علم مفاهیم شناسی در قرآن سری جدید جلد 72

ghaemiyeh.com

مشخصات کتاب

نام کتاب: علم مفاهیم شناسی در قرآن سری جدید جلد 72

تحقیق و تالیف : رسول ملکیان اصفهانی - 1400 ش

ناشر دیجیتالی: مركز تحقيقات رايانه اي قائميه اصفهان

1- عمو

1- خوردن از خانه عمو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 61 - 3،10

3 - نابينايان ، لنگ ها و مريضان ، در استفاده از خوراكى هاى منازل پدر ، مادر ، برادر ، خواهر ، عمو ، عمه ، دايى و خاله خود ، بدون هيچ اذنى ، مجازاند .

ليس على الأعمى حرج . .. أن تأكلوا من ... بيوت ءابائكم ... أو بيوت أخوتكم

10 - استفاده از خوراكى هاى منازل پدر ، مادر ، برادر ، خواهر ، عمو ، عمه ، دايى و خاله خود ، بدون اذن خواستن ، جايز است .

ليس على الأعمى حرج . .. أن تأكلوا من بيوتكم أو بيوت ءابائكم ... أو بيوت أخوتكم .

2- عموى پدرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 133 - 12،20

12 - جد و عموى انسان ، به منزله پدر اوست .

نعبد إلهك و إله ءابائك إبرهيم و إسمعيل

ابراهيم(ع)، جدّ يعقوب و اسماعيل عموى او بوده است و قرآن كلمه «أب» (پدر) را براى آنان به كار برده است. حقيقت ياد شده يا حكايت از آن دارد كه در زبان عرب كلمه «أب» به جد و عمو نيز اطلاق مى شود و يا جدّ و عمو به منزله پدر هستند. برداشت فوق ناظر به احتمال دوم است.

20 - از امام باقر ( ع ) روايت شده كه : « . . . قال تعالى فى قصة يعقوب « قالوا نعبد إلهك و إله أبائك ابراهيم و اسماعيل و اسحاق » و اسماعيل كان عمّ يعقوب ( ع ) و قد سماه أباً فى هذه الاية ;

. .. خداوند در قصه يعقوب فرموده: ]فرزندان يعقوب در جواب پدر [ گفتند: ما خداى تو و پدرانت ابراهيم و اسماعيل و اسحاق را مى پرستيم. و اسماعيل عموى يعقوب بود، در حالى كه خداوند او را در اين آيه، پدر خوانده است».

2- عمه

1- خوردن از خانه عمه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 61 - 3،10

3 - نابينايان ، لنگ ها و مريضان ، در استفاده از خوراكى هاى منازل پدر ، مادر ، برادر ، خواهر ، عمو ، عمه ، دايى و خاله خود ، بدون هيچ اذنى ، مجازاند .

ليس على الأعمى حرج . .. أن تأكلوا من ... بيوت ءابائكم ... أو بيوت أخوتكم

10 - استفاده از خوراكى هاى منازل پدر ، مادر ، برادر ، خواهر ، عمو ، عمه ، دايى و خاله خود ، بدون اذن خواستن ، جايز است .

ليس على الأعمى حرج . .. أن تأكلوا من بيوتكم أو بيوت ءابائكم ... أو بيوت أخوتكم .

2- محدوده حجاب عمه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 31 - 19

19 - زنان مؤمن ، مجاز به آشكار ساختن زينت هاى خويش و مواضع آنها ( بدن ) بر پسران شوهر ، برادران ، پسران برادر و پسران خواهر خود هستند .

و لايبدين زينتهنّ إلاّ. .. ؤو أبناء بعولتهنّ أو أخونهنّ أو بنى إخونهنّ أو بنى أخ

3- عنايت خدا

1- آثار عنايت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 67 - 7

7- نجات از خطراتى كه مرگ قطعى براى انسان مى آورد ، تنها به عنايت خداوند امكان پذير است .

و إذا مسّكم الضرّ فى البحر ضلّ من تدعون إلاّ إيّاه فلمّا نج-ّكم إلى البرّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 32 - 6

6- عنايات خداوند به عيسى ( ع ) ، او را فردى حق پذير ، خوش بخت و نرم خو ساخته بود .

و لم يجعلنى جبّارًا شقيًّا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 57 - 12

12 - بهره مندى ساكنان مكه از امنيت و آسايش كامل ، در سايه عنايت و توجه خداوند به آن سرزمين

أوَلم نمكّن لهم حرمًا ءامنًا

2- زمينه جلب عنايت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 152 - 2

2 - به ياد خدا بودن ، مايه جلب رضايت و توجه خاص خداوند است .

فاذكرونى أذكركم

فعل «أذكر» در جواب امر قرار گرفته و لذا با حرف شرطى مقدر، مجزوم شده است. در نتيجه جمله با تقدير آن چنين مى شود: «فاذكرونى ان تذكرونى أذكركم; به ياد من باشيد، اگر به ياد من باشيد به ياد شما خواهم بود.» ياد كردن خدا از بندگان، به معناى عنايت و توجه خاص به آنهاست.

3- زمينه عنايت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 3 - 4

4- انتساب بنى اسرائيل به همراهان نوح ( ع ) ، موجب شايستگى آنان به عنايت خدا براى هدايتشان گرديد .

و ءاتينا موسى . .. ذرّية من حملنا مع نوح

برداشت فوق مبتنى بر اين نكته است كه نصب «ذرية» به تقدير فعل «اخص» و مجموع جمله «ذرّية من حملنا. ..» در مقام تعليل براى آيه قبل (و آتينا موسى...) باشد; يعنى، ما با نزول تورات، خواستار هدايت بنى اسرائيل بوديم; چون آنان از فرزندان همراهان حضرت نوح(ع) بودند.

4- محرومان از عنايت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 35 - 4

4- ابليس ، مغضوب خداوند و محروم از توفيق و فيض او

و إن عليك اللعنة إلى يوم الدين

«لعن» در لغت به معناى طرد شخص از روى غضب است و لعن خداوند; يعنى، عقوبت اخروى و قطع توفيق و فيض دنيوى است (مفردات راغب).

5- مشمولان عنايت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 23 - 7

7- مؤمنان داراى عمل صالح ، مورد عنايت پروردگار خويش بوده و ورود و جاودان ماندنشان در بهشت برخاسته از ربوبيت اوست .

أُدخل الذين ءامنوا . .. جنّ-ت ... خلدين فيها بإذن ربّهم

اضافه شدن «ربّ» به ضمير «هم»، كه مرجع آن «الذين آمنوا» است، مشعر به معناى ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 25 - 4

4- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مورد توجه و عنايت خاص خداوند

و إن ربّك هو يحشرهم

از اينكه براى بيان حشر اخروى انسانها، صفت «رب» به كاف خطاب - كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) است - اضافه شده است، مى تواند به خاطر نكته فوق باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 37 - 10

10- هدايت شدگان ، از عنايت خداوند و از مددكار و ياورانى برخوردار خواهند بود .

فمنهم من هدى الله و منهم من حقّت عليه الضللة . .. فإن الله لايهدى من يضلّ و ما

از آن جايى كه خداوند مردم را دو گروه هدايت پذير و گمراه معرفى كرده و گمراهان را محروم از هدايت خدا و يار و ياور دانسته است، به قرينه مقابله مى توان نكته ياد شده را به دست آورد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 96 - 5

5- صابران ، برخوردار از عنايت و فضل ويژه الهى

و لنجزينّ الذين صبروا أجرهم بأحسن ما كانوا يعملون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 110 - 2،9

2- خداوند ، نسبت به مهاجرانى كه با هجرت ، جهاد و صبر ، دين خود را حفظ كردند ، بسيار بخشنده و مهربان است .

ثمّ إن ربّك للذين هاجروا من بعد ما فتنوا ثمّ جهدوا و صبروا

خبر «إن ربّك للذين . ..» محذوف است كه «لغفور رحيم» بر آن دلالت دارد.

9- هجرت كنندگان رنج ديده ، جهادگر و مقاوم ، مورد عنايت خاص خداوند و برخوردار از نصرت او *

ثمّ إن ربّك للذين هاجروا من بعد ما فتنوا ثمّ جهدوا و صبروا

برداشت فوق، مبتنى بر اين نكته است كه «ربّك» اسم «إن» بوده و لام حرف جر و «الذين» متعلق به خبر محذوفى مانند «هو ناصر لهم» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 74 - 3

3- حضرت لوط ( ع ) از عنايت ويژه الهى برخوردار بود .

و لوطًا ءاتينه حكمًا و علمًا

جمله «و لوطاً آتيناه. ..» عطف بر جمله «لقد آتينا إبراهيم...» است و تقدم «لوطاً» كه مفعول فعل «آتيناه»است - بيانگر اين نكته است كه لوط(ع) مورد عنايت ويژه خداوند بود; زيرا در آيه قبل، خداوند از لوط(ع) به تبع داستان ابراهيم(ع) ياد كرد; ولى

دراين آيه به طور جداگانه از آن حضرت ياد نمود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 26 - 6

6 - حضرت ابراهيم ( ع ) ، خود را مورد توجه ويژه پروردگار مى دانست .

إنّى مهاجر إلى ربّى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 5 - 6

6 - محسنان ، برپادارنده نماز و پرداخت كننده زكات و اهل يقين به عالم آخرت و برخوردار از عنايت خاص خداوندند .

للمحسنين . .. أُولئك على هدًى من ربّهم

اضافه «ربّ» به ضمير «هم» - كه مرجع آن، محسنان است - اشاره به نكته ياد شده مى كند.

عنايتهاى خدا

6- آثار عنايتهاى خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 38 - 18

18- پرهيز از شرك و گرايش به توحيد ، تنها در پرتو عنايت ها و امداد هاى الهى ميسّر است .

ما كان لنا أن نشرك . .. ذلك من فضل الله علينا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 27 - 6

6- مؤمنان بدون عنايت خداوند در معرض لغزشند .

يثبّت الله الذين ءامنوا بالقول الثابت فى الحيوة الدنيا و فى الأخرة

از اينكه خداوند فرمود: مؤمنان را با سخن استوار ثابت قدم مى داريم و تثبيت را به خود نسبت داده است، استفاده مى شود كه مؤمنان نيازمند به تثبيت هستند و بى عنايت خداوند در معرض لغزش و تزلزل خواهند بود.

7- آثار محروميت از عنايتهاى خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 126 - 8

8 - نابينايى و بسته بودن راه درك انسان در قيامت ، تبلور محروميت او از توجه و عنايت خداوند

لم حشرتنى أعمى . .. كذلك اليوم تنسى

8- اهميت عنايتهاى خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 27 - 4

4- استوار ماندن بر ايمان و ثمربخشى دنيوى و اخروى آن ، در گرو تأييد و عنايت خاص خداوند است .

يثبّت الله الذين ءامنوا بالقول الثابت فى الحيوة الدنيا و فى الأخرة

9- عوامل محروميت از عنايتهاى خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 126 - 7

7 - غفلت از آيات و هدايت هاى خداوند و به فراموشى سپردن آنها ، از عوامل محروميت انسان از توجه و عنايت او ، در قيامت

أتتك ءايتنا فنسيتها و كذلك اليوم تنسى

مراد از نسيان در «نسيتها» به قرينه «من أعرض عن ذكرى» (در آيات پيشين) بى توجهى و روى گردانى از آيات الهى است. و تقابل آن با «تنسى»، گوياى اين نكته است كه نسيان در آن كلمه نيز، به معناى اعراض و ترك مى باشد.

10- محرومان از عنايتهاى خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 127 - 3

3 - اسراف كنندگان و روى گردانان از ايمان به آيات الهى ، از عنايت و توجه خداوند در قيامت محروم خواهند بود .

و كذلك اليوم تنسى . و كذلك نجزى من أسرف و لم يؤمن ب-َايت ربّه

11- مشمولان عنايتهاى خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 129 - 7

7 - مهلت خداوند به كافران و گمراهان عصر بعثت ، مرتبط با عنايت ويژه او نسبت به پيامبر (صلی الله علیه و آله) بود .

ربّك

اضافه شدن نام مقدس «ربّ» به ضميرى كه خطاب به پيامبر(صلی الله علیه و آله) است، مى تواند به نقش عنايت خداوند به پيامبر(صلی الله علیه و آله) در تأخير

عذاب و مهلت به كافران اشاره داشته باشد; چنان كه در سوره اى ديگر فرموده است: «و ما كان اللّه ليعذّبهم و أنت فيهم».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 131 - 20

20 - رزق ويژه خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، پرتويى از ربوبيت و عنايت او به آن حضرت است .

و رزق ربّك

12- موجبات عنايتهاى خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 38 - 7

7- پيروى يوسف ( ع ) از آيين ابراهيم ، اسحاق و يعقوب ( ع ) ، موجب عنايت خدا به وى و آموزش علم غيب و دانش تعبير رؤيا به او شد .

ذلكما مما علمنى ربى إنى تركت . .. واتبعت ملّة ءاباءِى

جمله «اتبعت . ..» عطف بر «تركت» در آيه قبل است. بنابراين دلالت مى كند كه: پيروى از آيين ابراهيم نيز در بهره مند شدن يوسف(ع) از علوم الهى ، نقش داشته است.

4- عنكبوت

1- تشبيه به عنكبوت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 41 - 1،2

1 - دوست گيرندگان غيرخدا ، همانند عنكبوت اند كه خانه اى بس سست و بى بنياد ، براى خود ساخته است .

مثل الذين اتّخذوا من دون اللّه أولياء كمثل العنكبوت اتّخذت بيتًا

2 - انتخاب كنندگان ولىّ و كارسازى غير از خدا ، همانند عنكبوت اند كه براى خود خانه اى بى بنياد ، بنا كرده است .

مثل الذين اتّخذوا من دون اللّه أولياء كمثل العنكبوت اتّخذت بيتًا

2- تمثيل به خانه عنكبوت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 43 - 8

8 - تمثيلِ بى بنيادىِ شرك به خانه عنكبوت ناشى از علم و برهان است .

مثل الذين اتّخذوا من دون اللّه أولياء كمثل العنكبوت اتّخذت بيتًا . .. و تلك الأم

3- سستى خانه عنكبوت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 41 - 1،2،6

1 - دوست گيرندگان غيرخدا ، همانند عنكبوت اند كه خانه اى بس سست و بى بنياد ، براى خود ساخته است .

مثل الذين اتّخذوا من دون اللّه أولياء كمثل العنكبوت اتّخذت بيتًا

2 - انتخاب كنندگان ولىّ و كارسازى غير از خدا ، همانند عنكبوت اند كه براى خود خانه اى بى بنياد ، بنا كرده است .

مثل الذين اتّخذوا من دون اللّه أولياء كمثل العنكبوت اتّخذت بيتًا

6 - خانه عنكبوت ، بى بنياد و سست ترين خانه ها است .

و إنّ أوهن البيوت لبيت العنكبوت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 42 - 3

3 - تشريح بى بنيادى شرك - همانند بى بنيادى خانه عنكبوت - برخاسته از علم خداوند است .

مثل الذين اتّخذوا من دون اللّه أولياء كمثل العنكبوت اتّخذت بيتًا . .. إنّ اللّه

5- عواطف

1- آثار تحريك عواطف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 150 - 15

15 - تحريك عواطف ، از روش هاى مؤثر در فرونشاندن غضب *

رجع موسى إلى قومه غضبن . .. قال ابن أم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 51 - 6

6 - استفاده فرعون از احساسات و عواطف قومى ، در جهت مبارزه با موسى ( ع )

و نادى فرعون فى قومه قال يقوم

به كار رفتن واژه «يا قوم» در تبليغات فرعون، حاكى از بهره گيرى فرعون از احساسات قومى و نژادى مردم مصر (قبطيان) است.

2- آثار عواطف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 80 - 10

10- عواطف غريزى انسان ، تأثيرى بسزا در گرايش هاى معنوى و ايمانى وى دارد .

فكان أبواه مؤمنين فخشينا أن يرهقهما طغينًا و كفرًا

خضر(ع) فرزند را از پدر و مادر مى گيرد تا آنان به واسطه علقه ها و روابط عاطفى، به كفر و طغيان گرايش پيدا نكنند. اين نكته، گوياى اثرپذيرى گرايش ها از عواطف است.

3- آثار عواطف خانوادگى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 85 - 1

1- يعقوب ( ع ) ، همواره به ياد فرزندش يوسف ( ع ) و دردمند فراق او بود .

قالوا تالله تفتؤا تذكر يوسف

«تفتؤا» از افعال ناقصه و به تقدير «لا» ى نافيه است. بنابراين «تفتؤا تذكر يوسف» ; يعنى ، پيوسته يوسف(ع) را ياد مى كنى.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 3 - 3

3 - عواطف خانوادگى و خويشاوندى ، از زمينه هاى انحراف و تمايل به دشمنان خداوند

تسرّون إليهم بالمودّة . .. لن تنفعكم أرحامكم و لا أولدكم

4- آثار عواطف خويشاوندى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 24 - 1،4

1 - عواطف خويشاوندى ( علاقه به پدر ، فرزند ، برادر ، همسر و خويشاوندان ) و امكانات مادى ( مال ، شغل و مسكن ) زمينه هاى انحراف انسان و روى گردانى وى از فرمان خدا و رسول و ر ها كردن جهاد

قل إن كان ءاباؤكم . .. و أموال اقترفتموها ... أحب إليكم من اللّه و رسوله و جهاد

4 - روى گردانان از جهاد ، به خاطر علقه هاى عاطفى ( محبت پدر ، فرزند ، برادر ، همسر و خويشاوندان ) و دلبستگى مادى ( مال ، شغل و مسكن ) مورد تهديد خداوند

قل إن كان ءاباؤكم . .. و أمول اقترفتموها و ... أحب إليكم ... و جهاد فى سبيله فتر

5- آثار عواطف در تبليغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 73 - 5

5 - صالح ( ع ) با برانگيختن عواطف مردم ، دعوت خويش را آغاز كرد .

قال يقوم

6- آثار عواطف مادرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 12 - 4

4 - انس گرفتن پيشين موسى با آغوش و شير مادر ، باعث امتناع او از خوردن شير دايگان شد .

و أوحينا إلى أُمّ موسى أن أرضعيه . .. و حرّمنا عليه المراضع من قبل

خداوند پيش از اين، به مادر موسى فرمان داد وى را شير دهد. از تعبير «حرّمنا عليه المراضع من قبل» استفاده مى شود كه فلسفه آن دستور، اين بود كه ذائقه موسى(ع)، تنها با پستان و شير مادرش شكل بگيرد، تا از گرفتن پستان ديگران امتناع ورزد.

7- ارزش عواطف خانوادگى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 15 - 32

32- روابط و عواطف خانوادگى ، امرى اصيل و ارزشمند و مورد توجه دين

و أصلح لى فى ذرّيّتى

تعبير «أصلح لى. ..» گرچه در متن آيه به صورت گزارش از دعاهاى انسان كامل نقل شده است; اما در حقيقت دستورى است كه خداوند، با بيانى ويژه انسان را به سوى آنها رهنمون ساخته است و اين نشان مى دهد كه دعا براى والدين و فرزندان و نسل و دلسوزى براى آنها، امرى اصيل و پذيرفته شده در بينش الهى است.

8- اهميت تحكيم عواطف دينى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 29 - 5

5- خداوند ، خواهان استحكام پايه هاى مودّت و عواطف انسانى ، در ميان امت اسلام

و الذين معه . .. رحماء بينهم

لحن آيه شريفه بيان ارزش هاى واقعى مؤمنان و همگامان پيامبر(صلی الله علیه و آله) است و در حقيقت اخبارى است كه انشاى مؤكد را مى رساند.

9- اهميت رعايت عواطف خويشاوندان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 28 - 13

13- توجه به عواطف خويشاوندان و مستمندان و پرهيز از رنجيده ساختن آنان ، امرى لازم و شايسته است .

و إمّا تعرضنّ . .. فقل لهم قولاً ميسورًا

10- اهميت رعايت عواطف فقرا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 28 - 13

13- توجه به عواطف خويشاوندان و مستمندان و پرهيز از رنجيده ساختن آنان ، امرى لازم و شايسته است .

و إمّا تعرضنّ . .. فقل لهم قولاً ميسورًا

11- اهميت عواطف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 103 - 17

17 - لزوم توجه به عواطف و ارج نهادن به روحيات مردم ، در اعمال قوانين اجتماعى و دينى

خذ من أمولهم صدقة . .. و صل عليهم إن صلوتك سكن لهم

12- اهميت عواطف خانوادگى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 58 - 14،17

14 - ضرورت معاشرت نزديك و تنگاتنگ فرزندان نابالغ با پدر و مادر خود و مشقت اجازه خواستن ، فلسفه و دليل عدم لزوم اذن خواستن از والدين ، براى رفت و آمد نزديك باآنان در غير از سه وقت مقرر است .

ليستئذنكم . .. ثلث عورت لكم ليس عليكم و لا عليهم جناح بعدهنّ طوّفون عليكم بعضكم

جمله «طوّافون عليكم. ..» جمله اى است تعليليه كه بيانگر علت و فلسفه جواز رفت و آمد نزديك فرزندان با پدر و مادرشان در اتاق ها و محل استراحت آنان است; يعنى، چون فرزندان بايد با پدر و مادرشان رفت و آمد نزديك داشته باشند و اجازه خواستن براى اين كار، براى فرزندان مشقت بار است، پس اذن طلبيدن لازم نيست.

17 - اهتمام اسلام به رفت و آمد و معاشرت نزديك و تنگاتنگ پدران و مادران با فرزندان نابالغ و مميز خويش در محيط خانه

طوّفون عليكم بعضكم على بعض

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 15 - 5

5- اسلام ، احياكننده ارزش ها و عواطف انسانى و استحكام بخش بنياد هاى خانواده و جامعه بشرى

و وصّينا الإنسن بولديه إحسنًا

سفارش خداوند نسبت به ارج و مقام والدين، بيانگر اين حقيقت است كه اسلام دينى محدود به ابعاد عبادى و فردى نيست; بلكه به تمامى ابعاد حيات انسان توجه دارد; از جمله تقويت عواطف انسانى كه نهايتاً به تحكيم بنياد خانواده و جامعه منتهى مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 3 - 5

5 - ارزش هاى دينى ، مقدّم بر روابط خويشاوندى و عواطف خانوادگى

لاتتّخذوا عدوّى . .. لن تنفعكم أرحامكم و لا أولدكم يوم القيمة

13- بى تأثيرى عواطف در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 35 - 2

2 - قيامت ، روز بى اثر بودن عواطف و روابط و جاذبه نداشتن پدر و مادر در چشم فرزندان

و أمّه و أبيه

14- تأثير عواطف در رفتار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 150 - 16

16 - تأثير عواطف در شيوه هاى رفتارى انبيا

قال ابن أم

15- تحريك عواطف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 195 - 15

15 - تحريك عواطف از روش هاى قرآن براى ترغيب به انجام اعمال نيك

إن اللّه يحب المحسنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 150 - 14

14 - هارون با تحريك عواطف موسى ( ع ) در صدد تسكين غضب او و مطمئن ساختنش بر انجام وظايف و مسؤوليت هاى خويش در برابر منحرفان بنى اسرائيل برآمد .

قال ابن أم إن القوم استضعفونى و كادوا يقتلوننى

به نظر مى رسد هارون با انتخاب «اى فرزند مادرم» در خطاب به موسى، در صدد تحريك عواطف وى به سوى خود بوده است.

16- تحريك عواطف انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 94 - 6

6 - تأثير عواطف در شيوه هاى رفتارى پيامبران

قال يبنؤُمّ

17- تحريك عواطف در تبليغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 84 - 5

5- شعيب ( ع ) با برانگيختن عواطف مردم ، دعوت خويش را آغاز كرد .

قال يقوم اعبدوا الله

خطاب «يا قوم» (اى مردم من) تحريك كننده عواطف مخاطبان است.

18- تحريك عواطف فرعونيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 51 - 6

6 - استفاده فرعون از احساسات و عواطف قومى ، در جهت مبارزه با موسى ( ع )

و نادى فرعون فى قومه قال يقوم

به كار رفتن واژه «يا قوم» در تبليغات فرعون، حاكى از بهره گيرى فرعون از احساسات قومى و نژادى مردم مصر (قبطيان) است.

19- تحريك عواطف موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 94 - 5

5 - هارون ( ع ) با مشاهده غضب موسى ( ع ) ، سعى در فرونشاندن خشم آن حضرت و جلب محبت و تحريك عواطف او داشت .

قال يبنؤُمّ

مخاطب قرار دادن موسى(ع) با نداى «يابن أمِّ» گوياى اين نكته است كه هارون(ع) سعى داشت با برانگيختن احساسات موسى، غضب او را فرونشانده و سپس توضيحات خود را بيان كند. در باره مفتوح بودن كلمه «أُمّ» توجيهاتى بيان شده است; از جمله اين كه اصل آن «يابن أمّاه» بوده و براى تخفيف چنين شده است.

20- تحريك عواطف يوسف(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 78 - 2

2- فرزندان يعقوب با تحريك عواطف يوسف ( ع ) درصدد جلب رضايت او براى آزادسازى بنيامين برآمدند .

قالوا يأيها العزيز إن له أبًا شيخًا كبيرًا

21- تعديل عواطف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 113 - 3

3 - عواطف و احساسات فاميلى ، بايد تحت الشعاع روابط دينى و مكتبى باشد .

ما كان للنبى . .. أن يستغفروا للمشركين و لو كانوا أولى قربى

22- تهييج عواطف در تبليغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 85 - 5

5 - شعيب با برانگيختن عواطف مردم ، دعوت خويش را آغاز كرد .

قال يقوم اعبدوا اللّه

شعيب با نسبت دادن مردم مدين به خويشتن با گفتن «يقومِ» (اى قوم من) در صدد تحريك عواطف آنان بوده تا به اين وسيله به آنان تفهيم كند كه رسالتش در جهت منافع ايشان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 63 - 9

9 - بهره بردارى فرعونيان از علاقه قبطيان به وطن و سرزمين و احساسات ملى و مذهبى آنان ، در تبليغات خود عليه موسى ( ع )

يخرجاكم من أرضكم . .. بطريقتكم المثلى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 198 - 4

4 - لزوم توجه به احساسات ملى جوامع ، در تبليغ و هدايت

و لو نزّلنه على بعض الأعجمين

به كارگيرى واژه «لو» - كه براى امتناع است - نشان مى دهد كه اگر خداوند قرآن را بر شخصيتى غير عرب زبان نازل مى كرد، بى ترديد مردم عرب از ايمان آوردن به غير آن سر باز مى زدند و اين نبود مگر به خاطر احساسات قومى وملى.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 36 - 6

6 - حضرت شعيب ( ع ) در ابلاغ پيام هاى خود به مردم مدين ، از احساسات و تعلّقات خويشاوندى بهره مى گرفت .

يقوم اعبدوا اللّه

خطاب به قوم و نسبت دادن آنها به خود، مى تواند به منظور امر ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 16 - 3

3 - لازم است كه تبليغ معارف دين ، به محبّت و تحريك احساس و عاطفه مخاطب آميخته گردد .

يبنىّ إنّها إن تك

23- تهييج عواطف در موعظه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 13 - 3

3 - ضرورت آميخته شدن نصيحت و هدايت كردن با محبت و تحريك احساس و عاطفه مخاطب

قال لقمن لإبنه و هو يعظه يبنىّ

مصغّر آوردن «بُنىّ» براى مهرورزى و شفقت است و از آن، نكته ياد شده، استفاده مى شود.

24- تهييج عواطف در هدايت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 59 - 3

3 - استفاده نوح ( ع ) از عواطف قومى براى هدايت مردم خويش

فقال يقوم اعبدوا اللّه

نوح با نسبت دادن مردمان به خويشتن با اضافه كلمه «قوم» به «يا» متكلم (يا قوم، يعنى اى مردم من)، در صدد برانگيختن عواطف آنان به سوى خود

25- تهييج عواطف فرعونيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 63 - 9

9 - بهره بردارى فرعونيان از علاقه قبطيان به وطن و سرزمين و احساسات ملى و مذهبى آنان ، در تبليغات خود عليه موسى ( ع )

يخرجاكم من أرضكم . .. بطريقتكم المثلى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 35 - 3

3 - فرعون با تحريك احساسات قومى و ميهنى اطرافيان خود ، درصدد تهييج آنان عليه موسى ( ع ) بود .

قال . .. يريد أن يخرجكم من أرضكم بسحره

26- تهييج عواطف موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 24 - 1

1 - برانگيخته شدن عواطف موسى ( ع ) با شنيدن پاسخ دختران شعيب

قالتا لانسقى . .. فسقى لهما

27- جايگاه عواطف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 10 - 7

7 - « دل » كانون عواطف و احساسات آدمى و مركز بيم ، اندوه ، اميد و شادمانى وى

و أصبح فؤاد أُمّ موسى فرغًا

28- دين و عواطف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 26 - 5

5- دستورات دين در اداى حقوق ديگران ، همخوان و همسو با عواطف طبيعى انسان است .

و بالولدين إحسنًا . .. و ءات ذاالقربى حقّه

مقدم شمردن حق پدر و مادر و خويشان و رسيدگى به مشكلات آنان، گرايش طبيعى انسان است و خدا همين را مورد تأييد قرار داده است.

29- زمينه بروز عواطف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 10 - 5

5 - وجود پيوند عميق روحى - عاطفى در مادر ، نسبت به فرزند خود و بروز آن به هنگام احساس خطر براى وى

و أصبح فؤاد أُمّ موسى فرغا إن كادت لتبدى به لولا أن ربطنا على قلبها

30- زمينه تضعيف عواطف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 27 - 17

17 - حسد ، زمينه ساز سستى مناسبات و روابط عاطفى در ميان انسانها

نبأ ابنى ءادم . .. قال لاقتلنك

با توجه به اينكه حسادت قابيل، باعث ناديده گرفتن عاطفه برادرى خود نسبت به هابيل شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 22 - 9،11

9- قدرت و امكانات در دست انسان هاى ناصالح ، ابزار فسادانگيزى و گسستن عواطف انسانى

فهل عسيتم إن تولّيتم أن تفسدوا فى الأرض و تقطّعوا أرحامكم

بنابراين كه «تولّيتم» به معناى عهده دارى امور باشد; در حقيقت آيه شريفه هشدارى به بيماردلان سست ايمان است كه اگر روزى، قدرت و حكومت در دستشان قرار گيرد، فسادگرى آنان گسترش يافته و پهنه زمين را آلوده مى سازند.

11- گسترش فساد در جامعه ، زمينه گسستن عواطف خويشاوندى *

تفسدوا فى الأرض و تقطّعوا أرحامكم

برداشت بالا بدان احتمال است كه تقدم «تفسدوا فى الأرض» بر «تقطّعوا أرحامكم»، اشاره به تقدم معنوى و تأثير فساد در قطع رحم، داشته باشد.

31- زمينه عواطف به والدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 24 - 8

8- توجه انسان به ضعف ها و نياز هاى دوران كودكى و خدمات و زحمات پدر و مادر ، برانگيزنده عواطف وى نسبت به آنان است .

و قل ربّ ارحمهما كما ربّيانى صغيرًا

32- سوءاستفاده از عواطف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 64 - 1

1- تحريك و انگيزش ، شيوه اصلى ابليس براى منحرف ساختن آدميان

و استفزز من استطعت منهم

بسيارى از مفسّران برآنند كه تعبيرهاى «استفزز . .. بصوتك» و «أجلب عليهم بخيلك و رجلك» تمثيل است كه در آن شيطان به فرمانده لشكرى كه با فريادش، بسيج عمومى اعلان مى دارد و لشكركشى مى كند، تشبيه شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 26 - 10

10 - سوء استفاده فرعون ، از اعتقادات و احساسات مذهبى مردم

أقتل موسى . .. إنّى أخاف أن يبدّل دينكم

33- عواطف انسان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 215 - 6

6 - توجه اسلام به عواطف انسان ، در مصارف انفاق

فللوالدين و الاقربين و اليتامى و المساكين و ابن السبيل

از اينكه در ابتدا «والدين» ذكر شده است سپس «اقربين» و پس از آن «يتامى».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 21 - 5

5 - تحريك عواطف انسانى از روش هاى قرآن براى جلوگيرى از ظلم و گناه

اثماً مبيناً. و كيف تأخذونه و قد افضى بعضكم الى بعض

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 38 - 7

7 - فرمان هاى دين در رسيدگى مالى به ديگران ، با عواطف طبيعى انسان ، هماهنگ است .

فأَت ذا القربى حقّه و المسكين و ابن السبيل

تقدم اداى حقوق خويشان بر ديگران، مى تواند با توجه به اين نكته باشد كه انسان، به صورت فطرى و طبيعى، رسيدگى به خويشان را در اولويت قرار مى دهد.

34- عواطف برادرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 30 - 8

8 - توانايى هواى نفس در سركوبى عواطف برادرى و انسانى

فطوعت له نفسه قتل اخيه

تصريح به كلمه «اخيه» براى رساندن اين است كه حتى عواطف برادرى نيز نتوانست نفس قابيل را از خواسته خويش (كشتن هابيل) باز دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 60 - 8

8- اشتياق وافر يوسف ( ع ) به بنيامين و ديدار او

ائتونى بأخ لكم . .. فإن لم تأتونى به فلاكيل لكم عندى و لاتقربون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 63 - 3

3- فرزندان يعقوب با اظهار محبت به بنيامين از پدرشان خواستند او را به همراه آنان روانه مصر كند .

فأرسل معنا أخانا

هدف فرزندان يعقوب از نام نبردن بنيامين و ياد كردن از او به عنوان «أخانا» (برادرمان) اظهار محبت به اوست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 69 - 2

2- يوسف ( ع ) در پى ملاقات با برادرانش ، بنيامين را فراخواند و او را در كنار خويش جاى داد .

و لما دخلوا . .. ءاوى إليه أخاه

35- عواطف پدرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 45 - 1

1- نوح ( ع ) در پى حايل شدن امواج آب ميان او و فرزندش ، با شفاعت به درگاه خدا ، خواستار نجات وى شد .

و حال بينهما الموج . .. و نادى نوح ربه فقال رب إن ابنى من أهلى

جمله «فلاتسئلن» (در آيه چهل و ششم) حاكى است كه: نوح(ع) خواستار نجات فرزندش از غرق شدن بود. براين اساس دعا و التجاى آن حضرت پيش از غرق شدن فرزندش بود و لذا برخى از مفسران جمله «نادى نوح ربه ...» را بر «حال بينهما الموج» عطف گرفته اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 8 - 2،3

2- يعقوب ( ع ) همه فرزندان خويش را گرامى مى داشت و به همه آنان محبت مى كرد .

إذ قالوا ليوسف و أخوه أحب إلى أبينا منّا

افعل تفضيل (أحبّ) گوياى برداشت فوق است.

3- يوسف ( ع ) و بنيامين محبوب تر از ديگر فرزندان يعقوب در نزد آن حضرت

إذ قالوا ليوسف و أخوه أحب إلى أبينا

مراد از «أخوه» چنانچه مفسران گفته اند بنيامين است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 13 - 3

3- يعقوب ( ع ) به فرزندش يوسف ( ع ) بسيار علاقه مند بود و از فراق او آزرده خاطر و محزون مى شد .

قال إنى ليحزننى أن تذهبوا به

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 61 - 1

1- يعقوب ( ع ) به فرزندش بنيامين علاقه اى ويژه داشت .

قالوا سنرود عنه أباه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 67 - 4

4- يعقوب ( ع ) در سفر دوم فرزندانش به مصر ، حادثه اى را در كمين آنان احساس مى كرد و نگران پيشامدى ناگوار براى آنان بود .

لاتدخلوا من باب وحد . .. ما أُغنى عنكم من الله من شىء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 68 - 8،10

8- توصيه يعقوب ( ع ) به فرزندانش ( لزوم اختيار كردن دروازه هاى متعدد براى ورود به مصر ) جز تلاش براى سلامتى فرزندانش ، اثر ديگرى نداشت .

ما كان يغنى عنهم من الله من شىء إلاّ حاجة فى نفس يعقوب قضيها

استثنا در عبارت «إلاّ حاجة . ..» استثناى منقطع است. ظاهر آن است كه ضمير فاعلى در «قضاها» به يعقوب(ع) باز گردد. بر اين اساس معناى «ما كان يغنى ... إلاّ حاجة فى نفس يعقوب قضاها» چنين مى شود: تدبير يعقوب(ع) هرگز بازدارنده آنچه از ناحيه خداوند مقدر شده بود نشد ; لكن يعقوب(ع) خواسته اى داشت كه با دستور خويش (ادخلوا من أبواب متفرقة) عملى ساخت. بر اساس اين معنا مراد از خواسته او (حاجة) انجام وظيفه است و آن راهنمايى فرزندان به اسباب رهايى از خطرات احتمالى است.

10- يعقوب ( ع ) آنچه وظيفه او براى تأمين سلامت فرزندانش بوده ، به كار بست .

إلاّ حاجة فى نفس يعقوب قضيها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 84 - 1

1- يعقوب ( ع ) پس از شنيدن خبر بازداشت بنيامين و مقصر دانستن فرزندانش ، بر آنان خشم گرفت و از ايشان روى برتافت .

و تولى عنهم

«تولى» به معناى روى گردانى است. روى گردانى يعقوب(ع) از فرزندانش به قرينه «فهو كظيم» از سر خشم و غضب بر آنان بوده است.

36- عواطف خانوادگى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 5 - 15

15- علاقه به فرزندان ، خصلتى نيكو و اظهار آن امرى پسنديده است .

يأبت . .. قال يبنىّ لاتقصص

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 8 - 2

2- يعقوب ( ع ) همه فرزندان خويش را گرامى مى داشت و به همه آنان محبت مى كرد .

إذ قالوا ليوسف و أخوه أحب إلى أبينا منّا

افعل تفضيل (أحبّ) گوياى برداشت فوق است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 24 - 8

8- توجه انسان به ضعف ها و نياز هاى دوران كودكى و خدمات و زحمات پدر و مادر ، برانگيزنده عواطف وى نسبت به آنان است .

و قل ربّ ارحمهما كما ربّيانى صغيرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 21 - 9

9 - وجود عواطف دوستانه ميان اعضاى خانواده و نيز مهرورزى آنها به هم از آيات الهى است .

و جعل بينكم مودّة و رحمة

احتمال دارد عبارت «و جعل بينكم. ..» ادامه عبارت پيشين و ناظر به شفقت و مهر و ترحمى باشد كه از ناحيه والدين به فرزندان، و بر عكس اعمال مى گردد.

37- عواطف خويشاوندى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 24 - 2

2 - محبت پدر ، فرزند ، برادر ، همسر و خويشاوندان نبايد محبت خدا و رسول و جهاد در راه خدا را تحت الشعاع قرار دهد .

قل إن كان ءاباؤكم و أبناؤكم . .. أحب إليكم من اللّه و رسوله و جهاد فى سبيله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 113 - 3

3 - عواطف و احساسات فاميلى ، بايد تحت الشعاع روابط دينى و مكتبى باشد .

ما كان للنبى . .. أن يستغفروا للمشركين و لو كانوا أولى قربى

38- عواطف خويشاوندى زكريا(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 6 - 7

7- اهتمام زكريا به حفظ يادگار هاى به جامانده از اجداد خويش *

فهب لى من لدنك وليًّا . يرثنى و يرث من ءال يعقوب

39- عواطف خويشاوندى مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 78 - 13

13 - بهره گيرى از عواطف خويشاوندى براى ترغيب مشركان مكّه به گرويدن به اسلام

و ما جعل عليكم فى الدين من حرج ملّة أبيكم إبرهيم

40- عواطف در اداى حقوق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 26 - 5

5- دستورات دين در اداى حقوق ديگران ، همخوان و همسو با عواطف طبيعى انسان است .

و بالولدين إحسنًا . .. و ءات ذاالقربى حقّه

مقدم شمردن حق پدر و مادر و خويشان و رسيدگى به مشكلات آنان، گرايش طبيعى انسان است و خدا همين را مورد تأييد قرار داده است.

41- عواطف در تبليغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 65 - 5

5 - هود با برانگيختن عواطف قومى مردم ، دعوت خويش را آغاز كرد .

قال يقوم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 125 - 10

10- لزوم توجه به جنبه هاى عقلى ، برهانى ، عاطفى و احساسى انسان در امر تبليغ دين

ادع إلى سبيل ربّك بالحكمة و الموعظة الحسنة

برداشت فوق، با توجه به معناى لغوى «حكمت» و «موعظة» است: حكمت; يعنى، دستيابى به حق در پرتو علم و عقل و موعظة; يعنى، تذكر به خير آن گونه كه باعث رقّت قلب شود (مفردات راغب).

42- عواطف زن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 34 - 33

33 - استفاده از عواطف زن ، زمينه اى مناسب براى اصلاح رفتار هاى ناهنجار وى

و اهجروهنّ فى المضاجع

ترك همخوابگى، يك مسأله عاطفى است كه در مورد اصلاح زنان سفارش شده است.

43- عواطف قومى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 59 - 3

3 - استفاده نوح ( ع ) از عواطف قومى براى هدايت مردم خويش

فقال يقوم اعبدوا اللّه

نوح با نسبت دادن مردمان به خويشتن با اضافه كلمه «قوم» به «يا» متكلم (يا قوم، يعنى اى مردم من)، در صدد برانگيختن عواطف آنان به سوى خود

44- عواطف مادرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 27 - 1

1- مريم ( س ) پس از دريافت رهنمود هاى نوزادش عيسى ( ع ) ، او را آشكارا در آغوش خود گرفت و نزد قومش برد .

فأتت به قومها تحمله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 2 - 5

5- پيوند ميان مادر و كودك شيرخوارش ، از محكم ترين پيوند هاى موجود ميان انسان ها است .

يوم ترونها تذهل كلّ مرضعة عمّا أرضعت

ذكر «رها شدن كودك شيرخوار از دامن مادر و غافل گشتن مادر از او» در ترسيم شدت و بزرگى زلزله زمين در آستانه برپايى قيامت، بيانگر اين معنا است كه: پيوند مهر ميان مادر و كودك شيرخوارش، با اين كه از محكم ترين پيوندهاى موجود ميان آدميان است و مادر شير دهنده در هر شرايطى كودكش را رها نخواهد ساخت; اما در آن زلزله هر مادر شيردهنده اى فرزندش را بى اختيار رها خواهد كرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 10 - 5،6

5 - وجود پيوند عميق روحى - عاطفى در مادر ، نسبت به فرزند خود و بروز آن به هنگام احساس خطر براى وى

و أصبح فؤاد أُمّ موسى فرغا إن كادت لتبدى به لولا أن ربطنا على قلبها

6 - احساس خطر مرگ براى فرزند ، ضربه اى سهمگين بر مادر و مايه پريشانى خاطر وى

إن كادت لتبدى به لولا أن ربطنا على قلبها

مراد از برداشت ياد شده اين است كه اگر خداوند دل مادر موسى را محكم نكرده بود، وى به خاطر احساس خطرى كه براى موسى(ع) داشت، ممكن بود از خود بى خود شده و ناله سر دهد و راز موسى(ع) را فاش سازد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 13 - 8

8 - حضور كودك در كنار مادر ، مايه سرور و روشنى ديدگان و فراق او ، موجب اندوه و نگرانى مادر

فرددنه إلى أُمّه كى تقرّ عينها و لاتحزن

45- عواطف مريم(س)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 27 - 1

1- مريم ( س ) پس از دريافت رهنمود هاى نوزادش عيسى ( ع ) ، او را آشكارا در آغوش خود گرفت و نزد قومش برد .

فأتت به قومها تحمله

46- عواطف و عقيده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 165 - 10

10 - رابطه احساسات و عواطف با اعتقادات و باورها

و من الناس من يتخذ من دون اللّه أنداداً يحبونهم . .. و الذين ءامنوا أشد حباً الل

47- عواطف همسرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 21 - 5،8

5 - پيدايش همزيستى مسالمت آميز ميان زن و مرد ، پس از ازدواج و بر انگيخته شدن عواطف ظريف دوستانه ميان آنان ، از آيات الهى است .

خلق لكم من أنفسكم أزوجًا لتسكنوا إليها و جعل بينكم مودّة و رحمة

برداشت بالا بنابراين است كه عبارت «و جعل بينكم . ..» ارائه كلام سابق باشد. در اين صورت «و جعل بينكم...» درصدد بيان اين مهم است كه زن و مرد ناآشنا، چگونه پس از ازدواج، الفت و انس و زندگى محبت آميزى پيدا مى كنند.

8 - وجود مهر و عواطف دوستانه ميان زن و شوهر ، عنايت خدادادى و از آيات الهى است .

و من ءايته . .. و جعل بينكم مودّة و رحمة

48- عواطف يحيى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 13 - 1

1- خداوند ، روحيه رحمت و عطوفتى ژرف به يحيى عطا نمود .

ءاتينه . .. و حنانًا من لدنّا

«حنان» مصدر و به معناى شفقت و مهربانى است (مصباح). تنوين آن براى تفخيم است. اين كلمه عطف بر «الحكم» - در آيه قبل - است.

49- عوامل تضعيف عواطف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 30 - 8

8 - توانايى هواى نفس در سركوبى عواطف برادرى و انسانى

فطوعت له نفسه قتل اخيه

تصريح به كلمه «اخيه» براى رساندن اين است كه حتى عواطف برادرى نيز نتوانست نفس قابيل را از خواسته خويش (كشتن هابيل) باز دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 31 - 3

3- فقر و تهى دستى ، در تضعيف وجدان آدمى و از ميان بردن حتى قوى ترين عواطف انسانى ، چون مهر به فرزند ، تأثير دارد .

و لاتقتلوا أولدكم خشية إملق

50- كنترل عواطف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 2 - 33

33 - احساسات دينى نبايد بهانه تعدى و ظلم شود .

و لايجرمنكم شنئان قوم ان صدوكم عن المسجدالحرام ان تعتدوا

بنابر اينكه «ان صدوكم» به تقدير «لام»، بيانگر علت كينه مسلمانان نسبت به مشركان باشد. يعنى جلوگيرى از ورود به مسجدالحرام، كه يك مسأله دينى است و موجب دشمنى شده، نبايد بهانه تعدى و تجاوز قرار گيرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 8 - 13

13 - احساسات بايد تحت الشعاع عدالت باشد .

و لايجر منكم شنئان قوم على الا تعدلوا اعدلوا

51- موانع تأثير عواطف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 2 - 9

9- ايمان راستين به خدا و قيامت ، ضامن پياده شدن كامل و قاطع حدود و كيفر هاى الهى در جامعه و مانع تأثير پذيرى از احساسات و عواطف به هنگام اجراى آنها

الزانية و الزانى فاجلدوا. .. و لاتأخذكم بهما رأفة فى دين اللّه إن كنتم تؤمنون با

پيام و مفهوم جمله «فاجلدوا. .. إن كنتم تؤمنون باللّه و اليوم الآخر; تازيانه بزنيد... اگر به خدا و روز واپسين ايمان داريد» اين است كه: اگر ايمان راستين وجود داشته باشد، حدود الهى اجرا خواهد شد و هرگز احساسات و عواطف و تعلقات شخصى، جلوگير آنها نخواهد شد. گفتنى است جواب جمله شرطيه «إن كنتم...» جمله اى مقدر مانند: (فلاتأخذكم بهما رأفة) مى باشد.

52- نشانه هاى عواطف مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 178 - 16

16 - گذشت از قصاص ، مظهر عواطف ايمانى و اخوت اسلامى است .

فمن عفى له من أخيه شىء

53- نقش عواطف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 9 - 3،4

3 - عواطف انسانى ، از زمينه هاى ايجاد انگيزه براى رعايت حقوق يتيمان جامعه

وليخش الّذين لو تركوا من خلفهم ذريّة ضعافاً خافوا عليهم

4 - تحريك عواطف ، از روش هاى قرآن براى ترغيب به رعايت حقوق ديگران

وليخش الّذين لو تركوا من خلفهم ذريّة ضعافاً خافوا عليهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 34 - 33

33 - استفاده از عواطف زن ، زمينه اى مناسب براى اصلاح رفتار هاى ناهنجار وى

و اهجروهنّ فى المضاجع

ترك همخوابگى، يك مسأله عاطفى است كه در مورد اصلاح زنان سفارش شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 75 - 7

7 - بهره گيرى قرآن از عواطف انسانى براى بسيج نيروها

و ما لكم لا تقاتلون فى سبيل اللّه و المستضعفين من الرّجال و النّساء و الولدان

54- نقش عواطف خويشاوندى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 3 - 7

7- استفاده از گرايش ها و عواطف خويشاوندى براى هدايت مردم ، از روش هاى هدايتى قرآن

ألاّتتخذوا من دونى وكيلاً. ذرّية من حملنا مع نوح

برداشت فوق بر اين اساس است كه جمله «ذرّية من حملنا. ..» از سخنان قرآن باشد نه آموزه هاى تورات.

55- نقش عواطف خويشاوندى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 3 - 6

6- استفاده « تورات » از گرايش ها و عواطف خويشاوندى بنى اسرائيل ، جهت هدايت و گرايش آنان به توحيد

و ءاتينا موسى . .. ذرّية من حملنا مع نوح

اين برداشت با توجه به دو نكته است ذيل است: 1- بنابراين كه نصب «ذرّية» به حرف نداى محذوف و ادامه كلام تورات در آيه قبل باشد (و آتينا موسى الكتاب . ..ألاّتتخذوا ... يا ذرّية من حملنا مع نوح). 2- آيه در پى دعوت از بنى اسرائيل به توحيد، به آنان يادآورى مى كند كه آنها از فرزندان همراهان نجات يافته نوح هستند، تا به اين وسيله ايشان را به قبول دعوت برانگيزاند.

56- هماهنگى اسلام با عواطف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 125 - 11

11- راه خدا و اسلام ، سازگار با عقل ، علم و عواطف انسانى

ادع إلى سبيل ربّك بالحكمة و الموعظة الحسنة

57- عواطف و احساسات

{عواطف و احساسات}

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 31 - 10

10 - پيروى از پيامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) ، عامل جلب محبّت خداوند و آمرزش همه گناهان

فاتّبعونى يحببكم اللّه و يغفر لكم ذنوبكم

جمع مضاف در «ذنوبكم»، افاده عموم مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 103 - 11

11 - قلب ، كانون روابط و پيوند هاى عاطفى ( عداوت و محبّت ) ، ميان افراد جامعه

اذ كنتم اعداءً فالّف بين قلوبكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 134 - 10

10 - تحريك عواطف و احساسات ، از روش هاى قرآن براى برانگيختن اهل ايمان به نيكوكارى

يا ايّها الّذين امنوا . .. و اللّه يحبّ المحسنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 140 - 23

23 - بهره گيرى از عواطف انسانى ، از روش هاى قرآن براى تربيت مردم

و اللّه لايحبّ الظّالمين

خداوند با تذكر اينكه محبّت الهى (كه انگيزه اى عاطفى است)، شامل ستمگران نخواهد شد، بر آن است تا معتقدان به خود را از ظلم بازدارد.

6- عوامل طبيعى

1- عوامل طبيعى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 251 - 20،23

20 - دفع فساد و تجاوزطلبى انسان ها به وسيله يكديگر ، پرتويى از تفضّلِ جهانشمولِ الهى

و لو لا دفع اللّه . .. و لكنّ اللّه ذو فضل على العالمين

23 - تحقّق اراده الهى ، به وسيله عوامل طبيعى

و لو لا دفع اللّه النّاس بعضهم ببعض

كلمه «لو لا» حاكى از اراده الهى بر عدم فراگيرى فساد در زمين است و خداوند اين خواست خويش را با مبارزه انسانهاى حقجو عليه متجاوزان، صورت مى دهد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 255 - 15،18،26

15 - تأثير علل و اسباب در نظام هستى ، به اذن خداوند است .

من ذاالّذى يشفع عنده الاّ باذنه

مراد از شفاعت، مى تواند شفاعت تكوينى نيز باشد; يعنى هيچكس در عرض خداوند، قدرت مستقلّى ندارد و اگر هم تأثيرى داشته باشد، به اذن اوست.

18 - تأثير علل و اسباب نظام هستى ، بر حيطه علم مطلق الهى

من ذاالّذى يشفع عنده الاّ باذنه يعلم ما بين ايدهم و ما خلفهم

بنابراينكه مراد از «شفاعت»، تأثير علل و اسباب نظام هستى باشد.

26 - عدم غفلت در تدبير عالم ، مالكيت ، علم و قدرت مطلق و اذن به تأثير اسباب و علل ، نشانه و دليل قيّوميّت خداوند

الحىّ القيّوم . .. وسع كرسيّه السّموات و الارض

تمام مطالبى كه پس از صفت «القيّوم» آمده است، مى تواند توضيح دهنده آن صفت و نيز برهانى براى اثبات آن باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 143 - 5

5 - تمامى قدرت ها و عوامل ، مقهور اراده و خواست خداست .

و من يضلل اللّه فلن تجد له سبيلا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 153 - 14

14 - عوامل طبيعى ، تحت سيطره خداوند و رام فرمان اوست .

فأخذتهم الصعقة بظلمهم

2- اراده خدا و عوامل طبيعى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 68 - 16

16- حاكميت اراده خداوند بر اسباب و علل ، از تعاليم خداوند به يعقوب ( ع )

ادخلوا من أبوب متفرقة و ما أُغنى عنكم من الله من شىء . .. و إنه لذو علم لما علّم

3- استفاده از عوامل طبيعى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 19 - 20

20- اتكاى بر خداوند ، با بهره گيرى از اسباب و وسايل ، تنافى ندارد .

فابعثوا أحدكم بورقكم

اصحاب كهف، هنگام روى آوردن به غار - چنان كه در آيه 16 بيان شد - به رحمت خداوند و امداد او در رفع مشكلات شان اطمينان داشتند، با اين حال، با خود، سكه هايى آورده بودند و قصد خريد و تأمين نيازمندى هاى خويش را داشتند. بنابراين، مى توان گفت كه اعتماد بر خداوند، مستلزم ترك ابزار مادّى نيست.

4- انقياد عوامل طبيعى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 44 - 5

5- زمين ، آسمان و همه عوامل هستى ، در اختيار خدا و گوش به فرمان او هستند .

يأرض ابلعى ماءك و يسماء أقلعى و غيض الماء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 65 - 7

7 - عوامل طبيعى ، تحت امر خدا و مجارى تحقق اراده او است .

ألم تر أنّ اللّه سخّر لكم ما فى الأرض . .. و يمسك السماء أن تقع على الأرض

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 12 - 6

6 - عملكرد عوامل طبيعى ، در پرتو فرمان و اراده الهى

اللّه الذى سخّر لكم . .. بأمره

انتساب جريان كشتى ها به امر الهى - با اين كه حركت كشتى بر آب طبق قوانين طبيعى و خواص فيزيكى صورت مى گيرد - بيانگر مطلب ياد شده است.

5- اهميت نقش عوامل طبيعى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 67 - 15

15- توكل بر خدا و اعتقاد به حاكمت مطلق الهى نبايد موجب ناديده انگاشتن اسباب و علل طبيعى شود .

ادخلوا من أبوب متفرقة . .. إن الحكم إلاّ لله عليه توكلت

توكل كردن يعقوب(ع) بر خداوند (عليه توكلت) او را از چاره انديشى و جست و جوى اسباب (لاتدخلوا من باب واحد . ..) باز نداشت. و اين درسى براى همگان است كه نه تنها تدارك اسباب با توكل تنافى ندارد ; بلكه بايد اسباب و علّتها را فراهم آورد و بر خداوند نيز توكل داشت.

6- تأثير عوامل طبيعى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 111 - 11،12

11 - تأثير اسباب و موجبات و زمينه هاى گرايش به ايمان منوط به مشيت الهى است.

ما كانوا ليؤمنوا إلا أن يشاء الله

12 - برخى مشركان و كافران عنود، با نقش مشيت الهى در تأثير اسباب آشنا بودند.

ما كانوا ليؤمنوا إلا أن يشاء الله و لكن أكثرهم يجهلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 69 - 2

2- خاصيت و لوازم طبيعى اشيا و فعل و انفعالات آنها ، در قلمرو اراده خداوند و قابل تغيير به قدرت او است .

قلنا ينار كونى بردًا و سلمًا على إبرهيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تغابن - 64 - 11 - 2

2 - تأثير و كارسازى عوامل و اسباب طبيعى ، در چارچوب اراده و رخصت خداوند است .

ما أصاب من مصيبه إلاّ بإذن اللّه

7- تسخير عوامل طبيعى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 44 - 5

5- زمين ، آسمان و همه عوامل هستى ، در اختيار خدا و گوش به فرمان او هستند .

يأرض ابلعى ماءك و يسماء أقلعى و غيض الماء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 18 - 3

3- عوامل طبيعت ، در كنترل اراده و مشيت الهى است .

من كان يريد العاجلة عجّلنا له فيها ما نشاء

دنياطلبان، خواسته هاى خود را از طريق عوامل طبيعى به دست مى آورند و خداوند تقدير امكانات دنيوى را براى آنان به خود اسناد داده است. چنين اسنادى گوياى آن است كه عوامل طبيعت تحت كنترل خداوند است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 45 - 5

5- عوامل و اسباب طبيعى ، تحت اراده خدا است .

كماء أنزلنه من السماء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 98 - 5

5 - اراده خدا ، حاكم بر عوامل طبيعى

فأرادوا به كيدًا فجعلنهم الأسفلين

برداشت ياد شده از آن جا است كه مشركان از همه عوامل طبيعى، براى نابودى ابراهيم(ع) بهره گرفتند; ولى خداوند همه آن

عوامل، از جمله آتش را از تأثير انداخت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 33 - 4

4 - عوامل طبيعت ، مقهور اراده الهى است .

لنرسل عليهم حجارة من طين

با اين كه سنگ و خاك بر زمين نشسته و معمولاً آنچه از آسمان مى بارد باران است - و نه تكه هاى سنگ - اما خداوند با اين آيات فهمانده كه براى او ريختن سنگ از آسمان، همانند ريختن قطره هاى باران، آسان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 11 - 4

4 - عوامل طبيعى ، مسخر فرمان و اراده الهى

ففتحنا أبوب السّماء بماء منهمر

8- توحيد و استمداد از عوامل طبيعى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 42 - 3

3- اعتقاد توحيدى با بهره جستن از اسباب ، تنافى ندارد .

قال للذى ظنّ أنه ناج منهما اذكرنى عند ربك

9- توحيد و عوامل طبيعى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 64 - 9

9 - اتكا بر مؤمنان راستين براى مبارزه با شرك و كفر ، منافاتى با توحيد و اتكا بر خدا ندارد .

حسبك اللّه و من اتبعك من المؤمنين

10- توكل و عوامل طبيعى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 67 - 12،15

12- حاكميت خدا بر هستى ، لزوم اتكا به خداوند و تنافى نداشتن توكل با تدارك اسباب و علتها ، از تعاليم يعقوب ( ع ) به فرزندان خويش

وادخلوا من أبوب متفرقة و ما أُغنى عنكم من الله من شىء

15- توكل بر خدا و اعتقاد به حاكمت مطلق الهى نبايد موجب ناديده انگاشتن اسباب و علل طبيعى شود .

ادخلوا من أبوب متفرقة . .. إن الحكم إلاّ لله عليه توكلت

توكل كردن يعقوب(ع) بر خداوند (عليه توكلت) او را از چاره انديشى و جست و جوى اسباب (لاتدخلوا من باب واحد . ..) باز نداشت. و اين درسى براى همگان است كه نه تنها تدارك اسباب با توكل تنافى ندارد ; بلكه بايد اسباب و علّتها را فراهم آورد و بر خداوند نيز توكل داشت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 68 - 18

18- توصيه هاى يعقوب ( ع ) به فرزندان خويش ( لزوم توكل بر خدا و به كارگيرى اسباب و علل ) جلوه اى از علم ويژه او بود .

ادخلوا من أبوب متفرقة . .. و عليه فليتوكل المتوكلون ... إنه لذو علم لما علّمنه

11- جريان عوامل طبيعى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 64 - 8

8 - جريان عوامل طبيعى به اراده خداوند و در اختيار اوست .

فانجينه . .. و أغرقنا الذين كذبوا

12- حاكم عوامل طبيعى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 15 - 4

4- حاكميت خداوند بر جهان و علل و عوامل آن

نوفّ إليهم أعملهم فيها

بديهى است كه علل و عوامل طبيعى در رسيدن انسان به نتايج تلاشهايش دخيل و مؤثر است; ولى خداوند با جمله «نوف إليهم اعمالهم»(نتيجه تلاش آنها را به ايشان مى رسانيم) اعطاى نتايج را به خود نسبت داد تا به حاكميت خويش بر جهان اشاره كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 100 - 28

28- خداوند هر آنچه را بخواهد با لطافت تحقق مى بخشد و بر هستى و عوامل و اسباب آن سيطره دارد .

إن ربى لطيف لما يشاء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 12 - 5

5- عوامل طبيعى در اختيار خداوند است و تنها او حاكم بر آنهاست .

هو الذى يريكم البرق . .. و ينشىء السحاب الثقال

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 11 - 6

6- اراده الهى ، حاكم بر روابط و عوامل طبيعى و مادّى حيات است .

فضربنا على ءاذانهم فى الكهف سنين عددًا

13- خدا و عوامل طبيعى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 96 - 5

5 - عملكرد عوامل طبيعى به اراده خداوند و در اختيار اوست .

لفتحنا عليهم بركت من السماء و الأرض

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 62 - 9

9 - تحقق تأييدات الهى ، از طريق عوامل طبيعى و غير طبيعى

أيدك بنصره و بالمؤمنين

مراد از «بنصره» عوامل غير طبيعى، همانند امداد به وسيله فرشتگان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 100 - 28

28- خداوند هر آنچه را بخواهد با لطافت تحقق مى بخشد و بر هستى و عوامل و اسباب آن سيطره دارد .

إن ربى لطيف لما يشاء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 12 - 5

5- عوامل طبيعى در اختيار خداوند است و تنها او حاكم بر آنهاست .

هو الذى يريكم البرق . .. و ينشىء السحاب الثقال

14- ذكر وابستگى عوامل طبيعى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 31 - 4

4 - وابستگى تمام علل و اسباب به خداوند

أشدّد به أزرى

موسى(ع) بهره بردن از كمك هارون(ع) را نيز از خداوند طلب مى كند، اين درخواست نشان مى دهد كه همه علل و اسباب، تنها به خواست خداوند مؤثراند.

15- زمينه سلطه بر عوامل طبيعى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 40 - 3

3 - امكان سلطه بر قوانين طبيعت با در اختيار داشتن گوشه اى از دانش كتاب الهى ( لوح محفوظ )

قال الذى عنده علم من الكتب أنا ءاتيك به قبل أن يرتدّ إليك طرفك

16- عمل عوامل طبيعى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 22 - 15

15 - حاكميت خداوند بر اسباب و علل طبيعى

أنزل من السماء ماء فأخرج به

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 50 - 6

6 - خداوند ، حاكم بر عوامل طبيعى است .

و إذ فرقنا بكم البحر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 61 - 12

12 - خداوند ، حاكم بر عوامل طبيعى است .

يخرج لنا مما تنبت الأرض

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 6 - 14

14 - عوامل طبيعى، مسخر اراده الهى و در قلمرو قدرت اوست.

كم أهلكنا . .. مكنهم ... و أرسلنا السماء ... و جعلنا الأنهر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 80 - 13،14،18

13 - ابراهيم(ع) ترس مفروض از پديده هاى جهان را به خواست و مشيت خداوند دانست، نه تأثير مستقل پديده ها و ربوبيت آنها

و لا أخاف ما تشركون به إلا أن يشاء ربى شيئا

14 - خوف انگيز بودن برخى پديده ها و رخدادهاى جهان به مشيت خداوند است، نه ربوبيت پديده ها و تأثير آنها.

و لا أخاف ما تشركون به إلا أن يشاء ربى

18 - تأثير و نقش هر پديده اى در جهان هستى مرهون مشيت و اذن پروردگار است.

إلا أن يشاء ربى شيئا و سع ربى كل شىء علما

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 99 - 5

5 - خداوند در اداره امور عالم طبيعت و چرخش حيات آن از طريق اسباب عمل مى كند.

أنزل من السماء ماء فأخرجنا به نبات كل شىء

حرف جرّ در «به» معناى وسيله و ابزار دارد، يعنى ما به وسيله آب روييدنيها را از دانه و هسته بيرون مى آوريم.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 26 - 6

6 - تأثير عوامل طبيعى و افعال آدميان با مشيت و اراده الهى است.

قد أنزلنا

بديهى است تهيه لباس علاوه بر مواد اصلى، كه به وسيله عوامل طبيعى به دست مى آيد، به عملكرد انسانها نيز وابسته است. قرآن همه اين اعمال را به خدا نسبت داده (أنزلنا ... ) تا به اين حقيقت اشاره كند كه عوامل طبيعى و افعال آدميان، همه و همه، در اختيار خداوند است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 57 - 8

8 - هماهنگى و پيوستگى عوامل طبيعى و عملكرد آنها در پرتو اراده خداوند است .

و هو الذى يرسل الريح بشراً . .. فاخرجنا به من كل الثمرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 86 - 10

10 - عملكرد عوامل طبيعى به اراده خداوند و در اختيار اوست .

فكثركم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 133 - 5

5 - موجودات هستى و عوامل طبيعى در اختيار خدا و افعال آنها بسته به اراده اوست .

فأرسلنا عليهم الطوفان و الجراد و القمل و الضفادع و الدم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 25 - 5

5- عمل عوامل طبيعى در گرو اذن و فرمان خداوند است .

تؤتى أكلها كلّ حين بإذن ربّها

برداشت فوق مبتنى بر اين احتمال است كه «تؤتى أكلها كلّ حين» ادامه مشبه به باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 22 - 7

7- عمل عوامل طبيعى ، تحت اراده و قدرت خداوند است .

و أرسلنا الريح لوقح فأنزلنا من السّماء ماء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 32 - 5

5- عملكرد عوامل طبيعى و روند عادى امور هستى ، فعل خداوند است .

جعلنا لأحدهما جنّتين . .. و حففنهما بنخل

دو فعل متكلّم «جعلنا» و «حففنا» به اين نكته اشاره دارد كه علل و اسباب طبيعى، در تأثير، مستقل نبوده و جملگى، مرهون مشيّت و خواست خداوندند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 53 - 15

15 - عملكرد عوامل طبيعى ، فعل خدا است .

فأخرجنا به أزوجًا من نبات شتّى

ضميرهاى غايب (جعل، سلك و أنزل)، در ادامه آيه به ضمير متكلم (أخرجنا) تغيير يافته است تا تأكيدى بر اين نكته باشد كه گرچه كشاورزى شما، بعضى از گياهان را پديد آورده است; ولى همان نيز بسته به تدبير و قدرت خداوند است و غير او نقشى در پديدآوردن آنها ندارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 5 - 7

7 - خواست و مشيّت خداوند ، مقدَّم بر عوامل مادّى است .

ينصر من يشاء و هو العزيز الرحيم

با آن كه روميان شكست خورده بودند و انتظار پيروزى سريع آنان با عوامل مادى نمى رفت، وعده پيروزى قريب الوقوع آنان به امداد الهى، حاكى از اين است كه خواست خداوند بر ساير عوامل حاكم است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 24 - 9

9 - استفاده از كاركرد عوامل طبيعى در طبيعت براى اثبات وجود خداوند ، از شيوه هاى تبليغى قرآن كريم است .

و من ءايته يريكم البرق خوفًا و طمعًا و ينزّل من السماء ماء فيحيى به الأرض بعد م

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 10 - 16

16 - عوامل طبيعى ، تحت تدبير خداوند است .

و أنزلنا من السماء ماء فأنبتنا فيها

«فاء» در «فأنبتنا» تفريع است و حكايت از آن دارد كه نزول باران، در رويش گياهان نقش دارد. چنين نقشى را، خداوند به خود نسبت داده است و اين، نشان مى دهد كه عوامل طبيعى با تدبير خداوند عمل مى كنند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 29 - 15

15 - عمل عوامل طبيعى ، عمل خدا است .

أنّ اللّه يولج الّيل فى النهار . .. كلّ يجرى إلى أجل مسمًّى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اعلى - 87 - 5 - 5

5 - عملكرد عوامل طبيعى ، فعل خداوند است .

و الذى أخرج المرعى . فجعله غثاء أحوى

17- عوامل طبيعى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 152 - 5

5 - تأثير اسباب و عوامل مادى ، در گروِ اذن و اراده خداوند است .

اذ تحسّونهم باذنه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 156 - 4

4 - گمانِ حاكميّت عوامل مادّى بر مقدّرات الهى ، پندارى كفرآميز

لاتكونوا كالّذين كفروا و قالوا لاخوانهم . .. ما ماتوا و ما قتلوا

خداوند با كفرآميز خواندن اين انديشه كه جنگ و مسافرت (عوامل مادّى) تعيين كننده مرگ آدمى است، به مؤمنان تعليم مى دهد كه آن عوامل، تعيين كننده مرگ آدمى، كه از مقدّرات الهى است، نخواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 160 - 3

3 - خداوند ، تنها قدرت غالب بر جهان هستى و همه عوامل و نيرو ها در حيطه قدرت اوست .

ان ينصركم اللّه . .. و ان يخذلكم فمن ذا الّذى ينصركم من بعده

در آيه شريفه، يارى و نصرت را تنها از آن خدا مى داند و چون به طور قطع، ديگر عوامل طبيعى و غيرطبيعى نيز در پيروزيها دخيل هستند، به اين نتيجه مى رسيم كه قدرت و يارى ديگر عوامل، در احاطه خدا و به خواست اوست.

18- عوامل طبيعى و جنگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 11 - 14،18

14 - ريزش باران در آستانه جنگ بدر ، از عوامل مؤثر در پيروزى مسلمانان در آن جنگ

و ينزل عليكم . .. و يثبت به الأقدام

18 - استحكام اردوگاه مسلمانان و استوارى گام هاى آنان بر شنزار محل اقامتشان ، از اهداف نزول باران در آستانه جنگ بدر

ينزل عليكم من السماء ماء ليطهّركم . .. و يثبت به الأقدام

برداشت فوق بر اين اساس است كه مراد از «الاقدام» گامهاى مجاهدان باشد. بنابراين «و يثبت به الاقدام» يعنى هدف از نزول باران اين بود كه خداوند گامهاى شما را استوار سازد و از لغزش و فرو رفتن در شنزارها بازدارد.

19- عوامل طبيعى و غفلت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 67 - 14

14- تدارك اسباب نبايد موجب غفلت آدمى از حاكميت مطلق خدا شود .

ادخلوا من أبوب متفرقة و ما أُغنى عنكم من الله من شىء إن الحكم إلاّ لله

يعقوب(ع) پس از تدبيرش در جهت جلوگيرى از حادثه ناگوار براى فرزندانش، بيان مى دارد كه: با اين همه نمى توانم از مقدرات الهى جلوگيرى كنم ; زيرا حكم و فرمان تنها از آنِ خداوند است ; يعنى، بايد توجه داشت كه اسباب و علّتها در دايره حكومت و خواست الهى عمل مى كنند.

20- فلسفه خلقت عوامل طبيعى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 57 - 13

13 - پى بردن انسان ها به قدرت خداوند و توجه همواره به آن ، از اهداف آفرينش نيرو هاى طبيعى در هستى است .

هو الذى يرسل الريح . .. لعلكم تذكرون

در برداشت فوق «لعلكم . .. » غايت براى «يرسل الريح» و جمله هاى پس از آن گرفته شده است. يعنى از اهداف آفرينش اين اسباب و مسببات تذكر يافتن انسانهاست. قابل ذكر است كه «تذكر» به معناى دريافتن و پيوسته در ذهن داشتن است.

21- محدوده نقش عوامل طبيعى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 3 - 15

15 - هر گونه دخل و تصرف در امور نظام هستى از سوى وسايط و عوامل ( شفيعان ) در گرو اذن خداوند است .

يدبر الأمر ما من شفيع إلا من بعد إذنه

22- مقهوريت عوامل طبيعى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 67 - 13

13- حاكميت بر تمام هستى و علل و اسباب ، از آنِ خداوند است و جملگى مقهور حكم و تقدير اويند .

وادخلوا من أبوب متفرقة و ما أُغنى عنكم من الله من شىء إن الحكم إلاّ لله

23- منشأ تأثير عوامل طبيعى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 34 - 2

2 - اراده الهى ، محرك اصلى عوامل طبيعى در انهدام جوامع حق ستيز

إنّا أرسلنا عليهم حاصبًا

تأكيد بر انتساب يافتن عذاب و كيفر به مبدأ الهى (إنّا أرسلنا)، بيانگر مطلب ياد شده است.

24- منشأ عمل عوامل طبيعى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 130 - 6

6 - اراده خداوند حاكم بر طبيعت و عوامل آن

و لقد أخذنا ءال فرعون بالسنين و نقص من الثمرت

25- نقش عوامل طبيعى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 22 - 14

14 - تحقق افعال الهى در طبيعت از طريق اسباب و علل طبيعى

فأخرج به من الثمرت رزقاً لكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 73 - 3

3 - تحقق فعل خدا با جريان اسباب و علل

فقلنا اضربوه ببعضها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 40 - 14

14 - اسباب و وسايط ، مجارى تحقق اراده خداوند

و أيّده بجنود لم تروها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 3 - 14

14 - وجود وسايط و عوامل ( شفيعان ) براى خدا در تدبير امور نظام هستى

يدبر الأمر ما من شفيع إلا من بعد إذنه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 22 - 3

3 - عوامل طبيعى ، مجارى فعل خدايند .

هو الذى يسيركم فى البر و البحر حتى إذا كنتم فى الفلك و جرين بهم بريح طيبة

اسناد فعل «يسير» به «خدا»، با وجود اينكه مى دانيم پيمودن بيابانها و درنورديدن درياها مستقيماً توسط مركبها و وزش باد انجام مى گيرد، بيانگر برداشت فوق است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 37 - 7

7- جريان مشيت الهى ، از طريق اسباب و علل طبيعى

واصنع الفلك بأعيننا و وحينا

روشن است كه خداوند بدون سببى همانند كشتى نيز توانا بر نجات نوح و همراهانش بود. بنابراين فرمان او مبنى بر ساخت كشتى، اشاره به دو نكته دارد: يكى اينكه خداوند امور جهان را معمولاً از طريق اسباب و علل اداره مى كند و دوم آنكه درسى باشد براى مؤمنان كه براى پيشبرد اهداف ايمانى خويش، اسباب و علل را به كار گيرند و همواره منتظر امور غيبى نباشند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 52 - 17

17- عوامل طبيعى و فعل و انفعالات در هستى ، به دست خدا و در اختيار اوست .

يرسل السماء عليكم مدرارًا و يزدكم قوّة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 56 - 6

6- جريان اسباب و علّتها ، به دست خدا و در اختيار اوست .

و كذلك مكّنّا ليوسف فى الأرض

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 68 - 21

21- بيشتر مردم به اسباب و علل چشم مى دوزند و از حاكميت اراده خدا و لزوم توكل بر او ، ناآگاهند .

و لكنّ أكثر الناس لايعلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 76 - 18،19

18- اسباب و عوامل طبيعى ، تحت تدبير و مشيّت الهى است .

ما كان ليأخذ أخاه فى دين الملك إلاّ أن يشاء الله

19- جريان مشيّت الهى با اسباب و علل طبيعى

ما كان ليأخذ أخاه فى دين الملك إلاّ أن يشاء الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 32 - 10

10- عوامل طبيعى ، مجراى فعل خداوند است .

و أنزل من السّماء ماء فأخرج به من الثمرت

با آنكه همه پديده هاى عالم تحت فرمان خداوند و به اراده او پديد مى آيند، خداوند آب را منشأ به ثمر نشستن درختان دانسته است. ذكر اين حقيقت، بيانگر برداشت فوق است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 39 - 14

14- نقش مؤثر دعا در كنار ديگر عوامل طبيعى ، براى تأمين نياز ها و خواسته هاى انسان

الحمد لله الذى وهب لى على الكبر إسمعيل و إسحق إن ربّى لسميع الدعاء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 20 - 7

7- عوامل طبيعى ، مجراى اراده خداوند است .

و الأرض مددنها . .. و جعلنا لكم فيها معيش و من لستم له برزقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 22 - 6

6- عامل هاى طبيعى ، مجراى اراده و افعال خداوند

و أرسلنا الريح لوقح فأنزلنا من السّماء ماء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 26 - 3

3- خداوند ، اراده خود را در عالم طبيعت ، از راه عامل هاى طبيعى محقق و عملى مى سازد .

و لقد خلقنا الإنسن من صلصل من حمإ مسنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 27 - 4

4- خداوند ، اراده خود را در عالم طبيعت از طريق عامل هاى طبيعى محقق و عملى مى سازد .

و الجانّ خلقنه من قبل من نار السموم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 28 - 7

7- خداوند ، خواسته خود را در عالم طبيعت ، از طريق عامل هاى طبيعى محقق و عملى مى سازد .

إنى خلق بشرًا من صلصل من حمإ مسنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 33 - 8

8- خداوند ، مشيت و خواسته خود را در عالم طبيعت ، از طريق عامل هاى طبيعى محقق و عملى مى سازد .

لبشر خلقته من صلصل من حمإ مسنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 73 - 2

2- عوامل طبيعى ( چون باد ، غرش و . . . ) ، مجراى اراده خداوند

فأخذتهم الصيحة مشرقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 4 - 3

3- عوامل طبيعى ، مجراى اراده خداوند است .

خلق الإنسن من نطفة

با آنكه خداوند ماده اصلى پيدايش انسان را نطفه معرفى مى كند، در عين حال خلقت او را به خود نسبت مى دهد و اين، مى تواند بيانگر اين حقيقت باشد كه عوامل طبيعى، مجراهاى تحقق اراده خداوند است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 11 - 4

4- اسباب و عوامل طبيعى ، مجراى اراده خداوند است .

هو الذى أنزل من السّماء ماء . .. ينبت لكم به الزرع

آيه شريفه تصريح مى كند كه فاعل فعل «ينبت» خداوند است و ديگر عوامل مانند «آب» به عنوان اسبابى در جهت جريان يافتن فعل خدا، مطرح شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 14 - 14

14- عوامل طبيعى مجارى تحقق اراده خداوند در تأمين نياز هاى انسان

و هو الذى سخ-ّر البحر لتأكلوا منه لحمًا طريًّا و تستخرجوا منه حلية تلبسونها و تر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 18 - 7

7- انسان ، داراى موقعيتى ويژه در جهان و همه عوامل طبيعى در خدمت وى

و الأنعم خلقها لكم . .. ما ذرأ لكم ... سخ-ّر لكم ... و إن تعدّوا نعمة الله لاتح

با توجه به اينكه از آيه 5 تا 16 نعمتهاى ارزانى شده به انسان ذكر گرديده و سرانجام غير قابل شمارش بودن نعمتهاى الهى بيان شده است، مطلب فوق به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 54 - 8

8- رفع گرفتارى از انسان هاى گرفتار به وسيله خداوند ، از طريق اسباب و علل ظاهرى است . *

ثمّ إذا كشف الضرّ عنكم إذا فريق منكم بربّهم يشركون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 56 - 2،16

2- مشركان ، براى اسباب و علل ظاهرى در انجام امور ، نقش مستقل قائل بودند .

بربّهم يشركون . ليكفروا بما ءاتينهم ... و يجعلون لما لايعلمون نصيبًا ممّا رزقن-

برداشت فوق مبتنى بر اين نكته است كه «ما»ى موصول اسباب و عواملى باشد كه مشركان آنها را در نجات خود از ناگواريها دخيل مى دانستند، در حالى كه خبر از وضعيت آنها هم نداشتند و از اينكه خداوند مشركان را به خاطر چنين تفكرى مورد سرزنش قرار داده است، استفاده مى شود كه آنان براى چنين اسبابى نقش مستقل قائل بوده اند و گرنه جاى سرزنش و توبيخ نداشت.

16- نقش استقلالى قائل شدن به ابزار و عوامل ، افترايى است كه مؤاخذه در پى دارد .

و يجعلون لما لايعلمون نصيبًا . .. تالله لتسئلنّ عمّا كنتم تفترون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 65 - 6

6- عوامل طبيعى ، مجراى اراده و خواست خداوند است .

و الله أنزل من السّماء ماء فأحيا به الأرض بعد موتها

اينكه خداوند زمين را به وسيله آب احيا كرد (فأحيا به الأرض) مى تواند گوياى برداشت فوق باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 66 - 6

6- عوامل طبيعى ، مجراى تحقق اراده و خواست خداوند

نسقيكم ممّا فى بطونه . .. لبنًا خالصًا سائغًا

اينكه خداوند از ميان خون، سرگين شتر و . .. شيرى خالص براى انسان مقرر كرد، مى تواند گوياى نكته ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 69 - 16

16- خداوند ، شفاى امراض انسان را از راه علل و اسباب طبيعى ، مقدر كرده است .

شراب مختلف ألونه فيه شفاء للناس

برداشت فوق، به خاطر اين است كه خداوند بهبودى بيمارى انسان را به وسيله عسل - كه از راههاى طبيعى به دست مى آيد و خود از عوامل طبيعت است - قرار داده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 79 - 5

5- عوامل طبيعى ، مجراى اراده و قدرت خداست .

ألم يروا إلى الطير . .. ما يمسكهنّ إلاّ الله

با آنكه پرواز پرندگان به خاطر توانايى خاصى است كه در وجود آنها نهفته است، اما خداوند اين توانايى را به خود نسبت مى دهد; پس معلوم مى شود كه همه عوامل طبيعى به اراده خدا در كارند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 5 - 2

2 - خداوند ، از عوامل طبيعى و بندگان خويش براى سركوبى سركشان زمين ، استفاده مى كند .

بعثنا عليكم عبادًا لنا أُولى بأس شديد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 6 - 11

11- خداوند ، خواست و اراده خويش را در تحولات اجتماعى ، از طريق اسباب طبيعى انجام مى دهد .

و أمددنكم بأمول و بنين و جعلنكم أكثر نفيرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 16 - 5

5- اراده الهى ، از طريق اسباب و مسببات تحقق مى پذيرد .

و إذا أردنا . .. ففسقوا فيها فحقّ عليها القول

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 68 - 5

5- زمين و ساير مظاهر طبيعت ، مجراى اراده خداوند

أفأمنتم أن يخسف بكم جانب البرّ أو يرسل عليكم حاصبًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 103 - 6

6- عوامل طبيعت ، مجراى تحقق اراده الهى

فأغرقنه و من معه جميعًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 18 - 18

18- خداوند ، امور اين جهان را از طريق اسباب و علل به انجام مى رساند .

و تحسبهم أيقاظًا و هم رقود و نقلّبهم . .. و لملئت منهم رعبًا

خداوند، براى حفاظت از اصحاب كهف، جسم آنان را پهلو به پهلو مى كرد و منظره آنان را منظره افرادى بيدار و با هيبت قرار داد. به كاراندازى اين اسباب طبيعى، بدون نياز به آن، نشان دهنده سنت خداوند بر نقش دادن به اسباب و علل است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 82 - 19

19- خداوند در فعليت دادن به اراده خود و عملى ساختن آن ، اسباب و علل را به كار مى گيرد .

فأردنا أن يبدلهما . .. فأراد ربّك ... رحمة من ربّك و ما فعلته عن أمرى

خداوند، ربوبيّت خويش را نسبت به مؤمنان و فرزندان ايشان و نيز محرومان، از طريق مأمور ساختن خضر(ع) به شكافتن كشتى و. .. عملى ساخته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 84 - 6،8

6- نظام طبيعت ، مبتنى بر ايجاد اشيا و تحقّق امور از طريق سلسله علل و اسباب است .

و ءاتينه من كلّ شىء سببًا

موفقيت «ذوالقرنين» در تصرّفات خويش، مرهون استفاده او از اسباب و وسائل بوده است. بيان اين موضوع در آيه، اشاره به حاكميت علل و اسباب بر امور جهان است.

8- خداوند ، بر همه علل و اسباب طبيعى حاكم است .

و ءاتينه من كلّ شىء سببًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 5 - 9،13

9- زكريا ، طبق عوامل عادى و طبيعى ، از فرزنددار شدن خود ، نااميد بود .

و كانت امرأتى عاقرًا فهب لى من لدنك وليًّا

13- اراده الهى ، در بينش موحدان راستين ، بر عوامل طبيعى ، حاكم است .

و كانت امرأتى عاقرًا فهب لى من لدنك وليًّا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 9 - 3،4،5،12،13

3- قوانين طبيعى و علل عادى ، محدود كننده قدرت و اراده خداوند نيست .

قال كذلك قال ربّك هو علىَّ هيّن

4- علل طبيعى در حوادث عالم ، علت منحصر نيست .

قال كذلك قال ربّك هو علىَّ هيّن

5- نظر دوختن به اسباب و علل طبيعى ، حجابى براى توجه به اراده خداوند و خواست او

أنّى يكون لى غلم . .. هو علىَّ هيّن

12- تفكر در چگونگى آفرينش انسان زداينده هرگونه ترديد در حاكميت اراده و قدرت خدا بر اسباب و علل طبيعت

هو علىَّ هيّن و قد خلقتك من قبل و لم تك شيئًا

13- قدرت خداوند بر اعطاى وجود به معدوم مطلق ، نشانگر محدود نبودن آن در دائره علل و اسباب طبيعى است .

هو علىَّ هيّن و قد خلقتك من قبل و لم تك شيئًا

مراد از «لم تك شيئاً»، نيستى مطلق است و تطبيق آن بر زكريا كه پيدايش او به پيدايش حضرت آدم از خاك منتهى مى شود، به اعتبار زمانى است كه اولين مخلوق از كتم عدم به وجود آمد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 10 - 13

13- اراده الهى ، حاكم بر عوامل طبيعت است .

قال ربّ اجعل . .. ءايتك ألاّ تكلّم الناس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 21 - 5،6،8

5- علل و اسباب عادى و مجارى طبيعى امور ، محدودكننده اراده و قدرت خداوند نيست .

قال ربّك هو علىَّ هيّن

مشكلى كه براى تولد فرزندى بدون پدر متصور است، از ناحيه فقدان برخى اسباب طبيعى است، ولى خداوند حركت بر خلاف اين مسير مأنوس را امرى ساده و آسان مى شمارد. پيام اين قضيه همان حاكميت خداوند بر علل و اسباب طبيعى است.

6- علل و اسباب حوادث عالم ، منحصر به علل طبيعى و عادى نيست .

قال ربّك هو علىَّ هيّن

8- نظر دوختن به اسباب و علل طبيعى ، حجابى براى توجه به اراده خداوند و خواست او است .

أنّى يكون لى غلم . .. هو علىَّ هيّن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 24 - 9

9- عملكرد عوامل طبيعى ، عمل خداوند است .

قد جعل ربّك تحتك سريًّا

اِسناد فراهم آوردن نهر آب به خداوند، مى تواند ناظر به اين نكته باشد كه چون عوامل طبيعى، مجراى ظهور افعال خداوند هستند، پس كار آنها در حقيقت كار خدا است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 10 - 9

9 - امور طبيعى ، مجراى عملى شدن اراده خداوند در باره اعطاى رسالت به پيامبران است .

إذ رءا نارًا . .. لعلّى ءاتيكم منها بقبس

كشاندن موسى(ع) به كوه طور - كه از آيات بعد استفاده مى شود - با فراهم آوردن مقدماتى طبيعى (از قبيل گم كردن راه، احساس نياز به آتش و. ..)، گوياى نكته مذكور است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 21 - 6

6 - امكان ارتباط و وابستگى تحقق معجزه ، به امور عادى و طبيعى

ألقها . .. فإذا هى حيّة ... خذها... سنعيدها سيرتها الأولى

مار شدن عصا، برافكندن آن تفريع گرديد و عصا شدن مار برگرفتن آن از سوى موسى(ع); اين مرحله بندى، گوياى برداشت فوق است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 39 - 7

7 - عوامل طبيعى ، تحت حاكميت خدا و مجرى فرامين اويند .

فليلقه اليمّ بالساحل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 77 - 7

7- عوامل طبيعى ، مجارى تحقق اراده خداوند

الذين كذّبوا بايتنا . .. فأغرقنهم أجمعين

برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه خداوند خواست خود مبنى بر هلاكت قوم نوح را، با فرستادن طوفان تحقق بخشيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 5 - 34

34 - عوامل طبيعى ، مجارى فعل و اراده خداوند

فإذا أنزلنا عليها الماء اهتزّت و ربت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 40 - 14

14 - عوامل طبيعى و انسانى ، در خدمت اجراى اراده الهى

و لولا دفع اللّه الناس بعضهم ببعض

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 63 - 4

4 - عملكرد علل طبيعى و مادى ، مجراى تحقق اراده الهى

ألم تر أنّ اللّه أنزل من السماء ماء فتصبح الأرض مخضرّة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 65 - 7

7 - عوامل طبيعى ، تحت امر خدا و مجارى تحقق اراده او است .

ألم تر أنّ اللّه سخّر لكم ما فى الأرض . .. و يمسك السماء أن تقع على الأرض

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 19 - 3

3 - عوامل طبيعى ، مجارى تحقق اراده خداوند

فأنشأنا لكم به جنّت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 80 - 9

9 - علت ها و عوامل طبيعى ، مجارى تحقق اراده خداوند

و هو الذى يحى . .. و النهار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 43 - 12

12 - عوامل طبيعى ، مجراى اراده خداوند است .

ألم تر انّ اللّه يزجى سحابًا . .. فترى الودق يخرج من خلله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 45 - 4

4 - عوامل طبيعى ، مجراى اراده الهى است .

و اللّه خلق كلّ دابّة من ماء

آيه شريفه، خداوند را خالق هر موجود جاندارى معرفى كرده است; ولى در عين حال آب (يا جسم مايع) را منشأ و عنصر نخستين آنها شناسانده است. حقيقت ياد شده مى تواند بيانگر اين نكته باشد كه: اراده الهى در هر امرى (مانند آفرينش طبيعت) از مجراى عوامل طبيعى چون آب و... تحقق مى پذيرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 46 - 3

3 - تحولات و فعل و انفعالات موجود در جهان طبيعت ، تحت قدرت خدا و مجراى اراده و مشيت او است .

ألم تر إلى ربّك كيف مدّ الظلّ . .. ثمّ قبضنه إلينا قبضًا يسيرًا

ترديدى نيست كه حركت سايه ها و بلند و كوتاه شدن آنها، ناشى از تابش خورشيد است و اين حقيقت را خود قرآن به صراحت بيان فرموده است: «جعلنا الشمس عليه دليلاً»; ولى در عين حال خداوند آن را به خود نسبت مى دهد و امتداد سايه ها و قبض و بسط آن را كارِ خود قلمداد مى كند، اين حاكى از آن است كه همه تحولات جهان طبيعت، تحت قلمرو قدرت خدا و مجراى اراده و مشيت او است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 49 - 8

8 - علل و اسباب طبيعى ، مجراى اراده خداوند در عالم طبيعت

و هو الذى أرسل . .. و أنزلنا من السماء ماء طهورًا . لنحيى به بلدة ميتًا و نسقيه

برداشت فوق، با توجه به اين نكته به دست مى آيد كه خداوند، حركت بادهاى باران زا، نزول باران براى احياى زمين و سيراب شدن انسان و چهارپايان را، به خود نسبت داده و كار خويش دانسته است (و هو الذى أرسل الرياح . .. و أنزلنا من السماء ماء طهوراً . لنحيى...).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 7 - 5

5 - عوامل طبيعى ، مجارى فعل خدا

كم أنبتنا فيها من كلّ زوج كريم

گفتنى است آب، آفتاب و خاك مستقيماً در رويش گياهان دخالت دارد بنابراين اسناد «انبات» به خداوند بيانگر مطلب ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 80 - 2

2 - تأثير عوامل طبيعت در سلامتى انسان ، به تدبير و هدايت تكوينى خداوند

و إذا مرضت فهو يشفين

انسان براى درمان بيمارى خود، نيازمند مصرف دارو است. بنابراين نسبت داده شدن شفاى مريض به خداوند، بيانگر آن است كه نقش دارو در درمان انسان، به اراده و تدبير خدا بستگى دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 189 - 6

6 - عوامل طبيعى ، در خدمت تحقق اراده الهى

فأخذهم عذاب يوم الظلّة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 60 - 4،7

4 - ارتباط و هماهنگى مظاهر و پديده هاى هستى ، نشان دهنده يگانگى مدبر آن

خلق السموت و الأرض و أنزل لكم من السماء. .. ذات بهجة

ذكر آفرينش آسمان ها و زمين و اشاره به ارتباط، هماهنگى و پيوستگى عناصر آن (بدين صورت كه باران از آسمان ببارد، گياهان از زمين برويد، طراوت و زيبايى از آن پديد آيد و انسان با ديدن آن شادمان گردد) نشانه اى از يگانگى خالق و مدبر آن است.

7 - نقش وسايط در تحقق اراده الهى

فأنبتنا به حدائق

با اين كه فعل «إنبات» به خداوند نسبت داده شده است، به نقش عوامل نيز اشاره شده و با تعبير «به» وساطت باران را در رويش گياهان هم مطرح گرديده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 62 - 4

4 - همه علل و عوامل طبيعى ، مقهور خواست و اراده خداوند

أمّن يجيب المضط-ّر إذا دعاه

«اضطرار» به معناى كوتاه شدن دست انسان از همه عوامل عادى و مادى است. بنابراين اجابت دعاى مضطر از سوى خدا به اين معنا است كه خدا با اراده خويش همه علل و عوامل مادى را در جهتى قرار مى دهد كه انسان بتواند با تسلط بر آنها و بهره گيرى از آنها، به حل مشكلات و رفع گرفتارى هاى خود بپردازد. جمله «و يجعلكم خلفاء الأرض» در بيان همين نكته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 24 - 11

11 - خواست خداوند ، حاكم و مقدم بر تصميم ها و كاركرد عوامل طبيعى است .

قالوا اقتلوه أو حرّقوه فأنجيه اللّه من النار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 37 - 8

8 - گاهى ، فرجام انسان ها را عوامل ويران گر طبيعى ، رقم مى زند .

فأخذتهم الرجفة فأصبحوا فى دارهم جثمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 40 - 12،13

12 - گاهى عوامل ويران گر طبيعى ، فرجام انسان ها را رقم مى زنند .

فكلاًّ أخذنا بذنبه فمنهم من أرسلنا عليه حاصبًا و منهم من أخذته الصيحة و منهم من

13 - عوامل طبيعى ، مجارى تحقّق اراده خداوندند .

فكلاًّ أخذنا بذنبه فمنهم من أرسلنا عليه حاصبًا و منهم من أخذته الصيحة و منهم من

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 63 - 5

5 - عوامل طبيعى ، مجارى تحقق اراده خداوندند .

من نزّل من السماء ماء فأحيا به الأرض من بعد موتها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 24 - 4

4 - عوامل طبيعى ، مجارى مشيّت و اراده الهى اند .

و ينزّل من السماء ماء فيحيى به الأرض بعد موتها

از اين كه خداوند، با آب باران، زمين را حيات مى بخشد و بدون واسطه، چنين كارى را به انجام نمى رساند، معلوم مى شود كه عوامل طبيعى، مجرايى براى تحقّق مشيّت خداوندند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 40 - 2

2 - عوامل طبيعى ، مجارى تحقق اراده خداوندند .

اللّه الذى خلقكم ثمّ رزقكم

بى شك، انسان ها، از طريق طبيعى خلق مى شوند و همين طور، از طريق عوامل طبيعى، تأمين روزى مى شوند. اسناد خلقت و رزق، به صورت مستقيم به خداوند، حكايت از اين حقيقت مى كند كه عوامل طبيعى، مجارى تحقق اراده خداوندند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 46 - 13

13 - عوامل طبيعى ، مجارى تحقق اراده الهى است .

يرسل الرياح . .. و لتجرى الفلك بأمره و لتبتغوا من فضله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 48 - 8

8 - عوامل طبيعى ، مجارى تحقق اراده خداوند است .

اللّه الذى يرسل الرياح . .. كيف يشاء و يجعله كسفًا

از اين كه بادها، در تشكيل پراكندگى و جابه جايى ابرها نقش دارند و خداوند، آنها را به خود نسبت مى دهد، نكته ياد شده به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 50 - 9

9 - عوامل طبيعى ، مجارى تحقق اراده و خواست خداوند است .

فترى الودق يخرج من خلله . .. فانظر إلى ءاثر رحمت اللّه كيف يحى الأرض

در اين آيه، فاعل احيا، خداوند، معرفى شده است، در حالى كه به حسب ظاهر، نزول باران چنين نقشى را ايفا مى كند. چنين اسنادى، اشاره به نكته ياد شده دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 27 - 5

5 - عوامل طبيعى مجراى اراده خداوندند .

أنّا نسوق الماء . .. فنخرج به زرعًا

نسبت دادن جريان آب ها و نيز رويش كشت زارها به خداوند، با اين كه در عالم واقع آب ها باعث رويش گياهان مى شوند، دلالت بر اين مى كند كه اين عوامل، در جهت اجراى اراده الهى عمل مى كنند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 24 - 5

5 - عوامل طبيعى ، مجارى فعل خداوند است .

قل من يرزقكم من السموت و الأرض قل اللّه

«من» در «من السماوات» نشويه است. ذكر آسمان ها و زمين به عنوان منبع روزى و سپس ذكر خداوند به عنوان منشأ آن، نشان دهنده اين حقيقت است كه خداوند روزى دهى خود را از مجارى طبيعى انجام مى دهد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 9 - 6

6 - عوامل طبيعى ، مجراى اراده خداوند در طبيعت است .

و اللّه الذى أرسل الريح فتثير سحابًا . .. فأحيينا به الأرض بعد موتها

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه خداوند، احياى زمين را از راه فرستادن بادها، تشكيل ابرها و نزول باران تقدير كرده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 11 - 5،13

5 - عوامل طبيعى ، مجراى اراده خداوند

و اللّه خلقكم من تراب ثمّ من نطفة

13 - وجود عواملى چند ( بيرون از عوامل طبيعى ) ، براى كم و زياد شدن عمر انسان ها

و ما يعمّر من معمّر و لاينقص من عمره إلاّ فى كتب

بيشتر مفسران بر اين عقيده اند كه اين آيه، به عوامل غير طبيعى اشاره دارد كه در كم و زياد شده عمر آدمى مؤثر مى باشد; مانند: صله رحم كه در ازدياد عمر طبيعى انسان ها و گناه زنا كه در كاسته شدن آن و يا مرگ ناگهانى تأثير مى گذارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 27 - 8

8 - عوامل طبيعى ، مجراى اراده و فعل خداوند

أنّ اللّه أنزل من السماء ماء فأخرجنا به ثمرت مختلفًا ألونها

برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه خداوند، براى بهره مند ساختن انسان ها از انواع ميوه ها، باران را سبب پديد آمدن آنها قرار داد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 6 - 15

15 - عوامل طبيعى ، مجراى اراده خداوند در آفرينش

يخلقكم فى بطون أُمّهتكم . .. فى ظلمت ثلث

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 21 - 10

10 - عوامل طبيعى ، مجراى اراده خداوند

أنّ اللّه أنزل من السماء ماء . .. ثمّ يخرج به زرعًا

ترديدى نيست كه نزول باران، چوشيدن چشمه ها و رويش كشت ها، در اثر عوامل طبيعى انجام مى پذيرد; چنان كه خداوند در همين آيه، عامل رويش كشت ها را، آب دانسته است (ثمّ يخرج به زرعاً). در عين حال خداوند تمامى اين كارها را به خود نسبت داده است («أنزل»، «فسلكه»، «يخرج به» و «يجعله»). مطلب ياد شده بيانگر اين حقيقت است كه همه عوامل طبيعى، در طول اراده خدا و مجراى آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 39 - 5

5 - عوامل طبيعى جهان ، در اختيار خداوند و مجارى تحقق اراده او است .

فإذا أنزلنا عليها الماء اهتزّت و ربت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 12 - 10

10 - عوامل طبيعى جهان هستى ، مجراى روزى رسانى خداوند به انسان ها

له مقاليد السموت و الأرض يبسط الرزق لمن يشاء

از اين كه گفته شده كليد آسمان ها و زمين در اختيار خداوند است، مى توان استفاده كرد كه گشايش و تنگنايى روزى به وسيله خداوند، از طريق عوامل طبيعى صورت مى پذيرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 28 - 5

5 - عوامل طبيعى جهان هستى ، تحقق بخش مقدرات و مشيت الهى است .

ينزّل بقدر ما يشاء . .. و ينشر رحمته

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 33 - 4

4 - عوامل طبيعى ، مجراى اراده الهى

إن يشأ يسكن الريح فيظللن رواكد على ظهره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 11 - 3،5

3 - قوانين طبيعى مربوط به نزول باران ، نمودى از عزت و دانايى مطلق خداوند

خلقهنّ العزيز العليم . .. و الذى نزّل من السماء ماء بقدر

5 - عوامل طبيعى ، در خدمت اجراى مشيت و اراده الهى است .

و الذى نزّل . .. فأنشرنا به بلدة ميتًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 33 - 8

8 - دستيابى انسان به مال و ثروت ، تنها در پرتو استفاده وى از قوانين طبيعى و اجتماعى است .

و لولا أن يكون الناس أمّة وحدة

چنانچه مراد از «امت واحده» تساوى انسان ها در برابر بهره گيرى از اسباب و وسايل در تأمين معيشت باشد، مفاد آيه اين خواهد شد كه اگر نه اين بود كه همه مردم امت واحده هستند و در برابر قوانين طبيعت يكسانند، ما براى كافران استثنا قائل شده و آنها را از ثروت چشمگيرى بهره مند مى ساختيم; ولى همه با هم يكسانند و هر شخصى چه مؤمن باشد و چه كافر، تنها از ابزار مادى بايد بهره بگيرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 55 - 7

7 - عوامل طبيعى در خدمت تحقق اراده الهى

و هذه الأنهر تجرى من تحتى . .. فأغرقنهم أجمعين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 23 - 6

6- عوامل و اسباب طبيعى ، مورد توجه ، در تدبير و برنامه هاى الهى

فأسر بعبادى ليلاً

خداوند در هر شرايطى، قادر به عملى ساختن برنامه هايش مى باشد. با اين حال در رهاسازى بنى اسرائيل از چنگال فرعونيان، نقش عوامل طبيعى (ليلاً) را ناديده نگرفته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 24 - 9

9- عوامل طبيعى ، در خدمت تحقق اراده الهى

و اترك البحر رهوًا إنّهم جند مغرقون

خداوند، دريا را براى بنى اسرائيل گذرگاهى آرام قرار داد و همان دريا را غرق گاه فرعونيان ساخت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 25 - 3

3- عوامل طبيعى ، در خدمت تحقق اراده الهى

ريح . .. تدمّر كلّ شىء بأمر ربّها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 4 - 17

17 - اسباب و امكانات طبيعى ، عوامل اجراى اراده الهى

أنزل السكينة . .. و للّه جنود السموت و الأرض

تعبير «جنود» مى نماياند كه خداوند، براى محقق ساختن اراده خود (أنزل السكينة)، قوايى را كه خود در نظام هستى به وجود آورده، به كار مى گيرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 7 - 2

2 - تحقق اراده الهى بر انجام دادن امور جهان ، از طريق علل و وسايط

و للّه جنود السموت و الأرض

تعبير «للّه جنود» مى رساند كه قوانين و قواى نهفته در طبيعت مسخّر خدا بوده و در جهت اراده الهى به كار گرفته مى شوند. اصولاً طرح جنود از آن جهت است كه در تحقق اراده الهى نقش دارند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 25 - 29

29- مشيّت الهى بر جريان امور ، از طريق علل و اسباب عادى و طبيعى

ليدخل اللّه فى رحمته من يشاء لو تزيّلوا لعذّبنا

خداوند، براساس قدرت مطلقه خود، مى توانست به شكلى غيرعادى، تنها كافران جامعه را مجازات كند; اما از شيوه هاى غيرطبيعى استفاده نكرد. بر اين اساس آميختگى مؤمنان و كافران را، مانع تعلق عذاب به كافران دانسته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 9 - 5

5- عوامل طبيعى ، در خدمت تحقق اراده خداوند

فأنبتنا به جنّ-ت و حبّ الحصيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 11 - 9

9- كارايى و تأثير وسايط طبيعى ، در تحقق معاد و حيات مجدد انسان ها *

و أحيينا به بلدة ميتًا كذلك الخروج

از اين كه در «مشبّه به» تعبير «به» آمده است - كه واسطه بودن باران در حيات زمين را مى رساند - اين احتمال جان مى گيرد كه در «مشبّه» نيز وسايط مؤثّر باشند; يعنى، معاد انسان ها نيز، در نتيجه تحولاتى طبيعى به تدبير و اراده خداوند صورت مى گيرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 17 - 5

5- تحقق اراده خداوند در نظام تكوين ، از طريق وسايط همراه با تقسيم كارها

إذ يتلقّى المتلقّيان عن اليمين و عن الشمال قعيد

به كار گرفته شدن عناصر دريافت گر و تعدد آنها و نظارت بر دو سوى مختلف يا دوگونه عمل، حكايت از مطلب ياد شده دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 43 - 2

2 - عوامل و وسايط الهى ، داراى نقش در شكل گيرى مرگ و حيات موجودات *

إنّا نحن نحيى و نميت

برداشت بالا بدان احتمال است كه ضمير جمع در «إنّا»، از جهت تعظيم نباشد; بلكه از آن جهت باشد كه نقش عوامل و اسباب را در تحقق اراده الهى بنماياند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 32 - 5

5 - تحقق اراده الهى در نظام جهان ، از طريق عوامل و وسايط

إنّا أُرسلنا إلى قوم مجرمين

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه خداوند در تحقق اراده خويش بى نياز از فرشتگان است; اما براى مجازات قوم لوط، فرشتگان را گسيل داشته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 41 - 3،4

3 - عوامل حيات آفرين طبيعت ، مايه نابودى ملت ها در نتيجه كفر و گناه

أرسلنا عليهم الريح العقيم

تعبير «الريح العقيم» (باد نازا) مى رساند كه باد، آثار مختلفى دارد و اصولاً در نظام طبيعت، يكى از عوامل گسترش حيات به شمار مى آيد. اما همين نيروى طبيعى به اراده الهى و در نتيجه كفر مردم، نه تنها زاينده حيات نخواهد بود; بلكه زداينده آن خواهد شد.

4 - عوامل نظام طبيعت ، در خدمت تحقق اراده خداوند

أرسلنا عليهم الريح العقيم

برداشت بالا، با توجه به اين نكته است كه خداوند براى مجازات قوم عاد، نيروى طبيعى باد را به كار گرفته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 44 - 4

4 - تأثير غير خدا در روند مرگ و حيات ، در طول اراده و قدرت خداوند است ; نه مستقل از او .

و أنّه هو أمات و أحيا

با توجه به اين كه اسباب و عوامل طبيعى - و حتى خود انسان ها - در شكل گيرى مرگ و حيات به نوعى مؤثراند، انحصار يافتن ميراندن و زنده كردن به خداوند، از آن جهت است كه اراده الهى، حاكم بر نظام مرگ و حيات است و ديگران - هر نقشى كه دارند - در پرتو اراده الهى و به افاضه و تدبير او داراى آن نقش هستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 12 - 5

5 - عوامل طبيعى ، مجراى اراده الهى

ففتحنا أبوب السّماء بماء منهمر . و فجّرنا الأرض ... على أمر قد قدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 13 - 2

2 - نقش عوامل و اسباب طبيعى ، در تحقق اراده الهى براى نجات نوح ( ع )

و حملنه على ذات ألوح و دسر

تعبير «و حملناه على ذات ألواح . ..» بيانگر اين معنا است كه: «خداوند براى تحقق اراده خويش، عوامل طبيعى (كشتى) را به كار مى گيرد».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 19 - 2

2 - عوامل طبيعى ، در خدمت اراده الهى ، براى كيفر اقوام حق ستيز

فكيف كان عذابى . .. إنّا أرسلنا عليهم ريحًا صرصرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 31 - 7

7 - عوامل طبيعى ، تحقق بخش اراده الهى در كيفر حق ستيزان

إنّا أرسلنا عليهم صيحة وحدة فكانوا كهشيم المحتظر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 35 - 5

5 - تحقق اراده الهى در قيامت ، از طريق اسباب و علل

يرسل عليكما شواظ من نار و نحاس فلاتنتصران

برداشت ياد شده با توجه به دو مطلب زير به دست مى آيد: الف) آيه شريفه مربوط به قيامت باشد. ب) خداوند «شواظ» و «نحاس» را وسيله منع نفوذ و گريز خلق قرار داده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 16 - 4

4 - عوامل طبيعى ، مجراى اراده خداوند

ءأمنتم من فى السماء أن يخسف بكم الارض فإذا هى تمور

برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه خداوند، عذاب كافران را با لرزش زمين تقدير فرموده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 17 - 4

4 - عوامل طبيعى ، مجراى اراده خداوند

أم أمنتم من فى السماء أن يرسل عليكم حاصبًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 5 - 4

4 - عوامل طبيعى ، مجراى تحقق اراده خداوند

فأُهلكوا بالطاغية

برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه اراده خداوند بر هلاكت قوم ثمود از راه فرود صاعقه - كه يك عامل طبيعى است - تحقق يافته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 7 - 3

3 - عوامل طبيعى ، مجراى تحقق اراده خداوند

فأُهلكوا بريح صرصر عاتية . سخّرها عليهم... كأنّهم أعجاز نخل خاوية

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 31 - 21

21 - مشيت الهى ، از راه علل و عوامل موجود در جهان تحقق مى پذيرد .

و ما يعلم جنود ربّك إلاّ هو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 20 - 3

3 - عوامل طبيعى ، مجراى اراده خداوند

ألم نخلقكم من ماء مهين

برداشت ياد شده، با توجه به اين مطلب است كه خداوند در بيان چگونگى آفرينش انسان ها، نقش عامل نطفه را يادآور شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 14 - 4

4 - عملكرد عوامل طبيعى ، مستند به خداوند است .

و أنزلنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 15 - 5

5 - عوامل طبيعى ، اسباب و مجارى افعال خداوند است .

لنخرج به

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 29 - 4

4 - عملكرد عوامل طبيعى ، عمل خداوند است .

و أغطش . .. و أخرج

با آن كه پيدايش شب و روز عوامل طبيعى خاص خود را دارد; ولى به خداوند نسبت داده شده تا بيانگر اين نكته باشد كه همه كارها، منتسب به او است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 21 - 10

10 - كار طبيعت و عوامل مؤثر در آن ، در حقيقت كار خداوند است .

ثمّ أماته فأقبره

نسبت يافتن ميراندن و دفن انسان به خداوند - با آن كه دخالت عوامل طبيعى در آن بديهى است - مى رساند كه طبيعت مجراى افعال خداوند است. فعل هاى «أمات» و «أقبر» گرچه ماضى است; ولى به قرينه ارتباط آن به «جنس انسان»، هر سه زمان را شامل مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 26 - 5

5 - كار طبيعت و عوامل مؤثر در آن ، در حقيقت كار خداوند است .

ثمّ شققنا الأرض شقًّا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - شمس - 91 - 14 - 6

6 - پيدايش ناقه صالح ، معجزه و باقى ماندن آن ، براساس علل و عوامل طبيعى بود .

ناقة اللّه و سقيها . .. فعقروها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - علق - 96 - 2 - 5

5 - علل و عوامل طبيعى ، مجراى فعل خداوند

خلق الإنسن من علق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - علق - 96 - 4 - 9

9 - علل و عوامل طبيعى ، تجلّى گاه افعال خداوند و مجراى انجام يافتن آنها است .

علّم بالقلم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فيل - 105 - 3 - 3

3 - عوامل طبيعى ، در اختيار خداوند و مجراى اراده او در كيفر هاى دنيوى مخالفان

و أرسل عليهم طيرًا أبابيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فيل - 105 - 4 - 3

3 - خداوند ، به كارگيرنده عوامل طبيعى در عذاب مخالفان

ترميهم بحجارة من سجّيل

26- وابستگى عوامل طبيعى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 94 - 4

4 - شدايد و سختى ها زمينه ساز توجه آدمى به وابستگى عوامل طبيعى به اراده و مشيت خداوند است .

أخذنا أهلها بالبأساء و الضراء لعلهم يضرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 44 - 4

4 - تأثير غير خدا در روند مرگ و حيات ، در طول اراده و قدرت خداوند است ; نه مستقل از او .

و أنّه هو أمات و أحيا

با توجه به اين كه اسباب و عوامل طبيعى - و حتى خود انسان ها - در شكل گيرى مرگ و حيات به نوعى مؤثراند، انحصار يافتن ميراندن و زنده كردن به خداوند، از آن جهت است كه اراده الهى، حاكم بر نظام مرگ و حيات است و ديگران - هر نقشى كه دارند - در پرتو اراده الهى و به افاضه و تدبير او داراى آن نقش هستند.

27- هماهنگى عوامل طبيعى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 57 - 8

8 - هماهنگى و پيوستگى عوامل طبيعى و عملكرد آنها در پرتو اراده خداوند است .

و هو الذى يرسل الريح بشراً . .. فاخرجنا به من كل الثمرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 12 - 3

3 - هماهنگى عوامل طبيعى در آسمان و زمين ، براى عذاب قوم نوح ، براساس برنامه دقيق الهى

فالتقى الماء على أمر قد قدر

28- يأس از عوامل طبيعى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 39 - 9،10،15

9- نقش مؤثر دعا در فرزنددار شدن انسان ، حتى در سالخوردگى و هنگام يأس از تأثير عوامل طبيعى

الحمد لله الذى وهب لى على الكبر إسمعيل و إسحق إن ربّى لسميع الدعاء

10- امكان فرزنددار شدن انسان در سالخوردگى و هنگام يأس از تأثير عوامل طبيعى ، با اراده و مشيت الهى

الحمد لله الذى وهب لى على الكبر إسمعيل و إسحق إن ربّى لسميع الدعاء

15- دعا ، راه اميدى براى مأيوس شدگان از عوامل طبيعى و عادى در رسيدن به مطلوب خويش

الحمد لله الذى وهب لى على الكبر إسمعيل و إسحق إن ربّى لسميع الدعاء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 67 - 4

4- در لحظه هاى دشوار ، كارآمد نبودن قدرت هاى غير الهى برملا مى شود و از اسباب ظاهرى قطع اميد مى گردد .

و إذا مسّكم . .. ضلّ من تدعون

7- عورت

1- اجتناب از نگاه به عورت ديگران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 30 - 3

3 - مردان مؤمن ، وظيفه دار پرهيز از چشم دوختن و خيره شدن به شرمگاه ديگرانند .

قل للمؤمنين يغضّوا من أبصرهم

مقصود از چشم فرو بستن (يغضّوا من أبصارهم) - به قرينه «و يحفظوا فروجهم» - مى تواند چشم فرو بستن از عورت و شرمگاه ديگران باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 31 - 3،37

3 - زنان مؤمن ، وظيفه دار پرهيز از چشم دوختن به عورت و شرمگاه ديگران

و قل للمؤمنت يغضضن من أبصرهنّ

37 - « عن أبى عبداللّه ( ع ) : قال اللّه تبارك و تعالى « و قل للمؤمنات يغضضن من أبصارهنّ و يحفظن فروجهنّ » من أن تنظر أحداهنّ إلى فرج أختها و تحفظ فرجها من أن ينظر إليها . . . ;

از امام صادق(ع) روايت شده است كه خداوند فرمود: «و قل للمؤمنات يغضضن من أبصارهنّ و يحفظن فروجهنّ» [; يعنى، زنان خوددارى كنند] از اينكه به عورت زن ديگرى نگاه كنند و نيز عورت خود را از نگاه ديگران حفظ نمايند.

2- احكام ستر عورت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 30 - 5

5 - پوشاندن عورت و شرمگاه خويش از ديد ديگران ، بر مردان واجب و كشف آن حرام است .

قل للمؤمنين . .. يحفظوا فروجهم

«فرج» و «فرجة» در اصل به معناى شكاف ميان دو شىء است; ولى در اصطلاح متعارف به معناى عورت و شرمگاه مى باشد (مفردات راغب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 31 - 5

5 - پوشاندن عورت و شرمگاه خويش از ديد ديگران ، بر زنان واجب و كشف آن ، حرام است .

و قل للمؤمنت يغضضن من أبصرهنّ

3- استتار عورت آدم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 22 - 8

8 - تلاش آدم و همسرش در پوشاندن شرمگاهشان با برگ درختهاى بهشت

و طفقا يخصفان عليهما من ورق الجنة

كلمه «طفق» از افعال مقاربه، و به معناى «شروع كرد» است. قرار دادن قسمتى از دو يا چند چيز را بر يكديگر و به هم دوختن آنها را خصف مى گويند و چون «يخصفان» به «على» متعدى شده، معناى نهادن نيز در آن تضمين شده است. يعنى آدم و حوا برگها را به يكديگر متصل كردند و آنها را بر شرمگاه خويش نهادند.

4- استتار عورت حوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 22 - 8

8 - تلاش آدم و همسرش در پوشاندن شرمگاهشان با برگ درختهاى بهشت

و طفقا يخصفان عليهما من ورق الجنة

كلمه «طفق» از افعال مقاربه، و به معناى «شروع كرد» است. قرار دادن قسمتى از دو يا چند چيز را بر يكديگر و به هم دوختن آنها را خصف مى گويند و چون «يخصفان» به «على» متعدى شده، معناى نهادن نيز در آن تضمين شده است. يعنى آدم و حوا برگها را به يكديگر متصل كردند و آنها را بر شرمگاه خويش نهادند.

5- اهميت استتار عورت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 26 - 4

4 - مستور داشتن شرمگاه و زشتيهاى بدن، امرى لازم و ضرورى

قد أنزلنا عليكم لباسا يورى سوءتكم و ريشا و لباس التقوى ذلك خير

توصيف كلمه «لباسا» به «يوارى سوءاتكم» مى رساند كه از اهداف آفرينش لباس، پوشانيدن شرمگاه است. و اين معنا با وجهى بليغ حكايت از ضرورت پوشش شرمگاه دارد.

6- اهميت ستر عورت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 22 - 9

9 - آدمى ذاتاً برخوردار از حيا و شرمسار از مكشوف بودن شرمگاه خويش

بدت لهما سوءتهما و طفقا يخصفان عليهما

7- حرمت كشف عورت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 30 - 5

5 - پوشاندن عورت و شرمگاه خويش از ديد ديگران ، بر مردان واجب و كشف آن حرام است .

قل للمؤمنين . .. يحفظوا فروجهم

«فرج» و «فرجة» در اصل به معناى شكاف ميان دو شىء است; ولى در اصطلاح متعارف به معناى عورت و شرمگاه مى باشد (مفردات راغب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 31 - 5

5 - پوشاندن عورت و شرمگاه خويش از ديد ديگران ، بر زنان واجب و كشف آن ، حرام است .

و قل للمؤمنت يغضضن من أبصرهنّ

8- حرمت نگاه به عورت ديگران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 30 - 4

4 - حرمت خيره شدن و چشم دوختن به عورت و شرمگاه ديگران

قل للمؤمنين يغضّوا من أبصرهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 31 - 4

4 - حرمت خيره شدن و چشم دوختن به عورت و شرمگاه ديگران

و قل للمؤمنت يغضضن من أبصرهنّ

9- ستر عورت آدم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 27 - 8

8 - آدم و حوا داراى پوشش عورت، قبل از فريفته شدن به وسوسه هاى شيطان

ينزع عنهما لباسهما

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 121 - 8،13،23

8 - عورت و شرمگاه آدم و حوا ، پيش از تناول از درخت ممنوع بر آنان پوشيده بود .

فأكلا منها فبدت لهما سوءتهما

«سوأة» به معناى عورت و شرم گاه است (لسان العرب) و «بدت لهما» ممكن است به اين معنا باشد كه عورت هر يك براى ديگرى آشكار شد و ممكن است مراد اين باشد كه عورت آنان براى خودشان آشكار شد. بر مبناى دومين احتمال، عورت آدم و حوا قبل از خوردن ميوه ممنوع، بر خود آنان نيز پوشيده بود.

13 - آدم و حوا ( ع ) ، به طور غريزى يا از روى عادت به پوشاندن عورت - حتى از همسر خويش - ملتزم بودند .

و طفقا يخصفان عليهما من ورق الجنّة

23 - « عن أبى عبداللّه ( ع ) فى قوله : « بدت لهما سوأتهما » قال : كانت سوأتهما لاتبدو لهما ; يعنى ، كانت داخلة ;

از امام صادق(ع) در باره سخن خدا «بدت لهما سوأتهما» روايت شده: عورت آن دو (آدم و همسرش) قبلاً براى آنان آشكار نبود، چون عورت آنان در داخل [پوست بدنشان ]بود».

10- ستر عورت با برگ درختان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 121 - 12

12 - آدم و حوا درپى مكشوف شدن عورت هايشان ، سعى در پوشاندن آن با برگ درختان داشتند .

فبدت لهما سوءتهما و طفقا يخصفان عليهما من ورق الجنّة

«طفقا»; يعنى، آغاز كردند و «خصف» هرگاه با «على» متعدى شود، به معناى به هم دوختن چيزهايى و نهادن آن بر جايى خواهد بود; يعنى، آدم و حوا، برگ ها را به يكديگر متصل كرده و آن را بر خود گرفتند.

11- ستر عورت حوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 27 - 8

8 - آدم و حوا داراى پوشش عورت، قبل از فريفته شدن به وسوسه هاى شيطان

ينزع عنهما لباسهما

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 121 - 8،13،23

8 - عورت و شرمگاه آدم و حوا ، پيش از تناول از درخت ممنوع بر آنان پوشيده بود .

فأكلا منها فبدت لهما سوءتهما

«سوأة» به معناى عورت و شرم گاه است (لسان العرب) و «بدت لهما» ممكن است به اين معنا باشد كه عورت هر يك براى ديگرى آشكار شد و ممكن است مراد اين باشد كه عورت آنان براى خودشان آشكار شد. بر مبناى دومين احتمال، عورت آدم و حوا قبل از خوردن ميوه ممنوع، بر خود آنان نيز پوشيده بود.

13 - آدم و حوا ( ع ) ، به طور غريزى يا از روى عادت به پوشاندن عورت - حتى از همسر خويش - ملتزم بودند .

و طفقا يخصفان عليهما من ورق الجنّة

23 - « عن أبى عبداللّه ( ع ) فى قوله : « بدت لهما سوأتهما » قال : كانت سوأتهما لاتبدو لهما ; يعنى ، كانت داخلة ;

از امام صادق(ع) در باره سخن خدا «بدت لهما سوأتهما» روايت شده: عورت آن دو (آدم و همسرش) قبلاً براى آنان آشكار نبود، چون عورت آنان در داخل [پوست بدنشان ]بود».

12- عوامل كشف عورت آدم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 121 - 9،10

9 - تناول از درخت منع شده ، موجب عريانى و آشكار شدن شرمگاه آدم و حوا گرديد .

فأكلا منها فبدت لهما سوءتهما

10 - نافرمانى آدم و حوا ، مايه محروميت آنان از وعده خداوند به تأمين پوشاك آنان در بهشت شد .

إنّ لك . .. لاتعرى ... فبدت لهما سوءتهما

13- عوامل كشف عورت حوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 121 - 9،10

9 - تناول از درخت منع شده ، موجب عريانى و آشكار شدن شرمگاه آدم و حوا گرديد .

فأكلا منها فبدت لهما سوءتهما

10 - نافرمانى آدم و حوا ، مايه محروميت آنان از وعده خداوند به تأمين پوشاك آنان در بهشت شد .

إنّ لك . .. لاتعرى ... فبدت لهما سوءتهما

14- عورت آدم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 22 - 20

20 - عن أبى عبدالله(ع) فى قوله: «بدت لهما سوءاتهما» قال: كانت سوءاتهما لا تبدو لهما يعنى كانت داخلة.

از امام صادق(ع) درباره اين جمله از آيه «بدت لهما سوءاتهما» روايت شده است: عورت آدم و حوا نمايان نبود، يعنى: داخل بدنشان قرار داشت (و بعد از خوردن از درخت ممنوعه پديدار شد).

15- عورت حوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 22 - 20

20 - عن أبى عبدالله(ع) فى قوله: «بدت لهما سوءاتهما» قال: كانت سوءاتهما لا تبدو لهما يعنى كانت داخلة.

از امام صادق(ع) درباره اين جمله از آيه «بدت لهما سوءاتهما» روايت شده است: عورت آدم و حوا نمايان نبود، يعنى: داخل بدنشان قرار داشت (و بعد از خوردن از درخت ممنوعه پديدار شد).

16- كشف عورت آدم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 20 - 2

2 - نمايان سازى شرمگاه آدم و حوا، از اهداف شيطان در فريبكارى و توطئه عليه آنان

فوسوس لهما الشيطن ليبدى لهما ما وُرى عنهما من سوءتهما

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 22 - 4

4 - شرمگاه آدم و حوا به مجرد چشيدن از شجره نهى شده براى آنان آشكار شد.

فلما ذاقا الشجرة بدت لهما سوءتهما

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 27 - 9

9 - نشان دادن شرمگاه آدم و حوا به آنان از اهداف شيطان در فريفتن و برهنه كردن ايشان

ينزع عنهما لباسهما ليريهما سوءتهما

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 121 - 12،24

12 - آدم و حوا درپى مكشوف شدن عورت هايشان ، سعى در پوشاندن آن با برگ درختان داشتند .

فبدت لهما سوءتهما و طفقا يخصفان عليهما من ورق الجنّة

«طفقا»; يعنى، آغاز كردند و «خصف» هرگاه با «على» متعدى شود، به معناى به هم دوختن چيزهايى و نهادن آن بر جايى خواهد بود; يعنى، آدم و حوا، برگ ها را به يكديگر متصل كرده و آن را بر خود گرفتند.

24 - « عن أبى عبداللّه ( ع ) ( فى حديث ) : فلمّا أسكن اللّه عزّوجلّ آدم و زوجته الجنّة قال لهما : . . . و لاتقربا هذه الشجرة . . . فلمّا أكلا من الشجرة طار الحلىّ و الحلل عن أجسادهما و بقيا عريانين ;

از امام صادق(ع) [ضمن حديثى]روايت شده كه فرمود: چون خداوند - عزّوجلّ - آدم و همسرش را در بهشت جاى داد، به آنان گفت: . .. نزديك اين درخت نشويد ... و آنان چون از آن درخت خوردند، زيور و جامه ها از اندام آنان پريد و آنها عريان ماندند».

17- كشف عورت حوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 20 - 2

2 - نمايان سازى شرمگاه آدم و حوا، از اهداف شيطان در فريبكارى و توطئه عليه آنان

فوسوس لهما الشيطن ليبدى لهما ما وُرى عنهما من سوءتهما

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 22 - 4

4 - شرمگاه آدم و حوا به مجرد چشيدن از شجره نهى شده براى آنان آشكار شد.

فلما ذاقا الشجرة بدت لهما سوءتهما

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 27 - 9

9 - نشان دادن شرمگاه آدم و حوا به آنان از اهداف شيطان در فريفتن و برهنه كردن ايشان

ينزع عنهما لباسهما ليريهما سوءتهما

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 121 - 12،24

12 - آدم و حوا درپى مكشوف شدن عورت هايشان ، سعى در پوشاندن آن با برگ درختان داشتند .

فبدت لهما سوءتهما و طفقا يخصفان عليهما من ورق الجنّة

«طفقا»; يعنى، آغاز كردند و «خصف» هرگاه با «على» متعدى شود، به معناى به هم دوختن چيزهايى و نهادن آن بر جايى خواهد بود; يعنى، آدم و حوا، برگ ها را به يكديگر متصل كرده و آن را بر خود گرفتند.

24 - « عن أبى عبداللّه ( ع ) ( فى حديث ) : فلمّا أسكن اللّه عزّوجلّ آدم و زوجته الجنّة قال لهما : . . . و لاتقربا هذه الشجرة . . . فلمّا أكلا من الشجرة طار الحلىّ و الحلل عن أجسادهما و بقيا عريانين ;

از امام صادق(ع) [ضمن حديثى]روايت شده كه فرمود: چون خداوند - عزّوجلّ - آدم و همسرش را در بهشت جاى داد، به آنان گفت: . .. نزديك اين درخت نشويد ... و آنان چون از آن درخت خوردند، زيور و جامه ها از اندام آنان پريد و آنها عريان ماندند».

18- كيفر نگاه به عورت ديگران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 30 - 15

15 - كسانى كه از نگاه كردن به نامحرمان و شرمگاه ديگران ابايى ندارند ، به مجازات الهى تهديد شده اند .

قل للمؤمنين يغضّوا . .. إنّ اللّه خبير بما يصنعون

جمله «إنّ اللّه خبير بما يصنعون» - كه آگاهى همه جانبه الهى به بشر را يادآورى مى كند - هشدارى است به كسانى كه احكام يادشده را رعايت نكنند.

19- مستورى عورت آدم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 20 - 3،4

3 - شرمگاه آدم و حوا مستور از ديد يكديگر پيش از خوردن از شجره نهى شده

ليبدى لهما ما وُرى عنهما

4 - شرمگاه آدم و حوا مستور بر خود آنان تا پيش از خوردن از شجره نهى شده

فوسوس لهما الشيطن ليبدى لهما ما وُرى عنهما من سوءتهما

جمله «ورى عنهما» مى تواند دلالت كند بر اين كه شرمگاه آدم و حوا علاوه بر اين كه بر يكديگر مستور بوده، براى خودشان نيز مخفى بوده است.

20- مستورى عورت حوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 20 - 3،4

3 - شرمگاه آدم و حوا مستور از ديد يكديگر پيش از خوردن از شجره نهى شده

ليبدى لهما ما وُرى عنهما

4 - شرمگاه آدم و حوا مستور بر خود آنان تا پيش از خوردن از شجره نهى شده

فوسوس لهما الشيطن ليبدى لهما ما وُرى عنهما من سوءتهما

جمله «ورى عنهما» مى تواند دلالت كند بر اين كه شرمگاه آدم و حوا علاوه بر اين كه بر يكديگر مستور بوده، براى خودشان نيز مخفى بوده است.

21- ناپسندى عورت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 121 - 14

14 - طبيعت انسان ، از مكشوف بودن شرمگاه خود متنفر است و آن را زشت مى شمارد . *

و طفقا يخصفان عليهما

تلاش آدم و حوا(ع) براى پوشاندن خود، حاكى از ناپسند شمردن برهنگى است.

22- وجوب ستر عورت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 31 - 5

5 - پوشاندن عورت و شرمگاه خويش از ديد ديگران ، بر زنان واجب و كشف آن ، حرام است .

و قل للمؤمنت يغضضن من أبصرهنّ

8- عهد

1- آثار ذكر پرسش از عهد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 34 - 18

18- توجه به مورد سؤال قرار گرفتن انسان در قبال تعهدات خويش ، زمينه ساز پايبندى بيشتر به آن است .

و أوفوا بالعهد إن العهد كان مسئولاً

از اينكه خداوند، پس از دستور به رعايت عهدها و معاهدات، فرموده است: «انسانها، در قبال آنها بازخواست خواهند شد» به دست مى آيد كه توجه دادن به اين نكته، خود نوعى ايجاد انگيزش براى رعايت آنهاست.

2- آثار ذكر عهد خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 121 - 6

6 - توجه به عهد ها و فرمان هاى الهى و به ياد داشتن همواره آن ، حفاظت كننده آدمى از گرفتار شدن در دام وسوسه هاى شيطانى است .

و لقد عهدنا . .. فنسى ... فأكلا منها

3- آثار عهد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 92 - 11

11- سوگند و پيمان انسان با ديگران ، زمينه آزمايش الهى براى وى

تتّخذون أيمنكم . .. إنما يبلوكم الله به

4- آثار عهد با خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 78 - 1

1- آگاهى از غيب و يا صدور پيمانى از جانب خداوند ، از راه هاى وقوف بر پى امد هاى كفر و ايمان و آثار آنها است .

لأُتينّ . .. أطّلع الغيب أم اتّخذ عند الرحمن عهدًا

همزه در «أطّلع» - كه در اصل أإطّلع بوده - براى استفهام انكارى است و فاعل فعل ضميرى است كه به «الذى» در آيه قبل بازمى گردد. از اين رو مضمون آيه چنين مى شود: آيا آن كافرى كه مدعى شد كفر، موجب دستيابى به مال و فرزند است، بر غيب آگاهى يافته و يا عهدى از جانب خداوند دريافت كرده است؟! مراد از عهد، نوشته و يا بيانى است كه از ناحيه خداوند صادر گرديده باشد.

5- آثار عهد خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 87 - 9

9- تنها كسانى در قيامت مشمول شفاعت مى شوند كه در باره آن عهدى از جانب خداوند داشته باشند .

لايملكون الشفعة إلاّ من اتّخذ عند الرحمن عهدًا

دراين برداشت «الشفاعة»، مصدر مجهول معنا شده است; از اين رو «لايملكون الشفاعة»; يعنى، مالك شفاعت شدن نيستند.

6- آثار عهد شكنى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 154 - 3

3 - نقض ميثاق از سوى يهود ، سبب شد تا خداوند بر آنان خشم گيرد و كوه طور را بر سر آنان بالا برد .

و رفعنا فوقهم الطور بميثقهم

برداشت فوق بر اين اساس است كه نقض ميثاق و تصميم بر ادامه نقض ميثاق علت برافراشتن كوه طور باشد ; بنابراين جمله «و رفعنا . ..» يعنى بدان سبب كه پيمان الهى را شكستند و تصميم بر ادامه پيمان شكنى داشتند، به عنوان تهديد، كوه طور را بر سر آنان بالا برده و مسلط ساختيم.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 155 - 9

9 - يهود ، مورد نفرين و غضب خداوند به سبب پيمان شكنى ، انكار آيات الهى و كشتن پيامبران

فبما نقضهم ميثقهم . .. و قتلهم الأنبياء

برداشت فوق بر اين اساس است كه «بما نقضهم . ..» به قرينه آيات مشابه، متعلق به فعلى محذوف همانند «لعناهم» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 56 - 4

4 - يهوديان مدينه در عصر بعثت نمونه پست ترين جنبندگان به سبب اصرارشان بر كفر و از ميان بردن زمينه هاى ايمان در خويش و شكستن پيمانها

إن شر الدواب عنداللّه الذين كفروا . .. الذين عهدت منهم ثم ينقضون عهدهم

7- آثار عهد شكنى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 64 - 6

6 - بنى اسرائيل بر اثر شكستن پيمان الهى ، در آستانه زيانكارى و تباه كردن هستى خويش ، قرار گرفتند .

فلولا فضل اللّه عليكم و رحمته لكنتم من الخسرين

8- آثار وفاى به عهد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 40 - 14

14 - وفاى خداوند به عهدى كه انسان ها در نزد خدا دارند ، مشروط به پايبندى آنان به عهد هاى الهى است .

و أوفوا بعهدى أوف بعهدكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 76 - 10

10 - اهل كتاب چنانچه وفاى به عهد نمايند و تقوا پيشه كنند ، محبوب خدا هستند .

و من اهل الكتاب . .. بلى من اوفى بعهده و اتقى فانّ اللّه يحب المتّقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 22 - 19

19- وفاداران به عهد هاى الهى و برقرار كنندگان پيوندهايى كه خدا به آنها فرمان داده ، از فرجامى نيك بهره مند خواهند شد .

الذين يوفون بعهد الله . .. والذين يصلون ما أمرالله به أن يوصل ... أُولئك لهم عق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 96 - 6

6- پايبندى به تعهدات و پيمان ها ، موجب برخوردارى از پاداش هاى برتر الهى است .

و لاتشتروا بعهد الله ثمنًا قليلاً . .. و لنجزينّ الذين صبروا أجرهم بأحسن ما كانو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 55 - 9

9- وفاى به وعده و امر به معروف ، زمينه ساز رضايت خداوند است .

إنّه كان صادق الوعد . .. و كان يأمر أهله بالصلوة والزكوة و كان عند ربّه مرضيًّا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 8 - 1

1 - دستيابى به رستگارى اخروى ، در گرو داشتن خصلت امانت دارى و پايبندى به عهد و پيمان

قدأفلح المؤمنون. ..والذين هم لأمن-تهموعهدهم رعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 10 - 3

3 - خشوع در نماز ، اجتناب از لغو ( گفتاربيهوده و كردار عبث ) ، پرداخت زكات ، عفت و پاك دامنى ، امانت دارى ، پايبندى به عهد و پيمان و اهميت دادن به نماز و انجام به موقع آن ، تضمين كننده رستگارى اخروى و دستيابى مؤمنان به بهشت

قد أفلح المؤمنون . الذين هم ... أُولئك هم الورثون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 10 - 12

12 - صلح حديبيه و فتح مكه ، پاداش بزرگ الهى به ثابت قدمان بر پيمان با پيامبر (صلی الله علیه و آله) *

و من أوفى . .. فسيؤتيه أجرًا عظيمًا

با توجّه به اين كه پيمان ياد شده، قبل از انعقاد صلح حديبيه صورت گرفته است; احتمال مى رود كه نويد «فسيؤتيه. ..» بر صلح حديبيه و فتح مكه منطبق شود كه پس از اين پيمان رخ داده است; زيرا اگر آن بيعت و پايدارى نبود، نوبت به چنان پيروزى هايى نمى رسيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 19 - 7

7 - صلح حديبيه و فتح خيبر ، در پى وفادارى مؤمنان ، نمودى از عزت و حكمت خداوند

و أثبهم فتحًا قريبًا . و مغانم كثيرة ... و كان اللّه عزيزًا حكيمًا

از ارتباط «كان اللّه. ..» با آيه قبل، مطلب بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 35 - 5

5 - پاكدامنى ، رعايت امانت ، وفاى به عهد ، اداى شهادت و مراقبت از نماز ، از موجبات ورود به بهشت

و الذين هم لفروجهم حفظون . .. و الذين هم لأمن-تهم و عهدهم رعون . و الذين هم بش

9- آداب عهد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 69 - 6

6- در تعهّد ها و تضمين انجام كارى در آينده ، همواره ، بايد متذكّر مشيّت الهى بود .

ستجدنى إن شاء اللّه صابرًا و لا أعصى لك أمرًا

10- احكام عهد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 1 - 1

1 - وجوب وفا به تمامى عقد ها و پيمان ها ( فردى ، اجتماعى ، بين المللى و پيمان هاى الهى )

يايها الذين ءامنوا اوفوا بالعقود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 63 - 10

10 - جواز پيمان بستن با خداوند

لئن أنجنا . .. لنكونن

نقل پيمان بستن مشركان با خداوند و مردود ندانستن آن، دليل جواز آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 72 - 18

18 - پيمان بستن با كافران ( پيمان عدم تعرض و . . . ) امرى جايز و پايبندى به آن واجب است .

إلا على قوم بينكم و بينهم ميثق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 114 - 5

5 - وفاى به عهد ، واجب است .

إلا عن موعدة وعدها إياه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 66 - 7،8،9،12

7- هنگام سوگند ياد كردن و پيمان بستن با خدا ، شايسته است صورت ناتوانى از پايبند بودن به پيمان و سوگند استثنا شود .

لتأتنّنى به إلاّ أن يحاط بكم

كردن و پيمان بستن با خدا، شايسته است صورت ناتوانى از پايبند بودن به پيمان و سوگند استثنا شود.

8- وفا نكردن به عهد و قسم در صورت استثناى موارد عذر و ناتوانى ، پيامدى ( عقوبت ، كفاره و . . . ) نخواهد داشت .

لتأتنّنى به إلاّ أن يحاط بكم . .. قال الله على ما نقول وكيل

9- استطاعت شرط لزوم وفا به عهد ، قسم و تكاليف الهى است .

إلاّ أن يحاط بكم

12- لزوم پايبندى به عهد و قسم و عمل به مقتضاى آن

حتى تؤتون موثقًا من الله لتأتنّنى به

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 20 - 4

4- حرمت شكستن پيمان ها و عهد ها ( پيمانهايى كه خدا با انسان دارد ، پيمانهايى كه آدمى با خدا دارد و پيمانهايى كه انسان ها با يكديگر دارند )

و لاينقضون الميثق

«ميثاق» به معناى عهد و پيمان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 91 - 1،2

1- وجوب پايبندى انسان ، به عهد ها و ميثاق هاى خود با خداوند

و أوفوا بعهد الله إذا عهدتّم

2- عهد بستن انسان با خدا ، امرى مشروع و مورد پذيرش دين

و أوفوا بعهد الله إذا عهدتّم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 92 - 6،7

6- نقض عهد و پيمان با ديگران ، هر چند سود فراوان داشته باشد ، حرام است .

و لاتكونوا . .. تتّخذون أيمنكم دخلاً بينكم أن تكون أُمّة هى أربى من أُمّة

7- شكستن پيمان با گروهى به خاطر پيمان بستن با گروهى نيرومندتر ، حرام و به دور از خرد است .

و لاتكونوا . .. تتّخذون أيمنكم دخلاً بينكم أن تكون أُمّة هى أربى من أُمّة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 34 - 15

15- وفاى به عهد و پيمان ، لازم و واجب است .

و أوفوا بالعهد

11- احكامعهد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 25 - 2،3

2- حرمت شكستن عهد ها و پيمانهايى كه خداوند برعهده انسان ها قرار داده است .

والذين ينقضون عهد الله . .. أُولئك لهم اللعنة و لهم سوء الدار

3- حرمت شكستن پيمانهايى كه آدميان با خدا دارند .

و الذين ينقضون عهد الله

12- ادعاى عهد با خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 78 - 2

2- كسى كه كفرورزى را مايه فراوانى مال و اولاد مى داند ، مانند كسى سخن گفته است كه يا به غيب آگاه شده و يا از خداوند پيمان گرفته است .

كفر بأيتنا و قال . .. أطّلع الغيب أم اتّخذ عندالرحمن عهدًا

13- ارزش وفاى به عهد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 1 - 4

4 - ارزش و اهميت تعهد ها و پيمان ها ، و وفاى به آن

يايها الذين ءامنوا اوفوا بالعقود

خطاب مستقيم خداوند به مؤمنان و سپس فرمان به پايبندى به تعهدها و قراردادها، حاكى از اهميت و ارزش آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 54 - 6

6- صداقت در وعده ، خصلتى نيكو و بسيار ارزشمند است .

واذكر فى الكتب . .. إنّه كان صادق الوعد

ستودن اسماعيل به «صادق الوعد» بودن علاوه بر تمجيد از موصوف، تمجيد از وصف نيز به شمار مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 37 - 6

6 - وفاى به عهد الهى ، ملاك ارزش و تعالى بخش انسان

و إبرهيم الذى وفّى

14- امتحان با وفاى به عهد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 92 - 10

10- دستور خداوند به رعايت پيمان ها و سوگند ها و پرهيز از نقض عهد و سوگندشكنى ، تنها براى آزمايش انسان است .

و أوفوا بعهد الله . .. و لاتكونوا ... تتّخذون أيمنكم دخلاً بينكم ... إنما يبلوك

15- انتظار وفاى به عهد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 23 - 8،9

8 - برخى از صاحبان عهد با خدا ، از مسلمانان مدينه ، در انتظار فرا رسيدن فرصتى مناسب براى عمل به عهد خويش بودند .

من المؤمنين رجال صدقوا ما عهدوا اللّه عليه . .. و منهم من ينتظر

9 - بعضى از مؤمنانِ صاحب عهد با خدا ، در انتظار فرا رسيدن موقعيتى مناسب ، براى عمل كردن به آن عهدند .

من المؤمنين رجال صدقوا ما عهدوا اللّه . .. و منهم من ينتظر

16- اهتمام لاوى به عهد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 80 - 7،8

7- فرزند بزرگ يعقوب ، بازگشت كاروان بدون همراه داشتن بنيامين را تخلف از عهد و سوگند پيشين خود و برادرانش خواند .

قال كبيرهم ألم تعلموا أن أباكم قد أخذ عليكم موثقًا من الله

لاوى با تفريع جمله «فلن أبرح . ..» بر «ألم تعلموا أن أباكم قد أخذ عليكم موثقًا» بيان داشت كه: با توجه به عهد و پيمانمان با يعقوب(ع)، سزاوار نيست بدون همراه داشتن بنيامين باز گرديم [اگر شما تصميم به بازگشت داريد خود مى دانيد]، ولى من باز نخواهم گشت.

8- فرزند ارشد يعقوب نسبت به ديگر برادرانش ، متعهدتر و به عهد و پيمان خويش پايبندتر بود .

قال كبيرهم ألم تعلموا أن أباكم قد أخذ عليكم موثقًا من الله . .. فلن أبرح الأرض

17- اهميت عهد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 1 - 2

2 - مسؤوليت انسان در برابر عهد ها و پيمان هاى خويش

يايها الذين ءامنوا اوفوا بالعقود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 92 - 9

9- سوگند و پيمان ، ارزشى است كه نبايد در معاملات مادى تحت الشعاع قرار گيرد .

دخلاً بينكم أن تكون أُمّة هى أربى من أُمّة

18- اهميت وفاى به عهد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 27 - 2،3

2 - ضرورت پايبندى به عهد ها و پيمانهايى كه خداوند بر عهده انسان ها قرار داده است .

الذين ينقضون عهد اللّه

3 - ضرورت وفا كردن به پيمانهايى كه آدمى با خدا مى بندد .

الذين ينقضون عهد اللّه من بعد ميثقه

برداشت فوق بر اين اساس است كه: مراد از «عهد اللّه» تعهداتى باشد كه انسان با سوگند و مانند آن، رعايت آنها را بر خود لازم كرده است. «ميثاق» مصدر و به معناى استحكام بخشيدن است. ضمير «ميثاقه» به «عهد» بر مى گردد; يعنى، بعد از آنكه عهد خويش را محكم كرده و بر وفادارى به آن تأكيد كرده اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 40 - 13

13 - ضرورت پايبندى به عهدهايى كه خداوند با آدميان دارد .

أوفوا بعهدى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 64 - 3

3 - ضرورت پايبندى به پيمانهايى كه خداوند با انسان ها دارد .

ثم توليتم من بعد ذلك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 100 - 4

4 - ضرورت پايبندى به عهد ها و پيمان هاى الهى

أو كلما عهدوا عهداً نبذه فريق منهم

سرزنش و توبيخ خداوند از عهد شكنان، دلالت بر ضرورت و وجوب پايبندى به عهدها و پيمانها مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 21 - 10

10 - برانگيختن وجدان انسانى از روش هاى قرآن براى ايجاد تعهد نسبت به رعايت پيمان هاى زناشويى

و كيف تأخذونه . .. و اخذن منكم ميثاقاً غليظاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 90 - 3

3 - لزوم وفادارى جامعه اسلامى به همپيمان ها و معاهده هاى بين المللى خود

الّا الّذين يصلون الى قوم بينكم و بينهم ميثاق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 92 - 17

17 - اهتمام اسلام به رعايت عهد و پيمان و لزوم پيشگيرى از زمينه هاى نقض آن *

و ان كان من قوم بينكم و بينهم ميثاق فدية مسلّمة الى اهله و تحرير رقبة مؤمنة

از تقديم حكم ديه بر آزادسازى برده در مورد كافران همپيمان (با آنكه در مورد مسلمانان آن را در رتبه دوّم قرار داد)، احتمالا چنين برمى آيد كه پرداخت ديه در رعايت و حفظ پيمان مؤثر است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 1 - 4

4 - ارزش و اهميت تعهد ها و پيمان ها ، و وفاى به آن

يايها الذين ءامنوا اوفوا بالعقود

خطاب مستقيم خداوند به مؤمنان و سپس فرمان به پايبندى به تعهدها و قراردادها، حاكى از اهميت و ارزش آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 12 - 11

11 - امداد هاى خاص خداوند به بندگان ، مشروط به وفادارى آنان نسبت به پيمان هاى اوست . *

لقد اخذ اللّه ميثق بنى اسرءيل . .. و قال اللّه انى معكم

عطف جمله «قال اللّه» بر «لقد اخذ اللّه»، مى رساند كه امداد خاص خداوند در صورت تعهد به پيمان اوست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 135 - 6

6 - خداوند با برطرف سازى عذاب از فرعونيان براى وفاى آنان به عهد هاى خويش مهلتى را تعيين كرد .

فلما كشفنا عنهم الرجز إلى أجل

«إلى أجل» متعلق به «كشفنا» است ; يعنى ما عذاب را برطرف كرديم، ولى نه براى هميشه، بلكه براى مدتى محدود. گفتنى است كه متعلق شدن «إلى أجل» به «كشفنا» به اعتبار استمرار كشف است نه تحقق آن ; زيرا تحقق كشف عذاب داراى مهلت نبوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 72 - 15،17

15 - مسلمانان نبايد حتى به خاطر دفاع از مؤمنانى كه مورد هجوم كافران قرار گرفتند پيمان خويش را با آن كافران ناديده انگارند و آن را نقض كنند .

فعليكم النصر إلا على قوم بينكم و بينهم ميثق

17 - اهميت ويژه پايبندى به پيمان ، حتى در صورت كافر بودن طرف مقابل

فعليكم النصر إلا على قوم بينكم و بينهم ميثق

هر چند مراد از «ميثق» در آيه شريفه پيمان متاركه جنگ است، ولى روشن است كه پيمان متاركه جنگ خصوصيتى ندارد. بنابراين مى توان آيه شريفه را در همه پيمانهاى مجاز، سارى و جارى دانست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 66 - 12،17

12- لزوم پايبندى به عهد و قسم و عمل به مقتضاى آن

حتى تؤتون موثقًا من الله لتأتنّنى به

17- يعقوب ( ع ) براى واداشتن فرزندانش به پايبندى به سوگند و پيمانشان ، آنان را متوجه نظارت و شهادت خدا كرد .

الله على ما نقول وكيل

از جمله «الله . ..» در صورتى كه آن را جمله اى خبرى بدانيم ، برداشت فوق استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 20 - 2،3

2- ضرورت پايبندى به عهد ها و پيمانهايى كه خداوند بر عهده انسان ها قرار داده است .

الذين يوفون بعهد الله

از آن جايى كه در مقابل وفا كنندگان به عهدهاى الهى ، نقض كنندگان قرار داده شده است و آنان به لعنت خدا و فرجام ناگوار تهديد شده اند (آيه 25) معلوم مى شود وفاى به عهد لازم و ضرورى است.

3- ضرورت وفا كردن به پيمانهايى كه آدمى با خدا دارد .

الذين يوفون بعهد الله

برداشت فوق ، مبتنى بر اين است كه مقصود از «عهد الله» تعهّداتى باشد كه انسانها با سوگند و مانند آن رعايت آنها را بر خود لازم كرده اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 25 - 7

7- كسانى كه به پيمان هاى الهى پايبند نباشند ، به لعنت خدا و دورى از رحمت او گرفتار خواهند شد .

والذين ينقضون عهد الله . .. أُولئك لهم اللعنة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 92 - 5،8،14

5- عمل به مفاد سوگند و پيمان ، امرى لازم و از اصول مهم در روابط اجتماعى است .

و لاتكونوا كالتى نقضت غزلها . .. تتّخذون أيمنكم دخلاً بينكم

8- اهل پيمان ، با مشاهده ضعف در طرف مقابل ، نبايد به پيمان شكنى روى آورند .

تتّخذون أيمنكم دخلاً بينكم أن تكون أُمّة هى أربى من أُمّة

14- هشدار خداوند به نقض كنندگان عهد و سوگندشكنان ، مبنى بر مؤاخذه شدن آنان در قيامت

و أوفوا بعهد الله . .. تتّخذون أيمنكم دخلاً ... و ليبيّننّ لكم يوم القيمة ما ك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 95 - 2

2- متاع دنيا ، هر چند به ظاهر بزرگ و بسيار باشد ، در قبال ضرر و زيان نقض عهد و پيمان الهى ، ناچيز و بى ارزش است .

و لاتشتروا بعهد الله ثمنًا قليلاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 34 - 16

16- انسان ، در قبال عهد و پيمان خويش مسؤول است .

إن العهد كان مسئولاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 8 - 3

3 - امانت دارى و پايبندى به پيمان ، توصيه خدا به اهل ايمان

قد أفلح المؤمنون . .. و الذين هم لأمن-تهم و عهدهم رعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 23 - 12

12 - وفادار ماندن بر پيمان با خدا و تغيير ندادن آن ، امرى بس شايسته و سزاوار تمجيد است .

من المؤمنين رجال صدقوا ما عهدوا اللّه عليه فمنهم من قضى نحبه و منهم من ينتظر و

19- بنى اسرائيل و عهد خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 70 - 10

10 - بى اعتنايى بنى اسرائيل به پيمان خداوند ، با تكذيب رسولان الهى و كشتن آنان

لقد اخذنا ميثق بنى اسرءيل . .. فريقاً كذبوا و فريقاً يقتلون

20- پاداش وفاداران به عهد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 95 - 8

8- وفا كنندگان به عهد الهى ، داراى پاداشى محفوظ نزد خداوند

و لاتشتروا بعهد الله . .. إنما عند الله هو خير لكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 24 - 2

2 - خداوند ، مؤمنان وفادار به عهد خود را پاداش خواهد داد .

رجال صدقوا ما عهدوا اللّه عليه . .. ليجزى اللّه الصدقين بصدقهم

21- پاداش وفاى به عهد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 12 - 28

28 - عمل كنندگان به ميثاق و فرمان هاى الهى ; هر يك بهره مند از بهشتى خاص هستند .

لقد اخذ اللّه ميثق . .. لئن اقمتم الصلوة ... لادخلنكم جنت

بهره گيرى عمل كنندگان به فرمانهاى الهى از بهشتهاى متعدد (جنت)، مى تواند به اين صورت باشد كه هر كس به بهشت مخصوص خويش راه مى يابد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 23 - 2

2- بهشت عدن ، پاداش وفا كردن به پيمان هاى الهى ، نشكستن عهد ها و برقرار كردن پيوندهايى كه خدا به برقرارى آن امر كرده است .

الذين يوفون بعهد الله . .. أُولئك لهم عقبى الدار. جن-ّت عدن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 10 - 10

10 - پاداش عظيم الهى ، به وفاكنندگان به پيمان خويش با خداوند و پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و من أوفى . .. فسيؤتيه أجرًا عظيمًا

22- تشويق به وفاى به عهد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 10 - 11

11 - مؤمنان ، مورد تشويق خداوند ، براى پايدارى بر پيمان هاى الهى و دينى خويش

و من أوفى بما عهد عليه اللّه فسيؤتيه أجرًا عظيمًا

23- تصميم عمل به عهد خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 115 - 5

5 - عزم و تصميم جدى براى عمل به توصيه هاى خداوند ، خصلتى ارزشمند است .

و لقد عهدنا إلى ءادم . .. فنسى و لم نجد له عزمًا

تعبير «نيافتيم» به جاى «نبود»، گوياى آن است كه دراين موارد، وجود عزم، مطلوب و مورد انتظار است.

24- حتميت عهد خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 78 - 8

8- عهد خداوند ، تخلف ناپذير است .

أم اتّخذ عند الرحمن عهدًا

25- حُسن فرجام وفاداران به عهد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 22 - 19

19- وفاداران به عهد هاى الهى و برقرار كنندگان پيوندهايى كه خدا به آنها فرمان داده ، از فرجامى نيك بهره مند خواهند شد .

الذين يوفون بعهد الله . .. والذين يصلون ما أمرالله به أن يوصل ... أُولئك لهم عق

26- حقيقت عهد با خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 91 - 7

7- عهد بستن با خدا و سوگند خوردن به او ، در حقيقت ضامن و كفيل گرفتن خداوند بر خويش است .

و أوفوا بعهد الله . .. و قد جعلتم الله عليكم كفيلاً

27- درخواست وفاى به عهد از موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 58 - 8

8 - فرعون از موسى ( ع ) خواست به وى اطمينان دهد كه او نيز در ميعادگاه حاضر خواهد شد .

