ghaemiyeh.com
نام کتاب: علم مفاهیم شناسی در قرآن سری جدید جلد 73
تحقیق و تالیف : رسول ملکیان اصفهانی - 1400 ش
ناشر دیجیتالی: مركز تحقيقات رايانه اي قائميه اصفهان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 43 - 15
15 - غسل ، رافع جنابت است .
و ان كنتم جنباً . .. حتى تغتسلوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 187 - 15
15 - در صورت مباشرت با همسران ، در شب هاى رمضان ، بايد پيش از طلوع فجر غسل كرد . *
فالن بشروهن و ابتغوا ما كتب اللّه لكم . .. حتّى يتبيّن لكم الخيط الأبيض
برخى از مفسران بر آنند كه مراد از «ما كتب اللّه» تحصيل طهارت است; چنانچه در سوره مائده (آيه 6) آمده است: «و إن كنتم جنباً فاطهروا . .. أو لامستم النساء فلم تجدوا ماء فتيمموا صعيداً طيباً».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 29 - 20
20 - وضو و غسل در هواى سرد با وجود خطر جانى ، در حكم خودكشى است .
و لا تقتلوا انفسكم
رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) در پاسخ سؤال از وضو و غسل در هواى سرد با وجود خطر جانى فرمود: و لا تقتلوا انفسكم انّ اللّه كان بكم رحيماً.
تفسير عياشى، ج 1، ص 236، ح 102 ; نورالثقلين، ج 1، ص 472، ح 201 ; تفسير برهان، ج 1، ص 363، ح 8.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 43 - 3،16،23،24
3 - وضو ، غسل و تيمّم در حال مستى ، باطل است . *
لا تقربوا الصلوة و انتم سكارى
نهى از نزديك شدن به نماز مى تواند اشاره به بطلان وضو و غسل و تيمم نيز باشد، چون نزديك شدن به نماز با آنها تحقق مى يابد.
16 - ضرورت شستن تمامى بدن ، براى تحقق غسل
حتى تغتسلوا
تعيين نكردن اعضايى خاص براى غسل در مقابل تصريح به مواضع تيمم، بيانگر آن است كه در غسل بايد تمامى بدن شسته شود.
23 - جماع ، از موجبات غسل و يا تيمم
او لمستم النساء . .. فتيمّموا
مؤيّد برداشت فوق فرمايش امام صادق (ع) است كه درباره «لمستم النساء» در آيه فوق فرمود: هو الجماع . .. .
كافى، ج 5، ص 555، ح 5 ; نورالثقلين، ج 1، ص 484، ح 270.
24 - محدث پس از يافتن آب بايد غسل كند و يا وضو بگيرد ، هر چند پيش از آن به جهت نبود آب تيمم كرده باشد .
يا ايّها الذين امنوا . .. فتيمّموا
مفهوم جمله شرطيه «ان كنتم . .. لمستم ... فلم تجدوا ماءً فتيمّموا»، اين است كه در صورت يافتن آب، با تيمم نمى توان نماز خواند. بنابراين كسى كه به آب دسترسى نداشته و تيمم كرده - در صورت يافتن آب - بايد غسل كند يا وضو بگيرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 6 - 9،10،11،15،17،43
9 - وجوب شستن تمام بدن در غسل
و إن كنتم جنباً فاطهروا
مراد از «فاطهروا» تحصيل طهارت با شستشوى تمام بدن است و اگر عضوى خاص در نظر بود به آن تصريح مى شد. چنانچه در وضو و تيمم به اعضايى خاص تصريح شده است.
10 - با غسل جنابت ، بدون گرفتن وضو ، مى توان نماز خواند .
إذا قمتم إلى الصّلوة . .. و إن كنتم جنباً فاطهروا
با توجه به تقدير آيه (فاغسلوا . .. ان لم تكونوا جنباً و ان كنتم جنباً فاطهروا)، معلوم مى شود كه ضرورت وضو و تشريع آن در صورتى است كه شخص جنب نباشد.
11 - رعايت ترتيبى خاص در شستن بدن براى غسل جنابت ، لازم نيست . *
و إن كنتم جنباً فاطهروا
از اينكه خداوند براى وضو و تيمم به ترتيب خاصى بين اعضا اشاره فرموده است و درباره غسل جنابت ترتيبى خاص ذكر نكرده، معلوم مى شود هيچ ترتيبى بين شستن اعضاى بدن مورد نظر نبوده است.
15 - لزوم جستجوى براى يافتن آب جهت وضو و غسل
فلم تجدوا ماء
كلمه «نيافتن» در موردى به كار برده مى شود كه شخص چيزى را جستجو كند و نيابد.
17 - جماع ، موجب غسل و ناقض آن است .
او لمستم النساء فلم تجدوا ماء فتيمموا
«لمستم» از باب مفاعله به اين معناست كه هر يك از مرد و زن يكديگر را لمس كنند و اين، كنايه از جماع است. برداشت فوق را فرمايش امام صادق(ع) تأييد مى كند كه در مورد «لامستم النساء» فرمود: هو الجماع ... .
كافى، ج 5، ص 555، ح 5; تفسير برهان، ج 1، ص 452، ح 9.
43 - لزوم خريد آب براى وضو و غسل ، در حد توان مالى به وقت دسترسى نداشتن به آن
فلم تجدوا الماء
از امام كاظم(ع) روايت شده كه درباره ميزان مبلغ ضرورى براى تهيه آب وضو و غسل در صورت نبود آب فرمود: ذلك على قدر جدته.
تفسير عياشى، ج 1، ص 244، ح 146; تفسير برهان، ج 1، ص 372، ح 17.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 6 - 32
32 - تشريع وضو ، غسل و تيمم ، از نعمت هاى الهى
فاغسلوا وجوهكم و ايديكم . .. و لكن يريد ليطهركم وليتم نعمته عليكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 11 - 7
7 - فراهم شدن آب براى غسل و وضو و تطهير نجاست ها و قذارت ها ، از اهداف نزول باران براى مجاهدان بدر
و ينزل عليكم من السماء ماء ليطهّركم به
ذكر نشدن متعلق «يطهركم» حكايت از عموميت آن متعلق دارد (نجاستهاى ظاهرى و باطنى). يعنى خداوند باران را فرو فرستاد تا نجاستهاى ظاهرى را به وسيله آن برطرف سازيد و آنان كه جنب هستند غسل كنند و ديگران وضو بسازند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 6 - 11
11 - رعايت ترتيبى خاص در شستن بدن براى غسل جنابت ، لازم نيست . *
و إن كنتم جنباً فاطهروا
از اينكه خداوند براى وضو و تيمم به ترتيب خاصى بين اعضا اشاره فرموده است و درباره غسل جنابت ترتيبى خاص ذكر نكرده، معلوم مى شود هيچ ترتيبى بين شستن اعضاى بدن مورد نظر نبوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 6 - 8،10،11
8 - وجوب تحصيل طهارت ( غسل ) بر شخص جنب ، براى خواندن نماز
و إن كنتم جنباً فاطهروا
جمله «ان كنتم . ..» عطف بر جمله اى مقدر است و كلام با تقدير آن چنين مى شود: «اذا قمتم الى الصلوة فتوضوا ان لم تكونوا جنباً و ان كنتم جنباً فاطهروا». بنابراين غسل مشروط مى شود به هنگامى كه جنب مى خواهد نماز بخواند.
10 - با غسل جنابت ، بدون گرفتن وضو ، مى توان نماز خواند .
إذا قمتم إلى الصّلوة . .. و إن كنتم جنباً فاطهروا
با توجه به تقدير آيه (فاغسلوا . .. ان لم تكونوا جنباً و ان كنتم جنباً فاطهروا)، معلوم مى شود كه ضرورت وضو و تشريع آن در صورتى است كه شخص جنب نباشد.
11 - رعايت ترتيبى خاص در شستن بدن براى غسل جنابت ، لازم نيست . *
و إن كنتم جنباً فاطهروا
از اينكه خداوند براى وضو و تيمم به ترتيب خاصى بين اعضا اشاره فرموده است و درباره غسل جنابت ترتيبى خاص ذكر نكرده، معلوم مى شود هيچ ترتيبى بين شستن اعضاى بدن مورد نظر نبوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 187 - 15
15 - در صورت مباشرت با همسران ، در شب هاى رمضان ، بايد پيش از طلوع فجر غسل كرد . *
فالن بشروهن و ابتغوا ما كتب اللّه لكم . .. حتّى يتبيّن لكم الخيط الأبيض
برخى از مفسران بر آنند كه مراد از «ما كتب اللّه» تحصيل طهارت است; چنانچه در سوره مائده (آيه 6) آمده است: «و إن كنتم جنباً فاطهروا . .. أو لامستم النساء فلم تجدوا ماء فتيمموا صعيداً طيباً».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 43 - 3
3 - وضو ، غسل و تيمّم در حال مستى ، باطل است . *
لا تقربوا الصلوة و انتم سكارى
نهى از نزديك شدن به نماز مى تواند اشاره به بطلان وضو و غسل و تيمم نيز باشد، چون نزديك شدن به نماز با آنها تحقق مى يابد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 31 - 12
12 - عن أبى عبدالله(ع) فى قوله تعالى: « خذوا زينتكم عند كل مسجد» قال: الغسل عند لقاء كل إمام
از امام صادق(ع) درباره آيه «خذوا زينتكم . ..» روايت شده است: از مصاديق آيه، غسل كردن هنگام ملاقات هر پيشواست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 43 - 14
14 - جنب ، براى برپايى نماز بايد غسل كند .
لا تقربوا الصلوة . .. حتى تغتسلوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 6 - 8
8 - وجوب تحصيل طهارت ( غسل ) بر شخص جنب ، براى خواندن نماز
و إن كنتم جنباً فاطهروا
جمله «ان كنتم . ..» عطف بر جمله اى مقدر است و كلام با تقدير آن چنين مى شود: «اذا قمتم الى الصلوة فتوضوا ان لم تكونوا جنباً و ان كنتم جنباً فاطهروا». بنابراين غسل مشروط مى شود به هنگامى كه جنب مى خواهد نماز بخواند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 6 - 29
29 - هدف از تشريع وضو ، غسل و تيمم ، طهارت مؤمنان و اتمام نعمت الهى به آنان است ، نه ايجاد حرج و مشقت .
إذا قمتم إلى الصّلوة فاغسلوا . .. و لكن يريد ليطهركم وليتم نعمته عليكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 6 - 17
17 - جماع ، موجب غسل و ناقض آن است .
او لمستم النساء فلم تجدوا ماء فتيمموا
«لمستم» از باب مفاعله به اين معناست كه هر يك از مرد و زن يكديگر را لمس كنند و اين، كنايه از جماع است. برداشت فوق را فرمايش امام صادق(ع) تأييد مى كند كه در مورد «لامستم النساء» فرمود: هو الجماع ... .
كافى، ج 5، ص 555، ح 5; تفسير برهان، ج 1، ص 452، ح 9.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 43 - 23
23 - جماع ، از موجبات غسل و يا تيمم
او لمستم النساء . .. فتيمّموا
مؤيّد برداشت فوق فرمايش امام صادق (ع) است كه درباره «لمستم النساء» در آيه فوق فرمود: هو الجماع . .. .
كافى، ج 5، ص 555، ح 5 ; نورالثقلين، ج 1، ص 484، ح 270.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 6 - 17
17 - جماع ، موجب غسل و ناقض آن است .
او لمستم النساء فلم تجدوا ماء فتيمموا
«لمستم» از باب مفاعله به اين معناست كه هر يك از مرد و زن يكديگر را لمس كنند و اين، كنايه از جماع است. برداشت فوق را فرمايش امام صادق(ع) تأييد مى كند كه در مورد «لامستم النساء» فرمود: هو الجماع ... .
كافى، ج 5، ص 555، ح 5; تفسير برهان، ج 1، ص 452، ح 9.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 43 - 16
16 - ضرورت شستن تمامى بدن ، براى تحقق غسل
حتى تغتسلوا
تعيين نكردن اعضايى خاص براى غسل در مقابل تصريح به مواضع تيمم، بيانگر آن است كه در غسل بايد تمامى بدن شسته شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 6 - 9
9 - وجوب شستن تمام بدن در غسل
و إن كنتم جنباً فاطهروا
مراد از «فاطهروا» تحصيل طهارت با شستشوى تمام بدن است و اگر عضوى خاص در نظر بود به آن تصريح مى شد. چنانچه در وضو و تيمم به اعضايى خاص تصريح شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 6 - 21
21 - وجوب وضو ، غسل و تيمم ، وجوب غيرى است .
إذا قمتم إلى الصّلوة فاغسلوا وجوهكم و ايديكم فلم تجدوا ماء فتيمموا
با توجه به اينكه وضو و . .. را براى نماز، واجب كرده است، وجوب غيرى از آن استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 187 - 15
15 - در صورت مباشرت با همسران ، در شب هاى رمضان ، بايد پيش از طلوع فجر غسل كرد . *
فالن بشروهن و ابتغوا ما كتب اللّه لكم . .. حتّى يتبيّن لكم الخيط الأبيض
برخى از مفسران بر آنند كه مراد از «ما كتب اللّه» تحصيل طهارت است; چنانچه در سوره مائده (آيه 6) آمده است: «و إن كنتم جنباً فاطهروا . .. أو لامستم النساء فلم تجدوا ماء فتيمموا صعيداً طيباً».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 161 - 9
9 - رباخوارى و تصرف نابحق يهوديان در اموال مردم ، موجب تحريم برخى از حلال هاى پاكيزه بر ايشان
حرّمنا عليهم . .. و أخذهم الربوا و قد نهوا عنه و أكلهم أمول الناس
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 19 - 5،7
5 - خوارى در پيشگاه خداوند ، پيامد تجاوز به ارث ديگران است ; نه تهى دستى و فقر .
فقدر عليه رزقه فيقول ربّى أهنن . كلاّ ... و تأكلون التراث أكلاً لمّا
7 - رعايت حق ارث ديگران ، مايه عزّت نزد خداوند و پايمال كردن آن ، ذلّت آور است .
ربّى أكرمن . .. ربّى أهنن . كلاّ بل ... تأكلون التراث أكلاً لمّا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 25 - 2
2 - ترك يتيم نوازى ، بى توجّهى به تغذيه فقيران ، تصاحب ارث ديگران و دلبستگى شديد به ثروت ، مايه گرفتارى به عذابى بى نظير در قيامت
فيومئذ لايعذّب عذابه أحد
ضمير «عذابه»، ممكن است به انسان برگردد كه در آيات پيشين ويژگى هاى او بيان شده بود. در اين صورت عذاب - كه اسم
مصدر و به معناى تعذيب است - به مفعول خود اضافه شده است و مفاد آيه شريفه اين است كه عذاب كردن آن فرد، به گونه اى انجام مى گيرد كه كسى - جز خداوند - آن گونه عذاب نمى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 26 - 3
3 - كسانى كه يتيمان را گرامى نداشته و بر تغذيه مساكين توصيه نمى كنند و به ناحق ارث ديگران را تصرف كرده و به مال دنيا دل بسته اند ، در قيامت به سخت ترين شكل به بند كشيده خواهند شد .
لاتكرمون . .. لاتحضّون ... تأكلون ... تحبّون ... و لايوثق وثاقه أحد
ممكن است ضمير «وثاقه» به «الإنسان» برگردد. در اين صورت «وثاق» به مفعول خود اضافه شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 24 - 8
8 - ارج نهادن به يتيمان ، تغذيه نيازمندان ، پرهيز از غصب ارث ديگران و دل نبستن به ثروت ، توشه هايى سودمند براى آخرت
لاتكرمون . .. لاتحضّون ... تأكلون ... تحبّون ... يليتنى قدّمت لحياتى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 27 - 4
4 - آزمون دانستن فقر و غنا ، گرامى داشت يتيمان ، سير كردن گرسنگان ، تصرف نكردن ارث ديگران و پرهيز از مال دوستى ، زمينه ساز اعتماد به رهايى از صحنه هاى وحشت بار قيامت
فأمّا الإنسن إذا ما ابتليه . .. يأيّتها النّفس المطمئنّة
«نفس مطمئن» - به قرينه آيات پيشين - انسانى است كه از اوصاف ذكر شده در آن آيات، مبرّا باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 28 - 8
8 - آزمون ديدن فقر و غنا ، گرامى داشت يتيمان ، تغذيه فقيران ، ترك تصرف ارث ديگران و پرهيز از مال دوستى ، مايه احساس رضايت انسان از خداوند و زمينه ساز رضايت خداوند از او است .
فأمّا الإنسن إذا ما ابتليه . .. راضية مرضيّة
نفس «راضى» و «مرضى» - به قرينه آيات پيشين - انسانى است كه از اوصاف ذكر شده در آن آيات، مبرّا باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 19 - 3
3 - لزوم بها دادن به شخصيت يتيمان و ترك تجاوز به حق ارث آنان
لاتكرمون اليتيم . .. و تأكلون التراث أكلاً لمّا
آيه بعد، از حب مال سخن گفته و در اين آيه خوردن ميراث مطرح شده است. ارتباط اين آيات با دو آيه قبل، بيانگر اين است كه هر كس براى يتيمان ارزشى قائل نباشد، ميراث آنان را تصاحب مى كند و هر كس به فكر تغذيه مساكين نباشد، گرفتار مال دوستى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 161 - 6
6 - حرمت به دست آوردن مال با اسباب باطل و غير مشروع
و أكلهم أمول الناس بالبطل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 152 - 1
1 - هرگونه تصرف عدوانى در داراييهاى يتيمان و تجاوز به آن حرام است.
و لاتقربوا مال اليتيم
بيان حرمت تصرف در اموال يتيمان با به كارگيرى فعل «لاتقربوا» (نزديك نشويد)، اشاره به جهاتى دارد; از جمله تصريح و تأكيد بر اين كه هر نوع و مصداقى از تصرف در مال يتيم، ممنوع است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 188 - 8
8 - ناروايى و حرمت چنگ اندازى به اموال ديگران ، حكمى معلوم براى همگان
و لاتأكلوا أمولكم بينكم بالبطل . .. و أنتم تعلمون
برداشت فوق بر اين اساس است كه: مفعول «تعلمون» حرمت تصرف در اموال ديگران - كه از جمله «لاتأكلوا . ..» به دست مى آيد - باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 2 - 5
5 - حرمت تصرف غاصبانه در اموال يتيمان
و اتوا اليتامى اموالهم . .. و لا تاكلوا اموالهم الى اموالكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 4 - 9
9 - حرمت تصرف شوهران در مهريّه زنان ، بدون جلب رضايت كامل آنان
و اتوا النّساء . .. فان طبن لكم عن شىء منه نفساً فكلوه
از مفهوم جمله «فان طبن لكم . .. » (اگر رضايت داشتند از مهريّه بخوريد و در آن تصرف كنيد)، حرمت تصرف بدون رضايت به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 161 - 6
6 - حرمت به دست آوردن مال با اسباب باطل و غير مشروع
و أكلهم أمول الناس بالبطل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 20 - 7،8
7 - غفلت از امتحان هاى الهى ، مايه ترك يتيم نوازى و بى اعتنايى به مسكينان و تصاحب ميراث ديگران و دلبستگى به ثروت است .
ابتليه . .. كلاّ بل لاتكرمون اليتيم . و لاتحضّون ... و تأكلون التراث ... و تحبّ
8 - دنياطلبى و ثروت خواهى ، زمينه ساز بى ارزش انگاشتن يتيمان و دست اندازى به ارث آنان
بل لاتكرمون اليتيم . .. و تأكلون التراث ... و تحبّون المال حبًّا جمًّا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 19 - 2
2 - تجاوز به حق ارث ديگران ، ناروا و نكوهيده است .
و تأكلون التراث أكلاً لمّا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 30 - 3
3 - تصرف نامشروع و باطل در اموال ديگران ، تجاوز و ظلم است .
و لا تقتلوا انفسكم . .. و من يفعل ذلك عدواناً و ظلماً
بنابر اينكه «عدواناً و ظلماً» قيد توضيحى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 24 - 2
2 - افزون طلبى و تصاحب مال ديگران ، ظلم است .
قال لقد ظلمك بسؤال نعجتك إلى نعاجه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 19 - 6
6 - « ارث » عرصه امتحان الهى است و تصاحب كنندگان ميراث ديگران ، بازنده اين امتحان اند .
إذا ما ابتليه . .. و تأكلون التراث أكلاً لمّا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 19 - 1
1 - مردم عصر جاهليت ، با تصرف حق ديگران در ميراث ، سهم آنان را ضميمه سهم خويش مى ساختند .
و تأكلون التراث أكلاً لمّا
«تراث»، «ارث» و «ميراث» به يك معنا است (لسان العرب). «لمّاً» مصدر و به معناى جمع كردن فراوان است (العين). «لَمَمْتُ»; يعنى، ضميمه ساختم (مصباح). «أكل» كنايه از تصرف كامل است; به گونه اى كه چيزى از ميراث باقى نماند. توصيف آن به مصدر (لمّاً)، براى مبالغه است; يعنى، تصرفى كه در كنار حق خود، به طور كامل فراگير حق ديگران نيز باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 161 - 5
5 - يهوديان با اسباب باطل و غير مشروع اموال عمومى و متعلق به جامعه را تصاحب مى كردند .
و أكلهم أمول الناس بالبطل
بدان احتمال كه مراد از «اموال الناس» اموال عمومى كه متعلق به همه مردم است، باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 188 - 2
2 - دستيابى به مال و دارايى هاى ديگران با اسباب باطل ، حرام است .
و لاتأكلوا أمولكم بينكم بالبطل
كلمه «بينكم» قيد براى «أموالكم» است; يعنى، اموالى كه در ميان شماست و هر كس مالك بخشى از آن است. بنابراين جمله «لاتأكلوا ...» چنين معنا مى شود: نبايد هيچ يك از شما مال و دارايى ديگرى را با سببى باطل تصرف كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 188 - 9
9 - چنگ اندازى به اموال و دارايى هاى عمومى ، حرام است .
لتأكلوا فريقاً من أمول الناس بالأثم
مقصود از «أموال الناس» مى تواند اموال و داراييهاى شخصى افراد باشد، همچنين منظور از آن مى تواند اموال عمومى باشد. برداشت فوق ناظر به احتمال دوم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 161 - 4،5
4 - يهوديان با اسباب غير مشروع و باطل اموال ديگران را تصاحب مى كردند .
و أكلهم أمول الناس بالبطل
كلمه «باء» در «بالبطل» سببيه است و مراد از «اموال الناس» مى تواند ثروتهاى متعلق به جامعه همانند معادن، جنگلها و . .. باشد و مى تواند مقصود از آن داراييهاى شخصى ديگران باشد. برداشت فوق بر اساس احتمال دوم است گفتنى است مراد از «اكل» خصوص خوردن نيست بلكه هر نوع تصرفى منظور است.
5 - يهوديان با اسباب باطل و غير مشروع اموال عمومى و متعلق به جامعه را تصاحب مى كردند .
و أكلهم أمول الناس بالبطل
بدان احتمال كه مراد از «اموال الناس» اموال عمومى كه متعلق به همه مردم است، باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 34 - 2
2 - بسيارى از عالمان دينى يهود و نصارا ، اموال مردم را به ناحق و بدون سبب موجه و مشروع ، تصاحب مى كردند .
إن كثيراً من الأحبار و الرهبان ليأكلون أمول الناس بالبطل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 34 - 2
2 - بسيارى از عالمان دينى يهود و نصارا ، اموال مردم را به ناحق و بدون سبب موجه و مشروع ، تصاحب مى كردند .
إن كثيراً من الأحبار و الرهبان ليأكلون أمول الناس بالبطل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 79 - 8
8- مقارن با وقوع داستان موسى و خضر ( ع ) ، پادشاهى ، كلّيه كشتى هاى سالم را در آن منطقه ، مصادره مى كرد .
و كان وراءهم ملك يأخذ كلّ سفينة غصبًا
مراد از «كلّ سفينة» - به قرينه «أن أعيبها» «كلّ سفينة صالحة» بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 79 - 8
8- مقارن با وقوع داستان موسى و خضر ( ع ) ، پادشاهى ، كلّيه كشتى هاى سالم را در آن منطقه ، مصادره مى كرد .
و كان وراءهم ملك يأخذ كلّ سفينة غصبًا
مراد از «كلّ سفينة» - به قرينه «أن أعيبها» «كلّ سفينة صالحة» بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 31 - 6
6 - دست اندازى به دارايى ها ديگران با شيوه هاى باطل ، گناهى بزرگ
لا تاكلوا اموالكم بينكم بالباطل . .. ان تجتنبوا كبائر ما تنهون عنه
به مقتضاى ارتباط اين آيه و آيات قبل، از مصاديق مورد نظر براى گناهان كبيره، همان تصرف ناروا در اموال ديگران است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 161 - 4
4 - يهوديان با اسباب غير مشروع و باطل اموال ديگران را تصاحب مى كردند .
و أكلهم أمول الناس بالبطل
كلمه «باء» در «بالبطل» سببيه است و مراد از «اموال الناس» مى تواند ثروتهاى متعلق به جامعه همانند معادن، جنگلها و . .. باشد و مى تواند مقصود از آن داراييهاى شخصى ديگران باشد. برداشت فوق بر اساس احتمال دوم است گفتنى است مراد از «اكل» خصوص خوردن نيست بلكه هر نوع تصرفى منظور است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 33 - 19
19 - گرفتن مال مردم به زور ، همراه با زدن آنان - در كشور اسلامى ، - محاربه با خدا و رسول است .
انما جزؤا الذين يحاربون اللّه
از امام صادق(ع) درباره كسانى كه در كشور اسلامى با زدن مردم به غارت اموالشان بپردازند، روايت شده: هولاء من اهل هذه الاية «انما جزؤا الذين . .. »
كافى، ج 7، ص 245، ح 2; تفسير برهان، ج 1، ص 465، ح 3.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 10 - 1،2،9
1 - حرمت تصرف ظالمانه و ناروا در اموال يتيمان
انّ الّذين ياكلون اموال اليتامى ظلماً
2 - خوردن ظالمانه مال يتيم در واقع ، خوردن آتش است .
انّ الّذين ياكلون اموال اليتامى ظلماً انّما ياكلون فى بطونهم ناراً
9 - تصرف سرپرست يتيم در مال وى ، به انگيزه شخصى و با قصد عدم پرداخت آن ، ظلم است .
انّ الّذين ياكلون اموال اليتامى ظلماً
امام كاظم (ع) در پاسخ سؤال از تصرف در مال يتيم فرمود: . .. لا ينبغى له ان يأكل الّا القصد ... فان كان من نيّته ان لا يردّه عليهم فهو بالمنزل الذى قال اللّه عزّ و جل: «انّ الّذين ياكلون اموال اليتامى ظلماً».
كافى، ج 5، ص 128، ح 3 ; نورالثقلين، ج 1، ص 450، ح 90.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 34 - 9
9- تصرف بى جا در اموال يتيمان و حيف و ميل آنها ، امرى رايج و شايع در ميان اعراب جاهلى
و لاتقربوا مال اليتيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 34 - 4
4 - كفرپيشگان مكه به ناحق خويشتن را سرپرست مسجدالحرام مى پنداشته و غاصبانه بر آن تسلط داشتند .
و هم يصدون عن المسجدالحرام و ما كانوا أولياؤه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 30 - 2
2 - تصرف به ناحق در اموال ديگران از سر ظلم و تجاوز ، موجب گرفتارى به آتش دوزخ
و لا تقتلوا انفسكم . .. و من يفعل ذلك عدواناً و ظلماً فسوف نُصليه ناراً
بنابر اينكه «ذلك» اشاره به «لا تاكلوا» و يا مجموع «لا تاكلوا . .. و لا تقتلوا» باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 10 - 10
10 - مبعوث شدن خورندگان مال يتيمان به ناروا - در قيامت - در حالى كه آتش از دهانشان شعله مى كشد .
انّ الّذين ياكلون اموال اليتامى
رسول اللّه (صلی الله علیه و آله): يبعث اناس من قبورهم يوم القيامة تأجّج افواههم ناراً. از آن حضرت سؤال شد اينان چه كسانى هستند؟ فرمود: انّ الّذين ياكلون اموال اليتامى ظلماً ... .
تفسير عياشى، ج 1، ص 225، ح 47 ; نورالثقلين، ج 1، ص 448، ح 76.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 2 - 9
9 - تصرف غاصبانه در اموال يتيمان و تأخير در واگذارى آن به ايشان ، گناهى بزرگ
و اتوا اليتامى اموالهم و لا تاكلوا . .. انّه كان حوباً كبيراً
تأخير در پرداخت، از «و اتوا اليتامى» به دست مى آيد ; چون علاوه بر لزوم پرداخت اموال يتيم، دلالت بر پرداخت به موقع آن نيز دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 29 - 10
10 - تصرف نابجا در اموال ديگران ، گناهى بزرگ ، همچون گناه قتل و آدمكشى است .
لا تاكلوا اموالكم بينكم بالباطل . .. و لا تقتلوا انفسكم
بيان حرمت آدمكشى در كنار تصرفات ناروا در اموال ديگران، نشانه همسانى آن دو گناه است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 29 - 18
18 - گرفتن وام بدون توان بازپرداخت آن ، تصرف نابجا در اموال ديگران است .
لا تاكلوا اموالكم بينكم بالباطل
امام صادق (ع) بعد از تلاوت آيه فوق فرمود: . .. و لا يستقرض على ظهره الّا و عنده وفاء ... .
كافى، ج 5، ص 95، ح 2 ; تفسير عياشى، ج 1، ص 236، ح 101.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 21 - 1
1 - خداوند ، بازدارنده انسان از عشقورزى به ثروت و تصاحب حق ديگران و بى توجّهى به نيازمندان و يتيمان
بل لاتكرمون اليتيم . و لاتحضّون ... و تأكلون ... و تحبّون ... كلاّ
حرف «كلاّ»، براى ردع و بازداشتن مخاطب از امورى است كه پيش از آن مطرح بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 79 - 10
10- معيوب بودن كشتى حامل خضر و موسى ( ع ) ، عامل صرف نظر پادشاه غاصب از تصرّف و مصادره آن شد .
فأردت أن أعيبها و كان وراءهم ملك يأخذ كلّ سفينة غصبًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 79 - 9
9- غصب اموال مردم ، حتى از سوى حاكمان ، امرى ناروا است .
و كان وراءهم ملك يأخذ كلّ سفينة غصبًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 20 - 9
9 - خداوند در كمين مردم بى توجّه به يتيمان و مسكينان ، غاصب ارث ديگران و دل بسته به ثروت
إنّ ربّك لبالمرصاد . .. بل لاتكرمون اليتيم . و لاتحضّون ... و تأكلون ... و تحبّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 34 - 19
19- « عن أبى جعفر ( ع ) قال : . . . بعث الله محمداً و . . . أنزل عليه فى سورة بنى اسرائيل بمكة . . . و أنزل نهياً عن أشياء حذّر عليها و لم يغلّظ فيها ولم يتواعد عليها و قال : . . . « و لاتقربوا مال اليتيم إلاّ بالتى هى أحسن حتى يبلغ أشدّه و أوفوا بالعهد إن العهد كان مسئولاً » . . . ;
امام باقر(ع) فرمود:. .. خداوند حضرت محمد(صلی الله علیه و آله) را برانگيخت و ... بر او آياتى از سوره بنى اسرائيل را در مكه نازل فرمود ... كه در آن آيات از چيزهايى نهى كرده كه پرهيز از آنها لازم است; ولى در آن نهيها غلظت و شدت نشان نداده و بر مرتكبين آن موارد وعيد عذاب نداده است و فرمود: ... و لاتقربوا مال اليتيم إلاّ بالتى هى أحسن حتى يبلغ أشده و أوفوا بالعهد إن العهد كان مسئولاً»....
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 188 - 8
8 - ناروايى و حرمت چنگ اندازى به اموال ديگران ، حكمى معلوم براى همگان
و لاتأكلوا أمولكم بينكم بالبطل . .. و أنتم تعلمون
برداشت فوق بر اين اساس است كه: مفعول «تعلمون» حرمت تصرف در اموال ديگران - كه از جمله «لاتأكلوا . ..» به دست مى آيد - باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 108 - 8
8 - لزوم كنترل خشم و احساسات، جهت گرفتار نشدن در دام سخن و حركات جاهلانه
و لاتسبوا الذين . .. فيسبوا الله عدوا بغير علم
كلمات «عدوا» و «بغير علم» بيان انگيزه و زمينه هايى است كه موجب دشنام و حركات غير اخلاقى مشركان مى گردد. و از سوى ديگر هشدارى است به همه كه آدمى نبايد اسير چنين انگيزه هايى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 173 - 3
3 - مظاهر خشم الهى پس از انذار و اخطار ، داراى آثارى هلاكت بار و ويرانگر
فساء مطر المنذرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 50 - 2
2 - خشم و تهديد شديد فرعون ، فاقد كمترين تأثير در ساحران مؤمن به موسى ( ع )
لأُقطّعنّ أيديكم و أرجلكم من خلف . .. قالوا لاضير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 109 - 11
11 - لزوم مراقبت دقيق انسان بر گفته هاى خويش و پرهيز از سخنانى كه موجب سخط خداوند است .
و رضى له قولاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - صف - 61 - 3 - 4
4 - لزوم تلاش براى جلب خشنودى خداوند و اجتناب از عوامل برانگيزاننده خشم او
كبر مقتًا عند اللّه أن تقولوا ما لاتفعلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 35 - 5
5 - هشدار مؤمن آل فرعون به مردم مجادله گر و حق ستيز مصر ، درباره خشم انقلابى و انتقام مؤمنان طرفدار موسى ( ع )
الذين يجدلون فى ءايت اللّه . .. كبر مقتًا ... عندالذين ءامنوا
تذكر مؤمن آل فرعون به فرعونيان، مبنى بر اين كه ستيزه جويى در آيات الهى، موجب بغض و دشمنى مؤمنان مى شود; مى تواند بيانگر اين نكته باشد كه عمل آنان، موجب خشم انقلابى و شورش مؤمنان طرفدار موسى(ع) عليه آنان خواهدگرديد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 18 - 2
2- مريم ( س ) با وحشت از حضور مرد ناشناس نزد وى ، به خداوند پناه برد و او را از خشم خداوند برحذر داشت .
قالت إنّى أعوذ بالرحمن منك إن كنت تقيًّا
مريم(س) به جاى «اللّهم إنّى أعوذ بك» مرد ناشناس را مخاطب ساخت تا ترس از خشم خداوند را در دل او ايجاد كند. «تقوى» ; يعنى قرار دادن خويش در وقاية (مانع) از هر چيز ترسناك (مفردات راغب) و «تقيّاً»; يعنى پرهيزكننده از خطر. به قرينه كلام مريم(س) كه مخاطب خود را از خداوند ترساند، مراد خطر خشم خداوند است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 28 - 3
3 - لزوم تلاش در جهت آرام نمودن خشم و حسادت بر افروخته ديگران در رويارويى با آنان
لئن بسطت . .. ما إنّا بباسط يدى إليك
بيان نحوه برخورد هابيل با برادرش، مى تواند درسى آموزنده براى همگان در موارد مشابه با آن باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 108 - 8
8 - لزوم كنترل خشم و احساسات، جهت گرفتار نشدن در دام سخن و حركات جاهلانه
و لاتسبوا الذين . .. فيسبوا الله عدوا بغير علم
كلمات «عدوا» و «بغير علم» بيان انگيزه و زمينه هايى است كه موجب دشنام و حركات غير اخلاقى مشركان مى گردد. و از سوى ديگر هشدارى است به همه كه آدمى نبايد اسير چنين انگيزه هايى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 81 - 10
10 - موحدان، به جهت توحيد و يكتا پرستى، سزاوار در امان بودن از خشم خداوند هستند.
و لاتخافون أنكم أشركتم بالله . .. فأى الفريقين أحق بالأمن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - شرح - 94 - 1 - 4
4 - توجّه به خدادادى بودن شرح صدر ، مايه اطمينان پيامبر (صلی الله علیه و آله) به دورى اش از قهر و خشم خداوند
ما ودّعك ربّك و ما قلى . .. ألم نشرح لك صدرك
هدف از استفهام در «ألم نشرح. ..» - كه براى تقرير است - با توجّه به ارتباط آن با محتواى سوره قبل، توجّه دادن پيامبر(صلی الله علیه و آله) به
نعمت هايى است كه نشان محبوب بودن او نزد خداوند است تا نگرانى هاى احتمالى آن حضرت از ميان برود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - شرح - 94 - 2 - 8
8 - توجّه به عنايت هاى خداوند در رفع مشكلات رسالت ، مايه اطمينان پيامبر (صلی الله علیه و آله) به دورى اش از قهر و خشم خداوند
ما ودّعك ربّك و ما قلى . .. و وضعنا عنك وزرك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - شرح - 94 - 4 - 7
7 - توجّه پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به خدادادى بودن نعمت خوش نامى ، مايه اطمينان آن حضرت به دورى اش از قهر و خشم خداوند
ما ودّعك ربّك و ما قلى . .. و رفعنا لك ذكرك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 150 - 15
15 - تحريك عواطف ، از روش هاى مؤثر در فرونشاندن غضب *
رجع موسى إلى قومه غضبن . .. قال ابن أم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 118 - 7
7 - براى گريز از خشم خدا ، چاره اى نيست جز پناهنده شدن به درگاه خود او .
لا ملجأ من اللّه إلا إليه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 107 - 4
4- گرفتارى به خشم الهى و عذاب اخروى ، معلول دلبستگى انسان به دنيا و ناديده گرفتن آخرت است .
فعليهم غضب . .. ذلك بأنهم استحبّوا الحيوة الدنيا على الأخرة
بنابر اينكه «ذلك» اشاره به «غضب من الله . ..» باشد، برداشت فوق به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 81 - 17
17 - طغيان گرى در استفاده از نعمت ها ( ناسپاسى ، اسراف و . . . ) ، زمينه ساز فرا رسيدن غضب الهى و سيطره يافتن آن بر انسان است .
كلوا . .. و لاتطغوا فيه فيحلّ عليكم غضبى
«يحلّ»; يعنى، «ينزل» و نزول و اقامت غضب، كنايه از استقرار كامل آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 86 - 9،13،16
9 - پيروى بنى اسرائيل از سامرى و بى توجهى آنان به وعده الهى ، زمينه سازگرفتارى آنان به غضب خداوند بود .
و أضلّهم السامرىّ . .. أم أردتم أن يحلّ عليكم غضب من ربّكم
«أم» در اين آيه منقطعه است و مفاد عبارت «أم أردتم» اين است كه دليل گوساله پرستى شما، تأخير وعده نبود; بلكه شما به گونه اى عمل كرديد كه علاقه مندان به غضب الهى عمل مى كنند. بنابراين، جمله «أردتم...» استعاره است و نماى كار آنان را نشان مى دهد.
13 - عهدشكنى با پيامبران و تخلف از قول و قرار با آنان ، زمينه ساز گرفتار شدن به غضب الهى است .
أم أردتّم أن يحلّ عليكم غضب من ربّكم فأخلفتم موعدى
16 - گمراهى پس از هدايت و شركورزى پس از توحيد ، زمينه ساز گرفتارى به خشم سنگين و پايدار خداوند و عذابى سخت و طولانى از جانب او
أضلّهم السامرىّ . .. أم أردتّم أن يحلّ عليكم غضب من ربّكم
«حلول غضب» بر رسوخ و دوام آن و نكره بودن «غضب» بر عظمت آن دلالت دارد. فرود آمدن غضب الهى، كنايه از نزول عذاب است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 109 - 12
12 - گفتار ها ، داراى نقشى بسيار مؤثر در سرنوشت انسان و كسب رضايت و يا سخط خداوند
لاتنفع الشفعة . .. و رضى له قولاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 45 - 2
2 - ظلم و بى دادگرى جوامع پيشين ، سبب گرفتار شدن آنان به خشم خداوند و هلاكت و نابوديشان با عذاب او
و إن يكذّبوك فقد كذّبت قبلهم. .. فكأيّن من قرية أهلكنها و هى ظالمة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 52 - 7
7 - انحراف از خط مشى زندگى تعيين شده از سوى خدا ، برانگيزاننده خشم الهى و درپى دارنده عذاب او
يأيّها الرسل . .. كلوا من الطّيّبت ... و أنا ربّكم فاتّقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 121 - 7
7 - اصرار اكثريت افراد جامعه بر كفرورزى و حق ناپذيرى ، زمينه ساز نزول عذاب و گرفتار شدن آنان به خشم و قهر الهى
إنّ فى ذلك لأية و ما كان أكثرهم مؤمنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 174 - 6
6 - اصرار اكثريت افراد جامعه بر كفرورزى و حق ناپذيرى ، زمينه ساز نزول عذاب و گرفتار شدن به خشم و قهر الهى
إنّ فى ذلك لأية و ما كان أكثرهم مؤمنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 82 - 10
10 - « عن أبى سعيد الخدرى قال : سئل رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) عن قول اللّه « إذا وقع القول عليهم أخرجنالهم دابّة من الأرض تكلّمهم » قال إذا تركوا الأمر بالمعروف و النهى عن المنكر وجب السخط عليهم ;
از ابى سعيد خدرى روايت شده كه از رسول اكرم(صلی الله علیه و آله) درباره سخن خدا «إذا وقع القول عليهم أخرجنا لهم دابّة من الأرض تكلّمهم» سؤال شد، فرمود: زمانى كه امر به معروف و نهى از منكر را ترك كنند، غضب خدا بر آنان محقق مى گردد».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 39 - 8
8 - كفر ، موجب خشم شديد خداوند شده و حاصلى جز آن ندارد .
و لايزيد الكفرين كفرهم عند ربّهم إلاّ مقتًا
«مقت» (در مقابل «حبّ») به معناى بغض و خشم شديد است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 55 - 1،2،3
1 - فرعونيان با اطاعت كوركورانه از فرعون ، خشم و عذاب الهى را براى خويش فراهم آوردند .
فلمّا ءاسفونا انتقمنا منهم
2 - پيروى از جباران و ستم پيشگان ، درپى دارنده خشم و عذاب الهى است .
فأطاعوا . .. فلمّا ءاسفونا انتقمنا منهم
3 - خشم و انتقام خداوند از انسان ها ، ناشى از عملكرد خود آنان است .
فأطاعوا . .. فلمّا ءاسفونا انتقمنا منهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 23 - 2
2- فسادگرى در زمين و گسستن از خويشاوندان ، موجب خشم و نفرين الهى
تفسدوا فى الأرض و تقطّعوا أرحامكم . أولئك الذين لعنهم اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 28 - 3،5،10
3- پيروى از فريب ها و زيبانمايى هاى شيطان و اطاعت از كافران ، مايه خشم الهى و عذاب
الشيطن سوّل لهم . .. سنطيعكم فى بعض الأمر ... ذلك بأنّهم اتّبعواما أسخط اللّه
برداشت بالا بنابراين نكته است كه «اتّبعوا ما أسخط اللّه» به آنچه در آيات پيشين تحت عنوان «الشيطان سوّل لهم» و «قالوا . .. سنطيعكم فى بعض الأمر» آمده است، نظر داشته باشد.
5- حركت در مسير خشم الهى و بيزارى از رضاى او ، مايه حبط اعمال
اتّبعوا ما أسخط اللّه و كرهوا رضونه فأحبط أعملهم
10- رضا و رحمت حق ، اصلى ازلى و جارى در نظام آفرينش ، و خشم الهى زاييده اعمال آدميان *
اتّبعوا ما أسخط اللّه و كرهوا رضونه
«أسخط» (از باب افعال) بيانگر ايجاد است; ولى «رضوان» (به صورت اسم) مى نماياند كه رضا و رحمت حق، همواره گسترده بوده و خواهد بود و تنها كافى است كه انسان بدان تمايل داشته و از آن بهره گيرد، برخلاف خشم و كيفر الهى كه با نفس عمل انسان، پديد آمده و ايجاد مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 120 - 13
13 - گام نهادن مؤمنان در هر ميدان و زمينه اى كه خشم كافران را به دنبال داشته باشد ، عمل صالح و داراى اجر است .
و لا يطئون موطئاً يغيظ الكفار . .. إلا كتب لهم به عمل صلح
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 29 - 35،40
35- سرعت گسترش اسلام ، از پيدايش تا استقرار و شكوفايى آن ، مايه شگفتى دين شناسان و خشم كافران
كزرع . .. يعجب الزرّاع ليغيظ بهم الكفّار
40- جامعه مقتدر و اصيل اسلامى ، برانگيزاننده خشم كافران و نه دوستى ايشان
كزرع أخرج شطه . .. ليغيظ بهم الكفّار
از تعبير «ليغيظ» استفاده مى شود كه كافران، ناگزير در قبال رشد امت اسلامى موضع خصمانه مى گيرند و انتظار دوستى از آنان
بى جا و بى مورد است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قلم - 68 - 51 - 2
2 - تلاوت آيات قرآن از سوى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، خشم و كينه كافران را به شدت برمى انگيخت .
و إن يكاد الذين كفروا ليزلقونك بأبصرهم لمّا سمعوا الذكر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 72 - 5
5 - خشمگين شدن كافران صدراسلام و ظهور آثار كينه و نفرت در چهره آنان ، به هنگام شنيدن آيات قرآن و معارف توحيدى آن
و إذا تتلى عليهم ءايتنا بيّنت تعرف فى وجوه الذين كفروا المنكر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 72 - 6
6 - بر افروختگى مشركان با شنيدن آيات قرآن و خشم حاصل از آن ، به حدى بود كه آنان را در آستانه حمله و تهاجم به كسانى قرار مى داد كه آيات قرآن را بر آنها تلاوت مى كردند .
يكادون يسطون بالذين يتلون عليهم ءايتنا
«سَطْو» (مصدر «يسطون») به معناى تهاجم و حمله است; يعنى، چيزى نمانده كه مشركان با كسانى كه آيات ما را بر آنان مى خوانند گلاويز شوند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قلم - 68 - 48 - 3
3 - هشدار خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مبنى بر شتاب نكردن در غضب و نفرين بر مردم و جدا شدن از آنان ، مانند شتاب كردن يونس ( ع ) در اين باره
و لاتكن كصاحب الحوت إذ نادى و هو مكظوم
مفسران بر آنند كه اين آيه، به داستانى از يونس(ع) اشاره دارد كه در سوره «انبيا» (آيه 87) بيان شده است: «و ذاالنون إذ ذهب
مغاضباً فظنّ أن لن نقدر عليه فنادى فى الظلمات. ..».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 37 - 9،10
9 - چشم پوشى از خطاى ديگران ، به هنگام خشم ، از صفات مهم اهل ايمان
للذين ءامنوا . .. الذين ... و إذا ما غضبوا هم يغفرون
اهميت اين صفت، از تخصيص به ذكر يافتن آن، استفاده مى شود.
10 - در گذشتن از خطاى ديگران به هنگام غضب ، مايه برخوردارى انسان از نعمت هاى جاودان آخرت
و ما عند اللّه . .. للذين ءامنوا ... و إذا ما غضبوا هم يغفرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 86 - 2
2 - ارتداد مردم و گمراه شدن آنان پس از هدايت ، مقوله اى سزاوار به خشم آمدن و فرو رفتن در حزن و اندوه
و أضلّهم السامرىّ . فرجع موسى إلى قومه غضبن أسفًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 162 - 7،8،9
7 - خيانتكارى و اختلاس ، زمينه ساز خشم و غضب الهى
و من يغلل يأت بما غلّ . .. افمن اتّبع رضوان اللّه كمن بآء بسخط من اللّه
از مصاديق مورد نظر براى «من بآء بسخط»، خيانتكارانى هستند كه در آيه قبل به رسوايى آنان اشاره رفت.
8 - ترك صحنه پيكار و شركت نجستن در آن ، زمينه ساز خشم خداوند
انّ الّذين تولّوا منكم . .. كمن بآء بسخط من اللّه
9 - نسبت خيانت به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، زمينه ساز خشم و غضب الهى
ما كان لنبىّ ان يغلّ . .. كمن بآء بسخط من اللّه
جمله «كمن بآء بسخط» مى تواند اشاره به كسانى باشد كه به ساحت پاك پيامبر (صلی الله علیه و آله) چنين اتهاماتى را وارد كردند ; چنانچه در آيه قبل بدان اشاره شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 41 - 7
7 - ظلم و بيدادگرى ، مايه دور شدن از رحمت خدا و گرفتار شدن به خشم و غضب او
فبعدًا للقوم الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 108 - 3
3 - خداوند ، بيزار و خشمگين از سخن گفتن دوزخيان با او
ربّنا أخرجنا منها . .. قال اخسئوا فيها و لاتكلّمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 7 - 6
6 - نسبت دادن دروغين زنا به زنان پاكدامن ، در پى دارنده لعنت خدا ( محروم شدن از رحمت خدا و گرفتار شدن به خشم و غضب او )
والخمسة أنّ لعنت اللّه عليه إن كان من الكذبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 23 - 2
2 - قذف زنان پاكدامن ، نجيب و مؤمن ( نسبت دادن زنا به آنان ) ، در پى دارنده خشم الهى و محروميت از رحمت او
إنّ الذين يرمون المحصنت الغفلت المؤمنت لعنوا فى الدنيا و الأخرة
«لعن» (مصدر «لعنوا»)، به معناى طرد كردن و دور ساختن فرد از خير و نيكى است (لسان العرب). و هم چنين طرد برخاسته از خشم و غضب مى باشد (مفردات راغب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 45 - 8
8 - تكذيب پيامبران الهى ، غضب و عذاب الهى را در پى دارد .
فكذّبوا رسلى فكيف كان نكير
«نكير» به معناى منكر و مكروه و كنايه از غضب الهى است. گفتنى است كه نكير به «ى» محذوف اضافه شده و به منزله «نكيرى لهم» مى باشد. بنابراين، معنا چنين مى شود: آنان پيامبران مرا تكذيب كردند; به هنگام آمدن عذاب من، چه وضع و حالى خواهند داشت؟
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 16 - 13
13 - تلاش در جهت ايجاد ترديد در باور هاى دينى مسلمانان ، موجب خشم و عذاب الهى است .
و الذين يحاجّون فى اللّه . .. عليهم غضب و لهم عذاب شديد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 28 - 1
1- عذاب منافقان به هنگام مرگ ، معلول پيروىِ آنان از آنچه مورد خشم الهى است .
يضربون وجوههم و أدبرهم . ذلك بأنّهم اتّبعوا ما أسخط اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - صف - 61 - 3 - 5
5 - « عن هِشام بن سالم قال : سمعت أباعبداللّه ( ع ) يقول : عِدةُ المؤمن أخاه نذرٌ لا كفّارةَ له فمن أخلف فَبِخُلْفِ اللّه بَدأ و لمَقْته تعرّض و ذلك قوله : « يا أيّها الذين آمنوا لِمَ تقولون ما لاتفعلون . كبر مقتاً عنداللّه أن تقولوا ما لاتفعلون » ;
هشام بن سالم گويد: از امام صادق(ع) شنيدم كه مى فرمود: وعده مؤمن به برادر مؤمنش، نذرى است كه كفّاره ندارد. [ولى ]كسى كه خلف وعده كند، نخست با خدا خلف وعده كرده و خود را در معرض خشم او قرار داده است و اين، سخن خداوند است كه فرمود: يا أيّها الذين آمنوا لِمَ تقولون ما لاتفعلون . كبر مقتاً عنداللّه أن تقولوا ما لاتفعلون».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 27 - 1
1 - شدت يافتن خشم فرعون نسبت به موسى ( ع ) با تأكيد موسى بر ربوبيت خداى يگانه هستى
قال ربّكم و ربّ ءابائكم الأوّلين . قال إنّ رسولكم... لمجنون
متهم كردن موسى به جنون، نشان دهنده شدت خشم فرعون است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 55 - 1،2
1 - خشم فرعونيان از گريز شبانه بنى اسرائيل به منظور ترك ديار مصر
و إنّهم لنا لغائظون
2 - اعمال و رفتار بنى اسرائيل ، هميشه مايه خشم و نگرانى فرعونيان
و إنّهم لنا لغائظون
تعبير«غائظون» (به صيغه وصف) مى تواند بيانگر اين مطلب باشد كه خشم فرعونيان، تنها به علت حركت اخير بنى اسرائيل نبود; بلكه معمولاً حركات بنى اسرائيل مايه خشم و غضب آنان مى شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 58 - 1
1- چهره مشركان دوران جاهلى ، به هنگام دريافت خبر دختردار شدن ، از شدت غضب و ناراحتى ، دگرگون مى شد .
و إذا بشّر أحدهم بالأُنثى ظلّ وجهه مسودًّا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 17 - 1
1 - خشم و ناراحتى شديد عرب جاهلى ، به هنگام اطلاع يافتن از تولد فرزندى دختر براى او
و إذا بشّر أحدهم . .. و هو كظيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 86 - 1
1 - موسى ( ع ) در پى آگاه شدن از گمراهى بنى اسرائيل همراه با خشم و اندوهى شديد ، به نزد آنان بازگشت .
و أضلّهم السامرىّ . فرجع موسى إلى قومه غضبن أسفًا
با توجه به آيات ديگر قرآن در اين زمينه و نيز قرينه هاى موجود در همين آيات، چنين برمى آيد كه گمراه شدن بنى اسرائيل به دست سامرى در ميقات چهل روزه موسى(ع)، اتفاق افتاده بود و رجوع موسى(ع) به قوم خود نيز پس از پايان ميقات بوده است. «غضبان» - چنان كه برخى از اهل لغت گفته اند - به شخصى گفته مى شود كه غضب شديدى داشته باشد و «أسف» به فرد خشمگينى گفته مى شود كه بر چيزى افسوس مى خورد (لسان العرب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 94 - 1
1 - موسى ( ع ) با مشاهده گوساله پرستى بنى اسرائيل ، پس از بازگشت از ميقات ، به شدت خشمگين شد .
يبنؤُمّ لاتأخذ بلحيتى و لابرأسى
گرفتن سر و ريش هارون، نشان شدت از ناراحتى موسى(ع) در مورد انحراف بنى اسرائيل دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 18 - 7
7 - برانگيخته شدن خشم موسى ( ع ) با مشاهده مرد اسرائيلى در حال درگيرى مجدد با يكى ديگر از قبطيان
قال له موسى إنّك لغوىّ مبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 84 - 13
13- يعقوب ( ع ) بر عملكرد فرزندانش درباره يوسف ( ع ) و بنيامين خشمگين بود و همواره خشم خود را فرو مى برد و از ابراز آن خوددارى مى كرد .
و تولّى عنهم . .. فهو كظيم
«كظيم» مى تواند به معناى اسم فاعل كاظم باشد ; يعنى ، كسى كه غم و اندوه يا خشم و غضب خويش را فرو مى برد و از ابراز آن خوددارى مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 87 - 3،22
3- رفتار قوم يونس ، خشم شديد آن حضرت را برانگيخت و موجب ناخرسندى او شد .
إذ ذهب مغضبًا
22 - « عن أبى جعفر ( ع ) فى قوله : « و ذاالنون إذ ذهب مغاضباً » يقول : من أعمال قومه « فظنّ أن لن نقدر عليه » يقول : ظنّ أن لن يعاقب بما صنع ;
از امام باقر(ع) در باره قول خدا «و ذاالنون إذ ذهب مغاضباً» روايت شده كه: غضب يونس(ع) از اعمال قومش بود [و در معناى] «فظنّ أن لن نقدر عليه» فرمود: يونس(ع) گمان كرد كه او در برابر آن چه انجام داده مجازات نمى شود».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 15 - 2
2 - مرگ و ذلت مشركان متجاوز ، فرونشان شعله هاى خشم در سينه هاى مؤمنان صدر اسلام
قتلوهم يعذبهم اللّه . .. و يذهب غيظ قلوبهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 62 - 13
13 - رهايى يافتن يهود از خوارى و درماندگى و برطرف شدن غضب الهى از آنان ، در گرو ايمان واقعى ايشان به خدا و قيامت و انجام اعمال صالح است .
ضربت عليهم الذلة و المسكنة . .. من ءامن باللّه و اليوم الأخر و عمل صلحاً فلهم أج
در آيه قبل بيان شد كه يهود بر اثر كفر و گناه به خوارى، ذلت و غضب گرفتار شدند. آيه مورد بحث خصوصاً با توجه به اينكه از يهوديان نام برده (والذين هادوا) مى تواند اشاره به اين باشد كه: راه نجات يهود از آن سرنوشت شوم ايمان و عمل صالح است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 12 - 1،2
1 - تكذيب كنندگان قيامت ، آواى خشمگين و جوش و خروش آتش جهنم را از دور در قيامت خواهند شنيد .
إذا رأتهم من مكان بعيد سمعوا لها تغيّظًا و زفيرًا
«تغيظ»، به معناى شدت غضب و خشم و «زفير» به معناى گرفتن سينه از شدت غم و به جوش و خروش افتادن است (برگرفته از لسان العرب و مفردات راغب).
2 - آتش جهنم به هنگام ديدن تكذيب كنندگان قيامت از راه دور ، به جوش و خروش آمده و فرياد خشمگينانه سرخواهد داد .
إذا رأتهم من مكان بعيد سمعوا لها تغيّظًا و زفيرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 93 - 3
3 - شدت غضب و خشم ابراهيم ( ع ) ، به هنگام شكستن بت ها و معبودها
فراغ عليهم ضربًا باليمين
گفتوگوى ابراهيم(ع) با بت ها - با آن كه آن حضرت مى دانست كه آنها از سخن گفتن ناتوان اند - مى تواند به منظور تقويت روح غضب و خشم خود نيست به آنها باشد تا عمل شكستن آنها خشمگينانه انجام گيرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 25 - 3،6
3 - احزاب متّحد ، در حالى از محاصره مدينه نااميد و پراكنده شدند كه آكنده از خشم بودند .
و ردّ اللّه الذين كفروا بغيظهم
«باء» در «بغيظ» براى ملابسه است و «بغيظهم» حال براى موصول «الذين كفروا» است.
6 - آكنده شدن احزاب متّحد از خشم و غضب ، معلول ناكامى آنان در تلاش شان بود .
و ردّ اللّه الذين كفروا بغيظهم لم ينالوا خيرًا
«لم ينالوا خيراً» مى تواند حال براى «الذين كفروا» باشد و احتمال دارد كه براى بيان «بغيظهم» باشد. برداشت بالا، بنابر احتمال دوم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 9 - 14
14- اقوام كافر در برخورد با دلايل روشن انبيا ، بشدت ناراحت و غضبناك مى شدند و به صراحت موضع كفرآلود خود را اعلام مى كردند .
جاءتهم رسلهم بالبيّنت فردّوا أيديهم فى أفوههم و قالوا إنا كفرنا بما أُرسلتم به
مراد از «ردّوا أيديهم فى أفواههم» كنايه از غضب و خشم آنهاست كه در آيات ديگر نيز آمده است (غضوا عليكم الأنامل من الغيظ).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 112 - 8،11،12
8 - اهل كتاب ( يهود ) ، همواركننده غضب الهى بر خويشتن
و باءُو بغضب من اللّه
11 - كفر مستمر يهود به آيات الهى و كشتن نارواى پيامبران ، موجب ذلت ، درماندگى و گرفتارى آنان به غضب الهى
ضربت عليهم الذّلّة . .. و باءُو بغضب من اللّه و ضربت عليهم المسكنة ذلك بانّهم كا
12 - عصيان يهود و تعدّى و تجاوز مستمر آنان ، موجب ذلت ، درماندگى و گرفتارى آنان به غضب الهى
ضربت عليهم الذّلّة . .. ذلك بما عصوا و كانوا يعتدون
بنابر اينكه «ذلك بما عصوا»، اشاره به ذلّت و . .. باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 113 - 4
4 - برخى از اهل كتاب به خاطر گرايش هاى ايمانى و رفتار پسنديده ، مصون از ذلّت و درماندگى و غضب الهى
ضربت عليهم الذّلّة . .. ليسوا سوآءً من اهل الكتب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 114 - 14
14 - صالحان از اهل كتاب ، آسوده از ذلّت و مسكنت و ايمن از غضب الهى
ضربت عليهم الذّلّة . .. ليسوا سواءً من اهل الكتب امّة قائمة ... و اولئك من الصال
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 116 - 2
2 - اموال و اولاد ، تنها تكيه گاه به هنگام ذلت و ابتلاى به غضب الهى ، از ديدگاه اهل كفر
ضربت عليهم الذّلّة . .. و باءُو بغضب من اللّه ... انّ الذين كفروا لن تغنى
ظاهراً منظور از «الذين كفروا»، همان جناح اهل كتاب هستند كه در آيات سابق وضعيت آنان بيان شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 87 - 8
8- امكان دچار شدن پيامبران به خشم ناروا و گمان نادرست *
إذ ذهب مغضبًا فظنّ أن لن نقدر عليه
برداشت ياد شده با الغاى خصوصيت از يونس(ع) به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 98 - 5
5 - نارضايتى و خشم شديد برخى از باديه نشينان از انفاق هاى مالى و پرداخت ماليات به پيامبر (صلی الله علیه و آله) و حكومت اسلامى
و من الأعراب . .. و يتربّص بكم الدوائر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 18 - 8
8 - پرخاش كردن موسى ( ع ) نسبت به مرد اسرائيلى
قال له موسى إنّك لغوىّ مبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 49 - 1
1 - خشم و برآشفتن فرعون از ايمان سريع ساحران به موسى ( ع ) ، بدون رخصت و اجازه وى
قال ءامنتم له قبل أن ءاذن لكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 22 - 4
4 - مأموران دورخ ، آكنده از خشم و نفرت نسبت به دوزخيان
كلّما أرادوا . .. و ذوقوا عذاب الحريق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 123 - 6
6 - لزوم به كارگيرى شدت و خشم ، در جنگ با دشمنان كفرپيشه
قتلوا الذين يلونكم من الكفار و ليجدوا فيكم غلظة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 87 - 22
22 - « عن أبى جعفر ( ع ) فى قوله : « و ذاالنون إذ ذهب مغاضباً » يقول : من أعمال قومه « فظنّ أن لن نقدر عليه » يقول : ظنّ أن لن يعاقب بما صنع ;
از امام باقر(ع) در باره قول خدا «و ذاالنون إذ ذهب مغاضباً» روايت شده كه: غضب يونس(ع) از اعمال قومش بود [و در معناى] «فظنّ أن لن نقدر عليه» فرمود: يونس(ع) گمان كرد كه او در برابر آن چه انجام داده مجازات نمى شود».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 123 - 6
6 - لزوم به كارگيرى شدت و خشم ، در جنگ با دشمنان كفرپيشه
قتلوا الذين يلونكم من الكفار و ليجدوا فيكم غلظة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 17 - 1
1 - كافران ، مورد غضب و نفرين خداوند و مشمول شديدترين توبيخ هاى او هستند .
قتل الإنسن ما أكفره
فعل ماضى (قتل الإنسان) براى نفرين بكار رفته است. مفاد نفرين هاى خداوند توبيخ و تهديد است; زيرا معناى حقيقى نفرين، درباره او قابل تصور نيست. «ال» در «الإنسان» - به قرينه «فلينظر الإنسان...» در آيات بعد - براى ماهيت است و جمله «ما أكفره» نشان مى دهد كه در نفرين «قتل الإنسان»، تنها كافران مد نظر مى باشند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قلم - 68 - 51 - 1
1 - نگاه كافران به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، نگاهى خشم آلود و كينه توزانه بود .
و إن يكاد الذين كفروا ليزلقونك بأبصرهم
«زَلَق» (مرادف «ذلل») به معناى لغزيدن و سقوط كردن است و عبارت «ليزلقونك بأبصارهم» كنايه از اين است كه كافران، با نگاه خشم گينانه و كينه توزانه، به پيامبر(صلی الله علیه و آله) مى نگريستند; مانند آن كه گفته مى شود: فلان كس آن چنان به من نگاه مى كند، كه گويا مى خواهد مرا با نگاهش بخورد و يا بكشد; يعنى، اگر براى او ممكن باشد كه با نگاهش مرا بخورد و يا بكشد، چنين خواهد كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 106 - 13
13- مرتدان ، مورد غضب و خشم خداوندند .
من كفر بالله من بعد إيمنه . .. فعليهم غضب من الله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 55 - 7
7- غضب شديد خداوند از مشركان ناسپاس رهيده از مشكلات و ناگواريها
ثمّ إذا كشف الضرّ عنكم إذا . .. بربّهم يشركون ... فتمتّعوا فسوف تعلمون
التفات از غيبت به خطاب، احتمال دارد براى بيان شدت غضب و سخط خداوند باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ماعون - 107 - 2 - 5
5 - توجّه به سقوط اخلاقى منكران معاد ، تا حد خشونت با يتيمان ، مايه پرهيز از تكذيب آخرت است .
فذلك الذى يدعّ اليتيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 87 - 7،8
7- يونس ( ع ) در بيرون آمدن از ميان قوم كافر خود و هجرت به سرزمين ديگر ، دچار خشم بى جا و گمان نادرست شد . *
إذ ذهب مغضبًا فظنّ أن لن نقدر عليه
8- امكان دچار شدن پيامبران به خشم ناروا و گمان نادرست *
إذ ذهب مغضبًا فظنّ أن لن نقدر عليه
برداشت ياد شده با الغاى خصوصيت از يونس(ع) به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 94 - 4
4 - غضب كردن به جهت مشاهده انحرافات و گمراهى ها ، ممدوح است .
لاتأخذ بلحيتى و لابرأسى
نقل ماجراى غضب موسى(ع) - كه در گرفتن موهاى سر و ريش برادر تجسم يافته بود - بدون نكوهش و مذمت آن، بر پسنديده بودن اين حالت در مورد امور دينى دلالت دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 61 - 24
24 - بنى اسرائيل ، به غضب و خشم خداوند گرفتار شدند .
و باءو بغضب من اللّه
«باءو» به معناى بازگشتند، است. «باء» در «بغضب» براى ملابست و مصاحبت مى باشد; يعنى، بازگشتند در حالى كه غضب و خشم خدا را به دوش مى كشيدند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 90 - 15،16،17،18
15 - يهوديان ، مردمى گرفتار شده به غضب و خشم خداوند
فباء و بغضب على غضب
16 - يهوديان ، بر اثر انكار رسالت پيامبر و كفر به قرآن ، خشم خداوند را بر خويش هموار ساختند .
أن يكفروا بما أنزل اللّه بغياً أن ينزل اللّه . .. فباء و بغضب على غضب
«باءوا» به معناى «بازگشتند» است. حرف «باء» در «بغضب» باى مصاحبت يا ملابست مى باشد; يعنى، يهوديان از آن مبادله (فروختن خويش به كفر) باز آمدند، در حالى كه غضب الهى را به همراه داشتند.
17 - يهوديان به خاطر كفرشان به تورات ، مورد غضب و خشم خدا قرار گرفتند .
أن يكفروا بما أنزل اللّه . .. فباء و بغضب على غضب
تفريع جمله «باءوا . ..» بر جمله هاى سابق، بيانگر آن است كه: منشأ خشم خدا بر يهود، كافر شدن به قرآن و تورات از يكسو و حسدورزى و اعتراض آنان به خداوند از سوى ديگر است و لذا مى توان گفت: «غضب» اول به خاطر كفر آنان و «غضب» دوم به خاطر حسادت و اعتراضشان مى باشد.
18 - آنان كه على رغم اطمينان به حقانيت قرآن بدان كافر شوند ، به خشم و غضب خدا گرفتار خواهند شد .
أن يكفروا بما أنزل اللّه . .. فباء و بغضب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 205 - 10،11،16
10 - مُفسد ، مبغوض خداوند است .
و اللّه لا يحب الفساد
11 - نابود كردن كشاورزى و نسل كشى ، مبغوض خداوند
و اذا تولى . .. و يهلك الحرث و النسل و اللّه لا يحب الفساد
16 - حاكمان فاسد و فسادانگيز ، مبغوض خداوند هستند .
اذا تولى . .. و اللّه لا يحب الفساد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 21 - 13
13 - شدت غضب خداوند ، از كشتن انبيا و عدالتخواهان *
و يقتلون النّبيّن بغير حق و يقتلون الذين يأمرون بالقسط
بنظر مى رسد تكرار كلمه «يقتلون» براى بيان مبغوضيّت قتل باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 28 - 20
20 - اعتقاد به بازگشت انسان به سوى خداوند ، مقتضى پرهيز از قهر او
و يحذّركم اللّه نفسه و الى اللّه المصير
«الى اللّه المصير»، بيانگر احاطه قدرت خداوند بر انسان است; پس بايد از قهر خداوند پرهيز كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 29 - 4
4 - توجه به علم و قدرت مطلق الهى ، مقتضى پرهيز از قهر او *
و يحذركم اللّه نفسه . .. قل ان تخفوا ما فى صدوركم ... يعلمه اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 30 - 3،12
3 - قيامت ، روز تحقق عقاب و قهر الهى و يافتن اعمال خير و شر
و يحذّركم اللّه نفسه . .. يوم تجد كل نفس ما عملت من خير ... من سوء
12 - اعتقاد به حضور اعمال نيك و بد آدمى در قيامت ، عامل پرهيز از قهر خداوند
يوم تجد كلّ نفس . .. و يحذركم اللّه نفسه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 77 - 11،15،25
11 - سوداگران عهد الهى و پيمان شكنان ، مورد غضب الهى و محروم از سخن گفتن و توجه نمودن خداوند به آنان در آخرت
انّ الّذين يشترون . .. و لا يكلّمهم اللّه و لا ينظر اليهم يوم القيمة
15 - علماى اهل كتاب به لحاظ سوداگرى بر سر عهد الهى و پيمان شكنى ، مورد غضب خداوند ، و محروم از سخن و نظر او در قيامت و بى بهره از تزكيه او
و منهم من ان تأمنه بدينار . .. انّ الذين يشترون ... و لا يكلّمهم اللّه و لا ينظر
25 - كسى كه با سوگند دروغ مال مسلمانى را به چنگ آورد ، مورد غضب الهى است .
انّ الّذين يشترون بعهد اللّه . .. لهم عذاب اليم
رسول اللّه (صلی الله علیه و آله): من حلف يميناً يقتطع بها مال اخيه، لقى اللّه عز و جل و هو عليه غضبان فانزل اللّه تصديق ذلك فى كتابه «ان الذين يشترون . .. ».
امالى شيخ طوسى، ج 1، ص 368، جزء 12 ; نورالثقلين، ج 1، ص 355، ح 193.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 162 - 1،2،11
1 - دسته اى از مردم جوينده رضا و خشنودى خدا و گروهى زمينه ساز خشم و غضب الهى بر خود
افمن اتّبع رضوان اللّه كمن بآء بسخط من اللّه
2 - يكسان نبودن سرنوشت مؤمنان جوينده خشنودى خداوند ، با همواركنندگان غضب و خشم الهى بر خويش
افمن اتّبع رضوان اللّه كمن بآء بسخط من اللّه
11 - دوزخ ، جايگاه و فرجام شوم آنانكه خشم و غضب الهى را بر خويش هموار ساخته اند .
كمن بآء بسخط من اللّه و مأويه جهنّم و بئس المصير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 163 - 2،3،8
2 - جويندگان خشنودى و غضب الهى ، هر كدام داراى درجه و جايگاه متفاوت در پيشگاه خداوند هستند .
افمن اتّبع رضوان اللّه كمن بآء بسخط . .. هم درجات عند اللّه
در برداشت فوق ضمير «هم» به دو گروه مذكور در آيه قبل برگردانده شده و كاربرد درجه در مورد غضب شدگان از جهت تغليب است.
3 - همواركنندگان غضب الهى بر خويشتن ، داراى جايگاه هاى شومِ متفاوت در پيشگاه خداوند *
كمن بآء بسخط من اللّه . .. هم درجات عند اللّه
در برداشت فوق، «هم» به خصوص «كمن بآء بسخط» برگردانده شده است و مؤيّد اين احتمال، نزديك بودن ضمير «هم» به مرجعش (كمن بآء) است.
8 - توجه به بينايى گسترده خداوند بر اعمال و رفتار آدمى ، برانگيزنده وى به جلب رضايت خداوند و پرهيز از موجبات خشم او
افمن اتّبع رضوان اللّه كمن بآء بسخط من اللّه . .. و اللّه بصير بما يعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 22 - 7
7 - ازدواج با همسر پدر ( و يا زنى كه پدر با او آميزش كرده ) ، زشت و مورد خشم خدا و روشى ناپسند است .
و لا تنكحوا ما نكح اباءُوكم . .. انّه كان فاحشةً و مقتاً و ساء سبيلاً
«مقت»، به معناى خشم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 93 - 1
1 - خلود در جهنّم ، غضب و لعنت الهى ، كيفر كشتن مؤمن از روى عمد
و من يقتل مؤمنا متعمّداً فجزاؤه جهنّم خالداً فيها و غضب اللّه عليه و لعنه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 154 - 3
3 - نقض ميثاق از سوى يهود ، سبب شد تا خداوند بر آنان خشم گيرد و كوه طور را بر سر آنان بالا برد .
و رفعنا فوقهم الطور بميثقهم
برداشت فوق بر اين اساس است كه نقض ميثاق و تصميم بر ادامه نقض ميثاق علت برافراشتن كوه طور باشد ; بنابراين جمله «و رفعنا . ..» يعنى بدان سبب كه پيمان الهى را شكستند و تصميم بر ادامه پيمان شكنى داشتند، به عنوان تهديد، كوه طور را بر سر آنان بالا برده و مسلط ساختيم.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 60 - 13،16،17،18،19
13 - گرفتاران به لعنت و غضب خدا ، مسخ شدگان و طاغوت پرستان اهل كتاب خود سزاوار استهزا و نه مؤمنان به خدا و كتب آسمانى
الذين اتخذوا دينكم هزواً . .. منهم القردة و الخنازير و عبد الطغوت
16 - گرفتاران به لعنت الهى و غضب الهى ، مسخ شدگان و طاغوت پرستان ، داراى بدترين جايگاه و منزلت در پيشگاه خداوند
من لعنه اللّه . .. و عبد الطغوت أولئك شر مكاناً و اضل عن سواء السبيل
با توجه به ارتباط اين آيه با آيه قبل كه روى سخن را با اهل كتاب قرار داده بود.
17 - بدترين جايگاه دوزخ از آن مسخ شدگان ، پرستندگان طاغوت ، گرفتاران به لعنت و غضب الهى است .
من لعنه اللّه و غضب عليه و جعل منهم . .. أولئك شر مكاناً و اضل عن سواء السبيل
برخى از مفسران «مكاناً» را جايگاه دوزخى توصيف شدگان دانسته اند.
18 - طاغوت پرستان ، مسخ شدگان و گرفتاران به لعنت و غضب الهى ، گمراهترين مردمان از راه راست
من لعنه اللّه . .. و عبد الطغوت أولئك شر مكاناً و اضل عن سواء السبيل
19 - پيشينيان اهل كتاب - بر اثر گرفتارى به لعنت و غضب خدا و در آمدن به شكل ميمون و خوك و پرستش طاغوت - ، داراى بدترين جايگاه و منزلت در پيشگاه خداوند
من لعنه اللّه . .. أولئك شر مكاناً و اضل عن سواء السبيل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 80 - 19
19 - گرفتار شدن آدمى به لعنت پيامبران ، نشاندهنده خشم و غضب الهى بر وى
لعن الذين كفروا من بنى اسرءيل على لسان داود . .. ان سخط اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 147 - 8
8 - رحمت خدا بر غضب وى پيشى دارد.
فإن كذبوك فقل ربكم ذو رحمة وسعة و لا يرد بأسه عن القوم المجرمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 71 - 1،2
1 - خداوند ، قوم عاد را به سبب شركورزى و انكار رسالت هود به پليدى گرفتار ساخت و بر آنان غضب كرد .
قال قد وقع عليكم من ربكم رجس و غضب
2 - هود ( ع ) در پاسخ ناباورى قوم عاد به اخطار هاى عذاب ، فراهم آمدن زمينه هاى عذاب ( پليد گشتن و گرفتارى به غضب خدا ) را به آنان ابلاغ كرد .
فأتنا بما تعدنا . .. قال قد وقع عليكم من ربكم رجس و غضب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 152 - 1،3
1 - خداوند ، گوساله پرستان بنى اسرائيل را به غضبى شديد و قريب الوقوع تهيد كرد .
إن الذين اتخذوا العجل سينالهم غضب من ربهم و ذلة فى الحيوة الدنيا
«فى الحيوة الدنيا» علاوه بر اينكه قيد براى «ذلة» است، مى تواند «قيد» براى غضب نيز باشد. در اين صورت مراد از غضب الهى گرفتار ساختن به عذابهاى دنيوى است. نكرده آوردن «غضب» دلالت بر شدت غضب و عظمت آن دارد.
3 - عقوبت ها و كيفر هاى خداوند پرتويى از غضب اوست .
سينالهم غضب من ربهم
مراد از غضب به دليل «سينالهم» (به آنان اصابت مى كند) كيفر و عقوبت است. زيرا غضب يك حالت و صفت است و از كسى به ديگرى منتقل نمى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 156 - 12
12 - سبقت رحمت خدا بر غضب او
عذابى أصيب به من أشاء و رحمتى وسعت كل شىء
خداوند در بيان رحمت، فعل ماضى (وسعت) آورده و همگان را مشمول آن قرار داده است، ولى در بيان غضب، فعل مضارع (أصيب) به كار برده و با مترتب ساختن آن بر مشيت خويش، «من أشاء»، آن را امرى مقدر و قطعى قلمداد نكرده است. از مقايسه اين دو بيان به دست مى آيد كه رحمت خدا اصل و غضب او عارضى و محدود است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 74 - 27
27 - سبقت رحمت الهى بر كيفر و غضبش
فإن يتوبوا يك خيراً لهم و إن يتولوا يعذبهم اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 115 - 13
13 - عبد الأعلى گويد : قلت لأبى عبداللّه ( ع ) : « . . . و سئلته عن قوله تعالى « و ما كان اللّه ليضل قوماً بعد إذ هديهم حتى يبين لهم ما يتقون » قال : حتى يعرفهم ما يرضيه و ما يسخطه ;
به امام صادق (ع) گفتم: . .. و درباره قول خداى تعالى: « ... حتى يبين لهم ما يتقون» سؤال كردم، فرمود: مراد اين است تا اينكه به آنها بشناساند آنچه كه او را خشنود مى كند و آنچه او را به غضب در مى آورد».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 50 - 4
4- تقدم و سبقت لطف و رحمت خداوند بر غضب و عذاب او
نبّىء عبادى أنى أنا الغفور الرحيم . و أن عذابى هو العذاب الأليم
از اينكه خداوند در توصيه به پيامبراسلام(صلی الله علیه و آله) ابتدا غفران و رحمت خود و سپس عذاب خويش را ذكر كرده است مى تواند بيانگر اين باشد كه: غفران و رحمت خداوند همواره بر غضب و عذاب او مقدم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 58 - 5
5- لطف و رحمت الهى بر آدميان ، همواره ، مقدّم بر غضب او است .
و ربّك الغفور ذوالرحمة لو يؤاخذهم بما كسبوا لعجّل لهم العذاب
جمله «و ربّك الغفور. ..» به منزله تعليلى براى امتناع در «لو يؤاخذهم» است; يعنى، اگر تعجيلى در مؤاخذه و عذاب برخى از كافران صورت نمى گيرد، به دليل غفران و رحمت گسترده پروردگار است. بر اين اساس، شمول غفران و رحمت خداوند، سابق بر شمول غضب و عقوبت او است; يعنى، اصل اوّلى، شمول رحمت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 18 - 13
13 - محبت و قهر خدا ، از ملاك هاى ارزشگذارى اَعمال و رفتار است .
لاتصعّر . .. و لاتمش ... إنّ اللّه لايحبّ كلّ مختال فخور
از اين كه لقمان، براى تبيين ضد ارزش بودن تكبر، به اين ملاك تمسك جسته است، استفاده مى شود كه محبت خداوند و متقابلاً قهر وى در شايسته بودن اَعمال و يا عدم آن نقش اساسى دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 24 - 8
8 - كافران ، هيچ گريزى از حيطه قهر و قدرت خداوند ، ندارند .
نضطرّهم إلى عذاب غليظ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 3 - 7
7 - سبقت رحمت و فضل خداوند ، بر غضب و عقوبت او
غافر الذنب و قابل التوب شديد العقاب ذى الطول
از تقدم دو صفت «غافرالذنب» و «قابل التوب»، بر «شديدالعقاب» و «ذى الطول»، مى توان برداشت ياد شده را به دست آورد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 49 - 1
1 - خشم و برآشفتن فرعون از ايمان سريع ساحران به موسى ( ع ) ، بدون رخصت و اجازه وى
قال ءامنتم له قبل أن ءاذن لكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 52 - 2
2 - ناتوانى فرعون از نابود ساختن موسى ( ع ) ، على رغم خشم و دشمنى عميق وى نسبت به او و آيينش
و أوحينا إلى موسى أن أسر بعبادى
مأموريت جديد موسى(ع)، نشانگر آن است كه فرعون على رغم تلاش براى نابودى آيين موسى(ع) نتوانست به خود وى آسيبى برساند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 59 - 8
8- قوم ابراهيم ، هنگام ديدن بت هاى شكسته خود برآشفته شدند .
قالوا من فعل هذا بالهتنا إنّه لمن الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 94 - 2
2 - شدت خشم و نگرانى قوم ابراهيم ، از شكسته شدن بت هاى شان
فأقبلوا إليه يزفّون
حركت شتابان قوم ابراهيم به جانب آن حضرت پس از شكسته شدن بت ها، مى تواند گوياى برداشت بالا باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 22 - 4
4 - مأموران دورخ ، آكنده از خشم و نفرت نسبت به دوزخيان
كلّما أرادوا . .. و ذوقوا عذاب الحريق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قلم - 68 - 51 - 1
1 - نگاه كافران به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، نگاهى خشم آلود و كينه توزانه بود .
و إن يكاد الذين كفروا ليزلقونك بأبصرهم
«زَلَق» (مرادف «ذلل») به معناى لغزيدن و سقوط كردن است و عبارت «ليزلقونك بأبصارهم» كنايه از اين است كه كافران، با نگاه خشم گينانه و كينه توزانه، به پيامبر(صلی الله علیه و آله) مى نگريستند; مانند آن كه گفته مى شود: فلان كس آن چنان به من نگاه مى كند، كه گويا مى خواهد مرا با نگاهش بخورد و يا بكشد; يعنى، اگر براى او ممكن باشد كه با نگاهش مرا بخورد و يا بكشد، چنين خواهد كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ماعون - 107 - 2 - 5
5 - توجّه به سقوط اخلاقى منكران معاد ، تا حد خشونت با يتيمان ، مايه پرهيز از تكذيب آخرت است .
فذلك الذى يدعّ اليتيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 150 - 2،7
2 - موسى ( ع ) به هنگان بازگشت به سوى بنى اسرائيل از گمراه شدن قومش خشمگين و بسيار اندوهناك بود .
و لما رجع موسى إلى قومه غضبن أسفاً
«أسِف» به كسى گفته مى شود كه بسيار اندوهناك باشد. (برگرفته از لسان العرب).
7 - موسى ( ع ) بر اثر شدّت غضب به خاطر گوساله پرستى قومش ، لوحه هاى تورات را بر زمين افكند .
لما رجع موسى إلى قومه غضبن أسفاً . .. و ألقى الألواح
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 151 - 4
4 - موسى ( ع ) خشم شديد خويش را بر هارون خطا تلقى كرد و به خاطر آن از خداوند آمرزش طلبيد . *
قال رب اغفر لى
از اينكه موسى(ع) پس از شنيدن سخنان هارون براى خويش طلب مغفرت كرد، معلوم مى شود از برخورد شديد خويش با هارون پشيمان شد و آن را خطا تلقى كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 86 - 3
3 - موسى ( ع ) ، تحت تأثير خشم و اندوه
غضبن أسفًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 94 - 2،5
2 - موسى ( ع ) با گرفتن سر و ريش هارون ، او را در باره گوساله پرست شدن بنى اسرائيل در غياب خود مورد بازخواست قرار داد .
يه-رون ما منعك . .. لاتأخذ بلحيتى و لابرأسى
5 - هارون ( ع ) با مشاهده غضب موسى ( ع ) ، سعى در فرونشاندن خشم آن حضرت و جلب محبت و تحريك عواطف او داشت .
قال يبنؤُمّ
مخاطب قرار دادن موسى(ع) با نداى «يابن أمِّ» گوياى اين نكته است كه هارون(ع) سعى داشت با برانگيختن احساسات موسى، غضب او را فرونشانده و سپس توضيحات خود را بيان كند. در باره مفتوح بودن كلمه «أُمّ» توجيهاتى بيان شده است; از جمله اين كه اصل آن «يابن أمّاه» بوده و براى تخفيف چنين شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 18 - 8
8 - پرخاش كردن موسى ( ع ) نسبت به مرد اسرائيلى
قال له موسى إنّك لغوىّ مبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 53 - 5
5- مؤمنان از برخورد هاى ناروا و غير منطقى مشركان با پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، بسيار خشمگين بودند .
و قل لعبادى يقولوا التى هى أحسن
در شأن نزول آيه آمده است: مؤمنان، وقتى مشاهده مى كردند كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) از جانب مشركان مورد آزار و اذيت قرار مى گيرد، از آن حضرت اجازه جهاد و برخورد مى خواستند كه اين آيه نازل شد (مجمع البيان).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 15 - 1
1 - دل هاى مؤمنان صدر اسلام نسبت به مشركان پيمان شكن ، آكنده از خشم بود .
ألا تقتلون قوماً نكثوا أيمنهم . .. و يشف صدور قوم مؤمنين. و يذهب غيظ قلوبهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 84 - 1
1- يعقوب ( ع ) پس از شنيدن خبر بازداشت بنيامين و مقصر دانستن فرزندانش ، بر آنان خشم گرفت و از ايشان روى برتافت .
و تولى عنهم
«تولى» به معناى روى گردانى است. روى گردانى يعقوب(ع) از فرزندانش به قرينه «فهو كظيم» از سر خشم و غضب بر آنان بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 87 - 2،5،7،21
2- يونس ( ع ) خشمگينانه از ميان قومش بيرون رفت و به سرزمين ديگرى هجرت كرد .
إذ ذهب مغضبًا
آن چه از نظر مفسران و مورخان استفاده مى شود، اين است كه يونس(ع) از ميان قومش، به خاطر ايمان نياوردنشان، خشمگينانه بيرون رفت و به جاى ديگرى هجرت كرد و آيه شريفه ناظر به اين داستان است.
5- گمان يونس ( ع ) در سخت نگرفتن خداوند بر وى ، نسبت به ترك قوم خويش
إذ ذهب مغضبًا فظنّ أن لن نقدر عليه
يكى از معناهاى «قدر»، سخت گرفتن و تنگ گرفتن(ضيق) است (مفردات راغب). برداشت ياد شده مبتنى بر اين معنا است.
7- يونس ( ع ) در بيرون آمدن از ميان قوم كافر خود و هجرت به سرزمين ديگر ، دچار خشم بى جا و گمان نادرست شد . *
إذ ذهب مغضبًا فظنّ أن لن نقدر عليه
21- « قال المأمون للرضا ( ع ) فأخبرنى عن قول اللّه عزّوجلّ : « و ذاالنون إذ ذهب مغاضباً فظنّ أن لن نقدر عليه » فقال الرضا ( ع ) : ذاك يونس بن متى ( ع ) ذهب مغاضباً لقومه « فظنّ » بمعنى إستيقن « أن لن نقدر عليه » أى لن نضيق عليه رزقه . . . « فنادى فى الظلمات » أى ظلمة الليل و ظلمة البحر و ظلمة بطن الحوت : « أن لا إله إلاّ أنت سبحانك إنّى كنت من الظالمين » بتركى مثل هذه العبادة التى قد فرغتنى ل ها فى بطن الحوت ;
در روايت آمده است كه] مأمون به امام رضا(ع) گفت: مرا خبر ده از سخن خداى عزّوجلّ «و ذاالنون إذ ذهب مغاضباً فظنّ أن لن نقدر عليه» امام فرمود: او يونس بن متى بود، كه در حالى كه بر قوم خود غضبناك بود، از ميان آنان برفت. «ظنّ» در كلام خدا به معناى «إستيقن» و «لن نقدر عليه» به معناى «لن نضيق عليه رزقه» ... مى باشد. «فنادى فى الظلمات»; يعنى، در ميان سه تاريكى (تاريكى شب، تاريكى دريا و تاريكى شكم ماهى) ندا كرد: «...سبحانك إنّى كنت من الظالمين»; يعنى، ... من از ستم كارانم; زيرا مثل چنين عبادتى را - كه اكنون مرا براى آن در شكم ماهى فارغ گردانيده اى - در گذشته ترك كرده بودم».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 58 - 7
7- توانمندى انسان بر فرو خوردن خشم و كنترل احساسات خويش
و إذا بشّر أحدهم بالأُنثى ظلّ وجهه مسودًّا و هو كظيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 150 - 14
14 - هارون با تحريك عواطف موسى ( ع ) در صدد تسكين غضب او و مطمئن ساختنش بر انجام وظايف و مسؤوليت هاى خويش در برابر منحرفان بنى اسرائيل برآمد .
قال ابن أم إن القوم استضعفونى و كادوا يقتلوننى
به نظر مى رسد هارون با انتخاب «اى فرزند مادرم» در خطاب به موسى، در صدد تحريك عواطف وى به سوى خود بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 154 - 1،2
1 - موسى ( ع ) پس از دريافت وعده الهى ( آمرزش گوساله پرستان تائب و به كيفر رساندن غير تائبان ) خشمش فرو نشست .
و لما سكت عن موسى الغضب
وقوع جمله «و لما سكت . .. »، پس از دو آيه گذشته، بيانگر اين است كه فرو نشستن غضب موسى(ع) به خاطر پذيرش توبه تائبان از سوى خدا و تهديد اصراركنندگان بر گوساله پرستى به كيفرى زودرس بوده است.
2 - موسى ( ع ) پس از فرونشستن خشمش ، لوحه هاى تورات را كه بر اثر غضب ر ها ساخته بود ، از زمين برگرفت .
و لما سكت عن موسى الغضب أخذ الألواح
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 84 - 13
13- يعقوب ( ع ) بر عملكرد فرزندانش درباره يوسف ( ع ) و بنيامين خشمگين بود و همواره خشم خود را فرو مى برد و از ابراز آن خوددارى مى كرد .
و تولّى عنهم . .. فهو كظيم
«كظيم» مى تواند به معناى اسم فاعل كاظم باشد ; يعنى ، كسى كه غم و اندوه يا خشم و غضب خويش را فرو مى برد و از ابراز آن خوددارى مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 87 - 12
12- گرفتار آمدن يونس ( ع ) در دريا و شكم ماهى ، كيفر ترك خشمگينانه او از ميان قومش
ذاالنون إذ ذهب مغضبًا . .. فنادى فى الظلمت
مقصود از «ظلمات» در آيه شريفه، شكم ماهى است و جمع آمدن آن براى بيان شدت ظلمت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 26 - 14
14 - آرامش و بردبارى ، سلاحى كارآمد و سازنده در رويارويى با خشم و تعصب جاهلانه
فى قلوبهم الحميّة . .. فأنزل اللّه سكينته على رسوله و على المؤمنين
از اين كه خداوند، در قبال لجاجت و خشم جاهلانه مشركان، پيامبر(صلی الله علیه و آله) و مؤمنان را به سلاح آرامش و طمأنينه مجهز ساخته است; مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 26 - 13
13 - ساحت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان راستين ، مبرّا از لجاجت ، خشم و تعصب جاهلى
إذ جعل الذين كفروا فى قلوبهم الحميّة حميّة الجهليّة فأنزل اللّه سكينته
از مقابله رسول و مؤمنان با كافران متعصبِ جهالت پيشه، مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 37 - 12
12 - تعديل و كنترل نيروى غضب ، مورد ستايش وحى است ; نه نابودى و ريشه كن ساختن اصل آن .
و إذا ما غضبوا هم يغفرون
برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه خداوند در بيان صفات مؤمنان كامل، نفرموده است كه آنان غضبناك نمى شوند; بلكه عفو و گذشت آنان را مطرح كرده و مورد ستايش قرار داده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 28 - 13
13 - شدت خشم الهى ، نسبت به قوم ستم پيشه نوح
و لاتخطبنى فى الذين ظلموا . .. فإذا استويت ... فقل الحمد للّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 81 - 20
20 - « عن بعض أصحابنا قال : كنت فى مجلس أبى جعفر ( ع ) إذ دخل عليه عمروبن عبيد فقال له : جعلت فداك قول اللّه تبارك و تعالى : « و من يحلل عليه غضبى فقد هوى » ما ذلك الغضب ؟ فقال أبوجعفر ( ع ) : هو العقاب ، ياعمرو انّه من زعم انّ اللّه قد زال من شىء إلى شىء فقد وصفه صفة مخلوق و أنّ اللّه تعالى لايستفزه شىء فيغيّره ;
راوى گويد: در مجلس امام باقر(ع) بودم كه عمروبن عبيد وارد شد، پس به آن حضرت گفت: فدايت شوم سخن خداوند - تبارك و تعالى - «و من يحلل عليه غضبى فقد هوى» مراد از اين غضب چيست؟ فرمود: آن عقاب است اى عمرو! همانا كسى كه گمان كند خداوند از حالى به حالى ديگر مى شود، پس او را به صفت مخلوق توصيف كرده است و خداى تعالى را چيزى تحريك نمى كند تا در او تغيير ايجاد كند».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 82 - 1،5
1 - مؤمنانى كه ايمانشان از هر گونه شرك پيراسته باشد، از موهبت امنيت الهى برخوردار و از خشم و عذاب او مصون هستند.
الذين ءامنوا و لم يلبسوا إيمنهم بظلم أولئك لهم الأمن
5 - جامعه ايمانى به دور از هر گونه شرك و ظلم، از خشم و عذاب خداوند در امان است.
فأى الفريقين أحق بالأمن . .. الذين ءامنوا ... أولئك لهم الأمن
چون در آيه قبل از موحدان و مشركان به عنوان دو گروه ياد شده و در اين آيه نيز از موحدان با صيغه ها و ضماير جمع ياد شده، چنين برمى آيد كه امنيت از آن جامعه با هويت جمعى آن است، گر چه آحاد نيز مشمول آن باشند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 68 - 2
2- رهايى انسان از مهلكه اى ، ايمنى بخش هميشگى وى از قهر الهى نخواهد بود .
نج-ّكم إلى البرّ . .. أفأمنتم أن يخسف بكم جانب البرّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 61 - 30،34،35
30 - بنى اسرائيل ، به خاطر كفرشان به آيات الهى و كشتن پيامبران ، مورد غضب خداوند قرار گرفتند .
ذلك بأنهم كانوا يكفرون بأيت اللّه و يقتلون النبيين
34 - انكار آيات الهى و كفر به آنها ، در پى دارنده خشم و غضب خداوند است .
و باءو بغضب من اللّه ذلك بأنهم كانوا يكفرون بأيت اللّه
35 - كشتن رهبران الهى ، موجب ذلت و فقر و در پى دارنده غضب خداوند است .
ضربت عليهم الذلة . .. ذلك بأنهم ... يقتلون النبيين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 140 - 18
18 - حرمت گوش سپردن به سخنان حرام و شنودن آنچه موجب غضب خداوند است .
و قد نزل عليكم فى الكتب أن إذا سمعتم ءايت اللّه يكفر بها
امام صادق(ع): . .. و فرض على السمع ان يتنزه عن الاستماع الى ما حرم اللّه ... و الاصغاء الى ما اسخط اللّه عز و جل فقال فى ذلك: و قد نزل عليكم فى الكتب ان اذا سمعتم ءايت اللّه يكفر بها و يستهزأ بها فلاتقعدوا معهم ... .
كافى، ج 2، ص 35، ح 1; نورالثقلين، ج 1، ص 564، ح 625.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 157 - 4
4 - ادعاى كشتن حضرت مسيح ( ع ) - على رغم اعتراف به پيامبرى وى - مايه گرفتارى يهود به لعنت و غضب خداوند
و قولهم إنّا قتلنا المسيح عيسى ابن مريم رسول اللّه
بدان احتمال كه «قولهم» عطف بر «نقضهم» در آيه 155 باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 80 - 13،14،15،17،18،20
13 - گرفتارى به غضب الهى سرنوشت شوم بنى اسرائيل
لبئس ما قدمت لهم انفسهم ان سخط اللّه عليهم
«ان سخط اللّه عليهم» به اصطلاح اهل ادب، مخصوص به ذم است يعنى گرفتارى بنى اسرائيل به غضب و سخط الهى، دستاورد شومى است كه براى آخرت خويش فرستاده اند.
14 - پذيرش ولايت كافران و دوستى با آنان ، موجب غضب خداوند بر بنى اسرائيل
ترى كثيراً منهم يتولون . .. لبئس ما قدمت لهم انفسهم ان سخط اللّه عليهم
15 - عصيان ، تجاوزگرى و ترك نهى از منكر ، موجب سخط و غضب خداوند
ذلك بما عصوا و كانوا يعتدون . .. كانوا لايتناهون عن منكر ... سخط اللّه عليهم
«ماقدمت لهم انفسهم» مى تواند اشاره به تمامى رفتارهاى ناروايى باشد كه در اين آيه و آيات قبل بيان شد. قابل ذكر است كه در اين صورت «ان سخط اللّه» مضافى همانند موجبات در تقدير دارد يعنى «موجبات سخط اللّه».
17 - غضب الهى و عذاب هميشگى ، دستاور پذيرش ولايت كافران و دوستى با آنان
يتولون الذين كفروا لبئس . .. ان سخط اللّه عليهم و فى العذاب هم خلدون
18 - خلود در عذاب مظهر خشم و غضب خداوند
ان سخط اللّه عليهم و فى العذاب هم خلدون
جمله «و فى العذاب . ..» بيان نمودى از خشم الهى (ان سخط اللّه) بر گنهكاران است.
20 - غضب خدا و عذاب هميشگى ، پيامد دوستى بسيارى از بنى اسرائيل با پادشاهان ستمگر و زيبا جلوه دادن هوا هاى نفسانى آنان ، به اميد دستيابى به بهره هاى دنيايى آنان
ترى كثيراً منهم يتولون الذين كفروا . .. و فى العذاب هم خلدون
از امام باقر(ع) در توضيح آيه فوق روايت شده: يتولون الملوك الجبارين و يزيّنون لهم اهوائهم ليصيبوا من دنياهم.
تفسير تبيان، ج 3، ص 611; نورالثقلين، ج 1، ص 661، ح 315.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 71 - 3،6
3 - شركورزى و انكار رسالت انبيا ، موجب پليدى انسان و روايى غضب خداوند بر اوست .
قد وقع عليكم من ربكم رجس و غضب
6 - پليدى و نكبت قوم عاد ، موجب غضب الهى بر آنان شد .
قال قد وقع عليكم من ربكم رجس و غضب
تقديم ذكرى «رجس» بر «غضب» مى تواند حاكى از تقدم رتبى آن باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 152 - 5،6
5 - گرفتار شدن به غضب الهى و عجين شدن زندگانى دنيا به ذلت و خوارى ، فرجام پرستشگران غير خدا
إن الذين اتخذوا العجل سينالهم غضب من ربهم و ذلة فى الحيوة الدنيا
6 - ابتلاى افترازنندگان بر خدا ، به خشم او و آميخته شدن زندگانى آنان به ذلت و خوارى ، از سنت هاى خداوند در جوامع انسانى است .
و كذلك نجزى المفترين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 56 - 14
14- افترا بستن به خداوند ، مورد غضب و سخط شديد خداوند
و يجعلون لما لايعلمون نصيبًا ممّا رزقنهم تالله لتسئلنّ عمّا كنتم تفترون
التفات از غيبت به خطاب، مى تواند حاكى از نكته فوق باشد. قسم به لفظ جلاله و لام و نون تأكيد در فعل مجهول «تُسئلنّ» نيز مى تواند مؤيد برداشت فوق باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 106 - 1
1- ميل و گرايش به كفر پس از پذيرش ايمان ( ارتداد ) ، موجب خشم شديد الهى است
من كفر بالله من بعد إيمنه . .. فعليهم غضب من الله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 120 - 14
14 - حركت مؤمنان به سوى جنگ تبوك ، برانگيزنده خشم كافران بود .
و لا يطئون موطئاً يغيظ الكفار
با توجه به اينكه اين بخش از آيات در مورد جنگ تبوك است، برداشت فوق استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 26 - 13
13 - ساحت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان راستين ، مبرّا از لجاجت ، خشم و تعصب جاهلى
إذ جعل الذين كفروا فى قلوبهم الحميّة حميّة الجهليّة فأنزل اللّه سكينته
از مقابله رسول و مؤمنان با كافران متعصبِ جهالت پيشه، مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 37 - 12
12 - تعديل و كنترل نيروى غضب ، مورد ستايش وحى است ; نه نابودى و ريشه كن ساختن اصل آن .
و إذا ما غضبوا هم يغفرون
برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه خداوند در بيان صفات مؤمنان كامل، نفرموده است كه آنان غضبناك نمى شوند; بلكه عفو و گذشت آنان را مطرح كرده و مورد ستايش قرار داده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ماعون - 107 - 2 - 2
2 - پرخاش به يتيمان و از خود راندن آنان ، رفتارى نكوهيده است .
فذلك الذى يدعّ اليتيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 6 - 8
8 - نجاتبخش نبودن قدرت و تمكن مادى از هلاكت و قهر الهى
ألم يروا كم أهلكنا من قبلهم من قرن مكنهم فى الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 106 - 15
15- عذاب بزرگ ، نمود خشم شديد الهى است .
فعليهم غضب من الله و لهم عذاب عظيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 44 - 10
10 - افول تمدن ها و هلاكت جوامع كفرپيشه ، نمودى است از خشم و نفرين الهى در حق آنان
فأتبعنا بعضهم بعضًا. .. فبعدًا لقوم لايؤمنون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 28 - 2
2- عذاب گنه كاران به هنگام مرگ ، نمود خشم الهى بر آنان
يضربون وجوههم و أدبرهم . ذلك بأنّهم اتّبعوا ما أسخط اللّه
«ذالك» اشاره به «يضربون. ..» است; يعنى، عذاب هنگام مرگ، نتيجه و نمود سخط و خشم خداوند است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بروج - 85 - 18 - 3
3 - سرنوشت هلاكت بار فرعونيان و قوم ثمود ، نمونه اى بارز از برخورد تند و قهرآميز خداوند با كافران است .
إنّ بطش ربّك . .. فرعون و ثمود
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 84 - 14
14- بسنده كردن يعقوب ( ع ) به اعراض از فرزندان ، على رغم مقصر شناختن آنان در فراق يوسف ( ع ) و بنيامين ، بيانگر توان بالاى او بر نهان ساختن و پوشيده داشتن خشم و غضب خويش است .
و تولّى عنهم . .. فهو كظيم
برداشت فوق ، مقتضاى تفريع «هو كظيم» به وسيله حرف «فاء» بر «تولّى عنهم» است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ضحى - 93 - 10 - 1
1 - خداوند ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) را از رد درخواست گدايان و راندن خشونت آميز آنان از خود ، برحذر داشت .
و أمّا السائل فلاتنهر
«نَهْر» (مصدر «لاتنهر»); يعنى، كسى را با فرياد خشونت آميز از خود راندن. (مفردات راغب)
{غضب شدگان}
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 77 - 11،15،25
11 - سوداگران عهد الهى و پيمان شكنان ، مورد غضب الهى و محروم از سخن گفتن و توجه نمودن خداوند به آنان در آخرت
انّ الّذين يشترون . .. و لا يكلّمهم اللّه و لا ينظر اليهم يوم القيمة
15 - علماى اهل كتاب به لحاظ سوداگرى بر سر عهد الهى و پيمان شكنى ، مورد غضب خداوند ، و محروم از سخن و نظر او در قيامت و بى بهره از تزكيه او
و منهم من ان تأمنه بدينار . .. انّ الذين يشترون ... و لا يكلّمهم اللّه و لا ينظر
25 - كسى كه با سوگند دروغ مال مسلمانى را به چنگ آورد ، مورد غضب الهى است .
انّ الّذين يشترون بعهد اللّه . .. لهم عذاب اليم
رسول اللّه (صلی الله علیه و آله): من حلف يميناً يقتطع بها مال اخيه، لقى اللّه عز و جل و هو عليه غضبان فانزل اللّه تصديق ذلك فى كتابه «ان الذين يشترون . .. ».
امالى شيخ طوسى، ج 1، ص 368، جزء 12 ; نورالثقلين، ج 1، ص 355، ح 193.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 18 - 12
12 - جامعه بى خبر از تعاليم دينى و از يادبرنده خدا ، در معرض هلاكت و محكوم به نابودى است .
حتّى نسوا الذكر و كانوا قومًا بورًا
برداشت فوق، از تقدم جمله «حتّى نسوا الذكر» بر «كانوا قوماً بوراً» و ارتباط ميان آن دو، استفاده شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 28 - 7
7 - شناخت ربوبيت خدا در هستى ، نيازمند تعقل و پرهيز از غفلت و سطحى نگرى
قال ربّ المشرق و المغرب . .. إن كنتم تعقلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 24 - 24
24- تدارك ياد خداوند ، پس از غفلت از آن ، مايه اميدوارى انسان به دستيابى بر رشد و هدايتى سريع است .
واذكّر ربّك إذا نسيت و قل عسى أن يهدين ربّى لأقرب من هذا رشدًا
ارتباط «قل عسى. ..» با «اذكر...» ارتباط مقدمه و نتيجه است و پيام آيه اين است كه: «اگر پس از فراموشى، ياد خدا كردى، مى توانى به هدايت ويژه الهى اميدوار باشى و بگويى: «عسى،...» ».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 80 - 21
21 - تذكر و زدودن غفلت، براى درك حقانيت توحيد و بطلان شرك كافى است.
قال أتحجونى فى الله و قد هدين . . أفلا تتذكرون
به كار رفتن «تتذكرون» به جاى «تتفكرون» و مانند آن، بيانگر اين نكته است كه تذكر و زدودن غبار غفلت براى اقرار به توحيد كافى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 119 - 2
2 - غفلت اهل ايمان نسبت به توطئه هاى كافران ، موجب فريب خوردنشان و در نهايت محبت به آنان
يا ايها الذين امنوا . ..ها انتم اولاء تحبّونهم ... و اذا خلوا عضّوا عليكم الأَنا
مستفاد از ارتباط آيه مورد بحث و آيه سابق.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 135 - 5
5 - غفلت از ياد خدا ، زمينه انجام كار هاى ناشايست و ارتكاب گناه
و الّذين اذا فعلوا فاحشة او ظلموا انفسهم ذكروا اللّه فاستغفروا
چون ذكر خدا باعث مى شود كه انسان از كرده خويش پشيمان شود و از خدا آمرزش طلبد (ذكروا اللّه فاستغفروا)، معلوم مى گردد كه انسان به هنگام گناه، از ياد خدا غافل است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 102 - 17
17 - غفلت مسلمانان از سلاح و ساز و برگ خويش ، زمينه ساز طمع دشمنان براى شبيخون
ودالذين كفروا لو تغفلون عن اسلحتكم و امتعتكم فيميلون عليكم ميلة واحدة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 91 - 15
15 - دشمنى و كينه توزى در بين جامعه ايمانى و غفلت از ياد خدا مانع رسيدن آن جامعه به فلاح و رستگارى
لعلكم تفلحون. انما يريد الشيطن ... و يصدكم عن ذكراللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 131 - 4،9
4 - خداوند مردم جامعه اى را كه از روى غفلت و ناآگاهى ستم كنند، به عذاب دنيوى نابود نمى كند.
ذلك أن لم يكن ربك مهلك القرى بظلم و أهلها غفلون
براى جار و مجرور «بظلم» متعلقهاى مختلفى مى توان در نظر گرفت، از آن جمله اينكه متعلق به «مهلك» باشد. يعنى: «مهلك القرى بسبب ظلم». برداشت فوق بر اين اساس است.
9 - خداوند، ستم و گناهى را كه از سر غفلت و ناآگاهى باشد، كيفر نمى دهد.
أن لم يكن ربك مهلك القرى بظلم و أهلها غفلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 172 - 11
11 - غفلت ، عذرى قابل پذيرش در پيشگاه خداوند
أن تقولوا يوم القيمة إنا كنا هذا غفلين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 3 - 21
21 - شرك و بت پرستى ، برخاسته از غفلت و بى توجهى انسان نسبت به ربوبيت مطلق و بى همتاى خدا بر كران تا كران هستى است .
الذى خلق السموت و الأرض . .. ذلكم اللّه ربكم فاعبدوه أفلا تذكرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 7 - 5
5 - شرك و انكار ربوبيت خدا ، اعتقادى است برخاسته از جهل و غفلت .
و الذين هم عن ءايتنا غفلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 24 - 11
11 - غفلت از حقيقت و هويت باطنى دنيا ، زمينه اى است براى فريفته شدن به زيبايى هاى صورى و افتادن در دام جلوه هاى ظاهرى آن .
إنما مثل الحيوة الدنيا كماء . .. إذا أخذت زخرفها و ازينت ... كذلك نفصل الأيت لقو
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 72 - 9
9- سرمستى و غفلت ، مانع پذيرفتن نصيحت و خيرانديشى ناصحان
لعمرك إنهم لفى سكرتهم يعمهون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 73 - 5
5- سرمستى و غفلت ، از عوامل گرفتار شدن اقوام به عذاب الهى
إنهم لفى سكرتهم يعمهون . فأخذتهم الصيحة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 108 - 9
9- ارتباط مستقيم مهر شدن راه هاى ادراكى ، با غفلت كامل انسان
طبع الله على قلوبهم و سمعهم و أبصرهم و أُولئك هم الغفلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 109 - 2
2- ورشكستگى و زيان اخروى انسان ، نتيجه قهرى و اجتناب ناپذير دنياگرايى و غفلت زدگى اوست .
استحبّوا الحيوة الدنيا . .. القوم الكفرين ... و أُولئك هم الغفلون . لاجرم أنه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 37 - 8
8- غفلت انسان از گذشته حقير و بى مقدار خويش ، پيش از شكل گرفتن در رحم مادر ، مايه غرور و خودبزرگ بينى او است .
. .. أكفرت بالذى خلقك من تراب ثمّ من نطفة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 7 - 3
3 - انسان ، داراى ضميرى ناخود آگاه و دانسته هايى مى باشد كه غفلت آن را پوشانده است .
فإنّه يعلم السرّ و أخفى
«أخفى» اسم تفضيل است و مخفى تر از «سر» به چيزى تطبيق مى كند كه نه تنها انسان آن را از ديگران مكتوم داشته بلكه خود نيز به آن التفات ندارد، ولى در ذهن او ثبت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 44 - 6
6 - غافل بودن از حقيقت و بيم نداشتن از فرجام كردار ناروا ، طغيان گرى است .
إنّه طغى . .. لعلّه يتذكّر أو يخشى
خداوند، براى بازداشتن فرعون از طغيان، به موسى و هارون(ع) راه ايجاد تذكر و خشيت را مى آموزد. بنابراين نبود اين دو خصلت، مايه طغيان گرى فرعون بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 97 - 10
10- ظلم و غفلت در دنيا ، موجب حسرت و ندامت انسان در قيامت
يويلنا قد كنّا فى غفلة من هذا بل كنّا ظلمين
برداشت ياد شده، مبتنى بر اين است كه «بل» در «بل كنّا. ..» براى اضراب انتقالى باشد; يعنى، سخنان كافران در قيامت دو چيز است: 1- اعتراف به غافل بودن خود; 2- اعتراف به ستمگربودن خويش.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 84 - 3
3 - شرك ورزى ، پديده اى برخاسته از غفلت و جهل انسان ، نسبت به تعلق و وابستگى همه جانبه او و پديده هاى پيرامونش به خداوند
قل لمن الأرض . .. إن كنتم تعلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 129 - 5
5 - غفلت از مرگ و پندار جاودانگى در دنيا ، عامل روى آورى عاديان به كاخ سازى ، تجمل گرايى و بيهودگى
أتبنون . .. تعبثون . و تتّخذون مصانع لعلّكم تخلدون
تعبير «لعلّكم تخلدون» بيانگر اين معنا است كه: كار شما طورى است كه گويا از مرگ و ناپايدارى زندگى دنيوى، غافل شده ايد و مى پنداريد كه هميشه در اين دنيا خواهيد ماند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 22 - 17
17 - قساوت قلب و خدا فراموشى ، نشانه گمراهى سخت و آشكار
فويل للقسية قلوبهم من ذكر اللّه أُولئك فى ضلل مبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 49 - 17
17 - برخوردارى از آسودگى ها و نعمت ها به همراه غفلت از ياد خدا و ناشكرى ، محنت زا و بلاآفرين است .
ثمّ إذا خوّلنه نعمة منّا قال إنّما أُوتيته على علم بل هى فتنة
يكى از موارد كاربرد «فتنة»، محنت و بلا است و برداشت بالا مبتنى بر اين معنا است. بر اين اساس مى توان گفت: برخوردارى از آسودگى و نعمت ها، به همراه اين تصور كه آنها ناشى از دانش بشرى است نه لطف الهى، نه تنها براى بشر نعمت نيست; بلكه در
دنيا و آخرت نقمت و بلا خواهد بود. گفتنى است آيه بعد - كه از روبه رو شدن مرفهان بى خبر از خدا با عذاب و بدبختى و كارساز نبودن برخوردارى هاى آنان، سخن مى گويد - مؤيد همين برداشت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 51 - 2
2 - رفاه مندى و برخوردارى از نعمت ها در سايه تلاش و دانش اقتصادى ، در صورت همراه بودن آن با ناسپاسى و غفلت از منشأ خدايى آنها ، هلاكت و بدبختى در دنيا را در پى خواهد داشت .
فما أغنى عنهم ما كانوا يكسبون فأصابهم سيّئات ما كسبوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 22 - 2
2 - غفلت انسان از شهادت اعضا و جوارح ، عامل جرأت وى بر گناه و معصيت
و ما كنتم تستترون أن يشهد عليكم سمعكم و لا أبصركم و لا جلودكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - حجرات - 49 - 2 - 13
13 - مترتب شدن كيفر بر بعضى از اعمال ناروا ، حتى با عدم توجه و علم انسان *
أن تحبط أعملكم و أنتم لاتشعرون
برداشت بالا بدان احتمال است كه مراد از «أنتم لاتشعرون» اين باشد كه هر چند شما از روى غفلت مرتكب بى احترامى به پيامبر(صلی الله علیه و آله) مى شويد; اما غفلت، آثار شوم اين عمل را نمى زدايد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 8 - 3
3- غرور و غفلت ، مانع درس آموزى انسان از پيام هاى توحيدى نظام شگفت طبيعت *
تبصرة و ذكرى لكلّ عبد منيب
واژه «عبد» اشاره به روحيه تواضع و «منيب» اشاره به روحيه حق جويى دارد. بنابراين مى توان گفت: مفهوم آيه چنين مى شود: انسان با داشتن غرور و غفلت، نمى تواند درس هاى بصيرت و بيدارگر آيات تكوينى خداوند را دريابد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 12 - 2
2 - باطل گرايى و سرگرم شدن به پوچى ها ، عامل اصلى تكذيب وحى و قيامت
الذين هم فى خوض يلعبون
از اين كه «الذين هم. ..» به عنوان تنها وصف «المكذّبين» آمده است; نقش اصلى آن در تكذيب حق استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 32 - 19
19 - خودستايى ، زاييده غفلت انسان از علم احاطه دار خداوند
هو أعلم بكم . .. فلاتزكّوا أنفسكم
تفريع «فلاتزكّوا أنفسكم» بر «هو أعلم. ..»، نشانگر آن است كه تزكيه نفس و ستايش هاى دروغين انسان از خويش، نتيجه غفلت او از علم نامحدود خداوندى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 51 - 7
7 - غفلت از پيام هاى عبرت آموز پيامبران و تاريخ ، دور نمايه گرايش به كفر
فهل من مدّكر
از اين كه خداوند، كفرپيشگان را به هشيارى و بيدارى فراخواهنده است; استفاده مى شود كه مشكل اصلى كافران در غفلت ايشان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 28 - 4
4 - غفلت از زوال پذيرى زندگى دنيايى ، زمينه ساز گرايش انسان به كفر و ناسپاسى
كلّ من عليها فان . و يبقى وجه ربّك ... فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
خداوند متعال، نخست فناپذيرى زندگى دنيايى را به انسان تذكر داده و در پى آن از آنان خواسته است تا دست از تكذيب نعمت هاى حق بردارند. از اين دو استفاده مى شود كه يكى از عوامل تكذيب حق، دلبستگى به دنيا و غفلت از ناپايدارى آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 19 - 4
4 - غفلت از محاسبه اعمال ، زمينه ساز فراموشى از ياد خداوند *
يأيّها الذين ءامنوا . .. و لتنظر إنّ اللّه خبير بما تعملون. و لاتكونوا كالذين ن
برداشت ياد شده، بدان احتمال است كه تقدم «و لتنظر. ..» بر «و لاتكونوا كالذين...» نظر به تقدم رتبى داشته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ممتحنه - 60 - 1 - 11
11 - بى توجهى به عمق عداوت كافران با اسلام و مسلمانان ، زمينه ساز برقرارى روابط دوستانه با آنان
لاتتّخذوا عدوّى و عدوّكم أولياء . .. يخرجون ... أن تؤمنوا باللّه ربّكم
بيان ابعاد مختلف عداوت كافران با مسلمانان، به عنوان دليل ممنوعيت ارتباط دوستانه با آنان، بيانگر مطلب بالا است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بلد - 90 - 7 - 6
6 - كسانى كه خداوند را ناظر بر نيت ها نمى دانند و گشاده دستى هاى خود را به رخ ديگران مى كشند ، گرفتار پندارى موهوم و
ناروايند .
يقول أهلكت مالاً لبدًا . أيحسب أن لم يره أحد
در برداشت ياد شده، گوينده «أهلكت مالاً لبداً» كسى فرض شده كه بذل و بخشش هاى فراوانى داشته ولى در آنها نيت خالصانه نداشته است. اين آيه بخششهاى او را فاقد ارزش معرفى كرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 107 - 4
4- گرفتارى به خشم الهى و عذاب اخروى ، معلول دلبستگى انسان به دنيا و ناديده گرفتن آخرت است .
فعليهم غضب . .. ذلك بأنهم استحبّوا الحيوة الدنيا على الأخرة
بنابر اينكه «ذلك» اشاره به «غضب من الله . ..» باشد، برداشت فوق به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قيامه - 75 - 24 - 2
2 - دل بستن به دنيا و غفلت از آخرت ، موجب اندوه شديد و گرفتگى چهره ها در قيامت
كلاّ بل تحبّون العاجلة . و تذرون الأخرة ... و وجوه يومئذ باسرة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 8 - 2
2 - انكار لقاى خدا ، دلبستگى به دنيا و غفلت از آيات الهى ، زمينه ساز اعمال نارواست .
إن الذين لايرجون لقاءنا . .. أولئك مأويهم النار بما كانوا يكسبون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 126 - 7
7 - غفلت از آيات و هدايت هاى خداوند و به فراموشى سپردن آنها ، از عوامل محروميت انسان از توجه و عنايت او ، در قيامت
أتتك ءايتنا فنسيتها و كذلك اليوم تنسى
مراد از نسيان در «نسيتها» به قرينه «من أعرض عن ذكرى» (در آيات پيشين) بى توجهى و روى گردانى از آيات الهى است. و تقابل آن با «تنسى»، گوياى اين نكته است كه نسيان در آن كلمه نيز، به معناى اعراض و ترك مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 25 - 9
9 - غرور و اعتماد به نيروى رزمى خود و غفلت از امداد هاى الهى ، زمينه ساز شكست است .
إذ أعجبتكم كثرتكم . .. ثم وليتم مدبرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 63 - 5
5 - غفلت از نظام ثبت و حسابرسى دقيق اعمال و كيفر و پاداش اخروى ، عامل بيگانگى كافران با اعمال نيك و آلودگى آنان به كردار هاى بد و ناشايست
بل قلوبهم فى غمرة من هذا . .. هم لها عملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 47 - 5
5 - بى توجهى به روز قيامت و غفلت از پايان يافتن فرصت انجام تكاليف ، عامل اساسى در ترك دستورات الهى است .
استجيبوا لربّكم من قبل أن يأتى يوم لامردّ له
ذكر «من قبل أن يأتى» مى تواند اشاره به آن داشته باشد كه انسان ها، چنانچه به روز قيامت توجه كنند به اجابت دعوت الهى روى خواهند آورد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 63 - 5
5 - غفلت از نظام ثبت و حسابرسى دقيق اعمال و كيفر و پاداش اخروى ، عامل بيگانگى كافران با اعمال نيك و آلودگى آنان به كردار هاى بد و ناشايست
بل قلوبهم فى غمرة من هذا . .. هم لها عملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 152 - 8
8 - غفلت از ياد خدا و ناسپاسى نعمتهايش ، به منزله انكار اوست .
فاذكرونى . .. واشكروا لى و لاتكفرون
نهى از كفرورزى و انكار خدا (لاتكفرون) - پس از فرمان دادن به ذكر و سپاس او - مى رساند كه: غفلت از ياد خدا و ناسپاسى در برابر او، آدمى را به كفرورزى و انكار خدا مى كشاند و يا خود به منزله كفر و انكار خداوند است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 26 - 13
13 - غفلت انسانها از خداوند، مايه دورى آنان از پيشگاه وى خواهد شد.
ذلك من ءايت الله لعلهم يذكرون
به كارگيرى ضماير غايب در جمله «لعلهم يذكرون»، پس از خطاب (يا بنى ءادم . .. » مى تواند حاكى از اين باشد كه انسانها تا آنگاه كه به مرحله تذكر نرسند شايسته تشرف به خطاب الهى نيستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 67 - 13،14
13 - منافقان ، محروم از عنايت و توجه خدا به خاطر نسيان و غفلت آنان از او
المنفقون و المنفقت . .. نسوا اللّه فنسيهم
14 - غفلت از خدا و فرمان هاى او ، عامل سلب شدن عنايت خدا نسبت به انسان و نيازهايش
نسوا اللّه فنسيهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 12 - 13
13 - زيبا جلوه كردن اعمال زشت ، پيامد رفاه و آسايش بسيار ، اسراف پيشگى ، بيگانگى با خدا و غفلت از ياد او
فلما كشفنا عنه ضرّه . .. كذلك زيّن للمسرفين ما كانوا يعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 28 - 4
4- انسان هاى غافل از ياد خدا و ذكر او ، انسانهايى مضطرب و نگرانند .
ألا بذكر الله تطمئن القلوب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 69 - 6
6- روى برتافتن از ياد خدا در پى نجات از مشكلات ، نمودى از كفر به حق و كفران نعمت است .
أعرضتم . .. فيغرقكم بما كفرتم
از اينكه خدا از اعراض ياد خود به كفر (كفرتم) ياد كرده است، استفاده مى شود كه اعراض از خدا، كفر به اوست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 24 - 20
20- فراموشى ياد خدا ، مانع هدايت يابى سريع انسان است .
واذكّر ربّك إذا نسيت و قل عسى أن يهدين ربّى لأقرب من هذا رشدًا
«هذا» اشاره به «ذكر ربّ پس از نسيان» - كه از «اذكر ربّك إذا نسيت» استفاده مى شود - است. مفاد «أقرب من هذا رشداً» اين است كه: «تدارك ياد خدا، گرچه مايه رشد و هدايت است، اما مداومت بر آن، بدون فراموشى، راهى است كه به هدايت، نزديك تر است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 37 - 3
3- دل بستگىِ شديد به دنيا و غفلت از نقش خداوند در آفرينش و اعطاى نعمت ها ، نشانه كفر است .
و كان له ثمر فقال . .. أنا أكثر منك مالاً ... ما أظنّ أن تبيد هذه ... قال له صاح
در پى گفته هاى مرد ثروت مند و فخرفروشى هاى او و انكار فناپذيرى نعمت ها، مرد مؤمن، با سؤال «أكفرت» با وى به گفتوگو پرداخت و اين نشان دهنده كفرورزى مرد ثروت مند در انديشه ها و گفته هايش است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 38 - 6
6- زوال ناپذير شمردن نعمت هاى دنيا و ناديده گرفتن نقش خدا در پيدايش و زوال آنها ، مستلزم شرك در ربوبيّت است .
لكنّاْ هو اللّه ربّى ولاأشرك بربّى أحدًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 124 - 1
1 - روى گردانى از هدايت هاى الهى و ياد او ، موجب گرفتارى انسان به زندگى سخت و پر از تنگناها
من اتبع هداى . .. و من أعرض عن ذكرى فإنّ له معيشة ضنكًا
«معيشة» يا مصدر ميمى است و يا به معناى «ما يعاش به» است; يعنى، آنچه كه گذران زندگى با آن صورت مى گيرد. «ضنك» به معناى تنگى و سختى است (لسان العرب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 125 - 14
14 - ژرف انديشى هاى همراه با غفلت از ياد خدا ، در حقيقت كورى وبى بصيرتى است .
لم حشرتنى أعمى و قد كنت بصيرًا
كورى در قيامت، نماى واقعيت شخص در دنيا است; يعنى، هر چند او خود را داراى بصيرت مى داند، اما در حقيقت فاقد بصيرت
است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 126 - 2،7
2 - به فراموشى سپردن آيات و هدايت هاى الهى و غفلت از آن ، موجب كور محشور شدن در قيامت است .
لم حشرتنى أعمى . .. قال كذلك أتتك ءايتنا فنسيتها
7 - غفلت از آيات و هدايت هاى خداوند و به فراموشى سپردن آنها ، از عوامل محروميت انسان از توجه و عنايت او ، در قيامت
أتتك ءايتنا فنسيتها و كذلك اليوم تنسى
مراد از نسيان در «نسيتها» به قرينه «من أعرض عن ذكرى» (در آيات پيشين) بى توجهى و روى گردانى از آيات الهى است. و تقابل آن با «تنسى»، گوياى اين نكته است كه نسيان در آن كلمه نيز، به معناى اعراض و ترك مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 11 - 3
3 - غفلت از ياد خدا و احساس ايمنى از كيفر او ، عامل رواج يافتن ظلم و ستم بر مردم در خاندان فرعون
أن ائت القوم الظلمين . قوم فرعون ألايتّقون
از مجموع دو آيه استفاده مى شود كه تقوا (بيم داشتن از خشم خدا و كيفر كردار) مانع ظلم و تباهى است و خاندان فرعون به دليل بى بهره بودن از عنصر تقوا، گرفتار ظلم و تباهى گشته بودند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 15 - 9
9 - خودبينى و خدافراموشى ، عامل استكبار آدمى در برابر دين
قالوا من أشدّ منّا قوّة أَوَلم يروا أنّ اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 29 - 4،5
4 - دنياگرايى ، بازتاب اعراض از ياد خدا *
تولّى عن ذكرنا و لم يرد إلاّ الحيوة الدنيا
برداشت ياد شده بدين احتمال است كه تقديم عبارت «عن من تولّى عن ذكرنا»، اشاره به نقش روى گردانى از ياد خدا در فريفتگى انسان به دنيا داشته باشد.
5 - محروميت انسان از هدايت و معارف وحى ، نتيجه روى گردانى از ياد خدا و دنيازدگى
فأعرض عن من تولّى عن ذكرنا و لم يرد إلاّ الحيوة الدنيا
ذكر «عن من تولّى. ..» به جاى «عنهم»، نشانگر آن است كه اوصاف ياد شده، عامل محرميت مشركان از قبول دعوت و تبليغ پيامبر(صلی الله علیه و آله) بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 30 - 9
9 - خداگريزى و دنيامحورى ، بارزترين نمود انحراف و گمراهى
تولّى عن ذكرنا و لم يرد إلاّ الحيوة الدنيا . .. هو أعلم بمن ضلّ عن سبيله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 31 - 5
5 - خداگريزى و دنيامدارى ، سرچشمه اصلى بدكردارى در انسان
تولّى عن ذكرنا و لم يرد إلاّ الحيوة الدنيا . .. ليجزى الذين أس--وا بما عملوا
از ارتباط آيات شريفه، استفاده مى شود كه منشأ عملكرد ناشايست، گرايش هاى خداگريزانه و دنيامحورانه است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 34 - 5
5 - خداگريزى ، زمينه ساز ترك مداومت بر اعمال نيك *
تولّى . و أعطى قليلاً و أكدى
مراد از «تولّى» مى تواند اعراض از ياد خدا باشد. بر اين اساس از ارتباط دو آيه مى توان مطلب بالا را استفاده كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - مجادله - 58 - 19 - 8
8 - غفلت از ياد خدا و بيگانگى با آن در زندگى ، از عوامل خسران انسان ها
فأنسهم ذكر اللّه . .. إنّ حزب الشيطن هم الخسرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 19 - 7،8
7 - غافلان از خدا و خويش ، همان فاسقان واقعى و پرده دران حريم ارزش هايند .
و لاتكونوا كالذين نسوا اللّه فأنسيهم أنفسهم أُولئك هم الفسقون
8 - فسق و گناه پيشگى ، داراى پيوندى عميق با غفلت از خدا و خويش
و لاتكونوا كالذين نسوا اللّه فأنسيهم أنفسهم أُولئك هم الفسقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 20 - 2
2 - دوزخ ، فرجام نهايى فاسقان و غافلان از ياد خدا و خويش
و لاتكونوا كالذين نسوا اللّه . .. أُولئك هم الفسقون. لايستوى أصحب النار
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - منافقون - 63 - 9 - 7،8
7 - دلبستگى به مال و اولاد و غفلت از ياد خدا ، موجب خسران براى انسان
و من يفعل ذلك فأُولئك هم الخسرون
8 - دلبستگان به مال و اولاد ، غافل از ياد خدا و داراى فرجامى خسارت بار
و من يفعل ذلك فأُولئك هم الخسرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 78 - 1
1 - فراموشى و بى توجهى به مبدأ پيدايش انسان ، عامل دور شمردن برپايى قيامت و حيات مجدد انسان ها
و ضرب لنا مثلاً و نسى خلقه
برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه عبارت «و نسى خلقه» حال براى فاعلِ «ضرب» است; يعنى، در حالى كه آفرينش خود را فراموش كرد، مَثَلى در رد عقيده به قيامت براى ما آورد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 37 - 6
6- غفلت از ضعف و ناتوانى خويش ، زمينه گرفتار آمدن به خصلت هاى ناپسند است .
و لاتمش فى الأرض مرحًا إنك لن تخرق الأرض و لن تبلغ الجبال طولاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 21 - 2
2 - بى توجهى به عدالت الهى در نظام حسابرسى ، از زمينه هاى گناه پيشگى است .
أم حسب الذين اجترحوا السيّئات
پرسش انكارآميز خداوند در زمينه پندار غلط گناه پيشگان، حكايت از اين مى كند كه چنين پندارى در اهل گناه، وجود داشته و يا زمينه بروز دارد. لحن توبيخى و هدايت گرانه آيه شريفه، مى رساند كه اين پندار، خود موجب انحراف است و براى از ميان بردن انحراف، بايد پندار را نقد و ابطال كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 51 - 3
3- استبعاد معاد پس از متلاشى شدن جسد انسان ، معلول غفلت از قدرت نامحدود خداست .
قل كونوا حجارة أو حديدًا . أو خلقًا ممّا يكبر فى صدوركم
تذكر جمله «كونوا حجارة . .. أو خلقاً ممّا يكبر ...» - كه اشاره به نامحدود بودن قدرت خدا دارد - براى بيرون آوردن مشركان از غفلتى است كه سبب ترديد آنان درباره زنده شدن استخوانهاى خرد شده گرديده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 5 - 2
2- غفلت از قدرت نامحدود خدا ، منشأ شك و ترديد مشركان عصر بعثت در امكان معاد و حيات دوباره انسان
يأيّها الناس إن كنتم فى ريب من البعث فإنّا خلقنكم
جواب شرط در جمله «إن كنتم فى ريب من البعث» حذف شده است و تقدير آن چنين مى باشد: «إن كنتم فى ريب من البعث فانظروا إلى بدء خلقكم; اگر در امكان برپايى رستاخيز ترديد داريد، به آغاز پيدايش خود بنگريد». مقصود از جمله ياد شده اين است كه: همان طور كه خداوند توانست انسان ها را در اين نشأه بيافريند مسلّماً قدرت آن را دارد كه دوباره و در نشأه ديگر آنان را زنده كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 82 - 4
4 - سطحى نگرى و غفلت از قدرت بى انت هاى خداوند ، منشأ ترديد و استبعاد كافران نسبت به مسأله رستاخيز
و هو الذى ذرأكم فى الأرض و إليه تحشرون. و هو الذى يحى و يميت... أفلاتعقلون ...قا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 15 - 10،17
10 - كفر و استكبار قوم عاد ، نتيجه غفلت آنان از قدرت برتر الهى
أَوَلم يروا أنّ اللّه الذى خلقهم هو أشدّ منهم قوّة
17 - خودبرتربينى ، غرور و غفلت از قدرت برتر خداوند ، از عوامل لجاجت ، حق ناپذيرى و انكار رسولان الهى *
فأمّا عاد فاستكبروا فى الأرض . .. و كانوا بأيتنا يجحدون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 60 - 7
7 - بعيد شمردن شيوه آفرينش عيسى ( ع ) ، نشأت يافته از بى توجهى به قدرت بى نهايت خداوند است .
و لمّا ضرب ابن مريم مثلاً . .. إن هو إلاّ عبد أنعمنا ... و لو نشاء لجعلنا منكم م
برداشت ياد شده با توجه به دو نكته است: الف) «لمّا ضرب ابن مريم» نظر به جنبه خلقت عيسى(ع) دارد. ب) اين آيه در مقام رفع استبعاد و انكار مشركان مكه است كه براى خداوندى كه قادر به آفرينش تمامى انسان ها به صورت ملك است، خلقت عيسى(ع)
بدون پدر امرى ساده مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 39 - 13
13- غفلت از قيامت ، زمينه ساز كفرورزى و بى ايمانى است .
و أنذرهم يوم الحسرة . .. و هم فى غفلة و هم لايؤمنون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 2 - 9
9- غفلت از قيامت ، زمينه ساز بى اعتنايى به وحى و بازيچه قراردادن دين است .
و هم فى غفلة معرضون . ما يأتيهم ... و هم يلعبون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 97 - 8
8- اظهار حسرت كافران در قيامت ، به خاطر غفلت عميق و پيوسته خويش از روز قيامت
يويلنا قد كنّا فى غفلة من هذا
برداشت ياد شده از آمدن «فى» - كه براى ظرفيت است - استفاده مى شود. بدين صورت كه غفلت، ظرف و انسانِ غافل، مظروف قرار گرفته است و اين حكايت از غوطهور شدن و فرورفتن در عمق غفلت دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 17 - 18
18 - غفلت از قيامت و دور پنداشتن آن ، از موانع مهم بى توجهى انسان به حقايق وحى و قوانين الهى
اللّه الذى أنزل الكتب . .. و ما يدريك لعلّ الساعة
از اين كه در مسأله قيامت، امكان نزديك بودن آن تخصيص به ذكر يافته، اهميت آن استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 47 - 5
5 - بى توجهى به روز قيامت و غفلت از پايان يافتن فرصت انجام تكاليف ، عامل اساسى در ترك دستورات الهى است .
استجيبوا لربّكم من قبل أن يأتى يوم لامردّ له
ذكر «من قبل أن يأتى» مى تواند اشاره به آن داشته باشد كه انسان ها، چنانچه به روز قيامت توجه كنند به اجابت دعوت الهى روى خواهند آورد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 57 - 3
3- بزرگ ترين ظلم ها و جنايت ها در تاريخ بشر ، داراى ريشه در انكار آيات الهى و غفلت از كيفر اَعمال است . *
و من أظلم ممّن ذكّر بأيت ربّه فأعرض عنها و نسى ما قدّمت يداه
برداشت بالا، بنابراين احتمال است كه منظور از ظلم در «من أظلم» صرفاً، ظلم به نفس نباشد، بلكه علاوه بر آن، شامل ظلم به غير نيز بشود و جمله «نسى ما قدمت يداه» كنايه از عدم اعتقاد به كيفر كردار و بقاى عمل باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 63 - 5
5 - غفلت از نظام ثبت و حسابرسى دقيق اعمال و كيفر و پاداش اخروى ، عامل بيگانگى كافران با اعمال نيك و آلودگى آنان به كردار هاى بد و ناشايست
بل قلوبهم فى غمرة من هذا . .. هم لها عملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 59 - 5
5- اِعراض از آيات الهى و نشنيده انگاشتن آن و غفلت از گناهان گذشته خويش ، ستم ، و موجب سقوط و نابودى امّت ها است .
