ghaemiyeh.com
سرشناسه : حرعاملی، محمدبن حسن، ۱۰۳۳ - ۱۱۰۴ق.
عنوان قراردادی : وسائل الشیعه الی تحصیل مسائل الشریعه. برگزیده. فارسی.
عنوان و نام پدیدآور : آداب معاشرت از دیدگاه معصومین علیهمالسلام / حر عاملی ؛ ترجمه محمدعلی فارابی، یعقوب عباسی علیکمر.
مشخصات نشر : مشهد: بنیاد پژوهشهای اسلامی، ۱۳۸۶.
مشخصات ظاهری : ۲۱۹ ص.
شابک : ۱۷۵۰۰ریال: چاپ اول: 964-971-019-1 ؛ ۱۳۲۰ریال (چاپ دوم) ؛ ۸۰۰۰ ریال (چاپ پنجم) ؛ ۸۵۰۰ ریال (چاپ ششم) ؛ ۱۹۰۰۰ ریال: چاپ دهم978-964-971-154-6 : ؛ ۱۹۰۰۰ریال: 978-964-971-128-7
وضعیت فهرست نویسی : فاپا(چاپ نهم)
یادداشت : چاپ اول: ۱۳۶۹(فیپا).
یادداشت : چاپ دوم: ۱۳۷۲.
یادداشت : چاپ دوم و پنجم: ۱۳۸۰ .
یادداشت : چاپ چهارم: ۱۳۷۹.
یادداشت : چاپ ششم: ۱۳۸۲.
یادداشت : چاپ چهارم: ۱۳۸۴.
یادداشت : چاپ هشتم: ۱۳۸۵.
یادداشت : چاپ نهم.
یادداشت : چاپ دهم: ۱۳۸۶.
یادداشت : کتابنامه به صورت زیرنویس.
موضوع : احادیث شیعه -- قرن ۱۱ق.
موضوع : اخلاق اسلامی -- متون قدیمی تا قرن ۱۴
موضوع : آداب معاشرت
شناسه افزوده : فارابی، محمدعلی، مترجم
شناسه افزوده : عباسی علی کمر، یعسوب، مترجم
شناسه افزوده : بنیاد پژوهشهای اسلامی
رده بندی کنگره : BP۱۳۵/ح۴و۵۰۴۲۷ ۱۳۸۶
رده بندی دیویی : ۲۹۷/۲۱۲
شماره کتابشناسی ملی : م۷۰-۳۵۰۷
شیخ حرّ عاملی
آداب معاشرت
از دیدگاه معصومین
ترجمه
محمّد علی فارابی - یعسوب عبّاسی علی اکبر
یکی از مهم ترین وظایف مسلمانان پاسداری از سنت، آثار و سخنان پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم و امامان معصوم علیهم السلام شما است. خوشبختانه در طول تاریخ پر افتخار شیعه، عالمان بزرگ و محدثان گرانقدری بوده اند که برای انجام دادن این وظیفه مقدس آستین همت بالا زده و با رنج فراوان احادیث و روایات را گردآوری و تقسیم بندی نموده اند. اینان گونه های مختلف حدیث همچون صحیح، حسن، موثق، ضعیف، ساختگی و دیگر مشخصات آن را تعریف کردند و در این زمینه آثار گرانسنگی از خود به یادگار گذاشتند.
یکی از بزرگانی که در گردآوری و نشر احادیث جایگاه والایی دارد و آثار مکتوب او سالیان دراز توجه محافل علمی و حدیثی را به خود جلب کرده، مرحوم علامه شیخ حر عاملی است. در میان آثار این علامه بزرگ، کتاب ارزنده او به نام: وسائل الشیعه بیش از همه خودنمایی می کند و چنانچه خواننده گرامی اندک سر و کاری با حدیث داشته باشد بی گمان با این کتاب ارزشمند آشنایی دارد
وسائل الشیعه در چندین بخش و با عناوینی همچون کتاب الصلاة ، کتاب الصوم
و ... تنظیم شده است. یکی از این عناوین کتاب الحج است که باب ها و عنوانهای بسیاری دارد و یکی از آنها « ابواب احکام العشره» است که آخرین بخش از جلد هشتم کتاب وسائل را تشکیل می دهد.
خواننده گرامی! کتابی که هم اینک با عنوان: آداب معاشرت فراروی شماست، ترجمه همان «ابواب احکام العشرة» است. لیک از آنجا که در این ابواب پیرامون آداب معاشرت
سخنی گفته می شود، برای چاپ فارسی آن عنوان آداب معاشرت برگزیده شد.
از آنجا که بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی، نشر آموزه ها، رهنمودها و سخنان گهربار پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله وسلم نیه و اهل بیت پاک او را در شمار وظایف خود می داند، بر آن شد که این کتاب را به دست چاپ و نشر بسپارد. خوشبختانه، به دلیل عشق مردم به سخنان و اندرزهای معصومان علیهم السلام از این کتاب با استقبال فراوان روبه رو شد و بارها به چاپ رسید. اینک به یاری خداوند و عنایات امامان پاک علیهم السلام ناپ چاپ دهم آن با ویرایش جدید در اختیار علاقه مندان قرار می گیرد.
بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی
حمد و ستایش خداوندی را سزاست که پیامبران را فرستاد تا بشر را از گمراهی و نادانی رهایی بخشند و به سوی کمال و سعادت ابدی رهنمون شوند.
درود بی پایان بر همۀ پیامبران خاصه بر سرور کاینات، حضرت محمد و اهل بیت گرامی او باد.
انسان همواره در زندگی جویای خوشبختی بوده و در راه رسیدن به کمال تلاش کرده است و پیوسته در پی راهنما و رهبری بوده است که در دریای متلاطم زندگی از گرداب بلا و هلاکت رهاییاش بخش و او را به ساحل سعادت برساند. پیامبران، مبلغان ادیان توحیدی اند که قوانین الهی از طریق وحی بر آنان نازل شده است و پیامبر گرامی اسلام آخرین رسول و کتاب مقدسش قرآن، آخرین کتاب آسمانی برای راهنمایی بشر است.
اطمۀ اطهار حاملان رسالت و قافلهسالاران انسانهایند که آنان را در همۀ ابعاد زندگی دنیوی و اخروی هدایت کرده اند.
علمای بزرگ اسلامی نیز در گردآوری و اشاعۀ احادیث پیامبر اکرم و اطمۀ اطهاردر طی قرون متمادی رنج های فراوان برده اند.
از جمله کتاب های مربوط به احادیث اسلامی، کتاب وسائل الشیعه تألیف مرحوم علامه شیخ حُرّ عاملی دانشمند بزرگ و جلیلالقدر قرن یازدهم هجری است که با جمعآوری احادیث نبوی و اطمۀ طاهرین چراغی فروزان فراراه انسان های خداجوی و دانشمندان اسلامی قرار داده و قرنهاست که بزرگان علم و ادب از این مشعل فروزان
بهرهمند هستند.
ترجمۀ ابواب احکام العشره از کتاب حج وسائل الشیعه که حاوی احادیث فقهی و اجتماعی و اخلاقی است در گروه حدیث بنیاد پژوهش های اسلامی به کوشش آقایان محمد علی فارابی و یعسوب عباسی علی کمر انجام شده است. امیدواریم این تلاش علاقهمندان را سودمند افتد و مورد قبول پروردگار قرار گیرد.
تذکّر:
برای رعایت امانت مآخذی که در پاورقی وسائل الشیعه ذکر شده عیناً یادداشت شده این تلاش، اگر چه جلد و صفحات کتاب های مزبور با مجلّداتی که اخیراً چاپ شده و در دسترس عموم است تطبیق نمی کند. در صورت تمایل؛ اطلاع از طبعِ مآخذ می توانند به جلد بیستم وسائل، صفحات 36 تا 49 مراجعه فرمایند.
محمد بن حسن معروف به شیخ حرّ از معاریف دانشمندان شیعی است که در شب جمعه 8 رجب سال 1033 هجری قمری در قریۀ «مَشْغری»(1)
از قرای جبل عامل (بخشی از لبنان) تولد یافت. این قریه «جُبَع»(2)و «جِزین»(3)
که در نزدیکی یکدیگر واقعند از بلاد قدیمی شیعهنشین به حساب می آیند.
شیخ حرّ عاملی از خاندان علمی بزرگی است که در این ولایت می زیسته و نسب وی به حرّ بن یزید ریاحی (صحابی معروف سیدالشهدا) می رسد. نامبرده پس از دوران کودکی و آموزش خط و تعلیم قرآن شریف و مقدمات، نزد پدر و عمو و جدّ مادری خود و جمعی دیگر به کسب دانش پرداخت، آنگاه به قریۀ «جُبَع» که در نزدیکی «مَشْغَری» است رهسپار شد و نزد علمای این بلاد کسب علم کرد و بر این منوال چهل سال در این بلاد اقامت و به استفاده و افاده اشتغال داشت، و طیّ این مدت دوباره به حج مشرّف شد، و سپس به قصد زیارت عتبات عالیات و مرقد منوّر حضرت رضابار سفر بست و در جوار حضرتش رحل اقامت افکند.
سبب این مهاجرت ذکر نشده ولی آنچه مسلّم است دوران عمر شیخ مصادف با فروزندهترین اوقات حکومت سلسله صفوی در ایران است که علاوه بر رسمیت
دادن به تشیّع در این کشور، خود به حمایت و پرورش علمای مذهبی همت می ورزیدند. از طرفی شیعیان در نواحی سوریه و لبنان در زیر فشار متعصّبان روزگار می گذراندند، و در آن زمان به سبب رقابت بین سلسله صفوی و سلاطین عثمانی دامنۀ اختلافات مذهبی بالا گرفته بود. لذا بعید نیست که اختناق موجود در آن بلاد و آزاد گذاشتن و تشویق علما و قدردانی از علم در ایران باعث شده باشد شیخ برای همیشه اقامت در مشهد را بر وطن مألوف ترجیح دهد.
شیخ در این استان رحل اقامت افکند و به افاده و نشر احادیث همت گماشت و شاگردانی تربیت کرد. وی در زمان اقامت در مشهد دو سفر دیگر به حج رفت.
تألیفات شیخ
شیخ بالغ بر بیست رساله و کتاب نوشته که از آن جمله وسائل الشیعه است. این کتاب از حدود هفتاد کتاب جمعآوری شده و اخیراً در بیست جلد در ایران و بیروت به چاپ رسیده است. شیخ با تألیفات وسائل که بالغ بر بیست سال به طول انجامید کار استنباط احکام را بسی آسان ساخت و از این جهت حق بزرگی بر مکتب فقهی شیعه دارد.
شیخ در فقه و رجال و ریاضیّات عالمی متبحّر بوده کتاب هایی تألیف کرده، و نیز از شعر بهرۀ وافی داشته است. مجموع اشعار وی بالغ بر بیست هزار بوده است. وی از قریحۀ ادبی خود در علوم استفاده کرده و منظومه هایی در فنون مختلف سروده است که از آن جمله می توان به منظومهای در زکات، منطومهای در هندسه، و منظومهای در تاریخ پیغمبر و ائمه اشاره کرد.
وفات شیخ در سال 1104 هجری روی داد و آرامگاهش در جوار مرقد منوّر علیبن موسی الرضا در یکی از حجرات تحتانی مدرسۀ میرزا جعفر می باشد.
، اقامۀ شهادت و راستگویی و ... همچنین در استحباب عیادت مریض و شرکت در تشییع جنازه، و خوشرفتاری نسبت به همسایگان و خواندن نماز در مسجد
1- معاویه بن وهْب گوید: به امام صادق عرض کردم: با بستگان و سایر مردم چگونه رفتار کنیم؟
امام فرمود: امانت را به آنان برگردانید، و (به حق) شهادت دهید: چه به نفع آنان باشد یا به ضررشان، و از بیماران آنها عیادت کنید، و در تشیع جنازۀ مردگانشان شرکت نمایید(1).
2- ابی اُسامه زید شَحّام گوید: امام صادق به من فرمود: به آنان که از من اطاعت و به سخنانمن عمل می کنند سلام برسان و به آنها بگو: شما را به تقوای خدای عزّوجلّ، پرهیزگاری در دین، کوشش در راه خدا، راستی در گفتار، برگرداندن امانت به صاحبانش، سجدۀ طولانی، و خوشرفتاری نسبت به همسایگان سفارش می کنم، زیرا حضرت محمّد به همین منظور مبعوث شده است. و به کسانی که به شما اعتماد می کنند چه نیکوکار باشند یا بدکار، امانت را برگردانید، زیرا رسول خدا حتّی به ادای سوزن [که ظاهراً کم ارزش می باشد] فرمان داده است. صلۀ رحم به جا آورید و در
تشییع جنازه شرکت کنید و به عیادت بیمار بروید و ادای حقوق نمایید، زیرا به کسی از شما می توان جعفری مذهب گفت که در دینش متّقی، و درستگفتار و
1) اصول کافی، ص 608 (باب ما یحب من المعاشرة).
امانتدار و با مردم خوشخو باشد. چنین شخصی با اینگونه کارهایش مرا مسرور می سازد، و این است روش و آیین جعفری.
اگر شیعۀ ما دارای این صفات نباشد برایم مایۀ اندوه وننگ است، و مردم می گویند: این است آیین جعفر صادق. به خدا سوگند پدرم [امام باقر به من فرمود: کسی از پیروان حضرت علی زینت قبیله است که از همه کس بیشتر ادا کنندۀ امانت، برآورنده حقوق، و صادق در گفتار و امانت باشد به گونهای که اگر از هر کس دربارۀ او سؤال شود بگویند مانند فلانی باید بود، زیرا از ما امانتدارتر و درستگفتارتر است(1).
3- معاویه بن وهب گوید: به امام صادق عرض کردم با بستگان و کسانی که با آنها معاشرت داریم ولی بر مذهب ما نیستند چگونه رفتار کنیم؟
امام فرمود: به پیشوایانتان که از آنها پیروی می کنید بنگرید و بدانگونه که آنها رفتار می کنند عمل نمایید. سوگند به خدا پیشوایان شما از بیماران آنها عیادت می کردند و در تشییع جنازۀ آنها حاضر می شدند و اقامۀ شهادت می کردند، به نفع یا به ضرر آنها، و امانت را به آنان برمیگرداندند(2).
حبیب خَثْعَمِی گوید: امام صادق به من فرمود: بر شما باد به اجتناب از معاصی، و تلاش و کوشش، و حضور در تشیع جازهها و عیادت بیماران، و حضور در مساجد با سایر مردم. دوست بدارید برای مردم آنچه را برای خودتان دوست می داریم. آیا شرمسار نیست کسی از شما که همسایهاش حقّ او را بشناسد ولی او حقّ همسایهاش را رعایت نکند؟(3).
5- مُرازم گوید: امام جعفر صادق فرمود: در مساجد نماز بخوانید، با مردم خوشرفتاری کنید، (برای اثبات حق) شهادت بدهید، و در تشییع جنازه شرکت کنید، زیرا شما ناگزیر به مردم نیازمندید، و هیچ کس در زندگیاش از مردم بی نیاز نیست(1).
6- عبدالله بن سنان گوید: از امام صادق شنیدم که می فرمود: شما را به تقوای الهی سفارش می کنم، مردم را بر خود چیره نگردانید که خوار می شوید. همانا خدای عزّوجلّ در قرآن کریم می فرماید: «با همۀ مردم به خوبی گفتگو و معاشرت کنید»(2)
83.
.سپس فرمود: از بیماران آنان عیادت کنید، در تشییع جنازهشان حاضر شوید، و شهادت بدهید اگر چه به نفع یا به ضررشان باشد. با مردم در مساجدشان نماز بگزارید تا آنچه میان شما و آنان متفاوت است مشخّص شود(3)
.
7- خَیثَمه گوید: امام صادق به من فرمود: سلام مرا به دوستان ما برسان و آنها را به ترس از خدا و عمل صالح سفارش کن. افراد تندرست از بیماران عیادت کنن، ثروتمندان فقیران را مورد توجّه قرار دهند، در تشییع جنازۀ مردگان حاضر شوند، به خانه های یکدیگر بروند، و در امور دین با یکدیگر مذاکره کنن، زیرا رعایت این امور باعث جاودانگی دستورات ماست. خداوند رحمت کند بندهای را که دستورات ما را زنده نگه دارد. ای خیثمه آنان را آگاه کن که تنها چیزی که انسان را از غیر خدا بی نیاز می کند کار شایسته و پسندیده است، زیرا به ولایت و دوستی ما نایل نمی شوند مگر با ورع و پرهیزگاری. معذّبترین مردم در روز قیامت کسی است که عدالت و حقّ را بستاید و سپس خلاف آنچه می گوید عمل کند(4).
1) اصول کافی، ص 608 (باب ما یحب من المعاشرة).
2) )وَإِذْ أَخَذْ نَا مِیثَاقَ بَنِی إِسْرَائِیلَ لا تَعْبُدُونَ إِلا اللَّهَ وَبِالْوَالِدَیْنِ إِحْسَانًا وَذِی الْقُرْبَی وَالْیَتَامَی وَالْمَسَاکِینِ وَقُولُوا لِلنَّاسِ حُسْنًا وَأَقِیمُوا الصَّلاهًَْ وَآتُوا الزَّکَاهًَْ ثُمَّ تَوَلَّیْتُمْ إِلا قَلِیلا مِنْکُمْ وَأَنْتُمْ مُعْرِضُونَ(، بقره /
3) سرائر، ص 475؛ محاسن برقی، ص 18.
4) سرائر، ص 487.
8 - کثیر بن علقمه گوید: به امام صادق عرض کردم مرا نصیحت فرمایید. فرمود: تو را به تقوای الهی، پارسایی، عبادت، طول سجده، برگرداندن امانت، راستی در گفتار و خوشرفتاری نسبت به همسایگان سفارش می کنم، زیرا حضرت محمدبرای همین منظور مبعوث شده است. با خویشاوندان پیوند داشته باشید، از بیمارانتان عیادت کنید، در تشییع جنازۀ مردگانتان حاضر شوید و زینت و افتخار ما باشید نه مایۀ ننگ ما. با اعمالتان ما را در نزد مردم عزیز و محبوب گردانید و آنها را دشمن ما نسازید. همۀ دوستیها را به سوی ما جلب و هرگونه بدگویی را از ما دفع کنید(1).
امام صادق از حضرت علی روایت می فرماید: باید در قلب تو نیاز به مردم و بی نیازی از آنان جمع شود. نیاز تو به آنها در نرمی گفتار و خوشرفتاری، و بی نیازی تو از آنها در پاکدامنی و پایداری عزّت توست(2).
ابو اُسامه گوید: از امام صادق شنیدم که می فرمود: پیشه کنید تقوای الهی و پارسایی، تلاش و کوشش کنید، راستگو باشید، امانت را به صاحبانش برگردانید، و با همسایگان خوشخو و خوشرفتار باشید. زینت و آبروی ما باشید نه باعث بی آبرویی ما(3).
1- امام باقر فرمود: ادر می توانی بر کسانی که با آنها معاشرت می کنی تفوّق داشته باشی، این کار را بکن(4).
2- امام جعفر صادق فرمود: خود را برای خوشرفتاری با همنشین خویش آماده
کن؛ خلق و خویت را نیکو گردان، زبانت را نگه دار، خشمت را فرو بر، سخنان بیهوده را رها کن، عفو را پیشه ساز و بخشنده باش(1).
3- ابو ربیع شامی گوید: به حضور امام صادق رسیدم در حالی که خانه پر از جمعیّت بود، فرمود: ای شیعیان آل محمّد، آگاه باشید از ما نیست کسی که هنگام خشم بر خود مسلّط نباشد، کسی که با یارانش به خوبی رفتار نکند و به آنان که با او خوش اخلاقی کرده اند خوشخلقی نشان ندهد، با همنشینانش به خوبی معاشرت نکند و نسبت به همسایگان خوشرفتار نباشد و رعایت نمکخوارگی را ننماید(2).
4- امام باقر فرمود: زایر خانۀ خدا اجر و پاداشی ندارد اگر این سه خصلت در او نباشد: 1) تقوایی که او را از نافرمانی خدا باز دارد 2) حلمی که به وسیلۀ آن جلو غضبش را بگیرد 3) با همنشینان به خوبی رفتار نکند(3).
5- امام صادق فرمود: پدرم می فرمود: زیارتکنندۀ خانه خدا پاداش ندارد وقتی که سه خصلت در او نباشد: 1) خُلقی که با دوستش بتواند به خوبی رفتار کند 2) حلم و بردرباری که با آن جلو خشم خود را بگیرد 3) تقوایی که او را از ارتکاب محرّمات الهی باز دارد(4).
6- امام صادق فرمود: از مروّت نیست که انسان آنچه را در سفر از خوبی و بدی همسفر می بیند بازگو کند(5).
7- عمّار بن مروان گوید: امام جعفر صادق مرا نصیحت کرد و فرمود: تو را به
پارسایی، برگرداندن امانت به صاحبانش، راستگویی، و خوشرفتاری با همنشین سفارش می کنم، و هیچ نیرو و قدرتی نیست مگر از آنِ خدا(1).
مُفَضّلَ بن عمر گوید: به خدمت امام جعفر صادق رسیدم، به من فرمود: چه کسی با تو همنشین است؟ عرض کردم مردی از برادران ایمانی من. فرمود: چه کار می کند؟ گفتم از موقعی که با او آشنا شدهام جایش را نمی دانم. به من فرمود: آیا نمی دانی کسی که چهل قدم با مؤمنی همگام باشد خدا از حقّ او در روز قیامت سؤال می کند؟(2)
امام صادق از پدرانش نقل کرده است: رسول خدا فرمود: هر کس سه خصلت در او نباشد عملش کامل نیست: 1) تقوایی که او را از معصیت خدا باز دارد 2) خُلق و خویی که با مردم مدارا نماید 3) بردباریی که جهالت نادان را با آن برطرف سازد(3).
سیّد رضی در نهج البلاغه از حضرت امیرالمؤمنین نقل می کند که آن حضرت فرمود: چنان با مردم معاشرت کنید که اگر بمیرید بر شما بگریند و اگر از آنها دور شدید مشتاق دیدار شما باشند(4).
1- امام جوا د فرموده است: مردی در بصره در حضور حضرت علی بلند شد و عرض کرد: دربارۀ [اقسام] دوستان ما را خبر ده.
حضرت فرمود: دوستان دو دسته اند: دوستان مورد اعتماد و دوستان خندهرو. دوستان مورد اعتماد به منزلۀ کف دست، بازو، افراد خانواه و دارایی انسان هستند. وقتی
که
برادرت مورد اعتماد توست از کمک مالی و جانی به او مضایقه نکن، با دوستانت او در دوستی خالص باش، دشمنان او با دشمن بدار، راز او را پنهان کن، او را یاری ده، خوبیهایش را آشکار ساز و بدان که اینها از کبریت احمر کمیابترند.
امّا دوستان خندۀرو: تو از معاشرت با آنان لذّت می بری. با قطع رابطه از ایشان خود را از این لذّت محروم مکن و بیشتر از آنان انتظار نداشته باش و مانند آنها با خوشرویی و خوشزبانی رفتار کن(1).
1- امام صادق در توضیح آیۀ شریفۀ «ما تو را از نیکوکاران می بینیم»(2). فرمود: (حضرت یوسف) برای دیگران جا را در مجلس وسعت می داد و به نیازمند قرض می داد و به ضعیف کمک می کرد.
2- از امام جعفر صادق نقل شده است که رسول خدا فرمود: برای کسانی که در یک مجلس گرد می آیند شایسته است که در تابستان بین هر دو نفر به اندازۀ یک ذراع (تقریباً نیم متر) فاصله باشد تا مزاحم یکدیگر نباشند(3).
1- ابوالحسن امام موسی کاظم فرمود: وقتی که شخص حاضر است با کنیه و اگر
غایب است با نام او را یاد کن(1).
2- علاء بن فُصَیلْ از امام صادق نقل کرده است که امام باقر فرمود: دوستانتان را بزرگ دارید و احترام کنید و به یکدیگر پرخاش نکنید و به هم ضرر نرسانید و حس نورزید و از بخل بپرهیزید و بندگان خالص خدا باشید(2).
1- امام باقر یا امام صادق فرمودند: اخم کردن بر مردم باعث دشمنی است(3).
1- محمّد بن یزید گوید: از امام رضا شنیدم که فرمود: هر کس در راه خدا یک دوست به دست آورد، خانهای در بهشت به ست آورده است(4).
2- شیخ صدوق در کتاب مجالس نقل کرده است که لقمان به پسرش گفت: پسر عزیزم هزار دوست انتخاب کن که هزار دوست هم کم است و یک دشمن نگیر زیرا یک دشمن هم زیاد است(5).
3- حضرت علی فرمود: دوستان خالص انتخاب کن، زیرا هرگاه از آنها کمک بخواهی تکیهگاه و پشتیبان تو هستند.
هزار دوست و همدم زیاد نیست ولی یک دشمن زیاد است. در کتاب الاخوان این
حدیث از امام صادق نقل شده است(1).
4- آن حضرت از رسول اکرم نقل می کند که فرمود: کسی که از پیش توشهای نفرستد وارد بهشت نمی شود، گفته شد: ای رسول خدا هر کس باید از پیش توشهای بفرست؟ فرمود: آری، برادر دینی یکی از توشه های اوست(2).
5- امام جعفر صادق فرمود: دوستانتان را در دنیا زیاد کنید زیرا در دنیا و آخرت سودمند هستند. در دنیا رفع نیازها به آنان وابسته است، امّا در آخرت اهل دوزخ می گویند: «ما شفاعتکننده و دوست نزدیکی نداریم»(3).
6- امام صادق فرمود: دوستانتان را زیاد کنید، زیرا برای هر مؤمنی دعای اجابت شدهای است.
و فرمود: دوست زیاد بگیرید زیرا بر هر مؤمنی حقّ شفاعت است.
و نیز فرمود: برادران مؤمن را زیاد کنید، زیرا برای آنان در نزد خدا در روز قیامت دستی است که به وسیلۀ آن شفاعت می کنند(4).
7- سیّد رضی در نهج البلاغه گوید: امیرالمؤمنین فرمود: ناتوانترین مردم کسی است که از پیدا کردن دوست عاجز باشد، و ناتوانتر از او آن کسی است که دوستی پیدا کند و از دست بدهید(5).
8 - در کتاب مجالس شیخ طوسی، امام صادق از علی بن ابی طالب نقل کرده است: از رسول خدا شنیدم که فرمود: مؤمن ارجمند و بلندنظر، و منافق فریبکار و
فرومایه است. بهترین افراد با ایمان کسانی هستند که با مؤمنین اُنس می گیرند. آن که با دیگران انس نگیرد و دیگران با او مأنوس نشوند در او خیری نیست. نیز حضرت علی فرمود: از رسول خدا شنیدم که فرمود: بدترین مردم کسی است که مؤمنان را دشمن بدارد و
آنها هم او را در قلبشان دشمن بدارند. بدترین مردم افراد سخنچین و کسانی هستند که بین دوستان جدایی می اندازند و از مردم عیبجویی می کنند، خدا در روز قیامت به آنان با نظر رحمت نمی نگرد و مقام آنان را بالا نمی برد. سپس حضرت علی این آیه را تلاوت فرمود:
«اوست که به نصرت خود و یاری مؤمنان تو را پیروز گردانید، و دل های مؤمنان را به یکدیگر مهربان ساخت(1)
62 و 63.
»(2).9- ایّوب بن نوح گوید: امام علی النقی به بعضی از دوستان ما نوشت، فلانی را عتاب کن و به او بگو: وقتی که خدا برای بندهای خیر و خوبی می خواهد اگر او را مورد عتاب قرار دهد وی عتاب را می پذیرد و متنبّه می گردد(3).
1- از امام صادق نقل شده که امیرالمؤمنین فرمود: اشکالی ندارد که با خردمند معارشت کنی اگر چه بخشنده نباشد، ا. عقلش بهرهمند شو، و از اخلاق بدش خود را حفظ کن. همدمی بخشنده را ترک مکن گر چه از عقلش سود نبری، ولی با خردمندی
خود از کرمش بهرهمند شو، و حتماً از فرومایۀ نادان بگریز(1).
1- ابو هریره گوید: از رسول خدا شنیدم که می فرمود: از خردمند راهنمایی بخواهید و از او نافرمانی نکنید که پشیمان می شوید(2).
1- در کتاب الاخوان آمده است که امام صادق (به یکی از شیعیان) فرمود: آیا (شما دوستان و شیعیان) با یکدیگر همنشینی و گفتگو دارید؟ عرض کردم: بلی، فرمود: این مجلسها را دوست می دارم، پس فضایل و سخنان ما را (در مورد احکام دین یا مصایب ما) زنده نگه دارید. خدای رحمت کند کسی را که فضایل ما را بیشتر زنده نگه دارد(3).
2- مَیْسَر گوید: امام محمّد باقر به من فرمود: آیا با یکدیگر خلوت می کنید و به گفتگو می پردازید؟ عرض کردم: بلی. فرمود: به خدا قسم دوست دارم در بعضی از این جلسات با شما شرکت داشته باشم(4).
3- امام باقر فرمود: خدا بیامرزد بندهای را که یاد ما را زنده نگه دارد. شنونده سؤال کرد زنده نگه داشتن یاد شما چگونه است؟ فرمود: به ملاقات یکدیگر رفتن (مؤمنین) و با
هم به گفتگو پرداختن در نزد آنان که ثابت قدم هستند(1).
4- امام صادق نقل می کند که حضرت علی فرمود: دیدار دوستان غنیمتی ارزنده است(2).
5- فُضَیل بن یسار گوید: امام باقر فرمود: آیا با یکدیگر مجالست دارید؟ عرض کردم: بلی، فرمود: چه نیکوست این مجالس(3).
6- خَیْثَمه گوید: امام صادق به من فرمود: به دوستان ما سلام برسان، و آنها را با توای الهی سفارش کن. ثروتمندان از فقیر، و نیرومندشان از ضعیف دیدار کند و زندۀ آنها در تشییع جنازۀ مردگان حاضر و به خانه های یکدیگر رفت و آمد نمایند، زیرا ملاقات کردنشان باعث زنده ماندن فضایل ما و امور دین است. سپس فرمود: خدا رحمت کند بندهای را که فضایل ما و احکام مربوط به دین را زنده نگه دارد(4).
7- امام صادق از پدرانش نقل می کند که پیامبر فرمود: سه چیز آسایش مؤمن است: بیدار بودن آخر شب، دیدار دوستان و افطار کردن روزه(5).
شعیب عَقَرقُوفیّ گوید: از امام صادق شندیم که به دوستانش می فرمود: تقوای الهی پیشه کنید و برای رضای خدا برادرانی نیکوکار و دوستدار یکدیگر و به هم پیوسته و مهربان باشید. یکدیگر را زیارت و ملاقات کنید و فضایل ما را ذکر کنید وآن را زنده نگه دارید(6).
9- امام باقر فرمود: گرد هم آیید، و با یکدیگر (در امر دین) گفتگو کنید که (در
این حال) ملائکه دور شما جمع می شوند. خدای بیامرزد کسی را که فضایل ما (و مسائل مربوط به دین را) زنده نگه دارد(1).
1- در اصول کافی از حضرت علی نقل شده که رسول خدافرمود: دربارۀ کسانی که با آنها به گفتگو می پردازید (و مجالست می کنید) دقّت کنید، زیرا هر کس مرگش فرا رسد دوستانش در نزد او حاضر می شوند. اگر آنها نیک باشند او نیک است و ادر بد باشند [معلوم می شود] او نیز بد است. هیچ کس نمی میرد مگر این که در هنگام مردن دوستانش در برابر او مجسّم می شوند(2).
2- ابوالحسن امام موسی کاظم فرموده است: حضرت عیسی گفته است: یار بد به دوستش ستم می کند، و همنشین بد او را به هلاکت می اندازد، پس نگاه کن با چه کسی همنشینی(3).
3- امام صادق به یکی از دوستانش فرمود: دوست قدیمی را انتخاب کن، و از هر دوست جدیدی که وفادار، امانتدار، متعهّد و پایبند به پیمان نباشد بپرهیز، و حتّی با مطمئنترین دوستانت با احتیاط رفتار کن(4).
4- ابن عبّاس گوید: از رسول خدا سؤال شد: بهترین همنشین کیست؟ فرمود: کسی که دیدار او شما را به یاد خدا بیندازد، گفتار او عمل شما را زیاد کند و عمل او شما را به
یاد آخرت بیندازد(1).
5- امام صادق فرمود: به کسی که منفعت دینی تو را در نظر نمی گیرد نزدیک مشو و علاقهای به همنشینی با او نشان مده، زیرا هر چیزی به جز خداوند از بین رفتنی و پایانش بس خطرناک است(2).
1- ابوالعُدَیس گوید امام باقر فرمود: ای صالح از آن که دلش برای تو بسوزد و تو را نصیحت کند پیروی کن و از کسی که تو را بخنداند ولی با توحیله و نیزنگ نماید پیروی مکن. به زودی همه به سوی خدای خویش باز می گردید، آن وقت آگاه می شوید [که چه کسی خیرخواه و چه کسی بدخواه شما بوده است](3)
(1) ظاهراً اسم ابوالعدیس صالح بوده «تنقیح المقال، ج 3 باب العین».
.2- امام صادق فرمود: گرامیترین دوستانم کسی است که عیب های مرا به من تذکّر دهد(4)
(1) ظاهراً اسم ابوالعدیس صالح بوده «تنقیح المقال، ج 3 باب العین».
.3- در کتاب (محاسن) برقی از امام جعفر صادق نقل شده است: از جمله خصلت هایی که مؤمن به آن نیازمند می باشد سه چیز است: 1) توفیق از جانب خدای
عزّّوجلّ 2) خود واعظ خویش بودن 3) پذیرفتن نصیحت(1).
1- امام صادق فرمود: دوستی دارای شرایطی است، اگر تمام یا بعضی از این شرایط را رعایت کند می توان او را دوست دانست، و اگر این شرایط در کسی نباشد نمی توان او را دوست نامید. آن شرایط عبارتند از: 1) باطن و ظاهرش یکی باشد 2) عزّت تو را
عزّت خود و عیب تو را عیب خویش بداند 3) اگر به مقام یا مالی رسید تغییری در او ایجاد نشود 4) قدرت و تواناییِ او تو را از رسیدن به چیزی باز ندارد 5) کسی دارای این خصلتهاست که در موقع گرفتاری تو را رها نکند(2).
2- سیّد رضی در نهج البلاغه از حضرت علی نقل می کند: دوست حقیقی آن است که برادرش را در سه موضوع حفظ کند: در گرفتاری، در غیاب و در مرگش.
1- وصّافی گوید: امام محمّد باقر به من فرمود: آیا می شناسی کسی را که لباسی نداشته باشد و برادرش لباس خود را به او ببخشد یا لباسی که اضافه دارد موقتاً به او بدهد تا وقتی که لباسی برای خویش تهیّه کند؟ عرض کردم خیر، امام به عنوان تأسف
دست بر زانویش زد و فرمود: چنین کسانی برادر نیستند(1).
2- اسحاق بن عمّار گوید: نزد امام صادق بودم، سخن از کمک برادران و وظایف آنها نسبت به یکدیگر به میان آمد. امام مطلبی فرمود که من تعجّب کردم. امام فرمود: زمانی که قائم ما ظهور کند بر مؤمنین واجب است که نیاز برادرانشان را برطرف کنند و در شادی آنها بکوشند(2).
3- خلاّد سندی (در حدیث مرفوعهای) گوید: مردی دیر به خدمت پیامبررسید، پیامبر به او فرمود: چه باعث شده است که تو را کم ملاقات می کنم؟
پاسخ داد: ای رسول خدا برهنگی مانع آمدنم بود، پیامبر فرمود: آیا همسایهات دو جامه نداشت که یکی را به تو عاریه دهد؟ پاسخ داد چرا [داشت؟] حضرت فرمود: او برادر تو نیست(3).
4- امام صادق فرمود: از آنچه به دست می آوری به برادرانت بده، زیرا خداوند می فرماید: «نیکیها بدیها را از بین می برند(4)».
امام صادق از رسول خدا نقل فرموده است: سه چیز است که این امّت قدرت انجام آن را ندارد: کمک مالی به برادران، رعایت عدالت و ترجیح دادن دیگران بر خود، و در هر حال به یاد خدا بودن، و آن تنها به گفتن «سبحان الله، والحمد الله، و لا اله الاّ الله، و
1) مصادقهًًًًْْْْ الاخوان، ص 8؛ در آن کتاب آمده: امام باقر به من فرمود: ای ابا اسماعیل و نیز در همان کتاب آمده است: اگر بعضی از دوستان لباس اضافی داشته باشند به او بدهند تا لباسی برایش برسد.
2) مصادقهًًًًْْْْ الاخوان، ص 8 ؛ در آن آمده: آن قدر سخن امام در نظرم عجیب آمد که در چهرهام آشکار بود.
3) مصادقهًًًًْْْْ الاخوان، ص 8 .
4) )إِنَّ الْحَسَنَاتِ یُذْهِبْنَ السَّیِّئَاتِ(، هود / 114.
الله اکبر» نیست، بلکه باید وقتی در معرض کار حرام قرار گیرد از خدا بترسد و مرتکب آن نشود(1).
5- ابن اَعیَن گوید: از امام صادق در بارۀ حقّ مسلمان نسبت به برادر مسلمانش سؤال کردم، امامن پاسخ نداد، چون خواستم با حضرت خداحافظی کنم عرض کردم: به من پایخ ندادید، فرمود: اگر پاسخ بدهم (و شما بدان عمل نکنید) می ترسم کافر شوید. مسلّماً از مهمترین چیزهایی که خدا بر بنگانش واجب کرده سه چیز است: 1- رعایت عدالت دربارۀ دیگران و این که آنچه را برای خود نمی پسندد برای برادر مؤمنش نیز روا ندارد. 2- کمک مالی به برادران مؤمن برای خدا. 3- به یاد خدا بودن در هر حال و یاد
خدا تنها به گفتن «سبحان الله والحمد لله» نیست، بلکه عبارت است از ترک آنچه خدا حرام کرده است(2).
1- امام صادق فرمود: امیرالمؤمنین وقتی به منبر می رفت می فرمود: شایسته است مسلمان از دوستی با سه گروه اجتناب کند: از بی حیای تبهکار، نادان، و دروغگو. امّا بی حیای تبهکار کارش را برایت خوب جلوه می دهد و دوست دارد تو مانند او باشی، در امر دین و آخرت به تو کمک نمی کند، نزدیک شدن به او ستم و باعث سختدلی و رفت و آمد با او برای تو مایۀ بی آبرویی است.
امّا
از نادان، امید خیری برایت نیست و ضرری از تو دفع نمی کند اگر چه خودش را به زحمت افکند، و چه بسا که بخواهد به تو سود برساند ولی زیان می رساند، پس مرگ او بهتر از زندگی و سکوت او بهتر از سخن گفتنش و دوری او بهتر از نزدیک بودن اوست.
امّا
دروغگو: زندگی تو با او گوارا نیست، زیرا خبری را از تو برای دیگران و از دیگران برای تو نقل می کند و هرگاه خبری به پایان رسید خبر دیگری پیش می کشد که وانمود کند راست می گوید، در صورتی که راست نمی گوید و با ایجاد عداوت بین مردم تفرقه می اندازد و بذر کینه در دلها می کارد، پس از خدا بترسید و دربارۀ خود بیندیشید(1).
2- کلینی در کافی از امام صادق نقل کرده است که امیرالمؤمنین فرمود: شایسته نیست که مسلمان با بدکار دوست شود، زیرا او کارش را نیکو جلوه می دهد و دوست
دارد دیگران مانند او باشند. دوستش را در امر دنیا و آخرت کمک نمی کند و رفت و آمد او باعث بی آبرویی و خواری است(2).
4- زُرارهًْ گوید: امام صادق فرمود: از دوستی با نادان بپرهیز، زیرا هر چه از جانب او شاد باشی او به بدی رساندن به تو نزدیکتر است. (هر چه به دوستی او خوشحالتر باشی، خطر زیان رساندن او به واسطۀ حماقتش به تو نزدیکتر می باشد)(3).
5- امام صادق فرمود: حضرت علی بالای منبر می فرمود: برای مسلمان شایسته است که از دوستی با دروغگو دوری جوید، زیرا خبری از تو برای دیگران و از دیگران برای تو نقل می کند. زندگی را بر تو تلخ و ناگوار می سازد. هرگاه خبری کسب کند آن را به خبر دیگری پیوند می دهد تا ثابت کند راست می گوید، در صورتی که راست نمی گوید. خبرها را از گروهی برای گروهی دیگر نقل می کند تا بین آنها
دشمنی ایجاد کند و بذر کینه در دلها بکارد(1).