و لا أنت

28- ذكر عهد خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 83 - 9

9 - داستان پيمان گرفتن خداوند از بنى اسرائيل ، داستانى شايسته و بايسته به يادداشتن

و إذ أخذنا ميثق بنى إسرءيل

«إذ» مفعول براى فعل «أذكر» (ياد كن) است. فرمان خداوند به يادآورى، نشانه اهميت خاص موضوعى است كه بايد متذكر آن بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 7 - 11

11 - يادآورى نعمت ها و پيمان هاى الهى ، زمينه تقواپيشگى است . *

و اذكروا نعمة اللّه . .. و اتقوا اللّه

فرمان به يادآورى نعمتها و پيمانهاى الهى و سپس امر به تقوا، بيانگر آن است كه ياد نعمتها و پيمانهاى الهى، نقش مؤثرى در نيل به تقوا دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 7 - 1،9

1 - به يادآوردن پيمان گرفتن هاى سخت خداوند از پيامبران پيشين و از خود پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) ، از جمله فرمان هاى خداوند به پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله)

و إذا أخذنا من النبيّن ميثقهم و منك

«إذ» مفعول فعل مقدر «اُذكر» است. بنابراين، استفاده مى شود كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) بايد يادآور نكات و يا نكته اى كه در آيه آمده، باشد.

9 - پيمان گرفتن سخت خداوند از انبياى خود ، امرى شايسته ياد و يادآورى است .

و إذا أخذنا من النبيّن . .. و أخذنا منهم ميثقًا غليظًا

29- زمينه عهد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 154 - 13

13 - وجود زمينه هاى تخلف و پيمان شكنى در يهود

و أخذنا منهم ميثقاً غليظاً

30- زمينه عهد با خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 75 - 7

7 - روى آوردن انسان به درگاه خدا و بستن عهد با او ، به هنگام احساس نياز

و منهم من عهد اللّه لئن ءاتينا من فضله

31- زمينه وفاى به عهد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 40 - 16

16 - هراس از خدا و نترسيدن از غير او ، زمينه ساز پايبندى به عهد اوست .

أوفوا بعهدى . .. و إبى فارهبون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 7 - 10

10 - رعايت تقوا ، ضامن اجراى پيمان هاى الهى

و ميثقه الذى . .. و اتقوا اللّه

امر به تقوا پس از فرمان به يادآورى پيمانهاى الهى، مى تواند اشاره به اين حقيقت باشد كه داشتن تقوا و ترس از خدا، ضامن اجراى آن تعهدات و پيمانهاست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 34 - 18

18- توجه به مورد سؤال قرار گرفتن انسان در قبال تعهدات خويش ، زمينه ساز پايبندى بيشتر به آن است .

و أوفوا بالعهد إن العهد كان مسئولاً

از اينكه خداوند، پس از دستور به رعايت عهدها و معاهدات، فرموده است: «انسانها، در قبال آنها بازخواست خواهند شد» به دست مى آيد كه توجه دادن به اين نكته، خود نوعى ايجاد انگيزش براى رعايت آنهاست.

32- سوء استفاده از عهد با خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 95 - 1

1- سوداگرى با عهد و پيمان الهى و زير پا نهادن آن در برابر بهاى ناچيز دنيوى ، ممنوع و گناهى نابخشودنى است .

و لاتتخذوا أيمنكم دخلاً . .. و لكم عذاب عظيم . و لاتشتروا بعهد الله ثمنًا قليلا

ممنوعيت سوداگرى با عهد و پيمان الهى، از نهى «لاتشتروا» و بزرگ بودن گناه آن، از ذيل آيه قبل (و لكم عذاب عظيم) - كه به عذاب بزرگ تهديد شدند - استفاده مى شود.

33- شرايط وفاى به عهد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 66 - 9

9- استطاعت شرط لزوم وفا به عهد ، قسم و تكاليف الهى است .

إلاّ أن يحاط بكم

34- شرايط وفاى به عهد خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 112 - 17

17 - پايدارى مؤمنان بر اجرا و حفظ حدود الهى ، شرط خداوند در وفا نمودن به عهد خويش

و من أوفى بعهده من اللّه . .. التّئبون العبدون ... و بشّر المؤمنين

تأكيد بر اعمال فردى و اجتماعى و حفظ حدود الهى پس از بيان وفاى خداوند به عهد خويش، مى تواند مشعر به اين حقيقت باشد كه پاسدارى انسان از حدود الهى، شرط بهرهورى از وعده هاى خداوندى است.

35- شرايط وفاى عهد خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 40 - 8،14

8 - وفاى خدا به عهد خويش با بنى اسرائيل ، مشروط به پايبندى آنان به عهد هاى الهى است .

أوفوا بعهدى أوف بعهدكم

14 - وفاى خداوند به عهدى كه انسان ها در نزد خدا دارند ، مشروط به پايبندى آنان به عهد هاى الهى است .

و أوفوا بعهدى أوف بعهدكم

36- عجز در وفاى به عهد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 66 - 7،8

7- هنگام سوگند ياد كردن و پيمان بستن با خدا ، شايسته است صورت ناتوانى از پايبند بودن به پيمان و سوگند استثنا شود .

لتأتنّنى به إلاّ أن يحاط بكم

كردن و پيمان بستن با خدا، شايسته است صورت ناتوانى از پايبند بودن به پيمان و سوگند استثنا شود.

8- وفا نكردن به عهد و قسم در صورت استثناى موارد عذر و ناتوانى ، پيامدى ( عقوبت ، كفاره و . . . ) نخواهد داشت .

لتأتنّنى به إلاّ أن يحاط بكم . .. قال الله على ما نقول وكيل

37- عوامل عهد شكنى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 56 - 12

12 - جامعه يهود در عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، جامعه اى به دور از تقوا و پرهيزگارى *

و هم لايتقون

برداشت فوق بر اين اساس است كه متعلق «لايتقون»، اللّه باشد ; يعنى يهوديان ترسى از خداوند ندارند و تقواى الهى را رعايت نمى كنند.

38- عهد آدم(ع) با خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 189 - 13

13 - آدم ( ع ) و حوا در پيشگاه خداوند ملتزم شدند كه در صورت دارا شدن فرزندى سالم و شايسته همواره از سپاسگزاران وى باشند .

دعوا اللّه ربهما لئن ءاتيتنا صلحاً لنكونن من الشكرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 190 - 5

5 - آدم ( ع ) و حوا به عهد خويش با خدا ( سپاسگزارى از او در صورت اعطاى فرزند صالح ) وفا نكردند .

لنكونن من الشكرين. فلما ءاتيهما صلحاً جعلا له شركاء

39- عهد امت هاى پيشين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 102 - 3

3 - امت هاى گذشته با پيامبران خويش عهد بستند كه با مشاهده معجزه ، آنان را تصديق كرده و به حقايق و معارف الهى ايمان آورند .

و ما وجدنا لأكثرهم من عهد

با توجه به آنچه درباره مضاف إليه كلمه «قبل» در آيه پيشين گذشت، مى توان گفت مراد از «عهد» وعده ايمان و تصديق بوده است. يعنى امتها تعهد مى كردند كه با ديدن معجزه ايمان خواهند آورد، ولى اكثر آنان به عهد خويش وفا نكردند.

40- عهد انسان با خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 63 - 9

9 - آدمى در شدايد با خداوند يگانه پيمان مى بندد كه در صورت نجات سپاسگزار او باشد.

لئن أنجنا من هذه لنكونن من الشكرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 64 - 5

5 - آدمى پس از نجات از شدايد، على رغم پيمان عدم شرك و سپاسگزارى از خداوند، پيمان شكنى مى كند و مجدداً شرك مىورزد.

لئن أنجنا . .. قل الله ينجيكم ... ثم أنتم تشركون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 22 - 15

15 - انسان هاى ناسپاس ، به هنگام احساس خطر مرگ ( غرق شدن و . . . ) با خدا پيمان مؤكد مى بندند كه : اگر از آن ورطه نجات يابند ، هرگز گرد گناه نگردند و به جرگه بندگان شاكر و سپاسگزارش بپيوندند .

و ظنوا أنهم أحيط بهم دعوا اللّه . .. لئن أنجيتنا من هذه لنكوننّ من الشكرين

41- عهد انسان ها با خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 190 - 8

8 - انسان ها پس از نيايش به درگاه خدا و دستيابى به نياز ها و آرمان هاى خويش ، پيمان ها و تعهدات خويش را با خدا فراموش و آنها را نقض مى كنند .

لئن ءاتيتنا صلحاً . .. فلما ءاتيهما صلحاً جعلا له شركاء

42- عهد با انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 81 - 1،4،6،8،9،16،17

1 - پيمان الهى از پيامبران و پيروان آنان براى ايمان به پيامبر بعدى و يارى وى

و اذ اخذ اللّه ميثاق النّبيّن . .. ثم جاءكم رسول ... لتؤمننّ به و لتنصرنّه

«ميثاق النبيّن»، مى تواند ميثاقى باشد كه خدا از پيامبران گرفته و يا از مردم براى پيامبران گرفته است.

4 - پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) ، مأمور يادآورى ميثاق الهى از انبياى پيشين ، مبنى بر لزوم ايمان به پيامبران بعدى

و اذ اخذ اللّه ميثاق النّبيّن . .. لتؤمننّ به

بنابراينكه «اذ»، متعلق به «اذكر» باشد.

6 - وحدت امّت ها در پرتو پيروى از پيامبر واحد ، ميثاق الهى از انبيا

و اذ اخذ اللّه ميثاق النّبيّن . .. لتؤمننّ به و لتنصرنّه

لزوم ايمان و تبعيّت از پيامبر بعدى، بيانگر آن است كه در هر زمان، يك پيامبر محور بوده كه بر اساس پيروى از او، امّتها، متّحد خواهند شد.

8 - ميثاق الهى از انبيا ، قبل از دادن كتاب و حكمت به آنها

و اذ اخذ اللّه ميثاق النّبيّن لما اتيتكم من كتاب و حكمة

بنابراينكه «لما»، شرطيه باشد.

9 - ايمان به پيامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) و يارى كردن او ، ميثاقى الهى از انبياى گذشته و پيروان آنان

ثم جاءكم رسول مصدق لما معكم

بنابراين كه آيه، خطاب به اهل كتاب و مراد از «رسول»، پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) باشد.

16 - اعتراف انبيا و امت هاى گذشته نسبت به ميثاق الهى درباره ايمان و يارى كردن رسولان بعدى

قال ءاقررتم و اخذتم على ذلكم اصرى قالوا اقررنا

«ءاقررتم»، گرفتن اقرار از انبياست و «اخذتم»، گرفتن ميثاق از امّتهاست توسط پيامبران و «اقررنا»، اقرار همه انبيا و همه امّتهاست.

17 - دستور خداوند به پيامبران و امت هاى آنان ، به تحمل و اداى شهادت بر ميثاق گرفته شده از آنان

قالوا اقررنا قال فاشهدوا و انا معكم من الشاهدين

جمله «فاشهدوا . .. » مى تواند هم دلالت بر تحمل شهادت كند و هم بر اداى شهادت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 85 - 1

1 - پذيرش دين اسلام ، ميثاق خداوند از پيامبران و مردم

و اذ اخذ اللّه ميثاق النّبيّن . .. و من يبتغ غير الاسلام ديناً

بنابر اينكه مراد از «الاسلام»، شريعت پيامبر (صلی الله علیه و آله) باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 102 - 3

3 - امت هاى گذشته با پيامبران خويش عهد بستند كه با مشاهده معجزه ، آنان را تصديق كرده و به حقايق و معارف الهى ايمان آورند .

و ما وجدنا لأكثرهم من عهد

با توجه به آنچه درباره مضاف إليه كلمه «قبل» در آيه پيشين گذشت، مى توان گفت مراد از «عهد» وعده ايمان و تصديق بوده است. يعنى امتها تعهد مى كردند كه با ديدن معجزه ايمان خواهند آورد، ولى اكثر آنان به عهد خويش وفا نكردند.

43- عهد با بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 12 - 1،8،13

1 - ميثاق خداوند از بنى اسرائيل بر اطاعت كامل از فرامين او

و لقد اخذ اللّه ميثق بنى اسرءيل

به مقتضاى ارتباط اين آيه با آيه هفتم، معلوم مى شود كه خداوند از بنى اسرائيل نيز بر اطاعت كامل پيمان گرفته بود.

8 - پيمان الهى از بنى اسرائيل بر اقامه نماز ، پرداخت زكات ، ايمان به پيامبران و انفاق در راه خدا

و لقد اخذ اللّه ميثق بنى اسرءيل . .. و اقرضتم اللّه قرضاً حسناً

به نظر مى رسد از جمله موارد ميثاق و پيمان الهى با بنى اسرائيل، مسائلى است كه جمله «لئن اقمتم . ..» آن را بيان مى كند.

13 - ايمان به پيامبرانى كه بعد از موسى ( ع ) مبعوث خواهند شد ، از مواد پيمان نامه خداوند با بنى اسرائيل

لئن اقمتم الصلوة و ءاتيتم الزكوة و ءامنتم برسلى

تأخير ذكرى ايمان به پيامبران و يارى آنان از الزام به اقامه نماز و زكات، بيانگر اين معناست كه مراد از رسل، پيامبرانى هستند كه پس از موسى(ع) مبعوث مى شوند. زيرا در واقع، ايمان به آنها و يارى ايشان پس از اين است كه وجوب نماز و زكات به وسيله موسى(ع) به آنها ابلاغ شده است.

44- عهد با خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 27 - 3

3 - ضرورت وفا كردن به پيمانهايى كه آدمى با خدا مى بندد .

الذين ينقضون عهد اللّه من بعد ميثقه

برداشت فوق بر اين اساس است كه: مراد از «عهد اللّه» تعهداتى باشد كه انسان با سوگند و مانند آن، رعايت آنها را بر خود لازم كرده است. «ميثاق» مصدر و به معناى استحكام بخشيدن است. ضمير «ميثاقه» به «عهد» بر مى گردد; يعنى، بعد از آنكه عهد خويش را محكم كرده و بر وفادارى به آن تأكيد كرده اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 187 - 1،17

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور توجّه دادن عالمان اهل كتاب به ميثاقشان با خداوند

و اذ اخذ اللّه ميثاق الّذين اوتوا الكتب

17 - ناآگاهى عالمان اهل كتاب ( دين فروشان ) از ارزش والاى دين و تعهّد به پيمان هاى الهى

فنبذوه . .. و اشتروا به ثمناً قليلا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 63 - 10

10 - جواز پيمان بستن با خداوند

لئن أنجنا . .. لنكونن

نقل پيمان بستن مشركان با خداوند و مردود ندانستن آن، دليل جواز آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 152 - 18

18 - وجوب پايبندى به پيمانهايى كه آدمى با خدا دارد.

و بعهدالله أوفوا

برداشت فوق بر اين اساس است كه كلمه «عهد» اضافه به مفعولش شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 153 - 2

2 - نيكى به پدر و مادر، عدالت در داد و ستد، پايبند بودن به پيمانهاى الهى و به عدل سخن گفتن، راهى است راست براى حركت به سوى خدا.

و بالولدين إحسناً . .. و أن هذا صرطى مستقيماً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 87 - 11

11- « عن أبى عبداللّه : . . . قيل : يارسول اللّه (صلی الله علیه و آله) و كيف يوصى الميت عند الموت قال إذا حضرته الوفاة قال : . . . اللّهم إنّى أعهد إليك فى دارالدنيا أنّى أشهد أن لا إله إلاّ أنت وحدك لاشريك لك و أشهد أنّ محمداً عبدك و رسولك و أنّ الجنّة حق و أنّ النار حقّ و أنّ البعث حقّ . . . و أنّ الدين كما وصفت . . . و أنّ القرآن كما أنزلت . . . واجعل لى عهداً يوم ألقاك منشوراً . . . و تصديق هذه الوصية فى القرآن فى السورة التى يذكر فى ها مريم ( س ) فى قوله - عزّوجلّ - « لايملكون الشفاعة إلاّ من اتّخذ عند الرحمن عهداً » فهذا عهد الميت ;

از امام صادق(ع) روايت شده است:. .. به رسول خدا(صلی الله علیه و آله) گفته شد: انسان هنگام مرگ چگونه وصيت كند؟ فرمود: آن گاه كه مرگش مى رسد، بگويد:... خدايا من با تو در دنيا اين را عهد مى كنم كه شهادت مى دهم معبودى جز تو نيست تو يگانه اى و شريكى براى تو نيست و شهادت مى دهم كه محمد(صلی الله علیه و آله) بنده و رسول تو است و اين كه بهشت حق است و آتش حق است و برانگيخته شدن حق است ... و اين كه دين همان گونه است كه تو وصف كرده اى... و اين كه قرآن همان گونه است كه تو نازل كرده اى... [اين اقرار

را] براى من در روزى كه تو را ملاقات مى كنم عهدى سرگشاده قرار بده ... و گواه [بر لزوم] اين وصيت در قرآن در سوره اى است كه نام مريم(س) در آن ذكرمى شود در كلام خداى عزّوجلّ: «لايملكون الشفاعة إلاّ من اتّخذ عند الرحمن عهداً» اين عهد همان عهد ميت است».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 155 - 2

2 - لزوم پايبندى به پيمان هاى الهى

فبما نقضهم ميثقهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 7 - 6،8

6 - تعهد فطرى انسان با خداوند ، بر اطاعت كامل از او

و ميثقه الذى و اثقكم به اذ قلتم سمعنا و اطعنا

چون مخاطبان آيه، همه مسلمانان، بلكه همه انسانها تا روز قيامت هستند، مقصود از ميثاق، پيمانى است كه همه انسانها با خدا دارند و آن لزوم اطاعت از اوست كه فطرت و عقل هر انسانى بدان حكم مى كند.

8 - ميثاق با پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، ميثاق با خداست .

ميثقه الذى و اثقكم به

بنابر اينكه مراد از «ميثاق»، پيمانهاى رسول خدا با مسلمانان باشد و قرآن، اين پيمانها را پيمان الهى ناميده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 17 - 3

3 - ادعاى الوهيت براى مسيح ( ع ) ، مصداقى روشن از نقض پيمان مسيحيان با خدا

لقد كفر الذين قالوا إنّ اللّه هو المسيح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 75 - 1

1 - پيمان بستن برخى از منافقان صدر اسلام با خدا مبنى بر پرداخت زكات و صدقه و قرار گرفتن در صف صالحان ، در صورت برخوردارى از مال و فضل الهى

و منهم من عهد اللّه . .. و لنكوننّ من الصلحين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 76 - 1،4

1 - بخل ورزى منافقان از پرداخت صدقات به هنگام برخوردار شدن از مال و فضل الهى ، على رغم تهعدشان با خدا

و منهم من عهد اللّه . .. فلما ءاتيهم من فضله بخلوا به

4 - پيمان شكنى منافقان ، على رغم تعهد هاى مؤكدشان با خداوند

و منهم من عهد اللّه . ... فلما ءاتيهم من فضله بخلوا به

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 66 - 7،11،13

7- هنگام سوگند ياد كردن و پيمان بستن با خدا ، شايسته است صورت ناتوانى از پايبند بودن به پيمان و سوگند استثنا شود .

لتأتنّنى به إلاّ أن يحاط بكم

كردن و پيمان بستن با خدا، شايسته است صورت ناتوانى از پايبند بودن به پيمان و سوگند استثنا شود.

11- مشروعيت سوگند به خدا و پيمان بستن با او در اديان گذشته و لزوم پايبندى به آنها

حتى تؤتون موثقًا

13- فرزندان يعقوب سوگند ياد كردند و با خدا پيمان بستند كه در حد استطاعت ، از بنيامين مراقبت كنند و او را به نزد پدر باز گردانند .

حتى تؤتون موثقًا . .. فلما ءاتوه موثقهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 20 - 3

3- ضرورت وفا كردن به پيمانهايى كه آدمى با خدا دارد .

الذين يوفون بعهد الله

برداشت فوق ، مبتنى بر اين است كه مقصود از «عهد الله» تعهّداتى باشد كه انسانها با سوگند و مانند آن رعايت آنها را بر خود لازم كرده اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 23 - 2

2- بهشت عدن ، پاداش وفا كردن به پيمان هاى الهى ، نشكستن عهد ها و برقرار كردن پيوندهايى كه خدا به برقرارى آن امر كرده است .

الذين يوفون بعهد الله . .. أُولئك لهم عقبى الدار. جن-ّت عدن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 91 - 1

1- وجوب پايبندى انسان ، به عهد ها و ميثاق هاى خود با خداوند

و أوفوا بعهد الله إذا عهدتّم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 15 - 6

6 - همه عهد ها با خداوند ، قطعاً مورد حساب كشى خواهد بود .

و كان عهد اللّه مسئولاً

آوردن فعل ماضى براى بيان تحقق امرى كه در آينده خواهد بود، حكايت از وقوع قطعى آن مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 23 - 1،2،4،5،6،9،11،12

1 - برخى از مسلمانان مدينه ، بر سر پيمان خود با خداى خويش ، وفادار ماندند و از جهاد نگريختند .

من المؤمنين رجال صدقوا ما عهدوا اللّه عليه

به قرينه آيه پانزده - كه درباره عهد منافقان مبنى بر فرار نكردن از صحنه جنگ است - مراد از «ما عاهدوا» مى تواند عهد بستن بر فرار نكردن از جهاد باشد.

2 - مسلمانان مدينه ، با خدا ، عهد بسته بودند كه از جهاد و رويارويى با دشمن نگريزند .

من المؤمنين رجال صدقوا ما عهدوا اللّه عليه

4 - برخى از مؤمنان ، به عهد خويش با خداى خود ، وفادار مانده و بر آن پا مى فشارند .

من المؤمنين رجال صدقوا ما عهدوا اللّه عليه

5 - براى تصميم به انجام دادن عمل خوب و يا ترك امرى ناپسند ، خوب است كه آن تصميم ، به صورت عهدى با خداوند در ميان گذاشته شود .

من المؤمنين رجال صدقوا ما عهدوا اللّه عليه فمنهم من قضى نحبه

تعبير از تكليفى كه مؤمنان انجام دادند به «ما عاهدوا اللّه عليه» و نيز آوردن واژه «نحب» - كه به معناى «نذر» است - دلالت مى كند كه مؤمنان، براى انجام دادن تكليف شان، آن را به صورت عهدى با خدا در ميان گذاشتند و خداوند نيز از چنين كارى ستايش كرده است. اين، نشان مى دهد كه انجام دادن تكليف به صورت عهد بستن با خدا، امرى سزاوار و شايسته است.

6 - برخى از مسلمانان مدينه ، در عمل به عهد خود با خدا ، تا پاى جان پيش رفتند .

فمنهم من قضى نحبه

«نحب» در لغت، به معناى «نذر واجب» است (مفردات راغب). «قضى نحبه» كنايه از مرگ و يا كشته شدن است.

9 - بعضى از مؤمنانِ صاحب عهد با خدا ، در انتظار فرا رسيدن موقعيتى مناسب ، براى عمل كردن به آن عهدند .

من المؤمنين رجال صدقوا ما عهدوا اللّه . .. و منهم من ينتظر

11 - صاحبان عهد با خداوند ، از مسلمانان مدينه ، بر خلاف منافقانِ آن ديار ، هيچ گاه از زير بار عهد خود شانه خالى نكردند .

من المؤمنين رجال صدقوا ما عهدوا اللّه . .. و ما بدّلوا تبديلاً

12 - وفادار ماندن بر پيمان با خدا و تغيير ندادن آن ، امرى بس شايسته و سزاوار تمجيد است .

من المؤمنين رجال صدقوا ما عهدوا اللّه عليه فمنهم من قضى نحبه و منهم من ينتظر و

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 10 - 10،11

10 - پاداش عظيم الهى ، به وفاكنندگان به پيمان خويش با خداوند و پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و من أوفى . .. فسيؤتيه أجرًا عظيمًا

11 - مؤمنان ، مورد تشويق خداوند ، براى پايدارى بر پيمان هاى الهى و دينى خويش

و من أوفى بما عهد عليه اللّه فسيؤتيه أجرًا عظيمًا

45- عهد با عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 113 - 11

11 - تبليغ حقانيت رسالت عيسى ( ع ) ، پس از نزول مائده آسمانى ، تعهد و ميثاق حواريون با وى

قالوا . .. و نكون عليها من الشهدين

46- عهد با محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 7 - 7،8

7 - پيمان مؤمنان با پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، بر اطاعت كامل از وى

اذكروا . .. ميثقه الذى و اثقكم به اذ قلتم سمعنا و اطعنا

برخى برآنند كه مراد از «ميثاق» در اين آيه، به قرينه دو جمله «سمعنا و اطعنا»، پيمانهايى است كه رسول خدا(صلی الله علیه و آله) به هنگام بيعت عقبه و بيعت رضوان و . .. از مؤمنان گرفته است.

8 - ميثاق با پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، ميثاق با خداست .

ميثقه الذى و اثقكم به

بنابر اينكه مراد از «ميثاق»، پيمانهاى رسول خدا با مسلمانان باشد و قرآن، اين پيمانها را پيمان الهى ناميده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 10 - 10،12

10 - پاداش عظيم الهى ، به وفاكنندگان به پيمان خويش با خداوند و پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و من أوفى . .. فسيؤتيه أجرًا عظيمًا

12 - صلح حديبيه و فتح مكه ، پاداش بزرگ الهى به ثابت قدمان بر پيمان با پيامبر (صلی الله علیه و آله) *

و من أوفى . .. فسيؤتيه أجرًا عظيمًا

با توجّه به اين كه پيمان ياد شده، قبل از انعقاد صلح حديبيه صورت گرفته است; احتمال مى رود كه نويد «فسيؤتيه. ..» بر صلح حديبيه و فتح مكه منطبق شود كه پس از اين پيمان رخ داده است; زيرا اگر آن بيعت و پايدارى نبود، نوبت به چنان پيروزى هايى نمى رسيد.

47- عهد با مسيحيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 14 - 1

1 - ميثاق الهى با مدعيان نصرانيت ( مسيحيان )

و من الذين قالوا إنّا نصرى اخذنا ميثقهم

48- عهد با مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 7 - 4

4 - اطاعت مطلق از خداوند ، پيمان الهى از مؤمنان

و اذكروا . .. ميثقه الذى و اثقكم به اذ قلتم سمعنا و اطعنا

49- عهد با يوسف(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 61 - 5،6

5- برادران يوسف ، با او عهد كردند كه بنيامين را در نوبت بعد به حضور وى بياورند .

سنرود عنه أباه و إنا لفعلون

6- برادران يوسف ، با او عهد كردند كه پدرشان يعقوب ( ع ) را براى روانه ساختن بنيامين متقاعد كنند .

قالوا سنرود عنه أباه و إنا لفعلون

«مراوده» (مصدرنراود) به معناى درخواست با لطف و مداراست و «عنه» دلالت به مورد درخواست دارد. و مفاد «سنرود ...» چنين است، همانا با ملاطفت و مدارا از پدرش (پدر بنيامين) خواهيم خواست كه وى را در سفر آينده با ما همراه سازد.

50- عهد باكافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 56 - 8،9

8 - رهبران جامعه اسلامى مجاز در پيمان بستن با جوامع كفرپيشه

الذين عهدت منهم ثم ينقضون

9 - نقض پيمان هاى گذشته از سوى جوامع كفرپيشه ، مانع جواز معاهده جديد نخواهد شد .

الذين عهدت منهم ثم ينقضون عهدهم فى كل مرة

51- عهد برادران يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 61 - 5،6

5- برادران يوسف ، با او عهد كردند كه بنيامين را در نوبت بعد به حضور وى بياورند .

سنرود عنه أباه و إنا لفعلون

6- برادران يوسف ، با او عهد كردند كه پدرشان يعقوب ( ع ) را براى روانه ساختن بنيامين متقاعد كنند .

قالوا سنرود عنه أباه و إنا لفعلون

«مراوده» (مصدرنراود) به معناى درخواست با لطف و مداراست و «عنه» دلالت به مورد درخواست دارد. و مفاد «سنرود ...» چنين است، همانا با ملاطفت و مدارا از پدرش (پدر بنيامين) خواهيم خواست كه وى را در سفر آينده با ما همراه سازد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 63 - 4

4- فرزندان يعقوب بر حفاظت از بنيامين ، در طول سفرشان به مصر متعهّد شدند و بر آن تأكيد كردند .

فأرسل معنا أخانا نكتل و إنا له لحفظون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 65 - 11

11- تعهد مجدد و محبت آميز فرزندان يعقوب براى حفاظت از برادرشان بنيامين در سفر به مصر

نمير أهلنا و نحفظ أخانا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 66 - 2،13

2- يعقوب ( ع ) روانه ساختن بنيامين به سفر مصر را ، منوط به آن دانست كه فرزندانش وثيقه اى الهى بسپارند ( با خدا پيمان ببندند و به نام او سوگند ياد كنند ) .

لن أُرسله معكم حتى تؤتون موثقًا من الله

«موثق» به معناى عهد و پيمان است كه به دليل «لام» قسم در «لتأتنّنى» عهد و پيمانى است همراه با سوگند. «من الله» بيانگر اين است كه بايد سوگند به نام خدا و پيمان و عهد با او باشد. آوردن سوگند و پيمان (حتى تؤتون موثقًا) ; يعنى، سوگند ياد كردن و پيمان بستن.

13- فرزندان يعقوب سوگند ياد كردند و با خدا پيمان بستند كه در حد استطاعت ، از بنيامين مراقبت كنند و او را به نزد پدر باز گردانند .

حتى تؤتون موثقًا . .. فلما ءاتوه موثقهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 80 - 3

3- فرزندان يعقوب بر باز گرداندن بنيامين از سفر مصر ، با پدرشان يعقوب پيمان بسته و سوگند ياد كرده بودند .

أن أباكم قد أخذ عليكم موثقًا من الله

52- عهد بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 13 - 24

24 - تنها گروهى اندك از بنى اسرائيل ، وفادار به پيمان هاى الهى ، وارسته از تحريفگرى و خيانت و پايبند به دستورات خداوند

فبما نقضهم ميثقهم . .. و لاتزال تطلع على خائنة منهم إلاّ قليلا

«الا قليلا» استثناء از تمامى صفاتى است كه درباره بنى اسرائيل بيان شد.

53- عهد بنى اسرائيل با خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 40 - 5،8

5 - وجود پيمان و عهدى متقابل ميان خداوند و بنى اسرائيل

أوفوا بعهدى أوف بعهدكم

«عهدى»; يعنى، پيمان و التزامى كه خداوند بر عهده مردمان نهاده است و مراد از «عهدكم» وعده هايى است كه خداوند به بندگان خويش داده و خود را به انجام آنها ملتزم دانسته است.

8 - وفاى خدا به عهد خويش با بنى اسرائيل ، مشروط به پايبندى آنان به عهد هاى الهى است .

أوفوا بعهدى أوف بعهدكم

54- عهد جايز

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 63 - 10

10 - جواز پيمان بستن با خداوند

لئن أنجنا . .. لنكونن

نقل پيمان بستن مشركان با خداوند و مردود ندانستن آن، دليل جواز آن است.

55- عهد حوا با خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 189 - 13

13 - آدم ( ع ) و حوا در پيشگاه خداوند ملتزم شدند كه در صورت دارا شدن فرزندى سالم و شايسته همواره از سپاسگزاران وى باشند .

دعوا اللّه ربهما لئن ءاتيتنا صلحاً لنكونن من الشكرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 190 - 5

5 - آدم ( ع ) و حوا به عهد خويش با خدا ( سپاسگزارى از او در صورت اعطاى فرزند صالح ) وفا نكردند .

لنكونن من الشكرين. فلما ءاتيهما صلحاً جعلا له شركاء

56- عهد حواريون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 113 - 11

11 - تبليغ حقانيت رسالت عيسى ( ع ) ، پس از نزول مائده آسمانى ، تعهد و ميثاق حواريون با وى

قالوا . .. و نكون عليها من الشهدين

57- عهد خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 27 - 1،2

1 - خداوند ، انسان ها را به عهد ها و پيمانهايى ملزم ساخته است .

الذين ينقضون عهد اللّه من بعد ميثقه

«عهد» به معناى پيمان است و مراد از عهد اللّه (پيمان خدا) مى تواند وظايف و تكاليفى باشد كه خداوند آنها را بر دوش انسانها گذاشته است. همچنين مراد از آن مى تواند تعهداتى باشد كه آدمى خويشتن را ملتزم به رعايت آنها كرده و به گونه اى - همانند سوگند به خدا - آنها رابه خداوند مرتبط كرده است. برداشت فوق مبتنى بر احتمال اول است.

2 - ضرورت پايبندى به عهد ها و پيمانهايى كه خداوند بر عهده انسان ها قرار داده است .

الذين ينقضون عهد اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 40 - 5،7،8،13،14

5 - وجود پيمان و عهدى متقابل ميان خداوند و بنى اسرائيل

أوفوا بعهدى أوف بعهدكم

«عهدى»; يعنى، پيمان و التزامى كه خداوند بر عهده مردمان نهاده است و مراد از «عهدكم» وعده هايى است كه خداوند به بندگان خويش داده و خود را به انجام آنها ملتزم دانسته است.

7 - بنى اسرائيل زمان پيامبر (صلی الله علیه و آله) آگاه به عهد و پيمانى كه خداوند با آنان داشت .

أوفوا بعهدى أوف بعهدكم

8 - وفاى خدا به عهد خويش با بنى اسرائيل ، مشروط به پايبندى آنان به عهد هاى الهى است .

أوفوا بعهدى أوف بعهدكم

13 - ضرورت پايبندى به عهدهايى كه خداوند با آدميان دارد .

أوفوا بعهدى

14 - وفاى خداوند به عهدى كه انسان ها در نزد خدا دارند ، مشروط به پايبندى آنان به عهد هاى الهى است .

و أوفوا بعهدى أوف بعهدكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 41 - 3

3 - ايمان به قرآن و كافر نشدن به آن ، از عهد هاى خدا با بنى اسرائيل

أوفوا بعهدى . .. و ءامنوا بما أنزلت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 42 - 1

1 - خداوند از بنى اسرائيل خواست تا حق و باطل را به هم نياميخته و با ارائه باطل ها ، حق را بر مردم مشتبه نكنند .

و لاتلبسوا الحق بالبطل

«لبس» (مصدر لاتلبسوا) به معناى: آميختن و نيز مشتبه كردن است. بر اساس معناى اول «باء» در «بالباطل» براى تعديه و بر اساس معناى دوم «با»ى استعانت خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 45 - 4

4 - صبر و نماز وسايلى كارساز براى موفقيت در انجام دستور هاى خدا ( ايمان به قرآن ، وفا به عهد هاى الهى و . . . )

أوفوا بعهدى . .. و استعينوا بالصبر و الصلوة

با توجه به آيه هاى قبل مى توان گفت: متعلق «استعينوا» فرامينى است كه در آن آيه ها بيان شد; يعنى: واستعينوا على ما امرتكم به و نهيتكم عنه بالصبر و الصلاة.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 63 - 1

1 - خداوند ، براى فراگيرى تورات و عمل به دستورات آن از بنى اسرائيل پيمان گرفت .

و إذ أخذنا ميثقكم . .. خذوا ما ءاتينكم

«ميثاق» به معناى پيمان مؤكد است و جمله «خذوا . ..» بيانگر مورد پيمان مى باشد. گرفتن كتابهاى آسمانى (خذوا ما آتيناكم)

به اين معناست كه: پذيرفته شوند و به احكام آنها عمل گردد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 93 - 1،3،8،11

1 - خداوند ، براى پذيرش تورات و عمل به دستورات آن از بنى اسرائيل پيمان گرفت .

و إذ أخذنا ميثقكم . .. خذوا ما ءاتينكم بقوة

ميثاق به معناى پيمان مؤكد است و جمله «خذوا . ..» بيانگر مورد ميثاق مى باشد. گرفتن كتابهاى آسمانى (خذوا ...) به اين است كه پذيرفته شود و به احكام آن عمل گردد.

3 - پذيرش ميثاق الهى ، هدف از بر افراشتن كوه طور بر سر بنى اسرائيل بود .

و إذ أخذنا ميثقكم و رفعنا فوقكم الطور

وقوع جمله «رفعنا . ..» در ميان جمله هاى «أخذنا ميثاقكم» و «خذوا ما اتيناكم» و بيان نكردن هدف و غايتى براى برافراشتن كوه مى نماياند كه: همان پذيرش ميثاق و اطاعت از فرمان الهى (خذوا ...) هدف و غايت بر افراشتن كوه باشد. (اقتباس از الميزان)

8 - پذيرش تعاليم و برنامه هاى كتاب هاى آسمانى و عمل به آنها ، از پيمان هاى خداوند با بندگان است .

و إذ أخذنا ميثقكم . .. خذوا ما ءاتينكم بقوة

11 - فهميدن فرمان هاى خدا و موسى ( ع ) و به كار بستن آن فرمان ها ، از پيمان هاى خدا با بنى اسرائيل

و إذ أخذنا ميثقكم . .. واسمعوا

چون جمله «سمعنا و عصينا» (گوش سپرديم و سرپيچى كرديم) در جواب «اسمعوا» (گوش بسپاريد) قرار گرفته است، معلوم مى شود مراد از گوش سپارى (اسمعوا) فهميدن و اطاعت كردن است. متعلق «اسمعوا» به قرينه مقام، فرمانهاى خدا و دستورات موسى(ع) مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 124 - 11

11 - امامت ، عهد و منصبى است والا و الهى و عطا كننده آن خداوند است .

إنى جاعلك للناس إماماً . .. لاينال عهدى الظلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 125 - 15

15 - فرمان هاى خدا به انسان ها ، عهد او با آنان است .

عهدنا إلى إبرهيم و إسمعيل أن طهرا بيتى

تعبير كردن از دستور و فرمان با فعل «عهدنا» گوياى برداشت فوق است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 77 -

3،4،5،6،7،8،9،11،12،14،15،16،17،18،20

3 - امانتدارى و حقوق اجتماعى ، عهد الهى است . *

و منهم من ان تأمنه بدينار لا يؤدّه اليك . .. انّ الّذين يشترون بعهد اللّه

4 - عالمان يهود ، داراى اهداف دنيوى در كتمان و تحريف عهد خدا ( حقايق مربوط به پيامبر (صلی الله علیه و آله) )

انّ الّذين يشترون بعهد اللّه و ايمانهم

با توجّه به شأن نزول، مقصود از «عهد اللّه»، حقايق مربوط به پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) در تورات است كه به دست عالمان يهود تحريف گشته.

5 - دنياپرستى ، ريشه سوداگرى بر سر عهد الهى و مسؤوليّت هاى ناشى از آن

انّ الّذين يشترون بعهد اللّه . .. ثمناً قليلا

6 - كم ارزش بودن عهد الهى و مسؤوليت هاى آن ، در نزد علماى اهل كتاب

انّ الّذين يشترون بعهد اللّه . .. ثمناً قليلا

فروختن پيمانهاى الهى به بهاى كم، نشانگر كم ارزش دانستن آن است.

7 - دريافت بهاى دنيوى در قبال سوداگرى بر سر عهد الهى ، هر چند زياد باشد ، اندك است .

انّ الّذين يشترون بعهد اللّه و ايمانهم ثمناً قليلا

ظاهراً ثمنى (رياستها و ثروتها) كه سوداگران آيات الهى مى گرفتند، اندك نبود; ولى خداوند آن را اندك معرفى كرده است.

8 - محروميّت عالمان يهود ، سوداگران عهد الهى و پيمان شكنان ، از بهره هاى اخروى

انّ الّذين يشترون . .. اولئك لا خلاق لهم فى الاخرة

9 - پايبندى به عهد الهى و پيمان هاى خود ، عامل بهره مندى از مواهب اُخروى

انّ الّذين يشترون بعهد اللّه و ايمانهم . .. لا خلاق لهم فى الاخرة

11 - سوداگران عهد الهى و پيمان شكنان ، مورد غضب الهى و محروم از سخن گفتن و توجه نمودن خداوند به آنان در آخرت

انّ الّذين يشترون . .. و لا يكلّمهم اللّه و لا ينظر اليهم يوم القيمة

12 - پايبندى به عهد الهى و پيمان هاى خود ، زمينه بهره مندى از سخن و نظر الهى در قيامت

انّ الّذين يشترون . .. و لا يكلّمهم اللّه و لا ينظر اليهم يوم القيمة

14 - سوداگران عهد الهى و پيمان شكنان ، محروم از پاك شدن و رشد يافتن به دست خداوند .

انّ الّذين يشترون بعهد اللّه . .. و لا يزكّيهم

تزكيه از ماده «زكَوَ» و يا «زكَىَ»، به معناى پاك شدن و نيز به معناى رشد يافتن مى باشد.

15 - علماى اهل كتاب به لحاظ سوداگرى بر سر عهد الهى و پيمان شكنى ، مورد غضب خداوند ، و محروم از سخن و نظر او در قيامت و بى بهره از تزكيه او

و منهم من ان تأمنه بدينار . .. انّ الذين يشترون ... و لا يكلّمهم اللّه و لا ينظر

16 - پايبندى به عهد الهى و پيمان هاى خود ، زمينه بهره مندى از تزكيه خداوند

انّ الّذين يشترون بعهد اللّه و ايمانهم . .. و لا يزكّيهم

از مفهوم آيه استفاده شده است.

17 - سوداگران عهد الهى و پيمان شكنان ، مستحق عذاب دردناك خداوند در قيامت

انّ الّذين يشترون . .. و لهم عذاب اليم

18 - علماى اهل كتاب به خاطر سوداگرى بر سر عهد الهى و پيمان شكنى ، مستحق عذاب دردناك خداوند در قيامت

و من اهل الكتاب . .. انّ الذين يشترون ... و لهم عذاب اليم

20 - سوداگران با شكستن عهد الهى و سوگند هاى خويش از گناهان بزرگ

انّ الذين يشترون . .. و لهم عذاب اليم

كيفر سخت، نشانه بزرگى گناه است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 78 - 3

3 - كتب الهى ، عهد خداوند در ميان مردم

انّ الذين يشترون بعهد اللّه . .. و انّ منهم لفريقاً يلون السنتهم بالكتاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 81 -

1،2،4،6،8،9،17،18،19،22

1 - پيمان الهى از پيامبران و پيروان آنان براى ايمان به پيامبر بعدى و يارى وى

و اذ اخذ اللّه ميثاق النّبيّن . .. ثم جاءكم رسول ... لتؤمننّ به و لتنصرنّه

«ميثاق النبيّن»، مى تواند ميثاقى باشد كه خدا از پيامبران گرفته و يا از مردم براى پيامبران گرفته است.

2 - احتجاج خداوند عليه اهل كتاب ، با يادآورى ميثاق الهى از انبياى گذشته درباره رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و اذ اخذ اللّه ميثاق النّبيّن

بنابر اين كه «اذ» متعلّق به «اذكروا» باشد و اهل كتاب - به قرينه آيات گذشته - مخاطب آن باشند.

4 - پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) ، مأمور يادآورى ميثاق الهى از انبياى پيشين ، مبنى بر لزوم ايمان به پيامبران بعدى

و اذ اخذ اللّه ميثاق النّبيّن . .. لتؤمننّ به

بنابراينكه «اذ»، متعلق به «اذكر» باشد.

6 - وحدت امّت ها در پرتو پيروى از پيامبر واحد ، ميثاق الهى از انبيا

و اذ اخذ اللّه ميثاق النّبيّن . .. لتؤمننّ به و لتنصرنّه

لزوم ايمان و تبعيّت از پيامبر بعدى، بيانگر آن است كه در هر زمان، يك پيامبر محور بوده كه بر اساس پيروى از او، امّتها، متّحد خواهند شد.

8 - ميثاق الهى از انبيا ، قبل از دادن كتاب و حكمت به آنها

و اذ اخذ اللّه ميثاق النّبيّن لما اتيتكم من كتاب و حكمة

بنابراينكه «لما»، شرطيه باشد.

9 - ايمان به پيامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) و يارى كردن او ، ميثاقى الهى از انبياى گذشته و پيروان آنان

ثم جاءكم رسول مصدق لما معكم

بنابراين كه آيه، خطاب به اهل كتاب و مراد از «رسول»، پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) باشد.

17 - دستور خداوند به پيامبران و امت هاى آنان ، به تحمل و اداى شهادت بر ميثاق گرفته شده از آنان

قالوا اقررنا قال فاشهدوا و انا معكم من الشاهدين

جمله «فاشهدوا . .. » مى تواند هم دلالت بر تحمل شهادت كند و هم بر اداى شهادت.

18 - عظمت و بزرگى پيمان الهى ، در مورد ايمان آوردن به انبيا و يارى كردن آنان

و اذ اخذ اللّه . .. قال فاشهدوا

گرفتن پيمان و سپس دستور به تحمل و اداى شهادت بر آن، گواه عظمت آن است.

19 - خداوند و انبيا ، گواهان بر ميثاق الهى در مورد ايمان آوردن به انبيا و يارى كردن آنان

و انا معكم من الشاهدين

22 - پيامبران موظّفند مردم را در جريان ميثاق اكيد الهى از آنان ، در مورد ايمان به انبيا و نصرت آنان ، بگذارند .

و اخذتم على ذلكم اصرى . .. فاشهدوا و انا معكم من الشّاهدين

بنابراينكه «فاشهدوا»، يعنى شهادت دهيد در برابر امّتهاى خود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 83 - 2

2 - عمل نمودن به ميثاق الهى ( ايمان به پيامبران و يارى كردن آنان ) ، دين خداوند است .

و اذ اخذ اللّه ميثاق . .. افغير دين اللّه يبغون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 84 - 5

5 - ايمان به همه پيامبران و كتب آسمانى ، عمل به ميثاق الهى است .

و اذ اخذ اللّه ميثاق النّبيّن . .. قل امنا باللّه و ما انزل ... و النّبيّون من ر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 85 - 1

1 - پذيرش دين اسلام ، ميثاق خداوند از پيامبران و مردم

و اذ اخذ اللّه ميثاق النّبيّن . .. و من يبتغ غير الاسلام ديناً

بنابر اينكه مراد از «الاسلام»، شريعت پيامبر (صلی الله علیه و آله) باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 183 - 4،23

4 - يهود ، مدعى وفادارى خويش به پيمان هاى الهى

انّ اللّه عهد الينا الّا نؤمن لرسول

23 - تكذيب عهد خداوند با يهود در مورد ايمان نياوردن به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، جز با ارائه قربانى كه آتشى از غيب آن را بسوزاند .

انّ اللّه عهد الينا الّا نؤمن . .. فلم قتلتموهم ان كنتم صادقين

اگر ادعاى يهود صحيح بود، بايد پيامبر (صلی الله علیه و آله) خواسته آنان را عملى مى كرد، و نيز نبايد از عهد، به «الّذى قلتم» (آنچه را گفتيد) تعبير مى كرد ; بلكه مى فرمود: بالعهد الّذى عهد اللّه عليكم. چون اگر ادعاى آنان حقيقت داشت، عهدى بود الهى ; نه گفتار آنان.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 187 - 2،20

2 - تبيين محتواى كتب آسمانى و كتمان نكردن آن ، ميثاق سنگين خداوند از علماى اهل كتاب

و اذ اخذ اللّه ميثاق الّذين اوتوا الكتب لتبيّننّه للنّاس و لا تكتمونه

ضمير مفعولى در «لتبيّننّه»، به كتاب برمى گردد.

20 - بيان و اظهار نبوّت پيامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) توسط اهل كتاب پس از بعثت ايشان ، پيمان خداوند از آنان

و اذ اخذ اللّه ميثاق الّذين اوتوا الكتب لتبيّننّه للنّاس و لا تكتمونه

امام باقر (ع) درباره آيه فوق فرمود: انّ اللّه اخذ ميثاق الّذين اوتوا الكتاب فى محمّد (صلی الله علیه و آله) «لتبيّننّه للناس» اذا خرج و لا يكتمونه . .. .


تفسير قمى، ج 1، ص 128 ; بحارالانوار، ج 9، ص 192، ح 35.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 154 - 5

5 - پيمان هاى الهى و پايبندى به آن ، داراى اهميتى خاص در پيشگاه خداست .

و رفعنا فوقهم الطور بميثقهم

تهديد بنى اسرائيل به خاطر تصميم آنان بر پيمان شكنى و يا گرفتن ميثاق، حكايت از اهميت خاص آن ميثاق و وفاى به پيمانهاى الهى دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 1 - 1

1 - وجوب وفا به تمامى عقد ها و پيمان ها ( فردى ، اجتماعى ، بين المللى و پيمان هاى الهى )

يايها الذين ءامنوا اوفوا بالعقود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 7 - 1،4،5،10

1 - مؤمنان ، موظف به يادآورى نعمت ها و پيمان هاى الهى

و اذكروا نعمة اللّه عليكم و ميثقه

4 - اطاعت مطلق از خداوند ، پيمان الهى از مؤمنان

و اذكروا . .. ميثقه الذى و اثقكم به اذ قلتم سمعنا و اطعنا

5 - مؤمنان در صدر اسلام ، پذيراى پيمان خداوند با اظهار اطاعت از او

ميثقه الذى و اثقكم به اذ قلتم سمعنا و اطعنا

10 - رعايت تقوا ، ضامن اجراى پيمان هاى الهى

و ميثقه الذى . .. و اتقوا اللّه

امر به تقوا پس از فرمان به يادآورى پيمانهاى الهى، مى تواند اشاره به اين حقيقت باشد كه داشتن تقوا و ترس از خدا، ضامن اجراى آن تعهدات و پيمانهاست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 12 - 1،8،11،13،29

1 - ميثاق خداوند از بنى اسرائيل بر اطاعت كامل از فرامين او

و لقد اخذ اللّه ميثق بنى اسرءيل

به مقتضاى ارتباط اين آيه با آيه هفتم، معلوم مى شود كه خداوند از بنى اسرائيل نيز بر اطاعت كامل پيمان گرفته بود.

8 - پيمان الهى از بنى اسرائيل بر اقامه نماز ، پرداخت زكات ، ايمان به پيامبران و انفاق در راه خدا

و لقد اخذ اللّه ميثق بنى اسرءيل . .. و اقرضتم اللّه قرضاً حسناً

به نظر مى رسد از جمله موارد ميثاق و پيمان الهى با بنى اسرائيل، مسائلى است كه جمله «لئن اقمتم . ..» آن را بيان مى كند.

11 - امداد هاى خاص خداوند به بندگان ، مشروط به وفادارى آنان نسبت به پيمان هاى اوست . *

لقد اخذ اللّه ميثق بنى اسرءيل . .. و قال اللّه انى معكم

عطف جمله «قال اللّه» بر «لقد اخذ اللّه»، مى رساند كه امداد خاص خداوند در صورت تعهد به پيمان اوست.

13 - ايمان به پيامبرانى كه بعد از موسى ( ع ) مبعوث خواهند شد ، از مواد پيمان نامه خداوند با بنى اسرائيل

لئن اقمتم الصلوة و ءاتيتم الزكوة و ءامنتم برسلى

تأخير ذكرى ايمان به پيامبران و يارى آنان از الزام به اقامه نماز و زكات، بيانگر اين معناست كه مراد از رسل، پيامبرانى هستند كه پس از موسى(ع) مبعوث مى شوند. زيرا در واقع، ايمان به آنها و يارى ايشان پس از اين است كه وجوب نماز و زكات به وسيله موسى(ع) به آنها ابلاغ شده است.

29 - كفر ، پس از ميثاق خداوند و بيان احكام از جانب او ، انحراف از راه ميانه است .

و لقد اخذ اللّه ميثق . .. فمن كفر بعد ذلك منكم فقد ضل سواء السبيل

در برداشت فوق «ذلك» اشاره به جمله «لقد اخذ اللّه» و «قال اللّه . .. لئن اقمتم الصلوة ...»، گرفته شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 13 - 1

1 - شكستن ميثاق الهى از سوى بنى اسرائيل پس از مدتى كوتاه

و لقد اخذ اللّه ميثق بنى اسرءيل . .. فبما نقضهم ميثقهم

كلمه «فاء» در «فبما نقضهم» دلالت مى كند به اينكه بين گرفتن پيمان و شكستن آن، زمانى زيادى فاصله نشده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 14 - 1

1 - ميثاق الهى با مدعيان نصرانيت ( مسيحيان )

و من الذين قالوا إنّا نصرى اخذنا ميثقهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 70 - 12

12 - مخالفت و رويارويى با انبيا و شكستن ميثاق الهى ، برخاسته از هواپرستى انسانها

كلما جاءهم رسول . .. فريقاً كذبوا و فريقاً يقتلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 152 - 17

17 - وجوب پايبند بودن به پيمانهايى كه خدا بر عهده آدمى نهاده است.

و بعهدالله أوفوا

كلمه «عهد» هم مى تواند اضافه به فاعل شده باشد، كه در اين صورت از «عهدالله» پيمانى است كه خدا با انسانها دارد، و هم مى تواند اضافه به مفعول شده باشد، كه در اين صورت مراد از «عهدالله» پيمان است كه انسانها به خداوند مى سپارند. برداشت فوق بر اساس احتمال اول است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 115 - 1

1 - قرآن حاوى عهد ها و توصيه هاى خداوند

و كذلك أنزلنه . .. لعلّهم ... و لقد عهدنا إلى ءادم من قبل

«عهد»; يعنى، وصيت و سفارش (قاموس)، «واو» در «و لقد عهدنا» داستان آدم را به مطالب قبل (و كذلك أنزلناه)، عطف كرده است، ارتباط عهد خداوند با آدم به نازل كردن قرآن، گوياى آن است كه قرآن در پى آموختن عهدها و توصه هاى خداوند، به مردم است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 7 - 10

10 - رعايت تقواى الهى و اطاعت نكردن از كافران و منافقان ، از جمله پيمان هايى است كه خداوند از انبياى خويش گرفته است .

يأيّها النبىّ اتّق اللّه و لاتطع . .. و إذا أخذنا من النبيّن ميثقهم

احتمال دارد كه «و إذ أخذنا. ..» عطف جمله به جمله باشد. در اين صورت، معناى آيه چنين است: «آنچه به تو - اى پيامبراسلام! - فرمان داده شده، پيمانى است كه از سَلَف تو نيز گرفته شده است و آن، همانا تقوا و اطاعت نكردن از كافران و منافقان است».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 39 - 1،2،4

1 - هيچ انسانى براى آزادى مطلق و عنان گسيخته خويش در برابر گزينش راه درست يا نادرست ، از خداوند تضمين و تعهد نگرفته است .

أم لكم أيمن علينا بلغة إلى يوم القيمة إنّ لكم لما تحكمون

2 - خداوند ، براى آزادى مطلق و عنان گسيخته هيچ انسانى ، تعهد نسپرده و تضمين نكرده است .

أم لكم أيمن . .. إنّ لكم لما تحكمون

4 - عهد و پيمان الهى ، از مبانى و ملاك هاى داورى درباره معارف و مسائل دينى

أم لكم أيمن . .. إنّ لكم لما تحكمون

از اين كه خداوند به مشركان تعهدى بر عقايدشان نسپرده است، مى توان مطلب ياد شده را به دست آورد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ليل - 92 - 14 - 4

4 - تعهّد خداوند به هدايت انسان ها ، دليل هشدار هاى او به آنان درباره خطر گرفتارى به آتش جهنم است .

إنّ علينا للهدى . .. فأنذرتكم نارًا تلظّى

حرف «فاء» در «فأنذرتكم»، آن را بر «إنّ علينا للهدى» تفريع كرده است; يعنى، حال كه هدايت بر عهده ما است، پس انذار كرده و بيم مى دهيم.

58- عهد خدا با ابراهيم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 7 - 3

3 - خداوند ، از پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) و نوح و ابراهيم و موسى و عيسى ( ع ) پيمان و تعهّدى شديد ، گرفته است .

و إذا أخذنا . .. و منك و من نوح و إبرهيم و موسى و عيسى ابن مريم و أخذنا منهم ميث

59- عهد خدا با انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 7 - 1،2،4،7،9،11،12

1 - به يادآوردن پيمان گرفتن هاى سخت خداوند از پيامبران پيشين و از خود پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) ، از جمله فرمان هاى خداوند به پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله)

و إذا أخذنا من النبيّن ميثقهم و منك

«إذ» مفعول فعل مقدر «اُذكر» است. بنابراين، استفاده مى شود كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) بايد يادآور نكات و يا نكته اى كه در آيه آمده، باشد.

2 - خداوند ، از همه انبيا ، پيمان گرفته كه به رسالت خويش ، عمل كنند .

و إذا أخذنا من النبيّن ميثقهم

آوردن «النبيين» مى تواند بيان كننده اين نكته باشد كه ميثاق، مربوط به نبوت و رسالت انبيا بوده است.

4 - تبعيت از وحى و توكل بر خداوند ، از جمله پيمان هاى خداوند با انبياى خويش است .

و اتّبع ما يوحى إليك . .. و توكّل على اللّه ... وإذا أخذنا من النبيّن ميثقهم

7 - ذكر نمونه مشابه در پيمان گرفتن از انبياى پيشين ، براى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به منظور ترغيب آن حضرت ، به انجام رسالت خويش بود .

و إذا أخذنا من النبيّن ميثقهم و منك و من نوح. .. و أخذنا منهم ميثقًا غليظًا

9 - پيمان گرفتن سخت خداوند از انبياى خود ، امرى شايسته ياد و يادآورى است .

و إذا أخذنا من النبيّن . .. و أخذنا منهم ميثقًا غليظًا

11 - « عن ابن سنان قال : قال أبوعبداللّه ( ع ) . . . فأوّل ما أخذ اللّه عزّوجلّ الميثاق على الأنبياء له بالربوبية و هو قوله « و إذ أخذنا من النبيّين ميثاقهم » فذكر جملة الأنبياء ثمّ أبرز أفضلهم بالأسامى فقال : و منك يا محمد (صلی الله علیه و آله) ! فقدّم رسول اللّه لأنّه أفضلهم و من نوح و إبراهيم و موسى و عيسى بن مريم فهؤلاء الخمسة أفضل الأنبياء و رسول اللّه أفضلهم . . . ;

امام صادق(ع) فرمود: . ..نخستين پيمانى كه خداوند، از انبيا براى خود گرفت، در مورد ربوبيت خود بود. و آن اين سخن خداوند است «و إذ أخذنا من النبيّين ميثاقهم» كه تمام انبيا را ذكر كرد، سپس برترين ها را نام برد و فرمود: «و منك يا محمد!» و بدين گونه رسول خدا را مقدم داشته; زيرا او افضل آنان بوده است. (و سپس فرمود:) «و من نوح و...» پس اين پنج نفر، افضل انبيا هستند و رسول خدا(صلی الله علیه و آله) افضل آنان است».

12 - « إنّ أعرابيّاً قال : يا رسول ! ما أوّل نبوّتك ؟ قال : أخذ اللّه منّى الميثاق كما أخذ من النبيّين ميثاقهم . ثمّ تلا : « و إذ أخذنا من النبيّين ميثاقهم و منك و من نوح . . . » ;

باديه نشينى، از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) پرسيد: آغاز نبوت تو، چه بوده است؟ فرمود: آغاز نبوت من، پيمان گرفتن خدا از من بود. همان طورى كه از ديگر پيامبران نيز پيمان گرفت سپس اين آيه را تلاوت فرمود: و إذ أخذنا من النبيّين ميثاقهم...».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 8 - 3

3 - مفاد پيمان گرفته شده از پيامبران ، ابلاغ پيام الهى به مردم است .

و إذا أخذنا من النبيّن ميثقهم . .. ليسئل الصدقين عن صدقهم و أعدّ للكفرين عذاب

از تعليل، به دست مى آيد كه مفاد پيمان، چيزى بوده است كه با آن، جمعى به مؤمنان مى پيوندند و پاداش مى گيرند و جمعى نيز به آن پشت مى كنند و عذاب مى شوند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 49 - 11

11 - مجازات حق ناپذيران ، پيمان خداوند با پيامبران خويش

ادع لنا ربّك بما عهد عندك إنّنا لمهتدون

با توجه به سياق آيات - كه راجع به عذاب است - استفاده مى شود كه عهد الهى همان عذاب هدايت ناپذيران است.

60- عهد خدا با انسان ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 27 - 1،2

1 - خداوند ، انسان ها را به عهد ها و پيمانهايى ملزم ساخته است .

الذين ينقضون عهد اللّه من بعد ميثقه

«عهد» به معناى پيمان است و مراد از عهد اللّه (پيمان خدا) مى تواند وظايف و تكاليفى باشد كه خداوند آنها را بر دوش انسانها گذاشته است. همچنين مراد از آن مى تواند تعهداتى باشد كه آدمى خويشتن را ملتزم به رعايت آنها كرده و به گونه اى - همانند سوگند به خدا - آنها رابه خداوند مرتبط كرده است. برداشت فوق مبتنى بر احتمال اول است.

2 - ضرورت پايبندى به عهد ها و پيمانهايى كه خداوند بر عهده انسان ها قرار داده است .

الذين ينقضون عهد اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 40 - 13،14

13 - ضرورت پايبندى به عهدهايى كه خداوند با آدميان دارد .

أوفوا بعهدى

14 - وفاى خداوند به عهدى كه انسان ها در نزد خدا دارند ، مشروط به پايبندى آنان به عهد هاى الهى است .

و أوفوا بعهدى أوف بعهدكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 64 - 3

3 - ضرورت پايبندى به پيمانهايى كه خداوند با انسان ها دارد .

ثم توليتم من بعد ذلك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 83 - 19

19 - تكاليف دينى ، پيمان هاى خدا با مردم است .

و إذ خذنا ميثق بنى إسرءيل . .. و ءاتوا الزكوة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 93 - 8

8 - پذيرش تعاليم و برنامه هاى كتاب هاى آسمانى و عمل به آنها ، از پيمان هاى خداوند با بندگان است .

و إذ أخذنا ميثقكم . .. خذوا ما ءاتينكم بقوة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 125 - 15

15 - فرمان هاى خدا به انسان ها ، عهد او با آنان است .

عهدنا إلى إبرهيم و إسمعيل أن طهرا بيتى

تعبير كردن از دستور و فرمان با فعل «عهدنا» گوياى برداشت فوق است.

61- عهد خدا با انسانها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 20 - 2،5

2- ضرورت پايبندى به عهد ها و پيمانهايى كه خداوند بر عهده انسان ها قرار داده است .

الذين يوفون بعهد الله

از آن جايى كه در مقابل وفا كنندگان به عهدهاى الهى ، نقض كنندگان قرار داده شده است و آنان به لعنت خدا و فرجام ناگوار تهديد شده اند (آيه 25) معلوم مى شود وفاى به عهد لازم و ضرورى است.

5- اعتقاد به يگانگى خدا و پذيرش آنچه از ناحيه خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) نازل شده ، عهد ها و پيمان هاى خداوند با آدميان است .

الذين يوفون بعهد الله و لاينقضون الميثق

آيه قبل - كه سخن از حقانيّت قرآن و تعاليم آن داشت- و آيات پيش از آن - كه درباره توحيد و نفى شرك بود- بيانگر مصاديقى بارز از عهد و پيمان خداوند با بندگان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 25 - 2

2- حرمت شكستن عهد ها و پيمانهايى كه خداوند برعهده انسان ها قرار داده است .

والذين ينقضون عهد الله . .. أُولئك لهم اللعنة و لهم سوء الدار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 16 - 7

7 - توحيد ربوبى ، ميثاق تمامى انسان ها با خدا *

و الذين يحاجّون فى اللّه من بعد ما استجيب له

«ما» در «ما استجيب له» موصول حرفى است كه با مابعد خود به تأويل مصدر مى رود. ضمير «له» به «اللّه» باز مى گردد; يعنى، «من بعد استجابتهم اللّه». اين قيد مى تواند به ميثاق بنى آدم با خدا در عالم ذر اشاره داشته باشد; يعنى، مشركان پس از آن كه خود در پيشگاه خدا به ربوبيت بى همتاى او اعتراف كرده اند، هر دليلى بر رد ربوبيت او بياورند، در پيشگاه او پوچ و بى اعتبار است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 8 - 7،9

7 - ايمان آوردن به خدا و سرنهادن در پيشگاه ربوبيت يگانه او ، ميثاق فطرى انسان ها با خداوند

لتؤمنوا بربّكم و قد أخذ ميثقكم

ضمير فاعل در «أخذ» به خدا بازمى گردد و مراد از ميثاق، ظاهراً همان ميثاق فطرت است كه در روايات از آن به «عالم ذر» تعبير شده است. براى اطلاع بيشتر به آيه 172 سوره «اعراف» مراجعه شود.

9 - باور كردن موضوع ميثاق فطرت ( پيمانى كه خداوند از همه انسان ها در عالم ذر گرفته ، ) براى كافران امرى دشوار است .

و قد أخذ ميثقكم إن كنتم مؤمنين

62- عهد خدا با اهل كتاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 101 - 11

11 - ايمان به پيامبر اسلام از عهد هاى خداوند با اهل كتاب

أو كلما عهدوا عهداً . .. و لما جاءهم رسول ... نبذ فريق

بيان انكار رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) و ناديده گرفتن حقايق ذكر شده در تورات - پس از ياد كردن از عهدهاى يهود با خدا و نقض آنها - اشاره به برداشت فوق دارد.

63- عهد خدا با بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 40 - 5،7،8

5 - وجود پيمان و عهدى متقابل ميان خداوند و بنى اسرائيل

أوفوا بعهدى أوف بعهدكم

«عهدى»; يعنى، پيمان و التزامى كه خداوند بر عهده مردمان نهاده است و مراد از «عهدكم» وعده هايى است كه خداوند به بندگان خويش داده و خود را به انجام آنها ملتزم دانسته است.

7 - بنى اسرائيل زمان پيامبر (صلی الله علیه و آله) آگاه به عهد و پيمانى كه خداوند با آنان داشت .

أوفوا بعهدى أوف بعهدكم

8 - وفاى خدا به عهد خويش با بنى اسرائيل ، مشروط به پايبندى آنان به عهد هاى الهى است .

أوفوا بعهدى أوف بعهدكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 41 - 3

3 - ايمان به قرآن و كافر نشدن به آن ، از عهد هاى خدا با بنى اسرائيل

أوفوا بعهدى . .. و ءامنوا بما أنزلت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 42 - 1

1 - خداوند از بنى اسرائيل خواست تا حق و باطل را به هم نياميخته و با ارائه باطل ها ، حق را بر مردم مشتبه نكنند .

و لاتلبسوا الحق بالبطل

«لبس» (مصدر لاتلبسوا) به معناى: آميختن و نيز مشتبه كردن است. بر اساس معناى اول «باء» در «بالباطل» براى تعديه و بر اساس معناى دوم «با»ى استعانت خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 63 - 1،3

1 - خداوند ، براى فراگيرى تورات و عمل به دستورات آن از بنى اسرائيل پيمان گرفت .

و إذ أخذنا ميثقكم . .. خذوا ما ءاتينكم

«ميثاق» به معناى پيمان مؤكد است و جمله «خذوا . ..» بيانگر مورد پيمان مى باشد. گرفتن كتابهاى آسمانى (خذوا ما آتيناكم) به اين معناست كه: پذيرفته شوند و به احكام آنها عمل گردد.

3 - هدف از برافراشتن كوه طور بر سر بنى اسرائيل ، پذيرش ميثاق الهى بود .

و إذ أخذنا ميثقكم و رفعنا فوقكم الطور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 64 - 6

6 - بنى اسرائيل بر اثر شكستن پيمان الهى ، در آستانه زيانكارى و تباه كردن هستى خويش ، قرار گرفتند .

فلولا فضل اللّه عليكم و رحمته لكنتم من الخسرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 83 - 1،2،3،4،5،6،7،8،9،21

1 - بنى اسرائيل ، از ناحيه خداوند عهد ها و پيمانهايى را بر عهده داشتند .

و إذ أخذنا ميثق بنى إسرءيل

2 - پرستش خداى يگانه و پرهيز از پرستش غير او ، از عهد ها و پيمان هاى خداوند با بنى اسرائيل

و إذ أخذنا ميثق بنى إسرءيل لاتعبدون إلا اللّه

3 - احسان به پدر و مادر ، خويشان ، يتيمان و درماندگان ، از جمله پيمان هاى خداوند با بنى اسرائيل

و إذ أخذنا ميثق بنى إسرءيل لاتعبدون إلا اللّه و بالولدين إحساناً و ذى القربى و ا

«إحساناً» مفعول مطلق براى فعل محذوف «تحسنون» يا «احسنوا» مى باشد. كلمات «ذى القربى و ...» عطف بر «الوالدين» است.

4 - با مردمان به نيكى سخن گفتن و معاشرت نيكو داشتن ، از عهد ها و پيمان هاى خداوند با بنى اسرائيل

و قولوا للناس حسناً

«حسناً» مصدر است به معناى وصف (حَسَناً = نيكو) اين كلمه مى تواند صفت براى مفعول مطلق و جانشين آن باشد; يعنى: «قولوا للناس قولا حسناً; با مردم سخن نيكو بگوييد». در الميزان آمده كه جمله مذكور كنايه از معاشرت نيك است.

5 - بيان كار هاى نيك براى مردم ( امر به معروف ، ارشاد به نيكى ها و . . . ) از عهد هاى خداوند با بنى اسرائيل

و إذ أخذنا ميثق بنى إسرءيل . .. و قولوا للناس حسناً

برداشت فوق مبتنى بر اين احتمال است كه «حسناً» مفعولٌ به براى قولوا باشد. بنابراين «قولوا ...»; يعنى، نيكيها را براى مردم بگوييد و بيان كنيد.

6 - گفتار نيك و معاشرت نيكو با ساير اقوام و ملت ها ، ميثاق خدا با بنى اسرائيل

و قولوا للناس حسناً

مراد از «الناس» مى تواند همان اسرائيليان باشد و مى تواند اقوام و ملتهاى ديگر هم باشد. برداشت فوق مبتنى بر دومين احتمال است.

7 - بر پا داشتن نماز و پرداختن زكات ، از عهد ها و پيمان هاى خدا با بنى اسرائيل

و إذ أخذنا ميثق بنى إسرءيل . .. و أقيموا الصلوة و ءاتوا الزكوة

8 - آيين بنى اسرائيل ، داراى ابعاد اعتقادى ، اجتماعى ، عبادى و اقتصادى

لاتعبدون إلا اللّه و بالولدين إحساناً . .. و ءاتوا الزكوة

9 - داستان پيمان گرفتن خداوند از بنى اسرائيل ، داستانى شايسته و بايسته به يادداشتن

و إذ أخذنا ميثق بنى إسرءيل

«إذ» مفعول براى فعل «أذكر» (ياد كن) است. فرمان خداوند به يادآورى، نشانه اهميت خاص موضوعى است كه بايد متذكر آن بود.

21 - تنها اندكى از بنى اسرائيل به پيمان هاى الهى وفادار ماندند و به تكاليف دينى عمل كردند .

ثم توليتم إلا قليلا منكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 84 - 1،2،3،5

1 - بنى اسرائيل ، از ناحيه خداوند عهد ها و پيمانهايى را بر عهده داشتند .

و إذ أخذنا ميثقكم

2 - پرهيز از كشتن و ريختن خون يكديگر ، از عهد ها و پيمان هاى خداوند با بنى اسرائيل

و إذ أخذنا ميثقكم لاتسفكون دماءكم

جمله «لاتسفكون دماءكم» (خون ]همكيشان[ خود را نريزيد) جمله اى خبرى است و مراد از آن انشا مى باشد; يعنى، خونريزى نكنيد.

3 - آواره نساختن و بيرون نكردن ديگران از ديار و كاشانه ، از پيمان هاى خدا با بنى اسرائيل

و إذ أخذنا ميثقكم . .. لاتخرجون أنفسكم من ديركم

«دار» به معناى خانه است. به شهر و محله نيز «دار» گفته مى شود. بنابراين ديار (جمع دار) به معناى خانه ها، شهرها و محله هاست.

5 - بنى اسرائيل به عهدهايى كه خداوند با آنان داشت معترف بوده ، بر آن گواهى مى دهند .

و إذ أخذنا ميثقكم . .. ثم أقررتم و أنتم تشهدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 85 - 1

1 - بنى اسرائيل عصر بعثت ، على رغم اعترافشان به پيمان الهى ( پرهيز از خونريزى ) ، همديگر را مى كشتند .

ثم اقررتم . .. ثم أنتم هؤلاء تقتلون أنفسكم

كلمه «هؤلاء» در جمله «ثم أنتم هؤلاء» (شما همانانى هستيد) اشاره به اين معنا دارد كه: آنچه را آيه مورد بحث مى خواهد بيان كند مربوط به بنى اسرائيل عصر بعثت است و خطابهاى آيه نظير خطابهاى گذشته نيست كه صفت گذشتگان را با عنايتى به موجودين نسبت مى داد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 93 - 1،3،11

1 - خداوند ، براى پذيرش تورات و عمل به دستورات آن از بنى اسرائيل پيمان گرفت .

و إذ أخذنا ميثقكم . .. خذوا ما ءاتينكم بقوة

ميثاق به معناى پيمان مؤكد است و جمله «خذوا . ..» بيانگر مورد ميثاق مى باشد. گرفتن كتابهاى آسمانى (خذوا ...) به اين است كه پذيرفته شود و به احكام آن عمل گردد.

3 - پذيرش ميثاق الهى ، هدف از بر افراشتن كوه طور بر سر بنى اسرائيل بود .

و إذ أخذنا ميثقكم و رفعنا فوقكم الطور

وقوع جمله «رفعنا . ..» در ميان جمله هاى «أخذنا ميثاقكم» و «خذوا ما اتيناكم» و بيان نكردن هدف و غايتى براى برافراشتن كوه مى نماياند كه: همان پذيرش ميثاق و اطاعت از فرمان الهى (خذوا ...) هدف و غايت بر افراشتن كوه باشد. (اقتباس از الميزان)

11 - فهميدن فرمان هاى خدا و موسى ( ع ) و به كار بستن آن فرمان ها ، از پيمان هاى خدا با بنى اسرائيل

و إذ أخذنا ميثقكم . .. واسمعوا

چون جمله «سمعنا و عصينا» (گوش سپرديم و سرپيچى كرديم) در جواب «اسمعوا» (گوش بسپاريد) قرار گرفته است، معلوم مى شود مراد از گوش سپارى (اسمعوا) فهميدن و اطاعت كردن است. متعلق «اسمعوا» به قرينه مقام، فرمانهاى خدا و دستورات موسى(ع) مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 70 - 1،2

1 - تصديق رسولان الهى و پيروى از آنان ، ميثاق خداوند از بنى اسرائيل

لقد اخذنا ميثق بنى اسرءيل و ارسلنا اليهم رسلا

جمله «و ارسلنا اليهم رسلا» مى رساند كه مورد ميثاق تصديق رسولان الهى است.

2 - ايمان به خدا و قيامت و انجام اعمال صالح ، پيمان خداوند با بنى اسرائيل

من ءامن باللّه و اليوم الاخر و عمل صلحاً . .. لقد اخذنا ميثق بنى اسرءيل

به مقتضاى اين آيه با آيه قبل مى توان گفت مورد ميثاق ايمان به خدا و قيامت و انجام عمل صالح است.

64- عهد خدا با عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 7 - 3

3 - خداوند ، از پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) و نوح و ابراهيم و موسى و عيسى ( ع ) پيمان و تعهّدى شديد ، گرفته است .

و إذا أخذنا . .. و منك و من نوح و إبرهيم و موسى و عيسى ابن مريم و أخذنا منهم ميث

65- عهد خدا با محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 7 - 1،3،8،12

1 - به يادآوردن پيمان گرفتن هاى سخت خداوند از پيامبران پيشين و از خود پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) ، از جمله فرمان هاى خداوند به پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله)

و إذا أخذنا من النبيّن ميثقهم و منك

«إذ» مفعول فعل مقدر «اُذكر» است. بنابراين، استفاده مى شود كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) بايد يادآور نكات و يا نكته اى كه در آيه آمده، باشد.

3 - خداوند ، از پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) و نوح و ابراهيم و موسى و عيسى ( ع ) پيمان و تعهّدى شديد ، گرفته است .

و إذا أخذنا . .. و منك و من نوح و إبرهيم و موسى و عيسى ابن مريم و أخذنا منهم ميث

8 - پيامبران ، وظيفه دار عمل به تعهّدات الهى خويش و مسؤول در مقابل آن تعهّدات هستند .

و إذا أخذنا من النبيّن . .. و أخذنا منهم ميثقًا غليظًا

تكرار «أخذنا منهم ميثاقاً» با تأكيد «غليظاً» نشان دهنده اين نكته است كه پيمان خداوند، بسيار سخت است و آنان، در برابر آن پيمان، مسؤوليت دارند.

12 - « إنّ أعرابيّاً قال : يا رسول ! ما أوّل نبوّتك ؟ قال : أخذ اللّه منّى الميثاق كما أخذ من النبيّين ميثاقهم . ثمّ تلا : « و إذ أخذنا من النبيّين ميثاقهم و منك و من نوح . . . » ;

باديه نشينى، از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) پرسيد: آغاز نبوت تو، چه بوده است؟ فرمود: آغاز نبوت من، پيمان گرفتن خدا از من بود. همان طورى كه از ديگر پيامبران نيز پيمان گرفت سپس اين آيه را تلاوت فرمود: و إذ أخذنا من النبيّين ميثاقهم...».

66- عهد خدا با موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 7 - 3

3 - خداوند ، از پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) و نوح و ابراهيم و موسى و عيسى ( ع ) پيمان و تعهّدى شديد ، گرفته است .

و إذا أخذنا . .. و منك و من نوح و إبرهيم و موسى و عيسى ابن مريم و أخذنا منهم ميث

67- عهد خدا با مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 1 - 14

14 - حليت خوردن گوشت برخى از چهارپايان ( شتر ، گاو و گوسفند ) و حرمت برخى ديگر و حرمت صيد و شكار در حال احرام ، از عهد ها و پيمان هاى الهى با مؤمنان

اوفوا بالعقود أحلت لكم بهيمة الانعم الا ما يتلى عليكم غير محلى الصيد

68- عهد خدا با نوح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 7 - 3

3 - خداوند ، از پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) و نوح و ابراهيم و موسى و عيسى ( ع ) پيمان و تعهّدى شديد ، گرفته است .

و إذا أخذنا . .. و منك و من نوح و إبرهيم و موسى و عيسى ابن مريم و أخذنا منهم ميث

69- عهد خدا با يهود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 154 - 1،11،12

1 - خداوند ، با برافراشتن كوه طور بر سر يهود به منظور تهديد آنان ، از ايشان پيمان گرفت .

و رفعنا فوقهم الطور بميثقهم

«طور» علم است براى كوهى مخصوص و گفته شده «طور» به معناى مطلق كوه است (مفردات)، باء در «بميثقهم» سببيه است و بديهى است كه خود ميثاق نمى تواند دليل و سبب باشد بر اينكه خداوند كوه طور را بر سر آنان برافرازد. بنابراين مى توان گفت گرفتن ميثاق علت براى برافراشتن كوه طور بوده است.

11 - خداوند براى اجراى فرامين و رعايت حدود خويش ، از يهوديان پيمانى محكم گرفت .

و قلنا لهم . .. و أخذنا منهم ميثقاً غليظاً

12 - ورود خاضعانه به بيت المقدس و رعايت قانون تعطيلى روز شنبه ، از جمله پيمان هاى خداوند با يهود

و قلنا لهم ادخلوا . .. و أخذنا منهم ميثقاً غليظاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 169 - 10

10 - نسبت ندادن امور ناروا به خدا ، از پيمان هاى خداوند با يهوديان

ألم يؤخذ عليهم ميثق الكتب أن لا يقولوا على اللّه إلا الحق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 80 - 9

9 - خداوند ، هرگز اندك بودن عذاب يهود را تضمين نكرده و با آنان در اين باره عهد و پيمانى نبسته است .

أتخذتم عند اللّه عهداً

همزه استفهام در «أتخذتم» انكار ابطالى است; يعنى، چنين عهد و پيمانى نزد خدا نداريد.

70- عهد در اديان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 66 - 11

11- مشروعيت سوگند به خدا و پيمان بستن با او در اديان گذشته و لزوم پايبندى به آنها

حتى تؤتون موثقًا

71- عهد شكنى انسان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 64 - 5

5 - آدمى پس از نجات از شدايد، على رغم پيمان عدم شرك و سپاسگزارى از خداوند، پيمان شكنى مى كند و مجدداً شرك مىورزد.

لئن أنجنا . .. قل الله ينجيكم ... ثم أنتم تشركون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 23 - 2،4

2 - مردم پس از رهايى از اضطرار و خطر مرگ ، پيمان خود را با خدا مى شكنند و به ناسپاسى و تجاوز از حق مى پردازند .

لئن أنجيتنا من هذه لنكوننّ من الشكرين. فلما أنجيهم إذا هم يبغون فى الأرض بغير ال

4 - انسان ، عنصرى سست پيمان و عهدشكن

لئن أنجيتنا من هذه لنكوننّ من الشكرين. فلما أنجيهم إذا هم يبغون فى الأرض بغير ال

72- عهد شكنى انسان ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 190 - 8

8 - انسان ها پس از نيايش به درگاه خدا و دستيابى به نياز ها و آرمان هاى خويش ، پيمان ها و تعهدات خويش را با خدا فراموش و آنها را نقض مى كنند .

لئن ءاتيتنا صلحاً . .. فلما ءاتيهما صلحاً جعلا له شركاء

73- عهد شكنى با بنى نضير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 12 - 1

1 - خبر دادن خداوند ، به همگام نشدن منافقان با يهود بنى نضير در مسير تبعيد آنان

لئن أُخرجوا لايخرجون معهم

74- عهد شكنى با خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 187 - 9،10،11،14،15،18

9 - شكستن پيمان الهى ( تبيين محتواى كتب آسمانى و كتمان نكردن آن ) ، از سوى عالمان اهل كتاب

فنبذوه ورآء ظهورهم

10 - ر ها ساختن و پشت سر انداختن كتاب هاى آسمانى و ميثاق الهى از سوى عالمان اهل كتاب

و اذ اخذ اللّه ميثاق الّذين اوتوا الكتب . .. فنبذوه ورآء ظهورهم

ضمير مفعولى در «فنبذوه» به كتاب برمى گردد و چون بيان كتاب، ميثاق و پيمان الهى است، مراد از آن ضمير، پيمان الهى نيز مى باشد ; يعنى كتاب و بيان آن را ترك كردند.

11 - سرزنش عالمان اهل كتاب از سوى خداوند به سبب ناديده گرفتن پيمان الهى و دين فروشى

فنبذوه ورآء ظهورهم و اشتروا به ثمناً قليلا

14 - سوداگرى عالمان اهل كتاب با كتب آسمانى و ميثاق الهى در برابر بهره هاى ناچيز

و اشتروا به ثمناً قليلاً

15 - دنياپرستى از موانع انجام تكاليف و عمل به ميثاق خداوند

لتبيّننّه . .. فنبذوه ... و اشتروا به ثمناً قليلا

ظاهراً جمله «و اشتروا به . .. »، بيانگر علّت رهاسازى كتب آسمانى و وفادار نبودن به پيمان الهى است.

18 - ناچيز و بى ارزش بودن هر آنچه ( دنيا و لذائذ و زخارف آن و . . . ) در مقابل از دست دادن دين و رهاسازى كتاب آسمانى و بىوفايى به پيمان الهى باشد .

و اشتروا به ثمناً قليلا

آنچه عالمان اهل كتاب در مقابل دين فروشى مى گرفتند، به اعتقاد خودشان اندك نبوده است ; چون با كتمان حقانيّت پيامبر (صلی الله علیه و آله)، به خواسته هاى دنيوى، رياست بر مردم و . .. مى رسيدند ; ولى در عين حال خداوند همه آنها را به بى ارزشى و ناچيزى توصيف كرد.

75- عهد شكنى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 64 - 1،2،4،5

1 - بنى اسرائيل از دستورات تورات اعراض كرده و پيمان الهى را شكستند .

أخذنا ميثقكم . .. ثم توليتم من بعد ذلك

«تولى» (مصدر توليتم) به معناى اعراض كردن است و متعلق آن - به قرينه آيه قبل - پيمان بنى اسرائيل بر پذيرش تورات و عمل به احكام آن مى باشد.

2 - پيمان شكنى بنى اسرائيل ، على رغم مشاهده معجزه اى چون برافراشته شدن كوه ، امرى سنگين ، شگفت و نامتوقع بود .

أخذنا ميثقكم و رفعنا فوقكم الطور . .. ثم توليتم من بعد ذلك

«ثم» در جمله «ثم توليتم» حاكى از ترتيب رتبى است; زيرا «من بعد ذلك» رساننده ترتيب زمانى مى باشد و آن گاه كه «ثم» براى ترتيب رتبى به كار رود حكايت از عظمت، شگفتى و . .. مضمون جمله بعد دارد.

4 - خداوند ، گناه پيمان شكنى بنى اسرائيل را بخشود .

فلولا فضل اللّه عليكم و رحمته

شمول فضل و رحمت الهى پس از بيان خطا و گناه، كنايه از عفو و گذشت است.

5 - خداوند ، بنى اسرائيل را - على رغم پيمان شكنى و اعراضشان از فرامين تورات - مورد تفضل و رحمت خويش قرار داد .

فلولا فضل اللّه عليكم و رحمته لكنتم من الخسرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 83 - 20،24

20 - اكثريت بنى اسرائيل با اعراض از تكاليف دينى ، عهد ها و پيمان هاى الهى را شكستند .

ثم توليتم إلا قليلا منكم و أنتم معرضون

«تولى» و «اعراض» به معناى رويگردانى و مراد از آن سرپيچى و تمرد است. جمله «و أنتم معرضون» چنانچه حال براى فاعل «توليتم» باشد - به دليل هم معنا بودن «اعراض» و «تولى» - حال مؤكده است و حكايت از شدت تمرد و سرپيچى بنى اسرائيل دارد.

24 - شكستن پيمان هاى الهى و تمرد از فرمان هاى خدا ، عادت روزمره بنى اسرائيل است .

و أنتم معرضون

برخى از مفسران برآنند كه جمله «و أنتم معرضون» (شما ]از عهدها و پيمانها [رويگردان هستيد) جمله معترضه است و اشاره به اين معنا دارد كه: بنى اسرائيل نه تنها پيمانهاى ياد شده را شكستند بلكه رويه و عادت آنها چنين است كه به عهدها و پيمانها پايبند نيستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 85 - 1،2

1 - بنى اسرائيل عصر بعثت ، على رغم اعترافشان به پيمان الهى ( پرهيز از خونريزى ) ، همديگر را مى كشتند .

ثم اقررتم . .. ثم أنتم هؤلاء تقتلون أنفسكم

كلمه «هؤلاء» در جمله «ثم أنتم هؤلاء» (شما همانانى هستيد) اشاره به اين معنا دارد كه: آنچه را آيه مورد بحث مى خواهد بيان كند مربوط به بنى اسرائيل عصر بعثت است و خطابهاى آيه نظير خطابهاى گذشته نيست كه صفت گذشتگان را با عنايتى به موجودين نسبت مى داد.

2 - بنى اسرائيل با بيرون راندن گروهى از همكيشان خود از خانه و ديارشان ، پيمان الهى را نقض كردند .

ثم أنتم هؤلاء . .. تخرجون فريقاً منكم من ديرهم

آيه مورد بحث اشاره به جنگها و خونريزيهايى دارد كه پيش از هجرت پيامبر(صلی الله علیه و آله) به مدينه بين طوايف يهود واقع مى شد. يهوديان بنى النضير با بنى قريظه درگير مى شدند; هر كدام غالب مى شد ديگرى را از خانه و كاشانه اش اخراج مى كرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 93 - 12

12 - قوم موسى ، على رغم اظهار پذيرش تورات و پيشمانشان بر گوش سپارى به فرمان هاى خدا و موسى ( ع ) ، تمرد كرده و عصيانگر شدند .

قالوا سمعنا و عصينا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 246 - 10،20

10 - پايبندى بنى اسرائيل زمان طالوت به پيكار در راه خدا ، مورد ترديد پيامبرشان ( اشموئيل ) بود .

قال هل عسيتم ان كتب عليكم القتال الاّ تقاتلوا

20 - نافرمانى اكثر بنى اسرائيل زمان طالوت از دستور خداوند به پيكار در راه او ، على رغم پيشنهاد و درخواست آنان براى پيكار

اذ قالوا لنبى . .. فلما كُتب عليهم القتال تولّوا

ظاهراً فاعل محذوف از جمله «كتب عليهم»، اللّه است كه به جهت تعظيم حذف شده.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 12 - 6

6 - تهديد خداوند به بنى اسرائيل در مورد شكستن پيمان الهى و ترغيب آنان به وفادارى و تعهد

لقد اخذ اللّه ميثق بنى اسرءيل . .. و قال اللّه انى معكم

بنابر اينكه معيت در آيه مورد بحث، كنايه از علم و قدرت باشد. يعنى خداوند به شما و اعمالتان كاملا آگاه است ; اگر به ميثاق پايبند بوديد به شما پاداش مى دهد واگر تخلف كرديد مجازات مى شويد و در هر حال مقهور خداوند هستيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 13 - 1،4،16

1 - شكستن ميثاق الهى از سوى بنى اسرائيل پس از مدتى كوتاه

و لقد اخذ اللّه ميثق بنى اسرءيل . .. فبما نقضهم ميثقهم

كلمه «فاء» در «فبما نقضهم» دلالت مى كند به اينكه بين گرفتن پيمان و شكستن آن، زمانى زيادى فاصله نشده است.

4 - گرفتارى بنى اسرائيل به لعن الهى و قساوت قلب ، كيفر پيمان شكنى آنان

فبما نقضهم ميثقهم لعنهم و جعلنا قلوبهم قسية

16 - شكستن پيمان الهى از سوى بنى اسرائيل ، زمينه تحريفگرى و فراموشى بخشى از تذكار هاى خداوند

فبما نقضهم . .. نسوا حظاً مما ذكروا به

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 70 - 7،8

7 - بنى اسرائيل ، مردمى پيمان شكن و هواپرست

لقد اخذنا ميثق بنى اسرءيل . .. كلما جاءهم رسول بما لاتهوى انفسهم

8 - بنى اسرائيل با نقض پيمان هاى الهى و پيروى از هوا هاى نفسانى ، فاقد پايگاه مطمئن براى اقامه تورات ، انجيل و ديگر معارف الهى

لستم على شىء . .. لقد اخذنا ميثق بنى اسرءيل

بنابر اينكه جمله «لستم على شىء . ..» به اين معنا باشد كه شما پايگاهى نداريد تا بتوانيد تورات و انجيل را اقامه كنيد، مى توان گفت آيه مورد بحث آن پايگاه را تفسير مى كند ; يعنى آن پايگاه عبارت است از تعهد به ميثاق الهى و پرهيز از هواپرستى.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 71 - 6،24

6 - بى پروايى بنى اسرائيل در شكستن پيمان الهى ، تكذيب انبيا و كشتن آنان ، برخاسته از باور آنان به مصونيت از عذاب

فريقاً كذبوا و فريقاً يقتلون. و حسبوا الا تكون فتنة

24 - هشدار خداوند به بنى اسرائيلِ زمان پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، نسبت به تكرار رفتار پيشينيان خويش ( نقض ميثاق - تكذيب و قتل انبيا )

لقد اخذنا ميثق بنى اسرءيل . .. و اللّه بصير بماتعملون

فعل مضارع «يعملون» - على رغم ماضى آوردن فعل هاى گذشته «حسبوا»، «عموا و صموا» -، مى رساند كه جمله «و اللّه بصير . ..» ناظر بر بنى اسرائيل زمان پيامبر(صلی الله علیه و آله) نيز مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 86 - 14

14 - موسى ( ع ) ، گوساله پرستان بنى اسرائيل را مردمى عهدشكن توصيف كرده و آنها را به عذاب سخت الهى هشدار داد .

أم أردتّم أن يحلّ عليكم غضب من ربّكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 87 - 2،3

2 - بنى اسرائيل ، به پيمان شكنى و تخلف از قول و قرار خود با موسى ( ع ) معترف بودند .

ما أخلفنا موعدك بملكنا

3 - بى اختيار قلمداد كردن خود ، از بهانه هاى بنى اسرائيل براى توجيه پيمان شكنى با موسى ( ع ) و پذيرش گوساله پرستى در ميان خود

ما أخلفنا موعدك بملكنا

«موعد» مصدر و به معناى «وعد» است. «ملك» نيز مصدر است و مراد بنى اسرائيل، نفى مالك بودن امور خويش است. از همين رو معناى «ما أخلفنا...» چنين مى شود: ما از پيمان و وعده تو، به اختيار خود تخلف نكرديم.

76- عهد شكنى قلب بيمار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 53 - 10

10 - نقض پيمان و شكستن سوگند ، خصيصه بيماردلان سست ايمان

اهولاء الذين اقسموا باللّه جهد ايمنهم

77- عهد شكنى مسيحيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 14 - 6،9،18،19

6 - نصارا پيمان خود با خداوند را به فراموشى سپرده و نقض كردند .

اخذنا ميثقهم فنسوا حظاً مما ذكروا به

9 - كينه و دشمنى دايمى مسيحيان با يكديگر ، كيفر نقض پيمان و فراموشى تذكار هاى خداوند

و من الذين قالوا إنّا نصرى اخذنا ميثقهم فنسوا حظاً . .. فاغرينا بينهم العداوة

18 - مسيحيان بر اثر نقض پيمان الهى و اختلافات داخلى ، زندگى فلاكت بارى را براى خويش خواهند ساخت .

فاغرينا . .. و سوف ينبئهم اللّه بما كانوا يصنعون

بر اساس اين احتمال كه «سوف ينبئهم»، بيان كيفر دنيوى مسيحيان باشد. بر اين مبنا، «ما كانوا يصنعون»، اشاره به گرفتاريهايى است كه آنان به خاطر كينه و دشمنى با يكديگر براى خويش به وجود مى آورند.

19 - مسيحيان پيمان شكن ، مورد تهديد خداوند به عذاب و كيفر اعمال خويش

و سوف ينبئهم اللّه بما كانوا يصنعون

جمله «ينبئهم اللّه . ..»، كنايه از كيفر دادن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 51 - 7،8

7 - يهود و نصارا هرگز به تعهدات و روابط خويش با مسلمانان پايبند نخواهند بود .

بعضهم أولياء بعض

8 - پايبند نبودن يهود و نصارا به تعهدات خويش نسبت به مسلمانان ، فلسفه حرمت ايجاد روابط با آنان

لاتتخذوا اليهود و النصرى أولياء بعضهم أولياء بعض

78- عهد فرعونيان با موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 134 - 10،11

10 - فرعونيان با موسى ( ع ) پيمان بستند و سوگند ياد كردند كه در صورت برطرف ساختن عذاب شديد از آنان ، به وى ايمان آورند و بنى اسرائيل را آزاد سازند .

لئن كشفت عنا الرجز لنؤمنن لك و لنرسلن معك بنى إسراءيل

11 - فرعونيان پس از وقوع هر يك از عذاب هاى پنجگانه ( طوفان . . . ) با موسى پيمان بستند كه در صورت برطرف ساختن آن ، به وى ايمان آورند و بنى اسرائيل را آزاد كنند .

لئن كشفت عنا الرجز لنؤمنن لك و لنرسلن معك بنى إسراءيل

برداشت فوق بر اين اساس است كه «ال» در «الرجز» عهد ذكرى باشد. در اين صورت «الرجز» اشاره به عذابهاى پنجگانه در آيه قبل است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 135 - 8،9

8 - فرعونيان ، على رغم پيمان مؤكدشان با موسى ( ع ) ( تصديق رسالت او و آزادسازى بنى اسرائيل پس از برطرف شدن عذاب ) ، حتى لحظه اى به وى ايمان نياوردند و بنى اسرائيل را آزاد نكردند .

فلما كشفنا عنهم الرجز . .. إذا هم ينكثون

9 - پيمان شكنى فرعونيان و پايبند نبودن آنان به عهد هاى خويش با موسى ( ع )

إذا هم ينكثون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 136 - 3

3 - فرعونيان به دليل شكستن پيمانشان با موسى ( ع ) ( ايمان به وى و آزادسازى بنى اسرائيل ) سزاوار انتقام الهى و غرق شدن در دريا گشتند .

إذا هم ينكثون. فانتقمنا منهم

تفريع جمله «فانتقمنا» بر جمله «إذا هم ينكثون» به وسيله حرف «فاء» مى رساند كه پيمان شكنى فرعونيان در انتقام الهى از آنان دخيل بوده است.

79- عهد فطرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 7 - 6

6 - تعهد فطرى انسان با خداوند ، بر اطاعت كامل از او

و ميثقه الذى و اثقكم به اذ قلتم سمعنا و اطعنا

چون مخاطبان آيه، همه مسلمانان، بلكه همه انسانها تا روز قيامت هستند، مقصود از ميثاق، پيمانى است كه همه انسانها با خدا دارند و آن لزوم اطاعت از اوست كه فطرت و عقل هر انسانى بدان حكم مى كند.

80- عهد محمد(صلی الله علیه و آله) با يهود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 56 - 3

3 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) بار ها از يهوديان پيمان گرفت و آنان همواره پيمان خويش را شكستند .

الذين عهدت منهم ثم ينقضون عهدهم فى كل مرة

برخى برآنند كه مراد از «الذين عهدت» مشركان مكه هستند، ولى مشهور مفسران گفته اند مقصود يهوديانى هستند كه در عصر بعثت در اطراف مدينه سكونت گزيده بودند.

81- عهد مسلمانان مدينه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 23 - 2،6،8،11

2 - مسلمانان مدينه ، با خدا ، عهد بسته بودند كه از جهاد و رويارويى با دشمن نگريزند .

من المؤمنين رجال صدقوا ما عهدوا اللّه عليه

6 - برخى از مسلمانان مدينه ، در عمل به عهد خود با خدا ، تا پاى جان پيش رفتند .

فمنهم من قضى نحبه

«نحب» در لغت، به معناى «نذر واجب» است (مفردات راغب). «قضى نحبه» كنايه از مرگ و يا كشته شدن است.

8 - برخى از صاحبان عهد با خدا ، از مسلمانان مدينه ، در انتظار فرا رسيدن فرصتى مناسب براى عمل به عهد خويش بودند .

من المؤمنين رجال صدقوا ما عهدوا اللّه عليه . .. و منهم من ينتظر

11 - صاحبان عهد با خداوند ، از مسلمانان مدينه ، بر خلاف منافقانِ آن ديار ، هيچ گاه از زير بار عهد خود شانه خالى نكردند .

من المؤمنين رجال صدقوا ما عهدوا اللّه . .. و ما بدّلوا تبديلاً

82- عهد مسيحيان با خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 72 - 3

3 - ادعاى الوهيت براى مسيح ( ع ) مصداقى روشن از نقض پيمان مسيحيان با خدا

لقد اخذنا ميثق بنى اسرءيل . .. لقد كفر الذين قالوا إنّ اللّه هو المسيح ابن مريم

83- عهد مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 109 - 1

1 - مشركان مكه سوگند اكيد ياد كردند كه در صورت مشاهده معجزه مورد نظر خود ايمان مى آورند.

و أقسموا بالله جهد أيمنهم لئن جاءتهم ءاية

84- عهد منافقان صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 75 - 1

1 - پيمان بستن برخى از منافقان صدر اسلام با خدا مبنى بر پرداخت زكات و صدقه و قرار گرفتن در صف صالحان ، در صورت برخوردارى از مال و فضل الهى

و منهم من عهد اللّه . .. و لنكوننّ من الصلحين

85- عهد منافقان مدينه براى جهاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 15 - 1،3

1 - منافقان حاضر در صحنه غزوه احزاب ، و مصمم به فرار از آن ، پيش تر در غزوه اُحد تعهد كرده بودند كه از جهاد با دشمن نگريزند .

و لقد كانوا عهدوا اللّه من قبل لايولّون الأدبر

مرجع ضمير در «كانوا» گروهى از منافقان اند كه در غزوه اُحد ترسيدند و تصميم به فرار گرفتند، ولى عهد كردند كه ديگربار چنين نكنند.

3 - عهد منافقان مدينه با خدا براى فرار نكردن از جهاد ، مورد حساب كشى خداوند است .

و لقد كانوا عهدوا اللّه من قبل . .. و كان عهد اللّه مسئولاً

86- عهد موسى(ع) با بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 86 - 11

11 - موسى ( ع ) قبل از عزيمت به ميقات ، توصيه هاى لازم را به بنى اسرائيل ارائه كرده و قول و قرار هاى لازم را براى حفظ ايمان ، با آنان گذاشته بود .

فأخلفتم موعدى

«موعد» در اين آيه مصدر و به معناى «وعده» است. از اين رو «فأخلفتم موعدى»; يعنى، شما از وعده و عهد خود با من تخلف كرديد. از اين جمله برمى آيد كه موسى(ع) قبل از رفتن به ميقات، پيش بينى هاى لازم را كرده بود و از اين نظر حجت را بر بنى اسرائيل تمام نموده بود.

87- عهد موسى(ع) با خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 17 - 5

5 - پيمان موسى با خداوند بر پاس داشتن نعمت او و پرهيز از پشتيبانى مجرمان و تبه كاران

قال ربّ بما أنعمت علىّ فلن أكون ظهيرًا للمجرمين

«ظهير» به معناى معين و ياور است.

88- عهد موسى(ع) و خضر(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 73 - 3

3- تخلّف موسى از عهد خويش با خضر ( ع ) ، ناشى از فراموشى بود .

قال لاتؤاخذنى بما نسيت

89- عهد مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 7 - 7

7 - پيمان مؤمنان با پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، بر اطاعت كامل از وى

اذكروا . .. ميثقه الذى و اثقكم به اذ قلتم سمعنا و اطعنا

برخى برآنند كه مراد از «ميثاق» در اين آيه، به قرينه دو جمله «سمعنا و اطعنا»، پيمانهايى است كه رسول خدا(صلی الله علیه و آله) به هنگام بيعت عقبه و بيعت رضوان و . .. از مؤمنان گرفته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 23 - 9

9 - بعضى از مؤمنانِ صاحب عهد با خدا ، در انتظار فرا رسيدن موقعيتى مناسب ، براى عمل كردن به آن عهدند .

من المؤمنين رجال صدقوا ما عهدوا اللّه . .. و منهم من ينتظر

90- عهد يهود با انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 100 - 1

1 - يهوديان ، در طول تاريخ خويش عهد ها و پيمانهايى را با خدا و پيامبران بسته بودند .

أو كلما عهدوا عهداً

جمله «كلما عاهدوا . ..» (هرگاه عهدى مى بندند) دلالت بر عهدها و پيمانهاى متعدد دارد. قرينه هايى همانند «بل أكثرهم لايؤمنون» دلالت بر آن دارد كه مراد از عهدهاى مطرح شده در آيه، عهدهايى است كه يهود با خدا و پيامبران داشتند.

91- عهد يهود با خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 100 - 1،3

1 - يهوديان ، در طول تاريخ خويش عهد ها و پيمانهايى را با خدا و پيامبران بسته بودند .

أو كلما عهدوا عهداً

جمله «كلما عاهدوا . ..» (هرگاه عهدى مى بندند) دلالت بر عهدها و پيمانهاى متعدد دارد. قرينه هايى همانند «بل أكثرهم لايؤمنون» دلالت بر آن دارد كه مراد از عهدهاى مطرح شده در آيه، عهدهايى است كه يهود با خدا و پيامبران داشتند.

3 - يهود ، مورد توبيخ و سرزنش خداوند به جهت عهدشكنى و نقض پيمان هاى الهى

أو كلما عهدوا عهداً نبذه فريق منهم

استفهام در «أو كلما . ..» انكار توبيخى است.

92- فراموشى عهد با خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 14 - 6

6 - نصارا پيمان خود با خداوند را به فراموشى سپرده و نقض كردند .

اخذنا ميثقهم فنسوا حظاً مما ذكروا به

93- فراموشى عهد خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 121 - 5

5 - تأثيرپذيرى آدم از وسوسه شيطان و تناول از درخت ممنوع ، نمودى از فراموش كارى آدم از عهد الهى بود .

و لقد عهدنا . .. فنسى ... فأكلا منها

بيان داستان آدم و حوا، و خوردن از درخت ممنوع و پى آمدهاى آن، جملگى در توضيح نخستين آيه اين مجموعه و بيان فراموش كارى آدم(ع) در مورد عهد الهى و نبودن عزم جدى در او است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 77 - 14

14 - عن أبى جعفر(ع) فى قوله إبراهيم صلوات الله عليه «لئن لم يهدنى ربى لأكونن من القوم الضالين»: اى ناس للميثاق.

از امام باقر(ع) درباره «لئن لم يهدنى . .. من القوم الضالين» روايت شده است: (مراد از «القوم الضالين» در آيه فوق)، فراموش كنندگان ميثاق الهى هستند.

94- فضيلت وفاى به عهد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 32 - 2

2 - امانت دارى و پايبندى به عهد و پيمان ، از خصلت هاى شايسته و بايسته

و الذين هم لأمن-تهم و عهدهم رعون

95- فلسفه عهد خدا با انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 8 - 1،2

1 - فلسفه پيمان گرفتن خداوند از پيامبران ، پاداش دادن به مؤمنان و كيفر دادن به كافران است .

و إذا أخذنا من النبيّن ميثقهم . .. ليسئل الصدقين عن صدقهم ... و أعدّ للكفرين

«لام» در «ليسئل. ..» لامِ تعليل يا لام غايت است. مراد از «الصادقين» به قرينه مقابله با «الكافرين» مؤمنان اند. لازم به ذكر است كه برداشت بالا، - علاوه بر نكته ياد شده - مبتنى بر اين است كه مرجع ضمير در «صدقهم» واژه «الصادقين» باشد و علت پرسش از صداقت مؤمنان، پاداش دادن به آنها است.

2 - فلسفه پيمان گرفتن خداوند از پيامبران ، اين است كه ميزان صداقت مؤمنان بروز كند .

و إذا أخذنا من النبيّن ميثقهم . .. ليسئل الصدقين عن صدقهم

آنچه از پرسش مذكور در آيه، به ذهن خطور مى كند، اين است كه مؤمنان، مورد سؤال قرار مى گيرند تا صداقت شان معلوم شود.

96- قبول عهد خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 63 - 3

3 - هدف از برافراشتن كوه طور بر سر بنى اسرائيل ، پذيرش ميثاق الهى بود .

و إذ أخذنا ميثقكم و رفعنا فوقكم الطور

97- قرآن و عهد شكنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 27 - 9

9 - قرآن كسانى را به گمراهى مى كشاند كه : عهد هاى الهى را نقض كنند ، پيوندهايى كه خداوند به برقرارى آنها فرمان داده بگسلند و در زمين به فسادگرى بپردازند .

و ما يضل به إلا الفسقين. الذين ... يفسدون فى الأرض

98- كيفر منافقان عهد شكن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 77 - 2

2 - ابتلاى قلب منافقان عهدشكن و بخيل به نفاقى مزمن ، كيفر خداوند براى آنان

فأعقبهم نفاقاً فى قلوبهم

برداشت فوق بر اين اساس است كه ضمير در «أعقب» به «اللّه» در فراز پيشين بازگردد; يعنى، خداوند منافقان را در پى شكستن عهدشان با او و امتناع ورزيدن از پرداخت زكات، به نفاق مزمنى گرفتار كرد كه تا روز قيامت از آن رهايى نخواهند يافت.

99- كيفر نقض عهد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 77 - 17

17 - سوداگران عهد الهى و پيمان شكنان ، مستحق عذاب دردناك خداوند در قيامت

انّ الّذين يشترون . .. و لهم عذاب اليم

100- گواه عهد موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 28 - 7

7 - موسى ( ع ) خدا را بر قرارداد ميان خود و شعيب ( ع ) گواه گرفت .

قال ذلك بينى و بينك . .. و اللّه على ما نقول وكيل

101- گواهان بر عهد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 33 - 12

12 - خداوند ، گواه بر همه عهد ها و پيمان ها و اعمال انسان

و الذين عقدت ايمانكم فاتوهم نصيبهم انّ اللّه كان على كل شىء شهيداً

102- محروميت منافقان عهد شكن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 80 - 3

3 - منافقان استهزاگر و عهدشكن ، محروم از غفران الهى

إن تستغفر لهم سبعين مرة فلن يغفر اللّه لهم

103- مشروعيت عهد با خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 91 - 2

2- عهد بستن انسان با خدا ، امرى مشروع و مورد پذيرش دين

و أوفوا بعهد الله إذا عهدتّم

104- مقامات وفاداران به عهد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 23 - 3

3 - وفادارانِ به عهد خود ، از مسلمانان مدينه ، مردانى مورد ستايش خداوندند .

من المؤمنين رجال صدقوا ما عهدوا اللّه عليه

آوردن «رجال» - به صورت نكره - براى زيادت در تعريف و تمجيد است.

105- ناپسندى عهد شكنى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 56 - 5

5 - پيمان شكنى ، كردارى بس ناروا و زشت

إن شر الدواب . .. ثم ينقضون

106- نقض عهد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 75 - 16

16 - بدعتگذارى ، وسيله اى براى توجيه ستم و نقض تعهّدات اجتماعى

و منهم من ان تأمنه بدينار لا يؤدّه اليك . .. و يقولون على اللّه الكذب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 77 - 8،11،14،20

8 - محروميّت عالمان يهود ، سوداگران عهد الهى و پيمان شكنان ، از بهره هاى اخروى

انّ الّذين يشترون . .. اولئك لا خلاق لهم فى الاخرة

11 - سوداگران عهد الهى و پيمان شكنان ، مورد غضب الهى و محروم از سخن گفتن و توجه نمودن خداوند به آنان در آخرت

انّ الّذين يشترون . .. و لا يكلّمهم اللّه و لا ينظر اليهم يوم القيمة

14 - سوداگران عهد الهى و پيمان شكنان ، محروم از پاك شدن و رشد يافتن به دست خداوند .

انّ الّذين يشترون بعهد اللّه . .. و لا يزكّيهم

تزكيه از ماده «زكَوَ» و يا «زكَىَ»، به معناى پاك شدن و نيز به معناى رشد يافتن مى باشد.

20 - سوداگران با شكستن عهد الهى و سوگند هاى خويش از گناهان بزرگ

انّ الذين يشترون . .. و لهم عذاب اليم

كيفر سخت، نشانه بزرگى گناه است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 82 - 4

4 - نقض ميثاق هاى الهى ، فسق است و نقض كنندگان ، فاسق هستند .

و اذ اخذ اللّه ميثاق . .. فمن تولّى بعد ذلك فاولئك هم الفاسقون

107- وجوب وفاى به عهد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 152 - 17،18

17 - وجوب پايبند بودن به پيمانهايى كه خدا بر عهده آدمى نهاده است.

و بعهدالله أوفوا

كلمه «عهد» هم مى تواند اضافه به فاعل شده باشد، كه در اين صورت از «عهدالله» پيمانى است كه خدا با انسانها دارد، و هم مى تواند اضافه به مفعول شده باشد، كه در اين صورت مراد از «عهدالله» پيمان است كه انسانها به خداوند مى سپارند. برداشت فوق بر اساس احتمال اول است.

18 - وجوب پايبندى به پيمانهايى كه آدمى با خدا دارد.

و بعهدالله أوفوا

برداشت فوق بر اين اساس است كه كلمه «عهد» اضافه به مفعولش شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 72 - 18

18 - پيمان بستن با كافران ( پيمان عدم تعرض و . . . ) امرى جايز و پايبندى به آن واجب است .

إلا على قوم بينكم و بينهم ميثق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 114 - 5

5 - وفاى به عهد ، واجب است .

إلا عن موعدة وعدها إياه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 20 - 1

1- خداوند ، انسان ها را به رعايت عهد ها و پيمانهايى ملزم ساخته است .

الذين يوفون بعهد الله

«عهد» به معناى پيمان است و مراد از «عهدالله» (پيمان خدا) مى تواند وظايف و تكاليفى باشد كه خداوند آنها را بر عهده انسانها گذاشته است و مى تواند مراد از آن تعهداتى باشد كه آدمى خويشتن را ملتزم به رعايت آن كرده است و به گونه اى- همانند سوگند به خدا و . .. - آنها را به خداوند مرتبط كرده است. برداشت فوق مبتنى بر احتمال اول است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 25 - 1

1- خداوند انسان ها را به عهد ها و پيمانهايى ملزم ساخته است .

والذين ينقضون عهد الله

مراد از «عهد الله» - چنان چه در آيه 20 گذشت - عهدها و پيمانهايى است كه خداوند با انسانها دارد و يا عهدها و پيمانهايى است كه آدميان با خداوند مى بندد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 91 - 1

1- وجوب پايبندى انسان ، به عهد ها و ميثاق هاى خود با خداوند

و أوفوا بعهد الله إذا عهدتّم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 34 - 15

15- وفاى به عهد و پيمان ، لازم و واجب است .

و أوفوا بالعهد

108- وفا به عهد موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 29 - 1

1 - اقامت موسى در مدين تا پايان مدت قراردادش با شعيب ( ع )

فلمّا قضى موسى الأجل

«قضاء» (مصدر «قضى») به معناى تمام كردن و به پايان رساندن است. «الأجل» اشاره به مدتى دارد كه ميان موسى و شعيب(ع) مقرر شده بود.

109- وفا به عهد مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 8 - 2

2 - مؤمنان راستين ، انسان هايى امانت دار و پايبند به عهد و پيمان

قد أفلح المؤمنون . .. و الذين هم لأمن-تهم و عهدهم رعون

110- وفاى به عهد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 40 - 6

6 - وفا كردن به عهد هاى الهى ، از فرامين و سفارش هاى خداوند به بنى اسرائيل

و أوفوا بعهدى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 45 - 4

4 - صبر و نماز وسايلى كارساز براى موفقيت در انجام دستور هاى خدا ( ايمان به قرآن ، وفا به عهد هاى الهى و . . . )

أوفوا بعهدى . .. و استعينوا بالصبر و الصلوة

با توجه به آيه هاى قبل مى توان گفت: متعلق «استعينوا» فرامينى است كه در آن آيه ها بيان شد; يعنى: واستعينوا على ما امرتكم به و نهيتكم عنه بالصبر و الصلاة.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 177 - 6،26

6 - برپايى نماز ، پرداخت زكات ، وفاى به عهد ، صبر در مشكلات و استقامت در نبرد از وظايف اهل ايمان و از مسائل اساسى دين

ليس البر أن تولوا وجوهكم . .. و لكن البر من ... و أقام الصلوة ... والصبرين فى ال

26 - برپايى نماز ، پرداخت زكات ، پايبندى به عهد ها و صبر و پايدارى در تنگنا ها و شدايد از ويژگى هاى نيكان

و لكن البر من . .. أقام الصلوة ... والصبرين فى البأساء و الضراء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 76 - 2،3،4،5،7

2 - اهميّت و ارزش امانتدارى و وفاى به عهد

بلى من اوفى بعهده

3 - وفاى به عهد و امانتدارى و پرهيز از خيانت ، از نشانه هاى تقواست .

بلى من اوفى بعهده و اتّقى فان اللّه يحبّ المتّقين

جمله «يحب المتّقين»، بيانگر اين است كه وفاى به عهد، نشانه تقواست.

4 - وفاى به عهد و رعايت تقوا ، ملاك ارزش انسان در پيشگاه خداوند ; نه انتساب به نژادى خاص

ذلك بانّهم قالوا ليس علينا . .. بلى من اوفى بعهده و اتّقى فان اللّه يحب المتّقين

5 - وفاى به عهد و امانتدارى و تقوا ، زمينه جلب محبّت خداوند

بلى من اوفى بعهده و اتّقى فانّ اللّه يحب المتّقين

7 - وفاى به عهد خداوند و پرهيز از خيانت ، زمينه جلب محبّت او

بلى من اوفى بعهده و اتّقى فان اللّه يحب المتّقين

بنابراينكه ضمير «بعهده»، به قرينه آيه بعد، به «اللّه» در آيه قبل برگردد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 77 - 9،12،16

9 - پايبندى به عهد الهى و پيمان هاى خود ، عامل بهره مندى از مواهب اُخروى

انّ الّذين يشترون بعهد اللّه و ايمانهم . .. لا خلاق لهم فى الاخرة

12 - پايبندى به عهد الهى و پيمان هاى خود ، زمينه بهره مندى از سخن و نظر الهى در قيامت

انّ الّذين يشترون . .. و لا يكلّمهم اللّه و لا ينظر اليهم يوم القيمة

16 - پايبندى به عهد الهى و پيمان هاى خود ، زمينه بهره مندى از تزكيه خداوند

انّ الّذين يشترون بعهد اللّه و ايمانهم . .. و لا يزكّيهم

از مفهوم آيه استفاده شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 183 - 4

4 - يهود ، مدعى وفادارى خويش به پيمان هاى الهى

انّ اللّه عهد الينا الّا نؤمن لرسول

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 194 - 4

4 - وفاى خداوند به وعده هاى خويش ، جلوه اى از ربوبيّت او

ربّنا و اتنا ما وعدتنا على رسلك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 33 - 10

10 - وارث بايد حقوقى را كه به واسطه عقد و پيمان بر مال ميّت است ، پرداخت كند .

و الذين عقدت ايمانكم فاتوهم نصيبهم

چنانچه جمله «و الذين . .. » مستأنفه باشد، مراد از «الذين»، وارثان نخواهند بود ; بلكه كسانى هستند كه با ميت پيمان مالى بسته اند. البتّه مخاطبان به پرداخت حقوق آنان، همان ورثه مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 131 - 3

3 - مالكيت خداوند بر هستى ، پشتوانه وفاى او به وعده هاى خويش

يغن اللّه كلا . .. و للّه ما فى السموت و ما فى الأرض

جمله «و لله ما فى السموت . ..»، تعليل جمله «يغن اللّه كلا من سعته» است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 154 - 5

5 - پيمان هاى الهى و پايبندى به آن ، داراى اهميتى خاص در پيشگاه خداست .

و رفعنا فوقهم الطور بميثقهم

تهديد بنى اسرائيل به خاطر تصميم آنان بر پيمان شكنى و يا گرفتن ميثاق، حكايت از اهميت خاص آن ميثاق و وفاى به پيمانهاى الهى دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 155 - 2

2 - لزوم پايبندى به پيمان هاى الهى

فبما نقضهم ميثقهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 12 - 6،33

6 - تهديد خداوند به بنى اسرائيل در مورد شكستن پيمان الهى و ترغيب آنان به وفادارى و تعهد

لقد اخذ اللّه ميثق بنى اسرءيل . .. و قال اللّه انى معكم

بنابر اينكه معيت در آيه مورد بحث، كنايه از علم و قدرت باشد. يعنى خداوند به شما و اعمالتان كاملا آگاه است ; اگر به ميثاق پايبند بوديد به شما پاداش مى دهد واگر تخلف كرديد مجازات مى شويد و در هر حال مقهور خداوند هستيد.

33 - اقامه نماز ، پرداخت زكات ، ايمان به پيامبران و نصرت آنان ، انفاق در راه خدا و وفادارى به پيمان هاى او ، راه ميانه است .

لئن اقمتم الصلوة . .. سواء السبيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 13 - 24

24 - تنها گروهى اندك از بنى اسرائيل ، وفادار به پيمان هاى الهى ، وارسته از تحريفگرى و خيانت و پايبند به دستورات خداوند

فبما نقضهم ميثقهم . .. و لاتزال تطلع على خائنة منهم إلاّ قليلا

«الا قليلا» استثناء از تمامى صفاتى است كه درباره بنى اسرائيل بيان شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 152 - 20

20 - ضايع نساختن اموال يتيمان، عدالت در داد و ستد، پرهيز از سخنان نابحق و پايبند بودن به پيمانهاى الهى، از توصيه هاى خداوند به انسانها

و لاتقربوا مال اليتيم . .. ذلكم وصيكم به

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 153 - 2

2 - نيكى به پدر و مادر، عدالت در داد و ستد، پايبند بودن به پيمانهاى الهى و به عدل سخن گفتن، راهى است راست براى حركت به سوى خدا.

و بالولدين إحسناً . .. و أن هذا صرطى مستقيماً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 102 - 2

2 - برخى از امت هاى گذشته با مشاهده معجزات پيامبران ايمان آوردند و به عهد خويش ( تصديق پيامبران در صورت ارائه معجزه ) وفا كردند .

و ما وجدنا لأكثرهم من عهد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 21 - 2

2 - لزوم پايبندى انسان به اقرار و تعهدات خويش

و لاتكونوا كالذين قالوا سمعنا و هم لايسمعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 56 - 6

6 - پايبندى به پيمان از ملاك هاى انسانيت انسان

إن شر الدواب . .. ثم ينقضون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 72 - 16

16 - مسلمانان عصر بعثت با گروههايى از كافران پيمان عدم تعرض داشته و به آن وفادار بودند .

إلا على قوم بينكم و بينهم ميثق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 20 - 6

6- پايبندى به عهد ها و پيمان ها از نشانه هاى خردمندان است .

إنما يتذكّر أُولُوا الألبب. الذين يوفون بعهد الله و لاينقضون الميثق

در وجه تركيبى «الذين . ..» دو احتمال گفته شده است: 1- صفت براى «اُولُوا الألباب» است. 2مبتداست و خبر آن «اُولئك لهم عقبى الدار». احتمال نخست صريح در برداشت فوق است.

111- وفاى به عهد اسماعيل(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 54 - 5

5- صداقت در وعده ، رسالت و نبوت اسماعيل ( ع ) ، علت گرامى داشت ياد و نام او در قرآن

واذكر فى الكتب إسمعيل إنّه كان صادق الوعد و كان رسولاً نبيًّا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 55 - 8

8- وفاداربودن اسماعيل ( ع ) به وعده ها و اصرار او بر پاى بندى بستگانش به نماز ، زكات و انفاق ، مايه جلب رضايت خداوند

إنّه كان صادق الوعد . .. و كان يأمر أهله بالصلوة والزكوة و كان عند ربّه مرضيًّا

112- وفاى به عهد با خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 100 - 4

4 - ضرورت پايبندى به عهد ها و پيمان هاى الهى

أو كلما عهدوا عهداً نبذه فريق منهم

سرزنش و توبيخ خداوند از عهد شكنان، دلالت بر ضرورت و وجوب پايبندى به عهدها و پيمانها مى كند.

113- وفاى به عهد بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 83 - 21

21 - تنها اندكى از بنى اسرائيل به پيمان هاى الهى وفادار ماندند و به تكاليف دينى عمل كردند .

ثم توليتم إلا قليلا منكم

114- وفاى به عهد خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 80 - 10

10 - خداوند ، عهد و پيمان خويش را هرگز نقض نخواهد كرد .

فلن يخلف اللّه عهده

«فاء» در جمله فوق، به اصطلاح «فاء» فصيحه است و حكايت از شرطى مقدر دارد; يعنى: «إن أتخذتم عند اللّه عهداً فلن يخلف اللّه عهده».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 85 - 26

26 - پايبندى گروهى از يهوديان عصر بعثت به تورات با عمل كردن به پيمان هاى الهى و پرهيز از كشتن و بيرون راندن همكيشان خود

فما جزاء من يفعل ذلك منكم

سياق خطابهاى گذشته اقتضا مى كرد كه جمله «فما جزاء . ..» بدين گونه ايراد شود: «فما جزاءكم بما تفعلون إلا خزى». اين تغيير سياق اشاره به اين دارد كه همه يهوديان مرتكب اعمال نارواى مذكور نشدند. من تبعيضيه در «منكم» مؤيد اين معناست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 93 - 7

7 - پايبندى به ميثاق هاى خدا ، از وظايف ضرورى بندگان است .

و إذ أخذنا ميثقكم و رفعنا فوقكم الطور خذوا ما ءاتينكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 111 - 22

22 - خداوند ، وفادارترين وفاكنندگان به عهد

و من أوفى بعهده من اللّه

115- وفاى به عهد مسلمانان مدينه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 23 - 1،3،11

1 - برخى از مسلمانان مدينه ، بر سر پيمان خود با خداى خويش ، وفادار ماندند و از جهاد نگريختند .

من المؤمنين رجال صدقوا ما عهدوا اللّه عليه

به قرينه آيه پانزده - كه درباره عهد منافقان مبنى بر فرار نكردن از صحنه جنگ است - مراد از «ما عاهدوا» مى تواند عهد بستن بر فرار نكردن از جهاد باشد.

3 - وفادارانِ به عهد خود ، از مسلمانان مدينه ، مردانى مورد ستايش خداوندند .

من المؤمنين رجال صدقوا ما عهدوا اللّه عليه

آوردن «رجال» - به صورت نكره - براى زيادت در تعريف و تمجيد است.

11 - صاحبان عهد با خداوند ، از مسلمانان مدينه ، بر خلاف منافقانِ آن ديار ، هيچ گاه از زير بار عهد خود شانه خالى نكردند .

من المؤمنين رجال صدقوا ما عهدوا اللّه . .. و ما بدّلوا تبديلاً

116- وفاى به عهد مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 23 - 4،7

4 - برخى از مؤمنان ، به عهد خويش با خداى خود ، وفادار مانده و بر آن پا مى فشارند .

من المؤمنين رجال صدقوا ما عهدوا اللّه عليه

7 - بعضى از مؤمنان ، براى وفا كردن به عهد خود ، تا پاى جان مى ايستند .

فمنهم من قضى نحبه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 19 - 3،7

3 - پاداش هاى مادى و معنوى خداوند ، به مؤمنان وفادار و مورد رضايت خويش

لقد رضى اللّه . .. فأنزل السكينة عليهم ... و مغانم كثيرة يأخذونها

«أنزل السكينة» اشاره به پاداش معنوى و «مغانم. ..» نظر به پاداش هاى مادى دارد.

7 - صلح حديبيه و فتح خيبر ، در پى وفادارى مؤمنان ، نمودى از عزت و حكمت خداوند

و أثبهم فتحًا قريبًا . و مغانم كثيرة ... و كان اللّه عزيزًا حكيمًا

از ارتباط «كان اللّه. ..» با آيه قبل، مطلب بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 32 - 1

1 - رعايت امانت و پايبندى به عهد و پيمان خويش ، از ويژگى هاى مؤمنان و مسلمانان راستين

و الذين هم لأمن-تهم و عهدهم رعون

117- وفاى خدا به عهد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 78 - 6

6- وفاى خداوند به عهد هاى خويش ، جلوه اى از رحمانيت او است .

أم اتّخذ عند الرحمن عهدًا

118- وفاى عهد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 1 - 1

1 - وجوب وفا به تمامى عقد ها و پيمان ها ( فردى ، اجتماعى ، بين المللى و پيمان هاى الهى )

يايها الذين ءامنوا اوفوا بالعقود

119- يعقوب(ع) و عهد برادران يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 64 - 2

2- يعقوب ( ع ) به تعهد و تأكيد فرزندانش درباره حفاظت از بنيامين ، اطمينان نكرد .

قال هل ءامنكم عليه إلاّ كما أمنتكم على أخيه من قبل

استفهام در «هل ءامنكم . ..» استفهام انكارى و به منزله نفى است. «أمن» (مصدر ءامن) به معناى اطمينان كردن و امين شمردن است. بنابراين «هل ءامنكم ...» ; يعنى ، من شما را درباره بنيامين امين نمى دانم و به قول و قرار شما اطمينانى ندارم.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 66 - 14

14- يعقوب ( ع ) خداوند را وكيل خويش بر ميثاق و تعهد فرزندان قرار داد .

قال الله على ما نقول وكيل

120- يهود و عهد خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 100 - 5

5 - عهد ها و پيمان هاى الهى در ديدگاه بسيارى از يهوديان ، امرى بى مقدار و كم ارزش

نبذه فريق منهم

برداشت فوق بر اساس معنايى است كه «راغب» در كلمه «نبذ» بيان كرده است. او در «المفردات» مى گويد: «نبذ» انداختن و دور افكندن چيزى است به خاطر كم ارزش شمردن آن.

121- عهدشكنان

{عهدشكنان}

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 83 - 20

20 - اكثريت بنى اسرائيل با اعراض از تكاليف دينى ، عهد ها و پيمان هاى الهى را شكستند .

ثم توليتم إلا قليلا منكم و أنتم معرضون

«تولى» و «اعراض» به معناى رويگردانى و مراد از آن سرپيچى و تمرد است. جمله «و أنتم معرضون» چنانچه حال براى فاعل «توليتم» باشد - به دليل هم معنا بودن «اعراض» و «تولى» - حال مؤكده است و حكايت از شدت تمرد و سرپيچى بنى اسرائيل دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 70 - 7

7 - بنى اسرائيل ، مردمى پيمان شكن و هواپرست

لقد اخذنا ميثق بنى اسرءيل . .. كلما جاءهم رسول بما لاتهوى انفسهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 102 - 1،7

1 - اكثر امت هاى پيشين ، كافر و بر عهد هاى خويش با خدا و پيامبران او ناپايدار بودند .

و ما وجدنا لأكثرهم من عهد

7 - كفرپيشگان ، مردمى فاسق و بى اعتنا به عهد هاى الهى

و ما وجدنا لأكثرهم من عهد و إن وجدنا أكثرهم لفسقين

122- انذار عهدشكنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 92 - 14

14- هشدار خداوند به نقض كنندگان عهد و سوگندشكنان ، مبنى بر مؤاخذه شدن آنان در قيامت

و أوفوا بعهد الله . .. تتّخذون أيمنكم دخلاً ... و ليبيّننّ لكم يوم القيمة ما ك

123- حسابرسى اخروى عهدشكنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 21 - 9

9- قطع پيوندهايى كه خداوند به برقرار كردن آنها امر كرده ، موجب مواجه شدن با حساب سخت و ناگوار قيامت خواهد شد .

والذين يصلون . .. و يخشون ربهم و يخافون سوء الحساب

124- خيانت عهدشكنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 58 - 7

7 - پيمان شكنان و كسانى كه در انديشه شكستن پيمان هاى خويشند ، خائن و محروم از محبت خداوند هستند .

إن اللّه لايحب الخائنين

برداشت فوق بر اين اساس است كه جمله «إن اللّه . .. » تعليل براى «فانبذ إليهم» باشد ; يعنى كسانى كه در صدد پيمان شكنى هستند، خائنند و چون خداوند خائنان را دوست ندارد، تو اى پيامبر(صلی الله علیه و آله) موظف هستى معاهده آنان را لغو كنى تا راه براى نبرد با آنان باز شود.

125- دنياطلبى عهدشكنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 86 - 5

5 - دستيابى به مزاياى دنيا ، انگيزه آنان كه پيمان هاى الهى را ناديده گرفته و آنها را نقض مى كنند .

أولئك الذين اشتروا الحيوة الدنيا بالأخرة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 95 - 4

4- پيمان شكنان و نقض كنندگان سوگند و عهد الهى ، مردمى دنياپرست ، كوتاه نگر و دون همتند .

لاتتخذوا أيمنكم دخلاً بينكم . .. و لاتشتروا بعهد الله ثمنًا قليلاً

از تعبير «ثمناً قليلاً» (بهاى كم و ناچيز) كوتاه نظرى و دون همتى استفاده مى شود; زيرا هيچ عاقل و صاحب فكرى، كالايش را به بهاى كم و ناچيز و كمتر از ارزش واقعى آن نمى فروشد.

126- روش برخورد با عهدشكنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 58 - 1

1 - مسلمانان موظفند در صورت ظهور نشانه اى حاكى از تصميم كافران بر پيمان شكنى ، معاهدات فيمابين را الغا كنند و آن را بى اعتبار بشمارند .

و إما تخافن من قوم خيانة فانبذ إليهم

مراد از «خيانة» به قرينه سياق پيمان شكنى است و ترس از پيمان شكنى به معناى آشكار شدن شواهد و اماراتى است بر اينكه طرف مقابل نقض پيمان را در سر مى پروراند. «نبذ» به معناى انداختن و مفعول «فانبذ» «عهدهم» است كه به خاطر وضوحش در كلام نيامده است.

127- سختى حسابرسى عهدشكنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 21 - 10

10- شكستن پيمان ها و پايبند نبودن به عهدها ، در پى دارنده حساب سخت و ناگوار قيامت است .

الذين يوفون بعهد الله و لاينقضون الميثق . .. و يخافون سوء الحساب

128- شدت كيفر عهدشكنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 57 - 6

6 - عبرت گرفتن از سرنوشت پيمان شكنان جنگ آفرين عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) و جامعه اسلامى ، از اهداف فرمان خداوند بر شدت مجازات آنان

فشردبهم من خلفهم لعلهم يذكرون

«تذكر» (مصدر يذكرون) به معناى دريافتن و همواره به خاطر داشتن است. جمله «لعلهم يذكرون» تعليل براى «فشردبهم» است. يعنى هدف از شدت مجازات اين است كه كفرپيشگان، توان مسلمين را دريابند و همواره به خاطر بسپارند تا در آينده عليه جامعه اسلامى توطئه نكنند.

129- عبرت از فرجام عهدشكنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 57 - 6

6 - عبرت گرفتن از سرنوشت پيمان شكنان جنگ آفرين عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) و جامعه اسلامى ، از اهداف فرمان خداوند بر شدت مجازات آنان

فشردبهم من خلفهم لعلهم يذكرون

«تذكر» (مصدر يذكرون) به معناى دريافتن و همواره به خاطر داشتن است. جمله «لعلهم يذكرون» تعليل براى «فشردبهم» است. يعنى هدف از شدت مجازات اين است كه كفرپيشگان، توان مسلمين را دريابند و همواره به خاطر بسپارند تا در آينده عليه جامعه اسلامى توطئه نكنند.

130- عهدشكنان با موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 87 - 2

2 - بنى اسرائيل ، به پيمان شكنى و تخلف از قول و قرار خود با موسى ( ع ) معترف بودند .

ما أخلفنا موعدك بملكنا

131- عهدشكنان بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 13 - 3

3 - خداوند ، پيمان شكنان بنى اسرائيل را از رحمت خويش دور ساخت و دل هاى آنان را از پذيرش حق بازداشت .

فبما نقضهم ميثقهم لعنهم و جعلنا قلوبهم قسية

132- عهدشكنان جنگ افروز

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 57 - 6

6 - عبرت گرفتن از سرنوشت پيمان شكنان جنگ آفرين عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) و جامعه اسلامى ، از اهداف فرمان خداوند بر شدت مجازات آنان

فشردبهم من خلفهم لعلهم يذكرون

«تذكر» (مصدر يذكرون) به معناى دريافتن و همواره به خاطر داشتن است. جمله «لعلهم يذكرون» تعليل براى «فشردبهم» است. يعنى هدف از شدت مجازات اين است كه كفرپيشگان، توان مسلمين را دريابند و همواره به خاطر بسپارند تا در آينده عليه جامعه اسلامى توطئه نكنند.

133- عهدشكنان در جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 25 - 11

11- سراى شوم ( دوزخ ) از آنِ كسانى است كه پيمان هاى الهى را نقض كنند و پيوندهايى كه خداوند به برقرارى آنها فرمان داده ، ناديده انگارند .

والذين ينقضون عهد الله . .. و يقطعون ما أمرالله ... لهم سوء الدار

134- عهدشكنان در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 21 - 10

10- شكستن پيمان ها و پايبند نبودن به عهدها ، در پى دارنده حساب سخت و ناگوار قيامت است .

الذين يوفون بعهد الله و لاينقضون الميثق . .. و يخافون سوء الحساب

135- عهدشكنان مسيحيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 14 - 4

4 - فزونى پيمان شكنان يهود نسبت به پيمان شكنان نصارا

فبما نقضهم . .. و من الذين قالوا إنّا نصرى

«من الذين» خبر مبتداى محذوف است. يعنى «من الذين قالوا انا نصارى قوم اخذنا ميثاقهم»، بنابراين آيه شريفه، تنها سخن از پيمان شكنى گروهى ازمسيحيان را مطرح كرده است. به خلاف آنچه درباره يهود بيان داشت كه همه آنها، جز اندكى، پيمان شكن بودند.

136- عهدشكنان و محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 57 - 6

6 - عبرت گرفتن از سرنوشت پيمان شكنان جنگ آفرين عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) و جامعه اسلامى ، از اهداف فرمان خداوند بر شدت مجازات آنان

فشردبهم من خلفهم لعلهم يذكرون

«تذكر» (مصدر يذكرون) به معناى دريافتن و همواره به خاطر داشتن است. جمله «لعلهم يذكرون» تعليل براى «فشردبهم» است. يعنى هدف از شدت مجازات اين است كه كفرپيشگان، توان مسلمين را دريابند و همواره به خاطر بسپارند تا در آينده عليه جامعه اسلامى توطئه نكنند.

137- عهدشكنان يهود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 14 - 4

4 - فزونى پيمان شكنان يهود نسبت به پيمان شكنان نصارا

فبما نقضهم . .. و من الذين قالوا إنّا نصرى

«من الذين» خبر مبتداى محذوف است. يعنى «من الذين قالوا انا نصارى قوم اخذنا ميثاقهم»، بنابراين آيه شريفه، تنها سخن از پيمان شكنى گروهى ازمسيحيان را مطرح كرده است. به خلاف آنچه درباره يهود بيان داشت كه همه آنها، جز اندكى، پيمان شكن بودند.

138- فرجام شوم عهدشكنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 25 - 11

11- سراى شوم ( دوزخ ) از آنِ كسانى است كه پيمان هاى الهى را نقض كنند و پيوندهايى كه خداوند به برقرارى آنها فرمان داده ، ناديده انگارند .

والذين ينقضون عهد الله . .. و يقطعون ما أمرالله ... لهم سوء الدار

139- قتل عهدشكنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 91 - 10

10 - ضرورت تعقيب و كشتن كسانى كه على رغم امضاى پيمان ترك تعرض ، بدان وفا نكنند .

فان لم يعتزلوكم . .. فخذوهم و اقتلوهم

140- قضاوت عليه عهدشكنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 28 - 4

4 - داورى قطعى خدا در قيامت ، عليه طرف تخلف كننده از قرارداد

و اللّه على ما نقول وكيل

141- كوته بينى عهدشكنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 95 - 4

4- پيمان شكنان و نقض كنندگان سوگند و عهد الهى ، مردمى دنياپرست ، كوتاه نگر و دون همتند .

لاتتخذوا أيمنكم دخلاً بينكم . .. و لاتشتروا بعهد الله ثمنًا قليلاً

از تعبير «ثمناً قليلاً» (بهاى كم و ناچيز) كوتاه نظرى و دون همتى استفاده مى شود; زيرا هيچ عاقل و صاحب فكرى، كالايش را به بهاى كم و ناچيز و كمتر از ارزش واقعى آن نمى فروشد.

142- كيفر عهدشكنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 91 - 10

10 - ضرورت تعقيب و كشتن كسانى كه على رغم امضاى پيمان ترك تعرض ، بدان وفا نكنند .

فان لم يعتزلوكم . .. فخذوهم و اقتلوهم

143- لعن بر عهدشكنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 25 - 7

7- كسانى كه به پيمان هاى الهى پايبند نباشند ، به لعنت خدا و دورى از رحمت او گرفتار خواهند شد .

والذين ينقضون عهد الله . .. أُولئك لهم اللعنة

144- محروميت عهدشكنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 86 - 4

4 - نقض كنندگان پيمان هاى الهى ، از سراى آخرت و نعمت هاى آن نصيبى نخواهند داشت .

إذ أخذنا ميثقكم . .. أولئك الذين اشتروا الحيوة الدنيا بالأخرة

«أولئك» اشاره به همه گروههايى است كه در آيه قبل، اعمال و رفتار ناپسندشان بيان شد; از جمله: نقض كنندگان پيمان الهى، قاتلان همكيشان و . ..

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 13 - 3

3 - خداوند ، پيمان شكنان بنى اسرائيل را از رحمت خويش دور ساخت و دل هاى آنان را از پذيرش حق بازداشت .

فبما نقضهم ميثقهم لعنهم و جعلنا قلوبهم قسية

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 58 - 7

7 - پيمان شكنان و كسانى كه در انديشه شكستن پيمان هاى خويشند ، خائن و محروم از محبت خداوند هستند .

إن اللّه لايحب الخائنين

برداشت فوق بر اين اساس است كه جمله «إن اللّه . .. » تعليل براى «فانبذ إليهم» باشد ; يعنى كسانى كه در صدد پيمان شكنى هستند، خائنند و چون خداوند خائنان را دوست ندارد، تو اى پيامبر(صلی الله علیه و آله) موظف هستى معاهده آنان را لغو كنى تا راه براى نبرد با آنان باز شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 10 - 9

9 - نقض كنندگان پيمان دين ، در معرض قهر الهى و محروم از حمايت او

يد اللّه فوق أيديهم فمن نكث فإنّما ينكث على نفسه

«فاء» در «فمن. ..» مى رساند كه لازمه «يداللّه فوق...»، اين است كه پيمان شكنان به خود زيان مى زنند; زيرا با پيمان شكنى از سايه حمايت خدا بيرون شده، در معرض انتقام و قدرت قاهر او قرار گرفته اند.

145- مغضوبيت عهدشكنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 10 - 9

9 - نقض كنندگان پيمان دين ، در معرض قهر الهى و محروم از حمايت او

يد اللّه فوق أيديهم فمن نكث فإنّما ينكث على نفسه

«فاء» در «فمن. ..» مى رساند كه لازمه «يداللّه فوق...»، اين است كه پيمان شكنان به خود زيان مى زنند; زيرا با پيمان شكنى از سايه حمايت خدا بيرون شده، در معرض انتقام و قدرت قاهر او قرار گرفته اند.

146- مؤاخذه اخروى عهدشكنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 92 - 13،14

13- پيمان شكنان ، مورد مؤاخذه و داورى خداوند در قيامت ، قرار خواهند گرفت .

تتّخذون أيمنكم دخلاً . .. و ليبيّننّ لكم يوم القيمة ما كنتم فيه تختلفون

14- هشدار خداوند به نقض كنندگان عهد و سوگندشكنان ، مبنى بر مؤاخذه شدن آنان در قيامت

و أوفوا بعهد الله . .. تتّخذون أيمنكم دخلاً ... و ليبيّننّ لكم يوم القيمة ما ك

147- هشدار به عهدشكنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 7 - 12

12 - هشدار خداوند به مسلمانان ، در مورد شكستن پيمان الهى و سرپيچى از فرامين خدا و رسول و فراموشى نعمتها

و اذكروا نعمة اللّه عليكم و ميثقه . .. و اتقوا اللّه

متعلق «اتقوا»، به قرينه فرازهاى قبلى، همان ياد نعمتها و رعايت پيمانهاى الهى است. يعنى جانب خدا را در مورد نعمتها و پيمانهاى او نگهداريد و از مخالفت با او بپرهيزيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 13 - 9

9 - هشدار خداوند نسبت به شكنندگان پيمان او

فبما نقضهم ميثقهم لعنهم و جعلنا قلوبهم قسية

عهدشكنى

148- آثار اصرار بر عهدشكنى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 46 - 2

2 - اصرار و پافشارى « اصحاب الشمال » بر پيمان شكنى ، عامل دوزخى شدن آنها

و كانوا يصرّون على الحنث العظيم

149- آثار عهدشكنى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 27 - 9،11

9 - قرآن كسانى را به گمراهى مى كشاند كه : عهد هاى الهى را نقض كنند ، پيوندهايى كه خداوند به برقرارى آنها فرمان داده بگسلند و در زمين به فسادگرى بپردازند .

و ما يضل به إلا الفسقين. الذين ... يفسدون فى الأرض

11 - شكستن پيمان هاى الهى ، گسستن روابطى كه خداوند به برقرارى آنها فرمان داده و فسادگرى در زمين ، زيان واقعى انسان را در پى دارد .

الذين ينقضون عهد اللّه . .. أولئك هم الخسرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 12 - 30،32

30 - كفر ( شكستن پيمان خدا ، ترك نماز و . . . ) پس از دريافت وعده بهشت و آمرزش گناهان ، ضلالت و انحراف است .

لاكفرن عنكم سياتكم . .. فمن كفر بعد ذلك منكم فقد ضل سواء السبيل

بنابر اينكه مشاراليه «ذلك»، جمله «لاكفرن . .. و لادخلنكم» باشد.

32 - شكستن پيمان هاى الهى ، كفر و گمراهى است .

و لقد اخذ اللّه ميثق . .. فمن كفر بعد ذلك منكم فقد ضل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 13 - 16،23

16 - شكستن پيمان الهى از سوى بنى اسرائيل ، زمينه تحريفگرى و فراموشى بخشى از تذكار هاى خداوند

فبما نقضهم . .. نسوا حظاً مما ذكروا به

23 - نقض پيمان هاى الهى ، زمينه خيانت پيشگى

فبما نقضهم . .. على خائنة منهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 14 - 11،18

11 - شكستن پيمان الهى و فراموشى تذكار هاى خداوند ، زمينه كينه و دشمنى ميان پيروان اديان

اخذنا ميثقهم فنسوا حظاً مما ذكروا به فاغرينا بينهم العداوة و البغضاء

18 - مسيحيان بر اثر نقض پيمان الهى و اختلافات داخلى ، زندگى فلاكت بارى را براى خويش خواهند ساخت .

فاغرينا . .. و سوف ينبئهم اللّه بما كانوا يصنعون

بر اساس اين احتمال كه «سوف ينبئهم»، بيان كيفر دنيوى مسيحيان باشد. بر اين مبنا، «ما كانوا يصنعون»، اشاره به گرفتاريهايى است كه آنان به خاطر كينه و دشمنى با يكديگر براى خويش به وجود مى آورند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 70 - 8

8 - بنى اسرائيل با نقض پيمان هاى الهى و پيروى از هوا هاى نفسانى ، فاقد پايگاه مطمئن براى اقامه تورات ، انجيل و ديگر معارف الهى

لستم على شىء . .. لقد اخذنا ميثق بنى اسرءيل

بنابر اينكه جمله «لستم على شىء . ..» به اين معنا باشد كه شما پايگاهى نداريد تا بتوانيد تورات و انجيل را اقامه كنيد، مى توان

گفت آيه مورد بحث آن پايگاه را تفسير مى كند ; يعنى آن پايگاه عبارت است از تعهد به ميثاق الهى و پرهيز از هواپرستى.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 102 - 5

5 - وفا نكردن به عهد ها و پيمان هاى الهى گناه و موجب فسق است .

و ما وجدنا لأكثرهم من عهد و إن وجدنا أكثرهم لفسقين

در چگونگى ارتباط جمله «ما وجدنا . .. » با جمله «إن وجدنا ... » از جهت تقدم و تأخر رتبى دو نظر ابراز شده است: وفا نكردن به عهدهاى الهى موجب فسق است ; فسق پيشين زمينه ساز پايدار نماندن به عهدهاى الهى است. برداشت فوق مبتنى بر احتمال اول است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 76 - 5

5 - عهدشكنى ، از نشانه هاى نفاق است .

و منهم من عهد اللّه . ... فلما ءاتيهم من فضله بخلوا به

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 77 - 4،7،10

4 - وجود خطر مبتلا شدن انسان به نفاق ، در نتيجه شكستن پيمان هاى خويش با خدا

فأعقبهم نفاقاً

برداشت فوق بر اين اساس است كه جمله «فأعقبهم نفاقاً» به پيدايش اصل نفاق اشاره داشته باشد; يعنى، قبلا منافق نبوده اند ولى در نتيجه عملكردشان منافق شده اند.

7 - زير پا نهادن عهد خويش با خدا و عادت كردن به دروغ گويى ، مايه گرفتار شدن آدمى به نفاق مزمن و هميشگى

بما أخلفوا اللّه ما وعدوه و بما كانوا يكذبون

«كانوا يكذبون» بر استمرار دلالت دارد; زيرا فعل مضارع آن گاه كه همراه با فعل «كان» و نظاير آن باشد، بر استمرار دلالت مى كند.

10 - پيمان شكنى ، از مصاديق دروغ گويى

بما أخلفوا اللّه ما وعدوه و بما كانوا يكذبون

برداشت فوق بر اين اساس است كه «بما كانوا يكذبون» عطف تفسير و بيان ديگرى از «بما اخلفوا اللّه ما وعدوه» باشد نه امرى مستقل از آن.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 94 - 10

10- شكستن سوگند و پيمان ، داراى بازتاب هاى ناگوار دنيوى و عذاب بزرگ اخروى

و لاتتخذوا أيمنكم دخلاً . .. و تذوقوا السوء بما صددتّم عن سبيل الله و لكم عذاب

برداشت فوق مبتنى بر اين احتمال است كه «تذوقوا. ..» اشاره به ناگواريهاى دنيوى و «عذاب عظيم» اشاره به عذاب اخروى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 8 - 4

4 - خيانت كارى و پيمان شكنى ، نشانه ضعف ايمان و مايه محروميت از سعادت اخروى

قد أفلح المؤمنون . .. و الذين هم لأمن-تهم و عهدهم رعون

150- آثار عهدشكنى با انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 86 - 13

13 - عهدشكنى با پيامبران و تخلف از قول و قرار با آنان ، زمينه ساز گرفتار شدن به غضب الهى است .

أم أردتّم أن يحلّ عليكم غضب من ربّكم فأخلفتم موعدى

151- آثار عهدشكنى با خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 64 - 8

8 - شكستن پيمان هاى الهى ، مايه زيانكار شدن آدمى و تباه كردن هستى خويش است .

ثم توليتم من بعد ذلك فلولا فضل اللّه . .. لكنتم من الخسرين

«ذلك» اشاره به پيمان و التزام به پذيرش كتاب آسمانى و تنظيم كردن عقايد و معارف بر اساس آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 25 - 11

11- سراى شوم ( دوزخ ) از آنِ كسانى است كه پيمان هاى الهى را نقض كنند و پيوندهايى كه خداوند به برقرارى آنها فرمان داده ، ناديده انگارند .

والذين ينقضون عهد الله . .. و يقطعون ما أمرالله ... لهم سوء الدار

152- آثار عهدشكنى با رهبران دينى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 10 - 8

8 - نتايج ناگوار پيمان شكنى با پيامبر (صلی الله علیه و آله) و رهبرى الهى ، تنها متوجه خود انسان است .

فمن نكث فإنّما ينكث على نفسه

153- آثار عهدشكنى با محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 10 - 8

8 - نتايج ناگوار پيمان شكنى با پيامبر (صلی الله علیه و آله) و رهبرى الهى ، تنها متوجه خود انسان است .

فمن نكث فإنّما ينكث على نفسه

154- افشاى عهدشكنى كافران صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - كافرون - 109 - 3 - 4

4 - بيان سرسختى سازش خواهان كافر و وفا نكردن آنان به وعده ايمانِ مشروط خويش ، از اخبار غيبى قرآن

و لا أنتم عبدون ما أعبد

155- بى منطقى عهدشكنى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 92 - 2،7

2- پيمان شكنى ، كارى نابخردانه و غير قابل توجيه

و لاتكونوا كالتى نقضت غزلها من بعد قوّة أنكثاً

گسستن رشته پس از بافتن آن، نمونه اى روشن از نقض غرض است و بديهى است نقض غرض كارى نابخردانه مى باشد.

7- شكستن پيمان با گروهى به خاطر پيمان بستن با گروهى نيرومندتر ، حرام و به دور از خرد است .

و لاتكونوا . .. تتّخذون أيمنكم دخلاً بينكم أن تكون أُمّة هى أربى من أُمّة

156- ترك عهدشكنى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 7 - 14

14 - لزوم پرهيز ، حتى از قصد و نيت شكستن پيمان هاى خداوند *

و اذكروا نعمة اللّه عليكم و ميثقه . .. و اتقوا اللّه إنّ اللّه عليم بذات الصدور

157- تشبيه عهدشكنى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 92 - 1

1- شكستن عهد و پيمان قطعى ، همانند گسستن رشته اى است ، پس از بافتن محكم آن

أوفوا بعهد الله . .. و لاتنقضوا ... و لاتكونوا كالتى نقضت غزلها من بعد قوّة أنك-

158- حرمت عهدشكنى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 20 - 4

4- حرمت شكستن پيمان ها و عهد ها ( پيمانهايى كه خدا با انسان دارد ، پيمانهايى كه آدمى با خدا دارد و پيمانهايى كه انسان ها با يكديگر دارند )

و لاينقضون الميثق

«ميثاق» به معناى عهد و پيمان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 25 - 2،3

2- حرمت شكستن عهد ها و پيمانهايى كه خداوند برعهده انسان ها قرار داده است .

والذين ينقضون عهد الله . .. أُولئك لهم اللعنة و لهم سوء الدار

3- حرمت شكستن پيمانهايى كه آدميان با خدا دارند .

و الذين ينقضون عهد الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 92 - 6،7

6- نقض عهد و پيمان با ديگران ، هر چند سود فراوان داشته باشد ، حرام است .

و لاتكونوا . .. تتّخذون أيمنكم دخلاً بينكم أن تكون أُمّة هى أربى من أُمّة

7- شكستن پيمان با گروهى به خاطر پيمان بستن با گروهى نيرومندتر ، حرام و به دور از خرد است .

و لاتكونوا . .. تتّخذون أيمنكم دخلاً بينكم أن تكون أُمّة هى أربى من أُمّة

159- حرمت عهدشكنى با خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 152 - 19

19 - نقض پيمانهاى الهى از محرمات دين

أتل ما حرم ربكم . .. و بعهدالله أوفوا

160- زمينه با خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 95 - 6

6- كوتاه نگرى ، دون همتى و دنياطلبى ، ريشه گرايش انسان به شكستن پيمان هاى الهى و ترجيح دادن دنيا بر آخرت است .

و لاتشتروا بعهد الله ثمنًا قليلاً

161- زمينه عهدشكنى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 70 - 12

12 - مخالفت و رويارويى با انبيا و شكستن ميثاق الهى ، برخاسته از هواپرستى انسانها

كلما جاءهم رسول . .. فريقاً كذبوا و فريقاً يقتلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 190 - 8

8 - انسان ها پس از نيايش به درگاه خدا و دستيابى به نياز ها و آرمان هاى خويش ، پيمان ها و تعهدات خويش را با خدا فراموش و آنها را نقض مى كنند .

لئن ءاتيتنا صلحاً . .. فلما ءاتيهما صلحاً جعلا له شركاء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 11 - 5

5 - جامعه گريزى و سطح پايين فرهنگ اجتماعى ، عامل سستى در تعهدات اجتماعى و پايبندى به قوانين *

المخلّفون من الأعراب

وصف «الأعراب» ممكن است مشعر به عليت باشد; يعنى، باديه نشينى در تخلف آنان نقش داشته است.

162- زيان با خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 95 - 2

2- متاع دنيا ، هر چند به ظاهر بزرگ و بسيار باشد ، در قبال ضرر و زيان نقض عهد و پيمان الهى ، ناچيز و بى ارزش است .

و لاتشتروا بعهد الله ثمنًا قليلاً

163- سرزنش عهدشكنى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 27 - 4

4 - نقض پيمان ، بويژه پس از تأكيد بر آن ، امرى ناپسند و نكوهيده است .

الذين ينقضون عهد اللّه من بعد ميثقه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 33 - 15

15 - هشدار خداوند به كسانى كه وفادار به پيمان هاى خود نيستند .

و لكل . .. و الذين عقدت ايمانكم فاتوهم نصيبهم انّ اللّه كان على كل شىء شهيداً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 50 - 7

7 - پيمان شكنى ، امرى نكوهيده

فلمّا كشفنا عنهم العذاب إذا هم ينكثون

164- عذاب اخروى عهدشكنى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 94 - 10

10- شكستن سوگند و پيمان ، داراى بازتاب هاى ناگوار دنيوى و عذاب بزرگ اخروى

و لاتتخذوا أيمنكم دخلاً . .. و تذوقوا السوء بما صددتّم عن سبيل الله و لكم عذاب

برداشت فوق مبتنى بر اين احتمال است كه «تذوقوا. ..» اشاره به ناگواريهاى دنيوى و «عذاب عظيم» اشاره به عذاب اخروى باشد.

165- عوامل عهدشكنى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 100 - 9

9 - فقدان ايمان ، از علل پايبند نبودن آدمى به عهد ها و پيمان هاى الهى است .