و من أظلم . .. و تلك القرى أهلكنهم لمّا ظلموا
مراد از ظلم در «لم ا ظلموا» - به دليل ارتباط اين آيه با آيات قبل - همان امورى است كه در آيه پنجاه و هفت بيان شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 34 - 3
3 - محروميت كافران در قيامت از لطف و توجه حق ، نتيجه بى توجهى آنان به معاد است .
و قيل اليوم ننسيكم كما نسيتم لقاء يومكم هذا
برداشت بالا، بر اين مبنا است كه «كما» در «كما نسيتم» براى تعليل باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 48 - 9
9 - غفلت از سرچشمه اصلى نعمت ها ( خداوند ) امرى ناشايست و زمينه ساز غرور و سرمستى است .
و إنّا إذا أذقنا الإنسن منّا رحمة فرح بها
با توجه به تكرار ضمير «نا»، مى توان استفاده كرد كه خداوند غفلت و فراموشى از مبدأ اصلى نعمت ها را، مورد سرزنش قرار داده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ماعون - 107 - 5 - 1
1 - بى اعتنايى به نماز و بى توجّهى هنگام اداى آن ، زمينه ساز گرفتارى به نفرين و عذاب خداوند
فويل للمصلّين . الذين هم عن صلاتهم ساهون
«سهوة» (مصدر «ساهون»)، به معناى غفلت است (مصباح). غفلت از نماز، به ترك كلى يا مقطعى آن و يا تأخير در اداى آن است. شخص غافل گرچه معذور است; اما در مواردى كه اهتمام نورزيدن او سبب غفلت شده باشد، سزاوار نكوهش است. اضافه «صلاة» به ضمير «هم»، نشان مى دهد كه سخن درباره كسانى است كه نماز مى خوانند; ولى آن را همراه با بى توجهى و غفلت ادا مى كنند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ماعون - 107 - 6 - 3
3 - بى اعتنايى به نماز ، زمينه رياكارى در آن است .
الذين هم عن صلاتهم ساهون . الذين هم يراءون
تفاوت كلمه «ساهون» - كه وصف است - به «يراءون» - كه فعل مضارع است - نشانگر آن است كه وجود «سهو»، زمينه ساز به وجود آمدن «ريا» است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ماعون - 107 - 7 - 5
5 - بى اعتنايى به نماز ، زمينه ساز بازماندن انسان از كمك به مردم
عن صلاتهم ساهون . .. و يمنعون الماعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 59 - 8
8 - تعجيل كافران در نزول عذاب ، ناشى از بى توجهى آنان به نابودى ياران گذشته خويش
فإنّ للذين ظلموا ذنوبًا مثل ذنوب أصحبهم فلايستعجلون
از «فلايستعجلون» استفاده مى شود كه كافران، ناباورانه تقاضاى عذاب مى كردند و آنها اگر آنان به راستى در سرنوشت ياران گذشته خويش تأمل مى كردند، هرگز چنين ناباورانه مجازات الهى را به استهزا نمى گرفتند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 5 - 18
18 - استغفار فرشتگان براى آدميان ، در پى مشاهده غفلت زمينيان از عظمت خداوندى
و هو العلىّ العظيم . .. و يستغفرون لمن فى الأرض
بنابراين كه آيه درصدد بيان عظمت خداوند باشد و قهراً استغفار فرشتگان براى اهل زمين مى تواند از اين جهت باشد كه مردم غافل از عظمت خدايند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 44 - 1
1 - هشدار تهديدآميز مؤمن آل فرعون به قوم خود ، از دچار شدن آنان به سرنوشتى شوم بر اثر غفلت و بى توجهى شان به خيرخواهى هاى او
فستذكرون ما أقول لكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 15 - 10
10 - كفر و استكبار قوم عاد ، نتيجه غفلت آنان از قدرت برتر الهى
أَوَلم يروا أنّ اللّه الذى خلقهم هو أشدّ منهم قوّة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 73 - 4
4- سرمستى و غفلت ، از عوامل گرفتار شدن قوم لوط به عذاب الهى
إنهم لفى سكرتهم يعمهون . فأخذتهم الصيحة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 63 - 5
5 - غفلت از نظام ثبت و حسابرسى دقيق اعمال و كيفر و پاداش اخروى ، عامل بيگانگى كافران با اعمال نيك و آلودگى آنان به كردار هاى بد و ناشايست
بل قلوبهم فى غمرة من هذا . .. هم لها عملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 59 - 8
8 - تعجيل كافران در نزول عذاب ، ناشى از بى توجهى آنان به نابودى ياران گذشته خويش
فإنّ للذين ظلموا ذنوبًا مثل ذنوب أصحبهم فلايستعجلون
از «فلايستعجلون» استفاده مى شود كه كافران، ناباورانه تقاضاى عذاب مى كردند و آنها اگر آنان به راستى در سرنوشت ياران گذشته خويش تأمل مى كردند، هرگز چنين ناباورانه مجازات الهى را به استهزا نمى گرفتند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 26 - 7
7 - تكذيب رسالت پيامبر اسلام از جانب كافران ، برخاسته از ناآگاهى و غفلت آنان ، از سرنوشت شوم تكذيب كنندگان بود .
فأذاقهم اللّه الخزى . .. لو كانوا يعلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 95 - 7
7 - استبعاد مشركان از بشر بودن رسول ، ناشى از دم توجه آنان به وساطت ملائكه ميان خدا و پيامبران است . *
قل لو كان فى الأرض ملئكة يمشون مطمئنين لنزّلنا عليهم من السّماء ملكًا رسولاً
آيه فوق، مى تواند در مقام پاسخ به مشركان باشد. با اين بيان كه مشركان، بعيد مى شمردند كه فردى از بشر با خداى جهان ارتباط داشته باشد.آيه جواب مى دهد كه: پيامبران، بىواسطه وحى تلقى نمى كنند; بلكه اصولاً بين خدا و زمينيان، ملكى واسطه وحى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 18 - 6
6 - معبود هاى مشركان در پاسخ به سؤال خداوند در قيامت ، عامل انحراف و گمراهى مشركان را ، برخوردارى آنان و پدرانشان از رفاه بسيار و از ياد بردن خدا خواهند دانست .
و لكن متّعتهم و ءاباءهم حتّى نسوا الذكر
«لكن» - كه در استدراك به كار مى رود - در آيه شريفه براى رد اين اتهام است كه معبودها در گمراهى مشركان مؤثر بودند و نيز براى بيان علت هاى واقعى اين انحراف است كه در اين آيه، به دو عامل اشاره شده است: 1- رفاه (كه موجب فراموشى خدا است) (متّعتهم. ..الذكر). 2- رفتار هلاكت بار آنان ( و كانوا قوماً بوراً).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 78 - 3
3 - غفلت و بى توجّهى منافقان به علم غيب و آگاهى گسترده خدا نسبت به اسرار و سخنان پنهانى ، عامل گرايش آنان به تخلف از وظايف خود در برابر خدا
بما أخلفوا اللّه ما وعدوه . .. ألم يعلموا أن اللّه يعلم ... و أن اللّه علّم الغي
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 14 - 15
15 - غفلت از خداوند و فريفته شدن به مظاهر دنيا ، عامل بدبختى اخروى منافقان
قالوا بلى و لكنّكم . .. و غرّكم باللّه الغرور
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 39 - 8
8- مرگ همراه با غفلت و بى ايمانى ، موجب حسرت در قيامت است .
و أنذرهم يوم الحسرة إذ قضى الأمر و هم فى غفلة و هم لايؤمنون
ضمير «هم» به «الظالمون» - در آيه قبل - بازمى گردد و جمله «هم فى. ..» حاليه است و مفاد آيه اين است كه در حالى فرصت دنيايى ظالمان پايان يافت كه آنان غافل بودند و به معاد ايمان نمى آوردند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 152 - 1
1 - ضرورت به ياد خدا بودن و غفلت نكردن از ذكر او
فاذكرونى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 205 - 6
6 - خداوند پيامبر (صلی الله علیه و آله) را از اينكه در زمره غافلان باشد برحذر داشت .
و لاتكن من الغفلين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 11 - 4
4 - لزوم حفظ آماده باش و عدم غفلت از دشمن در صحنه هاى نبرد ، حتى به هنگام استراحت
إذ يغشيكم النعاس أمنة منه
تصريح به اينكه خواب مجاهدان در آستانه نبرد، خوابى سبك و خفيف بود، براى اشاره به اين است كه مجاهدان اگر چه به استراحت پرداختند، ولى به گونه اى نبود كه از تحركات دشمن غافل شوند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 39 - 2
2برخورداران نعمت ، بايد به مبدأ يگانه نعمت آفرين ، توجه داشته باشند و از دل بستگى به نعمت ها و غفلت از ياد خدا ، پرهيز كنند .
و لولا إذ دخلت جنّتك قلت ما شاء اللّه لاقوّة إلاّ باللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 13 - 6
6 - لزوم توجه انسان به مالكيت مطلق خداوند بر جهان هستى و پرهيز از غفلت و غرور به هنگام بهرهورى از طبيعت و مظاهر آن
جميعًا منه
تذكّر خداوند به اين كه همه هستى از او است - پس از اين كه جهان را مسخّر انسان ياد كرده است - مى رساند كه انسان با حاكميت بر جهان، زمينه غرور و غفلت از خداوند را دارد. و تأكيد «جميعاً منه» درصدد از ميان بردن اين غفلت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 23 - 10
10 - كوبيده و نرم شدن زمين ، احساس حضور در پيشگاه خداوند و صفوف فرشتگان و مشاهده جهنم ، برطرف سازنده غفلت هاى انسان و احياگر حس پندپذيرى در او است .
إذا دكّت الأرض . .. يومئذ يتذكّر الإنسن
«يومئذ»، بدل براى «إذا» در «إذا دكّت الأرض. ..» و جمله «يتذكّر الإنسان» جزا براى آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 24 - 6
6- تدارك ياد پروردگار ، با بروز هرگونه فراموشى و غفلت از آن ، لازم است .
واذكّر ربّك إذا نسيت
متعلق نسيان در آيه، ذكر نشده است، ولى به قرينه «و اذكر ربّك» مى توان گفت كه مراد، فراموشى ياد خدا است كه به هنگام التفات، بايد تدارك شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 140 - 13
13 - خداوند از اعمال انسان ها غافل نبوده و به همه آنها آگاهى دارد .
و ما اللّه بغفل عما تعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 144 - 21
21 - اعمال انسان ها هرگز مورد غفلت خداوند نخواهد بود .
و ما اللّه بغفل عما يعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 149 - 6
6 - اعمال انسان ها هرگز مورد غفلت خداوند نيست .
و ما اللّه بغفل عما تعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 255 - 11
11 - ناسازگارىِ غفلت از تدبيرِ عالم با قيّوميت خداوند .
الحىّ القيوم لا تأخذه سنة و لا نوم
جمله «لا تأخذه . .. » به منزله بيانى است براى صفت «قيوم».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 132 - 4
4 - پروردگار هيچگاه از اعمال و رفتار جنيان و انسانها غافل نيست.
و ما ربك بغفل عما يعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 123 - 10
10- خداوند ، هرگز از اعمال انسان ها غافل نبوده و رفتارشان بر او مخفى نمى ماند .
و ما ربك بغفل عما تعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 42 - 2
2- غافل پنداشتن خداوند از عملكرد ستمگران ، پندارى باطل است .
و لاتحسبنّ الله غفلاً عمّا يعمل الظلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 17 - 6
6 - راه نداشتن كمترين غفلت در خداوند نسبت به خلقش
و ما كنّا عن الخلق غفلين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 93 - 10،15
10 - عدم غفلت خداوند از عملكرد خلق و موضع گيرى آنان در برابر آيات الهى
سيريكم ءايته. .. و ما ربّك بغفل عمّا تعملون
15 - تأخير كيفر حق ستيزان ، براساس مصالح و نه معلول غفلت خداوند از كردار آنان
سيريكم ءايته . .. و ما ربّك بغفل عمّا تعملون
با توجه به اين كه بيشتر آيات اين سوره، متوجه منكران رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) و توحيد ربوبى خداوند است، خاتمه يافتن سوره با تعبير «سيريكم آياته» و «ما ربّك بغافل. ..» مى رساند كه خداوند، از نشان دادن آيات انكار ناپذير خود، عاجز نيست و از كردار بندگان نيز غافل نمى باشد و به موقع جزاى آنان را خواهد داد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 103 - 2
2- انسان ، در معرض غفلت از سود و زيان واقعى خويش و نيازمند هشدار پيامبران ( ع ) است .
قل هل ننبّئكم بالأخسرين أعملاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 63 - 1
1 - جان و دل آدمى ، در معرض خطر غفلت
بل قلوبهم فى غمرة من هذا
«بل» حرف اضراب و براى انتقال از مطلبى (اوصاف مؤمنان راستين، نامه اعمال آنان و داورى عادلانه خدا درباره مردم) به مطلب ديگر (اوصاف كفار و منكران معاد) است. «غمرة» به آبى كه تمام قامت انسان را فراگيرد، گفته مى شود و دراين جا، استعاره از غفلت فراگير است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 42 - 12
12 - سستى در ياد خداوند و غفلت از او ، خطرى جدى براى رهروان و قيام كنندگان در راه خدا
اذهب أنت . .. و لاتنيا فى ذكرى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 16 - 1
1 - خداوند در وادى طوى ، خطر منكران قيامت را در بازداشتن موسى ( ع ) از توجه به قيامت ، به او گوشزد كرد و او را از فريب كارى آنان برحذر داشت .
فاعبدنى . .. فلايصدّنك عنها من لايؤمن بها
ضميرهاى «عنها» و «بها» به «الساعة» (در آيه قبل) برمى گردد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 28 - 28
28- زنده نگه داشتن ياد خدا در قلب و از ميان بردن زمينه هاى غفلت از آن ، لازم است .
و لاتطع من أغفلنا قلبه عن ذكرنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 153 - 6
6 - صبر و نماز ، مددكار مؤمنان براى به ياد خدا بودن و زدودن غفلت ايشان از ياد خداوند است . *
فاذكرونى أذكركم . .. يأيها الذين ءامنوا استعينوا بالصبر و الصلوة
برداشت فوق و نيز برداشت بعدى، بيانگر وجه ارتباط ميان آيه مورد بحث و آيه پيشين است; يعنى، آيه مورد بحث در حقيقت رهنمودى است براى اينكه، چگونه مى توان غفلت از ياد خدا را، از دلها زدود و روحيه سپاسگزارى در برابر خداوند را، در قلبها گنجانيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 113 - 14
14 - تشريح حوادث قيامت و آينده مجرمان ، زمينه ساز پيدايش تقوا و رفع غفلت از انسان
و كذلك أنزلنه . .. لعلّهم يتّقون أو يحدث لهم ذكرًا
حرف «كاف» در «كذلك» براى تشبيه است و آيات گذشته را نمونه اى از نزول آيات الهى براى ايجاد تقوا و تذكر، معرفى مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مزمل - 73 - 19 - 1،2
1 - قرآن ، زداينده غفلت ها و مايه يادآورى و بيدارى انسان ها
إنّ هذه تذكرة
2 - آگاهى از قيامت و سرگذشت انسان ها در آن روز ، زداينده غفلت ها و مايه يادآورى و بيدارى
إنّ هذه تذكرة
آيات گذشته، درباره قيامت و احوال انسان ها در آن روز بود; ازاين رو ممكن است، «هذه» اشاره به اين موضوع باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 4 - 1
1 - وعظ و ارشاد دينى ، زمينه ساز از ميان رفتن غفلت ها است .
أو يذّكّر
ذكر و حفظ به يك معنا است; با اين تفاوت كه به اصل ذخيره سازى اطلاعات «حفظ» و به حاضر ساختن آن در قلب يا زبان - چه پس از فراموشى و چه بدون آن - «ذكر» مى گويند (مفردات راغب). «ذكرى» اسم مصدر «تذكير» (تذكر دادن) است و به معناى «ذكر» و «تذكّر» و نقيض نسيان نيز آمده است (لسان العرب). اين كلمه در آيه - به قرينه «يذكّر» - به معناى اثرپذيرى از ذكر و برطرف شدن غفلت است كه در مورد آيه شريفه، حضور ابن ام مكتوم در مجلس وعظ و ارشاد پيامبر(صلی الله علیه و آله)، مى توانست آن را به دنبال داشته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 238 - 3
3 - مشكلات مسائل خانوادگى ، نبايد غافل كننده آدمى از نماز و ارتباط با خداوند باشد .
حافظوا على الصّلوات
چون انسان طبعاً با درگير شدن به مسائل خانوادگى (نظير طلاق و پرداخت مهر و . .. ) از ياد خدا غافل مى شود و احياناً نماز را به تأخير انداخته و يا ترك مى كند، خداوند پس از بيان احكام خانواده، تأكيد بر محافظت و مراقبت به نماز كرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 185 - 19
19 - حيات دنيا و لذّت هاى آن ، غافل كننده انسان از رسيدن مرگ و نابودى آن لذّت ها و خوشيها
كلّ نفس ذائقة الموت . .. و ما الحيوة الدّنيآ الّا متاع الغرور
از تذكّر به رسيدن مرگ، على رغم آگاهى همگان از آن، و سپس فريبنده خواندن حيات دنيا، معلوم مى شود كه مصداق بارز فريبندگى دنيا، غافل نمودن انسانها از مرگ و نابودى لذّتهاست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 91 - 8
8 - روى آورى به مظاهر شرك زمينه ساز غفلت از ياد خدا و ترك نماز
انما الخمر و الميسر و الانصاب . .. و يصدكم عن ذكراللّه و عن الصلوة
نياوردن قيد «فى الخمر و الميسر» در جمله «و يصدكم . ..» - به خلاف جمله «ان يوقع ..» -، مى تواند اشاره به اين باشد كه منشأ ترك ياد خدا و برپايى نماز مخصوص شراب و قمار نيست بلكه برخاسته از گرايش به انصاب و ازلام (مظاهر شرك) نيز هست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 40 - 3
3- دارايى ها و توان مندى ها ، از عمده ترين زمينه هاى غفلت و كفرورزى است .
و هم فى غفلة و هم لايؤمنون . إنّا نحن نرث الأرض
از جمله وجوه ارتباطى اين آيه با آيه قبل، بيان اسباب غفلت و سعى در ريشه كن كردن آن است. دراين آيه خداوند براى متنبّه ساختن آدميان و از بين بردن عوامل غفلت آنان، بر فناپذيرى ثروت هاى دنيا و ساكنان زمين تأكيد كرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 32 - 8
8 - مظاهر طبيعت و متاع هاى دنيايى ، از زمينه هاى غفلت انسان از ياد خدا
إنّى أحببت حبّ الخير عن ذكر ربّى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 87 - 6
6 - انسان ، بدون بهره مند شدن از تعاليم قرآن ، در معرض انواع غفلت ها و نسيان ها است .
إن هو إلاّ ذكر للعلمين
با توجه به ذكر بودن و مايه ياد و بيدارى بودن قرآن براى انسان ها، برداشت ياد شده قابل استفاده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 75 - 3
3 - افراط در شادمانى و زندگى سرمستانه ، زمينه ساز غفلت از حقايق و معارف الهى و انكار و تكذيب آنها
الذين كذّبوا بالكتب . .. ذلكم بما كنتم تفرحون فى الأرض بغير الحقّ و بما كنتم تم
برداشت ياد شده بر اين اساس استوار است كه مشار اليه «ذلكم» تكذيب كافران باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 13 - 3
3 - تسلط بر موهبت هاى طبيعى و صنعتى ، نبايد به غرور و غفلت انسان بينجامد .
و جعل لكم من الفلك و الأنعم . .. لتستوا على ظهوره ثمّ تذكروا نعمة ربّكم إذا است
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 32 - 4
4 - انسان ، همواره در معرض لغزش و غفلت از خدا و فرونهادن مسؤوليت ها *
لكلّ أوّاب حفيظ
واژه «أوّاب» در جايى صادق است كه فرد، گرفتار نوعى غفلت و لغزش شود و يا در معرض چنين مشكلى قرار داشته باشد و نيازمند به آن باشد كه خويش را در مسير توجه به خدا، حفظ كرده يا بدان مسير متوجه سازد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 5 - 3
3 - ثروت و امكانات مادى ، زمينه ساز بازماندن از تلاش براى درك معارف الهى و غافل سازنده انسان از عاقبت خويش *
أمّا من استغنى
مراد از «استغناء» ممكن است داشتن مال و ثروت باشد. در اين صورت - به قرينه «جاءك يسعى و هو يخشى» در توصيف جبهه مقابل - مى توان گفت ثروتمندان در معرض ترك حضور در مجالس دينى و خوددارى از تلاش براى آموختن دين و دچار محروميت از خشيت هستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 9 - 5
5 - احساس بى نيازى از تعاليم دين ، زمينه ساز غفلت از خداوند و بى باكى از آلودگى به پليدى ها است .
أمّا من استغنى . .. ألاّ يزّكّى ... و هو يخشى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - تكاثر - 102 - 1 - 1
1 - تلاش براى برترى يافتن بر ديگران در ثروت و منزلت ، مردم را به خود مشغول ساخته ، از اهداف مهم تر باز داشته است .
ألهيكم التكاثر
«الهاه كذا»; يعنى، او را مشغول ساخته و از امر مهم تر باز داشت (مفردات). تكاثر، به معناى «مكاثرة» است; يعنى، افزون تر بودن را ابزار غلبه بر ديگران قرار دادن (تاج العروس) و يا رقابت با يكديگر در فراوانى مال و عزت. (مفردات)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 32 - 10
10 - به كار نگرفتن عقل و انديشه زمينه توجه به دنيا و غفلت از آخرت
و ما الحيوة الدنيا إلا . .. أفلا تعقلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 104 - 5،6
5- هشدار خداوند به بنى اسرائيل ، در غافل نشدن از آخرت پس از دستيابى به آرامش و حاكميت
اسكنوا الأرض فإذا جاء وعد الأخرة جئنا بكم لفيفًا
6- دستيابى به آرامش و قدرت اجتماعى ، زمينه غفلت انسان از جهان آخرت
اسكنوا الأرض فإذا جاء وعد الأخرة جئنا بكم لفيفًا
برداشت فوق بر اين اساس است كه خداوند پس از «اسكنوا الأرض» - كه كنايه حاكميت و قدرت است - مسأله قيامت و احضار انسانها را مطرح كرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 77 - 6
6 - برخوردارى از امكانات و دارايى هاى زياد ، زمينه ساز دلبسته شدن انسان به دنيا و غافل شدن وى از سراى آخرت
و ابتغ فيما ءاتيك اللّه الدار الأخرة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - صف - 61 - 11 - 12
12 - ظاهرنگرى و سست انديشى ، مايه دلخوشى انسان به مظاهر زندگى دنيايى و بى توجهى به جهاد و مصالح نهفته در آن
و تجهدون فى سبيل . .. ذلكم خير لكم إن كنتم تعلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 73 - 11
11- موقعيت برتر اقتصادى و اجتماعى و بهره مندى هاى مادى ، زمينه ساز غفلت از حق و بهره نبردن از آيات قرآن
و إذا تتلى عليهم ءايتنا . .. أىّ الفريقين خير مقامًا و أحسن نديًّا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 64 - 8
8 - احساس بى نيازى از خداوند، زمينه غفلت از ياد او و گرايش به شرك است.
تدعونه تضرعاً و خفية . .. قل الله ينجيكم منها و من كل كرب ثم أنتم تشركون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 95 - 9
9 - رفاه و آسايش فراوان ، زمينه ساز غفلت از ياد خدا و پيدايش بينش هاى غير الهى است .
ثم بدلنا . .. حتى عفوا و قالوا قد مس ءاباءنا الضراء و السراء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 12 - 12
12 - رفاه و آسايش بسيار و بر كنار بودن از گرفتارى ها و مصايب روزگار ، زمينه ساز غفلت از ياد خداست .
فلما كشفنا عنه ضرّه مرّ كأن لم يدعنا إلى ضرّ مسّه كذلك زين للمسرفين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 22 - 11
11 - اقبال دنيا به مردم ، زمينه ساز غفلت از خدا و ادبار آن ، عامل توجه به خداست .
و جرين بهم بريح طيبة و فرحوا بها جاءتها ريح عاصف . .. و ظنوا أنهم أحيط بهم دعوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 67 - 6،10
6- انسان ها پس از رهايى از خطر هاى مرگ آفرين ، خدا را فراموش مى كنند و از حق روى گردان مى شوند .
فلمّا نج-ّكم إلى البرّ أعرضتم
10- غفلت از ياد خدا در پى نجات از خطرات ، برخاسته از خصلت حق ناشناسى شديد انسان است .
فلمّا نج-ّكم إلى البرّ أعرضتم و كان الإنسن كفورًا
جمله «و كان الإنسان كفوراً» - كه بيانگر يك خصلت عام همه انسانهاست - به منزله تعليل براى مطالب قبل است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 38 - 8
8- شرك و غفلت از ربوبيّت خدا ، مهم ترين خطر رفاه زدگى و سرمستى به امكانات دنيوى است .
لكنّاْ هو اللّه ربّى و لاأشرك بربّى أحدًا
مرد مؤمن، براى جدا كردن صف خويش از ثروت مند مغرور، به دو نكته اشاره كرده است: ربوبيّت خدا و عدم شرك و با اين تعبير، ثروت مند مغرور را به غفلت از خدا و گرفتارى به شرك، هشدار داده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 110 - 3
3 - استهزا كردن مؤمنان ، زمينه ساز غفلت كامل از ياد خدا
فاتّخذتموهم سخريًّا حتّى أنسوكم ذكرى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 37 - 7
7 - تجارت و داد و ستد اقتصادى ، زمينه اى بس خطرناك براى غفلت از ياد خدا و انجام تكاليف الهى
رجال لاتلهيهم تجرة و لابيع عن ذكر اللّه و إقام الصلوة و إيتاء الزكوة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 18 - 8
8 - رفاه بسيار ، زمينه ساز از ياد بردن خدا و غفلت از تعاليم قرآن
و لكن متّعتهم و ءاباءهم حتّى نسوا الذكر
مقصود از «الذكر» در آيه شريفه، هم مى تواند ياد خدا باشد و هم قرآن; زيرا «ذكر» يكى از نام هاى قرآن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 8 - 12
12 - رفاه و آسايش بسيار و بركنار بودن از گرفتارى ها و مصيبت هاى روزگار ، زمينه غفلت از ياد خداوند است .
ثمّ إذا خوّله نعمة منه نسى ما كان يدعوا إليه من قبل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 49 - 12
12 - آسودگى از گرفتارى ها به همراه برخوردارى از نعمت ها ، زمينه غرور انسان و غفلت وى از نقش خداوند در عرصه تحولات زندگى
ثمّ إذا خوّلنه نعمة منّا قال إنّما أُوتيته على علم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 50 - 2
2 - آسودگى و برخوردارى از نعمت ها ، همواره در طول تاريخ موجب غرور انسان و غفلت وى از نقش خداوند در عرصه تحولات زندگى بوده است .
قال إنّما أُوتيته على علم . .. قد قالها الذين من قبلهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 50 - 8
8 - رفاه و سرخوشى ، زمينه خودبينى و غفلت از ياد خدا
و لئن أذقنه رحمة . .. ليقولنّ هذا لى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جمعه - 62 - 9 - 10
10 - جهل و ناآگاهى ، مايه دلخوش شدن انسان به مظاهر زندگى دنيايى و بى توجهى به ذكر خدا و عبادت او و مصالح نهفته در آن
ذلكم خير لكم إن كنتم تعلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جمعه - 62 - 10 - 6
6 - وجود خطر غافل شدن از ياد خدا ، در كسب و كار و خريد و فروش
و ابتغوا من فضل اللّه و اذكروا اللّه كثيرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جن - 72 - 17 - 5
5 - رفاه و وفور نعمت ، زمينه ساز غفلت از ياد خداوند
لأسقينهم ماء غدقًا . .. و من يعرض عن ذكر ربّه
مطرح شدن اعراض و غفلت از ياد خدا - پس از يادآورى رفاه و وفور نعمت در سايه ايمان و ديندارى - نشانگر حقيقت ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 67 - 1
1- لحظه هاى خطرآفرين سفر هاى دريايى ، زمينه بروز گرايش انسان به خداى يگانه و رويكرد به او و از ياد بردن غير او
و إذا مسّكم الضرّ فى البحر ضلّ من تدعون إلاّ إيّاه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 33 - 15
15 - رفاه و آسايش ، زمينه ساز غفلت از فطرت توحيدى است .
ثمّ إذا أذاقهم منه رحمة إذا فريق منهم بربّهم يشركون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 18 - 8
8 - رفاه بسيار ، زمينه ساز از ياد بردن خدا و غفلت از تعاليم قرآن
و لكن متّعتهم و ءاباءهم حتّى نسوا الذكر
مقصود از «الذكر» در آيه شريفه، هم مى تواند ياد خدا باشد و هم قرآن; زيرا «ذكر» يكى از نام هاى قرآن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 146 - 3
3 - رفاه و آسايش ثموديان ، زمينه غافل شدن آنان از مرگ و گرفتار شدنشان به بى تقوايى و گناه
ألاتتّقون . .. أتتركون فى ما ههنا ءامنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عاديات - 100 - 9 - 6
6 - ناسپاسى دشمنان دين ، در برابر نعمت هاى خداوند و دلبستگى شديد آنها به دارايى خويش ، نشان بى توجهى آنان به معاد
إنّ الإنسن لربّه لكنود . .. أفلايعلم إذا بعثر ما فى القبور
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 104 - 5
5- هشدار خداوند به بنى اسرائيل ، در غافل نشدن از آخرت پس از دستيابى به آرامش و حاكميت
اسكنوا الأرض فإذا جاء وعد الأخرة جئنا بكم لفيفًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عاديات - 100 - 9 - 6
6 - ناسپاسى دشمنان دين ، در برابر نعمت هاى خداوند و دلبستگى شديد آنها به دارايى خويش ، نشان بى توجهى آنان به معاد
إنّ الإنسن لربّه لكنود . .. أفلايعلم إذا بعثر ما فى القبور
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 32 - 5
5 - سان ديدن سليمان ( ع ) از اسب ها و علاقه شديد او به آنها ، موجب غفلت او از ياد خدا گشت .
إنّى أحببت حبّ الخير عن ذكر ربّى حتّى توارت بالحجاب
برداشت ياد شده مبتنى بر اين ديدگاه است كه «عن» در «عن ذكر ربّى» به معناى «على» و «أحببت» به معناى «آثرت» (ترجيح دادم) باشد; يعنى، من آن چنان به دوستى با اسب ها سرگرم شدم كه آن را بر ياد خدا ترجيح دادم و از او غافل ماندم; تا آن كه آفتاب غروب كرد و يا اين كه اسب ها از نظرم پنهان شدند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 146 - 3
3 - رفاه و آسايش ثموديان ، زمينه غافل شدن آنان از مرگ و گرفتار شدنشان به بى تقوايى و گناه
ألاتتّقون . .. أتتركون فى ما ههنا ءامنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 13 - 6
6 - رفاهمندان و برخورداران از نعمت ، در خطر غفلت از ياد خدا
ثمّ تذكروا نعمة ربّكم إذا استويتم عليه
قيد «إذا استويتم عليه»، مى تواند ناظر به نكته يادشده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 13 - 6
6 - رفاهمندان و برخورداران از نعمت ، در خطر غفلت از ياد خدا
ثمّ تذكروا نعمة ربّكم إذا استويتم عليه
قيد «إذا استويتم عليه»، مى تواند ناظر به نكته يادشده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - منافقون - 63 - 9 - 5
5 - مؤمنان ، در معرض غفلت از ياد خدا ، به خاطر دلبسته شدن به اموال و اولاد
يأيّها الذين ءامنوا لاتلهكم أمولكم و لا أولدكم عن ذكر اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 205 - 7
7 - غفلت از ياد خدا ، امرى نكوهيده و نارواست .
و لاتكن من الغفلين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 72 - 8
8- سرمستى و غفلت امرى بس زشت و مذموم ، و روشن بينى صفتى بس والا و ارزشمند براى انسانها
لعمرك إنهم لفى سكرتهم يعمهون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 27 - 7
7 - علاقه به دنيا و توجّه به آبادانى حيات دنيوى ، در صورت بى اعتنايى به امر آخرت و حيات اخروى ، مورد نكوهش و محكوم در نگاه وحى
إنّ هؤلاء يحبّون العاجلة و يذرون وراءهم يومًا ثقيلاً
برداشت ياد شده با توجّه به اين نكته است كه آيه شريفه درصدد نكوهش و محكوم كردن كسانى است كه تنها به دنيا دلبسته و آخرت را رها كرده اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 15 - 16
16- غوطهورى در غفلت و هدايت نيافتن به ارزش ها ، با گذشت چهل سال از عمر انسان ، نكوهيده و توجيه ناپذير است .
حتّى إذا بلغ أشدّه و بلغ أربعين سنة قال ربّ أوزعنى
خداوند سن چهل سالگى را به عنوان مرحله كمال و توجه به نعمت ها و تلاش براى تزكيه معرفى كرده است. از اين مطلب استفاده مى شود كه انسان، تا قبل از رسيدن به چهل سالگى - به دليل جوانى و خامى - چه بسا گرفتار غفلت شود; ولى چون از چهل سالگى گذشت، ديگر مجالى براى توجيه نخواهد داشت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 114 - 10
10 - غفلت از ياد خدا در جايگاه عبادت ( مسجد و . . . ) امرى نكوهيده و نارواست .
و من أظلم ممن منع مسجد اللّه أن يذكر فيها اسمه
عبارت «أن يذكر فيها اسمه» بيانگر اين است كه: دليل ناروا بودن و ستمكار شمردن بازدارندگان مردم از حضور در مساجد، ياد نشدن نام خداست. بنابراين جمله «من أظلم ...» شامل كسانى كه در جايگاههاى عبادت از ياد خدا غافلند نيز، مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 24 - 3
3 - مذمت خدا از دلبستگى به خويشاوندان و به مال و منال و دلواپسى براى تجارت و مسكن در صورتى كه مايه غفلت از خدا و رسول و جهاد در راه خدا شود .
قل إن كان ءاباؤكم . .. و أموال اقترفتموها و تجرة تخشون كسادها و مسكن ... أحب إلي
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 60 - 4
4 - زندگى آكنده از خنده و سرخوشى و به دور از اندوه معنوى ، مورد نكوهش الهى است .
و تضحكون و لاتبكون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عاديات - 100 - 10 - 6
6 - غفلت از فرجام اخروى و لحظه برملا شدن اسرار آدمى ، شگفت آور و حالتى نكوهيده است .
أفلايعلم إذا . .. و حصّل ما فى الصدور
مفعول «أفلايعلم» يا محذوف است; يعنى: «أفلايعلم مآله؟» و يا كلمه «إذا» از ظرفية خارج شده و مفعول به قرار گرفته است; يعنى: «أفلايعلم وقت . .. تحصيل ما فى الصدور؟». در اين صورت مراد، توبيخ بر غفلت از حوادث آن زمان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بلد - 90 - 16 - 2
2 - مدعيان دروغين انفاق ، خاك نشينان را در سال هاى قحطى ، گرسنه ر ها كرده ، از مصرف ثروت خود براى سير كردن آنان دريغ مىورزند .
يقول أهلكت مالاً . .. فلااقتحم العقبة ... أو مسكينًا ذا متربة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ماعون - 107 - 7 - 6
6 - مضايقه كردن نمازگزاران غافل و رياكار ، از عاريه دادن لوازم زندگى خود به نيازمندان ، نكوهيده تر از يتيم آزارى و بى توجّهى به فقيران است .
الذى يدعّ اليتيم . .. و لايحضّ ... فويل للمصلّين . الذين ... و يمنعون الماعون
با آن كه تعبير «فويل للمصلّين»، ادامه بيان اوصاف كسانى است كه جزاى الهى را تكذيب كردند; ولى حرف «فاء» و تغيير سياق، نشانگر تفاوت درجه آن با دو وصف قبل است. بنابراين وصفى كه در اين آيه، از ويژگى هاى همان «مصلّين» شمرده شده است، نارواتر از اوصافى است كه در آيه دوم و سوم آمده بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بلد - 90 - 9 - 2
2 - بى توجّهى به قدرت بيان و ابزار آن و غفلت از وابستگى آنها به خداوند ، شگفت آور و سرزنش بار است .
ألم نجعل له . .. و لسانًا و شفتين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 24 - 3
3 - مذمت خدا از دلبستگى به خويشاوندان و به مال و منال و دلواپسى براى تجارت و مسكن در صورتى كه مايه غفلت از خدا و رسول و جهاد در راه خدا شود .
قل إن كان ءاباؤكم . .. و أموال اقترفتموها و تجرة تخشون كسادها و مسكن ... أحب إلي
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بلد - 90 - 16 - 2
2 - مدعيان دروغين انفاق ، خاك نشينان را در سال هاى قحطى ، گرسنه ر ها كرده ، از مصرف ثروت خود براى سير كردن آنان دريغ مىورزند .
يقول أهلكت مالاً . .. فلااقتحم العقبة ... أو مسكينًا ذا متربة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عاديات - 100 - 9 - 7
7 - لزوم شناخت ويژگى هاى معاد و غافل نبودن از خطر هاى آن
أفلايعلم
استفهام در آيه شريفه، «انكار تعجبى» است و بر اظهار شگفتى از جهل انسان، دلالت دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بلد - 90 - 8 - 2
2 - بى توجّهى به نعمت بينايى و غفلت از وابستگى آن به خداوند ، شگفت آور و ملامت بار است .
ألم نجعل له عينين
استفهام در «ألم نجعل . ..»، براى تعجب و گرفتن اقرار است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بلد - 90 - 10 - 6
6 - شناخت راه هاى نيك و بد ، نعمتى الهى و غفلت از آن ، شگفت آور و ملامت بار است .
ألم نجعل . .. و هدينه النجدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بلد - 90 - 15 - 5
5 - بى اعتنايى ثروتمندان به نياز هاى خويشاوندان يتيم خود ، دور از انتظار و نكوهيده تر از بى توجّهى آنان به ديگر نيازمندان است .
يقول أهلكت مالاً لبدًا . .. يتيمًا ذا مقربة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عاديات - 100 - 10 - 6
6 - غفلت از فرجام اخروى و لحظه برملا شدن اسرار آدمى ، شگفت آور و حالتى نكوهيده است .
أفلايعلم إذا . .. و حصّل ما فى الصدور
مفعول «أفلايعلم» يا محذوف است; يعنى: «أفلايعلم مآله؟» و يا كلمه «إذا» از ظرفية خارج شده و مفعول به قرار گرفته است; يعنى: «أفلايعلم وقت . .. تحصيل ما فى الصدور؟». در اين صورت مراد، توبيخ بر غفلت از حوادث آن زمان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بلد - 90 - 9 - 2
2 - بى توجّهى به قدرت بيان و ابزار آن و غفلت از وابستگى آنها به خداوند ، شگفت آور و سرزنش بار است .
ألم نجعل له . .. و لسانًا و شفتين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بلد - 90 - 8 - 2
2 - بى توجّهى به نعمت بينايى و غفلت از وابستگى آن به خداوند ، شگفت آور و ملامت بار است .
ألم نجعل له عينين
استفهام در «ألم نجعل . ..»، براى تعجب و گرفتن اقرار است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بلد - 90 - 10 - 6
6 - شناخت راه هاى نيك و بد ، نعمتى الهى و غفلت از آن ، شگفت آور و ملامت بار است .
ألم نجعل . .. و هدينه النجدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 39 - 3
3 - خدافراموشى و روى گرداندن از ياد او ، ظلم و ستم آدمى بر خويشتن است .
و من يعش عن ذكر الرحمن . .. إذ ظلمتم
از ارتباط آيه شريفه با جمله «و من يعش عن ذكر الرحمان. ..» استفاده مى شود كه اعراض از ياد خدا، ظلم بر خويشتن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 51 - 6
6 - ناسپاسى و ناديده گرفتن نقش خداوند در برخوردارى از نعمت ها ، ظلم است .
و الذين ظلموا من هؤلاء
توصيف مرفهان ناسپاس به ستمگران، حاكى از مطلب ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 12 - 3
3- نقش بلا ها ، در بيرون آمدن انسان ، از غفلت و بازگشت به سوى خداوند
ربّنا اكشف عنّا العذاب إنّا مؤمنون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 67 - 14
14- تدارك اسباب نبايد موجب غفلت آدمى از حاكميت مطلق خدا شود .
ادخلوا من أبوب متفرقة و ما أُغنى عنكم من الله من شىء إن الحكم إلاّ لله
يعقوب(ع) پس از تدبيرش در جهت جلوگيرى از حادثه ناگوار براى فرزندانش، بيان مى دارد كه: با اين همه نمى توانم از مقدرات الهى جلوگيرى كنم ; زيرا حكم و فرمان تنها از آنِ خداوند است ; يعنى، بايد توجه داشت كه اسباب و علّتها در دايره حكومت و خواست الهى عمل مى كنند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 119 - 14
14 - سوء استفاده دشمنان دين از شعائر دينى ، براى اغفال مؤمنان
ها انتم اولاء تحبونكم و لا يحبونكم . .. و اذا لقوكم قالوا امنا
بنابر اينكه محبت مؤمنان به كافران، معلول تظاهر آنان به ايمان (امنا) باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 94 - 6
6 - مغرور شدن به داراييها و توهم برخوردارى از شفاعت از سوى معبودهاى خيالى از عوامل غفلت انسان و دورى او از واقعيتهاست.
و تركتم ما خولنكم وراء ظهوركم و ما نرى معكم شفعاءكم الذين زعمتم
روى سخن آيه با مشركان و حكايت حال آنان پس از مرگ است، جمله هاى «و تركتم . .. » و «ما نرى ... » بيان دو عامل عمده گمراهى و سوء عاقبت مشركان است كه يكى از آنها مغرور شدن به دنيا و ديگرى توهم برخوردارى از شفاعت از سوى معبودهاى خويش است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 95 - 2
2 - خداوند تكذيب كنندگان انبياى پيشين را از سختى هاى بيداركننده رهانيد و زندگى آنان را به رفاه و آسايش خام كننده
تبديل كرد .
أخذنا أهلها بالبأساء . .. ثم بدلنا مكان السيئة الحسنة حتى عفوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 108 - 8
8- دنياگرايى ، عامل غفلت انسان از حقايق بايسته و دانستنى
ذلك بأنهم استحبّوا الحيوة الدنيا على الأخرة . .. و أُولئك هم الغفلون
در آيه شريفه، مفعول و متعلق «غافلون» ذكر نشده است; يعنى، بيان نشده كه كافران دنياگرا نسبت به چه چيز غفلت دارند. بنابراين عدم ذكر، دليل اين است كه دنياگرايى، عامل غفلت انسان از هر نوع حقايق دانستنى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 202 - 2
2 - غوطهورى مجرمان در گناه و تباهى ، مايه غفلت آنان از عذاب الهى
فيأتيهم بغتة و هم لايشعرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 6 - 9
9 - مردمِ بى بهره از تعاليم پيامبران و اديان الهى ، مردمى غافل و بى خبراند .
لتنذر قومًا ما أُنذر ءاباؤهم فهم غفلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 27 - 7
7 - انسان ، بدون وحى و الهام الهى ، غرق در انواع غفلت ها و بى خبرى ها است .
و لقد ضربنا للناس فى هذا القرءان من كلّ مثل لعلّهم يتذكّرون
برداشت ياد شده از تعبير «يتذكّرون» به دست مى آيد; زيرا تذكر و بيدارباش در جايى به كار مى رود كه در مقابل آن، غفلت و بى خبرى وجود داشته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 52 - 2
2 - ناآگاهى از مشيت و تقدير خداوند در رزق و روزى انسان ها ، سبب انتساب نعمت ها و برخوردارى ها به دانش بشرى است .
قال إنّما أُوتيته على علم . .. أوَلم يعلموا أنّ اللّه يبسط الرزق لمن يشاء و يقدر
آيه شريفه در مقام بيان نقش خداوند در برخوردارى ها و نعمت هاى انسان ها است. اين مسأله مى تواند از چرايى منتسب كردن نعمت ها به دانش بشرى از سوى انسان ها حكايت كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 11 - 3
3 - غفلت از ارزش ها ، معلول غرق شدن در گرداب پندار ها و تمنيات نفسانى است . *
الخرّصون . الذين هم فى غمرة ساهون
از ارتباط «فى غمرة» با «ساهون» ممكن است چنين استفاده شود كه انسان، زمانى گرفتار غفلت و حق ستيزى مى شود كه دل مشغولى هاى دنيا و حفره هاى جاه و مال و شهوت، او را در خود فرو برده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 18 - 12
12 - احساس اقتدار و ايمنى از آسيب دشمن ، زمينه ساز غفلت و كم تقوايى است . *
يأي-ّها الذين ءامنوا اتّقوا اللّه و لتنظر . .. و اتّقوا اللّه
در آيات پيشين خداوند به مؤمنان اطمينان داد كه كافران يهود از اين پس، تاب رويارويى مستقيم نخواهند داشت و منافقان هم كارى از پيش نخواهند برد; ولى پس از آن اطمينان بخشى، اكنون توصيه به تقوا كرده است. گويى كه احساس ايمنى، زمينه غفلت را فراهم مى آورد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 19 - 6
6 - خدافراموشى انسان ، عامل غفلت او از سعادت و حقايق وجودى خويش
و لاتكونوا كالذين نسوا اللّه فأنسيهم أنفسهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - تكاثر - 102 - 2 - 4
4 - زيارت اهل قبور براى تفاخر بر ديگران ، ناپسند و مايه غفلت از اهداف اصلى نعمت ها است .
ألهيكم . .. حتّى زرتم المقابر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 32 - 7
7 - اشتغال به دنيا و سرگرم شدن به آن، انسان را از آخرت باز مى دارد.
و ما الحيوة الدنيا إلا لعب و لهو و للدار الأخرة خير للذين يتقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 7 - 3
3 - سطحى نگرى و ظاهربينى نسبت به زندگى دنيا ، در غفلت از آخرت ، نقش دارد .
يعلمون ظهرًا من الحيوة الدنيا و هم عن الأخرة هم غفلون
مرجع ضمير «هم» واژه «الناس» با وصف سطحى نگرى درباره دنيا است. آوردن وصفى ديگر (غفلت از آخرت) پس از صفت سطحى نگرى، با تكرار ضمير «هم» مى تواند اشعارى به حقيقت ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 206 - 4
4 - غفلت از ياد خدا و رويگردانى از پرستش او ، برخاسته از خودبزرگ بينى است .
و لاتكن من الغفلين. إن الذين عند ربك لايستكبرون عن عبادته
نهى از غفلت و سپس بيان اين معنا كه مقربان درگاه خدا در برابر او تكبرى نمىورزند، بيانگر اين است كه غفلت كردن از ياد خدا در حقيقت تكبر كردن در برابر اوست و يا ريشه در تكبر و خودبزرگ بينى دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 67 - 14
14- تدارك اسباب نبايد موجب غفلت آدمى از حاكميت مطلق خدا شود .
ادخلوا من أبوب متفرقة و ما أُغنى عنكم من الله من شىء إن الحكم إلاّ لله
يعقوب(ع) پس از تدبيرش در جهت جلوگيرى از حادثه ناگوار براى فرزندانش، بيان مى دارد كه: با اين همه نمى توانم از مقدرات الهى جلوگيرى كنم ; زيرا حكم و فرمان تنها از آنِ خداوند است ; يعنى، بايد توجه داشت كه اسباب و علّتها در دايره حكومت و خواست الهى عمل مى كنند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 33 - 16
16 - زندگى دنيا ، فريبنده و مايه غفلت انسان از خدا و قيامت است .
اتّقوا ربّكم و اخشوا يومًا . .. فلاتغرّنّكم الحيوة الدنيا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 36 - 4،10
4 - دلبستگى به تجملات زندگى دنيايى ، عامل روى گردانى از ياد خدا است .
و إن كلّ ذلك لمّا متع الحيوة الدنيا . .. و من يعش عن ذكرالرحمن
10 - « عن أميرالمؤمنين ( ع ) : من تصدّى بالإثم أعشى عن ذكر اللّه تعالى و من ترك الأخذ عمّن أمر اللّه بطاعته قيّض له شيطاناً فهو له قرين ;
از اميرالمؤمنين(ع) روايت شده: هر كس مرتكب گناه شود از ياد خدا روى گردان شده و كوردل مى گردد و كسى كه ترك كند گرفتن [معارف دين] را از كسى كه خداوند اطاعت او را فرمان داده است، خداوند شيطانى را براى او قرار مى هد كه همدم او
خواهد بود».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 14 - 18
18 - شيطان ، همواره درصدد فريب دادن انسان و غافل كردن او از خداوند است .
و غرّكم باللّه الغرور
توصيف شيطان به «غرور»، نشان دهنده آن است كه فريب كارى، با ذات شيطان درهم آميخته و عجين شده است و او همواره در پى آن است كه انسان را، از ياد خداوند غافل گرداند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - مجادله - 58 - 19 - 2،4
2 - شيطان ، در صورت چيره شدن بر انسان ، خدا را از ياد او مى برد .
فأنسهم ذكر اللّه
4 - فراموش شدن خدا در زندگى منافقان ، نتيجه استيلاى شيطان بر آنان
استحوذ عليهم الشيطن فأنسهم ذكر اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - منافقون - 63 - 9 - 4
4 - غفلت و باز ماندن از ياد خداوند ، طبيعت دلبسته شدن به مال و اولاد
لاتلهكم أمولكم و لا أولدكم
«إلهاء» (مصدر «تلهكم») به معناى مشغول و سرگرم كردن است. نسبت دادن «إلهاء» به «اموال و اولاد» گوياى مطلب ياد شده است. گفتنى است كه لازمه مشغول كردن به خود، ايجاد غفلت از ياد خدا مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 2 - 10
10- سرگرمى انسان به دنيا ، عامل بى توجهى به وحى و دين الهى
ما يأتيهم من ذكر . .. و هم يلعبون
جمله «و هم يلعبون» حال براى ضمير فاعلى «استمعوه» و بيانگر وضعيت مشركان و مردم حق گريز است. اين وضعيت مى تواند در حق گريزى و بى اعتنايى به پيام هاى الهى مؤثر باشد. گفتنى است جمله «لاهية قلوبهم» در صدر آيه بعد - كه حال براى مبتدا در جمله «و هم يلعبون» است - همين برداشت را تأييد مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 15 - 16
16 - لجاجت و عناد ، عامل استكبار و غفلت از قدرت نامحدود الهى *
فاستكبروا فى الأرض . .. و كانوا بأيتنا يجحدون
چنانچه جمله «و كانوا بآياتنا يجحدون» به منزله تعليل براى استكبار و عدم توجه قوم عاد، نسبت به قدرت نامحدود خداوند باشد، مطلب ياد شده قابل استفاده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 29 - 2
2 - دوستى و نزديكى با افراد ناباب ، عامل غفلت و دورى از تعاليم بيدارگر قرآن
لقد أضلّنى عن الذكر بعد إذ جاءنى
مقصود از «الذكر» به قرينه آيه بعد - كه از مهجور شدن قرآن و فراموش شدن آن در ميان جامعه سخن مى گويد - و نيز به اين دليل كه يكى از نام هاى قرآن، «ذكر» است، قرآن مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 33 - 16،19
16 - زندگى دنيا ، فريبنده و مايه غفلت انسان از خدا و قيامت است .
اتّقوا ربّكم و اخشوا يومًا . .. فلاتغرّنّكم الحيوة الدنيا
19 - رحمانيت خدا ، مورد سوء استفاده اغواكنندگان ، در غافل ساختن انسان از قيامت و كيفر اَعمال است .
و لايغرّنّكم باللّه الغرور
«باء» در «باللّه» سببى است و مراد از آن، اين است كه شيطان و يا هر موجود فريبنده اى، به وسيله ذكر خدا و برخى از اوصاف او، همانند رحمانيت و يا غفاريت، چه بسا انسان را مغرور كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 36 - 3
3- غفلت از معاد و ترديد در آن ، معلول دل بستگى شديد به دنيا است .
أنا أكثر منك مالاً . .. قال ما أظنّ أن تبيد هذه أبدًا . و ما أظنّ الساعة قائمة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 2 - 10
10- سرگرمى انسان به دنيا ، عامل بى توجهى به وحى و دين الهى
ما يأتيهم من ذكر . .. و هم يلعبون
جمله «و هم يلعبون» حال براى ضمير فاعلى «استمعوه» و بيانگر وضعيت مشركان و مردم حق گريز است. اين وضعيت مى تواند در حق گريزى و بى اعتنايى به پيام هاى الهى مؤثر باشد. گفتنى است جمله «لاهية قلوبهم» در صدر آيه بعد - كه حال براى مبتدا در جمله «و هم يلعبون» است - همين برداشت را تأييد مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 17 - 18
18 - غفلت از قيامت و دور پنداشتن آن ، از موانع مهم بى توجهى انسان به حقايق وحى و قوانين الهى
اللّه الذى أنزل الكتب . .. و ما يدريك لعلّ الساعة
از اين كه در مسأله قيامت، امكان نزديك بودن آن تخصيص به ذكر يافته، اهميت آن استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 11 - 2
2 - انسان اسير شده در گرداب كفر و لجاجت ، گرفتار پندارگرايى و غافل از وعده هاى حق الهى
الخرّصون. الذين هم فى غمرة ساهون
از ارتباط «خرّاصون» با «غمرة» و «ساهون» مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 44 - 2
2- برخوردارى از نعمت هاى دنيايى همراه با عمر طولانى ، موجب غرور و غفلت مردم مكه و پدران آنان گرديده بود .
بل هم عن ذكر ربّهم معرضون . .. بل متّعنا هؤلاء و ءاباءهم حتّى طال عليهم العمر
برداشت ياد شده مبتنى بر اين است كه «هؤلاء» اشاره به حاضرين در اذهان مخاطبان (مردم مكه) باشد; همان طور كه مشاراليه در بسيارى از آيات نازل شده در مكه، مردم آن سرزمين هستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 46 - 9
9 - بى بهره بودن مردم سرزمين مكه از تعليمات آسمانى ، عامل عقب ماندگى آنان و فراگير شدن غفلت و بى خبرى در ميان آنها
لتنذر قومًا ما أتيهم من نذير من قبلك لعلّهم يتذكّرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 37 - 1
1 - گرفتارى هاى هر كس در قيامت ، جايى براى رسيدگى او به ديگران باقى نگذاشته ، او را به خود مشغول خواهد ساخت .
لكلّ امرىء منهم يومئذ شأن يغنيه
به هر امرى از امور «شأن» گفته مى شود (قاموس); جز اين كه سياق آيه شريفه دلالت بر عظمت شأن مورد نظر دارد. فعل «اغنى» - چه با حرف «عن» و چه بدون آن باشد - به معناى «كفى» است (مفردات راغب). كفايت كردن شأن و كار، به معناى پر شدن فرصت ها است; به گونه اى كه براى كار ديگر امان ندهد. اكتفا به بيان وضعيت مردان با كلمه «امرىء»، به جهت وضوح هم سرنوشت بودن زنان با آنان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بروج - 85 - 20 - 5
5 - احاطه تكذيب گرى بر انديشه كافران ، موجب احاطه غافلگيرانه عذاب الهى بر آنان است .
فى تكذيب . و اللّه من ورائهم محيط
تعبير «فى تكذيب»، بر احاطه تكذيب گرى بر كافران دلالت دارد و جمله «و اللّه . .. محيط»، كافران را به احاطه خداوند تهديد كرده است; كه حاصل آن بسته بودن راه فرار از عذاب فراگير است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - مجادله - 58 - 19 - 4
4 - فراموش شدن خدا در زندگى منافقان ، نتيجه استيلاى شيطان بر آنان
استحوذ عليهم الشيطن فأنسهم ذكر اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 76 - 8
8 - ابليس ، در مقايسه ميان شخصيت خود و آدم ( ع ) ، روح الهى موجود در آفرينش آدم را ناديده گرفت .
فإذا سوّيته و نفخت فيه من روحى فقعوا له سجدين . ..قال أنا خير منه خلقتنى من نار
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 48 - 2
2 - غفلت و فراموشى مشركان از معبود هاى خويش ، در مواجهه با واقعيت هاى سهمگين قيامت
و ضلّ عنهم ما كانوا
بنابر اين كه «ضلّ عنهم» اشاره به اين باشد كه صحنه قيامت آن چنان براى مشركان وحشتناك و دهشت آور است كه خاطره بت ها از نظرشان محو و نابود خواهدشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 60 - 17
17 - آدمى در دنيا از حقيقت اعمال خود و بازتابهاى آن غافل است.
ثم ينبئكم بما كنتم تعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 26 - 3
3- گروهى از انسان ها به زندگى دنيا دل خوش مى كنند و از سراى آخرت غافل مى مانند .
فرحوا بالحيوة الدنيا و ما الحيوة الدنيا فى الأخرة إلاّ متع
بيان ناچيزى دنيا در قياس با آخرت ، پس از مذمّت گروهى كه به دنيا دل خوش كرده اند (فرحوا بالحيوة الدنيا) ، مى رساند كه مراد از آن گروه ، مردمى هستند كه آخرت را نپذيرفته و يا از آن غفلت كرده اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 7 - 2
2 - اكثريت انسان ها ، به جهان واپسين ، بى توجّه و از آن غافل اند .
و لكنّ أكثر الناس . .. و هم عن الأخرة هم غفلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 22 - 1
1- انسان در دنيا ، گرفتار غفلت و بى خبرى نسبت به حقايق اخروى
لقد كنت فى غفلة من هذا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 92 - 9
9 - همواره مردم بسيارى از آيات و نشانه هاى خداوند و سرگذشت پندآموز اقوام پيشين ، در غفلت هستند .
لتكون لمن خلفك ءاية و إن كثيراً من الناس عن ءايتنا لغفلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بروج - 85 - 20 - 3
3 - كافران ، از سيطره خداوند بر آنها غافل اند .
و اللّه من ورائهم محيط
«من وراء» (از پشت سر)، كنايه از غافلگيرانه بودن است; همان گونه كه دشمن براى هجوم غافلگيرانه، از پشت سر حمله مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 12 - 5
5 - تحليل متخلفان درباره سفر حديبيه و بى فرجام بودن آن ، متّكى بر محاسبات بشرى و ناديده گرفتن اراده الهى
بل ظننتم أن لن ينقلب الرسول و المؤمنون إلى أهليهم أبدًا
از قرائن و زمينه هاى تاريخى، دشوارى اين سفر قابل پيش بينى بود و متخلفان براساس همين معيارها، اين سفر را بى فرجام مى ديدند; غافل از اين كه دعوت پيامبر(صلی الله علیه و آله) به بن بست نخواهد رسيد و حمايت الهى از آن حضرت دريغ نخواهد شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 16 - 7
7 - غفلت از آزمايش بودن فقر ، زمينه ساز پيدايش تحليل هاى نادرست درباره عوامل آن
و أمّا إذا ما ابتليه . .. فيقول ربّى أهنن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 15 - 8
8 - غفلت از آزمايش بودن نعمت ها ، مايه خطا در تحليل عوامل پيشرفت هاى اقتصادى
ابتليه ربّه . .. فيقول ربّى أكرمن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 20 - 7
7 - غفلت از امتحان هاى الهى ، مايه ترك يتيم نوازى و بى اعتنايى به مسكينان و تصاحب ميراث ديگران و دلبستگى به ثروت است .
ابتليه . .. كلاّ بل لاتكرمون اليتيم . و لاتحضّون ... و تأكلون التراث ... و تحبّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 136 - 6
6 - فرعونيان با غفلت از انتقام گيرى خداوند ، آيات او را تكذيب كردند .
بأنهم كذبوا بايتنا و كانوا عنها غفلين
برداشت فوق مبتنى بر اين است كه ضمير «عنها» به «نقمت» (برگرفته شده از «انتقمنا») برگردد و جمله «و كانوا . .. » حال براى ضمير «كذبوا» باشد. گفتنى است در اين صورت غفلت به معناى حقيقى آن (بى خبر بودن و توجه نداشتن) خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 47 - 3
3 - توبيخ كافران و تكذيب گران جن و انس به خاطر نينديشيدن به نعمت بهشت ، بيم نداشتن از مقام پروردگار و تكذيب نعمت هاى او
و لمن خاف مقام ربّه جنّتان . فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
لحن توبيخى آيه شريفه و تقابل تكذيب گران با بيم دارندگان از مقام پروردگار، بيانگر مطلب ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - حجرات - 49 - 2 - 9
9 - عدم توجه برخى از مؤمنان ، به آثار ويرانگر رعايت نكردن حرمت پيامبر (صلی الله علیه و آله)
لاترفعوا أصوتكم . .. و لاتجهروا له ... أن تحبط أعملكم و أنتم لاتشعرون
از تكرار نهى در آيه شريفه، مطلب بالا قابل برداشت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 17 - 8
8- بى توجهى به غير قابل قياس بودن خالق با غير خالق ، مذموم و ناپسند است .
أفمن يخلق كمن لايخلق أفلاتذكّرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 32 - 1
1 - سرزنش شدن تكذيب گران و كافران جن و انس از سوى خداوند ، به خاطر بى توجهى آنان به موضوع حسابرسى اعمال خلق
در قيامت و كيفر و پاداش الهى در آن
سنفرغ لكم أيّه الثقلان . فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
استفهام در «فبأىّ ءالآء» توبيخى است و تثنيه آمدن «كما» و «تكذّبان» به خاطر توجه خطاب به جن و انس است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 51 - 7
7 - غفلت از پيام هاى عبرت آموز پيامبران و تاريخ ، دور نمايه گرايش به كفر
فهل من مدّكر
از اين كه خداوند، كفرپيشگان را به هشيارى و بيدارى فراخواهنده است; استفاده مى شود كه مشكل اصلى كافران در غفلت ايشان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 51 - 7
7 - غفلت از پيام هاى عبرت آموز پيامبران و تاريخ ، دور نمايه گرايش به كفر
فهل من مدّكر
از اين كه خداوند، كفرپيشگان را به هشيارى و بيدارى فراخواهنده است; استفاده مى شود كه مشكل اصلى كافران در غفلت ايشان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 22 - 12
12- برخى مردم ، از پيام اصلى ماجراى اصحاب كهف ، غفلت كرده و به ابعاد فرعى و كم فائده آن مى پردازند .
سيقولون ثلثة . .. قل ربّى أعلم بعدتهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 3 - 21
21 - شرك و بت پرستى ، برخاسته از غفلت و بى توجهى انسان نسبت به ربوبيت مطلق و بى همتاى خدا بر كران تا كران هستى است .
الذى خلق السموت و الأرض . .. ذلكم اللّه ربكم فاعبدوه أفلا تذكرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 1 - 1
1- انسان ها از حسابرسى قيامت - در عين نزديك بودن آن - در غفلت شديد به سر مى برند .
اقترب للناس حسابهم و هم فى غفلة معرضون
كلمه «فى» در «فى غفلة» براى ظرفيت مجازى است و دلالت بر شدتِ وصف مى كند; يعنى، غفلت مردم از حسابرسى قيامت بسيار شديد است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 32 - 1
1 - سرزنش شدن تكذيب گران و كافران جن و انس از سوى خداوند ، به خاطر بى توجهى آنان به موضوع حسابرسى اعمال خلق در قيامت و كيفر و پاداش الهى در آن
سنفرغ لكم أيّه الثقلان . فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
استفهام در «فبأىّ ءالآء» توبيخى است و تثنيه آمدن «كما» و «تكذّبان» به خاطر توجه خطاب به جن و انس است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 19 - 4
4 - غفلت از محاسبه اعمال ، زمينه ساز فراموشى از ياد خداوند *
يأيّها الذين ءامنوا . .. و لتنظر إنّ اللّه خبير بما تعملون. و لاتكونوا كالذين ن
برداشت ياد شده، بدان احتمال است كه تقدم «و لتنظر. ..» بر «و لاتكونوا كالذين...» نظر به تقدم رتبى داشته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 39 - 9
9- باور نداشتن قيامت و غفلت از حسرت باربودن آن ستم گرى است .
لكن الظلمون . .. هم فى غفلة و هم لايؤمنون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 142 - 14
14 - غفلت از خداوند و كم به ياد او بودن ، از صفات منافقان
و لايذكرون اللّه إلاّ قليلا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 28 - 18
18 - قابيل ، فاقد ترس از خداوند و غافل از ربوبيت گسترده او
انى اخاف اللّه رب العلمين
چون خداترسى هابيل مانع از اقدام به قتل شده، معلوم مى شود قابيل به دليل تصميمش بر برادركشى، هيچ ترسى از خدا در دل نداشته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 205 - 7
7 - غفلت از ياد خدا ، امرى نكوهيده و نارواست .
و لاتكن من الغفلين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 24 - 9
9- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در معرض فراموشى و ترك ذكر خدا در سخن خويش است . *
واذكّر ربّك إذا نسيت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 28 - 25
25- غفلت از ياد خدا ، كيفر الهى براى دنياگرايان دل بسته به جلوه هاى مادّى است .
تريد زينة الحيوة الدنيا و لاتطع من أغفلنا قلبه عن ذكرنا
توصيف دنيازدگان به كسانى كه قلب شان از ياد خدا غافل است، گوياى ارتباط غفلت قلب با دنيازدگى است و اسناد اغفال به خداوند (اغفلنا) كيفر بودن آن را مى رساند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 18 - 6
6 - معبود هاى مشركان در پاسخ به سؤال خداوند در قيامت ، عامل انحراف و گمراهى مشركان را ، برخوردارى آنان و پدرانشان از رفاه بسيار و از ياد بردن خدا خواهند دانست .
و لكن متّعتهم و ءاباءهم حتّى نسوا الذكر
«لكن» - كه در استدراك به كار مى رود - در آيه شريفه براى رد اين اتهام است كه معبودها در گمراهى مشركان مؤثر بودند و نيز براى بيان علت هاى واقعى اين انحراف است كه در اين آيه، به دو عامل اشاره شده است: 1- رفاه (كه موجب فراموشى خدا است) (متّعتهم. ..الذكر). 2- رفتار هلاكت بار آنان ( و كانوا قوماً بوراً).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 32 - 5
5 - سان ديدن سليمان ( ع ) از اسب ها و علاقه شديد او به آنها ، موجب غفلت او از ياد خدا گشت .
إنّى أحببت حبّ الخير عن ذكر ربّى حتّى توارت بالحجاب
برداشت ياد شده مبتنى بر اين ديدگاه است كه «عن» در «عن ذكر ربّى» به معناى «على» و «أحببت» به معناى «آثرت» (ترجيح دادم) باشد; يعنى، من آن چنان به دوستى با اسب ها سرگرم شدم كه آن را بر ياد خدا ترجيح دادم و از او غافل ماندم; تا آن كه آفتاب غروب كرد و يا اين كه اسب ها از نظرم پنهان شدند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 49 - 17،19
17 - برخوردارى از آسودگى ها و نعمت ها به همراه غفلت از ياد خدا و ناشكرى ، محنت زا و بلاآفرين است .
ثمّ إذا خوّلنه نعمة منّا قال إنّما أُوتيته على علم بل هى فتنة
يكى از موارد كاربرد «فتنة»، محنت و بلا است و برداشت بالا مبتنى بر اين معنا است. بر اين اساس مى توان گفت: برخوردارى از آسودگى و نعمت ها، به همراه اين تصور كه آنها ناشى از دانش بشرى است نه لطف الهى، نه تنها براى بشر نعمت نيست; بلكه در دنيا و آخرت نقمت و بلا خواهد بود. گفتنى است آيه بعد - كه از روبه رو شدن مرفهان بى خبر از خدا با عذاب و بدبختى و كارساز نبودن برخوردارى هاى آنان، سخن مى گويد - مؤيد همين برداشت است.
19 - بيشتر انسان ها از منشأ اصلى نعمت ها و آسودگى ها ( خدايى بودن آنها ) و مقدار تأثير دانش بشرى در پديد آمدن آنها ، بى خبر و ناآگاه اند .
قال إنّما أُوتيته على علم بل هى فتنة و لكنّ أكثرهم لايعلمون
برداشت ياد شده بر اين اساس استوار است كه متعلق علم در «لايعلمون»، مطلبى باشد كه از جمله «قال إنّما أُوتيته. ..» استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 50 - 1
1 - دادن نقش اصلى به دانش و تلاش بشرى در برخوردارى از آسودگى ها و نعمت ها و ناديده گرفتن نقش خداوند در عرصه
زندگى ، تفكر همه مرفهان و برخورداران در طول تاريخ
قال إنّما أُوتيته على علم . .. قد قالها الذين من قبلهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 13 - 6
6 - رفاهمندان و برخورداران از نعمت ، در خطر غفلت از ياد خدا
ثمّ تذكروا نعمة ربّكم إذا استويتم عليه
قيد «إذا استويتم عليه»، مى تواند ناظر به نكته يادشده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 29 - 4
4- منافق ، گرفتار خوش خيالى و غافل از كمين خداوند
أم حسب الذين فى قلوبهم مرض أن لن يخرج اللّه أضغنهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 32 - 4
4 - انسان ، همواره در معرض لغزش و غفلت از خدا و فرونهادن مسؤوليت ها *
لكلّ أوّاب حفيظ
واژه «أوّاب» در جايى صادق است كه فرد، گرفتار نوعى غفلت و لغزش شود و يا در معرض چنين مشكلى قرار داشته باشد و نيازمند به آن باشد كه خويش را در مسير توجه به خدا، حفظ كرده يا بدان مسير متوجه سازد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 29 - 3
3 - اعراض از ياد خدا و دنيامدارى ، دو پديده به هم پيوسته و تفكيك ناپذير
تولّى عن ذكرنا و لم يرد إلاّ الحيوة الدنيا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 14 - 14،19
14 - منافقان ، فريفته دنيا و غافل از خداوند
و غرّكم باللّه الغرور
در صورتى كه مراد از «الغرور» دنيا باشد، مقصود اين خواهد بود كه مظاهر دنيا (مال، جاه، مقام و. ..) شما را فريب داده و از خدا غافلتان كرده است.
19 - آرزوى ناكامى براى جامعه ايمانى ، ترديد در باور هاى دينى ، فريفتگى به آرزو هاى باطل و مظاهر دنيا و غفلت از خداوند ، از اوصاف منافقان و از نشانه هاى نفاق
و غرّكم باللّه الغرور
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - مجادله - 58 - 19 - 3
3 - منافقان ، غافل از ياد خدا و بيگانه با آن
فأنسهم ذكر اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قلم - 68 - 28 - 6
6 - سرزنش شدن باغداران يمنى از سوى برادر خردمند و معتدل خود ، به سبب فراموش كردن ياد خدا و محروم ساختن مستمندان از محصولات باغ
قال أوسطهم ألم أقل لكم لولا تسبّحون
مطلب ياد شده، با توجه به اين نكته است كه همزه در «ألم» براى استفهام توبيخى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بلد - 90 - 15 - 5
5 - بى اعتنايى ثروتمندان به نياز هاى خويشاوندان يتيم خود ، دور از انتظار و نكوهيده تر از بى توجّهى آنان به ديگر نيازمندان است .
يقول أهلكت مالاً لبدًا . .. يتيمًا ذا مقربة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ممتحنه - 60 - 1 - 11
11 - بى توجهى به عمق عداوت كافران با اسلام و مسلمانان ، زمينه ساز برقرارى روابط دوستانه با آنان
لاتتّخذوا عدوّى و عدوّكم أولياء . .. يخرجون ... أن تؤمنوا باللّه ربّكم
بيان ابعاد مختلف عداوت كافران با مسلمانان، به عنوان دليل ممنوعيت ارتباط دوستانه با آنان، بيانگر مطلب بالا است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ممتحنه - 60 - 1 - 11
11 - بى توجهى به عمق عداوت كافران با اسلام و مسلمانان ، زمينه ساز برقرارى روابط دوستانه با آنان
لاتتّخذوا عدوّى و عدوّكم أولياء . .. يخرجون ... أن تؤمنوا باللّه ربّكم
بيان ابعاد مختلف عداوت كافران با مسلمانان، به عنوان دليل ممنوعيت ارتباط دوستانه با آنان، بيانگر مطلب بالا است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ممتحنه - 60 - 1 - 11
11 - بى توجهى به عمق عداوت كافران با اسلام و مسلمانان ، زمينه ساز برقرارى روابط دوستانه با آنان
لاتتّخذوا عدوّى و عدوّكم أولياء . .. يخرجون ... أن تؤمنوا باللّه ربّكم
بيان ابعاد مختلف عداوت كافران با مسلمانان، به عنوان دليل ممنوعيت ارتباط دوستانه با آنان، بيانگر مطلب بالا است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ممتحنه - 60 - 2 - 3
3 - جامعه اسلامى ، در معرض خطر از ياد بردن عداوت جبهه كفر با ايشان
إن يثقفوكم يكونوا لكم أعداء
تذكر و هشدار الهى در اين آيه، بيانگر مطلب بالا است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 43 - 6
6 - جوامع معاصر موسى ، گرفتار غفلت و بى خبرى از تعاليم الهى
و لقد ءاتينا موسى الكتب . .. لعلّهم يتذكّرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 91 - 15
15 - دشمنى و كينه توزى در بين جامعه ايمانى و غفلت از ياد خدا مانع رسيدن آن جامعه به فلاح و رستگارى
لعلكم تفلحون. انما يريد الشيطن ... و يصدكم عن ذكراللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 172 - 9،10
9 - غفلت آدمى از ربوبيت خدا در نشئه حجاب و حيات دنيوى ، با سابقه نشئه شهود ، عذرى غير قابل پذيرش
أشهدهم على أنفسهم . .. أن تقولوا يوم القيمة إنا كنا هذا غفلين
10 - هيچ انسانى در روز قيامت نمى تواند مدعى غفلت از ربوبيت خدا در حيات دنيوى خويش باشد .
أشهدهم على أنفسهم . .. أن تقولوا يوم القيمة إنا كنا هذا غفلين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 13 - 3
3 - سرزنش تكذيب گران و كافران جن و انس ، از سوى خداوند به خاطر ناديده انگاشتن نعمت ها و جلوه هاى ربوبيت حق
فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
استفهام در«فبأىّ» توبيخى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 21 - 4
4 - سرزنش تكذيب گران و كافران جن و انس از سوى خدا ، به خاطر ناديده انگاشتن نعمت ها و جلوه هاى ربوبيت حق
فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
استفهام در «فبأىّ ءالآء» توبيخى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 23 - 4
4 - سرزنش كافران و تكذيب گران جن و انس از سوى خدا ، به خاطر ناديده انگاشتن نعمت ها و جلوه هاى ربوبيت فراگير الهى
فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
استفهام در«فبأىّ ءالآء» توبيخى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 25 - 5
5 - سرزنش تكذيب گران و كافران جن و انس از سوى خداوند ، به خاطر ناديده انگاشتن نعمت ها و جلوه هاى ربوبيت حق
فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
تثنيه آمدن «كما» و«تكذّبان»، ممكن است به خاطر توجه خطاب به جن و انس باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 28 - 5
5 - سرزنش كافران و تكذيب گران جن و انس از سوى خداوند ، به خاطر ناديده انگاشتن نعمت ها و جلوه هاى ربوبيت حق
فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
تثنيه آمدن «كما» و «تكذّبان»، ممكن است به خاطر توجه خطاب به جن و انس باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 36 - 4
4 - سرزنش شدن كافران و تكذيب گران جن و انس از سوى خداوند ، به خاطر ناديده انگاشتن نعمت ها و جلوه هاى ربوبيت حق
فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 49 - 3
3 - سرزنش كافران و تكذيب گران جن و انس از سوى خداوند ، به خاطر ناديده انگاشتن نعمت ها و جلوه هاى ربوبيت حق
فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 51 - 3
3 - سرزنش كافران و تكذيب گران جن و انس از سوى خدا ، به خاطر ناديده انگاشتن نعمت ها و جلوه هاى ربوبيت حق
فيهما عينان تجريان . فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 65 - 4
4 - سرزنش شدن كافران و تكذيب گران جن و انس از سوى خداوند ، به خاطر ناديده انگاشتن نعمت ها و جلوه هاى ربوبيت او
فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 67 - 4
4 - سرزنش شدن كافران و تكذيب گران جن و انس از سوى خداوند ، به خاطر ناديده انگاشتن نعمت ها و جلوه هاى ربوبيت الهى
فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 69 - 4
4 - سرزنش شدن كافران و تكذيبگران جن و انس از سوى خداوند ، به خاطر ناديده انگاشتن نعمت ها و جلوه هاى ربوبيت او
فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 71 - 4
4 - سرزنش شدن كافران و تكذيب گران جن و انس از سوى خداوند ، به خاطر ناديده انگاشتن نعمت ها و جلوه هاى ربوبيت او
فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 73 - 4
4 - سرزنش شدن كافران و تكذيب گران جن و انس از سوى خداوند ، به خاطر ناديده انگاشتن نعمت ها و جلوه هاى ربوبيت او
فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 75 - 3
3 - توبيخ شدن كافران و تكذيب گران جن و انس از سوى خداوند ، به خاطر ناديده انگاشتن نعمت ها و جلوه هاى ربوبيت پروردگار خويش
فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 77 - 3
3 - سرزنش شدن كافران و تكذيب گران جن و انس از سوى خداوند ، به خاطر ناديده انگاشتن نعمت ها و جلوه هاى ربوبيت او
فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 92 - 9
9 - همواره مردم بسيارى از آيات و نشانه هاى خداوند و سرگذشت پندآموز اقوام پيشين ، در غفلت هستند .
لتكون لمن خلفك ءاية و إن كثيراً من الناس عن ءايتنا لغفلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 44 - 7
7 - خدافراموشان، شادمان از فراوانى نعمت و رفاه و آسايش خويش و غافل از سنت استدراج
فلما نسوا ما ذكروا به فتحنا عليهم أبوب كل شىء حتى إذا فرحوا بما أوتوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - سجده - 32 - 9 - 15
15 - انسان ها ، در بيشتر لحظه هاى عمر ، از شكر نعمت هاى خداوند غافل اند .
قليلاً ما تشكرون
«قليلاً» مى تواند صفت براى موصوف محذوفى مانند «زماناً» باشد، در اين صورت، نكته ياد شده به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 34 - 1
1 - سرزنش شدن كافران و تكذيب گران جن و انس از سوى خداوند ، بر بى توجهى آنان نسبت به قدرت مطلق الهى و عجز و ناتوانى خويش
إن استطعتم . .. لاتنفذون إلاّ بسلطن . فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
با توجه به ارتباط اين آيه با آيه قبل، از استفهام توبيخى در «فبأىّ. ..» مطلب بالا استفاده مى شود. گفتنى است كه تثنيه آمدن «كما» و «تكذّبان» به خاطر توجه خطاب به جن و انس است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 34 - 1
1 - سرزنش شدن كافران و تكذيب گران جن و انس از سوى خداوند ، بر بى توجهى آنان نسبت به قدرت مطلق الهى و عجز و ناتوانى خويش
إن استطعتم . .. لاتنفذون إلاّ بسلطن . فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
با توجه به ارتباط اين آيه با آيه قبل، از استفهام توبيخى در «فبأىّ. ..» مطلب بالا استفاده مى شود. گفتنى است كه تثنيه آمدن «كما» و «تكذّبان» به خاطر توجه خطاب به جن و انس است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 202 - 2
2 - غوطهورى مجرمان در گناه و تباهى ، مايه غفلت آنان از عذاب الهى
فيأتيهم بغتة و هم لايشعرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 92 - 5
5- غفلت از خدا و به فراموشى سپردن عزت و شكوه او ، حالتى است ناروا و نكوهيده .
واتخذتموه ورآءكم ظهريًّا
جمله «اتخذتموه . ..» عطف به جمله «رهطى أعزّ ...» مى باشد و لذا استفهام توبيخى در اين جمله نيز لحاظ شده است; يعنى: أَتخذتموه ... .
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 5 - 18
18 - استغفار فرشتگان براى آدميان ، در پى مشاهده غفلت زمينيان از عظمت خداوندى
و هو العلىّ العظيم . .. و يستغفرون لمن فى الأرض
بنابراين كه آيه درصدد بيان عظمت خداوند باشد و قهراً استغفار فرشتگان براى اهل زمين مى تواند از اين جهت باشد كه مردم غافل از عظمت خدايند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 32 - 19
19 - خودستايى ، زاييده غفلت انسان از علم احاطه دار خداوند
هو أعلم بكم . .. فلاتزكّوا أنفسكم
تفريع «فلاتزكّوا أنفسكم» بر «هو أعلم. ..»، نشانگر آن است كه تزكيه نفس و ستايش هاى دروغين انسان از خويش، نتيجه غفلت او از علم نامحدود خداوندى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 78 - 3
3 - غفلت و بى توجّهى منافقان به علم غيب و آگاهى گسترده خدا نسبت به اسرار و سخنان پنهانى ، عامل گرايش آنان به تخلف از وظايف خود در برابر خدا
بما أخلفوا اللّه ما وعدوه . .. ألم يعلموا أن اللّه يعلم ... و أن اللّه علّم الغي
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نازعات - 79 - 35 - 4
4 - غفلت انسان ، از كردار خويش و فراموش كردن آن پيش از برپايى قيامت
يوم يتذكّر الإنسن ما سعى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 40 - 1
1 - سرزنش شدن كافران جن و انس به خاطر تكذيب نعمت هاى خداوند و ناديده گرفتن فرجام گناه كاران
فيومئذ لايسل عن ذنبه . .. فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
تثنيه آمدن «كما» و «تكذّبان» به خاطر توجه خطاب به جن و انس است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 42 - 2
2 - توبيخ كافران و تكذيب گران جن و انس ، به خاطر ناديده انگاشتن فرجام فضاحت بار و ذليلانه مجرمان
يعرف المجرمون . .. فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 26 - 7
7 - تكذيب رسالت پيامبر اسلام از جانب كافران ، برخاسته از ناآگاهى و غفلت آنان ، از سرنوشت شوم تكذيب كنندگان بود .
فأذاقهم اللّه الخزى . .. لو كانوا يعلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 28 - 4
4 - غفلت از زوال پذيرى زندگى دنيايى ، زمينه ساز گرايش انسان به كفر و ناسپاسى
كلّ من عليها فان . و يبقى وجه ربّك ... فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
خداوند متعال، نخست فناپذيرى زندگى دنيايى را به انسان تذكر داده و در پى آن از آنان خواسته است تا دست از تكذيب نعمت هاى حق بردارند. از اين دو استفاده مى شود كه يكى از عوامل تكذيب حق، دلبستگى به دنيا و غفلت از ناپايدارى آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 165 - 14
14 - ظالمان از قدرت خداوند غافلند .
و لو يرى الذين ظلموا . .. أن القوة للّه جميعاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 7 - 3
3 - سطحى نگرى كافران در مظاهر شگفت انگيز طبيعت و ناديده گرفتن قدرت الهى در آن ، مورد سرزنش خداوند
فقد كذّبوا . .. أَوَلم يرواإلى الأرض كم أنبتنا فيها
استفهام در «أَوَلم يروا. ..» براى توبيخ است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 30 - 1
1 - توبيخ كافران و تكذيب گران جن و انس ، به خاطر ناديده گرفتن قدرت و لطف الهى در تأمين نياز هاى خلق
يسله . .. كلّ يوم هو فى شأن . فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
خداوند در آيه قبل، فقر ذاتى و نيازمندى موجودات و فياضيت و نياز برآورى خويش را به آدميان يادآور شده و در اين آيه غافلان و كافران را مورد سرزنش قرار داده كه چرا اين حقيقت را در هستى ناديده مى گيرند. تثنيه آمدن «كما» و «تكذّبان»، ظاهراً به خاطر توجه خطاب به جن و انس است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 34 - 1
1 - سرزنش شدن كافران و تكذيب گران جن و انس از سوى خداوند ، بر بى توجهى آنان نسبت به قدرت مطلق الهى و عجز و ناتوانى خويش
إن استطعتم . .. لاتنفذون إلاّ بسلطن . فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
با توجه به ارتباط اين آيه با آيه قبل، از استفهام توبيخى در «فبأىّ. ..» مطلب بالا استفاده مى شود. گفتنى است كه تثنيه آمدن «كما» و «تكذّبان» به خاطر توجه خطاب به جن و انس است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 38 - 2
2 - توبيخ شدن كافران و تكذيب گران جن و انس ، به خاطر بى اعتنايى به نعمت هاى الهى و غفلت از قدرت قاهر او بر نظام جهان
فإذا انشقّت السّماء . .. فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
عبارت «انشقّت السّماء. ..» نشانگر قدرت قاهر خداوند بر جهان است و از اين كه پس از تذكر قدرت، تكذيب گران را به محاكمه نشانده، مطلب بالا استفاده مى شود. گفتنى است كه تثنيه آمدن «كما» و «تكذّبان» به خاطر توجه خطاب به جن و انس مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 1 - 1
1- انسان ها از حسابرسى قيامت - در عين نزديك بودن آن - در غفلت شديد به سر مى برند .
اقترب للناس حسابهم و هم فى غفلة معرضون
كلمه «فى» در «فى غفلة» براى ظرفيت مجازى است و دلالت بر شدتِ وصف مى كند; يعنى، غفلت مردم از حسابرسى قيامت بسيار شديد است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 64 - 6
6 - خوشگذرانان غفلت زده و بى خبر از روز جزا ، هم سنگ ددان و وحوش بيابان در بينش الهى
إذا هم يجئرون
چنان كه گفته شد «جوار» به زوزه سگ، روباه و گرگ گفته مى شود. تعبير زوزه براى فرياد استغاثه كافران، بيانگر مطلب فوق است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 30 - 3
3 - غفلت شديد كافران و مشركان ، از مرگ و حيات پس از آن ( قيامت )
إنّك ميّت و إنّهم ميّتون
ضمير «إنّهم» به مشركان و كافران باز مى گردد. طرح مسأله رحلت آنان - كه با تأكيد همراه است (إنّك و إنّهم)- و غير قابل انكاربودن اين حقيقت، مى تواند گوياى غفلت شديد مشركان و كافران از مسأله مرگ باشد; گو اين كه آنان منكر حقيقت ياد شده اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 47 - 6
6 - انسان ها ، در معرض غفلت نسبت به روز قيامت
من قبل أن يأتى يوم لامردّ له من اللّه
تأكيد خداوند، درباره حقيقت روز قيامت، مى تواند از آن جهت باشد كه بسيارى از مردم نسبت به اين امر مهم غافل اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 32 - 1
1 - سرزنش شدن تكذيب گران و كافران جن و انس از سوى خداوند ، به خاطر بى توجهى آنان به موضوع حسابرسى اعمال خلق در قيامت و كيفر و پاداش الهى در آن
سنفرغ لكم أيّه الثقلان . فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
استفهام در «فبأىّ ءالآء» توبيخى است و تثنيه آمدن «كما» و «تكذّبان» به خاطر توجه خطاب به جن و انس است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 16 - 5
5 - سرزنش تكذيب گران و كافران جن و انس از سوى خداوند ، به خاطر نينديشيدن آنان در اهميت آفرينش خود از خاك و آتش
خلق الإنسن من صلصل . .. فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 16 - 5
5 - سرزنش تكذيب گران و كافران جن و انس از سوى خداوند ، به خاطر نينديشيدن آنان در اهميت آفرينش خود از خاك و آتش
خلق الإنسن من صلصل . .. فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 22 - 2
2 - غفلت انسان از شهادت اعضا و جوارح ، عامل جرأت وى بر گناه و معصيت
و ما كنتم تستترون أن يشهد عليكم سمعكم و لا أبصركم و لا جلودكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 62 - 9
9 - انسان ها در بيشتر عمر خود ، غافل از الطاف الهى در حق خويش
قليلاً ما تذكّرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 30 - 1
1 - توبيخ كافران و تكذيب گران جن و انس ، به خاطر ناديده گرفتن قدرت و لطف الهى در تأمين نياز هاى خلق
يسله . .. كلّ يوم هو فى شأن . فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
خداوند در آيه قبل، فقر ذاتى و نيازمندى موجودات و فياضيت و نياز برآورى خويش را به آدميان يادآور شده و در اين آيه غافلان و كافران را مورد سرزنش قرار داده كه چرا اين حقيقت را در هستى ناديده مى گيرند. تثنيه آمدن «كما» و «تكذّبان»، ظاهراً به خاطر توجه خطاب به جن و انس است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - همزه - 104 - 3 - 6
6 - بى توجهى به محدوديت عمر ، زمينه ساز بى اعتنايى به شخصيت ديگران و ضربه زدن به اعتبار آنان است .
همزة لمزة . .. يحسب أنّ ماله أخلده
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 185 - 19
19 - حيات دنيا و لذّت هاى آن ، غافل كننده انسان از رسيدن مرگ و نابودى آن لذّت ها و خوشيها
كلّ نفس ذائقة الموت . .. و ما الحيوة الدّنيآ الّا متاع الغرور
از تذكّر به رسيدن مرگ، على رغم آگاهى همگان از آن، و سپس فريبنده خواندن حيات دنيا، معلوم مى شود كه مصداق بارز فريبندگى دنيا، غافل نمودن انسانها از مرگ و نابودى لذّتهاست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 15 - 4
4 - انسان ها ، شديداً در معرض غفلت از مرگ خويش اند .
ثمّ إنّكم بعد ذلك لميّتون
تأكيدهاى مكرر در آيه فوق (إنّ، لام و جمله اسميه) مى تواند بيانگر مطلب بالا باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 129 - 5
5 - غفلت از مرگ و پندار جاودانگى در دنيا ، عامل روى آورى عاديان به كاخ سازى ، تجمل گرايى و بيهودگى
أتبنون . .. تعبثون . و تتّخذون مصانع لعلّكم تخلدون
تعبير «لعلّكم تخلدون» بيانگر اين معنا است كه: كار شما طورى است كه گويا از مرگ و ناپايدارى زندگى دنيوى، غافل شده ايد و مى پنداريد كه هميشه در اين دنيا خواهيد ماند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 146 - 5
5 - سرزنش ثموديان از سوى صالح ( ع ) به خاطر غفلت آنان از مرگ و بى توجهى به ناپايدار بودن امكانات دنيايى
أتتركون فى ما ههنا ءامنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 30 - 3
3 - غفلت شديد كافران و مشركان ، از مرگ و حيات پس از آن ( قيامت )
إنّك ميّت و إنّهم ميّتون
ضمير «إنّهم» به مشركان و كافران باز مى گردد. طرح مسأله رحلت آنان - كه با تأكيد همراه است (إنّك و إنّهم)- و غير قابل انكاربودن اين حقيقت، مى تواند گوياى غفلت شديد مشركان و كافران از مسأله مرگ باشد; گو اين كه آنان منكر حقيقت ياد شده اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بلد - 90 - 15 - 5
5 - بى اعتنايى ثروتمندان به نياز هاى خويشاوندان يتيم خود ، دور از انتظار و نكوهيده تر از بى توجّهى آنان به ديگر نيازمندان است .
يقول أهلكت مالاً لبدًا . .. يتيمًا ذا مقربة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 24 - 7
7- كسانى كه گفتن « إن شاء اللّه » را فراموش كنند ، بايد - گرچه با تعبيرى ديگر - ذكر خدا را به زبان آورند .
إلاّ أن يشاء اللّه واذكّر ربّك إذا نسيت
متعلق نسيان -، به قرينه «إلاّ إن يشاء اللّه» -، مى تواند گفتنِ «إن شاء اللّه» باشد. جمله «اذكر ربّك» مطلق است، بنابراين، براى تدارك «إن شاء اللّه» انتخاب هر لفظى كه نشانِ توجه به خداوند و حاكميّت اراده او باشد، ثمربخش خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 39 - 1
1- بى توجهى رفاه مند مغرور به نقش اساسى مشيّت خدا در امور ، مورد سرزنش مرد مؤمن قرار گرفت .
و لولا . .. قلت ما شاء اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 48 - 2
2 - غفلت و فراموشى مشركان از معبود هاى خويش ، در مواجهه با واقعيت هاى سهمگين قيامت
و ضلّ عنهم ما كانوا
بنابر اين كه «ضلّ عنهم» اشاره به اين باشد كه صحنه قيامت آن چنان براى مشركان وحشتناك و دهشت آور است كه خاطره بت ها از نظرشان محو و نابود خواهدشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 37 - 3
3- دل بستگىِ شديد به دنيا و غفلت از نقش خداوند در آفرينش و اعطاى نعمت ها ، نشانه كفر است .
و كان له ثمر فقال . .. أنا أكثر منك مالاً ... ما أظنّ أن تبيد هذه ... قال له صاح
در پى گفته هاى مرد ثروت مند و فخرفروشى هاى او و انكار فناپذيرى نعمت ها، مرد مؤمن، با سؤال «أكفرت» با وى به گفتوگو پرداخت و اين نشان دهنده كفرورزى مرد ثروت مند در انديشه ها و گفته هايش است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 51 - 2
2 - رفاه مندى و برخوردارى از نعمت ها در سايه تلاش و دانش اقتصادى ، در صورت همراه بودن آن با ناسپاسى و غفلت از منشأ خدايى آنها ، هلاكت و بدبختى در دنيا را در پى خواهد داشت .
فما أغنى عنهم ما كانوا يكسبون فأصابهم سيّئات ما كسبوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 73 - 9
9 - بيشتر تبه كاران ، غافل از مهلت هاى خداوند و روى گردان از هشدار هاى او
و يقولون متى هذا الوعد . .. قل عسى أن يكون ردف لكم ... و لكنّ أكثرهم لايشكرون
با توجه به اين كه فضل الهى در آيه مورد بحث، ناظر به تأخير عذاب مجرمان و مهلت دادن به آنان است، جمله «أكثرهم لايشكرون» بدين معنا خواهد بود كه: بيشتر آنان از اين لطف الهى، عبرت نمى گيرند و به حق روى نمى آورند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 146 - 5
5 - سرزنش ثموديان از سوى صالح ( ع ) به خاطر غفلت آنان از مرگ و بى توجهى به ناپايدار بودن امكانات دنيايى
أتتركون فى ما ههنا ءامنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 22 - 2
2 - غفلت انسان از شهادت اعضا و جوارح ، عامل جرأت وى بر گناه و معصيت
و ما كنتم تستترون أن يشهد عليكم سمعكم و لا أبصركم و لا جلودكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بلد - 90 - 7 - 6
6 - كسانى كه خداوند را ناظر بر نيت ها نمى دانند و گشاده دستى هاى خود را به رخ ديگران مى كشند ، گرفتار پندارى موهوم و ناروايند .
يقول أهلكت مالاً لبدًا . أيحسب أن لم يره أحد
در برداشت ياد شده، گوينده «أهلكت مالاً لبداً» كسى فرض شده كه بذل و بخشش هاى فراوانى داشته ولى در آنها نيت خالصانه نداشته است. اين آيه بخششهاى او را فاقد ارزش معرفى كرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بلد - 90 - 8 - 2
2 - بى توجّهى به نعمت بينايى و غفلت از وابستگى آن به خداوند ، شگفت آور و ملامت بار است .
ألم نجعل له عينين
استفهام در «ألم نجعل . ..»، براى تعجب و گرفتن اقرار است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 13 - 3
3 - سرزنش تكذيب گران و كافران جن و انس ، از سوى خداوند به خاطر ناديده انگاشتن نعمت ها و جلوه هاى ربوبيت حق
فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
استفهام در«فبأىّ» توبيخى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 18 - 3
3 - توبيخ كافران و تكذيب گران جن و انس ، به خاطر ناديده انگاشتن نعمت هاى الهى ، متجلى در طلوع و غروب خورشيد
فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
تثنيه آمدن «كما» و «تكذّبان»، ظاهراً به خاطر توجه خطاب به جن و انس است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 21 - 4
4 - سرزنش تكذيب گران و كافران جن و انس از سوى خدا ، به خاطر ناديده انگاشتن نعمت ها و جلوه هاى ربوبيت حق
فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
استفهام در «فبأىّ ءالآء» توبيخى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 23 - 4
4 - سرزنش كافران و تكذيب گران جن و انس از سوى خدا ، به خاطر ناديده انگاشتن نعمت ها و جلوه هاى ربوبيت فراگير الهى
فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
استفهام در«فبأىّ ءالآء» توبيخى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 25 - 5
5 - سرزنش تكذيب گران و كافران جن و انس از سوى خداوند ، به خاطر ناديده انگاشتن نعمت ها و جلوه هاى ربوبيت حق
فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
تثنيه آمدن «كما» و«تكذّبان»، ممكن است به خاطر توجه خطاب به جن و انس باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 28 - 5
5 - سرزنش كافران و تكذيب گران جن و انس از سوى خداوند ، به خاطر ناديده انگاشتن نعمت ها و جلوه هاى ربوبيت حق
فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
تثنيه آمدن «كما» و «تكذّبان»، ممكن است به خاطر توجه خطاب به جن و انس باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 36 - 4
4 - سرزنش شدن كافران و تكذيب گران جن و انس از سوى خداوند ، به خاطر ناديده انگاشتن نعمت ها و جلوه هاى ربوبيت حق
فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 38 - 2
2 - توبيخ شدن كافران و تكذيب گران جن و انس ، به خاطر بى اعتنايى به نعمت هاى الهى و غفلت از قدرت قاهر او بر نظام جهان
فإذا انشقّت السّماء . .. فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
عبارت «انشقّت السّماء. ..» نشانگر قدرت قاهر خداوند بر جهان است و از اين كه پس از تذكر قدرت، تكذيب گران را به محاكمه نشانده، مطلب بالا استفاده مى شود. گفتنى است كه تثنيه آمدن «كما» و «تكذّبان» به خاطر توجه خطاب به جن و انس مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 45 - 2
2 - توبيخ كافران و تكذيب گران جن و انس ، به خاطر بى توجهى و ناديده انگاشتن نعمت هاى خداوند
فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 49 - 3
3 - سرزنش كافران و تكذيب گران جن و انس از سوى خداوند ، به خاطر ناديده انگاشتن نعمت ها و جلوه هاى ربوبيت حق
فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 51 - 3
3 - سرزنش كافران و تكذيب گران جن و انس از سوى خدا ، به خاطر ناديده انگاشتن نعمت ها و جلوه هاى ربوبيت حق
فيهما عينان تجريان . فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 53 - 4
4 - سرزنش كافران و تكذيب گران جن و انس از سوى خداوند ، به خاطر ناديده انگاشتن نعمت هاى الهى
فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 55 - 4
4 - سرزنش كافران و تكذيب گران جن و انس از سوى خداوند ، به خاطر ناديده انگاشتن نعمت هاى الهى
متّكين على . .. فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 57 - 3
3 - سرزنش شدن كافران و تكذيب گران جن و انس از سوى خداوند ، به خاطر ناديده انگاشتن نعمت ها
فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 59 - 3
3 - سرزنش شدن كافران و تكذيب گران جن و انس از سوى خداوند ، به خاطر ناديده انگاشتن نعمت هاى او
فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 61 - 3
3 - سرزنش شدن كافران و تكذيب گران جن و انس از سوى خداوند ، به خاطر ناديده انگاشتن نعمت هاى الهى
فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 63 - 3
3 - توبيخ كافران و تكذيب گران جن و انس از سوى خداوند ، به خاطر ناديده انگاشتن نعمت هاى الهى و محروم ساختن خويش از آن
و من دونهما جنّتان . فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 65 - 4
4 - سرزنش شدن كافران و تكذيب گران جن و انس از سوى خداوند ، به خاطر ناديده انگاشتن نعمت ها و جلوه هاى ربوبيت او
فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 67 - 4
4 - سرزنش شدن كافران و تكذيب گران جن و انس از سوى خداوند ، به خاطر ناديده انگاشتن نعمت ها و جلوه هاى ربوبيت الهى
فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 69 - 4
4 - سرزنش شدن كافران و تكذيبگران جن و انس از سوى خداوند ، به خاطر ناديده انگاشتن نعمت ها و جلوه هاى ربوبيت او
فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 71 - 4
4 - سرزنش شدن كافران و تكذيب گران جن و انس از سوى خداوند ، به خاطر ناديده انگاشتن نعمت ها و جلوه هاى ربوبيت او
فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 73 - 4
4 - سرزنش شدن كافران و تكذيب گران جن و انس از سوى خداوند ، به خاطر ناديده انگاشتن نعمت ها و جلوه هاى ربوبيت او
فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 75 - 3
3 - توبيخ شدن كافران و تكذيب گران جن و انس از سوى خداوند ، به خاطر ناديده انگاشتن نعمت ها و جلوه هاى ربوبيت پروردگار خويش
فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 77 - 3
3 - سرزنش شدن كافران و تكذيب گران جن و انس از سوى خداوند ، به خاطر ناديده انگاشتن نعمت ها و جلوه هاى ربوبيت او
فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 95 - 7
7 - استبعاد مشركان از بشر بودن رسول ، ناشى از دم توجه آنان به وساطت ملائكه ميان خدا و پيامبران است . *
قل لو كان فى الأرض ملئكة يمشون مطمئنين لنزّلنا عليهم من السّماء ملكًا رسولاً
آيه فوق، مى تواند در مقام پاسخ به مشركان باشد. با اين بيان كه مشركان، بعيد مى شمردند كه فردى از بشر با خداى جهان ارتباط داشته باشد.آيه جواب مى دهد كه: پيامبران، بىواسطه وحى تلقى نمى كنند; بلكه اصولاً بين خدا و زمينيان، ملكى واسطه وحى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ماعون - 107 - 7 - 4
4 - خواندن نماز ، بدون تصميم بر امدادرسانى به نيازمندان ، غفلت از « حقيقت نماز » است .
الذين هم عن صلاتهم ساهون . .. و يمنعون الماعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 2 - 11
11- اضطراب مردم در عرصه قيامت ، به درجه اى است كه هر زن شير دهنده ، از شير دادن غافل خواهد شد و هر زن باردارى از شدت ترس ، سقط جنين خواهد كرد .
يوم ترونها. .. و تضع كلّ ذات حمل حملها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 5 - 3
3 - انسان ، به شدت در معرض ناباورى و بى توجهى نسبت به وعده هاى الهى قرار دارد .
إنّما توعدون لصادق
برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه تأكيد در جايى صورت مى گيرد كه امرى مورد غفلت باشد و يا مورد انكار قرار گيرد و از اين كه سوگندهاى مكرر صورت گرفته، شدت غفلت و انكار استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 33 - 11
11 - توجه اشراف به خوردن و آشاميدن و غفلت آنان از فضايل علمى و معنوى مردان الهى
ما هذا إلاّ بشر . .. و يشرب ممّا تشربون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قلم - 68 - 25 - 3
3 - غفلت و غرور باغداران يمنى ، بر اثر قدرت اقتصادى و توانايى خود
و غدوا على حرد قدرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قلم - 68 - 28 - 6
6 - سرزنش شدن باغداران يمنى از سوى برادر خردمند و معتدل خود ، به سبب فراموش كردن ياد خدا و محروم ساختن مستمندان از محصولات باغ
قال أوسطهم ألم أقل لكم لولا تسبّحون
مطلب ياد شده، با توجه به اين نكته است كه همزه در «ألم» براى استفهام توبيخى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 7 - 2
2 - اكثريت انسان ها ، به جهان واپسين ، بى توجّه و از آن غافل اند .
و لكنّ أكثر الناس . .. و هم عن الأخرة هم غفلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 47 - 8
8 - بلا هاى دنيوى ، هشدارى به ظالمان ; ولى بيشتر ايشان بى خبر از پيام هشدارى آن *
و إنّ للذين ظلموا عذابًا دون ذلك و لكنّ أكثرهم لايعلمون
در صورتى كه «دون ذلك» به معناى عذاب هاى خفيف دنيوى در قبال عذاب سنگين آخرت باشد، ممكن است سبكى اين عذاب ها براى مجال دادن به ظالمان براى انابه باشد; ولى افسوس كه بيشتر ستمگران اين درس ها را نمى آموزند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 47 - 6
6 - كافران ، گرفتار كيفر هاى دنيوى و بيشتر آنان ، غافل از منشأ گرفتارى هاى خويش *
للذين ظلموا عذابًا . .. و لكنّ أكثرهم لايعلمون
در صورتى كه «عذاباً دون ذلك» نظر به كيفر دنيوى داشته باشد، احتمال مى رود كه «أكثرهم لايعلمون» به اين معنا باشد كه كافران به رغم ابتلا به اين كيفرهاى الهى، معمولاً توجه ندارند كه علت آن، كفر ايشان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 57 - 6
6 - بيشتر كافران و مشركان ستيزه جو و مجادله گر در صدر اسلام ، مردمى غافل و بى خبر از معارف الهى ( چون توحيد و معاد ) بودند .
و لكنّ أكثر الناس لايعلمون
ممكن است مقصود از «الناس» در آيه شريفه، مردم عصر نزول قرآن (چون اهل مكه) باشد. برداشت يادشده بر اين احتمال مبتنى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 73 - 9
9 - بيشتر تبه كاران ، غافل از مهلت هاى خداوند و روى گردان از هشدار هاى او
و يقولون متى هذا الوعد . .. قل عسى أن يكون ردف لكم ... و لكنّ أكثرهم لايشكرون
با توجه به اين كه فضل الهى در آيه مورد بحث، ناظر به تأخير عذاب مجرمان و مهلت دادن به آنان است، جمله «أكثرهم لايشكرون» بدين معنا خواهد بود كه: بيشتر آنان از اين لطف الهى، عبرت نمى گيرند و به حق روى نمى آورند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 92 - 9
9 - همواره مردم بسيارى از آيات و نشانه هاى خداوند و سرگذشت پندآموز اقوام پيشين ، در غفلت هستند .
لتكون لمن خلفك ءاية و إن كثيراً من الناس عن ءايتنا لغفلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 57 - 6
6 - بيشتر كافران و مشركان ستيزه جو و مجادله گر در صدر اسلام ، مردمى غافل و بى خبر از معارف الهى ( چون توحيد و معاد ) بودند .
و لكنّ أكثر الناس لايعلمون
ممكن است مقصود از «الناس» در آيه شريفه، مردم عصر نزول قرآن (چون اهل مكه) باشد. برداشت يادشده بر اين احتمال مبتنى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 105 - 11
11 - غفلت و جهل انسان نسبت به حقيقت اعمال خود در دنيا
فينبئكم بما كنتم تعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 90 - 20
20- انسان ، در معرض غفلت و روى گردانى از تمايلات فطرى و دريافت هاى عقلى خويش و نيازمند به تذكر و بيدار باش
إن الله يأمر . .. و ينهى ... يعظكم لعلّكم تذكّرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 15 - 4
4 - انسان ها ، شديداً در معرض غفلت از مرگ خويش اند .
ثمّ إنّكم بعد ذلك لميّتون
تأكيدهاى مكرر در آيه فوق (إنّ، لام و جمله اسميه) مى تواند بيانگر مطلب بالا باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 114 - 2
2 - انسان ، غافل از كوتاهى و ناپايدارى زندگى دنيوى
قل إن لبثتم إلاّ قليلاً لو أنّكم كنتم تعلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 58 - 9
9- غفلت ها و حق فراموشى هاى انسان ، عميق و ديرپاى
فإنّما يسّرنه بلسانك لعلّهم يتذكّرون
خداوند، فهم حقايق قرآن را با زبان پيامبر(صلی الله علیه و آله) سهولت بخشيده است. در عين حال با تعبير «لعلّهم...» به پيامبر(صلی الله علیه و آله) تذكر مى دهد كه با وجود آسانى فهم قرآن، انتظار نداشته باش كه بى چون و چرا همه بيدار شوند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 22 - 1،4
1- انسان در دنيا ، گرفتار غفلت و بى خبرى نسبت به حقايق اخروى
لقد كنت فى غفلة من هذا
4- حقيقت ، قابل شهود در دنيا ; اما آدمى گرفتار غفلت و سطحى نگرى
لقد كنت فى غفلة من هذا
«غفلت» در جايى صادق است كه حقيقت قابل شهود باشد; ولى آدمى به دلايلى از مشاهده آن محروم بماند. تعبير «كشفنا...» مى رساند كه آدمى در دنيا، گرفتار سطحى نگرى است و چشمانش در حجاب دنياگرايى قرار دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نازعات - 79 - 35 - 4
4 - غفلت انسان ، از كردار خويش و فراموش كردن آن پيش از برپايى قيامت
يوم يتذكّر الإنسن ما سعى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 26 - 3
3- گروهى از انسان ها به زندگى دنيا دل خوش مى كنند و از سراى آخرت غافل مى مانند .
فرحوا بالحيوة الدنيا و ما الحيوة الدنيا فى الأخرة إلاّ متع
بيان ناچيزى دنيا در قياس با آخرت ، پس از مذمّت گروهى كه به دنيا دل خوش كرده اند (فرحوا بالحيوة الدنيا) ، مى رساند كه مراد از آن گروه ، مردمى هستند كه آخرت را نپذيرفته و يا از آن غفلت كرده اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 67 - 6
6- انسان ها پس از رهايى از خطر هاى مرگ آفرين ، خدا را فراموش مى كنند و از حق روى گردان مى شوند .
فلمّا نج-ّكم إلى البرّ أعرضتم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 39 - 14
14- « عن رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) : إذا دخل أهل الجنّة الجنّة و أهل النار النار . . . يقال : يا أهل الجنّة خلود فلاموت و يا أهل النار خلود
فلاموت ثمّ قرأ رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) : « و أنذرهم يوم الحسرة إذ قضى الأمر و هم فى غفلة » و أشار بيده و قال : أهل الدنيا فى غفلة ;
از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) روايت شده: آن گاه كه بهشتيان به بهشت و جهنميان به جهنم درآيند . .. گفته مى شود: اى اهل بهشت! (اين جا) جاودانگى است و مرگ نيست و اى اهل آتش! (اين جا) جاودانگى است و مرگ نيست، سپس رسول خدا(صلی الله علیه و آله) اين آيه را خواند «و أنذرهم يوم الحسرة إذ قضى الأمر و هم فى غفلة» (آن گاه حضرت) با دست خود اشاره كرد و فرمود: اهل دنيا در غفلت اند».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 1 - 1
1- انسان ها از حسابرسى قيامت - در عين نزديك بودن آن - در غفلت شديد به سر مى برند .
اقترب للناس حسابهم و هم فى غفلة معرضون
كلمه «فى» در «فى غفلة» براى ظرفيت مجازى است و دلالت بر شدتِ وصف مى كند; يعنى، غفلت مردم از حسابرسى قيامت بسيار شديد است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 62 - 9
9 - انسان ها در بيشتر عمر خود ، غافل از الطاف الهى در حق خويش
قليلاً ما تذكّرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 49 - 3
3 - انقراض نسل بشر در دنيا و آغاز قيامت ، غافل گيرانه و در حالى خواهد بود كه همگان سرگرم جدال و كشمكش روزانه اند .
ما ينظرون إلاّ صيحة وحدة تأخذهم و هم يخصّمون
«يخصّمون» (از ماده «خصومت» و «خصام») به معناى جدال و كشمكش است و جمله «و هم يخصمون»، حال براى ضمير مفعولى در «تأخذهم» است; يعنى، در حالى كه آنان سرگرم جدال و كشمكش بر سر زندگى مادى اند، ناگهان صيحه سهمگين آنان را فراخواهد گرفت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 8 - 13
13 - انسان ها هنگام رهايى از مشكلات و دستيابى به آسودگى ، موقعيت گذشته خود را فراموش كرده و ناسپاس مى شوند .
و إذا مسّ الإنسن ضرّ . .. ثمّ إذا خوّله نعمة منه نسى ما كان يدعوا إليه من قبل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 47 - 6
6 - انسان ها ، در معرض غفلت نسبت به روز قيامت
من قبل أن يأتى يوم لامردّ له من اللّه
تأكيد خداوند، درباره حقيقت روز قيامت، مى تواند از آن جهت باشد كه بسيارى از مردم نسبت به اين امر مهم غافل اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 92 - 1،3
1- مردم مدين در عصر شعيب ( ع ) ، خداوند را كاملاً به فراموشى سپرده و از شكوه و عزت او غافل بودند .
أرهطى أعزّ عليكم من الله واتخذتموه ورآءكم ظهريًّا
«ظهرىّ» به چيزى گفته مى شود كه آدمى آن را به پشت سر مى اندازد و كنايه از چيز فراموش شده اى است كه اعتنايى به آن نمى شود و از آن جايى كه جمله «اتخذتموه ورآءكم»، (خداوند را پشت سر انداختيد) نيز كنايه از «خدا را فراموش كرديد» مى باشد، كلمه «ظهريّاً» حال مؤكده خواهد بود.
3- شعيب ( ع ) مردم مدين را به خاطر غفلت از خدا و رعايت نكردن جانب او ، توبيخ و سرزنش كرد .
أرهطى أعزّ عليكم من الله واتخذتموه ورآءكم ظهريًّا
استفهام در جمله «أرهطى . ..» انكار توبيخى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 39 - 1
1- بى توجهى رفاه مند مغرور به نقش اساسى مشيّت خدا در امور ، مورد سرزنش مرد مؤمن قرار گرفت .
و لولا . .. قلت ما شاء اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 13 - 7
7- غفلت برادران از حراست يوسف ( ع ) در صحرا ، دور از انتظار يعقوب ( ع ) نبود .
أخاف أن يأكله الذئب و أنتم عنه غفلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 26 - 5،9
5- خداوند ، توطئه گران عليه دين را به گونه اى غافلگيرانه گرفتار عذاب كرد كه هيچ گاه به آن گمان نمى بردند .
قد مكر الذين من قبلهم . .. و أتهم العذاب من حيث لايشعرون
9- توطئه گران عليه دين ، هيچ گاه گمان نمى كردند كه مكرشان عليه دين ، دامنگير خود آنان خواهد شد .
قد مكر الذين من قبلهم فأتى الله بنينهم من القواعد . .. و أتهم العذاب من حيث لا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 108 - 7
7- كافران دنياگرا ، غافلان واقعى اند .
استحبّوا الحيوة الدنيا . .. الكفرين ... و أُولئك هم الغفلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 12 - 2
2 - پندارگرايان دنيا زده غافل ، درصدد انكار معاد با تمسخر و استهزا *
الخرّصون . الذين هم فى غمرة ساهون . يسئلون أيّان يوم الدّين
از ارتباط «يسئلون. ..» با آيات پيشين، استفاده مى شود كه اين سؤال نمونه اى از غفلت و دنيازدگى آنان است كه گاه اصل را انكار مى كنند و گاه با پرسش از زمان معاد، آن را بعيد و غير علمى مى نمايانند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 20 - 2
2 - فريفتگان زندگى دنيوى ، مردمانى غافل و فاقد معرفت درست نسبت به حقيقت آن
اعلموا أنّما الحيوة الدنيا لعب . .. و تكاثر فى الأمول و الأولد
امر «اعلموا» بيانگر آن است كه اگر انسان ها، به ماهيت زندگى دنيايى آگاهى درست داشتند، فريب آن نمى خورند و خود را وقف آن نمى كنند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 60 - 17
17 - آدمى در دنيا از حقيقت اعمال خود و بازتابهاى آن غافل است.
ثم ينبئكم بما كنتم تعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 2 - 3
3- وحى الهى ( قرآن و . . . ) ، در راستاى غفلت زدايى و احياى فطرت خفته انسان و يادآورى دانستنى هاى فراموش شده او است .
و هم فى غفلة معرضون . ما يأتيهم من ذكر من ربّهم
«ذكر» از نظر معنا مانند «حفظ» است، با اين تفاوت كه «حفظ شىء» به اعتبار احراز و به دست آوردن آن و «ذكر شىء» به اعتبار استحضار و يادآوردن آن است (مفردات راغب). بنابراين توصيف قرآن و وحى الهى به «ذكر» به اين اعتبار است كه قرآن، يادآور دانستنى هاى فراموش شده آدمى و بيدارگر فطرتِ انسانِ غافل است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 1 - 9
9- قرآن ، كتابى است بيدارگر و غفلت زدا .
سورة أنزلنها . .. فيها ءايت بيّنت لعلّكم تذكّرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 5 - 4
4 - قرآن ، بيداركننده آدميان از غفلت و بى توجهى
أفنضرب عنكم الذكر
به كارگيرى «ذكر» به جاى «قرآن»، حاكى از اين است كه قرآن، بيدارگر خفتگان و يادآور غافلان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 17 - 2
2 - بيدارگرى و غفلت زدايى ، رسالت اصلى قرآن
و لقد يسّرنا القرءان للذّكر فهل من مدّكر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 22 - 2
2 - بيدارگرى و غفلت زدايى ، رسالت اصلى قرآن
و لقد يسّرنا القرءان للذّكر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 11 - 2
2 - آيات قرآن ، راهنما و مايه غفلت زدايى و زمينه پندگيرى و عبرت
كلاّ إنّها تذكرة
مراد از ضمير در «إنّها»، آيات قرآن است كه با توجّه به بيان اوصاف آنها در آيات بعد، تصريح به مرجع ضمير لزومى نداشته است. «تذكرة» اعم از «دلالت» (راهنمايى) و «اماره» (نشانه) است و به هر چيزى كه با آن تذكّر حاصل شود، اطلاق مى گردد (مفردات راغب). «تذكير» (مرادف تذكرة) به معناى موعظه كردن و «ذكرى» (اسم مصدر آن) به معناى عبرت است (قاموس); بنابراين مراد از «تذكره» بودن قرآن، راهنمايى، موعظه كردن و مايه عبرت بودن آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 16 - 4
4 - ارجمندى ، عظمت و پيراستگى صفحات قرآن و مقام والاى نويسندگان آن ، تضمين كننده شايستگى آن براى غفلت زدايى و بيان حقايق
إنّها تذكرة . .. فى صحف مكرّمة . مرفوعة مطهّرة . بأيدى سفرة . كرام بررة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 88 - 14
14 - سامرى ، فردى ناسپاس در برابر نعمت هاى خداوند و بى توجه به الطاف و كمك هاى ويژه او
فنسى
چنانچه ضمير فاعلى «نسى» به سامرى برگردد، مراد از فراموشى سامرى، بى توجهى او به عنايات الهى در نجات از فرعونيان و نزول «منّ و سلوى» و نظاير آن خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 32 - 10
10 - اظهار پشيمانى كردن سليمان ( ع ) و مورد سرزنش قرار دادن خود به خاطر غفلت كردن از ياد خدا ، در اثر سان ديدن طولانى از اسب ها
فقال إنّى أحببت حبّ الخير عن ذكر ربّى حتّى توارت بالحجاب
در صورتى كه معناى آيه شريفه، اين باشد كه سليمان(ع) به خاطر علاقه به اسب ها از ياد خدا غفلت ورزيد; قهراً سخن آن حضرت (فقال إنّى. ..) نوعى سرزنش خود و اظهار پشيمانى محسوب مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 22 - 12
12 - سنگدلان غافل از خدا ، دچار سرنوشتى دردآور
فويل للقسية قلوبهم من ذكر اللّه
واژه «ويل» براى تفجيع و تحسّر است و در جايى به كار مى رود كه حادثه دردآورى پيش آمده و يا در شرف وقوع باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 165 - 14
14 - ظالمان از قدرت خداوند غافلند .
و لو يرى الذين ظلموا . .. أن القوة للّه جميعاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 48 - 4
4 - ستمگران اعمال و رفتار هاى بد و زشت خود را در دنيا ، زيبا و خوب پنداشته و يا از بدى و زشتى آنها غافل اند .
و بدا لهم سيّئات ما كسبوا
ظاهر شدن اعمال زشت ستمگران در نظر آنان، ممكن است به خاطر اين باشد كه آنها را خوب و زيبا مى دانستند و يا از بدى و زشتى چنين رفتارى، كاملاً غافل بودند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 136 - 6
6 - فرعونيان با غفلت از انتقام گيرى خداوند ، آيات او را تكذيب كردند .
بأنهم كذبوا بايتنا و كانوا عنها غفلين
برداشت فوق مبتنى بر اين است كه ضمير «عنها» به «نقمت» (برگرفته شده از «انتقمنا») برگردد و جمله «و كانوا . .. » حال براى ضمير «كذبوا» باشد. گفتنى است در اين صورت غفلت به معناى حقيقى آن (بى خبر بودن و توجه نداشتن) خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 11 - 3
3 - غفلت از ياد خدا و احساس ايمنى از كيفر او ، عامل رواج يافتن ظلم و ستم بر مردم در خاندان فرعون
أن ائت القوم الظلمين . قوم فرعون ألايتّقون
از مجموع دو آيه استفاده مى شود كه تقوا (بيم داشتن از خشم خدا و كيفر كردار) مانع ظلم و تباهى است و خاندان فرعون به دليل بى بهره بودن از عنصر تقوا، گرفتار ظلم و تباهى گشته بودند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 44 - 2
2 - فرعونيان ، سخن حكيمانه و خيرخواهانه مؤمن آل فرعون را ، به خوبى درك نكرده و در غفلت شديد به سر مى بردند .
فستذكرون ما أقول لكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 28 - 18
18 - قابيل ، فاقد ترس از خداوند و غافل از ربوبيت گسترده او
انى اخاف اللّه رب العلمين
چون خداترسى هابيل مانع از اقدام به قتل شده، معلوم مى شود قابيل به دليل تصميمش بر برادركشى، هيچ ترسى از خدا در دل نداشته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 146 - 5
5 - سرزنش ثموديان از سوى صالح ( ع ) به خاطر غفلت آنان از مرگ و بى توجهى به ناپايدار بودن امكانات دنيايى
أتتركون فى ما ههنا ءامنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 129 - 5
5 - غفلت از مرگ و پندار جاودانگى در دنيا ، عامل روى آورى عاديان به كاخ سازى ، تجمل گرايى و بيهودگى
أتبنون . .. تعبثون . و تتّخذون مصانع لعلّكم تخلدون
تعبير «لعلّكم تخلدون» بيانگر اين معنا است كه: كار شما طورى است كه گويا از مرگ و ناپايدارى زندگى دنيوى، غافل شده ايد و
مى پنداريد كه هميشه در اين دنيا خواهيد ماند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 24 - 6
6- نزول عذاب بر قوم عاد ، به هنگام ناباورى و غفلت آنان
فلمّا رأوه . .. قالوا هذا عارض ممطرنا
آنان به قدرى از خدا و وعده هاى هود(ع) غافل بودند كه هرگز احتمال نمى دادند توده هايى را كه مى بينند، طوفان بلا باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 65 - 8
8- عذاب قوم لوط ، غافلگيرانه و بدون آگاهى قبلى آنان بود .
فأسر بأهلك . .. و لايلتفت منكم أحد
از اينكه ملائكه از لوط(ع) خواستند تا خانواده خويش را شبانگاه از شهر بيرون ببرد و مراقبت به عمل آورد تا هيچ يك از آنان باز نگردند، احتمالاً از اين جهت بود كه كسى از قوم لوط متوجه قضيه نزول عذاب نشود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 7 - 7
7 - دلخوش بودن به دنيا و آرامش يافتن به آن و غفلت از آيات الهى ، از اوصاف كافران و امرى مذموم و ناپسند
إن الذين . .. و رضوا بالحيوة الدنيا و اطمأنوا بها ... غفلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 108 - 7
7- كافران دنياگرا ، غافلان واقعى اند .
استحبّوا الحيوة الدنيا . .. الكفرين ... و أُولئك هم الغفلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 97 - 8
8- اظهار حسرت كافران در قيامت ، به خاطر غفلت عميق و پيوسته خويش از روز قيامت
يويلنا قد كنّا فى غفلة من هذا
برداشت ياد شده از آمدن «فى» - كه براى ظرفيت است - استفاده مى شود. بدين صورت كه غفلت، ظرف و انسانِ غافل، مظروف قرار گرفته است و اين حكايت از غوطهور شدن و فرورفتن در عمق غفلت دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 63 - 3
3 - قلب هاى كافران ، پوشيده در حجاب غفلت و ناآگاهى
بل قلوبهم فى غمرة من هذا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 7 - 3
3 - سطحى نگرى كافران در مظاهر شگفت انگيز طبيعت و ناديده گرفتن قدرت الهى در آن ، مورد سرزنش خداوند
فقد كذّبوا . .. أَوَلم يرواإلى الأرض كم أنبتنا فيها
استفهام در «أَوَلم يروا. ..» براى توبيخ است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - سجده - 32 - 26 - 8
8 - هلاكت امت هاى كافر پيشين ، در حال غفلت و سرگرمى آنان به دنيا ، بوده است .
أهلكنا . .. يمشون فى مسكنهم
احتمال دارد كه جمله «يمشون. ..» حال براى مفعول «أهلكنا» باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 9 - 8
8 - مؤمنان ، برخلاف كافران ، تنها در گرفتارى به ياد خدا نيستند ; بلكه در همه حال ( خوشى و ناخوشى ) رو به خدا مى آورند .
و إذا مسّ الإنسن ضرّ دعا ربّه . .. أمّن هو قنت ءاناء الّيل ساجدًا ... و يرجوا
برداشت بالا از ارتباط ميان آيه شريفه با آيه پيش به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 30 - 3
3 - غفلت شديد كافران و مشركان ، از مرگ و حيات پس از آن ( قيامت )
إنّك ميّت و إنّهم ميّتون
ضمير «إنّهم» به مشركان و كافران باز مى گردد. طرح مسأله رحلت آنان - كه با تأكيد همراه است (إنّك و إنّهم)- و غير قابل انكاربودن اين حقيقت، مى تواند گوياى غفلت شديد مشركان و كافران از مسأله مرگ باشد; گو اين كه آنان منكر حقيقت ياد شده اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 58 - 5
5 - مؤمنان نيك كردار ، گروهى روشن بين و اهل بصيرت و كافران بدكردار ، گروهى كوردل و غافل اند .
و ما يستوى الأعمى و البصير و الذين ءامنوا و عملوا الصلحت و لا المسىء
«الأعمى» و «البصير» تمثيلى براى مؤمنان نيك كردار و كافران بد كرداراست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 22 - 1
1 - كفرپيشگان و گنه كاران ، غافل از آگاهى و نظارت اعضا و جوارح بر اعمالشان
و ما كنتم تستترون أن يشهد عليكم سمعكم و لا أبصركم و لا جلودكم
«أن يشهد» به تقدير «مخافة» (براى ترس) است. بنابراين مفاد «ما كنتم...» اين است كه شما براى ترس از شهادت گوش، چشم و پوستتان خود را مخفى نمى كرديد; زيرا غافل بوديد و نمى دانستيد كه آنها شاهد بر اعمال شما هستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 2 - 5
5- چشم پوشى كافران ، از عظمت خدشه ناپذير قرآن و تمسك آنان به بشر بودن پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، براى انكار رسالت آن حضرت
و القرءان المجيد . بل عجبوا أن جاءهم منذر منهم فقال الكفرون هذا شىء عجيب
از ارتباط اين آيه با آيه قبل - كه سوگند به ارجمندى قرآن بود - مى توان استفاده كرد كه خداوند قبل از هر چيز، عظمت خدشه ناپذير آيات قرآن را به كافران يادآور شده و ايشان را به سبب تمسك به مسائل بى ارزش، ملامت كرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 61 - 1
1 - كافران ، گرفتار غفلت ، تكبر و سرمستى
و أنتم سمدون
«سُمود» در معانى «سهو» (غافل سازنده انسان از كارهاى مهم و سرنوشت ساز) و بالا گرفتن سر از روى خودبزرگ بينى و غرور به كار مى رود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 23 - 2
2 - كافران ، بى اعتنا به مرگ ، قبر و قيامت خود و بى توجّه به نشانه هاى خدا در خلقت خويش
كلاّ
«كلاّ» مى تواند براى ردع و باز داشتن از توهّمى باشد كه آيات پيشين، زمينه ساز پيدايش آن بود و آن اين كه با وجود زمينه هاى توجّه به خداوند در آفرينش انسان از نطفه تا زمان مرگ و دفن او، ممكن نيست كسى در كفر بماند. «كلاّ» دلالت دارد كه نبايد چنين پنداشت، زيرا افرادى با وجود تمام اين نشانه ها، بر كفر خود اصرار ورزيدند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بروج - 85 - 20 - 3
3 - كافران ، از سيطره خداوند بر آنها غافل اند .
و اللّه من ورائهم محيط
«من وراء» (از پشت سر)، كنايه از غافلگيرانه بودن است; همان گونه كه دشمن براى هجوم غافلگيرانه، از پشت سر حمله مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 50 - 4
4 - انسان ناسپاس و خودخواه ، غافل از گشايش هاى خداوند براى او در شدايد و مشكلات
و لئن أذقنه . .. ليقولنّ هذا لى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 202 - 3
3 - فرا رسيدن عذاب الهى بر مجرمان ، در حال سرمستى و غفلت آنان
فيأتيهم بغتة و هم لايشعرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 22 - 1
1 - كفرپيشگان و گنه كاران ، غافل از آگاهى و نظارت اعضا و جوارح بر اعمالشان
و ما كنتم تستترون أن يشهد عليكم سمعكم و لا أبصركم و لا جلودكم
«أن يشهد» به تقدير «مخافة» (براى ترس) است. بنابراين مفاد «ما كنتم...» اين است كه شما براى ترس از شهادت گوش، چشم و پوستتان خود را مخفى نمى كرديد; زيرا غافل بوديد و نمى دانستيد كه آنها شاهد بر اعمال شما هستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 12 - 5
5 - تحليل متخلفان درباره سفر حديبيه و بى فرجام بودن آن ، متّكى بر محاسبات بشرى و ناديده گرفتن اراده الهى
بل ظننتم أن لن ينقلب الرسول و المؤمنون إلى أهليهم أبدًا
از قرائن و زمينه هاى تاريخى، دشوارى اين سفر قابل پيش بينى بود و متخلفان براساس همين معيارها، اين سفر را بى فرجام مى ديدند; غافل از اين كه دعوت پيامبر(صلی الله علیه و آله) به بن بست نخواهد رسيد و حمايت الهى از آن حضرت دريغ نخواهد شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 6 - 6
6 - مردم در آغاز بعثت و اجداد آنان در عصر جاهليت ، در غفلت و بى خبرى بسر مى بردند .
ما أُنذر ءاباؤهم فهم غفلون
برداشت ياد شده مبتنى بر اين نكته است كه ضمير «هم» به مجموع «قوم» و «آباء» بازگردد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 43 - 6
6 - جوامع معاصر موسى ، گرفتار غفلت و بى خبرى از تعاليم الهى
و لقد ءاتينا موسى الكتب . .. لعلّهم يتذكّرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 6 - 10
10 - « عن أبى بصير عن أبى عبداللّه ( ع ) . . . قال : و سألته عن قول اللّه « لتنذر قوماً ما أُنذر آباؤهم فهم غافلون » قال : لتنذر القوم الذين أنت فيهم كما أنذر آباؤهم فهم غافلون عن اللّه و عن رسوله و عن وعيده . . . ;
ابوبصير گويد: از امام صادق(ع) درباره سخن خداوند: «لتنذر قوماً ما أنذر آباؤهم فهم غافلون» سؤال كردم، فرمود: مقصود اين است: تا انذار كنى گروهى را كه در ميان آن ها هستى، همان گونه كه پدرانشان انذار شدند كه اينان از خدا و از رسول او و از وعيدهاى خدا غافل اند. ..».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 6 - 6،7
6 - مردم در آغاز بعثت و اجداد آنان در عصر جاهليت ، در غفلت و بى خبرى بسر مى بردند .
ما أُنذر ءاباؤهم فهم غفلون
برداشت ياد شده مبتنى بر اين نكته است كه ضمير «هم» به مجموع «قوم» و «آباء» بازگردد.
7 - غفلت و بى خبرى مردم در آغاز بعثت و اجداد آنان در جاهليت ، ناشى از نبودن پيامبر و منذر الهى در ميان آنها بوده است .
ما أُنذر ءاباؤهم فهم غفلون
برداشت ياد شده بر اين اساس مبتنى است كه «ما» در «ما اُنذر» نافيه و جمله «فهم غافلون» متفرع بر نفى انذار باشد; يعنى، انذار نشدنشان موجب غفلت آنان گرديد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 102 - 17
17 - غفلت مسلمانان از سلاح و ساز و برگ خويش ، زمينه ساز طمع دشمنان براى شبيخون
ودالذين كفروا لو تغفلون عن اسلحتكم و امتعتكم فيميلون عليكم ميلة واحدة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - حجرات - 49 - 2 - 9
9 - عدم توجه برخى از مؤمنان ، به آثار ويرانگر رعايت نكردن حرمت پيامبر (صلی الله علیه و آله)
لاترفعوا أصوتكم . .. و لاتجهروا له ... أن تحبط أعملكم و أنتم لاتشعرون
از تكرار نهى در آيه شريفه، مطلب بالا قابل برداشت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 177 - 2
2 - يهود و نصارا محتواى اساسى دين را ( ايمان به خدا ، سراى آخرت و . . . ) به فراموشى سپرده و با مسلمانان بر سر قبله ، به بحث و مشاجره مى پرداختند .
ليس البر أن تولوا وجوهكم قبل المشرق و المغرب
برداشت فوق با توجه به شأن نزولى كه درباره آيه مورد بحث آمده، استفاده مى شود. در مجمع البيان نقل شده است: «آن گاه كه قبله تغيير كرد، بحث و گفتگو پيرامون آن بسيار مى شد و يهود و نصارا در اين باره بسيار سخن مى گفتند. »
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 48 - 10
10- غفلت از رستاخيز و تصوّر عدم برپايى قيامت ، آفت فراگير مشركان است .
بل زعمتم ألّن نجعل لكم موعدًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 39 - 10
10- باورداران فرزندى عيسى ( ع ) براى خداوند ، فرورفته در غفلتى عميق و مردمى بى ايمان
فاختلف الأحزاب . .. و هم فى غفلة و هم لايؤمنون
نكره آمدن «غفلة» نشانه ناشناخته بودن حد و مرز آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 3 - 1
1- مشركان ، مردمى غافل از مسائل جدى و اصلى زندگى و دل مشغول به امور واهى و بى ارزش
و هم يلعبون . لاهية قلوبهم
«لهو» به معناى چيزى است كه انسان را از كارهاى مهم و سودمند باز دارد (مفردات راغب). توصيف مشركان به اين كه قلبشان به لهو و امور غير مهم مبتلا شده، بيانگر برداشت ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 89 - 4
4 - مشركان ، مفتون خيال هاى خام و غافل از برهان هاى عقلى و علمى
قل فأنّى تسحرون
«سحر» (مصدر «تسحرون») به معناى مفتون كردن و ربودن عقل است; يعنى، «[به آنان] بگو: پس چگونه دستخوش افسون مى شويد».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 62 - 8
8 - روى آورندگان به شرك ، على رغم حل شدن مشكلاتشان به اراده خدا ، مردمى غفلت زده و مستحق نكوهش
أمّن يجيب المضط-ّر . .. قليلاً ما تذكّرون
عبارت «قليلاً ما تذكّرون» نكوهش از كسانى است كه حقايق وحى را با همه روشنى درنمى يابند و با اين كه خداوند همواره گرفتارى هايشان را برطرف و مشكلاتشان را حل مى كند، از او غافلند و به غير او روى مى آورند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 155 - 1
1 - سرزنش شدن مشركان ، به سبب بيدار نشدن و پند نگرفتن آنان در برابر حقايق الهى
أفلاتذكّرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 30 - 3
3 - غفلت شديد كافران و مشركان ، از مرگ و حيات پس از آن ( قيامت )
إنّك ميّت و إنّهم ميّتون
ضمير «إنّهم» به مشركان و كافران باز مى گردد. طرح مسأله رحلت آنان - كه با تأكيد همراه است (إنّك و إنّهم)- و غير قابل انكاربودن اين حقيقت، مى تواند گوياى غفلت شديد مشركان و كافران از مسأله مرگ باشد; گو اين كه آنان منكر حقيقت ياد شده اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 155 - 2
2 - مشركان صدراسلام ، مردمى غافل و پندناپذير بودند .
أفلاتذكّرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 1 - 3
3- مشركان صدراسلام ، از مسأله حسابرسى قيامت ، به طور كلى غافل مانده و از تأمل و انديشه در نشانه ها و دلايل روشن آن ، روى گردان بودند .
اقترب للناس حسابهم و هم فى غفلة معرضون
برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه اين سوره، مكى است و مخاطب و مصداق اوّلى «الناس»، مردم مشرك اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 13 - 2
2 - مشركان صدر اسلام ، مردمى سخت غافل و به دور از تعاليم بلند وحى و سرگرم به زندگى پست دنيايى
و إذا ذكّروا لا يذكرون
پندناپذيرى مشركان، يا به سبب غفلت شديد آنان از معارف بلند الهى بود و يا به اين دليل بود كه آنان - على رغم شناخت تعاليم وحى و پيامبر(صلی الله علیه و آله) - مردمى لجوج و حق ناپذير بودند. برداشت ياد شده مبتنى بر احتمال نخست است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 93 - 3،7
3- مشركان مكه ، از مفاهيم عالى قرآن غافل بوده و به زخارف دنيا چشم دوخته بودند .