1- عَمّار بن موسی گوید: امام صادق فرمود: ای عَمّار اگر دوست داری که نعمت برای تو دوام داشته، مروّت تو کامل و بی عیب باشد و زندگیات روبراه شود بردگان و افراد فرومایه ار در کار خود دخالت نده، زیرا اگر آنها را امین دانستی به تو خیانت کنند و اگر خبری به تو دهند دروغ گویند، اگر مصیبتی برایت پیش آید تو را خوار کنند، و اگر وعده کنند خُلف وعه نمایند.
عَمّار گفت، از امام صادق شندیم که می فرمود: نیکان که یکدیگر را دوست بدارند برای آنان ثواب، و بَدان که افراد نیک را دوست بدارند برای نیکان فضیلت، و دشمنی
بدکاران یا نیکان زینت و افتخار برای نیکوکاران، و دشمنی نیکوکاران با بدان ذلّت و خواری بدکاران است(2).
در کتاب کافی نقل شده است که لقمان به پسرش گفت: ای پسرم، زیاد با مردم نزدیک مشو که موجب دوری از دل های آنان می شوی و یکسره از آنها دوری مکن که خوار و بی مقدار گردی. هر جنبندهای همنوع خود را دوست دارد، انسان نیز همنوع خود را دوست می دارد، کارهای پسندیدهات را نزد مخالفین آن کارها بازگو مکن، زیرا همانطور که بین گرگ و گوسفند دوستی برقرار نمی شود بین نیکوکار و بدکار دوستی بهوجود نمی آید. کسی که به قیر نزدیک شود مقداری از قیر به می چسبد. همچنین کسی که با تبهکار (در زندگی) شریک شود و روش های او را می آموزد، کسی که ستیزه و جدال کردن را دوست داشته باشد ملامت می شود، آن که در جاهای تهمتآمیز وارد شود متّهم می گردد، هر که همنشین بد انتخاب کند سالم نمی ماند، و هر کس جلو زبانش را
نگیرد پشیمان می شود(1).
3- عَمّار ساباطی گوید: امام جعفر صادق به من فرمود: ای عَمّار اگر می خواهی نعمت برای تو دوامن داشته باشد و دوستی مردم نسبت به تو کامل شود و زندگیات راحت باشد با بردگان و افرار پست در کار خویش مشورت مکن، زیرا اگر به آنها اعتماد کردی به تو خیانت می کنند و ادر به تو خبری بدهند دروغ می گویند و اگر مصیبتی برای تو پیش آید تو را خوار سازند، و اگر وعه کنند به تو راست نگویند(2).
4- امام صادق فرمود: از پدرم شنیدم که می فرمود: به حقّ قیام کن و برای آنچه از دست تو رفته است افسوس مخور و از آنچه به تو مربوط نیست دوری کن. از دشمن بپرهیز و با ادوستان با احتیاط رفتار نما، مگر افراد امین، و امین کسی است که از خدا
بترسد. با بدکار همنشینی مکن و او را بر اسرار خویش آگاه مگردان و امانت به او مسپار و با آنان که از خدای خویش می ترسند در کارهایت مشورت کن(3).
1- امام صادق از پدر بزرگوارش نقل می کند: پدرم علی بن الحسین به من فرمود: ای پسر عزیزم با پنج گروه دوستی و گفتگو و مسافرت مکن؛ امام باقر سؤال می کنند آن پنج گروه را معرّفی فرمایید. امام سجّاد فرمود: 1) از دوستی با دروغگو بپرهیز زیرا دروغگو مانند سراب است که دور را نزدیک و نزدیک را دور می نمایاند 2) از دوستی با فاسق اجتناب کن زیرا تو را به یک وعه غذا و به کمتر از
آن می فروشد 3) از دوستی با بخیل بپرهیز زیرا وقتی که خیلی به کمک او نیازمند باشی (کنک نمی کند) تو را خوار می گرداند 4) از دوستی با کسی که از بستگان بریده و قطع رحم نموده است بپرهیز، زیرا در سه جا از قرآن نفرین شده است:
الف: «شما (منافقان) اگر (از فرمان خدا و طاعت قرآن) روی بگردانید یا در زمین فساد و قطع رحم کنید باز هم امید (نجات) دارید؟»
ب: «آنان که پس از پیمان بستن (با خدا و رسول) عهد خدا را شکستند و نیز آنچه را خدا به پیوند آن امر کرده بریدند، و در روی زمین فساد و فتنه برانگیختند، برای آنهاست لعنت خداة، و منزلگاهشان دوزخ است».
ج: و در سورۀ بقره فرموده است: «کسانی که عهد خدا را پس از پیمان بستن می شکنند و آنچه را خدا به پیوند آن امر کرده می بُرند در روی زمین فساد می کنند به حقیقت زیانکارند»(1)
الف: ) فَهَلْ عَسَیْتُمْ إِنْ تَوَلَّیْتُمْ أَنْ تُفْسِدُوا فِی الأرْضِ وَتُقَطِّعُوا أَرْحَامَکُمْ( ، محمّد / 22.
ب: ) وَالَّذِینَ یَنْقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ مِنْ بَعْدِ مِیثَاقِهِ وَیَقْطَعُونَ مَا أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ یُوصَلَ وَیُفْسِدُونَ فِی الأرْضِ أُولَئِکَ لَهُمُ اللَّعْنَةُ وَلَهُمْ سُوءُ الدَّارِ ( ، رعد / 25.
ج: ) الَّذِینَ یَنْقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ مِنْ بَعْدِ مِیثَاقِهِ وَیَقْطَعُونَ مَا أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ یُوصَلَ وَیُفْسِدُونَ فِی الأرْضِ أُولَئِکَ هُمُ الْخَاسِرُونَ( ، بقره / 27.
.2- امام جعفر صادق فرمود: از دوستی با نادان بپرهیز زیرا هر چه به او نزدیکتر شوی به بدی نزدیک شدهای [و از جانب او جز بدی به تو نمی رسد.](2)
3- سیّد رضی در نهج البلاغه گوید: پیشوای مؤمنان علی فرمود: ای فرزندم از دوستی با نادان بپرهیز، زیرا او می خواهد به تو سود برساند ولی زیان می رساند. از
دوستی با بخیل اجتناب کن زیرا هنگام شدیدترین حاجت تو را رها می سازد. از دوستی با بدکار بر حذر باش زیرا تو را به چیز کمی می فروشد. از دوستی با دروغگو بپرهیز زیرا او مانند سراب است، دور را به تو نزدیک و نزدیک را به تو دور می نمایاند(1).
4- امام محمّد باقر فرمود: به چهار شخص نزدیک مشو و دوستی مکن: نادان، بخیل، ترسو و دروغگو. نادان می خواهد به توسود برساند ولی ضرر می زند، بخیل چیزی از تو می گیرد ولی چیزی به تو نمی دهد، ترسو از تو و از پدر و مادر خویش می گریزد، و دروغگو اگر راست هم بگوید کسی سخن او را تصدیق نمی کند(2).
5- امام جعفر صادق از پدر بزرگوارش نقل می کند که امام باقر فرمود: خواستم به سفر بروم، پدرم علی بن الحسین به من سفارش کرد: ای پسرم از دوستی و معاشرت با احمق بپرهیز، زیرا احمق در حضور و غیاب به دنبال عیبجویی است.
اگر سخن بگوید نادانیاش او را رسوا گرداند، اگر سکوت کند ناتوانی در گفتار او را کوچک می کند، اگر کاری انجام دهد آن را تباه سازد و اگر مسؤولیتی به عهده گیرد
آن را ضایع می کند. دانش او باعث بی نیازی او نیست و دانش دیگران هم به وی سود نمی رساند. نصیحت ناصحان را نمی پذیرد. دوستش از او آسایشی نمی یابد. مادرش دوست دارد در عزایش بنشیند و همسرش می خواهد او را از دست بدهد. همسایهاش می خواهد از او دور باشد و دوست وی تنهایی را بر مجالسش ترجیح می دهد. اگر در مجلسی از دیگران کوچکتر باشد آنها از دست او در رنج و عذابند و اگر بزرگتر از دیگران
باشد آنان را به فساد می کشاند(1).
1- امام جعفر صادق از اجدادش نقل می کند که رسول خدا فرمود: همنشینی با سه گروه دل را میمیراند: 1- فرومایگان. 2- زنان. 3- ثروتمندان(2).
2- امام محمّد باقر به شخصی فرمود: با ثروتمندان معاشرت نکن زیرا انسان وقتی که با آنها معاشرت می کند از نعمتی که خدا به خودش داده است قدردانی نمی کند و به مرحلهای می رسد که تصوّر می کند خدا به وی نعمتی نداده است(3).
2- کراهت وارد شدن به مکان های تهمتانگیز
1- امام جعفر صادق از امیر مؤمنان علی نقل می کند: اگر کسی خود را در معرض تهمت قرار دهد کسانی را که به او بدگمان می شوند نباید ملامت کند، و کسی که رازش را پنهان دارد اختیار در دست خودش است [و رازش آشکار نمیشود] (4).
2- امام صادق فرمود: کسی که به جاهای تهمتآمیز برود و متّهم گردد باید خودش را ملامت کند(5).
3- امام باقر از پدر بزرگوارش نقل کرده است که حضرت امیر
فرمود: شخصی که خودش را در معرض تهمت قرار دهد نباید کسانی را که به او گمان میشوند ملامت کند(1).
4- حضرت علی در وصیّت به فرزندش امام حسن فرمود: از مکان های تهمتآمیز و جاهایی که مردم به آن بدگمانند بپرهیز، زیرا همنشین بد انسان را گول میزند(2).
5-
امام موسی کاظم گوید: امام صادق فرمود: از جاهای مشکوک امام موسی کاظم گوید: امام صادق فرمود: از جاهای مشکوک [و تهمتآمیز] بپرهیزید و حتّی نباید کسی با مادرش راه برود زیرا همۀ مردم نمیدانند که وی مادر اوست(3).
6- سیّد رضی در نهج البلاغه از امیر مؤمنان نقل میکند که آن حضرت فرمود: شخصی که خود را در معرض تهمت قرار دهد کسانی را که به او بدگمان میشوند نباید ملامت کند(4).
7- و نیز آن حضرت فرمود: کسی که شمشیر تجاوز و ستم به روی مردم بکشد با آن شمشیر کشته میشود، کسی که مکر و حیله ورزد هلاک شود، هر که بیباکی پیشه سازد غرق شود و شخصی که به مکانهای تهمتآمیز برود متّهم گردد(5).
1) مجالس صدوق، ص 182؛ در دنبالۀ حدیث مطالبی هست که در وسائل نقل نشده است.
2) مجالس، پسر شیخ طوسی، ص 5.
3) سرائر، ص 470. در نسخههای خطی کتاب هدایهًْ الامهًْ (شمارههای: 5703 ص 34 و 94/133 ص 37 عمومی آستان قدس و شمارۀ 300 ص 28 از نسخه خطی گوهرشاد) به جای «لا یقض» «لا یقفنّ» نوشته شده است. م.
4) نهج البلاغه، قسمت دوم، ص 184.
5) نهج البلاغه، قسمت دوم، ص 227.
21- استحباب پرهیز و ترس از زیرکی مؤمن
1- امام باقر در تفسیر آیۀ )إِنَّ فِی ذَلِکَ لآیَاتٍ لِلْمُتَوَسِّمِینَ((1)فرمود: منظور از «متوسّمین» ائمّه هستند (چون) رسول خدا فرمود: از زیرکی مؤمن بپرهیزید زیرا او در گفتارش از نور الهی استفاده میکند(2).
2- سلیمان جعفری گوید: عدّهای در نزد امام موسی کاظم بودند که فرمود: از زیرکی مؤمن بترسید زیرا او را نور الهی به امور مینگرد(3).
3- سیّد رضی در نهج البلاغه گوید علی فرمود: از گمانهایی که مؤمنان نسبت به شما میبرند بر حذر باشید زیرا خدا حقّ را بر زبان آنها جاری میسازد(4).
1- امام صادق از پدر بزرگوارش نقل کرده که از پیامبر اکرم سؤال شد: ای رسول خدا، هوشیاری و دوراندیشی در چیست؟ فرمود: مشورت کردن با صاحبنظران و پیروی از آنها(5).
2- امام صادق فرمود: رسول اکرم در وصیّت به حضرت علی فرمود: هیچ کمک و پشتیبانی محکمتر از مشورت، و هیچ خردی بهتر از تدبیر و چارهاندیشی
نیست(1).
3- امام باقر فرمود: در تورات چهار عبارت نوشته شده است: 1- کسی که مشورت نکند پشیمان میشود. 2- فقر و تنگدستی بزرگترین مرگ است. 3- هرگونه رفتار کنی با تو رفتار میکنند. 4- کسی که چیزی را مالک شود منافع خود را بر منافع دیگران ترجیح میدهد(2).
4- امام صادق فرمود: هرگز انسان با مشورت کردن هلاک نمیشود(3).
5-
سیّد رضی در نهج البلاغه از حضرت امیر نقل میکند: هیچ ثروتی مانند عقل، هیج فقری مانند نادانی، هیچ میراثی مانند ادب و هیچ پشتیبانی مانند مشورت کردن نیست(4).
6- و آن حضرت فرموده است: کسی که خودرأی باشد نابود میشود و هر که با بزرگان مشورت کند در عقل آنها شریک است(5).
7- و فرمود: مشورت راهیابی است(6).
8 - و نیز آن حضرت فرمود: کسی که به رأی و فکر خود اکتفا کند خود را به خطر افکنده است(7).
1- امام جعفر صادق فرمود: کسی که نصیحت کنندهای از باطن بازداردندهای از
درون و همنشین راهنما نداشته باشد دشمن را بر خود چیره کرده است(1).
2- امام هادی از پدرانش نقل کرده است که حضرت علی فرمود: کسی که به رأی و فکر خود اکتفا کند خود را به خطر افکنده است(2).
3- امام صادق فرمود: در کار خود با کسانی مشورت کن که از پروردگارشان میترسند(3).
4- امام صادق نقل کرده است که حضرت علی فرمود: در کاری که برای تو پیش میآید با کسانی که از خدا میترسند مشورت کن(4).
5- سلیمان بن خالد گوید: از امام جعفر صادق شندیم که میفرمود: با مردمِ خردمند، با تقوا مشورت کن زیرا آنها جز به نیکی راهنمایی نمیکنند و از مخالفت با آنان بپرهیز زیرا مخالفت با شخص پرهیزگارِ خردمند باعث تباهی دین و دنیاست(5).
6- امام صادق از رسول خدانقل فرموده است: مشورت با خردمندِ اندرزگو باعث پیشرفت و برکت و موفقیّت از جانب خداست. وقتی که شخص دلسوز عاقل تو را راهنمایی کند از مخالفت با او بپرهیز، زیرا این مخالت باعث هلاکت میشود(6).
7- امام جعفر صادق فرمود: چرا وقتی کار مهمّی برای شما پیش میآید و خود قادر به حلّ آن نیستید با افراد خردمندِ متدیّن و پارسا مشورت نمیکند؟ سپس امام صادق
فرمود: آگاه باشید هر کس این کار را انجام دهد خدا او را خوار نمیگرداند بلکه مقام او را بالا میبرد و به بهترین کارها و نزدیکترین آنها به خداوند هدایتش میکند(7).
8 - امام صادق فرمود: مشورت دارای حدودی است که اگر آن حدود شناخته و رعایت نشود ضررش برای مشورتکننده از نفعش بیشتر است.
کسی که با او مشورت میشود باید: 1- عاقل باشد 2- آزادة دیندار باشد 3- دوست مهربان و مانند برادر باشد 4- اگر از راز تو آگاه شد مثل این باشد که خودت به آن آگاهی و آن را مکتوم و پوشیده دارد. زیرا تو زمانی از راهنمایی مشاور سود میبری که او عاقل باشد، و وقتی که وی آزاد مردِ متدیّن بود نهایت کوشش را برای نصیحت کردن تو به کار میبرد. وقتی که دوست مهربان و مانند برادر باشد اگر او را از راز خویش آگاه کردی راز تو را پوشیده نگاه میدارد و آگاهی، [اگر این شرایط رعایت شود] مشورت جامع و نصیحت کامل میگردد(1).
1- امام صادق فرمود: کسی که با برادر مؤمنش مشورت کند و او نظرش را خالصانه بازگو ننماید خدای عزّوجلّ قدرت فکر و اندیشه را از وی میگیرد(2).
1- مُعمَّرَبن خَلاّد گوید: یکی از غلامان امام رضا به نام سعد وفات یافت؛ امام به معمّر فرمود: شخصی با فضیلت و اماندار به من معرّرفی کن، در پاسخ گفتم: من کسی
را به شما معرّرفی کنم؟ حضرت با حالتی غضبناک فرمود: پیامبر خدا با یارانش مشورت میکرد و بعد دربارة آنچه که میخواست تصمیم میگرفت.
2- فُضَیل بن یسار گوید: امام صادق دربارة کاری با من مشورت کرد، به امام گفتم: خدا شما را یاری دهد، کسی مانند من مشاور شما باشد؟ امام فرمود: آری هر زمانی که با تو مشورت کنم(1)
.
3- حسن بن جَهْم گوید: جمعی در خدمت امام رضا بودیم. ایشان یادی از پدربزرگوارش نمود و فرمود: هیچ عقلی با عقل او برابری نمیکرد، در عین حال در بسیاری اوقات با یکی از غلامان سیاهپوست خود مشورد میکرد. به آن حضرت گفته شد آیا با چنین کسی مشورت میفرمایی؟ در پاسخ فرمود: چه بسا خدای تبارک و تعالی مشکل را به زبان چنین شخصی برطرف کند. بسیاری اوقات دربارة مزرعه یا باغ آن حضرت را راهنمایی میکرد و آن حضرت به آن عمل میفرمود(2).
4- سیّد رضی در نهج البلاغه از حضرت علی نقل کرده است که عبدالله بن عبّاس نظر خود را به عنوان یک مشاور برای امام علی بیان کرد، امّا امام با عقیدة او موافق بود؛ فرمود: تو باید نظر مشورتی خود را به من بگویی، امّا اگر برخلاف نظر تو تصمیم بگیرم باید نظر مرا بپذیری(3).
5- علیّ بن مهزیار گوید: امام جواد به من نوشت به فلانی بگو با ما مشورد کند و پس از مشورت آنچه نظر خودش است انتخاب کند، زیرا او از آنچه در سرزمینش [اهواز] میگذرد و چگونه رفتار با سلاطین آگاهتر است. مشورت باعث برکت و خوشبختی است. خدا به پیامبرش در قرآن کریم میفرماید: «در کارها با مردم مشورت کن، لیکن آن چه خود تصمیم گرفتی با توکّل به خدا انجام ده». (حضرت فرمود) پس
هر چه میگذرد به من گزارش دهد بهترین نظر را برایش مینویسم و اگر رأی و نظر
من بهتر نباشد امیدوارم او را به راه روشن حقّ راهنمایی کرده باشد. انشاءالله «در کارها با مردم مشورت کن»(1)
منظور طلب خیر از مردم است(2).
1- امام جفر صادق از پدرانش نقل کرده است که پیامبر در وصیّتش به حضرت علی فرمود: یا علی بر زنان، نماز جمعه و مسؤولیت قضاوت و طرف مشورت قرار گرفتن نیست.
یا علی، تندخویی ناپسند و اطاعت از زن موجب پشیمانی است. یا علی، از جمله چیزهایی که نامبارک است زبان زنان است. [زنانی که رعایت شؤون اسلامی را نمینمایند](3).
2- امیرالمؤمنین در وصیّت به فرزندشان محمّد بن حنفیّه فرموده است: آرای مردان را جمع کن، سپس آن رأیی را که به حقّ نزدیکتر است انتخاب کن و آرایی را که شک داری رها کن... تا این که فرمود: کسی که به رأی خود عمل کند خودش را به خطر میافکند و هر که آرای مختلف را مورد توجّه قرار دهد به راههای خطا و اشتباه پی میبرد(4).
1- امام رضا از پدرانش از حضرت علی نقل کرده است که پیامبر فرموده
1) ) فَبِمَا رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَلَوْ کُنْتَ فَظًّا غَلِیظَ الْقَلْبِ لانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِکَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَشَاوِرْهُمْ فِی الأمْرِ فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَکَّلْ عَلَی اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُتَوَکِّلِینَ( ، آل عمران / 159.
2) تفسیر عیّاشی. علی بن مهزیار از اصحاب امام جواد و امام هادی و ساکن اهواز بوده و با امام مکاتبه داشته است - م.
3) مَن لا یحضره الفقیه، ج هًْ، ص 338.
4) مَن لا یحضره الفقیه، ج 2، صفحات 345 و 346.
است: یا علی با شخص ترسو مشورت نکن زیرا او راه خروج [از گرفتاریها] را برای تو سخت جلوه میدهد و حتماً با بخیل مشورت نکن، زیرا تو را از هدف باز میدارد. با حریص مشورت نکن زیرا او کار بد را زیبا جلوه میدهد. بدان که ترس و بخل و آزمندی غریزهای است که از سوء ظنّ ناشی میشود(1).
2- عَمّار ساباطی گوید: امام صادق به من فرمود: ای عمّار اگر میخواهی نعمت برایت با دوام، مردانگیات کامل و زندگیات اصلاح گردد در کار خویش با بردگان و اشخاص فرومایه مشورت مکن، زیرا اگر به آنها اعتماد کنی به تو خیانت میکنند، اگر خبری به تو بدهند دروغ میگویند، اگر گرفتار شوی تو را خوار میسازند و اگر به تو وعدهای دهند به آن وفا نمیکنند(2).
3- امام جعفر صادق فرمود: از پدرم شنیدم که میفرمود: حق را بپا دار و برای آنچه از تو فوت شده افسوس مخور، از آنچه به تو مربوط نیست کناره گیر، از دشمن دوری کن، از دوست خویش بر حذر باش، (با احتیاط با او برخورد کن)، با مردم امین همنشین و دوست باش، و امین کسی است که از خدا بترسد، با بدکار همنشینی مکن و او را بر راز خویش آگاه مگردان و امانت خود را به او مسپار و در کارهایت با کسانی ه از پروردگار خویش میترسند مشورت نما(3).
1- امام صادق فرمود: با کسی که در دین بدعت میگذارند دوستی و همنشینی نکنید زیرا در نظر مردم یکی از آنان به شمار میآید.
و پیامبرفرمود: انسان بر دینِ دوست و همنشین خود میباشد(1).
1- امام صادق از پدرانش نقل کرده که در وصیّت حضرت رسول به علی آمده است: یا علی کسی که از دین و دنیایش توشهای بر نگیرد برای تو خیری در همنشینی با او نیست، و کسی که خواستة تو را اجابت نکند تو نیز خواسته او را اجابت نکن، زیرا او شایستة تکریم نیست(2).
2- امام صادق از پدرانش نقل کرده است که در حدیث منهیّات پیامبر فرمود: سخن گفتن با شخص جذامی مکروه است مگر این که بین آنها به اندازة یک ذراغ [تقریباً نیم متر] فاصله باشد.
و آن حضرت فرمود: از جذامی فرار کن مانند گریختن از شیر(3).
3- در کتاب خصال شیخ صدوق از امیرالمؤمنین نقل شده است که آن حضرت فرمود: پیامبر [مردم را] از سلام کردن بر چهار گروه نهی کرده است: 1) شخص بادهگسار در حال مستی 2) کسی که مجسمه میسازد 3) آن که با نرد بازی میکند 4)
کسی که دوزبازی میکند(4).
و من گروه پنجمی را اضافه میکنم، نهی میکنم شما را از سلام کردن بر شطرنجباز(5).
4- رسول خدا فرمود: از پنج گروه در هر حال باید دوری کرد: جذامی، پیس، دیوانه، زنازاده و عرب بیابانگرد(1).
5- امام جعفر صادق از پدرانش نقل فرموده است که بر شش گروه نباید سلام کرد: یهودی، مسیحی، کسی که برای رفع حاجت نشسته است، آن که بر سر سفرهای مینشیند که در آن مشروبات الکلی است، شاعری که به زنان عفیف تهمت میزند و کسانی که فحش دادن به مادرانِ اشخاص را وسیلة شوخی قرار میدهند(2).
6- حضرت علی در حدیثی فرمود: بر شش گروه سلام کردن شایسته نیست: 1) یهودی و مسیحی 2) افرادی که با نرد و شطرنج بازی میکنند 3) بادهگسار 4) اهل ساز و طنبور 5) کسانی که فحش دادن به مادران اشخاص را وسیلة شوخی قرار میدهند 6) شاعران [درباری و چاپلوس](3).
7- امام جعفر صادق از پدرش امام محمّد باقر نقل کرده است که آن حضرت فرمود: بر بهیود، نصاری، زردشتی، بتپرست، بادهگسار، کسانی که کارشان بازی شطرنج و نرد است، مرد زن صفت [مردی که خود را در اختیار مردان دیگر میگذارد]، شاعری که زنان عفیف را متّهم میکند و کسی که در حال نماز است سلام نکنید. بر نمازگزار بدین سبب که نمیتواند پاسخ سلام را بدهد، با توجّه به این که سلام برای مسلمان امری مستحب و پاسخ آن واجب است و نیز بر رباخوار، کسی که برای رفع
حاجت نشسته است، در حمّام، و به هر فاسقی که آشکار را مرتکب معصبت میشود سلام نکنید(4).
1- امام محمّد باقر فرمود: عربی بادیهنشین از بنی تمیم به نزد پیامبرآمد و عرض کرد: مرا نصیحت فرمایید. از جمله مطالبی که پیامبر به او فرمودند این بود: نسبت به مردم اظهار دوستی کن تا تو را دوست بدارند(1).
2- امام موسی کاظم فرمود: اظهار محبّت و دوستی نسبت به مردم نیمی از عقل است(2).
3- ابن ادریس در کتاب سرائر مشابه این حدیث را نقل کرده است با این تفاوت: و مدارا کردن با دیگران نیمی از وسیلة زندگی است، و کسی که میانهروی کند فقیر نمیشود(3).
4- امام صادق از امام حسن مجتبی نقل فرموده است: خویشاوند کسی است که از لحاظ دوستی به انسان نزدیک باشد اگر چه از لحاظ نسب دور باشد و بیگانه کسی است که از جهت محبّت و دوستی بیگانه باشد گر چه از لحاظ نسب نزدیک باشد، هیچ چیز نزدیکتر به چیزی از دست به بدن نیست، و دست خیانت میکند و قطع میشود، و پس از قطع درمان میگردد. ]یعنی اعتماد به نزدیکی خویشاوند نیست، اگر دوست نباشد، و گاهی عملاً از انسان دور و بیگانه است. یا منظور این است که دست دزد به صاحبش خیانت میکند و در عین نهایت نزدیکی قطع میگردد. یا انسان دشمن
دستش هست و باعث قطعش میگردد. یا این که اعتمادی به قرب جسمانی نیست و نفع حقیقی و پایدار قرب معنوی است[(4).
5- امام صادق از رسول خدا نقل فرموده است: اظهار دوستی نسبت به مردم نصف عقل است(1).
1- امام صادق فرمود: خوشرویی با مردم یک سوّم عقل است(2).
2- امام صادق از پیامبر نقل فرموده است که سه چیز دوستی انسان را برای برادر مسلمانش خالص میگرداند: 1- خوشرویی او را ملاقات کند. 2- در مجلس به او جا دهد. 3- او را با بهترین نامها بخواند(3).
3- حُذَیفَهًْ بن منصور گوید: از امام جعفر صادق شنیدم که میفرمود: کسی که از مزاحمت مردم دست بردارد، گر چه او یک نفر است که از مزاحمت آنان دست برداشتهت لکن، در مقابل، افراد زیادی از مزاحمت او دست برمیدارند(4).
1- امام صادق فرمود: زمانی که کسی را دوست داری او را از این امر با خبر کن، زیرا باعث استواری محبّت بین شما میگردد(5).
2- نصر بن قابوس گوید: امام صادق به من فرمود: زمانی کهی کی از برادرانت را دوست میداری او را از این دوستی آگاه کن، همانطور که حضرت ابراهیم گفت: «پروردگارا به من بنما که چگونه مردگان را زنده میکنی، خدا فرمود: آیا به ]زنده شدن
مردگان[ اطمینان نداری؟ ابراهیم پاسخ داد: ایمان دارم امّا میخواهم قلبم مطمئن شود(1).»(2)
3- شخصی به امام باقر عرض کرد: من این مرد را دوست دارم، امام به او فرمود: او را از این امر با خبر کن، زیرا دوستی را پایدارتر و مهربانی را نیکوتر میسازد(3).
4- امام جعفر صادق فرمود: زمانی که کسی را دوست میداری به او بگو(4).
5- امام صادق از پیامبر خدا نقل فرموده است: هرگاه یکی از شما همصحبت با برادر ایمانیاش را دوست میدارد او را آگاه سازد(5).
1- امام صادق فرمود: آغازکنندة به سلام به خدا و رسولش نزدیکتر است(6).
2- علی بن الحسین فرمود: از صفات مؤمن انفاق کردن به اندازة توانایی و وسعت دادن [به اهل و عیال[ در حدّ قدرت و با عدالت و انصاف رفتار کردن با مردم و آغاز به سلام نمودن بر آنان میباشد(7).
3- امام جعفر صادق از رسول خدا نقل فرمود: شایستهترین مردم نزد خدا و رسولش کسی است که سلام را آغاز کند(8).
1) اصول کافی، ص 612 (اخبار الرجل اخاه بحبّه).
2) )مَثَلُ الَّذِینَ یُنْفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ کَمَثَلِ حَبَّةٍ أَنْبَتَتْ سَبْعَ سَنَابِلَ فِی کُلِّ سُنْبُلَةٍ مِائَةُ حَبَّةٍ وَاللَّهُ یُضَاعِفُ لِمَنْ یَشَاءُ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِیم(، بقره / 261.
3) محاسن برقی، ص 266.
4) محاسن برقی، ص 266.
5) محاسن برقی، ص 266.
6) اصول کافی، ص 612 (باب التسلیم).
7) اصول کافی، ص 612 (باب التسلیم).
8) اصول کافی، ص 612 (باب التسلیم).
4- با همین اِسناد نقل شده که رسول خدا فرمود: کسی که قبل از سلام سخن آغاز کند به او پاسخ ندهید. و نیز فرمود: قبل از سخن گفتن سلام کنید. اگر کسی قبل از سلام گفتن سخن گوید به پاسخ ندهید(1).
5- امام صادق فرمود: فرشتهای مردی را بر در خانهای دید، فرشته به او گفت چرا بر در این خانه ایستادهای؟ پاسخ داد یکی از برادرانم در این خانه است میخواهم بر او سلام کنم، فرشته به او گفت: آیا بین شما خویشاوندی است یا حاجتی به او داری؟ پاسخ داد: قرابتی بین ما نیست و نیازی جز اخوّت اسلامی و احترام آن مرا به اینجا نکشانده بلکه برای پروردگار جهان به او سلام و محافظتش میکنم. فرشته به او گفت: من فرستادة خدایم به سوی تو، پروردگارت تو را سلام میرساند و میفرماید: مرا زیارت کردی و برای من تعهّد نمودی، حتماً بهشت را بر تو واجب کردم و تو را از خشم خویش معاف داشتم و از آتش نجات دادم(2).
6- امام صادق نقل کرده است که رسول خدا فرمود: کسی که قبل از سلام کردن سخن آغاز کند به او پاسخ ندهید.
و نیز امام صادق فرمود: هیچ کس را به طعام خویش دعوت نکنید مگر این که سلام کند(3).
1- امام صادق فرمود: جواب دادن به نامه مانند پاسخ سلام واجب است و
آغازکنندة به سلام ]از جوابدهنده[ نزد خدا و رسولش شایستهتر است(1).
2- امام صادق نقل کرده: خدای عزّوجلّ فرمود: بخیل کسی است که از سلام کردن بخل ورزد(2).
3- امام جعفر صادق نقل کرده است که رسول خدا فرمود: سلام کردن مستحب، و پاسخ آن واجب است(3).
1- امام محمّد باقر فرمود: خدای عزّوجلّ بلند سلام کردن ار دوست میدارد(4).
2- امام باقر فرموده: سلمان (که رحمت خدا بر او باد) میگفت: سلام خدا را آشکارا بگویید، زیرا درود خدا به ستمکاران نمیرسد(5).
3- امام جعفر صادق در حدیثی نقل فرموده است که حضرت علی میفرمود: خشمگین نشوید و ]کاری نکنید که[ مورد خشم قرار گیرید، آشکارا سلام کنید، سخن
نیکو بگویید، نماز شب بخوانید در حالی که مردم در خوابند تا به سلامتی به بهشت روید، سپس این گفتار خدای عزّوجلّ را برای آنان خواند: «خدایی که سالم از هرگونه عیب و نقص، و اماندهنده و نگهبان است(6)»(7).
4- امام صادق فرمود: از نشانههای فروتنی این است که کسی را که ملاقات میکنی بر او
1) اصول کافی، ص 626 (الکتاب).
2) اصول کافی، ص 613 (التسلیم.
3) اصول کافی، ص 613 (التسلیم.
4) اصول کافی، ص 613 (التسلیم.
5) اصول کافی، ص 613 (التسلیم.
6) )إِنَّمَا یَنْهَاکُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذِینَ قَاتَلُوکُمْ فِی الدِّینِ وَأَخْرَجُوکُمْ مِنْ دِیَارِکُمْ وَظَاهَرُوا عَلَی إِخْرَاجِکُمْ أَنْ تَوَلَّوْهُمْ وَمَنْ یَتَوَلَّهُمْ فَأُولَئِکَ هُمُ الظَّالِمُونَ( ، حشر / 33.
7) اصول کافی، ص 613 (التسلیم).
سلام نمایی(1).
5- امام جعفر صادق از پدرانش نقل فرموده است که در وصیّت پیامبربه حضرت علی آمده است: سه چیز باعث پوشاندن گناهان است: آشکارا سلام کردن، طعام دادن، خواند نماز شب در حالی که مردم خوابند(2).
6- امام صادق فرمود: بخیل کسی است که از سلام کردن بخل ورزد(3).
7- امام جعفر صادق از پدرانش نقل کرده است که رسول خدا فرمود: در بهشت خانههایی است که بیرون آنها از داخل، و داخل آنها از خارج دیده میشود. کسانی از امّت من در آن سکونت میکنند که سخن نیکو گویند، مردم را اطعام کنند، بلند سلام کنند و روزه را ادامه دهند و نماز شب بخوانند در حالی که مردم خوابند. حضرت علی سؤال کرد: ای رسول خدا چه کسی از امّت شما توانایی انجام این اعمال را دارد؟
پیامبر فرمود: یا علی میدانی نیکویی سخن چیست؟ کسی که صبح و شام ده مرتبه بگوید: «سبحانَ الله، والحمدُ للهِ، و لا الهَ اِلا الله، وَاللهُ اَکبرُ». اطعام کردن عبارت است از انفاق کردن مرد به خانوادهاش. منظور از ادامة روزه آن است که اگر شخص ماه رمضان و از هر ماه دیگر سه روز روزه بگیرد، روزة عمر برای او نوشته میشود. هر کس نماز
مغرب را به عبادت مشغول باشد. مقصود از افشای سلام آن است که از سلام کردن بر هیچ مسلمانی بخل نورزد(4).
8 - امام محمّد باقر فرمود: سه چیز باعث قرب و منزلت است: آشکارا سلام کردن، طعام دادن و نماز شب خواندن در حالی که مردم در خوابند(1).
9- امام جعفر صادق فرمود: از نشانههای تواضع سالم کردن به هر کسی است که او را ملاقات کنی(2).
10- پیامبر خدا فرمود: ناتوانترین مردم کسی است که از دعا کردن عاجز باشد، و بخیلترین مردم آن که از سلام کردن بخل ورزد(3).
11- امام صادق فرمود: هر کس چهار چیز برای من تعهّد کند من چهخار خانه در بهشت برای او تضمین میکنم: 1) انفاق کردن و نترسیدن از فقر و تنگدستی 2) رعایت عدالت دربارة مردم در مقابل منافع خویش 3) آشکارا سلام کردن در همه جا 4) ترک مجادله و نزاع اگر چه حقّ با او باشد(4).
1- امام رضا از پدرانش نقل کرده است که رسول خدا فرمود: پنج چیز را تا آخر عمر رها نخواهم کرد: 1) غذا خودرن با بردگان بر روی زمین 2) سوار شدن بر الاغ
بیپالان 3) دوشیدن شیر از پستان بز با دست خودم 4) پوشیدن لباس پشمین 5) سلام کردن بر کودکان تا این که بعد از من سنت ]رسم[ باشد(5).
2- امام صادق از پدرانش نقل کرده است که پیامبرفرموده: پنج چیز را تا لحظة مرگ ترک نخواهم کرد: 1) پوشیدن لباس پشمین 2) سوار شدن بر الاغ بیپایان 3) غذا خوردن با بردگان 4) وصله کردن کفش با دست خودم 5) سلام کردن بر کودکان تا این که بعد از من سنت ]رسم[ باشد(1).
1- امام رضا فرمود: هر کس فقیر مسلمانی را ملاقات کند و بهگونهای بر او سلام نماید که با سلام بر ثروتمند فرق داشته باشد در روز قیامت خدا را در حالی ملاقات می.کند کهم خدا بر وی خشمگین است(2).
2- حَجّال گوید: به جمیل بن دَرّاج گفتم آیا پیامبر خدا فرمود: زمانی که بزرگ قومی نزد شما آمد او را احترام کنید؟ جمیل گفت: آری، پیامبر فرموده است. از جمیل پرسیدم: ]در این حدیث[ منظور از شریف کیست؟ پاسخ داد: از امام صادق در این باره پرسیدهام، آن حضرت فرمود: منظور از شریف در این حدیث شخص ثروتمند است(3).
1- امام جعفر صادق از پدرانش نقل کرده است: پیامبر فرمود: هر کس یهودی یا مسیحی یا زرتشتی یا یکی از غیر مسلمانان را ببیند بگوید: «سپاس خدایی را که مرا بر تو فضیلت داد و اسلام را دینت من و قرآن را کتابم و محمد را پیامبر و حضر علی
را امام و پیشوای من، و مؤمنین را برادرانم، و کعبه را قبلة من قرار داده است» خدا بین آن مؤمن و غیر مسلمان در دوزخ هرگز جمع نکند(1).
2- امام جعفر صادق فرمود: هر کس آفت زدهای (مانند جذامی و امثال آن) یا مُثله شده یا گرفتاری را ببیند مخفیانه به طوری که او نشنود سه مرتبه بگوید: «سپاس خدایی را که مرا سلامت داشت از آن چه تو را بدان مبتلا ساخته است، و اگر خدا میخواست میتوانست مرا نیز گرفتار سازد» هرگز آن بلا به او نرسد(2).
1- امام صادق فرمود: هرگاه کسی سلام میکند بلند سلام کند و نگوید سلام کردم امّا پاسخ ندادند، شاید نشنیده باشند. جواب سلام را نیز باید بلند گفت تا آن مسلمان سلام کننده نگوید: پاسخ سلام مرا نگفتند(3).
1- حسن بن مُنْذِر گوید: از امام صادق شنیدم که میفرمود: کسی که بگوید: «السّلامُ عَلیکُم» برای او ده حسنه، و کسی که بگوید: «سَلامٌ عَلَیْکُم وَ رَحْمَهًُْ اللهِ« برایش بیست حسنه، و هر که بگوید: «سَلامٌ عَلَیْکُم وَ رَحمَهًُْ اللهِ وَ بَرَکاتُهُ» برایش سی حسنه است(4).
2- امام صادق نقل کرده است که امیرالمؤمنین فرمود: کراهت دارد انسان بگوید: «حیّاکَ اللهُ» (خدا تو را زنده بدارد) سپس ساکت شود مگر آن که پس از آن،
سلام کند(1).
3- عمّار ساباطی دربارة نحوة سلام کردن زنان از امام صادق سؤال کرد و امام فرمود: زن بگوید: «علیکم السّلام» و مرد پاسخ دهد: «السّلامُ عَلَیْکُم»(2).
4- وهب یمانی در حدیثی نقل کرده است کهک خدا به آدم فرمود: به جانب این گروه از فرشتگان برو و به آنان بگو «السّلامُ عَلَیکُم و رَحْمَهًْ الله و برکاتُهُ» (سلام و رحمت و برکات خدا بر شما باد). حضرت آدم بر آنان سلام کرد، ملائکه پاسخ دادند: «وَ عَلَیْکَ السّلامُ و رَحمَهًُْ الله و بَرَکاتُهُ». چون به حضور پروردگار خویش برگشت، پروردگار تبارک و تعالی به او فرمود: این درود تو و فرزندانت تا روز قیامت در بین آنها باقی میماند(3).
