ghaemiyeh.com
سرشناسه:موسوی، عبدالرحیم، ۱۳۴۲ -
عنوان و نام پدیدآور:زیارت اهل قبور [کتاب]/ تالیف گروه پژوهش عبدالرحیم موسوی ؛ ترجمه گروهی از مترجمان [مجمع جهانی اهلبیت (ع)] ؛ تهیهکننده ادارهی ترجمه معاونت فرهنگی [مجمع جهانی اهلبیت (ع)]؛ ویراستاری امرا... نصیری.
مشخصات نشر:قم: مجمع جهانی اهل بیت (ع)، ۱۳۹۳.
مشخصات ظاهری:۵۷ ص؛ ۵/۱۴×۵/۲۱ سم.
فروست:در مکتب اهل بیت (ع)؛ ۱۸.
شابک:دوره978-964-529-270-4 : ؛ 978-964-529-288-9
یادداشت:کتابنامه به صورت زیرنویس.
موضوع:گورها و گورستانها -- زیارت
موضوع:گورها و گورستانها -- زیارت -- احادیث
شناسه افزوده:نصیری، امرالله ، ویراستار.
شناسه افزوده:مجمع جهانی اهل بیت (ع). اداره ترجمه
شناسه افزوده:مجمع جهانی اهل بیت (ع)
رده بندی کنگره:BP۲۲۶/۷/م۷۶ز۹ ۱۳۹۳
رده بندی دیویی:۲۹۷/۷۶
شماره کتابشناسی ملی:۳۸۲۸۸۶۶
بسم الله الرحمن الرحیم
زیارت اهل قبور
تالیف گروه پژوهش عبدالرحیم موسوی
ترجمه گروهی از مترجمان [مجمع جهانی اهلبیت (ع)]
«کار اساسی شما [مجمع جهانی اهل بیت(علیهم السلام) ]... معرفی مکتب اهل بیت (علیهم السلام) است به دنیای اسلام. بلکه به سراسر عالم، چون امروز همه دنیا تشنه معنویت اند و این معنویت در اسلام هست و در اسلامی که در مکتب اهل بیت(علیهم السلام) معرفی می کند به نحو جامع و کاملی وجود دارد».
(از بیانات مقام معظم رهبری «مد ظله العالی»، 1386/5/28)
مکتب اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) که تبلور اسلام ناب محمّدی(صلی الله علیه و آله) و متّکی بر منبع وحیانی است، معارف ژرف و عمیقی دارد که از اتقان، استحکام و برهان برخوردار می باشد و مطابق با فطرت سلیم انسان هاست؛ بر همین اساس است که حضرت امام رضا(علیه السلام) فرمودند
:« فإنّ الناس لو علموا محاسن کلامنا لاتّبعونا» [شیخ صدوق(رحمه الله)، عیون اخبار الرضا(علیه السلام)، ج275:2]. این مکتب غنی و نورانی در پرتو عنایات الهی و هدایت ائمه ی اطهار(علیه السلام) و نیز مجاهدت هزاران جهادگر عرصههای علم و فرهنگ در طول قرون گذشته و حال، بسط و گسترش یافته است.
پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی به رهبری حضرت امام خمینی(قدس سره) و تأسیس نظام اسلامی با تکیه بر قوانین اسلامی و با
محوریت ولایت فقیه، افق های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی جدیدی را برای انسان های آزاده به ویژه مسلمانان و پیروان و محبّان اهل بیت(علیهم السلام) گشود و توجه بسیاری از نخبگان و مستضعفان جهان را به خود معطوف کرد.
مجمع جهانی اهل بیت(علیهم السلام)، مولود این دگرگونی مبارک است که به ابتکار مقام معظم رهبری حضرت آیت الله العظمی خامنهای (مد ظلّه العالی) در سال 1369 شمسی/ 1990میلادی تأسیس شد و تاکنون خدمات شایانی را در تبلیغ معارف قرآن و اهل بیت(علیهم السلام) و حمایت از پیروان اهل بیت(علیهم السلام) در سراسر جهان انجام داده است.
معاونت امور فرهنگی مجمع جهانی اهل بیت(علیهم السلام) در راستای رسالت خود جهت ارتقای شناخت و آگاهی پیروان اهل بیت(علیهم السلام) در موضوعات، سطوح، مخاطبان و عرصه های مختلف، در حوزه های تولید کتاب و مجلات به زبان های متعدد و سائر محصولات فرهنگی به فعالیت پرداخته است .
این اثر با هدف معرفی معارف اهل بیت(علیهم السلام) و پاسخ به شبهات مخالفین به ویژه وهابیان و سلفیها تهیه شده و حاصل تلاش علمی و پژوهشی گروهی از پژوهشگران و نویسندگان فرهیخته و صاحب نظر و ارجمند می باشد.
در اینجا بر خود لازم می دانم از دبیرکل محترم مجمع، حضرات اعضای محترم شورای کتاب، مدیران محترم اداره کل پژوهش و ترجمه، رئیس محترم گروه مطالعات بنیادی، دبیر محترم شورای کتاب و گروه مطالعات بنیادی، مترجمین عزیز و همکاران ادارهی ترجمه تقدیر و تشکر نمایم. همچنین از برادرانی که در ویرایش، تایپ، مقابله، تصحیح، آماده سازی، نشر و چاپ این کتاب تلاش کردند، تشکر می کنم و توفیق همگان را از خداوند متعال مسئلت دارم.
معاونت امور فرهنگی مجمع در راستای تعمیق و پویایی آثار منتشره در حوزه ی معارف اهل بیت(علیهم السلام) در سراسر جهان، از دیدگاه ها و پیشنهادهای اساتید، فرهیخته گان، صاحب نظران و پژوهش گران ارجمند استقبال می کند تا زمینه های بسط و گسترش هرچه بیشتر معارف اهل بیت (علیهم السلام)فراهم گردد.
به امید تعجیل در ظهور و فرج منجی عالم بشریّت حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف).
نجف لک زایی
معاون امور فرهنگی
وحدت، همبستگی، اتّحاد و انسجام، از اصول عقلانی و برخاسته از اعماق سرشت انسانی است؛ هم چنان که یک اصل ثابت، مسلّم و همیشگی دین مقدّس اسلام نیز بوده و هست و تحقّق آرمان های آفرینش و نیل به اهداف عالی آن در این راستا قابل دسترسی است و قطعاً هیچ قوم و آحاد جامعهای، در جنگ و فتنه، نزاع و تفرقه، به خیر و سعادت و کمال انسانی، نخواهد رسید.
امام امیر المؤمنین علیّ بن ابی طالب(علیه السلام) می فرماید:
إنّ الله سبحانه لم یعط أحداً بفُرقةٍ خیراً ممّن مضی ولاممّن بقی. (1)
«خداوند سبحان، نه به گذشتگان و نه به آیندگان ، با تفرقه و جدایی خیری را عطا نکرده و نمی کند».
در سایۀ وحدت و یک دلی است که جامعه به آرمان ها و پلّه های ترقّی، گام نهاده و زیباترین استحکامات را بر سرتاسر جامعه حاکم می کند و محبّت و صمیمیّت و صلح و صفا را می گستراند.
از این رو، می بینیم قرآن کریم با لحن محکم و با هدف هدایت، چنین می فرماید:
وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللّهِ جَمِیعاً وَلاَتَفَرَّقُوا وَاذْکُرُوا نِعْمَةَ اللّهِ عَلَیکُمْ إِذْ کُنْتُمْ أَعْدَاءً فَأَلَّفَ بَینَ قُلُوبِکُمْ فَأَصْبَحْتُم بِنِعْمَتِهِ إِخْوَاناً وَکُنْتُمْ عَلَی شَفَاحُفْرَة مِنَ النَّارِ فَأَنْقَذَکُم مِنْهَا کَذلِکَ یبَینُ اللّهُ لَکُمْ آیاتِهِ لَعَلَّکُمْ تَهْتَدُونَ . (2)
«همه با هم، به حبل الله چنگ زنید و پراکنده نشوید و یاد بیاورید آن زمانی را که با هم دشمنی می کردید. پس خداوند دل های شما را به هم نزدیک کرد و الفت و برادری بر شما حاکم نمود و (نیز) یاد بیاورید آن زمانی را که شما، در لبۀ پرتگاه آتش قرار داشتید، پس خداوند شما را از آن نجات داد و خداوند این چنین آیات خود را تبیین می کند، شاید به هدایت دست یابید».
