ghaemiyeh.com
ترویج فرهنگ ایثار و گذشت در رسانه (کد: 1853)
به کوشش: مهناز رحمانی
تهیهکننده و ناشر: مرکز پژوهشهای اسلامی صدا و سیما
ویراستار ناظر: محمدصادق دهقان
ویراستار: مرضیه علاقهبند
طراح جلد: محمدجواد حقپرست
صفحهآرا: اکرم السادات بنی زهرا
حروفنگاران: ندا فرحناک و مرضیه معارفوند
نوبت چاپ: اول / 1391
نمونهخوانان: ندا فرحناک و دنیا یاراحمدی
بازخوان: محبوبه پیمانی
شمارگان: 1200 نسخه
بها: 45000 ریال
حق چاپ برای ناشر محفوظ است.©
نشانی: قم، بلوار امین، مرکز پژوهشهای اسلامی صدا و سیما
تلفن: 2915511 ـ 0251 دورنگار: 2915510
تهران: خیابان جام جم، ساختمان شهید رهبر، طبقه زیرزمین
تلفن: 22014738 ـ 021 نمابر: 22164997
دفتر خراسان: مشهد ـ خیابان امام خمینی رحمه الله ، جنب باغ ملی، ساختمان صبا، طبقه سوم
تلفن: 2215108 ـ 0511 نمابر: 2215106
info@irc.ir www.irc.ir
شابک: 0ـ261ـ514ـ964ـ978 Isnb:-978-964-514-261-0
فصل اول: کلیات
زیر فصل ها
تبیین موضوع
تعریف مفاهیم پژوهش
اهمیت پژوهش
کاربرد مفاهیم پژوهش در صدا و سیما
پیشینه پژوهش
پرسشهای پژوهش
اهداف پژوهش
پیشفرضها و چارچوب نظری پژوهش
فرضیههای پژوهش
روش پژوهش
موانع و مشکلات پژوهش
تبیین موضوع
بازسازی و تعالی شخصیت معنوی آدمی، هدف اصلی همه رسولان الهی بوده است. هر پژوهشگر حقیقتجویی با اندکی کاوش در منابع اولیه اسلام، معنویتسالاری و اخلاقمحوری را در تار و پود آموزههای آن آشکارا خواهد دید. آرامش و امنیت در جامعه، مهربانی و محبت در روابط اجتماعی، همبستگی و مشارکت در اجتماع، صبر و استقامت در برابر مشکلات و امیدواری و شادابی در زندگی، همگی از برکات وجود ایثار در جامعه اسلامی است. ایثار به معنای گذشتن از خود به سود دیگران است و اینکه دیگران را در چیزهایی که به آن نیازمندیم، ترجیح دهیم. همواره به مقوله ایثار به معنای ازخودگذشتگی و جانفشانی در راه آرمان و عقیده، در زندگی بشر و در جوامع مختلف، توجه شده است. فداکاری و جانفشانی حتی در بین افرادی که به معاد و خداوند هم معتقد نیستند، وجود دارد، اما عنصر دین و فرهنگ حاکم بر جامعه در ارزشمندی و ارزشگذاری ایثار نقش اساسی دارد.
در دین اسلام، جانبازی و ازخودگذشتگی، از نشانههای مؤمنان است. همواره مؤمن با جان و مال خود، در راه تحقق هدفش میکوشد و ایثار میکند و به دلیل آنکه رفتار هر فردی، زاییده اعتقادات اوست و هیچ چیز برای مؤمن، ارزندهتر از رضای خدا نیست، حاضر است از جان و مال و هستی و تمام متعلقات خود بگذرد تا رضای الهی را به دست آورد. خداوند برای این افراد، ارج و قرب والایی قائل است و برخی از این ایثارگریها را در قرآن بیان کرده است. داستان ایثار حضرت علی علیه السلام در لیلةالمبیت، نمونهای از این موارد است.
ایثار، اصلی قرآنی و صفتی انسانی است که به شکلهای گوناگون در قرآن کریم مطرح و ستایش شده است. خالی بودن زندگی از حسنات اخلاقی، بسیار خطرناک و عامل سقوط انسان از مرتبه انسانیت و سبب نابودی جامعه است. مشکل کنونی جامعه ما این است که به اسم پیشرفت و تمدن، دین کمرنگ شده است. هدف ما در این پژوهش، بیان این مسئله است که آیا با کمرنگ شدن دین در جامعه، اصول اخلاقی هم کمرنگ میشود؟ آیا بدون دین در جامعهای اخلاقی، میتوان زندگی کرد؟ به بیان دیگر، آیا بدون اعتقاد به باورهای دینی میتوان از صفتهای اخلاقی خاصی چون ایثار و گذشت برخوردار بود؟ در این پژوهش، پس از بررسی معانی اصیل ایثار و گذشت، با در نظر گرفتن موانع موجود، راهکارهایی برای ایجاد، اصلاح، ترویج و درونسازی فرهنگ ایثار و گذشت در جامعه پیشنهاد میشود تا روحیه معنوی و دینداری آحاد جامعه، تقویت و جامعه به مدینه فاضله اسلامی نزدیک شود که مطلوب خدا، پیامبران و اولیای الهی است.
تعریف مفاهیم پژوهش
زیر فصل ها
ایثار
اخلاق
گذشت
فضیلت
ایثار
ایثار به معنای «برگزیدن، دیگران را بر خویش مقدّم داشتن و مانند آن است»(1)و در اصطلاح، «بخشش به کسی در مورد چیزی [است] که خود فرد به آن نیاز دارد.»(2)ایثار از باشکوهترین مظاهر جمال و جلال انسانیت است و تنها انسانهای بزرگ به این قله بلند صعود میکنند. ایثار شامل گذشتن از جان، مال، مقام، شخصیت و مانند آن در راه خدا میشود، ولی بیشتر در مقدّم داشتن دیگران در امور مالی یا مقدّم داشتن خواسته دیگران به کار میرود.
خودخواهی و خودپرستی، ضد ایثار و گذشت و فداکاری است و انسان را از کارهای ارزشمندی چون جهاد و مبارزه باز میدارد. خودخواهی، یعنی انسان همه چیز را برای خود بخواهد و خویشتن را بر دیگران مقدّم دارد. طبیعی است که با وجود این صفت، ایثار و فداکاری برای او مفهومی نخواهد داشت؛ زیرا در صورت شرکت در فعالیتهای ایثارگرانه و دادن جان، همه دارایی خود را از دست رفته میبیند و به نظر او نتیجهای نخواهد گرفت. ازاینرو، خودپرستی و خودخواهی، سرچشمه گناهان بزرگی چون دوستی دنیا، دوستی مال، بخل و امثال آنها میشود که هر یک مانعی مهم در رسیدن به سعادت ابدی است. امام علی علیه السلام میفرماید:
از اینکه آنچه را مردم در آن، یکسان بهره دارند، برای خود برگزینی، و اینکه خود را از آنچه برای هر بیننده آشکار گردیده است، به غفلت
واداری و به خود اختصاص دهی بسیار پرهیز کن، که آن از تو گرفته و به دیگری داده خواهد شد.(1)
برخی واژهها و مفاهیم قداستی دارند که کم و بیش با تفاوتهایی، در همه جوامع بشری مطرح هستند؛ از جمله واژههای ایثار و گذشت که در همه عرفها با قداست و عظمت به آن نگریسته شده است.
در فرهنگ عمید، ایثار به معنای بذل کردن، دیگری را بر خود برتری دادن و سود او را بر سود خود مقدّم داشتن و خود را برای آسایش دیگران به رنج افکندن آمده است.(2)ایثار، نمود و نماد دیگرخواهی آدمیان است و روح نوعدوستی آنها را به نمایش میگذارد و گاه تا جایی پیش میرود که فرد یا حتی جمعی کثیر، جان خویش را برای دیگری و دیگران از دست میدهند و ایثار را تمام و کمال به جا میآورند. چنین افرادی نزد ملتها و در تاریخ هر جامعهای، به نمادهایی فراموش نشدنی تبدیل میشوند.
شهادت، فنا شدن انسان برای رسیدن به سرچشمه نور و هستی مطلق است. شهادت، مرگ به صورت کشته شدن است که شهید، آگاهانه، با هدفی مقدس و به تعبیر قرآن، «فی سبیلالله» انتخاب میکند. بنابراین، هر مرگی، شهادت نیست، بلکه این مرگ باید بر اثر کشته شدن باشد و این کشته شدن نیز دو شرط اساسی دارد تا شهادت نامیده شود:
کلمه «ایثار» در فرهنگ بزرگ سخن، (1)به معنای بذل، گذشت کردن از حق خود برای دیگران و نفع دیگری یا دیگران را بر خود ترجیح دادن آمده است. در لغتنامه دهخدا، این کلمه به معنای دیگران را بر خود مقدّم داشتن، برگزیدن و منفعت غیر را بر خود مقدّم داشتن و کمال درجه سخاوت، به کار رفته است.(2)
اخلاق
واژه اخلاق، جمع «خلق»، در لغت به معانی گوناگونی، مانند ویژگی ذاتی، حالت طبیعی، خوی، فطرت، جوهره، طبیعت، سرشت، شیمه (طبیعت) و امثال آن آمده است. از دیدگاه اهل لغت، آنچه در باب شناخت معنای «اخلاق»، در خور تأمل و دقت است، این است که خلق و خوی، مانند ویژگیهای فیزیکی و جسمی، در اعماق وجود انسان ریشه دارد و به آسانی قابل تغییر و زوالپذیر نیست، مگر با برنامهریزیهای دقیق تربیتی و پرورشی. بنابراین، اخلاق نزد لغویان به معنای حالت یا ملکهای در نفس انسان است که بدون نیاز به تفکر و تدبر، خاستگاه صدور افعال خیر و شر میشود. بر این اساس، میتوان گفت، اخلاق، مجموعه خصلتهای روحی و باطنی انسان است که سرچشمههای رفتار و کردار او را تشکیل میدهند. اخلاق در لغت، جمع «خُلُق» یا «خُلق»، به معنای سجیه و طبیعت باطنی
است و به صفاتی گفته میشود که بر اثر تکرار، در نفس انسان به صورت ملکه در آمدهاند و رفتار متناسب با آن، بدون تأمل از انسان سر میزند.
