؤمنون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 74 - 1،2،3،4،5،6،7
1 - قلب هاى بنى اسرائيل - على رغم دريافت آيات و معجزه هاى فراوان - به سختى گراييد و از درك معارف و آيات الهى ناتوان شد .
لعلكم تعقلون. ثم قست قلوبكم من بعد ذلك
«قساوة» (مصدر قست) به معناى غلظت پيدا كردن و سخت شدن است. جمله «لعلكم تعقلون» بيان مى دارد كه: سخت شدن دلهاى بنى اسرائيل در برابر فهم و درك آيات و معارف الهى است. «ذلك» اشاره به نعمتها و معجزاتى است كه خداوند به بنى اسرائيل ارائه كرد و در آيات پيشين مطرح شد.
2 - قلب ها و دل هاى بنى اسرائيل در سختى و نفوذناپذيرى همانند سنگ و از آن سخت تر شد .
فهى كالحجارة أو أشد قسوة
«حجارة» جمع حجر و به معناى سنگها و صخره هاست.
3 - قساوت قلب بنى اسرائيل ، نتيجه لجاجت ها ، بهانه جويى ها و عصيانگرى هاى آنان بود .
قالوا أتتخذنا هزواً . .. ثم قست قلوبكم
4 - قلب هاى بنى اسرائيل با سخت شدن ، از تراوش كمترين معرفتى ناتوان شد .
ثم قست قلوبكم . .. فهى كالحجارة أو أشد قسوة و إن من الحجارة
به مقتضاى ارتباط «ثم قست . ..» با جمله «يريكم آياته لعلكم تعقلون» سختى دل به نپذيرفتن معارف القاشده به آن، تفسير شد و به مقتضاى جمله «إن من الحجارة ...» سختى دل به تراوش نكردن معارف و حقايق تفسير مى شود; يعنى، قلب قسى نه از خارج متأثر مى شود و نه از درون تراوشى دارد.
5 - بيرون زدن و جارى شدن نهر هاى آب از برخى صخره ها ، شاهدى بر سختى قلب هاى سخت تر از سنگ بنى اسرائيل
أو أشد قسوة و إن من الحجارة لما يتفجر منه الأنهر
«تفجّر» (مصدر يتفجر) به معناى بيرون آمدن و جارى شدن است (اقتباس از مجمع البيان). جمله «إن من الحجارة» به منزله دليل براى «أشد قسوة» مى باشد. «لما» مركب از لام تأكيد و «ما»ى موصوله است و مراد از آن، سنگ مى باشد. بنابراين «إن من الحجارة لما ...»; يعنى، برخى از سنگها همانا سنگى است كه ... .
6 - شكاف برداشتن برخى سنگ ها و بيرون آمدن آب از آن ، نشانه سخت تر بودن قلب هاى بنى اسرائيل از سنگها
و إن منها لما يشقق فيخرج منه الماء
«تَشَقُق» (مصدر يشقق = يتشقق) به معناى شكاف برداشتن است. برخى از اهل لغت برآنند كه «شق» به شكاف ريز كه به روشنى معلوم نباشد، گفته مى شود.
7 - سقوط سنگ ها بر اثر هراس و خشيت از خدا ، نشانه افزونتر بودن سختى دل هاى بنى اسرائيل از پاره سنگهاست .
و إن منها لما يهبط من خشية اللّه
«من» در «من خشية اللّه» تعليليه است. «هبوط» (مصدر يهبط) به معناى افتادن و سقوط كردن است. بنابراين جمله «إن منها
...»; يعنى، برخى سنگها همانا سنگى است كه به علت ترس از خدا سقوط مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 75 - 4
4 - قساوت و سخت دلى بنى اسرائيل و جامعه يهود ، از ميان برنده زمينه هاى ايمان و گرايش به اسلام در آنان
ثم قست قلوبكم . .. أفتطمعون أن يؤمنوا لكم
حرف «فاء» در «أفتطمعون» قطع اميد از ايمان آوردن بنى اسرائيل را نتيجه قساوت قلب ايشان - كه در آيه قبل مطرح شد - مى شمرد; يعنى، با پيدايش قساوت در قلب بنى اسرائيل، جاى اميدى به ايمان آوردن آنان نيست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 13 - 4،12
4 - گرفتارى بنى اسرائيل به لعن الهى و قساوت قلب ، كيفر پيمان شكنى آنان
فبما نقضهم ميثقهم لعنهم و جعلنا قلوبهم قسية
12 - سنگدلى بنى اسرائيل ، منشأ تحريف تورات
و جعلنا قلوبهم قسية يحرفون الكلم عن مواضعه
جمله «يحرفون» جمله مفسره و بيانگر آثار قساوت قلب است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 76 - 10
10 - قارون ، فردى سنگ دل و بى رحم بود .
إذ قال له قومه لاتفرح
از اين كه قارون عليه ملت و مردم هم نژاد خود دست به ظلم و تجاوز زد، مى تواند به سنگ دلى و بى رحمى او پى برد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 53 - 3
3 - جبهه كفر و شرك در طول تاريخ ، متشكل از انسان هايى بيمار دل و قسى القلب
و ما أرسلنا من قبلك من رسول . .. للذين فى قلوبهم مرض و القاسية قلوبهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 22 - 10،15
10 - وجود اختلاف اساسى انسان مؤمن حق پذير و نرم دل با كافر حق ناپذير و سنگدل ، از نظر شخصيت و سرنوشت
أفمن شرح اللّه صدره للإسلم فهو على نور من ربّه فويل للقسية قلوبهم
«من» در آيه شريفه، اسم موصول و مبتدا است و خبر آن - به قرينه جمله بعدى (فويل للقاسية قلوبهم. ..) - جمله اى محذوف مى باشد. تقدير كلام چنين است: «أفمن شرح اللّه صدره للإسلام ... كمن قسا قلبه». بنابراين مى توان گفت: آيه شريفه درصدد مقايسه ميان شخصيت دو انسان مؤمن و كافر و سرنوشت آنان در آينده است.
15 - كافران اسلام گريز ، دچار سنگدلى و قساوت قلب اند .
فويل للقسية قلوبهم من ذكر اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بروج - 85 - 10 - 11
11 - كافران صدراسلام ، مردمى سنگدل بودند كه حتى بر زنان مؤمن نيز رحم نكردند .
فتنوا المؤمنين و المؤمنت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 53 - 5
5 - مخالفان پيامبر (صلی الله علیه و آله) در صدراسلام ، مردمانى بودند بيمار دل ، قسى القلب و ستم پيشه .
ليجعل ما يلقى الشيطن . .. و إنّ الظلمين لفى شقاق بعيد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 16 - 18
18 - يهود و نصارا ، مردمانى گرفتار قساوت قلب و سنگدلى
و لايكونوا كالذين أُوتوا الكتب . .. فقست قلوبهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 83 - 8
8 - استكبار و سخت دلى يهوديان و مشركان موجب تأثرناپذيرى آنان از قرآن
و إذا سمعوا ما أنزل إلى الرسول ترى اعينهم تفيض من الدمع
بيان واكنش خاضعانه مسيحيان در برابر قرآن پس از توصيف آنان به فروتنى در آيه پيش گوياى اين است كه دو گروه ديگر (يهوديان و مشركان) به دليل گردنفرازى و استكبار در برابر حق، از پذيرش قرآن سرباز زدند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 53 - 3
3 - جبهه كفر و شرك در طول تاريخ ، متشكل از انسان هايى بيمار دل و قسى القلب
و ما أرسلنا من قبلك من رسول . .. للذين فى قلوبهم مرض و القاسية قلوبهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 75 - 4
4 - قساوت و سخت دلى بنى اسرائيل و جامعه يهود ، از ميان برنده زمينه هاى ايمان و گرايش به اسلام در آنان
ثم قست قلوبكم . .. أفتطمعون أن يؤمنوا لكم
حرف «فاء» در «أفتطمعون» قطع اميد از ايمان آوردن بنى اسرائيل را نتيجه قساوت قلب ايشان - كه در آيه قبل مطرح شد - مى شمرد; يعنى، با پيدايش قساوت در قلب بنى اسرائيل، جاى اميدى به ايمان آوردن آنان نيست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 83 - 8
8 - استكبار و سخت دلى يهوديان و مشركان موجب تأثرناپذيرى آنان از قرآن
و إذا سمعوا ما أنزل إلى الرسول ترى اعينهم تفيض من الدمع
بيان واكنش خاضعانه مسيحيان در برابر قرآن پس از توصيف آنان به فروتنى در آيه پيش گوياى اين است كه دو گروه ديگر (يهوديان و مشركان) به دليل گردنفرازى و استكبار در برابر حق، از پذيرش قرآن سرباز زدند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 16 - 18
18 - يهود و نصارا ، مردمانى گرفتار قساوت قلب و سنگدلى
و لايكونوا كالذين أُوتوا الكتب . .. فقست قلوبهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 24 - 8،9،10،11
8 - خداوند ، حايل ميان انسان و قلب وى
و اعلموا أن اللّه يحول بين المرء و قلبه
9 - خداوند از قلب انسان به وى نزديكتر است .
و اعلموا أن اللّه يحول بين المرء و قلبه
10 - خداوند به قلب انسان از خود انسان نزديكتر است .
و اعلموا أن اللّه يحول بين المرء و قلبه
از لوازم اينكه خداوند حايل بين انسان و قلب او باشد، همان است كه در برداشت آورده شد.
11 - قلب انسان ( انديشه هاى او ) در اختيار خداست .
و اعلموا أن اللّه يحول بين المرء و قلبه
چون خداوند حايل بين قلب و انسان است، پس در حقيقت هر انديشه اى بخواهد وارد قلب شود بايد از طريق خدا باشد و اين بدين معناست كه انديشه هاى آدمى در اختيار خداوند است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 63 - 11
11 - انسان ها و قلب هاى ايشان در اختيار خداوند است .
و ألف بين قلوبهم . .. و لكن اللّه ألف بينهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 52 - 1،6،8،9،14،22
1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، شاهد تلاش آشكار و شتابزده بيماردلان سست ايمان براى پيوستن به يهود و نصارا
فترى الذين فى قلوبهم مرض يسرعون فيهم
كلمه «فيهم»، مى رساند كه بيمار دلان علاوه بر طرح دوستى با يهود و نصارا، اراده پيوستن به آنها را در سر مى پروراندند.
6 - شتاب بيماردلان سست ايمان در دوستى و پذيرش ولايت يهود و نصارا ، پيامد محروميت آنان از هدايت الهى
إنّ اللّه لايهدى القوم الظلمين. فترى الذين فى قلوبهم مرض يسرعون فيهم
8 - بيماردلان سست ايمان ، از زمره ستمگران
إنّ اللّه لايهدى القوم الظلمين. فترى الذين فى قلوبهم مرض يسرعون فيهم
9 - گرايش بى حد و مرز گروهى از مسلمانان بيمار دل به سوى يهود و نصارا ، دليلى روشن براى محروميت ستمگران از هدايت الهى
إنّ اللّه لايهدى القوم الظلمين. فترى الذين فى قلوبهم مرض يسرعون فيهم
تفريع جمله «فترى» بر جمله «ان اللّه . ..»، مى رساند كه گرايش عميق بيماردلان، بيان مصداقى براى جمله «ان اللّه لايهدى ...» است.
14 - مصلحت انديشى و ترس از پيشامد هاى ناگوار ، بهانه بيماردلان براى دوستى با يهود و نصارا
يقولون نخشى ان تصيبنا دائرة
«دائرة» از مصدر «دوران» (چرخيدن) است ; كه در برداشت فوق به معناى حادثه هاى ناگوار گرفته شده ; چون چرخش روزگار احياناً موجب كمبودهايى نظير قحطى، خشكسالى و ديگر حوادث تلخ مى شود.
22 - پيروزى مسلمانان ، مايه پشيمانى بيماردلان سست ايمان عصر بعثت از شك و ترديد نسبت به حقانيت اسلام
فعسى اللّه ان يأتى بالفتح او . .. فيصبحوا على ما اسروا فى انفسهم ندمين
برداشت فوق بر اين اساس است كه مراد از «ما اسروا فى انفسهم»، ترديد مسلمانان سست ايمان نسبت به حقانيت اسلام باشد. «فى قلوبهم مرض»، اين احتمال را تأييد مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 179 - 5،6
5 - جنيان ، مانند انسان ها ، داراى ابزار ادراك ( قلب ، چشم و گوش ) هستند .
لهم قلوب لايفقهون بها و لهم أعين لايبصرون بها و لهم ءاذان لايسمعون بها
6 - بسيارى از انسان ها و جنيان ، على رغم داشتن قلب و ابزار درك ، خويشتن را از فهم حقايق و معارف الهى محروم مى سازند .
لهم قلوب لايفقهون بها
جمله «لهم قلوب» (آنها قلب دارند) مى رساند كه انسانها و جنيان گمراه ابزار درك دارند و جمله «لايفقهون بها» توضيح مى دهد كه آنان از ابزار شناختى كه در اختيار دارند بهره نمى گيرند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 2 - 4
4 - دل هاى بيمناك و لرزان از ياد خدا ، داراى زمينه اى مناسب براى تأثيرپذيرى از تلاوت آيات قرآن
إذا ذكر اللّه وجلت قلوبهم و إذا تليت عليهم ءايته زادتهم إيمنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 222 - 1
1 - قلب هر انسان دروغ پرداز و گنه پيشه ، محل واقعى نزول شياطين
تنزّل على كلّ أفّاك أثيم
«أفّاك» از ريشه «إفك» (قلب كردن حقيقت) مشتق شده است. بنابراين «أفّاك» به كسى گفته مى شود كه دروغ پردازى كند. «أثيم» نيز از ماده «إثم» (گناه) به معناى گنه پيشه است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 7 - 14،17
14 - سلامت تفكر و حركت جامعه ، در گرو سلامت قلبها
فامّا الّذين فى قلوبهم زيغ فيتَّبعون ما تشابه منه ابتغاء الفتنة و ابتغاء تأويله
17 - اعتدال و سلامت قلب و انديشه ، زمينه فهم صحيح قرآن
فامّا الّذين فى قلوبهم زيغ . .. و ابتغاء تأويله
انحراف قلب، منتهى به تأويل نادرست قرآن مى شود; بنابراين سلامت قلب، فهم صحيح آيات قرآن را در پى دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 54 - 4
4 - اهل دانش و معرفت ، برخوردار از دلى سالم و قلبى نرم
ليجعل . .. للذين فى قلوبهم مرض و القاسية قلوبهم ... و ليعلم الذين أُوتوا العلم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 90 - 2
2 - تقواپيشگان ، دارندگان قلب سليم
من أتى اللّه بقلب سليم . و أُزلفت الجنّة للمتّقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - صف - 61 - 5 - 16
16 - انسان هاى فاسق ، داراى قلب هاى منحرف
أزاغ اللّه قلوبهم و اللّه لايهدى القوم الفسقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 38 - 13
13 - دل هاى تهى از ايمان به خدا و قيامت ، جايگاه شيطان
لا يؤمنون باللّه و لا باليوم الاخر و من يكن الشيطان له قريناً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 12 - 5
5 - ايجاد رعب و وحشت در دل هاى كافران ، وعده خداوند به فرشتگان حاضر در كارزار بدر
سألقى فى قلوب الذين كفروا الرعب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 31 - 6
6 - بى تأثيرى آيات الهى در قلب توطئه گران عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) و قرآن
و إذا تتلى عليهم ءايتنا قالوا . .. إن هذا إلا أسطير الأولين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 125 - 17
17 - عن أبى جعفر(ع): إن القلب ينقلب من لدن موضعه إلى حنجرته ما لم يصب الحق فاذا اصاب الحق قرّ . .. و قرء هذه الآية «فمن يرد الله أن يهديه يشرح صدره للاسلام ... ».