أو كلما عهدوا عهداً نبذه فريق منهم بل اكثرهم لايؤمنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 21 - 9

9 - بازپس گيرى مهريّه زنان ، شكستن پيمان محكمى است كه همسران با شوهران خويش بسته اند .

و كيف تأخذونه و قد افضى بعضكم الى بعض و اخذن منكم ميثاقاً غليظاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 102 - 6

6 - فسق و عصيانگرى امت هاى گذشته ، ريشه وفادار نماندن آنان به پيمان ها و عهد هاى خويش با خداوند

و ما وجدنا لأكثرهم من عهد و إن وجدنا أكثرهم لفسقين

برداشت فوق بر اساس اين احتمال است كه جمله «إن وجدنا . .. » بيانگر علت وفا نكردن امتهاى گذشته به پيمانهاى خويش با پيامبران باشد.

166- عهدشكنى آدم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 190 - 5

5 - آدم ( ع ) و حوا به عهد خويش با خدا ( سپاسگزارى از او در صورت اعطاى فرزند صالح ) وفا نكردند .

لنكونن من الشكرين. فلما ءاتيهما صلحاً جعلا له شركاء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 115 - 3،7

3 - آدم ( ع ) ، سفارش و عهد خداوند را ناديده گرفت و به آن عمل نكرد .

و لقد عهدنا إلى ءادم من قبل فنسى

مراد از «نسيان» به قرينه سخن شيطان به آدم (ما نهاكما ربّكما. .. اعراف / 20) فراموشى حقيقى نبوده است; بلكه لازمه آن (ترك عمل) اراده شده است.

7 - « عن أبى جعفر ( ع ) قال : إنّ اللّه تبارك و تعالى عهد إلى آدم ( ع ) أن لايقرب الشجرة . . . نسى فأكل منها و هو قول اللّه تبارك و تعالى : « و لقد عهدنا إلى آدم من قبل فنسى و لم نجد له عزماً » ;

از امام باقر(ع) روايت شده: خداوند - تبارك و تعالى - به آدم دستور داد كه به آن درخت نزديك نشود . .. او دستور را فراموش كرد

و از آن درخت خورد و اين است سخن خداوند: «و لقد عهدنا...»».

167- عهدشكنى اصحاب شمال

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 46 - 2

2 - اصرار و پافشارى « اصحاب الشمال » بر پيمان شكنى ، عامل دوزخى شدن آنها

و كانوا يصرّون على الحنث العظيم

168- عهدشكنى اكثريت يهود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 100 - 10

10 - اكثر يهوديانى كه به عهد هاى الهى وفا نكردند ، به آن عهد و پيمان ها ، ايمان و اعتقاد نداشتند .

كلما عهدوا عهداً نبذه فريق منهم بل اكثرهم لايؤمنون

اين برداشت بدان احتمال است كه متعلق «يؤمنون» عهدها و پيمانها باشد; يعنى، اكثر عهدشكنان، آن عهد و پيمانها را به قلب و دل خويش نپذيرفته بودند اگر چه تظاهر به پذيرش آن مى كردند. گفتنى است كه در برداشت فوق ضمير در «أكثرهم» به «فريق» برگردانده شده است.

169- عهدشكنى امت هاى پيشين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 102 - 6

6 - فسق و عصيانگرى امت هاى گذشته ، ريشه وفادار نماندن آنان به پيمان ها و عهد هاى خويش با خداوند

و ما وجدنا لأكثرهم من عهد و إن وجدنا أكثرهم لفسقين

برداشت فوق بر اساس اين احتمال است كه جمله «إن وجدنا . .. » بيانگر علت وفا نكردن امتهاى گذشته به پيمانهاى خويش با پيامبران باشد.

170- عهدشكنى اهل كتاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 77 - 1،15،18

1 - دين فروشى و پيمان شكنى اهل كتاب ( عالمان آنان ) ، براى رسيدن به اهداف دنيوى

انّ الّذين يشترون بعهد اللّه و ايمانهم ثمناً قليلا

از مصاديق بارز «ان الّذين . .. »، به قرينه آيات سابق، اهل كتاب هستند; و چون دين فروشى و بدعت معمولا به دست عالمان دين است، در برداشت فوق، كلمه «عالمان» اضافه شده است.

15 - علماى اهل كتاب به لحاظ سوداگرى بر سر عهد الهى و پيمان شكنى ، مورد غضب خداوند ، و محروم از سخن و نظر او در قيامت و بى بهره از تزكيه او

و منهم من ان تأمنه بدينار . .. انّ الذين يشترون ... و لا يكلّمهم اللّه و لا ينظر

18 - علماى اهل كتاب به خاطر سوداگرى بر سر عهد الهى و پيمان شكنى ، مستحق عذاب دردناك خداوند در قيامت

و من اهل الكتاب . .. انّ الذين يشترون ... و لهم عذاب اليم

171- عهدشكنى با انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 102 - 1

1 - اكثر امت هاى پيشين ، كافر و بر عهد هاى خويش با خدا و پيامبران او ناپايدار بودند .

و ما وجدنا لأكثرهم من عهد

172- عهدشكنى با خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 99 - 9

9 - دنيا پرستى ، دشمنى با فرشتگان ، ارتكاب گناهانى همچون كشتن انبيا و رهبران دينى و شكستن پيمان هاى الهى ، از مصداق هاى فسق است .

و ما يكفر بها إلا الفسقون

آيات گذشته (از آيه 74 - 98) موانعى را براى ايمان آوردن يهود به قرآن و پيامبر ذكر كرده و در آيه مورد بحث ريشه انكار قرآن و پيامبر(صلی الله علیه و آله) را فسق پيشگى دانسته است. بنابراين آنچه در آن آيات از موانع ايمان آوردن شمرده شده، از نظر قرآن مصداق فسق و بيانگر معناى آن مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 100 - 2،3،9

2 - تاريخ يهود ، آكنده از عهدشكنى و بى اعتنايى به پيمان هاى الهى است .

أو كلما عهدوا عهداً نبذه فريق منهم

«نبذ» به معناى انداختن و رها كردن است و در آيه شريفه كنايه از شكستن و نقض كردن مى باشد.

3 - يهود ، مورد توبيخ و سرزنش خداوند به جهت عهدشكنى و نقض پيمان هاى الهى

أو كلما عهدوا عهداً نبذه فريق منهم

استفهام در «أو كلما . ..» انكار توبيخى است.

9 - فقدان ايمان ، از علل پايبند نبودن آدمى به عهد ها و پيمان هاى الهى است .

أو كلما عهدوا عهداً نبذه فريق منهم بل اكثرهم لايؤمنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 64 - 5

5 - آدمى پس از نجات از شدايد، على رغم پيمان عدم شرك و سپاسگزارى از خداوند، پيمان شكنى مى كند و مجدداً شرك مىورزد.

لئن أنجنا . .. قل الله ينجيكم ... ثم أنتم تشركون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 77 - 4،7،11

4 - وجود خطر مبتلا شدن انسان به نفاق ، در نتيجه شكستن پيمان هاى خويش با خدا

فأعقبهم نفاقاً

برداشت فوق بر اين اساس است كه جمله «فأعقبهم نفاقاً» به پيدايش اصل نفاق اشاره داشته باشد; يعنى، قبلا منافق نبوده اند ولى در نتيجه عملكردشان منافق شده اند.

7 - زير پا نهادن عهد خويش با خدا و عادت كردن به دروغ گويى ، مايه گرفتار شدن آدمى به نفاق مزمن و هميشگى

بما أخلفوا اللّه ما وعدوه و بما كانوا يكذبون

«كانوا يكذبون» بر استمرار دلالت دارد; زيرا فعل مضارع آن گاه كه همراه با فعل «كان» و نظاير آن باشد، بر استمرار دلالت مى كند.

11 - شكستن پيمان خود با خدا و دروغ گويى مستمر ، نشانه منافقان است .

بما أخلفوا اللّه ما وعدوه و بما كانوا يكذبون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 20 - 4

4- حرمت شكستن پيمان ها و عهد ها ( پيمانهايى كه خدا با انسان دارد ، پيمانهايى كه آدمى با خدا دارد و پيمانهايى كه انسان ها با يكديگر دارند )

و لاينقضون الميثق

«ميثاق» به معناى عهد و پيمان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 25 - 3،7

3- حرمت شكستن پيمانهايى كه آدميان با خدا دارند .

و الذين ينقضون عهد الله

7- كسانى كه به پيمان هاى الهى پايبند نباشند ، به لعنت خدا و دورى از رحمت او گرفتار خواهند شد .

والذين ينقضون عهد الله . .. أُولئك لهم اللعنة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 102 - 1،5،6،7

1 - اكثر امت هاى پيشين ، كافر و بر عهد هاى خويش با خدا و پيامبران او ناپايدار بودند .

و ما وجدنا لأكثرهم من عهد

5 - وفا نكردن به عهد ها و پيمان هاى الهى گناه و موجب فسق است .

و ما وجدنا لأكثرهم من عهد و إن وجدنا أكثرهم لفسقين

در چگونگى ارتباط جمله «ما وجدنا . .. » با جمله «إن وجدنا ... » از جهت تقدم و تأخر رتبى دو نظر ابراز شده است: وفا نكردن به عهدهاى الهى موجب فسق است ; فسق پيشين زمينه ساز پايدار نماندن به عهدهاى الهى است. برداشت فوق مبتنى بر احتمال اول است.

6 - فسق و عصيانگرى امت هاى گذشته ، ريشه وفادار نماندن آنان به پيمان ها و عهد هاى خويش با خداوند

و ما وجدنا لأكثرهم من عهد و إن وجدنا أكثرهم لفسقين

برداشت فوق بر اساس اين احتمال است كه جمله «إن وجدنا . .. » بيانگر علت وفا نكردن امتهاى گذشته به پيمانهاى خويش با پيامبران باشد.

7 - كفرپيشگان ، مردمى فاسق و بى اعتنا به عهد هاى الهى

و ما وجدنا لأكثرهم من عهد و إن وجدنا أكثرهم لفسقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 91 - 6،8

6- انسان ، در معرض شكستن عهد و پيمان هاى خويش با خداست .

و أوفوا بعهد الله إذا عهدتّم و لاتنقضوا الأيمن بعد توكيدها

8- شكستن عهد و سوگند خود با خدا ، به منزله خيانت به ضمانت الهى است .

و لاتنقضوا الأيمن بعد توكيدها و قد جعلتم الله عليكم كفيلاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 115 - 3،7

3 - آدم ( ع ) ، سفارش و عهد خداوند را ناديده گرفت و به آن عمل نكرد .

و لقد عهدنا إلى ءادم من قبل فنسى

مراد از «نسيان» به قرينه سخن شيطان به آدم (ما نهاكما ربّكما. .. اعراف / 20) فراموشى حقيقى نبوده است; بلكه لازمه آن (ترك عمل) اراده شده است.

7 - « عن أبى جعفر ( ع ) قال : إنّ اللّه تبارك و تعالى عهد إلى آدم ( ع ) أن لايقرب الشجرة . . . نسى فأكل منها و هو قول اللّه تبارك و تعالى : « و لقد عهدنا إلى آدم من قبل فنسى و لم نجد له عزماً » ;

از امام باقر(ع) روايت شده: خداوند - تبارك و تعالى - به آدم دستور داد كه به آن درخت نزديك نشود . .. او دستور را فراموش كرد و از آن درخت خورد و اين است سخن خداوند: «و لقد عهدنا...»».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 23 - 11

11 - صاحبان عهد با خداوند ، از مسلمانان مدينه ، بر خلاف منافقانِ آن ديار ، هيچ گاه از زير بار عهد خود شانه خالى نكردند .

من المؤمنين رجال صدقوا ما عهدوا اللّه . .. و ما بدّلوا تبديلاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 8 - 8

8 - كفر ورزيدن به خداوند و انكار ربوبيت يگانه او ، خروج از فطرت و شكستن ميثاق است .

و ما لكم لاتؤمنون باللّه . .. و قد أخذ ميثقكم

173- عهدشكنى با خضر(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 77 - 18

18- سخنِ شِكوه آميز موسى ( ع ) به خضر ( ع ) در مورد نگرفتن مزد ، سومين تخلّف وى از پيمان خويش بود .

قال لو شئت لتّخذت عليه أجرًا

174- عهدشكنى با كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 16 - 10

10 - اظهار ايمان و خداترسى منافقان ، ابزارى در دست آنان براى توجيه پيمان شكنى خود با كافران

كمثل الشيطن . .. قال إنّى برىء منك إنّى أخاف اللّه ربّ العلمين

از تشبيه منافقان به شيطان - با توجه به ادعاى خداترسى وى - مطلب بالا استفاده مى شود.

175- عهدشكنى با محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 59 - 6

6 - پندار غلبه بر خدا با كفرورزى و تمرّد از دستورات او و شكستن پيمان هاى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، پندار يهوديان كفرپيشه و انديشه اى ناصواب

و لايحسبن الذين كفروا سبقوا

چنانچه در آيه 56 گذشت، مشهور مفسران برآنند كه مراد از نقض كنندگان پيمان در اين بخش از آيات، يهوديان هستند. بنابراين يهوديان مصداق مورد نظر از «الذين كفروا» هستند.

176- عهدشكنى باخضر(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 78 - 1

1- سومين تخلّف موسى ( ع ) از عهد خويش با خضر ( ع ) ( مطرح ساختن گرفتن مزد ) ، آغاز جدايى آن دو از هم بود .

قال لو شئت لتّخذت . .. قال هذا فراق بينى و بينك

در باره اين كه «هذا» اشاره به چيست، احتمالاتى وجود دارد، از جمله اين كه اشاره به قول موسى(ع) باشد; يعنى، هذا القول سبب فراق بيننا

177- عهدشكنى ثعلبة بن حاطب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 76 - 9

9 - از امام باقر ( ع ) درباره آيه « و منهم من عاهد اللّه . . . » روايت شده : « هو ثعلبة بن خاطب بن عمروبن عوف كان محتاجاً فعاهد اللّه فلما آتاه اللّه بخل به ;

كسى كه در زمان نيازمندى با خدا پيمان بست [كه اگر از فضل خدا برخوردار شود صدقه دهد . ..] و آن گاه كه خدا به او عطا كرد بخل ورزيد، ثعلبة بن خاطب عمرو بن عوف بود».

178- عهدشكنى حوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 190 - 5

5 - آدم ( ع ) و حوا به عهد خويش با خدا ( سپاسگزارى از او در صورت اعطاى فرزند صالح ) وفا نكردند .

لنكونن من الشكرين. فلما ءاتيهما صلحاً جعلا له شركاء

179- عهدشكنى دشمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 91 - 1،5

1 - اِخبار خداوند به مسلمانان صدر اسلام كه در آينده اى نزديك گروهى از دشمنان ، على رغم پيمان ترك تعرض ، به پيمان خويش وفادار نبوده ، در هر آشوبى عليه آنان شركت خواهند كرد .

ستجدون اخرين يريدون ان يَامنوكم و يَامنوا قومهم كلّما ردّوا الى الفتنة اركسوا في

5 - ضرورت پذيرش پيمان عدم تعرض با مخالفان ، على رغم روحيه ستيزه جويى و پيمان شكنى آنان

ستجدون اخرين يريدون ان يَامنوكم و يَامنوا قومهم كلّما ردّوا الى الفتنة اركسوا في

180- عهدشكنى شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 48 - 11

11 - شيطان به هنگام شروع جنگ بدر با اعلان بيزارى از كافران ، عهد خويش ( يارى سپاه كفر ) را گسست .

فلما تراءت الفئتان . .. قال إنى برىء منكم

181- عهدشكنى فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 50 - 6

6 - فرعون و فرعونيان ، مردمانى پيمان شكن و فرصت طلب

فلمّا كشفنا عنهم العذاب إذا هم ينكثون

182- عهدشكنى فرعونيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 135 - 8،9،10

8 - فرعونيان ، على رغم پيمان مؤكدشان با موسى ( ع ) ( تصديق رسالت او و آزادسازى بنى اسرائيل پس از برطرف شدن عذاب ) ، حتى لحظه اى به وى ايمان نياوردند و بنى اسرائيل را آزاد نكردند .

فلما كشفنا عنهم الرجز . .. إذا هم ينكثون

9 - پيمان شكنى فرعونيان و پايبند نبودن آنان به عهد هاى خويش با موسى ( ع )

إذا هم ينكثون

10 - امتناع فرعونيان از وفا كردن به پيمان مؤكد خويش ، به دور از انتظار و امرى شگفت آور

فلما كشفنا . .. إذا هم ينكثون

«إذا»ى فجائيه دلالت مى كند كه نقض پيمان از سوى فرعونيان امرى غيرمنتظره بوده است. گفتنى است كه غيرمنتظره بودن به لحاظ كسانى است كه شاهد ماجراى پيمان سپردن بوده و يا به طريقى به آن داستان آگاه شوند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 136 - 3

3 - فرعونيان به دليل شكستن پيمانشان با موسى ( ع ) ( ايمان به وى و آزادسازى بنى اسرائيل ) سزاوار انتقام الهى و غرق شدن در دريا گشتند .

إذا هم ينكثون. فانتقمنا منهم

تفريع جمله «فانتقمنا» بر جمله «إذا هم ينكثون» به وسيله حرف «فاء» مى رساند كه پيمان شكنى فرعونيان در انتقام الهى از آنان دخيل بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 50 - 5،6

5 - پيمان شكنى سريع فرعونيان ، پس از برطرف شدن عذاب و بلا از ايشان

فلم-ّا كشفنا عنهم العذاب إذا هم ينكثون

«نكث» (مصدر «ينكثون» ) در اصل به معناى نقض و شكستن است كه به صورت استعاره در مورد پيمان شكنى، به كار رفته است.

6 - فرعون و فرعونيان ، مردمانى پيمان شكن و فرصت طلب

فلمّا كشفنا عنهم العذاب إذا هم ينكثون

183- عهدشكنى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 102 - 7

7 - كفرپيشگان ، مردمى فاسق و بى اعتنا به عهد هاى الهى

و ما وجدنا لأكثرهم من عهد و إن وجدنا أكثرهم لفسقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 56 - 2،9

2 - كفرپيشگانى كه بر پيمانشان با پيامبر (صلی الله علیه و آله) وفادار نماندند از پست ترين جنبندگان هستند .

إن شر الدواب . .. الذين عهدت منهم ثم ينقضون

«الذين عهدت منهم» مى تواند بدل و يا عطف بيان براى «الذين كفروا» در آيه قبل باشد، و نيز مى تواند مبتدا و خبر آن «فاما

تثقفنهم . .. » در آيه بعد باشد. برداشت فوق بر اساس احتمال اول است.

9 - نقض پيمان هاى گذشته از سوى جوامع كفرپيشه ، مانع جواز معاهده جديد نخواهد شد .

الذين عهدت منهم ثم ينقضون عهدهم فى كل مرة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 58 - 1

1 - مسلمانان موظفند در صورت ظهور نشانه اى حاكى از تصميم كافران بر پيمان شكنى ، معاهدات فيمابين را الغا كنند و آن را بى اعتبار بشمارند .

و إما تخافن من قوم خيانة فانبذ إليهم

مراد از «خيانة» به قرينه سياق پيمان شكنى است و ترس از پيمان شكنى به معناى آشكار شدن شواهد و اماراتى است بر اينكه طرف مقابل نقض پيمان را در سر مى پروراند. «نبذ» به معناى انداختن و مفعول «فانبذ» «عهدهم» است كه به خاطر وضوحش در كلام نيامده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 59 - 1،3،5

1 - هيچ حركت و رفتارى ، حتى كفرورزى كافران و پيمان شكنى آنان ، خارج از اراده خداوند نيست .

و لايحسبن الذين كفروا سبقوا إنهم لايعجزون

جمله «لايحسبن . .. » در صدد رفع پندار ناصوابى است كه كفرپيشگان آن را در خيال خويش مى پروراندند كه با توجه به آيات قبل مى توان گفت آن پندار برخاسته از كفرورزى و ستيزه جويى عليه پيامبر(صلی الله علیه و آله) و شكستن پيمانهاى او بوده است. آنان بر اين پندار بودند كه اگر دستورات پيامبر(صلی الله علیه و آله) از جانب خدا و خواست اوست، آنان با مخالفتهاى خويش بر خداى محمد(صلی الله علیه و آله) چيره شده اند. جمله «لايحسبن ... » بيان مى دارد كه اين پندار ناصواب است. زيرا هيچ چيز خداوند را ناتوان نمى سازد. مفاد اين جمله با توجه به آنچه گذشت اين است كه هيچ حركت و رفتارى بيرون از اراده و خواست خداوند نيست.

3 - كافران هرگز با نقض پيمان و خيانت به رسول اكرم (صلی الله علیه و آله) نخواهند توانست بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) پيشى گيرند و وى را از ادامه رسالت ناتوان سازند .

و إما تخافن من قوم خيانة . .. و لايحسبن الذين كفروا سبقوا إنهم لايعجزون

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه مفعول «سبقوا» و «لايعجزون» پيامبر(صلی الله علیه و آله) باشد.

5 - كافران با پيمان شكنى و خيانت هاى خود ، قادر به كسب پيروزى پايدار نخواهند بود .

و إما تخافن من قوم خيانة . .. و لايحسبن الذين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 8 - 18

18 - دلدارى خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) در برابر دشمنى ها و كارشكنى هاى كافران گمراه

فلاتذهب نفسك عليهم حسرت إنّ اللّه عليم بما يصنعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 82 - 4

4 - دلدارى خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) و ايمان آورندگان به آن حضرت در برابر دشمنان و كارشكنى هاى مشركان و كافران

فانظر كيف كان عقبة المنذرين . .. و لقد نادينا نوح ... ثمّ أغرقنا الأخرين

برداشت ياد شده از آن جا است كه ذكر داستان نوح(ع) و قومش، پس از توصيه خداوند به پيامبر(صلی الله علیه و آله) مبنى بر تأمل و درس آموزى از سرنوشت مردمى است كه اخطارهاى پيامبران را دريافت كردند; ولى به مخالفت با آنها پرداختند. اين توصيه مى تواند براى دلدارى به پيامبر(صلی الله علیه و آله) و ايمان آورندگان به آن حضرت باشد كه در شرايط دشوار مكه به سر مى بردند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 56 - 8

8 - دلدارى خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان اندك او ، در برابر كارشكنى ها و دشمنى هاى كافران و مشركان

إنّ الذين يجدلون فى ءايت اللّه . .. إن فى صدورهم إلاّ كبر ما هم ببلغيه

از اين آيه و آيات قبل و بعد آن، استفاده مى شود كه خداوند درصدد دلدارى به پيامبر(صلی الله علیه و آله) و ايمان آورندگان اندك به آن حضرت در مكه مى باشد.

184- عهدشكنى مسيحيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 17 - 3

3 - ادعاى الوهيت براى مسيح ( ع ) ، مصداقى روشن از نقض پيمان مسيحيان با خدا

لقد كفر الذين قالوا إنّ اللّه هو المسيح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 72 - 3

3 - ادعاى الوهيت براى مسيح ( ع ) مصداقى روشن از نقض پيمان مسيحيان با خدا

لقد اخذنا ميثق بنى اسرءيل . .. لقد كفر الذين قالوا إنّ اللّه هو المسيح ابن مريم

185- عهدشكنى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 82 - 4

4 - دلدارى خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) و ايمان آورندگان به آن حضرت در برابر دشمنان و كارشكنى هاى مشركان و كافران

فانظر كيف كان عقبة المنذرين . .. و لقد نادينا نوح ... ثمّ أغرقنا الأخرين

برداشت ياد شده از آن جا است كه ذكر داستان نوح(ع) و قومش، پس از توصيه خداوند به پيامبر(صلی الله علیه و آله) مبنى بر تأمل و درس آموزى

از سرنوشت مردمى است كه اخطارهاى پيامبران را دريافت كردند; ولى به مخالفت با آنها پرداختند. اين توصيه مى تواند براى دلدارى به پيامبر(صلی الله علیه و آله) و ايمان آورندگان به آن حضرت باشد كه در شرايط دشوار مكه به سر مى بردند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 56 - 8

8 - دلدارى خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان اندك او ، در برابر كارشكنى ها و دشمنى هاى كافران و مشركان

إنّ الذين يجدلون فى ءايت اللّه . .. إن فى صدورهم إلاّ كبر ما هم ببلغيه

از اين آيه و آيات قبل و بعد آن، استفاده مى شود كه خداوند درصدد دلدارى به پيامبر(صلی الله علیه و آله) و ايمان آورندگان اندك به آن حضرت در مكه مى باشد.

186- عهدشكنى منافقان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 76 - 1،4

1 - بخل ورزى منافقان از پرداخت صدقات به هنگام برخوردار شدن از مال و فضل الهى ، على رغم تهعدشان با خدا

و منهم من عهد اللّه . .. فلما ءاتيهم من فضله بخلوا به

4 - پيمان شكنى منافقان ، على رغم تعهد هاى مؤكدشان با خداوند

و منهم من عهد اللّه . ... فلما ءاتيهم من فضله بخلوا به

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 77 - 11،13

11 - شكستن پيمان خود با خدا و دروغ گويى مستمر ، نشانه منافقان است .

بما أخلفوا اللّه ما وعدوه و بما كانوا يكذبون

13 - از امام صادق ( ع ) روايت شده : المنافق اذا حدّث عن اللّه و عن رسوله كذب و اذا وعد اللّه و رسوله اخلف . . . و ذلك قول اللّه عزوجل « فأعقبهم نفاقاً فى قلوبهم . . . بما أخلفوا اللّه ما وعدوه و بما كانوا يكذبون » . . . ;

منافق، هرگاه از خدا و رسولش سخن گويد، دروغ مى گويد و اگر به خدا و رسول او وعده دهد، خلف وعده مى كند . .. و اين است سخن خداوند كه مى فرمايد: پس خداوند، نفاق را تا روزى كه او را ملاقات كنند در دلهاى آنان قرار داد، بدين علت كه با خدا خلف وعده كردند و همواره دروغ مى گفتند ... ».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 16 - 10

10 - اظهار ايمان و خداترسى منافقان ، ابزارى در دست آنان براى توجيه پيمان شكنى خود با كافران

كمثل الشيطن . .. قال إنّى برىء منك إنّى أخاف اللّه ربّ العلمين

از تشبيه منافقان به شيطان - با توجه به ادعاى خداترسى وى - مطلب بالا استفاده مى شود.

187- عهدشكنى منافقان صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 76 - 7

7 - بخل ورزى منافقان صدر اسلام از پرداخت صدقات ، روى گردانى از تعهد و اعراض از قرار گرفتن در صف صالحان بود .

و منهم من عهد اللّه . ... و تولوا و هم معرضون

188- عهدشكنى منافقان مدينه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 15 - 7،2

7 - منافقان مدينه ، از سوى خداوند ، به خاطر شكستن عهد خود تهديد شدند .

و لقد كانوا عهدوا اللّه من قبل . .. و كان عهد اللّه مسئولاً

2 - منافقان مدينه ، پيمان خود را براى فرار نكردن از جهاد ، شكستند .

إن يريدون إلاّ فرارًا . .. و لقد كانوا عهدوا اللّه من قبل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 23 - 11

11 - صاحبان عهد با خداوند ، از مسلمانان مدينه ، بر خلاف منافقانِ آن ديار ، هيچ گاه از زير بار عهد خود شانه خالى نكردند .

من المؤمنين رجال صدقوا ما عهدوا اللّه . .. و ما بدّلوا تبديلاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 11 - 10

10 - اطمينان بخشى خداوند به مؤمنان ، در وفا نكردن منافقان به پيمان خويش باكافران ( يهود بنى نضير )

و اللّه يشهد إنّهم لكذبون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 12 - 1،2

1 - خبر دادن خداوند ، به همگام نشدن منافقان با يهود بنى نضير در مسير تبعيد آنان

لئن أُخرجوا لايخرجون معهم

2 - خبر دادن خداوند ، از پايبند نبودن منافقان به تعهّد خويش ، در يارى بنى نضير به هنگام جنگ

و لئن قوتلوا لاينصرونهم

189- عهدشكنى موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 73 - 2،3،7

2- موسى ( ع ) به دليل تخلّف از شرط همراهى با خضر ( ع ) و اعتراض ناروا به او ، خود را سزاوار مؤاخذه ديد و از خضر ( ع ) تقاضاى چشم پوشى كرد .

قال لاتؤاخذنى بما نسيت

3- تخلّف موسى از عهد خويش با خضر ( ع ) ، ناشى از فراموشى بود .

قال لاتؤاخذنى بما نسيت

7- موسى ( ع ) عفو و عدم سخت گيرى خضر بر او را به خاطر نسيان و تخلّف از عهد خويش ، تقاضا كرد .

قال لاتؤاخذنى بما نسيت و لاترهقنى من أمرى عسرًا

«إرهاق» به معناى «تحميل كارى طاقت سوز بر ديگرى» است. (قاموس) و مفاد «لاترهقنى...» اين است كه كارى دشوار(مانند جدا شدن و لغو رخصت همراهى) را بر من تحميل مكن و مرا به زحمت مينداز. لازم به ذكر است كه «عسراً» مفعول دوم براى «لاترهقنى» است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 76 - 5

5- موسى ( ع ) به معذور بودن خضر ( ع ) در جدا شدن از وى با مشاهده تخلّف او از پيمان سكوت در برابر كار هاى آن حضرت ، اعتراف كرد .

قال إن سألتك . .. قد بلغت من لدنّى عذرًا

جمله «قد بلغت من لدنّى عذراً» يعنى: «از ديدگاه من، به عذرى قابل قبول جهت ترك مصاحبت دست يافتى. ». اين جمله، به قرينه «قد»، مربوط به «إن سألتك...» نيست، بلكه اعتراف موسى(ع) به اين است ترك مصاحبت تو با من، هم اكنون نيز دليل موجهى دارد، ولى طالب مهلتى ديگر هستم.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 77 - 18

18- سخنِ شِكوه آميز موسى ( ع ) به خضر ( ع ) در مورد نگرفتن مزد ، سومين تخلّف وى از پيمان خويش بود .

قال لو شئت لتّخذت عليه أجرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 78 - 1

1- سومين تخلّف موسى ( ع ) از عهد خويش با خضر ( ع ) ( مطرح ساختن گرفتن مزد ) ، آغاز جدايى آن دو از هم بود .

قال لو شئت لتّخذت . .. قال هذا فراق بينى و بينك

در باره اين كه «هذا» اشاره به چيست، احتمالاتى وجود دارد، از جمله اين كه اشاره به قول موسى(ع) باشد; يعنى، هذا القول سبب فراق بيننا

190- عهدشكنى يهود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 100 - 2،3،8

2 - تاريخ يهود ، آكنده از عهدشكنى و بى اعتنايى به پيمان هاى الهى است .

أو كلما عهدوا عهداً نبذه فريق منهم

«نبذ» به معناى انداختن و رها كردن است و در آيه شريفه كنايه از شكستن و نقض كردن مى باشد.

3 - يهود ، مورد توبيخ و سرزنش خداوند به جهت عهدشكنى و نقض پيمان هاى الهى

أو كلما عهدوا عهداً نبذه فريق منهم

استفهام در «أو كلما . ..» انكار توبيخى است.

8 - رواج عهدشكنى در ميان يهود ، نشانه فقدان ايمان در اكثريت آنان است .

أو كلما عهدوا عهداً نبذه فريق منهم بل اكثرهم لايؤمنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 154 - 3،13

3 - نقض ميثاق از سوى يهود ، سبب شد تا خداوند بر آنان خشم گيرد و كوه طور را بر سر آنان بالا برد .

و رفعنا فوقهم الطور بميثقهم

برداشت فوق بر اين اساس است كه نقض ميثاق و تصميم بر ادامه نقض ميثاق علت برافراشتن كوه طور باشد ; بنابراين جمله «و رفعنا . ..» يعنى بدان سبب كه پيمان الهى را شكستند و تصميم بر ادامه پيمان شكنى داشتند، به عنوان تهديد، كوه طور را بر سر آنان بالا برده و مسلط ساختيم.

13 - وجود زمينه هاى تخلف و پيمان شكنى در يهود

و أخذنا منهم ميثقاً غليظاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 155 - 1،9

1 - يهود ، مردمى پيمان شكن و قاتل پيامبران

فبما نقضهم ميثقهم و كفرهم بايت اللّه و قتلهم الأنبياء بغير حق

9 - يهود ، مورد نفرين و غضب خداوند به سبب پيمان شكنى ، انكار آيات الهى و كشتن پيامبران

فبما نقضهم ميثقهم . .. و قتلهم الأنبياء

برداشت فوق بر اين اساس است كه «بما نقضهم . ..» به قرينه آيات مشابه، متعلق به فعلى محذوف همانند «لعناهم» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 162 - 7

7 - عالمان ژرفنگر يهود ، خواسته نابجا از پيامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) نداشته و از صفات زشت و اعمال نارواى يهوديان ( پيمان شكنى ، انكار آيات الهى و . . . ) بر حذر بودند .

يسئلك أهل الكتب . .. لكن الرسخون فى العلم منهم و المؤمنون يؤمنون

خداوند در آيه 153 تا آيه مورد بحث بهانه گيريها و صفات زشت اهل كتاب و به خصوص يهوديان را بيان نموده و آيه مورد بحث با كلمه «لكن» مؤمنان واقعى و عالمان ژرفنگر را، استثنا كرده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 13 - 8

8 - هشدار خداوند به يهوديان نسبت به شكستن پيمان الهى

فبما نقضهم ميثقهم لعنهم و جعلنا قلوبهم قسية

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 51 - 7،8

7 - يهود و نصارا هرگز به تعهدات و روابط خويش با مسلمانان پايبند نخواهند بود .

بعضهم أولياء بعض

8 - پايبند نبودن يهود و نصارا به تعهدات خويش نسبت به مسلمانان ، فلسفه حرمت ايجاد روابط با آنان

لاتتخذوا اليهود و النصرى أولياء بعضهم أولياء بعض

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 169 - 12

12 - يهوديان به تورات و پيمان هاى الهى پايبند نبودند .

ألم يؤخذ عليهم ميثق الكتب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 56 - 3،10

3 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) بار ها از يهوديان پيمان گرفت و آنان همواره پيمان خويش را شكستند .

الذين عهدت منهم ثم ينقضون عهدهم فى كل مرة

برخى برآنند كه مراد از «الذين عهدت» مشركان مكه هستند، ولى مشهور مفسران گفته اند مقصود يهوديانى هستند كه در عصر بعثت در اطراف مدينه سكونت گزيده بودند.

10 - بى پروايى يهوديان كفرپيشه از پيمان شكنى هاى مكرر

و هم لايتقون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 59 - 6

6 - پندار غلبه بر خدا با كفرورزى و تمرّد از دستورات او و شكستن پيمان هاى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، پندار يهوديان كفرپيشه و انديشه اى ناصواب

و لايحسبن الذين كفروا سبقوا

چنانچه در آيه 56 گذشت، مشهور مفسران برآنند كه مراد از نقض كنندگان پيمان در اين بخش از آيات، يهوديان هستند. بنابراين يهوديان مصداق مورد نظر از «الذين كفروا» هستند.

191- عهدشكنى يهود با محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 56 - 11

11 - يهوديان عصر بعثت بى هيچ ترس و پروايى از پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مسلمانان ، پيمانهايشان را نقض مى كردند .

و هم لايتقون

براى فعل «يتقون» چندين متعلق مى توان لحاظ كرد ; از جمله ضمير «ك» كه خطاب به پيامبر(صلی الله علیه و آله) باشد و يا كلمه اى همانند «المؤمنين».

192- عهدشكنى يهود با مسلمانان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 56 - 11

11 - يهوديان عصر بعثت بى هيچ ترس و پروايى از پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مسلمانان ، پيمانهايشان را نقض مى كردند .

و هم لايتقون

براى فعل «يتقون» چندين متعلق مى توان لحاظ كرد ; از جمله ضمير «ك» كه خطاب به پيامبر(صلی الله علیه و آله) باشد و يا كلمه اى همانند «المؤمنين».

193- عهدشكنى يهود مدينه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 56 - 4

4 - يهوديان مدينه در عصر بعثت نمونه پست ترين جنبندگان به سبب اصرارشان بر كفر و از ميان بردن زمينه هاى ايمان در خويش و شكستن پيمانها

إن شر الدواب عنداللّه الذين كفروا . .. الذين عهدت منهم ثم ينقضون عهدهم

194- فلسفه عهدشكنى با خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 86 - 5

5 - دستيابى به مزاياى دنيا ، انگيزه آنان كه پيمان هاى الهى را ناديده گرفته و آنها را نقض مى كنند .

أولئك الذين اشتروا الحيوة الدنيا بالأخرة

195- كيفر عهدشكنى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 13 - 4،5

4 - گرفتارى بنى اسرائيل به لعن الهى و قساوت قلب ، كيفر پيمان شكنى آنان

فبما نقضهم ميثقهم لعنهم و جعلنا قلوبهم قسية

5 - لعن الهى ( دورى از رحمت خداوند ) و قساوت دل ، كيفر شكستن پيمان الهى

فبما نقضهم ميثقهم لعنهم و جعلنا قلوبهم قسية

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 14 - 9،14

9 - كينه و دشمنى دايمى مسيحيان با يكديگر ، كيفر نقض پيمان و فراموشى تذكار هاى خداوند

و من الذين قالوا إنّا نصرى اخذنا ميثقهم فنسوا حظاً . .. فاغرينا بينهم العداوة

14 - هشدار خداوند به مسلمانان با بيان مجازات يهود و نصارا به خاطر نقض پيمان الهى

فبما نقضهم ميثقهم . .. و من الذين قالوا إنّا نصرى اخذنا ميثقهم فنسوا

بيان مجازات مسيحيان و يهوديان به خاطر پيمان شكنى آنان پس از «اذكروا . .. ميثقه» (اى مسلمين پيمان الهى را به ياد داشته باشيد)، هشدارى است به مسلمانان كه مبادا همانند اهل كتاب پيمان الهى را نقض كنند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 71 - 7

7 - پندار رهايى از مجازات نقض ميثاق و تكذيب و كشتن انبيا ، از باور هاى بى اساس بنى اسرائيل

لقد اخذنا ميثق بنى اسرءيل . .. و حسبوا الا تكون فتنة

دربرداشت فوق «فتنة» به معناى عذاب گرفته شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 77 - 12

12 - بخل ، روى گردانى از حق ، پيمان شكنى و دروغ ، گناه و داراى كيفر

فلما ءاتيهم . .. بخلوا به و تولوا ... بما أخلفوا اللّه ... و بما كانوا يكذبون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 66 - 15

15- يعقوب ( ع ) فرزندانش را به مجازات هاى الهى در صورت شكستن سوگند و پيمانشان ، هشدار داد .

قال الله على ما نقول وكيل

سياق آيه دلالت دارد كه غرض يعقوب(ع) از وكيل قرار دادن خداوند و توجه دادن فرزندانش به وكالت او ، هشدار دادن آنان به مجازات الهى است.

196- كيفر عهدشكنى با خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 85 - 19،21

19 - سزاى يهوديانى كه پيمان هاى الهى را نقض كردند ، خوارى و خفت در دنياست .

إذ أخذنا ميثقكم . .. فما جزاء من يفعل ذلك منكم إلا خزى فى الحيوة الدنيا

«ذلك» اشاره به همه كارهايى است كه آيه شريفه از يهوديان نقل كرد و آنها را ناپسند شمرد; از جمله: پايبند نبودن به پيمانهاى الهى، كشتن همكيشان و . ..

21 - شديدترين عذاب هاى اخروى ، كيفر يهوديانى است كه پيمان هاى الهى را شكستند .

إذ أخذنا ميثقكم . .. و يوم القيمة يردون إلى أشد العذاب

اضافه «أشد» (سخت ترين) به «العذاب» اضافه صفت به موصوف است; يعنى، «العذاب الأشد».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 86 - 4

4 - نقض كنندگان پيمان هاى الهى ، از سراى آخرت و نعمت هاى آن نصيبى نخواهند داشت .

إذ أخذنا ميثقكم . .. أولئك الذين اشتروا الحيوة الدنيا بالأخرة

«أولئك» اشاره به همه گروههايى است كه در آيه قبل، اعمال و رفتار ناپسندشان بيان شد; از جمله: نقض كنندگان پيمان الهى، قاتلان همكيشان و . ..

197- گناه با خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 95 - 1

1- سوداگرى با عهد و پيمان الهى و زير پا نهادن آن در برابر بهاى ناچيز دنيوى ، ممنوع و گناهى نابخشودنى است .

و لاتتخذوا أيمنكم دخلاً . .. و لكم عذاب عظيم . و لاتشتروا بعهد الله ثمنًا قليلا

ممنوعيت سوداگرى با عهد و پيمان الهى، از نهى «لاتشتروا» و بزرگ بودن گناه آن، از ذيل آيه قبل (و لكم عذاب عظيم) - كه به عذاب بزرگ تهديد شدند - استفاده مى شود.

198- گناه عهدشكنى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 64 - 4

4 - خداوند ، گناه پيمان شكنى بنى اسرائيل را بخشود .

فلولا فضل اللّه عليكم و رحمته

شمول فضل و رحمت الهى پس از بيان خطا و گناه، كنايه از عفو و گذشت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 77 - 12

12 - بخل ، روى گردانى از حق ، پيمان شكنى و دروغ ، گناه و داراى كيفر

فلما ءاتيهم . .. بخلوا به و تولوا ... بما أخلفوا اللّه ... و بما كانوا يكذبون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 66 - 16

16- شكستن سوگند و وفا نكردن به پيمان هاى الهى ، گناه و موجب عقوبت از ناحيه خداوند است .

الله على ما نقول وكيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 25 - 13

13- « دخل عمرو بن عبيد على أبى عبدالله ( ع ) فلما سلّم و جلس . . . قال : اُحبّ أن أعرف الكبائر من كتاب الله عزوجل ، فقال : . . . منها : . . . نقض العهد و قطيعة الرحم لأن الله عزوجل يقول : « اُولئك لهم اللعنة و لهم سوء الدار » . . . ;

عمرو بن عبيد بر امام صادق(ع) وارد شد و بعد از سلام نشست . .. و گفت: دوست دارم گناهان كبيره را از كتاب خدا بشناسم، پس حضرت فرمود:... يكى از آن گناهان ... عهدشكنى و قطع رحم است ; چون خداوند عزوجل مى فرمايد: أُولئك لهم اللعنة و لهم سوء الدار ...».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 46 - 1

1 - عظمت گناه پيمان شكنى در بينش الهى

و كانوا يصرّون على الحنث العظيم

«حنث» در مطلق گناه و نيز خصوص شكستن پيمان و خلف قسم به كار مى رود. گفتنى است كه توصيف «حنث» به وصف «عظيم»، بيانگر آن است كه شكستن پيمان در همه موارد گناهى بزرگ است.

199- گواهان عهدشكنى منافقان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 11 - 8

8 - گواهى خداوند بر ماهيت دروغ پرداز منافقان و بى تعهدى آنان در قبال هر پيمان

و اللّه يشهد إنّهم لكذبون

200- مبارزه با عهدشكنى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 100 - 6

6 - مسؤوليت همه افراد يك ملت در برابر عهدشكنى گروهى از آنان *

أو كلما عهدوا عهداً نبذه فريق منهم

آيه شريفه، همه يهوديان را به خاطر عهدشكنى گروهى از ايشان ملامت كرده است و اين بيانگر آن است كه وظيفه شناسان بايد با امر به معروف و نهى از منكر و . .. ديگران را از عهد شكنى بازدارند و گر نه سزاوار ملامت هستند.

201- محمد(صلی الله علیه و آله) و عهدشكنى يهود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 56 - 7

7 - خداوند ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) را بر روحيه پيمان شكنى يهوديان عصر خويش آگاه ساخت .

ثم ينقضون عهدهم فى كل مرة

به كارگيرى فعل مضارع «ينقضون» به جاى فعل ماضى، با اينكه سياق آيه اقتضا مى كرد كه گفته شود «ثم نقضوا»، اشاره به اين است كه پيمان شكنى يك حالت مستمر براى يهوديان است.

202- ممنوعيت عهدشكنى با خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 95 - 1

1- سوداگرى با عهد و پيمان الهى و زير پا نهادن آن در برابر بهاى ناچيز دنيوى ، ممنوع و گناهى نابخشودنى است .

و لاتتخذوا أيمنكم دخلاً . .. و لكم عذاب عظيم . و لاتشتروا بعهد الله ثمنًا قليلا

ممنوعيت سوداگرى با عهد و پيمان الهى، از نهى «لاتشتروا» و بزرگ بودن گناه آن، از ذيل آيه قبل (و لكم عذاب عظيم) - كه به عذاب بزرگ تهديد شدند - استفاده مى شود.

203- منشأ عهدشكنى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 32 - 3

3 - خيانت در امانت و پيمان شكنى ، نشانه ضعف ايمان

و الذين هم لأمن-تهم و عهدهم رعون

204- موارد عهدشكنى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 17 - 3

3 - ادعاى الوهيت براى مسيح ( ع ) ، مصداقى روشن از نقض پيمان مسيحيان با خدا

لقد كفر الذين قالوا إنّ اللّه هو المسيح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 72 - 3

3 - ادعاى الوهيت براى مسيح ( ع ) مصداقى روشن از نقض پيمان مسيحيان با خدا

لقد اخذنا ميثق بنى اسرءيل . .. لقد كفر الذين قالوا إنّ اللّه هو المسيح ابن مريم

205- موانع عهدشكنى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 189 - 3

3 - توجّه به مالكيّت و فرمانروايى مطلق خداوند ، زمينه پرهيز از شكستن ميثاق ، كتمان حقايق ، دين فروشى و خودپسندى

و اذ اخذ اللّه ميثاق الّذين اوتوا الكتب لتبيّننّه . .. و لا تكتمونه ... و اشتروا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 92 - 17

17 - اهتمام اسلام به رعايت عهد و پيمان و لزوم پيشگيرى از زمينه هاى نقض آن *

و ان كان من قوم بينكم و بينهم ميثاق فدية مسلّمة الى اهله و تحرير رقبة مؤمنة

از تقديم حكم ديه بر آزادسازى برده در مورد كافران همپيمان (با آنكه در مورد مسلمانان آن را در رتبه دوّم قرار داد)، احتمالا چنين برمى آيد كه پرداخت ديه در رعايت و حفظ پيمان مؤثر است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 7 - 15

15 - اعتقاد به علم همه جانبه الهى ، زمينه ساز تقواپيشگى و پرهيز از ناديده گرفتن پيمان هاى الهى

و اذكروا نعمة اللّه عليكم و ميثقه . .. و اتقوا اللّه إنّ اللّه عليم بذات الصدور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 91 - 10

10- توجه انسان به احاطه علمى خداوند بر رفتارش ، مانع شكستن عهد و سوگند است .

و أوفوا . .. و لاتنقضوا ... إن الله يعلم ما تفعلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 92 - 17

17- توجه و اعتقاد انسان به قيامت ، مانع پيمان شكنى وى خواهد شد .

و أوفوا بعهد الله . .. تتّخذون أيمنكم دخلاً بينكم ... و ليبيّننّ لكم يوم القيم

تذكر خداوند به تبيين حقايق در قيامت، پس از طرح مسأله پيمان و سوگندشكنى، مى تواند اشعار به مطلب فوق داشته باشد.

206- موانع عهدشكنى با خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 85 - 32

32 - توجه و باور به آگاهى خدا بر اعمال ، بازدارنده آدمى از گناهان و شكستن پيمان هاى اوست .

و ما اللّه بغفل عما تعملون

هدف از بيان آگاهى و نظارت خدا بر رفتار بندگان، اين است كه: آنان توجه به نظارت خدا داشته باشند تا از كردار ناروا پرهيز كنند. بنابراين توجه به آگاهى و نظارت خداوند چنين اقتضايى دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 95 - 9

9- توجه به پاداش برتر الهى ، مانع روى گردانى انسان از تعهدات خويش با خداوند است .

و لاتشتروا بعهد الله . .. إنما عند الله هو خير لكم إن كنتم تعلمون

207- موجبات عهدشكنى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 13 - 2

2 - كفر و گمراهى بنى اسرائيل به علت نقض پيمان هاى الهى

فمن كفر بعد ذلك منكم فقد ضل . .. فبما نقضهم ميثقهم لعنهم

به مقتضاى آيه قبل (و لقد اخذ اللّه . .. فمن كفر بعد ذلك منكم فقد ضل سواء السبيل)، نقض ميثاق الهى، كفر و گمراهى است. و آيه مورد بحث، بنى اسرائيل را نقض كننده پيمان الهى معرفى مى كند.

208- ناپسندى عهدشكنى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 27 - 4

4 - نقض پيمان ، بويژه پس از تأكيد بر آن ، امرى ناپسند و نكوهيده است .

الذين ينقضون عهد اللّه من بعد ميثقه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 25 - 4

4- نقض پيمان به ويژه پس از تأكيد بر آن ، امرى ناروا و نكوهيده است .

و الذين ينقضون عهد الله من بعد ميثقه . .. أُولئك لهم اللعنة و لهم سوء الدار

«ميثاق» در «من بعد ميثاقه» مصدر و به معناى استحكام بخشيدن است و ضمير در «ميثاقه» به «عهد» برمى گردد. بنابراين «من بعد ميثاقه» ; يعنى ، پس از استحكام بخشيدن به عهد و تأكيد بر پايبندى به آن.

209- نيّت عهدشكنى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 7 - 14

14 - لزوم پرهيز ، حتى از قصد و نيت شكستن پيمان هاى خداوند *

و اذكروا نعمة اللّه عليكم و ميثقه . .. و اتقوا اللّه إنّ اللّه عليم بذات الصدور

9- عيد

1- عيد غدير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 67 - 19

19 - اعلام ولايت على ( ع ) در روز غدير خم توسط پيامبر (صلی الله علیه و آله) به امر خداوند

يايها الرسول بلغ ما أنزل إليك من ربك

امام باقر(ع): . .. فاوحى اللّه عزوجل اليه «يايها الرسول بلغ ما انزل اليك من ربك ...» ... فقام بولاية على(ع) يوم غدير خم ... .


كافى، ج 1، ص 289، ح 4; نورالثقلين، ج 1، ص 652، ح 291.

عيد فطر

2- تكبير عيد فطر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 185 - 39

39 - از امام صادق ( ع ) روايت شده كه فرمود : « التكبير فى العيدين واجب ، اما فى الفطر ففى خمس صلوات يبتدأ به من صلاة المغرب ليلة الفطر إلى صلاة العصر من يوم الفطر و هو ان يقال « اللّه اكبر ، اللّه اكبر ، لا إله إلا اللّه و اللّه اكبر ، اللّه اكبر ، و للّه الحمد ، اللّه اكبر على ما هدانا ، و الحمد للّه على ما أبلانا » لقوله عز و جل « و لتكملوا العدة و لتكبروا اللّه على ما هداكم » . . . ;

تكبير در عيد فطر و عيد قربان واجب است; اما در عيد فطر در هنگام نمازهاى پنجگانه - كه از نماز مغرب در شب عيد فطر شروع مى شود و تا نماز عصر در روز عيد فطر ادامه مى يابد - و تكبير اين است كه بگويد «اللّه اكبر، اللّه اكبر . ..» و اين ]تكبيرها[ به خاطر آن واجب است كه خداى عز و جل فرموده: هدف اين است كه عدّه روزها را تكميل نمائيد و خدا را براى اينكه شما را هدايت كرده بزرگ شماريد ... ».

3- نماز عيد فطر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اعلى - 87 - 15 - 10

10 - « قيل له ( الصادق ( ع ) ) « و ذكر اسم ربّه فصلّى » قال خرج إلى الجَبّانة فصلّى ;

به امام صادق(ع) گفته شد: [معناى] «و ذكر اسم ربّه فصلّى» [چيست] فرمود: [يعنى] به سوى صحرا بيرون رود و نماز [عيد ]بخواند».

4- عيد قربان

{عيد قربان}

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 3 - 15

15 - معاوية بن عمار گويد : « سألت أباعبداللّه ( ع ) عن يوم الحج الأكبر فقال : هو يوم النحر . . . ;

از امام صادق (ع) پرسيدم: روز حج اكبر چه روزى است؟ فرمود: روز عيد قربان است . .. ».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 5 - 20

20 - « عن أبى جعفر ( ع ) فى قول اللّه : « فإذا انسلخ الأشهر الحرم فاقتلوا المشركين حيث وجدتموهم » قال : هى يوم النحر إلى عشر مضين من شهر ربيع الأخر ;

از امام باقر (ع) درباره سخن خداوند «فإذا انسلخ الأشهر الحرم . ..» روايت شده است: ماههاى حرام، از روز عيد قربان است تا ده روز از ماه ربيع الأخر بگذرد».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 3 - 4

4 - « [ فى المجمع ] قيل : الشفع يوم النحر و الوتر يوم عرفة . . . و هى رواية جابر عن النبىّ (صلی الله علیه و آله) ;

[در مجمع البيان آمده است:]گفته شده كه شفع روز «قربانى» و وتر روز «عرفه» است . .. و اين روايت جابر از پيامبر(صلی الله علیه و آله) است».

5- تكبير عيد قربان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 185 - 39

39 - از امام صادق ( ع ) روايت شده كه فرمود : « التكبير فى العيدين واجب ، اما فى الفطر ففى خمس صلوات يبتدأ به من صلاة المغرب ليلة الفطر إلى صلاة العصر من يوم الفطر و هو ان يقال « اللّه اكبر ، اللّه اكبر ، لا إله إلا اللّه و اللّه اكبر ، اللّه اكبر ، و للّه الحمد ، اللّه اكبر على ما هدانا ، و الحمد للّه على ما أبلانا » لقوله عز و جل « و لتكملوا العدة و لتكبروا اللّه على ما هداكم » . . . ;

تكبير در عيد فطر و عيد قربان واجب است; اما در عيد فطر در هنگام نمازهاى پنجگانه - كه از نماز مغرب در شب عيد فطر شروع مى شود و تا نماز عصر در روز عيد فطر ادامه مى يابد - و تكبير اين است كه بگويد «اللّه اكبر، اللّه اكبر . ..» و اين ]تكبيرها[ به خاطر آن واجب است كه خداى عز و جل فرموده: هدف اين است كه عدّه روزها را تكميل نمائيد و خدا را براى اينكه شما را هدايت كرده بزرگ شماريد ... ».

6- روز عيد قربان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 3 - 6

6 - « عن النبىّ (صلی الله علیه و آله) انّه سُئل عن الشفع و الوتر فقال : يومان و ليلة يوم عرفة و يوم النحر ، و الوتر ليلة النحر ليلة جُمَع ;

از پيامبر(صلی الله علیه و آله) از شفع و وتر سؤال شد; آن حضرت فرمود: دو روز و يك شب است روز عرفه و روز قربانى و وتر شب قربانى است كه شب مشعر است».

7- سوگند به عيد قربان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بروج - 85 - 3 - 9

9 - « عن علىّ ( ع ) قال : . . . و الشاهد يوم الجمعة و المشهود يوم النحر ;

از امام على(ع) روايت شده كه فرمود: شاهد روز جمعه و مشهود روز قربانى (دهم ذى الحجه) است».

8- شب عيد قربان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 3 - 6

6 - « عن النبىّ (صلی الله علیه و آله) انّه سُئل عن الشفع و الوتر فقال : يومان و ليلة يوم عرفة و يوم النحر ، و الوتر ليلة النحر ليلة جُمَع ;

از پيامبر(صلی الله علیه و آله) از شفع و وتر سؤال شد; آن حضرت فرمود: دو روز و يك شب است روز عرفه و روز قربانى و وتر شب قربانى است كه شب مشعر است».

9- نماز عيد قربان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - كوثر - 108 - 2 - 18

18 - لزوم تأخير قربانى از نماز عيد ، در عيد قربان *

فصلّ لربّك وانحر

تطبيق نماز و قربانى در آيه، بر نماز عيد قربان و قربانى در آن، يكى از احتمالات موجود در اين آيه است. عطف به «واو» گر چه بر ترتيب تصريح ندارد; ولى ترتيب ذكرى مى تواند بيانگر ترتيب واقعى باشد.

10- عيد نوروز

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 44 - 12

12- « عن الصادق ( ع ) انه قال : يوم النيروز هو اليوم الذى استوت فيه سفينة نوح ( ع ) على الجودى ;

از امام صادق(ع) روايت شده است كه فرمود: روز نوروز روزى است كه كشتى نوح بر كوه جودى استقرار يافت».

10- عيب

1- آثار اجتناب از عيب جويى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - حجرات - 49 - 11 - 3،16

3 - صلح و صفاى اجتماعى ، در گرو پرهيز اعضاى جامعه از استهزا ، عيب جويى و نسبت دادن عناوين زشت به يكديگر

إنّما المؤمنون إخوة فأصلحوا بين أخويكم . .. لايسخر قوم من قوم ... و لا تلمزوا أن

16 - صلح ، برادرى و صفاى اجتماعى ، در گرو پرهيز اعضاى جامعه از استهزاگرى ، عيب جويى و نسبت دادن عناوين زشت به يكديگر

إنّما المؤمنون إخوة فأصلحوا بين أخويكم . .. لايسخر قوم من قوم ... و لا تلمزوا أن

2- آثار عيب جويى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - حجرات - 49 - 11 - 13

13 - عيب جويى انسان از ديگران زمينه قرار گرفتن وى در معرض عيب جويى متقابل آنان *

و لا تلمزوا أنفسكم

چون عيب جويى از ديگران، باعث انگيزش آنان به اقدام متقابل مى شود; پس در حقيقت عيب جويى از ديگران، عيب جويى از خود است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 16 - 3

3 - تكذيب عمدى دين و رذايل اخلاقى ( همچون سوگند دروغ ، پستى ، عيب جويى ، سخن چينى ، مانع خير شدن ، گناه

پيشگى ، درشت خويى و بى تبارى ) ، از زمينه هاى ابتلا به عذاب خفّت بار الهى

فلاتطع المكذّبين . .. كلّ حلاّف مهين ... عتلّ بعد ذلك زنيم ... سنسمه على الخرطوم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - همزه - 104 - 8 - 3

3 - غيبت ، عيب جويى و انباشتن ثروت ، زمينه محبوس ماندن در آتشى مسلّط و فراگير در جهنم

إنّها عليهم مؤصدة

حرف «على» در «عليهم»، بر احاطه و سلطه دلالت دارد.

3- افشاى عيب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 148 - 10

10 - خداوند ، شنواى سخنانى كه بدى ها و زشتى هاى مردم را آشكار مى كند و موجب هتك حرمت آنان گردد .

لايحب اللّه الجهر بالسوء . .. و كان اللّه سميعاً عليماً

4- تجزيه بدن عيب جويان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - همزه - 104 - 6 - 3

3 - خداوند ، مالك و صاحب اختيار آتشى است كه در قيامت ، زراندوزان غيبت كننده و عيب جو را درهم مى شكند .

و ما أدريك ما الحطمة . نار اللّه

«نار اللّه»، خبر است براى ضمير محذوف كه به «الحطمة» برمى گردد.

5- تهديد افشاگران عيب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 148 - 12

12 - هشدار و تهديد خداوند به افشا كنندگان عيوب مردم و هتك كنندگان حرمت آنان

لايحب اللّه الجهر بالسوء . .. و كان اللّه سميعاً عليماً

توصيف خداوند به شنوايى و آگاهى، پس از بيان اوامر و نواهى، غالباً براى تهديد به كيفر و عقاب آورده مى شود.

6- حرمت اطاعت از عيب جويان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 11 - 2

2 - اطاعت و اجابت خواسته هاى افراد عيب جو ، ممنوع و حرام است .

و لاتطع كلّ . .. همّاز

7- حرمت افشاى عيب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 148 - 3

3 - هتك حرمت و برملاساختن عيب ها و نقايص مردم ، حرام و موجب ناخشنودى خداوند است .

لايحب اللّه الجهر بالسوء من القول إلاّ من ظلم

ناخشنودى خداوند (لايحب اللّه)، كنايه از نهى الهى و جعل حرمت است. گفتنى است كه سخن و كلام در اين مقام، خصوصيتى ندارد، بلكه مراد اظهار عيب ديگران است، البته اين عمل غالباً با سخن و گفته صورت مى گيرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - همزه - 104 - 1 - 3

3 - حرمت فاش كردن عيب هاى مردم ، در غياب يا حضور آنان

ويل لكلّ همزة لمزة

وعده عذاب، نشانه حرمت است. «هُمَزَة» نزد برخى از اهل لغت به معناى كسى است كه در غياب ديگرى از او خرده گيرد و «لمزة» به معناى كسى است كه روبه روى ديگران، عيب آنان را فاش كند. (مجمع البيان)

8- خدا و عيب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 108 - 12

12- خداوند از هر عيب و نقصى منزّه و از داشتن شريك مبرّاست .

و سبحن الله و ما أنا من المشركين

«سبحان» به معناى تسبيح (منزّه دانستن از نقص و عيب) است. اين كلمه مفعول مطلق براى فعل محذوف (اسبح و يا نسبح) مى باشد ; يعنى: اسبح و يا نسبح الله تسبيحاً. از مصاديق مورد نظر براى عيب و نقص، شريك داشتن است. قابل ذكر است كه جمله «سبحان الله» عطف بر «هذه سبيلى» است ; يعنى: «قل سبحان الله».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 13 - 6

6- خداوند منزه از هر عيب و نقص و شايسته حمد و ستايش است .

و يسبّح الرعد بحمده و الملئكة من خيفته

«تسبيح» (مصدر يسبح) به معناى منزّه دانستن از هر عيب و نقص است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 17 - 6

6 - خداوند ، تنزيه كننده خويش از هر عيب و نقصى است .

فسبحن اللّه حين تمسون و حين تصبحون

احتمال دارد «فسبحان اللّه» تفريع بر آياتى باشد كه در آنها، مشركان، به دليل عدم تفكر درباره مخلوقات خدا، توبيخ شده بودند و نيز آياتى كه در آنها ديدگاه مشركان درباره انكار عالم آخرت (آيه 8) و قرار دادن شريك براى خدا آمده بود (آيه 13). در اين آيه، خداوند خود را از چنين نسبت هايى منزّه اعلام مى دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 74 - 1

1 - ساحت خداوند ، منزه و مبرّا از هر عيب و نقص

فسبّح باسم ربّك العظيم

«تسبيح» به معناى تنزيه كردن از هر نقص و كاستى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 96 - 1،2

1 - ساحت خداوند ، منزه و مبرّا از هر عيب و نقص است .

فسبّح باسم ربّك العظيم

«تسبيح»، به معناى تنزيه كردن از هر نقص و كاستى است.

2 - برپا ساختن قيامت براى كيفر و پاداش ، نمودى از كمال خداوند و مبرّا بودن ساحت او از هر نقص و كاستى

فسبّح باسم ربّك العظيم

تفريع «فسبّح باسم ربّك» بر مطالب پيشين (فأمّا إن كان من المقرّبين. ..) حاكى از مطلب ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 1 - 1

1 - ساحت خداوند ، منزّه از هر عيب و نقص

سبّح للّه ما فى السموت و الأرض

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 24 - 10

10 - هر يك از مظاهر هستى ، گواهى بر مبرّا بودن آفريدگار آن ، از هر عيب و كاستى

يسبّح له ما فى السموت و الأرض

برداشت ياد شده، بدان اعتبار است كه مراد از «تسبيح»، تسبيح وجودى و به زبان حال باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 1 - 1

1 - ساحت خداوند ، منزّه و مبرّا از هر عيب و نقص است .

سبّح للّه ما فى السموت و ما فى الأرض

«تسبيح» (مصدر «سبّح») به معناى تنزيه و مبرّا كردن از نقص و كاستى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جمعه - 62 - 1 - 5

5 - ساحت خداوند ، مبرّا از هر نقص و عيب

يسبّح للّه ما فى السموت و ما فى الأرض

«تسبيح» (مصدر «يسبّح») به معناى تنزيه و مبرّا كردن از هر نقص و كاستى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تغابن - 64 - 1 - 2

2 - تمامى موجودات هستى ، شاهدى گويا بر منزّه بودن خداوند از هر عيب و نقص

يسبّح للّه ما فى السموت و ما فى الأرض

برداشت ياد شده، بر اين اساس است كه تسبيح در آيه شريفه، تسبيح تكوينى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 52 - 1،4

1 - ساحت خداوند ، منزّه و مبرّا از هر عيب و نقص

فسبّح باسم ربّك

«تسبيح»، به معناى تنزيه كردن از هر نقص و عيب است.

4 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظّف به تسبيح خدا و اعلام مبرّا بودن او از هر عيب و نقص

فسبّح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اعلى - 87 - 1 - 2،3،9،12،13،14

2 - خداوند ، از هر عيب و نقصى مبرّا است .

سبّح اسم ربّك

لزوم منزّه قرار دادن نام، بيانگر منزّه بودن صاحب نام است.

3 - اعتراف به پاك بودن خداوند از هر عيب و نقصى ، وظيفه اى الهى بر عهده همه انسان ها است .

سبّح اسم ربّك

خطاب «سبّح»، ممكن است ويژه پيامبر(صلی الله علیه و آله) نباشد; گرچه روى سخن با آن حضرت است; زيرا مفاد آيات قرآن بدون توجه به آيه هاى قبل و بعد نيز مراد بوده و در محتواى عام خود قابل تمسك هستند.

9 - باور به ربوبيت خداوند ، زمينه ساز پرهيز از همراه ساختن نام او با هرگونه وصف ناشايست .

سبّح اسم ربّك

12 - اختصاص والاترين مقام ها به خداوند ، دليل لزوم تنزيه نام او از هر عيب و نقص است .

سبّح اسم ربّك الأعلى

وصف «الأعلى»، در مقام تعليل براى «سبّح» است.

13 - ملاك شايستگى اسامى و اوصاف براى خداوند ، دلالت آنها بر بى عيب بودن خداوند و سازگارى شان با مقام والاى او است .

سبّح اسم ربّك الأعلى

14 - خداوند ، داراى نام هايى منزّه از دلالت بر كمترين عيب و سازگار با مقام والاى او است .

سبّح اسم ربّك الأعلى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اعلى - 87 - 2 - 4

4 - نبودن افراط و تفريط در ساختار مخلوقات ، دليل لزوم تسبيح خداوند و اعتراف به دور بودن او از هر عيب و نقص

سبّح اسم ربّك . .. الذى خلق فسوّى

وصف «الذى . ..»، بيانگر علت تسبيح است و حرف «فاء» در «فسوّى» دلالت دارد كه غرض اصلى از توصيف خداوند با جمله «خلق فسوّى»، بيان تسويه است و ذكر خلقت، به عنوان مقدمه براى بيان تسويه مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اعلى - 87 - 4 - 2

2 - توجّه به قدرت خداوند بر روياندن گياهان و به وجود آوردن چراگاه ها ، مايه منزّه دانستن او از هر عيب و نقص و پيراستن نام او ، از هر وصف ناروا است .

سبّح اسم . .. و الذى أخرج المرعى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اعلى - 87 - 5 - 4

4 - دور بودن خداوند از هر عيب و نقص ، در تغييرات و تحولات آفريده هاى او جلوه گر است .

سبّح . .. الذى أخرج المرعى . فجعله غثاء أحوى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نصر - 110 - 3 - 3،6

3 - خداوند ، مبرّا و منزّه از هر عيب و نقص و شايسته ستودن و تمجيد كردن

فسبّح بحمد ربّك

6 - ستايشِ خداوند ، تنها با سخنى شايسته است كه كمترين شائبه عيب شمارى و تنقيص در آن نباشد .

فسبّح بحمد ربّك

حمد، زمانى مى تواند وسيله تسبيح باشد كه در الفاظ و عبارت هاى برگزيده آن، منزّه دانستن خداوند از عيب ها جلوه گر باشد.

9- ذلت عيب جويان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - همزه - 104 - 4 - 7

7 - غيبت كنندگان ، عيب جويان و زراندوزان ، مردمى خوار و بى ارزش در پيشگاه خداوند

همزة لمزة . الذى جمع مالاً ... لينبذنّ

«نَبْذ»، به معناى افكندن و دور انداختن چيزى، بر اثر بى اعتنايى به آن است. (مفردات)

10- رد خواسته هاى عيب جويان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 11 - 1

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور پرهيز از اجابت خواسته هاى افراد عيب جو

و لاتطع كلّ . .. همّاز

«همّاز»، مرادف «عيّاب» و به معناى عيب جو است.

11- زمينه عيب جويى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - حجرات - 49 - 11 - 13

13 - عيب جويى انسان از ديگران زمينه قرار گرفتن وى در معرض عيب جويى متقابل آنان *

و لا تلمزوا أنفسكم

چون عيب جويى از ديگران، باعث انگيزش آنان به اقدام متقابل مى شود; پس در حقيقت عيب جويى از ديگران، عيب جويى از خود است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - همزه - 104 - 2 - 2،4

2 - ثروت اندوزى ، زمينه ساز تحقير مردم و عيب جويى از آنان است .

ويل لكلّ همزة لمزة الذى جمع مالاً و عدّده

4 - ذخيره سازى ثروت براى پيشگيرى از حوادث احتمالى زندگانى ، ناپسند و زمينه ساز ريشخند كردن و بدنام ساختن ديگران است .

ويل لكلّ همزة لمزة . الذى جمع مالاً و عدّده

جمله «عدّده»; يعنى، آن را ذخيره روزگار ساخت. (قاموس)

12- زمينه عيب جويى از مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 30 - 2

2 - عيب جويى از مؤمنان و اشاره هاى تمسخرآميز به آنان و نشان دادن عيوب ايشان به ديگران ، خوى ناپسند و برخاسته از گنه پيشگى است .

إنّ الذين أجرموا . .. و إذا مرّوا بهم يتغامزون

13- سرزنش عيب جويى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - حجرات - 49 - 11 - 4

4 - وسيله تمسخر قرار دادن مشخصات جسمى و اخلاقى هر قوم ، كارى نكوهيده و مورد نهى الهى است . *

لايسخر قوم من قوم

احتمال مى رود واژه «قوماً»، اشاره به عيب جويى هاى گروهى باشد كه معمولاً طايفه اى براى طايفه ديگر، شهرى براى شهر ديگر و نژادى براى نژاد ديگر معمول مى دارند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 11 - 3

3 - عيب جويى ، صفتى مذموم و ناپسند

و لاتطع كلّ . .. همّاز

14- عوامل عيب جويى منافقان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 58 - 8

8 - منافع شخصى منافقان ، ملاك داورى آنان درباره پيامبر (صلی الله علیه و آله) و عامل طعن و خرده گيرى از آن حضرت

و منهم من يلمزك فى الصدقت فإن أعطوا منها رضوا

15- عيب جوى از فقرا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 79 - 10

10 - شيوه دوگانه منافقان در عيب جويى از مؤمنان توانمند و مؤمنان تهيدست

الذين يلمزون المطوّعين . .. فيسخرون منهم

برداشت فوق بر اين اساس است كه «يلمز» درباره توانمندان و «يسخرون» درباره تهيدستان باشد و ضمير «منهم» به «الذين يجدون . ..» برگردد; يعنى، منافقان، مؤمنان توانمند و اهل انفاق را مورد طعن و مؤمنان تهيدست انفاقگر را مورد استهزا و ريشخند قرار مى دادند.

16- عيب جويان در جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - همزه - 104 - 1 - 2

2 - جهنم ، جايگاه عيب جويان و غيبت كنندگان است .

ويل لكلّ . .. لمزة

«لَمْز» (مصدر «لمزة»)، به معناى غيبت كردن و تلاش براى كشف عيوب ديگران است (مفردات). «ويل» كلمه اى است كه براى تهديد به عذاب به كار مى رود. و نيز نام وادى يا چاه خاصى در جهنم و يا نام يكى از درهاى آن مى باشد. (قاموس)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - همزه - 104 - 4 - 3

3 - عيب جويان ، غيبت كنندگان ، سخن چينان ، بدگويان ، تمسخركنندگان مردم و زراندوزان ، در آتش جهنم افكنده خواهند شد .

لينبذنّ فى الحطمة

آيات بعد، بيانگر آن است كه مراد از «حطمة»، آتش جهنم است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - همزه - 104 - 6 - 3

3 - خداوند ، مالك و صاحب اختيار آتشى است كه در قيامت ، زراندوزان غيبت كننده و عيب جو را درهم مى شكند .

و ما أدريك ما الحطمة . نار اللّه

«نار اللّه»، خبر است براى ضمير محذوف كه به «الحطمة» برمى گردد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - همزه - 104 - 7 - 4

4 - احاطه آتش دوزخ بر قلب عيب جويان ، كيفرى مناسب براى گناه افكار نارواى آنان درباره مردم

لمزة . .. الّتى تطّلع على الأفئدة

17- عيب جويى از محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 58 - 1،8

1 - طعن و خرده گيرى برخى از منافقان نسبت به پيامبر (صلی الله علیه و آله) در نحوه تقسيم صدقات

و منهم من يلمزك فى الصدقت

«لَمْز» (مصدر يلمز) به معناى غر زدن و خرده گرفتن است.

8 - منافع شخصى منافقان ، ملاك داورى آنان درباره پيامبر (صلی الله علیه و آله) و عامل طعن و خرده گيرى از آن حضرت

و منهم من يلمزك فى الصدقت فإن أعطوا منها رضوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 63 - 3

3 - آزار پيامبر (صلی الله علیه و آله) و عيب جويى از آن حضرت ، موضع گيرى خصمانه در برابر خداست .

و منهم الذين يؤذون النبى . .. من يحادد اللّه و رسوله

برداشت فوق بدان جهت است كه خداوند، پس از بيان كارهاى نادرست منافقان، از همه كارهاى آنان با جمله «يحادد اللّه و رسوله» ياد كرده است.

18- عيب جويى از مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 79 - 10،13

10 - شيوه دوگانه منافقان در عيب جويى از مؤمنان توانمند و مؤمنان تهيدست

الذين يلمزون المطوّعين . .. فيسخرون منهم

برداشت فوق بر اين اساس است كه «يلمز» درباره توانمندان و «يسخرون» درباره تهيدستان باشد و ضمير «منهم» به «الذين يجدون . ..» برگردد; يعنى، منافقان، مؤمنان توانمند و اهل انفاق را مورد طعن و مؤمنان تهيدست انفاقگر را مورد استهزا و ريشخند قرار مى دادند.

13 - خرده گيرى و مسخره كردن مؤمن گناهى بزرگ و در پى دارنده عذاب سخت الهى است .

فيسخرون منهم سخر اللّه منهم و لهم عذاب أليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 30 - 1

1 - گناه پيشگان كافر ، با چشمك زدن و اشاره به يكديگر ، هنگام عبور بر مؤمنان نيكوكار ، به عيب جويى از آنان مى پردازند .

و إذا مرّوا بهم يتغامزون

«غمز»; يعنى، عيب جويى از ديگران با پلك زدن و اشاره دست (مفردات راغب). ضمير «مرّوا» به مجرمان برمى گردد. برخى احتمال داده اند كه ضمير به مؤمنان برگردد و مراد اين باشد كه هنگام عبور مؤمنان بر كافران، آنان با چشمك زدن و علامت دادن به يكديگر به عيب جويى از مؤمنان مى پردازند.

19- عيب جويى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 11 - 7

7 - عيب جويى و سخن چينى ، از ويژگى هاى كافران تكذيب كننده رسالت پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله)

فلاتطع المكذّبين . .. همّاز مشّاء بنميم

20- عيب جويى مكذبان محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 11 - 7

7 - عيب جويى و سخن چينى ، از ويژگى هاى كافران تكذيب كننده رسالت پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله)

فلاتطع المكذّبين . .. همّاز مشّاء بنميم

21- عيب جويى منافقان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 58 - 1،4

1 - طعن و خرده گيرى برخى از منافقان نسبت به پيامبر (صلی الله علیه و آله) در نحوه تقسيم صدقات

و منهم من يلمزك فى الصدقت

«لَمْز» (مصدر يلمز) به معناى غر زدن و خرده گرفتن است.

4 - رهبران جامعه اسلامى - هر چند عادل باشد - در معرض عيب جويى منافقان هستند .

و منهم من يلمزك فى الصدقت

وقتى كه پيامبر اسلام (صلی الله علیه و آله)، با همه عدالت و پاكى اش، مورد طعن و ايراد منافقان قرار گيرد، ديگران نيز بى ترديد از عيب جويى آنان در امان نخواهند بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 79 - 10

10 - شيوه دوگانه منافقان در عيب جويى از مؤمنان توانمند و مؤمنان تهيدست

الذين يلمزون المطوّعين . .. فيسخرون منهم

برداشت فوق بر اين اساس است كه «يلمز» درباره توانمندان و «يسخرون» درباره تهيدستان باشد و ضمير «منهم» به «الذين يجدون . ..» برگردد; يعنى، منافقان، مؤمنان توانمند و اهل انفاق را مورد طعن و مؤمنان تهيدست انفاقگر را مورد استهزا و ريشخند قرار مى دادند.

22- عيب جويى منافقان صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 79 - 1

1 - طعن و خرده گيرى منافقان صدر اسلام ، از مؤمنانى كه از سر ميل و رغبت و بيش از مقدار واجب ، انفاق مى كردند .

الذين يلمزون المطوّعين من المؤمنين . .. فيسخرون منهم

«لمز» (مصدر يلمزون) به معناى عيب جويى، خرده گيرى و طعن است و «سخرة» و «سخرية» (مصدر يسخرون) به معناى استهزا و ريشخند مى باشد.

23- كيفر عيب جويان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - همزه - 104 - 1 - 2

2 - جهنم ، جايگاه عيب جويان و غيبت كنندگان است .

ويل لكلّ . .. لمزة

«لَمْز» (مصدر «لمزة»)، به معناى غيبت كردن و تلاش براى كشف عيوب ديگران است (مفردات). «ويل» كلمه اى است كه براى تهديد به عذاب به كار مى رود. و نيز نام وادى يا چاه خاصى در جهنم و يا نام يكى از درهاى آن مى باشد. (قاموس)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - همزه - 104 - 7 - 4

4 - احاطه آتش دوزخ بر قلب عيب جويان ، كيفرى مناسب براى گناه افكار نارواى آنان درباره مردم

لمزة . .. الّتى تطّلع على الأفئدة

24- كيفر عيب جويى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 79 - 13

13 - خرده گيرى و مسخره كردن مؤمن گناهى بزرگ و در پى دارنده عذاب سخت الهى است .

فيسخرون منهم سخر اللّه منهم و لهم عذاب أليم

25- گناه عيب جويى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 79 - 13

13 - خرده گيرى و مسخره كردن مؤمن گناهى بزرگ و در پى دارنده عذاب سخت الهى است .

فيسخرون منهم سخر اللّه منهم و لهم عذاب أليم

26- ممنوعيت اطاعت از عيب جويان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 11 - 2

2 - اطاعت و اجابت خواسته هاى افراد عيب جو ، ممنوع و حرام است .

و لاتطع كلّ . .. همّاز

27- ممنوعيت عيب جويى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - حجرات - 49 - 11 - 10

10 - ممنوعيت طعنه زدن به ديگران و عيب جويى از ايشان

و لا تلمزوا أنفسكم

«لمز» (مصدر «تلمزوا») به معناى عيب جويى كردن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - حجرات - 49 - 12 - 10

10 - ممنوعيت تجسّس و جستار ، در عيوب و كاستى هاى زندگى مؤمنان

و لاتجسّسوا

28- منشأ رفع عيب در موجودات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 27 - 5

5 - خداوند ، قادر به دفع امراض و رفع هرگونه نقص و عيب از موجودات است .

واحلل عقدة من لسانى

29- ناپسندى عيب جويى از مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 30 - 2

2 - عيب جويى از مؤمنان و اشاره هاى تمسخرآميز به آنان و نشان دادن عيوب ايشان به ديگران ، خوى ناپسند و برخاسته از گنه پيشگى است .

إنّ الذين أجرموا . .. و إذا مرّوا بهم يتغامزون

30- نهى از عيب جويى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - حجرات - 49 - 11 - 4

4 - وسيله تمسخر قرار دادن مشخصات جسمى و اخلاقى هر قوم ، كارى نكوهيده و مورد نهى الهى است . *

لايسخر قوم من قوم

احتمال مى رود واژه «قوماً»، اشاره به عيب جويى هاى گروهى باشد كه معمولاً طايفه اى براى طايفه ديگر، شهرى براى شهر ديگر و نژادى براى نژاد ديگر معمول مى دارند.

31- هشدار به افشاگران عيب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 148 - 12

12 - هشدار و تهديد خداوند به افشا كنندگان عيوب مردم و هتك كنندگان حرمت آنان

لايحب اللّه الجهر بالسوء . .. و كان اللّه سميعاً عليماً

توصيف خداوند به شنوايى و آگاهى، پس از بيان اوامر و نواهى، غالباً براى تهديد به كيفر و عقاب آورده مى شود.

عيب جويان

32- تجزيه بدن عيب جويان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - همزه - 104 - 6 - 3

3 - خداوند ، مالك و صاحب اختيار آتشى است كه در قيامت ، زراندوزان غيبت كننده و عيب جو را درهم مى شكند .

و ما أدريك ما الحطمة . نار اللّه

«نار اللّه»، خبر است براى ضمير محذوف كه به «الحطمة» برمى گردد.

33- حرمت اطاعت از عيب جويان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 11 - 2

2 - اطاعت و اجابت خواسته هاى افراد عيب جو ، ممنوع و حرام است .

و لاتطع كلّ . .. همّاز

34- ذلت عيب جويان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - همزه - 104 - 4 - 7

7 - غيبت كنندگان ، عيب جويان و زراندوزان ، مردمى خوار و بى ارزش در پيشگاه خداوند

همزة لمزة . الذى جمع مالاً ... لينبذنّ

«نَبْذ»، به معناى افكندن و دور انداختن چيزى، بر اثر بى اعتنايى به آن است. (مفردات)

35- رد خواسته هاى عيب جويان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 11 - 1

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور پرهيز از اجابت خواسته هاى افراد عيب جو

و لاتطع كلّ . .. همّاز

«همّاز»، مرادف «عيّاب» و به معناى عيب جو است.

36- عيب جويان در جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - همزه - 104 - 1 - 2

2 - جهنم ، جايگاه عيب جويان و غيبت كنندگان است .

ويل لكلّ . .. لمزة

«لَمْز» (مصدر «لمزة»)، به معناى غيبت كردن و تلاش براى كشف عيوب ديگران است (مفردات). «ويل» كلمه اى است كه براى تهديد به عذاب به كار مى رود. و نيز نام وادى يا چاه خاصى در جهنم و يا نام يكى از درهاى آن مى باشد. (قاموس)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - همزه - 104 - 4 - 3

3 - عيب جويان ، غيبت كنندگان ، سخن چينان ، بدگويان ، تمسخركنندگان مردم و زراندوزان ، در آتش جهنم افكنده خواهند شد .

لينبذنّ فى الحطمة

آيات بعد، بيانگر آن است كه مراد از «حطمة»، آتش جهنم است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - همزه - 104 - 6 - 3

3 - خداوند ، مالك و صاحب اختيار آتشى است كه در قيامت ، زراندوزان غيبت كننده و عيب جو را درهم مى شكند .

و ما أدريك ما الحطمة . نار اللّه

«نار اللّه»، خبر است براى ضمير محذوف كه به «الحطمة» برمى گردد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - همزه - 104 - 7 - 4

4 - احاطه آتش دوزخ بر قلب عيب جويان ، كيفرى مناسب براى گناه افكار نارواى آنان درباره مردم

لمزة . .. الّتى تطّلع على الأفئدة

37- كيفر عيب جويان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - همزه - 104 - 1 - 2

2 - جهنم ، جايگاه عيب جويان و غيبت كنندگان است .

ويل لكلّ . .. لمزة

«لَمْز» (مصدر «لمزة»)، به معناى غيبت كردن و تلاش براى كشف عيوب ديگران است (مفردات). «ويل» كلمه اى است كه براى تهديد به عذاب به كار مى رود. و نيز نام وادى يا چاه خاصى در جهنم و يا نام يكى از درهاى آن مى باشد. (قاموس)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - همزه - 104 - 7 - 4

4 - احاطه آتش دوزخ بر قلب عيب جويان ، كيفرى مناسب براى گناه افكار نارواى آنان درباره مردم

لمزة . .. الّتى تطّلع على الأفئدة

38- ممنوعيت اطاعت از عيب جويان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 11 - 2

2 - اطاعت و اجابت خواسته هاى افراد عيب جو ، ممنوع و حرام است .

و لاتطع كلّ . .. همّاز

عيب جويى

39- آثار اجتناب از عيب جويى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - حجرات - 49 - 11 - 3،16

3 - صلح و صفاى اجتماعى ، در گرو پرهيز اعضاى جامعه از استهزا ، عيب جويى و نسبت دادن عناوين زشت به يكديگر

إنّما المؤمنون إخوة فأصلحوا بين أخويكم . .. لايسخر قوم من قوم ... و لا تلمزوا أن

16 - صلح ، برادرى و صفاى اجتماعى ، در گرو پرهيز اعضاى جامعه از استهزاگرى ، عيب جويى و نسبت دادن عناوين زشت به يكديگر

إنّما المؤمنون إخوة فأصلحوا بين أخويكم . .. لايسخر قوم من قوم ... و لا تلمزوا أن

40- آثار عيب جويى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - حجرات - 49 - 11 - 13

13 - عيب جويى انسان از ديگران زمينه قرار گرفتن وى در معرض عيب جويى متقابل آنان *

و لا تلمزوا أنفسكم

چون عيب جويى از ديگران، باعث انگيزش آنان به اقدام متقابل مى شود; پس در حقيقت عيب جويى از ديگران، عيب جويى از خود است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 16 - 3

3 - تكذيب عمدى دين و رذايل اخلاقى ( همچون سوگند دروغ ، پستى ، عيب جويى ، سخن چينى ، مانع خير شدن ، گناه پيشگى ، درشت خويى و بى تبارى ) ، از زمينه هاى ابتلا به عذاب خفّت بار الهى

فلاتطع المكذّبين . .. كلّ حلاّف مهين ... عتلّ بعد ذلك زنيم ... سنسمه على الخرطوم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - همزه - 104 - 8 - 3

3 - غيبت ، عيب جويى و انباشتن ثروت ، زمينه محبوس ماندن در آتشى مسلّط و فراگير در جهنم

إنّها عليهم مؤصدة

حرف «على» در «عليهم»، بر احاطه و سلطه دلالت دارد.

41- زمينه عيب جويى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - حجرات - 49 - 11 - 13

13 - عيب جويى انسان از ديگران زمينه قرار گرفتن وى در معرض عيب جويى متقابل آنان *

و لا تلمزوا أنفسكم

چون عيب جويى از ديگران، باعث انگيزش آنان به اقدام متقابل مى شود; پس در حقيقت عيب جويى از ديگران، عيب جويى از خود است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - همزه - 104 - 2 - 2،4

2 - ثروت اندوزى ، زمينه ساز تحقير مردم و عيب جويى از آنان است .

ويل لكلّ همزة لمزة الذى جمع مالاً و عدّده

4 - ذخيره سازى ثروت براى پيشگيرى از حوادث احتمالى زندگانى ، ناپسند و زمينه ساز ريشخند كردن و بدنام ساختن ديگران است .

ويل لكلّ همزة لمزة . الذى جمع مالاً و عدّده

جمله «عدّده»; يعنى، آن را ذخيره روزگار ساخت. (قاموس)

42- زمينه عيب جويى از مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 30 - 2

2 - عيب جويى از مؤمنان و اشاره هاى تمسخرآميز به آنان و نشان دادن عيوب ايشان به ديگران ، خوى ناپسند و برخاسته از گنه پيشگى است .

إنّ الذين أجرموا . .. و إذا مرّوا بهم يتغامزون

43- سرزنش عيب جويى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - حجرات - 49 - 11 - 4

4 - وسيله تمسخر قرار دادن مشخصات جسمى و اخلاقى هر قوم ، كارى نكوهيده و مورد نهى الهى است . *

لايسخر قوم من قوم

احتمال مى رود واژه «قوماً»، اشاره به عيب جويى هاى گروهى باشد كه معمولاً طايفه اى براى طايفه ديگر، شهرى براى شهر ديگر و نژادى براى نژاد ديگر معمول مى دارند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 11 - 3

3 - عيب جويى ، صفتى مذموم و ناپسند

و لاتطع كلّ . .. همّاز

44- عوامل عيب جويى منافقان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 58 - 8

8 - منافع شخصى منافقان ، ملاك داورى آنان درباره پيامبر (صلی الله علیه و آله) و عامل طعن و خرده گيرى از آن حضرت

و منهم من يلمزك فى الصدقت فإن أعطوا منها رضوا

45- عيب جويى از محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 58 - 1،8

1 - طعن و خرده گيرى برخى از منافقان نسبت به پيامبر (صلی الله علیه و آله) در نحوه تقسيم صدقات

و منهم من يلمزك فى الصدقت

«لَمْز» (مصدر يلمز) به معناى غر زدن و خرده گرفتن است.

8 - منافع شخصى منافقان ، ملاك داورى آنان درباره پيامبر (صلی الله علیه و آله) و عامل طعن و خرده گيرى از آن حضرت

و منهم من يلمزك فى الصدقت فإن أعطوا منها رضوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 63 - 3

3 - آزار پيامبر (صلی الله علیه و آله) و عيب جويى از آن حضرت ، موضع گيرى خصمانه در برابر خداست .

و منهم الذين يؤذون النبى . .. من يحادد اللّه و رسوله

برداشت فوق بدان جهت است كه خداوند، پس از بيان كارهاى نادرست منافقان، از همه كارهاى آنان با جمله «يحادد اللّه و رسوله» ياد كرده است.

46- عيب جويى از مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 79 - 10،13

10 - شيوه دوگانه منافقان در عيب جويى از مؤمنان توانمند و مؤمنان تهيدست

الذين يلمزون المطوّعين . .. فيسخرون منهم

برداشت فوق بر اين اساس است كه «يلمز» درباره توانمندان و «يسخرون» درباره تهيدستان باشد و ضمير «منهم» به «الذين يجدون . ..» برگردد; يعنى، منافقان، مؤمنان توانمند و اهل انفاق را مورد طعن و مؤمنان تهيدست انفاقگر را مورد استهزا و ريشخند قرار مى دادند.

13 - خرده گيرى و مسخره كردن مؤمن گناهى بزرگ و در پى دارنده عذاب سخت الهى است .

فيسخرون منهم سخر اللّه منهم و لهم عذاب أليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 30 - 1

1 - گناه پيشگان كافر ، با چشمك زدن و اشاره به يكديگر ، هنگام عبور بر مؤمنان نيكوكار ، به عيب جويى از آنان مى پردازند .

و إذا مرّوا بهم يتغامزون

«غمز»; يعنى، عيب جويى از ديگران با پلك زدن و اشاره دست (مفردات راغب). ضمير «مرّوا» به مجرمان برمى گردد. برخى احتمال داده اند كه ضمير به مؤمنان برگردد و مراد اين باشد كه هنگام عبور مؤمنان بر كافران، آنان با چشمك زدن و علامت دادن به يكديگر به عيب جويى از مؤمنان مى پردازند.

47- عيب جويى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 11 - 7

7 - عيب جويى و سخن چينى ، از ويژگى هاى كافران تكذيب كننده رسالت پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله)

فلاتطع المكذّبين . .. همّاز مشّاء بنميم

48- عيب جويى مكذبان محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 11 - 7

7 - عيب جويى و سخن چينى ، از ويژگى هاى كافران تكذيب كننده رسالت پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله)

فلاتطع المكذّبين . .. همّاز مشّاء بنميم

49- عيب جويى منافقان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 58 - 1،4

1 - طعن و خرده گيرى برخى از منافقان نسبت به پيامبر (صلی الله علیه و آله) در نحوه تقسيم صدقات

و منهم من يلمزك فى الصدقت

«لَمْز» (مصدر يلمز) به معناى غر زدن و خرده گرفتن است.

4 - رهبران جامعه اسلامى - هر چند عادل باشد - در معرض عيب جويى منافقان هستند .

و منهم من يلمزك فى الصدقت

وقتى كه پيامبر اسلام (صلی الله علیه و آله)، با همه عدالت و پاكى اش، مورد طعن و ايراد منافقان قرار گيرد، ديگران نيز بى ترديد از عيب جويى آنان در امان نخواهند بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 79 - 10

10 - شيوه دوگانه منافقان در عيب جويى از مؤمنان توانمند و مؤمنان تهيدست

الذين يلمزون المطوّعين . .. فيسخرون منهم

برداشت فوق بر اين اساس است كه «يلمز» درباره توانمندان و «يسخرون» درباره تهيدستان باشد و ضمير «منهم» به «الذين يجدون . ..» برگردد; يعنى، منافقان، مؤمنان توانمند و اهل انفاق را مورد طعن و مؤمنان تهيدست انفاقگر را مورد استهزا و ريشخند قرار مى دادند.

50- عيب جويى منافقان صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 79 - 1

1 - طعن و خرده گيرى منافقان صدر اسلام ، از مؤمنانى كه از سر ميل و رغبت و بيش از مقدار واجب ، انفاق مى كردند .

الذين يلمزون المطوّعين من المؤمنين . .. فيسخرون منهم

«لمز» (مصدر يلمزون) به معناى عيب جويى، خرده گيرى و طعن است و «سخرة» و «سخرية» (مصدر يسخرون) به معناى استهزا و ريشخند مى باشد.

51- كيفر عيب جويى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 79 - 13

13 - خرده گيرى و مسخره كردن مؤمن گناهى بزرگ و در پى دارنده عذاب سخت الهى است .

فيسخرون منهم سخر اللّه منهم و لهم عذاب أليم

52- گناه عيب جويى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 79 - 13

13 - خرده گيرى و مسخره كردن مؤمن گناهى بزرگ و در پى دارنده عذاب سخت الهى است .

فيسخرون منهم سخر اللّه منهم و لهم عذاب أليم

53- ممنوعيت عيب جويى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - حجرات - 49 - 11 - 10

10 - ممنوعيت طعنه زدن به ديگران و عيب جويى از ايشان

و لا تلمزوا أنفسكم

«لمز» (مصدر «تلمزوا») به معناى عيب جويى كردن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - حجرات - 49 - 12 - 10

10 - ممنوعيت تجسّس و جستار ، در عيوب و كاستى هاى زندگى مؤمنان

و لاتجسّسوا

54- ناپسندى عيب جويى از مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 30 - 2

2 - عيب جويى از مؤمنان و اشاره هاى تمسخرآميز به آنان و نشان دادن عيوب ايشان به ديگران ، خوى ناپسند و برخاسته از گنه پيشگى است .

إنّ الذين أجرموا . .. و إذا مرّوا بهم يتغامزون

55- نهى از عيب جويى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - حجرات - 49 - 11 - 4

4 - وسيله تمسخر قرار دادن مشخصات جسمى و اخلاقى هر قوم ، كارى نكوهيده و مورد نهى الهى است . *

لايسخر قوم من قوم

احتمال مى رود واژه «قوماً»، اشاره به عيب جويى هاى گروهى باشد كه معمولاً طايفه اى براى طايفه ديگر، شهرى براى شهر ديگر و نژادى براى نژاد ديگر معمول مى دارند.

11- عيسي (ع)

1- عيسي (ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 42 - 16

16 - مريم ، زنى كه از ميان زنان جهان ، براى زادن عيسى بدون پدر برگزيده شد .

و اصفيك على نساء العالمين

امام باقر (ع) در معنى آيه فوق فرمود: . .. اصطفيك لولادة عيسى من غير فحل.


مجمع البيان، ج 2، ص 746 ; نورالثقلين، ج 1، ص 336، ح 130.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 45 - 7

7 - مريم ، مادرى ارزشمند و افتخارآفرين براى عيسى ( ع ) *

عيسى ابن مريم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 47 - 1،2،12

1 - شگفتى مريم از بشارت اعطاى عيسى ( ع ) ، به او به اينكه مردى با او تماس نداشته است .

قالت ربّ انّى يكون لى ولد و لم يمسسنى بشر

2 - طلب آگاهى مريم از خداوند ، در مورد چگونگى اعطاى مسيح به وى

قالت ربّ انّى يكون لى ولد

كلمه «انّى»، علاوه بر اشاره به شگفتى، معناى كيفيّت را نيز دربردارد.

12 - اراده قطعى خدا در مورد اعطاى عيسى ( ع ) به مريم ، بدون تماس بشرى با او

كذلك اللّه يخلق ما يشاء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 49 - 15

15 - شيوع بيمارى كورى مادرزاد و پيسى ، در زمان حضرت عيسى ( ع ) *

و أبرىء الاكمه و الابرص

شفاى كورى و پيسى از ميان تمام بيماريهايى كه در آن زمان قابل علاج نبود، حكايت از شيوع اين دو بيمارى در آن زمان دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 56 - 3

3 - عدم تبعيّت يهود از حضرت عيسى ( ع ) ، موجب عذاب سخت آنان در دنيا و آخرت

فاما الذين كفروا فاعذّبهم عذاباً شديداً فى الدنيا و الاخرة

مصداق مورد نظر از جمله «فامّا الذين كفروا»، كافران به حضرت عيسى (ع) است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 57 - 10

10 - كافران به عيسى ( ع ) ( يهوديان ) ، ظالم و محروم از محبّت خداوند هستند .

فاما الذين كفروا . .. و اللّه لا يحبّ الظالمين

از مصاديق مورد نظر از كلمه «الظالمين»، به قرينه آيات قبل، يهوديانى هستند كه به حضرت عيسى (ع) ايمان نياوردند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 61 - 4

4 - احتجاج و لجاجت نصارا با پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، پس از اقامه برهان براى آنان در مورد حضرت عيسى ( ع )

فمن حاجّك فيه من بعد ما جاءك من العلم فقل تعالوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 62 - 1،4

1 - تنها آنچه در قرآن درباره حضرت عيسى ( ع ) بيان شد ، حق است ; نه آنچه مسيحيان مى پندارند .

انّ هذا لهو القصص الحق

حَصر، از ضمير فصل استفاده شده و قصر در اين جمله، قصر قلب است.

4 - نفى الوهيّت از حضرت مسيح

انّ مثل عيسى عند اللّه كمثل ادم خلقه من تراب . .. و ما من اله الا اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 63 - 7

7 - اعتقاد به الوهيت حضرت مسيح ( ع ) و عدم پذيرش توحيد ، برخاسته از افساد و تباهيگرى *

فان تولّوا فانّ اللّه عليم بالمفسدين

احتمال دارد كلمه «بالمفسدين»، اشاره به علت و زمينه شرك باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 64 - 7

7 - نفى الوهيّت حضرت مسيح ( ع )

و لا نشرك به شيئاً

جمله «و لا نشرك . .. »، تعريض به مسيحيان است.

2- آثار ولادت عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 23 - 13

13- اشتهار مريم ( س ) به عفت و پاكدامنى در بين مردم ، فزاينده نگرانى او از بازتاب منفى تولد عيسى ( ع ) در افكار عمومى جامعه

يليتنى متّ قبل هذا و كنت نسيًا منسيًّا

«نَسْى»، چيزى است كه اهميت چندانى ندارد، گرچه هنوز از خاطرها محو نشده باشد (مفردات راغب). توصيف آن به «منسيّاً» (فراموش شده) گوياى آن است كه صرف شايستگى براى فراموشى، مطلوب مريم نبوده; بلكه تحقق فراموشى را آرزو مى كرده است. اين آرزو نشان مى دهد كه آن حضرت، پيش از اين به عنوان شخصيتى آبرومند در جامعه مطرح بوده و از اين كه اين حادثه بازتاب هاى منفى در مردم داشته باشد، نگران بوده است.

3- آسايش دنيوى عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 50 - 10

10 - برخوردارى حضرت عيسى و مريم ( ع ) ، از امكانات و آسايش زندگى

و ءاوينهما إلى ربوة ذات قرار و معين

4- آفرينش عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 59 - 3

3 - عيسى ، همانند آدم ( ع ) مخلوق خداوند نه فرزند او .

انّ مثل عيسى عنداللّه كمثل ادم خلقه من تراب

چون اين آيه پس از سرگذشت حضرت عيسى (ع) آمده است، اشاره به پندار مسيحيان و ردّ آن است كه عيسى (ع) را به دليل نداشتن پدر، فرزند خداوند مى شمردند.

5- اجابت دعاى عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 115 - 1

1 - تأكيد خداوند بر اجابت دعاى حضرت مسيح ( ع ) با فرو فرستادن مائده آسمانى بر حواريون .

قال اللّه انى منزلها عليكم

اسم فاعل «منزّل» حكايت از تحقق نزول مائده دارد نه وعده به نزول آن در آينده يعنى همان گاه كه خداوند اجابت دعوت مسيح(ع) را به وى اعلام كرد، مائده آسمانى نيز در حال نزول بسوى حواريون بود.

6- اجابت دعوت عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 14 - 9

9 - حواريون به دعوت عيسى ( ع ) ، پاسخ مثبت داده و براى يارى او اعلام آمادگى كردند .

قال الحواريّون نحن أنصار اللّه

7- احترام عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 163 - 13

13 - عظمت و احترام ويژه عيسى ( ع ) در پيشگاه خداوند *

و أوحينا إلى . .. عيسى و ايوب و يونس و هرون و سليمن

پيامبران شمرده شده پس از عيسى، از نظر زمان مقدم بر او هستند ولى خداوند وى را قبل از آنان ذكر كرده تا به عظمت ويژه وى اشاره كند.

8- احزاب دوران عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 65 - 3

3 - وجود گروه ها و احزاب مختلف اجتماعى و قومى در جامعه عصر عيسى ( ع )

فاختلف الأحزاب من بينهم

جمله «فاختلف الأحزاب» گوياى اين نكته است كه مردمان در عصر عيسى(ع)، به گروه ها و احزاب مختلفى تقسيم شده بودند كه بعد از بعثت آن حضرت، گرفتار اختلافاتى نوين شدند.

9- اختلاف بنى اسرائيل دوران عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 65 - 1،2

1 - بنى اسرائيل ، گرفتار اختلافات جديد پس از ظهور عيسى ( ع )

فاختلف الأحزاب من بينهم

از فاء تفريع استفاده مى شود كه پس از ظهور عيسى(ع)، اختلافات نوينى (غير از اختلافات قبل) بروز كرد.

2 - شخصيت عيسى ( ع ) ، مورد اختلاف بنى اسرائيل پس از بعثت آن حضرت *

و لمّا جاء عيسى . .. فاختلف الأحزاب من بينهم

برداشت ياشد شده بدين احتمال است كه مورد اختلاف، شخصيت عيسى(ع) بوده است كه عده اى درباره ايشان انديشه هاى غلوآميز پيدا كردند و گروهى وى را به بدترين اتهامات متهم كردند.

10- اختلاف در عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 37 - 1

1- طايفه هايى از مردم زمان مريم ، پيروان على رغم سخنان روشن عيسى ( ع ) در باره او به اختلاف نظر و كشمكش پرداختند .

فاختلف الأحزاب من بينهم

با توجه به آيات گذشته كه در باره فرزند مريم(س) بودن عيسى(ع) و نفى گزينش فرزند از جانب خداوند بود، چنين برمى آيد كه اختلاف طايفه ها و گروه ها در باره ماهيت حضرت مسيح(ع) بوده است.

11- اختلاف درباره عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 65 - 2

2 - شخصيت عيسى ( ع ) ، مورد اختلاف بنى اسرائيل پس از بعثت آن حضرت *

و لمّا جاء عيسى . .. فاختلف الأحزاب من بينهم

برداشت ياشد شده بدين احتمال است كه مورد اختلاف، شخصيت عيسى(ع) بوده است كه عده اى درباره ايشان انديشه هاى غلوآميز پيدا كردند و گروهى وى را به بدترين اتهامات متهم كردند.

12- اختلاف يهود دوران عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 64 - 7

7 - ربوبيت الهى ، محور اصلى اختلافات يهوديان در عصر عيسى ( ع )

الذى تختلفون فيه . .. إنّ اللّه هو ربّى و ربّكم فاعبدوه

از ارتباط اين آيه با آيه قبل، به دست مى آيد كه آنچه مورد اختلاف يهوديان بوده است، مسأله ربوبيت الهى مى باشد.

13- استمداد عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 52 - 7،13

7 - درخواست عيسى ( ع ) از بنى اسرائيل ، براى يارى وى جهت حركت به سوى خدا

قال من انصارى الى اللّه

13 - حواريون ، تنها اجابت كنندگان دعوت عيسى ( ع ) ، براى يارى وى در جهت حركت به سوى خدا

من انصارى الى اللّه قال الحواريّون نحن انصار اللّه

14- استهزاى عبوديت عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 57 - 2

2 - تأكيد قرآن بر بندگى و عبوديت عيسى ( ع ) در برابر خداوند ، مورد تمسخر و استهزاى مشركان

و لمّا ضرب ابن مريم مثلاً إذا قومك منه يصدّون

برداشت ياد شده بنابراين نكته است كه مراد از «لمّا ضرب ابن مريم مثلاً» تكيه قرآن بر بندگى عيسى باشد; به قرينه اين كه در آيات بعد (إن هو إلاّ عبد) بر اين مسأله تكيه شده است.

15- استهزاى عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 157 - 3

3 - استهزاى يهود نسبت به پيامبرى حضرت عيسى ( ع ) *

و قولهم إنّا قتلنا المسيح عيسى ابن مريم رسول اللّه

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه «رسول اللّه» گفتار يهوديان باشد، بر اين اساس به نظر مى رسد اقرار آنان به رسالت عيسى(ع) به منظور تمسخر بوده است.

16- استهزاى ولادت عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 57 - 3

3 - موضع گيرى استهزاآميز مشركان مكه ، نسبت به بيان قرآن درباره تولد و زندگى عيسى بن مريم ( ع )

و لمّا ضرب ابن مريم مثلاً إذا قومك منه يصدّون

«صديد» (مصدر «يصدّون») به معناى خنديدن و فرياد كشيدن و سر و صدا راه انداختن است. اين امور معمولاً به هنگام استهزا، تحقق پيدا مى كند.

17- اصرار بر الوهيت عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 75 - 20

20 - اصرار مسيحيان بر تثليث و الوهيت مسيح ( ع ) على رغم استدلال هاى روشن قرآن بر بطلان عقيده آنان

انظر كيف نبين لهم الايت ثم انظر انى يؤفكون

«يوفكون» از مصدر «افك» به معناى بازگرداندن است. و «انى» به معناى كجا و چگونه است، بنابراين جمله «انظر انى يوفكون» يعنى بنگر آنان - على رغم بيان دلايلى روشن بر واهى بودن تثليث و الوهيت مسيح(ع) - چگونه از حق منحرف مى شوند و به كجا نگون مى گردند.

18- اضرار به عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 110 - 32،34،35

32 - بنى اسرائيل در صدد آسيب رسانى به حضرت مسيح ( ع ) ، پس از مشاهده معجزات و دلايل روشن آن حضرت بر رسالت خويش

و اذ كففت بنى اسرءيل عنك اذ جثتهم بالبينت

مراد از «بينات» - به قرينه ذيل آيه (ان هذا الا سحر مبين» - معجزات عيسى(ع) است.

34 - خداوند ، نگه دارنده عيسى ( ع ) از آسيب بنى اسرائيل

و اذ كففت بنى اسرءيل عنك

35 - بنى اسرائيل در قلمرو و مخاطب رسالت حضرت مسيح ( ع )

و اذ كففت بنى اسرءيل عنك اذ جثتهم بالبينت

19- اطاعت از عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 59 - 9

9 - بنى اسرائيل ، موظف به پيروى از عيسى ( ع ) در عصر رسالت آن حضرت

و جعلنه مثلاً لبنى إسرءيل

اين كه عيسى(ع) الگو و مثلى براى بنى اسرائيل قرار داده شده، نشانگر اين حقيقت است كه آنان موظف به پيروى از آن حضرت بوده اند.

20- اعتراف عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 172 - 1

1 - حضرت مسيح ، معترف به بندگى خويش براى خداوند در تمامى مراحل زندگى

لن يستنكف المسيح ان يكون عبداً للّه

«استنكاف» به معناى امتناع كردن است.

21- اعجاز ولادت عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 91 - 11

11- تجلّى عظمت و قدرت الهى در باردارى مريم ( س ) و تولد اعجاز آميز عيسى ( ع )

و جعلنها و ابنها ءاية للعلمين

22- اقرار عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 33 - 8

8- حضرت عيسى ( ع ) همانند ديگر انسان ها ، داراى تولد ، مرگ و رستاخيز و خود معترف به آن است .

يوم ولدت و يوم أموت و يوم أُبعث حيًّا

23- الگوگيرى از عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 59 - 8

8 - حضرت عيسى ( ع ) ، نمونه و الگوى الهى براى بنى اسرائيل

و جعلنه مثلاً لبنى إسرءيل

24- الوهيت عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 79 - 3

3 - نفى الوهيّت حضرت عيسى ( ع ) ازسوى خداوند

انّ مثل عيسى عند اللّه . .. (آيه 59) ما كان لبشر ان يؤتيه اللّه الكتاب

از مصاديق مورد نظر براى آيه شريفه، حضرت مسيح است ; چون آيات قبل درباره اهل كتاب مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 171 - 14

14 - حضرت عيسى ( ع ) ، مخلوق و مملوك خداست ، نه خدا و فرزند خدا .

انما المسيح عيسى ابن مريم رسول اللّه و كلمته

برخى بر آنند كه مراد از «كلمة اللّه» همان كلمه «كن» است كه خداوند با آن مخلوقات را ايجاد مى كند و از جمله با اين كلمه، حضرت مسيح(ع) را ايجاد كرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 17 - 1،2،3،6،7،8،11،20،28،31

1 - ادعاى گروهى از مسيحيان به انحصار الوهيت در حضرت مسيح ( ع )

قالوا إنّ اللّه هو المسيح ابن مريم

2 - ادعاى الوهيت براى مسيح ( ع ) ، كفر است و مدعيان آن كافرند .

لقد كفر الذين قالوا إنّ اللّه هو المسيح ابن مريم

3 - ادعاى الوهيت براى مسيح ( ع ) ، مصداقى روشن از نقض پيمان مسيحيان با خدا

لقد كفر الذين قالوا إنّ اللّه هو المسيح

6 - فرزندى مسيح ( ع ) براى مريم ( ع ) ، دليلى بر خدا نبودن وى

قالوا إنّ اللّه هو المسيح ابن مريم

نقل اعتراف مسيحيان به اينكه مسيح(ع) فرزند مريم است، براى توجه دادن آنهاست به اين حقيقت كه فرزند بودن (مخلوق بودن) با خدا بودن تنافى دارد.

7 - ادعاى الوهيت مسيح ( ع ) ، على رغم اعتراف به فرزند بودن وى ، تنها يك سخن است و نمى تواند اعتقاد قلبى باشد .

لقد كفر الذين قالوا إنّ اللّه هو المسيح ابن مريم

از اينكه ادعاى آنان با لفظ «قالوا» (گفتند) بيان شده، نه با الفاظى همانند «امنوا» يا «اعتقدوا»، معلوم مى شود اين ادعا، شايستگى باور و اعتقاد قلبى را ندارد.

8 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) مأمور محاجه با مسيحيان مدعى الوهيت مسيح

الذين قالوا إنّ اللّه . .. قل فمن يملك

11 - ناتوانى مسيح ( ع ) و مادرش و تمامى اهل زمين در برابر اراده الهى ، دليل بطلان ادعاى الوهيت براى مسيح ( ع )

لقد كفر الذين . .. ان اراد ان يهلك المسيح ابن مريم و امه و من فى الأرض جميعاً

20 - ادعاى الوهيت براى مسيح ( ع ) ، نشانه ضعف شناخت مسيحيان از خدا و قدرت مطلق اوست .

الذين قالوا . .. و للّه ملك السموت

28 - خلقت ويژه حضرت مسيح ( ع ) ، نبايد موجب پيدايش شبهه الوهيت در مورد وى گردد .

لقد كفر الذين . .. يخلق ما يشاء

گويا جمله «يخلق ما يشاء»، در رد پندار كسانى است كه به خاطر نحوه خاص آفرينش حضرت مسيح(ع)، قائل به الوهيت وى شدند.

31 - برخورد منطقى و استدلالى قرآن با مسيحيان ، در مورد پندار الوهيت براى مسيح ( ع )

الذين قالوا إنّ اللّه هو المسيح . .. و اللّه على كل شىء قدير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 72 - 1،2،3،13،14،21،24

1 - اعتقاد گروهى از نصارا به انحصار الوهيت در مسيح ( ع )

لقد كفر الذين قالوا إنّ اللّه هو المسيح ابن مريم

با توجه به اينكه آيه بعد نظر مسيحيان را درباره عيسى و خدايى او را به گونه اى ديگر غير از انحصار الوهيت به وى مطرح ساخته معلوم مى شود اعتقاد ياد شده در اين آيه، باور برخى از مسيحيان بوده است نه همه آنان. در مجمع البيان آمده اين عقيده فرقه «يعقوبيه» مى باشد ; آنان معتقد بودند كه خداوند با مسيح در ذات متحد شد و يك چيز گشتند.

2 - كسانى كه مسيح ( ع ) را خدا مى پندارند ، بدون ترديد كافرند .

لقد كفر الذين قالوا إنّ اللّه هو المسيح

3 - ادعاى الوهيت براى مسيح ( ع ) مصداقى روشن از نقض پيمان مسيحيان با خدا

لقد اخذنا ميثق بنى اسرءيل . .. لقد كفر الذين قالوا إنّ اللّه هو المسيح ابن مريم

13 - مسيحيان معتقد به الوهيت مسيح ( ع ) ، رويگردان از تعاليم آن حضرت

لقد كفر الذين قالوا إنّ اللّه هو المسيح . .. يبنى اسرءيل اعبدو اللّه

14 - مسيحيان معتقد به الوهيت مسيح ( ع ) مردمى كافر و مشرك

لقد كفر الذين قالوا إنّ اللّه هو المسيح ابن مريم . .. انه من يشرك باللّه

21 - معتقدان به الوهيت مسيح ( ع ) محروم از بهشت و گرفتار به آتش دوزخ

قالوا إنّ اللّه هو المسيح . .. فقد حرم اللّه عليه الجنة مأويه النار

24 - باور به الوهيت مسيح ( ع ) ظلم است .

إنّ اللّه هو المسيح . .. و ما للظلمين من انصار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 74 - 1،2

1 - دعوت خداوند از معتقدان به تثليث و الوهيت مسيح ( ع ) ، براى استغفار و بازگشت به خدا

افلا يتوبون إلى اللّه و يستغفرونه

به قرينه آيات پيشين (قالوا ان اللّه هو المسيح . .. قالوا ان اللّه ثالث ثلثة) فاعل «يتوبون ...» مسيحيان هستند و متعلق توبه و استغفار، عقيده به الوهيت مسيح(ع) و تثليث مى باشد.

2 - مسيحيان به خاطر پافشارى به عقايد باطل خويش ( الوهيت مسيح ( ع ) و تثليث ) مورد توبيخ خداوند

لقد كفر الذين قالوا إنّ اللّه هو المسيح . .. افلا يتوبون إلى اللّه

استفهام توبيخى در «افلا يتوبون . ..» براى سرزنش مسيحيان بر ترك توبه و استغفار از عقايد كفرآميز بكار رفته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 77 - 5

5 - پندار تثليث و الوهيت مسيح ( ع ) و مادرش مريم ، مصداق روشن گزافه گويى و غلو مسيحيان در دين خويش

ياهل الكتب لاتغلوا فى دينكم

از مصاديق مورد نظر از گزافه گويى مسيحيان - به قرينه آيات گذشته - اعتقاد آنان به تثليث و الوهيت مسيح(ع) و مادرش مريم است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 116 - 3،5

3 - مسيح ( ع ) و مادرش مريم خدايانى همتاى خداوند جهان در پندار گروهى از مسيحيان

ءانت قلت للناس اتخذونى و امى الهين من دون اللّه

5 - پرستش مسيح ( ع ) و مادرش مريم و اعتقاد به الوهيت آنها ، خواسته حضرت عيسى ( ع ) ، در پندار باطل مسيحيان *

ءانت قلت للناس اتخذونى و امى الهين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 118 - 1،5

1 - معتقدان و مدعيان الوهيت عيسى ( ع ) و مادرش مريم ، مستحق عذاب الهى

ان تعذبهم فانهم عبادك

5 - خداوند ، اختياردار عذاب و آمرزش معتقدان به الوهيت عيسى ( ع ) و مادرش مريم ( ع ) است .

ان تعذبهم . .. و إن تغفر لهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 31 - 13

13 - از امام باقر ( ع ) درباره آيه « اتخذوا احبارهم و رهبانهم ارباباً من دون اللّه و المسيح بن مريم » روايت شده است : « اما المسيح فعصوه و عظموه فى أنفسهم حتى زعموا انه اله و انه ابن اللّه و طائفة منهم قالوا ثالث ثلاثة و طائفة منهم قالوا هو اللّه . . . ;

اما مسيح را نافرمانى كردند او را در انديشه خود تا آن جا بزرگ دانستند كه گمان كردند او معبود و فرزند خداست و گروهى از آنان گفتند: وى يكى از سه معبود است و گروهى گفتند: او خداست . .. ».

25- امداد به عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 110 - 7،8،9

7 - حضرت مسيح بهره مند از پشتيبانى و تأييد خداوند در دوران حيات خويش

اذكر نعمتى عليك . .. اذ ايدتك بروح القدس

اتصال دو جمله «تكلم الناس . .» و «ايدتك ...» بدون حرف عطف شاهد بر اين است كه جمله «تكلم الناس ...» تفسير جمله ايدتك است. و مى رساند كه عيسى(ع) در كودكى و بزرگسالى مورد تأييد خداوند بوده است.

8 - جبرئيل ( ع ) ، پشتيبان عيسى ( ع ) ، از جانب خداوند

اذ ايدتك بروح القدس تكلم الناس فى المهد و كهلا

جمله «تكلم . ..» مى رساند كه سخنان و تعاليم عيسى(ع) در دوران حيات خويش برخاسته از كمكها و وساطت روح القدس بوده است و چون ابلاغ وحى به تمامى پيامبران توسط جبرئيل انجام گرفته مى توان گفت: روح القدس همان جبرئيل است.

9 - برخوردارى عيسى ( ع ) از تأييد و پشتيبانى خداوند از جمله نعمت هاى خاص و ارزانى شده بر وى

اذكر نعمتى عليك . .. اذ ايدتك بروح القدس

26- امكانات مادى عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 50 - 10

10 - برخوردارى حضرت عيسى و مريم ( ع ) ، از امكانات و آسايش زندگى

و ءاوينهما إلى ربوة ذات قرار و معين

27- امنيت اخروى عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 33 - 1،3

1- حضرت عيسى ( ع ) در گهواره ، برخوردارى خود را از سلامت و امنيت كامل ، در مراحل تولد ، مرگ و رستاخيز ، اعلام كرد .

والسلم علىّ يوم ولدت و يوم أموت و يوم أُبعث حيًّا

«ال» در «السلام» براى استغراق خصوصيات است، يعنى سلام كامل جامع و داراى همه خصوصيات، از همين جهت اين سلام با سلام در مورد حضرت يحيى(ع) از نظر خصوصيات متفاوت است.

3- سلامت و امنيت كامل براى عيسى ( ع ) در لحظه مرگ و هنگامه رستاخيز ، تضمين شده و تغيير ناپذير است .

والسلم علىّ . .. يوم أموت و يوم أُبعث حيًّا

28- امنيت دنيوى عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 33 - 1

1- حضرت عيسى ( ع ) در گهواره ، برخوردارى خود را از سلامت و امنيت كامل ، در مراحل تولد ، مرگ و رستاخيز ، اعلام كرد .

والسلم علىّ يوم ولدت و يوم أموت و يوم أُبعث حيًّا

«ال» در «السلام» براى استغراق خصوصيات است، يعنى سلام كامل جامع و داراى همه خصوصيات، از همين جهت اين سلام با سلام در مورد حضرت يحيى(ع) از نظر خصوصيات متفاوت است.

29- انبياى بعد از عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 6 - 7

7 - رسول اكرم (صلی الله علیه و آله) ، تنها پيامبر مبعوث شده بعد از عيسى ( ع )

و مبشّرًا برسول يأتى من بعدى اسمه أحمد

30- انبياى قبل از عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 27 - 2

2 - تاريخ ، شاهد بعثت پى درپى پيامبران ، از زمان موسى ( ع ) تا ظهور عيسى ( ع )

ثمّ قفّينا على ءاثرهم برسلنا

«تقفية» (مصدر «قفّينا») به معناى چيزى را به دنبال چيزى قرار دادن است. بنابراين «قفّينا برسلنا»; يعنى، پيامبران خود را يكى پس از ديگرى مبعوث كرديم.

31- انكار رسالت عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 110 - 37،38

37 - گروهى از بنى اسرائيل عصر عيسى ( ع ) ، رسالت وى را منكر و در زمره كافران بودند .

فقال الذين كفروا منهم ان هذا الا سحر مبين

38 - انكار رسالت عيسى ( ع ) كفر است .

فقال الذين كفروا منهم ان هذا الا سحر مبين

32- انگيزه عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 114 - 9

9 - برجاى ماندن نشانه و آيتى الهى در جامعه مسيحيت با نزول مائده آسمانى ، از انگيزه هاى مسيح براى درخواست آن از خداوند

أنزل علينا مائدة من السماء تكون . .. ءاية منك

33- اهداف عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 114 - 10

10 - بهره مندى از رزق و روزى خداوند ، از اهداف حضرت مسيح ( ع ) ، در تقاضاى مائده آسمانى

و ارزقنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 63 - 6

6 - رفع اختلافات دينى ، از اهداف عمده رسالت عيسى ( ع )

لأُبيّن لكم بعض الذى تختلفون فيه

34- اهل كتاب و عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 159 - 1،3

1 - همه اهل كتاب ، قبل از مرگ حضرت عيسى ( ع ) ، به او ايمان مى آورند .

و إن من أهل الكتب إلاّ ليؤمننّ به قبل موته

كلمه «ان» نافيه است و كلمه «احد» كه مبتداى جمله است، حذف شده ; يعنى (ان احد من اهل الكتاب . ..) و ضمير در موته مى تواند به «عيسى» ارجاع داده شود و مى تواند به «احد» برگردانده شود، برداشت فوق مبتنى بر احتمال اول است. گفتنى است بنابراين احتمال مراد از «اهل كتاب» كسانى از آنان هستند كه زمان ظهور وى را درك مى كنند.

3 - همه اهل كتاب قبل از مرگشان ، رسالت حضرت مسيح ( ع ) را تصديق خواهند كرد .

و إن من أهل الكتب إلاّ ليؤمننّ به قبل موته

بدان احتمال كه ضمير در «موته» به «احد» كه قبل از «من اهل» مقدر است برگردد. مؤيد برداشت فوق فرمايش رسول خدا(صلی الله علیه و آله) است كه درباره آيه فوق فرمود: ... انه لايموت رجل يفترى على عيسى(ع) حتى يؤمن به قبل موته و يقول فيه الحق حيث لاينفعه ذلك شيئا ... .


تفسير فرات كوفى، ص 116، ح 119، ذيل آيه; بحارالانوار، ج 6، ص 194، ح 44.

35- ايمان به تعاليم عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 136 - 4

4 - لزوم ايمان به تورات ، انجيل و احكام و معارف آسمانىِ اعطا شده به موسى و عيسى ( ع )

ءامنا باللّه . .. و ما أوتى موسى و عيسى

36- ايمان به عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 159 - 1،3

1 - همه اهل كتاب ، قبل از مرگ حضرت عيسى ( ع ) ، به او ايمان مى آورند .

و إن من أهل الكتب إلاّ ليؤمننّ به قبل موته

كلمه «ان» نافيه است و كلمه «احد» كه مبتداى جمله است، حذف شده ; يعنى (ان احد من اهل الكتاب . ..) و ضمير در موته مى تواند به «عيسى» ارجاع داده شود و مى تواند به «احد» برگردانده شود، برداشت فوق مبتنى بر احتمال اول است. گفتنى است بنابراين احتمال مراد از «اهل كتاب» كسانى از آنان هستند كه زمان ظهور وى را درك مى كنند.

3 - همه اهل كتاب قبل از مرگشان ، رسالت حضرت مسيح ( ع ) را تصديق خواهند كرد .

و إن من أهل الكتب إلاّ ليؤمننّ به قبل موته

بدان احتمال كه ضمير در «موته» به «احد» كه قبل از «من اهل» مقدر است برگردد. مؤيد برداشت فوق فرمايش رسول خدا(صلی الله علیه و آله) است كه درباره آيه فوق فرمود: ... انه لايموت رجل يفترى على عيسى(ع) حتى يؤمن به قبل موته و يقول فيه الحق حيث لاينفعه ذلك شيئا ... .


تفسير فرات كوفى، ص 116، ح 119، ذيل آيه; بحارالانوار، ج 6، ص 194، ح 44.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 111 - 1

1 - خداوند در الهام به حواريون پس از قصه مائده ، آنان را به ايمان به خود و رسولش مسيح فراخواند .

و اذ اوحيت إلى الحواريون ان ءامنوا بى و برسولى

ظاهراً «اذ قال . ..» در آيه بعد كه بيانگر داستان نزول مائده آسمانى است ظرف براى «اوحيت» مى باشد بنابراين مفاد آيه چنين مى شود: الهام خداوند به حواريون پس از جريان مائده بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 112 - 5،7

5 - حواريون عيسى پيش از داستان مائده نيز از زمره مدعيان ايمان به رسالت عيسى ( ع ) بودند .

قال اتقوا اللّه ان كنتم مؤمنين

چنانچه «اتقوا اللّه» فرمان به پرهيز از درخواست معجزه ويژه باشد، مراد از ايمان در «ان كنتم مؤمنين» ايمان به رسالت عيسى(ع) خواهد بود.

7 - حواريون عيسى خواهان معجزه اى ويژه ( نزول مائده آسمانى ) على رغم ادعاى ايمان به رسالت مسيح ( ع )

هل يستطيع ربك ان ينزل علينا مائدة من السماء قال اتقوا اللّه ان كنتم مؤمنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 113 - 2

2 - يقين به رسالت عيسى ( ع ) و تبليغ آن با گواه بودن بر نزول مائده از انگيزه هاى حواريون براى درخواست مائده آسمانى

و نكون عليها من الشهدين

37- ايمان عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 51 - 2

2 - عيسى ( ع ) ، خود را چون همه مردم ، موجودى نيازمند به ربوبيّت خدا مى دانست .

انّ اللّه ربّى و ربّكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 61 - 17

17 - نصارا على رغم ادّعاىِ الوهيّت حضرت عيسى ( ع ) و فرزندى او براى خداوند ، خود به آن اعتقاد نداشتند .

انّ مثل عيسى . .. فنجعل لعنت اللّه على الكاذبين

مراد از «الكاذبين»، مسيحيان هستند و نسبت كذب به آنان، نشانگر اين است كه آنان به ادعاى خود اعتقاد نداشتند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 172 - 11

11 - علم و ايمان حضرت عيسى ( ع ) و فرشتگان مقرب الهى به قيامت و محشور شدن به پيشگاه خداوند ، مانع استكبار آنان از بندگى خدا

لن يستنكف المسيح ان يكون عبداً للّه و لاالملئكة . .. فسيحشرهم إليه جميعاً

جمله «و من . ..» جمله حاليه و بيان علت از جمله سابق است. يعنى امكان ندارد مسيح و فرشتگان از عبادت خدا امتناع كنند ; چون حشر انسان و ملائكه به سوى خدا حتمى است و مسيح و فرشتگان از آن آگاهند.

38- برترى ملائكه بر عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 58 - 4

4 - مشركان مكه ، معتقد به برترى فرشتگان بر عيسى ( ع ) *

و جعلوا الملئكة . .. و قالوا لو شاء الرحمن ما عبدنهم ... ءألهتنا خير أم هو

از آيه نوزده و بيست همين سوره استفاده مى شود كه مصداق مورد نظر مشركان از «الهة» ملائكه بوده است.

39- بركت عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 31 - 1،2،13،14

1- خداوند حضرت عيسى ( ع ) را پيامبرى خجسته ، خوش قدم و مايه خير و بركت قرار داد .

و جعلنى مباركًا أين ما كنت

«بركة»، يعنى افزونى و فراوانى (مصباح) و «مبارك»، يعنى منشأ خير فراوان (لسان العرب) و تعبير «أين ما كنت» حاكى از خوش قدمى عيسى(ع) است، به گونه اى كه هر جا قرار گيرد، خير و بركت در آن نقطه افزونى خواهد يافت.

2- عيسى ( ع ) در كودكى ، فرخندگى و فزايندگى خير و خوبى را از صفات خدادادى خويش برشمرد .

و جعلنى مباركًا أين ما كنت

13- « عن أبى عبداللّه ( ع ) قال فى قول اللّه - عزّوجلّ - : « و جعلنى مباركاً أين ما كنت » قال : نفاعاً ;

از امام صادق(ع) روايت شده كه در باره سخن خداى عزّوجلّ (از زبان عيسى(ع)) «و جعلنى مباركاً. ..» فرمود: مقصود از «مبارك» بسيار نفع رساننده است».

14- « عن النبى (صلی الله علیه و آله) : « و جعلنى مباركاً أين ما كنت » قال : معلّماً و مؤدباً ;

از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) روايت شده كه فرمود: «جعلنى مباركاً. ..»، يعنى خدا مرا تعليم دهنده و ادب آموز قرار داد».

40- بشارت ولادت عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 17 - 14

14- « قال الباقر ( ع ) : إنّها ( مريم ) بشرت بعيسى فبينا هى فى المحراب إذ تمثّل لها الروح الأمين بشراً سويّاً ;

امام باقر(ع) فرمود: همانا او (مريم) به ولادت عيسى(ع) بشارت داده شد، پس در حالى كه در محراب بود، ناگهان روح الامين به شكل انسانى كامل اندام بر او ظاهر گشت».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 19 - 2

2- مأمور ويژه الهى با بشارت فرزند به مريم ( س ) ، خود را مأمور بخشيدن پسرى پاك نهاد به وى معرفى كرد .

قال إنّما أنا رسول ربّك لأهب لك غلمًا زكيًّا

اسناد «هبه فرزند» به جبرئيل به خاطر وساطت او در بخشش الهى است. «زكىّ» از ريشه «زكاء» به معناى صلاح گرفته شده است (مصباح). «تزكية» و «زكاة» در معانى «طهارت» و «نموّ» و «بركت» و «مدح» استعمال دارد و در هر مورد، معناى مناسب آن مورد نظر است. طهارت و صلاح كودك به شايستگى هاى ذاتى او است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 21 - 2

2- جبرئيل در پاسخ به سؤال و نگرانى مريم بر حتمى بودن وعده الهى و حامله شدن او به عيسى ( ع ) تأكيد كرد .

قال كذلك

چنان چه مشاراليه «ذلك» مضمون رسالت جبرئيل باشد، در اين صورت تأكيدى بر تحقق حتمى بشارت است; يعنى «موضوع همان گونه است كه گفتم».

41- بشارتهاى عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 24 - 5

5- عيسى ( ع ) در بدو تولد ، مادرش مريم ( س ) را به روان شدن جويبارى در پايين دست او بشارت داد .

فناديها . .. قد جعل ربّك تحتك سريًّا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 6 - 6،13

6 - بشارت مردم به بعثت پيامبراسلام در آينده ، از سرفصل هاى مهم پيام و دعوت عيسى ( ع )

و مبشّرًا برسول يأتى من بعدى اسمه أحمد

ذكر موضوع بشارت به رسالت پيامبراكرم(صلی الله علیه و آله) در دعوت عيسى(ع)، نشان از جايگاه مهم آن در برنامه حضرت عيسى(ع) دارد.

13 - بنى اسرائيل ، به رغم در دست داشتن بشارت عيسى ( ع ) ، در برابر رسول اكرم (صلی الله علیه و آله) موضع گيرى كرده و رسالت آن حضرت را نپذيرفتند .

و مبشّرًا برسول يأتى من بعدى اسمه . .. فلمّا جاءهم بالبيّنت قالوا هذا سحر مبين

42- بشر بودن عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 45 - 12

12 - عيسى ( ع ) ، فرزند مريم است . نه فرزند خدا

عيسى ابن مريم

تأكيد خداوند بر اينكه او را فرزند مريم مى خواند، براى ردّ پندار كسانى است كه او را فرزند خدا مى دانند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 66 - 2

2 - احتجاج بحق يهود با نصارا ، درباره عدم الوهيّت عيسى ( ع ) و پسر خدا نبودن وى

حاججتم فيما لكم به علم

احتجاج يهود در موردى كه علم داشتند، عبارت بود از عدم الوهيّت حضرت عيسى (ع) و . .. كه اين احتجاج، بحق بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 17 - 15،22

15 - عيسى ( ع ) و مادرش مريم ، انسانهايى همانند ديگر انسانها

ان يهلك المسيح ابن مريم و امه و من فى الأرض جميعاً

آوردن «من فى الارض» با وجود اينكه استدلال، بدون آن نيز تمام است، مى تواند اشاره به اين نكته باشد كه از جهت مملوكيت و ناتوانى در برابر خدا، بين مسيح(ع) و ديگران تفاوتى نيست.

22 - مالكيت خداوند بر هستى ، دليل توانايى وى بر نابود ساختن مسيح ( ع ) ، مريم ( ع ) و تمامى اهل زمين و نفى هرگونه قدرت در برابر قدرت اوست .

فمن يملك من اللّه شيئاً ان اراد ان يهلك . .. و للّه ملك السموت و الارض

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 72 - 4،5،6

4 - مسيح ( ع ) فرزند مريم نه خدا و نه زده او

المسيح ابن مريم

5 - اعتراف مسيحيان به فرزندى مسيح ( ع ) براى مريم

قالوا إنّ اللّه هو المسيح ابن مريم

6 - زاده شدن مسيح ( ع ) از مريم ( ع ) گواهى روشن بر خدا نبودن او

لقد كفر الذين قالوا إنّ اللّه هو المسيح ابن مريم

تصريح به فرزندى مسيح(ع) براى مريم، براى بيان اين حقيقت است كه فرزند بودن (مخلوق بودن) با الوهيت تنافى دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 75 - 1،2،4،6

1 - مسيح ( ع ) فرزند مريم و فرستاده خداوند

ما المسيح ابن مريم الا رسول

2 - مسيح ( ع ) نه خداست و نه فرزند خدا .

ما المسيح ابن مريم الا رسول

حصر اضافى در جمله «ما المسيح . ..» ناظر به پندارهايى است كه مسيحيان درباره حضرت مسيح(ع) اظهار مى داشتند كه در آيات قبل پاره اى از آنها ذكر شد.

4 - زاده شدن مسيح ( ع ) از مادر ، دليل روشن بر خدا نبودن او

قالوا إنّ اللّه هو المسيح . .. ما المسيح ابن مريم

توصيف مسيح(ع) به فرزندى او براى مريم - پس از بيان ادعاى الوهيت مسيح(ع) - رد پندار خدا بودن اوست.

6 - مسيح ( ع ) نيز همانند ديگر پيامبران الهى ، انسانى فناپذير

ما المسيح ابن مريم الا رسول قد خلت من قبله الرسل

يادآورى رحلت پيامبرانى در گذشته تاريخ پس از توصيف مسيح(ع) به رسالت، اشاره به امكان مرگ و رحلت براى مسيح(ع) دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 33 - 8

8- حضرت عيسى ( ع ) همانند ديگر انسان ها ، داراى تولد ، مرگ و رستاخيز و خود معترف به آن است .

يوم ولدت و يوم أموت و يوم أُبعث حيًّا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 34 - 7

7- در باره ماهيت حضرت عيسى ( ع ) ( بشربودن و تكوين يافتن او بدون پدر ) در طول تاريخ ترديدهايى ناروا وجود داشته است .

ذلك عيسى ابن مريم . .. الذى فيه يمترون

«الذى» وصف است براى «عيسى» يا «قول الحقّ» و «إمتراء» (مصدر «يمترون») به معناى شك و ترديد كردن است. غايب ذكرشدن صيغه «يمترون» از آن حكايت دارد كه كسانى غير از مسلمانان در باره حضرت عيسى(ع) به عقايدى پاى بند بودند كه برپايه يقين استوار نبود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 37 - 4

4- آنان كه عيسى ( ع ) را فرزند مريم ( س ) ، بنده خدا و پيامبر او نمى دانند ، كافراند .

فاختلف الأحزاب من بينهم فويل للذين كفروا

43- بطلان الوهيت عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 17 - 19

19 - مالكيت و سلطنت خداوند نسبت به مسيح ( ع ) و مادرش ، دليل بطلان ادعاى الوهيت براى مسيح ( ع )

قالوا إنّ اللّه هو المسيح ابن مريم . .. و للّه ملك السموت و الارض

44- بعثت عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 46 - 3،7

3 - بقاى نشانه ها و آيين پيامبران يهود تا زمان بعثت عيسى ( ع )

و قفينا على ءاثرهم بعيسى ابن مريم

«ءاثرهم» مى رساند كه شريعت و آثارى از پيامبران پيشين باقى بوده است.

7 - بعثت عيسى ( ع ) ، گواه و تأييدى بر حقانيت تورات

و قفينا . .. بعيسى ابن مريم مصدقاً لما بين يديه من التورية

با در نظر گرفتن اينكه در تورات نويد بعثت عيسى(ع) داده شده بود، بعثت عيسى(ع) خود گواه راستى و درستى تورات خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 78 - 9

9 - بعثت داود ( ع ) قبل از بعثت عيسى ( ع )

على لسان داود و عيسى ابن مريم

تقديم ذكر داود بر عيسى حاكى از سبقت زمانى حضرت داود است.

45- بنى اسرائيل دوران عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 78 - 10

10 - گروهى از بنى اسرائيل زمان داود و عيسى عصيان پيشه و تجاوزگر بودند .

لعن الذين كفروا من بنى اسرءيل . .. ذلك بما عصوا و كانوا يعتدون

46- بنى اسرائيل و رسالت عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 110 - 35

35 - بنى اسرائيل در قلمرو و مخاطب رسالت حضرت مسيح ( ع )

و اذ كففت بنى اسرءيل عنك اذ جثتهم بالبينت

47- بنى اسرائيل و عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 110 - 32،33،34،36

32 - بنى اسرائيل در صدد آسيب رسانى به حضرت مسيح ( ع ) ، پس از مشاهده معجزات و دلايل روشن آن حضرت بر رسالت خويش

و اذ كففت بنى اسرءيل عنك اذ جثتهم بالبينت

مراد از «بينات» - به قرينه ذيل آيه (ان هذا الا سحر مبين» - معجزات عيسى(ع) است.

33 - پيامبرى و رسالت عيسى ( ع ) برانگيزنده دشمنى بنى اسرائيل با وى

و اذ كففت بنى اسرءيل عنك اذ جثتهم بالبينت

«اذ جثتهم بالبينت» رساى به اين معناست كه علت دشمنى بنى اسرائيل با عيسى(ع) بعثت او به پيامبرى و دعوت آنان به ايمان بوده است.

34 - خداوند ، نگه دارنده عيسى ( ع ) از آسيب بنى اسرائيل

و اذ كففت بنى اسرءيل عنك

36 - ناكامى بنى اسرائيل در آسيب رسانى به مسيح ( ع ) ، از نعمت هاى خاص خداوند بر آن حضرت

اذكر نعمتى عليك . .. اذ كففت بنى اسرءيل عنك

48- بنى اسرائيل و معجزه عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 110 - 39،40

39 - كافران بنى اسرائيل معجزات حضرت مسيح ( ع ) را سحر و جادويى روشن قلمداد كردند .

فقال الذين كفروا منهم ان هذا الا سحر مبين

40 - كافران بنى اسرائيل پس از مشاهده معجزات عيسى ( ع ) ، وى را ساحرى زبردست معرفى كردند .

فقال الذين كفروا منهم ان هذا الا سحر مبين

در برداشت فوق «هذا» اشاره به مسيح(ع) گرفته شده است، بر اين مبنا اطلاق سحر به آن حضرت از باب مبالغه و حاكى از اين است كه كافران وى را ساحرى زبردست مى پنداشتند به گونه اى كه گويا خود آن حضرت، سحر است.

49- بينات عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 63 - 1

1 - رسالت عيسى ( ع ) ، متكى به ادله و براهين آشكار

و لمّا جاء عيسى بالبيّنت

«بيّنات» (جمع «بيّنة») به معناى دلايل و حجت هاى روشن و آشكار است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 6 - 8

8 - معجزات و دلايل روشن ، پشتوانه رسالت عيسى ( ع ) بود .

فلمّا جاءهم بالبيّنت

«بيّنه» (مفرد «بيّنات») به معناى دليل روشن است. از مصاديق بينات، معجزات مى باشد.

50- بينش عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 30 - 2

2- بندگى خداوند ، اولين اعتراف عيسى ( ع ) و بالاترين مقام در ديدگاه آن حضرت

قال إنّى عبداللّه

تقديم وصف بندگى، حتى بر نبوت و داشتن كتاب آسمانى، نشانه اين است كه در ديدگاه عيسى(ع)، اين وصف برتر از ساير مقام هاى اوبود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 31 - 2

2- عيسى ( ع ) در كودكى ، فرخندگى و فزايندگى خير و خوبى را از صفات خدادادى خويش برشمرد .

و جعلنى مباركًا أين ما كنت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 32 - 2

2- عيسى ( ع ) در گهواره ، خود را فرزندى خوش رفتار و نيكوكار براى مادرش مريم ( س ) خواند و اين ويژگى را عطيه خداوند دانست .

و برًّا بولدتى

تقدير «و برّاً بوالدتى» به قرينه آيه قبل «و جعلنى برّاً بوالدتى» است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 36 - 2

2- عيسى ( ع ) ، خود را چون همه مردم ، موجودى نيازمند به ربوبيت خدا دانست و آن را به همگان اعلام كرد .

و إنّ اللّه ربّى و ربّكم

51- پرسش از عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 116 - 1

1 - خداوند در قيامت و در حضور پيامبران از مسيح ( ع ) خواهد پرسيد كه آيا وى مردمان را به پرستش خويش و مادرش مريم فراخوانده است ؟

و اذ قال اللّه يعيسى ابن مريم ءانت قلت للناس اتخذونى و امى الهين

با توجه به آيات بعد همانند «قال اللّه هذا يوم . ..» آيه 119 و توجه به اين حقيقت كه در زمان حضور مسيح(ع) در ميان امت خويش كسى معتقد به الوهيت وى و مريم(ع) نبوده است، معلوم مى شود اين پرسش و پاسخ در قيامت اتفاق خواهد افتاد. گفتنى

است كه تعبير از آينده با فعل ماضى (قال) براى رساندن تحقق قطعى آن صحنه است.

52- پيروان عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 55 - 1،11،13

1 - توفّى ( نجات ) ، عروج ، تطهير حضرت عيسى ( ع ) و غلبه پيروان آن حضرت بر دشمنان ، مكر خداوند در برابر مكر كافران

و مكروا و مكر اللّه . .. اذ قال اللّه يا عيسى انّى متوفّيك ... فوق الذين كفروا

بنابراينكه «اذ»، متعلّق به «مكر اللّه» باشد، يعنى مكر خداوند هنگام بوده كه عيسى را بسوى خويش عروج داد و . .. .

11 - وعده خداوند به عيسى ( ع ) در مورد غلبه پيروان راستين آن حضرت بر كافران ( يهوديان ) تا قيامت

و جاعل الذين اتبعوك فوق الذين كفروا الى يوم القيمة

13 - برترى پيروان حضرت عيسى ( ع ) بر يهوديان تا روز قيامت

و جاعل الذين اتبعوك فوق الذين كفروا الى يوم القيمة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 56 - 4

4 - برترى پيروان عيسى ( ع ) بر يهوديان ، موجب عذاب سخن دنيوى يهوديان

و جاعل الذين اتبعوك . .. فاما الذين كفروا

بنابراينكه جمله «فاما الذين . .. »، به قرينه ذكر عذاب دنيوى، نتيجه جمله «جاعل الّذين ... » باشد; يعنى عذاب دنيوى يهود نتيجه تفوّق نصارا بر ايشان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 57 - 5

5 - مؤمنانِ داراى اعمال صالح از پيروان عيسى ( ع ) ، مشمول پاداش كامل الهى هستند .

جاعل الذين اتبعوك . .. و اما الذين امنوا و عملوا الصالحات فيوفّيهم اجورهم

مصداق مورد نظر از جمله «فاما الذين امنوا»، به قرينه آيات قبل، مؤمنان به حضرت مسيح (ع) هستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 58 - 1

1 - سرگذشت حضرت زكريا ، مريم ، يحيى و عيسى ( ع ) و پيروان آن حضرت ، آيات الهى و پند هاى حكيمانه

ذلك نتلوه عليك من الايات و الذّكر الحكيم

«ذلك»، اشاره به سرگذشت كسانى است كه در آيات پيشين مطرح شده است.

53- تأييد عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 253 - 6،8

6 - اعطاى نشانه هاى روشن از جانب خداوند ، به عيسى بن مريم ( ع ) و تأييد او به روح القدس ( جبرئيل )

و اتينا عيسى ابن مريم البيّنات و ايّدناه بروح القدس

8 - امتياز حضرت عيسى ( ع ) در ميان انبيا ، به دليل برخوردارى از بيّنات فراوان و تأييدش به روح القدس

تلك الرّسل فضلنا . .. و اتينا عيسى ابن مريم البيّنات و ايّدناه بروح القدس

54- تأييد عيسى(ع) با روح القدس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 87 - 11،12

11 - خداوند ، عيسى ( ع ) را با « روح القدس » تأييد و تقويت مى كرد .

و أيدنه بروح القدس

«تأييد» (مصدر أيدناه) به معناى تقويت كردن و نيرو دادن است.

12 - تأييد شدن عيسى ( ع ) با روح القدس ، از ويژگى هاى آن حضرت

و أيدنه بروح القدس

55- تاريخ دوران عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 46 - 3

3 - بقاى نشانه ها و آيين پيامبران يهود تا زمان بعثت عيسى ( ع )

و قفينا على ءاثرهم بعيسى ابن مريم

«ءاثرهم» مى رساند كه شريعت و آثارى از پيامبران پيشين باقى بوده است.

56- تاريخ ولادت عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 22 - 4

4- « عن الرضا ( ع ) قال : ليلة خمس و عشرين من ذى القعدة . . . ولد فيها عيسى بن مريم ( ع ) . . . ;

از امام رضا(ع) روايت شده كه فرمود: شب بيست و پنجم ذى القعده عيسى(ع) تولد يافت».

57- تبليغ رسالت عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 113 - 11

11 - تبليغ حقانيت رسالت عيسى ( ع ) ، پس از نزول مائده آسمانى ، تعهد و ميثاق حواريون با وى

قالوا . .. و نكون عليها من الشهدين

58- تبيين قصه عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 16 - 1

1- توجه ويژه به آيات سرگذشت مريم و تشريح داستان تولد عيسى در قرآن ، وظيفه اى الهى بر عهده پيامبر (صلی الله علیه و آله)

واذكر فى الكتب مريم

«اذكر» خطاب به پيامبر(صلی الله علیه و آله) است. آن حضرت بدون دستور خاص نيز آيات نازل شده را در قرآن بيان مى كرد. هدف از تأكيد بر ذكر اين آيات، بيان اهميت ماجراى باردارى مريم به عيسى و تأثير عميق آن در جامعه آن روز است.

59- تربيت عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 50 - 3

3 - رشد و تربيت عيسى ( ع ) ، در كنار مادر و تحت نظارت خداوند

و ءاوينهما إلى ربوة

60- تضمين پاكى عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 19 - 5

5- پاكى و رشد معنوى حضرت عيسى ( ع ) ، قبل از تولد وى ، از سوى خداوند تضمين شده بود .

إنّما أنا رسول ربّك لأهب لك غلمًا زكيًّا

61- تعاليم عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 46 - 2

2 - عيسى ( ع ) ، همكيش پيامبران يهود و پيگير رسالت و تعاليم آنان در دوران رسالت خويش

و قفينا على ءاثرهم بعيسى ابن مريم

«اثر» به معناى چيزى است كه از چيز ديگر حاصل مى شود و دلالت بر وجود آن چيز دارد، همانند جاى پا كه دلالت بر رونده دارد. بنابراين مراد از جمله «قفينا» اين است كه عيسى(ع) همان راهى را طى كرده كه موسى(ع) و ديگر پيامبران يهود رفتند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 72 - 12

12 - حضرت مسيح ( ع ) در حضور بنى اسرائيل ، خود و تمامى انسان ها را مملوك خدا ، بنده او و تحت تدبير وى دانست .

يبنى اسرءيل اعبدو اللّه ربى و ربكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 117 - 5

5 - بيان ربوبيت خداوند بر مسيح ( ع ) و تمامى انسان ها از برجسته ترين تعاليم حضرت مسيح (صلی الله علیه و آله)

ما قلت لهم الا ما امرتنى به ان اعبدوا اللّه ربى و ربكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 26 - 8

8- عيسى ( ع ) ، شيوه برخورد با مردم و چگونگى واكنش در برابر بهتان آنان را به مادرش مريم ( س ) آموخت .

فإمّا ترينّ من البشر أحدًا فقولى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 31 - 14

14- « عن النبى (صلی الله علیه و آله) : « و جعلنى مباركاً أين ما كنت » قال : معلّماً و مؤدباً ;

از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) روايت شده كه فرمود: «جعلنى مباركاً. ..»، يعنى خدا مرا تعليم دهنده و ادب آموز قرار داد».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 27 - 9

9 - عيسى ( ع ) ، پيام آور رأفت و رحمت

و جعلنا فى قلوب الذين اتّبعوه رأفة و رحمة

62- تعدد معجزات عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 63 - 3

3 - عيسى ( ع ) ، داراى معجزات گوناگون و متعدد

و لمّا جاء عيسى بالبيّنت

بنابراين كه مراد از «بيّنات» معجزات باشد، برداشت بالا به دست مى آيد.

63- تعليم عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 48 - 4

4 - خداوند به عيسى ( ع ) ، كتاب ( قوانين الهى ) ، حكمت ( معارف الهى ) ، تورات و انجيل را آموخت .

و يعلّمه الكتاب و الحكمة و التورية و الانجيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 110 - 19

19 - تورات و انجيل ، ارجمندترين كتاب هاى آموخته شده به عيسى ( ع )

و اذ علمتك الكتب و الحكمة و التورية و الانجيل

مراد از «الكتب»، به قرينه ذكر تورات و انجيل پس از آن، مى تواند كتاب يا كتابهاى آسمانى ديگرى غير از تورات و انجيل باشد. در اين صورت تصريح به نام تورات و انجيل با آنكه لفظ «الكتب» مى توانست آن دو را نيز شامل شود نشانه اهميت فزونتر اين دو كتاب مى باشد.

64- تقرب عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 158 - 4

4 - مقام و منزلت خاص حضرت عيسى ( ع ) نزد خداوند

بل رفعه اللّه إليه

65- تكامل عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 19 - 5

5- پاكى و رشد معنوى حضرت عيسى ( ع ) ، قبل از تولد وى ، از سوى خداوند تضمين شده بود .

إنّما أنا رسول ربّك لأهب لك غلمًا زكيًّا

66- تكذيب عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 87 - 18

18 - يهوديان ، پيامبرى عيسى ( ع ) را ، على رغم برخوردارى او از معجزات و دلايل آشكار ، نپذيرفتند .

و ءاتينا عيسى ابن مريم البينت . .. فقريقاً كذبتم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 137 - 3

3 - يهود ، مرتدانى كه با انكار عيسى ( ع ) كافر شدند و با انكار حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) ، بر كفر خويش افزودند .

لم يكن اللّه ليغفر لهم و لاليهديهم سبيلا

در شأن نزول آمده كه مقصود آيه، يهوديان هستند كه به حضرت موسى(ع) ايمان آوردند و سپس با گوساله پرستى كافر شدند و پس از مراجعه ى آن حضرت(ع) از طور، دوباره مؤمن شدند. تا آنگاه كه به حضرت عيسى(ع) كفر ورزيدند و با انكار رسول اللّه(صلی الله علیه و آله)، بر كفر خويش افزودند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 156 - 3،7

3 - يهوديان ، منكر رسالت حضرت مسيح ( ع )

و بكفرهم

تكرار «كفر» كه در اين بخش از آيات به يهوديان نسبت داده شده، حكايت از تعدد موارد كفرورزى آنان دارد. در برداشت فوق كفر - به قرينه فرازهاى بعد - انكار رسالت عيسى(ع) گرفته شده است.

7 - كفرورزى يهود با انكار رسالت حضرت مسيح ( ع ) ، موجب گرفتار شدن آنان به لعنت خداوند

و بكفرهم و قولهم على مريم بهتناً عظيماً

برداشت فوق بر اساس اين احتمال است كه «بكفرهم» عطف بر «بنقضهم» در آيه قبل باشد. بر اين مبنا «بكفرهم» متعلق به فعل محذوف «لعناهم» خواهد بود.

67- تكلم عيسى(ع) در نوزادى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 110 - 10،11،12،13،14

10 - عيسى ( ع ) برخوردار از توان سخن گويى در دوران نوزادى و خردسالى خويش

تكلم الناس فى المهد

11 - سخنان عيسى ( ع ) در كودكى گفتارى حكيمانه و همسنگ با سخنان او در دوران كهولت و كمال رشد

اذ ايدتك بروح القدس تكلم الناس فى المهد و كهلا

بديهى است كه سخن گفتن عيسى(ع) در سن كهولت نعمتى خاص براى وى نيست بنابراين عطف «كهلا» بر «فى المهد» مى تواند اشاره به اين باشد كه سخن گفتن او به هنگام نوزادى همانند دوران رشد يافتگى وى بوده است.

12 - روح القدس ، توانايى بخش عيسى ( ع ) براى گفتگوى با مردم در گهواره به هنگام بزرگسالى و آغاز دوران پيرى

اذ ايدتك بروح القدس تكلم الناس فى المهد و كهلا

«كهل» به مردى گفته مى شود كه دوران جوانى را سپرى كرده و در آغاز دوران پيرى است جمله «تكلم الناس . ..» بيان مصداقى است از جمله «ايدتك بروح القدس».

13 - توان مسيح ( ع ) بر سخن گفتن با مردم در تمامى مراحل حيات خويش - دوران شيرخوارگى و بزرگسالى - از جمله نعمت هاى خاص خداوند بر آن حضرت

اذكر نعمتى عليك . .. تكلم الناس فى المهد و كهلا

14 - گفتگوى عيسى ( ع ) با مردم در گهواره ، از نعمت هاى خاص الهى به مادرش مريم .

اذكر نعمتى عليك و على ولدتك . .. تكلم الناس فى المهد و كهلا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 24 - 2،3،14

2- حضرت عيسى ( ع ) در شرايط سخت روحى و جسمى مادرش مريم ( س ) پس از زايمان با وى سخن گفت و او را دل دارى داد .

فحملته . .. فناديها من تحتها ألاّتحزنى

مراد از ضمير فاعلى در «نادى» - به قرينه ضمائر «فحملته فانتبذت به» در آيات قبل - حضرت عيسى(ع) است و مراد از ضمير «من تحتها» همانند ضمير «فناداها» حضرت مريم(س) است. برخى فاعل «نادى» را جبرئيل دانسته و ضمير «من تحتها» را به «نخلة» يا «مريم» ارجاع داده اند; ولى سياق آيات با آنچه گفته شد سازگارتر است.

3- عيسى ( ع ) در بدو تولد ، مادرش مريم ( س ) را به اندوهگين نبودن توصيه كرد .