و نیز پیامبر اکرم؛ حضرت محمّد بن عبدالله(صلی الله علیه و آله) می فرماید:
«المؤمن للمؤمن کالبنیان یشدّ بعضه بعضاً». (1)
«نسبت فردِ با ایمان با مؤمن دیگر، همانند اجزای یک ساختمانند که هر جزئی از ساختمان، جزء دیگر را نگه داشته و محکم می نماید».
و نیز حضرت امام جعفر صادق(علیه السلام) می فرماید:
«المؤمن أخو المؤمن، کالجسد الواحد، إن اشتکی شیئاً منه وجد ألَم ذلک فی سائر جسده». (2)
«مؤمن برادر مؤمن است ، مانند آنکه یک جسد میباشند؛ اگر عضوی از آن به درد آید، درد و رنج آن به دیگر اعضاء خواهد رسید».
بنابر این تفرقه، کینه توزی، نزاع و خونریزی، هرگز مشروعیّت و مصونیّت نداشته و از کبائر و زشتیهاست که وجدان و عقل سلیم، آن را بی اساس و بی فرهنگی معرّفی کرده و در دین اسلام هم شدیداً مورد نکوهش و توبیخ قرارگرفته و مرتکب آن را به عذاب الهی، وعده داده است.
جهالت جاهلان و دسیسۀ دسیسه گران و فتنه انگیزان، در طول تاریخ مسلمین، کوشیده است که وحدتِ صفوف و یک پارچگیِ مسلمین، به جنگ و
خون ریزی تبدیل شده و کینه و بغض و بد بینی و اتّهام به خروج از دین و ورود در شرک را گسترش دهد. بنابر این بر مسؤلان و رهبران امّت و برآحاد جامعۀ اسلامی، فرض و حتم است که اجازه ندهند چنین فضائی بر جامعه اسلامی حاکم گردد و در نتیجه ذخائر و ثروت های امت اسلام، توسّط مستکبران روزگار و کافران خوش رنگ و نگار و صاحبان تراست ها و کارتل ها به راحتی و سهولت، غارت شود.
ما پیروان اهل بیت(علیهم السلام)، برخود لازم می دانیم جهت وحدت بیشتر مسلمین و زدودن موانع این اتّفاق و انسجام، نسبتهای ناروائی که در طول تاریخ، به ویژه در این سالهای اخیر، به مکتب اهل بیت(علیهم السلام) و به صورت ناجوانمردانه نسبت داده شده، از خود دورکنیم و با تمام وجود، از این تهمت ها و نسبت ها توسّط تکفیری ها و جریاناتی که آلت دست انگلیسی ها، صهونیستها، و غارتگران امریکا و ... هستند، اعلان انزجار و تبرّی بجوییم.
از باب نمونه:
1 - ما که کتاب آسمانی مصون از تحریف، یعنی قرآن کریم را تنها کتاب همۀ مسلمین و بدون آن که کم و زیاد شده باشد و عیناً، همان قرآن کریم حضرت خاتم الأنبیاء محمّد مصطفی(صلی الله علیه و آله) و ثقل اکبر و سرتاسر آن را داعیِ توحید و یکتاپرستی می دانیم؛
ما که بزرگ ترین موفّقیّت پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) را نفی بتها (اصنام) و نفی عبادت لات و عزّی و اعلان و تحقّق کلمۀ توحید «لا إله إلا الله» می دانیم؛
ما که خطبه های غرّای توحیدی مولی الموحدین امیر المؤمنین(علیه السلام) را - شبانه روز - در مراکز آموزشی و پژوهشی، دانشگاه ها و حوزه ها و محافل علمی و تربیتی مان به تلاوت و تدریس و استضائه می نشینیم؛
«... متی غِبْتَ حتّی تَحْتاجَ إلی دلیلٍ یدلُّ علیکَ... عَمِیتْ عینٌ لا تراکَ... ماذا وَجَدَ مَنْ فَقَدَک وَما الّذی فَقَدَ مَنْ وَجَدَک...». (1)
با همۀ این اوصاف، به صورت جاهلانه و مزوّرانه و مزدورانه به هدف بدبین کردن سایر مسلمین ناجوانمردانه به شرک متّهم شده و می شویم!!! (فما لهم کیف یحکمون)؟؟!!.
2 - اعتقاد به امام مهدی(علیه السلام) و مهدویّت، ریشه قرآنی دارد و مذاهب و فرق اسلامی - روی هم رفته - به آن اعتراف دارند تا جائی که انکار آن را موجب قتل منکر آن دانسته اند. (2)
و نیز جایگاه رفیعی از سنّت و معرفت اسلامی را برای آن حضرت ذکر کرده اند و قاطبۀ علمای اهل بیت(علیهم السلام) و بسیاری از علمای مذاهب اسلامی، روایات و احادیث و اخباری که در شأن و ولادت آن حضرت است، مورد تصریح و تصحیح و اعتراف قرارداده اند؛ مانند صاحب سنن ترمذی، قرطبی مالکی، ابوجعفر عقیلی، سیوطی، ابن حجر عسقلانی، حاکم نیشابوری، بیهقی، ابن اثیر، بغوی، ابن قیّم، ذهبی، تفتازانی، ابن کثیر دمشقی، جزری شافعی، عبدالوهّاب شعرانی، متّقی هندی، عبدالباقی زرقانی، سفارینی حنبلی، محمّد امین
سویدی، شوکانی، مؤمن شبلنجی، قنوجی بخاری، کتانی مالکی، خضر مصری، غماری شافعی، ناصر الدین البانی، ابواعلی مودودی، کمال الدین ابن طلحه شافعی، یاقوت حموی، ابو نعیم اصفهانی، ابن جوزی حنبلی، گنجی شافعی، جوینی شافعی، ابن علی شافعی همدانی، حمد الله مستوفی، ابن شحنۀ حلبی حنفی، خواجه پارسا حنفی، ابن صبّاغ مالکی، سراج رفاعی، ابن طولون دمشقی، ابو عبّاس قرمانی حنفی، ابن عامر شبراوی، ساباط قاضی حنفی، قندوزی حنفی، حمزاوی شافعی مصری، زرکلی سلفی، یونس سامرایی، احمد طوسی بلاذری، ابن شاکر بدری شافعی، عبدالکریم یمانی، صبان شافعی، ابن عماد دمشقی حنبلی و غیر اینان... .
حال نگاه بیندازید و ببینید:
امام مهدی(علیه السلام) و مهدویت - که در کتاب و سنّت، محکم ترین ریشه و اساس و برهان و این همه معترف به تواتر و صحت و ولادت و حیات از جمیع فرق اسلامی دارد- چگونه با زشتترین تعبیرها مورد استهزاء و تمسخر و افتراء و نسبتهای ناروا قرار گرفته است؟!.
از این عصارۀ انبیاء و خلف اوصیا، گاهی به «امام مزعوم» و گاهی به «معدوم» و ... تعبیر میشود !! و گاهی مینویسند که شیعیان کنار سرداب حلّه یا سرداب بغداد، یا سرداب سامرّا (1)و یا ... مرکبی را آماده میکنند تا آن که او وقتی که از آن سرداب خارج شد، سوار آن مرکب شود!. اینان هنگام نماز هم، هم چنان در کنار مرکب باقی میمانند، زیرا ممکن است که در همان وقت از سرداب خارج شود و کسی کنار مرکب نباشد تا او را سوار کنند!!.
1) (1) - بالآخره، معلوم نشد این سرداب کجاست!
وارونه نشان دادن حقایق، تحریف و سیاه نمایی در زمینۀ اعتقادات و معارف حقّه اهل بیت(علیهم السلام) توسّط دشمنان و بقاء بر میتهای آکلة الاکباد و آنان که گوینده «لااله الاّ الله و محمّدٌ رسول الله» و معتقدان معاد و محشر و اهل قبله و قرآن را همانند گوسفند سر می برند و جهت جلب رضایت سردمداران کفر و غاصبان قدس، همه گونه خوش خدمتی دارند و در تمام دوران ننگین رژیم جعلی و سفّاک صهیونیستی، در حمایت از مظلومین فلسطین، و مقدسات مسلمین حتی یک فشنگ و یا تیری رها نکردهاند، امّا هر روز شاهد آنیم که دسته دسته اهل قبله و توحید و بعثت و معاد را با کمال شقاوت و بی رحمی، قطعه قطعه و به آتش میکشند و فتنه و تفرقه را بین امّت اسلام میگسترانند.
لازم به تذکر است: این دو مورد به عنوان نمونه بود و گرنه مسلمانان هر روزه شاهد نشر و بسط صدها مورد دیگر با هزاران سایت و کتاب و مقالات و نرم افزار، توسّط این مجموعۀ فاقد عاطفه و رحم و متحجّر و تکفیری با هدف شوم تفرقه افکنی و جنگ و جدال در امّت اسلامی می باشند، فإلی الله المشتکی.