از امام باقر(ع) روايت شده است: قلب انسان تا حق را نيافته است، آنچنان مضطرب است كه گويى از جاى خود كنده شده و به حنجره رسيده، پس آنگاه كه حق را يافت آرامش مى يابد. سپس آن حضرت آيه «فمن يرد الله ... » را تلاوت كرد ... .
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 222 - 1
1 - قلب هر انسان دروغ پرداز و گنه پيشه ، محل واقعى نزول شياطين
تنزّل على كلّ أفّاك أثيم
«أفّاك» از ريشه «إفك» (قلب كردن حقيقت) مشتق شده است. بنابراين «أفّاك» به كسى گفته مى شود كه دروغ پردازى كند. «أثيم» نيز از ماده «إثم» (گناه) به معناى گنه پيشه است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 10 - 2
2 - قلب هاى مجاهدان بدر تا پيش از بشارت پيروزى ، آكنده از اضطراب و پريشانى بود .
لتطمئن به قلوبكم
واژه اطمينان به معناى آرامش خاطر پس از اضطراب و پريشانى خاطر است. (مفردات راغب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 87 - 2،6
2- تثبيت مفاهيم وحى و جاودانگى آنها در قلب پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، جلوه ربوبيت خاص الهى نسبت به آن حضرت
لئن شئنا لنذهبنّ بالذى أوحينا . .. إلاّ رحمة من ربّك
6- امتنان خداوند بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) به خاطر تثبيت مفاهيم وحى در قلب او
و لئن شئنا لنذهبنّ . .. إن فضله كان عليك كبيرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 125 - 17
17 - عن أبى جعفر(ع): إن القلب ينقلب من لدن موضعه إلى حنجرته ما لم يصب الحق فاذا اصاب الحق قرّ . .. و قرء هذه الآية «فمن يرد الله أن يهديه يشرح صدره للاسلام ... ».
از امام باقر(ع) روايت شده است: قلب انسان تا حق را نيافته است، آنچنان مضطرب است كه گويى از جاى خود كنده شده و به حنجره رسيده، پس آنگاه كه حق را يافت آرامش مى يابد. سپس آن حضرت آيه «فمن يرد الله ... » را تلاوت كرد ... .
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 2 - 2
2 - ياد خدا از سوى هر كس ، داراى تأثيرى عميق در قلب و روح مؤمنان
إذا ذكر اللّه وجلت قلوبهم
مجهول آوردن فعل «ذكر» دلالت مى كند كه ياد خدا از سوى هر كسى كه باشد آن اثر شگرف را براى مؤمنان واقعى در پى دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تغابن - 64 - 11 - 3
3 - خداوند ، هدايت گر قلب انسان هاى مؤمن
و من يؤمن باللّه يهد قلبه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 2 - 1
1 - دل مؤمنان راستين ، لرزان و بيمناك به هنگام ياد خدا
إنما المؤمنون الذين إذا ذكر اللّه وجلت قلوبهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 78 - 3
3- عدم برخوردارى فرزند انسان از علم و آگاهى از طريق ابزار شنوايى ، بينايى و قلب به هنگام تولد ، از نشانه هاى تدبير و حكمت الهى *
و الله أخرجكم من بطون أمّهتكم لاتعلمون شيئًا
اين آيه در مقام اثبات توحيد و توجه دادن انسانها به آثار و نشانه هاى الهى است. بنابراين عالم نبودن فرزندان و عدم توجه آنان به موقعيت خويش، در مراحل تولد و پس از آن، مى تواند اشاره به حكمت الهى و اهميت اين موضوع در زندگى انسانها داشته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 7 - 12
12 - قلب هاى منحرف ، منشأ فساد و فتنه هستند .
فامّا الّذين فى قلوبهم زيغ فيتَّبعون ما تشابه منه ابتغاء الفتنة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 32 - 4
4 - صداى نرم و طنّازانه زنان ، موجب طمع قلب هاى بيمار در آنان است .
فلاتخضعن بالقول فيطمع الذى فى قلبه مرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 88 - 14
14 - يهوديان ، مدعى دارا بودن قلب و انديشه اى نفوذناپذير در برابر افكار و عقايد نادرست
قالوا قلوبنا غلف
برداشت فوق بر اين اساس است كه مراد يهوديان از «حجاب داشتن قلبهايشان» متأثر نشدن از سخنان ناصحيح باشد; چنانچه هر غلافى مانع از آن است كه چيز ناصوابى به آنچه در غلاف است در آيد و بدان ضربه زند. گفتنى است كه كلمه «بل» در اين صورت نفى همين ادعاست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 155 - 13
13 - دل هاى يهوديان - بر خلاف ادعايشان - تهى از دانش و ناتوان از درك تعاليم پيامبر اسلام (صلی الله علیه و آله)
قولهم قلوبنا غلف بل طبع اللّه عليها
برداشت فوق بر اين اساس است كه مقصود يهوديان از جمله «قلوبنا غلف» ادعاى برخوردارى از دانش وافر باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 283 - 17
17 - كتمان شهادت ، حاكى از كفر قلب كتمان كننده است .
و لا تكتموا الشّهادة و من يكتمها فانّه اثم قلبه
امام باقر (ع) درباره «فانه اثم قلبه» فرمود: كافر قلبه
من لا يحضره الفقيه، ج 3، ص 35، ح 5 ; نورالثقلين، ج 1، ص 301، ح 1207.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 283 - 12
12 - كتمان شهادت ، گناهى است قلبى .
و من يكتمها فانّه اثم قلبُه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 36 - 8
8- شهادت خواهى از چشم ، گوش و قلب در قيامت ، درباره انسان
إن السمع و البصر و الفؤاد كلّ أُولئك كان عنه مسئولاً
برداشت فوق، مبتنى بر اين است كه سؤال از گوش، چشم و قلب، حقيقى و در قيامت باشد. بنابراين، منظور از مورد سؤال قرار گرفتن اعضاى ياد شده ممكن است براى نكته ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 53 - 30
30 - قلب آدمى ، محل لغزش است و بايد از مقدمات لغزيدن آن ، جلوگيرى كرد .
فسئلوهنّ من وراء حجاب ذلكم أطهر لقلوبكم و قلوبهنّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 54 - 32
32 - بيماردلان سست ايمان و پذيراى ولايت و دوستى كافران ، محروم از فضل خاص خداوند
من يرتد منكم عن دينه فسوف يأتى اللّه يقوم . .. ذلك فضل اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 74 - 13
13 - قساوت و سخت دلى ، داراى مراحل و مراتبى مختلف است .
فهى كالحجارة أو أشد قسوة
كلمه «أو» در جمله فوق، مى تواند براى تقسيم و تنويع باشد. بر اين مبنا جمله «فهى كالحجارة ...» دلالت مى كند كه: برخى از قلبهاى قسى همانند سنگ است و برخى سخت تر از سنگ.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 106 - 16
16- « عن أبى عبدالله ( ع ) قال : . . . ما فرض على القلب من الإيمان فالأقرار و المعرفة . . . و هو قول الله عزّوجلّ « إلاّ من أكره و قلبه مطمئنّ بالإيمان . . . » . . . ;
از امام صادق(ع) روايت شده است كه فرمود: آنچه كه از ايمان بر قلب واجب شده، اقرار و معرفت است . .. و اين است قول خداى عزّوجلّ «إلاّ من أكره و قلبه مطمئنّ بالإيمان...»...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 37 - 7
7 - « عن هِشام بن الحكم قال ، قال لى أبوالحسن موسى بن جعفر ( ع ) يا هشام . . . إنّ اللّه يقول فى كتابه « إنّ فى ذلك لذكرى لمن كان له قلب » يعنى عقل . . . ;
هشام بن حكم مى گويد: امام كاظم(ع) به من فرمود: اى هشام! خداى تعالى در كتاب خود فرموده «إنّ فى ذلك لذكرى لمن كان له قلب» و مراد [از قلب]، «عقل» است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 89 - 7
7 - « عن سفيان بن عيينة عن أبى عبداللّه ( ع ) قال سألته عن قول اللّه عزّوجلّ « إلاّ من أتى اللّه بقلب سليم » قال السليم الذى يلقى ربّه و ليس فيه أحد سواه . . . ;
سفيان بن عيينه گويد: از امام صادق(ع) درباره سخن خداى عزّوجلّ «إلاّ من أتى اللّه بقلب سليم» پرسيدم، فرمود:[قلب] سليم، قلبى است كه پروردگارش را ملاقات نمايد در حالى كه جز خدا هيچ كس در آن نباشد».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 84 - 8
8 - « فى المجمع « بقلب سليم » من كلّ ما سوى اللّه تعالى لم يتعلق بشىء غيره ، عن أبى عبداللّه ( ع ) ;
در «مجمع البيان» آمده است: قلب سليم قلبى است كه سالم از هر چيز غير از خداى تعالى باشد و به چيزى غير از او وابسته نباشد و اين معنا از امام صادق(ع) روايت شده است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 110 - 2
2 - قلب و ادراك انسان در نتيجه كفر و لجاجت مسخ مى گردد.
لئن جاءتهم ءاية . .. لايؤمنون. و نقلب أفئدتهم و أبصرهم
«فؤاد» به معنى قلب است و وارونه ساختن معنى فيزيكى ندارد، بلكه منقلب شدن خصوصيات و واژگون شدن آن است. لذا مى توان از آن به مسخ تعبير كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 111 - 6
6 - مسخ شدن قلب و ادراك كافران مايه ايمان نياوردن ايشان، حتى با ديدن روشنترين معجزات است.
و نقلب أفئدتهم و أبصرهم . .. و لو أننا نزّلنا ... ما كانوا ليؤمنوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 36 - 3
3- انسان ، در قبال فعاليت چشم ، گوش و قلب خويش ، در پيشگاه خداوند مسؤول است .
إن السمع و البصر و الفؤاد كلّ أُولئك كان عنه مسئولاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 28 - 30
30- قلب آدمى و توجهات و غفلت هاى آن ، در اختيار خداوند و مقهور اراده او است .
و لاتطع من أغفلنا قلبه عن ذكرنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 46 - 10
10 - سينه ، جايگاه قلب آدميان
فتكون لهم قلوب . .. و لكن تعمى القلوب التى فى الصدور
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تغابن - 64 - 11 - 9
9 - « عن أبى عبداللّه ( ع ) قال : إنّ القلبَ ليُرَجَّج . . . حتّى يَعقِدَ على الإيمان فإذا عقد على الإيمان قرّ و ذلك قول اللّه عزّوجلّ : « و من يؤمن باللّه يهد قلبه » ;
از امام صادق(ع) روايت شده كه فرمود: قلب [انسان ]در حال اضطراب است . .. تا اين كه با ايمان و باور پيوند خورد. پس زمانى كه
بر ايمان پيوند خورد، قرار و ثبات مى يابد و اين سخن خداى عزّوجلّ است: و من يؤمن باللّه يهد قلبه».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 14 - 1
1- خداوند ، در پى قيام و حركت اصحاب كهف ، قلب هاى آنان را استوار و سرشار از اطمينان ساخت .
و ربطنا على قلوبهم إذ قاموا
جمله «ربطنا على قلوبهم» - (بر قلب هايشان بند زديم) - تمثيل است و مراد از آن، اطمينان بخشيدن و استوار ساختن قلب ها است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 4 - 8
8 - قلب و دل انسان ها ، در تسخير اراده الهى است .
هو الذى أنزل السكينة فى قلوب المؤمنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 18 - 11
11 - قلب انسان ها ، در احاطه علم الهى و مسخر اراده او
فعلم ما فى قلوبهم فأنزل السكينة عليهم
نزول آرامش بر قلب مؤمنان، مى رساند كه قلب ها در برابر اراده الهى، تأثيرپذير و مسخّرند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 32 - 11
11 - رفتار جنسى خارج از اعتدال ، مثل طمعورزى در زنان نامحرم ، نوعى بيمارى است .
فلاتخضعن بالقول فيطمع الذى فى قلبه مرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 41 - 38
38 - پافشارى در كفر ، مانع تعلق اراده الهى به پاك نمودن قلب كافران از آلودگى و ناپاكى
الذين يسرعون فى الكفر . .. أولئك الذين لم يرد اللّه ان يطهر قلوبهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 32 - 6
6 - جلوگيرى از پيامد سنگدلى هاى افسار گسيخته ، فلسفه وضع مجازات سنگين براى قتل و آدمكشى
من اجل ذلك كتبنا على بنى اسرءيل انه من قتل . .. فكانما قتل الناس جميعاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 11 - 8
8 - فسادگرى و نصيحت ناپذيرى ، از نشانه هاى بيمارىِ دل و انديشه است .
فى قلوبهم مرض . .. و إذا قيل لهم لاتفسدوا فى الأرض قالوا إنما نحن مصلحون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 52 - 15
15 - گسستن سرنوشت خويش از سرنوشت اسلام و مسلمين ، على رغم اظهار ديانت ، نشانه بيمارى دل و سستى ايمان
فترى الذين فى قلوبهم مرض . .. يقولون نخشى ان تصيبنا دائرة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 54 - 16،25
16 - تهى بودن دل از محبت خدا ، بى مهرى نسبت به اهل ايمان ، احساس كوچكى در برابر كافران ، از نشانه هاى بيمارى دل و ضعف ايمان
فترى الذين فى قلوبهم مرض . .. اذلة على المؤمنين اعزة على الكفرين
ارتباط آيه مورد بحث با آيات پيش گوياى اين است كه بيماردلان (الذين فى قلوبهم مرض) از مصاديق مرتدان مى باشند و چون صفات شمرده شده براى مؤمنان واقعى نقطه مقابل مرتدان قرار گرفته ; است معلوم مى شود نبود اين صفات در مدعيان اسلام، نشانه بيماردلى آنان است.
25 - گريز از جهاد و ترس از ملامت دشمنان دين ، از نشانه هاى بيمارى دل و ضعف ايمان
فترى الذين فى قلوبهم مرض . .. يجهدون فى سبيل اللّه و لايخافون لومة لائم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 49 - 11
11 - ناباورى به حمايت خدا از متوكلان ، نشانه بيماردلى و ضعف ايمان است .
إذ يقول المنفقون و الذين فى قلوبهم مرض . .. فإن اللّه عزيز حكيم
برداشت فوق با توجه به توضيح برداشت قبل به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 125 - 3
3 - كفر و نفاق ، نشان بيمارى دل و پليدى باطن است .
الذين فى قلوبهم مرض . .. رجسهم ... و هم كفرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 22 - 8
8- حق ناپذيرى ، نشانه بيمارى قلب است . *
فالذين لايؤمنون بالأخرة قلوبهم منكرة
فعل «لايؤمنون» (ايمان نمى آورند) حكايت از حق ناپذيرى دارد و «منكرة» به معناى زير بار حق نرفتن است كه بيمارى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 20 - 7
7- ترس و هراس از جهاد در راه خدا ، نشان بيماردلى انسان
و ذكر فيها القتال رأيت الذين فى قلوبهم مرض ينظرون إليك نظرالمغشىّ عليه من الموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 29 - 8
8- كينه و عداوت نسبت به پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان ، نوعى بيماردلى است .
أم حسب الذين فى قلوبهم مرض أن لن يخرج اللّه أضغنهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مدثر - 74 - 31 - 13
13 - مخالفت برخى از كافران با قرآن و رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، ناشى از بيماردلى و غرضورزى آنان بود .
و ليقول الذين فى قلوبهم مرض . .. ماذا أراد اللّه بهذا مثلاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 28 - 29
29- دعاى خالصانه در سپيده دم و پسين ، نشانه حضور ياد خدا در قلب انسان است .
الذين يدعون ربّهم بالغدوة و العشىّ . .. و لاتطع من أغفلنا قلبه عن ذكرنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 101 - 11
11 - بى تأثيرى معجزات و دلايل روشن در قلب ها ، نشان مهرزدگى آن قلبهاست .
