ghaemiyeh.com
سرشناسه : شفیعی مازندرانی، محمد، 1328 -
عنوان و نام پدیدآور : چهل حدیث در باب اعجاز صلوات بر محمد و آل محمد/ سیدمحمد شفیعیمازندرانی.
مشخصات نشر : قم: آستانه مقدسه قم،انتشارات زائر، 1390.
مشخصات ظاهری : 127 ص.؛ 11 × 5/16 سم.
شابک : 7000 ریال: 978-964-180-007-1
وضعیت فهرست نویسی : فیپا
یادداشت : کتابنامه: ص. 113- 127؛ همچنین به صورت زیرنویس.
موضوع : اربعینات -- قرن 14
موضوع : صلوات -- احادیث
موضوع : احادیث شیعه -- قرن 14
شناسه افزوده : آستانه مقدسه قم. انتشارات زائر
رده بندی کنگره : BP143/9/ش7چ9 1390
رده بندی دیویی : 297/218
شماره کتابشناسی ملی : 2640536
چهل حدیث در باب اعجاز صلوات بر محمّدو آل محمد صلیاللهعلیهوآله
سید محمد شفیعی مازندرانی
عنوان صفحه
سخن ناشر:...7
اشاره:... 15
صلوات کامل و ناقص کدام است؟... 17
اهمیت صلوات... 27
رفع حسرت با صلوات... 27
صلوات در خانه کعبه... 30
سبب مهر السنة... 31
تقارن صلوات با ذکر خدا... 33
شرکت ملائکه... 34
استجابت دعا... 36
راز شیرینی عسل... 38
حکایت... 39
برخی از آثار صلوات... 41
بهترین ذکر... 41
شرایط اظهار حاجت... 43
اعجاز صلوات با صدای بلند... 46
عامل جلب رضایت خدا... 48
نابود کننده سیئات... 49
اعجاز نوشتن صلوات... 50
فرشتگان حامل صلوات... 51
بهترین عمل در جمعه... 52
هنگام نگاه به نامحرم و ذکر صلوات... 56
سنگینترین عمل در قیامت... 58
باعث سنگینی کفّه حسنات... 60
روشنایی قبر... 61
نور پل صراط... 62
مهمان پیامبر در بهشت... 62
راز سربلند موسی... 64
صلوات در امتهای پیش از اسلام... 64
خلاصی از دشواریها... 67
قضیه گاو بنی اسرائیل... 69
توسل بنی اسرائیل... 79
صلوات و رنج شیطان... 82
برترین اعمال [پیامی از برزخ]... 84
صلوات و رمضان... 86
صلوات در روز مبعث... 88
موارد و جلوههای مختلف اهتمام به صلوات... 90
صدقه زبان... 90
بخیلترین مردم... 94
هنگام بوییدن گل... 95
اعجاز صلوات و نابود شدن گناهان... 102
اعجاز صلوات و تأمین عافیت و تندرستی... 104
اعجاز صلوات و اجابت دعا شد و تصیفیه اعمال... 105
بهتر است از دعا... 106
خاتمه... 107
حکمت تأکید صلوات... 107
پاسخ به یک پرسش... 107
نتیجه... 111
فهرست منابع... 113
كلامُکَم نُورٌ
سخن شما اهل بیت ، نور است.
زیارت جامعه کبیره
بر آستان احادیث اهل بیت ، عقل خضوع می کند دل خشوع می یابد و روح سیراب می شود . احادیث نورانی ائمه اطهار، منشوری است که حکمتهای قدسی و معارف ناب الهی را بر دلها وعقلها می تاباند. گلشنی روح پرور و گنجینهای گرانبها و سرمایه ای پایان ناپذیر است .
امام باقر علیه السلام فرمود:
شَرِّقا أو غَرِّبا ، فَلا تَجِدانِ علماً صحيحاً إلاّ شيئاً خَرَجَ مِن عِندِنا اهلِ البيت.(1)
به شرق و غرب جهان بروید ، هیچ دانش صحیحی نخواهید یافت، مگر آن که از ما خاندان پیامبر صادر شده است.
همواره مدیون راویان ، محدثان و عالمان گذشته شیعه ایم که با دقت و درایت و مسئولیت شناسی ، سخنان نورانی پیشوایان معصوم را ثبت و ضبط کرده و به عنوان «میراث اهل بیت» به نسل های بعدی سپرده اند.
احادیث اهل بیت علا آنگونه که خودشان فرموده اند، «نور» است.
مجموعه های حدیثی، دانشکده های صامت اما جاویدان امامان شیعه است که بشریت را آموزش غیر
1) . الكافی ، کلینی، ج 1، ص 399.
حضوری میدهد و خرسندیم که ما میراث دار این علوم و معارفیم . برای پیمودن راه صحیح زندگی و رهایی از حيرتها و ضلالتها و کج راههها، نیازمند این احادیثیم که «چراغ راه» و هدایتگر اندیشه ها و صفابخش دل ها و جانها است.
روایات پیامبر خدا ای اه و اهل بیت او، هم در عرصه مباحث اعتقادی برای ما «حجت» است، هم در قلمرو فقه و تبیین احکام شرع و حلال و حرام الهی سند و پشتوانه است ، هم در موضوعات اخلاقی، تربیتی، تهذیب نفس، پند و موعظه ، سرشار از حکمت و بینش و هدایت است و اگر مردم با احادیث نورانی خاندان عصمت و طهارت آشنا شوند ، دل در گرو محبت و اطاعت آنان می نهند، همانگونه که حضرت رضا علی فرمود: إنَّ النّاسَ لو عَلِموا مَحاسِنَ کلامِنا
لَاتّبعونا.(1)
اگر مردم خوبی ها و زیبایی های سخن ما را بدانند ، از ما پیروی می کنند.
بر این اساس ، آموختن ، نوشتن، بیان ، نشر ، شرح و تبیین، حفظ و تعلم احادیث اهل بیت ، کاری است ارزشمند و در راستای حفظ و گسترش فرهنگ اهل بیت .
کتب حدیثی شیعه ، همچون دریایی عمیق و مواج پر از گهرهای نفیس است . برای بهره گیری از ذخایر این اقیانوس ژرف و پرگهر، باید به غواصی در دل آن پرداخت و لؤلؤ و مرجانهایی به دست آورد و به نسل امروز و مشتاقان عرضه کرد.
چهل حدیث نویسی»، یکی از گام های ارزشمند در نشر و تشریح احادیث عترت پاک نبوی است که
1) . بحار الانوار، ج 2، ص 30، ح 13.
عالمان از دیرباز به آن مبادرت می ورزیدند و جامعه را از معنویت آثار اهل بیت بهره مند می ساختند. اینکه امامان فرموده اند: هر کس چهل حدیث از احادیث ما را حفظ کند، در روز قیامت فقیه و دین شناس برانگیخته می شود ، هم پشتوانه چنین حرکت علمی و فرهنگی است ، هم ما را به ضرورت حفظ احادیث آنان آگاه می کند. چه حفظ به معنای به حافظه سپردن باشد، چه ثبت و ضبط و جلوگیری از فراموش شدن و از بین رفتن باشد و چه به معنای حفظ در عمل . به هر حال ، تشویقی است برای رویکرد به معارف اهل بیت که در کلمات نورانی آنان نهفته است.
امروز، نیاز جامعه به آشنایی با فرهنگ ناب اهل بیت ، بیش از هر زمان احساس می شود. عطش و استقبال هم که مردم از خود نشان میدهند، ضرورت ارائه و عرضه کلمات خاندان عصمت را در قالبی روان،
سهل الوصول و متناسب با اقشار مختلف علاقه مند، روشن تر نشان میدهد و به همین دلیل، مراکز و مؤسسات و اشخاصی به نشر «چهل حدیث» می پردازند. انتشارات زائر آستانه مقدسه در راستای نشر معارف و احادیث پیشوایان دین اقدام به چاپ این اثر با موضوع صلوات» کرده است. تا چه قبول افتد و چه در نظر آید.
انتشارات زائر آستانه مقدسه
تردیدی نیست که صلوات کامل همان است که همه مسلمانان، در تشهد نماز به ادای آن میپردازند: «اللهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد و آلِ مُحمّد».
صلوات در پیشگاه خدا دارای اهمیت و جایگاه خاصی است و پرداختن به آن آثار ارزنده را در بر دارد. میتوان گفت صلواتی که با شرایط لازم بر زبان آید، اعجاز میکند، حلال مشکلات بوده و دست آدمی را
در زندگی میگیرد. صلوات، دل را به سوی عالمی مصفّا و به دور از هرگونه تیرگی به پرواز در میآورد. مایه تطهیر جان آدمی گشته، برکات فراوانی را از آسمان رحمت بر آدمی نازل میسازد. همچنین صلوات مایه تقرب آدمی به درگاه خدا گشته، باعث جلب نظر اولیای الهی و خلیفگان خدا نسبت به آدمی میشود.
این نوشته، درصدد بیان تأثیرات مثبت و اعجازآمیز ذکر «صلوات» است . در فصل اول صلوات کامل و ناقص مورد بحث قرار میگیرد و در فصل دوم سخن از اهمیت صلوات به میان میآید. در فصل سوم به برخی از مهمترین آثار اعجازآمیز صلوات اشاره میشود. در فصل چهارم موارد و جلوههای مختلف اهتمام به صلوات، مورد توجه قرار میگیرد . و در خاتمه، به حکمت تأکید بر صلوات نیز اشاره میشود.
صلوات کامل، همان است که در تشهد نماز به آن میپردازیم و همه مسلمانان به آن اهتمام میورزند.
استاد بزرگوارم علامه ملایری ، صاحب کتاب پر ارج «جامع احادیث الشیعه» ضمن نقل خاطرات سفر حج خود به نگارنده گفت: روزی امام جماعت کنار کعبه را دیدار کردم. مردی باوقار و خوش برخورد بود. خود را معرفی کردم. خیلی مرا مورد لطف و احترام خود قرار داد. در ضمن حرفها، به او گفتم: «چرا شما گاهی از نثار صلوات بر آل رسول صلیاللهعلیهوآله خودداری میکنید؟» پاسخ داد: «صلوات بر محمد و آل او در تشهد نماز، بر همگان واجب است، ولی در غیر این مورد ذکر آل واجب نیست، بلکه مستحب است. لذا گاهی عملاً رعایت
نمیشود.» گفتم: پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله در پاسخ این سؤال که چگونه صلوات بفرستیم فرمود: قُولُوا: اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ. و افزودم: در دستور العمل پیامبر صلیاللهعلیهوآله در این باره «آلِ مُحَمَّد» مورد توجه است و استثنایی در کار نیست تا در غیر نماز بدون ذکر آل محمد اشکال نداشته باشد. همچنین آن حضرت از صلوات «بَتْراء» نهی به عمل آورده است. «بَترا» عبارت
است از صلوات بدون ذکر آل محمد.(1)
او با تعجب به من نگریست و گفت: «در کجا؟» گفتم : «در صحیح بخاری(2). آنجا که آیه «إِنَّ اللّهَ
وَمَلاَئِکَتَهُ یُصَلُّونَ عَلَی النَّبِیِّ یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَیْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِیما»(1)را تبیین میکند.»
گفت : «امشب به آن کتاب(2)مراجعه میکنم. اگر چنین باشد، من از این به بعد آن را رعایت میکنم.»
گفتم : «من ظهر فردا همین جا منتظر شما هستم.» روز بعد او کمی دیر آمد. بدون مقدمه نگاهی به من کرد و در حالی که با دست خود به من اشاره میکرد، گفت: «اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّد» و رفت . معلوم شد که حدیث مذکور را در کتاب نامبرده یافته است.
در جواهر الکلام، ج 10، ص 262 میخوانیم:
آنچه به عنوان واجب، در تشهد نماز به چشم میخورد، عبارت است از «اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّد» و اجماع اهل نظر بر آن منعقد میباشد و بقیه مستحب خواهد بود و کسی که به ذکر آل محمد، در صلوات نپردازد، نماز او باطل است.
شافعی، امام فرقه شافعیه در باب وجوب صلوات بر اهل بیت علیهمالسلام و اهمیت آن این چنین سرود:
یا أَهْلَ بَیْتِ رَسُولِ اللّهِ حُبُّکُمْ فَرْضٌ مِنَ اللّهِ فی الْقُرْآنِ اَنْزَلَهُ
کَفاکُمُ من عظیمِ الفضل اَنَّکُمُ مَنْ لم یُصَلِّ علیکُمْ لا صَلاةَ لَهُ(1)
ای اهل بیت رسول خدا صلیاللهعلیهوآله دوستی و محبت به شما از واجباتی است که در قرآن به چشم میخورد
1) 1. ینابیع المودة، ج 3، ص 103.
و عظمت و گرانسنگی شما همین بس، که اگر کسی به شما درود نفرستد، نماز او باطل است.
در حدیث آمده است: زید بن خارجه میگوید: «از پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله سؤال کردم که چگونه در پیشگاه خدا طلب حاجت کنم؟» رسول خدا صلیاللهعلیهوآله پاسخ داد: «بر من صلوات بفرستید و در دعا کوشا باشید.» و افزود: این چنین بگویید: «اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّد»(1)در این دستور العمل، چگونگی صلوات کامل را پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله خاطر نشان کردند.
آنچه مورد عنایت پروردگار حکیم میباشد،
1) 2. عن زید بن خارجة: سألت رسول اللّه صلیاللهعلیهوآله فقال: «صَلُّوا عَلَیَّ وَاجْتَهِدُوا فی الدُّعاءِ وَ قُولُوا: اللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّد» (سنن نسائی، ج 3، ص 49؛ السنن الکبری، ج 1، ص 383.