بنابراین، اخلاق، سلسله خصلتها و سجایا و ملکات اکتسابی است که بشر آنها را اصول اخلاقی میداند. به بیان دیگر، قالبی روحی برای انسان است که روح در آن قالب و طبق آن طرح و نقشه، ساخته میشود. در واقع، اخلاق، کیفیت روح انسان است. استاد مطهری میگوید:
اخلاق مرتبط با ساختمان روحی انسان است و بر این اساس با آداب و رسوم مرسوم در جوامع تفاوت دارد؛ چرا که آداب و رسوم، یک سلسله قراردادهای صرف هستند که به ملکات و خلقیات و قالبهای روحی درونی ربطی ندارند.(1)
گذشت
گذشت در اصل به معنای «صرف نظر کردن و رها کردن» است. ازاینرو، برای بیان صرف نظر کردن از عقوبت گناه، «عفا عنه» به کار میرود.(2)عفو معنای «تکثّر» میدهد. بدین مناسبت، در معنای «نموّ و افزایش» نیز به کار رفته و در عبارت قرآنی، «عَفَوْا و قالوا»(3)به همین معناست.(4)«عفا» به معنای «خاک» هم آمده است. بدین سبب که به خاک توجهی نمیشود.(5)
خداوند در قرآن کریم، با جملاتی زیبا، دلنشین و آکنده از محبت، عواطف پاک مؤمنان را مخاطب قرار میدهد و میفرماید: «وَلْیعْفُوا وَلْیصْفَحُوا أَلَا تُحِبُّونَ أَن یَغْفِرَ اللَّهُ لَکُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَّحِیمٌ؛ و باید عفو کنند و گذشت نمایند. مگر دوست ندارید که خدا بر شما ببخشاید؟ و خدا آمرزنده مهربان است.» (نور: 22) نکته جالب این است که خداوند، عفو و گذشت حتی در برابر غیر مسلمانان را نیز مایه جلب محبت الهی معرفی میکند و میفرماید: «فَبِمَا نَقْضِهِم مِّیثَاقَهُمْ لَعنَّاهُمْ ... فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاصْفَحْ إِنَّ اللّهَ یُحِبُّ الْمُحْسِنِینَ؛ پس به [سزای] پیمان شکستنشان لعنتشان کردیم و دلهایشان را سخت گردانیدیم. پس، از آنان درگذر و چشم پوشی کن که خدا نیکوکاران را دوست میدارد». (مائده: 13)
هرگاه بردباری و بخشش، خلق و خوی آدمی گردد و به صورت ملکه درآید، نشان از تعالی روح دارد و برترین مکارم اخلاقی به شمار میرود. امام صادق علیه السلام از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل میکند که فرمود:
گذشت و بردباری، به ویژه در برابر پرخاشگری نیازمندان، بهترین نوع انفاق است که گاه ارزش آن از انفاق مالی نیز بالاتر است. ازاینرو، هنگامی که مردم از پیامبر میپرسند چه چیزی انفاق کنند، خداوند در قرآن کریم به حضرت میفرماید که در پاسخ بگوید «عفو» را انفاق کنند: «یسْأَلُونَکَ مَاذَا ینفِقُونَ قُلِ الْعَفْوَ؛ و از تو میپرسند: «چه چیزی انفاق کنند؟» بگو: «مازاد [بر نیازمندی خود] را.». (بقره: 219)
بدینسان، قرآن کریم با توجه به اهمیت عفو و گذشت، پرسش مردم را درباره انفاق، با «انفاق عفو» پاسخ میفرماید و این از موارد فصاحت و بلاغت قرآن است.
این مطلب در آیهای دیگر با صراحت بیشتری بیان شده است: «قَوْلٌ مَّعْرُوفٌ وَمَغْفِرَةٌ خَیرٌ مِّن صَدَقَةٍ یتْبَعُهَآ أَذًی وَاللّهُ غَنِی حَلِیمٌ؛ گفتاری پسندیده [در
برابر نیازمندان] و گذشت [از اصرار و تندی آنان] بهتر از صدقهای است که آزاری به دنبال آن باشد، و خداوند بینیاز بردبار است.» (بقره: 263) نیازمندان بر اثر هجوم گرفتاریها و فشار فقر، ممکن است پیمانه صبرشان لبریز شود و سخنان اهانتبار و خشونتآمیزی بر زبان جاری سازند. کمترین کاری که توانگران برای جبران محرومیت آنان میتوانند انجام دهند، این است که سخنانی که زبانههای آتش درون آنهاست، با بردباری بشنوند و تحمل کنند و آن را با ملایمت خاموش سازند.
فضیلت
«فضیلت» خصلت مطلوبی است که به منش اخلاقی نیز شناخته میشود. سعادتگرایان در تبیین مفهوم «فضیلت»، بر اموری مانند «صفت درونی»، «عادت و تمرین»، «انگیزه» و «پایهای بودن برخی خصایص انسانی نظیر مراقبت» تأکید میکنند.
مفهوم «فضیلت»، ترجمه واژه یونانی آرته(1)یونانی است که معادل لاتین آن ویرتوز(2)و کاربرد رایج انگلیسی آن «Virtue» است. آرته، تاریخی کهن دارد که کاربرد آن به شش قرن پیش از میلاد میرسد، تا اینکه افلاطون و ارسطو آن را در معنایی اخلاقی تثبیت کردند. آرته، که خود ریشه در واژه آنِر، (3)به معنای مرد در برابر زن دارد، در اصل به معنای هر نوع برتری است که شامل قدرت بدنی نیز میشود. افلاطون در جمهوری، از آرته اسب، سخن میگوید؛ یعنی آنچه مایه برتری اسبی بر دیگر اسبان میشود.(4)فضیلت
در جوامع یونانی، ابتدا وصفی بوده که نقش اجتماعی افراد را مشخص میکرده است و از کمال یا جوانمردی حکایت دارد، نه آنچه ما معمولاً فضیلت اخلاقی میپنداریم.(1)نزد هومر، فضیلت نوعی فضل یا افضلیت است که شامل قدرت بدنی نیز میشود. واژه آرته در اشعار هومر، برای هر نوع افضلیتی به کار رفته است. خلاصه آنکه در دوره جوامع قهرمانی، فضیلت میتوانسته ناظر به هر کیفیتی باشد که خود را بر اجرای نقش خویش در جامعه، به روشی در خور ستایش توانا میسازد. برای مثال، شجاعت و توان رزمی، فضایل مشخص جنگاوران اشرافی، و وفاداری و حیا، فضایل مشخصه زنان هستند.(2)
واژه «فضل» در زبان عربی نیز به معنای زیاده از خود و به معنای اعطایی است که بر فرد لازم نباشد.(3)با دقت در آیات قرآن کریم، میتوان فضل را به معنای برتری دانست؛ البته به معنای عطیه، احسان و رحمت نیز آمده است.(4)راغب اصفهانی با تحلیل آیاتی که مشتقات فضل در آنها به کار رفته است، معنای اصلی آن را «بیشی و زیاده» میداند که گاه ستوده و گاهی ناستوده است.(5)این معنا به تدریج در معنای مثبت خود غلبه یافته و به معنای فزونی در صفتی خوب به کار رفته است.
تبیین مفهومی فضیلت در معنای اخلاقی آن، بسیار مشکل است. ادموند پینکافس، در مقالهای با عنوان «فضایل» تعاریف متعدد را گردآوری و بررسی
1) حمید شهریاری، فلسفه اخلاق در تفکر غرب از دیدگاه السدایر مکین تایر، ص32.
2) پورتر آلن، باغ مصور عکاسی، ص96.
3) سید علیاکبر قرشی، قاموس قرآن، ص190.
4) محمدحسین طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ترجمه: محمدباقر موسوی، ج10، ص143.
5) حسین بن عبدالله راغب اصفهانی، معجم مفردات الفاظ القرآن، ترجمه: حسینی خسروی، ص395.
کرده است. در هر یک از این تعریفها، به عنصر ویژهای توجه بیشتری شده است.(1)عناصر و ویژگیهای بیان شده در تبیین مفهومی «فضیلت» عبارتند از: «ملکه شدن و حالت ثابت داشتن»، «عادت، مهارت و استعداد ذاتی بودن»، «ملکه عقلانی بودن»، «ملکات انگیزشی بودن» و «ستایشآمیز بودن الفاظی که بر آن دلالت دارند.»(2)ممکن است فضیلت به نوعی شامل همه این عناصر باشد، ولی هیچ یک به تنهایی نمیتواند مفهوم «فضیلت» را تبیین کند. تبیین مفهومی فضیلت در معنای اخلاقی آن، به نوعی وابسته به تعریفی است که از اخلاق فضیلت میشود. با توجه به تعدد قرائت از فضیلتگرایی اخلاقی، میتوان توصیفهای متعددی از فضیلت داشت. برای مثال، برخی نگاهی نتیجهگرایانه و برخی نگاهی مبناگرایانه به فضیلت دارند که در بحث از انواع اخلاق فضیلت، به هر یک از آنها خواهیم پرداخت. با این همه، میتوان مدعی شد عموم تقریرهای اخلاق فضیلت، بر اینکه فضیلت نوعی خصلت و منشی مطلوب و در خور تحسین است، اتفاق نظر دارند. از این جهت، به نظر میرسد مفهوم «فضیلت» تا حد زیادی روشن است و در اینکه فضیلت، نوعی منش اخلاقی پسندیده است، ابهامی وجود ندارد.
اهمیت پژوهش
«فرهنگ ایثار» و بالاترین درجه آن، «شهادت»، به عنوان پدیدهای اجتماعی و دینی، افزون بر دوره معاصر، به لحاظ مصداقی از دوران نزول قرآن، بر آن
تأکید شده؛ چنانکه واژه «شهادت» و مشتقات آن، 150 بار در قرآن کریم آمده و جالب آنکه در فرهنگ قرآنی، از شهادت با تعبیر «گواه» یاد شده است: «وَلاَ تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُواْ فِی سَبِیلِ اللّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْیاء عِندَ رَبِّهِمْ یرْزَقُونَ؛ البته نپندارید که شهیدان راه خدا مردهاند، بلکه زنده به حیات ابدی شدهاند و در نزد پروردگارشان متنعم خواهند بود». (آل عمران: 169)
نقش سرنوشتساز ایثار در زندگی بشر، اهمیت و ضرورت پرداختن به موضوع ایثار و گذشت را در رسانه ملی، دو چندان میکند. با این توضیح، میتوان ضرورت و اهمیت ترویج فرهنگ ایثار و شهادت در جامعه را درک کرد.