فما كانوا ليؤمنوا . .. كذلك يطبع اللّه على قلوب الكفرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 35 - 13
13 - پافشارى بر راه باطل ، ترديد در حق و جدال در آيات الهى - باوجود دلايل روشن - نشانه مهر شدن قلب و وجود روح تكبر و تجاوزگرى در آدمى
من هو مسرف مرتاب . الذين يجدلون فى ءايت اللّه ... كذلك يطبع اللّه على كلّ قلب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - منافقون - 63 - 3 - 7
7 - دروغ گويى ، استفاده ابزارى از مقدسات و عملكرد هاى ناپسند ، نشانه هاى مُهر شدن دل است .
ذلك بأنّهم ءامنوا ثمّ كفروا فطبع على قلوبهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 47 - 6
6- متهم كردن پيامبر (صلی الله علیه و آله) به سحرشدگى ، نمودى از مستورى قلب كافران و ناتوانى آنان از درك حقايق است .
و جعلنا فى قلوبهم أكنّة أن يفقهوه و فى ءاذانهم وقرًا و . .. إذ يقول الظلمون إن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 22 - 14
14 - ياد خدا ، نشانه شرح صدر و نرم دلى و پاكى از قساوت قلب است .
فويل للقسية قلوبهم من ذكر اللّه
در اين آيه از ويژگى هاى سنگدلان، غفلت و دورى از ياد خدا برشمرده شده است. بنابراين مى توان استفاده كرد آنان كه ياد خدا مى كنند چنين نيستند; بلكه همواره با شرح صدر و نرم دلى به سر مى برند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 85 - 3
3 - دورى از شرك ، نشانه سلامت قلب و دل است .
إذ جاء ربّه بقلب سليم . إذ قال لأبيه و قومه ماذا تعبدون
برداشت ياد شده از آن جا است كه جمله «إذ قال لأبيه. ..»، بدل اشتمال از «إذ جاء ربه بقلب سليم» است; يعنى، چون ابراهيم(ع) داراى قلب سليم بود، اين سخن ضد شرك از او صادر شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 74 - 12
12 - درك نكردن و نپذيرفتن حقايق دينى و معارف الهى ، نشانه سخت شدن و قساوت پيدا كردن دلهاست .
يريكم ءايته لعلكم تعقلون. ثم قست قلوبكم من بعد ذلك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 74 - 16،17
16 - صدور خير ها و بركت ها و جوشش علم و حكمت ، نشانه منزه بودن قلب از قساوت و كدورت است .
ثم قست قلوبكم . .. فهى كالحجارة أو أشد ... و إن من الحجارة لما يتفجر منه الأنهر
17 - خشوع و خضوع در برابر خدا ، نشانه سلامت قلب از قساوت ها و كدورتهاست .
ثم قست قلوبكم . .. فهى كالحجارة أو أشد ... و إن من منها لما يهبط من خشية اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 89 - 2
2 - اعتقاد به يگانگى خدا و بيزارى از شرك و بت پرستى ، نشانه بهره مندى از قلب سليم
إلاّ من أتى اللّه بقلب سليم
در آيات پيشين، سخن درباره مبارزه حضرت ابراهيم(ع) با شرك و بت پرستى است. با توجه به ارتباط اين آيه با آيات قبل، مى توان گفت كه مراد آن حضرت از قلب سليم، قلب خالى از شرك است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 14 - 4
4- قدرت روحى و نيروى قلبى براى مبارزه در راه خدا ، موهبتى از جانب او براى قيام كنندگان يكتاپرست
ءامنوا بربّهم . .. و ربطنا على قلوبهم إذ قاموا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 78 - 5
5- شنوايى ، بينايى و قلب ( قدرت ادراك ) ، از مهم ترين نعمت هاى خداوند به انسان
و الله أخرجكم . .. و جعل لكم السمع و الأبصر و الأفئدة
برداشت فوق، از آن جاست كه آيه شريفه علاوه بر بيان آيات قدرت الهى، در صدد برشمردن نعمتهاى الهى و در مقام امتنان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 36 - 7
7- بهره نگرفتن صحيح از نعمت شنوايى ، بينايى و قلب براى شناخت حق ، باعث مسؤوليت انسان نزد خداوند است .
و لاتقف . .. إن السمع ... كان عنه مسئولاً
خداوند، به منظور دور كردن انسانها از حركتهاى غير علمى، به آنان نعمت شنوايى، بينايى و قلب را يادآور شده است تا آنان، با بهره گيرى صحيح از آن، به يقين دست يافته و بر اساس آن، حكم كرده و عمل نمايند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - سجده - 32 - 9 - 16
16 - قواى ادراكى انسان ( چشم و گوش و قلب ) مواهب الهى اند و شايسته است كه به خاطر آنها ، به درگاه وى شكرگزارى شود .
ثمّ سوّيه و نفخ فيه من روحه و جعل لكم السمع و الأبصر و الأفئدة قليلاً ما تشكرو
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 89 - 1
1 - قلب سليم ، تنها سرمايه ثمربخش براى انسان در قيامت
يوم لاينفع . .. إلاّ من أتى اللّه بقلب سليم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 74 - 15
15 - قلب و دل آدمى بايد منشأ بروز حقايق و معارف الهى بوده و خاستگاه علم و حكمت باشد .
و إن من الحجارة لما يتفجر منه الأنهر و إن منها لما يشقق فيخرج منه الماء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 103 - 11
11 - قلب ، كانون روابط و پيوند هاى عاطفى ( عداوت و محبّت ) ، ميان افراد جامعه
اذ كنتم اعداءً فالّف بين قلوبكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 155 - 15
15 - قلب ( دل ) ، از ابزار شناخت
و قولهم قلوبنا غلف بل طبع اللّه عليها بكفرهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 41 - 9
9 - قلب ، كانون ايمان و گرايش هاى اعتقادى انسان
و لم تؤمن قلوبهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 25 - 5
5 - گوش، ابزار شناخت و قلب و دل، جايگاه فهم
و منهم من يستمع اليك و جعلنا على قلوبهم أكنة أن يفقهوه و فى ءاذانهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 71 - 16
16 - استدلال ها و براهين ، افاضاتى از ناحيه خدا بر قلب و انديشه انسانها
ما نزل اللّه بها من سلطن
مراد از «تنزيل» مى تواند «ايجاد كردن» باشد. بنابراين «ما نزل ... » يعنى خداوند هيچ دليل و برهانى براى شرك نيافريده است. در اين صورت مقصود از «سلطن» اعم از براهين عقلى و نقلى خواهد بود. و نيز مى تواند مراد از «تنزيل» نازل كردن معارف دين و احكام الهى باشد. بر اين مبنا مقصود از «سلطن» برهان نقلى خواهد بود. برداشت فوق مبتنى بر معناى اول است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 74 - 12
12 - قلب ، كانون كفر و ايمان است .
فما كانوا ليؤمنوا . .. كذلك نطبع على قلوب المعتدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 88 - 14
14 - دل ، مركز ايمان و كفر است .
و اشدد على قلوبهم فلايؤمنوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 47 - 3
3- محل كينه و دشمنى انسان ، سينه و دل اوست .
و نزعنا ما فى صدورهم من غلّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 22 - 7
7- قلب ، مركز پذيرش و يا انكار حقايق
فالذين لايؤمنون بالأخرة قلوبهم منكرة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 108 - 5
5- قلب ، چشم و گوش ، از ابزار شناخت
طبع الله على قلوبهم و سمعهم و أبصرهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 46 - 5
5- حس شنوايى ، وسيله دستيابى به حقايق و قلب مركز درك و فهم آنهاست .
على قلوبهم أكنّة أن يفقهوه و فى ءاذانهم وقرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 57 - 15
15- گوش ، ابزار شناخت ، و قلب و دل ، جايگاه فهم است .
إنّا جعلنا على قلوبهم أكنّة أن يفقهوه و فى ءاذانهم وقرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 8 - 7
7 - عقل و دل ، دو ابزار كارآمد در وجود انسان براى دستيابى به معارف درست در باره خدا و صفات و افعال او
يجدل فى اللّه بغير علم و لا هدًى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 32 - 7
7- قلب ، مركز تقوا و خداترسى
فإنّها من تقوى القلوب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 46 - 7،12
7 - قلب و گوش ، ابزار شناخت و درك حقايق
فتكون لهم قلوب يعقلون بها أو أذان يسمعون بها
12 - قلب ، مركز آگاهى ، شنوايى و بينايى انسان
فانها لاتعمى الأبصر و لكن تعمى القلوب التى فى الصدور
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 194 - 3
3 - قلب ، از كانون هاى ادراك و شناخت در وجود انسان
نزل به الروح الأمين . على قلبك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 10 - 7
7 - « دل » كانون عواطف و احساسات آدمى و مركز بيم ، اندوه ، اميد و شادمانى وى
و أصبح فؤاد أُمّ موسى فرغًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 59 - 7
7 - قلب ، مركز و جايگاه دريافت و شناخت حقايق است .
كذلك يطبع اللّه على قلوب الذين لايعلمون
اين كه خداوند، از ميان حواس و اعضاى شناخت در انسان، تنها قلب را مطرح كرده كه مُهر مى خورد، حكايت از مركزيت آن مى كند و با از كار افتادن آن، بقيه، كارايى خود را از دست مى دهند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - سجده - 32 - 9 - 7
7 - روح انسانى ، حقيقتى شريف و والاتر از بُعد جسمانى وى است .
سوّيه و نفخ فيه من روحه
از اضافه «روح» به ضميرى كه مرجع آن «اللّه» است، مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 4 - 5
5 - هر قلبى ، كاركرد خود را دارد و تصميمى غير از قلب ديگرى مى گيرد .
ما جعل اللّه لرجل من قلبين فى جوفه
اين فراز، در صورتى كه به آيات قبل و يا بعد ربط داشته باشد، در صدد بيان اين نكته است كه همان گونه كه دو قلب، در درون يك شخص قرار نمى گيرد، دو اعتقاد و يا دو پدرى و يا دو مادرى براى يك نفر ممكن نيست. و اين، حكايت از آن دارد كه كاركردِ هر قلبى، انحصارى است و اگر نه، جايى براى اين تمثيل باقى نمى ماند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 5 - 15
15 - قلب ، داراى نقشى اساسى در تصميم گيرى انسان است .
و لكن ما تعمّدت قلوبكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 10 - 10
10 - قلب ، نقش اساسى در حيات و مرگ آدمى دارد .
و بلغت القلوب الحناجر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 26 - 9
9 - جايگاه ترس ، قلب آدمى است .
و قذف فى قلوبهم الرعب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 23 - 12
12 - تأثيرگذارى قرآن ، در گرو وجود زمينه هاى لازم و دل آماده است .
تقشعرّ منه جلود الذين يخشون ربّهم ثمّ تلين جلودهم و قلوبهم إلى ذكر اللّه
اين كه خداوند فرمود: قرآن، لرزه به اندام اهل خشيت مى اندازد و در خداترسان اثر عميق مى گذارد، مى تواند بيانگر اين حقيقت باشد كه قرآن در كسانى اثر مى گذارد كه زمينه آن را داشته باشند و دلشان آماده پذيرش سخن حق باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 23 - 15
15 - گوش ، چشم و قلب از مهم ترين ابزار شناخت و ادراك در انسان
و أضلّه اللّه على علم وختم على سمعه و قلبه و جعل على بصره غشوة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 24 - 8
8- قلب ، از ابزار مهم شناخت و ژرف انديشى در حقايق
أفلايتدبّرون . .. أم على قلوب أقفالها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - حجرات - 49 - 7 - 19
19 - قلب ، جايگاه ادراك و اساس زيبايى ايمان و زشتى كفر
و زيّنه فى قلوبكم و كرّه إليكم الكفر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - حجرات - 49 - 14 - 15
15 - قلب ، جايگاه ايمان
و لمّا يدخل الإيمن فى قلوبكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 37 - 5
5 - « قلب » ( در اصطلاح قرآنى ) ، كانون درك و خرد آدمى است .
لذكرى لمن كان له قلب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 11 - 3
3 - قلب ، جايگاه رؤيت حقايق نامحسوس
ما كذب الفؤاد مارأى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 27 - 11
11 - دل ، مركز رأفت و مهربانى است .
و جعلنا فى قلوب الذين اتّبعوه رأفة و رحمة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - مجادله - 58 - 22 - 9،11
9 - قلب ، مركز ايمان است .
أُولئك كتب فى قلوبهم الإيمن
11 - خداوند ، ايمان را در دل ها ثابت و پايدار مى سازد .
أُولئك كتب فى قلوبهم الإيمن
ضمير فاعل در «كتب»، به «اللّه» بازمى گردد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - منافقون - 63 - 3 - 10
10 - دل آدمى ، مركز درك و فهم حقايق و معارف الهى است .
فطبع على قلوبهم فهم لايفقهون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مطففين - 83 - 14 - 5
5 - قلب ، مركز دريافت حقايق و رهنمود هاى الهى و پيدايش گرايش ها و اعتقادات است .
ما يكذّب . .. قال أسطير الأوّلين . كلاّ بل ران على قلوبهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 48 - 8
8 - خداوند ، حق را در قلب هاى شايسته قرار مى دهد .
قل إنّ ربّى يقذف بالحقّ
احتمال دارد مراد از «يقذف بالحقّ» انداختن حق در قلب ها باشد. گفتنى است: ذكر صفت «علاّم الغيوب» براى خداوند - پس از يادآورى ارائه شدن حق از جانب خداوند - مى تواند گوياى اين حقيقت باشد كه چون خداوند به نهان هاى بشر آگاه است، مى داند كه چه كسى شايستگى آن را دارد تا حق را به قلب او القا كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 194 - 1
1 - قلب پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، محل نزول قرآن و پيام وحى
نزل به الروح الأمين . على قلبك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 24 - 6
6 - قلب پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، محل نزول و دريافت وحى الهى
فإن يشإِ اللّه يختم على قلبك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 52 - 12
12 - مسلمانان سست ايمان و بيماردل عصر بعثت ، نگران از سرنوشت خويش به خاطر پندار بى ثباتى و شكست اسلام
يقولون نخشى ان تصيبنا دائرة
مراد از «دائرة» مى تواند چرخش وضع موجود و برگشت به حالت سابق باشد. يعنى شكست اسلام و برگشت كفر و شرك.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 125 - 5،16،18
5 - شرح صدر نور الهى در قلب مؤمنان است. *
و جعلنا له نورا يمشى . .. فمن يرد الله أن يهديه يشرح صدره
«فاء» در «فمن يرد . .. » عطف و تفريع بر آيات قبل است. در آيه 122 (أو من كان ميتا ... ) مردم به دو دسته تقسيم شدند: حيات يافتگان داراى نور و فروماندگان در ظلمت. در اين آيه با نتيجه گيرى از مجموع آيات، هدايت يافتگان داراى شرح صدر و گمراهان مبتلا به تنگى صدر شمرده شده اند. محتمل است شرح صدر همان نورى باشد كه در آيه 122 مطرح شده است.
16 - لما نزلت هذه الآية سئل رسول الله(صلی الله علیه و آله) عن شرح الصدر ما هو؟ فقال: نور يقذفه الله فى قلب المؤمن فينشرح له صدره و ينفسح . .. .
آنگاه كه آيه «فمن يرد الله . .. » نازل شد از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) سؤال كردند، شرح صدر چيست؟ فرمود: نورى است كه خداوند در قلب مؤمن مى افكند و با آن سينه اش را بازم--ى گرداند ... .
18 - عن أبى عبدالله(ع) قال: إن الله عز و جل إذا أراد بعبد خيرا نكت فى قلبه نكتة من نور و فتح مسامع قلبه و كل به ملكا يسدده و إذا أراد بعبد سوءا نكت فى قلبه نكتة سوداء و سد مسامع قلبه و وكل به شيطانا يضله ثم تلا هذه الآية: «فمن يرد الله أن يهديه يشرح صدره للاسلام و من يرد أن يضله يجعل صدره ضيقا حرجا».