صلوات کامل است نه صلوات ناقص. پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله فرمود: «کسی که بر من صلوات بفرستد ولی بر آل من صلوات نفرستد، بوی بهشت را استشمام نمیکند».(1)
زیرا صلوات ناقص مورد نهی و نکوهش پیامبر اعظم صلیاللهعلیهوآله میباشد. چنانکه آن حضرت فرمود: صلوات ناقص برای من منظور ندارید و «صلوات بَتْراء» را کنار بگذارید.(2)
امام باقر علیهالسلام به مردی که دست به خانه خدا نهاده و صلوات ناقص ادا میکرد و میگفت: «اللهمّ صلّ علی محمّد» نگریست و فرمود: «ای مرد، صلوات را ناقص ادا نکن و در حق ما ستم روا مدار. بگو: اللهمّ صلّ
علی محمّد و آل محمد».(1)
صلوات بَتْراء، یعنی صلوات بدون ذکر آل محمد صلیاللهعلیهوآله در کلام پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله مورد نهی و نکوهش قرار گرفته است. لکن این مسأله (عدم ذکر آل) در صلوات، گاهی جنبه سیاسی داشته است. از جمله در تاریخ یعقوبی آمده است :
«کان ابن الزبیر - و هو عبداللّه - کثیر البغض لعلیّ بن أبی طالب، تحامل علیهم تحاملاً شدیداً و أظهر لهم العداوة والبغضاء حتّی بلغ منه أنّ ترک الصلاة علی محمّد فی خطبته، فقیل له: لم ترکت الصلاة علی النبیّ؟ فقال: إنّ له أهل سوء
یشرئبوّن لذکره و یرفعون رؤوسهم إذا سمعوا به».
عبداللّه زبیر، چهل روز در خطبه نماز جمعه، صلوات را ترک کرده بود. هنگامی که راز آن را از او جویا شدند، گفت: «ناچارم هنگام صلوات بر پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله به آل او هم درود بفرستم. بر این اساس صلوات بر
1) 2. وسائل الشیعه، ج 7، ص 202، حدیث 9112: قال الصادق علیهالسلام : «سَمِعَ أَبِی رَجُلاً مُتَعَلِّقاً بِالْبَیْتِ و هو یقول: اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد: لا تَبْتُرْها و لا تَظْلِمْنا حَقّنا، قل: اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّد».
پیامبر صلیاللهعلیهوآله را ترک کردم».(1)
مخالفان اهل بیت کینه خود را در برابر خط امامت در حذف کلمه «آل محمد صلیاللهعلیهوآله » هنگام صلوات ابراز میکردند و در این رابطه نامههایی که از اهالی این خط بر جای مانده است گویای همین مسأله میباشد. ابن ابی الحدید، اندیشمند معروف اهل سنت، در کتاب خود (شرحنهجالبلاغه) نامههای مختلفی از این دو جناح، پیروان خط سقیفه و پیروان خط امامت را متذکر گشته است. در نامههای خط سقیفه، هنگام صلوات بر حضرت رسول صلیاللهعلیهوآله کلمه «آل» به چشم نمیخورد(2)، ولی در نامههای گروه دوم، صلوات بر آل
محمد، دیده میشود.
زمخشری در ذیل آیه: «هُوَ الَّذِی یُصَلِّی عَلَیْکُمْ وَمَلاَئِکَتُهُ»(1)مینویسد: طبق مفاد این آیه، صلوات بر
همه مسلمین رواست. به نظر ایشان صلوات بر مردم عادی جایز است تا چه رسد بر آل محمد. [و ما معنی صلاتهم؟ قلت: هی قولهم: اللّهم صلّ علی المؤمنین(2)
«اِنَّهُ یُجَوَّزُ بِمُقْتَضِی هذِهِ الاْآیَةِ أَنْ یُصَلّی عَلی آحَادِ الْمُسْلِمِینَ لکِنْ لَمّا اتّخذَتِ الرّافِضَةُ ذلِکَ فِی أئِمَّتِهِمْ مَنَعْناه».
]ملاحظه کردید که حذف کلمه «آل محمّد» در صلوات، جنبه سیاسی دارد، وگرنه همان گونه که هر دو گروه در تشهد نماز ناچارند تا صلوات را به طور کامل ادا
کنند، باید در غیر نماز نیز صلوات را کامل «اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّد»(1)بر زبان داشته باشند. حتی افرادی چون ابن تیمیه (که در زمان ما وهّابیان جلوه مکتب فکری او هستند) تحقیقی پیرامون حقوق اهل بیت علیهمالسلام داشته که در نتیجه آن، ذکر «آل» را در صلوات لازم میداند ، گرچه وهابیان، به آن عمل نمیکنند.(2)
محفل و مجلسی که در آن ذکر صلوات در کار نباشد، عامل حسرت برای صاحب خود خواهد بود.
[ 1 ] «عن الصادق علیهالسلام قال: مَا اجْتَمَعَ فِی مَجْلِسٍ قَوْمٌ لَمْ یَذْکُرُوا اللّه عَزَّ وَ جَلَّ وَ لَمْ یَذْکُرُونَا إِلاّ کَانَ ذَلِکَ الَْمجْلِسُ حَسْرَةً عَلَیْهِمْ یَوْمَ الْقِیَامَةِ».
امام صادق علیهالسلام فرمودند که رسول خدا صلیاللهعلیهوآله فرمود: در هر مجلسی که ذکر خدا و یاد خدا نباشد و صلوات بر من فرستاده نشود، آن مجلس برای اهلش، مایه حسرت و وبال خواهد
بود.(1)
البته برای صلوات فرستادن دل و زبان باید یکی باشد؛ یعنی در حال غفلت، زبان مشغول ذکر صلوات نباشد، بلکه با تمرکز حواس مشغول صلوات باشد.
هنگام فرستادن صلوات باید به گونهای عمل کرد که گویی پیامبر حاضر است و مستقیماً به آن حضرت سلام
میکنیم.
از سفیان ثوری پرسیدند: یوم الحسرة کدام روز است که حق تعالی میفرماید: «وَأَنذِرْهُمْ یَوْمَ الْحَسْرَةِ».
«بترسان ایشان را از روز حسرت». سفیان جواب داد: آن روز، قیامت است و حسرت همه خلق را فرو خواهد
1) 1. اصول کافی، ج 4، ص 254، باب من یجب من ذکر اللّه، عزوجل فی کل مجلس، حدیث اول؛ وسائل الشیعه، ج 7، ص 198، ح 9104.
گرفت. زیرا نیکان حسرت میخورند که چرا از این بیشتر نیکی نکردیم و بدها حسرت میخورند که چرا به سلوک راه حسنات مشغول نگشتیم. از او پرسیدند: «ای شیخ، آیا کسی خواهد بود که در آن روز حسرت نداشته باشد؟» گفت: «آری، کسی که در این دنیا مدام بر رسول خدا صلوات فرستاده باشد، در روز قیامت حسرت چیزی را نمیخورد.»
ذکر مورد توجه در داخل خانه خدا، عبادت است از صلوات بر «محمد و آل محمد». در حدیث میخوانیم:
[ 2 ] «عن عبدالسلام بن نعیم قال: قلت لأبی عبداللّه علیهالسلام : إنّی دخلت البیت و لم یحضرنی شییء من الدعاء إلاّ الصلاة علی محمّد و آل محمّد، فقال علیهالسلام : «أما أنَّه لم یخرج أحدٌ بأفضل ممّا خرجت به».
عبدالسلام بن نعیم میگوید: به امام صادق علیهالسلام عرض کردم: «داخل خانه کعبه شدم و هیچ دعایی به خاطرم نیامد ، مگر صلوات بر رسول خدا.» آن حضرت فرمود: «هیچ کسی از کعبه بیرون نیامده است که عملش از عمل تو بهتر باشد.»(1)
1) 1. کافی، ج 2، ص 494، ح 17.
راز تعیین مهر السنة زنان چیست؟ در احادیث آمده است:
[ 3 ] «عن الحسین بن خالد قال: سألت أبا الحسن علیهالسلام عن مهر السنّة کیف صار خمسمائة درهم؟ فقال علیهالسلام : «إنّ اللّه تبارک و تعالی أوجب علی نفسه ألاّ یکبّره مؤمن ماءة تکبیرة و یسبّحه ماءة تسبیحة و یحمده ماءة تحمیدة و یهلّله ماءة تهلیلة و یصلّی علی محمّد و آله ماءة مرّة ثم یقول: اَللّهُمَّ زَوِّجْنِی مِنَ الْحُورِ الْعَیْنِ إلاّ زوّجه اللّه عزوجل إلی نبیّه صلیاللهعلیهوآله أن سنّ مهور
المؤمنات خمسمائة درهم، ففعل ذلک رسول اللّه صلیاللهعلیهوآله ».
از حضرت امام رضا علیهالسلام پرسیدند: سبب چیست که مَهر زنان در شریعت 500 درهم قرار داده شده است. فرمود: خداوند بر خود واجب گردانیده است که هر مؤمنی که 100 مرتبه اللّه اکبر، 100 مرتبه سبحان اللّه، 100 مرتبه الحمد للّه و 100 مرتبه لا اله الا اللّه بگوید و سپس 100 مرتبه بر محمد و آل محمد صلیاللهعلیهوآله صلوات فرستد و بعد از آن بگوید: اَللّهُمَّ زَوِّجْنِی مِنَ الْحُورِ الْعَیْنِ، حور العین را به او تزویج نماید و علت این است که مهر زنان را 500 درهم قرار داده است.(1)
1) 2. کافی، ج 5، ص 376؛ المحاسن، ج 2، ص 313، ح 30؛ علل الشرائع، ج 2، ص 499، ح 2؛ عیون اخبار الرضا، ج 1، ص 90، ح 26.
هرگاه نام خدا بر زبان آمد باید ذکر صلوات نیز بر زبان باشد. در حدیث آمده است:
[ 4 ] «و سَئَل الإمام الرضا علیهالسلام عن قوله تعالی «وَذَکَرَ اسْمَ رَبِّهِ فَصَلَّی»فَقال علیهالسلام : کُلَّمَا ذَکَرَ اسْمَ رَبِّهِ صَلّی عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِه».
از امام رضا علیهالسلام در تفسیر آیه «وَ ذَکَرَ اسْمَ رَبِّهِ فَصَلّی»فرمود: مراد از این آیه این است که هرگاه نام پروردگار متعال [اللّه] بر زبان آمد، بر محمد و آل محمد صلیاللهعلیهوآله درود و صلوات فرستاده شود.(1)
1) 1. کافی، ج2، ص 495، ح 18؛ وسائل الشیعه، ج 7، ص 201.
حضور ملائکه در مجالسی که در آن ذکر صلوات مورد توجه باشد، به گونهای چشمگیر خواهد بود. در حدیث آمده است:
[ 5 ] «عن النَبِی صلیاللهعلیهوآله : إَنَّ الْمَلائِکَةَ یَمُرُّونَ عَلَی حَلَقِ الذِّکْرِ فَیَقُومُونَ عَلَی رُئُوسِهِمْ وَ یَبْکُونَ لِبُکَائِهِمْ وَ یُؤَمِّنُونَ عَلَی دُعَائِهِمْ - إِلَی أَنْ قَالَ - فَیَقُولُ اللَّهُ سُبْحَانَهُ لَهُمْ: أُشْهِدُکُمْ أَنِّی قَدْ غَفَرْتُ لَهُمْ».
پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله فرمود: کاروانی از فرشتگان به امر پروردگار در جهان حرکت میکنند و هنگامی که به جلسه ذکر و صلوات
میرسند، به یکدیگر میگویند: فرود آییم. زمانی که پیاده میشوند، اهل جلسه را هنگام دعا با ذکر آمین، یاری کرده و نیز اهل جلسه را هنگام صلوات کمک و همراهی میکنند. در پایان به یکدیگر میگویند: خوشا به حال افراد این جلسه که خدا آنان را آمرزید.(1)
1) 1. وسائلالشیعه، ج 7، ص 231، ح 92؛ جواهر الکلام، ج 10، ص 255؛ عدة الداعی، ص 241؛ بحارالانوار، ج 72، ص 468.
چگونگی دعا کردن و فراهم آوردن استجابت دعا را میتوان از طریق توجه به صلوات به دست آورد.
[ 6 ] «عن الإمام الصادق علیهالسلام : مَنْ کَانَتْ لَهُ إِلَی اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ حَاجَةٌ فَلْیَبْدَأْ بِالصَّلاةِ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ ثُمَّ یَسْأَلُ حَاجَتَهُ ثُمَّ یَخْتِمُ بِالصَّلَاةِ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَکْرَمُ مِنْ أَنْ یَقْبَلَ الطَّرَفَیْنِ وَ یَدَعَ الْوَسَطَ إِذَا کَانَتِ الصَّلاةُ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ لا تُحْجَبُ عَنْهُ».
امام صادق علیهالسلام فرمود: کسی که حاجتی دارد باید اوّل، صلوات بر محمد و آل محمد صلیاللهعلیهوآله بفرستد و بعد از آن، حاجت خود را بخواهد و در آخر دعا، دوباره صلوات بفرستد. زیرا خدا کریمتر از آن است که دو طرف دعا را قبول کند و وسط دعا را قبول نکند و صلوات بر محمد و آل محمد صلیاللهعلیهوآله مانعهای استجابت دعا را بر طرف میکند.(1)
1) 2. کافی، ج 2، ص 494، ح 16؛ وسائلالشیعه، ج 7، ص 95، ح 8833؛ بحارالانوار، ج 90، ص 316.