کاربرد مفاهیم پژوهش در صدا و سیما
رسانههای جمعی، به ویژه صدا و سیما، مهمترین کانالهای فرهنگسازند که هدایت روند کلی فرهنگ جامعه را بر عهده دارند و در احیا، رونق، پیرایهزدایی و زمینهسازی هر چه بهتر و بیشتر فرهنگ متعالی ایثار، نقشی تعیینکننده ایفا میکنند. بیتردید، رسانه جمعی در کنار دیگر عوامل، همچون خانواده، محیطهای آموزشی، کانونهای مذهبی و دیگر بخشهای جامعه، در انتقال فرهنگ، جامعهپذیری و تعلیم و تربیت اجتماعی نقش برجستهای دارد. رسانه در کنار بازتاب دادن فرهنگ جامعه، در شکلدهی به عقاید و باورها، اطلاعرسانی و آگاهیبخشی، دارای قدرتی چشمگیری است. به طور کلی، ترویج به صورت مستقیم یا غیر مستقیم و رودررو یا غیر حضوری صورت میپذیرد. در ترویج حضوری همچون سخنرانیها، همایشها، کنفرانسها، کنگرهها و روضهخوانیها، مروج و مخاطب، با هم روبهرو میشوند و پیام و مفهوم مورد نظر، بیواسطه به مخاطب انتقال مییابد؛ بازخورد و بازتاب این پیام را نیز میتوان دید.
این در حالی است که در ترویج غیر حضوری، همچون کتاب، نمایشنامه، فیلم، رادیو، تلویزیون و روزنامه، مروج، پیام خود را در قالب رسانهای به مخاطب میرساند. در اینگونه از ترویج، پیام چه به شکل مستقیم یا غیر مستقیم به مخاطب انتقال یابد، امکان دریافت بازتاب همزمان نظریات و احساسات مخاطبان، برای مروجان وجود ندارد.
در جامعه اسلامی ما نیز باید یکی از رسالتهای اصلی رسانهها، نشر فرهنگ ایثار و شهادت و پاسداری از آن باشد. این پژوهش با توجه به اثر مستقیم صدا و سیما بر اذهان و افکار مردم، ارتباط مستقیم همه قشرها با این رسانه و نقش اثرگذار آن از دیرباز تاکنون در ایجاد، انتقال، نهادینه کردن، ترویج و تبلیغ فرهنگها، برای تهیهکنندگان و مجریان در برنامههای مختلف رادیو و تلویزیون، انجام شده است. مطالب عرضه شده درباره ایثار، برای بحثها و میزگردها با حضور کارشناسان، همچنین داستانها و نکات آموزنده این پژوهش برای نویسندگان و کارگردانان جهت داستاننویسی، فیلمنامهنویسی و... در ترویج روحیه ایثار و فداکاری مفید خواهد بود.
پیشینه پژوهش
درباره فضیلت اخلاقی ایثار و گذشت، در بخشهایی از کتابهای اخلاقی و دینی، به صورت پراکنده و آن هم بیشتر به فرهنگ دفاع مقدس اشاره شده است. همچنین مباحثی تحلیلی درباره معنا و مفهوم ایثار و شهادت وجود دارد، ولی تاکنون اثری مستقل با این موضوع به صورت کتاب یا پایاننامه عرضه نشده است.
این پژوهش همه جوانب و زوایای فضیلت اخلاقی ایثار و گذشت، از جمله توصیف و تبیین حقیقت این فضیلت، انواع ایثار، رابطهاش با دین،
موانع و چالشها، و راهکارهای ترویج این فرهنگ را با تأکید بر آیات و روایات، بررسی میکند که به نظر میرسد، در این زمینه طرح جدیدی است.
آثاری که موضوع آنها تا حدودی به این پژوهش نزدیک هستند و از آنها در این پژوهش استفاده شده است، عبارتند از: کتاب ایثار، نوشته علیرضا یوسفی؛ کتابهای شهید مطهری از جمله: حماسه حسینی، گفتارهای معنوی، سیری در سیره نبوی؛ کتاب فرهنگ اخلاقی معصومین (الف)، نوشته احمد رضوانفر؛ مقاله «ابعاد پرورش فرهنگی مورد نیاز در فرآیند ایثار و ازخودگذشتگی»، نوشته سلیمان ایرانزاده و... . در جستوجوها، پایاننامهای با این موضوع یافت نشد، اما در همه این کتابها و مقالهها، بیشتر به فرهنگ شهادت و دفاع مقدس و جانفشانیهای کربلا، نمونه ایثارهای پیامبران و دیگر امامان معصوم علیهم السلام پرداختهاند، در حالی که به رابطه آن با دین در جوامع امروزی کمتر توجه شده است، پژوهش پیش رو، افزون بر این موارد، دیگر جوانب اخلاق ایثار و گذشت را در ارتباط با مبانی و اعتقادات دینی در جامعه امروزی نیز بررسی کرده است.
پرسشهای پژوهش
زیر فصل ها
پرسش اصلی
پرسشهای فرعی
پرسش اصلی
مبانی ایجاد و گسترش فرهنگ ایثار و گذشت کدامند؟
پرسشهای فرعی
رابطه ایثار و گذشت با مبانی اعتقادی چیست؟
رابطه ایثار و گذشت با اختیار و آزادی انسان چگونه است؟
چالشهای احتمالی و راهکارهای ترویج فرهنگ ایثار و گذشت در جامعه چیست؟
ایثار در زندگی اجتماعی انسان چه نقشی دارد و در چه صورت به عنوان یک ارزش پذیرفته میشود؟
اهداف پژوهش
زیر فصل ها
اهداف علمی
اهداف کاربردی
اهداف علمی
تحلیل اهمیت و اثر مبانی اعتقادی در اخلاق اجتماعی ایثار و گذشت، در تاریخ بشری و شناخت جلوههای گوناگون آنها و نیروهای اجتماعی اثرگذار بر آنها و شکلدهنده به آنها؛
شناخت راهکارهای مناسب و عملی برای گسترش فرهنگ ایثار و گذشت در رسانه ملی؛
روشن ساختن مفهوم و شاخصههای ایثارگری؛
بررسی نظریات برخی اندیشمندان اسلامی درباره فضیلت اخلاقی ایثار و گذشت و دفاع نظری از جامعه اخلاقی با توجه به نظریات این اندیشمندان؛
بالا بردن درک نقش و کارکرد ایثار و گذشت در رسیدن انسان به کمال و تعالی.
اهداف کاربردی
پیشفرضها و چارچوب نظری پژوهش
پیشوایان معصوم علیهم السلام الگوی بشر هستند. ازاینرو، یادگیری رفتارهای اخلاقی و دینی آنها امری بایسته و اجراشدنی است.
در احادیث امامان معصوم علیهم السلام ، بهترینِ امور، معتدلترین آنهاست (خیر الامور اوسطها) و آزادی امیال حیوانی انسان و افراط در پاسخگویی به آنها مایه از دست رفتن آزادی اخلاقی انسان میشود. بنابراین، فعل اخلاقی در عرصه آزادی، در حد اعتدال امیال انسانی حاصل میگردد.
پیامبران و امامان معصوم علیهم السلام ، در عقیده و عمل، از پیشگامان و پیشتازان فرهنگ ایثار و گذشت بودند.
اگر بنا باشد فردی اهل ایثار و گذشت باشد، باید بنیه اعتقادی خود را تقویت کند و نفسش را به فضایل الهی آراسته سازد.
ایثار و گذشت با مبانی اعتقادی و بینشی ارتباط دارد و از آنها اثر میپذیرد، وگرنه صوری، ساختگی و ناپایدار است.
فرضیههای پژوهش
جامعهای که فرهنگ ایثار در آن نهادینه شود، گامهای بلندی به سوی حیات طیبه و مدینه فاضله برخواهد داشت.
زندگی در جامعه آکنده از ایثار و گذشت، بسیار کم تنشتر و آرامتر از زندگی در جامعه کنونی خواهد بود.
کمرنگ شدن دین و ایمان در جامعه، به ارزشهای اخلاقی چون ایثار و گذشت آسیب میرساند.
به جز مباحث استدلالی و مبنایی درباره ارتباط ایثار و گذشت با مبانی فلسفی و انسانشناختی، دیگر مباحث، توصیفی و ابداعی است و به فرضیه نیازی ندارد.
روش پژوهش
این پژوهش، به شیوه گردآوری مطالب از کتابهای مختلف، تجزیه و تحلیل آنها و نتیجهگیری انجام شده است. بنابراین، به روش کتابخانهای است.
گردآوری اطلاعات، با فیشبرداری از اسناد و مدارک موجود در کتابخانهها و مراکز تحقیقاتی و ابزارهای نرمافزاری موجود، صورت گرفته است. همچنین این پژوهش، پژوهشی تحلیلی بر اساس دیدگاههای عقلی و نقلی به شمار میرود.
موانع و مشکلات پژوهش
درباره این موضوع، منابع بسیاری وجود دارد که همه آنها در دسترس نیست. همچنین منابع اصلی این پژوهش، آیات و روایات میباشد که یافتن نشانی روایات، کاری دشوار بود و گاه یافت نمیشد. از سوی دیگر، درباره موضوعاتی که از دیدگاه آیات و روایات بررسی میشود، پژوهشگر باید بر روایات و آیات تسلط کافی داشته باشد تا بتواند آیات را بسنجد و آیات را با روایات مقایسه کند که این یکی از دشواریهای کار به شمار میآید.
فصل دوم: تبیین شاخصهای ایثار و گذشت
زیر فصل ها
مقدمه
ایثار به مثابه ارزش
تاریخچه فرهنگ ایثار
شأن نزول سوره انسان
شأن نزول آیه ایثار
معارف زمینهساز فرهنگ ایثار
نمونههای بارز ایثار در قرآن و روایات
ابعاد ایثار
رابطه ایثار با اختیار و آزادی انسان
رابطه پرورش و تربیت با ایثار
رابطه زهد و ایثار
زهد و آزادگی
ایثار، بالاترین مرتبه ایمان
روایات ایثار
انگیزههای ایثار
اقسام ایثار
مراتب ایثار
مقدمه
هر قطرهای در این ره صد بحر آتشین است
دردا که این معما شـرح و بیان ندارد
حافظ
فرهنگ ایثار و گذشت از آموزههای مهم دینی است. گسترش این فرهنگ و بالاترین درجه آنکه شهادت است، در بین مردم و بر همه بخشهای جامعه اثر میگذارد؛ زیرا از هدفهای عالی انسانی است. در این راستا، پژوهش درباره راههای گسترش این فرهنگ در جامعه، شیوه پیامبران و امامان در این زمینه و موضوعات دیگر، به یافتن شیوه ای مناسب برای ترویج این فرهنگ کمک بسیاری خواهد کرد.
ایثار به مثابه ارزش
گاهی دامنه ارزشی، محدود است و فقط چند فرد یا گروه بسیار کوچکی را در بر میگیرد، اما برخی ارزشها گستره وسیعی دارند و
چون عده زیادی به آنها پایبندند، ارزشی عمومی قلمداد میشوند. ایثار یکی از ارزشهایی است که پس از ظهور اسلام، حضوری نسبتاً پررنگ یافت.