و لقد صرّفنا فى هذا القرءان من كلّ مثل فأبى . .. و قالوا لن نؤمن لك حتى ... أو
7- غفلت مشركان مكه از نقش اصلى اراده خدا در تحقق معجزات
تفجر لنا . .. تسقط السّماء ... تأتى بالله ... تنزّل علينا كتبًا نقرؤه
از اينكه آنان، تمامى معجزات درخواستى خود، حتى آمدن خدا را از شخص پيامبر(صلی الله علیه و آله) مى خواستند، نشان دهنده نكته ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 95 - 11
11- روى گردانان از تكاليف و تعهدات الهى ، مردمى ناآگاه و بى توجه به پاداش هاى برتر خداوندى اند .
و لاتشتروا بعهد الله . .. إنما عند الله هو خير لكم إن كنتم تعلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 95 - 2
2 - خداوند تكذيب كنندگان انبياى پيشين را از سختى هاى بيداركننده رهانيد و زندگى آنان را به رفاه و آسايش خام كننده تبديل كرد .
أخذنا أهلها بالبأساء . .. ثم بدلنا مكان السيئة الحسنة حتى عفوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 11 - 1
1 - منكران روز جزا ، فرومانده در گرداب جهالت و گرفتار غفلت و بى خبرى
الذين هم فى غمرة ساهون
«غمرة» به معناى فرو رفتن در جهل و نادانى و «ساهى» به معناى غافل و بى خبر است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 12 - 1
1 - تكذيب كنندگان قيامت ، عناصرى فرو رفته در باطل و سرگرم هوسرانى
للمكذّبين . الذين هم فى خوض يلعبون
«خوض» به معناى وارد شدن در كارهاى بيهوده و باطل و «لعب» (مصدر «يلعبون») به معناى سرگرمى و هوسرانى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 29 - 4
4- منافق ، گرفتار خوش خيالى و غافل از كمين خداوند
أم حسب الذين فى قلوبهم مرض أن لن يخرج اللّه أضغنهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 14 - 14،19
14 - منافقان ، فريفته دنيا و غافل از خداوند
و غرّكم باللّه الغرور
در صورتى كه مراد از «الغرور» دنيا باشد، مقصود اين خواهد بود كه مظاهر دنيا (مال، جاه، مقام و. ..) شما را فريب داده و از خدا غافلتان كرده است.
19 - آرزوى ناكامى براى جامعه ايمانى ، ترديد در باور هاى دينى ، فريفتگى به آرزو هاى باطل و مظاهر دنيا و غفلت از خداوند ، از اوصاف منافقان و از نشانه هاى نفاق
و غرّكم باللّه الغرور
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - مجادله - 58 - 19 - 3
3 - منافقان ، غافل از ياد خدا و بيگانه با آن
فأنسهم ذكر اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 29 - 3
3 - اعراض از ياد خدا و دنيامدارى ، دو پديده به هم پيوسته و تفكيك ناپذير
تولّى عن ذكرنا و لم يرد إلاّ الحيوة الدنيا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 49 - 17
17 - برخوردارى از آسودگى ها و نعمت ها به همراه غفلت از ياد خدا و ناشكرى ، محنت زا و بلاآفرين است .
ثمّ إذا خوّلنه نعمة منّا قال إنّما أُوتيته على علم بل هى فتنة
يكى از موارد كاربرد «فتنة»، محنت و بلا است و برداشت بالا مبتنى بر اين معنا است. بر اين اساس مى توان گفت: برخوردارى از آسودگى و نعمت ها، به همراه اين تصور كه آنها ناشى از دانش بشرى است نه لطف الهى، نه تنها براى بشر نعمت نيست; بلكه در دنيا و آخرت نقمت و بلا خواهد بود. گفتنى است آيه بعد - كه از روبه رو شدن مرفهان بى خبر از خدا با عذاب و بدبختى و كارساز نبودن برخوردارى هاى آنان، سخن مى گويد - مؤيد همين برداشت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 67 - 6
6- انسان ها پس از رهايى از خطر هاى مرگ آفرين ، خدا را فراموش مى كنند و از حق روى گردان مى شوند .
فلمّا نج-ّكم إلى البرّ أعرضتم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 49 - 17
17 - برخوردارى از آسودگى ها و نعمت ها به همراه غفلت از ياد خدا و ناشكرى ، محنت زا و بلاآفرين است .
ثمّ إذا خوّلنه نعمة منّا قال إنّما أُوتيته على علم بل هى فتنة
يكى از موارد كاربرد «فتنة»، محنت و بلا است و برداشت بالا مبتنى بر اين معنا است. بر اين اساس مى توان گفت: برخوردارى از آسودگى و نعمت ها، به همراه اين تصور كه آنها ناشى از دانش بشرى است نه لطف الهى، نه تنها براى بشر نعمت نيست; بلكه در
دنيا و آخرت نقمت و بلا خواهد بود. گفتنى است آيه بعد - كه از روبه رو شدن مرفهان بى خبر از خدا با عذاب و بدبختى و كارساز نبودن برخوردارى هاى آنان، سخن مى گويد - مؤيد همين برداشت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 177 - 2
2 - يهود و نصارا محتواى اساسى دين را ( ايمان به خدا ، سراى آخرت و . . . ) به فراموشى سپرده و با مسلمانان بر سر قبله ، به بحث و مشاجره مى پرداختند .
ليس البر أن تولوا وجوهكم قبل المشرق و المغرب
برداشت فوق با توجه به شأن نزولى كه درباره آيه مورد بحث آمده، استفاده مى شود. در مجمع البيان نقل شده است: «آن گاه كه قبله تغيير كرد، بحث و گفتگو پيرامون آن بسيار مى شد و يهود و نصارا در اين باره بسيار سخن مى گفتند. »
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 16 - 9
9 - تباهى و هلاكت ، فرجام بى توجهى به آخرت و بى اعتنايى به جزاى اعمال است .
فلايصدّنك عنها . .. فتردى
«تردى» از «ردى» به معناى هلاكت مشتق است و پى آمد شبهه افكنى هاى منكران معاد را بيان مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 16 - 9
9 - تباهى و هلاكت ، فرجام بى توجهى به آخرت و بى اعتنايى به جزاى اعمال است .
فلايصدّنك عنها . .. فتردى
«تردى» از «ردى» به معناى هلاكت مشتق است و پى آمد شبهه افكنى هاى منكران معاد را بيان مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 16 - 9
9 - تباهى و هلاكت ، فرجام بى توجهى به آخرت و بى اعتنايى به جزاى اعمال است .
فلايصدّنك عنها . .. فتردى
«تردى» از «ردى» به معناى هلاكت مشتق است و پى آمد شبهه افكنى هاى منكران معاد را بيان مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 58 - 9
9- جدال در برابر آياتِ حق و اِعراض از آنها و غفلت از گناهان ، داراى كيفر قطعى است .
ذكّر بأيت ربّه فأعرض عنها . .. بل لهم موعد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 129 - 6
6 - انكار آيات الهى و روى گردانى از ياد خدا ، گناهى نابخشودنى است .
و من أعرض عن ذكرى . .. و لم يؤمن ب-َايت ربّه ... لولا كلمة سبقت من ربّك لكان لز
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 32 - 8
8 - تقواپيشگان از لهو و لعب و غفلت از آخرت دور هستند.
و ما الحيوة الدنيا إلا لعب و لهو و للدار الأخرة خير للذين يتقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 3 - 12
12- غفلت پيامبر (صلی الله علیه و آله) از برخى حقايق و وقايع
و إن كنت من قبله لمن الغفلين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 24 - 9
9- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در معرض فراموشى و ترك ذكر خدا در سخن خويش است . *
واذكّر ربّك إذا نسيت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 18 - 2
2- نقدطلبى ، شتابزدگى و نداشتن دورانديشى ، ريشه دنياخواهى و غفلت از آخرت است .
من كان يريد العاجلة
كاربرد واژه «عاجلة» از ماده «عجله» (چيزى را با عجله و شتاب خواستن) به جاى «الدنيا» مى رساند كه نقد بودن متاع دنيا و امكان دستيابى سريع تر به آن، نقش عمده اى در دنياخواهى دنياطلبان دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 23 - 5
5 - هواپرستى مايه پوچ انگاشتن نظام هستى و ناديده گرفتن عدل الهى
و خلق اللّه . .. بالحقّ و لتجزى ... و هم لايظلمون . أفرءيت من اتّخذ إلهه هويه
خداوند پس از بيان هدفمندى هستى و عدل حاكم بر نظام مجازات با تعبير «أفرأيت من اتّخذ إلهه هواه» در حقيقت تقابل ميان هواپرستى و باور به هدفمندى هستى و عدل الهى را ياد آور شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 44 - 3
3 - به ياد داشتن برهه هاى دشوار زندگى، مانع غفلت از ياد خدا
فلما نسوا ما ذكروا به
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 205 - 8
8 - ياد كردن خدا در هر صبح و عصر ، انسان را از زمره غافلان بيرون مى كند .
و اذكر ربك . .. بالغدو و الاصال و لاتكن من الغفلين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 24 - 8
8- توجه به وابستگى امور انسان ها به تدبير الهى ، مايه از ياد نبردن او در هيچ كار و حالت است .
واذكّر ربّك إذا نسيت
كلمه «ربّ» - در آيه - گوياى برداشت بالا است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 5 - 3
3 - آيات قرآن ، مايه تذكر آدميان و بازدارنده آنان از غفلت
و ما يأتيهم من ذكر
برداشت ياد شده با توجه به بكارگيرى واژه «ذكر» (مايه تذكر) درباره كتاب هاى آسمانى استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 46 - 10
10 - انذار و بيم دهى ، زمينه ساز زدايش غفلت ها و بيدار شدن مردم
لتنذر قومًا . .. لعلّهم يتذكّرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 14 - 7
7 - ياد معاد هنگام تسخير امكانات و برخوردارى از نعمت ها ، زمينه ساز زدايش غرور و غفلت
ثمّ تذكروا نعمة ربّكم إذا استويتم عليه و تقولوا . .. و إنّا إلى ربّنا لمنقلبون
توصيه به يادآورى معاد پس از برخوردارى از نعمت هاى خداوند، مى تواند اشاره به تأثير آن در زدايش غرور و غفلت باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 61 - 2
2 - پيام هاى قرآن و وحى ، زداينده غفلت و غرور كاذب از آدميان
أفمن هذا الحديث تعجبون . .. و أنتم سمدون
توبيخ كافران به خاطر غفلت زدگى آنان و ناباورى به مفاهيم قرآن، مى رساند كه اگر آنان به قرآن گوش جان فرا دهند، از غفلت و غرور بيرون خواهند آمد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جمعه - 62 - 10 - 9
9 - اميد به سعادت و رستگارى ، ناسازگار با غفلت از ياد خدا و بيگانگى با آن
و اذكروا اللّه كثيرًا لعلّكم تفلحون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - طلاق - 65 - 10 - 10
10 - انسان ، بدون آشنايى با تعاليم قرآن ، از بسيارى از حقايق در غفلت و فراموشى به سر خواهد برد .
قد أنزل اللّه إليكم ذكرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مطففين - 83 - 18 - 7
7 - توجّه به فرجام ارجمند نيكوكاران ، بازدارنده انسان از كم فروشى و بى توجهى به حضور يافتن در نزد خداوند
ويل للمطفّفين . .. يوم يقوم الناس لربّ العلمين ... كلاّ إنّ كتب الأبرار لفى عل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 72 - 8
8- سرمستى و غفلت امرى بس زشت و مذموم ، و روشن بينى صفتى بس والا و ارزشمند براى انسانها
لعمرك إنهم لفى سكرتهم يعمهون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 48 - 9
9 - غفلت از سرچشمه اصلى نعمت ها ( خداوند ) امرى ناشايست و زمينه ساز غرور و سرمستى است .
و إنّا إذا أذقنا الإنسن منّا رحمة فرح بها
با توجه به تكرار ضمير «نا»، مى توان استفاده كرد كه خداوند غفلت و فراموشى از مبدأ اصلى نعمت ها را، مورد سرزنش قرار داده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 7 - 7
7 - دلخوش بودن به دنيا و آرامش يافتن به آن و غفلت از آيات الهى ، از اوصاف كافران و امرى مذموم و ناپسند
إن الذين . .. و رضوا بالحيوة الدنيا و اطمأنوا بها ... غفلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 92 - 5
5- غفلت از خدا و به فراموشى سپردن عزت و شكوه او ، حالتى است ناروا و نكوهيده .
واتخذتموه ورآءكم ظهريًّا
جمله «اتخذتموه . ..» عطف به جمله «رهطى أعزّ ...» مى باشد و لذا استفهام توبيخى در اين جمله نيز لحاظ شده است; يعنى: أَتخذتموه ... .
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ماعون - 107 - 5 - 4
4 - بى توجّهى نمازگزاران به نماز خويش ، نكوهيده تر از آزار يتيمان و فراموش كردن بينوايان است .
فويل للمصلّين . الذين هم عن صلاتهم ساهون
اين آيه، مانند آيات ديگر اين سوره، بيانگر خصلت هاى تكذيب گران كيفر الهى است. آوردن حرف «فاء» در خصلت سوم به بعد و تغيير سياق كلام، بيانگر ترتيب رتبى و نكوهيده تر بودن آنها است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ماعون - 107 - 5 - 4
4 - بى توجّهى نمازگزاران به نماز خويش ، نكوهيده تر از آزار يتيمان و فراموش كردن بينوايان است .
فويل للمصلّين . الذين هم عن صلاتهم ساهون
اين آيه، مانند آيات ديگر اين سوره، بيانگر خصلت هاى تكذيب گران كيفر الهى است. آوردن حرف «فاء» در خصلت سوم به بعد و تغيير سياق كلام، بيانگر ترتيب رتبى و نكوهيده تر بودن آنها است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 28 - 36
36- ناديده انگاشتن شخصيّت انسانىِ تهيدستان و به خود بستن امتيازات موهوم ، نشانه غفلت از ياد خدا است .
و لاتطع من أغفلنا قلبه عن ذكرنا . .. و كان أمره فرطًا
جمله «كان. ..» مى تواند عطف تفسيرى براى «أغفلنا...» باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 62 - 4
4 - انكار جهان آخرت - به رغم مشاهده قدرت خداوند در آفرينش نشأه نخستين ( جهان فعلى ) - نشانه غفلت و بى توجهى است .
و لقد علمتم النشأة الأُولى فلولا تذكّرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - ملك - 67 - 4 - 5
5 - نسبت دادن بى نظمى و ناهماهنگى به آفرينش جهان ، نشانه غفلت و سطحى نگرى است .
هل ترى من فطور . ثمّ ارجع البصر كرّتين ينقلب إليك البصر خاسئًا و هو حسير
از اين كه خداوند انسان ها را به تفكر و نگاه مكرر به جهان آفرينش فرا خوانده و بر نظم و اتقان آن تأكيد فرموده است، مى توان استفاده كرد كه عقيده به وجود بى نظمى و نابسامانى در جهان، پندارى نابجا و نشانه غفلت بشر و سطحى نگرى او است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 28 - 33
33- پيروى از هواى نفس ، نكوهيده و نشانه غفلت از ياد خدا است .
و لاتطع من أغفلنا قلبه عن ذكرنا و اتبع هويه
جمله «اتبع هواه» مى تواند عطف تفسيرى براى «أغفلنا» باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 2 - 2
2- برخورد ناشايست و بازى گرانه مشركان با آيات الهى ، نشانگر اوج غفلت و بى خبرى آنان است .
و هم فى غفلة معرضون . مايأتيهم من ذكر من ربّهم
جمله «مايأتيهم من ذكر. ..» يا بيان براى جمله پيشين است و يا در حكم تعليل براى آن. در هر صورت بيانگر چگونگى و چرايى غفلت و بى خبرى عميق مشركان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 48 - 3
3- استفاده از ارزاق ذخيره شده در سال هاى آبادانى طى هفت سال خشكسالى ، از پيام هاى نهفته در رؤياى پادشاه مصر
ثم يأتى من بعد ذلك سبع شداد يأكلن ماقدمتم لهنّ
ضمير در «يأكلن» و «لهنّ» به «سبع شداد» باز مى گردد و مراد از «ما قدّمتم لهنّ» (آنچه براى آن سالها پيش فرستاده ايد) ارزاق ذخيره شده در سالهاى آبادانى است. بنابراين «يأكلن ...» ; يعنى، سالهاى قحطى ذخايرى را كه در سالهاى آبادانى تهيه ديده ايد، مى خورند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 47 - 8
8- هفت سال تلاش براى توليد غله ، ذخيره سازى غله ها با خوشه هاى آن ، صرفه جويى در مصرف ، توصيه هاى يوسف ( ع ) به مردم مصر براى مصون ماندن از مشكلات دوران هفت ساله قحطى و خشكسالى
قال تزرعون سبع سنين دأبًا
برخى برآنند كه رؤياى پادشاه اشاره اى به دستورالعملها و چاره انديشيها ندارد و تدبيرهايى كه يوسف(ع) بيان داشته و دستوراتى كه صادر كرده از دانشى خدادادى او بوده و ارتباطى به رؤياى پادشاه ندارد. برداشت فوق بر اساس اين نظر است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 47 - 8
8- هفت سال تلاش براى توليد غله ، ذخيره سازى غله ها با خوشه هاى آن ، صرفه جويى در مصرف ، توصيه هاى يوسف ( ع ) به مردم مصر براى مصون ماندن از مشكلات دوران هفت ساله قحطى و خشكسالى
قال تزرعون سبع سنين دأبًا
برخى برآنند كه رؤياى پادشاه اشاره اى به دستورالعملها و چاره انديشيها ندارد و تدبيرهايى كه يوسف(ع) بيان داشته و دستوراتى كه صادر كرده از دانشى خدادادى او بوده و ارتباطى به رؤياى پادشاه ندارد. برداشت فوق بر اساس اين نظر است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 65 - 17
17- فرزندان يعقوب غلّه دريافتى در سفر اول را براى قحطى پيش آمده كافى نمى دانستند و سفر به مصر را براى دريافت سهميه اى ديگر ضرورى مى شمردند .
ذلك كيل يسير
«ذلك» اشاره به متاع و آذوقه اى است كه فرزندان يعقوب در سفر نخست دريافت كرده بودند. «يسير» به معناى اندك است و روشن است كه اندك بودن به لحاظ دوره قحطى مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 47 - 10
10- سرزمين مصر در زمان يوسف ( ع ) زمينه دار توليد غلات و محصولاتى بيش از مصرف سرانه آن سامان
قال تزرعون سبع سنين دأبًا فما حصدتم فذروه فى سنبله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 47 - 6
6- خوشه هاى خشك در رؤياى پادشاه ، پيامدار لزوم ذخيره سازى محصولات كشت و درو شده به همراه خوشه هاى آن
و أُخر يابست . .. فما حصدتم فذروه فى سنبله
از آن جا كه دستور فوق (فذروه فى سنبله) با اين قسمت از رؤياى پادشاه كه خوشه هاى خشك را ديده بود ، تناسب دارد ; زيرا خوشه هاى خشك آماده براى ذخيره شدن است ، مى توان گفت: يوسف(ع) از عبارت «اُخر يابسات» دستور فوق را استنباط كرده بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 48 - 4
4- باقى گذاشتن مقدارى از ذخيره هاى هفت ساله و مصرف نكردن همه آنها در دوران قحطى ، توصيه يوسف ( ع ) به عهده داران حكومت مصر
يأكلن ما قدمتم لهنّ إلاّ قليلاً مما تحصنون
«احصان» (مصدر تحصنون) به معناى قرار دادن چيزى در محلى امن است. بنابراين حاصل معناى «إلاّ قليلاً مما تحصنون» چنين است: مقدارى از آنچه را در انبارها ذخيره مى كنيد در دوران قحطى نخوريد. حكمت اين امر احتمالاً دارا بودن بذر است براى كشت در سال پانزدهم.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 58 - 4،6
4- طرح كاشت مداوم غلات و ذخيره سازى آنها براى سال هاى قحطى ، تنها در قلمرو حكومتى مصر انجام گرفت .
و جاء إخوة يوسف
6- خبر انبار هاى غلات و آذوقه مصر به آفاق و اطراف آن ديار رسيد .
و جاء إخوة يوسف
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 47 - 9
9- غلات با نگهدارى در خوشه ها و غلاف هاى آن ، مصونيت بيشترى را در مقابل آفات خواهند يافت .
فما حصدتم فذروه فى سنبله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 136 - 1،2
1 - قرار دادن سهمى از زراعت و چهارپايان براى خدا و سهمى از آن براى شريكان موهوم او (مانند بت، جن و . ..) از سنتهاى مشركان در عصر جاهليت
و جعلو الله مما ذراً . .. فقالوا هذا لله
به قرينه آيه 100 همين سوره (و جعلوالله شركاء الجن)، از جمله عقايد موهوم مشركان، شريك بودن جنيان با خداوند بوده است.
2 - سنت جاهلى مشركان در قرار دادن سهمى از زراعت و چهارپايان براى خدا و سهمى براى شريكان خيالى او، بى اساس و بر پايه گمان بوده است.
و جعلو الله مما ذراً . .. هذا لله بزعمهم
«زعم» به گمان و سخن بى اساس اطلاق مى شود. (مصباح اللغة).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 27 - 2
2 - بارش باران و نرم شدن خاك زمين و شيار خوردن آن ، زمينه ساز حصول غله جات و تأمين غذاى انسان ها
صببنا الماء . .. شققنا الأرض .... فأنبتنا فيها حبًّا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 65 - 13،14،15
13- جيره بندى سرانه ، برنامه يوسف ( ع ) براى توزيع غلات در دوران قحطى هفت ساله
نزداد كيل بعير
چون با آمدن بنيامين به مصر ، فرزندان يعقوب يك بار شتر علاوه بر بارهاى خويش مى گرفتند چند نكته استفاده مى شود: 1- جيره بندى سرانه بوده است. 2- سهميه و جيره بيش از يك بار شتر نبوده است.
14- يوسف ( ع ) به هر فرد در هر نوبت ، تنها يك بار شتر غلّه مى فروخت .
نزداد كيل بعير
15- تحويل سهميه هر فرد به شخص متقاضى ، از جمله مقررات وضع شده از ناحيه يوسف براى توزيع غلات در دوران قحطى هفت ساله
نزداد كيل بعير
چنان چه كسى مى توانست سهميه ديگرى را دريافت كند «نزداد كيل بعير» (با آمدن بنيامين يك بار شتر اضافه دريافت مى كنيم) به عنوان يك دليل مستقل براى لزوم مسافرت بنيامين به مصر مطرح نمى شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 88 - 9
9- تداوم سياست يوسف ( ع ) در جيره بندى غلات و فروش و دريافت بهاى آنها ، در دوران قحطى مصر
و جئنا ببضعة مزجية فأوف لنا الكيل
چنان چه گذشت آيات 59، 60 و 62 از همين سوره دلالت بر آن داشت كه يوسف آذوقه هاى ذخيره شده را جيره بندى كرده بود و سهميه افراد را در برابر دريافت بها به آنان مى پرداخت. آيه مورد بحث نيز به دليل كلمه «كيل» و جمله «جئنا ببضاعة مزجاة» حاكى از آن است كه سياست سهميه بندى و گرفتن بهاى سهميه همچنان پس از گذشت مدتها ادامه داشت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 138 - 1،2،7
1 - ممنوعيت خوردن برخى از چهارپايان و محصولات زراعى به اعتقاد واهى مشركان عصر جاهليت
و قالوا هذه أنعم و حرث حجر لايطعمها إلا من نشاء بزعمهم
«حجر» به معناى منع و ممنوعيت است و مراد از ممنوعيت «أنعام» و «حرث»، به قرينه «لايطعمها»، ممنوعيت خوردن از آنهاست.
2 - اعتقاد بى اساس مشركان به ممنوعيت خوردن از چهارپايان و كشتى (محصول زراعى) كه براى خدا و بتها قرار مى دادند.
و جعلو الله . .. و قالوا هذه أنعم و حرث حجر لايطعمها إلا من نشاء بزعمهم
«هذه» اشاره به سهامى است كه مشركان براى خدا و بتها قرار مى دادند و در آيه 136 بيان گرديده است.
7 - وعده الهى به كيفر مشركان به سبب افتراهاى آنان به خدا (ممنوعيت خوردن برخى از چهارپايان و محصولات، سوار نشدن بر برخى از چهارپايان، نبردن نام خدا به هنگام ذبح)
سيجزيهم بما كانوا يفترون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 88 - 9
9- تداوم سياست يوسف ( ع ) در جيره بندى غلات و فروش و دريافت بهاى آنها ، در دوران قحطى مصر
و جئنا ببضعة مزجية فأوف لنا الكيل
چنان چه گذشت آيات 59، 60 و 62 از همين سوره دلالت بر آن داشت كه يوسف آذوقه هاى ذخيره شده را جيره بندى كرده بود و سهميه افراد را در برابر دريافت بها به آنان مى پرداخت. آيه مورد بحث نيز به دليل كلمه «كيل» و جمله «جئنا ببضاعة مزجاة» حاكى از آن است كه سياست سهميه بندى و گرفتن بهاى سهميه همچنان پس از گذشت مدتها ادامه داشت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 47 - 9
9- غلات با نگهدارى در خوشه ها و غلاف هاى آن ، مصونيت بيشترى را در مقابل آفات خواهند يافت .
فما حصدتم فذروه فى سنبله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 63 - 2،5
2- ممنوع شدن فرزندان يعقوب از دريافت سهميه خوار و بار بدون همراهى بنيامين ، از گزارش هاى آنان به پدرشان يعقوب بود .
فإن لم تأتونى به فلاكيل لكم . .. فلما رجعوا إلى أبيهم قالوا يأبانا منع منا الكي
5- گزارش تحريم سهميه آذوقه بدون همراهى بنيامين ، خبر و گزارشى مهم در ديدگاه فرزندان يعقوب
يأبانا منع منا الكيل
فرزندان يعقوب پيش از باز كردن بارها و محموله ها - كه معمولاً اولين اقدام مسافران و كاروانهاست - خبر تحريم سهميه آذوقه را براى پدرشان بيان كردند. اين تعجيل نشان دهنده اهميت اين خبر در نظر آنان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 59 - 1
1- يوسف ( ع ) بر توزيع ارزاق ذخيره شده در مصر ، نظارت مستقيم داشت .
و جاء إخوة يوسف . .. و لما جهزهم بجهازهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 60 - 1
1- يوسف ( ع ) در سال هاى قحطى ، سهميه و جيره افراد را طبق برنامه اى زمانبندى شده در دفعات متعدد تحويل مى داد .
و لما جهزهم بجهازهم . .. فإن لم تأتونى به فلاكيل لكم
«كيل» به معناى اسم مفعول (مكيل) مى باشد و مراد از آن طعام و غلات است. ناميدن غله به «كيل» بدان جهت است كه براى تحويل، آنها را پيمانه مى كردند و اين بر سهميه بندى دلالت دارد. از جمله «فإن لم تأتونى به ...» (اگر در سفر آينده و نوبت بعد بنيامين را نزد من نياوريد ...) معلوم مى شود غله در دفعات متعدد و طبعاً زمان بندى شده پرداخت مى گرديد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 62 - 11
11- يوسف ( ع ) داراى اختيارات ويژه در توزيع غلات و آذوقه هاى ذخيره شده *
قال لفتينه اجعلوا بضعتهم فى رحالهم
از اينكه يوسف(ع) پرداخت سهميه فرزندان يعقوب در نوبتهاى بعد را در صورت همراه نداشتن بنيامين ، ممنوع كرد ، برداشت فوق استفاده مى شود. باز گرداندن بضاعت برادرانش به خودشان نيز مى تواند تأييد كننده اختيارات ويژه او باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 55 - 6
6- يوسف ( ع ) بر به كارگيرى توان و دانش خويش در امركشت و برداشت و ذخيره سازى غلات و توزيع آنها تأكيد كرد .
اجعلنى على خزائن الأرض إنى حفيظ عليم
جمله «إنى حفيظ عليم» علاوه بر اينكه حاكى از توان و دانش يوسف(ع) بر امور ياد شده است ، دلالت بر اين نيز دارد كه وى دانش و توانايى اش را در امورى كه به او سپرده شود ، به كار مى گيرد و بدان متعهد مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 58 - 2
2- يوسف ( ع ) در طى هفت سال آبادانى ، به كشت و برداشت و ذخيره سازى غلات براى دوران قحطى كاملاً موفق شد .
و جاء إخوة يوسف
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 60 - 1
1- يوسف ( ع ) در سال هاى قحطى ، سهميه و جيره افراد را طبق برنامه اى زمانبندى شده در دفعات متعدد تحويل مى داد .
و لما جهزهم بجهازهم . .. فإن لم تأتونى به فلاكيل لكم
«كيل» به معناى اسم مفعول (مكيل) مى باشد و مراد از آن طعام و غلات است. ناميدن غله به «كيل» بدان جهت است كه براى تحويل، آنها را پيمانه مى كردند و اين بر سهميه بندى دلالت دارد. از جمله «فإن لم تأتونى به ...» (اگر در سفر آينده و نوبت بعد بنيامين را نزد من نياوريد ...) معلوم مى شود غله در دفعات متعدد و طبعاً زمان بندى شده پرداخت مى گرديد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 62 - 1
1- يوسف ( ع ) سهميه افراد را به آنان مى فروخت و بهاى آن را دريافت مى كرد .
و قال لفتينه اجعلوا بضعتهم فى رحالهم
«بضاعة» به مالى كه براى تجارت و خريد و فروش است گفته مى شود. بنابراين مراد از «بضاعتهم» مالى است كه برادران يوسف در مقابل دريافت سهميه به او پرداخته بودند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 79 - 20
20 - نهى پيامبر (صلی الله علیه و آله) از غلو درباره آن حضرت
ما كان لبشر ان يؤتيه . .. ثم يقول للنّاس كونوا عباداً لى
رسول اللّه (صلی الله علیه و آله): لا ترفعونى فوق حقّى فان اللّه تعالى اتّخذنى عبدا قبل ان يتّخذنى نبيّا، سپس آن حضرت آيه فوق را تلاوت نمود.
عيون اخبار الرضا (ع)، ج 2، ص 201، ح 1، ب 46 ; نورالثقلين، ج 1، ص 357، ح 209.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 77 - 9،17
9 - غاليان هواپرست و گمراه از اهل كتاب ، گمراه كننده بسيارى از مردم
و لاتتبعوا اهواء قوم قد ضلوا من قبل و اضلوا كثيراً
در برداشت فوق «كثيراً» مفعول به براى «ضلوا» گرفته شده است ; يعنى «اضلوا كثيراً من الناس».
17 - غلو در دين ، ضلالت و انحراف از حد اعتدال و راه ميانه است .
لاتغلوا فى دينكم غير الحق و لاتتبعوا اهواء قوم . .. و ضلوا عن سواء السبيل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 78 - 6،7
6 - كفر گروهى از بنى اسرائيل پيامد غلو آنان در دين
لاتغلوا فى دينكم . .. لعن الذين كفروا من بنى اسرءيل
بيان گرايش گروهى از بنى اسرائيل به كفر پس از اشاره به غلو و گزافه گويى اهل كتاب در دين، مى تواند بيانگر اين باشد كه كفرورزى آنان پيامد غلوشان بوده است.
7 - غلو در دين موجب كفر است .
لاتغلوا فى دينكم . .. لعن الذين كفروا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 137 - 5
5 - انطباق دقيق با واقعيت و پرهيز از مبالغه، معيارهايى كه بايد در نقل خبر مراعات كرد.
زين لكثير من المشركين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 50 - 8
8 - لزوم پرهيز از غلو و افراط درباره پيامبر(صلی الله علیه و آله) و پيشوايان دينى
قل لا أقول لكم . .. إنى ملك
مأموريت پيامبر(صلی الله علیه و آله) به نفى اين گونه موارد (نفى فرشته بودن و . ..) دستور و برنامه اى براى همگان است كه درباره پيامبران الهى راه غلو و افراط در پيش نگيرند و بر خداوند پيشى نجويند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 77 - 6
6 - هر نوع افراط و غلو در دين ، باطل و خارج شدن از حقيقت است .
لاتغلوا فى دينكم غير الحق
«غير الحق» صفت براى «غلواً» در تقدير است و ظاهراً صفتى توضيحى مى باشد. يعنى از حدود معارف الهى خارج نشويد كه اين امرى باطل است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 171 - 4
4 - حرمت غلو در دين ، و لزوم كنترل احساسات مذهبى
ياهل الكتب لاتغلوا فى دينكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 77 - 3
3 - غلو در دين ( آميختن معارف الهى به گزافه هايى باطل ) امرى نكوهيده و حرام
لاتغلوا فى دينكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 171 - 5
5 - پيروان اديان الهى ، در معرض خطر غلو و گزافه گويى در دين
ياهل الكتب لاتغلوا فى دينكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 77 - 4
4 - پيروان اديان الهى در خطر غلو و انحراف از دين خويش
ياهل الكتب لاتغلوا فى دينكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 171 - 20
20 - شخصيت فوق العاده حضرت عيسى ( ع ) زمينه غلو و گزافه گويى مسيحيان در مورد ايشان
ياهل الكتب لاتغلوا فى دينكم . .. انما المسيح عيسى ابن مريم رسول اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 171 - 1
1 - خداوند ، اهل كتاب را از غلو در دينشان نهى كرده است .
ياهل الكتب لاتغلوا فى دينكم
«غلو» به معناى تجاوز است، و غلو در دين به معناى خارج شدن از حدود و معارفى است كه در كتب آسمانى آمده و يا پيامبران الهى تعليم داده اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 77 - 1،2،8،9،10
1 - اعتقادات دينى اهل كتاب آميخته با غلو ، گزافه گويى و امورى باطل
قل ياهل الكتب لاتغلوا فى دينكم غير الحق
«غلو» مصدر «لاتغلوا» به معناى خروج از حد اعتدال و گرايش به افراط است كه از آن به گزافه گويى تعبير مى شود.
2 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) مأمور نهى اهل كتاب از غلو و گزافه گويى در آيين خويش
قل ياهل الكتب لاتغلوا فى دينكم
8 - پيروى اهل كتاب از پيشينيان گمراه و هواپرست خويش ، منشأ غلو و گزافه بستن آنان به دين
ياهل الكتب لاتغلوا . .. و لاتتبعوا اهواء قوم قد ضلوا من قبل
بنابر اينكه مخاطبان «يا اهل الكتب» نصارا و يهود در عصر پيامبر(صلی الله علیه و آله) باشند، به نظر مى رسد مراد از «قوم قد ضلوا من قبل» پيشينيانى از خود اهل كتاب باشد و مصداق مورد نظر در ضلالت آن قوم، غلو و تجاوزشان در طرح مسائل دينى است.
9 - غاليان هواپرست و گمراه از اهل كتاب ، گمراه كننده بسيارى از مردم
و لاتتبعوا اهواء قوم قد ضلوا من قبل و اضلوا كثيراً
در برداشت فوق «كثيراً» مفعول به براى «ضلوا» گرفته شده است ; يعنى «اضلوا كثيراً من الناس».
10 - عقايد ناروا و غلوآميز اهل كتاب برخاسته از افكار باطل گمراهانى مشرك در گذشته تاريخ
قل ياهل الكتب لاتغلوا فى دينكم . .. و لاتتبعوا اهواء قوم قد ضلوا
بدان احتمال كه خطاب در «يا اهل الكتب» متوجه تمام يهود و نصارا باشد نه خصوص آنانكه در عصر پيامبر(صلی الله علیه و آله) بودند. بر اين مبنا مراد از «قوم قد ضلوا» پيشينيان اهل كتاب نخواهند بود بلكه مقصود، پيروان مذاهب شرك مى باشند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 171 - 1،3،5،23
1 - خداوند ، اهل كتاب را از غلو در دينشان نهى كرده است .
ياهل الكتب لاتغلوا فى دينكم
«غلو» به معناى تجاوز است، و غلو در دين به معناى خارج شدن از حدود و معارفى است كه در كتب آسمانى آمده و يا پيامبران الهى تعليم داده اند.
3 - يهود و نصارا مردمى آلوده به غلو و گزافه گويى در دين
ياهل الكتب لاتغلوا فى دينكم
با توجه به سياق آيه معلوم مى شود، غلو و تجاوز تحقق پيدا كرده نه اينكه نهى از غلو تنها براى پيشگيرى باشد.
5 - پيروان اديان الهى ، در معرض خطر غلو و گزافه گويى در دين
ياهل الكتب لاتغلوا فى دينكم
23 - مسيحيان معتقد به تثليث ، غلو كنندگان در دين هستند .
ياهل الكتب لاتغلوا فى دينكم . .. و لاتقولوا ثلثة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 77 - 2،4،5،7،8،14،17
2 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) مأمور نهى اهل كتاب از غلو و گزافه گويى در آيين خويش
قل ياهل الكتب لاتغلوا فى دينكم
4 - پيروان اديان الهى در خطر غلو و انحراف از دين خويش
ياهل الكتب لاتغلوا فى دينكم
5 - پندار تثليث و الوهيت مسيح ( ع ) و مادرش مريم ، مصداق روشن گزافه گويى و غلو مسيحيان در دين خويش
ياهل الكتب لاتغلوا فى دينكم
از مصاديق مورد نظر از گزافه گويى مسيحيان - به قرينه آيات گذشته - اعتقاد آنان به تثليث و الوهيت مسيح(ع) و مادرش مريم است.
7 - بى توجهى به كتاب هاى آسمانى ، منشأ غلو و گزافه گويى در دين
ياهل الكتب لاتغلوا فى دينكم غير الحق
مخاطب قرار دادن مسيحيان با عنوان اهل كتاب، براى اشاره به اين حقيقت است كه غلو در دين با پيروى از كتب آسمانى ناسازگار است. بنابراين غلو پيروان اديان الهى ريشه در بى توجهى آنان به كتب آسمانى خويش دارد.
8 - پيروى اهل كتاب از پيشينيان گمراه و هواپرست خويش ، منشأ غلو و گزافه بستن آنان به دين
ياهل الكتب لاتغلوا . .. و لاتتبعوا اهواء قوم قد ضلوا من قبل
بنابر اينكه مخاطبان «يا اهل الكتب» نصارا و يهود در عصر پيامبر(صلی الله علیه و آله) باشند، به نظر مى رسد مراد از «قوم قد ضلوا من قبل» پيشينيانى از خود اهل كتاب باشد و مصداق مورد نظر در ضلالت آن قوم، غلو و تجاوزشان در طرح مسائل دينى است.
14 - غلو و افراط در دين ، برخاسته از تمايلات نفسانى و بدور از دليل و برهان
لاتغلوا فى دينكم غير الحق و لاتتبعوا اهواء قوم قد ضلوا
17 - غلو در دين ، ضلالت و انحراف از حد اعتدال و راه ميانه است .
لاتغلوا فى دينكم غير الحق و لاتتبعوا اهواء قوم . .. و ضلوا عن سواء السبيل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 50 - 8
8 - لزوم پرهيز از غلو و افراط درباره پيامبر(صلی الله علیه و آله) و پيشوايان دينى
قل لا أقول لكم . .. إنى ملك
مأموريت پيامبر(صلی الله علیه و آله) به نفى اين گونه موارد (نفى فرشته بودن و . ..) دستور و برنامه اى براى همگان است كه درباره پيامبران الهى راه غلو و افراط در پيش نگيرند و بر خداوند پيشى نجويند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 64 - 4
4 - وجود باور هاى افراطى و غلوآميز درباره عيسى ( ع ) ، در عصر خود آن حضرت *
إنّ اللّه هو ربّى و ربّكم
تأكيد بر تعبير «ربّى»، مى تواند در راستاى تخطئه گرايش ها و باورهاى غلوآميز مردم آن زمان باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 65 - 6
6 - افراط و تفريط درباره شخصيت عيسى ( ع ) ، كارى ستمگرانه و مستحق عذاب طاقت فرساى قيامت
فاختلف الأحزاب من بينهم فويل للذين ظلموا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 28 - 34
34- رفاه مندان عصر بعثت ، همواره ، امور خويش را در سطحى فراتر از حدّ شايسته آن ، وانمود مى كردند .
و كان أمره فرطًا
«فرط» - آن گونه كه قاموس گفته است - به معناى «ظلم و اعتداء» است و نيز به كارى گفته مى شود كه برخورد با آن، فراتر از حدودش باشد. فعل «كان» دلالت بر ديرينه بودن خصلت ياد شده دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 171 - 3،9،20،23
3 - يهود و نصارا مردمى آلوده به غلو و گزافه گويى در دين
ياهل الكتب لاتغلوا فى دينكم
با توجه به سياق آيه معلوم مى شود، غلو و تجاوز تحقق پيدا كرده نه اينكه نهى از غلو تنها براى پيشگيرى باشد.
9 - پندار مسيحيان درباره مسيح ، پندارى غلوآميز
ياهل الكتب لاتغلوا فى دينكم . .. انما المسيح عيسى ابن مريم
20 - شخصيت فوق العاده حضرت عيسى ( ع ) زمينه غلو و گزافه گويى مسيحيان در مورد ايشان
ياهل الكتب لاتغلوا فى دينكم . .. انما المسيح عيسى ابن مريم رسول اللّه
23 - مسيحيان معتقد به تثليث ، غلو كنندگان در دين هستند .
ياهل الكتب لاتغلوا فى دينكم . .. و لاتقولوا ثلثة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 172 - 2
2 - غلو مسيحيان درباره حضرت عيسى با نقض شمردن بندگى او براى خدا
ياهل الكتب لاتغلوا فى دينكم . .. لن يستنكف المسيح ان يكون عبداً للّه
جمله «لن يستنكف» اشاره به اين معنا دارد كه مسيحيان بندگى مسيح را براى خداوند انكار مى كردند و گويا شان وى را بالاتر از بندگى مى پنداشتند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 77 - 5
5 - پندار تثليث و الوهيت مسيح ( ع ) و مادرش مريم ، مصداق روشن گزافه گويى و غلو مسيحيان در دين خويش
ياهل الكتب لاتغلوا فى دينكم
از مصاديق مورد نظر از گزافه گويى مسيحيان - به قرينه آيات گذشته - اعتقاد آنان به تثليث و الوهيت مسيح(ع) و مادرش مريم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 50 - 8
8 - لزوم پرهيز از غلو و افراط درباره پيامبر(صلی الله علیه و آله) و پيشوايان دينى
قل لا أقول لكم . .. إنى ملك
مأموريت پيامبر(صلی الله علیه و آله) به نفى اين گونه موارد (نفى فرشته بودن و . ..) دستور و برنامه اى براى همگان است كه درباره پيامبران الهى راه غلو و افراط در پيش نگيرند و بر خداوند پيشى نجويند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 77 - 3،6
3 - غلو در دين ( آميختن معارف الهى به گزافه هايى باطل ) امرى نكوهيده و حرام
لاتغلوا فى دينكم
6 - هر نوع افراط و غلو در دين ، باطل و خارج شدن از حقيقت است .
لاتغلوا فى دينكم غير الحق
«غير الحق» صفت براى «غلواً» در تقدير است و ظاهراً صفتى توضيحى مى باشد. يعنى از حدود معارف الهى خارج نشويد كه اين امرى باطل است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 171 - 3
3 - يهود و نصارا مردمى آلوده به غلو و گزافه گويى در دين
ياهل الكتب لاتغلوا فى دينكم
با توجه به سياق آيه معلوم مى شود، غلو و تجاوز تحقق پيدا كرده نه اينكه نهى از غلو تنها براى پيشگيرى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 50 - 9
9 - پيشوايان و مبلغان دين وظيفه دار مبارزه با پندارهاى غلوآميز مردم درباره آنان
قل لا أقول لكم . .. إنى ملك
الزام پيامبر(صلی الله علیه و آله) به اعلام موارد مذكور در آيه الزامى است براى همه مبلغان و پيشوايان دين كه اين موارد را براى مردم بيان نمايند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 110 - 6
6- رهبران الهى ، همواره ، بايد مردم را از غلّوگرايى بازداشته و مقام خود را برتر از آنچه هست ، وانمود نكنند .
قل إنّما أنا بشر مثلكم
گرچه آيه، خطاب به پيامبر(صلی الله علیه و آله) است، ولى بنابر ويژگى هاى قرآن، اين رهنمود، فرمانى عمومى، مخصوصاً به رهبران و پيشوايان دينى است تا همواره، اين نكته را به مردم يادآورى كنند كه آنان نيز بشرند، تا مبادا شائبه هاى الوهيّت و نظاير آن در ذهن مردم شكل بگيرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 77 - 7،8،10،14
7 - بى توجهى به كتاب هاى آسمانى ، منشأ غلو و گزافه گويى در دين
ياهل الكتب لاتغلوا فى دينكم غير الحق
مخاطب قرار دادن مسيحيان با عنوان اهل كتاب، براى اشاره به اين حقيقت است كه غلو در دين با پيروى از كتب آسمانى ناسازگار است. بنابراين غلو پيروان اديان الهى ريشه در بى توجهى آنان به كتب آسمانى خويش دارد.
8 - پيروى اهل كتاب از پيشينيان گمراه و هواپرست خويش ، منشأ غلو و گزافه بستن آنان به دين
ياهل الكتب لاتغلوا . .. و لاتتبعوا اهواء قوم قد ضلوا من قبل
بنابر اينكه مخاطبان «يا اهل الكتب» نصارا و يهود در عصر پيامبر(صلی الله علیه و آله) باشند، به نظر مى رسد مراد از «قوم قد ضلوا من قبل» پيشينيانى از خود اهل كتاب باشد و مصداق مورد نظر در ضلالت آن قوم، غلو و تجاوزشان در طرح مسائل دينى است.
10 - عقايد ناروا و غلوآميز اهل كتاب برخاسته از افكار باطل گمراهانى مشرك در گذشته تاريخ
قل ياهل الكتب لاتغلوا فى دينكم . .. و لاتتبعوا اهواء قوم قد ضلوا
بدان احتمال كه خطاب در «يا اهل الكتب» متوجه تمام يهود و نصارا باشد نه خصوص آنانكه در عصر پيامبر(صلی الله علیه و آله) بودند. بر اين مبنا مراد از «قوم قد ضلوا» پيشينيان اهل كتاب نخواهند بود بلكه مقصود، پيروان مذاهب شرك مى باشند.
14 - غلو و افراط در دين ، برخاسته از تمايلات نفسانى و بدور از دليل و برهان
لاتغلوا فى دينكم غير الحق و لاتتبعوا اهواء قوم قد ضلوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 77 - 18
18 - گروهى از يهوديان و مسيحيان عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، هواپرستان گمراه و ناشر عقايد افراطى و غلوآميز در ميان همكيشان خود
و لاتتبعوا اهواء قوم . .. و اضلوا كثيراً و ضلوا عن سواء السبيل
كلمه «ضلوا» در دو بخش از آيه مى تواند اشاره به دو طايفه از گمراهان داشته باشد، طائفه اى پيش از بعثت كه جمله «قد ضلوا
من قبل» بيانگر آن است و طائفه اى معاصر پيامبر(صلی الله علیه و آله) كه جمله «ضلوا عن سواء السبيل» حاكى از آنان مى باشد. گفتنى است كه آوردن قيد «من قبل» در يك بخش و نيامدن آن در بخش بعد، گوياى اين تفسير است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 77 - 5
5 - پندار تثليث و الوهيت مسيح ( ع ) و مادرش مريم ، مصداق روشن گزافه گويى و غلو مسيحيان در دين خويش
ياهل الكتب لاتغلوا فى دينكم
از مصاديق مورد نظر از گزافه گويى مسيحيان - به قرينه آيات گذشته - اعتقاد آنان به تثليث و الوهيت مسيح(ع) و مادرش مريم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 77 - 2
2 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) مأمور نهى اهل كتاب از غلو و گزافه گويى در آيين خويش
قل ياهل الكتب لاتغلوا فى دينكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 6 - 5
5 - كافران مكه براى بازداشتن مردم از گوش فرا دادن به آيات قرآن و سخنان پيامبر (صلی الله علیه و آله) كنيزان آوازه خوان را مى خريدند و مردم را به آواز مشغول مى كردند .
و من الناس من يشترى لهو الحديث ليضلّ عن سبيل اللّه
منظور از «لهوالحديث» طبق برخى از شأن نزول ها، غنا است كه به وسيله كنيزانى خوانده مى شد. لازم به گفتن است كه طبق اين معنا «اشتراء» حقيقى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 6 - 8
8 - غنا و نغمه هاى مفسده انگيز ، ابزار كافران براى گمراه كردن مردم از راه خدا است .
و من الناس من يشترى لهو الحديث ليضلّ عن سبيل اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 6 - 5،8
5 - كافران مكه براى بازداشتن مردم از گوش فرا دادن به آيات قرآن و سخنان پيامبر (صلی الله علیه و آله) كنيزان آوازه خوان را مى خريدند و مردم را به آواز مشغول مى كردند .
و من الناس من يشترى لهو الحديث ليضلّ عن سبيل اللّه
منظور از «لهوالحديث» طبق برخى از شأن نزول ها، غنا است كه به وسيله كنيزانى خوانده مى شد. لازم به گفتن است كه طبق اين معنا «اشتراء» حقيقى است.
8 - غنا و نغمه هاى مفسده انگيز ، ابزار كافران براى گمراه كردن مردم از راه خدا است .
و من الناس من يشترى لهو الحديث ليضلّ عن سبيل اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 6 - 17
17 - « عن محمدبن مسلم ، عن أبى جعفر ( ع ) قال : سمعته يقول : الغناء ممّا وعد اللّه عزّوجلّ عليه النار و تلى هذه الأية : « و من الناس من يشترى لهو الحديث ليضلّ عن سبيل اللّه بغير علم و يتّخذها هزواً أُولئك لهم عذاب مهين » ;
محمدبن مسلم مى گويد: از امام باقر(ع) شنيدم كه مى گفت: غنا از جمله گناهانى است كه خداوند عزّوجلّ براى آن، وعده آتش داده است. و اين آيه را تلاوت كرد: و من الناس من يشترى لهو الحديث...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 3 - 6
6 - « عن أميرالمؤمنين ( ع ) : كلّ قول ليس للّه فيه ذكر فلغو . . . ;
از اميرالمؤمنين(ع) روايت شده است: هر سخنى كه در آن ياد و ذكر خدا نباشد، لغو است. ..».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 30 - 20
20 - « عن زيد الشحام قال : سألت أباعبد اللّه عن قول اللّه عزّوجلّ « فاجتنبوا الرجس من الأوثان و اجتنبوا قول الزور » فقال : الرجس من الأوثان » الشطرنج و « قول الزور » الغناء ;
زيد شحام مى گويد: از امام صادق(ع) از قول خداى عزّوجلّ «فاجتنبوا الرجس من الأوتان و اجتنبوا قول الزور» پرسيدم، فرمود: «الرجس من الأوتان» شطرنج است و «قول الزور» غنا مى باشد».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 50 - 10
10 - به غنيمت گرفتن زنان كافر ، در شرايطى خاص ، مباح است .
إنّا أحللنا لك . .. ما ملكت يمينك ممّا أفاء اللّه عليك
مراد از «ملك يمين» كنيزانى بوده اند كه از دشمن به اسارت درمى آمدند. اين كه خداوند آنان را براى پيامبر(صلی الله علیه و آله) حلال دانسته، فرع بر جايز بودن اصل آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 27 - 4،5
4 - سرزمين ها و اموال و خانه هاى دشمن ، غنايمى هستند كه در صورت پيروزى مسلمانان ، به تصاحب آنان در مى آيد .
و أورثكم أرضهم و ديرهم و أمولهم
5 - امكان تعلق گرفتن سرزمين هايى ، بدون درگيرى نظامى ، به مسلمانان ، به عنوان غنايم
و أورثكم . .. و أرضًا لم تطئوها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 50 - 10
10 - به غنيمت گرفتن زنان كافر ، در شرايطى خاص ، مباح است .
إنّا أحللنا لك . .. ما ملكت يمينك ممّا أفاء اللّه عليك
مراد از «ملك يمين» كنيزانى بوده اند كه از دشمن به اسارت درمى آمدند. اين كه خداوند آنان را براى پيامبر(صلی الله علیه و آله) حلال دانسته، فرع بر جايز بودن اصل آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 6 - 6
6 - رزمندگان مسلمان ، سهيم در غنايم به دست آمده از طريق جنگ و درگيرى با كافران
فما أوجفتم عليه من خيل و لا ركاب
از «فما أوجفتم عليه من خيل. ..» استفاده مى شود كه هرگاه با اسب تازى [جنگ و نبرد] صورت گيرد; غنايم مختص پيامبر(صلی الله علیه و آله) نخواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 20 - 4،5
4 - غنايم خيبر ، نزديك ترين بخش از غنايم موعود الهى به مؤمنان ، پس از حديبيه
وعدكم اللّه . .. فعجّل لكم هذه
آيه شريفه پس از صلح حديبيه نازل شده و «هذه» اشاره به غنايم خيبر دارد.
5 - خداوند ، مؤمنان را به فتوحات و غنايمى علاوه بر فتح خيبر و غنايم آن ، نويد داد .
وعدكم اللّه مغانم كثيرة تأخذونها فعجّل لكم هذه
در صورتى كه «هذه» به فتح خيبر اشاره داشته باشد; واژه «عجّل» مى رساند كه فتح خيبر، پيش درآمد فتح هاى ديگر و غنايم فزون ترى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 19 - 1
1 - نويد الهى به بيعت كنندگان در حديبيه ، در زمينه دستيابى آنان به غنايمى فراوان
يبايعونك . .. و مغانم كثيرة يأخذونها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 20 - 1
1 - بشارت خدا به مسلمانان حاضر در حديبيه ، مبنى بر برخوردارى آنان از غنايم فراوان در آينده
وعدكم اللّه مغانم كثيرة تأخذونها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 20 - 11
11 - صلح حديبيه ، پيش درآمد پيروزى ها و غنايمى گسترده براى امت اسلامى
وعدكم اللّه . .. فعجّل لكم هذه
برداشت ياد شده مبتنى بر اين است كه «هذه» اشاره به صلح حديبيه داشته باشد; يعنى، خداوند غنايم زيادى را براى مؤمنان در نظر گرفته; اما قبل از آن صلح حديبيه را پيش درآمد آن غنايم قرار داده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 73 - 1،11
1 - غنيمت و پيروزى در جهاد ، فضل الهى است .
خذوا حذركم فانفروا . .. و لئن اصابكم فضل من اللّه
مصداق مورد نظر از «فضل» در اين آيه، غنيمت و پيروزى است.
11 - مسلمانان دنياطلب ، به چنگ آوردن غنيمت در سايه پيروزى ظاهرى را فوز عظيم ( رستگارى بزرگ ) مى شمرند .
و لئن اصابكم فضل من اللّه ليقولنّ . .. فافوز فوزاً عظيماً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 141 - 4
4 - شركت منافقان در جنگ ، تنها براى تأمين منافع شخصى و سهيم شدن در غنايم جنگى است .
الذين يتربّصون بكم فإن كان لكم فتح من اللّه . .. و نمنعكم من المؤمنين
ظاهراً مراد از جمله «الم نكن معكم» شركت در جهاد و همراهى مسلمانان در جنگ است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 152 - 15
15 - دستيابى مسلمانان پيكارگر احد بر غنائم جنگى ، به دنبال شكست ابتدايى مشركان قريش
من معد ما اريكم ما تحبّون
اگر چه مراد از «ما تحبّون» پيروزى بر دشمن است، و لكن در آيه شريفه مى تواند لازمه آن، يعنى غنيمت نيز مراد باشد; به دليل «منكم من يريد الدّنيا».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 153 - 15،17،20،22
15 - اندوه و حسرت مسلمانان به خاطر از دست دادن غنائم جنگى و جراحاتى كه در نبرد احد به آنان رسيد .
فاثابكم غمّا بغمّ لكيلا تحزنوا على مافاتكم و لا ما اصابكم
مراد از «غمّ» (غم دوّم) بايد غمى ناپسند باشد ; چرا كه خداوند آن را به غم پسنديده تبديل كرد و آن را پاداشى بر مسلمانان قرار داد و به قرينه «لكيلا . .. »، آن غم ناپسند همان از دست دادن غنائم و جراحات وارد شده بر مسلمانان بوده است.
17 - تبديل اندوه از دادن غنائم به اندوه تمرد از فرمان پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موهبتى الهى به رزمندگان احد
فاثابكم غمّا بغمّ
كلمه «اثابكم» دلالت بر اين معنا دارد كه اين تبديل و جايگزينى لطف و موهبتى از جانب خداوند بوده است.
20 - اندوه مسلمانان از شكست و از دست دادن غنائم و مبتلا شدن به مصيبت ها در كارزار احد ، تاوان اندوهى كه بر دل رسول خدا (صلی الله علیه و آله) گذاردند .
فاثابكم غمّا بغمّ
بنابر اينكه «اثاب» به معناى مجازات باشد نه پاداش، و مراد از «غمّا»، اندوه مسلمانان به خاطر از دست دادن غنائم و مراد از «بغمّ»، غمى باشد كه بر رسول خدا (صلی الله علیه و آله) وارد كردند. و «باء» در «بغمّ» به معناى سببيّت گرفته شده است.
22 - هجوم اندوه هاى ناشى از نافرمانى رسول خدا (صلی الله علیه و آله) و عدم موفقيّت در كارزار احد ، برخاسته از اراده الهى براى به فراموشى سپردن اندوه از دست دادن غنائم و جراحات وارده بر ايشان
فاثابكم غمّا بغمّ لكيلا تحزنوا على مافاتكم و لا ما اصابكم
بنابر اينكه «لكيلا» متعلق به «اثابكم» باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 161 - 3،5
3 - امانتدارى پيامبر (صلی الله علیه و آله) در جمع آورى و تقسيم غنايم
و ما كان لنبىّ ان يغلّ
در شأن نزول آيه آمده كه تيراندازان گماشته شده بر تپه احد، سنگر خويش را به اين پندار رها كردند كه پيامبر (صلی الله علیه و آله)، غنايم را بين همه رزمندگان تقسيم نخواهد كرد و هر كس هر چه به دست آورد، از آن او خواهد شد. (مجمع البيان، ذيل آيه).
5 - گمان باطل برخى از مسلمانان صدر اسلام مبنى بر خيانت پيامبر (صلی الله علیه و آله) در غنايم جنگى
و ما كان لنبىّ ان يغلّ
در برخى از شأن نزولهاىِ مربوط به آيه آمده كه غنيمتى از غنايم جنگى بدر مفقود شد و عدّه اى چنين پنداشتند كه پيامبر (صلی الله علیه و آله) آن را تصاحب كرده است. (مجمع البيان، ذيل آيه.) و از امام صادق (ع) نقل شده است كه فرمود: ... الم ينسبوا نبيّنا محمّداً (صلی الله علیه و آله) ... الم ينسبوه يوم بدر الى انّه اخذ لنفسه من المغنم قطيفة حمراء حتّى اظهره اللّه عزّ و جلّ على القطيفة و برء نبيّه من الخيانة و انزل بذالك فى كتابه «و ما كان لنبىّ ان يغلّ ... ».
امالى صدوق، ص 92، مجلس 22، ح 3 ; تفسير برهان، ج 1، ص 324، ح 1.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 174 - 16
16 - دست يافتن مؤمنان مجاهد به منفعت مالى در غزوه بدر صغرا
فانقلبوا بنعمة من اللّه و فضل
بر اساس شأن نزول نقل شده در تفسير روح المعانى، مراد از «فضل»، سودى است كه مسلمانان با كسب و تجارت در غزوه بدر صغرا به دست آوردند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 94 - 16،18
16 - برترى و فزونى غنائم و اجر و پاداش الهى ، بر بهر هاى دنيوى و غنائم جنگى
تبتغون عرض الحيوة الدّنيا فعند اللّه مغانم كثيرة
كلمه «عند اللّه» اشاره به برترى پاداشهاى الهى دارد.
18 - غنائم فراوان خداوند از آن مجاهدانى است كه در راه او مى جنگند و از دنياطلبى مى پرهيزند .
اذا ضربتم فى سبيل اللّه . .. و لا تقولوا ... فعند اللّه مغانم كثيرة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 94 - 16
16 - برترى و فزونى غنائم و اجر و پاداش الهى ، بر بهر هاى دنيوى و غنائم جنگى
تبتغون عرض الحيوة الدّنيا فعند اللّه مغانم كثيرة
كلمه «عند اللّه» اشاره به برترى پاداشهاى الهى دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 152 - 15
15 - دستيابى مسلمانان پيكارگر احد بر غنائم جنگى ، به دنبال شكست ابتدايى مشركان قريش
من معد ما اريكم ما تحبّون
اگر چه مراد از «ما تحبّون» پيروزى بر دشمن است، و لكن در آيه شريفه مى تواند لازمه آن، يعنى غنيمت نيز مراد باشد; به دليل «منكم من يريد الدّنيا».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 153 - 15،17،20،22
15 - اندوه و حسرت مسلمانان به خاطر از دست دادن غنائم جنگى و جراحاتى كه در نبرد احد به آنان رسيد .
فاثابكم غمّا بغمّ لكيلا تحزنوا على مافاتكم و لا ما اصابكم
مراد از «غمّ» (غم دوّم) بايد غمى ناپسند باشد ; چرا كه خداوند آن را به غم پسنديده تبديل كرد و آن را پاداشى بر مسلمانان قرار داد و به قرينه «لكيلا . .. »، آن غم ناپسند همان از دست دادن غنائم و جراحات وارد شده بر مسلمانان بوده است.
17 - تبديل اندوه از دادن غنائم به اندوه تمرد از فرمان پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موهبتى الهى به رزمندگان احد
فاثابكم غمّا بغمّ
كلمه «اثابكم» دلالت بر اين معنا دارد كه اين تبديل و جايگزينى لطف و موهبتى از جانب خداوند بوده است.
20 - اندوه مسلمانان از شكست و از دست دادن غنائم و مبتلا شدن به مصيبت ها در كارزار احد ، تاوان اندوهى كه بر دل رسول خدا (صلی الله علیه و آله) گذاردند .
فاثابكم غمّا بغمّ
بنابر اينكه «اثاب» به معناى مجازات باشد نه پاداش، و مراد از «غمّا»، اندوه مسلمانان به خاطر از دست دادن غنائم و مراد از «بغمّ»، غمى باشد كه بر رسول خدا (صلی الله علیه و آله) وارد كردند. و «باء» در «بغمّ» به معناى سببيّت گرفته شده است.
22 - هجوم اندوه هاى ناشى از نافرمانى رسول خدا (صلی الله علیه و آله) و عدم موفقيّت در كارزار احد ، برخاسته از اراده الهى براى به فراموشى سپردن اندوه از دست دادن غنائم و جراحات وارده بر ايشان
فاثابكم غمّا بغمّ لكيلا تحزنوا على مافاتكم و لا ما اصابكم
بنابر اينكه «لكيلا» متعلق به «اثابكم» باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 161 - 3،5
3 - امانتدارى پيامبر (صلی الله علیه و آله) در جمع آورى و تقسيم غنايم
و ما كان لنبىّ ان يغلّ
در شأن نزول آيه آمده كه تيراندازان گماشته شده بر تپه احد، سنگر خويش را به اين پندار رها كردند كه پيامبر (صلی الله علیه و آله)، غنايم را بين همه رزمندگان تقسيم نخواهد كرد و هر كس هر چه به دست آورد، از آن او خواهد شد. (مجمع البيان، ذيل آيه).
5 - گمان باطل برخى از مسلمانان صدر اسلام مبنى بر خيانت پيامبر (صلی الله علیه و آله) در غنايم جنگى
و ما كان لنبىّ ان يغلّ
در برخى از شأن نزولهاىِ مربوط به آيه آمده كه غنيمتى از غنايم جنگى بدر مفقود شد و عدّه اى چنين پنداشتند كه پيامبر (صلی الله علیه و آله) آن را تصاحب كرده است. (مجمع البيان، ذيل آيه.) و از امام صادق (ع) نقل شده است كه فرمود: ... الم ينسبوا نبيّنا محمّداً (صلی الله علیه و آله) ... الم ينسبوه يوم بدر الى انّه اخذ لنفسه من المغنم قطيفة حمراء حتّى اظهره اللّه عزّ و جلّ على القطيفة و برء نبيّه من الخيانة و انزل بذالك فى كتابه «و ما كان لنبىّ ان يغلّ ... ».
امالى صدوق، ص 92، مجلس 22، ح 3 ; تفسير برهان، ج 1، ص 324، ح 1.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 174 - 16
16 - دست يافتن مؤمنان مجاهد به منفعت مالى در غزوه بدر صغرا
فانقلبوا بنعمة من اللّه و فضل
بر اساس شأن نزول نقل شده در تفسير روح المعانى، مراد از «فضل»، سودى است كه مسلمانان با كسب و تجارت در غزوه بدر صغرا به دست آوردند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 25 - 18
18 - دستيابى جامعه به منافع و سود هاى سرشار ( مانند غنيمت ، امنيت و . . . ) يكى ديگر از ره آورد هاى جهاد در راه خداوند
و منفع للناس . .. من ينصره
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 42 - 13
13 - « عن ابى جعفر ( ع ) فى قوله : « لو كان عرضاً قريباً » يقول : غنيمة قريبة ;
از امام باقر (ع) درباره سخن خدا: «لو كان عرضاً قريباً» روايت شده كه فرمود: مراد، غنيمت نزديك است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 6 - 6
6 - رزمندگان مسلمان ، سهيم در غنايم به دست آمده از طريق جنگ و درگيرى با كافران
فما أوجفتم عليه من خيل و لا ركاب
از «فما أوجفتم عليه من خيل. ..» استفاده مى شود كه هرگاه با اسب تازى [جنگ و نبرد] صورت گيرد; غنايم مختص پيامبر(صلی الله علیه و آله) نخواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 73 - 10
10 - حسرت و تأسف متخلفان از جهاد بر محروميتشان از غنايم جنگى
و لئن اصابكم فضل من اللّه ليقولنّ . .. يا ليتنى كنت معهم فافوز فوزاً عظيماً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ممتحنه - 60 - 11 - 2
2 - مخارج و مهريه اى كه مرد مؤمن براى همسر كافر خويش ، صرف كرده و اكنون به حكم اسلام از او جدا شده است ، بايد از بيت المال و غنايم جنگى ، به مرد مؤمن پرداخت شود .
و إن فاتكم شىء من أزوجكم إلى الكفّار فعاقبتم
واژه «عاقبتم»، به معناى «اصبتم منهم غنيمة» دانسته شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 15 - 3
3 - وعده الهى به مسلمانان ، در دستيابى به فتح خيبر و غنايم آن ، پس از صلح حديبيه
سيقول المخلّفون إذا انطلقتم إلى مغانم لتأخذوها ذرونا نتّبعكم
آيه شريفه، در زمينه جنگ خيبر است و خداوند از حركت مسلمانان به اين جنگ به عنوان حركت به سوى غنايم ياد كرده است. از اين نكته استفاده مى شود كه خداوند به طور ضمنى، نويد فتح خيبر و غنايم آن را به جبران مشكلات سفر حديبيه، به مسلمانان داده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 21 - 1
1 - وعده خداوند به مؤمنان ، در دستيابى آنان به غنايمى ، علاوه بر غنايم خيبر
و أخرى لم تقدروا عليها
با توجه به اين كه آيه قبل در زمينه غنايم خيبر بوده; واژه «أخرى» در مقايسه با غنايم خيبر به كار رفته است.
غنايم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 1 - 9
9 - انفال و غنايم جنگى ، زمينه لغزش و ابتلاى مردم به سوء استفاده و بى تقوايى است .
قل الأنفال للّه و الرسول فاتقوا اللّه
هشدار خداوند با امر به تقوا پس از بيان حكم انفال، حاكى از برداشت فوق است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 2 - 9
9 - اختلاف و نزاع در جامعه ايمانى بر سر دنيا و غنايم آن ، به دور از شأن مؤمنان واقعى
يسئلونك عن الأنفال . .. إنما المؤمنون ... وجلت قلوبهم ... و على ربهم
بيان ويژگيهاى ياد شده پس از اشاره به اختلاف و نزاع مسلمانان بر سر غنايم جنگى، اشاره به اين دارد كه رسيدن به مقام بلند ايمان، آدمى را از شيفتگى به مال دنيا و متأثر شدن از آن و در نتيجه نزاع كردن بر سر آن، باز خواهد داشت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 1 - 3،8
3 - غنايم جنگ و اموال به جاى مانده از دشمن ، از جمله انفال
يسئلونك عن الأنفال قل الأنفال للّه و الرسول
مراد از «انفال» در «يسئلونك عن الأنفال» غنايم جنگ است. تكرار اين كلمه در پاسخ بيانگر اين است كه معناى اراده شده از «انفال» در «قل الانفال» معنايى گسترده تر از غنايم جنگ مى باشد كه با توجه به ريشه لغوى آن، يعنى «نفل» (زياده)، مى توان گفت مراد از انفال در «قل الانفال» مطلق اموالى است كه زايد محسوب مى شود و مالك بخصوصى ندارد.
8 - لزوم رعايت احكام الهى در مورد انفال و غنايم جنگى
قل الأنفال للّه و الرسول فاتقوا اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 41 - 1،3،4،6
1 - پيكارگران مسلمان بايد خمس غنايم جنگى به دست آمده را بپردازند .
أنما غنمتم من شىء فأن للّه خمسه
از مصاديق مورد نظر براى «ما غنمتم» به دليل وقوع آن در بين آيات جنگ، چيزهايى است كه از دشمن گرفته مى شود كه به آن غنايم جنگى اطلاق مى گردد.
3 - ضرورت توجه به حكمِ شرعى غنايم در كنار مسايل جنگ و جهاد
و اعلموا أنما غنمتم من شىء
4 - غنيمت هاى جنگ و ديگر استفاده هاى مالى ، بجز خمس آن ، از آنِ غنيمت گيرنده و استفاده برنده است .
و اعلموا أنما غنمتم من شىء فأن للّه خمسه
6 - يتيمان ، مساكين و در راه ماندگان ، بايد از خمس غنايم و ديگر درآمد ها بهره مند شوند .
و اليتمى و المسكين و ابن السبيل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 69 - 1،3،4،5
1 - غنيمت هاى به دست آمده از دشمنان دين ، حلال و بهرهورى از آنها جايز است .
فلكوا مما غنمتم حللا طيبا
3 - رعايت احكام الهى در بهره گيرى از غنايم جنگ ، وظيفه اى ضرورى بر عهده مجاهدان
فلكوا . .. و اتقوا اللّه
امر الهى به رعايت تقوا پس از بيان حكم غنايم مى رساند كه بهره گيرى از غنايم جنگى داراى احكامى است كه بايد رعايت شود.
4 - رعايت نكردن احكام الهى در بهرهورى از غنايم جنگى بى تقوايى است .
فلكوا مما غنمتم حللا طيبا و اتقوا اللّه
5 - مجاهدان نبايد در تمامى غنيمت هاى به دست آورده تصرف كنند و تمامى آنها را براى خويش حلال بشمارند .
فلكوا مما غنمتم حللا طيبا
برداشت فوق مبتنى بر اين است كه «من» در «مما غنمتم» براى تبعيض باشد. بنابراين «فكلوا مما ... » يعنى بخشى از غنيمتها براى شما مباح است و بخش ديگر آن، همانند خمس آن بايد به مصارف تعيين شده برسد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 69 - 3،4،6
3 - رعايت احكام الهى در بهره گيرى از غنايم جنگ ، وظيفه اى ضرورى بر عهده مجاهدان
فلكوا . .. و اتقوا اللّه
امر الهى به رعايت تقوا پس از بيان حكم غنايم مى رساند كه بهره گيرى از غنايم جنگى داراى احكامى است كه بايد رعايت شود.
4 - رعايت نكردن احكام الهى در بهرهورى از غنايم جنگى بى تقوايى است .
فلكوا مما غنمتم حللا طيبا و اتقوا اللّه
6 - وجود زمينه هاى لغزش و گناه در بهرهورى از غنايم
فلكوا . .. و اتقوا اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 41 - 3
3 - ضرورت توجه به حكمِ شرعى غنايم در كنار مسايل جنگ و جهاد
و اعلموا أنما غنمتم من شىء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 1 - 2
2 - تعيين مالك غنايم جنگ و چگونگى تقسيم آن ، مايه اختلاف و مشاجره مسلمانان صدر اسلام
يسئلونك عن الأنفال قل الأنفال للّه و الرسول . .. و أصلحوا ذات بينكم
با توجه به آيات بعد كه سخن از نبرد و مبارزه با دشمن دارد، و نيز شأن نزولهاى نقل شده درباره آيه، معلوم مى شود مراد از انفال در جمله «يسئلونك عن الأنفال» اموالى بوده كه در معركه نبرد از دشمن به جاى مانده و به دست مسلمانان افتاده بود. و توصيه خداوند به ترك مشاجره پس از بيان حكم انفال مى رساند كه آن اموال به جاى مانده منشأ اختلاف مسلمانان بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 69 - 1،11
1 - غنيمت هاى به دست آمده از دشمنان دين ، حلال و بهرهورى از آنها جايز است .
فلكوا مما غنمتم حللا طيبا
11 - حكم الهى بر حليت غنايم و فديه ها ، جلوه اى از مغفرت و رحمت خداوند است .
فكلوا . .. إن اللّه غفور رحيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 41 - 1،5،10
1 - پيكارگران مسلمان بايد خمس غنايم جنگى به دست آمده را بپردازند .
أنما غنمتم من شىء فأن للّه خمسه
از مصاديق مورد نظر براى «ما غنمتم» به دليل وقوع آن در بين آيات جنگ، چيزهايى است كه از دشمن گرفته مى شود كه به آن غنايم جنگى اطلاق مى گردد.
5 - خمس غنايم جنگ و ديگر درآمد ها از آنِ خدا و پيامبر (صلی الله علیه و آله) و خويشان اوست .
فأن للّه خمسه و للرسول و لذى القربى
«ذى القربى» به معناى خويش است و چون خويشى يك معناى اضافى است با قراين كلامى روشن مى شود كه خويشان چه
كسى مراد است. در اينجا مراد از «ذى القربى» به دليل كلمه «الرسول»، خويشان پيامبر(صلی الله علیه و آله) هستند. در حقيقت «ال» در «القربى» جانشين مضاف إليه است ; يعنى: للرسول و لذى قرباه.
10 - پرداخت خمس غنيمت ها و ديگر استفاده هاى مالى ، نشان ايمان به خدا و ايمان به پيروزى آفرينى خدا در جنگ بدر است .
فأن للّه خمسه و للرسول . .. إن كنتم ءامنتم باللّه و ما أنزلنا على عبدنا
مراد از «ما أنزلنا . .. » مى تواند همان امدادهاى غيبى الهى باشد كه مسلمانان در پرتو آن به پيروزى در جنگ بدر دست يافتند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 6 - 9
9 - چشمداشت برخى از مسلمانان ، به داشتن سهمى در غنايم به دست آمده از بنى نضير *
و ما أفاء اللّه على رسوله منهم فما أوجفتم عليه . .. و لكنّ اللّه يسلّط رسله
بيان اين نكته كه شما مسلمانان، اسب تازى در اين جنگ نداشتيد و اين خدا بود كه اين پيروزى را فراهم ساخت، مى تواند پاسخى براى انتظارات مسلمين در تقسيم غنايم ميانشان باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 19 - 5
5 - تنها بيعت كنندگان با پيامبر (صلی الله علیه و آله) در جريان حديبيه ، برخوردار از غنايم خيبر *
إذ يبايعونك تحت الشجرة . .. و مغانم كثيرة يأخذونها
از اين كه «مغانم كثيرة» به مؤمنان بيعت كننده نويد داده شده است ، مطلب بالا احتمال مى رود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 26 - 9
9 - غنايم به دست آمده در جهاد هاى اسلامى ، از روزى هاى پاكيزه خداوند براى مسلمانان *
و رزقكم من الطيبت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 67 - 4
4 - مجاهدان بدر پيش از غلبه كامل بر دشمن ، براى دستيابى به منافعى مادى ، به گرفتن اسير اقدام كردند .
ما كان لنبى . .. تريدون عرض الدنيا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 27 - 1،2
1 - سرزمين ها و خانه ها و مال هاى يهود بنى قريظه ، در غزوه بنى قريظه ، به تملك مسلمانان درآمد .
و أورثكم أرضهم و ديرهم و أمولهم
2 - خداوند فراهم آورنده زمينه تملّك اموال و خانه و سرزمين يهود بنى قريظه براى مسلمانان مدينه
و أورثكم أرضهم و ديرهم و أمولهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 1 - 4
4 - مسلمانان در جنگ بدر به غنايمى چشمگير دست يافتند .
يسئلونك عن الأنفال
حساس شدن مسلمانان نسبت به انفال و غنايم جنگى و پرسش مكرر آنان و بازتاب آن در آيه نشانگر فراوانى غنايم بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 26 - 8
8 - غنايم جنگ بدر ، از روزى هاى پاكيزه كه خداوند مسلمانان صدر اسلام را از آن بهره مند ساخت . *
و رزقكم من الطيبت
از مصاديق مورد نظر براى «الطيبت»، به دليل وقوع آيه مورد بحث پس از بيان جنگ بدر، غنايم جنگى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 6 - 1،2،3
1 - غنايم غزوه بنى نضير ، موهبت الهى به پيامبر (صلی الله علیه و آله)
و ما أفاء اللّه على رسوله منهم
آيه شريفه در ادامه مسائل غزوه بنى نضير است.
2 - برجاى ماندن اموال و امكانات بنى نضير ، پس از تبعيد آنان از مدينه
و ما أفاء اللّه على رسوله منهم
3 - دستيابى مسلمانان به غنايم و امكانات بنى نضير ، بدون جنگ و درگيرى
و ما أفاء اللّه على رسوله منهم فما أوجفتم عليه من خيل و لا ركاب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 7 - 2
2 - حكم « فىء » شامل همه غنايم به دست آمده بدون جنگ و نبرد ، و غير مختص به غنيمت هاى بنى نضير
ما أفاء اللّه على رسوله من أهل القرى
جمع آمدن واژه «قرى»، مى رساند كه حكم «فىء» اختصاص به غنايم بنى نضير ندارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 9 - 2
2 - برخوردارى برخى از انصار ، از غنايم بنى نضير
و الذين تبوّءو الدار
در صورتى كه «والذين تبوّءو. ..» عطف بر «المهاجرين» باشد، از آيه استفاده مى شود كه علاوه بر مهاجران; برخى از انصار نيز سهمى از غنايم بنى نضير بردند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 15 - 3،4
3 - وعده الهى به مسلمانان ، در دستيابى به فتح خيبر و غنايم آن ، پس از صلح حديبيه
سيقول المخلّفون إذا انطلقتم إلى مغانم لتأخذوها ذرونا نتّبعكم
آيه شريفه، در زمينه جنگ خيبر است و خداوند از حركت مسلمانان به اين جنگ به عنوان حركت به سوى غنايم ياد كرده است. از اين نكته استفاده مى شود كه خداوند به طور ضمنى، نويد فتح خيبر و غنايم آن را به جبران مشكلات سفر حديبيه، به مسلمانان داده است.
4 - غنايم خيبر ، ارمغان الهى به مسلمانان ، در پى اقدام به سفر پر خطر حديبيه *
سيقول المخلّفون إذا انطلقتم إلى مغانم لتأخذوها
سفر حديبيه، در آغاز چنين مى نمود كه فرجامى بس مبهم و آميخته با خطر دارد و مؤمنان واقعى با اين همه بدان اقدام كردند و در پى آن خداوند نويد غنايم خيبر را به ايشان داد. با توجه به اين مطالب، احتمال مى رود كه ميان تن دادن به آن مشكلات و دست يابى به اين غنايم ارتباطى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 19 - 2
2 - غنايم سرشار خيبر ، موهبت الهى به پيروزمندان آزمون حديبيه
يبايعونك . .. و مغانم كثيرة يأخذونها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 20 - 4،5،7،21
4 - غنايم خيبر ، نزديك ترين بخش از غنايم موعود الهى به مؤمنان ، پس از حديبيه
وعدكم اللّه . .. فعجّل لكم هذه
آيه شريفه پس از صلح حديبيه نازل شده و «هذه» اشاره به غنايم خيبر دارد.
5 - خداوند ، مؤمنان را به فتوحات و غنايمى علاوه بر فتح خيبر و غنايم آن ، نويد داد .
وعدكم اللّه مغانم كثيرة تأخذونها فعجّل لكم هذه
در صورتى كه «هذه» به فتح خيبر اشاره داشته باشد; واژه «عجّل» مى رساند كه فتح خيبر، پيش درآمد فتح هاى ديگر و غنايم فزون ترى است.
7 - امتنان الهى بر مؤمنان ، با رساندن ايشان به غنايم خيبر و كوتاه ساختن دست دشمنان از آنان
فعجّل لكم هذه و كفّ أيدى الناس عنكم
21 - « عن علىّ . . . قال : فى قوله تعالى « وعدكم اللّه مغانم كثيرة » . . . « تأخذونها » . . . « فعجّل لكم . . . » من ذلك خيبر ;
از على(ع) . .. روايت شده كه درباره قول خداى تعالى «وعدكم اللّه مغانم كثيرة تأخذونها فعجّل لكم» فرمود: از ميان غنايم فراوانى كه خداوند به شما وعده داده بود خيبر را زودتر به شما داد».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 21 - 1
1 - وعده خداوند به مؤمنان ، در دستيابى آنان به غنايمى ، علاوه بر غنايم خيبر
و أخرى لم تقدروا عليها
با توجه به اين كه آيه قبل در زمينه غنايم خيبر بوده; واژه «أخرى» در مقايسه با غنايم خيبر به كار رفته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 26 - 10
10 - امداد هاى ويژه الهى ، منشأ پيروزى مسلمانان در جنگ بدر *
و أيدكم بنصره
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 1 - 2
2 - تعيين مالك غنايم جنگ و چگونگى تقسيم آن ، مايه اختلاف و مشاجره مسلمانان صدر اسلام
يسئلونك عن الأنفال قل الأنفال للّه و الرسول . .. و أصلحوا ذات بينكم
با توجه به آيات بعد كه سخن از نبرد و مبارزه با دشمن دارد، و نيز شأن نزولهاى نقل شده درباره آيه، معلوم مى شود مراد از انفال در جمله «يسئلونك عن الأنفال» اموالى بوده كه در معركه نبرد از دشمن به جاى مانده و به دست مسلمانان افتاده بود. و توصيه خداوند به ترك مشاجره پس از بيان حكم انفال مى رساند كه آن اموال به جاى مانده منشأ اختلاف مسلمانان بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 41 - 4
4 - غنيمت هاى جنگ و ديگر استفاده هاى مالى ، بجز خمس آن ، از آنِ غنيمت گيرنده و استفاده برنده است .
و اعلموا أنما غنمتم من شىء فأن للّه خمسه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 5 - 7
7 - برخى از مسلمانان ناخشنود از حكم خداوند درباره انفال و غنايم جنگ بدر
قل الأنفال للّه و الرسول . .. كما أخرجك ربك ... و إن فريقا من المؤمنين لكرهون
«كما» براى تشبيه امر ديگر است و مشبّه به صريحاً در آيه ذكر نشده است. لذا احتمالات مختلفى از سوى مفسران ايراد شده است و از جمله آنهاست حكم خداوند درباره انفال و غنايم جنگ بدر. بر اين مبنا «كما أخرجك ... » چنين معنا مى شود: حكم خداوند درباره انفال حكمى حق است ; همان گونه كه فرمان و تقدير حركت به سوى جنگ بدر حق بود. بر اين اساس جمله «إن فريقا ... » مى رساند كه همه و يا برخى از مسلمانان از حكم خداوند درباره انفال نيز كراهت خاطرى داشتند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 69 - 2
2 - فديه هاى گرفته شده در قبال آزادى اسيران ، از جمله غنايم و استفاده از آنها حلال است .
فلكوا مما غنمتم حللا طيبا و اتقوا اللّه
از مصاديق مورد نظر براى «ما غنمتم» به دليل آيات گذشته كه درباره اسيران جنگى بود، فديه هايى است كه در برابر آزادى آنان گرفته مى شود. عطف جمله «فكلوا» به وسيله حرف فاء به جمله سابق اين معنا را تأييد مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 15 - 12
12 - اختصاص غنايم خيبر به شركت كنندگان سفر حديبيه ، براساس وعده قبلى خداوند *
إذا انطلقتم إلى مغانم لتأخذوها . .. قال اللّه من قبل
برداشت بالا بدان احتمال است كه آنچه از قبل گفته شده، اختصاص غنايم، به حاضران صلح حديبيه باشد; چه اين كه اين نكته از نظر تاريخى نيز تأييد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 14 - 5
5- جواز غواصى و استخراج اشياى قيمتى و زينتى دريا
و تستخرجوا منه حلية
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 12 - 6
6 - جواز غواصى و استخراج اشياى قيمتى و زينتى درياها
و تستخرجون حلية تلبسونها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 82 - 3
3- اهميت غواصى و دستاورد هاى آن در حكومت سليمان ( ع )
و من الشيطين من يغوصون له
برداشت ياد شده از تخصيص به ذكر يافتن «غواصى» در بين ساير كارها و نيز لام «له» - كه براى انتفاع است - برداشت ياد شده به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 37 - 2،3
2 - شياطين جنى ، به فرمان سليمان ( ع ) به ساختمان سازى و غواصى مى پرداختند .
و الشيطين كلّ بنّاء و غوّاص
3 - وجود تخصص ساختمان سازى و غواصى در ميان شياطين جنى
و الشيطين كلّ بنّاء و غوّاص
آمدن صيغه هاى «بنّاء» و «غوّاص» بر وزن صيغه مبالغه - كه بر حرفه و صنعت بودن بنّايى و غوّاصى دلالت مى كند - گوياى اين نكته است كه اين دو كار، به صورت فن و تخصص ميان شياطين رواج داشت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 37 - 6
6 - صنعت ساختمان سازى و استخراج منابع و ذخاير دريايى ، در خدمت حكومت سليمان ( ع ) بود .
و الشيطين كلّ بنّاء و غوّاص
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 82 - 2
2- برخى از شياطين براى سليمان ( ع ) ، به كار غواصى و غير آن مى پرداختند .
و من الشيطين من يغوصون له و يعملون عملاً دون ذلك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 53 - 14
14 - توجه و اعتقاد به با خبر بودن خداوند از تمامى رفتار و كردار آدميان ، باز دارنده آنان از هر گونه نافرمانى و گناه است .
و أقسموا باللّه جهد أيمنهم . .. إنّ اللّه خبير بما تعملون
جمله «إنّ اللّه خبير. ..» تذكرى تهديدآميز به منافقان بود كه به دروغ اظهار اطاعت مى كردند; ولى در عمل به نافرمانى و گناه مشغول بودند. بنابراين هشدار به آگاهى خداوند از اعمال انسان ها، مى تواند به منظور بازداشتن آنان از نافرمانى و گناه باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 38 - 8
8 - آگاهى و ايمان به علم همه جانبه خداوند ، به تمامى حقايق عالم و راز هاى دل آدم ، بازدارنده انسان از حق گريزى و ستم كارى
إنّ اللّه علم غيب السموت . .. عليم بذات الصدور
يادآورى علم همه جانبه خداوند در اين آيه - پس از نقل سرگذشت ستم كاران دوزخى و كافران حق ناپذير در آيات پيشين - مى تواند حاكى از مطلب ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 61 - 12
12- ورود مؤمنان به بهشت عدن ، به خاطر ايمان آنان به غيب و تصديق آن است .
جنّت عدن التى وعد الرحمن عباده بالغيب
«باء» در «بالغيب» مى تواند سببيه و متعلق به «وعد» باشد; يعنى، وعده خداوند به مؤمنان، به جهت ايمان آنان به غيب بوده است. روشن است كه بنابراين وجه، تقدير كلام «بتصديق الغيب» خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 7 - 9
9 - توجه به آگاهى خداوند ، حتى از پوشيده ترين افكار و گفتار ، بازدارنده انسان از زبان گشودن به گفتار نارو است . *
و إن تجهر بالقول فإنّه يعلم السرّ و أخفى
جمله «فإنّه يعلم. ..» تهديد به پوشيده نماندن هيچ فكر و گفته اى از خداوند است. تفريع اين تهديد بر «إن تجهر بالقول» گوياى اين است كه مراد از «القول» گفتارى است كه نه تنها به زبان آوردن آن نارو است، بلكه حتى انديشه نيز بايد از محتواى آن پاك باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 4 - 6
6- توجه به علم همه جانبه خداوند به گفتار و اعمال موجودات جهان ، بازدارنده آدمى از حق ستيزى و گناه
أسرّوا النجوى . .. قال ربّى يعلم القول فى السماء والأرض و هو السميع العليم
خداوند در پاسخ به توطئه ها و سخنان سرّى مشركان عليه اسلام، به پيامبر(صلی الله علیه و آله) فرمان داد كه علم همه جانبه الهى را به آنان گوشزد كند. اين حقيقت مى تواند بيانگر برداشت ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 29 - 6
6 - توجه و اعتقاد به علم همه جانبه خداوند به نهان و آشكار انسان ها ، بازدارنده آنان از گناه و نافرمانى است .
ليس عليكم جناح أن تدخلوا بيوتًا غير مسكونة . .. و اللّه يعلم ما تبدون و ما تكتمو
تذكر به علم همه جانبه الهى در پايان آيه مى تواند حاكى از نكته ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 11 - 10
10 - توجه به آگاهى خداوند از تمامى رفتار ها ، برانگيزاننده انسان ها به انجام عمل صالح
و اعملوا صلحًا إنّى بما تعملون بصير
يادآورى خداوند به آگاه بودنش از تمامى رفتارهاى انسان ها - پس از توصيه آنان به انجام عمل صالح - مى تواند گوياى مطلب ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 53 - 14
14 - توجه و اعتقاد به با خبر بودن خداوند از تمامى رفتار و كردار آدميان ، باز دارنده آنان از هر گونه نافرمانى و گناه است .
و أقسموا باللّه جهد أيمنهم . .. إنّ اللّه خبير بما تعملون
جمله «إنّ اللّه خبير. ..» تذكرى تهديدآميز به منافقان بود كه به دروغ اظهار اطاعت مى كردند; ولى در عمل به نافرمانى و گناه مشغول بودند. بنابراين هشدار به آگاهى خداوند از اعمال انسان ها، مى تواند به منظور بازداشتن آنان از نافرمانى و گناه باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 78 - 1
1- آگاهى از غيب و يا صدور پيمانى از جانب خداوند ، از راه هاى وقوف بر پى امد هاى كفر و ايمان و آثار آنها است .
لأُتينّ . .. أطّلع الغيب أم اتّخذ عند الرحمن عهدًا
همزه در «أطّلع» - كه در اصل أإطّلع بوده - براى استفهام انكارى است و فاعل فعل ضميرى است كه به «الذى» در آيه قبل بازمى گردد. از اين رو مضمون آيه چنين مى شود: آيا آن كافرى كه مدعى شد كفر، موجب دستيابى به مال و فرزند است، بر غيب آگاهى يافته و يا عهدى از جانب خداوند دريافت كرده است؟! مراد از عهد، نوشته و يا بيانى است كه از ناحيه خداوند صادر گرديده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 110 - 4
4- علم به زمان كيفر و عذاب انسان ها ، درگرو آگاهى به نهان و آشكار آنان است .
إن أدرى أقريب . .. إنّه يعلم الجهر من القول
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 74 - 8
8 - علم خداوند به توطئه هاى كافران ، مايه ناكامى آنان در دستيابى به اهدافشان
و لاتكن فى ضيق ممّا يمكرون . .. و إنّ ربّك ليعلم ما تكنّ صدورهم و ما يعلنون
طرح علم خدا به اسرار نهانى و كارهاى آشكار توطئه گران عليه دين و رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله)، اشاره به اين نكته دارد كه آنان در هر حال در منظر خدا هستند و نمى توانند چيزى را از او مخفى كرده و به اهداف شان برسند. اين بيان، مى تواند تعليلى باشد بر آنچه كه قبلاً در ضمن «و لاتكن فى ضيق ممّا يمكرون» آمده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 14 - 8
8 - داشتن علم غيب ، موجب آگاهى به حقايق پشت پرده و پنهان مى شود .
تبيّنت الجنّ أن لو كانوا يعلمون الغيب ما لبثوا فى العذاب المهين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 22 - 4
4 - آگاهى مطلق به غيب و شهود ، لازمه مقام الوهيت و خداوندگارى است .
هو اللّه الذى لا إله إلاّ هو علم الغيب و الشهدة
توصيف «اللّه» به «عالم الغيب و الشهادة»، بيان بالا را افاده مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 105 - 12
12 - علم خدا به آشكار و نهان ، تضمينى بر پاداش دادن و كيفر كردن دقيق انسان ها در قيامت
ستردون إلى علم الغيب و الشهدة فينبئكم بما كنتم تعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 6 - 22،24
22- حكيمانه بودن افعال خدا و آگاهى او به ويژگى هاى يوسف ( ع ) ، موجب شد تا او را برگزيند و تعبير رؤيا و تحليل حوادث را به آن حضرت بياموزد .
يجتبيك ربك . .. إن ربك عليم حكيم
24- حكمت خدا و علم او به خصلت هاى يوسف ( ع ) موجب شد تا نعمت خويش را بر خاندان يعقوب كامل كند .
و يتم نعمته عليك و على ءال يعقوب . .. إن ربك عليم حكيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 54 - 3،5
3- سفارش به انتخاب بهترين و شايسته ترين گفتار ها ، برخاسته از علم همه جانبه خداوند به احوال انسانهاست .
قل لعبادى يقولوا التى هى أحسن . .. ربّكم أعلم بكم
ذكر «ربّكم أعلم بكم»، پس از توصيه به گزينش بهترين سخن در گفتار به منزله تعليل است; يعنى، چون خداوند به احوال انسانها آگاه است، چنين توصيه اى مى كند.
5- مشيت خداوند در نزول رحمت يا عذاب بر بندگان ، مبتنى بر علم و آگاهى گسترده او بر احوال آنان است .
ربّكم أعلم بكم إن يشأ يرحمكم أو إن يشأ يعذّبكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 110 - 4
4 - آگاهى گسترده و محيط خداوند بر احوال و اعمال بندگان ، پشتوانه قانون مندى شفاعت در قيامت و صدور يا عدم صدور اجازه بر آن
لاتنفع الشفعة إلاّمن أذن . .. يعلم ما بين أيديهم و ما خلفهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 219 - 3
3 - خداوند عزيز و رحيم و آگاه به نماز و راز و نياز انسان ها ، سزاوار اعتماد و توكل كردن آنان بر او
و توكّل على العزيز الرحيم . الذى ... و تقلّبك فى السجدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 69 - 6
6 - علم همه جانبه خداوند به نهان و آشكار مردمان ، دليل انحصار حق تشريع و انتخاب پيامبر به او
و ربّك يخلق ما يشاء و يختار . .. و ربّك يعلم ما تكنّ صدورهم و ما يعلنون
برداشت ياد شده بر اين اساس است كه آيه در مقام بيان علت منحصر بودن حق قانون گذارى و حق برگزيدن پيامبر به خداوند باشد كه در آيه قبل، از آن سخن به ميان آمده است; يعنى، چون خداوند به نهان و آشكار انسان ها آگاهى كامل دارد; پس تنها او شايسته قانون گذارى براى ايشان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 3 - 16
16 - علم خداوند به ذرات ريز دوردست ، ناشى از غيب دانى او است .
علم الغيب لايعزب عنه مثقال ذرّة فى السموت و لا فى الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 32 - 18
18 - لزوم اجتناب از دعوى بى گناهى و پاكى ، در برابر خداوندِ آگاه به آشكار و نهان انسان ها
هو أعلم بكم . .. فلاتزكّوا أنفسكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 18 - 15
15 - آگاهى ژرف خداوند به اعمال خلق ، پشتوانه نظام كيفر و پاداش
و لتنظر نفس ما قدّمت لغد . .. إنّ اللّه خبير بما تعملون
توجه به پيوند مفهومى صدر آيه (مسؤوليت اخروى انسان در قبال كرده هاى خويش) و ختام آيه (علم و آگاهى ژرف الهى) مطلب بالا را نتيجه مى دهد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تغابن - 64 - 18 - 1
1 - سپاسدارى ، بردبارى ، آگاهى از نهان و آشكار ، عزّت و حكمت خداوند ، مقتضى تقواپيشگى ، حرف شنوى ، فرمان برى و انفاق در راه او است .
فاتّقوا اللّه . .. اسمعوا و أطيعوا و أنفقوا ... و اللّه شكور حليم ... العزيز الح
برخى از مفسران، بر اين عقيده اند كه ميان ذكر اوصاف خداوند در دو آيه پايانى، با فرمان الهى به تقواپيشگى، فرمان برى و انفاق، ارتباط وجود دارد. اين مطلب مى تواند اشاره به برداشت ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 78 - 2
2- كسى كه كفرورزى را مايه فراوانى مال و اولاد مى داند ، مانند كسى سخن گفته است كه يا به غيب آگاه شده و يا از خداوند پيمان گرفته است .
كفر بأيتنا و قال . .. أطّلع الغيب أم اتّخذ عندالرحمن عهدًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 38 - 3
3 - ادعاى دريافت وحى و ارتباط با عالم غيب ، نيازمند دليل قاطع و روشن
فليأت مستمعهم بسلطن مبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قلم - 68 - 47 - 3،5
3 - مشركان ، ناآگاه از امور غيبى و ناتوان از ارتباط با عالم غيب
أم عندهم الغيب فهم يكتبون
5 - اديان توحيدى و پيامبران الهى ، مرتبط با عالم غيب اند .
أم عندهم الغيب فهم يكتبون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 35 - 2
2 - علم غيب و آگاهى به فرجام امور ، غيرقابل دسترسى براى انسان
أعنده علم الغيب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 3 - 15
15 - تربيت انسان هاى مؤمن به غيب ، پايبند به نماز و انفاق گر ، از اهداف قرآن
ذلك الكتب . .. هدًى للمتقين. الذين يؤمنون ... و مما رزقنهم ينفقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 50 - 6
6 - از ديدگاه برخى مردم در اختيار داشتن خزاين الهى و آگاهى به غيب و فرشته بودن، نشانه پيامبرى است.
قل لا أقول لكم عندى خزائن اللّه و لاأعلم الغيب و لاأقول لكم إنى ملك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 188 - 19
19 - برخى از مردم عصر بعثت پيامبرى و نبوت را مستلزم آگاهى به امور غيبى مى پنداشتند .
لو كنت أعلم الغيب لاستكثرت من الخير . .. إن أنا إلا نذير
حصر در جمله «إن أنا . .. » ناظر به پندارهايى است كه مردم درباره پيامبر(صلی الله علیه و آله) داشتند كه از جمله آنها عالم بودن پيامبر(صلی الله علیه و آله) به امور غيبى است. جمله «إن أنا ... » بيان مى دارد كه او تنها نذير و بشير است ; يعنى عالم به غيب بودن، لازمه پيامبرى نيست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 37 - 11
11- آگاهى به غيب و دانستن تعبير رؤياها ، دانشهايى والا و گران سنگ است .
ذلكما مما علمنى ربى
«ذلك» و «ذلكما» و نظاير آنها براى اشاره به دور است. استعمال آن براى مشاراليه نزديك ، گوياى اين نكته است كه: مشاراليه در نزد متكلم ، امرى با عظمت و بلند مرتبه است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 3 - 1،2،16
1 - ايمان به غيب ( خدا و . . . ) ، اقامه نماز و انفاق از صفات اهل تقواست .
هدًى للمتقين. الذين يؤمنون ... ينفقون
«غيب» به معناى پنهان و ناپيداست و چون ايمان به آن ارزشهاى دينى شمرده شده، مقصود از «غيب» هر پنهان و نهانى نيست، بلكه مراد از آن، به مناسبت فرازهاى بعد، خدا و فرشتگان و مانند آنهاست.
2 - ايمان به غيب ( خدا و . . . ) ، اقامه نماز و انفاق ، وظايفى ضرورى بر عهده بندگان
الذين يؤمنون بالغيب . .. ينفقون
16 - « عن ابى عبداللّه ( ع ) فى قول اللّه عز و جل « الذين يؤمنون بالغيب » قال : من أقر بقيام القائم انه حق ;
از امام صادق (ع) درباره «الذين يؤمنون بالغيب» روايت شده كه فرمود: آنان كسانى هستند كه به حقانيت قيام قائم اقرار دارند».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 4 - 7
7 - ايمان به غيب و رسالت انبياى الهى و يقين به آخرت ، زمينه دستيابى به هدايت هاى قرآن است .
هدًى للمتقين . .. الذين يؤمنون بما انزل إليك و ما انزل من قبلك و بالأخرة هم يوقن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 94 - 12
12 - هدف از آزمايش مؤمنان مشخص شدن صفوف باورداران به غيب ( قيامت و عذاب ) از غير آنان
ليبلونكم اللّه . .. ليعلم اللّه يخافه بالغيب
قيامت وعذاب آخرت زمانى موجب ترس از خداوند مى شود كه آدمى به آن باور داشته باشد بنابراين تمايز خداترسان در واقع تمايز باورداران قيامت از غير آنان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 81 - 10
10- بى اطلاعى برادران از امور نهانى ، اعتذار آنان در نزد يعقوب براى بيان كيفر سارق
ما شهدنا إلاّ بما علمنا و ما كنا للغيب حفظين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 38 - 6
6 - عالم غيب و مبدأ وحى ، فراتر از نظام طبيعت *
أم لهم سلّم
كلمه «سل-ّم» (نردبان)، معمولاً براى دستيابى به مراتب عالى و برتر، مورد استفاده قرار مى گيرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 38 - 7
7- پيروى يوسف ( ع ) از آيين ابراهيم ، اسحاق و يعقوب ( ع ) ، موجب عنايت خدا به وى و آموزش علم غيب و دانش تعبير رؤيا به او شد .
ذلكما مما علمنى ربى إنى تركت . .. واتبعت ملّة ءاباءِى
جمله «اتبعت . ..» عطف بر «تركت» در آيه قبل است. بنابراين دلالت مى كند كه: پيروى از آيين ابراهيم نيز در بهره مند شدن يوسف(ع) از علوم الهى ، نقش داشته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 14 - 6،10
6 - جنيان خدمت گزار در دستگاه سليمان ( ع ) ، از علم غيب برخوردار نبودند .
فلمّا خرّ تبيّنت الجنّ أن لو كانوا يعلمون الغيب ما لبثوا فى العذاب المهين
10 - جنيان خدمت گزار در دستگاه سليمان ( ع ) ، از معرفتى به نام علم غيب آگاهى داشتند .
تبيّنت الجنّ أن لو كانوا يعلمون الغيب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قلم - 68 - 47 - 3
3 - مشركان ، ناآگاه از امور غيبى و ناتوان از ارتباط با عالم غيب
أم عندهم الغيب فهم يكتبون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 59 - 1
1 - خزاين غيب تنها نزد خداوند و فقط او آگاه به آنهاست.
و عنده مفاتح الغيب لا يعلمها إلا هو
«مفاتح»، جمع «مَفتح»، به معناى «خزينه»، و يا جمع «مِفتح» به معناى «كليد»، مى تواند باشد. برداشت فوق بر اساس
احتمال اول است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 38 - 6
6- پوشيده نبودن هيچ پديده اى در عالم از خداوند ، دليل آگاهى او از نهان و آشكار انسان
و ما يخفى على الله من شىء فى الأرض و لا فى السّماء
جمله «و ما يخفى على الله . ..» مى تواند تعليل براى بخش اول آيه (إنك تعلم ...) باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 25 - 8
8- به دست خداوند بودن مرگ و حيات انسان ها ، دليل علم او بر احوال انسان ها در گذشته و آينده
و إنا لنحن نحى و نميت . .. و لقد علمنا المستئخرين . و إن ربّك هو يحشرهم
برداشت فوق، بر اين احتمال كه ذكر «إنا لنحن نحيى و نميت» قبل از «و لقد علمنا. ..» و ذكر «إن ربك هو يحشرهم» پس از آن، مى تواند به منظور اقامه دليل براى آن باشد. طبق اين احتمال، معناى آيه چنين مى شود: ما به احوال پيشينيان و آيندگان آگاهى داريم; چرا كه خود ما ميراننده و زنده كننده همه هستيم.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 26 - 12
12- مالكيت يگانه خداوند بر هستى ، دليل آگاهى ژرف او بر تمامى ديدنى ها و شنيدنى ها است .
له غيب السموت و الأرض أبصر به و أسمع
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 38 - 6
6 - آگاهى خداوند به نيت ها و راز دل ها ، دليل آگاهى كامل او از حقايق پنهانى تمامى جهان
إنّ اللّه علم غيب السموت و الأرض إنّه عليم بذات الصدور
برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه جمله «إنّه عليم بذات الصدور» در مقام تعليل براى «إنّ اللّه عالم غيب. ..» مى باشد; يعنى، چون خداوند به نيت ها و راز دل ها - كه پنهانى ترين امور جهان است - آگاه مى باشد، پس نسبت به امور غيبى جهان نيز آگاه خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بلد - 90 - 8 - 3
3 - وابستگى ابزار درك و شناخت به خداوند ، دليل آگاهى او از انفاق ها و اهداف مدعيان انفاق است .
يقول أهلكت مالاً . .. ألم نجعل له عينين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بلد - 90 - 10 - 4
4 - آگاهى دقيق خداوند از راه هاى خير و شرّ ، دليل مخفى نبودن اهداف مدعيان انفاق ، بر او است .
يقول أهلكت مالاً . .. و هدينه النجدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 37 - 6
6- خبر دادن از نوع غذا و خصوصيات آن ، دليل يوسف ( ع ) فراروى زندانيان براى بهره منديش از علم غيب
قال لايأتيكما طعام ترزقانه إلاّ نبّأتكما بتأويله . .. ذلكما مما علمنى ربى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 105 - 13
13 - توجه به علم همه جانبه خداوند به نهان و آشكار ، و غيب و شهود ، بازدارنده آدمى از گناه و توبه شكنى و برانگيزنده وى به خير و صلاح
و قل اعلموا فسيرى اللّه عملكم . .. فينبئكم بما كنتم تعملون
بيان علم همه جانبه خداوند - پس از تشويق و توصيه به توبه و عمل - مى تواند به منظور مطلب ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 42 - 4
4- توجه به آگاهى همه جانبه خداوند از اعمال و رفتار ستم پيشگان و كيفر شدنشان در روز قيامت ، بازدارنده آدمى از ستم و تعدى
و لاتحسبنّ الله غفلاً عمّا يعمل الظلمون إنما يؤخّرهم ليوم تشخص فيه الأبصر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ممتحنه - 60 - 1 - 19
19 - توجه به آگاهى خدا از آشكار و نهان ، بازدارنده مؤمنان از ارتباط سرّى با كافران
تسرّون . .. و أنا أعلم بما أخفيتم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بلد - 90 - 7 - 3
3 - لزوم پرهيز از ادعا هاى نادرست و توجه به آگاهى خداوند از رفتار ها و نيّت هاى انسان
يقول . .. أيحسب أن لم يره أحد
توبيخ مستفاد از همزه استفهام در «أيحسب»، ممكن است ناظر به دروغ بودن گفتارى باشد كه در آيه قبل از مدعيان انفاق نقل شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 6 - 3
3- رؤيا ، دريچه اى براى آگاهى به غيب و امور نهانى
إنى رأيت أحد عشر كوكبًا . .. كذلك يجتبيك ربك و يعلمك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 36 - 4
4 - وحى ، طريق رهيابى انسان به غيب *
أعنده علم الغيب . .. أم لم ينبّأ بما فى صحف موسى
خداوند، در ابتدا علم غيب را از مشركان نفى مى كند و سپس در مقام تخطئه و توبيخ آنان مى فرمايد: وحى - كه طريق ارتباط انسان با غيب است - هيچ گونه سازگارى با انديشه آنان ندارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 54 - 2
2- ربوبيت و پروردگارى خداوند ، مقتضى علم و آگاهى كامل به احوال انسانهاست .
ربّكم أعلم بكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 55 - 3
3- ربوبيت خداوند ، مقتضى علم و آگاهى او به همه موجودات آسمان ها و زمين است .
ربّك أعلم بمن فى السموت و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قلم - 68 - 47 - 1
1 - آيين شرك ، فاقد كتاب آسمانى و بى ارتباط با عالم غيب
أم عندهم الغيب فهم يكتبون
اين آيه، درصدد بيان آخرين توجيهى است كه مشركان، مى توانند براى درستى آيين خود ارائه دهند; يعنى، آنان ادعا كنند كه با عالم غيب ارتباط برقرار كردند و حقايق و اسرار غيبى و اسرار غيبى را مكتوب داشتند. بر اين اساس ارتباط با عالم غيب نشانه درستى هر آئينى است و ناتوانى از آن، علامت بطلان آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 59 - 4
4 - عالم غيب، عالمى بس با عظمت و پيچيده در برابر عالم شهود
و عنده مفاتح الغيب لا يعلمها إلا هو
تأكيد بر انحصار «علم غيب» به خداوند در برابر جمله بدون تأكيد و حصر در «يعلم ما فى . .. » بر مطلب فوقِ اشعار دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 75 - 2
2 - علم الهى به اسرار و اعمال آدميان ، تنها گوشه اى از علم گسترده او به امور پنهان و آشكار آسمان و زمين
و إنّ ربّك ليعلم ما تكنّ . .. و ما من غائبة ... إلاّ فى كتب مبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 119 - 18،21
18 - دانايى همه جانبه خداوند ، به آنچه آدميان در دل خويش پنهان دارند .
انّ اللّه عليم بذات الصدور
21 - توجه به دانايى خدا به تمامى اسرار دل ها ، زمينه ساز پرهيز آدمى از انحرافات
يا ايها الذين امنوا . .. ها انتم اولاء ... انّ اللّه عليم بذات الصدور
جمله «ان اللّه . .. » علاوه بر بيان اين حقيقت كه خداوند به نهان دلها آگاه است، به اين هدف ايراد شده كه انسانها با توجه به اين حقيقت از انحرافات بپرهيزند; چرا كه تمام افكار و اعمالشان در محضر و ديد خداوند است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 122 - 6
6 - آگاهى خداوند ، از راز دل و اسرار افراد
و اللّه سميع عليم. اذ همّت طائفتان
كلمه «همّت» از ماده «همّ» به معناى تصميم و قصدى است كه در دل، براى انجام كارى گرفته شود. و بنابر اينكه «اذ همّت» متعلّق به «سميع» و «عليم» باشد، بيانگر علم خداوند به قصد و نيت انسانهاست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 248 - 7
7 - اخبار غيبى پيامبر بنى اسرائيل ، به بازگشت صندوق عهد به سوى آنان
و قال لهم نبيّهم انّ اية ملكه ان ياتيكم التّابوت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 179 - 15،16،18،20،23
15 - آگاهى برخى از رسولان الهى بر غيب و نهان ( ايمان و كفر ) امّت خويش
و لكنّ اللّه يجتبى من رسله من يشاء
برداشت فوق بر اين اساس است كه «من» براى تبعيض و متعلق به «يجتبى» باشد و چون جمله «و لكنّ اللّه . .. »، استدراك از جمله «ما كان اللّه ... » است، معناى آيه چنين مى شود: خداوند، امّتها را به غيب آگاه نمى سازد، ولى برخى رسولان را براى آگاه ساختن از غيب انتخاب مى كند.
16 - خداوند برخى رسولان را براى آگاه ساختنشان از غيب ، برمى گزيند .
و ما كان اللّه ليطلعكم على الغيب و لكنّ اللّه يجتبى من رسله من يشاء
18 - آگاهى تمامى رسولان الهى از غيب *
و لكنّ اللّه يجتبى من رسله من يشاء
بنابر اينكه «من»، بيان براى «من يشاء» باشد. يعنى خداوند براى آگاه ساختن از غيب، هر كس را بخواهد انتخاب مى كند و براى اين منظور، رسولان خويش را انتخاب كرده است.
20 - خداوند ، افاضه كننده علم غيب بر رسولان خويش
و ما كان اللّه ليطلعكم على الغيب و لكنّ اللّه يجتبى من رسله من يشاء
23 - آگاهى پيامبران به غيب و نهان ( پاكى ها ، پليدى ها ، مصالح و مفاسد واقعى انسان ها ) ، دليل لزوم ايمان به آنان
و ما كان اللّه ليطلعكم على الغيب و لكنّ اللّه يجتبى من رسله من يشاء فامنوا باللّ
برداشت فوق بر اين مبناست كه جمله «فامنوا . .. »، متفرع بر جمله «و لكنّ اللّه يجتبى من رسله» باشد. يعنى چون پيامبران آگاه به غيب هستند، لازم است به آنان ايمان آوريد; چرا كه تنها آنان دانا به حقايق امور هستند و راه سعادت و شقاوت را مى شناسند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 41 - 7
7 - آگاهى پيامبران از اعمال امت هاى خويش
فكيف اذا جئنا . .. على هؤلاء شهيداً
لازمه گواهى دادن بر اعمال نيك و بد مردم، آگاهى به آن اعمال است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 109 - 13،16
13 - پيامبران الهى ناآگاه به امور غيبى
قالوا لاعلم لنا انك انت علّم الغيوب
جمله «انك انت . ..» مى رساند كه متعلق علم در «لا علم لنا»، امور غيبى است.
16 - علم و دانش پيامبران به غيب در برابر دانايى گسترده خداوند بسيار ناچيز و كم مقدار
قالوا لاعلم لنا انك انت علّم الغيوب
جمله «انك . ..» پس از «لا علم لنا» مى تواند قرينه بر اين باشد كه نفى علم از پيامبران در مقايسه با علم الهى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 188 - 8
8 - انسان ها ، حتى پيامبران ، آگاه به امور غيبى جهان نيستند .
و لو كنت أعلم الغيب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 96 - 14
14- آگاهى از غيب و بهره مند بودن از علوم خدادادى ، از ويژگى هاى پيامبران
ألم أقل لكم إنى أعلم من الله ما لاتعلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 9 - 6
6- رسالت فرستادگان الهى ، مستلزم آگاهى ايشان نسبت به همه امور غيبى نيست .
قل ما كنت . .. و ما أدرى ما يفعل بى و لا بكم
خداوند، در اين آيه از يك سو رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) را تأييد كرده و از سوى ديگر بيان داشته است كه پيامبر ممكن است، حتى از سرنوشت شخص خويش بى اطلاع باشد; زيرا او تنها پيامدار انذارهاى خداوند است و اين منصب مستلزم اطلاع وى بر همه حقايق نيست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جن - 72 - 27 - 6
6 - امور غيبى ارائه شده به پيامبران ، مصون از دستبرد نااهلان
فلايظهر على غيبه أحدًا . إلاّ من ارتضى من رسول فإنّه يسلك من بين يديه و من خلفه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 16 - 2
2- لازمه خالقيت ، آگاهى به اسرار و نهفته هاى وجود مخلوق
و لقد خلقنا . .. و نعلم ما توسوس به نفسه
از اين كه خداوند، نخست مسأله خلقت را مطرح كرده و سپس علم خويش به اسرار آدميان را بيان داشته، تلازم ياد شده استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 8 - 4
4 - خداوند آگاه به اسرار انسان ها و انديشه هاى آنان
و من الناس من يقول ءامنا . .. و ما هم بمؤمنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 9 - 4
4 - منافقان علم گسترده و همه جانبه خدا و آگاهى او را به اسرار و نهان انسان ها ، باور نداشته و بدان معتقد نيستند .
يخدعون اللّه
از اينكه منافقان با نفاق خويش در صدد نيرنگ زدن به خدا برآمده اند، معلوم مى شود كه آنان مى پنداشتند، اگر امرى را مخفى كنند، خداوند از آن آگاه نمى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 33 - 8،12،14،15
8 - خداوند ، آگاه به غيب و نهان آسمان ها و زمين ( هستى )
إنى أعلم غيب السموت و الأرض
12 - خداوند ، آگاه به آشكار و نهان فرشتگان
أعلم ما تبدون و ما كنتم تكتمون
14 - از امام صادق ( ع ) روايت شده كه : « إن اللّه تبارك و تعالى علّم آدم أسماء حجج اللّه كل ها . . . فقال : . . . « أنبئهم بأسمائهم فلمّا أنبأهم بأسمائهم » وقفوا على عظيم منزلتهم عنداللّه تعالى فعلموا أنهم أحق بأن يكونوا خلفاء اللّه فى أرضه و حججه على بريته و قال لهم : « ألم أقل لكم إنى أعلم غيب السماوات و الأرض و أعلم ما تبدون و ما كنتم تكتمون » . . . ;
خداوند تبارك و تعالى اسامى تمام حجتهاى خود را به آدم آموخت، پس ]خطاب به آدم[ فرمود: ملائكه را از اسامى آنان آگاه نما و چون آنان را از اسامى آگاه ساخت ملائكه به جايگاه بزرگ آنان در نزد خداوند واقف شدند و دانستند كه آنان براى خلافت خدا در زمين و حجت بر مردمان سزاوارترند. و خداوند به ملائكه فرمود: «آيا به شما نگفتم من غيب آسمانها و زمين را مى دانم و نيز مى دانم آنچه شما آن را آشكار مى كنيد و آنچه آن را پنهان مى داشتيد» ...».
15 - « عن ابى جعفر ( ع ) انه قال فى قول اللّه : . . . « وأعلم ما تبدون و ما كنتم تكتمون » يعنى ما أبدوه بقولهم « أتجعل فى ها من يفسد فيها و يسفك الدماء . . . » و ما كتموه : فقالوا فى أنفسهم : ما ظننا أن اللّه يخلق خلقاً أكرم عليه منا ;
از امام باقر(ع) روايت شده كه درباره سخن خداوند «وأعلم ما تبدون و ما كنتم تكتمون» فرمود: يعنى، آنچه را كه با گفتارشان آشكار كرده بودند اين بود كه گفتند: آيا در روى زمين كسى را قرار مى دهى كه فساد خونريزى كند؟ . .. و آنچه كتمان كردند آن بود كه در پيش خود گفتند: ما گمان نمى كرديم كه خداوند كسانى را بيافريند كه بيش از ما نزد او گرامى باشند».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 72 - 4
4 - خداوند ، آگاه به اسرار انسان ها و توانا بر افشاى آنهاست .
و اللّه مخرج ما كنتم تكتمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 77 - 1
1 - خداوند ، آگاه به آنچه آدمى پنهان مى دارد يا آشكار مى كند .
أن اللّه يعلم ما يسرّون و ما يعلنون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 144 - 5
5 - خداوند ناظر بر رفتار انسان ها و آگاه به ضماير ايشان است .
قد نرى تقلب وجهك فى السماء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 187 - 10
10 - خداوند ، به اعمال نهانى انسان ها آگاه است .
علم اللّه أنكم كنتم تختانون أنفسكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 179 - 12
12 - تنها خداوند آگاه به غيب ها و اسرار نهانى است .
و ما كان اللّه ليطلعكم على الغيب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 35 - 18
18 - آگاهى كامل خداوند بر نيّات و خواسته هاى درونى انسانها
ان يريدا اصلاحاً . .. انّ اللّه كان عليماً خبيراً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 39 - 7
7 - آگاهى كامل خداوند به درون و جان آدمى
و كان اللّه بهم عليماً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 63 - 1،2
1 - خداوند ، آگاه به اسرار درونى منافقان
اولئك الّذين يعلم اللّه ما فى قلوبهم
2 - خداوند ، آگاه به نيّات و اسرار درونى انسان
يعلم اللّه ما فى قلوبهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 81 - 5
5 - اِخبار غيبى خداى تعالى از برنامه هاى توطئه آميز و مخفيانه مسلمانان متخلف
فاذا برزوا من عندك بيّت طائفة منهم غير الذى تقول
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 91 - 1،2
1 - اِخبار خداوند به مسلمانان صدر اسلام كه در آينده اى نزديك گروهى از دشمنان ، على رغم پيمان ترك تعرض ، به پيمان خويش وفادار نبوده ، در هر آشوبى عليه آنان شركت خواهند كرد .
ستجدون اخرين يريدون ان يَامنوكم و يَامنوا قومهم كلّما ردّوا الى الفتنة اركسوا في
2 - اِخبار خداوند به مسلمانان مبنى بر اينكه در گير و دار مبارزه و نبرد با دشمنان ، گروهى از آنان در صدد كسب امنيت از سوى مسلمانان و از سوى طائفه كافر خويش خواهند شد .
ستجدون اخرين يريدون ان يَامنوكم و يَامنوا قومهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 108 - 9،10
9 - آگاهى كامل خداوند به تمامى گفتار و رفتار آشكار و نهان آدمى
و هو معهم اذ يبيتون ما لايرضى من القول و كان اللّه بما يعملون محيطاً
10 - علم و احاطه خداوند بر توطئه ها و نقشه هاى سرّى دغلبازان و عملكرد آنان
و هو معهم اذ يبيتون ما لايرضى من القول و كان اللّه بما يعملون محيطاً
«يبيتون»، از ماده «بيتوته»، به معناى شب را به صبح آوردن است، و به قرينه جمله هاى گذشته، مراد از آن، توطئه ها و نيرنگهايى است كه شبانه و در خلوت طرح مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 127 - 27
27 - علم خدا به رخداد ها و اعمال آدميان ، قبل از تحقق آن ( علم ازلى )
و ما تفعلوا من خير فإنّ اللّه كان به عليماً
بيان اعمال انسانها با فعل مضارع (تفعلوا) و بيان آگاهى خداوند به آن اعمال با فعل ماضى (كان به . ..)، حكايت از آن دارد كه خداوند به اعمال آدميان پيش از وقوع آن آگاهى دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 135 - 24،25،29
24 - آگاهى دقيق و همه جانبه خداوند ، به اعمال و رفتار آدميان
فإنّ اللّه كان بما تعملون خبيراً
25 - خداوند آگاه به شهادت هاى دروغ و نابحق مردم و دانا به كتمان شهادت ، از سوى آنان
و إن تلوا او تعرضوا فإنّ اللّه كان بما تعملون خبيراً
«تلوا» از «لوى لسانه» (زبانش را منحرف كرد) گرفته شده و متعلق آن - به قرينه «شهداء للّه» - شهادت مى باشد و انحراف زبان، كنايه از دروغ گفتن است.
29 - توجه به آگاهى خداوند از اعمال آدميان ، زمينه اقامه عدل ، پرهيز از شهادت هاى دروغ و كتمان شهادت
كونوا قومين بالقسط شهداء للّه . .. فإنّ اللّه كان بما تعملون خبيراً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 7 - 13
13 - آگاهى كامل خداوند از نيات قلبى و اسرار درونى انسان
إنّ اللّه عليم بذات الصدور
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 61 - 7،8
7 - خداوند داناتر از خود اهل كتاب به اسرار پليد آنان در تظاهر به اسلام
و اللّه اعلم بما كانوا يكتمون
«اعلم» به معناى داناتر است. و چون هيچكس جز اهل كتاب به نيات پليدشان آگاهى نداشت، بنابراين مفضل عليه كلمه «اعلم» خود اهل كتاب هستند ; يعنى «اللّه اعلم من انفسهم بما كانوا يكتمون».
8 - علم خداوند به اسرار درونى هر كس ، كاملتر از آگاهى خود اوست .
و اللّه اعلم بما كانوا يكتمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 99 - 2،3
2 - خداوند داناى به رفتار و كردار ، نيات و حالات انسانها
و اللّه يعلم ما تبدون و ما تكتمون
در برداشت فوق «ماتبدون» به رفتار و كردار آدمى كه جنبه بيرونى دارد و «ما تكتمون» به نيات و حالات انسان كه همواره جنبه درونى دارد، تفسير شده است.
3 - آگاهى خداوند به اعمال آشكار و مخفى انسان
و اللّه يعلم ما تبدون و ما تكتمون
در برداشت فوق «ماتبدون» به اعمال و رفتار آشكار انسان و «ما تكتمون» به رفتارها و كردارهايى كه در نهان و به دور از چشم مردم انجام مى گيرد، تفسير شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 109 - 14،15،16
14 - آگاهى كامل خداوند به واكنش هاى امت ها در برابر دعوت و رسالت پيامبران
فيقول ماذا اجبتم . .. انك انت علّم الغيوب
15 - تنها خداوند داراى علمى كامل و مطلق به تمامى غيب ها و امور نهانى
انك انت علّم الغيوب
حرف «ال» در الغيوب براى استغراق است وصيغه مبالغه «علّم» دلالت به كمال علم الهى و فراگيرى آن دارد.
16 - علم و دانش پيامبران به غيب در برابر دانايى گسترده خداوند بسيار ناچيز و كم مقدار
قالوا لاعلم لنا انك انت علّم الغيوب
جمله «انك . ..» پس از «لا علم لنا» مى تواند قرينه بر اين باشد كه نفى علم از پيامبران در مقايسه با علم الهى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 116 - 15،20،21،22
15 - خداوند آگاه به گفته ها و انديشه هاى آدميان و تمامى حالات و صفات نفسانى ايشان
ان كنت قلته فقد علمته تعلم ما فى نفسى
20 - دانايى خداوند به درون عيسى ( ع ) و بى خبرى عيسى ( ع ) از درون خداوند ، دليل نفى الوهيت عيسى ( ع ) و حصر آن به خداوند .
سبحنك . .. تعلم ما فى نفسى و لا اعلم ما فى نفسك انك انت علّم الغيوب
جمله «سبحنك ما يكون لى . .»، بيانگر يگانگى خداوند و نفى الوهيت از عيسى(ع) است و جمله «تعلم ما فى نفسى و لا اعلم ...» كه حاكى از محدوديت علمى عيسى(ع) و علم مطلق خداوند است، به منزله دليل آن مى باشد.
21 - تنها خداوند داراى آگاهى گسترده و دقيق به تمامى غيب ها و اسرارها
انك انت علّم الغيوب
22 - دانايى گسترده و دقيق به درون انسان ها ، تنها از آن خداست .
تعلم ما فى نفسى . .. انك انت علّم الغيوب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 2 - 6،7
6 - تنها خداوند آگاه بر «اجل مسمى» است.
و أجل مسمى عنده
7 - تنها خداوند آگاه از زمان قيامت و حشر آدمى است.
و أجل مسمى عنده
مراد از «اجل مسمى» مى تواند زمان برپايى قيامت باشد كه پس از ذكر خلقت و عمر آدمى به عنوان آخرين منزل ذكر شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 3 - 5،6،7،9
5 - خداوند، آگاه از نهان و آشكار انسان
يعلم سركم و جهركم
6 - آشكار و نهان آدمى، در نزد خداوند يكسان است.
يعلم سركم و جهركم
عطف «جهركم» بر مفعول «يعلم» و تكرار نشدن فعل مى تواند بيانگر مطلب فوق باشد.
7 - آگاهى خداوند بر سرّ و آشكار آدمى، برخاسته از حاكميت كامل او بر سراسر هستى است.
و هو اللّه فى السموت و فى الأرض يعلم سركم و جهركم
9 - آگاهى خداوند از نتيجه و سرانجام عمل انسان
و يعلم ما تكسبون
مراد از «ما تكسبون» مى تواند جزا و نتيجه عمل باشد كه آدمى آن را با عمل خود به دست مى آورد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 13 - 5
5 - توجه به آگاهى خداوند بر گفتار و كردار آدميان، برانگيزنده آنان به ايمان
فهم لا يؤمنون . .. و هو السميع العليم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 33 - 4
4 - خداوند به حالات درونى و نهانى آدمى آگاه است.
قد نعلم إنه ليحزنك الذى يقولون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 59 - 1،2،5،6
1 - خزاين غيب تنها نزد خداوند و فقط او آگاه به آنهاست.
و عنده مفاتح الغيب لا يعلمها إلا هو
«مفاتح»، جمع «مَفتح»، به معناى «خزينه»، و يا جمع «مِفتح» به معناى «كليد»، مى تواند باشد. برداشت فوق بر اساس احتمال اول است.
2 - كليدها و رمز و راز آگاهى به غيب و نهان، تنها در اختيار خداوند است و كسى را به آن راهى نيست.
و عنده مفاتح الغيب لا يعلمها إلا هو
در اين برداشت «مفاتح»، جمع «مِفتح»، به معناى «كليد»، گرفته شده است.
5 - احكام خداوند در تكوين و تشريع، متكى بر آگاهى كامل و دقيق او بر غيب و شهود جهان هستى است.
إن الحكم إلا للّه . .. لو أن عندى ما تستعجلون به ... و عنده مفاتح الغيب
6 - تعجيل نشدن در عذاب مشركان و كفار، مرتبط با آگاهى مطلق خداوند بر غيب و شهود جهان و اسرار آفرينش است.
قل لو أن عندى ما تستعجلون . .. و عنده مفاتح الغيب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 73 - 13،14
13 - خداوند داناى به تمامى غيب و شهود هستى است.
علم الغيب و الشهدة
14 - دانايى خداوند به غيب و شهود عالم، پشتوانه حشر تمامى انسانها و ظهور مالكيت و حاكميت انحصارى خداوند در قيامت است.
إليه تحشرون . .. يوم ينفخ فى الصور علم الغيب و الشهدة
با توجه به اينكه در آخرين جمله آيه قبل سخن از حشر آدميان بود و در اين آيه از نفخ صور و برپايى قيامت ياد شده و سپس جمله «عالم الغيب و الشهادة» آمده، گويا اين جمله پاسخى است به كسانى كه چگونگى حشر آدميان را، با وجود متلاشى شدن اجساد و از بين رفتن آثار، امرى ناممكن مى دانند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 103 - 6،9،10
6 - تنها خداوند به درك و انديشه آدمى كاملاً آگاه است.
و هو يدرك الأبصر
چنانكه راغب در المفردات گفته است. «بَصَرَ» به معناى «بصيرة» نيز آمده است، و «بصيرت» يعنى: نيروى ادراك انسان، بنابراين «يدرك الابصار» يعنى دريافت عمق انديشه ها و ادراكات.
9 - خداوند در عين آگاهى بر كردارهاى آدميان، به آنان لطف دارد.
هو يدرك الأبصر و هو اللطيف الخبير
از معانى «لطيف» رفق و لطف است و مقتضاى كنار هم آمدن دو صفت لطيف و خبير، خصوصاً در صورتى كه «الخبير» صفت «اللطيف» باشد، برداشت فوق است.
10 - تنها خداوند به كنه و همه ابعاد هستى آگاه است.
و هو اللطيف الخبير
ذكر نشدن متعلق براى «الخبير» حكايت از اطلاق و دامنه گسترده آن دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 7 - 3،4،5
3 - خداوند آگاه به تمامى اعمال و انديشه هاى پيامبران و امتهاى آنان است.
فلنقصن عليهم بعلم و ما كنا غائبين
برداشت فوق بر اين اساس است كه «مرسلين» مرجع ضمير «عليهم» باشد.
4 - خداوند همواره حاضر و ناظر به كردار و انديشه هاى آدميان است.
و ما كنا غائبين
5 - آگاهى خداوند به كردار و انديشه هاى آدميان برخاسته از حضور و نظارت مستقيم وى بر آنان و انديشه هايشان است.
فلنقصن عليهم بعلم و ما كنا غائبين
جمله «و ما كنا غائبين» در حقيقت توضيح «بعلم» است و اشاره به چگونگى علم الهى به اعمال بندگان دارد. يعنى علم الهى برخاسته از حضور وى است، نه اينكه چيزى و يا كسى واسطه اين آگاهى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 33 - 8
8 - از موانع نزول عذاب استيصال بر امت هاى گنهكار و كافر ، علم خداوند به ايمان آوردن آنان در آينده است .
و ما كان اللّه معذبهم و هم يستغفرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 42 - 18
18 - خداوند ، شنواى گفتار ها و آگاه به انديشه ها و رفتارها
و إن اللّه لسميع عليم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 43 - 12
12 - خداوند آگاه به راز هاى نهفته در سينه ها
إنه عليم بذات الصدور
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 53 - 13
13 - خداوند ، شنواى گفتار ها و آگاه به انديشه ها و كردارها
و أن اللّه سميع عليم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 57 - 2
2 - خداوند ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) را از وقوع نبردى ميان مسلمانان و يهوديان پيمان شكن ، پيش از واقع شدنش ، آگاه ساخت .
فشردبهم من خلفهم
«ثقف» مصدر «تثقفن» به معناى دستيابى و تسلط پيدا كردن است. «إما» مركب از «إن» شرطيه و «ما»ى زايد است. تأكيد جمله شرطيه با نون تأكيد ثقليه و «ما»ى زايده حكايت از آن دارد كه شرط، يعنى وقوع جنگ و تسلط مسلمانان بر يهوديان، تحقق خواهد يافت. بنابراين معناى جمله شرط چنين خواهد بود: اگر نبردى با يهوديان رخ داد و بر آنان مسلط شدى، كه البته چنين خواهد شد ... .
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 61 - 9
9 - تنها خداوند شنواى گفتار ها و آگاه بر انديشه ها
إنه هو السميع العليم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 8 - 14
14 - خداوند ، به ضماير ، نيات و مقاصد آدميان ، آگاه و از آنها باخبر است .
كيف و إن يظهروا عليكم . .. يرضونكم بأفوههم و تأبى قلوبهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 16 - 11
11 - آگاهى عميق خداوند به عملكرد نهان و آشكار آدميان
و اللّه خبير بما تعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 44 - 5
5 - علم دقيق خداوند به حالات و روحيّات تقواپيشگان
و اللّه عليم بالمتقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 47 - 10
10 - هشدار خداوند به منافقان با بيان علم همه جانبه اش به روحيّات و دسيسه هاى منافقانه آنان
و لأوضعوا خللكم يبغونكم الفتنة . .. و اللّه عليم بالظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 74 - 30
30 - إخبار خداوند ، از رسوايى و فضاحت نهايى منافقان صدر اسلام در جامعه و منزوى شدن آنان
و ما لهم فى الأرض من ولىّ و لانصير
با توجه به اينكه آيه، إخبار از آينده است و نيز واژه «فى الأرض» مى تواند به همين زندگى دنيوى اشاره داشته باشد، اين برداشت به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 78 - 1،2،3،7
1 - توبيخ منافقان پيمان شكن از سوى خداوند ، به خاطر بينش غلطشان درباره علم و آگاهى كامل خدا به نيات و عملكرد آدميان
ألم يعلموا أن اللّه يعلم
2 - علم خداوند به كردار و گفتار مخفيانه آدميان
يعلم سرّهم و نجويهم
3 - غفلت و بى توجّهى منافقان به علم غيب و آگاهى گسترده خدا نسبت به اسرار و سخنان پنهانى ، عامل گرايش آنان به تخلف از وظايف خود در برابر خدا
بما أخلفوا اللّه ما وعدوه . .. ألم يعلموا أن اللّه يعلم ... و أن اللّه علّم الغي
7 - خداوند ، علّام الغيوب ( داراى علم گسترده و عميق به همه نهان ها ) است .
أن اللّه علّم الغيوب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 94 - 16
16 - تساوى غيب و شهود و نهان و آشكار ، در پيشگاه خداوند
علم الغيب و الشهدة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 98 - 14
14 - آگاهى عميق خداوند به همه امور بدگويى هاى آشكار و نهان و نيز به بدخواهى هاى درونى منافقان نسبت به اسلام و مؤمنان
و من الأعراب . .. يتربّص بكم الدوائر ... و اللّه سميع عليم
كلمه «سميع» بيانگر بدگوييهاى منافقان و واژه «عليم» بيانگر آرزوى قلبى آنها نسبت به اسلام و مسلمين است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 105 - 5
5 - غيب و شهود ، و نهان و آشكار همه چيز ، در احاطه علم الهى است .
علم الغيب و الشهدة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 107 - 18
18 - خداوند ، از اسرار نهفته آدميان ، آگاه است .
و الذين . .. و اللّه يشهد إنهم لكذبون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 20 - 4
4 - علم به غيب در انحصار خداوند است .
إنما الغيب للّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 5 - 5،6
5- خداوند ، آگاه به توطئه هاى محرمانه و سرّى مشركان و مطلع از مواضع علنى و آشكار آنان
ألا حين يستغشون ثيابهم يعلم ما يسرّون و ما يعلنون
6- خداوند ، به همه افكار و انديشه ها آگاه است .
إنه عليم بذات الصدور
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 6 - 4
4- خداوند ، به منزل و مأواى دايم و موقت هر جنبنده اى آگاه است .