[ 7 ] روزی پیامبر اعظم صلیاللهعلیهوآله و امیرمؤمنان علی علیهالسلام در میان نخلستان نشسته بودند که زنبور عسلی دور پیغمبر اکرم صلیاللهعلیهوآله شروع به چرخیدن کرد. پیغمبر صلیاللهعلیهوآله فرمود: «یا علی! میدانی این زنبور چه میگوید؟» حضرت علی علیهالسلام فرمود: «خیر.» رسول اکرم صلیاللهعلیهوآله فرمود: این زنبور ما را مهمان کرده و میگوید: یک مقدار عسل در فلان محل گذاشتم. امیرمؤمنان علیهالسلام را بفرستید تا آن را از آن محل بیاورد. امیرمؤمنان علیهالسلام بلند شد و عسل را از آن محل آورد. حضرت رسول خدا صلیاللهعلیهوآله فرمود: «ای زنبور! غذای شما که از شکوفه گل تلخ است، به چه علّتی آن شکوفه به عسل شیرین تبدیل
میشود؟» زنبور گفت: «یا رسول اللّه! شیرینی این عسل از برکت وجود مقدّس شما و (آل) شماست. چون هر وقت از شکوفه استفاده میکنیم ، همان لحظه به ما الهام میشود که سه بار بر شما صلوات بفرستیم. وقتی که میگوییم: «اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّد»(1)به برکت صلوات بر شما عسل ما شیرین میشود.»
برخی از اهل سنت، صلوات را برای غیر از پیامبر
جایز ندانسته و آن را جسارت به مقام نبوت به حساب میآورند. بر اساس همین نگرش، هنگامی که شهید معروف علامه قاضی نور اللّه تستری ، صاحب کتاب احقاق الحق در موقع ذکر نام امیرالمؤمنین علیهالسلام کلمۀ
1) 1 . کنز العمال، ج 1، 2219.
«علیه الصّلاة والسّلام» را بر زبان آورد، بر ضد او بسیج شدند و به اصطلاح جهت دفاع از پیامبر!! به پاخاستند و فتوای مباح بودن خون وی را صادر کردند آنان در این باره طوماری تنظیم کردند و از بعضی امضاء گرفتند که یکی از علمای بزرگ اهل سنت هندوستان از امضای آن خودداری نمود و زیر آن طومار این شعر را نوشت :
گر لَحْمُکَ لَحْمی ز حدیث نبوی هی کی، صَّلّ علی نام علی بیادبی هی
جمع آوران امضا و متصدیان آن ، طومار را به دربار برده تا نظر شاه را نیز جهت قتل او (صاحب احقاق الحق) به دست آورند. هنگامی که شاه طومار را ملاحظه کرد و چشمش به این بیت افتاد از اعدام علامه چشم پوشید.(1)
1) 1. زندگی علامه شوشتری، ص 71.
برترین ذکر الهی، صلوات بر محمد و آل اوست که در احادیث آمده است:
[ 8 ] «عَنْ عَبْدِ السَّلامِ بْنِ نُعَیْمٍ قَالَ: قُلْتُ لاِءَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیهالسلام : إِنِّی دَخَلْتُ الْبَیْتَ وَ لَمْ یَحْضُرْنِی شَیْءٌ مِنَ الدُّعَاءِ إِلاَّ
الصَّلاةُ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ! فَقَالَ: أَمَا إِنَّهُ لَمْ یَخْرُجْ أَحَدٌ بِأَفْضَلَ مِمَّا خَرَجْتَ بِهِ».
عبدالسلام (بن عبدالرحمن) بن نعیم میگوید: به امام صادق علیهالسلام عرض کردم: من داخل کعبه شدم و دعایی به خاطرم
نیامد ، جز صلوات بر محمد صلیاللهعلیهوآله و آل محمد . امام علیهالسلام فرمود: آگاه باش! مانند تو در فضیلت و ثواب کسی از خانه خدا بیرون نیامده است.(1)
1) 1. ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، ص 345؛ کافی، ج 2، ص 494، ح 17؛ وسائل الشیعه، ج 7، ص 193، ح 9091؛ عدة الداعی، ص 150؛ بحارالانوار، ج 91، ص 57، ح 34.
امام صادق علیهالسلام فرمودند: «لازم است بر هر یک از شما که هنگام اظهار حاجت در پیشگاه خداوند بزرگ با ستایش الهی آغاز کند و به تمجید محمّد صلیاللهعلیهوآله و آل او بپردازد و سپس به تقصیرها و گناهان خود اعتراف کند و پس از آن حاجت خود را در میان نهد».(1)
[ 9 ] «قَالَ النَّبِیُّ صلیاللهعلیهوآله ذَاتَ یَوْمَ لِعَلِیٍّ علیهالسلام : یَا عَلِیُّ أَلا أُبَشِّرُکَ؟ فَقَالَ: بَلی بِأَبِی أَنْتَ وَ أُمِّی فَإِنَّکَ لَمْ تَزَلْ مُبَشِّراً بِکُلِّ خَیْرٍ. فَقَالَ: أَخْبَرَنِی جَبْرَئِیلُ آنِفاً بِالْعَجَبِ قُلْتُ: مَا
1) 2. پرورش روح، ج 2، ص 346؛ ر.ک: شفیعی مازندرانی، تزکیة النفس، باب الصلوات.
الَّذِی أَخْبَرَکَ یَا رَسُولَ اللَّهِ؟ قَالَ: أَخْبَرَنِی أَنَّ الرَّجُلَ مِنْ أُمَّتِی إِذَا صَلَّی عَلَیَّ وَ أَتْبَعَ بِالصَّلاةِ عَلَیَّ أَهْلَ بَیْتِی فُتِحَتْ لَهُ أَبْوَابُ السَّمَاءِ وَ صَلَّتْ
عَلَیْهِ الْمَلائِکَةُ سَبْعِینَ صَلاةً وَ إِنَّهُ لَمُذْنِبٌ خَطَّاءٌ ثُمَّ تَحَاتُّ عَنْهُ الذُّنُوبُ کَمَا تَحَاتُّ الْوَرَقُ مِنَ الشَّجَرِ فَیَقُولُ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی: لَبَّیْکَ یَا عَبْدِی وَ سَعْدَیْکَ یَا مَلائِکَتِی أَنْتُمْ تُصَلُّونَ عَلَیْهِ سَبْعِینَ صَلاةً وَ أَنَا أُصَلِّی عَلَیْهِ سَبْعَمِائَةِ صَلاةٍ فَإِذَا صَلَّی عَلَیَّ وَ لَمْ یُتْبِعِ الصَّلاةَ عَلَیَّ أَهْلَ بَیْتِی کَانَ بَیْنَهَا وَ بَیْنَ السَّمَاءِ سَبْعُونَ حِجَاباً وَ یَقُولُ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی لا لَبَّیْکَ یَا عَبْدِی وَ لا سَعْدَیْکَ یَا مَلائِکَتِی لا تُصْعِدُوا دُعَاءَهُ إِلاّ أَنْ یُلْحِقَ بِنَبِیِّی عِتْرَتَهُ فَلا یَزَالُ مَحْجُوباً حَتَّی یُلْحِقَ (بِی) أَهْلَ بَیْتِی».
روزی رسول خدا صلیاللهعلیهوآله به امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمود: «آیا میخواهی شما را مژدهای دهم؟» امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمود: «بفرما، پدر و مادرم قربانت! شما که پیوسته مبشر به خیر و خوبیها
بودهاید.» فرمود: جبرئیل به تازگی برای من خبر خوشی آورده است. خبر این است که هرکدام از امت من هنگامی که بر من صلوات فرستند، اگر نام اهل بیتم را نیز ملحق سازند؛ درهای آسمان جملگی برای پذیرفتن دعا و عبادت او گشوده گردد و فرشتگان هفتاد بار درود بر وی بفرستند و این خود محو کننده جرم و گناهان است آنگاه گناهان چون برگ درختان از او بریزد و خداوند تعالی فرماید: «لبیک» تو را پذیرفتم، خجسته و مسعود باشی!
سپس به فرشتگان گوید: شما هفتاد بار بر وی درود فرستادید و من هفتصد بار؛ لیکن اگر تنها بر من صلوات بفرستد و اهل بیتم را ملحق نسازد میان دعای او و آسمان، هفتاد حجاب حایل باشد و خداوند جل و جلاله
فرماید: لا لبیک.(1)
1) 1. أمالی الصدوق، ص 679 و 676، ح 916؛ ثواب الاعمال، ص 157؛ روضة الواعظین، ص 232؛ بحارالانوار، ج 91، ص 56.
امام جعفر صادق علیهالسلام از رسول مکرم اسلام صلیاللهعلیهوآله نقل میکند:
[ 10 ] «ارْفَعُوا أَصْوَاتَکُمْ بِالصَّلاةِ عَلَیَّ فَإِنَّهَا تَذْهَبُ بِالنِّفَاقِ».
پیامبر اسلام صلیاللهعلیهوآله فرمودند: صلواتها را با صدای بلند ادا نمایید، زیرا موجب از بین رفتن نفاق میگردد.(1)
1) 2. اصول کافی، ج 2، ص 494، ح 3؛ وسائل الشیعه، ج 7، ص 192، ح 9088؛ ثواب الاعمال، ص 159؛ بحارالانوار، ج 91، ص 59، ح 41.
رسول خدا صلیاللهعلیهوآله فرمودند:
[ 11 ] «الصَّلاةُ عَلَیَّ وَ عَلَی أَهْلِ بَیْتِی تَذْهَبُ بِالنِّفَاقِ».
صلوات و درود بر من و خاندان من نفاق را از بین میبرد.(1)
همچنین امام صادق علیهالسلام فرمودند:
«هرکه حاجتی از خدای عز و جل داشته باشد، باید با صلوات بر محمد و آلش آن را آغاز کند و سپس حاجت خود را بخواهد و باز هم در پایان، صلوات بر محمد و آلش بفرستد؛ زیرا خداوند عز و جل از آن کریمتر است که دو طرف را بپذیرد و میانه را وانهد؛ زیرا صلوات بر محمد و آلش از او محجوب نباشد».(2)
کثرت صلوات یکی از عوامل جلب رحمت الهی است. در حدیث آمده است:
[ 12 ] «عَنْ أَبی عَبْداللّه علیهالسلام : قَالَ رَسُولُ اللَّهِ علیهالسلام : صَلاتُکُمْ عَلَیَّ إِجَابَةٌ لِدُعَائِکُمْ وَ زَکاةٌ لأَعْمَالِکُمْ».
از امام صادق علیهالسلام روایت شده است که رسول خدا صلیاللهعلیهوآله فرمود: صلوات فرستادن شما بر من باعث روا شدن حاجتهای شماست و خدا را از شما راضی کرده و اعمال شما را پاکیزه میگرداند.(1)
1) 1. أمالی طوسی، ص 215، ح 375؛ وسائل الشیعه، ج 7، ص 96، ح 8837؛ بحارالانوار، ج 91، ص 54، ح 22.
امام رضا علیهالسلام فرمودند:
[ 13 ] «قَالَ الرِّضَا علیهالسلام فِی حَدِیثٍ: مَنْ لَمْ یَقْدِرْ عَلَی مَا یُکَفِّرُ بِهِ ذُنُوبَهُ فَلْیُکْثِرْ مِنَ الصَّلاةِ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ فَإِنَّهَا تَهْدِمُ الذُّنُوبَ هَدْماً».
هرکس نتواند کفاره گناهانش را بپردازد، باید بر محمد و آلش درود فراوان بفرستد؛ چون آن صلوات گناهان را منهدم میسازد.(1)
1) 2. مصابیح الدجی، ص 419؛ عیون أخبار الرضا، ج 2، ص 265، ح 52؛ أمالی صدوق، ص 131، ح 123؛ وسائل الشیعه، ج 7، ص 194، ح 9093.
پیامبر خدا صلیاللهعلیهوآله فرمودند:
[ 14 ] «من صلی علی فی کتاب لم تزل الملائکة تستغفر له مادام اسمی فی ذلک الکتاب».
هرکس در نوشتهای بر من درود فرستد، تا زمانی که نام من در آن نوشته موجود باشد، فرشتگان پیوسته برای او آمرزش میطلبند.(1)
1) 1. بحارالانوار، ج 91، ص 71؛ منیة المرید، ص 347.
ای فرشتگان من! دعای او را به آسمان نبرید تا این که اهل بیت پیغمبرش را نیز در فرستادن درود با پیغمبر ملحق سازد. پس همچنان دعایش پذیرفته نگردد و به آسمان نرود، تا بر اهل بیت پیغمبر صلیاللهعلیهوآله نیز سلام و درود بفرستند.(1)
صلوات مورد توجه ویژه رسول خدا صلیاللهعلیهوآله است. در حدیث آمده است:
[ 15 ] «عَن الصادق علیهالسلام : من صلّی علی النبیّ و آله مائة مرّة فی کلّ یوم أسداها سبعون ملکاً یبلغها إلی رسول اللّه صلیاللهعلیهوآله قبل صاحبه».
امام صادق علیهالسلام فرمودند: «هرکس بر پیغمبر و آل
پیغمبر در هر روز صد بار صلوات بفرستد، هفتاد فرشته او را در میان گیرند و آن صلوات را برای رساندن به رسول اللّه صلیاللهعلیهوآله از رفیق خود سبقت میگیرند».(2)
گرچه انفاق، در همه جا، مورد ستایش است، لکن در شب و روز جمعه بیشتر مورد تأکید میباشد.
[ 16 ] «الصَّدَقَةُ لَیْلَةَ الْجُمُعَةِ وَ یَوْمَهَا بِأَلْفٍ وَ الصَّلاةُ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ لَیْلَةَ الْجُمُعَةِ بِأَلْفٍ مِنَ الْحَسَنَاتِ وَ یَحُطُّ اللّهُ فِیهَا أَلْفاً مِنَ السَّیِّئَاتِ وَ یَرْفَعُ فِیهَا أَلْفاً مِنَ الدَّرَجَاتِ».