در هر صورت، ما به عنوان این که به حفظ وحدت مسلمین و قطع ید اجانب از بلاد اسلامی و زدودن اتّهامات و افتراءات از مکتب اسلام و معارف اهل بیت(علیهم السلام) مکلّفیم، بر خود واجب میدانیم جهت زایل کردن بدبینی از ذهنیتی که اینان در بین عموم مسلمین با دروغ، نفاق، افتراء و بهتان ساختهاند، اقدام نماییم و انزجار و بی زاری خود را از این تفرقه افکنان و جنگ افروزان وابسته به استکبار و کفر جهانی، اعلان نماییم.
مجموعۀ «فی رحاب اهل البیت(علیهم السلام)» (1)حدود چهارده سال پیش، جهت زدودن این ذهنیت و زدودن برخی از موانع وحدت، در معاونت امور فرهنگی مجمع جهانی اهل بیت علیهم السلام و با کمک، مساعدت و همکاری گروهی از فضلا و محققین (2)، طرّاحی و سپس مورد تنظیم و تدوین قرار گرفت.
بحمدالله به سرعت و به طور گسترده و چشمگیر، مورد استقبال محافل علمی و پژوهشی و علاقه مندان و دوستداران وحدت مسلمین، قرار گرفت.
شخصیتهای علمی و دست اندرکاران نشر و قلم و گروههای محاوره و مناظره، در همان زمان تدوین و نشر، پیشنهاد ترجمهی این مجموعه را به زبانهای زنده دنیا دادند که بحمدالله ترجمۀ فارسی آن توسّط ادارۀ ترجمۀ
1) (1) - این مجموعه بیش از چهل جلد است که هر یک از آنها به یک موضوع و یک شبهه اختصاص دارد و به زبان عربی و با سبک مقارنه و ارائه دلائل تنظیم یافته است.
2) (2) - جهت تقدیر از زحمات عزیزانی که در این مجموعه به نوعی تلاش داشته و نقشی که در تحقّق این کار علمی و فرهنگی داشته اند. متذکّر می شویم: 1 - ابوالفضل اسلامی (علی)؛ مسؤول گروه و مشرف علمی پروژه. 2 - سیّد منذر حکیم؛ پیگیر امور مجموعه. 5 - 3 - سیّد عبدالرحیم موسوی(رحمه الله)، شیخ عبدالکریم بهبهانی و صباح بیاتی؛ تهیّه کنندگان بعضی از متون مجموعه. 9 - 6 - شیخ عبدالأمیر سلطانی، شیخ محمّد هاشم عاملی، شیخ محمّد امینی و شیخ علی بهرامی؛ تصدّی مسائل استخراج و مقابله. 13 - 10 - سیّد محمدرضا آل ایّوب، عباس جعفری، حسین صالحی و عزیز عقابی؛ در مسائل تصحیح و تطبیق و روند امور. ضمن آن که از نظرات ارزشمند آقایان: شیخ جعفر الهادی (خوشنویس)، شیخ محمّدهادی یوسفی غروی، استاد صائب عبدالحمید وغیر اینان در برخی از این متون استفاده کردهایم. جزاهم الله خیر الجزاء. (ناشر)
معاونت امور فرهنگی، آماده گردید و اینک مورد بررسی مجدّد و ویراستاری قرار گرفت و تقدیم علاقه مندان میشود.
امید است که این تلاش و جهاد فرهنگی، مورد قبول پروردگار متعال و عنایت حضرت بقیة الله الأعظم(عجل الله تعالی فرجه الشریف) قرار گرفته باشد.
گروه مطالعات بنیادی
ابوالفضل اسلامی (علی)
1392/8/28
مسألۀ «زیارت اهل قبور و احترام به اموات»، همواره در اجتماعات بشری، رواج داشته و از اختصاصات جامعۀ دینی و اسلامی نمیباشد بلکه تمام جوامع بشری با هر دین و آیین، به آن احترام میگذارند.
این احترام به مردگان و اهتمام به زیارت اهل قبور، از باطن و سرشت انسان سرچشمه گرفته و او را به آن وادار میکند و دارای منافع انسانی و اجتماعی است. از این جهت همواره مورد توجّه و عنایت ملّتها و مردم بوده است.
شارع مقدّس، به منظور اهداف تربیتی انسانیکه از زیارت قبور به فرد و اجتماع بر میگردد، مسلمین را به اهتمام دربارۀ زیارت اهل قبور فرا خوانده است. در این جا به برخی از فواید آن اشاره میشود.
«زیارت اهل قبور»، از امور موعظه بخش و عبرت دهنده است. کسی که سری به قبرستان میزند و کوچک و بزرگ و فقیر و غنی را در آن جا آرمیده میبیند، بیاختیار توجّه میکند که او نیز در هر شرایطی که به سر میبرد، روزی باید در چنین قبرستانی قرار بگیرد. چنین احساسی، به طور طبیعی او را از ادامۀ کارهای زشت، منع
میکند بلکه به او هشدار میدهد که خود را برای چنین جایگاهی آماده کند.
در حدیثی از پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) به این فایده اشاره شده است: «من قبلاً شمارا از زیارت قبور منع کرده بودم، ولی اکنون می گویم: قبور را زیارت کنید؛ زیرا در آن عبرت است». (1)
روشن است که پند و عبرت گرفتن، فقط در زیارت قبور اولیا، صالحان و امثال آنان نیست بلکه قرآن کریم اشاره میکند که در قبور ستمگران و طاغوتهای عالم نیز عبرت و موعظه میباشد:
فَالْیوْمَ نُنَجِّیکَ بِبَدَنِکَ لِتَکُونَ لِمَنْ خَلْفَکَ آیةً وَإِنَّ کَثِیراً مِنَ النَّاسِ عَنْ آیاتِنَا لَغَافِلُونَ . (2)
«پس ما امروز، بدنترا برای عبرت خلق و بازماندگانت، به ساحل نجات می رسانیم، با این که بسیاری از مردم، از آیات ما سخت غافل هستند».
خداوند اراده کرده است که جسد فرعون با این که آن همه قدرت داشت و پیروانش خیال میکردند که او نمیمیرد، یکی از ابزار و وسایل عبرت باشد.
این آیه از بنی اسرائیل و نسلهای آینده به طور صریح میخواهد که قبر و مردۀ فرعون را زیارت کنند تا ببینند که فرعون، چه
سرنوشتی پیدا کرده است و همۀ هم مسلکهای او به همان گرفتار میشوند که او دچار شده است.
زمخشری در تفسیرش مینویسد:
«فرعون با آن همه عظمت و بزرگی که داشت، عاقبت امرش در اثر معصیت و نافرمانی پروردگارش، به کجا انجامید؟ پس دیگران کارشان به کجا خواهد انجامید؟!»
و نیز میگوید:
«داستان فرعون، عبرتی است که امّتها باید از آن پند بگیرند و مانند فرعونیان، بر مولایشان تجرّی و بیحیایی نکنند». (1)
بنابر این، باقی گذاشتن بدن فرعون، به منظور تماشا و دیدن بوده است که قهراً دارای عبرت و موعظه است.
اعتقاد به «معاد» از اصول دین است. کسی که معتقد است روزی باید جوابگوی اعمالش باشد و آفرینش او بیهوده نبوده و نیست، نتایج زیادی خواهد دید. چنین اعتقاد و احساسی، انسان را بر ترک تباهی و شرارت و نیز انجام کارهای خوب و پسندیده تشویق میکند.
1) (1) - کشّاف زمخشری: 2/ 369.
زیارت اهل قبور، با تقویت چنین اعتقادی، انسان مسلمان را در جهت خیر، تربیت میکند و او را از حرص بر زرق و برق دنیای گذرا باز میدارد و همین مضمون، از حدیث رسول خدا(صلی الله علیه و آله) استفاده میشود که فرمود:
«من قبلاً شما را از زیارت قبور منع کرده بودم ولی حالا میگویم: قبور را زیارت کنید ؛ زیرا موجب دل کندن از دنیا و یاد آوری آخرت است». (1)
«زیارت اهل قبور»، احساس خیر خواهی و فضیلت جویی را رشد میدهد.
پیغمبر اسلام(صلی الله علیه و آله) میفرماید:
«قبلاً شما را از زیارت قبور منع کرده بودم ولی حالا میگویم قبرها را زیارت کنید؛ زیرا موجب زیادی خیر میشود». (2)
در حدیث دیگر آمده است:
«قبور را زیارت کنید؛ زیرا موجب رقّت قلب و به راه افتادن اشک چشم و یاد آخرت میشود و [هنگام زیارت اهل قبور]حرفهای بیهوده نگویید». (3)
انسانی که نگاهش به قبرها میافتد، به عاقبتش فکر میکند و از محبّت خداوند، به گریه در میآید. قهراً این گریه و چنین احساساتی، رابطۀ او را با درگذشتگان و سایر افراد جامعه تقویت میکند، در نتیجه موجب رشد الفت و علاقه، ترحّم بر دیگران و ادای حقوق و امانات و انجام وظایف محوّله میشود.