امام صادق(ع) فرمود: هر گاه خداوند عز و جل براى بنده اى خيرى بخواهد، در دلش نقطه اى از نور ايجاد مى كند و گوشهاى دلش را بازمى گرداند و فرشته اى بر او مى گمارد كه وى را در كارهايش استوار نمايد. و آنگاه كه خدا براى بنده اى بدى بخواهد، در دلش نقطه اى سياه ايجاد كرده و گوشهاى دلش را مى بندد و شيطانى را بر او مى گمارد تا گمراهش كند، سپس امام صادق(ع) آيه «فمن يرد الله ... » را تلاوت فرمود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 14 - 3
3- قيام براى خدا و دفاع از ارزش ها ، نيازمند قدرت روحى و قلبى نيرومند است .
و ربطنا على قلوبهم إذ قاموا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - ملك - 67 - 22 - 6
6 - « عن أبى جعفر ( ع ) قال : إنّ القلوب أربعة : . . .و أمّا المنكوس فقلبُ المشرك ثمّ قرء هذه الآية : « أفمن يمشى مكبًّا على وجهه أهدى أمّن يمشى سويّاً على صراط مستقيم » . . . ;
از امام باقر(ع) روايت شده كه فرمود: قلب ها چهارگونه اند . ..اما قلب وارونه، قلب مشرك است. سپس اين آيه را تلاوت فرمود: «أفمن يمشى مكبّاً على وجهه أهدى أمّن يمشى على صراط مستقيم»...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 4 - 1
1 - خداوند ، براى هيچ كس ، دو قلب قرار نداده است .
ما جعل اللّه لرجل من قلبين فى جوفه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 97 - 2
2 - جبرئيل ، نازل كننده قرآن بر قلب پيامبر (صلی الله علیه و آله)
فإنه نزله على قلبك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - علق - 96 - 4 - 4
4 - تراوشات قلم نويسندگان و تأثير آن در انتقال اطلاعات به ديگران ، وابسته به خداوند است .
الذى علّم بالقلم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قلم - 68 - 1 - 1
1 - سوگند خداوند ، به قلم و ابزار نوشتن
و القلم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - علق - 96 - 4 - 4
4 - تراوشات قلم نويسندگان و تأثير آن در انتقال اطلاعات به ديگران ، وابسته به خداوند است .
الذى علّم بالقلم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - علق - 96 - 4 - 2،4
2 - قلم ، وسيله اى كارآمد در آموزش
الذى علّم بالقلم
4 - تراوشات قلم نويسندگان و تأثير آن در انتقال اطلاعات به ديگران ، وابسته به خداوند است .
الذى علّم بالقلم
قمار
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 219 - 6
6 - شراب و قمار ، موجب كُندى و بازماندن انسان از ثواب و خير
قل فيهما اثم كبير
«الاثم»: اسم للافعال المُبطئة عن الثواب (مفردات راغب. )
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 91 - 2،9
2 - شراب و قمار ، ابزار شيطان براى ايجاد كينه و عداوت
انما يريد الشيطن . .. فى الخمر و الميسر
9 - قماربازى و ميگسارى ابزار شيطان براى بازداشتن مردم از ياد خدا و برپايى نماز
انما يريد الشيطن . .. فى الخمر و الميسر و يصدكم عن ذكراللّه و عن الصلوة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 90 - 5،11
5 - اهل ايمان وظيفه دار اجتناب از شرابخوارى ، قماربازى و مظاهر شرك
يايها الذين ءامنوا انما الخمر و الميسر . .. فاجتنبوه
11 - پرهيز از شراب خوارى ، قماربازى و مظاهر شرك ، زمينه ساز نيل به فلاح و رستگارى *
انما الخمر و الميسر و الانصاب و الازلم . .. فاجتنبوه لعلكم تفلحون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 91 - 18
18 - بيان احكام و مفاسد شراب و قمار ، بيانى رسا در تحريم ميگسارى و قماربازى و از ميان برنده هرگونه ترديدى در ضرورت پرهيز از آنها
انما الخمر و الميسر . .. و يصدكم عن ذكراللّه و عن الصلوة فهل انتم منتهون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 92 - 6
6 - دورى جستن از پليدى ها ( شراب ، قمار ، مظاهر شرك ) نشانگر اطاعت از خدا و رسول (صلی الله علیه و آله)
انما الخمر و الميسر و الانصاب و الازلم . .. و اطيعوا اللّه و اطيعوا الرسول
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 219 - 4
4 - حرمت شرابخوارى و قمار بازى
يسئلونك عن الخمر و الميسر قل فيهما اثم كبير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 3 - 13،14
13 - قمار ، حرم و ارتكاب آن ، موجب فسق است .
حرمت عليكم . .. و إن تستقسموا بالازلم ذلكم فسق
14 - حرمت تصرف در اموالى كه به وسيله قمار به دست آيد .
و إن تستقسموا بالازلم
به نظر مى رسد نه تيرهاى قمار خصوصيتى در تحريم داشته باشد و نه حيوان و گوشت آن داراى ويژگى خاص است. بنابراين اموال به دست آمده از هر نوع قمارى حرام است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 90 - 15،17،18
15 - بازى داراى برد و باخت ( حتى با چيزهايى مثل استخوان و گردو ) ، قمار شمرده مى شود و حرام است .
يايها الذين ءامنوا انما الخمر و الميسر . .. رجس من عمل الشيطن فاجتنبوه
از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) در پاسخ سؤال از معناى «ميسر» در آيه فوق روايت شده: كلما تقومر به حتى الكعاب و الجوز . .. .
كافى، ج 5، ص 123، ح 2; نورالثقلين، ج 1، ص 668، ح 340.
17 - حرمت تقسيم اشيا به وسيله تير هاى قمار ، كه نوعى قرعه كشى در عصر جاهليت بوده است .
و الازلم رجس من عمل الشيطن فاجتنبوه
از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) در پاسخ سؤال از معنى «ازلام» در آيه فوق روايت شده: قد احهم التى يستقسمون بها.
كافى، ج 5، ص 123، ح 2; نورالثقلين، ج 1، ص 668، ح 340.
18 - بازى با شطرنج و نرد ، قمار و حرام است .
و الميسر . .. رجس من عمل الشيطن فاجتنبوه
از امام باقر(ع) روايت شده: الشطرنج و النرد ميسر.
تفسير عياشى، ج 1، ص 341، ح 186; تفسير برهان، ج 1، ص 498، ح 9 و 10.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 91 - 18
18 - بيان احكام و مفاسد شراب و قمار ، بيانى رسا در تحريم ميگسارى و قماربازى و از ميان برنده هرگونه ترديدى در ضرورت پرهيز از آنها
انما الخمر و الميسر . .. و يصدكم عن ذكراللّه و عن الصلوة فهل انتم منتهون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 219 - 1
1 - پرسش مردم از پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، درباره شراب و قمار
يسئلونك عن الخمر و الميسر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 90 - 1
1 - شراب ، قمار ، بت ها و چوب هاى مخصوص برد و باخت ، به تمامى پليد و ناپاك اند .
انما الخمر و الميسر و الانصاب و الازلم رجس
«انصاب» جمع كلمه نصب است، برخى آن را به معناى بت گرفته اند و برخى گفته اند «انصاب» سنگهايى بوده كه بر آستان بتها نصب مى شده و جايگاه ذبح قربانى براى بتها بوده است و بدان جهت مشركان آنها را مايه تبرك مى پنداشتند و محترم مى
شمردند. «ازلام» جمع زلم (تير قمار) از انواع وسائل قمار و بردو باخت به شمار مى رفته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 91 - 18
18 - بيان احكام و مفاسد شراب و قمار ، بيانى رسا در تحريم ميگسارى و قماربازى و از ميان برنده هرگونه ترديدى در ضرورت پرهيز از آنها
انما الخمر و الميسر . .. و يصدكم عن ذكراللّه و عن الصلوة فهل انتم منتهون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 93 - 3
3 - تبرئه مؤمنان از گناه شراب خوارى و قماربازى ، مشروط به دست كشيدن از آن پس از نهى خداوند
ليس على الذين ءامنوا و عملوا الصلحت جناح فيما طعموا إذا ما اتقوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 29 - 19
19 - حرمت تصرف در اموال به دست آمده از راه ربا ، قمار ، كم فروشى و ظلم
لا تاكلوا اموالكم بينكم بالباطل
امام باقر(ع) در مورد «بالباطل» در آيه فوق فرمود: بالرّبا و القمار و البخس و الظلم.
تفسير تبيان، ج 3، ص 178 ; مجمع البيان، ج 3، ص 59 ; تفسير برهان، ج 1، ص 363، ح 10 ; نورالثقلين، ج 1، ص 472، ح 198.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 3 - 13
13 - قمار ، حرم و ارتكاب آن ، موجب فسق است .
حرمت عليكم . .. و إن تستقسموا بالازلم ذلكم فسق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 90 - 15،18
15 - بازى داراى برد و باخت ( حتى با چيزهايى مثل استخوان و گردو ) ، قمار شمرده مى شود و حرام است .
يايها الذين ءامنوا انما الخمر و الميسر . .. رجس من عمل الشيطن فاجتنبوه
از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) در پاسخ سؤال از معناى «ميسر» در آيه فوق روايت شده: كلما تقومر به حتى الكعاب و الجوز . .. .
كافى، ج 5، ص 123، ح 2; نورالثقلين، ج 1، ص 668، ح 340.
18 - بازى با شطرنج و نرد ، قمار و حرام است .
و الميسر . .. رجس من عمل الشيطن فاجتنبوه
از امام باقر(ع) روايت شده: الشطرنج و النرد ميسر.
تفسير عياشى، ج 1، ص 341، ح 186; تفسير برهان، ج 1، ص 498، ح 9 و 10.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 219 - 5
5 - شراب و قمار ، داراى زيانى بزرگ و منافعى اندك
قل فيهما اثم كبير و منافع للناس
كلمه «اثم»، به قرينه مقابل آن (منافع)، مى تواند به معناى زيان باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 91 - 4،10
4 - حراست از وحدت جامعه ايمانى و دور نگاهداشتن آن از كينه و دشمنى فلسفه تحريم شراب خوارى و قماربازى
انما يريد الشيطن ان يوقع بينكم العدوة و البغضاء
10 - باز نماندن از نماز و ياد خدا از حكمت هاى تحريم ميگسارى و قماربازى
انما يريد الشيطن . .. فى الخمر و الميسر و يصدكم عن ذكراللّه و عن الصلوة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 219 - 5،8
5 - شراب و قمار ، داراى زيانى بزرگ و منافعى اندك
قل فيهما اثم كبير و منافع للناس
كلمه «اثم»، به قرينه مقابل آن (منافع)، مى تواند به معناى زيان باشد.
8 - گناه شرابخوارى و قماربازى ، از منفعت آنها بيشتر است .
يسئلونك عن الخمر و الميسر . .. اثمهما اكبر من نفعهما
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 3 - 7،8،9،12،37
7 - حرمت تعيين سهام گوشت حيوان ، به وسيله تير هاى قمار
حرمت . .. و إن تستقسموا بالازلم
«ازلام» تيرهاى مخصوصى بوده كه براى قمار از آن استفاده مى كردند. و استقسام چهارپايان به وسيله «ازلام»، به معناى سهم بندى آنها با تيرهاى مخصوص است.
8 - حرمت استفاده از گوشتى كه به وسيله تير هاى قمار سهم بندى شود .
حرمت . .. و إن تستقسموا بالازلم
چون آيه شريفه درباره حيواناتى است كه بهره گيرى از آنها حرام است، به نظر مى رسد علاوه بر حرمت سهم بندى به وسيله تيرهاى قمار، دلالت بر تحريم استفاده از گوشتى كه آن گونه تقسيم شده نيز داشته باشد.
9 - خوردن مردار ، خون و گوشت خوك ، بردن غير نام خدا در ذبح ، قربانى براى بت ها و تقسيم گوشت حيوانات با قمار ، از اعمال مردم در جاهليت
حرمت عليكم . .. و ما ذبح على النصب و إن تستقسموا بالازلم
12 - قسمت بندى گوشت به حكم قمار و استفاده از آن و خوردن گوشت حيوانى كه به نام غير خدا و يا بر آستان بت ها ذبح شود ، فسق است .
حرمت عليكم . .. و ما ذبح على النصب و إن تستقسموا بالازلم ذلكم فسق
37 - استفاده از حيوان قربانى شده بر آستان بت ها و گوشت هاى سهمبندى شده با تير هاى قمار ، در حال اضطرار جايز است .
و ما ذبح على النصب و إن تستقسموا بالازلم . .. فإنّ اللّه غفور رحيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 219 - 13
13 - رواج شرابخوارگى و قماربازى در عصر بعثت
يسئلونك عن الخمر و الميسر قل فيهما اثم كبير و منافع للناس
فعل مضارع «يسئلونك»، دلالت بر تكرار سؤال دارد و تكرار سؤال، بيانگر رواج مورد سؤال است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 90 - 10
10 - رواج شراب خوراى ، قمار بازى و گرايش به مظاهر شرك در عصر بعثت
يايها الذين ءامنوا انما الخمر . .. رجس من عمل الشيطن فاجتنبوه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 91 - 17
17 - شراب خوارى و قماربازى برخى مسلمانان صدر اسلام حتى پس از تحريم آن
فهل انتم منتهون
بيان رساى آيات مورد بحث در تحريم شراب و قمار و تذييل آن با جمله اى مذمت آميز همراه با ترديد نسبت به پرهيز مسلمانان از آن (آيا دست از قمار بازى و شرابخوارى مى كشيد)، مى رساند كه تحريم قمار و شراب قبلا اعلام شده ولى برخى از مسلمانان شايد به توهم تصريح نداشتن آن آيات در تحريم، همچنان به شرابخوارى و قماربازى ادامه مى دادند گفتنى است كه شأن نزول هاى نقل شده درباره اين آيات برداشت فوق را تأييد مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 93 - 1
1 - برخى از مسلمانان عصر بعثت - تا پيش از نزول آيه « انما الخمر . . . » - به شرابخوارى و قماربازى مبتلا بودند .
ليس على الذين ءامنوا و عملوا الصلحت جناح فيما طعموا
فعل ماضى «طعموا» دلالت بر اين دارد كه برخى از مسلمانان پيش از نزول اين بخش از آيات، از شراب خوارى و قماربازى پرهيز نداشتند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 188 - 14
14 - ابو عبيده حذّاء مى گويد : « سألت أباعبداللّه عن قول اللّه عز و جل « و لاتأكلوا أمولكم بينكم بالبطل » فقال : كانت قريش تقامر الرجل بأهله و ماله فنهاهم اللّه عز و جل عن ذلك ;
از امام صادق(ع) از آيه «و لاتأكلوا أمولكم بينكم بالبطل» سؤال كردم، امام فرمود: قريش خانواده و مال خود را به قمار مى گذاشتند پس خداوند آنان را از اين عمل نهى فرمود».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 91 - 17
17 - شراب خوارى و قماربازى برخى مسلمانان صدر اسلام حتى پس از تحريم آن
فهل انتم منتهون
بيان رساى آيات مورد بحث در تحريم شراب و قمار و تذييل آن با جمله اى مذمت آميز همراه با ترديد نسبت به پرهيز مسلمانان از آن (آيا دست از قمار بازى و شرابخوارى مى كشيد)، مى رساند كه تحريم قمار و شراب قبلا اعلام شده ولى برخى از مسلمانان شايد به توهم تصريح نداشتن آن آيات در تحريم، همچنان به شرابخوارى و قماربازى ادامه مى دادند گفتنى است كه شأن نزول هاى نقل شده درباره اين آيات برداشت فوق را تأييد مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 93 - 1،2
1 - برخى از مسلمانان عصر بعثت - تا پيش از نزول آيه « انما الخمر . . . » - به شرابخوارى و قماربازى مبتلا بودند .