فناديها من تحتها ألاّتحزنى

14- « قال رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) : . . . و هذا عيسى ابن مريم ( ع ) قال اللّه عزّوجلّ فيه « فناداها من تحتها ألاّتحزنى . . . » فكلّم أمّه وقت مولده ;

از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) روايت شده كه فرمود: . .. اين عيسى بن مريم(ع) است كه خداوند - عزّوجلّ - در باره او فرمود «فناداها من تحتها ألاّتحزنى ...» پس عيسى(ع) با مادرش به هنگام ولادت سخن گفت».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 25 - 1

1- عيسى ( ع ) ، در بدو تولد ، مادرش مريم ( س ) را به تكان دادن درخت خرما و استفاده از ميوه آن راهنمايى كرد .

و هزّى إليك بجذع النخلة تسقط عليك رطبًا جنيًّا

«هزّ» به معناى حركت دادن به چپ و راست است و به قرينه «إليك» در آن معناى «متمايل ساختن» نيز تضمين شده است. بنابراين «هزّى إليك»، يعنى درخت را به جانب خود بكش و به چپ و راست تكان ده اين راهنمايى چنان چه از آيه بعد پيدا است، به منظور تأمين غذاى مريم(س) بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 26 - 1،3،7

1- حضرت عيسى ( ع ) در آغاز تولد خويش ، مادرش مريم ( س ) را به خوردن خرماى تازه و نوشيدن از آب نهر فرا خواند .

فناديها من تحتها . .. تحتك سريًّا ... رطبًا جنيًّا . فكلى واشربى

3- سخن گفتن عيسى ( ع ) با مادر خود و تأمين آب و غذا به صورت خارق العاده ، زمينه هاى مسّرت و چشم روشنى مريم ( س ) و رفع نگرانى او از آينده بود .

فناديها . .. فكلى و اشربى و قرّى عينًا

«عيناً» تمييز و بيانگر مراد جدى از فاعل است و «قرّى» از ماده «قرار» (آرام گرفتن) و يا «قُرّ» (سرد شدن) است. در صورت اول جمله «قرّى عيناً»، يعنى «چشم آرميده باش» و در صورت دوم، يعنى «خنك چشم باش» (چشمت از اشك سوزان به دور باشد) و در هر صورت، كنايه از خوش دلى و شادمانى است كه چشم از نگرانى و اضطراب باز مى ايستد و از سوزش اشك اندوه، مصون مى ماند. ارتباط جمله «قرّى عيناً» با جملات قبل، گوياى برداشت فوق است.

7- عيسى ( ع ) ، وظيفه دفاع از مادر خويش در مقابل تهمت هاى مردم را به عهده گرفت .

فإمّاترينّ من البشر أحدًا فقولى إنّى نذرت للرحمن صومًا

توصيه مادر به سكوت از جانب عيسى(ع) بدان معنا بود كه او نگران دفاع از خود نباشد، چرا كه عيسى(ع) خود آن را انجام خواهد داد. سخن گفتن عيسى(ع) با مادر پس از ولادت، اين اطمينان را به مريم داده بود كه او براين كار كاملاً توانا است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 27 - 6

6- « عن أبى جعفر ( ع ) قال : لمّا قالت العواتق . . . لمريم ( ع ) : « لقد جئت شيئاً فريّاً » أنطق اللّه تعالى عيسى ( ع ) عند ذلك ;

از امام باقر(ع) روايت شده كه فرمود: چون دختران نورس به مريم گفتند: «لقد جئت شيئاً فريّاً» خداوند در آن هنگام زبان عيسى(ع) را به سخن گفتن گشود».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 29 - 3

3- حضرت مريم ( س ) به قدرت نوزادش عيسى ( ع ) در سخن گفتن و رفع اتهامات يقين داشت .

فأشارت إليه

آمدن مريم به ميان قوم خويش، آوردن علنى و آشكار فرزند و اشاره كردن به سوى نوزاد به جاى پاسخ گويى به اتهامات، بيانگر يقين او است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 30 - 1،5،11

1- نوزاد مريم ( س ) با اشاره مادرش و در حضور مردم شروع به سخن گفتن كرد .

فأشارت إليه . .. قال إنّى عبداللّه

5- تكلم عيسى ( ع ) در گهواره و معرفى خود ، از معجزات او و برهانى كافى بر پاكدامنى مريم ( س ) و مبرّابودن او از اتهامات مردم بود .

فأشارت إليه . .. قال إنّى عبداللّه

11- « عن رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) : . . . و هذا عيسى بن مريم ( ع ) . . . حين أشارت إليه . . . قال : إنّى عبداللّه آتانى الكتاب » . . . أُعطى كتاب النبوة و أُوصى بالصلاة والزكاة فى ثلاثة أيّام من مولده و كلّمهم فى اليوم الثانى من مولده . . . ;

از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) روايت شده كه فرمود: . .. و اين عيسى بن مريم(ع) است كه وقتى مريم به او اشاره كرد گفت: «إنّى عبداللّه آتانى الكتاب» ... كتابِ نبوت به او داده شد و به نماز و زكات سفارش گرديد (و اين همه) ظرف سه روز پس از ولادت او بود و در روز دوم ولادت با مردم سخن گفت...».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 33 - 1

1- حضرت عيسى ( ع ) در گهواره ، برخوردارى خود را از سلامت و امنيت كامل ، در مراحل تولد ، مرگ و رستاخيز ، اعلام كرد .

والسلم علىّ يوم ولدت و يوم أموت و يوم أُبعث حيًّا

«ال» در «السلام» براى استغراق خصوصيات است، يعنى سلام كامل جامع و داراى همه خصوصيات، از همين جهت اين سلام با سلام در مورد حضرت يحيى(ع) از نظر خصوصيات متفاوت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 35 - 2،14

2- توهم فرزند بودن عيسى ( ع ) براى خداوند ، برخاسته از تحليل نادرست ماجراى تولد و سخن گفتن معجزنماى او بود .

ذلك عيسى ابن مريم . .. ما كان للّه أن يتّخذ من ولد

نفى فرزند از خداوند پس از بيان قصه تولد عيسى(ع) مى تواند بيانگر اين نكته باشد كه گروهى اين نوع امور معجزه آسا را دليل فرزند خدابودن او قرار داده اند.

14- ماجراى تولد و سخن گفتن عيسى ( ع ) ، نمودى از حاكميت اراده الهى بر هستى است ; نه نشان فرزندى عيسى ( ع ) براى خداوند .

ما كان للّه أن يتّخذ من ولد . .. إذا قضى أمرًا فإنّما يقول له كن فيكون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 36 - 1،3

1- حضرت عيسى ( ع ) در گهواره ، خداوند را پروردگار خود و ديگر انسان ها معرفى كرد .

و إنّ اللّه ربّى و ربّكم

جمله «إنّ اللّه ربّى . ..» عطف بر «إنّى عبد اللّه» در آيات قبل است. اين آيه نيز نقل بخشى از گفته هاى عيسى(ع) در گهواره

است و آيات «ذلك عيسى ... كن فيكون» در اين بين معترضه مى باشد. تشابه اين جمله با آنچه در سوره آل عمران و زخرف از عيسى(ع) نقل شده، تأييد كننده اين نكته است.

3- دعوت همه مردم به پذيرش توحيد ربوبى و پرستش خداى يگانه ، از جمله سخنان عيسى ( ع ) در گهواره

و إنّ اللّه ربّى و ربّكم فاعبدوه

68- تنزيه عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 72 - 10

10 - پيراسته بودن مسيح ( ع ) از دعوت مردم به پرستش خويش

اعبدو اللّه ربى و ربكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 116 - 14

14 - عيسى ( ع ) بدور از انديشه همتايى با خداوند

ما يكون لى ان اقول ما ليس لى بحق . .. تعلم ما فى نفسى

جمله «ما يكون لى ان اقول . ..» بيان اين جهت است كه عيسى(ع) هرگز چيزى را كه سزاوار وى نيست اظهار نداشته و جمله «تعلم ما فى نفسى» اشاره به اين دارد كه در انديشه و افكار وى نيز چنين چيزى يعنى شايستگى الوهيت و همتايى با خداوند، خطور نكرده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 118 - 7

7 - عيسى ( ع ) منزه از هرگونه نقشى در گرايش هاى شرك آلود امت خويش

ان تعذبهم . .. و إن تغفر لهم

مسيح(ع) با جداسازى سرنوشت مسيحيان مشرك از سرنوشت خويش با جمله «ان تعذبهم . ..» و نه «ان تعذبنا» اشاره به اين دارد كه وى هيچگونه نقشى در گرايش امت خويش به شرك نداشته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 32 - 5

5- حضرت عيسى ( ع ) منزه از استبداد ، سركشى ، سلطه گرى و به دور از رنج و ناكامى

و لم يجعلنى جبّارًا شقيًّا

«جبّار» به كسى گفته مى شود كه با خود برتربينى براى كسى برخود حقى قائل نباشد (قاموس) و نيز به كسى كه از پذيرش حق سرباز زند و كسى كه ديگرى را تحت سيطره خود درآورد اطلاق مى گردد (مفردات راغب) و «شقاوت»، يعنى سختى و شدت (قاموس) و نيز در معناى مقابل سعادت (كاميابى) به كار مى رود (مفردات راغب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 33 - 4

4- عيسى ( ع ) با سالم خواندن مرحله ولادت خويش از هر عيب و ناپسندى ، بر مبرّابودن مادرش مريم ( س ) از اتهامات نارواى مردم تأكيد كرد .

والسلم علىّ يوم ولدت

69- توصيه به عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 31 - 5

5- اقامه نماز و پرداخت زكات در تمامى عمر ، از توصيه هاى خداوند به عيسى ( ع ) در نخستين روز هاى زندگى او

و أوصنى بالصلوة والزكوة مادمت حيًّا

70- توصيه هاى عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 24 - 3

3- عيسى ( ع ) در بدو تولد ، مادرش مريم ( س ) را به اندوهگين نبودن توصيه كرد .

فناديها من تحتها ألاّتحزنى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 26 - 10

10- عيسى ( ع ) ، مادرش مريم ( س ) را به نذر روزه سكوت ، هنگام مواجهه با مردم توصيه كرد .

فإمّا ترينّ من البشر أحدًا فقولى إنّى نذرت للرحمن صومًا

71- توطئه قتل عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 158 - 1،3

1 - عدم حضور حضرت مسيح ( ع ) در بين مردم ، پس از توطئه قتل وى توسط يهود

و ما قتلوه. بل رفعه اللّه إليه

چنانچه عيسى(ع) پس از توطئه قتل در بين مردمان حضور مى داشت، همگان به اشتباه خويش پى مى بردند و واهى بودن قصه صليب بر مدعيان آن روشن مى گشت و جمله «رفعه اللّه اليه» در حقيقت جواب اين سؤال است كه اگر وى كشته نشد چرا پس از واقعه قتل در بين مردمان ديده نشد.

3 - نجات حضرت مسيح ( ع ) از توطئه قتل ، با معراج وى به سوى خدا

و ما قتلوه و ما صلبوه . .. بل رفعه اللّه إليه

72- توفّى عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 117 - 12،13

12 - خداوند عهده دار وفات و بر گرفتن عيسى ( ع ) از ميان امت او

فلما توفيتنى

13 - تنها خداوند ، نگاهبان و مراقب مسيحيان ، پس از برگرفتن عيسى ( ع ) از ميان ايشان

فلما توفيتنى كنت انت الرقيب عليهم

73- تولد عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 45 - 1،3،15

1 - سخن گفتن ملائكه با مريم و بشارت به او ، درباره عيسى ( ع )

اذ قالت الملئكة يا مريم انّ اللّه يبشرك بكلمة منه اسمه المسيح عيسى ابن مريم

3 - بشارت تولد عيسى ( ع ) به مريم ( س ) از جانب خداوند ، توسط فرشتگان

اذ قالت الملئكة يا مريم انّ اللّه يبشرك بكلمة . .. عيسى ابن مريم

15 - خداوند مريم را آگاه ساخت كه فرزندى بدون پدر خواهد آورد .

انّ اللّه يبشّرك بكلمة منه . .. عيسى ابن مريم

چون معمولاً فرزند را به پدر نسبت مى دهند، خداوند با نسبت دادن عيسى (ع) به مادر (عيسى ابن مريم)، به مريم تفهيم كرد كه فرزندش بدون پدر زاده خواهد شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 47 - 3

3 - آفرينش عيسى ( ع ) ، امرى خارق العاده

ربّ انّى يكون لى ولد و لم يمسسنى بشر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 59 - 1،2،3،11

1 - شباهت خلقت حضرت عيسى ( ع ) به خلقت آدم ( ع )

انّ مثل عيسى عنداللّه كمثل ادم

2 - آفرينش استثنايى عيسى و آدم ( ع )

انّ مثل عيسى عنداللّه كمثل ادم

3 - عيسى ، همانند آدم ( ع ) مخلوق خداوند نه فرزند او .

انّ مثل عيسى عنداللّه كمثل ادم خلقه من تراب

چون اين آيه پس از سرگذشت حضرت عيسى (ع) آمده است، اشاره به پندار مسيحيان و ردّ آن است كه عيسى (ع) را به دليل نداشتن پدر، فرزند خداوند مى شمردند.

11 - حضرت عيسى مانند آدم ( ع ) ، بدون پدر متولّد شد .

انّ مثل عيسى . .. خلقه من تراب

رسول خدا (صلی الله علیه و آله): . .. ان عيسى عبد مخلوق ... قالوا: فمن ابوه؟ ... فقال: قل لهم ما تقولون فى ادم اَكان عبداً مخلوقاً ... فقالوا: نعم. قال: فمن ابوه فبُهتوا ... فانزل اللّه «انّ مَثَل عيسى ... ».


تفسير قمى، ج 1، ص 104 ; نورالثقلين، ج 1، ص 347، ح 157.

74- تهمت به عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 55 - 9

9 - تنزيه حضرت عيسى ( ع ) از تهمت هاى نارواى كافران ، توسّط خداوند

و مطهّرك من الذين كفروا

بنابراينكه متعلّق تطهير به قرينه آيات سابق، اتهاماتى باشد كه به حضرتش زدند و «من»، نشويّه باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 110 - 40

40 - كافران بنى اسرائيل پس از مشاهده معجزات عيسى ( ع ) ، وى را ساحرى زبردست معرفى كردند .

فقال الذين كفروا منهم ان هذا الا سحر مبين

در برداشت فوق «هذا» اشاره به مسيح(ع) گرفته شده است، بر اين مبنا اطلاق سحر به آن حضرت از باب مبالغه و حاكى از اين است كه كافران وى را ساحرى زبردست مى پنداشتند به گونه اى كه گويا خود آن حضرت، سحر است.

75- تهمت جادوگرى به عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 6 - 10،11

10 - بنى اسرائيل ، معجزات و دلايل روشن عيسى ( ع ) را سحرى آشكار خواندند .

فلمّا جاءهم بالبيّنت قالوا هذا سحر مبين

11 - اتهام سحر و ساحرى ، از حربه هاى تبليغاتى دشمنان عيسى ( ع ) عليه آن حضرت

فلمّا جاءهم بالبيّنت قالوا هذا سحر مبين

76- تهمتهاى دشمنان عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 6 - 11

11 - اتهام سحر و ساحرى ، از حربه هاى تبليغاتى دشمنان عيسى ( ع ) عليه آن حضرت

فلمّا جاءهم بالبيّنت قالوا هذا سحر مبين

77- جبرئيل و عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 110 - 8

8 - جبرئيل ( ع ) ، پشتيبان عيسى ( ع ) ، از جانب خداوند

اذ ايدتك بروح القدس تكلم الناس فى المهد و كهلا

جمله «تكلم . ..» مى رساند كه سخنان و تعاليم عيسى(ع) در دوران حيات خويش برخاسته از كمكها و وساطت روح القدس بوده است و چون ابلاغ وحى به تمامى پيامبران توسط جبرئيل انجام گرفته مى توان گفت: روح القدس همان جبرئيل است.

78- جنس پرنده عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 110 - 42

42 - پرنده آفريده شده از گل - به اذن خدا - توسط عيسى ( ع ) از جنس خفاش بود .

و اذ تخلق من الطين كهيئة الطير باذنى

اميرالمؤمنين(ع): در پاسخ سؤال از جاندارانى كه بدون قرار گرفتن در رحم آفريده شدند فرمود: «. .. و الخفاش الذى عمله عيسى بن مريم فطار باذن اللّه عزوجل.»


خصال صدوق، ص 322، ح 8، باب الستة; نورالثقلين، ج 1، ص 343، ح 147.

79- جهل عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 116 - 20

20 - دانايى خداوند به درون عيسى ( ع ) و بى خبرى عيسى ( ع ) از درون خداوند ، دليل نفى الوهيت عيسى ( ع ) و حصر آن به خداوند .

سبحنك . .. تعلم ما فى نفسى و لا اعلم ما فى نفسك انك انت علّم الغيوب

جمله «سبحنك ما يكون لى . .»، بيانگر يگانگى خداوند و نفى الوهيت از عيسى(ع) است و جمله «تعلم ما فى نفسى و لا اعلم ...» كه حاكى از محدوديت علمى عيسى(ع) و علم مطلق خداوند است، به منزله دليل آن مى باشد.

80- حالات عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 116 - 17

17 - مسيح ( ع ) آگاه و معتقد به احاطه علمى خداوند بر وى و تمامى انديشه ها و صفات نفسانى او

تعلم ما فى نفسى

81- حتميت امنيت عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 33 - 3

3- سلامت و امنيت كامل براى عيسى ( ع ) در لحظه مرگ و هنگامه رستاخيز ، تضمين شده و تغيير ناپذير است .

والسلم علىّ . .. يوم أموت و يوم أُبعث حيًّا

82- حتميت سلامتى عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 33 - 3

3- سلامت و امنيت كامل براى عيسى ( ع ) در لحظه مرگ و هنگامه رستاخيز ، تضمين شده و تغيير ناپذير است .

والسلم علىّ . .. يوم أموت و يوم أُبعث حيًّا

83- حتميت ولادت عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 21 - 13

13- تولد عيسى ( ع ) بدون پدر و نشانه بودن او براى قدرد خداوند و رحمت الهى بودن او ، از مقدرات خداوند و غير قابل تغيير بود .

كذلك . .. و لنجعله ءاية للناس و رحمة منّا و كان أمرًا مقضيًّا

جمله «كان أمراً مقضيّاً» ممكن است تنها در باره تولد عيسى(ع) باشد و ممكن است به هر سه موضوعى كه در آيه ذكر شده است، مربوط باشد. «مقضيّاً» اسم مفعول از «قضاء» است; يعنى آنچه قطعى شده و فيصله يافته باشد. «أمر» در معانى «فرمان» و «حادثه» استعمال مى شود. كلمه «مقضيّاً» قرينه بر اراده معناى دوم است.

84- حشر عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 33 - 8

8- حضرت عيسى ( ع ) همانند ديگر انسان ها ، داراى تولد ، مرگ و رستاخيز و خود معترف به آن است .

يوم ولدت و يوم أموت و يوم أُبعث حيًّا

85- حقانيت دعوت عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 63 - 4

4 - محتواى دعوت عيسى ( ع ) و ديگر پيامبران الهى ، غيرقابل خدشه و ترديدناپذير

قال قد جئتكم بالحكمة

واژه «حكمت» به معناى معارف و احكام متقن و قطعى است.

86- حقانيت عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 114 - 8

8 - نزول مائده آسمانى از ميان برنده شك و ترديد در حقانيت مسيح و معجزه اى كافى براى همه مسيحيان

و نعلم ان قد صدقتنا . .. أنزل علينا مائدة من السماء

87- حكمت عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 110 - 16،18

16 - حضرت مسيح عالمِ به كتاب ، حكمت ، تورات و انجيل

و اذ علمتك الكتب و الحكمة و التورية و الانجيل

18 - آگاهى مسيح به كتاب و حكمت و تورات و انجيل ، از نعمت هاى خاص خدا به آن حضرت

و اذ علمتك الكتب و الحكمة و التورية و الانجيل

88- حواريون عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 52 - 13،14،18،20،22،23،25

13 - حواريون ، تنها اجابت كنندگان دعوت عيسى ( ع ) ، براى يارى وى در جهت حركت به سوى خدا

من انصارى الى اللّه قال الحواريّون نحن انصار اللّه

14 - حواريون در پى دعوت عيسى ( ع ) ، حمايت و ايمان خود را اظهار داشتند .

من انصارى الى اللّه . .. قال الحواريّون نحن انصار اللّه

18 - حواريون ، پيشتازان ايمان به خدا و يارى كردن عيسى ( ع )

قال الحواريّون نحن انصار اللّه

20 - درخواست حواريون از عيسى ( ع ) ، مبنى بر شهادت و گواهى او بر مقام تسليم آنان

امنا باللّه و اشهد بانّا مسلمون

22 - ايمان و اعتقاد حواريون به رستاخيز و حسابرسى در قيامت *

و اشهد بانّا مسلمون

چون شاهد گرفتن حواريون در دنيا ظاهراً ثمرى براى آنان ندارد، لذا اين استشهاد براى استفاده در آخرت خواهد بود.

23 - اعتقاد حواريون به مفيد بودن شهادت انبياى الهى در رستاخيز *

و اشهد بانّا مسلمون

25 - حواريون ، ياوران مخلص و پاك عيسى ( ع ) و مبلّغ دين و موعظه كننده مردم

قال الحواريّون نحن انصار اللّه

از امام رضا (ع) سؤال شد: لم سمّى الحواريون الحواريين؟ آن حضرت فرمود: . .. لانّهم كانوا مخلَصين فى انفسهم و مخلِصين لغيرهم من اوساخ الذنوب بالوعظ و التّذكير.


عيون اخبارالرضا (ع)، ج 2، ص 79، ح 10 ; علل الشرايع، ج 1، ص 80، ح 1.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 113 - 5

5 - اصحاب عيسى ( ع ) ، در برهه اى از زمان دچار كمبود مواد غذايى *

قالوا نريد ان نأكل منها

درخواست نزول مائده به انگيزه تغذيه در صورتى مى تواند توجيهى براى آن درخواست به حساب آيد كه دستيابى به خوراكيها از راههاى معمول براى آنان بسيار مشكل باشد.

89- حواريون و عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 111 - 7،9

7 - تسليم در برابر دستورات خداوند و رسولش مسيح ( ع ) از ويژگى هاى بارز حواريون مسيح

و اشهد باننا مسلمون

جمله «ءامنوا بى و برسولى» حكايت از آن دارد كه متعلق «مسلمون» اوامر خدا و رسول او حضرت مسيح است.

9 - حواريون عيسى ( ع ) از وى خواستند تا به تسليمشان در برابر خدا و رسولش گواه باشد .

قالوا ءامنا و اشهد باننا مسلمون

برداشت فوق بر اين اساس است كه مخاطب فعل «اشهد» حضرت عيسى(ع) باشد. نياوردن ربنا و مانند آن در مقام درخواست از خداوند مى تواند مؤيد اين احتمال باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 112 - 1،4

1 - ميهمانى بر سفره غذايى آسمانى و نازل شده از جانب خداوند ، درخواست حواريون از عيسى ( ع )

اذ قال الحواريون . .. هل يستطيع ربك ان ينزل علينا مائدة من السماء

كلمه «مائدة» به معناى غذا و سفره اى است كه بر آن غذا نهاده شده باشد.

4 - حواريون ، خواستار معجزه اى اختصاصى براى خويش افزون بر ساير معجزات عيسى ( ع )

ان ينزل علينا مائدة

كلمه «علينا» به قرينه «نأكل» و «قلوبنا» و «نعلم» و «نكون» در آيه بعد نشانگر اين است كه حواريون خواستار معجزه اى بودند كه تنها خودشان از آن بهره مند گردند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 113 - 11

11 - تبليغ حقانيت رسالت عيسى ( ع ) ، پس از نزول مائده آسمانى ، تعهد و ميثاق حواريون با وى

قالوا . .. و نكون عليها من الشهدين

90- حيات اخروى عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 33 - 11

11- حضرت عيسى ( ع ) داراى حياتى ويژه در آخرت

و يوم أُبعث حيًّا

با اين كه فعل «أُبعث» بر زنده شدن دلالت دارد، تصريح به «حيّاً» ممكن است به خاطر ويژگى حيات اخروى عيسى(ع) در مقايسه با ديگران باشد.

91- حيات جسمانى عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 159 - 5

5 - حضرت عيسى ( ع ) ، هم اكنون زنده و داراى حياتى جسمانى است .

و إن من أهل الكتب إلاّ ليؤمننّ به قبل موته

با توجه به مضارع بودن فعل «ليؤمننّ» كه اِخبار از آينده است و در طول تاريخ گذشته چنين نبوده كه تمامى اهل كتاب به حضرت عيسى(ع) ايمان آورده باشند، معلوم مى شود آن حضرت هنوز زنده است.

92- حيات عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 17 - 9،14

9 - حيات و مرگ مسيح ( ع ) و مادرش مريم و تمامى اهل زمين ، در قبضه قدرت خداوند

قل فمن يملك من اللّه شيئاً ان اراد ان يهلك . .. و من فى الأرض جميعاً

14 - زنده بودن مسيح ( ع ) و مادرش مريم در عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) *

فمن يملك من اللّه شيئاً ان اراد ان يهلك المسيح ابن مريم و امه

مفهوم جمله «ان اراد . ..» اين است كه آن دو بزرگوار در زمان نزول آيه زنده بوده اند.

93- خدا و عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 48 - 1

1 - خداوند ، معلّم عيسى ( ع )

و يعلّمه الكتاب و الحكمة

94- خلقت عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 171 - 14،17

14 - حضرت عيسى ( ع ) ، مخلوق و مملوك خداست ، نه خدا و فرزند خدا .

انما المسيح عيسى ابن مريم رسول اللّه و كلمته

برخى بر آنند كه مراد از «كلمة اللّه» همان كلمه «كن» است كه خداوند با آن مخلوقات را ايجاد مى كند و از جمله با اين كلمه، حضرت مسيح(ع) را ايجاد كرد.

17 - حضرت عيسى ( ع ) ، نفخه الهى است كه در حضرت مريم دميده شد . *

انما المسيح عيسى ابن مريم رسول اللّه و كلمته القها إلى مريم و روح منه

كلمه «روح» عطف بر «كلمته» است و به مقتضاى عطف، «روح منه» مى تواند به جمله «القها الى مريم» توصيف گردد ; يعنى «. .. و روح منه القها الى مريم» و در اين صورت - چنانچه برخى از مفسران گفته اند - «روح» به معناى نفخه است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 17 - 13،28

13 - مسيح ( ع ) ، فاقد پدر

هو المسيح ابن مريم . .. المسيح ابن مريم و امه

28 - خلقت ويژه حضرت مسيح ( ع ) ، نبايد موجب پيدايش شبهه الوهيت در مورد وى گردد .

لقد كفر الذين . .. يخلق ما يشاء

گويا جمله «يخلق ما يشاء»، در رد پندار كسانى است كه به خاطر نحوه خاص آفرينش حضرت مسيح(ع)، قائل به الوهيت وى شدند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 60 - 6

6 - خداوند ، قادر به آفرينش انسان هايى فرشته صفت هم چون عيسى ( ع ) *

و لو نشاء لجعلنا منكم ملئكة

گروهى از مفسران منظور از اين آيه را، ايجاد انسان هايى فرشته صفت دانسته اند كه در صدد رفع استبعاد مشركان نسبت به قدرت ويژه انسان هايى هم چون عيسى(ع) كه مى توانست مردگان را زنده كند و بيماران را شفا بخشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 61 - 3

3 - آفرينش عيسى ( ع ) ، دليلى بس روشن و آشكار بر امكان برپايى قيامت

و لمّا ضرب ابن مريم . .. و إنّه لعلم للساعة

برداشت ياد شده بنابراين نكته است كه مقصود از آيه شريفه اين باشد كه آفرينش شگفت عيسى(ع) به وسيله خداوند نشانگر قدرت و توانايى او بر برپايى قيامت است.

95- خواسته عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 114 - 1،6،7،9

1 - حضرت مسيح ( ع ) با پذيرش تقاضاى حواريون ، از خداوند خواست سفره غذايى از آسمان فرو فرستد .

قال عيسى ابن مريم اللّهم ربنا أنزل علينا مائدة من السماء

6 - برجاى ماندن خاطره اى سرورانگيز در جامعه مسيحيت از انگيزه هاى عيسى ( ع ) براى درخواست مائده آسمانى

أنزل علينا مائدة من السماء تكون لنا عيداً لاوّلنا و ءاخرنا

7 - مسيح ( ع ) خواهان عيد قرار گرفتن روز نزول مائده آسمانى در جامعه مسيحيت

أنزل علينا مائدة من السماء تكون لنا عيداً لاوّلنا و ءاخرنا

9 - برجاى ماندن نشانه و آيتى الهى در جامعه مسيحيت با نزول مائده آسمانى ، از انگيزه هاى مسيح براى درخواست آن از خداوند

أنزل علينا مائدة من السماء تكون . .. ءاية منك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 115 - 9

9 - نزول نان و گوشت ( مائده آسمانى ) بر حواريين از سوى خداوند پس از درخواست حضرت عيسى ( ع )

قال اللّه انى منزلها عليكم

رسول خدا(صلی الله علیه و آله) در توصيف مائده اى كه بر حواريين نازل شد فرمود: نزلت المائدة خبزاً و لحماً . .. .


مجمع البيان، ج 3، ص 410; نورالثقلين، ج 1، ص 691، ح 437.

96- خوش رفتارى عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 32 - 2

2- عيسى ( ع ) در گهواره ، خود را فرزندى خوش رفتار و نيكوكار براى مادرش مريم ( س ) خواند و اين ويژگى را عطيه خداوند

دانست .

و برًّا بولدتى

تقدير «و برّاً بوالدتى» به قرينه آيه قبل «و جعلنى برّاً بوالدتى» است.

97- خوش قدمى عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 31 - 1

1- خداوند حضرت عيسى ( ع ) را پيامبرى خجسته ، خوش قدم و مايه خير و بركت قرار داد .

و جعلنى مباركًا أين ما كنت

«بركة»، يعنى افزونى و فراوانى (مصباح) و «مبارك»، يعنى منشأ خير فراوان (لسان العرب) و تعبير «أين ما كنت» حاكى از خوش قدمى عيسى(ع) است، به گونه اى كه هر جا قرار گيرد، خير و بركت در آن نقطه افزونى خواهد يافت.

98- خوشنامى عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 57 - 7

7 - عيسى بن مريم ( ع ) ، شخصيتى شناخته شده و نامى آشنا در مكه عصر بعثت

و لمّا ضرب ابن مريم

99- دعاى حواريون عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 53 - 7

7 - حواريون از خداوند درخواست كردند كه همواره - در دنيا و آخرت - ، همراه گواهان ( انبيا ) باشند .

فاكتبنا مع الشاهدين

100- دعوت عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 49 - 5

5 - معجزات روشنگر عيسى ( ع ) ، دليل صدق دعوت او

انّى قد جئتكم باية من ربّكم

چون عيسى (ع) مدعى رسالت بود، نخست مى بايست آن را اثبات كند. بنابراين منظور از آيه و نشانه در «باية من ربّكم»، نشانه نبوت اوست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 51 - 7

7 - محور دعوت عيسى ( ع ) ، بيان ربوبيّت خدا و هدايت مردم به پرستش او

انّ اللّه ربّى و ربّكم فاعبدوه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 52 - 13

13 - حواريون ، تنها اجابت كنندگان دعوت عيسى ( ع ) ، براى يارى وى در جهت حركت به سوى خدا

من انصارى الى اللّه قال الحواريّون نحن انصار اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 72 - 9،10،11

9 - دعوت مسيح ( ع ) از بنى اسرائيل به پرستش خداى يگانه و توحيد ربوبى

و قال المسيح يبنى اسرءيل اعبدو اللّه ربى و ربكم

10 - پيراسته بودن مسيح ( ع ) از دعوت مردم به پرستش خويش

اعبدو اللّه ربى و ربكم

11 - دعوت مسيح ( ع ) به پرستش خداى يگانه ، دليل و گواهى روشن بر خدا نبودن او

قالوا إنّ اللّه هو المسيح ابن مريم و قال المسيح يبنى اسرءيل اعبدو

جمله حاليه «و قال المسيح» استدلالى است بر رد پندار الوهيت براى مسيح(ع).

101- دعوتهاى عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 36 - 3،11

3- دعوت همه مردم به پذيرش توحيد ربوبى و پرستش خداى يگانه ، از جمله سخنان عيسى ( ع ) در گهواره

و إنّ اللّه ربّى و ربّكم فاعبدوه

11- عيسى ( ع ) ، دعوت كننده مردم به صراط مستقيم

هذا صرط مستقيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 14 - 7

7 - عيسى بن مريم ( ع ) ، از حواريون خواست او را در هدايت خلق به سوى خداوند يارى كنند .

كما قال عيسى ابن مريم للحواريّين من أنصارى إلى اللّه

102- دلايل نبوت عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 87 - 5

5 - عيسى ( ع ) از پيامبران الهى و برخوردار از معجزات و دلايلى روشن بر پيامبرى خويش

و ءاتينا عيسى ابن مريم البينت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 63 - 1

1 - رسالت عيسى ( ع ) ، متكى به ادله و براهين آشكار

و لمّا جاء عيسى بالبيّنت

«بيّنات» (جمع «بيّنة») به معناى دلايل و حجت هاى روشن و آشكار است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 6 - 8

8 - معجزات و دلايل روشن ، پشتوانه رسالت عيسى ( ع ) بود .

فلمّا جاءهم بالبيّنت

«بيّنه» (مفرد «بيّنات») به معناى دليل روشن است. از مصاديق بينات، معجزات مى باشد.

103- دلجويى از عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 55 - 15

15 - دلجويى خداوند از حضرت عيسى ( ع ) ، در برابر نگرانى آن حضرت از مكر كافران

فلمّا احسّ عيسى . .. قال ... انى متوفّيك و رافعك ... و جاعل الّذين اتبعوك فوق ال

104- دلدارى عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 24 - 2

2- حضرت عيسى ( ع ) در شرايط سخت روحى و جسمى مادرش مريم ( س ) پس از زايمان با وى سخن گفت و او را دل دارى داد .

فحملته . .. فناديها من تحتها ألاّتحزنى

مراد از ضمير فاعلى در «نادى» - به قرينه ضمائر «فحملته فانتبذت به» در آيات قبل - حضرت عيسى(ع) است و مراد از ضمير «من تحتها» همانند ضمير «فناداها» حضرت مريم(س) است. برخى فاعل «نادى» را جبرئيل دانسته و ضمير «من تحتها» را به «نخلة» يا «مريم» ارجاع داده اند; ولى سياق آيات با آنچه گفته شد سازگارتر است.

105- ديدگاه عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 114 - 11

11 - منزلت والاتر جنبه هاى معنوى نزول مائده آسمانى بر جنبه هاى مادى آن ، در نگرش عيسى ( ع )

تكون لنا عيداً لاوّلنا و ءاخرنا ءاية منك و ارزقنا

106- دين عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 50 - 16

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 13 - 4،13

4 - نوح ، ابراهيم ، موسى ، عيسى ( ع ) و پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) ، پيامبران اولواالعزم و داراى شريعت

شرع لكم من الدين ما وصّى به نوحًا . .. و موسى و عيسى

13 - شرايع آسمانى ، منحصر در شريعت نوح ، ابراهيم ، موسى ، عيسى ( ع ) و پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) است .

شرع لكم من الدين ما وصّى به نوحًا . .. و عيسى

از اين كه خداوند به يادآورى شريعت هاى ياد شده بسنده نموده، برداشت بالا به دست مى آيد.

107- ذكر قصه عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 16 - 1

1- توجه ويژه به آيات سرگذشت مريم و تشريح داستان تولد عيسى در قرآن ، وظيفه اى الهى بر عهده پيامبر (صلی الله علیه و آله)

واذكر فى الكتب مريم

«اذكر» خطاب به پيامبر(صلی الله علیه و آله) است. آن حضرت بدون دستور خاص نيز آيات نازل شده را در قرآن بيان مى كرد. هدف از تأكيد بر ذكر اين آيات، بيان اهميت ماجراى باردارى مريم به عيسى و تأثير عميق آن در جامعه آن روز است.

108- رأفت عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 27 - 9

9 - عيسى ( ع ) ، پيام آور رأفت و رحمت

و جعلنا فى قلوب الذين اتّبعوه رأفة و رحمة

109- رحمت عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 21 - 12،13

12- حضرت عيسى ( ع ) ، تبلور رحمتى بزرگ از جانب خداوند براى مردم

و لنجعله . .. و رحمة منّا

به قرينه عطف «رحمة» بر «آية للناس» مراد رحمت بر مردم است.

13- تولد عيسى ( ع ) بدون پدر و نشانه بودن او براى قدرد خداوند و رحمت الهى بودن او ، از مقدرات خداوند و غير قابل تغيير بود .

كذلك . .. و لنجعله ءاية للناس و رحمة منّا و كان أمرًا مقضيًّا

جمله «كان أمراً مقضيّاً» ممكن است تنها در باره تولد عيسى(ع) باشد و ممكن است به هر سه موضوعى كه در آيه ذكر شده است، مربوط باشد. «مقضيّاً» اسم مفعول از «قضاء» است; يعنى آنچه قطعى شده و فيصله يافته باشد. «أمر» در معانى «فرمان» و «حادثه» استعمال مى شود. كلمه «مقضيّاً» قرينه بر اراده معناى دوم است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 27 - 9

9 - عيسى ( ع ) ، پيام آور رأفت و رحمت

و جعلنا فى قلوب الذين اتّبعوه رأفة و رحمة

110- رسالت عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 50 - 10

10 - معجزات عيسى ( ع ) ، نشانه اى از سوى پروردگار ، براى اثبات رسالت او و صحّت تغيير برخى احكام الهى توسط وى

و لاحلّ لكم . .. و جئتكم باية من ربّكم

جمله «و جئتكم باية»، پس از بيان تغيير برخى احكام، تذكر به اين معناست كه تغيير احكام بايد تنها از جانب پيامبران - با ارائه معجزه براى اثبات نبوّت - صورت گيرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 72 - 8

8 - مسيح ( ع ) پيامبرى فرستاده شده به سوى بنى اسرائيل

و قال المسيح يبنى اسرءيل اعبدو اللّه ربى و ربكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 75 - 1،5

1 - مسيح ( ع ) فرزند مريم و فرستاده خداوند

ما المسيح ابن مريم الا رسول

5 - مسيح ( ع ) رسولى همانند رسولان گذشته كه نه خدا بودند و نه فرزند او

ما المسيح ابن مريم الا رسول قد خلت من قبله الرسل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 110 - 33

33 - پيامبرى و رسالت عيسى ( ع ) برانگيزنده دشمنى بنى اسرائيل با وى

و اذ كففت بنى اسرءيل عنك اذ جثتهم بالبينت

«اذ جثتهم بالبينت» رساى به اين معناست كه علت دشمنى بنى اسرائيل با عيسى(ع) بعثت او به پيامبرى و دعوت آنان به ايمان بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 117 - 2،4،10

2 - عيسى ( ع ) ، وفادار به حريم رسالت خويش ، در ابلاغ فرامين خداوند

ما قلت لهم الا ما امرتنى به ان اعبدوا اللّه

4 - دعوت مردمان به توحيد و پرستش خداوند يكتا از اساسى ترين وظائف و رسالت هاى عيسى ( ع )

ما امرتنى به ان اعبدوا اللّه ربى و ربكم

تفسير «ما امرتنى به» به «ان اعبدوا اللّه» - با اينكه حضرت عيسى(ع) به جز فرمان به عبادت خدا پيامهاى ديگر نيز داشت - گوياى اين است كه ابلاغ فرمان توحيد از اساسى ترين وظايف مسيح(ع) بوده است.

10 - عيسى ( ع ) - به هنگام حضور در ميان امت خويش - بازدارنده آنان از گرايش به شرك بود .

و كنت عليهم شهيداً مادمت فيهم

كلمه «شهيداً» به قرينه كلمه «رقيب» در فراز بعد مى تواند علاوه بر گواهى عيسى(ع) بر امت خويش، حاكى از مراقبت وى براى راه نيافتن انحراف در عقايد آنان نيز باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 30 - 10

10- « عن يزيد الكناسى قال : سألت أباجعفر ( ع ) أكان عيسى بن مريم حين تكلّم فى المهد حجة اللّه على أهل زمانه ؟ فقال : كان يومئذ نبيّاً حجة اللّه غير مرسل ، أما تسمع لقوله حين قال : « إنّى عبداللّه آتانى الكتاب و جعلنى نبيّاً » . . . فلمّا بلغ عيسى سبع سنين تكلّم بالنبوة والرسالة حين أوحى اللّه تعالى إليه ;

از يزيد كناسى نقل شده كه گفت: از امام باقر(ع) سؤال كردم آيا عيسى بن مريم(ع) آن گاه كه در گهواره بود حجت خدا بر اهل زمانش بود؟ فرمود: (عيسى(ع)) در آن زمان پيامبر و حجت خدا بود، اما مأموريت رسالت نداشت، آيا سخن او را نمى شنوى آن گاه كه گفت: «. .. و جعلنى نبيّاً» ... پس آن گاه كه به هفت سالگى رسيد، ابراز نبوت و رسالت كرد، همان هنگام كه خدا به او وحى كرد.».

111- رستگارى عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 119 - 14

14 - مسيح ( ع ) انسانى رستگار و نايل به فوزى بس عظيم

ذلك الفوز العظيم

112- رضايت عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 119 - 10

10 - حضرت مسيح ( ع ) ، همواره خشنود از خداوند و از زمره جلب كنندگان رضايت الهى و اهل بهشت است .

قال اللّه هذا يوم ينفع الصدقين . .. رضى اللّه عنهم و رضوا عنه

از مصاديق مورد نظر براى اين آيه - به قرينه آيات گذشته - حضرت مسيح(ع) است.

113- روزى حلال عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 51 - 18

18 - « عن النبى (صلی الله علیه و آله) فى قوله « ياأيّهاالرسل كلوا من الطّيّبات » ( الآية ) قال : ذاك عيسى بن مريم يأكل من غزل أُمّه ;

از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) درباره سخن خداوند «يا أيّها الرسل. ..» روايت شده است كه فرمود: يكى از پيامبران - كه از طيبات مى خورد - عيسى بن مريم است. او از دستمزد نخ ريسى مادرش ارتزاق مى كرد».

114- روش مبارزه دشمنان عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 6 - 11

11 - اتهام سحر و ساحرى ، از حربه هاى تبليغاتى دشمنان عيسى ( ع ) عليه آن حضرت

فلمّا جاءهم بالبيّنت قالوا هذا سحر مبين

115- زمينه تكامل عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 33 - 2

2- حضرت عيسى ( ع ) در زمان تولد ، داراى جسم و روحى سالم و آماده رشد و كمال بود .

والسلم علىّ يوم ولدت

116- زمينه رشد عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 33 - 2

2- حضرت عيسى ( ع ) در زمان تولد ، داراى جسم و روحى سالم و آماده رشد و كمال بود .

والسلم علىّ يوم ولدت

117- زمينه عيسى(ع) پرستى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 76 - 7

7 - پندار قدرت مسيح ( ع ) و مريم بر سود و زيان رسانى به مردم ، از عوامل پرستش آن دو ، از سوى مسيحيان *

قل اتعبدون من دون اللّه ما لايملك لكم ضراً و لانفعاً

استدلال بر ناروايى پرستش مسيح(ع) و مادرش مريم به ناتوانى آنان از ضرر رسانى و نفع بخشى، مى تواند اشاره به ريشه و عامل پرستش مسيح(ع) و مريم، از سوى نصارا داشته باشد.

118- سازماندهى عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 52 - 9

9 - تلاش عيسى ( ع ) براى تشكّل بخشيدن و سازماندهى به جبهه مؤمنان ، عليه جبهه كفر

فلمّا احسّ . .. قال من انصارى الى اللّه

119- سجده عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 58 - 16

16- زكريا ، يحيى ، مريم ( س ) ، عيسى ، ابراهيم ، اسحق ، يعقوب ، موسى ، هارون ، اسماعيل ، و ادريس ( ع ) ، هنگام شنيدن آيات الهى به سجده مى افتادند و در حال سجود اشك مى ريختند .

أُولئك . .. إذا تتلى عليهم ءايت الرحمن خرّوا سجّدًا و بكيًّا

120- سرزنشهاى عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 112 - 10،13،14

10 - حواريون عيسى مورد توبيخ وى به خاطر ترديدشان در توانمندى خداوند

هل يستطيع ربك . .. قال اتقوا اللّه ان كنتم مؤمنين

جمله «اتقوا اللّه . ..» حاكى از انتقاد و اعتراض عيسى(ع) به حواريون است ناظر به مطالبى است كه از «هل يستطيع ربك ...» به دست مى آيد كه از جمله آنها ترديد در توانمندى خداوند است.

13 - حواريون عيسى مورد سرزنش وى به خاطر رعايت نكردن ادب در يادكردن از نام خدا

هل يستطيع ربك . .. قال اتقوا اللّه

رعايت ادب در مورد آيه اين بود كه حواريون به جاى «ربك» (پروردگارت) بگويند: ربنا

14 - حواريون عيسى مورد سرزنش وى به خاطر پيشنهاد معجزه ويژه و نزول مائده آسمانى ، على رغم مشاهده معجزات فراوان

قال اتقوا اللّه ان كنتم مؤمنين

آيات پيشين دلالت مى كند كه عيسى حتى در كودكى و قبل از دعوت مردمان به ايمان، معجزاتى را به مردمان ارائه مى كرد. بنابراين مى توان گفت انتقاد و اعتراض حضرت مسيح(ع) بدين جهت بوده كه چرا با وجود معجزات فراوان باز هم از وى درخواست معجزه دارند.

121- سرنوشت عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 33 - 9

9- عيسى ( ع ) به برخى از حوادث آينده خويش آگاه بود .

والسلم علىّ . .. يوم أموت

122- سلامتى دنيوىعيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 33 - 1

1- حضرت عيسى ( ع ) در گهواره ، برخوردارى خود را از سلامت و امنيت كامل ، در مراحل تولد ، مرگ و رستاخيز ، اعلام كرد .

والسلم علىّ يوم ولدت و يوم أموت و يوم أُبعث حيًّا

«ال» در «السلام» براى استغراق خصوصيات است، يعنى سلام كامل جامع و داراى همه خصوصيات، از همين جهت اين سلام با سلام در مورد حضرت يحيى(ع) از نظر خصوصيات متفاوت است.

123- سلامتى عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 33 - 2،4

2- حضرت عيسى ( ع ) در زمان تولد ، داراى جسم و روحى سالم و آماده رشد و كمال بود .

والسلم علىّ يوم ولدت

4- عيسى ( ع ) با سالم خواندن مرحله ولادت خويش از هر عيب و ناپسندى ، بر مبرّابودن مادرش مريم ( س ) از اتهامات نارواى مردم تأكيد كرد .

والسلم علىّ يوم ولدت

124- سلامتىاخروىعيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 33 - 1،3

1- حضرت عيسى ( ع ) در گهواره ، برخوردارى خود را از سلامت و امنيت كامل ، در مراحل تولد ، مرگ و رستاخيز ، اعلام كرد .

والسلم علىّ يوم ولدت و يوم أموت و يوم أُبعث حيًّا

«ال» در «السلام» براى استغراق خصوصيات است، يعنى سلام كامل جامع و داراى همه خصوصيات، از همين جهت اين سلام با سلام در مورد حضرت يحيى(ع) از نظر خصوصيات متفاوت است.

3- سلامت و امنيت كامل براى عيسى ( ع ) در لحظه مرگ و هنگامه رستاخيز ، تضمين شده و تغيير ناپذير است .

والسلم علىّ . .. يوم أموت و يوم أُبعث حيًّا

125- سيره عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 32 - 1

1- رفتار نيك با مادر و گرامى داشت وى ، سيرت الهى و خوى خدادادى عيسى ( ع ) ، از آغاز ميلاد

و برًّا بولدتى

126- شخصيت عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 171 - 20

20 - شخصيت فوق العاده حضرت عيسى ( ع ) زمينه غلو و گزافه گويى مسيحيان در مورد ايشان

ياهل الكتب لاتغلوا فى دينكم . .. انما المسيح عيسى ابن مريم رسول اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 172 - 5

5 - شخصيت والاى مسيح ( ع ) و مقام بلند فرشتگان ، مانع آنها از بندگى خداوند نيست .

لن يستنكف المسيح ان يكون عبداً للّه و لاالملئكة المقربون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 116 - 10

10 - عيسى ( ع ) شخصيتى بدور از ادعاى گزاف آميز درباره خويش و مادرش مريم

ما يكون لى ان اقول ما ليس لى بحق

127- شرك ربوبى يهود دوران عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 64 - 3

3 - يهوديان در عصر عيسى ( ع ) ، گرفتار شرك در ربوبيت و دور ماندن از پرستش پروردگار يگانه

إنّ اللّه هو ربّى و ربّكم فاعبدوه

از تأكيد عيسى(ع) بر ربوبيت الهى، مطلب بالا استفاده مى شود.

128- شرك عبادى يهود دوران عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 64 - 3

3 - يهوديان در عصر عيسى ( ع ) ، گرفتار شرك در ربوبيت و دور ماندن از پرستش پروردگار يگانه

إنّ اللّه هو ربّى و ربّكم فاعبدوه

از تأكيد عيسى(ع) بر ربوبيت الهى، مطلب بالا استفاده مى شود.

129- شريعت عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 87 - 9

9 - عيسى ( ع ) داراى شريعتى جديد ، نه تابع شريعت موسى ( ع ) و مبلغ آن

و لقد ءاتينا موسى الكتب . .. و ءاتينا عيسى ابن مريم البينت

نامبردن از عيسى(ع) و اكتفا نكردن به جمله «قفينا . ..» - با وجود اينكه او نيز پس از موسى (ع) مبعوث شد و جمله مذكور مى توانست شامل او نيز بشود - اشاره به نكاتى دارد; از جمله اينكه پيامبران پس از موسى(ع) تابع شريعت او بوده و شريعت و كتاب مستقلى نداشتند، ولى عيسى(ع) داراى شريعت و كتاب مستقلى بود.

130- شفاعت عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 72 - 25

25 - مسيح ( ع ) هرگز مشركان امت خويش را شفاعت نخواهد كرد .

قالوا إنّ اللّه هو المسيح . .. و ما للظلمين من انصار

جمله «و ما الظلمين من انصار» مى تواند حاكى از اعتقاد مسيحيان مبنى بر شفاعت مسيح(ع) از آنان و نجاتشان از دوزخ باشد.

131- شك در رسالت عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 113 - 8

8 - حواريون در آغاز رسالت مسيح ، محروم از ايمان راستين و گرفتار شك و ترديد در حقانيت رسالت عيسى ( ع )

قالوا . .. و تطمئن قلوبنا و نعلم ان قد صدقتنا

132- شك در عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 34 - 7

7- در باره ماهيت حضرت عيسى ( ع ) ( بشربودن و تكوين يافتن او بدون پدر ) در طول تاريخ ترديدهايى ناروا وجود داشته است .

ذلك عيسى ابن مريم . .. الذى فيه يمترون

«الذى» وصف است براى «عيسى» يا «قول الحقّ» و «إمتراء» (مصدر «يمترون») به معناى شك و ترديد كردن است. غايب ذكرشدن صيغه «يمترون» از آن حكايت دارد كه كسانى غير از مسلمانان در باره حضرت عيسى(ع) به عقايدى پاى بند بودند كه برپايه يقين استوار نبود.

133- شگفتى تكلم عيسى(ع) در نوزادى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 29 - 5

5- مردم ، از واگذارشدن پاسخ اتهامات از سوى مريم ( س ) به نوزادش عيسى ( ع ) ، شگفت زده شده و آن را باور نكردند .

فأشارت إليه قالوا كيف نكلّم من كان فى المهد صبيًّا

استفهام در آيه انكارى است. اين انكار را چندين تأكيد نيز همراهى مى كند: 1) فعل «كان» كه در اين موارد بر ماضى دلالت ندارد، بلكه استقرار و ثبوت را مى فهماند; 2) قيد «فى المهد» كه نشانه ناتوانى عيسى(ع) از هرگونه حركتى است; 3) قيد

«صبيّاً» كه با وجود «فى المهد» نيازى به آن نبود، ولى گويندگان آن را به منظور تأكيد انكار و تعجبشان افزودند.

134- صداقت عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 49 - 5

5 - معجزات روشنگر عيسى ( ع ) ، دليل صدق دعوت او

انّى قد جئتكم باية من ربّكم

چون عيسى (ع) مدعى رسالت بود، نخست مى بايست آن را اثبات كند. بنابراين منظور از آيه و نشانه در «باية من ربّكم»، نشانه نبوت اوست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 119 - 2،3

2 - عيسى ( ع ) از زمره راستگويان و درست كرداران

هذا يوم ينفع الصدقين صدقهم

از مصاديق مورد نظر براى «الصدقين» - به قرينه آيات گذشته - حضرت مسيح(ع) است.

3 - خداوند ، گواه بر راستگويى عيسى ( ع ) در انجام رسالت هاى الهى خويش و اظهار برائت از ادعاى الوهيت

قال اللّه هذا يوم ينفع الصدقين صدقهم

از مصاديق مورد نظر براى «صدقهم» سخنان نقل شده از عيسى(ع) در آيات پيشين است كه ابلاغ توحيد و يكتاپرستى، نفى ادعاى الوهيت براى خويش و مادرش مريم(ع) و نداشتن هيچ نقشى در گرايش امت به شرك از جمله آنهاست.

135- صفات عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 60 - 6

6 - خداوند ، قادر به آفرينش انسان هايى فرشته صفت هم چون عيسى ( ع ) *

و لو نشاء لجعلنا منكم ملئكة

گروهى از مفسران منظور از اين آيه را، ايجاد انسان هايى فرشته صفت دانسته اند كه در صدد رفع استبعاد مشركان نسبت به قدرت ويژه انسان هايى هم چون عيسى(ع) كه مى توانست مردگان را زنده كند و بيماران را شفا بخشد.

136- صليب عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 157 - 11

11 - صليب و به دار آويخته شدن حضرت مسيح ، پايه و اساسى جز گمان ندارد .

و قولهم إنّا قتلنا المسيح . .. و ما قتلوه و ما صلبوه و لكن شبه لهم

137- ضعف عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 17 - 11

11 - ناتوانى مسيح ( ع ) و مادرش و تمامى اهل زمين در برابر اراده الهى ، دليل بطلان ادعاى الوهيت براى مسيح ( ع )

لقد كفر الذين . .. ان اراد ان يهلك المسيح ابن مريم و امه و من فى الأرض جميعاً

138- طعام عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 75 - 14،16

14 - تغذيه ، نياز روزمره مسيح ( ع ) و مادرش مريم ( ع )

كانا يأكلان الطعام

فعل مضارع «يأكلان» دلالت بر استمرار دارد و حاكى از نياز دائمى آنان به غذاست.

16 - نيازمندى مسيح ( ع ) و مادرش مريم ( ع ) به تغذيه ، دليلى روشن بر خدا نبودن آنها

كانا يأكلان الطعام

جمله «كانا يأكلان الطعام» برهانى عليه اعتقاد به الوهيت مسيح(ع) و مادرش مريم است ; يعنى آنها به اين دليل نمى توانند خدا باشند كه گرسنه مى شوند و نياز به تغذيه و دفع فضولات آن دارند.

139- طهارت عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 55 - 1،4،9

1 - توفّى ( نجات ) ، عروج ، تطهير حضرت عيسى ( ع ) و غلبه پيروان آن حضرت بر دشمنان ، مكر خداوند در برابر مكر كافران

و مكروا و مكر اللّه . .. اذ قال اللّه يا عيسى انّى متوفّيك ... فوق الذين كفروا

بنابراينكه «اذ»، متعلّق به «مكر اللّه» باشد، يعنى مكر خداوند هنگام بوده كه عيسى را بسوى خويش عروج داد و . .. .

4 - نجات و تطهير حضرت عيسى ( ع ) ، توسّط خداوند

انّى متوفّيك . .. و مطهّرك

9 - تنزيه حضرت عيسى ( ع ) از تهمت هاى نارواى كافران ، توسّط خداوند

و مطهّرك من الذين كفروا

بنابراينكه متعلّق تطهير به قرينه آيات سابق، اتهاماتى باشد كه به حضرتش زدند و «من»، نشويّه باشد.

140- ظهور عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 159 - 2

2 - حضرت مسيح ( ع ) پس از حضور مجدد در بين امت خويش ، خواهد مرد .

إلاّ ليؤمننّ به قبل موته

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 61 - 2

2 - ظهور عيسى ( ع ) ، نشانه قطعى بر وقوع قيامت

و إنّه لعلم للساعة

برداشت بالا بدين احتمال است كه آيه ناظر به حضور مجدد عيسى(ع) در آخرالزمان بر روى زمين باشد. كه در اين صورت مفاد آيه شريفه اين خواهد بود كه ظهور عيسى(ع) از «اشراط الساعه» مى باشد.

141- عبرت از قصه عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 57 - 6

6 - يادكرد داستان عيسى ( ع ) در قرآن ، اقدامى هدايتگرانه و مثلى درس آموز

و لمّا ضرب ابن مريم مثلاً

با توجه به كاربرد واژه «مَثَل» - كه داستان عيسى(ع) را به عنوان نمونه و سمبل ذكر كرده است - برداشت بالا به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 6 - 3

3 - داستان رسالت عيسى ( ع ) و بر خورد بنى اسرائيل با آن حضرت ، دربردارنده درس هاى سازنده و عبرت آموز

و إذ قال عيسى ابن مريم . .. فلمّا جاءهم بالبيّنت قالوا هذا سحر مبين

142- عبرت از ولادت عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 59 - 11

11 - چگونگى تولد و زندگى عيسى ( ع ) ، پيامدار آموزه هايى چند براى بنى اسرائيل

و جعلنه مثلاً لبنى إسرءيل

برداشت ياد شده بدين احتمال است كه مراد از «مثل» قرار گرفتن عيسى(ع)، نحوه خلقت و آفرينش آن حضرت باشد.

143- عبوديت عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 172 - 1،3،5

1 - حضرت مسيح ، معترف به بندگى خويش براى خداوند در تمامى مراحل زندگى

لن يستنكف المسيح ان يكون عبداً للّه

«استنكاف» به معناى امتناع كردن است.

3 - حضرت مسيح از آنجا كه هرگز از بندگى خدا ابايى نداشت نه خداست و نه فرزند او .

لن يستنكف المسيح ان يكون عبداً للّه

جمله «لن يستنكف» تعليل و احتجاج ديگرى است بر اينكه مسيح(ع) نه خداست و نه فرزند او يعنى او خود را از بندگان خدا مى داند چگونه ممكن است خدا يا فرزند او و يا يكى از اقانيم ثلاثه باشد.

5 - شخصيت والاى مسيح ( ع ) و مقام بلند فرشتگان ، مانع آنها از بندگى خداوند نيست .

لن يستنكف المسيح ان يكون عبداً للّه و لاالملئكة المقربون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 117 - 8

8 - اعتراف علنى عيسى ( ع ) به بندگى خداوند ، دليل وى بر پوچى ادعاى مسيحيان مشرك ( همتايى وى با خداوند )

ءانت قلت . .. ما قلت لهم الا ما امرتنى به ان اعبدوا اللّه ربى و ربكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 30 - 2،4

2- بندگى خداوند ، اولين اعتراف عيسى ( ع ) و بالاترين مقام در ديدگاه آن حضرت

قال إنّى عبداللّه

تقديم وصف بندگى، حتى بر نبوت و داشتن كتاب آسمانى، نشانه اين است كه در ديدگاه عيسى(ع)، اين وصف برتر از ساير مقام هاى اوبود.

4- حضرت عيسى ( ع ) در خردسالى ، خود را بنده خدا ، صاحب كتاب آسمانى و پيامبرى الهى معرفى كرد .

قال إنّى عبداللّه ءاتينى الكتب و جعلنى نبيًّا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 37 - 4

4- آنان كه عيسى ( ع ) را فرزند مريم ( س ) ، بنده خدا و پيامبر او نمى دانند ، كافراند .

فاختلف الأحزاب من بينهم فويل للذين كفروا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 59 - 1

1 - عبوديت و بندگى خداوند ، بارزترين ويژگى حضرت عيسى ( ع )

إن هو إلاّ عبد أنعمنا عليه

144- عروج جسمانى عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 158 - 2

2 - خداوند ، حضرت عيسى ( ع ) را با جسم و جانش به سوى خود بالا برد .

بل رفعه اللّه إليه

چون جمله «بل رفعه اللّه اليه» رد اين پندار يهود است كه عيسى(ع) كشته شده است، بايد مراد از «رفعه اللّه اليه» بالا بردن وى با جسم و جان باشد چون پرواز روحانى با مردن، منافاتى با كشته شدن ندارد.

145- عروج عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 55 - 1،5

1 - توفّى ( نجات ) ، عروج ، تطهير حضرت عيسى ( ع ) و غلبه پيروان آن حضرت بر دشمنان ، مكر خداوند در برابر مكر كافران

و مكروا و مكر اللّه . .. اذ قال اللّه يا عيسى انّى متوفّيك ... فوق الذين كفروا

بنابراينكه «اذ»، متعلّق به «مكر اللّه» باشد، يعنى مكر خداوند هنگام بوده كه عيسى را بسوى خويش عروج داد و . .. .

5 - خداوند ، عروج دهنده حضرت عيسى ( ع ) به سوى خويش

انّى متوفّيك و رافعك الىّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 158 - 3،6،8

3 - نجات حضرت مسيح ( ع ) از توطئه قتل ، با معراج وى به سوى خدا

و ما قتلوه و ما صلبوه . .. بل رفعه اللّه إليه

6 - معراج حضرت مسيح ( ع ) امرى حكيمانه و پرتوى از عزتمندى خداوند

بل رفعه اللّه إليه و كان اللّه عزيزاً حكيماً

بيان عزتمندى و كاردانى خداوند پس از جمله «بل رفعه اللّه اليه» براى اشاره به اين است كه بالا بردن عيسى(ع) برخاسته از حكمت و عزت خداوند بوده است.

8 - شب بيست و يكم رمضان ، هنگام عروج حضرت عيسى ( ع ) به سوى خداوند

بل رفعه اللّه إليه

امام باقر(ع): . .. و ليلة احدى و عشرين (من شهر رمضان) ... و فيها رفع عيسى بن مريم ... .


خصال صدوق، ص 508، ح 1، باب السبعة عشر; نورالثقلين، ج 1، ص 346، ح 155.

146- عصمت عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 32 - 5

5- حضرت عيسى ( ع ) منزه از استبداد ، سركشى ، سلطه گرى و به دور از رنج و ناكامى

و لم يجعلنى جبّارًا شقيًّا

«جبّار» به كسى گفته مى شود كه با خود برتربينى براى كسى برخود حقى قائل نباشد (قاموس) و نيز به كسى كه از پذيرش حق سرباز زند و كسى كه ديگرى را تحت سيطره خود درآورد اطلاق مى گردد (مفردات راغب) و «شقاوت»، يعنى سختى و شدت (قاموس) و نيز در معناى مقابل سعادت (كاميابى) به كار مى رود (مفردات راغب).

147- عطوفت عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 118 - 8

8 - عطوفت عيسى ( ع ) ، نسبت به همه مردمان حتى به گمراهان امت خويش *

ان تعذبهم فانهم عبادك و إن تغفر لهم فانك انت العزيز الحكيم

148- عظمت عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 163 - 13

13 - عظمت و احترام ويژه عيسى ( ع ) در پيشگاه خداوند *

و أوحينا إلى . .. عيسى و ايوب و يونس و هرون و سليمن

پيامبران شمرده شده پس از عيسى، از نظر زمان مقدم بر او هستند ولى خداوند وى را قبل از آنان ذكر كرده تا به عظمت ويژه وى اشاره كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 171 - 19

19 - عظمت و ارزش والاى حضرت عيسى ( ع ) در پيشگاه خداوند

انما المسيح عيسى ابن مريم رسول اللّه و كلمته القها إلى مريم

از اينكه خداوند عيسى(ع) را به مسيح (مبارك) لقب داده، و نيز او را كلمه و روح خود شمرده، عظمت و قداست او نزد خداوند به دست مى آيد.

149- عظمت منافع ولادت عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 21 - 10

10- پيدايش حضرت عيسى ( ع ) بدون پدر و اسباب متعارف ، كارى هدف مند و داراى منافع گسترده و بسيار بود .

هو علىَّ هيّن و لنجعله ءاية للناس

متحمل است عبارت «لنجعله. ..» عطف بر علّتى محذوف باشد; يعنى «خلقناه من غير أب لأغراض لا مجال لذكرها و لنجعله» فايده اين حذف «ايهام» است; يعنى به قدرى اغراض اين كار بزرگ و گسترده است كه گويا در كلام نمى گنجد.

150- عقيده به الوهيت عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 58 - 3

3 - وجود اعتقاد و باور به الوهيت عيسى ( ع ) در جامعه عصر بعثت

و قالوا ءألهتنا خير أم هو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 59 - 2

2 - اعتقاد به الوهيت عيسى ( ع ) ، باورى موهون و خرافى و ناسازگار با شخصيت واقعى آن حضرت

إن هو إلاّ عبد

151- عقيده عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 172 - 1

1 - حضرت مسيح ، معترف به بندگى خويش براى خداوند در تمامى مراحل زندگى

لن يستنكف المسيح ان يكون عبداً للّه

«استنكاف» به معناى امتناع كردن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 116 - 8،10،13،14،16،17

8 - عيسى ( ع ) خود معتقد و معترف به تنزيه خداوند از داشتن هرگونه شريكى شايسته الوهيت و پرستش

قال سبحنك

10 - عيسى ( ع ) شخصيتى بدور از ادعاى گزاف آميز درباره خويش و مادرش مريم

ما يكون لى ان اقول ما ليس لى بحق

13 - اعتراف عيسى ( ع ) به شايسته نبودن خويش و مادرش مريم براى خدايى ، دليل واهى بودن عقيده مسيحيان به الوهيت آنان

ما يكون لى ان اقول ما ليس لى بحق

14 - عيسى ( ع ) بدور از انديشه همتايى با خداوند

ما يكون لى ان اقول ما ليس لى بحق . .. تعلم ما فى نفسى

جمله «ما يكون لى ان اقول . ..» بيان اين جهت است كه عيسى(ع) هرگز چيزى را كه سزاوار وى نيست اظهار نداشته و جمله «تعلم ما فى نفسى» اشاره به اين دارد كه در انديشه و افكار وى نيز چنين چيزى يعنى شايستگى الوهيت و همتايى با خداوند، خطور نكرده است.

16 - آگاه نبودن خداوند به ادعاى الوهيت عيسى ( ع ) - على رغم آگاهى مطلق او - دليل روشن بر نبود چنين ادعايى در گفته هاى عيسى ( ع )

ان كنت قلته فقد علمته تعلم ما فى نفسى

17 - مسيح ( ع ) آگاه و معتقد به احاطه علمى خداوند بر وى و تمامى انديشه ها و صفات نفسانى او

تعلم ما فى نفسى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 117 - 8

8 - اعتراف علنى عيسى ( ع ) به بندگى خداوند ، دليل وى بر پوچى ادعاى مسيحيان مشرك ( همتايى وى با خداوند )

ءانت قلت . .. ما قلت لهم الا ما امرتنى به ان اعبدوا اللّه ربى و ربكم

152- علم عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 49 - 18

18 - عيسى ( ع ) ، برخوردار از علم غيب و نهان

و اُنبّئكم بما تأكلون و ما تدّخرون فى بيوتكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 172 - 11

11 - علم و ايمان حضرت عيسى ( ع ) و فرشتگان مقرب الهى به قيامت و محشور شدن به پيشگاه خداوند ، مانع استكبار آنان از بندگى خدا

لن يستنكف المسيح ان يكون عبداً للّه و لاالملئكة . .. فسيحشرهم إليه جميعاً

جمله «و من . ..» جمله حاليه و بيان علت از جمله سابق است. يعنى امكان ندارد مسيح و فرشتگان از عبادت خدا امتناع كنند ; چون حشر انسان و ملائكه به سوى خدا حتمى است و مسيح و فرشتگان از آن آگاهند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 110 - 16،18

16 - حضرت مسيح عالمِ به كتاب ، حكمت ، تورات و انجيل

و اذ علمتك الكتب و الحكمة و التورية و الانجيل

18 - آگاهى مسيح به كتاب و حكمت و تورات و انجيل ، از نعمت هاى خاص خدا به آن حضرت

و اذ علمتك الكتب و الحكمة و التورية و الانجيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 116 - 17

17 - مسيح ( ع ) آگاه و معتقد به احاطه علمى خداوند بر وى و تمامى انديشه ها و صفات نفسانى او

تعلم ما فى نفسى

153- علم غيب عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 33 - 9

9- عيسى ( ع ) به برخى از حوادث آينده خويش آگاه بود .

والسلم علىّ . .. يوم أموت

154- عهد با عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 113 - 11

11 - تبليغ حقانيت رسالت عيسى ( ع ) ، پس از نزول مائده آسمانى ، تعهد و ميثاق حواريون با وى

قالوا . .. و نكون عليها من الشهدين

155- عهد خدا با عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 7 - 3

3 - خداوند ، از پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) و نوح و ابراهيم و موسى و عيسى ( ع ) پيمان و تعهّدى شديد ، گرفته است .

و إذا أخذنا . .. و منك و من نوح و إبرهيم و موسى و عيسى ابن مريم و أخذنا منهم ميث

156- عيسى(ع) از آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 21 - 11،13

11- حضرت عيسى ( ع ) و آفرينش او بدون پدر ، نشانه اى بزرگ براى پى بردن مردم به قدرت خداوند

و لنجعله ءاية للناس

ضمير مفعولى «لنجعله» به عيسى(ع) بازمى گردد. تنوين «آيةً»، مفيد تفخيم است; يعنى بدان جهت عيسى(ع) را به تو عطا كرديم كه او را براى مردم آيتى بزرگ قرار دهيم.

13- تولد عيسى ( ع ) بدون پدر و نشانه بودن او براى قدرد خداوند و رحمت الهى بودن او ، از مقدرات خداوند و غير قابل تغيير بود .

كذلك . .. و لنجعله ءاية للناس و رحمة منّا و كان أمرًا مقضيًّا

جمله «كان أمراً مقضيّاً» ممكن است تنها در باره تولد عيسى(ع) باشد و ممكن است به هر سه موضوعى كه در آيه ذكر شده است، مربوط باشد. «مقضيّاً» اسم مفعول از «قضاء» است; يعنى آنچه قطعى شده و فيصله يافته باشد. «أمر» در معانى «فرمان» و «حادثه» استعمال مى شود. كلمه «مقضيّاً» قرينه بر اراده معناى دوم است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 91 - 10

10- مريم ( س ) و فرزندش عيسى ( ع ) ، آيت الهى و نشانه رمز و راز آفرينش خداوندى براى جهانيان

و جعلنها و ابنها ءاية للعلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 50 - 1

1 - حضرت عيسى و مادرش مريم ( ع ) ، نشانه اى الهى براى امت پس از حضرت موسى ( ع )

ثمّ أرسلنا موسى . .. و جعلنا ابن مريم و أُمّه ءاية

157- عيسى(ع) از صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 85 - 3

3 - ابراهيم، اسحاق، يعقوب، نوح، داوود، سليمان، ايوب، يوسف، موسى، هارون، زكريا، يحيى، عيسى و الياس(ع) از صالحان بودند.

و وهبنا له . .. كل من الصلحين

158- عيسى(ع) در بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 72 - 12

12 - حضرت مسيح ( ع ) در حضور بنى اسرائيل ، خود و تمامى انسان ها را مملوك خدا ، بنده او و تحت تدبير وى دانست .

يبنى اسرءيل اعبدو اللّه ربى و ربكم

159- عيسى(ع) در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 159 - 6

6 - گواهى حضرت عيسى ( ع ) بر اهل كتاب در روز قيامت

و يوم القيمة يكون عليهم شهيداً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 110 - 4

4 - خداوند ، در روز قيامت و در مجمع پيامبران ، نعمت هاى ارزانى شده به عيسى و مادرش مريم رابه وى يادآورى خواهد كرد .

يوم يجمع اللّه الرسل فيقول . .. اذ قال اللّه يعيسى ابن مريم اذكر نعمتى عليك و عل

كلمه «اذ» در «اذ قال اللّه» بدل اشتمال براى كلمه «يوم . ..» مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 116 - 1،9

1 - خداوند در قيامت و در حضور پيامبران از مسيح ( ع ) خواهد پرسيد كه آيا وى مردمان را به پرستش خويش و مادرش مريم فراخوانده است ؟

و اذ قال اللّه يعيسى ابن مريم ءانت قلت للناس اتخذونى و امى الهين

با توجه به آيات بعد همانند «قال اللّه هذا يوم . ..» آيه 119 و توجه به اين حقيقت كه در زمان حضور مسيح(ع) در ميان امت خويش كسى معتقد به الوهيت وى و مريم(ع) نبوده است، معلوم مى شود اين پرسش و پاسخ در قيامت اتفاق خواهد افتاد. گفتنى است كه تعبير از آينده با فعل ماضى (قال) براى رساندن تحقق قطعى آن صحنه است.

9 - عيسى ( ع ) در قيامت منكر ادعاى گزاف الوهيت براى خود و مادرش مريم

ما يكون لى ان اقول ما ليس لى بحق

160- عيسى(ع) فرزند مريم(س)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 87 - 8

8 - عيسى ( ع ) زاده مريم ( ع ) و فرزند او ، نه فرزند خدا

عيسى ابن مريم

از نكاتى كه مى تواند هدف از نسبت دادن عيسى(ع) به مادرش شمرده شود، رد پندار مسيحيان است كه وى را فرزند خداى سبحان مى خواندند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 253 - 6،7

6 - اعطاى نشانه هاى روشن از جانب خداوند ، به عيسى بن مريم ( ع ) و تأييد او به روح القدس ( جبرئيل )

و اتينا عيسى ابن مريم البيّنات و ايّدناه بروح القدس

7 - عيسى ( ع ) ، على رغم منزلت و فضيلت والايش ، فرزند مريم است ; نه فرزند خداوند .

و اتينا عيسى ابن مريم البيّنات

161- عيسى(ع) مسيح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 171 - 10

10 - مسيح ، لقب حضرت عيسى ، و عيسى ، اسم او *

انما المسيح عيسى ابن مريم

معمولا اسم را توصيف به «ابن» مى كنند بنابراين «عيسى» اسم آن حضرت و در نتيجه «مسيح» لقب او خواهد بود.

162- عيسى(ع) و انجيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 48 - 4

4 - خداوند به عيسى ( ع ) ، كتاب ( قوانين الهى ) ، حكمت ( معارف الهى ) ، تورات و انجيل را آموخت .

و يعلّمه الكتاب و الحكمة و التورية و الانجيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 110 - 16،18،19

16 - حضرت مسيح عالمِ به كتاب ، حكمت ، تورات و انجيل

و اذ علمتك الكتب و الحكمة و التورية و الانجيل

18 - آگاهى مسيح به كتاب و حكمت و تورات و انجيل ، از نعمت هاى خاص خدا به آن حضرت

و اذ علمتك الكتب و الحكمة و التورية و الانجيل

19 - تورات و انجيل ، ارجمندترين كتاب هاى آموخته شده به عيسى ( ع )

و اذ علمتك الكتب و الحكمة و التورية و الانجيل

مراد از «الكتب»، به قرينه ذكر تورات و انجيل پس از آن، مى تواند كتاب يا كتابهاى آسمانى ديگرى غير از تورات و انجيل باشد. در اين صورت تصريح به نام تورات و انجيل با آنكه لفظ «الكتب» مى توانست آن دو را نيز شامل شود نشانه اهميت فزونتر اين دو كتاب مى باشد.

163- عيسى(ع) و اهل كتاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 159 - 6،8

6 - گواهى حضرت عيسى ( ع ) بر اهل كتاب در روز قيامت

و يوم القيمة يكون عليهم شهيداً

8 - حضرت عيسى ( ع ) ، گواه بر اعمال اهل كتاب در دنيا

و يوم القيمة يكون عليهم شهيداً

اگر حضرت عيسى(ع) در دنيا گواه بر اعمال نباشد، نمى تواند در قيامت گواهى دهد.

164- عيسى(ع) و بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 49 - 1،2،21،23

1 - عيسى ( ع ) ، فرستاده و رسولى از جانب خداوند ، به سوى بنى اسرائيل

و رسولا الى بنى اسرائيل

2 - بنى اسرائيل ، مخاطبان اصلى رسالت عيسى ( ع ) *

و رسولا الى بنى اسرائيل

21 - مخاطبان عيسى ( ع ) ( بنى اسرائيل ) مدّعى ايمان به خدا

ان كنتم مؤمنين

برخى مفسّران برآنند كه «ان كنتم مؤمنين» يعنى: اگر ايمان به خدا داريد اين معجزات نشانه نبوّت من (عيسى) خواهد بود.

23 - خبر دادن غيبى حضرت عيسى ( ع ) ، از مأكولات و ذخاير بنى اسرائيل در خانه هايشان ، از سن هفت يا هشت سالگى

و انبّئكم بما تأكلون و ما تدّخرون فى بيوتكم

امام صادق (ع): . .. و مكث عيسى (ع) حتّى بلغ سبع سنين او ثمانياً فجعل يخبرهم بما يأكلون و ما يدّخرون فى بيوتهم.


بحار الانوار، ج 14، ص 251، ح 43 ; تفسير برهان، ج 1، ص 284، ح 4.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 50 - 5،11

5 - وعده عيسى ( ع ) به بنى اسرائيل ، دربرداشتن حرمت برخى از محرمات شريعت موسى ( ع )

و لاحلّ لكم بعض الذى حرّم عليكم

11 - عيسى ( ع ) پس از ارائه معجزات ، بنى اسرائيل را از مخالفت با خدا بر حذر داشت و به اطاعت خويش دعوت كرد .

و جئتكم باية من ربّكم فاتقوا اللّه و اطيعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 51 - 1

1 - عيسى ( ع ) ، بنى اسرائيل را به توحيد ربوبى و پرستش خدا دعوت كرد .

انّ اللّه ربّى و ربّكم فاعبدوه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 52 - 1،2،3،4،6،7،26

1 - كفر و انكار بنى اسرائيل به رسالت عيسى ( ع ) ، على رغم مشاهده معجزات او

انّى قد جئتكم باية من ربّكم . .. فلمّا احسّ عيسى منهم الكفر

2 - يقين عيسى ( ع ) به ايمان نياوردن بنى اسرائيل و اصرار آنان بر كفر

فلمّا احسّ عيسى منهم الكفر

با وجود اينكه كفر، امرى قلبى است و قابل حسّ نيست، كلمه احساس به كار برده شده تا اشاره به شدت كفر آنان باشد. يعنى گويا

مى توان كفرشان را احساس كرد; لذا در برداشت فوق از احساس، تعبير به يقين شده است.

3 - كفر آشكار بنى اسرائيل به رسالت عيسى ( ع )

فلمّا احسّ عيسى منهم الكفر

4 - عيسى ( ع ) با مشاهده كفر بنى اسرائيل ، در صدد اتمام حجّت و متمايز كردن جبهه حق از جبهه كفر شد .

فلمّا احسّ عيسى منهم الكفر قال من انصارى الى اللّه

6 - عدم رعايت تقواى الهى ، ترك اطاعت انبيا و بندگى خداوند ، كفر است .

فاتقوا اللّه و اطيعون . .. فاعبدوه ... فلمّا احسّ عيسى منهم الكفر

آيات قبل نشان دهنده مصاديق كفر بنى اسرائيل است.

7 - درخواست عيسى ( ع ) از بنى اسرائيل ، براى يارى وى جهت حركت به سوى خدا

قال من انصارى الى اللّه

26 - شنيدن و ديدن حضرت عيسى ( ع ) سخنان و اعمال كفرآميز از بنى اسرائيل

فلمّا احسّ منهم الكفر

امام صادق (ع) درباره آيه فوق فرمود: اى لما سمع و رأى انّهم يكفرون.


تفسير قمى، ج 1، ص 103 ; بحار الانوار، ج 14، ص 272، ح 1.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 54 - 1،2،5

1 - مكر بنى اسرائيل عليه عيسى ( ع )

فلمّا احس عيسى منهم الكفر . .. و مكروا

2 - مكر و تلاش كافران بنى اسرائيل ، براى كشتن عيسى ( ع )

و مكروا . .. اذ قال اللّه يا عيسى انى متوفيك

با توجه به آيه بعد كه سخن از عروج عيسى (ع) به ميان آمده، معلوم مى شود كه مكرشان در جهت كشتن عيسى (ع) بوده است.

5 - شكست مكر بنى اسرائيل عليه عيسى ( ع )

و مكروا و مكر اللّه و اللّه خير الماكرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 72 - 8،9

8 - مسيح ( ع ) پيامبرى فرستاده شده به سوى بنى اسرائيل

و قال المسيح يبنى اسرءيل اعبدو اللّه ربى و ربكم

9 - دعوت مسيح ( ع ) از بنى اسرائيل به پرستش خداى يگانه و توحيد ربوبى

و قال المسيح يبنى اسرءيل اعبدو اللّه ربى و ربكم

165- عيسى(ع) و تورات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 48 - 4

4 - خداوند به عيسى ( ع ) ، كتاب ( قوانين الهى ) ، حكمت ( معارف الهى ) ، تورات و انجيل را آموخت .

و يعلّمه الكتاب و الحكمة و التورية و الانجيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 50 - 1،2،3

1 - عيسى ( ع ) ، تصديق كننده تورات

و مصدقاً لما بين يدىّ من التورية

2 - عدم تحريف تورات تا عصر حضرت عيسى ( ع ) *

و مصدقاً لما بين يدىّ من التورية

به نظر مى رسد جمله «لما بين يدىّ من التورية»، اشاره باشد به تورات متداولى كه در دسترس مردم بوده است. لذا تصديق آن، دلالت بر عدم تحريف تورات موجود در آن عصر دارد.

3 - نسخ بعضى از احكام تورات ، توسط حضرت عيسى ( ع )

و لاحلّ لكم بعض الذى حرّم عليكم

چون مخاطبان عيسى (ع)، بنى اسرائيل بودند، و شريعت بنى اسرائيل تا قبل از عيسى (ع)، شريعت حضرت موسى (ع) بوده، بنابراين چيزهايى كه عيسى (ع) براى آنان حلال مى كند، چيزهايى است كه تورات آنها را تحريم كرده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 46 - 6

6 - گواهى و تأييد عيسى ( ع ) بر راستى و درستى تورات موجود در عصر خويش

و قفينا . .. بعيسى ابن مريم مصدقاً لما بين يديه من التورية

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 110 - 16،18،19

16 - حضرت مسيح عالمِ به كتاب ، حكمت ، تورات و انجيل

و اذ علمتك الكتب و الحكمة و التورية و الانجيل

18 - آگاهى مسيح به كتاب و حكمت و تورات و انجيل ، از نعمت هاى خاص خدا به آن حضرت

و اذ علمتك الكتب و الحكمة و التورية و الانجيل

19 - تورات و انجيل ، ارجمندترين كتاب هاى آموخته شده به عيسى ( ع )

و اذ علمتك الكتب و الحكمة و التورية و الانجيل

مراد از «الكتب»، به قرينه ذكر تورات و انجيل پس از آن، مى تواند كتاب يا كتابهاى آسمانى ديگرى غير از تورات و انجيل باشد. در اين صورت تصريح به نام تورات و انجيل با آنكه لفظ «الكتب» مى توانست آن دو را نيز شامل شود نشانه اهميت فزونتر اين دو كتاب مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 6 - 4

4 - حضرت عيسى ( ع ) ، تصديق كننده تورات

مصدّقًا لما بين يدىّ من التورية

166- عيسى(ع) و حواريون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 112 - 9

9 - حضرت مسيح ( ع ) با بيان ناسازگارى درخواست حواريون با ايمان و تقوا در صدد بازداشتن آنان از درخواست نزول مائده

قال اتقوا اللّه ان كنتم مؤمنين

167- عيسى(ع) و خفاش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 110 - 42

42 - پرنده آفريده شده از گل - به اذن خدا - توسط عيسى ( ع ) از جنس خفاش بود .

و اذ تخلق من الطين كهيئة الطير باذنى

اميرالمؤمنين(ع): در پاسخ سؤال از جاندارانى كه بدون قرار گرفتن در رحم آفريده شدند فرمود: «. .. و الخفاش الذى عمله عيسى بن مريم فطار باذن اللّه عزوجل.»


خصال صدوق، ص 322، ح 8، باب الستة; نورالثقلين، ج 1، ص 343، ح 147.

168- عيسى(ع) و خلقت پرنده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 110 - 40

40 - كافران بنى اسرائيل پس از مشاهده معجزات عيسى ( ع ) ، وى را ساحرى زبردست معرفى كردند .

فقال الذين كفروا منهم ان هذا الا سحر مبين

در برداشت فوق «هذا» اشاره به مسيح(ع) گرفته شده است، بر اين مبنا اطلاق سحر به آن حضرت از باب مبالغه و حاكى از اين است كه كافران وى را ساحرى زبردست مى پنداشتند به گونه اى كه گويا خود آن حضرت، سحر است.

169- عيسى(ع) و شرك مسيحيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 117 - 10

10 - عيسى ( ع ) - به هنگام حضور در ميان امت خويش - بازدارنده آنان از گرايش به شرك بود .

و كنت عليهم شهيداً مادمت فيهم

كلمه «شهيداً» به قرينه كلمه «رقيب» در فراز بعد مى تواند علاوه بر گواهى عيسى(ع) بر امت خويش، حاكى از مراقبت وى براى راه نيافتن انحراف در عقايد آنان نيز باشد.

170- عيسى(ع) و فرزندى خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 34 - 4

4- عيسى ( ع ) ، فرزند خداوند نيست .

عيسى ابن مريم

انتساب عيسى(ع) به مادرش مريم(س)، تعريضى است به آنان كه او را فرزند خداوند مى دانند; يعنى او را به كسى جز مادرش مريم(س) نبايد نسبت داد. آيه بعد قرينه بر نكته ياد شده است.

171- عيسى(ع) و كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 78 - 4

4 - داود و عيسى ( ع ) ، مأيوس از ايمان كفرپيشگان قوم خويش *

لعن الذين كفروا من بنى اسرءيل على لسان داود و عيسى ابن مريم

طرد ولعن كافران بنى اسرائيل از سوى داود و عيسى(ع) حكايت از يأس و نوميديشان از هدايت يافتن آن گروه دارد.

172- عيسى(ع) و گمراهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 118 - 8

8 - عطوفت عيسى ( ع ) ، نسبت به همه مردمان حتى به گمراهان امت خويش *

ان تعذبهم فانهم عبادك و إن تغفر لهم فانك انت العزيز الحكيم

173- عيسى(ع) و مردم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 111 - 10

10 - عيسى ( ع ) ، گواه بر كيفيت برخورد مردمان با تعاليم و فرمان هاى الهى

و اشهد باننا مسلمون

174- عيسى(ع) و مسيحيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 59 - 4

4 - احتجاج خداوند با مسيحيان در ردّ پندار غلط آنان ( فرزند خدا بودن حضرت عيسى ( ع ) )

انّ مثل عيسى عنداللّه كمثل ادم خلقه من تراب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 62 - 6

6 - مسيحيان مدّعى الوهيّت حضرت عيسى ( ع ) ، و تخطئه آن از سوى خداوند

ان مثل عيسى عند اللّه كمثل ادم خلقه من تراب . .. و ما من اله الا اللّه

جمله «و ما من اله الا اللّه» كه بيانگر تخصيص الوهيت به خداوند است، به قرينه آيات قبل، تعريض به مسيحيان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 117 - 1،9

1 - تعليمات عيسى ( ع ) و دستورات وى به امت خويش به تمامى برگرفته شده از فرامين خداوند

ما قلت لهم الا ما امرتنى به

9 - عيسى ( ع ) ، گواه و ناظر بر عقايد و رفتار امت خويش ، به هنگام حضور در ميان آنان

و كنت عليهم شهيداً مادمت فيهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 118 - 7،8

7 - عيسى ( ع ) منزه از هرگونه نقشى در گرايش هاى شرك آلود امت خويش

ان تعذبهم . .. و إن تغفر لهم

مسيح(ع) با جداسازى سرنوشت مسيحيان مشرك از سرنوشت خويش با جمله «ان تعذبهم . ..» و نه «ان تعذبنا» اشاره به اين

دارد كه وى هيچگونه نقشى در گرايش امت خويش به شرك نداشته است.

8 - عطوفت عيسى ( ع ) ، نسبت به همه مردمان حتى به گمراهان امت خويش *

ان تعذبهم فانهم عبادك و إن تغفر لهم فانك انت العزيز الحكيم

175- عيسى(ع) و مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 52 - 9

9 - تلاش عيسى ( ع ) براى تشكّل بخشيدن و سازماندهى به جبهه مؤمنان ، عليه جبهه كفر

فلمّا احسّ . .. قال من انصارى الى اللّه

176- عيسى(ع) هنگام استماع آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 58 - 16

16- زكريا ، يحيى ، مريم ( س ) ، عيسى ، ابراهيم ، اسحق ، يعقوب ، موسى ، هارون ، اسماعيل ، و ادريس ( ع ) ، هنگام شنيدن آيات الهى به سجده مى افتادند و در حال سجود اشك مى ريختند .

أُولئك . .. إذا تتلى عليهم ءايت الرحمن خرّوا سجّدًا و بكيًّا

177- غلو درباره عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 64 - 4

4 - وجود باور هاى افراطى و غلوآميز درباره عيسى ( ع ) ، در عصر خود آن حضرت *

إنّ اللّه هو ربّى و ربّكم

تأكيد بر تعبير «ربّى»، مى تواند در راستاى تخطئه گرايش ها و باورهاى غلوآميز مردم آن زمان باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 65 - 6

6 - افراط و تفريط درباره شخصيت عيسى ( ع ) ، كارى ستمگرانه و مستحق عذاب طاقت فرساى قيامت

فاختلف الأحزاب من بينهم فويل للذين ظلموا

178- فضايل عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 253 - 7،8

7 - عيسى ( ع ) ، على رغم منزلت و فضيلت والايش ، فرزند مريم است ; نه فرزند خداوند .

و اتينا عيسى ابن مريم البيّنات

8 - امتياز حضرت عيسى ( ع ) در ميان انبيا ، به دليل برخوردارى از بيّنات فراوان و تأييدش به روح القدس

تلك الرّسل فضلنا . .. و اتينا عيسى ابن مريم البيّنات و ايّدناه بروح القدس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 158 - 4

4 - مقام و منزلت خاص حضرت عيسى ( ع ) نزد خداوند

بل رفعه اللّه إليه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 163 - 13

13 - عظمت و احترام ويژه عيسى ( ع ) در پيشگاه خداوند *

و أوحينا إلى . .. عيسى و ايوب و يونس و هرون و سليمن

پيامبران شمرده شده پس از عيسى، از نظر زمان مقدم بر او هستند ولى خداوند وى را قبل از آنان ذكر كرده تا به عظمت ويژه وى اشاره كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 171 - 16،17،19

16 - حضرت عيسى ( ع ) ، روحى از ناحيه خداوند .

انما المسيح عيسى ابن مريم رسول اللّه . .. و روح منه

17 - حضرت عيسى ( ع ) ، نفخه الهى است كه در حضرت مريم دميده شد . *

انما المسيح عيسى ابن مريم رسول اللّه و كلمته القها إلى مريم و روح منه

كلمه «روح» عطف بر «كلمته» است و به مقتضاى عطف، «روح منه» مى تواند به جمله «القها الى مريم» توصيف گردد ; يعنى «. .. و روح منه القها الى مريم» و در اين صورت - چنانچه برخى از مفسران گفته اند - «روح» به معناى نفخه است.

19 - عظمت و ارزش والاى حضرت عيسى ( ع ) در پيشگاه خداوند

انما المسيح عيسى ابن مريم رسول اللّه و كلمته القها إلى مريم

از اينكه خداوند عيسى(ع) را به مسيح (مبارك) لقب داده، و نيز او را كلمه و روح خود شمرده، عظمت و قداست او نزد خداوند به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 110 - 1،5،7،8،9،10،11،12،13،16،18،31،36

1 - عيسى ( ع ) و مادرش مريم بهره مند از نعمت هاى خاص الهى

اذ قال اللّه يعيسى ابن مريم اذكر نعمتى عليك و على ولدتك

5 - نعمت هاى ويژه ارزانى شده به عيسى ( ع ) ، به منزله نعمتهايى الهى براى مادرش مريم

اذكر نعمتى عليك و على ولدتك

نعمتهاى شمرده شده در اين بخش از آيات نعمتهايى است كه خداوند به عيسى(ع) عطا كرده است و از نعمتهاى ويژه خداوند به مريم سخنى به ميان نيامده است، بنابراين مى توان گفت عطاى آن نعمتها به عيسى(ع) به منزله عطاى آنها به مادرش مريم است.

7 - حضرت مسيح بهره مند از پشتيبانى و تأييد خداوند در دوران حيات خويش

اذكر نعمتى عليك . .. اذ ايدتك بروح القدس

اتصال دو جمله «تكلم الناس . .» و «ايدتك ...» بدون حرف عطف شاهد بر اين است كه جمله «تكلم الناس ...» تفسير جمله ايدتك است. و مى رساند كه عيسى(ع) در كودكى و بزرگسالى مورد تأييد خداوند بوده است.

8 - جبرئيل ( ع ) ، پشتيبان عيسى ( ع ) ، از جانب خداوند

اذ ايدتك بروح القدس تكلم الناس فى المهد و كهلا

جمله «تكلم . ..» مى رساند كه سخنان و تعاليم عيسى(ع) در دوران حيات خويش برخاسته از كمكها و وساطت روح القدس بوده است و چون ابلاغ وحى به تمامى پيامبران توسط جبرئيل انجام گرفته مى توان گفت: روح القدس همان جبرئيل است.

9 - برخوردارى عيسى ( ع ) از تأييد و پشتيبانى خداوند از جمله نعمت هاى خاص و ارزانى شده بر وى

اذكر نعمتى عليك . .. اذ ايدتك بروح القدس

10 - عيسى ( ع ) برخوردار از توان سخن گويى در دوران نوزادى و خردسالى خويش

تكلم الناس فى المهد

11 - سخنان عيسى ( ع ) در كودكى گفتارى حكيمانه و همسنگ با سخنان او در دوران كهولت و كمال رشد

اذ ايدتك بروح القدس تكلم الناس فى المهد و كهلا

بديهى است كه سخن گفتن عيسى(ع) در سن كهولت نعمتى خاص براى وى نيست بنابراين عطف «كهلا» بر «فى المهد» مى تواند اشاره به اين باشد كه سخن گفتن او به هنگام نوزادى همانند دوران رشد يافتگى وى بوده است.

12 - روح القدس ، توانايى بخش عيسى ( ع ) براى گفتگوى با مردم در گهواره به هنگام بزرگسالى و آغاز دوران پيرى

اذ ايدتك بروح القدس تكلم الناس فى المهد و كهلا

«كهل» به مردى گفته مى شود كه دوران جوانى را سپرى كرده و در آغاز دوران پيرى است جمله «تكلم الناس . ..» بيان مصداقى است از جمله «ايدتك بروح القدس».

13 - توان مسيح ( ع ) بر سخن گفتن با مردم در تمامى مراحل حيات خويش - دوران شيرخوارگى و بزرگسالى - از جمله نعمت هاى خاص خداوند بر آن حضرت

اذكر نعمتى عليك . .. تكلم الناس فى المهد و كهلا

16 - حضرت مسيح عالمِ به كتاب ، حكمت ، تورات و انجيل

و اذ علمتك الكتب و الحكمة و التورية و الانجيل

18 - آگاهى مسيح به كتاب و حكمت و تورات و انجيل ، از نعمت هاى خاص خدا به آن حضرت

و اذ علمتك الكتب و الحكمة و التورية و الانجيل

31 - توانايى عيسى ( ع ) بر ارائه معجزاتى همانند روح بخشى به مجسمه ها ، درمان كورى و پيسى و احياى مردگان ، از نعمت هاى ويژه خداوند به آن حضرت

اذكر نعمتى . .. و تبرى الاكمه و الابرص باذنى و اذ تخرج الموتى باذنى

36 - ناكامى بنى اسرائيل در آسيب رسانى به مسيح ( ع ) ، از نعمت هاى خاص خداوند بر آن حضرت

اذكر نعمتى عليك . .. اذ كففت بنى اسرءيل عنك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 111 - 6

6 - ايمان خالصانه حواريون از جمله نعمت هاى ارزانى شده خداوند بر حضرت مسيح ( ع )

اذكر نعمتى . .. و اذ اوحيت إلى الحواريون ان ءامنوا بى و برسولى قالوا ءامنا

امام رضا(ع) در پاسخ سؤال از سبب نامگذارى حواريون به اين نام فرمود: . .. لانهم كانوا مخلصين فى انفسهم و مخلصين لغيرهم من اوساخ الذنوب بالوعظ و التذكير ... . »


عيون اخبار الرضا، ج 2، ص 79، ح 10، ب 32; نورالثقلين، ج 1، ص 690، ح 435.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 117 - 1،2

1 - تعليمات عيسى ( ع ) و دستورات وى به امت خويش به تمامى برگرفته شده از فرامين خداوند

ما قلت لهم الا ما امرتنى به

2 - عيسى ( ع ) ، وفادار به حريم رسالت خويش ، در ابلاغ فرامين خداوند

ما قلت لهم الا ما امرتنى به ان اعبدوا اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 119 - 10

10 - حضرت مسيح ( ع ) ، همواره خشنود از خداوند و از زمره جلب كنندگان رضايت الهى و اهل بهشت است .

قال اللّه هذا يوم ينفع الصدقين . .. رضى اللّه عنهم و رضوا عنه

از مصاديق مورد نظر براى اين آيه - به قرينه آيات گذشته - حضرت مسيح(ع) است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 86 - 4

4 - زكريا، يحيى، عيسى، الياس، اسماعيل، اليسع، يونس و لوط(ع)، پيامبرانى برترى يافته بر همه مردم عصر خويش

و زكريا و يحيى . .. و كلا فضلنا على العلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 19 - 5

5- پاكى و رشد معنوى حضرت عيسى ( ع ) ، قبل از تولد وى ، از سوى خداوند تضمين شده بود .

إنّما أنا رسول ربّك لأهب لك غلمًا زكيًّا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 31 - 1،2،3،13

1- خداوند حضرت عيسى ( ع ) را پيامبرى خجسته ، خوش قدم و مايه خير و بركت قرار داد .

و جعلنى مباركًا أين ما كنت

«بركة»، يعنى افزونى و فراوانى (مصباح) و «مبارك»، يعنى منشأ خير فراوان (لسان العرب) و تعبير «أين ما كنت» حاكى از خوش قدمى عيسى(ع) است، به گونه اى كه هر جا قرار گيرد، خير و بركت در آن نقطه افزونى خواهد يافت.

2- عيسى ( ع ) در كودكى ، فرخندگى و فزايندگى خير و خوبى را از صفات خدادادى خويش برشمرد .

و جعلنى مباركًا أين ما كنت

3- خير و بركت وجود عيسى ( ع ) ، به مكان و يا مردمى خاص محدود نيست .

و جعلنى مباركًا أين ما كنت

13- « عن أبى عبداللّه ( ع ) قال فى قول اللّه - عزّوجلّ - : « و جعلنى مباركاً أين ما كنت » قال : نفاعاً ;

از امام صادق(ع) روايت شده كه در باره سخن خداى عزّوجلّ (از زبان عيسى(ع)) «و جعلنى مباركاً. ..» فرمود: مقصود از «مبارك» بسيار نفع رساننده است».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 32 - 1،2،5،6

1- رفتار نيك با مادر و گرامى داشت وى ، سيرت الهى و خوى خدادادى عيسى ( ع ) ، از آغاز ميلاد

و برًّا بولدتى

2- عيسى ( ع ) در گهواره ، خود را فرزندى خوش رفتار و نيكوكار براى مادرش مريم ( س ) خواند و اين ويژگى را عطيه خداوند دانست .

و برًّا بولدتى

تقدير «و برّاً بوالدتى» به قرينه آيه قبل «و جعلنى برّاً بوالدتى» است.

5- حضرت عيسى ( ع ) منزه از استبداد ، سركشى ، سلطه گرى و به دور از رنج و ناكامى

و لم يجعلنى جبّارًا شقيًّا

«جبّار» به كسى گفته مى شود كه با خود برتربينى براى كسى برخود حقى قائل نباشد (قاموس) و نيز به كسى كه از پذيرش حق سرباز زند و كسى كه ديگرى را تحت سيطره خود درآورد اطلاق مى گردد (مفردات راغب) و «شقاوت»، يعنى سختى و شدت (قاموس) و نيز در معناى مقابل سعادت (كاميابى) به كار مى رود (مفردات راغب).

6- عنايات خداوند به عيسى ( ع ) ، او را فردى حق پذير ، خوش بخت و نرم خو ساخته بود .

و لم يجعلنى جبّارًا شقيًّا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 34 - 6

6- عيسى ( ع ) ، كلمه خداوند و پديدار شده به فرمان او بود .

ذلك عيسى ابن مريم قول الحقّ

منصوب بودن «قول» ممكن است به جهت حال بودن آن باشد و نيز محتمل است كه منصوب به فعل مدح محذوف باشد. براساس اين دو احتمال، مراد از «قول الحقّ» گفتار خداوند در خلقت عيسى(ع) (فرمان «كن») است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 58 - 1

1- زكريا ، يحيى ، مريم ، عيسى ، ابراهيم ، اسحاق ، يعقوب ، موسى ، هارون ، اسماعيل و ادريس ( ع ) برخوردار از نعمت ويژه خداوند

أُولئك الذين أنعم اللّه عليهم

«ؤُولئك» اشاره به تمامى موارد ذكر شده در سوره مريم از آغاز تا اين آيه است و روشن است كه مراد از نعمت در جمله «أنعم اللّه . ..» نعمت هاى معمولى و متعارف نيست، چرا كه افراد ديگر نيز از اين گونه نعمت ها برخوردارند. پس نعمتى كه با لسان امتنان بر اين گروه بيان گرديده، نعمتى ويژه است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 91 - 10

10- مريم ( س ) و فرزندش عيسى ( ع ) ، آيت الهى و نشانه رمز و راز آفرينش خداوندى براى جهانيان

و جعلنها و ابنها ءاية للعلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 50 - 2

2 - تولد عيسى از مريم بدون پدر ، معجزه بزرگ الهى بود .

و جعلنا ابن مريم و أُمّه ءاية

نكره آمدن «آية» براى تفخيم است و آن به معناى نشانه اى بزرگ مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 59 - 3،7،8

3 - حضرت عيسى ( ع ) ، بهره مند از نعمت هاى ويژه الهى

إن هو إلاّ عبد أنعمنا عليه

7 - تنها امتياز عيسى ( ع ) بر ساير بنى اسرائيل ، برخوردارى آن حضرت از نعمت خدادادى نبوت بود .

إن هو إلاّ عبد أنعمنا عليه

8 - حضرت عيسى ( ع ) ، نمونه و الگوى الهى براى بنى اسرائيل

و جعلنه مثلاً لبنى إسرءيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 60 - 6

6 - خداوند ، قادر به آفرينش انسان هايى فرشته صفت هم چون عيسى ( ع ) *

و لو نشاء لجعلنا منكم ملئكة

گروهى از مفسران منظور از اين آيه را، ايجاد انسان هايى فرشته صفت دانسته اند كه در صدد رفع استبعاد مشركان نسبت به قدرت ويژه انسان هايى هم چون عيسى(ع) كه مى توانست مردگان را زنده كند و بيماران را شفا بخشد.

179- فلسفه ذكر قصه عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 57 - 6

6 - يادكرد داستان عيسى ( ع ) در قرآن ، اقدامى هدايتگرانه و مثلى درس آموز

و لمّا ضرب ابن مريم مثلاً

با توجه به كاربرد واژه «مَثَل» - كه داستان عيسى(ع) را به عنوان نمونه و سمبل ذكر كرده است - برداشت بالا به دست مى آيد.

180- فلسفه ولادت عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 21 - 10

10- پيدايش حضرت عيسى ( ع ) بدون پدر و اسباب متعارف ، كارى هدف مند و داراى منافع گسترده و بسيار بود .

هو علىَّ هيّن و لنجعله ءاية للناس

متحمل است عبارت «لنجعله. ..» عطف بر علّتى محذوف باشد; يعنى «خلقناه من غير أب لأغراض لا مجال لذكرها و لنجعله» فايده اين حذف «ايهام» است; يعنى به قدرى اغراض اين كار بزرگ و گسترده است كه گويا در كلام نمى گنجد.

181- قتل عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 157 - 11

11 - صليب و به دار آويخته شدن حضرت مسيح ، پايه و اساسى جز گمان ندارد .

و قولهم إنّا قتلنا المسيح . .. و ما قتلوه و ما صلبوه و لكن شبه لهم

182- قحطى در دوران عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 113 - 5

5 - اصحاب عيسى ( ع ) ، در برهه اى از زمان دچار كمبود مواد غذايى *

قالوا نريد ان نأكل منها

درخواست نزول مائده به انگيزه تغذيه در صورتى مى تواند توجيهى براى آن درخواست به حساب آيد كه دستيابى به خوراكيها از راههاى معمول براى آنان بسيار مشكل باشد.

183- قدرت عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 76 - 5،7

5 - مسيح ( ع ) و مادرش مريم ، مالك هيچ سود و زيانى براى مردم نيستند .

اتعبدون من دون اللّه ما لايملك لكم ضراً و لانفعاً

7 - پندار قدرت مسيح ( ع ) و مريم بر سود و زيان رسانى به مردم ، از عوامل پرستش آن دو ، از سوى مسيحيان *

قل اتعبدون من دون اللّه ما لايملك لكم ضراً و لانفعاً

استدلال بر ناروايى پرستش مسيح(ع) و مادرش مريم به ناتوانى آنان از ضرر رسانى و نفع بخشى، مى تواند اشاره به ريشه و عامل پرستش مسيح(ع) و مريم، از سوى نصارا داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 110 - 20،24،25،26،31

20 - مسيح ( ع ) توانمند بر آفرينش مجسمه اى از گل به شكل پرندگان كه با دميدنش در آن به پرواز در مى آمد

و اذ تخلق من الطين كهيئة الطير باذنى فتنفخ فيها فتكون طيراً باذنى

24 - حضرت مسيح توانا بر بيناسازى كور هاى مادرزاد و شفابخشى مبتلايان به پيسى

و تبرى الاكمه و الابرص باذنى

25 - توانايى حضرت مسيح بر زنده كردن مردگان مدفون شده در خاك

و اذ تخرج الموتى باذنى

مراد از اخراج مردگان (تخرج الموتى) زنده كردن آنهاست و به كارگيرى كلمه اخراج براى رساندن اين معناست كه عيسى(ع) قادر بود حتى مردگان مدفون در خاك را نيز زنده كند و از خاكها بيرون كشد.

26 - عيسى ( ع ) ، برخوردار از ولايت تكوينى

و اذ تخلق من الطين . .. و تبرى الاكمه و الابرص باذنى و اذ تخرج الموتى باذنى

31 - توانايى عيسى ( ع ) بر ارائه معجزاتى همانند روح بخشى به مجسمه ها ، درمان كورى و پيسى و احياى مردگان ، از نعمت هاى ويژه خداوند به آن حضرت

اذكر نعمتى . .. و تبرى الاكمه و الابرص باذنى و اذ تخرج الموتى باذنى

184- قصه عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 87 - 8

8 - عيسى ( ع ) زاده مريم ( ع ) و فرزند او ، نه فرزند خدا

عيسى ابن مريم

از نكاتى كه مى تواند هدف از نسبت دادن عيسى(ع) به مادرش شمرده شود، رد پندار مسيحيان است كه وى را فرزند خداى سبحان مى خواندند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 46 - 2

2 - بشارت خدا به مريم ، در مورد زنده ماندن عيسى ( ع ) تا ميانسالى

يبشرك . .. و يكلم الناس ... و كهلا

«كهل» به معناى ميانسالى است. (مجمع البيان)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 50 - 8

8 - وجود اعتقاد به خداوند و تورات و احكام آن ، در ميان بنى اسرائيل ، در عصر حضرت عيسى ( ع )

و لاحلّ لكم بعض الذى حرّم عليكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 58 - 1،3،7

1 - سرگذشت حضرت زكريا ، مريم ، يحيى و عيسى ( ع ) و پيروان آن حضرت ، آيات الهى و پند هاى حكيمانه

ذلك نتلوه عليك من الايات و الذّكر الحكيم

«ذلك»، اشاره به سرگذشت كسانى است كه در آيات پيشين مطرح شده است.

3 - بيان سرگذشت حضرت مريم ، زكريا ، يحيى و عيسى ( ع ) ، از معجزات و نشانه هاى صدق پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله)

ذلك نتلوه عليك من الايات

بنابراينكه منظور از «الايات»، با توجه به معناى لغوى آن (علامتها)، نشانه هاى صداقت پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) باشد.

7 - داستان حضرت عيسى ، زكريّا ، مريم و يحيى ، سراسر حكمت و مايه تذكّر است .

ذلك نتلوه عليك من الايات و الذّكر الحكيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 60 - 1،6

1 - سرگذشت زكريا ، عيسى ، مريم ، يحيى و بيان خلقت آدم در قرآن ، حق و از جانب پروردگار است .

الحق من ربّك

كلمه «الحق»، خبر است براى مبتداى محذوف كه «هو» است و مراد از آن، سرگذشت مريم و پيامبرانى است كه در آيات سابق بيان شد.

6 - كيفيّت خلقت عيسى و دروغ پردازى هاى نصارا در مورد آن ، زمينه ايجاد شبهه

فلا تكن من الممترين

آنچه مى تواند براى مخاطبين قرآن در مورد حضرت مسيح، ترديد ايجاد كند، همان خلقت استثنايى آن حضرت است كه با توجّه به «انّ مثل . .. »، اين شبهه از بين مى رود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 61 - 2

2 - علم و آگاهى پيامبر (صلی الله علیه و آله) به حقيقت داستان عيسى ( ع ) و مريم ( س ) پس از بيان سرگذشت آنان از طريق وحى

فمن حاجّك فيه من بعد ما جاءك من العلم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 158 - 1،2،3

1 - عدم حضور حضرت مسيح ( ع ) در بين مردم ، پس از توطئه قتل وى توسط يهود

و ما قتلوه. بل رفعه اللّه إليه

چنانچه عيسى(ع) پس از توطئه قتل در بين مردمان حضور مى داشت، همگان به اشتباه خويش پى مى بردند و واهى بودن قصه صليب بر مدعيان آن روشن مى گشت و جمله «رفعه اللّه اليه» در حقيقت جواب اين سؤال است كه اگر وى كشته نشد چرا پس از واقعه قتل در بين مردمان ديده نشد.

2 - خداوند ، حضرت عيسى ( ع ) را با جسم و جانش به سوى خود بالا برد .

بل رفعه اللّه إليه

چون جمله «بل رفعه اللّه اليه» رد اين پندار يهود است كه عيسى(ع) كشته شده است، بايد مراد از «رفعه اللّه اليه» بالا بردن وى با جسم و جان باشد چون پرواز روحانى با مردن، منافاتى با كشته شدن ندارد.

3 - نجات حضرت مسيح ( ع ) از توطئه قتل ، با معراج وى به سوى خدا

و ما قتلوه و ما صلبوه . .. بل رفعه اللّه إليه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 159 - 2،5

2 - حضرت مسيح ( ع ) پس از حضور مجدد در بين امت خويش ، خواهد مرد .

إلاّ ليؤمننّ به قبل موته

5 - حضرت عيسى ( ع ) ، هم اكنون زنده و داراى حياتى جسمانى است .

و إن من أهل الكتب إلاّ ليؤمننّ به قبل موته

با توجه به مضارع بودن فعل «ليؤمننّ» كه اِخبار از آينده است و در طول تاريخ گذشته چنين نبوده كه تمامى اهل كتاب به

حضرت عيسى(ع) ايمان آورده باشند، معلوم مى شود آن حضرت هنوز زنده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 110 - 7،11

7 - حضرت مسيح بهره مند از پشتيبانى و تأييد خداوند در دوران حيات خويش

اذكر نعمتى عليك . .. اذ ايدتك بروح القدس

اتصال دو جمله «تكلم الناس . .» و «ايدتك ...» بدون حرف عطف شاهد بر اين است كه جمله «تكلم الناس ...» تفسير جمله ايدتك است. و مى رساند كه عيسى(ع) در كودكى و بزرگسالى مورد تأييد خداوند بوده است.

11 - سخنان عيسى ( ع ) در كودكى گفتارى حكيمانه و همسنگ با سخنان او در دوران كهولت و كمال رشد

اذ ايدتك بروح القدس تكلم الناس فى المهد و كهلا

بديهى است كه سخن گفتن عيسى(ع) در سن كهولت نعمتى خاص براى وى نيست بنابراين عطف «كهلا» بر «فى المهد» مى تواند اشاره به اين باشد كه سخن گفتن او به هنگام نوزادى همانند دوران رشد يافتگى وى بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 24 - 2،3،13،14

2- حضرت عيسى ( ع ) در شرايط سخت روحى و جسمى مادرش مريم ( س ) پس از زايمان با وى سخن گفت و او را دل دارى داد .

فحملته . .. فناديها من تحتها ألاّتحزنى

مراد از ضمير فاعلى در «نادى» - به قرينه ضمائر «فحملته فانتبذت به» در آيات قبل - حضرت عيسى(ع) است و مراد از ضمير «من تحتها» همانند ضمير «فناداها» حضرت مريم(س) است. برخى فاعل «نادى» را جبرئيل دانسته و ضمير «من تحتها» را به «نخلة» يا «مريم» ارجاع داده اند; ولى سياق آيات با آنچه گفته شد سازگارتر است.

3- عيسى ( ع ) در بدو تولد ، مادرش مريم ( س ) را به اندوهگين نبودن توصيه كرد .

فناديها من تحتها ألاّتحزنى

13- « عن أبى جعفر ( ع ) : ضرب عيسى ( ع ) برجله فظهرت عين ماء تجرى ;

از امام باقر(ع) روايت شده: عيسى(ع) (هنگام ولادت) پاى خود را بر زمين زد، پس چشمه آب روانى ظاهر شد».

14- « قال رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) : . . . و هذا عيسى ابن مريم ( ع ) قال اللّه عزّوجلّ فيه « فناداها من تحتها ألاّتحزنى . . . » فكلّم أمّه وقت مولده ;

از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) روايت شده كه فرمود: . .. اين عيسى بن مريم(ع) است كه خداوند - عزّوجلّ - در باره او فرمود «فناداها من تحتها ألاّتحزنى ...» پس عيسى(ع) با مادرش به هنگام ولادت سخن گفت».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 25 - 1

1- عيسى ( ع ) ، در بدو تولد ، مادرش مريم ( س ) را به تكان دادن درخت خرما و استفاده از ميوه آن راهنمايى كرد .

و هزّى إليك بجذع النخلة تسقط عليك رطبًا جنيًّا

«هزّ» به معناى حركت دادن به چپ و راست است و به قرينه «إليك» در آن معناى «متمايل ساختن» نيز تضمين شده است.

بنابراين «هزّى إليك»، يعنى درخت را به جانب خود بكش و به چپ و راست تكان ده اين راهنمايى چنان چه از آيه بعد پيدا است، به منظور تأمين غذاى مريم(س) بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 26 - 1،3،7،8،10

1- حضرت عيسى ( ع ) در آغاز تولد خويش ، مادرش مريم ( س ) را به خوردن خرماى تازه و نوشيدن از آب نهر فرا خواند .

فناديها من تحتها . .. تحتك سريًّا ... رطبًا جنيًّا . فكلى واشربى

3- سخن گفتن عيسى ( ع ) با مادر خود و تأمين آب و غذا به صورت خارق العاده ، زمينه هاى مسّرت و چشم روشنى مريم ( س ) و رفع نگرانى او از آينده بود .

فناديها . .. فكلى و اشربى و قرّى عينًا

«عيناً» تمييز و بيانگر مراد جدى از فاعل است و «قرّى» از ماده «قرار» (آرام گرفتن) و يا «قُرّ» (سرد شدن) است. در صورت اول جمله «قرّى عيناً»، يعنى «چشم آرميده باش» و در صورت دوم، يعنى «خنك چشم باش» (چشمت از اشك سوزان به دور باشد) و در هر صورت، كنايه از خوش دلى و شادمانى است كه چشم از نگرانى و اضطراب باز مى ايستد و از سوزش اشك اندوه، مصون مى ماند. ارتباط جمله «قرّى عيناً» با جملات قبل، گوياى برداشت فوق است.

7- عيسى ( ع ) ، وظيفه دفاع از مادر خويش در مقابل تهمت هاى مردم را به عهده گرفت .

فإمّاترينّ من البشر أحدًا فقولى إنّى نذرت للرحمن صومًا

توصيه مادر به سكوت از جانب عيسى(ع) بدان معنا بود كه او نگران دفاع از خود نباشد، چرا كه عيسى(ع) خود آن را انجام خواهد داد. سخن گفتن عيسى(ع) با مادر پس از ولادت، اين اطمينان را به مريم داده بود كه او براين كار كاملاً توانا است.

8- عيسى ( ع ) ، شيوه برخورد با مردم و چگونگى واكنش در برابر بهتان آنان را به مادرش مريم ( س ) آموخت .

فإمّا ترينّ من البشر أحدًا فقولى

10- عيسى ( ع ) ، مادرش مريم ( س ) را به نذر روزه سكوت ، هنگام مواجهه با مردم توصيه كرد .

فإمّا ترينّ من البشر أحدًا فقولى إنّى نذرت للرحمن صومًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 27 - 1،6

1- مريم ( س ) پس از دريافت رهنمود هاى نوزادش عيسى ( ع ) ، او را آشكارا در آغوش خود گرفت و نزد قومش برد .

فأتت به قومها تحمله

6- « عن أبى جعفر ( ع ) قال : لمّا قالت العواتق . . . لمريم ( ع ) : « لقد جئت شيئاً فريّاً » أنطق اللّه تعالى عيسى ( ع ) عند ذلك ;

از امام باقر(ع) روايت شده كه فرمود: چون دختران نورس به مريم گفتند: «لقد جئت شيئاً فريّاً» خداوند در آن هنگام زبان عيسى(ع) را به سخن گفتن گشود».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 29 - 3،5

3- حضرت مريم ( س ) به قدرت نوزادش عيسى ( ع ) در سخن گفتن و رفع اتهامات يقين داشت .

فأشارت إليه

آمدن مريم به ميان قوم خويش، آوردن علنى و آشكار فرزند و اشاره كردن به سوى نوزاد به جاى پاسخ گويى به اتهامات، بيانگر يقين او است.

5- مردم ، از واگذارشدن پاسخ اتهامات از سوى مريم ( س ) به نوزادش عيسى ( ع ) ، شگفت زده شده و آن را باور نكردند .

فأشارت إليه قالوا كيف نكلّم من كان فى المهد صبيًّا

استفهام در آيه انكارى است. اين انكار را چندين تأكيد نيز همراهى مى كند: 1) فعل «كان» كه در اين موارد بر ماضى دلالت ندارد، بلكه استقرار و ثبوت را مى فهماند; 2) قيد «فى المهد» كه نشانه ناتوانى عيسى(ع) از هرگونه حركتى است; 3) قيد «صبيّاً» كه با وجود «فى المهد» نيازى به آن نبود، ولى گويندگان آن را به منظور تأكيد انكار و تعجبشان افزودند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 30 - 1،11

1- نوزاد مريم ( س ) با اشاره مادرش و در حضور مردم شروع به سخن گفتن كرد .

فأشارت إليه . .. قال إنّى عبداللّه

11- « عن رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) : . . . و هذا عيسى بن مريم ( ع ) . . . حين أشارت إليه . . . قال : إنّى عبداللّه آتانى الكتاب » . . . أُعطى كتاب النبوة و أُوصى بالصلاة والزكاة فى ثلاثة أيّام من مولده و كلّمهم فى اليوم الثانى من مولده . . . ;

از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) روايت شده كه فرمود: . .. و اين عيسى بن مريم(ع) است كه وقتى مريم به او اشاره كرد گفت: «إنّى عبداللّه آتانى الكتاب» ... كتابِ نبوت به او داده شد و به نماز و زكات سفارش گرديد (و اين همه) ظرف سه روز پس از ولادت او بود و در روز دوم ولادت با مردم سخن گفت...».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 31 - 6

6- عيسى ( ع ) در معرفى خويش به مردم ، دريافت فرمان خداوند به نماز و زكات را از ويژگى هاى خويش برشمرد .

و أوصنى بالصلوة والزكوة مادمت حيًّا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 32 - 3

3- عيسى ( ع ) در برشمردن ويژگى هايش ، بر پيدايش خود بدون پدر تأكيد ورزيد .

و برًّا بولدتى

عيسى(ع) در مورد نيكى كردن، تنها از مادر خود ياد كرد و ذكرى از پدر به ميان نياورد تا در گفتار هم اين مطلب را كه مادرش پاكدامن است، تأييد كرده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 33 - 4

4- عيسى ( ع ) با سالم خواندن مرحله ولادت خويش از هر عيب و ناپسندى ، بر مبرّابودن مادرش مريم ( س ) از اتهامات نارواى مردم تأكيد كرد .

والسلم علىّ يوم ولدت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 34 - 1

1- قرآن ترسيم كننده سيما و سرگذشت واقعى عيسى ( ع )

ذلك عيسى ابن مريم قول الحقّ

«ذلك» اشاره به دارنده اوصافى است كه در آيات گذشته تشريح شد. و «قول الحقّ» مفعول براى فعل محذوف (أقول) است، يعنى سخن درستى مى گويم.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 35 - 14

14- ماجراى تولد و سخن گفتن عيسى ( ع ) ، نمودى از حاكميت اراده الهى بر هستى است ; نه نشان فرزندى عيسى ( ع ) براى خداوند .

ما كان للّه أن يتّخذ من ولد . .. إذا قضى أمرًا فإنّما يقول له كن فيكون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 36 - 1

1- حضرت عيسى ( ع ) در گهواره ، خداوند را پروردگار خود و ديگر انسان ها معرفى كرد .

و إنّ اللّه ربّى و ربّكم

جمله «إنّ اللّه ربّى . ..» عطف بر «إنّى عبد اللّه» در آيات قبل است. اين آيه نيز نقل بخشى از گفته هاى عيسى(ع) در گهواره است و آيات «ذلك عيسى ... كن فيكون» در اين بين معترضه مى باشد. تشابه اين جمله با آنچه در سوره آل عمران و زخرف از عيسى(ع) نقل شده، تأييد كننده اين نكته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 37 - 2

2- گروهى از مردم زمان مريم به عيسى ( ع ) و گفته هاى او ايمان آوردند و گروهى كفر ورزيدند .

فاختلف الأحزاب من بينهم فويل للذين كفروا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 50 - 4،5،10

4 - نقل مكان كردن مريم به همراه نوزادش ( عيسى ) ، به محلى ديگر غير از زادگاه او

و ءاوينهما إلى ربوة

«إيواء» (مصدر «آوينا») به معناى امكان و جاى دادن است. «ربوة» نيز به تپه و هر زمين بلند گفته مى شود. «ذات قرار» (مرادف «مستقر») به معناى جاى زيست است و «معين» به آبى كه بر روى زمين جارى باشد، گفته مى شود.

5 - استقرار مريم و نوزادش ( عيسى ) ، در سرزمينى بلند ، آرام و داراى آبى روان

و ءاوينهما إلى ربوة ذات قرار و معين

10 - برخوردارى حضرت عيسى و مريم ( ع ) ، از امكانات و آسايش زندگى

و ءاوينهما إلى ربوة ذات قرار و معين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 57 - 7

7 - عيسى بن مريم ( ع ) ، شخصيتى شناخته شده و نامى آشنا در مكه عصر بعثت

و لمّا ضرب ابن مريم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تحريم - 66 - 12 - 11

11 - فرزند حضرت مريم ( س ) ( عيسى ( ع ) ) ، پرتو روح الهى و داراى مقامى بس بلند در پيشگاه خداوند

فنفخنا فيه من روحنا

اضافه «روح» به «نا»، اضافه تشريفى و براى بيان شرافت و عظمت اين روح است.

185- قضاوت عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 89 - 3

3 - زكريا، يحيى، عيسى، الياس، اسماعيل، اليسع، يونس و لوط(ع)، بهره مند از تعاليم آسمانى (كتاب) و داراى منصب قضاوت و مقام نبوت بودند.

أولئك الذين ءاتينهم الكتب و الحكم و النبوة

186- قياس بت ها با عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 58 - 1،6

1 - مجادله مشركان مكه با پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در مقايسه معبود هاى خويش با عيسى ( ع )

و قالوا ءألهتنا خير أم هو

6 - مقايسه ميان بت ها و عيسى بن مريم ( ع ) ، حركتى جدلى از سوى مشركان مكه

ما ضربوه لك إلاّ جدلاً

در مكتب پيامبر(صلی الله علیه و آله) سخن از الوهيت عيسى(ع) به ميان نيامده بود تا مشركان او را با آلهه خود مقايسه كنند.

187- كتاب آسمانى عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 30 - 3،4

3- حضرت عيسى ( ع ) در دوران نوزادى ، داراى كتاب الهى و مقام نبوت بوده است .

ءاتينى الكتب و جعلنى نبيًّا

4- حضرت عيسى ( ع ) در خردسالى ، خود را بنده خدا ، صاحب كتاب آسمانى و پيامبرى الهى معرفى كرد .

قال إنّى عبداللّه ءاتينى الكتب و جعلنى نبيًّا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 27 - 7،8

7 - اعطاى كتاب از سوى خداوند به عيسى ( ع )

و ءاتينه الإنجيل

8 - انجيل ، نام كتاب آسمانى عيسى ( ع )

و ءاتينه الإنجيل

188- كتاب عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 84 - 3

3 - موسى و عيسى از انبياى الهى و داراى كتاب

و ما اُوتى موسى و عيسى

ظاهراً مراد از «ما اُوتى»، كتاب است.

189- كفر به رسالت عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 115 - 4

4 - عذاب سهمگين و بى نظير الهى سزاى آنانكه پس از مشاهده مائده آسمانى به قدرت خداوند ، رسالت عيسى ( ع ) و معجزه بودن آن مائده كافر شوند .

فمن يكفر بعد منكم فانى اعذبه عذاباً لا اعذبه احداً من العلمين

متعلق «يكفر» مى تواند، رسالت عيسى(ع)، قدرت خداوند و معجزه بودن مائده آسمانى باشد. ضمير در «لااعذبه» مفعول مطلق

نوعى است و مرجع آن كلمه «عذاباً» مى باشد يعنى لااعذب قبل هذا العذاب احداً

190- كفر به عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 57 - 10

10 - كافران به عيسى ( ع ) ( يهوديان ) ، ظالم و محروم از محبّت خداوند هستند .

فاما الذين كفروا . .. و اللّه لا يحبّ الظالمين

از مصاديق مورد نظر از كلمه «الظالمين»، به قرينه آيات قبل، يهوديانى هستند كه به حضرت عيسى (ع) ايمان نياوردند.

191- كيفيت ولادت عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 59 - 11

11 - چگونگى تولد و زندگى عيسى ( ع ) ، پيامدار آموزه هايى چند براى بنى اسرائيل

و جعلنه مثلاً لبنى إسرءيل

برداشت ياد شده بدين احتمال است كه مراد از «مثل» قرار گرفتن عيسى(ع)، نحوه خلقت و آفرينش آن حضرت باشد.

192- گروه هاى اجتماعى دوران عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 65 - 3

3 - وجود گروه ها و احزاب مختلف اجتماعى و قومى در جامعه عصر عيسى ( ع )

فاختلف الأحزاب من بينهم

جمله «فاختلف الأحزاب» گوياى اين نكته است كه مردمان در عصر عيسى(ع)، به گروه ها و احزاب مختلفى تقسيم شده بودند كه بعد از بعثت آن حضرت، گرفتار اختلافاتى نوين شدند.

193- گريه عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 58 - 16

16- زكريا ، يحيى ، مريم ( س ) ، عيسى ، ابراهيم ، اسحق ، يعقوب ، موسى ، هارون ، اسماعيل ، و ادريس ( ع ) ، هنگام شنيدن

آيات الهى به سجده مى افتادند و در حال سجود اشك مى ريختند .

أُولئك . .. إذا تتلى عليهم ءايت الرحمن خرّوا سجّدًا و بكيًّا

194- گواهى عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 52 - 20

20 - درخواست حواريون از عيسى ( ع ) ، مبنى بر شهادت و گواهى او بر مقام تسليم آنان

امنا باللّه و اشهد بانّا مسلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 159 - 6،8

6 - گواهى حضرت عيسى ( ع ) بر اهل كتاب در روز قيامت

و يوم القيمة يكون عليهم شهيداً

8 - حضرت عيسى ( ع ) ، گواه بر اعمال اهل كتاب در دنيا

و يوم القيمة يكون عليهم شهيداً

اگر حضرت عيسى(ع) در دنيا گواه بر اعمال نباشد، نمى تواند در قيامت گواهى دهد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 46 - 6

6 - گواهى و تأييد عيسى ( ع ) بر راستى و درستى تورات موجود در عصر خويش

و قفينا . .. بعيسى ابن مريم مصدقاً لما بين يديه من التورية

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 111 - 9،10

9 - حواريون عيسى ( ع ) از وى خواستند تا به تسليمشان در برابر خدا و رسولش گواه باشد .

قالوا ءامنا و اشهد باننا مسلمون

برداشت فوق بر اين اساس است كه مخاطب فعل «اشهد» حضرت عيسى(ع) باشد. نياوردن ربنا و مانند آن در مقام درخواست از خداوند مى تواند مؤيد اين احتمال باشد.

10 - عيسى ( ع ) ، گواه بر كيفيت برخورد مردمان با تعاليم و فرمان هاى الهى

و اشهد باننا مسلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 117 - 9

9 - عيسى ( ع ) ، گواه و ناظر بر عقايد و رفتار امت خويش ، به هنگام حضور در ميان آنان

و كنت عليهم شهيداً مادمت فيهم

195- گهواره عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 110 - 12،14

12 - روح القدس ، توانايى بخش عيسى ( ع ) براى گفتگوى با مردم در گهواره به هنگام بزرگسالى و آغاز دوران پيرى

اذ ايدتك بروح القدس تكلم الناس فى المهد و كهلا

«كهل» به مردى گفته مى شود كه دوران جوانى را سپرى كرده و در آغاز دوران پيرى است جمله «تكلم الناس . ..» بيان مصداقى است از جمله «ايدتك بروح القدس».

14 - گفتگوى عيسى ( ع ) با مردم در گهواره ، از نعمت هاى خاص الهى به مادرش مريم .

اذكر نعمتى عليك و على ولدتك . .. تكلم الناس فى المهد و كهلا

196- لعن عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 78 - 1،2،11،14،15

1 - كافران بنى اسرائيل با نفرين داود ( ع ) و عيسى ( ع ) به لعنت و دورى از رحمت خداوند گرفتار شدند .

لعن الذين كفروا من بنى اسرءيل على لسان داود و عيسى

فاعل محذوف از «لعن» داود(ع) و عيسى(ع) مى باشد. بنابراين جمله «لعن ... على لسان داود و عيسى» به اين معناست كه كافران بنى اسرائيل مورد لعنت داود(ع) و عيسى(ع) قرار گرفتند گفتنى است، آنگاه كه لعنت بر زبان انسان جارى شود به معناى درخواست انقطاع از رحمت الهى از لعنت شونده است.

2 - داود و عيسى ( ع ) ، پيام آوران لعن و نفرين الهى بر كافران بنى اسرائيل *

لعن الذين كفروا من بنى اسرءيل على لسان داود و عيسى ابن مريم

بدان احتمال كه فاعل محذوف «لعن»، اللّه باشد. گفتنى است كه لعنت خداوند نسبت به كافران بنى اسرائيل بر لسان داود(ع) و عيسى(ع) به معناى ابلاغ لعنت خداوند به واسطه آن پيامبران است.

11 - گرفتارى كافران بنى اسرائيل به لعنت داود و عيسى ( ع ) ، برخاسته از عصيان پيشگى و تجاوزگرى آنان

لعن الذين كفروا . .. ذلك بما عصوا و كانوا يعتدون

در برداشت فوق «ذلك» اشاره به «لعنت» گرفته شده است.

14 - مورد لعن قرار گرفتن گروهى از بنى اسرائيل از سوى حضرت عيسى ( ع ) ، به دليل كفر آنان پس از نزول مائده آسمانى

لعن الذين كفروا من بنى اسرءيل . .. عيسى ابن مريم

از امام باقر(ع) در توضيح آيه فوق روايت شده: . .. و اما عيسى فلعن الذين انزلت عليهم المائدة ثم كفروا بعد ذلك.


تفسير تبيان، ج 3، ص 609; نورالثقلين، ج 1، ص 661، ح 315.

15 - مسخ گروهى از بنى اسرائيل بصورت خوك ، در اثر لعن حضرت داود ( ع ) و بصورت ميمون ، در اثر لعن حضرت عيسى ( ع )

لعن الذين كفروا من بنى اسرءيل على لسان داود و عيسى

از امام صادق(ع) درباره آيه فوق روايت شده: الخنازير على لسان داود(ع) و القردة على لسان عيسى ابن مريم(ع).


كافى، ج 8، ص 200، ح 240; نورالثقلين، ج 1، ص 660، ح 311.

197- لقب عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 45 - 8

8 - مسيح ، از القاب عيسى ( ع )

اسمه المسيح عيسى ابن مريم

چون يك فرد، دو اسم (به معناى مصطلح) ندارد، بنابراين يكى از آن دو لقب اوست; و چون معمولا اسم (به معناى مصطلح) را توصيف به «ابن» مى كنند، بنابراين اسم او عيسى و لقب او مسيح است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 171 - 10

10 - مسيح ، لقب حضرت عيسى ، و عيسى ، اسم او *

انما المسيح عيسى ابن مريم

معمولا اسم را توصيف به «ابن» مى كنند بنابراين «عيسى» اسم آن حضرت و در نتيجه «مسيح» لقب او خواهد بود.

198- مادر عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 87 - 8

8 - عيسى ( ع ) زاده مريم ( ع ) و فرزند او ، نه فرزند خدا

عيسى ابن مريم

از نكاتى كه مى تواند هدف از نسبت دادن عيسى(ع) به مادرش شمرده شود، رد پندار مسيحيان است كه وى را فرزند خداى سبحان مى خواندند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 157 - 5

5 - حضرت عيسى ( ع ) ، فرزند مريم ( ع ) و رسولى از جانب خداست .

و قولهم إنّا قتلنا المسيح عيسى ابن مريم رسول اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 17 - 18

18 - مسيح ( ع ) ، فرزند مريم ( ع ) و هر دو مملوك خداوند

المسيح ابن مريم و امه . .. و للّه ملك السموت و الارض

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 72 - 4

4 - مسيح ( ع ) فرزند مريم نه خدا و نه زده او

المسيح ابن مريم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 110 - 5

5 - نعمت هاى ويژه ارزانى شده به عيسى ( ع ) ، به منزله نعمتهايى الهى براى مادرش مريم

اذكر نعمتى عليك و على ولدتك

نعمتهاى شمرده شده در اين بخش از آيات نعمتهايى است كه خداوند به عيسى(ع) عطا كرده است و از نعمتهاى ويژه خداوند به مريم سخنى به ميان نيامده است، بنابراين مى توان گفت عطاى آن نعمتها به عيسى(ع) به منزله عطاى آنها به مادرش مريم است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 34 - 2

2- حضرت عيسى ( ع ) فرزند مريم ( ع ) و داراى منزلتى والا است .

ذلك عيسى ابن مريم

«ذلك» براى اشاره به بعيد به كار مى رود. به كار بردن آن در جايى كه مورد اشاره نزديك باشد، بيانگر برجستگى منزلت مورد اشاره و بزرگداشت آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 57 - 4

4 - عيسى ( ع ) ، فرزند مريم است و نه خدا .

و لمّا ضرب ابن مريم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 27 - 5

5 - عيسى ( ع ) ، پسر مريم است .

و قفّينا بعيسى ابن مريم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 6 - 1

1 - حضرت عيسى ( ع ) ، پسر حضرت مريم ( ع ) است .

و إذ قال عيسى ابن مريم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 14 - 6

6 - عيسى ( ع ) ، پسر مريم ( س ) است .

كما قال عيسى ابن مريم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تحريم - 66 - 12 - 11

11 - فرزند حضرت مريم ( س ) ( عيسى ( ع ) ) ، پرتو روح الهى و داراى مقامى بس بلند در پيشگاه خداوند

فنفخنا فيه من روحنا

اضافه «روح» به «نا»، اضافه تشريفى و براى بيان شرافت و عظمت اين روح است.

199- مجادله درباره عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 57 - 1

1 - مجادله مشركان مكه درباره عيسى ( ع ) ، اقدامى در جهت تخطئه آيات قرآن

و لمّا ضرب ابن مريم مثلاً

تأمل در آيات بعد، نشان مى دهد كه مَثَل مذكور در اين آيه، از ناحيه مشركان و براى توجيه روى آورى آنان به پرستش بت ها و انكار مورد عذاب واقع شدن معبودهاى شرك بوده است; چنان كه در آيه بعد مى فرمايد: «ما ضربوه إلاّ جدلاً. ..».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 58 - 1

1 - مجادله مشركان مكه با پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در مقايسه معبود هاى خويش با عيسى ( ع )

و قالوا ءألهتنا خير أم هو

200- محافظت از عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 110 - 34

34 - خداوند ، نگه دارنده عيسى ( ع ) از آسيب بنى اسرائيل

و اذ كففت بنى اسرءيل عنك

201- محدوده رسالت عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 110 - 35

35 - بنى اسرائيل در قلمرو و مخاطب رسالت حضرت مسيح ( ع )

و اذ كففت بنى اسرءيل عنك اذ جثتهم بالبينت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 42 - 4

4 - اعتقاد مشركان عرب ، به محدود بودن قلمرو رسالت پيامبران الهى چون ابراهيم ، موسى و عيسى ( ع ) به امت ها و اقوام غير ايشان

و أقسموا باللّه . .. لئن جاءهم نذير ليكوننّ أهدى من إحدى الأُمم

از اين كه مشركان، آمدن پيامبرى ويژه براى خود را; شرط ايمان خود برمى شمردند، مى توان استفاده كرد كه آنان اعتقاد نداشتند كه قلمرو اديان الهى در گذشته شامل آنان نيز مى شود; وگرنه اين تقاضا لغو و غير منطقى بود.

202- مربى عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 36 - 1

1- حضرت عيسى ( ع ) در گهواره ، خداوند را پروردگار خود و ديگر انسان ها معرفى كرد .

و إنّ اللّه ربّى و ربّكم

جمله «إنّ اللّه ربّى . ..» عطف بر «إنّى عبد اللّه» در آيات قبل است. اين آيه نيز نقل بخشى از گفته هاى عيسى(ع) در گهواره است و آيات «ذلك عيسى ... كن فيكون» در اين بين معترضه مى باشد. تشابه اين جمله با آنچه در سوره آل عمران و زخرف از عيسى(ع) نقل شده، تأييد كننده اين نكته است.

203- مرگ عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 157 - 14

14 - پندار غلط و خلافگويى يهود ، در مورد تولد و مرگ حضرت عيسى ( ع )

قولهم على مريم بهتناً عظيماً. و قولهم إنّا قتلنا المسيح ... ما لهم به من علم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 159 - 1،2

1 - همه اهل كتاب ، قبل از مرگ حضرت عيسى ( ع ) ، به او ايمان مى آورند .

و إن من أهل الكتب إلاّ ليؤمننّ به قبل موته

كلمه «ان» نافيه است و كلمه «احد» كه مبتداى جمله است، حذف شده ; يعنى (ان احد من اهل الكتاب . ..) و ضمير در موته مى تواند به «عيسى» ارجاع داده شود و مى تواند به «احد» برگردانده شود، برداشت فوق مبتنى بر احتمال اول است. گفتنى است بنابراين احتمال مراد از «اهل كتاب» كسانى از آنان هستند كه زمان ظهور وى را درك مى كنند.

2 - حضرت مسيح ( ع ) پس از حضور مجدد در بين امت خويش ، خواهد مرد .

إلاّ ليؤمننّ به قبل موته

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 17 - 9

9 - حيات و مرگ مسيح ( ع ) و مادرش مريم و تمامى اهل زمين ، در قبضه قدرت خداوند

قل فمن يملك من اللّه شيئاً ان اراد ان يهلك . .. و من فى الأرض جميعاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 75 - 7

7 - روا بودن مرگ براى مسيح ( ع ) نشانه خدا نبودن وى

قالوا إنّ اللّه هو المسيح . .. الا رسول قد خلت من قبله الرسل

جمله «قد خلت من قبله الرسل» كه اشاره به امكان رحلت و مرگ مسيح(ع) دارد، برهانى براى رد پندار الوهيت آن حضرت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 33 - 8

8- حضرت عيسى ( ع ) همانند ديگر انسان ها ، داراى تولد ، مرگ و رستاخيز و خود معترف به آن است .

يوم ولدت و يوم أموت و يوم أُبعث حيًّا

204- مريم(س) و عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 75 - 11

11 - مريم ( ع ) با اعتقاد به رسالت فرزندش مسيح ( ع ) ، نه وى را ابدى مى پنداشت و نه فرزند خدا

امه صديقة

«صديق» چنانچه جوهرى در «الصحاح» آورده است - به كسى گفته مى شود كه بسيار تصديق كننده باشد و متعلق تصديق - به قرينه صدر آيه - رسالت مسيح، فناپذيرى او و فرزند نبودن وى براى خداست.

205- مسؤوليت عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 46 - 3

3 - تبليغ و ارشاد مردم ، رسالت مسيح ( ع ) در سراسر عمرش

و يكلّم الناس فى المهد و كهلا

چون صرف سخن گفتن در بزرگسالى فضيلت ويژه اى براى مسيح نيست، الزاماً بايد سخنى خاص باشد كه به مناسبت مقام پيامبرى، اين سخن، همان ارشاد و تبليغ خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 49 - 2

2 - بنى اسرائيل ، مخاطبان اصلى رسالت عيسى ( ع ) *

و رسولا الى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 110 - 2

2 - حضرت مسيح ( ع ) ، وظيفه دار ياد كرد نعمت هاى ارزانى شده بر وى و مادرش مريم

اذ قال اللّه يعيسى ابن مريم اذكر نعمتى عليك و على ولدتك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 117 - 4،5

4 - دعوت مردمان به توحيد و پرستش خداوند يكتا از اساسى ترين وظائف و رسالت هاى عيسى ( ع )

ما امرتنى به ان اعبدوا اللّه ربى و ربكم

تفسير «ما امرتنى به» به «ان اعبدوا اللّه» - با اينكه حضرت عيسى(ع) به جز فرمان به عبادت خدا پيامهاى ديگر نيز داشت - گوياى اين است كه ابلاغ فرمان توحيد از اساسى ترين وظايف مسيح(ع) بوده است.

5 - بيان ربوبيت خداوند بر مسيح ( ع ) و تمامى انسان ها از برجسته ترين تعاليم حضرت مسيح (صلی الله علیه و آله)

ما قلت لهم الا ما امرتنى به ان اعبدوا اللّه ربى و ربكم

206- مسيحيان و ربوبيت عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 31 - 4

4 - مسيح ( ع ) ، برخوردار از ربوبيت و پروردگارى ، در بينش نادرست نصارا

اتخذوا . .. أرباباً من دون اللّه و المسيح ابن مريم

207- مسيحيان و عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 171 - 9

9 - پندار مسيحيان درباره مسيح ، پندارى غلوآميز

ياهل الكتب لاتغلوا فى دينكم . .. انما المسيح عيسى ابن مريم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 172 - 2

2 - غلو مسيحيان درباره حضرت عيسى با نقض شمردن بندگى او براى خدا

ياهل الكتب لاتغلوا فى دينكم . .. لن يستنكف المسيح ان يكون عبداً للّه

جمله «لن يستنكف» اشاره به اين معنا دارد كه مسيحيان بندگى مسيح را براى خداوند انكار مى كردند و گويا شان وى را بالاتر از بندگى مى پنداشتند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 17 - 5

5 - اعتراف مسيحيان به فرزندى مسيح ( ع ) براى مريم ( ع )

قالوا إنّ اللّه هو المسيح ابن مريم

ظاهراً توصيف مسيح(ع) به «ابن مريم» از كلام مسيحيان است. يعنى به اين حقيقت كه مسيح(ع) فرزند مريم است، معترف هستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 30 - 2،3،4

2 - نصارا ، « مسيح » ( ع ) را فرزند خدا خواندند .

و قالت النصرى المسيح ابن اللّه

3 - فرزند خدا خواندن « عزير » و « مسيح » ، سخنان نسنجيده و باطلى بود كه يهود و نصارا به زبان آوردند .

و قالت . .. ذلك قولهم بأفوههم

4 - پندار فرزند خدا بودن « عزير » و « مسيح » ، پندارى است سابقه دار در تاريخ يهود و نصارا .

يضهئون قول الذين كفروا من قبل

208- مشركان و عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 58 - 7

7 - فهم نادرست و بيان مغالطه آميز مشركان ، از نظريه قرآن درباره عيسى بن مريم ( ع )

ما ضربوه لك إلاّ جدلاً

بيان قرآن درباره تولد، زندگى و مرگ عيسى(ع)، شائبه الوهيت ندارد تا مشركان او را با آلهه خود مقايسه كنند.

209- معارفه عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 31 - 6

6- عيسى ( ع ) در معرفى خويش به مردم ، دريافت فرمان خداوند به نماز و زكات را از ويژگى هاى خويش برشمرد .

و أوصنى بالصلوة والزكوة مادمت حيًّا

210- معبوديت عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 76 - 3

3 - مسيح ( ع ) و مادرش مريم ، معبود برخى مسيحيان

قالوا إنّ اللّه هو المسيح . .. قل اتعبدون من دون اللّه

مصداق مورد نظر از «من دون اللّه» - به قرينه آيات گذشته - مسيح(ع) و مادرش مريم است.

211- معجزات عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 46 - 1

1 - عيسى ( ع ) ، در گهواره ، همانند زمان بزرگسالى ، با مردم سخن مى گفت .

و يكلم النّاس فى المهد و كهلا و من الصالحين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 49 - 5،8،13،14،16،19،22،23

5 - معجزات روشنگر عيسى ( ع ) ، دليل صدق دعوت او

انّى قد جئتكم باية من ربّكم

چون عيسى (ع) مدعى رسالت بود، نخست مى بايست آن را اثبات كند. بنابراين منظور از آيه و نشانه در «باية من ربّكم»، نشانه نبوت اوست.

8 - ساختن پرنده از گِل و دميدن در آن و پرنده گشتن آن به اذن خدا از معجزات عيسى ( ع )

انّى اخلق لكم من الطين كهيئة الطير فانفخ فيه

13 - بينايى بخشيدن به كور مادرزاد و شفاى پيسى ، معجزه عيسى ( ع )

و أبرىء الاكمه و الابرص

14 - حيات بخشيدن به مردگان در پرتو اذن خدا ، معجزه عيسى ( ع )

و احى الموتى باذن اللّه

16 - خبر دادن از آنچه مردم خورده و در خانه ذخيره كرده اند ، معجزه حضرت عيسى ( ع )

و انبئكم بما تأكلون و ما تدّخرون فى بيوتكم

19 - كافى بودن معجزات عيسى ( ع ) ، براى هدايت يافتن كسانى كه در پى حقيقت و ايمان بدان بودند .

انّ فى ذلك لاية لكم ان كنتم مؤمنين

جمله «ان كنتم مؤمنين»، ظاهراً به معناى در پى حقيقت بودن است. زيرا اگر به معناى تحقق ايمان باشد، الزامى به آوردن آيه نيست; چون هدف از آيه، ايمان آوردن و گرايش است.

22 - معجزه شفاى بيماران توسط حضرت عيسى ( ع ) ، متناسب با زمان خويش بجهت شيوع بيمارى ها و احتياج مردم آن زمان به طب

و ابرىء الاكمه و الابرص و احى الموتى باذن اللّه

امام رضا (ع): . .. انّ اللّه تبارك و تعالى بعث عيسى (ع) فى وقت ظهرت فيه الزمانات و احتاج النّاس الى الطّب ... بما احيالهم الموتى و ابرء [لهم] الاكمه و الابرص.


عيون اخبارالرضا (ع)، ج 2، ص 80، ح 12، ب 32 ; علل الشرايع، ص 121، ح 6، باب 99.

23 - خبر دادن غيبى حضرت عيسى ( ع ) ، از مأكولات و ذخاير بنى اسرائيل در خانه هايشان ، از سن هفت يا هشت سالگى

و انبّئكم بما تأكلون و ما تدّخرون فى بيوتكم

امام صادق (ع): . .. و مكث عيسى (ع) حتّى بلغ سبع سنين او ثمانياً فجعل يخبرهم بما يأكلون و ما يدّخرون فى بيوتهم.


بحار الانوار، ج 14، ص 251، ح 43 ; تفسير برهان، ج 1، ص 284، ح 4.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 50 - 10،11

10 - معجزات عيسى ( ع ) ، نشانه اى از سوى پروردگار ، براى اثبات رسالت او و صحّت تغيير برخى احكام الهى توسط وى

و لاحلّ لكم . .. و جئتكم باية من ربّكم

جمله «و جئتكم باية»، پس از بيان تغيير برخى احكام، تذكر به اين معناست كه تغيير احكام بايد تنها از جانب پيامبران - با ارائه معجزه براى اثبات نبوّت - صورت گيرد.

11 - عيسى ( ع ) پس از ارائه معجزات ، بنى اسرائيل را از مخالفت با خدا بر حذر داشت و به اطاعت خويش دعوت كرد .

و جئتكم باية من ربّكم فاتقوا اللّه و اطيعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 52 - 1

1 - كفر و انكار بنى اسرائيل به رسالت عيسى ( ع ) ، على رغم مشاهده معجزات او

انّى قد جئتكم باية من ربّكم . .. فلمّا احسّ عيسى منهم الكفر

212- معجزه عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 87 - 5،6

5 - عيسى ( ع ) از پيامبران الهى و برخوردار از معجزات و دلايلى روشن بر پيامبرى خويش

و ءاتينا عيسى ابن مريم البينت

6 - خداوند ، عطا كننده معجزات و دلايل فراوان و روشن به عيسى ( ع )

و ءاتينا عيسى ابن مريم البينت

«بينة» به معناى حجت و دليل واضح و روشن است و معجزه از مصداقهاى مورد نظر آن مى باشد. «ال» در «البينات» يا عهد ذهنى است و اشاره به دلايل و معجزاتى از قبيل زنده كردن مردگان، بينا كردن نابينايان و ... دارد و يا براى استغراق است و حكايت از كثرت و فراوانى بينات دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 110 - 20،21،24،25،27،30،31،42

20 - مسيح ( ع ) توانمند بر آفرينش مجسمه اى از گل به شكل پرندگان كه با دميدنش در آن به پرواز در مى آمد

و اذ تخلق من الطين كهيئة الطير باذنى فتنفخ فيها فتكون طيراً باذنى

21 - حيات بخشى به موجودات جامد از معجزات حضرت عيسى ( ع )

و اذ تخلق من الطين كهيئة الطير باذنى فتنفخ فيها فتكون طيراً باذنى

24 - حضرت مسيح توانا بر بيناسازى كور هاى مادرزاد و شفابخشى مبتلايان به پيسى

و تبرى الاكمه و الابرص باذنى

25 - توانايى حضرت مسيح بر زنده كردن مردگان مدفون شده در خاك

و اذ تخرج الموتى باذنى

مراد از اخراج مردگان (تخرج الموتى) زنده كردن آنهاست و به كارگيرى كلمه اخراج براى رساندن اين معناست كه عيسى(ع) قادر بود حتى مردگان مدفون در خاك را نيز زنده كند و از خاكها بيرون كشد.

27 - عيسى ( ع ) ، ارائه كننده معجزات خويش ( حيات بخشى به اجسام بى جان ، درمان كورى و پيسى و زنده كردن مردگان ) ، در بسيارى از مواقع

اذ تخلق . .. و تبرى الاكمه و الابرص باذنى و اذ تخرج

برداشت فوق از فعل مضارع «تخلق» و «تبرى» و «تخرج» كه حاكى از استمرار انجام كار مى باشد، استفاده شده است.

30 - توجه به وابستگى معجزات عيسى ( ع ) به اذن خداوند ، از ميان برنده پندار الوهيت وى

اذ تخلق . .. فتكون طيراً باذنى و تبرى الاكمه و الابرص باذنى

معجزاتى همچون حيات بخشى به اجسام بى جان و زنده كردن مردگان زمينه ساز پندار الوهيت براى ارائه كننده چنين معجزاتى است، تكرار كلمه «باذنى» در فرازهاى مختلف آيه مورد بحث براى برطرف كردن چنين پندارى مى باشد.

31 - توانايى عيسى ( ع ) بر ارائه معجزاتى همانند روح بخشى به مجسمه ها ، درمان كورى و پيسى و احياى مردگان ، از نعمت هاى ويژه خداوند به آن حضرت

اذكر نعمتى . .. و تبرى الاكمه و الابرص باذنى و اذ تخرج الموتى باذنى

42 - پرنده آفريده شده از گل - به اذن خدا - توسط عيسى ( ع ) از جنس خفاش بود .

و اذ تخلق من الطين كهيئة الطير باذنى

اميرالمؤمنين(ع): در پاسخ سؤال از جاندارانى كه بدون قرار گرفتن در رحم آفريده شدند فرمود: «. .. و الخفاش الذى عمله عيسى بن مريم فطار باذن اللّه عزوجل.»


خصال صدوق، ص 322، ح 8، باب الستة; نورالثقلين، ج 1، ص 343، ح 147.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 112 - 4

4 - حواريون ، خواستار معجزه اى اختصاصى براى خويش افزون بر ساير معجزات عيسى ( ع )

ان ينزل علينا مائدة

كلمه «علينا» به قرينه «نأكل» و «قلوبنا» و «نعلم» و «نكون» در آيه بعد نشانگر اين است كه حواريون خواستار معجزه اى بودند كه تنها خودشان از آن بهره مند گردند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 24 - 13

13- « عن أبى جعفر ( ع ) : ضرب عيسى ( ع ) برجله فظهرت عين ماء تجرى ;

از امام باقر(ع) روايت شده: عيسى(ع) (هنگام ولادت) پاى خود را بر زمين زد، پس چشمه آب روانى ظاهر شد».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 30 - 5

5- تكلم عيسى ( ع ) در گهواره و معرفى خود ، از معجزات او و برهانى كافى بر پاكدامنى مريم ( س ) و مبرّابودن او از اتهامات مردم بود .

فأشارت إليه . .. قال إنّى عبداللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 61 - 1

1 - معجزه عيسى ( ع ) در احياى مردگان ، دليلى آشكار بر امكان معاد

و إنّه لعلم للساعة

ضمير در «إنّه» به عيسى(ع) برمى گردد. آن حضرت از آن جهت دليل بر امكان معاد است كه مى توانسته مردگان را زنده كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 6 - 8

8 - معجزات و دلايل روشن ، پشتوانه رسالت عيسى ( ع ) بود .

فلمّا جاءهم بالبيّنت

«بيّنه» (مفرد «بيّنات») به معناى دليل روشن است. از مصاديق بينات، معجزات مى باشد.

213- معجزه ولادت عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 21 - 4،11،13

4- تولد عيسى ( ع ) ، امرى خارق العاده و اعجازآميز بود .