ارزشهای دفاع مقدس مثل ایثار، شهادتطلبی، خداخواهی، خطرپذیری و...، هر چند ارزشهای دینی، عقلانی و عاطفی نیز به شمار میروند، تبلور و وجه غالب آنها از نوع ارزش اجتماعی است. وقتی از ماهیت اجتماعی ایثار صحبت میشود، منظور آن است که این ارزش، هم در قلمرو جامعه مطرح است و گروه بسیاری به آن پایبند بوده و هم کارکردهای مختلف اجتماعی دارد. وقتی بخش عظیمی از جامعه با تقلید از ارزش ایثار، قسمت زیادی از داراییهایشان را در راه اهداف و ارزشهای مورد احترام خود هزینه میکنند و سبب رفع مشکلات و موانع مختلف فراروی همنوعان خود میشوند، در واقع در کاهش مشکلات و آسیبهای اجتماعی نقش مهمی ایفا میکنند. نکته مهم دیگر این است که در سایه این ارزش اجتماعی (و برخی ارزشهای دیگر) همبستگی اجتماعی قدرتمندی، بین اعضای جامعه شکل میگیرد.(1)
تاریخچه فرهنگ ایثار
ایثار و ازخودگذشتگی که اوج آن شهادت است، هرچند اصطلاحی اسلامی است، کم و بیش در همه جوامع بشری، به شکلهای مختلف تجلی یافته است؛ زیرا همواره بشر به افرادی نیاز داشته است که در شرایط دشوار زندگی یار و مددکار وی باشند؛ افرادی که با هبه کردن خون خود، روزگار
1) علی آقاپور، ایثار و ماهیت اجتماعی و فرهنگی آن، ص6.
تیره و وحشتناک بشر را شاد و روشن سازند؛ اسطورههایی که با کردار و گفتاری متفاوت از خود الگویی میسازند که تا روزگار باقی است، از آنها به عنوان پشتوانههای مستقیم تاریخ ملتی یاد خواهد شد. بنابراین، همواره واژه ایثار و شهادت واجد عظمت و احترامی است که این عظمت و احترام در مقاطعی، ملازم قداست بوده است؛ بدین معنا که وقتی انسانی با انگیزه برقراری ارزشهای ناب بشری یا در دفاع از ناموس و شرف یا برای پاسداشت سنتهای جامعه و حفظ حریم باورهای آن کشته شود، به یکی از عالیترین درجات و مراتبی که انسان ممکن است در سیر تعالی خود به آن برسد، دست مییابد.(1)بیشتر جانفشانیها، چه در غرب و چه در شرق، بر سر استقرار عدالت صورت پذیرفته است؛ یعنی ایثارگر یا شهید، بنا به تشخیص و تمیز شخصی، هرگاه احساس کرده است در جایی حقی ضایع یا عدالت خدشهدار شده، برای استیفای حق و تأمین عدالت، از جان خود مایه گذاشته است. این ازخودگذشتگی، گاه آن قدر در روند اصلاح و تأمین صلح و امنیت و استقرار عدالت و آرامش اثرگذار بوده است که برخی درامنویسان کوشیدهاند در آثار خویش، با پرداختن به شخصیت ایثارگر، وی را جاودانه سازند.
در آموزههای زرتشت، بودا، اهورامزدا و کنفوسیوس و... بارها از ارزش ایثار سخن رفته و به مقوله کمک به دیگران، نوعدوستی و خیرخواهی تأکید و توجه زیادی شده است؛ به گونهای که احسان و گذشت، از عناصر کلیدی آنها به شمار میرود. در دیگر ادیان نیز یکی از توصیههای جدی، درباره این
1) فرشید ابراهیمیان، «ایثار و شهادت در ایران و جهان از اسطوره تا شخصیتهای دراماتیک»، برگرفته از سایت: www.farhangeisar.com
ارزش است. در ادیان یهود، مسیحیت و اسلام، گذشت و ایثار از ارزشهای مهم و اساسی برشمرده شده است و محتوای انجیل، تورات و قرآن، بر این داعیه گواهی میدهند.
شهادت در نظر یهودیان به اندازه سودی است که از آن میبرند و این سود یا بیرونی و در میدان یا به صورت زیادی زراعت و محصول است. با مراجعه به قرآن، به مواردی برمیخوریم که در بین یهود، افرادی مثل ساحران فرعون، نام خود را در فهرست بلند شهدا ثبت کردهاند. این مطلب، نشان میدهد به باور یهود، ایمان به شهادت و بزرگداشت شهید وجود داشته است.
جهاد در نظر مسیحیان، آمادگی برای مرگ دردناک به خاطر ایمان است. در حقیقت، مسیح نیز شهیدی است که جان خود را فدای رستگاری و آسایش انسان کرد و جان باخت و آگاهانه تن به صلیب سپرد تا بشر را نجات دهد، ولی پس از ترک قفس تن، به ملکوت اعلا رهسپار شد تا در جوار پروردگارش باشد.
اساس اسلام بر پایه فطرت بشر است و کمال او را در بر دارد و قوانین فردی و اجتماعیاش بر اساس رسیدن به کمال انسان تضمین شده است. شهادت در نظام ارزشی اسلام، معیاری است که بیشتر ارزشها و اعمال صالح با آن سنجیده میشود و شهدا جایگاه خاصی دارند. شهید در عالم برزخ، در جوار رحمت الهی، روزیخور نعمتهای بهشتی است و به آرامش دست یافته است. در شهادت، کالای مورد معامله، جان و مال است و خریدار، خداوند بزرگ. فروشندگان نیز مؤمنانی هستند که خیر را برای خود خریدهاند، اما نکته مهم آن است که در دین مبین اسلام، ایثار به طور
برجستهای ظهور یافته است و در آیات و روایات، شواهد متواتر و فراوانی بر این موضوع وجود دارد؛ به ویژه که پیامبر اسلام و امامان معصوم علیهم السلام ، نیز آن را در حیات روزمره و معمول خویش به کار گرفتهاند. چنانکه امام حسین علیه السلام و اهل بیتش، با همین عنصر در طول تاریخ، به رمز و شعار و هویت انقلابی و ویژگی جداییناپذیر تشیع تبدیل شده و پویایی شیعه به دلیل دو موضوع است: گذشته سرخ (عاشورا) و آینده سبز (مهدویت). پیروان اهلبیت علیهم السلام نیز در هر عصری برای حفظ این رمز و شعار، از جان گذشتهاند.
جامعه ایرانی پیش از ورود اسلام، به ارزشهایی چون گذشت و یاری خلق آراسته بود، ولی در پی ورود اسلام به ایران، برخی ارزشهای جدید ظهور یافت و برخی ارزشهای پیشین نیز برجستهتر گشت. و البته برخی هم به حاشیه رانده شد. به عبارت دیگر، فرهنگ ایرانی ـ اسلامی، برخی ارزشها را پررنگ ساخت که این ارزشها به مرور زمان، خاستگاه تحولات زیادی شدند. ارزشهای حاکم بر جامعه ایرانی، گذشتهای پرفراز و فرود دارند و در چندین دهه گذشته، گاه فعال و اثرگذار و زمانی هم غیر فعال یا کماثر ظاهر شدهاند. در این رهگذر، ارزشی همچون ایثار نیز جدا از این قاعده نبوده است و تا چند دهه، نمود آن را در زندگی معمولی مردم آشکارا میتوان دید و شکلهای گوناگونی از کمک به دیگران، گذشت و فداکاری در این سرزمین دیده میشود.
مقوله ایثار و شهادت (والاترین شکل ایثار) در ربع قرن اخیر و در دوران سخت انقلاب اسلامی، به ویژه در جنگ تحمیلی ایران و عراق، به یکباره جایگاهی والا در عرصه اجتماعی یافت و حتی از متغیرهای اصلی در تبیین پیروزی انقلاب و نیز موفقیتآمیز بودن دفاع مقدس به شمار میرود.
همچنین به علت درگیر ساختن قشرهای عمدهای از مردم، این مقوله، گستره وسیعی یافت و به موضوعی جمعی تبدیل شد؛ زیرا تعداد چشمگیری از مردم، در جنگ، شهید، مجروح، مفقود یا اسیر شدند که با در نظر گرفتن خانوادههای این افراد، وسعت مسئله هویداست.
شأن نزول سوره انسان
نزول سوره انسان پس از آزمون بزرگی بود که خداوند از اهل بیت علیهم السلام گرفت و آنان بسیار زیبا قبول شدند؛ به گونهای که این قبولی نقطه عطفی در زندگی ایشان بود و سبب رسیدن به عالیترین مقامات عرفانی والا گشت. پس از آن، پیامبر اعلام فرمود که فاطمه علیها السلام محور اراده خدا است و خداوند با رضای او راضی میشود و با خشم او خشم میگیرد. تنها نکته این ماجرا، در عظمت ایثار اهل بیت علیهم السلام است که نیاز دیگران را مهمتر از نیاز خود دانستند. خداوند نیز آنان را بر همه آفریدگانش مقدّم گردانید و خود از آنان تشکر کرد: «وَکَانَ سَعْیکُم مَّشْکُورًا». (دهر: 22)
با ایثار اهل بیت علیهم السلام ، خداوند کریم فضایل آنان را در قالب سورهای کامل بر همه عالمیان آشکار ساخت و خود، زبان به مدح و ستایش آنان گشود. این همه نتیجه ایثار است که امیر مؤمنان، علی علیه السلام به حق فرمود: «الایثارُ أحسنُ الْإحسانِ وَ أعلی مَراتبِ الایمان؛ ایثار، نیکوترین احسان و بالاترین درجه ایمان است».(1)
1) عبدالواحد تمیمی آمدی تصنیف غررالحکم، ترجمه: محمدحسین درایتی، ص396، ج2، ص916، به نقل از: غررالحکم و دررالکلم، ج2، ص31.
شأن نزول آیه ایثار
شأن نزول این آیه، جانفشانی امیر مؤمنان، علی علیه السلام در لیلةالمبیت است. خداوند در آیه 28 سوره آل عمران میفرماید: «وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ یشْری نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ وَ اللَّهُ رَؤُفٌ بِالْعِبادِ؛ و از مردم کسی هست که جان خود را برای خشنودی خداوند میفروشد (در راه خدا جانبازی میکند، مانند علی علیه السلام که شب هجرت، در جای پیامبر خوابید) و خداوند به بندگان، دلسوز و مهربان است».
امیر مؤمنان، علی علیه السلام آن شب در بستر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله خوابید و جان مبارکش را در معرض مرگ قرار داد. به تعبیر قرآن کریم، جان خود را به خدای متعال فروخت و در ازای آن، خشنودی پروردگار عالم را خرید.