امام صادق علیهالسلام فرمودند: صدقه دادن در شب جمعه و روز آن و نیز «صلوات» (درود فرستادن بر محمد صلیاللهعلیهوآله و آل او) در شب جمعه و روز آن، برابر هزار حسنه است و هزار سیئه به وسیله آن نابود میشود و هزار درجه بر مقام آدمی افزوده میشود.(1)
1) 2. جمال الاسبوع، ص 183؛ المقنعه، ص 156؛ وسائل الشیعه، ج 7، ص 413، ح 9729؛ روضة الواعظین، ص 333.
[ 17 ] همچنین امام صادق علیهالسلام فرمودند:
«ما من عمل أفضل یوم الجمعة من الصلاة علی محمّد و أهل بیته».
هیچ عملی در روز جمعه، برتر از صلوات بر محمد و آل محمد صلیاللهعلیهوآله نیست.(1)
ابن ابی عمیر گوید: حماد بن عثمان از امام صادق علیهالسلام پرسید: «افضل اعمال در روز جمعه کدام است؟» ایشان فرمود: «یک صد بار صلوات بر محمد و آل محمد بعد از نماز عصر و هرچه بر آن بیفزایی بهتر
1) 3. وسائل الشیعه، ج 7، ص 380؛ روضة الواعظین، ص 392؛ بحارالانوار، ج 56، ص 27، ح 8.
خواهد بود.»
احمد بن خالد برقی میگوید: در روایتی که عبداللّه بن سیابه و ابو اسماعیل، از ناحیه یکی از این دو امام ابو جعفر باقر یا ابو عبداللّه صادق علیهالسلام نقل کرده و فرمود: چون نماز جمعه به جای آوردی بگو:
«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ الاْءَوْصِیَاءِ الْمَرْضِیِّینَ بِأَفْضَلِ صَلَوَاتِکَ وَ بَارِکْ عَلَیْهِمْ بِأَفْضَلِ بَرَکَاتِکَ وَ السَّلامُ عَلَیْهِ وَ عَلَیْهِمْ وَ رَحْمَةُ اللّهِ وَ بَرَکَاتُهُ».
خداوند برای تو یک صد هزار حسنه بنویسد و یک هزار گناه از نامه عملت محو سازد و یک صد هزار حاجتت را برای آن روا کند و یک صد هزار درجه مقامت را بالا برد.(1)
رسول خدا صلیاللهعلیهوآله فرمودند:
1) 1. تهذیب، ج 3، ص 19؛ أمالی الصدوق، ص 484، ح 656؛ روضة الواعظین، ص 323.
«أکثروا الصلاة علیّ یوم الجمعة فإنّه یوم مشهود تشهده الملائکة، و إن أحداً لا یصلّی علی إلاّ عرضت علیّ صلاته حتّی یفرغ منها».
در روز جمعه بسیار بر من صلوات و درود بفرستید که آن روزی است که فرشتگان آن را میبینند و هیچ کس
بر من صلوات و درود نمیفرستد، جز آن که درود وی بر من عرضه میشود.(1)
1) 1. وسائل، ج 7، ص 380؛ کنز العمال، ج 1، ص 488، ح 2140؛ الجامع الصغیر، ج 1، ص 208، ح 1403؛ کشف الخفاء، ج 1، ص 167.
ذکر صلوات، مایه ثبات دل در صراط پاکدامنی و طهارت دل میگردد. در حدیث آمده است:
[ 18 ] «إِذَا رَأَی أَحَدُکُمُ امْرَأَةً تُعْجِبُهُ فَلْیَأْتِ أَهْلَهُ فَإِنَّ عِنْدَ أَهْلِهِ مِثْلَ مَا رَأَی فَلا یَجْعَلَنَّ لِلشَّیْطَانِ عَلَی قَلْبِهِ سَبِیلاً لِیَصْرِفْ بَصَرَهُ عَنْهَا فَإِذَا لَمْ یَکُنْ لَهُ زَوْجَةٌ فَلْیُصَلِّ رَکْعَتَیْنِ وَ یَحْمَدُ اللّهَ کَثِیراً وَلْیُصَلِّ عَلَی النَّبِیِّ صلیاللهعلیهوآله ثُمَّ یَسْأَلُ اللّهَ مِنْ فَضْلِهِ فَإِنَّهُ یُنْتِجُ لَهُ مِنْ رَأْفَتِهِ مَا یُغْنِیهِ».
امیرالمؤمنین علی علیهالسلام فرمودند: هنگامی که زنی نظر یکی از شما را جلب کرد، باید به همسر خود روی آورد و بداند که
زنان همه از یک مقولهاند. او نباید شیطان را بر دل خود مسلط سازد و اگر همسر ندارد، دو رکعت نماز بخواند و سپس به حمد الهی و صلوات بر محمد و آل او بپردازد و از خدا بخواهد تا با رحمت و فضل خود، وی را استغنای باطنی ببخشد و گره از کارش باز کند.(1)
1) 2. نورالثقلین، ج 3، ص 589؛ الخصال، ص 637.
امام باقر علیهالسلام و امام صادق علیهالسلام فرمودند:
[ 19 ] «أَثْقَلُ مَا یُوضَعُ فِی الْمِیزَانِ یَوْمَ الْقِیَامَةِ الصَّلاةُ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ أَهْلِ بَیْتِهِ».
سنگینترین عملی که روز قیامت در ترازوی (اعمال) گذاشته میشود، درود بر محمد و اهل بیت اوست.(1)
امام صادق علیهالسلام فرمودند:
«مَا مِنْ عَمَلٍ أَفْضَلُ یَوْمَ الْقِیامَةِ مِنَ الصَّلاةِ عَلی
1) 1. وسائل الشیعه، ج 7، ص 197؛ قرب الاسناد، ص 14، ح 45؛ بحارالانوار، ج 91، ص 49، ح 9.
مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّد».
در قیامت هیچ عملی برتر و گرامیتر از صلوات بر محمد و آل او نیست.(1)
1) 2. وسائل الشیعه، ج 4، ص 28.
رسول خدا صلیاللهعلیهوآله فرمودند:
[ 20 ] «أَنَا عِنْدَ الْمِیزَانِ یَوْمَ الْقِیَامَةِ فَمَنْ ثَقُلَتْ سَیِّئَاتُهُ عَلَی حَسَنَاتِهِ جِئْتُ بِالصَّلاةِ عَلَیَّ حَتَّی أُثْقِلَ بِهَا حَسَنَاتِهِ».
من در قیامت نزد میزان اعمال میباشم. هر کس کفّه گناهانش افزونتر از حسناتش شود، آن صلواتهایی را که بر من فرستاده بیاورم و بر حسناتش بیفزایم تا بر گناهانش فزون آید.(1)
1) 3. همان، ص 195؛ ثواب الاعمال، ص 155؛ مکارم الاخلاق، ص 312؛ بحارالانوار، ج 7، ص 304، ح 72.
[ 21 ] از پیغمبر گرامی اسلام صلیاللهعلیهوآله روایت شده است که:
«أَکْثِرُوا الصَّلاةَ عَلَیَّ فَإِنَّ الصَّلاةَ عَلَیَّ نُورٌ فِی الْقَبْرِ وَ نُورٌ عَلَی الصِّرَاطِ وَ نُورٌ فِی الْجَنَّةِ».
بر من بسیار درود بفرستید؛ چرا که درود فرستادن بر من، برای درود فرستنده نوری است در قبر، نوری است بالای صراط و نوری است در بهشت.(1)
1) 1. مستدرک، ج 5، ص 323؛ بحارالانوار، ج 79، ص 64.
رسول خدا صلیاللهعلیهوآله فرمودند:
[ 22 ] «الصَّلاةُ عَلَیَّ نُورٌ عَلَی الصِّرَاطِ».
درود فرستادن بر من، نوری است بر روی صراط.(1)
مهمان پیامبر در بهشت
رسول خدا صلیاللهعلیهوآله فرمودند:
«در روز قیامت، اول کسی که حُلِّه بهشت پوشد، پدر
1) 2. همان؛ کنز العمال، ج 1، ص 490، ح 2149؛ میزان الاعتدال، ج 2، ص 74، ح 2881؛ لسان المیزان، ج 2، ص 481.
من ابراهیم است و کرسی برطرف راست عرش نهند و او را بر آن نشانند و بعد از آن مرا حلّه پوشانند و امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب علیهالسلام در پیش روی من بایستد، و تمام امت در عقب سر من بایستند، با تفاوت درجات و هر بندهای که در عقب هر نماز فریضه، ده
مرتبه بر من و آل من صلوات فرستد، او را نزد من جای دهند و مرا ببیند و من او را ببینم و روی او - مانند شب چهارده - تابان باشد.(1)
1) 1. وسائل، ج 7، ص 328.
[ 23 ] وقتی که حضرت موسی علیهالسلام در کوه طور با حضرت باری تعالی مناجات نمود، خدای متعال به او فرمود:
«ای موسی! بر تو باد که از کبر دوری کنی و گردنکشی ننمایی؛ چرا که اگر همه خلایق دنیا، یک ذره کبر داشته باشند، جای آنها را دوزخ قرار خواهم داد و به عذاب دردناک گرفتار مینمایم؛ اگرچه تو باشی یا ابراهیم خلیل و یا فرزندت اسماعیل باشد.
ای موسی! اگر میخواهی به تو زیاد نزدیک شوم و
از تو راضی شوم، زیاد صلوات بر حبیب من، محمد بفرست، که صلوات فرستادن بر او موجب رفعت تو میشود.
سپس موسی علیهالسلام بر محمد و آلش صلوات فرستاد و خداوند هم لوح شش گانهای به او اهدا نمود و فرمود:
«ای موسی! لوح را بردار!
موسی علیهالسلام آن را براشت و عرض کرد: «خداوندا، این محمد کیست که من با صلوات فرستادن به او نزدیک میشوم؟» ندا آمد: «ای موسی! بدان که اگر به خاطر محمد صلیاللهعلیهوآله و آلش نبود تو را نمیآفریدم و تو باید به فضل و کرامت فراوانی که به او دادهای معترف شوی.»
حضرت موسی علیهالسلام عرض کرد: «پروردگارا! مرا دوست دارید یا محمد را؟» خطاب رسید: ای موسی تو را منزلت و کلیم بودن است و برای محمد منزلت
و دوستی است. اکنون بدان که دوست عزیزتر است از سخنگو و بدان که مناجات تو با من در طور سیناست و مناجات محمد با من در عرش است: «دَنی فَتَدَلّی فَکَانَ قَابَ قَوْسَیْنِ أَوْ أَدْنی».(1)
همچنین در احادیث آمده است:
خداوند متعال به حضرت موسی علیهالسلام فرمود:
یا موسی! من در وقت سخن گفتن با تو ده هزار گوش به تو دادم تا توانستی کلام مرا بشنوی و ده هزار زبان به تو ارزانی داشتم تا بتوانی جواب مرا بدهی. با این همه عنایاتی که به تو کردم، هر وقت که بر حبیب من محمد، صلوات بفرستی در نزد من محبوبتر میشوی.(2)
در ذیل تفسیر آیه «وَإِذْ أَنجَیْنَاکُمْ مِّنْ آلِ فِرْعَوْنَ» آمده است:
[ 24 ] «وَ کَانَ مِنْ عَذَابِهِمُ الشَّدِیدِ أَنَّهُ کَانَ فِرْعَوْنُ یُکَلِّفُهُمْ عَمَلَ الْبِنَاءِ عَلَی الطِّینِ وَ یَخَافُ أَنْ یَهْرَبُوا عَنِ الْعَمَلِ فَأَمَرَ بِتَقْیِیدِهِمْ وَ کَانُوا یَنْقُلُونَ ذَلِکَ الطِّینَ عَلَی السَّلالِیمِ إِلَی السُّطُوحِ فَرُبَّمَا سَقَطَ الْوَاحِدُ مِنْهُمْ فَمَاتَ أَوْ زَمِنَ لا یَحْفِلُونَ بِهِمْ إِلَی أَنْ أَوْحَی اللَّهُ إِلَی مُوسَی علیهالسلام قُلْ لَهُمْ لا یَبْتَدِئُونَ عَمَلاً إِلاّ بِالصَّلاةِ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّیِّبِینَ لِیَخِفَّ عَلَیْهِمْ فَکانُوا یَفْعَلُونَ ذَلِکَ فَیَخِفُّ عَلَیْهِمْ».
بنی اسرائیل با ذکر صلوات بر محمد و آل او، از مشکلات و دشواریهای فرعون، از سختی و بیگاریهایی که از سوی عمال فرعون مقرر شده بود، نجات مییافتند. بنیاسرائیل بر اثر کار اجباری فرعون، از پای در میآمدند، تا آنکه از سوی خدا، به موسی وحی شد که به آنان (بنی اسرائیل) صلوات بر محمد و آل محمد را تعلیم داده تا موجب تخفیف در سختیهای آنان شود.(1)
آری! دقت در موارد فوق نشان میدهد که ذکر صلوات به عنوان ذکر حیات بخش در دوران پیش از اسلام میدرخشید.
1) 1. پرورش روح، ج 2، ص 353؛ تزکیة النفس، باب الصلوات؛ تفسیر الامام العسکری علیهالسلام ، ص 343؛ بحارالانوار، ج 13، ص 47؛ ج 91، ص 61.