اینها برخی از فواید و منافع زیارت اهل قبور است و بحثی در آن نیست، ولی ما در این جا میخواهیم زیارت اهل قبور را از ناحیۀ شرعی مورد بحث قرار بدهیم و ببینیم که آرا و نظریات مذاهب مختلف اسلامی در این باره چیست؟ از این رو، باید چندین مطلب را مورد بررسی و تحقیق قرار دهیم.
«زیارت» در لغت، به معنای «قصد و ملاقات» است. «زَارَهُ، زیارةً وزوراً»، قَصد زیارت او را کرد؛ بدین جهت، شخص ملاقات کننده را «زایر» میگویند. (1)
از نظر تفاهم عرفی، یک نوع احترام و تجلیل از طرف زایر نسبت به طرف زیارت شونده استفاده میشود؛ مثلاً کسی که به زیارت زیارتگاهی میرود، آن را تجلیل و تکریم کرده و با آن اظهار انس مینماید. (2)
خداوند متعال به پیغمبر اسلام(صلی الله علیه و آله) دستور داده که بر جنازۀ منافق نماز نخواند و بر سر قبر او نایستد:
«بر هیچ یک از آنان که مردهاند، ابداً نماز نخوان و بر قبر آنان نایست، آنان به خدا و رسول او کفر ورزیدند و در حالی که فاسق بودند، مردند». (3)
ممکن است سؤال شود که معنای این قسمت از آیۀ شریفهکه می فرماید: وَلاَ تَقُمْ عَلَیَ قَبْرِهِ چیست؟ آیا مراد، ایستادن بر سر قبر، فقط در موقع دفن است؟ یا منظور ایستادن، در موقع دفن و غیر دفن است؟
باید گفت: این آیه از دو جمله تشکیل شده است: جملۀ اوّل: وَلاَ تُصَلِّ عَلَی أَحَدٍ مِّنْهُم مَّاتَ أَبَدًا .
جملۀ دوّم: وَلاَ تَقُمْ عَلَیَ قَبْرِهِ ، جمله دوّم بر جملۀ اوّل عطف شده است؛ بنابر این، احکام جملۀ اوّل بر جملۀ دوّم هم جاری است. و از آن جایی که جملۀ اوّل، دارای قید ابداً است، لازمهاش این است که جملهای که به آن عطف می شود نیز قید «ابدیت» بر آن ثابت باشد، در نتیجه معنای آن چنین میشود:
«بر مردههای منافقان، ابداً نماز نخوان و ابداً بر سر قبرهای آنان نرو و نایست».
بنابر این، به حکم عطف و معطوف، (ابدیت ) در جمله دوّم هم مقدّر است؛ از این رو، قیام و ایستادن بر قبر منافقان، اختصاص به وقت دفن ندارد بلکه یک حکم ابدی و همیشگی است، پس بر اساس این آیۀ شریفه پیغمبر اسلام(صلی الله علیه و آله) از طرف خداوند متعال از هرگونه استغفار، دعا، ترحّم و نماز بر منافق و
نیز از هر گونه ایستادن کنار قبر منافق، چه در وقت دفن و یا در غیر زمان دفن، ممنوع شده است.
در ضمن از آیۀ شریفه استفاده میشود که نماز و ایستادن بر قبر مؤمن، جایز و مشروع است؛ بنابر این، قبور مؤمنان و دعا و قرائت قرآن بر ارواح آنان گر چه صدها سال از فوت آنان گذشته باشد، جایز است. (1)
روایاتی که ترغیب و تشویق بر زیارت قبرها و دعا برای اهل قبور و تقرّب به خدا جستن از راه زیارت آنان میکند، دو دسته است.
1- ابو هریره از پیغمبر اسلام(صلی الله علیه و آله) روایت میکند:
«هر شخصی که بر سر قبر یکی از دوستان و نزدیکان خود برود و بر او سلام کند و کنار قبر او بنشیند، سلام او را جواب میدهد و با او انس میگیرد، تا وقتی که از نزد او برود». (2)
2 - ابو هریره از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) روایت میکند:
«اگر شخصی از کنار قبر کسی که در دنیا او را میشناخته عبور کند و به او سلام دهد، صاحب قبر او را میشناسد و جواب سلام او را میدهد» (1).
3 - ابو هریره از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) روایت میکند:
«پیغمبر اسلام(صلی الله علیه و آله) به قبرستان رفت و فرمود: سلام به شما مؤمنان! و به خواست خدا ما به شما ملحق میشویم». (2)
4 - بریده میگوید:
«وقتی که مسلمانان میخواستند به قبرستان بروند، پیغمبر اسلام(صلی الله علیه و آله) به آنان یاد میداد که این چنین بگویند:
« السلام علیکم أهل الدیار من المؤمنین والمسلمین و إنّا إن شاء الله بکم لاحقون، نسأل الله لنا ولکم العافیة » .
[«سلام بر شما ای اهل سرزمین مؤمنین و مسلمین! و ما هم به خواست خدا به شما ملحق میشویم و از خداوند میخواهیم که به ما و شما عافیت بدهد»]. (3)
5 - عایشه از پیغمبر اسلام(صلی الله علیه و آله) روایت میکند که فرمودند:
«پروردگارم به من فرمان داده که به بقیع بروم و برای اهل بقیع طلب مغفرت نمایم». به آن حضرت گفتم: چه بگویم ای رسول خدا(صلی الله علیه و آله)؟ فرمود: بگو:
« السلام علی أهل الدیار من المؤمنین والمسلمین، یرحم الله المتقدمین منّا والمستأخرین وإنّا إن شاء الله بکم لاحقون » ...
[«سلام بر شما اهل سرزمین مؤمنین ومسلمین!] خداوند گذشتگان، و آیندگان ما را مورد رحمت قرار دهد وما نیز به خواست خداوند، به شما ملحق خواهم شد»]. (1)
(دستۀ دوّم)، روایاتی است که تشویق به زیارت قبور میکند، بعد از آن که از زیارت آنان جلوگیری شده بود، علاوه بر آن که هدف از سنّت نمودن زیارت قبور را نیز یاد آور میشود:
1- از پیغمبر اسلام(صلی الله علیه و آله) روایت شده است:
«من قبلاً شما را از زیارت قبور منع کرده بودم، امّا الآن به شما میگویم: اهل قبور را زیارت کنید؛ زیرا موجب یاد آخرت و دل کندن از دنیا میشود». (2)
2- پیغمبر اسلام(صلی الله علیه و آله) قبر مادرش را زیارت کرد و گریه نمود و دیگران را هم به گریه انداخت، سپس فرمود:
«از خداوند اجازه خواستم که قبر مادرم را زیارت کنم، او به من اجازه داد. شما نیز قبرها را زیارت کنید؛ زیرا شما را به یاد مرگ میاندازد» (1).
3 - از عایشه روایت شده که رسول خدا(صلی الله علیه و آله) زیارت قبور را رخصت داده است. (2)
از این گونه روایات استفاده میشود که پیغمبر اسلام(صلی الله علیه و آله) به طور موقت زیارت قبور را منع کرده بود، سپس منع را برمیدارد و تشویق به زیارت قبرها میکند و آن را مطلوب قرار می دهد.
گفتنی است که علّت منع موقّت زیارت قبور، به مردهها برمیگردد؛ زیرا آنان مشرک و بت پرست بودند و اسلام هر گونه ارتباط با شرک را قطع کرده بود؛ از این رو، پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) از زیارت این گونه اموات جلوگیری کرد؛ همچنان که بعید نیست علّت منع موقّت، این بوده که مسلمانان، تازه به اسلام گرویده بودند و سر قبرهای مردههایشان گریه و زاری و نوحه سرایی باطل میکردند که آنان را از منطق اسلام خارج میکرد، ولی وقتی که
اسلام در دلهای مردم ریشه دواند و آنان با تعالیم آن آشنایی و انس پیدا کردند قبور مسلمانان، زیاد شد، پیغمبر اسلام(صلی الله علیه و آله) منع قبلی را برداشت و زیارت قبور را که دارای خیرات و منافع میباشد، سنّت قرار داد. (1)
کسی که در سیرۀ مسلمین صدر اسلام در زمان حیات پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) و بعد از رحلت آن حضرت جستجوکند، میبیند که زیارت قبور از مسلّمات سیرۀ آنان بوده است.