ليس على الذين ءامنوا و عملوا الصلحت جناح فيما طعموا
فعل ماضى «طعموا» دلالت بر اين دارد كه برخى از مسلمانان پيش از نزول اين بخش از آيات، از شراب خوارى و قماربازى پرهيز نداشتند.
2 - استفاده مؤمنان نيك كردار از شراب و قمار پيش از حكم خداوند به حرمت آنها ، خالى از سرزنش و گناه
ليس على الذين ءامنوا و عملوا الصلحت جناح فيما طعموا
مراد از «ما» در «ما طعموا» شراب و درآمدهاى حاصل از قمار بازى است بنابراين اراده شراب خوارى و مصرف آن درآمدهاى قمار از «طعام» - كه تنها در مورد خوراكيها به كار برده مى شود - ميتواند از باب تغليب باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 93 - 2،5
2 - استفاده مؤمنان نيك كردار از شراب و قمار پيش از حكم خداوند به حرمت آنها ، خالى از سرزنش و گناه
ليس على الذين ءامنوا و عملوا الصلحت جناح فيما طعموا
مراد از «ما» در «ما طعموا» شراب و درآمدهاى حاصل از قمار بازى است بنابراين اراده شراب خوارى و مصرف آن درآمدهاى قمار از «طعام» - كه تنها در مورد خوراكيها به كار برده مى شود - ميتواند از باب تغليب باشد.
5 - مؤمنان داراى عمل صالح كه شراب نوشيدند و از درآمد هاى قمار بهره جستند و زمان تحريم آن را درك نكردند - بر خلاف توهم گروهى از مسلمانان - اهل نجات و رستگارى هستند .
ليس على الذين ءامنوا و عملوا الصلحت جناح فيما طعموا
در برخى از شأن نزولهاى آمده كه آيه «ليس على الذين . ..» رد پندار آن گروه از مسلمانان است كه پس از تصريح به حرمت قمار و شراب و پليد شمردن آنها، نسبت به فرجام مؤمنان صالح حتى شهيدان راه خدا كه شرابى نوشيدند و از عوائد قمار بهره جسستند،
تشكيك مى كردند و آنان را از زمره رستگاران نمى شمردند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 219 - 7،8
7 - ميگسارى و قماربازى از گناهان بزرگ
يسئلونك عن الخمر و الميسر قل فيهما اثم كبير . .. و اثمهما اكبر
«اثم» به معناى گناه و كارى است كه انجام آن حرام است. (القاموس المحيط)
8 - گناه شرابخوارى و قماربازى ، از منفعت آنها بيشتر است .
يسئلونك عن الخمر و الميسر . .. اثمهما اكبر من نفعهما
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 90 - 3
3 - شرابخوارى و قماربازى از گناهان كبيره
انما الخمر و الميسر . .. رجس من عمل الشيطن فاجتنبوه
چون خداوند شراب و قمار را پليد و كار شيطانى شمرد و رستگارى را در گرو ترك آن دانست و در آيه بعد آنها را عامل دشمنى و كينه توزى و مايه فراموشى ياد خدا و نماز معرفى كرد معلوم مى شود شراب خوارى و قماربازى نمى تواند گناه كوچكى محسوب شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 93 - 3
3 - تبرئه مؤمنان از گناه شراب خوارى و قماربازى ، مشروط به دست كشيدن از آن پس از نهى خداوند
ليس على الذين ءامنوا و عملوا الصلحت جناح فيما طعموا إذا ما اتقوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 91 - 18
18 - بيان احكام و مفاسد شراب و قمار ، بيانى رسا در تحريم ميگسارى و قماربازى و از ميان برنده هرگونه ترديدى در ضرورت پرهيز از آنها
انما الخمر و الميسر . .. و يصدكم عن ذكراللّه و عن الصلوة فهل انتم منتهون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 3 - 7،8،9،12
7 - حرمت تعيين سهام گوشت حيوان ، به وسيله تير هاى قمار
حرمت . .. و إن تستقسموا بالازلم
«ازلام» تيرهاى مخصوصى بوده كه براى قمار از آن استفاده مى كردند. و استقسام چهارپايان به وسيله «ازلام»، به معناى سهم بندى آنها با تيرهاى مخصوص است.
8 - حرمت استفاده از گوشتى كه به وسيله تير هاى قمار سهم بندى شود .
حرمت . .. و إن تستقسموا بالازلم
چون آيه شريفه درباره حيواناتى است كه بهره گيرى از آنها حرام است، به نظر مى رسد علاوه بر حرمت سهم بندى به وسيله تيرهاى قمار، دلالت بر تحريم استفاده از گوشتى كه آن گونه تقسيم شده نيز داشته باشد.
9 - خوردن مردار ، خون و گوشت خوك ، بردن غير نام خدا در ذبح ، قربانى براى بت ها و تقسيم گوشت حيوانات با قمار ، از اعمال مردم در جاهليت
حرمت عليكم . .. و ما ذبح على النصب و إن تستقسموا بالازلم
12 - قسمت بندى گوشت به حكم قمار و استفاده از آن و خوردن گوشت حيوانى كه به نام غير خدا و يا بر آستان بت ها ذبح شود ، فسق است .
حرمت عليكم . .. و ما ذبح على النصب و إن تستقسموا بالازلم ذلكم فسق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 90 - 15،17،18
15 - بازى داراى برد و باخت ( حتى با چيزهايى مثل استخوان و گردو ) ، قمار شمرده مى شود و حرام است .
يايها الذين ءامنوا انما الخمر و الميسر . .. رجس من عمل الشيطن فاجتنبوه
از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) در پاسخ سؤال از معناى «ميسر» در آيه فوق روايت شده: كلما تقومر به حتى الكعاب و الجوز . .. .
كافى، ج 5، ص 123، ح 2; نورالثقلين، ج 1، ص 668، ح 340.
17 - حرمت تقسيم اشيا به وسيله تير هاى قمار ، كه نوعى قرعه كشى در عصر جاهليت بوده است .
و الازلم رجس من عمل الشيطن فاجتنبوه
از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) در پاسخ سؤال از معنى «ازلام» در آيه فوق روايت شده: قد احهم التى يستقسمون بها.
كافى، ج 5، ص 123، ح 2; نورالثقلين، ج 1، ص 668، ح 340.
18 - بازى با شطرنج و نرد ، قمار و حرام است .
و الميسر . .. رجس من عمل الشيطن فاجتنبوه
از امام باقر(ع) روايت شده: الشطرنج و النرد ميسر.
تفسير عياشى، ج 1، ص 341، ح 186; تفسير برهان، ج 1، ص 498، ح 9 و 10.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 90 - 2
2 - شراب خوارى ، قمار بازى ، گرايش به مظاهر شرك و تفأل هاى مرسوم در جاهليت ، كردارى شيطانى است
انما الخمر . .. من عمل الشيطن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 188 - 14
14 - ابو عبيده حذّاء مى گويد : « سألت أباعبداللّه عن قول اللّه عز و جل « و لاتأكلوا أمولكم بينكم بالبطل » فقال : كانت قريش تقامر الرجل بأهله و ماله فنهاهم اللّه عز و جل عن ذلك ;
از امام صادق(ع) از آيه «و لاتأكلوا أمولكم بينكم بالبطل» سؤال كردم، امام فرمود: قريش خانواده و مال خود را به قمار مى گذاشتند پس خداوند آنان را از اين عمل نهى فرمود».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 54 - 17
17 - اجراى قوانين و مقررات كيفرى اديان الهى - هر چند كيفرى همانند كشته شدن باشد - تضمين كننده خير و سعادت خطاكاران است .
فاقتلوا أنفسكم ذلكم خير لكم عند بارئكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 194 - 5
5 - جواز نقض قوانين پذيرفته شده بين المللى ، در صورت نقض آن از سوى دشمن
الشهر الحرام بالشهر الحرام و الحرمت قصاص
«حرمة» (مفرد حرمات) به چيزهايى (قوانين، مقررات و . ..) گفته مى شود كه مراقبت آنها لازم و نقض آنها ممنوع است. قصاص، مجازاتى است كه در مقابل جنايت اجرا مى شود. بنابراين «و الحرمات قصاص»; يعنى، آنچه از مقررات و قوانين - كه بايد مورد احترام باشد و نقض نگردد - اگر از سوى دشمن نقض شد و بدين وسيله بر شما ضربه وارد آمد شما نيز مى توانيد آن را ناديده گرفته و جنايت دشمن را پاسخ دهيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 139 - 10
10 - قوانين و مقررات ساختگى مشركان عصر جاهلى بى پايه و به دور از حكمت و جاهلانه بوده است.
و قالوا ما فى بطون . .. سيجزيهم وصفهم إنه حكيم عليم
جمله «إنه حكيم عليم» به منزله تعريض به كسانى است كه بدون علم و حكمت به جعل احكام بر اساس تصورات خويش مى پردازند، چنانكه مشركان عصر جاهليت اين چنين بودند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 120 - 18،20
18 - پيروى از آرا و قوانين مبتنى بر هوا هاى نفسانى ، با وجود قوانين الهى ، موجب محروم شدن از ولايت و يارى خداوند است .
لئن اتبعت أهواءهم بعد الذى جاءك من العلم مالك من اللّه من ولىّ و لانصير
20 - پيروى از آرا و قوانين برخاسته از هوا هاى نفسانى ، با وجود قوانين الهى ، موجب گرفتار شدن به عقوبتهايى از جانب خداست .
لئن اتبعت أهواءهم بعد الذى جاءك من العلم مالك من اللّه من ولىّ و لانصير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 145 - 17
17 - پيروى از آرا و قوانين مبتنى بر هوا هاى نفسانى - با وجود قوانين الهى - ظلم است .
لئن اتبعت اهواءهم من بعد جاءك من العلم إنك إذاً لمن الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 183 - 9
9 - بيان فلسفه قوانين از سوى قانون گذاران امرى شايسته و نيكوست . *
كتب عليكم الصيام . ... لعلكم تتقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 193 - 9
9 - متجاوزان از مقررات جنگ ، بايد مجازات شوند . *
فلا عدون إلا على الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 88 - 6
6- ذوالقرنين ، تصميم گرفت كه قوانين و مقرّرات اجتماعى سهل و قابل تحمّلى را براى مؤمنان وضع كند .
و سنقول له من أمرنا يسرًا
«يسر» يعنى «آسانى» و «من أمرنا» يعنى:«از فرامينى كه صادر مى كنيم. »، لذا مفاد جمله «و سنقول...» آن است كه براى مؤمنان صالح، فرامينى صادر مى كنيم كه اجراى آن دشوار نباشد و شنيدن آن براى مؤمنان سنگين نيايد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 194 - 5
5 - جواز نقض قوانين پذيرفته شده بين المللى ، در صورت نقض آن از سوى دشمن
الشهر الحرام بالشهر الحرام و الحرمت قصاص
«حرمة» (مفرد حرمات) به چيزهايى (قوانين، مقررات و . ..) گفته مى شود كه مراقبت آنها لازم و نقض آنها ممنوع است. قصاص، مجازاتى است كه در مقابل جنايت اجرا مى شود. بنابراين «و الحرمات قصاص»; يعنى، آنچه از مقررات و قوانين - كه بايد مورد احترام باشد و نقض نگردد - اگر از سوى دشمن نقض شد و بدين وسيله بر شما ضربه وارد آمد شما نيز مى توانيد آن را ناديده گرفته و جنايت دشمن را پاسخ دهيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 180 - 6
6 - نقش معيار هاى عرفى در احكام دين
الوصية للولدين و الأقربين بالمعروف
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 21 - 3
3 - تخلّف بى دليل از مقررات ارتش ، گناهى بزرگ و نابخشودنى
أم كان من الغائبين . لأُعذّبنّه ... أو لأاْذبحنّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 60 - 12
12 - بناى اسلام بر جذب هر چه بيشتر انسان ها و متمايل ساختن دل ها به دين حق است .
إنما الصدقت للفقراء . .. و المؤلفة قلوبهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 54 - 17
17 - اجراى قوانين و مقررات كيفرى اديان الهى - هر چند كيفرى همانند كشته شدن باشد - تضمين كننده خير و سعادت خطاكاران است .
فاقتلوا أنفسكم ذلكم خير لكم عند بارئكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 88 - 2
2- معارف و قوانين اديان آسمانى ، مظهر « سبيل الله » است .
الذين كفروا و صدّوا عن سبيل الله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 48 - 5
5 - تورات و انجيل ( كتب الهى ) ، دربردارنده قوانين و معارف الهى *
و يعلّمه الكتاب و الحكمة و التورية و الانجيل
عطف تورات و انجيل بر كتاب و حكمت، از باب عطف فرد بر جنس است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 1 - 2،7
2 - لغو اعتبار پيمان عدم تعرض ، در صورت نقض آن از سوى طرف معاهده ، بلا مانع است .
براءة من اللّه و رسوله إلى الذين عهدتم
7 - بستن پيمان عدم تعرض با جوامع غير مسلمان ، جايز است .
الذين عهدتم من المشركين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 48 - 5
5 - تورات و انجيل ( كتب الهى ) ، دربردارنده قوانين و معارف الهى *
و يعلّمه الكتاب و الحكمة و التورية و الانجيل
عطف تورات و انجيل بر كتاب و حكمت، از باب عطف فرد بر جنس است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 140 - 9
9 - وضع مقررات جاهلانه و انتساب به خدا، ويژگى مشركان عصر جاهلى
و جعلوالله . .. و حرموا ما رزقهم الله افتراء على الله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 74 - 3
3- جواز عقوبت مجرمان بيگانه بر اساس قوانين كيفرى خود آنان ، از مقررات جزايى مصر در عصر يوسف
قالوا فما جزؤه إن كنتم كذبين
جمله «فما جزاؤه» كه پرسش از تعيين كيفر سارق است، مى تواند به اين معنا باشد كه متهمان خود كيفرى را براى سارق مشخص كنند. همچنين مى تواند به اين معنا باشد كه بيان كنند در شريعت و آيين آنان براى سارق چه كيفرى مقرر شده است. برداشت فوق ناظر به احتمال دوم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 76 - 8،9،16
8- حكومت مصر در زمان وزارت يوسف ( ع ) داراى تشكيلات و قوانين جزايى و قضايى بود .
ما كان ليأخذ أخاه فى دين الملك
9- قوانين جزايى مصر ، استرقاق سارقان را مجاز نمى شمرد .
ما كان ليأخذ أخاه فى دين الملك
16- مجازات مجرمان بيگانه بر اساس مقررات خودِ آنان ، با قوانين و مقررات مصر در زمان وزارت يوسف ( ع ) مخالفتى نداشت .
ما كان ليأخذ أخاه فى دين الملك إلاّ أن يشاء الله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 49 - 2،6
2 - زوجيت ، قانونى حاكم بر نظام جهان و همه مظاهر آن
و من كلّ شىء خلقنا زوجين
6 - قوانين و پديده هاى هستى ، هدفمند و حكيمانه
و من كلّ شىء خلقنا زوجين لعلّكم تذكّرون
«لعلّكم تذكّرون» هدف براى «من كلّ شىء. ..» است. از اين بيان الهى استفاده مى شود كه اصولاً قوانين و پديده هاى جهان، هدفى را دنبال مى كنند و اين هدف ارزشى و حكيمانه است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 21 - 1
1 - قوانين طبيعى حاكم بر جريان آب هاى زمين ، نمودى از ربوبيت انكارناپذير الهى و غيرقابل تكذيب
مرج البحرين . .. فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
التقاى آب هاى زمين و درياها با يكديگر و وجود حايل و مانع از هضم شدن آنها در يكديگر، اشاره به نوعى قوانين حاكم بر آب
هاى (شور و شيرين) دارد خداوند متعال اين قوانين را، نمودى از ربوبيت انكار ناپذير خويش دانسته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 145 - 18
18 - معارف و قوانينى شايسته و بايسته پذيرش و پيروى اند كه از هوا هاى نفسانى پيراسته و بر پايه علم بنا شده باشند .