قال ربّك هو علىَّ هيّن

11- حضرت عيسى ( ع ) و آفرينش او بدون پدر ، نشانه اى بزرگ براى پى بردن مردم به قدرت خداوند

و لنجعله ءاية للناس

ضمير مفعولى «لنجعله» به عيسى(ع) بازمى گردد. تنوين «آيةً»، مفيد تفخيم است; يعنى بدان جهت عيسى(ع) را به تو عطا كرديم كه او را براى مردم آيتى بزرگ قرار دهيم.

13- تولد عيسى ( ع ) بدون پدر و نشانه بودن او براى قدرد خداوند و رحمت الهى بودن او ، از مقدرات خداوند و غير قابل تغيير بود .

كذلك . .. و لنجعله ءاية للناس و رحمة منّا و كان أمرًا مقضيًّا

جمله «كان أمراً مقضيّاً» ممكن است تنها در باره تولد عيسى(ع) باشد و ممكن است به هر سه موضوعى كه در آيه ذكر شده است، مربوط باشد. «مقضيّاً» اسم مفعول از «قضاء» است; يعنى آنچه قطعى شده و فيصله يافته باشد. «أمر» در معانى «فرمان» و «حادثه» استعمال مى شود. كلمه «مقضيّاً» قرينه بر اراده معناى دوم است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 50 - 2

2 - تولد عيسى از مريم بدون پدر ، معجزه بزرگ الهى بود .

و جعلنا ابن مريم و أُمّه ءاية

نكره آمدن «آية» براى تفخيم است و آن به معناى نشانه اى بزرگ مى باشد.

214- معلم عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 110 - 17

17 - خداوند آموزگار مسيح در فراگيرى علوم ، معارف دين و كتب آسمانى

و اذ علمتك الكتب و الحكمة و التورية و الانجيل

215- مقام عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 39 - 11

11 - حضرت مسيح ( ع ) ، كلمه اى از جانب خداوند

بكلمة من اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 45 - 4،5،9،13،14

4 - عظمت و اهميّت بشارت اعطاى عيسى به مريم

اذ قالت الملئكة يا مريم انّ اللّه يبشرك

چون جمعى از فرشتگان اين بشارت را آوردند و نه يك فرشته، عظمت و اهميّت آن استفاده مى شود.

5 - عيسى ( ع ) ، كلمه اى والا ، از جانب خداوند

انّ اللّه يبشرك بكلمة منه اسمه المسيح عيسى ابن مريم

«كلمة» به صورت نكره، دلالت بر عظمت آن دارد. گويا كلمه اى است كه به جهت عظمت آن، ناشناخته است.

9 - وجاهت و آبرومندى حضرت مسيح در دنيا و آخرت

اسمه المسيح عيسى ابن مريم وجيهاً فى الدنيا و الاخرة

13 - عيسى ( ع ) ، از مقربان درگاه الهى

عيسى ابن مريم . .. و من المقربين

14 - عظمت عيسى ( ع ) ، نزد خداوند

يبشّرك بكلمة منه . .. وجيهاً ... و من المقربين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 46 - 4،5،6

4 - حضرت عيسى ( ع ) ، انسانى ممتاز و استثنايى

و يكلّم الناس فى المهد و كهلا

سخن گفتن عيسى (ع) در گهواره، نشانگر شخصيّت ممتاز و استثنايى اوست.

5 - عيسى ( ع ) ، صالحى از نسل صالحان

اسمه المسيح عيسى ابن مريم . .. و من الصالحين

6 - صلاح و شايستگى عيسى ( ع ) ، مژده خداوند به مريم

يبشرك بكلمة منه . .. و من الصالحين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 55 - 6

6 - مقام والاى حضرت عيسى ( ع ) و تقرّب وى در پيشگاه خداوند

انّى متوفّيك و رافعك الىّ

«رافعك الىّ»، كنايه از قُرب آن حضرت نزد خداست; چون قُرب مكانى براى خداوند، تصوّر ندارد.

216- مقامات عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 171 - 20

20 - شخصيت فوق العاده حضرت عيسى ( ع ) زمينه غلو و گزافه گويى مسيحيان در مورد ايشان

ياهل الكتب لاتغلوا فى دينكم . .. انما المسيح عيسى ابن مريم رسول اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 172 - 5

5 - شخصيت والاى مسيح ( ع ) و مقام بلند فرشتگان ، مانع آنها از بندگى خداوند نيست .

لن يستنكف المسيح ان يكون عبداً للّه و لاالملئكة المقربون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 46 - 4

4 - حضرت عيسى ( ع ) ، داراى منزلتى والا و ارجمند در پيشگاه خدا

و قفينا على ءاثرهم بعيسى ابن مريم

نام بردن عيسى(ع) از ميان انبياى بنى اسرائيل، حكايت از ويژگى مقام آن حضرت دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 89 - 3

3 - زكريا، يحيى، عيسى، الياس، اسماعيل، اليسع، يونس و لوط(ع)، بهره مند از تعاليم آسمانى (كتاب) و داراى منصب قضاوت و مقام نبوت بودند.

أولئك الذين ءاتينهم الكتب و الحكم و النبوة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 30 - 2،3،4

2- بندگى خداوند ، اولين اعتراف عيسى ( ع ) و بالاترين مقام در ديدگاه آن حضرت

قال إنّى عبداللّه

تقديم وصف بندگى، حتى بر نبوت و داشتن كتاب آسمانى، نشانه اين است كه در ديدگاه عيسى(ع)، اين وصف برتر از ساير مقام هاى اوبود.

3- حضرت عيسى ( ع ) در دوران نوزادى ، داراى كتاب الهى و مقام نبوت بوده است .

ءاتينى الكتب و جعلنى نبيًّا

4- حضرت عيسى ( ع ) در خردسالى ، خود را بنده خدا ، صاحب كتاب آسمانى و پيامبرى الهى معرفى كرد .

قال إنّى عبداللّه ءاتينى الكتب و جعلنى نبيًّا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 34 - 2

2- حضرت عيسى ( ع ) فرزند مريم ( ع ) و داراى منزلتى والا است .

ذلك عيسى ابن مريم

«ذلك» براى اشاره به بعيد به كار مى رود. به كار بردن آن در جايى كه مورد اشاره نزديك باشد، بيانگر برجستگى منزلت مورد اشاره و بزرگداشت آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 91 - 9

9- فرزند مريم ( س ) ( عيسى ( ع ) ) ، پرتو روح الهى و داراى مقامى بس بلند در پيشگاه خداوند

فنفخنا فيها من روحنا

اضافه «روح» به «نا» اضافه تشريفى و براى بيان شرافت و عظمت اين روح است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 7 - 5

5 - پيامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) و نوح و ابراهيم و موسى و عيسى ( ع ) چهره هاى شاخص انبياى الهى اند .

و إذا أخذنا من النبيّن ميثقهم و منك و من نوح و إبرهيم و موسى و عيسى ابن مريم

ذكر نام اين انبيا پس از آوردن واژه «النبيّين» ذكر خاص پس از عام بوده و مى تواند نشانه برترى آنان باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 13 - 4

4 - نوح ، ابراهيم ، موسى ، عيسى ( ع ) و پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) ، پيامبران اولواالعزم و داراى شريعت

شرع لكم من الدين ما وصّى به نوحًا . .. و موسى و عيسى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 27 - 4

4 - عيسى ( ع ) ، از پيامبران الهى

و قفّينا بعيسى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تحريم - 66 - 12 - 11

11 - فرزند حضرت مريم ( س ) ( عيسى ( ع ) ) ، پرتو روح الهى و داراى مقامى بس بلند در پيشگاه خداوند

فنفخنا فيه من روحنا

اضافه «روح» به «نا»، اضافه تشريفى و براى بيان شرافت و عظمت اين روح است.

217- مكان استقرار عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 50 - 5،12،13

5 - استقرار مريم و نوزادش ( عيسى ) ، در سرزمينى بلند ، آرام و داراى آبى روان

و ءاوينهما إلى ربوة ذات قرار و معين

12 - « عن أبى جعفر ( ع ) قال : قال أميرالمؤمنين ( ع ) فى قول اللّه عزّوجلّ « و آديناهما إلى ربوة ذات قرار و معين » قال الربوة الكوفة و القرار المسجد و المعين الفرات ;

از امام باقر(ع) روايت شده است كه اميرالمؤمنين(ع) درباره سخن خداى - عزّوجلّ - «و آويناهما إلى ربوة ذات قرار و معين» فرمود: مراد از «ربوة» كوفه و «قرار» مسجد [كوفه] و «معين» فرات است».

13 - « عن النبى (صلی الله علیه و آله) انّه تلا هذه الآية « و آويناهما إلى ربوة ذات قرار و و معين » . . . قال : هى بالشام بأرض يقال لها الغوطة ، مدينة يقال لها دمشق هى خير مدن الشام ;

از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) روايت شده كه آن حضرت آيه «و آويناهما إلى ربوة ذات قرار و معين» را قرائت كرد و فرمود: اين (ربوه) در شام است در سرزمينى بنام غوطه. آن شهرى است به نام دمشق كه بهترين شهرهاى شام است».

218- مكذبان عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 37 - 2

2- گروهى از مردم زمان مريم به عيسى ( ع ) و گفته هاى او ايمان آوردند و گروهى كفر ورزيدند .

فاختلف الأحزاب من بينهم فويل للذين كفروا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 6 - 9

9 - بنى اسرائيل ، به رغم روشن بودن معجزات و دلايل حقانيت رسالت عيسى ( ع ) ، آنها را نپذيرفتند .

فلمّا جاءهم بالبيّنت قالوا هذا سحر

219- مكذبان عيسى(ع) در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 37 - 3

3- قيامت ، روزى سخت و هلاكت بار براى كفرورزان به عيسى ( ع ) و گفته هاى او

فويل للذين كفروا من مشهد يوم عظيم

«ويل»، يعنى عذاب و هلاكت (لسان العرب). هلاكت بار بودن قيامت كنايه از شدت عذاب است، در حدى كه اگر در قيامت نيز مرگ وجود مى داشت گرفتاران به عذاب، زنده نمى ماندند.

220- منشأ استبعاد خلقت عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 60 - 7

7 - بعيد شمردن شيوه آفرينش عيسى ( ع ) ، نشأت يافته از بى توجهى به قدرت بى نهايت خداوند است .

و لمّا ضرب ابن مريم مثلاً . .. إن هو إلاّ عبد أنعمنا ... و لو نشاء لجعلنا منكم م

برداشت ياد شده با توجه به دو نكته است: الف) «لمّا ضرب ابن مريم» نظر به جنبه خلقت عيسى(ع) دارد. ب) اين آيه در مقام رفع استبعاد و انكار مشركان مكه است كه براى خداوندى كه قادر به آفرينش تمامى انسان ها به صورت ملك است، خلقت عيسى(ع) بدون پدر امرى ساده مى باشد.

221- منشأ امنيت عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 33 - 1

1- حضرت عيسى ( ع ) در گهواره ، برخوردارى خود را از سلامت و امنيت كامل ، در مراحل تولد ، مرگ و رستاخيز ، اعلام كرد .

والسلم علىّ يوم ولدت و يوم أموت و يوم أُبعث حيًّا

«ال» در «السلام» براى استغراق خصوصيات است، يعنى سلام كامل جامع و داراى همه خصوصيات، از همين جهت اين سلام با سلام در مورد حضرت يحيى(ع) از نظر خصوصيات متفاوت است.

222- منشأ تعاليم عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 117 - 1

1 - تعليمات عيسى ( ع ) و دستورات وى به امت خويش به تمامى برگرفته شده از فرامين خداوند

ما قلت لهم الا ما امرتنى به

223- منشأ حق پذيرى عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 32 - 6

6- عنايات خداوند به عيسى ( ع ) ، او را فردى حق پذير ، خوش بخت و نرم خو ساخته بود .

و لم يجعلنى جبّارًا شقيًّا

224- منشأ خلقت عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 34 - 6

6- عيسى ( ع ) ، كلمه خداوند و پديدار شده به فرمان او بود .

ذلك عيسى ابن مريم قول الحقّ

منصوب بودن «قول» ممكن است به جهت حال بودن آن باشد و نيز محتمل است كه منصوب به فعل مدح محذوف باشد. براساس اين دو احتمال، مراد از «قول الحقّ» گفتار خداوند در خلقت عيسى(ع) (فرمان «كن») است.

225- منشأ سعادت عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 32 - 6

6- عنايات خداوند به عيسى ( ع ) ، او را فردى حق پذير ، خوش بخت و نرم خو ساخته بود .

و لم يجعلنى جبّارًا شقيًّا

226- منشأ سلامتى عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 33 - 1

1- حضرت عيسى ( ع ) در گهواره ، برخوردارى خود را از سلامت و امنيت كامل ، در مراحل تولد ، مرگ و رستاخيز ، اعلام كرد .

والسلم علىّ يوم ولدت و يوم أموت و يوم أُبعث حيًّا

«ال» در «السلام» براى استغراق خصوصيات است، يعنى سلام كامل جامع و داراى همه خصوصيات، از همين جهت اين سلام با سلام در مورد حضرت يحيى(ع) از نظر خصوصيات متفاوت است.

227- مؤمنان به عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 37 - 2

2- گروهى از مردم زمان مريم به عيسى ( ع ) و گفته هاى او ايمان آوردند و گروهى كفر ورزيدند .

فاختلف الأحزاب من بينهم فويل للذين كفروا

228- مهمترين رسالت عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 64 - 1

1 - پيام اصلى و بنيادين عيسى ( ع ) ، دعوت مردم به توحيد در ربوبيت و پرستش خداوند يكتا است .

إنّ اللّه هو ربّى و ربّكم فاعبدوه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 14 - 8

8 - دعوت به سوى خدا ، محور مسؤوليت حضرت عيسى ( ع )

من أنصارى إلى اللّه

229- نام عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 171 - 10

10 - مسيح ، لقب حضرت عيسى ، و عيسى ، اسم او *

انما المسيح عيسى ابن مريم

معمولا اسم را توصيف به «ابن» مى كنند بنابراين «عيسى» اسم آن حضرت و در نتيجه «مسيح» لقب او خواهد بود.

230- نامگذارى عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 45 - 6

6 - نامگذارى فرزند مريم به عيسى و مسيح ، از جانب خداوند

اسمه المسيح عيسى ابن مريم

231- نبوت عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 39 - 10،14

10 - يحيى ، تصديق كننده و مبلغ رسالت و نبوت عيسى بن مريم ( س )

مصدقاً بكلمة من اللّه

«كلمة اللّه»، عيسى بن مريم است; به دليل آيه چهل و پنجم از سوره آل عمران.

14 - اعتقاد به نبوّت عيسى ( ع ) ، ارزشى براى يحيى

مصدقاً بكلمة من اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 66 - 1

1 - احتجاج بحقّ نصارا ، با يهود ، درباره اثبات نبوّت حضرت عيسى ( ع )

حاججتم فيما لكم به علم

احتجاج نصارا در موردى كه علم داشتند، عبارت بود از نبوّت حضرت عيسى (ع) كه اين احتجاج، حق بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 84 - 3

3 - موسى و عيسى از انبياى الهى و داراى كتاب

و ما اُوتى موسى و عيسى

ظاهراً مراد از «ما اُوتى»، كتاب است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 157 - 5

5 - حضرت عيسى ( ع ) ، فرزند مريم ( ع ) و رسولى از جانب خداست .

و قولهم إنّا قتلنا المسيح عيسى ابن مريم رسول اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 163 - 4

4 - ابراهيم ، اسماعيل ، اسحاق ، يعقوب ، عيسى ، ايوب ، يونس ، هارون و سليمان عليهم السلام از پيامبران پس از نوح ( ع ) و مخاطب وحى

و أوحينا إلى إبرهيم . .. و سليمن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 171 - 8

8 - حضرت عيسى ( ع ) ، فرزند مريم و پيامبر خداست .

انما المسيح عيسى ابن مريم رسول اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 46 - 1

1 - حضرت عيسى ( ع ) ، فرستاده اى از جانب خدا پس از پيامبران يهود

و قفينا على ءاثرهم بعيسى ابن مريم

«قفينا» از مصدر «تقفية» به معناى چيزى را به دنبال چيزى ديگر آوردن است و ضمير «ءاثرهم» به «النبيين» بر مى گردد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 78 - 8

8 - حضرت داود ( ع ) و عيسى ( ع ) از پيامبران بنى اسرائيل مى باشند .

لعن الذين كفروا من بنى اسرءيل على لسان داود و عيسى ابن مريم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 89 - 3

3 - زكريا، يحيى، عيسى، الياس، اسماعيل، اليسع، يونس و لوط(ع)، بهره مند از تعاليم آسمانى (كتاب) و داراى منصب قضاوت و مقام نبوت بودند.

أولئك الذين ءاتينهم الكتب و الحكم و النبوة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 30 - 3،4،11

3- حضرت عيسى ( ع ) در دوران نوزادى ، داراى كتاب الهى و مقام نبوت بوده است .

ءاتينى الكتب و جعلنى نبيًّا

4- حضرت عيسى ( ع ) در خردسالى ، خود را بنده خدا ، صاحب كتاب آسمانى و پيامبرى الهى معرفى كرد .

قال إنّى عبداللّه ءاتينى الكتب و جعلنى نبيًّا

11- « عن رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) : . . . و هذا عيسى بن مريم ( ع ) . . . حين أشارت إليه . . . قال : إنّى عبداللّه آتانى الكتاب » . . . أُعطى كتاب النبوة و أُوصى بالصلاة والزكاة فى ثلاثة أيّام من مولده و كلّمهم فى اليوم الثانى من مولده . . . ;

از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) روايت شده كه فرمود: . .. و اين عيسى بن مريم(ع) است كه وقتى مريم به او اشاره كرد گفت: «إنّى عبداللّه آتانى الكتاب» ... كتابِ نبوت به او داده شد و به نماز و زكات سفارش گرديد (و اين همه) ظرف سه روز پس از ولادت او بود و در روز دوم ولادت با مردم سخن گفت...».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 59 - 7،12

7 - تنها امتياز عيسى ( ع ) بر ساير بنى اسرائيل ، برخوردارى آن حضرت از نعمت خدادادى نبوت بود .

إن هو إلاّ عبد أنعمنا عليه

12 - عيسى ( ع ) ، پيامبرى مبعوث شده براى بنى اسرائيل *

و جعلنه مثلاً لبنى إسرءيل

برداشت ياد شده بدين احتمال است كه ذكر «مثلاً لبنى اسرائيل» از اين باب باشد كه عيسى(ع) تنها براى بنى اسرائيل مبعوث شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 35 - 20

20- « سماعة بن مهران قال : قلت لأبى عبداللّه ( ع ) قول اللّه عزّوجلّ « فاصبر كما صبر اُولواالعزم من الرسل » فقال : نوح و ابراهيم و موسى و عيسى و محمد (صلی الله علیه و آله) . . . ;

سماعة بن مهران مى گويد: از امام صادق(ع) درباره آيه «فاصبر كما صبر اُولواالعزم من الرسل» سؤال كردم، حضرت فرمود: آنان نوح، ابراهيم، موسى، عيسى (ع) و محمد(صلی الله علیه و آله) هستند. ..».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 27 - 4،6

4 - عيسى ( ع ) ، از پيامبران الهى

و قفّينا بعيسى

6 - بعثت عيسى ( ع ) ، پس از موسى ( ع ) و پيامبران بعد از او بوده است .

ثمّ قفّينا على ءاثرهم برسلنا و قفّينا بعيسى ابن مريم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 6 - 2

2 - عيسى ( ع ) ، پيامبرى مبعوث شده براى بنى اسرائيل

يبنى إسرءيل إنّى رسول اللّه إليكم

232- نجات عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 55 - 1،2،3،4،7

1 - توفّى ( نجات ) ، عروج ، تطهير حضرت عيسى ( ع ) و غلبه پيروان آن حضرت بر دشمنان ، مكر خداوند در برابر مكر كافران

و مكروا و مكر اللّه . .. اذ قال اللّه يا عيسى انّى متوفّيك ... فوق الذين كفروا

بنابراينكه «اذ»، متعلّق به «مكر اللّه» باشد، يعنى مكر خداوند هنگام بوده كه عيسى را بسوى خويش عروج داد و . .. .

2 - بشارت خداوند به عيسى ( ع ) بر نجات آن حضرت از مكر كافران

فلمّا احسّ عيسى منهم الكفر . .. و مكروا و مكر اللّه ... اذ قال اللّه يا عيسى انّ

3 - خاطره نجات حضرت عيسى ( ع ) از دست كافران ، سرگذشتى شايسته تذكر براى پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان

اذ قال اللّه يا عيسى انّى متوفّيك

بنابراينكه «اذ»، مفعول به براى «اذكر» يا «اذكروا» كه در تقدير است، باشد.

4 - نجات و تطهير حضرت عيسى ( ع ) ، توسّط خداوند

انّى متوفّيك . .. و مطهّرك

7 - خداوند ، حضرت عيسى ( ع ) را از جامعه آلوده به كفر ، نجات داد .

و رافعك الىّ و مطهّرك من الذين كفروا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 158 - 3

3 - نجات حضرت مسيح ( ع ) از توطئه قتل ، با معراج وى به سوى خدا

و ما قتلوه و ما صلبوه . .. بل رفعه اللّه إليه

233- نزول انجيل بر عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 27 - 7

7 - اعطاى كتاب از سوى خداوند به عيسى ( ع )

و ءاتينه الإنجيل

234- نسب عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 58 - 5

5- برخى از پيامبران ياد شده در سوره مريم ( زكريا ، يحيى ، عيسى ، موسى و هارون ( ع ) ) از نسل اسرائيل ( يعقوب ) بودند .

من النبيّن . .. من ذرّيّة إبرهيم و إسرءيل

235- نصرت عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 14 - 9

9 - حواريون به دعوت عيسى ( ع ) ، پاسخ مثبت داده و براى يارى او اعلام آمادگى كردند .

قال الحواريّون نحن أنصار اللّه

236- نعمت عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 110 - 15

15 - عيسى ( ع ) و مشخصات بارز و برجسته او ، نعمتى الهى براى مريم

اذكر نعمتى عليك و على ولدتك اذ ايدتك بروح القدس . .. اذ جثتهم بالبينت

به نظر مى رسد ياد نكردن از نعمتهاى داده شده به مريم، با آنكه عنوان «نعمتى عليك و ولدتك» مقتضى ياد كردن از آنها نيز بود، اشاره به اين حقيقت دارد كه خود عيسى(ع) و مشخصات ياد شده وى همان نعمتى است كه خداوند به مريم (ع) عطا كرده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 19 - 4

4- عيسى ( ع ) ، موهبتى ويژه از جانب خداوند به مريم ( س ) بود .

إنّما أنا رسول ربّك لأهب لك غلمًا زكيًّا

با وجود آن كه القاى روح عيسى(ع) به مريم(س) با وسائط ديگر هم امكان پذير بوده است، ولى فرستادن جبرئيل و بشارت به مريم و برشمردن ويژگى هاى آن موهبت، جملگى بر ويژه بودن آن موهبت دلالت دارد.

237- نعمتهاى عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 110 - 2،4،5،18

2 - حضرت مسيح ( ع ) ، وظيفه دار ياد كرد نعمت هاى ارزانى شده بر وى و مادرش مريم

اذ قال اللّه يعيسى ابن مريم اذكر نعمتى عليك و على ولدتك

4 - خداوند ، در روز قيامت و در مجمع پيامبران ، نعمت هاى ارزانى شده به عيسى و مادرش مريم رابه وى يادآورى خواهد كرد .

يوم يجمع اللّه الرسل فيقول . .. اذ قال اللّه يعيسى ابن مريم اذكر نعمتى عليك و عل

كلمه «اذ» در «اذ قال اللّه» بدل اشتمال براى كلمه «يوم . ..» مى باشد.

5 - نعمت هاى ويژه ارزانى شده به عيسى ( ع ) ، به منزله نعمتهايى الهى براى مادرش مريم

اذكر نعمتى عليك و على ولدتك

نعمتهاى شمرده شده در اين بخش از آيات نعمتهايى است كه خداوند به عيسى(ع) عطا كرده است و از نعمتهاى ويژه خداوند به مريم سخنى به ميان نيامده است، بنابراين مى توان گفت عطاى آن نعمتها به عيسى(ع) به منزله عطاى آنها به مادرش مريم است.

18 - آگاهى مسيح به كتاب و حكمت و تورات و انجيل ، از نعمت هاى خاص خدا به آن حضرت

و اذ علمتك الكتب و الحكمة و التورية و الانجيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 58 - 1

1- زكريا ، يحيى ، مريم ، عيسى ، ابراهيم ، اسحاق ، يعقوب ، موسى ، هارون ، اسماعيل و ادريس ( ع ) برخوردار از نعمت ويژه خداوند

أُولئك الذين أنعم اللّه عليهم

«ؤُولئك» اشاره به تمامى موارد ذكر شده در سوره مريم از آغاز تا اين آيه است و روشن است كه مراد از نعمت در جمله «أنعم اللّه . ..» نعمت هاى معمولى و متعارف نيست، چرا كه افراد ديگر نيز از اين گونه نعمت ها برخوردارند. پس نعمتى كه با لسان امتنان بر اين گروه بيان گرديده، نعمتى ويژه است.

238- نفى الوهيت عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 172 - 3

3 - حضرت مسيح از آنجا كه هرگز از بندگى خدا ابايى نداشت نه خداست و نه فرزند او .

لن يستنكف المسيح ان يكون عبداً للّه

جمله «لن يستنكف» تعليل و احتجاج ديگرى است بر اينكه مسيح(ع) نه خداست و نه فرزند او يعنى او خود را از بندگان خدا مى داند چگونه ممكن است خدا يا فرزند او و يا يكى از اقانيم ثلاثه باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 46 - 5

5 - عيسى ( ع ) ، پسر مريم ( نه فرزند خدا )

و قفينا على ءاثرهم بعيسى ابن مريم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 72 - 4،6،11

4 - مسيح ( ع ) فرزند مريم نه خدا و نه زده او

المسيح ابن مريم

6 - زاده شدن مسيح ( ع ) از مريم ( ع ) گواهى روشن بر خدا نبودن او

لقد كفر الذين قالوا إنّ اللّه هو المسيح ابن مريم

تصريح به فرزندى مسيح(ع) براى مريم، براى بيان اين حقيقت است كه فرزند بودن (مخلوق بودن) با الوهيت تنافى دارد.

11 - دعوت مسيح ( ع ) به پرستش خداى يگانه ، دليل و گواهى روشن بر خدا نبودن او

قالوا إنّ اللّه هو المسيح ابن مريم و قال المسيح يبنى اسرءيل اعبدو

جمله حاليه «و قال المسيح» استدلالى است بر رد پندار الوهيت براى مسيح(ع).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 75 - 2،4،5،7،16

2 - مسيح ( ع ) نه خداست و نه فرزند خدا .

ما المسيح ابن مريم الا رسول

حصر اضافى در جمله «ما المسيح . ..» ناظر به پندارهايى است كه مسيحيان درباره حضرت مسيح(ع) اظهار مى داشتند كه در آيات قبل پاره اى از آنها ذكر شد.

4 - زاده شدن مسيح ( ع ) از مادر ، دليل روشن بر خدا نبودن او

قالوا إنّ اللّه هو المسيح . .. ما المسيح ابن مريم

توصيف مسيح(ع) به فرزندى او براى مريم - پس از بيان ادعاى الوهيت مسيح(ع) - رد پندار خدا بودن اوست.

5 - مسيح ( ع ) رسولى همانند رسولان گذشته كه نه خدا بودند و نه فرزند او

ما المسيح ابن مريم الا رسول قد خلت من قبله الرسل

7 - روا بودن مرگ براى مسيح ( ع ) نشانه خدا نبودن وى

قالوا إنّ اللّه هو المسيح . .. الا رسول قد خلت من قبله الرسل

جمله «قد خلت من قبله الرسل» كه اشاره به امكان رحلت و مرگ مسيح(ع) دارد، برهانى براى رد پندار الوهيت آن حضرت است.

16 - نيازمندى مسيح ( ع ) و مادرش مريم ( ع ) به تغذيه ، دليلى روشن بر خدا نبودن آنها

كانا يأكلان الطعام

جمله «كانا يأكلان الطعام» برهانى عليه اعتقاد به الوهيت مسيح(ع) و مادرش مريم است ; يعنى آنها به اين دليل نمى توانند خدا باشند كه گرسنه مى شوند و نياز به تغذيه و دفع فضولات آن دارند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 110 - 6،30

6 - عيسى ( ع ) ، فرزند مريم و نه فرزند خدا

اذ قال اللّه يعيسى ابن مريم

به نظر مى رسد تصريح به فرزندى عيسى براى مريم در برابر اين ادعاى مسيحيان مى باشد كه وى فرزند خداست.

30 - توجه به وابستگى معجزات عيسى ( ع ) به اذن خداوند ، از ميان برنده پندار الوهيت وى

اذ تخلق . .. فتكون طيراً باذنى و تبرى الاكمه و الابرص باذنى

معجزاتى همچون حيات بخشى به اجسام بى جان و زنده كردن مردگان زمينه ساز پندار الوهيت براى ارائه كننده چنين معجزاتى است، تكرار كلمه «باذنى» در فرازهاى مختلف آيه مورد بحث براى برطرف كردن چنين پندارى مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 116 - 9،13،16،20

9 - عيسى ( ع ) در قيامت منكر ادعاى گزاف الوهيت براى خود و مادرش مريم

ما يكون لى ان اقول ما ليس لى بحق

13 - اعتراف عيسى ( ع ) به شايسته نبودن خويش و مادرش مريم براى خدايى ، دليل واهى بودن عقيده مسيحيان به الوهيت آنان

ما يكون لى ان اقول ما ليس لى بحق

16 - آگاه نبودن خداوند به ادعاى الوهيت عيسى ( ع ) - على رغم آگاهى مطلق او - دليل روشن بر نبود چنين ادعايى در گفته هاى عيسى ( ع )

ان كنت قلته فقد علمته تعلم ما فى نفسى

20 - دانايى خداوند به درون عيسى ( ع ) و بى خبرى عيسى ( ع ) از درون خداوند ، دليل نفى الوهيت عيسى ( ع ) و حصر آن به خداوند .

سبحنك . .. تعلم ما فى نفسى و لا اعلم ما فى نفسك انك انت علّم الغيوب

جمله «سبحنك ما يكون لى . .»، بيانگر يگانگى خداوند و نفى الوهيت از عيسى(ع) است و جمله «تعلم ما فى نفسى و لا اعلم ...» كه حاكى از محدوديت علمى عيسى(ع) و علم مطلق خداوند است، به منزله دليل آن مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 117 - 8

8 - اعتراف علنى عيسى ( ع ) به بندگى خداوند ، دليل وى بر پوچى ادعاى مسيحيان مشرك ( همتايى وى با خداوند )

ءانت قلت . .. ما قلت لهم الا ما امرتنى به ان اعبدوا اللّه ربى و ربكم

239- نقش عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 26 - 7

7- عيسى ( ع ) ، وظيفه دفاع از مادر خويش در مقابل تهمت هاى مردم را به عهده گرفت .

فإمّاترينّ من البشر أحدًا فقولى إنّى نذرت للرحمن صومًا

توصيه مادر به سكوت از جانب عيسى(ع) بدان معنا بود كه او نگران دفاع از خود نباشد، چرا كه عيسى(ع) خود آن را انجام خواهد داد. سخن گفتن عيسى(ع) با مادر پس از ولادت، اين اطمينان را به مريم داده بود كه او براين كار كاملاً توانا است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 31 - 14

14- « عن النبى (صلی الله علیه و آله) : « و جعلنى مباركاً أين ما كنت » قال : معلّماً و مؤدباً ;

از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) روايت شده كه فرمود: «جعلنى مباركاً. ..»، يعنى خدا مرا تعليم دهنده و ادب آموز قرار داد».

240- نقل مكان عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 50 - 4

4 - نقل مكان كردن مريم به همراه نوزادش ( عيسى ) ، به محلى ديگر غير از زادگاه او

و ءاوينهما إلى ربوة

«إيواء» (مصدر «آوينا») به معناى امكان و جاى دادن است. «ربوة» نيز به تپه و هر زمين بلند گفته مى شود. «ذات قرار» (مرادف «مستقر») به معناى جاى زيست است و «معين» به آبى كه بر روى زمين جارى باشد، گفته مى شود.

241- نوزادى عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 110 - 10،11،12،13،14

10 - عيسى ( ع ) برخوردار از توان سخن گويى در دوران نوزادى و خردسالى خويش

تكلم الناس فى المهد

11 - سخنان عيسى ( ع ) در كودكى گفتارى حكيمانه و همسنگ با سخنان او در دوران كهولت و كمال رشد

اذ ايدتك بروح القدس تكلم الناس فى المهد و كهلا

بديهى است كه سخن گفتن عيسى(ع) در سن كهولت نعمتى خاص براى وى نيست بنابراين عطف «كهلا» بر «فى المهد» مى تواند اشاره به اين باشد كه سخن گفتن او به هنگام نوزادى همانند دوران رشد يافتگى وى بوده است.

12 - روح القدس ، توانايى بخش عيسى ( ع ) براى گفتگوى با مردم در گهواره به هنگام بزرگسالى و آغاز دوران پيرى

اذ ايدتك بروح القدس تكلم الناس فى المهد و كهلا

«كهل» به مردى گفته مى شود كه دوران جوانى را سپرى كرده و در آغاز دوران پيرى است جمله «تكلم الناس . ..» بيان مصداقى است از جمله «ايدتك بروح القدس».

13 - توان مسيح ( ع ) بر سخن گفتن با مردم در تمامى مراحل حيات خويش - دوران شيرخوارگى و بزرگسالى - از جمله نعمت هاى خاص خداوند بر آن حضرت

اذكر نعمتى عليك . .. تكلم الناس فى المهد و كهلا

14 - گفتگوى عيسى ( ع ) با مردم در گهواره ، از نعمت هاى خاص الهى به مادرش مريم .

اذكر نعمتى عليك و على ولدتك . .. تكلم الناس فى المهد و كهلا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 30 - 3،4

3- حضرت عيسى ( ع ) در دوران نوزادى ، داراى كتاب الهى و مقام نبوت بوده است .

ءاتينى الكتب و جعلنى نبيًّا

4- حضرت عيسى ( ع ) در خردسالى ، خود را بنده خدا ، صاحب كتاب آسمانى و پيامبرى الهى معرفى كرد .

قال إنّى عبداللّه ءاتينى الكتب و جعلنى نبيًّا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 31 - 2،5

2- عيسى ( ع ) در كودكى ، فرخندگى و فزايندگى خير و خوبى را از صفات خدادادى خويش برشمرد .

و جعلنى مباركًا أين ما كنت

5- اقامه نماز و پرداخت زكات در تمامى عمر ، از توصيه هاى خداوند به عيسى ( ع ) در نخستين روز هاى زندگى او

و أوصنى بالصلوة والزكوة مادمت حيًّا

242- نيازهاى عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 75 - 14،16

14 - تغذيه ، نياز روزمره مسيح ( ع ) و مادرش مريم ( ع )

كانا يأكلان الطعام

فعل مضارع «يأكلان» دلالت بر استمرار دارد و حاكى از نياز دائمى آنان به غذاست.

16 - نيازمندى مسيح ( ع ) و مادرش مريم ( ع ) به تغذيه ، دليلى روشن بر خدا نبودن آنها

كانا يأكلان الطعام

جمله «كانا يأكلان الطعام» برهانى عليه اعتقاد به الوهيت مسيح(ع) و مادرش مريم است ; يعنى آنها به اين دليل نمى توانند خدا باشند كه گرسنه مى شوند و نياز به تغذيه و دفع فضولات آن دارند.

243- نيازهاى معنوى عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 36 - 2

2- عيسى ( ع ) ، خود را چون همه مردم ، موجودى نيازمند به ربوبيت خدا دانست و آن را به همگان اعلام كرد .

و إنّ اللّه ربّى و ربّكم

244- نيكى عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 32 - 1

1- رفتار نيك با مادر و گرامى داشت وى ، سيرت الهى و خوى خدادادى عيسى ( ع ) ، از آغاز ميلاد

و برًّا بولدتى

245- وحى به عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 31 - 6

6- عيسى ( ع ) در معرفى خويش به مردم ، دريافت فرمان خداوند به نماز و زكات را از ويژگى هاى خويش برشمرد .

و أوصنى بالصلوة والزكوة مادمت حيًّا

246- وضوح معجزات عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 6 - 9

9 - بنى اسرائيل ، به رغم روشن بودن معجزات و دلايل حقانيت رسالت عيسى ( ع ) ، آنها را نپذيرفتند .

فلمّا جاءهم بالبيّنت قالوا هذا سحر

247- وفادارى عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 117 - 2

2 - عيسى ( ع ) ، وفادار به حريم رسالت خويش ، در ابلاغ فرامين خداوند

ما قلت لهم الا ما امرتنى به ان اعبدوا اللّه

248- ولادت تكوينى عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 110 - 26

26 - عيسى ( ع ) ، برخوردار از ولايت تكوينى

و اذ تخلق من الطين . .. و تبرى الاكمه و الابرص باذنى و اذ تخرج الموتى باذنى

249- ولادت عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 156 - 10

10 - اتهام ارتباط نامشروع مريم ( ع ) با مردى نجار به نام يوسف ، و باردار شدن وى به عيسى ( ع ) ، بهتان بزرگ يهود به ساحت پاك مريم

و بكفرهم و قولهم على مريم بهتناً عظيماً

امام صادق(ع): . .. الم ينسبوا مريم بنت عمران الى انها حملت بعيسى من رجل نجار اسمه يوسف ... .


امالى صدوق، ص 92، ح 3، مجلس 22; تفسير برهان، ج 1، ص 426، ح 2.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 72 - 4،6

4 - مسيح ( ع ) فرزند مريم نه خدا و نه زده او

المسيح ابن مريم

6 - زاده شدن مسيح ( ع ) از مريم ( ع ) گواهى روشن بر خدا نبودن او

لقد كفر الذين قالوا إنّ اللّه هو المسيح ابن مريم

تصريح به فرزندى مسيح(ع) براى مريم، براى بيان اين حقيقت است كه فرزند بودن (مخلوق بودن) با الوهيت تنافى دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 75 - 4

4 - زاده شدن مسيح ( ع ) از مادر ، دليل روشن بر خدا نبودن او

قالوا إنّ اللّه هو المسيح . .. ما المسيح ابن مريم

توصيف مسيح(ع) به فرزندى او براى مريم - پس از بيان ادعاى الوهيت مسيح(ع) - رد پندار خدا بودن اوست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 16 - 1

1- توجه ويژه به آيات سرگذشت مريم و تشريح داستان تولد عيسى در قرآن ، وظيفه اى الهى بر عهده پيامبر (صلی الله علیه و آله)

واذكر فى الكتب مريم

«اذكر» خطاب به پيامبر(صلی الله علیه و آله) است. آن حضرت بدون دستور خاص نيز آيات نازل شده را در قرآن بيان مى كرد. هدف از تأكيد بر ذكر اين آيات، بيان اهميت ماجراى باردارى مريم به عيسى و تأثير عميق آن در جامعه آن روز است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 24 - 4

4- خداوند ، هم زمان با ولادت عيسى ( ع ) ، در نقطه اى پايين تر از مكان استقرار مريم ( س ) ، جويبارى پديدار ساخت .

فناديها من تحتها ألاّتحزنى قد جعل ربّك تحتك سريًّا

«سرىّ» به معناى نهر كوچك است و به معناى «رفيع» نيز استعمال شده است، ولى جمله «اشربى» - در آيات بعد - قرينه بر اراده معناى اول است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 33 - 2،8

2- حضرت عيسى ( ع ) در زمان تولد ، داراى جسم و روحى سالم و آماده رشد و كمال بود .

والسلم علىّ يوم ولدت

8- حضرت عيسى ( ع ) همانند ديگر انسان ها ، داراى تولد ، مرگ و رستاخيز و خود معترف به آن است .

يوم ولدت و يوم أموت و يوم أُبعث حيًّا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 35 - 2،14

2- توهم فرزند بودن عيسى ( ع ) براى خداوند ، برخاسته از تحليل نادرست ماجراى تولد و سخن گفتن معجزنماى او بود .

ذلك عيسى ابن مريم . .. ما كان للّه أن يتّخذ من ولد

نفى فرزند از خداوند پس از بيان قصه تولد عيسى(ع) مى تواند بيانگر اين نكته باشد كه گروهى اين نوع امور معجزه آسا را دليل فرزند خدابودن او قرار داده اند.

14- ماجراى تولد و سخن گفتن عيسى ( ع ) ، نمودى از حاكميت اراده الهى بر هستى است ; نه نشان فرزندى عيسى ( ع ) براى خداوند .

ما كان للّه أن يتّخذ من ولد . .. إذا قضى أمرًا فإنّما يقول له كن فيكون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تحريم - 66 - 12 - 6

6 - باردارى مريم ( س ) و تولد مسيح ( ع ) ، با دميده شدن روح الهى در او

فنفخنا فيه من روحنا

250- ولايت عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 49 - 17

17 - عيسى ( ع ) ، برخوردار از ولايت تكوينى

انّى اخلق لكم . .. فانفخ فيه فيكون طيراً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 157 - 14

14 - پندار غلط و خلافگويى يهود ، در مورد تولد و مرگ حضرت عيسى ( ع )

قولهم على مريم بهتناً عظيماً. و قولهم إنّا قتلنا المسيح ... ما لهم به من علم

251- ويژگى خلقت عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 171 - 12

12 - خلقت حضرت عيسى ( ع ) ، خلقتى خارق العاده و بدون پدر

انما المسيح عيسى ابن مريم رسول اللّه و كلمته القها إلى مريم

انتساب مسيح(ع) به مادرش مريم(ع) دلالت بر خلقت او بدون واسطه پدر دارد.

252- ويژگى معجزه عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 110 - 41

41 - معجزه حضرت عيسى ( ع ) در شفاى بيماران و زنده كردن مردگان متناسب با شيوع بيمارى در آن زمان و نياز شديد مردم

به طب بود .

و تبرى الاكمه و الابرص باذنى و اذ تخرج الموتى باذنى

امام رضا(ع): . .. «ان اللّه تبارك و تعالى بعث عيسى فى وقت ظهرت فيه الزمانات و احتاج الناس الى الطب فاتاهم من عند اللّه تعالى بما لم يكن عندهم مثله، و بما احيى الهم الموتى و ابرء الاكمه و الابرص باذن اللّه ... .


عيون اخبار الرضا، ج 2، ص 80، ح 12، ب 32; نورالثقلين، ج 1، ص 342، ح 145.

253- ويژگيهاى بركت عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 31 - 3

3- خير و بركت وجود عيسى ( ع ) ، به مكان و يا مردمى خاص محدود نيست .

و جعلنى مباركًا أين ما كنت

254- ويژگيهاى حشر عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 33 - 3

3- سلامت و امنيت كامل براى عيسى ( ع ) در لحظه مرگ و هنگامه رستاخيز ، تضمين شده و تغيير ناپذير است .

والسلم علىّ . .. يوم أموت و يوم أُبعث حيًّا

255- ويژگيهاى خلقت عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 87 - 7

7 - عيسى ( ع ) انسانى تكوين يافته بدون واسطه پدر

و ءاتينا عيسى ابن مريم

قرآن با تصريح به اينكه عيسى(ع) فرزند مريم(ع) است - بر خلاف آنچه متعارف است كه انسان را به پدرش منسوب مى كنند - اشاره به نكاتى دارد; از جمله، پيدايش عيسى(ع) بدون واسطه پدر و رد پندار نارواى يهوديان كه او را به مردى نجار نسبت مى دادند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 32 - 3

3- عيسى ( ع ) در برشمردن ويژگى هايش ، بر پيدايش خود بدون پدر تأكيد ورزيد .

و برًّا بولدتى

عيسى(ع) در مورد نيكى كردن، تنها از مادر خود ياد كرد و ذكرى از پدر به ميان نياورد تا در گفتار هم اين مطلب را كه مادرش پاكدامن است، تأييد كرده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 34 - 3،7

3- عيسى ( ع ) ، بدون پدر تكوين يافته بود .

ذلك عيسى ابن مريم

نسبت دادن عيسى(ع) به مادرش مريم - با توجه به غير متعارف بودن انتساب به مادر - گوياى برداشت ياد شده است.

7- در باره ماهيت حضرت عيسى ( ع ) ( بشربودن و تكوين يافتن او بدون پدر ) در طول تاريخ ترديدهايى ناروا وجود داشته است .

ذلك عيسى ابن مريم . .. الذى فيه يمترون

«الذى» وصف است براى «عيسى» يا «قول الحقّ» و «إمتراء» (مصدر «يمترون») به معناى شك و ترديد كردن است. غايب ذكرشدن صيغه «يمترون» از آن حكايت دارد كه كسانى غير از مسلمانان در باره حضرت عيسى(ع) به عقايدى پاى بند بودند كه برپايه يقين استوار نبود.

256- ويژگيهاى عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 87 - 12

12 - تأييد شدن عيسى ( ع ) با روح القدس ، از ويژگى هاى آن حضرت

و أيدنه بروح القدس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 24 - 11

11- ويژگى هاى حضرت عيسى ( ع ) ، از اولين لحظه ميلاد او بروز كرد .

فناديها من تحتها ألاّتحزنى قد جعل ربّك تحتك سريًّا

كلمه «من تحتها» (از پايين او) دلالت مى كند كه حضرت عيسى(ع) هنگامى اين سخنان را گفته كه هنوز مادرش، حتى او را به آغوش نگرفته و بر دامن خويش ننشانده بود، شناخت حالات مادر و پى بردن به نيازهاى روحى او، بيانگر عمق توان مندى هاى حضرت عيسى(ع) است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 31 - 6

6- عيسى ( ع ) در معرفى خويش به مردم ، دريافت فرمان خداوند به نماز و زكات را از ويژگى هاى خويش برشمرد .

و أوصنى بالصلوة والزكوة مادمت حيًّا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 33 - 11

11- حضرت عيسى ( ع ) داراى حياتى ويژه در آخرت

و يوم أُبعث حيًّا

با اين كه فعل «أُبعث» بر زنده شدن دلالت دارد، تصريح به «حيّاً» ممكن است به خاطر ويژگى حيات اخروى عيسى(ع) در مقايسه با ديگران باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 59 - 1

1 - عبوديت و بندگى خداوند ، بارزترين ويژگى حضرت عيسى ( ع )

إن هو إلاّ عبد أنعمنا عليه

257- ويژگيهاى مرگ عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 33 - 3

3- سلامت و امنيت كامل براى عيسى ( ع ) در لحظه مرگ و هنگامه رستاخيز ، تضمين شده و تغيير ناپذير است .

والسلم علىّ . .. يوم أموت و يوم أُبعث حيًّا

258- ويژگيهاى نبوت عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 63 - 1

1 - رسالت عيسى ( ع ) ، متكى به ادله و براهين آشكار

و لمّا جاء عيسى بالبيّنت

«بيّنات» (جمع «بيّنة») به معناى دلايل و حجت هاى روشن و آشكار است.

259- ويژگيهاى ولادت عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 24 - 11

11- ويژگى هاى حضرت عيسى ( ع ) ، از اولين لحظه ميلاد او بروز كرد .

فناديها من تحتها ألاّتحزنى قد جعل ربّك تحتك سريًّا

كلمه «من تحتها» (از پايين او) دلالت مى كند كه حضرت عيسى(ع) هنگامى اين سخنان را گفته كه هنوز مادرش، حتى او را به آغوش نگرفته و بر دامن خويش ننشانده بود، شناخت حالات مادر و پى بردن به نيازهاى روحى او، بيانگر عمق توان مندى هاى حضرت عيسى(ع) است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 33 - 4

4- عيسى ( ع ) با سالم خواندن مرحله ولادت خويش از هر عيب و ناپسندى ، بر مبرّابودن مادرش مريم ( س ) از اتهامات نارواى مردم تأكيد كرد .

والسلم علىّ يوم ولدت

260- هدايت عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 85 - 4

4 - زكريا، يحيى، عيسى و الياس(ع) از هدايت خاص خداوند بهره مند بودند.

و كلا هدينا . .. و من ذريته ... و زكريا و يحيى و عيسى و إلياس

261- هدايتگرى عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 171 - 15

15 - حضرت عيسى ( ع ) ، هدايتگر و احياگر انسانها *

انما المسيح . .. رسول اللّه و كلمته القها إلى مريم و روح منه

گفته شده مسيح را از آن جهت خداوند كلمه خويش خوانده كه همانند كلامش مايه هدايت مردمان است. و از آن جهت او را روح ناميد كه عامل حيات معنوى و نيز حيات مادى انسانها مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 25 - 1

1- عيسى ( ع ) ، در بدو تولد ، مادرش مريم ( س ) را به تكان دادن درخت خرما و استفاده از ميوه آن راهنمايى كرد .

و هزّى إليك بجذع النخلة تسقط عليك رطبًا جنيًّا

«هزّ» به معناى حركت دادن به چپ و راست است و به قرينه «إليك» در آن معناى «متمايل ساختن» نيز تضمين شده است. بنابراين «هزّى إليك»، يعنى درخت را به جانب خود بكش و به چپ و راست تكان ده اين راهنمايى چنان چه از آيه بعد پيدا است، به منظور تأمين غذاى مريم(س) بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 26 - 13

13- مريم ( س ) با راهنمايى فرزندش عيسى ( ع ) ، روزه خود را در ارتباط با برخوردارى از رحمت گسترده خداوند ، اعلام كرد .

إنّى نذرت للرحمن صومًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 14 - 7،12

7 - عيسى بن مريم ( ع ) ، از حواريون خواست او را در هدايت خلق به سوى خداوند يارى كنند .

كما قال عيسى ابن مريم للحواريّين من أنصارى إلى اللّه

12 - تلاش حواريون به همراه عيسى ( ع ) ، براى هدايت بنى اسرائيل

فامنت طائفة من بنى اسرءيل و كفرت طائفة

262- هشدار عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 72 - 18

18 - هشدار مسيح ( ع ) به بنى اسرائيل در مورد فرجام ناميمون شرك

قال المسيح . .. انه من يشرك باللّه فقد حرم اللّه عليه الجنة

ظاهراً جمله «انه من يشرك . ..» گفتار حضرت مسيح(ع) مى باشد.

263- يأس عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 78 - 4

4 - داود و عيسى ( ع ) ، مأيوس از ايمان كفرپيشگان قوم خويش *

لعن الذين كفروا من بنى اسرءيل على لسان داود و عيسى ابن مريم

طرد ولعن كافران بنى اسرائيل از سوى داود و عيسى(ع) حكايت از يأس و نوميديشان از هدايت يافتن آن گروه دارد.

264- يهود دوران عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 63 - 5

5 - يهوديان ، گرفتار اختلافات پردامنه مذهبى در عصر بعثت عيسى ( ع )

لأُبيّن لكم بعض الذى تختلفون فيه

265- يهود و عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 156 - 3،7

3 - يهوديان ، منكر رسالت حضرت مسيح ( ع )

و بكفرهم

تكرار «كفر» كه در اين بخش از آيات به يهوديان نسبت داده شده، حكايت از تعدد موارد كفرورزى آنان دارد. در برداشت فوق كفر - به قرينه فرازهاى بعد - انكار رسالت عيسى(ع) گرفته شده است.

7 - كفرورزى يهود با انكار رسالت حضرت مسيح ( ع ) ، موجب گرفتار شدن آنان به لعنت خداوند

و بكفرهم و قولهم على مريم بهتناً عظيماً

برداشت فوق بر اساس اين احتمال است كه «بكفرهم» عطف بر «بنقضهم» در آيه قبل باشد. بر اين مبنا «بكفرهم» متعلق به فعل محذوف «لعناهم» خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 157 - 2،3،6،14

2 - يهود ، مردمى كفرپيشه و طغيانگر عليه عيسى ( ع ) ، على رغم اذعان به رسالت الهى وى

و قولهم إنّا قتلنا المسيح عيسى ابن مريم رسول اللّه

بر اين مبنا كه «رسول اللّه» دنباله سخن يهوديان «انا قتلنا . ..» باشد مى توان گفت اعتراف آنان به رسالت عيسى اعترافى واقعى و حقيقى بوده ولى در عين حال اقرار به كشتن وى داشته و اين حكايت از شدت خباثت آنان دارد.

3 - استهزاى يهود نسبت به پيامبرى حضرت عيسى ( ع ) *

و قولهم إنّا قتلنا المسيح عيسى ابن مريم رسول اللّه

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه «رسول اللّه» گفتار يهوديان باشد، بر اين اساس به نظر مى رسد اقرار آنان به رسالت عيسى(ع) به منظور تمسخر بوده است.

6 - يهود - بر خلاف پندارشان - حضرت عيسى ( ع ) را نكشتند و به دار نيز نياويختند .

و قولهم إنّا قتلنا المسيح عيسى ابن مريم . .. و ما قتلوه و ما صلبوه

14 - پندار غلط و خلافگويى يهود ، در مورد تولد و مرگ حضرت عيسى ( ع )

قولهم على مريم بهتناً عظيماً. و قولهم إنّا قتلنا المسيح ... ما لهم به من علم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 158 - 1

1 - عدم حضور حضرت مسيح ( ع ) در بين مردم ، پس از توطئه قتل وى توسط يهود

و ما قتلوه. بل رفعه اللّه إليه

چنانچه عيسى(ع) پس از توطئه قتل در بين مردمان حضور مى داشت، همگان به اشتباه خويش پى مى بردند و واهى بودن قصه صليب بر مدعيان آن روشن مى گشت و جمله «رفعه اللّه اليه» در حقيقت جواب اين سؤال است كه اگر وى كشته نشد چرا پس از واقعه قتل در بين مردمان ديده نشد.

266- يهود و قتل عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 157 - 1،4،7،8،10،15،16

1 - يهود ، مدعى كشتن حضرت مسيح ( ع )

و قولهم إنّا قتلنا المسيح عيسى ابن مريم رسول اللّه

4 - ادعاى كشتن حضرت مسيح ( ع ) - على رغم اعتراف به پيامبرى وى - مايه گرفتارى يهود به لعنت و غضب خداوند

و قولهم إنّا قتلنا المسيح عيسى ابن مريم رسول اللّه

بدان احتمال كه «قولهم» عطف بر «نقضهم» در آيه 155 باشد.

7 - يهوديان ، به اشتباه شخص ديگرى را به جاى حضرت عيسى ( ع ) به دار آويخته و كشتند .

و ما قتلوه و ما صلبوه و لكن شبه لهم

استدارك در جمله «و لكن شبه لهم» رساى به اين است كه يهوديان شخصى را به گمان اينكه حضرت عيسى(ع) است به دار آويخته و او را به قتل رساندند.

8 - اختلاف يهود ، در اصل رخداد قتل و به دار آويخته شدن عيسى ( ع )

إنّ الذين اختلفوا فيه

10 - ادعاى يهود در مورد كشته شدن حضرت عيسى ( ع ) ، بر پايه گمان بود ، نه علم و يقين .

إنّ الذين اختلفوا فيه لفى شك منه ما لهم به من علم الا اتباع الظن

15 - يهوديان ، قطعاً حضرت عيسى ( ع ) را نكشتند .

و ما قتلوه يقيناً

16 - يهود به جاى حضرت عيسى ( ع ) جوانى را كه به شكل آن حضرت در آمده بود كشتند وبه صليب كشيدند .

و قولهم إنّا قتلنا المسيح عيسى ابن مريم رسول اللّه و ما قتلوه

امام باقر(ع): . .. و اخذوا الشاب الذى القى عليه شبح عيسى فقتل و صلب ... .


تفسير قمى، ج 1، ص 103; نورالثقلين، ج 1، ص 569، ح 653.

12- غاصبان

1- غاصبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 145 - 25

25 - عن أبى عبدالله(ع) فى قوله: «فمن اضطر غير باغ و لاعاد» قال: الباغى الظالم و العادى الغاصب.

از امام صادق(ع) درباره آيه «فمن اضطر غير باغ و لاعاد» روايت شده است: مراد از «باغى»، ستمگر و مراد از «عادى»، غاصب است.

2- امتحان غاصبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 19 - 6

6 - « ارث » عرصه امتحان الهى است و تصاحب كنندگان ميراث ديگران ، بازنده اين امتحان اند .

إذا ما ابتليه . .. و تأكلون التراث أكلاً لمّا

3- حشر غاصبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 10 - 10

10 - مبعوث شدن خورندگان مال يتيمان به ناروا - در قيامت - در حالى كه آتش از دهانشان شعله مى كشد .

انّ الّذين ياكلون اموال اليتامى

رسول اللّه (صلی الله علیه و آله): يبعث اناس من قبورهم يوم القيامة تأجّج افواههم ناراً. از آن حضرت سؤال شد اينان چه كسانى هستند؟ فرمود: انّ

الّذين ياكلون اموال اليتامى ظلماً ... .


تفسير عياشى، ج 1، ص 225، ح 47 ; نورالثقلين، ج 1، ص 448، ح 76.

4- محروميت غاصبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 19 - 4

4 - متجاوزان به حقوق ديگران ، گرچه از نعمت و كرم خداوند برخوردار شوند ، از عزّت و شرافت مندى در نزد او محروم خواهند بود .

نعّمه فيقول ربّى أكرمن . .. كلاّ ... و تأكلون التراث أكلاً لمّا

5- ناظر بر غاصبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 20 - 9

9 - خداوند در كمين مردم بى توجّه به يتيمان و مسكينان ، غاصب ارث ديگران و دل بسته به ثروت

إنّ ربّك لبالمرصاد . .. بل لاتكرمون اليتيم . و لاتحضّون ... و تأكلون ... و تحبّ

13- غافلان

1- غافلان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 179 - 15

15 - ناآگاهان به معارف الهى ، بى خبران واقعى و مردمى غفلت زده اند .

أولئك هم الغفلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 108 - 7

7- كافران دنياگرا ، غافلان واقعى اند .

استحبّوا الحيوة الدنيا . .. الكفرين ... و أُولئك هم الغفلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 3 - 1

1- مشركان ، مردمى غافل از مسائل جدى و اصلى زندگى و دل مشغول به امور واهى و بى ارزش

و هم يلعبون . لاهية قلوبهم

«لهو» به معناى چيزى است كه انسان را از كارهاى مهم و سودمند باز دارد (مفردات راغب). توصيف مشركان به اين كه قلبشان به لهو و امور غير مهم مبتلا شده، بيانگر برداشت ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 58 - 5

5 - مؤمنان نيك كردار ، گروهى روشن بين و اهل بصيرت و كافران بدكردار ، گروهى كوردل و غافل اند .

و ما يستوى الأعمى و البصير و الذين ءامنوا و عملوا الصلحت و لا المسىء

«الأعمى» و «البصير» تمثيلى براى مؤمنان نيك كردار و كافران بد كرداراست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 20 - 2

2 - فريفتگان زندگى دنيوى ، مردمانى غافل و فاقد معرفت درست نسبت به حقيقت آن

اعلموا أنّما الحيوة الدنيا لعب . .. و تكاثر فى الأمول و الأولد

امر «اعلموا» بيانگر آن است كه اگر انسان ها، به ماهيت زندگى دنيايى آگاهى درست داشتند، فريب آن نمى خورند و خود را وقف آن نمى كنند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 19 - 3

3 - منافقان ، غافل از ياد خدا و بيگانه با آن

فأنسهم ذكر اللّه

2- آرزوى اخروى غافلان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 38 - 1

1 - انسان گمراه و غفلت زده ، در روز قيامت گرفتار حسرت و آرزومند عدم همنشينى با عناصر شيطانى گمراه كننده

حتّى إذا جاءنا قال يليت بينى و بينك بعد المشرقين

3- آسايش غافلان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 44 - 9

9 - عذاب ناگهانى غافلان از خداوند و هشدارهاى او، در اوج شادمانى و رفاه و آسايش

فلما نسوا ما ذكروا به . .. أخذنهم بغتة

4- اضطراب غافلان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 28 - 4

4- انسان هاى غافل از ياد خدا و ذكر او ، انسانهايى مضطرب و نگرانند .

ألا بذكر الله تطمئن القلوب

5- اقرار اخروى غافلان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 125 - 6

6 - روى گردانان از ياد خدا ، با حضور در صحنه قيامت ، به ربوبيت خداوند اعتراف خواهند كرد .

قال ربّ

6- اندوه غافلان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 44 - 11

11 - خدافراموشان، داراى چهره هايى مأيوس و اندوهبار به هنگان نزول عذاب الهى

فلما نسوا به . .. فإذا هم مبلسون

ابلاس به معنى نااميد و متحير شدن است. (قاموس اللغة). ابلاس به حزن و اندوهى گفته مى شود كه از شدت سختى بر كسى عارض شود. (مفردات راغب).

7- انذار غافلان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 39 - 11

11- انذار غافلان و منكران قيامت و بيم دادن آنان از زمينه هاى حسرت در آن از وظايف پيامبر (صلی الله علیه و آله) است .

و أنذرهم يوم الحسرة . .. و هم فى غفلة و هم لايؤمنون

8- اهميت انذار غافلان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 39 - 12

12- لزوم انذار و بيدارساختن مردم از غفلت درباره سرنوشت اخروى خويش

و أنذرهم . .. و هم فى غفلة

9- بى ارزشى غافلان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 64 - 6

6 - خوشگذرانان غفلت زده و بى خبر از روز جزا ، هم سنگ ددان و وحوش بيابان در بينش الهى

إذا هم يجئرون

چنان كه گفته شد «جوار» به زوزه سگ، روباه و گرگ گفته مى شود. تعبير زوزه براى فرياد استغاثه كافران، بيانگر مطلب فوق است.

10- بينش غلط غافلان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 28 - 24

24- فكر اولويّت ثروت مندان بر تهيدستان در كسب هدايت ، انديشه اى سخيف و بافته قلب غافلان از ياد خدا است .

و لاتطع من أغفلنا قلبه عن ذكرنا

11- پرسش اخروى غافلان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 125 - 2

2 - غافلان از ياد خدا ، در قيامت شگفت زده و با پرسشى شِكوه آميز از خداوند ، جوياى علت كورى خود خواهند شد .

قال ربّ لم حشرتنى أعمى

12- تذكر به غافلان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 209 - 1

1 - انذارگرى پيامبران ، در جهت تذكر و بيدار ساختن غافلان

لها منذرون . ذكرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 24 - 12

12 - تسبيح مظاهر هستى به درگاه خداوند ، تذكرى به انسان غافل از ياد آفريدگار

لو أنزلنا هذا القرءان على جبل . .. له الأسماء الحسنى يسبّح له ما فى السموت و ا

ارتباط اين آيه با آيات پيشين و هماهنگى سياق آنها گوياى اين نكته است كه اگر انسان در غفلت از ياد حق به سر مى برد، همه هستى - حتى جمادات - در حال تسبيح حق اند.

13- تشبيه قلب غافلان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 17 - 2

2 - دل هاى غافل از ياد خداوند و بيگانه با كلام او ( قرآن ) ، چونان زمين مرده است .

أن تخشع قلوبهم لذكر اللّه . .. اعلموا أنّ اللّه يحىِ الأرض بعد موتها

14- تعجب اخروى غافلان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 125 - 2،9

2 - غافلان از ياد خدا ، در قيامت شگفت زده و با پرسشى شِكوه آميز از خداوند ، جوياى علت كورى خود خواهند شد .

قال ربّ لم حشرتنى أعمى

9 - غافلان از ياد خدا به هنگام حضور در قيامت ، با هوشمندانه خواندن زندگانى خود در دنيا ، از بسته بودن راه درك و فهم خود شگفت زده خواهند شد . *

قال ربّ لم حشرتنى أعمى و قد كنت بصيرًا

برداشت ياد شده براساس اين احتمال است كه «أعمى» به معناى كور باطن باشد.

15- حشر غافلان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 125 - 3

3 - غافلان از ياد خدا ، پس از حشر در قيامت ، از شناخت راه نجات خويش ناتوان خواهند بود . *

قال ربّ لم حشرتنى أعمى

ممكن است مراد از كورى آگاه نبودن به فضاى موجود در قيامت و يافتن راه چاره براى رهايى از گرفتارى هاى آن باشد. براين اساس، گويندگان «قد كنت بصيراً» خود را كسانى مى دانند كه در دنيا همه چيز را خوب مى فهميدند و انديشه اى عميق داشتند.

16- رفاه غافلان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 44 - 9

9 - عذاب ناگهانى غافلان از خداوند و هشدارهاى او، در اوج شادمانى و رفاه و آسايش

فلما نسوا ما ذكروا به . .. أخذنهم بغتة

17- زمينه هدايت غافلان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 76 - 1

1 - بلا ها و گرفتارى هاى دنيوى ، بر اساس مشيت خدا و در جهت تنبه و هدايت غافلان و منحرفان

و لقد أخذنهم بالعذاب فما استكانوا لربّهم

«أخذ» (مصدر «أخذنا») به معناى گرفتن ( گرفتار ساختن)است. «إستكانة» (مصدر «استكانوا») به معناى فروتنى و «تضرع» (مصدر «يتضرعون») به معناى ناليدن و زارى كردن است.

18- زيانكارى اخروى غافلان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 109 - 1

1- كافران دنياگراى غافل ( مرتدان ) ، بى ترديد در آخرت ورشكسته و زيانكارند .

استحبّوا الحيوة الدنيا . .. القوم الكفرين ... هم الغفلون . لاجرم أنهم فى الأخر

19- سرزنش اخروى غافلان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 22 - 2

2- مردمان غافل از آخرت ، مورد توبيخ الهى در صحنه قيامت

لقد كنت فى غفلة من هذا

20- سرور غافلان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 44 - 7،9

7 - خدافراموشان، شادمان از فراوانى نعمت و رفاه و آسايش خويش و غافل از سنت استدراج

فلما نسوا ما ذكروا به فتحنا عليهم أبوب كل شىء حتى إذا فرحوا بما أوتوا

9 - عذاب ناگهانى غافلان از خداوند و هشدارهاى او، در اوج شادمانى و رفاه و آسايش

فلما نسوا ما ذكروا به . .. أخذنهم بغتة

21- صفات غافلان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 28 - 4

4- انسان هاى غافل از ياد خدا و ذكر او ، انسانهايى مضطرب و نگرانند .

ألا بذكر الله تطمئن القلوب

22- عبرت ناپذيرى غافلان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 37 - 7

7 - نشانه هاى عبرت آموز الهى بر پهنه زمين ، بى تأثير در مردمان غافل و سرمست *

ءاية للذين يخافون العذاب الأليم

اختصاص يافتن «آية» به «للذين يخافون. ..»، بيانگر اين حقيقت است كه اگر مايه هاى ابتدايى معرفت، در درون فرد وجود نداشته باشد و او در غفلت و سرخوشى فرو رفته باشد، از آيات الهى ره به مقصد و مقصود نخواهد برد.

23- عجز غافلان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 125 - 3

3 - غافلان از ياد خدا ، پس از حشر در قيامت ، از شناخت راه نجات خويش ناتوان خواهند بود . *

قال ربّ لم حشرتنى أعمى

ممكن است مراد از كورى آگاه نبودن به فضاى موجود در قيامت و يافتن راه چاره براى رهايى از گرفتارى هاى آن باشد. براين اساس، گويندگان «قد كنت بصيراً» خود را كسانى مى دانند كه در دنيا همه چيز را خوب مى فهميدند و انديشه اى عميق

داشتند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 63 - 2

2 - دل هاى گرفتار غفلت ، ناتوان از درك و پذيرش پيام پيام آوران الهى

بل قلوبهم فى غمرة من هذا

24- عذاب غافلان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 44 - 9،11،12

9 - عذاب ناگهانى غافلان از خداوند و هشدارهاى او، در اوج شادمانى و رفاه و آسايش

فلما نسوا ما ذكروا به . .. أخذنهم بغتة

11 - خدافراموشان، داراى چهره هايى مأيوس و اندوهبار به هنگان نزول عذاب الهى

فلما نسوا به . .. فإذا هم مبلسون

ابلاس به معنى نااميد و متحير شدن است. (قاموس اللغة). ابلاس به حزن و اندوهى گفته مى شود كه از شدت سختى بر كسى عارض شود. (مفردات راغب).

12 - برخى از امتهاى گذشته پس از فراموش كردن خدا و هشدارهاى او گرفتار عذاب ناگهانى خداوند شدند.

و لقد أرسلنا إلى أمم من قبلك . .. فلما نسوا ... أخذنهم بغتة فإذا هم مبلسون

25- عوامل تنبه غافلان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 42 - 10

10- كيفر هاى دنيوى ، بيدارباشى براى غافلان است .

و أُحيط بثمره . .. يقول يليتنى لم أُشرك بربّى أحدًا

26- غافلان از آيات انفسى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 23 - 2

2 - كافران ، بى اعتنا به مرگ ، قبر و قيامت خود و بى توجّه به نشانه هاى خدا در خلقت خويش

كلاّ

«كلاّ» مى تواند براى ردع و باز داشتن از توهّمى باشد كه آيات پيشين، زمينه ساز پيدايش آن بود و آن اين كه با وجود زمينه هاى توجّه به خداوند در آفرينش انسان از نطفه تا زمان مرگ و دفن او، ممكن نيست كسى در كفر بماند. «كلاّ» دلالت دارد كه نبايد چنين پنداشت، زيرا افرادى با وجود تمام اين نشانه ها، بر كفر خود اصرار ورزيدند.

27- غافلان از آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 7 - 7

7 - دلخوش بودن به دنيا و آرامش يافتن به آن و غفلت از آيات الهى ، از اوصاف كافران و امرى مذموم و ناپسند

إن الذين . .. و رضوا بالحيوة الدنيا و اطمأنوا بها ... غفلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 23 - 2

2 - كافران ، بى اعتنا به مرگ ، قبر و قيامت خود و بى توجّه به نشانه هاى خدا در خلقت خويش

كلاّ

«كلاّ» مى تواند براى ردع و باز داشتن از توهّمى باشد كه آيات پيشين، زمينه ساز پيدايش آن بود و آن اين كه با وجود زمينه هاى توجّه به خداوند در آفرينش انسان از نطفه تا زمان مرگ و دفن او، ممكن نيست كسى در كفر بماند. «كلاّ» دلالت دارد كه نبايد چنين پنداشت، زيرا افرادى با وجود تمام اين نشانه ها، بر كفر خود اصرار ورزيدند.

28- غافلان از پاداشهاى خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 95 - 11

11- روى گردانان از تكاليف و تعهدات الهى ، مردمى ناآگاه و بى توجه به پاداش هاى برتر خداوندى اند .

و لاتشتروا بعهد الله . .. إنما عند الله هو خير لكم إن كنتم تعلمون

29- غافلان از حسابرسى اخروى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 1 - 3

3- مشركان صدراسلام ، از مسأله حسابرسى قيامت ، به طور كلى غافل مانده و از تأمل و انديشه در نشانه ها و دلايل روشن آن ،

روى گردان بودند .

اقترب للناس حسابهم و هم فى غفلة معرضون

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه اين سوره، مكى است و مخاطب و مصداق اوّلى «الناس»، مردم مشرك اند.

30- غافلان از خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 92 - 1،3

1- مردم مدين در عصر شعيب ( ع ) ، خداوند را كاملاً به فراموشى سپرده و از شكوه و عزت او غافل بودند .

أرهطى أعزّ عليكم من الله واتخذتموه ورآءكم ظهريًّا

«ظهرىّ» به چيزى گفته مى شود كه آدمى آن را به پشت سر مى اندازد و كنايه از چيز فراموش شده اى است كه اعتنايى به آن نمى شود و از آن جايى كه جمله «اتخذتموه ورآءكم»، (خداوند را پشت سر انداختيد) نيز كنايه از «خدا را فراموش كرديد» مى باشد، كلمه «ظهريّاً» حال مؤكده خواهد بود.

3- شعيب ( ع ) مردم مدين را به خاطر غفلت از خدا و رعايت نكردن جانب او ، توبيخ و سرزنش كرد .

أرهطى أعزّ عليكم من الله واتخذتموه ورآءكم ظهريًّا

استفهام در جمله «أرهطى . ..» انكار توبيخى است.

31- غافلان از قبر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 23 - 2

2 - كافران ، بى اعتنا به مرگ ، قبر و قيامت خود و بى توجّه به نشانه هاى خدا در خلقت خويش

كلاّ

«كلاّ» مى تواند براى ردع و باز داشتن از توهّمى باشد كه آيات پيشين، زمينه ساز پيدايش آن بود و آن اين كه با وجود زمينه هاى توجّه به خداوند در آفرينش انسان از نطفه تا زمان مرگ و دفن او، ممكن نيست كسى در كفر بماند. «كلاّ» دلالت دارد كه نبايد چنين پنداشت، زيرا افرادى با وجود تمام اين نشانه ها، بر كفر خود اصرار ورزيدند.

32- غافلان از قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 48 - 10

10- غفلت از رستاخيز و تصوّر عدم برپايى قيامت ، آفت فراگير مشركان است .

بل زعمتم ألّن نجعل لكم موعدًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 8 - 11

11 - سرپيچى كنندگان از پيام وحى و روى گردانان از ياد قيامت ، ظالم و ستمگرند .

و كذلك أوحينا . .. و تنذر يوم الجمع ... و الظلمون ما لهم من ولىّ و لانصير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 66 - 4

4 - ستم پيشگان و دين ستيزان ، غفلت زدگان از ياد قيامت اند .

فويل للذين ظلموا . .. هل ينظرون إلاّ الساعة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 23 - 2

2 - كافران ، بى اعتنا به مرگ ، قبر و قيامت خود و بى توجّه به نشانه هاى خدا در خلقت خويش

كلاّ

«كلاّ» مى تواند براى ردع و باز داشتن از توهّمى باشد كه آيات پيشين، زمينه ساز پيدايش آن بود و آن اين كه با وجود زمينه هاى توجّه به خداوند در آفرينش انسان از نطفه تا زمان مرگ و دفن او، ممكن نيست كسى در كفر بماند. «كلاّ» دلالت دارد كه نبايد چنين پنداشت، زيرا افرادى با وجود تمام اين نشانه ها، بر كفر خود اصرار ورزيدند.

33- غافلان از مرگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 23 - 2

2 - كافران ، بى اعتنا به مرگ ، قبر و قيامت خود و بى توجّه به نشانه هاى خدا در خلقت خويش

كلاّ

«كلاّ» مى تواند براى ردع و باز داشتن از توهّمى باشد كه آيات پيشين، زمينه ساز پيدايش آن بود و آن اين كه با وجود زمينه هاى توجّه به خداوند در آفرينش انسان از نطفه تا زمان مرگ و دفن او، ممكن نيست كسى در كفر بماند. «كلاّ» دلالت دارد كه نبايد چنين پنداشت، زيرا افرادى با وجود تمام اين نشانه ها، بر كفر خود اصرار ورزيدند.

34- فرجام غافلان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 20 - 2

2 - دوزخ ، فرجام نهايى فاسقان و غافلان از ياد خدا و خويش

و لاتكونوا كالذين نسوا اللّه . .. أُولئك هم الفسقون. لايستوى أصحب النار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - منافقون - 63 - 9 - 8

8 - دلبستگان به مال و اولاد ، غافل از ياد خدا و داراى فرجامى خسارت بار

و من يفعل ذلك فأُولئك هم الخسرون

35- فسق غافلان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 19 - 7

7 - غافلان از خدا و خويش ، همان فاسقان واقعى و پرده دران حريم ارزش هايند .

و لاتكونوا كالذين نسوا اللّه فأنسيهم أنفسهم أُولئك هم الفسقون

36- كورى اخروى غافلان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 124 - 5

5 - روى گردانان از هدايت الهى و ياد او ، در صحنه قيامت ، نابينا محشور خواهند شد .

و من أعرض عن ذكرى . .. و نحشره يوم القيمة أعمى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 125 - 1،2

1 - روى گردانان از هدايت و ياد خدا ، در قيامت نابينا برانگيخته خواهند شد .

قال ربّ لم حشرتنى أعمى

2 - غافلان از ياد خدا ، در قيامت شگفت زده و با پرسشى شِكوه آميز از خداوند ، جوياى علت كورى خود خواهند شد .

قال ربّ لم حشرتنى أعمى

37- كورى اخروى غافلان از خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 124 - 10

10 - زندگانى دشوار ، اثر طبيعى روى گردانى از ياد خدا و نابينايى در قيامت ، مجازات و كيفر الهى آن است .

فإنّ له معيشة ضنكًا و نحشره يوم القيمة أعمى

تفاوت در تعبير «فإنّ له. ..» و «نحشره ...» - كه دومى به خداوند نسبت داده شده است و اولى بر نفسِ عمل متفرع گرديده- ممكن است به مطلب ياد شده اشاره داشته باشد.

38- كورى غافلان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 125 - 14

14 - ژرف انديشى هاى همراه با غفلت از ياد خدا ، در حقيقت كورى وبى بصيرتى است .

لم حشرتنى أعمى و قد كنت بصيرًا

كورى در قيامت، نماى واقعيت شخص در دنيا است; يعنى، هر چند او خود را داراى بصيرت مى داند، اما در حقيقت فاقد بصيرت است.

39- گلايه اخروى غافلان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 125 - 2

2 - غافلان از ياد خدا ، در قيامت شگفت زده و با پرسشى شِكوه آميز از خداوند ، جوياى علت كورى خود خواهند شد .

قال ربّ لم حشرتنى أعمى

40- گمراهى غافلان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 43 - 10

10 - خدافراموشان ، گرفتار بيراهه ها و راه هاى پرپيچ و خم در زندگى معنوى و اعتقادى خويش

و من يعش عن ذكر الرحمن . .. إنّك على صرط مستقيم

آيات پيشين، در ارتباط با اعراض كنندگان از ياد خدا بود و جمله «إنّك على صراط مستقيم» تعريضى است به آنان كه شما از راه مستقيم به دوريد.

41- محروميت غافلان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 23 - 19

19 - سنگدلان غافل از خدا ، محروم از هدايت اند .

فويل للقسية قلوبهم من ذكر اللّه . .. و من يضلل اللّه فما له من هاد

مقصود از «من يضلل اللّه. ..» همان سنگدلان از خدا غافل هستند كه در آيه قبل، از آن سخن به ميان آمد (فويل للقاسية قلوبهم من ذكر اللّه...).

42- منشأ حشر غافلان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 124 - 9

9 - برپايى قيامت و احضار غافلان از ياد خدا در آن ، به دست خداوند و اراده او است .

و نحشره يوم القيمة أعمى

43- نگرانى غافلان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 28 - 4

4- انسان هاى غافل از ياد خدا و ذكر او ، انسانهايى مضطرب و نگرانند .

ألا بذكر الله تطمئن القلوب

44- نماز غافلان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ماعون - 107 - 6 - 7

7 - نماز رياكارانه ، نماز غافلان است .

الذين هم عن صلاتهم ساهون . الذين هم يراءون

45- ويژگيهاى غافلان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 44 - 5

5 - بيدار شدن انسان هاى غافل ، پس از گرفتار شدن به سرنوشت شوم رفتار خويش

فستذكرون ما أقول لكم

46- هشدار به غافلان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 66 - 1

1 - هشدار الهى به ستم پيشگان غافل ، از وقوع ناگهانى قيامت

هل ينظرون إلاّ الساعة أن تأتيهم بغتة و هم لايشعرون

47- يأس غافلان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 44 - 11

11 - خدافراموشان، داراى چهره هايى مأيوس و اندوهبار به هنگان نزول عذاب الهى

فلما نسوا به . .. فإذا هم مبلسون

ابلاس به معنى نااميد و متحير شدن است. (قاموس اللغة). ابلاس به حزن و اندوهى گفته مى شود كه از شدت سختى بر كسى عارض شود. (مفردات راغب).

14- غبطه

1- غبطه ناپسند

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 88 - 6

6- چشم دوختن و غبطه خوردن به مال و منال دنيا ، امرى نكوهيده و ناپسند

لاتمدّنّ عينيك إلى ما متّعنا به أزوجًا منهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 131 - 5

5 - چشم دوختن و غبطه خوردن بر مال و منال دنياداران ، امرى نكوهيده ونارو است .

و لاتمدّنّ عينيك إلى ما متّعنا به أزوجًا منهم

15- غذا

1- امتناع مهمان از غذا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 28 - 3

3 - امتناع ميهمان از خوردن غذاى صاحب خانه ، امرى منفى و نگران كننده در فرهنگ مردم عصر ابراهيم ( ع ) *

قال ألا تأكلون . فأوجس منهم خيفة

نگران شدن ابراهيم(ع)، نشانگر اين است كه از نظر مردم عصر آن حضرت، نخوردن غذا به منزله تهديد به حساب مى آمده است.

2- اهميت غذا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 6 - 4

4- غذا و پوشاك ، نيازى مقدم بر زيبايى خواص و جمال طلبى است . *

لكم فيها دفءٌ و منفع و منها تأكلون . و لكم فيها جمال حين تريحون و حين تسرحون

با توجه به اينكه حيوانات هم باعث جمال و هم تأمين كننده غذا و پوشاكند، تقدّم ذكرى لباس و غذا در مقام امتنان، ممكن است اشاره به مطلب فوق داشته باشد.

3- صرف غذا در خانه محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 53 - 6،10،15،16،24

6 - مؤمنان ، در صورتى كه وارد خانه پيامبر (صلی الله علیه و آله) شدند ، نبايد منتظر صرف غذا در آنجا باشند .

يأيّها الذين ءامنوا لاتدخلوا بيوت النبىّ إلاّ أن يؤذن لكم إلى طعام غير نظرين إ

«إناء» در لغت به معناى «وقت و ساعت» است (مفردات راغب). مراد از «غير ناظرين إناه» منتظر بودن براى فرارسيدن وقت غذا است.

10 - مؤمنان ، موظف بودند پس از صرف غذا در ميهمانى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از خانه آن حضرت پراكنده شوند .

فإذا طعمتم فانتشروا

15 - ميهمانان پيامبر (صلی الله علیه و آله) پس از صرف غذا ، نبايد به انتظار گفت وگو با اهل خانه آن حضرت ، مجلس را طولانى مى كردند .

فانتشروا و لامستئنسين لحديث

برداشت بالا، بنابراين احتمال است كه سرگرم شدن به گفت وگو، مربوط به اهل خانه باشد و نه گفت وگو با هم. لازم به ذكر است كه فراز «و إذا سألتموهنّ...» مؤيد اين برداشت است.

16 - وارد شدن بدون اجازه به خانه پيامبر (صلی الله علیه و آله) و به انتظار غذا نشستن بدون دعوت قبلى ، موجب اذيت آن حضرت بود و بايد از آن پرهيز مى شد .

لاتدخلوا بيوت النبىّ إلاّ أن يؤذن لكم إلى طعام غير نظرين إنيه و لكن إذا دعيتم ف

برداشت بالا بنابراين احتمال است كه مشاراليه «ذلكم» نهى «لاتدخلوا» و «غير ناظرين» باشد.

24 - فرمان به خروج از خانه پيامبر (صلی الله علیه و آله) پس از صرف غذا ، سخن و فرمان حق است .

فإذا طعمتم فانتشروا و لامستئنسين لحديث إنّ ذلكم كان يؤذى النبىّ فيستحيى منكم و ا

4- غذا در معبد قوم ابراهيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 91 - 3

3 - وجود غذا در بتكده ، به هنگام رفتن مردم از شهر و آمدن ابراهيم ( ع ) به آن بتكده

فراغ إلى ءالهتهم فقال ألا تأكلون

پرسش استهزاآميز ابراهيم(ع) از بت ها براى غذا خوردن، مى رساند كه در محل معبودهاى مشركان، غذا وجود داشت. گفتنى است كه در تاريخ آمده است: مشركان غذاهايى را براى متبرك شدن نزد بت ها مى گذاشتند كه اين موضوع، مى تواند مؤيد برداشت بالا باشد.

5- كمبود غذا در بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 160 - 6

6 - قوم موسى پس از عبور از دريا به كمبود آب و غذا مبتلا شدند .

إذ استسقه قومه . .. و أنزلنا عليهم المن و السلوى

6- ملائكه و غذا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 70 - 6

6- فرشتگان ، از غذا هاى مادى تناول نمى كنند .

فلما رءآ أيديهم لاتصل إليه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 28 - 6

6 - ملائكه ، بى نياز از خوردن غذا ، حتى در صورت تجسم به شكل بشر

قال ألا تأكلون . .. قالوا لاتخف

از آيه شريفه استفاده مى شود كه ملائكه سرانجام از غذاى ابراهيم(ع) نخوردند، هر چند شكل بشرى يافته بودند.

7- نعمت غذا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - قريش - 106 - 4 - 16

16 - برخوردارى از غذا و امنيت ، نعمتى است كه سپاس آن ، تنها عبادت خداوند است .

فليعبدوا ربّ هذا البيت . الذى أطعمهم من جوع و ءامنهم من خوف

8- نياز به غذا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 71 - 5

5 - انسان ، در بهشت به خوردن و آشاميدن نياز دارد و از آن لذت مى برد .

يطاف عليهم بصحاف من ذهب و أكواب

16- موادغذايى

1- موادغذايى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 27 - 3

3 - گندم و جو در نظام غذايى انسان ها ، داراى نقشى برجسته است .

فأنبتنا فيها حبًّا

2- تقدير موادغذايى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 10 - 3

3 - خداوند ، پديدآورنده و تقديركننده مواد غذايى موجودات در زمين

و قدّر فيها أقوتها

بنابر اين كه مراد از «قدّر فيها. ..» پديدآوردن قوت موجودات همراه با تقدير و اندازه گيرى باشد، مطلب ياد شده به دست مى آيد.

3- زمينه تأمين موادغذايى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 27 - 2

2 - بارش باران و نرم شدن خاك زمين و شيار خوردن آن ، زمينه ساز حصول غله جات و تأمين غذاى انسان ها

صببنا الماء . .. شققنا الأرض .... فأنبتنا فيها حبًّا

4- مطالعه توليد موادغذايى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 24 - 1

1 - نگاه به خوراكى ها و توجّه به روند توليد و مصرف آن ، امرى ضرورى و برانگيزنده انسان به انجام دادن فرمان هاى خداوند

فلينظر الإنسن إلى طعامه

فرمان به دقت در طعام، با حرف «فاء» بر آيه قبل تفريع شده است تا اين نكته را برساند كه اين انديشه، انسان را به انجام دادن اوامر الهى وادار مى كند. وجود كلمه «الإنسان» در آيات قبل، گرچه از تكرار آن بى نياز مى كرد و اكتفا به ضمير آن ممكن بود; ولى بار ديگر به اين لفظ تصريح شد تا بيانگر تفاوت مصداق انسان در دو آيه باشد. در آيه قبل مراد كافران بود و اين آيه به همه انسان ها نظر دارد.

5- مطالعه مصرف موادغذايى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 24 - 1

1 - نگاه به خوراكى ها و توجّه به روند توليد و مصرف آن ، امرى ضرورى و برانگيزنده انسان به انجام دادن فرمان هاى خداوند

فلينظر الإنسن إلى طعامه

فرمان به دقت در طعام، با حرف «فاء» بر آيه قبل تفريع شده است تا اين نكته را برساند كه اين انديشه، انسان را به انجام دادن اوامر الهى وادار مى كند. وجود كلمه «الإنسان» در آيات قبل، گرچه از تكرار آن بى نياز مى كرد و اكتفا به ضمير آن ممكن بود; ولى بار ديگر به اين لفظ تصريح شد تا بيانگر تفاوت مصداق انسان در دو آيه باشد. در آيه قبل مراد كافران بود و اين آيه به همه انسان ها نظر دارد.

6- منشأ موادغذايى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 24 - 4

4 - توجّه به تأمين مواد غذايى انسان از سوى خداوند ، بازدارنده او از كفران نعمت و وادارسازنده او به شكرگزارى است .

ما أكفره . .. فلينظر الإنسن إلى طعامه

چنانچه «كفر» در «ما أكفره» به معناى كفران نعمت باشد، ارتباط اين آيه با آيات پيشين، بيانگر برداشت ياد شده است.

7- نقش موادغذايى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 24 - 3

3 - خوراكى هاى انسان ، همانند مراحل رشد و فناى جسم او ، دربردارنده دلايل و نشانه هاى خداوند است .

فلينظر الإنسن إلى طعامه

مراد از نظر به طعام - به قرينه آيات بعد - نظر به اسباب و نتايج آن و وابسته بودن مراحل پيدايش آن به خداوند است. عطف آياتى كه درباره غذاى انسان است، بر آياتى كه از حدوث و مرگ جسم او سخن گفته بود; نشانه هماهنگى نعمت هاى درونى و برونى انسان در دلالت بر خداوند است.

17- غرايز

1- اعتدال در غرايز جنسى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 39 - 15

15 - كنترل تمايلات جنسى ، مورد ستايش خداوند

سيّداً و حصوراً

امام باقر (ع): «وسيدّاً و حصوراً» الحصور الّذى يأبى النساء.


تفسير عياشى، ج 1، ص 172، ح 45; مجمع البيان، ج 2، ص 742.

2- تعديل غرايز

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 37 - 10

10- كنترل طبايع و غرايز انسانى ، امرى ممكن است .

خلق الإنسن من عجل . .. فلاتستعجلون

از اين كه خداوند از شتاب نهى نموده است، استفاده مى شود كه قدرت بر كنترل شتابزدگى، در انسان موجود است.

3- عوامل تعديل غرايز

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 22 - 4

4 - نماز و ياد خدا ، تعديل كننده غرايز و مانع خُلق و خوى ناپسند است .

إنّ الإنسن خلق هلوعًا . .. إلاّ المصلّين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 24 - 4

4 - انفاق و اختصاص دادن مقدار معيّنى از اموال خويش به نيازمندان جامعه ، تعديل كننده غرايز و تأثيرگذار در اخلاق بشر ( حرص ، بخل ، ناشكيبايى و . . . )

إنّ الإنسن خلق هلوعًا . .. إلاّ المصلّين ... و الذين فى أمولهم حقّ معلوم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 26 - 2

2 - اعتقاد به روز جزا ، تعديل كننده غرايز و تأثيرگذار در خُلق و خوى بشر ( حرص ، بخل ، ناشكيبايى و . . . )

إنّ الإنسن خلق هلوعًا . .. إلاّ المصلّين ... و الذين يصدّقون بيوم الدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 27 - 2

2 - هراس و نگرانى از عذاب الهى ، تعديل كننده غرايز و تأثيرگذار در خلق و خوى بشر ( حرص ، بخل ، ناشكيبايى و . . . )

إنّ الإنسن خلق هلوعًا . .. إلاّ المصلّين ... و الذين هم من عذاب ربّهم مشفقون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 29 - 2

2 - تأثير پاكدامنى و دورى از آلودگى هاى جنسى ، در تعديل غرايز و تأثيرگذار در خلق و خوى بشر ( بخل ، آزمندى ، ناشكيبايى و . . . )

إنّ الإنسن خلق هلوعًا . .. إلاّ ... و الذين هم لفروجهم حفظون

4- غرايز آدم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 121 - 13

13 - آدم و حوا ( ع ) ، به طور غريزى يا از روى عادت به پوشاندن عورت - حتى از همسر خويش - ملتزم بودند .

و طفقا يخصفان عليهما من ورق الجنّة

5- غرايز انسان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 134 - 4

4 - استفاده از غريزه سودخواهى و پاداش طلبى انسان ها براى نيل آنان به سعادت ، از روش هاى تربيتى قرآن

من كان يريد ثواب الدنيا فعند اللّه ثواب الدنيا و الأخرة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 71 - 6،8

6 - بهره گيرى قرآن از حس منفعت خواهى انسان و گريز از ضرر براى تبليغ توحيد و معارف الهى

قل أندعوا من دون الله ما لا ينفعنا و لا يضرنا

8 - استفاده مثبت و سازنده از غريزه جلب منفعت، روشى در تبليغ دين

قل أندعوا من دون الله ما لا ينفعنا و لا يضرنا

6- غرايز حوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 121 - 13

13 - آدم و حوا ( ع ) ، به طور غريزى يا از روى عادت به پوشاندن عورت - حتى از همسر خويش - ملتزم بودند .

و طفقا يخصفان عليهما من ورق الجنّة

7- غرايز حيوانات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 31 - 19

19 - آگاهى غريزى كلاغ بر شيوه پنهان سازى اشيا

فبعث اللّه غراباً يبحث فى الارض ليريه كيف يورى سوءة اخيه

8- نقش غرايز

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 10 - 7

7- بهره گيرى از انگيزه ها و تمايلات فطرى و غريزى انسان ، از روش هاى هدايتى - تربيتى قرآن

فيه ذكركم

برداشت ياد شده مبتنى بر دو نكته زير است: 1- «ذكر» به معناى «ثنا» و «صيت» (آوازه) باشد. 2- اشتياق به جاودانگى نام و بلندآوازه و آوازه گى، امرى غريزى و طبيعى براى همه انسان ها است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 12 - 6

6 - بهره گيرى قرآن از تمايلات طبيعى و غريزى انسان به آب ، بوستان و خانه هاى دلپذير ، در جهت گرايش دادن وى به ارزش هاى معنوى است .

تؤمنون باللّه و رسوله . .. و يدخلكم جنّ-ت... و مسكن طيّبة

از اين كه خداوند، گرايش هاى طبيعى انسان ها را وسيله هدايت آنان و سوق دادن آنها به كسب ارزش ها قرار داده است، براداشت بالا استفاده مى شود.

غرايز جنسى

9- اعتدال در غرايز جنسى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 39 - 15

15 - كنترل تمايلات جنسى ، مورد ستايش خداوند

سيّداً و حصوراً

امام باقر (ع): «وسيدّاً و حصوراً» الحصور الّذى يأبى النساء.


تفسير عياشى، ج 1، ص 172، ح 45; مجمع البيان، ج 2، ص 742.

10- غريزه جنسى

{غريزه جنسى}

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 14 - 8

8 - نقش عمده تمايلات جنسى ، در فريفته شدن مردمان

زيّن للنّاس حبّ الشّهوات من النّساء

از تقديم «النساء» بر ساير امور ذكر شده در آيه، برداشت فوق به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 25 - 31

31 - خويشتن دارى در غريزه جنسى ، بهتر از ازدواج با كنيزان

فمن ما ملكت ايمانكم . .. ذلك لمن خشى الْعنت منكم

در برداشت فوق متعلق صبر، «عنت» به معناى مشقت گرفته شده است و مفضّل عليه كلمه «خير»، ازدواج با كنيز فرض شده است. يعنى «ان تصبروا على العنت خير لكم من نكاحهن».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 28 - 8،9

8 - انسان ، موجودى ضعيف در برابر غريزه جنسى

خلق الانسان ضعيفاً

به قرينه آيات گذشته، مراد از «ضعيفاً» مى تواند كم طاقتى انسان در برابر غريزه جنسى باشد.

9 - ضعف و ناتوانى انسان در برابر غريزه جنسى ، ريشه تسهيل قوانين و مقررات ازدواج و روابط جنسى

يريد اللّه ان يخفّف عنكم و خلق الانسان ضعيفاً

11- ارضاى غريزه جنسى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 71 - 8

8- اعتياد به ارضاى غير طبيعى و نامشروع غرايز و تمايلات جنسى ، جلوگير تمايل و رغبت انسان به ارضاى طبيعى و مشروع آنها

قال هؤلاء بناتى إن كنتم فعلين

جمله «إن كنتم فاعلين» - طبق گفته مفسران - براى ترديد به كار رفته است و تقدير آن چنين است: «فإن فعلتم ما اقول لكم و ما أظنكم تفعلون». بنابراين عدم تمايل آنان به ارضاى غريزه جنسى خود از راه طبيعى (ازدواج با زنان) ممكن است به خاطر عادت آنان به ارضاى شهوت جنسى خود از راه غير طبيعى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 32 - 4

4- زنا ، عملى بس زشت و پليد و راهى بس ناشايست در ارضاى غريزه جنسى

إنه كان فحشة و ساء سبيلاً

«فاحشة» به سخن و رفتارى مى گويند كه زشتى آن بسيار است (مفردات راغب).

12- ارضاى نامشروع غريزه جنسى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 31 - 1،5

1 - ارضاى غرايز جنسى ، جز از طريق همسر يا كنيز مملوك ، تجاوز به حدود الهى و به دور از حق و اعتدال است .

فمن ابتغى وراء ذلك فأُولئك هم العادون

«عدوان» (مصدر «عادون»)، به معناى تجاوز كردن و از حد گذشتن است.

5 - « سُئِلَ الصادق ( ع ) عن الخَضْخَضَة فقال : إثمٌ عظيمٌ قد نهى اللّه عنه فى كتابه . . . فقال السائل : بيّن لى يابن رسول اللّه ( ع ) من كتاب اللّه نهيه فقال : قول اللّه « فمن ابتغى وراء ذلك فأُولئك هم العادون » و هو ممّا وراء ذلك . . . ;

از امام صادق(ع) درباره خضخضه (عمل استمنا) سؤال شد، فرمود: گناه بزرگى است كه خداوند در قرآن از آن نهى فرموده است . .. سؤال كننده پرسيد: اى فرزند رسول خدا! نهى آن را از قرآن براى من بيان كن، فرمود: سخن خداوند «فمن ابتغى وراء ذلك فأُولئك هم العادون» و آن [عمل استمناء] از مصاديق «وراء ذلك» است...».

13- تعديل غريزه جنسى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 187 - 8

8 - غريزه جنسى ، غريزه اى نيرومند و كنترل آن براى عموم مردم امرى دشوار است .

علم اللّه أنكم كنتم تختانون أنفسكم فتاب عليكم

14- خطر غريزه جنسى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 33 - 9

9- غريزه جنسى ، لغزشگاهى خطرناك براى آدمى است .

و إلاّ تصرف عنى كيدهنّ أصب إليهنّ

15- روش ارضاى غريزه جنسى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 78 - 8،15

8- ازدواج با جنس مخالف ، تنها روش صحيح و مبرا از پليدى براى اطفاى شهوت جنسى

هؤلاء بناتى هنّ أطهر لكم

كلمه «أطهر» افعل تفضيل است و در آن معناى مفاضله و برترى لحاظ نشده است; بلكه به معناى طاهر (پاك) مى باشد. اين گونه استعمال (به كارگيرى افعل تفضيل به جاى اسم فاعل و مانند آن) براى تأكيد و مبالغه است.

15- اطفاى شهوت جنسى از غير طريق ازدواج و انتخاب همسر ، خلاف تقوا و خداترسى است .

فاتقوا الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 71 - 4

4- ازدواج زن و مرد ، راه مقبول در شريعت حضرت لوط ( ع ) و وسيله طبيعى و شايسته براى ارضاى غريزه جنسى

قال هؤلاء بناتى إن كنتم فعلين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 6 - 3

3 - ارضاى غرايز جنسى به گونه اى مشروع ( اختيار همسر يا تملك كنيز ) ، امرى مقبول و مورد پذيرش اسلام

إلاّ على أزوجهم . .. فإنّهم غير ملومين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 7 - 1

1 - ارضاى غرايز جنسى جز از طريق همسر يا كنيز مملوك ، قانون شكنى و تجاوز به حدود الهى است .

إلاّ على أزوجهم أو . .. فمن ابتغى ... فأُولئك هم العادون

«إبتغاء» (مصدر «ابتغى») به معناى طلب كردن است. «وراء» معادل «سوى» است; يعنى، به غير از و يا فراتر از. «ذلك» اشاره است به حدى كه خداوند براى ارضاى غريزه جنسى تعيين كرده است (آميزش با همسر يا كنيز مورد تملك). «عدوان» (مصدر «العادون») به معناى تجاوز كردن و از حد گذشتن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 166 - 2،3

2 - همسرى مردان با زنان ، راهى طبيعى و خداپسند براى ارضاى غريزه جنسى

و تذرون ما خلق لكم ربّكم من أزوجكم

3 - نكاح و ارضاى غريزه جنسى از طريق طبيعى و خداپسند ، در جهت منافع و مصالح انسان ها است .

و تذرون ما خلق لكم ربّكم

برداشت ياد شده با توجه به قيد «لكم» (براى شما) استفاده شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 55 - 3

3 - ارضاى غريزه جنسى از راه ازدواج با جنس مخالف ( زن ) ، تنها روش طبيعى و خداپسند

أئنّكم لتأتون الرجال شهوة من دون النساء

قيد «من دون النساء» مى رساند كه راه طبيعى اين است كه مرد از طريق ازدواج با زن، ارضاى غريزه كند و نه از طريق ديگر.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 30 - 3

3 - ارضاى غرايز جنسى ، به گونه اى مشروع ( اختيار همسر يا تملك كنيز ) ، امرى مقبول و مورد پذيرش اسلام

إلاّ على أزوجهم أو ما ملكت أيمنهم

16- روش ارضاى غريزه جنسى در صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 30 - 4

4 - ارضاى غرايز جنسى ، حتى از راه آميزش با همسر و يا كنيز خود ، مورد ملامت در بينش برخى از مردم عصر بعثت

فإنّهم غير ملومين

تعبير «غيرملومين» (نكوهيده نيستند)، مى تواند تعريضى باشد به انديشه رهبانان كه هرگونه ارضاى غرايز جنسى را، منافى با مقامات معنوى مى پنداشتند.

17- زمينه ارضاى غريزه جنسى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 71 - 6

6- مبارزه با انحرافات جنسى و راه هاى نامشروع ارضاى غرايز ، بايد توأم با ارائه راه حل عملى و مشروع و فراهم آوردن زمينه هاى ارضاى طبيعى غرايز باشد .

قال هؤلاء بناتى إن كنتم فعلين

18- زمينه تقويت غريزه جنسى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 10 - 12

12- تأثير قطع ارتباط با مردم و تمركز فكرى در تقويت قواى جنسى *

ألاّ تكلّم الناس ثلث ليال سويًّا

نشانه اى كه براى زكريا قرار داده شد، بدون مناسبت و ارتباط با عوامل منتهى به انعقاد نطفه يحيى نيست، چرا كه زكريا فرتوت گشته و براى انجام چنين كارى آمادگى لازم را ندارد. ترك سخن سه روزه او علاوه بر نشانه بودن ممكن است موجب تمركز فكرى و آمادگى جسمى او براى انعقاد نطفه نيز بوده است.

19- سرزنش ارضاى غريزه جنسى در صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 6 - 4

4 - ارضاى غرايز جنسى حتى از راه آميزش با همسر و يا كنيز خود ، مورد ملامت در بينش برخى از مردم عصر بعثت

فإنّهم غير ملومين

تعبير «غير ملومين» (نكوهيده نيستند)، مى تواند تعريض به انديشه رهبانانى باشد كه هرگونه ارضاى غرايز جنسى را، منافى با مقامات معنوى مى پنداشتند.

20- غريزه جنسى يوسف(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 33 - 8

8- يوسف ( ع ) ، برخوردار از تمايل جنسى و توانا بر كام يابى از زنان

و إلاّ تصرف عنى كيدهنّ أصب إليهنّ

21- قدرت غريزه جنسى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 187 - 8

8 - غريزه جنسى ، غريزه اى نيرومند و كنترل آن براى عموم مردم امرى دشوار است .

علم اللّه أنكم كنتم تختانون أنفسكم فتاب عليكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 33 - 13

13- رهايى از دام تمايلات جنسى و مكر زنان ، بدون امداد الهى حتى براى پيامبران و بندگان خالص خدا نيز ميسور نيست .

و إلاّ تصرف عنى كيدهنّ أصب إليهنّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 60 - 6

6 - غريزه و جاذبه هاى جنسى ، از نيرومندترين غريزه ها و جاذبه ها است .

و القوعد من النساء الّ-تى لايرجون نكاحًا . .. غير متبرّجت بزينة

پيشگيرى از طغيان غريزه جنسى و روابط ناسالم جنسى فلسفه مهم حجاب و پوشش زنان است. بنابراين ممنوعيت زنان سالخورده از خودآرايى در برابر نامحرمان، مى رساند كه غريزه جنسى و جاذبه هاى آن، آنقدر نيرومند است كه ممكن است خودآرايى سالخوردگان نيز غريزه جنسى انسان را تحريك كرده و به طغيان وادارد.

18- غزوه

1- آثار پيروزى در غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 94 - 14

14 - تحكيم بيشتر پايه هاى حاكميت دين در جزيرة العرب ، در پرتو جهاد و پيروزى مؤمنان در جنگ تبوك

يعتذرون إليكم إذا رجعتم إليهم

با توجه به اينكه اين آيات در زمينه جنگ تبوك است كه به پيروزى مسلمانان انجاميد و از اينكه خداوند مى فرمايد پس از بازگشت از اين جنگ پيروز، متخلفان به عذرخواهى روى خواهند آورد مى توان گفت كه اين نبود مگر به خاطر ذلت و ضعفى كه در خود احساس مى كردند و قدرتى كه در مؤمنان مى ديدند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 95 - 2

2 - قرار گرفتن متخلفان از جنگ تبوك ( منافقان ) در موضع ضعف و ذلت ، پس از بازگشت پيروزمندانه مؤمنان از جهاد

سيحلفون باللّه لكم إذا انقلبتم

2- آثار پيروزى در غزوه خيبر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 20 - 9

9 - فتح خيبر ، نقطه عطفى در اقتدار اقتصادى ، سياسى مسلمانان و بازماندن دشمنان از توطئه عليه ايشان

فعجّل لكم هذه و كفّ أيدى الناس عنكم

«هذه» اشاره به فتح و غنايم خيبر دارد و «كفّ. ..» مترتب بر آن مى باشد; به تعبير ديگر تقدم و تأخر در لفظ، دال بر تقدم و

تأخر در معنا باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 27 - 18

18- فتح خيبر ، پيش درآمدى بر حضور بى دغدغه مسلمانان در « عمرة القضا » *

فجعل من دون ذلك فتحًا قريبًا

برداشت بالا بدان احتمال است كه «فتحاً قريباً» نظر به فتح خيبر داشته باشد; زيرا اين فتح، موقعيت مسلمانان را در منطقه تثبيت كرد و در دل مشركان رعب آفريد; تا پيمان حديبيه را نشكنند و محيط مكه را براى مسلمانان خالى گذارند كه اينان بدونه دغدغه، مراسم عمره به جاى آورند.

3- آثار تخلف از غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 118 - 3

3 - تنگ شدن عرصه زندگى بر سه مسلمان متخلف از جنگ تبوك ، در اثر رو به رو شدن با پيامد هاى عمل خطايى كه كرده بودند .

حتى اذا ضاقت عليهم الأرض بما رحبت

4- آثار سختى بر متخلفان غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 118 - 9

9 - تنگ شدن عرصه زندگى بر متخلفان جنگ تبوك ، زمينه التجاى آنان به خداوند

حتى اذا ضاقت عليهم الأرض . .. و ظنوا أن لا ملجأ من اللّه إلا إليه

5- آثار سختى غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 42 - 2

2 - دورنماى مشقت آميز و به دور از منافع مادى جنگ تبوك ، در نظر برخى از مسلمانان صدر اسلام ، عامل امتناع آنان از حضور در جنگ

لو كان عرضاً قريباً و سفراً قاصداً لاتبعوك و لكن بعدت عليهم الشقة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 117 - 7

7 - تنگنا هاى جنگ تبوك ، مايه تزلزل قلب برخى از مسلمانان شده بود .

فى ساعة العسرة من بعد ما كاد يزيغ قلوب فريق منهم

6- آثار غزوه بدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 7 - 12

12 - تأثير عميق جنگ بدر در تحكيم پايه هاى توحيد و آيين اسلام و شكست شرك و كفر

و يريد اللّه أن يحق الحق بكلمته و يقطع دابر الكفرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 41 - 15

15 - جنگ بدر ، ميدان رويارويى جبهه ايمان و كفر ، صحنه تمايز حق و باطل و ثبوت حقانيت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

يوم الفرقان يوم التقى الجمعان

ال در «الفرقان» براى عهد است و اشاره به جنگ بدر دارد. و فرقان يعنى چيزى كه به وسيله آن بين دو يا چند چيز تمايز داده مى شود. خداوند از آن رو جنگ بدر را فرقان ناميد كه در آن نبرد، على رغم وجود شرايط پيروزى براى مشركان، مسلمانان پيروز شدند و اين نشانه اى بود براى حقانيت پيامبر(صلی الله علیه و آله) و دين اسلام.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 46 - 7

7 - جامعه ايمانى در صدر اسلام پس از پيكار بدر برخوردار از ابهت و قوّتى چشمگير ، حتى در نظر دشمنان

و تذهب ريحكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 16 - 5

5- جنگ بدر ، ميدان انتقام الهى از مشركان و ضربه اى سخت و شكننده بر جبهه شرك *

يوم نبطش البطشة الكبرى إنّا منتقمون

طبق نظر مفسران، ممكن است اين آيه نظر به جنگ بدر داشته باشد. اين در صورتى است كه عذاب ذكر شده در آيات پيشين را عذاب دنيوى بدانيم.

7- آثار غزوه بنى نضير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 14 - 2،3،6

2 - كافران ( يهود ) ، پس از غزوه بنى نضير ، ناتوان از مقابله رويارو در ميدان نبرد با مؤمنان *

لايقتلونكم جميعًا إلاّ فى قرًى محصّنة

اين آيات، پس از آيات غزوه بنى نضير، آمده است; ازاين رو مى تواند ناظر به برنامه هاى آينده يهود باشد هر چند آنان در گذشته نيز قدرت رويارويى مستقيم نداشته اند. روشن است كه در اين احتمال، ضمير فاعل «يقاتلون» تنها به يهوديان بازگردد; نه آنان و منافقان (چنان كه در برداشت قبل آمده است).

3 - وجود زمينه هاى نگرانى براى مسلمانان از همدستى جامعه يهود عليه آنان ( پس از غزوه بنى نضير )

لايقتلونكم جميعًا إلاّ فى قرًى محصّنة

از اين كه خداوند، همدستى كافران در نبرد و رويارويى با مؤمنان را نفى كرده است; چنين احتمال مى رود كه نگرانى هايى در ميان مسلمانان وجود داشته است.

6 - ابّهت و هيمنه مسلمانان ( پس از غزوه بنى نضير ) ، مانع از اقدام جبهه كفر و نفاق به نبردى روياروى با آنان

لأنتم أشدّ رهبة فى صدورهم . .. لايقتلونكم جميعًا إلاّفى قرًى محصّنة

8- آثار غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 88 - 6

6 - جنگ تبوك ، از عوامل متمايز شدن صف مجاهدان و مؤمنان راستين از صف منافقان

رضوا بأن يكونوا مع الخوالف . .. لكن الرسول ... جهدوا

«جاهدوا» (به صورت فعل ماضى) به عنوان گزارش از جنگى است كه مسلمانان پشت سر گذاشته اند كه مفسران آن را جنگ تبوك دانسته اند و خداوند، پس از اين جنگ است كه چهره منافقان را افشا مى كند.

9- آرامش مؤمنان در غزوه حنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 26 - 4،9

4 - نزول آرامش روحى از سوى خداوند بر مؤمنان در جنگ حنين و محروميت منافقان از آن

ثم أنزل اللّه سكينته على رسوله و على المؤمنين

با توجه به اينكه در فراز قبل، مؤمنان به وسيله ضمير «كم» مخاطب قرار گرفتند و در اين آيه به جاى آن ضمير، كلمه «مؤمنين» آمده، مى توان به برداشت فوق دست يافت.

9 - جبهه كفر در كارزار حنين ، در پى فرود آمدن نيرو هاى غيبى و نزول آرامش روحى بر مؤمنان از سوى خداوند ، گرفتار

شكستى سخت و عذاب آور گرديد .

ثم أنزل اللّه سكينته . .. و أنزل جنوداً لم تروها و عذّب الذين كفروا

10- آسايش طلبى متخلفان از غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 42 - 1

1 - افشاگرى خداوند نسبت به روحيه مادى و آسايش طلب متخلفان از جنگ تبوك

لو كان عرضاً قريباً و سفراً قاصداً لاتبعوك

11- آمرزش متخلفان غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 118 - 2

2 - شمول رحمت و غفران الهى ، نسبت به سه نفر از مسلمانان متخلف از جنگ تبوك

لقد تاب اللّه على النبى . .. و على الثلثة الذين خلّفوا

12- آمرزش مجاهدان غزوه بدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 69 - 10

10 - خداوند ، مجاهدان بدر را كه به خاطر اقدام نابهنگامشان در گرفتن اسير مرتكب گناه شدند ، مورد عفو و مغفرت خويش قرار داد .

ما كان لنبى أن يكون له أسرى . .. إن اللّه غفور رحيم

13- اتحاد مسلمانان در غزوه بدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 43 - 10

10 - رؤياى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ( اندك ديدن نفرات سپاه كفر ) عامل وحدت كلمه مسلمانان در ضرورت پيكار با سپاه كفر و حضور رشيدانه آنان در جنگ بدر

إذ يريكهم اللّه فى منامك قليلا و لو أريكهم كثيرا لفشلتم و لتنزعتم

14- احزاب صدراسلام در غزوه احزاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 10 - 1،2،3،4

1 - مسلمانان مدينه ، از ناحيه بالا و پايين مدينه ، در محاصره دشمن ( احزاب متّحد ) قرار گرفتند .

إذ جاءوكم من فوقكم و من أسفل منكم

2 - احزاب متّحد ، در جنگ عليه مسلمانان ، جمعيتى فراوان داشتند .

إذ جاءتكم جنود . .. إذ جاءوكم من فوقكم و من أسفل منكم

«جنود» جمع «جند» است و دلالت بر چندين سپاه مى كند. آمدن نيروها از بالا دست مدينه و پايين دست آن نيز مؤيد اين نكته است; زيرا آنان داراى جمعيتى چشمگير بوده اند كه توانسته اند نيروهايشان را در اطراف مدينه مستقر كنند.

3 - ائتلاف احزاب مختلف و لشگركشى آنان عليه مسلمانان مدينه و شكست شان ، شايسته يادآورى است .

إذ جاءوكم من فوقكم و من أسفل منكم

«إذ جاءوكم» عطف بر «إذ جاتكم» در آيه پيش و متعلق فعل «اُذكروا» در همان آيه است.

4 - يهود بنى نضير و بنى قريظه و غطفان ، با مشركان مكه ، عليه مسلمانان ، ائتلاف كردند .

إذ جاءوكم من فوقكم و من أسفل منكم

طبق شواهد تاريخى، غزوه احزاب، با ائتلاف يهوديان بنى نضير و بنى قريظه و غطفان و مشركان مكه به وجود آمد. «من فوقكم» اشاره به يهوديانى دارد كه از بخش شرقى مدينه هجوم آوردند و «من أسفل منكم» اشاره به مشركانى دارد كه از بخش غربى مدينه به آن ديار هجوم آورده بودند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 20 - 3

3 - اذيت و آزار زبانى مسلمانان ، در غزوه احزاب ، از سوى منافقان ، ناشى از اين بود كه مى پنداشتند احزاب متّحد ، نرفته اند و در اطراف مدينه خواهند ماند .

سلقوكم بألسنة حداد . .. يحسبون الأحزاب لم يذهبوا

بنابراين احتمال كه «يحسبون. ..» حال براى ضمير فاعلى «سلقوا» باشد، نكته ياد شده فهميده مى شود.

15- احكام منافقان پس از غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 84 - 1

1 - نهى شدن پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى هميشه ، از نمازگزاردن بر جنازه منافقان و دعا كردن براى آنها بعد از جنگ تبوك

و لاتصل على أحد منهم مات أبداً

16- احكام منافقان قبل از غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 84 - 2

2 - ممنوع نبودن پيامبر (صلی الله علیه و آله) از نمازگزاردن بر جنازه منافقان و حضور يافتن بر قبر آنها ، تا قبل از جنگ تبوك

و لاتصل على أحد منهم مات

با توجه به سياق آيات، كه پس از جنگ تبوك نازل شده است، برداشت فوق به دست مى آيد.

17- اسارت كافران در غزوه بدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 71 - 6

6 - كافران جنگ بدر به سبب خيانتهايشان به خدا و دين او ، مغلوب مجاهدان شده و گروهى از آنان به اسارت درآمدند .

فقد خانوا اللّه من قبل فأمكن منهم

امكان (مصدر امكن)، به معناى تسلط بخشيدن است. تفريع جمله «امكن منهم» بر «فقد خانوا» به وسيله حرف «فاء» دلالت مى كند بر اينكه خيانت كافران به دين خدا موجب شد كه خداوند آنان را در سيطره مسلمانان قرار دهد.

18- استعاذه متخلفان غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 118 - 6،9

6 - اذعان متخلفان از جنگ تبوك ، به ناگزيرى خود از التجا به خداوند

و ظنوا أن لا ملجأ من اللّه إلا إليه

9 - تنگ شدن عرصه زندگى بر متخلفان جنگ تبوك ، زمينه التجاى آنان به خداوند

حتى اذا ضاقت عليهم الأرض . .. و ظنوا أن لا ملجأ من اللّه إلا إليه

19- استغاثه مجاهدان غزوه بدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 9 - 2،3،4

2 - مجاهدان بدر پيش از نبرد با نيايش به درگاه خدا از وى استمداد كردند .

إذ تستغيثون ربكم

«غوث» به معناى يارى كردن است و استغاثه طلب يارى و امداد است.

3 - خداوند استغاثه مجاهدان بدر را با فرستادن هزاران فرشته اجابت كرد .

فاستجاب لكم أنى ممدكم بألف من الملئكة مردفين

«مردف» به كسى گفته مى شود كه ديگرى را در پى خويش قرار داده باشد. بنابراين «ألف من الملئكة مردفين»، يعنى هزار فرشته كه هر كدام فرشته و يا فرشته هايى را به دنبال خويش داشتند. گفتنى است معناى مذكور مبتنى بر اين است كه مفعول محذوف از «مردفين»، «طائفة اخرى من الملئكة» باشد.

4 - نيايش مجاهدان بدر به درگاه ربوبى و اجابت استغاثه آنان با امداد هاى غيبى ، نعمتى بايسته به ياد داشتن

إذ تستغيثون ربكم فاستجاب لكم

20- اسيران غزوه بدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 70 - 2

2 - به اسيران جنگ بدر اعلام شد در صورت پذيرش اسلام و توحيد ، خداوند آنان را از مواهبى بهتر از آنچه از ايشان گرفته شد ( فديه ) ، بهره مند خواهد ساخت .

إن يعلم اللّه فى قلوبكم خيرا يؤتكم خيرا مما أخذ منكم

مراد از «خيرا» به دليل «يغفر لكم» توحيد و گرايش به اسلام است. زيرا خداوند گناه شرك را هرگز نخواهد بخشيد: إن اللّه لايغفر ان يشرك به.

21- اسيرگيرى در غزوه بدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 68 - 1،5

1 - گرفتن اسير در كارزار بدر ، مقتضى گرفتار شدن مجاهدان آن كارزار به عذابى بزرگ از جانب خداوند

لو لا كتب من اللّه سبق لمسكم فيما أخذتم عذاب عظيم

كلمه «فى» در «فيما أخذتم» سببيه است و «ما» در آن مصدريه. يعنى «بسبب أخذكم». و مراد از آن به دليل آيه قبل اسير گرفتن است.

5 - گرفتن اسير در جنگ بدر مقتضى شكست مسلمانان در آن نبرد

لو لا كتب من اللّه سبق لمسكم فيما أخذتم عذاب عظيم

برخى برآنند كه مراد از «عذاب عظيم» شكست از دشمن در كارزار بدر است و مقصود از «كتب من اللّه . .. » وعده پيروزى است كه خداوند پيش از وقوع جنگ بدر مسلمانان را به آن بشارت داد. بنابراين معناى آيه چنين مى شود: اگر وعده الهى به پيروزى شما (رزمندگان بدر) نبود، به سبب گرفتن اسير پيش از سركوبى كامل دشمن به شكست سختى گرفتار مى شديد. (برگرفته شده

از روح المعانى).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 70 - 1

1 - مسلمانان در كارزار بدر گروهى از دشمن را اسير كرده و با گرفتن فديه آنان را آزاد كردند .

يأيها النبى قل لمن فى أيديكم من الأسرى إن يعلم اللّه فى قلوبكم

22- اضطراب منافقان مدينه در غزوه احزاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 13 - 19

19 - منافقان ، پيشگامان تزلزل و اضطراب و فرار از غزوه احزاب بودند .

هنالك ابتلى . .. و زلزلوا زلزالاً ... و إذ يقول المنفقون ...إنّ بيوتنا عورة ...

23- افساد متخلفان از غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 47 - 1،6،12

1 - متخلفان جنگ تبوك ( منافقان ) ، در صورت شركت در آن ، جز فساد و تباهى به بار نمى آوردند .

لو خرجوا فيكم ما زادوكم إلا خبالا

«خبال» به معناى فساد و تباهى است; يعنى، اگر منافقان براى جنگ بيرون مى آمدند براى شما چيزى جز فساد و تباهى نمى افزودند.

6 - متخلفان جنگ تبوك در صورت شركت در آن جنگ ، جز نفوذ در ميان صفوف لشكر اسلام به منظور فتنه جويى ، نقشى ديگر نداشتند .

لو خرجوا فيكم ما زادوكم إلا خبالا و لأوضعوا خللكم يبغونكم الفتنة

12 - ماهيت فسادانگيز و فتنه جويانه متخلفان جنگ تبوك ، دليل كراهت و ناخوشايندى خداوند از شركت آنان در جنگ

و لكن كره اللّه انبعاثهم . .. لو خرجوا فيكم ما زادوكم إلا خبالا ... يبغونكم الفت

24- اقرار متخلفان از غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 102 - 1

1 - اعتراف برخى از گنهكاران و متخلفان از جنگ تبوك به زشتى عمل خويش

و ءاخرون اعترفوا بذنوبهم

با توجه به اينكه فرازهاى پيشين، مربوط به جنگ تبوك و تخلف عده اى از شركت در آن جنگ است مى توان گفت كه اين آيه نيز مربوط به برخى از همان متخلفان مى باشد.

25- اقرار متخلفان غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 118 - 6

6 - اذعان متخلفان از جنگ تبوك ، به ناگزيرى خود از التجا به خداوند

و ظنوا أن لا ملجأ من اللّه إلا إليه

26- امداد به مجاهدان غزوه بدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 10 - 6

6 - پيروزى مسلمانان در جنگ بدر ، گسيل هزاران فرشته براى امداد مجاهدان در آن جنگ ، بشارت دهى و اطمينان بخشى به واسطه آنان ، پرتوى از عزتمندى و كاردانى خداوند

و ما النصر إلا من عند اللّه إن اللّه عزيز حكيم

جمله «إن اللّه عزيز حكيم» تعليلى است براى تمامى مسائلى كه در اين آيه و آيه قبل مطرح شده بود. يعنى سرچشمه آنچه بيان شد، عزت و حكمت خداوند است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 43 - 11

11 - خداوند با امداد هاى خويش مسلمانان را از فاجعه نزاع و سست شدن در تصميمشان بر جنگ بدر رهايى بخشيد .

و لكن اللّه سلم

27- امداد در غزوه بدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 41 - 13،16

13 - خداوند به بركت وجود پيامبر (صلی الله علیه و آله) مسلمانان را در جنگ بدر يارى كرد و آنان را به پيروزى رسانيد .

و ما أنزلنا على عبدنا

با توجه به اينكه آيات 9 تا 12 همين سوره امدادهاى الهى را شامل همه پيكارگران بدر دانست و اين آيه پيامبر(صلی الله علیه و آله) را محط نزول امدادها شمرد، معلوم مى شود وجود پيامبر(صلی الله علیه و آله) در نزول امدادها دخالت فراوانى داشته است.

16 - تمايز حق از باطل با امداد هاى ويژه خداوند در جنگ بدر نمودى از قدرت مطلقه او

يوم الفرقان يوم التقى الجمعان و اللّه على كل شىء قدير

برداشت فوق بر اين مبناست كه جمله «و اللّه . .. » ناظر به «يوم الفرقان» بودنِ جنگ بدر باشد.

28- امداد غيبى در غزوه بدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 11 - 2

2 - خداوند در آستانه جنگ بدر با رفع اضطراب از مجاهدان ، آنان را از آرامشى كامل بهره مند ساخت .

إذ يغشيكم النعاس أمنة منه

29- امدادهاى خدا در غزوه حنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 25 - 3

3 - امتنان خداوند بر مؤمنان به خاطر نصرتش به آنان در موارد بسيار از جمله در جنگ حنين

لقد نصركم اللّه فى مواطن كثيرة و يوم حنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 26 - 1

1 - نزول آرامش روحى از جانب خداوند بر رسول اكرم (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان در جنگ حنين ، پس از فرار مسلمانان

ثم وليتم مدبرين. ثم أنزل اللّه سكينته على رسوله و على المؤمنين

30- امدادهاى غيبى در غزوه احزاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 9 - 6،8

6 - خداوند ، در غزوه احزاب نيرويى نامرئى ، به كمك مسلمانان فرستاد .

فأرسلنا عليهم . .. و جنودًا لم تروها

8 - امداد غيبى الهى به مسلمانان در غزوه احزاب ، نعمتى خدايى براى آنان و شايسته يادآورى است .

يأيّها الذين ءامنوا اذكروا نعمة اللّه عليكم إذ جاءتكم جنود. .. و جنودًا لم تروه

31- امدادهاى غيبى در غزوه حنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 25 - 2

2 - جنگ حنين از عرصه هاى به ياد ماندنى نصرت خدا و دخالت نيرو هاى غيبى براى تقويت سپاه اسلام و شكستن مقاومت جبهه دشمن

لقد نصركم اللّه فى مواطن كثيرة و يوم حنين

با اينكه «مواطن كثيرة» شامل جنگ «حنين» نيز مى شود، ذكر جداگانه آن بويژه با تعبير «يوم حنين» (روز حنين)، بيانگر برداشت فوق است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 26 - 5،9

5 - امداد الهى به مؤمنان در جنگ حنين به وسيله دسته هايى از نيرو هاى غيبى

و أنزل جنوداً لم تروها

9 - جبهه كفر در كارزار حنين ، در پى فرود آمدن نيرو هاى غيبى و نزول آرامش روحى بر مؤمنان از سوى خداوند ، گرفتار شكستى سخت و عذاب آور گرديد .

ثم أنزل اللّه سكينته . .. و أنزل جنوداً لم تروها و عذّب الذين كفروا

32- امنيت خانه مجاهدان غزوه احزاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 13 - 12

12 - خانه و كاشانه مجاهدان شركت كننده در غزوه احزاب ، خلل ناپذير و داراى استحكام بود .

يقولون إنّ بيوتنا عورة و ما هى بعورة

33- اندوه معذوران غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 92 - 7

7 - اندوه و گريه شديد مؤمنان تهيدست ، به خاطر ناتوانى از شركت در جنگ تبوك و محروم شدن از فيض جهاد

و أعينهم تفيض من الدمع حزناً

34- انزواى اجتماعى متخلفان غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 118 - 4

4 - تحريم ارتباط با متخلفان از جنگ تبوك و انزواى اجتماعى آنان از سوى مسلمانان

ضاقت عليهم الأرض بما رحبت

با توجه به شأن نزول كه تنگ شدن زندگى بر متخلفان از جنگ تبوك را، ناشى از قطع رابطه مسلمانان با ايشان معرفى كرده است، مطلب فوق استفاده مى شود.

35- انصار در غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 117 - 6

6 - نيرو هاى رزمى جنگ تبوك ، متشكل از مهاجر و انصار

المهجرين و الانصار الذين اتبعوه فى ساعة العسرة

36- انفاق متخلفان از غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 53 - 1

1 - آمادگى برخى از متخلفان جنگ تبوك ، براى انفاق مال به جاى رفتن به جهاد

قل أنفقوا طوعاً

در شأن نزول اين آيه آورده اند كه: فردى از منافقان پيشنهاد پرداخت پول به جاى رفتن به جهاد را كرده بود.

37- اوّلين تخلف متخلفان غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 83 - 14

14 - وقوع اولين تخلف منافقان از جهاد در جنگ تبوك *

رضيتم بالقعود أول مرّة

برداشت فوق مبتنى بر اين احتمال است كه تخلف منافقان در جنگ تبوك، اولين تخلف آنان بوده و «أول مرّة» ناظر به اين معنا باشد.

38- اهميت پيروزى غزوه بدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 8 - 2

2 - پيروزى مسلمانان در جنگ بدر زيربناى گسترش توحيد و نابودى شرك در سراسر جهان

يريد اللّه أن يحق الحق . .. ليحق الحق و يبطل البطل

برداشت فوق بر اين اساس است كه «ليحق الحق» متعلق به «يريد اللّه أن يحق الحق» در آيه قبل باشد. بر اين مبنا مى توان گفت مراد از «الحق» در آيه قبل خصوص پيروزى موعود در پيكار بدر است، و مقصود از «الحق» در آيه مورد بحث مطلق حق. بنابراين «يريد اللّه أن يحق الحق ... » چنين معنا مى شود: خداوند با تقدير پيروزى در جنگ بدر خواست حق را همواره به منصه ظهور رساند و در سراسر جهان استوار سازد.

39- اهميت غزوه بدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 6 - 2

2 - ضرورت حضور در جنگ بدر ، امرى روشن براى مسلمانان صدر اسلام

يجدلونك فى الحق بعد ما تبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 42 - 12

12 - وقوع جنگ بدر و پيروزى مسلمانان در آن ، على رغم موقعيت ضعيف آنان ، حادثه اى شايسته و بايسته به خاطر سپردن و همواره به ياد داشتن

إذ أنتم بالعدوة الدنيا . .. و لو تواعدتم لاختلفتم فى الميعد

برداشت فوق بر اين اساس است كه «إذ» مفعول براى فعل مقدر، يعنى «اذكروا» باشد. مفسران برآنند كه از اهداف شرح موقعيت جنگ بدر يادآورى ضعف مسلمانان و برترى كافران است كه على رغم آن با پيروزى مسلمانان پايان يافت.

40- باران در غزوه بدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 11 - 6،7،10،13،14،18

6 - خداوند در آستانه جنگ بدر مسلمانان را از نعمت باران بهره مند ساخت .

و ينزل عليكم من السماء ماء

7 - فراهم شدن آب براى غسل و وضو و تطهير نجاست ها و قذارت ها ، از اهداف نزول باران براى مجاهدان بدر

و ينزل عليكم من السماء ماء ليطهّركم به

ذكر نشدن متعلق «يطهركم» حكايت از عموميت آن متعلق دارد (نجاستهاى ظاهرى و باطنى). يعنى خداوند باران را فرو فرستاد تا نجاستهاى ظاهرى را به وسيله آن برطرف سازيد و آنان كه جنب هستند غسل كنند و ديگران وضو بسازند.

10 - نزول باران در آستانه جنگ بدر براى تطهير مجاهدان ، زمينه ساز برطرف شدن نگرانى ها و وسوسه هاى ايجاد شده از سوى شيطان

و ينزل عليكم . .. و يذهب عنكم رجز الشيطن

13 - تقويت دل هاى مجاهدان با مشاهده امداد هاى حسى ، از اهداف نزول باران در آستانه جنگ بدر

و ينزل عليكم . .. ليربط على قلوبكم

«ربط على قلبه» يعنى دلهاى آنان را استحكام بخشيد، و اين كنايه از ايجاد شهامت و شجاعت است. گفتنى است تناسب نزول باران با استحكام دلها براى نبرد اين است كه مجاهدان در زمانى كه نياز فراوان به آب دارند با نزول باران، امداد الهى را لمس كرده و بدان يقين كنند.

14 - ريزش باران در آستانه جنگ بدر ، از عوامل مؤثر در پيروزى مسلمانان در آن جنگ

و ينزل عليكم . .. و يثبت به الأقدام

18 - استحكام اردوگاه مسلمانان و استوارى گام هاى آنان بر شنزار محل اقامتشان ، از اهداف نزول باران در آستانه جنگ بدر

ينزل عليكم من السماء ماء ليطهّركم . .. و يثبت به الأقدام

برداشت فوق بر اين اساس است كه مراد از «الاقدام» گامهاى مجاهدان باشد. بنابراين «و يثبت به الاقدام» يعنى هدف از نزول باران اين بود كه خداوند گامهاى شما را استوار سازد و از لغزش و فرو رفتن در شنزارها بازدارد.

41- برخورد با متخلفان غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 95 - 1،4

1 - سوگند دروغ منافقان متخلف از جنگ تبوك ، به منظور گذشت كردن مؤمنان از تخلف آنان و متعرض نشدن به آنها

سيحلفون باللّه لكم إذا انقلبتم إليهم لتعرضوا عنهم

4 - متخلفان از جنگ تبوك ( منافقان ) در معرض انتقاد و حمله و تعرض مؤمنان بازگشته از جهاد قرار داشتند .

سيحلفون باللّه . .. لتعرضوا

42- بسيج عمومى در غزوه بنى نضير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 2 - 6

6 - نخستين بسيج دفاعى مسلمانان در برابر يهوديان ، منتهى به شكست و تبعيد يهود بنى نضير شد .

هو الذى أخرج الذين كفروا . .. لأوّل الحشر

«حشر»، به معناى بيرون آوردن جماعت از مقر و گسيل داشتن آنان به جنگ نيز مى باشد. بنابراين معنا «الحشر» در آيه شريفه، نظر به تجمع مسلمانان در برابر توطئه هاى بنى نضير دارد.

43- بسيج عمومى در غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 90 - 2

2 - بسيج عمومى همه مسلمان ها براى شركت در جنگ تبوك

و جاء المعذّرون من الأعراب

از آن جايى كه حتى باديه نشينان براى عذرخواهى نزد پيامبر(صلی الله علیه و آله) آمدند، بسيج عمومى و وجوب جهاد بر همگان استفاده مى شود. گفتنى است كه اين بخش از آيات - چنانكه مفسران گفته اند - درباره جنگ تبوك است.

44- بشارت به اسيران غزوه بدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 70 - 3،8

3 - به اسيران جنگ بدر نويد داده شد كه در صورت پذيرش اسلام و توحيد خداوند گناهان گذشته آنها را خواهد بخشيد .

إن يعلم اللّه فى قلوبكم خيرا . .. يغفر لكم و اللّه غفور رحيم

8 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) مأمور ابلاغ نويد خداوند به اسيران جنگ بدر ( آمرزش گناهان ايشان و . . . ) در صورت گرايش به اسلام

قل لمن فى أيديكم من الأسرى

45- بشارت پيروزى غزوه خيبر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 20 - 13

13 - تحقق نويد الهى به فتح خيبر ، معجزه اى هدايتگر براى مؤمنان

فعجّل لكم هذه . .. و لتكون ءاية للمؤمنين

46- بيماردلان مدينه در غزوه احزاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 13 - 8،11

8 - برخى از منافقان و بيماردلان مدينه ، از پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى ترك جهاد در غزوه احزاب ، به بهانه ناامن بودن خانه و كاشانه شان ، مصرّانه اجازه مى خواستند .

و يستئذن فريق منهم النبىّ يقولون إنّ بيوتنا عورة

مراد از «عورة» در آيه، مستحكم نبودن خانه و قابل ورود بودن آن براى هر كس است كه بخواهد وارد شود(مفردات راغب).

11 - مستحكم نبودن خانه و كاشانه ، بهانه منافقان و افراد بيماردل براى گريز از جهاد در غزوه احزاب بود .

و يستئذن فريق منهم النبىّ يقولون إنّ بيوتنا عورة و ما هى بعورة إن يريدون إلاّ فر

47- پليدى در مجاهدان غزوه بدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 11 - 8

8 - برخى از مجاهدان بدر گرفتار پليدى و نگرانيهايى از سوى شيطان بودند .

و يذهب عنكم رجز الشيطن

48- پيروان محمد(صلی الله علیه و آله) در غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 119 - 10

10 - پيروان واقعى پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) در لحظات سخت جنگ تبوك ، از صادقان بودند .

الذين اتبعوه فى ساعة العسرة . .. و كونوا مع الصدقين

با توجه به ارتباط اين آيه با آيات قبل - كه در زمينه ثبات قدم برخى از مؤمنان در شدايد جنگ تبوك و لغزش گروهى ديگر بود و خداوند متخلفان را در پى توبه شان بخشيد - اكنون به ايشان رهنمود مى دهد كه شما نيز همانند مؤمنان، استوار و تزلزل ناپذير باشيد.

49- پيروزى بر مجاهدان غزوه بدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 17 - 7

7 - پيروزى مجاهدان در جنگ بدر داراى اهدافى والا و از جمله آزمايش اهل ايمان از سوى خداوند

و ليبلى المؤمنين منه بلاء حسنا

«ليبلى» عطف بر علتى محذوف همانند «ليمحق الكفرين» است و هر دو متعلق به «قتلهم» و «رمى» مى باشد يعنى «و لكن اللّه قتلهم . .. لكن اللّه رمى ليمحق الكفرين و ليبلى المؤمنين» گفتنى است كه در برداشت فوق «ابلاء» به معناى آزمودن گرفته شده است.

50- پيروزى در غزوه بدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 49 - 13

13 - پيروزى مجاهدان بدر على رغم ناتوانى آنان حادثه اى عبرت آموز و شايسته بياد داشتن

و إذ يقول المنفقون . .. و من يتوكل على اللّه فإن اللّه عزيز حكيم

برداشت فوق بر اين اساس است كه «إذ» مفعول براى «اذكروا» باشد.

51- پيروزى در غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 97 - 14

14 - تذكر خداوند به لزوم غافل نشدن مؤمنان از خطر اعراب كفرپيشه همجوار خويش ، پس از پايان يافتن پيروزمندانه جنگ با دشمنان خارجى ( روميان در جنگ تبوك ) *

الأعراب أشد كفراً و نفاقاً

با توجه به اينكه آيات قبل در مورد بازگشت پيروزمندانه مؤمنان از جنگ تبوك است، احتمال دارد كه اين آيه هشدارى به مؤمنان مجاهد باشد كه پس از آن پيروزى، احساس امنيت نكنند و توجه كنند كه در اطرافشان، باديه نشينان جاهل و متعصب در كفر نيز، خطرى جدى به شمار مى روند.

52- پيروزى غزوه بدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 165 - 4

4 - يادآورى خاطره پيروزى مسلمانان در پيكار بدر ، التيام بخش رنج و آثار روحى دردناك شكست نبرد احد

اولمّا اصابتكم مصيبة قد اصبتم مثليها

جمله «قد اصبتم مثليها»، كه اشاره به پيروزى بزرگ مسلمانان در بدر است، بدان جهت ايراد شده كه با ياد آن خاطره بزرگ، مسلمانان مصيبت احد را در مقايسه با پيروزى بدر كوچك شمرند و در نتيجه، رنج مصيبت احد را ناديده انگارند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 10 - 6

6 - پيروزى مسلمانان در جنگ بدر ، گسيل هزاران فرشته براى امداد مجاهدان در آن جنگ ، بشارت دهى و اطمينان بخشى به واسطه آنان ، پرتوى از عزتمندى و كاردانى خداوند

و ما النصر إلا من عند اللّه إن اللّه عزيز حكيم

جمله «إن اللّه عزيز حكيم» تعليلى است براى تمامى مسائلى كه در اين آيه و آيه قبل مطرح شده بود. يعنى سرچشمه آنچه بيان شد، عزت و حكمت خداوند است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 17 - 3

3 - خداوند با بيان نقش اصلى خويش در پيروزى جنگ بدر زمينه ساز پرهيز پيكارگران بدر از اعجاب و غرور به خاطر پيروزى در آن نبرد

فلم تقتلوهم . ... و ما رميت إذ رميت

از اهداف آيه مورد بحث، كه پيروزى مؤمنان را برخاسته از اراده خدا دانسته، اين است كه پيكارگران بدر پيروزى را نعمتى از جانب خداوند بدانند و از آنِ قدرت خويش نشمارند تا به غرور و اعجاب مبتلا نگردند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 41 - 10،13،18

10 - پرداخت خمس غنيمت ها و ديگر استفاده هاى مالى ، نشان ايمان به خدا و ايمان به پيروزى آفرينى خدا در جنگ بدر است .

فأن للّه خمسه و للرسول . .. إن كنتم ءامنتم باللّه و ما أنزلنا على عبدنا

مراد از «ما أنزلنا . .. » مى تواند همان امدادهاى غيبى الهى باشد كه مسلمانان در پرتو آن به پيروزى در جنگ بدر دست يافتند.

13 - خداوند به بركت وجود پيامبر (صلی الله علیه و آله) مسلمانان را در جنگ بدر يارى كرد و آنان را به پيروزى رسانيد .

و ما أنزلنا على عبدنا

با توجه به اينكه آيات 9 تا 12 همين سوره امدادهاى الهى را شامل همه پيكارگران بدر دانست و اين آيه پيامبر(صلی الله علیه و آله) را محط نزول امدادها شمرد، معلوم مى شود وجود پيامبر(صلی الله علیه و آله) در نزول امدادها دخالت فراوانى داشته است.

18 - يارى رسيدن به مسلمانان در جنگ بدر و به پيروزى رساندن آنان نمودى از قدرت مطلقه خداوند

و ما أنزلنا على عبدنا . .. و اللّه على كل شىء قدير

جمله «و اللّه . .. » مى تواند ناظر به تمام حقايقى باشد كه در آيه مورد بحث مطرح شده است كه از جمله آنها امدادهاى خداوند در جنگ بدر است كه «و ما أنزلنا ... » دلالت بر آن دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 42 - 10،11،13

10 - وقوع جنگ بدر و پيروزى مسلمانان در آن نبرد ، امرى از پيش رقم خورده و تعيين شده

و لكن ليقضى اللّه أمرا كان مفعولا

11 - خداوند به منظور تبيين حقانيت توحيد و رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، جنگ بدر را تحقق بخشيد و مسلمانان را به پيروزى رسانيد .

ليقضى اللّه أمرا كان مفعولا ليهلك من هلك عن بينة و يحيى من حى عن بينة

13 - پيروزى مسلمانان در جنگ بدر حجتى روشن عليه شرك و دليلى واضح بر حقانيت توحيد و اسلام

ليقضى اللّه . .. ليهلك من هلك عن بينة و يحيى من حى عن بينة

«ليهلك» متعلق به «يقضى» است. يعنى هدف از تحقق جنگ بدر اين بود كه ... .

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 43 - 15

15 - رؤياى پيامبر (صلی الله علیه و آله) در آستانه جنگ بدر و نتايج درخشان آن ، حادثه اى شايسته و بايسته به خاطر سپردن و همواره به ياد داشتن

إذ يريكهم اللّه فى منامك قليلا و لو أريكهم كثيرا لفشلتم و لتنزعتم

برداشت فوق بر اين اساس است كه «إذ» مفعول براى فعل مقدر «اذكروا» باشد.

53- پيروزى غزوه خيبر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 20 - 5

5 - خداوند ، مؤمنان را به فتوحات و غنايمى علاوه بر فتح خيبر و غنايم آن ، نويد داد .

وعدكم اللّه مغانم كثيرة تأخذونها فعجّل لكم هذه

در صورتى كه «هذه» به فتح خيبر اشاره داشته باشد; واژه «عجّل» مى رساند كه فتح خيبر، پيش درآمد فتح هاى ديگر و غنايم فزون ترى است.

54- پيروزى مجاهدان غزوه بدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 17 - 1،8

1 - امداد هاى الهى عامل اصلى و اساسى كشته شدن كافران در جنگ بدر و پيروزى اهل ايمان

فلم تقتلوهم و لكن اللّه قتلهم

جمله «فلم تقتلوهم . .. » متفرع بر آياتى است كه امدادهاى الهى را در جنگ بدر برمى شمرد ; يعنى توجه به قضاياى جنگ بدر و امدادهاى الهى بيانگر اين است كه در حقيقت خداوند مشركان را كشت و آنان را شكست داد.

8 - پيروزى مجاهدان در جنگ بدر ، نعمتى نيكو از جانب خداوند براى اهل ايمان

ليبلى المؤمنين منه بلاء حسنا

«ابلاء» در برداشت فوق به معناى اعطاى نعمت گرفته شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 19 - 3

3 - پيروزى مؤمنان در جنگ بدر حجتى بر حقانيت اهل ايمان و هشدار و عبرتى براى كافران

إن تستفتحوا فقد جاءكم الفتح

مراد از «الفتح» پيروزى اهل ايمان در جنگ بدر است. و جمله «فقد جاءكم الفتح» پاسخ همان تمناى مشركان است كه خواهان پيروزى حاميان دين حق بودند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 49 - 13

13 - پيروزى مجاهدان بدر على رغم ناتوانى آنان حادثه اى عبرت آموز و شايسته بياد داشتن

و إذ يقول المنفقون . .. و من يتوكل على اللّه فإن اللّه عزيز حكيم

برداشت فوق بر اين اساس است كه «إذ» مفعول براى «اذكروا» باشد.

55- پيروزى مسلمانان در غزوه بدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 68 - 6

6 - تقدير و قضاى الهى بر پيروزى مسلمانان در جنگ بدر ، مانع شكست مسلمانان ، على رغم تحقق مقتضى آن ( گرفتن اسير پيش از سركوبى كامل دشمن )

لو لا كتب . .. عذاب عظيم

56- پيروزى مسلمانان در غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 42 - 9

9 - إخبار خداوند به بازگشت موفقيت آميز مسلمانان از جنگ تبوك

و سيحلفون باللّه لو استطعنا لخرجنا معكم

برداشت فوق بر اين اساس است كه آيه شريفه، قبل از رسيدن مسلمانان به سرزمين تبوك نازل شده باشد كه در اين صورت، إخبار خداوند به عذرخواهى متخلفان، گوياى بازگشت موفقيت آميز مسلمانان است.

57- پيروزى مسلمانان مدينه در غزوه احزاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 25 - 9

9 - غزوه احزاب ، بدون درگيرى نظامى عمده ، به سود مسلمانان پايان يافت .

و ردّ اللّه الذين كفروا بغيظهم لم ينالوا خيرًا و كفى اللّه المؤمنين القتال

58- پيشگويى غزوه بنى نضير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 2 - 4

4 - خبر دادن خداوند ، از وجود رويارويى مجدّد مسلمانان و يهود ( پس از غزوه بنى نضير )

أخرج الذين كفروا . .. لأوّل الحشر

قيد «لأوّل. ..» اين پيام را در بر دارد كه براى اين تجمع و برخورد، موارد ديگرى نيز هست.

59- تخلف متخلفان غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 118 - 1

1 - تخلف سه نفر از مسلمانان ، از حضور يافتن در جنگ تبوك

و على الثلثة الذين خلّفوا

60- تخلف منافقان از غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 43 - 5

5 - إخبار خداوند به عزم قطعى برخى افراد ( منافقان ) بر تخلف از جنگ تبوك ( حتى در صورت عدم دريافت اذن از پيامبر (صلی الله علیه و آله) )

و سيحلفون باللّه لو استطعنا لخرجنا . .. لم أذنت لهم حتى يتبين لك الذين صدقوا و ت

از اظهار ناتوانى منافقان براى جهاد و تذكر خداوند به دروغ بودن اين اظهار، استفاده مى شود كه آنان تصميم بر تخلف از جنگ داشته اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 81 - 1،2

1 - تخلف منافقان از شركت در جنگ تبوك

فرح المخلفون بمقعدهم خلف رسول اللّه

اين بخش از آيات مربوط به جنگ تبوك و تخلف منافقان از شركت در آن است.

2 - خوشحالى و احساس موفقيت منافقان از شركت نكردن در جنگ تبوك

فرح المخلفون بمقعدهم خلف رسول اللّه

61- تداوم تخلف متخلفان غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 94 - 9

9 - إخبار خداوند به بى اساس بودن عذرتراشى متخلفان از جنگ تبوك به دليل ادامه داشتن كجروى ها و تخلفات آنان در آينده

قل لا تعتذروا لن نؤمن لكم . .. و سيرى اللّه عملكم

جمله «سيرى اللّه . .. » مى تواند بيانگر علت عدم پذيرش عذر متخلفان باشد ; يعنى، عملكرد خلاف اينان در آينده، خود بهترين گواه بر نادرستى معذرت جويى آنان خواهد بود.

62- تشويق اسيران غزوه بدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 70 - 4

4 - ترغيب اسيران جنگ بدر به ايمان و گرايش به اسلام

يأيها النبى قل لمن فى أيديكم من الأسرى إن يعلم اللّه فى قلوبكم

63- تشويق به غزوه خيبر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 15 - 5

5 - تشويق مسلمانان از سوى خدا ، براى شركت در جنگ خيبر

إذا انطلقتم إلى مغانم لتأخذوها

خداوند، حركت به سوى جنگ خيبر را حركت به سوى غنايم دريافتى دانسته است و بدين وسيله دو نكته را به مسلمانان يادآور

شده است: 1- پيروزى حتمى، 2- دستيابى به غنايم. اين دو پيام بى ترديد در روحيه دادن به سپاه اسلام و تهييج آنان، نقش داشته است.

64- تضمين پيروزى غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 40 - 4

4 - تضمين پيروزى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ( در جنگ تبوك ) از سوى خداوند ، على رغم احتمال كوتاهى ديگران در يارى رساندن به آن حضرت

إلا تنصروه فقد نصره اللّه

65- تقدير غزوه بدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 44 - 3

3 - تحقق جنگ بدر و پيروزى مسلمانان در آن نبرد ، امرى از پيش رقم خورده و تقدير شده

ليقضى اللّه أمرا كان مفعولا

«أمراً» به معناى كار است و مراد از آن تحقق جنگ بدر و پيروزى مسلمانان در آن نبرد مى باشد. فعل «كان» دلالت مى كند كه ثبوت خبر «مفعولا» براى اسمش (تحقق جنگ بدر) از ديرباز تحقق پيدا كرده بود. و تحقق جنگ بدر از ديرباز، به قرينه «ليقضى»، به معناى تقدير آن است. بنابراين «ليقضى اللّه ... » يعنى تا انجام پذيرد كارى كه از پيش تقدير شده بود.

66- تلاش متخلفان از غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 83 - 6

6 - گروهى از منافقان متخلف از جنگ تبوك ، رياكارانه در صدد جبران پيامد خسارتبار ترك جهاد و رسوايى گذشته خويش

فإن رجعك اللّه إلى طائفة منهم فاستئذنوك

67- تلاش منافقان مدينه در غزوه احزاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 13 - 5

5 - منافقان ، در غزوه احزاب ، براى وادار كردن مؤمنان به ترك اسلام و روى آوردن به كفر ، تلاش مى كردند .

يأهل يثرب لامقام لكم فارجعوا

برداشت بالا، بر اين احتمال است كه مراد از «لامقام لكم» ماندن در دين رسول اللّه و مراد از «فارجعوا» دعوت به رجوع به كفر باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 18 - 2

2 - تلاش شديد منافقان مدينه ، براى بازداشتن مسلمانان از جهاد در غزوه احزاب

و إذ قالت طائفة منهم . .. لامقام لكم فارجعوا ... قد يعلم اللّه المعوّقين منكم

تضعيف «عوّق» براى بيان شدت و غلظت بازدارندگى، است.

68- توبه متخلفان غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 103 - 21

21 - تأييد خداوند نسبت به واقعى بودن توبه تائبان متخلف از جنگ تبوك *

خذ من أمولهم . .. و صل عليهم ... و اللّه سميع عليم

برداشت فوق بر اين اساس است كه آيه را با توجه به شأن نزول معنا كنيم كه مورد آن توبه متخلفان از جنگ تبوك است. از اين رو احتمال مى رود صفت «عليم» به اين نكته اشاره داشته باشد كه خداوند صداقت آنان را در توبه دانسته و بر اساس آن فرمان به اخذ زكات و دعا داده است.

69- توجيه متخلفان از غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 42 - 8

8 - إخبار خداوند از اقدام متخلفان جنگ تبوك به سوگند هاى دروغين براى استطاعت نداشتن خود و موجه بودن تخلفشان

و سيحلفون باللّه لو استطعنا لخرجنا معكم

70- تهديد اسيران غزوه بدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 71 - 5

5 - خداوند ، اسيران جنگ بدر را به گرفتار شدن دوباره به دست مسلمانان ، در صورت ادامه خيانت ، تهديد كرد .

و إن يريدوا خيانتك

جواب شرط «و إن يريدوا خيانتك . .. » در تقدير است و جمله «فقد خانوا اللّه ... » جانشين آن شده و دلالت بر آن دارد كه جمله با تقدير آن چنين است: اگر اسيران خيانتى دوباره را در سر مى پرورانند باكى نداشته باشيد و از آزادسازى آنان ابا نكنيد. زيرا خداوند خيانتكاران را در سلطه شما قرار خواهد داد ; همان گونه كه در جنگ بدر شما را بر آنان مسلط ساخت.

71- تهمتهاى محرومان از غزوه خيبر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 15 - 13

13 - منع شدگان از شركت در فتح خيبر ، متهم كننده مؤمنان به حسدورزى

فسيقولون بل تحسدوننا

72- ثروتمندان و غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 93 - 2

2 - تلاش برخى از اشراف و توانمندان براى شركت نكردن در جنگ تبوك ، با كسب مجوز از پيامبر اسلام (صلی الله علیه و آله)

الذين يستئذنونك و هم أغنياء

73- جاسوسان منافقان در غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 47 - 8

8 - منافقان ، داراى جاسوسانى در ميان رزمندگان جنگ تبوك

و فيكم سمعون لهم

«سمّاع» مى تواند كنايه از جاسوس باشد; يعنى، در ميان شما كسانى هستند كه به نفع منافقان خبرچينى مى كنند.

74- حقانيت غزوه احد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 5 - 9

9 - خروج پيامبر (صلی الله علیه و آله) از مدينه براى مقابله با مشركان در دامنه احد ، حركتى حق ، همانند خروج وى براى جنگ بدر *

كما أخرجك ربك من بيتك بالحق

برخى برآنند كه «كما . .. » متعلق به «يجدلونك ... » در آيه بعد است و آن آيه اشاره به قضاياى پيش از نبرد احد دارد. بر اين اساس «كما أخرجك ... » چنين معنا مى شود: گروهى از مسلمانان درباره حركت به سوى احد، كه حركتى حق بود، به جدال با پيامبر(صلی الله علیه و آله) پرداختند و آن را مصلحت نمى پنداشتند ; همان گونه كه از حركت به سوى بدر، كه حركتى حق بود، نيز كراهت داشتند.

75- حقانيت غزوه بدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 5 - 8

8 - حكم خداوند درباره انفال ، حكمى حق و همانند حقانيت فرمان او به خروج از مدينه براى جنگ بدر

قل الأنفال للّه و الرسول . .. كما أخرجك ربك من بيتك بالحق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 6 - 1

1 - گروهى از مسلمانان در صدد بازداشتن پيامبر (صلی الله علیه و آله) از حركت به سوى جنگ بدر ، على رغم وضوح حقانيت آن

يجدلونك فى الحق بعد ما تبين

در وجه تركيبى «يجدلونك» چند نظر ايراد شده است ; از جمله اينكه «يجدلونك» حال براى فاعل «لكرهون» و يا همانند «إن فريقا» حال براى مفعول «أخرجك» باشد. بر اين دو مبنا، آيه مورد بحث توضيحى درباره قضاياى پيش از جنگ بدر است. گفتنى است جدال به معناى منازعه براى غلبه بر انديشه و رأى طرف مقابل است.