کسی که چیزی به دیگری میفروشد، دیگر مالک آن نیست. امام نیز که جان خود را به خدای متعال فروخت، دیگر مالک جان خود نبود و جانش خدایی شد. ازاینرو، کسی که با ایشان مبارزه کند، در واقع با خدا مبارزه کرده است.
خدای متعال در دو آیه از قرآن کریم به این مطلب اشاره میکند و میفرماید: «وَ یحَذِّرُکُمُ اللَّهُ نَفْسَهُ؛ خدا شما را از خود بر حذر میدارد.» (آل عمران: 28) در تفسیر این آیه آمده است که منظور از «نَفس»، حضرت علی علیه السلام است. این آیه با آیه 207 سوره بقره ارتباط دارد؛ یعنی آن حضرت جان خود را به خدا فروخت و با این معامله، خداوند مالک جان حضرت شد. به همین دلیل، در آیه 28 از سوره آل عمران، جان علی بن ابیطالب علیه السلام را جان خود معرفی کرده است.
شهدا نیز جان خود را به خدای متعال فروختهاند و او مالک جان آنان است. بنابراین، اگر کسی با آنها مبارزه کند، در واقع با خدا مبارزه کرده است.
در آیه 111 سوره توبه، به این حقیقت اشاره شده است: «إِنَّ اللَّهَ اشْتَری مِنَ الْمُؤْمِنینَ أَنْفُسَهُمْ وَ أَمْوالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّة یقاتِلُونَ فی سَبیلِ اللَّهِ فَیقْتُلُونَ وَ یُقْتَلُون؛ حقّا که خداوند از مؤمنان، جانها و مالهایشان را خریده است، به بهای آنکه بهشت از آنِ آنها باشد [و کیفیت تسلیم متاع این است که آنها] در راه خدا میجنگند، پس میکشند و کشته میشوند».
معارف زمینهساز فرهنگ ایثار
زیر فصل ها
الف) احسان به خلق
ب) رفع نیازها
ج) قرضالحسنه
د) جوانمردی
ه) اهتمام به امور مسلمین
و) وطندوستی
ز) پاداش عرض تسلیت و همدردی
الف) احسان به خلق
احسان، یعنی خوبی کردن به دیگران، مرتبهای بالاتر از عدالت و رعایت حقوق دیگران و پایینتر از ایثار است. در معارف اسلامی به احسان بسیار تأکید و در آیات بسیاری به آن امر شده است:
بَلَی مَنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلّهِ وَهُوَ مُحْسِنٌ فَلَهُ أَجْرُهُ عِندَ رَبِّهِ وَلاَ خَوْفٌ عَلَیهِمْ وَلاَ هُمْ یحْزَنُونَ. (بقره: 112)
بله، کسی که به سوی خدا تسلیم شد، در حالی که احسانکننده است، اجر او نزد پروردگارش محفوظ است و ترس و غمی بر او نیست.
وَأَنفِقُواْ فِی سَبِیلِ اللّهِ وَلاَ تُلْقُواْ بِأَیدِیکُمْ إِلَی التَّهْلُکَةِ وَأَحْسِنُوَاْ إِنَّ اللّهَ یحِبُّ الْمُحْسِنِینَ. (بقره: 195)
و در راه خدا انفاق کنید و خود را به دست خود به هلاکت نیفکنید و احسان کنید که خداوند، احسانکنندگان را دوست دارد.
مَّن ذَا الَّذِی یقْرِضُ اللّهَ قَرْضًا حَسَنًا فَیضَاعِفَهُ لَهُ أَضْعَافًا کَثِیرَةً وَاللّهُ یقْبِضُ وَیبْسُطُ وَإِلَیهِ تُرْجَعُونَ. (بقره: 245)
کیست آن کس که به [بندگان] خدا وام نیکویی دهد تا [خدا] آن را برای او چند برابر بیفزاید؟ و خداست که [در معیشت بندگان] تنگی و گشایش پدید می آورد؛ و به سوی او بازگردانده می شوید.
آیاتی که به احسان دستور میدهد، بسیار است. امام صادق علیه السلام نیز فرمود: «وقتی مؤمن عملش را نیکو گرداند، خداوند هر عمل او را هفتصد برابر میسازد».(1)
امیر مؤمنان، علی علیه السلام نیز درباره احسان میفرماید: «ألإحسانُ غَریزةُ الأخیارِ؛ احسان غریزه برگزیدگان است»؛(2)«شَیئانِ لایُوازِنُهما عَملٌ، حُسنُ الْوَرعِ وَ الْاِحسانُ إلَی المؤمنین؛ دو چیز است که هیچ عملی هم وزن آنها نیست؛ ورع نیکو و احسان به مؤمنان.»(3)و «مَنْ أَحَسَنِ اِلَی النّاسِ حَسُنَتْ عَواقِبُه وَ سَهَلَتْ لَه طُرُقُه؛ کسی که به مردم احسان کند، عواقبش نیکو و راهها بر او آسان شود.»(4)از این احادیث که قطرهای از دریای احادیث است، جایگاه احسان معلوم میشود. احسان، معنایی نزدیک به ایثار دارد، اما ایثار برتر از احسان است؛ چون در ایثار، انسان آنچه را خود نیاز دارد، میبخشد، در حالی که در احسان نیاز انسان مطرح نیست. بخششِ بدون نیاز، احسان است، ولی ایثار نیست.
ب) رفع نیازها
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نقل فرموده است: «خداوند به داوود علیه السلام فرمود: ای داوود، بنده من در روز قیامت، حسنهای میآورد که وی را با آن، به بهشت میفرستم. داوود پرسید: خدایا، آن چه حسنهای است؟ فرمود: این بنده، مؤمنی است که
برای رفع حاجت برادر مؤمنش تلاش کند و دوست دارد که حاجت او برآورده شود. چه آن حاجت برآورده بشود و چه نشود، حکم میکنم که او را به بهشت ببرند».(1)
همچنین پیامبر خدا فرمود: «بیشترین پاداش را از مؤمنان، کسی میبرد که برای تأمین نیاز همنوعش تلاش کند.»(2)در اسلام نیز به برآوردن نیازهای مؤمنان بسیار سفارش شده است و در آن نیازِ خود فرد شرط نیست؛ یعنی همه ایثارها رفع حاجت و احسان به شمار میروند؛ در حالی که برخی احسانها و رفع حاجتها، ایثار نیستند، اما زمینه ایثارگری را فراهم میسازند. یعنی اینکه برآوردن نیاز مؤمنان چه به صورت ایثار باشد یا به صورت غیرمستقیم مثلاً طوری باشد که زمینه ایثارگری را فراهم کند.
ج) قرضالحسنه
در قرآن و روایات، درباره قرض دادن، سفارش و این عمل بسیار ستایش شده است و از اعمال زمینهساز ایثار به شمار میرود. در قرآن میخوانیم: «مَن ذَا الَّذِی یقْرِضُ اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا فَیضَاعِفَهُ لَهُ وَلَهُ أَجْرٌ کَرِیمٌ». (حدید: 11)
امیر مؤمنان، علی علیه السلام نیز فرمود: «مَنْ أقْرَضَ اللهُ جَزَاهُ؛ هر کس به خداوند قرض دهد، خدا خود جزای او را میدهد».(3)
همچنین از امام صادق علیه السلام نقل شده است که فرمود: «بر در بهشت نوشته شده است؛ صدقه ده برابر پاداش دارد و قرض هجده برابر».(4)
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله از جبرئیل پرسید: چرا قرض هجده برابر ثواب دارد و صدقه ده برابر و کمتر از آن؟ جبرئیل پاسخ داد: چون صدقه به دست فقیر و ثروتمند میرسد، اما قرض فقط به دست نیازمند میرسد.(1)در این روایات بر فرهنگ تعاون و همیاری، تأکید و بشر را به سوی ایثار و گذشت و همدردی، رهنمون شده است.
د) جوانمردی
مروت و جوانمردی، از صفات تربیتشدگان در مکتب اسلام است و به آن بسیار سفارش شده است. امام حسن مجتبی علیه السلام درباره معنای مروت فرمود: یعنی مرد، دین خود را نگه دارد و در اصلاح آنچه ضایع شده است، به پا خیزد و در نزاع، نیکو رفتار کند و سلام را شروع کند و نرمگفتار باشد و به مردم محبت ورزد یا محبوب مردم باشد.(2)
امیر مؤمنان، علی علیه السلام نیز درباره مروت فرموده است: «اگر هزینه مروت و جوانمردی، زیاد و بارش سنگین نبود، افراد پست، شبی را بیجوانمردی نمیگذراندند، اما به این دلیل که خرج آن زیاد و بارش سنگین است، فرومایگان از آن دور شدند و برگزیدگان کریم، آن را بر دوش گرفتند».(3)آن حضرت در کلامی دیگر فرمود: «مِنْ أَفْضلِ الدّینِ الْمُروَّة؛ از بالاترین مرتبه دین، جوانمردی است. (فرد دینداری که جوانمردی نداشته باشد، خیری در او نیست).»(4)همچنین فرمود: «با داشتن دارایی و ثروت، جوانمردی انسان ظاهر میشود»؛(5)
«مروت، نامی است برای دیگر فضایل و محاسن و صفات خوب»؛(1)«امتیاز مرد به عقلش، و جمال و زیبایی او به جوانمردیاش است.»(2)و «جوانمردی مرد به اندازه عقل اوست».(3)
در معنای مروت گفته شده است که به گردن گرفتن تعهدات و جرایم دیگران و خود را به خاطر دیگران به سختی افکندن است. امیر مؤمنان، علی علیه السلام از فرزندش امام حسن علیه السلام پرسید: «پسرم معنای مروت چیست؟ عرض کرد: پاکدامنی و اصلاح مال».(4)
امام صادق و باقر علیهما السلام فرمودند: «مروت خدا این است که انسان سفرههایش را بر آستانه درش بگستراند؛ یعنی خانهاش به روی نیازمندان باز باشد».(5)
امیر مؤمنان، علی علیه السلام فرمود: «مروت و جوانمردی، یعنی اطعام طعام، بر عهده گرفتن تعهدهای برادران دینی و خودداری از آزار همسایگان».(6)
امام صادق علیه السلام در معنای مروت فرمود: «یعنی خداوند در آنجا که نهی فرموده، تو را نبیند و در آنجا که دستور [حضور] داده است، غایب نباشی.»(7)همچنین آن حضرت فرمود: «جوانمردی دو قسم است: در حَضَر و در سفر؛ جوانمردی در حَضَر یعنی قرآن خواندن، مسجد رفتن، با برگزیدگان همراه بودن، و نظر در تفقّه و فهم دینی و
عملی؛ و اما جوانمردی در سفر، یعنی توشه به دیگران بخشیدن، مزاح در غیر خشم خدا، کم کردن مخالفت با همراهان، و بعد از جدایی نقل نکردن علیه آنان، آنچه دیدهای».(1)
این سفارشهای عام و عمیق، جوانمردی را معرفی میکند که ایثار را هم در بر میگیرد و حتی فراتر از آن است.