1- روزی مروان دید که مردی صورت خود را بر روی قبر پیغمبر(صلی الله علیه و آله) گذاشته است. گردن او را گرفت و به او گفت: «میدانی چه میکنی؟»
آن مرد گفت: «آری، میدانم چه میکنم».
وقتی آن مرد روی خود را برگرداند، مروان دید که او ابو ایوب انصاری است. ابو ایوب گفت: «نزد رسول خدا(صلی الله علیه و آله) آمدهام، نه سنگ. از پیغمبر خدا(صلی الله علیه و آله) شنیدم که فرمود: اگر تولیت و حکومت
1) (1) - ر. ک: زیارت قبور در کتاب و سنّت: 128.
دین به دست اهلش افتاد، برای دین گریه نکنید، ولی اگر نا اهلان، متولّی آن شدند، بر آن گریه نمایید». (1)
2 - فاطمه بر سر قبر رسول خدا(صلی الله علیه و آله) آمد و مشتی از خاک قبر را برداشت و روی چشمش گذاشت و گریه کرد. (2)
3 - یک فرد اعرابی، بر سر قبر رسول خدا(صلی الله علیه و آله) آمد و مقداری از خاک قبر آن حضرت را بر سرش پاشید و به آن حضرت خطاب کرد:
(از چیزهایی که بر تو نازل شد، آیۀ وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذ ظَّلَمُواْ أَنفُسَهُمْ جَآؤُوکَ بود، پس ای رسول خدا! من به خودم ظلم کردم، نزد تو آمدهام که برایم طلب مغفرت نمایی. از قبر ندایی برآمد که: بخشیده شدی. این جریان در حضور علی ابن ابی طالب، امیر المؤمنین(علیه السلام) اتّفاق افتاد». (3)
4- بلال بر سر قبر رسول خدا(صلی الله علیه و آله) آمد و صورتش را روی خاک قبر گذاشت و گریه کرد. در این هنگام حسن و حسین رسیدند، آنان را به سینه چسبانید و بوسید. (4)
5 - عایشه روزی از قبرستان بر می گشت. راوی میگوید: به او گفتم: «ای امّ المؤمنین! از کجا میآیی؟».
گفت: «از سرقبر برادرم عبد الرحمان میآییم». گفتم: «مگر پیغمبر خدا(صلی الله علیه و آله) زیارت قبور را نهی نکرده بود؟». گفت: «چرا، قبلاً از زیارت قبور منع کرده بود، ولی بعداً به آن امر نمود». (1)
6 - ابن تیمیه برای مشروعیت زیارت قبر ابو بکر و عمر، به زیارت عبد الله بن عمر از قبر آن دو استدلال میکند. ابن عمر سر قبر آنان میگفته است:
«سلام بر ابی بکر صدّیق و عمر بن خطّاب؛ سلامی همانند سلام بر سایر قبور».
ابن عمر وقتی که از سفر برمیگشت، به رسول خدا(صلی الله علیه و آله)، ابو بکر و عمر سلام میداد و میگفت:
«درود و سلام بر رسول خدا(صلی الله علیه و آله)، درود و سلام بر تو ای ابو بکر! درود و سلام بر تو ای پدر!». سپس روانه منزل میگشت. بدین جهت علمایی که زیارت قبور را جایز دانستهاند، به خاطر اقتدا به اصحاب رسول خدا(صلی الله علیه و آله) بوده است. (2)
بنابراین زیارت قبور به طور کلی، از نظر قرآن، احادیث شریف و سیره مسلمین جایز ومشروع است.
ممکن است جهت مشروعیت زیارت قبور، به مطلب دیگری استدلال نمود و آن این که: توسّل در کنار قبر رسول خدا(صلی الله علیه و آله) جایز و جزءِ عباداتی است که شخص مسلمان میتواند به وسیلۀ آن به خداوند تقرّب پیدا کند.
قرآن کریم در چندین مورد بر آن تأکید کرده است؛ از جمله در سوره یوسف می فرماید:
قَالُواْ یا أَبَانَا اسْتَغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا... ؛ (1)
گفتند: «ای پدرمان! برای آمرزش گناهان ما، طلب مغفرت نما».
فرزندان یعقوب، بر اساس این آیه، از پدرشان طلب مغفرت می کنند. طبیعی است که قدرت و ارادۀ خداوند را نادیده نگرفتهاند بلکه چون پدرشان نزد خداوند آبرو داشته، از این رو، او را واسطۀ مغفرت قرار دادهاند. همین مطلب از جواب حضرت یعقوب فهمیده میشود:
سَوْفَ أَسْتَغْفِرُ لَکُمْ رَبِّی إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ . (2)
«به زودی برای شما از خداوند طلب بخشش می کنم، به راستی که خداوند، بسیار بخشنده و رحیم است.»
احادیث شریف هم، بر مشروعیت توسّل دلالت میکنند.
انس بن مالک گفته است:
«وقتی که فاطمه بنت اسد فوت کرد، رسول خدا(صلی الله علیه و آله) وارد شد و کنار سر او نشست، سپس فرمود: خداوند تو را که پس از مرگ مادرم در حقّ من مادری کردی، بیامرزد».
سپس رسول خدا(صلی الله علیه و آله) اسامة بن زید، ابو ایوب انصاری، عمر بن خطّاب و بردۀ سیاهی را برای کندن قبر او صدا کرد. آنان قبر را آماده کردند، وقتی به لَحد رسیدند، آن حضرت وارد قبر شد و لَحد را کند و خاکش را بیرون ریخت، سپس در لحد خوابید و فرمود:
«ای خدایی که زنده میکنی و میمیرانی! و زندهای و نمیمیری، مادرم فاطمه بنت اسد رابیامرز و قبر او را وسعت بخش. به حقّ پیغمبرت و پیغمبرانی که قبل از من بودهاند). (1)
سیرۀ مسلمین در توسّل نیز بعد از رحلت رسول خدا(صلی الله علیه و آله) جاری بوده است؛ از این رو، میبینیم که ابو بکر بعد از رحلت پیغمبر(صلی الله علیه و آله) گفت:
«ای محمّد! ما را نزد پروردگارت یاد کن و ما را در خاطر داشته باش». (2)
در صحیح بخاری روایت شده است:
«وقتی که مردم دچار قحطی می شدند، عمر بن خطّاب به وسیلۀ عبّاس بن عبد المطّلب، از خدا طلب باران میکرد و میگفت: خدایا! ما به پیغمبران متوسّل میشدیم و بر ما باران میفرستادی، حال به عموی پیغمبرمان توسّل میجوییم، پس بر ما باران بفرست».
در پایان روایت بخاری آمده است که: «باران بر مردم نازل میشد». (1)
منصور عبّاسی: از مالک بن انس دربارۀ کیفیت زیارت رسول خدا(صلی الله علیه و آله) و توسّل به ایشان پرسید که:
«ای ابو عبد الله! رو به قبله باشم و دعا کنم، یا رو به رسول الله کنم؟».
مالک جواب داد: چرا رویت را از ایشان بگردانی، در حالی که پیغمبر، وسیلۀ تو و وسیلۀ «مغفرت پدرت آدم تا روز قیامت است، پس رو به آن حضرت کن و از ایشان طلب شفاعت نما که خداوند از تو قبول میکند. خداوند فرموده است:
وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذ ظَّلَمُواْ أَنفُسَهُمْ... (2).
«اگر اینان به خود ظلم کردند و به تو پناهنده شدند...».
بنابر این، توسّل از عبادتهای مشروع میباشد و مسلمانان به رسول خدا(صلی الله علیه و آله)، پیغمبران و صالحان، توسّل میجستهاند. و زیارت قبر رسول خدا(صلی الله علیه و آله) هم مستلزم توسّل به ایشان است و سَلف صالح، ضمن توسّل به آن حضرت، قبر ایشان را زیارت میکردهاند. این نیز یکی از ادلّۀ مشروعیت زیارت قبور میباشد.
علاوه بر اجماع مسلمین از زمان پیغمبر تا زمان ما، آیات قرآن کریم و روایات شریف، بر زیارت قبر رسول خدا(صلی الله علیه و آله) و طلب مسألت نزد ایشان، دلالت میکند. ما سراغ نداریم که غیر از فرقۀ وهّابیان، احدی از مسلمین، منکر مشروعیت زیارت قبر پیغمبر خدا(صلی الله علیه و آله) باشد. قرآن میفرماید:
...وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذ ظَّلَمُواْ أَنفُسَهُمْ جَآؤُوکَ فَاسْتَغْفَرُواْ اللّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُواْ اللّهَ تَوَّابًا رَّحِیمًا (1).