76- خواب مجاهدان غزوه بدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 11 - 1،5

1 - آرامش روحى مجاهدان پيش از جنگ بدر ، موجب فراگيرى خوابى سبك بر تمامى آنان

إذ تستغيثون . .. إذ يغشيكم النعاس أمنة منه

«غشاوه» به معناى احاطه است و فعل «يغشيكم»، از باب تفعيل، دلالت بر كثرت احاطه دارد. مى توان گفت نمود آن كثرت، فراگيرى خواب بر تمامى افراد بوده است. كلمه «أمنة»، كه به معناى نبودن ترس است، مفعولٌ له حصولى براى «يغشيكم» است. يعنى به علت اينكه آرامش يافتيد، خواب شما را فراگرفت

5 - استراحت و آرامش روحى مجاهدان و فراگيرى خواب بر آنان در آستانه جنگ بدر ، نعمتى الهى بر ايشان و شايسته به ياد داشتن

إذ يغشيكم النعاس أمنة منه

77- خيانت اسيران غزوه بدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 71 - 2

2 - اسيران جنگ بدر از خيانتكاران به دين خدا تا پيش از آن نبرد

و إن يريدوا خيانتك فقد خانوا اللّه من قبل

78- دروغگويى متخلفان از غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 42 - 12

12 - علم خداوند به دروغ بودن سوگند متخلفان جنگ تبوك و گواهى او بر موجه نبودن تخلفشان

سيحلفون باللّه . .. و اللّه يعلم إنهم لكذبون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 46 - 3

3 - فراهم نكردن مقدمات جهاد ، دليل دروغگويى متخلفان جنگ تبوك و عزم قطعى آنان بر عدم شركت در جنگ

و لو أرادوا الخروج لأعدوا له عدة

79- دروغگويى متخلفان غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 96 - 1

1 - سوگند توانمندان متخلف از جنگ تبوك ، به منظور جلب رضايت مؤمنان مجاهد

يحلفون لكم لترضوا عنهم

80- دعاى مجاهدان غزوه بدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 9 - 2،4

2 - مجاهدان بدر پيش از نبرد با نيايش به درگاه خدا از وى استمداد كردند .

إذ تستغيثون ربكم

«غوث» به معناى يارى كردن است و استغاثه طلب يارى و امداد است.

4 - نيايش مجاهدان بدر به درگاه ربوبى و اجابت استغاثه آنان با امداد هاى غيبى ، نعمتى بايسته به ياد داشتن

إذ تستغيثون ربكم فاستجاب لكم

81- دعوت از فراريان غزوه حنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 27 - 1

1 - خداوند ، گريختگان از ميدان كارزار حنين را به توبه و استغفار فراخواند .

ثم وليتم مدبرين . .. ثم يتوب اللّه من بعد ذلك على من يشاء

كلمه «ذلك» در «من بعد ذلك» اشاره به فرار مسلمانان از ميدان نبرد حنين دارد. اعلام اينكه خدا توبه فراريان را مى پذيرد، فراخوانى آنان به توبه و استفغار از آن خطاست.

82- دنياطلبى متخلفان از غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 42 - 2

2 - دورنماى مشقت آميز و به دور از منافع مادى جنگ تبوك ، در نظر برخى از مسلمانان صدر اسلام ، عامل امتناع آنان از حضور در جنگ

لو كان عرضاً قريباً و سفراً قاصداً لاتبعوك و لكن بعدت عليهم الشقة

83- ذكر غزوه احزاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 10 - 3

3 - ائتلاف احزاب مختلف و لشگركشى آنان عليه مسلمانان مدينه و شكست شان ، شايسته يادآورى است .

إذ جاءوكم من فوقكم و من أسفل منكم

«إذ جاءوكم» عطف بر «إذ جاتكم» در آيه پيش و متعلق فعل «اُذكروا» در همان آيه است.

84- ذكر غزوه حنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 25 - 2

2 - جنگ حنين از عرصه هاى به ياد ماندنى نصرت خدا و دخالت نيرو هاى غيبى براى تقويت سپاه اسلام و شكستن مقاومت جبهه دشمن

لقد نصركم اللّه فى مواطن كثيرة و يوم حنين

با اينكه «مواطن كثيرة» شامل جنگ «حنين» نيز مى شود، ذكر جداگانه آن بويژه با تعبير «يوم حنين» (روز حنين)، بيانگر برداشت فوق است.

85- ذلت متخلفان غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 95 - 2

2 - قرار گرفتن متخلفان از جنگ تبوك ( منافقان ) در موضع ضعف و ذلت ، پس از بازگشت پيروزمندانه مؤمنان از جهاد

سيحلفون باللّه لكم إذا انقلبتم

86- رد عذر متخلفان غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 94 - 9

9 - إخبار خداوند به بى اساس بودن عذرتراشى متخلفان از جنگ تبوك به دليل ادامه داشتن كجروى ها و تخلفات آنان در آينده

قل لا تعتذروا لن نؤمن لكم . .. و سيرى اللّه عملكم

جمله «سيرى اللّه . .. » مى تواند بيانگر علت عدم پذيرش عذر متخلفان باشد ; يعنى، عملكرد خلاف اينان در آينده، خود بهترين گواه بر نادرستى معذرت جويى آنان خواهد بود.

87- زمان غزوه خيبر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 15 - 10

10 - فاصله زمانى نزديك ميان صلح حديبيه و فتح خبير

سيقول المخلّفون

با توجه به «سين» در «سيقول» و پيوستگى آيات صلح حديبيه با جنگ خيبر، برداشت بالا قابل استفاده است.

88- زمينه پيروزى در غزوه خيبر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 19 - 7

7 - صلح حديبيه و فتح خيبر ، در پى وفادارى مؤمنان ، نمودى از عزت و حكمت خداوند

و أثبهم فتحًا قريبًا . و مغانم كثيرة ... و كان اللّه عزيزًا حكيمًا

از ارتباط «كان اللّه. ..» با آيه قبل، مطلب بالا استفاده مى شود.

89- سختى غزوه احزاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 25 - 7

7 - خداوند ، مسلمانان را از سختى جنگى كه احزاب متّحد درصدد ايجاد آن بودند نگه داشت .

و كفى اللّه المؤمنين القتال

«كفى» در آيه متعدى به دو مفعول و به معناى «حسب» است; يعنى: «خداوند كفايت كرد مؤمنان را در جنگ». با توجه به آيه نُه همين سوره، مراد از «كفايت خدا براى جنگ مؤمنان»، فرستادن طوفان و سپاهيان نامريى براى درهم كوبيدن سپاه دشمن است.

90- سختى غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 42 - 3

3 - پيمودن مسافت مدينه تا تبوك به دليل دورى راه ، براى برخى افراد ( منافقان ) دشوار مى نمود .

و لكن بعدت عليهم الشقة

«شقة» به معناى سختى و مشقت و كنايه از مسافت است; يعنى، به نظر آنان (منافقان)راه ميان مدينه و تبوك راهى طولانى و پيمودن آن طاقت فرساست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 117 - 2

2 - جنگ تبوك ، داراى شرايطى دشوار و پرمشقت .

اتبعوه فى ساعة العسرة

مراد از «ساعة العسرة» - به قرينه فرازهاى قبل و بعد - مى تواند غزوه تبوك باشد.

91- سختى غزوه حنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 25 - 7

7 - تنگ شدن عرصه بر مسلمانان در جنگ حنين ، على رغم كثرت غرورآفرين آنان

إذ أعجبتكم كثرتكم . .. و ضاقت عليكم الأرض بما رحبت

92- سرزنش متخلفان از غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 90 - 5

5 - توبيخ خداوند نسبت به آنان كه براى تخلف از جنگ تبوك ، حتى اجازه هم نگرفتند .

و جاء المعذّرون . .. و قعد الذين كذبوا

از تقابل «قعد . .. » با «جاء المعذّرون» استفاده مى شود كه: گروه دوم، متخلفانى هستند كه بدون هيچ عذر و بهانه اى و بدون اجازه خواستن از شركت در جنگ امتناع ورزيدند.

93- سرزنش متخلفان غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 95 - 4

4 - متخلفان از جنگ تبوك ( منافقان ) در معرض انتقاد و حمله و تعرض مؤمنان بازگشته از جهاد قرار داشتند .

سيحلفون باللّه . .. لتعرضوا

94- سرگردانى متخلفان از غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 45 - 3

3 - متخلفان از جنگ تبوك ( منافقان ) ، گروهى بى ايمان ، سرگردان و گرفتار ترديد و اضطراب بودند .

و ارتابت قلوبهم فهم فى ريبهم يترددون

95- سرنوشت غزوه بدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 42 - 10

10 - وقوع جنگ بدر و پيروزى مسلمانان در آن نبرد ، امرى از پيش رقم خورده و تعيين شده

و لكن ليقضى اللّه أمرا كان مفعولا

96- سرور متخلفان از غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 81 - 2

2 - خوشحالى و احساس موفقيت منافقان از شركت نكردن در جنگ تبوك

فرح المخلفون بمقعدهم خلف رسول اللّه

97- سوگند متخلفان از غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 42 - 8،11،12

8 - إخبار خداوند از اقدام متخلفان جنگ تبوك به سوگند هاى دروغين براى استطاعت نداشتن خود و موجه بودن تخلفشان

و سيحلفون باللّه لو استطعنا لخرجنا معكم

11 - متخلفان از جنگ تبوك ( منافقان ) ، به تخلف خويش و سوگند هاى دروغينشان ، در جهت هلاكت خود گام برداشتند .

سيحلفون باللّه . .. يهلكون أنفسهم

12 - علم خداوند به دروغ بودن سوگند متخلفان جنگ تبوك و گواهى او بر موجه نبودن تخلفشان

سيحلفون باللّه . .. و اللّه يعلم إنهم لكذبون

98- سوگند متخلفان غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 95 - 1

1 - سوگند دروغ منافقان متخلف از جنگ تبوك ، به منظور گذشت كردن مؤمنان از تخلف آنان و متعرض نشدن به آنها

سيحلفون باللّه لكم إذا انقلبتم إليهم لتعرضوا عنهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 96 - 1

1 - سوگند توانمندان متخلف از جنگ تبوك ، به منظور جلب رضايت مؤمنان مجاهد

يحلفون لكم لترضوا عنهم

99- شركت در غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 120 - 14

14 - حركت مؤمنان به سوى جنگ تبوك ، برانگيزنده خشم كافران بود .

و لا يطئون موطئاً يغيظ الكفار

با توجه به اينكه اين بخش از آيات در مورد جنگ تبوك است، برداشت فوق استفاده مى شود.

100- شكست احزاب صدراسلام در غزوه احزاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 10 - 3

3 - ائتلاف احزاب مختلف و لشگركشى آنان عليه مسلمانان مدينه و شكست شان ، شايسته يادآورى است .

إذ جاءوكم من فوقكم و من أسفل منكم

«إذ جاءوكم» عطف بر «إذ جاتكم» در آيه پيش و متعلق فعل «اُذكروا» در همان آيه است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 20 - 2

2 - منافقان مدينه ، حتى پس از هزيمت احزاب متّحد و عزيمت شان از اطراف مدينه ، گمان مى كردند كه آنان نرفته اند .

يحسبون الأحزاب لم يذهبوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 25 - 1،3،6،12

1 - پراكنده شدن احزاب متّحد از اطراف مدينه ، به دست خداوند بود .

و ردّ اللّه الذين كفروا

3 - احزاب متّحد ، در حالى از محاصره مدينه نااميد و پراكنده شدند كه آكنده از خشم بودند .

و ردّ اللّه الذين كفروا بغيظهم

«باء» در «بغيظ» براى ملابسه است و «بغيظهم» حال براى موصول «الذين كفروا» است.

6 - آكنده شدن احزاب متّحد از خشم و غضب ، معلول ناكامى آنان در تلاش شان بود .

و ردّ اللّه الذين كفروا بغيظهم لم ينالوا خيرًا

«لم ينالوا خيراً» مى تواند حال براى «الذين كفروا» باشد و احتمال دارد كه براى بيان «بغيظهم» باشد. برداشت بالا، بنابر احتمال دوم است.

12 - توان مندى خداوند ، منشأ فراهم آمدن زمينه پراكنده شدن احزاب متّحد از اطراف مدينه

و ردّ اللّه الذين كفروا . .. و كان اللّه قويًّا

«و كان اللّه. ..» به منزله تعليل براى جمله «و ردّ اللّه الذين كفروا» است.

101- شكست در غزوه احد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 166 - 6

6 - مشخّص شدن مؤمنان واقعى ، از اهداف رخصت خداوند در شكست نبرد احد و مصيبت هاى وارده در آن

و ما اصابكم . .. و ليعلم المؤمنين

جمله «و ليعلم . .. »، عطف بر جمله اى مقدّر است ; يعنى «و ما اصابكم ... ليكون كذا و كذا و ليعلم المؤمنين». لذا در برداشت فوق، مشخص شدن مؤمنان، از اهداف شكست آنان در نبرد احد شمرده شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 167 - 1

1 - مشخص شدن منافقان ، از اهداف رخصت خداوند در شكست نبرد احد و مصيبت هاى وارده در آن

و ما اصابكم . .. و ليعلم الّذين نافقوا

102- شكست در غزوه احزاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 13 - 3

3 - منافقان مدينه ، به مسلمانان وانمود كردند كه شكست شان در غزوه احزاب حتمى است .

و إذ قالت طائفة منهم يأهل يثرب لامقام لكم فارجعوا

103- شكست غزوه احد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 156 - 3

3 - شكست در پيكار احد ، زمينه ساز هجوم تبليغاتى كافران و يا منافقان ، عليه اسلام ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مسلمانان

يا ايّها الّذين امنوا لا تكونوا كالّذين كفروا و قالوا لاخوانهم . .. ما ماتوا و م

كشته شدن عدّه اى از مسلمانان در جنگ احد باعث شده بود كه كافران و يا منافقان، كه با حضور در صحنه احد مخالف بودند، ماجراى احد و كشته هاى فراوان آن را حربه تبليغاتى عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) قرار دهند. آنان مى گفتند اگر نظر ما را مى پذيرفتند و همراه پيامبر (صلی الله علیه و آله) خارج نمى شدند، اين حوادث ناگوار پيش نمى آمد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 165 - 1،3،5

1 - گلايه برخى مسلمانان از نتايج دردناك نبرد احد و شكست در آن

اولمّا اصابتكم مصيبة . .. قلتم انّى هذا

اين برداشت را روايت مذكور در فيش شماره 12 تأييد مى كند.

3 - شكست و مصيبت سنگين مسلمانان در پيكار احد ، دور از انتظار ايشان بود .

اولمّا اصابتكم مصيبة قد اصبتم مثليها

كلمه «انّى» به معناى «من اين» (از كجا و از چه روى) مى باشد و «هذا» اشاره به مصيبت است.

5 - پندار ناصواب برخى پيكارگران احد در تحليل عوامل شكست آن نبرد

انّى هذا قل هو من عند انفسكم

جمله «انّى هذا» به اين مطلب اشاره دارد كه گويا مجاهدان احد علّت شكست آن نبرد را بيرون از عملكرد خويش مى دانستند، كه جمله «من عند انفسكم» ريشه صحيح آن را گوشزد مى كند.

104- شكست غزوه بدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 16 - 5

5- جنگ بدر ، ميدان انتقام الهى از مشركان و ضربه اى سخت و شكننده بر جبهه شرك *

يوم نبطش البطشة الكبرى إنّا منتقمون

طبق نظر مفسران، ممكن است اين آيه نظر به جنگ بدر داشته باشد. اين در صورتى است كه عذاب ذكر شده در آيات پيشين را عذاب دنيوى بدانيم.

105- شكست غزوه حنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 26 - 2

2 - نگرانى پيامبر (صلی الله علیه و آله) در جنگ حنين از فرار مسلمانان و شكست جبهه اسلام

ثم وليتم مدبرين. ثم أنزل اللّه سكينته على رسوله

106- شكست كافران در غزوه حنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 26 - 9

9 - جبهه كفر در كارزار حنين ، در پى فرود آمدن نيرو هاى غيبى و نزول آرامش روحى بر مؤمنان از سوى خداوند ، گرفتار شكستى سخت و عذاب آور گرديد .

ثم أنزل اللّه سكينته . .. و أنزل جنوداً لم تروها و عذّب الذين كفروا

107- شكست مشركان در غزوه بدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 45 - 3

3 - اخبار خداوند ، از شكست قريب الوقوع جماعت شرك پيشه در جنگ بدر

سيهزم الجمع و يولّون الدّبر

با توجه به تطبيق اين آيه بر جنگ بدر - در آراى مفسران - و با توجه به اين كه آيات ياد شده مكّى است و جنگ بدر نخستين مرحله انهزام مشركان بوده است; برداشت ياد شده به دست مى آيد.

108- شيطان در غزوه بدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 11 - 8

8 - برخى از مجاهدان بدر گرفتار پليدى و نگرانيهايى از سوى شيطان بودند .

و يذهب عنكم رجز الشيطن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 48 - 4،6،9،10،11،12،13،16

4 - شيطان با توصيف كافران بدر به شكست ناپذيران ، آنان را عليه مسلمانان تشجيع كرد .

و قال لا غالب لكم اليوم من الناس

6 - شيطان ، خط دهنده به جبهه كفر در جنگ بدر

و إذ زين لهم الشيطن أعملهم

9 - شيطان با تأكيد بر يارى بى دريغ خويش از لشكريان كافر بدر ، آنان را به رويارويى با مسلمانان ترغيب كرد .

إنى جار لكم

كلمه «جار» معانى متعددى دارد ; از جمله ياور، همسانه، هم قسم، شريك و . .. (لسان العرب). به نظر مى رسد ياور نسبت به ديگر معانى مناسبتر باشد.

10 - شيطان به هنگام رويارويى دو لشكر كفر و ايمان از كارزار بدر عقب نشينى كرد .

فلما تراءت . .. نكص على عقبيه و قال إنى برىء منكم

«نكص» به معناى خوددارى كردن است و چون با «على» متعدى شده معناى رجوع در آن تضمين شده است. «عقب» به پاشنه پا گفته مى شود ; يعنى شيطان از نبرد خوددارى كرد و با چرخيدن بر پاشنه هاى پا عرصه را ترك گفت.

11 - شيطان به هنگام شروع جنگ بدر با اعلان بيزارى از كافران ، عهد خويش ( يارى سپاه كفر ) را گسست .

فلما تراءت الفئتان . .. قال إنى برىء منكم

12 - شيطان در آغاز جنگ بدر با ديدن امداد هاى الهى به شكست جبهه كفر مطمئن شد .

نكص على عقبيه و قال إنى برىء منكم إنى أرى ما لاترون

13 - مشاهده فرشتگان الهى براى امداد مسلمانان ، دليل عقب نشينى شيطان از كارزار بدر و اعلان بيزارى وى از لشكر كفر

نكص على عقبيه و قال إنى برىء منكم إنى أرى ما لاترون

16 - شيطان به دليل ترس از گرفتار شدن به عذاب الهى با ضربه هاى سهمگين فرشتگان جنگ بدر از آن معركه فرار كرد .

إنى أرى ما لاترون إنى أخاف اللّه

مراد از خوف خدا (إنى أخاف اللّه) به دليل «إنى ارى ما لاترون» گرفتار شدن به چنگ فرشتگان حاضر در كارزار بدر است.

109- صداقت تائبان غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 103 - 21

21 - تأييد خداوند نسبت به واقعى بودن توبه تائبان متخلف از جنگ تبوك *

خذ من أمولهم . .. و صل عليهم ... و اللّه سميع عليم

برداشت فوق بر اين اساس است كه آيه را با توجه به شأن نزول معنا كنيم كه مورد آن توبه متخلفان از جنگ تبوك است. از اين رو احتمال مى رود صفت «عليم» به اين نكته اشاره داشته باشد كه خداوند صداقت آنان را در توبه دانسته و بر اساس آن فرمان به اخذ زكات و دعا داده است.

110- ضعف دشمنان در غزوه بدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 43 - 3

3 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) رؤياى خويش ( كمى نفرات دشمن در جنگ بدر ) را براى مسلمانان بيان كرد .

إذ يريكهم اللّه فى منامك قليلا و لو أريكهم كثيرا لفشلتم

111- ضعف كافران در غزوه بدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 43 - 4

4 - ضعف و ناتوانى سپاه كفر در جنگ بدر ، تأويل و تعبير رؤياى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ( كم ديدن نفرات دشمن )

إذ يريكهم اللّه فى منامك قليلا

از منابع تاريخى مربوط به جنگ بدر و نيز اينكه هر فرماندهى پيش از اقدام به جنگ همواره در تلاش براى آگاهى به كم و كيف لشكر مقابل است، به دست مى آيد كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) و ديگر مسلمانان از تعداد تقريبى نفرات دشمن آگاه بودند. بنابراين رؤياى پيامبر(صلی الله علیه و آله) حاكى از سستى و ضعف نيروى دشمن بوده است، نه بيانگر تعداد آنان.

112- ضعف مجاهدان غزوه بدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 49 - 13

13 - پيروزى مجاهدان بدر على رغم ناتوانى آنان حادثه اى عبرت آموز و شايسته بياد داشتن

و إذ يقول المنفقون . .. و من يتوكل على اللّه فإن اللّه عزيز حكيم

برداشت فوق بر اين اساس است كه «إذ» مفعول براى «اذكروا» باشد.

113- ضعف مسلمانان در غزوه بدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 42 - 4

4 - موقعيت ضعيف مسلمانان در جنگ بدر نسبت به موقعيت كفار

إذ أنتم بالعدوة الدنيا و هم بالعدوة القصوى

مى توان گفت هدف از بيان موقعيت مسلمانان و كفرپيشگان مكه در منطقه بدر يادآورى موقعيت بسيار ضعيف مسلمانان است. جلمه «ليهلك من هلك ... » مؤيد اين معنا مى باشد. زيرا پيروزى آنگاه دليل حقانيت مسلمانان مى شد كه شرايط ظاهرى، تضمين كننده پيروزى كافران و شكست مسلمانان بود.

114- ضعف مشركان در غزوه بدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 43 - 13

13 - خداوند به دليل آگاهيش بر عوامل اطمينان بخش قلب ها و علمش به زمينه هاى سستى آفرين ، مشركان بدر را در رؤياى پيامبر (صلی الله علیه و آله) اندك نمايان ساخت .

و لكن اللّه سلم إنه عليم بذات الصدور

115- طمع به غنايم غزوه بنى نضير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 6 - 9

9 - چشمداشت برخى از مسلمانان ، به داشتن سهمى در غنايم به دست آمده از بنى نضير *

و ما أفاء اللّه على رسوله منهم فما أوجفتم عليه . .. و لكنّ اللّه يسلّط رسله

بيان اين نكته كه شما مسلمانان، اسب تازى در اين جنگ نداشتيد و اين خدا بود كه اين پيروزى را فراهم ساخت، مى تواند پاسخى براى انتظارات مسلمين در تقسيم غنايم ميانشان باشد.

116- طوفان در غزوه احزاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 9 - 4،5

4 - براى درهم شكستن سپاه دشمن ، در غزوه احزاب ، طوفانى عظيم برخاست .

إذ جاءتكم جنود فأرسلنا عليهم ريحًا

تنوين نكره در «ريحاً» براى تعظيم است و حكايت از اين مى كند كه بادى كه وزيده، معمولى نبوده است; بلكه طوفانى بوده كه خيمه ها را در هم مى كوبيده و خار و خاشاك را در چشمان دشمن مى پاشيده است.

5 - به وجود آمدن طوفان ، در غزوه احزاب براى درهم شكستن توان دشمن ، نعمتى الهى براى مسلمانان بود .

يأيّها الذين ءامنوا اذكروا نعمة اللّه عليكم . .. فأرسلنا عليهم ريحًا

«فأرسلنا» بيان نعمتى است كه خداوند، از مسلمانان خواسته است كه به ياد آن باشند.

117- ظلم متخلفان از غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 47 - 11

11 - متخلفان جنگ تبوك ، مردمى ستم پيشه

لو خرجوا . .. و اللّه عليم بالظلمين

118- عذاب كافران در غزوه حنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 26 - 9

9 - جبهه كفر در كارزار حنين ، در پى فرود آمدن نيرو هاى غيبى و نزول آرامش روحى بر مؤمنان از سوى خداوند ، گرفتار شكستى سخت و عذاب آور گرديد .

ثم أنزل اللّه سكينته . .. و أنزل جنوداً لم تروها و عذّب الذين كفروا

119- عذاب وجدان متخلفان غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 118 - 5

5 - گرفتار شدن سه مسلمان متخلف از جنگ تبوك به عذاب وجدان

و ضاقت عليهم أنفسهم

120- عذرخواهى متخلفان غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 94 - 1،2

1 - إخبار خداوند از اقدام توانمندان متخلف از جهاد ، به عذرتراشى پس از بازگشت مؤمنان از جنگ تبوك

يعتذرون إليكم إذا رجعتم إليهم

2 - مؤمنان صدر اسلام ، مأمور دست رد زدن بر سينه توانمندان متخلف از جنگ تبوك و بى اثر شمردن عذرتراشى آنان

قل لا تعتذروا لن نؤمن لكم

121- عفو از متخلفان غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 95 - 1

1 - سوگند دروغ منافقان متخلف از جنگ تبوك ، به منظور گذشت كردن مؤمنان از تخلف آنان و متعرض نشدن به آنها

سيحلفون باللّه لكم إذا انقلبتم إليهم لتعرضوا عنهم

122- علايق معذوران غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 92 - 6

6 - محروم شدن برخى از رزمندگان داوطلب ، از شركت در جنگ تبوك ، به خاطر نداشتن امكانات رزمى ( مركب و . . . ) على رغم اشتياق شديد آنان به جهاد

تولوا و أعينهم تفيض من الدمع حزناً ألا يجدوا ما ينفقون

123- عوامل پيروزى در غزوه بدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 26 - 10

10 - امداد هاى ويژه الهى ، منشأ پيروزى مسلمانان در جنگ بدر *

و أيدكم بنصره

124- عوامل پيروزى غزوه بدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 11 - 14

14 - ريزش باران در آستانه جنگ بدر ، از عوامل مؤثر در پيروزى مسلمانان در آن جنگ

و ينزل عليكم . .. و يثبت به الأقدام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 17 - 2

2 - حركت هاى پيروزى آفرين پيامبر (صلی الله علیه و آله) در جنگ بدر در حقيقت فعل الهى بود .

فلم تقتلوهم و لكن اللّه قتلهم و ما رميت

«رمى» به معناى پرتاب كردن است و در اينجا مى تواند كنايه از تمامى حركتهايى باشد كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) در جنگ بدر انجام داد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 49 - 6

6 - توكل مسلمانان به خداوند در جنگ بدر عامل پيروزى آنان

إذ يقول المنفقون . .. و من يتوكل على اللّه فإن اللّه عزيز حكيم

125- عوامل پيروزى غزوه حنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 26 - 8

8 - امداد هاى الهى ، عامل اصلى پيروزى مسلمانان در جنگ حنين

ثم وليتم مدبرين. ثم أنزل اللّه سكينته ... و أنزل جنوداً لم تروها و عذّب الذين كف

126- عوامل تخلف از غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 42 - 2

2 - دورنماى مشقت آميز و به دور از منافع مادى جنگ تبوك ، در نظر برخى از مسلمانان صدر اسلام ، عامل امتناع آنان از حضور در جنگ

لو كان عرضاً قريباً و سفراً قاصداً لاتبعوك و لكن بعدت عليهم الشقة

127- غزوه احد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 123 - 5،9

5 - پيكارگران احد ، به دليل عدم توكّل برخى از آنان به خداوند ، على رغم تواناييشان ، شكست خوردند . *

و اذ غدوت من اهلك تبوّىء المؤمنين . .. و لقد نصركم اللّه ببدر و انتم اذلّة

يادآورى كمبود نيروى نظامى در جنگ بدر، اشاره به توانمندى آنان در مقايسه با جنگ احد است.

9 - سرزنش خداوند به پيكارگران احد كه چرا على رغم مشاهده يارى الهى در جنگ بدر ، تصميم به سستى در كارزار احد گرفتند .

و اذ همّت طائفتان منكم ان تفشلا . .. و لقد نصركم اللّه ببدر و انتم اذلّة

لحن آيه، حكايت از سرزنش مسلمانانى است كه در جنگ احد، تصميم به سستى و نافرمانى گرفتند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 124 - 2

2 - تقويت روحيه پيكارگران بدر و اُحد ، ز سوى پيامبر (صلی الله علیه و آله)

اذ تقول للمؤمنين الن يكفيكم ان يمدّكم ربّكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 140 - 1،3،19

1 - جراحت و آسيب همگون دو جبهه كفر و ايمان در پيكار اُحُد

ان يمسسكم قرح فقد مسّ القوم قرح مثله

3 - برابرى آسيب و جراحت هاى وارده به مؤمنان پيكارگر احد ، با آسيب هاى وارد شده به كافران در جنگ بدر

ان يمسسكم قرح فقد مسّ القوم قرح مثله

برخى برآنند كه «ان يمسسكم»، درباره جراحتهاى مسلمانان در جنگ احد است و جمله «فقد مسّ القوم»، اشاره به جراحات مشركان در جنگ بدر دارد.

19 - مؤمنان استوار در نبرد اُحُد و ديگر هنگامه هاى پيكار با كافران ، برگزيدگان خداوند براى گواهى بر اعمال مردم

و تلك الايّام . .. و ليعلم اللّه الّذين امنوا و يتّخذ منكم شهداء

ترك لام در «و يتّخذ»، اشاره به اين معنا دارد كه برگزيدن، در پى مشخّص شدن مؤمنان واقعى است. يعنى مؤمنان واقعى براى گواه بودن برگزيده مى شوند. گفتنى است كه در برداشت فوق، متعلق حذف شده «شهدآء»، اعمال مردم، گرفته شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 143 - 7

7 - پيكار احد ، كارزارى سخت و مجسّم كننده مرگ در ديده پيكارگران مسلمان

و لقد كنتم تمنّون الموت . .. فقد رايتموه و انتم تنظرون

1 - مفسران برآنند كه آيه شريفه درباره نبرد احد نازل شده است. 2 - چون خداوند از رويارويى و درگير شدن با كافران، به ديدن مرگ تعبير كرده است، معلوم مى شود كه كارزارى سخت بوده كه ورود به آن، مساوى ديدن مرگ بوده است.

128- غزوه بدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 123 - 1،3،4،9،18

1 - يارى و مدد خداوند به مؤمنان ، در جنگ بدر

و لقد نصركم اللّه ببدر

3 - كمبود نفرات و توانايى نظامى مؤمنان پيكارگر در جنگ بدر ، نسبت به قواى نظامى دشمن

و لقد نصركم اللّه ببدر و انتم اذلّة

كلمه «اذلّة»، چون جمع قلّه است، اشاره به كمبود و قلّت نيروى انسانى مؤمنان دارد. و ماده ذلّت (زبونى و ناتوانى) به مناسبت مورد، حاكى از كمبود توانايى نظامى از جهت تداركات و وسايل جنگى است.

4 - مجاهدان جنگ بدر با نداشتن ساز و برگ كافى در مقابل دشمنان ، توانستند با ايمان و توكّل به خدا بر آنان پيروز شوند .

و على اللّه فليتوكّل المؤمنون. و لقد نصركم اللّه ببدر و انتم اذلّة

جمله «و لقد نصركم اللّه ببدر»، مى تواند نمونه اى باشد از حقيقت بيان شده در آيه قبل; يعنى عامل نصرت شما در بدر، توكّل شما بر خداوند بود.

9 - سرزنش خداوند به پيكارگران احد كه چرا على رغم مشاهده يارى الهى در جنگ بدر ، تصميم به سستى در كارزار احد گرفتند .

و اذ همّت طائفتان منكم ان تفشلا . .. و لقد نصركم اللّه ببدر و انتم اذلّة

لحن آيه، حكايت از سرزنش مسلمانانى است كه در جنگ احد، تصميم به سستى و نافرمانى گرفتند.

18 - تقواى مؤمنان پيكارگر بدر ، موجب برخوردارى آنان از نصرت الهى

و لقد نصركم اللّه ببدر و انتم اذلّة فاتّقوا اللّه لعلّكم تشكرون

بنابر اينكه جمله «فاتّقوا اللّه»، تفريع براى «و لقد نصركم اللّه ببدر» باشد. يعنى عامل پيروزى و جلب نصرت الهى در جنگ بدر، همان تقواى ايشان بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 124 - 2

2 - تقويت روحيه پيكارگران بدر و اُحد ، ز سوى پيامبر (صلی الله علیه و آله)

اذ تقول للمؤمنين الن يكفيكم ان يمدّكم ربّكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 140 - 3

3 - برابرى آسيب و جراحت هاى وارده به مؤمنان پيكارگر احد ، با آسيب هاى وارد شده به كافران در جنگ بدر

ان يمسسكم قرح فقد مسّ القوم قرح مثله

برخى برآنند كه «ان يمسسكم»، درباره جراحتهاى مسلمانان در جنگ احد است و جمله «فقد مسّ القوم»، اشاره به جراحات مشركان در جنگ بدر دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 143 - 1

1 - شهادت طلبى برخى مؤمنان صدر اسلام پس از جنگ بدر و نگرانى و حيرت آنها به هنگام بروز جنگ احد

و لقد كنتم تمنّون الموت من قبل ان تلقوه فقد رايتموه و انتم تنظرون

129- غزوه بدر صغرا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 84 - 8،12،13

8 - وعده خداوند به مصونيت جامعه ايمانى از آسيب مشركان مكّه در صورت شركت مسلمانان در جنگ بدر ( بدر صغرا )

فقاتل . .. و حرّض المؤمنين عسى اللّه ان يكفّ بأس الّذين كفروا

12 - امتناع و كوتاهى مسلمين از شركت در غزوه بدر صغرا

فقاتل فى سبيل اللّه . .. و حرّض المؤمنين عسى اللّه

قابل ذكر است كه مورخين از اين غزوه به نامهاى مختلفى - بدر الصغراء، بدر الموعد، بدر الآخرة و بدر الاخيرة - ياد كرده اند.

13 - مقطع زمانى جنگ احد تا بدر صغرا ، برهه اى دشوار براى پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله)

بيّت طائفة منهم . .. اذاعوا به ... فقاتل فى سبيل اللّه لا تكلّف الّا نفسك

با توجّه به مجموع آيات و شأن نزول.

130- غزوه بدر و كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 13 - 7

7 - كافران در جنگ بدر ، نيرو هاى رزمنده مسلمان را دو برابر نيرو هاى خودشان مى ديدند .

يرونهم مثليهم رأىَ العين

بنابراينكه ضمير فاعلى در «يرون» به مشركين برگردد و ضمير مفعولى «هم» به مسلمين و ضمير مجرور «هم» در «مثليهم» به مشركين برگردانده شود.

131- غزوه تبوك در گرما

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 81 - 10

10 - وقوع جنگ تبوك در شدت گرما

لاتنفروا فى الحر

132- غنايم غزوه بدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 1 - 4

4 - مسلمانان در جنگ بدر به غنايمى چشمگير دست يافتند .

يسئلونك عن الأنفال

حساس شدن مسلمانان نسبت به انفال و غنايم جنگى و پرسش مكرر آنان و بازتاب آن در آيه نشانگر فراوانى غنايم بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 26 - 8

8 - غنايم جنگ بدر ، از روزى هاى پاكيزه كه خداوند مسلمانان صدر اسلام را از آن بهره مند ساخت . *

و رزقكم من الطيبت

از مصاديق مورد نظر براى «الطيبت»، به دليل وقوع آيه مورد بحث پس از بيان جنگ بدر، غنايم جنگى است.

133- غنايم غزوه بنى نضير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 6 - 1،2،3

1 - غنايم غزوه بنى نضير ، موهبت الهى به پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و ما أفاء اللّه على رسوله منهم

آيه شريفه در ادامه مسائل غزوه بنى نضير است.

2 - برجاى ماندن اموال و امكانات بنى نضير ، پس از تبعيد آنان از مدينه

و ما أفاء اللّه على رسوله منهم

3 - دستيابى مسلمانان به غنايم و امكانات بنى نضير ، بدون جنگ و درگيرى

و ما أفاء اللّه على رسوله منهم فما أوجفتم عليه من خيل و لا ركاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 7 - 2

2 - حكم « فىء » شامل همه غنايم به دست آمده بدون جنگ و نبرد ، و غير مختص به غنيمت هاى بنى نضير

ما أفاء اللّه على رسوله من أهل القرى

جمع آمدن واژه «قرى»، مى رساند كه حكم «فىء» اختصاص به غنايم بنى نضير ندارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 9 - 2

2 - برخوردارى برخى از انصار ، از غنايم بنى نضير

و الذين تبوّءو الدار

در صورتى كه «والذين تبوّءو. ..» عطف بر «المهاجرين» باشد، از آيه استفاده مى شود كه علاوه بر مهاجران; برخى از انصار نيز سهمى از غنايم بنى نضير بردند.

134- غنايم غزوه خيبر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 15 - 3،4

3 - وعده الهى به مسلمانان ، در دستيابى به فتح خيبر و غنايم آن ، پس از صلح حديبيه

سيقول المخلّفون إذا انطلقتم إلى مغانم لتأخذوها ذرونا نتّبعكم

آيه شريفه، در زمينه جنگ خيبر است و خداوند از حركت مسلمانان به اين جنگ به عنوان حركت به سوى غنايم ياد كرده است. از اين نكته استفاده مى شود كه خداوند به طور ضمنى، نويد فتح خيبر و غنايم آن را به جبران مشكلات سفر حديبيه، به مسلمانان داده است.

4 - غنايم خيبر ، ارمغان الهى به مسلمانان ، در پى اقدام به سفر پر خطر حديبيه *

سيقول المخلّفون إذا انطلقتم إلى مغانم لتأخذوها

سفر حديبيه، در آغاز چنين مى نمود كه فرجامى بس مبهم و آميخته با خطر دارد و مؤمنان واقعى با اين همه بدان اقدام كردند و در پى آن خداوند نويد غنايم خيبر را به ايشان داد. با توجه به اين مطالب، احتمال مى رود كه ميان تن دادن به آن مشكلات و دست يابى به اين غنايم ارتباطى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 19 - 2

2 - غنايم سرشار خيبر ، موهبت الهى به پيروزمندان آزمون حديبيه

يبايعونك . .. و مغانم كثيرة يأخذونها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 20 - 4،5،7،21

4 - غنايم خيبر ، نزديك ترين بخش از غنايم موعود الهى به مؤمنان ، پس از حديبيه

وعدكم اللّه . .. فعجّل لكم هذه

آيه شريفه پس از صلح حديبيه نازل شده و «هذه» اشاره به غنايم خيبر دارد.

5 - خداوند ، مؤمنان را به فتوحات و غنايمى علاوه بر فتح خيبر و غنايم آن ، نويد داد .

وعدكم اللّه مغانم كثيرة تأخذونها فعجّل لكم هذه

در صورتى كه «هذه» به فتح خيبر اشاره داشته باشد; واژه «عجّل» مى رساند كه فتح خيبر، پيش درآمد فتح هاى ديگر و غنايم فزون ترى است.

7 - امتنان الهى بر مؤمنان ، با رساندن ايشان به غنايم خيبر و كوتاه ساختن دست دشمنان از آنان

فعجّل لكم هذه و كفّ أيدى الناس عنكم

21 - « عن علىّ . . . قال : فى قوله تعالى « وعدكم اللّه مغانم كثيرة » . . . « تأخذونها » . . . « فعجّل لكم . . . » من ذلك خيبر ;

از على(ع) . .. روايت شده كه درباره قول خداى تعالى «وعدكم اللّه مغانم كثيرة تأخذونها فعجّل لكم» فرمود: از ميان غنايم فراوانى كه خداوند به شما وعده داده بود خيبر را زودتر به شما داد».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 21 - 1

1 - وعده خداوند به مؤمنان ، در دستيابى آنان به غنايمى ، علاوه بر غنايم خيبر

و أخرى لم تقدروا عليها

با توجه به اين كه آيه قبل در زمينه غنايم خيبر بوده; واژه «أخرى» در مقايسه با غنايم خيبر به كار رفته است.

135- فرار از غزوه حنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 25 - 10

10 - فرار مسلمانان در جنگ حنين پس از قرار گرفتن در تنگناى نبرد ، على رغم كثرت غرورآفرينشان

و ضاقت عليكم الأرض بما رحبت ثم وليتم مدبرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 26 - 1،2

1 - نزول آرامش روحى از جانب خداوند بر رسول اكرم (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان در جنگ حنين ، پس از فرار مسلمانان

ثم وليتم مدبرين. ثم أنزل اللّه سكينته على رسوله و على المؤمنين

2 - نگرانى پيامبر (صلی الله علیه و آله) در جنگ حنين از فرار مسلمانان و شكست جبهه اسلام

ثم وليتم مدبرين. ثم أنزل اللّه سكينته على رسوله

136- فرار منافقان مدينه در غزوه احزاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 15 - 1

1 - منافقان حاضر در صحنه غزوه احزاب ، و مصمم به فرار از آن ، پيش تر در غزوه اُحد تعهد كرده بودند كه از جهاد با دشمن نگريزند .

و لقد كانوا عهدوا اللّه من قبل لايولّون الأدبر

مرجع ضمير در «كانوا» گروهى از منافقان اند كه در غزوه اُحد ترسيدند و تصميم به فرار گرفتند، ولى عهد كردند كه ديگربار چنين نكنند.

137- فرجام غزوه احزاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 25 - 9

9 - غزوه احزاب ، بدون درگيرى نظامى عمده ، به سود مسلمانان پايان يافت .

و ردّ اللّه الذين كفروا بغيظهم لم ينالوا خيرًا و كفى اللّه المؤمنين القتال

138- فرجام متخلفان از غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 106 - 1

1 - گروهى از متخلفان جنگ تبوك ، داراى سرنوشتى مبهم از جهت پذيرش و عدم پذيرش توبه آنان از جانب خداوند

و ءاخرون . .. إما يعذبهم و إما يتوب عليهم

در آيات گذشته از دو گروه از متخلفان جنگ ياد شده است. 1 - گروهى خائن با گناهى غير قابل بخشش ; 2 - گروهى خطاركار و حقيقة نادم كه خداوند به آنان وعده غفران داد و اكنون در اين آيه سخن از گروه سوم است كه به دليل سنگينى گناه يا تأخير و كوتاهى در اعتراف و ... سرنوشتى مبهم دارند.

139- فرمانده غزوه احزاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 13 - 9

9 - پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) فرمانده و تصميم گير اصلى در غزوه احزاب بود .

و يستئذن فريق منهم النبىّ

140- فضايل مجاهدان غزوه بدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 11 - 17

17 - مجاهدين بدر ، مورد توجه و عنايت خاص خداوند بودند .

و لتطمئن به قلوبكم . . يغشيكم ... ينزل عليكم ... ليطهّركم

141- فلسفه غزوه بدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 7 - 8

8 - پياده شدن حق و ريشه كن شدن بنيان كافران ، هدف از فرمان خداوند به نبرد با مشركان مكه در بدر

و يريد اللّه أن يحق الحق بكلمته و يقطع دابر الكفرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 42 - 11

11 - خداوند به منظور تبيين حقانيت توحيد و رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، جنگ بدر را تحقق بخشيد و مسلمانان را به پيروزى رسانيد .

ليقضى اللّه أمرا كان مفعولا ليهلك من هلك عن بينة و يحيى من حى عن بينة

142- قبول توبه متخلفان غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 118 - 12

12 - پذيرش توبه سه مسلمان متخلف جنگ تبوك ، از سوى خداوند

و على الثلثة الذين خلّفوا . .. ثم تاب عليهم ليتوبوا إن اللّه هو التواب

143- قصه غزوه احد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 104 - 2،3

2 - ترغيب مجاهدان صدر اسلام به تعقيب لشكريان دشمن ، پس از نبرد احد

و لاتهنوا فى ابتغاء القوم

گفته شده كه آيه پس از نبرد احد نازل شد تا مسلمانان را به تعقيب لشكريان ابوسفيان ترغيب كند (مجمع البيان، ذيل آيه).

3 - آسيب ها و صدمات متقابل مجاهدان و كافران در نبرد احد

ان تكونوا تألمون فانهم يألمون

بنابر آنچه در شأن نزول آيه آمده، مراد از آسيبهاى متقابل، مسائلى است كه در جنگ احد پيش آمد.

144- قصه غزوه احزاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 9 - 2،4،5،6

2 - مورد هجوم قرار گرفتن مسلمانان در مدينه از سوى لشگر دشمن در غزوه احزاب

اذكروا نعمة اللّه عليكم إذ جاءتكم جنود

مفسران بر اين نكته اتفاق نظر دارند كه اين آيه، درباره غزوه احزاب نازل شده است. مراد از «جنود» گروه هاى مشرك و يهوديان اند كه در يك تصميم جمعى، متحد شدند و جهت درهم كوبيدن مسلمانان، به مدينه هجوم بردند.

4 - براى درهم شكستن سپاه دشمن ، در غزوه احزاب ، طوفانى عظيم برخاست .

إذ جاءتكم جنود فأرسلنا عليهم ريحًا

تنوين نكره در «ريحاً» براى تعظيم است و حكايت از اين مى كند كه بادى كه وزيده، معمولى نبوده است; بلكه طوفانى بوده كه خيمه ها را در هم مى كوبيده و خار و خاشاك را در چشمان دشمن مى پاشيده است.

5 - به وجود آمدن طوفان ، در غزوه احزاب براى درهم شكستن توان دشمن ، نعمتى الهى براى مسلمانان بود .

يأيّها الذين ءامنوا اذكروا نعمة اللّه عليكم . .. فأرسلنا عليهم ريحًا

«فأرسلنا» بيان نعمتى است كه خداوند، از مسلمانان خواسته است كه به ياد آن باشند.

6 - خداوند ، در غزوه احزاب نيرويى نامرئى ، به كمك مسلمانان فرستاد .

فأرسلنا عليهم . .. و جنودًا لم تروها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 10 - 1،2،3،4،5،8،11،13،14

1 - مسلمانان مدينه ، از ناحيه بالا و پايين مدينه ، در محاصره دشمن ( احزاب متّحد ) قرار گرفتند .

إذ جاءوكم من فوقكم و من أسفل منكم

2 - احزاب متّحد ، در جنگ عليه مسلمانان ، جمعيتى فراوان داشتند .

إذ جاءتكم جنود . .. إذ جاءوكم من فوقكم و من أسفل منكم

«جنود» جمع «جند» است و دلالت بر چندين سپاه مى كند. آمدن نيروها از بالا دست مدينه و پايين دست آن نيز مؤيد اين نكته است; زيرا آنان داراى جمعيتى چشمگير بوده اند كه توانسته اند نيروهايشان را در اطراف مدينه مستقر كنند.

3 - ائتلاف احزاب مختلف و لشگركشى آنان عليه مسلمانان مدينه و شكست شان ، شايسته يادآورى است .

إذ جاءوكم من فوقكم و من أسفل منكم

«إذ جاءوكم» عطف بر «إذ جاتكم» در آيه پيش و متعلق فعل «اُذكروا» در همان آيه است.

4 - يهود بنى نضير و بنى قريظه و غطفان ، با مشركان مكه ، عليه مسلمانان ، ائتلاف كردند .

إذ جاءوكم من فوقكم و من أسفل منكم

طبق شواهد تاريخى، غزوه احزاب، با ائتلاف يهوديان بنى نضير و بنى قريظه و غطفان و مشركان مكه به وجود آمد. «من فوقكم» اشاره به يهوديانى دارد كه از بخش شرقى مدينه هجوم آوردند و «من أسفل منكم» اشاره به مشركانى دارد كه از بخش غربى مدينه به آن ديار هجوم آورده بودند.

5 - هجوم احزاب متّحد به سوى مدينه ، باعث وحشت و نگرانى مسلمانان شد .

إذ جاءوكم . .. و إذ زاغت الأبصر

«زاغت الأبصار» مى تواند كنايه از به وجود آمدن آن چنان وحشتى باشد كه چشم شخص، قدرت ديد و تشخيص را از دست مى دهد.

8 - هجوم احزاب متّحد به مدينه ، براى درهم شكستن مسلمانان ، مسلمانان را به قدرى وحشت زده كرد كه همانند افراد محتضر شدند .

إذ جاءوكم . .. و إذ زاغت الأبصر و بلغت القلوب الحناجر

مراد از به حنجره رسيدن قلب ها، خفگى و به حال مرگ افتادن است.

11 - ايّام هجوم احزاب متّحد به مدينه ، روزهايى بس سخت و نگران كننده براى مسلمانان بود .

إذ جاءوكم . .. و إذ زاغت الأبصر و بلغت القلوب الحناجر

13 - پس از محاصره مدينه از سوى احزاب متّحد ، ظنّ و گمان هاى گوناگونى درباره خدا ، در ميان مردم مسلمان پديد آمد .

إذ جاءوكم . .. و تظنّون باللّه الظنونا

«ظنون» مفعول مطلق عددى است و «ال » در آن، براى جنس است. جمع آورده شدن «ظنون » همراه با «ال» دلالت بر تعدد و گوناگونى مى كند.

14 - عارض شدن بدگمانى به خدا در مسلمانان ، در پىِ هجوم احزاب متّحد به مدينه

إذ جاءوكم . .. و تظنّون باللّه الظنونا

احتمال دارد كه مخاطب فعل «تظنّون» مسلمانان باشند و يكى از احتمال هاى «الظنونا» بدگمانى باشد. آيات بعدى مى تواند قرينه اى بر نكته ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 11 - 1،2،3

1 - هجوم احزاب متّحد به مدينه ، وسيله امتحان مسلمانان آن ديار بود .

هنالك ابتلى المؤمنون

2 - مسلمانان مدينه ، با هجوم احزاب متّحد به آنان ، دچار اضطراب و تزلزل شديد شدند .

و زلزلوا زلزالاً شديدًا

3 - مسلمانان مدينه ، با هجوم احزاب متّحد ، در شرايط سختى قرار گرفتند .

و زلزلوا زلزالاً شديدًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 12 - 1

1 - منافقان ، همسو با احزاب متّحد ، در غزوه احزاب براى درهم شكستن روحيه مسلمانان فعاليت مى كردند .

إذ جاءتكم جنود . .. و إذ يقول المنفقون ... ما وعدنا اللّه ... إلاّ غرورًا

فعل مضارع «يقول» بر تداوم كار منافقان دلالت مى كند كه از آن، به «فعاليت» تعبير مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 13 -

1،2،3،4،5،8،9،10،11،12،19

1 - عده اى از منافقان ، مسلمانان شركت كننده در غزوه احزاب را ، به ترك جهاد وسوسه مى كردند .

و إذ قالت طائفة منهم يأهل يثرب لامقام لكم فارجعوا

2 - منافقان براى ماندن مسلمانان به همراه پيامبر (صلی الله علیه و آله) در غزوه احزاب - باتوجه به هجوم دشمن - وجهى منطقى قائل نبودند و آنان را به ترك غزوه ، دعوت مى كردند .

قالت طائفة منهم يأهل يثرب لامقام لكم فارجعوا

3 - منافقان مدينه ، به مسلمانان وانمود كردند كه شكست شان در غزوه احزاب حتمى است .

و إذ قالت طائفة منهم يأهل يثرب لامقام لكم فارجعوا

4 - منافقان ، به نفع جبهه احزاب متّحد ، براى درهم شكستن جبهه مسلمانان ، فعاليت تبليغاتى داشتند .

و إذ قالت طائفة منهم يأهل يثرب لامقام لكم فارجعوا

5 - منافقان ، در غزوه احزاب ، براى وادار كردن مؤمنان به ترك اسلام و روى آوردن به كفر ، تلاش مى كردند .

يأهل يثرب لامقام لكم فارجعوا

برداشت بالا، بر اين احتمال است كه مراد از «لامقام لكم» ماندن در دين رسول اللّه و مراد از «فارجعوا» دعوت به رجوع به كفر باشد.

8 - برخى از منافقان و بيماردلان مدينه ، از پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى ترك جهاد در غزوه احزاب ، به بهانه ناامن بودن خانه و كاشانه شان ، مصرّانه اجازه مى خواستند .

و يستئذن فريق منهم النبىّ يقولون إنّ بيوتنا عورة

مراد از «عورة» در آيه، مستحكم نبودن خانه و قابل ورود بودن آن براى هر كس است كه بخواهد وارد شود(مفردات راغب).

9 - پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) فرمانده و تصميم گير اصلى در غزوه احزاب بود .

و يستئذن فريق منهم النبىّ

10 - در سپاه مسلمانان ، به هنگام غزوه احزاب ، نظمى استوار ، حاكم بود . به گونه اى كه منافقان نيز خود را ملزم به رعايت آن مى دانستند .

و يستئذن فريق منهم النبىّ

11 - مستحكم نبودن خانه و كاشانه ، بهانه منافقان و افراد بيماردل براى گريز از جهاد در غزوه احزاب بود .

و يستئذن فريق منهم النبىّ يقولون إنّ بيوتنا عورة و ما هى بعورة إن يريدون إلاّ فر

12 - خانه و كاشانه مجاهدان شركت كننده در غزوه احزاب ، خلل ناپذير و داراى استحكام بود .

يقولون إنّ بيوتنا عورة و ما هى بعورة

19 - منافقان ، پيشگامان تزلزل و اضطراب و فرار از غزوه احزاب بودند .

هنالك ابتلى . .. و زلزلوا زلزالاً ... و إذ يقول المنفقون ...إنّ بيوتنا عورة ...

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 14 - 3،6

3 - منافقان شركت كننده در غزوه احزاب ، در صورت حضور در داخل خانه هايشان و هجوم دشمن ، از آن دفاع نمى كردند .

يقولون إنّ بيوتنا عورة . .. و لو دخلت عليهم من أقطارها ثمّ سئلوا الفتنة لأتوها

6 - تزلزل منافقان مدينه در غزوه احزاب ، ناشى از بى ايمانى آنان بود .

و يستئذن فريق منهم . .. يقولون إنّ بيوتنا عورة ... إن يريدون إلاّ فرارًا ... ثمّ

«ثمّ سئلوا الفتنة» دلالت مى كند كه آنان، با درخواست شرك، آن را قبول مى كردند. چنين امرى اشعار دارد كه استيذان در ترك

جهاد و بهانه جويى براى فرار، ناشى از بى ايمانى و تزلزل در عقيده بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 15 - 1

1 - منافقان حاضر در صحنه غزوه احزاب ، و مصمم به فرار از آن ، پيش تر در غزوه اُحد تعهد كرده بودند كه از جهاد با دشمن نگريزند .

و لقد كانوا عهدوا اللّه من قبل لايولّون الأدبر

مرجع ضمير در «كانوا» گروهى از منافقان اند كه در غزوه اُحد ترسيدند و تصميم به فرار گرفتند، ولى عهد كردند كه ديگربار چنين نكنند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 18 - 2

2 - تلاش شديد منافقان مدينه ، براى بازداشتن مسلمانان از جهاد در غزوه احزاب

و إذ قالت طائفة منهم . .. لامقام لكم فارجعوا ... قد يعلم اللّه المعوّقين منكم

تضعيف «عوّق» براى بيان شدت و غلظت بازدارندگى، است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 19 - 3

3 - منافقان مدينه ، به هنگام خبردار شدن از وقوع جنگ احزاب ، به قدرى مى ترسيدند كه چشمان شان بى اختيار ، به چرخش مى افتاد .

فإذا جاء الخوف رأيتهم ينظرون إليك تدور أعينهم كالذى يغشى عليه من الموت

مراد از «الخوف» به قرينه بحث جهاد و هجوم دشمن، خبر جنگ و قتال است كه براى منافقان بسيار ترس آور بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 22 - 9

9 - مسلمانان مدينه ، در غزوه احزاب ، به رغم قدرت و شوكت دشمن و كارشكنى هاى منافقان ، تسليم امر پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى جهاد بودند .

و لمّا رءا المؤمنون الأحزاب . .. و ما زادهم إلاّ إيمنًا و تسليمًا

ممكن است «تسليماً» به قرينه مقام (بحث جهاد و هجوم دشمن و نيز الگو بودن پيامبر(صلی الله علیه و آله)) تسليم بودن به امر پيامبر(صلی الله علیه و آله) براى جهاد باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 25 - 9

9 - غزوه احزاب ، بدون درگيرى نظامى عمده ، به سود مسلمانان پايان يافت .

و ردّ اللّه الذين كفروا بغيظهم لم ينالوا خيرًا و كفى اللّه المؤمنين القتال

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 26 - 11

11 - گروهى از يهود بنى قريظه ، به اسارت سپاه مسلمانان در آمدند .

و تأسرون فريقًا

145- قصه غزوه بدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 1 - 4

4 - مسلمانان در جنگ بدر به غنايمى چشمگير دست يافتند .

يسئلونك عن الأنفال

حساس شدن مسلمانان نسبت به انفال و غنايم جنگى و پرسش مكرر آنان و بازتاب آن در آيه نشانگر فراوانى غنايم بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 5 - 1،2،3،8

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى نبرد با مشركان مكه از مدينه به سوى بدر حركت كرد .

أخرجك ربك من بيتك بالحق

با توجه به آيات بعد معلوم مى شود مراد از جمله «أخرجك . .. »، خروج پيامبر(صلی الله علیه و آله) براى جنگ بدر بوده است.

2 - فرمان خداوند و تقدير او ، عامل حركت پيامبر (صلی الله علیه و آله) به سوى جنگ بدر

أخرجك ربك من بيتك بالحق

اسناد «أخرجك» به «ربك» مى رساند كه حركت پيامبر(صلی الله علیه و آله) به فرمان و تقدير الهى بوده است، نه تصميمى از جانب خود آن حضرت.

3 - تقدير خداوند بر وقوع جنگ بدر ، در جهت تدبير امور پيامبر (صلی الله علیه و آله) و در راستاى پيشبرد رسالت وى

أخرجك ربك من بيتك بالحق

«رب» به معناى مدبر و مربى است و اضافه آن به «ك» در جمله «كما أخرجك ربك» مى رساند كه از اهداف تقدير الهى بر خروج پيامبر(صلی الله علیه و آله)، تدبير امور وى بوده كه طبعاً براى تكميل رسالت او بوده است.

8 - حكم خداوند درباره انفال ، حكمى حق و همانند حقانيت فرمان او به خروج از مدينه براى جنگ بدر

قل الأنفال للّه و الرسول . .. كما أخرجك ربك من بيتك بالحق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 7 - 10

10 - قضاياى جنگ بدر و پيروزى مسلمانان در آن ، نعمتى بزرگ و شايسته و بايسته به ياد داشتن و شامل درسهايى از توحيد

إذ يعدكم اللّه إحدى الطائفتين أنها لكم

مقصود از فرمان خداوند به يادآورى قضاياى بدر، يادآورى حاكميت خداوند بر عوامل طبيعى است. زيرا نيروى برتر و غير قابل مقايسه مشركان نسبت به مسلمانان اقتضا مى كرد كه مشركان پيروز شوند ; ولى تقدير خداوند بر اين بود كه پيروزى از آن مسلمانان باشد ; و چنين شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 9 - 8

8 - حضور هزار فرشته در جنگ بدر ، كه هر يك فرشته و يا فرشتگانى به دنبال خويش داشتند .

بألف من الملئكة مردفين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 10 - 1

1 - نقش ملائكه در جنگ بدر ، تنها بشارت به پيروزى و اطمينان دادن به مؤمنان بود ، و نه اقدامى عملى در قتل مشركان .

و ما جعله اللّه إلا بشرى و لتطمئن به قلوبكم

ضمير در «جعله» و «به» به امداد كه از «أنى ممدكم» استفاده مى شود، برمى گردد و كلمه «بشرى» مفعولٌ له براى «جعل» است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 11 -

1،2،5،6،7،8،9،10،13،14،18،19

1 - آرامش روحى مجاهدان پيش از جنگ بدر ، موجب فراگيرى خوابى سبك بر تمامى آنان

إذ تستغيثون . .. إذ يغشيكم النعاس أمنة منه

«غشاوه» به معناى احاطه است و فعل «يغشيكم»، از باب تفعيل، دلالت بر كثرت احاطه دارد. مى توان گفت نمود آن كثرت، فراگيرى خواب بر تمامى افراد بوده است. كلمه «أمنة»، كه به معناى نبودن ترس است، مفعولٌ له حصولى براى «يغشيكم» است. يعنى به علت اينكه آرامش يافتيد، خواب شما را فراگرفت

2 - خداوند در آستانه جنگ بدر با رفع اضطراب از مجاهدان ، آنان را از آرامشى كامل بهره مند ساخت .

إذ يغشيكم النعاس أمنة منه

5 - استراحت و آرامش روحى مجاهدان و فراگيرى خواب بر آنان در آستانه جنگ بدر ، نعمتى الهى بر ايشان و شايسته به ياد داشتن

إذ يغشيكم النعاس أمنة منه

6 - خداوند در آستانه جنگ بدر مسلمانان را از نعمت باران بهره مند ساخت .

و ينزل عليكم من السماء ماء

7 - فراهم شدن آب براى غسل و وضو و تطهير نجاست ها و قذارت ها ، از اهداف نزول باران براى مجاهدان بدر

و ينزل عليكم من السماء ماء ليطهّركم به

ذكر نشدن متعلق «يطهركم» حكايت از عموميت آن متعلق دارد (نجاستهاى ظاهرى و باطنى). يعنى خداوند باران را فرو فرستاد تا نجاستهاى ظاهرى را به وسيله آن برطرف سازيد و آنان كه جنب هستند غسل كنند و ديگران وضو بسازند.

8 - برخى از مجاهدان بدر گرفتار پليدى و نگرانيهايى از سوى شيطان بودند .

و يذهب عنكم رجز الشيطن

9 - فقدان آب براى تحصيل طهارت و برطرف كردن نجاست ها ، مايه وسوسه شيطان و ايجاد نگرانى در پيكارگران بدر

ليطهّركم به و يذهب عنكم رجز الشيطن

نبودن لام در «يذهب» بيانگر اين است كه «يذهب . .. » مترتب بر «ليطهركم ... » است. و تناسب تطهير با برطرف شدن رجز شيطان اقتضا مى كند كه مراد از رجز شيطان وسوسه هايى باشد كه شيطان بر اثر نبودن آب براى طهارت در مجاهدان ايجاد مى كرده است.

10 - نزول باران در آستانه جنگ بدر براى تطهير مجاهدان ، زمينه ساز برطرف شدن نگرانى ها و وسوسه هاى ايجاد شده از سوى شيطان

و ينزل عليكم . .. و يذهب عنكم رجز الشيطن

13 - تقويت دل هاى مجاهدان با مشاهده امداد هاى حسى ، از اهداف نزول باران در آستانه جنگ بدر

و ينزل عليكم . .. ليربط على قلوبكم

«ربط على قلبه» يعنى دلهاى آنان را استحكام بخشيد، و اين كنايه از ايجاد شهامت و شجاعت است. گفتنى است تناسب نزول باران با استحكام دلها براى نبرد اين است كه مجاهدان در زمانى كه نياز فراوان به آب دارند با نزول باران، امداد الهى را لمس كرده و بدان يقين كنند.

14 - ريزش باران در آستانه جنگ بدر ، از عوامل مؤثر در پيروزى مسلمانان در آن جنگ

و ينزل عليكم . .. و يثبت به الأقدام

18 - استحكام اردوگاه مسلمانان و استوارى گام هاى آنان بر شنزار محل اقامتشان ، از اهداف نزول باران در آستانه جنگ بدر

ينزل عليكم من السماء ماء ليطهّركم . .. و يثبت به الأقدام

برداشت فوق بر اين اساس است كه مراد از «الاقدام» گامهاى مجاهدان باشد. بنابراين «و يثبت به الاقدام» يعنى هدف از نزول باران اين بود كه خداوند گامهاى شما را استوار سازد و از لغزش و فرو رفتن در شنزارها بازدارد.

19 - خداوند با تقويت دل هاى مجاهدان بدر آنان را براى رويارويى با مشركان ثابت قدم ساخت .

ليربط على قلوبكم و يثبت به الأقدام

«يثبت به الأقدام» در عين اينكه بيانگر هدفى از اهداف نزول باران است، نبودن «لام» در آن مى رساند كه اين هدف به دنبال «ليربط على قلوبكم» حاصل مى شود. بنابراين مى توان گفت ضمير در «به» به استحكام قلوب، كه از «ليربط على قلوبكم» استفاده مى شود، برمى گردد. قابل ذكر است كه در برداشت فوق ثبات قدم (يثبت به الأقدام) به معناى كنايى آن (پايدارى و عزم راسخ) گرفته شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 12 - 1،2،3،6،8،9

1 - خداوند با وحى به فرشتگان حاضر در كارزار بدر ، آنان را از پشتيبانى خويش در ثبات بخشيدن به مجاهدان آگاه ساخت .

إذ يوحى ربك إلى الملئكة أنى معكم فثبتوا الذين

2 - ايجاد پايدارى در مجاهدان ، فرمان خداوند به فرشتگان گسيل شده به جنگ بدر

إذ يوحى ربك إلى الملئكة أنى معكم فثبتوا الذين

3 - تنها پيامبر (صلی الله علیه و آله) شاهد وحى الهى به فرشتگان مبتنى بر مأموريت آنان براى پشتيبانى مجاهدان بدر بود .

إذ يوحى ربك إلى الملئكة

چنانچه «إذ»، متعلق به «اذكر» باشد با توجه به اينكه مخاطب در آيه مورد بحث، به خلاف آيات گذشته، شخص پيامبر(صلی الله علیه و آله) است، مى توان گفت تنها آن حضرت شاهد وحى خداوند به فرشتگان بوده است.

6 - رعب و وحشت كافران در جنگ بدر ، از عوامل شكست آنان در آن جنگ

سألقى فى قلوب الذين كفروا الرعب

8 - ملائكه مأمور در هم كوبيدن سر هاى كافران بدر و از كار انداختن پنجه هاى آنان بودند .

فاضربوا فوق الأعناق و اضربوا منهم كل بنان

«ال» در «الأعناق» جانشين مضاف إليه (الكافرين) است و مراد از «فوق الأعناق» سرهاى كافران است. بنابراين جمله «فاضربوا ... » يعنى سرهاى كافران را مورد ضربات خويش قرار دهيد. قابل ذكر است كه مخاطب در اين جمله، همان گونه كه سياق آيه بر آن دلالت دارد، فرشتگان هستند.

9 - خداوند ، مجاهدان بدر را به در هم كوبيدن سر هاى كافران و از كار انداختن پنجه هاى آنان ، تهييج كرد .

فاضربوا فوق الأعناق و اضربوا منهم كل بنان

برداشت فوق بر اين اساس است كه خطاب در جمله «فاضربوا . .. » متوجه مجاهدان باشد. جمله «و ما جعله اللّه إلا بشرى» در آيه دهم، كه مسؤوليت فرشتگان را تنها بشارت دهى اعلام كرد، مى تواند مؤيد اين احتمال باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 17 - 1

1 - امداد هاى الهى عامل اصلى و اساسى كشته شدن كافران در جنگ بدر و پيروزى اهل ايمان

فلم تقتلوهم و لكن اللّه قتلهم

جمله «فلم تقتلوهم . .. » متفرع بر آياتى است كه امدادهاى الهى را در جنگ بدر برمى شمرد ; يعنى توجه به قضاياى جنگ بدر و امدادهاى الهى بيانگر اين است كه در حقيقت خداوند مشركان را كشت و آنان را شكست داد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 19 - 2،6

2 - مشركان قريش پيش از جنگ بدر با نيايش به درگاه خداوند ، خواهان پيروزى حاميان دين حق شدند .

إن تستفتحوا فقد جاءكم الفتح

جمله «إن تستفتحوا» اشاره دارد به دعاى مشركان پيش از جنگ بدر كه آنان با پندار حقانيت خويش از خداوند خواستند تا حاميان دين حق را در اين نبرد پيروز گرداند.

6 - كافران شكست خورده در جنگ بدر ، مورد تهديد خداوند به چشيدن دوباره طعم شكست در صورت بازگشت به جنگ

و إن تعودوا نعد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 26 - 10

10 - امداد هاى ويژه الهى ، منشأ پيروزى مسلمانان در جنگ بدر *

و أيدكم بنصره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 42 - 1،3،4،5،7،8،10

1 - سپاه اسلام و سپاه شرك در آستانه جنگ بدر ، هر كدام در سويى از دره واقع در منطقه بدر مستقر شدند .

إذ أنتم بالعدوة

«عُدْوة» به معناى كناره و دامنه وادى است و وادى به زمينى كه بين دو كوه و دو تپه قرار دارد گفته مى شود و هر وادى داراى دو عدوه و كناره است. تكرار كلمه «عدوه» در آيه شريفه حكايت از آن دارد كه سپاه اسلام در يك سوى دامنه و سپاه كفر در دامنه ديگر استقرار داشتند.

3 - مسلمانان در جنگ بدر در دامنه پست و كافران در دامنه بلند مستقر شدند .

إذ أنتم بالعدوة الدنيا و هم بالعدوة القصوى

4 - موقعيت ضعيف مسلمانان در جنگ بدر نسبت به موقعيت كفار

إذ أنتم بالعدوة الدنيا و هم بالعدوة القصوى

مى توان گفت هدف از بيان موقعيت مسلمانان و كفرپيشگان مكه در منطقه بدر يادآورى موقعيت بسيار ضعيف مسلمانان است. جلمه «ليهلك من هلك ... » مؤيد اين معنا مى باشد. زيرا پيروزى آنگاه دليل حقانيت مسلمانان مى شد كه شرايط ظاهرى، تضمين كننده پيروزى كافران و شكست مسلمانان بود.

5 - قافله تجارى قريش به هنگام استقرار سپاهيان بدر ، در مسيرى پايينتر از سپاه اسلام در حركت بودند .

و الركب أسفل منكم

كلمه «ركب» جمع راكب و به معناى سواران است و مقصود از آن به گفته اهل تفسير كاروان تجارى قريش است. تعبير از كاروان تجارى به «سواران» مى تواند اشاره به حركت سريع آنان براى فرار از مسلمانان باشد.

7 - رويارويى دو سپاه بدر در زمانى مشخص ، حتى با برنامه ريزى طرفين ممكن نبود .

و لو تواعدتم لاختلفتم فى الميعد

كلمه «ميعاد» مى تواند اسم زمان به معناى زمان قرار، و مى تواند اسم مكان به معناى جايگاه قرار باشد. و مراد از «تواعد» وعده مسلمانان با اهل مكه است ; يعنى «و لو تواعدتم أنتم و اهل مكة ... » كه در برداشت به برنامه ريزى طرفين تعبير شد.

8 - انتخاب محل استقرار سپاه كفر و ايمان در آستانه جنگ بدر ، حتى با توافق طرفين ممكن نبود .

و لو تواعدتم لاختلفتم فى الميعد

10 - وقوع جنگ بدر و پيروزى مسلمانان در آن نبرد ، امرى از پيش رقم خورده و تعيين شده

و لكن ليقضى اللّه أمرا كان مفعولا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 43 - 1،3،8

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) پيش از جنگ بدر سپاه دشمن را در رؤياهايى متعدد ، اندك ديد .

إذ يريكهم اللّه فى منامك قليلا

فعل مضارع «يُرى» دلالت بر تكرار رؤياى پيامبر(صلی الله علیه و آله) در مورد اندك ديدن سپاه دشمن دارد.

3 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) رؤياى خويش ( كمى نفرات دشمن در جنگ بدر ) را براى مسلمانان بيان كرد .

إذ يريكهم اللّه فى منامك قليلا و لو أريكهم كثيرا لفشلتم

8 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) در صورتى كه كافران بدر را در رؤياى خويش لشكرى بزرگ مى ديد ، مسلمانان در تصميم بر نبرد سست شده و

بر سر آن اختلاف مى كردند .

و لو أريكهم كثيرا لفشلتم و لتنزعتم فى الأمر

«فى الأمر» متعلق به «لتنزعتم» و نيز «فشلتم» است و «ال» در آن عهديه و اشاره به جنگ بدر است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 44 - 1،3،4،5،8

1 - خداوند به هنگام رويارويى و شروع جنگ بدر ، هر يك از دو سپاه ايمان و كفر را در نظر ديگرى اندك نمايان ساخت .

و إذ يريكموهم إذالتقيتم فى أعينكم قليلا

3 - تحقق جنگ بدر و پيروزى مسلمانان در آن نبرد ، امرى از پيش رقم خورده و تقدير شده

ليقضى اللّه أمرا كان مفعولا

«أمراً» به معناى كار است و مراد از آن تحقق جنگ بدر و پيروزى مسلمانان در آن نبرد مى باشد. فعل «كان» دلالت مى كند كه ثبوت خبر «مفعولا» براى اسمش (تحقق جنگ بدر) از ديرباز تحقق پيدا كرده بود. و تحقق جنگ بدر از ديرباز، به قرينه «ليقضى»، به معناى تقدير آن است. بنابراين «ليقضى اللّه ... » يعنى تا انجام پذيرد كارى كه از پيش تقدير شده بود.

4 - وقوع جنگ بدر با فرجام پيروزى مسلمانان در آن نبرد ، هدف از تصرف خداوند در ديد هر يك از دو سپاه و كم نماياندن هر يك در نظر ديگرى

إذ يريكموهم إذالتقيتم فى أعينكم قليلا . .. ليقضى اللّه أمرا كان مفعولا

5 - خداوند تحقق دهنده جنگ بدر و پيروزكننده مسلمانان در آن نبرد

ليقضى اللّه أمرا كان مفعولا

8 - كم نماياندن هر يك از دو سپاه در جنگ بدر در نظر يكديگر ، امرى شايسته و بايسته به ياد داشتن

إذ يريكموهم إذالتقيتم فى أعينكم قليلا و يقللكم فى أعينهم

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه «إذا» مفعول براى فعل مقدر «اذكروا» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 47 - 3

3 - اطمينان كفار مكه به پيروزى خويش هنگام خروج براى جنگ بدر

و لاتكونوا كالذين خرجوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 48 - 4،8،10،14،16،19

4 - شيطان با توصيف كافران بدر به شكست ناپذيران ، آنان را عليه مسلمانان تشجيع كرد .

و قال لا غالب لكم اليوم من الناس

8 - تجسم شيطان براى كافران مكه ، قبل از جنگ بدر

و إذ زين لهم الشيطن أعملهم

10 - شيطان به هنگام رويارويى دو لشكر كفر و ايمان از كارزار بدر عقب نشينى كرد .

فلما تراءت . .. نكص على عقبيه و قال إنى برىء منكم

«نكص» به معناى خوددارى كردن است و چون با «على» متعدى شده معناى رجوع در آن تضمين شده است. «عقب» به پاشنه پا گفته مى شود ; يعنى شيطان از نبرد خوددارى كرد و با چرخيدن بر پاشنه هاى پا عرصه را ترك گفت.

14 - شيطان در آستانه جنگ بدر ، فرشتگان امدادگر الهى را به روشنى مشاهده كرد .

إنى أرى ما لاترون

به قرينه آيه 9 و 12 از همين سوره مى توان گفت مراد از «ما لاترون» فرشتگانى بودند كه براى امداد لشكر ايمان در كارزار بدر حاضر شدند.

16 - شيطان به دليل ترس از گرفتار شدن به عذاب الهى با ضربه هاى سهمگين فرشتگان جنگ بدر از آن معركه فرار كرد .

إنى أرى ما لاترون إنى أخاف اللّه

مراد از خوف خدا (إنى أخاف اللّه) به دليل «إنى ارى ما لاترون» گرفتار شدن به چنگ فرشتگان حاضر در كارزار بدر است.

19 - شكست كافران جنگ بدر نمودى از عقوبت شديد خداوند براى آنان

و اللّه شديد العقاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 49 - 1،2

1 - جبهه ايمان در كارزار بدر ، متشكل از مؤمنان متكى بر خدا ، عناصرى منافق و گروهى سست ايمان

إذ يقول المنفقون و الذين فى قلوبهم مرض . .. و من يتوكل على اللّه

«مرض» به معناى بيمارى است و مقصود از آن در اينجا به اين دليل كه در مقابل نفاق قرار گرفته، ترديد در حقانيت دين است كه از آن مى توان به ضعف ايمان تعبير كرد. جمله «و من يتوكل على اللّه» اشاره به گروه سوم، يعنى مؤمنان حقيقى و راستين، دارد.

2 - حضور مؤمنان واقعى دركارزار بدر ، در مقابل دشمنى به مراتب قويتر ، برخاسته از پايبندى آنان به اسلام ، حتى در ديدگاه منافقان و سست ايمانها

إذ يقول المنفقون . .. غر هؤلاء دينهم

«غر هؤلاء دينهم» كه سخن منافقان و سست ايمانهاست، بيانگر اين است كه آنان نيز حضور مؤمنان در كارزار بدر برخاسته از انديشه دينى ايشان مى دانستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 54 - 6

6 - هلاكت كافران در جنگ بدر كيفرى از سوى خداوند به سبب تكذيب آيات الهى و انكار رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

كدأب ءال فرعون . .. فأهلكنهم بذنوبهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 16 - 5

5- جنگ بدر ، ميدان انتقام الهى از مشركان و ضربه اى سخت و شكننده بر جبهه شرك *

يوم نبطش البطشة الكبرى إنّا منتقمون

طبق نظر مفسران، ممكن است اين آيه نظر به جنگ بدر داشته باشد. اين در صورتى است كه عذاب ذكر شده در آيات پيشين را

عذاب دنيوى بدانيم.

146- قصه غزوه بنى نضير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 5 - 2

2 - قطع بعضى از نخل ها و بر جاى نهادن برخى ديگر در غزوه بنى نضير از سوى مسلمانان ، به اجازه خداوند بود .

ما قطعتم من لينة أو تركتموها قائمة على أصولها فبإذن اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 6 - 3

3 - دستيابى مسلمانان به غنايم و امكانات بنى نضير ، بدون جنگ و درگيرى

و ما أفاء اللّه على رسوله منهم فما أوجفتم عليه من خيل و لا ركاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 12 - 3

3 - موضع مسلمانان در مقطع غزوه بنى نضير ، موضعى برتر نسبت به يهود

لئن أُخرجتم . .. و إن قوتلتم ... لئن أُخرجوا ... و لئن قوتلوا

در اين آيات، همواره از موضع آسيب پذير يهود، سخن به ميان آمده است; زيرا مسأله اخراج و جنگ نه از سوى ايشان بلكه عليه آنان ياد شده است. پس معلوم مى شود كه آنها در موضعى نبوده اند كه بخواهند اقدام به جنگ كنند.

147- قصه غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 38 - 4

4 - بروز نوعى سستى ميان گروهى از مسلمانان صدر اسلام ، براى رفتن به جنگ تبوك

يأيها الذين ءامنوا ما لكم إذا قيل لكم انفروا . .. اثّاقلتم إلى الأرض

اين بخش از آيات، چنانكه برخى از مفسران گفته اند، مربوط به جنگ تبوك است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 42 - 3،8،9

3 - پيمودن مسافت مدينه تا تبوك به دليل دورى راه ، براى برخى افراد ( منافقان ) دشوار مى نمود .

و لكن بعدت عليهم الشقة

«شقة» به معناى سختى و مشقت و كنايه از مسافت است; يعنى، به نظر آنان (منافقان)راه ميان مدينه و تبوك راهى طولانى و پيمودن آن طاقت فرساست.

8 - إخبار خداوند از اقدام متخلفان جنگ تبوك به سوگند هاى دروغين براى استطاعت نداشتن خود و موجه بودن تخلفشان

و سيحلفون باللّه لو استطعنا لخرجنا معكم

9 - إخبار خداوند به بازگشت موفقيت آميز مسلمانان از جنگ تبوك

و سيحلفون باللّه لو استطعنا لخرجنا معكم

برداشت فوق بر اين اساس است كه آيه شريفه، قبل از رسيدن مسلمانان به سرزمين تبوك نازل شده باشد كه در اين صورت، إخبار خداوند به عذرخواهى متخلفان، گوياى بازگشت موفقيت آميز مسلمانان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 44 - 2

2 - متخلفان از جنگ تبوك ، گروهى بى ايمان بودند .

عفا اللّه عنك لم أذنت لهم . .. لايستئذنك الذين يؤمنون باللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 46 - 1،2،3،4

1 - متخلفان از جنگ تبوك ( منافقان ) برخوردار از امكانات لازم براى شركت در جنگ

و لو أرادوا الخروج لأعدوا له عدة

2 - تصميم قطعى متخلفان جنگ تبوك بر ترك جهاد

و لو أرادوا الخروج لأعدوا له عدة

3 - فراهم نكردن مقدمات جهاد ، دليل دروغگويى متخلفان جنگ تبوك و عزم قطعى آنان بر عدم شركت در جنگ

و لو أرادوا الخروج لأعدوا له عدة

4 - كراهت و ناخوشايندى خداوند ، از برانگيختن و موفق ساختن متخلفان از جنگ تبوك ( منافقان ) براى شركت در آن

و لكن كره اللّه انبعاثهم فثبطهم و قيل اقعدوا مع القعدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 47 - 6،8،12،14

6 - متخلفان جنگ تبوك در صورت شركت در آن جنگ ، جز نفوذ در ميان صفوف لشكر اسلام به منظور فتنه جويى ، نقشى ديگر نداشتند .

لو خرجوا فيكم ما زادوكم إلا خبالا و لأوضعوا خللكم يبغونكم الفتنة

8 - منافقان ، داراى جاسوسانى در ميان رزمندگان جنگ تبوك

و فيكم سمعون لهم

«سمّاع» مى تواند كنايه از جاسوس باشد; يعنى، در ميان شما كسانى هستند كه به نفع منافقان خبرچينى مى كنند.

12 - ماهيت فسادانگيز و فتنه جويانه متخلفان جنگ تبوك ، دليل كراهت و ناخوشايندى خداوند از شركت آنان در جنگ

و لكن كره اللّه انبعاثهم . .. لو خرجوا فيكم ما زادوكم إلا خبالا ... يبغونكم الفت

14 - دلدارى خداوند به مؤمنان ، به منظور رفع نگرانى آنان ، به دنبال تخلف كردن گروهى از شركت در جنگ تبوك

إنما يستئذنك الذين لايؤمنون . .. لو خرجوا فيكم ما زادوكم إلا خبالا ... و اللّه ع

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 48 - 4

4 - ناتوانى متخلفان جنگ تبوك ( منافقان ) در به شكست كشانيدن جبهه اسلام

لقد ابتغوا الفتنة من قبل . .. حتى جاء الحق و ظهر أمر اللّه و هم كرهون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 49 - 1

1 - اذن طلبى برخى منافقان براى نرفتن به جنگ تبوك ، به بهانه گرفتار شدن به فتنه و گناه

و منهم من يقول ائذن لى و لاتفتنى

در شأن نزول آيه آورده اند كه: يكى از منافقان به پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) گفت: «يا رسول اللّه ائذن لى و لاتفتنى ببنات الأصغر فإنى أخاف أن أفتتن بهن»; يعنى، اى رسول خدا! به من اذن بده تا در جنگ شركت نكنم . .. چون، مى ترسم مفتون دختركان رومى گردم و به گناه بيفتم. (مجمع البيان، ذيل آيه)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 53 - 1

1 - آمادگى برخى از متخلفان جنگ تبوك ، براى انفاق مال به جاى رفتن به جهاد

قل أنفقوا طوعاً

در شأن نزول اين آيه آورده اند كه: فردى از منافقان پيشنهاد پرداخت پول به جاى رفتن به جهاد را كرده بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 81 - 1،2،9،10

1 - تخلف منافقان از شركت در جنگ تبوك

فرح المخلفون بمقعدهم خلف رسول اللّه

اين بخش از آيات مربوط به جنگ تبوك و تخلف منافقان از شركت در آن است.

2 - خوشحالى و احساس موفقيت منافقان از شركت نكردن در جنگ تبوك

فرح المخلفون بمقعدهم خلف رسول اللّه

9 - اخلالگرى منافقان صدر اسلام ، در بسيج براى جنگ تبوك

لاتنفروا فى الحر

10 - وقوع جنگ تبوك در شدت گرما

لاتنفروا فى الحر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 83 - 2،14

2 - شركت پيامبر (صلی الله علیه و آله) در جنگ تبوك و خروج آن حضرت از مدينه همراه مجاهدان

فإن رجعك اللّه

14 - وقوع اولين تخلف منافقان از جهاد در جنگ تبوك *

رضيتم بالقعود أول مرّة

برداشت فوق مبتنى بر اين احتمال است كه تخلف منافقان در جنگ تبوك، اولين تخلف آنان بوده و «أول مرّة» ناظر به اين معنا باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 88 - 6

6 - جنگ تبوك ، از عوامل متمايز شدن صف مجاهدان و مؤمنان راستين از صف منافقان

رضوا بأن يكونوا مع الخوالف . .. لكن الرسول ... جهدوا

«جاهدوا» (به صورت فعل ماضى) به عنوان گزارش از جنگى است كه مسلمانان پشت سر گذاشته اند كه مفسران آن را جنگ تبوك دانسته اند و خداوند، پس از اين جنگ است كه چهره منافقان را افشا مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 90 - 2

2 - بسيج عمومى همه مسلمان ها براى شركت در جنگ تبوك

و جاء المعذّرون من الأعراب

از آن جايى كه حتى باديه نشينان براى عذرخواهى نزد پيامبر(صلی الله علیه و آله) آمدند، بسيج عمومى و وجوب جهاد بر همگان استفاده مى شود. گفتنى است كه اين بخش از آيات - چنانكه مفسران گفته اند - درباره جنگ تبوك است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 92 - 4،6

4 - محدوديت امكانات پيامبر (صلی الله علیه و آله) در جنگ تبوك ، براى تأمين ساز و برگ رزمندگان داوطلب

قلت لا أجد ما أحملكم عليه

6 - محروم شدن برخى از رزمندگان داوطلب ، از شركت در جنگ تبوك ، به خاطر نداشتن امكانات رزمى ( مركب و . . . ) على رغم اشتياق شديد آنان به جهاد

تولوا و أعينهم تفيض من الدمع حزناً ألا يجدوا ما ينفقون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 117 - 6،7

6 - نيرو هاى رزمى جنگ تبوك ، متشكل از مهاجر و انصار

المهجرين و الانصار الذين اتبعوه فى ساعة العسرة

7 - تنگنا هاى جنگ تبوك ، مايه تزلزل قلب برخى از مسلمانان شده بود .

فى ساعة العسرة من بعد ما كاد يزيغ قلوب فريق منهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 118 - 1،2،3،4،5،6،12

1 - تخلف سه نفر از مسلمانان ، از حضور يافتن در جنگ تبوك

و على الثلثة الذين خلّفوا

2 - شمول رحمت و غفران الهى ، نسبت به سه نفر از مسلمانان متخلف از جنگ تبوك

لقد تاب اللّه على النبى . .. و على الثلثة الذين خلّفوا

3 - تنگ شدن عرصه زندگى بر سه مسلمان متخلف از جنگ تبوك ، در اثر رو به رو شدن با پيامد هاى عمل خطايى كه كرده بودند .

حتى اذا ضاقت عليهم الأرض بما رحبت

4 - تحريم ارتباط با متخلفان از جنگ تبوك و انزواى اجتماعى آنان از سوى مسلمانان

ضاقت عليهم الأرض بما رحبت

با توجه به شأن نزول كه تنگ شدن زندگى بر متخلفان از جنگ تبوك را، ناشى از قطع رابطه مسلمانان با ايشان معرفى كرده است، مطلب فوق استفاده مى شود.

5 - گرفتار شدن سه مسلمان متخلف از جنگ تبوك به عذاب وجدان

و ضاقت عليهم أنفسهم

6 - اذعان متخلفان از جنگ تبوك ، به ناگزيرى خود از التجا به خداوند

و ظنوا أن لا ملجأ من اللّه إلا إليه

12 - پذيرش توبه سه مسلمان متخلف جنگ تبوك ، از سوى خداوند

و على الثلثة الذين خلّفوا . .. ثم تاب عليهم ليتوبوا إن اللّه هو التواب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 119 - 10

10 - پيروان واقعى پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) در لحظات سخت جنگ تبوك ، از صادقان بودند .

الذين اتبعوه فى ساعة العسرة . .. و كونوا مع الصدقين

با توجه به ارتباط اين آيه با آيات قبل - كه در زمينه ثبات قدم برخى از مؤمنان در شدايد جنگ تبوك و لغزش گروهى ديگر بود و خداوند متخلفان را در پى توبه شان بخشيد - اكنون به ايشان رهنمود مى دهد كه شما نيز همانند مؤمنان، استوار و تزلزل ناپذير باشيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 120 - 14

14 - حركت مؤمنان به سوى جنگ تبوك ، برانگيزنده خشم كافران بود .

و لا يطئون موطئاً يغيظ الكفار

با توجه به اينكه اين بخش از آيات در مورد جنگ تبوك است، برداشت فوق استفاده مى شود.

148- قصه غزوه حنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 25 - 2،4،6،7،10

2 - جنگ حنين از عرصه هاى به ياد ماندنى نصرت خدا و دخالت نيرو هاى غيبى براى تقويت سپاه اسلام و شكستن مقاومت جبهه دشمن

لقد نصركم اللّه فى مواطن كثيرة و يوم حنين

با اينكه «مواطن كثيرة» شامل جنگ «حنين» نيز مى شود، ذكر جداگانه آن بويژه با تعبير «يوم حنين» (روز حنين)، بيانگر برداشت فوق است.

4 - مسلمانان ، در جنگ حنين حضورى گسترده داشتند .

و يوم حنين إذ أعجبتكم كثرتكم

6 - كثرت نفرات مسلمانان در جنگ حنين ، كارساز نبود .

و يوم حنين إذ أعجبتكم كثرتكم فلم تغن عنكم شيئاً

7 - تنگ شدن عرصه بر مسلمانان در جنگ حنين ، على رغم كثرت غرورآفرين آنان

إذ أعجبتكم كثرتكم . .. و ضاقت عليكم الأرض بما رحبت

10 - فرار مسلمانان در جنگ حنين پس از قرار گرفتن در تنگناى نبرد ، على رغم كثرت غرورآفرينشان

و ضاقت عليكم الأرض بما رحبت ثم وليتم مدبرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 26 - 1،2،4،5،8

1 - نزول آرامش روحى از جانب خداوند بر رسول اكرم (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان در جنگ حنين ، پس از فرار مسلمانان

ثم وليتم مدبرين. ثم أنزل اللّه سكينته على رسوله و على المؤمنين

2 - نگرانى پيامبر (صلی الله علیه و آله) در جنگ حنين از فرار مسلمانان و شكست جبهه اسلام

ثم وليتم مدبرين. ثم أنزل اللّه سكينته على رسوله

4 - نزول آرامش روحى از سوى خداوند بر مؤمنان در جنگ حنين و محروميت منافقان از آن

ثم أنزل اللّه سكينته على رسوله و على المؤمنين

با توجه به اينكه در فراز قبل، مؤمنان به وسيله ضمير «كم» مخاطب قرار گرفتند و در اين آيه به جاى آن ضمير، كلمه «مؤمنين» آمده، مى توان به برداشت فوق دست يافت.

5 - امداد الهى به مؤمنان در جنگ حنين به وسيله دسته هايى از نيرو هاى غيبى

و أنزل جنوداً لم تروها

8 - امداد هاى الهى ، عامل اصلى پيروزى مسلمانان در جنگ حنين

ثم وليتم مدبرين. ثم أنزل اللّه سكينته ... و أنزل جنوداً لم تروها و عذّب الذين كف

149- قصه غزوه خندق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 6 - 5

5 - « عن أبى جعفر ( ع ) فى قوله « يقول أهلكت مالاً لبداً » قال : هو عمروبن عبدود حين عرض عليه على بن أبى طالب ( ع ) الإسلام يوم الخندق و قال : فأين ما أنفقت فيكم مالاً لبداً و كان أنفق مالاً فى الصدّ عن سبيل اللّه فقتله على ( ع ) ;

امام باقر(ع) درباره سخن خداوند«يقول أهلكت مالاً لبداً» روايت شده كه فرمود: گوينده اين سخن عمرو بن عبدود بود، آن زمان كه حضرت على بن ابى طالب(ع) در روز [غزوه ]خندق، اسلام را بر او عرضه كرد; وى گفت: كجا رفت آن اموال زيادى كه در مورد شما خرج كردم؟ و او اموال [زيادى] را در راه جلوگيرى از راه خدا صرف كرده بود پس حضرت على(ع) او را كشت».

150- قصه غزوه خيبر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 15 - 2،4،6،7،9،11

2 - تمايل متخلّفان از سفر حديبيه ، به شركت در جنگ خيبر براى دستيابى به غنايم و يا پوشاندن گذشته خود

سيقول المخلّفون إذا انطلقتم إلى مغانم . .. ذرونا نتّبعكم

هدف متخلّفان از شركت در جنگ خيبر، يا رسيدن به غنايم و يا توجيه گذشته تاريك خود بود. تعبير «إلى مغانم»، بيانگر نكته اول و «يريدون أن يبدلّوا...» حاكى از نكته دوم است.

4 - غنايم خيبر ، ارمغان الهى به مسلمانان ، در پى اقدام به سفر پر خطر حديبيه *

سيقول المخلّفون إذا انطلقتم إلى مغانم لتأخذوها

سفر حديبيه، در آغاز چنين مى نمود كه فرجامى بس مبهم و آميخته با خطر دارد و مؤمنان واقعى با اين همه بدان اقدام كردند و در پى آن خداوند نويد غنايم خيبر را به ايشان داد. با توجه به اين مطالب، احتمال مى رود كه ميان تن دادن به آن مشكلات و دست يابى به اين غنايم ارتباطى باشد.

6 - متخلفان از سفر حديبيه ، در صدد تغيير كلام خدا با شركت در جنگ خيبر

ذرونا نتّبعكم يريدون أن يبدّلوا كلم اللّه

در برداشت هاى آتى، چگونگى و شيوه تصميم متخلفان و احتمال هايى كه در آيه وجود دارد، بيان شده است.

7 - اعراب متخلّف از سفر حديبيه ، درصدد توجيه تخلف گذشته خود با شركت در جنگ خيبر *

ذرونا نتّبعكم يريدون أن يبدّلوا كلم اللّه

از آيات پيشين استفاده مى شود كه انگيزه اصلى متخلفان از حديبيه، بى ايمانى بوده است; ولى آنان با اعلام آمادگى براى شركت در جنگ خيبر، مى خواستند خود رامؤمن جلوه داده و گذشته خود را توجيه كنند و سخن الهى را در مورد خود نفى نمايند.

9 - فرمان خدا به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در رد پيشنهاد غايبان از حديبيه ، براى شركت در جنگ خبير

ذرونا نتّبعكم . .. قل لن تتّبعونا كذلكم قال اللّه من قبل

«لن تتّبعونا» مى تواند اخبار در مقام انشا باشد.

11 - اخبار خداوند ، از محروميت حتمى غايبان در حديبيه از شركت در جنگ خيبر

ذرونا نتّبعكم . .. قل لن تتّبعونا كذلكم قال اللّه من قبل

«لن تتّبعونا» ممكن است در مقام انشا نباشد; بلكه اخبار باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 16 - 9

9 - نبرد مسلمانان پس از جنگ خيبر ، با مشركان بود و نه اهل كتاب . *

تقتلونهم أو يسلمون

در صورتى كه «يسلمون» به معناى اسلام آوردن باشد; از محدود شدن فرجام دشمنان به كشته شدن يا اسلام آوردن، مطلب بالا استفاده مى شود; زيرا در مورد اهل كتاب راه سومى به عنوان تسليم و پرداخت «جزيه» نيز مطرح است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 19 - 5

5 - تنها بيعت كنندگان با پيامبر (صلی الله علیه و آله) در جريان حديبيه ، برخوردار از غنايم خيبر *

إذ يبايعونك تحت الشجرة . .. و مغانم كثيرة يأخذونها

از اين كه «مغانم كثيرة» به مؤمنان بيعت كننده نويد داده شده است ، مطلب بالا احتمال مى رود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 20 - 7،9

7 - امتنان الهى بر مؤمنان ، با رساندن ايشان به غنايم خيبر و كوتاه ساختن دست دشمنان از آنان

فعجّل لكم هذه و كفّ أيدى الناس عنكم

9 - فتح خيبر ، نقطه عطفى در اقتدار اقتصادى ، سياسى مسلمانان و بازماندن دشمنان از توطئه عليه ايشان

فعجّل لكم هذه و كفّ أيدى الناس عنكم

«هذه» اشاره به فتح و غنايم خيبر دارد و «كفّ. ..» مترتب بر آن مى باشد; به تعبير ديگر تقدم و تأخر در لفظ، دال بر تقدم و تأخر در معنا باشد.

151- قصه غزوه ذات السلاسل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عاديات - 100 - 1 - 4

4 - « عن أبى عبداللّه ( ع ) فى قوله « و العاديات ضبحاً . . . » قال : هذه السورة نزلت فى أهل وادى اليابس . . . فخرج علىّ ( ع ) و معه المهاجرون و الأنصار . . . ثمّ اغار عليهم بأصحابه . . . حتّى قتل مقاتليهم و سبى ذراريهم و استباح أموالهم و خرّب ديارهم و أقبل بالأسارى و الأموال معه . . . و أنزل اللّه تبارك و تعالى فى ذلك اليوم هذه السورة « و العاديات ضبحاً » يعنى بالعاديات الخيل تعدوا بالرجال و الضبح صيحت ها فى اَعنّت ها و لُجُم ها ;

از امام صادق(ع) درباره سخن خداوند «و العاديات ضبحاً» روايت شده كه فرمود: اين سوره درباره ساكنان سرزمين يابس (در غزوه ذات السلاسل) نازل شد كه على(ع) [براى جنگ با آنان] خارج شد و مهاجران و انصار همراه او بودند آن گاه شبانه با همراهانش بر آنان يورش برد تا آن كه جنگجويانشان را كشت، فرزندانشان را اسير گرفت، اموالشان را مباح قرار داد، خانه هايشان را خراب كرد و اسيران و اموال را همراه خود آورد و خداوند تبارك و تعالى در آن روز اين سوره (و العاديات ضبحاً) را نازل كرد و مقصود از «عاديات» اسبانى هستند كه به وسيله مردان سواركار مى تازند و «ضبح» شيهه آنها است در حالى كه در افسارها و لگام ها قرار دارند».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عاديات - 100 - 5 - 3

3 - مجاهدان در غزوه « ذات السلاسل » با اسبان دونده اى كه از ضربه سم آنها برق مى جهيد ، صبحگاهان بر دشمن تاختند و در ميان غبار پاى اسبان ، خود را به قلب دشمن رساندند .

و العديت ضبحًا . فالموريت قدحًا . فالمغيرت صبحًا . فأثرن به نقعًا . فوسطن به

براساس بعضى از روايات، اين آيات به غزوه «ذات السلاسل» نظر دارد.

152- قلب مجاهدان غزوه بدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 10 - 2

2 - قلب هاى مجاهدان بدر تا پيش از بشارت پيروزى ، آكنده از اضطراب و پريشانى بود .

لتطمئن به قلوبكم

واژه اطمينان به معناى آرامش خاطر پس از اضطراب و پريشانى خاطر است. (مفردات راغب).

153- كافران در غزوه بدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 165 - 2

2 - ضربه و مصيبت وارده بر كافران در جنگ بدر ، دو برابر مصيبتى كه بر پيكارگران مؤمن در جنگ احد وارد شد .

اولمّا اصابتكم مصيبة قد اصبتم مثليها

بسيارى از مفسران گفته اند كه مراد از «اصبتم مثليها» (دو چندان مصيبتى كه ديديد، بر كافران وارد كرديد) مصيبتى است كه مؤمنان در پيكار بدر بر مشركان تحميل كردند. اين برداشت را روايت مذكور در فيش شماره 12 تأييد مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 19 - 1،6

1 - استهزاى كافران حاضر در پيكار بدر از سوى خداوند

إن تستفتحوا فقد جاءكم الفتح و إن تنتهوا فهو خير لكم

جمله «إن تستفتحوا فقد جاءكم الفتح» با توجه به شكست خفتبار مشركان در پيكار بدر، بيانگر نوعى استهزا به مشركان است.

6 - كافران شكست خورده در جنگ بدر ، مورد تهديد خداوند به چشيدن دوباره طعم شكست در صورت بازگشت به جنگ

و إن تعودوا نعد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 42 - 3،8

3 - مسلمانان در جنگ بدر در دامنه پست و كافران در دامنه بلند مستقر شدند .

إذ أنتم بالعدوة الدنيا و هم بالعدوة القصوى

8 - انتخاب محل استقرار سپاه كفر و ايمان در آستانه جنگ بدر ، حتى با توافق طرفين ممكن نبود .

و لو تواعدتم لاختلفتم فى الميعد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 44 - 1

1 - خداوند به هنگام رويارويى و شروع جنگ بدر ، هر يك از دو سپاه ايمان و كفر را در نظر ديگرى اندك نمايان ساخت .

و إذ يريكموهم إذالتقيتم فى أعينكم قليلا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 47 - 2،3

2 - كفرپيشگان مكه با سرمستى و خودنمايى ، از ديار مكه رهسپار منطقه بدر شدند .

و لاتكونوا كالذين خرجوا من ديرهم بطرا

3 - اطمينان كفار مكه به پيروزى خويش هنگام خروج براى جنگ بدر

و لاتكونوا كالذين خرجوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 49 - 5

5 - نيروى نظامى مؤمنان در جنگ بدر ، نيرويى بس ضعيف و ناتوان در مقايسه با جبهه كفر

يقول المنفقون . .. غر هؤلاء دينهم و من يتوكل على اللّه

بيان حمايت خداوند از مؤمنان در كارزار بدر با جمله «و من يتوكل . .. » پس از بيان نظريه منافقان و بيماردلان (ضعف قواى نظامى مسلمانان) انديشه آنان را تأييد مى كند. يعنى اظهار نظر منافقان به حسب ديد ظاهرى صحيح است، ولى آنچه مورد غفلت واقع شده، تأثير بسزاى حمايت الهى از مؤمنان متوكل است. يعنى اگر حمايت الهى نباشد، همان است كه منافقان اظهار مى دارند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 50 - 7

7 - كافران كشته شده در جنگ بدر ، به عذاب سوزان برزخى گرفتار هستند .

و ذوقوا عذاب الحريق

154- كافران غزوه حنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 27 - 3

3 - اعلام خداوند به باز بودن راه توبه براى كافران باقى مانده از جنگ حنين

و ذلك جزاء الكفرين. ثم يتوب اللّه من بعد ذلك على من يشاء

برداشت فوق بر اين اساس است كه «من» در «على من يشاء» نظر به كافران مذكور در آيه قبل نيز داشته باشد.

155- كافران مكه در غزوه بدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 47 - 6

6 - خروج كافران مكه به سوى بدر ، در راستاى تلاششان براى بازدارى مردم از راه خدا

و لاتكونوا كالذين خرجوا من ديرهم . .. و يصدون عن سبيل اللّه

156- كثرت مجاهدان در غزوه حنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 25 - 4،5،6

4 - مسلمانان ، در جنگ حنين حضورى گسترده داشتند .

و يوم حنين إذ أعجبتكم كثرتكم

5 - حضور گسترده مسلمانان در جنگ حنين ، مايه اعجاب و غرورشان شده بود .

و يوم حنين إذ أعجبتكم كثرتكم

6 - كثرت نفرات مسلمانان در جنگ حنين ، كارساز نبود .

و يوم حنين إذ أعجبتكم كثرتكم فلم تغن عنكم شيئاً

157- كفر متخلفان از غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 54 - 3

3 - متخلفان از جنگ تبوك ، به ظاهر مسلمان ولى در باطن كافر به خدا و رسول او بودند .

و ما منعهم أن تقبل منهم نفقتهم إلا أنهم كفروا باللّه و برسوله

روى سخن در اين بخش از آيات با كسانى است كه از شركت در جنگ تبوك سرباز زده بودند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 84 - 11

11 - حكم صريح خداوند به كفر منافقان متخلف از جنگ تبوك

إنهم كفروا باللّه و رسوله

158- كيفر متخلفان از غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 90 - 9

9 - عذاب دردناك ، كيفر سخت متخلفان جنگ

سيصيب الذين . .. عذاب أليم

159- گريه معذوران غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 92 - 7

7 - اندوه و گريه شديد مؤمنان تهيدست ، به خاطر ناتوانى از شركت در جنگ تبوك و محروم شدن از فيض جهاد

و أعينهم تفيض من الدمع حزناً

160- متخلفان از غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 43 - 1،4،5

1 - عتاب محبت آميز خدا به پيامبر (صلی الله علیه و آله) در پى اجازه دادن آن حضرت به برخى از مسلمانان ( منافقان ) براى شركت نكردن در جنگ تبوك ، به مجرد اظهار ناتوانى آنان

عفا اللّه عنك لم أذنت لهم

4 - گذشت و عفو خداوند از پيامبر (صلی الله علیه و آله) نسبت به اذن دادن به بهانه جويان ( منافقان ) براى نرفتن به جنگ تبوك

عفا اللّه عنك لم أذنت لهم

5 - إخبار خداوند به عزم قطعى برخى افراد ( منافقان ) بر تخلف از جنگ تبوك ( حتى در صورت عدم دريافت اذن از پيامبر (صلی الله علیه و آله) )

و سيحلفون باللّه لو استطعنا لخرجنا . .. لم أذنت لهم حتى يتبين لك الذين صدقوا و ت

از اظهار ناتوانى منافقان براى جهاد و تذكر خداوند به دروغ بودن اين اظهار، استفاده مى شود كه آنان تصميم بر تخلف از جنگ داشته اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 44 - 2

2 - متخلفان از جنگ تبوك ، گروهى بى ايمان بودند .

عفا اللّه عنك لم أذنت لهم . .. لايستئذنك الذين يؤمنون باللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 45 - 3

3 - متخلفان از جنگ تبوك ( منافقان ) ، گروهى بى ايمان ، سرگردان و گرفتار ترديد و اضطراب بودند .

و ارتابت قلوبهم فهم فى ريبهم يترددون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 46 - 1،2،4

1 - متخلفان از جنگ تبوك ( منافقان ) برخوردار از امكانات لازم براى شركت در جنگ

و لو أرادوا الخروج لأعدوا له عدة

2 - تصميم قطعى متخلفان جنگ تبوك بر ترك جهاد

و لو أرادوا الخروج لأعدوا له عدة

4 - كراهت و ناخوشايندى خداوند ، از برانگيختن و موفق ساختن متخلفان از جنگ تبوك ( منافقان ) براى شركت در آن

و لكن كره اللّه انبعاثهم فثبطهم و قيل اقعدوا مع القعدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 47 - 2،14

2 - عدم شركت بى ايمان ها و سست باوران ( منافقان ) در جنگ تبوك ، به خير و صلاح مؤمنان بود نه مايه ضرر آنان .

لو خرجوا فيكم ما زادوكم إلا خبالا

14 - دلدارى خداوند به مؤمنان ، به منظور رفع نگرانى آنان ، به دنبال تخلف كردن گروهى از شركت در جنگ تبوك

إنما يستئذنك الذين لايؤمنون . .. لو خرجوا فيكم ما زادوكم إلا خبالا ... و اللّه ع

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 48 - 4

4 - ناتوانى متخلفان جنگ تبوك ( منافقان ) در به شكست كشانيدن جبهه اسلام

لقد ابتغوا الفتنة من قبل . .. حتى جاء الحق و ظهر أمر اللّه و هم كرهون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 81 - 1

1 - تخلف منافقان از شركت در جنگ تبوك

فرح المخلفون بمقعدهم خلف رسول اللّه

اين بخش از آيات مربوط به جنگ تبوك و تخلف منافقان از شركت در آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 84 - 10

10 - افشاى كامل چهره منافقان و اتخاذ مواضع شديد عليه آنان ، از تبعات تخلف آنان از جنگ تبوك

و لاتصل على أحد منهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 118 - 21

21 - « عن على بن ابى حمزة عن ابى عبداللّه ( ع ) قال : سئلته عن قول اللّه « و على الثلاثة الذين خلّفوا » قال : كعب و مرارة بن الربيع و هلال بن اميّه . . . » ;

على بن ابى حمزه گويد: از امام صادق (ع) درباره قول خدا «و على الثلاثة . .. » پرسيدم: اين سه نفر چه كسانى هستند، فرمود: كعب، مرارة بن ربيع و هلال بن اميّه».

161- متخلفان از مسافرت به حديبيه و غزوه خيبر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 15 - 6،7،8،11

6 - متخلفان از سفر حديبيه ، در صدد تغيير كلام خدا با شركت در جنگ خيبر

ذرونا نتّبعكم يريدون أن يبدّلوا كلم اللّه

در برداشت هاى آتى، چگونگى و شيوه تصميم متخلفان و احتمال هايى كه در آيه وجود دارد، بيان شده است.

7 - اعراب متخلّف از سفر حديبيه ، درصدد توجيه تخلف گذشته خود با شركت در جنگ خيبر *

ذرونا نتّبعكم يريدون أن يبدّلوا كلم اللّه

از آيات پيشين استفاده مى شود كه انگيزه اصلى متخلفان از حديبيه، بى ايمانى بوده است; ولى آنان با اعلام آمادگى براى شركت در جنگ خيبر، مى خواستند خود رامؤمن جلوه داده و گذشته خود را توجيه كنند و سخن الهى را در مورد خود نفى نمايند.

8 - تلاش متخلّفان حديبيه براى حضور در جنگ خيبر ، به منظور شكستن نهى الهى از شريك شدن آنان در غنايم خيبر *

يريدون أن يبدّلوا كلم اللّه قل لن تتّبعونا كذلكم قال اللّه من قبل

برداشت بالا بدان احتمال است كه به قرينه«قل لن تتّبعونا كذلكم قال اللّه من قبل»، خداوند از قبل، پربار بودن جنگ خيبر را يادآور شده و از حضور متخلفان، در آن جنگ نهى كرده است; تا آنان به غنايم دست نيابند. ولى متخلفان، به خاطر شكستن اين نهى الهى، درصدد شركت در جنگ و سهيم شدن در غنايم بودند.

11 - اخبار خداوند ، از محروميت حتمى غايبان در حديبيه از شركت در جنگ خيبر

ذرونا نتّبعكم . .. قل لن تتّبعونا كذلكم قال اللّه من قبل

«لن تتّبعونا» ممكن است در مقام انشا نباشد; بلكه اخبار باشد.

162- متخلفان غزوه تبوك و محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 93 - 2

2 - تلاش برخى از اشراف و توانمندان براى شركت نكردن در جنگ تبوك ، با كسب مجوز از پيامبر اسلام (صلی الله علیه و آله)

الذين يستئذنونك و هم أغنياء

163- متخلفان غزوه تبوك و مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 95 - 1

1 - سوگند دروغ منافقان متخلف از جنگ تبوك ، به منظور گذشت كردن مؤمنان از تخلف آنان و متعرض نشدن به آنها

سيحلفون باللّه لكم إذا انقلبتم إليهم لتعرضوا عنهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 96 - 1

1 - سوگند توانمندان متخلف از جنگ تبوك ، به منظور جلب رضايت مؤمنان مجاهد

يحلفون لكم لترضوا عنهم

164- مجاهدان غزوه احد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 172 - 5

5 - برخى از مجروحان جنگ احد على رغم پذيرش دعوت خدا و پيامبر (صلی الله علیه و آله) به نبردى ديگر ، از احسان و تقواى لازم برخوردار نبودند .

الّذين استجابوا . .. للّذين احسنوا منهم و اتّقوا اجر عظيم

«منهم»، حال براى ضمير «احسنوا» است و كلمه «من»، ظهور در تبعيض دارد ; يعنى اجابت كنندگان را به دارندگان تقوا و احسان و فاقدان آن تقسيم مى كند.

165- مجاهدان غزوه بدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 11 - 2،6،7،19

2 - خداوند در آستانه جنگ بدر با رفع اضطراب از مجاهدان ، آنان را از آرامشى كامل بهره مند ساخت .

إذ يغشيكم النعاس أمنة منه

6 - خداوند در آستانه جنگ بدر مسلمانان را از نعمت باران بهره مند ساخت .

و ينزل عليكم من السماء ماء

7 - فراهم شدن آب براى غسل و وضو و تطهير نجاست ها و قذارت ها ، از اهداف نزول باران براى مجاهدان بدر

و ينزل عليكم من السماء ماء ليطهّركم به

ذكر نشدن متعلق «يطهركم» حكايت از عموميت آن متعلق دارد (نجاستهاى ظاهرى و باطنى). يعنى خداوند باران را فرو فرستاد تا نجاستهاى ظاهرى را به وسيله آن برطرف سازيد و آنان كه جنب هستند غسل كنند و ديگران وضو بسازند.

19 - خداوند با تقويت دل هاى مجاهدان بدر آنان را براى رويارويى با مشركان ثابت قدم ساخت .

ليربط على قلوبكم و يثبت به الأقدام

«يثبت به الأقدام» در عين اينكه بيانگر هدفى از اهداف نزول باران است، نبودن «لام» در آن مى رساند كه اين هدف به دنبال «ليربط على قلوبكم» حاصل مى شود. بنابراين مى توان گفت ضمير در «به» به استحكام قلوب، كه از «ليربط على قلوبكم» استفاده مى شود، برمى گردد. قابل ذكر است كه در برداشت فوق ثبات قدم (يثبت به الأقدام) به معناى كنايى آن (پايدارى و عزم راسخ) گرفته شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 12 - 9

9 - خداوند ، مجاهدان بدر را به در هم كوبيدن سر هاى كافران و از كار انداختن پنجه هاى آنان ، تهييج كرد .

فاضربوا فوق الأعناق و اضربوا منهم كل بنان

برداشت فوق بر اين اساس است كه خطاب در جمله «فاضربوا . .. » متوجه مجاهدان باشد. جمله «و ما جعله اللّه إلا بشرى» در آيه دهم، كه مسؤوليت فرشتگان را تنها بشارت دهى اعلام كرد، مى تواند مؤيد اين احتمال باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 17 - 3

3 - خداوند با بيان نقش اصلى خويش در پيروزى جنگ بدر زمينه ساز پرهيز پيكارگران بدر از اعجاب و غرور به خاطر پيروزى در آن نبرد

فلم تقتلوهم . ... و ما رميت إذ رميت

از اهداف آيه مورد بحث، كه پيروزى مؤمنان را برخاسته از اراده خدا دانسته، اين است كه پيكارگران بدر پيروزى را نعمتى از جانب خداوند بدانند و از آنِ قدرت خويش نشمارند تا به غرور و اعجاب مبتلا نگردند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 42 - 5

5 - قافله تجارى قريش به هنگام استقرار سپاهيان بدر ، در مسيرى پايينتر از سپاه اسلام در حركت بودند .

و الركب أسفل منكم

كلمه «ركب» جمع راكب و به معناى سواران است و مقصود از آن به گفته اهل تفسير كاروان تجارى قريش است. تعبير از كاروان تجارى به «سواران» مى تواند اشاره به حركت سريع آنان براى فرار از مسلمانان باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 49 - 1

1 - جبهه ايمان در كارزار بدر ، متشكل از مؤمنان متكى بر خدا ، عناصرى منافق و گروهى سست ايمان

إذ يقول المنفقون و الذين فى قلوبهم مرض . .. و من يتوكل على اللّه

«مرض» به معناى بيمارى است و مقصود از آن در اينجا به اين دليل كه در مقابل نفاق قرار گرفته، ترديد در حقانيت دين است كه از آن مى توان به ضعف ايمان تعبير كرد. جمله «و من يتوكل على اللّه» اشاره به گروه سوم، يعنى مؤمنان حقيقى و راستين، دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 67 - 4

4 - مجاهدان بدر پيش از غلبه كامل بر دشمن ، براى دستيابى به منافعى مادى ، به گرفتن اسير اقدام كردند .

ما كان لنبى . .. تريدون عرض الدنيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 68 - 1،2

1 - گرفتن اسير در كارزار بدر ، مقتضى گرفتار شدن مجاهدان آن كارزار به عذابى بزرگ از جانب خداوند

لو لا كتب من اللّه سبق لمسكم فيما أخذتم عذاب عظيم

كلمه «فى» در «فيما أخذتم» سببيه است و «ما» در آن مصدريه. يعنى «بسبب أخذكم». و مراد از آن به دليل آيه قبل اسير گرفتن است.

2 - گرفتار نشدن مجاهدان بدر به عذاب الهى در كارزار بدر ، امرى تقدير شده از جانب خداوند

لو لا كتب من اللّه سبق لمسكم فيما أخذتم عذاب عظيم

166- مجاهدان غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 117 - 6

6 - نيرو هاى رزمى جنگ تبوك ، متشكل از مهاجر و انصار

المهجرين و الانصار الذين اتبعوه فى ساعة العسرة

167- مجاهدان فقير و غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 92 - 6

6 - محروم شدن برخى از رزمندگان داوطلب ، از شركت در جنگ تبوك ، به خاطر نداشتن امكانات رزمى ( مركب و . . . ) على رغم اشتياق شديد آنان به جهاد

تولوا و أعينهم تفيض من الدمع حزناً ألا يجدوا ما ينفقون

168- محدوديت تداركات جنگى غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 92 - 4

4 - محدوديت امكانات پيامبر (صلی الله علیه و آله) در جنگ تبوك ، براى تأمين ساز و برگ رزمندگان داوطلب

قلت لا أجد ما أحملكم عليه

169- محرومان از غزوه خيبر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 15 - 11

11 - اخبار خداوند ، از محروميت حتمى غايبان در حديبيه از شركت در جنگ خيبر

ذرونا نتّبعكم . .. قل لن تتّبعونا كذلكم قال اللّه من قبل

«لن تتّبعونا» ممكن است در مقام انشا نباشد; بلكه اخبار باشد.

170- محروميت از غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 92 - 7

7 - اندوه و گريه شديد مؤمنان تهيدست ، به خاطر ناتوانى از شركت در جنگ تبوك و محروم شدن از فيض جهاد

و أعينهم تفيض من الدمع حزناً

171- محمد(صلی الله علیه و آله) در غزوه بدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 5 - 2

2 - فرمان خداوند و تقدير او ، عامل حركت پيامبر (صلی الله علیه و آله) به سوى جنگ بدر

أخرجك ربك من بيتك بالحق

اسناد «أخرجك» به «ربك» مى رساند كه حركت پيامبر(صلی الله علیه و آله) به فرمان و تقدير الهى بوده است، نه تصميمى از جانب خود آن حضرت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 12 - 3

3 - تنها پيامبر (صلی الله علیه و آله) شاهد وحى الهى به فرشتگان مبتنى بر مأموريت آنان براى پشتيبانى مجاهدان بدر بود .

إذ يوحى ربك إلى الملئكة

چنانچه «إذ»، متعلق به «اذكر» باشد با توجه به اينكه مخاطب در آيه مورد بحث، به خلاف آيات گذشته، شخص پيامبر(صلی الله علیه و آله) است، مى توان گفت تنها آن حضرت شاهد وحى خداوند به فرشتگان بوده است.

172- محمد(صلی الله علیه و آله) در غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 83 - 2

2 - شركت پيامبر (صلی الله علیه و آله) در جنگ تبوك و خروج آن حضرت از مدينه همراه مجاهدان

فإن رجعك اللّه

173- محمد(صلی الله علیه و آله) و اسيران غزوه بدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 71 - 7

7 - اراده خداوند منشأ اصلى تسلط پيامبر (صلی الله علیه و آله) بر اسيران جنگ بدر

فأمكن منهم

ضمير فاعلى در «امكن» به «اللّه» برمى گردد. يعنى خداوند شما را بر آنان تسلط بخشيد.

174- محمد(صلی الله علیه و آله) و غزوه احد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 121 - 12

12 - شركت پيامبر (صلی الله علیه و آله) در جنگ احد ، به عنوان فرماندهى عمليات نظامى

و اذ غدوت من اهلك تبوّىء المؤمنين مقاعد للقتال

امام صادق (ع): سبب نزول هذه الآية ان قريشا خرجت من مكّة تريد حرب رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) فخرج يبغى موضعاً للقتال.


تفسير قمى، ج 1، ص 110 ; نورالثقلين، ج 1، ص 384، ح 336.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 5 - 9

9 - خروج پيامبر (صلی الله علیه و آله) از مدينه براى مقابله با مشركان در دامنه احد ، حركتى حق ، همانند خروج وى براى جنگ بدر *

كما أخرجك ربك من بيتك بالحق

برخى برآنند كه «كما . .. » متعلق به «يجدلونك ... » در آيه بعد است و آن آيه اشاره به قضاياى پيش از نبرد احد دارد. بر اين اساس «كما أخرجك ... » چنين معنا مى شود: گروهى از مسلمانان درباره حركت به سوى احد، كه حركتى حق بود، به جدال با پيامبر(صلی الله علیه و آله) پرداختند و آن را مصلحت نمى پنداشتند ; همان گونه كه از حركت به سوى بدر، كه حركتى حق بود، نيز كراهت داشتند.

175- محمد(صلی الله علیه و آله) و غزوه احزاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 22 - 5

5 - پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) ، مسلمانان مدينه را ، از وقوع غزوه احزاب و تشكيل احزاب متّحد خبر داده بود .

و لمّا رءا المؤمنون الأحزاب قالوا هذا ما وعدنا اللّه و رسوله و صدق اللّه و رسول

176- محمد(صلی الله علیه و آله) و غزوه بدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 5 - 4

4 - اقدام پيامبر (صلی الله علیه و آله) به جنگ بدر ، اقدامى به حق و تحت تدبير و ربوبيت خداوند

كما أخرجك ربك من بيتك بالحق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 6 - 1

1 - گروهى از مسلمانان در صدد بازداشتن پيامبر (صلی الله علیه و آله) از حركت به سوى جنگ بدر ، على رغم وضوح حقانيت آن

يجدلونك فى الحق بعد ما تبين

در وجه تركيبى «يجدلونك» چند نظر ايراد شده است ; از جمله اينكه «يجدلونك» حال براى فاعل «لكرهون» و يا همانند «إن فريقا» حال براى مفعول «أخرجك» باشد. بر اين دو مبنا، آيه مورد بحث توضيحى درباره قضاياى پيش از جنگ بدر است. گفتنى است جدال به معناى منازعه براى غلبه بر انديشه و رأى طرف مقابل است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 43 - 1

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) پيش از جنگ بدر سپاه دشمن را در رؤياهايى متعدد ، اندك ديد .

إذ يريكهم اللّه فى منامك قليلا

فعل مضارع «يُرى» دلالت بر تكرار رؤياى پيامبر(صلی الله علیه و آله) در مورد اندك ديدن سپاه دشمن دارد.

177- محمد(صلی الله علیه و آله) و غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 92 - 4

4 - محدوديت امكانات پيامبر (صلی الله علیه و آله) در جنگ تبوك ، براى تأمين ساز و برگ رزمندگان داوطلب

قلت لا أجد ما أحملكم عليه

178- محمد(صلی الله علیه و آله) و منافقان غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 43 - 1

1 - عتاب محبت آميز خدا به پيامبر (صلی الله علیه و آله) در پى اجازه دادن آن حضرت به برخى از مسلمانان ( منافقان ) براى شركت نكردن در جنگ تبوك ، به مجرد اظهار ناتوانى آنان

عفا اللّه عنك لم أذنت لهم

179- مرگ كافران در غزوه بدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 50 - 5

5 - مرگ كافران كشته شده در جنگ بدر با شكنجه و عذابى سخت از سوى فرشتگان مرگ

إذ يتوفى الذين كفروا الملئكة يضربون وجوههم و أدبرهم

از مصاديق مورد نظر براى «الذين كفروا»، به دليل وقوع آيه مورد بحث در پى آيات مربوط به جنگ بدر، كافرانى هستند كه در آن نبرد به قتل رسيدند.

180- مسلمانان در غزوه احد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 165 - 2،3

2 - ضربه و مصيبت وارده بر كافران در جنگ بدر ، دو برابر مصيبتى كه بر پيكارگران مؤمن در جنگ احد وارد شد .

اولمّا اصابتكم مصيبة قد اصبتم مثليها

بسيارى از مفسران گفته اند كه مراد از «اصبتم مثليها» (دو چندان مصيبتى كه ديديد، بر كافران وارد كرديد) مصيبتى است كه مؤمنان در پيكار بدر بر مشركان تحميل كردند. اين برداشت را روايت مذكور در فيش شماره 12 تأييد مى كند.

3 - شكست و مصيبت سنگين مسلمانان در پيكار احد ، دور از انتظار ايشان بود .

اولمّا اصابتكم مصيبة قد اصبتم مثليها

كلمه «انّى» به معناى «من اين» (از كجا و از چه روى) مى باشد و «هذا» اشاره به مصيبت است.

181- مسلمانان در غزوه بدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 1 - 4

4 - مسلمانان در جنگ بدر به غنايمى چشمگير دست يافتند .

يسئلونك عن الأنفال

حساس شدن مسلمانان نسبت به انفال و غنايم جنگى و پرسش مكرر آنان و بازتاب آن در آيه نشانگر فراوانى غنايم بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 9 - 1

1 - مشاهده سپاه برتر مشركان جنگ بدر مايه نگرانى مسلمانان و احساس خطر از سوى آنان براى كيان اسلام

إذ تستغيثون ربكم

واژه «استغاثه» معمولا در موردى به كار مى رود كه استغاثه كننده در طلب نجات از تنگنايى شديد باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 10 - 6

6 - پيروزى مسلمانان در جنگ بدر ، گسيل هزاران فرشته براى امداد مجاهدان در آن جنگ ، بشارت دهى و اطمينان بخشى به واسطه آنان ، پرتوى از عزتمندى و كاردانى خداوند

و ما النصر إلا من عند اللّه إن اللّه عزيز حكيم

جمله «إن اللّه عزيز حكيم» تعليلى است براى تمامى مسائلى كه در اين آيه و آيه قبل مطرح شده بود. يعنى سرچشمه آنچه بيان شد، عزت و حكمت خداوند است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 42 - 1،2،3،6،7،8

1 - سپاه اسلام و سپاه شرك در آستانه جنگ بدر ، هر كدام در سويى از دره واقع در منطقه بدر مستقر شدند .

إذ أنتم بالعدوة

«عُدْوة» به معناى كناره و دامنه وادى است و وادى به زمينى كه بين دو كوه و دو تپه قرار دارد گفته مى شود و هر وادى داراى دو عدوه و كناره است. تكرار كلمه «عدوه» در آيه شريفه حكايت از آن دارد كه سپاه اسلام در يك سوى دامنه و سپاه كفر در دامنه ديگر استقرار داشتند.

2 - دره واقع ميان دو سپاه ايمان و شرك در جنگ بدر ، داراى دو دامنه متفاوت از جهت بلندى و پستى *

إذ أنتم بالعدوة الدنيا و هم بالعدوة القصوى

«دنيا» به معناى نزديكتر و «قصوى» به معناى دورتر است. به نظر مى رسد دورى و نزديكى آن دو دامنه به نسبت دره و زمين مسطح فيما بين سنجيده شده باشد. يعنى شما در دامنه اى بوديد كه آن دامنه به زمين مسطح نزديكتر بود و كافران در دامنه اى مستقر شده بودند كه به زمين مسطح دورتر بود. دورى و نزديكى دامنه ها به نسبت زمين مسطح فيما بين، ملازم با بلندى و پستى آن دو دامنه است.

3 - مسلمانان در جنگ بدر در دامنه پست و كافران در دامنه بلند مستقر شدند .

إذ أنتم بالعدوة الدنيا و هم بالعدوة القصوى

6 - مسير حركت قافله تجارى قريش نامعلوم براى مسلمانان و به دور از دسترسى آنان به هنگام حضورشان در منطقه بدر

و الركب أسفل منكم

نكره آوردن كلمه «أسفل» در مقابل معرفه آوردن «العدوه»، مى تواند مشعر به برداشت فوق باشد. ناآگاهى مسلمانان به جايگاه قافله، تمهيدى بوده است از جانب خدا براى «ليقضى اللّه». يعنى اگر مسلمانان از مسير حركت تجارى قريش آگاه بودند به سوى آنان مى شتافتند و در نتيجه جنگ بدر رخ نمى داد.

7 - رويارويى دو سپاه بدر در زمانى مشخص ، حتى با برنامه ريزى طرفين ممكن نبود .

و لو تواعدتم لاختلفتم فى الميعد

كلمه «ميعاد» مى تواند اسم زمان به معناى زمان قرار، و مى تواند اسم مكان به معناى جايگاه قرار باشد. و مراد از «تواعد» وعده مسلمانان با اهل مكه است ; يعنى «و لو تواعدتم أنتم و اهل مكة ... » كه در برداشت به برنامه ريزى طرفين تعبير شد.

8 - انتخاب محل استقرار سپاه كفر و ايمان در آستانه جنگ بدر ، حتى با توافق طرفين ممكن نبود .

و لو تواعدتم لاختلفتم فى الميعد

182- مسلمانان در غزوه بنى نضير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 12 - 3

3 - موضع مسلمانان در مقطع غزوه بنى نضير ، موضعى برتر نسبت به يهود

لئن أُخرجتم . .. و إن قوتلتم ... لئن أُخرجوا ... و لئن قوتلوا

در اين آيات، همواره از موضع آسيب پذير يهود، سخن به ميان آمده است; زيرا مسأله اخراج و جنگ نه از سوى ايشان بلكه عليه آنان ياد شده است. پس معلوم مى شود كه آنها در موضعى نبوده اند كه بخواهند اقدام به جنگ كنند.

183- مسلمانان در غزوه حنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 25 - 7،10

7 - تنگ شدن عرصه بر مسلمانان در جنگ حنين ، على رغم كثرت غرورآفرين آنان

إذ أعجبتكم كثرتكم . .. و ضاقت عليكم الأرض بما رحبت

10 - فرار مسلمانان در جنگ حنين پس از قرار گرفتن در تنگناى نبرد ، على رغم كثرت غرورآفرينشان

و ضاقت عليكم الأرض بما رحبت ثم وليتم مدبرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 26 - 8

8 - امداد هاى الهى ، عامل اصلى پيروزى مسلمانان در جنگ حنين

ثم وليتم مدبرين. ثم أنزل اللّه سكينته ... و أنزل جنوداً لم تروها و عذّب الذين كف

184- مسلمانان مدينه در غزوه احزاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 10 - 2،8،11،13،15

2 - احزاب متّحد ، در جنگ عليه مسلمانان ، جمعيتى فراوان داشتند .

إذ جاءتكم جنود . .. إذ جاءوكم من فوقكم و من أسفل منكم

«جنود» جمع «جند» است و دلالت بر چندين سپاه مى كند. آمدن نيروها از بالا دست مدينه و پايين دست آن نيز مؤيد اين نكته است; زيرا آنان داراى جمعيتى چشمگير بوده اند كه توانسته اند نيروهايشان را در اطراف مدينه مستقر كنند.

8 - هجوم احزاب متّحد به مدينه ، براى درهم شكستن مسلمانان ، مسلمانان را به قدرى وحشت زده كرد كه همانند افراد محتضر شدند .

إذ جاءوكم . .. و إذ زاغت الأبصر و بلغت القلوب الحناجر

مراد از به حنجره رسيدن قلب ها، خفگى و به حال مرگ افتادن است.

11 - ايّام هجوم احزاب متّحد به مدينه ، روزهايى بس سخت و نگران كننده براى مسلمانان بود .

إذ جاءوكم . .. و إذ زاغت الأبصر و بلغت القلوب الحناجر

13 - پس از محاصره مدينه از سوى احزاب متّحد ، ظنّ و گمان هاى گوناگونى درباره خدا ، در ميان مردم مسلمان پديد آمد .

إذ جاءوكم . .. و تظنّون باللّه الظنونا

«ظنون» مفعول مطلق عددى است و «ال » در آن، براى جنس است. جمع آورده شدن «ظنون » همراه با «ال» دلالت بر تعدد و گوناگونى مى كند.

15 - ظنّ و گمان هاى مردم مدينه درباره وعده هاى خدا ، در پى هجوم احزاب متّحد ، علاوه بر گوناگونى ، نو به نو و در حال تجديد شدن بود .

و تظنّون باللّه الظنونا

آوردن فعل مضارع «تظنّون» به منظور بيان پديد آمدن گمان، مى تواند بيان كننده تداوم و تجديد شدن آن باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 12 - 1

1 - منافقان ، همسو با احزاب متّحد ، در غزوه احزاب براى درهم شكستن روحيه مسلمانان فعاليت مى كردند .

إذ جاءتكم جنود . .. و إذ يقول المنفقون ... ما وعدنا اللّه ... إلاّ غرورًا

فعل مضارع «يقول» بر تداوم كار منافقان دلالت مى كند كه از آن، به «فعاليت» تعبير مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 13 - 1،2

1 - عده اى از منافقان ، مسلمانان شركت كننده در غزوه احزاب را ، به ترك جهاد وسوسه مى كردند .

و إذ قالت طائفة منهم يأهل يثرب لامقام لكم فارجعوا

2 - منافقان براى ماندن مسلمانان به همراه پيامبر (صلی الله علیه و آله) در غزوه احزاب - باتوجه به هجوم دشمن - وجهى منطقى قائل نبودند و آنان را به ترك غزوه ، دعوت مى كردند .

قالت طائفة منهم يأهل يثرب لامقام لكم فارجعوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 22 - 9،10

9 - مسلمانان مدينه ، در غزوه احزاب ، به رغم قدرت و شوكت دشمن و كارشكنى هاى منافقان ، تسليم امر پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى جهاد بودند .

و لمّا رءا المؤمنون الأحزاب . .. و ما زادهم إلاّ إيمنًا و تسليمًا

ممكن است «تسليماً» به قرينه مقام (بحث جهاد و هجوم دشمن و نيز الگو بودن پيامبر(صلی الله علیه و آله)) تسليم بودن به امر پيامبر(صلی الله علیه و آله) براى جهاد باشد.

10 - توجه مسلمانان مدينه به تحقق وعده هاى خدا و پيامبرش ، در غزوه احزاب ، باعث شد كه آنان ، با ديدن سپاه دشمن بر ايمان شان افزوده شود .

و لمّا رءا المؤمنون الأحزاب قالوا هذا ما وعدنا اللّه و رسوله . .. و ما زادهم إل

185- مسلمانان و غزوه بدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 6 - 1،3،5

1 - گروهى از مسلمانان در صدد بازداشتن پيامبر (صلی الله علیه و آله) از حركت به سوى جنگ بدر ، على رغم وضوح حقانيت آن

يجدلونك فى الحق بعد ما تبين

در وجه تركيبى «يجدلونك» چند نظر ايراد شده است ; از جمله اينكه «يجدلونك» حال براى فاعل «لكرهون» و يا همانند «إن فريقا» حال براى مفعول «أخرجك» باشد. بر اين دو مبنا، آيه مورد بحث توضيحى درباره قضاياى پيش از جنگ بدر است. گفتنى است جدال به معناى منازعه براى غلبه بر انديشه و رأى طرف مقابل است.

3 - برخى از مؤمنان به سبب مخالفتشان با حركت به سوى جنگ بدر ، مورد سرزنش و توبيخ خداوند قرار گرفتند .

يجدلونك فى الحق بعد ما تبين

5 - شركت در جنگ بدر حركتى آشكار به سوى مرگ در پندار گروهى از مسلمانان صدر اسلام

كأنما يساقون إلى الموت و هم ينظرون

مفعول «ينظرون» به قرينه فراز قبل، «الموت» است. يعنى «و هم ينظرون الموت». بنابراين جمله حاليه «و هم ... » حكايت از آن دارد كه اطمينان برخى از مسلمانان به مرگ آفرينى جنگ بدر به گونه اى بوده كه گويا مرگ را با چشم خويش مشاهده مى كردند.

186- مسلمانان و متخلفان غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 118 - 4

4 - تحريم ارتباط با متخلفان از جنگ تبوك و انزواى اجتماعى آنان از سوى مسلمانان

ضاقت عليهم الأرض بما رحبت

با توجه به شأن نزول كه تنگ شدن زندگى بر متخلفان از جنگ تبوك را، ناشى از قطع رابطه مسلمانان با ايشان معرفى كرده است،

مطلب فوق استفاده مى شود.

187- مشاركت در غزوه بدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 6 - 5

5 - شركت در جنگ بدر حركتى آشكار به سوى مرگ در پندار گروهى از مسلمانان صدر اسلام

كأنما يساقون إلى الموت و هم ينظرون

مفعول «ينظرون» به قرينه فراز قبل، «الموت» است. يعنى «و هم ينظرون الموت». بنابراين جمله حاليه «و هم ... » حكايت از آن دارد كه اطمينان برخى از مسلمانان به مرگ آفرينى جنگ بدر به گونه اى بوده كه گويا مرگ را با چشم خويش مشاهده مى كردند.

188- مشركان در غزوه بدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 9 - 1

1 - مشاهده سپاه برتر مشركان جنگ بدر مايه نگرانى مسلمانان و احساس خطر از سوى آنان براى كيان اسلام

إذ تستغيثون ربكم

واژه «استغاثه» معمولا در موردى به كار مى رود كه استغاثه كننده در طلب نجات از تنگنايى شديد باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 42 - 1،2،4،7

1 - سپاه اسلام و سپاه شرك در آستانه جنگ بدر ، هر كدام در سويى از دره واقع در منطقه بدر مستقر شدند .

إذ أنتم بالعدوة

«عُدْوة» به معناى كناره و دامنه وادى است و وادى به زمينى كه بين دو كوه و دو تپه قرار دارد گفته مى شود و هر وادى داراى دو عدوه و كناره است. تكرار كلمه «عدوه» در آيه شريفه حكايت از آن دارد كه سپاه اسلام در يك سوى دامنه و سپاه كفر در دامنه ديگر استقرار داشتند.

2 - دره واقع ميان دو سپاه ايمان و شرك در جنگ بدر ، داراى دو دامنه متفاوت از جهت بلندى و پستى *

إذ أنتم بالعدوة الدنيا و هم بالعدوة القصوى

«دنيا» به معناى نزديكتر و «قصوى» به معناى دورتر است. به نظر مى رسد دورى و نزديكى آن دو دامنه به نسبت دره و زمين مسطح فيما بين سنجيده شده باشد. يعنى شما در دامنه اى بوديد كه آن دامنه به زمين مسطح نزديكتر بود و كافران در دامنه اى مستقر شده بودند كه به زمين مسطح دورتر بود. دورى و نزديكى دامنه ها به نسبت زمين مسطح فيما بين، ملازم با بلندى و پستى آن دو دامنه است.

4 - موقعيت ضعيف مسلمانان در جنگ بدر نسبت به موقعيت كفار

إذ أنتم بالعدوة الدنيا و هم بالعدوة القصوى

مى توان گفت هدف از بيان موقعيت مسلمانان و كفرپيشگان مكه در منطقه بدر يادآورى موقعيت بسيار ضعيف مسلمانان است. جلمه «ليهلك من هلك ... » مؤيد اين معنا مى باشد. زيرا پيروزى آنگاه دليل حقانيت مسلمانان مى شد كه شرايط ظاهرى، تضمين كننده پيروزى كافران و شكست مسلمانان بود.

7 - رويارويى دو سپاه بدر در زمانى مشخص ، حتى با برنامه ريزى طرفين ممكن نبود .

و لو تواعدتم لاختلفتم فى الميعد

كلمه «ميعاد» مى تواند اسم زمان به معناى زمان قرار، و مى تواند اسم مكان به معناى جايگاه قرار باشد. و مراد از «تواعد» وعده مسلمانان با اهل مكه است ; يعنى «و لو تواعدتم أنتم و اهل مكة ... » كه در برداشت به برنامه ريزى طرفين تعبير شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 53 - 12

12 - هلاكت و نابودى مشركان مكه در كارزار بدر ، پيامد گناهان و كفرشان به آيات الهى بود .

ذلك بأن اللّه لم يك مغيرا نعمة أنعمها على قوم حتى يغيروا ما بأنفسهم

«ذلك» علاوه بر اينكه اشاره به فرجام شوم فرعونيان و كافران پيش از آنان است، مى تواند اشاره به قضاياى جنگ بدر و نابودى مشركان مكه نيز داشته باشد.

189- مشركان قريش در غزوه بدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 12 - 8

8 - ملائكه مأمور در هم كوبيدن سر هاى كافران بدر و از كار انداختن پنجه هاى آنان بودند .

فاضربوا فوق الأعناق و اضربوا منهم كل بنان

«ال» در «الأعناق» جانشين مضاف إليه (الكافرين) است و مراد از «فوق الأعناق» سرهاى كافران است. بنابراين جمله «فاضربوا ... » يعنى سرهاى كافران را مورد ضربات خويش قرار دهيد. قابل ذكر است كه مخاطب در اين جمله، همان گونه كه سياق آيه بر آن دلالت دارد، فرشتگان هستند.

190- مشركان مكه در غزوه احزاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 10 - 4

4 - يهود بنى نضير و بنى قريظه و غطفان ، با مشركان مكه ، عليه مسلمانان ، ائتلاف كردند .

إذ جاءوكم من فوقكم و من أسفل منكم

طبق شواهد تاريخى، غزوه احزاب، با ائتلاف يهوديان بنى نضير و بنى قريظه و غطفان و مشركان مكه به وجود آمد. «من فوقكم» اشاره به يهوديانى دارد كه از بخش شرقى مدينه هجوم آوردند و «من أسفل منكم» اشاره به مشركانى دارد كه از بخش غربى مدينه به آن ديار هجوم آورده بودند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 26 - 4

4 - يهود بنى قريظه ، در غزوه احزاب ، همْ پيمان مشركان مكه بودند و از آنان پشتيبانى مى كردند .

و أنزل الذين ظهروهم من أهل الكتب

مراد از «الذين ظاهروا» يهود بنى قريظه، و مرجع ضمير «هم»، مشركانى اند كه سردمدارى احزاب متحد عليه مسلمانان مدينه را بر عهده داشتند.

191- مشركان مكه در غزوه بدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 13 - 1،5

1 - مشركان مكه به دليل حضورشان در كارزار بدر ، از دشمنان و مخالفان خدا و رسول او بودند .

ذلك بأنهم شاقوا اللّه و رسوله

5 - سركوبى و شكست مشركان در جنگ بدر ، عقاب شديد الهى براى آنان

فاضربوا فوق الأعناق . .. فإن اللّه شديد العقاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 14 - 1،3

1 - سركوبى و شكست مشركان در بدر ، عقوبت دنيوى آنان

ذلكم فذوقوه و أن للكفرين عذاب النار

«كم» در «ذلكم» خطاب به مشركان و «ذا» اشاره به شكست و سركوبى آنان دارد. و «ذلكم» مبتدا و خبر آن به قرينه فراز بعد - «و أن للكافرين ... » - «عقابكم فى الدنيا» است.

3 - مشركان حاضر در كارزار بدر ، مردمى كفرپيشه و مستحق عذاب با آتش دوزخ

و أن للكفرين عذاب النار

از مصاديق مورد نظر براى «للكفرين» مشركان حاضر در كارزار بدر مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 15 - 2

2 - فرجام يهود بنى نضير در موضع گيرى عليه اسلام ، منتهى به شكست آنان ، همچون فرجام مشركان مكه در بدر *

كمثل الذين من قبلهم قريبًا

برخى برآنند كه مراد از «الذين من قبلهم قريبًا»، مشركان مكه در بدر است.

192- معجزه پيروزى در غزوه خيبر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 20 - 13

13 - تحقق نويد الهى به فتح خيبر ، معجزه اى هدايتگر براى مؤمنان

فعجّل لكم هذه . .. و لتكون ءاية للمؤمنين

193- ملائكه امداد در غزوه بدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 48 - 13،14،16

13 - مشاهده فرشتگان الهى براى امداد مسلمانان ، دليل عقب نشينى شيطان از كارزار بدر و اعلان بيزارى وى از لشكر كفر

نكص على عقبيه و قال إنى برىء منكم إنى أرى ما لاترون

14 - شيطان در آستانه جنگ بدر ، فرشتگان امدادگر الهى را به روشنى مشاهده كرد .

إنى أرى ما لاترون

به قرينه آيه 9 و 12 از همين سوره مى توان گفت مراد از «ما لاترون» فرشتگانى بودند كه براى امداد لشكر ايمان در كارزار بدر حاضر شدند.

16 - شيطان به دليل ترس از گرفتار شدن به عذاب الهى با ضربه هاى سهمگين فرشتگان جنگ بدر از آن معركه فرار كرد .

إنى أرى ما لاترون إنى أخاف اللّه

مراد از خوف خدا (إنى أخاف اللّه) به دليل «إنى ارى ما لاترون» گرفتار شدن به چنگ فرشتگان حاضر در كارزار بدر است.

194- ملائكه در غزوه احزاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 9 - 7

7 - نزول ملائكه امداد در غزوه احزاب ، به منظور كمك به مسلمانان

و جنودًا لم تروها

احتمال قوى اين است كه سپاهى كه قابل رؤيت نبود همان ملائكه باشد.

195- ملائكه در غزوه بدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 9 - 2،8

2 - مجاهدان بدر پيش از نبرد با نيايش به درگاه خدا از وى استمداد كردند .

إذ تستغيثون ربكم

«غوث» به معناى يارى كردن است و استغاثه طلب يارى و امداد است.

8 - حضور هزار فرشته در جنگ بدر ، كه هر يك فرشته و يا فرشتگانى به دنبال خويش داشتند .

بألف من الملئكة مردفين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 10 - 1

1 - نقش ملائكه در جنگ بدر ، تنها بشارت به پيروزى و اطمينان دادن به مؤمنان بود ، و نه اقدامى عملى در قتل مشركان .

و ما جعله اللّه إلا بشرى و لتطمئن به قلوبكم

ضمير در «جعله» و «به» به امداد كه از «أنى ممدكم» استفاده مى شود، برمى گردد و كلمه «بشرى» مفعولٌ له براى «جعل» است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 12 - 1،2،3،5،8

1 - خداوند با وحى به فرشتگان حاضر در كارزار بدر ، آنان را از پشتيبانى خويش در ثبات بخشيدن به مجاهدان آگاه ساخت .

إذ يوحى ربك إلى الملئكة أنى معكم فثبتوا الذين

2 - ايجاد پايدارى در مجاهدان ، فرمان خداوند به فرشتگان گسيل شده به جنگ بدر

إذ يوحى ربك إلى الملئكة أنى معكم فثبتوا الذين

3 - تنها پيامبر (صلی الله علیه و آله) شاهد وحى الهى به فرشتگان مبتنى بر مأموريت آنان براى پشتيبانى مجاهدان بدر بود .

إذ يوحى ربك إلى الملئكة

چنانچه «إذ»، متعلق به «اذكر» باشد با توجه به اينكه مخاطب در آيه مورد بحث، به خلاف آيات گذشته، شخص پيامبر(صلی الله علیه و آله) است، مى توان گفت تنها آن حضرت شاهد وحى خداوند به فرشتگان بوده است.

5 - ايجاد رعب و وحشت در دل هاى كافران ، وعده خداوند به فرشتگان حاضر در كارزار بدر

سألقى فى قلوب الذين كفروا الرعب

8 - ملائكه مأمور در هم كوبيدن سر هاى كافران بدر و از كار انداختن پنجه هاى آنان بودند .

فاضربوا فوق الأعناق و اضربوا منهم كل بنان

«ال» در «الأعناق» جانشين مضاف إليه (الكافرين) است و مراد از «فوق الأعناق» سرهاى كافران است. بنابراين جمله «فاضربوا ... » يعنى سرهاى كافران را مورد ضربات خويش قرار دهيد. قابل ذكر است كه مخاطب در اين جمله، همان گونه كه سياق آيه بر آن دلالت دارد، فرشتگان هستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 124 - 3

3 - خداوند ، سه هزار فرشته را براى يارى رزمندگان بدر فروفرستاد .

الن يكفيكم ان يمدّكم ربّكم بثلثة الاف من الملئكة منزلين

«اذ تقول . .. » يعنى يادآور زمانى را كه به مؤمنين وعده امداد الهى را مى دادى; اگر اين وعده تحقق پيدا نكرده بود يادآورى آن لغو بود.

196- منافقان پس از غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 57 - 1

1 - منافقان ( پس از جنگ تبوك ) ، در صورت يافتن پناهگاه يا غار و يا روزنى در زمين ، حاضر به گريختن سريع از جامعه اسلامى بودند .

لو يجدون ملجئاً أو مغرت أو مدّخلا لولّوا إليه

«ملجأ» به معناى پناهگاه است و «مغارات» جمع «مغارة» يعنى شكافهاى كوه و «مدّخل» به روزنه و منفذى گفته مى شود كه بتوان در آن پنهان شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 83 - 4

4 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) مأمور افشاى چهره منافقان و اعلام عدم حضور قطعى آنان با او در هيچ جنگى پس از جنگ تبوك

فقل لن تخرجوا معى أبداً و لن تقتلوا معى

197- منافقان در غزوه احزاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 20 - 3

3 - اذيت و آزار زبانى مسلمانان ، در غزوه احزاب ، از سوى منافقان ، ناشى از اين بود كه مى پنداشتند احزاب متّحد ، نرفته اند و در اطراف مدينه خواهند ماند .

سلقوكم بألسنة حداد . .. يحسبون الأحزاب لم يذهبوا

بنابراين احتمال كه «يحسبون. ..» حال براى ضمير فاعلى «سلقوا» باشد، نكته ياد شده فهميده مى شود.

198- منافقان در غزوه بدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 49 - 1

1 - جبهه ايمان در كارزار بدر ، متشكل از مؤمنان متكى بر خدا ، عناصرى منافق و گروهى سست ايمان

إذ يقول المنفقون و الذين فى قلوبهم مرض . .. و من يتوكل على اللّه

«مرض» به معناى بيمارى است و مقصود از آن در اينجا به اين دليل كه در مقابل نفاق قرار گرفته، ترديد در حقانيت دين است كه از آن مى توان به ضعف ايمان تعبير كرد. جمله «و من يتوكل على اللّه» اشاره به گروه سوم، يعنى مؤمنان حقيقى و راستين، دارد.

199- منافقان در غزوه بنى مصطلق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - منافقون - 63 - 8 - 1

1 - منافقان ، در جنگ « بنى المصطلق » سوگند ياد كردند پس از بازگشت به مدينه ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) را از آن شهر اخراج كنند .

يقولون لئن رجعنا إلى المدينة ليخرجنّ الأعزّ منها الأذلّ

«لام» در «لئن رجعنا» توطئه براى قسم و «ليخرجنّ الأعزّ. ..» جواب قسم است. طبق نظر مفسران، سخن ياد شده را رئيس منافقان (عبداللّه بن أُبىّ) در غزوه بنى المصطلق گفته بود.

200- منافقان در غزوه حنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 26 - 4

4 - نزول آرامش روحى از سوى خداوند بر مؤمنان در جنگ حنين و محروميت منافقان از آن

ثم أنزل اللّه سكينته على رسوله و على المؤمنين

با توجه به اينكه در فراز قبل، مؤمنان به وسيله ضمير «كم» مخاطب قرار گرفتند و در اين آيه به جاى آن ضمير، كلمه «مؤمنين» آمده، مى توان به برداشت فوق دست يافت.

201- منافقان مدينه در غزوه احد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 15 - 1

1 - منافقان حاضر در صحنه غزوه احزاب ، و مصمم به فرار از آن ، پيش تر در غزوه اُحد تعهد كرده بودند كه از جهاد با دشمن

نگريزند .

و لقد كانوا عهدوا اللّه من قبل لايولّون الأدبر

مرجع ضمير در «كانوا» گروهى از منافقان اند كه در غزوه اُحد ترسيدند و تصميم به فرار گرفتند، ولى عهد كردند كه ديگربار چنين نكنند.

202- منافقان مدينه در غزوه احزاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 12 - 1

1 - منافقان ، همسو با احزاب متّحد ، در غزوه احزاب براى درهم شكستن روحيه مسلمانان فعاليت مى كردند .

إذ جاءتكم جنود . .. و إذ يقول المنفقون ... ما وعدنا اللّه ... إلاّ غرورًا

فعل مضارع «يقول» بر تداوم كار منافقان دلالت مى كند كه از آن، به «فعاليت» تعبير مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 13 - 1،4،8،11،20

1 - عده اى از منافقان ، مسلمانان شركت كننده در غزوه احزاب را ، به ترك جهاد وسوسه مى كردند .

و إذ قالت طائفة منهم يأهل يثرب لامقام لكم فارجعوا

4 - منافقان ، به نفع جبهه احزاب متّحد ، براى درهم شكستن جبهه مسلمانان ، فعاليت تبليغاتى داشتند .

و إذ قالت طائفة منهم يأهل يثرب لامقام لكم فارجعوا

8 - برخى از منافقان و بيماردلان مدينه ، از پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى ترك جهاد در غزوه احزاب ، به بهانه ناامن بودن خانه و كاشانه شان ، مصرّانه اجازه مى خواستند .

و يستئذن فريق منهم النبىّ يقولون إنّ بيوتنا عورة

مراد از «عورة» در آيه، مستحكم نبودن خانه و قابل ورود بودن آن براى هر كس است كه بخواهد وارد شود(مفردات راغب).

11 - مستحكم نبودن خانه و كاشانه ، بهانه منافقان و افراد بيماردل براى گريز از جهاد در غزوه احزاب بود .

و يستئذن فريق منهم النبىّ يقولون إنّ بيوتنا عورة و ما هى بعورة إن يريدون إلاّ فر

20 - « عن عبداللّه الحلبى عنه ( ع ) : إنّهم قالوا « إنّ بيوتنا عورة . . . » فأكذبهم اللّه قال : « و ما هى بعورة . . . » و هى رفيعة السمك حصينة ;

از عبداللّه حلبى، از امام(ع) نقل شده كه منافقان گفتند: خانه هاى ما بى حفاظ است. خداوند آنان را تكذيب كرد و فرمود: «و ما هى بعورة...» و آن خانه ها، داراى ديوارهاى بلند و محكم بود.»

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 14 - 3،6

3 - منافقان شركت كننده در غزوه احزاب ، در صورت حضور در داخل خانه هايشان و هجوم دشمن ، از آن دفاع نمى كردند .

يقولون إنّ بيوتنا عورة . .. و لو دخلت عليهم من أقطارها ثمّ سئلوا الفتنة لأتوها

6 - تزلزل منافقان مدينه در غزوه احزاب ، ناشى از بى ايمانى آنان بود .

و يستئذن فريق منهم . .. يقولون إنّ بيوتنا عورة ... إن يريدون إلاّ فرارًا ... ثمّ

«ثمّ سئلوا الفتنة» دلالت مى كند كه آنان، با درخواست شرك، آن را قبول مى كردند. چنين امرى اشعار دارد كه استيذان در ترك جهاد و بهانه جويى براى فرار، ناشى از بى ايمانى و تزلزل در عقيده بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 15 - 1

1 - منافقان حاضر در صحنه غزوه احزاب ، و مصمم به فرار از آن ، پيش تر در غزوه اُحد تعهد كرده بودند كه از جهاد با دشمن نگريزند .

و لقد كانوا عهدوا اللّه من قبل لايولّون الأدبر

مرجع ضمير در «كانوا» گروهى از منافقان اند كه در غزوه اُحد ترسيدند و تصميم به فرار گرفتند، ولى عهد كردند كه ديگربار چنين نكنند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 16 - 3،6،7

3 - منافقان شركت كننده در غزوه احزاب ، درصدد فرار از جهاد ، به منظور نجات خود بودند .

قل لن ينفعكم الفرار

6 - منافقان حاضر در غزوه احزاب ، براى نجات از مرگ و يا كشته شدن ، تصميم به فرار از جهاد گرفتند .

إن يريدون إلاّ فرارًا . .. إن فررتم من الموت أو القتل

7 - خداوند ، به منافقان شركت كننده در غزوه احزاب ، با بيان اين كه حتى در صورت فرار از جبهه جهاد ، گرفتار مرگ يا قتل ، در جاى ديگر يا زمان ديگر مى شوند ، هشدار داده است .

إن فررتم من الموت أو القتل و إذًا لاتمتّعون إلاّ قليلاً

203- منافقان مدينه و غزوه احزاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 13 - 2،3

2 - منافقان براى ماندن مسلمانان به همراه پيامبر (صلی الله علیه و آله) در غزوه احزاب - باتوجه به هجوم دشمن - وجهى منطقى قائل نبودند و آنان را به ترك غزوه ، دعوت مى كردند .

قالت طائفة منهم يأهل يثرب لامقام لكم فارجعوا

3 - منافقان مدينه ، به مسلمانان وانمود كردند كه شكست شان در غزوه احزاب حتمى است .

و إذ قالت طائفة منهم يأهل يثرب لامقام لكم فارجعوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 19 - 3

3 - منافقان مدينه ، به هنگام خبردار شدن از وقوع جنگ احزاب ، به قدرى مى ترسيدند كه چشمان شان بى اختيار ، به چرخش مى افتاد .