گرچه داستان مقتول بنی اسرائیل که سرانجام آن به خریدن گاوی منجر گشته و عاقبت آن مسأله مستور و پشت پردهای را بر ملا ساخته است، به گونههای
مختلفی در تفاسیر و احادیث مربوطه به چشم میخورد که یکی از آنها عبارت است از این حدیث که:
[ 25 ] «قتل شخص فی بنی إسرائیل و لم یعلم قاتله، فأمرهم اللّه أن یذبحوا بقرة، و هذه البقرة لها صفات خاصّة و نادرة و لم تکن إلاّ عند شاب من بنی إسرائیل أراه اللّه عزّ و جلّ فی منامه محمّداً و علیّاً و طیّبی ذریّتهما، فقالا له: إنّک کنت لنا ولیّاً محبّاً و مفضّلاً،
و نحن نرید أن نسوق إلیک بعض جزائک فی الدنیا، فإذا راموا شراء بقرتک فلا تبعها إلاّ بأمر أمّک، فإنّ اللّه عزّ و جلّ یلقّنها ما یغنیک به و عقبک.
ففرح الغلام ، و جاءه القوم یطلبون بقرته، فقالوا بکم تبیع بقرتک هذه؟ قال: بدینارین، و الخیار لأمّی. قالوا: قد رضینا بدینار فسألها، فقالت: بأربعة. فأخبرهم، فقالوا: نعطیک دینارین. فأخبر أمّه، فقالت: بثمانیة.
فما زالوا یطلبون علی النصف ممّا تقول أمّه، و یرجع إلی أمّه، فتضعف الثمن حتّی بلغ ثمنها ملء مسک ثور، أکبر ما یکون ملوءه دنانیر، فأوجب لهم البیع. ثمّ ذبحوها، و أخذوا قطعة و هی عجز الذنب الذی منه خلق ابن آدم، و علیه یرکب إذا أعید خلقاً جدیدا، فضربوه بها، و قالوا اللهمّ بجاه محمّد و آله الطیّبین لمّا أحییت هذا المیّت، و أنطقته لیخبرنا عن
قاتله.
فقام سالماً سویّاً و قال: یا نبیّ اللّه قتلنی هذان ابنا عمّی، حسدانی علی بنت عمّی فقتلانی، و ألقیانی فی محلة هوءلاء لیأخذا دیتی منهم.
فأخذ موسی علیهالسلام الرجلین فقتلهما، و کان قبل أن یقوم المیّت
ضرب بقطعة من البقرة فلم یحی، فقالوا: یا نبیّ اللّه أین ما وعدتنا عن اللّه عزّ و جلّ؟ فقال موسی علیهالسلام : قد صدقت، و ذلک إلی اللّه عزّ و جلّ».
در میان بنی اسرائیل، کسی را کشته بودند و قاتل او معلوم نبود . از جانب خدا مأمور شدند گاوی را بکشند که دارای صفات ویژهای باشد؛ ولی چنان گاوی را پیدا نکردند. در حالی که جوانی از بنی اسرائیل چنین گاوی داشت، ولی آنان اطلاع نداشتند. شبی در خواب به آن جوان الهام میشود که چون تو بر محمد و آل محمد صلوات میفرستی، جزای تو را در این دنیا به تو
میرسانیم. در خواب، به جوان بنی اسرائیلی الهام میشود که گروهی از بنی اسرائیل روزی جهت خریدن گاو سراغ تو میآیند. شما گاو را نمیفروشی ، مگر به امر مادرت و اگر چنین کنی ثروت بسیاری برای خود و فرزندانت به دست میآید.
آن جوان از چنین خوابی شاد گردید . وقتی صبح شد گروهی از بنیاسرائیل به منزل آن جوان آمدند که گاوش را بخرند.
باب گفتگو شروع شد و به جوان گفتند که گاوت را چند میفروشی. گفت: «دو دینار، ولی اختیارش دست مادرم میباشد.» گفتند! ما یک دینار میخریم.» آن جوان با مادر خود مشورت کرد . مادرش گفت: «به چهار دینار بفروش.» جوان گفت: «مادرم میگوید چهار دینار.» خریداران گفتند: «ما دو دینار میخریم.» جوان
دوباره با مادر مشورت کرد که مادرش گفت: «صد دینار.»
خریداران گفتند: «ماپنجاه دینار میخریم.» آنچه خریداران راضی میشدند، مادر قیمت گاو را بالاتر میبرد . تا آنجا که گفت: «باید پوست گاو را از طلا پر سازند.»
گاو را خریدند و کشتند. استخوان بیخ دم او را گرفتند و بر آن مرده زدند و گفتند: «خداوندا! به حق محمد و آل طیبین او علیهمالسلام مرده را زنده گردان و به سخن درآور تا ما را خبر دهد که کی او را کشته است.»
ناگاه آن کشته به امر و اذن خداوند به برکت قسمها و ذکر صلوات بر محمد و آل او صلیاللهعلیهوآله ، صحیح و سالم برخاست و به موسی علیهالسلام عرض کرد: «ای پیغمبر خدا! این دو پسر عموی من بر من حسد بردند و به خاطر دختر عمویم مرا کشتند . بعد از کشتن، مرا در محله این گروه انداختند که دیه مرا از ایشان بگیرند.» پس موسی علیهالسلام آن دو را کشت و آنگاه خدا پوست آن
گاو را آن چنان گشاد و بزرگ کرد تا آنکه از پنج هزار اشرفی پر شد.
سپس بعضی از بنی اسرائیل گفتند: نمیدانیم که کدام عجیبتر است: زنده شدن این مرده به اذن خدا یا به سخن درآمدن صاحب این گاو؟ پس وحی آمد: ای موسی، به بنی اسرائیل بگو که هرکه از شما میخواهد که من زندگانی او را در دنیا نیکو گردانم و در بهشت محل او را عظیم سازم و او را در آخرت با محمد و آل
طیبین او صلیاللهعلیهوآله هم صحبت نمایم، مثل این جوان عمل کند. به درستی که این جوان از موسی علیهالسلام شنیده بود ذکر محمد و آل طاهرین او چقدر پر ارج است و پیوسته برایشان صلوات میفرستاد و ایشان را از جمیع خلایق انس و جن و ملائکه جدا میدانست و به این سبب مال عظیمی برایش میسر شد.
سپس جوان به موسی علیهالسلام گفت: «ای پیغمبر خدا،
حالا من چگونه این همه مال را حفظ کنم؛ با بودن این همه دشمنان و این همه حسودان.» حضرت موسی در جواب میفرمود: بخوان برای این همه مال، صلوات بر محمد و آل محمد صلیاللهعلیهوآله چنانچه بیش از این میخواندی . همان اعتقاد درست تو برای صلوات بود و به برکت همان صلواتها بود که این همه مالگران قیمت به دست تو آمد. پس به ذکر صلواتهایت ادامه بده، تا خدای بزرگ و قادر و توانا این مال تو کند، خدا ضرر او را رفع نماید. «در این وقت آن جوان زنده شد. چون این سخنان موسی علیهالسلام و جوانِ صاحب گاو را شنید تشویق شد که از حضرت موسی کمک بگیرد و گفت: خداوندا، تقاضا میکنم از تو به آنچه این جوان از تو تقاضا نمود، از صلوات فرستادن بر محمد و آل محمد و متوسل شدن به انوار مقدّسه ایشان، که مرا باقی بداری در دنیا که برخوردار شوم از دختر عموی خود و خوارگردانی دشمنان و حسودان مرا و خیر زیادی به
سبب صلوات بر محمد و آل محمد به من عطا کنی. پس از آن از سوی خدا به موسی گفته شد که این جوان را به برکت توسل به انوار مقدّسه محمد و آل محمد صلیاللهعلیهوآله ، 130 سال عمر دادم که در این مدت صحیح و سالم باشد و در قوای او ضعفی حادث نشود. از زوجه خود، دختر عمویش بهرهمند گردد و چون این مدت منقضی شود ، هر دو را با یکدیگر از دنیا میبرم و در بهشت خود جا میدهم که در آنجا متنعم باشند.
سپس از خدا وحی آمد : «ای موسی! اگر کشنده این جوان از من مثل تقاضایی که این جوان کرده مینمود و متوسل به انوار مقدّسه محمد و آل محمد میشد و از عمل خود توبه میکرد و از من میخواست که رسوایش نکنم، او را رسوا نمیکردم و اذهان و خاطر بنی اسرائیل را از پیدا کردن قاتل دور میکردم . اگر بعد از رسوایی توبه میکردند و
متوسل به انوار مقدّسه محمد و آل محمد صلیاللهعلیهوآله میشد، عمل او را از خاطرههای مردم بیرون میبردم و در دل اولیای مقتول میانداختم که از قصاص او بگذرند.»
بعد از مدتی، آن قبیله بنی اسرائیل که گاو را خریداری کرده بودند، نزد حضرت موسی علیهالسلام آمدند و گفتند: «ای موسی! ما با لجاجت، خود را به پریشانی مبتلا نمودهایم و تمام اموالمان را به بهای گاو از دست دادیم. پس دعا کن خداوند روزی ما را زیاد فرماید.»
موسی علیهالسلام فرمود: وای بر شما! مگر نشنیدید دعای آن جوان را و آن مقتول زنده شده را؟ مگر ندیدید چه فایدهها بر دعاهای اینها (صلوات بر محمد و آل محمد) میکردند؟ پس شما نیز متوسل به ذکر صلوات و درود بر محمد شوید.»
آنگاه گروه بنی اسرائیل متوسل به ذکر صلوات و
درود بر محمد و آل محمد شدند و خدا را قسم به محمد و آل محمد صلیاللهعلیهوآله دادند تا اینکه فقر و احتیاجشان برطرف شود. سپس خدا بهحضرت موسی علیهالسلام وحی نمود که بگو به ایشان که بروند به فلان خرابه و فلان موضع را بشکافند که در آنجا ده هزار دینار هست. بردارند و هرچه را که از هرکسی گرفتهاند رد نمایند و زیادی را میان خود تقسیم کنند تا اموالشان چند برابر گردد.(1)
1) 1. ر.ک: صلوات کلید حل مشکلات، ص 83.
بنی اسرائیل که به وساوس ساری، مرتد گشته بودند ، به عملیات توبه روی آورده بودند که عبارت بود از این که در جایی تاریک با شمشیر آخته به کشتن یکدیگر میپرداختند که قاتل و مقتول به بهشت راه یابند. پس از اعلام قبولی آن توبه از سوی خدا هرکس که زنده میماند گناه آنها بخشوده میشد.
[ 26 ] راوندی در کتاب قصص الانبیاء(1)مینویسد: قوم موسی کلیم بر اثر متابعت از «سامری» از خط حق،
1) 2. قصص الانبیاء، ص 170 - 171.
فاصله گرفته بودند . آنان از سامری سؤال کرده بودند :
«آیا این گوساله خداست؟» پاسخ داد: مگر شجر با موسی سخن نگفت؟ این گوساله بسان آن شجره است.
سامری کسی را گماشته بود تا بهگونهای ماهرانه به دور از چشم مردم در گوساله میدمید و در آن سخن میگفت ، ولی مردم گمان میکردند که خداست که از طریق گوساله حرف میزند . این قوم ششصد هزار نفر بودند که فقط دوازده هزار نفر آنان در صراط حق، باقی مانده و بقیه، به «سامری» گرویده بودند . سرانجام از کار خود پشیمان گشته ، دست از ارتداد خود کشیدند و به عملیات «توبه» تن دادند و به عنوان تجلّی توبه با شمشیر آخته، به جان یکدیگر افتادند. آنها به امر موسی دست به کشتن یکدیگر زدند . و وقتی که از این عمل به ستوه
آمدند، به توسل به «پنج تن» اهلبیت اسلام علیهمالسلام دست زدند آنان با حالت ناله و زاری در هنگام توسل این چنین، در پیشگاه خدا دعا کردند: «یا رَبَّنا بِجاهِ محمّد، الأکْرَم وَ بِجاهِ عَلِیٍّ الأَفْضَلَ الأعْلَمَ وَ بِجاهِ فَاطِمَة الفُضْلی وَ بِجاهِ الْحَسَن والحسین و بِجاهِ الذرّیةِ الطَّیبین مِن آلِ طه وَ یاسینَ لمّا غَفَرْتَ لَنا ذُنُوبَنا وَ غَفَرْتَ هَفَواتَنا وَ اَزَلْتَ هذا الْقَتْلَ عَنّا». در این هنگام از آسمان به موسی کلیم ندا رسید که آنان دست از قتل بکشند. (یعنی توبه آنان پذیرفته شد).
[ 27 ] روزی پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله از راهی عبور میکرد. شیطان را دید که خیلی ضعیف و لاغر شده است. از او
پرسید: «چرا به این روز افتادهای؟» گفت: «یا رسول اللّه! از دست امت تو رنج میبرم و در زحمت بسیار هستم.» پیامبر فرمودند: «مگر امت من با تو چه کردهاند؟»
گفت: یا رسول اللّه! امت شما شش خصلت دارند که من طاقت دیدن و تحمل این خصایص را ندارم.
اول اینکه هر وقت به هم میرسند سلام میکنند.
دوم اینکه با هم مصافحه میکنند.
سوم آنکه هرکاری را میخواهند انجام دهند انشاء اللّه میگویند.
چهارم آن که استغفار از گناهان میکنند.
پنجم اینکه تا نام شما را میشنوند صلوات میفرستند.
ششم آن که ابتدای هر کار بسم اللّه الرحمن الرحیم میگویند.
در احادیث آمده است که:
[ 28 ] «عَنْ أَبِی عَلْقَمَةَ قال: صَلَّی بِنَا رَسُولُ اللَّهِ صلیاللهعلیهوآله الصُّبْحَ ثُمَّ الْتَفَتَ إِلَیْنَا فَقَالَ: مَعَاشِرَ أَصْحَابِی رَأَیْتُ الْبَارِحَةَ عَمِّی حَمْزَةَ بْنَ عَبْدِ الْمُطَّلِبِ وَ أَخِی جَعْفَرَ بْنَ أَبِی طَالِبٍ... فَدَنَوْتُ مِنْهُمَا فَقُلْتُ: بِأَبِی أَنْتَُما أَیُّ الاْءَعْمَالِ وَجَدْتُمَا أَفْضَلُ؟ قَالا: فَدَیْنَاکَ بالآبَاءِ وَالامُّهاتِ وَجَدْنَا أَفْضَلَ الاْءَعْمَالِ الصَّلاةَ عَلَیْکَ وَ سَقْیَ الْمَالِ وَ حُبَّ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ علیهالسلام ».