خداوند در این جا به گناهکاران دستور میدهد که نزد رسول خدا بروند و از او بخواهند که برای آنان طلب مغفرت نماید ؛ زیرا دعای پیغمبر(صلی الله علیه و آله) درباره آنان مستجاب میشود.
1) (1) - نساء (4): 64.
گفتنی است که: این آیه به زمان زنده بودن پیغمبر(صلی الله علیه و آله) اختصاص ندارد بلکه دارای یک حکم کلّیاست که شامل زمان حیات و بعد از رحلت آن حضرت نیز میشود؛ زیرا از نظر قرآن، پیغمبران و اولیا در عالم برزخ، میبینند و میشنوند. علاوه بر آن، روایات زیادی می گوید که فرشتگان، سلام مردم را به رسول خدا(صلی الله علیه و آله) میرسانند. (1)
در صحاح آمده است:
رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود: «هیچ کس نیست که بر من سلام کند، مگر آن که خداوند روحم را به من برمیگرداند تا جواب سلام او را بدهم». (2)
و نیز از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) نقل شده که فرمود:
«بر من درود و سلام بفرستید، زیرا درود و سلام شما هر جا که باشید، به من میرسد». (3)
ابو سعید سمعانی از امیر مؤمنان علی ابن ابی طالب(علیه السلام) نقل می کند:
«یک اعرابی سه روز بعد از دفن رسول خدا(صلی الله علیه و آله) وارد مدینه شد و خود را روی قبر شریف آن حضرت انداخت و از خاک آن بر سرش ریخت و گفت: ای رسول! تو گفتی و ما حرفهای شما را شنیدیم. تو
شنیدی از خدا آنچه را که ما از شما شنیدیم. از جمله آنچه بر شما نازل شد، آیۀ: وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذ ظَّلَمُواْ أَنفُسَهُمْ... بود. من به خودم ستم کردم و حال پیش تو آمدهام تا نزد پروردگارم برایم طلب مغفرت کنی». (1)
از این رو، جایز است که انسان در کنار قبر رسول خدا(صلی الله علیه و آله) بایستد و از آن حضرت بخواهد که برایش طلب آمرزش نماید، پس زیارت قبر رسول خدا(صلی الله علیه و آله) مشروع و جایز است؛ زیرا حقیقت زیارت، همان حضور زایر، نزد زیارت شونده است.
امّا احادیثی که در صحاح دربارۀ زیارت قبر رسول خدا(صلی الله علیه و آله) وارد شده فراوان است که به برخی از آنها اشاره میشود:
1- عبد الله بن عمر از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) روایت میکند:
«هر کس قبرم را زیارت کند، شفاعتم برای او واجب میشود». (2)
2 - رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود:
«هر کس فقط به خاطر زیارت من بیاید، سزاوار است که روز قیامت شفیع او باشم». (3)
1) (1) - الجوهر المنظم، ابن حجر و سمهودی هم آنرا در وفاء الوفاء ذکر کرده است: 2/ 612.
2) (2) - الفقه علی المذاهب الاربعة: 1/ 590 (علمای مذاهب چهارگانه بر طبق این حدیث فتوا دادهاند)، ر. ک: وفاء الوفاء: 4/ 1336.
3) (3) - ر. ک: شفاء السقام، تقی الدین سبکی: 3/ 11 (دربارسند اینحدیث بحث کرده است) ؛ همچنین ر. ک: وفاء الوفاء، سمهودی: 4/ 1340.
3 - از پیغمبر اسلام(صلی الله علیه و آله) روایت شده است:
«هر کس حجّ به جای آورد و مرا زیارت نکند، به من جفا نموده است». (1)
4- و نیز از آن حضرت روایت شده است:
«هر کس حجّ به جای آورد و سپس قبرم را زیارت نماید، مانند ایناستکهدر زمان زنده بودنم مرا زیارت کردهاست». (2)
ابن تیمیه و پیروان او همچون محمّد بن عبد الوهّاب (3)، زیارت قبر آن حضرت را تحریم کرده! و برای اثبات این نظر افراطی خود، به روایت ابو هریره استدلال کردهاند. ابوهریره نقل می کند که پیغمبر اسلام(صلی الله علیه و آله) فرمود:
«بستن وسایل سفر، جایز نیست، مگر برای سه مسجد: مسجد من و مسجد الحرام و مسجد الاقصی». (4)
ابن تیمیه ذیل این حدیث میگوید:
«همۀ ائمۀ حدیث بر صحّت این حدیث اتّفاق دارند و به آن عمل میکنند؛ بنابراین، اگر کسی نذر کند که در غیر آن سه مسجد، در مسجد، یا زیارتگاه دیگری نماز بخواند، یا در آن اعتکاف نماید، وفای به نذر بر او واجب نیست و این حکم، مورد اجماع ائمّۀ حدیث و فتواست». (1)
این حدیث در صحاح روایت شده است و ما درصدد نقد سند حدیث نیستیم بلکه میخواهیم مفاد و دلالت آن را مورد بررسی قرار بدهیم؛ فرض آن است که نصّ حدیث چنین است:
«لا تشدّ الرحال إلاّ إلی ثلاثة مساجد...».
مسلّم است که (إلاّ) حرف استثناست و ناچار باید مستثنی منه داشته باشد و از آن جایی که چنین چیزی در ظاهر کلام نیست، باید آن را مقدّر دانست؛ ممکن است تقدیر به یکی از دو صورت باشد:
1- لا تشدَّ الرِّحال إلی مسجد من المساجد إلاّ ثلاثة مساجد.
2- لا تشدَّ الرِّحال إلی مکان من الأمکنة إلاّ ثلاثة مساجد.
اگر بگوییم که :«إلی مسجد من المساجد» در تقدیر است، معنای آن چنین میشود: نباید به مسجدی از مساجد، «شدّ رحال» شود، مگر به سه مسجد یاد شده. در این صورت، عدم جواز «شدّ رحال» شامل غیر
1) (1) - ابن تیمیه در ردّ بر اخنایی: 27.
مسجد نمیشود؛ بنابراین، زیارت پیامبران و امامان و صلحا استثنا نمیشود، و (شدّ رحال) برای این گونه جاها ممنوع نیست بلکه مشروع و جایز است؛ زیرا موضوع بحث در صورت، تقدیر اوّل، «مسافرت» به مساجد، به استثنای سه مسجد یاد شده است، امّا مسافرت به مشاهد مشرّفه و زیارتگاهها مشمول نهی حدیث نیست و ربطی به موضوع حدیث ندارد.
امّا اگر تقدیر دوّم را اختیار کردیم، لازمۀ آن، این است که کلیۀ سفرهای معنوی غیر از سفر به مناطق و مساجد سه گانه حرام است؛ خواه برای زیارت مسجد باشد، یا برای زیارت جاهای دیگر لکن شواهد و قراین، تقدیر اوّل را تأیید میکند؛ زیرا:
اوّلاً: مستثنا در این حدیث، مساجد سه گانه میباشد و روشن است که استثنای متّصل است؛ بنابر این، باید مستثنی منه از قبیل مستثنا باشد؛ یعنی «إلی مسجد من المساجد» و نه مکان.
ثانیاً: اگر هدف از حدیث، جلوگیری از کلّیۀ مسافرتهای معنوی باشد، انحصار و محدود نمودن آن صحیح نیست؛ زیرا انسان در موسم حجّ، به عرفات و مشعر الحرام و منا مسافرت میکند و اگر سفرهای معنوی به غیر از مساجد سه گانه حرام باشد، پس بر چه اساس به منا و عرفات مسافرت میشود؟ آیا این مطلب گواه این نیست که این حدیث، به دروغ به پیغمبر اسلام(صلی الله علیه و آله) نسبت داده شده است؟
ثالثاً: در قرآن کریم و احادیث شریف، به برخی از سفرهای دینی، ترغیب و تشویق شده است؛ مانند مسافرت برای(جهاد فی سبیل الله)، (طلب دانش)، (کسب معرفت)، (صلۀ رحم)،(زیارت پدر و مادر) و... قرآن میفرماید:
وَمَا کَانَ الْمُؤْمِنُونَ لِینفِرُواْ کَآفَّةً فَلَوْلاَ نَفَرَ مِن کُلِّ فِرْقَةٍ مِّنْهُمْ طَآئِفَةٌ لِّیتَفَقَّهُواْ فِی الدِّینِ وَلِینذِرُواْ قَوْمَهُمْ إِذَا رَجَعُواْ إِلَیهِمْ لَعَلَّهُمْ یحْذَرُونَ (1)
«شایسته نیست مؤمنان همگی کوچ کنند، چرا از هر گروهی از آنان، طایفهای کوچ نمیکند تا در دین آگاهی یابند و به هنگام بازگشت به سوی قوم خود آنان را هم بترسانند؟ شاید از مخالفت فرمان پروردگار بترسند و خودداری کنند».