فإذا جاء الخوف رأيتهم ينظرون إليك تدور أعينهم كالذى يغشى عليه من الموت

مراد از «الخوف» به قرينه بحث جهاد و هجوم دشمن، خبر جنگ و قتال است كه براى منافقان بسيار ترس آور بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 20 - 1،4

1 - منافقان مدينه ، مى پنداشتند كه احزاب متّحد ، تا مدينه را فتح نكنند ، پراكنده نخواهند شد .

يحسبون الأحزاب لم يذهبوا

4 - منافقان مدينه ، دوست داشتند كه در صورت تكرار هجوم احزاب متّحد به مدينه ، در بيابان و در ميان باديه نشينان باشند .

و إن يأت الأحزاب يودّوا لو أنّهم بادون فى الأعراب

204- منافقان و غزوه بدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 49 - 3

3 - منافقان و سست ايمان ها ، حضور مؤمنان را در جنگ بدر ناشى از فريب خوردگى آنان مى پنداشتند .

غر هؤلاء دينهم

«غرور» (مصدر غرّ) به معناى فريب دادن است.

205- منافقان و غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 42 - 3

3 - پيمودن مسافت مدينه تا تبوك به دليل دورى راه ، براى برخى افراد ( منافقان ) دشوار مى نمود .

و لكن بعدت عليهم الشقة

«شقة» به معناى سختى و مشقت و كنايه از مسافت است; يعنى، به نظر آنان (منافقان)راه ميان مدينه و تبوك راهى طولانى و پيمودن آن طاقت فرساست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 43 - 2

2 - اجازه گرفتن بهانه جويان ( منافقان ) از پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، براى شركت نكردن در جنگ تبوك با اظهار دروغين عجز و ناتوانى

خود

لم أذنت لهم حتى يتبين لك

مقصود از «اذن» در آيه فوق - به قرينه آيه قبل (لو استطعنا . ..) و شأن نزولها - اذن دادن به كسانى است كه از شركت در جهاد، خود را معذور مى دانستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 46 - 4

4 - كراهت و ناخوشايندى خداوند ، از برانگيختن و موفق ساختن متخلفان از جنگ تبوك ( منافقان ) براى شركت در آن

و لكن كره اللّه انبعاثهم فثبطهم و قيل اقعدوا مع القعدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 47 - 1،2

1 - متخلفان جنگ تبوك ( منافقان ) ، در صورت شركت در آن ، جز فساد و تباهى به بار نمى آوردند .

لو خرجوا فيكم ما زادوكم إلا خبالا

«خبال» به معناى فساد و تباهى است; يعنى، اگر منافقان براى جنگ بيرون مى آمدند براى شما چيزى جز فساد و تباهى نمى افزودند.

2 - عدم شركت بى ايمان ها و سست باوران ( منافقان ) در جنگ تبوك ، به خير و صلاح مؤمنان بود نه مايه ضرر آنان .

لو خرجوا فيكم ما زادوكم إلا خبالا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 48 - 4

4 - ناتوانى متخلفان جنگ تبوك ( منافقان ) در به شكست كشانيدن جبهه اسلام

لقد ابتغوا الفتنة من قبل . .. حتى جاء الحق و ظهر أمر اللّه و هم كرهون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 49 - 1

1 - اذن طلبى برخى منافقان براى نرفتن به جنگ تبوك ، به بهانه گرفتار شدن به فتنه و گناه

و منهم من يقول ائذن لى و لاتفتنى

در شأن نزول آيه آورده اند كه: يكى از منافقان به پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) گفت: «يا رسول اللّه ائذن لى و لاتفتنى ببنات الأصغر فإنى أخاف أن أفتتن بهن»; يعنى، اى رسول خدا! به من اذن بده تا در جنگ شركت نكنم . .. چون، مى ترسم مفتون دختركان رومى گردم و به گناه بيفتم. (مجمع البيان، ذيل آيه)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 81 - 9

9 - اخلالگرى منافقان صدر اسلام ، در بسيج براى جنگ تبوك

لاتنفروا فى الحر

206- منشأ پيروزى غزوه بنى نضير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 6 - 11،13

11 - تسلط و غلبه پيامبر (صلی الله علیه و آله) بر يهود بنى نضير ، معلول اراده و عنايت خداوند بود ; نه صرفاً تلاش مسلمانان .

فما أوجفتم عليه . .. و لكنّ اللّه يسلّط رسله على من يشاء

13 - فتح دژ هاى مستحكم و استوار يهود بنى نضير بدون جنگ و درگيرى ، نمودى عينى از قدرت نامحدود الهى است .

هو الذى أخرج الذين كفروا . .. و ظنّوا أنّهم مانعتهم حصونهم ... و اللّه على كلّ ش

207- منشأ پيروزى غزوه خيبر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 18 - 14

14 - آرامش درونى ، و پيروزى صلح حديبيه و فتح خيبر ، نتيجه بيعت مهم مؤمنان با پيامبر (صلی الله علیه و آله)

إذ يبايعونك تحت الشجرة . .. فأنزل السكينة عليهم و أثبهم فتحًا قريبًا

عبارت «فتحاً قريباً» ممكن است اشاره به «فتحاً مبيناً» (صلح حديبيه) و يا فتح خيبر داشته باشد; چه اين كه هر دو فتح با فاصله اى نه چندان دور، صورت گرفته و اطلاق فتح قريب بر هر دو ممكن است.

208- منشأ غزوه بدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 42 - 9

9 - تقدير و اراده خداوند ، تحقق بخش جنگ بدر و شكل دهنده مقدمات آن

و لكن ليقضى اللّه أمرا كان مفعولا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 44 - 5

5 - خداوند تحقق دهنده جنگ بدر و پيروزكننده مسلمانان در آن نبرد

ليقضى اللّه أمرا كان مفعولا

209- منشأ غزوه بنى نضير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 5 - 3

3 - حركت هاى مسلمانان در مقابله با يهود بنى نضير ، به اذن و رهنمود الهى بود .

ما قطعتم . .. فبإذن اللّه

با توجه به الغاى خصوصيت از مورد، مطلب ياد شده به دست مى آيد.

210- موقعيت اجتماعى متخلفان غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 118 - 3

3 - تنگ شدن عرصه زندگى بر سه مسلمان متخلف از جنگ تبوك ، در اثر رو به رو شدن با پيامد هاى عمل خطايى كه كرده بودند .

حتى اذا ضاقت عليهم الأرض بما رحبت

211- موقعيت جغرافيايى غزوه بدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 42 - 1،3،8

1 - سپاه اسلام و سپاه شرك در آستانه جنگ بدر ، هر كدام در سويى از دره واقع در منطقه بدر مستقر شدند .

إذ أنتم بالعدوة

«عُدْوة» به معناى كناره و دامنه وادى است و وادى به زمينى كه بين دو كوه و دو تپه قرار دارد گفته مى شود و هر وادى داراى دو عدوه و كناره است. تكرار كلمه «عدوه» در آيه شريفه حكايت از آن دارد كه سپاه اسلام در يك سوى دامنه و سپاه كفر در دامنه ديگر استقرار داشتند.

3 - مسلمانان در جنگ بدر در دامنه پست و كافران در دامنه بلند مستقر شدند .

إذ أنتم بالعدوة الدنيا و هم بالعدوة القصوى

8 - انتخاب محل استقرار سپاه كفر و ايمان در آستانه جنگ بدر ، حتى با توافق طرفين ممكن نبود .

و لو تواعدتم لاختلفتم فى الميعد

212- موقعيت جوّى غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 81 - 10

10 - وقوع جنگ تبوك در شدت گرما

لاتنفروا فى الحر

213- مؤمنان در غزوه بدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 44 - 1

1 - خداوند به هنگام رويارويى و شروع جنگ بدر ، هر يك از دو سپاه ايمان و كفر را در نظر ديگرى اندك نمايان ساخت .

و إذ يريكموهم إذالتقيتم فى أعينكم قليلا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 49 - 1،2،3،5

1 - جبهه ايمان در كارزار بدر ، متشكل از مؤمنان متكى بر خدا ، عناصرى منافق و گروهى سست ايمان

إذ يقول المنفقون و الذين فى قلوبهم مرض . .. و من يتوكل على اللّه

«مرض» به معناى بيمارى است و مقصود از آن در اينجا به اين دليل كه در مقابل نفاق قرار گرفته، ترديد در حقانيت دين است كه از آن مى توان به ضعف ايمان تعبير كرد. جمله «و من يتوكل على اللّه» اشاره به گروه سوم، يعنى مؤمنان حقيقى و راستين، دارد.

2 - حضور مؤمنان واقعى دركارزار بدر ، در مقابل دشمنى به مراتب قويتر ، برخاسته از پايبندى آنان به اسلام ، حتى در ديدگاه منافقان و سست ايمانها

إذ يقول المنفقون . .. غر هؤلاء دينهم

«غر هؤلاء دينهم» كه سخن منافقان و سست ايمانهاست، بيانگر اين است كه آنان نيز حضور مؤمنان در كارزار بدر برخاسته از انديشه دينى ايشان مى دانستند.

3 - منافقان و سست ايمان ها ، حضور مؤمنان را در جنگ بدر ناشى از فريب خوردگى آنان مى پنداشتند .

غر هؤلاء دينهم

«غرور» (مصدر غرّ) به معناى فريب دادن است.

5 - نيروى نظامى مؤمنان در جنگ بدر ، نيرويى بس ضعيف و ناتوان در مقايسه با جبهه كفر

يقول المنفقون . .. غر هؤلاء دينهم و من يتوكل على اللّه

بيان حمايت خداوند از مؤمنان در كارزار بدر با جمله «و من يتوكل . .. » پس از بيان نظريه منافقان و بيماردلان (ضعف قواى نظامى مسلمانان) انديشه آنان را تأييد مى كند. يعنى اظهار نظر منافقان به حسب ديد ظاهرى صحيح است، ولى آنچه مورد غفلت واقع شده، تأثير بسزاى حمايت الهى از مؤمنان متوكل است. يعنى اگر حمايت الهى نباشد، همان است كه منافقان اظهار مى دارند.

214- مؤمنان در غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 120 - 14

14 - حركت مؤمنان به سوى جنگ تبوك ، برانگيزنده خشم كافران بود .

و لا يطئون موطئاً يغيظ الكفار

با توجه به اينكه اين بخش از آيات در مورد جنگ تبوك است، برداشت فوق استفاده مى شود.

215- مؤمنان و شكست غزوه بدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 6 - 6

6 - برخى از مؤمنان مأيوس از پيروزى در جنگ بدر و مطمئن به شكستى مرگ آفرين در آن كارزار

يجدلونك . .. كأنما يساقون إلى الموت و هم ينظرون

216- مؤمنان و غزوه بدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 5 - 6

6 - برخى از مؤمنان از اقدام به جنگ بدر ناخشنود بودند .

أخرجك ربك . .. و إن فريقا من المؤمنين لكرهون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 6 - 4

4 - وحشت شديد برخى از مؤمنان از حضور يافتن در جنگ بدر

كأنما يساقون إلى الموت

217- مؤمنان و متخلفان غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 95 - 4

4 - متخلفان از جنگ تبوك ( منافقان ) در معرض انتقاد و حمله و تعرض مؤمنان بازگشته از جهاد قرار داشتند .

سيحلفون باللّه . .. لتعرضوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 96 - 3

3 - ناخشنودى مؤمنان مجاهد از متخلفان جنگ تبوك ( منافقان )

يحلفون لكم لترضوا عنهم

218- مهاجران در غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 117 - 6

6 - نيرو هاى رزمى جنگ تبوك ، متشكل از مهاجر و انصار

المهجرين و الانصار الذين اتبعوه فى ساعة العسرة

219- ناخشنودى مجاهدان غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 96 - 3

3 - ناخشنودى مؤمنان مجاهد از متخلفان جنگ تبوك ( منافقان )

يحلفون لكم لترضوا عنهم

220- نزول آرامش در غزوه حنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 26 - 1،4

1 - نزول آرامش روحى از جانب خداوند بر رسول اكرم (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان در جنگ حنين ، پس از فرار مسلمانان

ثم وليتم مدبرين. ثم أنزل اللّه سكينته على رسوله و على المؤمنين

4 - نزول آرامش روحى از سوى خداوند بر مؤمنان در جنگ حنين و محروميت منافقان از آن

ثم أنزل اللّه سكينته على رسوله و على المؤمنين

با توجه به اينكه در فراز قبل، مؤمنان به وسيله ضمير «كم» مخاطب قرار گرفتند و در اين آيه به جاى آن ضمير، كلمه «مؤمنين» آمده، مى توان به برداشت فوق دست يافت.

221- نظم سپاه مسلمانان مدينه در غزوه احزاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 13 - 10

10 - در سپاه مسلمانان ، به هنگام غزوه احزاب ، نظمى استوار ، حاكم بود . به گونه اى كه منافقان نيز خود را ملزم به رعايت آن مى دانستند .

و يستئذن فريق منهم النبىّ

222- نفاق متخلفان از غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 54 - 3

3 - متخلفان از جنگ تبوك ، به ظاهر مسلمان ولى در باطن كافر به خدا و رسول او بودند .

و ما منعهم أن تقبل منهم نفقتهم إلا أنهم كفروا باللّه و برسوله

روى سخن در اين بخش از آيات با كسانى است كه از شركت در جنگ تبوك سرباز زده بودند.

223- نقش طوفان در غزوه احزاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 25 - 4

4 - طوفان و نيرو هاى نامريى در غزوه احزاب ، از عوامل فروپاشى جبهه احزاب متّحد و پراكنده شدن آنان بود .

فأرسلنا عليهم ريحًا و جنودًا . .. و ردّ اللّه الذين كفروا

بنابراين كه «و ردّ اللّه» عطف بر آيه نُه (فأرسلنا عليهم. ..) باشد، نكته ياد شده به دست مى آيد.

224- نقش غزوه بنى نضير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 2 - 5

5 - غزوه بنى نضير ، اولين برخورد گروهى يهوديان مدينه با پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مسلمانان *

أخرج الذين كفروا . .. لأوّل الحشر

از تعبير «أوّل الحشر» مى توان استفاده كرد كه «غزوه بنى نضير»، اولين دسته بندى گروهى يهوديان مدينه، عليه پيامبر(صلی الله علیه و آله) بوده است.

225- نقش متخلفان از غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 47 - 6

6 - متخلفان جنگ تبوك در صورت شركت در آن جنگ ، جز نفوذ در ميان صفوف لشكر اسلام به منظور فتنه جويى ، نقشى ديگر نداشتند .

لو خرجوا فيكم ما زادوكم إلا خبالا و لأوضعوا خللكم يبغونكم الفتنة

226- نگرانى در مجاهدان غزوه بدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 11 - 8،9

8 - برخى از مجاهدان بدر گرفتار پليدى و نگرانيهايى از سوى شيطان بودند .

و يذهب عنكم رجز الشيطن

9 - فقدان آب براى تحصيل طهارت و برطرف كردن نجاست ها ، مايه وسوسه شيطان و ايجاد نگرانى در پيكارگران بدر

ليطهّركم به و يذهب عنكم رجز الشيطن

نبودن لام در «يذهب» بيانگر اين است كه «يذهب . .. » مترتب بر «ليطهركم ... » است. و تناسب تطهير با برطرف شدن رجز شيطان اقتضا مى كند كه مراد از رجز شيطان وسوسه هايى باشد كه شيطان بر اثر نبودن آب براى طهارت در مجاهدان ايجاد مى كرده است.

227- نگرانى محمد (صلی الله علیه و آله) در غزوه حنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 26 - 2

2 - نگرانى پيامبر (صلی الله علیه و آله) در جنگ حنين از فرار مسلمانان و شكست جبهه اسلام

ثم وليتم مدبرين. ثم أنزل اللّه سكينته على رسوله

228- نهى از شركت در غزوه خيبر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 15 - 8

8 - تلاش متخلّفان حديبيه براى حضور در جنگ خيبر ، به منظور شكستن نهى الهى از شريك شدن آنان در غنايم خيبر *

يريدون أن يبدّلوا كلم اللّه قل لن تتّبعونا كذلكم قال اللّه من قبل

برداشت بالا بدان احتمال است كه به قرينه«قل لن تتّبعونا كذلكم قال اللّه من قبل»، خداوند از قبل، پربار بودن جنگ خيبر را يادآور شده و از حضور متخلفان، در آن جنگ نهى كرده است; تا آنان به غنايم دست نيابند. ولى متخلفان، به خاطر شكستن اين نهى الهى، درصدد شركت در جنگ و سهيم شدن در غنايم بودند.

229- نيروهايى نامرئى در غزوه احزاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 25 - 4

4 - طوفان و نيرو هاى نامريى در غزوه احزاب ، از عوامل فروپاشى جبهه احزاب متّحد و پراكنده شدن آنان بود .

فأرسلنا عليهم ريحًا و جنودًا . .. و ردّ اللّه الذين كفروا

بنابراين كه «و ردّ اللّه» عطف بر آيه نُه (فأرسلنا عليهم. ..) باشد، نكته ياد شده به دست مى آيد.

230- وعده پيروزى در غزوه خيبر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 15 - 3

3 - وعده الهى به مسلمانان ، در دستيابى به فتح خيبر و غنايم آن ، پس از صلح حديبيه

سيقول المخلّفون إذا انطلقتم إلى مغانم لتأخذوها ذرونا نتّبعكم

آيه شريفه، در زمينه جنگ خيبر است و خداوند از حركت مسلمانان به اين جنگ به عنوان حركت به سوى غنايم ياد كرده است. از اين نكته استفاده مى شود كه خداوند به طور ضمنى، نويد فتح خيبر و غنايم آن را به جبران مشكلات سفر حديبيه، به مسلمانان داده است.

231- وعده غنايم غزوه خيبر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 15 - 12

12 - اختصاص غنايم خيبر به شركت كنندگان سفر حديبيه ، براساس وعده قبلى خداوند *

إذا انطلقتم إلى مغانم لتأخذوها . .. قال اللّه من قبل

برداشت بالا بدان احتمال است كه آنچه از قبل گفته شده، اختصاص غنايم، به حاضران صلح حديبيه باشد; چه اين كه اين نكته از نظر تاريخى نيز تأييد شده است.

232- وعده هاى خدا در غزوه احزاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 22 - 10

10 - توجه مسلمانان مدينه به تحقق وعده هاى خدا و پيامبرش ، در غزوه احزاب ، باعث شد كه آنان ، با ديدن سپاه دشمن بر ايمان شان افزوده شود .

و لمّا رءا المؤمنون الأحزاب قالوا هذا ما وعدنا اللّه و رسوله . .. و ما زادهم إل

233- وعده هاى محمد(صلی الله علیه و آله) در غزوه احزاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 22 - 10

10 - توجه مسلمانان مدينه به تحقق وعده هاى خدا و پيامبرش ، در غزوه احزاب ، باعث شد كه آنان ، با ديدن سپاه دشمن بر ايمان شان افزوده شود .

و لمّا رءا المؤمنون الأحزاب قالوا هذا ما وعدنا اللّه و رسوله . .. و ما زادهم إل

234- وقت هجوم مجاهدان غزوه ذات السلاسل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عاديات - 100 - 5 - 3

3 - مجاهدان در غزوه « ذات السلاسل » با اسبان دونده اى كه از ضربه سم آنها برق مى جهيد ، صبحگاهان بر دشمن تاختند و در ميان غبار پاى اسبان ، خود را به قلب دشمن رساندند .

و العديت ضبحًا . فالموريت قدحًا . فالمغيرت صبحًا . فأثرن به نقعًا . فوسطن به

براساس بعضى از روايات، اين آيات به غزوه «ذات السلاسل» نظر دارد.

235- ويژگيهاى اسبان مجاهدان غزوه ذات السلاسل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عاديات - 100 - 5 - 3

3 - مجاهدان در غزوه « ذات السلاسل » با اسبان دونده اى كه از ضربه سم آنها برق مى جهيد ، صبحگاهان بر دشمن تاختند و در ميان غبار پاى اسبان ، خود را به قلب دشمن رساندند .

و العديت ضبحًا . فالموريت قدحًا . فالمغيرت صبحًا . فأثرن به نقعًا . فوسطن به

براساس بعضى از روايات، اين آيات به غزوه «ذات السلاسل» نظر دارد.

236- هجوم دشمن در غزوه احزاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 9 - 2

2 - مورد هجوم قرار گرفتن مسلمانان در مدينه از سوى لشگر دشمن در غزوه احزاب

اذكروا نعمة اللّه عليكم إذ جاءتكم جنود

مفسران بر اين نكته اتفاق نظر دارند كه اين آيه، درباره غزوه احزاب نازل شده است. مراد از «جنود» گروه هاى مشرك و يهوديان اند كه در يك تصميم جمعى، متحد شدند و جهت درهم كوبيدن مسلمانان، به مدينه هجوم بردند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 10 - 1،5،8،11،13،14،15

1 - مسلمانان مدينه ، از ناحيه بالا و پايين مدينه ، در محاصره دشمن ( احزاب متّحد ) قرار گرفتند .

إذ جاءوكم من فوقكم و من أسفل منكم

5 - هجوم احزاب متّحد به سوى مدينه ، باعث وحشت و نگرانى مسلمانان شد .

إذ جاءوكم . .. و إذ زاغت الأبصر

«زاغت الأبصار» مى تواند كنايه از به وجود آمدن آن چنان وحشتى باشد كه چشم شخص، قدرت ديد و تشخيص را از دست مى دهد.

8 - هجوم احزاب متّحد به مدينه ، براى درهم شكستن مسلمانان ، مسلمانان را به قدرى وحشت زده كرد كه همانند افراد محتضر شدند .

إذ جاءوكم . .. و إذ زاغت الأبصر و بلغت القلوب الحناجر

مراد از به حنجره رسيدن قلب ها، خفگى و به حال مرگ افتادن است.

11 - ايّام هجوم احزاب متّحد به مدينه ، روزهايى بس سخت و نگران كننده براى مسلمانان بود .

إذ جاءوكم . .. و إذ زاغت الأبصر و بلغت القلوب الحناجر

13 - پس از محاصره مدينه از سوى احزاب متّحد ، ظنّ و گمان هاى گوناگونى درباره خدا ، در ميان مردم مسلمان پديد آمد .

إذ جاءوكم . .. و تظنّون باللّه الظنونا

«ظنون» مفعول مطلق عددى است و «ال » در آن، براى جنس است. جمع آورده شدن «ظنون » همراه با «ال» دلالت بر تعدد و گوناگونى مى كند.

14 - عارض شدن بدگمانى به خدا در مسلمانان ، در پىِ هجوم احزاب متّحد به مدينه

إذ جاءوكم . .. و تظنّون باللّه الظنونا

احتمال دارد كه مخاطب فعل «تظنّون» مسلمانان باشند و يكى از احتمال هاى «الظنونا» بدگمانى باشد. آيات بعدى مى تواند قرينه اى بر نكته ياد شده باشد.

15 - ظنّ و گمان هاى مردم مدينه درباره وعده هاى خدا ، در پى هجوم احزاب متّحد ، علاوه بر گوناگونى ، نو به نو و در حال تجديد شدن بود .

و تظنّون باللّه الظنونا

آوردن فعل مضارع «تظنّون» به منظور بيان پديد آمدن گمان، مى تواند بيان كننده تداوم و تجديد شدن آن باشد.

237- هلاكت كافران در غزوه بدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 54 - 6

6 - هلاكت كافران در جنگ بدر كيفرى از سوى خداوند به سبب تكذيب آيات الهى و انكار رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

كدأب ءال فرعون . .. فأهلكنهم بذنوبهم

238- هلاكت متخلفان از غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 42 - 11

11 - متخلفان از جنگ تبوك ( منافقان ) ، به تخلف خويش و سوگند هاى دروغينشان ، در جهت هلاكت خود گام برداشتند .

سيحلفون باللّه . .. يهلكون أنفسهم

239- يهود بنى قريظه در غزوه احزاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 10 - 4

4 - يهود بنى نضير و بنى قريظه و غطفان ، با مشركان مكه ، عليه مسلمانان ، ائتلاف كردند .

إذ جاءوكم من فوقكم و من أسفل منكم

طبق شواهد تاريخى، غزوه احزاب، با ائتلاف يهوديان بنى نضير و بنى قريظه و غطفان و مشركان مكه به وجود آمد. «من فوقكم» اشاره به يهوديانى دارد كه از بخش شرقى مدينه هجوم آوردند و «من أسفل منكم» اشاره به مشركانى دارد كه از بخش غربى مدينه به آن ديار هجوم آورده بودند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 26 - 4

4 - يهود بنى قريظه ، در غزوه احزاب ، همْ پيمان مشركان مكه بودند و از آنان پشتيبانى مى كردند .

و أنزل الذين ظهروهم من أهل الكتب

مراد از «الذين ظاهروا» يهود بنى قريظه، و مرجع ضمير «هم»، مشركانى اند كه سردمدارى احزاب متحد عليه مسلمانان مدينه را بر عهده داشتند.

240- يهود بنى نضير در غزوه احزاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 10 - 4

4 - يهود بنى نضير و بنى قريظه و غطفان ، با مشركان مكه ، عليه مسلمانان ، ائتلاف كردند .

إذ جاءوكم من فوقكم و من أسفل منكم

طبق شواهد تاريخى، غزوه احزاب، با ائتلاف يهوديان بنى نضير و بنى قريظه و غطفان و مشركان مكه به وجود آمد. «من فوقكم» اشاره به يهوديانى دارد كه از بخش شرقى مدينه هجوم آوردند و «من أسفل منكم» اشاره به مشركانى دارد كه از بخش غربى مدينه به آن ديار هجوم آورده بودند.

241- يهود غطفان در غزوه احزاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 10 - 4

4 - يهود بنى نضير و بنى قريظه و غطفان ، با مشركان مكه ، عليه مسلمانان ، ائتلاف كردند .

إذ جاءوكم من فوقكم و من أسفل منكم

طبق شواهد تاريخى، غزوه احزاب، با ائتلاف يهوديان بنى نضير و بنى قريظه و غطفان و مشركان مكه به وجود آمد. «من فوقكم» اشاره به يهوديانى دارد كه از بخش شرقى مدينه هجوم آوردند و «من أسفل منكم» اشاره به مشركانى دارد كه از بخش غربى مدينه به آن ديار هجوم آورده بودند.

242- غزوه احد

{غزوه احد}

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 121 - 11،12

11 - اختلاف نظر مسلمانان در تعيين محل جنگ احد *

و اذ غدوت . .. و اللّه سميع عليم

يادآورى شنوايى خداوند نسبت به گفتار و دانايى او نسبت به كردار و انديشه ها پس از بيان خروج پيامبر (صلی الله علیه و آله) از مدينه براى آماده

سازى محلّ دفاع، حكايت از بگو مگوها و انديشه هاى مخالف نظر پيامبر (صلی الله علیه و آله) درباره محل برخورد با دشمن دارد.

12 - شركت پيامبر (صلی الله علیه و آله) در جنگ احد ، به عنوان فرماندهى عمليات نظامى

و اذ غدوت من اهلك تبوّىء المؤمنين مقاعد للقتال

امام صادق (ع): سبب نزول هذه الآية ان قريشا خرجت من مكّة تريد حرب رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) فخرج يبغى موضعاً للقتال.


تفسير قمى، ج 1، ص 110 ; نورالثقلين، ج 1، ص 384، ح 336.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 122 - 1،2،3،5،7،8،18

1 - تمايل دو گروه از رزمندگان احد به سستى و انصراف از شركت در جنگ

اذ همّت طائفتان منكم ان تفشلا

بيشتر مفسرين برآنند كه آيه فوق در مورد نبرد احد نازل شده است.

2 - سستى و ترس دو گروه از مسلمانان شركت كننده در جنگ احد ، مورد ملامت خداوند

اذ همّت طائفتان منكم ان تفشلا و اللّه وليّهما

«فشل» به معناى ضعف به همراه ترس است. (مفردات راغب).

3 - لزوم يادآورى و تحليل حوادث تاريخى ( نبرد احد ) و عبرت از آن

اذ همّت طائفتان منكم ان تفشلا

بنابر اينكه كلمه «اذ»، مفعول فعلى مقدر، همانند «اذكر» (به ياد آور) باشد; و يادآورى حوادث تاريخى، معمولا براى عبرت گرفتن است.

5 - دسيسه منافقان ( عبداللّه بن أبى سلول ) ، براى ايجاد سستى و هراس در مسلمانان ، هنگام روانه شدن آنان به سوى احد

اذ همّت طائفتان منكم ان تفشلا

در مجمع البيان آمده است كه عبداللّه بن ابى سلول، دو طايفه از مسلمانان (برخى از مهاجر و انصار) را از رويارويى با مشركان برحذر مى داشت.

7 - نبرد احد ، نمونه اى از بى صبرى و بى تقوايى دو گروه از مسلمانان و زيان ديدن از توطئه هاى دشمنان

و ان تصبروا و تتقوا لا يضرّكم كيدهم شيئاً . .. اذ همّت طائفتان منكم ان تفشلا

8 - يارى خداوند در از بين بردن هراس آن دو گروه از مسلمانان كه در جنگ احد ، به سستى مبتلا شدند .

اذ همّت طائفتان منكم ان تفشلا و اللّه وليّهما

جمله «اذ همّت» مى رساند كه قصد سستى داشتند، ولى از اين قصد منصرف شدند و به كار جنگ پرداختند. جمله «و اللّه وليّهما»، ظاهراً بيانگر علت انصراف آنان است.

18 - تمايل بنى حارثه و بنى سلمه به سستى و انصراف از شركت در جنگ احد

اذ همّت طائفتان منكم

امام باقر و امام صادق (ع) درباره «طائفتان» در آيه فوق فرمودند: «و الطّائفتان هما بنو سلمة و بنو حارثة حيّان من الانصار.


مجمع البيان، ج 2، ص 824.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 139 - 4

4 - خودباختگى و شكست روحى پيكارگران احد پس از بازگشت از نبرد

اذ همّت طائفتان منكم ان تفشلا . .. و لاتهنوا و لاتحزنوا و انتم الاعلون

اگر چه نهى از چيزى، حكايت از وقوع خارجى آن ندارد، ولى به قرينه آيات بعد (ان يمسسكم قرح . .. )، معلوم مى شود كه نهى از سستى و اندوه، پس از وقوع آن در ميان مسلمانان بوده است. و به مقتضاى ارتباط اين آيه با آيات پيشين كه جنگ احد و عوامل شكست آن را گوشزد كرد، به دست مى آيد كه اين سستى و اندوه، ناشى از مسائل جنگ احد بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 144 - 4،5،13،19

4 - تزلزل روحيه برخى از پيكارگران احد ، بر اثر شايعه قتل پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و ما محمّد الّا رسول . .. افاين مات او قتل انقلبتم على اعقابكم

5 - اتكاى افراطى برخى از پيكارگران احد به شخص پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مورد نكوهش خداوند

افاين مات او قتل انقلبتم على اعقابكم

13 - پندار غلط جاودانگى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موجب ارتداد و واپسگرايى برخى از مبارزان احد ، و انكار رسالت آن حضرت پس از شايعه قتل ايشان

افاين مات او قتل انقلبتم على اعقابكم

مفسران در شأن نزول آيه گفته اند: آنگاه كه خبر قتل پيامبر(صلی الله علیه و آله) در بين مردم شايع شد، برخى از مسلمانان اظهار داشتند كه اگر محمّد(صلی الله علیه و آله) پيامبر بود، كشته نمى شد. (مجمع البيان، ذيل آيه.)

19 - استقامت پيشگان و پايمردان پيكار احد ، شاكران نعمت رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

انقلبتم على اعقابكم . .. و سيجزى اللّه الشّاكرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 149 - 9

9 - شكست مسلمانان در پيكار احد ، زمينه ساز رواج تبليغات گمراه كننده كافران و منافقان

يا ايّها الّذين امنوا ان تطيعوا الّذين كفروا يردّوكم

در شأن نزول آيه آمده است كه منافقان پس از شكست نبرد احد، مسلمانان را به بازگشت و پذيرش آيين مشركان ترغيب مى كردند. (مجمع البيان، ذيل آيه).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 152 - 3،4،7،10،15،16،20،22،24،25

3 - تحقق وعده الهى به نصرت و پيروزى پيكارگران احد ، آنگاه كه در آغاز نبرد ، مشركان را تا آستانه انقراض كشتند .

و لقد صدقكم اللّه وعده اذ تحسّونهم باذنه

«اذ تحسّونهم» متعلق به «و لقد صدقكم اللّه» است ; يعنى بيان زمان تحقق وعده الهى است. و «تحسّونهم» از ماده «حَسّ» به معناى كشتن تا حد انقراض و نابودى است.

4 - ضربات مرگبار مسلمانان پيكارگر در آغاز جنگ احد بر پيكره مشركان قريش ، به اذن و اراده الهى

و لقد صدقكم اللّه وعده اذ تحسّونهم باذنه

7 - سستى ، اختلاف در كار جنگ و سرپيچى از فرمان پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از عوامل شكست مسلمانان در پيكار احد

حتّى اذا فشلتم و تنازعتم فى الامر و عصيتم

10 - سستى ، تفرقه و سرپيچى برخى پيكارگران احد از فرمان پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، پس از پيروزى ابتدايى بر دشمنان

حتّى اذا فشلتم . .. من بعد ما اريكم ما تحبّون

گر چه ظاهر خطاب در «فشلتم و تنازعتم . .. و عصيتم» به تمامى مسلمانان در جنگ احد است، ولى به قرينه تقسيم آنان در دنباله آيه به دو گروه دنياطلب و آخرت طلب، معلوم مى شود مراد از مخاطبين «فشلتم ... »، گروهى از مسلمانان بوده اند و نه همه آنان.

15 - دستيابى مسلمانان پيكارگر احد بر غنائم جنگى ، به دنبال شكست ابتدايى مشركان قريش

من معد ما اريكم ما تحبّون

اگر چه مراد از «ما تحبّون» پيروزى بر دشمن است، و لكن در آيه شريفه مى تواند لازمه آن، يعنى غنيمت نيز مراد باشد; به دليل «منكم من يريد الدّنيا».

16 - دنياطلبى برخى از پيكارگران احد ، موجب سستى ، اختلاف و سرپيچى از فرمان پيامبر (صلی الله علیه و آله) و شكست در آن كارزار

حتّى اذا فشلتم و . .. منكم من يريد الدّنيا

به نظر مى رسد جمله «منكم من يريد الدّنيا»، دليل «اذا فشلتم و تنازعتم فى الامر و عصيتم» باشد.

20 - جمعى از پيكارگران احد ، در پى دنيا و گردآورى غنائم و گروهى ديگر خواهان آخرت بودند .

منكم من يريد الدّنيا و منكم من يريد الاخرة

22 - شكست پيكارگران احد ، آزمايش الهى براى آنان

ثم صرفكم عنهم ليبتليكم

«صرفكم عنهم» يعنى شما را از تعقيب دشمنِ درگير منصرف ساخت و لازمه اين انصراف، شكست است.

24 - عفو خداوند از سستى ، نزاع و نافرمانى پيكارگران احد

حتّى اذا فشلتم . .. و لقد عفا عنكم

25 - شايستگى عفو از تخلّفات جنگى پيكارگران

و لقد عفا عنكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 153 -

1،2،4،5،7،8،9،10،11،12،13،14،15،16،17،18

1 - فرار پيكارگران احد از رويارويى با مشركان قريش ، بى آنكه به فكر كسى باشند .

اذ تصعدون و لا تلون على احد

كلمه «تصعدون» از «اصعاد»، به معناى دور شدن تا حد پنهان شدن از نظرهاست، و «لا تلون» از ماده «لىّ»، به معناى التفات و ميل كردن است. يعنى از معركه دور شديد و به كسى توجّه نمى كرديد و تنها به فكر فرار از صحنه بوديد.

2 - گريز مسلمانان از ميدان كارزار احد ، موجب شكست آنان در آن پيكار

ثمّ صرفكم عنهم . .. اذ تصعدون

بنابر اينكه «اذ تصعدون» متعلق به «صرفكم» باشد و كلمه «اذ»، يا براى بيان علّت است، يعنى شكست خورديد چون فرار كرديد، و يا ظرف زمان است، يعنى شكست خورديد، آنگاه كه فرار كرديد.

4 - تبلور آزمون مسلمانان در شكست احد ، به هنگام فرار آنان از صحنه كارزار

ثمّ صرفكم عنهم ليبتليكم . .. اذ تصعدون و لا تلون على احد

بنابر اينكه «اذ تصعدون» متعلق به «ليبتليكم» باشد، يعنى خداوند شما را از تعقيب دشمن بازداشت تا آزمايشتان كند و اين آزمايش به هنگام فرار تبلور يافت و محقق شد.

5 - يادآورى پيكار احد و علل شكست مسلمانان در آن ، وظيفه مؤمنان

اذ تصعدون و لا تلون على احد

بنابر اينكه «اذ تصعدون» متعلق به «اذكروا» باشد.

7 - عفو خداوند از مسلمانان پيكارگر احد ، نسبت به فرارشان از آن كارزار

و لقد عفا عنكم . .. اذ تصعدون و لا تلون على احد

جمله «لقد عفا عنكم»، مى رساند كه فرار پيكارگران احد (اذ تصعدون . .. ) نيز مشمول عفو الهى قرار گرفته است.

8 - دلهره و ترس و گريز مسلمانان از مهلكه كارزار احد ، موجب بى توجّهى در يارى رسانى به همرزمان خويش *

حتّى اذا فشلتم . .. اذ تصعدون و لا تلون على احد

9 - تلاش پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى جلوگيرى از گريز مسلمانان در نبرد احد ، و بى اعتنايى آنان در پذيرش دعوت او

و لا تلون على احد و الرّسول يدعوكم فى اخريكم

جمله «و الرّسول يدعوكم . .. »، حاليه است ; يعنى در حالى كه پيامبر (صلی الله علیه و آله) شما را فرامى خواند مى گريختيد و به هيچ كس (حتى پيامبر (صلی الله علیه و آله)) توجهى نداشتيد.

10 - تلاش مستمر پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى جلوگيرى از شكست مسلمانان در كارزار احد

و الرّسول يدعوكم فى اخريكم

11 - بى اعتنايى به دعوت پيامبر (صلی الله علیه و آله) در پيكار احد ، موجب شكست مسلمانان در آن كارزار

ثمّ صرفكم . .. و الرّسول يدعوكم فى اخريكم

بنابر اينكه «اذ تصعدون» متعلق به «صرفكم» باشد، آيه مزبور در مقام بيان علتهاى شكست احد است. بنابراين جمله «و لا تلون على احد و الرّسول ... »، كه حاكى از دعوت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و بى اعتنايى به اوست، نيز بيانگر علتى براى شكست خواهد بود.

12 - گريز مسلمانان از كارزار احد و فاصله گرفتن آنان از رسول خدا (صلی الله علیه و آله)

و الرّسول يدعوكم فى اخريكم

كلمه «فى اخريكم» بيان حالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) به هنگام دعوت است. يعنى پيامبر (صلی الله علیه و آله) آنگاه كه شما را دعوت مى كرد، در آخر شما قرار داشت و اين حاكى از دور شدن مسلمانان از اطراف پيامبر (صلی الله علیه و آله) است.

13 - حضور و مقاومت رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در رويارويى با مشركان قريش ، تا آخرين لحظات كارزار احد

و الرّسول يدعوكم فى اخريكم

14 - اندوه مسلمانان از شكست در كارزار احد و پيروز نشدن بر مشركان

فاثابكم غمّا بغمّ

جلمه «فاثابكم»، عطف بر جمله «و لقد عفا عنكم» است و كلمه «باء» در «بغمّ» بدليّه است، و مراد از «غمّا» به دليل كلمه «اثابكم» كه دلالت بر مرحمت و لطف دارد و نيز به دليل اينكه پس از عفو واقع شده، غم و اندوهى پسنديده است و اين غم پسنديده همان غم پيروزى كافران بر مسلمانان خواهد بود و يا غمّ و اندوه به خاطر پيروى نكردن از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) و سست آمدن در رويارويى با دشمن است.

15 - اندوه و حسرت مسلمانان به خاطر از دست دادن غنائم جنگى و جراحاتى كه در نبرد احد به آنان رسيد .

فاثابكم غمّا بغمّ لكيلا تحزنوا على مافاتكم و لا ما اصابكم

مراد از «غمّ» (غم دوّم) بايد غمى ناپسند باشد ; چرا كه خداوند آن را به غم پسنديده تبديل كرد و آن را پاداشى بر مسلمانان قرار داد و به قرينه «لكيلا . .. »، آن غم ناپسند همان از دست دادن غنائم و جراحات وارد شده بر مسلمانان بوده است.

16 - اندوه و پشيمانى مسلمانان به خاطر بى اعتنايى به دستورات پيامبر (صلی الله علیه و آله) در كارزار احد

فاثابكم غمّا بغمّ

با توجه به توضيح برداشت شماره 14.

17 - تبديل اندوه از دادن غنائم به اندوه تمرد از فرمان پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موهبتى الهى به رزمندگان احد

فاثابكم غمّا بغمّ

كلمه «اثابكم» دلالت بر اين معنا دارد كه اين تبديل و جايگزينى لطف و موهبتى از جانب خداوند بوده است.

18 - پشيمانى مسلمانان به جهت تخلف از دستورات پيامبر (صلی الله علیه و آله) در كارزار احد ، نتيجه عفو الهى از گناه آنان

و لقد عفا عنكم . .. فاثابكم غمّا بغمّ

عطف «اثابكم» بر «عفا عنكم» به وسيله «فاء»، دلالت بر ترتب و رابطه عليّت بين آن دو جمله دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 154 -

1،4،5،6،9،10،11،15،22،23،24،25،31،32،36

1 - فروفرستادن خوابى آرام بخش از سوى خداوند بر پيكارگران احد ، به دنبال اندوههايى كه در آن كارزار بر ايشان گذشت .

ثمّ انزل عليكم من بعد الغمّ امنة نعاساً

«امنة» (آرامش خاطر)، مفعول براى «انزل» است و «نعاساً» به معناى خواب، عطف بيان و يا بدل از «امنة» است.

4 - وضعيّت اندوهگين و پر دلهره و اضطراب مسلمانان پس از كارزار احد

ثمّ انزل عليكم من بعد الغمّ امنة نعاساً

5 - خواب آرام بخش ، تنها پيكارگران خداجوى نبرد احد را فراگرفت .

ثمّ انزل . .. امنة نعاساً يغشى طائفة منكم

به قرينه «طائفة قد اهمّتهم . .. »، طائفه اوّل حمل بر كسانى مى شود كه همّتشان دين و خدا بود.

6 - آنانكه در نبرد احد تنها به فكر خويش بودند ( خودگزينان ) ، غرق در اضطراب و دلهره و محروم از خواب آسوده و آرام بخش

ثمّ انزل . .. يغشى طائفة منكم و طائفة قد اهمّتهم انفسهم

9 - مسلمانان در پيكار احد متشكّل از دو جناح ، خداجويانِ آخرت طلب و خودگزينانِ دنياخواه بودند .

يغشى طائفة منكم و طائفة قد اهمّتهم انفسهم

10 - پندار هاى جاهلى مسلمانانِ خودگزين و دنياطلب احد ، نسبت به خداوند

و طائفة قد اهمّتهم . .. يظنّون باللّه غير الحقّ ظنّ الجاهليّة

11 - بينش جاهلى مسلمانان احد نسبت به خداوند ، برانگيزنده حسِّ خودگزينى و دنياطلبى در وجود ايشان

و طائفة قد اهمّتهم . .. يظنّون باللّه غير الحقّ ظنّ الجاهليّة

به نظر مى رسد جمله «يظنّون باللّه . .. »، به منزله علّتى باشد براى جمله «و طائفة قد اهمّتهم انفسهم».

15 - ترديد برخى از مسلمانان نبرد احد در حقّانيّت اسلام و وعده رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به پيروزى مسلمانان بر دشمنانشان

و طائفة . .. يقولون هل لنا من الامر من شىء

برخى از مسلمانان گمان مى كردند چون به اسلام گرويده اند و اسلام دين حق و الهى است، بايد همه امور بر طبق خواسته آنان

پيش رود; ولى آنگاه كه شكست خوردند، به ترديد افتادند و گفتند گويا اختيار امور به دست ما نيست و در نتيجه اسلام دين حق نيست و وعده هاى رسول خدا (صلی الله علیه و آله) بى مورد است.

22 - انكار حقانيّت رسول خدا (صلی الله علیه و آله) و نادرست پنداشتن وعده هاى الهى به پيروزى ، چيزى است كه خودگزينان شركت كننده در نبرد احد از رسول خدا پنهان مى داشتند .

و طائفة . .. يخفون فى انفسهم ما لايبدون لك

23 - ترس مسلمانان خودگزين و دنياطلبِ احد از افشاى موضع جاهلانه و شرك آميزشان در برابر رسول خدا (صلی الله علیه و آله)

و طائفة قد اهمّتهم انفسهم . .. يخفون فى انفسهم ما لايبدون لك

24 - تبليغات سوء ، شك برانگيز و شرك آلوده مسلمانان سست انديشه احد ، پس از پايان آن كارزار

يقولون لو كان لنا من الامر شىء ما قتلنا ههنا

25 - شهادت برخى از پيكارگران احد و شكست در آن كارزار ، موجب ترديد مسلمانان سست انديشه

يقولون لو كان لنا من الامر شىء ما قتلنا ههنا

31 - مسلمانان آخرت طلب و خداخواه احد ، مشتاقان شهادت و رهسپار به سوى قتلگاه خويش

قل لو كنتم فى بيوتكم لبرز الّذين كتب عليهم القتل الى مضاجعهم

على رغم اينكه آيه درباره توحيد افعالى است و بيان اين معنا كه امور به دست خداوند است، خروج براى شهادت را به خود مبارزان نسبت داد تا اشاره به اشتياق آنان به شهادت كند. كاربرد كلمه «مَضجع» (خوابگاه) به جاى قتلگاه، مؤيّد اين معناست.

32 - حضور پيكارگران خداجوى در صف رزمندگان احد ، حتى در صورت شركت نكردن دنياطلبان خودخواه

قل لو كنتم فى بيوتكم لبرز الّذين كتب عليهم القتل الى مضاجعهم

36 - حوادث تلخ پيكار احد ، موجب برملا شدن جناح دنياطلب و خودمحور ، از ميان مسلمانان آخرت طلب خداجو

و ليبتلى اللّه ما فى صدوركم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 155 - 1،2،3،5،10،14،15

1 - فرار و پشت كردن برخى مسلمانان ، از جبهه پيكار احد

انّ الّذين تولّوا منكم يوم التقى الجمعان

2 - حضور مجاهدانى پايمرد و استوار به همراه پيامبر (صلی الله علیه و آله) در كارزار احد ، تا آخرين لحظه هاى پيكار

انّ الّذين تولّوا منكم يوم التقى الجمعان

بنابر اينكه «من» در «منكم» براى تبعيض باشد، كه دلالت مى كند گروهى فرار كردند و قهراً گروهى تا آخر جنگ همراه پيامبر (صلی الله علیه و آله) باقى ماندند و به دفاع ادامه دادند.

3 - لغزش ( فرار از كارزار ) برخى از مجاهدان احد ، بر اثر نفوذ شيطان در ايشان

انّ الّذين تولّوا . .. انّما استزلّهم الشّيطان ببعض ما كسبوا

5 - خودخواهى و دنياپرستى برخى مجاهدان احد ، موجب نفوذ شيطان در آنان و گريزشان از صحنه كارزار

قد اهمّتهم انفسهم . .. انّ الّذين تولّوا .. انّما استزلّهم الشّيطان ببعض ما كسبو

خودمحورى و دنياطلبى، كه معناى جمله «قد اهمّتهم انفسهم» است، مى تواند مصداق روشن و مورد نظر از جمله «ببعض ما كسبوا» باشد.

10 - عفو خداوند از گناه فراريان جنگ احد

انّ الّذين تولّوا . . و لقد عفا اللّه عنهم

14 - حلم خداوند در برابر نافرمانى و لغزش پيكارگران احد ( پشت كردن به ميدان كارزار )

انّ الّذين تولّوا . . انّ اللّه غفور حليم

15 - فرار عقبة بن عثمان و عثمان بن سعد از رويارويى با دشمن در جنگ احد ، در اثر وسوسه هاى شيطان

انّ الّذين تولّوا منكم يوم التقى الجمعان انّما استزلّهم الشيطان ببعض ما كسبوا

امام باقر و يا امام صادق (ع) درباره «انّما استزلّهم الشيطان ببعض ما كسبوا . .. » فرمودند: فهو فى عقبة بن عثمان و عثمان بن سعد.


تفسير عياشى، ج 1، ص 201، ح 156 ; تفسير برهان، ج 1، ص 322، ح 1.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 157 - 5

5 - خداوند ، آمرزنده پيكارگران شهيد كارزار احد و بخشاينده رحمت هاى خويش به آنان

و لئن قتلتم فى سبيل اللّه او متّم لمغفرة من اللّه و رحمة

چون آيه مورد بحث در ضمن آياتى آمده كه مسائل نبرد احد را مطرح مى كرد، مى تواند اشاره مستقيم به شهيدان جنگ احد داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 159 - 3،16،18

3 - نرمى و مداراى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، با مسلمانانى كه از دستورات ايشان سرپيچى كردند و از جبهه احد گريختند .

فبما رحمة من اللّه لنت لهم

نرمى و مدارا غالباً در مورد مخالفت و عصيان است كه از مصاديق مورد نظر - به قرينه آيات قبل - عصيانگران نبرد احد مى باشند.

16 - عفو از خطاكاران پيكار احد ، تكليف الهى پيامبر (صلی الله علیه و آله)

فاعف عنهم و استغفر لهم

به متقضاى ارتباط اين آيه با آيات نبرد احد، از جمله افراد مورد نظر كه پيامبر (صلی الله علیه و آله) موظّف به ناديده گرفتن خطاى آنان است، خطاكاران نبرد احد مى باشند.

18 - لطف و عنايت خاصّ خداوند نسبت به پيكارگران نبرد احد

فاعف عنهم و استغفر لهم و شاورهم فى الامر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 160 - 9

9 - سستى پيكارگران احد در اتكال به خداوند ، موجب محروميّت آنان از نصرت الهى و شكست ايشان در آن نبرد .

و ان يخذلكم فمن ذا الّذى ينصركم من بعده و على اللّه فليتوكّل المؤمنون

وقوع اين آيه پس از بيان نبرد احد و شكست مؤمنان، اشاره به علّت شكست دارد، يعنى چون در آن نبرد توكّل نداشتيد، از يارى خدا محروم شديد و در نتيجه شكست خورديد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 165 - 4،7،12

4 - يادآورى خاطره پيروزى مسلمانان در پيكار بدر ، التيام بخش رنج و آثار روحى دردناك شكست نبرد احد

اولمّا اصابتكم مصيبة قد اصبتم مثليها

جمله «قد اصبتم مثليها»، كه اشاره به پيروزى بزرگ مسلمانان در بدر است، بدان جهت ايراد شده كه با ياد آن خاطره بزرگ، مسلمانان مصيبت احد را در مقايسه با پيروزى بدر كوچك شمرند و در نتيجه، رنج مصيبت احد را ناديده انگارند.

7 - مسلمانان ، به دليل نافرمانى از پيامبر (صلی الله علیه و آله) و فرار از صحنه نبرد ، عامل شكست و مصيبت هاى پيكار احد

اولمّا اصابتكم مصيبة . .. قل هو من عند انفسكم

با توجّه به آيات قبل، همانند آيه 152 (اذ تحسّونهم باذنه حتّى اذا فشلتم و تنازعتم فى الامر و عصيتم)، معلوم مى شود كه نافرمانى و . .. از جمله عوامل شكست آنان بود.

12 - رفع ناراحتى مسلمانان به جهت شهادت هفتاد نفر در جنگ احد ، با تذكّر به اين كه آنان در جنگ بدر ، هفتاد نفر از دشمنان را كشته و هفتاد نفر را اسير كردند .

اولمّا اصابتكم مصيبة قد اصبتم مثليها

امام صادق (ع) درباره آيه فوق فرمود: كان المسلمون قد اصابوا ببدر مائة و اربعين رجلا قتلوا سبعين رجلا و اسروا سبعين فلمّا كان يوم احد اصيب من المسلمين سبعون رجلا قال: فاغتمّوا بذلك فانزل اللّه تبارك و تعالى: «اولمّا اصابتكم . .. مثليها».


تفسير عياشى، ج 1، ص 205، ح 151 ; نورالثقلين، ج 1، ص 408، ح 426.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 166 - 1،2،6

1 - مصيبت اهل ايمان به هنگام درگيرى با كافران در جنگ احد ، با رخصت خداوند

و ما اصابكم يوم التقى الجمعان فباذن اللّه

2 - كارزار احد ، صحنه رويارويى و درگيرى دو جناح كفر و ايمان

و ما اصابكم يوم التقى الجمعان فباذن اللّه

6 - مشخّص شدن مؤمنان واقعى ، از اهداف رخصت خداوند در شكست نبرد احد و مصيبت هاى وارده در آن

و ما اصابكم . .. و ليعلم المؤمنين

جمله «و ليعلم . .. »، عطف بر جمله اى مقدّر است ; يعنى «و ما اصابكم ... ليكون كذا و كذا و ليعلم المؤمنين». لذا در برداشت فوق، مشخص شدن مؤمنان، از اهداف شكست آنان در نبرد احد شمرده شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 167 -

1،3،9،10،11،12،14،23،24

1 - مشخص شدن منافقان ، از اهداف رخصت خداوند در شكست نبرد احد و مصيبت هاى وارده در آن

و ما اصابكم . .. و ليعلم الّذين نافقوا

3 - حضور منافقانى ناشناخته در ميان مسلمانان عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) تا شكست احد

و ما اصابكم يوم التقى الجمعان . .. و ليعلم الّذين نافقوا

9 - بهانه جويى منافقان براى سرباز زدن از حضور در ميدان احد ، با اين ادّعا كه در آن ميدان ، پيكارى رخ نخواهد داد .

قاتلوا لو نعلم قتالا لاتّبعناكم

برخى از مفسّران گفته اند مراد از جمله «لو نعلم . .. » نفى برخورد نظامى است ; يعنى ما مى دانيم كه جنگى رخ نخواهد داد و لذا با شما نمى آييم.

10 - منافقان به انگيزه سرباز زدن از پيكار ، مدعى بودند كه حضور در ميدان احد نوعى انتحار و خودكشى است ، نه پيكار و جنگ .

قالوا لو نعلم قتالاً لاتّبعناكم

برخى برآنند كه مراد منافقان از جمله «لو نعلم . .. » اين معنا بوده كه بيرون شدن شما مسلمانان به سوى احد، پيكار و قتال نيست، بلكه خود را به مهلكه انداختن است ; چرا كه نيروى شما در برابر نيروى دشمن هيچ است.

11 - اظهار عدم آشنايى با دانش و مهارت هاى جنگى ، بهانه منافقان براى سرباز زدن از حضور در پيكار احد *

لو نعلم قتالاً لاتّبعناكم

برداشت فوق احتمال سوّمى است كه در بيان جمله «لو نعلم . .. » گفته شده است. يعنى اگر پيكار مى دانستيم، شركت مى كرديم، ولى ما با فنون جنگ و مبارزه آشنايى نداريم.

12 - شركت نكردن منافقان در پيكار احد ، افشاگر چهره و موضع نفاق آلود ايشان

و ليعلم الّذين نافقوا و قيل لهم تعالوا . .. لو نعلم قتالاً لاتّبعناكم

جمله «و قيل لهم تعالوا . .. » توضيحى است براى جمله «و ليعلم الّذين نافقوا». يعنى طريقه مشخّص كردن منافقان همان شركت نكردن آنان در نبرد است.

14 - منافقان به دليل شركت نكردن در پيكار احد ، دور از مرز ايمان و در آستانه كفر بودند .

هم للكفر يومئذ اقرب منهم للايمان

23 - منافقان احد داراى جنبه هاى گوناگون نفاق ، و آگاهى مسلمانان تنها به بخشى از آنها

و اللّه اعلم بما يكتمون

عالمتر بودن خدا به راز دل منافقان (و اللّه اعلم . .. )، دلالت بر اين معنا دارد كه آنچه از نفاق منافقان براى مسلمانان بيان شد، تنها بخشى از نفاق آنان است.

24 - برخورد نفاق آلود عبداللّه بن ابى و ياران او و سرباز زدن آنان از حضور در پيكار احد

و ليعلم الّذين نافقوا و قيل لهم تعالوا قاتلوا . .. لو نعلم قتالاً

در شأن نزول آيه آمده كه عبداللّه بن ابى و ياران او، كه حدود سيصد نفر بودند، از حضور در پيكار احد سرباز زد. (مجمع البيان، ذيل آيه.)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 168 - 1،3،4،5،6،7،8،18

1 - تلاش منافقان كناره گرفته از جنگ احد ، در بازداشتن ديگر مسلمانان از حضور در آن كارزار

الّذين قالوا لاخوانهم وقعدوا لو اطاعونا ما قتلوا

جمله «لو اطاعونا» دلالت بر تلاش منافقان در بازداشتن مسلمانان از نبرد دارد.

3 - مسرت و خشنودى منافقان از سلامت خويش به دليل عدم حضورشان در پيكار احد

الّذين قالوا لاخوانهم وقعدوا لو اطاعونا ما قتلوا

اظهار تأسّف منافقان براى كشته هاى احد، دلالت بر مسرت و خشنودى از زنده ماندن خودشان دارد.

4 - تلفات سنگين مسلمانان در پيكار احد

و ما اصابكم . .. لو اطاعونا ما قتلوا

5 - اظهار حسرت و اندوه منافقان بر كشته شدن بستگان خويش در پيكار احد

الّذين قالوا لاخوانهم وقعدوا لو اطاعونا ما قتلوا

گفته شده مراد از «لاخوانهم»، خويشان نسبى است. و جمله «قالوا لاخوانهم» يعنى: «درباره آنها گفتند»; نه «به آنها گفتند».

6 - سرزنش شدن منافقان به خاطر ترك حمايت از پيكارگران احد ، على رغم ادعاى برادرى با آنان

الّذين قالوا لاخوانهم وقعدوا

جمله «وقعدوا» حاليّه است و اشاره دارد به اينكه منافقان با وجود ادعاى برادرى با مسلمانان از شركت در جنگ و حمايت آنان سر باز زدند. گفتنى است كه «لاخوانهم» در برداشت فوق به معناى برادران دينى گرفته شده است.

7 - اعتراض و انتقاد منافقان از شركت جستن مسلمانان در پيكار احد

لو اطاعونا ما قتلوا

8 - تبليغات اخلالگرانه منافقان پس از نبرد احد

لو اطاعونا ما قتلوا

18 - ناتوانى منافقان از جلوگيرى مرگ مقدّر نشانگر باطل بودن پندار آنان در تحليل عوامل به شهادت رسيدن پيكارگران احد

لو اطاعونا ما قتلوا قل فادرؤا عن انفسكم الموت ان كنتم صادقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 172 - 2،3،4،7،21

2 - آمادگى گروهى از مجاهدان عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى شركت در جهاد ، على رغم آسيب ديدن در جنگ قبلى ( احد )

الّذين استجابوا لِلّه و الرسول من بعد ما اصابهم القرح . .. اجر عظيم

3 - بازسازى مجدد سپاه اسلام توسط پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، پس از پراكندگى و شكست در جنگ احد

الّذين استجابوا لِلّه و الرسول من بعد ما اصابهم القرح

4 - پاداش بزرگ الهى براى اجابت كنندگان دعوت خدا و رسول (صلی الله علیه و آله) به نبردى ديگر در عين تحمّل جراحات نبرد احد ، مشروط به احسان و تقواى آنان است .

الّذين استجابوا . .. للّذين احسنوا منهم و اتّقوا اجر عظيم

مفسران برآنند كه نبرد پيشين كه مسلمانان در آن جراحتها ديدند، همان نبرد احد است. به دليل وقوع اين آيه پس از بيان نبرد احد و اينكه سخن از قرح به ميان آورده است ; چنانچه درباره نبرد احد نيز فرموده بود: «ان يمسسكم قرح».

7 - خطر هجوم مشركين به مسلمانان ، پس از پايان جنگ احد *

الّذين استجابوا للّه و الرسول من بعد ما اصابهم القرح

زيرا دعوت پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى تجهيز نيرو، بيانگر آن است كه خطر هجوم مجدد مشركين وجود داشته است.

21 - پاداش بزرگ اميرالمؤمنين ( ع ) به خاطر احسان و تقوا و اجابت خدا و پيامبر (صلی الله علیه و آله) پس از مجروح شدن در جنگ احد

الّذين استجابوا للّه و الرّسول . .. اجر عظيم

امام صادق (ع): انّ رسول اللّه بعث عليّاً فى عشرة «استجابوا للّه و الرّسول من بعد ما اصابهم القرح» الى «اجر عظيم». انّما نزلت

فى اميرالمؤمنين (ع).


تفسير عياشى، ج 1، ص 206، ح 153 ; تفسير برهان، ج 1، ص 326، ح 4.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 173 - 1،2،3،8،19

1 - پاسخگويان به دعوت خدا و پيامبر (صلی الله علیه و آله) پس از نبرد احد براى جهاد ، كسانى بودند كه از شايعه حمله دشمن نترسيدند و ايمانشان افزون گرديد .

الّذين استجابوا للّه . .. الّذين قال لهم النّاس ... فزادهم ايمانا

2 - نفوذ عوامل دشمن در بين مسلمانان و ايجاد جنگ روانى براى تضعيف روحيه آنان ، پس از جنگ احد

الّذين قال لهم النّاس انّ النّاس قد جمعوا لكم فاخشوهم

برخى برآنند كه مراد از «النّاس» در «قال لهم النّاس»، منافقانى هستند كه براى دشمنان دين جاسوسى مى كردند. برخى ديگر گفته اند منظور افرادى از دشمن هستند كه در بين مسلمانان ايجاد رعب مى كردند.

3 - تجمع دوباره مشركان عليه مسلمانان ، پس از جنگ احد

انّ النّاس قد جمعوا لكم

وقوع اين آيه پس از بيان جنگ احد و نيز برخى از شأن نزولها مؤيّد اين نظر است كه آيه مورد بحث درباره وقايع پس از احد مى باشد.

8 - اظهار توكّل و اعتماد به خداوند ، عكس العمل مؤمنان در برابر شايعه حمله دشمن ، پس از نبرد احد

الّذين قال لهم النّاس . .. و قالوا حسبنا اللّه و نعم الوكيل

19 - ترساندن مؤمنان از تجمع دشمن پس از جنگ احد ، توسط نعيم بن مسعود

الّذين قال لهم النّاس انّ النّاس قد جمعوا لكم

امام باقر و امام صادق (ع) درباره «النّاس» اوّل در آيه فوق فرمودند: انّه نعيم بن مسعود الاشجعى.


مجمع البيان، ج 2، ص 889 ; تفسير تبيان، ج 3، ص 52.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 175 - 14

14 - افشاى توطئه ها و تبليغات سوء دشمنان دين پس از نبرد احد و مقابله با آنها ، از سوى خداوند

انّما ذلكم الشّيطان يخوّف اولياءه فلا تخافوهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 177 - 4

4 - ارتداد گروهى از مؤمنان پس از جريان جنگ احد *

انّ الّذين اشتروا الكفر بالايمان لن يضرّوا اللّه شيئاً

به مقتضاى ارتباط اين آيه با آيات قبل، مراد از «الّذين اشتروا . .. »، مى تواند آن گروه از مسلمانانى باشد كه پس از نبرد احد با تبليغات سوء و شايعات در تضعيف روحيه مؤمنان مى كوشيدند و آنان را از غزوه حمراءالاسد بازمى داشتند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 179 - 8

8 - حضور افراد ناپاك و منافق در ميان مسلمانان ، در جريان جنگ احد

ما كان اللّه ليذر المؤمنين على ما انتم عليه حتّى يميز الخبيث من الطّيّب

برداشت فوق بر اساس ارتباط اين آيه با آيات پيشين كه درباره نبرد احد بود، استفاده شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 84 - 13

13 - مقطع زمانى جنگ احد تا بدر صغرا ، برهه اى دشوار براى پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله)

بيّت طائفة منهم . .. اذاعوا به ... فقاتل فى سبيل اللّه لا تكلّف الّا نفسك

با توجّه به مجموع آيات و شأن نزول.

243- حقانيت غزوه احد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 5 - 9

9 - خروج پيامبر (صلی الله علیه و آله) از مدينه براى مقابله با مشركان در دامنه احد ، حركتى حق ، همانند خروج وى براى جنگ بدر *

كما أخرجك ربك من بيتك بالحق

برخى برآنند كه «كما . .. » متعلق به «يجدلونك ... » در آيه بعد است و آن آيه اشاره به قضاياى پيش از نبرد احد دارد. بر اين اساس «كما أخرجك ... » چنين معنا مى شود: گروهى از مسلمانان درباره حركت به سوى احد، كه حركتى حق بود، به جدال با پيامبر(صلی الله علیه و آله) پرداختند و آن را مصلحت نمى پنداشتند ; همان گونه كه از حركت به سوى بدر، كه حركتى حق بود، نيز كراهت داشتند.

244- شكست در غزوه احد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 166 - 6

6 - مشخّص شدن مؤمنان واقعى ، از اهداف رخصت خداوند در شكست نبرد احد و مصيبت هاى وارده در آن

و ما اصابكم . .. و ليعلم المؤمنين

جمله «و ليعلم . .. »، عطف بر جمله اى مقدّر است ; يعنى «و ما اصابكم ... ليكون كذا و كذا و ليعلم المؤمنين». لذا در برداشت فوق، مشخص شدن مؤمنان، از اهداف شكست آنان در نبرد احد شمرده شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 167 - 1

1 - مشخص شدن منافقان ، از اهداف رخصت خداوند در شكست نبرد احد و مصيبت هاى وارده در آن

و ما اصابكم . .. و ليعلم الّذين نافقوا

245- شكست غزوه احد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 156 - 3

3 - شكست در پيكار احد ، زمينه ساز هجوم تبليغاتى كافران و يا منافقان ، عليه اسلام ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مسلمانان

يا ايّها الّذين امنوا لا تكونوا كالّذين كفروا و قالوا لاخوانهم . .. ما ماتوا و م

كشته شدن عدّه اى از مسلمانان در جنگ احد باعث شده بود كه كافران و يا منافقان، كه با حضور در صحنه احد مخالف بودند، ماجراى احد و كشته هاى فراوان آن را حربه تبليغاتى عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) قرار دهند. آنان مى گفتند اگر نظر ما را مى پذيرفتند و همراه پيامبر (صلی الله علیه و آله) خارج نمى شدند، اين حوادث ناگوار پيش نمى آمد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 165 - 1،3،5

1 - گلايه برخى مسلمانان از نتايج دردناك نبرد احد و شكست در آن

اولمّا اصابتكم مصيبة . .. قلتم انّى هذا

اين برداشت را روايت مذكور در فيش شماره 12 تأييد مى كند.

3 - شكست و مصيبت سنگين مسلمانان در پيكار احد ، دور از انتظار ايشان بود .

اولمّا اصابتكم مصيبة قد اصبتم مثليها

كلمه «انّى» به معناى «من اين» (از كجا و از چه روى) مى باشد و «هذا» اشاره به مصيبت است.

5 - پندار ناصواب برخى پيكارگران احد در تحليل عوامل شكست آن نبرد

انّى هذا قل هو من عند انفسكم

جمله «انّى هذا» به اين مطلب اشاره دارد كه گويا مجاهدان احد علّت شكست آن نبرد را بيرون از عملكرد خويش مى دانستند، كه جمله «من عند انفسكم» ريشه صحيح آن را گوشزد مى كند.

246- غزوه احد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 123 - 5،9

5 - پيكارگران احد ، به دليل عدم توكّل برخى از آنان به خداوند ، على رغم تواناييشان ، شكست خوردند . *

و اذ غدوت من اهلك تبوّىء المؤمنين . .. و لقد نصركم اللّه ببدر و انتم اذلّة

يادآورى كمبود نيروى نظامى در جنگ بدر، اشاره به توانمندى آنان در مقايسه با جنگ احد است.

9 - سرزنش خداوند به پيكارگران احد كه چرا على رغم مشاهده يارى الهى در جنگ بدر ، تصميم به سستى در كارزار احد گرفتند .

و اذ همّت طائفتان منكم ان تفشلا . .. و لقد نصركم اللّه ببدر و انتم اذلّة

لحن آيه، حكايت از سرزنش مسلمانانى است كه در جنگ احد، تصميم به سستى و نافرمانى گرفتند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 124 - 2

2 - تقويت روحيه پيكارگران بدر و اُحد ، ز سوى پيامبر (صلی الله علیه و آله)

اذ تقول للمؤمنين الن يكفيكم ان يمدّكم ربّكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 140 - 1،3،19

1 - جراحت و آسيب همگون دو جبهه كفر و ايمان در پيكار اُحُد

ان يمسسكم قرح فقد مسّ القوم قرح مثله

3 - برابرى آسيب و جراحت هاى وارده به مؤمنان پيكارگر احد ، با آسيب هاى وارد شده به كافران در جنگ بدر

ان يمسسكم قرح فقد مسّ القوم قرح مثله

برخى برآنند كه «ان يمسسكم»، درباره جراحتهاى مسلمانان در جنگ احد است و جمله «فقد مسّ القوم»، اشاره به جراحات مشركان در جنگ بدر دارد.

19 - مؤمنان استوار در نبرد اُحُد و ديگر هنگامه هاى پيكار با كافران ، برگزيدگان خداوند براى گواهى بر اعمال مردم

و تلك الايّام . .. و ليعلم اللّه الّذين امنوا و يتّخذ منكم شهداء

ترك لام در «و يتّخذ»، اشاره به اين معنا دارد كه برگزيدن، در پى مشخّص شدن مؤمنان واقعى است. يعنى مؤمنان واقعى براى گواه بودن برگزيده مى شوند. گفتنى است كه در برداشت فوق، متعلق حذف شده «شهدآء»، اعمال مردم، گرفته شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 143 - 7

7 - پيكار احد ، كارزارى سخت و مجسّم كننده مرگ در ديده پيكارگران مسلمان

و لقد كنتم تمنّون الموت . .. فقد رايتموه و انتم تنظرون

1 - مفسران برآنند كه آيه شريفه درباره نبرد احد نازل شده است. 2 - چون خداوند از رويارويى و درگير شدن با كافران، به ديدن مرگ تعبير كرده است، معلوم مى شود كه كارزارى سخت بوده كه ورود به آن، مساوى ديدن مرگ بوده است.

247- قصه غزوه احد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 104 - 2،3

2 - ترغيب مجاهدان صدر اسلام به تعقيب لشكريان دشمن ، پس از نبرد احد

و لاتهنوا فى ابتغاء القوم

گفته شده كه آيه پس از نبرد احد نازل شد تا مسلمانان را به تعقيب لشكريان ابوسفيان ترغيب كند (مجمع البيان، ذيل آيه).

3 - آسيب ها و صدمات متقابل مجاهدان و كافران در نبرد احد

ان تكونوا تألمون فانهم يألمون

بنابر آنچه در شأن نزول آيه آمده، مراد از آسيبهاى متقابل، مسائلى است كه در جنگ احد پيش آمد.

248- مجاهدان غزوه احد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 172 - 5

5 - برخى از مجروحان جنگ احد على رغم پذيرش دعوت خدا و پيامبر (صلی الله علیه و آله) به نبردى ديگر ، از احسان و تقواى لازم برخوردار نبودند .

الّذين استجابوا . .. للّذين احسنوا منهم و اتّقوا اجر عظيم

«منهم»، حال براى ضمير «احسنوا» است و كلمه «من»، ظهور در تبعيض دارد ; يعنى اجابت كنندگان را به دارندگان تقوا و احسان و فاقدان آن تقسيم مى كند.

249- محمد(صلی الله علیه و آله) و غزوه احد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 121 - 12

12 - شركت پيامبر (صلی الله علیه و آله) در جنگ احد ، به عنوان فرماندهى عمليات نظامى

و اذ غدوت من اهلك تبوّىء المؤمنين مقاعد للقتال

امام صادق (ع): سبب نزول هذه الآية ان قريشا خرجت من مكّة تريد حرب رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) فخرج يبغى موضعاً للقتال.


تفسير قمى، ج 1، ص 110 ; نورالثقلين، ج 1، ص 384، ح 336.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 5 - 9

9 - خروج پيامبر (صلی الله علیه و آله) از مدينه براى مقابله با مشركان در دامنه احد ، حركتى حق ، همانند خروج وى براى جنگ بدر *

كما أخرجك ربك من بيتك بالحق

برخى برآنند كه «كما . .. » متعلق به «يجدلونك ... » در آيه بعد است و آن آيه اشاره به قضاياى پيش از نبرد احد دارد. بر اين اساس «كما أخرجك ... » چنين معنا مى شود: گروهى از مسلمانان درباره حركت به سوى احد، كه حركتى حق بود، به جدال با پيامبر(صلی الله علیه و آله) پرداختند و آن را مصلحت نمى پنداشتند ; همان گونه كه از حركت به سوى بدر، كه حركتى حق بود، نيز كراهت داشتند.

250- مسلمانان در غزوه احد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 165 - 2،3

2 - ضربه و مصيبت وارده بر كافران در جنگ بدر ، دو برابر مصيبتى كه بر پيكارگران مؤمن در جنگ احد وارد شد .

اولمّا اصابتكم مصيبة قد اصبتم مثليها

بسيارى از مفسران گفته اند كه مراد از «اصبتم مثليها» (دو چندان مصيبتى كه ديديد، بر كافران وارد كرديد) مصيبتى است كه مؤمنان در پيكار بدر بر مشركان تحميل كردند. اين برداشت را روايت مذكور در فيش شماره 12 تأييد مى كند.

3 - شكست و مصيبت سنگين مسلمانان در پيكار احد ، دور از انتظار ايشان بود .

اولمّا اصابتكم مصيبة قد اصبتم مثليها

كلمه «انّى» به معناى «من اين» (از كجا و از چه روى) مى باشد و «هذا» اشاره به مصيبت است.

251- منافقان مدينه در غزوه احد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 15 - 1

1 - منافقان حاضر در صحنه غزوه احزاب ، و مصمم به فرار از آن ، پيش تر در غزوه اُحد تعهد كرده بودند كه از جهاد با دشمن نگريزند .

و لقد كانوا عهدوا اللّه من قبل لايولّون الأدبر

مرجع ضمير در «كانوا» گروهى از منافقان اند كه در غزوه اُحد ترسيدند و تصميم به فرار گرفتند، ولى عهد كردند كه ديگربار چنين نكنند.

غزوه احزاب

252- احزاب صدراسلام در غزوه احزاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 10 - 1،2،3،4

1 - مسلمانان مدينه ، از ناحيه بالا و پايين مدينه ، در محاصره دشمن ( احزاب متّحد ) قرار گرفتند .

إذ جاءوكم من فوقكم و من أسفل منكم

2 - احزاب متّحد ، در جنگ عليه مسلمانان ، جمعيتى فراوان داشتند .

إذ جاءتكم جنود . .. إذ جاءوكم من فوقكم و من أسفل منكم

«جنود» جمع «جند» است و دلالت بر چندين سپاه مى كند. آمدن نيروها از بالا دست مدينه و پايين دست آن نيز مؤيد اين نكته است; زيرا آنان داراى جمعيتى چشمگير بوده اند كه توانسته اند نيروهايشان را در اطراف مدينه مستقر كنند.

3 - ائتلاف احزاب مختلف و لشگركشى آنان عليه مسلمانان مدينه و شكست شان ، شايسته يادآورى است .

إذ جاءوكم من فوقكم و من أسفل منكم

«إذ جاءوكم» عطف بر «إذ جاتكم» در آيه پيش و متعلق فعل «اُذكروا» در همان آيه است.

4 - يهود بنى نضير و بنى قريظه و غطفان ، با مشركان مكه ، عليه مسلمانان ، ائتلاف كردند .

إذ جاءوكم من فوقكم و من أسفل منكم

طبق شواهد تاريخى، غزوه احزاب، با ائتلاف يهوديان بنى نضير و بنى قريظه و غطفان و مشركان مكه به وجود آمد. «من فوقكم» اشاره به يهوديانى دارد كه از بخش شرقى مدينه هجوم آوردند و «من أسفل منكم» اشاره به مشركانى دارد كه از بخش غربى مدينه به آن ديار هجوم آورده بودند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 20 - 3

3 - اذيت و آزار زبانى مسلمانان ، در غزوه احزاب ، از سوى منافقان ، ناشى از اين بود كه مى پنداشتند احزاب متّحد ، نرفته اند و در اطراف مدينه خواهند ماند .

سلقوكم بألسنة حداد . .. يحسبون الأحزاب لم يذهبوا

بنابراين احتمال كه «يحسبون. ..» حال براى ضمير فاعلى «سلقوا» باشد، نكته ياد شده فهميده مى شود.

253- اضطراب منافقان مدينه در غزوه احزاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 13 - 19

19 - منافقان ، پيشگامان تزلزل و اضطراب و فرار از غزوه احزاب بودند .

هنالك ابتلى . .. و زلزلوا زلزالاً ... و إذ يقول المنفقون ...إنّ بيوتنا عورة ...

254- امدادهاى غيبى در غزوه احزاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 9 - 6،8

6 - خداوند ، در غزوه احزاب نيرويى نامرئى ، به كمك مسلمانان فرستاد .

فأرسلنا عليهم . .. و جنودًا لم تروها

8 - امداد غيبى الهى به مسلمانان در غزوه احزاب ، نعمتى خدايى براى آنان و شايسته يادآورى است .

يأيّها الذين ءامنوا اذكروا نعمة اللّه عليكم إذ جاءتكم جنود. .. و جنودًا لم تروه

255- امنيت خانه مجاهدان غزوه احزاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 13 - 12

12 - خانه و كاشانه مجاهدان شركت كننده در غزوه احزاب ، خلل ناپذير و داراى استحكام بود .

يقولون إنّ بيوتنا عورة و ما هى بعورة

256- بيماردلان مدينه در غزوه احزاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 13 - 8،11

8 - برخى از منافقان و بيماردلان مدينه ، از پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى ترك جهاد در غزوه احزاب ، به بهانه ناامن بودن خانه و كاشانه شان ، مصرّانه اجازه مى خواستند .

و يستئذن فريق منهم النبىّ يقولون إنّ بيوتنا عورة

مراد از «عورة» در آيه، مستحكم نبودن خانه و قابل ورود بودن آن براى هر كس است كه بخواهد وارد شود(مفردات راغب).

11 - مستحكم نبودن خانه و كاشانه ، بهانه منافقان و افراد بيماردل براى گريز از جهاد در غزوه احزاب بود .

و يستئذن فريق منهم النبىّ يقولون إنّ بيوتنا عورة و ما هى بعورة إن يريدون إلاّ فر

257- پيروزى مسلمانان مدينه در غزوه احزاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 25 - 9

9 - غزوه احزاب ، بدون درگيرى نظامى عمده ، به سود مسلمانان پايان يافت .

و ردّ اللّه الذين كفروا بغيظهم لم ينالوا خيرًا و كفى اللّه المؤمنين القتال

258- تلاش منافقان مدينه در غزوه احزاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 13 - 5

5 - منافقان ، در غزوه احزاب ، براى وادار كردن مؤمنان به ترك اسلام و روى آوردن به كفر ، تلاش مى كردند .

يأهل يثرب لامقام لكم فارجعوا

برداشت بالا، بر اين احتمال است كه مراد از «لامقام لكم» ماندن در دين رسول اللّه و مراد از «فارجعوا» دعوت به رجوع به كفر باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 18 - 2

2 - تلاش شديد منافقان مدينه ، براى بازداشتن مسلمانان از جهاد در غزوه احزاب

و إذ قالت طائفة منهم . .. لامقام لكم فارجعوا ... قد يعلم اللّه المعوّقين منكم

تضعيف «عوّق» براى بيان شدت و غلظت بازدارندگى، است.

259- ذكر غزوه احزاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 10 - 3

3 - ائتلاف احزاب مختلف و لشگركشى آنان عليه مسلمانان مدينه و شكست شان ، شايسته يادآورى است .

إذ جاءوكم من فوقكم و من أسفل منكم

«إذ جاءوكم» عطف بر «إذ جاتكم» در آيه پيش و متعلق فعل «اُذكروا» در همان آيه است.

260- سختى غزوه احزاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 25 - 7

7 - خداوند ، مسلمانان را از سختى جنگى كه احزاب متّحد درصدد ايجاد آن بودند نگه داشت .

و كفى اللّه المؤمنين القتال

«كفى» در آيه متعدى به دو مفعول و به معناى «حسب» است; يعنى: «خداوند كفايت كرد مؤمنان را در جنگ». با توجه به آيه نُه همين سوره، مراد از «كفايت خدا براى جنگ مؤمنان»، فرستادن طوفان و سپاهيان نامريى براى درهم كوبيدن سپاه دشمن است.

261- شكست احزاب صدراسلام در غزوه احزاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 10 - 3

3 - ائتلاف احزاب مختلف و لشگركشى آنان عليه مسلمانان مدينه و شكست شان ، شايسته يادآورى است .

إذ جاءوكم من فوقكم و من أسفل منكم

«إذ جاءوكم» عطف بر «إذ جاتكم» در آيه پيش و متعلق فعل «اُذكروا» در همان آيه است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 20 - 2

2 - منافقان مدينه ، حتى پس از هزيمت احزاب متّحد و عزيمت شان از اطراف مدينه ، گمان مى كردند كه آنان نرفته اند .

يحسبون الأحزاب لم يذهبوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 25 - 1،3،6،12

1 - پراكنده شدن احزاب متّحد از اطراف مدينه ، به دست خداوند بود .

و ردّ اللّه الذين كفروا

3 - احزاب متّحد ، در حالى از محاصره مدينه نااميد و پراكنده شدند كه آكنده از خشم بودند .

و ردّ اللّه الذين كفروا بغيظهم

«باء» در «بغيظ» براى ملابسه است و «بغيظهم» حال براى موصول «الذين كفروا» است.

6 - آكنده شدن احزاب متّحد از خشم و غضب ، معلول ناكامى آنان در تلاش شان بود .

و ردّ اللّه الذين كفروا بغيظهم لم ينالوا خيرًا

«لم ينالوا خيراً» مى تواند حال براى «الذين كفروا» باشد و احتمال دارد كه براى بيان «بغيظهم» باشد. برداشت بالا، بنابر احتمال دوم است.

12 - توان مندى خداوند ، منشأ فراهم آمدن زمينه پراكنده شدن احزاب متّحد از اطراف مدينه

و ردّ اللّه الذين كفروا . .. و كان اللّه قويًّا

«و كان اللّه. ..» به منزله تعليل براى جمله «و ردّ اللّه الذين كفروا» است.

262- شكست در غزوه احزاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 13 - 3

3 - منافقان مدينه ، به مسلمانان وانمود كردند كه شكست شان در غزوه احزاب حتمى است .

و إذ قالت طائفة منهم يأهل يثرب لامقام لكم فارجعوا

263- طوفان در غزوه احزاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 9 - 4،5

4 - براى درهم شكستن سپاه دشمن ، در غزوه احزاب ، طوفانى عظيم برخاست .

إذ جاءتكم جنود فأرسلنا عليهم ريحًا

تنوين نكره در «ريحاً» براى تعظيم است و حكايت از اين مى كند كه بادى كه وزيده، معمولى نبوده است; بلكه طوفانى بوده كه خيمه ها را در هم مى كوبيده و خار و خاشاك را در چشمان دشمن مى پاشيده است.

5 - به وجود آمدن طوفان ، در غزوه احزاب براى درهم شكستن توان دشمن ، نعمتى الهى براى مسلمانان بود .

يأيّها الذين ءامنوا اذكروا نعمة اللّه عليكم . .. فأرسلنا عليهم ريحًا

«فأرسلنا» بيان نعمتى است كه خداوند، از مسلمانان خواسته است كه به ياد آن باشند.

264- فرار منافقان مدينه در غزوه احزاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 15 - 1

1 - منافقان حاضر در صحنه غزوه احزاب ، و مصمم به فرار از آن ، پيش تر در غزوه اُحد تعهد كرده بودند كه از جهاد با دشمن نگريزند .

و لقد كانوا عهدوا اللّه من قبل لايولّون الأدبر

مرجع ضمير در «كانوا» گروهى از منافقان اند كه در غزوه اُحد ترسيدند و تصميم به فرار گرفتند، ولى عهد كردند كه ديگربار چنين نكنند.

265- فرجام غزوه احزاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 25 - 9

9 - غزوه احزاب ، بدون درگيرى نظامى عمده ، به سود مسلمانان پايان يافت .

و ردّ اللّه الذين كفروا بغيظهم لم ينالوا خيرًا و كفى اللّه المؤمنين القتال

266- فرمانده غزوه احزاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 13 - 9

9 - پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) فرمانده و تصميم گير اصلى در غزوه احزاب بود .

و يستئذن فريق منهم النبىّ

267- قصه غزوه احزاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 9 - 2،4،5،6

2 - مورد هجوم قرار گرفتن مسلمانان در مدينه از سوى لشگر دشمن در غزوه احزاب

اذكروا نعمة اللّه عليكم إذ جاءتكم جنود

مفسران بر اين نكته اتفاق نظر دارند كه اين آيه، درباره غزوه احزاب نازل شده است. مراد از «جنود» گروه هاى مشرك و يهوديان اند كه در يك تصميم جمعى، متحد شدند و جهت درهم كوبيدن مسلمانان، به مدينه هجوم بردند.

4 - براى درهم شكستن سپاه دشمن ، در غزوه احزاب ، طوفانى عظيم برخاست .

إذ جاءتكم جنود فأرسلنا عليهم ريحًا

تنوين نكره در «ريحاً» براى تعظيم است و حكايت از اين مى كند كه بادى كه وزيده، معمولى نبوده است; بلكه طوفانى بوده كه خيمه ها را در هم مى كوبيده و خار و خاشاك را در چشمان دشمن مى پاشيده است.

5 - به وجود آمدن طوفان ، در غزوه احزاب براى درهم شكستن توان دشمن ، نعمتى الهى براى مسلمانان بود .

يأيّها الذين ءامنوا اذكروا نعمة اللّه عليكم . .. فأرسلنا عليهم ريحًا

«فأرسلنا» بيان نعمتى است كه خداوند، از مسلمانان خواسته است كه به ياد آن باشند.

6 - خداوند ، در غزوه احزاب نيرويى نامرئى ، به كمك مسلمانان فرستاد .

فأرسلنا عليهم . .. و جنودًا لم تروها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 10 - 1،2،3،4،5،8،11،13،14

1 - مسلمانان مدينه ، از ناحيه بالا و پايين مدينه ، در محاصره دشمن ( احزاب متّحد ) قرار گرفتند .

إذ جاءوكم من فوقكم و من أسفل منكم

2 - احزاب متّحد ، در جنگ عليه مسلمانان ، جمعيتى فراوان داشتند .

إذ جاءتكم جنود . .. إذ جاءوكم من فوقكم و من أسفل منكم

«جنود» جمع «جند» است و دلالت بر چندين سپاه مى كند. آمدن نيروها از بالا دست مدينه و پايين دست آن نيز مؤيد اين نكته است; زيرا آنان داراى جمعيتى چشمگير بوده اند كه توانسته اند نيروهايشان را در اطراف مدينه مستقر كنند.

3 - ائتلاف احزاب مختلف و لشگركشى آنان عليه مسلمانان مدينه و شكست شان ، شايسته يادآورى است .

إذ جاءوكم من فوقكم و من أسفل منكم

«إذ جاءوكم» عطف بر «إذ جاتكم» در آيه پيش و متعلق فعل «اُذكروا» در همان آيه است.

4 - يهود بنى نضير و بنى قريظه و غطفان ، با مشركان مكه ، عليه مسلمانان ، ائتلاف كردند .

إذ جاءوكم من فوقكم و من أسفل منكم

طبق شواهد تاريخى، غزوه احزاب، با ائتلاف يهوديان بنى نضير و بنى قريظه و غطفان و مشركان مكه به وجود آمد. «من فوقكم» اشاره به يهوديانى دارد كه از بخش شرقى مدينه هجوم آوردند و «من أسفل منكم» اشاره به مشركانى دارد كه از بخش غربى مدينه به آن ديار هجوم آورده بودند.

5 - هجوم احزاب متّحد به سوى مدينه ، باعث وحشت و نگرانى مسلمانان شد .

إذ جاءوكم . .. و إذ زاغت الأبصر

«زاغت الأبصار» مى تواند كنايه از به وجود آمدن آن چنان وحشتى باشد كه چشم شخص، قدرت ديد و تشخيص را از دست مى دهد.

8 - هجوم احزاب متّحد به مدينه ، براى درهم شكستن مسلمانان ، مسلمانان را به قدرى وحشت زده كرد كه همانند افراد محتضر شدند .

إذ جاءوكم . .. و إذ زاغت الأبصر و بلغت القلوب الحناجر

مراد از به حنجره رسيدن قلب ها، خفگى و به حال مرگ افتادن است.

11 - ايّام هجوم احزاب متّحد به مدينه ، روزهايى بس سخت و نگران كننده براى مسلمانان بود .

إذ جاءوكم . .. و إذ زاغت الأبصر و بلغت القلوب الحناجر

13 - پس از محاصره مدينه از سوى احزاب متّحد ، ظنّ و گمان هاى گوناگونى درباره خدا ، در ميان مردم مسلمان پديد آمد .

إذ جاءوكم . .. و تظنّون باللّه الظنونا

«ظنون» مفعول مطلق عددى است و «ال » در آن، براى جنس است. جمع آورده شدن «ظنون » همراه با «ال» دلالت بر تعدد و گوناگونى مى كند.

14 - عارض شدن بدگمانى به خدا در مسلمانان ، در پىِ هجوم احزاب متّحد به مدينه

إذ جاءوكم . .. و تظنّون باللّه الظنونا

احتمال دارد كه مخاطب فعل «تظنّون» مسلمانان باشند و يكى از احتمال هاى «الظنونا» بدگمانى باشد. آيات بعدى مى تواند قرينه اى بر نكته ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 11 - 1،2،3

1 - هجوم احزاب متّحد به مدينه ، وسيله امتحان مسلمانان آن ديار بود .

هنالك ابتلى المؤمنون

2 - مسلمانان مدينه ، با هجوم احزاب متّحد به آنان ، دچار اضطراب و تزلزل شديد شدند .

و زلزلوا زلزالاً شديدًا

3 - مسلمانان مدينه ، با هجوم احزاب متّحد ، در شرايط سختى قرار گرفتند .

و زلزلوا زلزالاً شديدًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 12 - 1

1 - منافقان ، همسو با احزاب متّحد ، در غزوه احزاب براى درهم شكستن روحيه مسلمانان فعاليت مى كردند .

إذ جاءتكم جنود . .. و إذ يقول المنفقون ... ما وعدنا اللّه ... إلاّ غرورًا

فعل مضارع «يقول» بر تداوم كار منافقان دلالت مى كند كه از آن، به «فعاليت» تعبير مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 13 -

1،2،3،4،5،8،9،10،11،12،19

1 - عده اى از منافقان ، مسلمانان شركت كننده در غزوه احزاب را ، به ترك جهاد وسوسه مى كردند .

و إذ قالت طائفة منهم يأهل يثرب لامقام لكم فارجعوا

2 - منافقان براى ماندن مسلمانان به همراه پيامبر (صلی الله علیه و آله) در غزوه احزاب - باتوجه به هجوم دشمن - وجهى منطقى قائل نبودند و آنان را به ترك غزوه ، دعوت مى كردند .

قالت طائفة منهم يأهل يثرب لامقام لكم فارجعوا

3 - منافقان مدينه ، به مسلمانان وانمود كردند كه شكست شان در غزوه احزاب حتمى است .

و إذ قالت طائفة منهم يأهل يثرب لامقام لكم فارجعوا

4 - منافقان ، به نفع جبهه احزاب متّحد ، براى درهم شكستن جبهه مسلمانان ، فعاليت تبليغاتى داشتند .

و إذ قالت طائفة منهم يأهل يثرب لامقام لكم فارجعوا

5 - منافقان ، در غزوه احزاب ، براى وادار كردن مؤمنان به ترك اسلام و روى آوردن به كفر ، تلاش مى كردند .

يأهل يثرب لامقام لكم فارجعوا

برداشت بالا، بر اين احتمال است كه مراد از «لامقام لكم» ماندن در دين رسول اللّه و مراد از «فارجعوا» دعوت به رجوع به كفر باشد.

8 - برخى از منافقان و بيماردلان مدينه ، از پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى ترك جهاد در غزوه احزاب ، به بهانه ناامن بودن خانه و كاشانه شان ، مصرّانه اجازه مى خواستند .

و يستئذن فريق منهم النبىّ يقولون إنّ بيوتنا عورة

مراد از «عورة» در آيه، مستحكم نبودن خانه و قابل ورود بودن آن براى هر كس است كه بخواهد وارد شود(مفردات راغب).

9 - پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) فرمانده و تصميم گير اصلى در غزوه احزاب بود .

و يستئذن فريق منهم النبىّ

10 - در سپاه مسلمانان ، به هنگام غزوه احزاب ، نظمى استوار ، حاكم بود . به گونه اى كه منافقان نيز خود را ملزم به رعايت آن مى دانستند .

و يستئذن فريق منهم النبىّ

11 - مستحكم نبودن خانه و كاشانه ، بهانه منافقان و افراد بيماردل براى گريز از جهاد در غزوه احزاب بود .

و يستئذن فريق منهم النبىّ يقولون إنّ بيوتنا عورة و ما هى بعورة إن يريدون إلاّ فر

12 - خانه و كاشانه مجاهدان شركت كننده در غزوه احزاب ، خلل ناپذير و داراى استحكام بود .

يقولون إنّ بيوتنا عورة و ما هى بعورة

19 - منافقان ، پيشگامان تزلزل و اضطراب و فرار از غزوه احزاب بودند .

هنالك ابتلى . .. و زلزلوا زلزالاً ... و إذ يقول المنفقون ...إنّ بيوتنا عورة ...

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 14 - 3،6

3 - منافقان شركت كننده در غزوه احزاب ، در صورت حضور در داخل خانه هايشان و هجوم دشمن ، از آن دفاع نمى كردند .

يقولون إنّ بيوتنا عورة . .. و لو دخلت عليهم من أقطارها ثمّ سئلوا الفتنة لأتوها

6 - تزلزل منافقان مدينه در غزوه احزاب ، ناشى از بى ايمانى آنان بود .

و يستئذن فريق منهم . .. يقولون إنّ بيوتنا عورة ... إن يريدون إلاّ فرارًا ... ثمّ

«ثمّ سئلوا الفتنة» دلالت مى كند كه آنان، با درخواست شرك، آن را قبول مى كردند. چنين امرى اشعار دارد كه استيذان در ترك جهاد و بهانه جويى براى فرار، ناشى از بى ايمانى و تزلزل در عقيده بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 15 - 1

1 - منافقان حاضر در صحنه غزوه احزاب ، و مصمم به فرار از آن ، پيش تر در غزوه اُحد تعهد كرده بودند كه از جهاد با دشمن نگريزند .

و لقد كانوا عهدوا اللّه من قبل لايولّون الأدبر

مرجع ضمير در «كانوا» گروهى از منافقان اند كه در غزوه اُحد ترسيدند و تصميم به فرار گرفتند، ولى عهد كردند كه ديگربار چنين نكنند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 18 - 2

2 - تلاش شديد منافقان مدينه ، براى بازداشتن مسلمانان از جهاد در غزوه احزاب

و إذ قالت طائفة منهم . .. لامقام لكم فارجعوا ... قد يعلم اللّه المعوّقين منكم

تضعيف «عوّق» براى بيان شدت و غلظت بازدارندگى، است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 19 - 3

3 - منافقان مدينه ، به هنگام خبردار شدن از وقوع جنگ احزاب ، به قدرى مى ترسيدند كه چشمان شان بى اختيار ، به چرخش مى افتاد .

فإذا جاء الخوف رأيتهم ينظرون إليك تدور أعينهم كالذى يغشى عليه من الموت

مراد از «الخوف» به قرينه بحث جهاد و هجوم دشمن، خبر جنگ و قتال است كه براى منافقان بسيار ترس آور بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 22 - 9

9 - مسلمانان مدينه ، در غزوه احزاب ، به رغم قدرت و شوكت دشمن و كارشكنى هاى منافقان ، تسليم امر پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى جهاد بودند .

و لمّا رءا المؤمنون الأحزاب . .. و ما زادهم إلاّ إيمنًا و تسليمًا

ممكن است «تسليماً» به قرينه مقام (بحث جهاد و هجوم دشمن و نيز الگو بودن پيامبر(صلی الله علیه و آله)) تسليم بودن به امر پيامبر(صلی الله علیه و آله) براى

جهاد باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 25 - 9

9 - غزوه احزاب ، بدون درگيرى نظامى عمده ، به سود مسلمانان پايان يافت .

و ردّ اللّه الذين كفروا بغيظهم لم ينالوا خيرًا و كفى اللّه المؤمنين القتال

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 26 - 11

11 - گروهى از يهود بنى قريظه ، به اسارت سپاه مسلمانان در آمدند .

و تأسرون فريقًا

268- محمد(صلی الله علیه و آله) و غزوه احزاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 22 - 5

5 - پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) ، مسلمانان مدينه را ، از وقوع غزوه احزاب و تشكيل احزاب متّحد خبر داده بود .

و لمّا رءا المؤمنون الأحزاب قالوا هذا ما وعدنا اللّه و رسوله و صدق اللّه و رسول

269- مسلمانان مدينه در غزوه احزاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 10 - 2،8،11،13،15

2 - احزاب متّحد ، در جنگ عليه مسلمانان ، جمعيتى فراوان داشتند .

إذ جاءتكم جنود . .. إذ جاءوكم من فوقكم و من أسفل منكم

«جنود» جمع «جند» است و دلالت بر چندين سپاه مى كند. آمدن نيروها از بالا دست مدينه و پايين دست آن نيز مؤيد اين نكته است; زيرا آنان داراى جمعيتى چشمگير بوده اند كه توانسته اند نيروهايشان را در اطراف مدينه مستقر كنند.

8 - هجوم احزاب متّحد به مدينه ، براى درهم شكستن مسلمانان ، مسلمانان را به قدرى وحشت زده كرد كه همانند افراد محتضر شدند .

إذ جاءوكم . .. و إذ زاغت الأبصر و بلغت القلوب الحناجر

مراد از به حنجره رسيدن قلب ها، خفگى و به حال مرگ افتادن است.

11 - ايّام هجوم احزاب متّحد به مدينه ، روزهايى بس سخت و نگران كننده براى مسلمانان بود .

إذ جاءوكم . .. و إذ زاغت الأبصر و بلغت القلوب الحناجر

13 - پس از محاصره مدينه از سوى احزاب متّحد ، ظنّ و گمان هاى گوناگونى درباره خدا ، در ميان مردم مسلمان پديد آمد .

إذ جاءوكم . .. و تظنّون باللّه الظنونا

«ظنون» مفعول مطلق عددى است و «ال » در آن، براى جنس است. جمع آورده شدن «ظنون » همراه با «ال» دلالت بر تعدد و گوناگونى مى كند.

15 - ظنّ و گمان هاى مردم مدينه درباره وعده هاى خدا ، در پى هجوم احزاب متّحد ، علاوه بر گوناگونى ، نو به نو و در حال تجديد شدن بود .

و تظنّون باللّه الظنونا

آوردن فعل مضارع «تظنّون» به منظور بيان پديد آمدن گمان، مى تواند بيان كننده تداوم و تجديد شدن آن باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 12 - 1

1 - منافقان ، همسو با احزاب متّحد ، در غزوه احزاب براى درهم شكستن روحيه مسلمانان فعاليت مى كردند .

إذ جاءتكم جنود . .. و إذ يقول المنفقون ... ما وعدنا اللّه ... إلاّ غرورًا

فعل مضارع «يقول» بر تداوم كار منافقان دلالت مى كند كه از آن، به «فعاليت» تعبير مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 13 - 1،2

1 - عده اى از منافقان ، مسلمانان شركت كننده در غزوه احزاب را ، به ترك جهاد وسوسه مى كردند .

و إذ قالت طائفة منهم يأهل يثرب لامقام لكم فارجعوا

2 - منافقان براى ماندن مسلمانان به همراه پيامبر (صلی الله علیه و آله) در غزوه احزاب - باتوجه به هجوم دشمن - وجهى منطقى قائل نبودند و آنان را به ترك غزوه ، دعوت مى كردند .

قالت طائفة منهم يأهل يثرب لامقام لكم فارجعوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 22 - 9،10

9 - مسلمانان مدينه ، در غزوه احزاب ، به رغم قدرت و شوكت دشمن و كارشكنى هاى منافقان ، تسليم امر پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى جهاد بودند .

و لمّا رءا المؤمنون الأحزاب . .. و ما زادهم إلاّ إيمنًا و تسليمًا

ممكن است «تسليماً» به قرينه مقام (بحث جهاد و هجوم دشمن و نيز الگو بودن پيامبر(صلی الله علیه و آله)) تسليم بودن به امر پيامبر(صلی الله علیه و آله) براى جهاد باشد.

10 - توجه مسلمانان مدينه به تحقق وعده هاى خدا و پيامبرش ، در غزوه احزاب ، باعث شد كه آنان ، با ديدن سپاه دشمن بر ايمان شان افزوده شود .

و لمّا رءا المؤمنون الأحزاب قالوا هذا ما وعدنا اللّه و رسوله . .. و ما زادهم إل

270- مشركان مكه در غزوه احزاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 10 - 4

4 - يهود بنى نضير و بنى قريظه و غطفان ، با مشركان مكه ، عليه مسلمانان ، ائتلاف كردند .

إذ جاءوكم من فوقكم و من أسفل منكم

طبق شواهد تاريخى، غزوه احزاب، با ائتلاف يهوديان بنى نضير و بنى قريظه و غطفان و مشركان مكه به وجود آمد. «من فوقكم» اشاره به يهوديانى دارد كه از بخش شرقى مدينه هجوم آوردند و «من أسفل منكم» اشاره به مشركانى دارد كه از بخش غربى مدينه به آن ديار هجوم آورده بودند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 26 - 4

4 - يهود بنى قريظه ، در غزوه احزاب ، همْ پيمان مشركان مكه بودند و از آنان پشتيبانى مى كردند .

و أنزل الذين ظهروهم من أهل الكتب

مراد از «الذين ظاهروا» يهود بنى قريظه، و مرجع ضمير «هم»، مشركانى اند كه سردمدارى احزاب متحد عليه مسلمانان مدينه را بر عهده داشتند.

271- ملائكه در غزوه احزاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 9 - 7

7 - نزول ملائكه امداد در غزوه احزاب ، به منظور كمك به مسلمانان

و جنودًا لم تروها

احتمال قوى اين است كه سپاهى كه قابل رؤيت نبود همان ملائكه باشد.

272- منافقان در غزوه احزاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 20 - 3

3 - اذيت و آزار زبانى مسلمانان ، در غزوه احزاب ، از سوى منافقان ، ناشى از اين بود كه مى پنداشتند احزاب متّحد ، نرفته اند و در اطراف مدينه خواهند ماند .

سلقوكم بألسنة حداد . .. يحسبون الأحزاب لم يذهبوا

بنابراين احتمال كه «يحسبون. ..» حال براى ضمير فاعلى «سلقوا» باشد، نكته ياد شده فهميده مى شود.

273- منافقان مدينه در غزوه احزاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 12 - 1

1 - منافقان ، همسو با احزاب متّحد ، در غزوه احزاب براى درهم شكستن روحيه مسلمانان فعاليت مى كردند .

إذ جاءتكم جنود . .. و إذ يقول المنفقون ... ما وعدنا اللّه ... إلاّ غرورًا

فعل مضارع «يقول» بر تداوم كار منافقان دلالت مى كند كه از آن، به «فعاليت» تعبير مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 13 - 1،4،8،11،20

1 - عده اى از منافقان ، مسلمانان شركت كننده در غزوه احزاب را ، به ترك جهاد وسوسه مى كردند .

و إذ قالت طائفة منهم يأهل يثرب لامقام لكم فارجعوا

4 - منافقان ، به نفع جبهه احزاب متّحد ، براى درهم شكستن جبهه مسلمانان ، فعاليت تبليغاتى داشتند .

و إذ قالت طائفة منهم يأهل يثرب لامقام لكم فارجعوا

8 - برخى از منافقان و بيماردلان مدينه ، از پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى ترك جهاد در غزوه احزاب ، به بهانه ناامن بودن خانه و كاشانه شان ، مصرّانه اجازه مى خواستند .

و يستئذن فريق منهم النبىّ يقولون إنّ بيوتنا عورة

مراد از «عورة» در آيه، مستحكم نبودن خانه و قابل ورود بودن آن براى هر كس است كه بخواهد وارد شود(مفردات راغب).

11 - مستحكم نبودن خانه و كاشانه ، بهانه منافقان و افراد بيماردل براى گريز از جهاد در غزوه احزاب بود .

و يستئذن فريق منهم النبىّ يقولون إنّ بيوتنا عورة و ما هى بعورة إن يريدون إلاّ فر

20 - « عن عبداللّه الحلبى عنه ( ع ) : إنّهم قالوا « إنّ بيوتنا عورة . . . » فأكذبهم اللّه قال : « و ما هى بعورة . . . » و هى رفيعة السمك حصينة ;

از عبداللّه حلبى، از امام(ع) نقل شده كه منافقان گفتند: خانه هاى ما بى حفاظ است. خداوند آنان را تكذيب كرد و فرمود: «و ما هى بعورة...» و آن خانه ها، داراى ديوارهاى بلند و محكم بود.»

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 14 - 3،6

3 - منافقان شركت كننده در غزوه احزاب ، در صورت حضور در داخل خانه هايشان و هجوم دشمن ، از آن دفاع نمى كردند .

يقولون إنّ بيوتنا عورة . .. و لو دخلت عليهم من أقطارها ثمّ سئلوا الفتنة لأتوها

6 - تزلزل منافقان مدينه در غزوه احزاب ، ناشى از بى ايمانى آنان بود .

و يستئذن فريق منهم . .. يقولون إنّ بيوتنا عورة ... إن يريدون إلاّ فرارًا ... ثمّ

«ثمّ سئلوا الفتنة» دلالت مى كند كه آنان، با درخواست شرك، آن را قبول مى كردند. چنين امرى اشعار دارد كه استيذان در ترك جهاد و بهانه جويى براى فرار، ناشى از بى ايمانى و تزلزل در عقيده بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 15 - 1

1 - منافقان حاضر در صحنه غزوه احزاب ، و مصمم به فرار از آن ، پيش تر در غزوه اُحد تعهد كرده بودند كه از جهاد با دشمن نگريزند .

و لقد كانوا عهدوا اللّه من قبل لايولّون الأدبر

مرجع ضمير در «كانوا» گروهى از منافقان اند كه در غزوه اُحد ترسيدند و تصميم به فرار گرفتند، ولى عهد كردند كه ديگربار چنين نكنند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 16 - 3،6،7

3 - منافقان شركت كننده در غزوه احزاب ، درصدد فرار از جهاد ، به منظور نجات خود بودند .

قل لن ينفعكم الفرار

6 - منافقان حاضر در غزوه احزاب ، براى نجات از مرگ و يا كشته شدن ، تصميم به فرار از جهاد گرفتند .

إن يريدون إلاّ فرارًا . .. إن فررتم من الموت أو القتل

7 - خداوند ، به منافقان شركت كننده در غزوه احزاب ، با بيان اين كه حتى در صورت فرار از جبهه جهاد ، گرفتار مرگ يا قتل ، در جاى ديگر يا زمان ديگر مى شوند ، هشدار داده است .

إن فررتم من الموت أو القتل و إذًا لاتمتّعون إلاّ قليلاً

274- منافقان مدينه و غزوه احزاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 13 - 2،3

2 - منافقان براى ماندن مسلمانان به همراه پيامبر (صلی الله علیه و آله) در غزوه احزاب - باتوجه به هجوم دشمن - وجهى منطقى قائل نبودند و آنان را به ترك غزوه ، دعوت مى كردند .

قالت طائفة منهم يأهل يثرب لامقام لكم فارجعوا

3 - منافقان مدينه ، به مسلمانان وانمود كردند كه شكست شان در غزوه احزاب حتمى است .

و إذ قالت طائفة منهم يأهل يثرب لامقام لكم فارجعوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 19 - 3

3 - منافقان مدينه ، به هنگام خبردار شدن از وقوع جنگ احزاب ، به قدرى مى ترسيدند كه چشمان شان بى اختيار ، به چرخش مى افتاد .

فإذا جاء الخوف رأيتهم ينظرون إليك تدور أعينهم كالذى يغشى عليه من الموت

مراد از «الخوف» به قرينه بحث جهاد و هجوم دشمن، خبر جنگ و قتال است كه براى منافقان بسيار ترس آور بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 20 - 1،4

1 - منافقان مدينه ، مى پنداشتند كه احزاب متّحد ، تا مدينه را فتح نكنند ، پراكنده نخواهند شد .

يحسبون الأحزاب لم يذهبوا

4 - منافقان مدينه ، دوست داشتند كه در صورت تكرار هجوم احزاب متّحد به مدينه ، در بيابان و در ميان باديه نشينان باشند .

و إن يأت الأحزاب يودّوا لو أنّهم بادون فى الأعراب

275- نظم سپاه مسلمانان مدينه در غزوه احزاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 13 - 10

10 - در سپاه مسلمانان ، به هنگام غزوه احزاب ، نظمى استوار ، حاكم بود . به گونه اى كه منافقان نيز خود را ملزم به رعايت آن مى دانستند .

و يستئذن فريق منهم النبىّ

276- نقش طوفان در غزوه احزاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 25 - 4

4 - طوفان و نيرو هاى نامريى در غزوه احزاب ، از عوامل فروپاشى جبهه احزاب متّحد و پراكنده شدن آنان بود .

فأرسلنا عليهم ريحًا و جنودًا . .. و ردّ اللّه الذين كفروا

بنابراين كه «و ردّ اللّه» عطف بر آيه نُه (فأرسلنا عليهم. ..) باشد، نكته ياد شده به دست مى آيد.

277- نيروهايى نامرئى در غزوه احزاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 25 - 4

4 - طوفان و نيرو هاى نامريى در غزوه احزاب ، از عوامل فروپاشى جبهه احزاب متّحد و پراكنده شدن آنان بود .

فأرسلنا عليهم ريحًا و جنودًا . .. و ردّ اللّه الذين كفروا

بنابراين كه «و ردّ اللّه» عطف بر آيه نُه (فأرسلنا عليهم. ..) باشد، نكته ياد شده به دست مى آيد.

278- وعده هاى خدا در غزوه احزاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 22 - 10

10 - توجه مسلمانان مدينه به تحقق وعده هاى خدا و پيامبرش ، در غزوه احزاب ، باعث شد كه آنان ، با ديدن سپاه دشمن بر ايمان شان افزوده شود .

و لمّا رءا المؤمنون الأحزاب قالوا هذا ما وعدنا اللّه و رسوله . .. و ما زادهم إل

279- وعده هاى محمد(صلی الله علیه و آله) در غزوه احزاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 22 - 10

10 - توجه مسلمانان مدينه به تحقق وعده هاى خدا و پيامبرش ، در غزوه احزاب ، باعث شد كه آنان ، با ديدن سپاه دشمن بر ايمان شان افزوده شود .

و لمّا رءا المؤمنون الأحزاب قالوا هذا ما وعدنا اللّه و رسوله . .. و ما زادهم إل

280- هجوم دشمن در غزوه احزاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 9 - 2

2 - مورد هجوم قرار گرفتن مسلمانان در مدينه از سوى لشگر دشمن در غزوه احزاب

اذكروا نعمة اللّه عليكم إذ جاءتكم جنود

مفسران بر اين نكته اتفاق نظر دارند كه اين آيه، درباره غزوه احزاب نازل شده است. مراد از «جنود» گروه هاى مشرك و يهوديان اند كه در يك تصميم جمعى، متحد شدند و جهت درهم كوبيدن مسلمانان، به مدينه هجوم بردند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 10 - 1،5،8،11،13،14،15

1 - مسلمانان مدينه ، از ناحيه بالا و پايين مدينه ، در محاصره دشمن ( احزاب متّحد ) قرار گرفتند .

إذ جاءوكم من فوقكم و من أسفل منكم

5 - هجوم احزاب متّحد به سوى مدينه ، باعث وحشت و نگرانى مسلمانان شد .

إذ جاءوكم . .. و إذ زاغت الأبصر

«زاغت الأبصار» مى تواند كنايه از به وجود آمدن آن چنان وحشتى باشد كه چشم شخص، قدرت ديد و تشخيص را از دست مى

دهد.

8 - هجوم احزاب متّحد به مدينه ، براى درهم شكستن مسلمانان ، مسلمانان را به قدرى وحشت زده كرد كه همانند افراد محتضر شدند .

إذ جاءوكم . .. و إذ زاغت الأبصر و بلغت القلوب الحناجر

مراد از به حنجره رسيدن قلب ها، خفگى و به حال مرگ افتادن است.

11 - ايّام هجوم احزاب متّحد به مدينه ، روزهايى بس سخت و نگران كننده براى مسلمانان بود .

إذ جاءوكم . .. و إذ زاغت الأبصر و بلغت القلوب الحناجر

13 - پس از محاصره مدينه از سوى احزاب متّحد ، ظنّ و گمان هاى گوناگونى درباره خدا ، در ميان مردم مسلمان پديد آمد .

إذ جاءوكم . .. و تظنّون باللّه الظنونا

«ظنون» مفعول مطلق عددى است و «ال » در آن، براى جنس است. جمع آورده شدن «ظنون » همراه با «ال» دلالت بر تعدد و گوناگونى مى كند.

14 - عارض شدن بدگمانى به خدا در مسلمانان ، در پىِ هجوم احزاب متّحد به مدينه

إذ جاءوكم . .. و تظنّون باللّه الظنونا

احتمال دارد كه مخاطب فعل «تظنّون» مسلمانان باشند و يكى از احتمال هاى «الظنونا» بدگمانى باشد. آيات بعدى مى تواند قرينه اى بر نكته ياد شده باشد.

15 - ظنّ و گمان هاى مردم مدينه درباره وعده هاى خدا ، در پى هجوم احزاب متّحد ، علاوه بر گوناگونى ، نو به نو و در حال تجديد شدن بود .

و تظنّون باللّه الظنونا

آوردن فعل مضارع «تظنّون» به منظور بيان پديد آمدن گمان، مى تواند بيان كننده تداوم و تجديد شدن آن باشد.

281- يهود بنى قريظه در غزوه احزاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 10 - 4

4 - يهود بنى نضير و بنى قريظه و غطفان ، با مشركان مكه ، عليه مسلمانان ، ائتلاف كردند .

إذ جاءوكم من فوقكم و من أسفل منكم

طبق شواهد تاريخى، غزوه احزاب، با ائتلاف يهوديان بنى نضير و بنى قريظه و غطفان و مشركان مكه به وجود آمد. «من فوقكم» اشاره به يهوديانى دارد كه از بخش شرقى مدينه هجوم آوردند و «من أسفل منكم» اشاره به مشركانى دارد كه از بخش غربى مدينه به آن ديار هجوم آورده بودند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 26 - 4

4 - يهود بنى قريظه ، در غزوه احزاب ، همْ پيمان مشركان مكه بودند و از آنان پشتيبانى مى كردند .

و أنزل الذين ظهروهم من أهل الكتب

مراد از «الذين ظاهروا» يهود بنى قريظه، و مرجع ضمير «هم»، مشركانى اند كه سردمدارى احزاب متحد عليه مسلمانان مدينه را بر عهده داشتند.

282- يهود بنى نضير در غزوه احزاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 10 - 4

4 - يهود بنى نضير و بنى قريظه و غطفان ، با مشركان مكه ، عليه مسلمانان ، ائتلاف كردند .

إذ جاءوكم من فوقكم و من أسفل منكم

طبق شواهد تاريخى، غزوه احزاب، با ائتلاف يهوديان بنى نضير و بنى قريظه و غطفان و مشركان مكه به وجود آمد. «من فوقكم» اشاره به يهوديانى دارد كه از بخش شرقى مدينه هجوم آوردند و «من أسفل منكم» اشاره به مشركانى دارد كه از بخش غربى مدينه به آن ديار هجوم آورده بودند.

283- يهود غطفان در غزوه احزاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 10 - 4

4 - يهود بنى نضير و بنى قريظه و غطفان ، با مشركان مكه ، عليه مسلمانان ، ائتلاف كردند .

إذ جاءوكم من فوقكم و من أسفل منكم

طبق شواهد تاريخى، غزوه احزاب، با ائتلاف يهوديان بنى نضير و بنى قريظه و غطفان و مشركان مكه به وجود آمد. «من فوقكم» اشاره به يهوديانى دارد كه از بخش شرقى مدينه هجوم آوردند و «من أسفل منكم» اشاره به مشركانى دارد كه از بخش غربى مدينه به آن ديار هجوم آورده بودند.

284- غزوه بدر

{غزوه بدر}

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 12 - 6

6 - تهديد شدن يهود به هزيمت و شكست ، پس از پيروزى مسلمين در جنگ بدر

قل للّذين كفروا ستغلبون

در شأن نزول آيه آمده است كه آيه شريفه بعد از جنگ بدر - آنگاه كه رسول خدا از آن جنگ به طرف بنى قينقاع بازمى گشتند - نازل شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 13 -

1،2،3،4،5،6،12،13،15،18،19،20

1 - جنگ بدر ، شاهد روشن صدق وعده هاى الهى در مورد شكست كافران

قد كان لكم اية فى فئتين التقتا

بنا به گفته مفسّرين، آيه فوق مربوط به جنگ بدر است. گفتنى است كه در شأن نزول آيه، اختلافى نيست.

2 - جبهه گيرى يهود در برابر مسلمانان ، على رغم مشاهده پيروزى معجزه آساى آنان در جنگ بدر

قل للّذين كفروا . .. قد كان لكم اية فى فئتين التقتا

بنابراينكه مقصود از «الذين كفروا»، يهود باشند; چنانچه در شأن نزول آن بيان شده است.

3 - نبرد مجاهدان بدر در راه خدا و مورد ستايش او

فئة . .. تقاتل فى سبيل اللّه

از تأييد خداوند به اينكه جنگشان فى سبيل اللّه بوده، ستايش خداوند استفاده گرديده است.

4 - رويارويى مجاهدان در راه خدا و كافران ، در بدر

فئة تقاتل فى سبيل اللّه و اخرى كافرة

5 - مشركين در جنگ بدر ، نيرو هاى رزمنده مسلمان را دو چندان مى ديدند .

يرونهم مثليهم رأىَ العين

بنابراينكه ضمير فاعلى در «يرون»، به كفار برگردد و ضمير «هم» در هر دو مورد، به مسلمين برگردد.

6 - مسلمين در جنگ بدر - در حالى كه دشمن حدود سه برابر ايشان بود - آنان را دو برابر نيرو هاى خويش مى ديدند .

يرونهم مثليهم رأىَ العين

بنابراينكه ضمير فاعلى به مسلمين برگردد و ضمير «هم» در «يرونهم» به كافران و ضمير «هم» در «مثليهم» به مسلمين. و سه برابر بودن كافران از شأن نزول استفاده شده است (مجمع البيان).

12 - غلبه مسلمانان در جنگ بدر ، على رغم توان برتر كافران

قد كان لكم اية . .. يرونهم مثليهم

زيرا در صورتى جنگ بدر، آيه و عبرت است كه بر حسب شرايط طبيعى، تحصيل پيروزى براى مسلمانان ميسور نباشد و كافران، توان برترى داشته باشند.

13 - جلوه غير واقعى تعداد نيرو ها در جنگ بدر ، امدادى از سوى خداوند براى مؤمنان

يرونهم مثليهم رأىَ العين و اللّه يؤيّد بنصره من يشاء

15 - پيروزى جنگجويان راه خدا ، در جنگ بدر بر كافران ، در پرتو مشيّت الهى

قد كان . .. و اللّه يؤيّد بنصره من يشاء

18 - امداد هاى الهى در بدر و پيروزى مسلمانان ، عبرتى بزرگ براى صاحبان بصيرت

قد كان . .. انّ فى ذلك لعبرة لاولى الابصار

از نكره آوردن «عبرة»، بزرگى آن استفاده مى شود. يعنى: عبرةً عظيمةً.

19 - كسانى كه از ماجراى جنگ بدر عبرت نگيرند ، فاقد بينش و بصيرتند .

قد كان . .. انّ فى ذلك لعبرة لاولى الابصار

20 - روشنى نشانه هاى عبرت ، در جنگ بدر

قد كان . .. انّ فى ذلك لعبرة لاولى الابصار

روشنى نشانه هاى عبرت، از كلمه «ابصار» استفاده شده است; يعنى آنچه در جنگ بدر از علائم حقانيّت مؤمنين گذشت; در حد مشاهده بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 125 - 14

14 - علامت فرشتگانِ يارى دهنده در جنك بدر عمامه هاى آنان بود .

يمددكم ربّكم بخسمة الاف من الملئكة مسوّمين

امام رضا(ع) درباره «مسوّمين» در آيه فوق فرمود: العمائم . .. .


كافى، ج 6، ص 460، ح 2 ; تفسير برهان، ج 1، ص 313، ح 1 و 4.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 127 - 2،4،5

2 - هلاكت و خوارى بزرگان سپاه كفر در جنگ بدر *

و لقد نصركم اللّه ببدر . .. ليقطع طرفاً من الّذين كفروا

برخى از مفسّرين، «طرفاً» رابه معناى اشراف و بزرگان گرفته اند، به استناد اساس اللغة كه گفته است: «من اطراف العرب يعنى من اشرافهم».

4 - بازگشت ذليلانه و نااميدانه باقيمانده كافران ، از اهداف نصرت الهى به رزمندگان بدر

و لقد نصركم اللّه ببدر . .. ليقطع ... فينقلبوا خائبين

جمله «فينقلبوا . .. »، عطف بر «ليقطع» است بنابراين بازگشت ذليلانه و نااميدانه كافران، از اهداف پيروزى بدر خواهد بود و به مقتضاى «فاء» تفريع، اين بازگشت، نتيجه هلاكت و اسارت بخشى از كافران بوده است.

5 - هلاكت و خوارى بخشهايى از قواى دشمنان دين ، در جنگ بدر ، عاملى در تخريب روحيّه ساير نيروها

ليقطع طرفاً . .. فينقلبوا خائبين

«خائبين» از «خيبة»، به معنانى يأس، نااميدى و نامرادى، حكايت از اثر روانى در باقيمانده كفّار است كه به مقتضاى «فاء» در «فينقلبوا»، اين نااميدى، نتيجه هلاكت و خوارى و اسارت گروه زيادى از دشمنان بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 128 - 7،12

7 - توبه مشركان و پذيرش آن از سوى خداوند و يا عذاب و مجازات آنان ، هدفى براى نصرت الهى به رزمندگان بدر

ولقد نصركم اللّه ببدر . .. ليقطع طرفاً ... او يتوب عليهم

جمله «يتوب عليهم» و نيز «يعذّبهم»، عطف است بر «يقطع طرفاً»; و اين جمله متعلق به «نصركم اللّه ببدر» است. و لذا عذاب مشركان و پذيرش توبه آنان نيز از اهداف پيروزى جنگ بدر خواهد بود.

12 - سرنوشت كافران محارب بدر ، تنها به دست خداوند بود ، و نه حتّى رسول او

و لقد نصركم اللّه ببدر . .. ليقطع طرفاً ... ليس لك من الامر شىء او يتوب عليهم او

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 160 - 7

7 - توكّل پيكارگران جنگ بدر بر خدا ، موجب يارى خدا و پيروزى آنان در آن نبرد *

ان ينصركم اللّه فلا غالب لكم . .. و على اللّه فليتوكّل المؤمنون

خداوند پس از شروع بيان جنگ احد، اشاره اى نيز به مسائل جنگ بدر داشت (و لقد نصركم اللّه ببدر، آيه 123) بنابراين جمله «ان ينصركم اللّه» مى تواند اشاره به علّت آن پيروزى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 165 - 12

12 - رفع ناراحتى مسلمانان به جهت شهادت هفتاد نفر در جنگ احد ، با تذكّر به اين كه آنان در جنگ بدر ، هفتاد نفر از دشمنان را كشته و هفتاد نفر را اسير كردند .

اولمّا اصابتكم مصيبة قد اصبتم مثليها

امام صادق (ع) درباره آيه فوق فرمود: كان المسلمون قد اصابوا ببدر مائة و اربعين رجلا قتلوا سبعين رجلا و اسروا سبعين فلمّا كان يوم احد اصيب من المسلمين سبعون رجلا قال: فاغتمّوا بذلك فانزل اللّه تبارك و تعالى: «اولمّا اصابتكم . .. مثليها».


تفسير عياشى، ج 1، ص 205، ح 151 ; نورالثقلين، ج 1، ص 408، ح 426.

285- آثار غزوه بدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 7 - 12

12 - تأثير عميق جنگ بدر در تحكيم پايه هاى توحيد و آيين اسلام و شكست شرك و كفر

و يريد اللّه أن يحق الحق بكلمته و يقطع دابر الكفرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 41 - 15

15 - جنگ بدر ، ميدان رويارويى جبهه ايمان و كفر ، صحنه تمايز حق و باطل و ثبوت حقانيت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

يوم الفرقان يوم التقى الجمعان

ال در «الفرقان» براى عهد است و اشاره به جنگ بدر دارد. و فرقان يعنى چيزى كه به وسيله آن بين دو يا چند چيز تمايز داده مى شود. خداوند از آن رو جنگ بدر را فرقان ناميد كه در آن نبرد، على رغم وجود شرايط پيروزى براى مشركان، مسلمانان پيروز شدند و اين نشانه اى بود براى حقانيت پيامبر(صلی الله علیه و آله) و دين اسلام.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 46 - 7

7 - جامعه ايمانى در صدر اسلام پس از پيكار بدر برخوردار از ابهت و قوّتى چشمگير ، حتى در نظر دشمنان

و تذهب ريحكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 16 - 5

5- جنگ بدر ، ميدان انتقام الهى از مشركان و ضربه اى سخت و شكننده بر جبهه شرك *

يوم نبطش البطشة الكبرى إنّا منتقمون

طبق نظر مفسران، ممكن است اين آيه نظر به جنگ بدر داشته باشد. اين در صورتى است كه عذاب ذكر شده در آيات پيشين را عذاب دنيوى بدانيم.

286- آمرزش مجاهدان غزوه بدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 69 - 10

10 - خداوند ، مجاهدان بدر را كه به خاطر اقدام نابهنگامشان در گرفتن اسير مرتكب گناه شدند ، مورد عفو و مغفرت خويش قرار داد .

ما كان لنبى أن يكون له أسرى . .. إن اللّه غفور رحيم

287- اتحاد مسلمانان در غزوه بدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 43 - 10

10 - رؤياى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ( اندك ديدن نفرات سپاه كفر ) عامل وحدت كلمه مسلمانان در ضرورت پيكار با سپاه كفر و حضور رشيدانه آنان در جنگ بدر

إذ يريكهم اللّه فى منامك قليلا و لو أريكهم كثيرا لفشلتم و لتنزعتم

288- اسارت كافران در غزوه بدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 71 - 6

6 - كافران جنگ بدر به سبب خيانتهايشان به خدا و دين او ، مغلوب مجاهدان شده و گروهى از آنان به اسارت درآمدند .

فقد خانوا اللّه من قبل فأمكن منهم

امكان (مصدر امكن)، به معناى تسلط بخشيدن است. تفريع جمله «امكن منهم» بر «فقد خانوا» به وسيله حرف «فاء» دلالت مى كند بر اينكه خيانت كافران به دين خدا موجب شد كه خداوند آنان را در سيطره مسلمانان قرار دهد.

289- استغاثه مجاهدان غزوه بدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 9 - 2،3،4

2 - مجاهدان بدر پيش از نبرد با نيايش به درگاه خدا از وى استمداد كردند .

إذ تستغيثون ربكم

«غوث» به معناى يارى كردن است و استغاثه طلب يارى و امداد است.

3 - خداوند استغاثه مجاهدان بدر را با فرستادن هزاران فرشته اجابت كرد .

فاستجاب لكم أنى ممدكم بألف من الملئكة مردفين

«مردف» به كسى گفته مى شود كه ديگرى را در پى خويش قرار داده باشد. بنابراين «ألف من الملئكة مردفين»، يعنى هزار فرشته كه هر كدام فرشته و يا فرشته هايى را به دنبال خويش داشتند. گفتنى است معناى مذكور مبتنى بر اين است كه مفعول محذوف از «مردفين»، «طائفة اخرى من الملئكة» باشد.

4 - نيايش مجاهدان بدر به درگاه ربوبى و اجابت استغاثه آنان با امداد هاى غيبى ، نعمتى بايسته به ياد داشتن

إذ تستغيثون ربكم فاستجاب لكم

290- اسيران غزوه بدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 70 - 2

2 - به اسيران جنگ بدر اعلام شد در صورت پذيرش اسلام و توحيد ، خداوند آنان را از مواهبى بهتر از آنچه از ايشان گرفته شد ( فديه ) ، بهره مند خواهد ساخت .

إن يعلم اللّه فى قلوبكم خيرا يؤتكم خيرا مما أخذ منكم

مراد از «خيرا» به دليل «يغفر لكم» توحيد و گرايش به اسلام است. زيرا خداوند گناه شرك را هرگز نخواهد بخشيد: إن اللّه لايغفر ان يشرك به.

291- اسيرگيرى در غزوه بدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 68 - 1،5

1 - گرفتن اسير در كارزار بدر ، مقتضى گرفتار شدن مجاهدان آن كارزار به عذابى بزرگ از جانب خداوند

لو لا كتب من اللّه سبق لمسكم فيما أخذتم عذاب عظيم

كلمه «فى» در «فيما أخذتم» سببيه است و «ما» در آن مصدريه. يعنى «بسبب أخذكم». و مراد از آن به دليل آيه قبل اسير گرفتن است.

5 - گرفتن اسير در جنگ بدر مقتضى شكست مسلمانان در آن نبرد

لو لا كتب من اللّه سبق لمسكم فيما أخذتم عذاب عظيم

برخى برآنند كه مراد از «عذاب عظيم» شكست از دشمن در كارزار بدر است و مقصود از «كتب من اللّه . .. » وعده پيروزى است كه خداوند پيش از وقوع جنگ بدر مسلمانان را به آن بشارت داد. بنابراين معناى آيه چنين مى شود: اگر وعده الهى به پيروزى شما (رزمندگان بدر) نبود، به سبب گرفتن اسير پيش از سركوبى كامل دشمن به شكست سختى گرفتار مى شديد. (برگرفته شده از روح المعانى).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 70 - 1

1 - مسلمانان در كارزار بدر گروهى از دشمن را اسير كرده و با گرفتن فديه آنان را آزاد كردند .

يأيها النبى قل لمن فى أيديكم من الأسرى إن يعلم اللّه فى قلوبكم

292- امداد به مجاهدان غزوه بدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 10 - 6

6 - پيروزى مسلمانان در جنگ بدر ، گسيل هزاران فرشته براى امداد مجاهدان در آن جنگ ، بشارت دهى و اطمينان بخشى به واسطه آنان ، پرتوى از عزتمندى و كاردانى خداوند

و ما النصر إلا من عند اللّه إن اللّه عزيز حكيم

جمله «إن اللّه عزيز حكيم» تعليلى است براى تمامى مسائلى كه در اين آيه و آيه قبل مطرح شده بود. يعنى سرچشمه آنچه بيان شد، عزت و حكمت خداوند است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 43 - 11

11 - خداوند با امداد هاى خويش مسلمانان را از فاجعه نزاع و سست شدن در تصميمشان بر جنگ بدر رهايى بخشيد .

و لكن اللّه سلم

293- امداد در غزوه بدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 41 - 13،16

13 - خداوند به بركت وجود پيامبر (صلی الله علیه و آله) مسلمانان را در جنگ بدر يارى كرد و آنان را به پيروزى رسانيد .

و ما أنزلنا على عبدنا

با توجه به اينكه آيات 9 تا 12 همين سوره امدادهاى الهى را شامل همه پيكارگران بدر دانست و اين آيه پيامبر(صلی الله علیه و آله) را محط نزول امدادها شمرد، معلوم مى شود وجود پيامبر(صلی الله علیه و آله) در نزول امدادها دخالت فراوانى داشته است.

16 - تمايز حق از باطل با امداد هاى ويژه خداوند در جنگ بدر نمودى از قدرت مطلقه او

يوم الفرقان يوم التقى الجمعان و اللّه على كل شىء قدير

برداشت فوق بر اين مبناست كه جمله «و اللّه . .. » ناظر به «يوم الفرقان» بودنِ جنگ بدر باشد.

294- امداد غيبى در غزوه بدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 11 - 2

2 - خداوند در آستانه جنگ بدر با رفع اضطراب از مجاهدان ، آنان را از آرامشى كامل بهره مند ساخت .

إذ يغشيكم النعاس أمنة منه

295- اهميت پيروزى غزوه بدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 8 - 2

2 - پيروزى مسلمانان در جنگ بدر زيربناى گسترش توحيد و نابودى شرك در سراسر جهان

يريد اللّه أن يحق الحق . .. ليحق الحق و يبطل البطل

برداشت فوق بر اين اساس است كه «ليحق الحق» متعلق به «يريد اللّه أن يحق الحق» در آيه قبل باشد. بر اين مبنا مى توان گفت مراد از «الحق» در آيه قبل خصوص پيروزى موعود در پيكار بدر است، و مقصود از «الحق» در آيه مورد بحث مطلق حق. بنابراين «يريد اللّه أن يحق الحق ... » چنين معنا مى شود: خداوند با تقدير پيروزى در جنگ بدر خواست حق را همواره به منصه ظهور رساند و در سراسر جهان استوار سازد.

296- اهميت غزوه بدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 6 - 2

2 - ضرورت حضور در جنگ بدر ، امرى روشن براى مسلمانان صدر اسلام

يجدلونك فى الحق بعد ما تبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 42 - 12

12 - وقوع جنگ بدر و پيروزى مسلمانان در آن ، على رغم موقعيت ضعيف آنان ، حادثه اى شايسته و بايسته به خاطر سپردن و همواره به ياد داشتن

إذ أنتم بالعدوة الدنيا . .. و لو تواعدتم لاختلفتم فى الميعد

برداشت فوق بر اين اساس است كه «إذ» مفعول براى فعل مقدر، يعنى «اذكروا» باشد. مفسران برآنند كه از اهداف شرح موقعيت جنگ بدر يادآورى ضعف مسلمانان و برترى كافران است كه على رغم آن با پيروزى مسلمانان پايان يافت.

297- باران در غزوه بدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 11 - 6،7،10،13،14،18

6 - خداوند در آستانه جنگ بدر مسلمانان را از نعمت باران بهره مند ساخت .

و ينزل عليكم من السماء ماء

7 - فراهم شدن آب براى غسل و وضو و تطهير نجاست ها و قذارت ها ، از اهداف نزول باران براى مجاهدان بدر

و ينزل عليكم من السماء ماء ليطهّركم به

ذكر نشدن متعلق «يطهركم» حكايت از عموميت آن متعلق دارد (نجاستهاى ظاهرى و باطنى). يعنى خداوند باران را فرو فرستاد تا نجاستهاى ظاهرى را به وسيله آن برطرف سازيد و آنان كه جنب هستند غسل كنند و ديگران وضو بسازند.

10 - نزول باران در آستانه جنگ بدر براى تطهير مجاهدان ، زمينه ساز برطرف شدن نگرانى ها و وسوسه هاى ايجاد شده از سوى شيطان

و ينزل عليكم . .. و يذهب عنكم رجز الشيطن

13 - تقويت دل هاى مجاهدان با مشاهده امداد هاى حسى ، از اهداف نزول باران در آستانه جنگ بدر

و ينزل عليكم . .. ليربط على قلوبكم

«ربط على قلبه» يعنى دلهاى آنان را استحكام بخشيد، و اين كنايه از ايجاد شهامت و شجاعت است. گفتنى است تناسب نزول باران با استحكام دلها براى نبرد اين است كه مجاهدان در زمانى كه نياز فراوان به آب دارند با نزول باران، امداد الهى را لمس كرده و بدان يقين كنند.

14 - ريزش باران در آستانه جنگ بدر ، از عوامل مؤثر در پيروزى مسلمانان در آن جنگ

و ينزل عليكم . .. و يثبت به الأقدام

18 - استحكام اردوگاه مسلمانان و استوارى گام هاى آنان بر شنزار محل اقامتشان ، از اهداف نزول باران در آستانه جنگ بدر

ينزل عليكم من السماء ماء ليطهّركم . .. و يثبت به الأقدام

برداشت فوق بر اين اساس است كه مراد از «الاقدام» گامهاى مجاهدان باشد. بنابراين «و يثبت به الاقدام» يعنى هدف از نزول باران اين بود كه خداوند گامهاى شما را استوار سازد و از لغزش و فرو رفتن در شنزارها بازدارد.

298- بشارت به اسيران غزوه بدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 70 - 3،8

3 - به اسيران جنگ بدر نويد داده شد كه در صورت پذيرش اسلام و توحيد خداوند گناهان گذشته آنها را خواهد بخشيد .

إن يعلم اللّه فى قلوبكم خيرا . .. يغفر لكم و اللّه غفور رحيم

8 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) مأمور ابلاغ نويد خداوند به اسيران جنگ بدر ( آمرزش گناهان ايشان و . . . ) در صورت گرايش به اسلام

قل لمن فى أيديكم من الأسرى

299- پليدى در مجاهدان غزوه بدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 11 - 8

8 - برخى از مجاهدان بدر گرفتار پليدى و نگرانيهايى از سوى شيطان بودند .

و يذهب عنكم رجز الشيطن

300- پيروزى بر مجاهدان غزوه بدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 17 - 7

7 - پيروزى مجاهدان در جنگ بدر داراى اهدافى والا و از جمله آزمايش اهل ايمان از سوى خداوند

و ليبلى المؤمنين منه بلاء حسنا

«ليبلى» عطف بر علتى محذوف همانند «ليمحق الكفرين» است و هر دو متعلق به «قتلهم» و «رمى» مى باشد يعنى «و لكن اللّه قتلهم . .. لكن اللّه رمى ليمحق الكفرين و ليبلى المؤمنين» گفتنى است كه در برداشت فوق «ابلاء» به معناى آزمودن گرفته شده است.

301- پيروزى در غزوه بدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 49 - 13

13 - پيروزى مجاهدان بدر على رغم ناتوانى آنان حادثه اى عبرت آموز و شايسته بياد داشتن

و إذ يقول المنفقون . .. و من يتوكل على اللّه فإن اللّه عزيز حكيم

برداشت فوق بر اين اساس است كه «إذ» مفعول براى «اذكروا» باشد.

302- پيروزى غزوه بدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 165 - 4

4 - يادآورى خاطره پيروزى مسلمانان در پيكار بدر ، التيام بخش رنج و آثار روحى دردناك شكست نبرد احد

اولمّا اصابتكم مصيبة قد اصبتم مثليها

جمله «قد اصبتم مثليها»، كه اشاره به پيروزى بزرگ مسلمانان در بدر است، بدان جهت ايراد شده كه با ياد آن خاطره بزرگ، مسلمانان مصيبت احد را در مقايسه با پيروزى بدر كوچك شمرند و در نتيجه، رنج مصيبت احد را ناديده انگارند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 10 - 6

6 - پيروزى مسلمانان در جنگ بدر ، گسيل هزاران فرشته براى امداد مجاهدان در آن جنگ ، بشارت دهى و اطمينان بخشى به واسطه آنان ، پرتوى از عزتمندى و كاردانى خداوند

و ما النصر إلا من عند اللّه إن اللّه عزيز حكيم

جمله «إن اللّه عزيز حكيم» تعليلى است براى تمامى مسائلى كه در اين آيه و آيه قبل مطرح شده بود. يعنى سرچشمه آنچه بيان شد، عزت و حكمت خداوند است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 17 - 3

3 - خداوند با بيان نقش اصلى خويش در پيروزى جنگ بدر زمينه ساز پرهيز پيكارگران بدر از اعجاب و غرور به خاطر پيروزى در آن نبرد

فلم تقتلوهم . ... و ما رميت إذ رميت

از اهداف آيه مورد بحث، كه پيروزى مؤمنان را برخاسته از اراده خدا دانسته، اين است كه پيكارگران بدر پيروزى را نعمتى از جانب خداوند بدانند و از آنِ قدرت خويش نشمارند تا به غرور و اعجاب مبتلا نگردند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 41 - 10،13،18

10 - پرداخت خمس غنيمت ها و ديگر استفاده هاى مالى ، نشان ايمان به خدا و ايمان به پيروزى آفرينى خدا در جنگ بدر است .

فأن للّه خمسه و للرسول . .. إن كنتم ءامنتم باللّه و ما أنزلنا على عبدنا

مراد از «ما أنزلنا . .. » مى تواند همان امدادهاى غيبى الهى باشد كه مسلمانان در پرتو آن به پيروزى در جنگ بدر دست يافتند.

13 - خداوند به بركت وجود پيامبر (صلی الله علیه و آله) مسلمانان را در جنگ بدر يارى كرد و آنان را به پيروزى رسانيد .

و ما أنزلنا على عبدنا

با توجه به اينكه آيات 9 تا 12 همين سوره امدادهاى الهى را شامل همه پيكارگران بدر دانست و اين آيه پيامبر(صلی الله علیه و آله) را محط نزول امدادها شمرد، معلوم مى شود وجود پيامبر(صلی الله علیه و آله) در نزول امدادها دخالت فراوانى داشته است.

18 - يارى رسيدن به مسلمانان در جنگ بدر و به پيروزى رساندن آنان نمودى از قدرت مطلقه خداوند

و ما أنزلنا على عبدنا . .. و اللّه على كل شىء قدير

جمله «و اللّه . .. » مى تواند ناظر به تمام حقايقى باشد كه در آيه مورد بحث مطرح شده است كه از جمله آنها امدادهاى خداوند در جنگ بدر است كه «و ما أنزلنا ... » دلالت بر آن دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 42 - 10،11،13

10 - وقوع جنگ بدر و پيروزى مسلمانان در آن نبرد ، امرى از پيش رقم خورده و تعيين شده

و لكن ليقضى اللّه أمرا كان مفعولا

11 - خداوند به منظور تبيين حقانيت توحيد و رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، جنگ بدر را تحقق بخشيد و مسلمانان را به پيروزى رسانيد .

ليقضى اللّه أمرا كان مفعولا ليهلك من هلك عن بينة و يحيى من حى عن بينة

13 - پيروزى مسلمانان در جنگ بدر حجتى روشن عليه شرك و دليلى واضح بر حقانيت توحيد و اسلام

ليقضى اللّه . .. ليهلك من هلك عن بينة و يحيى من حى عن بينة

«ليهلك» متعلق به «يقضى» است. يعنى هدف از تحقق جنگ بدر اين بود كه ... .

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 43 - 15

15 - رؤياى پيامبر (صلی الله علیه و آله) در آستانه جنگ بدر و نتايج درخشان آن ، حادثه اى شايسته و بايسته به خاطر سپردن و همواره به ياد داشتن

إذ يريكهم اللّه فى منامك قليلا و لو أريكهم كثيرا لفشلتم و لتنزعتم

برداشت فوق بر اين اساس است كه «إذ» مفعول براى فعل مقدر «اذكروا» باشد.

303- پيروزى مجاهدان غزوه بدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 17 - 1،8

1 - امداد هاى الهى عامل اصلى و اساسى كشته شدن كافران در جنگ بدر و پيروزى اهل ايمان

فلم تقتلوهم و لكن اللّه قتلهم

جمله «فلم تقتلوهم . .. » متفرع بر آياتى است كه امدادهاى الهى را در جنگ بدر برمى شمرد ; يعنى توجه به قضاياى جنگ بدر و امدادهاى الهى بيانگر اين است كه در حقيقت خداوند مشركان را كشت و آنان را شكست داد.

8 - پيروزى مجاهدان در جنگ بدر ، نعمتى نيكو از جانب خداوند براى اهل ايمان

ليبلى المؤمنين منه بلاء حسنا

«ابلاء» در برداشت فوق به معناى اعطاى نعمت گرفته شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 19 - 3

3 - پيروزى مؤمنان در جنگ بدر حجتى بر حقانيت اهل ايمان و هشدار و عبرتى براى كافران

إن تستفتحوا فقد جاءكم الفتح

مراد از «الفتح» پيروزى اهل ايمان در جنگ بدر است. و جمله «فقد جاءكم الفتح» پاسخ همان تمناى مشركان است كه خواهان پيروزى حاميان دين حق بودند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 49 - 13

13 - پيروزى مجاهدان بدر على رغم ناتوانى آنان حادثه اى عبرت آموز و شايسته بياد داشتن

و إذ يقول المنفقون . .. و من يتوكل على اللّه فإن اللّه عزيز حكيم

برداشت فوق بر اين اساس است كه «إذ» مفعول براى «اذكروا» باشد.

304- پيروزى مسلمانان در غزوه بدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 68 - 6

6 - تقدير و قضاى الهى بر پيروزى مسلمانان در جنگ بدر ، مانع شكست مسلمانان ، على رغم تحقق مقتضى آن ( گرفتن اسير پيش از سركوبى كامل دشمن )

لو لا كتب . .. عذاب عظيم

305- تشويق اسيران غزوه بدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 70 - 4

4 - ترغيب اسيران جنگ بدر به ايمان و گرايش به اسلام

يأيها النبى قل لمن فى أيديكم من الأسرى إن يعلم اللّه فى قلوبكم

306- تقدير غزوه بدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 44 - 3

3 - تحقق جنگ بدر و پيروزى مسلمانان در آن نبرد ، امرى از پيش رقم خورده و تقدير شده

ليقضى اللّه أمرا كان مفعولا

«أمراً» به معناى كار است و مراد از آن تحقق جنگ بدر و پيروزى مسلمانان در آن نبرد مى باشد. فعل «كان» دلالت مى كند كه ثبوت خبر «مفعولا» براى اسمش (تحقق جنگ بدر) از ديرباز تحقق پيدا كرده بود. و تحقق جنگ بدر از ديرباز، به قرينه «ليقضى»، به معناى تقدير آن است. بنابراين «ليقضى اللّه ... » يعنى تا انجام پذيرد كارى كه از پيش تقدير شده بود.

307- تهديد اسيران غزوه بدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 71 - 5

5 - خداوند ، اسيران جنگ بدر را به گرفتار شدن دوباره به دست مسلمانان ، در صورت ادامه خيانت ، تهديد كرد .

و إن يريدوا خيانتك

جواب شرط «و إن يريدوا خيانتك . .. » در تقدير است و جمله «فقد خانوا اللّه ... » جانشين آن شده و دلالت بر آن دارد كه جمله با تقدير آن چنين است: اگر اسيران خيانتى دوباره را در سر مى پرورانند باكى نداشته باشيد و از آزادسازى آنان ابا نكنيد. زيرا خداوند خيانتكاران را در سلطه شما قرار خواهد داد ; همان گونه كه در جنگ بدر شما را بر آنان مسلط ساخت.

308- حقانيت غزوه بدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 5 - 8

8 - حكم خداوند درباره انفال ، حكمى حق و همانند حقانيت فرمان او به خروج از مدينه براى جنگ بدر

قل الأنفال للّه و الرسول . .. كما أخرجك ربك من بيتك بالحق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 6 - 1

1 - گروهى از مسلمانان در صدد بازداشتن پيامبر (صلی الله علیه و آله) از حركت به سوى جنگ بدر ، على رغم وضوح حقانيت آن

يجدلونك فى الحق بعد ما تبين

در وجه تركيبى «يجدلونك» چند نظر ايراد شده است ; از جمله اينكه «يجدلونك» حال براى فاعل «لكرهون» و يا همانند «إن فريقا» حال براى مفعول «أخرجك» باشد. بر اين دو مبنا، آيه مورد بحث توضيحى درباره قضاياى پيش از جنگ بدر است. گفتنى است جدال به معناى منازعه براى غلبه بر انديشه و رأى طرف مقابل است.

309- خواب مجاهدان غزوه بدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 11 - 1،5

1 - آرامش روحى مجاهدان پيش از جنگ بدر ، موجب فراگيرى خوابى سبك بر تمامى آنان

إذ تستغيثون . .. إذ يغشيكم النعاس أمنة منه

«غشاوه» به معناى احاطه است و فعل «يغشيكم»، از باب تفعيل، دلالت بر كثرت احاطه دارد. مى توان گفت نمود آن كثرت، فراگيرى خواب بر تمامى افراد بوده است. كلمه «أمنة»، كه به معناى نبودن ترس است، مفعولٌ له حصولى براى «يغشيكم» است. يعنى به علت اينكه آرامش يافتيد، خواب شما را فراگرفت

5 - استراحت و آرامش روحى مجاهدان و فراگيرى خواب بر آنان در آستانه جنگ بدر ، نعمتى الهى بر ايشان و شايسته به ياد داشتن

إذ يغشيكم النعاس أمنة منه

310- خيانت اسيران غزوه بدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 71 - 2

2 - اسيران جنگ بدر از خيانتكاران به دين خدا تا پيش از آن نبرد

و إن يريدوا خيانتك فقد خانوا اللّه من قبل

311- دعاى مجاهدان غزوه بدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 9 - 2،4

2 - مجاهدان بدر پيش از نبرد با نيايش به درگاه خدا از وى استمداد كردند .

إذ تستغيثون ربكم

«غوث» به معناى يارى كردن است و استغاثه طلب يارى و امداد است.

4 - نيايش مجاهدان بدر به درگاه ربوبى و اجابت استغاثه آنان با امداد هاى غيبى ، نعمتى بايسته به ياد داشتن

إذ تستغيثون ربكم فاستجاب لكم

312- سرنوشت غزوه بدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 42 - 10

10 - وقوع جنگ بدر و پيروزى مسلمانان در آن نبرد ، امرى از پيش رقم خورده و تعيين شده

و لكن ليقضى اللّه أمرا كان مفعولا

313- شكست غزوه بدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 16 - 5

5- جنگ بدر ، ميدان انتقام الهى از مشركان و ضربه اى سخت و شكننده بر جبهه شرك *

يوم نبطش البطشة الكبرى إنّا منتقمون

طبق نظر مفسران، ممكن است اين آيه نظر به جنگ بدر داشته باشد. اين در صورتى است كه عذاب ذكر شده در آيات پيشين را عذاب دنيوى بدانيم.

314- شكست مشركان در غزوه بدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 45 - 3

3 - اخبار خداوند ، از شكست قريب الوقوع جماعت شرك پيشه در جنگ بدر

سيهزم الجمع و يولّون الدّبر

با توجه به تطبيق اين آيه بر جنگ بدر - در آراى مفسران - و با توجه به اين كه آيات ياد شده مكّى است و جنگ بدر نخستين مرحله انهزام مشركان بوده است; برداشت ياد شده به دست مى آيد.

315- شيطان در غزوه بدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 11 - 8

8 - برخى از مجاهدان بدر گرفتار پليدى و نگرانيهايى از سوى شيطان بودند .

و يذهب عنكم رجز الشيطن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 48 - 4،6،9،10،11،12،13،16

4 - شيطان با توصيف كافران بدر به شكست ناپذيران ، آنان را عليه مسلمانان تشجيع كرد .

و قال لا غالب لكم اليوم من الناس

6 - شيطان ، خط دهنده به جبهه كفر در جنگ بدر

و إذ زين لهم الشيطن أعملهم

9 - شيطان با تأكيد بر يارى بى دريغ خويش از لشكريان كافر بدر ، آنان را به رويارويى با مسلمانان ترغيب كرد .

إنى جار لكم

كلمه «جار» معانى متعددى دارد ; از جمله ياور، همسانه، هم قسم، شريك و . .. (لسان العرب). به نظر مى رسد ياور نسبت به ديگر معانى مناسبتر باشد.

10 - شيطان به هنگام رويارويى دو لشكر كفر و ايمان از كارزار بدر عقب نشينى كرد .

فلما تراءت . .. نكص على عقبيه و قال إنى برىء منكم

«نكص» به معناى خوددارى كردن است و چون با «على» متعدى شده معناى رجوع در آن تضمين شده است. «عقب» به پاشنه پا گفته مى شود ; يعنى شيطان از نبرد خوددارى كرد و با چرخيدن بر پاشنه هاى پا عرصه را ترك گفت.

11 - شيطان به هنگام شروع جنگ بدر با اعلان بيزارى از كافران ، عهد خويش ( يارى سپاه كفر ) را گسست .

فلما تراءت الفئتان . .. قال إنى برىء منكم

12 - شيطان در آغاز جنگ بدر با ديدن امداد هاى الهى به شكست جبهه كفر مطمئن شد .

نكص على عقبيه و قال إنى برىء منكم إنى أرى ما لاترون

13 - مشاهده فرشتگان الهى براى امداد مسلمانان ، دليل عقب نشينى شيطان از كارزار بدر و اعلان بيزارى وى از لشكر كفر

نكص على عقبيه و قال إنى برىء منكم إنى أرى ما لاترون

16 - شيطان به دليل ترس از گرفتار شدن به عذاب الهى با ضربه هاى سهمگين فرشتگان جنگ بدر از آن معركه فرار كرد .

إنى أرى ما لاترون إنى أخاف اللّه

مراد از خوف خدا (إنى أخاف اللّه) به دليل «إنى ارى ما لاترون» گرفتار شدن به چنگ فرشتگان حاضر در كارزار بدر است.

316- ضعف دشمنان در غزوه بدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 43 - 3

3 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) رؤياى خويش ( كمى نفرات دشمن در جنگ بدر ) را براى مسلمانان بيان كرد .

إذ يريكهم اللّه فى منامك قليلا و لو أريكهم كثيرا لفشلتم

317- ضعف كافران در غزوه بدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 43 - 4

4 - ضعف و ناتوانى سپاه كفر در جنگ بدر ، تأويل و تعبير رؤياى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ( كم ديدن نفرات دشمن )

إذ يريكهم اللّه فى منامك قليلا

از منابع تاريخى مربوط به جنگ بدر و نيز اينكه هر فرماندهى پيش از اقدام به جنگ همواره در تلاش براى آگاهى به كم و كيف لشكر مقابل است، به دست مى آيد كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) و ديگر مسلمانان از تعداد تقريبى نفرات دشمن آگاه بودند. بنابراين رؤياى پيامبر(صلی الله علیه و آله) حاكى از سستى و ضعف نيروى دشمن بوده است، نه بيانگر تعداد آنان.

318- ضعف مجاهدان غزوه بدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 49 - 13

13 - پيروزى مجاهدان بدر على رغم ناتوانى آنان حادثه اى عبرت آموز و شايسته بياد داشتن

و إذ يقول المنفقون . .. و من يتوكل على اللّه فإن اللّه عزيز حكيم

برداشت فوق بر اين اساس است كه «إذ» مفعول براى «اذكروا» باشد.

319- ضعف مسلمانان در غزوه بدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 42 - 4

4 - موقعيت ضعيف مسلمانان در جنگ بدر نسبت به موقعيت كفار

إذ أنتم بالعدوة الدنيا و هم بالعدوة القصوى

مى توان گفت هدف از بيان موقعيت مسلمانان و كفرپيشگان مكه در منطقه بدر يادآورى موقعيت بسيار ضعيف مسلمانان است. جلمه «ليهلك من هلك ... » مؤيد اين معنا مى باشد. زيرا پيروزى آنگاه دليل حقانيت مسلمانان مى شد كه شرايط ظاهرى، تضمين كننده پيروزى كافران و شكست مسلمانان بود.

320- ضعف مشركان در غزوه بدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 43 - 13

13 - خداوند به دليل آگاهيش بر عوامل اطمينان بخش قلب ها و علمش به زمينه هاى سستى آفرين ، مشركان بدر را در رؤياى

پيامبر (صلی الله علیه و آله) اندك نمايان ساخت .