1- امام محمّد باقر فرموده است که: امیرالمؤمنین به مردی از طایفة بنی سعد فرمود: ... یک روز صبح در حالی که هنوز در رختخواب بودیم پیامبر به نزد ما آمد و فرمود: «السلام علیکم» ما سکوت کریم و حیا نمودیم از جایمان بلند شویم، سپس فرمود: «السلام علیکم» باز هم سکوت کردیم، مجدّداً فرمود: «السلام علیکم» ترسیدیم اگر پاسخ سلام حضرت را ندهیم بردگردد. این عادت آن حضرت بود که سه مرتبه سلام
میکرد و اگر اجازة ورود به وی داده نمیشد برمیگشت. پس گفتیم «وعلیک السّلام» یا رسول الله، داخل خانه شوید. حضرت داخل شدند و سپس تسبیح حضرت فاطمه را
برای ذکر و در موقع خوابیدن به آن دو بیان فرمود(1).
2- امام صادق در حدیث دوازده درهمی که حضرت رسول به علی دادند تا برای آن حضرت پیراهن بخرد، فرمود: جلو من حرکت کن و مرا به سوی خانوادهات راهنمایی کن. پیامبر چون به در خانه رسید، فرمود: «السلام علیکم» پاسخ ندادند. دو مرتبه سلام کرد. پاسخ ندادند. برای سمین بار که سلام کرد گفتند. «ای رسول خدا سلام و رحمت و برکات خدا بر تو باد». پیامبر سؤال فرمود: چرا بار اول و دوم جواب سلام را ندادید، گفتند: ای رسول خدا ما سلام شما را شندییم ولی دوست داشتیم بیشتر بشنویم...(2).
1- امام صادق فرمود: در سه مورد فرد به صورت جمع خطاب میشود: 1) در موقع عطسه که میگویی «یَرْحَمُکُم الله» اگر چه کسی با وی نباشد 2) در سلام کردن میگویی «السّلام علیکم» 3) هنگام دعا برای دیگران میگویی: «عافاکُم الله»(3).
2- مانند این حدیث در خصال نیز نقل شده است.
43- مستحب نبودن سلام بر کسی که همراه جنازه است
یا به نماز جمعه میرود یا در حمّام است
1- امام صادق فرمود: بر سه کس سلام لازم نیست 1) بر کسی که با جنازه
همراه است 2) بر آن که به نماز جمعه میرود 3) بر کسی که داخل حمّام باشد(1).
1- امام باقر فرمود که: امیرالمؤمنین بر قومی گذشت و بر آنان سلام کرد، آنها پاسخ دادند «سلام و رحمت و برکات و مغفرت و خشنودی خدا بر تو باد». حضرت به آنان فرمود: بر ما بدانگونه که فرشتگان به پدر ما ابراهیم سلام کردهاند سلام کنید. آنان به حضرت ابراهیم گفتند «رحمت و برکات خدا بر شما اهل بیت»(2).
2- حکم بن عُیَنه گوید: روزی در خدمت امام باقر بودم و خانه پر از جمعیّت بود که پیرمردی آمد و بر در خانه ایستاد و گفت: «السلامُ علیک یابنَ رسول الله و رحمهًُْ الله و برکاته» (ای پسر رسول خدا سلام و رحمت خدا و برکات او بر تو باد) و ساکت شد. امام باقر فرمود: «و علیک السلام و رحمهًْ اللهِ و برکاتُهُ». سپس به مردم سلام کرد و همه جواب سلام او را دادند(3).
3- ابوکَهمَش گوید: به امام صادق عرض کردم عبدالله بن ابی یعفور شما را سلام رساند، امام فرمود: «و علیکَ و علیه السلامُ» (بر تو و بر او سلام باد)، هرگاه عبدالله را دیدی به او سلام برسان(4).
4- امام محمّد باقر فرمود: فرشتهای از خدا درخواست کرد که قدرت شنوایی دعای بندگان خویش را به او ببخشد. خدا دعای وی را مستجاب کرد و از آن زمان هر مؤمنی که میگوید: «صلّی الله علی محمّد و آله وسلّم» (درود و سلام خدا بر محمّد و
آل او)، آن فرشته در پاسخ میگوید: «و علیکَ السّلامُ» سپس آن فرشته به پیامبر عرض میکند فلانی بر شما درود فرستاد، رسول خدا در جواب میفرماید «و درود بر او باد»(1).
5- امام باقر فرمود: روزی حضرت علی در رَحْبَهًْ (محلّهای در کوفه) نشسته بود و مردم دور او جمع بودند که مردی بلند شد و گفت: «سلامُ علیکَ یا امیرالمؤمنینَ و رَحمهًُْ الله و بَرکاتُهُ» (سلام و رحمت و برکات خدا بر تو ای پیشوای مؤمنان) حضرت به او نگاه کرد و فرمود: «و عَلیکَ السّلامُ و رحمهًُْ الله و بَرَکاتُه»، تو کیستی؟ آن مرد خود را معرّفی کرد سپس سؤالات خود را مطرح کرد که از جملة آنها ده سؤال بود که هر کدام از دیگری دشوارتر بود(2).
6- پیامبر فرمود: ناقص کردن نماز یا سلام جایز نیست، اما نقصان توقّف در رکعت دیگر میباشد، و نقصان در سلام آن است که در سلام کردن بگوید «السّلام علیک» و یا در پاسخ سلام بگوید « وعلیک» و نگوید «و عَلیکُمُ السّلام»(3).
7- علی بن ابراهیم در تفسیرش در ذیل قول خدای تعالیَْ که یا محمّد) «اهلت را به نماز امر کن و بر آن شکیبا باش»(4). گوید: رسول خدا هر روز هنگام نماز صبح به در خانه حضرت علی و فاطمه و حسن و حسین میآمد و میفرمود: «السلام علیکم و رحمهًُْ الله وبرکاتهُ» (سلام و رحمت و برکات خدا بر شما باد). آنها میگفتند: «وعلیکمُ
السّلامُ یا رسولَ الله و رحمَهًُْ الله و برکاتُه» سپس پیامبر میفرمود: وقت نماز
است خدا شما را رحمت کند(1).
1- امام صادق فرمود: کامل شدن سلام و تحیّت برای مقیم، دست دادن و برای مسافر، یکدیگر را در آغوش گرفتن است(2).
1- امام جعفر صادق فرمود: باید کوچک بر بزرگ، عابر نشسته و جمعیّت کم بر جمعیّت زیاد سلام کند(3).
2- امام صادق فرمود: وقتی گروهی در مجلسی باشند آنها که وارد میشوند باید سلام کنند(4).
3- امام صادق فرمود: عدّة کم بر عدّة زیاد، سواره بر پیاده، کسانی که بر استر سوار هستند بر الاغ سوار و اسبسواران بر استرسواران سلام کنند(5).
4- ابن بُکَیر از یکی از دوستانش نقل میکند که شنیدم امام صادق میفرمود: سواره بر پیاده و پیاده بر نشسته سلام کند و زمانی که دو گروه به یکدیگر میرسند گروه کمتر بر گروه بیشتر و فرد بر جماعت سلام کند(6).
5- امام صادق فرمود: سواره بر پیاده و ایستاده بر نشسته سلام کند(1).
اگر یک نفر از گروهی سلام کند از همة آنها کفایت میکند و نیز کافی است که یک نفر پاسخ دهد
1- امام صادق فرمود: هرگاه یک نفر از جماعتی سلام کند برای همة آنها کفایت میکند(2).
2- امام صادق فرمود: اگر یک نفر از گروهی سلام کند برای همة آنها کافی است و نیز اگر یکی پاسخ دهد از دیگران ساقط است(3).
3- ابن بُکَیر از یکی از یارانش نقل کرده است که امام صادق فرمود: اگر عدّهای بر جماعتی بگذرند کافی است یکی از آن عدّه بر جماعت سلام کند، و نیز اگر یک نفر جواب دهد کافی است(4).
4- زید بن اسلم گوید: رسول خدا فرمود: باید سواره بر پیاده سلام کند و اگر یک نفر از بین گروهی سلام کند از همه ساقط است(5).
1- اسحاق بن عمّار گوید: به سبب تقیّه در مسجد کوفه بر دوستانم سلام نمیکنم، چون به خدمت امام صادق رسیدم به من فرمود: چرا به دوستانت ستم میکنی و در
موقع ملاقات بر آنها سلام نمیکنی؟ پاسخ دادم این امر به سبب تقیّه است، فرمود: وظیفه نداری به سبب تقیّه سلام را ترک کنی، بلکه وظیفة تو نشر سلام است. مؤمن وقتی مردم با ایمان را میبیند و بر آنها سلام میکند ملائکه پاسخ میدهند: «سلامٌ علیکَ و رحمهًُْ الله و برکاتُهُ ابداً »(1).
2- رِبعِیّ بن عبدالله از قول امام صادق گوید: پیامبر خدا بر زنان سلام میکرد و آنان پاسخ سالم وی را میدادند، امیرالمؤمنین نیز بر زنان سلام میکرد، ولی کراهت داشت از این که بر زنان جوان سلام کند، و میفرمود: میترسم صدای آنها مرا خوش آید و از اجرم کاسته شود(2).
1- امام صادق از امیرالمؤمنین نقل فرموده است: شما اوّل بر اهل کتاب سلام نکنید و اگر آنان بر شما سلام کردند بگویید: «و علیکُم»(3).
2- امام صادق فرمود: در اسخ سلام یهودی و نصرانی میگویی، سلام(4).
3- امام جعفر صادق میفرماید: هرگاه یهودی یا مسیحی یا مشرک بر تو سلام کند بگو «علیک»(5).
4- امام محمّد باقر فرمود: مردی یهودی بر پیامبر وارد شد و عایشه آنجا بود، یهودی گفت «السّام علیکم» (که معنایش «مرگ بر تو» است). پیامبرفرمود: «علیکُم».
یهودی دیگری وارد شد و مانند اوّلی سلام کرد، حضرت همان پاسخ را به او دادند. یهودی سوم وارد شد و مانند نفر اول سلام کرد، پیامبر همان جواب را به او دادند. عایشه خشمگین شد و گفت: مرگ و غضب و لعنت بر شما باد ای گروه یهود، ای برادران میمونها و خوکها. رسوفل خدا به عایشه فرمود: اگر فحش به صورتی مجسّم میشد بد صورتی داشت. نرمش و مدارا بر هیچ چیز نشده جز این که آن را آراسته و از هیچ چیز برداشته نشده مگر این که آن را زشت کرده است. عایشه گفت: ای رسول خدا مگر سخن آنها را نشنیدی که گفتند «السّام علیکم» (یعنی مرگ بر شما). پیامبر فرمود: چرا شنیدم، آیا تو نشنیدی پاسخی را که به آنها دادم، گفتم: «علیکم» (یعنی مرگ بر خودتان).
سپس پیامبر فرمود: هرگاه مسلمانی بر شما سلام کند بگوید: «سلامٌ علیکُم» و اگر کافری سلام کند، بگوید: «علیکَ»(1).
5- امام جعفر صادق فرمود: شخصی یهودی به نزد پیامبر آمد و گفت: «السّامُ علیکُم»، پیامبر فرمود «عَلَیکَ» یاران پیامبر گفتند: او گفت مرگ بر تو، پیامبر فرمودند: همچنان پاسخ دادم(2).
6- سَماعه گوید: از امام صادق پرسیدم اگر مسلمانی نشسته باشد و یهودی یا مسیحی یا مشرکی بر وی سلام کند چگونه باید پاسخ دهد؟ حضرت فرمود: بگوید «عَلیکُم»(3).
7- امام باقر فرمود: ابوجهل و عدّهای از قریش به نزد ابوطالب آمدند و گفتند: پسر برادر تو ]حضرت محمد[ ما را اذیّت میکند، از او بخواه که از خدایان ما دست بردارد، ما نیز به خدای او کاری نداریم. ابوطالب پیامبر را خواست. وقتی پیامبر وارد
شد و دید مشرکین در آن جلسه هستند فرمود: »السّلامُ علیَْ مَنِ الَّبَعَ الهُدیَْ» ]و صیغة مخصوص سلام را به کار نبرد[ (1).
8- اصبغ بن نُباته گوید: از علی شنیدم که میفرمود: شش گروه شایستة سلام نیستند: 1- یهود 2- نصارا 3- اهل نرد و شطرنج 4- اهل مشروبات الکلی و موسیقی 5- کسانی که فحش دادن به مادرانت را وسیلة شوخی خود قرار میدهند 6- شاعران ]شاعرانی که افراد نالایق را مدح میکنند[(2).
9- امام صادق نقل میکند که پیامبر فرمود: شما بر اهل کتاب یعنی یهود و نصارا اسلام را آغاز نکنید و اگر آنها بر شما سلام کردند بگویید: «علَیکُم» و با آنان مصافحه نکنید و با کُنیه آنها را صدا نزدنید مگر این که مجبور باشید(3).
1- عبدالرحمان بن ابی عبدالله گوید: از امام صادق در بارة قول خدای عزّوجلّ «به خانههایی غیر از خانههای خودتان وارد نشوید مگر این که مأنوس شودی و بر اهل خانه سلام کنید»(4).
2- ابوالصباح گوید از امام محمّد باقر درباره قول خدای عزّوجلّ «چون به خانههایی وارد شوید بر خودتان سلام کنید»(1). پرسیدم، امام فرمود: منظور سلام کردن بر اهل خانه است و آنها پاسخ سلام او را میدهند، پس این سلام بر او میباشد(2).
3- امام باقر فرمود: هرگاه وارد خانة خویش میشوید اگر کسی در خانه باشد بر او سلام کنید و چنانچه کسی نباشد بگویید «السّلامُ علینا مِن عِندِ ربّنا» (سلام بر ما از جانب پروردگار ما) چرا که خدای عزّوجلّ فرمود: «تحیّتی با برکت و پاکیزه از نزد خدا است(3)»(4).
1- امیرالمؤمنین فرمود: حکمای روزگاران گذشته گفتهاند: لازم است انسان از روی ده انگیزه رفت و آمد داشته است: اوّل، خانة خدا برای انجام عبادت و ادای حقّ و واجبات. دوم، خانة فرمانروایانی که اطاعت آنها در ارتباط با اطاعت خداست و رعایت حقّشان واجب و منفعتشان فراوان و ضررشان سهمگین است. سوم، خانة دانشمندانی که علمشان نفع دینی و دنیوی دارد. چهارم، خانة اهل جود و بخشش که اموالشان را برای شکرکزاری خدا و اجر آخرت انفاق میکنند. پنجم، افرادی که از خرد بهرة زیادی ندارند و در حوادث و پیشآمدها به آنها نیاز هست و برای رفع گرفتاریها از آنها کمک
گرفته میشود. ششم، خانة اشراف و بزرگانی که دارای بخشش و مردانگی هستند و حاجت را برآورده میسازند. هفتم، کسانی که فکر و اندیشهشان و نیز مشورت با آنها باعث رشد فکری انسان است. هشتم، برادران ایمانی که پیوند و رعایت حقوقشان واجب است. نهم، دشمنانی که شرّ و دشمنی آنها با مدارا و نرمی کردن و مهربانی نسبت به آنها برطرف میشود. دهم، کسانی که دیدار و گفتگوی با آنها بر ادب و فرهنگ انسان میافزاید(1).
1- امام صادق از پیامبر نقل فرموده است که هر کس از مجلسی بلند شود و در حال جدا شدن از برادرانش به آنها سلام کند، اگر آنها در امر خیری مشغول بحث و گفتگو باشند او در آن امر خیر شریک است و اگر در امر باطلی مشغول بحث باشند به او گناهی نمیرسد(2).
2- در کتاب مکارم الاخلاق از رسول خدانقل شده است که هرگاه یکی از شما بخواهد از مجلس خارج شود، سلام کند زیرا سلام اول مجلس اولویّتی نسبت به سلام آخر مجلس ندارد(3).
1- عبدالرّحمان بن حجّاج گوید: به ابوالحسن کاظم عرض کردم: نظر شما دربارة مراجه به پزشکی مسیحی که به او احتیاج دارم چیست، آیا میتوانم بر او
سلام کنم و برایش دعا نمایم؟ فرمود: آری ولی دعای تو به او سود نمیرساند(1).
2- امام رضا فرمود: به امام صادق گفته شد چگونه به یهودی و مسیحی دعا کنم؟ امام فرمود: بگو خدا در امور دنیایت برکت دهد(2).
1- عبد الله بن سنان گوید: از امام صادق سؤال شد: مردی به یکی از کارگزاران مهمّ زردشتی نامه مینویسد، آیا جایز است نام او را قبل از اسم خویش بنویسد؟ امام فرمود: به منظور جلب منفعت اشکالی ندارد(3).
2- ابو بصیر گوید: از امام صادق سؤال شد: شخصی به فردی زردشتی یا یهودی یا مسیحی یا به کسی که کارگزار و از بزرگان ایالتی از سرزمین اوست نیازی دارد ناچار است به او نامه بنویسد، آیا در نامهاش نام آن کافر را بنویسد و برای برآوردن حاجتش بر او سلام کند؟ امام فرمود: نوشتن نام او در اوّل نامه جایز نیست ولی در نامهات بر او سلام کن. پیامبر خدا به پادشاه ایران و روم نامه مینوشت(4).
1- حسن بن علی بن فضّال گوید: از ابوالحسن علی بن موسی الرّضا شنیدم که میفرمود: خضر آب حیات نوشیده و تا نفخة صور نمیمیرد. او به نزد ما میآید و بر ما سلام میکند، ما صدای او را میشنویم امّا خودش را نمیبینیم. هر جا نام او برده شود
حاضر است. هر کس از شما نام او را ببرد بر او سلام کند(1).
1- ثعلبهًْ بن میمون گوید: عدّهای در خدمت امام صادق بودند و امام بر ایشان حدیث میفرمود. یکی از آنان مام شخصی را ذکر کرد و به او بد گفت و نزد امام
شکایت کرد. امام فرمود: کجا میتوانی کسی را پیدا کنی که در دوستی کامل باشد، و کو مردان کاملاً وارسته؟(2)
2- امام جعفر صادق فرمود: دربارة ]باطن و جزئیات روحی[ اشخاص زیاد تحقیق نکن که بیدوست باقی خواهی ماند(3).
3- ضحّاک بن مخلّد گوید: از امام صادق شندیم: انصاف نیست که از دوستان عدالت کامل را انتظار داشته باشید(4)
1- امام صادق فرموده: فرد مسلمان نسبت به برادر مسلمان خود دارای حقوقی است. 1) وقتی او را ملاقات میکند سلام کند 2) در موقع بیماری از او عیادت کند 3) در غیاب او دوستی خالص باشد 4) هنگام عطسه کردن برایش
1) کتاب کمال الدین، ص 219. در دنبالة حدیث آمده است: هر سال در موسم حج به مکّه میرود و تمام مناسک را انجا ممی.دهد و در پاسخ دعای مؤمنان آمین میگوید و خدا او را با حضرت مهدی در تنهایی آن حضرت مأنوس میگرداند.
2) اصول کافی، ص 610 (باب الاغضاء).
3) اصول کافی، ص 610 (باب الاغضاء).
4) مجالس پسر شیخ طوسی، ص 175.
دعا کند؛ عطسهکننده بگوید: «الحمدُ لله ربّ العالَمین، لا شریکَ لَه» و برادر مسلمان بگوید: «یَرحَمُکَ الله» و او در پاسخ بگوید: «یهدیکُم اللهُ و یُصلِحْ بالَکُم» (خدا شما را هدایت کند و زندگی شما را بهبود بخشید) 5) دعوتش را بپذیرد 6) وقتی بمیرد جنازهاش را تشییع کند(1).
2- امام صادق از رسول خدا نقل فرموده است: هرگاه شخصی عطسه کرد به او دعا کنید ولو از پشت جزیره ]از راه دور[ باشد(2).
3- در روایت دیگری آمده است: اگر چه از آن طرف دریا باشد(3).
4- اسحاق بن یزید و معمّر بن أبی زیاد و ابن رئاب گویند: در نزد امام صادق نشسته بودیم که مردی عطسه کرد. هیچ کس دعا نکرد. حضرت برایش دعا کرد و فرمود: «سبحان الله»، چرا دعا نکردید؟ از حقوق مسلمان بر برادرش این است که 1) وقتی مریض شود از او عیادت کند 2) دعوت او را بپذیرد 3) در تشییع جنازهاش حاضر شود 4) موقع عطسه کردن به او دعا کند(4).
5- داود بن حصین گوید: با چهارده نفر نزد امام صادق بودیم. امام عطسه کرد. هیچ کس سخن نگفت. امام فرمود: چرا دعا نکردید؟ از جمله حقوق مؤمن بر مؤمن آن است که 1) هرگاه مریض شود از او عیادت کند 2) وقت مرگ در تشییع جنازهاش شرکت نماید 3) موقع عطسه کردن به او دعا کند 4) دعوت او را بپذیرد(5).
1- سعد بن ابی خلف گوید: امام باقر عطسه کرد. به آن حضرت گفته شد «یَرحَمُکَ اللهُ» (رحمت خدا بر تو باد). امام در پاسخ فرمود: «یَغفرُ اللهُ لکُم و یَرحَمُکُم» (خدا شما با بیامرزد و رحمت کند). هرگاه شخصی در نزد او عطسه میکرد میفرمود: «یَرحَمُکَ اللهُ عزّوجلّ»(1).
2- امام محمّد باقر فرمود: هرگاه شخصی عطسه کند یا بگوید: «الحمدُ لله لا شریکَ لَهُ» (سپاس خدایی را که شریکی برای او نیست) و کسی که برای او دعا میکند باید بگوید: «یَرحَمُکَ الله» (خدا تو را رحمت کند) و عطسهکننده در پاسخ بگوید: «یغفرُ اللهُ لَکَ وَلَنا» (خدا تو و ما را بیامرزد). (و آن حضرت فرمود) از رسول خدا دربارة
آیهای از قرگن یا چیزی که در آن نام خدا باشد سؤال شد، فرمود: هر چه نام خدا و یاد خدای عزّوجلّ در آن باشد نیکوست(2).
3- در کتاب خصال شیخ صدوق از حضرت علی نقل شده است: هرگاه کسی از شما عطسه کرد برایش دعا کنید و بگویید: «یَرحَمُکُمُ اللهُ» (خدا شما را بیامرزد) و او بگوید: «یَغفِرُ اللهُ لَکُم و یَرْحَمُکُم» (خدا شما را بیامرزد و رحمت کند). زیرا خداوند فرموده است: «چون کسی به شما تحیّت گفت، پس تحیّت دهید به خوبتر از آن یا ردّ کنید همان را(3)»(4).
1- احمد بن محمّد بن ابی نصر گوید: از امام رضا شنیدم که میفرمود: خیازه و دهندرّه از شیطان ]زشت[ و عطسه از خدای عزّوجلّ است (خیر است)(1).
2- امام صادق فرمود: عطسه برای تمام بدن مفید است در صورتی که از سه مرتبه تجاوز نکند و اگر تجاوز کرد نشانة درد و بیماری است(2).
3- ابوبکر حَضرَمی میگوید: دربارة قول خدای عزّوجلّ که «اِنَّ اَنْکَرَ الاصوات لَصَوتُ الحَمیر»(3).
از امام صادق سؤال کردم، فرمود: منظور عطسة زشت است(4).
4- مردی از اهل سنّت از امام صادق نقل میکند که حضرت فرمود: عطسه مانند نطفه از تمام بدن خارج میشود، گر چه نطفه ]به ظاهر[ از آلت مردی خارج میگردد. دیدهای که وقتی انسان عطسه میکند تمام اعضایش تکان میخورد؟ و کسی که عطسه میکند تا هفت روز از مرگ در امان است(5).
1- امام باقر فرمود: هرگاه شخصی تا سه مرتبه عطسه کند به او دعا کن و اگر بیشتر شد دعا لازم نیست(6).
2- امام جعفر صادق نقل کرده است که حضرت علی فرمود: برای
عطسهکننده تا سه مرتبه «یَرحَمُکُمُ الله» بگو و اگر از سه مرتبه تجاوز کند نیازی به دعا نیست(1).
3- در حدیث دیگری آن حضرت فرموده است: اگر از سه عطسه تجاوز کند به او گفته شود «شَفاکَ الله» (خدا تو را شفا دهد) زیرا آن عطسه در اثر بیماری است(2).
1- صالح بن ابی حَمّاد گوید: از عالم آل محمّد امام موسی کاظم دربارة عطسه و علّت «الحمد لله» گفتن، پرسیدم، فرمود: سلامتی بدن و اعضا و جوارح نعمتی است از جانب خدا برای بندهاش، که ممکن است بنده این نعمت را فراموش کند، لذا خدا امر میکند بادی به صورت عطسه از بینی او خارج شود و بنده در موقع عطسه خدا را
ستایش کند. بنابر این گفتن «الحمدُ لله» در موقع عطسه شکر و سپاسی است برای نعمتی که فراموش کرده بود(3).
2- امام صادق فرموده: نوجوانی که به حدّ بلوغ نرسیده بود در نزد پیامبرعطسه زد و گفت «الحمد لله»، پیامبر به او فرمود: «بارکَ اللهِ فیکَ« خدا مبارک کند بر تو(4).
3- مِسْمَع بن عبد الملک گوید: امام صادق عطسه کرد، پس فرمود: «الحمدُ للهِ ربّ العالَمین» سپس انگشت روی بینی گذاشت و گفت: بینی من با تواضع و فروتنی در مقابل خدا بر خاک است(5).
4- امام صادق فرمود: وقتی عطسة کسی را بشنوید اول به او دعا کنید ]یَرْحَمُکُم
الله بگویید[؛ سپس با او سخن بگویید(1).
4- امیرالمؤمنین فرمود: هر کس موقع عطسه زدن بگوید: «الحمدُ لله ربّ العالمینَ علیَْ کُلّ حالٍ» (در هر حال سپاس و ستیاش خدای را که پروردگار جهانیان است)، به درد گوش و دندان مبتلا نخواهد شد(2).
6- امام جعفر صادق از رسول خدا نقل فرموده است: هرگاه شخص مسلمان عطسه کند و به واسطة دردی که دارد سکوت کند ]الحمد لله نگوید[ فرشتگان از جانب او میگویند «الحمدُ لله ربّ العالمینَ»، و اگر خودش گفت «الحمدُ لله ربّ العالمینَ» ملائکه میگویند «یغغِفرُ اللهُ لکَ» (خدا تو را بیامرزد). و نیز امام از پیامبر نقل کرده که عطسه برای مریض نشانة سلامتی و راحتی بدن است(3).
1- ابن ابی عمیر از یکی از دوستانش نقل کرده است: مردی نزد امام باقر عطسه کرد و گفت «الحمدُ للهِ ربّ العالِمینَ» امام به او دعا نکرد و فرمود: «از حقّ ما کاست». سپس گفت هرگاه کسی از شما عطسه کند بگوید: «الحمدُ للهِ ربّ العالَمینَ، و صلّی اللهُ علیَْ محمّدٍ و اَهل بَیته». آن مرد این دعا را گفت و امام برای او دعا کرد(4).
2- امام صادق فرمود: هر که عطسهای بشنود و «الحمدُ لله» بگوید و صلوات بفرستد به درد چشم و درد دندان گرفتار نخواهد شد؛ سپس فرمود: اگر عطسهای بشنوی
این دعا را بگو اگر چه بین تو و او دریایی فاصله باشد(1).
3- جابر گوید: امام باقر فرمود: عطسه نیکوست، به جسم فایده میرساند و خدای عزّوجلّ را به یاد میآورد. به امام گفتم در نزد ما گروهی هستند که میگوید برای پیامبر نصیبی از دعای عطسه نیست، امام فرمود: اگر دروغ بگوید شفاعت محمّد به آنها نخواهد رسید(2).
4- امام صادق فرمود: هر کس عطسه کند و دستش را بر تیغة بینی بگذارد و بگوید «الحمدُ لله ربّ العالمین، حمداً کثیراً کَما هُوَ اَهلُه، و صلّی الله علیَْ محمّدٍ النبیِّ و آله وسلَّم» (سپاس و ستایش فراوان خدای را که پروردگار جهانیان و شایستة حمد است و درود خدا بر پیامبر و خاندانش)، پرندة کوچکی از بینی او خارج شده تا زیر عرش پرواز میکند و تا روز قیامت برای او طلب آمرزش مینماید(3).
1- فضیل بن یسار گوید: به امام باقر عرض کردمک مردم در سه مورد صلوات بر محمّد و خاندانش را نمیپسندند: 1) هنگام عطسه 2) در موقع سر بریدن حیوانات 3) هنگام جماع. امام فرمود: چه شده است آنها را؟ وای بر آنان، منافق شدهاند، لعنت خدا بر آنان باد(4).
2- در کتاب عیون اخبارالرضا نقل شده است: در نامهای که امام رضا به مأمون نوشت، فرمود: صلوات بر پیامبر در هر جا لازم است از جمله هنگام عطسه کردن و
سر بریدن حیانات و غیر آن(1).
1- ابن ابی نَحران از بعضی از دوستانش نقل کرده است که: مردی مسیحی در نزد امام صادق عطسه کرد، مردم به او گفتند: «هداکَ الله» (خدا تو را هدایت کند)، امام فرمود: «یَرحَمُکَ اللهُ« (خدا تو را بیامرزد). اصحاب گفتند: او مسیحی است، امام پاسخ داد: تا خدا او را نیامرزد هدایت نمیکند(2).
1- امام صادق از پیامبر نقل فرموده است: عطسه دلیل بر راستی گفتار گوینده است(3).
2- و نیز آن حضرت از پیامبر نقل فرموده است: اگر کسی سخن بگوید و در همان حال فردی عطسه کند گواه بر درستی گفتار اوست(4).(5)
1- عبد الله بن سِنان گوید: امام جعفر صادق به من فرمود: تجلیل از پیرمرد تجلیل از خدای عزّوجلّ است(6).
2- امام صادق فرمود: از نشانههای تجلیل از خدای عزّوجلّ تجلیل و بزرگداشت مسلمانی است که ]در اثر پیری[ دارای موی سفید باشد(1).
3- امام جعفر صادق فرمود: کسی که به بزرگ ما احترام و به کوچک ما رحم نکند از ما نیست(2).
4- امام صادق فرمود: از نشانههای تجلیل از خدای عزّوجلّ تجلیل از مؤمنی است که ]در اثر پیری[ موی او سفید شده. هر کس مؤمنی را گرامی بدارد خدا را حترام کرده است. کسی که به مؤمن پیر اهانت کند خدا قبل از مرگش کسی را میفرستد که به او توهین نماید(3).
5- امام جعفر صادق فرمود: سه کس حقّشان ناشناخته نمیماند مگر از جانب منافقی که به نفاق شناخته شده باشد ]در حدّ اعلای نفاق باشد[. 1- کسی که مویش را در اسلام سفید کرده باشد 2- حافظ قرآن. 3- پیشوای عادل(4).
6- امام صادق فرمود: بزرگان خویش را احترام کنید و صلة رحم نمایید(5).
7- با اسنادی مانند این حدیث از آن حضرت نقل شده و در آن اضافه شده است: بهترین صلة رحم خودداری از آزار و اذیّت نزدیکان است(6).
8 - امام صادق از رسول خدا نقل فرمود: تجلیل از مسلمان پیر تجلیل از خداست(7).
1) اصول کافی، ص 619 (وجوب اجلال ذی الشّیبهًْ المسلم).
2) اصول کافی، ص 319 (باب اجلال الکبیر).
3) اصول کافی، ص 620 (وجوب اجلال ذی الشیبهًْ).
4) اصول کافی، ص 620 (وجوب اجلال ذی الشیبهًْ).
5) اصول کافی، ص 319 (باب اجلال الکبیر).
6) اصول کافی، ص 319 (باب اجلال الکبیر).
7) اصول کافی، ص 391 (اجلال الکبیر).
9- امام صادق از پیامبر نقل فرموده است: هر کس شخص مُسِنّی را به سبب پیری او احترام کند خدا او را از ترس و وحشت روز قیامت در امان خواهد داشت.
10- و نیز آن حضرت فرموده است: هر کس پیری را که مویش را در اسلام سفید کرده است احترام کند خدا او را از وحشت روز قیامت در امان دارد(1).
11- پیامبر فرموده: کسی که نسبت به فضیلت شخص مسنّ شناخت داشته باشد و او را احترام کند خدا او را از وحشت روز قیامت در امان میدارد.
و نیز فرمود: تجلیل از پیرمرد مؤمن احترام به خداست(2).
12- امام صادق فرمود: کسی که برای اشخاص فضیلتی قاطل نباشد از بابت اندیشة خویش مغرور است(3).
13- رسول خدا فرمود: پیران را تجلیل کنید زیرا احترام به بزرگسالان تجلیل از خداست(4).
1- حَجّال گوید: از جمیل بن درّاج سؤال کردم درست است که رسول خدا فرموده است: هرگاه شرافتمند قومی به نزد شما بیاید او را احترام کنید؟ گفت: بلی. پرسیدم شریف کیست؟ گفت از امام صادق در این باره پرسیدم. امام فرمود: شریف کسی است که
دارای مال باشد. از امام پرسیدم حسب چیست؟ فرمود: آن که به وسیلة مال و غیر آن کارهای پسندیده انجام دهد. سؤال کردم کَرَم چیست؟ فرمود: پرهیزکاری(1).
2- امام صادق از پیامبر نقل فرمود: وقتی سخاوتمندی به نزد شما بیاید او را احترام کنید(2).
3- امام جعفر صادق از پیامبر نقل فرمود: هرگاه سخاوتمند قومی به نزد شما بیاید او را گرامی بدارید(3).
4- عبدالله علوی از جدّش نقل کرده است که امیرالمؤمنین فرمود: وقتی که عدیّ پسر حاتم به خدمت پیامبر رسید، پیامبر او را به خانة خویش برد و تنها حصیر و بالشی از پوست که در خانه داشت برایش پهن کرد و او را روی آن نشاند(4).
1- امام صادق فرمود: دو نفر بر حضرت علی وارد شدند. حضرت برای هر کدام تشکی گذاشت. یکی روی آن نشست و دیگری امتناع کرد. حضرت به او فرمود: روی آن بنشین زیرا از پذیرفتن احترام خودداری نمیکند مگر الاغ(5).
2- ابوالحسن امام موسی کاظم فرمود: امیر مؤمنان میفرمود: از پذیرفتن احترام خودداری نمیکند مگر الاغ، پرسیدم مقصود از احترام چیست؟ فرمود: جا دادن به
شخص در مجلس، و بوی خوش که به او تعارف میشود(1).
3- علی بن جَهْم گوید: از ابوالحسن امام کاظم شنیدهام که میفرمود: از پذیرفتن احترام خودداری نمیکند مگر الاغ، سؤال کردم منظور از احترام چیست؟ فرمود: چیزی مانند بوی خوش و هر چه انسان بدان احترام میشود(2).
4- ابو زید مکّی گوید: از امام موسی کاظم شنیدم که میفرمود: از پذیرفتن احترام خودداری نمیکند مگر الاغ، و منظور امام احترام، بوی خوش و متّکا بود(3).
5- بَزَنْطی از ابوالحسن علی بن موسی الرضا نقل کرده است که حضرت علی فرمود: از پذیرفتن احترام خودداری نمیکند مگر الاغ. از امام رضا پرسیدم: منظور چیست؟ فرمود: آن کرامت ]احترام[ شامل بوی خوش و جا دادن در مجلس میشود که هر کس این دو را نپذیرد چنان است که گفته شد(4).
6- سماعهًْ بن مهران گوید: از امام صادق پرسیدم اگر کسی عطری را که به او تعارف میشود ردّ کند چگونه است؟ فرمود: شایسته نیست کراهت و احترام را ردّ نماید(5).
7- در کتاب قرب الاسناد از حضرت حلی نقل شده است که رسول خدا فرمود: هرگاه کرامتی بر شما عرضه شد آن را ردّ نکنید زیرا الاغ است که احترام را ردّ میکند(6).
1- امام صادق از پیامبرنقل فرموده است: از جمله حقوق مهمان بر صاحبخانه آن است که صاحبخانه با آرامش و وقار در موقع ورود و خروج مهمان چند قدمی با وی برود.
و نیز آن حضرت از رسول خدا نقل فرموده است هنگامی که کسی به خانة برادر مسلمانش وارد میشود تا زمانی که از آنجا خارج شود صاحبخانه بر او فرمانرواست(1).
1- امام باقر از رسول خدا نقل فرموده است: مجلسها امانت است ]یعنی سخنی که در مجلسی گفته میشود حکم امانت دارد و نباید برای دیگران گفته شود[(2).
2- ابن ابی عوف گوید: از امام صادق شندیم که فرمود: مجلسها امانت است(3).
3- امام جعفر صادق فرمود: مجلسها امانت است و جایز نیست سخن کسی را که میخواهد پوشیده بماند برای دیگران نقل کند مگر با اجازة او، یا برای فرد مورد اطمینان، یا برای ذکر خیر او(4).
4- جابر بن عبدالله انصاری گوید: پیامبر خدا فرمود: مجلسها امانت است مگر در سه مورد: 1) مجلس که در آن خونی به ناحق ریخته شده باشد2) جایی که در آن
مرتکب زنا شدهاند 3) مجلسی که در آن به ناحق مال حرامی را حلال کنند(1).
1- امام صادق فرمود: هرگاه سه نفر با هم باشند نباید دو نفر از آنان با یکدیگر درِ گوشی صحبت کنند زیرا این کار نفر سوم را اندوهگین و آزردهخاطر میکند(2).
2- امام کاظم فرمود: هرگاه سه نفر در خانهای باشند نباید دو نفر از آنان با هم درِ گوشی صحبت کنند زیرا این کار دوستشان را غمگین میسازد(3).
1- امام جعفر صادق از پیامبر نقل فرموده است: کسی که سخن برادر مسلمانش را قطع کند مانند آن است که صورت او را بخراشد(4).
1- عبدالعظیم بن عبدالله علوی (در حدیث مرفوعه) گوید: پیامبر سه جور مینشست: 1- سرپا به این ترتیب که ساقهای پا را بلند میکرد و دو زانو را در میان دو دست خویش حلقهوار میگرفت ]و رانها را به شکم میچسباند[. 2- دو زانو مینشست. 3ط یک پا را خم میکرد و پای دیگر را روی آن میانداخت، و هرگز دیده نشد که آن
حضرت چهار زانو بنشیند(1).
2- ابو حمزة ثُمالی گوید: علی بن الحسین را در حالی نشسته دیدم که یک پایش ار روی ران دیگر گذاشته بود؛ عرض کردم مردم ]قوم یهود به استناد حدیث بعد[ اینگونه نشستن را نمیپسندند و میگویند مانند نشستن پروردگار است. امام فرمود: این نحوة نشستن من در اثر خستگی است، در صورتی که پروردگار خسته نمیشود و چرتش نمیگیرد و در خواب نمیرود(2).
3- حَمّاد بن عثمان گوید: امام صادق نشسته بود در حالی که پای راست آن حضرت روی رانت چپ بود، شخصی عرض کرد: فدایت شوم اینگونه نشستن مکروه است. امام فرمود: نه، این سخن یهود است که میگویند وقتی خدا از خلقت اسمانها و زمین فارغ شد بر عرش جای گرفت و اینگونه نشست تا استراحت کند. خدا این آیه را نازل کرده است: «خدا نیست خدایی جز او که زنده و قائم به ذات خویش است، او را چُرت و خواب نمیگیرد»(3).
و امام صادق همانطور که نشسته بود باقی ماند(4).
4- در کتاب مکارم الاخلاق، آمده است که رسول خدا هرگاه مینشست ساقهای پا را از زمین بلند میکرد و زانوها را در میان دو دست خود حلقهوار میگرفت(5).
1- امام صادق فرمود: کسی که راضی شود در پایین مجلس بنشیند تا وقتی که از
جایش بلند شود ملائکه بر او درود میفرستند(1).
2- امام جعفر صادق نقل فرموده است که پیامبر هرگاه وارد منزلی میشد در پایین مجلس مینشست(2).
3- امام صادق فرمود: از نشانههای تواضع این است که انسان در جایی پایینتر از شأن خود بنشیند(3).
4- امام صادق فرمود: از نشانههای تواضع آن است که 1) به نشستن در پایین مجلس خشنود باشی 2) به کسی که او را ملاقات میکنی سلام نمایی 3) مجادله و
بگومگو را رها کنی اگر چه حق با تو باشد 4) دوست نداشته باشی به خاطر تقوایی که داری ستایش شوی(4).