و لئن اتبعت اهواءهم من بعد جاءك من العلم إنك إذاً لمن الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 75 - 7
7- « عن أبى عبدالله ( ع ) [ فى قوله تعالى ] : « جزاؤه من وجد فى رحله فهو جزاؤه » : يعنون السنّة التى تجرى فيهم أن يحبسه . . . ;
از امام صادق(ع) درباره سخن خدا كه فرموده: «جزاؤه من وجد فى رحله فهو جزاؤه» روايت شده است: مقصود آنان ، سنت جارى بين آنان بوده كه او را حبس كند . ..».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 76 - 8
8- حكومت مصر در زمان وزارت يوسف ( ع ) داراى تشكيلات و قوانين جزايى و قضايى بود .
ما كان ليأخذ أخاه فى دين الملك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 74 - 3
3- جواز عقوبت مجرمان بيگانه بر اساس قوانين كيفرى خود آنان ، از مقررات جزايى مصر در عصر يوسف
قالوا فما جزؤه إن كنتم كذبين
جمله «فما جزاؤه» كه پرسش از تعيين كيفر سارق است، مى تواند به اين معنا باشد كه متهمان خود كيفرى را براى سارق
مشخص كنند. همچنين مى تواند به اين معنا باشد كه بيان كنند در شريعت و آيين آنان براى سارق چه كيفرى مقرر شده است. برداشت فوق ناظر به احتمال دوم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 76 - 7،8
7- نگاه داشتن بنيامين در مصر حتى به جرم سرقت ، بر طبق قوانين جزايى پادشاه مصر ، براى يوسف ( ع ) مجاز نبود .
ما كان ليأخذ أخاه فى دين الملك
دين به معناى آيين و روش است و مراد از آن به اعتبار اضافه شدنش به «ملك» قوانين و مقررات حاكم بر مصر مى باشد. قابل ذكر است كه به قرينه «فما جزاؤه ...» در آيه 74، اگر سارق مى خواست بر اساس آيين خودش تنبيه شود، قاضى و حاكم مصر مى توانست بر آن اساس حكم كند.
8- حكومت مصر در زمان وزارت يوسف ( ع ) داراى تشكيلات و قوانين جزايى و قضايى بود .
ما كان ليأخذ أخاه فى دين الملك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 79 - 3
3- قوانين جزايى مصر در زمان يوسف ، كيفر بى گناهان را به جاى مجرمان هر چند داوطلبانه باشد ، مجاز نمى شمرد . *
معاذ الله أن نأخذ إلاّ من وجدنا متعنا عنده
برداشت فوق را مى توان از به كارگيرى ضميرهاى متكلم مع الغير به جاى ضمير متكلم وحده استفاده كرد ; يعنى، يوسف(ع) با جمله «بازداشت نمى كنيم» به جاى «بازداشت نمى كنم» اشاره به اين معنا مى كند كه قوانين مصر چنين اجازه اى به من نمى دهد كه بى گناه را به جاى گنهكار بازداشت كنم، هر چند او خود داوطلب باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 37 - 15
15- پيروى از آرا و قوانين برخاسته از هوا هاى نفسانى ، با وجود احكام و قوانين قرآن ، موجب گرفتار شدن به عقوبتهايى از ناحيه خداوند است .
و لئن اتبعت أهواءهم بعد ما جاءك من العلم مالك من الله من ولىّ و لاواق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 21 - 2،4
2 - شكنجه يا مرگ ( بريدن سر ) ، مجازات تخلف بى دليل از مقررات سپاه سليمان
أم كان من الغائبين . لأُعذّبنّه عذابًا شديدًا أو لأاْذبحنّه
4 - لزوم تعيين كيفر هاى سخت تا مرز مرگ ، براى متخلفان از مقررات ارتش
أم كان من الغائبين لأُعذّبنّه عذابًا شديدًا أو لأاْذبحنّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 193 - 9
9 - متجاوزان از مقررات جنگ ، بايد مجازات شوند . *
فلا عدون إلا على الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - غاشيه - 88 - 18 - 2
2 - بررسى قوانين حاكم بر آسمان و فضاى بالا ، زمينه ساز باور به قدرت خداوند بر ايجاد معاد
و إلى السماء كيف رفعت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 145 - 18
18 - معارف و قوانينى شايسته و بايسته پذيرش و پيروى اند كه از هوا هاى نفسانى پيراسته و بر پايه علم بنا شده باشند .
و لئن اتبعت اهواءهم من بعد جاءك من العلم إنك إذاً لمن الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 39 - 6
6- اساس و ريشه تمام قوانين و مقررات عالم هستى نزد خداوند است و تنها او به آنها عالم است .
و عنده أُمّ الكتب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 144 - 10
10 - تشريع احكام دين ونسخ آنها به دست خداوند و در اختيار اوست .
قد نرى تقلب وجهك فى السماء فلنولينك قبلة ترضيها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 144 - 10
10 - تشريع احكام دين ونسخ آنها به دست خداوند و در اختيار اوست .
قد نرى تقلب وجهك فى السماء فلنولينك قبلة ترضيها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 23 - 19
19 - لزوم توجه به ناتوانى و نقص مكاتب و برنامه هاى بشرى ، در مسير اصلاح و هدايت بايسته انسان
فمن يهديه من بعد اللّه أفلاتذكّرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 147 - 2
2 - قوانين بشرى حق محض نبوده و همواره با امورى باطل ، آميخته است .
الحق من ربك
برداشت فوق بر اين مبناست كه: «ال» در «الحق» همانند، زيد الرجل براى استغراق خصايص افراد باشد; يعنى، آنچه تمام ويژگيهاى حق را داراست و به امرى باطل آميخته نيست، از ناحيه خداوند مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 173 - 14
14 - انعطاف پذيرى احكام و قوانين دين و ملاحظه ضرورت ها در تشريع آن قوانين
فمن اضطر غير باغ و لاعاد فلا إثم عليه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 178 - 22
22 - انعطاف پذيرى احكام الهى و تخفيف در تكاليف ، پرتوى از رحمت الهى است .
فمن عفى له من أخيه شىء . .. ذلك تخفيف من ربكم و رحمة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 76 - 10
10- يوسف ( ع ) در زمان وزارتش ، نمى توانست با قوانين و مقررات حكومت مصر مخالفت كند .
ما كان ليأخذ أخاه فى دين الملك
قوانين بين المللى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 194 - 5
5 - جواز نقض قوانين پذيرفته شده بين المللى ، در صورت نقض آن از سوى دشمن
الشهر الحرام بالشهر الحرام و الحرمت قصاص
«حرمة» (مفرد حرمات) به چيزهايى (قوانين، مقررات و . ..) گفته مى شود كه مراقبت آنها لازم و نقض آنها ممنوع است. قصاص، مجازاتى است كه در مقابل جنايت اجرا مى شود. بنابراين «و الحرمات قصاص»; يعنى، آنچه از مقررات و قوانين - كه بايد مورد احترام باشد و نقض نگردد - اگر از سوى دشمن نقض شد و بدين وسيله بر شما ضربه وارد آمد شما نيز مى توانيد آن را ناديده گرفته و جنايت دشمن را پاسخ دهيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 194 - 5
5 - جواز نقض قوانين پذيرفته شده بين المللى ، در صورت نقض آن از سوى دشمن
الشهر الحرام بالشهر الحرام و الحرمت قصاص
«حرمة» (مفرد حرمات) به چيزهايى (قوانين، مقررات و . ..) گفته مى شود كه مراقبت آنها لازم و نقض آنها ممنوع است. قصاص، مجازاتى است كه در مقابل جنايت اجرا مى شود. بنابراين «و الحرمات قصاص»; يعنى، آنچه از مقررات و قوانين - كه بايد مورد احترام باشد و نقض نگردد - اگر از سوى دشمن نقض شد و بدين وسيله بر شما ضربه وارد آمد شما نيز مى توانيد آن را ناديده گرفته و جنايت دشمن را پاسخ دهيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 1 - 2،7
2 - لغو اعتبار پيمان عدم تعرض ، در صورت نقض آن از سوى طرف معاهده ، بلا مانع است .
براءة من اللّه و رسوله إلى الذين عهدتم
7 - بستن پيمان عدم تعرض با جوامع غير مسلمان ، جايز است .
الذين عهدتم من المشركين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 78 - 2
2 - دستگاه شنوايى ، بينايى و تعقل انسان ، دستگاهى بديع و بى مانند در نظام خلقت
و هو الذى أنشأ لكم السمع و الأبصر و الأفئدة
«إنشاء» (مصدر «أنشأ») به ايجاد بدون طرح و الگوى قبلى، گفته مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 171 - 8
8 - درك حقايق و معارف دين و پذيرش آنها ، تعيين كننده ميزان ارزش قواى ادراكى است .
صم بكم عمى فهم لايعقلون
كر، لال و كور خواندن كفرپيشگان على رغم اينكه آنان از ابزار شنوايى و . .. برخوردار هستند، مى تواند اشاره به اين حقيقت باشد كه: اگر ابزار و قواى ادراكى وسيله فهم معارف دين قرار نگيرند، در حقيقت با نبودشان يكسانند و ارزشى ندارند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 68 - 9
9 - لزوم بهره گيرى از استعداد ها و قواى جسمى و عقلى ، به هنگام شكوفايى آن و در دوران پيرى
و من نعمّره ننكّسه فى الخلق أفلايعقلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 26 - 7
7- اهميت ويژه بينايى ، شنوايى و نيروى ادراكى انسان ، در مقايسه با ساير نعمت هاى الهى
و لقد مكّنّ-هم . .. و جعلنا لهم سمعًا و أبصرًا و أفئدة
از اختصاص به ذكر يافتن چشم، گوش و قلب، مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 66 - 8
8 - سِحر ، داراى تأثير و نفوذ بر قواى ادراكى و قوه مخيله
يخيّل إليه من سحرهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 31 - 21
21- قواى ادراكى بشر ، تحت تأثير مشاهده اوج زيبايى و جلوه هاى جمال ، كارآيى خود را از دست مى دهد .
و قطّعن أيديهنّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 5 - 21
21- قواى جسمى و عقلى در مرحله نهايى پيرى ، به درجه اى كاهش مى يابد كه انسان از فراگيرى محروم مى ماند و تمامى دانسته هاى پيشين خود را از دست مى دهد .
منكم من يردّ إلى أرذل العمر لكيلا يعلم من بعد علم شيئًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 5 - 19
19- منحنى صعود ، قوس رشد و تكامل قواى جسمى و عقلى انسان و منحنى نزول ، قوس ضعف و انحطاط آن قوا است .
لتبلغوا أشدّكم. .. منكم من يردّ إلى أرذل العمر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 108 - 9
9- ارتباط مستقيم مهر شدن راه هاى ادراكى ، با غفلت كامل انسان
طبع الله على قلوبهم و سمعهم و أبصرهم و أُولئك هم الغفلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 59 - 5
5 - موضع گيرى و عمل خود آدمى ، زمينه نابود شدن استعداد هدايت در وى است .
و لئن جئتهم بأية ليقولنّ الذين كفروا إن أنتم إلاّ مبطلون . كذلك يطبع اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 5 - 19
19- منحنى صعود ، قوس رشد و تكامل قواى جسمى و عقلى انسان و منحنى نزول ، قوس ضعف و انحطاط آن قوا است .
لتبلغوا أشدّكم. .. منكم من يردّ إلى أرذل العمر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 67 - 9
9 - منحنى صعود ، قوس رشد و تكامل قواى جسمى و عقلى انسان و منحنى نزول ، قوس ضعف و انحطاط آن قوا است .
ثمّ لتبلغوا أشدّكم ثمّ لتكونوا شيوخًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 59 - 8
8 - لجاجت كنندگان در برابر پذيرش آيات الهى ، در معرض از دست دادن قواى درك معارف الهى اند .
و لئن جئتهم بأية ليقولنّ الذين كفروا إن أنتم إلاّ مبطلون . كذلك يطبع اللّه على ق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 78 - 10
10- هدف از آفرينش انسان و اعطاى نعمت ( قواى ادراكى و . . . ) به او ، شناخت خداوند و شكر اوست .
و الله أخرجكم من بطون . .. و جعل لكم السمع ... لعلّكم تشكرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - سجده - 32 - 9 - 6،9،16
6 - قواى ادراكى ( چشم و گوش و قلب انسان ) از نشانه هاى خداوند است .
اللّه الذى أحسن . .. و بدأ خلق الإنسن ... و جعل لكم السمع و الأبصر و الأفئدة
9 - انسان ، واجد دو نوع قوه ادراكى ( حسى و باطنى ) است .
و جعل لكم السمع و الأبصر و الأفئدة
16 - قواى ادراكى انسان ( چشم و گوش و قلب ) مواهب الهى اند و شايسته است كه به خاطر آنها ، به درگاه وى شكرگزارى شود .
ثمّ سوّيه و نفخ فيه من روحه و جعل لكم السمع و الأبصر و الأفئدة قليلاً ما تشكرو
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 97 - 7
7- تأثير عقيده و عمل گمراهان حق ناپذير ، در قواى ادراكى و حسى ( چشم ، گوش و زبان ) آنان به هنگام حشر در قيامت
و نحشرهم يوم القيمة على وجوههم عميًا و بكمًا و صمًّا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 4 - 3
3 - انديشه در چگونگى پيدايش حيات و نيروى حس و ادراك در موجودات زنده ، زمينه ره يابى به نشانه هاى متقن الهى
و فى خلقكم و ما . .. ءايت لقوم يوقنون
طرح خلقت انسان و جنبندگان، به عنوان زمينه ره يابى به يقين، مى تواند نظر به جنبه زنده بودن و حس و شعور داشتن آنها داشته باشد; چه اين كه پيدايش اين امور، در متن نظام مادى طبيعت، آيتى بزرگ است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 78 - 5
5- شنوايى ، بينايى و قلب ( قدرت ادراك ) ، از مهم ترين نعمت هاى خداوند به انسان
و الله أخرجكم . .. و جعل لكم السمع و الأبصر و الأفئدة
برداشت فوق، از آن جاست كه آيه شريفه علاوه بر بيان آيات قدرت الهى، در صدد برشمردن نعمتهاى الهى و در مقام امتنان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 78 - 4
4 - نيروى شنوايى ، بينايى و ادراكى انسان ، نعمت هايى الهى و در خور شكر و سپاس گزارى
و هو الذى أنشأ لكم . .. قليلاً ما تشكرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 78 - 6
6 - ابزار حسى و تعقلى انسان ، وسيله راه يابى او به شناخت حق و صراط مستقيم
و إنّك لتدعوهم إلى صرط مستقيم . .. أنشأ لكم السمع و الأبصر و الأفئدة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 26 - 5
5- بينايى ، شنوايى و نيروى ادراك ، از پايه هاى مهم شناخت
و جعلنا لهم سمعًا و أبصرًا و أفئدة فما أغنى عنهم
در آيه شريفه «سمع»، «أبصار» و «أفئدة» عواملى كافى براى رهيابى انسان به حقايق معرفى شده است و قوم عاد به خاطر بهره نگرفتن از آنها، مورد سرزنش قرار گرفته اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 28 - 2
2 - برابر دانستن صالحان با مفسدان و تقواپيشگان با تبه كاران ، به معناى باطل و بى هدف شمردن جهان آفرينش است .