به همین دلیل، محقّقان و دانشمندان بزرگ، حدیث یاد شده را همانند ما تفسیر کردهاند.
غزّالی در کتاب احیاء العلوم میگوید:
«این که برای عبادت سفر کند؛ خواه برای حجّ، یا جهاد، یا زیارت قبور پیغمبران، اصحاب، تابعان، عالمان و اولیا، جایز است و هر کسی که به دیدار او در حیاتش تبرّک میشود، در وفاتش هم با زیارت او، متبرّک میشود و مسافرت برای چنین منظوری، جایز است و
«وَ لاَ تشدَّ الرِّحال إلا إلی ثلاثةَ مساجدَ... » مانع این
1) (1) - توبه (9): 122.
سفرها نیست؛ زیرا این روایت در بارۀ مساجد است و مساجد - به جز مساجد سه گانه - همه از نظر شأن ومنزلت یکسان می باشند وگرنه هیچ فرقی در اصل فضیلت، بین زیارت قبور پیامبران، اولیا و عالمان نمیباشد؛ اگر چه بر حسب درجات و تقرّب به خداوند، دارای تفاوت زیادی هستند). (1)
بنابر این، آنچه در این حدیث منع شده مسافرت به غیر مساجد سهگانه از مساجد دیگر است و این مطلب ربطی به سفر به مساجد، یا زیارتگاهها به قصد زیارت، یا اهداف معنوی دیگر ندارد.
شاهد این مطلب، گفتار صاحبان صحاح و سنن دربارۀ سیرۀ پیغمبر اسلام(صلی الله علیه و آله) است که سواره و پیاده به مسجد قبا میرفت و درآن جا دو رکعت نماز میخواند (2).
ما حقّ داریم سؤال کنیم: آیاسفر به خاطر اقامۀ نماز در یکی از خانههای خدا، حرام و ممنوع است؟! اگر نماز در مسجد مستحب است، مقدّمۀ مستحب هم مستحب خواهد بود. (3)
وهّابیان با توجّه به این مطالب، زیارت قبر رسول خدا(صلی الله علیه و آله) را به طور مطلق تحریم نکردهاند بلکه میگویند: اصل زیارت، مشروع و
جایز است، ولی مسافرت اگر به قصد زیارت قبر پیغمبر(صلی الله علیه و آله) باشد، حرام است!
محمّد بن عبد الوهّاب مینویسد:
«اصل زیارت قبر رسول خدا(صلی الله علیه و آله) مشروع است، ولی مسافرت جایز نیست، مگر برای زیارت مسجد و نماز در آن» (1).
ابن تیمیه میگوید:
«آمدن نزد قبور پیغمبران و صالحان، به خاطر نماز و دعا مستحب نیست بلکه احادیث صحیح آن را منع کرده و خیلی از علما آن را ذکر نمودهاند، امّا زیارت قبور برای دعا و طلب مغفرت برای آنان چنان که پیغمبر(صلی الله علیه و آله) برای اهل بقیع انجام میداد، جایز است». (2)
ابن تیمیه زیارت قبر رسول خدا(صلی الله علیه و آله) را از جهت نیت و قصد مسافر، سه قسم دانسته است:
1- به قصد نماز به مسجد النبی(صلی الله علیه و آله) میرود؛ این سفر به نص و اجماع مشروع است.
2- به قصد مسجد النبی و قبر رسول خدا(صلی الله علیه و آله) میرود، که در این جا مسافر قصد انجام عمل مستحبّی کرده است و اجماعاً مشروع میباشد.
3 - فقط قبر رسول خدا(صلی الله علیه و آله) را قصد میکند که در این مورد اختلاف است. مالک و بیشتر فقها این سفر را حرام میدانند و بسیاری از آنان قصر نماز را در این سفر جایز نمیدانند، ولی دیگران آن را سفر جایز میدانند؛ اگر چه مستحب نیست و سفر به آن، به خاطر نذر، واجب نمیباشد. (1)
حافظ ذهبی، جواب ابن تیمیه را داده و گفتار او را رد کرده است. وی میگوید:
«کسی که کنار حجرۀ مقدّس نبوی با حالت سرافکنده و خشوع بایستد و بر پیغمبرش درود بفرستد، پس خوشا به حال او که بهترین زیارت را انجام داده و محبّت و تواضعش را به حدّ کمال رسانده است و درحقیقت عبادتی بیش از عبادت کسی که در شهر خود یا در نمازش، به پیامبر درود می فرستد، انجام داده است؛ زیرا زایر هم اجر زیارت دارد و هم اجر صلوات بر پیغمبر(صلی الله علیه و آله) و کسی که در سایر شهرها بر پیغمبر(صلی الله علیه و آله) سلام میدهد، فقط اجر صلوات و سلام را دارد.
1) (1) - ابن تیمیه در رد بر اخنایی: 16.
هر کس یک درود بر او بفرستد، خداوند ده درود بر او میفرستد. و اگر کسی آن حضرت را زیارت کند و آداب زیارت را رعایت نکند، یا بر قبر ایشان سجده کند، یا کارهای خلاف شرع انجام دهد، هم کار خوب کرده و هم بد و باید با رفق و مدارا او را توجیه و راهنمایی نمود. و البتّه خداوند آمرزنده و مهربان است ؛ بنابر این، زیارت قبر آن حضرت از بهترین راهها برای نزدیک شدن به خداوند است و مسافرت برای زیارت قبور پیامبران و اولیا را بر فرض که جایز ندانیم، ولی مسافرت برای قبر رسول خدا(صلی الله علیه و آله) لازمهاش مسافرت برای زیارت مسجد پیغمبر(صلی الله علیه و آله) است و این بدون هیچ گونه اختلافی جایز و مشروع است؛ زیرا باید به مسجد النبی(صلی الله علیه و آله) داخل شد تا به حجرۀ شریفه و قبر آن حضرت رسید، پس در ابتدا [نماز] تحیت مسجد را میخواند، سپس به صاحب مسجد، سلام و تحیت میگوید. خداوند این(توفیق) را قسمت همه ما و شما کند. (1)
شیخ شعیب در ذیل سخن ذهبی نوشته است:
«ذهبی در این جا استادش ابن تیمیه را که «شدّ رحال» را برای زیارت قبر پیغمبر(صلی الله علیه و آله) جایز نمیداند و این که حاجی باید قصد زیارت مسجد النبی کند، رد کرده و به آن جواب داده است (2).
مسلمانان همگیقولاً و عملاً نه تنها زیارت قبر رسول خدا(صلی الله علیه و آله) را جایز می دانند بلکه زیارت قبور پیغمبران، صالحان و مؤمنان را هم مستحب میدانند و مشروعیت زیارت قبر رسول خدا(صلی الله علیه و آله) نزد مسلمانان ملحق به ضروریات است تا چه رسد به اجماع و سیرهای که در مسأله وجود دارد.