ابو علقمه میگوید: پیامبر صلیاللهعلیهوآله بعد از نماز صبح رو
به ماکرد و فرمود: اصحاب من! دیشب عمویم حمزه و برادرم جعفر (طیار) را در خواب دیدم. به آن دو نزدیک شدم و گفتم: «پدر و مادرم فدایتان، کدام عمل را برتر یافتید؟»
پاسخ دادند: پدر و مادر ما فدایت، ما صلوات بر تو، تشنه را سیراب کردن و محبت علی بن ابی طالب علیهالسلام را برترین اعمال یافتیم.(1)
1) 1. مناقب خوارزمی، ص 74، ح 53؛ مدینة المعاجز، ج 3، ص 35، ح 698؛ بحارالانوار، ج 39، ص 274.
گرچه در فصل پیش راجع به اولین منبر و آمین گفتن پیامبر صلیاللهعلیهوآله حدیثی را ذکر کردیم ، ولی در اینجا نیز به ذکر حدیثی میپردازیم که در آن حال و هوا میباشد. این حدیث عبارت است از:
«عَن أبی عبداللّه علیهالسلام قال: قال رسول اللّه صلیاللهعلیهوآله : فمن أدرکه - شهر رمضان - فلم یغفر له فأبعده اللّه... و من ذکرت عنده فلم یصلّ علیّ فلم یغفر له فأبعده اللّه».
امام محمد باقر علیهالسلام فرمود: رسول خدا صلیاللهعلیهوآله فرمودند هرکه ماه رمضان را درک کند و آمرزیده نشود، خدا او را دور میگرداند و هرکه در نزد او مذکور شوم و بر من صلوات نفرستد، آمرزیده نشود و خدا نیز او را دور گردانیده است.(1)
1) 2. ثواب الاعمال، ص 67؛ مجمع الزوائد، ج 10، ص 165؛ مسند ابن المبارک، ص 129، ح 47.
در کتاب ثواب الاعمال و امالی شیخ صدوق مذکور است که رسول خدا صلیاللهعلیهوآله در خطبهای که برای ماه مبارک رمضان خواند فرمود:
[ 29 ] «قال النبیّ صلیاللهعلیهوآله : وَ مَنْ أَکْثَرَ فِیهِ مِنَ الصَّلاةِ عَلَیَّ ثَقَّلَ اللَّهُ مِیزَانَهُ یَوْمَ تَخِفُّ الْمَوَازِینُ».
هرکه بر من در این ماه فراوان صلوات بفرستد، حق تعالی ترازوی اعمال او را سنگین میگرداند در روزی که ترازوی اعمال سبک باشد.(1)
1) 1. بحارالانوار، ج 94، ص 52، روایت 17؛ عیون اخبار الرضا علیهالسلام ، ج 2، ص 266، ح 53؛ أمالی الصدوق، ص 155، ح 149؛ وسائل الشیعه، ج 10، ص 314، ح 13494.
گرچه در هر زمانی صلوات فرستادن نیکوست، لکن در بعضی از اوقات، دارای پاداشی ویژه است. از آن جمله صلوات در شب و روز مبعث رسول خدا صلیاللهعلیهوآله است.
[ 30 ] «الْحَسَنِ بْنِ رَاشِدٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبا عبداللّه علیهالسلام قُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاکَ لِلْمُسْلِمِینَ عِیدٌ غَیْرَ الْعِیدَیْنِ؟ قَالَ: نَعَمْ یَا حَسَنُ أَعْظَمُهُمَا وَ أَشْرَفُهَا قُلْتُ لَهُ: وَ أَیُّ یَوْمٍ هُوَ؟ قَالَ: یَوْمٌ نُصِبَ أَمِیرُ الْمُوءْمِنِینَ علیهالسلام فِیهِ عَلَماً لِلنَّاسِ قُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاکَ وَ مَا یَنْبَغِی لَنَا أَنْ نَصْنَعَ فِیهِ قَالَ تَصُومُهُ یَا حَسَنُ وَ تُکْثِرُ الصَّلاةَ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ... وَ لا تَدَعْ
صِیَامَ یَوْمِ سَبْعٍ وَ عِشْرِینَ مِنْ رَجَبٍ فَإِنَّهُ هُوَ الْیَوْمُ الَّذِی نَزَلَتْ فِیهِ النُّبُوَّةُ عَلَی مُحَمَّدٍ صلیاللهعلیهوآله وَ ثَوَابُهُ مِثْلُ سِتِّینَ شَهْراً لَکُمْ».
حسن بن راشد گفت: به امام جعفر صادق علیهالسلام عرض کردم: «آیا غیر از اعیاد مشهوره، عید دیگری نیز هست؟» فرمود : شریفترین و کاملتر از همه آنها روزی است که رسول خدا صلیاللهعلیهوآله مبعوث گردید.
عرض کردم: «آن روز، کدام روز بود؟» فرمود: «آن روز شنبه بیست و هفتم ماه رجب بود.» عرض کردم: «در آن روز، چه عملی باید به جای آورد؟» فرمود: روزه میگیری و صلوات بسیار بر محمد و آل محمد میفرستی.(1)
1) 1. کافی، ج 4، ص 149 و 149، ح 1؛ مصباح المتهجد، ج 736؛ ثواب الاعمال، ص 74؛ من لا یحضره الفقیه، ج 2، ص 90، ح 1816.
پیامبر اعظم صلیاللهعلیهوآله در جمع صحابه خود فرمود:
[ 31 ] «ألا و تقرّبوا إلی اللّه بالطاعات یجزل لکم المثوبات، و قصّروا أعمارکم فی الدنیا بالتعرّض لأعداء اللّه فی الجهاد لتنالوا طول أعمار الآخرة فی النعیم الدائم الخالد، و ابذلوا أموالکم فی الحقوق اللازمة لیطول غناوءکم فی الجنّة.
فقام ناس فقالوا: یا رسول اللّه نحن ضعفاء الأبدان قلیلو الأموال لا نفی بمجاهدة الأعداء و لا تفضل
أموالنا عن نفقات العیالات، فماذا نصنع؟
قال رسول اللّه صلیاللهعلیهوآله : ألا فلیکن صدقاتکم من قلوبکم و ألسنتکم.
قالوا: کیف یکون ذلک یا رسول اللّه؟ قال صلیاللهعلیهوآله : أمّا القلوب فتقطعونها علی حبّ اللّه و حبّ محمّد رسول اللّه و حبّ علی ولیّ اللّه و وصیّ رسول اللّه و حبّ المنتجبین للقیام بدین اللّه و حبّ شیعتهم و محبّیهم و حبّ إخوانکم الموءمنین و الکفّ عن اعتقادات العداوات و الشحناء و البغضاء.
و أما الألسنة فتطلقونها بذکر الله تعالی بما هو أهله و الصلاة علی نبیّه محمّد و آله الطیّبین فإنّ اللّه تعالی یبلّغکم أفضل الدرجات و ینیلکم به المراتب العالیات».
پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله فرمودند: ای مردم! با اطاعت خدا،
به خدا نزدیک شوید تا این که خداوند شما را به خیر برساند . اسارتهای خود را در دنیا کم کنید و متعرض دشمنان خدا شوید و در جنگ شرکت کنید تا اعمال شما در قیامت زیاد شود و از مالهای خودتان در حقوق لازم انفاق کنید.
در این حال، مردم بلند شدند و عرض کردند: «ای رسول خدا! بدن ما ضعیف است و مال و منالی هم نداریم که بذل و بخشش کنیم، پس چه کنیم؟» حضرت فرمودند: «صدقات قلبی و زبانی بدهید.»
باز مردم سؤال نمودند: «چگونه صدقه بدهیم؟»
حضرت فرمودند: صدقات قلبی، این است که قلبتان را با محبت خدا و محمد، رسول خدا و علی، ولی خدا، و همه کسانی که برای قیام در راه دین خداوند انتخاب شدهاند (ائمه معصومین علیهمالسلام ) و محبت شیعه آنها و
کسانی که از دوستداران شیعیان هستند را در دلتان ایجاد کنید. اما صدقات زبان، این است که مشغول به ذکر خداوند باشید و صلوات بر محمد و آلش بفرستید، زیرا خداوند شما را به واسطه این اعمال به بهترین درجات میرساند.(1)
1) 1. تفسیر الامام العسکری علیهالسلام ، ص 447 و 448؛ مدینة المعاجز، ج 1، ص 455؛ بحارالانوار، ج 9، ص 325.
[ 32 ] پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله فرمود:
«إنّ ابخل النّاس من ذکرت عنده و لم یصلّ علیّ».
بخیلترین مردم کسی است که نام من نزد او برده شود و آن شخص صلوات نفرستد.(1)
1) 2. حدیث 1 تا 5 کنزالعمال، 2147، 2149، 2153، 2243 و 2144 (حدیث 5، بحار، ج 94، ص 55)؛ تفسیر ابن کثیر، ج 3، ص 520؛ تاریخ مدینه دمشق، ج 59، ص 335.
یکی از مواردی که صلوات فرستادن مورد تأکید قرار گرفته است، هنگام بوییدن گل است. در احادیث آمده است:
[ 33 ] «عن مالک الجهینی قال: ناولت أبا عبداللّه الصادق علیهالسلام : شَیْئاً مِنَ الرَّیَاحِینِ فَأَخَذَهُ فَشَمَّهُ وَ وَضَعَهُ عَلَی عَیْنَیْهِ ثُمَّ قَالَ: مَنْ تَنَاوَلَ رَیْحَانَةً فَشَمَّهَا وَ وَضَعَهَا عَلَی عَیْنَیْهِ ثُمَّ
قَالَ: اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ لَمْ تَقَعْ عَلَی الاْءَرْضِ حَتَّی یُغْفَرَ لَهُ».
مالک میگوید: گلی به حضرت امام جعفر صادق علیهالسلام دادم، گرفتند و بوییدند و بر هر دو دیده گذاشتند. پس
فرمودند: هرکه گلی را بگیرد و ببوید و بر دیدهها بگذارد و بگوید:
اللّهم صلّ علی محمّد و آل محمّد هنوز بر زمین نگذاشته باشد؛ گناهانش آمرزیده میشود.(1)
1) 1. آثار و برکات صلوات، ص 53؛ روضة الواعظین، ص 327؛ وسائل الشیعه، ج 2، ص 171، ح 1849؛ بحارالانوار، ج 92، ص 347، ح 2.
همچنین پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله فرمود:
[ 34 ] «مَنْ صَلّی عَلَیَّ وَ لَمْ یَصَلِّ عَلی آلی لَمْ یَجِدْ ریحَ الجَنّة».
کسی که بر من صلوات بفرستد ولی بر آل من صلوات نفرستد بوی بهشت را استشمام نخواهد کرد.(1)
1) 2. أمالی صدوق، ص 267، ح 291؛ وسائل الشیعه، ج 7، ص 203، ح 9117؛ بحارالانوار، ج 8، ص 186، ح 150.
و نیز فرمود:
[ 35 ] «مَنْ نَسِیَ الصَّلاةَ عَلیَّ أخْطَأْ طَریقَ الْجَنَّةِ».
کسی که صلوات بر من را فراموش کند، راه بهشت را گم کرده است.(1)
یعنی درود بر پیامبر صلیاللهعلیهوآله چنان ارجمند است که فراموش کننده آن از مسیر آسان بهشت دور میگردد یا آنکه فراموش کردن ذکر صلوات بر پیامبر صلیاللهعلیهوآله باعث فراموشی دستورات آن حضرت شده و انسان را از مسیر بهشت دور میسازد.
1) 3. أمالی صدوق، ص 145، ح 236؛ بحارالانوار، ج 91، ص 53، ح 20؛ تفسیر ابن کثیر، ج 3، ص 520؛ الدر المنثور، ج 5، ص 218؛ میزان الاعتدال، ج 1، ص 387.
پیامبر آمین گفت پیامبر صلیاللهعلیهوآله در میان مسجد النبی در حالی که پشت به یکی از ستونهایش داده بود، خطبه میخواند. خانمی پیشنهاد کرد که چون خواهر زادهام نجار است منبری برای شما بسازد که مورد استقبال آن حضرت قرار گرفت . برای اولین بار که آن حضرت قدم روی پلههای آن نهاد، سه بار در سه پله آن «آمین» گفت که نظر همه حضار را به خود جلب کرد.
[ 36 ] «عن جابر بن عبد اللّه أنّ النبیّ صلیاللهعلیهوآله رقی المنبر فلمّا رقی الدرجة الأولی قال: آمین ثمّ رقی الثانیة فقال:
آمین، ثمّ رقی الثالثة فقال: آمین، فقالوا: یا رسول اللّه سمعناک تقول آمین ثلاث مرّات، قال: لمّا رقیت الدرجة الأولی جاءنی جبرئیل فقال: شقی عبد أدرک رمضان فانسلخ منه و لم یغفر له، فقلت: آمین، ثمّ قال: شقی عبد أدرک والدیه أو أحدهما فلم یدخلاه الجنّة، فقلت: آمین، ثمّ قال: شقی عبد ذکرت عنده و لم یصلّ علیک، فقلت: آمین».