يعلم مستقرها و مستودعها
«مستقر» اسم مكان از استقرار و به معناى مقر و قرارگاه است. بنابراين «مستقرها»;يعنى، جايگاهى كه آن جنبنده در آن استقرار دارد و منزل دايمى يا غالبى اوست. «مستودع» اسم مكان از استيداع (وديعه گذاشتن و يا وديعه گرفتن) است و از آن جا كه وديعه به طور موقت و نه دايمى در جايى نگهدارى مى شود، مى توان گفت: مراد از «مستودعها» جايگاهى است كه آن جنبنده، به طور موقت در آن جايگاه به سر مى برد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 31 - 14
14- خداوند ، آگاه به امور نفسانى و جنبه روحانى انسان
الله أعلم بما فى أنفسهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 111 - 7
7- خداوند ، به تمامى اعمال انسان ها و حقيقت آن اعمال آگاه است .
إنه بما يعملون خبير
«خبرت الأمر»; يعنى ، حقيقت آن را شناختم (لسان العرب). بنابراين «إنه بما يعملون خبير»; يعنى ، همانا خداوند به حقيقت و كُنه اعمال شما آگاه است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 112 - 14
14- خداوند ، اعمال انسان ها را مى بيند و به همه آنها آگاهى دارد .
إنه بما تعملون بصير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 19 - 9
9- خداوند ، به اعمال و رفتار انسان ها آگاه است .
والله عليم بما يعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 34 - 13،14،15
13- خداوند ، به احوال بندگان و نياز هاى آنان داناست .
فاستجاب له ربه . .. إنه هو السميع العليم
14- خداوند ، به ترفند ها و مكر هاى آدميان و راه خنثى كردن و از ميان بردن آن ، آگاه است .
فصرف عنه كيدهنّ إنه هو السميع العليم
از مصداقهاى مورد نظر براى متعلق «سميع» و «عليم»، به قرينه «كيدهنّ» ترفند زنان اشراف ، و به قرينه «صرف عنه» از ميان بردن مكرهاى ايشان است.
15- خداوند ، براى آگاهى به خواست بندگان نيازى به مقال و عرض حال آنان ندارد .
إنه هو السميع العليم
مى توان گفت از اهداف يادآورى علم خدا پس از بيان شنوايى او ، اين حقيقت است كه در آگاهى خداوند به حاجت انسانها ، به درخواست كردن و به زبان جارى كردن نيازى نيست ، گرچه در اجابت آن مؤثر است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 77 - 13
13- آگاهى كامل خداوند به درستى و نادرستى گفته ها
و الله أعلم بما تصفون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 8 - 1،2،3،4،5،10
1- خداوند ، از ويژگى هاى جنين هر زن و مادينه اى آگاه است .
الله يعلم ما تحمل كل أُنثى
مراد از «ما» به قرينه «تحمل كل اُنثى» جنين است. «اُنثى» به هر جنس ماده از انسان (زن) و غير انسان (مادينه) گفته مى شود.
2- خداوند ، به آنچه رحم زنان و مادينه ها براى جنين جذب مى كنند آگاه است .
الله يعلم . .. ما تغيض الأرحام
«غيض» به معناى كاستن و فرو بردن است كه به مناسبت مورد از آن به جذب كردن تعبير شد. و چون سخن جمله قبل درباره جنين بود معلوم مى شود مقصود از آنچه رحمها جذب مى كنند، جذبهايى است كه در ارتباط با جنين مى باشد چه آنها كه در پيدايش جنين دخيل است و چه آنها كه مايه رشد و نمو جنين مى باشد.
3- خداوند ، از آنچه رحم زنان و مادينه ها براى جنين جذب نكرده و از خود دفع مى كنند آگاه است .
الله يعلم ما تحمل كل أُنثى . .. و ما تزداد
«ازدياد» (مصدر تزداد) به معناى افزودن است و ضمير در «تزداد» به ارحام باز مى گردد. آنچه را رحمها مى افزايند - كه معناى عبارت «ما تزداد» است- مى تواند ناظر به چيزهايى باشد كه رحمها افزون بر نياز جنين از خود تراوش مى كنند كه دفع مى شود و مى تواند ناظر به افزودن بر جنين باشد كه مايه رشد و نمو او مى شود.
4- خداوند به نطفه هايى كه رحم زنان و مادينه ها به خود جذب مى كنند تا جنين شود ، آگاه است .
الله يعلم ما تحمل كل أُنثى و ما تغيض الأرحام
5- خداوند به آنچه رحم زنان و مادينه ها@- پس از جذب نطفه - بر آن مى افزايند داناست .
الله يعلم ما تحمل كل أُنثى . .. و ما تزداد
10- « عن محمدبن مسلم قال : سألت أباعبدالله ( ع ) عن قول الله : « يعلم ما تحمل كل أُنثى و ما تغيض الأرحام » ؟ قال : ما لم يكن حملاً ، « و ما تزداد » قال : الذكر و الاُنثى جميعاً ;
محمدبن مسلم گويد از امام صادق(ع) درباره سخن خدا: «يعلم ما تحمل كل أُنثى و ما تغيض الأرحام» سؤال كردم، حضرت فرمود: [مراد از ما تغيض الأرحام ]چيزى است كه حمل نباشد و در مورد «و ما تزداد» فرمود: پسر و دختر هر دو مى باشد».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 9 - 1
1- خداوند ، به همه نهان ها و آشكار ها داناست .
علم الغيب و الشهدة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 10 - 1،2،4
1- خداوند به همه سخن ها - پنهان و آشكارش - آگاه است .
سواء منكم من أسرّ القول و من جهر به
آيه قبل گوياى اين است كه آيه فوق درباره علم خداوند بحث مى كند. بنابراين «سواء منكم ...» ; يعنى: «سواء منكم فى علمه».
معانى الأخبار، ص146، ح1; تفسيربرهان، ج2، ص283، ح6.
2- خداوند ، به راز دل ها و سخنان ابراز نشده داناست .
سواء منكم من أسرّ القول
«اسرار» به معناى پنهان ساختن است. پنهان كردن سخن مى تواند به معناى ابراز نكردن و تلفّظ نكردن باشد و مى تواند به معناى در ملأ عام نگفتن و در خفا بيان داشتن باشد. برداشت فوق ناظر به معناى اول است.
4- خداوند به همگان - آنان كه در تاريكى هاى شب كاملاً پنهانند و يا در روز روشن آشكارند - آگاه است .
و من هو مستخف بالّيل و سارب بالنهار
«استخفاء» (مصدر مستخف) و «خفاء» هر دو به معناى پنهان بودن است، با اين تفاوت كه «استخفاء» حاكى از تأكيد مى باشد. «سَرَب» به معناى راه است و «سارب» به كسى كه راه را مى پيمايد گفته مى شود و از آن جا كه راه و طى كننده آن معمولاً بر انسانها مخفى نيست - خصوصاً كه در روز باشد - مى توان گفت: «سارب» در آيه شريفه به قرينه مقابله آن با «مستخف» كنايه از «آشكار» مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 34 - 3
3- خداوند ، آگاه به نياز ها و خواسته هاى انسان و توانا بر تأمين آنهاست .
و ءاتيكم من كلّ ما سألتموه
چون خداوند تمامى نيازهاى نوع بشر را برآورده است، معلوم مى شود از آن نيازها آگاه و بر اعطاى آنها قادر است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 38 - 1
1- اذعان حضرت ابراهيم ( ع ) در دعاى خويش به علم همه جانبه خداوند به نهان و آشكار انسان
ربّنا إنك تعلم ما نخفى و ما نعلن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 24 - 1،2،3
1- خداوند ، بى ترديد به احوال نسل هاى پيشين و نسل هاى آينده ، آگاه است .
و لقد علمنا المستقدمين منكم و لقد علمنا المستئخرين
مقصود از علم خداوند به پيشينيان و آيندگان، مى تواند علم به وجود خود آنان باشد و مى تواند علم به احوال آنها باشد. برداشت فوق مبتنى بر احتمال دوم است.
2- به يقين ، خداوند به نسل هاى پيشين و به وجود نسل هاى آينده بشر ، آگاه است .
و لقد علمنا المستقدمين منكم و لقد علمنا المستئخرين
3- خداوند ، بى ترديد به احوال انسان هاى پيشرو در ميدان ايمان و عمل و مردم ناموفق در آن ، آگاه است .
و لقد علمنا المستقدمين منكم و لقد علمنا المستئخرين
در اينكه تقدّم و تأخّر در آيه فوق، به چه چيز سنجيده شده؟ ميان مفسران چند نظريه وجود دارد: يكى از آنها سبقت و تأخير در رابطه با ايمان و عمل صالح است; زيرا دنيا ميدان مسابقه براى انسانهاست «و لكل وجهة هو موليها فاستبقوا الخيرات» (سوره بقره آيه 148). برداشت فوق مبتنى بر اين احتمال است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 97 - 7
7- خداوند ، از ضمير انسان و احساسات و عواطف روحى و روانى او ، كاملاً آگاه است .
و لقد نعلم أنك يضيق صدرك بما يقولون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 19 - 1
1- خداوند ، به تمامى آنچه انسان پنهان مى كند و يا آشكار مى سازد آگاهى دارد .
و الله يعلم ما تسرّون و ما تعلنون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 23 - 1،2،4
1- خداوند ، قطعاً به تمامى آنچه كه منكران آخرت پنهان مى سازند و يا علنى مى كنند ، آگاهى كامل دارد
لاجرم أن الله يعلم ما يسرّون و ما يعلنون
ضمير فاعلى در «ما يسرّون و ما يعلنون» به «الذين لايؤمنون بالأخرة» در آيه قبل برمى گردد.
2- خداوند ، به نيّت ها و حالات درونى انسان ها علم دارد .
لاجرم أن الله يعلم ما يسرّون
4- آگاهى خداوند از نيّت ها و حالات درونى منكران معاد ، برخاسته از علم غيب اوست .
فالذين لايؤمنون بالأخرة قلوبهم منكرة . .. لاجرم أن الله يعلم ما يسرّون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 77 - 1
1- امور غيبى و پنهانى آسمان ها و زمين ، در انحصار خداست .
و لله غيب السموت و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 91 - 9
9- خداوند ، به همه اعمال آدميان آگاه است .
إن الله يعلم ما تفعلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 17 - 7،8
7- خداوند از تمامى گناهان بندگانش باخبر و بر همه آنها آگاه و ناظر است .
و كفى بربّك بذنوب عباده خبيرًا بصيرًا
8- آگاهى خداوند ، از گناهان باطنى و ظاهرى بندگان ، براى مجازات آنان كافى است و نيازى به شاهد و گواه ندارد .
و كفى بربّك بذنوب عباده خبيرًا بصيرًا
برداشت فوق با توجه به فرق واژه «خبير» و «بصير» به دست مى آيد; چون «خبير» در مورد آگاهى از افكار و درون اشياست (مفردات راغب) و «بصير» اطلاع بر اعمال و رفتار است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 25 - 1،2،4
1- خداوند بر آنچه در باطن انسانهاست ، آگاهى كامل دارد .
ربّكم أعلم بما فى نفوسكم
2- ربوبيت خداوند ، مقتضى علم و آگاهى كامل او بر حالات درونى انسانها
ربّكم أعلم بما فى نفوسكم
4- خداوند ، از خود انسان به حالات و افكار درونى وى ، آگاه تر است .
ربّكم أعلم بما فى نفوسكم
برداشت فوق، مبتنى بر اين است كه مفضل عليه «أعلم»، «منكم» باشد; يعنى، آگاهى خداوند به درون شما از خودتان بيشتر است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 30 - 6
6- خداوند از حال بندگان خويش ، كاملاً باخبر بوده و آگاهى همه جانبه دارد .
إنه كان بعباده خبيرًا بصيرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 39 - 5
5- دستور هاى الهى ، حقايقى است مبتنى بر علم و آگاهى خداوند به نياز هاى تربيتى بشر
ذلك ممّا أوحى إليك ربّك من الحكمة
«حكمت» وقتى به خداوند نسبت داده شود، به معناى معرفت او به اشيا و به وجود آوردن آنها در نهايت اتقان است (مفردات راغب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 47 - 1،2
1- آگاهى كامل خداوند ، به هدف ها و انگيزه هاى كافران در گوش فرا دادن به كلمات پيامبر (صلی الله علیه و آله)
نحن أعلم بما يستمعون به
«با» در «بما» براى سببيت است. بنابراين معناى آيه چنين مى شود: ما به غرض و انگيزه اى كه كافران به خاطر آن به سخنان پيامبر(صلی الله علیه و آله) گوش فرامى دهند علم داريم.
2- خداوند ، از نجوا ها و سخنان سرّى كافران عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) آگاه است .
نحن أعلم . .. و إذ هم نحوى
.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 51 - 5
5- خداوند ، پيشاپيش به پيامبر (صلی الله علیه و آله) اعلام كرد كه منكران معاد ، پس از دريافت جواب شبهه استبعاد معاد ، از پديدآورنده آن سؤال خواهند كرد .
فسيقولون من يعيدنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 54 - 1
1- پروردگار ، به احوال انسان ها آگاه تر و داناتر از خود آنان است .
ربّكم أعلم بكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 55 - 1
1- پروردگار عالم نسبت به احوال همه موجودات آسمان ها و زمين ، از خود آنها داناتر و آگاهتر است .
و ربّك أعلم بمن فى السموت و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 84 - 8
8- خداى پرورش دهنده انسان ها ، آگاه تر از همگان نسبت به ملكات نفسانى و زمينه هاى روحى آنان
فربّكم أعلم بمن هو أهدى سبيلاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 101 - 5
5- عدم اعطاى معجزات اقتراحى مشركان از سوى خداوند ، به دليل علم خدا به حق ناپذيرى آنان
و لقد ءاتينا موسى . .. فقال له فرعون إنى لأظنّك يموسى مسحورًا
يادآورى كفر فرعون، على رغم ارائه معجزات فراوان از سوى موسى(ع) در پى رد درخواستهاى مشركان، مى رساند كه دليل عدم اجابت خواسته هاى مشركان، تصميم آنان بر عدم ايمان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 26 - 6،11
6- تنها خداوند بر تمام اسرار هستى آگاه است .
قل اللّه أعلم بما لبثوا له غيب السموت و الأرض
جمله «له غيب. ..» - به قرينه «اللّه أعلم» - علاوه بر بيان مالكيت خداوند بر اسرار هستى، بر آگاهى فراگير او نيز دلالت دارد.
11- خداوند نسبت به حقايق پنهان هستى ، تيزبين و بسيار شنوا است .
له غيب . .. أبصر به و أسمع
به قرينه «أبصربه»، پس از «أسمع» نيز «به» در تقدير است و هر دو، صيغه تعجب اند; يعنى، خداوند، چه بسيار بينا و شنوا است!
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 7 - 1،2،4،5،7
1 - خداوند ، به آنچه كه آدمى مى گويد و اظهار مى كند ، آگاه است .
و إن تجهر بالقول فإنّه يعلم السرّ و أخفى
جمله «فإنّه يعلم. ..» جانشين جواب شرط «إن تجهر» است و معناى آيه اين است كه اگر سخن آشكار كنى [خدا مى داند]، زيرا كه او سرّ و مخفى تر از آن را مى داند. دراين موارد، بيان علت از تصريح به جواب شرط بى نياز مى كند.
2 - اسرار و راز هاى بازگو نشده افراد و نيت هاى آنان ، براى خداوند آشكار است و بر آن آگاهى كامل دارد .
فإنّه يعلم السرّ
«سر»، يعنى آنچه از ديگران كتمان مى شود (لسان العرب).
4 - خداوند به راز هاى فراموش شده آدمى و نهفته ترين اسرار او آگاه است .
فإنّه يعلم . .. أخفى
5 - خداوند ، داراى علم مطلق و آگاه از غيب و شهود
فإنّه يعلم السرّ و أخفى
7 - آگاهى خداوند بر سر و آشكار آدمى ، جلوه اى از حاكميت و مالكيت مطلقه او بر سرتاسر هستى و اجزاى آن است .
على العرش استوى . له ما فى السموت ... فإنّه يعلم السرّ و أخفى
ارتباط اين آيه با آيات قبل، گوياى اين است كه چون خداوند بر همه هستى فرمان روايى مى كند و مالك حقيقى جهان است، پس بر همه چيز اطلاع و وقوف دارد، اگر چه سر و يا مخفى تر از آن باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 68 - 2
2 - خداوند با آگاه ساختن موسى ( ع ) از موفقيت قطعى در ميدان مبارزه با ساحران ، دل او را محكم كرده و به او اطمينان بخشيد .
قلنا لاتخف إنّك أنت الاعلى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 104 - 1،2
1 - خداوند ، آگاه تر از هركس به گفت وگو هاى مجرمان با يكديگر در صحنه قيامت ، درباره مدت زمان درنگشان در برزخ
إن لبثتم إلاّعشرًا . نحن أعلم بما يقولون
«ما يقولون»; يعنى، آنچه مى گويند و مراد از آن مى تواند جملات رد و بدل شده بين مجرمان باشد و نيز مى تواند مراد، موضوعى باشد كه مجرمان در باره آن نظر مى دهند. در برداشت ياد شده، اولين احتمال مورد نظر بوده است.
2 - هيچ چيز نزد خداوند مخفى و مستور نيست .
يتخفتون . .. نحن أعلم بما يقولون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 110 - 1،2،3
1 - خداوند ، داراى آگاهى كامل و دقيق به آينده و گذشته تمامى انسان ها
يعلم ما بين أيديهم و ما خلفهم
تعبير «ما بين أيديهم» بر چيزى اطلاق مى گردد كه زمان چندانى از آن نگذشته باشد و در مواردى (نظير اين آيه) مراد از «ما بين أيديهم و ما خلفهم» تمامى حالات انسان در همه زمان ها است. گفتنى است كه به آنچه رو به روى افراد باشد نيز «ما بين أيديهم» گفته مى شود.
2 - خداوند داناى مطلق به نهان و آشكار است .
يعلم ما بين أيديهم و ما خلفهم
«روبه رو» و «پشت سر» ممكن است كنايه از آشكار و نهان باشد، زيرابه طور معمول آنچه در برابر ديدگان انسان نباشد، از او نهان است.
3 - خداوند ، بر احوال شفيعان روز قيامت ( گذشته ، آينده ، آشكار و نهان آنان ) آگاهى كامل دارد .
لاتنفع الشفعة إلاّمن أذن له . .. يعلم ما بين أيديهم و ما خلفهم
ضمير «هم» در «أيديهم» و «خلفهم» به «من» در آيه قبل برمى گردد كه در معناى جمع است و مى تواند به اعتبار لفظ، مرجع ضمير مفرد و به اعتبار معنا، مرجع ضمير جمع قرار گيرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 28 - 1
1- خداوند به تمامى گفتار و كردار ملائكه و گذشته و حال آنان آگاه است .
يعلم ما بين أيديهم و ما خلفهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 110 - 1،3،6
1- خداوند ، به گفتار آشكار و توطئه ها و اسرار مشركان و كافران حق ستيز آگاه است .
إنّه يعلم الجهر من القول و يعلم ماتكتمون
3- احاطه علمى به گفتار نهان و آشكار آدميان ، در انحصار خداوند است .
إن أدرى . .. إنّه يعلم الجهر من القول
جمله «إنّه. ..» تعليل براى عدم آگاهى پيامبر(صلی الله علیه و آله) از زمان وقوع عذاب است و اين حكايت از انحصار علم براى خدا دارد.
6 - اسرار و توطئه هاى پنهانى انسان ها در قلمرو علم خداوند است .
يعلم ماتكتمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 76 - 1
1 - احاطه علمى خدا به گذشته و آينده انسان ها
يعلم ما بين أيديهم و ما خلفهم
«بين أيدى» كنايه از گذشته و «خلف» كنايه از آينده است; يعنى، خدا گذشته و آينده مردم را مى داند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 51 - 14
14 - آگاهى كامل و همه جانبه خدا به عملكرد انسان ها
إنّى بما تعملون عليم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 92 - 1
1 - غيب و شهود ، در قلمرو علم خداوند
علم الغيب و الشهدة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 19 - 7،8
7 - حكم خداوند مبنى بر كيفر دنيوى و اخروى اشاعه دهندگان فحشا و سخت گيرى نسبت به آنان ، ناشى از علم و آگاهى او به حكمت و پيامد كار ها و رفتار ها است .
إنّ الذين يحبّون أن تشيع الفحشة . .. لهم عذاب أليم فى الدنيا و الأخرة و اللّه ي
برداشت ياد شده بر اساس اين نكته است كه مفعول «يعلم» و «تعلمون» حكمت و پيامد همين حكم باشد; يعنى، شما نمى دانيد كه چرا خداوند تا اين اندازه نسبت به اشاعه فحشا، واكنش سخت نشان مى دهد و حكمت اين سخت گيرى چيست؟ تنها خداوند به آن آگاهى دارد.
8 - علم و آگاهى خداوند به اسرار مردم و جهل آنان به اسرار يكديگر
و اللّه يعلم و أنتم لاتعلمون
برداشت ياد شده براساس اين احتمال است كه مفعول «يعلم» اسرار مردم و علايق آنان باشد; چنان كه تعبير «يحبّون» (دوست دارند)، تأييد كننده همين مطلب است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 21 - 20،22
20 - حضور خدا در زواياى زندگى انسان و آگاهى او بر آشكار و نهان آدمى
ما زكى منكم من أحد أبدًا و لكنّ اللّه يزكّى من يشاء و اللّه سميع عليم
22 - تهديد شدن شايعه سازان و افترا زنندگان ، به اين كه خداوند بر سخنان پنهانى و راز هاى درونى آنان آگاه است .
إنّ الذين جاءو بالإفك . .. و لولا إذ سمعتموه قلتم ما يكون لنا أن نتكلّم بهذا ..
برداشت ياد شده از ارتباط اين آيه با آيات قبل - كه درباره شايعه و ماجراى «افك» بود - به دست آمده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 29 - 4
4 - خداوند به رفتار ، كردار ، نيات و اسرار آدميان آگاه است .
و اللّه يعلم ما تبدون و ما تكتمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 30 - 14
14 - خداوند ، از تمامى حركات و رفتار انسان ها ، آگاه و باخبر است .
إنّ اللّه خبير بما يصنعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 53 - 13
13 - بى گمان خداوند ، به همه رفتار نهان و آشكار آدميان با خبر و آگاه است .
إنّ اللّه خبير بما تعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 63 - 8
8 - خداوند ، به نهان و اسرار درونى انسان آگاه است .
قد يعلم اللّه الذين يتسلّلون منكم لواذًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 58 - 10
10 - خداوند ، بر احوال بندگان و به گناهان آنان ، آگاهى كامل دارد .
و كفى به بذنوب عباده خبيرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 15 - 10
10 - حضور خدا در همه جا و همراه همه كس و نيز آگاهى او نسبت به اعمال و گفته هاى مردمان
إنّا معكم مستمعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 188 - 2
2 - خداوند ، داراى احاطه علمى بر تمامى اعمال و رفتار بندگان
قال ربّى أعلم بما تعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 25 - 6،7
6 - خداوند ، آگاه بر اعمال نهان و آشكار آدميان
و يعلم ما تخفون و ما تعلنون
7 - تنها خداى آگاه به هر آشكار و نهان سزاوار پرستش است ، نه مظاهر طبيعت ( چون خورشيد ، ماه و . . . ) .
يسجدون للشمس . .. ألاّيسجدوا للّه ... و يعلم ما تخفون و ما تعلنون
عبارت «و يعلم ما تخفون. ..» عطف بر «يخرج» و استدلال ديگرى است بر اين كه تنها خداى يگانه سزاوار پرستش است، نه پديده هايى چون خورشيد، ماه و... .
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 65 - 1،5
1 - تنها خداوند يكتا ، آگاه به غيب آسمان ها و زمين
قل لايعلم من فى السموت و الأرض الغيب إلاّ اللّه
5 - زمان برپايى قيامت ، از امور غيبى و علم آن تنها در اختيار خداوند
قل لايعلم . .. الغيب إلاّاللّه و ما يشعرون أيّان يبعثون
از ارتباط «أيّان يبعثون» با «الغيب» استفاده مى شود كه رستاخيز، خود مصداق و نمونه اى از امور غيبى است كه دانش آن تنها در اختيار خدا است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 74 - 1،3،7
1 - خداوند ، آگاه به نيات و انديشه هاى پنهان در سينه هاى مردمان و دانا به گفتار ها و كردار هاى آشكار آنان
و إنّ ربّك ليعلم ما تكنّ صدورهم و ما يعلنون
3 - ربوبيت خدا ، مستلزم آگاهى كامل او از نهان و آشكار خلق
و إنّ ربّك ليعلم
7 - علم خداوند ، به آشكار و نهان آدميان ، هشدارى است به حق ستيزان .
و إنّ ربّك ليعلم ما تكنّ صدورهم و ما يعلنون
با توجه به بُعد هشدارى و تهديدى آيات پيشين، تذكر دادن به علم خداوند مى تواند هشدار ديگرى به مجرمان و حق ستيزان باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 75 - 1
1 - آسمان و زمين ( جهان آفرينش ) ، داراى اسرارى بس مخفى كه تنها براى خداوند آشكار است .
و ما من غائبة فى السماء و الأرض إلاّ فى كتب مبين
«غائبة» به هر امر بسيار مخفى گفته مى شود; زيرا «تاء» در آن براى مبالغه است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 88 - 10
10 - انسان ، موجودى سطحى نگر است ; ولى خداوند آگاه به حقايق نهان كردار او است آن گونه كه به اسرار نهفته هستى آگاهى دارد .
و ترى الجبال تحسبها جامدة . .. إنّه خبير بما تفعلون
در صورتى كه «ترى الجبال. ..» بيانگر اسرار نهفته جهان و سطحى نگرى انسان نسبت به هستى باشد، آيه بالا نشان دهنده علم برتر خدا در قبال سطحى نگرى انسان است و تعبير «إنّه خبير بما تفعلون» مى رساند كه خداوند آگاه به اسرار هستى، از پنهانى ترين كردار آدميان آگاه است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 56 - 8
8 - علم و آگاهى خدا به انسان هاى قابل هدايت و انسان هاى غيرقابل هدايت
و هو أعلم بالمهتدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 69 - 2،4
2 - احاطه علمى خداوند ، به اسرار درون و اعمال و گفته هاى آشكار انسان ها
و ربّك يعلم ما تكنّ صدورهم و ما يعلنون
«إكنان «(مصدر «تكنّ») به معناى پنهان كردن و «إعلان» (مصدر «يعلنون») به معناى آشكار كردن است. بنابراين «ما تكنّ صدورهم»; يعنى، آنچه كه سينه هاى آنان در خود پنهان مى كند و «ما يعلنون»; يعنى، آنچه كه آشكار مى كنند. گفتنى است كه «ما» در «يعلنون» شامل هم گفتار مى شود و هم كردار.
4 - آگاهى همه جانبه به نهان و آشكار مردم ، از شؤون ربوبيت خداوند
و ربّك يعلم ما تكنّ صدورهم و ما يعلنون
تكيه بر وصف ربوبيت به جاى هر اسم يا وصف ديگر، بيانگر مطلب ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 10 - 17
17 - علم و آگاهى خداوند به اسرار نهفته در سينه هاى انسان ها ، برتر از آگاهى خود آنان است .
أَوَ ليس اللّه بأعلم بما فى صدور العلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 23 - 18
18 - خداوند ، بر اَعمال و زواياى قلب و انديشه آدميان آگاهى دارد .
إنّ اللّه عليم بذات الصدور
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - سجده - 32 - 6 - 1،2،3،9
1 - خداوند ، به همه حقايق پنهان و آشكار جهان ، آگاه است .
ذلك علم الغيب و الشهدة
مشاراليه «ذلك» خداوندى است كه از او در آيات پيش با چندين صفت ياد شده است.
2 - خداوندِ خالق عالم و مدبر امور آن ، آگاه به غيب و شهود است .
اللّه الذى خلق السموت و الأرض . .. يدبّر الأمر ... ذلك علم الغيب و الشهدة
3 - غيب و شهود و نهان و آشكار ، در پيشگاه خداوند مساوى است .
علم الغيب و الشهدة
9 - « عن أبى عبداللّه ( ع ) فى قول اللّه عزّوجلّ : « عالم الغيب و الشهادة » . فقال : الغيب ، ما لم يكن و الشهادة ، ما قد كان ;
از امام صادق(ع) درباره اين سخن خداوند عزّوجلّ: «عالم الغيب و الشهادة» روايت شده كه گفت: غيب چيزى است كه هنوز واقع نشده و شهادت، چيزى است كه محقق گشته است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 54 - 1،4
1 - خداوند ، بر هر چه كه انسان ها آن را آشكار كنند و يا پنهان كنند ، آگاه است .
إن تبدوا شيئًا أو تخفوه فإنّ اللّه كان بكلّ شىء عليمًا
4 - آگاهى خداوند به آنچه انسان ها آن را آشكار مى كنند و يا پوشيده مى دارند ، برخاسته از علم وسيع و گسترده الهى به كائنات است .
إن تبدوا شيئًا أو تخفوه فإنّ اللّه كان بكلّ شىء عليمًا
تكرار «شىء» در كلام كه، اوّلى مربوط به احوال انسان و دومى دال بر همه چيز است، اين نكته را مى رساند كه علم به آن اوّلى، جزيى از علم به همه كائنات است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 2 - 6
6 - آگاهى خداوند از مردگان و اجزاى آنان كه در دل زمين قرار مى گيرند .
يعلم ما يلج فى الأرض
احتمال دارد به قرينه اين كه در آيه بعد سخن از انكار و وقوع قيامت است، مراد از «ما يلج» مردگان و يا اجزاى متلاشى شده آنان
باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 3 - 12،14
12 - خبر وقوع قطعى قيامت ، خبرى غيبى و در اختيار خدا است .
قل بلى . .. لتأتينّكم علم الغيب
14 - ربوبيت خداوند ، مقتضى داشتن علم غيب و احاطه علمى بر همه موجودات
و ربّى . .. علم الغيب لايعزب عنه مثقال ذرّة ... و لا أصغر من ذلك و لا أكبر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 11 - 8
8 - علم و آگاهى خداوند ، از تمامى كارهايى كه انسان ها انجام مى دهند .
إنّى بما تعملون بصير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 48 - 3
3 - ربوبيت خداوند ، مقتضى آگاهى همه جانبه او از غيب و نهان ها است .
إنّ ربّى . .. علّ-م الغيوب
«علاّم الغيوب»، خبر مبتداى محذوفى مثل «هو» است كه مرجع آن «ربّى» است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 38 - 1،5
1 - خداوند ، به حقايق پنهانى آسمان ها و زمين آگاه است .
إنّ اللّه علم غيب السموت و الأرض
5 - خداوند ، به نيت ها و راز هاى دل آدميان آگاه است .
إنّه عليم بذات الصدور
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 76 - 5
5 - همه حركت ها و رفتار هاى انسان - در نهان و آشكار - در قلمرو علم خداوند است .
نعلم ما يسرّون و ما يعلنون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 7 - 18
18 - خداوند ، از نيات و باطن انسان ها آگاه است .
إنّه عليم بذات الصدور
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 46 - 7،10
7 - خداوند ، آگاه به امور « نهان و آشكار » و « غيب و شهود »
علم الغيب و الشهدة
10 - مقتضاى الوهيت حق ( اللّه ) ، توانايى او بر خلق و آگاهى كامل او از غيب و شهود است .
قل اللّهمّ فاطر السموت و الأرض علم الغيب و الشهدة
يادآورى وصف توانايى و آگاهى خداوند، پس از آمدن نام مقدس او (اللّه)، بيانگر مطلب بالا است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 16 - 2
2 - همه چيز انسان ( گفتار ، رفتار و انگيزه هاى او ) در قيامت ، در قلمرو علم و آگاهى خداوند قرار دارد .
لايخفى على اللّه منهم شىء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 19 - 3
3 - آگاهى خداوند به اسرار پنهان شده در سينه ها
يعلم . .. ما تخفى الصدور
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 44 - 10
10 - خداوند ، به تمامى امور بندگانش بصيرت و آگاهى كامل دارد .
إنّ اللّه بصير بالعباد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 40 - 2
2 - هيچ چيز از ديد خدا پنهان نمى ماند ، حتى انگيزه ها و انديشه هاى درونى انسان
إنّ الذين يلحدون . .. لا يخفون علينا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 50 - 17
17 - اطلاع دقيق خداوند ، از هر گونه عملكرد آدمى
فلننبّئنّ الذين كفروا بما عملوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 54 - 9
9 - خداوند ، آگاه به همه امور حتى به گرايش هاى قلبى و درونى انسان ها
ألا إنّهم فى مرية من لقاء ربّهم ألا إنّه بكلّ شىء محيط
ذكر احاطه علمى بر تمامى پديده هاى هستى، در پى بيان ترديد درونى مشركان در حقانيت معاد، مى تواند بيانگر برداشت بالا باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 24 - 16
16 - خداوند ، داراى آگاهى كامل نسبت به اسرار نهفته سينه ها
إنّه عليم بذات الصدور
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 25 - 8
8 - خداوند ، آگاه و دانا به تمامى افعال بندگان خويش
و هوالذى . .. و يعلم ما تفعلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 80 - 4
4 - خداوند ، آگاه به هر سرّ و شنونده هر نجوا
أم يحسبون أنّا لانسمع سرّهم و نجويهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 20 - 16
16- آگاهى كامل خداوند از عكس العمل درونى انسان ها ، در برابر فرمان جهاد و تكاليف دين *
و اللّه يعلم متقلّبكم و مثويكم . و يقول الذين ءامنوا لولا نزّلت ... رأيت الذين
از ارتباط اين آيه با جمله پايانى آيه قبل (و اللّه يعلم متقلّبكم و مثواكم)، مطلب بالا قابل برداشت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 26 - 12
12- آگاهى خداوند ، از توطئه ها و كار هاى پنهانى عناصر سست ايمان و منافق
و اللّه يعلم إسرارهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 27 - 3
3- كيفر سخت منافقان به هنگام مرگ ، براساس علم الهى به نهان كارى هاى خائنانه آنان
و اللّه يعلم إسرارهم . فكيف إذا توفّتهم الملئكة
از ارتباط عبارت «فكيف إذا. ..» - كه بيانگر كيفر سخت منافقان است - با ذيل آيه قبل (واللّه يعلم إسرارهم) استفاده مى شود كه علم و آگاهى خداوند، پشتوانه كيفر منافقان به هنگام مرگ شان، خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 12 - 4
4 - اخبار خداوند از تصورات درونى اعراب متخلّف ، نشانه اى از علم عميق او به كردار بندگان
بل كان اللّه بماتعملون خبيرًا . بل ظننتم أن لن ينقلب الرسول
از ارتباط اين آيه با ذيل آيه قبل، مطلب بالا برداشت مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 18 - 7
7 - خداوند ، آگاه از خلوص و صداقت باطنى مؤمنان در بيعت رضوان
لقد رضى اللّه . .. فعلم ما فى قلوبهم
مراد از «ما» در «ما فى قلوبهم» - به قرينه «رضى اللّه. ..» مى تواند صداقت و خلوص مؤمنان باشد; زيرا اين امور است كه رضايت و خشنودى را در پى دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 27 - 13
13- خداوند ، آگاه بر حقايق مخفى و پنهان از خلق
فعلم ما لم تعلموا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - حجرات - 49 - 16 - 3
3 - خداوند ، آگاه به ضمير آدميان و بى نياز از اظهار و اعلام آنان
قل أتعلّمون اللّه بدينكم و اللّه يعلم ما فى السموت و ما فى الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - حجرات - 49 - 18 - 1
1 - خداوند ، آگاه به اسرار نهفته ( غيب ) آسمان ها و زمين
إنّ اللّه يعلم غيب السموت و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 16 - 1
1- خداوند ، خالق انسان و آگاه به وسوسه هاى نفسانى وى
و لقد خلقنا الإنسن و نعلم ما توسوس به نفسه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 32 - 16
16 - مخفى ترين دوره رشد و پيدايش انسان ( دوره جنين ) ، آشكار و نمايان در پيشگاه خداوند
هو أعلم بكم . .. و إذ أنتم أجنّة فى بطون أُمّهتكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 58 - 5
5 - تحقق قيامت و علم به لحظه وقوع آن ، تنها در حيطه قدرت و علم الهى است .
ليس لها من دون اللّه كاشفة
برخى از مفسران بر آنند كه مراد از «كاشفة»، پرده برداشتن از لحظه وقوع قيامت و تحقق ساختن و آشكار نمودن صحنه هاى آن است. برداشت بالا بر پايه اين احتمال مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 27 - 8
8 - اخبار الهى از برخورد هاى توطئه آميز و مخفيانه قوم ثمود ، در برابر معجزه الهى *
فارتقبهم
با توجه به اين كه در واژه «فارتقب» ريزنگرى و نظارت دقيق نهفته است، احتمال مى رود اين فرمان، در مقام بيان حركت هاى مرموز قوم ثمود در برابر معجزه اى باشد كه براى آنان عطا خواهد شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 6 - 3
3 - خداوند ، به اسرار نهان در درون سينه ها آگاهى كامل دارد .
و هو عليم بذات الصدور
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 10 - 24
24 - خداوند ، به تمامى اعمال مؤمنان آگاه است .
و اللّه بما تعملون خبير
خطاب در آيه شريفه، متوجه مؤمنان است و مفهوم «ما» در «بما تعملون» عام و دربرگيرنده همه اعمال مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - مجادله - 58 - 1 - 8
8 - خداوند ، همه گفتوگو ها و سخنان محرمانه انسان ها را مى شنود و بر آنها آگاهى دارد .
قد سمع اللّه . .. إنّ اللّه سميع بصير
برداشت ياد شده، به خاطر اين نكته است كه جمله «إنّ اللّه. ..» در مقام تعليل مى باشد و اين تعليل، تعميم دهنده حكم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - مجادله - 58 - 3 - 8
8 - خداوند ، به تمامى آنچه مردم انجام مى دهند ، آگاهى كامل دارد .
و اللّه بما تعملون خبير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - مجادله - 58 - 7 - 4،10
4 - گفتوگو هاى محرمانه هيچ جمع نجواكننده اى ، بر خداوند پوشيده نيست .
ما يكون من نجوى . .. إلاّ هو معهم أين ما كانوا
10 - خداوند ، گفتوگو هاى محرمانه نجواكنندگان را ، در قيامت به آنان خبر خواهد داد .
ثمّ ينبّئهم بما عملوا يوم القيمة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - مجادله - 58 - 11 - 15
15 - خداوند ، به تمامى اعمال بندگانش آگاهى كامل دارد .
و اللّه بما تعملون خبير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - مجادله - 58 - 13 - 13
13 - خداوند ، به تمامى اعمال مردمان آگاهى كامل دارد .
و اللّه خبير بما تعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 18 - 14
14 - خداوند ، داراى آگاهى ژرف و همه جانبه نسبت به اعمال آدميان
إنّ اللّه خبير بما تعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 22 - 3،8
3 - خداى يگانه ، آگاه به تمامى غيب و شهود ( پنهان و آشكار )
علم الغيب و الشهدة
8 - پرتوافكنى رحمت الهى بر خلق ، متكى به آگاهى او از غيب و شهود *
علم الغيب و الشهدة هو الرحمن الرحيم
وصف «عالم الغيب . ..» قبل از «الرحمان الرحيم»، مى تواند نظر به پشتوانه رحمت الهى داشته باشد; زيرا در صورت جهل، چه بسا به جاى رحمت، نقمت صورت گيرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ممتحنه - 60 - 1 - 18
18 - خداوند ، آگاه به اعمال پنهانى و آشكار آدميان
و أنا أعلم بما أخفيتم و ما أعلنتم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جمعه - 62 - 8 - 4
4 - خداوند ، عالم به غيب و شهود هستى است .
إلى علم الغيب و الشهدة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تغابن - 64 - 4 - 3،4،5،6
3 - خداوند ، به تمامى حركت ها و رفتار هاى نهانى و آشكاراى انسان ها آگاه است .
و يعلم ما تسرّون و ما تعلنون
4 - خداوند ، به راز ها و اسرار نهفته در سينه ها آگاهى كامل دارد .
و اللّه عليم بذات الصدور
5 - علم خداوند ، مطلق و فراگير همه ذرّات نهان و آشكار جهانِ هستى است .
يعلم ما فى السموت . .. و ما تعلنون و اللّه عليم بذات الصدور
يادآورى آگاهى خداوند از موجودات آسمان ها و زمين و نيز رفتارهاى نهانى و آشكارا و رازهاى دل بشر، اشاره به علم مطلق و فراگير خداوند است.
6 - آگاهى و عقيده به علم همه جانبه خداوند به جهان و انسان ، بازدارنده انسان ها از نافرمانى و گناه
يعلم ما فى السموت . .. و ما تعلنون واللّه عليم بذات الصدور
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تغابن - 64 - 7 - 8
8 - آفريدن جهان و آگاهى از پديده هاى آن و اسرار نهفته در دل آدميان ، نشانه آسان بودن آفرينش مجدد انسان ها از جانب خداوند
خلق السموت . .. و اللّه عليم بذات الصدور ... و ربّى لتبعثنّ ... و ذلك على اللّه
مطلب ياد شده، از ذكر آفرينش جهان به قدرت خداوند و آگاهى همه جانبه او در آغاز و سپس ياد كردن آسانى برپايى قيامت براى او، به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تغابن - 64 - 8 - 6
6 - خداوند ، از تمامى رفتار ها و كردار هاى آدميان با خبر است .
و اللّه بما تعملون خبير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تغابن - 64 - 11 - 7،8
7 - علم خداوند ، مطلق و همه جانبه است .
و اللّه بكلّ شىء عليم
8 - آگاهى و ايمان مؤمنان به علم همه جانبه خداوند ، مايه تحمل مصيبت ها و پايدارى در برابر مشكلات است .
ما أصاب من مصيبة إلاّ بإذن اللّه . .. و اللّه بكلّ شىء عليم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تغابن - 64 - 18 - 2
2 - خداوند ، آگاه از غيب و شهود و دانا به تمامى امور نهان و آشكار جهان است .
علم الغيب و الشهده
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تحريم - 66 - 3 - 9،11
9 - هيچ كس ، جز خداوند ، از افشا شدن راز پيامبر (صلی الله علیه و آله) از سوى همسرش ( حفصه ) آگاه نبود .
قالت من أنباك هذا قال نبّأنى العليم الخبير
از اين كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) آگاهى خود را از ناحيه خداوند دانسته است، مى توان به مطلب ياد شده پى برد.
11 - خداوند ، به راز دل آدميان و سخنان درگوشى و پنهانى آنان آگاه و باخبر است .
و إذ أسرّ النبىّ إلى بعض أزوجه . .. و أظهره اللّه عليه ... قال نبّأنى العليم الخ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - ملك - 67 - 13 - 1،2،3،4،5
1 - خداوند ، به تمامى گفته هاى پنهانى و آشكار آدميان آگاهى كامل دارد .
و أسرّوا قولكم أو اجهروا به إنّه عليم
توصيف خداوند با صيغه مبالغه «عليم»، مى تواند بيانگر كثرت و كمال علم او باشد.
2 - هيچ چيز ، از نظر خداوند پنهان نبوده و علم او به همه پديده هاى نهان و آشكار جهان يكسان است .
و أسرّوا قولكم أو اجهروا به إنّه عليم
«أو» در اين آيه، براى تساوى است; يعنى، پديده هاى جهان - چه در نهان باشند و چه آشكارا - براى خداوند مساوى است و همه به طور يكسان در قلمرو علم او قرار دارند.
3 - آگاهى خداوند از تمامى توطئه هاى نهان و آشكار كافران
و أسرّوا قولكم أو اجهروا به إنّه عليم
4 - خداوند ، به نيت ها ، راز دل ها و ضمير آدميان ، آگاهى كامل دارد .
إنّه عليم بذات الصدور
5 - آگاهى كامل خداوند به راز دل ها و ضمير آدميان ، دليل احاطه كامل او بر تمامى گفته ها و توطئه هاى نهان و آشكار كافران است .
و أسرّوا قولكم أو اجهروا به إنّه عليم بذات الصدور
برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه جمله «إنّه عليم. ..»، در مقام تعليل براى عبارت «و أسرّوا قولكم أو اجهروا» است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - ملك - 67 - 14 - 1
1 - خداوند ، آگاه به تمامى آفريده هاى خويش است .
ألا يعلم من خلق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - ملك - 67 - 15 - 6
6 - آفرينش زمين و بستر مناسب بودن آن براى حركت و روزى انسان ها ، جلوه علم و آگاهى خداوند بر احوال نهان و آشكار انسان ها
إنّه عليم بذات الصدور . .. هو الذى جعل لكم الأرض ذلولاً ... و كلوا من رزقه
برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه آيه شريفه، درصدد تبيين چگونگى علم خداوند بر احوال و ضمير انسان ها است كه در دو آيه قبل، از آن سخن به ميان آمده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 49 - 1،2
1 - آگاهى كامل خداوند ، از ايمان يا كفر انسان ها
و إنّا لنعلم أنّ منكم مكذّبين
2 - خداوند ، آگاه به نهان انسان ها و اسرار درونى آنان
و إنّا لنعلم أنّ منكم مكذّبين
برداشت ياد شده، به سبب اين نكته است كه ايمان و كفر، از امور نهانى و از اسرار درونى انسان ها است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جن - 72 - 26 - 1،4
1 - خداوند ، آگاه به تمام حقايق غيبى و امور پنهانى
علم الغيب
4 - « فقال أبوجعفر ( ع ) : . . .و أمّا قوله « عالم الغيب » فإنّ اللّه عزّوجلّ عالمٌ بما غاب عن خلقه فيما يقدّر من شىء و يَقضِيه فى
علمه قبل أن يخلقَه و قبل أن يُفْضِيَه إلى الملائكة ;
امام باقر(ع) فرمود: اما [معناى] سخن خداوند: «عالم الغيب» [اين است] خداى عزّوجلّ عالم است به آنچه از مخلوقاتش پنهان مى باشد. چيزى را كه مقدر فرموده و در علم خود گذرانده است; قبل از اين كه آن چيز را بيافريند و قبل از اين كه آن را به ملائكه برساند».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جن - 72 - 28 - 6
6 - خداوند ، به تعداد و آمار همه پديده هاى هستى آگاه است .
و أحصى كلّ شىء عددًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مزمل - 73 - 20 - 2
2 - آگاهى كامل خداوند ، از تمامى حركات و رفتار هاى انسان ها
يعلم أنّك تقوم أدنى من ثلثى الّيل . .. علم أن سيكون منكم مرضى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انشقاق - 84 - 23 - 3
3 - آگاهى خداوند ، به اسرار درونى و نيت هاى انسان
و اللّه أعلم بما يوعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - اعلى - 87 - 7 - 7،9،11
7 - خداوند ، به تمام آنچه آشكار است و يا همواره مستور مى ماند ، آگاه است .
إنّه يعلم الجهر و ما يخفى
فعل مضارع در «مايخفى» - به قرينه آن با كلمه «الجهر» - دلالت بر تجدد و استمرار خفا دارد و مى رساند كه مراد از «مايخفى»، چيزهايى است كه مخفى شدن اقتضاى طبيعت آن باشد.
9 - آگاهى خداوند از آشكار و نهان ، پشتوانه نفوذ مشيت خداوند در پيدايش و زوال آموخته هاى انسان
سنقرئك فلاتنسى . إلاّ ما شاء اللّه إنّه يعلم الجهر و ما يخفى
11 - علم خداوند به آشكار و نهان ، توجيه كننده مشيت او درباره محو يا ابقاى معارف در ذهن پيامبر (صلی الله علیه و آله)
فلاتنسى . إلاّ ما شاء اللّه إنّه يعلم الجهر و ما يخفى
جمله «إنّه يعلم. ..»، تعليل براى «شاء اللّه» و بيانگر اين است كه اگر خداوند براى پيامبر(صلی الله علیه و آله)، نسيان آيه اى را بخواهد و آن را از صفحه خاطر آن حضرت محو سازد; دليلى عالمانه داشته و بر پايه علم مطلق خود به هر نهان و آشكار، چنين اراده اى كرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بلد - 90 - 7 - 7
7 - كمك هاى مالى به مردم - هر چه باشد - از ديد خداوند مخفى نمانده و محاسبه خواهد شد .
يقول أهلكت مالاً لبداً . أيحسب أن لم يره أحد
در برداشت ياد شده، مفروض اين است كه گوينده «أهلكت . ..» اهل انفاق بوده; ولى بر تعبير «أهلكت» توبيخ شده است. به اين بيان كه انفاق گران، نبايد مال خود را تلف شده بدانند; زيرا انفاق ها از نظر خداوند مخفى نمى ماند. البته اين افراد نبايد به همين مقدار اكتفا كنند; بلكه براى قرار گرفتن در زمره «أصحاب الميمنة» بايد به عقبه هايى گام نهند كه آيات بعد گوياى آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بلد - 90 - 8 - 5
5 - خداوند ، بر تمام ديدنى ها آگاه است .
ألم نجعل له عينين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بلد - 90 - 9 - 3
3 - خداوند به تمامى دانسته ها ، نيت ها و افكار انسان ، دانا است .
أيحسب أن لم يره أحد . ألم نجعل له ... و لسانًا و شفتين
تكيه بر ابزار سخن گفتن، در پاسخ كسى كه از آگاهى خداوند غافل است، بيانگر اين نكته است كه چون زبان و لب ها - كه انسان با آن معلومات و منويات خود را به ديگران انتقال مى دهد - آفريده خداوند است. پس نمى توان او را از ضمير انسان ناآگاه دانست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عاديات - 100 - 11 - 1،2
1 - خداوند ، داراى آگاهى دقيق به انسان ها و افكار و كردار آنان است .
إنّ ربّهم بهم يومئذ لخبير
«خبير»، از ريشه «خُبْر» (دانستن درون و پنهان) يا «خِبْرة» (دانستن ظاهر و باطن) است. (تاج العروس)
2 - قيامت ، روز پى بردن همگان به آگاهى دقيق خداوند از اسرار درونى ايشان
يومئذ
تعبير «يومئذ» قيامت را زمان علم خداوند، قرار داده و درباره علم او در دنيا، بيانى ندارد و از آن جا كه علم الهى ازلى و ابدى است، اختصاص يافتن آن به قيامت، ناظر به قابل انكار نبودن آن است; يعنى، گرچه در دنيا برخى به علم او معترف نيستند; ولى در قيامت، آنان نيز به اين حقيقت پى خواهند برد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 79 - 14
14- خضر ( ع ) از برخى حوادث آينده ، آگاه بود و در برابر آن احساس مسؤوليت مى كرد .
و كان وراءهم ملك يأخذ كلّ سفينة غصبًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 82 - 20
20- آگاهى خضر ( ع ) بر اسرار و حقايق امور عالم و نيز اطلاع او بر اراده خداوند در باره آنها ، نمودى از علم لدنى وى بود .
و علّمنه من لدنّا علمًا . رحمة من ربّك و ما فعلته عن أمرى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جن - 72 - 27 - 1،2،3
1 - خداوند هيچ كس را - جز كسانى كه از آنان راضى و خشنود باشد ( رسولان ) - از علم غيب خود آگاه نمى سازد .
إلاّ من ارتضى من رسول
«من» - در «من رسول» - براى تبيين «من ارتضى» است.
2 - امكان آگاه شدن رسولان الهى ، از علم غيب و امور پنهانى به وسيله وحى و الهام خداوند
فلايظهر على غيبه أحدًا . إلاّ من ارتضى من رسول
3 - امكان آگاهى رسولان الهى از زمان برپايى قيامت و نزول عذاب بر كافران ، به وسيله وحى و الهام خداوند
قل إن أدرى أقريب ما توعدون . .. إلاّ من ارتضى من رسول
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 33 - 9
9- عيسى ( ع ) به برخى از حوادث آينده خويش آگاه بود .
والسلم علىّ . .. يوم أموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 179 - 19
19 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، آگاه به پاكان و ناپاكان ( مؤمن و منافق ) امّت خويش ، از طريق علم به غيب
و ما كان اللّه . .. و لكنّ اللّه يجتبى من رسله من يشاء
مراد از «من رسله» - چه برخى از رسولان باشند و چه تمامى آنان - قطعاً پيامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) از جمله آنان خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 24 - 7
7 - پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) هم اكنون شاهد سرنوشت ذلتبار مشركان در قيامت*
انظر كيف كذبوا على أنفسهم و ضل عنهم ما كانوا يفترون
فعل «انظر» خطاب به پيامبر(صلی الله علیه و آله) است. توجه به گزينش اين مخاطب ويژه، اين احتمال را كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) در دنيا نيز با چشم ملكوتى خود شاهد صحنه هاى قيامت هستند، تقويت مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 188 - 7،9،10
7 - برخى از مردم عصر بعثت ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) را به امور غيبى آگاه مى پنداشتند .
لو كنت أعلم الغيب لاستكثرت من الخير
9 - عدم دستيابى پيامبر (صلی الله علیه و آله) به منافع بسيار و بروز مشكلات و سختى ها در زندگانى وى ، نشانه آگاه نبودنش به غيب ها و امور نهانى است .
و لو كنت أعلم الغيب لاستكثرت من الخير
«استكثار» (مصدر استكثرت) هنگامى كه پس از آن «من» آورده شود، به معناى زياد برداشت كردن و فراوان به دست آوردن است. بنابراين «استكثرت من الخير»، يعنى منافع بسيارى را برداشت مى كردم و به دست مى آوردم.
10 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) از جانب خدا مأمور بود تا وابسته بودن توانش را به مشيت خدا و آگاه نبودنش را به امور غيبى به مردم اعلام كند .
قل لاأملك . .. و لو كنت أعلم الغيب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 94 - 4،12
4 - اطلاع يافتن پيامبر (صلی الله علیه و آله) از آينده و امور غيبى ، توسط وحى
يعتذرون إليكم إذا رجعتم
12 - آگاهى پيامبر (صلی الله علیه و آله) به اعمال نهانى متخلفان ، در پرتو وحى و هدايت الهى
و سيرى اللّه عملكم و رسوله
از اينكه رؤيت تنها به خدا و رسول نسبت داده شده، استفاده مى شود كه ممكن است اعمال متخلفان بر ديگران مخفى باشد. گفتنى است كه فاصله شدن «عملكم» ميان «اللّه» و «رسوله» ممكن است اشاره به اين باشد كه علم پيامبر(صلی الله علیه و آله) در طول علم خدا و در پرتو آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 86 - 2
2 - پيامبران الهى ، بى خبر از نبوت خويش پيش از مبعوث شدن .
و ما كنت ترجوا أن يلقى إليك الكتب
جايى كه پيامبراسلام(صلی الله علیه و آله) پيش از بعثت خويش، از آن هيچ گونه اطلاعى نداشته باشد و حتى گمان آن نيز در ذهنش جوانه نزند; به طريق اولى پيامبران ديگر نيز چنين خواهند بود. بنابراين با القاى خصوصيت از پيامبر(صلی الله علیه و آله)، مطلب ياد شده را مى توان درباره همه پيامبران تعميم داد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 9 - 5
5- اطلاع از آينده و سرنوشت فرد فرد بشر ، خارج از قلمرو رسالت و مسؤوليت پيامبر (صلی الله علیه و آله)
قل . .. و ما أدرى ما يفعل بى و لا بكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - تكوير - 81 - 24 - 6
6 - آگاهى پيامبر (صلی الله علیه و آله) به غيب
و ما هو على الغيب بضنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 65 - 2
2 - لزوم برخوردارى معبود ، از علم مطلق و آگاهى به نهانى ترين امور هستى
قل لايعلم من فى السموت و الأرض الغيب إلاّاللّه
اين بخش از آيات، در مقام اثبات توحيد و رد شرك است و در اين راستا است كه علم مطلق الهى مطرح و به انسان يادآورى شده است كه اين علم فقط در اختيار خداوند مى باشد و نه غير او; پس غير او شايسته براى پرستش نيست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 22 - 4
4 - آگاهى مطلق به غيب و شهود ، لازمه مقام الوهيت و خداوندگارى است .
هو اللّه الذى لا إله إلاّ هو علم الغيب و الشهدة
توصيف «اللّه» به «عالم الغيب و الشهادة»، بيان بالا را افاده مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 30 - 7
7 - فرشتگان مطمئن به فسادگرى و خونريزى انسان ، پيش از آفرينش وى
قالوا أتجعل فيها من يفسد فيها و يسفك الدماء
«سفك» (مصدر يسفك) به معناى ريختن است و «من . .. يسفك الدماء» (كسى كه ... خونها خواهد ريخت) كنايه از كشتارهاى فراوان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 8 - 6
6 - اطلاعات و اخبار غيبى مربوط به اهل زمين ، در اختيار فرشتگان آسمان قرار دارد .
لايسّمّعون إلى الملإالأعلى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 81 - 5
5 - موسى ( ع ) ، از پيش بر پيروزى خود و شكست ساحران و ابطال سحرشان ، اطمينان داشت .
قال موسى ما جئتم به السحر إن اللّه سيبطله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 102 - 1
1- تذكر موسى ( ع ) به آگاهى و اعتقاد درونى فرعون به حقانيت معجزات او على رغم سحر خواندن آنها
إنى لأظنّك يموسى مسحورًا . قال لقد علمت ما أنزل هؤلاء إلاّ ربّ السموت و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 74 - 7،8
7- موسى ( ع ) ، از برخى امور غيبى ، آگاه بود .
أقتلت نفسًا زكيّة بغير نفس
آگاهى موسى(ع) از قاتل نبودن نوجوان مقتول، ممكن است از علوم غيبى آن حضرت باشد.
8- موسى ( ع ) نسبت به اَعمال ناروا و خلاف شرع حساسيت شديدى داشت .
قال أقتلت نفسًا زكيّة بغير نفس
اعتراض موسى به خضر(ع) على رغم قول و قرارهاى قبلى، نشان از آن دارد كه موسى(ع) به قدرى در اين مسائل حساسيّت داشت كه تحت تأثير آن، عهد و قرار خود را نيز فراموش كرده و يا آن را ناديده گرفت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 78 - 7
7- علمى كه موسى ( ع ) در پى آموختن آن از خضر ( ع ) بود ، علم تأويل و تحليل حوادث و شناخت حقايق پشت پرده رخداد ها بود .
هل أتّبعك على أن تعلّمن ممّا علّمت . .. سأنبّئك بتأويل ما لم تستطع عليه صبرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 62 - 11،12،13
11 - خداوند نوح ( ع ) رابه حقايقى پوشيده بر مردم آگاه ساخت .
و أعلم من اللّه ما لاتعلمون
من در «من اللّه» مى تواند براى ابتداى غايت باشد. در اين صورت «أعلم من اللّه ... » يعنى علم من از جانب خداست و خدا مرا به حقايقى آشنا كرده است. و نيز مى تواند «من اللّه» به معناى «درباره خدا» باشد. يعنى من حقايقى را درباره خدا و صفات او مى دانم كه شما نمى دانيد. برداشت فوق بر اساس احتمال اول است.
12 - نوح ( ع ) ، آگاه به حقايقى پوشيده از مردم درباره خداوند
و أعلم من اللّه ما لاتعلمون
برداشت فوق بر اين اساس است كه «من اللّه» به معناى «درباره خدا» باشد.
13 - آگاهى نوح ( ع ) به حقايقى از جانب خدا ، از عوامل پايدارى وى در تبليغ رسالت هاى الهى و خيرخواهى خالصانه براى مردم
أبلغكم رسلت ربى و أنصح لكم و أعلم من اللّه ما لاتعلمون
به نظر مى رسد جمله «أعلم من اللّه . .. » به منزله تعليلى باشد براى «أبلغكم» و «أنصح لكم». يعنى آگاه بودن من بر حقايقى پوشيده بر شما مرا در ابلاغ رسالتهاى الهى پايدار مى سازد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 86 - 12
12- يعقوب ( ع ) حقايقى را درباره خدا و صفات او مى دانست كه بر ديگران پوشيده و مستور بود .
و أعلم من الله ما لاتعلمون
برداشت فوق ، بر اين اساس است كه «من الله» به معناى درباره خدا باشد. بر اين اساس مراد از «ما لاتعلمون» صفات و ويژگيهاى خداوند است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 95 - 3
3- يعقوب ( ع ) در طول فراق يوسف ( ع ) همواره به زنده بودن او اعتقاد داشت و آن را براى اطرافيانش اظهار مى كرد .
قال أبوهم إنى لأجد ريح يوسف . .. قالوا تالله إنك لفى ضللك القديم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 96 - 9،10،12،13
9- يعقوب ( ع ) پيش از دريافت بشارت به حيات يوسف ( ع ) ، به زنده بودن او اطمينان داشت .
ألم أقل لكم إنى أعلم من الله ما لاتعلمون
«من الله» مى تواند به معناى «ازناحيه خدا» باشد و نيز مى تواند به معناى «درباره خدا» باشد. براساس معناى اول، مراد از «ما لاتعلمون» - به مناسبت مورد - زنده بودن يوسف(ع) ، ديدار او و ... مى باشد.
10- يعقوب ( ع ) برخلاف فرزندانش ، به سپرى شدن دوران فراقش از يوسف ( ع ) اطمينان داشت .
ألم أقل لكم إنى أعلم من الله ما لاتعلمون
12- آگاهى يعقوب ( ع ) به حيات يوسف ( ع ) و وصال او ، دانشى بود كه از ناحيه خداوند به آن حضرت افاضه شده بود .
ألم أقل لكم إنى أعلم من الله ما لاتعلمون
13- يعقوب ( ع ) حقايقى را درباره خدا و صفات او مى دانست كه بر ديگران پوشيده و مستور بود .
ألم أقل لكم إنى أعلم من الله ما لاتعلمون
برداشت فوق بر اين اساس است كه «من الله» به معناى «درباره خدا» باشد. بر اين اساس مقصود از «ما لاتعلمون» صفات و ويژگيهاى خداوند است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 37 - 4،5،7،9،10
4- يوسف ( ع ) ، از علم غيب برخوردار بود .
قال لايأتيكما طعام ترزقانه إلاّ نبّأتكما بتأويله
ضمير در «بتأويله» محتمل است به «طعام» باز گردد ، و ممكن است مراد از آن رؤياى هر يك از هم بندان يوسف(ع) باشد. بر اساس احتمال نخست ، جمله «قال لايأتيكما ...» حاكى از اين است كه يوسف(ع) ، از غيب مطلع بوده است.
5- يوسف ( ع ) ، بهره مندى خويش از علم غيب را براى هم بندان زندانيش فاش ساخت .
ذلكما مما علمنى ربى
7- يوسف ( ع ) ، پيش از آوردن غذا براى زندانيان ، نوع و خصوصيات آن را براى ايشان بيان كرد .
قال لايأتيكما طعام ترزقانه إلاّ نبّأتكما بتأويله قبل أن يأتيكما
بر اين اساس كه ضمير در «تأويله» به «طعام» باز گردد، جمله «قال لايأتيكما. ..» چنين معنا مى شود: يوسف(ع) گفت: «پيش از آنكه غذايى كه به شما اعطا مى شود، برايتان حاضر گردد، تأويل آن غذا را براى شما بيان كرده ام «مراد از تأويل طعام، ماهيت نوع خصوصيات و نتيجه آن مى باشد.
9- خداوند ، آموزنده علم غيب به يوسف ( ع )
ذلكما مما علمنى ربى
10- آگاهى يوسف ( ع ) به غيب و توان او بر تعبير رؤياها ، تنها بخشى از دانش موهبتى خداوند به يوسف ( ع ) بود .
ذلكما مما علمنى ربى
«من» در «مما» مى تواند براى تبعيض باشد و محتمل است بيانگر نوع و جنس باشد. برداشت فوق ، بر اساس احتمال نخست است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 41 - 9
9- اطلاع يوسف ( ع ) از آينده و آگاهى او به غيب
قضى الأمر الذى فيه تستفتيان
مفاد «قضى الأمر . ..» تأويل و تفسير رؤياى هم بندان يوسف نيست ; بلكه بيان حقيقتى است كه آن حضرت در حاشيه تأويل رؤيا بيان داشت و اين نشان دهنده آن است كه آن حضرت علاوه بر تعبير رؤيا ، به امورى از آينده نيز آگاه بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 93 - 6
6- آگاهى يوسف ( ع ) از غيب و اطلاع او بر حوادثى از آينده
فألقوه على وجه أبى يأت بصيرًا
تأثير پيراهن يوسف(ع) بر چشمان يعقوب(ع) و بينا شدن آنها ، از امور غيبى است و يوسف(ع) از آن آگاه بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 78 - 3
3 - غفلت و بى توجّهى منافقان به علم غيب و آگاهى گسترده خدا نسبت به اسرار و سخنان پنهانى ، عامل گرايش آنان به تخلف از وظايف خود در برابر خدا
بما أخلفوا اللّه ما وعدوه . .. ألم يعلموا أن اللّه يعلم ... و أن اللّه علّم الغي
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 75 - 1
1 - آسمان و زمين ( جهان آفرينش ) ، داراى اسرارى بس مخفى كه تنها براى خداوند آشكار است .
و ما من غائبة فى السماء و الأرض إلاّ فى كتب مبين
«غائبة» به هر امر بسيار مخفى گفته مى شود; زيرا «تاء» در آن براى مبالغه است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 33 - 3،7،8
3 - فرشتگان در پى با خبر شدن از نام هاى حقايق هستى ، دانستند كه آسمان ها و زمين داراى غيب و نهان است .
فلمّا أنبأهم . .. قال ألم أقل لكم إنى أعلم غيب السموت و الأرض
7 - آسمان ها و زمين ( هستى ) ، داراى غيب و نهانى كه حتى بر فرشتگان هم مخفى بود .
إنى أعلم ما لاتعلمون . .. ألم أقل لكم إنى أعلم غيب السموت و الأرض
8 - خداوند ، آگاه به غيب و نهان آسمان ها و زمين ( هستى )
إنى أعلم غيب السموت و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 123 - 1
1- آسمان ها و زمين ، داراى غيبى وراى آنچه احساس و مشاهده مى شود .
و لله غيب السموت و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 77 - 1،2،6
1- امور غيبى و پنهانى آسمان ها و زمين ، در انحصار خداست .
و لله غيب السموت و الأرض
2- وجود رخدادهايى نهانى در آسمان ها و زمين ، غير قابل كشف براى آدميان
و لله غيب السموت و الأرض
غيب دانستن برخى از امور و رخدادهاى موجود در آسمانها، دليل آن است كه آنها از قلمرو دانش بشر بيرون است.
6- برپايى قيامت ، از جمله امور غيبى آسمان ها و زمين است .
و لله غيب السموت و الأرض و ما أمر الساعة
.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 26 - 4
4- آسمان ها و زمين ، حاوى حقايقى نهفته و اسرارى نهان از غير خدا
له غيب السموت و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 65 - 1
1 - تنها خداوند يكتا ، آگاه به غيب آسمان ها و زمين
قل لايعلم من فى السموت و الأرض الغيب إلاّ اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 38 - 1،2
1 - خداوند ، به حقايق پنهانى آسمان ها و زمين آگاه است .
إنّ اللّه علم غيب السموت و الأرض
2 - وجود حقايقى پنهان از ديد انسان ها در آسمان ها و زمين
إنّ اللّه علم غيب السموت و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - حجرات - 49 - 18 - 1،7
1 - خداوند ، آگاه به اسرار نهفته ( غيب ) آسمان ها و زمين
إنّ اللّه يعلم غيب السموت و الأرض
7 - آسمان ها و زمين ، علاوه بر ابعاد مادى و مشهود ، داراى زوايايى پنهان و اسرارى نامكشوف بر آدميان
يعلم ما فى السموت و ما فى الأرض . .. يعلم غيب السموت و الأرض
در آيات پيشين سخن از علم خدا به مطلق موجودات هستى بود; ولى در اين آيه بر زواياى پنهان و نامكشوف آن تأكيد شده است. جمع دو آيه، بيانگر معناى بالا است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 3 - 3
3 - محدود ندانستن هستى به محسوسات ، اساسى ترين اصل در جهان بينى اديان الهى
الذين يؤمنون بالغيب
از نكته هايى كه مى تواند به كارگيرى «الغيب» را به جاى «اللّه» توجيه كند، اين است كه در گام نخست به انسانها يادآورى شود كه هستى منحصر به محسوسات نيست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 33 - 9
9 - اسما و حقايقى كه خداوند به آدم ( ع ) آموخت ، از غيب هاى هستى بود .
إنى أعلم ما لاتعلمون . .. ألم أقل لكم إنى أعلم غيب السموت و الأرض
بنابراين مراد از «ما لا تعلمون» همان غيب آسمانها و زمين خواهد بود و آمدن «و علّم آدم . ..» پس از «إنى أعلم ما لاتعلمون» مى رساند كه اسامى تعليم داده شده به آدم، مصداقى از «ما لاتعلمون» است. نتيجه اين دو مقدمه اين است كه: مراد از «الأسماء» همان غيب آسمانها و زمين است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 188 - 8
8 - انسان ها ، حتى پيامبران ، آگاه به امور غيبى جهان نيستند .
و لو كنت أعلم الغيب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 9 - 3
3- تقسيم پديده هاى جهان به غيب و شهود از طبقه بندى هاى هستى در قرآن
الغيب و الشهدة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 6 - 7
7 - جهان آفرينش ، افزون بر موجودات آشكار و شهودى ، داراى حقايق نهان و غيبى
يعلم السرّ فى السموت و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 46 - 9
9 - جهان هستى ، متشكل از حقايق غيبى و ناشناخته و امور محسوس و شناختنى
علم الغيب و الشهدة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 33 - 3،7،8
3 - فرشتگان در پى با خبر شدن از نام هاى حقايق هستى ، دانستند كه آسمان ها و زمين داراى غيب و نهان است .
فلمّا أنبأهم . .. قال ألم أقل لكم إنى أعلم غيب السموت و الأرض
7 - آسمان ها و زمين ( هستى ) ، داراى غيب و نهانى كه حتى بر فرشتگان هم مخفى بود .
إنى أعلم ما لاتعلمون . .. ألم أقل لكم إنى أعلم غيب السموت و الأرض
8 - خداوند ، آگاه به غيب و نهان آسمان ها و زمين ( هستى )
إنى أعلم غيب السموت و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 123 - 1
1- آسمان ها و زمين ، داراى غيبى وراى آنچه احساس و مشاهده مى شود .
و لله غيب السموت و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 77 - 1،2،6
1- امور غيبى و پنهانى آسمان ها و زمين ، در انحصار خداست .
و لله غيب السموت و الأرض
2- وجود رخدادهايى نهانى در آسمان ها و زمين ، غير قابل كشف براى آدميان
و لله غيب السموت و الأرض
غيب دانستن برخى از امور و رخدادهاى موجود در آسمانها، دليل آن است كه آنها از قلمرو دانش بشر بيرون است.
6- برپايى قيامت ، از جمله امور غيبى آسمان ها و زمين است .
و لله غيب السموت و الأرض و ما أمر الساعة
.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 26 - 4
4- آسمان ها و زمين ، حاوى حقايقى نهفته و اسرارى نهان از غير خدا
له غيب السموت و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 65 - 1
1 - تنها خداوند يكتا ، آگاه به غيب آسمان ها و زمين
قل لايعلم من فى السموت و الأرض الغيب إلاّ اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 75 - 1
1 - آسمان و زمين ( جهان آفرينش ) ، داراى اسرارى بس مخفى كه تنها براى خداوند آشكار است .
و ما من غائبة فى السماء و الأرض إلاّ فى كتب مبين
«غائبة» به هر امر بسيار مخفى گفته مى شود; زيرا «تاء» در آن براى مبالغه است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 38 - 1،2
1 - خداوند ، به حقايق پنهانى آسمان ها و زمين آگاه است .
إنّ اللّه علم غيب السموت و الأرض
2 - وجود حقايقى پنهان از ديد انسان ها در آسمان ها و زمين
إنّ اللّه علم غيب السموت و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - حجرات - 49 - 18 - 1،7
1 - خداوند ، آگاه به اسرار نهفته ( غيب ) آسمان ها و زمين
إنّ اللّه يعلم غيب السموت و الأرض
7 - آسمان ها و زمين ، علاوه بر ابعاد مادى و مشهود ، داراى زوايايى پنهان و اسرارى نامكشوف بر آدميان
يعلم ما فى السموت و ما فى الأرض . .. يعلم غيب السموت و الأرض
در آيات پيشين سخن از علم خدا به مطلق موجودات هستى بود; ولى در اين آيه بر زواياى پنهان و نامكشوف آن تأكيد شده است. جمع دو آيه، بيانگر معناى بالا است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 59 - 2
2 - كليدها و رمز و راز آگاهى به غيب و نهان، تنها در اختيار خداوند است و كسى را به آن راهى نيست.
و عنده مفاتح الغيب لا يعلمها إلا هو
در اين برداشت «مفاتح»، جمع «مِفتح»، به معناى «كليد»، گرفته شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 123 - 2
2- تنها خداوند مالك غيب آسمان ها و زمين است .
و لله غيب السموت و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 26 - 5
5- حقايق نهانى آسمان ها و زمين ، در انحصار مالكيت خداوند است .
له غيب السموت و الأرض
تقديم «له» دلالت بر حصر مى كند و حرف «لام» در آن، براى تمليك است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 123 - 7
7- باور به انحصار مالكيت خداوند بر غيب هستى ، وادار كننده آدمى به پرستش خدا و توكل بر او
و لله غيب السموت و الأرض . .. فاعبده و توكل عليه
جمله «اعبده و توكل عليه» بر دو جمله «لله غيب السماوات و الأرض» و «إليه يرجع الأمر كله» تفريع شده است. برداشت فوق ، ناظر به ارتباط آن با جمله نخست است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 123 - 2
2- تنها خداوند مالك غيب آسمان ها و زمين است .
و لله غيب السموت و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 26 - 5
5- حقايق نهانى آسمان ها و زمين ، در انحصار مالكيت خداوند است .
له غيب السموت و الأرض
تقديم «له» دلالت بر حصر مى كند و حرف «لام» در آن، براى تمليك است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 59 - 3
3 - پيامبر(صلی الله علیه و آله) به همه اسرار و رمز و راز جهان آگاه نيست.
قل لو أن عندى . .. و عنده مفاتح الغيب لا يعلمها إلا هو
آيات گذشته بيانگر تصور نادرست مشركان از قدرت و اختيارات پيامبر(صلی الله علیه و آله) است. زيرا آنان مى پنداشتند كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) بايد بتواند درخواستهاى آنان را در مورد نزول عذاب و يا معجزه عملى كند. اين آيه با بيان انحصار «علم غيب» به خداوند در صدد رد آن
پندار و بيان محدوديت علم پيامبر(صلی الله علیه و آله) و در نتيجه قدرت اوست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 50 - 4
4 - پيامبر(صلی الله علیه و آله) مدعى آگاهى خويش بر غيب نيست.
و لا أعلم الغيب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 92 - 6
6 - « عن أبى عبداللّه ( ع ) فى قوله عزّوجلّ : « عالم الغيب والشهادة » فقال : الغيب ما لم يكن و الشهادة ما قد كان ;
از امام صادق(ع) روايت شده است كه درباره سخن خداوند - عزّوجلّ - «عالم الغيب و الشهادة» فرمود: «غيب» چيزى است كه واقع نشده و «شهادت» چيزى است كه محقق گشته است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 73 - 18
18 - عن أبى عبدالله(ع) فى قوله عز و جل: «عالم الغيب و الشهادة» فقال: الغيب ما لم يكن و الشهادة ما قد كان.
از امام صادق(ع) درباره «عالم الغيب و الشهادة» روايت شده است: «غيب» آن است كه به وجود نيامده و «شهادة» آن است كه به هستى در آمده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 94 - 22
22 - « عن ابى عبداللّه ( ع ) فى قوله عزّ و جلّ : « عالم الغيب و الشّهادة » : الغيب ما لم يكن و الشّهادة ما قد كان ;
از امام صادق (ع) در معناى غيب و شهادت در آيه شريفه روايت شده: غيب آن است كه به وجود نيامده و شهادت آن است كه به وجود آمده باشد».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 9 - 5
5- « عن أبى عبدالله ( ع ) فى قوله عزوجل : « عالم الغيب و الشهادة » فقال : « الغيب ما لم يكن والشهادة ما قد كان ;
از امام صادق(ع) روايت شده كه درباره سخن خداى عزوجل: «عالم الغيب و الشهادة» فرمود: غيب چيزى است كه به وجود نيامده و شهادت چيزى است كه وجود پيدا كرده است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - سجده - 32 - 6 - 9
9 - « عن أبى عبداللّه ( ع ) فى قول اللّه عزّوجلّ : « عالم الغيب و الشهادة » . فقال : الغيب ، ما لم يكن و الشهادة ، ما قد كان ;
از امام صادق(ع) درباره اين سخن خداوند عزّوجلّ: «عالم الغيب و الشهادة» روايت شده كه گفت: غيب چيزى است كه هنوز واقع نشده و شهادت، چيزى است كه محقق گشته است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 64 - 2
2 - آگاهى منافقان به اطلاع خداوند بر اسرار قلبشان
يحذر المنفقون أن تنزل عليهم سورة تنبئهم بما فى قلوبهم
شك نيست كه ترس منافقان مبتنى بر مقدماتى است كه از جمله آن مقدمات، آگاهى آنان است به اينكه خداوند بر اسرار آدمى آگاه و عالم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 37 - 9
9- خداوند ، آموزنده علم غيب به يوسف ( ع )
ذلكما مما علمنى ربى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 96 - 14
14- آگاهى از غيب و بهره مند بودن از علوم خدادادى ، از ويژگى هاى پيامبران
ألم أقل لكم إنى أعلم من الله ما لاتعلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 19 - 17
17- مقام الوهيت ، مقتضى آگاهى بر تمامى احوال بندگان
لا إله إلاّ اللّه . .. و اللّه يعلم متقلّبكم و مثويكم
محور اساسى سخن در آيه شريفه تأكيد بر الوهيت يگانه خداوند است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جن - 72 - 26 - 3
3 - هيچ كس به صورت مستقل و بدون عنايت الهى ، به حقايق پنهانى و امور غيبى آگاه نيست .
فلايظهر على غيبه أحدًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 36 - 4
4- وحى و اِخبار خداوند ، طريق آگاهى پيامبران به امور غيبى و سرنوشت انسانها
أُوحى إلى نوح أنه لن يؤمن من قومك إلاّ من قد ءامن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 3 - 13
13- پيامبر (صلی الله علیه و آله) از پيش خود و بدون تعليم الهى ، از امور غيبى اطلاعى نداشت .
و إن كنت من قبله لمن الغفلين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 9 - 10
10- آگاهى پيامبر (صلی الله علیه و آله) به حقايق غيبى ، تنها برگرفته از منبع وحى
و ما أدرى ما يفعل بى و لا بكم إن أتّبع إلاّ ما يوحى إلىّ
از ارتباط جمله «و ما أدرى» با «إن أتّبع»، مطلب ياد شده استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 109 - 12
12 - علم به چگونگى برخورد واقعى امت ها با دعوت پيامبران از جمله علوم غيبى
فيقول ماذا اجبتم قالوا لاعلم لنا انك انت علّم الغيوب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 116 - 23
23 - درون و ذات مردمان و انديشه هاى ابراز نشده ايشان از جمله امور غيبى
تعلم ما فى نفسى . .. انك انت علّم الغيوب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 20 - 5
5 - نزول معجزه و فلسفه عدم نزول آن ، از امور غيبى و در اختيار خداست .
و يقولون لو لا أنزل عليه ءاية من ربه فقل إنما الغيب للّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 78 - 4
4- اسباب و علل اعطاى مال و اولاد ، از امور غيبى بوده و از حيطه آگاهى انسان ها بيرون است .
أطّلع الغيب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 3 - 16
16 - « عن ابى عبداللّه ( ع ) فى قول اللّه عز و جل « الذين يؤمنون بالغيب » قال : من أقر بقيام القائم انه حق ;
از امام صادق (ع) درباره «الذين يؤمنون بالغيب» روايت شده كه فرمود: آنان كسانى هستند كه به حقانيت قيام قائم اقرار دارند».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 37 - 14
14- پيروى نكردن يوسف ( ع ) از آيين مصريان و ايمانش به خدا و آخرت ، موجب دستيابى او به علم غيب و دانش تعبير رؤيا شد
.
ذلكما مما علمنى ربى إنى تركت ملّة قوم لايؤمنون
جمله «إنى تركت . ..» تعليل براى «علمنى ربى» مى باشد ; يعنى ، خداوند به خاطر اينكه من آيين كافران را وانهادم و پيروى نكردم ، چنين علمى را به من آموخت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 5 - 3
3 - مؤمنان به غيب ( خدا و . . . ) و معتقدان به رسالت و باورداران به آخرت ، هدايت يافتگانند .
الذين يؤمنون . ... أولئك على هدًى من ربهم
مشاراليه «أولئك» (اهل تقوا) ممكن است به صورت اجمالى ملاحظه شود. در اين صورت كلمه «المتقين» مشاراليه خواهد بود. و ممكن است جنبه تفصيلى آن در نظر گرفته شود; در اين لحاظ، صفات بيان شده براى «متقين» مشاراليه «أولئك» مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 61 - 10
10- اشخاص مؤمن ، وعده الهى در مورد بهشت را - على رغم پنهان بودن آن از ديده ها در دنيا - پذيرفته و باور دارند .
جنّت عدن التى وعد الرحمن عباده بالغيب
در اين برداشت ياد شده «بالغيب . ..»، حال براى ضمير محذوف گرفته شده است كه به «التى» برمى گردد. در اين صورت حرف «با» به معناى ملابست است; يعنى، وعده خدا به بندگان، در مورد بهشت هايى است كه از ديده ها پنهان است و آنان گرچه بهشت هاى عدن را نديده اند; ولى به آن ايمان دارند. اين نحوه بيان، حاوى نوعى تمجيد از مؤمنان به وعده الهى مى باشد. هم چنين اگر «بالغيب» حال براى «عباده» گرفته شود و مراد غايب بودن بندگان از بهشت هاى عدن باشد، همين معنا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 31 - 3
3- در اختيار داشتن همه نعمت هاى الهى و توان دسترسى به گنجينه هاى هستى و دانستن غيب ، از لوازم و شرايط پيامبرى نيست .
و لاأقول لكم عندى خزائن الله و لاأعلم الغيب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - حجرات - 49 - 14 - 9
9 - رد ادعاى ايمان اعراب از سوى خداوند ، نمودى از علم او به ژرفاى قلب آدميان
إنّ اللّه عليم خبير . قالت الأعراب ءامنّا قل لم تؤمنوا و لكن قولوا أسلمنا
با توجه به ارتباط اين آيه با ذيل آيه قبل، برداشت بالا به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 22 - 9
9 - اخبار خداوند از سر و سِرّ منافقان با يهود بنى نضير ، نمودى از علم وى به غيب و شهود
علم الغيب و الشهدة
با توجه به اين كه بخش قابل توجهى از سوره درباره غزوه بنى نضير مى باشد، آيات پايانى مى تواند نظر به مطالب ياد شده، از جمله رابطه منافقان و يهود داشته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 172 - 3
3 - هر يك از انسان ها پس از خلقتشان در حيات دنيا ، داراى دو نشئه وجودى هستند : نشئه شهود ارتباط خويش با خداوند و نشئه غيبت و محجوب بودن از خدا
و إذ أخذ ربك . .. و أشهدهم على أنفسهم
عطف «أشهدهم» بر «أخذ ربك» دلالت مى كند كه مسأله اشهاد و اقرار در همين حيات دنيوى انسان انجام گرفته است. يعنى هر يك از انسانهاى موجود بالعيان ربوبيت خداوند را مشاهده كرده اند. و اين در حالى است كه عموم انسانها چنين شهود و علم حضورى را نسبت به پروردگار خويش ندارند. لذا مى توان گفت انسان داراى دو جنبه است: جنبه اى كه شاهد ربوبيت خدا بوده و جنبه اى كه چنين شهودى براى او نيست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 41 - 3
3 - هر برنامه و عقيده اى ، بدون اتكا به برهانى عقلى يا منبعى غيبى ، فاقد اعتبار است .
أم عندهم الغيب فهم يكتبون
در آيات پيشين، اثبات شد كه كافران در انكار رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله)، هيچ برهان عقلى و علمى ندارند. در اين آيه مطرح شده است كه آنان در گفتار خود، به منبع غيبى هم متكى نيستند; پس چنين انديشه اى قابل پذيرش نيست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 112 - 3
3 - نوح ( ع ) ، نفى كننده علم غيب از خويش *
ما علمى بما كانوا يعملون
برداشت ياد شده بر اين اساس است كه «ما» در «ما علمى» نافيه و «علمى» مبتدا و خبر آن محذوف باشد; يعنى، «ما علمى ثبت أو حصل بما كانوا يعملون».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 38 - 2
2- نيت ها ، انگيزه ها ، افكار و رفتار آشكار و پنهانى انسان در قلمرو علم خداوند
ربّنا إنك تعلم ما نخفى و ما نعلن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 35 - 5
5 - شهودى بودن علم غيب
أعنده علم الغيب فهو يرى
تفريع «فهو يرى» بر «أعنده علم الغيب»، نشانگر آن است كه هر وقت علم به غيبى براى انسان حاصل شود، معلوم غيبى براى وى، شكل مشهود را پيدا مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 10 - 3،5
3- علم خداوند به راز دلها ، سخنان پنهانى و گفته هاى آشكار ، يكسان است .
سواء منكم من أسرّ القول و من جهر به
«سواء» مصدر و به معناى اسم فاعل (متساوى) است. اين كلمه خبر مقدم و «من أسرّ ...» مبتداى آن است ; يعنى: «من أسرّ منكم القول و من جهر به متساويان فى علمه».
5- علم خداوند به نهان شدگان در تاريكى هاى شب و آشكار شدگان در روشنايى روز يكسان است .
و من هو مستخف بالّيل و سارب بالنهار
«من هو» عطف بر «من أسرّ» است. از اين رو «سواء» خبر براى «من هو ...» نيز مى باشد ; يعنى: «من هو مستخف و من هو سارب سواء فى علمه».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بلد - 90 - 9 - 4
4 - توجه به خدادادى بودن نعمت بيان و ابزار آن ، مايه يقين به آگاهى خداوند از نيت ها ، افكار و دانسته هاى انسان است .
أيحسب أن لم يره أحد . ألم نجعل له ... و لسانًا و شفتين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 76 - 15
15 - آگاه نبودن خدا به اسرار نهانى انسان ها ، از باور ها و پندار هاى باطل يهود
أتحدثونهم بما فتح اللّه عليكم ليحاجوكم به عند ربكم
از جمله «أتحدثونهم . .. ليحاجوكم» چنين بر مى آيد كه يهود آن گاه راه احتجاج عليه خويش را گشوده مى ديدند كه حقايق و دانسته هاى خويش را آشكار كنند; ولى اگر حقايق را آشكار نكنند عليه آنان احتجاج نمى شود و مؤاخذه نمى گردند. اين پندار بيانگر برداشت فوق است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 77 - 2
2 - يهوديان ، خداوند را به امور نهانى انسان عالم و آگاه نمى دانستند .
أو لايعلمون أن اللّه يعلم ما يسرون و ما يعلنون استفهام در «أو لايعلمون . ..» انكار توبيخى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - حجرات - 49 - 12 - 17
17 - توجه به حقيقت و ماهيت غيبت ، موجب تنفر و دورى از آن
أيحبّ أحدكم أن يأكل لحم أخيه ميتًا فكرهتموه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - حجرات - 49 - 12 - 15
15 - تجسّس و غيبت مؤمنان نسبت به يكديگر ، عامل گسستن اخوت ايمانى آنان
إنّما المؤمنون إخوة . .. و لاتجسّسوا و لايغتب بعضكم بعضًا
از ارتباط «و لاتجسّسوا. ..» با «إنّما المؤمنون إخوة...» مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - همزه - 104 - 8 - 3
3 - غيبت ، عيب جويى و انباشتن ثروت ، زمينه محبوس ماندن در آتشى مسلّط و فراگير در جهنم
إنّها عليهم مؤصدة
حرف «على» در «عليهم»، بر احاطه و سلطه دلالت دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 51 - 9
9 - امت ها در خطر انحراف ، با غيبت پيامبران و رهبران الهى
ثم اتخذتم العجل من بعده و أنتم ظلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 92 - 5
5 - امت ها در خطر انحراف ، با رفتن پيامبران و رهبران الهى از ميان آنان
ثم أتخذتم العجل من بعده
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 51 - 9
9 - امت ها در خطر انحراف ، با غيبت پيامبران و رهبران الهى
ثم اتخذتم العجل من بعده و أنتم ظلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 92 - 5
5 - امت ها در خطر انحراف ، با رفتن پيامبران و رهبران الهى از ميان آنان
ثم أتخذتم العجل من بعده
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - حجرات - 49 - 12 - 18
18 - جواز غيبت غير مؤمنان
و لايغتب بعضكم بعضًا . .. يأكل لحم أخيه ميتًا
با توجه به اين كه مخاطب «بعضكم بعضاً» مؤمنان هستند نه مطلق انسان ها، برداشت بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - همزه - 104 - 6 - 3
3 - خداوند ، مالك و صاحب اختيار آتشى است كه در قيامت ، زراندوزان غيبت كننده و عيب جو را درهم مى شكند .
و ما أدريك ما الحطمة . نار اللّه
«نار اللّه»، خبر است براى ضمير محذوف كه به «الحطمة» برمى گردد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - حجرات - 49 - 12 - 16
16 - ريختن آبروى برادر مؤمن با غيبت ، به منزله خوردن گوشت بدن بى جان او است .
أيحبّ أحدكم أن يأكل لحم أخيه ميتًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - حجرات - 49 - 12 - 21،24
21 - بدگمانى ، تجسّس و غيبت نسبت به مؤمنان ، بى تقوايى ، گناه و نيازمند توبه است .
اجتنبوا كثيرًا من الظنّ . .. و لاتجسّسوا و لايغتب بعضكم بعضًا ... و اتّقوا اللّه
24 - بدگمانى ، تجسّس و غيبت نسبت به مؤمنان ، قابل جبران با توبه به درگاه خداوند *
اجتنبوا كثيرًا من الظنّ . .. و لاتجسّسوا و لايغتب بعضكم بعضًا ... إنّ اللّه توّا
با توجه به اين كه در آيه شريفه، از مؤمنان خواسته شده تا به جبران خطاها اقدام كنند و به توبه روآورند. (إنّ اللّه توّاب رحيم)، برداشت بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 68 - 18
18 - عن رسول الله(صلی الله علیه و آله): من كان يؤمن بالله و اليوم الآخر فلايجلس فى مجلس يسب فيه امام او يغتاب فيه مسلم ان الله يقول فى كتابه: «و إذا رأيت الذين يخوضون فى آياتنا فأعرض عنهم . ..» .
از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) روايت شده است: كسى كه به خدا و روز قيامت ايمان دارد، نبايد در محفلى كه نسبت به امامى ناسزا گويى شود يا غيبت مسلمانى مطرح گردد حضور داشته باشد. خداوند در قرآن مى فرمايد: «هرگاه كسانى را ديدى كه از روى خرده گيرى در آيات ما گفتگو مى كنند، از آنان رويگردان شو ...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - همزه - 104 - 4 - 7
7 - غيبت كنندگان ، عيب جويان و زراندوزان ، مردمى خوار و بى ارزش در پيشگاه خداوند
همزة لمزة . الذى جمع مالاً ... لينبذنّ
«نَبْذ»، به معناى افكندن و دور انداختن چيزى، بر اثر بى اعتنايى به آن است. (مفردات)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - حجرات - 49 - 12 - 14
14 - بدگمانى و تجسّس ، زمينه كشيده شدن انسان به غيبت
اجتنبوا كثيرًا من الظنّ . .. و لاتجسّسوا و لايغتب بعضكم بعضًا
بنابراين كه ترتيب لفظى بخش هاى آيه، بيانگر ترتيب حقيقى و رتبى آنها باشد، برداشت بالا به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - حجرات - 49 - 12 - 17
17 - توجه به حقيقت و ماهيت غيبت ، موجب تنفر و دورى از آن
أيحبّ أحدكم أن يأكل لحم أخيه ميتًا فكرهتموه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 148 - 8،16
8 - تبليغ و بدگويى آشكار ، از روش هاى مجاز براى مبارزه عليه ظلم و ظالم است .
لايحب اللّه الجهر بالسوء من القول إلاّ من ظلم
16 - پذيرايى ناشايسته از مهمان دعوت شده ، ظلم و بازگويى آن توسط مهمان ، جايز است .
لايحب اللّه الجهر بالسوء من القول إلاّ من ظلم
امام صادق(ع) در توضيح آيه فوق فرمود: من اضاف قوماً فاساء ضيافتهم فهم ممن ظلم فلاجناح عليهم فيما قالوا فيه.
تفسير عياشى، ج 1، ص 283، ح 296; تفسير برهان، ج 1، ص 425، ح 1.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - حجرات - 49 - 12 - 18
18 - جواز غيبت غير مؤمنان
و لايغتب بعضكم بعضًا . .. يأكل لحم أخيه ميتًا
با توجه به اين كه مخاطب «بعضكم بعضاً» مؤمنان هستند نه مطلق انسان ها، برداشت بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - همزه - 104 - 1 - 2
2 - جهنم ، جايگاه عيب جويان و غيبت كنندگان است .
ويل لكلّ . .. لمزة
«لَمْز» (مصدر «لمزة»)، به معناى غيبت كردن و تلاش براى كشف عيوب ديگران است (مفردات). «ويل» كلمه اى است كه براى تهديد به عذاب به كار مى رود. و نيز نام وادى يا چاه خاصى در جهنم و يا نام يكى از درهاى آن مى باشد. (قاموس)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - همزه - 104 - 4 - 3
3 - عيب جويان ، غيبت كنندگان ، سخن چينان ، بدگويان ، تمسخركنندگان مردم و زراندوزان ، در آتش جهنم افكنده خواهند شد .
لينبذنّ فى الحطمة
آيات بعد، بيانگر آن است كه مراد از «حطمة»، آتش جهنم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - همزه - 104 - 6 - 3
3 - خداوند ، مالك و صاحب اختيار آتشى است كه در قيامت ، زراندوزان غيبت كننده و عيب جو را درهم مى شكند .
و ما أدريك ما الحطمة . نار اللّه
«نار اللّه»، خبر است براى ضمير محذوف كه به «الحطمة» برمى گردد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 51 - 3
3 - مدت زمان عبادت و مناجات ويژه موسى ( ع ) ، چهل شب تعيين شد .
و إذ وعدنا موسى أربعين ليلة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - همزه - 104 - 1 - 2
2 - جهنم ، جايگاه عيب جويان و غيبت كنندگان است .
ويل لكلّ . .. لمزة
«لَمْز» (مصدر «لمزة»)، به معناى غيبت كردن و تلاش براى كشف عيوب ديگران است (مفردات). «ويل» كلمه اى است كه براى تهديد به عذاب به كار مى رود. و نيز نام وادى يا چاه خاصى در جهنم و يا نام يكى از درهاى آن مى باشد. (قاموس)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - حجرات - 49 - 12 - 21
21 - بدگمانى ، تجسّس و غيبت نسبت به مؤمنان ، بى تقوايى ، گناه و نيازمند توبه است .
اجتنبوا كثيرًا من الظنّ . .. و لاتجسّسوا و لايغتب بعضكم بعضًا ... و اتّقوا اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - حجرات - 49 - 12 - 13
13 - ممنوعيت غيبت و بدگويى مؤمنان در غياب يكديگر
و لايغتب بعضكم بعضًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - حجرات - 49 - 12 - 18
18 - جواز غيبت غير مؤمنان
و لايغتب بعضكم بعضًا . .. يأكل لحم أخيه ميتًا
با توجه به اين كه مخاطب «بعضكم بعضاً» مؤمنان هستند نه مطلق انسان ها، برداشت بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - حجرات - 49 - 12 - 20
20 - تقواى الهى ، مستلزم پرهيز از بدگمانى و تجسّس و غيبت نسبت به مؤمنان
اجتنبوا كثيرًا من الظنّ . .. و لاتجسّسوا و لايغتب بعضكم ... و اتّقوا اللّه
غيبت كنندگان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - همزه - 104 - 6 - 3
3 - خداوند ، مالك و صاحب اختيار آتشى است كه در قيامت ، زراندوزان غيبت كننده و عيب جو را درهم مى شكند .
و ما أدريك ما الحطمة . نار اللّه
«نار اللّه»، خبر است براى ضمير محذوف كه به «الحطمة» برمى گردد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - همزه - 104 - 4 - 7
7 - غيبت كنندگان ، عيب جويان و زراندوزان ، مردمى خوار و بى ارزش در پيشگاه خداوند
همزة لمزة . الذى جمع مالاً ... لينبذنّ
«نَبْذ»، به معناى افكندن و دور انداختن چيزى، بر اثر بى اعتنايى به آن است. (مفردات)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - همزه - 104 - 1 - 2
2 - جهنم ، جايگاه عيب جويان و غيبت كنندگان است .
ويل لكلّ . .. لمزة
«لَمْز» (مصدر «لمزة»)، به معناى غيبت كردن و تلاش براى كشف عيوب ديگران است (مفردات). «ويل» كلمه اى است كه براى تهديد به عذاب به كار مى رود. و نيز نام وادى يا چاه خاصى در جهنم و يا نام يكى از درهاى آن مى باشد. (قاموس)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - همزه - 104 - 4 - 3
3 - عيب جويان ، غيبت كنندگان ، سخن چينان ، بدگويان ، تمسخركنندگان مردم و زراندوزان ، در آتش جهنم افكنده خواهند شد .
لينبذنّ فى الحطمة
آيات بعد، بيانگر آن است كه مراد از «حطمة»، آتش جهنم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - همزه - 104 - 6 - 3
3 - خداوند ، مالك و صاحب اختيار آتشى است كه در قيامت ، زراندوزان غيبت كننده و عيب جو را درهم مى شكند .
و ما أدريك ما الحطمة . نار اللّه
«نار اللّه»، خبر است براى ضمير محذوف كه به «الحطمة» برمى گردد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - همزه - 104 - 1 - 2
2 - جهنم ، جايگاه عيب جويان و غيبت كنندگان است .
ويل لكلّ . .. لمزة
«لَمْز» (مصدر «لمزة»)، به معناى غيبت كردن و تلاش براى كشف عيوب ديگران است (مفردات). «ويل» كلمه اى است كه براى تهديد به عذاب به كار مى رود. و نيز نام وادى يا چاه خاصى در جهنم و يا نام يكى از درهاى آن مى باشد. (قاموس)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 221 - 15
15 - ازدواج با مشرك ، زمينه ساز انحراف و دخول در جهنّم است .
و لا تنكحوا . .. اولئك يدعون الى النار
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 5 - 11
11 - بهره گيرى از تمام شيوه هاى ممكن ( كشتن ، اسير كردن ، محاصره نمودن و كمين زدن ) به منظور وادار كردن جوامع غير مسلمان به پذيرش آيين اسلام ، در پى اتمام حجت و دادن فرصت كافى به آنان ، بلامانع است .
فإذا انسلخ الأشهر الحرم فاقتلوا المشركين . .. فإن تابوا ... فخلّوا سبيلهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 221 - 1،3،6،8،11،15
1 - حرمت ازدواج مؤمنان با زنان مشرك ; مگر در صورتى كه ايمان بياورند .
و لا تنكحوا المشركات حتى يؤمنَّ
3 - كنيز مؤمن براى همسرى شايسته تر است از آزاد زن مشرك ; هر چند زيبا و دلربا باشد .
و لاَمَة مؤمنة خير من مشركة و لو اعجبتكم
6 - حرمت ازدواج زنان مؤمن با مشركان ; مگر در صورتى كه ايمان بياورند .
و لا تنكحوا المشركين حتى يؤمنوا
8 - برده مؤمن براى همسرىِ زن مسلمان شايسته تر است از آزاد مرد مشرك ; هر چند ظاهرى فريبنده داشته باشد .
و لعبد مؤمن خير من مشرك و لو اعجبتكم
11 - نبايد مؤمنان ، زنان مؤمن را به ازدواج مشركان درآورند .
و لا تنكحوا المشركين حتى يؤمنوا
15 - ازدواج با مشرك ، زمينه ساز انحراف و دخول در جهنّم است .
و لا تنكحوا . .. اولئك يدعون الى النار
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 24 - 22
22 - جواز ازدواج با زنان غير مسلمان شوهردار كه در جنگ به اسارت درآمده اند .
حرّمت . .. الّا ما ملكت ايمانكم
على (ع) درباره آيه فوق فرمود: من سبى من كان لها زوج.
مجمع البيان، ج 3، ص 51 ; نورالثقلين، ج 1، ص 466، ح 165.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 25 - 4
4 - ممنوعيّت ازدواج با زنان غير مسلمان *
المحصنات المؤمنات . .. من فتياتكم المؤمنات
چون در جمله مورد بحث، زنان آزاده و نيز كنيزان را مقيد كرد به اينكه اهل ايمان باشند، معلوم مى شود ازدواج با زنان غير مؤمن جايز نيست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 159 - 2،5
2 - كسانى كه تنها بخشى از دين را پذيرفته اند، از امت پيامبر(صلی الله علیه و آله) محسوب نخواهند شد.
إن الذين فرقوا دينهم . .. لست منهم فى شىء
«منهم» خبر براى «لست» است، «من» در جمله هايى مانند «ليس منى» و «انه منى» و . .. به معناى اتصال و ارتباط است. بنابراين «لست منهم» يعنى تو ارتباط با آنان ندارى و در نتيجه آنان نيز با تو به عنوان پيامبر(صلی الله علیه و آله) ارتباطى ندارند و اين به معناى
خروج از امت محمد(صلی الله علیه و آله) و دين اسلام است.
5 - گروههاى مذهبى كه بر اساس پذيرش بخشى از دين تشكيل يافته اند، از امت پيامبر(صلی الله علیه و آله) نيستند.
إن الذين فرقوا دينهم و كانوا شيعا لست منهم فى شىء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 272 - 8،17
8 - جواز انفاق به غير مسلمانان
ليس عليك هديهم . .. و ما تنفقوا من خير فلانفسكم
بنابراينكه مراد از ضمير «هديهم»، كافران و مشركان باشند و مؤيّد اين معنا گفته برخى از مفسّران است كه سبب نزول آيه، امتناع و پرهيز مسلمانان از انفاق به غير مسلمانان بوده است. (مجمع البيان)
17 - كم و كاست نشدن پاداش انفاق براى رضاى خدا ، هر چند به بينوايان غير مسلمان باشد .
و ما تنفقوا من خير يوفّ اليكم و انتم لا تظلمون
با توجّه به شأن نزول كه در مورد انفاق به غير مسلمانان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 62 - 1
1 - مسلمانان ، يهوديان ، نصرانى ها و صابئان ، در صورت داشتن ايمان راستين به خدا و باور به قيامت و انجام عمل صالح ، از پاداشى گران قدر برخوردار خواهند شد .
إن الذين ءامنوا . .. فلهم أجرهم عند ربهم
مراد از «الذين ءامنوا» مسلمانان هستند. درباره آيين صابئى نظرات مختلفى ايراد شده است. علامه طباطبايى پس از بيان اقوال گوناگون، تأييد مى كنند كه آيين صابئى، آيينى ممزوج از دين يهود، مجوس و حرانيّه بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 12 - 4
4 - بستن پيمان صلح با جوامع غيرمسلمان ، جايز است .
و إن نكثوا أيمنهم من بعد عهدهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 272 - 10
10 - حُسن رعايت حال غير مسلمانان در جامعه اسلامى
ليس عليك هديهم . .. و ما تنفقوا من خير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 5 - 11
11 - بهره گيرى از تمام شيوه هاى ممكن ( كشتن ، اسير كردن ، محاصره نمودن و كمين زدن ) به منظور وادار كردن جوامع غير مسلمان به پذيرش آيين اسلام ، در پى اتمام حجت و دادن فرصت كافى به آنان ، بلامانع است .
فإذا انسلخ الأشهر الحرم فاقتلوا المشركين . .. فإن تابوا ... فخلّوا سبيلهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 95 - 7
7 - امكان عدالت در افراد غير مسلمان
ذوا عدل منكم
برداشت فوق بر اين اساس است كه قيد «منكم» قيدى احترازى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 106 - 5،6،9،10
5 - شهادت دو مرد غير مسلمان ، كافى براى اثبات وصيت و حدود آن ، در صورتى كه وصيت كننده در مسافرت بميرد و در آستانه مردن وصيت كند .
او ءاخران من غيركم ان انتم ضربتم فى الارض فاصبتكم مصيبة الموت
6 - اعتقاد به خدا از شرايط اعتبار شهادت غير مسلمان در امر وصيت
فيقسمان باللّه ان ارتبتم . .. لانكتم شهدة اللّه
ضرورت سوگند شاهدان به نام خدا در اعتبار شهادت آنان، مى رساند كه مراد از «ءاخران من غيركم» غيرمسلمانى است كه اعتقاد به خداوند داشته باشد.
9 - شهادت غير مسلمان بر وصيت در صورت شك در راستى و درستى شهادت وى تنها با سوگند پذيرفته مى شود و از اعتبار قانونى برخوردار مى گردد
او ءاخران من غيركم . .. تحبسونهما من بعد الصلوة فيقسمان باللّه ان ارتبتم
جمله «تحبسونهما . ..» مى تواند ناظر به هر دو طائفه از شاهدان «ذوا عدل منكم» و «ءاخران من غيركم» باشد. و مى تواند تنها ناظر به طائفه دوم يعنى «و ءاخران من غيركم» گرفته شود. برداشت فوق مبتنى بر احتمال دوم است.
10 - ارزش و اعتبار شهادت شاهدان بر وصيت - چه مسلمان و چه غير مسلمان - آنگاه كه راستى و درستى شهادتشان مورد ترديد باشد . منوط به سوگند است .
ذو عدل منكم او ءاخران من غيركم . .. تحبسونهما من بعد الصلوة فيقسمان باللّه
برداشت فوق مبتنى بر اين است كه جمله «تحبسونهما» ناظر به هر دو طائفه از شاهدان بر وصيت باشد و اعتبار شهادت هر شاهدى - چه مسلمان و چه غير مسلمان - را مقيد به سوگند كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 1 - 7
7 - بستن پيمان عدم تعرض با جوامع غير مسلمان ، جايز است .
الذين عهدتم من المشركين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 4 - 2
2 - بستن پيمان عدم تعرض با جوامع غير مسلمان ، جايز است .
الذين عهدتم من المشركين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 7 - 10
10 - بستن پيمان عدم تعرض با جوامع غير مسلمان ، جايز است .
كيف يكون للمشركين عهد . .. إلا الذين عهدتم عند المسجدالحرام
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 41 - 5
5 - هلاكت دنيوى و آتش دوزخ ، پى آمد حكومت هاى مستكبر ، ستمگر و فاسد ( چونان فرعونيان )
إنّهم كانوا قومًا فسقين . .. إنّه لايفلح الظلمون ... و استكبر هو ... و جعلنهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 56 - 7
7 - پاكى و پارسايى ، جرم و مايه استهزا در جامعه فاسد
قالوا أخرجوا ءال لوط من قريتكم إنّهم أُناس يتطهّرون
در جامعه فاسدى چون جامعه قوم لوط، وى و خاندانش به جرم پاكى و پارسايى مورد ريشخند قرار گرفتند و محكوم به تبعيد و اخراج شدند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 35 - 8
8 - ترس و اندوه در قيامت بر ناصالحان و بى تقوايان سايه گستر خواهد شد.
فمن اتقى و أصلح فلا خوف عليهم و لا هم يحزنون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 60 - 4
4- برخى از پيشينيان فاسد ، از ناديده گرفتن تعاليم پيامبران ، توبه كردند و با ايمانى راسخ به كار هاى شايسته روى آوردند .
خلف أضاعوا الصلوة . .. إلاّ من تاب و ءامن و عمل صلحًا
ماضى بودن فعل ها در هر دو آيه، به وقوع آن در زمان گذشته دلالت دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 56 - 7
7 - پاكى و پارسايى ، جرم و مايه استهزا در جامعه فاسد
قالوا أخرجوا ءال لوط من قريتكم إنّهم أُناس يتطهّرون
در جامعه فاسدى چون جامعه قوم لوط، وى و خاندانش به جرم پاكى و پارسايى مورد ريشخند قرار گرفتند و محكوم به تبعيد و اخراج شدند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 35 - 8
8 - ترس و اندوه در قيامت بر ناصالحان و بى تقوايان سايه گستر خواهد شد.
فمن اتقى و أصلح فلا خوف عليهم و لا هم يحزنون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 3 - 3
3 - آگاهى از صالح يا ناصالح بودن افراد ، براى همگان مقدور نيست .
و مايدريك
«ما» براى استفهام است و جمله «مايدريك. ..» (چه چيز تو را آگاه مى سازد)، نشانگر بسته بودن راه آگاهى براى مخاطب است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 60 - 4
4- برخى از پيشينيان فاسد ، از ناديده گرفتن تعاليم پيامبران ، توبه كردند و با ايمانى راسخ به كار هاى شايسته روى آوردند .
خلف أضاعوا الصلوة . .. إلاّ من تاب و ءامن و عمل صلحًا
ماضى بودن فعل ها در هر دو آيه، به وقوع آن در زمان گذشته دلالت دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 87 - 9
9- آخرت ، زمان بازگردانده شدن ستم گران و كافران و افراد ناصالح به پيش گاه خداوند و حساب رسى كردار آنها است .
ثمّ يردّ إلى ربّه فيعذّبه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 224 - 2
2 - ويژگى شاعران خيال پرداز ، هوادارى گمراهان و فاسدان از آنان است .
و الشعراء يتّبعهم الغاون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 223 - 3
3 - تلاش خطاكاران فاسد ، براى شايعه پراكنى و القاى باور هاى دروغين خود به مردم
كلّ أفّاك أثيم . يلقون السمع و أكثرهم كذبون
ضماير جمع در آيه ياد شده، همگى مى تواند به «كلّ أفّاك» باز گردد و «السمع» نيز مصدر به معناى مفعول باشد; يعنى، «يلقى هؤلاء المنحرفون مسموعاتهم على الناس و الحال أنّ أكثرهم كاذبون فيما يلقونه; اين دسته از كژانديشان، شنيده هاى خود را در
ميان مردم مى پراكنند، در حالى كه بيشتر آنان جز دروغ به خورد مردم نمى دهند».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 223 - 3
3 - تلاش خطاكاران فاسد ، براى شايعه پراكنى و القاى باور هاى دروغين خود به مردم
كلّ أفّاك أثيم . يلقون السمع و أكثرهم كذبون
ضماير جمع در آيه ياد شده، همگى مى تواند به «كلّ أفّاك» باز گردد و «السمع» نيز مصدر به معناى مفعول باشد; يعنى، «يلقى هؤلاء المنحرفون مسموعاتهم على الناس و الحال أنّ أكثرهم كاذبون فيما يلقونه; اين دسته از كژانديشان، شنيده هاى خود را در ميان مردم مى پراكنند، در حالى كه بيشتر آنان جز دروغ به خورد مردم نمى دهند».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 223 - 3
3 - تلاش خطاكاران فاسد ، براى شايعه پراكنى و القاى باور هاى دروغين خود به مردم
كلّ أفّاك أثيم . يلقون السمع و أكثرهم كذبون
ضماير جمع در آيه ياد شده، همگى مى تواند به «كلّ أفّاك» باز گردد و «السمع» نيز مصدر به معناى مفعول باشد; يعنى، «يلقى هؤلاء المنحرفون مسموعاتهم على الناس و الحال أنّ أكثرهم كاذبون فيما يلقونه; اين دسته از كژانديشان، شنيده هاى خود را در ميان مردم مى پراكنند، در حالى كه بيشتر آنان جز دروغ به خورد مردم نمى دهند».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 60 - 4
4- برخى از پيشينيان فاسد ، از ناديده گرفتن تعاليم پيامبران ، توبه كردند و با ايمانى راسخ به كار هاى شايسته روى آوردند .
خلف أضاعوا الصلوة . .. إلاّ من تاب و ءامن و عمل صلحًا
ماضى بودن فعل ها در هر دو آيه، به وقوع آن در زمان گذشته دلالت دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 87 - 9
9- آخرت ، زمان بازگردانده شدن ستم گران و كافران و افراد ناصالح به پيش گاه خداوند و حساب رسى كردار آنها است .
ثمّ يردّ إلى ربّه فيعذّبه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 56 - 8
8 - انسان هاى صالح و پاكدامن ، عناصرى مزاحم و غيرقابل تحمل براى فاسدان و منحرفان
أخرجوا ءال لوط من قريتكم إنّهم أُناس يتطهّرون
موضع گيرى مفسدان در قبال لوط(ع) و خاندانش، نشان مى دهد كه آنان تلاش هاى خيرخواهانه وى را برنتابيدند و او را به عنوان عنصرى مزاحم محكوم به اخراج كردند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 56 - 8
8 - انسان هاى صالح و پاكدامن ، عناصرى مزاحم و غيرقابل تحمل براى فاسدان و منحرفان
أخرجوا ءال لوط من قريتكم إنّهم أُناس يتطهّرون
موضع گيرى مفسدان در قبال لوط(ع) و خاندانش، نشان مى دهد كه آنان تلاش هاى خيرخواهانه وى را برنتابيدند و او را به عنوان عنصرى مزاحم محكوم به اخراج كردند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 27 - 7،8
7 - كسانى كه به پيمان هاى الهى پايبند نباشند و پيوندهايى را كه خدا به برقرارى آنها فرمان داده ، ناديده بگيرند ، فاسق هستند .
إلا الفسقين. الذين ... يقطعون ما أمراللّه به أن يوصل
«الذين»، صفت توضيحى براى «الفاسقين» مى باشد.
8 - آنان كه در زمين فسادانگيز هستند ، فاسقند .
إلا الفسقين. الذين ... يفسدون فى الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 82 - 2،4
2 - كسانى كه به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ايمان نياورند و يا حضرتش را يارى نكنند ، فاسق هستند .
لتؤمننّ به و لتنصرنّه . .. فمن تولّى بعد ذلك فاولئك هم الفاسقون
در صورتى كه مراد از «رسول» در آيه قبل، پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) باشد.
4 - نقض ميثاق هاى الهى ، فسق است و نقض كنندگان ، فاسق هستند .
و اذ اخذ اللّه ميثاق . .. فمن تولّى بعد ذلك فاولئك هم الفاسقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 25 - 10
10 - بنى اسرائيل ، قومى فاسق به خاطر لجاجت و تمردشان در برابر فرامين موسى ( ع )
و بين القوم الفسقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 47 - 6،13
6 - آنان كه حكم و داورى خويش را بر پايه قوانين و مقررات الهى بنا نكنند ، فاسق هستند .
و من لم يحكم بما أنزل اللّه فأولئك هم الفسقون
13 - مسيحيان ، در صورت پيروى نكردن از احكام انجيل ، فاسق هستند .
و ليحكم أهل الانجيل بما أنزل اللّه فيه و من لم يحكم . .. هم الفسقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 49 - 24،25،31
24 - بسيارى از مردم ، بى اعتنا به حدود الهى و از زمره فاسقان
و إن كثيراً من الناس لفسقون
25 - گنهكاران ، فاسقند .
ان يصيبهم ببعض ذنوبهم و إن كثيراً من الناس لفسقون
31 - بسيارى از اهل كتاب در عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مردمى شكننده حدود الهى و از زمره فاسقان
و إن كثيراً من الناس لفسقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 49 - 5
5 - تكذيب كنندگان آيات الهى، فاسقند.
و الذين كذبوا بأيتنا يمسهم العذاب بما كانوا يفسقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 102 - 7
7 - كفرپيشگان ، مردمى فاسق و بى اعتنا به عهد هاى الهى
و ما وجدنا لأكثرهم من عهد و إن وجدنا أكثرهم لفسقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 163 - 17
17 - تمردكنندگان از فرمان هاى الهى فاسقند .
كذلك نبلوهم بما كانوا يفسقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 165 - 6
6 - يهوديان متخلف از حكم روز شنبه ( حرمت تلاش براى كسب مال و صيد ماهى ) مردمانى فاسق و ظالم در پيشگاه خداوند
و أخذنا الذين ظلموا بعذاب بئيس بما كانوا يفسقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 8 - 16،18
16 - اكثريت مشركان صدر اسلام ، مردمى فاسق و بيرون از مسير حق بودند .
و أكثرهم فسقون
18 - پيمان شكنان ، مردمانى فاسق و منحرف از مسير حق
لايرقبوا فيكم . .. ذمة ... و أكثرهم فسقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 53 - 4،5
4 - متخلفان از جنگ ، فاسق و اعمالشان در نزد خداوند بى ارزش است .
إنكم كنتم قوماً فسقين
روى سخن در اين بخش از آيات با منافقانى است كه از شركت در جنگ تبوك خوددارى كردند.
5 - منافقان ، گروهى فاسق و تجاوزپيشه
إنكم كنتم قوماً فسقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 67 - 20
20 - منافقان ، مشخص ترين نمونه فاسقان
إن المنفقين هم الفسقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 80 - 8،9
8 - كفر به خدا و رسول او ، فسق و كافران ، مردمانى فاسقند .
ذلك بأنهم كفروا باللّه و رسوله و اللّه لايهدى القوم الفسقين
9 - منافقان ، مردمانى فاسقند .
ذلك بأنهم كفروا . .. و اللّه لايهدى القوم الفسقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 84 - 14
14 - منافقان ، مردمى فاسق و منحرف از مسير حق
إنهم كفروا . .. فسقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 96 - 9
9 - منافقان و توانمندان متخلف از جهاد ، فاسق و محروم از رضايت خدايند .
يحلفون . .. لا يرضى عن القوم الفسقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 33 - 5
5 - مشركان ، مردمانى فسق پيشه اند .
فذلكم اللّه ربكم . .. كذلك حقت كلمت ربك على الذين فسقوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 4 - 8
8 - اتهام بى دليل زنا به زنان پاكدامن ، بدترين نوع فسق است و نسبت دهندگان آن ، سرآمد فاسقان اند .
والذين يرمون المحصنت ثمّ لم يأتوا بأربعة شهداء . .. و أُولئك هم الفسقون
ضمير «هم» ضمير فصل و «الفاسقون» مسند همراه با «ال» جنس و مفيد حصر است. منحصر كردن اهل فسق به نسبت دهندگان زناى بى دليل به زنان پاكدامن، بيانگر برداشت ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 32 - 8
8 - فرعون و سران حكومت وى ، عناصرى فاسق و متجاوز بودند .
إلى فرعون و ملإيْه إنّهم كانوا قومًا فسقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 34 - 5
5 - قوم لوط ، مردمى همواره فاسق و تبهكار بودند .
بما كانوا يفسقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - سجده - 32 - 18 - 5،6
5 - كافران ، مردمانى فاسق و تبه كارند .
أفمن كان مؤمنًا كمن كان فاسقًا
به قرينه مقابله «مؤمناً» و «فاسقاً» و به قرينه آيات پيش كه در آنها، مردم به دو دسته كافر و مؤمن تقسيم شده اند، مراد از «فاسقاً» مى تواند كافران باشد. بنابراين، اطلاق «فاسق» بر كافر به خاطر فسق و تبه كارى او است.
6 - مجرمان ، مردمانى فاسق و تبه كارند .
المجرمون . .. أفمن كان مؤمنًا كمن كان فاسقًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 16 - 20
20 - بسيارى از اهل كتاب ( يهود و نصارا ) ، فاسق و متمرداند .
و كثير منهم فسقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 19 - 7
7 - غافلان از خدا و خويش ، همان فاسقان واقعى و پرده دران حريم ارزش هايند .
و لاتكونوا كالذين نسوا اللّه فأنسيهم أنفسهم أُولئك هم الفسقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - منافقون - 63 - 6 - 9
9 - منافقان ، عناصرى فاسق و منحرف
إنّ اللّه لايهدى القوم الفسقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 5 - 7
7 - توبه فاسقان و اصلاح رفتارشان ، از بين برنده آثار سوء فسق گذشته آنان است .
أُولئك هم الفسقون . إلاّ الذين تابوا من بعد ذلك و أصلحوا فإنّ اللّه غفور رحيم
جمله «فإنّ اللّه غفور رحيم» در مقام تعليل براى رفع مجازات هاى فاسقان است و علت هر حكمى، موجب تعميم و سرايت آن حكم خواهد شد. بنابراين فاسقان توبه كار، مشمول رحمت الهى اند; چه فسق آنان مربوط به تهمت زدن ها باشد و چه غير آن.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 5 - 7
7 - توبه فاسقان و اصلاح رفتارشان ، از بين برنده آثار سوء فسق گذشته آنان است .
أُولئك هم الفسقون . إلاّ الذين تابوا من بعد ذلك و أصلحوا فإنّ اللّه غفور رحيم
جمله «فإنّ اللّه غفور رحيم» در مقام تعليل براى رفع مجازات هاى فاسقان است و علت هر حكمى، موجب تعميم و سرايت آن حكم خواهد شد. بنابراين فاسقان توبه كار، مشمول رحمت الهى اند; چه فسق آنان مربوط به تهمت زدن ها باشد و چه غير آن.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 35 - 5
5 - نزول عذاب الهى بر جوامع فاسق و تبهكار ، صرفاً جنبه انتقام جويانه و كيفرى ندارد ، بلكه جنبه ارشاد و هدايت ديگران را نيز دارد .
إنّا منزلون على أهل هذه القرية رجزًا . .. و لقد تركنا منها ءاية بيّنة لقوم يعقل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - سجده - 32 - 21 - 2
2 - بلا هاى دنيوى فاسقان ، هشدارى به آنان است و نه كيفر واقعى شان .
و لنذيقنّهم من العذاب الأدنى . .. لعلّهم يرجعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 164 - 17
17 - فاسقان متمرد از فرمان هاى الهى ، در خطر نابود شدن و يا گرفتار گشتن به عذابى شديد از جانب خداوند
اللّه مهلكهم أو معذبهم عذاباً شديداً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - سجده - 32 - 21 - 6
6 - كيفر واقعى فاسقان تنبّه ناپذير از بلا هاى دنيا ، به جهان آخرت موكول شده است .
و لنذيقنّهم من العذاب الأدنى دون العذاب الأكبر لعلّهم يرجعون
از تعبير «لعلّهم يرجعون» استفاده مى شود كه «عذاب أدنى» همان بلاهاى دنيوى است كه مى تواند در بازگشت انسان به سوى خدا مؤثر باشد. در اين صورت به قرينه تقابل، مراد از «العذاب الأكبر» عذاب قيامت خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - صف - 61 - 5 - 16
16 - انسان هاى فاسق ، داراى قلب هاى منحرف
أزاغ اللّه قلوبهم و اللّه لايهدى القوم الفسقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 145 - 14
14 - فراگيرى معارف و عمل به احكام الهى ، شرط پيروزى قوم موسى بر فاسقان و آزادسازى سرزمين آنان
فخذها . .. يأخذوا بأحسنها سأوريكم دار الفسقين
برداشت فوق بر اساس اين احتمال است كه «ساوريكم» جواب فعل امر «فخذها بقوة و أمر قولك يأخدوا» باشد ; يعنى: «إن تاخذها و يأخذوا سأوريكم دار الفسقين» قابل ذكر است كه مجزوم نشدن «اوريكم»، على رغم اينكه جواب امر قرار گرفته، به سبب وجود «سين» است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - سجده - 32 - 18 - 1،2
1 - برابر نبودن مؤمن و فاسق ، در نظام پاداش الهى ، امرى بديهى و خدشه ناپذير است .
أفمن كان مؤمنًا كمن كان فاسقًا لايستوون
همزه «أفمن. ..» استفهام انكارى است و «لايستوون» نيز بر آن تأكيد بيشترى مى كند. گفتنى است: «كاف» در «كمن» تشبيه در جزا است و به قرينه آيات سابق و آيات بعدى (19 و 20)، مراد از نفى تساوى، مى تواند عدم تساوى در پاداش و جزا باشد.
2 - فرجام ناگوار كافران و عاقبت نيكوى مؤمنان ، علامت برابر نبودن آنان با يكديگر است .
فذوقوا بما نسيتم لقاء يومكم . .. فلاتعلم نفس ما أُخفى لهم ... أفمن كان مؤمنًا كم
«فاء» در «أفمن» تفريع بر آيات سابق است كه در آنها از كافران و مؤمنان و فرجام و عاقبتشان سخن گفته شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - سجده - 32 - 19 - 8
8 - جايگاه خوب مؤمنان در بهشت ، نمودى از عدم تساوى آنان با فاسقان است .
أفمن كان مؤمنًا كمن كان فاسقًا . .. أمّا الذين ءامنوا ... فلهم جنّت المأوى
«أمّا الذين آمنوا. ..» تشريح تفصيلى عدم تساوى دو گروهى است كه در آيه پيش، از آن سخن گفته شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 145 - 15،16
15 - خداوند قوم موسى را از مخالفت با رسالت هاى وى بر حذر داشت و متخلفان را مردمى فاسق خواند .
سأوريكم دار الفسقين
برداشت فوق بر اين اساس است كه مراد از «الفاسقين» متمردان خود بنى اسرائيل باشد. بر اين مبنا جمله «ساوريكم»، كه پس از فرمان به فراگيرى تورات و به كار بستن تعاليم آن واقع شده، اشاره به اين معنا دارد كه اگر گروهى اين فرمان را اطاعت نكنند، فاسقند. گفتنى است در اين صورت مقصود از «دار» جايگاه شوم و فرجام ناميمون آن گروه است.
16 - خداوند ، فاسقان بنى اسرائيل را به گرفتار آمدن به فرجامى شوم تهديد كرد .
سأوريكم دار الفسقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انفطار - 82 - 14 - 6
6 - كردار بدكاران ، از نظر مأموران الهى مخفى نمانده و در نامه عمل آنان ثبت خواهد شد .
كتبين . يعلمون ما تفعلون ... و إنّ الفجّار لفى جحيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مطففين - 83 - 7 - 3
3 - كردار بدكاران ، ثبت و ضبط شده و در نامه عمل آنان باقى خواهد ماند .
كتب الفجّار
«كتاب الفجّار»، صحيفه اى است كه در آن، اعمال فاجران ثبت شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انفطار - 82 - 14 - 5
5 - گرفتارى فاسقان كافر در آتش دوزخ ، هميشگى است .
و إنّ الفجّار لفى جحيم
جمله اسميه، بر ثبوت دلالت دارد و در اين آيه ممكن است به قرينه مقابله با «إنّ الأبرار لفى نعيم» - كه استقرار مجازى در آن حاكى از خلود بود - بر خلود نيز دلالت كند. مراد از «فجّار» - به قرينه «بل تكذّبون بالدين» - فاسقانى است كه منكر معاد و كافرند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - حجرات - 49 - 11 - 14
14 - عيب جويى از غير مؤمنان ، فاقد حرمت *
يأيّها الذين ءامنوا . .. و لا تلمزوا أنفسكم
تعبير «أنفسكم»، ممكن است بيانگر اين معنا باشد كه مؤمنان نبايد نسبت به خود مؤمنان، عيب جويى كنند; اما در مورد ديگران نهى متوجه آنان نيست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انفطار - 82 - 19 - 4
4 - فاسقان در قيامت ، محروم از يارى ديگران براى رهايى از آتش دوزخ
و إنّ الفجّار لفى جحيم . .. يوم لاتملك نفس لنفس شيئًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مطففين - 83 - 9 - 3
3 - عذاب مقدر الهى براى بدكاران ، تخلّف ناپذير و داراى حد و مرزى روشن و مشخص است .
ما سجّين . كتب مرقوم
چنانچه «كتاب» به معناى مكتوب و مراد از كتابت، قضاى حتمى باشد و «مرقوم» نيز به معناى «نوشته واضح و گويا» گرفته شود; مفاد آيه اين خواهد بود كه «سجّين» (همان كتاب جامع كه عذاب هاى مقدر فاجران را دربردارد) مكتوب وتقدير شده اى واضح است كه حد و مرز هر عذاب مقدر، در آن كاملاً روشن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انفطار - 82 - 16 - 1
1 - پنهان داشتن خويش از آتش جهنم ، براى فاسقان امكان پذير نيست .
و ما هم عنها بغائبين
«غاب عنه»; يعنى، از او مخفى شد. (لسان العرب)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مطففين - 83 - 7 - 7
7 - كيفر هاى تعيين شده براى فاجران ، حكم تقدير شده خداوند و گريزناپذير است . *
إنّ كتب الفجّار لفى سجّين
«كتاب» - در يك احتمال - به معناى مكتوب است. در اين احتمال، مراد نوشته هاى تقدير شده الهى، درباره كيفر فاجران و «كتابت» به معناى قضاى حتمى و حكم تخلف ناپذير خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 33 - 3
3 - محروميت فاسقان از گرايش به ايمان و پذيرش آن ، حكم قطعى و غير قابل تخلف
كذلك حقت كلمت ربك على الذين فسقوا أنهم لايؤمنون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 164 - 16
16 - حق ناپذيرى فاسقان مجوّز ترك نهى از منكر نيست .
لم تعظون قوماً اللّه مهلكهم . .. قالوا معذرة إلى ربكم و لعلهم يتقون
موعظه گران يهود دو دليل براى نهى از منكر اقامه كردند: داشتن عذر در پيشگاه خدا (معذرة إلى ربكم)، احتمال تأثير (لعلهم يتقون). مقتضاى سخن آنان اين است كه نبود احتمال تأثير نمى تواند مجوّز ترك نهى از منكر باشد و عذر پذيرفته شده اى نخواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 5 - 10
10 - خوار ساختن فاسقان و پرده دران حريم ارزش ها ، برنامه اى الهى و پسنديده
فبإذن اللّه و ليخزى الفسقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 49 - 29
29 - ضرورت هشيارى ، آمادگى و پايدارى رهبران الهى در برابر انبوه فاسقان و شكنندگان حريم دين
و إن احكم بينهم بما أنزل اللّه و لاتتبع اهواءهم . .. و إن كثيراً من الناس لفسقون
يادآورى فسق بسيارى از مردم در پى نهى از پيروى هواپرستان، مى تواند به منظور هشدار به قاضيان و رهبران الهى ايراد شده باشد ; يعنى بايد متوجه باشند كه فاسقان بسيارى براى بازداشتن آنان از اجراى احكام الهى در تلاش هستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 25 - 8
8 - زندگى با فاسقان ، دشوار و ناخوشايند بر بندگان شايسته خداوند
فافرق بيننا و بين القوم الفسقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 26 - 12
12 - كثرت و انبوهى عناصر فاسق و طرفدار باطل در طول تاريخ
فمنهم مهتد و كثير منهم فسقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 27 - 10
10 - فاسقان ، مردمى زيانكارند .
أولئك هم الخسرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 145 - 13،14
13 - تصرف سرزمين فاسقان و ديدن مناظر آن ، وعده اى از جانب خداوند به امت موسى
سأوريكم دار الفسقين
در اينكه مراد از «الفسقين» چه كسانى هستند، سه احتمال وجود دارد: فرعونيان، ساكنان سرزمين قدس پيش از ورود قوم موسى به آنجا، متخلفان قوم موسى برداشت فوق ناظر به احتمال اول و دوم است.
14 - فراگيرى معارف و عمل به احكام الهى ، شرط پيروزى قوم موسى بر فاسقان و آزادسازى سرزمين آنان
فخذها . .. يأخذوا بأحسنها سأوريكم دار الفسقين
برداشت فوق بر اساس اين احتمال است كه «ساوريكم» جواب فعل امر «فخذها بقوة و أمر قولك يأخدوا» باشد ; يعنى: «إن تاخذها و يأخذوا سأوريكم دار الفسقين» قابل ذكر است كه مجزوم نشدن «اوريكم»، على رغم اينكه جواب امر قرار گرفته، به سبب وجود «سين» است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 109 - 8
8 - گمراهى و سرگردانى فاسقان در قيامت *
و اللّه لايهدى القوم الفسقين. يوم يجمع اللّه الرسل
برداشت فوق بر اين اساس است كه «يوم» ظرف براى «لايهدى . ..» در آيه قبل باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - صف - 61 - 5 - 16
16 - انسان هاى فاسق ، داراى قلب هاى منحرف
أزاغ اللّه قلوبهم و اللّه لايهدى القوم الفسقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 59 - 9
9 - گنهكاران فسق پيشه ، در خطر گرفتار شدن به عذاب هاى دنيوى هستند .
فأنزلنا على الذين ظلموا رجزاً من السماء بما كانوا يفسقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 164 - 17
17 - فاسقان متمرد از فرمان هاى الهى ، در خطر نابود شدن و يا گرفتار گشتن به عذابى شديد از جانب خداوند
اللّه مهلكهم أو معذبهم عذاباً شديداً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 50 - 7
7 - « عن ابى جعفر ( ع ) فى قوله : « قل أرءيتم إن أتيكم عذابه بيتاً أو نهاراً . . . » فهذا عذاب ينزل فى آخر الزمان على فسقة أهل القبلة و هم يجحدون نزول العذاب عليهم . ;
از امام باقر (ع) درباره سخن خدا كه فرموده: «بگو اگر عذاب او، شب هنگام يا در روز به سراغ شما آيد . ..» روايت شده: اين عذابى است كه بر فاسقان اهل قبله در آخرالزمان نازل مى شود; در حالى كه آنان منكر نزول عذاب بر خودشان هستند».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انفطار - 82 - 15 - 1
1 - قيامت ، روز گرفتارى طاقت فرساى فاسقان در آتش جهنم
يصلونها يوم الدين
«يصلونها»; يعنى، با رنج و مشقّت، حرارت آن را مى چشند. (برگرفته از قاموس)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 49 - 26
26 - فاسقان ، رويگردان از احكام الهى و بى اعتنا به داورى هاى پيامبر (صلی الله علیه و آله)
فان تولوا . .. و إن كثيراً من الناس لفسقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 26 - 11
11 - تنها فاسقان به سبب وجود مثلهايى در قرآن ، به گمراهى كشانده مى شوند .
و ما يضل به إلا الفسقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 33 - 4
4 - حكم الهى به محروميت اهل فسق از گرايش به ايمان ، مقتضاى ربوبيت و پروردگارى اوست .
كذلك حقت كلمت ربك على الذين فسقوا أنهم لايؤمنون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - حجرات - 49 - 12 - 18
18 - جواز غيبت غير مؤمنان
و لايغتب بعضكم بعضًا . .. يأكل لحم أخيه ميتًا
با توجه به اين كه مخاطب «بعضكم بعضاً» مؤمنان هستند نه مطلق انسان ها، برداشت بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 102 - 4
4 - اكثر امت هاى پيشين مردمى ، فاسق و خارج از دايره اطاعت خداوند
و إن وجدنا أكثرهم لفسقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 17 - 5
5- بسيارى از جوامع و ملل پس از حضرت نوح ( ع ) بر اثر وجود مترفان فاسق و تبهكار در ميان آنان ، به هلاكت و نابودى دچار شدند .
و إذا أردنا أن نهلك قرية أمرنا مترفيها ففسقوا فيها . .. و كم أهلكنا من القرون من
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 164 - 1
1 - يهوديان ساكن در ايله متشكل از سه گروه بودند : تجاوزگران فاسق ، صالحان موعظه گر و نهى كننده از منكرات ، تاركان نهى از منكر .
إذ قالت أمة منهم لم تعظون قوماً
مقصود از موعظه، به دليل «الذين ينهون عن السوء» در آيه بعد، نهى از منكر است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 59 - 11
11 - گروهى از قوم موسى ، از ديرباز مردمى فاسق و تبهكار بودند .
بما كانوا يفسقون
«باء» در «بما كانوا . ..» سببيه و «ما» مصدريه است. فعل مضارع آن گاه كه همراه «كان» و مانند آن آورده شود، دلالت بر استمرار در زمان گذشته دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - صف - 61 - 5 - 15
15 - آزار رسانان به موسى ( ع ) ، مردمانى فاسق بودند .
لم تؤذوننى . .. و اللّه لايهدى القوم الفسقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - سجده - 32 - 20 - 1،4،5
1 - جايگاه فسق پيشگان ، آتش جهنم است .
و أمّا الذين فسقوا فمأويهم النار
4 - فاسقان ، براى خروج از آتش تلاش مى كنند .
كلّما أرادوا أن يخرجوا منها أُعيدوا فيها
در صورتى كه «كلّما أرادوا أن يخرجوا. ..» معناى حقيقى داشته باشد، دلالت مى كند بر اين كه فاسقان در صدد برمى آيند كه از آتش، بيرون بروند.