و ما خلقنا السماء . .. بطلاً... أم نجعل الذين ءامنوا و عملوا الصلحت كالمفسدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 28 - 2
2 - برابر دانستن صالحان با مفسدان و تقواپيشگان با تبه كاران ، به معناى باطل و بى هدف شمردن جهان آفرينش است .
و ما خلقنا السماء . .. بطلاً... أم نجعل الذين ءامنوا و عملوا الصلحت كالمفسدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 100 - 2
2 - ارزش حلال ها و حرام ها غير قابل مقايسه با يكديگر
قل لايستوى الخبيث و الطيب
برخى به قرينه آيات گذشته حرامها را مصداق مورد نظر براى خبيث و حلالها را مصداق طيب دانسته اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 50 - 16
16 - خداوند ، فراخوان مردم به مقايسه قوانين الهى با ساير قوانين براى باور به برترى احكام الهى
و من احسن من اللّه حكماً لقوم يوقنون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 12 - 12
12 - عن أبى عبدالله(ع): . .. فإن أول من قاس إبليس حين قال: « خلقتنى من نار و خلقته من طين» فقاس ما بين النار و الطين، و لو قاس نورية آدم بنورية النار عرف فضل ما بين النورين ... .
از امام صادق(ع) روايت شده است: . .. اولين كسى كه قياس كرد ابليس بود آنگاه كه (خطاب به خداوند) گفت: «مرا از آتش آفريده اى و او (آدم) را از گل» و بين آتش و خاك قياس كرد، اگر نورانيت آدم(ع) را با روشنايى آتش مقايسه كرده بود، تفاوت بين آن دو نور را در مى يافت ... .
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 100 - 15
15 - رعايت حلال ها و حرام هاى الهى ، تقواپيشگى است .
لايستوى الخبيث و الطيب . .. فاتقوا اللّه
برداشت فوق بر اين مبناست كه مصداق مورد نظر از خبث و طيب - به قرينه آيات گذشته - حلالها و حرامهاى الهى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 12 - 12
12 - عن أبى عبدالله(ع): . .. فإن أول من قاس إبليس حين قال: « خلقتنى من نار و خلقته من طين» فقاس ما بين النار و الطين، و لو قاس نورية آدم بنورية النار عرف فضل ما بين النورين ... .
از امام صادق(ع) روايت شده است: . .. اولين كسى كه قياس كرد ابليس بود آنگاه كه (خطاب به خداوند) گفت: «مرا از آتش آفريده اى و او (آدم) را از گل» و بين آتش و خاك قياس كرد، اگر نورانيت آدم(ع) را با روشنايى آتش مقايسه كرده بود، تفاوت بين آن دو نور را در مى يافت ... .
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 12 - 12
12 - عن أبى عبدالله(ع): . .. فإن أول من قاس إبليس حين قال: « خلقتنى من نار و خلقته من طين» فقاس ما بين النار و الطين، و لو قاس نورية آدم بنورية النار عرف فضل ما بين النورين ... .
از امام صادق(ع) روايت شده است: . .. اولين كسى كه قياس كرد ابليس بود آنگاه كه (خطاب به خداوند) گفت: «مرا از آتش آفريده اى و او (آدم) را از گل» و بين آتش و خاك قياس كرد، اگر نورانيت آدم(ع) را با روشنايى آتش مقايسه كرده بود، تفاوت بين آن دو نور را در مى يافت ... .
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 76 - 8
8 - ابليس ، در مقايسه ميان شخصيت خود و آدم ( ع ) ، روح الهى موجود در آفرينش آدم را ناديده گرفت .
فإذا سوّيته و نفخت فيه من روحى فقعوا له سجدين . ..قال أنا خير منه خلقتنى من نار
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 57 - 2
2 - انسان ، در مقايسه با مجموعه عالم هستى ، موجودى كوچك و ناچيزاست .
لخلق السموت و الأرض أكبر من خلق الناس
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قلم - 68 - 35 - 2
2 - فرمانبران و تسليم شدگان فرمان هاى الهى ، در نگاه ارزشى اسلام با مجرمان و تبهكاران برابر نيستند ; بلكه آنان برتراند .
أفنجعل المسلمين كالمجرمين
برداشت ياد شده، مبتنى بر اين است كه «مسلمين» در معناى لغوى آن به كار رفته باشد; نه اصطلاحى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 17 - 3،4،8
3- هيچ گاه آفرينشگر با غير آفرينشگر ، قابل مقايسه نيست .
أفمن يخلق كمن لايخلق
4- قابل قياس نبودن موجود آفرينشگر با موجود فاقد قدرت خلق ، از بديهيات عقلى است .
أفمن يخلق كمن لايخلق
طرح سؤال ياد شده در آيه بى آنكه جوابى براى او بدهد ارشاد به حكم عقل است.
8- بى توجهى به غير قابل قياس بودن خالق با غير خالق ، مذموم و ناپسند است .
أفمن يخلق كمن لايخلق أفلاتذكّرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 75 - 11،12
11- استقلال مالى و توانگرى همراه با انفاق ، غير قابل مقايسه با وابستگى ، فقر و ناتوانى از انفاق است .
ضرب الله مثلاً عبدًا مملوكًا لايقدر على شىء و من رزقنه . .. هل يستون
12- قابل مقايسه نبودن مخلوقات با خداوند ، امرى روشن و به دور از ابهام است .
ضرب الله مثلاً عبدًا مملوكًا . .. و من ... فهو ينفق منه سرًّا و جهرًا هل يستون
پاسخ «هل يستون» به جهت بداهت و وضوح ذكر نشده است كه در واقع خداوند مى فرمايد: همان گونه كه برده اى فاقد اختيار، هرگز قابل مقايسه با آزاده اى توانمند و انفاقگر نيست و اين موضوعى است بديهى و بى نياز از توضيح، مقايسه خلق با خدا نيز اين چنين است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 76 - 8
8- قابل مقايسه نبودن مخلوقات با خداوند ، امرى روشن ، بديهى و به دور از ابهام است .
و ضرب الله مثلاً رجلين أحدهما أبكم لايقدر على شىء . .. هل يستوى هو و من يأمر بال
برداشت فوق، از حذف جواب استفهام (هل يستوى هو . ..) - كه مى تواند اين حذف به خاطر وضوح و بداهت آن باشد - استفاده گرديده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 98 - 2
2 - هيچ چيز ، قابل مقايسه و برابرى با پروردگار جهانيان نيست .
إن كنّا لفى ضلل مبين . إذ نسوّيكم بربّ العلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 61 - 1
1 - مقايسه انسان هدايت شده ( هر چند بى بهره از موهبت هاى دنيوى ) با انسان هدايت ناپذير ( اما برخوردار از متاع مادى ) قياسى نسنجيده و باطل در بينش الهى
أفمن وعدنه وعدًا حسنًا . .. كمن متّعنه
آيه بالا ادامه آيات پيشين و مربوط به كسانى است كه به دعوت پيامبر(صلی الله علیه و آله) پاسخ مثبت داده و به هدايت الهى دست يافتند و نيز در رابطه با كسانى است كه از پذيرش دعوت آن حضرت سر باز زدند و به بهانه هاى مختلف از پيروى هدايت هاى الهى امتناع ورزيدند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 19 - 4
4 - برابر و هم سنگ نبودن كافران با مؤمنان
و ما يستوى الأعمى و البصير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 15 - 19
19- فرجام نيك متقين بهشتى ، غيرقابل قياس با فرجام سخت دوزخيان
مثل الجنّة الّتى وعد المتّقون . .. كمن هو خلد فى النار
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 58 - 1،6
1 - مجادله مشركان مكه با پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در مقايسه معبود هاى خويش با عيسى ( ع )
و قالوا ءألهتنا خير أم هو
6 - مقايسه ميان بت ها و عيسى بن مريم ( ع ) ، حركتى جدلى از سوى مشركان مكه
ما ضربوه لك إلاّ جدلاً
در مكتب پيامبر(صلی الله علیه و آله) سخن از الوهيت عيسى(ع) به ميان نيامده بود تا مشركان او را با آلهه خود مقايسه كنند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 62 - 1
1 - زندگى انسان هاى بهشتى با انواع نعمت ها ( همچون نهر ها ، تخت ها ، شراب و همسران زيبا ) قابل مقايسه با زندگى پردرد و رنج دوزخيان نيست .
أذلك خير نزلاً أم شجرة الزقّوم
خوب بودن زندگى بهشتيان و بدى زندگى دوزخيان امرى روشن و آشكار است. بر اين اساس سؤال از بهتر بودن زندگى بهشتيان نسبت به دوزخيان مى تواند براى بيان شدت تفاوت اين دو زندگى و قابل قياس نبودن آنها مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 19 - 1
1 - سرزنش خداوند نسبت به مسلمانانى كه شغل آب دهى به حاجيان و سرپرستى مسجدالحرام را با جهاد در راه خدا برابر انگاشته و خويشتن را همطراز با مؤمنان اهل پيكار در راه خدا مى پنداشتند .
أجعلتم سقاية الحاجّ و عمارة المسجدالحرام كمن ءامن باللّه و اليوم الأخر و جهد فى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 75 - 12
12- قابل مقايسه نبودن مخلوقات با خداوند ، امرى روشن و به دور از ابهام است .
ضرب الله مثلاً عبدًا مملوكًا . .. و من ... فهو ينفق منه سرًّا و جهرًا هل يستون
پاسخ «هل يستون» به جهت بداهت و وضوح ذكر نشده است كه در واقع خداوند مى فرمايد: همان گونه كه برده اى فاقد اختيار، هرگز قابل مقايسه با آزاده اى توانمند و انفاقگر نيست و اين موضوعى است بديهى و بى نياز از توضيح، مقايسه خلق با خدا نيز اين چنين است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 34 - 1
1 - مساوى نبودن خوبى و بدى ، امرى روشن و آشكار
و لا تستوى الحسنة و لا السيّئة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 20 - 21
21 - زندگانى دنيا ، در مقايسه با آخرت ، كالايى فريبنده بيش نيست .
و ما الحيوة الدنيا إلاّ متع الغرور
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 275 - 7،8،17
7 - پندار نادرست رباخواران ، از همانندى بيع با ربا ، دليل رباخوارى آنان
الّذين يأكلون الرّبوا . .. ذلك بانّهم قالوا انّما البيع مثل الرّبوا
بنابراينكه «ذلك» اشاره به «اكل ربا» باشد كه از «يأكلون الرّبوا» به دست مى آيد.
8 - پندار و باور غلط رباخواران از همگونى بيع و ربا ، نشانه عدم تعادل شخصيّت آنان
الّذين يأكلون . .. ذلك بانّهم قالوا انّما البيع مثل الرّبوا
كلمه «ذلك» علاوه بر اينكه اشاره به «اكل ربا» است، مى تواند اشاره به تخبّط وجنون زدگى باشد، البته در اين صورت جمله «ذلك بانّهم» تعليل در مقام اثبات است كه در اين برداشت به نشانه تعبير شده است.
17 - اعتقاد به همگونى بيع و ربا پس از بيان ربا و حكم آن ، موجب جاودانگى در آتش
قالوا انّما البيع . .. و من عاد فاولئك اصحاب النّار هم فيها خالدون
در برداشت فوق متعلق «عاد»، پندار غلط همسانى بيع و ربا گرفته شده است، بنابراين جمله «و من عاد . .. » به اين معناست: اگر كسى پس از بيان حكم الهى درباره ربا، همچنان بر اين پندار باشد كه بيع همانند رباست در آتش مخلّد خواهد بود. چون وى در حقيقت كافر است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 22 - 1
1 - زندگان با مردگان برابر نيستند .
و ما يستوى الأحياء و لا الأموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 19 - 1
1 - سرزنش خداوند نسبت به مسلمانانى كه شغل آب دهى به حاجيان و سرپرستى مسجدالحرام را با جهاد در راه خدا برابر انگاشته و خويشتن را همطراز با مؤمنان اهل پيكار در راه خدا مى پنداشتند .
أجعلتم سقاية الحاجّ و عمارة المسجدالحرام كمن ءامن باللّه و اليوم الأخر و جهد فى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 28 - 4،5
4 - مؤمنان نيكوكار در نگاه نظام ارزشى خدا با مفسدان برابر نيستند ، بلكه آنان برترند .
أم نجعل الذين ءامنوا و عملوا الصلحت كالمفسدين فى الأرض
5 - يكسان نبودن صالحان با مفسدان و تقواپيشگان با تبه كاران ، امرى بديهى در نگاه عقل و منطق
أم نجعل الذين ءامنوا و عملوا الصلحت . .. كالفجّار
برداشت ياد شده از استفهام انكارى مستفاد از جمله «أم نجعل. ..» به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - ملك - 67 - 22 - 4،5
4 - زندگى و سرنوشت كافران و مسلمانان ، هرگز برابر و همسان نيست .
أفمن يمشى مكبًّا على وجهه أهدى أمّن يمشى سويًّا على صرط مستقيم
5 - قابل مقايسه نبودن كافران و مسلمانان ، امرى روشن ، بديهى و به دور از ابهام
أفمن يمشى مكبًّا على وجهه أهدى أمّن يمشى سويًّا على صرط مستقيم
برداشت ياد شده، از استفهام تقريرى در (أفمن . .. أمّن) استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 19 - 4
4 - برابر و هم سنگ نبودن كافران با مؤمنان
و ما يستوى الأعمى و البصير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 20 - 3
3 - برابر و يكسان نبودن مؤمنان و كافران ، از نظر شخصيت و سرنوشت
و لا الظلمت و لا النور
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 20 - 1
1 - برابر نبودن انسان گمراه و فرورفته در تاريكى و سرگردانى ، با انسان راه يافته و حقيقت شناس
و لا الظلمت و لا النور
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 17 - 6
6 - مقايسه فرجام نيك تقواپيشگان با سرنوشت شوم كافران ، شيوه بهينه هدايت خلق
اصلوها . .. إنّ المتّقين فى جنّ-ت و نعيم
از اين كه خداوند در هدايت خلق، به ترسيم هر دو فرجام پرداخته است; مطلب بالا برداشت مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 28 - 5،7
5 - يكسان نبودن صالحان با مفسدان و تقواپيشگان با تبه كاران ، امرى بديهى در نگاه عقل و منطق
أم نجعل الذين ءامنوا و عملوا الصلحت . .. كالفجّار
برداشت ياد شده از استفهام انكارى مستفاد از جمله «أم نجعل. ..» به دست مى آيد.
7 - تقواپيشگان در نظام ارزشى خدا با تبه كاران برابر نيستند ; بلكه آنان برتر مى باشند .
أم نجعل المتّقين كالفجّار
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قلم - 68 - 35 - 1
1 - مسلمانان ، در نگاه نظام ارزشى اسلام ، با مجرمان برابر نيستند ; بلكه از آنان برتراند .
أفنجعل المسلمين كالمجرمين
استفهام در «أفنجعل. ..»، انكارى و درصدد نفى برابرى مسلمانان با مجرمان و اثبات برترى آنان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قلم - 68 - 37 - 1
1 - در هيچ كتاب آسمانى ، مسلمانان و اطاعت كنندگان از خدا ، با مجرمان و تبهكاران يكسان تلقى نشده اند .
أفنجعل المسلمين كالمجرمين . .. أم لكم كتب فيه تدرسون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 19 - 2
2 - همسنگ قرار دادن كافر و مشرك نيك كردار با مؤمن مجاهد ، عملى ناصواب و شايسته ملامت و توبيخ است .
أجعلتم سقاية الحاجّ و عمارة المسجدالحرام كمن ءامن باللّه و اليوم الأخر و جهد فى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 58 - 6
6 - مقايسه ميان بت ها و عيسى بن مريم ( ع ) ، حركتى جدلى از سوى مشركان مكه
ما ضربوه لك إلاّ جدلاً
در مكتب پيامبر(صلی الله علیه و آله) سخن از الوهيت عيسى(ع) به ميان نيامده بود تا مشركان او را با آلهه خود مقايسه كنند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 49 - 7
7 - برخوردارى انسان از نعمت هاى الهى در دنيا بيش از ابتلاى وى به شرور و سختى ها است .