5- ابن عبّاس گوید: رسول خدا روی زمین مینشست، روی زمین غذا میخورد و با دست خویش گوسفندان را میبست و دعوت بردگان را حتّی برای نان جو میپذیرفت(5).
6- مُصْعَب بن شیبه گوید: پیامبر خدا فرمود: وقتی گروهی در مجلسی نشستهاند و کسی وارد میشود اگر به وی جا دهند باید بپذیرد زیرا بدین وسیله به او احترام گذاشتهاند، و اگر به او جا ندهند در هر جا خالی هست بنشیند(6).
.
1- جَمّاد بن عثمان گوید: امام صادق را میدیدم که در خانهاش رو به قبله مینشیند(1).
2- امام صادق فرمود: پیامبر خدا اکثرئ رو به قبله مینشست(2).
3- شیخ بهایی در کتاب مفتاح الفلاح روایت کرده که از ائمّة روایت شده است: بهترین نوع نشستن آن است که رو به قبله باشد(3).
1- سهب بن زیاد در حدیثی که سند آن به حضرت علی میرسد از آن حضرت نقل کرده است: روبهروی خورشید ننشینید زیرا آن آتشدانی است که باعث رنگ پریدگی و کهنه شدن لباس و اشکار شدن دردهای پنهان میگردد.(4).
2- امام موسی کاظم از رسول خدا نقل فرموده است: در خورشید چهار خصلت است:
3- حضرت علی «در حدیث اربعماهًْ» فرموده است: پشت به آفتاب بنشینید زیرا خورشید دردهای پنهانی را آشکار میسازد(6).
1- امام صادق از پدرش امام باقر نقل فرموده است: هرگاه کسی وارد خانة برادر مؤمنی شود هر جا صاحبخانه امر کند بنشیند زیرا صاحبخانه آشناتر است به خانه و محرم بودن آن(1).
1- ابوالحسن امام کاظم از رسول خدا نقل فرموده است: روی پا نشستن و زانوها را در بغل گرفتن به منزلة دیوار عربهاست(2).
2- سَماعهًْ گوید: از امام صادق در بارة مردی که خودش را با یک جامه بپوشاند سؤال کردم، امام فرمود: اگر لباس عورتش را بپوشاند اشکال ندارد(3).
1- معمّر بن خلاّد گوید: به ابوالحسن امام کاظم عرض کردم فدایت شومن عدّهای با هم هستند و شوخی میکنند و میخندند. امام فرمود: اشکال ندارد اگر در آن نباشد؛ فهمیدم منظور امام این است که در آن شوخی، فحش و هرزهگویی نباشد. سپس فرمود: عرب صحرانشینی هدیهای برای پیامبر آورد و به پیامبر عرض کردم: پول هدیة مرا بدهید، رسول خدا خندید. پس از آن، هنگامی که غمگین میشد میفرمود: آن عرب چه شد؟ ای کاش به نزد ما میآمد(4).
2- ابوالحسن اول امام موسی کاظم فرمود: یحیی بن زکریّا گریه میکرد و نمیخندید، امّا عیسی بن مریم میخندید و گریه هم میکرد و عمل حضرت عیسی بهتر از عمل حضرت یحیی بود(1).
3- فضل بن ابی قُرَّهًْ گوید: امام صادق فرمود: هر مؤمنی دارای دُعایه است. پرسیدم دُعایه چیست؟ فرمود: شوخی(2).
4- یونس بن شیبانی گوید: امام صادق سؤال کرد: چگونه است وضع شوخی کردن شما مؤمنین با یکدیگر؟ عرض کردم کم است. فرمود: شوخی را ترک نکنید زیرا
شوخی نشانة خوش خلقی است و بدین وسیله برادرت را خوشحال میکنی. رسول خدا با مردم شوخی میکرد و میخواست آنها را خوشحال کند(3).
5- عبدالله بن محمّد جُعفی گوید: از امام صادق شنیدم که میفرمود: کسی را که در بین مردم شوخی میکند خدا دوست دارد در صورتی که به فحش نینجامد(4).
6- حمران بن اعین گوید: به خدمت امام محمّد باقر رسیدم و عرض کردم مرا نصیحت کنید، فرمود: تو را به تقوای الهی سفارش میکنم. از شوخی بپرهیز زیرا احترام و آبروی شخص را میبرد(5).
7- امام جعفر صادق از پدرانش نقل فرموده است که پیامبر (در وصیّتش به علی فرمود: یا علی شوخی نکن زیرا آبرویت را میبرد و دروغ مگو که نورانیّت را از تو میگیرد. (مرحوم علاّمه میفرمایند منظور در اینت احادیث شوخی زیاد است)(6).
1- امام صادق فرمود: قهقهه زدن از شیطان است(1).
2- امام محمّد باقر فرمود: اگر قهقهه زدی پس از آن بگو «خدایا مرا دشمن مدار»(2).
3- امام صادق فرمود: خندة مؤمن تبسّم است(3).
1- امام صادق فرمود: خندة بدون سبب نشانة نادانی است. و میفرمود: در موقع خنده نباید دندانهای جلو دهان دیده شود، که در این صورت عمل ناپسندی انجام دادهای. کسی که عمل بدی مرتکی میشود از شبیخون در امان نمیماند(4).
2- امام جعفر صادق فرمود: چه بسیارند کسانی که خندة بیهوده میکنند و گریة آنها در روز قیامت زیاد است، و چه بسیارند کسانی که از خوف خدا زیاد گریه میکنند و در روز قیامت در بهشت خنده و شادی آنان زیاد است(5).
3- امام صادق فرمود: سه چیز مورد غضب شدید خداست: 1) خوابیدن بدون شب زندهداری 2) خندة بدون علّت 3) غذا خوردن از روی سیری(6).
4- امام صادق فرمود: در مدینه مردی بیکاره مردم را میخندانید و میگفت: علی بن الحسین مرا خسته کرد چرا که نتوانستم او را بخندانم. در همین حدیث آمده
است که امام زین العابدین فرمود: به او بگویید مسلّم برای خدا روزی است که بیکارهها در آنت روز ]قیامت[ زیان میکنند(1).
1- امام صادق فرمود: از شوخی بپرهیزید زیرا آبرو را میبرد(2).
2- امام جعفر صادق فرمود: خندة زیاد قلب را میمیراند(3).
3- امام صادق فرمود: با کسی که او را دوست داری شوخی و مجادله مکن(4).
4- عَنْبَسة عابد گوید: از امام صادق شنیدم که میفرمود: خندة زیاد آبرو را میبرد(5).
5- عَنْبَسه نیز میگوید: از آن حضرت شنیدم که فرمود: شوخی دشنام کوچک است(6).
6- امام صادق فرمود: مجاله مکن، زیرا آبروی تو میرود و شوخی نکن که نسبت به تو گستاخ میشوند(7).
7- امام باقر فرمود: شوخی زیاد آبرو را میبرد و خندة زیاد ایمان را به سک سو پرتاب میکند ]از بین میبرد[(8).
8- ابوالحسن امام موسی کاظم در وصیّت به بعضی از فرزندانش فرموده است: از
1) مجالس صدوق، ص 132 (مجلس 39).
2) اصول کافی، ص 623 (باب الدعابهًْ و الضحاک).
3) اصول کافی، ص 623 (باب الدعابهًْ و الضحاک).
4) اصول کافی، ص 623 (باب الدعابهًْ و الضحاک).
5) اصول کافی، ص 632 (باب الدعابهًْ و الضحاک).
6) اصول کافی، ص 632 (باب الدعابهًْ و الضحاک).
7) اصول کافی، ص 632 (باب الدعابهًْ و الضحاک).
8) اصول کافی، ص 632 (باب الدعابهًْ و الضحاک).
شوخی بپرهیز زیرا نور ایمان را از تو میبرد و مروّت و مردانگی تو را سبک میسازد(1).
9- امام صادق از امیرالمؤمنین نقل فرموده است: از شوخی بپرهیز زیرا شوخی باعث کینه و دشمنی شده و فحش کوچک است(2).
10- امام جعفر صادق فرمود: از شوخی بپرهیز زیرا آبرو و شکوه و عظمت اشخاص را از بین میبرد(3).
11- امام صادق فرمود: شوخی نکن چون نسبت به تو گستاخ میشوند(4).
12- امام صادق از پدرانش نقل فرموده است که پیامبر خدا فرموده: شوخی زیاد آّرو را میبرد و خندة زیاد ایمان را نابود میکند و دروغ زیاد نور ایمان را میبرد(5).
13- امام صادق از پدرانش نقل کرده است که حضرت علی فرموده است: خندة پیامبر تبسّم بود. روزی بر گروهی از انصار گذشت و دید با یکدیگر صحبت میکنند و دهانشان پر از خنده است، فرمود: ای گروه دست بازدارید. اگر کسی را آرزویش مغرور کند و او را از عمل خیر باز دارد به گورستان سری بزند و رستاخیز را به یاد آورد، مرگ را به یاد آورید زیرا مرگ درهمشکنندة لذّتهاست(6).
14- عبدالله بن جُعفی گوید: از امام باقر شندیم که میفرمود: خدا کسی را که در حضور جمعی شوخی میکند دوست دارد مشروط بر این که شوخی به فحش کشانده نشود، و کسی را که در تنهایی بیندیشد و در خلوت پند و اندرز گیرد و به نماز
خواندن افتخار ورزد دوست دارد(1).
15- امام صادق از پدرش نقل فرموده است که داوود به سلیمان گفت: پسرم از خندة زیاد بپرهیز، زیرا خندة زیاد انسان را در روز قیامت تهیدست رها میکند(2).
16- سیّد رضی در نهج البلاغه از امیرالمؤمنین نقل کرده است که آن حضرت فرمود: شخص شوخی نمیکند مگر این که چیزی از عقلش پریده باشد(3).
1- در کتاب الاِخوان از حضرت رضا نقل شده است: هر کس بر صورت خود گلاب بپاشد و برای حاجتی از خانه خارج شود دچار تنگدستی و خواری نگردد و هر کس از بقیّة آبی که برادر مؤمنش آشامیده به منظور تواضع بنوشد خدا حتماً او را وارد بهشت میکند و کسی که بر چهرة برادر مؤمنش تبسّم زند خدا برایش حسنه مینویسد و کسی که خدا برایش حسنه بنویسد او را عذاب نخواهد کرد(4).
2- امام باقر فرمود: تبسّم مؤمن بر چهرة برادرش حسنه است و پاک کردن گرد و غبار از چهرة مؤمن نیز حسنه میباشد و هیچ عبادتی مانند خوشحال کردن مؤمن است(5).
3- امام صادق فرمود: هر که از چهرة برادر مؤمنش گرد و غبار غم بزداید خدا برای او ده حسنه مینویسد و کسی که بر چهرة برادرش تبسّم زند برای او حسنهای است(6).
1- عمرو بن عِکْرِمَهًْ گوید: به خدمت امام صادق رسیدم و عرض کردم همسایهای دارم که مرا اذیّت میکند. امام فرمود: با او مهربان باش. گفتم: خدا به او رحم نکند. آن حضرت صورتش را از من برگرداند. من نخواستم با آن وضع از امام جدا شوم، لذا توضیح دادم که وی به صورتهای مختلف مرا اذیّت میکند. فرمود: گمان میکنی اگر آشکارا با او دشمنی کنی میتوانی از او انتقام بگیری؟ گفتم او را به اطاعت خود وا میدارم. فرمود: این همسایة تو از اشخاصی است که نسبت به کسانی که خدا به آنها چیزی بخشیده حسد میورزد، پس هرگاه نعمتی برای کسی دید اگر اهل و عیالی داشته باشد آنها را اذیّت میکند و اگل اهل و عیالی ندارد به خدمتگزارش اعتراض مینماید
و اگر خدمتگزار نداشته باشد شبها را به بیداری و روزها را به جوش و خروش به سر میبرد(1).
2- عبد صالح (امام موسی کاظم) فرمود: خوشرفتاری با همسایه، تنها خودداری از اذیّت او نیست، بلکه تحمّل اذیّت و آزار اوست(2).
3- امام صادق فرمود: مؤمن از یکی از سه چیز خلاصی ندارد و گاهی هر سه در او جمع میشود؛ یا بعضی از افراد خانه در را به رویش میبندند و بدین وسیله او را اذیّت میکنند، یا همسایه او را اذیّت میکند، یا کسی در راه بر آوردن نیازمندیهایش به او آزار میرساند؛ و اگر مؤمن بر قلّة کوهی باشد خدای عزّوجلّ شیطانی را میفرستد تا او را اذیّت کند و در عین حال او را با ایمانش مأنوس میکند که از هیچ کس وحشت نداشته باشد(3).
4- امام جعفر صادق فرمود: در عالم نبوده و نمیباشد و نخواهد بود مؤمنی مگر این که دارای همسایهای باشد که او را اذیّت کند. اگر مؤمن در جزیرهای از جزیرههای دریا باشد خدا کسی را میفرستد که او را اذیّت نماید(1).
5- امام صادق فرمود: در گذشته و در آینده و زمانی که شما در آن به سر میبرید مؤمنی نبوده و نمیباشد مگر این که دارای همسایهای است که او را اذیّت میکند(2).
6- معاویّهًْ بن عمّار گوید: از امام صادق شنیدم که میفرمود: مؤمنی نبوده و تا روز قیامت نخواهد بود مگر این که دارای همسایهای باشد که به او آزار رساند(3).
7- امام محمّد باقر فرمود: مردی به نزد پیامبر آمد و شکایت کرد که همسایهاش او را اذیّت میکند رسول خدا به او فرمود: صبر کن، مجدّداً آمد و از همسایهاش شکایت کرد، باز هم پیغمبر فرمود: صبر کن...(4).
8 - امام صادق فرمود: خوشرفتاری با همسایه روزی را زیاد میکند(5).
9- امام جعفر صادق فرمود: اگر مؤمن در قلّهًْ کوهی ساکن باشد خدا کسی را برای آزار او میفرستد تا از این طریق پاداشی از جانب خدا به او برسد(6).
10- علی بن الحسین از پدر بزرگوارش امام حسین نقل کرده است که پیامبر خدا فرمود: من و پیامبران قبل از من پیوسته گرفتار کسانی بودیم که ما را اذیّت میکردند، و اگر مؤمن بر سر کوهی باشد خدای عزّوجلّ کسی را میرساند که او را آزار
رساند تا بدین طریق اجری به او برسد(1).
11- حضرت رضا از پدرانش نقل فرموده است که رسول خدا فرمود: هیچ مؤمنی نبوده و تا روز قیامت نخواهد بود مگر این که دارای همسایهای باشد که او را اذیّت نماید(2).
12- امام علی النّقی از پدرانش نقل کرده است کهامام صادق فرمود: هیچ مؤمنی نبوده و تا روز قیامت نخواهد بود مگر این که همسایهای خواهد داشت تا او را اذیّت کند. (و نیز) از امام صادق نقل فرموده است که هر کس دنیایش گوارا و بدون گرفتاری باشد در دین او شک کنید. (و نیز امام علی النّقی گوید: امام صادق فرمود: هرگاه
دوستی از تو به امارت و ریاستی برسد و یک دهم قبل از ریاستش به تو توجّه کند دوست بدی نیست(3).
13- امام صادق از امیرالمؤمنین نقل فرموده است: سه چیز از کارهای نیک است: سخاوتمندی، نیکویی در گفتار، و صبر بر اذیّت و آزار(4).
1- امام صادق (در حدیثی) فرموده است: مردی از انصار به نزد رسول خدا آمد و عرض کرد: از شخصی خانهای خریدهام. نزدیکترین همسایهام کسی است که امیدی به خبر او ندارم از شرّش در امان نیستم. رسول خدا به علی و سلمان و اباذر و یک نفر دیگر که گمان می.کنم مقداد بود دستور داد در مسجد با صدای بلند اعلان
کنند: ایمان ندارد کسی که همسایهاش از ظلم او در امان نباشد. آنها به مسجد رفته سه مرتبه اب صدای بلند گفتند، سپس پیامبر با دستش به چهل منزل از از روبرو و پشت سر و سمت راست و سمت چپ اشاره کرد(1).
2- امام صادق از پدرش امام باقر نقل فرموده است که در کتاب علی خواندم که رسول خدا بین مهاجرین و انصار و کسانی از مردم یثرب ]مدینه[ که ملحق به انصار هستند نوشت: همسایه به منزلة خود انسان است و نباید زیان و گناهی به او برسد. احترام همسایه نسبت به همسایه مانند احترام نسبت به مادر است(2).
3- امام صادق فرمود: حضرت فاطمه به نزد پیامبر آمد تا دربارة بعضی امور شکایت کند. پیامبر لوحی به وی داد و فرمود: آنچه را که در آن نوشته شده است یاد
بگیر. در آن لوح نوشته شده بود: هر کس به خدا و روز قیامت ایمان دارد همسایهاش را اذیّت نکند، هر که به خدا و روز قیامت ایمان دارد مهمانش را احترام کند و هر کس به خدا و روز قیامت ایمان دارد یا باید سخن خیر بگوید یا سکوت کند(3).
4- ابو حمزه گوید: از امام صادق شنیدم که میفرمود: مؤمن کسی است که همسایهاش از بَوائق او در امان باشد. پرسیدم «بَوائق» چیست؟ فرمود: ظلم و ستم او(4).
5- امام صادق از پدرانش، از حضرت علی نقل کرده است که رسول خدا فرمود: هر کس همسایهاش را اذیّت کند خدا بویِ بهشت را بر او حرام کرده، جایگاهش دوزخ است و بد جایگاهی است. هر کس حقّ همسایهاش را ضایع کند از ما نیست. جبرئیل پیوسته مرا نسبت به همسایه سفارش میکرد به طوری که گمان
کردم همسایه ارث میبرد و پیوسته مرا نسبت به بردگان سفارش میکرد تا این که گمان کردم زمانی برای آن در نظر گرفته شده که چون آن زمان فرا رسد آزاد شوند و نیز مرا به مسواک کردن سفارش میکرد تا آنجا که گمان کردم واجب است و به اندازهای مرا به شبزندهداری سفارش میکرد که گمان بردم نیکان امّت من هرگز نمیخوابند(1).
6- امام رضا فرمود: از صفات مؤمن این است که وقتی نیکی کند خوشحال میشود و زمانی که دست به کار بدی بزند استغفار میکند. مسلمان ]حقیقی[ کسی است که سایر مسلمانان از زبان و دستش در امان باشند و آن که همسایهاش از ظلم او در امان نباشد از ما نیست(2).
7- امام جعفر صادق فرمود: هر که از اذیّت و آزار همسایهاش خودداری کند خدا در روز قیامت از لغزش وی صرف نظر میکند. کسی که شکم و فرجش را پاک نگه
دارد بهشت را برای او زینت میکنند. هر کس بندة مؤمنی را آزاد کند خدا در بهشت برایش خانهای بنا میکند(3).
1- امام صادق از پیامبرنقل فرموده است: خوشرفتاری با همسایه خانهها را آباد و مرگ را به تأخیر میاندازد(4).
2- امام جعفر صادق فرمود: خوشرفتاری با همسایه روزی را زیاد میکند(1).
3- ابومسعود گوید: امام صادق به من فرمود: خوشرفتاری با همسایه باعث زیادی عمر و آبادی سرزمین گردد(2).
4- امام صادق فرمود: خوشرفتاری با همسایه خانهها را آباد و عمرها را زیاد میکند(3).
5- ابو ربیع شامی گوید: امام صادق در حالی که خانهاش پر از جمعیّت بود فرمود: آگاه باشید از ما نیست کسی که با همسایهاش خوشرفتاری نکند(4).
1- امام باقر از رسول خدا نقل فرموده است: کسی که شب را سیر بخوابد و همسایهاش گرسنه باشد به من ایمان نیاورده است.
و نیز فرمود: اگر در منطقهای یک نفر شبی را گرسنه بخوابد خدا در روز قیامت به اهل آن منطقه نظر نمیکند(5).
2- کاهلی ]یکی از اصحاب امام صادق[ گوید: از آن حضرت شنیدم که میفرمود: زمانی کهم بِنیامین از نزد یعقوب رفت، یعقوب ندا کرد خدایا به من رحم نمیکنی؟ بینایی مرا گرفتی و دو فرزندم ]یوسف و بنیامین[ را بردی. خدا به یعقوب وحی کرد: اگر روح آن دو را گرته بودم برایت زندهشان میکرم تا به سوی تو باز
گردند، امّا به یاآور گوسفندی که کشتی و بریان نمودی و خوردی و همسایهًْ تو رُوزهدار بود و از آن گوسفند هیچ به او ندادی(1).
3- در روایت دیگری فرموده است: پس از آن هر روز صبح کسی از طرف حضرت یعقوب تا فاصلة یک فرسخ از خانه آن حضرت ندا میداد هر کس صبحانه یا نهار میخواهد به خانة یعقوب بیاید، و چون شب میشد اعلان میکرد هر که شام میخواهد به نزد یعقوب بیاید(2).
1- امام محمّد باقر فرمود: از بلاهایی که پشت انسان را میشکند همسایة بد است که اگر خوبی ببیند آن را پنهان میکند و اگر کار بدی مشاهده نماید آن را پخش میکند(3).
2- امام جعفر صادق از پیامبرنقل فرموده است: به خدا پناه میبرم از همسایة بدی که در خانهای
زندگی میکند، با چشمانش تو را زیر نظر دارد و با دلش به تو توجّه دارد، اگر تو را در خوشی ببیند ناراحت شود و اگر در بدی مشاهده کند خوشحال گردد(4).
3- امام جعفر صادق از پدرانش نقل فرموده است که: پیامبر در وصیّتش به علی فرمود: یا علی چهار چیز کمرشکن است: 1- پیشوایی که مردم امرش را اطاعت کنند امّا خود نافرمانی خدا کند. 2- زنی که شوهر در عفّت و پاکدامنی او بکوشد ولی به شوهرش خیانت کند. 3- فقری که صاحب آن دستگیر و یاوری نیابد. 4- همسایة بدی که
در خانهای ساکن باشد(1).
1- امام باقر فرمود: حدّ همسایگی چهل خانه است از روبرو و پشت سر و سمت راست و سمت چپ(2).
2- امام صادق از پیامبر نقل فرموده است: هر چهل خانه از روبرو، و پشت سر و سمت راست و سمت چپ همسایه است(3).
3- معاویهًْ بن عمّار گوید: به امام صادق عرض کردم: فدایت شوم حدود همسایگی چقدر است؟ فرمود: از هر طرف چهل خانه(4).
4- امام صادق از پدرانش نقل کرده است که امیرالمؤمنین فرمود: حریم مسجد چهل ذراع ]تقریباً 20 متر[ و حریم همسایگی چهل خانه از چهار جانب است(5).
1- امام جعفر صادق از رسول خدا نقل فرموده است: از جمله حقوق مسافر بر همراهانش این است که اگر مریض شود سه روز برای او توقّف کنند(6).
2- امام صادق از رسول خدا نقل فرموده است: از میان دو همنشین آن که
نسبت به دوستش بیشتر مدارا میکند اجرش بیشتر و در نزد خدا گرامیتر است(1).
3- امام جعفر صادق از رسول خدا نقل فرموده است: هرگاه در سفر یکی از همراهان شما مریض شود سه روز به خاطر او توقّف کنید(2).
4- امام صادق فرمود: رساندن سخن به گوش شخص ناشنوا در حدّی که باعث ملال و خستگی نگردد صدقة پسندیدهای است(3).
1- امام صادق از پدرانش نقل کرده است که امیرالمؤمنین با مردی ذمّی همسفر شد. ذمّی به آن حضرت گفت: قصد کجا داری؟ حضرت فرمود: میخواهد به کوفه بروم. چون ذمّی جدا شد و به راه خود رفت، امیرالمؤمنین نیز با او همراه شد. ذمّی پرسید
چرا مسیر خود را به جانب من تغییر دادید؟ حضرت فرمود: این نشانة کمال حُسن رفاقت است که انسان هنگام جدا شدن چند قدمی همراهش را بدرقه کند، این دستور پیامبر ماست. در دنبالة همین مطلب آمده است که آن ذمّی به همین جهت اسلام آورد(4).
1- امام صادق فرمود: پاسخ دادن به نامه مانند جواب دادن به سلام واجب است(5).
2- امام جعفر صادق فرمود: پیوند بین دوستان، در حضر به دیدن یکدیگر رفتن و در سفر، نامه نوشتن به یکدیگر است(1).
3- در کتاب الاِخْوان از امام صادق نقل شده است: پیوند بین دوستان، به دیدن یکدیگر رفتن و در سفرع نامه نوشتن است(2).
1- امام صادق فرمود: در نوشتن ]نامه[ «بسم الله الرحمن الرحیم» را فراموش مکن اگر چه بعد از آن شعر باشد(3).
2- امام جعفر صادق فرمود: «بسم الله الرّحمن الرّحیم» را ]در اوّل نامه[ با نیکوترین خط بنویس، و حرف «ب» را کشیده ننویس مگر زمانی که «سین» را با دندانه نوشته باشی(4).
3- علی بن موسی الرضا از پدرانش در حدیثی نقل فرموده است که از امیرالمؤمنین سؤال شد چرا تُبّع، تُبّع نامیده شده؟ امام فرمود: او جوانی کاتب بود که برای مَلِکِ قبل از خود نامه مینوشت، و در اوّل نامهها مینوشت به نام خدایی که رعد و باد را آفرید. مَلِک به او گفت: در آغاز نامه بنویس به نام فرشتة رعد. جوان گفت: جز به نام خدای خویش آغاز نمیکنم، سپس فرمانهای تو را مینویسم. خدا برای سپاسگزاری، حکومت آن سرزمین را به او داد و مردم از او اطاعت کردند، بدین سبب تُبّع نامیده شد(5).
1- امام صادق فرمود: ]در مکاتب[ بعد از بسم الله الرّحمنِ الرّحیم بلافاصله ننویس «باری فلانی» ولی اشکال ندارد که بر پشت پاکت بنویسی «برای فلانی»(1).
2- امام جعفر صادق فرمود: داخل نامه ننویس: «برای ابی فلان» بلکه بنویس: به سوی «ابی فلان»، و بر پشت نامه بنویس «برای فلان»(2).
1- امام صادق فرمود: اشکال ندارد که شخص نام دوستش را در آغاز نامه قبل از اسم خود بنویسد(3).
2- سَماعه گوید: از امام صادق دربارة کسی که نام شخص را در اغاز نامه بنویسد پرسیدم، فرمود: اشکال ندارد، این فضیلتی است که شخص به وسیله آن به دوستش احترام میگذارد(4).
1- مُرازِم بن حکیم گوید: امام صادق دستور داد برای کاری نامه بنویسند. نامه را نوشتند و به نظر آن حضرت رساندند. در آن کلمة «انشاءالله» نبود. امام فرمود: چگونه امید دارید این نامه به نتیجه برسد در صورتی که «انشاءالله» در آن نیست؟ دقّت کنید هر
جا لازم است بنویسید(1).
1- احمد بن محمّد بن ابی نصر گوید: ابوالحسن علی بن موسی الرضا روی نامه ]برای خشک شدن[ خاک میپاشید، و میفرمودک اشکال ندارد(2).
2- علی بن عطیّه ]از اصحاب امام موسی کاظم[ گوید: نامههایی را از امام کاظم دیده است که خاک بر آن پاشیده بوده است(3).
3- احمد بن محمّد بن ابی نصر گوید: امام رضا روی نامه خاک میپاشید(4).
4- امام رضا از پدرانش نقل کرده است که رسول خدا فرمود: برای حاجات خود صبح زود از خانه بیرون روید تا آن حاجتها انجام شود، روی نامه خاک بپاشید ]برای
خشک شدن نامه و مخدوش نشدن خطوط آن[ که در برآوردن حاجت مؤثر است، و خیر را در نزد خوشرویان جستجو کنید(5).
1- عبدالملک بن عُتْبه گوید: از ابوالحسن اوّل امام موسی کاظم دربارة کاغذهایی که جمع میشود و در آن نام خدا هست پرسیدم که آیا میشود آنها را سوزاند؟ امام
فرمود: نه، اوّل آنها را با آب بشویید سپس بسوزانید(1).
2- عبدالله بن سِنان گوید: از امام صادق شنیدم که میفرمود: کاغذها را نسوزانید بلکه خطوط آنها را محو و سپس پاره کنید(2).
3- زُرارهًْ گوید: از امام صادق دربارة نامی از نامهای خدا که به وسیلة آب دهان محو شود سؤال شد. امام فرمود: با پاکترین چیزی که به آن دسترسی دارید از بین ببرید(3).
4- محمّد بن اسحاق بن عمّار گوید: از ابوالحسن، موس بن جعفر دربارة نامههایی که در آن نام خدای عزّوجلّ نوشته شده است سؤال شد. امام فرمود: آنها را بشویید(4).
5- امام صادق از رسول خدا نقل فرموده است: آیات قرگن و نام خدا را پاکترین چیزی که دسترسی دارید محو کنید. ]نیز فرمود[ پیامبر مسلمانان را از سوزاندن و از بین بردن آنها به لگدمال کردن با قلم کشیدن روی آنها نهی فرموده است(5).
6- جعفر بن محمّد از پدرانش نقل کرده است که پیامبر ]مسلمانان را[ از محو کردن یا نوشتن آیات قرآن با آب دهان نهی فرموده است(6).
7- حسن بن علیّ وشّاء گوید: عبّاس بن جعفر بن اشعث از من خواست که از امام رضا دربارة سوختن نامههایش بعد از این که آنها را میخواند، از ترس آن که به دست دیگران نیفتد سؤال کنم. وشّاء گوید: قبل از این که بپرسم حضرت نامهای به من نوشت و فرمود: به دوست خود بگو: من نامههایش را بعد از خواندن میسوزانم. (شیخ
حرّ عاملی فرماید: این حمل بر جواز یا ضرورت است، یا به نامههایی مربوط میشود که ]آیات[ قرآن یا نام خدا در آن نیست)(1).
8- علی بن جعفر گوید: از برادرم امام موسی کاظم دربارة سوزاندن کاغذی که در آن چیزی نوشته باشد سؤال کردم. امام فرمود: اگر بترسی که در آن چیزی باشد ]و به دست دشمن بیفتد] سوزاندنش اشکال ندارد(2).
1- امام صادق فرمود: رسول خدا وقتش را بین دوستانش تقسیم میکرد و به این و آن به یک چشم نگاه میکرد، و نیز فرمود: پیامبر هرگز پاهایش را در مقابل یارانش دراز نمیکرد و وقتی مصافحه مینمود دستش را از دست طرف نمیکشید تا او دست پیامبر را رها نماید. وقتی اصحاب این مطلب را دانستند هنگام پس دادن با آنت حضرت آنها دستشان را میکشیدند(3).
2- امام مجعفر صادق فرمود: از زمانی که خدا پیامبر را مبعوث کرد تا آخر عمر در حال تکیه کردن غذا نخورد، هرگز پیش همنشین خویش پا روی پا نمیانداخت، د رموقع مصافحه هرگز دستش را پس نمیکشید تا طرف دستش را پس بکشد، و هیچ وقت سائل را رد نمیکرد، اگر چیزی داشت به اوت میداد و اگر نمیداشت میفرمود: خدا میدهد(4).
3- امام باقر فرمود: وقتی که شخص با دوستش مصافحه میکند آن که دست
دادن را ادامه میدهد اجرش بیشتر است و گناهان آنها آمرزیده میشود تا حدّی که هیچ گناهی باقی نمیماند(1).
4- امام صادق فرمود: هرگز رسول خدا با کسی مصافحه نکرد که دستش را از دست آن شخص بکشد تا این که شخص دستش را از دست پیامبر میکشید(2).
1- علی بن الحسین نقل کرده است که رسول خدا روزی از دوستانش پرسید: میدانید ناتوانی چیست؟ گفتند: خدا و رسولش داناترند، فرمود: سه چیز نشانة ناتوانی است: اوّل این که کسی دوستش را دعوت کند، غذایی تهیّه نماید امّا آن دوست خلف وعده کند و نیاید، دوم این که: یکی دوست یا همنشین کسی باشد و علاقمند باشد بداند او کیست و از کجاست، امّا از وی جدا شود و سؤال نکند، سوم: دربارة زنهاست
که کسی به زن خود نزدیک شود و از وی لذت برد امّا زن بهرهاش را از همسرش نبرد(3).
2- علی بن الحسین از رسول خدا نقل فرموده است: ناتوانترین نسبت و محلّ زندگی او نپرسد(4).
3- امام صادق از پیامبر نقل فرموده است: اگر کسی از شما برادر مسلمانش را
دوست دارد از نام او و نامن پدر و نامن قبیله و خاندانش سؤال کند، این از حقوق واجب و صدق و صفای در دوستی استع و الاّ آشنایی کامل نخواهد بود(1).
4- امام جعفر صادق از پدرش نقل کرده است که رسول خدا فرمود: سه چیز جور و ستم است: 1) شخصی با کسی معاشرت کند و از نام و نام خانوادگی او نپرسد 2) کسی او را برای صرف غذا دعوت کند و او نپذیرد یا دعوت را بپذیرد ولی غذا نخورد 3) قبل از این که با همسرش شوخی و بازی کند جماع نماید(2).
1- امام جعفر صادق فرمود: به برادر مسلمانت کاملاً اطمینان مکن، زیرا به زمین خوردن در اثر اطمینان و انسِ زیاد جبرانپذیر نیست(3).
2- سَماعه گوید: از ابوالحسن امام موسی شنیدم که میفرمود: از بین تو و برادر مسلمانت احترام برداشته نشود، احترام یکدیگر را نگه دارید زیرا رعایت نکردن احترام حیا را از بین میبرد(4).
3- امام جعفر صادق فرمود: دوستی دارای شرایطی است، هر کس آن شرایط را رعایت نکند او را دوست کامل به حساب نیاور و هر کس هیچ کدام از آن شرایط را ندارد دوستش مخوان. آن شرایط عبارتند از: 1) نهان و آشکارش یکی باشد 2) خوبی تو را خوبی خود و بدی تو را بدی خود بداند 3) دارایی و پُست و مقام او را نسبت به تو دگرگون نسازد
4- امام صادق به بعضی از یارانش فرمود: به دوست خود اطمینان کامل نداشته باشید زیرا به زمین خوردن از راه اطمینان و زیاد انس گرفتن جبرانپذیر نیست(2).
5- و نیز امام صادق به بعضی از دوستانش فرمودک هر کس سه مرتبه از تو خشمگین شود و دربارة تو بدی نگوید او را برای خود دوست انتخاب کن(3).
6- امام صادق فرمود: دوستت را از راز خود آگاه مکن مگر تا حدّی که اگر دشمن تو بر آن راز آگاه شود نتواند به تو زیان رساند، چون ممکن است دوست روزی دشمن گردد(4).
7- علی بن موسی الرضا از پدرانش از امیرالمؤمنین نقل فرموده است: با دوست خویش در دوستی زیادهروی مکن، زیرا شاید روزی دشمن تو شود و با دشمنت در دشمنی میانهروی کن چون ممکن است روزی دوست تو گردد(5).
8 - طبرسی در تفسیر مجمع البیان دربارة قول خدای متعال: «در محفلتان ناپسند وارد میشوید»(6)فرموده است: در آن وجوهی است، یکی این است که اعراب وقتی دور هم مینشستند بدون اینت که از یکدیگر شرم کنند از خود باد خارج میکردند(7).
1- امام صادق فرمود: دستانتان را به دو خصلت آزمایش کنید، اگر دارای آن دو خصلت نباشند از آنها دوری گزینید، دوری گزینید، دوری گزینید. آن دو خصلت عبارتند از: خواندن نماز در وقتش و نیکی به دوستان در سختی و رفاه(1).
1- امام محمّد باقر فرمود: با ایمانترین مردم خوشخوترین آنهاست(2).
2- امام صادق فرمود: چهار چیز در هر کس باشد ایمانش کامل است و اگر از سر تا پا گناه باشد آسیبی به او نرساند، آنها عبارتند از: راستگویی، ادای امانت، شرم و خوشخویی(3).
3- امام صادق از رسول خدا نقل فرموده است: برای شخص خوشخو اجری مانند اجر روزهدار شبزندهدار است(4).
4- امام صادق فرمود: خوشخویی به صاحبش اجر روزهدارِ شبزندهدار را میرساند(5).
5- از امام صادق نقل شده است: نیکی و خوشخویی باعث آبادی خانهها و
زیادی عمر میشود(1).
6- امام صادق فرمود: خوشخویی گناهان را ذوب میکند همچنان که آفتاب یخ را آب میکند(2).
7- امام صادق فرمود: تا میتوانی با کسانی معاشرت کن که نفع تو به آنها برسد، زیرا گاهی بنده در عبادت کوتاهی میکند ولی اخلاقش نیکوست و خدا به سبب حسن خلقش او را به درجة روزهدار شبزندهدار میرساند(3).
8 - امام صادق از رسول خدا نقل فرموده است: بیشترین چیزی که امّت مرا وارد بهشت میکند تقوای الهی و خوشخویی است(4).
9- امام جعفر صادق فرمود: عاقلترین مردم خوشخوترین آنهاست(5).
10- عَنْبَسة عابد گوید: امام صادق به من فرمود: مؤمن بعد از انجام واجبات پیش خدای عزّوجلّ چیزی محبوبتر از این ندارد که مردم را از لحاظ خلقش در وسعت گذارد(6).
11- بحر (بن کثیر) سقّاء گوید: امام صادق به من فرمود: ای بحر سقّاء خوش خلقی مایة آسانی امور است. سپس حضرت حدیثی نقل فرمود: که پیامبر خوش خلق بود(7).
12- امام صادق فرمود: خدای تبارک و تعالیَْ به بعضی از پیامبرانش وحی فرمود:
خوی نیکو خطاها را از بین میبرد همانطور که آفتاب یخ را ذوب میکند(1).
13- علی بن الحسین از رسول خدا نقل فرموده است: در روز قیامت چیزی بهتر از خوشخویی در میزان اعمال انسان گذاشته نمیشود(2).
امام صادق فرمود: خلق و خوی بخششی است که خدا به مخلوقش عطا میکند، برخی از آن فطری و برخی مربوط به نیّت و اراده میباشد ]شخص از راه اراده و قصد میتواند آن را به دست آورد[، عرض کردم: کدام بهتر است؟ فرمود: آنچه فطری است انسان بر آن سرشته شده و جز آن نمیتواند انجام دهد و آنچه مربوط به نیّت و اراده میباشد باید برای تحقّق آن صبر و سختی را تحمّل کند، پس این بهتر است(3).
15- امام صادق فرمود: خدای تبارک و تعالی مانندِ ثوابِ کسی را که صبح و شام در راه خدا جهاد کند به بندة خوش خلق میبخشد(4).
16- امام رضا از پدرانش نقل کرده است که پیامبر فرمود: جبرئیل از جانب پروردگار عالم بر من نازل شد و گفت: ای محمّد خوشخو باش چون باعث خیر دنیا و آ[رت میشود. آگاه باشید شبیهترین شما به ن خوشخوترین شماست(5).
17- امام رضا نقل کرده است که رسول خدا فرمود: خوشخو باشید، زیرا خوشخو ناگزیر جایش در بهشت است، و بپرهیزید از بدخویی چون بدخو ناگزیر در آتش است(6).
18- امام رضا از رسول خدا نقل فرموده است: خوی بد عمل را فاسد میکند همچنانکه سرکه عسل را فاسد مینماید(1).
19- امام رضا از پیامبر نقل فرموده است: بنده به واسطة خوشخویی پاداش روزهدارِ شبزندهدار را دریافت میکند(2).
20- امام رضا از رسول خدا نقل فرموده است: در میزان اعمال هیچ چیز سنگینتر از خوشخویی نیست(3).
21- امام رضا از حضرت علی نقل فرموده است: کاملترین شما از حیث ایمان خوشخوترین شماست(4).
22- حضرت رضا از علی بن ابی طالب نقل فرموده است: خوشخویی بهترین همنشین است(5).
23- حضرت رضا از حضرت علی نقل فرموده است: از رسول خداسؤال شد: بهترین وسیله برای ورود به بهشت چیست؟ فرمود: پرهیزگاری و خوشخویی(6).
24- امام رضا از رسول خدا نقل کرده است که آن حضرت فرمود: در روز قیامت نزدیکترین شما به من خوشخوترین و مهربانترین شما نسبت به خانوادهاش میباشد(7).
25- نیز آن حضرت از پیامبر نقل فرموده است: بهترین مردم از لحاظ ایمان
1) عیون اخبارالرضا، ص 203؛ صحیفهًْ الرضا، ص 19.
2) عیون اخبارالرضا، ص 203؛ صحیفهًْ الرضا، ص 19.
3) عیون اخبارالرضا، ص 203؛ صحیفهًْ الرضا، ص 19.