5 - بازگردانده شدن قهرى فاسقان به دوزخ ، در پى تلاش براى گريز و رهايى از آن
كلّما أرادوا أن يخرجوا منها أُعيدوا فيها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انفطار - 82 - 14 - 1،5
1 - آتش دوزخ ، جايگاه فاسقان و گنه پيشگان و كيفر كردار آنان است .
و إنّ الفجّار لفى جحيم
«فجور»; يعنى، دريدن پرده ديانت (مفردات راغب). از معانى ديگر «فجور»، فسق و عصيان است. (قاموس)
5 - گرفتارى فاسقان كافر در آتش دوزخ ، هميشگى است .
و إنّ الفجّار لفى جحيم
جمله اسميه، بر ثبوت دلالت دارد و در اين آيه ممكن است به قرينه مقابله با «إنّ الأبرار لفى نعيم» - كه استقرار مجازى در آن حاكى از خلود بود - بر خلود نيز دلالت كند. مراد از «فجّار» - به قرينه «بل تكذّبون بالدين» - فاسقانى است كه منكر معاد و كافرند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انفطار - 82 - 15 - 1،4
1 - قيامت ، روز گرفتارى طاقت فرساى فاسقان در آتش جهنم
يصلونها يوم الدين
«يصلونها»; يعنى، با رنج و مشقّت، حرارت آن را مى چشند. (برگرفته از قاموس)
4 - گرفتارى فاسقان به آتش جهنم ، كيفر فسق آنان است .
يصلونها يوم الدين
تصريح به «روز جزا» بودن قيامت، در بيان عذاب فاسقان، بيانگر آن است كه عذاب قيامت جزاى فسق آنان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انفطار - 82 - 16 - 1
1 - پنهان داشتن خويش از آتش جهنم ، براى فاسقان امكان پذير نيست .
و ما هم عنها بغائبين
«غاب عنه»; يعنى، از او مخفى شد. (لسان العرب)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انفطار - 82 - 19 - 9
9 - گرفتارى فاسقان به آتش جهنم ، فرمان خداوند در قيامت
و إنّ الفجّار لفى جحيم . .. و الأمر يومئذ للّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 109 - 8
8 - گمراهى و سرگردانى فاسقان در قيامت *
و اللّه لايهدى القوم الفسقين. يوم يجمع اللّه الرسل
برداشت فوق بر اين اساس است كه «يوم» ظرف براى «لايهدى . ..» در آيه قبل باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انفطار - 82 - 14 - 4
4 - مردم در قيامت ، به دو گروه شاخص « ابرار » و « فجّار » تقسيم خواهند شد .
إنّ الأبرار لفى نعيم . و إنّ الفجّار لفى جحيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انفطار - 82 - 19 - 4
4 - فاسقان در قيامت ، محروم از يارى ديگران براى رهايى از آتش دوزخ
و إنّ الفجّار لفى جحيم . .. يوم لاتملك نفس لنفس شيئًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - سجده - 32 - 20 - 8
8 - فاسقان ، عذابى را كه همواره تكذيب مى كردند ، مى چشند .
ذوقوا عذاب النار الذى كنتم به تكذّبون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - سجده - 32 - 20 - 10
10 - فاسقان ، قيامت و نظام كيفرى خدا را تكذيب مى كردند .
و أمّا الذين فسقوا . .. ذوقوا عذاب النار الذى كنتم به تكذّبون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 99 - 5
5 - تنها فاسقان ( منحرفان ) ، قرآن و دلايل روشن آن را نپذيرفته و بدان كافر مى شوند .
و ما يكفر بها إلا الفسقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 26 - 11
11 - تنها فاسقان به سبب وجود مثلهايى در قرآن ، به گمراهى كشانده مى شوند .
و ما يضل به إلا الفسقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 26 - 14
14 - قوم موسى ، مردمانى فاسق و نافرمان
إنّا لن ندخلها . .. فلاتأس على القوم الفسقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 35 - 19
19- هلاكت و بدفرجامى ، تنها از آنِ فاسقان و پرده دران حريم ارزش ها است .
فهل يهلك إلاّ القوم الفسقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 20 - 2
2 - دوزخ ، فرجام نهايى فاسقان و غافلان از ياد خدا و خويش
و لاتكونوا كالذين نسوا اللّه . .. أُولئك هم الفسقون. لايستوى أصحب النار
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 145 - 16
16 - خداوند ، فاسقان بنى اسرائيل را به گرفتار آمدن به فرجامى شوم تهديد كرد .
سأوريكم دار الفسقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مطففين - 83 - 9 - 3
3 - عذاب مقدر الهى براى بدكاران ، تخلّف ناپذير و داراى حد و مرزى روشن و مشخص است .
ما سجّين . كتب مرقوم
چنانچه «كتاب» به معناى مكتوب و مراد از كتابت، قضاى حتمى باشد و «مرقوم» نيز به معناى «نوشته واضح و گويا» گرفته شود; مفاد آيه اين خواهد بود كه «سجّين» (همان كتاب جامع كه عذاب هاى مقدر فاجران را دربردارد) مكتوب وتقدير شده اى واضح است كه حد و مرز هر عذاب مقدر، در آن كاملاً روشن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - صف - 61 - 5 - 16
16 - انسان هاى فاسق ، داراى قلب هاى منحرف
أزاغ اللّه قلوبهم و اللّه لايهدى القوم الفسقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 99 - 5
5 - تنها فاسقان ( منحرفان ) ، قرآن و دلايل روشن آن را نپذيرفته و بدان كافر مى شوند .
و ما يكفر بها إلا الفسقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - سجده - 32 - 21 - 6،8
6 - كيفر واقعى فاسقان تنبّه ناپذير از بلا هاى دنيا ، به جهان آخرت موكول شده است .
و لنذيقنّهم من العذاب الأدنى دون العذاب الأكبر لعلّهم يرجعون
از تعبير «لعلّهم يرجعون» استفاده مى شود كه «عذاب أدنى» همان بلاهاى دنيوى است كه مى تواند در بازگشت انسان به سوى خدا مؤثر باشد. در اين صورت به قرينه تقابل، مراد از «العذاب الأكبر» عذاب قيامت خواهد بود.
8 - عذاب شدن فاسقان در قيامت ، پس از اتمام حجت با آنان ، در دنيا است .
و لنذيقنّهم من العذاب الأدنى دون العذاب الأكبر لعلّهم يرجعون
بلاهاى هشداردهنده دنيا، نوعى اتمام حجت براى فاسقان است. «لعلّهم يرجعون» نيز نكته بالا را تأييد مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - سجده - 32 - 18 - 1
1 - برابر نبودن مؤمن و فاسق ، در نظام پاداش الهى ، امرى بديهى و خدشه ناپذير است .
أفمن كان مؤمنًا كمن كان فاسقًا لايستوون
همزه «أفمن. ..» استفهام انكارى است و «لايستوون» نيز بر آن تأكيد بيشترى مى كند. گفتنى است: «كاف» در «كمن» تشبيه در جزا است و به قرينه آيات سابق و آيات بعدى (19 و 20)، مراد از نفى تساوى، مى تواند عدم تساوى در پاداش و جزا باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - سجده - 32 - 20 - 6،8
6 - عذاب فاسقان ، پايان ناپذير و غيرقابل گريز است .
كلّما أرادوا أن يخرجوا منها أُعيدوا فيها
عبارت «كلّما أرادوا أن يخرجوا منها» مى تواند كنايه از پايان ناپذيرى و خلود در آتش باشد.
8 - فاسقان ، عذابى را كه همواره تكذيب مى كردند ، مى چشند .
ذوقوا عذاب النار الذى كنتم به تكذّبون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - سجده - 32 - 21 - 2
2 - بلا هاى دنيوى فاسقان ، هشدارى به آنان است و نه كيفر واقعى شان .
و لنذيقنّهم من العذاب الأدنى . .. لعلّهم يرجعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انفطار - 82 - 14 - 1
1 - آتش دوزخ ، جايگاه فاسقان و گنه پيشگان و كيفر كردار آنان است .
و إنّ الفجّار لفى جحيم
«فجور»; يعنى، دريدن پرده ديانت (مفردات راغب). از معانى ديگر «فجور»، فسق و عصيان است. (قاموس)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انفطار - 82 - 15 - 4
4 - گرفتارى فاسقان به آتش جهنم ، كيفر فسق آنان است .
يصلونها يوم الدين
تصريح به «روز جزا» بودن قيامت، در بيان عذاب فاسقان، بيانگر آن است كه عذاب قيامت جزاى فسق آنان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 167 - 6
6 - مسلط ساختن مردمى شكنجه گر بر يهود ، نمودى از كيفر سريع خداوند براى متمردان و فاسقان ستم پيشه
ليبعثن عليهم . .. إن ربك لسريع العقاب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 109 - 8
8 - گمراهى و سرگردانى فاسقان در قيامت *
و اللّه لايهدى القوم الفسقين. يوم يجمع اللّه الرسل
برداشت فوق بر اين اساس است كه «يوم» ظرف براى «لايهدى . ..» در آيه قبل باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 4 - 11
11 - شهادت و گواهى انسان فاسق ، در نظام قضايى اسلام هرگز پذيرفته نمى شود .
و لاتقبلوا لهم شهدة أبدًا و أُولئك هم الفسقون
برداشت فوق، مبتنى براين نكته است كه جمله «و أُولئك هم الفاسقون» در مقام تعليل و بيان فلسفه حكم پذيرفته نشدن شهادت نسبت دهندگان زنا باشد; يعنى، چون آنان فاسق اند، گواهيشان مورد قبول نيست. بنابراين گواهى هيچ فاسقى پذيرفتنى نخواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مطففين - 83 - 7 - 4
4 - نامه عمل فاجران ، در ديوانى تغييرناپذير و زندانى منحطّ ، بايگانى و حفاظت مى شود .
إنّ كتب الفجّار لفى سجّين
سجّين همان سجن (زندان) است، علاوه بر رساندن معناى خلود; زيرا اين وزن براى مبالغه است (مجمع البيان). تفسير آن به «كتاب مرقوم» - در دو آيه بعد - دلالت دارد كه «سجّين» كتابى است كه نامه عمل فاجران، به گونه اى در آن قرار داده شده است كه گويا نوشته ها در آن حبس شده است. مقابله آن با «علّيين» - كه در آيات بعد آمده است - بيانگر انحطاط و پستى آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 108 - 9
9 - فاسقان ، محروم از هدايت خاص الهى
و اللّه لايهدى القوم الفسقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 80 - 11
11 - فاسقان ، محروم از هدايت الهى
و اللّه لايهدى القوم الفسقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 33 - 2
2 - فسق پيشگان ، فاقد زمينه گرايش به ايمان و محروم از پذيرش آن
كذلك حقت كلمت ربك على الذين فسقوا أنهم لايؤمنون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - صف - 61 - 5 - 17
17 - فاسقان ، از هدايت الهى محروم اند .
و اللّه لايهدى القوم الفسقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - منافقون - 63 - 6 - 8
8 - فاسقان و منحرفان از حق ، محروم از هدايت و غفران الهى
إنّ اللّه لايهدى القوم الفسقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انفطار - 82 - 19 - 4
4 - فاسقان در قيامت ، محروم از يارى ديگران براى رهايى از آتش دوزخ
و إنّ الفجّار لفى جحيم . .. يوم لاتملك نفس لنفس شيئًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انفطار - 82 - 14 - 6
6 - كردار بدكاران ، از نظر مأموران الهى مخفى نمانده و در نامه عمل آنان ثبت خواهد شد .
كتبين . يعلمون ما تفعلون ... و إنّ الفجّار لفى جحيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مطففين - 83 - 7 - 3
3 - كردار بدكاران ، ثبت و ضبط شده و در نامه عمل آنان باقى خواهد ماند .
كتب الفجّار
«كتاب الفجّار»، صحيفه اى است كه در آن، اعمال فاجران ثبت شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مطففين - 83 - 7 - 4
4 - نامه عمل فاجران ، در ديوانى تغييرناپذير و زندانى منحطّ ، بايگانى و حفاظت مى شود .
إنّ كتب الفجّار لفى سجّين
سجّين همان سجن (زندان) است، علاوه بر رساندن معناى خلود; زيرا اين وزن براى مبالغه است (مجمع البيان). تفسير آن به «كتاب مرقوم» - در دو آيه بعد - دلالت دارد كه «سجّين» كتابى است كه نامه عمل فاجران، به گونه اى در آن قرار داده شده است كه گويا نوشته ها در آن حبس شده است. مقابله آن با «علّيين» - كه در آيات بعد آمده است - بيانگر انحطاط و پستى آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مطففين - 83 - 9 - 1
1 - ديوان نامه هاى عمل بدكاران ، نوشته اى خوانا و علامت دار و بى ابهام است .
كتب مرقوم
«كتاب» خبر براى ضمير محذوفى است كه به «سجّين» برمى گردد. «مرقوم» - از ريشه «رَقْم» (علامت و ماركى كه بر پارچه زده شود) (مصباح) - يعنى، داراى علامتى كه تشخيص آن را آسان سازد. ماده «رقم» به معناى «خط درشت» و «برطرف ساختن ابهام نوشته» نيز آمده است. (مفردات راغب)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مطففين - 83 - 8 - 2
2 - مخزن نامه هاى عمل بدكاران ، داراى ويژگى هايى فراتر از حد بيان است و پستى و گريزناپذير بودن آن قابل توصيف نيست .
و ما أدريك ما سجّين
ريشه كلمه «سجّين» بر زندان بودن جايگاه نامه عمل بدكاران دلالت دارد و پستىِ آن، از تقابل با «علّيّين» در آيات بعد استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مطففين - 83 - 9 - 1
1 - ديوان نامه هاى عمل بدكاران ، نوشته اى خوانا و علامت دار و بى ابهام است .
كتب مرقوم
«كتاب» خبر براى ضمير محذوفى است كه به «سجّين» برمى گردد. «مرقوم» - از ريشه «رَقْم» (علامت و ماركى كه بر پارچه زده شود) (مصباح) - يعنى، داراى علامتى كه تشخيص آن را آسان سازد. ماده «رقم» به معناى «خط درشت» و «برطرف ساختن ابهام نوشته» نيز آمده است. (مفردات راغب)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - سجده - 32 - 21 - 1،2
1 - وجود برخى بلا هاى حتمى دنيوى از سوى خداوند ، براى تنبيه و هشدار به فاسقان است .
و لنذيقنّهم من العذاب الأدنى دون العذاب الأكبر لعلّهم يرجعون
در اين كه مراد از «عذاب الأدنى» چيست، اقوال گوناگونى گفته شده است از جمله آنها اين است كه منظور، عذاب هاى دنيوى، مانند بلاها و بيمارى ها و. .. است.
2 - بلا هاى دنيوى فاسقان ، هشدارى به آنان است و نه كيفر واقعى شان .
و لنذيقنّهم من العذاب الأدنى . .. لعلّهم يرجعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 35 - 19
19- هلاكت و بدفرجامى ، تنها از آنِ فاسقان و پرده دران حريم ارزش ها است .
فهل يهلك إلاّ القوم الفسقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 61 - 21
21 - همراهان پيامبر (صلی الله علیه و آله) ( على ، فاطمه ، حسن و حسين عليهم السلام ) در مباهله ، عزيزترين و برترين انسانها
ندع ابناءنا و ابناءكم و نساءنا و نساءكم و انفسنا و انفسكم
امام رضا (ع): . .. فبرز النّبى (صلی الله علیه و آله) عليّاً و الحسن و الحسين و فاطمة صلوات اللّه عليهم ... فهذه، خصوصيّة لا يتقدمهم فيها احد و فضل لا يلحقهم فيه بشر.
عيون اخبارالرضا(ع)، ج 1، ص 232، ح 1، ب 23 ; نورالثقلين، ج 1، ص 349، ح 163.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 9 - 6
6 - حضرت على ، فاطمه ، حسن و حسين ( ع ) ، مظهر اخلاص و خداجويى در عرصه زندگى اجتماعى
إنّما نطعمكم لوجه اللّه لانريد منكم جزاءً و لا شكورًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 8 - 7
7 - « عن أبى عبداللّه ( ع ) قال : كان عند فاطمة ( عليهاالسلام ) شعيرٌ فجعلوه عصيدةً فلمّا انضجوها و وضعوها بين أيديهم جاء مسكين . . . فقام على ( ع ) فأعطاه ثلثَ ها فما لَبِثَ أن جاء يتيم . . . فأعطاه ثلثها الثانى . . . فلمّا لبث أن جاء أسير . . . فأعطاه الثلث الباقى و ما ذاقوها فأنزل اللّه فيهم هذه الآية إلى قوله « و كان سعيكم مشكوراً » ;
از امام صادق(ع) روايت شده كه فرمود: نزد فاطمه(س) مقدارى جو بود كه آن را حلوا كردند. پس از اين كه آن را پختند و براى خوردن آوردند، مسكينى آمد ... حضرت على(ع) برخاست و ثلث آن را به او داد. زمانى نگذشت كه يتيمى آمد ... حضرت ثلث ديگرش را به او داد ... زمانى نگذشت كه اسيرى آمد ... و ثلث باقى مانده را به او عطا فرمود و خود هيچ از آن حلوا نچشيدند. پس خداوند درباره آنان آيه «و يطعمون الطعام...» تا آيه «كان سعيكم مشكوراً» را نازل كرد».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 38 - 17
17 - « فى مجمع البيان : روى أبوسعيد الخدرى و غيره أنّه لمّا نزلت هذه الأية على النبىّ (صلی الله علیه و آله) أعطى فاطمة ( س ) فدكاً و سلّمه إليها . و هو المروىّ عن أبى جعفر و أبى عبداللّه ( ع ) . . . ;
در مجمع البيان آمده است كه ابوسعيد خدرى و ديگران، روايت كرده اند كه هنگامى كه اين آيه بر پيغمبر نازل گشت «فآت ذا القربى حقّه» آن حضرت، فدك را به فاطمه (عليهاالسلام) داد و آن را به وى تسليم كرد. همين مطلب، از امام باقر و امام صادق(ع) نيز روايت شده است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 8 - 8
8 - « عن مُعَمَّربن خَلاّد عن أبى الحسن الرضا ( ع ) فى قوله تعالى « و يطعمون الطعام على حبّه مسكيناًو يتيماً و أسيراً » قال : قلت حبّ اللّه أو حبّ الطعام ؟ قال : حبّ الطعام ;
معمربن خلاّد از امام رضا(ع) درباره سخن خداى تعالى «و يطعمون الطعام على حبّه مسكيناً و يتيماً و أسيراً» روايت كرده كه به امام گفتم: [ در «على حبّه» ]حبّ خدا مراد است يا حبّ طعام؟ فرمود: حبّ طعام».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 23 - 26
26 - « عن إبن عباس ( رض ) قال : لمّا نزلت « قل لا أسئلكم عليه أجراًإلاّ المودة فى القربى » قالوا يا رسول اللّه من قرابتك
الذين وجبت علينا مودتهم ؟ قال : على و فاطمة و ابناهما ;
از ابن عباس نقل شده است كه گفت: هنگامى كه آيه «قل لا أسئلكم عليه أجراً إلاّ المودة فى القربى» نازل شد گفتند يا رسول اللّه آن نزديكان تو كه دوستى آنان بر ما واجب شده است چه كسانى هستند؟ فرمود: على و فاطمه و دو فرزندانشان».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 8 - 6
6 - حضرت على ، فاطمه ، حسن و حسين ( ع ) ، مظهر ايثارگرى و حمايت از اقشار محروم جامعه ( بينوايان ، يتيمان و اسيران )
و يطعمون الطعام على حبّه مسكينًا و يتيمًا و أسيرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 10 - 6
6 - حضرت على ، فاطمه ، حسن و حسين ( ع ) ، مظهر بيم دارى از قيامت و ايمان به روز جزا
إنّا نخاف من ربّنا يومًا عبوسًا قمطريرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - كوثر - 108 - 1 - 4
4 - خداوند ، بشارت دهنده پيامبر (صلی الله علیه و آله) به كوثر بودن فاطمه ( س ) و فراوانى نسل آن حضرت از طريق او
إنّا أعطينك الكوثر
تاريخ قطعى زندگانى پيامبر(صلی الله علیه و آله) - كه از او پسرى نماند - گواه بر آن است كه تنها مصداق كوثر، فاطمه(س) است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 22 - 8
8 - نعمت هاى سرشار بهشت ، پاداش الهى اهل بيت ( على ، فاطمه ، حسن و حسين ( ع ) )
إنّ الأبرار يشربون من كأس . .. و سقيهم ربّهم شرابًا طهورًا . إنّ هذا كان لكم جز
برداشت ياد شده، با توجه به شأن نزولى است كه از طريق شيعه و سنى نقل شده است و آن اين كه از آيه 5 تا آيه مورد بحث (آيه 22)، درباره آن بزرگواران نازل شده است. (مجمع البيان، ج 10; الكشاف، ج 4، ذيل آيه)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 7 - 6
6 - حضرت على ، فاطمه ، حسن و حسين ( ع ) ، وفاكنندگان به نذر خويش و بيم داران از قيامت بودند .
يوفون بالنذر و يخافون يومًا كان شرّه مستطيرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 10 - 6
6 - حضرت على ، فاطمه ، حسن و حسين ( ع ) ، مظهر بيم دارى از قيامت و ايمان به روز جزا
إنّا نخاف من ربّنا يومًا عبوسًا قمطريرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 152 - 10
10 - محمد بن مسلم از امام باقر ( ع ) روايت كرده است كه فرمود : « تسبيح فاطمة ( ع ) من ذكر اللّه الكثير الذى قال : اذكرونى اذكركم ;
تسبيح فاطمه(س) ذكر كثيرى است كه خداوند فرموده: به ياد من باشيد تا به ياد شما باشم».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 22 - 9،10
9 - تقدير و سپاس گزارى خداوند از اهل بيت ( على ، فاطمه ، حسن و حسين ( ع ) ) ، در قبال نيك كردارى آنان
إنّ الأبرار . .. و كان سعيكم مشكورًا
10 - برخوردارى از نعمت هاى سرشار بهشت ، جلوه تقدير و سپاس گزارى خداوند از اهل بيت ( على ، فاطمه ، حسن و حسين ( ع ) )
إنّ الأبرار يشربون من كأس . .. و كان سعيكم مشكورًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - كوثر - 108 - 1 - 5
5 - حضرت فاطمه ( س ) ، خير فراوان و عطاى خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله)
إنّا أعطينك الكوثر
هر چند در شأن نزول ها و روايات سخنى از تطبيق «كوثر» بر «فاطمه»(س)، به ميان نيامده است; ولى از آخرين آيه استفاده مى شود كه نتيجه عطاى «كوثر»، «ابتر» (نسل بريده) نماندن پيامبر(صلی الله علیه و آله) است. بنابراين فاطمه(س) كه نسل پيامبر(صلی الله علیه و آله) از او است، مصداق «كوثر» خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 6 - 7
7 - حضرت على ، فاطمه ، حسن و حسين ( ع ) ، از مظاهر عبوديت خدا و از مصاديق بارز بندگان خالص او مى باشند .
عينًا يشرب بها عباد اللّه يفجّرونها تفجيرًا
مطابق روايات وارده در كتاب هاى شيعه و سنى، اين آيه و قبل و بعد آن، درباره آن بزرگواران نازل شده است. (مجمع البيان)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 22 - 9
9 - تقدير و سپاس گزارى خداوند از اهل بيت ( على ، فاطمه ، حسن و حسين ( ع ) ) ، در قبال نيك كردارى آنان
إنّ الأبرار . .. و كان سعيكم مشكورًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 61 - 13
13 - عظمت فوق العاده مقام حضرت زهرا ( سلام اللّه على ها )
و نساءنا و نساءكم
با توجه به آنچه نقل شده كه پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) در مقام مباهله از همه زنان، تنها فاطمه زهرا (س) را برده بودند، معلوم مى شود مراد از «نساءنا»، فاطمه (س) بوده و چون به لفظ جمع آمده عظمت شخصيّت آن حضرت معلوم مى گردد. مؤيد حضور آن حضرت روايتى از امام رضا (ع) است كه فرمود: ... و عنى بالنساء فاطمة عليها السّلام.
عيون اخبارالرضا (ع)، ج 1، ص 232، ح 1، ب 23 ; نورالثقلين، ج 1، ص 349، ح 163.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 5 - 5
5 - اهل بيت ( حضرت على ، فاطمه ، حسن و حسين ( ع ) ) مظهر ابرار و نيكوكاران جهان اند .
إنّ الأبرار يشربون من كأس كان مزاجها كافورًا
برداشت ياد شده، با توجه به شأن نزولى است كه از طريق شيعه و سنى نقل شده است. گفتنى است آيه مورد بحث تا آيه 22 (إنّ هذا كان لكم جزاءً و كان سعيكم مشكوراً) درباره اين بزرگواران نازل شده است. (مجمع البيان، ج 10; الكشاف، زمخشرى، ج 4، ذيل آيه)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 6 - 7
7 - حضرت على ، فاطمه ، حسن و حسين ( ع ) ، از مظاهر عبوديت خدا و از مصاديق بارز بندگان خالص او مى باشند .
عينًا يشرب بها عباد اللّه يفجّرونها تفجيرًا
مطابق روايات وارده در كتاب هاى شيعه و سنى، اين آيه و قبل و بعد آن، درباره آن بزرگواران نازل شده است. (مجمع البيان)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 7 - 6
6 - حضرت على ، فاطمه ، حسن و حسين ( ع ) ، وفاكنندگان به نذر خويش و بيم داران از قيامت بودند .
يوفون بالنذر و يخافون يومًا كان شرّه مستطيرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 8 - 6،7
6 - حضرت على ، فاطمه ، حسن و حسين ( ع ) ، مظهر ايثارگرى و حمايت از اقشار محروم جامعه ( بينوايان ، يتيمان و اسيران )
و يطعمون الطعام على حبّه مسكينًا و يتيمًا و أسيرًا
7 - « عن أبى عبداللّه ( ع ) قال : كان عند فاطمة ( عليهاالسلام ) شعيرٌ فجعلوه عصيدةً فلمّا انضجوها و وضعوها بين أيديهم جاء مسكين . . . فقام على ( ع ) فأعطاه ثلثَ ها فما لَبِثَ أن جاء يتيم . . . فأعطاه ثلثها الثانى . . . فلمّا لبث أن جاء أسير . . . فأعطاه الثلث الباقى و ما ذاقوها فأنزل اللّه فيهم هذه الآية إلى قوله « و كان سعيكم مشكوراً » ;
از امام صادق(ع) روايت شده كه فرمود: نزد فاطمه(س) مقدارى جو بود كه آن را حلوا كردند. پس از اين كه آن را پختند و براى خوردن آوردند، مسكينى آمد ... حضرت على(ع) برخاست و ثلث آن را به او داد. زمانى نگذشت كه يتيمى آمد ... حضرت ثلث ديگرش را به او داد ... زمانى نگذشت كه اسيرى آمد ... و ثلث باقى مانده را به او عطا فرمود و خود هيچ از آن حلوا نچشيدند. پس
خداوند درباره آنان آيه «و يطعمون الطعام...» تا آيه «كان سعيكم مشكوراً» را نازل كرد».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 9 - 6
6 - حضرت على ، فاطمه ، حسن و حسين ( ع ) ، مظهر اخلاص و خداجويى در عرصه زندگى اجتماعى
إنّما نطعمكم لوجه اللّه لانريد منكم جزاءً و لا شكورًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 10 - 6
6 - حضرت على ، فاطمه ، حسن و حسين ( ع ) ، مظهر بيم دارى از قيامت و ايمان به روز جزا
إنّا نخاف من ربّنا يومًا عبوسًا قمطريرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - كوثر - 108 - 1 - 4،5
4 - خداوند ، بشارت دهنده پيامبر (صلی الله علیه و آله) به كوثر بودن فاطمه ( س ) و فراوانى نسل آن حضرت از طريق او
إنّا أعطينك الكوثر
تاريخ قطعى زندگانى پيامبر(صلی الله علیه و آله) - كه از او پسرى نماند - گواه بر آن است كه تنها مصداق كوثر، فاطمه(س) است.
5 - حضرت فاطمه ( س ) ، خير فراوان و عطاى خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله)
إنّا أعطينك الكوثر
هر چند در شأن نزول ها و روايات سخنى از تطبيق «كوثر» بر «فاطمه»(س)، به ميان نيامده است; ولى از آخرين آيه استفاده مى شود كه نتيجه عطاى «كوثر»، «ابتر» (نسل بريده) نماندن پيامبر(صلی الله علیه و آله) است. بنابراين فاطمه(س) كه نسل پيامبر(صلی الله علیه و آله) از او است، مصداق «كوثر» خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - كوثر - 108 - 2 - 6
6 - مقام ربوبى خداوند ، جلوه گر در اعطاى فاطمه ( س ) به پيامبر (صلی الله علیه و آله)
إنّا أعطينك الكوثر . فصلّ لربّك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - كوثر - 108 - 3 - 2
2 - تداوم نسل پيامبر (صلی الله علیه و آله) از طريق فاطمه ( س ) ، پوچى پندار دشمنان آن حضرت را در مورد قطع نسل او بر ملا ساخت .
إنّا أعطينك الكوثر . .. إنّ شانئك هو الأبتر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - كوثر - 108 - 1 - 4
4 - خداوند ، بشارت دهنده پيامبر (صلی الله علیه و آله) به كوثر بودن فاطمه ( س ) و فراوانى نسل آن حضرت از طريق او
إنّا أعطينك الكوثر
تاريخ قطعى زندگانى پيامبر(صلی الله علیه و آله) - كه از او پسرى نماند - گواه بر آن است كه تنها مصداق كوثر، فاطمه(س) است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 24 - 6
6- « جابرالجعفى قال : سألت أباجعفرمحمد بن على الباقر ( ع ) عن قول الله عزّوجلّ : « كشجرة طيبة أصلها ثابت و فرعها فى السّماء . . . » قال : أمّا الشجرة فرسول الله (صلی الله علیه و آله) و فرعها على ( ع ) و غصن الشجرة فاطمة بنت رسول الله (صلی الله علیه و آله) و ثمرها أولادها ( ع ) و ورقها شيعتنا . . . ;
جابر جعفى گويد: از امام صادق(ع) در باره سخن خدا «كشجرة طيبة. ..» سؤال كردم، آن حضرت فرمود: اما مراد از درخت، رسول خدا(صلی الله علیه و آله) مى باشد و شاخه هاى اصلى آن، على(ع) است و شاخه هاى فرعى آن، فاطمه(س) دختر رسول خدا(صلی الله علیه و آله) مى باشد و ميوه هاى آن، فرزندان او و برگهاى آن درخت، شيعيان ما مى باشند».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 22 - 10
10 - برخوردارى از نعمت هاى سرشار بهشت ، جلوه تقدير و سپاس گزارى خداوند از اهل بيت ( على ، فاطمه ، حسن و حسين ( ع ) )
إنّ الأبرار يشربون من كأس . .. و كان سعيكم مشكورًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - كوثر - 108 - 3 - 2
2 - تداوم نسل پيامبر (صلی الله علیه و آله) از طريق فاطمه ( س ) ، پوچى پندار دشمنان آن حضرت را در مورد قطع نسل او بر ملا ساخت .
إنّا أعطينك الكوثر . .. إنّ شانئك هو الأبتر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 7 - 6
6 - حضرت على ، فاطمه ، حسن و حسين ( ع ) ، وفاكنندگان به نذر خويش و بيم داران از قيامت بودند .
يوفون بالنذر و يخافون يومًا كان شرّه مستطيرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 28 - 11
11- تحقق وعده خداوند ، به ورود پيروزمندانه مسلمانان به مكه ، گواه تحقق پذيرى وعده او در غلبه اسلام بر تمامى اديان *
لتدخلنّ المسجد الحرام . .. هو الذى أرسل رسوله ... ليظهره على الدين كلّه
خداوند در آيه قبل، به مؤمنان وعده داد كه با ايمنى وارد مكه خواهند شد و اين وعده تحقق يافت. حال در اين آيه، نويد داده است كه اسلام نه بر مشركان مكه; بلكه بر تمامى اديان غلبه خواهد كرد و اين وعده، همانند وعده پيشين تحقق پذير خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 10 - 4،12
4 - بروز روحيه ثروت اندوزى و كوتاهى در امر انفاق ، در ميان مسلمانان صدراسلام پس از فتح مكه
و ما لكم ألاّتنفقوا فى سبيل اللّه
آيه شريفه - چنان كه از عبارت هاى آن استفاده مى شود - پس از فتح مكه نازل شده است. توبيخ مسلمانان از سوى خداوند، به خاطر كوتاهى آنان در امر انفاق، نشان مى دهد كه آنان، پس از استقرار اسلام در جزيرة العرب و آسوده خاطر شدن، گرفتار نوعى مال دوستى و ثروت اندوزى شدند.
12 - شرايط مسلمانان صدراسلام تا پيش از فتح مكه ، بسى سخت تر از شرايط آنان پس از آن بوده است .
لايستوى منكم من أنفق من قبل الفتح و قتل . .. من الذين أنفقوا من بعد و قتلوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نصر - 110 - 2 - 4،7
4 - پيروزى مسلمانان عصر بعثت بر مكه و فتح آن ، زمينه ساز مسلمان شدن جمعيت هاى فراوانى از مردم آن زمان
إذا جاء نصر اللّه و الفتح . و رأيت الناس يدخلون فى دين اللّه أفواجًا
7 - فتح مكه ، نشانه حقانيت اسلام و حمايت خداوند از پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در ديدگاه مردم عصر بعثت
إذا جاء نصر اللّه . .. يدخلون فى دين اللّه أفواجًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نصر - 110 - 3 - 8
8 - امداد هاى الهى در فتح مكه ، جلوه ربوبيت خداوند بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مايه پيشرفت اهداف رسالت آن حضرت بود .
إذا جاء نصر اللّه و الفتح . .. فسبّح بحمد ربّك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نصر - 110 - 1 - 3
3 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مشتاق آزادسازى و فتح مكه و در انتظار نصرت و امداد هاى الهى
إذا جاء نصر اللّه و الفتح
مفسران، اين سوره را ناظر به فتح مكه مى دانند. مژده پيشاپيش آن به رسول اكرم(صلی الله علیه و آله)، نشانگر اشتياق آن حضرت به تحقق آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 10 - 14
14 - جهاد و انفاق مسلمانان در مقطع پيش از فتح مكه ، بسى ارزشمندتر از جهاد و انفاق آنان در مقطع پس از آن بود .
لايستوى منكم من أنفق من قبل الفتح و قتل . .. من الذين أنفقوا من بعد و قتلوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 10 - 14
14 - جهاد و انفاق مسلمانان در مقطع پيش از فتح مكه ، بسى ارزشمندتر از جهاد و انفاق آنان در مقطع پس از آن بود .
لايستوى منكم من أنفق من قبل الفتح و قتل . .. من الذين أنفقوا من بعد و قتلوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 10 - 14
14 - جهاد و انفاق مسلمانان در مقطع پيش از فتح مكه ، بسى ارزشمندتر از جهاد و انفاق آنان در مقطع پس از آن بود .
لايستوى منكم من أنفق من قبل الفتح و قتل . .. من الذين أنفقوا من بعد و قتلوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 10 - 14
14 - جهاد و انفاق مسلمانان در مقطع پيش از فتح مكه ، بسى ارزشمندتر از جهاد و انفاق آنان در مقطع پس از آن بود .
لايستوى منكم من أنفق من قبل الفتح و قتل . .. من الذين أنفقوا من بعد و قتلوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 10 - 21
21 - برابر دانستن مؤمنان مجاهد و انفاق گر قبل از فتح مكه ، با مجاهدان و انفاق گران بعد از آن ، از نظر مقام و منزلت در پيشگاه خداوند ، پندارى باطل است .
لايستوى منكم من أنفق من قبل الفتح و قتل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 10 - 21
21 - برابر دانستن مؤمنان مجاهد و انفاق گر قبل از فتح مكه ، با مجاهدان و انفاق گران بعد از آن ، از نظر مقام و منزلت در پيشگاه خداوند ، پندارى باطل است .
لايستوى منكم من أنفق من قبل الفتح و قتل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 3 - 3
3 - فتح مكه ، پيروزى بزرگ و بدون شكست پيامبر (صلی الله علیه و آله) در پرتو امداد هاى الهى *
و ينصرك اللّه نصرًا عزيزًا
آرمان فتح مكه و مقهور ساختن مشركان لجوج آن، از بالاترين آرزوها و اهداف مسلمانان به شمار مى رفت. با توجه به اين نكته احتمال مى رود كه نويد الهى به نصرت بدون شكست، نويد به تحقق همين آرمان باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 10 - 12
12 - صلح حديبيه و فتح مكه ، پاداش بزرگ الهى به ثابت قدمان بر پيمان با پيامبر (صلی الله علیه و آله) *
و من أوفى . .. فسيؤتيه أجرًا عظيمًا
با توجّه به اين كه پيمان ياد شده، قبل از انعقاد صلح حديبيه صورت گرفته است; احتمال مى رود كه نويد «فسيؤتيه. ..» بر صلح حديبيه و فتح مكه منطبق شود كه پس از اين پيمان رخ داده است; زيرا اگر آن بيعت و پايدارى نبود، نوبت به چنان پيروزى هايى نمى رسيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نصر - 110 - 1 - 5
5 - آزادسازى مكّه براى مسلمانان ، به منزله فتح كامل سنگر هاى دشمن بود .
و الفتح
مطلق آوردن فتح در مورد «فتح مكه» نشانگر صدق فتح كامل بر آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نصر - 110 - 2 - 5
5 - مردم پس از فتح مكه ، با رضايت و بدون تحميل ، اسلام را پذيرفتند .
يدخلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 2 - 7
7 - نويد الهى ، به تحقق نعمت كامل فتح مكه ، در پى صلح حديبيه
إنّا فتحنا لك . .. و يتمّ نعمته عليك
«يتمّ نعمته» بيانگر نتيجه اى است كه خداوند نويد تحقق آن را به پيامبر(صلی الله علیه و آله) داد; يعنى، صلح حديبيه راه را با مسالمت بر روى
مسلمانان باز كرد و اين نعمت بزرگى بود; اما اتمام اين نعمت در آن روز صورت مى گرفت كه مسلمانان فاتح مكه و صاحب اختيار آن باشند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - صف - 61 - 13 - 10
10 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) مأمور ابلاغ بشارت خداوند ( قريب الوقوع بودن فتح مكه ) ، به مسلمانان مشتاق و منتظر
و أُخرى تحبّونها . .. و بشّر المؤمنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نصر - 110 - 1 - 4
4 - خداوند ، مسلمانان صدر اسلام را از پيش به فتح مكه و امداد هاى خود بشارت داد .
إذا جاء نصر اللّه و الفتح
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نصر - 110 - 2 - 2
2 - خداوند ، به پيامبر (صلی الله علیه و آله) بشارت داد كه فتح مكه را درك خواهد كرد و استقبال قبايل عرب را از اسلام ، به چشم خود خواهد ديد .
و رأيت الناس يدخلون فى دين اللّه أفواجًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ممتحنه - 60 - 7 - 4
4 - اخبار ضمنى خداوند ، از فتح مكه به دست مسلمانان *
عسى اللّه . .. مودّة
برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه اين مودّت، عملاً با فتح مكه تحقق يافت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 10 - 21
21 - برابر دانستن مؤمنان مجاهد و انفاق گر قبل از فتح مكه ، با مجاهدان و انفاق گران بعد از آن ، از نظر مقام و منزلت در پيشگاه خداوند ، پندارى باطل است .
لايستوى منكم من أنفق من قبل الفتح و قتل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 10 - 21
21 - برابر دانستن مؤمنان مجاهد و انفاق گر قبل از فتح مكه ، با مجاهدان و انفاق گران بعد از آن ، از نظر مقام و منزلت در پيشگاه خداوند ، پندارى باطل است .
لايستوى منكم من أنفق من قبل الفتح و قتل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - صف - 61 - 13 - 8
8 - مسلمانان صدراسلام ، مشتاق فتح مكه و در انتظار نصرت و امداد هاى الهى
و أُخرى تحبّونها نصر من اللّه و فتح قريب
مفسران، برآنند كه آيه شريفه ناظر به فتح مكه و قريب الوقوع بودن آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ممتحنه - 60 - 1 - 14
14 - حركت مسلمانان براى فتح مكه ، حركتى جهادى و در راستاى خشنودى خداوند
إن كنتم خرجتم جهدًا فى سبيلى و ابتغاء مرضاتى
از اين كه پس از برشمردن ستم مشركان نسبت به مسلمانان، تعبير «جهاداً فى سبيلى. ..» آمده، مى توان نتيجه گرفت كه آيه شريفه، انگيزه فتح مكه را مشخص ساخته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ممتحنه - 60 - 1 - 13
13 - اقدام حاطب ابن ابى بلتعه به ارتباط مخفيانه با مشركان ، در آستانه آمادگى مسلمانان براى فتح مكه
لاتتّخذوا . .. إن كنتم خرجتم جهدًا فى سبيلى
با توجه به شأن نزول آيه، عبارت «إن كنتم خرجتم. ..» نظر به آمادگى مسلمانان براى فتح مكه دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 10 - 11،12،16
11 - تفاوت وضع مسلمانان صدراسلام از نظر عِدّه و عُدّه ( نفرات و امكانات ) ، در مقطع پيش از فتح مكه و مقطع بعد از آن
لايستوى منكم من أنفق من قبل الفتح و قتل . .. من الذين أنفقوا من بعد و قتلوا
12 - شرايط مسلمانان صدراسلام تا پيش از فتح مكه ، بسى سخت تر از شرايط آنان پس از آن بوده است .
لايستوى منكم من أنفق من قبل الفتح و قتل . .. من الذين أنفقوا من بعد و قتلوا
16 - مسلمانانى كه در دوران سخت پيش از فتح مكه ، از جهاد و انفاق در راه خدا كوتاهى نكردند ، داراى درجه و منزلتى بزرگ تر از مسلمانانى اند كه پس از آن اقدام به جهاد و انفاق مى كردند .
لايستوى منكم من أنفق . .. أُولئك أعظم درجة من الذين أنفقوا من بعد و قتلوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 10 - 11،12،16
11 - تفاوت وضع مسلمانان صدراسلام از نظر عِدّه و عُدّه ( نفرات و امكانات ) ، در مقطع پيش از فتح مكه و مقطع بعد از آن
لايستوى منكم من أنفق من قبل الفتح و قتل . .. من الذين أنفقوا من بعد و قتلوا
12 - شرايط مسلمانان صدراسلام تا پيش از فتح مكه ، بسى سخت تر از شرايط آنان پس از آن بوده است .
لايستوى منكم من أنفق من قبل الفتح و قتل . .. من الذين أنفقوا من بعد و قتلوا
16 - مسلمانانى كه در دوران سخت پيش از فتح مكه ، از جهاد و انفاق در راه خدا كوتاهى نكردند ، داراى درجه و منزلتى بزرگ تر از مسلمانانى اند كه پس از آن اقدام به جهاد و انفاق مى كردند .
لايستوى منكم من أنفق . .. أُولئك أعظم درجة من الذين أنفقوا من بعد و قتلوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 1 - 8
8 - « قال الرضا ( ع ) . . . فلمّا فتح اللّه عزّوجلّ على نبيّه مكة قال له يا محمّد (صلی الله علیه و آله) « إنّا فتحنا لك فتحًا مبينًا » . . . ;
امام رضا(ع) فرمود: . .. آن هنگام كه خداوند مكه را براى پيامبرش فتح نمود، به آن حضرت فرمود: اى محمّد! «إنّا فتحنا لك فتحاً مبيناً»...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 10 - 21
21 - برابر دانستن مؤمنان مجاهد و انفاق گر قبل از فتح مكه ، با مجاهدان و انفاق گران بعد از آن ، از نظر مقام و منزلت در پيشگاه خداوند ، پندارى باطل است .
لايستوى منكم من أنفق من قبل الفتح و قتل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 10 - 21
21 - برابر دانستن مؤمنان مجاهد و انفاق گر قبل از فتح مكه ، با مجاهدان و انفاق گران بعد از آن ، از نظر مقام و منزلت در پيشگاه خداوند ، پندارى باطل است .
لايستوى منكم من أنفق من قبل الفتح و قتل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 1 - 7
7 - وعده قطعى خداوند به فتح بزرگ مكه در پى صلح حديبيه
إنّا فتحنا لك فتحًا مبينًا
مراد از «فتح»، ممكن است فتح مكه باشد و فعل ماضى «فتحنا» در واقع تأكيدى باشد بر فتحى كه در آينده صورت خواهد گرفت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - صف - 61 - 13 - 9
9 - خداوند ، مسلمانان صدراسلام را از پيش ، به فتح مكه و امداد هاى خود وعده داد .
و أُخرى تحبّونها نصر من اللّه و فتح قريب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 45 - 3
3 - وجود فترت و فاصله عميق ، ميان مردم عصر پيامبر و عصر پيامبران پيشين
و لكنّا أنشأنا قرونًا فتطاول عليهم العمر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 35 - 6
6 - برخى از امتها فاقد پيامبر و رسولى از جانب خداوند بودند.
إما يأتينكم رسل منكم
كلمه «اما» مركب از «إن» شرطيه و «ما»ى زايده براى تأكيد است. مقتضاى تأكيد جمله با «ما»ى زايده و نون ثقيله، قطعى بودن بعثت پيامبران است و مقتضاى شروع آن با إن شرطيه اين است كه برخى امتها ممكن است از داشتن پيامبر محروم باشند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 19 - 8
8 - وجود فاصله اى طولانى بين بعثت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و رسولان گذشته
على فترة من الرسل
«فترة» به معناى سكون و انقطاع است. بنابراين «فترة من الرسل» به معناى انقطاع پيامبرى است. نكره آوردن «فترة» دلالت مى كند بر اينكه آن انقطاع به طول انجاميده بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 154 - 7
7 - فرونشستن فتنه گوساله پرستى در ميان قوم موسى ، فراهم آورنده زمينه اى مناسب براى مطرح شدن تورات از سوى آن حضرت
أخذ الألواح
بيان اين واقعيت كه موسى(ع) در پى فرونشستن فتنه گوساله پرستى، الواح را برگرفت، اين حقيقت را روشن مى سازد، كه زمينه از دست رفته براى تعاليم تورات بار ديگر در ميان قوم موسى ايجاد شد. گفتنى است آيه «149» مى رساند كه عموم بنى اسرائيل از گوساله پرستى توبه كردند و آيه «153» مى رساند كه خداوند توبه آنان را پذيرفت و در نتيجه فتنه گوساله پرستى فرونشست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 193 - 2
2 - لزوم مبارزه با فتنه و فتنه انگيزان
و قتلوهم حتى لاتكون فتنة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 1 - 1
1 - سوگند خداوند به سپيده دم
و الفجر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 5 - 1،2
1 - عاقلان با سوگند هاى خداوند به فجر ، شب هاى ده گانه ، شفع ، وتر و گذشت شب ، به صحت گفته او اطمينان يافته و آن را تصديق مى كنند .
هل فى ذلك قسم لذى حجر
2 - سوگند به سپيده دم ، شب هاى ده گانه ، هر جفت و تاق و گذشت شب ، سوگندى شايسته و بجا در ديدگاه هر شخص عاقل
هل فى ذلك قسم لذى حجر
استفهام در «هل فى ذلك. ..»، تقريرى است و مراد تثبيت اين نكته است كه قسم هاى ياد شده، فرد عاقل را اقناع مى كند; به گونه اى كه او نيز در تأكيد كلام خود، چنين سوگندهايى به كار مى برد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 6 - 8
8 - سوگند خداوند به سپيده دم ، شب هاى ده گانه ، جفت ، تاق و گذشت شب ، براى تأكيد بر دارا بودن توان اجراى تهديدات خويش و نابود ساختن كافران
و الفجر . .. ألم تر كيف فعل ربّك بعاد
ممكن است مراد از سوگندها، تأكيد بر قدرت خداوند بر نابود ساختن مخالفان پيامبر(صلی الله علیه و آله) باشد; در اين صورت جواب قسم محذوف
خواهد بود. گفتنى است كه جواب قسم در احتمال ديگر، آيه چهاردهم اين سوره است كه مراقبت شديد خداوند را مطرح كرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 14 - 8
8 - خداوند ، براى تأكيد مراقبت خويش بر كردار بندگان ، به فجر ، شب هاى ده گانه ، شفع ، وتر و گذشت شب ، سوگند ياد كرده است .
و الفجر . .. إنّ ربّك لبالمرصاد
در برداشت ياد شده جمله «إنّ ربّك» مى تواند جواب سوگندهايى باشد كه در آغاز سوره آمده بود. بر اين اساس بيان سرنوشت عاد، ثمود و فرعون، جمله هايى معترضه و نوعى استدلال بر مقصود است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 187 - 40،41
40 - « عن سعد عن بعض اصحابه عنهما ( ع ) فى رجل تسحّر و هو شاك فى الفجر قال : لابأس « كلوا و اشربوا حتى يتبين لكم الخيط الأبيض من الخيط الأسود من الفجر » . . . ;
از امام باقر و امام صادق(ع) درباره كسى كه سحرى خورده در حالى كه در طلوع فجر شك داشته ]سؤال شد[، امام فرمود: اشكالى ندارد ]خداوند فرموده[: كلوا و اشربوا حتى يتبين لكم الخيط الأبيض من الخيط الأسود من الفجر» . .. .
41 - ابى بصير گويد : « سألت ابا عبداللّه ( ع ) عن رجلين قاما فى شهر رمضان فقال احدهما : هذا الفجر و قال الآخر : ما أرى شيئاً قال : ليأكل الذى لم يستيقن الفجر و قد حرم الأكل على الذى زعم قد رأى ، ان اللّه يقول : و كلوا و اشربوا حتى يتبين لكم الخيط الأبيض من الخيط الأسود من الفجر ثم أتموا الصيام إلى الليل ;
از امام صادق(ع) سؤال كردم از دو نفر كه در ماه رمضان درباره ]طلوع[ فجر اختلاف نموده اند، و يكى از آن دو مى گويد اين فجر است و ديگرى مى گويد من چيزى ]از سفيدى صبح[ نمى بينم. امام فرمودند: آن كس كه يقين به طلوع فجر ندارد مى تواند بخورد; ولى آن كس كه معتقد است فجر را ديده بر او حرام است كه بخورد. خداوند مى فرمايد: و كلوا و اشربوا حتى يتبين لكم الخيط الأبيض من الخيط الأسود من الفجر ثم أتموا الصيام إلى الليل».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 187 - 23
23 - طلوع فجر حد فاصل شب و روز
أحل لكم ليلة الصيام . .. كلوا و اشربوا حتى يتبيّن لكم الخيط الأبيض
«أياماً معدودات» در آيه 184، روزه را مخصوص روز مى داند و «حتى يتبين . ..» شروع روزه را از طلوع فجر قرار داده است. بنابراين، روز در ديدگاه شرع از طلوع فجر آغاز مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 1 - 2
2 - سپيده دم ، لحظه اى با عظمت
و الفجر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 5 - 3
3 - عظمت سپيده دم ، شب هاى ده گانه ، جفت ، تاق و گذشت شب ، قابل درك براى بهره مندان از اندكى عقل
هل فى ذلك قسم لذى حجر
تقليل، از نكره بودن «حجر» استفاده شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فلق - 113 - 5 - 5
5 - توانايى خداوند بر شكافتن تاريكى ها با سپيده صبح ، دليل قدرت او بر نجات انسان از خطر حسودان
قل أعوذ بربّ الفلق . .. و من شرّ حاسد إذا حسد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فلق - 113 - 1 - 3
3 - خداوند ، تدبيركننده صبحدم و صاحب اختيار طلوع فجر است .
بربّ الفلق
«فلق»، به معناى صبح يا فجر است (قاموس). تناسب اين كلمه با معناى «فَلْق» (شكافتن)، از اين جهت است كه طلوع فجر، تاريكى را مى شكافد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فلق - 113 - 1 - 10
10 - برطرف شدن تاريكى شب و شكافتن آن با طلوع صبحدم به تدبير خداوند ، دليل توانمندى او بر نجات انسان ها از حوادث خطرناك
قل أعوذ بربّ الفلق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 187 - 37
37 - « عن على بن مهزيار قال : كتب ابوالحسن بن الحصين إلى أبى جعفر الثانى ( ع ) معى جعلت فداك ، قد اختلفت موالوك فى صلاة الفجر فمنهم من يصلى إذا طلع الفجر الأول المستطيل فى السماء و منهم من يصلى إذا اعترض فى أسفل الأفق و استبان . . . فكتب ( ع ) بخطه و قرأته : الفجر - يرحمك اللّه - هو الخيط الأبيض المتعرض ليس هو الأبيض صعداً . . . فقال : كلوا واشربوا حتى يتبين لكم الخيط الأبيض من الخيط الأسود من الفجر . . . ;
على بن مهزيار مى گويد: ابوالحسن بن حصين در نامه اى كه توسط من به امام جواد(ع) فرستاد، نوشت: فدايت شوم، دوستان و شيعيان شما در وقت نماز صبح اختلاف دارند; گروهى از آنان، وقتى سپيده اول (فجر كاذب) كه در آسمان كشيده مى شود طلوع نمود، نماز صبح مى خوانند و بعضى نيز وقتى سپيده در پايين افق پخش و آشكار شد نماز مى خوانند. امام (ع) با خط خود نوشت و من آن را خواندم كه فجر همان نوار سفيدى است كه در عرض افق ظاهر مى شود و آن سفيدى كه به طرف بالا مى رود نيست; خداوند فرموده: كلوا و اشربوا حتى يتبين لكم الخيط الأبيض من الخيط الأسود من الفجر».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فلق - 113 - 1 - 9
9 - برطرف شدن تاريكى با طلوع سپيده دم ، نعمتى بزرگ از جانب خداوند
بربّ الفلق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 187 - 22
22 - آن هنگام كه رشته سفيدِ ظاهر شده در افق از رشته سياهِ شب تمييز داده شود ، هنگام فجر است .
حتى يتبيّن لكم الخيط الأبيض من الخيط الأسود من الفجر
حرف «من» در «من الفجر» بيان براى «الخيط الأبيض» است; يعنى، آن رشته سفيد همان فجر است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 187 - 41
41 - ابى بصير گويد : « سألت ابا عبداللّه ( ع ) عن رجلين قاما فى شهر رمضان فقال احدهما : هذا الفجر و قال الآخر : ما أرى شيئاً قال : ليأكل الذى لم يستيقن الفجر و قد حرم الأكل على الذى زعم قد رأى ، ان اللّه يقول : و كلوا و اشربوا حتى يتبين لكم الخيط الأبيض من الخيط الأسود من الفجر ثم أتموا الصيام إلى الليل ;
از امام صادق(ع) سؤال كردم از دو نفر كه در ماه رمضان درباره ]طلوع[ فجر اختلاف نموده اند، و يكى از آن دو مى گويد اين فجر است و ديگرى مى گويد من چيزى ]از سفيدى صبح[ نمى بينم. امام فرمودند: آن كس كه يقين به طلوع فجر ندارد مى تواند بخورد; ولى آن كس كه معتقد است فجر را ديده بر او حرام است كه بخورد. خداوند مى فرمايد: و كلوا و اشربوا حتى يتبين لكم الخيط الأبيض من الخيط الأسود من الفجر ثم أتموا الصيام إلى الليل».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 19 - 9
9 - انسان ها نسبت به پيامد و بازتاب شوم دنيوى و اخروى اشاعه فحشا در جامعه ، آگاهى درست و كاملى ندارند .
إنّ الذين يحبّون أن تشيع الفحشة . .. و اللّه يعلم و أنتم لاتعلمون
برداشت فوق، مبتنى بر اين نكته است كه مفعول «لاتعلمون» نتيجه و بازتاب كار زشت اشاعه فحشا و فساد جنسى در جامعه باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 21 - 18
18 - جامعه هاى آلوده به فحشا و منكرات ، از فضل و رحمت خدا محروم اند .
لاتتّبعوا خطوت الشيطن . .. و لولا فضل اللّه عليكم و رحمته ما زكى منكم من أحد أب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 21 - 16
16 - رشد و طهارت انسان در گرو مخالفت با شيطان و اجتناب از فحشا و منكرات است .
لاتتّبعوا خطوت الشيطن . .. فإنّه يأمر بالفحشاء و المنكر و لولا فضل اللّه عليكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 30 - 9
9 - پرهيز از نظر دوختن به نامحرمان و اجتناب از آلودگى به فحشا و فساد جنسى ، زمينه ساز طهارت ، پاكى ، رشد و بالندگى است .
قل للمؤمنين يغضّوا من أبصرهم و يحفظوا فروجهم ذلك أزكى لهم
«زكاة» (مصدر «أزكى») هم به معناى «نمو و رشد» و هم به معناى «طهارت و پاكى» است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 84 - 5
5 - جوامع مبتلا به لواط و فحشا ، جوامعى مجرم و در معرض نابودى با عذاب هاى سخت الهى
فانظر كيف كان عقبة المجرمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 23 - 31
31- ارتكاب فحشا و ناسپاسى در برابر نعمت هاى خداوند ، مانع رستگارى است .
إنه لايفلح الظلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 21 - 11،15
11 - ناسازگارى ايمان با پيروى از شيطان و ارتكاب فحشا و منكرات
يأيّها الذين ءامنوا لاتتّبعوا خطوت الشيطن . .. فإنّه يأمر بالفحشاء و المنكر
برداشت فوق، به خاطر اين نكته است كه خداوند پيش از نهى از فحشا و منكرات، مسلمانان را با وصف ايمان مورد خطاب قرار داد.
15 - پيروى از شيطان و ارتكاب فحشا و منكرات ، مانع از رشد و بالندگى و مايه ناپاكى و انحطاط انسان است .
لاتتّبعوا خطوت الشيطن . .. فإنّه يأمر بالفحشاء و المنكر و لولا فضل اللّه عليكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 26 - 3
3 - آلودگى به فحشا و زنا ، نشان خباثت ( بدسرشتى و بد كردارى ) انسان است .
الخبيثت للخبيثين و الخبيثون للخبيثت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 151 - 26
26 - دورى از كارهاى زشت و پرهيز از كشتن بى گناهان، از توصيه هاى خدا به انسانها
و لاتقربوا الفوحش . .. ذلكم وصيكم به
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 153 - 1
1 - پرهيز از شرك، فرزندكشى، كردارهاى شنيع، كشتن بيگناهان، تجاوز به دارايى يتيمان، راهى است راست براى حركت به سوى خدا.
ألا تشركوا به شيئاً . .. و أن هذا صرطى مستقيماً
برداشت فوق بر اين اساس است كه مراد از ضمير متكلم در «صراطى» خداوند باشد. صراط خداوند يعنى راهى كه به سوى اوست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 90 - 10
10- اهتمام اسلام به سالم سازى روابط اجتماعى انسان ها و تحكيم بخشيدن به آن و پاك سازى جامعه از فحشا ، بزهكارى ، ستم و سركشى
إن الله يأمر بالعدل و الإحسن و . .. و ينهى عن الفحشاء و المنكر و البغى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 30 - 6
6 - مردان مؤمن ، وظيفه دار پرهيز از آلودگى به فحشا و زنا
قل للمؤمنين . .. يحفظوا فروجهم
مقصود از جمله «و يحفظوا فروجهم» (مردان شرمگاه خود را حفظ كنند) - به قرينه آيات قبل كه درباره حكم فحشا و قذف بود - مى تواند خوددارى از ارتكاب فحشا و زنا باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 31 - 6
6 - زنان مؤمن ، وظيفه دار اجتناب از آلودگى به زنا و فحشا هستند .
و قل للمؤمنت . .. و يحفظن فروجهنّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 19 - 10
10 - اشاعه فحشا در ميان جامعه اسلامى و تهمت آلودگى جنسى به مؤمنان پاكدامن ، از ترفند هاى منافقان
إنّ الذين يحبّون أن تشيع الفحشة فى الذين ءامنوا لهم عذاب أليم
تعبير «فى الذين آمنوا» (در ميان صفوف مؤمنان) بيانگر اين نكته است كه اشاعه دهندگان فحشا، خود از مؤمنان نيستند; بلكه در ميان صفوف مؤمنان رخنه كرده اند و آنان را به فساد مى كشانند. گفتنى است چون آيات پيشين درباره ماجراى «افك» بود كه به دست منافقان انجام گرفت، مى توان استفاده كرد كه مقصود در «الذين يحبّون...» همان منافقان اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 21 - 10
10 - اشاعه فحشا و بازى با حيثيت مؤمنان و بدنام كردن آنان ، فرمان بردارى از شيطان و گام نهادن در راه او است .
و من يتّبع خطوت الشيطن فإنّه يأمر بالفحشاء و المنكر
نهى از پيروى شيطان - پس از محكوميت ماجراى «افك» و ممنوعيت اشاعه فحشا - مى تواند هشدارى باشد به رواج دهندگان فحشا كه رفتارشان، رفتارى است شيطانى و در حقيقت گام نهادن در راه شيطان مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 33 - 24
24 - واداشتن كنيزان به فحشا و خودفروشى جهت كسب در آمد و رفاه بيشتر ، امرى رايج در جاهليت
و لاتكرهوا فتيتكم على البغاء . .. لتبتغوا عرض الحيوة الدنيا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 156 - 9
9 - نسبت دادن فحشا و بى عفتى به پاكدامنان ( قذف ) ، حرام و موجب دورى از رحمت خداوند
و بكفرهم و قولهم على مريم بهتناً عظيماً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 33 - 21،22
21 - واداشتن كنيزان عفيف ، بر فحشا و فساد جنسى ، حرام است .
و لاتكرهوا فتيتكم على البغاء إن أردن تحصّنًا
22 - سود و درآمد به دست آمده از راه واداشتن كنيزان به فحشا و خودفروشى ، حرام است .
ولاتكرهوا فتيتكم على البغاء إن أردن تحصّنًا لتبتغوا عرض الحيوة الدنيا
نهى از واداشتن كنيزان به فحشا براى به دست آوردن سود و متاع دنيوى، دليل حرمت چنين سودى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 90 - 16
16- رعايت عدالت ، احسان ، اداى حق خويشاوندان و دورى از فحشا ، اعمال زشت و ستم ، از موعظه هاى خداوند به انسان است .
إن الله يأمر بالعدل . .. و ينهى عن الفحشاء ... يعظكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 32 - 3
3- لزوم اجتناب انسان از زمينه هاى ابتلا به فحشا و گناهان بسيار زشت و بد فرجام
و لاتقربوا الزنى إنه كان فحشة و ساء سبيلاً
جمله «إنه كان فاحشة و . ..» تعليل براى نهى «لاتقربوا» است; يعنى، زنا چون فحشا و بد عاقبت است، لازم الاجتناب است، پس بايد از فحشا و هر گناهى كه عاقبت سوء دارد، پرهيز كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 33 - 1
1 - خداوند كردارهاى زشت و شنيع و رفتارهاى نكوهيده و ستمگرى را تحريم كرده است.
قل إنما حرم ربى الفوحش ما ظهر منها و ما بطن و الإثم و البغى بغير الحق
«فواحش» جمع فاحشة و به معناى كارهاى شنيع (همانند زنا، لواط و . .. ) است و «إثم» به كردارهاى نكوهيده (همانند ميگسارى و ... ) گفته مى شود. (برگرفته از مجمع البيان).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 90 - 19
19- بيزارى از فحشا ، زشتى و ستم ، نهفته در نهاد آدميان
و ينهى عن . .. لعلّكم تذكّرون
«تذكّر» ياد آوردن چيزى است كه قبلاً انسان به نوعى از آن آگاه بوده و يا بدان تمايل داشته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 151 - 20،22
20 - كردارهاى شنيع، چه آشكارا انجام گيرد و چه مخفيانه، حرام است.
و لاتقربوا الفوحش ما ظهر منها و ما بطن
تقسيم كارهاى شنيع به «ماظهر منها و ما بطن» مى تواند ناظر به چگونه انجام شدن كار زشت باشد. يعنى فاحشه اى مانند زنا كه هم مى تواند مخفى انجام گيرد و هم مى تواند علنى، ارتكاب آن در هر صورت حرام است.
22 - انجام كارهاى زشت به صورت علنى داراى شناعت و حرمتى شديدتر نسبت به انجام آنها به صورت مخفيانه
لاتقربوا الفوحش ما ظهر منها و ما بطن
تقديم «ما ظهر» بر «ما بطن» مى تواند اشاره به برداشت فوق باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 33 - 2،3
2 - هر كردار زشت، چه مخفيانه انجام گيرد و چه آشكارا و علنى، حرام است.
إنما حرم ربى الفوحش ما ظهر منها و ما بطن
تقسيم كارهاى شنيع به دو قسم آشكار و غير آشكار مى تواند ناظر به چگونه انجام شدن آن باشد. يعنى عملى زشت همانند زنا، چه مخفى انجام گيرد و چه آشكارا، حرام است. و نيز مى تواند اين تقسيم ناظر به مجموعه كردارهاى شنيع باشد ; يعنى كردارهاى زشت دو صنف است: صنفى كه معمولاً مخفى انجام مى گيرد، همانند دزدى و زنا، و صنفى كه بناى مردمان بر مخفى كردن آن نيست، همانند برخى از ظلمها.
3 - هر دو صنف از كردارهاى زشت (صنفى كه معمولاً مخفيانه انجام مى گيرد و صنفى كه بناى مردم بر مخفى انجام دادن آن نيست) حرام است.
إنما حرم ربى الفوحش ما ظهر منها و ما بطن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 21 - 5
5 - شيطان ، پيروانش را هرگز ر ها نمى كند ; بلكه مدام آنان را به انواع فحشا و منكرات فرا مى خواند .
و من يتّبع خطوت الشيطن فإنّه يأمر بالفحشاء و المنكر
برداشت ياد شده از به كارگيرى فعل مضارع «يأمر» استفاده شده است; زيرا فعل مضارع بيانگر استمرار است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 58 - 16
16 - استفاده از روش پيشگيرى ، سياست اسلام در مبارزه اصولى با فحشا و انحرافات جنسى است .
ليستئذنكم . .. ثلث عورت لكم ليس عليكم ... بعدهنّ طوّفون عليكم بعضكم على بعض
يكى از روش هاى پيشگيرى از ارتكاب فحشا و انحرافات جنسى، جلوگيرى از بلوغ زودرس و نيز تنظيم صحيح روابط ميان فرزندان مميز و در شرف بلوغ با پدر و مادران است كه اين آيه در صدد بيان همين مسأله مى باشد. گفتنى است كه مطلب ياد شده را مى توان از ارتباط ميان آيه شريفه و آيات 1 تا 33 همين سوره به دست آورد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 90 - 11
11- رعايت نكردن عدالت در جامعه ، خوددارى از احسان و قطع رابطه با خويشاوندان ، زمينه ساز رواج فحشا ، بزهكارى ، ستم و سركشى در جامعه است . *
إن الله يأمر بالعدل و الإحسن و إيتاىءِ ذى القربى و ينهى عن الفحشاء و المنكر و ا
برداشت فوق، از مقابله عدل و . .. با فحشا و ... استفاده گرديد; يعنى، اگر عدل و ... در جامعه باشد، زمينه رواج فحشا و ... از بين مى رود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 21 - 2،7
2 - شيطان ، داراى راه هاى متعدد و وسايل گوناگون براى كشاندن انسان ها به فحشا و منكرات است .
لاتتّبعوا خطوت الشيطن
برداشت فوق، از جمع آمدن «خطوات» استفاده مى شود.
7 - نتيجه و ره آورد پيروى از شيطان ، فرو افتادن در منجلاب زشتى ها و ناپسندى ها ( فحشا و منكرات ) است .
و من يتّبع خطوت الشيطن فإنّه يأمر بالفحشاء و المنكر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 30 - 7
7 - خيره شدن به نامحرمان و چشم چرانى ، زمينه ساز آلودگى به فحشا و فساد جنسى است .
قل للمؤمنين يغضّوا من أبصرهم و يحفظوا فروجهم
در آيه شريفه حكم حرمت چشم چرانى و نگاه به نامحرمان، بر حكم عفت گزينى و اجتناب از فحشا، مقدم داشته شده است و اين تقدم ذكرى، مى تواند حكايت از تقدم رتبى و ارتباط ميان اين دو حكم داشته باشد; به اين معنا كه پرهيز از چشم چرانى، زمينه عفت گزينى و اجتناب از آلودگى جنسى خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 31 - 7
7 - خيره شدن به نامحرمان و چشم چرانى ، زمينه ساز آلودگى به فحشا و فساد جنسى است .
قل للمؤمنت . .. يحفظن فروجهنّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 33 - 2،3،10،27
2 - نيافتن همسر مناسب و امكانات ازدواج ، مجوز آلودگى به فحشا و فساد جنسى نيست .
و ليستعفف الذين لايجدون نكاحًا
3 - زنان و مردان غير متأهل ، بيش از ديگران در معرض فحشا و آلودگى جنسى اند .
و ليستعفف الذين لايجدون نكاحًا
فرمان خداوند به عفت گزينى افراد غير متأهل، مى تواند گوياى اين نكته باشد كه آنان بيش از افراد متأهل، در معرض فساد جنسى اند.
10 - زنان و مردان غير متأهل فقير و فاقد امكانات ازدواج ، بيش از ديگران در معرض آلودگى به فساد جنسى اند .
و ليستعفف الذين لايجدون نكاحًا حتّى يغنيهم اللّه من فضله
توصيه خداوند به افراد غير متأهل فقير و فاقد امكانات ازدواج مبنى بر عفت و پاكدامنى، مى تواند بيانگر نكته ياد شده باشد.
27 - دل بستگى به ماديات و دنيامدارى ، زمينه رواج فحشا و فساد جنسى در يك جامعه است .
و لاتكرهوا فتيتكم على البغاء . .. لتبتغوا عرض الحيوة الدنيا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 148 - 1
1 - ناخشنودى خداوند از سخنى كه افشا كننده بدى ها و زشتى هاى ديگران باشد .
لايحب اللّه الجهر بالسوء من القول إلاّ من ظلم
در برداشت فوق، «من القول»، بيان براى «الجهر» گرفته شده است و با توجه به استثناى «الا من ظلم» معلوم مى شود مراد، افشاى بديهاى ديگران است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 19 - 11
11 - وجود افرادى بدخواه و خواستار اشاعه فحشا و بدنامى اهل ايمان در جامعه نوپاى صدراسلام
إنّ الذين يحبّون أن تشيع الفحشة فى الذين ءامنوا لهم عذاب أليم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 19 - 3
3 - علاقه و رضايت قلبى به اشاعه فحشا و افشاى آنها - حتى بدون دست داشتن در اين امر - ممنوع است .
إنّ الذين يحبّون أن تشيع الفحشة . .. لهم عذاب أليم
برداشت ياد شده، مبتنى بر اين نكته است كه مقصود از «يحبّون» صرف علاقه و رضايت قلبى باشد; هر چند تلاشى در اين جهت صورت نگيرد. ظاهر ماده «حبّ» نيز گوياى همين مطلب است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 55 - 6
6 - جهل و بى خردى جامعه ، عامل گسترش و فراگيرى فساد
أئنّكم لتأتون الرجال . .. بل أنتم قوم تجهلون
تعبير «بل أنتم. ..» بيانگر نوعى تعليل و روان شناسى جامعه انسانى است. هم چنين تذكر مى دهد كه جهل، ريشه و علة العلل نفوذ و گسترش انحرافات اخلاقى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 33 - 7
7 - نقش مؤثر مسائل اقتصادى ( فقر و غنا ) در آلودگى به فحشا و فساد جنسى و يا اجتناب از آنها
و ليستعفف الذين لايجدون نكاحًا حتّى يغنيهم اللّه من فضله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 54 - 5،7
5 - قوم لوط ، مرتكب فحشا ( لواط ) ، به گونه اى آشكار و در برابر ديدگان همه
أتأتون الفحشة و أنتم تبصرون
«إبصار» (مصدر «تبصرون») به معناى ديدن است. بنابراين «و أنتم تبصرون» دلالت مى كند كه آن قوم، گناه لواط را در برابر چشم ديگران انجام مى دادند.
7 - روى آوردن قوم لوط به كردار زشت ، على رغم آگاهى آنان به ماهيت پليد آن
أتأتون الفحشة و أنتم تبصرون
برخى از مفسران كلمه «تبصرون» را از «ابصارالقلب» (معادل دانش و آگاهى) مشتق دانسته اند. بنابراين مفاد پيام لوط چنين مى شود: شما به زشتى ها روى آورده ايد با اين كه ماهيت پليد و قبيح اعمالتان را مى دانيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 151 - 20،22
20 - كردارهاى شنيع، چه آشكارا انجام گيرد و چه مخفيانه، حرام است.
و لاتقربوا الفوحش ما ظهر منها و ما بطن
تقسيم كارهاى شنيع به «ماظهر منها و ما بطن» مى تواند ناظر به چگونه انجام شدن كار زشت باشد. يعنى فاحشه اى مانند زنا كه هم مى تواند مخفى انجام گيرد و هم مى تواند علنى، ارتكاب آن در هر صورت حرام است.
22 - انجام كارهاى زشت به صورت علنى داراى شناعت و حرمتى شديدتر نسبت به انجام آنها به صورت مخفيانه
لاتقربوا الفوحش ما ظهر منها و ما بطن
تقديم «ما ظهر» بر «ما بطن» مى تواند اشاره به برداشت فوق باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 33 - 19،20
19 - سئل على بن الحسين(ع) عن الفواحش ما ظهر منها و ما بطن قال: ما ظهر نكاح إمرأة الأب و ما بطن الزنا.
از امام سجاد(ع) درباره فواحش ظاهرى و باطنى سؤال شد فرمود: فاحشه ظاهرى، ازدواج با همسر پدر و فاحشه باطنى زناست.
20 - عن محمّد بن منصور قال: سألت عبدا صالحا عن قول الله عز و جل: «قل إنما حرم ربى الفواحش ما ظهر منها و ما بطن» قال: ان القرآن له ظهر و بطن فجميع ما حرم الله فى القرآن هو الظاهر و الباطن من ذلك ائمة الجور . .. .
محمّد بن منصور گويد: از امام كاظم(ع) درباره آيه «قل انما حرم . .. » سؤال كردم فرمود: قرآن، داراى ظاهر و باطن است ; آنچه را خداوند در قرآن تحريم كرده فاحشه آشكار و باطن آن، اطاعت از پيشوايان ستمگر است ... .
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 151 - 20،22
20 - كردارهاى شنيع، چه آشكارا انجام گيرد و چه مخفيانه، حرام است.
و لاتقربوا الفوحش ما ظهر منها و ما بطن
تقسيم كارهاى شنيع به «ماظهر منها و ما بطن» مى تواند ناظر به چگونه انجام شدن كار زشت باشد. يعنى فاحشه اى مانند زنا كه هم مى تواند مخفى انجام گيرد و هم مى تواند علنى، ارتكاب آن در هر صورت حرام است.
22 - انجام كارهاى زشت به صورت علنى داراى شناعت و حرمتى شديدتر نسبت به انجام آنها به صورت مخفيانه
لاتقربوا الفوحش ما ظهر منها و ما بطن
تقديم «ما ظهر» بر «ما بطن» مى تواند اشاره به برداشت فوق باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 33 - 19،20
19 - سئل على بن الحسين(ع) عن الفواحش ما ظهر منها و ما بطن قال: ما ظهر نكاح إمرأة الأب و ما بطن الزنا.
از امام سجاد(ع) درباره فواحش ظاهرى و باطنى سؤال شد فرمود: فاحشه ظاهرى، ازدواج با همسر پدر و فاحشه باطنى زناست.
20 - عن محمّد بن منصور قال: سألت عبدا صالحا عن قول الله عز و جل: «قل إنما حرم ربى الفواحش ما ظهر منها و ما بطن» قال: ان القرآن له ظهر و بطن فجميع ما حرم الله فى القرآن هو الظاهر و الباطن من ذلك ائمة الجور . .. .
محمّد بن منصور گويد: از امام كاظم(ع) درباره آيه «قل انما حرم . .. » سؤال كردم فرمود: قرآن، داراى ظاهر و باطن است ; آنچه را خداوند در قرآن تحريم كرده فاحشه آشكار و باطن آن، اطاعت از پيشوايان ستمگر است ... .
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 19 - 9
9 - انسان ها نسبت به پيامد و بازتاب شوم دنيوى و اخروى اشاعه فحشا در جامعه ، آگاهى درست و كاملى ندارند .
إنّ الذين يحبّون أن تشيع الفحشة . .. و اللّه يعلم و أنتم لاتعلمون
برداشت فوق، مبتنى بر اين نكته است كه مفعول «لاتعلمون» نتيجه و بازتاب كار زشت اشاعه فحشا و فساد جنسى در جامعه
باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 19 - 7
7 - حكم خداوند مبنى بر كيفر دنيوى و اخروى اشاعه دهندگان فحشا و سخت گيرى نسبت به آنان ، ناشى از علم و آگاهى او به حكمت و پيامد كار ها و رفتار ها است .
إنّ الذين يحبّون أن تشيع الفحشة . .. لهم عذاب أليم فى الدنيا و الأخرة و اللّه ي
برداشت ياد شده بر اساس اين نكته است كه مفعول «يعلم» و «تعلمون» حكمت و پيامد همين حكم باشد; يعنى، شما نمى دانيد كه چرا خداوند تا اين اندازه نسبت به اشاعه فحشا، واكنش سخت نشان مى دهد و حكمت اين سخت گيرى چيست؟ تنها خداوند به آن آگاهى دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 19 - 1
1 - اشاعه فحشا در ميان مردم ، گناهى بزرگ و در پى دارنده عذابى دردناك در دنيا و آخرت
إنّ الذين يحبّون أن تشيع الفحشة فى الذين ءامنوا لهم عذاب أليم فى الدنيا و الأخر
«فاحشة» به هر عمل و سخن بسيار زشت گفته مى شود و اين واژه كنايه از گناه زنا و فساد جنسى است. عبارت «أن تشيع الفاحشة» نيز به دو گونه قابل معنا و تفسير كردن است: 1- اشاعه فحشا و رواج گناهان جنسى. 2- رواج و پخش اخبار مربوط به فحشا و روابط جنسى ديگران، كه در اين صورت كلمه اى در تقدير است; يعنى، «أن تشيع خبر الفاحشة».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 20 - 4،5
4 - فضل ، رحمت ، رأفت و مهربانى خداوند ، موجب شتاب نكردن او در عذاب اشاعه دهندگان فحشا
و لولا فضل اللّه عليكم و رحمته و أنّ اللّه رءوف رحيم
جواب «لولا» محذوف است و آنچه مى تواند مقدر باشد - به قرينه آيه 14 (لمسّكم فيما أفضتم فيه عذاب عظيم) و نيز آيه قبلى كه در آن اشاعه دهندگان فحشا تهديد به عذاب شده اند - جمله اى مانند «لعاجلكم بالعقوبة» و يا «لهلكتم» مى باشد.
5 - وضع كيفر سخت براى اشاعه دهندگان فحشا و افشاى چهره توطئه گران « افك » ، از جلوه هاى فضل و رحمت خدا بر مسلمانان صدراسلام
و لولا فضل اللّه عليكم و رحمته
برداشت ياد شده، به خاطر اين است كه آيه شريفه، دهمين و آخرين آيه اى است كه درباره ماجراى «افك» نازل گرديد و قهراً
ارتباط نزديكى با اين ماجرا دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 19 - 7
7 - حكم خداوند مبنى بر كيفر دنيوى و اخروى اشاعه دهندگان فحشا و سخت گيرى نسبت به آنان ، ناشى از علم و آگاهى او به حكمت و پيامد كار ها و رفتار ها است .
إنّ الذين يحبّون أن تشيع الفحشة . .. لهم عذاب أليم فى الدنيا و الأخرة و اللّه ي
برداشت ياد شده بر اساس اين نكته است كه مفعول «يعلم» و «تعلمون» حكمت و پيامد همين حكم باشد; يعنى، شما نمى دانيد كه چرا خداوند تا اين اندازه نسبت به اشاعه فحشا، واكنش سخت نشان مى دهد و حكمت اين سخت گيرى چيست؟ تنها خداوند به آن آگاهى دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 16 - 14
14 - حبس ، كيفر فحشاى دوشيزگان
و الّذان يأتيانها منكم فاذوهما
امام صادق (ع) درباره آيه فوق فرمود: يعنى البكر اذا اتت الفاحشة التى اتتها هذه الثيّب، و درباره «اذوهما» فرمود: تحبس.
تفسير عياشى، ج 1، ص 227، ح 61 ; نورالثقلين، ج 1، ص 456، ح 124.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 19 - 1
1 - اشاعه فحشا در ميان مردم ، گناهى بزرگ و در پى دارنده عذابى دردناك در دنيا و آخرت
إنّ الذين يحبّون أن تشيع الفحشة فى الذين ءامنوا لهم عذاب أليم فى الدنيا و الأخر
«فاحشة» به هر عمل و سخن بسيار زشت گفته مى شود و اين واژه كنايه از گناه زنا و فساد جنسى است. عبارت «أن تشيع الفاحشة» نيز به دو گونه قابل معنا و تفسير كردن است: 1- اشاعه فحشا و رواج گناهان جنسى. 2- رواج و پخش اخبار مربوط به فحشا و روابط جنسى ديگران، كه در اين صورت كلمه اى در تقدير است; يعنى، «أن تشيع خبر الفاحشة».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 25 - 28
28 - لزوم فراهم كردن زمينه هاى ازدواج در جامعه ، جهت جلوگيرى از فحشا و فساد
و من لم يستطع منكم . .. فمن ما ملكت ايمانكم ... ذلك لمن خشى الْعنت منكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 80 - 2
2 - سرگذشت لوط پيامبر در مبارزه عليه فحشا و فرجام شوم قوم زشتكار او ، سرگذشتى پندآموز و شايسته يادآورى
و لوطاً إذ قال
چنانچه «لوطاً» مفعول براى فعل مقدر «اذكر» باشد، كلمه «إذ» بدل اشتمال براى لوطاً است و اگر لوطاً مفعول براى «أرسلنا» گرفته شود، «إذ» مفعول براى فعل مقدر «اذكر» خواهد بود، كه بر اين مبنا تقدير جمله چنين است: أرسلنا لوطاً اذكر إذ قال . .. . بنابر هر دو احتمال، لزوم يادآورى داستان لوط و قومش به دست مى آيد. گفتنى است هدف از يادآورى سرگذشت پيشينيان، عبرت آموزى و پندگيرى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 31 - 8
8 - مبارزه اسلام با علل و زمينه هاى وقوع جرم ، بزهكارى و فساد جنسى
و قل للمؤمنت يغضضن من أبصرهنّ و يحفظن فروجهنّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 54 - 4
4 - مبارزه با فحشا و زشت كردارى ، مهم ترين مسؤوليت و رسالت لوط
و لوطًا إذ قال لقومه أتأتون الفحشة
مقدم آمدن «أتأتون الفحشة» و قرار گرفتن آن در رأس پيام هاى لوط، بيانگر مطلب ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 28 - 3
3 - سرگذشت لوط ( ع ) ، در مبارزه بر ضد فحشا ، پندآموز و شايسته ياد و يادآورى است .
و لوطًا إذ قال
«لوطاً» احتمال دارد كه عطف به آيه چهارده باشد و احتمال دارد كه مفعول فعل مقدّر «اذكر» باشد. بنابر احتمال دوم، نكته بالا قابل استفاده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 169 - 10
10 - بدكاران و مرتكبان فحشا و پليدى ها ، پيروان شيطان هستند .
لاتتبوا خطوت الشيطن . .. إنما يأمركم بالسوء و الفحشاء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 21 - 17
17 - هيچ كس بيرون از مشيت خدا و بدون برخوردارى از فضل و رحمت او ، قادر بر مخالفت با شيطان و اجتناب از فحشا و منكرات نيست .
لاتتّبعوا خطوت الشيطن . .. و لولا فضل اللّه عليكم و رحمته ما زكى منكم من أحد أب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 19 - 14
14 - « عن على ( ع ) انه قال . من قال فى مؤمن ما رأت عيناه و سمعت اُذناه ما يشينه و يهدم مروته فهو من الذين قال اللّه عزّوجلّ : « إنّ الذين يحبّون أن تشيع الفاحشة فى الذين آمنوا لهم عذاب أليم » .
از حضرت على(ع) روايت شده است كه فرمود: كسى كه درباره مؤمنى چيزى را بازگو كند كه چشمانش ديده و گوش هايش شنيده است و موجب بى آبرويى و بى اعتبارى آن مؤمن مى گردد، چنين كسى از جمله افرادى است كه خداى - عزّوجلّ - در باره آنان فرمود: «إنّ الذين يحبّون أن تشيع الفاحشة فى الذين آمنوا لهم عذاب أليم».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 69 - 2
2- تقواى الهى ، مانع از ارتكاب فحشا و آلودگى به انحرافات جنسى ( لواط و همجنس بازى )
و اتقوا الله
از اينكه لوط(ع) در پى قصد تعرّض قومش به مهمانان وى، از آنان دعوت مى كند كه تقواى الهى را رعايت كنند، حاكى است كه تقوا داراى چنين اثرى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 2 - 15
15- پيشگيرى از ارتكاب فحشا و عبرت آموزى ، فلسفه تشريع كيفر زنا و اجراى آن در ملأ عام
الزانية و الزانى فاجلدوا. .. و ليشهد عذابهما طائفة من المؤمنين
برداشت ياد شده، به خاطر اين است كه مشاهده كيفر زنا، بى ترديد باعث عبرت گيرى و موجب پيشگيرى از ارتكاب به آن خواهد شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 20 - 2
2 - وضع كيفر سخت ( عذاب دردناك ) ، به منظور جلوگيرى از آلوده شدن جامعه ايمانى به مفاسد اخلاقى و فحشا ، جلوه اى از فضل و رحمت خداوند به امت اسلامى
إنّ الذين يحبّون أن تشيع الفحشة . .. لهم عذاب أليم ... و لولا فضل اللّه عليكم و
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 21 - 21
21 - توجه و اعتقاد به شنوا و دانا بودن خداوند به تمامى گفته ها و رفتار هاى نهان و آشكار آدمى ، بازدارنده وى از ارتكاب فحشا و منكرات و پيروى از شيطان
يأيّها الذين ءامنوا لاتتّبعوا خطوت الشيطن . .. فإنّه يأمر بالفحشاء و المنكر ..
جمله «و اللّه سميع عليم» استينافيه تعليليه است و در مقام تعليل براى جملات پيشين مى باشد. بنابراين هشدار خداوند به شنوا و دانا بودن خويش، پس از نهى از پيروى شيطان، مى تواند به منظور بازداشتن انسان از گناه و فحشا و تضمين اين بازدارندگى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 32 - 8
8 - ازدواج ، از راه هاى پيشگيرى از فحشا ، زنا و روابط ناسالم جنسى
و أنكحوا الأيمى منكم و الصلحين من عبادكم و إمائكم
برداشت ياد شده از ارتباط اين آيه با آيات قبل - كه درباره پرهيز از چشم چرانى و فحشا و تشويق به عفاف بود - استفاده مى شود; چرا كه بهترين روش براى پيشگيرى از ارتكاب به گناه و فساد جنسى ازدواج است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 33 - 7
7 - نقش مؤثر مسائل اقتصادى ( فقر و غنا ) در آلودگى به فحشا و فساد جنسى و يا اجتناب از آنها
و ليستعفف الذين لايجدون نكاحًا حتّى يغنيهم اللّه من فضله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 21 - 12
12 - مؤمنان نيز همچون ديگر مردمان ، در معرض پيروى از شيطان و گرفتار شدن به زشتى ها و ناپسندى ها ( فحشا و منكرات ) قرار دارند .
يأيّها الذين ءامنوا لاتتّبعوا خطوت الشيطن . .. فإنّه يأمر بالفحشاء و المنكر
هشدار خداوند به مؤمنان از ارتكاب به فحشا و منكر و پيروى از شيطان، گوياى حقيقت ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 29 - 1
1 - خداوند به رعايت قسط (عدل و انصاف) فرمان داده، نه به ارتكاب فحشا و زشتى
إن الله لا يأمر بالفحشاء . .. قل أمر ربى بالقسط
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 80 - 4
4 - بازداشتن مردم از فحشا و لواط ، مهمترين و مقدمترين وظيفه لوط در رسالت هاى خويش
و لوطاً إذ قال لقومه أتأتون الفحشة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 90 - 8،9
8- خداوند از ارتكاب فحشا و اعمال ناپسند و ستم و سركشى نهى كرده است .
و ينهى عن الفحشاء و المنكر و البغى
9- نهى از ارتكاب فحشا و زشتى و ستم ، از مهم ترين تحذير هاى قرآن و نواهى خداوند است .
و نزّلنا عليك الكتب . .. إن الله ... ينهى عن الفحشاء و المنكر و البغى
فحشاء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 268 - 6
6 - توجّه به فحشاخواهى شيطان ، عامل بازدارنده انسان از پذيرش وسوسه هاى او
الشيطان يعدكم الفقر و يأمركم بالفحشاء
بنابراينكه جمله «يأمركم بالفحشاء»، تعليلى براى جمله «يعدكم الفقر» باشد. يعنى به وعده ها و وسوسه هاى او گوش فرا ندهيد; چه اينكه شما را به فحشا فرامى خواند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 268 - 14
14 - انفاق نكردن و نيز انفاق از اموال خبيث ( غير مرغوب ) ، از مصاديق فحشا و زشتى
انفقوا من طيّبات ما كسبتم . .. الشّيطان يعدكم الفقر و يأمركم بالفحشاء
جمله «يأمركم بالفحشاء»، تفسيرى از وسوسه شيطان، مبنى بر ترك انفاق و نيز انفاق از مال خبيث است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 268 - 6
6 - توجّه به فحشاخواهى شيطان ، عامل بازدارنده انسان از پذيرش وسوسه هاى او
الشيطان يعدكم الفقر و يأمركم بالفحشاء
بنابراينكه جمله «يأمركم بالفحشاء»، تعليلى براى جمله «يعدكم الفقر» باشد. يعنى به وعده ها و وسوسه هاى او گوش فرا ندهيد; چه اينكه شما را به فحشا فرامى خواند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 196 - 10
10 - روزه يا صدقه و يا قربانى ، فديه ( كفاره ) تراشيدن سر قبل از قربانى ، براى مُحرِم معذور
فمن كان منكم . .. ففدية من صيام او صدقة او نُسُك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 69 - 2،7
2 - فديه هاى گرفته شده در قبال آزادى اسيران ، از جمله غنايم و استفاده از آنها حلال است .
فلكوا مما غنمتم حللا طيبا و اتقوا اللّه
از مصاديق مورد نظر براى «ما غنمتم» به دليل آيات گذشته كه درباره اسيران جنگى بود، فديه هايى است كه در برابر آزادى آنان گرفته مى شود. عطف جمله «فكلوا» به وسيله حرف فاء به جمله سابق اين معنا را تأييد مى كند.
7 - حرمت گرفتن اسير ، موجب حرمت گرفتن فديه از آنان و تصرف در فديه ها نخواهد شد .
ما كان لنبى أن يكون له أسرى . .. فلكوا مما غنمتم حللا طيبا
بيان اباحه غنايم و فديه هاى اسيران، پس از بيان حرمت اسير گرفتن در شرايطى ويژه، بيانگر اين است كه حرمت اسير گرفتن مانع حليت فديه از آنان نخواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 70 - 6
6 - گرفتن فديه از اسيران جنگى جايز است .
يؤتكم خيرا مما أخذ منكم
«ما» در «مما أخذ» موصول اسمى است و مراد ز آن فديه هايى است كه از اسيران جنگ بدر گرفته شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 69 - 2،11
2 - فديه هاى گرفته شده در قبال آزادى اسيران ، از جمله غنايم و استفاده از آنها حلال است .
فلكوا مما غنمتم حللا طيبا و اتقوا اللّه
از مصاديق مورد نظر براى «ما غنمتم» به دليل آيات گذشته كه درباره اسيران جنگى بود، فديه هايى است كه در برابر آزادى آنان گرفته مى شود. عطف جمله «فكلوا» به وسيله حرف فاء به جمله سابق اين معنا را تأييد مى كند.
11 - حكم الهى بر حليت غنايم و فديه ها ، جلوه اى از مغفرت و رحمت خداوند است .
فكلوا . .. إن اللّه غفور رحيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 18 - 12
12- در قيامت هيچ گونه فديه اى از مستحقان عذاب پذيرفته نمى شود .
لو أن لهم ما فى الأرض . .. لافتدوا به أُولئك لهم سوء الحساب و مأويهم جهنم و بئس
بيان فرجام روى گردانان از دعوت خدا (اُولئك لهم . ..) پس از جمله «لو أن لهم ... لافتدوا به» مى رساند كه آن فديه بر فرض وجودش از آنان پذيرفته نخواهد شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 15 - 2
2 - در قيامت ، از منافقان و كافران فديه پذيرفته نمى شود .
فاليوم لايؤخذ منكم فدية و لا من الذين كفروا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 15 - 2
2 - در قيامت ، از منافقان و كافران فديه پذيرفته نمى شود .
فاليوم لايؤخذ منكم فدية و لا من الذين كفروا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 184 - 16
16 - روزه گرفتن و فديه دادن به مسكين ، چنانچه با ميل و رغبت باشد ، ثوابى افزونتر دارد .
كتب عليكم الصيام . .. و على الذين يطيقونه فدية ... فمن تطوع خيراً فهو خير له
مصداق مورد نظر براى «خيراً» به دليل فرازهاى قبل، روزه گرفتن و در صورت مشقت بار بودن روزه، فديه دادن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - معارج - 70 - 11 - 43
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - معارج - 70 - 12 - 1
1 - مجرمان در قيامت ، براى رهايى خود از عذاب الهى ، آماده فدا كردن همسران خويش اند .
و صحبته
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 85 - 9،12،13
9 - بنى اسرائيل براى آزادى اسيران همكيش خود ، هر چند كه خود با آنان نبرد كرده و يا از ديارشان بيرون رانده بودند ، فديه مى دادند .
و إن يأتوكم أسرى تفدوهم
ضمير در «يأتوا» به «فريقاً» بر مى گردد. «مفادات» (مصدر تفادوا) به معناى پرداخت فديه براى آزادسازى اسير و مانند آن
است. بنابراين جمله «إن يأتوكم أسارى ...» چنين معنا مى شود: اگر همان طايفه - كه از خانه هايشان بيرون رانديد - اسير دشمن مى شدند با پرداخت فديه آنان را آزاد مى كرديد.
12 - بنى اسرائيل ، پس از به اسارت درآمدن همكيشانشان ، براى آزاد كردنشان از آنان فديه دريافت مى كردند .
و إن يأتوكم أسرى تفدوهم
برخى از اهل لغت «تفادوا» را به معناى «فديه مى گرفتيد» نيز دانسته اند. بر اين اساس جمله «و إن يأتوكم ...»; يعنى، و اگر همكيشان شما به عنوان اسير در نزد شما مى آمدند، براى آزاد كردنشان از آنان فديه مى گرفتيد.
13 - دريافت فديه از اسيران همكيش براى آزادى آنان ، از محرمات آيين يهود
و إن يأتوكم أسرى تفدوهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 69 - 2،7
2 - فديه هاى گرفته شده در قبال آزادى اسيران ، از جمله غنايم و استفاده از آنها حلال است .
فلكوا مما غنمتم حللا طيبا و اتقوا اللّه
از مصاديق مورد نظر براى «ما غنمتم» به دليل آيات گذشته كه درباره اسيران جنگى بود، فديه هايى است كه در برابر آزادى آنان گرفته مى شود. عطف جمله «فكلوا» به وسيله حرف فاء به جمله سابق اين معنا را تأييد مى كند.
7 - حرمت گرفتن اسير ، موجب حرمت گرفتن فديه از آنان و تصرف در فديه ها نخواهد شد .
ما كان لنبى أن يكون له أسرى . .. فلكوا مما غنمتم حللا طيبا
بيان اباحه غنايم و فديه هاى اسيران، پس از بيان حرمت اسير گرفتن در شرايطى ويژه، بيانگر اين است كه حرمت اسير گرفتن مانع حليت فديه از آنان نخواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 70 - 1،2،6
1 - مسلمانان در كارزار بدر گروهى از دشمن را اسير كرده و با گرفتن فديه آنان را آزاد كردند .
يأيها النبى قل لمن فى أيديكم من الأسرى إن يعلم اللّه فى قلوبكم
2 - به اسيران جنگ بدر اعلام شد در صورت پذيرش اسلام و توحيد ، خداوند آنان را از مواهبى بهتر از آنچه از ايشان گرفته شد ( فديه ) ، بهره مند خواهد ساخت .
إن يعلم اللّه فى قلوبكم خيرا يؤتكم خيرا مما أخذ منكم
مراد از «خيرا» به دليل «يغفر لكم» توحيد و گرايش به اسلام است. زيرا خداوند گناه شرك را هرگز نخواهد بخشيد: إن اللّه لايغفر ان يشرك به.
6 - گرفتن فديه از اسيران جنگى جايز است .
يؤتكم خيرا مما أخذ منكم
«ما» در «مما أخذ» موصول اسمى است و مراد ز آن فديه هايى است كه از اسيران جنگ بدر گرفته شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 4 - 12
12- حكم خداوند در مورد اسيران : آزادى بلاعوض و يا ر ها ساختن آنان در قبال فديه
فإمّا منّا بعد و إمّا فداء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 85 - 12
12 - بنى اسرائيل ، پس از به اسارت درآمدن همكيشانشان ، براى آزاد كردنشان از آنان فديه دريافت مى كردند .
و إن يأتوكم أسرى تفدوهم
برخى از اهل لغت «تفادوا» را به معناى «فديه مى گرفتيد» نيز دانسته اند. بر اين اساس جمله «و إن يأتوكم ...»; يعنى، و اگر همكيشان شما به عنوان اسير در نزد شما مى آمدند، براى آزاد كردنشان از آنان فديه مى گرفتيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 70 - 6
6 - گرفتن فديه از اسيران جنگى جايز است .
يؤتكم خيرا مما أخذ منكم
«ما» در «مما أخذ» موصول اسمى است و مراد ز آن فديه هايى است كه از اسيران جنگ بدر گرفته شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 48 - 7،12
7 - در روز قيامت از هيچ كس عِدل و عوضى - كه خويشتن را با آن باز خرد - گرفته نخواهد شد .
و لايؤخذ منها عدل
كلمه «عَدْل» به معناى: فديه و عوض است كه شخص براى آزادى خود يا ديگرى مى پردازد، تا از اسارت و مانند آن آزاد شود.
12 - گناه كردن به خيال پذيرش شفاعت و يا پذيرفته شدن عوض و بدل براى رهايى از عذاب قيامت ، از پندار هاى باطل بنى اسرائيل
واتقوا يوماً . .. ولا يقبل منها شفعة و لايؤخذ منها عدل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 123 - 5،9
5 - در روز قيامت ، از هيچ كس فديه و عوضى كه خويشتن را با آن باز خرد ، پذيرفته نمى شود .
و لايقبل منها عدل
«عدل» به معناى فديه و عوضى است كه شخص براى آزادى خود يا ديگرى مى پردازد تا از اسارت و مانند آن آزاد شود.
9 - توهم سودبخشى شفاعت از گنهكاران و يا پذيرفته شدن عوض و بدل براى رهايى از عذاب قيامت ، از پندار هاى بنى اسرائيل است .
يبنى إسرءيل . .. و لايقبل منها عدل و لاتنفعها شفعة
فعل «اتقوا» به قرينه آيات پيشين، خطاب به بنى اسرئيل است. اين خطاب خود قرينه وجود چنين افكارى در بين آنان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 91 - 1،2
1 - كسى كه در حال كفر بميرد ، اگر به اندازه تمامى زمين براى رهايى خود طلا فديه دهد ، پذيرفته نخواهد شد .
انّ الذين كفروا . .. و لو افتدى به
2 - هيچ فديه اى در قيامت براى رهايى كافران از عذاب ، پذيرفته نخواهد شد .
انّ الذين كفروا . .. و لو افتدى به
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 18 - 7،12
7- مشركان و كافران ، در روز قيامت حاضرند در صورت دارا بودن حتى دو برابر ثروت زمين ، آن را براى رهيدن از عذاب فديه دهند .
والذين لم يستجيبوا له لو أن لهم ما فى الأرض جميعًا و مثله معه لافتدوا به
«إفتداء» (مصدر افتدوا) به معناى بخشيدن چيزى است براى رها شدن و خلاصى يافتن از اسارت.
12- در قيامت هيچ گونه فديه اى از مستحقان عذاب پذيرفته نمى شود .
لو أن لهم ما فى الأرض . .. لافتدوا به أُولئك لهم سوء الحساب و مأويهم جهنم و بئس
بيان فرجام روى گردانان از دعوت خدا (اُولئك لهم . ..) پس از جمله «لو أن لهم ... لافتدوا به» مى رساند كه آن فديه بر فرض وجودش از آنان پذيرفته نخواهد شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 47 - 1،4
1 - ستمگران در قيامت ، براى رهايى خود از عذاب سخت الهى ، حاضراند دو چندان ثروت ها و دارايى هاى زمين را فدا كنند .
و لو أنّ للذين ظلموا ما فى الأرض جميعًا و مثله معه لاَفتدوا به من سوء العذاب يوم
4 - ناچيز و بى ارزش بودن ثروت ها و خوشى هاى دنيا ، در مقابل رهايى از عذاب قيامت
و لو أنّ للذين ظلموا ما فى الأرض . .. لاَفتدوا به من سوء العذاب يوم القيمة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 15 - 2
2 - در قيامت ، از منافقان و كافران فديه پذيرفته نمى شود .
فاليوم لايؤخذ منكم فدية و لا من الذين كفروا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - معارج - 70 - 11 - 43
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - معارج - 70 - 12 - 1،2
1 - مجرمان در قيامت ، براى رهايى خود از عذاب الهى ، آماده فدا كردن همسران خويش اند .
و صحبته
2 - مجرمان در عرصه محشر ، براى نجات خود از عذاب الهى ، آماده فدا كردن برادران خويش اند .
و أخيه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - معارج - 70 - 13 - 1
1 - مجرمان در قيامت ، براى نجات خود از عذاب الهى ، آماده فدا كردن بستگان نزديك خويش اند .
و فصيلته الّتى تويه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - معارج - 70 - 14 - 1،2
1 - مجرمان در قيامت ، براى نجات خود از عذاب الهى ، آماده فدا كردن همه انسان هاى كره زمين اند .
و من فى الأرض جميعًا
2 - مجرمان در قيامت ، براى نجات خود از عذاب الهى ، آماده فدا كردن همه محبوب ها و خلايق زمينى اند ( انس ، جن و . . . ) .
و من فى الأرض جميعًا ثمّ ينجيه
«مَن» براى مطلق موجودات شعورمند وضع شده است و برداشت ياد شده، مبتنى بر همين وضع اصلى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - معارج - 70 - 15 - 1
1 - نجات مجرمان با پرداخت فديه از عذاب الهى در قيامت - هر چند بسيار و نامحدود - آرزويى واهى و ناممكن است .
يودّ المجرم لويفتدى من عذاب يومئذ ببنيه . .. كلاّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 184 - 11،17،24،25،26
11 - بر كسانى كه به خاطر مشقت بار بودن روزه بر آنان ، روزه نمى گيرند ، پرداخت فديه واجب است .
و على الذين يطيقونه فدية
17 - پرداخت فديه به جاى روزه - در صورت مشقت بار بودن روزه - از اعمال خير است .
و على الذين يطيقونه فدية . .. فمن تطوع خيراً
24 - « عن ابى عبداللّه ( ع ) فى قول اللّه عز و جل : « و على الذين يطيقونه فدية طعام مسكين » قال : الذين كانوا يطيقون الصوم فأصابهم كبر أو عطاش أو شبه ذلك فعليهم لكل يوم مدّ ;
از امام صادق(ع) درباره سخن خداوند كه مى فرمايد: «كسانى كه روزه براى آنها طاقت فرساست لازم است طعامى به عنوان كفاره به تهيدستى بدهند» مراد، افرادى هستند كه به پيرى و يا تشنگى و يا شبيه آن مبتلا شده اند كه بايد براى هر روزى، يك مد طعام به تهيدست بدهند».
25 - ابى بصير مى گويد : « سألته عن رجل مرض من رمضان إلى رمضان قابل و لم يصح بينهما و لم يطق الصوم قال : تصدق مكان كل يوم أفطر على مسكين مدّاً من طعام و ان لم يكن حنطة فمن تمر و هو قول اللّه : « فدية طعام مسكين » ;
از آن حضرت (امام باقر يا امام صادق(ع) از بيمارى كه از اين رمضان تا رمضان سال آينده بيمارى اش طول كشيده و توان روزه گرفتن ندارد، سؤال كردم، امام فرمودند: در ازاى هر روزى كه روزه نگرفته، يك مد طعام (از نوع گندم) به تهيدست صدقه دهد و اگر گندم نبود، از خرما صدقه دهد و اين سخن خداست كه مى فرمايد: فدية طعام مسكين».
26 - « عن أبى عبداللّه ( ع ) فى قوله : « و على الذين يطيقونه فدية طعام مسكين » قال : المرأة تخاف على ولدها . . . ;
از امام صادق (ع) درباره سخن خداوند كه مى فرمايد: «كسانى كه طاقت روزه گرفتن ندارند به عنوان كفاره، طعامى به تهيدست بدهند» روايت شده است: مراد زنى است كه بر بچه خود ]جنين يا كودك شيرخوار خود [مى ترسد . .. ».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 18 - 7
7- مشركان و كافران ، در روز قيامت حاضرند در صورت دارا بودن حتى دو برابر ثروت زمين ، آن را براى رهيدن از عذاب فديه دهند .
والذين لم يستجيبوا له لو أن لهم ما فى الأرض جميعًا و مثله معه لافتدوا به
«إفتداء» (مصدر افتدوا) به معناى بخشيدن چيزى است براى رها شدن و خلاصى يافتن از اسارت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 184 - 25
25 - ابى بصير مى گويد : « سألته عن رجل مرض من رمضان إلى رمضان قابل و لم يصح بينهما و لم يطق الصوم قال : تصدق مكان كل يوم أفطر على مسكين مدّاً من طعام و ان لم يكن حنطة فمن تمر و هو قول اللّه : « فدية طعام مسكين » ;
از آن حضرت (امام باقر يا امام صادق(ع) از بيمارى كه از اين رمضان تا رمضان سال آينده بيمارى اش طول كشيده و توان روزه گرفتن ندارد، سؤال كردم، امام فرمودند: در ازاى هر روزى كه روزه نگرفته، يك مد طعام (از نوع گندم) به تهيدست صدقه دهد و اگر گندم نبود، از خرما صدقه دهد و اين سخن خداست كه مى فرمايد: فدية طعام مسكين».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 184 - 13
13 - فديه و كفاره هر روزه ماه رمضان براى كسانى كه به خاطر مشقت روزه نمى گيرند ، يك وعده غذاست كه بايد به مسكين پرداخت كنند .
و على الذين يطيقونه فدية طعام مسكين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 19 - 7،8
7 - غافلان از خدا و خويش ، همان فاسقان واقعى و پرده دران حريم ارزش هايند .
و لاتكونوا كالذين نسوا اللّه فأنسيهم أنفسهم أُولئك هم الفسقون
8 - فسق و گناه پيشگى ، داراى پيوندى عميق با غفلت از خدا و خويش
و لاتكونوا كالذين نسوا اللّه فأنسيهم أنفسهم أُولئك هم الفسقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 20 - 2
2 - دوزخ ، فرجام نهايى فاسقان و غافلان از ياد خدا و خويش
و لاتكونوا كالذين نسوا اللّه . .. أُولئك هم الفسقون. لايستوى أصحب النار
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 286 - 11
11 - خطا و نسيان ، از موانع رشد انسان *
ربّنا لا تؤاخذنا ان نيسنا او اخطأنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 68 - 10،14
10 - حضور در مجلس ياوه گويان مغالطه گر از روى فراموشى، گناه نيست.
و إما ينسينك الشيطن فلا تقعد بعد الذكرى
14 - فراموشى عذرى قابل قبول از مكلف است.
و إما ينسينك الشيطن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 64 - 11،12
11- نسيان ، از آفات مديريت و زميه ساز بروز كاستى ها ، خطا ها و تخلفات است .
و ما نتنزّل إّلا بأمر ربّك . .. و ما كان ربّك نسيًّا
به كسى كه سياست گذار و مدبّر امور كسى باشد «ربّ» گفته مى شود (برگرفته از مصباح).
12- نظارت كامل و دقيق و كاستن از ميزان فراموشى ها و يا از بين بردن آنها ، تضمين كننده مديريت بهينه است .
و ما نتنزّل إلاّ بأمر ربّك . .. و ما كان ربّك نسيًّا
از جمله شرايط ضرورى در كار مديريت دقيق و مستحكم، راه نداشتن فراموشى در مجرى و ناظر است. در اين آيه نيز از زبان ملائكه، برنامه كامل نظارت الهى بر تمام جوانب هستى و نيز راه نداشتن فراموشى در كار او، مورد تأكيد قرار گرفته است. حاصل اين مقدمات، آن است كه در كار اجرا و نظارت الهى، هيچ سهو و خطايى راه ندارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 52 - 10
10 - جهل و نسيان دو آفت عمده تدبير و مديريت است .
لايضلّ ربّى و لاينسى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 126 - 2،7
2 - به فراموشى سپردن آيات و هدايت هاى الهى و غفلت از آن ، موجب كور محشور شدن در قيامت است .
لم حشرتنى أعمى . .. قال كذلك أتتك ءايتنا فنسيتها
7 - غفلت از آيات و هدايت هاى خداوند و به فراموشى سپردن آنها ، از عوامل محروميت انسان از توجه و عنايت او ، در قيامت
أتتك ءايتنا فنسيتها و كذلك اليوم تنسى
مراد از نسيان در «نسيتها» به قرينه «من أعرض عن ذكرى» (در آيات پيشين) بى توجهى و روى گردانى از آيات الهى است. و تقابل آن با «تنسى»، گوياى اين نكته است كه نسيان در آن كلمه نيز، به معناى اعراض و ترك مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 44 - 5
5 - استدراج نتيجه فراموش كردن خداوند، پس از توجه به او در سختيها و شدايد
أغير اللّه تدعون . .. فلما نسوا ما ذكروا به فتحنا عليهم أبوب كل شىء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 67 - 13،14،21
13 - منافقان ، محروم از عنايت و توجه خدا به خاطر نسيان و غفلت آنان از او
المنفقون و المنفقت . .. نسوا اللّه فنسيهم
14 - غفلت از خدا و فرمان هاى او ، عامل سلب شدن عنايت خدا نسبت به انسان و نيازهايش
نسوا اللّه فنسيهم
21 - ترويج زشتى ها ( منكر ) ، پيشگيرى از كار هاى نيك ، امتناع از انفاق و غفلت از ياد خدا ، فسق واقعى است .
يأمرون بالمنكر و ينهون عن المعروف و يقبضون أيديهم نسوا اللّه . .. إن المنفقين هم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 19 - 6
6 - خدافراموشى انسان ، عامل غفلت او از سعادت و حقايق وجودى خويش
و لاتكونوا كالذين نسوا اللّه فأنسيهم أنفسهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 26 - 21
21 - فراموشى روز قيامت ، عامل ابتلاى انسان به عذاب شديد الهى
لهم عذاب شديد بما نسوا يوم الحساب
«باء» در «بما نسوا. ..» براى سببيت است; يعنى، چون انسان ها روز حساب را فراموش كردند، به عذاب شديد محكوم شدند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 73 - 3
3- تخلّف موسى از عهد خويش با خضر ( ع ) ، ناشى از فراموشى بود .
قال لاتؤاخذنى بما نسيت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 86 - 11
11 - از ياد بردن نعمت هاى خداوند ، زمينه ساز كينه توزى با پيامبران و سالكان راه خداست .
و لاتقعدوا . .. و اذكروا إذ كنتم قليلا فكثركم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 88 - 9،13
9 - سامرى و پيروان او ، به دروغ مدعى فراموش شدن معرفى گوساله به عنوان معبود ، از جانب موسى ( ع ) شدند .
هذا إلهكم و إله موسى فنسى
در باره مرجع ضمير فاعلى «نسى» دو احتمال وجود دارد: 1- مرجع موسى(ع) باشد. 2- مرجع سامرى باشد. برداشت ياد شده براساس احتمال اول است.
13 - موسى ( ع ) در ديدگاه و تبلغات سامريان ، رهبرى فراموش كار حتى در اصولى ترين مسائل اعتقادى
فقالوا هذا إلهكم و إله موسى فنسى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 64 - 8،9،10
8- خداوند ، از هرگونه فراموشى منزه است .
و ما كان ربّك نسيًّا
«نسيّاً» صيغه مبالغه است و مبالغه در كلامِ منفى، به اصل نفى مربوط مى شود. بنابراين در جمله «و ما كان...» مراد اين است كه: خداوند هيچ گاه و درباره هيچ موضوعى، فراموش كار نيست.
9- خداوند براى رشد آگاهى هاى پيامبر (صلی الله علیه و آله) و تدبير رسالت او ، هيچ نكته اى از تعاليم ضرورى را فروگذارى نكرده و به دست فراموشى نسپرده است .
و ما كان ربّك نسيًّا
برداشت يادشده، با توجه به كلمه «ربّ» به دست مى آيد.
10- راه نداشتن نسيان در ذات اقدس خداوند ، پشتوانه حقانيت گزارش هاى قرآن از تاريخ پيامبران پيشين
و ما نتنزّل إلاّ بأمر ربّك . .. و ما كان ربّك نسيًّا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 65 - 3،8،10
3- ربوبيت و تدبير كارآمد و دقيق خداوند بر سرتاسر هستى ، دليل منزّه بودن او از نسيان
و ما كان ربّك نسيًّا . ربّ السموت والأرض و ما بينهما
8- خداوند ، به عبادت و اطاعت بندگان آگاه است و هرگزآن را فراموش نمى كند .
و ما كان ربّك نسيًّا . .. واصطبر لعبدته
10- توجه به نبود فراموشى در خداوند و ربوبيت او بر سراسر هستى ، برانگيزنده آدمى به عبادت و اطاعت او و پايدارى بر آن
و ما كان ربّك نسيًّا . ربّ السموت ... فاعبده واصطبر لعبدته
تفريع لزوم عبادت بر معارف ذكر شده در جملات پيشين، گوياى برداشت ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 52 - 5،7،8
5 - اعمال آدميان ، در عين منزه بودن خداوند از جهل و فراموشى ، در كتابى بى كم وكاست ( لوح محفوظ ) ثبت و ضبط مى شود .
علمها عند ربّى فى كتب لايضلّ ربّى و لاينسى
جمله «لايضلّ. ..» ممكن است در مقام دفع اين توهم باشد كه اگر اعمال آدميان نوشته و ثبت مى گردد، به اين جهت نيست كه چيزى از پروردگار جهان مخفى باشد و يا نسيان در او راه پيدا كند; بلكه جهات ديگرى دارد. نكره آوردن «كتاب» بر تفخيم آن از لحاظ احاله كامل بر جزئيات، دلالت مى كند.
7 - خداوند ، منزه از هرگونه فراموشى است .
و لاينسى
8 - ربوبيت خداوند بر هستى ، به دور از هرگونه ناآگاهى و فراموشى است .
لايضلّ ربّى و لاينسى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 85 - 5
5- فرزندان يعقوب از وى تقاضا كردند يوسف ( ع ) را فراموش كرده و ياد او را از خاطر بزدايد .
قالوا تالله تفتؤا تذكر يوسف
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 13 - 16
16 - شكستن پيمان الهى از سوى بنى اسرائيل ، زمينه تحريفگرى و فراموشى بخشى از تذكار هاى خداوند
فبما نقضهم . .. نسوا حظاً مما ذكروا به
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قيامه - 75 - 21 - 1
1 - دلبستگى به دنيا ، زمينه ر ها كردن و به فراموشى سپردن آخرت است .
كلاّ بل تحبّون العاجلة . و تذرون الأخرة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - همزه - 104 - 3 - 3
3 - ثروت ، زمينه ساز فراموشى مرگ و آخرت
يحسب أنّ ماله أخلده
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 45 - 4
4 - گذشت زمان و انقراض نسل هاى پيشين ، باعث از ميان رفتن خاطرات پيامبران ، كتاب هاى آسمانى ، شرايع الهى و محروم شدن مردم عصر بعثت از آنها شد .
و لكنّا أنشأنا قرونًا فتطاول عليهم العمر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 190 - 6،8
6 - انسان ها معمولاً پس از بيرون آمدن از نگرانى ها و اضطراب ها ، نجاتبخش خويش ( خداوند ) را فراموش مى كنند و براى او شريك قرار مى دهند .
لئن ءاتيتنا . .. فلما ءاتيهما صلحاً جعلا له شركاء
8 - انسان ها پس از نيايش به درگاه خدا و دستيابى به نياز ها و آرمان هاى خويش ، پيمان ها و تعهدات خويش را با خدا فراموش و آنها را نقض مى كنند .
لئن ءاتيتنا صلحاً . .. فلما ءاتيهما صلحاً جعلا له شركاء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 19 - 4
4 - غفلت از محاسبه اعمال ، زمينه ساز فراموشى از ياد خداوند *
يأيّها الذين ءامنوا . .. و لتنظر إنّ اللّه خبير بما تعملون. و لاتكونوا كالذين ن
برداشت ياد شده، بدان احتمال است كه تقدم «و لتنظر. ..» بر «و لاتكونوا كالذين...» نظر به تقدم رتبى داشته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 45 - 4
4 - گذشت زمان و انقراض نسل هاى پيشين ، باعث از ميان رفتن خاطرات پيامبران ، كتاب هاى آسمانى ، شرايع الهى و محروم شدن مردم عصر بعثت از آنها شد .
و لكنّا أنشأنا قرونًا فتطاول عليهم العمر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 45 - 4
4 - گذشت زمان و انقراض نسل هاى پيشين ، باعث از ميان رفتن خاطرات پيامبران ، كتاب هاى آسمانى ، شرايع الهى و محروم شدن مردم عصر بعثت از آنها شد .
و لكنّا أنشأنا قرونًا فتطاول عليهم العمر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - همزه - 104 - 3 - 3
3 - ثروت ، زمينه ساز فراموشى مرگ و آخرت
يحسب أنّ ماله أخلده
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 52 - 7
7 - انسان ها با نزول قرآن و دريافت آن هيچ عذر و توجيهى براى گرايش به كفر ، به فراموشى سپردن قيامت ، فريب خوردن به حيات دنيا و انكار آيات الهى ندارند .
الذين اتخذوا دينهم لهواً و لعباً . .. و لقد جئنهم بكتب
آيه مورد بحث در پى بيان گرفتارى كافران به آتش دوزخ و بيان عامل دوزخى شدن آنان، اشاره به اتمام حجت الهى براى همگان دارد. يعنى با نزول قرآن و معارف آن بهانه اى براى روى آورى به عقايد و اعمالى كه در آيه قبل علل گرفتارى به دوزخ معرفى شده، وجود ندارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 73 - 4
4- نسيان ، عذرى قابل پذيرش است .
لاتواخذنى بما نسيت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 19 - 5،6
5 - خودفراموشى ، كيفر الهى براى خدافراموشان
و لاتكونوا كالذين نسوا اللّه فأنسيهم أنفسهم
6 - خدافراموشى انسان ، عامل غفلت او از سعادت و حقايق وجودى خويش
و لاتكونوا كالذين نسوا اللّه فأنسيهم أنفسهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 13 - 17،18
17 - گناه ، از عوامل فراموشى و نسيان معارف الهى
فبما نقضهم ميثقهم . .. و نسوا حظاً مما ذكروا به
18 - فراموشى ، آنگاه كه پيامد گناه و كيفر آن باشد ، عذر نيست .
و نسوا حظاً مما ذكروا به
از اينكه خداوند بنى اسرائيل را به خاطر فراموشى دستورات الهى مذمت كرده، معلوم مى شود فراموشى آنان عذر نبوده است. چرا كه اين فراموشى، كيفر پيمان شكنى آنان بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 63 - 8
8- شيطان ، بر زدودن مهم ترين خاطره ها از ذهن انسان ، توان دارد .
و ما أنسنيه إلاّ الشيطن أن أذكره
خاطره زنده شدن ماهى، با آن كه به اعتراف همسفر موسى امرى شگفت بود، با دخالت شيطان، به فراموشى كشانده شد. اين، نشان دهنده امكانِ نفوذ عميق شيطان در انسان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 51 - 9
9 - فريفته شدن به زندگانى دنيا و سرگرم شدن به آن ، عامل فراموشى روز قيامت و آتش دوزخ است .
و غرتهم الحيوة الدنيا فاليوم ننسيهم كما نسوا لقاء يومهم هذا
«كما نسوا . .. » مى رساند كه از علل بى اعتنايى خداوند به دوزخيان اين است كه آنان روز قيامت را فراموش كردند و چون جمله «اليوم ننسيهم ... » به وسيله فاء بر «غرتهم الحيوة الدنيا» تفريع شده، معلوم مى شود كه از ريشه هاى فراموشى قيامت، فريفته شدن به زندگانى دنياست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 51 - 9
9 - فريفته شدن به زندگانى دنيا و سرگرم شدن به آن ، عامل فراموشى روز قيامت و آتش دوزخ است .
و غرتهم الحيوة الدنيا فاليوم ننسيهم كما نسوا لقاء يومهم هذا
«كما نسوا . .. » مى رساند كه از علل بى اعتنايى خداوند به دوزخيان اين است كه آنان روز قيامت را فراموش كردند و چون جمله «اليوم ننسيهم ... » به وسيله فاء بر «غرتهم الحيوة الدنيا» تفريع شده، معلوم مى شود كه از ريشه هاى فراموشى قيامت، فريفته
شدن به زندگانى دنياست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 63 - 6
6- خدمت كار موسى ، غفلت خود را از يادآورى ماجراى ماهى به موسى ( ع ) ، ناشى از نفوذ شيطان در خود دانست .
و ما أنسنيه إلاّ الشيطن أن أذكره
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 115 - 7
7 - « عن أبى جعفر ( ع ) قال : إنّ اللّه تبارك و تعالى عهد إلى آدم ( ع ) أن لايقرب الشجرة . . . نسى فأكل منها و هو قول اللّه تبارك و تعالى : « و لقد عهدنا إلى آدم من قبل فنسى و لم نجد له عزماً » ;
از امام باقر(ع) روايت شده: خداوند - تبارك و تعالى - به آدم دستور داد كه به آن درخت نزديك نشود . .. او دستور را فراموش كرد و از آن درخت خورد و اين است سخن خداوند: «و لقد عهدنا...»».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 61 - 4
4- پيامبران نيز ممكن است كه در امور عادى زندگى ، دچار فراموشى شوند .
نسيا حوتهما
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 28 - 16
16 - نسيان آدمى ، علت نامگذارى وى به انسان
و خلق الانسان ضعيفاً
امام صادق (ع) درباره علّت نامگذارى آدميان به انسان فرمود: لانّه ينسى.
علل الشرايع، ص 15، ح 1، ب 11 ; معانى الاخبار، ص 48، ح 1.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 70 - 11
11- آفرينش و مرگ و اعطاى دانش و سلب آن از انسان ، جلوه اى از علم و قدرت الهى است .
و الله خلقكم ثمّ يتوفّ-كم . .. إن الله عليم قدير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 13 - 14
14 - بنى اسرائيل بخش مهم از تذكار ها و معارف الهى را به فراموشى سپردند .
و نسوا حظاً مما ذكروا به
«حظ» به معناى نصيب و قسمت است و نكره آوردن آن براى اشاره به اهميت آن قسمت فراموش شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 73 - 5
5- اولياى خداوند و افراد كامل ، خطاى خود را در صورت فراموشى نيز مايه استحقاق مؤاخذه مى دانند .
لاتؤاخذنى بما نسيت
در خواست موسى از خضر(ع) مبنى بر مؤاخذه نشدن، دال بر آن است كه خطا، حتى در صورت نسيان نيز قابليت مؤاخذه دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 13 - 14
14 - بنى اسرائيل بخش مهم از تذكار ها و معارف الهى را به فراموشى سپردند .
و نسوا حظاً مما ذكروا به
«حظ» به معناى نصيب و قسمت است و نكره آوردن آن براى اشاره به اهميت آن قسمت فراموش شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 5 - 15
15 - امتنان الهى بر مؤمنان بهشتى ، با زدودن ياد تلخ لغزش هاى دنيوى از خاطره آنان *
و يكفّر عنهم سيّئاتهم
با توجّه به اين كه مسأله تكفير سيّئات پس از ورود مؤمنان به بهشت مطرح شده است - در حالى كه رتبه تكفير، قبل از مرحله ورود به بهشت است - احتمال مى رود كه مراد از تكفير در اين جا، بخشش گناهان نباشد; بلكه پوشاندن گناهان مورد نظر باشد; به گونه اى كه بهشتيان ديگر از آن پس، با به ياد آوردن لغزش هاى گذشته شرمنده و مكدّر نشوند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 69 - 7
7- يوسف ( ع ) از برادرش بنيامين خواست گذشته برادرانش را ناديده انگارد و از رفتار نارواى پيشين آنان اندوهى به خود راه ندهد .
فلاتبتئس بما كانوا يعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 13 - 14
14 - بنى اسرائيل بخش مهم از تذكار ها و معارف الهى را به فراموشى سپردند .
و نسوا حظاً مما ذكروا به
«حظ» به معناى نصيب و قسمت است و نكره آوردن آن براى اشاره به اهميت آن قسمت فراموش شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 14 - 5،9،11
5 - نصارا بخشى از تذكار ها و پند هاى الهى را پس از مدتى كوتاه به فراموشى سپردند .
و من الذين قالوا إنّا نصرى . .. فنسوا حظاً مما ذكروا به
«فاء» در «فنسوا» دلالت مى كند كه بين پيمان و شكستن آن، زمان زيادى نگذشت.
9 - كينه و دشمنى دايمى مسيحيان با يكديگر ، كيفر نقض پيمان و فراموشى تذكار هاى خداوند
و من الذين قالوا إنّا نصرى اخذنا ميثقهم فنسوا حظاً . .. فاغرينا بينهم العداوة
11 - شكستن پيمان الهى و فراموشى تذكار هاى خداوند ، زمينه كينه و دشمنى ميان پيروان اديان
اخذنا ميثقهم فنسوا حظاً مما ذكروا به فاغرينا بينهم العداوة و البغضاء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 13 - 17
17 - گناه ، از عوامل فراموشى و نسيان معارف الهى
فبما نقضهم ميثقهم . .. و نسوا حظاً مما ذكروا به
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 44 - 11
11 - خدافراموشان، داراى چهره هايى مأيوس و اندوهبار به هنگان نزول عذاب الهى
فلما نسوا به . .. فإذا هم مبلسون
ابلاس به معنى نااميد و متحير شدن است. (قاموس اللغة). ابلاس به حزن و اندوهى گفته مى شود كه از شدت سختى بر كسى عارض شود. (مفردات راغب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 51 - 7،8
7 - خداوند در روز قيامت كافران منكر قيامت را به فراموشى خواهد سپرد و اعتنايى به آنان نخواهد كرد .
فاليوم ننسيهم
8 - بى اعتنايى خداوند به كافران و به فراموشى سپردن آنان در آخرت ، سزاى غفلت آنان از قيامت و انكار آيات الهى است .
فاليوم ننسيهم كما نسوا لقاء يومهم هذا و ما كانوا بايتنا يجحدون
حرف «كاف» در «كما نسوا» تعليليه است و «ما» مصدريه ; يعنى «لنسيانهم». همچنين «ما» در «ما كانوا» مصدريه است و عطف بر «ما نسوا»، يعنى: لكونهم باياتنا يجحدون.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 70 - 8
8- برخى از انسان ها آن چنان به پيرى مى رسند كه تمامى اندوخته هاى علمى خود را از دست مى دهند .
و منكم من يردّ إلى أرذل العمر لكى لايعلم بعد علم شيئًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 5 - 21
21- قواى جسمى و عقلى در مرحله نهايى پيرى ، به درجه اى كاهش مى يابد كه انسان از فراگيرى محروم مى ماند و تمامى دانسته هاى پيشين خود را از دست مى دهد .
منكم من يردّ إلى أرذل العمر لكيلا يعلم من بعد علم شيئًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 42 - 8
8- ساقى پادشاه پس از رهايى از زندان ، درخواست يوسف ( ع ) ( يادآورى وضعيت او ) را فراموش كرد .
فأنسيه الشيطن ذكر ربه
«انساء» (مصدر أنساه) يعنى به فراموشى انداختن. ضمير در «أنساه» و «ربه» به «الذى» - كه مراد از آن ساقى پادشاه است - برمى گردد. بر اين اساس، جمله «فأنساه ...» چنين معنا مى شود: شيطان از خاطر ساقى زدود كه داستان يوسف(ع) را نزد پادشاه يادآور شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 45 - 2
2- ساقى پادشاه ( هم بند يوسف در زندان ) ، مدتى مديد يوسف ( ع ) را از ياد برده و از گرفتارى او در زندان غافل شده بود .
و قال الذى نجا منهما وادّكر بعد أُمّة
نكره آوردن «اُمّة» مى تواند حاكى از طولانى بودن آن باشد. جمله «فلبث فى السجن بضع سنين» در آيه 42 ، مؤيد اين معناست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نازعات - 79 - 35 - 4
4 - غفلت انسان ، از كردار خويش و فراموش كردن آن پيش از برپايى قيامت
يوم يتذكّر الإنسن ما سعى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 57 - 5
5- از ياد بردن اَعمال و دستاورد هاى ناروا و به فراموشى سپردن گناهان گذشته خود ، بزرگ ترين ستم انسان بر خويش است .
و يجدل . .. و من أظلم ... و نسى ما قدّمت يداه
«نسى ما قدّمت يداه» يعنى: «فراموش كرد كردار پيشين خود را. ». مقصود از «ما» - به قرينه آيه قبل - جدال به باطل در برابر حق و استهزاى آيات الهى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 14 - 6
6 - نصارا پيمان خود با خداوند را به فراموشى سپرده و نقض كردند .
اخذنا ميثقهم فنسوا حظاً مما ذكروا به
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 77 - 14
14 - عن أبى جعفر(ع) فى قوله إبراهيم صلوات الله عليه «لئن لم يهدنى ربى لأكونن من القوم الضالين»: اى ناس للميثاق.
از امام باقر(ع) درباره «لئن لم يهدنى . .. من القوم الضالين» روايت شده است: (مراد از «القوم الضالين» در آيه فوق)، فراموش كنندگان ميثاق الهى هستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 121 - 5
5 - تأثيرپذيرى آدم از وسوسه شيطان و تناول از درخت ممنوع ، نمودى از فراموش كارى آدم از عهد الهى بود .
و لقد عهدنا . .. فنسى ... فأكلا منها
بيان داستان آدم و حوا، و خوردن از درخت ممنوع و پى آمدهاى آن، جملگى در توضيح نخستين آيه اين مجموعه و بيان فراموش كارى آدم(ع) در مورد عهد الهى و نبودن عزم جدى در او است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 51 - 12
12 - انكار قيامت و به فراموشى سپردن آن ، كفرپيشگى است .
إن اللّه حرمهما على الكفرين . .. فاليوم ننسيهم كما نسوا لقاء يومهم هذا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 57 - 5
5- از ياد بردن اَعمال و دستاورد هاى ناروا و به فراموشى سپردن گناهان گذشته خود ، بزرگ ترين ستم انسان بر خويش است .
و يجدل . .. و من أظلم ... و نسى ما قدّمت يداه
«نسى ما قدّمت يداه» يعنى: «فراموش كرد كردار پيشين خود را. ». مقصود از «ما» - به قرينه آيه قبل - جدال به باطل در برابر حق و استهزاى آيات الهى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 5 - 15
15 - امتنان الهى بر مؤمنان بهشتى ، با زدودن ياد تلخ لغزش هاى دنيوى از خاطره آنان *
و يكفّر عنهم سيّئاتهم
با توجّه به اين كه مسأله تكفير سيّئات پس از ورود مؤمنان به بهشت مطرح شده است - در حالى كه رتبه تكفير، قبل از مرحله ورود به بهشت است - احتمال مى رود كه مراد از تكفير در اين جا، بخشش گناهان نباشد; بلكه پوشاندن گناهان مورد نظر باشد; به گونه اى كه بهشتيان ديگر از آن پس، با به ياد آوردن لغزش هاى گذشته شرمنده و مكدّر نشوند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 68 - 11
11 - عارض شدن فراموشى بر پيامبر(صلی الله علیه و آله) ممكن است.
و إما ينسينك الشيطن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 23 - 5
5- حضرت مريم ( س ) به هنگام زايمان آرزو كرد : كاش قبل از باردارشدن مرده بود و به كلّى از ياد ها رفته بود .
فأجاءها المخاض . .. قالت يليتنى متّ قبل هذا و كنت نسيًا منسيًّا
جمله «و كنت نسياً منسيّاً» قرينه است بر اين كه انگيزه مريم از آرزوى مرگ، رهايى از زخم زبان مردم بوده است، گرچه به قرينه «ألاّتحزنى قد جعل. ..» تنهايى و بى آب و غذايى، نيز او را اندوهناك ساخته بود، ولى اين همه، تبعاتِ همان گريز از زخم زبان است; يعنى كاش پيش از حاملگى مرده بودم، كه براى فرار از نيشتر مردم مجبور به تحمل اين آوارگى نباشم.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 68 - 16
16 - دستور بى اعتنايى به مغالطه گران درباره آيات، در معرض فراموشى از سوى مسلمانان صدر اسلام
و إما ينسينك الشيطن فلاتقعد بعد الذكرى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 14 - 5،6،7
5 - نصارا بخشى از تذكار ها و پند هاى الهى را پس از مدتى كوتاه به فراموشى سپردند .
و من الذين قالوا إنّا نصرى . .. فنسوا حظاً مما ذكروا به
«فاء» در «فنسوا» دلالت مى كند كه بين پيمان و شكستن آن، زمان زيادى نگذشت.
6 - نصارا پيمان خود با خداوند را به فراموشى سپرده و نقض كردند .
اخذنا ميثقهم فنسوا حظاً مما ذكروا به
7 - محو نشانه هاى پيامبر (صلی الله علیه و آله) در انجيل و به فراموشى سپردن آن توسط نصارا *
و من الذين قالوا إنّا نصرى اخذنا فنسوا حظاً
به احتمال اينكه مراد از «فنسوا حظاً مما ذكروا»، به قرينه مقام، نشانه هاى پيامبر(صلی الله علیه و آله) در انجيل باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 41 - 12
12 - فراموش شدن عقايد شرك آميز و معبودهاى دروغين به هنگام رويارويى با عذاب و مرگ
قل أرءيتكم إن أتيكم عذاب اللّه أو أتتكم الساعة . .. و تنسون ما تشركون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 61 - 3
3- موسى ( ع ) و همسفرش هنگام رسيدن به محلِّ تلاقى دو دريا ، از ماهىِ همراه خويش ، غفلت كردند .
فلمّا بلغا مجمع بينهما نسيا حوتهما
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 73 - 7
7- موسى ( ع ) عفو و عدم سخت گيرى خضر بر او را به خاطر نسيان و تخلّف از عهد خويش ، تقاضا كرد .
قال لاتؤاخذنى بما نسيت و لاترهقنى من أمرى عسرًا
«إرهاق» به معناى «تحميل كارى طاقت سوز بر ديگرى» است. (قاموس) و مفاد «لاترهقنى...» اين است كه كارى دشوار(مانند جدا شدن و لغو رخصت همراهى) را بر من تحميل مكن و مرا به زحمت مينداز. لازم به ذكر است كه «عسراً» مفعول دوم براى «لاترهقنى» است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 7 - 12
12 - هشدار خداوند به مسلمانان ، در مورد شكستن پيمان الهى و سرپيچى از فرامين خدا و رسول و فراموشى نعمتها
و اذكروا نعمة اللّه عليكم و ميثقه . .. و اتقوا اللّه
متعلق «اتقوا»، به قرينه فرازهاى قبلى، همان ياد نعمتها و رعايت پيمانهاى الهى است. يعنى جانب خدا را در مورد نعمتها و پيمانهاى او نگهداريد و از مخالفت با او بپرهيزيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 11 - 7
7 - ياد نكردن و به فراموشى سپردن نعمت هاى خداوند ، نشانه بى تقوايى است .
اذكروا . .. و اتقوا اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 2 - 3
3- با مشاهده ترس و دهشت ناشى از زلزله زمين در آستانه برپايى قيامت ، تمامى مادران ، كودكان شيرخوارشان را بى اختيار در دامن خود ر ها ساخته و از ياد خواهند برد .