و لكن اللّه سلم إنه عليم بذات الصدور

321- عوامل پيروزى در غزوه بدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 26 - 10

10 - امداد هاى ويژه الهى ، منشأ پيروزى مسلمانان در جنگ بدر *

و أيدكم بنصره

322- عوامل پيروزى غزوه بدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 11 - 14

14 - ريزش باران در آستانه جنگ بدر ، از عوامل مؤثر در پيروزى مسلمانان در آن جنگ

و ينزل عليكم . .. و يثبت به الأقدام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 17 - 2

2 - حركت هاى پيروزى آفرين پيامبر (صلی الله علیه و آله) در جنگ بدر در حقيقت فعل الهى بود .

فلم تقتلوهم و لكن اللّه قتلهم و ما رميت

«رمى» به معناى پرتاب كردن است و در اينجا مى تواند كنايه از تمامى حركتهايى باشد كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) در جنگ بدر انجام داد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 49 - 6

6 - توكل مسلمانان به خداوند در جنگ بدر عامل پيروزى آنان

إذ يقول المنفقون . .. و من يتوكل على اللّه فإن اللّه عزيز حكيم

323- غزوه بدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 123 - 1،3،4،9،18

1 - يارى و مدد خداوند به مؤمنان ، در جنگ بدر

و لقد نصركم اللّه ببدر

3 - كمبود نفرات و توانايى نظامى مؤمنان پيكارگر در جنگ بدر ، نسبت به قواى نظامى دشمن

و لقد نصركم اللّه ببدر و انتم اذلّة

كلمه «اذلّة»، چون جمع قلّه است، اشاره به كمبود و قلّت نيروى انسانى مؤمنان دارد. و ماده ذلّت (زبونى و ناتوانى) به مناسبت مورد، حاكى از كمبود توانايى نظامى از جهت تداركات و وسايل جنگى است.

4 - مجاهدان جنگ بدر با نداشتن ساز و برگ كافى در مقابل دشمنان ، توانستند با ايمان و توكّل به خدا بر آنان پيروز شوند .

و على اللّه فليتوكّل المؤمنون. و لقد نصركم اللّه ببدر و انتم اذلّة

جمله «و لقد نصركم اللّه ببدر»، مى تواند نمونه اى باشد از حقيقت بيان شده در آيه قبل; يعنى عامل نصرت شما در بدر، توكّل شما بر خداوند بود.

9 - سرزنش خداوند به پيكارگران احد كه چرا على رغم مشاهده يارى الهى در جنگ بدر ، تصميم به سستى در كارزار احد گرفتند .

و اذ همّت طائفتان منكم ان تفشلا . .. و لقد نصركم اللّه ببدر و انتم اذلّة

لحن آيه، حكايت از سرزنش مسلمانانى است كه در جنگ احد، تصميم به سستى و نافرمانى گرفتند.

18 - تقواى مؤمنان پيكارگر بدر ، موجب برخوردارى آنان از نصرت الهى

و لقد نصركم اللّه ببدر و انتم اذلّة فاتّقوا اللّه لعلّكم تشكرون

بنابر اينكه جمله «فاتّقوا اللّه»، تفريع براى «و لقد نصركم اللّه ببدر» باشد. يعنى عامل پيروزى و جلب نصرت الهى در جنگ بدر، همان تقواى ايشان بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 124 - 2

2 - تقويت روحيه پيكارگران بدر و اُحد ، ز سوى پيامبر (صلی الله علیه و آله)

اذ تقول للمؤمنين الن يكفيكم ان يمدّكم ربّكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 140 - 3

3 - برابرى آسيب و جراحت هاى وارده به مؤمنان پيكارگر احد ، با آسيب هاى وارد شده به كافران در جنگ بدر

ان يمسسكم قرح فقد مسّ القوم قرح مثله

برخى برآنند كه «ان يمسسكم»، درباره جراحتهاى مسلمانان در جنگ احد است و جمله «فقد مسّ القوم»، اشاره به جراحات مشركان در جنگ بدر دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 143 - 1

1 - شهادت طلبى برخى مؤمنان صدر اسلام پس از جنگ بدر و نگرانى و حيرت آنها به هنگام بروز جنگ احد

و لقد كنتم تمنّون الموت من قبل ان تلقوه فقد رايتموه و انتم تنظرون

324- غزوه بدر صغرا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 84 - 8،12،13

8 - وعده خداوند به مصونيت جامعه ايمانى از آسيب مشركان مكّه در صورت شركت مسلمانان در جنگ بدر ( بدر صغرا )

فقاتل . .. و حرّض المؤمنين عسى اللّه ان يكفّ بأس الّذين كفروا

12 - امتناع و كوتاهى مسلمين از شركت در غزوه بدر صغرا

فقاتل فى سبيل اللّه . .. و حرّض المؤمنين عسى اللّه

قابل ذكر است كه مورخين از اين غزوه به نامهاى مختلفى - بدر الصغراء، بدر الموعد، بدر الآخرة و بدر الاخيرة - ياد كرده اند.

13 - مقطع زمانى جنگ احد تا بدر صغرا ، برهه اى دشوار براى پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله)

بيّت طائفة منهم . .. اذاعوا به ... فقاتل فى سبيل اللّه لا تكلّف الّا نفسك

با توجّه به مجموع آيات و شأن نزول.

325- غزوه بدر و كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 13 - 7

7 - كافران در جنگ بدر ، نيرو هاى رزمنده مسلمان را دو برابر نيرو هاى خودشان مى ديدند .

يرونهم مثليهم رأىَ العين

بنابراينكه ضمير فاعلى در «يرون» به مشركين برگردد و ضمير مفعولى «هم» به مسلمين و ضمير مجرور «هم» در «مثليهم» به مشركين برگردانده شود.

326- غنايم غزوه بدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 1 - 4

4 - مسلمانان در جنگ بدر به غنايمى چشمگير دست يافتند .

يسئلونك عن الأنفال

حساس شدن مسلمانان نسبت به انفال و غنايم جنگى و پرسش مكرر آنان و بازتاب آن در آيه نشانگر فراوانى غنايم بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 26 - 8

8 - غنايم جنگ بدر ، از روزى هاى پاكيزه كه خداوند مسلمانان صدر اسلام را از آن بهره مند ساخت . *

و رزقكم من الطيبت

از مصاديق مورد نظر براى «الطيبت»، به دليل وقوع آيه مورد بحث پس از بيان جنگ بدر، غنايم جنگى است.

327- فضايل مجاهدان غزوه بدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 11 - 17

17 - مجاهدين بدر ، مورد توجه و عنايت خاص خداوند بودند .

و لتطمئن به قلوبكم . . يغشيكم ... ينزل عليكم ... ليطهّركم

328- فلسفه غزوه بدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 7 - 8

8 - پياده شدن حق و ريشه كن شدن بنيان كافران ، هدف از فرمان خداوند به نبرد با مشركان مكه در بدر

و يريد اللّه أن يحق الحق بكلمته و يقطع دابر الكفرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 42 - 11

11 - خداوند به منظور تبيين حقانيت توحيد و رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، جنگ بدر را تحقق بخشيد و مسلمانان را به پيروزى رسانيد .

ليقضى اللّه أمرا كان مفعولا ليهلك من هلك عن بينة و يحيى من حى عن بينة

329- قصه غزوه بدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 1 - 4

4 - مسلمانان در جنگ بدر به غنايمى چشمگير دست يافتند .

يسئلونك عن الأنفال

حساس شدن مسلمانان نسبت به انفال و غنايم جنگى و پرسش مكرر آنان و بازتاب آن در آيه نشانگر فراوانى غنايم بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 5 - 1،2،3،8

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى نبرد با مشركان مكه از مدينه به سوى بدر حركت كرد .

أخرجك ربك من بيتك بالحق

با توجه به آيات بعد معلوم مى شود مراد از جمله «أخرجك . .. »، خروج پيامبر(صلی الله علیه و آله) براى جنگ بدر بوده است.

2 - فرمان خداوند و تقدير او ، عامل حركت پيامبر (صلی الله علیه و آله) به سوى جنگ بدر

أخرجك ربك من بيتك بالحق

اسناد «أخرجك» به «ربك» مى رساند كه حركت پيامبر(صلی الله علیه و آله) به فرمان و تقدير الهى بوده است، نه تصميمى از جانب خود آن حضرت.

3 - تقدير خداوند بر وقوع جنگ بدر ، در جهت تدبير امور پيامبر (صلی الله علیه و آله) و در راستاى پيشبرد رسالت وى

أخرجك ربك من بيتك بالحق

«رب» به معناى مدبر و مربى است و اضافه آن به «ك» در جمله «كما أخرجك ربك» مى رساند كه از اهداف تقدير الهى بر خروج پيامبر(صلی الله علیه و آله)، تدبير امور وى بوده كه طبعاً براى تكميل رسالت او بوده است.

8 - حكم خداوند درباره انفال ، حكمى حق و همانند حقانيت فرمان او به خروج از مدينه براى جنگ بدر

قل الأنفال للّه و الرسول . .. كما أخرجك ربك من بيتك بالحق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 7 - 10

10 - قضاياى جنگ بدر و پيروزى مسلمانان در آن ، نعمتى بزرگ و شايسته و بايسته به ياد داشتن و شامل درسهايى از توحيد

إذ يعدكم اللّه إحدى الطائفتين أنها لكم

مقصود از فرمان خداوند به يادآورى قضاياى بدر، يادآورى حاكميت خداوند بر عوامل طبيعى است. زيرا نيروى برتر و غير قابل مقايسه مشركان نسبت به مسلمانان اقتضا مى كرد كه مشركان پيروز شوند ; ولى تقدير خداوند بر اين بود كه پيروزى از آن مسلمانان باشد ; و چنين شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 9 - 8

8 - حضور هزار فرشته در جنگ بدر ، كه هر يك فرشته و يا فرشتگانى به دنبال خويش داشتند .

بألف من الملئكة مردفين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 10 - 1

1 - نقش ملائكه در جنگ بدر ، تنها بشارت به پيروزى و اطمينان دادن به مؤمنان بود ، و نه اقدامى عملى در قتل مشركان .

و ما جعله اللّه إلا بشرى و لتطمئن به قلوبكم

ضمير در «جعله» و «به» به امداد كه از «أنى ممدكم» استفاده مى شود، برمى گردد و كلمه «بشرى» مفعولٌ له براى «جعل»

است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 11 -

1،2،5،6،7،8،9،10،13،14،18،19

1 - آرامش روحى مجاهدان پيش از جنگ بدر ، موجب فراگيرى خوابى سبك بر تمامى آنان

إذ تستغيثون . .. إذ يغشيكم النعاس أمنة منه

«غشاوه» به معناى احاطه است و فعل «يغشيكم»، از باب تفعيل، دلالت بر كثرت احاطه دارد. مى توان گفت نمود آن كثرت، فراگيرى خواب بر تمامى افراد بوده است. كلمه «أمنة»، كه به معناى نبودن ترس است، مفعولٌ له حصولى براى «يغشيكم» است. يعنى به علت اينكه آرامش يافتيد، خواب شما را فراگرفت

2 - خداوند در آستانه جنگ بدر با رفع اضطراب از مجاهدان ، آنان را از آرامشى كامل بهره مند ساخت .

إذ يغشيكم النعاس أمنة منه

5 - استراحت و آرامش روحى مجاهدان و فراگيرى خواب بر آنان در آستانه جنگ بدر ، نعمتى الهى بر ايشان و شايسته به ياد داشتن

إذ يغشيكم النعاس أمنة منه

6 - خداوند در آستانه جنگ بدر مسلمانان را از نعمت باران بهره مند ساخت .

و ينزل عليكم من السماء ماء

7 - فراهم شدن آب براى غسل و وضو و تطهير نجاست ها و قذارت ها ، از اهداف نزول باران براى مجاهدان بدر

و ينزل عليكم من السماء ماء ليطهّركم به

ذكر نشدن متعلق «يطهركم» حكايت از عموميت آن متعلق دارد (نجاستهاى ظاهرى و باطنى). يعنى خداوند باران را فرو فرستاد تا نجاستهاى ظاهرى را به وسيله آن برطرف سازيد و آنان كه جنب هستند غسل كنند و ديگران وضو بسازند.

8 - برخى از مجاهدان بدر گرفتار پليدى و نگرانيهايى از سوى شيطان بودند .

و يذهب عنكم رجز الشيطن

9 - فقدان آب براى تحصيل طهارت و برطرف كردن نجاست ها ، مايه وسوسه شيطان و ايجاد نگرانى در پيكارگران بدر

ليطهّركم به و يذهب عنكم رجز الشيطن

نبودن لام در «يذهب» بيانگر اين است كه «يذهب . .. » مترتب بر «ليطهركم ... » است. و تناسب تطهير با برطرف شدن رجز شيطان اقتضا مى كند كه مراد از رجز شيطان وسوسه هايى باشد كه شيطان بر اثر نبودن آب براى طهارت در مجاهدان ايجاد مى كرده است.

10 - نزول باران در آستانه جنگ بدر براى تطهير مجاهدان ، زمينه ساز برطرف شدن نگرانى ها و وسوسه هاى ايجاد شده از سوى شيطان

و ينزل عليكم . .. و يذهب عنكم رجز الشيطن

13 - تقويت دل هاى مجاهدان با مشاهده امداد هاى حسى ، از اهداف نزول باران در آستانه جنگ بدر

و ينزل عليكم . .. ليربط على قلوبكم

«ربط على قلبه» يعنى دلهاى آنان را استحكام بخشيد، و اين كنايه از ايجاد شهامت و شجاعت است. گفتنى است تناسب نزول باران با استحكام دلها براى نبرد اين است كه مجاهدان در زمانى كه نياز فراوان به آب دارند با نزول باران، امداد الهى را لمس كرده و بدان يقين كنند.

14 - ريزش باران در آستانه جنگ بدر ، از عوامل مؤثر در پيروزى مسلمانان در آن جنگ

و ينزل عليكم . .. و يثبت به الأقدام

18 - استحكام اردوگاه مسلمانان و استوارى گام هاى آنان بر شنزار محل اقامتشان ، از اهداف نزول باران در آستانه جنگ بدر

ينزل عليكم من السماء ماء ليطهّركم . .. و يثبت به الأقدام

برداشت فوق بر اين اساس است كه مراد از «الاقدام» گامهاى مجاهدان باشد. بنابراين «و يثبت به الاقدام» يعنى هدف از نزول باران اين بود كه خداوند گامهاى شما را استوار سازد و از لغزش و فرو رفتن در شنزارها بازدارد.

19 - خداوند با تقويت دل هاى مجاهدان بدر آنان را براى رويارويى با مشركان ثابت قدم ساخت .

ليربط على قلوبكم و يثبت به الأقدام

«يثبت به الأقدام» در عين اينكه بيانگر هدفى از اهداف نزول باران است، نبودن «لام» در آن مى رساند كه اين هدف به دنبال «ليربط على قلوبكم» حاصل مى شود. بنابراين مى توان گفت ضمير در «به» به استحكام قلوب، كه از «ليربط على قلوبكم» استفاده مى شود، برمى گردد. قابل ذكر است كه در برداشت فوق ثبات قدم (يثبت به الأقدام) به معناى كنايى آن (پايدارى و عزم راسخ) گرفته شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 12 - 1،2،3،6،8،9

1 - خداوند با وحى به فرشتگان حاضر در كارزار بدر ، آنان را از پشتيبانى خويش در ثبات بخشيدن به مجاهدان آگاه ساخت .

إذ يوحى ربك إلى الملئكة أنى معكم فثبتوا الذين

2 - ايجاد پايدارى در مجاهدان ، فرمان خداوند به فرشتگان گسيل شده به جنگ بدر

إذ يوحى ربك إلى الملئكة أنى معكم فثبتوا الذين

3 - تنها پيامبر (صلی الله علیه و آله) شاهد وحى الهى به فرشتگان مبتنى بر مأموريت آنان براى پشتيبانى مجاهدان بدر بود .

إذ يوحى ربك إلى الملئكة

چنانچه «إذ»، متعلق به «اذكر» باشد با توجه به اينكه مخاطب در آيه مورد بحث، به خلاف آيات گذشته، شخص پيامبر(صلی الله علیه و آله) است، مى توان گفت تنها آن حضرت شاهد وحى خداوند به فرشتگان بوده است.

6 - رعب و وحشت كافران در جنگ بدر ، از عوامل شكست آنان در آن جنگ

سألقى فى قلوب الذين كفروا الرعب

8 - ملائكه مأمور در هم كوبيدن سر هاى كافران بدر و از كار انداختن پنجه هاى آنان بودند .

فاضربوا فوق الأعناق و اضربوا منهم كل بنان

«ال» در «الأعناق» جانشين مضاف إليه (الكافرين) است و مراد از «فوق الأعناق» سرهاى كافران است. بنابراين جمله «فاضربوا ... » يعنى سرهاى كافران را مورد ضربات خويش قرار دهيد. قابل ذكر است كه مخاطب در اين جمله، همان گونه كه سياق آيه بر آن دلالت دارد، فرشتگان هستند.

9 - خداوند ، مجاهدان بدر را به در هم كوبيدن سر هاى كافران و از كار انداختن پنجه هاى آنان ، تهييج كرد .

فاضربوا فوق الأعناق و اضربوا منهم كل بنان

برداشت فوق بر اين اساس است كه خطاب در جمله «فاضربوا . .. » متوجه مجاهدان باشد. جمله «و ما جعله اللّه إلا بشرى» در آيه دهم، كه مسؤوليت فرشتگان را تنها بشارت دهى اعلام كرد، مى تواند مؤيد اين احتمال باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 17 - 1

1 - امداد هاى الهى عامل اصلى و اساسى كشته شدن كافران در جنگ بدر و پيروزى اهل ايمان

فلم تقتلوهم و لكن اللّه قتلهم

جمله «فلم تقتلوهم . .. » متفرع بر آياتى است كه امدادهاى الهى را در جنگ بدر برمى شمرد ; يعنى توجه به قضاياى جنگ بدر و امدادهاى الهى بيانگر اين است كه در حقيقت خداوند مشركان را كشت و آنان را شكست داد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 19 - 2،6

2 - مشركان قريش پيش از جنگ بدر با نيايش به درگاه خداوند ، خواهان پيروزى حاميان دين حق شدند .

إن تستفتحوا فقد جاءكم الفتح

جمله «إن تستفتحوا» اشاره دارد به دعاى مشركان پيش از جنگ بدر كه آنان با پندار حقانيت خويش از خداوند خواستند تا حاميان دين حق را در اين نبرد پيروز گرداند.

6 - كافران شكست خورده در جنگ بدر ، مورد تهديد خداوند به چشيدن دوباره طعم شكست در صورت بازگشت به جنگ

و إن تعودوا نعد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 26 - 10

10 - امداد هاى ويژه الهى ، منشأ پيروزى مسلمانان در جنگ بدر *

و أيدكم بنصره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 42 - 1،3،4،5،7،8،10

1 - سپاه اسلام و سپاه شرك در آستانه جنگ بدر ، هر كدام در سويى از دره واقع در منطقه بدر مستقر شدند .

إذ أنتم بالعدوة

«عُدْوة» به معناى كناره و دامنه وادى است و وادى به زمينى كه بين دو كوه و دو تپه قرار دارد گفته مى شود و هر وادى داراى دو عدوه و كناره است. تكرار كلمه «عدوه» در آيه شريفه حكايت از آن دارد كه سپاه اسلام در يك سوى دامنه و سپاه كفر در دامنه ديگر استقرار داشتند.

3 - مسلمانان در جنگ بدر در دامنه پست و كافران در دامنه بلند مستقر شدند .

إذ أنتم بالعدوة الدنيا و هم بالعدوة القصوى

4 - موقعيت ضعيف مسلمانان در جنگ بدر نسبت به موقعيت كفار

إذ أنتم بالعدوة الدنيا و هم بالعدوة القصوى

مى توان گفت هدف از بيان موقعيت مسلمانان و كفرپيشگان مكه در منطقه بدر يادآورى موقعيت بسيار ضعيف مسلمانان است. جلمه «ليهلك من هلك ... » مؤيد اين معنا مى باشد. زيرا پيروزى آنگاه دليل حقانيت مسلمانان مى شد كه شرايط ظاهرى، تضمين كننده پيروزى كافران و شكست مسلمانان بود.

5 - قافله تجارى قريش به هنگام استقرار سپاهيان بدر ، در مسيرى پايينتر از سپاه اسلام در حركت بودند .

و الركب أسفل منكم

كلمه «ركب» جمع راكب و به معناى سواران است و مقصود از آن به گفته اهل تفسير كاروان تجارى قريش است. تعبير از كاروان تجارى به «سواران» مى تواند اشاره به حركت سريع آنان براى فرار از مسلمانان باشد.

7 - رويارويى دو سپاه بدر در زمانى مشخص ، حتى با برنامه ريزى طرفين ممكن نبود .

و لو تواعدتم لاختلفتم فى الميعد

كلمه «ميعاد» مى تواند اسم زمان به معناى زمان قرار، و مى تواند اسم مكان به معناى جايگاه قرار باشد. و مراد از «تواعد» وعده مسلمانان با اهل مكه است ; يعنى «و لو تواعدتم أنتم و اهل مكة ... » كه در برداشت به برنامه ريزى طرفين تعبير شد.

8 - انتخاب محل استقرار سپاه كفر و ايمان در آستانه جنگ بدر ، حتى با توافق طرفين ممكن نبود .

و لو تواعدتم لاختلفتم فى الميعد

10 - وقوع جنگ بدر و پيروزى مسلمانان در آن نبرد ، امرى از پيش رقم خورده و تعيين شده

و لكن ليقضى اللّه أمرا كان مفعولا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 43 - 1،3،8

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) پيش از جنگ بدر سپاه دشمن را در رؤياهايى متعدد ، اندك ديد .

إذ يريكهم اللّه فى منامك قليلا

فعل مضارع «يُرى» دلالت بر تكرار رؤياى پيامبر(صلی الله علیه و آله) در مورد اندك ديدن سپاه دشمن دارد.

3 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) رؤياى خويش ( كمى نفرات دشمن در جنگ بدر ) را براى مسلمانان بيان كرد .

إذ يريكهم اللّه فى منامك قليلا و لو أريكهم كثيرا لفشلتم

8 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) در صورتى كه كافران بدر را در رؤياى خويش لشكرى بزرگ مى ديد ، مسلمانان در تصميم بر نبرد سست شده و بر سر آن اختلاف مى كردند .

و لو أريكهم كثيرا لفشلتم و لتنزعتم فى الأمر

«فى الأمر» متعلق به «لتنزعتم» و نيز «فشلتم» است و «ال» در آن عهديه و اشاره به جنگ بدر است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 44 - 1،3،4،5،8

1 - خداوند به هنگام رويارويى و شروع جنگ بدر ، هر يك از دو سپاه ايمان و كفر را در نظر ديگرى اندك نمايان ساخت .

و إذ يريكموهم إذالتقيتم فى أعينكم قليلا

3 - تحقق جنگ بدر و پيروزى مسلمانان در آن نبرد ، امرى از پيش رقم خورده و تقدير شده

ليقضى اللّه أمرا كان مفعولا

«أمراً» به معناى كار است و مراد از آن تحقق جنگ بدر و پيروزى مسلمانان در آن نبرد مى باشد. فعل «كان» دلالت مى كند كه ثبوت خبر «مفعولا» براى اسمش (تحقق جنگ بدر) از ديرباز تحقق پيدا كرده بود. و تحقق جنگ بدر از ديرباز، به قرينه «ليقضى»، به معناى تقدير آن است. بنابراين «ليقضى اللّه ... » يعنى تا انجام پذيرد كارى كه از پيش تقدير شده بود.

4 - وقوع جنگ بدر با فرجام پيروزى مسلمانان در آن نبرد ، هدف از تصرف خداوند در ديد هر يك از دو سپاه و كم نماياندن هر

يك در نظر ديگرى

إذ يريكموهم إذالتقيتم فى أعينكم قليلا . .. ليقضى اللّه أمرا كان مفعولا

5 - خداوند تحقق دهنده جنگ بدر و پيروزكننده مسلمانان در آن نبرد

ليقضى اللّه أمرا كان مفعولا

8 - كم نماياندن هر يك از دو سپاه در جنگ بدر در نظر يكديگر ، امرى شايسته و بايسته به ياد داشتن

إذ يريكموهم إذالتقيتم فى أعينكم قليلا و يقللكم فى أعينهم

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه «إذا» مفعول براى فعل مقدر «اذكروا» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 47 - 3

3 - اطمينان كفار مكه به پيروزى خويش هنگام خروج براى جنگ بدر

و لاتكونوا كالذين خرجوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 48 - 4،8،10،14،16،19

4 - شيطان با توصيف كافران بدر به شكست ناپذيران ، آنان را عليه مسلمانان تشجيع كرد .

و قال لا غالب لكم اليوم من الناس

8 - تجسم شيطان براى كافران مكه ، قبل از جنگ بدر

و إذ زين لهم الشيطن أعملهم

10 - شيطان به هنگام رويارويى دو لشكر كفر و ايمان از كارزار بدر عقب نشينى كرد .

فلما تراءت . .. نكص على عقبيه و قال إنى برىء منكم

«نكص» به معناى خوددارى كردن است و چون با «على» متعدى شده معناى رجوع در آن تضمين شده است. «عقب» به پاشنه پا گفته مى شود ; يعنى شيطان از نبرد خوددارى كرد و با چرخيدن بر پاشنه هاى پا عرصه را ترك گفت.

14 - شيطان در آستانه جنگ بدر ، فرشتگان امدادگر الهى را به روشنى مشاهده كرد .

إنى أرى ما لاترون

به قرينه آيه 9 و 12 از همين سوره مى توان گفت مراد از «ما لاترون» فرشتگانى بودند كه براى امداد لشكر ايمان در كارزار بدر حاضر شدند.

16 - شيطان به دليل ترس از گرفتار شدن به عذاب الهى با ضربه هاى سهمگين فرشتگان جنگ بدر از آن معركه فرار كرد .

إنى أرى ما لاترون إنى أخاف اللّه

مراد از خوف خدا (إنى أخاف اللّه) به دليل «إنى ارى ما لاترون» گرفتار شدن به چنگ فرشتگان حاضر در كارزار بدر است.

19 - شكست كافران جنگ بدر نمودى از عقوبت شديد خداوند براى آنان

و اللّه شديد العقاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 49 - 1،2

1 - جبهه ايمان در كارزار بدر ، متشكل از مؤمنان متكى بر خدا ، عناصرى منافق و گروهى سست ايمان

إذ يقول المنفقون و الذين فى قلوبهم مرض . .. و من يتوكل على اللّه

«مرض» به معناى بيمارى است و مقصود از آن در اينجا به اين دليل كه در مقابل نفاق قرار گرفته، ترديد در حقانيت دين است كه از آن مى توان به ضعف ايمان تعبير كرد. جمله «و من يتوكل على اللّه» اشاره به گروه سوم، يعنى مؤمنان حقيقى و راستين، دارد.

2 - حضور مؤمنان واقعى دركارزار بدر ، در مقابل دشمنى به مراتب قويتر ، برخاسته از پايبندى آنان به اسلام ، حتى در ديدگاه منافقان و سست ايمانها

إذ يقول المنفقون . .. غر هؤلاء دينهم

«غر هؤلاء دينهم» كه سخن منافقان و سست ايمانهاست، بيانگر اين است كه آنان نيز حضور مؤمنان در كارزار بدر برخاسته از انديشه دينى ايشان مى دانستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 54 - 6

6 - هلاكت كافران در جنگ بدر كيفرى از سوى خداوند به سبب تكذيب آيات الهى و انكار رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

كدأب ءال فرعون . .. فأهلكنهم بذنوبهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 16 - 5

5- جنگ بدر ، ميدان انتقام الهى از مشركان و ضربه اى سخت و شكننده بر جبهه شرك *

يوم نبطش البطشة الكبرى إنّا منتقمون

طبق نظر مفسران، ممكن است اين آيه نظر به جنگ بدر داشته باشد. اين در صورتى است كه عذاب ذكر شده در آيات پيشين را عذاب دنيوى بدانيم.

330- قلب مجاهدان غزوه بدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 10 - 2

2 - قلب هاى مجاهدان بدر تا پيش از بشارت پيروزى ، آكنده از اضطراب و پريشانى بود .

لتطمئن به قلوبكم

واژه اطمينان به معناى آرامش خاطر پس از اضطراب و پريشانى خاطر است. (مفردات راغب).

331- كافران در غزوه بدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 165 - 2

2 - ضربه و مصيبت وارده بر كافران در جنگ بدر ، دو برابر مصيبتى كه بر پيكارگران مؤمن در جنگ احد وارد شد .

اولمّا اصابتكم مصيبة قد اصبتم مثليها

بسيارى از مفسران گفته اند كه مراد از «اصبتم مثليها» (دو چندان مصيبتى كه ديديد، بر كافران وارد كرديد) مصيبتى است كه مؤمنان در پيكار بدر بر مشركان تحميل كردند. اين برداشت را روايت مذكور در فيش شماره 12 تأييد مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 19 - 1،6

1 - استهزاى كافران حاضر در پيكار بدر از سوى خداوند

إن تستفتحوا فقد جاءكم الفتح و إن تنتهوا فهو خير لكم

جمله «إن تستفتحوا فقد جاءكم الفتح» با توجه به شكست خفتبار مشركان در پيكار بدر، بيانگر نوعى استهزا به مشركان است.

6 - كافران شكست خورده در جنگ بدر ، مورد تهديد خداوند به چشيدن دوباره طعم شكست در صورت بازگشت به جنگ

و إن تعودوا نعد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 42 - 3،8

3 - مسلمانان در جنگ بدر در دامنه پست و كافران در دامنه بلند مستقر شدند .

إذ أنتم بالعدوة الدنيا و هم بالعدوة القصوى

8 - انتخاب محل استقرار سپاه كفر و ايمان در آستانه جنگ بدر ، حتى با توافق طرفين ممكن نبود .

و لو تواعدتم لاختلفتم فى الميعد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 44 - 1

1 - خداوند به هنگام رويارويى و شروع جنگ بدر ، هر يك از دو سپاه ايمان و كفر را در نظر ديگرى اندك نمايان ساخت .

و إذ يريكموهم إذالتقيتم فى أعينكم قليلا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 47 - 2،3

2 - كفرپيشگان مكه با سرمستى و خودنمايى ، از ديار مكه رهسپار منطقه بدر شدند .

و لاتكونوا كالذين خرجوا من ديرهم بطرا

3 - اطمينان كفار مكه به پيروزى خويش هنگام خروج براى جنگ بدر

و لاتكونوا كالذين خرجوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 49 - 5

5 - نيروى نظامى مؤمنان در جنگ بدر ، نيرويى بس ضعيف و ناتوان در مقايسه با جبهه كفر

يقول المنفقون . .. غر هؤلاء دينهم و من يتوكل على اللّه

بيان حمايت خداوند از مؤمنان در كارزار بدر با جمله «و من يتوكل . .. » پس از بيان نظريه منافقان و بيماردلان (ضعف قواى نظامى مسلمانان) انديشه آنان را تأييد مى كند. يعنى اظهار نظر منافقان به حسب ديد ظاهرى صحيح است، ولى آنچه مورد غفلت واقع شده، تأثير بسزاى حمايت الهى از مؤمنان متوكل است. يعنى اگر حمايت الهى نباشد، همان است كه منافقان اظهار مى دارند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 50 - 7

7 - كافران كشته شده در جنگ بدر ، به عذاب سوزان برزخى گرفتار هستند .

و ذوقوا عذاب الحريق

332- كافران مكه در غزوه بدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 47 - 6

6 - خروج كافران مكه به سوى بدر ، در راستاى تلاششان براى بازدارى مردم از راه خدا

و لاتكونوا كالذين خرجوا من ديرهم . .. و يصدون عن سبيل اللّه

333- مجاهدان غزوه بدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 11 - 2،6،7،19

2 - خداوند در آستانه جنگ بدر با رفع اضطراب از مجاهدان ، آنان را از آرامشى كامل بهره مند ساخت .

إذ يغشيكم النعاس أمنة منه

6 - خداوند در آستانه جنگ بدر مسلمانان را از نعمت باران بهره مند ساخت .

و ينزل عليكم من السماء ماء

7 - فراهم شدن آب براى غسل و وضو و تطهير نجاست ها و قذارت ها ، از اهداف نزول باران براى مجاهدان بدر

و ينزل عليكم من السماء ماء ليطهّركم به

ذكر نشدن متعلق «يطهركم» حكايت از عموميت آن متعلق دارد (نجاستهاى ظاهرى و باطنى). يعنى خداوند باران را فرو فرستاد تا نجاستهاى ظاهرى را به وسيله آن برطرف سازيد و آنان كه جنب هستند غسل كنند و ديگران وضو بسازند.

19 - خداوند با تقويت دل هاى مجاهدان بدر آنان را براى رويارويى با مشركان ثابت قدم ساخت .

ليربط على قلوبكم و يثبت به الأقدام

«يثبت به الأقدام» در عين اينكه بيانگر هدفى از اهداف نزول باران است، نبودن «لام» در آن مى رساند كه اين هدف به دنبال «ليربط على قلوبكم» حاصل مى شود. بنابراين مى توان گفت ضمير در «به» به استحكام قلوب، كه از «ليربط على قلوبكم» استفاده مى شود، برمى گردد. قابل ذكر است كه در برداشت فوق ثبات قدم (يثبت به الأقدام) به معناى كنايى آن (پايدارى و عزم راسخ) گرفته شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 12 - 9

9 - خداوند ، مجاهدان بدر را به در هم كوبيدن سر هاى كافران و از كار انداختن پنجه هاى آنان ، تهييج كرد .

فاضربوا فوق الأعناق و اضربوا منهم كل بنان

برداشت فوق بر اين اساس است كه خطاب در جمله «فاضربوا . .. » متوجه مجاهدان باشد. جمله «و ما جعله اللّه إلا بشرى» در آيه دهم، كه مسؤوليت فرشتگان را تنها بشارت دهى اعلام كرد، مى تواند مؤيد اين احتمال باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 17 - 3

3 - خداوند با بيان نقش اصلى خويش در پيروزى جنگ بدر زمينه ساز پرهيز پيكارگران بدر از اعجاب و غرور به خاطر پيروزى در آن نبرد

فلم تقتلوهم . ... و ما رميت إذ رميت

از اهداف آيه مورد بحث، كه پيروزى مؤمنان را برخاسته از اراده خدا دانسته، اين است كه پيكارگران بدر پيروزى را نعمتى از جانب خداوند بدانند و از آنِ قدرت خويش نشمارند تا به غرور و اعجاب مبتلا نگردند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 42 - 5

5 - قافله تجارى قريش به هنگام استقرار سپاهيان بدر ، در مسيرى پايينتر از سپاه اسلام در حركت بودند .

و الركب أسفل منكم

كلمه «ركب» جمع راكب و به معناى سواران است و مقصود از آن به گفته اهل تفسير كاروان تجارى قريش است. تعبير از كاروان تجارى به «سواران» مى تواند اشاره به حركت سريع آنان براى فرار از مسلمانان باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 49 - 1

1 - جبهه ايمان در كارزار بدر ، متشكل از مؤمنان متكى بر خدا ، عناصرى منافق و گروهى سست ايمان

إذ يقول المنفقون و الذين فى قلوبهم مرض . .. و من يتوكل على اللّه

«مرض» به معناى بيمارى است و مقصود از آن در اينجا به اين دليل كه در مقابل نفاق قرار گرفته، ترديد در حقانيت دين است كه از آن مى توان به ضعف ايمان تعبير كرد. جمله «و من يتوكل على اللّه» اشاره به گروه سوم، يعنى مؤمنان حقيقى و راستين، دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 67 - 4

4 - مجاهدان بدر پيش از غلبه كامل بر دشمن ، براى دستيابى به منافعى مادى ، به گرفتن اسير اقدام كردند .

ما كان لنبى . .. تريدون عرض الدنيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 68 - 1،2

1 - گرفتن اسير در كارزار بدر ، مقتضى گرفتار شدن مجاهدان آن كارزار به عذابى بزرگ از جانب خداوند

لو لا كتب من اللّه سبق لمسكم فيما أخذتم عذاب عظيم

كلمه «فى» در «فيما أخذتم» سببيه است و «ما» در آن مصدريه. يعنى «بسبب أخذكم». و مراد از آن به دليل آيه قبل اسير گرفتن است.

2 - گرفتار نشدن مجاهدان بدر به عذاب الهى در كارزار بدر ، امرى تقدير شده از جانب خداوند

لو لا كتب من اللّه سبق لمسكم فيما أخذتم عذاب عظيم

334- محمد(صلی الله علیه و آله) در غزوه بدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 5 - 2

2 - فرمان خداوند و تقدير او ، عامل حركت پيامبر (صلی الله علیه و آله) به سوى جنگ بدر

أخرجك ربك من بيتك بالحق

اسناد «أخرجك» به «ربك» مى رساند كه حركت پيامبر(صلی الله علیه و آله) به فرمان و تقدير الهى بوده است، نه تصميمى از جانب خود آن حضرت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 12 - 3

3 - تنها پيامبر (صلی الله علیه و آله) شاهد وحى الهى به فرشتگان مبتنى بر مأموريت آنان براى پشتيبانى مجاهدان بدر بود .

إذ يوحى ربك إلى الملئكة

چنانچه «إذ»، متعلق به «اذكر» باشد با توجه به اينكه مخاطب در آيه مورد بحث، به خلاف آيات گذشته، شخص پيامبر(صلی الله علیه و آله) است، مى توان گفت تنها آن حضرت شاهد وحى خداوند به فرشتگان بوده است.

335- محمد(صلی الله علیه و آله) و اسيران غزوه بدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 71 - 7

7 - اراده خداوند منشأ اصلى تسلط پيامبر (صلی الله علیه و آله) بر اسيران جنگ بدر

فأمكن منهم

ضمير فاعلى در «امكن» به «اللّه» برمى گردد. يعنى خداوند شما را بر آنان تسلط بخشيد.

336- محمد(صلی الله علیه و آله) و غزوه بدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 5 - 4

4 - اقدام پيامبر (صلی الله علیه و آله) به جنگ بدر ، اقدامى به حق و تحت تدبير و ربوبيت خداوند

كما أخرجك ربك من بيتك بالحق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 6 - 1

1 - گروهى از مسلمانان در صدد بازداشتن پيامبر (صلی الله علیه و آله) از حركت به سوى جنگ بدر ، على رغم وضوح حقانيت آن

يجدلونك فى الحق بعد ما تبين

در وجه تركيبى «يجدلونك» چند نظر ايراد شده است ; از جمله اينكه «يجدلونك» حال براى فاعل «لكرهون» و يا همانند «إن فريقا» حال براى مفعول «أخرجك» باشد. بر اين دو مبنا، آيه مورد بحث توضيحى درباره قضاياى پيش از جنگ بدر است. گفتنى است جدال به معناى منازعه براى غلبه بر انديشه و رأى طرف مقابل است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 43 - 1

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) پيش از جنگ بدر سپاه دشمن را در رؤياهايى متعدد ، اندك ديد .

إذ يريكهم اللّه فى منامك قليلا

فعل مضارع «يُرى» دلالت بر تكرار رؤياى پيامبر(صلی الله علیه و آله) در مورد اندك ديدن سپاه دشمن دارد.

337- مرگ كافران در غزوه بدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 50 - 5

5 - مرگ كافران كشته شده در جنگ بدر با شكنجه و عذابى سخت از سوى فرشتگان مرگ

إذ يتوفى الذين كفروا الملئكة يضربون وجوههم و أدبرهم

از مصاديق مورد نظر براى «الذين كفروا»، به دليل وقوع آيه مورد بحث در پى آيات مربوط به جنگ بدر، كافرانى هستند كه در آن نبرد به قتل رسيدند.

338- مسلمانان در غزوه بدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 1 - 4

4 - مسلمانان در جنگ بدر به غنايمى چشمگير دست يافتند .

يسئلونك عن الأنفال

حساس شدن مسلمانان نسبت به انفال و غنايم جنگى و پرسش مكرر آنان و بازتاب آن در آيه نشانگر فراوانى غنايم بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 9 - 1

1 - مشاهده سپاه برتر مشركان جنگ بدر مايه نگرانى مسلمانان و احساس خطر از سوى آنان براى كيان اسلام

إذ تستغيثون ربكم

واژه «استغاثه» معمولا در موردى به كار مى رود كه استغاثه كننده در طلب نجات از تنگنايى شديد باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 10 - 6

6 - پيروزى مسلمانان در جنگ بدر ، گسيل هزاران فرشته براى امداد مجاهدان در آن جنگ ، بشارت دهى و اطمينان بخشى به واسطه آنان ، پرتوى از عزتمندى و كاردانى خداوند

و ما النصر إلا من عند اللّه إن اللّه عزيز حكيم

جمله «إن اللّه عزيز حكيم» تعليلى است براى تمامى مسائلى كه در اين آيه و آيه قبل مطرح شده بود. يعنى سرچشمه آنچه بيان شد، عزت و حكمت خداوند است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 42 - 1،2،3،6،7،8

1 - سپاه اسلام و سپاه شرك در آستانه جنگ بدر ، هر كدام در سويى از دره واقع در منطقه بدر مستقر شدند .

إذ أنتم بالعدوة

«عُدْوة» به معناى كناره و دامنه وادى است و وادى به زمينى كه بين دو كوه و دو تپه قرار دارد گفته مى شود و هر وادى داراى دو عدوه و كناره است. تكرار كلمه «عدوه» در آيه شريفه حكايت از آن دارد كه سپاه اسلام در يك سوى دامنه و سپاه كفر در دامنه ديگر استقرار داشتند.

2 - دره واقع ميان دو سپاه ايمان و شرك در جنگ بدر ، داراى دو دامنه متفاوت از جهت بلندى و پستى *

إذ أنتم بالعدوة الدنيا و هم بالعدوة القصوى

«دنيا» به معناى نزديكتر و «قصوى» به معناى دورتر است. به نظر مى رسد دورى و نزديكى آن دو دامنه به نسبت دره و زمين مسطح فيما بين سنجيده شده باشد. يعنى شما در دامنه اى بوديد كه آن دامنه به زمين مسطح نزديكتر بود و كافران در دامنه اى مستقر شده بودند كه به زمين مسطح دورتر بود. دورى و نزديكى دامنه ها به نسبت زمين مسطح فيما بين، ملازم با بلندى و پستى آن دو دامنه است.

3 - مسلمانان در جنگ بدر در دامنه پست و كافران در دامنه بلند مستقر شدند .

إذ أنتم بالعدوة الدنيا و هم بالعدوة القصوى

6 - مسير حركت قافله تجارى قريش نامعلوم براى مسلمانان و به دور از دسترسى آنان به هنگام حضورشان در منطقه بدر

و الركب أسفل منكم

نكره آوردن كلمه «أسفل» در مقابل معرفه آوردن «العدوه»، مى تواند مشعر به برداشت فوق باشد. ناآگاهى مسلمانان به جايگاه قافله، تمهيدى بوده است از جانب خدا براى «ليقضى اللّه». يعنى اگر مسلمانان از مسير حركت تجارى قريش آگاه بودند به سوى آنان مى شتافتند و در نتيجه جنگ بدر رخ نمى داد.

7 - رويارويى دو سپاه بدر در زمانى مشخص ، حتى با برنامه ريزى طرفين ممكن نبود .

و لو تواعدتم لاختلفتم فى الميعد

كلمه «ميعاد» مى تواند اسم زمان به معناى زمان قرار، و مى تواند اسم مكان به معناى جايگاه قرار باشد. و مراد از «تواعد» وعده مسلمانان با اهل مكه است ; يعنى «و لو تواعدتم أنتم و اهل مكة ... » كه در برداشت به برنامه ريزى طرفين تعبير شد.

8 - انتخاب محل استقرار سپاه كفر و ايمان در آستانه جنگ بدر ، حتى با توافق طرفين ممكن نبود .

و لو تواعدتم لاختلفتم فى الميعد

339- مسلمانان و غزوه بدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 6 - 1،3،5

1 - گروهى از مسلمانان در صدد بازداشتن پيامبر (صلی الله علیه و آله) از حركت به سوى جنگ بدر ، على رغم وضوح حقانيت آن

يجدلونك فى الحق بعد ما تبين

در وجه تركيبى «يجدلونك» چند نظر ايراد شده است ; از جمله اينكه «يجدلونك» حال براى فاعل «لكرهون» و يا همانند «إن فريقا» حال براى مفعول «أخرجك» باشد. بر اين دو مبنا، آيه مورد بحث توضيحى درباره قضاياى پيش از جنگ بدر است. گفتنى است جدال به معناى منازعه براى غلبه بر انديشه و رأى طرف مقابل است.

3 - برخى از مؤمنان به سبب مخالفتشان با حركت به سوى جنگ بدر ، مورد سرزنش و توبيخ خداوند قرار گرفتند .

يجدلونك فى الحق بعد ما تبين

5 - شركت در جنگ بدر حركتى آشكار به سوى مرگ در پندار گروهى از مسلمانان صدر اسلام

كأنما يساقون إلى الموت و هم ينظرون

مفعول «ينظرون» به قرينه فراز قبل، «الموت» است. يعنى «و هم ينظرون الموت». بنابراين جمله حاليه «و هم ... » حكايت از آن دارد كه اطمينان برخى از مسلمانان به مرگ آفرينى جنگ بدر به گونه اى بوده كه گويا مرگ را با چشم خويش مشاهده مى

كردند.

340- مشاركت در غزوه بدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 6 - 5

5 - شركت در جنگ بدر حركتى آشكار به سوى مرگ در پندار گروهى از مسلمانان صدر اسلام

كأنما يساقون إلى الموت و هم ينظرون

مفعول «ينظرون» به قرينه فراز قبل، «الموت» است. يعنى «و هم ينظرون الموت». بنابراين جمله حاليه «و هم ... » حكايت از آن دارد كه اطمينان برخى از مسلمانان به مرگ آفرينى جنگ بدر به گونه اى بوده كه گويا مرگ را با چشم خويش مشاهده مى كردند.

341- مشركان در غزوه بدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 9 - 1

1 - مشاهده سپاه برتر مشركان جنگ بدر مايه نگرانى مسلمانان و احساس خطر از سوى آنان براى كيان اسلام

إذ تستغيثون ربكم

واژه «استغاثه» معمولا در موردى به كار مى رود كه استغاثه كننده در طلب نجات از تنگنايى شديد باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 42 - 1،2،4،7

1 - سپاه اسلام و سپاه شرك در آستانه جنگ بدر ، هر كدام در سويى از دره واقع در منطقه بدر مستقر شدند .

إذ أنتم بالعدوة

«عُدْوة» به معناى كناره و دامنه وادى است و وادى به زمينى كه بين دو كوه و دو تپه قرار دارد گفته مى شود و هر وادى داراى دو عدوه و كناره است. تكرار كلمه «عدوه» در آيه شريفه حكايت از آن دارد كه سپاه اسلام در يك سوى دامنه و سپاه كفر در دامنه ديگر استقرار داشتند.

2 - دره واقع ميان دو سپاه ايمان و شرك در جنگ بدر ، داراى دو دامنه متفاوت از جهت بلندى و پستى *

إذ أنتم بالعدوة الدنيا و هم بالعدوة القصوى

«دنيا» به معناى نزديكتر و «قصوى» به معناى دورتر است. به نظر مى رسد دورى و نزديكى آن دو دامنه به نسبت دره و زمين مسطح فيما بين سنجيده شده باشد. يعنى شما در دامنه اى بوديد كه آن دامنه به زمين مسطح نزديكتر بود و كافران در دامنه اى مستقر شده بودند كه به زمين مسطح دورتر بود. دورى و نزديكى دامنه ها به نسبت زمين مسطح فيما بين، ملازم با بلندى و پستى آن دو دامنه است.

4 - موقعيت ضعيف مسلمانان در جنگ بدر نسبت به موقعيت كفار

إذ أنتم بالعدوة الدنيا و هم بالعدوة القصوى

مى توان گفت هدف از بيان موقعيت مسلمانان و كفرپيشگان مكه در منطقه بدر يادآورى موقعيت بسيار ضعيف مسلمانان است. جلمه «ليهلك من هلك ... » مؤيد اين معنا مى باشد. زيرا پيروزى آنگاه دليل حقانيت مسلمانان مى شد كه شرايط ظاهرى، تضمين كننده پيروزى كافران و شكست مسلمانان بود.

7 - رويارويى دو سپاه بدر در زمانى مشخص ، حتى با برنامه ريزى طرفين ممكن نبود .

و لو تواعدتم لاختلفتم فى الميعد

كلمه «ميعاد» مى تواند اسم زمان به معناى زمان قرار، و مى تواند اسم مكان به معناى جايگاه قرار باشد. و مراد از «تواعد» وعده مسلمانان با اهل مكه است ; يعنى «و لو تواعدتم أنتم و اهل مكة ... » كه در برداشت به برنامه ريزى طرفين تعبير شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 53 - 12

12 - هلاكت و نابودى مشركان مكه در كارزار بدر ، پيامد گناهان و كفرشان به آيات الهى بود .

ذلك بأن اللّه لم يك مغيرا نعمة أنعمها على قوم حتى يغيروا ما بأنفسهم

«ذلك» علاوه بر اينكه اشاره به فرجام شوم فرعونيان و كافران پيش از آنان است، مى تواند اشاره به قضاياى جنگ بدر و نابودى مشركان مكه نيز داشته باشد.

342- مشركان قريش در غزوه بدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 12 - 8

8 - ملائكه مأمور در هم كوبيدن سر هاى كافران بدر و از كار انداختن پنجه هاى آنان بودند .

فاضربوا فوق الأعناق و اضربوا منهم كل بنان

«ال» در «الأعناق» جانشين مضاف إليه (الكافرين) است و مراد از «فوق الأعناق» سرهاى كافران است. بنابراين جمله «فاضربوا ... » يعنى سرهاى كافران را مورد ضربات خويش قرار دهيد. قابل ذكر است كه مخاطب در اين جمله، همان گونه كه سياق آيه بر آن دلالت دارد، فرشتگان هستند.

343- مشركان مكه در غزوه بدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 13 - 1،5

1 - مشركان مكه به دليل حضورشان در كارزار بدر ، از دشمنان و مخالفان خدا و رسول او بودند .

ذلك بأنهم شاقوا اللّه و رسوله

5 - سركوبى و شكست مشركان در جنگ بدر ، عقاب شديد الهى براى آنان

فاضربوا فوق الأعناق . .. فإن اللّه شديد العقاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 14 - 1،3

1 - سركوبى و شكست مشركان در بدر ، عقوبت دنيوى آنان

ذلكم فذوقوه و أن للكفرين عذاب النار

«كم» در «ذلكم» خطاب به مشركان و «ذا» اشاره به شكست و سركوبى آنان دارد. و «ذلكم» مبتدا و خبر آن به قرينه فراز بعد - «و أن للكافرين ... » - «عقابكم فى الدنيا» است.

3 - مشركان حاضر در كارزار بدر ، مردمى كفرپيشه و مستحق عذاب با آتش دوزخ

و أن للكفرين عذاب النار

از مصاديق مورد نظر براى «للكفرين» مشركان حاضر در كارزار بدر مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 15 - 2

2 - فرجام يهود بنى نضير در موضع گيرى عليه اسلام ، منتهى به شكست آنان ، همچون فرجام مشركان مكه در بدر *

كمثل الذين من قبلهم قريبًا

برخى برآنند كه مراد از «الذين من قبلهم قريبًا»، مشركان مكه در بدر است.

344- ملائكه امداد در غزوه بدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 48 - 13،14،16

13 - مشاهده فرشتگان الهى براى امداد مسلمانان ، دليل عقب نشينى شيطان از كارزار بدر و اعلان بيزارى وى از لشكر كفر

نكص على عقبيه و قال إنى برىء منكم إنى أرى ما لاترون

14 - شيطان در آستانه جنگ بدر ، فرشتگان امدادگر الهى را به روشنى مشاهده كرد .

إنى أرى ما لاترون

به قرينه آيه 9 و 12 از همين سوره مى توان گفت مراد از «ما لاترون» فرشتگانى بودند كه براى امداد لشكر ايمان در كارزار بدر حاضر شدند.

16 - شيطان به دليل ترس از گرفتار شدن به عذاب الهى با ضربه هاى سهمگين فرشتگان جنگ بدر از آن معركه فرار كرد .

إنى أرى ما لاترون إنى أخاف اللّه

مراد از خوف خدا (إنى أخاف اللّه) به دليل «إنى ارى ما لاترون» گرفتار شدن به چنگ فرشتگان حاضر در كارزار بدر است.

345- ملائكه در غزوه بدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 9 - 2،8

2 - مجاهدان بدر پيش از نبرد با نيايش به درگاه خدا از وى استمداد كردند .

إذ تستغيثون ربكم

«غوث» به معناى يارى كردن است و استغاثه طلب يارى و امداد است.

8 - حضور هزار فرشته در جنگ بدر ، كه هر يك فرشته و يا فرشتگانى به دنبال خويش داشتند .

بألف من الملئكة مردفين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 10 - 1

1 - نقش ملائكه در جنگ بدر ، تنها بشارت به پيروزى و اطمينان دادن به مؤمنان بود ، و نه اقدامى عملى در قتل مشركان .

و ما جعله اللّه إلا بشرى و لتطمئن به قلوبكم

ضمير در «جعله» و «به» به امداد كه از «أنى ممدكم» استفاده مى شود، برمى گردد و كلمه «بشرى» مفعولٌ له براى «جعل» است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 12 - 1،2،3،5،8

1 - خداوند با وحى به فرشتگان حاضر در كارزار بدر ، آنان را از پشتيبانى خويش در ثبات بخشيدن به مجاهدان آگاه ساخت .

إذ يوحى ربك إلى الملئكة أنى معكم فثبتوا الذين

2 - ايجاد پايدارى در مجاهدان ، فرمان خداوند به فرشتگان گسيل شده به جنگ بدر

إذ يوحى ربك إلى الملئكة أنى معكم فثبتوا الذين

3 - تنها پيامبر (صلی الله علیه و آله) شاهد وحى الهى به فرشتگان مبتنى بر مأموريت آنان براى پشتيبانى مجاهدان بدر بود .

إذ يوحى ربك إلى الملئكة

چنانچه «إذ»، متعلق به «اذكر» باشد با توجه به اينكه مخاطب در آيه مورد بحث، به خلاف آيات گذشته، شخص پيامبر(صلی الله علیه و آله) است، مى توان گفت تنها آن حضرت شاهد وحى خداوند به فرشتگان بوده است.

5 - ايجاد رعب و وحشت در دل هاى كافران ، وعده خداوند به فرشتگان حاضر در كارزار بدر

سألقى فى قلوب الذين كفروا الرعب

8 - ملائكه مأمور در هم كوبيدن سر هاى كافران بدر و از كار انداختن پنجه هاى آنان بودند .

فاضربوا فوق الأعناق و اضربوا منهم كل بنان

«ال» در «الأعناق» جانشين مضاف إليه (الكافرين) است و مراد از «فوق الأعناق» سرهاى كافران است. بنابراين جمله «فاضربوا ... » يعنى سرهاى كافران را مورد ضربات خويش قرار دهيد. قابل ذكر است كه مخاطب در اين جمله، همان گونه كه سياق آيه بر آن دلالت دارد، فرشتگان هستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 124 - 3

3 - خداوند ، سه هزار فرشته را براى يارى رزمندگان بدر فروفرستاد .

الن يكفيكم ان يمدّكم ربّكم بثلثة الاف من الملئكة منزلين

«اذ تقول . .. » يعنى يادآور زمانى را كه به مؤمنين وعده امداد الهى را مى دادى; اگر اين وعده تحقق پيدا نكرده بود يادآورى آن لغو بود.

346- منافقان در غزوه بدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 49 - 1

1 - جبهه ايمان در كارزار بدر ، متشكل از مؤمنان متكى بر خدا ، عناصرى منافق و گروهى سست ايمان

إذ يقول المنفقون و الذين فى قلوبهم مرض . .. و من يتوكل على اللّه

«مرض» به معناى بيمارى است و مقصود از آن در اينجا به اين دليل كه در مقابل نفاق قرار گرفته، ترديد در حقانيت دين است كه از آن مى توان به ضعف ايمان تعبير كرد. جمله «و من يتوكل على اللّه» اشاره به گروه سوم، يعنى مؤمنان حقيقى و راستين، دارد.

347- منافقان و غزوه بدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 49 - 3

3 - منافقان و سست ايمان ها ، حضور مؤمنان را در جنگ بدر ناشى از فريب خوردگى آنان مى پنداشتند .

غر هؤلاء دينهم

«غرور» (مصدر غرّ) به معناى فريب دادن است.

348- منشأ غزوه بدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 42 - 9

9 - تقدير و اراده خداوند ، تحقق بخش جنگ بدر و شكل دهنده مقدمات آن

و لكن ليقضى اللّه أمرا كان مفعولا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 44 - 5

5 - خداوند تحقق دهنده جنگ بدر و پيروزكننده مسلمانان در آن نبرد

ليقضى اللّه أمرا كان مفعولا

349- موقعيت جغرافيايى غزوه بدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 42 - 1،3،8

1 - سپاه اسلام و سپاه شرك در آستانه جنگ بدر ، هر كدام در سويى از دره واقع در منطقه بدر مستقر شدند .

إذ أنتم بالعدوة

«عُدْوة» به معناى كناره و دامنه وادى است و وادى به زمينى كه بين دو كوه و دو تپه قرار دارد گفته مى شود و هر وادى داراى دو عدوه و كناره است. تكرار كلمه «عدوه» در آيه شريفه حكايت از آن دارد كه سپاه اسلام در يك سوى دامنه و سپاه كفر در دامنه ديگر استقرار داشتند.

3 - مسلمانان در جنگ بدر در دامنه پست و كافران در دامنه بلند مستقر شدند .

إذ أنتم بالعدوة الدنيا و هم بالعدوة القصوى

8 - انتخاب محل استقرار سپاه كفر و ايمان در آستانه جنگ بدر ، حتى با توافق طرفين ممكن نبود .

و لو تواعدتم لاختلفتم فى الميعد

350- مؤمنان در غزوه بدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 44 - 1

1 - خداوند به هنگام رويارويى و شروع جنگ بدر ، هر يك از دو سپاه ايمان و كفر را در نظر ديگرى اندك نمايان ساخت .

و إذ يريكموهم إذالتقيتم فى أعينكم قليلا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 49 - 1،2،3،5

1 - جبهه ايمان در كارزار بدر ، متشكل از مؤمنان متكى بر خدا ، عناصرى منافق و گروهى سست ايمان

إذ يقول المنفقون و الذين فى قلوبهم مرض . .. و من يتوكل على اللّه

«مرض» به معناى بيمارى است و مقصود از آن در اينجا به اين دليل كه در مقابل نفاق قرار گرفته، ترديد در حقانيت دين است كه از آن مى توان به ضعف ايمان تعبير كرد. جمله «و من يتوكل على اللّه» اشاره به گروه سوم، يعنى مؤمنان حقيقى و راستين، دارد.

2 - حضور مؤمنان واقعى دركارزار بدر ، در مقابل دشمنى به مراتب قويتر ، برخاسته از پايبندى آنان به اسلام ، حتى در ديدگاه

منافقان و سست ايمانها

إذ يقول المنفقون . .. غر هؤلاء دينهم

«غر هؤلاء دينهم» كه سخن منافقان و سست ايمانهاست، بيانگر اين است كه آنان نيز حضور مؤمنان در كارزار بدر برخاسته از انديشه دينى ايشان مى دانستند.

3 - منافقان و سست ايمان ها ، حضور مؤمنان را در جنگ بدر ناشى از فريب خوردگى آنان مى پنداشتند .

غر هؤلاء دينهم

«غرور» (مصدر غرّ) به معناى فريب دادن است.

5 - نيروى نظامى مؤمنان در جنگ بدر ، نيرويى بس ضعيف و ناتوان در مقايسه با جبهه كفر

يقول المنفقون . .. غر هؤلاء دينهم و من يتوكل على اللّه

بيان حمايت خداوند از مؤمنان در كارزار بدر با جمله «و من يتوكل . .. » پس از بيان نظريه منافقان و بيماردلان (ضعف قواى نظامى مسلمانان) انديشه آنان را تأييد مى كند. يعنى اظهار نظر منافقان به حسب ديد ظاهرى صحيح است، ولى آنچه مورد غفلت واقع شده، تأثير بسزاى حمايت الهى از مؤمنان متوكل است. يعنى اگر حمايت الهى نباشد، همان است كه منافقان اظهار مى دارند.

351- مؤمنان و شكست غزوه بدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 6 - 6

6 - برخى از مؤمنان مأيوس از پيروزى در جنگ بدر و مطمئن به شكستى مرگ آفرين در آن كارزار

يجدلونك . .. كأنما يساقون إلى الموت و هم ينظرون

352- مؤمنان و غزوه بدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 5 - 6

6 - برخى از مؤمنان از اقدام به جنگ بدر ناخشنود بودند .

أخرجك ربك . .. و إن فريقا من المؤمنين لكرهون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 6 - 4

4 - وحشت شديد برخى از مؤمنان از حضور يافتن در جنگ بدر

كأنما يساقون إلى الموت

353- نگرانى در مجاهدان غزوه بدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 11 - 8،9

8 - برخى از مجاهدان بدر گرفتار پليدى و نگرانيهايى از سوى شيطان بودند .

و يذهب عنكم رجز الشيطن

9 - فقدان آب براى تحصيل طهارت و برطرف كردن نجاست ها ، مايه وسوسه شيطان و ايجاد نگرانى در پيكارگران بدر

ليطهّركم به و يذهب عنكم رجز الشيطن

نبودن لام در «يذهب» بيانگر اين است كه «يذهب . .. » مترتب بر «ليطهركم ... » است. و تناسب تطهير با برطرف شدن رجز شيطان اقتضا مى كند كه مراد از رجز شيطان وسوسه هايى باشد كه شيطان بر اثر نبودن آب براى طهارت در مجاهدان ايجاد مى كرده است.

354- هلاكت كافران در غزوه بدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 54 - 6

6 - هلاكت كافران در جنگ بدر كيفرى از سوى خداوند به سبب تكذيب آيات الهى و انكار رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

كدأب ءال فرعون . .. فأهلكنهم بذنوبهم

غزوه بنى مصطلق

355- منافقان در غزوه بنى مصطلق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - منافقون - 63 - 8 - 1

1 - منافقان ، در جنگ « بنى المصطلق » سوگند ياد كردند پس از بازگشت به مدينه ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) را از آن شهر اخراج كنند .

يقولون لئن رجعنا إلى المدينة ليخرجنّ الأعزّ منها الأذلّ

«لام» در «لئن رجعنا» توطئه براى قسم و «ليخرجنّ الأعزّ. ..» جواب قسم است. طبق نظر مفسران، سخن ياد شده را رئيس منافقان (عبداللّه بن أُبىّ) در غزوه بنى المصطلق گفته بود.

غزوه بنى نضير

356- آثار غزوه بنى نضير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 14 - 2،3،6

2 - كافران ( يهود ) ، پس از غزوه بنى نضير ، ناتوان از مقابله رويارو در ميدان نبرد با مؤمنان *

لايقتلونكم جميعًا إلاّ فى قرًى محصّنة

اين آيات، پس از آيات غزوه بنى نضير، آمده است; ازاين رو مى تواند ناظر به برنامه هاى آينده يهود باشد هر چند آنان در گذشته نيز قدرت رويارويى مستقيم نداشته اند. روشن است كه در اين احتمال، ضمير فاعل «يقاتلون» تنها به يهوديان بازگردد; نه آنان و منافقان (چنان كه در برداشت قبل آمده است).

3 - وجود زمينه هاى نگرانى براى مسلمانان از همدستى جامعه يهود عليه آنان ( پس از غزوه بنى نضير )

لايقتلونكم جميعًا إلاّ فى قرًى محصّنة

از اين كه خداوند، همدستى كافران در نبرد و رويارويى با مؤمنان را نفى كرده است; چنين احتمال مى رود كه نگرانى هايى در ميان مسلمانان وجود داشته است.

6 - ابّهت و هيمنه مسلمانان ( پس از غزوه بنى نضير ) ، مانع از اقدام جبهه كفر و نفاق به نبردى روياروى با آنان

لأنتم أشدّ رهبة فى صدورهم . .. لايقتلونكم جميعًا إلاّفى قرًى محصّنة

357- بسيج عمومى در غزوه بنى نضير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 2 - 6

6 - نخستين بسيج دفاعى مسلمانان در برابر يهوديان ، منتهى به شكست و تبعيد يهود بنى نضير شد .

هو الذى أخرج الذين كفروا . .. لأوّل الحشر

«حشر»، به معناى بيرون آوردن جماعت از مقر و گسيل داشتن آنان به جنگ نيز مى باشد. بنابراين معنا «الحشر» در آيه شريفه، نظر به تجمع مسلمانان در برابر توطئه هاى بنى نضير دارد.

358- پيشگويى غزوه بنى نضير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 2 - 4

4 - خبر دادن خداوند ، از وجود رويارويى مجدّد مسلمانان و يهود ( پس از غزوه بنى نضير )

أخرج الذين كفروا . .. لأوّل الحشر

قيد «لأوّل. ..» اين پيام را در بر دارد كه براى اين تجمع و برخورد، موارد ديگرى نيز هست.

359- طمع به غنايم غزوه بنى نضير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 6 - 9

9 - چشمداشت برخى از مسلمانان ، به داشتن سهمى در غنايم به دست آمده از بنى نضير *

و ما أفاء اللّه على رسوله منهم فما أوجفتم عليه . .. و لكنّ اللّه يسلّط رسله

بيان اين نكته كه شما مسلمانان، اسب تازى در اين جنگ نداشتيد و اين خدا بود كه اين پيروزى را فراهم ساخت، مى تواند پاسخى براى انتظارات مسلمين در تقسيم غنايم ميانشان باشد.

360- غنايم غزوه بنى نضير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 6 - 1،2،3

1 - غنايم غزوه بنى نضير ، موهبت الهى به پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و ما أفاء اللّه على رسوله منهم

آيه شريفه در ادامه مسائل غزوه بنى نضير است.

2 - برجاى ماندن اموال و امكانات بنى نضير ، پس از تبعيد آنان از مدينه

و ما أفاء اللّه على رسوله منهم

3 - دستيابى مسلمانان به غنايم و امكانات بنى نضير ، بدون جنگ و درگيرى

و ما أفاء اللّه على رسوله منهم فما أوجفتم عليه من خيل و لا ركاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 7 - 2

2 - حكم « فىء » شامل همه غنايم به دست آمده بدون جنگ و نبرد ، و غير مختص به غنيمت هاى بنى نضير

ما أفاء اللّه على رسوله من أهل القرى

جمع آمدن واژه «قرى»، مى رساند كه حكم «فىء» اختصاص به غنايم بنى نضير ندارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 9 - 2

2 - برخوردارى برخى از انصار ، از غنايم بنى نضير

و الذين تبوّءو الدار

در صورتى كه «والذين تبوّءو. ..» عطف بر «المهاجرين» باشد، از آيه استفاده مى شود كه علاوه بر مهاجران; برخى از انصار نيز سهمى از غنايم بنى نضير بردند.

361- قصه غزوه بنى نضير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 5 - 2

2 - قطع بعضى از نخل ها و بر جاى نهادن برخى ديگر در غزوه بنى نضير از سوى مسلمانان ، به اجازه خداوند بود .

ما قطعتم من لينة أو تركتموها قائمة على أصولها فبإذن اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 6 - 3

3 - دستيابى مسلمانان به غنايم و امكانات بنى نضير ، بدون جنگ و درگيرى

و ما أفاء اللّه على رسوله منهم فما أوجفتم عليه من خيل و لا ركاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 12 - 3

3 - موضع مسلمانان در مقطع غزوه بنى نضير ، موضعى برتر نسبت به يهود

لئن أُخرجتم . .. و إن قوتلتم ... لئن أُخرجوا ... و لئن قوتلوا

در اين آيات، همواره از موضع آسيب پذير يهود، سخن به ميان آمده است; زيرا مسأله اخراج و جنگ نه از سوى ايشان بلكه عليه آنان ياد شده است. پس معلوم مى شود كه آنها در موضعى نبوده اند كه بخواهند اقدام به جنگ كنند.

362- مسلمانان در غزوه بنى نضير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 12 - 3

3 - موضع مسلمانان در مقطع غزوه بنى نضير ، موضعى برتر نسبت به يهود

لئن أُخرجتم . .. و إن قوتلتم ... لئن أُخرجوا ... و لئن قوتلوا

در اين آيات، همواره از موضع آسيب پذير يهود، سخن به ميان آمده است; زيرا مسأله اخراج و جنگ نه از سوى ايشان بلكه عليه آنان ياد شده است. پس معلوم مى شود كه آنها در موضعى نبوده اند كه بخواهند اقدام به جنگ كنند.

363- منشأ پيروزى غزوه بنى نضير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 6 - 11،13

11 - تسلط و غلبه پيامبر (صلی الله علیه و آله) بر يهود بنى نضير ، معلول اراده و عنايت خداوند بود ; نه صرفاً تلاش مسلمانان .

فما أوجفتم عليه . .. و لكنّ اللّه يسلّط رسله على من يشاء

13 - فتح دژ هاى مستحكم و استوار يهود بنى نضير بدون جنگ و درگيرى ، نمودى عينى از قدرت نامحدود الهى است .

هو الذى أخرج الذين كفروا . .. و ظنّوا أنّهم مانعتهم حصونهم ... و اللّه على كلّ ش

364- منشأ غزوه بنى نضير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 5 - 3

3 - حركت هاى مسلمانان در مقابله با يهود بنى نضير ، به اذن و رهنمود الهى بود .

ما قطعتم . .. فبإذن اللّه

با توجه به الغاى خصوصيت از مورد، مطلب ياد شده به دست مى آيد.

365- نقش غزوه بنى نضير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 2 - 5

5 - غزوه بنى نضير ، اولين برخورد گروهى يهوديان مدينه با پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مسلمانان *

أخرج الذين كفروا . .. لأوّل الحشر

از تعبير «أوّل الحشر» مى توان استفاده كرد كه «غزوه بنى نضير»، اولين دسته بندى گروهى يهوديان مدينه، عليه پيامبر(صلی الله علیه و آله) بوده است.

غزوه تبوك

366- آثار پيروزى در غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 94 - 14

14 - تحكيم بيشتر پايه هاى حاكميت دين در جزيرة العرب ، در پرتو جهاد و پيروزى مؤمنان در جنگ تبوك

يعتذرون إليكم إذا رجعتم إليهم

با توجه به اينكه اين آيات در زمينه جنگ تبوك است كه به پيروزى مسلمانان انجاميد و از اينكه خداوند مى فرمايد پس از بازگشت از اين جنگ پيروز، متخلفان به عذرخواهى روى خواهند آورد مى توان گفت كه اين نبود مگر به خاطر ذلت و ضعفى كه در خود احساس مى كردند و قدرتى كه در مؤمنان مى ديدند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 95 - 2

2 - قرار گرفتن متخلفان از جنگ تبوك ( منافقان ) در موضع ضعف و ذلت ، پس از بازگشت پيروزمندانه مؤمنان از جهاد

سيحلفون باللّه لكم إذا انقلبتم

367- آثار تخلف از غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 118 - 3

3 - تنگ شدن عرصه زندگى بر سه مسلمان متخلف از جنگ تبوك ، در اثر رو به رو شدن با پيامد هاى عمل خطايى كه كرده بودند .

حتى اذا ضاقت عليهم الأرض بما رحبت

368- آثار سختى بر متخلفان غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 118 - 9

9 - تنگ شدن عرصه زندگى بر متخلفان جنگ تبوك ، زمينه التجاى آنان به خداوند

حتى اذا ضاقت عليهم الأرض . .. و ظنوا أن لا ملجأ من اللّه إلا إليه

369- آثار سختى غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 42 - 2

2 - دورنماى مشقت آميز و به دور از منافع مادى جنگ تبوك ، در نظر برخى از مسلمانان صدر اسلام ، عامل امتناع آنان از حضور در جنگ

لو كان عرضاً قريباً و سفراً قاصداً لاتبعوك و لكن بعدت عليهم الشقة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 117 - 7

7 - تنگنا هاى جنگ تبوك ، مايه تزلزل قلب برخى از مسلمانان شده بود .

فى ساعة العسرة من بعد ما كاد يزيغ قلوب فريق منهم

370- آثار غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 88 - 6

6 - جنگ تبوك ، از عوامل متمايز شدن صف مجاهدان و مؤمنان راستين از صف منافقان

رضوا بأن يكونوا مع الخوالف . .. لكن الرسول ... جهدوا

«جاهدوا» (به صورت فعل ماضى) به عنوان گزارش از جنگى است كه مسلمانان پشت سر گذاشته اند كه مفسران آن را جنگ تبوك دانسته اند و خداوند، پس از اين جنگ است كه چهره منافقان را افشا مى كند.

371- آسايش طلبى متخلفان از غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 42 - 1

1 - افشاگرى خداوند نسبت به روحيه مادى و آسايش طلب متخلفان از جنگ تبوك

لو كان عرضاً قريباً و سفراً قاصداً لاتبعوك

372- آمرزش متخلفان غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 118 - 2

2 - شمول رحمت و غفران الهى ، نسبت به سه نفر از مسلمانان متخلف از جنگ تبوك

لقد تاب اللّه على النبى . .. و على الثلثة الذين خلّفوا

373- احكام منافقان پس از غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 84 - 1

1 - نهى شدن پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى هميشه ، از نمازگزاردن بر جنازه منافقان و دعا كردن براى آنها بعد از جنگ تبوك

و لاتصل على أحد منهم مات أبداً

374- احكام منافقان قبل از غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 84 - 2

2 - ممنوع نبودن پيامبر (صلی الله علیه و آله) از نمازگزاردن بر جنازه منافقان و حضور يافتن بر قبر آنها ، تا قبل از جنگ تبوك

و لاتصل على أحد منهم مات

با توجه به سياق آيات، كه پس از جنگ تبوك نازل شده است، برداشت فوق به دست مى آيد.

375- استعاذه متخلفان غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 118 - 6،9

6 - اذعان متخلفان از جنگ تبوك ، به ناگزيرى خود از التجا به خداوند

و ظنوا أن لا ملجأ من اللّه إلا إليه

9 - تنگ شدن عرصه زندگى بر متخلفان جنگ تبوك ، زمينه التجاى آنان به خداوند

حتى اذا ضاقت عليهم الأرض . .. و ظنوا أن لا ملجأ من اللّه إلا إليه

376- افساد متخلفان از غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 47 - 1،6،12

1 - متخلفان جنگ تبوك ( منافقان ) ، در صورت شركت در آن ، جز فساد و تباهى به بار نمى آوردند .

لو خرجوا فيكم ما زادوكم إلا خبالا

«خبال» به معناى فساد و تباهى است; يعنى، اگر منافقان براى جنگ بيرون مى آمدند براى شما چيزى جز فساد و تباهى نمى افزودند.

6 - متخلفان جنگ تبوك در صورت شركت در آن جنگ ، جز نفوذ در ميان صفوف لشكر اسلام به منظور فتنه جويى ، نقشى ديگر نداشتند .

لو خرجوا فيكم ما زادوكم إلا خبالا و لأوضعوا خللكم يبغونكم الفتنة

12 - ماهيت فسادانگيز و فتنه جويانه متخلفان جنگ تبوك ، دليل كراهت و ناخوشايندى خداوند از شركت آنان در جنگ

و لكن كره اللّه انبعاثهم . .. لو خرجوا فيكم ما زادوكم إلا خبالا ... يبغونكم الفت

377- اقرار متخلفان از غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 102 - 1

1 - اعتراف برخى از گنهكاران و متخلفان از جنگ تبوك به زشتى عمل خويش

و ءاخرون اعترفوا بذنوبهم

با توجه به اينكه فرازهاى پيشين، مربوط به جنگ تبوك و تخلف عده اى از شركت در آن جنگ است مى توان گفت كه اين آيه نيز مربوط به برخى از همان متخلفان مى باشد.

378- اقرار متخلفان غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 118 - 6

6 - اذعان متخلفان از جنگ تبوك ، به ناگزيرى خود از التجا به خداوند

و ظنوا أن لا ملجأ من اللّه إلا إليه

379- اندوه معذوران غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 92 - 7

7 - اندوه و گريه شديد مؤمنان تهيدست ، به خاطر ناتوانى از شركت در جنگ تبوك و محروم شدن از فيض جهاد

و أعينهم تفيض من الدمع حزناً

380- انزواى اجتماعى متخلفان غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 118 - 4

4 - تحريم ارتباط با متخلفان از جنگ تبوك و انزواى اجتماعى آنان از سوى مسلمانان

ضاقت عليهم الأرض بما رحبت

با توجه به شأن نزول كه تنگ شدن زندگى بر متخلفان از جنگ تبوك را، ناشى از قطع رابطه مسلمانان با ايشان معرفى كرده است، مطلب فوق استفاده مى شود.

381- انصار در غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 117 - 6

6 - نيرو هاى رزمى جنگ تبوك ، متشكل از مهاجر و انصار

المهجرين و الانصار الذين اتبعوه فى ساعة العسرة

382- انفاق متخلفان از غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 53 - 1

1 - آمادگى برخى از متخلفان جنگ تبوك ، براى انفاق مال به جاى رفتن به جهاد

قل أنفقوا طوعاً

در شأن نزول اين آيه آورده اند كه: فردى از منافقان پيشنهاد پرداخت پول به جاى رفتن به جهاد را كرده بود.

383- اوّلين تخلف متخلفان غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 83 - 14

14 - وقوع اولين تخلف منافقان از جهاد در جنگ تبوك *

رضيتم بالقعود أول مرّة

برداشت فوق مبتنى بر اين احتمال است كه تخلف منافقان در جنگ تبوك، اولين تخلف آنان بوده و «أول مرّة» ناظر به اين معنا باشد.

384- برخورد با متخلفان غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 95 - 1،4

1 - سوگند دروغ منافقان متخلف از جنگ تبوك ، به منظور گذشت كردن مؤمنان از تخلف آنان و متعرض نشدن به آنها

سيحلفون باللّه لكم إذا انقلبتم إليهم لتعرضوا عنهم

4 - متخلفان از جنگ تبوك ( منافقان ) در معرض انتقاد و حمله و تعرض مؤمنان بازگشته از جهاد قرار داشتند .

سيحلفون باللّه . .. لتعرضوا

385- بسيج عمومى در غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 90 - 2

2 - بسيج عمومى همه مسلمان ها براى شركت در جنگ تبوك

و جاء المعذّرون من الأعراب

از آن جايى كه حتى باديه نشينان براى عذرخواهى نزد پيامبر(صلی الله علیه و آله) آمدند، بسيج عمومى و وجوب جهاد بر همگان استفاده مى شود. گفتنى است كه اين بخش از آيات - چنانكه مفسران گفته اند - درباره جنگ تبوك است.

386- پيروان محمد(صلی الله علیه و آله) در غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 119 - 10

10 - پيروان واقعى پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) در لحظات سخت جنگ تبوك ، از صادقان بودند .

الذين اتبعوه فى ساعة العسرة . .. و كونوا مع الصدقين

با توجه به ارتباط اين آيه با آيات قبل - كه در زمينه ثبات قدم برخى از مؤمنان در شدايد جنگ تبوك و لغزش گروهى ديگر بود و خداوند متخلفان را در پى توبه شان بخشيد - اكنون به ايشان رهنمود مى دهد كه شما نيز همانند مؤمنان، استوار و تزلزل ناپذير باشيد.

387- پيروزى در غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 97 - 14

14 - تذكر خداوند به لزوم غافل نشدن مؤمنان از خطر اعراب كفرپيشه همجوار خويش ، پس از پايان يافتن پيروزمندانه جنگ با دشمنان خارجى ( روميان در جنگ تبوك ) *

الأعراب أشد كفراً و نفاقاً

با توجه به اينكه آيات قبل در مورد بازگشت پيروزمندانه مؤمنان از جنگ تبوك است، احتمال دارد كه اين آيه هشدارى به مؤمنان مجاهد باشد كه پس از آن پيروزى، احساس امنيت نكنند و توجه كنند كه در اطرافشان، باديه نشينان جاهل و متعصب در كفر نيز، خطرى جدى به شمار مى روند.

388- پيروزى مسلمانان در غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 42 - 9

9 - إخبار خداوند به بازگشت موفقيت آميز مسلمانان از جنگ تبوك

و سيحلفون باللّه لو استطعنا لخرجنا معكم

برداشت فوق بر اين اساس است كه آيه شريفه، قبل از رسيدن مسلمانان به سرزمين تبوك نازل شده باشد كه در اين صورت، إخبار خداوند به عذرخواهى متخلفان، گوياى بازگشت موفقيت آميز مسلمانان است.

389- تخلف متخلفان غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 118 - 1

1 - تخلف سه نفر از مسلمانان ، از حضور يافتن در جنگ تبوك

و على الثلثة الذين خلّفوا

390- تخلف منافقان از غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 43 - 5

5 - إخبار خداوند به عزم قطعى برخى افراد ( منافقان ) بر تخلف از جنگ تبوك ( حتى در صورت عدم دريافت اذن از پيامبر (صلی الله علیه و آله) )

و سيحلفون باللّه لو استطعنا لخرجنا . .. لم أذنت لهم حتى يتبين لك الذين صدقوا و ت

از اظهار ناتوانى منافقان براى جهاد و تذكر خداوند به دروغ بودن اين اظهار، استفاده مى شود كه آنان تصميم بر تخلف از جنگ داشته اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 81 - 1،2

1 - تخلف منافقان از شركت در جنگ تبوك

فرح المخلفون بمقعدهم خلف رسول اللّه

اين بخش از آيات مربوط به جنگ تبوك و تخلف منافقان از شركت در آن است.

2 - خوشحالى و احساس موفقيت منافقان از شركت نكردن در جنگ تبوك

فرح المخلفون بمقعدهم خلف رسول اللّه

391- تداوم تخلف متخلفان غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 94 - 9

9 - إخبار خداوند به بى اساس بودن عذرتراشى متخلفان از جنگ تبوك به دليل ادامه داشتن كجروى ها و تخلفات آنان در آينده

قل لا تعتذروا لن نؤمن لكم . .. و سيرى اللّه عملكم

جمله «سيرى اللّه . .. » مى تواند بيانگر علت عدم پذيرش عذر متخلفان باشد ; يعنى، عملكرد خلاف اينان در آينده، خود بهترين گواه بر نادرستى معذرت جويى آنان خواهد بود.

392- تضمين پيروزى غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 40 - 4

4 - تضمين پيروزى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ( در جنگ تبوك ) از سوى خداوند ، على رغم احتمال كوتاهى ديگران در يارى رساندن به آن حضرت

إلا تنصروه فقد نصره اللّه

393- تلاش متخلفان از غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 83 - 6

6 - گروهى از منافقان متخلف از جنگ تبوك ، رياكارانه در صدد جبران پيامد خسارتبار ترك جهاد و رسوايى گذشته خويش

فإن رجعك اللّه إلى طائفة منهم فاستئذنوك

394- توبه متخلفان غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 103 - 21

21 - تأييد خداوند نسبت به واقعى بودن توبه تائبان متخلف از جنگ تبوك *

خذ من أمولهم . .. و صل عليهم ... و اللّه سميع عليم

برداشت فوق بر اين اساس است كه آيه را با توجه به شأن نزول معنا كنيم كه مورد آن توبه متخلفان از جنگ تبوك است. از اين رو احتمال مى رود صفت «عليم» به اين نكته اشاره داشته باشد كه خداوند صداقت آنان را در توبه دانسته و بر اساس آن فرمان به

اخذ زكات و دعا داده است.

395- توجيه متخلفان از غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 42 - 8

8 - إخبار خداوند از اقدام متخلفان جنگ تبوك به سوگند هاى دروغين براى استطاعت نداشتن خود و موجه بودن تخلفشان

و سيحلفون باللّه لو استطعنا لخرجنا معكم

396- ثروتمندان و غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 93 - 2

2 - تلاش برخى از اشراف و توانمندان براى شركت نكردن در جنگ تبوك ، با كسب مجوز از پيامبر اسلام (صلی الله علیه و آله)

الذين يستئذنونك و هم أغنياء

397- جاسوسان منافقان در غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 47 - 8

8 - منافقان ، داراى جاسوسانى در ميان رزمندگان جنگ تبوك

و فيكم سمعون لهم

«سمّاع» مى تواند كنايه از جاسوس باشد; يعنى، در ميان شما كسانى هستند كه به نفع منافقان خبرچينى مى كنند.

398- دروغگويى متخلفان از غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 42 - 12

12 - علم خداوند به دروغ بودن سوگند متخلفان جنگ تبوك و گواهى او بر موجه نبودن تخلفشان

سيحلفون باللّه . .. و اللّه يعلم إنهم لكذبون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 46 - 3

3 - فراهم نكردن مقدمات جهاد ، دليل دروغگويى متخلفان جنگ تبوك و عزم قطعى آنان بر عدم شركت در جنگ

و لو أرادوا الخروج لأعدوا له عدة

399- دروغگويى متخلفان غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 96 - 1

1 - سوگند توانمندان متخلف از جنگ تبوك ، به منظور جلب رضايت مؤمنان مجاهد

يحلفون لكم لترضوا عنهم

400- دنياطلبى متخلفان از غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 42 - 2

2 - دورنماى مشقت آميز و به دور از منافع مادى جنگ تبوك ، در نظر برخى از مسلمانان صدر اسلام ، عامل امتناع آنان از حضور در جنگ

لو كان عرضاً قريباً و سفراً قاصداً لاتبعوك و لكن بعدت عليهم الشقة

401- ذلت متخلفان غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 95 - 2

2 - قرار گرفتن متخلفان از جنگ تبوك ( منافقان ) در موضع ضعف و ذلت ، پس از بازگشت پيروزمندانه مؤمنان از جهاد

سيحلفون باللّه لكم إذا انقلبتم

402- رد عذر متخلفان غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 94 - 9

9 - إخبار خداوند به بى اساس بودن عذرتراشى متخلفان از جنگ تبوك به دليل ادامه داشتن كجروى ها و تخلفات آنان در آينده

قل لا تعتذروا لن نؤمن لكم . .. و سيرى اللّه عملكم

جمله «سيرى اللّه . .. » مى تواند بيانگر علت عدم پذيرش عذر متخلفان باشد ; يعنى، عملكرد خلاف اينان در آينده، خود بهترين گواه بر نادرستى معذرت جويى آنان خواهد بود.

403- سختى غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 42 - 3

3 - پيمودن مسافت مدينه تا تبوك به دليل دورى راه ، براى برخى افراد ( منافقان ) دشوار مى نمود .

و لكن بعدت عليهم الشقة

«شقة» به معناى سختى و مشقت و كنايه از مسافت است; يعنى، به نظر آنان (منافقان)راه ميان مدينه و تبوك راهى طولانى و پيمودن آن طاقت فرساست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 117 - 2

2 - جنگ تبوك ، داراى شرايطى دشوار و پرمشقت .

اتبعوه فى ساعة العسرة

مراد از «ساعة العسرة» - به قرينه فرازهاى قبل و بعد - مى تواند غزوه تبوك باشد.

404- سرزنش متخلفان از غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 90 - 5

5 - توبيخ خداوند نسبت به آنان كه براى تخلف از جنگ تبوك ، حتى اجازه هم نگرفتند .

و جاء المعذّرون . .. و قعد الذين كذبوا

از تقابل «قعد . .. » با «جاء المعذّرون» استفاده مى شود كه: گروه دوم، متخلفانى هستند كه بدون هيچ عذر و بهانه اى و بدون اجازه خواستن از شركت در جنگ امتناع ورزيدند.

405- سرزنش متخلفان غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 95 - 4

4 - متخلفان از جنگ تبوك ( منافقان ) در معرض انتقاد و حمله و تعرض مؤمنان بازگشته از جهاد قرار داشتند .

سيحلفون باللّه . .. لتعرضوا

406- سرگردانى متخلفان از غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 45 - 3

3 - متخلفان از جنگ تبوك ( منافقان ) ، گروهى بى ايمان ، سرگردان و گرفتار ترديد و اضطراب بودند .

و ارتابت قلوبهم فهم فى ريبهم يترددون

407- سرور متخلفان از غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 81 - 2

2 - خوشحالى و احساس موفقيت منافقان از شركت نكردن در جنگ تبوك

فرح المخلفون بمقعدهم خلف رسول اللّه

408- سوگند متخلفان از غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 42 - 8،11،12

8 - إخبار خداوند از اقدام متخلفان جنگ تبوك به سوگند هاى دروغين براى استطاعت نداشتن خود و موجه بودن تخلفشان

و سيحلفون باللّه لو استطعنا لخرجنا معكم

11 - متخلفان از جنگ تبوك ( منافقان ) ، به تخلف خويش و سوگند هاى دروغينشان ، در جهت هلاكت خود گام برداشتند .

سيحلفون باللّه . .. يهلكون أنفسهم

12 - علم خداوند به دروغ بودن سوگند متخلفان جنگ تبوك و گواهى او بر موجه نبودن تخلفشان

سيحلفون باللّه . .. و اللّه يعلم إنهم لكذبون

409- سوگند متخلفان غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 95 - 1

1 - سوگند دروغ منافقان متخلف از جنگ تبوك ، به منظور گذشت كردن مؤمنان از تخلف آنان و متعرض نشدن به آنها

سيحلفون باللّه لكم إذا انقلبتم إليهم لتعرضوا عنهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 96 - 1

1 - سوگند توانمندان متخلف از جنگ تبوك ، به منظور جلب رضايت مؤمنان مجاهد

يحلفون لكم لترضوا عنهم

410- شركت در غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 120 - 14

14 - حركت مؤمنان به سوى جنگ تبوك ، برانگيزنده خشم كافران بود .

و لا يطئون موطئاً يغيظ الكفار

با توجه به اينكه اين بخش از آيات در مورد جنگ تبوك است، برداشت فوق استفاده مى شود.

411- صداقت تائبان غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 103 - 21

21 - تأييد خداوند نسبت به واقعى بودن توبه تائبان متخلف از جنگ تبوك *

خذ من أمولهم . .. و صل عليهم ... و اللّه سميع عليم

برداشت فوق بر اين اساس است كه آيه را با توجه به شأن نزول معنا كنيم كه مورد آن توبه متخلفان از جنگ تبوك است. از اين رو احتمال مى رود صفت «عليم» به اين نكته اشاره داشته باشد كه خداوند صداقت آنان را در توبه دانسته و بر اساس آن فرمان به اخذ زكات و دعا داده است.

412- ظلم متخلفان از غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 47 - 11

11 - متخلفان جنگ تبوك ، مردمى ستم پيشه

لو خرجوا . .. و اللّه عليم بالظلمين

413- عذاب وجدان متخلفان غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 118 - 5

5 - گرفتار شدن سه مسلمان متخلف از جنگ تبوك به عذاب وجدان

و ضاقت عليهم أنفسهم

414- عذرخواهى متخلفان غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 94 - 1،2

1 - إخبار خداوند از اقدام توانمندان متخلف از جهاد ، به عذرتراشى پس از بازگشت مؤمنان از جنگ تبوك

يعتذرون إليكم إذا رجعتم إليهم

2 - مؤمنان صدر اسلام ، مأمور دست رد زدن بر سينه توانمندان متخلف از جنگ تبوك و بى اثر شمردن عذرتراشى آنان

قل لا تعتذروا لن نؤمن لكم

415- عفو از متخلفان غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 95 - 1

1 - سوگند دروغ منافقان متخلف از جنگ تبوك ، به منظور گذشت كردن مؤمنان از تخلف آنان و متعرض نشدن به آنها

سيحلفون باللّه لكم إذا انقلبتم إليهم لتعرضوا عنهم

416- علايق معذوران غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 92 - 6

6 - محروم شدن برخى از رزمندگان داوطلب ، از شركت در جنگ تبوك ، به خاطر نداشتن امكانات رزمى ( مركب و . . . ) على رغم اشتياق شديد آنان به جهاد

تولوا و أعينهم تفيض من الدمع حزناً ألا يجدوا ما ينفقون

417- عوامل تخلف از غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 42 - 2

2 - دورنماى مشقت آميز و به دور از منافع مادى جنگ تبوك ، در نظر برخى از مسلمانان صدر اسلام ، عامل امتناع آنان از حضور در جنگ

لو كان عرضاً قريباً و سفراً قاصداً لاتبعوك و لكن بعدت عليهم الشقة

418- غزوه تبوك در گرما

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 81 - 10

10 - وقوع جنگ تبوك در شدت گرما

لاتنفروا فى الحر

419- فرجام متخلفان از غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 106 - 1

1 - گروهى از متخلفان جنگ تبوك ، داراى سرنوشتى مبهم از جهت پذيرش و عدم پذيرش توبه آنان از جانب خداوند

و ءاخرون . .. إما يعذبهم و إما يتوب عليهم

در آيات گذشته از دو گروه از متخلفان جنگ ياد شده است. 1 - گروهى خائن با گناهى غير قابل بخشش ; 2 - گروهى خطاركار و حقيقة نادم كه خداوند به آنان وعده غفران داد و اكنون در اين آيه سخن از گروه سوم است كه به دليل سنگينى گناه يا تأخير و كوتاهى در اعتراف و ... سرنوشتى مبهم دارند.

420- قبول توبه متخلفان غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 118 - 12

12 - پذيرش توبه سه مسلمان متخلف جنگ تبوك ، از سوى خداوند

و على الثلثة الذين خلّفوا . .. ثم تاب عليهم ليتوبوا إن اللّه هو التواب

421- قصه غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 38 - 4

4 - بروز نوعى سستى ميان گروهى از مسلمانان صدر اسلام ، براى رفتن به جنگ تبوك

يأيها الذين ءامنوا ما لكم إذا قيل لكم انفروا . .. اثّاقلتم إلى الأرض

اين بخش از آيات، چنانكه برخى از مفسران گفته اند، مربوط به جنگ تبوك است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 42 - 3،8،9

3 - پيمودن مسافت مدينه تا تبوك به دليل دورى راه ، براى برخى افراد ( منافقان ) دشوار مى نمود .

و لكن بعدت عليهم الشقة

«شقة» به معناى سختى و مشقت و كنايه از مسافت است; يعنى، به نظر آنان (منافقان)راه ميان مدينه و تبوك راهى طولانى و پيمودن آن طاقت فرساست.

8 - إخبار خداوند از اقدام متخلفان جنگ تبوك به سوگند هاى دروغين براى استطاعت نداشتن خود و موجه بودن تخلفشان

و سيحلفون باللّه لو استطعنا لخرجنا معكم

9 - إخبار خداوند به بازگشت موفقيت آميز مسلمانان از جنگ تبوك

و سيحلفون باللّه لو استطعنا لخرجنا معكم

برداشت فوق بر اين اساس است كه آيه شريفه، قبل از رسيدن مسلمانان به سرزمين تبوك نازل شده باشد كه در اين صورت، إخبار خداوند به عذرخواهى متخلفان، گوياى بازگشت موفقيت آميز مسلمانان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 44 - 2

2 - متخلفان از جنگ تبوك ، گروهى بى ايمان بودند .

عفا اللّه عنك لم أذنت لهم . .. لايستئذنك الذين يؤمنون باللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 46 - 1،2،3،4

1 - متخلفان از جنگ تبوك ( منافقان ) برخوردار از امكانات لازم براى شركت در جنگ

و لو أرادوا الخروج لأعدوا له عدة

2 - تصميم قطعى متخلفان جنگ تبوك بر ترك جهاد

و لو أرادوا الخروج لأعدوا له عدة

3 - فراهم نكردن مقدمات جهاد ، دليل دروغگويى متخلفان جنگ تبوك و عزم قطعى آنان بر عدم شركت در جنگ

و لو أرادوا الخروج لأعدوا له عدة

4 - كراهت و ناخوشايندى خداوند ، از برانگيختن و موفق ساختن متخلفان از جنگ تبوك ( منافقان ) براى شركت در آن

و لكن كره اللّه انبعاثهم فثبطهم و قيل اقعدوا مع القعدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 47 - 6،8،12،14

6 - متخلفان جنگ تبوك در صورت شركت در آن جنگ ، جز نفوذ در ميان صفوف لشكر اسلام به منظور فتنه جويى ، نقشى ديگر نداشتند .

لو خرجوا فيكم ما زادوكم إلا خبالا و لأوضعوا خللكم يبغونكم الفتنة

8 - منافقان ، داراى جاسوسانى در ميان رزمندگان جنگ تبوك

و فيكم سمعون لهم

«سمّاع» مى تواند كنايه از جاسوس باشد; يعنى، در ميان شما كسانى هستند كه به نفع منافقان خبرچينى مى كنند.

12 - ماهيت فسادانگيز و فتنه جويانه متخلفان جنگ تبوك ، دليل كراهت و ناخوشايندى خداوند از شركت آنان در جنگ

و لكن كره اللّه انبعاثهم . .. لو خرجوا فيكم ما زادوكم إلا خبالا ... يبغونكم الفت

14 - دلدارى خداوند به مؤمنان ، به منظور رفع نگرانى آنان ، به دنبال تخلف كردن گروهى از شركت در جنگ تبوك

إنما يستئذنك الذين لايؤمنون . .. لو خرجوا فيكم ما زادوكم إلا خبالا ... و اللّه ع

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 48 - 4

4 - ناتوانى متخلفان جنگ تبوك ( منافقان ) در به شكست كشانيدن جبهه اسلام

لقد ابتغوا الفتنة من قبل . .. حتى جاء الحق و ظهر أمر اللّه و هم كرهون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 49 - 1

1 - اذن طلبى برخى منافقان براى نرفتن به جنگ تبوك ، به بهانه گرفتار شدن به فتنه و گناه

و منهم من يقول ائذن لى و لاتفتنى

در شأن نزول آيه آورده اند كه: يكى از منافقان به پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) گفت: «يا رسول اللّه ائذن لى و لاتفتنى ببنات الأصغر فإنى أخاف أن أفتتن بهن»; يعنى، اى رسول خدا! به من اذن بده تا در جنگ شركت نكنم . .. چون، مى ترسم مفتون دختركان رومى گردم و به گناه بيفتم. (مجمع البيان، ذيل آيه)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 53 - 1

1 - آمادگى برخى از متخلفان جنگ تبوك ، براى انفاق مال به جاى رفتن به جهاد

قل أنفقوا طوعاً

در شأن نزول اين آيه آورده اند كه: فردى از منافقان پيشنهاد پرداخت پول به جاى رفتن به جهاد را كرده بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 81 - 1،2،9،10

1 - تخلف منافقان از شركت در جنگ تبوك

فرح المخلفون بمقعدهم خلف رسول اللّه

اين بخش از آيات مربوط به جنگ تبوك و تخلف منافقان از شركت در آن است.

2 - خوشحالى و احساس موفقيت منافقان از شركت نكردن در جنگ تبوك

فرح المخلفون بمقعدهم خلف رسول اللّه

9 - اخلالگرى منافقان صدر اسلام ، در بسيج براى جنگ تبوك

لاتنفروا فى الحر

10 - وقوع جنگ تبوك در شدت گرما

لاتنفروا فى الحر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 83 - 2،14

2 - شركت پيامبر (صلی الله علیه و آله) در جنگ تبوك و خروج آن حضرت از مدينه همراه مجاهدان

فإن رجعك اللّه

14 - وقوع اولين تخلف منافقان از جهاد در جنگ تبوك *

رضيتم بالقعود أول مرّة

برداشت فوق مبتنى بر اين احتمال است كه تخلف منافقان در جنگ تبوك، اولين تخلف آنان بوده و «أول مرّة» ناظر به اين معنا باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 88 - 6

6 - جنگ تبوك ، از عوامل متمايز شدن صف مجاهدان و مؤمنان راستين از صف منافقان

رضوا بأن يكونوا مع الخوالف . .. لكن الرسول ... جهدوا

«جاهدوا» (به صورت فعل ماضى) به عنوان گزارش از جنگى است كه مسلمانان پشت سر گذاشته اند كه مفسران آن را جنگ تبوك دانسته اند و خداوند، پس از اين جنگ است كه چهره منافقان را افشا مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 90 - 2

2 - بسيج عمومى همه مسلمان ها براى شركت در جنگ تبوك

و جاء المعذّرون من الأعراب

از آن جايى كه حتى باديه نشينان براى عذرخواهى نزد پيامبر(صلی الله علیه و آله) آمدند، بسيج عمومى و وجوب جهاد بر همگان استفاده مى شود. گفتنى است كه اين بخش از آيات - چنانكه مفسران گفته اند - درباره جنگ تبوك است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 92 - 4،6

4 - محدوديت امكانات پيامبر (صلی الله علیه و آله) در جنگ تبوك ، براى تأمين ساز و برگ رزمندگان داوطلب

قلت لا أجد ما أحملكم عليه

6 - محروم شدن برخى از رزمندگان داوطلب ، از شركت در جنگ تبوك ، به خاطر نداشتن امكانات رزمى ( مركب و . . . ) على رغم اشتياق شديد آنان به جهاد

تولوا و أعينهم تفيض من الدمع حزناً ألا يجدوا ما ينفقون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 117 - 6،7

6 - نيرو هاى رزمى جنگ تبوك ، متشكل از مهاجر و انصار

المهجرين و الانصار الذين اتبعوه فى ساعة العسرة

7 - تنگنا هاى جنگ تبوك ، مايه تزلزل قلب برخى از مسلمانان شده بود .

فى ساعة العسرة من بعد ما كاد يزيغ قلوب فريق منهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 118 - 1،2،3،4،5،6،12

1 - تخلف سه نفر از مسلمانان ، از حضور يافتن در جنگ تبوك

و على الثلثة الذين خلّفوا

2 - شمول رحمت و غفران الهى ، نسبت به سه نفر از مسلمانان متخلف از جنگ تبوك

لقد تاب اللّه على النبى . .. و على الثلثة الذين خلّفوا

3 - تنگ شدن عرصه زندگى بر سه مسلمان متخلف از جنگ تبوك ، در اثر رو به رو شدن با پيامد هاى عمل خطايى كه كرده بودند .

حتى اذا ضاقت عليهم الأرض بما رحبت

4 - تحريم ارتباط با متخلفان از جنگ تبوك و انزواى اجتماعى آنان از سوى مسلمانان

ضاقت عليهم الأرض بما رحبت

با توجه به شأن نزول كه تنگ شدن زندگى بر متخلفان از جنگ تبوك را، ناشى از قطع رابطه مسلمانان با ايشان معرفى كرده است، مطلب فوق استفاده مى شود.

5 - گرفتار شدن سه مسلمان متخلف از جنگ تبوك به عذاب وجدان

و ضاقت عليهم أنفسهم

6 - اذعان متخلفان از جنگ تبوك ، به ناگزيرى خود از التجا به خداوند

و ظنوا أن لا ملجأ من اللّه إلا إليه

12 - پذيرش توبه سه مسلمان متخلف جنگ تبوك ، از سوى خداوند

و على الثلثة الذين خلّفوا . .. ثم تاب عليهم ليتوبوا إن اللّه هو التواب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 119 - 10

10 - پيروان واقعى پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) در لحظات سخت جنگ تبوك ، از صادقان بودند .

الذين اتبعوه فى ساعة العسرة . .. و كونوا مع الصدقين

با توجه به ارتباط اين آيه با آيات قبل - كه در زمينه ثبات قدم برخى از مؤمنان در شدايد جنگ تبوك و لغزش گروهى ديگر بود و خداوند متخلفان را در پى توبه شان بخشيد - اكنون به ايشان رهنمود مى دهد كه شما نيز همانند مؤمنان، استوار و تزلزل ناپذير باشيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 120 - 14

14 - حركت مؤمنان به سوى جنگ تبوك ، برانگيزنده خشم كافران بود .

و لا يطئون موطئاً يغيظ الكفار

با توجه به اينكه اين بخش از آيات در مورد جنگ تبوك است، برداشت فوق استفاده مى شود.

422- كفر متخلفان از غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 54 - 3

3 - متخلفان از جنگ تبوك ، به ظاهر مسلمان ولى در باطن كافر به خدا و رسول او بودند .

و ما منعهم أن تقبل منهم نفقتهم إلا أنهم كفروا باللّه و برسوله

روى سخن در اين بخش از آيات با كسانى است كه از شركت در جنگ تبوك سرباز زده بودند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 84 - 11

11 - حكم صريح خداوند به كفر منافقان متخلف از جنگ تبوك

إنهم كفروا باللّه و رسوله

423- كيفر متخلفان از غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 90 - 9

9 - عذاب دردناك ، كيفر سخت متخلفان جنگ

سيصيب الذين . .. عذاب أليم

424- گريه معذوران غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 92 - 7

7 - اندوه و گريه شديد مؤمنان تهيدست ، به خاطر ناتوانى از شركت در جنگ تبوك و محروم شدن از فيض جهاد

و أعينهم تفيض من الدمع حزناً

425- متخلفان از غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 43 - 1،4،5

1 - عتاب محبت آميز خدا به پيامبر (صلی الله علیه و آله) در پى اجازه دادن آن حضرت به برخى از مسلمانان ( منافقان ) براى شركت نكردن در جنگ تبوك ، به مجرد اظهار ناتوانى آنان

عفا اللّه عنك لم أذنت لهم

4 - گذشت و عفو خداوند از پيامبر (صلی الله علیه و آله) نسبت به اذن دادن به بهانه جويان ( منافقان ) براى نرفتن به جنگ تبوك

عفا اللّه عنك لم أذنت لهم

5 - إخبار خداوند به عزم قطعى برخى افراد ( منافقان ) بر تخلف از جنگ تبوك ( حتى در صورت عدم دريافت اذن از پيامبر (صلی الله علیه و آله) )

و سيحلفون باللّه لو استطعنا لخرجنا . .. لم أذنت لهم حتى يتبين لك الذين صدقوا و ت

از اظهار ناتوانى منافقان براى جهاد و تذكر خداوند به دروغ بودن اين اظهار، استفاده مى شود كه آنان تصميم بر تخلف از جنگ داشته اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 44 - 2

2 - متخلفان از جنگ تبوك ، گروهى بى ايمان بودند .

عفا اللّه عنك لم أذنت لهم . .. لايستئذنك الذين يؤمنون باللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 45 - 3

3 - متخلفان از جنگ تبوك ( منافقان ) ، گروهى بى ايمان ، سرگردان و گرفتار ترديد و اضطراب بودند .

و ارتابت قلوبهم فهم فى ريبهم يترددون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 46 - 1،2،4

1 - متخلفان از جنگ تبوك ( منافقان ) برخوردار از امكانات لازم براى شركت در جنگ

و لو أرادوا الخروج لأعدوا له عدة

2 - تصميم قطعى متخلفان جنگ تبوك بر ترك جهاد

و لو أرادوا الخروج لأعدوا له عدة

4 - كراهت و ناخوشايندى خداوند ، از برانگيختن و موفق ساختن متخلفان از جنگ تبوك ( منافقان ) براى شركت در آن

و لكن كره اللّه انبعاثهم فثبطهم و قيل اقعدوا مع القعدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 47 - 2،14

2 - عدم شركت بى ايمان ها و سست باوران ( منافقان ) در جنگ تبوك ، به خير و صلاح مؤمنان بود نه مايه ضرر آنان .

لو خرجوا فيكم ما زادوكم إلا خبالا

14 - دلدارى خداوند به مؤمنان ، به منظور رفع نگرانى آنان ، به دنبال تخلف كردن گروهى از شركت در جنگ تبوك

إنما يستئذنك الذين لايؤمنون . .. لو خرجوا فيكم ما زادوكم إلا خبالا ... و اللّه ع

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 48 - 4

4 - ناتوانى متخلفان جنگ تبوك ( منافقان ) در به شكست كشانيدن جبهه اسلام

لقد ابتغوا الفتنة من قبل . .. حتى جاء الحق و ظهر أمر اللّه و هم كرهون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 81 - 1

1 - تخلف منافقان از شركت در جنگ تبوك

فرح المخلفون بمقعدهم خلف رسول اللّه

اين بخش از آيات مربوط به جنگ تبوك و تخلف منافقان از شركت در آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 84 - 10

10 - افشاى كامل چهره منافقان و اتخاذ مواضع شديد عليه آنان ، از تبعات تخلف آنان از جنگ تبوك

و لاتصل على أحد منهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 118 - 21

21 - « عن على بن ابى حمزة عن ابى عبداللّه ( ع ) قال : سئلته عن قول اللّه « و على الثلاثة الذين خلّفوا » قال : كعب و مرارة بن الربيع و هلال بن اميّه . . . » ;

على بن ابى حمزه گويد: از امام صادق (ع) درباره قول خدا «و على الثلاثة . .. » پرسيدم: اين سه نفر چه كسانى هستند، فرمود: كعب، مرارة بن ربيع و هلال بن اميّه».

426- متخلفان غزوه تبوك و محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 93 - 2

2 - تلاش برخى از اشراف و توانمندان براى شركت نكردن در جنگ تبوك ، با كسب مجوز از پيامبر اسلام (صلی الله علیه و آله)

الذين يستئذنونك و هم أغنياء

427- متخلفان غزوه تبوك و مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 95 - 1

1 - سوگند دروغ منافقان متخلف از جنگ تبوك ، به منظور گذشت كردن مؤمنان از تخلف آنان و متعرض نشدن به آنها

سيحلفون باللّه لكم إذا انقلبتم إليهم لتعرضوا عنهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 96 - 1

1 - سوگند توانمندان متخلف از جنگ تبوك ، به منظور جلب رضايت مؤمنان مجاهد

يحلفون لكم لترضوا عنهم

428- مجاهدان غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 117 - 6

6 - نيرو هاى رزمى جنگ تبوك ، متشكل از مهاجر و انصار

المهجرين و الانصار الذين اتبعوه فى ساعة العسرة

429- مجاهدان فقير و غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 92 - 6

6 - محروم شدن برخى از رزمندگان داوطلب ، از شركت در جنگ تبوك ، به خاطر نداشتن امكانات رزمى ( مركب و . . . ) على

رغم اشتياق شديد آنان به جهاد

تولوا و أعينهم تفيض من الدمع حزناً ألا يجدوا ما ينفقون

430- محدوديت تداركات جنگى غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 92 - 4

4 - محدوديت امكانات پيامبر (صلی الله علیه و آله) در جنگ تبوك ، براى تأمين ساز و برگ رزمندگان داوطلب

قلت لا أجد ما أحملكم عليه

431- محروميت از غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 92 - 7

7 - اندوه و گريه شديد مؤمنان تهيدست ، به خاطر ناتوانى از شركت در جنگ تبوك و محروم شدن از فيض جهاد

و أعينهم تفيض من الدمع حزناً

432- محمد(صلی الله علیه و آله) در غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 83 - 2

2 - شركت پيامبر (صلی الله علیه و آله) در جنگ تبوك و خروج آن حضرت از مدينه همراه مجاهدان

فإن رجعك اللّه

433- محمد(صلی الله علیه و آله) و غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 92 - 4

4 - محدوديت امكانات پيامبر (صلی الله علیه و آله) در جنگ تبوك ، براى تأمين ساز و برگ رزمندگان داوطلب

قلت لا أجد ما أحملكم عليه

434- محمد(صلی الله علیه و آله) و منافقان غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 43 - 1

1 - عتاب محبت آميز خدا به پيامبر (صلی الله علیه و آله) در پى اجازه دادن آن حضرت به برخى از مسلمانان ( منافقان ) براى شركت نكردن در جنگ تبوك ، به مجرد اظهار ناتوانى آنان

عفا اللّه عنك لم أذنت لهم

435- مسلمانان و متخلفان غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 118 - 4

4 - تحريم ارتباط با متخلفان از جنگ تبوك و انزواى اجتماعى آنان از سوى مسلمانان

ضاقت عليهم الأرض بما رحبت

با توجه به شأن نزول كه تنگ شدن زندگى بر متخلفان از جنگ تبوك را، ناشى از قطع رابطه مسلمانان با ايشان معرفى كرده است، مطلب فوق استفاده مى شود.

436- منافقان پس از غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 57 - 1

1 - منافقان ( پس از جنگ تبوك ) ، در صورت يافتن پناهگاه يا غار و يا روزنى در زمين ، حاضر به گريختن سريع از جامعه اسلامى بودند .

لو يجدون ملجئاً أو مغرت أو مدّخلا لولّوا إليه

«ملجأ» به معناى پناهگاه است و «مغارات» جمع «مغارة» يعنى شكافهاى كوه و «مدّخل» به روزنه و منفذى گفته مى شود كه بتوان در آن پنهان شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 83 - 4

4 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) مأمور افشاى چهره منافقان و اعلام عدم حضور قطعى آنان با او در هيچ جنگى پس از جنگ تبوك

فقل لن تخرجوا معى أبداً و لن تقتلوا معى

437- منافقان و غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 42 - 3

3 - پيمودن مسافت مدينه تا تبوك به دليل دورى راه ، براى برخى افراد ( منافقان ) دشوار مى نمود .

و لكن بعدت عليهم الشقة

«شقة» به معناى سختى و مشقت و كنايه از مسافت است; يعنى، به نظر آنان (منافقان)راه ميان مدينه و تبوك راهى طولانى و پيمودن آن طاقت فرساست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 43 - 2

2 - اجازه گرفتن بهانه جويان ( منافقان ) از پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، براى شركت نكردن در جنگ تبوك با اظهار دروغين عجز و ناتوانى خود

لم أذنت لهم حتى يتبين لك

مقصود از «اذن» در آيه فوق - به قرينه آيه قبل (لو استطعنا . ..) و شأن نزولها - اذن دادن به كسانى است كه از شركت در جهاد، خود را معذور مى دانستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 46 - 4

4 - كراهت و ناخوشايندى خداوند ، از برانگيختن و موفق ساختن متخلفان از جنگ تبوك ( منافقان ) براى شركت در آن

و لكن كره اللّه انبعاثهم فثبطهم و قيل اقعدوا مع القعدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 47 - 1،2

1 - متخلفان جنگ تبوك ( منافقان ) ، در صورت شركت در آن ، جز فساد و تباهى به بار نمى آوردند .

لو خرجوا فيكم ما زادوكم إلا خبالا

«خبال» به معناى فساد و تباهى است; يعنى، اگر منافقان براى جنگ بيرون مى آمدند براى شما چيزى جز فساد و تباهى نمى افزودند.

2 - عدم شركت بى ايمان ها و سست باوران ( منافقان ) در جنگ تبوك ، به خير و صلاح مؤمنان بود نه مايه ضرر آنان .

لو خرجوا فيكم ما زادوكم إلا خبالا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 48 - 4

4 - ناتوانى متخلفان جنگ تبوك ( منافقان ) در به شكست كشانيدن جبهه اسلام

لقد ابتغوا الفتنة من قبل . .. حتى جاء الحق و ظهر أمر اللّه و هم كرهون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 49 - 1

1 - اذن طلبى برخى منافقان براى نرفتن به جنگ تبوك ، به بهانه گرفتار شدن به فتنه و گناه

و منهم من يقول ائذن لى و لاتفتنى

در شأن نزول آيه آورده اند كه: يكى از منافقان به پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) گفت: «يا رسول اللّه ائذن لى و لاتفتنى ببنات الأصغر فإنى أخاف أن أفتتن بهن»; يعنى، اى رسول خدا! به من اذن بده تا در جنگ شركت نكنم . .. چون، مى ترسم مفتون دختركان رومى گردم و به گناه بيفتم. (مجمع البيان، ذيل آيه)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 81 - 9

9 - اخلالگرى منافقان صدر اسلام ، در بسيج براى جنگ تبوك

لاتنفروا فى الحر

438- موقعيت اجتماعى متخلفان غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 118 - 3

3 - تنگ شدن عرصه زندگى بر سه مسلمان متخلف از جنگ تبوك ، در اثر رو به رو شدن با پيامد هاى عمل خطايى كه كرده بودند .

حتى اذا ضاقت عليهم الأرض بما رحبت

439- موقعيت جوّى غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 81 - 10

10 - وقوع جنگ تبوك در شدت گرما

لاتنفروا فى الحر

440- مؤمنان در غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 120 - 14

14 - حركت مؤمنان به سوى جنگ تبوك ، برانگيزنده خشم كافران بود .

و لا يطئون موطئاً يغيظ الكفار

با توجه به اينكه اين بخش از آيات در مورد جنگ تبوك است، برداشت فوق استفاده مى شود.

441- مؤمنان و متخلفان غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 95 - 4

4 - متخلفان از جنگ تبوك ( منافقان ) در معرض انتقاد و حمله و تعرض مؤمنان بازگشته از جهاد قرار داشتند .

سيحلفون باللّه . .. لتعرضوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 96 - 3

3 - ناخشنودى مؤمنان مجاهد از متخلفان جنگ تبوك ( منافقان )

يحلفون لكم لترضوا عنهم

442- مهاجران در غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 117 - 6

6 - نيرو هاى رزمى جنگ تبوك ، متشكل از مهاجر و انصار

المهجرين و الانصار الذين اتبعوه فى ساعة العسرة

443- ناخشنودى مجاهدان غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 96 - 3

3 - ناخشنودى مؤمنان مجاهد از متخلفان جنگ تبوك ( منافقان )

يحلفون لكم لترضوا عنهم

444- نفاق متخلفان از غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 54 - 3

3 - متخلفان از جنگ تبوك ، به ظاهر مسلمان ولى در باطن كافر به خدا و رسول او بودند .

و ما منعهم أن تقبل منهم نفقتهم إلا أنهم كفروا باللّه و برسوله

روى سخن در اين بخش از آيات با كسانى است كه از شركت در جنگ تبوك سرباز زده بودند.

445- نقش متخلفان از غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 47 - 6

6 - متخلفان جنگ تبوك در صورت شركت در آن جنگ ، جز نفوذ در ميان صفوف لشكر اسلام به منظور فتنه جويى ، نقشى ديگر نداشتند .

لو خرجوا فيكم ما زادوكم إلا خبالا و لأوضعوا خللكم يبغونكم الفتنة

446- هلاكت متخلفان از غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 42 - 11

11 - متخلفان از جنگ تبوك ( منافقان ) ، به تخلف خويش و سوگند هاى دروغينشان ، در جهت هلاكت خود گام برداشتند .

سيحلفون باللّه . .. يهلكون أنفسهم

447- غزوه حمراءالاسد

{غزوه حمراءالاسد}

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 173 - 15،16

15 - اميدوارى مؤمنان به نصرت الهى و پيروزى در غزوه حمراءالاسد

و قالوا حسبنا اللّه و نعم الوكيل

اكثر مفسران اين آيه و آيات پيشين را درباره غزوه حمراءالاسد مى دانند. مشركان فاتح نبرد احد در راه بازگشت به مكّه از اينكه كار مسلمانان را يكسره نكردند، پشيمان شدند و آهنگ هجوم به مدينه را داشتند. پيامبر (صلی الله علیه و آله) پس از اطلاع، مسلمانان را براى دفاع تا حمراءالاسد حركت داد. اين غزوه به غزوه حمراءالاسد معروف شد.

16 - فزونى نيروى دشمن بر نيروى مسلمانان در غزوه حمراءالاسد يا بدر صغرا *

و قالوا حسبنا اللّه و نعم الوكيل

از اينكه منافقان براى ارعاب مؤمنان كثرت دشمن را به رخ آنان كشيدند (انّ النّاس قد جمعوا لكم)، ولى مسلمانان در جواب به فراوانى نيرو اشاره نكردند و تنها اتكالِ به خداوند را گوشزد كردند، فزونى نيروى دشمن نسبت به نيروهاى ايمانى به دست مى آيد. گفتنى است كه آيات مورد بحث در نظر برخى مفسّران درباره غزوه حمراءالاسد و در نظر برخى ديگر درباره بدر صغراست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 174 - 1،2،3،4،8،11،12،16

1 - بازگشت بدون آسيب مؤمنان از غزوه حمراءالاسد يا بدر صغرا با برخوردارى از نعمت و فضل الهى

فانقلبوا بنعمة من اللّه و فضل لم يمسسهم سوء

بنابر اينكه «باء» در «بنعمة»، به معناى مصاحبت، متعلق به محذوف و حال براى فاعل «انقلبوا» باشد. گفتنى است كه اكثر مفسران آيات مورد بحث را درباره غزوه حمراءالاسد، و برخى آن آيات را درباره بدر صغرا مى دانند.

2 - شمول نعمت و فضل بزرگ الهى بر مؤمنان شركت كننده در غزوه حمراءالاسد يا بدر صغرا ، عامل آسيب نديدن آنان

فانقلبوا بنعمة من اللّه و فضل لم يمسسهم سوء

در برداشت فوق «باء» در «بنعمة»، سببيّه و متعلق به «انقلبوا»، گرفته شده است.

3 - اجابت مؤمنان به دعوت پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى شركت در غزوه حمراء الاسد يا بدر صغرا

الّذين استجابوا للّه و الرّسول . .. فانقلبوا بنعمة من اللّه و فضل

4 - واقع نشدن جنگ ميان مؤمنان و مشركان در غزوه حمراءالاسد يا بدر صغرا *

فانقلبوا بنعمة من اللّه و فضل لم يمسسهم سوء

ظاهراً «لم يمسسهم سوء»، كنايه از عدم وقوع جنگ است.

8 - كارآمد نبودن تبليغات سوء و جنگ روانى ، در بازداشتن مؤمنان از شركت در غزوه حمراءالاسد يا بدر صغرا

الّذين قال لهم النّاس . .. فانقلبوا بنعمة من اللّه و فضل

زيرا در عين تبليغات سوء دشمن، مؤمنان براى شركتِ در نبرد حركت كردند.

11 - مؤمنان مجاهد همراه پيامبر (صلی الله علیه و آله) ( در غزوه حمراءالاسد يا بدر صغرا ) ، بى اعتنا به تهديد هاى دشمن و در پى جلب رضايت الهى

انّ النّاس قد جمعوا لكم . .. فانقلبوا ... و اتّبعوا رضوان اللّه

12 - تقدير و تمجيد خداوند از مجاهدان شركت كننده در غزوه حمراءالاسد يا بدر صغرا

فانقلبوا بنعمة من اللّه . .. و اتّبعوا رضوان اللّه

16 - دست يافتن مؤمنان مجاهد به منفعت مالى در غزوه بدر صغرا

فانقلبوا بنعمة من اللّه و فضل

بر اساس شأن نزول نقل شده در تفسير روح المعانى، مراد از «فضل»، سودى است كه مسلمانان با كسب و تجارت در غزوه بدر صغرا به دست آوردند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 175 - 10

10 - تأثير شايعات مشركان و منافقان بر برخى مسلمانان ، به هنگام دعوت رسول خدا (صلی الله علیه و آله) براى شركت در غزوه حمراءالاسد يا بدر صغرا

الّذين قال لهم النّاس انّ النّاس قد جمعوا لكم . .. ذلكم الشّيطان يخوّف اولياءه

چون شيطان و مشركان و منافقان در صدد ترسانيدن و بازداشتن همه مؤمنان بوده اند (انّ النّاس قد جمعوا لكم فاخشوهم)، ولى از «يخوّف اولياءه» استفاده مى شود كه تنها دوستانش را مى ترساند. بنابراين «يخوّف اولياءه»، حاكى از فعليّت و تحقق اين ترس در عدّه اى از مؤمنان است.

غزوه حنين

448- آرامش مؤمنان در غزوه حنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 26 - 4،9

4 - نزول آرامش روحى از سوى خداوند بر مؤمنان در جنگ حنين و محروميت منافقان از آن

ثم أنزل اللّه سكينته على رسوله و على المؤمنين

با توجه به اينكه در فراز قبل، مؤمنان به وسيله ضمير «كم» مخاطب قرار گرفتند و در اين آيه به جاى آن ضمير، كلمه «مؤمنين» آمده، مى توان به برداشت فوق دست يافت.

9 - جبهه كفر در كارزار حنين ، در پى فرود آمدن نيرو هاى غيبى و نزول آرامش روحى بر مؤمنان از سوى خداوند ، گرفتار شكستى سخت و عذاب آور گرديد .

ثم أنزل اللّه سكينته . .. و أنزل جنوداً لم تروها و عذّب الذين كفروا

449- امدادهاى خدا در غزوه حنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 25 - 3

3 - امتنان خداوند بر مؤمنان به خاطر نصرتش به آنان در موارد بسيار از جمله در جنگ حنين

لقد نصركم اللّه فى مواطن كثيرة و يوم حنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 26 - 1

1 - نزول آرامش روحى از جانب خداوند بر رسول اكرم (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان در جنگ حنين ، پس از فرار مسلمانان

ثم وليتم مدبرين. ثم أنزل اللّه سكينته على رسوله و على المؤمنين

450- امدادهاى غيبى در غزوه حنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 25 - 2

2 - جنگ حنين از عرصه هاى به ياد ماندنى نصرت خدا و دخالت نيرو هاى غيبى براى تقويت سپاه اسلام و شكستن مقاومت جبهه دشمن

لقد نصركم اللّه فى مواطن كثيرة و يوم حنين

با اينكه «مواطن كثيرة» شامل جنگ «حنين» نيز مى شود، ذكر جداگانه آن بويژه با تعبير «يوم حنين» (روز حنين)، بيانگر برداشت فوق است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 26 - 5،9

5 - امداد الهى به مؤمنان در جنگ حنين به وسيله دسته هايى از نيرو هاى غيبى

و أنزل جنوداً لم تروها

9 - جبهه كفر در كارزار حنين ، در پى فرود آمدن نيرو هاى غيبى و نزول آرامش روحى بر مؤمنان از سوى خداوند ، گرفتار شكستى سخت و عذاب آور گرديد .

ثم أنزل اللّه سكينته . .. و أنزل جنوداً لم تروها و عذّب الذين كفروا

451- دعوت از فراريان غزوه حنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 27 - 1

1 - خداوند ، گريختگان از ميدان كارزار حنين را به توبه و استغفار فراخواند .

ثم وليتم مدبرين . .. ثم يتوب اللّه من بعد ذلك على من يشاء

كلمه «ذلك» در «من بعد ذلك» اشاره به فرار مسلمانان از ميدان نبرد حنين دارد. اعلام اينكه خدا توبه فراريان را مى پذيرد، فراخوانى آنان به توبه و استفغار از آن خطاست.

452- ذكر غزوه حنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 25 - 2

2 - جنگ حنين از عرصه هاى به ياد ماندنى نصرت خدا و دخالت نيرو هاى غيبى براى تقويت سپاه اسلام و شكستن مقاومت جبهه دشمن

لقد نصركم اللّه فى مواطن كثيرة و يوم حنين

با اينكه «مواطن كثيرة» شامل جنگ «حنين» نيز مى شود، ذكر جداگانه آن بويژه با تعبير «يوم حنين» (روز حنين)، بيانگر برداشت فوق است.

453- سختى غزوه حنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 25 - 7

7 - تنگ شدن عرصه بر مسلمانان در جنگ حنين ، على رغم كثرت غرورآفرين آنان

إذ أعجبتكم كثرتكم . .. و ضاقت عليكم الأرض بما رحبت

454- شكست غزوه حنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 26 - 2

2 - نگرانى پيامبر (صلی الله علیه و آله) در جنگ حنين از فرار مسلمانان و شكست جبهه اسلام

ثم وليتم مدبرين. ثم أنزل اللّه سكينته على رسوله

455- شكست كافران در غزوه حنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 26 - 9

9 - جبهه كفر در كارزار حنين ، در پى فرود آمدن نيرو هاى غيبى و نزول آرامش روحى بر مؤمنان از سوى خداوند ، گرفتار شكستى سخت و عذاب آور گرديد .

ثم أنزل اللّه سكينته . .. و أنزل جنوداً لم تروها و عذّب الذين كفروا

456- عذاب كافران در غزوه حنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 26 - 9

9 - جبهه كفر در كارزار حنين ، در پى فرود آمدن نيرو هاى غيبى و نزول آرامش روحى بر مؤمنان از سوى خداوند ، گرفتار شكستى سخت و عذاب آور گرديد .

ثم أنزل اللّه سكينته . .. و أنزل جنوداً لم تروها و عذّب الذين كفروا

457- عوامل پيروزى غزوه حنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 26 - 8

8 - امداد هاى الهى ، عامل اصلى پيروزى مسلمانان در جنگ حنين

ثم وليتم مدبرين. ثم أنزل اللّه سكينته ... و أنزل جنوداً لم تروها و عذّب الذين كف

458- فرار از غزوه حنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 25 - 10

10 - فرار مسلمانان در جنگ حنين پس از قرار گرفتن در تنگناى نبرد ، على رغم كثرت غرورآفرينشان

و ضاقت عليكم الأرض بما رحبت ثم وليتم مدبرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 26 - 1،2

1 - نزول آرامش روحى از جانب خداوند بر رسول اكرم (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان در جنگ حنين ، پس از فرار مسلمانان

ثم وليتم مدبرين. ثم أنزل اللّه سكينته على رسوله و على المؤمنين

2 - نگرانى پيامبر (صلی الله علیه و آله) در جنگ حنين از فرار مسلمانان و شكست جبهه اسلام

ثم وليتم مدبرين. ثم أنزل اللّه سكينته على رسوله

459- قصه غزوه حنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 25 - 2،4،6،7،10

2 - جنگ حنين از عرصه هاى به ياد ماندنى نصرت خدا و دخالت نيرو هاى غيبى براى تقويت سپاه اسلام و شكستن مقاومت جبهه دشمن

لقد نصركم اللّه فى مواطن كثيرة و يوم حنين

با اينكه «مواطن كثيرة» شامل جنگ «حنين» نيز مى شود، ذكر جداگانه آن بويژه با تعبير «يوم حنين» (روز حنين)، بيانگر برداشت فوق است.

4 - مسلمانان ، در جنگ حنين حضورى گسترده داشتند .

و يوم حنين إذ أعجبتكم كثرتكم

6 - كثرت نفرات مسلمانان در جنگ حنين ، كارساز نبود .

و يوم حنين إذ أعجبتكم كثرتكم فلم تغن عنكم شيئاً

7 - تنگ شدن عرصه بر مسلمانان در جنگ حنين ، على رغم كثرت غرورآفرين آنان

إذ أعجبتكم كثرتكم . .. و ضاقت عليكم الأرض بما رحبت

10 - فرار مسلمانان در جنگ حنين پس از قرار گرفتن در تنگناى نبرد ، على رغم كثرت غرورآفرينشان

و ضاقت عليكم الأرض بما رحبت ثم وليتم مدبرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 26 - 1،2،4،5،8

1 - نزول آرامش روحى از جانب خداوند بر رسول اكرم (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان در جنگ حنين ، پس از فرار مسلمانان

ثم وليتم مدبرين. ثم أنزل اللّه سكينته على رسوله و على المؤمنين

2 - نگرانى پيامبر (صلی الله علیه و آله) در جنگ حنين از فرار مسلمانان و شكست جبهه اسلام

ثم وليتم مدبرين. ثم أنزل اللّه سكينته على رسوله

4 - نزول آرامش روحى از سوى خداوند بر مؤمنان در جنگ حنين و محروميت منافقان از آن

ثم أنزل اللّه سكينته على رسوله و على المؤمنين

با توجه به اينكه در فراز قبل، مؤمنان به وسيله ضمير «كم» مخاطب قرار گرفتند و در اين آيه به جاى آن ضمير، كلمه «مؤمنين» آمده، مى توان به برداشت فوق دست يافت.

5 - امداد الهى به مؤمنان در جنگ حنين به وسيله دسته هايى از نيرو هاى غيبى

و أنزل جنوداً لم تروها

8 - امداد هاى الهى ، عامل اصلى پيروزى مسلمانان در جنگ حنين

ثم وليتم مدبرين. ثم أنزل اللّه سكينته ... و أنزل جنوداً لم تروها و عذّب الذين كف

460- كافران غزوه حنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 27 - 3

3 - اعلام خداوند به باز بودن راه توبه براى كافران باقى مانده از جنگ حنين

و ذلك جزاء الكفرين. ثم يتوب اللّه من بعد ذلك على من يشاء

برداشت فوق بر اين اساس است كه «من» در «على من يشاء» نظر به كافران مذكور در آيه قبل نيز داشته باشد.

461- كثرت مجاهدان در غزوه حنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 25 - 4،5،6

4 - مسلمانان ، در جنگ حنين حضورى گسترده داشتند .

و يوم حنين إذ أعجبتكم كثرتكم

5 - حضور گسترده مسلمانان در جنگ حنين ، مايه اعجاب و غرورشان شده بود .

و يوم حنين إذ أعجبتكم كثرتكم

6 - كثرت نفرات مسلمانان در جنگ حنين ، كارساز نبود .

و يوم حنين إذ أعجبتكم كثرتكم فلم تغن عنكم شيئاً

462- مسلمانان در غزوه حنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 25 - 7،10

7 - تنگ شدن عرصه بر مسلمانان در جنگ حنين ، على رغم كثرت غرورآفرين آنان

إذ أعجبتكم كثرتكم . .. و ضاقت عليكم الأرض بما رحبت

10 - فرار مسلمانان در جنگ حنين پس از قرار گرفتن در تنگناى نبرد ، على رغم كثرت غرورآفرينشان

و ضاقت عليكم الأرض بما رحبت ثم وليتم مدبرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 26 - 8

8 - امداد هاى الهى ، عامل اصلى پيروزى مسلمانان در جنگ حنين

ثم وليتم مدبرين. ثم أنزل اللّه سكينته ... و أنزل جنوداً لم تروها و عذّب الذين كف

463- منافقان در غزوه حنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 26 - 4

4 - نزول آرامش روحى از سوى خداوند بر مؤمنان در جنگ حنين و محروميت منافقان از آن

ثم أنزل اللّه سكينته على رسوله و على المؤمنين

با توجه به اينكه در فراز قبل، مؤمنان به وسيله ضمير «كم» مخاطب قرار گرفتند و در اين آيه به جاى آن ضمير، كلمه «مؤمنين» آمده، مى توان به برداشت فوق دست يافت.

464- نزول آرامش در غزوه حنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 26 - 1،4

1 - نزول آرامش روحى از جانب خداوند بر رسول اكرم (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان در جنگ حنين ، پس از فرار مسلمانان

ثم وليتم مدبرين. ثم أنزل اللّه سكينته على رسوله و على المؤمنين

4 - نزول آرامش روحى از سوى خداوند بر مؤمنان در جنگ حنين و محروميت منافقان از آن

ثم أنزل اللّه سكينته على رسوله و على المؤمنين

با توجه به اينكه در فراز قبل، مؤمنان به وسيله ضمير «كم» مخاطب قرار گرفتند و در اين آيه به جاى آن ضمير، كلمه «مؤمنين» آمده، مى توان به برداشت فوق دست يافت.

465- نگرانى محمد (صلی الله علیه و آله) در غزوه حنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 26 - 2

2 - نگرانى پيامبر (صلی الله علیه و آله) در جنگ حنين از فرار مسلمانان و شكست جبهه اسلام

ثم وليتم مدبرين. ثم أنزل اللّه سكينته على رسوله

466- غزوه خندق

{غزوه خندق}

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 26 - 11

11 - اميدبخشى خداوند به مسلمانان در مورد آينده اى توأم با اقتدار ، على رغم شرايط دشوار آنان در جنگ خندق

قل اللّهمَ مالك الملك

در شأن نزول آيه آمده است كه پيامبر (صلی الله علیه و آله) به هنگام حفر خندق در نبرد احزاب فرمود: امّت اسلام كاخهاى شاهان حيره، ايران، روم و يمن را فتح خواهند كرد.

467- قصه غزوه خندق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 6 - 5

5 - « عن أبى جعفر ( ع ) فى قوله « يقول أهلكت مالاً لبداً » قال : هو عمروبن عبدود حين عرض عليه على بن أبى طالب ( ع ) الإسلام يوم الخندق و قال : فأين ما أنفقت فيكم مالاً لبداً و كان أنفق مالاً فى الصدّ عن سبيل اللّه فقتله على ( ع ) ;

امام باقر(ع) درباره سخن خداوند«يقول أهلكت مالاً لبداً» روايت شده كه فرمود: گوينده اين سخن عمرو بن عبدود بود، آن زمان كه حضرت على بن ابى طالب(ع) در روز [غزوه ]خندق، اسلام را بر او عرضه كرد; وى گفت: كجا رفت آن اموال زيادى كه در مورد شما خرج كردم؟ و او اموال [زيادى] را در راه جلوگيرى از راه خدا صرف كرده بود پس حضرت على(ع) او را كشت».

غزوه خيبر

468- آثار پيروزى در غزوه خيبر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 20 - 9

9 - فتح خيبر ، نقطه عطفى در اقتدار اقتصادى ، سياسى مسلمانان و بازماندن دشمنان از توطئه عليه ايشان

فعجّل لكم هذه و كفّ أيدى الناس عنكم

«هذه» اشاره به فتح و غنايم خيبر دارد و «كفّ. ..» مترتب بر آن مى باشد; به تعبير ديگر تقدم و تأخر در لفظ، دال بر تقدم و تأخر در معنا باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 27 - 18

18- فتح خيبر ، پيش درآمدى بر حضور بى دغدغه مسلمانان در « عمرة القضا » *

فجعل من دون ذلك فتحًا قريبًا

برداشت بالا بدان احتمال است كه «فتحاً قريباً» نظر به فتح خيبر داشته باشد; زيرا اين فتح، موقعيت مسلمانان را در منطقه تثبيت كرد و در دل مشركان رعب آفريد; تا پيمان حديبيه را نشكنند و محيط مكه را براى مسلمانان خالى گذارند كه اينان بدونه دغدغه، مراسم عمره به جاى آورند.

469- بشارت پيروزى غزوه خيبر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 20 - 13

13 - تحقق نويد الهى به فتح خيبر ، معجزه اى هدايتگر براى مؤمنان

فعجّل لكم هذه . .. و لتكون ءاية للمؤمنين

470- پيروزى غزوه خيبر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 20 - 5

5 - خداوند ، مؤمنان را به فتوحات و غنايمى علاوه بر فتح خيبر و غنايم آن ، نويد داد .

وعدكم اللّه مغانم كثيرة تأخذونها فعجّل لكم هذه

در صورتى كه «هذه» به فتح خيبر اشاره داشته باشد; واژه «عجّل» مى رساند كه فتح خيبر، پيش درآمد فتح هاى ديگر و غنايم فزون ترى است.

471- تشويق به غزوه خيبر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 15 - 5

5 - تشويق مسلمانان از سوى خدا ، براى شركت در جنگ خيبر

إذا انطلقتم إلى مغانم لتأخذوها

خداوند، حركت به سوى جنگ خيبر را حركت به سوى غنايم دريافتى دانسته است و بدين وسيله دو نكته را به مسلمانان يادآور شده است: 1- پيروزى حتمى، 2- دستيابى به غنايم. اين دو پيام بى ترديد در روحيه دادن به سپاه اسلام و تهييج آنان، نقش داشته است.

472- تهمتهاى محرومان از غزوه خيبر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 15 - 13

13 - منع شدگان از شركت در فتح خيبر ، متهم كننده مؤمنان به حسدورزى

فسيقولون بل تحسدوننا

473- زمان غزوه خيبر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 15 - 10

10 - فاصله زمانى نزديك ميان صلح حديبيه و فتح خبير

سيقول المخلّفون

با توجه به «سين» در «سيقول» و پيوستگى آيات صلح حديبيه با جنگ خيبر، برداشت بالا قابل استفاده است.

474- زمينه پيروزى در غزوه خيبر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 19 - 7

7 - صلح حديبيه و فتح خيبر ، در پى وفادارى مؤمنان ، نمودى از عزت و حكمت خداوند

و أثبهم فتحًا قريبًا . و مغانم كثيرة ... و كان اللّه عزيزًا حكيمًا

از ارتباط «كان اللّه. ..» با آيه قبل، مطلب بالا استفاده مى شود.

475- غنايم غزوه خيبر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 15 - 3،4

3 - وعده الهى به مسلمانان ، در دستيابى به فتح خيبر و غنايم آن ، پس از صلح حديبيه

سيقول المخلّفون إذا انطلقتم إلى مغانم لتأخذوها ذرونا نتّبعكم

آيه شريفه، در زمينه جنگ خيبر است و خداوند از حركت مسلمانان به اين جنگ به عنوان حركت به سوى غنايم ياد كرده است. از اين نكته استفاده مى شود كه خداوند به طور ضمنى، نويد فتح خيبر و غنايم آن را به جبران مشكلات سفر حديبيه، به مسلمانان داده است.

4 - غنايم خيبر ، ارمغان الهى به مسلمانان ، در پى اقدام به سفر پر خطر حديبيه *

سيقول المخلّفون إذا انطلقتم إلى مغانم لتأخذوها

سفر حديبيه، در آغاز چنين مى نمود كه فرجامى بس مبهم و آميخته با خطر دارد و مؤمنان واقعى با اين همه بدان اقدام كردند و در پى آن خداوند نويد غنايم خيبر را به ايشان داد. با توجه به اين مطالب، احتمال مى رود كه ميان تن دادن به آن مشكلات و دست يابى به اين غنايم ارتباطى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 19 - 2

2 - غنايم سرشار خيبر ، موهبت الهى به پيروزمندان آزمون حديبيه

يبايعونك . .. و مغانم كثيرة يأخذونها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 20 - 4،5،7،21

4 - غنايم خيبر ، نزديك ترين بخش از غنايم موعود الهى به مؤمنان ، پس از حديبيه

وعدكم اللّه . .. فعجّل لكم هذه

آيه شريفه پس از صلح حديبيه نازل شده و «هذه» اشاره به غنايم خيبر دارد.

5 - خداوند ، مؤمنان را به فتوحات و غنايمى علاوه بر فتح خيبر و غنايم آن ، نويد داد .

وعدكم اللّه مغانم كثيرة تأخذونها فعجّل لكم هذه

در صورتى كه «هذه» به فتح خيبر اشاره داشته باشد; واژه «عجّل» مى رساند كه فتح خيبر، پيش درآمد فتح هاى ديگر و غنايم فزون ترى است.

7 - امتنان الهى بر مؤمنان ، با رساندن ايشان به غنايم خيبر و كوتاه ساختن دست دشمنان از آنان

فعجّل لكم هذه و كفّ أيدى الناس عنكم

21 - « عن علىّ . . . قال : فى قوله تعالى « وعدكم اللّه مغانم كثيرة » . . . « تأخذونها » . . . « فعجّل لكم . . . » من ذلك خيبر ;

از على(ع) . .. روايت شده كه درباره قول خداى تعالى «وعدكم اللّه مغانم كثيرة تأخذونها فعجّل لكم» فرمود: از ميان غنايم فراوانى كه خداوند به شما وعده داده بود خيبر را زودتر به شما داد».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 21 - 1

1 - وعده خداوند به مؤمنان ، در دستيابى آنان به غنايمى ، علاوه بر غنايم خيبر

و أخرى لم تقدروا عليها

با توجه به اين كه آيه قبل در زمينه غنايم خيبر بوده; واژه «أخرى» در مقايسه با غنايم خيبر به كار رفته است.

476- قصه غزوه خيبر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 15 - 2،4،6،7،9،11

2 - تمايل متخلّفان از سفر حديبيه ، به شركت در جنگ خيبر براى دستيابى به غنايم و يا پوشاندن گذشته خود

سيقول المخلّفون إذا انطلقتم إلى مغانم . .. ذرونا نتّبعكم

هدف متخلّفان از شركت در جنگ خيبر، يا رسيدن به غنايم و يا توجيه گذشته تاريك خود بود. تعبير «إلى مغانم»، بيانگر نكته اول و «يريدون أن يبدلّوا...» حاكى از نكته دوم است.

4 - غنايم خيبر ، ارمغان الهى به مسلمانان ، در پى اقدام به سفر پر خطر حديبيه *

سيقول المخلّفون إذا انطلقتم إلى مغانم لتأخذوها

سفر حديبيه، در آغاز چنين مى نمود كه فرجامى بس مبهم و آميخته با خطر دارد و مؤمنان واقعى با اين همه بدان اقدام كردند و در پى آن خداوند نويد غنايم خيبر را به ايشان داد. با توجه به اين مطالب، احتمال مى رود كه ميان تن دادن به آن مشكلات و دست يابى به اين غنايم ارتباطى باشد.

6 - متخلفان از سفر حديبيه ، در صدد تغيير كلام خدا با شركت در جنگ خيبر

ذرونا نتّبعكم يريدون أن يبدّلوا كلم اللّه

در برداشت هاى آتى، چگونگى و شيوه تصميم متخلفان و احتمال هايى كه در آيه وجود دارد، بيان شده است.

7 - اعراب متخلّف از سفر حديبيه ، درصدد توجيه تخلف گذشته خود با شركت در جنگ خيبر *

ذرونا نتّبعكم يريدون أن يبدّلوا كلم اللّه

از آيات پيشين استفاده مى شود كه انگيزه اصلى متخلفان از حديبيه، بى ايمانى بوده است; ولى آنان با اعلام آمادگى براى شركت در جنگ خيبر، مى خواستند خود رامؤمن جلوه داده و گذشته خود را توجيه كنند و سخن الهى را در مورد خود نفى نمايند.

9 - فرمان خدا به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در رد پيشنهاد غايبان از حديبيه ، براى شركت در جنگ خبير

ذرونا نتّبعكم . .. قل لن تتّبعونا كذلكم قال اللّه من قبل

«لن تتّبعونا» مى تواند اخبار در مقام انشا باشد.

11 - اخبار خداوند ، از محروميت حتمى غايبان در حديبيه از شركت در جنگ خيبر

ذرونا نتّبعكم . .. قل لن تتّبعونا كذلكم قال اللّه من قبل

«لن تتّبعونا» ممكن است در مقام انشا نباشد; بلكه اخبار باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 16 - 9

9 - نبرد مسلمانان پس از جنگ خيبر ، با مشركان بود و نه اهل كتاب . *

تقتلونهم أو يسلمون

در صورتى كه «يسلمون» به معناى اسلام آوردن باشد; از محدود شدن فرجام دشمنان به كشته شدن يا اسلام آوردن، مطلب بالا استفاده مى شود; زيرا در مورد اهل كتاب راه سومى به عنوان تسليم و پرداخت «جزيه» نيز مطرح است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 19 - 5

5 - تنها بيعت كنندگان با پيامبر (صلی الله علیه و آله) در جريان حديبيه ، برخوردار از غنايم خيبر *

إذ يبايعونك تحت الشجرة . .. و مغانم كثيرة يأخذونها

از اين كه «مغانم كثيرة» به مؤمنان بيعت كننده نويد داده شده است ، مطلب بالا احتمال مى رود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 20 - 7،9

7 - امتنان الهى بر مؤمنان ، با رساندن ايشان به غنايم خيبر و كوتاه ساختن دست دشمنان از آنان

فعجّل لكم هذه و كفّ أيدى الناس عنكم

9 - فتح خيبر ، نقطه عطفى در اقتدار اقتصادى ، سياسى مسلمانان و بازماندن دشمنان از توطئه عليه ايشان

فعجّل لكم هذه و كفّ أيدى الناس عنكم

«هذه» اشاره به فتح و غنايم خيبر دارد و «كفّ. ..» مترتب بر آن مى باشد; به تعبير ديگر تقدم و تأخر در لفظ، دال بر تقدم و تأخر در معنا باشد.

477- متخلفان از مسافرت به حديبيه و غزوه خيبر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 15 - 6،7،8،11

6 - متخلفان از سفر حديبيه ، در صدد تغيير كلام خدا با شركت در جنگ خيبر

ذرونا نتّبعكم يريدون أن يبدّلوا كلم اللّه

در برداشت هاى آتى، چگونگى و شيوه تصميم متخلفان و احتمال هايى كه در آيه وجود دارد، بيان شده است.

7 - اعراب متخلّف از سفر حديبيه ، درصدد توجيه تخلف گذشته خود با شركت در جنگ خيبر *

ذرونا نتّبعكم يريدون أن يبدّلوا كلم اللّه

از آيات پيشين استفاده مى شود كه انگيزه اصلى متخلفان از حديبيه، بى ايمانى بوده است; ولى آنان با اعلام آمادگى براى شركت در جنگ خيبر، مى خواستند خود رامؤمن جلوه داده و گذشته خود را توجيه كنند و سخن الهى را در مورد خود نفى نمايند.

8 - تلاش متخلّفان حديبيه براى حضور در جنگ خيبر ، به منظور شكستن نهى الهى از شريك شدن آنان در غنايم خيبر *

يريدون أن يبدّلوا كلم اللّه قل لن تتّبعونا كذلكم قال اللّه من قبل

برداشت بالا بدان احتمال است كه به قرينه«قل لن تتّبعونا كذلكم قال اللّه من قبل»، خداوند از قبل، پربار بودن جنگ خيبر را يادآور شده و از حضور متخلفان، در آن جنگ نهى كرده است; تا آنان به غنايم دست نيابند. ولى متخلفان، به خاطر شكستن اين نهى الهى، درصدد شركت در جنگ و سهيم شدن در غنايم بودند.

11 - اخبار خداوند ، از محروميت حتمى غايبان در حديبيه از شركت در جنگ خيبر

ذرونا نتّبعكم . .. قل لن تتّبعونا كذلكم قال اللّه من قبل

«لن تتّبعونا» ممكن است در مقام انشا نباشد; بلكه اخبار باشد.

478- محرومان از غزوه خيبر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 15 - 11

11 - اخبار خداوند ، از محروميت حتمى غايبان در حديبيه از شركت در جنگ خيبر

ذرونا نتّبعكم . .. قل لن تتّبعونا كذلكم قال اللّه من قبل

«لن تتّبعونا» ممكن است در مقام انشا نباشد; بلكه اخبار باشد.

479- معجزه پيروزى در غزوه خيبر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 20 - 13

13 - تحقق نويد الهى به فتح خيبر ، معجزه اى هدايتگر براى مؤمنان

فعجّل لكم هذه . .. و لتكون ءاية للمؤمنين

480- منشأ پيروزى غزوه خيبر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 18 - 14

14 - آرامش درونى ، و پيروزى صلح حديبيه و فتح خيبر ، نتيجه بيعت مهم مؤمنان با پيامبر (صلی الله علیه و آله)

إذ يبايعونك تحت الشجرة . .. فأنزل السكينة عليهم و أثبهم فتحًا قريبًا

عبارت «فتحاً قريباً» ممكن است اشاره به «فتحاً مبيناً» (صلح حديبيه) و يا فتح خيبر داشته باشد; چه اين كه هر دو فتح با فاصله اى نه چندان دور، صورت گرفته و اطلاق فتح قريب بر هر دو ممكن است.

481- نهى از شركت در غزوه خيبر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 15 - 8

8 - تلاش متخلّفان حديبيه براى حضور در جنگ خيبر ، به منظور شكستن نهى الهى از شريك شدن آنان در غنايم خيبر *

يريدون أن يبدّلوا كلم اللّه قل لن تتّبعونا كذلكم قال اللّه من قبل

برداشت بالا بدان احتمال است كه به قرينه«قل لن تتّبعونا كذلكم قال اللّه من قبل»، خداوند از قبل، پربار بودن جنگ خيبر را يادآور شده و از حضور متخلفان، در آن جنگ نهى كرده است; تا آنان به غنايم دست نيابند. ولى متخلفان، به خاطر شكستن اين نهى الهى، درصدد شركت در جنگ و سهيم شدن در غنايم بودند.

482- وعده پيروزى در غزوه خيبر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 15 - 3

3 - وعده الهى به مسلمانان ، در دستيابى به فتح خيبر و غنايم آن ، پس از صلح حديبيه

سيقول المخلّفون إذا انطلقتم إلى مغانم لتأخذوها ذرونا نتّبعكم

آيه شريفه، در زمينه جنگ خيبر است و خداوند از حركت مسلمانان به اين جنگ به عنوان حركت به سوى غنايم ياد كرده است. از اين نكته استفاده مى شود كه خداوند به طور ضمنى، نويد فتح خيبر و غنايم آن را به جبران مشكلات سفر حديبيه، به مسلمانان داده است.

483- وعده غنايم غزوه خيبر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 15 - 12

12 - اختصاص غنايم خيبر به شركت كنندگان سفر حديبيه ، براساس وعده قبلى خداوند *

إذا انطلقتم إلى مغانم لتأخذوها . .. قال اللّه من قبل

برداشت بالا بدان احتمال است كه آنچه از قبل گفته شده، اختصاص غنايم، به حاضران صلح حديبيه باشد; چه اين كه اين نكته از نظر تاريخى نيز تأييد شده است.

غزوه ذات السلاسل

484- قصه غزوه ذات السلاسل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عاديات - 100 - 1 - 4

4 - « عن أبى عبداللّه ( ع ) فى قوله « و العاديات ضبحاً . . . » قال : هذه السورة نزلت فى أهل وادى اليابس . . . فخرج علىّ ( ع ) و معه المهاجرون و الأنصار . . . ثمّ اغار عليهم بأصحابه . . . حتّى قتل مقاتليهم و سبى ذراريهم و استباح أموالهم و خرّب ديارهم و أقبل بالأسارى و الأموال معه . . . و أنزل اللّه تبارك و تعالى فى ذلك اليوم هذه السورة « و العاديات ضبحاً » يعنى بالعاديات الخيل تعدوا بالرجال و الضبح صيحت ها فى اَعنّت ها و لُجُم ها ;

از امام صادق(ع) درباره سخن خداوند «و العاديات ضبحاً» روايت شده كه فرمود: اين سوره درباره ساكنان سرزمين يابس (در غزوه ذات السلاسل) نازل شد كه على(ع) [براى جنگ با آنان] خارج شد و مهاجران و انصار همراه او بودند آن گاه شبانه با همراهانش بر آنان يورش برد تا آن كه جنگجويانشان را كشت، فرزندانشان را اسير گرفت، اموالشان را مباح قرار داد، خانه هايشان را خراب كرد و اسيران و اموال را همراه خود آورد و خداوند تبارك و تعالى در آن روز اين سوره (و العاديات ضبحاً) را نازل كرد و مقصود از «عاديات» اسبانى هستند كه به وسيله مردان سواركار مى تازند و «ضبح» شيهه آنها است در حالى كه در افسارها و لگام ها قرار دارند».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عاديات - 100 - 5 - 3

3 - مجاهدان در غزوه « ذات السلاسل » با اسبان دونده اى كه از ضربه سم آنها برق مى جهيد ، صبحگاهان بر دشمن تاختند و در ميان غبار پاى اسبان ، خود را به قلب دشمن رساندند .

و العديت ضبحًا . فالموريت قدحًا . فالمغيرت صبحًا . فأثرن به نقعًا . فوسطن به

براساس بعضى از روايات، اين آيات به غزوه «ذات السلاسل» نظر دارد.

485- وقت هجوم مجاهدان غزوه ذات السلاسل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عاديات - 100 - 5 - 3

3 - مجاهدان در غزوه « ذات السلاسل » با اسبان دونده اى كه از ضربه سم آنها برق مى جهيد ، صبحگاهان بر دشمن تاختند و در ميان غبار پاى اسبان ، خود را به قلب دشمن رساندند .

و العديت ضبحًا . فالموريت قدحًا . فالمغيرت صبحًا . فأثرن به نقعًا . فوسطن به

براساس بعضى از روايات، اين آيات به غزوه «ذات السلاسل» نظر دارد.

486- ويژگيهاى اسبان مجاهدان غزوه ذات السلاسل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عاديات - 100 - 5 - 3

3 - مجاهدان در غزوه « ذات السلاسل » با اسبان دونده اى كه از ضربه سم آنها برق مى جهيد ، صبحگاهان بر دشمن تاختند و در ميان غبار پاى اسبان ، خود را به قلب دشمن رساندند .

و العديت ضبحًا . فالموريت قدحًا . فالمغيرت صبحًا . فأثرن به نقعًا . فوسطن به

براساس بعضى از روايات، اين آيات به غزوه «ذات السلاسل» نظر دارد.