4) عیون اخبارالرضا، ص 203؛ صحیفهًْ الرضا، ص 19.
5) عیون اخبارالرضا، ص 204؛ صحیفهًْ الرضا، ص 21.
6) عیون اخبارالرضا، ص 204؛ صحیفهًْ الرضا، ص 21.
7) عیون اخبارالرضا، ص 204؛ صحیفهًْ الرضا، ص 21.
خوشخوریت آنها و مهربانترینشان به خانوادة خویش میباشد، و من مهربانترین شما به خانوادهام هستم(1).
26- امام حسن فرمود: بهترین خوبیها خوی نیکو است(2).
27- پیامبرفرمود: خوشخویی نصف دین است(3).
28- زیاد بن علاقهًْ بن شریک گوید: از رسول خدا سؤال شد: بهترین چیزی که به مسلمانان عطا شده چیست؟ فرمود: خوشخلقی(4).
29- امام جعفر صادق فرمود: خدا اسلام را به عنوان دین شما پسندید، شما با سخاوت و خوشخویی آن را زینت بخشید(5).
30- امّ سلمه به پیامبر عرض کرد: پدر و مادرم فدای تو، اگر زنی دو شوهر داشته باشد که هر دو اهل بهشت باشند، زن در بهشت به کدام یک تعلّق خواهد داشت؟ پیامبر فرمود: آن را که خوشخوتر و برای خانوادهاش بهتر است انتخاب کند. ای امّ سلمه خوشخویی باعث خیر دنیا و آخرت است(6).
31- موسی بن ابراهیم گوید: از ابوالحسن اوّل ]امام موسی کاظم[ شنیدم که میفرمود: خدا بندهاش را به بهترین صورت و بهترین خلق و خوی آفریده است و حیا میکند از این که گوشت او را در روز قیامت طعمة آتش قرار دهد(7).
32- علی بن میمون صائغ گوید: از امام صادق شنیدم که میفرمود: هر کس
میخواهد رحمت خدا شامل حال او شود و او را در بهشت ساکن گرداند باید خلقش را نیکو سازد، عدالت را رعایت کند، به یتیم رحم به ضعیف کمک و به بندگان خدا تواضع نماید(1).
33- در کتاب معانی الاخبار نقل شده که لقمان به پسرش گفت: پسر عزیزم با صد نفر دوست باش و با یک نفر دشمن مباش. پسرم هر چه هست اخلاق و خلق توست، اخلاق تو همان دینت و خلق تو همان خوی و نحوة برخورد تو با مردم است. مردم را با خود دشمن نکن و اخلاق پسندیده را بیاموز. پسرم بندة نیکان باش و فرزند بدان مباش. امانت را به صاحبانش برگردان تا دنیا و آخرت تو سالم باشد. امین باش تا بی نیاز گردی(2).
34- امام جعفر صادق از رسول خدانقل فرموده است: کاملترین مؤمنین از لحاظ ایمان خوشخوترین آنهاست(3).
35- پیامبر فرمود: کاملترین مؤمنین از جهت ایمان خوشخوترین آنهاست و بهترین شما کسی است که با همسرش بهترین رفتار را داشته باش(4).
36- امام جعفر صادق از پدرانش نقل کرده است که رسول خدا فرمود: در روز قیامت اوّلین چیزی که در میزان اعمال بنده گذاشته میشود حُسن خلق است(5).
1- امام صادق فرمود که پیغمبر فرموده است برترین شما خوشخوترین و
بخشندهترین شماست؛ آنان که با مردم انس میگیرند و دیگران با آنان مأنوس میشوند و با مردم رفت و آمد دارند (کنایه از مردمداری و خوشرویی با مردم است)(1).
2- امام صادق فرمود: مؤمن اُنسپذیر است. کسی که با دیگران انس نگیرد و دیگران با او مأنوس نشوند خیری ندارد(2).
3- علی فرمود: دلهای مردم رمنده است هر که به آنها محبّت کند، به او رو آورند(3).`e
1- امام صادق فرمود که پیغمبر فرموده است آیا خبر ندهم شما را از کسی که فردا (روز قیامت) آتش دوزخ بر او حرام میشود؟ گفتند چرا یا رسول الله، فرمود: کسی که خوشخو و خوشرفتار باشد(4).
2- ابوالبَخْتَری در حدیث مرفوعهای گوید: از امام صادق شنیدم که فرمود: مؤمنان خوشرفتار و نرمخویند، همچون شتر رام که اگر مهار شود فرمانبردار است و اگر بر روی سنگ خوابانده شود میخوابد(5).
3- امام صادق فرمود: از نشانههای ایمان، آگاهی در دین است و از علایم آگاهی در دین بردباری و از نشانههای بردباری مدارا نمودن با مردم است و از نشانههای
مردمداری؛ نرمخویی و از نشانههای نرمخویی آسانگیری و ملایمت است(1).
4ط امام رضا از پدرانش نقل میکند که علی فرمود پیغمبرفرموده است: مؤمن نرمخو، خوشرفتار، با سخاوت و خوشاخلاق است، و کافر خشن، تندخو، بداخلاق و متکبّر است(2).
1- امام صادق فرمود: نیکی به دیگران و خوشرویی محبت میآورد و آدمی را به بهشت داخل میکند و بخل و ترشرویی انسان را از خدا دور و وارد دوزخ مینماید(3).
2- امام باقر فرمود: شخصی نزد پیغمبر آمد و عرض کرد یا رسول الله مرا سفارشی فرمایید. از جملة سفارشات حضرت به آن شخص این بود: برادرت را با چهرة باز دیدار و ملاقات کن(4).
3- یکی از یاران امام صادق نقل میکند که به آن حضرت عرض کردم: میزان و معیار خوش اخلاقی چیست؟ فرمود: این که فروتنی نشان دهیع خوشسخن باشی و با برادرت با چهرة باز برخورد کنی(5).
4- حسن بن حسین گوید: از امام صادق شنیدم که میفرمود: پیغمبر خطاب به فرزندان عبدالمطلب فرمود: ای فرزند عبدالمطلب، شما هرگز نمیتوانید با اموالتانت در زندگی مردم گشایشی حاصل کنید، پس با چهرة باز و خوشرویی با آنها برخورد
کنید (حدیث 5 مانند حدیث 4 است)(1).
5- امام صادق فرمود: سه چیز است که اگر کسی برای خدا یکی از آنها را انجام دهد خداوند بهشت را بر او واجب گرداند: 1) انفاق در حال فقر و تنگدستی 2) خوشرویی با همة مردم 3) رعایت انصاف نسبت به دیگران(2).
6- موسی بن جعفر به نقل از پیغمبر فرمود: خوشرویی کینه را از بین میبرد(3).
7- امام جواد از پدرانش نقل میکند که حضرت علی فرمود: شما که نمیتوانید با مالتان به مردم کنک کنید پس با چهرة باز و دیدار خوش آنانت را خشنود سازید، زیرا از پیغمبر شنیدم که میفرمود: شما که هرگز نمیتوانید در زندگی مردم با اموالتان گشایشی حاصل کنید، پس با اخلاقتان آنان را خوشنود سازید(4).
1- امام صادق فرمود: مردم را به نیکی دعوت کنید به غیر زبانتان (یعنی با عمل و کردارتان) تا این که آنان کوشش د رعبادت و راستگویی و پرهیزگاری را از شما ببینند(5).
2- امام صادق فرمود: هر که زبانش راست باشد عملش پاک است(6).
3- ابوبصیر گوید: از امام صادق شنیدم که میفرمود: بندة خدا راست میگوید تا این که نزد خداوند جزو راستگجویان محسوب گردد و دروغ میگوید تا این که نزد خدا
از دروغگویان نوشته شود، پس هرگاه راست گوید خدای عزّوجلّ فرماید: این بنده راست
گفت و نیکوکار است و هنگامی که دروغ بگوید خداوند میفرماید: این بنده دروغ گفت و بدکار است(1).
4- امام صادق فرمود: هر که زبانش راست باشد عملش پاک است و هر که نیّتش خوب باشد روزیاش زیاد شود و هر که به خانوادهاش نیکی کند عمرش طولانی گردد(2).
5- عمرو بن ابی مِقدام گوید: نخستین بار که خدمت امام باقر رسیدم آن حضرت فرمود: پیش از سخن گفتن راستگویی بیاموزید(3).
6- امام صادق فرمود: ای فُضَیل نخستین کسی که راستگو را تصدیق میکند خدای عزّوجلّ است که میداند او راستگو است. خود شخص نیز خویشتن را تصدیق میکند، زیرا میداند که صادق است(4).
7- ربیع بن سعد گوید: که امام باقر به من فرمود: ای ربیع شخص راست میگوید تا آنجا که خداوند او را صدّیق (بسیار راستگو) مینویسد(5).
8 - پیغمبر فرمود: فردای قیامت آن که از همة شما به من نزدیکتر و شفاعتش بر من واجبتر است، کسی که در سخنانش راستگوتر و در ردّ امانت درستکارتر و خوشاخلاقتر و به مردم نزدیکتر باشد(6).
9- در حدیث مرفوعهای امام صادق از پیغمبر روایت کرده است: ای علی تو
را به چند خصلت سفارش میکنم، خداوند علی را در داشتن این خصال یاری ده، نخستین آنها راستگویی است. هرگز از دهانت دروغی خارج نشود(1).
1- امام صادق فرمود: اسماعیل را صادق الوعد گفتند برای این که به شخصی در محلّی وعده داد و یک سال برایش منتظر ماند، در نتیجه خداوند او را صادق الوعد نامید. پس از یک سال آن شخص پیش اسماعیل آمد، اسماعیل به او گفت من پیوسته منتظر تو بودم(2).
2- امام صادق از پیغمبر نقل فرموده است، کسی که به خدا و روز جزا ایمان دارد باید به وعدهای که میدهد وفا کند(3).
3- هشام بن سالم گوید: از امام صادق شنیدم که میفرمود: وعده دادن مؤمن به برادر دینی نذری است که کفّاره ندارد. کسی که خلف وعده کند خلف وعده با خدا را شروع کرده و خود را مورد خشم او قرار داده است. همین است معنای آیة شریفه، که میفرماید: «ای کسانی که به زبان ایمان آوردهاید، چرا به زبان چیزی میگویید که عمل نمیکنید، دشمنی بزرگی است در نزد خدا این که بگویید آنچه را عمل نکنید(4).(5)
4- سلیمان جعفری گوید: امام رضا فرمود: آیا میدانی که جرا اسماعیل صادقالوعد نامدیه شد؟ عرض کردم نه. حضرت فرمود: اسماعیل به شخصی وعده داد
و یک سال به انتظارش نشست(1).
5- عبدالله بن سِنان گوید: از امام صادق شنیدم که میفرمود: پیغمبر کنار تخته سنگی به مردی وعده داد، فرمود: من این جا منتظر تو هستم تا برگردی. امام میفرمود تابش آفتاب بر حضرت رسول شدید شد، یارانش عرض کردند: یا رسول الله چه خوب است که به مکانی سایهدار تشریف ببرید، فرمود: من در همین جا به آن شخص وعده دادهام و اگر نیاید در روز رستاخیز باید پاسخگو باشد(2).
1- امام صادق یا امام باقر فرمود: حیا و ایمان هر دو به یک رشته بسته شدهاند، هرگاه یکی از آنها برود دیگری نیز در پی آن میرود(3).
2- امام صادق فرمود: حیا بخشی از ایمان و ایمان وسیلة رفتن به بهشت است(4).
3- امام صادق فرمود: کسی که حیا ندارد، ایمان ندارد(5).
4- امام صادق فرمود: حیا و پاکدامنی، و کُندزبانی (کمگویی) نه کُنددلی، از نشانههای ایمان است(6).
5- پیغمبر فرمود: هر که چهار خصلت داشته باشد، اگر از سرتا پا غرق گناه باشد، خداوند گناهانش را مبدّل به حسنات گرداند. 1) راستگویی 2)داشتن حیا 3) خوشخلقی
6- علی فرمود: جامة حیا هر که را بپوشاند مردم عیب او را نمیبینند(2).
7- پیغمبر فرمود: فخر در هر چیزی که باشد از مقام و منزلت صاحبش میکاهد و حیا در هر چیزی که باشد زینتبخش صاحبش است(3).
8 - از کلمات قصار پیغمبر است: حیا همهاش خیر و نیکی است(4).
9- از جملة سفارشهای علی به فرزندش محمّد حنفیّه است: جامة حیا هر که با بپوشاند، عیبش از نظرها پنهان میماند(5).
10- پیغمبر فرمود: حیا و شرم همهاش خیر و نیکی است. یعنی حیا دیندار و بیدین را از کارهای زشت باز میدارد، شرم و حیا جامع همة زیباییها است(6).
11- پیغمبر فرمود: حیا و ایمان هر دو بسته به یک رشتهاند، اگر یکی از بین برود، دیگری نیز از بین خواهد رفت(7).
12- پیغمبر فرمود: اگر خداوند حیا را از بندهاش بگیرد، بنده دشمن خدا و مورد نفرت قرار میگیرد، پس کسی که حیا از او برداشته شود، رحمت خدا از او سلب و رشتة اسلام نیز از او گسسته میشود و چنین بندهای مبدّل به شیطانی میگردد که دور از رحمت خداست(8).
1) اصول کافی، ص 360.
2) نهج البلاغه، ج 2، ص 194.
3) مجالس پسر شیخ طوسی، ص 119.
4) من لا یحضره الفقیه، ج 2، ص 343.
5) من لا یحضره الفقیه، ج 2، ص 347.
6) معانی الاخبار، ص 116.
7) معانی الاخبار، ص 116.
8) معانی الاخبار، ص 116: در ذیل هر دو روایت جملاتی اضافه شده، در صورت نیاز به معانی الاخبار مراجعه شود.
1- امام صادق فرمود: هر که در پرسیدن از چیزی خجالت کشد، در عملش سستی پدید آید(1).
2- پیغمبر فرمود: حیا دو گونه است: 1) حیای عقل 2) حیای حماقت، حیای عقل، دانش و حیای حماقت، نادانی است(2).
1- ابن فَضال گوید: از امام موسی بن جعفر شنیدم که میفرمود: هیچگاه دو گروه با هم ملاقات نکردند (به جند یکدیگر برنخاستند)، مگر این که هر کدام گذشتش بیشتر بود، پیروز شد(3).
2- پیغمبر فرمود: گذشت و عفو کنید، زیرا گذشت بر عزّت بنده میافزاید، پس همدیگر را عفو کنید تا خداوند شما را عزیز گرداند(4).
3- امام باقر فرمود: آن زن یهودی را که گوشت گوسفندی زهرآلود کرده بود تا پیامبر بخوردع به نزد آن حضرت آوردند، فرمود: انگیزة تو از این کار چه بود؟ زن پاسخ داد با خود گفتم اگر پیغمبر باشد زهر به او ضرری نمیرساند و اگر پادشاه باشد مردم را از دستش راحت میکنم - راوی گوید: پیغمبر او را بخشید(5).
4- امام باقر فرمود: پشیمانی بعد از عفو برتر و آسانر است از پشیمانی
بعد از کیفر(1).
5- از کلمات قصار رسول الله است: گذشتِ سلطان، حکومت او را بیشتر دوام میبخشد(2).
6- امام رضا در توضیح آیة )فَاصْفَحِ الصَّفْحَ الْجَمِیلَ((3)«با خوی خوش آنان ار به حقّ دعوت کن» فرمود: عفو کردن بدون نکوهش و سرزنش(4).
7- (حدیث 7 مانند حدیث 6 است)(5).
8 - علی فرمود: چون بر دشمنت پیروز شدی گذشت از او را شکرانة پیروزیات قرار بده(6).
9- علی فرمود: سزاوارترین مردم به گذشت کسی است که بر کیفر توانمندتر باشد(7).
10- امام باقر در حدیثی از پدرانش نقل کرده است که پیغمبر فرمود: چون روز رستاخیز شود منادی اعلانت میکند طوری که همة مردم میشنوند؛ وی میگوید: صاحبان فضیلت کجایند؟ گروهی از مردم برمیخیزند. آنگاه فرشتگان از آنان استقبال میکنند و میپرسند، فضیلت و برتری شما چیست که به سبب آن شما را خواستند؟ آنان میگویند، در دنیا ما را ناداتن خواندند، تحمّل کردیم، به ما بدی نمودند، عفو کردیم. آنگاه از طرف خدا خطاب شود بندگانم راست گویند، راهشان
را باز کنید تا بدون حساب به بهشت درآیند(1).
1- امام صادق فرمود: پیغمبر در خطبهای فرموده است: آیا بهترین اخلاق دنیا و آخرت را به شما خبر ندهم؛ عفو کسی که به تو ستم کرده، پیوستن با کسی که از تو بریده، نیکی با کسی که به تو بدی کرده و عطا و بخشش به کسی که تو را محروم ساخته است.
2- ابوحمزة ثُمالی گوید از علی بن حسین شنیدم که فرمود: چون روز رستاخیز شود خداوند اوّلین و آخرین را در یک سرزمین گرد آورد. منادی فریاد کشد صاحبان فضیلت کجایند؟ گروهی از مردم برمیخیزند. فرشتگان آنها را ملاقات میکنند و میپرسند فضیلت شما چه بوده است؟ پاسخ میدهند، به کسی که از ما میبرید میپیوستیم و به کسی که ما را محروم میساخت بخشش مینمودیم و از کسی که به ما ستم میکرد درمیگذشتیم. به آنان گفته میشود: راست گفتید وارد بهشت شوید(2).
3- امام صادق فرمود: سه چیز از صفات خوب دنیا و آخرت است. عفو کسی که به تو ستم روا داشته، پیوستن به کسی که از تو بریده، خویشتنداری زمانی که با تو نادانی کنند(3).
4- امام باقر فرمود: سه چیز است که خدا به وسیلة آنها بر عزّت مسلمان
میافزاید، عفو کسی که به او ستم کرده است، بخشش کسی که وی را محروم ساخته است و پیوستن با کسی که از او بریده است(1).
5- پیغمبر فرمود: آیا شما را به بهترین اخلاق دنیا و آخرت راهنمایی نکنم؟ پیوستن به کسی که از تو بریده، بخشیدن کسی که محرومت ساخته گذشتن از کسی که به تو ستم کرده است(2).
6- علی بن موسی الرضا از پدرانش نقل کرده است که پیغمبر فرمود: شما را به صفات خوب سفارش میکنم، چون خداوند مرا برای آن مبعوث نموده است. از جملة صفات خوب آن است که انسان عفو کند کسی را که به او ستمن روا داشته ببخشد کسی را که وی را محرومن نموده، بپیوندد با کسی که از او بریده و دیدن کند از کسی که به دیدن وی نیامده است(3).
7- عی در وصیّت به فرزندش محمّد حنفیّه فرمود: بریدن برادرت از تو از پیوستن تو اب او و بدی گردنش از نیکی تو نباید افزونتر باشد(4).
8 - زُراره گوید: از امام صادق شنیدم که میفرمود: ما خاندانی هستیم که جوانمردی ما گذشت از کسی است که به ما ستم کرده است(5).
9- علی بن جعفر بن محمّد گوید: هنگامی که محمّد بن اسماعیل میخواست به عراق مسافرت کند از عمویش امام موسی کاظم اجازه خواست. حضرت اجازه فرمود: محمّد برخاست و گفت: ای عمّ بزرگوار دوست دارم مرا نصیحت فرمایی.
حضرت فرمود: سفارش میکنم ترا به این که در ریختن خون من از خدا پروا کنی. محمّد گفت خدا لعنت کند کسی را که در ریختن خون تو کوشش نماید، سپس گفت: ای عمّ بزرگوار مرا نصیحت بفرما، حضرت مجدّداً فرمود: سفارشت میکنم به این که در ریختن خون من از خدا پروا داشته باشی. راوی گوید: آنگاه حضرت کیسة پولی را که در آن صدو پنجاه دینار بود به وی داد. محمّد آن را گرفت، سپس حضرت کیسة دیگری را که صدو پنجاه دینار داشت به او عطا فرمود: محمّد آن را نیز گرفت. برای سومین بار کیسة دیگری را که صد و پنجاه دینار داشت به او عطا فرمود. سپس هزار و
پانصد درهم را که نزد محمّد بود نیز به او بخشید. راوی گوید: عرض کردم پول زیادی به او بخشیدی. حضرت فرمود: اینها مطمئنترین دلیل و حجّت من باشد بر او وقتی که او از من قطع رحم کند و من نسبت به او صلة رحم کنم. راوی میگوید: محمّد پیش هارونالرشید از عمویش موسی بن جعفر سعایت کرد که وی ادعای خلافت دارد و برایش خراج میرسد. هارون دستور داد صد هزار درهم به محمّد بدهند و او در همان شب درگذشت. کلینی عین همین روایت را نقل کرده با این تفاوت که گفته است در آن کیسه صد دینار و در آخر روایت گفته است که در کیسه سه هزار درهم بوده است(1).
1- امام صادق فرمود: چه خوب جرعهای است خشم برای کسی که بر آن صبر کند، زیرا پاداش بزرگ در برابر بلای بزرگ است، چون خداوند هر گروهی را که دوست دارد گرفتارشانت میکند(2).
2- امام سجّاد فرمود: دوست ندارم که به جای نرمخویی و فروتنی شتران سرخ
مویی داشته باشم، و هیچ جرعهای نیاشامیدم که برایم محبوبتر باشد از جرعة خشمی که طرف را به آن کیفر ندهم. ]یعنی چنین صفت خوبی را با مال دنیا معاوضه نمیکنم و هرگز راضی نمیشوم که تندخو باشم و بهترین چهارپایان و زیور دنیا را داشته باشم[(1).
3- امام باقر از پدرش نقل فرمود: هیچ چیزی بهتر از فرو خوردن خشمی که عاقبتش صبر و شکیبایی است روشنیبخش چشم پدرت نیست، و داشتن شتران سرخمو با لذّت نفس مرا شاد نمیکند(2).
4- پیغمبر فرمود: محبوبترین راه بنده به سوی خدای عزّوجلّ نوشیدن دو جرعه است: 1) جرعة خشمی که با خویشتنداری از آن جلوگیری کنی 2) جرعة مصیبتی که با شکیبایی خود برگردانی.
5- امام صادق فرمود: هیچ بندهای خشمی فرو نخورد مگر این که خداوند در دنیا و آخرت بر عزّت او بیفزاید، چون خدای عزّوجلّ در قرآن فرموده: «آنان که خشمشان را فرو میخورند و مردم را عفو میکنند، خداوند نیکوکاران را دوست میدارد (خداوند در عوض رو خوردن خشم، این پاداش را به وی عطا میفرماید که او را دوست بدارد(3))(4)».
6- امام صادق فرمود: بندة خدا هیچ جرعهای ننوشد که در نزد خدا محبوبتر باشد از جرعة خشمی که وقتی در دلش به گردش درآمد با صبر و خویشتنداری آن را بنوشد (منظور از گردش جرعه در دل، هیجان و جوششی است که برای شخص خشمگین دست میدهد و در کیفر کردن و بخشیدن مردّد است)(5).
7- برقی در کتاب محاسن از وَشّا مثل روایت فوق را نقل کرده جز این که در اوّل آن چنین آمده است: هیچ قطرهای نزد خداوند محبوبتر نیست از قطرة اشکی که بندهای در سیاهی شب فقط از ترس خدا فرو میریزد(1).
8 - امام صادق میفرمود: هر کسی خشمی را فرو خورد که قدرت دارد آن را اِعمال کند، خداوند روز قیامت قلب او را از رضای خود پر میکند(2).
9- امام باقر فرمود: هر که خشمی را فرو خورد که بتواند آن را به کار برد خداوند در روز قیامت دل او را از آرامش و ایمان پر میکند(3).
10- از فرمایشان رسول الله است: هر که خشمش را فرو خورد خدا پاداش دهد و هر که بر مصیبتی صبر نماید خداوند عوضش دهد(4).
11- در وصایای پیغمبر به علی آمده است: یا علی ترا سفارشی میکنم، آن را به خاطر بسپار و بدان تا وقتی که وصیّت مرا عمل کنی در خیر هستی، یا علی هر که خشمی را فرو خورد که قادر بر اِعمال آن هست، خداوند پاداشی از آرامش و ایمان به او عطا فرماید که مزهاش را دریابد(5).
12- امام صادق از اجدادش نقل میکند که در حدیث مناهی رسول الله آمده است: هر که خشمی را فرو خورد که قادر بر اِعمال آن است و خویشتنداری کند، خداوند اجر شهید به او عطا فرماید(6).
13- ربیع بن عبدالرحمن گوید: به خدا سوگند موسی بن جعفر از فراست و
هوشیاری برخوردار بود و کسانی را که بر علیه او ایستادگی و رهبری امام بعد از او را انکار میکنند میشناخت، با این حال خشمش را نسبت به آنها فرو میخورد و آنچه را که دربارة آنها میدانست بر آنان اظهار نمیکرد، بنابراین کاظم نامیده شد(1).
14- پیغمبر در آخر یکی از خطبههایش فرمود: هر که خشمش را فرو خورد و از برادر مسلمانش گذشت کند، خداوند اجر شهید به او عطا فرماید(2).
15- امام صادق فرمود: هر که دارای سه خصلت باشد خداوند برایش حورالعین تزویج میکند، هر طور که دلش بخواهد، آن سه خصلت عبارتند از: 1) فرو خوردن خشم 2) صبر بر شمشیرها در راه خدا 3) کسی که بر مال حرام دست یابد ولی برای خدا از آن درگذرد(3).
1- امام صادق فرمود: فور خوردن خشم از دشمن زمان حکومت و اقتدار آن تقیّه و احتیاط است برای کسی که دوراندیشی کند و در معرض بلای دنیا درنیاید، و خصومت و دشنام دادن دشمنان در زمان اقتدارشان، بدون رعایت تقیّه، ترک کردن دستور خدای عزّوجلّ است. پس با مردم مدارا کنید تا کردار شما نزد آنان بزرگ جلوه کنند و از شما به نیکی یاد کنند - و با آنان عداوت و دشمنی نورزید، که بر گردنتان سوارشان کنید و خوار و زبون گردید(4)
.
1- امام صادق فرمود: در برابر دشمنان نعمت (حسودان) صبر پیشه کن. زیرا کسی را که نسبت به تو خدا را نافرمانی کرده هرگز نتوانی بهتر از فرمانبرداری خدا نسبت به او جبران کنی(1).
2- پیغمبر فرمود: خداوند در مورد چهار بلا از مؤمن پیمان گرفته که سختتری آنها بر مؤمن این است که مؤمنی ظاهراً با او همعقیده باشد ولی بر او رشک برد، یا این که منافقی درصدد کشف نقطه ضعفهای او باشد، یا شیطان گمراهش کند، یا کافری به جنگ با او برخیزد، برای مؤمن با اینها بقایی نیست. (یعنی با این گرفتاریها مؤمن چهقدر میتواند تحمل داشته باشد)(2).
3- داود بن سرحان گوید: از امام صادق شنیدم که میفرمود: چهار چیز است که مؤمن از آن چهار چیز با یکی از آنها برکنار نیست: مؤمنی که مؤمن دیگر بر او رشک برد و این از همه گرفتاریها سختتر است، منافقی که مؤمن را دنبال کند تا نقطه ضعفی از او پیدا کند دشمنی که با او در ستیز باشد، یا شیطانی که او را گمراه نماید(3).
توضیح این که حدیث 4 مانند حدیث یک است و از امام موسی کاظم نقل شده(4)و حدیث 5 نیز مانند حدیث یک است، به اضافة جملاتی در ذیل حدیث به این شرح که امام خطاب به زید شَحّام میفرماید: ای زید خداوند اسلام را انتخاب فرموده، پس همنشینی و مصاحبت او را با خوشرویی و سخاوت نیکو بدارید(5).
1- امام رضا فرمود: دانش، سکوت و بردباری از نشانههای دانایی است. همانا سکوت یکی از درهای حکمت است. محققاً سکوت محبّت میآورد و راهنمای هر امر خیری است(1).
2- امام رضا فرمود: سکوت و بردباری از علایم دانایی است(2).
3- ابو حمزه گوید: از امام باقر شنیدم که میفرمود: همانا پیروان ما بیزبانند. (کم گوی گزیده گو هستند)(3).
4- امام صادق فرمود: پیغمبر به مردی که خدمتش آمده بود فرمود: نمیخواهی ترا به امری راهنمایی کنم که خدا به وسیلة آن ترا به بهشت برد. عرض کرد چرا، یا رسولالله. حضرت فرمود: از آنچه که خدا به تو عطا فرموده بده. گفت: اگر خودم نیازمندتر باشم چه کنم؟ فرمود: ستمدیده را یاری کن. گفت: اگر خودم ناتوانتر باشم چه کنم؟ فرمود: کاری برای نادان بکن، یعنی او را راهنمایی کن. گفت اگر خودم نادانتر از او بودم چه کنم؟ فرمود: زبانت را جز از خیر خاموش دار، آیا شادمان نیستی که یکی از این خصلتها را داشته باشی که ترا به بهشت ببرد(4).
5- امام صادق فرمود: لقمانت حکیم به پسرش گفت: پسر جان اگر گمان میکنی که سخن گفتن نقره است، بدان که خاموشی طلاست(5).
6- وَشّاء گوید: از امام رضا شنیدم که میفرمود: هرگاه مردی از بنیاسرائیل
میخواست عبادت نماید، ده سال قبل از آن سکوت اختیار میکرد. (یعنی سخن بیهوده نمیگفت)(1).
7- امام صادق در نصایحش به یاران خود فرمود: از این که زبانتان به سخن دروغ و ناحق و بهتان و گناه و دشمنی مشغول باشد بپرهیزید، زیرا اگر زبانتان را از آنچه که خدا زشت دانسته و نهی فرموده است نگه دارید، این کار برایتان بهتر خواهد بود از این که زبانتان به سخنان زشت مشغول باشد، چون چیرگی زبان به پلیدیهایی که خدا نهی کرده است دلیل پستی شخص در نزد خدا و دشمنی با پروردگار است، و همچنین نوعی کری و کوری است که خداوند در روز قیامت نصیبش گرداند(2).
8 - پیغمبر فرمود: زبانت را نگهدار، زیرا نگهداری زبان صدقهای است که به خود بخشیدهای، سپس فرمود: هیچ بندهای حقیقت ایمان را نمیشناسد، تا این که زبانش را حفظ کند (یعنی آنچه را که سود دنیا و آخرت دارد بگوید و زبان را از بقیه باز دارد)(3).
9- امام صادق فرمود: بندة مؤمن تا زمانی که خاموش است از نیکوکاران نوشته میشود و چون لب به سخن گشاید، نیکوکار یابد کار نوشته شود (یعنی نیکی و بدی او بسته به کلامش است)(4).
10- امام صادق فرمود: سخن گفتن در راه حقّ بهتر است از سکوت بر باطل(5).
11- امام صادق فرمود: سکوت گنجی وسیع است که برای بردبار زینت و برای
نادان پرده و پوشش است(1).
12- امام صادق فرمود: با هیچ چیز همانند سکوت و رفتن به زیارت خانة خدا نمیتوان خدا را عبادت کرد(2).
13- پیغمبر فرمود: زمانی برای مردم پیش میآید که در آن زمان سلامتی دارای ده جزء است، نه جزء آن در کنارهگیری از مردم، و جزء دیگرش در خاموشی است. و در کتاب خصال از محمّد بن حسن از صفّار از عباس بن معروف نظیر همین روایت نقل شده است(3).
14- حدیث 14 مانند حدیث شمارة یک است از امام رضا(4).
15- امام صادق فرمود: خواب، راحتی بدن، سخن گفتن، راحتی روح و سکوت، راحتی برای عقل است(5).
16- علی بن حسین فرمود: گفتار نیک ثروت را زیاد و روزی را افزون میکند، اجل را به تأخیر میاندازد، محبت خاندان را جلب و انسان را وارد بهشت میکند(6).
17- امام صادق به نقل از اجدادش فرمود: حضرت داود به سلیمان گفت: پسرم، بسیار سکوت کن، زیرا یک بار پشیمانی بر سکوت درازمدت، بهتر از پشیمانی متعدّد بر گفتار زیاد است. فرزندم، اگر سخن گفتن نقره است سزاوار است که خاموشی طلا باشد(7).
1) من لا یحضره الفقیه، ج 2، ص 349.
2) ثواب الاعمال، ص 97؛ خصال صدوق، ج 6، ص 32 در باب وجوب حج.
3) ثواب الاعمال، ص 97؛ خصال صدوق، ج 2، ص 58.
4) خصال صدوق، ج 1، ص 76؛ عیون اخبارالرضا، ص 143؛ قرب الاسناد، ص 162.
5) مجالس صدوق، ص 264؛ من لا یحضره الفقیه، ج 2، ص 352.
6) مجالس صدوق، ص 2؛ خصال صدوق، ج 1، ص 153.
7) قرب الاسناد، ص 33.
18- علی فرمود: خاموشی از اندرز دادن خیری ندارد. چنان که در سخن گفتن از روی نادانی بهرهای نیست(1).
19- علی فرمود: سکوت زیاد، شکوه و بزرگی میآورد(2).
20- علی فرمود: هر که گفتارش زیاد شود، لغزشش بیشتر است و هر که لغزشش بیشتر باشد، از حیای او کاسته شود و هر که حیایش کم شود، پارساییاش کاهش یابد و هر که پارساییاش کم گردد، دلش میمیرد، هر که دلش بمیرد، در آتش داخل میشود(3).
21- علی فرمود: تا سخن نگفتهای گفتارت گروگان توست، و چون سخن گفتی کلامت را در موضعش قرار دادی، (چه خوب یابد) زبانت را نگهدار چنان که طلا و سکّهات را نگاه میداری، ای بسا سختی نعمتی را از تو باز گیرد(4).
1- پیغمبر در نصیحتش به ابوذر فرمود: ای اباذر! کسی که در میان جمعی غافل و بیخبر یاد خدا میکند، همانند کسی است که در میان گروهی که از جنگ میگریزند به نبرد ادامه میدهد.
ای اباذر، همنشین خوب بهتر از تنهایی و تنهایی بهتر از همنشین بد است. گفتن سخن خیر بهتر از خاموشی و خاموشی بهتر از گفتار شرّ است.
ای اباذر، سخنان زاید را ترک کن و سخن به مقداری که نیازت را برآورد ترابس است.
ای اباذر، در دروغگویی شخص همین بس که هر چه را بشنود نقل میکند. ای اباذر، هیچ چیز برای حبس کردن طولانی در زندان سزاوارتر از زبان نیست. ای اباذر، خدا نزد زبان هر گوینده حاضر است، پس شخص باید از خدا پروا داشته باشد و بداند که چه میگوید(1).
2- در احتجاج طبرسی است که از علی بن حسین سؤال شد، سکوت بهتر است یا سخن گفتن، فرمود: برای هر یک از آنها آفتهایی است؛ اگر سالم از آفت باشند سخن گفتن بهتر از خاموشی است. عرض شد یابن رسول الله چگونه است آن؟ فرمود: برای این که خدای عزّوجلّ هیچ یک از پیغمبران و اوصیا را برای سکوت مبعوث نفرموده، بلکه برای سخن گفتن فرستاده است، و استحقاق بهشت با سکوت امکانپذیر نیست و دوستی خدا با سکوت میسّر نمیشود، دوری از آتش غضب پروردگار با سکوت ممکن نیست، بلکه همة اینها با سخن گفتن و تکلّم به دست میآید، من نمیتوانم ماه را با خورشید یکسان بدانم. راوی گوید: یابن رسول الله شما برتری سکوت بر کلام را بیان فرمودی، ولی فضیلت کلام را بر سکوت توصیف نفرمودی(2).
1- امام سجّاد فرمود: هر روز صبح زبان آدمی تمام اعضای بدنش را زیر نظر گرفته میگوید: چگونه هستید؟ شب را چگونه به صبح رساندید؟ پاسخ میدهند: اگر تو ما را رها کنی خوب هستیم و میگویند: خدا را، خدا را نسبت به ما یاد بیاور، سوگندش
دهند و گویند ما به وسیلة تو پاداش و کیفر میبینیم(1).
2- ابو جَوّانِی گوید: امام صادق را دیدم که انگشت بر لبهای مبارکش گذاشته به غلامش سالم میفرماید: ای سالم زبانت را نگهدار تا سلامت بمانی و مردم را بر دوش ما سوار مکن (از فضایل ما آنچه خلاف تقیّه است مگو تا بر ما نشورند)(2).
3- شخصی به امام موسی بن جعفر عرض کرد: یابن رسول الله مرا نصیحت فرمایید، فرمود: زبانت را نگهدار تا عزیز شوی، اختیارت را به دست مردم نده تا خوار و زبون نگردی(3).
4- امام صادق در مورد آیة شریفة «مگر کسانی را ندیدی که به آنها گفته شد دستهای خود را نگه دارید»(4).
فرمود: مراد از کفوّا اُیدیکم، یعنی زبانتان را نگه دارید(5).
5- امام صادق به مردی که زیاد حرف میزد، فرمود: سخن را کوچک و خوار میشماری همانا خدا هیچ پیغمبری را همراه با طلا و نقره مبعوث نفرموده بلکه آنها را با کلام به سوی مردم فرستاده، خداوند خودش را نیز به وسیلة کلام و براهین و ادلّه به مردم معرفی کرده است(6).
6- در حدیث مرفوعهای پیغمبر فرمود: نجات مؤمن در نگه داشتن زبانش باشد(7).
7- ابوبصیر گوید: از امام باقر شنیدم که میفرمود: ابوذر رحمهًْالله علیه میگفت: ای آن که دانش میطلبی همانا این زبان کلید خیر و شرّ است، پس چنان که بر طلا و نقرهات (برای محفوظ ماندن) مهر میزنی، بر زبانت نیز مهر بزن(1).
8 - در حدیث مرفوعه آمده است که مردی خدمت پیغمبر آمد و عرض کرد: یا رسول الله مرا نصیحتی فرما. فرمود: زبانت را نگهدار. عرض کرد: یا رسول الله مرا نصیحتی فرما. فرمود: زبانت را نگهدار، عرض کرد: یا رسول الله به من نصیحتی فرما. فرمود: زبانت را نگهدار، وای بر تو، آیا مردم را به جز نتیجة گفتار زبانشان به رو در آتش اندازند؟(2).
9- امام صادق فرمود: در حکمت آل داود است (کتاب زبور) که بر عاقل لازم است به وضع زمانش آشنا باشد، سرگرم کار خود بوده، زبانش را نگه دارد(3).
10- امام صادق فرمود: روزی نیست جز آن که هر عضوی از اعضای بدن در برابر زبان فروتنی کرده و میگویند: ترا به خدا مبادا به وسیلة تو ما عذاب ببینیم(4).
11- امام صادق از پیغمبر نقل فرمود: اگر در چیزی نحسی و شومی باشد، آن شومی در زبان است(5).
12- علی فرمود: زبان درندهای گزنده است، اگر به خود واگذار شود میگزد(6).
13- علی فرمود: چون خرد به مرتبة کمال رسد گفتار کاهش مییابد(7).
14- امام صادق فرمود: در حکمت آل داود (کتاب زبور) است که خردمند سزاوار است سرگرم کار خود باشد، زبانش را نگهدار و وضع اهل زمانش را بشناسد(1).
15- علی در وصیّت فرزندش محمّد حنیفیّه فرمود: خدای عزّوجلّ چیزی نیکوتر از سخن و زشتتر از آن نیافریده است؛ به سبب سخن چهرهها سیاه و سفید میشوند.
آگاه باش تا وقتی که سخن نگفتهای کلامت در اختیار توست و چون سخن گفتی آن را در جایش قرار دادی، «خوب یا بد» همچنان که طلا و نقرهات را نگاه میداری، زبانت را نیز نگه دار، زیرا زبان سگ گزنده است اگر آزادش گذاری میگزد، ای بسا سخنی نعمتی را بِرُباید. هرکه افسار گسیخته باشد به سوی زشتیها و پلیدیها کشیده میشود، آنگاه از روزگار رهایی ندارد مگر با مذمّت مردم و دشمنی با خدا(2).
16- علی فرمود: هیچ چیزی برای این که مدتی دراز، زندانی شود سزاوارتر از زبان نیست(3).
17- امام رضا از پدرش نقل کرده است که امام صادق فرمود: نجات مؤمن در نگهداری زبانش است، و نیز علی فرمود: هر که زبانش را نگه دارد، خداوند عیبهای او را میپوشاند(4).
18- سلیمان بن مهران گوید: بر امام صادق وارد شدم، عدهای از شیعیان در خدمتش بودند، شنیدم که میفرمود: ای گروه شیعیان زینت ما باشید و سبب ننگ ما نشوید، به مردم سخنان خوب بگویید، زبانتان را حفظ کنید و آن را از گفتن سخنان
زشت و بیفایده باز دارید(1).