تذهل كلّ مرضعة عمّا أرضعت
«ذهول» (مصدر «تذهل») به فراموشى اى گفته مى شود كه از شدت دهشت بر انسان عارض شود. «مرضعة» نيز به زنى گفته مى شود كه در حال شير دادن باشد; يعنى، هر زن شير دهنده، به هنگام ديدن آن زلزله، از آن كسى كه به او شير مى دهد غافل خواهد شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 44 - 1،12
1 - گشوده شدن تمامى درهاى نعمت به روى مردم، در پى بى تفاوتى و فراموشكارى آنان نسبت به هشدارها و تذكارهاى الهى
فلما نسوا ما ذكروا به فتحنا عليهم أبوب كل شىء
جمله «فتحنا عليهم ابواب»، به قرينه «فرحوا بما»، به معناى باز شدن درهاى نعمت است. زيرا شادمانى آدمى غالباً از نعمت و آسايش حاصل مى شود.
12 - برخى از امتهاى گذشته پس از فراموش كردن خدا و هشدارهاى او گرفتار عذاب ناگهانى خداوند شدند.
و لقد أرسلنا إلى أمم من قبلك . .. فلما نسوا ... أخذنهم بغتة فإذا هم مبلسون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 61 - 3
3- موسى ( ع ) و همسفرش هنگام رسيدن به محلِّ تلاقى دو دريا ، از ماهىِ همراه خويش ، غفلت كردند .
فلمّا بلغا مجمع بينهما نسيا حوتهما
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 63 - 4،11
4- همسفر موسى از بازگويى سرگذشت ماهى ، براى موسى ( ع ) ، در مدّت استراحت شان در مجمع البحرين ، غفلت كرد .
قال أرءيت إذ أوينا إلى الصخرة فإنّى نسيت الحوت
«صخرة» به معناى «تخته سنگ بزرگ» است. «أوينا إلى الصخرة» يعنى: «براى استراحت، در كنار آن صخره، جاى گرفته بوديم.».
11- « عن أبى جعفر ( ع ) و أبى عبداللّه ( ع ) قال : إنّه لما كان من أمر موسى الذى كان أعطى مكتل فيه حوت مملّح قيل له : هذا يدلّك على صاحبك عند عين مجمع البحرين . . . فانطلق الفتى يغسل الحوت فى العين فاضطرب الحوت فى يده حتّى خدشه فانفلت و نسيه الفتى ;
از امام باقر و امام صادق (عليهماالسلام) روايت شده: آن گاه كه از كار موسى(ع) گذشت آنچه در زندگى او پيش آمد، زنبيلى به او داده شد كه در آن يك ماهى نمك زده بود. به وى گفته شد: «اين ماهى، تو را به صاحب ات، نزد چشمه اى در محل تلاقى دو دريا، راهنمايى مى كند ... پس آن جوانى كه همراه موسى(ع) بود، رفت كه ماهى را در آن چشمه بشويد، ماهى در دست او به حركت درآمد تا اين كه به او خراش وارد كرد و از چنگ او درآمد (و رفت) و جوان آن را فراموش كرد».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 13 - 19
19 - تحريف نشانه هاى پيامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) در تورات و به فراموشى سپردن آن توسط يهود *
يحرفون الكلم . .. و نسوا حظاً مما ذكروا به
به احتمال اينكه مراد از «الكلم» و «ما ذكروا به» - به قرينه مقام - ، نشانه هاى پيامبر(صلی الله علیه و آله) در تورات باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 44 - 12
12 - برخى از امتهاى گذشته پس از فراموش كردن خدا و هشدارهاى او گرفتار عذاب ناگهانى خداوند شدند.
و لقد أرسلنا إلى أمم من قبلك . .. فلما نسوا ... أخذنهم بغتة فإذا هم مبلسون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 67 - 23
23 - عبدالعزيز بن مسلم گويد : از امام رضا ( ع ) درباره سخن خدا كه مى فرمايد : « نسوا اللّه فنسيهم » سؤال كردم فرمود : « ان اللّه تعالى لا ينسى و لا يسهو . . . و انما يجازى من نسيه و نسى لقاء يومه بان ينسيهم أنفسهم . . . ;
خداى تعالى نه فراموشى دارد و نه اشتباه . .. همانا خداوند كسانى را كه او و ديدار قيامت را فراموش كرده اند به اين صورت
مجازات مى كند كه خودشان را از يادشان ببرد ... ».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 67 - 23
23 - عبدالعزيز بن مسلم گويد : از امام رضا ( ع ) درباره سخن خدا كه مى فرمايد : « نسوا اللّه فنسيهم » سؤال كردم فرمود : « ان اللّه تعالى لا ينسى و لا يسهو . . . و انما يجازى من نسيه و نسى لقاء يومه بان ينسيهم أنفسهم . . . ;
خداى تعالى نه فراموشى دارد و نه اشتباه . .. همانا خداوند كسانى را كه او و ديدار قيامت را فراموش كرده اند به اين صورت مجازات مى كند كه خودشان را از يادشان ببرد ... ».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - سجده - 32 - 14 - 3،5
3 - فراموش كردن قيامت ، گرفتارى به عذاب را در پى دارد .
فذوقوا بما نسيتم
«باء» در «بما» سببيه و «ما» مصدريه است. بنابراين، معنا چنين مى شود: «به خاطر فراموشى تان روز قيامت را بچشيد...!».
5 - وانهاده شدن انسان به حال خود ، در قيامت ، كيفر فراموش كردن قيامت در عالم دنيا است .
فذوقوا بما نسيتم لقاء يومكم هذا إنّا نسينكم
«إنّا نسيناكم» براى مقابله با «بما نسيتم» است; يعنى، شما قيامت را فراموش كرديد و ما هم، در مقابل، شما را به حال خود وانهاديم.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 57 - 12
12- محروم شدن از درك پيام هاى قرآن ، كيفر بى اعتنايى به آيات خدا و فرو رفتن در غفلت از گناهان است .
ذكّر بأيت ربّه فأعرض عنها . .. إنّا جعلنا على قلوبهم أكنّة أن يفقهوه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 73 - 6
6- عروض نسيان بر پيامبران ، در زمينه امور شخصى و خارج از حيطه نبوت آنان ، امرى ممكن است .
قال لاتؤاخذنى بما نسيت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 44 - 9
9- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، داراى علمى مبرّا از فراموشى و نسيان *
و أنزلنا إليك الذكر لتبيّن للناس
برداشت فوق، مبتنى بر اين نكته است كه مراد از «الذكر» به قرينه «ما نزّل إليهم» علم باشد و «ذكر» در لغت بودن چيزى در قلب (صورت علمى) است. از اينكه از علم اعطا شده به پيامبر(صلی الله علیه و آله) تعبير به ذكر گرديده، احتمال دارد به خاطر اين باشد كه در آن غفلت و فراموشى راه نداشته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - اعلى - 87 - 6 - 7،13،14
7 - دريافت قرائت قرآن از جانب خداوند ، مصون سازنده پيامبر (صلی الله علیه و آله) از فراموش كردن آن
سنقرئك فلاتنسى
حرف «فاء»، جمله «فلاتنسى» را بر «سنقرئك» تفريع كرده است.
13 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از سهو و نسيان تعاليم الهى ، مصون بوده است . *
فلاتنسى
14 - تكرار قرائت قرآن بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) از سوى خداوند ، مايه فراموش نشدن آن بود . *
سنقرئك فلاتنسى
حرف «سين» - كه براى استقبال است - اگر بر فعلى درآيد كه در زمان تكلم نيز در حال انجام گرفتن است، دلالت بر تداوم فعل خواهد كرد و چون آيه «سنقرئك . ..»، خود نيز مصداق قرائت قرآن است; بنابراين حرف «سين» بر استمرار قرائت در آينده دلالت مى كند و حرف «فاء» در «فلاتنسى»، فراموش نكردن قرآن را بر استمرار قرائت آن تفريع كرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - اعلى - 87 - 7 - 1،5
1 - عارض شدن فراموشى آيات قرآن بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، تنها در صورتى امكان پذير است كه خداوند بخواهد .
فلاتنسى . إلاّ ما شاء اللّه
5 - امكان تعلّق مشيت الهى بر آگاه نساختن پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از برخى معارف و يا محو آن از حافظه آن حضرت (صلی الله علیه و آله)
سنقرئك فلاتنسى . إلاّ ما شاء اللّه
استثنا، ممكن است به «سنقرئك» نيز مربوط باشد و مى تواند تنها به «فلاتنسى» ارتباط داشته باشد. برداشت ياد شده ناظر به احتمال نخست است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 67 - 24
24 - از حضرت على ( ع ) روايت شده كه درباره سخن خدا : « نسوا اللّه فنسيهم » فرمود : فانما يعنى انهم نسوا اللّه فى دار الدنيا فلم يعملوا له بالطاعة و لم يؤمنوا به و برسوله فنسيهم فى الآخرة اى لم يجعل لهم فى ثوابه نصيباً فصاروا منسيين من الخير ;
على (ع) درباره سخن خدا كه مى فرمايد: «آنان خدا را فراموش كردند، پس خدا آنان را فراموش كرد» فرمود: همانا مقصود خدا اين است كه آنان خدا را در دنيا فراموش نمودند و از او اطاعت نكردند و به او و رسولش ايمان نياوردند، خدا نيز در قيامت آنان را فراموش كرد ; يعنى، براى آنان بهره اى از ثواب خود قرار نداد، پس آنان از خير فراموش شدند».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 67 - 17
17 - ترويج زشتى ها و فساد ( منكر ) و پيشگيرى از تحقق نيكى ها و ارزش ها و فراموشى خدا و فرمان هاى او ، از عملكرد ها و اوصاف منافقان
المنفقون . .. يأمرون بالمنكر و ينهون عن المعروف و يقبضون أيديهم نسوا اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 42 - 10
10- نقش مؤثر شيطان در فراموش كارى انسان
فأنسيه الشيطن ذكر ربه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 68 - 9
9 - شيطان عامل فراموشكارى انسان در مورد تكاليف الهى است.
و إما ينسينك الشيطن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 42 - 9
9- شيطان ، عامل فراموشى ساقى از يادآور شدن يوسف ( ع ) نزد پادشاه
فأنسيه الشيطن ذكر ربه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 24 - 10
10- ذكر و ياد خدا ، مايه يادآورى مقصود زدايش فراموشى است .
واذكّر ربّك إذا نسيت
متعلق «نسيان» را مى توان عام، و شامل همه چيز دانست. در اين صورت، مفاد جمله «واذكر...» اين است كه: «هرگاه، چيزى را فراموش كردى، ذكر خداوند را بر زبان جارى ساز، تا آن چيز را به خاطر آورى و غفلت تو زايل شود».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 67 - 16
16 - ترويج زشتى ها و فساد ( منكر ) و پيشگيرى از تحقق نيكى ها و ارزش ها و نيز امتناع از انفاق ، نشانه هاى غفلت از خدا
يأمرون بالمنكر و ينهون عن المعروف و يقبضون أيديهم نسوا اللّه
فراموشكاران
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - سجده - 32 - 14 - 10
10 - عذاب فراموش كاران قيامت ، عذابى بس سخت و شديد است .
فذوقوا بما نسيتم لقاء يومكم هذا . .. و ذوقوا عذاب الخلد
تكرار «ذوقوا» و مبهم گذاشتن آن و چيزى كه شخص گناهكار، امر به چشيدن آن شده است - در «ذوقوا» ى نخست - حكايت از
سختى و شدت آن مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 19 - 1،3
1 - نهى الهى ، از قرار گرفتن مؤمنان ، در شمار فراموش كنندگان خدا
يأيّها الذين ءامنوا . .. و لاتكونوا كالذين نسوا اللّه
3 - لازمه تقوا ، به ياد داشتن خداوند و قرار نگرفتن در زمره خدافراموشان است .
اتّقوا اللّه . .. و لاتكونوا كالذين نسوا اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 19 - 5
5 - خودفراموشى ، كيفر الهى براى خدافراموشان
و لاتكونوا كالذين نسوا اللّه فأنسيهم أنفسهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - سجده - 32 - 14 - 2
2 - كيفر حتمى فراموش كاران روز قيامت ، چشيدن عذاب است .
فذوقوا بما نسيتم لقاء يومكم هذا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 76 - 3
3- مهلت دادن به خطاكاران و فراموش كاران تا سه مرتبه ، امرى روا است .
قال إن سألتك عن شىء بعدها فلاتصحبنى
موسى(ع) در صورت تكرار ناشكيبايى براى بار سوم و عمل بر خلاف توصيه خضر، خود را مستحق جدايى و محروميت از مصاحبت خضر(ع) دانست. بنابراين، مى توان گفت كه تا سه مرتبه مهلت دادن به افراد، كارى قابل قبول است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 20 - 10
10 - از امام رضا ( ع ) روايت شده كه فرمود : « ما احسن الصبر و انتظار الفرج أما سمعت قول اللّه عز و جل : « . . . فانتظروا إنى معكم من المنتظرين » فعليكم بالصبر فانه انما يجىء الفرج على اليأس . . . ;
چه نيكوست شكيبايى و انتظار فرج. آيا نشنيده اى سخن خداى عز و جل را [كه به پيغمبر خود دستور مى دهد بگو ]«پس منتظر باشيد من نيز همراه شما از منتظرانم»؟ پس بر شما باد شكيبايى ; زيرا فرج بعد از نوميدى فرامى رسد ... ».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 87 - 4
4 - صبر در راه ايمان ، مقدمه پيروزى و مايه فرارسيدن فرج از جانب خداوند
فاصبروا حتى يحكم اللّه بيننا
فرج(گشايش)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 50 - 3
3 - پيدايش گشايش و رحمت در كوران مشكلات ، امدادى خداوندى براى انسان
و لئن أذقنه رحمة منّا من بعد ضرّاء مسّته
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 12 - 18
18- بررسى فرجام امور ، داراى نقشى اساسى در ارزش گذارى آن
إنّ اللّه يدخل الذين ءامنوا و . .. جنّ-ت ... و الذين كفروا ... و النار مثوًى لهم
از تعبير «و النار مثوىً لهم» در پايان آيه، چنين استفاده مى شود كه اگر كسى بخواهد زندگى انسان ها را ارزش گذارى كند، مهم ترين ملاك ارزش گذارى، بررسى فرجام آن است، چنان كه در ارزش گذارى زندگى مؤمنان بايد به سرانجام نيك آنان (جنّات تجرى. ..) توجه كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 35 - 1
1 - ترك انفاق از سوى انسان ، نتيجه هراس از فرجام و آينده خويش
و أعطى قليلاً و أكدى . أعنده علم الغيب فهو يرى
استفهام توبيخى در «أعنده. ..» مى تواند اشاره به زمينه ذهنى ترك انفاق باشد; يعنى، انسان ها چون از آينده خويش نگران اند، از انفاق خوددارى مى كنند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 45 - 12
12 - بيم از فرجام عمل ، نقطه آغازين حركت انسان به سوى تعهّد و حق پذيرى
فذكّر . .. من يخاف وعيد
از اين كه خداوند، پيامبر(صلی الله علیه و آله) را موظّف كرده تا «من يخاف وعيد» با قرآن تذكر دهد; استفاده مى شود كه اعتقاد به قيامت و بيم از فرجام عمل، نخستين مرحله اى است كه فرد را مستعد پذيرش حق مى سازد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 35 - 6
6- توجه به عاقبت و فرجام ، از ملاك هاى ارزش گذارى
و أوفوا الكيل . .. ذلك خير و أحسن تأويلاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 38 - 3
3 - توجه به فرجام هستى و قدرت قاهر خداوند ، زمينه ساز اجتناب انسان از كفر و تكذيب حق
فإذا انشقّت السّماء . .. فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 24 - 4
4 - توجه به فرجام اخروى ، داراى نقشى اساسى ، در ارزش گذارى رفاه و آسايش دنيوى است .
نمتّعهم قليلاً ثمّ نضطرّهم إلى عذاب غليظ
قليل بودن بهرهورى كافران از دنيا، چه بسا به خاطر گرفتارى آنان به عذاب سخت باشد. گرفتار شدن به چنان عذابى، بهره مند بودن زياد از امكانات دنيا را ناچيز خواهد كرد. بنابراين، توجه به فرجام اخروى ميزان رفاه و آسايش دنيوى را رقم مى زند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 42 - 5
5 - توجّه به عاقبت ناگوار اقوام مشرك پيشين ، عامل گرايش به توحيد است .
هل من شركائكم . .. قل سيروا فى الأرض فانظروا كيف كان عقبة الذين من قبل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 8 - 7
7 - توجه به فرجام امور ، در تصحيح عقيده و كردار ، نقش چشمگيرى دارد .
فبشّره بعذاب أليم . .. لهم جن-ّ-ت النعيم
ياد آورى سرانجام بد معرضان از آيات خدا و نيز يادآورى پايان خوش مؤمنان، به منظور تنبّه دادن به انسان ها است، لذا مى توان برداشت بالا را داشت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 27 - 5
5- ملاحظه فرجام امور ، داراى نقشى مؤثر در بررسى و ارزش گذارى آن
فكيف إذا توفّتهم الملئكة
يادآورى فرجام سخت نفاق و همدلى با دشمن، در حقيقت هشدارى است به منافقان كه در ارزش گذارى زندگى كفرآلود خويش، فرجام امر را از ياد نبرند; زيرا كه با آن فرجام، اين گونه زندگى جز خسارت حاصلى ندارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 14 - 19
19 - توجه دادن انسان به فرجام حيات خويش ( حضور در پيشگاه خداوند ) زمينه پيدايش تعهد براى عمل به وصاياى الهى است .
و وصّينا الإنسن . .. أن اشكرلى و لولديك إلىّ المصير
ذكر «إلىّ المصير» پس از چند توصيه به انسان، از سوى خداوند، مى تواند به منظور ايجاد انگيزه براى عمل به آن سفارش باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 12 - 4
4 - توجه به سختى فرجام دين ستيزان ، بازدارنده انسان از فرو رفتن در پوچى هاى زندگى دنيوى
فويل . .. للمكذّبين . الذين هم فى خوض يلعبون
تذكر خداوند به دين ستيزان (الذين هم فى خوض)، در حقيقت هشدارى به گرفتاران در پوچى دنيا است تا به فرجام آن بينديشند و از پوچى به درآيند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 6 - 5
5- توجه به تبديل پيوند هاى شرك آلود به روابط خصمانه در آخرت ، مايه پرهيز انسان از شرك
و إذا حشر الناس كانوا لهم أعداء
آيه شريفه، با تذكر دادن به عداوت اخروى معبودهاى دروغين با عبادت گران خويش، درصدد دور نمودن انسان ها از شرك و روى آورى به غير خدا است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 29 - 10
10- توجه دادن آدمى به فرجام ناگوار عمل ناپسند ، از عوامل بازدارنده وى از ارتكاب آن است .
و لاتجعل يدك مغلولة إلى عنقك و لاتبسطها كلّ البسط فتقعد ملومًا محسورًا
از اينكه خداوند در پى نهى از افراط و تفريط در انفاق، پيامد ناگوار آن را يادآورى مى كند، نكته ياد شده قابل استفاده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 29 - 13
13- توجه به فرجام مؤمنان و كافران ، نقشى تعيين كننده در گرايش انسان به ايمان يا كفر دارد .
فمن شاء فليؤمن و من شاء فليكفر إنّا أعتدنا للظلمين نارًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 35 - 2
2- توجه به نافرجامى خط كفر ، مقتضى مصمم بودن مؤمنان در نبرد با كافران بدون هيچ سستى و سازش
فلن يغفر اللّه لهم . فلاتهنوا و تدعوا إلى السلم
«فا» در «فلاتهنوا» ترتّب و تفريع را مى رساند و از ترتّب اين آيه بر مفاد آيه قبل، مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 55 - 6
6 - توجه به فرجام بسيار متفاوت مؤمنان و كافران ، زمينه ساز گرايش انسان به ايمان
إنّ المجرمين فى ضلل و سعر . .. إنّ المتّقين فى جنّ-ت و نهر . فى مقعد صدق عند مل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مطففين - 83 - 18 - 7
7 - توجّه به فرجام ارجمند نيكوكاران ، بازدارنده انسان از كم فروشى و بى توجهى به حضور يافتن در نزد خداوند
ويل للمطفّفين . .. يوم يقوم الناس لربّ العلمين ... كلاّ إنّ كتب الأبرار لفى عل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 26 - 8
8 - آگاهى و توجه به سرنوشت شوم تكذيب كنندگان انبياى الهى ، بازدارنده انسان از تكذيب و زمينه ساز رويكرد به دين
فأذاقهم اللّه الخزى . .. أكبر لو كانوا يعلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 19 - 8
8 - توجه به معاد و سرنوشت تكذيب كنندگان پيامبران بازدارنده انسان از مخالفت با دعوت فرستادگان الهى است .
و يوم يحشر أعداء اللّه إلى النار
با توجه به تقدير «ذكّرهم» يا «أنذرهم» و امثال آن به عنوان عامل «يوم»، برداشت بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 53 - 11
11 - توجه به فرجام امور و بازگشت تمامى موجودات به سوى خداوند ، موجب طرد مكاتب انحرافى و روى آورى به دين الهى است .
صرط اللّه . .. ألا إلى اللّه تصير الأُمور
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 29 - 13
13- توجه به فرجام مؤمنان و كافران ، نقشى تعيين كننده در گرايش انسان به ايمان يا كفر دارد .
فمن شاء فليؤمن و من شاء فليكفر إنّا أعتدنا للظلمين نارًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 55 - 6
6 - توجه به فرجام بسيار متفاوت مؤمنان و كافران ، زمينه ساز گرايش انسان به ايمان
إنّ المجرمين فى ضلل و سعر . .. إنّ المتّقين فى جنّ-ت و نهر . فى مقعد صدق عند مل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 10 - 11
11- ناخشنودى از دين و پيام هاى الهى ، معلول نينديشيدن به عاقبت كفر و كافران *
كرهوا ما أنزل اللّه . .. أفلم يسيروا فى الأرض فينظروا
از ارتباط «أفلم يسيروا» با «كرهوا ماأنزل اللّه»، مى توان استفاده كرد كه اگر كافران عصر بعثت به فرجام شوم پيشينيان كافر مى انديشيدند، اين چنين از پيام هاى دين، گريزان و ناخشنود نبودند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 10 - 11
11- ناخشنودى از دين و پيام هاى الهى ، معلول نينديشيدن به عاقبت كفر و كافران *
كرهوا ما أنزل اللّه . .. أفلم يسيروا فى الأرض فينظروا
از ارتباط «أفلم يسيروا» با «كرهوا ماأنزل اللّه»، مى توان استفاده كرد كه اگر كافران عصر بعثت به فرجام شوم پيشينيان كافر مى انديشيدند، اين چنين از پيام هاى دين، گريزان و ناخشنود نبودند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 44 - 5
5 - بيدار شدن انسان هاى غافل ، پس از گرفتار شدن به سرنوشت شوم رفتار خويش
فستذكرون ما أقول لكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نازعات - 79 - 26 - 6
6 - ترس از خداوند و نگرانى از فرجام خويش ، پرهيز دهنده انسان از انكار معاد و باز دارنده او از طغيان گرى و رويارويى با پيامبران
إنّ فى ذلك لعبرة لمن يخشى
عبرت گرفتن از داستان فرعون، به معناى دورى از رفتار و عقايد او است كه در آيات قبل نمونه هاى آن بيان شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 106 - 5
5 - مبهم گذاردن سرنوشت اخروى برخى از خطاكاران ، نشأت يافته از علم و حكمت الهى و داراى مصلحت است .
و ءاخرون مرجون لأمر اللّه . .. و اللّه عليم حكيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 80 - 12
12- آغاز به كار از روى صداقت و اخلاص ، تضمين كننده به پايان رساندن آن همراه آن دو نيست .
أدخلنى مدخل صدق و أخرجنى مخرج صدق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 26 - 2
2 - ارزش توجه انسان به خداوند و آخرت و ترس داشتن از عاقبت كار خويش
قالوا إنّا كنّا قبل فى أهلنا مشفقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 44 - 9
9- فرجام نيك و پايان خوش ، ملاكى مهم در ارزش گزارى امور است .
خير عقبًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 40 - 2
2- مؤمن ، به آينده و پايانى بهتر از امكانات مادّى دنياداران ، اميدوار است .
فعسى ربّى أن يؤتين خيرًا
منظور مرد مؤمن از «عسى ربّى. ..» ممكن است انتظار ثواب آخرت باشد. ترك آرزوى اولاد بيشتر و نيز جمله «هنالك الولاية للّه» و عبارت «خير عقباً» در آيه چهل و چهارم، اين معنا را محتمل مى سازد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 132 - 22
22 - ضرورتِ دل بستن به عاقبت نيك و دل خوش نبودن به لذت هاى زودگذر
والعقبة للتّقوى
اميدوارى به حسن فرجام انسان ها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 106 - 7
7- نگرش مثبت و اميدوارانه انديشه مذهبى ، نسبت به فرجام جامعه بشرى
و لقد كتبنا فى الزبور . .. أنّ الأرض يرثها عبادى الصلحون . إنّ فى هذا لبلغًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 106 - 7
7- نگرش مثبت و اميدوارانه انديشه مذهبى ، نسبت به فرجام جامعه بشرى
و لقد كتبنا فى الزبور . .. أنّ الأرض يرثها عبادى الصلحون . إنّ فى هذا لبلغًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 30 - 2
2 - هشدار مؤمن آل فرعون به قوم خود ، از دچار شدن به روزگار شوم ، همچون روزگار احزاب و اقوام كافر پيشين
و قال الذى ءامن يقوم إنّى أخاف عليكم مثل يوم الأحزاب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 60 - 17
17- خداوند ، مردمان را همواره از فرجام شرك ، كفر و نافرمانى بيم داده و مى ترساند .
و نخوّفهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 23 - 12
12 - نوح ( ع ) ، قومش را به عواقب شوم شركورزى هشدار داد0
ما لكم من إله غيره أفلاتتّقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 32 - 10
10 - پيامبر پس از نوح ( هود يا صالح ) ، قوم خود را به عواقب شوم شركورزى هشدار داد .
ما لكم من إله غيره أفلاتتّقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 51 - 4
4 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، انذارگر و بيم دهنده آدميان از عواقب شوم شرك
و لاتجعلوا مع اللّه . .. إنّى لكم منه نذير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 2 - 5
5- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، وظيفه دار انذار مشركان و ترساندن آنان از فرجامى شوم
ألاّ تعبدوا إلاّ الله إننى لكم منه نذير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 25 - 6
6- توجه دادن مردم به فرجام هاى ناخوشايند و ترساندن آنان از عاقبت هاى ناميمون ، از وظايف پيامبران الهى
إنى لكم نذير مبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 109 - 11
11- خداوند ، تكذيب كنندگان رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) را به فرجام شوم و گرفتار آمدن به عذاب استيصال تهديد كرد .
أفلم يسيروا فى الأرض فينظروا كيف كان عقبة الذين من قبلهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 3 - 12،14
12- گرفتار شدن به سرنوشت شوم ، تهديد خداوند به كافرانِ هدايت ناپذير
ذرهم . .. فسوف يعلمون
براشت فوق، بنابراين احتمال است كه مفعولٌ به و متعلق علم در «يعلمون» عاقبت امر و سرنوشت آنان باشد.
14- اخطار و هشدار به سرنوشت شوم كافرانِ دنياطلب ، روشى براى بازداشتن از كفر و دنياطلبى
ربما يودّ الذين كفروا . .. ذرهم يأكلوا و ... فسوف يعلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 37 - 6
6 - تهديد فرعونيان از سوى موسى ( ع ) ، به فرجامى ناگوار به خاطر نپذيرفتن هدايت
قال موسى ربّى أعلم بمن جاء بالهدى . .. إنّه لايفلح الظلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 42 - 2
2 - مشركان ، از سوى خداوند به فرجامى ناخوشايند ، تهديد شدند .
إنّ اللّه يعلم ما يدعون من دونه من شىء
خبر دادن به اين كه خداوند، آگاه از چيزهايى است كه مشركان به عنوان خدا و معبود گرفته اند، كنايه از تهديد خود مشركان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 44 - 1
1 - هشدار تهديدآميز مؤمن آل فرعون به قوم خود ، از دچار شدن آنان به سرنوشتى شوم بر اثر غفلت و بى توجهى شان به خيرخواهى هاى او
فستذكرون ما أقول لكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 60 - 17
17- خداوند ، مردمان را همواره از فرجام شرك ، كفر و نافرمانى بيم داده و مى ترساند .
و نخوّفهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 44 - 5
5 - پند و اندرز به مردم و هشدار دادن به آنان در باره فرجام كردار ناروا ، از رسالت هاى پيامبران
لعلّه يتذكّر أو يخشى
«تذكر» مطاوعه «تذكير» است و در «قاموس» آمده كه «تذكير»، به معناى موعظه كردن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 60 - 17
17- خداوند ، مردمان را همواره از فرجام شرك ، كفر و نافرمانى بيم داده و مى ترساند .
و نخوّفهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 56 - 1
1- تنها وظيفه رسولان الهى ، بشارت و انذار مردمان و آگاه ساختن آنان از فرجام كفر و ايمان است .
و ما نرسل المرسلين إلاّ مبشّرين و منذرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 68 - 5
5 - هشدار به فرجام شوم كفرپيشگى و مبارزه با توحيد و يكتاپرستى ، رسالت الهى پيامبر (صلی الله علیه و آله)
و إن جدلوك فقل اللّه أعلم بما تعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 7 - 5
5 - انذار مردم نسبت به فرجام كفر ، داراى اهميتى خاص در تبليغ دين
لتنذر أُمّ القرى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 49 - 3
3 - آگاه ساختن مردم از عواقب شرك و ترساندن آنان از پيامد هاى اخروى آن ، اساس رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) را تشكيل مى داد .
قل يأيّها الناس
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بروج - 85 - 18 - 5
5 - فرجام فرعون و قوم ثمود ، داستانى آشنا براى اهل مكّه و مايه عبرت براى همه مردمان
هل أتيك . .. فرعون و ثمود
سوره «بروج» از سوره هاى مكى است و نام بردن امت هايى مخصوص براى عبرت گرفتن مكّيان از فرجام آنها، بيانگر آگاهى آنان از تاريخ اجمالى آن امت ها است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بروج - 85 - 18 - 5
5 - فرجام فرعون و قوم ثمود ، داستانى آشنا براى اهل مكّه و مايه عبرت براى همه مردمان
هل أتيك . .. فرعون و ثمود
سوره «بروج» از سوره هاى مكى است و نام بردن امت هايى مخصوص براى عبرت گرفتن مكّيان از فرجام آنها، بيانگر آگاهى آنان از تاريخ اجمالى آن امت ها است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 135 - 9،10
9 - فرجام نيك از آن پيامبر(صلی الله علیه و آله) و مؤمنان است. و ظالمان محروم از آن مى باشند.
فسوف تعلمون من تكون له عقبة الدار إنه لايفلح الظلمون
10 - فرجام نيك، رستگارى است.
فسوف تعلمون من تكون له عقبة الدار إنه لايفلح الظلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 101 - 20،24
20- تسليم خدا بودن تا پايان عمر ، از نعمت هاى بزرگ الهى است .
توفنى مسلمًا
جمله «مرا در حال تسليم بميران» (توفنى مسلماً) كنايه از اين است كه من همواره تسليم تو باشم به گونه اى كه در هر لحظه و شرايطى كه جان دادم ، با اين وصف قرين بوده باشم.
24- انسان بايد براى تسليم بودن در برابر خدا و عاقبت به خير شدن و زيستن با صالحان در سراى آخرت ، دعا كرده و به درگاه
خدا نيايش كند .
توفنى مسلمًا و ألحقنى بالصلحين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 25 - 6
6 - حسن عاقبت و نيك فرجامى ، امرى بس مهم در زندگى بشر
و حسن مئاب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 40 - 3
3 - حسن عاقبت و نيك فرجامى ، امرى بس مهم در زندگى بشر
و حسن مئاب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 33 - 8
8 - اهميت حسن عاقبت *
و جاء بقلب منيب
برداشت بالا بدان احتمال است كه «جاء بقلب» اشاره به پايان كار و حسن عاقبت داشته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 35 - 7
7- لزوم توجه به عاقبت و فرجام هر كارى
و أوفوا الكيل . .. و أحسن تأويلاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 21 - 4
4 - كاوش نكردن در سرگذشت امت هاى گذشته و عبرت نگرفتن از آن ، مورد سرزنش خداوند
أَوَلم يسيروا فى الأرض فينظروا كيف كان عقبة الذين كانوا من قبلهم
استفهام در «أَوَلم يسيروا . ..» براى توبيخ مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - سجده - 32 - 18 - 8
8 - فرجام و عاقبت هر امرى ، ملاك تعيين كننده در ارزيابى درستى و يا نادرستى آن است .
أفمن كان مؤمنًا كمن كان فاسقًا
به قرينه اين كه آيات قبل و بعد اين آيه، درباره فرجام مؤمنان و فاسقان است، احتمال قوى دارد كه نفى تساوى آنان، از جهت عاقبت شان باشد. بنابراين، ملاك ارزيابى و داورى درباره عدم تساوى دو گروه ياد شده، توجه به فرجام آنها است و اين نشان مى دهد كه عاقبت، در ارزيابى نقش اساسى دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 55 - 17
17 - حسن عاقبت و حفظ ايمان تا پايان زندگى ، امرى مهم و نعمتى در خور توجه
و تزهق أنفسهم و هم كفرون
اين كه كافر مردن، عذابى براى منافقان به شمار آمده است، نشانگر اهميت و ارزش ايمان است كه مؤمنان به جاى توجه به اموال و اولاد، بايد به اين ارزش توجه كنند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 85 - 16
16 - حسن عاقبت و حفظ ايمان تا پايان زندگى ، امرى مهم و درخور توجه
و تزهق أنفسهم و هم كفرون
از اينكه «كافر مردن» به عنوان عذاب منافقان ياد شده، اهميت و ارزش ايمان هنگام مرگ روشن مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بروج - 85 - 17 - 4
4 - خداوند ، ترغيب كننده مردم به مطالعه و بررسى فرجام لشكر هاى قدرتمند پيشين
هل أتيك حديث الجنود
استفهام در «هل أتاك»، براى ترغيب به شنيدن پاسخ است; خطاب در آيه شريفه گرچه متوجّه شخص پيامبر(صلی الله علیه و آله) است; ولى به قرينه سياق آيات، تمام كسانى كه در حيطه رسالت آن حضرت قرار دارند نيز مورد نظر است. در اين موارد اختصاص خطاب، برخاسته از عظمت مخاطب و يا عهده دار بودن رهبرى جامعه و نظاير آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 87 - 4
4 - لزوم دلواپسى انسان ، در هر مرتبه و مقام معنوى ، براى فرجام اخروى خويش .
و لاتخزنى يوم يبعثون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 2 - 6
6- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، وظيفه دار مژده دادن به موحدان و بشارت دادن آنان به عاقبتى خوش
ألاّ تعبدوا إلاّ الله إننى لكم منه . .. بشير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 122 - 3
3- خداوند ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان را به فرجامى نيكو بشارت داد .
و قل . .. إنا منتظرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 56 - 1
1- تنها وظيفه رسولان الهى ، بشارت و انذار مردمان و آگاه ساختن آنان از فرجام كفر و ايمان است .
و ما نرسل المرسلين إلاّ مبشّرين و منذرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 44 - 6،7
6- خداوند ، عطاكننده بهترين پاداش ها و برترين فرجام ها است .
هو خير ثوابًا و خير عقبًا
«ثواب» به معناى «اجر و پاداش» است و «عقب» به معناى «عاقبت و فرجام».
7- ولايت خداوند و حقّانيّت او ، ضامن اعطاى بهترين پاداش ها و فرجام ها است .
هنالك الولية للّه الحقّ هو خير ثوابًا و خير عقبًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 76 - 13
13- بهترين عاقبت ، در انتظار انجام دهندگان عمل صالح است .
و خير مردًّا
«مردّاً» مى تواند اسم مكان و به معناى «مرجع» باشد (البحر المحيط). در اين صورت مراد از «خير مردّاً» بهترين فرجام خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 15 - 7
7 - زندگى در بهشت جاودان ، بهترين و برترين زندگى و سرانجام براى انسان
قل أذلك خير أم جنّة الخلد . .. جزاء و مصيرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 45 - 15
15- بيان سرگذشت ستم پيشگان كيفر شده و نيز داستان هاى مثال زدنى و درس آموز ، در قلمرو موضوعات قرآن
و سكنتم فى مسكن الذين . .. و تبيّن لكم كيف فعلنا بهم و ضربنا لكم الأمثال
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 87 - 12
12- توجيه پيشنهاد ها و توصيه ها با بيان فرجام و نتيجه آنها ، امرى شايسته و نيكوست .
لاتاْيئسوا من روح الله إنه لاياْيئس من روح الله إلاّ القوم الكفرون
جمله «إنه لاياْيئس . ..» تعليل براى «لاتاْيئسوا ...» است. يعقوب(ع) توصيه خويش (مأيوس نشدن از رحمت الهى) را با بيان فرجام آن (سقوط به ورطه كفر) تعليل و توجيه كرد و اين درسى است براى همگان كه توصيه و يا فرمان خويش را با دليل و بيان فرجام آن قرين سازند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 45 - 5
5- ذكر فرجام شوم گمراهان در كنار فرجام سعادتمندانه تقواپيشگان ، از روش هاى هدايتى قرآن *
الغاوين . و إن جهنّم لموعدهم أجمعين ...إن المتقين فى جنّ-ت و عيون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 45 - 5
5- ذكر فرجام شوم گمراهان در كنار فرجام سعادتمندانه تقواپيشگان ، از روش هاى هدايتى قرآن *
الغاوين . و إن جهنّم لموعدهم أجمعين ...إن المتقين فى جنّ-ت و عيون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 105 - 3
3 - تعدادى از مردم صدراسلام در باره سرنوشت كوه ها در هنگامه رستاخيز ، از پيامبر (صلی الله علیه و آله) توضيح مى خواستند .
و يس--َلونك عن الجبال
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 34 - 4،8
4 - خداوند ، تبيين كننده نمونه هايى از سرگذشت امت هاى منقرض شده پيشين
و لقد أنزلنا إليكم . .. و مثلاً من الذين خلوا من قبلكم
8 - خداوند ، بيانگر مثال ها و نمونه هايى از امت هاى منقرض شده پيشين براى تقواپيشگان
و مثلاً من الذين خلوا من قبلكم و موعظة للمتّقين
برداشت ياد شده بر اين اساس استوار است كه لام در «للمتّقين» بيانگر غايت و نتيجه براى «و مثلاً من الذين خلوا من قبلكم» نيز باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 24 - 4
4 - مسؤوليت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، تبيين سر انجام نيك مؤمنان و عاقبت شوم كفرپيشگان است .
إنّا أرسلنك بالحقّ بشيرًا و نذيرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 3 - 8
8- ترسيم فرجام كافران و مؤمنان ، از سوى خداوند با بيانى روشن و برهانى
كذلك يضرب اللّه للناس أمثلهم
«كذلك» اشاره به فلسفه و بيانى است كه خداوند در اين آيه، براى پوچى اعمال كافران و ثمربخشى اعمال مؤمنان، بيان فرموده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 50 - 1
1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، وظيفه دار ابلاغ روشن فرجام گمراهى و بيان منشأ هدايت
قل إن ضللت فإنّما أضلّ على نفسى و إن اهتديت فبما يوحى إلىّ ربّى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 113 - 14
14 - تشريح حوادث قيامت و آينده مجرمان ، زمينه ساز پيدايش تقوا و رفع غفلت از انسان
و كذلك أنزلنه . .. لعلّهم يتّقون أو يحدث لهم ذكرًا
حرف «كاف» در «كذلك» براى تشبيه است و آيات گذشته را نمونه اى از نزول آيات الهى براى ايجاد تقوا و تذكر، معرفى مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 29 - 4
4 - ترسيم فرجام نيك متقين و سرنوشت شوم تكذيب كنندگان دين ، از وظايف رهبران الهى
فذكّر
ظاهراً موضوع تذكر، مطالبى است كه در آيات پيشين در مورد فرجام نيك مؤمنان و سرنوشت شوم كافران آمده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 29 - 4
4 - ترسيم فرجام نيك متقين و سرنوشت شوم تكذيب كنندگان دين ، از وظايف رهبران الهى
فذكّر
ظاهراً موضوع تذكر، مطالبى است كه در آيات پيشين در مورد فرجام نيك مؤمنان و سرنوشت شوم كافران آمده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 24 - 4
4 - مسؤوليت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، تبيين سر انجام نيك مؤمنان و عاقبت شوم كفرپيشگان است .
إنّا أرسلنك بالحقّ بشيرًا و نذيرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 3 - 8
8- ترسيم فرجام كافران و مؤمنان ، از سوى خداوند با بيانى روشن و برهانى
كذلك يضرب اللّه للناس أمثلهم
«كذلك» اشاره به فلسفه و بيانى است كه خداوند در اين آيه، براى پوچى اعمال كافران و ثمربخشى اعمال مؤمنان، بيان فرموده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 7 - 2
2- خداوند ، انسان ها را به تأمل در سرگذشت يوسف ( ع ) و برادرانش ترغيب كرده است .
لقد كان فى يوسف و إخوته ءايت للسائلين
حرف لام در «لقد» نشانه قسم مقدر و «قد» نيز براى تأكيد است. هدف از تأكيد و سوگند خداوند بر اينكه در داستان يوسف و برادرانش آياتى براى پرسش كنندگان است ، ترغيب انسانها به تأمل در آن داستان مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 71 - 2
2 - ناباورى كافران نسبت به كيفر الهى ، على رغم يادآورى آنان به فرجام هلاكت بار مجرمان گذشته تاريخ
فانظروا كيف كان عقبة المجرمين . .. و يقولون متى هذا الوعد
با توجه به ارتباط آيه مورد بحث با آيات قبل، برداشت ياد شده را مى توان استفاده كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 63 - 11
11 - نقش يادآورى فرجام امور ، در هدايت انسانها
ألم يعلموا أنه من يحادد اللّه . .. نار جهنم ... ذلك الخزى العظيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 25 - 6
6 - يادآورى سرنوشت شوم تكذيب كنندگان آيات حق ، هشدارى جدى براى مشركان عصر بعثت و مايه تحكيم روحيه استقامت و
پايدارى پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان
فانتقمنا منهم فانظر كيف كان عقبة المكذّبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بينه - 98 - 8 - 16
16 - مؤمنان داراى عمل صالح ، هراسان از فرجام خويش و نگران از كوتاهى در برابر عظمت خداوند
الذين ءامنوا و عملوا الصلحت . .. ذلك لمن خشى ربّه
ترس از خداوند، به معناى نگرانى و هراس از فرجام خويش هنگام روبه رو شدن با او است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 30 - 9
9 - موحدان راستين ، در خوف و هراس نسبت به سرنوشت اخروى خويش و اندوهناك از خطا ها و لغزش هاى خود
إنّ الذين قالوا ربّنا اللّه ثمّ استقموا. .. ألاّتخافوا و لاتحزنوا
بنابراين نكته كه نزول ملائكه در دنيا و يا به هنگام مرگ باشد، مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 18 - 5
5 - مؤمنان ، نسبت به فرجام اخروى خود بيمناك و نگران اند .
و الذين ءامنوا مشفقون منها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نازعات - 79 - 40 - 4
4 - فرجام مخالفت با خداوند ، هولناك و هراس انگيز است .
و أمّا من خاف مقام ربّه
مقام خداوند، همان منزلت وصفى است كه مبدأ رحمت و عذاب مى باشد. ترس از آن مقام، همواره قرين ترس از عواقب مخالفت با خداوند است. اين احتمال نيز وجود دارد كه كلمه «مقام»، نظير كلمات «جناب» و «سماحة» باشد كه چيزى بر معنا نمى افزايد
و در حقيقت مراد آيه، «من خاف ربّه» خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 10 - 12
12- كيفر الهى براى كافران ، داراى گونه هاى بسيار با نتايجى ويرانگر و مشابه *
دمّر اللّه عليهم و للكفرين أمثلها
جمع آمدن واژه «أمثالها» مى رساند كه مجازات ملت هاى كفر پيشه، هر چند در نابودى و ويرانگرى همگون است; اما در شكل متفاوت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 22 - 2،3
2 - اخلاص و عمل نيك ، تضمين كننده فرجامى نيك است .
و من يسلم وجهه إلى اللّه و هو محسن فقد استمسك . ..و إلى اللّه عقبة الأُمور
3 - تسليم محض شدن در برابر خدا و اطاعت بى چون و چرا از او ، تضمين كننده فرجام نيك
و من يسلم وجهه إلى اللّه . .. و إلى اللّه عقبة الأُمور
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 138 - 2
2 - نكوهش كافران ، بر تعقل نكردن در سرنوشت هلاكت بار قوم لوط
ثمّ دمّرنا الأخرين . و إنّكم لتمرّون عليهم ... أفلاتعقلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 15 - 2
2 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) وظيفه دار فراخوانى مردمان به انديشه و مقايسه ميان فرجام كافران و تقواپيشگان
قل أذلك خير أم جنّة الخلد التى وعد المتّقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 71 - 4
4 - اتكاى كافران به حس و تجربه عذاب ، على رغم فرا خوانده شدن به تعقل و تدبر در فرجام شوم مجرمان تاريخ
فانظروا كيف كان عقبة المجرمين . .. و يقولون متى هذا الوعد إن كنتم صدقين
على رغم اين كه خداوند از كافران مكه مى خواهد تا با مطالعه تاريخ و تدبر در فرجام مجرمان گذشته، درس عبرت بگيرند و بينش خود را تصحيح كنند، آنان براى پى بردن به حقانيت وعده الهى، خواهان لمس و شهود عذاب مى شوند و تعيين زمان آن را مى طلبند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 15 - 1،2
1 - انسان ، وظيفه دار سنجش ميان فرجام تقواپيشگان و تكذيب كنندگان قيامت و دو زندگى بهشت و جهنم ، با تفكر در رهنمود هاى قرآن
قل أذلك خير أم جنّة الخلد التى وعد المتّقون
2 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) وظيفه دار فراخوانى مردمان به انديشه و مقايسه ميان فرجام كافران و تقواپيشگان
قل أذلك خير أم جنّة الخلد التى وعد المتّقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 51 - 1
1 - خداوند ، خواهان انديشيدن انسان در فرجام فسادگران گذشته تاريخ
فانظر كيف كان عقبة مكرهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 15 - 1
1 - انسان ، وظيفه دار سنجش ميان فرجام تقواپيشگان و تكذيب كنندگان قيامت و دو زندگى بهشت و جهنم ، با تفكر در رهنمود هاى قرآن
قل أذلك خير أم جنّة الخلد التى وعد المتّقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 72 - 5
5 - باز بودن راه توبه براى كافران و امكان تغيير سرنوشت آنان و رفع عذاب از آنها
قل عسى أن يكون ردف لكم بعض الذى تستعجلون
واژه «عسى» - كه براى ترجى و به معناى شايد است - مى رساند كه عذاب تقدير شده، قضاى حتمى الهى نيست و امكان دارد كه در نتيجه تحول فكرى و عملى (ايمان) كافران، اين برنامه تغيير كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ليل - 92 - 10 - 8
8 - خداوند ، در تأكيد بر تفاوت فرجام انفاق گران با تقوا و بخيلان زراندوز ، به سيطره شب و جلوه روز و به ذات خويش ، سوگند ياد كرده است .
و الّيل . .. إنّ سعيكم لشتّى . فأمّا من أعطى ... لليسرى . و أمّا من بخل ... فسني
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 21 - 1
1 - جهان گردى و سير در زمين ، به منظور تفكر و نظاره كردن در سرگذشت پيشينيان و آثار به جامانده از تمدن و قدرت آنان ، مورد تشويق خداوند
أَوَلم يسيروا فى الأرض فينظروا كيف كان عقبة الذين كانوا من قبلهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 28 - 3
3- خداوند ، فراخوان مردم به تأمل و تفكر در سرنوشت شوم رهبران كفر و ناسپاسى
ألم تر إلى الذين . .. أحلّوا قومهم دار البوار
برداشت فوق به خاطر اين نكته است كه به نابودى كشاندن و دچار سرنوشت شوم ساختن مردم (أحلّوا قومهم دار البوار) كار سردمداران كفر و رهبران جامعه است، نه مردم عادى.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 18 - 3
3 - ترغيب مردم از سوى خداوند ، براى تأمل در سرنوشت هلاكت بار قوم عاد
كذّبت عاد فكيف كان عذابى و نذر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 21 - 2
2 - ترغيب مردم از سوى خداوند ، براى تأمل در سرنوشت هلاكت بار قوم عاد
كذّبت عاد . .. فكيف كان عذابى و نذر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 16 - 2
2 - ترغيب مردم از سوى خداوند ، براى انديشه كردن در سرنوشت هلاكت بار قوم نوح
كذّبت قبلهم قوم نوح . .. فكيف كان عذابى و نذر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 28 - 1،3
1- خداوند ، فراخوان مردم به تأمل و تفكر در سرنوشت شوم ناسپاسان نعمتهايش
ألم تر إلى الذين بدّلوا نعمت الله كفرًا
3- خداوند ، فراخوان مردم به تأمل و تفكر در سرنوشت شوم رهبران كفر و ناسپاسى
ألم تر إلى الذين . .. أحلّوا قومهم دار البوار
برداشت فوق به خاطر اين نكته است كه به نابودى كشاندن و دچار سرنوشت شوم ساختن مردم (أحلّوا قومهم دار البوار) كار سردمداران كفر و رهبران جامعه است، نه مردم عادى.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 15 - 1
1 - ناراحتى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از مشركان و تهديد آنان به سرنوشت شوم و عذاب الهى
قل اللّه أعبد . .. فاعبدوا ما شئتم من دونه
امر «فاعبدوا ما شئتم من دونه» براى تهديد و نشانگر شدت غضب و ناراحتى پيامبر(صلی الله علیه و آله) از كافران و مشركان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بروج - 85 - 19 - 3
3 - خداوند ، تهديد كننده كافران و تكذيب كنندگان قرآن به سرنوشتى همچون فرجام فرعونيان و قوم ثمود
هل أتيك . .. فرعون و ثمود . بل الذين كفروا فى تكذيب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بروج - 85 - 20 - 7
7 - خداوند ، تهديدكننده كافران و تكذيب كنندگان قرآن ، به سرنوشتى همچون فرجام فرعونيان و قوم ثمود
هل أتيك حديث الجنود . .. و اللّه من ورائهم محيط
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 10 - 4
4 - خداوند ، تهديدكننده كافران عصر بعثت ، به گرفتار ساختن آنان در عقوبتى نظير فرجام قوم فرعون
ألم تر . .. و فرعون ذى الأوتاد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بروج - 85 - 19 - 3
3 - خداوند ، تهديد كننده كافران و تكذيب كنندگان قرآن به سرنوشتى همچون فرجام فرعونيان و قوم ثمود
هل أتيك . .. فرعون و ثمود . بل الذين كفروا فى تكذيب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بروج - 85 - 20 - 7
7 - خداوند ، تهديدكننده كافران و تكذيب كنندگان قرآن ، به سرنوشتى همچون فرجام فرعونيان و قوم ثمود
هل أتيك حديث الجنود . .. و اللّه من ورائهم محيط
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 6 - 7
7 - خداوند ، تهديدكننده كافران عصر بعثت به سرنوشتى نظير فرجام قوم عاد
ألم تر كيف فعل ربّك بعاد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 2 - 5
5- بى ترديد كافران ، داراى فرجامى ناگوارند و به عذابى شديد و طاقت فرسا ، گرفتار خواهند شد .
و ويل للكفرين من عذاب شديد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 22 - 15
15- زندگى دنيا داراى عاقبت و فرجامى نيك ( بهشت ) مى باشد .
أُولئك لهم عقبى الدار
«ال» در «الدار» عهد حضورى است و لذا مراد از «الدار» حيات دنياست. مقصود از فرجام نيك آن (عقبى الدار) به قرينه آيه بعد
بهشت مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 49 - 7
7 - داوود ، سليمان ، ايوب ، ابراهيم ، اسحاق ، يعقوب ، اسماعيل ، اليسع ، ذاالكفل ( عليهم السلام ) ، از تقواپيشگان و نيك فرجامان بودند .
و اذكر داود . .. إسمعيل و اليسع و ذاالكفل ... هذا ذكر و إنّ للمتقين لحسن مئاب
«مئاب» به معناى مرجع و بازگشت است و منظور از «حسن مئاب» حسن عاقبت و سرانجام نيك است. گفتنى است كه برداشت ياد شده مبتنى بر اين است كه مقصود از «متقين» پيامبرانى باشد كه در آيات گذشته از آنان سخن گفته شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 49 - 7
7 - داوود ، سليمان ، ايوب ، ابراهيم ، اسحاق ، يعقوب ، اسماعيل ، اليسع ، ذاالكفل ( عليهم السلام ) ، از تقواپيشگان و نيك فرجامان بودند .
و اذكر داود . .. إسمعيل و اليسع و ذاالكفل ... هذا ذكر و إنّ للمتقين لحسن مئاب
«مئاب» به معناى مرجع و بازگشت است و منظور از «حسن مئاب» حسن عاقبت و سرانجام نيك است. گفتنى است كه برداشت ياد شده مبتنى بر اين است كه مقصود از «متقين» پيامبرانى باشد كه در آيات گذشته از آنان سخن گفته شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 49 - 7
7 - داوود ، سليمان ، ايوب ، ابراهيم ، اسحاق ، يعقوب ، اسماعيل ، اليسع ، ذاالكفل ( عليهم السلام ) ، از تقواپيشگان و نيك فرجامان بودند .
و اذكر داود . .. إسمعيل و اليسع و ذاالكفل ... هذا ذكر و إنّ للمتقين لحسن مئاب
«مئاب» به معناى مرجع و بازگشت است و منظور از «حسن مئاب» حسن عاقبت و سرانجام نيك است. گفتنى است كه برداشت ياد شده مبتنى بر اين است كه مقصود از «متقين» پيامبرانى باشد كه در آيات گذشته از آنان سخن گفته شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 71 - 12
12- در دست راست داشتن نامه عمل در قيامت ، نشانه سعادت و نيك فرجامى است .
فمن أوتى كتبه بيمينه فأُولئك يقرءون كتبهم و لايظلمون فتيلاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 95 - 1
1 - برپايى قيامت ، تقسيم شدن مردم به سه دسته ( مقربان ، اصحاب اليمين و اصحاب الشمال ) و فرجام نيك دو دسته اول و بدفرجامى دسته آخر ، امرى قطعى ، يقنى و غيرقابل ترديد است .
إنّ هذا لهو حقّ اليقين
«هذا» به آنچه در سوره واقعه مطرح شده اشاره دارد و محور آن مطالبى است كه در برداشت بالا آمده است. گفتنى است كه تعبير «حقّ اليقين» از باب اضافه صفت به موصوف است; يعنى، «اليقين الحقّ» و حق به معناى ثابت و استوار است. بنابراين «اليقين الحقّ»; يعنى، يقينى كه ثابت است و هرگز ترديد در آن راه ندارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 49 - 7
7 - داوود ، سليمان ، ايوب ، ابراهيم ، اسحاق ، يعقوب ، اسماعيل ، اليسع ، ذاالكفل ( عليهم السلام ) ، از تقواپيشگان و نيك فرجامان بودند .
و اذكر داود . .. إسمعيل و اليسع و ذاالكفل ... هذا ذكر و إنّ للمتقين لحسن مئاب
«مئاب» به معناى مرجع و بازگشت است و منظور از «حسن مئاب» حسن عاقبت و سرانجام نيك است. گفتنى است كه برداشت ياد شده مبتنى بر اين است كه مقصود از «متقين» پيامبرانى باشد كه در آيات گذشته از آنان سخن گفته شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 42 - 10،11
10- فرجام نيك از آنِ پيامبران الهى و پيروان ايشان است .
و سيعلم الكُفّ-ر لمن عقبى الدار
11- كفرپيشگان - در قيامت و يا پس از مرگشان - درخواهند يافت كه فرجام نيك از آنِ پيامبران و پيروان ايشان است .
و سيعلم الكُفّ-ر لمن عقبى الدار
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 50 - 3
3 - باغ هاى جاويدان بهشت ، فرجامى نيك براى انسان ها
لحسن مئاب . جنّ-ت عدن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 22 - 17
17- فرجام نيك از آنِ صبرپيشگان ، برپادارندگان نماز ، انفاق گران و جبران كنندگان اعمال بد با اعمال شايسته است .
والذين صبروا . .. و يدرءون بالحسنة السيئة أُولئك لهم عقبى الدار
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ليل - 92 - 21 - 1
1 - انفاق گران باتقوا و مخلص ، آينده اى سرشار از رضايت خاطر خواهند داشت .
و لسوف يرضى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 22 - 16
16- فرجام نيك حيات دنيا از آنِ خردمندان است .
إنما يتذكّر أُولُوا الألبب . .. أُولئك لهم عقبى الدار
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 49 - 7
7 - داوود ، سليمان ، ايوب ، ابراهيم ، اسحاق ، يعقوب ، اسماعيل ، اليسع ، ذاالكفل ( عليهم السلام ) ، از تقواپيشگان و نيك فرجامان بودند .
و اذكر داود . .. إسمعيل و اليسع و ذاالكفل ... هذا ذكر و إنّ للمتقين لحسن مئاب
«مئاب» به معناى مرجع و بازگشت است و منظور از «حسن مئاب» حسن عاقبت و سرانجام نيك است. گفتنى است كه برداشت ياد شده مبتنى بر اين است كه مقصود از «متقين» پيامبرانى باشد كه در آيات گذشته از آنان سخن گفته شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 42 - 10،11
10- فرجام نيك از آنِ پيامبران الهى و پيروان ايشان است .
و سيعلم الكُفّ-ر لمن عقبى الدار
11- كفرپيشگان - در قيامت و يا پس از مرگشان - درخواهند يافت كه فرجام نيك از آنِ پيامبران و پيروان ايشان است .
و سيعلم الكُفّ-ر لمن عقبى الدار
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 49 - 15
15- نوح ( ع ) و پيروان او ، از تقواپيشگان و بهره مند از فرجامى نيك
تلك من أنباء الغيب . .. فاصبر إن العقبة للمتقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 22 - 18
18- آنان كه از خدا ترسانند و از حساب سخت و ناگوار قيامت هراس دارند ، به فرجامى نيك خواهند رسيد .
و يخشون ربهم و يخافون سوء الحساب . .. أُولئك لهم عقبى الدار
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 25 - 5
5 - داوود ( ع ) ، برخوردار از حسن عاقبت و سرانجامى نيك
و حسن مئاب
«مئاب» به معناى مرجع و بازگشت است و منظور از «حسن مئاب» حسن عاقبت و سرانجام نيك است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 49 - 7
7 - داوود ، سليمان ، ايوب ، ابراهيم ، اسحاق ، يعقوب ، اسماعيل ، اليسع ، ذاالكفل ( عليهم السلام ) ، از تقواپيشگان و نيك فرجامان بودند .
و اذكر داود . .. إسمعيل و اليسع و ذاالكفل ... هذا ذكر و إنّ للمتقين لحسن مئاب
«مئاب» به معناى مرجع و بازگشت است و منظور از «حسن مئاب» حسن عاقبت و سرانجام نيك است. گفتنى است كه برداشت ياد شده مبتنى بر اين است كه مقصود از «متقين» پيامبرانى باشد كه در آيات گذشته از آنان سخن گفته شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 42 - 9
9- دنيا ، داراى عاقبت و فرجامى نيك است .
لمن عقبى الدار
«ال» در «الدار» عهد حضورى و اشاره به حيات دنيا دارد. مراد از فرجام حيات دنيا بهشت و نعمتهاى آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 50 - 11
11 - دنيامداران ، مغرور به آخرت اند و سرنوشت خويش را در آن جا نيك مى پندارند .
و لئن رجعت إلى ربّى إنّ لى عنده للحسنى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 49 - 7
7 - داوود ، سليمان ، ايوب ، ابراهيم ، اسحاق ، يعقوب ، اسماعيل ، اليسع ، ذاالكفل ( عليهم السلام ) ، از تقواپيشگان و نيك فرجامان بودند .
و اذكر داود . .. إسمعيل و اليسع و ذاالكفل ... هذا ذكر و إنّ للمتقين لحسن مئاب
«مئاب» به معناى مرجع و بازگشت است و منظور از «حسن مئاب» حسن عاقبت و سرانجام نيك است. گفتنى است كه برداشت ياد شده مبتنى بر اين است كه مقصود از «متقين» پيامبرانى باشد كه در آيات گذشته از آنان سخن گفته شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 1 - 18
18- راه خداوند ، راهى است روشن و داراى فرجامى مشخص و بدون سردرگمى
لتخرج الناس من الظلمت إلى النور . .. إلى صرط العزيز الحميد
عبارت «إلى صراط العزيز» بدل از «إلى النور» است. تسميه راه خدا به «نور» و راه غير آن به «ظلمات» نشان مى دهد كه راه خداوند روشن و مشخص است; در حالى كه راههاى غير آن، آميخته با سردرگمى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 40 - 2
2 - سليمان ( ع ) ، برخوردار از حسن عاقبت و سرانجامى نيك
و حسن مئاب
«مئاب» به معناى مرجع و بازگشت است و منظور از «حسن مئاب» حسن عاقبت و سرانجام نيك است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 49 - 7
7 - داوود ، سليمان ، ايوب ، ابراهيم ، اسحاق ، يعقوب ، اسماعيل ، اليسع ، ذاالكفل ( عليهم السلام ) ، از تقواپيشگان و نيك فرجامان بودند .
و اذكر داود . .. إسمعيل و اليسع و ذاالكفل ... هذا ذكر و إنّ للمتقين لحسن مئاب
«مئاب» به معناى مرجع و بازگشت است و منظور از «حسن مئاب» حسن عاقبت و سرانجام نيك است. گفتنى است كه برداشت ياد شده مبتنى بر اين است كه مقصود از «متقين» پيامبرانى باشد كه در آيات گذشته از آنان سخن گفته شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 22 - 17
17- فرجام نيك از آنِ صبرپيشگان ، برپادارندگان نماز ، انفاق گران و جبران كنندگان اعمال بد با اعمال شايسته است .
والذين صبروا . .. و يدرءون بالحسنة السيئة أُولئك لهم عقبى الدار
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 24 - 6
6- عاقبت و فرجام حيات دنيا ( بهشت ) براى صبرپيشگان بر طاعت خدا عاقبتى خوش و نيكوست .
فنعم عقبى الدار
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 29 - 2
2- فرجام نيكو ( سعادت اخروى ) از آنِ مؤمنانِ داراى عمل صالح است .
الذين ءامنوا و عملوا الصلحت طوبى لهم و حسن مئاب
«مئاب» مصدر ميمى و به معناى بازگشت است و مراد از آن سراى آخرت مى باشد. قابل ذكر است كه «طوبى» مبتدا و «حسن مئاب» عطف بر آن و «لهم» خبر براى آن دو مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 76 - 13
13- بهترين عاقبت ، در انتظار انجام دهندگان عمل صالح است .
و خير مردًّا
«مردّاً» مى تواند اسم مكان و به معناى «مرجع» باشد (البحر المحيط). در اين صورت مراد از «خير مردّاً» بهترين فرجام خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - منافقون - 63 - 10 - 18
18 - صالحان ، داراى فرجامى نيك در جهان آخرت
لولا أخّرتنى . .. و أكن من الصلحين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 148 - 5
5 - ايمانِ ثمربخش قوم يونس و فرجام نيك آنان ، مايه عبرت و موجب دلدارى به پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان
ف--َامنوا فمتّعنهم إلى حين
برداشت ياد شده از آن جا است كه آيه شريفه درصدد دلدارى به پيامبر(صلی الله علیه و آله) و مؤمنانى است كه در شرايط سخت و طاقت فرساى مكه قرار داشتند. در واقع اين آيه، آنان را (همچون يونس(ع)) به ادامه رسالت الهى فرا مى خواند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 49 - 16،17
16- فرجام نيك ، از آنِ تقواپيشگان است .
إن العقبة للمتقين
17- پيامبر (صلی الله علیه و آله) و پيروان او ، از تقوا پيشگانند و فرجام نيك از آنِ ايشان است .
فاصبر إن العقبة للمتقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 132 - 19
19 - فرجام نيك ، از آنِ تقواپيشگان است .
والعقبة للتّقوى
گفتن «التقوى» و اراده «أهل التقوى»، براى مبالغه است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 83 - 7
7 - عاقبت نيك ، ويژه تقواپيشگان است .
و العقبة للمتّقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 49 - 8
8 - تقواپيشگان ، برخوردار از فرجامى نيك
و إنّ للمتّقين لحسن مئاب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 15 - 19
19- فرجام نيك متقين بهشتى ، غيرقابل قياس با فرجام سخت دوزخيان
مثل الجنّة الّتى وعد المتّقون . .. كمن هو خلد فى النار
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 17 - 6
6 - مقايسه فرجام نيك تقواپيشگان با سرنوشت شوم كافران ، شيوه بهينه هدايت خلق
اصلوها . .. إنّ المتّقين فى جنّ-ت و نعيم
از اين كه خداوند در هدايت خلق، به ترسيم هر دو فرجام پرداخته است; مطلب بالا برداشت مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 29 - 4
4 - ترسيم فرجام نيك متقين و سرنوشت شوم تكذيب كنندگان دين ، از وظايف رهبران الهى
فذكّر
ظاهراً موضوع تذكر، مطالبى است كه در آيات پيشين در مورد فرجام نيك مؤمنان و سرنوشت شوم كافران آمده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ليل - 92 - 21 - 1
1 - انفاق گران باتقوا و مخلص ، آينده اى سرشار از رضايت خاطر خواهند داشت .
و لسوف يرضى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 22 - 17
17- فرجام نيك از آنِ صبرپيشگان ، برپادارندگان نماز ، انفاق گران و جبران كنندگان اعمال بد با اعمال شايسته است .
والذين صبروا . .. و يدرءون بالحسنة السيئة أُولئك لهم عقبى الدار
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 37 - 12
12 - محسنان ( نيكوكاران ) ، داراى آينده اى درخشان و سرشار از شادى و شادكامى
كذلك سخّر لكم . .. و بشّر المحسنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 135 - 9
9 - فرجام نيك از آن پيامبر(صلی الله علیه و آله) و مؤمنان است. و ظالمان محروم از آن مى باشند.
فسوف تعلمون من تكون له عقبة الدار إنه لايفلح الظلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 49 - 17
17- پيامبر (صلی الله علیه و آله) و پيروان او ، از تقوا پيشگانند و فرجام نيك از آنِ ايشان است .
فاصبر إن العقبة للمتقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ليل - 92 - 21 - 1
1 - انفاق گران باتقوا و مخلص ، آينده اى سرشار از رضايت خاطر خواهند داشت .
و لسوف يرضى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 49 - 17
17- پيامبر (صلی الله علیه و آله) و پيروان او ، از تقوا پيشگانند و فرجام نيك از آنِ ايشان است .
فاصبر إن العقبة للمتقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 2 - 4
4- مسلمان و تسليم خدا بودن ، فرجامى نيك و پسنديده دارد .
ربما يودّ الذين كفروا لو كانوا مسلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 95 - 1
1 - برپايى قيامت ، تقسيم شدن مردم به سه دسته ( مقربان ، اصحاب اليمين و اصحاب الشمال ) و فرجام نيك دو دسته اول و بدفرجامى دسته آخر ، امرى قطعى ، يقنى و غيرقابل ترديد است .
إنّ هذا لهو حقّ اليقين
«هذا» به آنچه در سوره واقعه مطرح شده اشاره دارد و محور آن مطالبى است كه در برداشت بالا آمده است. گفتنى است كه تعبير «حقّ اليقين» از باب اضافه صفت به موصوف است; يعنى، «اليقين الحقّ» و حق به معناى ثابت و استوار است. بنابراين «اليقين الحقّ»; يعنى، يقينى كه ثابت است و هرگز ترديد در آن راه ندارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 135 - 4،9
4 - كافران در روز قيامت در خواهند يافت كه فرجام نيك از آن مؤمنان است.
فسوف تعلمون من تكون له عقبة الدار
9 - فرجام نيك از آن پيامبر(صلی الله علیه و آله) و مؤمنان است. و ظالمان محروم از آن مى باشند.
فسوف تعلمون من تكون له عقبة الدار إنه لايفلح الظلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 29 - 2
2- فرجام نيكو ( سعادت اخروى ) از آنِ مؤمنانِ داراى عمل صالح است .
الذين ءامنوا و عملوا الصلحت طوبى لهم و حسن مئاب
«مئاب» مصدر ميمى و به معناى بازگشت است و مراد از آن سراى آخرت مى باشد. قابل ذكر است كه «طوبى» مبتدا و «حسن مئاب» عطف بر آن و «لهم» خبر براى آن دو مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 23 - 12
12- بيان عاقبت نيك مؤمنان داراى عمل صالح و فرجام شوم پيروان شيطان ، روشى است براى ايجاد انگيزش آدميان به عاقبت انديشى .
و برزوا لله جميعًا فقال الضعفؤا للذين استكبروا . .. فهل أنتم مغنون عنّا من عذاب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 34 - 14
14 - مؤمنان راستين و مبرا از پندار هاى شرك آميز ، داراى آينده اى سعادتمند و سرشار از خوشبختى و شادكامى
و بشّر المخبتين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - سجده - 32 - 18 - 2
2 - فرجام ناگوار كافران و عاقبت نيكوى مؤمنان ، علامت برابر نبودن آنان با يكديگر است .
فذوقوا بما نسيتم لقاء يومكم . .. فلاتعلم نفس ما أُخفى لهم ... أفمن كان مؤمنًا كم
«فاء» در «أفمن» تفريع بر آيات سابق است كه در آنها از كافران و مؤمنان و فرجام و عاقبتشان سخن گفته شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 24 - 4
4 - مسؤوليت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، تبيين سر انجام نيك مؤمنان و عاقبت شوم كفرپيشگان است .
إنّا أرسلنك بالحقّ بشيرًا و نذيرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 3 - 2
2- نيك فرجامى و غفران لغزش هاى مؤمنان ، نتيجه پيروى از حق و پيام پروردگارشان
و الذين ءامنوا . .. ذلك بأنّ ... و أنّ الذين ءامنوا اتّبعوا الحقّ من ربّهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 22 - 17
17- فرجام نيك از آنِ صبرپيشگان ، برپادارندگان نماز ، انفاق گران و جبران كنندگان اعمال بد با اعمال شايسته است .
والذين صبروا . .. و يدرءون بالحسنة السيئة أُولئك لهم عقبى الدار
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 49 - 15
15- نوح ( ع ) و پيروان او ، از تقواپيشگان و بهره مند از فرجامى نيك
تلك من أنباء الغيب . .. فاصبر إن العقبة للمتقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 22 - 19
19- وفاداران به عهد هاى الهى و برقرار كنندگان پيوندهايى كه خدا به آنها فرمان داده ، از فرجامى نيك بهره مند خواهند شد .
الذين يوفون بعهد الله . .. والذين يصلون ما أمرالله به أن يوصل ... أُولئك لهم عق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 49 - 7
7 - داوود ، سليمان ، ايوب ، ابراهيم ، اسحاق ، يعقوب ، اسماعيل ، اليسع ، ذاالكفل ( عليهم السلام ) ، از تقواپيشگان و نيك فرجامان بودند .
و اذكر داود . .. إسمعيل و اليسع و ذاالكفل ... هذا ذكر و إنّ للمتقين لحسن مئاب
«مئاب» به معناى مرجع و بازگشت است و منظور از «حسن مئاب» حسن عاقبت و سرانجام نيك است. گفتنى است كه برداشت ياد شده مبتنى بر اين است كه مقصود از «متقين» پيامبرانى باشد كه در آيات گذشته از آنان سخن گفته شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 34 - 1
1- لزوم توجه انسان ، به سرنوشت شوم كافران در قيامت
و يوم يعرض الذين كفروا على النار
كلمه «يوم»، متعلق به كلمه مقدرى نظير «اُذكر» است و يا عامل آن از استفهام «أليس هذا بالحقّ» كه به تقدير «يقال لهم» است، به دست مى آيد. برداشت ياد شده ناظر به احتمال اول است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 85 - 18
18 - لزوم توجه به فرجام و عاقبت امور ، در ارزش گذارى آنها
و لاتعجبك . .. و تزهق أنفسهم و هم كفرون
برداشت فوق با توجه به اينكه خداوند، در تبيين علت نهى (لاتعجبك) به فرجام و عاقبت منافقان اشاره كرده است، به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 6 - 15
15 - نقش مهم توجّه به فرجام امور ، در موضع گيرى ها و گرايش هاى انسان
ليدخل المؤمنين و المؤمنت جنّ-ت . .. و يعذّب المنفقين و ... و أعدّ لهم جهنّم
خداوند، آخرين سخنى را كه درباره مؤمنان و نيز منافقان و مشركان يادآور شده، فرجام نيك مؤمنان و سرنوشت سخت منافقان و مشركان است و اين سخنان از سر تشويق و تهديد صادر شده است; مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 13 - 11
11 - توجه دادن مردم به سرنوشت شوم كفرپيشگان گذشته و بيان تاريخ عبرت آموز آنان ، از وظايف مبلغان الهى است .
فإن أعرضوا فقل أنذرتكم صعقة مثل صعقة عاد و ثمود
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 46 - 5
5 - توجه به فرجام شوم كفر ، مانع گرايش انسان به آن و عامل دلگرمى مؤمنان
يوم لايغنى . .. و لا هم ينصرون
آيه شريفه تهديدى براى كافران و دلجويى براى اهل ايمان در قبال حق ستيزى كفرپيشگان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 8 - 10
10 - يادآورى مكرر سرنوشت مخالفان پيامبران ، در راستاى زدايش روحيه مخالفت و طغيان در ميان انسان ها است .
فأهلكنا أشدّ منهم بطشًا و مضى مثل الأوّلين
عبارت «مضى مثل الأوّلين»، مى تواند بدين معنا باشد كه داستان انبيا و مخالفان ايشان، در آيات ديگرى بيان شده است. ذكر «مضى مثل الأوّلين» در پايان آيه شريفه، مى تواند اشاره بدين نكته باشد كه: «ما مكرراً سرنوشت آنان را يادآور شديم تا شايد شما پند گيريد».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 47 - 2
2 - پديدآمدن اختلاف ميان مستضعفان و مستكبران ، در آتش دوزخ و احتجاج و دليل آوردن هر يك از آنان ، حادثه اى شايسته ياد و يادآورى
و إذ يتحاجّون فى النار فيقول الضعفؤا للذين استكبروا
«إذ» متعلق به فعل محذوف (أذكر) مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 47 - 2
2 - پديدآمدن اختلاف ميان مستضعفان و مستكبران ، در آتش دوزخ و احتجاج و دليل آوردن هر يك از آنان ، حادثه اى شايسته ياد و يادآورى
و إذ يتحاجّون فى النار فيقول الضعفؤا للذين استكبروا
«إذ» متعلق به فعل محذوف (أذكر) مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 109 - 4
4- مطالعه در تاريخ اقوام مشرك و توجه به فرجام شوم آنان ، راهى براى پى بردن به بطلان شرك و نبود توان و نيرو در معبود هاى ساختگى است .
فلاتك فى مرية مما يعبد هؤلاء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - غاشيه - 88 - 9 - 5
5 - احساس رضايت و خشنود بودن از عاقبت كار و تلاش خويش ، از زمره نعمت هاى الهى در آخرت است .
ناعمة . لسعيها راضية
جمله «لسعيها راضية» و جمله هاى پس از آن، توضيح وصف «ناعمة» است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نازعات - 79 - 40 - 10
10 - توجّه به وابستگى همه چيز به تدبير خداوند ، زمينه ساز ترس و نگرانى از فرجام كار ها است .
و أمّا من خاف مقام ربّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 15 - 7
7- تقوا ، احسان به پدر و مادر ، پرهيز از سلطه جويى و عصيان ، زمينه ساز فرجامى سرشار از سلامت و امنيت كامل است .
برًّا بولديه و لم يكن جبّارًا عصيًّا . و سلم عليه يوم ولد و يوم يموت و يوم يبعث
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 39 - 17
17 - فرجام نيك و بد انسان ها ، در گرو عقيده و عمل آنان است .
رجال لاتلهيهم تجرة و لابيع عن ذكر اللّه و إقام الصلوة . .. ليجزيهم اللّه أحسن م
تصريح خداوند بر اعمال مؤمنان (أحسن ما عملوا) و نيز اعمال كافران (أعمالهم كسراب)، حكايت از اين دارد كه علاوه بر عقيده انسان ها(ايمان و كفر)، اعمال آنان نيز در سرنوشت شان مؤثر خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ليل - 92 - 10 - 4
4 - فرجام نيك و بد ، در اختيار خداوند است و زمينه هر دو را او فراهم مى سازد .
فسنيسّره لليسرى . .. للعسرى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 54 - 7
7 - شك و دودلى مداوم در عقيده ، امر مطلوب و پسنديده اى نيست و پى آمد ناگوارى دارد .
كما فعل بأشياعهم . .. إنهم كانوا فى شكّ مريب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ليل - 92 - 10 - 7
7 - بى تقوايى و ترك انفاق ، سوق دهنده انسان به سوى فرجامى سخت
فأمّا من أعطى و اتّقى . .. و أمّا من ... فسنيسّره للعسرى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 21 - 10
10- تبعيت بى چون و چرا از رهبران مستكبر ، در پى دارنده بدفرجامى پيروان
فقال الضعفؤا للذين استكبروا إنّا كنّا لكم تبعًا فهل أنتم مغنون عنّا من عذاب الل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 39 - 17
17 - فرجام نيك و بد انسان ها ، در گرو عقيده و عمل آنان است .
رجال لاتلهيهم تجرة و لابيع عن ذكر اللّه و إقام الصلوة . .. ليجزيهم اللّه أحسن م
تصريح خداوند بر اعمال مؤمنان (أحسن ما عملوا) و نيز اعمال كافران (أعمالهم كسراب)، حكايت از اين دارد كه علاوه بر عقيده انسان ها(ايمان و كفر)، اعمال آنان نيز در سرنوشت شان مؤثر خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 163 - 3
3 - نقش اختيار و انتخاب انسان ، در بدفرجامى و دوزخى شدن خود
إلاّ من هو صال الجحيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قلم - 68 - 30 - 3
3 - بخلورزى و نپرداختن سهم بينوايان از اموال خويش ، در پى دارنده سرنوشتى ملامت آور
فأقبل بعضهم على بعض يتلومون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ليل - 92 - 10 - 4
4 - فرجام نيك و بد ، در اختيار خداوند است و زمينه هر دو را او فراهم مى سازد .
فسنيسّره لليسرى . .. للعسرى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 57 - 1
1 - اعتقاد راستين به ربوبيت يگانه خداوند ، مستلزم بيم داشتن از عذاب او و نگران بودن از فرجام كار خويش
إنّ الذين هم من خشية ربّهم مشفقون
«خشية» به معناى ترس، بيم و هراس است. عبارت «من خشية ربّهم»، به تقدير «من خشية عذاب ربّهم» مى باشد. «إشفاق» (مصدر «مشفقون») نيز به معناى نگرانى، پريشانى، تشويش خاطر، اضطراب و در بيم و اميد بودن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 12 - 15
15- بى ارزشى لذت ها و امكانات دنيوىِ كافران ، در مقايسه با فرجام سخت اخروى آنان
يتمتّعون و يأكلون . .. و النار مثوًى لهم
خداوند، با تقبيح شيوه كافران و يادآورى فرجام شوم آنان، در حقيقت به مؤمنان يادآور شده است كه چشم به زندگى دنيوى كافران ندوزند و لذّت جويى هاى آنان را ارزش نپندارند; زيرا زندگى كافران از نظر ماهيت، حيوانى و از نظر فرجام، دوزخى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 50 - 12
12 - غرور و اطمينان به سرنوشت نيك اخروى ، امرى نكوهيده است .
و لئن رجعت إلى ربّى إنّ لى عنده للحسنى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عاديات - 100 - 10 - 6
6 - غفلت از فرجام اخروى و لحظه برملا شدن اسرار آدمى ، شگفت آور و حالتى نكوهيده است .
أفلايعلم إذا . .. و حصّل ما فى الصدور
مفعول «أفلايعلم» يا محذوف است; يعنى: «أفلايعلم مآله؟» و يا كلمه «إذا» از ظرفية خارج شده و مفعول به قرار گرفته است; يعنى: «أفلايعلم وقت . .. تحصيل ما فى الصدور؟». در اين صورت مراد، توبيخ بر غفلت از حوادث آن زمان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 12 - 9
9 - اعراب متخلف از دعوت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، بدگمان به خداوند و فرجام مؤمنان
بل ظننتم أن لن ينقلب . .. و ظننتم ظنّ السوء
پندار بد اعراب، يا از آن جهت بوده كه گمان مى كردند خداوند، پيامبرش را يارى نخواهد كرد - و اين بدگمانى به خدا است - و يا از آن جهت بوده كه آينده اى تيره براى مؤمنان در ذهن خود ترسيم كرده بودند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 49 - 12
12- صبر و تقوا ، دو شرط اساسى براى پيروزى نهايى بر كافران و نايل شدن به فرجامى نيكوست .
فاصبر إن العقبة للمتقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عاديات - 100 - 10 - 6
6 - غفلت از فرجام اخروى و لحظه برملا شدن اسرار آدمى ، شگفت آور و حالتى نكوهيده است .
أفلايعلم إذا . .. و حصّل ما فى الصدور
مفعول «أفلايعلم» يا محذوف است; يعنى: «أفلايعلم مآله؟» و يا كلمه «إذا» از ظرفية خارج شده و مفعول به قرار گرفته است; يعنى: «أفلايعلم وقت . .. تحصيل ما فى الصدور؟». در اين صورت مراد، توبيخ بر غفلت از حوادث آن زمان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 80 - 12
12- آغاز به كار از روى صداقت و اخلاص ، تضمين كننده به پايان رساندن آن همراه آن دو نيست .
أدخلنى مدخل صدق و أخرجنى مخرج صدق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 190 - 1
1 - سرگذشت شعيب ( ع ) و مردم ايكه ، شايان انديشه و دربردارنده درس عبرتى بزرگ براى ديگران
إنّ فى ذلك لأية
كلمه «ذلك» به ماجراى ميان شعيب(ع) و مردم ايكه اشاره دارد. «آية» در اين جا معادل «عبرة» و نكره آمدن آن براى تفخيم است. بنابراين «إنّ فى ذلك لأية»; يعنى، به راستى در اين ماجرا، درس عبرتى بزرگ وجود دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 70 - 4
4 - لزوم بهره گيرى از سرگذشت و تاريخ امت ها ، در راهنمايى و هدايت انسانها
ألم يأتهم نبأ الذين من قبلهم قوم نوح . .. و المؤتفكت
از اينكه خداوند، براى هدايت انسانها، به بيان سرنوشت امتها پرداخته است، مطلب فوق به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 73 - 9
9 - ضرورت تأمل در فرجام پيشينيان و عبرت گيرى از آن
فانظر كيف كان عقبة المنذرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 89 - 11
11- مبلغان دين بايد از بازگويى تاريخ و فرجام گذشتگان ، سود جسته و با بيان علل سرنوشت آنان ، مردمان را به آيين پيامبران گرايش دهند .
و يقوم لايجرمنّكم شقاقى أن يصيبكم مثل ما أصاب قوم نوح
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 109 - 12
12- لزوم مطالعه تاريخ پيشينيان و عبرت آموزى از فرجام آنان
أفلم يسيروا فى الأرض فينظروا كيف كان عقبة الذين من قبلهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 45 - 5
5 - توصيه شدن مشركان صدراسلام مبنى بر اين كه با مطالعه در سرنوشت اقوام و ستمگران هلاك شده كذشته و مشاهده آثار به جا مانده از شهر ها و بلاد خراب شده آنان ، درس عبرت بگيرند و از مخالفت و مبارزه با پيامبر (صلی الله علیه و آله) دست بردارند .
فكأين من قرية . .. و قصر مشيد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 46 - 1
1 - توبيخ و سرزنش كفرپيشگان و تكذيب كنندگان صدراسلام ، به خاطر عبرت نگرفتن از سرنوشت اقوام هلاك شده پيشين و پند نياموختن از آثار به جا مانده از شهر ها وسرزمين هاى متروك و ويران شده آنها
فكأيّن من قرية أهلكنها . .. أفلم يسيروا فى الأرض
استفهام در جمله «أ فلم يسيروا فى الأرض» استفهام توبيخى است و «سير» (مصدر «يسيرون») به معناى سياحت و گردش مى باشد. «ال» در «الأرض» عهد حضورى و «أرض» به معناى سرزمين است و ضمير فاعل در «يسيرون» به مشركان حق ستيز و تكذيب گر صدراسلام باز مى گردد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 40 - 8،9
8 - ناباورى و نااميدى مشركان به حيات اخروى ، عامل عبرت نگرفتن آنان از سرگذشت شوم اقوام پيشين چون قوم لوط
أفلم يكونوا يرونها بل كانوا لايرجون نشورًا
برداشت فوق، با توجه به اين نكته است كه «بل» براى اضراب انتقالى است; يعنى، اين طور نيست كه آنان به خاطر نديدن آثار به جا مانده از قوم هلاك شده قوم لوط، از آن عبرت نگرفته اند بلكه چون آنان اعتقاد و اميدى به روز رستاخيز ندارند از چنين حادثه اى عبرت نياموخته اند.
9 - توجه و اعتقاد به حيات اخروى ، برانگيزاننده آدمى به عبرت گرفتن از سرگذشت هلاكت بار اقوام پيشين و تصحيح رفتار خويش
أفلم يكونوا يرونها بل كانوا لايرجون نشورًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 58 - 8
8 - توصيه خداوند به مشركان مكه بر عبرت گرفتن از سرنوشت جوامع هلاك شده پيشين
و قالوا إن نتّبع الهدى . .. و كم أهلكنا من قرية بطرت معيشتها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 43 - 6
6 - لزوم توجّه تمام عيار به دين حق ، با عبرت گيرى از فرجامِ بدكرداران گذشته
فانظروا كيف كان عقبة الذين من قبل . .. فأقم وجهك للدين
برداشت بالا، بنابراين احتمال است كه «فاء» در «فأقم» تفريع بر آيه پيش باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 44 - 3
3 - سير در سرزمين ها و مطالعه در سرگذشت پيشينيان ، مايه عبرت و درس آموز است .
أوَلم يسيروا فى الأرض فينظروا كيف كان عقبة الذين من قبلهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 31 - 2،4
2 - كافران و مشركانِ صدراسلام ، به دليل عبرت نگرفتن از سرنوشت هلاكت بار كافران پيش از خود ، مورد سرزنش خدا قرار گرفتند .
ألم يروا كم أهلكنا قبلهم من القرون
4 - سرنوشت كافران هلاك شده گذشته ، مايه عبرت و پندآموزى است .
ألم يروا كم أهلكنا قبلهم من القرون أنّهم إليهم لايرجعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 50 - 7
7 - سرگذشت هلاكت بار قشر مرفه و ناسپاس جوامع پيشين ، مايه عبرت و درس آموزى است .
قد قالها الذين من قبلهم فما أغنى عنهم ما كانوا يكسبون
برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه آيه شريفه، در مقام موعظه و درس آموزى مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 30 - 3،4
3 - تشويق و ترغيب شدن فرعونيان از سوى مؤمن آل فرعون ، به عبرت گيرى و درس آموزى از سرگذشت هلاكت بار اقوام و احزاب كافر پيشين
و قال الذى ءامن يقوم إنّى أخاف عليكم مثل يوم الأحزاب
4 - سرگذشت اقوام و احزاب كافر پيشين ، درس آموز و مايه عبرت
و قال الذى ءامن يقوم إنّى أخاف عليكم مثل يوم الأحزاب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 31 - 8،9
8 - سرگذشت قوم نوح ، عاد ، ثمود و اقوام پس از آنان ، حاوى درس هاى عبرت انگيز براى همه ملت ها
مثل دأب قوم نوح . .. و الذين من بعدهم
9 - تشويق و ترغيب شدن مردم عصر فرعون از سوى مؤمن آل فرعون ، به عبرت گيرى و درس آموزى از سرگذشت هلاكت بار قوم نوح ، عاد ، ثمود و اقوام پس از آنان
مثل دأب قوم نوح . .. و الذين من بعدهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تغابن - 64 - 5 - 8
8 - سرنوشت شوم اقوام كافر پيشين ، درس آموز و عبرت انگيز است .
ألم يأتكم نبؤا الذين كفروا من قبل . .. لهم عذاب أليم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 45 - 4
4- لزوم پندآموزى از سرنوشت امت هاى مبتلا شده به عذاب الهى
أو لم تكونوا . .. و سكنتم فى مسكن الذين ظلموا أنفسهم و تبيّن لكم كيف فعلنا بهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 6 - 4
4 - فرجام هلاكت بار امت هاى پيشين ، درس عبرت براى آيندگان
ألم تر كيف فعل ربّك بعاد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 34 - 9
9 - تقواپيشگى ، زمينه عبرت گيرى از سرگذشت هاى پيشينيان
و مثلاً من الذين خلوا من قبلكم و موعظة للمتّقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 2 - 21،22
21 - فرجام تلخ يهود بنى نضير ، مايه عبرت و درس آموزى براى اهل بينش
هو الذى أخرج . .. يخربون بيوتهم ... فاعتبروا يأُولى الأبصر
22 - غلبه اراده خدا بر استحكامات بنى نضير ، درسى براى صاحبان فهم و بصيرت
مانعتهم حصونهم . .. فأتيهم اللّه من حيث لم يحتسبوا ... فاعتبروايأُولى الأبصر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 78 - 11
11 - سرانجام شوم زورمداران و زراندوزان تاريخ ، درس عبرتى است براى ديگران .
أوَلم يعلم أنّ اللّه قد أهلك من قبله من القرون من هو أشدّ منه قوّة و أكثر جمعًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - مجادله - 58 - 5 - 6
6 - فرجام ذلت بار دشمنان خدا و پيامبران در طول تاريخ ، درس عبرتى براى مخالفان اسلام
إنّ الذين يحادّون اللّه و رسوله . .. كما كبت الذين من قبلهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - مجادله - 58 - 5 - 6
6 - فرجام ذلت بار دشمنان خدا و پيامبران در طول تاريخ ، درس عبرتى براى مخالفان اسلام
إنّ الذين يحادّون اللّه و رسوله . .. كما كبت الذين من قبلهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 26 - 8
8- لزوم عبرت گيرى از فرجام شوم توطئه گران عليه دين الهى
قد مكر الذين من قبلهم فأتى الله بنينهم . .. و أتهم العذاب
اينكه خداوند پس از بيان رفتار مخالفان قرآن به ذكر داستان كسانى مى پردازد كه عليه تعاليم آسمانى انبيا توطئه و مكر كردند و به خاطر آن گرفتار عذاب الهى شدند، هشدارى است به ساير انسانها كه از آن قضيه عبرت بگيرند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 28 - 4
4- سرنوشت شوم رهبران و سردمداران كفر و ناسپاسى ، درخور تأمل و شايسته پند و درس آموزى
ألم تر إلى الذين . .. أحلّوا قومهم دار البوار
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 81 - 3
3 - فرجام شوم قارون ، درس عبرتى است براى همه ثروتمندان مغرور و طغيانگر .
إنّ قارون . .. فبغى عليهم ... فخسفنا به و بداره الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 25 - 10
10- سرنوشت شوم حق ستيزى قوم عاد ، درسى براى مجرمان هميشه تاريخ
كذلك نجزى القوم المجرمين
تعبير «كذلك» و به رخ كشيدن سنت، در حقيقت اشاره به مطلب بالا دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 10 - 1
1- توبيخ كافران از سوى خداوند ، به خاطر عبرت نگرفتن از سرنوشت شوم كافران گذشته تاريخ
أفلم يسيروا فى الأرض فينظروا كيف كان عقبة الذين من قبلهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 39 - 13
13 - مطالعه در سرگذشت بيدادگران تاريخ و فرجام شوم آنان ، امرى ضرورى و مايه عبرت است .
فانظر كيف كان عقبة الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 83 - 9
9- خداوند ، انسان ها را به مطالعه آثار گذشتگان و عبرت گيرى از فرجام شوم ستم كاران ، فرا خوانده است .
و ما هى من الظلمين ببعيد
بر اساس اينكه مراد از ضمير «هى» آباديهاى قوم لوط باشد ، هدف از جمله «ما هى . ..» ترغيب انسانها به گذر كردن بر ديار قوم لوط و ديدن آثار عذاب الهى است; تا بدين وسيله عبرت گيرند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 45 - 3
3- سرگذشت ستمگران هلاك شده و كيفر ديده پيشين ، عبرت انگيز و درس آموز است .
و سكنتم فى مسكن الذين ظلموا أنفسهم و تبيّن لكم كيف فعلنا بهم و ضربنا لكم الأمثا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 57 - 6
6 - عبرت گرفتن از سرنوشت پيمان شكنان جنگ آفرين عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) و جامعه اسلامى ، از اهداف فرمان خداوند بر شدت مجازات آنان
فشردبهم من خلفهم لعلهم يذكرون
«تذكر» (مصدر يذكرون) به معناى دريافتن و همواره به خاطر داشتن است. جمله «لعلهم يذكرون» تعليل براى «فشردبهم» است. يعنى هدف از شدت مجازات اين است كه كفرپيشگان، توان مسلمين را دريابند و همواره به خاطر بسپارند تا در آينده عليه جامعه اسلامى توطئه نكنند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 92 - 3،5،6،12،13
3 - خداوند ، جسد فرعون را براى اينكه آيت و مايه عبرت جانشين و جانشينانش باشد ، از متلاشى شدن در دريا رهايى بخشيد .
فاليوم ننجيك ببدنك لتكون لمن خلفك ءاية
برداشت فوق بر اين اساس است كه مقصود از «من خلفك» افرادى باشند كه جانشين او و حاكم سرزمين مصر مى شدند.
5 - خداوند ، جسد فرعون را براى اينكه سرگذشتش آيت و مايه عبرت آيندگان باشد ، از متلاشى شدن در دريا نجات داد .
فاليوم ننجيك ببدنك لتكون لمن خلفك ءاية
برداشت فوق مبتنى بر اين است كه مراد از «من خلفك» تمام انسانهايى باشند كه پس از او به دنيا مى آيند.
6 - خداوند ، جسد فرعون را آيت و مايه عبرت مردم مصر قرار داد .
ننجيك ببدنك لتكون لمن خلفك ءاية
برداشت فوق بر اين اساس است كه مقصود از «لمن خلفك» مردمى باشند كه در مصر تحت حكومت فرعون مى زيستند.
12 - از امام رضا ( ع ) روايت شده است : « . . . و قد كان فرعون من قرنه إلى قدمه فى الحديد قد لبسه على بدنه فلما أغرق ألقاه اللّه تعالى على نجوة من الأرض ببدنه ليكون لمن بعده علامة فيرونه مع تثقله بالحديد على مرتفع من الأرض و سبيل الثقيل أن يرسب و لا يرتفع فكان ذلك آية و علامة . . . ;
. .. فرعون سر تا پا غرق در لباس آهنين بود. پس هنگامى كه در آب غرق شد، خدا بدن او را بر بلندى ساحل افكند تا براى انسانهاى بعد از او نشانه [عبرت ]باشد و او را با همه سنگينى آهنى كه بر بدن داشته بر بلندى زمين ببينند با اينكه جسم سنگين بايد زير آب رود نه اينكه بر بلندى قرار گيرد پس اين دليل و نشانه [قدرت خدا] بود ... ».
13 - از امام باقر ( ع ) روايت شده است : « . . . و أما فرعون فنبذة اللّه وحده فألقاه بالساحل لينظروا إليه و ليعرفوه . . . و لئلا يشك
أحد فى هلاكه و انهم كانوا اتخذوه رباً فأراهم اللّه إياه جيفة ملقاة بالساحل ليكون لمن خلفه عبرة و عظة . . . ;
. .. اما فرعون را خداوند تنها [از جمع غرق شدگان ]به ساحل افكند تا او را ببينند و بشناسند ... و هيچ كس در هلاكت او شك نكند و در حالى كه گروهى او راپروردگار خود قرار داده بودند، خدا او را به صورت مردارى گنديده افكنده بر ساحل نشان داد تا براى انسانهاى بعد از او پند و عبرت باشد ... ».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نازعات - 79 - 26 - 1
1 - فرجام فرعون ، درس عبرتى بزرگ براى كسانى كه نگران عاقبت دنيا و آخرت خويش اند .
إنّ فى ذلك لعبرة لمن يخشى
متعلق «يخشى»، به قرينه «الأخرة و الأولى» در آيه قبل، مى تواند فرجام انسان در دنيا و آخرت باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بروج - 85 - 18 - 5
5 - فرجام فرعون و قوم ثمود ، داستانى آشنا براى اهل مكّه و مايه عبرت براى همه مردمان
هل أتيك . .. فرعون و ثمود
سوره «بروج» از سوره هاى مكى است و نام بردن امت هايى مخصوص براى عبرت گرفتن مكّيان از فرجام آنها، بيانگر آگاهى آنان از تاريخ اجمالى آن امت ها است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 10 - 3
3 - فرجام فرعون ، درس عبرت براى همگان
و فرعون ذى الأوتاد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 40 - 8
8 - سرگذشت فرعونيان ، درس عبرتى براى همه بيدادگران است .
فانظر كيف كان عقبة الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 28 - 2
2- مكيان ستيزه گر ، به سرنوشت عبرت آموز فرعونيان هشدار داده شدند .
بل هم فى شكّ يلعبون . .. كذلك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 78 - 11
11 - سرانجام شوم زورمداران و زراندوزان تاريخ ، درس عبرتى است براى ديگران .
أوَلم يعلم أنّ اللّه قد أهلك من قبله من القرون من هو أشدّ منه قوّة و أكثر جمعًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 158 - 3
3 - هلاكت ثموديان با عذاب استيصال ، آيتى بزرگ و عبرت آموز براى ديگران
فأخذهم العذاب إنّ فى ذلك لأية
واژه «آية» در اين جا مرادف «عبرة» است و نكره آمدن براى تفخيم مى باشد; يعنى، «إنّ فى ذلك لعبرة عظيمة».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 51 - 2
2 - مطالعه و تأمل در سرنوشت شوم ثموديان ، دربردارنده درس و عبرت براى انسان ها
فانظر كيف كان عقبة مكرهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 52 - 4
4 - خانه هاى ويران و خالى از سكنه ثموديان ، دربردارنده درس عبرتى بزرگ براى اهل فهم و دانش
فتلك بيوتهم خاوية . .. إنّ فى ذلك لأية لقوم يعلمون
واژه «آية» در آيه ياد شده معادل «عبرة» و تنكير آن بيانگر بزرگى است; يعنى، «إنّ فى ذلك لعبرة عظيمة لقوم يعلمون».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 31 - 8،9
8 - سرگذشت قوم نوح ، عاد ، ثمود و اقوام پس از آنان ، حاوى درس هاى عبرت انگيز براى همه ملت ها
مثل دأب قوم نوح . .. و الذين من بعدهم
9 - تشويق و ترغيب شدن مردم عصر فرعون از سوى مؤمن آل فرعون ، به عبرت گيرى و درس آموزى از سرگذشت هلاكت بار قوم نوح ، عاد ، ثمود و اقوام پس از آنان
مثل دأب قوم نوح . .. و الذين من بعدهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 43 - 1
1 - سرگذشت قوم ثمود و سرنوشت شوم آنان ، عبرت آموز براى آدميان
و فى ثمود
«فى ثمود» عطف بر «تركنا فيها آية» است; يعنى، «و فى ثمود آية. ..».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بروج - 85 - 18 - 5
5 - فرجام فرعون و قوم ثمود ، داستانى آشنا براى اهل مكّه و مايه عبرت براى همه مردمان
هل أتيك . .. فرعون و ثمود
سوره «بروج» از سوره هاى مكى است و نام بردن امت هايى مخصوص براى عبرت گرفتن مكّيان از فرجام آنها، بيانگر آگاهى آنان از تاريخ اجمالى آن امت ها است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 9 - 3
3 - فرجام قوم ثمود ، درس عبرت براى همگان
ألم تر . .. و ثمود
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 31 - 8،9
8 - سرگذشت قوم نوح ، عاد ، ثمود و اقوام پس از آنان ، حاوى درس هاى عبرت انگيز براى همه ملت ها
مثل دأب قوم نوح . .. و الذين من بعدهم
9 - تشويق و ترغيب شدن مردم عصر فرعون از سوى مؤمن آل فرعون ، به عبرت گيرى و درس آموزى از سرگذشت هلاكت بار قوم نوح ، عاد ، ثمود و اقوام پس از آنان
مثل دأب قوم نوح . .. و الذين من بعدهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 41 - 1
1 - سرگذشت كفرآلود قوم عاد و سرنوشت شوم آنان ، عبرت آموز براى آدميان
و فى عاد إذ أرسلنا عليهم
سياق آيات شريفه در بيان سرنوشت عبرت آموز ملت هاى حق ستيز و نمايانگر نشانه هاى قدرت و قهر الهى است. بنابراين عبارت «و فى عاد» مانند «و فى موسى» عطف بر جمله «تركنا فيها آية» و به تقدير «و فى عاد آية» مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 40 - 8
8 - ناباورى و نااميدى مشركان به حيات اخروى ، عامل عبرت نگرفتن آنان از سرگذشت شوم اقوام پيشين چون قوم لوط
أفلم يكونوا يرونها بل كانوا لايرجون نشورًا
برداشت فوق، با توجه به اين نكته است كه «بل» براى اضراب انتقالى است; يعنى، اين طور نيست كه آنان به خاطر نديدن آثار به جا مانده از قوم هلاك شده قوم لوط، از آن عبرت نگرفته اند بلكه چون آنان اعتقاد و اميدى به روز رستاخيز ندارند از چنين حادثه اى عبرت نياموخته اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 174 - 1
1 - نجات لوط ( ع ) و خاندانش - به جز همسر وى - و هلاكت قوم زشت كردارش ، آيتى بزرگ و عبرت آموز براى ديگران
إنّ فى ذلك لأية
«ذلك» به جريان نجات لوط(ع) و كسان وى و نيز هلاكت قوم فساد پيشه اش اشاره دارد. «آية» در اين جا معادل «عبرة» است و نكره آمدن آن براى بيان عظمت واقعه و درسى مى باشد كه در آن نهفته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 37 - 6
6 - سرگذشت قوم لوط ، عبرتى براى بيمناكان از عذاب دردناك كفر و گناه
و تركنا فيها ءاية للذين يخافون العذاب الأليم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 31 - 8،9
8 - سرگذشت قوم نوح ، عاد ، ثمود و اقوام پس از آنان ، حاوى درس هاى عبرت انگيز براى همه ملت ها
مثل دأب قوم نوح . .. و الذين من بعدهم
9 - تشويق و ترغيب شدن مردم عصر فرعون از سوى مؤمن آل فرعون ، به عبرت گيرى و درس آموزى از سرگذشت هلاكت بار قوم نوح ، عاد ، ثمود و اقوام پس از آنان
مثل دأب قوم نوح . .. و الذين من بعدهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 46 - 2
2 - عبرت نياموختن قوم لوط ، عاد ، ثمود و فرعونيان از سرنوشت شوم قوم نوح
و قوم نوح من قبل
خداوند سرگذشت قوم نوح را پس از قوم لوط و. .. ذكر كرده است; با اين كه سرگذشت اين قوم از نظر زمانى قبل از آنها واقع شده است. اين نكته مى تواند بيانگر معناى بالا باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 9 - 1
1 - قوم نوح ، نمونه اى عبرت انگيز از اقوام تكذيب كننده وحى و رسالت در طول تاريخ
من الأنباء ما فيه مزدجر . .. كذّبت قبلهم قوم نوح
با توجه به ارتباط اين آيه با آيه «من أنباء ما فيه مزدجر»، استفاده مى شود كه بيان كفر قوم نوح، از جمله اخبار هشداردهنده قرآن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 98 - 14
14 - سرگذشت قوم يونس ، درسى بزرگ براى جوامع بشرى است .
فلولا كانت قرية ءامنت فنفعها إيمنها إلا قوم يونس
با توجه به اينكه از سرگذشت قوم يونس در اين سوره تنها همين جمله آن هم به صورت بخشى از يك آيه آمده و بدين جهت قابل مقايسه با سرگذشت قوم موسى و نوح نيست ولى در عين حال بر اين سوره به جاى نام نوح يا موسى نام يونس نهاده شده، مى توان برداشت فوق را استفاده كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 69 - 2
2 - فرجام سوء منافقان و كفرپيشگان گذشته تاريخ - على رغم برخوردارى آنان از قدرت ، مال و فرزند فزونتر - هشدارى است به منافقان هر عصر .
وعد اللّه المنفقين . .. كالذين من قبلكم كانوا أشد منكم قوة و أكثر أمولا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 26 - 5
5 - لزوم عبرت گرفتن از سرنوشت جوامع كفرپيشه تاريخ
ثمّ أخذت الذين كفروا فكيف كان نكير
جمله «فكيف كان نكير» به تقدير «فانظروا كيف كان نكير» است; يعنى، در سرگذشت آنان بنگريد و در عاقبت كارشان مطالعه كنيد كه عذاب خشم الهى چه بر سرشان آورد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 28 - 2،4
2- سرنوشت شوم ناسپاسان و قدرناشناسان نعمت هاى الهى ، شايسته تأمل و تفكر و درخور پند و درس آموزى
ألم تر إلى الذين بدّلوا نعمت الله كفرًا و أحلّوا قومهم دار البوار
4- سرنوشت شوم رهبران و سردمداران كفر و ناسپاسى ، درخور تأمل و شايسته پند و درس آموزى
ألم تر إلى الذين . .. أحلّوا قومهم دار البوار
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 103 - 2
2 - مطالعه در فرجام شوم گمراهان شرك پيشه در جهان آخرت ، در بردارنده درسى بزرگ براى مردمان
يوم لاينفع مال و لابنون . .. إنّ فى ذلك لأية
برداشت ياد شده بر اين اساس است كه «ذلك» اشاره به مضمون آيات پيشين نيز داشته باشد. گفتنى است كه آيات قبل در زمينه فرجام شوم گمراهان و مشركان بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 25 - 10
10 - مخالفان و تكذيب كنندگان انبياى الهى ، در زندگى دنيايى نيز داراى فرجامى بد و عبرت آموزاند .
فانتقمنا منهم فانظر كيف كان عقبة المكذّبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 103 - 2
2 - مطالعه در فرجام شوم گمراهان شرك پيشه در جهان آخرت ، در بردارنده درسى بزرگ براى مردمان
يوم لاينفع مال و لابنون . .. إنّ فى ذلك لأية
برداشت ياد شده بر اين اساس است كه «ذلك» اشاره به مضمون آيات پيشين نيز داشته باشد. گفتنى است كه آيات قبل در زمينه فرجام شوم گمراهان و مشركان بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 86 - 12،13،15،16
12 - شعيب ، مردم خويش را به مطالعه و بررسى فرجام شوم فسادگران تاريخ فراخواند .
و أنظروا كيف كان عقبة المفسدين
13 - شعيب ، كافران قوم خويش را به گرفتار آمدن به فرجامى همانند سرنوشت فسادگران پيشين تهديد كرد .
و أنظروا كيف كان عقبة المفسدين
15 - لزوم بررسى و تحليل فرجام شوم و عبرت آموز فسادگران تاريخ
و أنظروا كيف كان عقبة المفسدين
16 - ترغيب مردم به عبرت گرفتن از فرجام شوم فسادگران تاريخ ، از وظايف مبلغان دين
قال . .. و أنظروا كيف كان عقبة المفسدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 14 - 6
6 - اضمحلال شكوه و شوكتِ مفسدان جاه طلب تاريخ ، شايان عبرت و درس آموزى
كيف كان عقبة المفسدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 25 - 7،10
7 - سرنوشت شوم و ناگوار تكذيب كنندگان پيامبران ، مايه عبرت براى همگان
فانتقمنا منهم فانظر كيف كان عقبة المكذّبين
10 - مخالفان و تكذيب كنندگان انبياى الهى ، در زندگى دنيايى نيز داراى فرجامى بد و عبرت آموزاند .
فانتقمنا منهم فانظر كيف كان عقبة المكذّبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 69 - 2
2 - فرجام سوء منافقان و كفرپيشگان گذشته تاريخ - على رغم برخوردارى آنان از قدرت ، مال و فرزند فزونتر - هشدارى است به منافقان هر عصر .
وعد اللّه المنفقين . .. كالذين من قبلكم كانوا أشد منكم قوة و أكثر أمولا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تغابن - 64 - 5 - 3
3 - اخبار مربوط به سرنوشت هلاكت بار اقوام كافر پيش از اسلام ، اخبارى مهم و پرفايده
ألم يأتكم نبؤا الذين كفروا من قبل
«نبأ»، به اخبار مهم و پرفايده گفته مى شود (مفردات راغب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 103 - 7
7- پيامبر (صلی الله علیه و آله) - در شناخت فرجام انسان ها - تعليم ديده از جانب خداوند و بازگوكننده معارف وحى است .
هل ننبّئكم
ضمير متكلم مع الغير در «ننبّئكم» گوياى اين است كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) از پيش خود سخن نمى گويد، بلكه آموخته هاى الهى خويش را ارائه مى دهد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 10 - 2
2 - آگاهى دقيق پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به فرجام هلاكت بار فرعون
ألم تر كيف . .. و فرعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 9 - 2
2 - آگاهى دقيق پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به فرجام هلاكت بار قوم ثمود
ألم تر كيف . .. و ثمود
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 169 - 2
2 - ادعاى مشركان ، مبنى بر پذيرش آيين توحيدى و بندگى خالصانه خداى يكتا ، در صورت آگاه شدن شان از سرنوشت خوب و سعادتمندانه مؤمنان و يكتاپرستان گذشته
لو أنّ عندنا ذكرًا من الأوّلين . لكنّا عباد اللّه المخلصين
توضيح مربوط به برداشت بالا، در ذيل برداشت شماره 5 در آيه قبل (168) آمد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 2 - 4
4- پرستش خداى يكتا ، درپى دارنده فرجامى خوش و نيكوست .
إننى لكم منه . .. بشير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 122 - 4
4- اعمال و عقايد مؤمنان ، موجب دستيابى آنان به فرجامى نيك خواهد شد .
إنا عملون . .. إنا منتظرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 35 - 4
4- رعايت عدل و انصاف اقتصادى ، در پى دارنده عاقبت و فرجامى نيك است .
ذلك خير و أحسن تأويلا
«تأويل» از مصدر «اَوْل» به معناى بازگشت به اصل است و مراد از آن، غايتى است كه منظور و مورد نظر است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 71 - 7
7- انسان ها ، براى وصول به فرجام نيك ، بايد با هوشيارى كامل در پى رهبرانى صالح و شايسته باشند .
يوم ندعوا كلّ أُناس بإممهم
از اينكه خداوند قيامت را با اين وصف ذكر مى كند: «همه انسانها به نام رهبرانشان فرا خوانده مى شوند» احتمالاً هشدارى است به آنان كه متوجه باشند به دنبال چه كسى حركت مى كنند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 72 - 4
4- فرجام نيك و بد انسان ها در آخرت ، تابع عملكرد و بينش دنيوى آنان است .
و من كان فى هذه أعمى فهو فى الأخرة أعمى و أضلّ سبيلاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 44 - 7
7- ولايت خداوند و حقّانيّت او ، ضامن اعطاى بهترين پاداش ها و فرجام ها است .
هنالك الولية للّه الحقّ هو خير ثوابًا و خير عقبًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 15 - 6
6 - تقواپيشگى ، عامل دستيابى به بهشت جاودان و سرانجامى خوش و برتر
جنّة الخلد . .. و مصيرًا
از پاداش قرارگرفتن بهشت براى متقين، استفاده مى شود كه بهشت را به بهاى تلاش مى دهند نه به بهانه و اين تلاش - به قرينه وصف «متّقين» - تقواپيشگى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 22 - 6
6 - چنگ زدن به ريسمان محكم الهى ، فرجامى خوش دارد .
فقد استمسك بالعروة الوثقى و إلى اللّه عقبة الأُمور
«و إلى اللّه عاقبة الأُمور» در مقام تعليل براى «فقد استمسك. ..» است و كنايه از فلاح و رستگارى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 49 - 9،10
9 - تقوا ، عامل نيك فرجامى انسان
و إنّ للمتّقين لحسن مئاب
10 - نيك فرجامى ، تنها در سايه تقواپيشگى ميسر است .
و إنّ للمتّقين لحسن مئاب
برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه لام در «للمتّقين» براى اختصاص است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 3 - 2
2- نيك فرجامى و غفران لغزش هاى مؤمنان ، نتيجه پيروى از حق و پيام پروردگارشان
و الذين ءامنوا . .. ذلك بأنّ ... و أنّ الذين ءامنوا اتّبعوا الحقّ من ربّهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 36 - 5
5- عنصر ايمان و تقوا ، تغيير دهنده ماهيت پوچ زندگى دنيايى به ماهيتى ارزشى و با فرجام
إنّما الحيوة الدنيالعب و لهو و إن تؤمنوا و تتّقوا يؤتكم أجوركم
از ارتباط «إنّما الحياة الدنيا. ..» با «إن تؤمنوا و...»، استفاده مى شود كه همين زندگى لعب و لهو، اگر به عنصر ايمان و تقوا آميخته شد; در نزد خدا ارزش مى يابد و داراى پاداش خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قيامه - 75 - 2 - 5
5 - انسان هاى برخوردار از نفس لوّامه ، داراى فرجامى نيكو در قيامت *
لاأُقسم بيوم القيمه . و لاأُقسم بالنفس اللوّامة
بيان سوگند به نفس لوّامه، پس از سوگند به روز قيامت، ممكن است بيانگر حقيقت ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ليل - 92 - 21 - 5
5 - برخوردارى از توجّهات و عنايت هاى خداوند ، مايه خشنودى انسان و دست يافتن او به فرجامى پسنديده و رضايت بخش
ابتغاء وجه ربّه . .. و لسوف يرضى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 52 - 9
9 - ستم پيشگى ، موجب پذيرفته نشدن عذر آدمى از گناه ، محروميت از رحمت خدا و جاى گرفتن در سراى بد
يوم لاينفع الظلمين معذرتهم و لهم اللعنة و لهم سوء الدار
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 55 - 2
2 - طغيان ، عامل بدفرجامى است .
و إنّ للطغين لشرّ مئاب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 21 - 9
9 - خطاپيشگى و غوطهورى در گناه ، مايه سقوط و بدفرجامى انسان و نه لغزش هاى ناخواسته *
اجترحوا السيّئات
تعبير «إجترحوا» - كه در آن معناى طلب و پى جويى نهفته است - مى تواند بيانگر اين معنا باشد كه آنچه انسان را از جرگه مؤمنان صالح خارج مى سازد، نه صرف لغزش; بلكه گناه جويى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 82 - 7
7 - توجه به شدت حرارت آتش دوزخ ، عامل خشنودى اندك انسان و گريه طولانى وى در دنيا و بيم او بر فرجام خويش
قل نار جهنم أشد حراً . .. فليضحكوا قليلا و ليبكوا كثيراً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ليل - 92 - 10 - 3
3 - گرفتارى به فرجام سخت ، پيامد كردار ناروا است .
و أمّا من بخل و استغنى . و كذّب بالحسنى . فسنيسّره للعسرى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ليل - 92 - 10 - 6
6 - بخلورزى و احساس بى نيازى از پاداش هاى الهى و تكذيب آن ، مايه محروميت از امداد هاى خداوند در دنيا و گرفتارى به فرجامى سخت در آخرت است .
و أمّا من بخل و استغنى . و كذّب بالحسنى . فسنيسّره للعسرى
مراد از «عسرى» - به قرينه آيه بعد - زمان سقوط و هلاكت است و بر دنيا و آخرت تطبيق مى كند. آيه «و إنّ لنا للآخرة و الاُولى» نيز مؤيد تعميم به آن دو است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 94 - 12
12 - ترديد در الهى بودن قرآن ، همانند ترديد اقوام پيشين در آيات نازل شده بر آنان مى باشد و در پى دارنده فرجامى شوم است .
لقد جاءك الحق من ربك فلاتكونن من الممترين
با توجه به ارتباط اين آيه با آيات قبل، مى توان گفت كه: مراد از «الممترين» اقوام پيامبران گذشته است كه با نپذيرفتن آيات الهى و ترديد در آنها، گرفتار فرجام شومى شدند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 2 - 3
3- پرستش غير خدا ، فرجام شوم و ناميمونى را درپى خواهد داشت .
ألاّ تعبدوا إلاّ الله إننى لكم منه نذير
جمله «ألاّ تعبدوا إلاّ الله» حاوى دو معناست: 1.
نهى از پرستش غير خدا; 2. لزوم پرستش خداوند. «انذار» كه به معناى ترساندن از فرجامى شوم است، در ارتباط با معناى نخست و بشارت كه به معناى مژدگانى به عاقبتى خوش است، در ارتباط با معناى دوم ايراد شده است. لام در «لكم» لام تقويت و متعلق به «نذير و بشير» است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 28 - 7
7- ناسپاسى نعمت ها موجب هلاكت و سرنوشت شوم است .
ألم تر إلى الذين . .. و أحلّوا قومهم دار البوار
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 35 - 5
5- كم فروشى و خيانت اقتصادى ، به گمان جلب منافع بيشتر ، بد فرجام و عملى زيان آور و ناميمون است .
و أوفوا الكيل . .. وزنوا بالقسطاس المستقيم ذلك خير و أحسن تأويلاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 72 - 4
4- فرجام نيك و بد انسان ها در آخرت ، تابع عملكرد و بينش دنيوى آنان است .
و من كان فى هذه أعمى فهو فى الأخرة أعمى و أضلّ سبيلاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 44 - 8
8- پوچى و بى حاصلى و فرجام ناخوشايند ، پى آمد شرك و دنياپرستى است .
و لم تكن له فئة ينصرونه من دون اللّه . .. هو خير ثوابًا و خير عقبًا
بيان سرگذشت مرد ثروت مند و پايان خسارت بار و بى حاصل او و سپس تذكر اين كه خداوند، بهترين پاداش دهنده و فراهم كننده سرانجام نيك براى بندگان است، اين نتيجه را در پى دارد كه دنياپرستى و شرك، بدفرجامى و بى حاصلى را در پى خواهد داشت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 1 - 3
3- عصيان و سرپيچى از فرمان هاى خدا ( بى تقوايى ) ، در پى دارنده فرجامى شوم و موجب گرفتار شدن به عذاب اخروى
اتّقوا ربّكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 57 - 7
7 - كفر ، عامل بد فرجامى و سرنوشتى ناگوار
الذين كفروا . .. و مأويهم النار و لبئس المصير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 78 - 9
9 - قدرت طلبى و زراندوزى ، از موجبات هلاكت و بدفرجامى
أوَلم يعلم أنّ اللّه قد أهلك . .. من هو أشدّ منه قوّة و أكثر جمعًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 7 - 4،7
4 - سرنوشت افراد و جوامع بى اعتنا به امور نيازمندان ، سرنوشتى بسيار سخت و ناگوار
و ويل للمشركين . الذين لايؤتون الزكوة
7 - انكار سراى آخرت ، در پى دارنده فرجامى دردناك و ناگوار
و ويل للمشركين . الذين ... هم بالأخرة هم كفرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 24 - 4
4 - تكيه بر پندار و گمان هاى ناروا درباره خداوند ، درپى دارنده فرجامى شوم در آخرت
ذلكم ظنّكم . .. فالنار مثوًى لهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - طلاق - 65 - 9 - 4
4 - دورى از تعاليم دين و سرپيچى از فرمان هاى خدا و پيامبران ، پيامددار سرنوشتى شوم و خسارت بار
عتت عن أمر ربّها . .. فذاقت وبال أمرها و كان عقبة أمرها خسرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 11 - 4
4- ذلّت و بدفرجامى كافران ، معلول برخوردار نبودن از ولايت و حمايت خداوند
دمّر اللّه عليهم . .. ذلك ... و أنّ الكفرين لا مولى لهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ليل - 92 - 10 - 5
5 - فرجام هر كسى ، وابسته به كردار او است .
فأمّا من أعطى . .. فسنيسّره لليسرى . و أمّا من بخل ... فسنيسّره للعسرى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نازعات - 79 - 35 - 2
2 - فرجام اخروى هر انسان ، وابسته به كردارى است كه در آن تلاش جدى داشته است .
يوم يتذكّر الإنسن ما سعى
به كار بردن ماده «سعى» - به جاى «عمل» - ممكن است در بدى ها، ناظر به ناديده گرفتن لغزش هاى خالى از اصرار و در اعمال نيك، توصيه به دريغ نورزيدن از كوشش مداوم باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - تكوير - 81 - 14 - 5
5 - كردار هاى دنيايى انسان ، تعيين كننده فرجام اخروى او است .
علمت نفس ما أحضرت
خبردادن از علم انسان به كردار خود در قيامت، هشدار به بازتاب اخروى آن كردار است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انفطار - 82 - 5 - 7
7 - كردار هاى دنيايى انسان ، در قيامت كارساز و تعيين كننده فرجام اخروى او است .
علمت نفس ما قدّمت و أخّرت
خبر از علم انسان به كردار خود در قيامت، هشدار به بازتاب اخروى آن كردارها است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - قارعه - 101 - 8 - 4
4 - فرجام اخروى هر كس ، وابسته به اعمال او است .
فأمّا من ثقلت موزينه . .. و أمّا من خفّت موزينه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - قارعه - 101 - 9 - 6
6 - فرجام اخروى انسان ، وابسته به كردار او است .
فأمّا من ثقلت موزينه . فهو فى عيشة راضية . و أمّا من خفّت موزينه . فأُمّه هاوية
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 24 - 7
7 - كردار انسان در دنيا ، ذخيره هايى ماندگار و تعيين كننده فرجام او در آخرت
قدّمت لحياتى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 67 - 8
8 - تأثير مهم روابط صميمانه و ماهيت دوستان ، در موضع گيرى هاى دينى انسان و فرجام اخروى او
فاختلف الأحزاب . .. الأخلاّء يومئذ بعضهم لبعض عدوّ
با توجه به ارتباط اين آيه با آيات پيشين - كه در زمينه اختلاف گروهى و احزاب درباره عيسى(ع) و دين الهى بود - مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 78 - 4
4 - حق پذيرى ، تنها رمز سعادت و رهايى انسان از فرجام شوم اخروى
لقد جئنكم بالحقّ و لكنّ أكثركم للحقّ كرهون
تكرار لفظ «حقّ» و اكتفا نكردن به ضمير، مى تواند اشاره به اين نكته داشته باشد كه تنها حق پذيرى، مى تواند تعيين كننده سر نوشت انسان باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 40 - 1
1 - سرزنش شدن كافران جن و انس به خاطر تكذيب نعمت هاى خداوند و ناديده گرفتن فرجام گناه كاران
فيومئذ لايسل عن ذنبه . .. فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
تثنيه آمدن «كما» و «تكذّبان» به خاطر توجه خطاب به جن و انس است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 42 - 2
2 - توبيخ كافران و تكذيب گران جن و انس ، به خاطر ناديده انگاشتن فرجام فضاحت بار و ذليلانه مجرمان
يعرف المجرمون . .. فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 26 - 7
7 - تكذيب رسالت پيامبر اسلام از جانب كافران ، برخاسته از ناآگاهى و غفلت آنان ، از سرنوشت شوم تكذيب كنندگان بود .
فأذاقهم اللّه الخزى . .. لو كانوا يعلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 19 - 2
2 - بازى با حيثيت مؤمنان و بدنام ساختن آنان ، معصيتى بزرگ و داراى فرجامى سخت و دردناك در دنيا و آخرت
إنّ الذين يحبّون أن تشيع الفحشة فى الذين ءامنوا لهم عذاب أليم فى الدنيا و الأخر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - معارج - 70 - 8 - 2
2 - نظام و نظم موجود آسمان ، داراى فرجامى محدود و رو به نابودى
يوم تكون السماء كالمهل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - تكوير - 81 - 11 - 3
3 - آسمان ، پوششى كه تا قيامت باقى خواهد ماند .
و إذا السماء كشطت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 3 - 6
6- آسمان ها و زمين و تمامى موجودات هستى ، داراى فرجام و پايانى معين و از پيش تعيين شده
ما خلقنا السموت و الأرض و ما بينهما إلاّ بالحقّ و أجل مسمًّى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 285 - 21
21 - حركت جهان آفرينش ، تنها به سوى خداوند است .
و اليك المصير
«ال» در «المصير» براى جنس است; يعنى هر تحوّل و حركتى تنها به سوى اوست و تمام جهان آفرينش داراى حركت و تحول است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 109 - 5،10،11
5 - بازگشت همه امور ، تنها به سوى خداست .
و الى اللّه ترجع الامور
10 - بازگشت همه امور هستى به خداوند ، دليل نفى اراده ظلم و ستم از ساحت اوست .
و ما اللّه يريد ظلماً للعالمين . .. و الى اللّه ترجع الامور
11 - بازگشت همه امور به خداوند ، قهرى و تخلّف ناپذير *
و الى اللّه ترجع الامور
از مجهول آوردن فعل «تُرجع» استفاده شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 48 - 15
15- « عن أبى أيوب الأنصارى قال : أتى النبى (صلی الله علیه و آله) حبر من اليهود و قال : أرأيت إذ يقول الله : « يوم تبدّل الأرض غير الأرض » فأين الخلق عند ذلك ؟ قال : أضياف الله لن يعجزهم ما لديه ;
از ابى ايوب انصارى روايت شده است كه دانشمندى از يهود نزد پيامبر(صلی الله علیه و آله) آمد و گفت : آيا ديده اى آن جا كه خداوند مى فرمايد: «يوم تبدّل الأرض غير الأرض» پس در آن هنگام خلق كجا هستند؟ حضرت فرمود: مهمانان خدايند و آنچه نزد خداست آنان را به عجز نمى كشاند».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 85 - 9
9- جهان آخرت ، مقصد و مقصود از آفرينش جهان است .
و ما خلقنا السموت . .. إلاّ بالحقّ و إن الساعة لأتية
جمله «و إن الساعة لأتية» - چنان كه برخى مفسّران احتمال داده اند - مى تواند تفسير «بالحق» باشد. بنابراين معناى «به حق آفريده شدن جهان» اين مى شود كه: جهان داراى مقصد و هدفى است و آن قيامت و آخرت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 52 - 8
8- غير خدا ، فاقد هرگونه نقش و قدرت ، در آغاز و نيز فرجام هستى است .
ما أشهدتّهم خلق السموت والأرض . .. و يوم يقول نادوا ... فدعوهم فلم يستجيبوا لهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 98 - 15
15- موحّدان معتقد به معاد ، هيچ گاه به دستاورد هاى فنى و آثار تمدن بشرى ، مغرور نشده و فرجام جهان را ويرانى و انهدام مى بينند .
هذا رحمة ربّى فإذا جاء وعد ربّى جعله دكّاء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 105 - 2
2 - عظمت كوه ها و استحكام آن ، زمينه ساز استبعاد متلاشى شدن آن در نظر تحليل گران فرجام جهان
و يس--َلونك عن الجبال فقل ينسفها ربّى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 1 - 8
8- جهان كنونى ، ناپايدار و به سوى انقراض و فروپاشى در حركت است .
إنّ زلزلة الساعة شىء عظيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 2 - 2
2- استمرار زندگى انسان در زمين ، تا آخرين لحظات عمر جهان طبيعت
يوم ترونها
«يوم ترونها» متعلق به «تذهل كلّ مرضعة» مى باشد. در مرجع ضمير «ها» در «ترونها» دو احتمال است: 1- اگر مراد از «الساعة» در آيه قبل لحظه حضور مردم در عرصه محشر باشد، مراد از «زلزلة» اضطراب مردم خواهد بود. در اين صورت آيه مورد بحث (يوم ترونها تذهل...)، براى بيان كيفيت و درجه هراس و اضطراب مردم در روز قيامت مى باشد و ضمير «ها» نيز به «الساعة» بازمى گردد. 2- اگر مراد از «الساعة» لحظه فروپاشى نظام طبيعت باشد، مقصود از «زلزل» لرزش شديدى خواهد بود كه پيكره عالم طبيعت (زمين) را فرا خواهد گرفت. در اين صورت آيه مورد بحث، بيانگر حال مردم در لحظه وقوع آن زلزله مى باشد و ضمير «ها» در «ترونها» به «زلزلة» بازمى گردد. برداشت ياد شده بر پايه احتمال دوم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 7 - 1،2
1 - جهان كنونى ، ناپايدار بوده و به سوى انقراض و فروپاشى در حركت است .
و أنّ الساعة ءاتية
«ساعة» به معناى زمان، لحظه و هنگام است «ال» در «الساعة» براى عهد مى باشد و مى تواند به زمان برپايى قيامت اشاره داشته باشد. هم چنين مراد از آن مى تواند لحظه پايان يافتن عمر جهان كنونى و فرا رسيدن زمان فروپاشى نظام آن باشد. برداشت فوق برپايه احتمال دوم است. قابل ذكر كه ذكر جمله «و أن اللّه يبعث من فى القبور» پس از جمله فوق تأييدى بر احتمال دوم است; زيرا در غير اين صورت، محتواى جمله دوم نوعى تكرار جمله اول خواهد بود.
2 - پايان عمر جهان طبيعت و فرا رسيدن لحظه فروپاشى آن ، در نزد خداوند معيّن است .
و أنّ الساعة ءاتية
«الساعة» (آن هنگام) اشاره به لحظه خاصى دارد كه در نزد خداوند مشخص و معيّن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 62 - 8
8 - نظام هستى ، نظامى حسابگر ، هدفدار و داراى فرجامى حكيمانه
و لدينا كتب . .. و هم لايظلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 11 - 9
9 - خداوند ، عالَم آفرينش را پس از انت هاى اجل آن ، به حالت قبل از خلقت اش بازمى گرداند .
ثمّ إليه ترجعون
احتمال دارد مراد از «الخلق» عالَم آفرينش و مراد از «يعيده» (باز مى گرداند آن را) بازگرداندن او به حالت نخستين باشد. جمله «ثمّ إليه ترجعون» - كه خطاب به انسان ها است - اشاره دارد به اين كه انسان ها، از ميان موجودات عالَم، به سوى خدا بازگردانده مى شوند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 14 - 17
17 - تنها خداوند ، فرجامِ حركتِ عالم آفرينش است .
إلىّ المصير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 29 - 13
13 - نظام جهانِ محسوس ، پايان پذير است .
كلّ يجرى إلى أجل مسمًّى
احتمال دارد مراد از «أجل مسمّى» بر پايى قيامت و شروع عالمى ديگر غير از عالم كنونى باشد. لازم به ذكر است كه پايان داشتن
جريان خورشيد و ماه، مى تواند اشاره به پايان عالم باشد; چه اين كه برنامه خورشيد و ماه، تابع برنامه كلّ عالم است و به پايان رسيدن آن دو، به معناى پايان عالم كنونى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - سجده - 32 - 5 - 6،7،9
6 - بازگشت نهايى عالمِ هستى در پايان جهان ، به سوى خدا است .
ثمّ يعرج إليه فى يوم كان مقداره ألف سنة
7 - خداوند ، مبدأ و منت هاى همه امور جهان است .
خلق اللّه السموت و الأرض . .. يدبّر الأمر ... ثمّ يعرج إليه فى يوم كان مقداره
9 - نخستين روز پس از پايانِ عمرِ جهان هستى ، برابر با هزار سال دنيوى است .
ثمّ يعرج إليه فى يوم كان مقداره ألف سنة ممّا تعدّون
احتمال دارد مراد از «يوم» روز قيامت باشد كه در اين صورت، معنا و مفهوم آيه چنين مى شود: «خداوند، امور عالم را تدبير مى كند و آن گاه در روزى كه پايان عمر عالم است و هزار سال دنيوى زمان آن است، امر، به خداوند بازمى گردد و عالم بر چيده مى شود».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 53 - 9
9 - همه امور در جهان هستى ، به سوى الهى شدن در حركت است .
ألا إلى اللّه تصير الأُمور
با توجه به ماده «صيرورت» برداشت ياد شده به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 3 - 7
7- نظام جهان ، داراى عمرى محدود و پايان يافتنى
ما خلقنا السموت و الأرض و ما بينهما إلاّ بالحقّ و أجل مسمًّى
تعبير «السماوات و الأرض» مى تواند اشاره به پيكره مادى جهان آفرينش داشته باشد. با توجه به اين نكته، ذكر مسأله وجود اجل و سرآمد براى هستى از سوى خداوند، مى رساند كه چنين آفرينشى نامحدود و پايان ناپذير نخواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 3 - 4
4 - واقعيت ها و امور جهان ، داراى هدف و فرجامى حتمى الوقوع
و كلّ أمر مستقرّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تغابن - 64 - 3 - 10
10 - جهان آفرينش ، در حال حركت است و خدا منت ها اليه اين حركت مى باشد .
و إليه المصير
«ال» در «المصير» براى جنس است; يعنى، هر تحوّل و حركتى در جهان هستى، تنها به سوى خداوند است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 11 - 9
9 - سرنوشت فرعونيان ، عبرتى براى كافران در سراسر تاريخ
انّ الذين كفروا . .. كدأب ال فرعون ... فاخذهم اللّه
ذكر فرعونيان به عنوان مثال مى رساند كه آنان، عبرت آيندگانند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 18 - 2
2 - دوزخ، جايگاه حتمى ابليس و پيروان او
لمن تبعك منهم لأملأن جهنم منكم أجمعين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مسد - 111 - 4 - 3
3 - خداوند ، همسر ابولهب را گرفتار سرنوشتى همسان فرجام شوهرش خواند .
و امرأته
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 42 - 11
11- اتّكا به غيرخدا ، شرك و داراى فرجامى ندامت بار است .
أكثر منك مالاً . .. يليتنى لم أُشرك بربّى أحدًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 43 - 4
4- ناكامى و محروميت ، فرجامِ اعتماد و اتّكابه غير خداوند است .
أنا أكثر منك مالاً و أعزّ نفرًا . .. و لم تكن له فئه ينصرونه من دون اللّه
«فئة» به معناى گروه و جماعتى از مردم است. جمله «و لم تكن...» پاسخى به پندارهاى مرد ثروت مندِ مغرور به مال و نفرات خود است كه در آيه پيشين مطرح شده بود. در اين آيه، بى ثمر بودن چنين تكيگاه هايى در برابر اراده الهى، مورد تأكيد قرار گرفته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 159 - 8
8 - خداوند تعيين كننده كيفر و سرنوشت شوم خلافكاران و تفرقه افكنان
إنما أمرهم إلى الله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مسد - 111 - 1 - 5
5 - ابولهب ، با آتش جهنم ملازم خواهد بود .
أبى لهب
نام عموى پيامبر(صلی الله علیه و آله)، «عبدالعزّى» بوده است. استفاده از كنيه او - كه يادآور كلمه لهيب (شعله آتش) است - مى تواند گرفتارى هميشگى او را به لهيب دوزخ مطرح سازد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 14 - 16
16 - عذاب حتمى و گريزناپذير در آخرت ، سرنوشت تفرقه آفرينان و اختلاف افكنان در دين
لولا كلمة . .. إلى أجل مسمًّى لقضى بينهم
برداشت فوق از مفهوم غايت استفاده شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 42 - 1
1 - زندگى هميشگى در ميان باد بسيار گرم و شديد ، فرجام اخروى اصحاب الشمال
فى سموم
«فى سموم» خبر براى مبتداى محذوف و به تقدير «أُولئك فى سموم» است. «سموم» به باد گرم گفته مى شود (قاموس المحيط) و نكره آمدن آن بيانگر شدت وزش باد و نيز درجه بالاى گرماى آن است. جمله اسميه نيز بيانگر آن است كه اين دسته، براى هميشه گرفتار آن خواهند بود و هرگز از آن خلاص نخواهند شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 43 - 1
1 - زندگى در سايه اى از دود سياه ، فرجام اخروى اصحاب الشمال
و ظلّ من يحموم
مفسران «يحموم» را به دود سياه معنا كرده اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 95 - 5
5 - اعمال و رفتار آدميان ، تعيين كننده فرجام آنان در سراى آخرت است .
بما قدمت أيديهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 105 - 17
17 - رفتار و كردار انسان در دنيا ، تعيين كننده فرجام او در قيامت
فينبئكم بما كنتم تعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 60 - 8
8 - فرجام كار انسان ها در قيامت ، تنها در اختيار خداوند است .