پیامبر خدا صلیاللهعلیهوآله در مسجد به ستونی که بعداً به عنوان ستون حنانه شهرت یافت پشت داده سخنرانی میکرد تا آنکه به دست بعضی از مؤمنان، منبری ساخته شد که دارای چند پله بود . آن حضرت در اولین مرتبهای که پای مبارک را بر پله اول منبر نهاد فرمود: «آمین.» سپس بر پله دوم پاگذارد و فرمود: «آمین.» در حال بالا رفتن به پله سوم نیز فرمودند: «آمین.» پس از پایان خطبه آن حضرت، اصحاب حاضر در مجلس از سِر آمین بدون دعا سؤال نمودند. حضرت پاسخ دادند: دعا کننده جبرئیل بود و
چون بر پله اول پانهادم دعا کرد و گفت: «هر کسی که پدر و مادر خود را درک کند ولی از راه به جهت خدمت به آنان آمرزیده نشود از رحمت خداوند، دور باد!» پس به من گفت آمین بگویم و گفتم. وقتی بر پله دوم منبر پا نهادم، جبرئیل دعا کرد و گفت: «هرکس نام تو در نزد او برده شود و صلوات نفرستد و به آن حال بمیرد، به دوزخ درآید و خداوند وی را از رحمت خود دور سازد.»
پس به من گفت آمین بگویم و من گفتم. و وقتی به پله سوم پا نهادم، جبرئیل گفت: «هرکسی که شب قدر و ماه مبارک رمضان را دریابد و آمرزیده نشود، از خدای متعال دور باشد.»
سپس به من گفت: بگو آمین و من نیز آمین گفتم.(1)
1) 1. جلاء الافهام، ص 6؛ مستدرک الوسائل، ج 5، ص 352؛ مسلسل 6070؛ تفسیر الدر المنثور، ج 5، ص 217؛ الادب المفرد للبخاری، ص 140؛ المعجم الکبیر للطبرانی، ج 19، ص 144؛ الدر المنثور، ج 5، ص 217؛ بحارالانوار، ج 91، ص 87.
[ 37 ] در بسیاری از احادیث آمده است :
قال رسول اللّه صلیاللهعلیهوآله : «من صلی علیّ مرّة لا یبقی علیه من المعصیة ذرّة؛ پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله فرمود: کسی که یک بار به گونهای خالصانه و خدا پسند بر من صلوات بفرستد همه گناهان او در معرض غفران قرار میگیرد».(1)البته این حدیث در منابع مختلف با تعابیر مختلفی مشاهده میشود از جمله در مستدرک الوسائل، ج 5، ص 334 آمده است: «من صلی علیّ مرةٌ لم یبق علیه
1) 1. بحارالانوار، ج 91، ص 63.
من المعصیة ذرة» همچنین در کتاب اللمعة البیضاء نوشته تبریزی انصاری، ص 492 آمده است: «من صلی علی مرة لم یبق من ذنوبه ذرة» البته در کتاب بحارالانوار، ج 91، ص 63 نیز آمده است : «من صلی علی مرة فتح اللّه علیه باب من العافیة و قال صلیاللهعلیهوآله : من صلی علی مرة لم یبق من ذنوبه ذرة».
یکبار ارْ کسی، صلواتی نثار من بنمود با صداقت و اخلاص راستین
نابود میشود همه جرم و گناه او شرط آن که حقِّ ناس نباشد بدان قرین
[ 38 ] پیامبر اعظم صلیاللهعلیهوآله همواره ، امت را به اهتمام بر صلوات تأکید میداشت . در حدیث آمده است :
قال رسول اللّه صلیاللهعلیهوآله : «من صلی علیّ مرة فتح اللّه علیه باب
من العافیة؛ کسی که یک بار به گونهای خالصانه و خداپسند بر من درود نثار کند پروردگار حکیم دری از تندرستی و عافیت را به روی او میگشاید».(1)
از این حدیث به دست میآید که آدمی با مشغول شدن به ذکر صلوات مورد مرحمت الهی قرار میگیرد و یکی از تجلّیات مرحمت الهی تأمین سلامتی و عافیت برای آدمی است.
1) 1 . بحارالانوار، ج 91، ص 63.
[ 39 ] در حدیث از پیامبر اعظم صلیاللهعلیهوآله آمده است:
«صَلَاتُکُمْ عَلَیَّ إِجَابَةٌ لِدُعَائِکُمْ وَ زَکَاةٌ لِأَعْمَالِکُمْ؛ صلوات شما بر من، مایه اجابت دعا و رشد و بالندگی و پاکی اعمال شماست».(1)
شاعر میگوید:
صلوات و درودهای شما مایه عزت دعای شماست
باعثِ پاکسازی کردار عامل رفعت سرای شماست
1) 2. وسائلالشیعة، ج 7، ص 96؛ امالی طوسی، ص 215.
[ 40 ] در برخی از احادیث آمده است که صلوات بر پیامبر صلیاللهعلیهوآله : افضل است بر دعای در حق خودت «الصلاة علی النّبی افضل من الدعا لنفسه».(1)
1) 3 . اللمعة البیضاء، ص 492.
حکمت تأکید صلوات
پاسخ به یک پرسش
چرا پرداختن به ذکر صلوات در فرهنگ اسلامی مورد تأکید فراوان است؟
پاسخ: اولاً صلوات درود برتر است و صلوات بهترین راه اظهار ادارت به پیشگاه اهل بیت اطهار علیهمالسلام است و ازین راه متقابلاً آدمی چه در دنیا و چه در آخرت، مورد عنایت آنان قرار میگیرد.
ثانیاً: صلوات «ذکر اکبر» است و در پیشگاه الهی
دارای جایگاه ویژهای میباشد که آدمی با پرداختن به صلوات به خدا نزدیک شده و آبروی خاصی به دست میآورد.
ثالثاً: صلوات، مایه توجه کردن قلب آدمی به انسانهای برتر و محبوب درگاه خداست. بدیهی است آنگاه که قلب آدمی متوجه کسی باشد در واقع آدمی نوعی ارتباط قلبی با او برقرار کرده است و این ارتباط که به نوبه خود، نوعی مجالست با آن طرف، محسوب میشود تأثیر خاصی را در قلب آدمی بر جای مینهد. در واقع آدمی از راه صلوات، همنشین با پیامبر اعظم صلیاللهعلیهوآله ، علی مرتضی امیرالمؤمنین علیهالسلام ، فاطمه زهرا علیهاالسلام ، و امام حسن علیهالسلام و امام حسین علیهالسلام و سایر آل محمد صلیاللهعلیهوآله گشته، لحظاتی را در محضر آنان به سر میبرد و دقایقی را با آنان سپری میکند که این بسیار
سرنوشت ساز و حیاتبخش است.
رابعاً: ذکر صلوات آدمی را به دیار محبوبان درگاه خدا میبرد و آدمی از این راه از چنگ احساس غربت و نیز احساس بیپشتوانگی آزاد میشود و احساس میکند که با کسانی در ارتباط است که در روز دشوار و موارد خطر، دست وی را میگیرند. بر این اساس همواره، در زندگی احساس غرور و توانمندی کرده، هنگام بروز ناملایمات دچار اضطراب و آشفتگی نمیشوند.
علامه نهاوندی در کتاب خزینةالجواهر حکمتهایی را درباب صلوات ذکر میکند. او مینویسد:
بینیازی و استغنای ذاتش، بر آن حضرت صلوات میفرستد. پس مؤمنان با حاجت به شفاعت آن حضرت علیهالسلام اولی هستند که صلوات بر آن جناب بفرستند.
حکمت دیگر صلوات این است که امت، ادای بعضی از حقوق آن حضرت را کرده باشند.
حکمت دیگر آن است که روح انسان به واسطه
ضعف، استعداد قبول انوار الاهیة را ندارد، مگر وقتی که یک سنخیت میان خود و ارواح انبیا ایجاد کند تا انوار فایضه از عالم غیب بر ارواح انبیا منعکس بر وی شود و استحکام علاقه ایشان به روح مقدّس نبوی صلیاللهعلیهوآله به واسطه استفاضه انوار مقدس، موقوف به واسطه صلوات است که بر آن حضرت میفرستد . اینجاست که پیامبر صلیاللهعلیهوآله فرمودند:
«نزدیکترین افراد به من در روز قیامت کسی است که بیشتر بر من صلوات بفرستد».
نتیجهای که از توجه به مطالب این نوشته و اهتمام به «ذکر برتر الهی» یعنی صلوات به دست میآید آن است که:
1) 1. خزینةالجواهر، ص 111.
الف) ذکر از جمله ذکر صلوات، همواره از عوامل تقویت ایمان به خدا بوده و مایه توجه انسان به پروردگار متعال میشود.
ب) برخوردار شدن از الطاف گرانسنگ الهی، روشهایی دارد که ذکر صلوات آسانترین آنها است.
ج) از راه توجه به ذکر صلوات است که آدمی از اعجاز مختلف ذکر صلوات بر محمد و آل محمد صلیاللهعلیهوآله برخوردار میگردد.
د) پرداختن به ذکر الهی، از جمله صلوات را باید در جامعه به ویژه برای نسل جوان ترویج کنیم.
1.قرآن کریم
احتجاج، احمد بن علی بن أبی طالب طبرسی (548 ه) دار النعمان، نجف اشرف، 1386ه.
اختصاص، شیخ مفید (413 ه) جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، چاپ دوم، 1414 ه.
اربعین البلدانیة، ابن عساکر (571 ه) دار الفکر المعاصر، بیروت، 1411 ه.
اربعین، شیخ بهائی (1031 ه) دفتر نشر نوید اسلام، قم، چاپ سوم.
ارشاد القلوب، الحسن بن أبی الحسن دیلمی (قرن 8 هجری) دار الاسوة، تهران، چاپ اول، 1417 ه.
اعلام الدین، الحسن بن الحسن دیلمی (قرن 8 هجری)، مؤسسة آل البیت علیهمالسلام ، قم، چاپ اول، 1408 ه.
اقبال الاعمال، سید ابن طاووس (664 ه) دفتر تبلیغات اسلامی، قم، چاپ اول، 1414 ه.
الادب المفرد، محمد بن اسماعیل بخاری (256 ه) مؤسسة الکتب الثقافیة، بیروت، چال اول، 1406 ه.
الارشاد الی سبیل الرشاد، القاسم بن محمد بن علی (1029 ه) دار الحکمة الیمانیة صنعاء، چاپ اول،
1417 ه.
الأمالی، شیخ صدوق، (381 ه)، بنیاد بعثت، قم، چاپ اوّل، 1417 ه.
الأمالی، شیخ طوسی، (460 ه)، بنیاد بعثت، قم، چاپ أوّل، 1414 ه.
الأمالی، شیخ مفید، (413 ه)، جامعه مدرسین حوزه علمیه، قم، 1403 ه.
بحارالانوار، محمد باقر مجلسی، (1111 ه)، مؤسسة الوفاء بیروت، چاپ دوم، 1403 ه.
بدایة والنهایة، ابن کثیر (774 ه) دار احیاء التراث العربی، بیروت، 1408 ه.
بشارة المصطفی، محمد بن أبی القاسم طبری (قرن 6 هجری) مؤسسة النشر الاسلامی، قم، چاپ دوم، 1422 ه.
پرورش روح، سید محمد شفیعی مازندرانی، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی.
تاریخ الیعقوبی، احمد بن جعفر بن وهب (284 ه) دار صادر، بیروت.
تاریخ مدینه دمشق، ابن عساکر (571 ه) دار الفکر، بیروت، 1415 ه.
تأویل الآیات، شرف الدین حسینی استر آبادی (قرن 10 هجری)، مدرسة الامام المهدی علیهالسلام ، قم، چاپ اول، 1407 ه.
تتمة المنتهی، شیخ عباس قمی، انتشارات
بصیرتی قم.
تحف العقول، ابن شعبة حرّانی، (قرن 4 هجری)، موسسة النشر الاسلامی، قم، چاپ دوم، 1404 ه.
تفسیر ابن کثیر، اسماعیل بن کثیر دمشقی (774 ه) دار المعرفة، بیروت، 1412 ه.
تفسیر الاصفی، مولا محسن فیض کاشانی، (1091 ه)، سال چاپ 1353 ه.
تفسیر الامام العسکری، امام حسن بن علی عسکری علیهالسلام ، (260 ه) مدرسة الامام المهدی، قم، چاپ اول، 1409 ه.
تفسیر الدر المنثور، جلال الدین سیوطی (911 ه) دار المعرفة، بیروت، چاپ اول، 1365 ه.
تفسیر القرآن العظیم، ابن ابی حاتم رازی، (327 ه)، المکتبة العصریة، بیروت، 1419 ه.
تفسیر الکشاف، جار اللّه محمود بن عمر زمخشری (538 ه) مصطفی البابی الحلبی، مصر، 1385 ه.
تفسیر الکنز الدقائق، میرزا محمد مشهدی، (1125 ه) چاپخانه علمیه، قم، 1409 ه.
تفسیر ثعلبی، ثعلبی، (875 ه)، دار احیاء التراث العربی، بیروت، چاپ اول، 1418 ه.
تفسیر جوامع الجامع، شیخ طبرسی، (قرن 6 هجری)، مؤسسة النشر الاسلامی، قم، چاپ اول، 1418 ه.
تفسیر صافی، مولی محسن فیض کاشانی، (1091
ه)، مؤسسة الاعلمی، بیروت، چاپ اول، 1406 ه.
تفسیر عیاشی، محمد بن مسعود عیاشی، (320 ه)، المکتبة الاسلامیة، تهران.
تفسیر فخر الرازی، فخر الدین محمد بن عمر رازی، (606 ه)، المطبعة البهیة، مصر.
تفسیر فرات، فرات بن ابراهیم کوفی، (352 ه)، وزارت ارشاد اسلامی، تهران، چاپ اول، 1410 ه.