ه) اهتمام به امور مسلمین
به فکر دیگران بودن و همدردی با آنان، از دیگر سفارشهای أکید اسلام است که فرهنگ ایثار و جوانمردی را میآفریند و پرورش میدهد. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: «مَن أَصْبَحَ وَ لَمْ یَهتمَّ بِاُمورِ الْمُسلمینَ فَلَیسَ بِمُسلمٍ؛ هر کس صبح کند و به امور مسلمین اهتمام نداشته باشد، مسلمان نیست.»(2)در کلامی مشابه از آن حضرت نقل شده است: «مَنْ أصبَحَ مِنْ اُمَّتی وَ هِمّتُهُ غیرُ الله فَلَیسَ مِنَ اللهِ وَ مَن لَمْ یَهتَمَّ بِاُمور الْمُؤمنینَ فَلَیسَ مِنْهُم وَ أَقَرَّ بالذُّلِّ طائعاً فَلَیْسَ مِنّا أَهْلَ الْبَیْتِ؛ هر کس از امت من صبح کند و همّی جز خدا داشته باشد، خدایی نیست و هرکس به امور مؤمنان اهتمام نداشته باشد، از آنان نیست و هر کس با اختیار، ذلّت را به گردن گیرد از ما اهل بیت نیست».(3)آن حضرت در ادامه فرمود: «اَلْمُسلمونَ کُلُّهم کَأنَّهمْ جِسمٌٍ وَاحِدٌ إذا اُوذِی وَاحِدٌ تَداعَتْ لَه الأعضاءُ الأخَر؛ مسلمانان مثل پیکر واحد هستند؛ هر کدام که اذیت شود، بقیه اعضا با آن همدردی میکنند».(4)
بنی آدم اعضای یکدیگرند
که در آفرینش ز یک گوهرند
چو عضوی به درد آورد روزگار
دگر عضوها را نماند قرار
این توصیهها روح همدردی را در کالبد ایمانی و اسلامی میدمد و مؤمن را بدون همدردی با دیگران، از دایره ایمان و اسلام خارج میکند.
و) وطندوستی
دوست داشتن وطن نیز از دستورهای اسلامی است. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: «حُبُّ الْوَطنِ مِنَ الْإیمانِ؛ دوست داشتن وطن از ایمان است.»(1)انسان وطندوست، برای حفظ کیان وطن و دین خود، جان و مالش را در کف دستش مینهد و تقدیم میکند که ایثار به شمار میرود.
ز) پاداش عرض تسلیت و همدردی
امام باقر علیه السلام فرمود: «از مناجاتهای حضرت موسی علیه السلام با خدا این بود: پروردگارا مرا از پاداش عیادت بیمار آگاه فرما. خداوند فرمود: «فرشتهای بر او گمارم که وی را در قبر تا روز رستاخیز عیادت کند. موسی گفت: پروردگارا! پاداش کسی که مردگان را غسل میدهد، چیست؟ فرمود: از گناهانش پاک میسازم، مانند روزی که از مادر متولد شده است. عرض کرد: کسانی که تشییع جنازه میکنند، چه پاداشی دارند؟ فرمود: گروهی از فرشتگان را که پرچمهایی به همراه دارند، بر آنها میگمارم تا آنان را از گورهایشان به سوی عرصه محشر بدرقه کنند. عرض کرد: برای کسی که به زن فرزندمردهای تسلیت عرض کند، چه پاداشی هست؟ فرمود: در روزی که سایهای جز سایه من نیست، او را در سایه خود پناه میدهم».(2)
این روایت و امثال آن، بر این حقیقت تأکید دارند که در جامعه عاطفی و بهاری اسلام، مؤمنان باید از غم و شادی یکدیگر متأثر باشند و از کنار هم بیتوجه نگذرند. این معارف، زمینه را برای جهش جامعه از تأثر و تألم به ایثار مهیا میسازد.
به این ترتیب، همه سفارشهای اخلاقی اسلام، به گونهای فرهنگ ایثار و اخلاق و فرهیختگی را در بین مسلمانان نهادینه میسازند و جامعه را به سوی همدردی و ایثار و تعاون سوق میدهد.
نمونههای بارز ایثار در قرآن و روایات
ایثار از باشکوهترین مظاهر جمال و جلال انسانیت است که تنها انسانهای بزرگ به این قله بلند صعود میکنند. نمونه برجسته ایثارگران، حضرت زهرا علیها السلام است که وقتی درمییابد پدر بزرگوارش از تزیینات منزل او ناراحت است، آنها (دستبند و پرده) را نزد پیامبر میفرستد تا بفروشد و به فقرا کمک کند.(1)
الف) ایثار جانی
زیر فصل ها
یک ـ ایثار حضرت ابراهیم علیه السلام
دو ـ ایثار حضرت علی علیه السلام در لیلة المبیت
سه ـ ایثار امام علی علیه السلام در جنگ احد
چهار ـ ایثار امام علی علیه السلام در جنگ صفین
پنج ـ ایثار امام علی علیه السلام در جنگ خندق
شش ـ ایثار یاران امام حسین علیه السلام در روز عاشورا
هفت ـ ایثار حضرت ابوطالب علیه السلام
هشت ـ ایثار مادر به فرزند
یک ـ ایثار حضرت ابراهیم علیه السلام
فَبَشَّرْنَاهُ بِغُلَامٍ حَلِیمٍ فَلَمَّا بَلَغَ مَعَهُ السَّعْی قَالَ یا بُنَی إِنِّی أَرَی فِی الْمَنَامِ أَنِّی أَذْبَحُکَ فَانظُرْ مَاذَا تَرَی قَالَ یا أَبَتِ افْعَلْ مَا تُؤْمَرُ سَتَجِدُنِی إِن شَاء اللَّهُ مِنَ الصَّابِرِینَ. (صافات: 101 و 102)
پس مژده پسر بردباری به او دادیم. آنگاه با او به سعی شتافت، گفت: ای فرزند عزیزم، من در عالم خواب چنین دیدم که تو را قربانی کنم،
1) نک: سید محمدکاظم قزوینی، حضرت فاطمه3 از ولادت تا شهادت، ترجمه: علی کرمیفریدونی، ص317.
در این باره چه نظری داری؟ پاسخ داد: ای پدر، هر چه مأموری انجام ده، که انشاءالله مرا از صابران خواهی یافت.
حضرت ابراهیم علیه السلام ، نخستین بار در شب ترویه (شب هشتم ذیالحجه) خواب دید که از طرف خداوند، مأمور به ذبح فرزندش، اسماعیل شده است. در شبهای عرفه و عید قربان، این خواب تکرار شد. ازاینرو، برای او قطعی شد که این خواب از طرف خداوند است. اینک ابراهیم علیه السلام باید از امتحان دیگری سرافراز بیرون آید و فرزندی را که عمری در انتظارش بوده و اکنون نوجوانی برومند شده است، با دست خود سر بِبُرد!
ابراهیم علیه السلام ، ابتدا با فرزندش مطلب را در میان گذاشت. فرزند او که مانند پدرش ایثارگر بود و درس صبر و استقامت و ایمان را در عمر کوتاهش در مکتب او خوانده بود، با قاطعیت گفت: «قالَ یأبَتِ إِفْعَل مَا تُؤْمَر».
برخی در این باره چنین نوشتهاند:
«فرزند فداکار، برای اینکه پدر را در انجام آن مأموریت کمک کند، و هم از رنج و اندوه مادر بکاهد، هنگامی که پدر، او را به قربانگاه، در میان کوههای خشک و سوزان سرزمین مِنی آورد، گفت: پدرم! ریسمان را محکم به دست و پایم ببند تا هنگام اجرای حکم، دست و پا نزنم؛ میترسم که از پاداشم کاسته شود. سرانجام وقتی ابراهیم خواست گلوی فرزند را ببرد، به فرمان خدا این اتفاق نیفتاد و ابراهیم و اسماعیل از این آزمون الهی، سربلند بیرون آمدند».(1)
دو ـ ایثار حضرت علی علیه السلام در لیلة المبیت
«وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ یشْری نَفْسَهُ اِبْتِغاءَ مَرْضاتِ اللهِ وَ اللهُ رَؤفُ بِالعِبادِ؛ بعضی از مردم، جان خود را به خاطر خشنودی خدا میفروشند و خداوند به بندگان مهربان است». (بقره: 207)
1) ناصر مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج19، صص 112 ـ 114.
ثعلبی، مفسّر معروف اهل سنت میگوید: هنگامی که پیغمبر اسلام صلی الله علیه و آله تصمیم به مهاجرت گرفت، برای ادای دینهای خود و بازگرداندن امانتهایی که نزد او بود، علی علیه السلام را به جای خویش قرار داد و شبهنگام که میخواست به سوی غار ثور برود و مشرکان، اطراف خانه او را برای حمله به او محاصره کرده بودند، دستور داد علی علیه السلام در بستر او بخوابد و پارچه سبزرنگی که مخصوص خود پیغمبر بود، روی خود بکشد. در این هنگام، خداوند به جبرئیل و میکائیل وحی فرستاد که من بین شما برادری ایجاد کردم و عمر یکی از شما را طولانیتر قرار دادم. کدام یک از شما حاضر است ایثار کند و زندگی دیگری را بر خود ترجیح دهد؟ هیچ کدام حاضر نشدند. به آنها وحی شد، اکنون علی علیه السلام در بستر پیغمبر خوابیده و آماده شده است که جان خویش را فدای او سازد، به زمین بروید و نگهبان او باشید. هنگامی که جبرئیل بالای سر و میکائیل پایین پای علی علیه السلام نشسته بودند، جبرئیل میگفت: به به! آفرین بر تو ای علی! خداوند به واسطه تو بر فرشتگان مباهات میکند. در این هنگام بود که آیه یاد شده، نازل گردید.(1)
سه ـ ایثار امام علی علیه السلام در جنگ احد
«در این جنگ خطرناک، آنکه بیش از همه فداکاری کرد و هر حملهای که از جانب دشمن به پیغمبر میشد دفع [میکرد]، علی بن ابیطالب علیه السلام بود. علی علیه السلام با کمال رشادت میجنگید، تا اینکه شمشیرش شکست. پیغمبر شمشیر خود را که موسوم به ذوالفقار بود، به علی علیه السلام داد. سرانجام پیغمبر در جایی سنگر گرفت و علی علیه السلام همچنان از او دفاع میکرد؛ تا اینکه طبق نقل
1) ناصر مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج2، ص77.