سمهودی از سبکی نقل میکند به این که: «عیاض گفته که زیارت قبر رسول خدا(صلی الله علیه و آله) بین مسلمانان سنّت است که همگی بر آن اجماع دارند و دارای فضیلت میباشد». (1)
سبکی گفته:
«علما و دانشمندان، بر استحباب زیارت قبور برای مردان، همان طوری که نووی آن را حکایت کرده است، اجماع دارند بلکه برخی از فرقۀ ظاهریه آن را واجب میدانند. دربارۀ زیارت قبور برای زنان اختلاف است، البتّه قبر شریف رسول خدا(صلی الله علیه و آله) دارای دلایل خاصّی است و به همین خاطر میگویم: بین مردان و زنان در مورد زیارت قبر آن حضرت، فرقی نیست». (2)
در این جا به نظر چند تن از علما اشاره میشود:
1- امام ابو عبد الله محمّد بن ادریس شافعی گفته است:
«زیارت قبور اشکالی ندارد، البتّه نباید نزد آنان هذیان گفته شود؛ مانند نفرینها و آه و نالههای ناروا، پس اگر قبرها را زیارت کردی. برای میت، طلب مغفرت کن و خود را رقیق القلب نما». (1)
2- حاکم میگوید:
«تلاش فراوانی را برای جمع آوری و به دست آوردن روایات زیارات قبور نمودم تا باعث تشویق به زیارت شود و کسی که معاند است و زیارت قبور را قبول ندارد، بداند که زیارت قبور از سنّتهای پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله) است). (2)
3 - ابن نجیم مصری گفته است:
«زیارت قبور و دعا برای اموات، اشکالی ندارد و در [کتاب] مجتبی تصریح کرده که مستحب است و گفته شده که برای زنان حرام است لکن اصح آن است که جواز آن برای مرد و زن ثابت شده است». (3)
4- منصور علی ناصف می گوید:
«جمهور علمای مسلمین، امر به زیارت قبور را استحبابی میدانند». (1)
5 - ابن حزم گفته است:
«زیارت قبور مستحب است و بر یک مرتبۀ آن تأکید شده و شایسته نیست که ترک شود. روایات صحیحی از عایشه و ابن عمر و دیگران بر زیارت قبور نقل شده و از عمر، روایتی رسیده که زیارت قبور را منع کرده است، ولی صحیح نمیباشد». (2)
6 - ابو حامد غزّالی مینویسد:
«زیارت قبور فی الجمله جهت یادآوری مرگ و آخرت و عبرت، مستحب است. زیارت قبور صالحان، به خاطر تبرّک و عبرت مستحب میباشد». (3)
7 - عبد الرحمان جزیری گفته است:
«زیارت قبور جهت موعظه گرفتن و یاد آخرت، مستحب است و این استحباب نزد حنفیها و مالکیها در روز جمعه و یک روز قبل و بعد از آن، تأکید بیشتری دارد. حنبلیها و شافعیها مخالف این تأکید میباشند. حنبلیها گفتهاند: استحباب زیارت قبور، هیچ
روزی تأکید نشده است. شافعیها گویند: استحباب از عصر روز پنجشنبه تا طلوع آفتاب شنبه تأکید شده و در میان مالکیها همین قول را برخی راجح و برتر میدانند». (1)
8 - در مکتب اهل بیت(علیهم السلام) استحباب زیارت قبور در روز دوشنبه و صبح شنبه به جهت تأسّی و پیروی از پیغمبر اسلام(صلی الله علیه و آله) تأکید شده است (2). روایت شده که پیغمبر اسلام(صلی الله علیه و آله) با جمع زیادی از اصحابش هر شام پنجشنبه به بقیع میرفتند و میگفتند:
« السلام علیکم یا اهل الدیار (سه مرتبه)
ورحمکم الله (سه مرتبه». (3)
آیا زیارت قبور و حرم امامان از سوی شیعیان و پیروان اهل بیت(علیهم السلام)؛ مستلزمِ مطالبِ خلاف شرع است؟! یا آن که معاذ الله روح شرک را میپروراند!! همچنان که برخی از ناصبیها و دشمنان اهل بیت پیغمبر(علیهم السلام) آن را رواج میدهند؟!
حقّ آن است که در زیارت قبر رسول خدا(صلی الله علیه و آله) و ائمّۀ اهل بیت(علیهم السلام) و قبور اولیا، صالحان و شهیدان و... آنچه روشن و مشهود
است، عبارت است از: تقویت روح خدا پرستی، ایمان، فدا کاری، جهاد فی سبیل الله، ظلم ستیزی، یار مظلوم بودن و نیز یاد مرگ و آخرت و عبرت گرفتن. در این جا یک نمونه از زیارتی که شیعیان کنار این قبور مطهرّه میخوانند، ذکر میشود. زیارتی که علاّمۀ مجلسی، سند و متن آن را از همه بهتر معرّفی کرده و محدّث قمّی (صاحب مفاتیح الجنان)، اعتبار آن را عالی دانسته است.اینزیارترا، جابر از حضرت امام محمّد باقر(علیه السلام) روایت کرده که حضرت علی بن حسین؛ امام سجّاد(علیه السلام) آن را در کنار قبر جدّش امیر المؤمنین علی ابن ابیطالب(علیه السلام) میخوانده است. ترجمۀ متن زیارت چنین است:
«درود بر تو ای امین خدا در زمین! و حجّت او بر بندگانش. درود بر تو ای امیر مؤمنان! گواهی میدهم به این که تو در راه خدا آنگونه که میبایست، جهاد کردی و به کتابش عمل نمودی و از سنّتهای پیامبرش که درود و رحمت خداوند بر او و آل او باد، پیروی کردی تا این که خداوند تو را به نزد خودش دعوت کرد و جانت را به اختیار خودش قبض نمود و دشمنانت را به حجّت و دلیل، با حجّتهای رسای دیگری که با تو بود، بر تمامی خلق خداوند ملزم کرد.
خدایا! خاطر و نفس مرا به تقدیرت، مطمئن و آرام قرار ده و خشنود به قضایت، آرزومند به ذکر و دعایت، دوستدار برگزیدگان
اولیایت، محبوب در زمین و آسمانت، بردبار بر نزول بلایت، شکر گزار در مقابل نعمتهای خوبت، یاد آور نعمتهای شایانت، مشتاق به شادی ملاقات امر تو، توشه بردار تقوا برای روز جزایت، پیروی کننده به روشهای اولیایت، جدا از اخلاق دشمنانت، مشغول از دنیا به حمد و ستایشت.
خدایا! دلهای شیفتگان به سویت شوریده و به تو پناه میبرند. راههای مشتاقان به سویت آشکار و ظاهر و پرچمهای کاروان آستانت پدیدار شده است. دلهای عارفان از تو لرزانند. آوازهای دعا گویان به درگاهت بلند است. درهای اجابت به آنها باز است و دعای هر که با تو مناجات کند، مستجاب است و توبۀ هر که به سوی تو باز گردد، پذیرفته است. دیدۀ هر که از خوف تو گریه کند، مورد ترحّماست. دادرسی برای آنان که از تو دادرسی جویند، موجود است. به کمک و یاری کسی که از تو یاری جوید، سخاوتمندانه میپردازی. وعدههایت برای بندگانت وفا شود. از لغزشهای هر که گذشت خواهد، گذشت میشود. کارهای عمل کنندگان نزد تو محفوظ است. روزی خلایق از درگاه تو نازل میشود و بهرههای زیادی به انعام می رسد و گناهان آمرزش جویان آمرزیده است و حاجتهای خلقت نزد تو برآورده است و جایزه درخواست کنندگان نزد تو مهیاست. بهرههای پیاپی زیاد
است. سفرههای خورندگان آماده است. حوضها و چشمهها بهر شیفتگان لبریز است.
خدایا!دعایم را مستجاب و ستایشم را بپذیر و میان من و دوستانت جمع کن. به حقّ محمّد، علی، فاطمه، حسن و حسین(علیهم السلام)؛ زیرا تویی ولی نعمتها و نهایت آروزها و منتهای امید من هنگام مردن و جایگاهم».
در کتاب «کامل الزیارات» این فقرات نیز مسطور است:
«تو خدا و آقا و مولای منی. بیامرز دوستان مارا و دشمنان را از ما دفع کن و آنان را از ما باز دار و سخن حقّ را آشکار نما و آن را برترو والا قرار ده و سخن باطل را از میان ببر و آن را پست و خوار بگردان، زیرا تو بر هر چیز توانایی».
همچنان که مشاهده میشود، از سر تا سر این زیارت، توحید و ربوبیت پروردگار متعال و دعا و تضرّع و ابتهال إلی الله و استغفار از گناه به درگاه خداوند وحاجات خواستن از ربّ متعال و رحمت گسترده و عامّ الهی و استجابت دعا خواستن به حقّ پنج نور پاک و دعا برای تحقّق کلمۀ حقّ ونابودی باطل و... استفاده میشود که کاملاً روح شرک و امور ناروا را سرکوب میکند و روح ایمان، خدا پرستی، تقوا و تضرّع إلی الله را میپروراند.
زیارت قبور در تمام جامعهها وجود داشته است و دین مقدّس اسلام هم آن را امضا کرده و به آن اهتمام ورزیده است. آنچه ازرسول خدا(صلی الله علیه و آله) ثابت شده آن است که آن حضرت، قبور را همچون قبر مادرش و قبور بقیع، زیارت میکرده است. سیرۀ مسلمین هم بر زیارت قبر پیامبر و اولیا و صالحان، در زمان پیغمبر(صلی الله علیه و آله) و بعد از رحلت آن حضرت تا زمان ما همواره جاری بوده است.
و نیز زیارت قبر رسول خدا(صلی الله علیه و آله) از نظر قرآن، احادیث و تاریخ، ثابت شده است و به زمان حیات پیغمبر(صلی الله علیه و آله) اختصاص ندارد. و سخن ابن تیمیه در مورد تحریم زیارت قبر رسول خدا(صلی الله علیه و آله) مخالف نصّ قرآن، احادیث نبوی، سیره و اجماع علماست که همگی آن را مستحب میدانند.