و قلوبهم وجلة أنّهم إلى ربّهم رجعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 23 - 3
3 - سرنوشت هر كسى به روز رستاخيز ، درگرو اعمال او خواهد بود .
و قدمنا إلى ما عملوا من عمل فجعلنه هباء منثورًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قيامه - 75 - 13 - 5
5 - سرنوشت انسان در قيامت ، در گرو رفتار و كردار دنيايى او است .
ينبّؤا الإنسن يومئذ بما قدّم و أخّر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 38 - 3
3 - چهره انسان در قيامت ، نمايانگر فرجام او است .
وجوه يومئذ مسفرة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 40 - 4
4 - چهره انسان در قيامت ، نمايشگر فرجام او است .
و وجوه يومئذ عليها غبرة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 7 - 23
23 - در قيامت جز ورود به جهنم و يا بهشت ، سرنوشت ديگرى در انتظار انسان نخواهد بود .
فريق فى الجنّة و فريق فى السعير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 8 - 6
6 - يكسان سازى سرنوشت انسان ها در قيامت ، ناهماهنگ با فلسفه نزول وحى و بعثت پيامبران
و كذلك أوحينا . .. لتنذر ... و لو شاء اللّه لجعلهم أمّة وحدة
از آنجا كه آيه شريفه در ادامه آيات مربوط به وحى مى باشد، مى توان استفاده كرد كه نزول وحى با يكسان ساختن انسان ها، از نظر كفر و ايمان و در نتيجه وحدت سرنوشت آنان ناسازگار است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قيامه - 75 - 24 - 3
3 - چهره هاى انسان ها در قيامت ، بيانگر فرجام آنها است .
وجوه يومئذ ناضرة . .. و وجوه يومئذ باسرة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مطففين - 83 - 6 - 2
2 - مردم در صحنه قيامت ، به حال ايستاده در انتظار فرجام نهايى خويش اند .
يوم يقوم الناس لربّ العلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - غاشيه - 88 - 2 - 3
3 - چهره حاضران صحنه قيامت ، نمايانگر فرجام كار آنان است .
وجوه يومئذ خشعة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - غاشيه - 88 - 8 - 2
2 - چهره حاضران در صحنه قيامت ، نمايانگر فرجام آنان است .
وجوه يومئذ ناعمة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - زلزله - 99 - 6 - 1
1 - مردم ، در قالب گروه هايى متفاوت ، صحنه قيامت را به سوى سرنوشت مخصوص خويش ، ترك خواهند كرد .
يومئذ يصدر الناس أشتاتًا ليروا أعملهم
«يصدر»; يعنى، منصرف مى شود و بازمى گردد (مفردات و صحاح اللغة). «أشتاتاً» (جمع «شتّ») به معناى «تفرق يافتگان» است (صحاح اللغة). مفاد آيه شريفه ناظر به مرحله پس از حسابرسى است كه مردم از آن برمى گردند و به سوى بهشت و جهنم مى روند. فعل «يصدر» و نيز مشاهده اعمال (يا پاداش و كيفر آن)، با اين معنا سازگارتر است; گرچه اين احتمال نيز منتفى نيست كه مراد، رجوع انسان ها به حيات دوباره باشد; ولى فعل «يصدر» و نيز مشاهده اعمال (يا پاداش و كيفر آن)، با احتمال نخست، سازگارتر است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 20 - 1
1 - نابرابرى ، فرجام اخروى دوزخيان و بهشتيان
لايستوى أصحب النار و أصحب الجنّة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 107 - 5
5 - گرفتار شدن در تنگناى عذاب دوزخ ، فرجام ظلم و تجاوز
ربّنا أخرجنا منها فإن عدنا فإنّا ظلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 20 - 1
1 - نابرابرى ، فرجام اخروى دوزخيان و بهشتيان
لايستوى أصحب النار و أصحب الجنّة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - غاشيه - 88 - 4 - 1
1 - چشيدن آتش سوزان و گرفتارى به رنج و مشقت آن ، فرجام كسانى است كه حضورشان در صحنه قيامت ، همراه با خفّت و خوارى است .
وجوه يومئذ خشعة . .. تصلى نارًا حامية
«صلى النار»; يعنى، حرارت آتش را به سختى چشيد (قاموس).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نازعات - 79 - 41 - 1
1 - بهشت ، تنها جايگاه نهايى براى خداترسان رهيده از هواى نفس
فإنّ الجنّة هى المأوى
جمله «فإنّ الجنّة. ..» به دليل وجود «ال» جنس در خبر، دلالت بر حصر دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 50 - 11
11 - دنيامداران ، مغرور به آخرت اند و سرنوشت خويش را در آن جا نيك مى پندارند .
و لئن رجعت إلى ربّى إنّ لى عنده للحسنى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - منافقون - 63 - 10 - 18
18 - صالحان ، داراى فرجامى نيك در جهان آخرت
لولا أخّرتنى . .. و أكن من الصلحين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نازعات - 79 - 39 - 1
1 - طغيان گران دنياطلب ، در قيامت ، جز آتش سوزان دوزخ ، جايگاهى نخواهند داشت .
فأمّا من طغى . .. فإنّ الجحيم هى المأوى
«مأوى»; يعنى، منزل و مكان (لسان العرب). جمله «فإنّ الجحيم هى المأوى» به دليل وجود «ال» جنس در خبر، مفيد حصر است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 17 - 9
9- كافران جبّار ، مردمى بدفرجام در دنيا و آخرتند .
و خاب كلّ جبّار عنيد . من ورائه جهنّم و يسقى من ماء صديد ... من ورائه عذاب غليظ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 8 - 12
12 - دوزخ ، سرنوشت نهايى ستم پيشگان
فريق فى السعير . .. و الظلمون ما لهم من ولىّ و لانصير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جمعه - 62 - 7 - 6
6 - فرجام بد اخروى در انتظار ستمگران
و اللّه عليم بالظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 107 - 5
5 - گرفتار شدن در تنگناى عذاب دوزخ ، فرجام ظلم و تجاوز
ربّنا أخرجنا منها فإن عدنا فإنّا ظلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 60 - 3
3 - قيامت ، روزى است كه در آن ، عاقبت كار انسان ها مشخص مى شود .
و ما ظن الذين يفترون . .. يوم القيمة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 104 - 4
4 - فرجام شوم اخروى قوم شرك پيشه ابراهيم نمود عزّت و قهر الهى
و ما كان أكثرهم مؤمنين . و إنّ ربّك لهو العزيز الرحيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 17 - 9
9- كافران جبّار ، مردمى بدفرجام در دنيا و آخرتند .
و خاب كلّ جبّار عنيد . من ورائه جهنّم و يسقى من ماء صديد ... من ورائه عذاب غليظ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 49 - 1
1 - كافران و مشركان ، داراى فرجامى شوم در جهان آخرت
قل يأيّها الناس إنّما أنا لكم نذير
مراد از «الناس» مردم مشرك و بت پرست است. «نذير» به معناى «منذر» مى باشد. و «انذار» (مصدر «منذر») به معناى اخطار كردن و ترسانيدن از عواقب امرى، پيش از فرا رسيدن آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 15 - 26
26- تفاوت فرجام اخروى مؤمنان و كافران ، بازتاب تمايز عملكرد دنيوى آن دو
الذين ءامنوا و عملوا الصلحت . .. و الذين كفروا يتمتّعون و يأكلون ... الجنّة ال
در اين جا خداوند نخست به تمايزهاى دنيوى اهل ايمان با كافران پرداخته و سپس تفاوت فرجام اخروى آنان را بيان داشته است. از اين ارتباط موجود در آيات، پيوند تنگاتنگ ميان عملكرد دنيوى هر گروه با فرجامشان استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 60 - 4
4 - آخرت پر شرر كافران ، دستاورد خود ايشان است .
فإنّ للذين ظلموا ذنوبًا . .. فويل للذين كفروا من يومهم
از انتساب «يوم» به ضميرى كه به كافران بازمى گردد، مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 15 - 1،7
1 - منافقان و كافران ، داراى فرجامى يكسان در قيامت
فاليوم لايؤخذ منكم . .. و لا من الذين كفروا
7 - دوزخ ، جايگاه نهايى كافران و منافقان
فاليوم لايؤخذ منكم فدية و لا من الذين كفروا. .. و بئس المصير
«مصير» (معادل «مرجع») و به جايگاهى گفته مى شود كه حركت به آن جا منتهى مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انشقاق - 84 - 22 - 5
5 - نامه عمل كافر ، از پشت سر به او داده شده و آتش دوزخ فرجام او خواهد بود .
و أمّا من أوتى كتبه وراء ظهره . .. و يصلى سعيرًا ... بل الذين كفروا
ارتباط مجموع آيات سوره با يكديگر، اقتضا مى كند كه دو دسته آخر سوره (الذين كفروا) و (الذين آمنوا)، همان دو دسته قبل باشند كه با عنوان «من اُوتى كتابه بيمينه» و «من اُوتى كتابه وراء ظهره» از آنان ياد شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 103 - 2
2 - مطالعه در فرجام شوم گمراهان شرك پيشه در جهان آخرت ، در بردارنده درسى بزرگ براى مردمان
يوم لاينفع مال و لابنون . .. إنّ فى ذلك لأية
برداشت ياد شده بر اين اساس است كه «ذلك» اشاره به مضمون آيات پيشين نيز داشته باشد. گفتنى است كه آيات قبل در زمينه فرجام شوم گمراهان و مشركان بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 94 - 1
1 - چشيدن عذاب آتش دوزخ ، فرجام نهايى تكذيب گران گمراه
و أمّا إن كان من المكذّبين الضالّين . .. و تصلية جحيم
«صَلْى» (مبدأ اشتقاق «تصلية») در معانى چشيدن، بريان شدن و افتادن به كار مى رود. بنابراين «تصلية جحيم» مى تواند به معناى چشيدن آتش دوزخ، بريان شدن به وسيله آن و يا افتادن در آن باشد. برداشت بالا ناظر به معناى اول «تصلية» است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 106 - 5
5 - مبهم گذاردن سرنوشت اخروى برخى از خطاكاران ، نشأت يافته از علم و حكمت الهى و داراى مصلحت است .
و ءاخرون مرجون لأمر اللّه . .. و اللّه عليم حكيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 49 - 1
1 - كافران و مشركان ، داراى فرجامى شوم در جهان آخرت
قل يأيّها الناس إنّما أنا لكم نذير
مراد از «الناس» مردم مشرك و بت پرست است. «نذير» به معناى «منذر» مى باشد. و «انذار» (مصدر «منذر») به معناى اخطار كردن و ترسانيدن از عواقب امرى، پيش از فرا رسيدن آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 103 - 2
2 - مطالعه در فرجام شوم گمراهان شرك پيشه در جهان آخرت ، در بردارنده درسى بزرگ براى مردمان
يوم لاينفع مال و لابنون . .. إنّ فى ذلك لأية
برداشت ياد شده بر اين اساس است كه «ذلك» اشاره به مضمون آيات پيشين نيز داشته باشد. گفتنى است كه آيات قبل در زمينه فرجام شوم گمراهان و مشركان بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بلد - 90 - 19 - 1
1 - منكران آيات الهى كه به بردگان ، يتيمان و مسكينان خدمتى نكرده و صبر و ترحّم ، را رواج ندهند ، در آخرت گرفتار فرجامى شوم و نكبت بار خواهند شد .
و الذين كفروا بايتنا هم أصحب المشئمة
«مشأمة» از «شُؤم»، نقطه مقابل يُمْن (صحاح) گرفته شده است. (العين)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بلد - 90 - 19 - 1
1 - منكران آيات الهى كه به بردگان ، يتيمان و مسكينان خدمتى نكرده و صبر و ترحّم ، را رواج ندهند ، در آخرت گرفتار فرجامى شوم و نكبت بار خواهند شد .
و الذين كفروا بايتنا هم أصحب المشئمة
«مشأمة» از «شُؤم»، نقطه مقابل يُمْن (صحاح) گرفته شده است. (العين)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بلد - 90 - 19 - 1
1 - منكران آيات الهى كه به بردگان ، يتيمان و مسكينان خدمتى نكرده و صبر و ترحّم ، را رواج ندهند ، در آخرت گرفتار فرجامى شوم و نكبت بار خواهند شد .
و الذين كفروا بايتنا هم أصحب المشئمة
«مشأمة» از «شُؤم»، نقطه مقابل يُمْن (صحاح) گرفته شده است. (العين)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 94 - 1
1 - چشيدن عذاب آتش دوزخ ، فرجام نهايى تكذيب گران گمراه
و أمّا إن كان من المكذّبين الضالّين . .. و تصلية جحيم
«صَلْى» (مبدأ اشتقاق «تصلية») در معانى چشيدن، بريان شدن و افتادن به كار مى رود. بنابراين «تصلية جحيم» مى تواند به معناى چشيدن آتش دوزخ، بريان شدن به وسيله آن و يا افتادن در آن باشد. برداشت بالا ناظر به معناى اول «تصلية» است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 13 - 3
3 - آتش دوزخ ، فرجام تكذيب كنندگان آن
فويل . .. للمكذّبين ... يوم يدعّون إلى نار جهنّم دعًّا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 15 - 1،7
1 - منافقان و كافران ، داراى فرجامى يكسان در قيامت
فاليوم لايؤخذ منكم . .. و لا من الذين كفروا
7 - دوزخ ، جايگاه نهايى كافران و منافقان
فاليوم لايؤخذ منكم فدية و لا من الذين كفروا. .. و بئس المصير
«مصير» (معادل «مرجع») و به جايگاهى گفته مى شود كه حركت به آن جا منتهى مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 15 - 26
26- تفاوت فرجام اخروى مؤمنان و كافران ، بازتاب تمايز عملكرد دنيوى آن دو
الذين ءامنوا و عملوا الصلحت . .. و الذين كفروا يتمتّعون و يأكلون ... الجنّة ال
در اين جا خداوند نخست به تمايزهاى دنيوى اهل ايمان با كافران پرداخته و سپس تفاوت فرجام اخروى آنان را بيان داشته است. از اين ارتباط موجود در آيات، پيوند تنگاتنگ ميان عملكرد دنيوى هر گروه با فرجامشان استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مسد - 111 - 4 - 4
4 - سوختن در آتش ابدى دوزخ ، فرجام همسر ابولهب
و امرأته
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جمعه - 62 - 8 - 6
6 - تهديد يهوديان از سوى خداوند ، به فرجام بد و ناگوار اخرويشان
إنّ الموت الذى تفرّون منه . .. فينبّئكم بما كنتم تعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - صف - 61 - 9 - 14
14 - تاريخ آينده بشر ، شاهد شكست تمامى اديان و پيروزى و حاكميت دين اسلام خواهد بود .
هو الذى أرسل رسوله . .. ليظهره على الدين كلّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 15 - 10
10- استبداد و خودرأيى ، محكوم به شكست است .
و خاب كلّ جبّار عنيد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 10 - 6
6 - تسلى خداوند به پيامبر(صلی الله علیه و آله) با يادآورى استهزاى انبياى گذشته و سرنوشت شوم استهزاكنندگان
و لقد استهزىء برسل من قبلك فحاق بالذين سخروا منهم ما كانوا به يستهزءون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 125 - 6
6 - مردن بر حال كفر ، فرجام شوم منافقان استهزاكننده آيات قرآن
و أما الذين فى قلوبهم مرض . .. و ماتوا و هم كفرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 10 - 3
3 - تكذيب و استهزاى آيات الهى ، بدترين فرجام را دارد .
ثمّ كان عقبة الذين أسئوا السوأى
بنابر اين كه «عاقبة» خبر مقدم «كان» و «السوأى» اسم آن و «أن كذّبوا» مفعولٌ له فعل «أسائوا» باشد، نكته بالا فهميده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 6 - 6
6 - هلاكت، سرانجام مبارزه با حق (اعراض، تكذيب و استهزاى آن)
ما تأتيهم من ءاية . .. إلا كانوا عنها معرضين. فقد كذبوا بالحق ... ألم يروا كم أه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بروج - 85 - 4 - 3
3 - كشته شدن و نابودى ، سزاوارترين فرجام براى اصحاب اخدود
قتل أصحب الأُخدود
روايات در اين اختلاف دارند كه قصه «اصحاب اخدود» در يمن اتفاق افتاده، يا حبشه و يا جاى ديگر؟ و اين كه درباره مسيحيان بوده، يا غير آنان؟ چنانچه اين قضيه مكرر انجام گرفته باشد، مى توان گفت: آيه شريفه، ناظر به موردى خاص نبوده; بلكه نظرى عام به تمام آنها دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 65 - 4
4 - بنى اسرائيل ، آگاه به سرگذشت شوم اصحاب سبت و علل آن هستند .
و لقد علمتم الذين اعتدوا منكم فى السبت فقلنا لهم كونوا قردة خسئين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 66 - 5
5 - توجه به سرنوشت شوم اصحاب سبت ، زمينه ساز خوددارى از گناه و نافرمانى خداوند است .
فجعلنها نكلا لما بين يديها و ما خلفها
«نكال» به معناى عبرت و نيز به معناى عقوبت و كيفر بازدارنده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 3 - 13
13- سرانجام تداوم كفر و غوطهورى در لذت هاى دنيا ، پشيمانى است .
ربما يودّ الذين كفروا لو كانوا مسلمين. ذرهم يأكلوا ... فسوف يعلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 30 - 8
8- دوزخ ، سرانجام تلاش براى ترويج آيين شرك و گمراه كردن مردم از مسير خدا و يگانه پرستى
و جعلوا لله أندادًا ليضلّوا عن سبيله . .. فإن مصيركم إلى النار
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 98 - 3
3- حركت فرعونيان به سوى دوزخ به رهبرى و پيشاهنگى فرعون ، نمود برنامه هاى ناصواب او در دنياست .
و ما أمر فرعون برشيد. يقدم قومه يوم القيمة فأوردهم النار
جمله «يقدم قومه . ..» بيانگر فرجام پيروى از فرعون است و به منزله تفسيرى براى «و ما أمر فرعون برشيد» مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 6 - 6
6 - هلاكت، سرانجام مبارزه با حق (اعراض، تكذيب و استهزاى آن)
ما تأتيهم من ءاية . .. إلا كانوا عنها معرضين. فقد كذبوا بالحق ... ألم يروا كم أه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 21 - 16
16 - سرانجام رويگردانى از آن چه كه خداوند نازل كرده و گردن نهادن به راه شيطان ، آتش شعلهور است .
و إذا قيل لهم اتّبعوا ما أنزل اللّه . .. أوَ لو كان الشيطن يدعوهم إلى عذاب السع
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 3 - 6
6- لزوم خداترسى و هراس از فرجام مخالفت با تعاليم قرآن
إلاّ تذكرة لمن يخشى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 33 - 18
18 - هشدار خداوند به يهود نسبت به فرجام شوم ستيزه جويى با پيامبر (صلی الله علیه و آله) و فسادانگيزى در زمين
من اجل ذلك كتبنا على بنى اسرءيل . .. انما جزؤا الذين يحاربون
چون در آيه پيش روى سخن با بنى اسرائيل بود، اين آيه مى تواند تعريض به اهداف و اعمال آنان در برابر پيامبر(صلی الله علیه و آله) داشته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 12 - 16
16- بهشت ، پايان رنج و تلاش مؤمنان و دوزخ فرجام لذّت جويى و فساد كافران
الذين ءامنوا و عملوا الصلحت جنّ-ت . .. و الذين كفروا... النارمثوًى لهم
در اين آيات، ميان زندگى، اهداف و فرجام مؤمنان و كافران، مقايسه صورت گرفته است. مؤمنان اهل جهاد و عمل صالح اند و در پى دشوارى هاى آن، از بهشت برخوردار خواهند شد. اما كافران اهل رفاه و لذت جويى اند و در پى آن گرفتار آتش خواهند بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 70 - 2
2 - اطلاع مردم عصر پيامبر از سرنوشت قوم نوح ، عاد ، ثمود ، ابراهيم ، اصحاب مدين و شهر هاى زير و رو شده پيشينيان ( قوم لوط و . . . )
ألم يأتهم نبأ الذين من قبلهم قوم نوح . .. و المؤتفكت
استفهام در «ألم يأتهم» براى توبيخ است. سرزنش منافقان و كافران به خاطر عبرت نگرفتن از سرنوشت پيشينيان، رساى به اين حقيقت است كه آنان از سرگذشت پيشينيان آگاهى داشتند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 89 - 4
4- شعيب ( ع ) كفرپيشگان ستيزه جوى قومش را به مبتلا شدن سرنوشتى همانند سرنوشت برخى از جوامع هلاك شده پيشين هشدار داد .
و يقوم لايجرمنّكم شقاقى أن يصيبكم مثل ما أصاب قوم نوح أو قوم هود
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 74 - 4
4- كافران و روى گردانان از پذيرش آيات قرآن ، در خطر گرفتارى به سرنوشت هلاكت بار پيشينيان و ابتلا به عذاب هاى دنيوى
و إذا تتلى عليهم ءايتنا . .. و كم أهلكنا قبلهم من قرن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 6 - 3
3- هلاكت ، سرنوشت امت هاى غير مؤمن به معجزات درخواستى خويش
ماءامنت قبلهم من قرية أهلكنها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 42 - 3
3 - هشدار خداوند ، مشركان مكه را به فرجامى مانند فرجام مشركان پيشين
قل سيروا فى الأرض فانظروا كيف كان عقبة الذين من قبل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - سجده - 32 - 26 - 4
4 - تاريخ و سرگذشت ناگوار پيشينيان كافر ، حامل آيه هاى فراوانى از قدرت نمايى خداوند است .
أوَلم يهد لهم كم أهلكنا من قبلهم من القرون . .. إنّ فى ذلك لأيت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 31 - 6
6 - آگاهى كامل مؤمن آل فرعون ، از سرگذشت هلاكت بار قوم نوح ، عاد ، ثمود و اقوام پس از آنان
إنّى أخاف عليكم مثل . .. دأب قوم نوح ... و الذين من بعدهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 47 - 9
9 - گرفتار شدن به آتش دوزخ ، سرنوشت اقوام و ملت هاى ستمگر است .
إذا صرفت ابصرهم تلقاء اصحب النار قالوا ربنا لاتجعلنا مع القوم الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 45 - 8
8 - فرجام شوم امتهاى ظالم گذشته، هشدارى الهى به تمامى امتهاست.
فقطع دابر القوم الذين ظلموا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 4 - 1،3
1 - خداوند بسيارى از امتهاى مختلف پيشين را با عذابى سهمگين و ناگهانى به هلاكت رساند.
و كم من قرية أهلكنها فجاءها
«فاء» در جمله «فجاءها . ..» مى تواند تفسيريه باشد. بر اين مبنا جمله «جاءها ...» توضيح و تفسير جمله «أهلكناها» است. اسناد هلاكت به قريه براى رساندن شدت عذاب است.
3 - گروهى از امتهاى متخلف پيشين شب هنگام و گروهى ديگر در حال خواب نيمروز، گرفتار عذاب الهى شدند.
فجاءها بأسنا بيتا أو هم قائلون
«أو» در جمله «أو هم قائلون» براى تنويع است. «قائلة» به معناى نيمروز است و «قائل» به كسى گفته مى شود كه آن هنگام در خواب باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 103 - 9
9- تأييد ، همراهى و تقويت عناصر فاسد و حاكميت هاى ظالم ، داراى فرجامى هلاكت بار و مشترك با آنها
فأغرقنه و من معه جميعًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 103 - 9
9- تأييد ، همراهى و تقويت عناصر فاسد و حاكميت هاى ظالم ، داراى فرجامى هلاكت بار و مشترك با آنها
فأغرقنه و من معه جميعًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 210 - 9
9 - خداوند ، آغاز و انجام همه امور
و الى اللّه ترجع الأمور
با توجّه به معنى «رجع» كه بازگشت به مبدأ شروع است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 5 - 3
3 - بازگشت امور عالم ، تنها به سوى خداوند است .
و إلى اللّه ترجع الأُمور
برداشت ياد شده بدان احتمال است كه مراد از «الأمور»، كارهاى مربوط به همه جهان باشد. گفتنى است كه تقديم جار و مجرور (إلى اللّه) بر «ترجع» بيانگر حصر است; يعنى، «و إلى اللّه لا إلى غيره ترجع اُمور العالم».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تغابن - 64 - 3 - 9
9 - بازگشت نهايى تمامى امور و همه چيز ها ، به سوى خداوند است .
و إليه المصير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 103 - 17
17 - فرجام امور ، تعيين كننده ارزش و يا بى ارزشى آنهاست .
فانظر كيف كان عقبة المفسدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 117 - 5
5- فرجام و پايان امور ، ملاكى شايسته براى ارزش گذارى آنهاست .
متع قليل و لهم عذاب أليم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 41 - 6
6 - فرجام همه كار ها ، تنها در اختيار خدا است .
و للّه عقبة الأُمور
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 21 - 20
20 - فرجام امور ، از ملاك هاى درستى و نادرستى آنها است .
أوَ لو كان الشيطن يدعوهم إلى عذاب السعير
توجه دادن به فرجام راه شيطان و طرح آن با استفهام انكارى، نشان دهنده اين نكته است كه بدى و يا خوبى عاقبت كار، خود ملاكى بر درستى و يا نادرستى آن كار است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 4 - 6
6 - بازگشت همه امور تنها به خداوند است .
و إلى اللّه ترجع الأُمور
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 8 - 6
6- مرگ ، سرنوشت گريزناپذير حتى براى پيامبران
و ما كانوا خلدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 28 - 7
7 - خداوند فرجام سير انسانهاست و همگان ، تنها به سوى او باز خواهند گشت .
ثم إليه ترجعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 46 - 1
1 - انسان ها به ملاقات خدا خواهند رفت و تنها به سوى او باز خواهند گشت .
أنهم ملقوا ربهم و أنهم إليه رجعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 48 - 1
1 - انسان در آينده با روزى عظيم ( قيامت ) مواجه خواهد شد .
واتقوا يوماً
مراد از كلمه «يوماً» روز قيامت است و نكره آمدنش حكايت از عظمت آن دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 156 - 2
2 - انسان و همه شؤون او از خداوند نشأت گرفته است و به سوى او باز خواهد گشت .
قالوا . .. إنا إليه رجعون
«رجوع» به معناى: بازگشتن به چيزى است كه منشأ و مبدأ بوده است و مقصود از «نا» در «إنا» انسان و متعلقات اوست. بنابراين «إنا إليه راجعون» حكايت از آن دارد كه: آدمى و همه آنچه به او تعلق دارد از خداوند نشأت گرفته و همه به او باز مى گردند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 203 - 7
7 - حشر ( برانگيخته شدن ) همگان ، تنها به سوى خداوند است .
و اعلموا انكم اليه تحشرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 223 - 12
12 - كليه انسان ها ، خداوند را ملاقات خواهند كرد .
و اعلموا انكم ملاقوه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 245 - 14
14 - خداوند ، مبدأ همه انسانهاست و بازگشت آنان تنها به سوى اوست .
و اليه ترجعون
«رجوع»، يعنى بازگشت شخص به آنجا كه بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 281 - 4
4 - خداوند ، مبدأ و منت هاى آدميان
ترجعون فيه الى اللّه
مبدأ بودن خدا با توجّه به معناى «رجع» است كه به معنى بازگشت به مبدأ است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 28 - 18
18 - بازگشت انسان ها به سوى خداوند است .
و الى اللّه المصير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 29 - 3
3 - بازگشت انسان به سوى خدايى است كه از علم و قدرت مطلق برخوردار است .
و الى اللّه المصير. قل ان تخفوا ... و اللّه على كل شىء قدير
از ارتباط اين آيه با جمله «و الى اللّه المصير».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 30 - 2
2 - بازگشت انسان به سوى خدا ، در روزى كه هر كس كردار خويش را حاضر مى يابد .
و الى اللّه المصير . .. يوم تجد كل نفس ما عملت
بنابراينكه «يوم تجد»، متعلّق به «المصير» در «و الى اللّه المصير» باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 55 - 17
17 - مبدأ انسان ها ، خداوند است و بازگشتشان تنها به سوى اوست .
ثمّ الىّ مرجعكم
با توجّه به معناى «رجوع» كه بازگشت به جايى است كه در سابق بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 128 - 1
1 - سرنوشت آدميان تنها به دست خداست ، نه حتّى رسول او .
ليس لك من الامر شىء
بنابر اينكه «ال» در «الامر» براى جنس باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 151 - 9
9 - تأثير وضعيت روحى و حالات قلبى آدمى ، در سرنوشت او ( شكست و پيروزى )
و هو خير النّاصرين. سنلقى فى قلوب الّذين كفروا الرّعب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 158 - 1،2،3
1 - مرگ و يا كشته شدن ، چه در راه خدا و چه در راه غيرِ او ، مسيرى است به سوى خداوند ، نه نابودى و فنا .
و لئن مُتّم او قُتلتم لالى اللّه تحشرون
از اينكه قيد «فى سبيل اللّه» ذكر نشده، به دست مى آيد كه مراد، هر نوع مردن و كشته شدن است و مؤيّد اين معنا تقديم مردن بر كشته شدن است ; به خلاف آيه قبل.
2 - خداوند ، مرجع و فرجام انسان ها ، براى جزا و پاداش
و لئن مُتّم او قُتلتم لالى اللّه تحشرون
«لالى اللّه تحشرون»، مى تواند كنايه از جزا و پاداش الهى باشد.
3 - ايمان به حشر و بقاى آدمى پس از مرگ ، برانگيزنده وى براى حضور در ميدان كارزار عليه دشمنان دين
و لئن مُتّم او قُتلتم لالى اللّه تحشرون
خداوند با بيان اين معنا كه آدمى با مرگ و يا كشته شدن، چه در راه منافع دنيا و يا راه خدا، به سوى او محشور مى شود، او را به جهاد ترغيب و انگيزه پيكار در راه خدا را در او تقويت مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 162 - 13،14
13 - خشنودى و خشم الهى ، معيار شناخت سرنوشت خوب و بد انسانها
افمن اتّبع رضوان اللّه كمن بآء بسخط من اللّه و مأويه جهنّم
14 - تفاوت فرجام آدميان بر مبناى عملكرد آنان ، نمودى از عدل خداوند
توفّى كلّ نفس ما كسبت و هم لا يظلمون. افمن اتّبع رضوان اللّه كمن بآء بسخط من الل
در برداشت فوق جمله «افمن اتّبع . .. » دليل و تعليل عدل الهى در پاداش و جزا گرفته شده است ; يعنى بايد هر نفسى پاداش و جزاى كامل خويش را ببيند ; چرا كه هيچ وجدانى نمى تواند بپذيرد كه انسانهاى نيكوكار همسنگ بزهكاران باشند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 165 - 9
9 - نقش آدمى در فرجام و سرنوشت خويش
قل هو من عند انفسكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 169 - 9
9 - بقاى انسان ، پس از مرگ
بل احيآء عند ربّهم يرزقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 185 - 1
1 - مرگ ، سرنوشت حتمى براى همگان
كلّ نفس ذائقة الموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 191 - 33
33 - اعتقاد به هدفدارى آفرينش ، دليل نگرانى خردمندان از سرنوشت خود در قيامت است .
ربّنا ما خلقت هذا باطلاً سبحانك فقنا عذاب النّار
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 78 - 1
1 - مرگ ، مرحله اى اجتناب ناپذير در سرنوشت انسان
اين ما تكونوا يدرككم الموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 88 - 9
9 - نقش تعيين كننده عمل انسان در سرنوشت او
و اللّه اركسهم بما كسبوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 80 - 12
12 - انسان خود تعيين كننده سرنوشت و فرجام خويش
قدمت لهم انفسهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 105 - 12،13
12 - خداوند ، آغاز و فرجام همه انسانها
إلى اللّه مرجعكم جميعاً
«مرجع» به معناى بازگشتن است و به كار بردن اين كلمه در بيان سير انسان به سوى خداوند مى رساند كه او مبدأ انسانها نيز بوده است.
13 - بازگشت همه آدميان - چه هدايت يافتگان و چه اهل كفر - تنها به سوى خداست .
إلى اللّه مرجعكم جميعاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 72 - 5
5 - حشر آدميان، در بستر تاريخ تا قيامت، فقط به سوى خداوند است.
و هو الذى إليه تحشرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 108 - 16،18
16 - بازگشت تمامى آدميان، با هرگونه باور و عمل، به سوى خداوند است.
كذلك زينا لكل أمة عملهم ثم إلى ربهم مرجعهم
18 - خداوند مبدأ انسان و مرجع نهائى اوست.
ثم إلى ربهم مرجعهم
واژه «مرجع» از رجوع است و راغب مى گويد: «الرجوع العود إلى ما كان منه البدء». رجوع برگشت به جايى است كه شروع از آنجا بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 164 - 8،9
8 - بازگشت انسانها تنها به سوى خداوند است.
ثم إلى ربكم مرجعكم
تقديم «إلى ربكم» بر متعلق خود «مرجعكم» دلالت بر حصر دارد.
9 - برپايى قيامت و بازگشت انسانها به خدا، پرتوى از ربوبيت خدا بر انسانها و براى تدبير امور آنان است.
ثم إلى ربكم مرجعكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 25 - 4،5
4 - انسانها پس از سپرى كردن زمان حضورشان در زمين و مرگ همگان، به مكانى ديگر منتقل خواهند شد.
و لكم فى الأرض مستقر و متع إلى حين . .. و منها تخرجون
برداشت فوق بر اين اساس است كه مراد از «منها تخرجون» اخراج از كره زمين و انتقال به مكانى ديگر باشد. گفتنى است كه چون مخاطبان آيه همه انسانها هستند، اخراج از زمين و انتقال به مكانى ديگر پس از مرگ همگان و سپرى كردن مدت زمانى است كه «إلى حين» بدان اشاره داشت.
5 - حيات دنيا گذرگاهى موقت، نه پايان زندگى انسان
متع إلى حين . .. و منها تخرجون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 147 - 4
4 - حضور در صحنه قيامت و برخورد با سزاى اعمال دنيوى ، فرجام همه انسانهاست .
لقاء الأخرة
كلمه «لقاء» (رسيدن و برخورد كردن) مصدرى است كه به مفعولش اضافه شده و فاعل آن محذوف است ; يعنى: «و لقائهم الأخرة».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 179 - 3
3 - خداوند رقم زننده سرنوشت و تعيين كننده فرجام انسان ها و جنيان
و لقد ذرأنا لجهنم كثيراً من الجن و الإنس
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 24 - 14
14 - انسان ها ، چه بخواهند و چه نخواهند ، تنها به سوى خداوند محشور مى شوند .
و أنه إليه تحشرون
تقديم «اليه» بر «تحشرون» دلالت بر حصر دارد. و مجهول آمدن فعل «تحشرون» حكايت از آن دارد كه آدمى در حشر به سوى خداوند اختيارى ندارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 30 - 6
6 - فرجام كار هر كس در قيامت در دست خداست .
و يوم نحشر هم جميعاً . .. هنالك تبلوا كل نفس ما أسلفت و ردوا إلى اللّه موليهم ال
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 70 - 4
4- آغاز زندگى انسان از پايين ترين مراتب ادراكى و جسمانى و بازگشت وى در پايان ، به همان نقطه *
و الله خلقكم ثمّ يتوفّ-كم و منكم من يردّ إلى أرذل العمر
در ماده «يردّ» اين معنا نهفته است كه انسان ابتدا در نقطه اى قرار داشته، سپس سير تكاملى را دنبال كرده است و در نهايت هم به همان نقطه آغازين باز مى گردد. خداوند از نقطه آغازين به عنوان پست ترين نقطه حيات ياد كرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 15 - 1
1 - مرگ ، سرنوشت محتوم هر انسان پس از خلقت
ثمّ إنّكم بعد ذلك لميّتون
«ذلك»، اشاره به آخرين مرحله خلقت انسان (ثمّ أنشأناه خلقاً آخر) است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 16 - 2
2 - رستاخيز و حيات اخروى ، آخرين حلقه در سير تحولى آفرينش انسان
ثمّ إنّكم يوم القيمة تبعثون
اين بخش از آيات، در مقام بيان سير تكامل آفرينش انسان است. بنابراين مسأله رستاخيز، مى تواند نه به عنوان صرفاً يك هشدار; بلكه به عنوان آخرين حلقه متصل به حلقه هاى پيشين باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 115 - 6
6 - انسان ، در حركت و بازگشت به سوى خدا است .
و أنّكم إلينا لاترجعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 64 - 6
6 - بازگشت انسان به سوى خدا است .
يوم يرجعون إليه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 15 - 7
7 - زندگى در بهشت جاودان ، بهترين و برترين زندگى و سرانجام براى انسان
قل أذلك خير أم جنّة الخلد . .. جزاء و مصيرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 8 - 10،11
10 - بازگشت همه انسان ها ، تنها ، به سوى خداوند است .
إلىّ مرجعكم
تقديم خبر (إلىّ) بر مبتدا (مرجعكم)، افاده حصر مى كند.
11 - مبدأ و مرجع انسان ها ، خداوند است .
إلىّ مرجعكم
رجوع، به معناى «بازگشت به جايى است كه آغاز، از آن جا بوده است. ».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 17 - 16
16 - خداوند ، مبدأ و مقصد انسان هااست .
إليه ترجعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 21 - 5
5 - بازگشت همه انسان ها ، تنها ، به خداوند است .
و إليه تقلبون
«قلب» (ريشه «تقلبون») به معناى «بازگرداندن چيزى از جهتى به جهتى» است. با توجّه به معناى لغوى آن، «تقلبون»، به معناى «ترجعون» است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 37 - 8
8 - گاهى ، فرجام انسان ها را عوامل ويران گر طبيعى ، رقم مى زند .
فأخذتهم الرجفة فأصبحوا فى دارهم جثمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 40 - 12
12 - گاهى عوامل ويران گر طبيعى ، فرجام انسان ها را رقم مى زنند .
فكلاًّ أخذنا بذنبه فمنهم من أرسلنا عليه حاصبًا و منهم من أخذته الصيحة و منهم من
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 57 - 1،3،4
1 - مرگ ، سرنوشت حتمى همه است .
كلّ نفس ذائقة الموت
3 - خداوند ، مبدأ و مرجع انسان ها است .
ثمّ إلينا ترجعون
4 - بازگشت انسان ها به خداوند ، قهرى و حتمى است .
ثمّ إلينا ترجعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 11 - 4،5،7،8
4 - مرگ ، سرنوشت همه انسان ها است .
اللّه يبدؤا الخلق ثمّ يعيده
5 - انسان ها ، پس از باز آفرينى در عالم آخرت ، به سوى خداوند باز مى گردند .
اللّه يبدؤا الخلق ثمّ يعيده ثمّ إليه ترجعون
7 - خداوند ، مبدأ انسان ها و مرجع نهايى آنها است .
اللّه يبدؤا الخلق ثمّ يعيده ثمّ إليه ترجعون
كلمه «ترجعون» از ريشه «رجوع» است و طبق گفته راغب، رجوع، بازگشت به جايى است كه مبدأ و شروع بوده است.
8 - بازگشت قهرى تمامى آدميان ، به سوى خدا است .
ثمّ إليه ترجعون
مجهول آورده شدن فعل «ترجعون» (بازگشت داده خواهيد شد) مى تواند اشاره به قهرى بودن بازگشت داشته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 16 - 6
6 - حضور در عالم آخرت ، فرجامى همگانى است .
و لقاىِ الأخرة
اضافه مصدر «لقاء» به مفعول خود (الأخرة) نشان دهنده اين است كه فاعل آن حذف شده است. و عبارت اين طور بوده است «لقائهم الأخرة»
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 15 - 14،20
14 - آغاز و بازگشت انسان ها ، خداوند است .
ثمّ إلىّ مرجعكم
«رجوع» در لغت، به معناى بازگشت به جايگاهى است كه شروع از آن جا بوده است (مفردات راغب).
20 - قيامت ، عرصه بازگشت انسان ها به سوى خداوند است .
ثمّ إلىّ مرجعكم فأُنبّئكم بما كنتم تعملون
مراد از بازگشت به خداوند، و آن گاه آگاه شدن از كردار خويش، حضور در صحنه قيامت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 3 - 11
11بازگشت همگان تنها به سوى خداوند است .
إليه المصير
«مصير» به معناى بازگشت است و تقديم «إليه» مفيد حصر مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 14 - 4
4 - خداوند ، منت هاى حركت و سير وجودى انسان است .
و إنّا إلى ربّنا لمنقلبون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 15 - 8
8 - بازگشت همه انسان ها ( نيك كرداران و بدكاران ) به سوى پروردگار
من عمل صلحًا . .. و من أساء ... ثمّ إلى ربّكم ترجعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 19 - 2
2- مرگ ، سرنوشت محتوم هر انسان
و جاءت سكرة الموت بالحقّ
ماضى آمدن فعل «جاءت»، بيانگر تحقق حتمى سكرات مرگ است. به علاوه واژه «بالحقّ» ممكن است تأكيد همين معنا باشد و تحقق حتمى را افاده كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قيامه - 75 - 26 - 1
1 - كسى كه سرانجامش مرگ است ، نبايد دنيا را بر آخرت ترجيح دهد و خود را دل بسته آن كند .
بل تحبّون العاجلة . .. كلاّ إذا بلغت التراقى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انشقاق - 84 - 6 - 4
4 - ملاقات خداوند و حضور در پيشگاه او ، فرجام محتوم هر انسان و با هر نوع كردار است .
يأيّها الإنسن إنّك كادح . .. فملقيه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 36 - 9
9 - بازگشت تمامى انسانها به سوى خداوند است.
ثم إليه يرجعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 94 - 15
15 - بازگشت قهرى همه انسان ها به سوى خداوند آگاه به نهان و آشكار
ثم تردون إلى علم الغيب و الشهدة
مجهول آمدن «تردون» ممكن است اشاره به بازگشت قهرى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 105 - 7
7 - بازگشت همه انسان ها به سوى خدا ، امرى قطعى و اجتناب ناپذير است .
و ستردون إلى علم الغيب و الشهدة
«سين» در «ستردون» مى تواند براى تأكيد بر تحقق فعل «تردون» باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 4 - 1
1 - بازگشت همه انسان ها ( مؤمنان و كافران ) تنها به سوى خداوند است .
إليه مرجعكم جميعاً
«مرجع» - كه مصدر ميمى و به معناى بازگشتن است - مبتدا و «إليه» خبر آن است. تقديم خبر بر مبتدا مفيد حصر مى باشد. مخاطب ضمير در «مرجعكم» به قرينه جمله «ليجزى الذين آمنوا ... » هر دو گروه مؤمن و كافر است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 56 - 3،4
3 - بازگشت همه انسان ها ، تنها به سوى خداست .
و إليه ترجعون
4 - بازگشت به خداوند ، غايت و نهايت حيات و مرگ انسانهاست .
هو يحى و يميت و إليه ترجعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 4 - 1
1- انسانها ، از ناحيه خدايند و فقط به سوى او باز مى گردند .
إلى الله مرجعكم
«رجوع» به معناى بازگشتن به چيزى است كه شروع نيز از آن بوده است (مفردات راغب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 34 - 13،15
13- بازگشت انسان ها به سوى خداوند است .
و إليه ترجعون
15- بازگشت انسان ها به خدا ، قهرى و اجتناب ناپذير است .
و إليه ترجعون
برداشت فوق ، از مجهول بودن فعل «ترجعون» استفاده شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 5 - 1،2
1- انسان ها پس از مردن و به خاك تبديل شدن - براى حضور در صحنه قيامت - دوباره زنده مى شوند و آفرينشى جديد مى يابند .
أءذا كنّا تربًا أءنا لفى خلق جديد
2- آدمى پس از مردن و خاك گشتن ، در مسير آفرينشى جديد براى حضور در صحنه قيامت قرار مى گيرد .
أءنا لفى خلق جديد
كلمه «فى» در «أءنا لفى خلق جديد» مى رساند كه پديده جديد پس از خاك شدن شروع مى شود و در مسير آفرينش جديد قرار مى گيرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 30 - 16
16- بازگشت انسان ها فقط به خداوند است .
و إليه متاب
«متاب» مصدر ميمى از «تابَ» و به معناى بازگشتن است. كسره باء در آن حاكى از حذف ياى متكلم مى باشد و تقديم «إليه» بر آن دلالت بر حصر دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 36 - 12
12- بازگشت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و نيز ساير انسان ها فقط به خداوند است .
و إليه مئاب
«مئاب» به معناى بازگشت است و كسره «مئابِ» در آيه شريفه ، حاكى از حذف «ياء» متكلم مى باشد. بنابراين «مئابِ» يعنى مئابى.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 41 - 3
3- خداوند ، آدميان را به تدريج مى ميراند و از ميان مى برد .
أولم يروا أنَّا نأتى الأرض ننقصها من أطرافها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 28 - 7
7- انسان با مرگ ، نيست و نابود نمى شود .
تتوفّ-هم الملئكة
«تتوفّى» (از مصدر توفّى) به معناى گرفتن چيزى به صورت كامل است و اين حكايت از آن دارد كه انسان با مرگ نابود نمى شود;
بلكه حقيقت وى اخذ و منتقل مى گردد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 30 - 14
14- حيات انسان ها با مرگ ، پايان نمى پذيرد .
للذين أحسنوا . .. و لدار الأخرة خير
با توجه با اينكه آيه درصدد پاداش نيكوكاران در سراى ديگر است معلوم مى شود كه مرگ پايان حيات آنان نيست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 32 - 5
5- انسان ، با مرگ نيست و نابود نمى شود .
الذين تتوفّ-هم الملئكة
«تتوفى» (از مصدر توفى) به معناى گرفتن چيزى به صورت كامل است و اين معنا حكايت از آن دارد كه حقيقت انسان گرفته مى شود و منتقل مى گردد. فراز بعدى آيه (سلام عليكم فادخلوا الجنّة) نيز مؤيد برداشت فوق است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 58 - 2
2- سرنوشت همه انسان ها ، قبل از فرا رسيدن قيامت ، مرگ و مير است .
و إن من قرية إلاّ نحن مهلكوها قبل يوم القيمة أو معذّبوها عذابًا شديدًا
هلاكت و عذاب الهى، هر دو كنايه از مرگ است و بيان اين حقيقت، شايد از اين جهت باشد كه همه انسانها قبل از قيامت مى ميرند منتهى صالحان با مرگ طبيعى و كافران با عذاب خواهند مرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 40 - 4
4- همه آدميان به سوى خداوند بازگردانده خواهند شد .
و إلينا يرجعون
از مجهول بودن «يرجعون» استفاده مى شود كه انسان ها - چه بخواهند و چه نخواهند - به خداوند رجوع داده خواهند شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 15 - 13
13 - حضور در صحنه قيامت و برخورد با سزاى اعمال دنيايى خود ، فرجام همه انسان ها است .
إنّ الساعة . .. لتجزى كلّ نفس بما تسعى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 55 - 2،4
2 - بازگشت به اندرون زمين ، سرنوشت همه انسان ها است .
و فيها نعيدكم
4 - مرگ و معاد ، سرنوشت همه انسان ها است .
و فيها نعيدكم و منها نخرجكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 35 - 1،5
1- مرگ ، سرنوشت اجتناب ناپذير انسان ها است .
كلّ نفس ذائقة الموت
«نفس» داراى معانى متعددى است كه از جمله آنها «حقيقت»، «عين» و «ذات» مى باشد. بنابراين «كلّ نفس ذائقة الموت»; يعنى، هر شخصى طعم مرگ را خواهيد چشيد.
5- بازگشت تمامى انسان ها به سوى خدا است .
و إلينا ترجعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 93 - 3
3- بازگشت تمامى انسان ها به سوى خداوند است .
كلٌّ إلينا رجعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 48 - 6
6 - بازگشت تمامى انسان ها ، تنها به سوى خدا است .
و إلىّ المصير
«مصير» مصدر ميمى و به معناى بازگشتن است. تقديم «إلىّ» (خبر) بر «مصير» (مبتدا) مفيد حصر است; يعنى، «ليس الرجوع إلاّ إلىّ».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 66 - 2
2 - مرگ ، سرنوشت قطعى تمامى انسان ها
ثمّ يميتكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 79 - 3،4
3 - بازگشت قهرى همه انسان ها ، به سوى خدا است .
و إليه تحشرون
4 - خدا ، مبدأ آغازين و مرجع نهايى انسان ها
و هو الذى ذرأكم . .. و إليه تحشرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 64 - 6
6 - سراسر زندگى انسان از آغاز تا فرجام ، تحت تدبير خداى يگانه
أمّن يبدؤا الخلق ثمّ يعيده و من يرزقكم من السماء و الأرض
واژه «يبدأ» اشاره به آغاز و «يعيد» اشاره به فرجام و «يرزقكم» يادآورى به نياز مداوم انسان در طول زندگى به الطاف و حمايت هاى الهى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 39 - 7
7 - بازگشت به خداوند و دريافت كيفر يا پاداش او در سراى آخرت ، فرجام قطعى انسان ها است .
و ظنّوا أنّهم إلينا لايرجعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 70 - 9
9 - بازگشت همه انسان ها ، تنها به سوى خداوند است .
و إليه ترجعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 88 - 12
12 - بازگشت همگان تنها به سوى خداوند است .
و إليه ترجعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 8 - 13
13 - انسان ها ، در پى سپرى شدن عمر جهان ، در محضر خداوند حضور مى يابند .
ما خلق اللّه . .. إلاّ بالحقّ و أجل مسمّى ... و إنّ كثيرًا من الناس بلقاى ربّهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 23 - 4
4 - خداوند ، تنها مبدأ و مرجع انسان ها است .
إلينا مرجعهم
از تقديم خبر، حصر استفاده مى شود. لازم به ذكر است كه آيه، اگرچه درباره كافران است، اما كافران، در مورد بازگشت شان به
خدا خصوصيتى ندارند و اين بازگشت، براى همه انسان ها است. گفتنى است از واژه «مرجع» (بازگشتن) به دست مى آيد كه مبدأ نيز خداوند است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - سجده - 32 - 11 - 9،10،11
9 - بازگشت انسان به سوى پروردگار ، پس از مرگ و پايان حيات دنيوى ، قهرى است .
يتوفّيكم . .. ثمّ إلى ربّكم ترجعون
فعل مجهول «ترجعون» (بازگشت داده مى شويد) حكايت از بازگشت قهرى دارد.
10 - پروردگار ، مبدأ و منت هاى حركت انسان ها است .
ثمّ إلى ربّكم ترجعون
«رجوع» در جايى اطلاق مى شود كه سابقه اى داشته باشد.
11 - ربوبيت خداوند ، مقتضى بازگشت انسان ها به سوى او پس از اتمام حيات دنيوى است .
ثمّ إلى ربّكم ترجعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 18 - 15
15 - بازگشت انسان ها ، تنها به سوى خداوند است .
و إلى اللّه المصير
برداشت ياد شده، مبتنى بر اين است كه آيه شريفه تنها ناظر به بازگشت انسان ها باشد. گفتنى است تقديم خبر (إلى اللّه) بر مبتدا (المصير)، مفيد حصر مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 83 - 5
5 - بازگشت همگان ، به سوى خدا است .
و إليه ترجعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 7 - 14،15
14 - خداوند ، مرجع و فرجام سير انسان ها است .
ثمّ إلى ربّكم مرجعكم
15 - قيامت ، روز بازگشت انسان ها به خدا و فرجام سير آنان
ثمّ إلى ربّكم مرجعكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 44 - 8
8 - بازگشت همه انسان ها پس از مرگ تنها به سوى خدا است .
ثمّ إليه ترجعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 43 - 5
5 - بازگشت همه انسان ها ، به سوى خدا است .
و أنّ مردّنا إلى اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 21 - 11
11 - بازگشت انسان ها ، تنها به سوى خداوند است .
و إليه ترجعون
تقديم «إليه» بر «ترجعون» مى تواند براى افاده حصر باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 8 - 2
2 - مشيت خداوند ، حركت انسان ها به سوى فرجام ، براساس اختيار و انتخاب خود آنان
و لو شاء اللّه لجعلهم أُمّة وحدة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 15 - 30
30 - بازگشت همه انسان ها به سوى خدا است .
و إليه المصير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 85 - 7
7 - بازگشت حتمى و قهرى آدميان ، به سوى فرمانرواى هستى ( خداوند )
و إليه ترجعون
مجهول آمدن «تُرجعون»، قهرى بودن معاد را مى رساند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 60 - 1
1 - مرگ ، سرنوشتى گريزناپذير براى انسان ها
نحن قدّرنا بينكم الموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جمعه - 62 - 8 - 1
1 - مرگ ، سرنوشتى حتمى و اجتناب ناپذير براى انسان ها
قل إنّ الموت . .. فإنّه ملقيكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - منافقون - 63 - 11 - 3
3 - مرگ ، سرنوشت حتمى همه انسان ها
و لن يؤخّر اللّه نفسًا إذا جاء أجلها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تغابن - 64 - 3 - 11
11 - معاد و بازگشت انسان ها ، به پيشگاه عدل الهى براى كيفر و پاداش ، مقتضاى آفرينش به حق و هدفمند جهان است .
خلق السموت و الأرض . .. و إليه المصير
ذكر معاد انسان ها - پس از بيان آفرينش جهان بر پايه حق و هدفمندى - مى تواند گوياى نكته ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 21 - 1
1 - مرگ ، سرنوشت محتوم همه انسان ها است .
ثمّ أماته
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - غاشيه - 88 - 25 - 1
1 - بازگشت همه انسان ها به سوى خداوند است .
إنّ إلينا إيابهم
«إياب»، از ريشه «اُوب» و به معناى رجوع است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - تين - 95 - 5 - 4
4 - حاكميت خداوند ، بر آغاز و فرجام انسان ها
لقد خلقنا الإنسن . .. ثمّ رددنه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - علق - 96 - 8 - 2
2 - خداوند ، مرجع و مقصد نهايى همه انسان ها است .
إنّ إلى ربّك الرجعى
آيات پيشين، نشان مى دهد كه مصداق بارز «رجعى» بازگشت انسان ها است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 35 - 8
8- قيامت ، روز ظهور نتايج امتحان و آزمايش انسان ها است .
و نبلوكم . .. و إلينا ترجعون
با توجه به ارتباط دو جمله «نبلوكم. ..» و «إلينا ترجعون»، به دست مى آيد كه جمله اخير، فلسفه و غايت ابتلا و امتحان را بيان كرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ليل - 92 - 10 - 8
8 - خداوند ، در تأكيد بر تفاوت فرجام انفاق گران با تقوا و بخيلان زراندوز ، به سيطره شب و جلوه روز و به ذات خويش ، سوگند ياد كرده است .
و الّيل . .. إنّ سعيكم لشتّى . فأمّا من أعطى ... لليسرى . و أمّا من بخل ... فسني
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 26 - 1
1 - مرگ و فنا ، فرجام حتمى و نهايى همه زمينيان
كلّ من عليها فان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 65 - 7
7 - تأكيد خداوند بر وارد ساختن اهل كتاب به بهشت پر نعمت در صورت ايمان به خدا ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) و تمامى كتب آسمانى و
رعايت تقوا
و لو ان أهل الكتب . .. لادخلنهم جنت النعيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 68 - 21
21 - بسيارى از اهل كتاب مردمانى كفرپيشه و داراى سرنوشتى شوم
ياهل الكتب لستم على شىء . .. فلاتأس على القوم الكفرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بينه - 98 - 6 - 2
2 - فرجام اهل كتاب ، در صورت كفر به اسلام ، هم تراز با مشركان است .
إنّ الذين كفروا من أهل الكتب و المشركين فى نار جهنّم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 91 - 1،4،5،6
1 - كفرپيشگان قوم شعيب با گرفتار شدن به لرزشى شديد به هلاكت رسيدند .
فأخذتهم الرجفة فأصبحوا فى دارهم جثمين
«رجفة» به معناى اضطراب و لرزش است و به قرينه «فاصبحوا . .. » معلوم مى شود كه آن لرزش بسيار شديد بوده است. قابل ذكر است كه «فأخذتهم الرجفة»، (لرزش آنان را فراگرفت) هم مى تواند به اين معنى باشد كه لرزشى شديد به اندام آنان مستولى شد و هم مى تواند به اين معنى باشد كه زمين لرزه شديد آنان را فراگرفت.
4 - كفرپيشگان قوم شعيب بر اثر عذاب الهى ، همگان به رو بر زمين افتادند و هلاك شدند .
فأصبحوا فى دارهم جثمين
«جثوم» به معناى به زمين چسبيدن و حركت نكردن است و برخى گفته اند به معناى فرو افتادن شخص است بر سينه خود.
5 - لرزش شديد و عذاب نازل شده بر قوم شعيب توان حركت و بيرون آمدن از خانه ها را از ايشان سلب كرد .
فأصبحوا فى دارهم جثمين
«فى دارهم» هم مى تواند اشاره به اين نكته باشد كه نزول عذاب هنگامى بود كه همه و يا اكثر آنان در خانه هايشان استراحت مى كردند و هم مى تواند علاوه بر اين، اشاره به اين داشته باشد كه با احساس لرزش زمين، كه طبعاً آدمى از خانه مى گريزد، قوم شعيب نيز خواستند از خانه ها بيرون شوند، ولى عذاب مهلت نداد و در همانجا به هلاكت رسيدند. با توجه به اينكه «فى دارهم» متعلق به «جثمين» است، اين معنا وضوح بيشترى پيدا مى كند.
6 - هلاكت كافران قوم شعيب و نجات مؤمنان آن قوم ، داورى به حق خداوند در ميان آنان
ربنا افتح بيننا و بين قومنا بالحق . .. فأخذتهم الرجفة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 70 - 2،6
2 - اطلاع مردم عصر پيامبر از سرنوشت قوم نوح ، عاد ، ثمود ، ابراهيم ، اصحاب مدين و شهر هاى زير و رو شده پيشينيان ( قوم لوط و . . . )
ألم يأتهم نبأ الذين من قبلهم قوم نوح . .. و المؤتفكت
استفهام در «ألم يأتهم» براى توبيخ است. سرزنش منافقان و كافران به خاطر عبرت نگرفتن از سرنوشت پيشينيان، رساى به اين حقيقت است كه آنان از سرگذشت پيشينيان آگاهى داشتند.
6 - منافقان ، در معرض نزول عذاب الهى و مبتلا شدن به سرنوشت قوم نوح ، عاد ، ثمود ، قوم ابراهيم و اصحاب مدين
وعد اللّه المنفقين . .. ألم يأتهم نبأ الذين من قبلهم قوم نوح ... و أصحب مدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 84 - 22
22- شعيب ( ع ) نگران آينده اى ناگوار براى مشركان و گنه كاران مردم خويش
إنى أخاف عليكم عذاب يوم محيط
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 89 - 4
4- شعيب ( ع ) كفرپيشگان ستيزه جوى قومش را به مبتلا شدن سرنوشتى همانند سرنوشت برخى از جوامع هلاك شده پيشين هشدار داد .
و يقوم لايجرمنّكم شقاقى أن يصيبكم مثل ما أصاب قوم نوح أو قوم هود
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 95 - 5
5- سرنوشت و فرجام مردم مدين ( قوم شعيب ) همانند سرنوشت ثموديان ( قوم صالح ) شد .
ألا بُعدًا لمدين كما بعدت ثمود
تشبيه در جمله «ألا بُعدًا . ..» - علاوه بر بيان همسانى هلاكت مردم مدين با هلاكت قوم ثمود - ناظر به سخن شعيب(ع) - كه در آيه 89 مطرح شد - نيز مى باشد. آن حضرت مردم خويش را به سرنوشتى همانند سرنوشت يكى از اقوام گذشته هشدار داد. آيه مورد بحث بيان مى دارد كه آن قوم، قوم صالح (ثموديان) بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 18 - 1
1- در نزاع ميان جبهه حق و باطل ، پيروزى نهايى از آنِ حق مداران است .
بل نقذف بالحقّ على البطل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 98 - 8
8 - پيروزى نهايى در عرصه مبارزه حق و باطل ، از آنِ جبهه حق خواهد بود .
إذ قال لأبيه و قومه ماذا تعبدون . .. قالوا ابنوا له بنينًا فألقوه فى الجحيم . ف
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - مجادله - 58 - 21 - 1
1 - در جنگ حق و باطل ، غلبه با حق است .
كتب اللّه لأغلبنّ أنا و رسلى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 36 - 9
9- رفاه مند مغرور ، به برخوردارى از عاقبتى نيكوتر و نعمت هايى برتر در صورت برپايى قيامت مطمئن بود .
ولئن رُددتُّ إلى ربّى لأجدنّ خيرًا منها منقلبًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 152 - 5
5 - گرفتار شدن به غضب الهى و عجين شدن زندگانى دنيا به ذلت و خوارى ، فرجام پرستشگران غير خدا
إن الذين اتخذوا العجل سينالهم غضب من ربهم و ذلة فى الحيوة الدنيا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 45 - 11
11- بت پرستان ، هم سو با شيطانند و سرنوشت آنان هم سان فرجام او است .
فتكون للشيطن وليًّا
«ولىّ» از ماده «وَلْى» (نزديك شدن يا درپى درآمدن) مشتق است و جمله «فتكون . ..» حاكى از آن است كه سرنوشت بت پرستان و شيطان، نزديك به هم و در يك رديف است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 180 - 30
30 - عذاب سخت الهى در قيامت ، فرجام بخلورزى و عدم انفاق از دارايى هاى فزون بر نياز
و لا يحسبنّ الّذين يبخلون بما اتيهم اللّه من فضله
رسول اللّه (صلی الله علیه و آله): ما من ذى رحم يأتى ذا رحمة فيسأله من فضل ما اعطاه اللّه اياه فيبخل عليه الّا خرج له يوم القيامة من جهنّم شجاع يتلمّظ حتى يطوّقه. ثم قرأ «و لا يحسبنّ ... ».
الدر المنثور، ج 2، ص 395.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ليل - 92 - 10 - 8
8 - خداوند ، در تأكيد بر تفاوت فرجام انفاق گران با تقوا و بخيلان زراندوز ، به سيطره شب و جلوه روز و به ذات خويش ، سوگند ياد كرده است .
و الّيل . .. إنّ سعيكم لشتّى . فأمّا من أعطى ... لليسرى . و أمّا من بخل ... فسني
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ماعون - 107 - 7 - 1
1 - كسانى كه از عاريه دادن لوازم منزل ، دريغ ورزيده ، احتياجات مردم را ناديده مى گيرند ، گرفتار نفرين خدايند و عذاب جهنم ، فرجام آنان است .
فويل . .. و يمنعون الماعون
«ماعون»، عنوان عامى براى اثاثيه منزل، از قبيل ديگ، تبر، و كاسه است (مصباح). اين كلمه به معناى كار خير و باران و آب و هر چيز نافع نيز مى آيد (قاموس). ريشه آن «مَعْن» (چيزى كه كم و آسان باشد) است و برخى اصل آن را «معونة» (ابزار كمك دهنده) دانسته اند. (صحاح اللغة)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 60 - 14
14 - بيان سرنوشت شوم بدكاران و تحليل تاريخ گذشتگان ، از روش هاى قرآن براى هدايت بشر و بازدارى آنان از رفتار هاى
ناپسند
قل هل انبئكم بشرّ من ذلك مثوبة عند اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 90 - 1
1 - سرنگون شدن و به روى افتادن در آتش دوزخ ، كيفر و فرجام بدكاران
و من جاء بالسيّئة فكبّت وجوههم فى النّار
«كَبَّ» (مصدر مجهول «كُبَّت») به معناى سرنگون شدن است. بنابراين «فكبّت وجوههم فى النار»; يعنى، آنان با صورت [توسط مأموران الهى] در آتش سرنگون خواهند شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 10 - 1
1 - فرجام حتمى بدكاران ، تكذيب و تمسخر آيات خداوند است .
ثمّ كان عقبة الذين أسئوا السوأى أن كذّبوا بأيت اللّه و كانوا
برداشت فوق مبتنى بر اين است كه «عاقبة» خبر مقدم «كان»، و «السوأى» مفعول مطلقِ «أسائوا» و «أن كذّبوا» اسم مؤخر فعل «كان» باشد. بنابراين، جمله، چنين مى شود: «ثمّ كان التكذيبُ عاقبةَ الذين أساؤوا». لازم به ذكر است كه آورده شدن جمله با فعل ماضى «كان»، دلالت بر حتميّت آن مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 211 - 2
2 - سرنوشت بنى اسرائيل ، بايد مايه عبرتى براى مسلمانان باشد .
يا ايها الذين امنوا ادخلوا فى السلم كافة . .. سَلْ بنى اسرائيل
به نظر مى رسد پندگيرى از سرنوشت بنى اسرائيل، هدف از امر الهى نسبت به تحقيق درباره آنهاست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 80 - 13
13 - گرفتارى به غضب الهى سرنوشت شوم بنى اسرائيل
لبئس ما قدمت لهم انفسهم ان سخط اللّه عليهم
«ان سخط اللّه عليهم» به اصطلاح اهل ادب، مخصوص به ذم است يعنى گرفتارى بنى اسرائيل به غضب و سخط الهى، دستاورد شومى است كه براى آخرت خويش فرستاده اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 15 - 1
1 - رفتار و سرنوشت مشابه و همگون يهود بنى نضير ، با يهوديان تبعيدى بنى قينقاع
كمثل الذين من قبلهم قريبًا
مراد از «الذين من قبلهم قريبًا» مى تواند يهود بنى قينقاع باشد. برخى از مفسران نيز بر همين عقيده اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 15 - 1،2
1 - رفتار و سرنوشت مشابه و همگون يهود بنى نضير ، با يهوديان تبعيدى بنى قينقاع
كمثل الذين من قبلهم قريبًا
مراد از «الذين من قبلهم قريبًا» مى تواند يهود بنى قينقاع باشد. برخى از مفسران نيز بر همين عقيده اند.
2 - فرجام يهود بنى نضير در موضع گيرى عليه اسلام ، منتهى به شكست آنان ، همچون فرجام مشركان مكه در بدر *
كمثل الذين من قبلهم قريبًا
برخى برآنند كه مراد از «الذين من قبلهم قريبًا»، مشركان مكه در بدر است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - اعلى - 87 - 10 - 5
5 - فرجام بى اعتنايى به پيام هاى قرآن ، هراس انگيز و هولناك است .
سنقرئك . .. فذكّر ... سيذّكّر من يخشى
خشيت و ترس از خداوند، به معناى هراس از مجازات هاى او در صورت روى گردانى از تذكرات قرآنى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 98 - 4
4 - بيان فرجام كفرپيشگان بى تقوا ، از روش هاى قرآن در هدايت مردم به ايمان و تقواست .
و لكن كذبوا فأخذنهم . .. أو أمن أهل القرى أن يأتيهم بأسنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 15 - 20
20- بى تقوايى و هواپرستى ، منتهى به خلود در آتش دوزخ
زيّن له سوء عمله و اتّبعوا أهواءهم . .. هو خلد فى النار
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 41 - 2
2 - روسياهى در قيامت ، فرجام بى نياز ديدن خود از پند و اندرز قرآن
أمّا من استغنى . .. كلاّ إنّها تذكرة ... ترهقها قترة
ارتباط اين آيه با آيات آغاز سوره، گوياى برداشت ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 95 - 14
14 - دوزخ ، جايگاه و فرجام نهايى آنان كه مظهر پليدى اند .
إنهم رجس و مأويهم جهنم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 18 - 2
2 - دوزخ، جايگاه حتمى ابليس و پيروان او
لمن تبعك منهم لأملأن جهنم منكم أجمعين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 128 - 20
20 - جايگاه ابدى جنيان اغواگر (شيطانها) و انسانهاى پيرو ايشان آتش دوزخ است.
قال النار مثويكم خلدين فيها
«مثوى» اسم مكان و به معنى جايگاه و محل استقرار است. (راغب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 85 - 4
4 - دوزخ ، سرنوشت مشترك شيطان ها و انسان هاى پيرو آنان
لأملأنّ جهنّم منك و ممّن تبعك منهم أجمعين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 6 - 10
10 - گرفتار شدن به آتش برافروخته و پرالتهاب دوزخ ، سرنوشت و كيفر پيروان حزب شيطان
إنّما يدعوا حزبه ليكونوا من أصحب السعير
«سعير» به معناى آتش افروخته و ملتهب است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 17 - 1
1 - شيطان و پيروان كافر او ، داراى فرجامى همگون و هر دو مخلد در آتش
فكان عقبتهما أنّهما فى النار خلدَين فيها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 59 - 1
1 - پيروان طاغيان ، به سرنوشت خود آنان دچار گشته و به جايگاه آنان وارد مى شوند .
هذا فوج مقتحم معكم لامرحبًا بهم
«فوج» به معناى جماعت و «مقتحم» (از ماده «اقتحام») به معناى وارد شدن در كار شديد است. گفتنى است مقصود از «فوج» - به قرينه (معكم) و آيه بعد - پيروان طاغيان مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 211 - 3
3 - لزوم تحقيق در سرگذشت امّت هاى پيشين و پندآموزى از تاريخ آنان
سَلْ بنى اسرائيل كم اتيناهم . .. فانّ اللّه شديد العقاب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 6 - 3
3 - آگاهى كافران عصر پيامبر(صلی الله علیه و آله) از سرنوشت امتهاى پيشين
ألم يروا كم أهلكنا من قبلهم من قرن مكنهم فى الأرض
از اينكه مى فرمايد «ألم يروا»، معلوم مى شود تاريخ گذشتگان در دسترس كافران بوده و از آن اطلاع داشته اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 100 - 4
4 - پندناپذيرى مردم از عاقبت شوم گذشتگان ، امرى نابخردانه و شگفت آور
أو لم يهد للذين يرثون . .. أن لو نشاء أصبنهم
همزه استفهام در «او لم يهد» براى تعجب است. يعنى عقل اقتضاى پندپذيرى دارد و از انسان مدعى عقل شگفت آور است كه پند نگيرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 38 - 3
3 - گرفتار شدن به سرنوشت شوم پيشينيان ، تهديد الهى نسبت به كافران ستيزه گر عليه اسلام
و إن يعودوا فقد مضت سنت الأولين
جواب شرط «إن يعودوا . .. » حذف شده و جمله «فقد مضت ... » جانشين آن مى باشد و تقدير كلام چنين است: «و إن يعودوا فانتقمنا منهم كما انتقمنا من الأولين ... .»
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 165 - 11
11 - ترك كنندگان نهى از منكر ، شريك جرم گنهكاران و داراى سرنوشتى همسان با آنان هستند .
أنجينا الذين ينهون عن السوء و أخذنا الذين ظلموا بعذاب بئيس
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 106 - 7
7 - توبه كنندگانى كه صرفاً از خطاى خويش نادم باشند و عملا در مقام جبران خطا ها بر نيايند ، داراى سرنوشتى مبهم از جهت عذاب و غفران
و ءاخرون . .. إما يعذبهم و إما يتوب عليهم
خداوند در اين آيات سه گروه را ياد كرده است: 1 - «و من أهل المدينة . .. » ; 2 - «و آخرون اعترفوا بذنوبهم» ; 3 - «و آخرون مرجون لأمر اللّه» كه از مقايسه اين سه گروه مى توان نتيجه گرفت كه گروه سوم اصرار بر خطا ندارند و نادمند ; ولى همانند گروه دوم اعتراف به خطا نكرده و در مقام جبران برنيامده اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ممتحنه - 60 - 7 - 2
2 - نويدبخشى خداوند ، به منتهى شدن برائت مؤمنان از مشركان ، به فرجامى نيك و مودّت آفرين
عسى اللّه . .. مودّة
با توجه به اين كه آياتِ برائت از مشركان، نگرانى تداوم جنگ و ستيز با ايشان را تداعى مى كند; اين آيه مى تواند زداينده اين نگرانى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 30 - 8
8- دوزخ ، سرانجام تلاش براى ترويج آيين شرك و گمراه كردن مردم از مسير خدا و يگانه پرستى
و جعلوا لله أندادًا ليضلّوا عن سبيله . .. فإن مصيركم إلى النار
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 2 - 4
4- مسلمان و تسليم خدا بودن ، فرجامى نيك و پسنديده دارد .
ربما يودّ الذين كفروا لو كانوا مسلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 138 - 2
2 - به دور بودن راه پيشينيان از هرگونه پيامد شوم ( عذاب و كيفر الهى ) ، در ديدگاه قوم عاد
إن هذا إلاّ خلق الأوّلين . و ما نحن بمعذّبين
با توجه به اين كه «هذا» در آيه پيش، اشاره به روش و رفتار قوم عاد داشته باشد، استدلال آنها به صورت زير خواهد بود: اين شيوه اى كه ما در پيش گرفته ايم، سلوك پيشينيان ما است. اين رفتار براى پيشينيان، پيامد ناگوارى نداشته است; پس براى ما نيز نتيجه بدى نخواهد داشت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 10 - 3
3 - تكذيب و استهزاى آيات الهى ، بدترين فرجام را دارد .
ثمّ كان عقبة الذين أسئوا السوأى
بنابر اين كه «عاقبة» خبر مقدم «كان» و «السوأى» اسم آن و «أن كذّبوا» مفعولٌ له فعل «أسائوا» باشد، نكته بالا فهميده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 148 - 9
9 - فرجام تكذيب انبيا چشيدن عذاب خداست.
كذب الذين من قبلهم حتى ذاقوا بأسنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 10 - 2
2 - تكذيب پيامبران الهى و بيّنات آنان عملى زشت و داراى فرجامى ناگوار است .
و جاءتهم رسلهم بالبيّنت فما كان اللّه ليظلمهم . .. ثمّ كان عقبة الذين أسئوا ا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 6 - 6
6 - هلاكت، سرانجام مبارزه با حق (اعراض، تكذيب و استهزاى آن)
ما تأتيهم من ءاية . .. إلا كانوا عنها معرضين. فقد كذبوا بالحق ... ألم يروا كم أه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نازعات - 79 - 39 - 2
2 - ناديده گرفتن مقام ربوبيت خداوند و زياده روى در هواپرستى ، فرجامى جز آتش دوزخ ندارد .
فأمّا من طغى . .. فإنّ الجحيم هى المأوى
از آن جا كه مراد از طغيان در «من طغى» - به قرينه «من خاف مقام ربّه و نهى النفس عن الهوى» (در آيات بعد) - بى اعتنايى به پروردگار و پيروى از هواى نفس است، تهديد به جحيم نيز، درباره كسانى است كه اين گونه باشند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 2 - 4
4- پرستش خداى يكتا ، درپى دارنده فرجامى خوش و نيكوست .
إننى لكم منه . .. بشير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 9 - 5
5 - توحيد و پرستش خداى يگانه ، راهى كه به لقاى خدا مى انجامد .
سبيل اللّه
مراد از «سبيل اللّه» (راه خدا) توحيد و يكتاپرستى است. تسميه توحيد به «راه خدا» يا بدان جهت است كه آيين توحيد، خطى است كه از سوى خدا ترسيم شده و به وسيله پيامبران به مردم ارائه شده است و يا بدان جهت مى باشد كه توحيد و يكتاپرستى،
راهى است كه با پيمودن آن، مى توان به خدا رسيد و به لقاى او دست يافت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 25 - 2
2 - پرستش خداى يگانه ، راهى به سوى خدا و منتهى به لقاى او است .
و يصدّون عن سبيل اللّه
«سبيل اللّه» يعنى راه خدا «راه خدا» مى تواند به معناى راهى باشد كه «خدا براى اهل ايمان ترسيم و تعيين كرد» و يا مى تواند به معناى راهى باشد كه «به سوى خدا و به او منتهى مى شود». برداشت فوق بر پايه معناى دوم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 27 - 2
2- مرگ ، خط پايانى بر توطئه ها و هواپرستى عناصر سست ايمان منافق
قالوا للذين كرهوا . .. فكيف إذا توفّتهم الملئكة
از ارتباط دو آيه، مطلب بالا قابل برداشت است; يعنى، سست ايمان هاى منافق، گرچه در دنيا به هر كارى دست مى زنند; اما با مرگ - كه به تمامى توطئه هاشان پايان خواهد داد - چه خواهند كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 49 - 12
12 - تزوير هاى فرعون عليه موسى ( ع ) ، سرانجام دامنگير خود وى شد .
إنّ هذا لسحر عليم . .. قال ءامنتم له قبل أن ءاذن لكم
اتهام سحر به موسى(ع) نخست از جانب فرعون صورت گرفت و ساحران را او گرد آورد و هم او مردم را براى نظارت دعوت كرد. همه اينها در نهايت، سبب ايمان عده اى به موسى(ع) شد و زمينه رسوايى خود فرعون را فراهم ساخت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 34 - 14
14 - زراندوزان ، اهل جهنمند .
فبشرهم بعذاب أليم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ليل - 92 - 10 - 8
8 - خداوند ، در تأكيد بر تفاوت فرجام انفاق گران با تقوا و بخيلان زراندوز ، به سيطره شب و جلوه روز و به ذات خويش ، سوگند ياد كرده است .
و الّيل . .. إنّ سعيكم لشتّى . فأمّا من أعطى ... لليسرى . و أمّا من بخل ... فسني
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 49 - 8
8 - تهديد ساحران مؤمن از سوى فرعون به داشتن فرجامى تيره و وحشتناك
فلسوف تعلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 44 - 4
4- هفت جرم و راه خطا در دنيا وجود دارد كه به جهنّم منتهى مى شود .
إن جهنّم . .. لها سبعة أبوب لكلّ باب منهم جزء مقسوم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 179 - 3
3 - خداوند رقم زننده سرنوشت و تعيين كننده فرجام انسان ها و جنيان
و لقد ذرأنا لجهنم كثيراً من الجن و الإنس
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 128 - 20
20 - جايگاه ابدى جنيان اغواگر (شيطانها) و انسانهاى پيرو ايشان آتش دوزخ است.
قال النار مثويكم خلدين فيها
«مثوى» اسم مكان و به معنى جايگاه و محل استقرار است. (راغب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - طلاق - 65 - 9 - 1،2،3
1 - بسيارى از جوامع انسانى ، به خاطر سرپيچى از فرمان هاى خدا و پيامبران ، به سزاى سنگين و پيامد زيان بار كردار خويش دچار شدند .
و كأيّن من قرية عتت عن أمر ربّها. .. فذاقت وبال أمرها
«وبال» به معناى شدت و سنگينى است و مقصود از آن در آيه شريفه شدت مجازات و سنگينى پيامدهاى كردارها است.
2 - جوامعى كه از فرمان هاى خدا و پيامبران سرباز زدند ، به فرجامى خسارت بار گرفتار شدند .
و كان عقبة أمرها خسرًا
3 - جوامع عصيانگر و متمرد از فرمان هاى خدا و پيامبران ، در معرض روبه رو شدن با پيامد هاى سنگين كردار خويش و دچار شدن به فرجامى خسارت بار
فذاقت وبال أمرها و كان عقبة أمرها خسرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 121 - 2
2 - دوزخ ، فرجام پذيرندگان ولايت شيطان
و من يتخذ الشيطن ولياً . .. أولئك ماويهم جهنم و لايجدون عنها محيصاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 113 - 10
10 - هيچ كس حتى پيامبر (صلی الله علیه و آله) قادر به تغيير سرنوشت شوم ( دوزخى بودن ) مشركان نيست .
ما كان للنبى . .. من بعد ما تبين لهم أنهم أصحب الجحيم
از اينكه نام پيامبر (صلی الله علیه و آله) به خصوص ذكر شده است، استفاده مى شود كه نه تنها دعاى ساير مؤمنان در حق مشركان بى نتيجه است بلكه حتى پيامبر(صلی الله علیه و آله) هم نمى تواند سرنوشت آنان را با استغفار تغيير دهد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 5 - 1
1 - برخى از حاضران مجلس پيامبر (صلی الله علیه و آله) در ماجراى ابن ام مكتوم ، خود را از پند و اندرز هاى الهى بى نياز مى ديدند و از فرجام خود نگرانى نداشتند .
أمّا من استغنى
به قرينه «جاءك» و «يخشى» - در آيات بعد - مراد از جمله «استغنى»، احساس بى نيازى نسبت به حضور در مجلس وعظ و ارشاد و نيز بى خطر ديدن عاقبت خويش است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - مجادله - 58 - 22 - 28
28 - رستگارى و ظفرمندى ، فرجام قطعى حزب خدا ( مؤمنان راستين )
ألا إنّ حزب اللّه هم المفلحون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 31 - 26
26 - سرانجام شوم حسادت و برادركشى قابيل ، درسى براى اهل كتاب
و اتل عليهم نبأ ابنى ءادم . .. فاصبح من الندمين
با توجه به اينكه ضمير در «عليهم» به اهل كتاب باز مى گردد، هدف اصلى از بر شمردن پيامدهاى قتل هابيل، پند گرفتن آنان خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 51 - 14
14- درخشش نهايى از آنِ حق است .
الئن حصحص الحق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 18 - 1
1- در نزاع ميان جبهه حق و باطل ، پيروزى نهايى از آنِ حق مداران است .
بل نقذف بالحقّ على البطل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 98 - 8
8 - پيروزى نهايى در عرصه مبارزه حق و باطل ، از آنِ جبهه حق خواهد بود .
إذ قال لأبيه و قومه ماذا تعبدون . .. قالوا ابنوا له بنينًا فألقوه فى الجحيم . ف
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - مجادله - 58 - 21 - 1
1 - در جنگ حق و باطل ، غلبه با حق است .
كتب اللّه لأغلبنّ أنا و رسلى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 58 - 3
3- گرفتارى به عذاب استيصال پيش از فرا رسيدن قيامت ، سرنوشت محتوم همه اقوام و جوامع كافر و مشرك حق ستيز است .
و إن من قرية إلاّ نحن مهلكوها قبل يوم القيمة
اينكه آيه مى فرمايد: همه جوامع بشرى قبل از قيامت يا هلاك مى شوند و يا دچار عذاب مى شوند احتمال دارد كه مراد از «مهلكوها» هلاكت انسانهاى معمولى و مراد از «معذّبوها» عذاب كافران و مشركان باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 78 - 10
10 - حق ستيزان ، سرانجام مقهور قدرت شكست ناپذير خداوند
إنّ ربّك يقضى بينهم بحكمه و هو العزيز العليم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 83 - 7
7 - قيامت ، پايان بازيگرى و بيهوده گرايى هاى كافران حق ستيز
يخوضوا و يلعبوا حتّى يلقوا يومهم الذى يوعدون
بنابراين كه مراد از «يومهم. ..» روز قيامت باشد، برداشت بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 24 - 3
3- دوزخ ، فرجام هر كفرپيشه معاند حق ستيز
ألقيا فى جهنّم كلّ كفّار عنيد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 36 - 6
6 - هلاكت ، سرنوشت محتوم همه توان مندان حق ستيز تاريخ
و كم أهلكنا . .. هل من محيص
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 37 - 2
2 - فرجام هلاكت بار قدرت هاى حق ستيز تاريخ ، مايه تذكر خردمندان و مردمان حق شنو
إنّ فى ذلك لذكرى لمن كان له قلب أو ألقى السمع
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 6 - 6
6 - هلاكت، سرانجام مبارزه با حق (اعراض، تكذيب و استهزاى آن)
ما تأتيهم من ءاية . .. إلا كانوا عنها معرضين. فقد كذبوا بالحق ... ألم يروا كم أه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 8 - 2
2 - كفر و حق ستيزى ، منتهى به تناقض در گفتار و انديشه *
إنّكم لفى قول مختلف
مخاطب «إنّكم»، كافران هستند. از آن جايى كه براى آنان وصفى آورده نشده، استفاده مى شود كه نفس كفر آنان، منتهى به اختلاف در گفتار و پندار آنها شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 89 - 5
5 - حق ناپذيران لجوج ، شاهد بازتاب كفر و شرك خويش در فرجامى نه چندان دور
فسوف يعلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 10 - 9
9 - عذاب سخت و جانكاه روز قيامت ، فرجام كافران حق ناپذير
و لهم عذاب عظيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 71 - 8
8 - ذلت و ناكامى ، فرجام خائنان به خدا
فقد خانوا اللّه من قبل فأمكن منهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 44 - 4
4- هفت جرم و راه خطا در دنيا وجود دارد كه به جهنّم منتهى مى شود .
إن جهنّم . .. لها سبعة أبوب لكلّ باب منهم جزء مقسوم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 29 - 16
16 - مرحله به پايان رسيدن جريان خورشيد و ماه ، قابل مشاهده و رؤيت براى پيامبر (صلی الله علیه و آله) بود . *
ألم تر أنّ اللّه . .. و سخّر الشمس و القمر كلّ يجرى إلى أجل مسمًّى
برداشت بالا، مبتنى بر اين نكته است كه خطاب «ألم تر» اختصاص به پيامبر(صلی الله علیه و آله) داشته باشد و «كلّ يجرى. ..» حال براى «الشمس و القمر» باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 5 - 8
8 - حركت خورشيد و ماه ، تا وقت معينى بوده و زمانى به پايان مى رسد .
و سخّر الشمس و القمر كلّ يجرى لأجل مسمًّى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - تكوير - 81 - 1 - 1
1 - خورشيد در آستانه آخرت ، با چرخاندنى شديد در هم پيچانده شده و خاموش خواهد شد .
إذا الشمس كوّرت
«كَوْر» و «تكوير» به معناى پيچاندن است، جز اين كه «تكوير» بر مبالغه نيز دلالت دارد. مراد آيه شريفه اين است كه خورشيد، به شدت بهم پيچانده خواهد شد. برخى «تكوير شمس» را به معناى نابود ساختن خورشيد و گروهى ديگر به معناى از بين بردن نور آن دانسته اند. (لسان العرب)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 71 - 8
8 - ذلت و ناكامى ، فرجام خائنان به خدا
فقد خانوا اللّه من قبل فأمكن منهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 9 - 5
5 - دروغ پردازانِ گناه پيشه ، داراى فرجامى خفّت بار و آكنده از ذلت
ويل لكلّ أفّاك أثيم . .. أُولئك لهم عذاب مهين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 167 - 16
16 - منصور حازم مى گويد : از امام صادق ( ع ) از آيه « و ما هم بخرجين من النار » سؤال كردم ، فرمود : « اعداء على ( ع ) هم المخلدون فى النار أبدالأبدين و دهر الداهرين ;
دشمنان على(ع) هستند كه تا پايان روزگار و تا ابديت در جهنم جاودانه هستند».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 26 - 10
10 - هزيمت و شكست ، فرجام شوم و كيفر قطعى براى تمامى كافران و دشمنان ايستاده در برابر دين الهى
و عذّب الذين كفروا و ذلك جزاء الكفرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - مجادله - 58 - 20 - 6
6 - دشمنى و مخالفت با خدا و پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، فرجامى جز شكست و ذلت ندارد .
إنّ الذين يحادّون . .. أُولئك فى الأذلّين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - مجادله - 58 - 20 - 6
6 - دشمنى و مخالفت با خدا و پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، فرجامى جز شكست و ذلت ندارد .
إنّ الذين يحادّون . .. أُولئك فى الأذلّين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 22 - 15
15- زندگى دنيا داراى عاقبت و فرجامى نيك ( بهشت ) مى باشد .
أُولئك لهم عقبى الدار
«ال» در «الدار» عهد حضورى است و لذا مراد از «الدار» حيات دنياست. مقصود از فرجام نيك آن (عقبى الدار) به قرينه آيه بعد بهشت مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 23 - 1
1- بهشت ، سرانجام و فرجام حيات دنياست .
أُولئك لهم عقبى الدار. جن-ّت عدن
«جنات عدن» عطف بيان و يا بدل براى «عقبى الدار» در آيه قبل است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 105 - 11
11- حكومت واحد جهانى به دست بندگان صالح خدا ، فرجام نهايى زندگى بشر در زمين
أنّ الأرض يرثها عبادى الصلحون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 83 - 11
11 - منتهى شدن نظام دنيا به جهان آخرت و قيامت ، وعده مكرر خداوند به خلق
يومهم الذى يوعدون
از فعل مضارع «يوعدون» - كه دلالت بر استمرار مى كند - مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - زلزله - 99 - 4 - 3
3 - زمين پس از تحوّلاتى در سه مرحله ( « لرزش ويرانگر در پايان عمر دنيا » ، « اخراج مردگان از درون خود در آغاز قيامت » و « اظهار اطلاعات بايگانى شده در خود » ) ، مكان حسابرسى اعمال انسان ها خواهد شد .
إذا زلزلت . .. و أخرجت ... تحدّث أخبارها
آيات اين سوره مى تواند بيانگر حوادث آخرت باشد كه از پايان نظام موجود، شروع مى شود. تعبير «يومئذ» - در اين احتمال - نشانگر وقوع تمام آن حوادث، در يك زمان گسترده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 44 - 8
8- پوچى و بى حاصلى و فرجام ناخوشايند ، پى آمد شرك و دنياپرستى است .
و لم تكن له فئة ينصرونه من دون اللّه . .. هو خير ثوابًا و خير عقبًا
بيان سرگذشت مرد ثروت مند و پايان خسارت بار و بى حاصل او و سپس تذكر اين كه خداوند، بهترين پاداش دهنده و فراهم كننده سرانجام نيك براى بندگان است، اين نتيجه را در پى دارد كه دنياپرستى و شرك، بدفرجامى و بى حاصلى را در پى خواهد داشت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 25 - 10
10 - مخالفان و تكذيب كنندگان انبياى الهى ، در زندگى دنيايى نيز داراى فرجامى بد و عبرت آموزاند .
فانتقمنا منهم فانظر كيف كان عقبة المكذّبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 49 - 1
1 - كافران و مشركان ، داراى فرجامى شوم در جهان آخرت
قل يأيّها الناس إنّما أنا لكم نذير
مراد از «الناس» مردم مشرك و بت پرست است. «نذير» به معناى «منذر» مى باشد. و «انذار» (مصدر «منذر») به معناى اخطار كردن و ترسانيدن از عواقب امرى، پيش از فرا رسيدن آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 25 - 10
10 - مخالفان و تكذيب كنندگان انبياى الهى ، در زندگى دنيايى نيز داراى فرجامى بد و عبرت آموزاند .
فانتقمنا منهم فانظر كيف كان عقبة المكذّبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ممتحنه - 60 - 2 - 8
8 - اظهار محبت با جبهه كفر ، به اميد جلب عطوفت آنان ، تلاشى بى فرجام و محكوم به شكست
تسرّون إليهم بالمودّة. .. إن يثقفوكم يكونوا لكم أعداء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 9 - 5
5 - دروغ پردازانِ گناه پيشه ، داراى فرجامى خفّت بار و آكنده از ذلت
ويل لكلّ أفّاك أثيم . .. أُولئك لهم عذاب مهين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 10 - 1
1 - دوزخ ، پايانى خفّت بار براى دروغ پردازى ها ، استهزاگرى ها و گناه پيشگى كافران
ويل لكلّ أفّاك أثيم . .. اتّخذها هزوًا ... عذاب مهين . من ورائهم جهنّم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 55 - 9
9 - هلاكت و نابودى ، فرجام ملت هاى ذلت پذير و پيرو كفر و ستم
فاستخفّ قومه . .. فأغرقنهم أجمعين
از اين كه فرعونيان با ضعف و زبونى در برابر دستگاه جبار فرعونى سرانجام به هلاكت رسيدند، مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 275 - 12
12 - عاقبت كار رباخواران توبه كننده از عمل خويش ، به خداوند واگذار شده است .
فمن جاءه . .. فانتهى ... و امره الى اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 12 - 16
16- بهشت ، پايان رنج و تلاش مؤمنان و دوزخ فرجام لذّت جويى و فساد كافران
الذين ءامنوا و عملوا الصلحت جنّ-ت . .. و الذين كفروا... النارمثوًى لهم
در اين آيات، ميان زندگى، اهداف و فرجام مؤمنان و كافران، مقايسه صورت گرفته است. مؤمنان اهل جهاد و عمل صالح اند و در پى دشوارى هاى آن، از بهشت برخوردار خواهند شد. اما كافران اهل رفاه و لذت جويى اند و در پى آن گرفتار آتش خواهند بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 40 - 2
2 - ياوران خط كفر ، داراى سرنوشتى مشترك با پيشوايان كافر خويش
فأخذنه و جنوده
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 88 - 20
20- « عن أبى الحسن الهادى ( ع ) : . . . لما مات العزيز . . . إفتقرت إمرأة العزيز و احتاجت حتى سألت الناس فقالوا : ما يضرّك لو قعدت للعزيز و كان يوسف يسمى العزيز [ خ .ل .و كلّ ملك كان لهم سمى بهذا الإسم ] . . . فقامت إليه و قالت : سبحان . . . من جعل العبيد بالطاعة ملوكاً . . . ;
از امام هادى(ع) روايت شده است: . .. پس از مرگ عزيز مصر ... همسر وى [زليخا] فقير و نيازمند شد تا آن جا كه از مردم درخواست كمك مى كرد. پس مردم به او گفتند: چه ضرر دارد كه بر سر راه عزيز بنشينى [واز او كمك بخواهى] و يوسف در آن زمان عزيز ناميده مى شد [و هر پادشاهى كه بر مصريان حكومت مى كرد به اين اسم ناميده مى شد]... پس همسر عزيز بر سر راه يوسف ايستاد و گفت: ... منزه است خدايى كه بردگان را در سايه اطاعت، به پادشاهى مى رساند ...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 8 - 4
4- زمين ، در نهايت ، به كويرى بى حاصل و خالى از گياه ، تبديل خواهد شد .
و إنّا لجعلون ما عليها صعيدًا جرزًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 98 - 5
5- ربوبيّت الهى ، آميخته به رحمت او است .
رحمة من ربّى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 3 - 6
6- آسمان ها و زمين و تمامى موجودات هستى ، داراى فرجام و پايانى معين و از پيش تعيين شده
ما خلقنا السموت و الأرض و ما بينهما إلاّ بالحقّ و أجل مسمًّى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 4 - 2
2 - انهدام زمين در آستانه قيامت ، امرى قطعى و غيرقابل ترديد
إذا رجّت الأرض رجًّا
به كارگيرى «إذا»ى شرطيه - كه در امور قطعى به كار مى رود - بيانگر مطلب بالا است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 6 - 2
2 - انهدام زمين و تبديل كوه هاى آن به غبار پراكنده در فضا ، امرى قطعى و ترديدناپذير
فكانت هباء منبثًّا
به كارگيرى فعل ماضى «فكانت» در مورد آينده، در صورتى است كه آن، آينده اى قطعى و غيرقابل ترديد باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 72 - 1
1 - حيات جاودان در باغ هاى بهشت با نهر هاى روان ، وعده الهى به زنان و مردان مؤمن
وعد اللّه المؤمنين . .. تحتها الأنهر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 48 - 13
13- زندگى دنيا ، داراى فرجام و هدفى است كه در آخرت ، تحقّق مى پذيرد . است .
بل زعمتم ألّن نجعل لكم موعدًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 103 - 4
4 - جاودانگى در عذاب دوزخ ، فرجام زيان كاران فاقد عمل صالح و گران وزن
و من خفّت موزينه . .. فى جهنّم خلدون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 8 - 2
2- تمامى موجودات زمين و جلوه هاى ظاهرى آن ، محكوم به فنا و اضمحلال نهايى اند .
و إنّا لجعلون ما عليها صعيدًا جرزًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ليل - 92 - 16 - 1
1 - كسانى كه هدايت و انذار هاى الهى را تكذيب كرده و از آن روى گردان شدند ، شقى ترين افراد و گرفتار دشوارترين فرجام اند .
الذى كذّب و تولّى
آيات پيشين - كه سخن از «هدايت» و «انذار» به ميان آورده بود - قرينه است بر اين كه تكذيب و تولّى در رابطه با همان امور است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ليل - 92 - 10 - 1
1 - خداوند ، بخيلان و زراندوزانى را كه تكذيب گر پاداش هاى الهى اند ، به آينده اى سخت دچار و راه گرفتارى به آن را برايشان هموار مى سازد .
فسنيسّره للعسرى
تعبير «آسان ساختن» در اين آيه، لزوماً تعبيرى استهزاآميز نيست; زيرا مى توان گفت: مراد مهيّا ساختن زمينه درافتادن به فرجام سخت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ليل - 92 - 10 - 1
1 - خداوند ، بخيلان و زراندوزانى را كه تكذيب گر پاداش هاى الهى اند ، به آينده اى سخت دچار و راه گرفتارى به آن را برايشان هموار مى سازد .
فسنيسّره للعسرى
تعبير «آسان ساختن» در اين آيه، لزوماً تعبيرى استهزاآميز نيست; زيرا مى توان گفت: مراد مهيّا ساختن زمينه درافتادن به فرجام سخت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 10 - 1
1- تهديد شدن كافران سست انديش و بيهوده گرا ، به فرجامى سخت و جانكاه
فارتقب يوم تأتى السماء بدخان مبين
تعبير «بدخان مبين»، مى تواند حكايت از عذاب دنيوى و نيز سختى هاى صحنه قيامت داشته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ليل - 92 - 10 - 1
1 - خداوند ، بخيلان و زراندوزانى را كه تكذيب گر پاداش هاى الهى اند ، به آينده اى سخت دچار و راه گرفتارى به آن را برايشان
هموار مى سازد .
فسنيسّره للعسرى
تعبير «آسان ساختن» در اين آيه، لزوماً تعبيرى استهزاآميز نيست; زيرا مى توان گفت: مراد مهيّا ساختن زمينه درافتادن به فرجام سخت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 98 - 9
9- موانع هجوم يأجوج و مأجوج به همسايگان خود ، در آستانه قيامت ، منهدم خواهد شد .
فإذا جاء وعد ربّى جعله دكّاء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 13 - 3
3 - بدگمانى به خدا و نصرت هاى او نسبت به مؤمنان ، منتهى به كفر و بى ايمانى *
و ظننتم ظنّ السوء . .. و من لم يؤمن باللّه و رسوله
برداشت بالا بدان احتمال است كه مراد از «من لم يؤمن»، همان مخاطبان «ظننتم. ..» باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 13 - 3
3 - بدگمانى به خدا و نصرت هاى او نسبت به مؤمنان ، منتهى به كفر و بى ايمانى *
و ظننتم ظنّ السوء . .. و من لم يؤمن باللّه و رسوله
برداشت بالا بدان احتمال است كه مراد از «من لم يؤمن»، همان مخاطبان «ظننتم. ..» باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 11 - 9
9 - شايعه و وارونه جلوه دادن حقايق در جامعه اسلامى ، هر چند در آغاز موجب نگرانى و احساس خطر مى شود ; ولى در نهايت با افشا شدن انگيزه شايعه سازان ، به نفع مسلمانان تمام خواهد شد .
إنّ الذين جاءو بالإفك عصبة منكم لاتحسبوه شرًّا لكم بل هو خير لكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 72 - 18
18 - هشدار مسيح ( ع ) به بنى اسرائيل در مورد فرجام ناميمون شرك
قال المسيح . .. انه من يشرك باللّه فقد حرم اللّه عليه الجنة
ظاهراً جمله «انه من يشرك . ..» گفتار حضرت مسيح(ع) مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 81 - 1
1 - نترسيدن از پيامد شرك به خداى يگانه و در هراس بودن از شريكان موهوم او، كارى شگفت و نابخردانه است.
و كيف أخاف ما أشركتم و لاتخافون أنكم أشركتم بالله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 44 - 8
8- پوچى و بى حاصلى و فرجام ناخوشايند ، پى آمد شرك و دنياپرستى است .
و لم تكن له فئة ينصرونه من دون اللّه . .. هو خير ثوابًا و خير عقبًا
بيان سرگذشت مرد ثروت مند و پايان خسارت بار و بى حاصل او و سپس تذكر اين كه خداوند، بهترين پاداش دهنده و فراهم كننده سرانجام نيك براى بندگان است، اين نتيجه را در پى دارد كه دنياپرستى و شرك، بدفرجامى و بى حاصلى را در پى خواهد داشت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 42 - 13
13 - شرك ، سرانجامى شوم و ناگوار دارد .
فانظروا كيف كان عقبة الذين . .. كان أكثرهم مشركين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 89 - 5
5 - حق ناپذيران لجوج ، شاهد بازتاب كفر و شرك خويش در فرجامى نه چندان دور
فسوف يعلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 2 - 3
3- پرستش غير خدا ، فرجام شوم و ناميمونى را درپى خواهد داشت .
ألاّ تعبدوا إلاّ الله إننى لكم منه نذير
جمله «ألاّ تعبدوا إلاّ الله» حاوى دو معناست: 1.
نهى از پرستش غير خدا; 2. لزوم پرستش خداوند. «انذار» كه به معناى ترساندن از فرجامى شوم است، در ارتباط با معناى نخست و بشارت كه به معناى مژدگانى به عاقبتى خوش است، در ارتباط با معناى دوم ايراد شده است. لام در «لكم» لام تقويت و متعلق به «نذير و بشير» است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - اعلى - 87 - 12 - 3
3 - فرجام شقاوتمندان ، گرفتارى به آتش دوزخ است .
و يتجنّبها الأشقى . الذى يصلى النار الكبرى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 65 - 4
4 - بنى اسرائيل ، آگاه به سرگذشت شوم اصحاب سبت و علل آن هستند .
و لقد علمتم الذين اعتدوا منكم فى السبت فقلنا لهم كونوا قردة خسئين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 66 - 4
4 - امت هاى گنهكار و متمرد از فرمان خدا ، در خطر گرفتار شدن به كيفر هاى دنيوى و سرنوشتى شوم
فجعلنها نكلا لما بين يديها و ما خلفها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 119 - 5
5 - مسؤوليت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، راهنمايى انسان ها و تبيين سرانجام نيك مؤمنان و عاقبت شوم كفرپيشگان است .
إنا أرسلنك بالحق بشيراً و نذيراً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 126 - 19
19 - آتش دوزخ ، جايگاهى ناميمون و عاقبتى شوم است .
و بئس المصير
«مصير» جايگاهى است كه حركت بدان جا منتهى مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 5 - 10
10 - عذاب خداوند و سرانجامى شوم در انتظار تكذيب كنندگان و استهزاگران حق (قرآن و ديگر آيات خداوند)
فقد كذّبوا بالحق لمّا جاءهم فسوف يأتيهم أنبؤا ما كانوا به يستهزءون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 10 - 6
6 - تسلى خداوند به پيامبر(صلی الله علیه و آله) با يادآورى استهزاى انبياى گذشته و سرنوشت شوم استهزاكنندگان
و لقد استهزىء برسل من قبلك فحاق بالذين سخروا منهم ما كانوا به يستهزءون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 15 - 9
9 - عذاب قيامت، عاقبت شوم گناهكاران
قل إنى أخاف إن عصيت ربى عذاب يوم عظيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 21 - 11
11 - هشدار خداوند به افترا زنندگان به او و تكذيب كنندگان آيات الهى و تهديد آنان به سرانجامى شوم
و من أظلم ممن افترى على اللّه كذبا أو كذب بايته إنه لايفلح الظلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 31 - 16
16 - كوتاهى و تفريط در امور دينى و مسؤوليتها، گناه و بارى شوم بر دوش انسان است.
قالوا يحسرتنا على ما فرطنا فيها و هم يحملون أوزارهم على ظهورهم ألا ساء ما يزرون
بنابراين كه «ما در «ما فرطنا» موصوله و مرجع براى ضمير «فيها» باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 45 - 8
8 - فرجام شوم امتهاى ظالم گذشته، هشدارى الهى به تمامى امتهاست.
فقطع دابر القوم الذين ظلموا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 47 - 1
1 - پيامبر(صلی الله علیه و آله) مأمور برانگيختن داورى وجدان مشركان بر چگونگى فرجام آنان در صورت نزول عذاب الهى
قل أرءيتكم . .. هل يهلك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 159 - 8
8 - خداوند تعيين كننده كيفر و سرنوشت شوم خلافكاران و تفرقه افكنان
إنما أمرهم إلى الله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 103 - 13،14
13 - ضرورت بررسى و دقت در فرجام شوم فسادگران و تكذيب كنندگان آيات الهى و رسالت پيامبران
فظلموا بها فانظر كيف كان عقبة المفسدين
14 - تكذيب كنندگان آيات الهى و منكران رسالت انبيا ، از مفسدان و در معرض فرجامى شوم هستند .
فظلموا بها فانظر كيف كان عقبة المفسدين
به كارگيرى عنوان «مفسدين» براى فرعون و اشرافيان دربارش مى تواند به اين سبب باشد كه آنان آيات الهى را تكذيب كردند و رسالت موسى(ع) را نپذيرفتند. همچنين مى تواند براى تبيين ريشه تكذيب آيات الهى و انكار رسالت از سوى آنان باشد. برداشت فوق بر اساس احتمال اول است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 145 - 16
16 - خداوند ، فاسقان بنى اسرائيل را به گرفتار آمدن به فرجامى شوم تهديد كرد .
سأوريكم دار الفسقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 163 - 5
5 - توجه دادن يهوديان به فرجام شوم مخالفت با فرمان هاى الهى ، هدف از پرسش پيامبر (صلی الله علیه و آله) از يهوديان درباره مردم ايله
و سئلهم عن القرية التى كانت حاضرة البحر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 184 - 8
8 - انذار مردم و بيم دادن ايشان از فرجام هاى شوم ، وظيفه پيامبر (صلی الله علیه و آله) و از شؤون وى
إن هو إلا نذير مبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 188 - 16
16 - انذار مردم و آگاه ساختن آنان از عاقبت شوم كفرپيشگان ، از وظايف اساسى پيامبر (صلی الله علیه و آله)
إن أنا إلا نذير
لام در «لقوم» هم مى تواند «لام» تقويت باشد و هم مى تواند «لام» انتفاع گرفته شود. بر اساس احتمال اول «قوم» مفعول براى «نذير و بشير» خواهد بود و مفاد آيه اين است كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) مؤمنان را انذار خواهد كرد و به آنان بشارت خواهد داد. و بر اساس دومين احتمال مفعول «نذير و بشير» همه مردم هستند و «لقوم يؤمنون» بيان مى دارد كه تنها مؤمنان از انذارها و بشارتها بهره مند مى شوند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 16 - 3
3 - جهنم ، جايگاهى بد و فرجامى شوم
و بئس المصير
مخصوص به ذم، كلمه جهنم است كه به قرينه فراز قبل حذف شده است، يعنى «و بئس المصير جهنم»
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 26 - 10
10 - هزيمت و شكست ، فرجام شوم و كيفر قطعى براى تمامى كافران و دشمنان ايستاده در برابر دين الهى
و عذّب الذين كفروا و ذلك جزاء الكفرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 73 - 5
5 - جهنم ، جايگاه كافران و منافقان و فرجامى سخت و دردناك براى آنان
و مأويهم جهنم و بئس المصير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 112 - 1
1- مَثَل و مانند آوردن خداوند ، براى ترسيم فرجام شوم كفران نعمت هاى خويش
ضرب الله مثلاً قرية . .. فكفرت بأنعم الله فأذقها ... بما كانوا يصنعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 6 - 9
9- تأسف خوردن بر حال كافران و سرنوشت بد آنان ، حالت قابل تحسين است .
فلعلّك بخع نفسك على ءاثرهم . .. أسفًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 19 - 2
2 - بازى با حيثيت مؤمنان و بدنام ساختن آنان ، معصيتى بزرگ و داراى فرجامى سخت و دردناك در دنيا و آخرت
إنّ الذين يحبّون أن تشيع الفحشة فى الذين ءامنوا لهم عذاب أليم فى الدنيا و الأخر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 10 - 2،3
2 - تكذيب پيامبران الهى و بيّنات آنان عملى زشت و داراى فرجامى ناگوار است .
و جاءتهم رسلهم بالبيّنت فما كان اللّه ليظلمهم . .. ثمّ كان عقبة الذين أسئوا ا
3 - تكذيب و استهزاى آيات الهى ، بدترين فرجام را دارد .
ثمّ كان عقبة الذين أسئوا السوأى
بنابر اين كه «عاقبة» خبر مقدم «كان» و «السوأى» اسم آن و «أن كذّبوا» مفعولٌ له فعل «أسائوا» باشد، نكته بالا فهميده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 42 - 13
13 - شرك ، سرانجامى شوم و ناگوار دارد .
فانظروا كيف كان عقبة الذين . .. كان أكثرهم مشركين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 56 - 1
1 - جهنم ، فرجامى بد و ناگوار
إنّ للطغين لشرّ مئاب . جهنّم
برداشت ياد شده از آن جا است كه «جهنّم» عطف بيان براى «لشرّ مئاب» است; يعنى، فرجامى بد و ناگوار كه عبارت است از جهنم.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - مجادله - 58 - 8 - 14
14 - عذاب جهنم ، فرجامى بس بد و ناگوار است .
فبئس المصير
«مصير»، به عاقبت و فرجام امر گفته مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تحريم - 66 - 9 - 10
10 - دوزخ ، جايگاهى ناميمون و عاقبتى شوم
و مأويهم جهنّم و بئس المصير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مسد - 111 - 1 - 2
2 - ابولهب ، مورد نفرين و تهديد خداوند ، به گرفتارى در هلاكت و فرجامى زيان بار
و تبّ
فاعل «تبّ»، ابولهب است و نفرين خداوند به شخص او تعلق گرفته است. از آن جا كه معناى حقيقى نفرين، درباره خداوند تصور ندارد; مراد تهديد و توبيخ خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 38 - 9
9- نوح ( ع ) در پاسخ استهزاگران ، آنان را از آينده اى درخور استهزا و در پى دارنده تمسخر خبر داد .
إن تسخروا منا فإنا نسخر منكم كما تسخرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 26 - 16
16- تمسخر پيام وحى و وعده هاى پيامبران ، داراى فرجامى سخت
فأتنا بما تعدنا إن كنت من الصدقين . .. و حاق بهم ما كانوابه يستهزءون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 26 - 16
16- تمسخر پيام وحى و وعده هاى پيامبران ، داراى فرجامى سخت
فأتنا بما تعدنا إن كنت من الصدقين . .. و حاق بهم ما كانوابه يستهزءون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 19 - 9
9 - انسان ها نسبت به پيامد و بازتاب شوم دنيوى و اخروى اشاعه فحشا در جامعه ، آگاهى درست و كاملى ندارند .
إنّ الذين يحبّون أن تشيع الفحشة . .. و اللّه يعلم و أنتم لاتعلمون
برداشت فوق، مبتنى بر اين نكته است كه مفعول «لاتعلمون» نتيجه و بازتاب كار زشت اشاعه فحشا و فساد جنسى در جامعه باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قلم - 68 - 17 - 2
2 - تهديد خداوند به دچار كردن كافران تكذيب گر صدراسلام ، به سرنوشت شوم و هلاكت بار باغداران يمنى
إنّا بلونهم كما بلونا أصحب الجنّة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 95 - 1
1 - برپايى قيامت ، تقسيم شدن مردم به سه دسته ( مقربان ، اصحاب اليمين و اصحاب الشمال ) و فرجام نيك دو دسته اول و بدفرجامى دسته آخر ، امرى قطعى ، يقنى و غيرقابل ترديد است .
إنّ هذا لهو حقّ اليقين
«هذا» به آنچه در سوره واقعه مطرح شده اشاره دارد و محور آن مطالبى است كه در برداشت بالا آمده است. گفتنى است كه تعبير «حقّ اليقين» از باب اضافه صفت به موصوف است; يعنى، «اليقين الحقّ» و حق به معناى ثابت و استوار است. بنابراين «اليقين الحقّ»; يعنى، يقينى كه ثابت است و هرگز ترديد در آن راه ندارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بلد - 90 - 19 - 1
1 - منكران آيات الهى كه به بردگان ، يتيمان و مسكينان خدمتى نكرده و صبر و ترحّم ، را رواج ندهند ، در آخرت گرفتار فرجامى شوم و نكبت بار خواهند شد .
و الذين كفروا بايتنا هم أصحب المشئمة
«مشأمة» از «شُؤم»، نقطه مقابل يُمْن (صحاح) گرفته شده است. (العين)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 3 - 5
5- فرجام بى اعتنايى به پيام هاى قرآن ، هراس انگيز و هولناك است .
إلاّ تذكرة لمن يخشى
خشيت و ترس از خداوند، به معناى هراس از مجازات هاى او در صورت مخالفت با تذكرات قرآنى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 61 - 9
9 - افترا و دروغ بستن به ديگران ، كارى ناروا و بى عاقبت است .
و قد خاب من افترى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تغابن - 64 - 5 - 1،2،8
1 - آگاهى مردم كافر عصر بعثت ، از سرنوشت شوم اقوام كافر پيش از خود
ألم يأتكم نبؤا الذين كفروا من قبل
استفهام در «ألم يأتكم»، تقريرى است.
2 - آگاهى مردم عصر بعثت ، از سرنوشت اقوام كافر پيش از خود ، از راه اخبار و اطلاعات واصله بود .
ألم يأتكم نبؤا الذين كفروا من قبل
مطلب ياد شده، از آمدن تعبير «نبأ» (خبر) به دست مى آيد.
8 - سرنوشت شوم اقوام كافر پيشين ، درس آموز و عبرت انگيز است .
ألم يأتكم نبؤا الذين كفروا من قبل . .. لهم عذاب أليم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 6 - 6
6- اطلاع كافران از عاقبت شوم كفرپيشگان گذشته و عبرت نگرفتن از آنان ، مايه تعجب و شگفتى و نشانه بى خردى آنان است .
و يستعجلونك بالسيئة قبل الحسنة و قد خلت من قبلهم المثلت
آيه شريفه در مقام تعجّب و بيان سخافت رأى و خرد كفرپيشگان است و جمله حاليه (و قد خلت . ..) به منزله دليل براى اثبات آن مى باشد. از اين رو بايد آنان از گرفتار شدن امتهاى كفرپيشه گذشته به عقوبتهاى الهى مطلع باشند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 93 - 6
6- شعيب ( ع ) پس از اتمام حجت بر مردم و لجاجت پيشگى آنان ، در انتظار سرنوشت شوم آنان بود .
وارتقبوا إنى معكم رقيب
«رقيب» در آيه شريفه به معناى منتظر است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ليل - 92 - 12 - 3
3 - خداوند ، با آگاه ساختن ثروتمندان بخيل از آينده دشوارشان ، بر آنان اتمام حجت كرده است .
إنّ علينا للهدى
مفاد آيه شريفه اين است كه نشان دادن راه، وظيفه ما است و پيامد بى اعتنايى بخيلان به هدايت ها، بر عهده خود آنان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 2 - 21
21 - فرجام تلخ يهود بنى نضير ، مايه عبرت و درس آموزى براى اهل بينش
هو الذى أخرج . .. يخربون بيوتهم ... فاعتبروا يأُولى الأبصر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 23 - 12
12- بيان عاقبت نيك مؤمنان داراى عمل صالح و فرجام شوم پيروان شيطان ، روشى است براى ايجاد انگيزش آدميان به عاقبت انديشى .
و برزوا لله جميعًا فقال الضعفؤا للذين استكبروا . .. فهل أنتم مغنون عنّا من عذاب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تحريم - 66 - 10 - 13
13 - هشدار خداوند ، به دو همسر خطاكار پيامبر ( حفصه و عايشه ) ، درباره سرنوشت شوم خيانت به پيامبر (صلی الله علیه و آله) همچون سرنوشت همسران نوح و لوط
ضرب اللّه مثلاً للذين كفروا امرأت نوح . .. قيل ادخلا النار مع الدخلين
يادآورى خيانت همسران دو پيامبر - پس از نقل ماجارى توطئه دو همسر پيامبراسلام - مى تواند هشدارى به آنان باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 78 - 10،11،13
10 - زورمداران و زراندوزان ، داراى فرجامى شوم و ناخوشايند
أوَلم يعلم أنّ اللّه قد أهلك . .. من هو أشدّ منه قوّة و أكثر جمعًا
11 - سرانجام شوم زورمداران و زراندوزان تاريخ ، درس عبرتى است براى ديگران .
أوَلم يعلم أنّ اللّه قد أهلك من قبله من القرون من هو أشدّ منه قوّة و أكثر جمعًا
13 - نكوهش قارون از سوى خدا ، به خاطر درس نگرفتن از فرجام شوم زراندوزان پيش از خود
أوَلم يعلم أنّ اللّه قد أهلك من قبله من القرون من هو أشدّ منه قوّة و أكثر جمعًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 82 - 17
17 - ثروت اندوزان قارون صفت و ناسپاس ، در معرض گرفتار شدن به فرجام شوم قارون
فخسفنا به و بداره الأرض . .. ويكأنّه لايفلح الكفرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تغابن - 64 - 10 - 5
5 - دوزخ ، جايگاهى ناميمون و عاقبتى شوم
أصحب النار . .. و بئس المصير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 72 - 12
12 - دوزخ ، جايگاهى بد براى دوزخيان
و بئس المصير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 15 - 19
19- فرجام نيك متقين بهشتى ، غيرقابل قياس با فرجام سخت دوزخيان
مثل الجنّة الّتى وعد المتّقون . .. كمن هو خلد فى النار
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - مجادله - 58 - 19 - 6
6 - حزب و دار و دسته شيطان ، فرجامى جز خسران و زيان ندارند .
ألا إنّ حزب الشيطن هم الخسرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - مجادله - 58 - 5 - 5
5 - ذلت و خوارى ، فرجام همه مخالفان خدا و پيامبران در طول تاريخ
كما كبت الذين من قبلهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 25 - 10
10 - دوزخ ، پايان و فرجام شوم دشمنان خدا
و حقّ عليهم القول
الف و لام در «القول» براى عهد ذهنى است و اشاره به سخنى دارد كه در آن، وعده عذاب دوزخ داده شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - مجادله - 58 - 5 - 5
5 - ذلت و خوارى ، فرجام همه مخالفان خدا و پيامبران در طول تاريخ
كما كبت الذين من قبلهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 34 - 3
3 - كافران معاند با پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در قيامت ، داراى شوم ترين جايگاه و بى راهه ترين مسير خواهند بود .
الذين . .. أُولئك شرّ مكانًا و أضلّ سبيلاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 51 - 8
8 - دلدارى خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، با ذكر فرجام سخت و ناگوار مخالفان آن حضرت
و لو ترى إذ فزعوا فلافوت و أُخذوا من مكان قريب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 3 - 14
14- اخطار و هشدار به سرنوشت شوم كافرانِ دنياطلب ، روشى براى بازداشتن از كفر و دنياطلبى
ربما يودّ الذين كفروا . .. ذرهم يأكلوا و ... فسوف يعلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 42 - 5
5 - طرد شدن از لطف و رحمت حق ، فرجام شوم فرعونيان و پيشوايان كفر در روز رستاخيز
و جعلنهم أئمة يدعون إلى النار . .. و يوم القيمة هم من المقبوحين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 32 - 7
7- عمل ناشايست زنا ، داراى فرجامى بد و ناگوار براى فرد و جامعه
و ساء سبيلاً
از جمله «راههاى بد» راهى است كه منتهى اليه و فرجام آن، ناشايست باشد. بنابراين «ساء سبيلاً» مى تواند مشعر به اين معنا باشد كه: زنا نه تنها خود فاحشه است; بلكه راهى است بد كه فرجام و پيامد آن براى فرد و جامعه نيز، بد و ناپسند است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 6 - 17
17 - پافشارى بر شرك و روى گردانى از استغفار ، در پى دارنده فرجامى زيان بار براى انسان
فاستقيمواإليه و استغفروه و ويل للمشركين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 55 - 1
1 - طغيانگران ، دچار فرجامى بد
هذا و إنّ للطغين لشرّ مئاب
«مئاب» به معناى مرجع و بازگشت است و منظور از «لشرّ مئاب» سوء عاقبت و بدفرجامى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 17 - 9
9- كافران جبّار ، مردمى بدفرجام در دنيا و آخرتند .
و خاب كلّ جبّار عنيد . من ورائه جهنّم و يسقى من ماء صديد ... من ورائه عذاب غليظ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 11 - 4،5
4 - هشدار موسى ( ع ) به خاندان فرعون نسبت به فرجام شوم ستم كارى ، مأموريتى از سوى خداوند
أن ائت . .. قوم فرعون ألايتّقون
عبارت «ألايتّقون» مقول براى قول محذوف است; يعنى،«فقل لهم ألايتّقون». گفتنى است كه مفعول «يتّقون» در اين آيه حذف شده و تقدير آن به قرينه آيه قبل چنين است: «ألايتّقون عاقبة ظلمهم».
5 - ظلم و ستم كارى داراى پيامدى شوم و نكبت بار
أن ائت القوم الظلمين . قوم فرعون ألايتّقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 52 - 8،10
8 - ستمگران ، داراى سرايى بد ( دوزخ ) در قيامت
و لهم سوء الدار
10 - پذيرفته نشدن عذر ستمگران ، دورى آنان از رحمت خداوند و جاى گرفتن در سرايى بد ، مظهر نصرت الهى به پيامبران و مؤمنان در قيامت
إنّا لننصر رسلنا و الذين ءامنوا . .. يوم يقوم الأشهد . يوم لاينفع الظلمين معذر
برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه آيه شريفه، بيانگر چگونگى نصرت الهى در قيامت از رسولان و مؤمنان است كه در آيه پيش (يوم يقوم الأشهد) به آن اشاره شده بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 45 - 23
23 - سرنوشت شوم ستمگران در قيامت ، هشدارى براى متجاوزان به حقوق مردم است .
ألا إنّ الظلمين فى عذاب مقيم
كلمه «ألا» - كه براى هشدار است - رساننده مطلب بالا مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 59 - 6
6 - فرجام شوم كافران و ستمگران هلاك شده تاريخ ، هشدارى به كفرپيشگان و ظالمان هر عصر
فإنّ للذين ظلموا ذنوبًا مثل ذنوب أصحبهم
آيات پايانى اين سوره، در مقام نتيجه گيرى از آيات گذشته است كه به تفصيل سرنوشت هلاكت بار كافران گذشته تاريخ را بيان داشته است. از اين نكته استفاده مى شود كه تعبير «مثل ذنوب أصحابهم»، در واقع تذكر و هشدارى نهايى به كافران هر عصر است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جمعه - 62 - 7 - 6
6 - فرجام بد اخروى در انتظار ستمگران
و اللّه عليم بالظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 42 - 1
1- هشدار خداوند به ستمگران درباره سرنوشت شوم ستم پيشگى
و لاتحسبنّ الله غفلاً عمّا يعمل الظلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 173 - 4
4 - سركشى و عصيان پس از انذار و اتمام حجت ، داراى فرجامى شوم
و أمطرنا عليهم مطرًا فساء مطر المنذرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 25 - 11
11- سراى شوم ( دوزخ ) از آنِ كسانى است كه پيمان هاى الهى را نقض كنند و پيوندهايى كه خداوند به برقرارى آنها فرمان داده ، ناديده انگارند .
والذين ينقضون عهد الله . .. و يقطعون ما أمرالله ... لهم سوء الدار
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 35 - 19
19- هلاكت و بدفرجامى ، تنها از آنِ فاسقان و پرده دران حريم ارزش ها است .
فهل يهلك إلاّ القوم الفسقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 24 - 11
11 - داستان فرعون ، هامان و قارون ، عبرت آموز و نمونه اى از سرگذشت انسان هاى بدفرجام و نابودشده
أَوَلم يسيروا فى الأرض فينظروا كيف كان عقبة الذين كانوا من قبلهم . .. فأخذهم ال
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 40 - 5
5 - لزوم مطالعه در سرگذشت فرعونيان و فرجام شوم آنان
فأخذنه . .. فانظر كيف كان عقبة الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 42 - 5
5 - طرد شدن از لطف و رحمت حق ، فرجام شوم فرعونيان و پيشوايان كفر در روز رستاخيز
و جعلنهم أئمة يدعون إلى النار . .. و يوم القيمة هم من المقبوحين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 44 - 1
1 - هشدار تهديدآميز مؤمن آل فرعون به قوم خود ، از دچار شدن آنان به سرنوشتى شوم بر اثر غفلت و بى توجهى شان به خيرخواهى هاى او
فستذكرون ما أقول لكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بروج - 85 - 18 - 3
3 - سرنوشت هلاكت بار فرعونيان و قوم ثمود ، نمونه اى بارز از برخورد تند و قهرآميز خداوند با كافران است .
إنّ بطش ربّك . .. فرعون و ثمود
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 82 - 5،17
5 - پشيمان شدن دنياطلبان غافل از سخنان نسنجيده روز پيش خويش با ديدن فرجام شوم قارون
و أصبح الذين تمنّوا مكانه بالأمس يقولون ويكأنّ اللّه يبسط الرزق لمن يشاء من عباد
برخى از مفسران واژه «وَىْ» را كلمه «تندم» گرفته و گفته اند: اين واژه در مقام اظهار پشيمانى به كار مى رود.
17 - ثروت اندوزان قارون صفت و ناسپاس ، در معرض گرفتار شدن به فرجام شوم قارون
فخسفنا به و بداره الأرض . .. ويكأنّه لايفلح الكفرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 24 - 11
11 - داستان فرعون ، هامان و قارون ، عبرت آموز و نمونه اى از سرگذشت انسان هاى بدفرجام و نابودشده
أَوَلم يسيروا فى الأرض فينظروا كيف كان عقبة الذين كانوا من قبلهم . .. فأخذهم ال
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 78 - 10،11
10 - زورمداران و زراندوزان ، داراى فرجامى شوم و ناخوشايند
أوَلم يعلم أنّ اللّه قد أهلك . .. من هو أشدّ منه قوّة و أكثر جمعًا
11 - سرانجام شوم زورمداران و زراندوزان تاريخ ، درس عبرتى است براى ديگران .
أوَلم يعلم أنّ اللّه قد أهلك من قبله من القرون من هو أشدّ منه قوّة و أكثر جمعًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 104 - 4
4 - فرجام شوم اخروى قوم شرك پيشه ابراهيم نمود عزّت و قهر الهى
و ما كان أكثرهم مؤمنين . و إنّ ربّك لهو العزيز الرحيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 158 - 8
8 - فرجام هلاكت بار ثموديان ، هشدارى جدى به همه حق ستيزان
فأخذهم العذاب إنّ فى ذلك لأية
با توجه به لحن تهديدآميز آيه و بيان اين كه علت انتقام گرفتن خداوند از ثموديان، اين بود كه بيشتر آنان پذيراى ايمان نبودند (و ما كان أكثرهم مؤمنين)، برداشت ياد شده به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 13 - 10
10 - آگاهى مشركان ، عصر بعثت ، از سرنوشت شوم قوم عاد و ثمود
فقل أنذرتكم صعقة مثل صعقة عاد و ثمود
نظير و همانند آوردن براى مخاطبان، در صورتى منطقى و قابل قبول است كه مخاطب از آن نظير و همانند اطلاع داشته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بروج - 85 - 18 - 3
3 - سرنوشت هلاكت بار فرعونيان و قوم ثمود ، نمونه اى بارز از برخورد تند و قهرآميز خداوند با كافران است .
إنّ بطش ربّك . .. فرعون و ثمود
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 139 - 10
10 - سرنوشت شوم قوم عاد ، هشدارى جدى به همه حق ستيزان
إنّ فى ذلك لأية
لحن تهديدآميز آيه و بيان اين كه علت انتقام گرفتن خداوند از عاديان، اين مطلب بود كه بيشتر آنان از پذيرش ايمان سرباز زدند، بيانگر برداشت ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 13 - 10
10 - آگاهى مشركان ، عصر بعثت ، از سرنوشت شوم قوم عاد و ثمود
فقل أنذرتكم صعقة مثل صعقة عاد و ثمود
نظير و همانند آوردن براى مخاطبان، در صورتى منطقى و قابل قبول است كه مخاطب از آن نظير و همانند اطلاع داشته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 21 - 17
17- اظهار نگرانى و هشدار هود ( ع ) ، نسبت به فرجام شوم قوم خويش و نزول عذاب الهى بر آنان
و اذكر أخا عاد . .. إنّى أخاف عليكم عذاب يوم عظيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 135 - 1
1 - هشدار دادن به كافران به پايان ناخوشايندشان از وظايف پيامبر(صلی الله علیه و آله)
قل يقوم اعملوا على مكانتكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 48 - 9
9- عذاب دردناك ، فرجام و عاقبت كفرپيشگان است .
ثم يمسّهم منا عذاب أليم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 2 - 7
7- كافرانِ به قرآن و كافرانى كه تصميم به ماندن در ظلمت ها گرفته اند ، فرجامى بس ناگوار دارند و در عذابى سخت گرفتار
خواهند شد .
و ويل للكفرين من عذاب شديد
برداشت فوق مبتنى بر اين احتمال است كه مراد از كافران در اين آيه، به قرينهء آيه قبل، كسانى هستند كه كتاب خدا را نپذيرفتند و از ظلمتها خارج نشدند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 17 - 9
9- كافران جبّار ، مردمى بدفرجام در دنيا و آخرتند .
و خاب كلّ جبّار عنيد . من ورائه جهنّم و يسقى من ماء صديد ... من ورائه عذاب غليظ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 3 - 12،14
12- گرفتار شدن به سرنوشت شوم ، تهديد خداوند به كافرانِ هدايت ناپذير
ذرهم . .. فسوف يعلمون
براشت فوق، بنابراين احتمال است كه مفعولٌ به و متعلق علم در «يعلمون» عاقبت امر و سرنوشت آنان باشد.
14- اخطار و هشدار به سرنوشت شوم كافرانِ دنياطلب ، روشى براى بازداشتن از كفر و دنياطلبى
ربما يودّ الذين كفروا . .. ذرهم يأكلوا و ... فسوف يعلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 6 - 4
4- پيامبر (صلی الله علیه و آله) به جهت سرنوشت و پايان بد كافران ، در رنج و تأسّفى عميق بود .
فلعلّك بخع نفسك على ءاثرهم إن لم يؤمنوابهذا الحديث أسفًا
مراد از «آثار» مى تواند عاقبت و نتيجه اى باشد كه بر ايمان نياوردن به قرآن (إن لم يؤمنوا بهذا الحديث) مترتّب مى شود. بر اين اساس «باخع نفسك عن اثرهم» يعنى: اى[پيامبر!] خود را به خاطر آثار ناشايستى كه كفر آنان در پى دارد، در رنج و مشقّتى كشنده، قرار مى دهى.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 49 - 1
1 - كافران و مشركان ، داراى فرجامى شوم در جهان آخرت
قل يأيّها الناس إنّما أنا لكم نذير
مراد از «الناس» مردم مشرك و بت پرست است. «نذير» به معناى «منذر» مى باشد. و «انذار» (مصدر «منذر») به معناى اخطار كردن و ترسانيدن از عواقب امرى، پيش از فرا رسيدن آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 72 - 10
10 - آتش دوزخ ، وعده الهى به كافران و سرانجام شوم آنان
النار وعدها اللّه الذين كفروا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 57 - 6
6 - فرجام و سرنوشت كافران ، فرجام و سرنوشتى بد و ناخوشايند
الذين كفروا . .. مأويهم النار و لبئس المصير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 34 - 3
3 - كافران معاند با پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در قيامت ، داراى شوم ترين جايگاه و بى راهه ترين مسير خواهند بود .
الذين . .. أُولئك شرّ مكانًا و أضلّ سبيلاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - سجده - 32 - 18 - 2
2 - فرجام ناگوار كافران و عاقبت نيكوى مؤمنان ، علامت برابر نبودن آنان با يكديگر است .
فذوقوا بما نسيتم لقاء يومكم . .. فلاتعلم نفس ما أُخفى لهم ... أفمن كان مؤمنًا كم
«فاء» در «أفمن» تفريع بر آيات سابق است كه در آنها از كافران و مؤمنان و فرجام و عاقبتشان سخن گفته شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 24 - 4
4 - مسؤوليت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، تبيين سر انجام نيك مؤمنان و عاقبت شوم كفرپيشگان است .
إنّا أرسلنك بالحقّ بشيرًا و نذيرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 73 - 2،3
2 - كافران لجوج انذار شده از سوى رسولان الهى ، به سرنوشت شومى دچار شدند .
فانظر كيف كان عقبة المنذرين
توصيه خداوند به نگريستن در سرنوشت كافرانِ لجوجِ انذار شده از سوى پيامبران، گوياى اين حقيقت است كه سرنوشت آنان، چنان شوم بوده كه مى تواند مايه درس آموزى و شايسته دقت و مطالعه باشد.
3 - لزوم تأمل و انديشه در سرنوشت شوم كافران متعصب و لجوجى كه از سوى پيامبران پيشين انذار شده اند .
و لقد أرسلنا فيهم منذرين . فانظر كيف كان عقبة المنذرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 8 - 4
4 - تهديد مستكبران كفرپيشه از سوى خداوند ، به عذابى سخت و بدفرجام
فبشّره بعذاب أليم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 59 - 6
6 - فرجام شوم كافران و ستمگران هلاك شده تاريخ ، هشدارى به كفرپيشگان و ظالمان هر عصر
فإنّ للذين ظلموا ذنوبًا مثل ذنوب أصحبهم
آيات پايانى اين سوره، در مقام نتيجه گيرى از آيات گذشته است كه به تفصيل سرنوشت هلاكت بار كافران گذشته تاريخ را بيان داشته است. از اين نكته استفاده مى شود كه تعبير «مثل ذنوب أصحابهم»، در واقع تذكر و هشدارى نهايى به كافران هر عصر است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 60 - 1
1 - كفرپيشگان ، داراى سرنوشتى تأسف بار هنگام فرا رسيدن وعده هاى خداوند
فويل للذين كفروا من يومهم الذى يوعدون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 17 - 6
6 - مقايسه فرجام نيك تقواپيشگان با سرنوشت شوم كافران ، شيوه بهينه هدايت خلق
اصلوها . .. إنّ المتّقين فى جنّ-ت و نعيم
از اين كه خداوند در هدايت خلق، به ترسيم هر دو فرجام پرداخته است; مطلب بالا برداشت مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 45 - 5
5 - فرجام شوم و هلاكت بار ، دركمين كافران [ در دنيا ، هنگام مرگ و يا در آخرت ]
يلقوا يومهم الذى فيه يصعقون
تعبير «الذى فيه يصعقون» (روزى كه در آن بيهوش خواهند افتاد)، نشان دهنده سختى حال كافران به هنگام واقعه عذاب است. گفتنى است كه مراد از روز عذاب، مى تواند روز عذاب استيصال، يا روز عذاب قيامت و يا هنگام مرگ باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 61 - 3
3 - ترنم كافران به ترانه ها ، به جاى گريستن بر فرجام شوم خويش *
و تضحكون و لاتبكون . و أنتم سمدون
بنا به گفته برخى از مفسران در معناى «سامد»، تغنّى و آوازه خوانى نيز نهفته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 6 - 4
4 - قيامت ، روز فراخوانى كافران هواپرست به فرجامى بس ناخوشايند براى ايشان
يوم يدع الداع إلى شىء نكر
«نكر» به امر سخت ناخوشايند و مشقت بار گفته مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 8 - 4
4 - پى بردن كافران به دشوارى شرايط و فرجام خويش ، از نخستين لحظه هاى رستاخيز
يقول الكفرون هذا يوم عسر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - ملك - 67 - 6 - 3
3 - دوزخ ، جايگاهى ناميمون و سرانجامى شوم براى كافران
و بئس المصير
«مصير»، جايگاهى است كه حركت بدان جا منتهى مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 21 - 10
10- تبعيت بى چون و چرا از رهبران مستكبر ، در پى دارنده بدفرجامى پيروان
فقال الضعفؤا للذين استكبروا إنّا كنّا لكم تبعًا فهل أنتم مغنون عنّا من عذاب الل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 60 - 2
2 - كفر به خداوند و روى گردانى از عبادت او ، ظلمى بدفرجام
ليعبدون . .. فإنّ للذين ظلموا ذنوبًا ... فويل للذين كفروا من يومهم
برداشت بالا از آن جا است كه در اين آيه و آيه قبل، كفر و ظلم هم سنخ شناخته شده و در قبال «ليعبدون» مطرح گشته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 45 - 7
7 - كفرورزى ، داراى فرجامى سخت و هلاكت بار
فذرهم حتّى يلقوا يومهم الذى فيه يصعقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 47 - 5
5 - برخى از كافران ، مصرّ بر كفر خويش ، به رغم آگاهى كامل از نتايج شوم آن
و لكنّ أكثرهم لايعلمون
مفهوم «أكثرهم» اين است كه اقليتى آگاه و معاند وجود دارند كه به رغم آگاهى داشتن، گام در مسير كفر مى نهند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 28 - 2
2- سرنوشت شوم ناسپاسان و قدرناشناسان نعمت هاى الهى ، شايسته تأمل و تفكر و درخور پند و درس آموزى
ألم تر إلى الذين بدّلوا نعمت الله كفرًا و أحلّوا قومهم دار البوار
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 82 - 17
17 - ثروت اندوزان قارون صفت و ناسپاس ، در معرض گرفتار شدن به فرجام شوم قارون
فخسفنا به و بداره الأرض . .. ويكأنّه لايفلح الكفرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 102 - 9
9 - اعراض كنندگان از قرآن ، مجرمانى بد فرجامند .