بعضی از مورخان، بیش از شصت زخم به سر، صورت و بدن او وارد آمد و در همین موقع بود که پیک وحی به پیامبر عرضه داشت: ای محمد! معنای مواسات همین است. پیغمبر فرمود: علی از من است و من از اویم و جبرئیل فرمود: و من از هر دوی شما!»(1)
چهار ـ ایثار امام علی علیه السلام در جنگ صفین
لشکر امام علی علیه السلام و لشکر معاویه در جایی که کنار فرات بوده است، به یکدیگر نزدیک میشوند. معاویه به یارانش دستور میدهد که پیشدستی کنند و قبل از رسیدن سپاه امام علی علیه السلام ، آب را به روی آنها ببندند. یاران معاویه خوشحال میشوند و فکر میکنند چون آب را بستهاند، سپاه امام علی علیه السلام وقتی چنین صحنهای را ببینند پا به فرار میگذارند. وقتی امام علی علیه السلام و لشکریانش رسیدند، ابتدا خواستند مذاکره کنند و کار به جنگ نکشد، ولی معاویه زیر بار نرفت و جنگ را به امام تحمیل کرد. اینجاست که امام خطبهای حماسی در مقابل لشکرش ایراد میکند که اثرش از هزار طبل و شمشیر و هزار نغمه و مارش نظامی بیشتر است. امام صدا زد: معاویه، گروهی از گمراهان را دور خود جمع کرده است و آنها آب را به روی شما بستهاند. اصحاب من! [اگر] تشنه هستید [و] آب میخواهید، اول باید شمشیرهای خودتان را از این خونهای پلید سیراب کنید تا سیراب شوید. بعد امام جملهای گفت که هیجانی در همه ایجاد کرد: «أیُّها النّاسُ! فَالْموتُ فِی حَیاتِکُم مَقهوُرین وَالْحَیاةُ فِی مَوتِکُم قاهِرین؛ زندگی آن است که بمیرید و پیروز باشید و مردن آن است که زنده باشید و محکوم دیگران».(2)
بعد از آن، سپاه امام علی علیه السلام ، سپاه معاویه را از کنار آب راندند و جلوی آن را گرفتند. اکنون این معاویه و لشکرش است که به آب نیاز دارد. سپاه امام گفتند: محال است که به آنها آب بدهیم، ولی امام این عمل را ناجوانمردانه خواند و فرمود که به دست آوردن پیروزی از این راه، شأن من و شأن هیچ مسلمان عزیز و باکرامتی نیست و اسم این کار امام چیزی جز مروت نیست.(1)
پنج ـ ایثار امام علی علیه السلام در جنگ خندق
دانشمند معروف اهل سنت، حاکم نیشابوری، در مورد رشادتهای امام علی علیه السلام در جنگ خندق و کشته شدن عمرو به دست علی علیه السلام ، از زبان پیغمبر نقل میکند: «مبارزه حضرت علی علیه السلام با عمرو بن عبدود در روز جنگ خندق، افضل از همه اعمال امتم است تا روز قیامت».
فلسفه این سخن پیداست؛ زیرا در آن روز، اسلام و قرآن، ظاهراً بر لب پرتگاه قرار گرفته بود و بحرانیترین لحظات خود را [سپری میکرد]. کسی که با فداکاری خود، بیشترین فداکاری را بعد از پیامبر در این میدان نشان داد، اسلام را از خطر حفظ کرد و تداوم آن را تا روز قیامت تضمین [کرد] و اسلام از برکت فداکاری او ریشه گرفت و شاخ و برگ بر سر جهانیان گسترانید. بنابراین، عبادت همگان مرهون اوست. این نکته نیز قابل توجه است که وقتی جنازه عمرو را به مشرکان تحویل دادند و خواهر عمرو به کنار جنازه آمد و زره گرانقیمت عمرو را دید که علی علیه السلام از تن وی بیرون نیاورده است، گفت: «ما قَتَلَه إلاّ رَجلٌ کَریمٌ؛ من اعتراف میکنم که هماورد و کشنده او، مرد بزرگواری بوده است».(2)
شش ـ ایثار یاران امام حسین علیه السلام در روز عاشورا
یکی از ارزشهای اخلاقی در واقعه کربلا، ایثار است. برای ایثار، تجسمی بهتر از داستان حضرت ابوالفضل علیه السلام نمیتوان یافت. ایشان بعد از آنکه چهار هزار مأمور شریعه فرات را به هلاکت رساند، وارد شریعه شد و مشک را پر از آب [کرد]. او میتوانست آب بنوشد، اما این کار را نکرد. به یاد لب تشنه مولایش حسین علیه السلام افتاد. حال در اینجا این سؤال مطرح است که مگر سایر شهیدان از جان خود نگذشتند، پس چه چیزی حضرت عباس علیه السلام را از سایر شهیدان متمایز میسازد؟ جواب این است که معرفت عباس علیه السلام از همه شهیدان بالاتر و اطاعتش از امام خویش کاملتر بود. ایثار حضرت ابوالفضل علیه السلام با معرفت بود. بر اساس مکتب اسلام آنچه اعمال نیک را از یکدیگر متمایز میسازد، همان معرفت و بینش و نیت شخص است.(1)
یکی دیگر از یاران امام حسین علیه السلام در کربلا، جناب عبدالله بن عمیر کلبی بود که زن و مادرش هم در کربلا همراهش بودند. وقتی به جنگ میرود و شهید میشود، دشمن سرش را از تنش جدا میکند و به سوی مادرش پرتاب میکند. مادر سر پسرش را بوسید و گفت: ما چیزی را که در راه خدا دادهایم، پس نمیگیریم و دوباره آن را به سوی دشمن پرتاب کرد.
از دیگر کسانی که برای اذن جنگ خدمت امام آمد، پسری دوازده ساله بود که پدرش قبلاً شهید شده بود. امام ابتدا به او اجازه نداد، اما او اصرار کرد و گفت که مادرش به او امر کرده که بجنگد. این پسر حتی در میدان، خود را معرفی نکرد و فقط گفت: «امیری حسین و نعم الامیر».(2)
یاران امام که در واقعه کربلا بودند و هر کدام به گونهای خاص در راه خدا و امامشان جان دادند، بسیارند که ما در اینجا به سه مورد از آنها اشاره کردیم. درباره ارزش ایثار یاران امام حسین علیه السلام ، کلام آن حضرت کافی است که فرمود: «ما رأیتُ اصحاباً اَبَرَّ وَ اَوْفَی مِن أصحابی؛ اصحابی بهتر و باوفاتر از اصحاب خودم پیدا نکردم».(1)
هفت ـ ایثار حضرت ابوطالب علیه السلام
«این حقیقت را هیچ کس نمیتواند انکار کند که ابوطالب از حامیان درجه اول اسلام و پیامبر بود. حمایت او از پیامبر و اسلام به حدی بود که هرگز نمیتوان آن را با علایق و پیوندهای خویشاوندی و تعصبات قبیلهای تفسیر کرد.
نمونه برجسته آن، داستان شعب ابوطالب است. در آن جریان، ابوطالب از همه کارهای خویش دست کشید و بنیهاشم را به درهای که در میان کوههای مکه قرار داشت و به شعب ابوطالب معروف بود، برد و آنجا سکنی گزیدند.
او فداکاری را به جایی رساند که علاوه بر ساختن برجهای مخصوص به دلیل جلوگیری از حمله قریش، هر شب پیامبر صلی الله علیه و آله را بلند میکرد و جایگاه دیگری برای استراحت او تهیه [میکرد] و فرزند دلبندش علی علیه السلام را به جای او میخوابانید و هنگامی که علی علیه السلام میگفت: «پدر جان! من با این وضع بالاخره کشته خواهم شد»، پاسخ میداد: «عزیزم! بردباری را از دست مده. هر زنده به سوی مرگ رهسپار است. من تو را فدای فرزند عبدالله [کردم]. جالب توجه اینکه علی علیه السلام در جواب پدر میگوید: پدر جان! این کلام من به خاطر این
1) ابوجعفر محمد بن حسن نیشابوری، روضة الواعظین، ترجمه: محمود مهروی دامغانی، ج1، ص219.
نبود که از کشته شدن در راه محمد صلی الله علیه و آله هراسی دارم، بلکه به خاطر این بود که میخواستم بدانی چگونه در برابر تو مطیع و آماده برای یاری احمدم».(1)
هشت ـ ایثار مادر به فرزند
وَ وَصّیْنَا اْلإِنْسانَ بِوالِدَیْهِ إِحْسانًا حَمَلَتْهُ أُمّهُ کُرْهًا وَ وَضَعَتْهُ کُرْهًا وَ حَمْلُهُ وَ فِصالُهُ ثَلاثُونَ شَهْرًا حَتّی إِذا بَلَغَ أَشُدّهُ وَ بَلَغَ أَرْبَعینَ سَنَةً قالَ رَبِّ أَوْزِعْنی أَنْ أَشْکُرَ نِعْمَتَکَ الّتی أَنْعَمْتَ عَلَیّ وَ عَلی والِدَیّ وَ أَنْ أَعْمَلَ صالِحًا تَرْضاهُ وَ أَصْلِحْ لی فی ذُرِّیّتی إِنّی تُبْتُ إِلَیْکَ وَ إِنّی مِنَ الْمُسْلِمینَ. (احقاف: 15)
ما انسان را به احسان در حق پدر و مادر توصیه کردیم، که مادر با رنج، بار حمل کشید و باز با مشقت وضع حمل کرد و سی ماه تمام، مدت حمل و شیرخواری بود، تا وقتی که طفل به حدّ رشد رسید و چهل ساله گشت. گفت: پروردگار من، به من توفیق بده، شکر نعمتی را که به من و پدر و مادرم دادهای به جا آورم و عمل شایستهای که تو از آن راضی می شوی، انجام دهم و فرزندان مرا صالح گردان. من به درگاه تو بازآمدم و از تسلیمان فرمان تو شدم».
مادر، در طول سی ماه، بزرگترین ایثار و فداکاری را در مورد فرزندش انجام می دهد. از نخستین روزهای انعقاد نطفه، حالت مادر دگرگون میشود و ناراحتی ها پشت سر یکدیگر میآید. حالتی که ویار نامیده میشود و یکی از سختترین حالات مادر است، روی میدهد و پزشکان میگویند: به دلیل کمبود ویتامینهایی است که در جسم مادر، به دلیل ایثار به فرزند، رخ میدهد.
1) تفسیر نمونه، ج5، ص198.