19- پیغمبر فرمود: در غیر ذکر خدا زیاد سخن نگویید زیرا سخن گفتن زیاد در غیر ذکر خدا قساوت قلب میآورد و دورترین مردم از خدا کسانی هستند که قساوت قلب دارند(2).
20- امام صادق به یارانش فرمود: کلامی را از من بشنوید که از پول پسانداز شده برایتان بهتر است: هیچ کدام از شما سخنی را که سودمند نیست نگویید و سخنی را که سود دارد زیادیاش را ترک کنید و به در موقعیت مناسب بگویید. ای بسا گویندهای که با گفتار بیمورد خویشتن را به اشتباه انداخته است. هیچ یک از شما نباید با بردبار و احمق مجادله کند، زیرا هر که با بردبار مجادله نماید محکوم میشود و هر که با سفیه مجادله کند خوار و زبون شود. برادرانتان را در غیابشان بهتر از آنچه که میخواهید آنان شما را در غیاب یاد نمایند یاد کنید. اعمالتان را مانند کسی انجام دهید که از پاداش کار نیک و عذاب گناهان آگاه است(3).
21- امام صادق از پدرانش نقل کرده است که علی فرمود: سه چیز باعث نجات است: 1) نگهداری زبان 2) گریه بر گناهان 3) توسعه دادن زندگی اهل و عیال(4).
22- فُضَیل بن یسار گوید: امام باقر فرمود: ای فضیل، به دوستان ما سلام برسان و به آنان بگو که من چنین میگویم: من از آنان به هیچ چیز مثل تقوا برای خدا بینیاز نمیشوم. زبانهایتان را حفظ کنید، دستهاتان را «از کارهای بد» باز دارید، نماز خواندن
و صبر کردن پیشه نمایید، زیرا خداوند با صابران است(1).
23- امام صادق از اجدادش نقل کرده است که پیغمبر فرمود: بر زبان هر گوینده نگهبانی مراقب است، شخص باید از خدا پروا داشته باشد، و بنگرد که چه میگوید(2).
24- امام صادق از جدّش نقل فرماید: از نشانههای کمال اسلام شخص، ترک سخن بیهوده است(3).
1- امام صادق فرمود: حضرت عیسی میگفت در غیر ذکر خدا زیاد سخن نگویید، زیرا آنان که در غیر ذکر خدا زیاد سخن گویند، قساوت قلب دارند امّا خودشان نمیدانند(4).
2- امام صادق از پیغمبر نقل فرمود: هر که گفتههای خود را جزو اعمالش نشمارد لغزشهایش زیاد شود و عذابش فرا رسد(5).
3- جعفر بن ابراهیم گوید: امام صادق از پیغمبر نقل فرموده است: هر که موقعیّت گفتارش را در کردار خود بنگرد، از سخنش کاسته شود، مگر دربارة آنچه که برای او سودمند باشد(6).
4- در نامة امام صادق به یارانش آمده است: از خدا پروا کنید، زبانتان را نگه دارید
مگر از خیر و نیکی، تا این که فرمود: سکوت کنید مگر در آنچه که برای آخرتتان نفعی داشته باشد، خداوند پاداشتان دهد. کلمة لا اله الاّ الله و سبحان الله را بیشتر بگویید. خدا را زیاد حمد و ثنا گفته، تضرع و زاری نمایید. به خیری که نزد خداوند است و مقدار و کنهش برای کسی به جز خدا معلوم نیست رغبت نشان دهید و با آن کلمات (اذکار یاد شده) زبانتان را از گفتار باطلی که خدا نهی فرموده و گویندهاش اگر توبه نکرده بمیرد در آتش همیشگی معذّب میشود، نگه دارید(1).
5- امیرالمؤمنین از جایی میگذشت. شخصی را دید که حرفهای لغو و بیهوده میزد. حضرت ایستاد و فرمود: ای مرد، تو برای خدا نامهای را بر محافظانت دیکته میکنی. آنچه که برای تو اهمیّت دارد بگو و آنچه که مهمّ نیست رها کن(2).
6- علی فرمود: همة نیکیها در سه خصلت جمع شده: 1) فکر کردن 2) خاموشی 3) کلام. هر اندیشهای که در آن پندآموزی نباشد بیجا و مهمل است. هر کلامی که در آن یاد خدا نباشد بیهوده، و هر سکوتی که در آن اندیشیدن نباشد غفلت و نادانی است. پس خوشا به حال کسی که نگاهش عبرت، سکوتش تفکّر و کلامش یاد خدا باشد، بر گناهانش اشک ریز و مردم از شرّ او آسوده باشند(3).
7- جعفر بن ابراهیم گوید از امام صادق شنیدم که فرمود: هر که موقعیّت گفتارش را با عقلش تمیز دهد‘ سخنش در چیزهایی که سودی ندارد کاسته میشود(4).
8 - پیغمبرفرمود: از مجادله با فتنهگران بپرهیزید، زیرا هر که گرفتار فتنه شود،
پذیرش عذرش مدّت زمانی لازم دارد، هنگامی که مدّتش به سر رسید، فتنهاش وی را در آتش میسوزاند(1).
9- ابو اَراکه گوید: از علی شنیدم که میفرمود: خداوند را بندگانی است که دلهایشان را خوف خدا شکسته است، با این که فصیح و عاقل و نجیبند از سخن گفتن خودداری میکنند، با انجام کارهای خوب در نزدیک شدن به خدا بر هم پیشی میگیرند، کار بسیاری را که برای خدا انجام میدهند زیاد نمیشمارند و به کار اندکی
که برای او انام میدهند راضی نمیشوند و نفس خود را شرور میبینند در صورتی که زیرکترین نیکانند(2).
10- علی به نقل از پیغمبرفرمود: صاحبان سخن بر سه گونهاند: رابح، سالم، شاجب. رابح کسی است که ذکر خدا گوید، سالم کسی است که میگوید، خدا را دوست دارم و امّا شاجب کسی است که به مردم دروغ گوید و آنان را مسخره کند(3).
11- امام صادق فرمود: از پدرم شنیدم که میفرمود: ترک کردن اموری که برای شخص سودی ندارد از نشانة نیکویی اسلام است(4).
1- امام صادق فرمود که پیغمبرفرموده است: خداوند مرا به سازگاری با مردم
دستور داد همانطور که به انجام واجبات امر فرمود(1).
2- امام باقر فرمود: در تورات نوشته شده است: از جمله سخنان خدا با موسی بن عمران این بود: ای موسی اسرار مرا در باطن خویش نهفته دار، ولی در ظاهرت مدارا کردن با دشمن خود و من را از جانب من آشکار کن، و با اظهار اسرار من در نزد مردم باعث ناسزاگویی آنان به من نشوی، و در دشنام دادنت به من شریک دشمن خود و دشمن من گردی(2).
3- حسین بن حسن گوید: از امام صادق شندیم که میفرمود: جبرئیل بر پیغمب نازل شد و گفت: ای محمّد خداوند به تو سلام میرساند و میگوید: با خلق من مدارا کن(3).
4- امام صادق فرمود: پیغمبر فرموده است سه خصلت است که هر کس نداشته باشد هیچ یک از اعمالش کامل نیست. تقوایی که وی را از نافرمانی خدا باز داردع اخلاقی که با آن با مردم مدارا کند، حلمی که جهالت نادان را با آن ردّ نماید(4).
5- امام صادق فرمود: پیغمبر فرموده است: مدارا کردن با مردم نصف ایمانت و لطف کردن به آنها نصف زندگی است. سپس امام فرمود: با نیکان به طور پنهانی و با بدان آشکارا معاشرت داشته باشید و به بدان رغبت زیاد نشان ندهید که بر شما ستم کنند، زیرا به زودی روزگاری برایتان پیش آید که در آن روزگار مردم متدیّن رهایی ندارند مگر کسی که وی را ابله پندارند، و خودش نیز تحمل کند که به او نسبت ابله و بیعقلی بدهند(5).
6- حذیفهًْ بن منصور گوید: از امام صادق شنیدم که میفرمود: گروهی از قریش مدارا کردنشان با مردم کم شد، از قریش رانده شدند. به خدا قسم آنها از نظر خانوادگی عیبی نداشتند. گروه دیگر از غیر قریش سازگاریشان با مردم بهتر شد به خاندان عالی پیوستند. سپس فرمود: کسی که دست نیکی خود را از مردم دریغ دارد، فقط دستی از آنها باز داشته، در صورتی که مردم دستهای زیاد از او باز میدارند(1).
7- امام صادق خطاب به اسحاق بن عمّاد فرمود: ای اسحاق، منافق را با زبانت اصلاح کن، دوستی خویش را با مؤمن خالص گردانت و اگر فرد یهودی همنشین تو شد، حقّ همنشینی وی را نیکو بدار(2).
8 - علی در وصیّت خود به فرزندش محمّد حنفیّه فرمود: به همة مردم نیکی کن آنچنان که میخواهی به تو نیکی کنند، آنچه را برای خودت میپسندی برای آنان نیز بپسند و آنچه را برای خویشتن نمیپسندی برای دیگران نیز مپسند، اخلاقت را با مردم نیکو کن تا در غیابت به تو محبّت ورزند و اگر مُردی برایت اشک ریزند، (و اِنّا لله و اِنّا اِلَیهِ راجِعُونَ) گویند، از کسانی مباش که در مرگش بگویند: الحمد لله رب العالمین. بدان که مدارا کردن با مردم پس از ایمان به خدای عزّوجلّ سرآمد عقل است. کسی که با همنشینانش خوب معارشت نکند، خیری در او نیست و آنان که ناچارند با وی معاشرت نمایند، خداوند برای رهایی از شر. او راه نجاتی قرار میدهد. من تمام زندگی و معاشرت مردم با یکدیگر را به منزلة پیمانة پر میپندارم که دو جزء آن جلب محبّت و نیکی کردن و یک جزء دیگرش در غفلت به سر بردن است(3).
9- در حدیث مرفوعهای آمده است که علی به فرزندانش فرمود: فرزندانم از
دشمنی با مردم بپرهیزید، زیرا آنها از دو صنف خارج نیستند: عاقلی که با شما مجاله کند و نادانی که با شما به جهالت رفتار نماید. کلام به منزلة مرد است و پاسخش زن؛ هنگامی که زن و مرد به هم پیوندند، ناچار ثمرهای خواهد داشت، سپس این شعر را خواند(1):
هر که از پاسخ بپرهیزد آبرویش سلامت ماند
و کسی که با مردم مدارا کند کار خوبی کرده است
کسی که مردم را بزرگ شمارد مردم نیز او را بزرگ دانند
و هر که مردم را تحقیر نماید هرگز مردم بزرگش نشمارند(2)
10- سفیان بن عُیَیْنَه گوید به زُهری گفتم: با علی بن حسین ملاقات کردی؟ گفت آری و تا به حال با کسی برتر از او ملاقات نکردهام. من برای او دوستی در نهان و دشمنی آشکارا نمیشناسم. گفتند چگونه؟ گفت کسی را ندیدم که آن حضرت را دوست بدارد. ولی از شدّت معرفت به فضلش به او رشک نبرد و کسی را ندیدم که با آن حضرت دشمن باشد ولی از شدّت مدارای او با وی مدارا نکند(3).
1- امام صادق فرمود: خدا به چیزی بهتر از ادای حقّ مؤمن عبادت نشود(4).
2- امام صادق فرمود: مسلمان برادر مسلمان است؛ به او ستم نمیکند، او را خوار نمیدارد و به وی خیانت نمیکند. سزاوار است که مسلمانان در برقراری پیوند با یکدیگر بکوشند و در کمک کردن و مهربانی دوجانبه و به یاری به نیازمندان سعی کنند.
آنچنان باشید که خدا دستور داده «رُحَمَْاءُ بَینَکُم». با همدیگر مهربان باشید و نسبت به امور دیگران که نتوانستهاید به یاری آنان بشتابید، اندوهگین باشید، مانند انصار که در زمان رسول الله غمخوار یکدیگر و مهاجرین بودند(1).
3- امام صادق فرمود: پیغمبر فرموده است: شش خصلت است که در هر کس باشد در برابر خدا و نزدیک او باشد. ابن ابی یعفور گفت: قربانت گردم آنها کدامند؟ فرمود: مسلمان آنچه را که برای عزیزترین افراد خانوادهاش دوست میدارد، برای برادر
مسلمانش نیز دوست بدارد و آنچه را که برای آنان نمیپسندند، برای برادر مسلمان نیز نپسندد و با او دوستی صمیمانه داشته باشد. وقتی در دوستی به این حدّ برسد آنچه که در دل دارد برایش توضیح دهد و با شادی او شاد و اندوه وی غمناک شود و اگر توانایی انجام کاری را برای او دارد انجام دهد و در نه برایش دعا کند. و از قول پیامبر فرمود: خدا در جانب راست عرش بندگانی دارد که رخسارشان سفیدتر از برف و روشنتر از آفتاب است، شخصی پرسید آنها کیستند؟ فرمود: آنها کسانی هستند که برای عظمت خدا همدیگر را دوست داشتند(2).
4- امام صادق فرمود: مسلمان برادر مسلمان و چشم و آینه و راهنمای اوست. نسبت به او خیانت نمیکند، نیرنگ نمیزند و ستم روا نمیدارد. به او دروغ نمیگوید و غیبتش نمیکند(3).
5- امام باقر فرمود: از جملة حقوق مؤمن بر برادر مؤمنش این است که در وقت گرسنگی او را سیر کند، عورتش را بپوشاند، از گرفتاریها نجاتش دهد، قرضش را ادا نماید و چون بمیرد نسبت به خانواده و فرزندانش از طرف او جانشینی کند (یعنی نسبت
به آنها محبّت نماید)(1).
6- امام صادق فرمود: مؤمن برادر مؤمن است، چشم و راهنمای اوست، نسبت به او خیانت نمیکند، ستم روا نمیدارد، گولش نمیزند و اگر وعده داد خُلف وعده نمیکند(2).
7- مُعَلیّ بن خُنیس گوید: به امام صادق عرض کردم: حقّ مسلمان بر مسلمان چیست؟ فرمود: برای او هفت حقّ واجب است که همة آنها بر عهدة برادرش است و
اگر برخی از آنها را ضایع کند از دوستی و اطاعت خدا خارج میشود و برای او (در اطاعت و بندگی خدا) بهرهای نیست. عرض کردم: فدایت شوم. آنها کدامند؟ فرمود:
اوّل ای معلّی، ترا دوست دارم و میترسم که نتوانی حفظ و مراعات کنی. میترسم بدانی ولی عمل نکنی. گفتم: «لا قوّهًْ الاّ بالله» نیرویی جز ای خدا نیست، فرمود: آسانترین حقوق این است که آنچه را برای خودت دوست میداری برای او هم دوست داشته باشی و آنچه برای خود نمیپسندی برای او نی نپسندی.
دوم این که از غضب او دوری و از رضایتش پیروی کنی و فرمانبردار امر او باشی.
سوم این که با جان، مال، زبان و دست و قدمت او را یاری کنی.
چهارم این که چشم، راهنما و آینة او باشی.
پنجم این که تو سیر نباشی و او گرسنه، تو سیراب نباشی و او تشنه، تو پوشیده نباشی و او برهنه.
ششم این که اگر خدمتگزار داری و برادرت ندارد، بر تو واجب است خدمتگزارت را بفرستی تا لباسهای او را بشوید و غذایش را آماده کند و بسترش را مرتّب نماید.
هفتم این که سوگند را تصدیق کنی، دعوتش را بپذیری، در وقت بیماری از او
عیادت کنی، بر جنازهاش حاضر شوی و چون بدانی حاجتی دارد در انجام حاجتش پیشدستی کنی تا او مجبور نشود از تو حاجت بخواهد بلکه خودت پیشدستی کنی چون اینها را انجام دادی دوستی خود را به دوستی او و دوستی او را به دوستی خود پیوند دادهای(1).
8 - امام صادق فرمود: از جملة حقوق مسلمان بر مسلمان این است که او سیر نباشد و برادرش گرسنه و او سیراب و برادرش تشنه و او پوشیده و برادرش برهنه. چه بزرگ است حق مسلمان بر برادر مسلمانش و فرمود: آنچه برای خود میپسندی برای برادر مسلمانت نیز بپسند، اگر نیازمند شدی از او یاری بخواه و اگر وی از تو چیزی
خواست به او عطا کن. نسبت به خیری نباید از او دلگیر شوی و نه او از تو ملول گردد. تو پشتیبان او باش و او پشتیبان تو باشد. چون غایب شود در غیبتش او را نگهدار و چون حاضر شود از او دیدن کن و تجلیل و اکرامش نما، زیرا او از تو و تو از او هستی. اگر تو را نکوهش کرد از او جدا نشوی تا کینه از دلش بزدایی، اگر خیری به او رسید خدا را شکر کن و اگر گرفتاری برایش پیش آمد کمکش کن و اگر فریبش دادند او را یاری کن. هرگاه مردی به برادرش «افّ» (وای بر تو) بگوید، دوستی بین آنها قطع میشود و چون بگوید تو دشمن منی، یکی از آن دو کافر میشود و چون برادرش را متّهم کند، ایمان در قلبش همانند نمک در آب ذوب میشود(2).
9- امام صادق فرمود: از جمله حقوق مسلمان بر مسلمان این است که وقتی او را ببیند سلامش کند و چون بیمار شود عیادت نماید، وقتی غایب گردد خیرخواهش باشد، چون عطسه نماید دعایش کند (یرحمک الله بگوید)، اگر دعوتش کرد قبول نماید و
چون بمیرد او را تشییع کند(1).
10- ابو میمون حارثی گوید: به امام صادق عرض کردم: حقّ مؤمن بر مؤمن چیست؟ فرمود: از جمله حق. مؤمن بر مؤمن، دوستی قلبی و مواسات مالی است و این که به جای او از خانوادهاش سرپرستی کند و در برابر ظالم وی را یاری نماید. اگر در بین مسلمانان «از غنیمت و یا بخشش» نصیبی دارد و او غایب است سهمش را برای او دریافت کند و چون بمیرد به زیارت قبرش رود. به او ستم روا ندارد، فریبش ندهد، خیانت نکند، خوارش نسازد، تکذیبش ننماید و به او «افّ» (وای بر تو) نگوید. اگر به او «افّ» گوید دوستی میان آنها نباشد و چون بگوید تو دشمن منی، یکی از آنها کافر
میشود و اگر او را متّهم کند، ایمان در قلبش آب میشود همانند نمک که در آب حلّ میشود(2).
11- معلی بن خُنَیس میگوید: از امام صادق در مورد حقّ مؤمن پرسیدم، فرمود: هفتاد حقّ است، فقط هفت حقّ را به تو میگویم، زیرا به تو مهربانم و میترسم نتوانی تحمّل کنی. عرض کردم: چرا؟ انشاءالله، فرمود: از جمله حقوق مؤمن این که تو سیر نباشی و او گرسنه، پوشیده نباشی و او برهنه. برای او راهنما باشی و به منزلة پیراهنی که عیوب او را میپوشاند. زبان گویای او باشی و آنچه که برای خودت دوست داری برای او نیز بخواهی و اگر خدمتگزار داری، برای مرتّب نمودن فرش و بسترش پیش او بفرستی و در رفع نیاز او شب و روز کوشش نمایی. وقتی که این کارها را انجام دادی، دوستی خودت را به محبّت ما رسانیدهای و دوستی ما را به دوستی خدا پیوند دادهای(3).
12- علی در وصیّتش به محمّد بن حنفیّه فرمود: هرگز حقّ برادرت را به خاطر
اعتمادی که میانت شما هست ضایع مکن، زیرا کسی که حقش را ضایع کردی برادرت نیست(1).
13- امام صادق فرمود که پیغمبر فرموده است: مؤمن برای خدا در ذمّة مؤمن هفت حق واجب دارد: محترم داشتن او در غیابش، دوستی با او از ژرفای دل، مواسات با او در مال خود و این که غیبت او را حرام بداند، هنگام بیماری عیادتش کند، جنازهاش را تشییع کند و پس از مرگ جز خوبی او را نگوید(2).
14- ابراهیم بن عباس گوید: هرگز ندیدم امام رضا کسی را با سخنی آزار دهد و حرف کسی را پیش از تمام شدن سخنش قطع کند. آن حضرت در صورت توانایی
حاجت کسی را رد نمیکرد و در حضور همنشینانش هرگز پای خود را دراز نمیکرد و به چیزی تکیه نمیداد. هیچ وقت ندیدم که به خدمه و غلامانش ناسزا گوید، هیچگاه ندیدم که وی تنش را بخاراند و بلند بخندد، بلکه خندهاش تبسّم بود(3).
15- داود بن حَفْص گوید: در حضور امام صادق بودیم: چون عطسه فرمود، اراده کردیم که او را دعا کنیم (یَرحَمُکَ الله بگوئیم)، خودش فرمود: چرا «یرحمک الله» نگفتید؟ همانا از جملة حقّ مؤمن بر برادرش چهار خصلت است، چون عطسه کرد او را دعا کند «یرحمک الله» گوید، اگر دعوت کرد بپذیرد، اگر بیمار شد عیادتش کند و چون بمیرد جنازهاش را تشییع نماید(4).
16- ابان بن تغلب گوید: با امام صادق طواف میکردم، یکی از دوستانم را دیدم. از من خواست همراه او بروم که حاجتی دارد. او به من اشاره کرد و امام صادق او را
دید و به من فرمود: ای ابان آن شخص ترا میخواهد؟ گفتم: آری. فرمود: او نیز عقیدة تو را دارد، (یعنی شیعه است) گفتم: آری. فرمود: طوافت را قطع کن و با او برو. عرض کردم: اگر طواف واجب هم باشد. فرمود: بلی. ابان گوید: با دوستم رفتم. پس از آن به خدمت حضرت رسیدم و از حقّ مؤمن پرسیدم، فرمود: این موضوع را کنار بگذار و از من مخواه سپس همواره تکرار کردم و اصرار نمودم، تا فرمود: ای ابان نیمی از مالت را به او میدهی، سپس به من نگریست و چون دید چه حالی به من دست داده است فرمود: ای ابان آیا نمیدانی که خداوند از ایثارگران یاد نموده است؟ گفتم: چرا؟ فرمود: چون تو نیمی از مالت را به او دهی وی را بر خود ترجیح ندادهای زمانی او را بر خود ترجیح دادهای که از نصف دیگر هم به او بدهی(1).
17- امام صادق فرمود: چه زشت است برای مرد که برادرش حقّ او را بشناسد - و رعایت نماید - ولی او حقّ برادرش را نشناسد(2).
18 - در حدیث مرفوعهای، پیغمبر فرمود: مؤمن آینه برادر مؤمنش است، پلیدیها را از او دور میکند(3).
19- امام باقر فرمود: برادر مسلمانت را دوست بدار، آنچه برای خودت دوست داری برای او نیز بخواه و آنچه برای خود نمیپسندی برای او نیز مپسند، چون نیازمند شدی از او بخواه و اگر او از تو چیزی درخواست کرد به او بده، هیچ خیری را از او پنهان مدار که او نیز خیری را از تو نهفته ندارد، پشتیبان او باش تا او نیز پشتیبان تو باشد، چون غایب شد در غیبتش حق او را رعایت کن و اگر حاضر شد با او دیدار و تجلیل و احترامش کن، زیرا تو از او و او از توست، و اگر بر تو نکوهش کرد، از او جدا نشوی تا
این که از کینه دلش کاسته شود، اگر خیری به او برسد، خدا را سپاسگزاری کن چون گرفتار شد کمکش کن و حقّش را نیز به گردن گیر(1).
20- امام صادق فرمود: هر که حقّ مؤمن را رعایت نکند، خداوند روز رستاخیز او را صد سال روی پا نگه میدارد تا از عرقش سیلی در بیابان جاری گردد، سپس از طرف خدای عزّوجلّ منادی فریاد زند: این همان ستمگری است که حقّ خدا را نزد خود حبس نموده، سپس فرمود: پس از چهل سال توبیخ دستور داده میشود که او را به سوی آتش دوزخ ببرند(2).
21- علی از قول پیامبر فرمود: پسندیده است که هر مسلمان شش کار را در حق برادرش انجام دهد: 1) وقتی که او را دید سلام کند. 2) چون مریض شد عیادتش
نماید. 3) وقتی عطسه کرد دعایش کند (یرحمک الله بگوید). 4) پس از مرگ بر جنازهاش حاضر شود. 5) اگر او را دعوت کرد اجابت نماید. 6) آنچه که برای خود میپسندد برای او نیز بپسندد و آنچه که برای خودش دوست ندارد برای او نیز روا ندارد(3).
22- محمّد بن مسلم گوید: شخصی از جبل عامل پیش من آمد و با او به خدمت امام صادق رسیدیم. در وقت خداحافظی از امام تقاضا کرد که او را نصیحت فرماید. حضرت فرمود: سفارش میکنم تو را به تقوای الهی و نیکی به برادر مسلمانت. دوست بدار برای برادرت آنچه را که برای خودت دوست میداری و آنچه که برای خود نمیپسندی برای او نیز مپسند. اگر از تو چیزی خواست به او بده و اگر چیزی را از تو منع کرد تو از او بخواه. نسبت به خیری از او دلگیر مباش، تا او نیز ترا ملول نسازد. یار و
یاور او باش تا او نیز یاور تو باشد. اگر بر تو خشمگین شد از او دوری مجوی تا کینه از دلش بیرون کنی. اگر غایب شد در غیاب حقّ او را رعایت و چون حاضر شد کمکش کن و بازویش را بگیر و در حقّش مساعدت نموده و اکرامش کن، زیرا او از توست و تو از اویی(1).
23- علی فرمود: شش خصلت است که در هر کس باشد در نزد خدا مقرّب و دارای منزلت است: خداوند مسلمانی را دوست دارد که آنچه را برای خودش دوست دارد برای برادرش نیز دوست بدارد و هر چه که بر خود نمیپسندد بر او نیز نپسندد. دوستانه او را نصیحت کند. فضیلت و برتری مرا بشناسد و از من پیروی کند و نتیجة کار مرا در نظر داشته باشد(2).
24- علی فرمود که پیغمبر فرموده است: هر مسلمانی بر ذمّة برادر مسلمانش سی حق دارد، ذمّهاش از آنها بری نمیشود مگر این که آن حقوق را ادا کند یا برادرش از او درگذرد: از لغزش او چشم بپوشد. به اشک چشمش شفقت آرد. عیبش را بپوشاند. لغزشش را نادیده بگیرد. عذرش را بپذیرد. اگر کسی غیبت او را کرد از او دفاع کند. همواره خیرخواهش باشد. دوستی و محبّت او را حفظ کند. عهد و پیمانش را مراعات نماید. در موقع بیماری عیادتش کند. در تشییع جنازهاش حاضر شود. دعوتش را بپذیرد. هدیهاش را قبول کند و آن را جبران نماید. نعمتش را سپاسگزار باشد. با بهترین وجه او را یاری دهد. زن و بچة او را محافظت کند. حاجتش را روا کند. در انجام خواستهاش کوشش نماید. موقع عطسه کردن (یرحمک الله بگوید)، راهنمای گمشدهاش باشد. به سلام پاسخ دهد. کلامش را خوب تلقی کند. بخشش او را ارج نهد. سوگندهایش را تصدیق
نماید. دوست او را دوست داشته باشد و با وی دشمنی نکند. اگر ظالم و یا مظلوم واقع شد او را یاری کند، امّا یاری نمودن در حال ستمگری یعنی اینت که او را از ستم کردن باز دارد، یاری دادنِ در حال مظلومیت یعنی این که در بازپس گرفتن حقّش به او کمکم نماید. گرفتارش نکند. خوارش ندارد. آنچه که از خیر برای خودش میخواهد برای او نیز بخواهد و آنچه که از بدیها برای خودش نمیپسندد برای او نیز نپسندد. سپس فرمود: از پیغمبر شنیدم که میفرمود: هر یک از شما اگر چیزی از حقوق برادرش را به جا نیاورد، روز قیامت از او مطالبه و بر نفع و یا ضرر اوت حکم خواهد شد(1).
25- امام صادق از اجدادش نقل کرده که پیغمبر آنها را بر انجام هفت چیز دستور داده و از انجام هفت چیز نهی فرموده است: آنها را به عیادت بیماران، تشییع جنازه،
تصدیق و امضای سوگند، دعا برای عطسه کننده، یاری مظلوم، آشکار کردن سلام و اجابت دعوت امر فرموده است(2).
1- امام صادق از علی نقل فرمود: از حقوق دانشمند است که بیش از حد از او سؤال نکنی. برای پاسخ گرفتن از او از جامهاش نگیری. چون بر او وارد شدی و گروهی در نزد او بودند به همة آنها سلام کن و بر او جداگانه سلام کن و در برابر او بنشین نه در پشت سرش. با دست و چشمت به او اشاره مکن. در مخالفت با گفتارش زیاد نگو که فلانی اینطور گفته و فلانی این جور. از بسیار نشستن با او خسته مشو، زیرا دانشمند مانند درخت خرماست، منتظر باش تا در موقعش از وجود او بهرهمند
گردی، چون اجر عالم بیشتر است از کسانی که روزها روزه دارند و شبها به عبادت برپا ایستند و در راه خدا جهاد کنند(1).
2- علی فرمود: از جمله حقوق عالم است که زیاد از او سؤال نکنی و در پاسخ بر او پیشی نگیری. چون رو گرداند اصرار نورزی و چون خسته شد برای پاسخ گرفتن از جامهاش نگیری. با دست و چشم به او اشاره نکنی. در مجلس با او در گوشی صحبت نکنی. از عیوب او جستجو نکنی و نگویی که فلانی بر خلاف گفتار شما اینطور گفته. راز او را آشکار نکنی. پیش او از کسی غیبت نکنی. در غیاب و حضور احترام او را نگه داری. چون به مجلس وارد شدی به همه سلام کن و به وی جداگانه سلام کن. موقع نشستن در پیش رویش بنشین. اگر نیازمند شد در برآوردن حاجتش از دیگران سبقت بگیر و از بسیار نشستن با او خسته مشو، زیرا دانشمند همانند درخت خرماست؛ منتظر باش تا به موقع از میوة دانش او بهرهمند گردی. عالم به منزلة کسی است که روز
روزةدار باشد و شب به عبادت قیام نماید و در راه خدا جهاد کند. اگر عالمی بمیرد، در اسلام شکافی پدید آید که تا روز قیامت مسدود نمیگردد. دانشجوی علوم دینی را هفتار هزار فرشته از فرشتگان مقرّب عالِم بالا بدرقه میکنند(2).
1- شعیب عَقَرْقُوفی گوید: از امام صادق شنیدم که به یارانش میفرمود: از خدا پروا کنید. برادرانی خوشرفتار باشید. در راه خدا با یکدیگر دوستی ورزید، و رابطه داشته باشید. به ملاقات یکدیگر بروید و در بارة امر (ولایت) با هم مذاکره کنید و آن را
زنده دارید(1).
2- امام صادق فرمود: شایسته است مسلمانان در پیوستن به همدیگر، مهرورزیدن به هم، مواسات با نیازمندان و رأفت نسبت به یکدیگر بکوشند، تا چنان باشند که خدای عزّوجلّ فرموده «رُحَمَاءُ بَیْنَهُم». مؤمنان با یکدیگر مهر ورزند و نسبت به امری که مربوط به آنهاست و از بین رفته اندوهگین میشوند، همانگونه که گروه انصار در زمان رسول الله بودند(2).
3- امام صادق فرمود: با یکدیگر پیوند خوشرفتاری و محبّت داشته باشید و برادرانی نیکوکار باشید آنچنان که خدای عزّوجلّ به شما امر فرموده است(3).
4- عبدالله بن یحیی کاهلی گوید: از امام صادق شنیدم که میفرمود: با یکدیگر پیوند خوشرفتاری و مهربانی و عطوفت داشته باشید(4).
5- امام باقر فرمود: خداوند بیامرزد کسی را که بین دو دوست ما الفت برقرار کند. ای گروه مؤمنان به یکدیگر مهر و محبّت ورزید(5).
6- علی از پیغمبر نقل فرمود: همانا خدای عزّوجلّ مهربان است و هر مهربانی را دوست میدارد(6).
1- امام صادق از اجدادش نقل کرده است که پیغمبر در وصیّتش به علی
فرمود: یا علی هر که عذر عذرخواهی را نپذیرد، چه راست یا دروغ، به شفاعت من نمیرسد(1).
2- علی در وصیّتش به محمّد بن حنفیّه فرمود: در اثر شکّ و گمان پیوندت را از برادر خود قطع نکن. بدون رضایت وی از او قطع رابطه مکن، شاید عذری دارد و تو را سرزنش میکنی. هر که پوزش خواست عذرش را بپذیر، چه راست یا دروغ، تا به شفاعت ما نایل گردی(2).
3- علی بن حسین به فرزندش فرمود: اگر کسی در سمت راست تو بایستد و ترا دشنام دهد آنگاه به سمت چپ تو آید و عذرخواهی کند عذرش را بپذیر(3).
1- ابو عُبَیده گوید: از امام باقر شنیدم که میفرمود: چون دو مؤمن به هم برسند و دست بدهند خدا به آنها توجه کرده، گناهان از چهرة آنها بریزد تا از یکدیگر جدا شوند(4).
2- امام باقر فرمود: چون دو نفر مؤمن به هم برسند و مصافحه کنند، خداوند به آنها رو کند و گناهانشان مانند برگ درخت بریزد(5).
3- زُراره گوید: از امام باقر شنیدم که میفرمود: مؤمن به وصف درنمیآید، زیرا مؤمن وقتی که با برادرش دیدار و مصافحه کند، خداوند همواره به آنها توجّه کند و
گناهان از رخسارشان مانند برگ درخت بریزد(1).
4- رِفاعه گوید: از امام باقر شنیدم که میفرمود: مصافحه کردن مؤمن از مصافحة ملاطکه برتر است(2).
5- امام صادق فرمود: مصافحه کنید، زیرا مصافحه کینه را از بین میبرد(3).
6 - امام باقر فرمود: چون دو مؤمن به هم رسند و مصافحه نمایند، خدا دستش را در میان دست آنها گذارد و با آنت که محبتش نسبت به رفیقش زیادتر است مصافحه کند(4).
7- مانند حدیث 6 است و در ذیل حدیث 7 چنین آمده است: چون خداوند به آنان توجّه کند گناهانشان مانند برگ درخت بریزد(5).
8 - امام باقر از پیغمبر نقل فرموده است: چون یکی از شما برادر خود را ملاقات کند، باید به او سلام کند و مصافحه نماید، زیرا خدای عزّوجلّ بدین عمل فرشتگان را گرامی داشته است، پس شما نیز عمل فرشتگان را انجام دهید(6).
9- امام باقر فرمود که پیغمبرفرموده است: با یکدیگر با سلام و مصافحه ملاقات کنید، و با طلب آمرزش از یکدیگر جدا شوید(7).
10- امام صادق فرمود: پیغمبر با حذیفه ملاقات و دست مبارکش را برای مصافحه دراز کرد. حذیفه دستش را عقب کشید. پیغمبر فرمود: ای حذیفه من دستم
را به سوی تو دراز کردم و تو دست خود را عقب کشیدی؟ حذیفه عرض کرد: یا رسول الله به دست مبارکت رغبت دارم، ولی من جنب بودم و دوست ندارم دستم با جنابت به دست شما برسد، حضرت فرمود: مگر نمیدانی که چون دو مسلمان با هم ملاقات و مصافحه کنند گناهانشان مانند برگ درخت میریزد(1).
11- امام صادق در حدیثیی فرمود: قدر و منزلت مؤمن اندازه ندارد، چون مؤمن هرگاه برادرش را ملاقات و با او مصافحه کند خداوند به آنان توجّه نماید و گناهان از چهرهشان فرو میریزد، همچنان که باد شدید برگ را از درخت میریزد، تا این که از هم جدا شود(2).
12- امام صادق فرمود: پاداش شما در مصافحه کردن همانند پاداش جهادگران است(3).
13- امام باقر فرمود: چون دو مؤمن با هم مصافحه کنند، از هم جدا میشوند بیآن که گناهی برایشان باقی بماند(4).
14- امام صادق فرمود: در گفتگوی ابراهیم با شخصی چنین آمده است، که ابراهیم برخاست و با او معانقه کرد. وقتی خداوند پیغمبر را مبعوث فرمود، مصافحه را مستحبّ گردانید(5).
15- امام باقر فرمود: نخستین دو نفری که در روی زمین با هم مصافحه کردند ذوالقرنین و ابراهیم خلیل بود. ابراهیم خلیل ذوالقرنین را استقبال و با وی مصافحه نمود،
و نخستین درخت در روی زمین درخت خرما بود(1).
16- با حدیث 9 یکی است به حدیث 9 مراجعه شود(2).
17- مالک بن اَعْیَن جُهَنی گوید که امام صادق به من فرمود: به خدا سوگند شما پیروان ما هستید، تا آنجا که فرمود: کسی نمیتواند حقّ مؤمن را توصیف کند و حقوق واجب برادرش را ادا نماید. ای مالک، به خدا قسم وقتی که مؤمنان با یکدیگر ملاقات و مصافحه کنند، خداوند همواره به آنان نظر محبّت و آمرزش دارد و پیش از آن که از هم جدا شوند گناهان از چهرهها و اعضایشان میریزد پس چه کسی میتواند خدا و مؤمنی را که در پیشگاه خدا چنین مقامی دارد توصیف نماید؟(3).
18- امام صادق فرمود: مصافحة مؤمن هزار حسنه دارد(4).
1- هِشام بن سالم گوید: از امام صادق حدّ مصافحه را پرسیدم: فرمود: به اندازة گردش دور درخت خرماست (یعنی اگر به اندازة گردش دور درخت خرما از یکدیگر جدا شوند مستحب است که با یکدیگر مصافحه کنند)(5).
2- ابو عُبَیْده گوید: من در یک کجاوه با امام صادق بودم. اوّل من سوار مرکب میشدم سپس آن حضرت. وقتی که قرار میگرفتیم، حضرت به من سلام میکرد و مانند مردی که رفیق خود را به تازگی ندیده، احوالپرسی و مصافحه
میکرد. در وقت پیاده شدن او پیش از من پیاده میشد و چون بر زمین قرار میگرفتیم، سلام میکرد و همانند کسی که رفیقش را به تازگی ندیده احوالپرسی مینمود. عرض کردم یابن رسول الله شما کاری میکنید که هیچ کس از مردم نزد ما نمیکند و اگر یک بار هم انجام دهد زیاد است، فرمود: مگر ثواب مصافحه را نمیدانی؟ چون دو مؤمن به هم برسند و مصافحه نمایند، گناهانشان همواره مانند برگ درخت فرو میریزد و خداوند به آنها توجّه میکند تا از یکدیگر جدا شوند(1).
3- ابو عُبَیده حذّاء گوید: از مدینه تا مکّه در یک طرف کجاوه همراه امام صادق بودم. حضرت در بین راه پیاده شد و کارش را انجام داد و برگشت، فرمود: دستت را بده دستم را دراز کردم، حضرت چنان فشرد که در انگشتانم فشار را احساس کردم، سپس فرمود: ای ابا عبیده، هر مسلمانی که برادر مسلمانش را ملاقات و با وی مصافحه کند و انگشتان خود را با انگشتان او درهم کند گناهانشان همانند برگ درختان در فصل زمستان بریزد(2).
4- ابو حمزه گوید: هم کجاوة امام باقر بودم. چون بار به زمین گذاشتیم، حضرت کمی راه رفت و سپس آمد و دست مرا گرفت و به گرمی فشرد. عرض کردم فدایت شوم، مگر در کجاوه همراه شما نبودم؟ فرمود: مگر نمیدانی که چون مؤمن گردشی کند و سپس به برادرش دست دهد، خداوند همواره به آنان نظر مرحمت و توجّه نماید و به گناهان فرماید از آنها فرو ریزید. ای ابا حمزه، سپس گناهان مانند برگ درخت فرو ریزد و آنها پاک و بیگناه از یکدیگر جدا شوند(3).
5- امام باقر فرمود: برای مؤمنان سزاوار است که چون یکی از آنها از رفیقش به
فاصلة درختی نهان و غایب شد وس پس به هم رسیدند مصافحه کنند(1).
6- امام صادق فرمود: مسلمانان همراه رسول الله به جنگ میرفتند و از جایی که پر از درخت بود عبور کردند. چون به فضای آزاد رسیدند، به یکدیگر نگریستند و مصافحه کردند(2).
7- امام صادق از پدرانش نقل کرده است که پیغمبردر حدیث مناهی، از مصافحه با ذمّی نهی فرموده است(3).