لايسئم الإنسن من دعاء الخير و إن مسّه الشرّ
«إن» شرطيه در مواردى به كار رود كه تحقق شىء در آن موارد نادر و كم مى باشد به كارگيرى آن در مورد «شر» بيانگر برداشت ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 51 - 12
12 - مشكلات و تنگنا هاى زندگى انسان ، در مقابل نعمت هاى اعطا شده از سوى خداوند به او اندك است .
و إذا أنعمنا. .. و إذا مسّه الشرّ
به كار رفتن واژه «مسّه» در مورد شرور - و نه مورد نعمت ها - بيانگر مطلب ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 74 - 2
2- مقايسه كردن خداوند با مخلوقات و تشبيه نمودن صفات او به صفات خلق ، ممنوع است .
فلاتضربوا لله الأمثال
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 75 - 17
17- بيشتر مشركان نسبت به حقيقت صفات خدا و قابل مقايسه نبودن مخلوقات با او ، ناآگاهند .
بل أكثرهم لايعلمون
برداشت فوق به خاطر اين است كه صدر آيه سخن از قابل مقايسه نبودن خلق با خدا بود و نفى علم (لايعلمون) نيز به همين زمينه نظر دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 76 - 1،8
1- خلق در مقايسه با خدا ، به مثابه لالهايى ناتوان و نيازمند سرپرستند .
و ضرب الله مثلاً رجلين أحدهما أبكم لايقدر على شىء و هو كَلّ على موله
8- قابل مقايسه نبودن مخلوقات با خداوند ، امرى روشن ، بديهى و به دور از ابهام است .
و ضرب الله مثلاً رجلين أحدهما أبكم لايقدر على شىء . .. هل يستوى هو و من يأمر بال
برداشت فوق، از حذف جواب استفهام (هل يستوى هو . ..) - كه مى تواند اين حذف به خاطر وضوح و بداهت آن باشد - استفاده گرديده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 19 - 2
2 - همسنگ قرار دادن كافر و مشرك نيك كردار با مؤمن مجاهد ، عملى ناصواب و شايسته ملامت و توبيخ است .
أجعلتم سقاية الحاجّ و عمارة المسجدالحرام كمن ءامن باللّه و اليوم الأخر و جهد فى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 21 - 2
2 - برابر و يكسان نبودن مؤمنان با كافران ، از نظر شخصيت و سرنوشت .
و لا الظلّ و لا الحرور
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 28 - 4
4 - مؤمنان نيكوكار در نگاه نظام ارزشى خدا با مفسدان برابر نيستند ، بلكه آنان برترند .
أم نجعل الذين ءامنوا و عملوا الصلحت كالمفسدين فى الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 61 - 1
1 - مقايسه انسان هدايت شده ( هر چند بى بهره از موهبت هاى دنيوى ) با انسان هدايت ناپذير ( اما برخوردار از متاع مادى )
قياسى نسنجيده و باطل در بينش الهى
أفمن وعدنه وعدًا حسنًا . .. كمن متّعنه
آيه بالا ادامه آيات پيشين و مربوط به كسانى است كه به دعوت پيامبر(صلی الله علیه و آله) پاسخ مثبت داده و به هدايت الهى دست يافتند و نيز در رابطه با كسانى است كه از پذيرش دعوت آن حضرت سر باز زدند و به بهانه هاى مختلف از پيروى هدايت هاى الهى امتناع ورزيدند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 19 - 1،2
1 - سرزنش خداوند نسبت به مسلمانانى كه شغل آب دهى به حاجيان و سرپرستى مسجدالحرام را با جهاد در راه خدا برابر انگاشته و خويشتن را همطراز با مؤمنان اهل پيكار در راه خدا مى پنداشتند .
أجعلتم سقاية الحاجّ و عمارة المسجدالحرام كمن ءامن باللّه و اليوم الأخر و جهد فى
2 - همسنگ قرار دادن كافر و مشرك نيك كردار با مؤمن مجاهد ، عملى ناصواب و شايسته ملامت و توبيخ است .
أجعلتم سقاية الحاجّ و عمارة المسجدالحرام كمن ءامن باللّه و اليوم الأخر و جهد فى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 9 - 7
7 - مقايسه كردن ميان نيكان و بدان ، از روش هاى تربيتى قرآن
أمّن هو قنت ءاناء الّيل . .. و يرجوا رحمة ربّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 22 - 11
11 - مقايسه كردن ميان نيكان و بدان ، از روش هاى تربيتى قرآن
أفمن شرح اللّه صدره للإسلم فهو على نور من ربّه فويل للقسية قلوبهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 29 - 12
12 - مقايسه ميان نيكان و بدان ، از روش هاى هدايتى و تربيتى قرآن
ضرب اللّه مثلاً رجلاً . .. هل يستويان مثلاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 24 - 4
4 - مقايسه كردن ميان نيكان و بدان ، از روش هاى تربيتى قرآن
أفمن يتّقى بوجهه سوء العذاب يوم القيمة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مدثر - 74 - 18 - 2
2 - مبارزه كافران با قرآن و رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، با انديشه شيطانى و سنجيده كارى همراه بود .
إنّه كان لأيتنا عنيدًا . .. إنّه فكّر و قدّر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 100 - 3
3 - پاكى و ناپاكى از جمله ملاك هاى حرمت و حليت اشياء
لايستوى الخبيث و الطيب
قياس باطل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 17 - 3،4،8
3- هيچ گاه آفرينشگر با غير آفرينشگر ، قابل مقايسه نيست .
أفمن يخلق كمن لايخلق
4- قابل قياس نبودن موجود آفرينشگر با موجود فاقد قدرت خلق ، از بديهيات عقلى است .
أفمن يخلق كمن لايخلق
طرح سؤال ياد شده در آيه بى آنكه جوابى براى او بدهد ارشاد به حكم عقل است.
8- بى توجهى به غير قابل قياس بودن خالق با غير خالق ، مذموم و ناپسند است .
أفمن يخلق كمن لايخلق أفلاتذكّرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 75 - 11،12
11- استقلال مالى و توانگرى همراه با انفاق ، غير قابل مقايسه با وابستگى ، فقر و ناتوانى از انفاق است .
ضرب الله مثلاً عبدًا مملوكًا لايقدر على شىء و من رزقنه . .. هل يستون
12- قابل مقايسه نبودن مخلوقات با خداوند ، امرى روشن و به دور از ابهام است .
ضرب الله مثلاً عبدًا مملوكًا . .. و من ... فهو ينفق منه سرًّا و جهرًا هل يستون
پاسخ «هل يستون» به جهت بداهت و وضوح ذكر نشده است كه در واقع خداوند مى فرمايد: همان گونه كه برده اى فاقد اختيار، هرگز قابل مقايسه با آزاده اى توانمند و انفاقگر نيست و اين موضوعى است بديهى و بى نياز از توضيح، مقايسه خلق با خدا نيز اين چنين است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 76 - 8
8- قابل مقايسه نبودن مخلوقات با خداوند ، امرى روشن ، بديهى و به دور از ابهام است .
و ضرب الله مثلاً رجلين أحدهما أبكم لايقدر على شىء . .. هل يستوى هو و من يأمر بال
برداشت فوق، از حذف جواب استفهام (هل يستوى هو . ..) - كه مى تواند اين حذف به خاطر وضوح و بداهت آن باشد - استفاده گرديده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 98 - 2
2 - هيچ چيز ، قابل مقايسه و برابرى با پروردگار جهانيان نيست .
إن كنّا لفى ضلل مبين . إذ نسوّيكم بربّ العلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 61 - 1
1 - مقايسه انسان هدايت شده ( هر چند بى بهره از موهبت هاى دنيوى ) با انسان هدايت ناپذير ( اما برخوردار از متاع مادى ) قياسى نسنجيده و باطل در بينش الهى
أفمن وعدنه وعدًا حسنًا . .. كمن متّعنه
آيه بالا ادامه آيات پيشين و مربوط به كسانى است كه به دعوت پيامبر(صلی الله علیه و آله) پاسخ مثبت داده و به هدايت الهى دست يافتند و نيز در رابطه با كسانى است كه از پذيرش دعوت آن حضرت سر باز زدند و به بهانه هاى مختلف از پيروى هدايت هاى الهى امتناع ورزيدند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 19 - 4
4 - برابر و هم سنگ نبودن كافران با مؤمنان
و ما يستوى الأعمى و البصير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 15 - 19
19- فرجام نيك متقين بهشتى ، غيرقابل قياس با فرجام سخت دوزخيان
مثل الجنّة الّتى وعد المتّقون . .. كمن هو خلد فى النار
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 46 - 1
1 - رسول اكرم (صلی الله علیه و آله) ، پيام بسيار مهمى براى مردم داشت و آن قيام مخلصانه براى خدا است .
قل إنّما أعظكم بوحدة أن تقوموا للّه
«واحدة» به صورت نكره آمده و دلالت بر اهميت و عظمت موعظه مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - كوثر - 108 - 2 - 22
22 - « عن حريز عن رجل عن أبى جعفر ( ع ) قال : قلت له « فصلّ لربّك و انحر » قال : النحر الإعتدال فى القيام أن يقيم صلبه و نحره ;
حَريز از مردى نقل كرده كه گفت: به امام باقر(ع) گفتم: [معناى]«فصلّ لربّك و انحر»[چيست؟]فرمود: «نحر» اعتدال در حال قيام است;[به اين كه]ستون فقرات و سينه خود را راست نگه دارد».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 3 - 16
16 - « عن ابى عبداللّه ( ع ) فى قول اللّه عز و جل « الذين يؤمنون بالغيب » قال : من أقر بقيام القائم انه حق ;
از امام صادق (ع) درباره «الذين يؤمنون بالغيب» روايت شده كه فرمود: آنان كسانى هستند كه به حقانيت قيام قائم اقرار دارند».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 33 - 11
11 - « عن محمد بن الفضيل عن ابى الحسن الماضى ( ع ) قال : قلت : « هو الذى أرسل رسوله بالهدى و دين الحق » قال : . . . الولاية هى دين الحق قلت : « ليظهره على الدين كلّه » قال : يظهره على جميع الأديان عند قيام القائم . . . ;
محمد بن فضيل گويد: از امام كاظم (ع) درباره «هو الذى ارسل رسوله . .. » سؤال كردم، فرمود: ... ولايت، همان دين حق است و درباره «ليظهره على الدين كله» فرمود: خداوند هنگام قيام قائم (ع) دين حق را بر همه اديان غلبه مى دهد ... ».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 8 - 1،18،21،23
1 - مؤمنان بايد همواره براى خدا قيام كنند و بر اساس حق ، شهادت دهند .
يأيها الذين ءامنوا كونوا قومين للّه شهداء بالقسط
«قوّام» صيغه مبالغه است و دلالت بر دوام دارد، يعنى عادت شما بايد قيام براى خدا باشد. و «قسط» به معناى عدل و حق است.
18 - قيام براى خدا ، شهادت به حق و برپا داشتن قسط ، نشانه و جلوه اى از تقوا
كونوا قومين للّه شهداء بالقسط . .. و اتقوا اللّه
21 - هشدار و تهديد خداوند نسبت به كسانى كه به حق شهادت ندهند و براى خدا قيام نكنند .
كونوا قومين للّه شهداء بالقسط . .. و اتقوا اللّه إنّ اللّه خبير بما تعملون
23 - اعتقاد به آگاهى خدا از اعمال انسان ، زمينه قيام براى خدا ، شهادت به قسط ، اجراى عدالت و تحصيل تقواست .
كونوا قومين للّه شهداء بالقسط . .. و اتقوا اللّه إنّ اللّه خبير بما تعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 9 - 4
4 - قيام براى خدا ، شهادت به قسط و اجراى عدالت ، از مصاديق عمل صالح
كونوا قومين للّه شهداء بالقسط . .. و عملوا الصلحت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 46 - 1
1 - رسول اكرم (صلی الله علیه و آله) ، پيام بسيار مهمى براى مردم داشت و آن قيام مخلصانه براى خدا است .
قل إنّما أعظكم بوحدة أن تقوموا للّه
«واحدة» به صورت نكره آمده و دلالت بر اهميت و عظمت موعظه مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 9 - 4
4 - سجده و قيام ، دو ركن عبادت
أمّن هو قنت ءاناء الّيل ساجدًا و قائمًا
اختصاص به ذكر يافتن سجده و قيام از ميان ديگر اجزا و اركان عبادت، برداشت بالا به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 26 - 16
16 - قيام ، ركوع و سجود ، از اركان نماز
و القائمين و الركّع السجود
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 64 - 3
3 - سجده و قيام ، دو ركن اساسى نماز است .
و الذين يبيتون لربّهم سجّدًا و قيمًا
برداشت ياد شده، از اختصاص به ذكر يافتن سجده و قيام از ميان ديگر اركان و اجزاى نماز، استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مزمل - 73 - 6 - 4
4 - قيام و قرائت ، اساسى ترين اركان عبادت و نماز
هى أشدّ وط-ًا و أقوم قيلاً
اختصاص به ذكر يافتن دو ركن قيام (أشدّ وطئًا) و قرائت (أقوم قيلاً) از ميان اركان پنجگانه نماز، بيانگر مطلب ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مزمل - 73 - 6 - 2
2 - ايستادن در پيشگاه خدا با گامى استوارتر و گفتوگو در محضر او با سخنانى راست تر و ريشه دارتر ، دو امتياز برجسته نماز و عبادت شبانه
هى أشدّ وط-ًا و أقوم قيلاً
ضمير «هى» به «ناشئة» بازمى گردد. «أشدّ» معادل «أثبت» (با ثبات تر، استوارتر) و «وطىء» مرادف «قيام» (ايستادن) است (لسان العرب). «أقوم» نيز به معناى «أسدّ» (محكم تر) و «قيلاً» همتاى «مقال» (سخن گفتن) است; يعنى، آن (پديده شب) از حيث ايستادن (ايستادن در پيشگاه خدا) استوارتر و از حيث سخن (سخن گفتن در محضر خدا) محكم تر است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 173 - 19
19 - « عن ابى عبداللّه ( ع ) فى قول اللّه عز و جل : « فمن اضطر غير باغ و لاعاد » قال : الباغى الذى يخرج على الأمام و العادى : الذى يقطع الطريق لايحل لهما الميتة . . . ;
از امام صادق(ع) درباره سخن خداوند كه فرموده: « فمن اضطر غير باغ و لاعاد» روايت شده است: مراد از باغى كسى است كه عليه امام ]حق[ خروج كرده و مراد از عادى كسى است كه راهزنى مى كند كه در ]حال اضطرار هم [ خوردن مردار بر آنان حلال نيست . .. ».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جمعه - 62 - 11 - 5
5 - ايستادن در حال ايراد خطبه هاى نماز جمعه ، از آداب آن است .
و تركوك قائمًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 33 - 21
21- « عن أبى الحسن الرضا ( ع ) قال : إعلم . . . ان الله تبارك و تعالى . . . قائم ليس على معنا انتصاب و قيام على ساق فى كبد
كما قامت الأشياء و لكن « قائم » يخبر أنه حافظ والله هو القائم على كل نفس بما كسبت . . . ;
از امام رضا(ع) روايت شده است كه فرمود: بدان كه خداوند - تبارك و تعالى - . .. قائم است نه به معناى ايستادن و در ميان آسمان بر روى پا قرار گرفتن آن گونه كه اشيا قيام دارند و ايستاده اند ; بلكه [خداوند ]قائم است، به اين معنا مى باشد كه او حافظ است و تنها خداوند است كه حافظ هر فردى مى باشد با آنچه كسب كرده است».