ءاتينك . .. من أعرض ... و نحشر المجرمين يومئذ زرقًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - مجادله - 58 - 5 - 1
1 - كسانى كه حدود الهى را محترم نمى شمرند ، فرجامى شوم و ذلت بار خواهند داشت .
و تلك حدود اللّه . .. إنّ الذين يحادّون اللّه و رسوله كبتوا
در صورتى كه آيه بالا، ادامه آيه قبل و در ارتباط با آن باشد، برداشت بالا به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 29 - 10
10- جايگاه متكبران ، بد جايگاهى است .
فلبئس مثوى المتكبّرين
«مثوى» اسم مكان از «ثوى» به معناى اقامت گاه است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 25 - 10
10 - مخالفان و تكذيب كنندگان انبياى الهى ، در زندگى دنيايى نيز داراى فرجامى بد و عبرت آموزاند .
فانتقمنا منهم فانظر كيف كان عقبة المكذّبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 8 - 4
4 - تهديد مستكبران كفرپيشه از سوى خداوند ، به عذابى سخت و بدفرجام
فبشّره بعذاب أليم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 22 - 4
4- مورد نكوهش واقع شدن ، و بى حامى گرديدن ، فرجام حتمى شرك است .
لاتجعل مع الله . .. فتقعد مذمومًا مخذولاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 49 - 1
1 - كافران و مشركان ، داراى فرجامى شوم در جهان آخرت
قل يأيّها الناس إنّما أنا لكم نذير
مراد از «الناس» مردم مشرك و بت پرست است. «نذير» به معناى «منذر» مى باشد. و «انذار» (مصدر «منذر») به معناى اخطار كردن و ترسانيدن از عواقب امرى، پيش از فرا رسيدن آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 68 - 3
3 - فرجام كار مشركان ، فرجامى شوم و ناگوار
و إن جدلوك فقل اللّه أعلم بما تعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 42 - 2
2 - مشركان ، از سوى خداوند به فرجامى ناخوشايند ، تهديد شدند .
إنّ اللّه يعلم ما يدعون من دونه من شىء
خبر دادن به اين كه خداوند، آگاه از چيزهايى است كه مشركان به عنوان خدا و معبود گرفته اند، كنايه از تهديد خود مشركان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 36 - 17
17- مشركان مكه ، مورد تهديد خداوند به فرجامى شوم
و قال الذين أشركوا . .. فسيروا فى الأرض فانظروا كيف كان عقبة المكذّبين
بنابراين احتمال كه مخاطبان امر «سيروا» مشركان مكه اند استفاده مى شود كه دعوت از آنان براى سير و سفر در زمين جهت مطالعه سرانجام تكذيب كنندگان انبيا پس از بازگويى ديدگاه آن مشركان در باره خداوند، هشدارى است به آنان.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 102 - 9
9 - اعراض كنندگان از قرآن ، مجرمانى بد فرجامند .
ءاتينك . .. من أعرض ... و نحشر المجرمين يومئذ زرقًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 25 - 12
12- آنان كه در زمين فساد مى كنند ، به سرايى شوم ( دوزخ ) گرفتار خواهند شد .
و الذين . .. يفسدون فى الأرض ... لهم سوء الدار
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 14 - 10
10 - مفسدان ، داراى فرجامى شوم
فانظر كيف كان عقبة المفسدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بلد - 90 - 19 - 1
1 - منكران آيات الهى كه به بردگان ، يتيمان و مسكينان خدمتى نكرده و صبر و ترحّم ، را رواج ندهند ، در آخرت گرفتار فرجامى شوم و نكبت بار خواهند شد .
و الذين كفروا بايتنا هم أصحب المشئمة
«مشأمة» از «شُؤم»، نقطه مقابل يُمْن (صحاح) گرفته شده است. (العين)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 109 - 10،11
10- مطالعه آثار باقيمانده از تكذيب كنندگان انبيا ، گوياى عاقبت شوم آنان و گرفتار آمدنشان به عذاب هاى الهى است .
أفلم يسيروا فى الأرض فينظروا كيف كان عقبة الذين من قبلهم
11- خداوند ، تكذيب كنندگان رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) را به فرجام شوم و گرفتار آمدن به عذاب استيصال تهديد كرد .
أفلم يسيروا فى الأرض فينظروا كيف كان عقبة الذين من قبلهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 25 - 10
10 - مخالفان و تكذيب كنندگان انبياى الهى ، در زندگى دنيايى نيز داراى فرجامى بد و عبرت آموزاند .
فانتقمنا منهم فانظر كيف كان عقبة المكذّبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 29 - 4
4 - ترسيم فرجام نيك متقين و سرنوشت شوم تكذيب كنندگان دين ، از وظايف رهبران الهى
فذكّر
ظاهراً موضوع تذكر، مطالبى است كه در آيات پيشين در مورد فرجام نيك مؤمنان و سرنوشت شوم كافران آمده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 5 - 1
1 - فرجامى بسيار سخت ، در انتظار منكران معاد
ثمّ كلاّ سيعلمون
«ثمّ» براى تراخى است و مراد از آن در آيه شريفه، تراخى رتبى است; يعنى، آينده منكران معاد، مراحلى دارد كه يكى از ديگرى دشوارتر خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 84 - 15
15 - انحراف از مسير حق و مردن در حال فسق ، فرجام شوم منافقان
و ماتوا و هم فسقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - مجادله - 58 - 16 - 5
5 - منافقان ، داراى فرجامى بس شوم و ناگوار
فلهم عذاب مهين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - مجادله - 58 - 19 - 7
7 - منافقان ، محكوم به فرجامى شوم و عاقبتى خسارت بار
أُولئك حزب الشيطن ألا إنّ حزب الشيطن هم الخسرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 4 - 5
5- گرفتار شدن به عذاب دوزخ ، سرنوشت محتوم و فرجام شوم كسى است كه خود را در قلمرو ولايت شيطان قرار دهد و از او پيروى كند .
كتب عليه أنّه من تولاّه. .. ويهديه إلى عذاب السعير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 24 - 11
11 - داستان فرعون ، هامان و قارون ، عبرت آموز و نمونه اى از سرگذشت انسان هاى بدفرجام و نابودشده
أَوَلم يسيروا فى الأرض فينظروا كيف كان عقبة الذين كانوا من قبلهم . .. فأخذهم ال
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 61 - 8
8 - هدايت ناپذيران ، فرجامى شوم در قيامت خواهند داشت .
ثمّ هو يوم القيمة من المحضرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جمعه - 62 - 8 - 6
6 - تهديد يهوديان از سوى خداوند ، به فرجام بد و ناگوار اخرويشان
إنّ الموت الذى تفرّون منه . .. فينبّئكم بما كنتم تعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 128 - 20
20 - جايگاه ابدى جنيان اغواگر (شيطانها) و انسانهاى پيرو ايشان آتش دوزخ است.
قال النار مثويكم خلدين فيها
«مثوى» اسم مكان و به معنى جايگاه و محل استقرار است. (راغب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 85 - 4
4 - دوزخ ، سرنوشت مشترك شيطان ها و انسان هاى پيرو آنان
لأملأنّ جهنّم منك و ممّن تبعك منهم أجمعين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 45 - 11
11- بت پرستان ، هم سو با شيطانند و سرنوشت آنان هم سان فرجام او است .
فتكون للشيطن وليًّا
«ولىّ» از ماده «وَلْى» (نزديك شدن يا درپى درآمدن) مشتق است و جمله «فتكون . ..» حاكى از آن است كه سرنوشت بت پرستان و شيطان، نزديك به هم و در يك رديف است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 17 - 1
1 - شيطان و پيروان كافر او ، داراى فرجامى همگون و هر دو مخلد در آتش
فكان عقبتهما أنّهما فى النار خلدَين فيها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 49 - 11
11- پيروزى نوح ( ع ) و يارانش بر مخالفان ، نشان و دليلى بر غلبه نهايى تقواپيشگان مقاوم و صبور ، بر كفرپيشگان است .
تلك من أنباء الغيب . .. فاصبر إن العقبة للمتقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 107 - 1
1- بوستان هاى فردوس ، منزل گاهى تضمين شده براى نيك كردارانِ مؤمنِ به آيات الهى و قيامت است .
إنّ الذين ءامنوا . .. نزلاً
متعلق ايمان در «آمنوا» به قرينه آيات قبل - كه درباره كفر به آيات و لقاى پروردگار بود - ايمان به آيات و قيامت است. «فردوس» يعنى «وادى سرسبز». برخى از زبان شناسان، آن را كلمه اى رومى مى دانند كه به زبان عرب وارد شده است (تاج العروس) كلمه «نزل» در معانى «منزل» و «وسايل پذيرايى» و... استعمال مى شود. برداشت ياد شده، براساس معناى نخست است. فعل ماضى (كانت) درباره حوادث آينده، بر وقوع حتمى و تضمين شده آن حوادث دلالت دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ليل - 92 - 12 - 1
1 - خداوند ، آگاه ساختن انسان ها را با خوبى و بدى و رساندن خوبان و بدكاران را به فرجام شايسته آنان ، بر خود لازم شمرده است .
إنّ علينا للهدى
«هدى» مصدر و به معناى ارشاد و راهنمايى است (قاموس). مراد از هدايت ممكن است اعم از هدايت فطرى و تشريعى و نيز رساندن به مقصد باشد. جملات «سنيسّره لليسرى» و «سنيسّره للعسرى» (در آيات پيشين) مؤيد تعميم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 53 - 12
12 - « اللّه » ، هدف نهايى « صراط مستقيم »
إلى صرط مستقيم . .. ألا إلى اللّه تصير الأُمور
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 56 - 4
4 - آتش دوزخ ، بستر و آرامگاه طغيان گران
إنّ للطغين . .. جهنّم يصلونها فبئس المهاد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 59 - 1
1 - پيروان طاغيان ، به سرنوشت خود آنان دچار گشته و به جايگاه آنان وارد مى شوند .
هذا فوج مقتحم معكم لامرحبًا بهم
«فوج» به معناى جماعت و «مقتحم» (از ماده «اقتحام») به معناى وارد شدن در كار شديد است. گفتنى است مقصود از «فوج» - به قرينه (معكم) و آيه بعد - پيروان طاغيان مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 22 - 1
1 - جهنم ، فرجام طغيان گران فرو رفته در گناه است .
إنّ جهنّم كانت . .. للطّ-غين مابًا
«طغيان»; يعنى، بى اندازه در معصيت پيش رفتن (مفردات راغب). «مآب» اسم مكان و از «أوْب» به معناى رجوع گرفته شده است و فرجام هر كس را از آن جهت مآب و مرجع گويند كه خود، از پيش آن را فراهم ساخته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 151 - 20،21
20 - آتش دوزخ ، جايگاه و فرجام شوم ستم پيشگان
و ماويهم النّار و بئس مثوى الظّالمين
21 - كافران ، ستم پيشگانى شوم فرجام
سنلقى فى قلوب الّذين كفروا الرعب . .. و بئس مثوى الظّالمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 10 - 7
7 - آتشى سوزان و برافروخته ، فرجام پايمال كنندگان اموال يتيمان
انّ الّذين ياكلون اموال اليتامى ظلماً . .. و سيصلون سعيراً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 45 - 8
8 - فرجام شوم امتهاى ظالم گذشته، هشدارى الهى به تمامى امتهاست.
فقطع دابر القوم الذين ظلموا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 113 - 3
3- ستم پيشگان ، به آتش دوزخ درخواهند افتاد .
فتمسكم النار
جمله «فتمسكم النار» بيان مى كند كه اتكاى بر ستمگران، درپى دارنده آتش است. اين معنا مى رساند كه خود ستمگران نيز به آتش درخواهند افتاد. تعبير «فتمسكم» مى تواند اشاره به اين نكته باشد كه: ستمگران آتش هستند و با اعتماد و تكيه به آنان، آتش با شما تماس پيدا خواهد كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 28 - 12
12 - گرفتار شدن به خشم و قهر الهى ، فرجام كار ستم پيشگان
فقل الحمد للّه الذى نجّ-نا من القوم الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 55 - 9
9 - هلاكت و نابودى ، فرجام ملت هاى ذلت پذير و پيرو كفر و ستم
فاستخفّ قومه . .. فأغرقنهم أجمعين
از اين كه فرعونيان با ضعف و زبونى در برابر دستگاه جبار فرعونى سرانجام به هلاكت رسيدند، مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 2 - 3
3- پرستش غير خدا ، فرجام شوم و ناميمونى را درپى خواهد داشت .
ألاّ تعبدوا إلاّ الله إننى لكم منه نذير
جمله «ألاّ تعبدوا إلاّ الله» حاوى دو معناست: 1. نهى از پرستش غير خدا; 2. لزوم پرستش خداوند. «انذار» كه به معناى
ترساندن از فرجامى شوم است، در ارتباط با معناى نخست و بشارت كه به معناى مژدگانى به عاقبتى خوش است، در ارتباط با معناى دوم ايراد شده است. لام در «لكم» لام تقويت و متعلق به «نذير و بشير» است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 98 - 7
7- آتش دوزخ ، فرجام پيروى نكردن از رسولان الهى است .
و لقد أرسلنا موسى . .. إلى فرعون و ملإيه فاتبعوا أمر فرعون ... و بئس الورد المور
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 66 - 4
4 - امت هاى گنهكار و متمرد از فرمان خدا ، در خطر گرفتار شدن به كيفر هاى دنيوى و سرنوشتى شوم
فجعلنها نكلا لما بين يديها و ما خلفها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 14 - 7
7 - بهره مندى مطيعان از بهشت و گرفتارى عصيانگران در آتش ، به اراده و خواست خداست .
و من يطع اللّه . .. يدخله جنات ... و من يعص اللّه ... يدخله ناراً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 3 - 13
13- سرانجام تداوم كفر و غوطهورى در لذت هاى دنيا ، پشيمانى است .
ربما يودّ الذين كفروا لو كانوا مسلمين. ذرهم يأكلوا ... فسوف يعلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 59 - 30
30 - توجه به عاقبت و فرجام كار ها ، از معيار هاى ارزشگذارى آنها
ذلك خير و احسن تاويلا
خداوند، عاقبت نيك و فرجام خوش «اطاعت از خدا و . .. » را ملاك لزوم عمل به آنها قرار داده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 122 - 8
8 - توجه انسان ها به فرجام اعمال خود ، بازدارنده ايشان از بدى ها و ترغيب كننده آنان به نيكيهاست .
و من يتخذ الشيطن ولياً من دون اللّه فقد خسر . .. و الذين ءامنوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 80 - 5،6،7
5- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظف به درخواست از خداوند براى توفيق انجام هر عملى از آغاز تا فرجام ، بر اساس نيتى خالص و آميخته با صدق و راستى
و قل ربّ أدخلنى مدخل صدق و أخرجنى مخرج صدق
6- ورود در كار ها به صدق و راستى و خروج از آن به درستى ، نيازمند استمداد از خدا
و قل ربّ أدخلنى مدخل صدق و أخرجنى مخرج صدق
7- درخواست توفيق از خداوند در نوافل و نماز شب ، براى ورود در كار ها به صدق و راستى و خروج از آن به راستى و درستى ، امرى مطلوب و پسنديده است .
و من الّيل فتهجّد به نافلة لك . .. و قل ربّ أدخلنى مدخل صدق و أخرجنى مخرج صدق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 76 - 2
2 - فرجام همه كار ها در اختيار خداوند است .
و إلى اللّه ترجع الأُمور
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نازعات - 79 - 35 - 1
1 - تمام انسان ها ، در صحنه قيامت حاضر شده ; كردار هاى فراموش گشته خويش و اهداف آن تلاش ها را به خاطر خواهند آورد .
يوم يتذكّر الإنسن ما سعى
«ما» در «ما سعى» موصول و عائد آن حذف شده است; يعنى، «ما سعى له». اين تعبير بر اهدافى منطبق است كه سعى انسان، براى دستيابى به آن بوده است. ممكن است «ما» مصدريه باشد; يعنى، «سعيه». در اين صورت آنچه به ياد انسان خواهد آمد، نفس سعى و تلاش او است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 7 - 15
15- « قال الرضا ( ع ) فى قول الله عزّوجلّ : « إن أحسنتم أحسنتم لأنفسكم و إن أسأتم فلها » : إن أحسنتم أحسنتم لأنفسكم و إن أسأتم فلها ربّ يغفر لها ;
امام رضا(ع) در باره سخن خداوند عزّوجلّ «إن أحسنتم أحسنتم لأنفسكم و إن أسأتم فلها» فرمود: اگر نيكويى كنيد، براى خودتان نيكويى كرده ايد و اگر بدى كنيد، پس براى آن پروردگارى هست كه آن را مى بخشد».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 281 - 1
1 - لزوم خوف آدمى از فرجام اعمال ناشايست خويش در قيامت
و اتّقوا يوماً ترجعون فيه الى اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 286 - 5
5 - بازگشت نتايج اعمال نيك و بد انسان ، به خود او
لها ما كسبت و عليها ما اكتسبت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 44 - 6
6 - غافل بودن از حقيقت و بيم نداشتن از فرجام كردار ناروا ، طغيان گرى است .
إنّه طغى . .. لعلّه يتذكّر أو يخشى
خداوند، براى بازداشتن فرعون از طغيان، به موسى و هارون(ع) راه ايجاد تذكر و خشيت را مى آموزد. بنابراين نبود اين دو خصلت، مايه طغيان گرى فرعون بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 103 - 4
4 - جاودانگى در عذاب دوزخ ، فرجام زيان كاران فاقد عمل صالح و گران وزن
و من خفّت موزينه . .. فى جهنّم خلدون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 20 - 2
2 - دوزخ ، فرجام نهايى فاسقان و غافلان از ياد خدا و خويش
و لاتكونوا كالذين نسوا اللّه . .. أُولئك هم الفسقون. لايستوى أصحب النار
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - منافقون - 63 - 9 - 8
8 - دلبستگان به مال و اولاد ، غافل از ياد خدا و داراى فرجامى خسارت بار
و من يفعل ذلك فأُولئك هم الخسرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 25 - 9
9 - غزوه احزاب ، بدون درگيرى نظامى عمده ، به سود مسلمانان پايان يافت .
و ردّ اللّه الذين كفروا بغيظهم لم ينالوا خيرًا و كفى اللّه المؤمنين القتال
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 16 - 9
9 - تباهى و هلاكت ، فرجام بى توجهى به آخرت و بى اعتنايى به جزاى اعمال است .
فلايصدّنك عنها . .. فتردى
«تردى» از «ردى» به معناى هلاكت مشتق است و پى آمد شبهه افكنى هاى منكران معاد را بيان مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 16 - 9
9 - تباهى و هلاكت ، فرجام بى توجهى به آخرت و بى اعتنايى به جزاى اعمال است .
فلايصدّنك عنها . .. فتردى
«تردى» از «ردى» به معناى هلاكت مشتق است و پى آمد شبهه افكنى هاى منكران معاد را بيان مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 16 - 9
9 - تباهى و هلاكت ، فرجام بى توجهى به آخرت و بى اعتنايى به جزاى اعمال است .
فلايصدّنك عنها . .. فتردى
«تردى» از «ردى» به معناى هلاكت مشتق است و پى آمد شبهه افكنى هاى منكران معاد را بيان مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 20 - 2
2 - دوزخ ، فرجام نهايى فاسقان و غافلان از ياد خدا و خويش
و لاتكونوا كالذين نسوا اللّه . .. أُولئك هم الفسقون. لايستوى أصحب النار
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 145 - 16
16 - خداوند ، فاسقان بنى اسرائيل را به گرفتار آمدن به فرجامى شوم تهديد كرد .
سأوريكم دار الفسقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 103 - 10
10 - فرعون و بزرگان دربارش به عاقبتى شوم گرفتار شدند .
فانظر كيف كان عقبة المفسدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 102 - 9
9- هشدار موسى ( ع ) به فرعون نسبت به فرجام هلاكت بار وى
و إنى لأظنّك يفرعون مثبورًا
«ثبور» به معناى هلاكت و فساد است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 40 - 3
3 - خداوند ، فرعون و لشگريان وى را در دريا غرق كرد .
فأخذنه و جنوده فنبذنهم فى اليمّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 40 - 7
7 - فرجام حق ناپذيرى فرعون ، فرجامى ملامت بار
فنبذنهم فى اليمّ و هو مليم
«مليم» بر كسى اطلاق مى شود، كه سزاوار سرزنش باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 103 - 10
10 - فرعون و بزرگان دربارش به عاقبتى شوم گرفتار شدند .
فانظر كيف كان عقبة المفسدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 40 - 3
3 - خداوند ، فرعون و لشگريان وى را در دريا غرق كرد .
فأخذنه و جنوده فنبذنهم فى اليمّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 56 - 1،2
1 - سرنوشت فرعونيان در تاريخ ، مايه عبرت براى آيندگان
فجعلنهم سلفًا و مثلاً للأخرين
2 - بيان فرجام فرعونيان ، هشدارى به مستكبران و اشراف مشرك مكه
فجعلنهم سلفًا و مثلاً للأخرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بروج - 85 - 18 - 4
4 - فرجام فرعونيان و قوم ثمود ، نشانگر حاكميت اراده خداوند و ناتوانى سپاه كفر از رويارويى با او است .
فعّال لما يريد . .. فرعون و ثمود
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 32 - 31
31 - جايگاه قاتل يك انسان در جهنم ، همان جايگاه قاتل همه انسانهاست ، اگر چه عذابشان متفاوت است .
من قتل نفساً بغير نفس او فساد فى الارض فكانما قتل الناس جميعاً
امام باقر(ع) در پاسخ سؤال از معناى آيه فوق فرمود: يوضع فى موضع من جهنم . .. لو قتل الناس جميعا انما كان يدخل ذلك المكان قلت: فانه قتل آخر؟ قال: يضاعف عليه.
كافى، ج 7، ص 271، ح 1; نورالثقلين، ج 1، ص 619، ح 150.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 82 - 13
13 - اعتراف آرزوكنندگان ثروت قارونى به لطف و رحمت خداوند در حق ايشان ، به خاطر گرفتار نساختن آنان به سرنوشت قارون ( فرو نبردن آنان در زمين )
لولا أن منّ اللّه علينا لخسف بنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 36 - 6
6 - هلاكت ، سرنوشت محتوم همه توان مندان حق ستيز تاريخ
و كم أهلكنا . .. هل من محيص
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 11 - 8
8 - توطئه « افك » ، در نهايت با افشا شدن نيت و انگيزه بدخواهان و برملا شدن چهره كريه آنان ، به نفع مسلمانان به پايان رسيد .
إنّ الذين جاءو بالإفك . .. لاتحسبوه شرًّا لكم بل هو خير لكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 70 - 2،6
2 - اطلاع مردم عصر پيامبر از سرنوشت قوم نوح ، عاد ، ثمود ، ابراهيم ، اصحاب مدين و شهر هاى زير و رو شده پيشينيان ( قوم لوط و . . . )
ألم يأتهم نبأ الذين من قبلهم قوم نوح . .. و المؤتفكت
استفهام در «ألم يأتهم» براى توبيخ است. سرزنش منافقان و كافران به خاطر عبرت نگرفتن از سرنوشت پيشينيان، رساى به اين حقيقت است كه آنان از سرگذشت پيشينيان آگاهى داشتند.
6 - منافقان ، در معرض نزول عذاب الهى و مبتلا شدن به سرنوشت قوم نوح ، عاد ، ثمود ، قوم ابراهيم و اصحاب مدين
وعد اللّه المنفقين . .. ألم يأتهم نبأ الذين من قبلهم قوم نوح ... و أصحب مدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 70 - 2،6
2 - اطلاع مردم عصر پيامبر از سرنوشت قوم نوح ، عاد ، ثمود ، ابراهيم ، اصحاب مدين و شهر هاى زير و رو شده پيشينيان ( قوم لوط و . . . )
ألم يأتهم نبأ الذين من قبلهم قوم نوح . .. و المؤتفكت
استفهام در «ألم يأتهم» براى توبيخ است. سرزنش منافقان و كافران به خاطر عبرت نگرفتن از سرنوشت پيشينيان، رساى به اين حقيقت است كه آنان از سرگذشت پيشينيان آگاهى داشتند.
6 - منافقان ، در معرض نزول عذاب الهى و مبتلا شدن به سرنوشت قوم نوح ، عاد ، ثمود ، قوم ابراهيم و اصحاب مدين
وعد اللّه المنفقين . .. ألم يأتهم نبأ الذين من قبلهم قوم نوح ... و أصحب مدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 95 - 5
5- سرنوشت و فرجام مردم مدين ( قوم شعيب ) همانند سرنوشت ثموديان ( قوم صالح ) شد .
ألا بُعدًا لمدين كما بعدت ثمود
تشبيه در جمله «ألا بُعدًا . ..» - علاوه بر بيان همسانى هلاكت مردم مدين با هلاكت قوم ثمود - ناظر به سخن شعيب(ع) - كه در آيه 89 مطرح شد - نيز مى باشد. آن حضرت مردم خويش را به سرنوشتى همانند سرنوشت يكى از اقوام گذشته هشدار داد. آيه مورد بحث بيان مى دارد كه آن قوم، قوم صالح (ثموديان) بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 31 - 6
6 - آگاهى كامل مؤمن آل فرعون ، از سرگذشت هلاكت بار قوم نوح ، عاد ، ثمود و اقوام پس از آنان
إنّى أخاف عليكم مثل . .. دأب قوم نوح ... و الذين من بعدهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بروج - 85 - 18 - 4
4 - فرجام فرعونيان و قوم ثمود ، نشانگر حاكميت اراده خداوند و ناتوانى سپاه كفر از رويارويى با او است .
فعّال لما يريد . .. فرعون و ثمود
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 9 - 6
6 - خداوند ، تهديدكننده كافران عصر بعثت ، به فرجامى نظير هلاكت قوم ثمود
ألم تر كيف فعل ربّك . .. و ثمود الذين جابوا الصخر بالواد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 74 - 4
4 - صالح ( ع ) از قوم خويش خواست تا سرنوشت شوم قوم عاد را همواره به ياد داشته باشند .
و اذكروا إذ جعلكم خلفاء من بعد عاد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 70 - 2،6
2 - اطلاع مردم عصر پيامبر از سرنوشت قوم نوح ، عاد ، ثمود ، ابراهيم ، اصحاب مدين و شهر هاى زير و رو شده پيشينيان ( قوم لوط و . . . )
ألم يأتهم نبأ الذين من قبلهم قوم نوح . .. و المؤتفكت
استفهام در «ألم يأتهم» براى توبيخ است. سرزنش منافقان و كافران به خاطر عبرت نگرفتن از سرنوشت پيشينيان، رساى به اين حقيقت است كه آنان از سرگذشت پيشينيان آگاهى داشتند.
6 - منافقان ، در معرض نزول عذاب الهى و مبتلا شدن به سرنوشت قوم نوح ، عاد ، ثمود ، قوم ابراهيم و اصحاب مدين
وعد اللّه المنفقين . .. ألم يأتهم نبأ الذين من قبلهم قوم نوح ... و أصحب مدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 139 - 6
6 - فرجام هلاكت بار عاديان ، نمودى از سنت مستمر الهى در يارى حق و سركوب باطل
فأهلكنهم إنّ فى ذلك لأية
نشانه و مايه عبرت بودن ماجراى هلاكت قوم عاد، مستلزم استمرار داشتن مجازات اقوام در صورت كفرورزى و اصرار بر حق ناپذيرى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 31 - 6
6 - آگاهى كامل مؤمن آل فرعون ، از سرگذشت هلاكت بار قوم نوح ، عاد ، ثمود و اقوام پس از آنان
إنّى أخاف عليكم مثل . .. دأب قوم نوح ... و الذين من بعدهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 41 - 2
2 - كفر و حق ستيزى قوم عاد ، منتهى به عذاب الهى با بادى ويرانگر
و فى عاد إذ أرسلنا عليهم الريح العقيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 6 - 2
2 - آگاهى دقيق پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به فرجام هلاكت بار قوم عاد
ألم تر كيف فعل ربّك بعاد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 80 - 2
2 - سرگذشت لوط پيامبر در مبارزه عليه فحشا و فرجام شوم قوم زشتكار او ، سرگذشتى پندآموز و شايسته يادآورى
و لوطاً إذ قال
چنانچه «لوطاً» مفعول براى فعل مقدر «اذكر» باشد، كلمه «إذ» بدل اشتمال براى لوطاً است و اگر لوطاً مفعول براى «أرسلنا» گرفته شود، «إذ» مفعول براى فعل مقدر «اذكر» خواهد بود، كه بر اين مبنا تقدير جمله چنين است: أرسلنا لوطاً اذكر إذ قال . .. . بنابر هر دو احتمال، لزوم يادآورى داستان لوط و قومش به دست مى آيد. گفتنى است هدف از يادآورى سرگذشت پيشينيان، عبرت آموزى و پندگيرى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 70 - 2
2 - اطلاع مردم عصر پيامبر از سرنوشت قوم نوح ، عاد ، ثمود ، ابراهيم ، اصحاب مدين و شهر هاى زير و رو شده پيشينيان ( قوم لوط و . . . )
ألم يأتهم نبأ الذين من قبلهم قوم نوح . .. و المؤتفكت
استفهام در «ألم يأتهم» براى توبيخ است. سرزنش منافقان و كافران به خاطر عبرت نگرفتن از سرنوشت پيشينيان، رساى به اين حقيقت است كه آنان از سرگذشت پيشينيان آگاهى داشتند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 70 - 2،6
2 - اطلاع مردم عصر پيامبر از سرنوشت قوم نوح ، عاد ، ثمود ، ابراهيم ، اصحاب مدين و شهر هاى زير و رو شده پيشينيان ( قوم لوط و . . . )
ألم يأتهم نبأ الذين من قبلهم قوم نوح . .. و المؤتفكت
استفهام در «ألم يأتهم» براى توبيخ است. سرزنش منافقان و كافران به خاطر عبرت نگرفتن از سرنوشت پيشينيان، رساى به اين حقيقت است كه آنان از سرگذشت پيشينيان آگاهى داشتند.
6 - منافقان ، در معرض نزول عذاب الهى و مبتلا شدن به سرنوشت قوم نوح ، عاد ، ثمود ، قوم ابراهيم و اصحاب مدين
وعد اللّه المنفقين . .. ألم يأتهم نبأ الذين من قبلهم قوم نوح ... و أصحب مدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 38 - 9
9- نوح ( ع ) در پاسخ استهزاگران ، آنان را از آينده اى درخور استهزا و در پى دارنده تمسخر خبر داد .
إن تسخروا منا فإنا نسخر منكم كما تسخرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 31 - 6
6 - آگاهى كامل مؤمن آل فرعون ، از سرگذشت هلاكت بار قوم نوح ، عاد ، ثمود و اقوام پس از آنان
إنّى أخاف عليكم مثل . .. دأب قوم نوح ... و الذين من بعدهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 24 - 11
11 - كفرپيشگان در قيامت با آتشى كه خود برافروخته اند ، عذاب خواهند شد .
فاتقوا النار وقودها الناس و الحجارة أعدّت للكفرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 119 - 5
5 - مسؤوليت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، راهنمايى انسان ها و تبيين سرانجام نيك مؤمنان و عاقبت شوم كفرپيشگان است .
إنا أرسلنك بالحق بشيراً و نذيراً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 10 - 9
9 - هشدار الهى به كافران در مورد عاقبت بد آنان
انّ الذين كفروا . .. و اولئك هم وقود النار
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 11 - 9
9 - سرنوشت فرعونيان ، عبرتى براى كافران در سراسر تاريخ
انّ الذين كفروا . .. كدأب ال فرعون ... فاخذهم اللّه
ذكر فرعونيان به عنوان مثال مى رساند كه آنان، عبرت آيندگانند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 21 - 7
7 - همسانى سرنوشت شوم كافران ، با قاتلان پيامبران و عدالتخواهان
انّ الذين يكفرون . .. فبشّرهم بعذاب اليم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 128 - 11
11 - عذاب خداوند سرنوشت كافران محارب ، در صورت عدم بازگشت و توبه
ليقطع طرفاً . .. فينقلبوا خائبين ... او يعذّبهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 131 - 9
9 - رستگارى و عذاب ، دو فرجام متفاوت براى تقواپيشگان و كافران
و اتّقوا اللّه لعلّكم تفلحون. و اتّقوا النّار الّتى اعدّت للكافرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 151 - 19،21
19 - آتشِ دوزخ ، جايگاه و فرجام شوم كفرپيشگان مشرك
سنلقى فى قلوب الّذين كفروا الرعب . .. و ماويهم النّار و بئس مثوى الظّالمين
21 - كافران ، ستم پيشگانى شوم فرجام
سنلقى فى قلوب الّذين كفروا الرعب . .. و بئس مثوى الظّالمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 178 - 3
3 - ناتوانى كافران از درك سود و زيان و سرنوشت شوم خويش
و لا يحسبنّ الّذين كفروا انّما نملى لهم خير لانفسهم انّما نملى لهم ليزدادوا اثما
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 197 - 4
4 - جهنّم ، جايگاه كافران قدرتمند و بهره مند از مواهب مادّى
ثمّ ماويهم جهنّم
«مأوى» به معناى منزل است. (لسان العرب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 140 - 16
16 - يكسانى سرنوشت شوم كافران و منافقان و شركت كنندگان در مجالس كفر و گناه و استهزا به آيات الهى
انكم اذاً مثلهم إنّ اللّه جامع المنفقين . .. جميعاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 68 - 23
23 - پرهيز از اندوه و تأسف بر كفرپيشگى كافران و سرنوشت شوم آنان ، توصيه خداوند به پيامبر خويش
فلاتأس على القوم الكفرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 73 - 10
10 - ايمنى از عذاب دردناك در گرو يكتاپرستى و پرهيز از گفتار كفرآميز
و ما من اله الا اله وحد و إن لم ينتهوا عما يقولون . .. عذاب اليم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 105 - 13
13 - بازگشت همه آدميان - چه هدايت يافتگان و چه اهل كفر - تنها به سوى خداست .
إلى اللّه مرجعكم جميعاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 38 - 2
2 - آتش دوزخ جايگاه اجتماع و به هم پيوستن جنيان و آدميان كافر و مشرك است.
قال ادخلوا فى أمم قد خلت من قبلكم من الجن و الإنس فى النار
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 92 - 6
6 - بيان فرجام شوم كفرپيشگان و تكذيب كنندگان رسولان الهى ، روشى براى مبلغان دين براى شناساندن زيانكاران واقعى
الذين كذبوا شعيباً كانوا هم لخسرين
خداوند با بيان فرجام شوم كفرپيشگان، زيانكاران واقعى را به مردم معرفى كرد. بنابراين از راههاى معرفى كردن زيانكاران واقعى بيان فرجام شوم آنان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 98 - 4
4 - بيان فرجام كفرپيشگان بى تقوا ، از روش هاى قرآن در هدايت مردم به ايمان و تقواست .
و لكن كذبوا فأخذنهم . .. أو أمن أهل القرى أن يأتيهم بأسنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 100 - 3
3 - فرجام شوم كفرپيشگان گنهكار تاريخ ، زمينه اى مناسب براى پندگيرى و عبرت آموزى است .
أو لم يهد للذين يرثون . .. أن لو نشاء أصبنهم بذنوبهم
از مصاديق مورد نظر براى «ذنوب»، به قرينه آيات قبل و آيه بعد، كفر و انكار آيات الهى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 101 - 2
2 - خداوند ، تسلى دهنده پيامبر (صلی الله علیه و آله) با بيان سرگذشت شوم كفرپيشگان تكذيب كننده انبيا ( ع )
نقص عليك
مخاطب قرار دادن پيامبر(صلی الله علیه و آله) «عليك» در بيان سرگذشت امتهاى تكذيب كننده گذشته مى تواند اشاره به برداشت فوق داشته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 188 - 16
16 - انذار مردم و آگاه ساختن آنان از عاقبت شوم كفرپيشگان ، از وظايف اساسى پيامبر (صلی الله علیه و آله)
إن أنا إلا نذير
لام در «لقوم» هم مى تواند «لام» تقويت باشد و هم مى تواند «لام» انتفاع گرفته شود. بر اساس احتمال اول «قوم» مفعول براى «نذير و بشير» خواهد بود و مفاد آيه اين است كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) مؤمنان را انذار خواهد كرد و به آنان بشارت خواهد داد. و بر اساس دومين احتمال مفعول «نذير و بشير» همه مردم هستند و «لقوم يؤمنون» بيان مى دارد كه تنها مؤمنان از انذارها و بشارتها بهره مند مى شوند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 18 - 1،2
1 - شكست و رسوايى ، فرجام كافران ستيزه گر با خدا و رسول او
ذلكم
«ذلكم» خبر براى مبتدايى محذوف و اشاره به شكست خفتبار مشركان در جنگ بدر دارد ; يعنى «الأمر ذلكم» ; مطلب از اين قرار است كه بيان شد.
2 - ضرورت توجه اهل ايمان به فرجام شوم كافران ستيزه گر و نقش اصلى خدا در پيروزى هاى مؤمنان
ذلكم
حرف «كم» در «ذلكم» خطاب به اهل ايمان است. يعنى اى اهل ايمان سرنوشت مشركان ستيزه جو همان است كه بيان شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 36 - 8
8 - شكست نهايى ، سرنوشت محتوم كفرپيشگان ستيزه گر عليه اسلام و راه خدا
ثم يغلبون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 26 - 10
10 - هزيمت و شكست ، فرجام شوم و كيفر قطعى براى تمامى كافران و دشمنان ايستاده در برابر دين الهى
و عذّب الذين كفروا و ذلك جزاء الكفرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 69 - 12
12 - منافقان و كافران پيشين با همه اتكايى كه بر دستاورد هاى مادى خويش داشتند ، سرانجام همه آنها را فرو نهاده و بى توشه
در گذشتند .
كالذين من قبلكم كانوا أشد منكم . .. أولئك حبطت أعملهم فى الدنيا و الأخرة
آيه در مقام تحذير منافقان، سرنوشت پيشينيان را بر آنان مى نماياند كه چگونه با همه قدرت در گذشتند و تلاشهاى دنيويشان بى نتيجه ماند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 70 - 1
1 - نكوهش خداوند از منافقان ، به جهت عبرت نگرفتن از سرنوشت شوم كافران گذشته تاريخ
وعداللّه المنفقين . .. ألم يأتهم نبأ الذين من قبلهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 73 - 5
5 - جهنم ، جايگاه كافران و منافقان و فرجامى سخت و دردناك براى آنان
و مأويهم جهنم و بئس المصير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 109 - 10
10 - سقوط در آتش دوزخ ، فرجام منافقان كفرپيشه
و الذين اتخذوا مسجداً ضراراً . .. فانهار به فى نار جهنم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 119 - 6
6- انسانهايى كه به خدا و پيامبرانش كافر شوند و نيز جنيان كفرپيشه ، به آتش دوزخ درخواهند افتاد .
لأملأنّ جهنم من الجنة والناس أجمعين
چون بحث در آيات گذشته درباره فساد و صلاح امتها بود و مصداق بارز و مورد نظر براى صلاح و فساد - به قرينه آيات پيشين و نيز آيه 121 - توحيد، شرك، ايمان و كفر است، مقصود از «الجنة» و «الناس» كافران و مشركان جنى و انسى است. بر اين اساس كلمه «أجمعين» تأكيد بر عمومى است كه از كلمه «الجنة» و «الناس» فهميده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 35 - 9
9- آتش دوزخ فرجام كافران است .
و عقبى الكفرين النار
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 58 - 3
3- گرفتارى به عذاب استيصال پيش از فرا رسيدن قيامت ، سرنوشت محتوم همه اقوام و جوامع كافر و مشرك حق ستيز است .
و إن من قرية إلاّ نحن مهلكوها قبل يوم القيمة
اينكه آيه مى فرمايد: همه جوامع بشرى قبل از قيامت يا هلاك مى شوند و يا دچار عذاب مى شوند احتمال دارد كه مراد از «مهلكوها» هلاكت انسانهاى معمولى و مراد از «معذّبوها» عذاب كافران و مشركان باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 6 - 9
9- تأسف خوردن بر حال كافران و سرنوشت بد آنان ، حالت قابل تحسين است .
فلعلّك بخع نفسك على ءاثرهم . .. أسفًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 29 - 11
11- برخوردارى انسان از حق انتخاب ايمان و كفر ، به معناى بى تفاوتى ايمان و كفر در فرجام اخروى او ، نيست .
فمن شاء فليؤمن و من شاء فليكفر إنّا أعتدنا للظلمين نارًا
امر در «فليكفر» براى تهديد است و جمله «إنّا أعتدنا. ..» گوياى اين معنا است كه اختيار انسان در انتخاب ايمان يا كفر، بدان معنا نيست كه او، بر انتخاب خويش، مؤاخذه و يا تشويق نخواهد شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 101 - 3
3- دوزخ ، فرجام كافرانى است كه طاقت شنيدن آيات الهى را ندارند .
و عرضنا جهنّم يومئذ للكفرين . .. و كانوا لايستطيعون سمعًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 55 - 6
6 - روز وقوع عذاب استيصال ، آخرين روز حيات كافران بوده و رهايى آنان از آن ناممكن است .
أو يأتيهم عذاب يوم عقيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 72 - 11
11 - دوزخ ، بازگشتگاه و سرانجام كافران
و بئس المصير
«مصير» به معناى عاقبت كار و نيز به معناى مرجع و محل بازگشت مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 77 - 5،6
5 - سرگردانى و رسيدن به بن بست كامل ، فرجام نهايى كافران و مستكبران
حتّى إذا فتحنا . .. إذا هم فيه مبلسون
6 - شكستگى و حزن و اندوه بى پايان ، فرجام نهايى كافران و مستكبران
حتّى إذا فتحنا . .. إذا هم فيه مبلسون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 40 - 2
2 - زندگى ( رفتار و اعمال ) كافران ، داراى فرجامى پوچ و در هاله اى از سردرگمى
و الذين كفروا أعملهم . .. أو كظلمت فى بحر لجّىّ يغشيه موج من فوقه موج من فوقه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 57 - 5
5 - جايگاه كافران ، آتش است .
الذين كفروا . .. مأويهم النار
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 53 - 6
6 - خداوند ، توانا بر جدا ساختن سرنوشت مؤمنان واقعى از فرجام كافران محكوم به هلاكت
أنّا دمّرنهم و قومهم أجمعين . .. و أنجينا الذين ءامنوا و كانوا يتّقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 82 - 4
4 - پاكسازى نهايى زمين از وجود كافران ، وعده اى حتمى و تخلف ناپذير
و إذا وقع القول عليهم . .. أنّ الناس كانوا بايتنا لايوقنون
تعبير «أنّ الناس. ..» دربرگيرنده همه كافران است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 87 - 10
10 - قيامت روز ذلت كافران و پايان بخشيدن به گردن فرازى گردنگشان دنيا
أكذّبتم بايتى . .. و كلّ أتوه دخرين
هرچند تعبير «كلّ أتوه» شامل همه مؤمنان و كافران مى شود; اما با توجه به اصل تناسب و ارتباط آيات، مى توان گفت كه نظر عمده، متوجه تكذيب كنندگان آيات الهى است. مبنى بر اين كه آنان گرچه در دنيا ظالمانه كفر ورزيده اند; اما بايد بدانند كه در آخرت، مجال گستاخى براى هيچ يك از آنان نيست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 23 - 10
10 - توجه به بازگشت حتمى كافران به سوى خداوند ، زداينده اندوه پيامبر (صلی الله علیه و آله) است .
و من كفر فلايحزنك كفره إلينا مرجعهم فننبّئهم بما عملوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - سجده - 32 - 12 - 7
7 - ندامت و ذلت حتمى ، فرجام مجرمان كفرپيشه است .
بلقاء ربّهم كفرون . .. و لو ترى إذ المجرمون ناكسوا رءوسهم عند ربّهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 71 - 20
20 - عذاب الهى ، سرنوشت محتوم كافران
و لكن حقّت كلمة العذاب على الكفرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 6 - 2
2 - عذاب الهى ، سرنوشت محتوم كافران
و كذلك حقّت كلمت ربّك على الذين كفروا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 55 - 9
9 - هلاكت و نابودى ، فرجام ملت هاى ذلت پذير و پيرو كفر و ستم
فاستخفّ قومه . .. فأغرقنهم أجمعين
از اين كه فرعونيان با ضعف و زبونى در برابر دستگاه جبار فرعونى سرانجام به هلاكت رسيدند، مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 83 - 7
7 - قيامت ، پايان بازيگرى و بيهوده گرايى هاى كافران حق ستيز
يخوضوا و يلعبوا حتّى يلقوا يومهم الذى يوعدون
بنابراين كه مراد از «يومهم. ..» روز قيامت باشد، برداشت بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 10 - 1،9
1 - دوزخ ، پايانى خفّت بار براى دروغ پردازى ها ، استهزاگرى ها و گناه پيشگى كافران
ويل لكلّ أفّاك أثيم . .. اتّخذها هزوًا ... عذاب مهين . من ورائهم جهنّم
9 - عذاب سخت و جانكاه روز قيامت ، فرجام كافران حق ناپذير
و لهم عذاب عظيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 8 - 2
2- فرجام نهايى كافران ، به رو افتادن در خاكِ مذلت و از دست دادن تلاش ها است .
و الذين كفروا فتعسًا لهم و أضلّ أعملهم
بنابراين كه جمله «فتعساً لهم» خبريه باشد و با توجه به اين كه «تعس» به معناى به رو در افتادن است - كه حاكى از نهايت ذلت است - مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 10 - 6
6- نابودى ديار كافران و هلاكت ايشان ، نمودى از ذلت آنان و پوچى فرجامشان *
فتعسًا لهم و أضلّ أعملهم . .. دمّر اللّه عليهم
بدان احتمال كه «دمّر اللّه عليهم» تفسير و بيان نمودى از «تعساً لهم» باشد، برداشت بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 24 - 3
3- دوزخ ، فرجام هر كفرپيشه معاند حق ستيز
ألقيا فى جهنّم كلّ كفّار عنيد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 40 - 2
2 - ياوران خط كفر ، داراى سرنوشتى مشترك با پيشوايان كافر خويش
فأخذنه و جنوده
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 51 - 2
2 - كافران ، در طول تاريخ داراى فرجامى مشابه و خصلت ها و مواضعى همگون
و لقد أهلكنا أشياعكم
«أشياع» جمع «شيعه» است و در اين جا معادل امثال و اشباه به كار رفته است; يعنى، امثال شما در كفر و الحاد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 17 - 3
3 - كافران و منافقان همراز ايشان ، داراى فرجامى همگون در آتش دوزخ
فكان عقبتهما أنّهما فى النار خلدَين فيها
از تشبيه كافران و منافقان به شيطان و پيراون او در آيه قبل، برداشت ياد شده از اين آيه استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تغابن - 64 - 5 - 9
9 - تشويق و ترغيب مردم از سوى خداوند ، به مطالعه و تأمل در سرنوشت هلاكت بار جوامع كفرپيشه گذشته
ألم يأتكم نبؤا الذين كفروا من قبل . .. لهم عذاب أليم
استفهام در «ألم يأتكم. ..»، ضمن آن كه براى تقرير مسأله است، براى تشويق و ترغيب نيز مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تحريم - 66 - 9 - 9
9 - جايگاه و سرنوشت منافقان و كافران ، در قيامت يكسان است .
و مأويهم جهنّم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - ملك - 67 - 22 - 4
4 - زندگى و سرنوشت كافران و مسلمانان ، هرگز برابر و همسان نيست .
أفمن يمشى مكبًّا على وجهه أهدى أمّن يمشى سويًّا على صرط مستقيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 17 - 2
2 - كشته شدن و مرگ ، سزاوارترين فرجام براى كفرپيشگان
قتل الإنسن ما أكفره
كفر در «ما أكفره» مطلق است و هر كفرى، حتى ترك عبادت را نيز شامل است. البته به قرينه آيات بعد - كه به بيان تدبير خداوند پرداخته و در مقابل منكران اين حقيقت موضع گيرى كرده است - بارزترين مصداق مورد نظر از آن، انكار ربوبيت خداوند است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بينه - 98 - 6 - 1
1 - كافران به اسلام - چه اهل كتاب باشند و چه مشرك - به آتش جهنم ، گرفتار خواهند شد .
إنّ الذين كفروا من أهل الكتب و المشركين فى نار جهنّم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 2 - 7
7- كافرانِ به قرآن و كافرانى كه تصميم به ماندن در ظلمت ها گرفته اند ، فرجامى بس ناگوار دارند و در عذابى سخت گرفتار خواهند شد .
و ويل للكفرين من عذاب شديد
برداشت فوق مبتنى بر اين احتمال است كه مراد از كافران در اين آيه، به قرينهء آيه قبل، كسانى هستند كه كتاب خدا را نپذيرفتند و از ظلمتها خارج نشدند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 89 - 5
5 - حق ناپذيران لجوج ، شاهد بازتاب كفر و شرك خويش در فرجامى نه چندان دور
فسوف يعلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 10 - 1
1- هشدار خداوند به منكران قرآن ، نسبت به عواقب كفرورزى آنان
قل أرءيتم إن كان من عند اللّه و كفرتم به
تعبير «أرأيتم . ..»، دربردارنده معناى هشدار و تذكر است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 10 - 4
4- كفر و عواقب شوم آن ، داراى پيشينه و نماد هاى بسيار در گذشته تاريخ
فينظروا كيف كان عقبة الذين من قبلهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 8 - 2
2 - كفر و حق ستيزى ، منتهى به تناقض در گفتار و انديشه *
إنّكم لفى قول مختلف
مخاطب «إنّكم»، كافران هستند. از آن جايى كه براى آنان وصفى آورده نشده، استفاده مى شود كه نفس كفر آنان، منتهى به اختلاف در گفتار و پندار آنها شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انفطار - 82 - 9 - 1
1 - كسانى كه خود را از فرجام كفر و كيفر گناه در امان مى پندارند ، دستاويزى براى توجيه كفر و گناه خود ندارند .
ما غرّك . .. كلاّ
حرف «كلاّ» مخاطب را از چيزى منع مى كند كه در جملات پيشين مطرح بوده است. از آن جايى كه آيات قبل، توجيهات و بهانه هاى نادرست كافران و گنه كاران را پوچ قلمداد كرده است، حرف «كلاّ» در اين آيه آنان را از دلگرمى به آن دستاويزها بازمى دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 51 - 7،8
7 - همسانى سرنوشت هلاكت بارِ مرفهان ناسپاس ، براى هميشه تاريخ و يكسانى سنت الهى درباره آنان
قد قالها الذين من قبلهم . .. فأصابهم سيّئات ماكسبوا و الذين ظلموا من هؤلاء سيصي
8 - مرفهان ناسپاس ، در معرض عذاب و سرنوشت هلاكت بار خويش اند .
و الذين ظلموا من هؤلاء سيصيبهم سيّئات ماكسبوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 112 - 1
1- مَثَل و مانند آوردن خداوند ، براى ترسيم فرجام شوم كفران نعمت هاى خويش
ضرب الله مثلاً قرية . .. فكفرت بأنعم الله فأذقها ... بما كانوا يصنعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 105 - 2
2 - عظمت كوه ها و استحكام آن ، زمينه ساز استبعاد متلاشى شدن آن در نظر تحليل گران فرجام جهان
و يس--َلونك عن الجبال فقل ينسفها ربّى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 6 - 2
2 - انهدام زمين و تبديل كوه هاى آن به غبار پراكنده در فضا ، امرى قطعى و ترديدناپذير
فكانت هباء منبثًّا
به كارگيرى فعل ماضى «فكانت» در مورد آينده، در صورتى است كه آن، آينده اى قطعى و غيرقابل ترديد باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 29 - 11
11 - جريان خورشيد و ماه ، داراى پايانى حتمى و مشخص - و نه ابدى و نامعلوم - است .
و سخّر الشمس و القمر كلّ يجرى إلى أجل مسمًّى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 13 - 5
5 - حركت خورشيد و ماه ، تا وقت معينى بوده و زمانى به پايان مى رسد .
و سخّر الشمس و القمر كلّ يجرى لأجل مسمًّى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 38 - 2
2 - حركت خورشيد ، روزى به پايان رسيده و در موعد مقرر و زمان مشخص ، عمرش به سر خواهد رسيد .
و الشمس تجرى لمستقر لها
برداشت ياد شده مبتنى بر اين احتمال است كه «مستقر» اسم زمان و «لام» در آن، براى تعليل و متضمن معناى «انتهاء» باشد; يعنى، خورشيد به علت رسيدن به انتهاى حركت خود، روان مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 29 - 11
11 - جريان خورشيد و ماه ، داراى پايانى حتمى و مشخص - و نه ابدى و نامعلوم - است .
و سخّر الشمس و القمر كلّ يجرى إلى أجل مسمًّى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 13 - 5
5 - حركت خورشيد و ماه ، تا وقت معينى بوده و زمانى به پايان مى رسد .
و سخّر الشمس و القمر كلّ يجرى لأجل مسمًّى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 121 - 1
1 - دوزخ ، جايگاه و فرجام گمراهان و فريب خوردگان از شيطان
أولئك ماويهم جهنم و لايجدون عنها محيصاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 97 - 10
10- مأوا و جايگاه گمراهان حق ناپذير ، دوزخ است .
مأوهم جهنّم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 94 - 2
2 - دوزخ ، فرجام مشترك گمراهان و معبودهايشان
فكبكبوا فيها هم و الغاون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 23 - 10
10 - انتخاب آزادانه راه انحراف ، منتهى به گمراهى و كج روىِ اجتناب ناپذير
أفرءيت من اتّخذ إلهه هويه و أضلّه اللّه على علم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 7 - 15
15- « قال الرضا ( ع ) فى قول الله عزّوجلّ : « إن أحسنتم أحسنتم لأنفسكم و إن أسأتم فلها » : إن أحسنتم أحسنتم لأنفسكم و إن أسأتم فلها ربّ يغفر لها ;
امام رضا(ع) در باره سخن خداوند عزّوجلّ «إن أحسنتم أحسنتم لأنفسكم و إن أسأتم فلها» فرمود: اگر نيكويى كنيد، براى خودتان نيكويى كرده ايد و اگر بدى كنيد، پس براى آن پروردگارى هست كه آن را مى بخشد».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انفطار - 82 - 9 - 1
1 - كسانى كه خود را از فرجام كفر و كيفر گناه در امان مى پندارند ، دستاويزى براى توجيه كفر و گناه خود ندارند .
ما غرّك . .. كلاّ
حرف «كلاّ» مخاطب را از چيزى منع مى كند كه در جملات پيشين مطرح بوده است. از آن جايى كه آيات قبل، توجيهات و بهانه هاى نادرست كافران و گنه كاران را پوچ قلمداد كرده است، حرف «كلاّ» در اين آيه آنان را از دلگرمى به آن دستاويزها بازمى دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 66 - 4
4 - امت هاى گنهكار و متمرد از فرمان خدا ، در خطر گرفتار شدن به كيفر هاى دنيوى و سرنوشتى شوم
فجعلنها نكلا لما بين يديها و ما خلفها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 15 - 9
9 - عذاب قيامت، عاقبت شوم گناهكاران
قل إنى أخاف إن عصيت ربى عذاب يوم عظيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 159 - 8
8 - خداوند تعيين كننده كيفر و سرنوشت شوم خلافكاران و تفرقه افكنان
إنما أمرهم إلى الله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 100 - 3
3 - فرجام شوم كفرپيشگان گنهكار تاريخ ، زمينه اى مناسب براى پندگيرى و عبرت آموزى است .
أو لم يهد للذين يرثون . .. أن لو نشاء أصبنهم بذنوبهم
از مصاديق مورد نظر براى «ذنوب»، به قرينه آيات قبل و آيه بعد، كفر و انكار آيات الهى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - سجده - 32 - 12 - 7
7 - ندامت و ذلت حتمى ، فرجام مجرمان كفرپيشه است .
بلقاء ربّهم كفرون . .. و لو ترى إذ المجرمون ناكسوا رءوسهم عند ربّهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 9 - 5
5 - دروغ پردازانِ گناه پيشه ، داراى فرجامى خفّت بار و آكنده از ذلت
ويل لكلّ أفّاك أثيم . .. أُولئك لهم عذاب مهين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قلم - 68 - 35 - 3
3 - مسلمانان و مجرمان ، داراى دو سرنوشت متفاوت و گوناگون اند .
أفنجعل المسلمين كالمجرمين
برابر نبودن مسلمانان و مجرمان، بيشتر ناظر به سرنوشت آنان است; يعنى، مربوط به سعادت و شقاوت دنيوى و اخروى آنان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مرسلات - 77 - 18 - 1
1 - مجرمان ، محكوم به هلاكت و نابودى از سوى خداوند
ألم نهلك الأوّلين . .. كذلك نفعل بالمجرمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 22 - 1
1 - جهنم ، فرجام طغيان گران فرو رفته در گناه است .
إنّ جهنّم كانت . .. للطّ-غين مابًا
«طغيان»; يعنى، بى اندازه در معصيت پيش رفتن (مفردات راغب). «مآب» اسم مكان و از «أوْب» به معناى رجوع گرفته شده است و فرجام هر كس را از آن جهت مآب و مرجع گويند كه خود، از پيش آن را فراهم ساخته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ليل - 92 - 12 - 1
1 - خداوند ، آگاه ساختن انسان ها را با خوبى و بدى و رساندن خوبان و بدكاران را به فرجام شايسته آنان ، بر خود لازم شمرده است .
إنّ علينا للهدى
«هدى» مصدر و به معناى ارشاد و راهنمايى است (قاموس). مراد از هدايت ممكن است اعم از هدايت فطرى و تشريعى و نيز رساندن به مقصد باشد. جملات «سنيسّره لليسرى» و «سنيسّره للعسرى» (در آيات پيشين) مؤيد تعميم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 149 - 3
3 - بنى اسرائيل پس از اذعان به گمراهى خويش ، به اين حقيقت رسيدند كه نجاتشان از فرجام شوم گوساله پرستى در گرو شمول رحمت خدا و مغفرت اوست .
قالوا لئن لم يرحمنا ربنا و يغفر لنا لنكونن من الخسرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 12 - 16
16- بهشت ، پايان رنج و تلاش مؤمنان و دوزخ فرجام لذّت جويى و فساد كافران
الذين ءامنوا و عملوا الصلحت جنّ-ت . .. و الذين كفروا... النارمثوًى لهم
در اين آيات، ميان زندگى، اهداف و فرجام مؤمنان و كافران، مقايسه صورت گرفته است. مؤمنان اهل جهاد و عمل صالح اند و در پى دشوارى هاى آن، از بهشت برخوردار خواهند شد. اما كافران اهل رفاه و لذت جويى اند و در پى آن گرفتار آتش خواهند بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 114 - 20
20 - عذاب بزرگ قيامت ، فرجام بازدارندگان مردم از ورود به مساجد براى ياد خدا
و من أظلم ممن منع مسجد اللّه . .. و لهم فى الأخرة عذاب عظيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 29 - 16
16 - مرحله به پايان رسيدن جريان خورشيد و ماه ، قابل مشاهده و رؤيت براى پيامبر (صلی الله علیه و آله) بود . *
ألم تر أنّ اللّه . .. و سخّر الشمس و القمر كلّ يجرى إلى أجل مسمًّى
برداشت بالا، مبتنى بر اين نكته است كه خطاب «ألم تر» اختصاص به پيامبر(صلی الله علیه و آله) داشته باشد و «كلّ يجرى. ..» حال براى «الشمس و القمر» باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 5 - 8
8 - حركت خورشيد و ماه ، تا وقت معينى بوده و زمانى به پايان مى رسد .
و سخّر الشمس و القمر كلّ يجرى لأجل مسمًّى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 36 - 8
8 - شكست نهايى ، سرنوشت محتوم كفرپيشگان ستيزه گر عليه اسلام و راه خدا
ثم يغلبون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 68 - 5
5 - هشدار به فرجام شوم كفرپيشگى و مبارزه با توحيد و يكتاپرستى ، رسالت الهى پيامبر (صلی الله علیه و آله)
و إن جدلوك فقل اللّه أعلم بما تعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 41 - 2
2 - مبارزه با پيام غيب ، با اتكا بر منابع ظنى و بشرى ، مبارزه اى بى فرجام
أم عندهم الغيب فهم يكتبون
آيه شريفه تعريضى دارد به مشركان كه با مشتى حدس و گمان، به مبارزه با غيب مكتوب (قرآن) برخاسته اند و به بى فرجامى چنين مبارزه اى نينديشيده اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 188 - 17
17 - بشارت دادن به مردم و آگاه ساختن آنان از فرجام مبارك اهل ايمان ، از وظايف اساسى پيامبر (صلی الله علیه و آله)
إن أنا إلا نذير و بشير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 61 - 23
23 - خوارى ، فقر و درماندگى ، سرنوشت محتوم متجاوزان بنى اسرائيل است .
و ضربت عليهم الذلة و المسكنة
«مسكنة» به معناى فقر و سستى است. «ذلة» و «مسكنة» به قبّه و مانند آن تشبيه شده و لذا كلمه «ضربت» (زده شد) براى آن به كار رفته است; يعنى، خوارى و درماندگى همچون قبه اى آنان را احاطه كرده و بر آنان خيمه زده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 95 - 12
12 - دوزخ ، جايگاه و فرجام نهايى منافقان متخلف از جهاد
مأويهم جهنم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 106 - 1
1 - گروهى از متخلفان جنگ تبوك ، داراى سرنوشتى مبهم از جهت پذيرش و عدم پذيرش توبه آنان از جانب خداوند
و ءاخرون . .. إما يعذبهم و إما يتوب عليهم
در آيات گذشته از دو گروه از متخلفان جنگ ياد شده است. 1 - گروهى خائن با گناهى غير قابل بخشش ; 2 - گروهى خطاركار و حقيقة نادم كه خداوند به آنان وعده غفران داد و اكنون در اين آيه سخن از گروه سوم است كه به دليل سنگينى گناه يا تأخير و كوتاهى در اعتراف و ... سرنوشتى مبهم دارند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 131 - 9
9 - رستگارى و عذاب ، دو فرجام متفاوت براى تقواپيشگان و كافران
و اتّقوا اللّه لعلّكم تفلحون. و اتّقوا النّار الّتى اعدّت للكافرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 128 - 11
11 - فرجام نيك از آن تقواپيشگان است .
و العقبة للمتقين
برداشت فوق بر اين اساس است كه «ال» در «العقبة» براى جنس باشد. بر اين مبنا مراد از عاقبت، به مناسبت حكم و موضوع، فرجام نيك است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 49 - 11
11- پيروزى نوح ( ع ) و يارانش بر مخالفان ، نشان و دليلى بر غلبه نهايى تقواپيشگان مقاوم و صبور ، بر كفرپيشگان است .
تلك من أنباء الغيب . .. فاصبر إن العقبة للمتقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 35 - 8
8- بهشت فرجام تقواپيشگان است .
تلك عقبى الذين اتقوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 15 - 5
5 - بهشت جاودان ، پاداش و سر انجام تقواپيشگان
جنّة الخلد التى وعد المتّقون كانت لهم جزاء و مصيرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 50 - 1
1 - باغ هاى جاويدان بهشت ، فرجام تقواپيشگان
و إنّ للمتّقين لحسن مئاب . جنّ-ت عدن
«جنّات» (جمع «جنّة») به معناى باغ ها و «عدن» به معناى خلود و استقرار است و جمله «جنّات عدن» عطف بيان براى «لحسن مئاب» مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 17 - 1
1 - بهشت ، جايگاه حتمى تقواپيشگان
إنّ المتّقين فى جنّ-ت و نعيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ليل - 92 - 10 - 8
8 - خداوند ، در تأكيد بر تفاوت فرجام انفاق گران با تقوا و بخيلان زراندوز ، به سيطره شب و جلوه روز و به ذات خويش ، سوگند ياد كرده است .
و الّيل . .. إنّ سعيكم لشتّى . فأمّا من أعطى ... لليسرى . و أمّا من بخل ... فسني
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 84 - 6
6 - مجرمان و تبهكاران در خطر گرفتارى به عذاب هاى دنيوى و سرنوشتى شوم
فانظر كيف كان عقبة المجرمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 17 - 10
10 - جرم پيشگان ، مردمانى هستند بدفرجام و نارستگار .
إنه لا يفلح المجرمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 33 - 18
18 - هشدار خداوند به يهود نسبت به فرجام شوم ستيزه جويى با پيامبر (صلی الله علیه و آله) و فسادانگيزى در زمين
من اجل ذلك كتبنا على بنى اسرءيل . .. انما جزؤا الذين يحاربون
چون در آيه پيش روى سخن با بنى اسرائيل بود، اين آيه مى تواند تعريض به اهداف و اعمال آنان در برابر پيامبر(صلی الله علیه و آله) داشته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 163 - 1
1 - جويندگان خشنودى الهى داراى پايه ها و منزلت هاى متفاوت و گوناگون در پيشگاه خداوند
افمن اتّبع رضوان اللّه . .. هم درجات عند اللّه
در برداشت فوق، ضمير «هم» تنها به جويندگان رضايت الهى برگردانده شده است ; به قرينه كلمه «درجات» كه غالباً و به طور حقيقت در منزلتهاى رفيع به كار برده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مطففين - 83 - 16 - 4
4 - كسانى كه در قيامت از رحمت خداوند و درك ربوبيت او محروم باشند ، سرنوشتى جز دوزخ نخواهند داشت .
عن ربّهم يومئذ لمحجوبون . ثمّ إنّهم لصالوا الجحيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 36 - 12
12- بازگشت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و نيز ساير انسان ها فقط به خداوند است .
و إليه مئاب
«مئاب» به معناى بازگشت است و كسره «مئابِ» در آيه شريفه ، حاكى از حذف «ياء» متكلم مى باشد. بنابراين «مئابِ» يعنى مئابى.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 39 - 9
9 - تاريخ بشر ، شاهد فرجام شوم مخالفان پيامبران و گرفتار شدن آنان به عذاب استيصال الهى
كذلك كذب الذين من قبلهم فانظر كيف كان عقبة الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 163 - 5
5 - توجه دادن يهوديان به فرجام شوم مخالفت با فرمان هاى الهى ، هدف از پرسش پيامبر (صلی الله علیه و آله) از يهوديان درباره مردم ايله
و سئلهم عن القرية التى كانت حاضرة البحر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 115 - 18
18 - جهنم ، جايگاه مرتدان
و من يشاقق الرسول من بعد ما تبيّن له الهدى . .. نصله جهنم
جمله «من بعد ما تبين له الهدى»، با توجه به شأن نزول آيه كه درباره برخى از مسلمانان است، مى تواند ناظر به ارتداد باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 149 - 7
7 - زيانكارى ، فرجام حتمى مشركان و مرتدان
لنكونن من الخسرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 51 - 7،8
7 - همسانى سرنوشت هلاكت بارِ مرفهان ناسپاس ، براى هميشه تاريخ و يكسانى سنت الهى درباره آنان
قد قالها الذين من قبلهم . .. فأصابهم سيّئات ماكسبوا و الذين ظلموا من هؤلاء سيصي
8 - مرفهان ناسپاس ، در معرض عذاب و سرنوشت هلاكت بار خويش اند .
و الذين ظلموا من هؤلاء سيصيبهم سيّئات ماكسبوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 50 - 7
7 - سرگذشت هلاكت بار قشر مرفه و ناسپاس جوامع پيشين ، مايه عبرت و درس آموزى است .
قد قالها الذين من قبلهم فما أغنى عنهم ما كانوا يكسبون
برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه آيه شريفه، در مقام موعظه و درس آموزى مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 12 - 1،5
1 - سفر پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان در جريان حديبيه ، سفرى پرخطر و بى بازگشت در نظراعراب متخلف
بل ظننتم أن لن ينقلب الرسول و المؤمنون إلى أهليهم أبدًا
5 - تحليل متخلفان درباره سفر حديبيه و بى فرجام بودن آن ، متّكى بر محاسبات بشرى و ناديده گرفتن اراده الهى
بل ظننتم أن لن ينقلب الرسول و المؤمنون إلى أهليهم أبدًا
از قرائن و زمينه هاى تاريخى، دشوارى اين سفر قابل پيش بينى بود و متخلفان براساس همين معيارها، اين سفر را بى فرجام مى ديدند; غافل از اين كه دعوت پيامبر(صلی الله علیه و آله) به بن بست نخواهد رسيد و حمايت الهى از آن حضرت دريغ نخواهد شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 40 - 7
7 - ورود تكذيب كنندگان و مستكبران به بهشت، مخالف سنتهاى خداوند در نظام آفرينش
و لايدخلون الجنة حتى يلج الجمل فى سم الخياط
ورود شتر به روزنه سوزن گرچه عقلا محال نيست، ولى بر خلاف نظام جارى در طبيعت است. بنابراين به كارگيرى ضرب المثل مذكور مى تواند بيانگر اين باشد كه ورود تكذيب كنندگان به بهشت اگر چه امتناع عقلى ندارد، ولى با سنن الهى ناسازگار است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 77 - 5،6
5 - سرگردانى و رسيدن به بن بست كامل ، فرجام نهايى كافران و مستكبران
حتّى إذا فتحنا . .. إذا هم فيه مبلسون
6 - شكستگى و حزن و اندوه بى پايان ، فرجام نهايى كافران و مستكبران
حتّى إذا فتحنا . .. إذا هم فيه مبلسون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 16 - 13
13 - ذلت و خوارى ، سرنوشت نهايى مستكبران
فاستكبروا . .. لنذيقهم عذاب الخزى فى الحيوة الدنيا و لعذاب الأخرة أخزى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 33 - 2
2 - بهشت پاينده ، فرجام تمامى مسلمين ( تفريط كننده ، ميانه رو و پيشتاز )
جنّ-ت عدن يدخلونها
برداشت ياد شده، مبتنى بر اين احتمال است كه فاعل «يدخلون» سه دسته ياد شده در آيه پيش باشد; يعنى، تمامى مسلمانان - كه امت برگزيده خدايند - سرانجام وارد بهشت خواهند شد; هرچند برخى از آنان در اثر بعضى از گناهان، بر خود ستم كرده باشند، ولى در نهايت بر اثر شفاعت و عفو عمومى خداوند از بهشت بهره مند خواهند شد. گفتنى است آيه بعد - كه سخن از غفران الهى است - و دو آيه بعد - كه از كافران سخن گفته و در مقابل «الذين اصطفينا» قرار داده شده است - تأكيد كننده همين مطلب است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - ملك - 67 - 22 - 4
4 - زندگى و سرنوشت كافران و مسلمانان ، هرگز برابر و همسان نيست .
أفمن يمشى مكبًّا على وجهه أهدى أمّن يمشى سويًّا على صرط مستقيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قلم - 68 - 35 - 3
3 - مسلمانان و مجرمان ، داراى دو سرنوشت متفاوت و گوناگون اند .
أفنجعل المسلمين كالمجرمين
برابر نبودن مسلمانان و مجرمان، بيشتر ناظر به سرنوشت آنان است; يعنى، مربوط به سعادت و شقاوت دنيوى و اخروى آنان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قلم - 68 - 41 - 4،5
4 - مشركان صدراسلام ( مجرمان ) ، براى اثبات يكسانى سرنوشت خويش با مسلمانان ، از ارائه شاهد و هم فكرى از ميان عقلاى عالم ناتوان بودند .
أم لهم شركاء فليأتوا بشركائهم إن كانوا صدقين
5 - عقيده به شفاعت معبود ها و يكسان بودن سرنوشت مجرمان ( مشركان ) با مسلمانان ، عقيده اى منحصر به مشركان عصر بعثت و فاقد شاهد و تصديق كننده اى از ميان عقلاى عالم
أم لهم شركاء فليأتوا بشركائهم إن كانوا صدقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 151 - 22
22 - مشركان ، ستم پيشگانى شوم فرجام
بما اشركوا باللّه . .. و بئس مثوى الظّالمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 73 - 10
10 - ايمنى از عذاب دردناك در گرو يكتاپرستى و پرهيز از گفتار كفرآميز
و ما من اله الا اله وحد و إن لم ينتهوا عما يقولون . .. عذاب اليم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 47 - 1
1 - پيامبر(صلی الله علیه و آله) مأمور برانگيختن داورى وجدان مشركان بر چگونگى فرجام آنان در صورت نزول عذاب الهى
قل أرءيتكم . .. هل يهلك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 149 - 7
7 - زيانكارى ، فرجام حتمى مشركان و مرتدان
لنكونن من الخسرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 113 - 10
10 - هيچ كس حتى پيامبر (صلی الله علیه و آله) قادر به تغيير سرنوشت شوم ( دوزخى بودن ) مشركان نيست .
ما كان للنبى . .. من بعد ما تبين لهم أنهم أصحب الجحيم
از اينكه نام پيامبر (صلی الله علیه و آله) به خصوص ذكر شده است، استفاده مى شود كه نه تنها دعاى ساير مؤمنان در حق مشركان بى نتيجه است بلكه حتى پيامبر(صلی الله علیه و آله) هم نمى تواند سرنوشت آنان را با استغفار تغيير دهد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 39 - 11
11- آتش دوزخ ، فرجام حتمى مشركان است .
و لاتجعل مع الله إلهًا ءاخر فتلقى فى جهنّم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 58 - 3
3- گرفتارى به عذاب استيصال پيش از فرا رسيدن قيامت ، سرنوشت محتوم همه اقوام و جوامع كافر و مشرك حق ستيز است .
و إن من قرية إلاّ نحن مهلكوها قبل يوم القيمة
اينكه آيه مى فرمايد: همه جوامع بشرى قبل از قيامت يا هلاك مى شوند و يا دچار عذاب مى شوند احتمال دارد كه مراد از «مهلكوها» هلاكت انسانهاى معمولى و مراد از «معذّبوها» عذاب كافران و مشركان باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 9 - 10
10 - ذلت و شكست ، سرنوشت محتوم جبهه شرك و ضد توحيد
و من الناس من يجدل . .. له فى الدنيا خزى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 34 - 3
3 - فرجام مشركان ، ناگوار است .
بربّهم يشركون . .. فسوف تعلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 26 - 6
6 - هشدار خداوند به مشركان درباره عاقبت و آخرتشان
قل يجمع بيننا ربّنا ثمّ يفتح بيننا بالحقّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 161 - 1
1 - مشركان با معبودهايشان ، داراى سرنوشتى يكسان و مشترك اند .
فإنّكم و ما تعبدون
جمله «فإنّكم. ..» از نظر تركيبى، دو احتمال دارد: 1- جمله اى مستقل باشد; مانند «كلّ رجل وضيعته»، (مرد است و كسب و كارش). در اين صورت، پيام آيه چنين مى شود: شما هستيد و معبودهايتان، كه به حال خود واگذاشته شديد و از شما كارى ساخته نيست و سرنوشتى مشترك داريد. 2- «كُم» اسم «إنّ» و «ما تعبدون» عطف بر اين اسم و جمله «ما أنتم عليه...» خبر آن باشد بر اين اساس، برداشت هايى مى شود كه در آيات بعد خواهد آمد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قلم - 68 - 41 - 5
5 - عقيده به شفاعت معبود ها و يكسان بودن سرنوشت مجرمان ( مشركان ) با مسلمانان ، عقيده اى منحصر به مشركان عصر بعثت و فاقد شاهد و تصديق كننده اى از ميان عقلاى عالم
أم لهم شركاء فليأتوا بشركائهم إن كانوا صدقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بينه - 98 - 6 - 2
2 - فرجام اهل كتاب ، در صورت كفر به اسلام ، هم تراز با مشركان است .
إنّ الذين كفروا من أهل الكتب و المشركين فى نار جهنّم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 42 - 3
3 - هشدار خداوند ، مشركان مكه را به فرجامى مانند فرجام مشركان پيشين
قل سيروا فى الأرض فانظروا كيف كان عقبة الذين من قبل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قلم - 68 - 41 - 4
4 - مشركان صدراسلام ( مجرمان ) ، براى اثبات يكسانى سرنوشت خويش با مسلمانان ، از ارائه شاهد و هم فكرى از ميان عقلاى عالم ناتوان بودند .
أم لهم شركاء فليأتوا بشركائهم إن كانوا صدقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 15 - 2
2 - فرجام يهود بنى نضير در موضع گيرى عليه اسلام ، منتهى به شكست آنان ، همچون فرجام مشركان مكه در بدر *
كمثل الذين من قبلهم قريبًا
برخى برآنند كه مراد از «الذين من قبلهم قريبًا»، مشركان مكه در بدر است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 14 - 7
7 - بهره مندى مطيعان از بهشت و گرفتارى عصيانگران در آتش ، به اراده و خواست خداست .
و من يطع اللّه . .. يدخله جنات ... و من يعص اللّه ... يدخله ناراً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 94 - 2
2 - دوزخ ، فرجام مشترك گمراهان و معبودهايشان
فكبكبوا فيها هم و الغاون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 161 - 1
1 - مشركان با معبودهايشان ، داراى سرنوشتى يكسان و مشترك اند .
فإنّكم و ما تعبدون
جمله «فإنّكم. ..» از نظر تركيبى، دو احتمال دارد: 1- جمله اى مستقل باشد; مانند «كلّ رجل وضيعته»، (مرد است و كسب و كارش). در اين صورت، پيام آيه چنين مى شود: شما هستيد و معبودهايتان، كه به حال خود واگذاشته شديد و از شما كارى ساخته نيست و سرنوشتى مشترك داريد. 2- «كُم» اسم «إنّ» و «ما تعبدون» عطف بر اين اسم و جمله «ما أنتم عليه...» خبر آن باشد بر اين اساس، برداشت هايى مى شود كه در آيات بعد خواهد آمد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ليل - 92 - 16 - 1
1 - كسانى كه هدايت و انذار هاى الهى را تكذيب كرده و از آن روى گردان شدند ، شقى ترين افراد و گرفتار دشوارترين فرجام اند .
الذى كذّب و تولّى
آيات پيشين - كه سخن از «هدايت» و «انذار» به ميان آورده بود - قرينه است بر اين كه تكذيب و تولّى در رابطه با همان امور است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - اعلى - 87 - 11 - 1
1 - تنها كسانى خود را از تذكرات قرآن ، دور نگه مى دارند كه تيره بخت تر از ديگران و گرفتار دشوارترين فرجام اند .
و يتجنّبها الأشقى
«أشقى» اسم تفضيل از ماده «شقاوت» است. ريشه اصلى اين كلمه بر سختى كشيدن دلالت دارد و نقطه مقابل سهولت و سعادت است (مقاييس اللغة). ذكر اين كلمه - خالى از قيد زمان و مكان و متعلق - سبب شده است كه بر هر نوع تيره بختى در دنيا و آخرت، قابل تطبيق باشد. آيه بعد، نوع اخروى آن را بيان داشته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ليل - 92 - 16 - 1
1 - كسانى كه هدايت و انذار هاى الهى را تكذيب كرده و از آن روى گردان شدند ، شقى ترين افراد و گرفتار دشوارترين فرجام اند .
الذى كذّب و تولّى
آيات پيشين - كه سخن از «هدايت» و «انذار» به ميان آورده بود - قرينه است بر اين كه تكذيب و تولّى در رابطه با همان امور است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 81 - 18
18 - سقوط و هلاكت ، سرنوشت حتمى افراد و جوامعى است كه مورد غضب خداوند قرار گرفته اند .
و من يحلل عليه غضبى فقد هوى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 162 - 11
11 - دوزخ ، جايگاه و فرجام شوم آنانكه خشم و غضب الهى را بر خويش هموار ساخته اند .
كمن بآء بسخط من اللّه و مأويه جهنّم و بئس المصير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 163 - 1،3
1 - جويندگان خشنودى الهى داراى پايه ها و منزلت هاى متفاوت و گوناگون در پيشگاه خداوند
افمن اتّبع رضوان اللّه . .. هم درجات عند اللّه
در برداشت فوق، ضمير «هم» تنها به جويندگان رضايت الهى برگردانده شده است ; به قرينه كلمه «درجات» كه غالباً و به طور حقيقت در منزلتهاى رفيع به كار برده مى شود.
3 - همواركنندگان غضب الهى بر خويشتن ، داراى جايگاه هاى شومِ متفاوت در پيشگاه خداوند *
كمن بآء بسخط من اللّه . .. هم درجات عند اللّه
در برداشت فوق، «هم» به خصوص «كمن بآء بسخط» برگردانده شده است و مؤيّد اين احتمال، نزديك بودن ضمير «هم» به مرجعش (كمن بآء) است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 17 - 11
11 - افترازنندگان بر خدا ، مردمانى بدفرجام و نارستگار
افترى على اللّه كذباً . .. إنه لا يفلح المجرمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 21 - 11
11 - هشدار خداوند به افترا زنندگان به او و تكذيب كنندگان آيات الهى و تهديد آنان به سرانجامى شوم
و من أظلم ممن افترى على اللّه كذبا أو كذب بايته إنه لايفلح الظلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 15 - 5
5 - هتك حرمت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و افترا به حريم آن حضرت ، گناهى بزرگ در پيشگاه خداوند و در پى دارنده فرجامى ناگوار
إذ تلقّونه بألسنتكم . .. و تحسبونه هيّنًا و هو عند اللّه عظيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 84 - 6
6 - مجرمان و تبهكاران در خطر گرفتارى به عذاب هاى دنيوى و سرنوشتى شوم
فانظر كيف كان عقبة المجرمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 86 - 14
14 - سد كنندگان راه خدا و ترسيم كنندگان چهره اى ناپسند از دين ، مردمى فسادگر و در خطر گرفتارى به سرنوشتى شوم هستند .
تصدون عن سبيل اللّه من ءامن به و تبغونها عوجاً . .. و أنظروا كيف كان عقبة المفسد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 103 - 12،13
12 - فسادگران در معرض گرفتار آمدن به سرنوشتى شوم
فانظر كيف كان عقبة المفسدين
13 - ضرورت بررسى و دقت در فرجام شوم فسادگران و تكذيب كنندگان آيات الهى و رسالت پيامبران
فظلموا بها فانظر كيف كان عقبة المفسدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 81 - 9
9 - خداوند ، اجازه نمى دهد دستاورد اهل فساد ، فرجامى شايسته بگيرد .
إن اللّه لايصلح عمل المفسدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 84 - 3
3 - سرنوشت شوم قوم تبهكار لوط ، سرنوشتى عبرت آموز و شايان بررسى دقيق
فانظر كيف كان عقبة المجرمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 137 - 6،8
6 - ضرورت كاوش و دقّت در فرجام تكذيب كنندگان دين الهى
فانظروا كيف كان عاقبة المكذّبين
8 - هشدار به مردم از عاقبت و فرجام شوم تكذيب كنندگان دين خداوند
فانظروا كيف كان عاقبة المكذّبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 138 - 3،5
3 - توجّه به سنّت هاى الهى در جوامع بشرى و سرنوشت شوم تكذيب كنندگان ، روشنگر مردم است .
قد خلت من قبلكم سنن . .. هذا بيان للنّاس
بنابر اينكه «هذا»، اشاره به معارفى باشد كه در آيه قبل (قد خلت . .. ) بيان شده است.
5 - توجّه به سنت هاى الهى در جوامع بشرى و سرنوشت شوم تكذيب كنندگان ، هدايتگر تقواپيشگان و پندى براى آنان
قد خلت من قبلكم سنن . .. هدىً و موعظة للمتّقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 139 - 5
5 - توجّه به سنّت هاى الهى در فرجام شوم تكذيب كنندگان دين خداوند ، از ميان برنده هر گونه حزن و اندوه و سستى از جامعه ايمانى
فسيروا . .. فانظروا كيف كان عاقبة المكذّبين ... و لاتهنوا و لاتحزنوا
اگر جمله «و لا تهنوا . .. »، عطف بر جمله «فانظروا كيف ...» باشد، معناى اين دو آيه چنين مى شود: شما محزون نباشيد، عاقبت تكذيب كنندگانِ آيات الهى (دشمن شما مسلمانان)، نابودى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 21 - 11
11 - هشدار خداوند به افترا زنندگان به او و تكذيب كنندگان آيات الهى و تهديد آنان به سرانجامى شوم
و من أظلم ممن افترى على اللّه كذبا أو كذب بايته إنه لايفلح الظلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 36 - 1
1 - گرفتارى به آتش دوزخ فرجام منكران رسالت انبيا و تكذيب كنندگان آيات الهى (احكام و معارف نازل شده بر پيامبران)
و الذين كذبوا . .. هم فيها خلدون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 40 - 7
7 - ورود تكذيب كنندگان و مستكبران به بهشت، مخالف سنتهاى خداوند در نظام آفرينش
و لايدخلون الجنة حتى يلج الجمل فى سم الخياط
ورود شتر به روزنه سوزن گرچه عقلا محال نيست، ولى بر خلاف نظام جارى در طبيعت است. بنابراين به كارگيرى ضرب المثل مذكور مى تواند بيانگر اين باشد كه ورود تكذيب كنندگان به بهشت اگر چه امتناع عقلى ندارد، ولى با سنن الهى ناسازگار است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 103 - 13،14
13 - ضرورت بررسى و دقت در فرجام شوم فسادگران و تكذيب كنندگان آيات الهى و رسالت پيامبران
فظلموا بها فانظر كيف كان عقبة المفسدين
14 - تكذيب كنندگان آيات الهى و منكران رسالت انبيا ، از مفسدان و در معرض فرجامى شوم هستند .
فظلموا بها فانظر كيف كان عقبة المفسدين
به كارگيرى عنوان «مفسدين» براى فرعون و اشرافيان دربارش مى تواند به اين سبب باشد كه آنان آيات الهى را تكذيب كردند و رسالت موسى(ع) را نپذيرفتند. همچنين مى تواند براى تبيين ريشه تكذيب آيات الهى و انكار رسالت از سوى آنان باشد. برداشت فوق بر اساس احتمال اول است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 176 - 18
18 - توجه به داستان بلعم باعورا برانگيزاننده آدمى به تفكر در سرنوشت شوم تكذيب كنندگان و ايجادكننده زمينه هاى هدايت در وى است .
فاقصص القصص لعلهم يتفكرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 17 - 12
12 - تكذيب گران آيات الهى ( قرآن ) مردمانى بدفرجام
أو كذب بأيته إنه لا يفلح المجرمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 87 - 10
10 - قيامت روز ذلت كافران و پايان بخشيدن به گردن فرازى گردنگشان دنيا
أكذّبتم بايتى . .. و كلّ أتوه دخرين
هرچند تعبير «كلّ أتوه» شامل همه مؤمنان و كافران مى شود; اما با توجه به اصل تناسب و ارتباط آيات، مى توان گفت كه نظر عمده، متوجه تكذيب كنندگان آيات الهى است. مبنى بر اين كه آنان گرچه در دنيا ظالمانه كفر ورزيده اند; اما بايد بدانند كه در آخرت، مجال گستاخى براى هيچ يك از آنان نيست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مطففين - 83 - 10 - 2
2 - گرفتارى به جهنم و عذاب الهى ، سرنوشت تكذيب كنندگان آيات الهى است .
ويل يومئذ للمكذّبين
به قرينه «إذا تتلى عليه آياتنا. ..» در آيات بعد، عنوان «مكذّبين»، تكذيب كنندگان آيات خداوند را در برمى گيرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 11 - 1،9
1 - پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) مأمور ترغيب مردم به سير در زمين و تدبر در سرانجام تكذيب كنندگان پيامبران الهى
قل سيروا فى الأرض ثم انظروا كيف كان عقبة المكذبين
9 - لزوم نگرش عبرت آموز و توجه به سرانجام شوم تكذيب پيامبران و رسالت داران الهى
ثم انظروا كيف كان عقبة المكذبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 36 - 1
1 - گرفتارى به آتش دوزخ فرجام منكران رسالت انبيا و تكذيب كنندگان آيات الهى (احكام و معارف نازل شده بر پيامبران)
و الذين كذبوا . .. هم فيها خلدون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 92 - 6
6 - بيان فرجام شوم كفرپيشگان و تكذيب كنندگان رسولان الهى ، روشى براى مبلغان دين براى شناساندن زيانكاران واقعى
الذين كذبوا شعيباً كانوا هم لخسرين
خداوند با بيان فرجام شوم كفرپيشگان، زيانكاران واقعى را به مردم معرفى كرد. بنابراين از راههاى معرفى كردن زيانكاران واقعى بيان فرجام شوم آنان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 97 - 5
5 - توجه جوامع بشرى به فرجام شوم تكذيب كنندگان انبيا ، زمينه ساز نگرانى ايشان در ابتلا به عذاب الهى و مايه گرايش آنان به ايمان و تقواست .
و لو أن أهل القرى . .. أفأمن أهل القرى أن يأتيهم بأسنا
جمله «أفأمن . .. » عطف بر جمله «فاخذنهم بما كانوا يكسبون» است. يعنى آيا اقوام و ملتهاى كفرپيشه پس از آگاهى به سرنوشت شوم تكذيب كنندگان انبيا، باز هم عذاب الهى را انكار مى كنند و خويشتن را از گرفتار آمدن به آن مصون مى پندارند؟
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 101 - 2،4
2 - خداوند ، تسلى دهنده پيامبر (صلی الله علیه و آله) با بيان سرگذشت شوم كفرپيشگان تكذيب كننده انبيا ( ع )
نقص عليك
مخاطب قرار دادن پيامبر(صلی الله علیه و آله) «عليك» در بيان سرگذشت امتهاى تكذيب كننده گذشته مى تواند اشاره به برداشت فوق داشته باشد.
4 - بيان سرنوشت شوم تكذيب كنندگان انبيا ( ع ) براى هشدار و تذكار آيندگان ، از روش هاى هدايتى قرآن
تلك القرى نقص عليك من أنبائها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 103 - 13،14
13 - ضرورت بررسى و دقت در فرجام شوم فسادگران و تكذيب كنندگان آيات الهى و رسالت پيامبران
فظلموا بها فانظر كيف كان عقبة المفسدين
14 - تكذيب كنندگان آيات الهى و منكران رسالت انبيا ، از مفسدان و در معرض فرجامى شوم هستند .
فظلموا بها فانظر كيف كان عقبة المفسدين
به كارگيرى عنوان «مفسدين» براى فرعون و اشرافيان دربارش مى تواند به اين سبب باشد كه آنان آيات الهى را تكذيب كردند و رسالت موسى(ع) را نپذيرفتند. همچنين مى تواند براى تبيين ريشه تكذيب آيات الهى و انكار رسالت از سوى آنان باشد. برداشت فوق بر اساس احتمال اول است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ليل - 92 - 16 - 1
1 - كسانى كه هدايت و انذار هاى الهى را تكذيب كرده و از آن روى گردان شدند ، شقى ترين افراد و گرفتار دشوارترين فرجام اند .
الذى كذّب و تولّى
آيات پيشين - كه سخن از «هدايت» و «انذار» به ميان آورده بود - قرينه است بر اين كه تكذيب و تولّى در رابطه با همان امور است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 92 - 3
3 - تكذيب كنندگان شعيب ( ع ) ، خود به فرجام زيانبارى كه براى مؤمنان پيش بينى مى كردند ، گرفتار شدند .
لئن اتبعتم شعيباً إنكم إذاً لخسرين . .. الذين كذبوا شعيباً كأن لم يغنوا فيها
حصرى كه از ضمير فصل استفاده مى شود حصر قلب است. يعنى بيان مى كند كه پندار كفرپيشگان (زيانكارى مؤمنان) باطل است و خود آنان زيانكار هستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 17 - 12
12 - تكذيب گران آيات الهى ( قرآن ) مردمانى بدفرجام
أو كذب بأيته إنه لا يفلح المجرمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 25 - 1
1- تكذيب كنندگان حقانيت قرآن ، سرانجام تمامى گناهان عمل خويش را در قيامت بر دوش خواهند كشيد .
و إذا قيل لهم ماذا أنزل ربّكم قالوا أسطر الأولين . ليحملوا أوزارهم كاملة يوم ال
لام «ليحملوا» لام عاقبت است و «أوزار» (جمع وزر) به معناى ثقل و سنگينى و كنايه از گناه است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 59 - 1
1- تهديد منكرانِ پيام هاى روشن و قابل درك قرآن ، به فرجامى سخت از سوى خداوند
فإنّما يسّرنه . .. فارتقب إنّهم مرتقبون
عبارت «إنّهم مرتقبون»، كنايه از اين است كه كافران به بيان هاى روشن وحى ايمان نمى آورند تا سرانجام وعيدهاى ما تحقق يابد.
فرجام مكذبان لقاءالله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - سجده - 32 - 11 - 12
12 - انكار لقاى پروردگار از سوى كافران ، باعث نمى شود كه آنان در پيشگاه خدا حاضر نشوند ، بلكه به اجبار به سوى خدا باز خواهند گشت .
بل هم بلقاء ربّهم كفرون . .. ثمّ إلى ربّكم ترجعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 119 - 9
9 - دوزخ ، فرجام كافران به رسالت پيامبر و سرپيچى كنندگان از احكام اسلام
إنا أرسلنك بالحق . .. و لاتسئل عن أصحب الجحيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 41 - 8
8 - خداوند تسلى دهنده پيامبر(صلی الله علیه و آله) با تبيين فرجام تكذيب كنندگان و منكران رسالتهاى او
و كذلك نجزى الظلمين
حرف «ك» در «ذلك» خطاب به پيامبر(صلی الله علیه و آله) است و از اهداف اين خطاب پس از بيان كفر منكران رسالتهاى الهى، تسلى دادن به اوست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - غاشيه - 88 - 24 - 1
1 - گرفتارى به بزرگ ترين عذاب هاى خداوند ، فرجام كسانى است كه از پند و اندرز هاى پيامبر (صلی الله علیه و آله) روى برگردانده ، به آن كفر مىورزند .
إلاّ من تولّى و كفر . فيعذّبه اللّه العذاب الأكبر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 31 - 15
15 - انكار معاد، گناه و بارى شوم بر دوش منكران معاد در قيامت است.
قد خسر الذين كذبوا بلقاء اللّه . .. ألا ساء ما يزرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 69 - 4
4 - كيفر منكران معاد و ختم فرجام ايشان با عذابى مرگبار ، از سنت هاى خداوند است .
فانظروا كيف كان عقبة المجرمين
تعبير «فانظروا» دربردارنده معناى عبرت گيرى و درس آموزى است و عبرت گرفتن در صورتى معنا دارد كه حكم جارى بر مجرمان پيشين، درباره نسل هاى بعد نيز استمرار داشته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 73 - 8
8 - خداوند ، با بيان عاقبت نيك ياران حضرت نوح ( ع ) و فرجام شوم تكذيب كنندگانش ، پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان را دلدارى داده و مشركان را به عذاب استيصال تهديد نمود .
و اتل عليهم نبأ نوح . .. فانظر كيف كان عقبة المنذرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ليل - 92 - 16 - 1
1 - كسانى كه هدايت و انذار هاى الهى را تكذيب كرده و از آن روى گردان شدند ، شقى ترين افراد و گرفتار دشوارترين فرجام اند .
الذى كذّب و تولّى
آيات پيشين - كه سخن از «هدايت» و «انذار» به ميان آورده بود - قرينه است بر اين كه تكذيب و تولّى در رابطه با همان امور است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 92 - 5
5 - فرجام هر قوم و ملتى تعيين كننده زيانكارى و يا رستگارى آنان است .
كأن لم يغنوا فيها الذين كذبوا شعيباً كانوا هم لخسرين
خداوند، زيانكار بودن كفرپيشگان قوم شعيب را پس از تبيين فرجام شومشان بيان داشت تا به اين نكته اشاره كند كه فرجام هر قوم و ملتى تعيين كننده زيانكارى و يا رستگارى آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 19 - 7
7 - شكست ، ناكامى و زوال ، فرجام منافقان
واللّه محيط بالكفرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 140 - 16
16 - يكسانى سرنوشت شوم كافران و منافقان و شركت كنندگان در مجالس كفر و گناه و استهزا به آيات الهى
انكم اذاً مثلهم إنّ اللّه جامع المنفقين . .. جميعاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 52 - 9
9 - اطمينان مؤمنان صدر اسلام به سرنوشت نيك خويش و هلاكت و نابودى منافقان
نحن نتربص بكم . .. بعذاب من عنده أو بأيدينا فتربصوا إنا معكم متربصون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 55 - 2
2 - توجه به ماهيت پست منافقان و عاقبت شوم آنان ، موجب مهم جلوه نكردن مال و اولاد فراوان آنان در نظر اهل ايمان
فلا تعجبك أمولهم و لا أولدهم
«فا»ى تفريع در «فلا تعجبك»، نهى از اعجاب را متفرع بر مطالبى كرده كه در آيات گذشته در زمينه ماهيتِ منفى منافقان و فرجام شومشان، بيان شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 63 - 6
6 - موضع گيرى خصمانه منافقان در برابر خدا و رسولش ، على رغم آگاهى آنان به عاقبت دردناك عملكردشان ، شگفت آور است .
ألم يعلموا أنه من يحادد اللّه و رسوله فان له نار جهنم
با توجه به اينكه «ألم يعلموا» توبيخ است و اين نوع توبيخ در مواردى به كار مى رود كه توبيخ شونده آگاه بوده و نمى بايست پس از آگاهى مرتكب خلاف شود، مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 69 - 12
12 - منافقان و كافران پيشين با همه اتكايى كه بر دستاورد هاى مادى خويش داشتند ، سرانجام همه آنها را فرو نهاده و بى توشه در گذشتند .
كالذين من قبلكم كانوا أشد منكم . .. أولئك حبطت أعملهم فى الدنيا و الأخرة
آيه در مقام تحذير منافقان، سرنوشت پيشينيان را بر آنان مى نماياند كه چگونه با همه قدرت در گذشتند و تلاشهاى دنيويشان بى نتيجه ماند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 70 - 6
6 - منافقان ، در معرض نزول عذاب الهى و مبتلا شدن به سرنوشت قوم نوح ، عاد ، ثمود ، قوم ابراهيم و اصحاب مدين
وعد اللّه المنفقين . .. ألم يأتهم نبأ الذين من قبلهم قوم نوح ... و أصحب مدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 73 - 5
5 - جهنم ، جايگاه كافران و منافقان و فرجامى سخت و دردناك براى آنان
و مأويهم جهنم و بئس المصير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 85 - 15
15 - كثرت مال و اولاد منافقان نمودى از عذاب الهى و زمينه ساز جان كندن دشوار و حسرت بار آنان
أن يعذبهم . .. و تزهق أنفسهم و هم كفرون
با توجه به اينكه «تزهق أنفسهم» مى تواند عطف تفسيرى براى «أن يعذبهم» باشد، برداشت فوق استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 95 - 12
12 - دوزخ ، جايگاه و فرجام نهايى منافقان متخلف از جهاد
مأويهم جهنم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 109 - 10
10 - سقوط در آتش دوزخ ، فرجام منافقان كفرپيشه
و الذين اتخذوا مسجداً ضراراً . .. فانهار به فى نار جهنم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 125 - 6
6 - مردن بر حال كفر ، فرجام شوم منافقان استهزاكننده آيات قرآن
و أما الذين فى قلوبهم مرض . .. و ماتوا و هم كفرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 17 - 3
3 - كافران و منافقان همراز ايشان ، داراى فرجامى همگون در آتش دوزخ
فكان عقبتهما أنّهما فى النار خلدَين فيها
از تشبيه كافران و منافقان به شيطان و پيراون او در آيه قبل، برداشت ياد شده از اين آيه استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تحريم - 66 - 9 - 9
9 - جايگاه و سرنوشت منافقان و كافران ، در قيامت يكسان است .
و مأويهم جهنّم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 74 - 30
30 - إخبار خداوند ، از رسوايى و فضاحت نهايى منافقان صدر اسلام در جامعه و منزوى شدن آنان
و ما لهم فى الأرض من ولىّ و لانصير
با توجه به اينكه آيه، إخبار از آينده است و نيز واژه «فى الأرض» مى تواند به همين زندگى دنيوى اشاره داشته باشد، اين برداشت به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 83 - 12
12 - بازگشت قهرى تمامىِ موجودات به سوى خداوند
و اليه يرجعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 18 - 22
22 - تنها خداوند مُنت ها اليه حركت تمامى موجودات است .
و إليه المصير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 38 - 11
11 - خداوند تنها غايت تمامى جنبندگان است و همگى به سوى او در حركتند.
ثم إلى ربهم يحشرون
مفاد حرف «إلى» بيان انتهاى غايت است. بنابراين «إلى ربهم» يعنى غايت حشر و نشر جنبندگان براى وصول به «رب» است و غير از او غايتى نيست. از همين رو «إلى ربهم» بر «يحشرون» مقدم گشته و مفيد حصر باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 23 - 5
5- مرگ ، سرنوشت قطعى همه موجودات عالم ( از كران تا كران هستى )
و نحن الورثون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 8 - 2
2- تمامى موجودات زمين و جلوه هاى ظاهرى آن ، محكوم به فنا و اضمحلال نهايى اند .
و إنّا لجعلون ما عليها صعيدًا جرزًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 40 - 5
5- بازگشت تمام مخلوقات زمينى به خداوند است .
و من عليها و إلينا يرجعون
مراد از «من عليها» مى تواند همه موجودات روى زمين باشد و به كار بردن واژه «مَن» از باب تغليب عاقلان بر غير آنها است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 42 - 4
4 - تنها خداوند ، مقصد و منت هاى حركت تمامى موجودات جهان است .
و إلى اللّه المصير
برداشت ياد شده با توجه به دو نكته است: 1- تقدم خبر (إلى اللّه) بر مبتدا (المصير) مفيد حصر مى باشد. 2- «مصير» به معناى «مرجع» است (لسان العرب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 18 - 16
16 - تنها خداوند ، مقصد و منتهااليه حركت تمامى موجودات جهان است .
و إلى اللّه المصير
برداشت ياد شده، مبتنى بر اين احتمال است كه آيه شريفه، ناظر به حركت و بازگشت همه موجودات باشد. گفتنى است «مصير» به معناى «مرجع» است (لسان العرب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 68 - 1
1 - تمامى موجودات زنده آسمان ها و زمين با دميده شدن در صور ( شيپور ) مى ميرند .
و نفخ فى الصور فصعق من فى السموت و من فى الأرض
«صعق» هم به معناى بى هوشى است و هم به معناى مرگ. در اين آيه - برابر نظر بيشتر مفسران - معناى دوم مراد است كه همان نفخ صور نخستين مى باشد كه موجب مرگ همه موجودات جهان مى شود. «نفخ» نيز به معناى دميدن است و «صور» به چيزى مانند شيپور گويند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 53 - 8
8 - بازگشت تمامى موجودات به سوى خداوند است .
ألا إلى اللّه تصير الأُمور
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 3 - 6
6- آسمان ها و زمين و تمامى موجودات هستى ، داراى فرجام و پايانى معين و از پيش تعيين شده
ما خلقنا السموت و الأرض و ما بينهما إلاّ بالحقّ و أجل مسمًّى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 43 - 4
4 - بازگشت و حركت تمامى موجودات ، تنها به سوى خداوند است .
و إلينا المصير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - علق - 96 - 8 - 1
1 - بازگشت هر موجودى به خداوند است .
إنّ إلى ربّك الرجعى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 68 - 10
10 - تمامى موجودات آسمان ها و زمين ، پس از به پاخاستن با دومين نفخ صور ، در انتظار سرنوشت خود به سر خواهند برد .
ثمّ نفخ فيه أُخرى فإذا هم قيام ينظرون
«نظر» (مصدر «ينظرون») هم به معناى انتظار است و هم به معناى نظر متحيرانه و بهت آميز. برداشت ياد شده مبتنى بر معناى نخست است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 68 - 10
10 - تمامى موجودات آسمان ها و زمين ، پس از به پاخاستن با دومين نفخ صور ، در انتظار سرنوشت خود به سر خواهند برد .
ثمّ نفخ فيه أُخرى فإذا هم قيام ينظرون
«نظر» (مصدر «ينظرون») هم به معناى انتظار است و هم به معناى نظر متحيرانه و بهت آميز. برداشت ياد شده مبتنى بر معناى نخست است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 168 - 5
5 - مشركان ، مدعى بى اطلاعى از سرنوشت خوب و بد مؤمنان و يكتاپرستان گذشته بودند .
لو أنّ عندنا ذكرًا من الأوّلين
برداشت ياد شده مبتنى بر اين ديدگاه است كه «ذكر» در آيه شريفه به معناى «علم» باشد و مقصود از «الأوّلين» موحدان و مؤمنان گذشته باشد. بر اين اساس معنا و پيام آيه چنين مى شود: اگر ما از سرنوشت مؤمنان و موحدان گذشته آگاه بوديم و از جايگاه خوب آنان مطلع مى شديم، همچون آنان توحيد الهى و بندگى خداى يكتا را مى پذيرفتيم.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 119 - 5
5 - مسؤوليت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، راهنمايى انسان ها و تبيين سرانجام نيك مؤمنان و عاقبت شوم كفرپيشگان است .
إنا أرسلنك بالحق بشيراً و نذيراً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 162 - 2
2 - يكسان نبودن سرنوشت مؤمنان جوينده خشنودى خداوند ، با همواركنندگان غضب و خشم الهى بر خويش
افمن اتّبع رضوان اللّه كمن بآء بسخط من اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 198 - 19
19 - مرگ مؤمن به دليل اينكه راه رسيدنش به بهشت است ، براى او خير مى باشد .
و ما عند اللّه خير للابرار
امام باقر (ع) فرمود: . .. الموت خير للمؤمن لانّ اللّه يقول «و ما عند اللّه خير للابرار».
تفسير عياشى، ج 1، ص 212، ح 178 ; تفسير برهان، ج 1، ص 333، ح 11.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 105 - 13
13 - بازگشت همه آدميان - چه هدايت يافتگان و چه اهل كفر - تنها به سوى خداست .
إلى اللّه مرجعكم جميعاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 42 - 1
1 - بهشت جاودان ، جايگاه كسانى كه به آيات الهى ايمان آورند و اعمال نيك انجام دهند .
و الذين ءامنوا و عملوا الصلحت . .. اولئك اصحب الجنة هم فيها خلدون
متعلق «ءامنوا» به دليل آيه 40، آيات الهى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 188 - 17
17 - بشارت دادن به مردم و آگاه ساختن آنان از فرجام مبارك اهل ايمان ، از وظايف اساسى پيامبر (صلی الله علیه و آله)
إن أنا إلا نذير و بشير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 29 - 11
11- برخوردارى انسان از حق انتخاب ايمان و كفر ، به معناى بى تفاوتى ايمان و كفر در فرجام اخروى او ، نيست .
فمن شاء فليؤمن و من شاء فليكفر إنّا أعتدنا للظلمين نارًا
امر در «فليكفر» براى تهديد است و جمله «إنّا أعتدنا. ..» گوياى اين معنا است كه اختيار انسان در انتخاب ايمان يا كفر، بدان معنا نيست كه او، بر انتخاب خويش، مؤاخذه و يا تشويق نخواهد شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 107 - 1
1- بوستان هاى فردوس ، منزل گاهى تضمين شده براى نيك كردارانِ مؤمنِ به آيات الهى و قيامت است .
إنّ الذين ءامنوا . .. نزلاً
متعلق ايمان در «آمنوا» به قرينه آيات قبل - كه درباره كفر به آيات و لقاى پروردگار بود - ايمان به آيات و قيامت است. «فردوس» يعنى «وادى سرسبز». برخى از زبان شناسان، آن را كلمه اى رومى مى دانند كه به زبان عرب وارد شده است (تاج العروس) كلمه «نزل» در معانى «منزل» و «وسايل پذيرايى» و... استعمال مى شود. برداشت ياد شده، براساس معناى نخست است. فعل ماضى (كانت) درباره حوادث آينده، بر وقوع حتمى و تضمين شده آن حوادث دلالت دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 60 - 3
3 - مؤمنان راستين ، در عين انجام تكاليف الهى ، از فرجام كار خويش نگران اند .
و قلوبهم وجلة أنّهم إلى ربّهم رجعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 53 - 6
6 - خداوند ، توانا بر جدا ساختن سرنوشت مؤمنان واقعى از فرجام كافران محكوم به هلاكت
أنّا دمّرنهم و قومهم أجمعين . .. و أنجينا الذين ءامنوا و كانوا يتّقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - سجده - 32 - 19 - 3
3 - منزل گاه واقعى مؤمنان ، باغ هاى بهشت است .
فلهم جنّت المأوى
«مأوى» اسم مكانى از ريشه «أوى» به معناى «پناه گاه» است. اضافه شدن «جنّات» به «الماوى» حكايت از جايگاه حقيقى بودن آن براى مؤمنان مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 168 - 5
5 - مشركان ، مدعى بى اطلاعى از سرنوشت خوب و بد مؤمنان و يكتاپرستان گذشته بودند .
لو أنّ عندنا ذكرًا من الأوّلين
برداشت ياد شده مبتنى بر اين ديدگاه است كه «ذكر» در آيه شريفه به معناى «علم» باشد و مقصود از «الأوّلين» موحدان و مؤمنان گذشته باشد. بر اين اساس معنا و پيام آيه چنين مى شود: اگر ما از سرنوشت مؤمنان و موحدان گذشته آگاه بوديم و از
جايگاه خوب آنان مطلع مى شديم، همچون آنان توحيد الهى و بندگى خداى يكتا را مى پذيرفتيم.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - مجادله - 58 - 22 - 28
28 - رستگارى و ظفرمندى ، فرجام قطعى حزب خدا ( مؤمنان راستين )
ألا إنّ حزب اللّه هم المفلحون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 73 - 8
8 - خداوند ، با بيان عاقبت نيك ياران حضرت نوح ( ع ) و فرجام شوم تكذيب كنندگانش ، پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان را دلدارى داده و مشركان را به عذاب استيصال تهديد نمود .
و اتل عليهم نبأ نوح . .. فانظر كيف كان عقبة المنذرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 125 - 5
5 - مؤمنان با كشته شدن در راه خدا به جوار او بار خواهند يافت .
إنا إلى ربنا منقلبون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 52 - 9
9 - اطمينان مؤمنان صدر اسلام به سرنوشت نيك خويش و هلاكت و نابودى منافقان
نحن نتربص بكم . .. بعذاب من عنده أو بأيدينا فتربصوا إنا معكم متربصون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 128 - 11
11 - فرجام نيك از آن تقواپيشگان است .
و العقبة للمتقين
برداشت فوق بر اين اساس است كه «ال» در «العقبة» براى جنس باشد. بر اين مبنا مراد از عاقبت، به مناسبت حكم و موضوع، فرجام نيك است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 42 - 1
1 - بهشت جاودان ، جايگاه كسانى كه به آيات الهى ايمان آورند و اعمال نيك انجام دهند .
و الذين ءامنوا و عملوا الصلحت . .. اولئك اصحب الجنة هم فيها خلدون
متعلق «ءامنوا» به دليل آيه 40، آيات الهى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 286 - 5
5 - بازگشت نتايج اعمال نيك و بد انسان ، به خود او
لها ما كسبت و عليها ما اكتسبت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 64 - 9
9 - عذاب قيامت ، فرجام قطعى عناصر هدايت ناپذير
و رأوا العذاب لو أنّهم كانوا يهتدون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 41 - 5
5- يوسف ( ع ) ، آزادى يكى از دو هم بند خويش و به دار كشيده شدن ديگرى را ، سرنوشتى حتمى و غير قابل تغيير دانسته و آن را به ايشان گوشزد كرد .
قضى الأمر الذى فيه تستفتيان
«افتاء» بيان كردن حكم است و «استفتاء» (مصدر تستفتيان) به معناى درخواست بيان حكم مى باشد. مراد از «الأمر» تأويل رؤيا (حادثه اى كه رؤيا جلوه گر آن است) مى باشد. بنابراين «قضى الأمر ...» ; يعنى: آن حادثه اى كه رؤياى شما بيانگر آن بود و شما درباره آن پرسش كرديد، حتمى و غير قابل تغيير است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مسد - 111 - 4 - 3
3 - خداوند ، همسر ابولهب را گرفتار سرنوشتى همسان فرجام شوهرش خواند .
و امرأته
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تحريم - 66 - 10 - 13
13 - هشدار خداوند ، به دو همسر خطاكار پيامبر ( حفصه و عايشه ) ، درباره سرنوشت شوم خيانت به پيامبر (صلی الله علیه و آله) همچون سرنوشت همسران نوح و لوط
ضرب اللّه مثلاً للذين كفروا امرأت نوح . .. قيل ادخلا النار مع الدخلين
يادآورى خيانت همسران دو پيامبر - پس از نقل ماجارى توطئه دو همسر پيامبراسلام - مى تواند هشدارى به آنان باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تحريم - 66 - 10 - 13
13 - هشدار خداوند ، به دو همسر خطاكار پيامبر ( حفصه و عايشه ) ، درباره سرنوشت شوم خيانت به پيامبر (صلی الله علیه و آله) همچون سرنوشت همسران نوح و لوط
ضرب اللّه مثلاً للذين كفروا امرأت نوح . .. قيل ادخلا النار مع الدخلين
يادآورى خيانت همسران دو پيامبر - پس از نقل ماجارى توطئه دو همسر پيامبراسلام - مى تواند هشدارى به آنان باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 15 - 20
20- بى تقوايى و هواپرستى ، منتهى به خلود در آتش دوزخ
زيّن له سوء عمله و اتّبعوا أهواءهم . .. هو خلد فى النار
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نازعات - 79 - 39 - 2
2 - ناديده گرفتن مقام ربوبيت خداوند و زياده روى در هواپرستى ، فرجامى جز آتش دوزخ ندارد .
فأمّا من طغى . .. فإنّ الجحيم هى المأوى
از آن جا كه مراد از طغيان در «من طغى» - به قرينه «من خاف مقام ربّه و نهى النفس عن الهوى» (در آيات بعد) - بى اعتنايى به پروردگار و پيروى از هواى نفس است، تهديد به جحيم نيز، درباره كسانى است كه اين گونه باشند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 27 - 2
2- مرگ ، خط پايانى بر توطئه ها و هواپرستى عناصر سست ايمان منافق
قالوا للذين كرهوا . .. فكيف إذا توفّتهم الملئكة
از ارتباط دو آيه، مطلب بالا قابل برداشت است; يعنى، سست ايمان هاى منافق، گرچه در دنيا به هر كارى دست مى زنند; اما با مرگ - كه به تمامى توطئه هاشان پايان خواهد داد - چه خواهند كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 64 - 26،27
26 - اصرار يهود بر انحرافات اعتقادى خويش تا قيامت
قالت اليهود يداللّه مغلولة . .. القينا بينهم العدوة و البغضاء إلى يوم القيمة
چون دشمنى يهود با يكديگر، كيفر انحرافات رفتارى و اعتقادى آنان است و اين عقوبت تا قيامت باقى مى ماند (. .. الى يوم القيمة)، معلوم مى شود آنان همچنان به اعتقادات انحرافى و رفتار ناپسند خويش پافشارى دارند.
27 - بقاء ملت و آيين يهود تا روز قيامت
و القينا بينهم العدوة و البغضاء إلى يوم القيمة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 163 - 5
5 - توجه دادن يهوديان به فرجام شوم مخالفت با فرمان هاى الهى ، هدف از پرسش پيامبر (صلی الله علیه و آله) از يهوديان درباره مردم ايله
و سئلهم عن القرية التى كانت حاضرة البحر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 3 - 8
8- فرجام و پايان عمر عالم ماده و موجودات آن ، امرى قانونمند و تحت برنامه خداوند است ; نه اتفاقى و بى حساب .
ما خلقنا السموت . .. إلاّ بالحقّ و أجل مسمًّى
از واژه «بالحقّ»، قانونمندى و از كلمه «مسمّى» برنامه ريزى قبلى استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 3 - 8
8- فرجام و پايان عمر عالم ماده و موجودات آن ، امرى قانونمند و تحت برنامه خداوند است ; نه اتفاقى و بى حساب .
ما خلقنا السموت . .. إلاّ بالحقّ و أجل مسمًّى
از واژه «بالحقّ»، قانونمندى و از كلمه «مسمّى» برنامه ريزى قبلى استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 62 - 6،7،9
6- مشركان على رغم استناد امر ناخوشايند به خداوند ، مدعى عاقبتى نيكو براى خود بودند .
و يجعلون لله ما يكرهون و تصف ألسنتهم الكذب أن لهم الحسنى
7- ادعاى خوش عاقبتى مشركان براى خويش ، ادعايى دروغ و دور از واقعيت
و تصف ألسنتهم الكذب أن لهم الحسنى
«أن لهم الحسنى» بدل براى «الكذب» است.
9- مشركان ، تداوم نسل خويش را از طريق داشتن پسر ، براى خود فرجامى نيك تلقى مى كردند . *
و يجعلون لله ما يكرهون و تصف ألسنتهم الكذب أن لهم الحسنى
احتمال دارد مراد از «الحسنى» به قرينه «و يجعلون لله البنات . .. و لهم ما يشتهون» و «يجعلون لله ما يكرهون» ادامه نسل مشركان از طريق پسرانى باشد كه آنان براى خويش مدعى بودند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 42 - 10
10 - ژرف نگرى در عاقبت بدفرجامان ، عامل تصحيح گرايش هاى فكرى نادرست است .
سيروا . .. فانظروا كيف كان عقبة الذين من قبل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 21 - 13
13 - لازم است كه پيش از الگو قرار دادن پيشينيان ، انگيزه ها و فرجام آنان ، بررسى شود .
قالوا بل نتّبع . .. أوَ لو كان الشيطن يدعوهم
استفهام انكارى «أوَ لو كان. ..» اِشعار دارد به اين كه براى قبول و يا عدم قبول انظار پيشينيان، بايد آن را بررسى كرده و به درستى آن، اطمينان پيدا كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 44 - 1،2
1 - خداوند ، مشركان را به سير در زمين و مطالعه سرگذشت اقوام نيرومند گذشته فرامى خواند .
أوَلم يسيروا فى الأرض فينظروا كيف كان عقبة الذين من قبلهم
2 - سير در زمين و كاوش در سرگذشت پيشينيان ، مورد تشويق و ترغيب خداوند
أوَلم يسيروا فى الأرض فينظروا كيف كان عقبة الذين من قبلهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 9 - 1
1 - سير در زمين و توجّه به سرنوشت تمدن هاى پيشين ، مايه عبرت آدمى است .
أَوَلم يسيروا فى الأرض فينظروا كيف كان عقبة الذين من قبلهم كانوا أشدّ منهم قوّة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 83 - 9
9- خداوند ، انسان ها را به مطالعه آثار گذشتگان و عبرت گيرى از فرجام شوم ستم كاران ، فرا خوانده است .
و ما هى من الظلمين ببعيد
بر اساس اينكه مراد از ضمير «هى» آباديهاى قوم لوط باشد ، هدف از جمله «ما هى . ..» ترغيب انسانها به گذر كردن بر ديار قوم لوط و ديدن آثار عذاب الهى است; تا بدين وسيله عبرت گيرند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 46 - 2
2 - سياحت در زمين براى مشاهده شهر هاى ويران شده و مطالعه در سرنوشت و فرجام شوم ستمگران تاريخ ، توصيه خداوند به گردنكشان و حق ستيزان
أفلم يسيروا فى الأرض فتكون لهم قلوب يعقلون بها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 14 - 5
5 - توصيه الهى به تأمل در سرنوشت تباه فرعونيان
فانظر كيف كان عقبة المفسدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 73 - 1،3
1 - نگريستن به فرجام كافرانِ انذار شده از سوى رسولان پيشين ، توصيه خداوند به پيامبر اسلام (صلی الله علیه و آله)
فانظر كيف كان عقبة المنذرين
3 - لزوم تأمل و انديشه در سرنوشت شوم كافران متعصب و لجوجى كه از سوى پيامبران پيشين انذار شده اند .
و لقد أرسلنا فيهم منذرين . فانظر كيف كان عقبة المنذرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 175 - 1
1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) مأمور به نظاره و دقت در سرانجام شوم و احوال مشركان و كافران معاند
و أبصرهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 179 - 1
1 - پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) مأمور به نظاره و دقت در سرانجام شوم و احوال مشركان و كافران معاند
و أبصر
مفعول فعل «أبصر» - به قرينه آيه مشابه (175) - ضمير «هم» است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 175 - 1
1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) مأمور به نظاره و دقت در سرانجام شوم و احوال مشركان و كافران معاند
و أبصرهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 179 - 1
1 - پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) مأمور به نظاره و دقت در سرانجام شوم و احوال مشركان و كافران معاند
و أبصر
مفعول فعل «أبصر» - به قرينه آيه مشابه (175) - ضمير «هم» است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 109 - 9،10،17
9- خداوند ، فراخوان مردم به گشت و گذار در مناطق زمين براى مشاهده عاقبت و فرجام تكذيب كنندگان پيامبران
أفلم يسيروا فى الأرض فينظروا كيف كان عقبة الذين من قبلهم
10- مطالعه آثار باقيمانده از تكذيب كنندگان انبيا ، گوياى عاقبت شوم آنان و گرفتار آمدنشان به عذاب هاى الهى است .
أفلم يسيروا فى الأرض فينظروا كيف كان عقبة الذين من قبلهم
17- آنان كه در فرجام تكذيب كنندگان پيامبران نمى انديشند و نيكويى سراى اخروى تقواپيشگان را درنمى يابند ، سزاوار سرزنش و ملامتند .
أفلم يسيروا . .. أفلاتعقلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 36 - 9
9- لزوم جهانگردى و سير و سياحت ، جهت مطالعه در عاقبت شوم تكذيب كنندگان انبيا
فسيروا فى الأرض فانظروا كيف كان عقبة المكذّبين
«انظروا» (از مصدر نظر) به معناى گرداندن چشم براى درك و دريافت چيزى و ديدن آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 44 - 6
6- خداوند ، عطاكننده بهترين پاداش ها و برترين فرجام ها است .
هو خير ثوابًا و خير عقبًا
«ثواب» به معناى «اجر و پاداش» است و «عقب» به معناى «عاقبت و فرجام».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 39 - 5
5 - انسان فرجام نيك يا بد را به خواست خود ، انتخاب مى كند و بر آن مجبور نيست .
فمن شاء اتّخذ إلى ربّه مابًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ليل - 92 - 10 - 4
4 - فرجام نيك و بد ، در اختيار خداوند است و زمينه هر دو را او فراهم مى سازد .
فسنيسّره لليسرى . .. للعسرى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ليل - 92 - 12 - 2
2 - فراهم ساختنِ آسانى براى انفاق گران با تقوا و سختى براى ثروتمندان بخيل ، وعده تخلّف ناپذير خداوند و نمونه اى از هدايت
گرى او است .
فسنيسّره لليسرى . .. فسنيسّره للعسرى ... إنّ علينا للهدى
جمله «إنّ علينا للهدى»، به منزله تعليل براى آيات پيشين است; يعنى، چون هدايت را بر خويش لازم شمرده ايم، براى هر يك از آن دو دسته فرجام مناسب برخوردشان با هدايت را فراهم مى سازيم.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - قارعه - 101 - 6 - 4
4 - فرجام انسان در قيامت ، وابسته به رفتار او است .
فأمّا من ثقلت موزينه
اين آيه از «ثقل موازين» در كردار نيك و آيات بعد از «خفّت» آن در كردار بد، سخن گفته است. بنابراين خوبى و بدى كردار، در فرجام اخروى دخيل است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نازعات - 79 - 40 - 6
6 - سرنوشت انسان در آخرت ، وابسته به كردار و خصلت هاى او در دنيا است .
و ءاثر الحيوة الدنيا . .. خاف مقام ربّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فيل - 105 - 5 - 1
1 - خداوند ، رقم زننده فرجام اصحاب فيل و متلاشى كننده اعضا و جوارح آنان
فجعلهم كعصف مأكول
ه فرجام اصحاب فيل و متلاشى كننده اعضا و جوارح آنان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 22 - 7
7 - فرجام همه كار ها ، به دست خدا و تحت اراده و تصميم او است .
و إلى اللّه عقبة الأُمور
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تغابن - 64 - 5 - 7
7 - سرنوشت شوم و عذاب الهى ، ثمره و پيامد رفتار خود انسان است .
فذاقوا و بال أمرهم و لهم عذاب أليم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 39 - 5
5 - انسان فرجام نيك يا بد را به خواست خود ، انتخاب مى كند و بر آن مجبور نيست .
فمن شاء اتّخذ إلى ربّه مابًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ليل - 92 - 10 - 4
4 - فرجام نيك و بد ، در اختيار خداوند است و زمينه هر دو را او فراهم مى سازد .
فسنيسّره لليسرى . .. للعسرى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ليل - 92 - 12 - 2
2 - فراهم ساختنِ آسانى براى انفاق گران با تقوا و سختى براى ثروتمندان بخيل ، وعده تخلّف ناپذير خداوند و نمونه اى از هدايت گرى او است .
فسنيسّره لليسرى . .. فسنيسّره للعسرى ... إنّ علينا للهدى
جمله «إنّ علينا للهدى»، به منزله تعليل براى آيات پيشين است; يعنى، چون هدايت را بر خويش لازم شمرده ايم، براى هر يك از آن دو دسته فرجام مناسب برخوردشان با هدايت را فراهم مى سازيم.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 40 - 7
7 - فرجام تلخ فرعونيان ، پى آمد ظلم و بيدادگرى آنان بود .
فانظر كيف كان عقبة الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 60 - 4
4 - آخرت پر شرر كافران ، دستاورد خود ايشان است .
فإنّ للذين ظلموا ذنوبًا . .. فويل للذين كفروا من يومهم
از انتساب «يوم» به ضميرى كه به كافران بازمى گردد، مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 21 - 7
7- كافرانِ پيرو ، در قيامت با اعتراف به پيروى كوركورانه از رهبران خويش ، آنان را مسؤول بدفرجامى خود معرفى خواهند كرد .
فقال الضعفؤا للذين استكبروا إنّا كنّا لكم تبعًا فهل أنتم مغنون عنّا من عذاب الل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تغابن - 64 - 6 - 1
1 - انكار معجزات و دلايل روشن پيامبران و روى گردانى از تعاليم آنان ، عامل گرفتارى كافران پيشين به سرنوشت شوم و عذاب دردناكِ الهى
الذين كفروا . .. لهم عذاب أليم . ذلك بأنّه كانت تأتيهم رسلهم بالبيّنت ... فكفرو
«بيّنه» (مفرد «بيّنات») به معناى دليل و حجت است; ولى در قرآن بر معجزه پيامبران الهى نيز اطلاق شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 21 - 19
19 - گرفتار آمدن به فرجامى فلاكت بار ، ناخوشايند انسان ها و حتّى حق ناپذيران است .
أوَ لو كان الشيطن يدعوهم إلى عذاب السعير
همزه استفهام انكارى، حكايت كننده اين معنا است كه حق ناپذيران نيز از چنين فرجامى اِبا دارند و در صورتى كه متوجه بشوند كه گرفتار آتشى همواره شعلهور خواهند بود، از كارى كه منجر به ورود در آتش ياد شده بشود، خوددارى مى كنند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 149 - 3
3 - بنى اسرائيل پس از اذعان به گمراهى خويش ، به اين حقيقت رسيدند كه نجاتشان از فرجام شوم گوساله پرستى در گرو شمول رحمت خدا و مغفرت اوست .
قالوا لئن لم يرحمنا ربنا و يغفر لنا لنكونن من الخسرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 71 - 12
12- در دست راست داشتن نامه عمل در قيامت ، نشانه سعادت و نيك فرجامى است .
فمن أوتى كتبه بيمينه فأُولئك يقرءون كتبهم و لايظلمون فتيلاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 25 - 8
8 - فرجام امور ، ملاك ارزيابى حق و باطل است ; نه جلوه هاى ناپايدار مادى .
قال مترفوها . .. فانظر كيف كان عقبة المكذّبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 73 - 4
4 - سرانجام خوب يا بد ، ملاك ارزيابى هر فكر ، عقيده و رفتار
فانظر كيف كان عقبة المنذرين
از توصيه خداوند به انديشه در سرانجام كافران - و نه آغاز زندگى آنان و. .. - مى توان برداشت ياد شده را به دست آورد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 73 - 4
4 - سرانجام خوب يا بد ، ملاك ارزيابى هر فكر ، عقيده و رفتار
فانظر كيف كان عقبة المنذرين
از توصيه خداوند به انديشه در سرانجام كافران - و نه آغاز زندگى آنان و. .. - مى توان برداشت ياد شده را به دست آورد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 87 - 3
3 - نگرانى ابراهيم ( ع ) براى فرجام اخروى خويش
و لاتخزنى يوم يبعثون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 26 - 1
1 - متقين ، در دنيا همواره در انديشه آخرت و نگران از فرجام اخروى خويش
قالوا إنّا كنّا قبل فى أهلنا مشفقين
«اشفاق» در معناى «ترس و نگرانى» و «خير خواهى شديد» به كار مى رود (القاموس المحيط). در آيه شريفه اگر «فى أهلنا» متعلق به «كنّا» باشد، واژه «مشفقين» ظهور در معناى اول و اگر متعلق به «مشفقين» باشد، ظهور در معناى دوم دارد. برداشت بالا بر پايه احتمال اول است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نازعات - 79 - 26 - 1
1 - فرجام فرعون ، درس عبرتى بزرگ براى كسانى كه نگران عاقبت دنيا و آخرت خويش اند .
إنّ فى ذلك لعبرة لمن يخشى
متعلق «يخشى»، به قرينه «الأخرة و الأولى» در آيه قبل، مى تواند فرجام انسان در دنيا و آخرت باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 82 - 4
4 - لزوم نگرانى همواره انسان از كردار و فرجام كار خويش و مطمئن نبودن به آمرزش الهى
و الذى أطمع أن يغفرلى خطيئتى يوم الدين
وقتى حضرت ابراهيم(ع) خود را صرفاً اميدوار به مغفرت الهى معرفى كند، جاى اطمينانى براى ديگران نخواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نازعات - 79 - 26 - 1
1 - فرجام فرعون ، درس عبرتى بزرگ براى كسانى كه نگران عاقبت دنيا و آخرت خويش اند .
إنّ فى ذلك لعبرة لمن يخشى
متعلق «يخشى»، به قرينه «الأخرة و الأولى» در آيه قبل، مى تواند فرجام انسان در دنيا و آخرت باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 26 - 12
12- نوح ( ع ) ، پيامبرى دلسوز براى مردم و نگران آينده اى ناگوار براى مشركان و كافران قوم خويش بود .
إنى أخاف عليكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 26 - 12
12- نوح ( ع ) ، پيامبرى دلسوز براى مردم و نگران آينده اى ناگوار براى مشركان و كافران قوم خويش بود .
إنى أخاف عليكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 135 - 1
1 - تأكيد هود ( ع ) بر بيمناك بودن درباره سرنوشت قومش ، به خاطر بى تقوايى و ناسپاسى آنان
فاتّقوا اللّه . .. الذى أمدّكم ... إنّى أخاف عليكم عذاب يوم عظيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 21 - 20
20- مردان الهى ، از اعماق وجود ، نگران بدفرجامى توده ها و انسان هاى گمراه
و اذكر أخا عاد . .. إنّى أخاف عليكم عذاب يوم عظيم
با توجه به تعبير «أخا عاد»، از «إنّى أخاف . ..» استفاده مى شود كه نگرانى هود(ع) ريشه در عواطف وى داشته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تحريم - 66 - 10 - 13
13 - هشدار خداوند ، به دو همسر خطاكار پيامبر ( حفصه و عايشه ) ، درباره سرنوشت شوم خيانت به پيامبر (صلی الله علیه و آله) همچون سرنوشت همسران نوح و لوط
ضرب اللّه مثلاً للذين كفروا امرأت نوح . .. قيل ادخلا النار مع الدخلين
يادآورى خيانت همسران دو پيامبر - پس از نقل ماجارى توطئه دو همسر پيامبراسلام - مى تواند هشدارى به آنان باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 101 - 8
8- اطلاع يهود عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) از سرگذشت موسى ( ع ) و فرعون
فسئل بنى إسرءيل إذ جاءهم فقال له فرعون
فرجام امور
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 8 - 7
7 - توجه به فرجام امور ، در تصحيح عقيده و كردار ، نقش چشمگيرى دارد .
فبشّره بعذاب أليم . .. لهم جن-ّ-ت النعيم
ياد آورى سرانجام بد معرضان از آيات خدا و نيز يادآورى پايان خوش مؤمنان، به منظور تنبّه دادن به انسان ها است، لذا مى توان برداشت بالا را داشت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 27 - 5
5- ملاحظه فرجام امور ، داراى نقشى مؤثر در بررسى و ارزش گذارى آن
فكيف إذا توفّتهم الملئكة
يادآورى فرجام سخت نفاق و همدلى با دشمن، در حقيقت هشدارى است به منافقان كه در ارزش گذارى زندگى كفرآلود خويش، فرجام امر را از ياد نبرند; زيرا كه با آن فرجام، اين گونه زندگى جز خسارت حاصلى ندارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 63 - 11
11 - نقش يادآورى فرجام امور ، در هدايت انسانها
ألم يعلموا أنه من يحادد اللّه . .. نار جهنم ... ذلك الخزى العظيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 85 - 18
18 - لزوم توجه به فرجام و عاقبت امور ، در ارزش گذارى آنها
و لاتعجبك . .. و تزهق أنفسهم و هم كفرون
برداشت فوق با توجه به اينكه خداوند، در تبيين علت نهى (لاتعجبك) به فرجام و عاقبت منافقان اشاره كرده است، به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 6 - 15
15 - نقش مهم توجّه به فرجام امور ، در موضع گيرى ها و گرايش هاى انسان
ليدخل المؤمنين و المؤمنت جنّ-ت . .. و يعذّب المنفقين و ... و أعدّ لهم جهنّم
خداوند، آخرين سخنى را كه درباره مؤمنان و نيز منافقان و مشركان يادآور شده، فرجام نيك مؤمنان و سرنوشت سخت منافقان و مشركان است و اين سخنان از سر تشويق و تهديد صادر شده است; مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 103 - 17
17 - فرجام امور ، تعيين كننده ارزش و يا بى ارزشى آنهاست .
فانظر كيف كان عقبة المفسدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 117 - 5
5- فرجام و پايان امور ، ملاكى شايسته براى ارزش گذارى آنهاست .
متع قليل و لهم عذاب أليم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 41 - 6
6 - فرجام همه كار ها ، تنها در اختيار خدا است .
و للّه عقبة الأُمور
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 21 - 20
20 - فرجام امور ، از ملاك هاى درستى و نادرستى آنها است .
أوَ لو كان الشيطن يدعوهم إلى عذاب السعير
توجه دادن به فرجام راه شيطان و طرح آن با استفهام انكارى، نشان دهنده اين نكته است كه بدى و يا خوبى عاقبت كار، خود ملاكى بر درستى و يا نادرستى آن كار است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 4 - 6
6 - بازگشت همه امور تنها به خداوند است .
و إلى اللّه ترجع الأُمور
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تغابن - 64 - 3 - 9
9 - بازگشت نهايى تمامى امور و همه چيز ها ، به سوى خداوند است .
و إليه المصير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 210 - 9
9 - خداوند ، آغاز و انجام همه امور
و الى اللّه ترجع الأمور
با توجّه به معنى «رجع» كه بازگشت به مبدأ شروع است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 5 - 3
3 - بازگشت امور عالم ، تنها به سوى خداوند است .
و إلى اللّه ترجع الأُمور
برداشت ياد شده بدان احتمال است كه مراد از «الأمور»، كارهاى مربوط به همه جهان باشد. گفتنى است كه تقديم جار و مجرور (إلى اللّه) بر «ترجع» بيانگر حصر است; يعنى، «و إلى اللّه لا إلى غيره ترجع اُمور العالم».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 22 - 7
7 - فرجام همه كار ها ، به دست خدا و تحت اراده و تصميم او است .
و إلى اللّه عقبة الأُمور
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 25 - 8
8 - فرجام امور ، ملاك ارزيابى حق و باطل است ; نه جلوه هاى ناپايدار مادى .
قال مترفوها . .. فانظر كيف كان عقبة المكذّبين
فرجام انديشى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 82 - 7
7 - توجه به شدت حرارت آتش دوزخ ، عامل خشنودى اندك انسان و گريه طولانى وى در دنيا و بيم او بر فرجام خويش
قل نار جهنم أشد حراً . .. فليضحكوا قليلا و ليبكوا كثيراً
{فرجام پسنديده}
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 59 - 27
27 - اطاعت از خدا و رسول و اولواالامر ( تبعيّت از قرآن و سنّت ) ، امرى پسنديده و داراى بهترين فرجام
اطيعوا اللّه و اطيعوا الرّسول و اولى الامر . .. ذلك خير و احسن تاويلا
بنابر اينكه «ذلك» اشاره به «اطيعوا اللّه . .. » نيز باشد.