8 - در حدیث اربعمأهًْ علی فرمود: چون با برادرانتان دیدار نمایید، مصافحه کنید و خوشرویی نشان دهید. از یکدیگر که جدا میشوید گناهی برایتان باقی نمیماند. حتی با دشمنت مصافحه کن گر چه او نخواهد، زیرا مصافحه از کارهایی است که خدا بندگانش را به آن دستور داده و میفرماید: «ای رسول ما، تو آزار بدیهای امّت را به وجه احسن پاسخ بده(4)»(5).
1- امام حسن عسکری فرمود: چون جعفر بن ابی طالب از حبشه برگشت پیغمبر به سویش شتافت و به اندازة دوازده قدم از او استقبال فرمود، او را در آغوش گرفت و پیشانیاش را بوسید و با دیدن او اشک شادی ریخت(6).
2- پیغمبر فرمود: از جمله حقوق بر صاحبخانه این است که وی را تا در
منزل همراهی و بدرقه کند(1).
3- اسحق بن عمّار گوید: به امام صادق عرض کردم کسی برای تعظیم دیگری از جایش برمیخیزد، فرمود: مکروه است مگر برای مردی که به خاطر دینش برپا خیزد(2).
4- طبرسی در مکارم الاخلاق ذکر نموده که مردی در مسجد بر پیغمبروارد شد و او تنها نشسته بود. حضرت کنار رفت (برایش جا باز کرد) و فرمود: از جملة حقّ مسلمان بر مسلمان این است که چون قصد نشستن کند کنار رود (او را جای دهد)(3).
5- در روایت هست که پیغمبر فرمود: هر که دوست داشته باشد که مردم به احترامش برپا خیزند جایگاهش پر از آتش میشود(4).
6- حضرت ]صادق[ فرموده: مانند عجمها برای یکدیگر برپا نخیزید، ولی برای احترام از جا تکان خوردن عیب ندارد (جا دادن به او)(5).
1- صفوان بن یحیی گوید که ابوقره رفیق جاثلیق از من تقاضا کرد که او را پیش حضرت رضا ببرم. از امام اجازه خواستم. فرمود: او را پیش من بیاور. وقتی ابو قُرَّه بر آن حضرت وارد شد فرشش را بوسید و گفت: وظیفة دینی ما این است که نسبت به بزرگان زمانمان اینگونه تعظیم نماییم(6).
2- سید رضی در نهج البلاغه گوید: در مسیر حضرت علی به شام کدخدایان و بزرگان انبار (اسم محلی است) با آن حضرت دیدار کردند و به احترامش پیاده شدند (و در پیش رکابش) دویدند. فرمود: این چه کاری بود که شما کردید؟ گفتند این از آداب ماست، بدین وسیله فرماندهانمان را تعظیم میکنیم. فرمود: سوگند به خدا حکمرانان شما از این کار سودی نمیبرند و شما هم با این کار به زحمت میافتید و در آخرت هم باعث مشقّت شماست. چه زیانآور است رنجی که کیفر به دنبالش باشد و چه سودمند است رها کردن کاری آنگاه که ایمنی از آتش را به دنبال داشته باشد(1).
1- ابو حمزه گوید: به امام باقر عرض کردم فدایت شوم: چه میفرمایی در مورد مسلمانی که برای دیدن یا حاجتی نزد مسلمانی برود و اجازة ورود بخواهد، او اجازه ندهد و از خانه هم بیرون نیاید؟ فرمود: ای ابا حمزه، هر مسلمانی که برای دیدار یا درخواست حاجتی نزد مسلمانی برود که در خانه است و اجازة ورود بخواهد و او بیرون نیاید، پیوسته به لعنت خدا گرفتار باشد تا همدیگر را ملاقات نمایند. عرض
کردم: فدایت شوم، در لعنت خداست تا یکدیگر را دیدار کنند؟ فرمود: آری ای اباحمزه(2).
2- اسحاق بن عَمّار گوید: خدمت امام صادق رسیدم. حضرت با ترشرویی به من نگاه کرد. عرض کردم (یابن رسول الله) چه چیز حالت شما را نسبت به من دگرگون نموده است؟ فرمود: آنچه که رفتار تو را نسبت به برادرانت دگرگون ساخته. ای اسحاق به من خبر رسیده که در خانهات دربان گذاشتهای تا فقرای شیعه را راه ندهند. عرض کردم: فدایت شوم من از شهرت ترسیدم. فرمود: آیا از بلا نترسیدی؟ آیا نمیدانی چون
دو مؤمن به هم برسند و مصافحه نمایند خدای عزّوجلّ بر آنها رحمت فرو میفرستد. نود و نُه درصد رحمت برای کسی است که محبّتش به رفیقش بیشتر باشد و اگر محبتشان یکسان باشد رحمت خدا پردهای برایشان فرو کشد، و چون به مذاکره نشینند، برخی از فرشتگان محافظ آنها به بعضی دیگر میگویند: از اینها دور شویم شاید رازی داشته باشند که خدا بر آنها پرده کشیده است. عرض کردم: مگر خدای عزّوجلّ نمیفرماید «به گفتاری لب نگشاید جز آن که نزد او فرشتهای مراقب و آماده باشد(1)». فرمود: ای اسحاق اگر محافظان نشنوند، خداوند عالم بازها را میشنود و میبیند(2).
3- مُفَضَّل بن عمر گوید: امام صادق فرمود: هر مؤمنی که بین او و مؤمن دیگر حجابی باشد، خداوند میان او و بهشت هفتار هزار دیوار بلند میکشد که فاصلة بین دو دیوار هزار سال راه باشد(3).
4- محمّد بن سِنان گوید: در خدمت امام رضا بودم. حدیثی طولانی ذکر فرمود که مضمونش این بود: سه نفر از بنیاسرائیل مؤمنی را از وارد شدن بر خود منع کردند و به
او اجازة ملاقات ندادند، ولی بعداً با او همراه شدند «چهار نفری به باغی میرفتند» پس آتشی از آسمان فرود آمد آن سه نفر را سوزاند و مؤمن زنده ماند(4).
5- امام رضا فرمود: مؤمن به منزلة برادر مؤمن است که از یک پدر و مادر باشند. هر که برادرش را متّهم کند ملعون است و هر که به او نیرنگ زند ملعون است. هر که خیرخواه برادرش نباشد ملعون است و هر که بین خود و برادرش مانعی ایجاد نماید و
غیبت او کند ملعون است ملعون، ملعون(1).
1- امام باقر و امام صادق فرمودند: هر مؤمنی که برای دیدن برادرش بیرون رود و حقّ او را بشناسد، در برابر هر قدمی که بردارد خدا حسنهای به او دهد، گناهی را از وی بزداید و یک درجه او را بالا برد. چون درِ خانهاش را بکوبد، درهای آسمان برایش باز شود و چون با هم دیدار و مصافحه و معانقه نمایند، خداوند به آنان توجّه فرماید و به وجود آنان نزد فرشتگانش فخر کند و فرماید: بندگانم را بنگرید برای من یکدیگر را ملاقات نمودند و با هم دوستی کردند و بر من سزاست که پس از این دیدار و زیارت دیگر آنها را با آتش عذاب نکنم(2).
2- امام صادق فرمود: چون دو مؤمن با یکدیگر معانقه کنند، رحمت خدا آنها را فرا گیرد و چون یکدیگر را در آغوش کشند و از آن کار جز رضای خدا نخواهند و غرض دنیوی نداشته باشند به آنها گفته شود، شما آمرزیده شدید عمل را از سر بگیرید (یعنی گناهان سابق شما از بین رفت) و چون برای مذاکره با هم روبرو شوند،
برخی از فرشتگان به برخی دیگر گویند، از اینها دور شوید، شاید رازی دارند که خدا برای آنها پوشیده نگه داشته است(3).
3- اسحاق بن عمّار گوید: امام صادق به او فرمود: ای اسحاق از دیدار برادرانت خسته نشو، زیرا هرگاه مؤمن به دیدار برادر مؤمنش برود و به او خوشآمد بگوید خداوند تا روز قیامت برای او مرحبا مینویسد و چون با او مصافحه کند خداوند
برای آنان صد رحمت میفرستد؛ نود و نه قسمت از صد قسمت رحمت برای کسی است که رفیقش را بیشتر دوست دارد، سپس پروردگار به آنان توجّه کند و به آن که محبّتش نسبت به رفیقش بیشتر باشد بیشتر توجّه نماید و چون با هم معانقه کنند رحمت خداوند آنها را فرا گیرد(1).
1- محمّد بن زید گوید: از امام شنیدم که میفرمود: هر که در راه خدا به برادرش نفعی برساند در بهشت خانهای به دست میآورد(2).
2- امام صادق به نقل از اجدادش فرمود که پیغمبر فرمود: مسلمان از هیچ چیزی بعد از اسلام همانند بهره رساندن به برادر دینی در راه خدا بهرهمند نمیشود. آنگاه امام به فضل بن عبدالملک فرمود: ای فضل فقرای شیعیان ما را تحقیر نکنید، زیرا فقیر در روز قیامت همانند ربیعه و مضر شفاعت میکند، سپس فرمود: ای فضل این که مؤمن را مؤمن گفتهاند برای این است که او به خدا ایمان آورده و امان خدا را دریافت داشته. آنگاه فرمود: آیا نشیدهای که خداوند دربارة دشمنانتان میفرماید: چون در روز قیامت
شفاعت کردن یکی از شماها را برای دوستش ببینند، میگوید: «برای ما شفاعتکننده و دوستی نزدیک و صمیمی نیست(3)»(4).
1- امام موسی کاظم فرمود: هر که به خاطر خویشاوندی خویشاوندش را ببوسد عیبی ندارد و جای بوسیدن برادر «نسبی یا ایمانی» گونة اوست و جای بوسیدن امام پیشانی او(1).
2- امام صادق فرمود: بوسیدن دهانت کسی سزاوار نیست مگر دهان زن و بچّة کوچک(2).
3- امام صادق فرمود: دست و سر کسی نباید بوسیده شود مگر پیغمبر یا کسی که منسوب به پیغمبر باشد (ائمّه، سادات و علما)(3).
4- علی بن مَزید گوید: خدمت امام صادق رسیدم و دستش را گرفتم و بوسیدم. حضرت فرمود: به هوش باش که این کار جز نسبت به پیغمبر یا وصیّ پیغمبر شایسته نیست(4).
5- یونس بن یعقوب گوید: به امام صادق عرض کردم دستت را بده تا ببوسم. حضرت دستش را به من داد. عرض کردم قربانت گردم سر مبارک را. حضرت جلو آورد بوسیدم، سپس عرض کردم قربانت گردم پای مبارکت را. حضرت سه بار فرمود:
سوگند دهم تو را که از بوسیدن پا بگذری و سه بار فرمود: آیا چیزی باقی مائه است. (یعنی بعد از بوسیدن دست و سر عضو دیگری شایسته بوسیدن نیست)(5).
6- امام صادق فرمود: شما شیعیان دارای نوری هستید که در جهان با آن شناخته
میشوید تا آنجا که هرگاه یکی از شما برادرش را ملاقات کند جای نور را در پیشانی او میبوسد(1).
7- ابراهیم بن ادریس از پدرش نقل میکند که پس از رحلت امام حسن عسکری، صاحبالزمان را جوانی نورسته دیدم و دستها و سر مبارکش را بوسیدم(2).
8 - در نامة برادر علی بن جعفر است که از امام موسی کاظم پرسیدم آیا برای مرد سزاوار است که مردی یا زنی را ببوسد؟ فرمود: در بوسیدن برادر، پسر، خواهر، دختر و مانند اینها باکی نیست(3).
1- امام موسی کاظم فرمود: مردی برای آن حضرت در حالی که بر پا ایستاده بود، قصهای طولانی نقل کرد و از طرف مرد کافری به او سلام رسانید، سپس گفت: سرورم، اگر اجازه فرمایید تعظیمتان کنم و بنشینم، فرمود: برای نشستن اجازهات میدهم ولی برای کرنش نه. آن مرد نشست و گفت سلام تو را به رفیقم برسانم یا نه؟ فرمود: خداوند انشاءالله رفیقت را هدایت کند و اگر او بر دین ما باشد، سلام ما بر او باد(4).
1- امام صادق فرمود که حضرت علی فرموده است: از مجادله و ستیزهجویی
بپرهیزید زیرا آنها دلهای برادران را بیمار کنند و سبب نفاق شوند(1).
2- پیغمبر فرمود: هر که خدا را با سه خصلت ملاقات کند (و با این سه خصلت از دنیا برود) از هر دری که بخواهد وارد بهشت شود(2).
3- پیغمبر فرمود: کسی که خدا را هدف مجادلاتش قرار دهد به تحوّل بیشتر نزدیک میشود (از رأیی به رأی دیگر منتقل گردد)(3).
4- امام صادق فرمود: با اشخاص بردبار و نادان مجادله مکن، زیرا حلیم تو را دشمن دارد و سفیه آزارت رساند(4).
5- امام صادق فرمود: از دشمنی با یکدیگر بپرهیزید زیرا خصومت دل را مشغول کند و موجب نفاق شود و کینهها پدید آورد(5).
6- امام زینالعابدین فرمود: وای بر کسانی که فاسقند و همیشه ریاکار. وای بر مردمی که به آسانی تن به گناه دهند و پیوسته دشمن همدیگرند. وای بر مردمی که گناهکارند و گفتارشان بیشتر در غیر ذات پروردگار است(6).
7- امام صادق از اجدادش نقل میکند که پیغمبر فرموده است: من خانهای در بالاترین نقطة بهشت و خانهای در وسط آن و خانهای در باغهای بهشت را ضمانت میکنمن برای کسی که مجادله نکند، گر چه حق با او باشد. (و در روایت دیگر چنین
آمده: برای کسی که دروغ نگوید گر چه به شوخی و برای کسی که خلقش نیکو باشد)(1).
1- امام صادق فرمود که پیغمبرفرموده است: هر وقت که جبرئیل پیش من میآمد، میگفت: ای محمّد از بغض و دشمنی با مردم بپرهیز(2).
2- ولید بن صَبِیح گوید: از امام صادق شنیدم که فرمود: پیغمبر فرموده است: جبرئیل در هیچ چیزی به اندازة پرهیز از دشمنی با مردم به من سفارش نکرده است(3).
3- امام صادق فرمود: جبرئیل به پیغمبر گفت: از مشاجره و ستیزه کردن با مردم بپرهیز(4).
4- امام صادق فرمود: از خصومت با مردم بپرهیزید زیرا خصومت موجب آزار و غرامت است و عیب نهفته را آشکار سازد(5).
5- امام صادق فرمود: هر که تخم عداوت بکارد کاشتة خود را دِرو میکند(6).
6- امام صادق فرمود که پیغمبرفرموده است: هر وقت که جبرئیل پیش من میآمد مرا موعظه میکرد و آخرین سخنش با من این بود که از خصومت با مردم
بپرهیز، زیرا خصومت عیب نهفته را آشکار میکند و عزّت را از بین میبرد(1).
7- امام صادق فرمود که پیغمبرفرموده است: آگاه باشید در عداوت کردن با یکدیگر، تراشیدن و از ریشه برکندن است، مقصودم تراشیدن و برکندن مو نیست، ستردن و برکندن دین است(2).
8 - امام باقر به نقل از پدرانش میگوید که پیغمبر فرمود: هر که زیاد غصّه خورد بیمار گردد و هر که بداخلاق باشد خودش در عذاب است و هر که با مردم مشاجره کند جوانمردیش ساقط میشود، سپس فرمود: همواره جبرئیل مرا از ستیزه کرده با مردم نهی میکرد همچنان که از شرابخواری و بتپرستی باز میداشت(3).
9- امام رضا به نقل از پدرانش فرمود که پیغمبر فرموده است: از خصومت با مردم دوری کنید، زیرا خصومت عیوب نهفته را آشکار میسازد و عزّت را از بین میبرد(4).
1- امام رضا از اجدادش نقل میکند که پیغمبر فرموده است: هر که مسلمان باشد مکر و حیله نمیکند. از جبرئیل شنیدم که میگفت مکر و فریب سبب ورود در آتشاند، سپس فرمود: کسی که مسلمانی را فریب دهد و به او خیانت ورزد از ما نیست. آنگاه فرمود: جبرئیل از طرف خدا بر من نازل شد و گفت: ای محمّد خوشخو باش، زیرا بدخویی خیر دنیا و آخرت را از بین میبرد. آگاه باشید شبیهترین شما به من
خوشخلقترین شماست(1).
2- علی فرمود: مکر و فریب سبب ورود در آتشاند(2).
3- امام صادق از پدرانش نقل کرده است که پیغمبر فرمود: هر که با مسلمانی مکر نماید از ما نیست(3).
4- علی فرمود: اگر مکر و نیرنگ سبب ورد در آتش نبودند من مکراندیشترین مردم بودم(4).
5- زازان گوید: از علی شنیدم که میفرمود: اگر این فرمایش را از پیغمبر نشنیده بودم که مکر، نیرنگ و خیانت سبب ورد در آتشاند، مکر من از تمام اعراب بیشتر بود(5).
6- عبدالرحمن بن ابی نجران گوید: از امام باقر دربارة معنای آیة )وَلا تَتَمَنَّوْا مَا فَضَّلَ اللَّهُ بِهِ بَعْضَکُمْ عَلَی((6)(آرزو مبرید بر آنچه که خداوند فزونی نهاد برخی از شما را بر بعضی دیگر)، پرسیدم. فرمود: هرگز کسی آرزو تصاحب زن یا دختر شخص دیگر را نباید داشته باشد، ولی آرزوی داشتن مانن آنها عیبی ندارد(7).
1- امام باقر فرمود: نخستین کسی که دروغگو را تکذیب میکند خدای عزّوجلّ
است، سپس دو فرشتهای که با خود شخص همراهند، سپس خود شخص که میداند دروغگوست(1).
2- عمر بن یزید گوید: از امام صادق شنیدم که میفرمود: دروغگو با برهانهای روشن هلاک میگردد و پیروانش به وسیلة شبهات (یعنی شبهاتی که به وسیلة دروغ او بهوجود آمده است)(2).
3- امام باقر فرمود: خداوند برای پلییدیها قفلهایی قرار داده و شراب را کلید آنها قرار داده و دروغ بدتر از شراب است(3).
4- امام باقر فرمود: دروغ ویرانگر ایمان است(4).
5- امام صادق به نقل از عیسی بن مریم فرمود: هر که دروغش زیاد شود، آبرویش برود(5).
6- علی فرمود: برای مرد مسلمان سزاوار است که از دوستی و ورفاقت دروغگو پرهیز کند، زیرا او آن قدر دروغ گوید که اگر راست هم بگوید کسی آن را باور نکند(6).
7- زُراره گوید: از امام صادق شنیدم که میفرمود: از جمله چیزهایی که خداوند به وسیلة آن به دروغگویان کمک کرده است فراموشی است (یعنی دروغگو فراموشکار است)(7).
8 - ابو اسحاق خراسانی گوید علی میفرمود: از دروغ بپرهیز، چون هر شخص
امیدوار، جوینده است و هر بیمناکی گریزان راز واقعیّت» است(1).
9- عبدالرحمن بن حجّاج گوید: به امام صادق عرض کردم: آیا دروغگو کسی است که در مورد موضوعی دروغ بگوید؟ فرمود: نه، زیرا کسی نیست که این عمل از او سر نزند، مقصود آن شخصی است که به دروغگویی عادت کرده است(2).
10- ابو بصیر گوید: از امام صادق شنیدم که میفرمود: همانا بنده خدا دروغ گوید تا آنجا که از دروغگویان به شمار آید. وقتی که دروغ گفت خدای عزّوجلّ میفرماید: دروغ گفت و از حق دور شد(3).
11- امام رضا فرمود: از پیغمبر سؤال شد. ممکن است مؤمن ترسو باشد؟ فرمود: آری. عرض شد: آیا بخیل میشود؟ فرمود: آری. عرض شد: ممکن است دروغگو باشد؟ فرمود: نه(4).
12- از کلمات رسول الله است که بدترین نوع ربا دروغ گفتن است(5).
13- علی میفرمود: راستگو باشید، زیرا خداوند با راستگویان است و از دروغ اجتناب کنید، زیرا دروغ انسان را از ایمان دور میکند. بدانید که راستگو بر ساحل نجات و بزرگواری قرار دارد و دروغگو در پرتگداه ذلّت و هلاکت است. سخن نیک بگویید تا به آن شناخته شوید. عمل خیر انجام دهید تا از اهل خیر باشید. امانت کسی را که شما را امین دانسته به او برگردانید و به خویشاوندانی که از شما بریدهاند بپیوندید. اگر کسی شما را از چیزی محروم ساخته است با فضل و احسانت به سویش
برگردید(1).
14- امام باقر به نقل از پیغمبرفرموده است: شیطان دارای سه وسیله است، سرمه، عسل و داروی بینی؛ سرمهاش چُرت است، عسلش دروغ است و داروی بینی یا انفیهاش تکبّر است(2).
15- عبد الله بن عَجلان گوید: از امام صادق شنیدم که میفرمود: بندة خدا چون راست گوید، نخستین کسی که او را تصدیق کند خداست و خودش هم میداند که راستگوست و هرگاه دروغ گوید اوّلین کسی که او را تکذیب کند خداست و خود شخص هم میداند که دروغگوست(3).
1- ابو نعمان گوید: امام باقر میفرمود: ای ابو نعمان، بر ما دروغی مبند تا دین خود را به باد دهی. مبادا بخواهی که سرباشی (در جلو قرار بگیری) که دم شوی (عقب بمانی). ما را وسیلة روزی خوردنت از مردم قرار نده که فقیر میشوی، زیرا تو را آزاد نمیگذارند و حتماً از تو پرسش میکنند. اگر راست بگویی تصدیقت میکنیم و اگر دروغ بگویی تکذیب میکنیم(4).
2- در حدیثی مرفوع روایت شده که در محضر امام صادق گفته شد که بافنده از رحمت خدا دور است؟ حضرت فرمود: همانا این آن بافندهای است که بر خدا و
پیغمبرش دروغ ببافد(1).
3- امام صادق فرمود: دروغ بستن بر خدا و پیغمبر از گناهان کبیره است(2).
4- امام صادق در گفتگویی با مرد شامی فرمود: ای برادر شامی، سخن ما را گوش کن و بر ما دروغ مبند، زیرا هر که در مورد چیزی بر ما دروغ بندد، بر پیغمبر دروع بسته و هر که بر پیغمبر دروغ ببندد، به خدا دروغ بسته و هر که به خدا نسبت دروغ بدهد، خدای عزّوجلّ وی را عذاب میکند(3).
5- امام صادق از اجدادش نقل میکند که پیغمبر در وصیّتش به علی فرمود: ای علی هر که به من نسبت دروغ بدهد، حتماً
جایگاهش پر از آتش خواهد شد(4).
6- امام صادق فرمود: دروغ بستن بر خدا و پیغمبر خدا و اوصیای پیغمبر از گناهان کبیره است. سپس امام فرمود که پیغمبر فرموده است: هر کس چیزی را که من نگفتهام به من نسبت دهد جایگاهش آتش خواهد شد(5).
1- امام باقر فرمود: که پدرم علی بن الحسین به فرزندانش میفرمود: از دروغ گفتتن بپرهیزید، چه بزرگ و چه کوچک، شوخی و یا جدّی باشد، زیرا شخص وقتی که در چیز کوچک دروغ بگوید به بزرگش نیز جرأت پیدا میکند، مگر نمیدانید که
پیغمبر فرمود: بندة خدا همواره راست گوید تا خداوند او را راستگو نویسد و پیوسته دروغ بگوید تا پروردگار او را دروغگو نویسد(1).
2- علی فرمود: هیچ بندهای طعم ایمان را نچشد مگر این که دروغ را ترک کند چه شوخی باشد و چه جدّی(2).
3- علی فرمود: دروغ چه شوخی باشد چه جدی شایسته نیست و سزاوار نیست که یکی از شما به بچهاش وعدهای بدهد که بعداً بدان وفا نمیکند. زیرا دروغ به فساد میکشاند و فساد به سوی آتش. و مادامی که یکی از شما دروغ گوید، بگویند دروغ گفت و معصیت کرد، اگر یکی از شما دروغ گوید تا به اندازة سر سوزن جای راستگویی نماند، «در این صورت» در نزد خداوند هم کذّاب نامیده میشود(3).
4- ابوذر گوید که پیغمبر در مقام نصیحت به او فرمود: ای اباذر، هر که بر زبان و عورتش تسلط داشته باشد، وارد بهشت شود. عرض کردم یا رسول الله آیا به گفتار زبانمان مؤاخذه میشویم؟ آیا مردم به غیر از نتایج زبانت به سبب چیز دیگری هم به رو به آتش افکنده میشود؟ پیوسته در امانی تا سخن نگفتهای و چون سخن گفتی آن حرف به سود یا زبان تو نوشته میشود.
ای اباذر، اگر شخصی سخنی بگوید که موجب رضای خداست، روز قیامت بهشت برایش منظور گردد و اگر در مجلسی سخن لغوی بگوید تا دیگران را با آن بخنداند، به جهنمی که بین آسمان و زمین است افکنده میشود.
ای اباذر، وای بر کسی که در سخنانش دروغ بگوید تا گروهی را بخنداند، و سه بار فرمود و ای بر او.
ای اباذر، هر که سکوت اختیار کرد نجات یافت. سکوت کن و هرگز دروغی از دهانت خارج نشود. عرض کردم: یا رسول الله، شخصی که عمداً دروغ گفته توبهاش چیست؟ فرمود: ادای نماز پنجگانه و طلب آمرزش از خدا گناه آن را میشوید(1).
1- امام صادق از پدرانش نقل میکند: در سفارشهای پیغمبر به علی هست: یا علی، خداوند دروغ را برای اصلاح بین مردم دوست میدارد و راستگویی را که سبب فساد شود نمیپسندد، تا آن جا که فرمود: یا علی در سه مورد دروغ گفتن نیکوست: 1) حیله کردن در جنگ 2) وعده دادن به همسر خود 3) اصلاح بین مردم(2).
2- امام صادق از پدرانش نقل میکند: که پیغمبر فرمود: در سه جا دروغ گفتن نیکوست: 1) حیله در جنگ 2) وعده دادن به هسمر خویش 3) اصلاح بین مردم، و در سه مورد راست گفتن زشت است: 1) در سخنچینی بین مردم 2) آگاه کردن شخصی از جریان خانوادهاش به آنچه که دوست ندارد 3) تکذیب کردن شخصی را در خبری که میدهد. فرمود: همنشینی با سه گروه دل را میمیراند: 1) همنشینی با فرومایگان 2) گفتگو با زنان 3) همنشینی با ثروتمندان(3).
3- امام صادق فرمود: اصلاحکنندة «بین دو نفر یا دو جمعیت» دروغگو نیست(4).
4- حسن صَیقَل گوید: به امام صادق عرض کردم: از امام باقر دربارة قول حضرت یوسف که فرمود: «ای کاروان شما دزد هستید»(1)
برای ما روایت شده که آن حضرت فرموده است: به خدا قسم آنها دزدی نکردند و یوسف هم دروغ نگفت. همچنین درباره آنچه که ابراهیم فرمود «بلکه بزرگشان این کار را کرده بپرسید از آنها اگر حرف میزنند»(2)،
فرموده است سوگند به خدا آنها آن کار را نکردهاند و ابراهیم هم دروغ نگفت؟ امام صادق فرمود: ای صَیقَل نظرتان در این مورد چیست؟ عرض کردم جز تسلیم به رأی شما ما نظر دیگری نداریم، راوی گوید: پس آن حضرت فرمود: خداوند
دو چیز را دوست و دو چیز را دشمن دارد خرامیدن «با غرور راه رفتن» در بین دو صف (از لشکر اسلام و کفر را) دوست دارد و دروغ را در اصلاح بین مردم میپسندد و خرامیدن در راهها و کوچهها، و دروغ را در غیر اصلاح مردم دشمن دارد، بنابراین ابراهیم که فرمود: «بلکه این کار را بزرگشان کرده» قصد اصلاح داشت و برای راهنمایی بر این که آنها چنین کاری نمیتوانند انجام دهند و یوسف هم قصد اصلاح داشت(3).
5- عیسی بن حسان گوید: از امام صادق شنیدم که میفرمود: گویندة هر دروغی روزی مورد سؤال قرار خواهد گرفت:
شخصی که در جنگ حیله کند گناهی بر او نیست 2) کسی که قصد اصلاح بین دو نفر را دارد و به یکی از آنها غیر آنچه که به دیگری گفته بگوید و با این دروغ ارادة اصلاح بین آنها را داشته باشد 3) کسی که به همسرش وعدهای بدهد که بعداً قصد
انجام آن را نداشته باشد(1).
6- امام صادق فرمود: سخن بر سه گونه است: راست، دروغ و اصلاح بین مردم. «راوی گوید» عرض شد قربانت گردم، منظور از اصلاح بین مردم چیست؟ فرمود: از کسی دربارة شخص دیگر سخنی میشنوی که اگر آن سخن به او برسد رنجیده میشود، پس تو او را دیدار کرده و برخلاف آنچه که شنیدهای بگویی از فلانی دربارة خوبی تو چنین و چنان شنیدم(2).
7- امام صادق فرمود: که پیغمبرفرموده است: شخص مصلح دروغگو نیست، سپس این آیه را خواند )أَیَّتُهَا
الْعِیرُ إِنَّکُمْ لَسَارِقُونَ((3)آنگاه فرمود: قسم به خدا آنان سرقت نکردند و یوسف هم دروغ نگفت، آنگاه این آیه را خواند )قَالَ بَلْ فَعَلَهُ کَبِیرُهُمْ
هَذَا فَاسْأَلُوهُمْ إِنْ کَانُوا یَنْطِقُونَ((4)سپس فرمود: سوگند به خدا آنها آن کار را نکرده بودند و ابراهیم هم دروغ نگفت(5).
8 - در حدیثی امام صادق فرمود: به اصحابم چنین و چنان ابلاغ کن و به ایشان چنین و چنان ابلاغ کن. (راوی گوید) عرض کردم، نمیتوانمن این جملات را عیناً حفظ کنم، آنچه که یاد گرفتهام میگویم و بهتر از آن نمیتوانم حفظ کنم، فرمود: اشکال ندارد زیرا مصلح دروغگو نیست(6).
9- امام رضا فرمود: همانا مرد به برادر دینیاش سخن راستی بگوید تا وی را برنجاند، چنین شخص نزد پروردگار کذاب به شمار آید، و همانا مرد به برادر دینی خود دروغ بگوید و قصدش از دروغ، سود رساندن به او باشد، وی نزد خدا راستگو به شمار آید(1).
10- علی فرمود: نشانة ایمان است که راستگویی را در جایی که به تو ضرر دارد بر دروغی که برایت سود دارد ترجیح بدهی و بیش از علمت سخن نگویی و در سخن گفتن دربارة دیگران از خدا پروا داشته باشی(2).
1- عبدالعلی مولی آل سام گوید: امام صادق برایم حدیثی بیان فرمود. من به او عرض کردم: فدایت شوم، آیا هم اکنون برای من چنین و چنان نپنداشتی؟ فرمود: نه، و این سخن بر من گران آمد. عرض کردم آری به خدا سوگند پنداشتی. فرمود: به خدا
قسم نپنداشتم. (راوی گوید) باز این حرف بر من گران آمد. عرض کردم: چرا به خدا سوگند آن را گفتی. فرمود: آری آن را گفتم مگر نمیدانی در قرآن مجید هر گمانی دروغ به شمار آمده است؟(3)
1- امام صادق فرمود: هر که با مسلمانان دورو و دو زبان باشد، روز قیامت
برانگیخته میشود در حالی که در یک سر دو زبان آتشین دارد. در روایت دیگر چنین نقل شده است که هر که با مردم حضوراً با چهرهای و غیاباً با چهرة دیگر برخورد کند، روز قیامت...(1).
2- امام باقر فرمود: چه بد بندهای است آن که دارای دو رو و دو زبان است. برادر همکیش خود را در حضور ستایش و در غیابش از وی غیبت کند. اگر ثروتی یا موقعیّتی نصیب برادرش شود به او حسد برد و چون گرفتار شود یاریاش نکند(2).
3- در عقاب الاعمال به روایت فوق چنین اضافه شده: چه بد بندهای است آن که عیبجو و خردهگیر باشد، روبهرو با چهرهای و پشت سر با چهرة دیگر باشد(3).
4- عبدالرحمان بن حَمّاد در حدیثی «که آن را به معصوم رسانده» گوید: خداوند متعال به عیسی بن مریم فرمود: ای عیسی زبان و قلبت در نهان و آشکار یکی باشد. همانا تو را از نفس خودت بر حذر میدارم و این آگاهی برای تو کافی است که در یک
دهن دو زبان نشاید، چنان که در یک غلاف دو شمشیر نگنجد و در یک سینه دو دل نباشد. ذهن انسان نیز چنین است. «دو اعتقاد مخالف در یک ذهن جای نگیرد»(4).
5- علی فرمود: پیغمبر فرموده است کسی که دو روست، روز قیامت میآید در حالی که یک زبانش از پشت سرش بیرون آمده است و زبان دیگر از پیش رویش و آتشی از آن دو برآید که بدنش را بسوزاند، آنگاه گفته میشود این همان است که در دنیا دارای دو رو و دو زبان بود و با این وضع در روز رستاخیز معرفی میشود(5).
6- پیغمبر فرمود: بدترین مردم در روز قیامت نزد خداوند کسی است که در دنیا دو رو باشد(1).
7- پیغمبر فرمود: هر که در دنیا دو رو باشد، در قیامت دارای دو زبان از آتش خواهد بود(2).
8 - پیغمبر در خطبهای فرمود: هر که در دنیا دارای دو رو و دو زبان باشد، روز قیامت دو چهره و دو زبان از آتش خواهد داشت(3).
9- عبدالله بن ابی یعفور گوید: از امام صادق شنیدم که میفرمود: هر که با مردم با چهرهای دیدار نماید و با چهرة دیگر از آنها عیبجویی کند، روز قیامت میآید با حالتی که در سرش دو زبان از آتش دارد(4).
10- علی فرمود از پیغمبر نقل فرمود: هر که برادر مؤمنش را در روبهرو بستاید و پشت سر از وی غیبت کند، پیمان برادری بین آنها گسسته میشود(5).
1- امام صادق فرمود که پیغمبر فرموده است: بیش از سه روز قهر جدایی جایز نیست(6).
2- امام صادق فرمود: در قهر هیچ گونه خیری نیست(7).
3- مفضّل در ضمن سفارشی گوید: از امام صادق شندیدم میفرمود: چون دو نفر از یکدیگر با قهر جدا شوند یکی از آنها سزاوار برائت و لعنت است و چه بسا هر دو سازاوار آن باشند مُعَتِّب (یکی از دوستان مخصوص آن حضرت) گفت: قربانت گردم آن که ستمگر باشد سزایش همین است، امّا تقصیر مظلوم چیست؟ فرمود: چون او هم برادرش را به آشتی دعوت نکرد و حرفهای او را نادیده نگرفته است. از پدرم شنیدم که میفرمود: چون دو نفر با هم ستیز کنند و یکی بر دیگری غالب آید، باید مظلوم به نزد رفیق ظالم خود رود و به او بگوید: ای برادر من ستمگر هستم، تا قهر و جدایی بین آنها از میان برود، همانا خداوند حکیم و عادل است و داد مظلوم را از ظالم میستاند(1).
4- ابو بصیر گوید: از امام صادق دربارة مردی که با خویشاوند خود به سبب این که مذهب حقّ را نمیشناسد (شیعه نیست) قطع رابطه کند سؤال کردم، فرمود: سزاوار نیست که خویشاوندی را قطع کند(2).
5- داود بن کثیر گوید: شنیدم امام صادق میفرمود که پدرم فرمود: پیغمبر فرموده است: هرگاه دو نفر مسلمان از همدیگر با قهر جدا شوند و سه روز در آن حال بمانند و آشتی نکنند ، هر دو از اسلام خارج شوند و بین آنان دوستی دینی نمیماند، پس هر
کدام از آنها برای آشتی و سخن گفتن بر دیگری سبقت جوید، در روز رستاخیز جلوتر از دیگری به بهشت خواهد رفت(3).
6- امام صادق فرمود: مادام که دو مسلمان با هم قهر هستند، شیطان خشنود است و چون آشتی کنند، زانوهای شیطان بلرزد و بندهایش از هم گسیخته شود و فریاد زند
وای بر او (خود شیطان) از آنچه که به او از هلاک رسد(1).
7- پیغمبر فرمود: برای هیچ مسلمانی جایز نیست که بیش از سه روز از برادر دینی خود قهر کند(2).
8 - امام صادق از پدرانش نقل میکند که پیغمبر در حدیث مناهی مسلمانان را از قهر و جدایی نهی فرموده است، پس اگر کسی ناچار از جدایی باشد، بیش از سه روز نباید از برادرش دوری جوید و هر که بیش از سه روز از برادر دینیاش جدا شود، آتش برای او سزاوارتر است(3).
9- پیغمبر فرمود: برای مسلمان جایز نیست که بیش از سه روز از برادر دینیاش قهر کند و از وی جدا شود(4).
10- امام باقر فرمود: هرگاه دو نفر مؤمن از هم قهر کنند و بیش از سه روز از یکدیگر جدا شوند، من در روز سوم از آنها بیزارم. عرض شد، این سزای ظالم است، جرم مظلوم چیست؟ فرمود: چرا مظلوم نزد ظالم نرفت تا بگوید من ستکارم تا آشتی کنند(5).
11- پیغمبر فرمود: برای هیچ مسلمانی جایز نیست که از برادر همکیش خود قهر کند و بیش از سه روز از وی دوری گزیند و هر کدام از آنان که برای آشتی پیشقدم باشد در رفتن به بهشت مقدمتر است(6).
12- ابوذر گوید که پیغمبردر نصیحتی به او فرمود: ای اباذر، از جدایی و
قهر با برادر دینی خود بپرهیز، زیرا هیچ عملی با قهر پذیرفته نیست. ای اباذر، من ترا از جدایی منع میکنم و اگر ناچار شدی، نباید جداییات سه روز کامل باشد پس هرکه در خلال سه روز جدایی از برادرش بمیرد، آتش برای او سزاوارتر است(1).
1- هشام بن سالم گوید: از امام صادق شنیدم که میفرمود: خدای عزّوجلّ فرماید: آن که بندة مؤمن مرا بیازارد به من اعلان جنگ دهد و هر که بندة مؤمن مرا اکرام نماید از خشم و غضب من آسوده خاطر باشد(2).
2- مفضّل بن عمر گوید که امام صادق فرمود: چون روز قیامت شود، منادی از جانب خدا فریاد زند، آنان که از دوستان من رو گردانده بودند کجایند؟ گروهی برمیخیزند که رخسارشان گوشت ندارد، پس گفته شود، اینها کسانی هستند که به مؤمنین آزار رساند و با آنان دشمنی کرده و عناد ورزیدهاند و در امور دینی آنها را با تندی سرزنش کردهاند، سپس دستور داده شود که آنها را به دوزخ ببرند(3).
3- روایت فوق با سند دیگر چنین بیان شده: به خدا سوگند اینها کسانی بودند که در گفتارشانت با مؤمنین یکی بودند ولی حقوق آنان ار منع کردند، و اسرار مؤمنین را فاش نمودند(4).
1- امامن باقر فرمد: چون پیغمبررا به معراج بردند، عرض کرد پروردگارا رتبه و منزلت مؤمن در پیش تو چگونه است؟ فرمود: ای محمّد، هر که به یکی از دوستان من اهانت کند، آشکارا به جنگ من برخاسته و من به یاری دوستانم از همه شتابانترم(1).
2- مُعَلَّی بن خُنَیس گوید: از امام صادق شنیدم که میفرمود: خداوند تبارک و تعالی فرماید: هر که به یکی از دوستان من اهانت نماید در جنگ با من کمین کرده است و من با سرعت تمام دوستانم را یاری میکنم(2).
3- امام صادق فرموده است که پیغمبر فرمود: خدای عزّوجلّ فرموده است: هر که به یکی از دوستان من اهانت کند محقّقاً در جند با من کمین کرده است(3).
4- امام صادق از پدرانش نقل میکند: که پیغمبر در حدیث مناهی فرموده است: هر که به فقیر مسلمانی بی اعتنایی کند، به حقوق الهی بیاعتنایی کرده و خداوند روز قیامت به او بیاعتنایی میکند، مگر این که توبه کرده باشد(4).
5- پیغمبر فرمود: هر که به فقیر مسلمانی اکرام کند، روز قیامت خداوند از او راضی خواهد بود. آگاه باشید هر که برادر مسلمانش را اکرام کند خدای عزّوجلّ او را گرامی میدارد(5).