تفسیر قرطبی، محمد بن احمد انصاری قرطبی، (671 ه)، دار احیاء التراث العربی، بیروت، چاپ دوم، 1405 ه.
تفسیر نسقی، علاء الدین علاء بغدادی، (725 ه) دار الفکر، بیروت.
تفسیر نور الثقلین، عبد علی بن جمعه عروسی حویزی، (1112 ه) مؤسسه اسماعیلیان، قم، چاپ چهارم، 1412 ه.
تفیسر تبیان، شیخ طوسی، (460 ه)، مکتب الاعلام الاسلامی، قم، چاپ اول، 1409 ه.
تنبیه الغافلین عن فضائل الطالبین، ابو البدر محسن بن کرامة جشمی بیهقی، (494 ه) مرکز الغدیر، قم، 1420 ه.
توحید، شیخ صدوق، (381 ه)، جامعه مدرسین حوزه علمیه، قم.
تهذیب الاحکام، شیخ طوسی (460 ه) دار الکتب الاسلامیه، تهران، چاپ چهارم، 1365 ش.
ثاقب فی المناقب، ابن حمزة محمد بن علی طوسی، (قرن 6 هجری)، مؤسسة انصاریان، قم، چاپ اول، 1411 ه.
ثواب الاعمال، شیخ صدوق، (381 ه)، منشورات شریف رضی، قم، چاپ دوم، 1368 ش.
جامع الاحادیث الشیعه، آیت اللّه العظمی سید حسین بروجردی، المطبعة العلمیة، قم، 1399 ه.
جامع السعادات، محمد مهدی نراقی، (1209 ه) مؤسسة الاعلمی، بیروت، چاپ چهارم.
جامع الصغیر، جلال الدین سیوطی (911 ه) دار الفکر، بیروت، چاپ اول، 1401 ه.
جلاء الافهام، ابن قیم جوزیه (751 ه) القاهره، 1972 م.
جمال الاسبوع، سید ابن طاووس (664 ه) أختر شمال، چاپ اول، 1371 ش.
جواهرات السنیة، حر عاملی، (1104 ه) مطبعة النعمان، نجف اشرف، 1384 ه.
جواهر الکلام، محمد حسن نجفی، (1266 ه) دار الکتب الاسلامیة، تهران، چاپ دوم، 1365 ش.
خزینة الجواهر، علامه نهاوندی از انتشارات طوس
خصائص الائمة، شریف رضی، (406 ه)، مجمع البحوث الاسلامیة، مشهد، 1406 ه.
خصال، شیخ صدوق، (381 ه)، انتشارات جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، چاپ دوم، 1403 ه.
دعائم الاسلام، النعمان بن محمد بن منصور
تمیمی مغربی، (363 ه)، دار المعارف، مصر، 1383 ه.
دلائل الامامة، محمد بن جریر طبری، (قرن 4 هجری)، بنیاد بعثت، قم، چاپ اول، 1413 ه.
ذخائر العقبی، محب الدین طبری، (694 ه) مکتبة القدسی، القاهره، 1356 ه.
رجال الکشی، شیخ طوسی، (460 ه) مؤسسة آل البیت علیهمالسلام ، قم، 1404 ه.
روضة الواعظین، محمد بن الفتّال نیسابوری، (508 ه)، منشورات شریف رضی، قم، 1396 ه.
روضة، شاذان بن جبرئیل قمی، (660 ه) مکتبة الامین، قم، چاپ اول، 1423 ه.
سراج القلوب، ابو علی زین الدین بن علی معیّری.
سعد السعود، سید ابن طاووس، (664 ه)، انتشارات شریف رضی، قم، 1363 ش.
سفینة البحار، شیخ عباس قمی، (1359 ه)، کتابخانه سنائی، تهران.
سنن الترمذی، محمد بن عیسی بن سوره ترمذی، (279 ه)، دار الفکر، بیروت، 1403 ه.
سنن الکبری، أحمد بن الحسین بن علی بیهقی (458 ه) دارالفکر، بیروت.
سنن أبی داود، سلیمان بن الاشعث سجستانی، (275 ه)، دار الفکر، بیروت، چاپ اول، 1410 ه.
سنن دارمی، عبداللّه بن بهرام دارمی، (255 ه)، مطبعة الاعتدال، دمشق، 1349 ه.
سیدة فاطمة الزهرا، محمد بیومی، چاپخانه سفیر، اصفهان، چاپ دوم، 1418 ه.
شرح الاخبار، ابو حنیفة نعمان بن محمد تمیمی، (363 ه) مؤسسة النشر الاسلامی، قم .
شرح نهجالبلاغه، ابن أبی الحدید معتزلی، 656 ه، دار احیاء التراث العربی، بیروت، چاپ اوّل، 1378 ه.
صحیح ابن حبان، علاء الدین علی بن بلبان فارسی، (739 ه)، مؤسسة الرسالة، بیروت، چاپ دوم، 1414 ه.
صحیح البخاری، محمد بن اسماعیل بخاری، (256 ه)، دار الفکر، بیروت، 1401 ه.
صحیح مسلم، مسلم بن الحجاج نیسابوری، (261 ه)، دار الفکر، بیروت.
صفات الشیعه، شیخ صدوق، (381 ه)، کانون انتشارات عابدی، تهران.
صواعق المحرقه، ابن حجر هیثمی، چاپ مصر.
عدّة الداعی، أحمد بن فهد حلی، (841 ه)، مکتبة الوجدانی، قم.
عقد النضید، محمد بن الحسن قمی، (قرن 7 هجری)، دار الحدیث، قم، چاپ اول، 1423 ه.
علل الشرایع، شیخ صدوق، (381 ه)، المکتبة الحیدریه فی النجف الاشرف، 1386 ه.
عوالی اللئالی، ابن ابی جمهور احسائی، (880 ه)، مطبعة سید الشهداء علیهالسلام ، قم، چاپ اول، 1403 ه.
عیون اخبار الرضا علیهالسلام ، شیخ صدوق (381 ه) مؤسسه الاعلمی، بیروت، چاپ اول، 1404 ه.
عیون اخبار الرضا علیهالسلام ، شیخ صدوق، (381 ه)، مؤسسة الاعلمی، بیروت، چاپ اول، 1404 ه.
عیون الحکم و المواعظ، علی بن محمد اللیثی الواسطی، (قرن 6 هجری)، دار الحدیث، قم، چاپ اول، 1376 ش.
غابة المرام، سید هاشم بحرانی، (1107 ه)، دار احیاء التراث العربی، بیروت، 1421 ه.
غیبة، محمد بن ابراهیم نعمانی، (360 ه)، انتشارات انوار الهدی، قم، چاپ اول، 1422 ه.
فصول المهمة، حر عاملی، (1104 ه)، مؤسسة معارف اسلامی امام رضا علیهالسلام ، قم، چاپ اول، 1418 ه.
فضائل الشیعه، شیخ صدوق، (381 ه)، انتشارات عابدی، تهران.
فضائل، شاذان بن جبرئیل قمی، (660 ه)، انتشارات زائر، قم، چاپ اول، 1381 ش.
فضایل صلوات
فلاح السائل، سید ابن طاووس، (664 ه).
قرب الاسناد، عبداللّه بن جعفر حمیری قمی، (300 ه)، مؤسسة آل البیت علیهمالسلام ، قم، چاپ اول، 1413 ه.
قصص الانبیاء، سید نعمة اللّه الجزائری، (1112 ه)، انتشارات هاد، تهران، چاپ سوم، 1377 ه.
قصص الانبیاء، قطب الدین راوندی، (573 ه)، مؤسسة الهادی، قم، چاپ اول، 1418 ه.
کافی، محمد بن یعقوب کلینی رازی، (329 ه)، دارالکتب الاسلامیة، تهران، چاپ سوم، 1388 ه.
کامل الزیارات، ابو القاسم جعفر بن محمد بن قولویه قمی، (368 ه)، مؤسسة النشر الاسلامی، قم، 1417 ه.
کتاب المؤمن، حسین بن سعید اهوازی، (قرن 3 هجری)، مدرسة الامام المهدی علیهالسلام ، قم، چاپ اول، 1404 ه.
کشف الخفاء، اسماعیل بن محمد عجلونی، (1162 ه)، دار الکتب العلمیة، بیروت، چاپ سوم، 1408 ه.
کشف الغمه، علی بن عیسی اربلی، (687 ه)، دار الکتاب الاسلامی، بیروت، چاپ اول، 1401 ه.
کشف الیقین، علامه حلی، (726 ه)، مجمع احیاء الثقافة الاسلامیة، قم، چاپ اول، 1413 ه.
کمال الدین و تمام النعمة، شیخ صدوق، (381 ه) مؤسسة النشر الاسلامی، قم، 1405 ه.
کنز العمال، متقی هندی، (975 ه)، مؤسسة الرسالة، بیروت، چاپ دوازدهم، 1409 ه.
لسان العرب، ابن حجر عسقلانی، (852 ه)، مؤسسة الاعلمی، بیروت، چاپ دوم، 1390 ه.
لمعات الانوار
مأة منقبه، ابن شاذان محمد بن أحمد قمی، (413 ه)، مدرسة الامام المهدی علیهالسلام ، قم، چاپ اول، 1407 ه.
مجموعة ورام، ورام بن ابی فراس مالکی اشتری، (605 ه)، دار الکتب الاسلامیة، تهران، 1388 ش.
محاسبة النفس، ابراهیم بن علی کفعمی، (قرن 9 هجری)، مؤسسة قائم آل محمد صلیاللهعلیهوآله ، قم، چاپ اول، 1413 ه.
محاسن، احمد بن محمد بن خالد برقی، (274 ه)، دار الکتب الاسلامیة، تهران، 1370 ه.
محتضر، حسن بن سلیمان بن محمد حلّی، (قرن 8 هجری)، المکتبة الحیدریة، نجف اشرف، 1498 ه.
مدینة المعاجز، سید هاشم بحرانی، (1107 ه) بنیاد معارف اسلامی، قم، چاپ اول، 1413 ه.
مزار، محمد بن محمد بن النعمان بغدادی، (413 ه) دار المفید، بیروت، چاپ دوم، 1414 ه.
مستدرک علی الصحیحین، حاکم نیسابوری، (405 ه)، دار المعرفة، بیروت.
مستدرکوسائلالشیعه، محقق میرزا حسین نوری طبرسی، (1320 ه)، مؤسسه آل البیت علیهمالسلام ، قم، چاپ اوّل، 1408 ه.
مسند ابن المبارک، عبداللّه بن المبارک، (181 ه)، دار الکتب العلمیة، بیروت، چاپ اول، 1411 ه.
مسند أحمد، احمد بن حنبل، (241 ه)، دارصادر، بیروت.
مسند زید بن علی، الامام الشهید زید بن علی بن الحسین علیهالسلام ، دار مکتبة الحیاة، بیروت.
مشکاة الانوار، ابوالفضل علی طبرسی، (قرن 7 هجری)، دار الکتب الاسلامیة، تهران، چاپ دوم، 1385 ه.
مصابیح الدجی
مصادقة الاخوان، شیخ صدوق، (381 ه)، مکتبة الامام صاحب الزمان علیهالسلام ، العامه، کاظیمه، عراق، 1402 ه.
مصباح الشریعه، منسوب به امام صادق علیهالسلام ، مؤسسة الاعلمی، بیروت، چاپ اول، 1400 ه.
مصباح المتهجد، شیخ صدوق، (381 ه)، مکتبة الامام صاحب الزمان علیهالسلام ، عامة، کاظمین، عراق.
معارج الوصول، محمد بن یوسف زرندی، (750 ه).
معانی الاخبار، شیخ صدوق، (381 ه)، انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین، قم، 1361 ش.
معجم الاوسط، ابوالقاسم سلیمان بن احمد طبرانی، (360 ه)، دار الحرمین، 1415 ه.
معجم الکبیر، سلیمان بن أحمد لخمی طبرانی (360 ه) دار إحیاء التراث العربی، بیروت، چاپ دوم، 1404 ه.
قم، چاپ اول، 1415 ه.
مقنعه، شیخ مفید (413 ه) جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، 1410 ه.
مکارم الاخلاق، رضی الدین الحسن بن الفضل طبرسی، (قرن 6 هجری)، انتشارات شریف رضی، قم، چاپ ششم، 1392 ه.
مناقب ابن شهر آشوب، محمد بن علی بن شهر آشوب، (588 ه)، المکتبة الحیدریة، نجف اشرف، 1376 ه.
مناقب الامام امیرالمؤمنین علیهالسلام ، محمد بن سلیمان کوفی، (300 ه)، مجمع اخیاء الثقافة الاسلامیة، قم، چاپ اول، 1412 ه.
مناقب، موفق بن أحمد بن محمد بن مکی خوارزمی (568 ه) مؤسسه النشر الاسلامی، قم، چاپ دوم، 1411 ه.
من لا یحضره الفقیه، شیخ صدوق، (381 ه)، جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، چاپ دوم، 1404 ه.
میزان الاعتدال، محمد بن احمد بن عثمان ذهبی، (748 ه) دار المعرفة، بیروت، چاپ اول، 1382 ه.
نظم درر السمطین، محمد بن یوسف زرندی، (750 ه)، مکتبة الامام أمیر المؤمنین علیهالسلام ، اصفهان، چاپ اول، 1377 ه.
نهجالبلاغه، شرح محمد عبده.
نهج الفصاحه، ترجمه ابو القاسم پاینده، انتشارات
جاویدان، تهران.
وسائل الشیعه، محمد بن الحسن حرّ عاملی، (1104 ه)، مؤسسه آل البیت علیهمالسلام ، قم، چاپ دوم، 1414 ه.
ینابیع المودة، سلیمان بن ابراهیم حنفی قندوزی (1294 ه) دار اسوه، قم، چاپ اول، 1416 ه.