6- امام صادق از پدرانش نقل میکند که پیغمبر فرمود: هر که مؤمنی را به خاطر فقر و تنگدستیاش خوار شمارد و یا او را تحقیر کند، خداوند روز قیامت وی را
رسوا و مفتضح میکند(1).
7- حدیث 7 مانند حدیث 6 است(2).
8 - ابو بصیر گوید امام صادق فرمود: هرگز مؤمنِ فقیری را حقیر و ناچیز نشمارید، زیرا هر که مؤمنی را کوچک یا سبک و پست شمارد، خداوند او ار کوچک شمارد و همواره نسبت به او خشمناک باشد، تا اینت که از کوچک شمردن مؤمنان دست بردارد و به آنها حترام کند و یا این که توبه کند و فرمود: هر که مؤمنی را به سبب تنگدستی و فقرش پست شمارد و تحقیر کند، روز قیامت خداوند او را در برابر خلایق رسوا میکند(3).
9- ابراهیم بن عمر یمانی گوید: امام صادق فرمود: هر که توانایی کمک به برادر دینی خود داشته باشد، ولی دست از یاری او کشیده، خوارش کند، خداوند او را در دنیا و آخرت خوار گرداند(4).
10- پیغمبر در یکی از خطبههایش فرمود: هر که مسلمان فقیری را به خاطر فقرش خوار و پست شمارد، خدا را کوچک شمرده است و همواره مورد خشم و غضب خداوند است تا این که او را راضی کند، سپس فرمود: هر که بر فقیری ستم کند یا او را
حقیر شمارد، خدا در روز قیامت وی را به شکل آدمکی به اندازة مورچه محشور گرداند تا این که داخل آتش دوزخ شود(5).
11- پیغمبر از قول جبرئیل نقل فرمود که خداوند فرموده است: هر که به یکی از
دوستان من اهانت کند، آشکارا به جنگ با من برخاسته است(1).
12- پیغمبر فرمود: ای بسا فرد ژولیدهموی و غبارآلود که جامههای کهنه بر تن دارد و در خانهها خاکنشین است. امّا هرگاه مرا به خدا سوگند دهد، به او نیکی کنم و خواهش او را انجام دهم(2).
1- مُعَلَی بن خُنَیس گوید: از امام صادق شنیدم که میفرمود: خدای عزّوجلّ فرموده است: آن که بندة مؤمن مرا ذلیل شمارد به من اعلانت جنگ داده است و هر که بندة مؤمن مرا اکرام کند، از خشم و غضب من آسوده خاطر خواهد بود(3).
2- امام صادق از پیغمبر نقل فرموده است: چون پروردگارم مرا به معراج بد از پشت پردة حجاب به من وحی فرمود و بدون واسطه با من سخن گفت و فرمود: ای محمّد هر که یکی از دوستان مرا خوار نماید، در چنگ با من کمین کرده است و هر که با من جنگ کند، با او بجنگم. گفتم: خدایا ایتن دوست تو کیست؟ زیرا میدانمن هر که با تو بجنگد با او میجنگی! خداوند به من فرمود: این دوست من کسی است که برای تو و وصی تو و فرزندانت به ولایت و دوستی از او پیمان گرفتهام(4).
3- امام صادق میفرماید که پیغمبر فرمود: خدای عزّوجلّ فرموده است: هر که بندة مؤمن مرا خوار نماید آشکارا به جنگ با من برخاسته است(5).
4- امام صادق میفرماید: هر که مؤمنی را به سبب تنگدستی و فقرش پست و کوچک بشمارد، خداوند روز قیامت او را در برابر مردم رسوا و مفتضح گرداند(1).
5- امام صادق فرمود: هر که مؤمنی را خوار شمارد، مستمند باشد یا غیر مستمند، خدای عزّوجلّ پیوسته وی را خوار دارد و بر او خشمناک است تا آنگاه که از تحقیر کردن آن مؤمن باز گردد «و به او احترام نماید»(2).
6- امام صادق میفرماید که پیغمبر فرمود: خدای عزّوجلّ فرموده است: آن که بندة مؤمن مرا خوار دارد به من اعلانت جنگ داده است(3).
7- امام رضا از پدرانش نقل میکند که علی فرمود: برای هیچ مسلمانی شایسته نیست که مسلمانی را به وحشت اندازد(4).
8 - امام صادق از پیغمبرنقل فرمود: خدای عزّوجلّ فرموده است: با کسی که بندة مؤمن مرا به ذلّت کشاند در ستیزم و به یاری دوستانم از همه چیز شتابانترم(5).
1- ابو هارون گوید: در حضور امام صادق بودم، خطاب به گروهی که حاضر بودند فرمود: شما چرا ما را سبک میشمارید؟ مردی از اهل خراسان برخاست و گفت پناه
میبریم به خدا از این که شما و با چیزی از او امر شما را سبک بشماریم. حضرت
فرمود: آری تو یکی از آنهایی هستی که مرا سبک شمردی. آن شخص گفت به خدا پناه میبرم از این که شما را کوچک بشمارم. فرمود: وای بر تو آیا حرف فلانی را نشنیدی وقتی که نزدیک جُحفه بودیم و او خسته بود و از تو درخواست کرد که به اندازة یک میل راه او را با خود ببری. به خدا سوگند سرت را به سوی او نگرداندی و او را سبک شمردی. هر که مؤمنی را سبک شمارد، ما را سبک شمرده و حرمت خدا را ضایع کرده است(1).
1- امام باقر از علی نقل فرموده: وقتی که مردم پیوند خویشاوندی را قطع کند ثروت در دست اشرار قرار میگیرد(2).
2- علی فرمود: از جمله گناهانی که سبب مرگ زودرس میشود، قطع رحم است(3).
3- عَنبَسهًْ بن عابد گوید: شخصی پیش امام صادق آمد و از خویشاوندانش شکایت کرد. حضرت به او فرمود: خشمت را فرو نشان و این کار را بکن (همیشه خشمن را فرو نشان). عرض کرد: آنها هر چه میخواهند میکنند، فرمود: آیا تو هم میخواهی مثل آنها باشی تا خداوند به شما توجه نکند؟(4).
4- امام صادق از پیغمبر نقل فرموده است: (از خویشاوندانت) قطع رحم نکن
اگر چه از تو بریده باشند(1).
1- امام صادق فرمود: دورترین بنده از درگاه خداوند کسی است که در حال دوستی و برادری با دیگری لغزشهای وی را به خاطر بسپارد تا روزی او را برای آن لغزشها سرزنش کند(2).
2- امام باقر فرمود: چیزی که بیش از همه بنده را به کفر وا دارد این است که شخص با دیگری پیمان برادری در دین بسته باشد ولی لغزشها و خطاهای او را بشمارد تا روزی وی را در مورد آنها نکوهش کند(3).
3- اسحاق بن عمّار گوید: امام صادق از پیغمبر نقل فرموده است: ای گروهی که به زبان ایمان آورده ولی ایمان به دلتان نرسیده است، مسلمانان را مذمّت نکنید و در جستجوی عیوب آنها نباشید زیرا هر که در جستجوی عیوب مسلمانان باشد خداوند به دنبال عیبهای اوست و خداوند چنین فردی را رسوا گرداند گر چه در خانهاش باشد(4).
4- امام صادق فرمود: پستترین چیزی که شخص به سبب آن از ایمان خارج میشود آن است که مرد با همکیش خود دوستی کند و لغزشها و خطاهای او را
بشمارد تا روزی او را در مورد آنها نکوهش کند(1).
1- امام صادق فرمود: هر که مؤمنی را به سبب گناهی سرزنش کند نمیمیرد تا این ه خودش مرتکب همان گناه شود(2).
2- امام صادق فرمود که پیغمبر فرموده است: هر که عمل زشتی را فاش کند، مانند کسی است که آن را آغاز کرده و انجام داده است و هر که مؤمنی را به سبب چیزی سرزنش کند، نمیمیرد تا این که خودش مرتکب آن شود(3).
3- امام صادق فرمود: هر که مؤمنی را ملامت کند در دنیا و آخرت مورد نکوهش خدا قرار میگیرد(4).
4- امام صادق فرمود: هر که به منظور عیبجویی به دیدن برادرش برود، خدا در دنیا و آخرت او را نکوهش کند(5).
5- امام صادق از پیغمبر نقل فرموده است: هر که عمل زشتی را فاش کند، مانند کسی است که آن را آغاز کرده و انجام داده است و هر که مسلمانی را به گناهی ملامت کند، نمیمیرد مگر این که خودش مرتکب آن شود(6).
1- امام صادق فرمود که پیغمبر فرموده است: مؤمن کسی است که مؤمنین او را بر جان و مال خودشان امین دانند و مسلمان کسی است که مسلمانان از دست و زبان او در امان باشند و مهاجر کسی است که از گناهان دوری جوید و آنچه را که خدا حرام
نموده ترک نماید و همچنین ستم کردن، خوار داشتن، غیبت نمودن و طرد کردن مؤمن بر مؤمن حرام است(1).
2- امام صادق فرمود: هر که در داد و ستدش به مردم ستم نکند و در گفتارش به آنان دروغ نگوید خلف وعده نکند، از کسانی است که غیبتش بر دیگران حرام، مروّتش کامل و عدالتش ظاهر است. دوستی و برادری چنین شخص بر دیگران واجب است(2).
3- حَرث بن مُغَیره گوید امام صادق فرمود: مسلمان برادر مسلمان و چشم و آینه و راهنمای اوست. نسبت به او خیانت نمیکند، فریبش نمیدهد، بر او ستم روا نمیدارد، وی را دروغگو نمیپندارد و از او غیبت نمیکند(3).
4- فُضَیل بن یسار گوید: از امام صادق شنیدم که میفرمود: مسلمان برادر مسلمان است، به او ستم نمیکند و او را خوار نمیدارد(4).
5- امام صادق فرمود: مسلمان برادر مسلمان است، به او ستم نمیکند، خوارش نمیدارد، غیبت او را نمیکند، وی را فریب نمیدهد و از عطایا محرومش نمیکند(5).
6- امام صادق فرمود: هر که در مورد مؤمنی آنچه را که دیده و یا شنیده برای دیگران بازگو کند، از کسانی است که خدای عزّوجلّ دربارة آنها فرموده است: «آنان که میخواهند دربارة مؤمنین عمل زشتی را اشاعه دهند برای آنان عذاب دردناک است(1)»(2).
7- امام صادق فرمود که پیغمبر فرموده است: تأثیر غیبت در نابودی دین شخص مسلمان از اثر مرض خوره در درونش سریعتر است(3).
8 - پیغمبر فرمود: نشستن در مسجد به انتظار نماز عبادت است تا وقتی که صحبت نکند. عرض کردند یا رسولالله، آن صحبت چه باشد؟ فرمود: غیبت کردن(4).
9- ابوذر گوید: پیغمبر در یکی از نصایحش به من فرمود: ای اباذر، از غیبت کردن بپرهیز زیرا غیبت بدتر از زناست. عرض کردم یا رسول الله چرا چنان است؟ فرمود: برای این که زناکار اگر توبه و استغفار نماید، خدا توبهاش را میپذیرد؛ ولی گناه غیبت بخشوده نمیشود مگر این که صاحبش عفو نماید.
ای اباذر، دشنام دادن به مسلمان فسق و جند با او کفر است. غیبت کردن از او سرپیچی از فرمان خدا و مالش مانند خونش محترم است. عرض کردم یا رسول الله غیبت چیست؟ فرمود: دربارة برادرت چیزی بگویی که او خوش ندارد. عرض کردم یا رسول الله اگر آنچه که گفته میشود در او باشد چهطور؟ فرمود: بدان که هرگاه دربارة او چیزی بگویی که در او هست از او غیبت کردهای و اگر چیزی بگویی که در او نیست، به او بهتان بستهای(5).
10- پیغمبر فرمود: بهشت بر سه گروه حرام است. 1) آنان که بر دیگران منّت
گذارند 2) کسانی که از دیگران غیبت کنند 3) آنان که دایمالخمر باشند(1).
11- پیغمبر فرمود: آیا مردم در روز قیامت جز بر اثر نتیجة زبانشان برای چیز دیگر هم سرنگون به آتش انداخته میشوند؟(2).
12- امام باقر فرمود که پیغمبر فرموده است: دشنام دادن به مؤمن فسق و جنگ با او کفر است. غیبت کردن از او سرپیچی از فرمان خدا و مالش مانند خونش محترم است(3).
13- امام صادق از پدرانش نقل میکند که در حدیث مناهی پیغمبرمردم را از غیبت کردن و سخنچینی و گوش دادن به آنها نهی نموده است و فرمود: هیچ سخنچینی به بهشت نمیرود و از غیبت کردن و گفت و شنودی که انسان را از خدا دور میکند نیز نهی کرده است. آنگاه فرمود: هر که غیبت مرد مسلمانی بکند روزهاش باطل و وضویش شکسته میشود و در روز قیامت بیاید در حالی که از دهن او بویی گندیدهتر از مردار پخش میگردد که سبب آزار اهل قیامت میشود و اگر قبل از توبه کردن بمیرد در حالی مرده که حرام خدا را حلال دانسته است. آگاه باش هر کس غیبت برادر دینیاش را در مجلس بشنود و از او دفاع کند و غیبت را ردّ نماید خداوند هزار نوع شر را در دنیا و آخرت از او دفع میکند و اگر قدرت دفع داشته باشد ولی از وی دفاع نکند، کیفر گناهش هفتاد برابر گناه غیبتکننده خواهد بود(4).
14- امام صادق فرمود: غیبت عبارت است از گفتن چیزی دربارة برادر دینی که
خدا آن را بر او پوشیده نگه داشته است و اگر چیزی را که در او وجود ندارد به او نسبت دهی بهتان بهشمار میآید(1).
15- امام صادق فرمود: زنازاده را سه نشانه است: 1) زشتی پیشگاهش (یعنی همنشین با او زشت است) 2) به زنا اشتیاق دارد 3) ما اهل بیت را دشمن میدارد(2).
16- نَوف بِکالی گوید: در صحن مسجد کوفه خدمت امیر مؤمنان رسیدم و سلام عرض کردم. حضرت جواب سلام را فرمود. گفتم: یا امیرالمؤمنین مرا موعظهای بفرما. فرمود: ای نوف نیکی کن تا به تو نیکی کنند، تا این که فرمود... عرض کردم بیشتر موعظه فرما. فرمود: از غیبت اجتناب کن زیرا غیبت خورش سگهای جهنم است، سپس فرمود: ای نوف کسی که به وسیلة غیبت کردن گوشت مردم را بخورد، به دروغ گمان کرده که حلالزاده است(3).
17- امام رضا از پدرش نقل میکند که امام صادق فرمود: خانهای را که در آن گوشت باشد و گوشت چربی را خدا دوست ندارد. راوی گوید: عرض کردند یابن رسول الله ما گوشت را دوست داریم و خانة ما خالی از گوشت نیست. فرمود آنطوری که شما فکر میکنید نیست، بلکه مقصود از خانهای که گوشت دارد، خانهای است که در آن به وسیلة غیبت کردن گوشت مردم را بخورند و منظور از گوشت چربی کسی است که در راه رفتن تکبّر و خودنمایی و فخر از خود نشان دهد(4).
18- پیغمبر فرمود: غیبت، کیفرش شدیدتر از زناست. عرض کردند یا رسول الله چرا چنین است؟ فرمود: چون زناکار اگر توبه نماید خدا توبهاش را میپذیرد، امّا
غیبتکننده توبه میکند ولی خداوند از او نمیپذیرد تا کسی که وی از او غیبت کرده است او را عفو نماید. در جای دیگر از جابر نقل شده که پیغمبر فرمود: از غیبت کردن بپرهیزید، زیرا غیبت از زنا هم بدتر است، و سپس دنبالة حدیث بالا را بیان فرمود(1).
19- پیغمبر فرمود: آیا آگاه نکنم شما را به چیزی که از زنا هم بدتر است؟ این که شخص از برادرش بدگویی کند (با غیبت کردن)(2).
20- امام صادق فرمود: کسی را که با چشم خود ندیدهای مردکب گناه شود و در نزد تو دو نفر علیه او گواهی ندادهاند، عادل است و شهادتش پذیرفته میشود، گر چه در باطن گناهکار هم باشد. هر که از او غیبت بکند از دوستی خدا خارج و از دوستان شیطان است، سپس از اجدادش نقل میکند که پیغمبر فرمود: هر که از مؤمنی اب صفاتی که در او هست غیبت کند خداوند در بهشت هرگز آنها را یک جا جمع نمیکند و هر که از مؤمنی با صفاتی که در او نیست غیبت کند تعهدات دینی میان آنان منقطع و غیبت کننده در آتش همیشگی است و چه بدجایی است آن آتش(3).
21- پیغمبر فرمود: هر که از برادر مسلمانش غیبت کند، روزهاش باطل و وضویش شکسته میشود و اگر در آن حال بمیرد در حالی مرده که حرام خدا را حلال دانسته، تا این که فرمود: هر که برای یاری دادن و کمک رساندن به برادرش قدم بردارد، ثواب جهادگران در راه خدا را دارد و هر که در جستجوی عیب و کشف اسرار برادرش گام بردارد، نخستین گامی که برمیدارد در جهنم خواهد گذاشت و خداوند در پیش آفریدگان اسرار او را فاش میکند. هر که در انجام خواستههای خویشاوندانش قدم
بردارد، خداوند پاداش صد شهید به او عطا فرماید. اگر از وی چیزی بخواهند و او با جان و مال خواستة خویشاوندان را برآورنده کند برای هر قدمش چهل میلیون حسنه است و مقامش چهل میلیون درجه بالا رود، مثل این که صد سال خدا را عبادت کرده است. هر که برای فساد بین خویشاوندان و قطع رحم از آنها قدم بردارد، خداوند بر او
غضبناک شود و در دنیا و آخرت بر او لعنت فرستد و گناهش به اندازة معصیت کسی است که قطع رحم کرده باشد(1).
22- امام صادق فرمود: غیبت این است که دربارة برادرت بگویی آنچه را که خداوند پنهان نگه داشته و اگر صفاتی را که در او نیست بیان کنی، شامل فرمایش خداست «البته بهتان و گناه آشکار را متحمّل گردید(2)»(3).
1- امام رضا از پدرانش نقل میکند که پیغمبر فرمود: هر که بر مرد یا زن مؤمن تهمت بزند و یا چیزی را که در آنها نیست به آنان نسبت دهد، در روز رستاخیز خدا او را بر تلّی از آتش بر پا نگه دارد تا از عهدة آنچه گفته است بیرون آید(4).
1- داود بن سرحان گوید: از امام صادق پرسیدم: غیبت چیست؟ فرمود: غیبت عبارت است از گفتن چیزی در مورد امور دینی برادرت که وی انجام نداده و انتشار
چیزی علیه او که خداوند آن را برایش مخفی نگه داشته و حدّی اقامه نکرده است(1).
2- عبدالرحمان بن سَیابه گوید: از امام صادق شنیدم که میفرمود: غیبت آن است که دربارة برادرت چیزی بگویی که خداوند بر او پوشیده است، امّا گفتن امور ظاهری
مانند صفات تندخویی، شتابزدگی و مانند آنها، غیبت نیست، ولی گفتن چیزی که در او نیست بهتان و افترا است(2).
3- یحیی اَزرق گوید که امام موسی کاظم به من فرمود: هر که پشت سر مردی چیزی را که در اوست و مردم هم میدانند بگوید از او غیبت نکرده است و اگر صفاتی را ذکر کند که در اوست ولی مردم نمیدانند از او غیبت کرده و اگر صفاتی را که در او نیست بگوید به او بهتان زده است(3).
4- امام صادق فرمود: هرگاه فاسق فسق خود را آشکار کند، در بین مردم آبرو ندارد و غیبتش جایز است(4).
5- امام صادق از پدرش نقل میکند که آن حضرت فرمود: سه شخص بین مردم آبرو ندارند: 1) بدعتگذار 2) رهبر ستمگر 3) فاسقی که آشکارا فسق نماید(5).
6- امام صادق فرمود: آیة )لا یُحِبُّ اللَّهُ الْجَهْرَ بِالسُّوءِ مِنَ الْقَوْلِ إِلا مَنْ((6)خداوند دوست نمیدارد بلند کردن صدا به بدی را مگر در مورد کسی که مورد ستم واقع شده باشد، فرمود: هر که گروهی را به میهمانی دعوت کند ولی از آنها خوب پذیرایی نکند از ستمگران است و آنچه مهمانان از بدی پذیرایی او بازگو
کنند، گناهی ندارد(1).
7- در تفسیر مجمع البیان در تفسیر آیة )لا یُحِبُّ اللَّهُ الْجَهْرَ بِالسُّوءِ مِنَ الْقَوْلِ إِلا مَنْ((2)امام صادق فرمود: چون بر کسی مهمان وارد شود و او از مهمان خوب پذیرایی
نکند، برای مهمان اشکال ندارد پذیرایی بد میزبان را بازگو کند، (یعنی غیبت محسوب نمیشود)(3).
1- امام صادق فرمود: از پیغمبر پرسیدند: کفّارة غیبت چیست؟ فرمود: از خدا طلب آمرزش کنی برای کسی که از او غیبت کردهای هر وقت او را به یاد آری(4).
1- امام صادق از پدرانش نقل میکند که در وصیّت پیغمبربه علی است: ای علی هر که در نزد او از برادر مسلمانی غیبت شود و او قادر بر یاریاش باشد (با ردّ غیبت) و یاری نکند، خدا در دنیا و آخرت او را خوار گرداند(5).
2- امام باقر فرمود: هر که نزد وی از برادر مؤمنش غیبت شود و او به یاری و کمکش بشتابد و از او دفاع کند، خداوند در دنیا و آخرت وی را یاری کند و اگر به کمک و یاریاش نشتابد و از او دفاع نکند، با این که قدرت کمک دارد، خداوند در دنیا
و آخرت وی را حقیر و ناچیز گرداند(1).
3- امام صادق از پیغمبر نقل فرموده است: هر که از آبروی برادر مسلمانش دفاع کند، بی شکّ بهشت برایش واجب میشود(2).
4- امام صادق فرمود: هرگاه مؤمنی به مؤمن ستمدیدهای کمک کند، ارزش این کارش از روزة یک ماه و اعتکاف در مسجدالحرام برتر است. اگر توانایی کمک دارد و برادر مؤمنش را یاری دهد خدا در دنیا و آخرت او را نصرت عطا فرماید. هرگاه در حال توانایی بر یاری او، او را یاری نکند و خوارش کند، خداوند در دنیا و آخرت وی را خوار گرداند(3).
5- پیغمبر فرمود: هر کس غیبت برادرش را در مجلسی بشنود و از او دفاع کند و جلو غیبت از او بگیرد خدا هر نوع شرّ را در دنیا و آخرت از او دور میکند، و اگر جلو غیبت را نگیرد، بلکه خوشش هم بیاید، گناه و کیفرش به اندازة معصیت غیبتکننده خواهد بود(4).
6- امام صادق فرمود که پیغمبر فرموده است: هر که آبروی برادر مسلمانش را حفظ کند بی شک بهشت برای او نوشته شود. کسی که برایش کار نیکی انجام دادهاند باید جبران کند، و اگر قادر به جبران نباشد، لازم است تشکر کند، اگر این کار را هم نکند کفران نعمت کرده است(5).
7- ابو درداء از پدرش نقل میکند که مردی نزد پیغمر دربارة شخص دیگر سخنی گفت. یکی از خویشاوندان آن شخص از او دفاع کرده و گفتة آن مرد را ردّ کرد،
آنگاه حضرت فرمود: هر که از آبرو و حیثیّت برادرش دفاع کند مصون از آتش دوزخ خواهد بود(1).
8 - پیغمبر در نصیحتی به ابوذر فرمود: ای اباذر، هر که غیبتی را از برادر مؤمنی دفع کند، سزاوار آن است که خداوند او را از آتش دوزخ آزاد کند.
ای اباذر، هر که در نزد او از برادر مؤمنش غیبت شود و او توانایی یاریاش داشته باشد (با رد غیبت) او را یاری کند خدادوند در دنیا و آخرت یاریاش فرماید، و هرگاه در حال قدرت بر یاری او، کمکش نکند و خوارش دارد، خداوند در دنیا و آخرت او را خوار گرداند(2).
1- عبدالله بن سِنان گوید: به امام صادق عرض کردم: آیا عورت مؤمن بر مؤمن حرام است؟ فرمود: آری. عرض کردم: یعنی شرمگاهش؟ فرمود: آنطوری که فکر میکنی نیست، بلکه مراد از عورت، افشای سرّ مؤمن است(3).
2- امام صادق فرمود: هر که مطلبی را در مورد مؤمنی بازگو کند که قصدش رسوا کردنت او و ریختن آبرویش باشد تا از نظر مردم بیفتد، خداوند او را از دوستی خود به دوستی شیطان خارج کند، و شیطان هم او را نپذیرد(4).
3- امام صادق در مورد حدیث «عَورَهًُْ المُؤمن علی المُؤمنِ حَرامٌ» فرمود: مراد از عوت آن نیست که مؤمن برهنه شود و تو عضوی از او را ببینی، بلکه عورت عبارت
است از این که به ضرر مؤمن سخنی بگویی و یا از او عیبجویی نمایی(1).
4- محمّد بن فُضَیل گوید: به امام موسی کاظم عرض کردم: قربانت گردم، دربارة یکی از برادرانم خبری به من رسیده است که در شأن او نیست؛ از خود وی پرسیدم انکار کرد، در صورتی که گروه موثّقی آن را به من اطلاع داده است. فرمود: ای محمّد چشم و گوش خود را نسبت به برادرت تکذیب کن، اگر پنجاه نفر پیش تو قسم
بخورند و علیه برادرت گواهی دهند، ولی برادرت خلاف آن را بگوید گفتة وی را تصدیق و آنها را تکذیب کن و نباید چیزی را که باعث سرشکستگی اوست و به آبرو و حیثیّت او لطمه میزند در مورد او منتشر کنی زیرا در این صورت از کسانی هستی که خدا دربارة آنان فرموده است: «آنان که دوست دارند زشتکاری دربارة مؤمنین فاش گردد برای آنها در دنیا و آخرت عذاب دردناکی است(2)»(3).
5- پیغمبر فرمود: هر که کلام زشتی را بشنود و آن را انتشار دهد مانند کسی است که آن را انجام داده، و همچنین افشاکنندة کلام خوب مانند انجامدهندة آن است(4).
6- امام صادق به نقل از پیغمبر فرموده است: هر که عمل زشتی را منتشر کند کیفرش مانند شروعکنندة آن است، و هر که مؤمنی را به سبب چیزی سرزنش کند، نمیمیرد تا این که خودش مرتکب آن شود(5).
7- فیض بن مختار گوید: از امام صادق شنیدم که فرمود: وقتی که به حضرت عیسی مائده نازل شد، به حواریون گفت بدون اجازة من از مائده نخورید، ولی یکی از آنها از مائده خورد. دیگران به عیسی گفتند یا روح الله فلانی از مائده خود. عیسی از
وی پرسید آیا تو از مائده خورد؟ گفت: نه. حواریون گفتند چرا یا روح الله به خدا قسم وی از مائده خورد. حضرت عیسی فرمود: برادرت را تصدیق و چشمت را تکذیب کن(1).
1- عبدالرحمان بن حجّاج گوید: موسی بن جعفر دربارة دو نفر که به هم دشنام دهند فرمود: آن که به دشنام آغاز کرده ظالمتر است و گناه خود و گناه رفیقش به گردن اوست تا زمانی که از مظلوم عذرخواهی نکرده است(2).
2- امام باقر فرمود: مردی از قبیلة بنی تمیم خدمت پیغمبر آمد و عرض کرد: به من نصیحتی بفرما. از جمله نصایح آن حضرت این بود که به مردم ناسزا نگویید زیرا دشنام باعث دشمنی آنان نسبت به شما میشود(3).
3- امام باقر به نقل از پیغمبر فرموده است: ناسزا گفتن به مؤمن گناه است، جنگ با او کفر و خوردن گوشتش به وسیلة غیبت کردن معصیت میباشد و مال او مانند خونش محترم است(4).
4- امام صادق فرمود که پیغمبر فرموده است: کسی که به مؤمن ناسزا بگوید همچون کسی است که در پرتگاه هلاکت باشد(5).
5- امام باقر فرمود: هر که از ریختن آّبروی مردم خودداری کند، خداوند در روز
قیامت او را عفو فرماید، و هر که خشم خود را از مردم منع کند و جلو خشم خود را بگیرد خداوند عذاب روز رستاخیز را از او باز دارد(1).
1- امام باقر فرمود: مرد هرگز به کفر مرد دیگر گواهی نمیدهد (بگوید تو کافری یا ای کافر) جز این که به یکی از آن دو برگردد. اگر بر کفر کافری گواهی دهد راست
گفته است و اگر کفر را به مؤمنی نسبت دهد به خود وی باز میگردد. بنابراین از طعنه زدن به مؤمنان بپرهیزید(2).
2- ابو حمزه گوید: از امام صادق شنیدم که میفرمود: هرگاه مردی به برادر مؤمنش بگوید اف (وای بر تو) از پیوند (دینی) با او خارج میشود و چون به او بگوید تو دشمن منی یکی از آنها کافر شوند. خداوند از مؤمنی که نسبت به برادر مؤمنش نیّت بد در دل دارد هیچ عملی را نمیپذیرد(3).
3- امام باقر فرمود: هر کس رودرروی مؤمن به او طعن زند (او را بدنام کند) با بدترین مرگها خواهد مرد و سزاوار است که به خیر و سعادت باز نگردد(4).
4- امام صادق فرمود: خداوند مؤمنان را از پرتو عظمت و شکوه و بزرگواری خویش آفریده و هر که آنان را طعنه زند و یا عقیدهشان را مردو شمرد بیشکّ خدا را ردّ کرده و چنین از فضل الهی بیبهره میباشد و این کار یکی از دامهای شیطان است(5).
5- امام صادق فرمود که پیغمبر فرموده است: خدای عزّوجلّ مؤمن را از عظمت جلال و قدرت خویش آفریده، بنابراین هر که مؤمنی را طعن زند و یا سخن او را مردود شمرد، بی شک خدا را ردّ کرده است(1).
1- امام صادق فرمود: هنگامی که لعن از دهن گویندهاش بیرون آید، بین گوینده و لعنشونده در هوا مردّد میماند، اگر لعن شونده را سزاوار یافت بر او فرود میآید، و الاّ
به گویندهاش باز میگردد؛ و گوینده به آن سزاوارتر است، بنابراین از لعن کردن مؤمن بپرهیزید زیرا به خودتان باز میگردد(2).
2- حدیث 2 از امام باقر با اندک تفاوتی مانند حدیث 1 نقل شده است(3).
1- امام صادق فرمود: چون مؤمن به برادر دینی خود تهمت بزند ایمان در قلبش آب شود مانند نمک در آب(4).
عمر بن یزید از پدرش نقل کرده که شنیدم امام صادق میفرمود: هر که به برادر دینی خود تهمت بزند احترام میان آنها از بین میرود و هر که با برادر دینی خود مانند باقی مردم رفتار کند، از آنچه که خود را بدان بسته (مذهب جعفری) بیزار و برکنار شده است(5).
3- امام صادق فرمود که علی فرموده است: گفتار و کردار برادرت را حمل بر نیکی کن، مگر این که کاری از او سر بزند که نتوانی توجیه کنی، و تا جایی که میتوانی حمل بر نیکی کرد، به گفتار او سوء ظن نبَر(1).
1- امام صادق به نقل از پیغمبر فرموده است: هر که به مؤمن طوری نگاه کند که وی را بترساند، خدای عزّوجلّ در روزی که سایهای جز سایة «رحمت» نیست، (روز قیامت) او را بترساند(2).
2- امام صادق فرمود: هر که مؤمنی را از سلطانی بترساند به این که از طرف سلطان به او بدی میرسد، و نرسد او در آتش دوزخ است و هر که مؤمنی را از آسیب سلطانی بترساند و اسیب به وی برسد، ترساننده با فرعون و خاندان او را در آتش دوزخ خواهد بود(3).
3- علی فرمود: بر هیچ مسلمانی جایز نیست که مسلمانی را بترساند(4).
1- از امام صادق روایت شده است: در روز رستاخیز مردی نزد مرد دیگری میآید و او را به خونش آغشته میکند و مردم سرگرم حسابند، آن مرد میگوید با من چه کار داری و چرا مرا خونآلود کردی؟ میگوید چون تو در دنیا قاتل مرا علیه من
یاری دادی و من کشته شدم(1).
2- امام صادق فرمود: هر کس با کوچکترین کلمهای بر ضرر مؤمن اقدام کند، روز قیامت خدا را دیدار کند در حالی که این جمله در پیشانیاش نوشته شده: «این شخص از رحمت ناامید است»(2).
3- امام باقر فرمود: روز رستاخیز شخصی در عرصة محشر حاضر میشود و یک شیشه خون به او میدهند و میگویند این سهم تو از خون فلانی است. میگوید پروردگارا تو میدانی که من خونی نریختهام و مرا خودت قیض روح کرد. خداوند میفرماید: آری، ولی آیا تو از فلانی فرزند فلان چنین و چنان نشنیدی پس آن را بازگو کردی تا این که گفتارت به فلانی رسید و او به سبب گفتههای تو آن مرد را کشت و این نصیب تو از خون اوست(3).
4- این حدیث مانند حدیث 2 است، فقط در جملة آخر «نومید از رحمت من است» قید نشده است(4).
1- امام صادق فرمود که پیغمبر به اصحاب خود فرموده است: آیا شما را از شرورترینتان آگاه نکنم؟ عرض کردند: چرا، یا رسول الله. فرمود: آنان که برای سخنچینی قدم برداردند و بین دوستان تفرقه اندازند و از کسانی که عیب ندارند
عیبجویی کنند(1).
2- امام باقر فرمود: بهشت بر دروغپردازان و کارآگاهانی که سخنچینی کنند حرام است(2).
3- علی فرمود: بدترین شما کسانیاند که سخنچینی کنند و بین دوستان تفرقه اندازند و از آنان که عیب ندارند عیبجویی کنند(3).
4- ابوذر گوید: پیغمبر در نصیحتی به من فرموده است: ای اباذر، قتّات به بهشت نمیرود، عرض کردم: یا رسول الله، قتّات کیست؟ فرمود: سخنچین.
ای اباذر، سخنچین در آخرت از عذاب الهی آسوده نخواهد بود.
ای اباذر، هر که در دنیا، دو رو و دوزبان باشد، در آتش دوزخ دارای دو چهره خواهد بود.
ای اباذر، گفتار در انجمنها امانت است، انتشار دادن راز برادرت خیانت است، پس از این کار دوری کن و از حضور در مجلسی که سبب لغزش گردد نیز بپرهیز(4).
5- علی به نقل از پیغمبر فرموده است: چهار گروهند که دوزخیان را با وجود گرفتاریهای خودشان که از آب داغ دوزخ مینوشند ازار میدهند، و فریادشان به واویلا واهلاکا بلند است. بعضی از دوزخیان از بعضی میپرسند، گناه این چهار گروه چیست که ما با وجود این همه گرفتاری از عذاب آنان نیز رنج میبریم؟ یکی از آنها در تابوتی از آتش گداخته آویزان است، دیگری احشای درونیاش بیرون آمده و آنها را با خود میکشد، آن یکی چرک و خون از دهنش جاری است دیگری گوشت بدنش را
میخورد. از صاحب تابوت آتشین میپرسند که جرم این دور از رحمت خدا چیست که عذاب او نیز ما را با همة بدبختی و عذابی که داریم آزار میدهد؟ میگوید این دور از رحمت الهی موقع مرگ اموالی از مردم را با این که توانایی بازپرداخت نداشت بر ذمّه گرفته بود. سپس از آن که احشای درونیاش کشیده میشد پرسیدند که جرم این ملعون چیست که وضع دلخراش او بر گرفتاری و شدت آزار ما افزوده است؟ میگویند این محروم از رحمت الهی، کسی بود که ادرار به هر کجای بدنش میرسید باکی نداشت (رعایت نجاست و پاکی نمیکرد). آنگاه از آن که چرک و خون از دهنش میآید میپرسند که این یکی چه کرده و گناهش چیست که همچنان ما را با همه گرفتاریهای خود به زحمت انداخته؟ میگویند: این یکی مسخرگی میکرد و از
کلمات زشت استفاده مینمود و آنها را به کسی نسبت میداد و آن را حکایت میکرد. سپس از آن که گوشت بدنش را میخورد سؤال کردند که این دور از رحمت الهی چه کرده است که با همه عذابی که از گناهان خود داریم از عذاب وی نیز در رنجیم؟ میگوید: این محروم از رحمت الهی گوشت مردم را میخورد (با غیبت کردن) و سخنچینی میکرد(1).
6- پیغمبر فرمود: هر که بین دو نفر دست به سخنچینی بزند، خداوند در قبر آتشی بر او مسلّط گرداند که تا قیامت او را بسوزاند و چون از قبر بیرون آید، خدا اژدههای سیاهی را بر او مسلط کند که وی را نیش زند تا این که داخل آتش دوزخ گردد(2).
7- امام صادق فرمود: سه نفر هرگز به بهشت نخواهند رفت: 1) شخص بیباک در خونریزی 2) دایمالخمر (کسی که همیشه شراب مینوشد) 3) سخنچین(3).
8 - علی فرمود: بهشت بر سه کس حرام است: 1) آن که به دیگران منّت گذارد 2) آن که سخنچینی کند 3) آن که دایمالخمر باشد(1).
9- امام موسی کاظم فرمود: بهشت بر سه کس حرام است: 1) سخنچین 2) دایمالخمر 3) آن که ناموسش را در اختیار دیگران گذارد و او فاجر و گنهکار است(2).
10- امام صادق به منصور فرمود: از کسی که بهشت بر او حرام و جایگاهش آتش است هیچ سخنی را دربارة خویشاوندان و خدمتکاران خانوادهات نپذیر، زیرا سخنچین دروغگوی آشکار و در ایجاد دشمنی بین مردم شریک شیطان است. خداوند متعال
فرمود: «ای کسانی که ایمان آوردهاید اگر فاسقی خبری برای شما آورد جستجو نمایید مبادا از روی نادانی به گروهی آسیب رسانید و سپس بر عمل خود پشیمان شوید»(3).
البتّه بر تو واجب است، نسبت به کسی که خویشاوندیاش را از تو قطع کرده صله رحم کنی عفو نمایی، چون پاداش نیکی، صلة رحم نیست، بلکه صلة رحم آن است که اگر خویشاوندان از تو بریدند تو صلة رحم به جا آوری(4).
11- فرمود: چهار شخص به بهشت نخواهد رفت: 1) پیشگو 2) منافق 3) دایمالخمر 4) سخنچین(5).
12- امام صادق فرمود: حضرت موسی در مناجات با پروردگارش شخصی را
زیر سایة عرش خدا دید، عرض کرد خدایا، این شخص کیست که عرش تو بر او سایه افکنده است؟ خداوند فرمود: این کسی است که همواره به پدر و مادرش نیکی نموده و هرگز سخنچینی نکرده است(1).
13- امام صادق فرمود: خداوند تبارک و تعالی به موسی وحی کرد که یکی از یارانت علیه تو سخنچینی کرده، از او بپرهیز. عرض کرد خدایا من که او را نمیشناسم مرا آگاه کن تا او را بشناسم. خطاب شد ای موسی من سخنچینی را بر او عیب میگیرم ولی تو مرا مکلّف به سخنچینی میکنی؟ موسی گفت خدایا پس چه کنم؟ خطاب آمد: ای موسی یارانت را به گروههای ده نفری تقسیم کن و بین آنها قرعه بکش، البته قرعه به نام گروهی اصابت خواهد کرد که سخنچین در بین آنهاست و به همین ترتیب قرعهکشی را ادامه بده تا قرعه به نام سخنچین اصابت کند. موسی گوید:
وقتی که سخنچین قرعهکشی را دید از جا برخاست و گفت: ای پیغمبر خدا، سخنچین من بودم و سوگند یاد میکنمن که هرگز آن را تکرار نکنم(2).
14- حُذَیفه گوید: از پیغمبر شنیدم که میفرمود: سخنچین هرگز داخل بهشت نمیشود(3).
1- امام رضا فرمود: نگاه کردن به فرزندان ما عبادت است. راوی گوید: عرض کردم: یابن رسول الله، نگاه کردن به فرزندان شما، یا همة اولاد پیغمبر؟ حضرت فرمود: نگاه کرن به همة فرزندان پیغمبر تا جایی که از روش رسول الله جدا نشده و