هر قدر جنین، رشد و نمو بیشتری مییابد، مواد بیشتری از شیره جان مادر را میگیرد و حتی بر استخوانهای مادر و اعصابش اثر می گذارد؛ گاه خواب و خوراک و استراحت و آرامش را از او میگیرد و در آخر دوران حمل، حتی نشست و برخاست برای او مشکل میشود. دوران حمل تمام میشود و زمان وضع حمل که سختترین دوران زندگی مادر است، فرا میرسد که گاهی مادر، جان خود را بر سر فرزند مینهد.
دوران سخت دیگری فرا میرسد؛ دوران مراقبت دائم و شبانهروزی از فرزند؛ دورانی که باید به تمام نیازهای کودک پاسخ بگوید که هیچگونه قدرتی برای بیان نیازهای خود ندارد. نظافت فرزند در این دوران، مشکلی طاقتفرسا است و تأمین غذای او که از شیره جان مادر گرفته میشود، ایثاری بزرگ است.(1)
ب) ایثار مالی
زیر فصل ها
یک ـ اهل بیت علیهم السلام و ایثار
دو ـ ایثار امام علی علیه السلام
سه ـ ایثار امام علی علیه السلام و خانواده ایشان در بخشش طعام
چهار ـ ایثار حضرت زهرا علیها السلام
پنج ـ ایثار مهاجران
شش ـ ایثار انصار
هفت ـ ایثار طبیعت
یک ـ اهل بیت علیهم السلام و ایثار
ایثار و گذشت و دیگران را بر خود ترجیح دادن، صفت ذاتی اهل بیت علیهم السلام است که در سراسر زندگی این خاندان به روشنی خورشید هویداست؛ تا جایی که هیچ نیازمندی و حتی غیر نیازمندی به آنها مراجعه نکرد، جز اینکه با دستانی پر بازگشت.
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «إِنّا لَنُعْطِی غیرَ المستحق حذراً مِنْ رَدَّ المُستَحَق؛ ما از بیم آنکه نیازمندی را رد کرده باشیم، به غیر مستحق نیز میبخشیم».(2)
ابوحمزه ثمالی میگوید: شنیدم امام زین العابدین علیه السلام به کنیزش میفرمود: «بر در خانه من نیازمند و تهیدستی نگذرد، مگر آنکه او را اطعام کنید.» من همان جا به حضرت گفتم: هر کس چیزی میخواهد و به سوی انسان دست دراز میکند، مستحق نیست. امام فرمود: «أخَافُ أنْ یکونَ بَعْضُ مَنْ یسْأَلُنَا مُحِقّاً فَلا نُطْعِمَهُ وَ نَرُدَّهُ فَینْزِلَ بِنَا أهْلَ الْبَیتِ مَا نَزَلَ بِیعْقُوب؛ میترسم بعضی از کسانی که درخواست کمک میکنند، مستحق باشند و ما او را اطعام نکرده باشیم و آنگاه بر ما اهل بیت آن نازل شود که بر یعقوب نازل شد».(1)
گاهی این بخشش و ایثار، شامل همه دارایی آنها میشد. چنانکه حضرت امام صادق علیه السلام فرمود: «اِنَّ الحسن بن علی قاسَمَ رَبَّهُ ثَلاثَ مرات، حَتی نعلاً و نعلاً و ثوباً و ثوباً و دیناراً و دیناراً؛ حسن بن علی علیه السلام سه بار هر آنچه از کفش و لباس و دینار داشت، با خدا تقسیم کرد».(2)
نکته تأملبرانگیز این است که اهل بیت علیهم السلام ایثار و بخشش را حتی در دشوارترین شرایط ترک نمیکردند. چنانکه نقل کردهاند، وقتی تهیدستی در روز عاشورا شنید جماعتی در نینوا گرد آمدهاند، به راه افتاد تا خود را به آنان رساند. امام حسین علیه السلام از حال او پرسید، گفت: نیازمندم و شنیدم مردمی بسیار در این محل گرد آمدهاند. با خود گفتم شاید از این گروه خیری به من برسد. حضرت فرمود: همین جا بایست و پیشتر نرو. آنگاه به خیمه بازگشت و آنچه لازمه کمک بود، در پارچهای پیچید و به آن تهیدست داد. او نیز گرفت و شادمان بازگشت.
در روش و سیره اهل بیت، گذشت و نادیده گرفتن خطا و جفا، به عنوان جوانمردی و مردانگی مورد توجه است. چنانکه رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود:
«مُروَّتُنا اَهلَ الْبَیتِ العَفوُ عَمَّن ظَلَمَنا وَ إعطاءُ مَن حَرَّمَنا؛ جوانمردی و مردانگی ما اهل بیت، گذشت از کسی است که بر ما ستم روا داشته و نیز عطا و بخشش به کسی است که از ما دریغ ورزیده است».(1)
دو ـ ایثار امام علی علیه السلام
اخلاص خاص علی، کرم و بخشش او بود که حد و مرزی نداشت، ولی بخششی که در اصول و هدف پاک و سالم بود، نه مانند بخشش فرمانداران و زورمداران که از مال و کوشش مردم، بخشش میکنند! اینان وقتی احسان میکنند، فقط به خویشان و نزدیکان یا هوادارانشان می بخشند که در راه حکومت و سلطنت آنها شمشیر می زنند.
کرم و احسان علی علیه السلام ، با جان و دل او به هم آمیخته است و از مردانگی او پرده برمی دارد. او با دست جود، نخلهای گروهی از یهودان مدینه را سیراب میکند، تا آنجا که دست او تاول می زند و زخم میشود و آنگاه مزدی را که می گیرد، به درماندگان می دهد یا با آن بندگانی را می خرد و بلافاصله آزاد میکند.(2)
آن حضرت در سخاوت مشهور و کعبه آمال مستمندان و بیچارگان بود. هر کسی فقر و نیازی داشت و دست حاجت به سوی امام پیش می برد، آن حضرت با نجابت و اصالتی که در فطرتش بود، حاضر نمیشد آبروی سائل ریخته شود و می فرمود: «نیازمندان، حاجت خود را بر کاغذ بنویسند تا خواری و شکست درخواست در چهره آنان نمایان نشود».
امیر مؤمنان، علی علیه السلام چهار درهم پول داشت؛ یکی را شب انفاق کرد و یکی را روز، یک درهم را آشکارا و یک درهم را در نهان؛ آنگاه این آیه نازل شد:
الَّذِینَ ینْفِقُونَ اَمْوالَهُمْ بِاللَّیلِ وَ النَّهارِ سِرّاً وَ علانِیةً فَلَهُمْ اَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ لا خَوْفَ عَلَیهِمْ وَ لا هُمْ یحْزَنُونَ. (بقره: 274)
کسانی که از مال خود در شب و روز، در نهان و آشکار انفاق میکنند، آنان را پاداش نیکو نزد پروردگارشان خواهد بود، هرگز از حادثه آینده بیمناک و از امور گذشته اندوهگین نخواهند شد.
سه ـ ایثار امام علی علیه السلام و خانواده ایشان در بخشش طعام
روایت شده است روزی امام حسن و امام حسین علیهما السلام در کودکی به بیماری سختی دچار شدند. حضرت علی علیه السلام و حضرت فاطمه علیها السلام ، نذر کردند که در صورت شفای فرزندان عزیزشان، سه روز روزه بگیرند. حاجتشان روا شد و آن دو بزرگوار شفا یافتند. اکنون موقع ادای نذر بود. این خانواده گرامی سه روز پی درپی روزه گرفتند. شب اول، هنگام افطار، غذای خود را به مسکین، در شب دوم به یتیم، و شب سوم به اسیر بخشیدند. این داستان مؤمنانی است که غذای خود را با وجود نیازی که به آن داشتند، در راه خدا به نیازمندان بخشیدند و خود فقط با آب افطار کردند. ایشان در ازای این ایثار، انتظار هیچ پاداشی نداشتند و فقط خواهان رضای الهی بودند. در پی این ایثار خالصانه، این آیات در شأن ایشان نازل شد:
وَیُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَی حُبِّهِ مِسْکِینًا وَیتِیمًا وَأَسِیرًا إِنَّمَا نُطْعِمُکُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لا نُرِیدُ مِنکُمْ جَزَاء وَلا شُکُورًا. (انسان: 8 و 9)
و غذایشان را به سبب دوستی خداوند به مسکین و یتیم و اسیر می دهند و می گویند ما فقط برای رضای خدا به شما غذا می دهیم و هیچ پاداشی از شما نمیخواهیم.
چهار ـ ایثار حضرت زهرا علیها السلام
شب عروسی حضرت زهرا علیها السلام است. برایش پیراهن نویی خریدهاند، به عنوان پیراهن شب زفاف. پیراهنی هم از قبل داشته است. سائلی در آن شب، به در خانه زهرا علیها السلام می آید و صدا می زند که من عریانم، کسی نیست مرا بپوشاند؟
زهرا علیها السلام که عروس این خانه است، متوجه سائل میشود. فوراً لباس نو را در می آورد و به سائل میبخشد و خود لباس کهنه به تن میکند. او لباس را در راه خدا میبخشد.(1)
پنج ـ ایثار مهاجران
مقام مهاجران در اسلام، مقام فوقالعاده پرارجی است. هم خود پیامبر و هم مسلمانان، همگی برای آنها احترام خاصی قائل بودند؛ زیرا مسلمانانی که در مکه ایمان آورده بودند، پس از هجرت آن حضرت، در مضیقه بیشتر و مورد تحقیر و اهانت زیادتری قرار گرفتند. به آنها اجازه توقف در مکه و انجام فرایض دینی داده نمیشد. ناچار به فکر افتادند که تدریجاً مکه را ترک گویند و خویشتن را از محیط فاسد و شرکآلود برهانند و برای تحقق بخشیدن به این هدف، لازم بود از خانه و زندگی، از اموال و اثاث خود چشم بپوشند. بعضی جان خود را در این راه به خطر انداختند و بعضی هم از همه اموال خود چشم پوشیدند؛ زیرا مشرکان اجازه نمیدادند آنان اموال خود را از مکه خارج
1) مرتضی مطهری، سیری در سیره نبوی، صص 113 ـ 115.
کنند. این راندهشدگان سرمایهای با خود نداشتند، جز ایمان به خدا و امید به فضل باری تعالی، با تصمیم به اعتلای حق و یاری پیشوای اسلام.(1)
خداوند در قرآن شریف درباره ایشان فرموده است:
لِلْفُقَراءِ الْمُهاجِرینَ الَّذینَ أُخْرِجُوا مِنْ دِیارِهِمْ وَ أَمْوالِهِمْ یبْتَغُونَ فَضْلا مِنَ اللهِ وَ رِضُواناً وَ یَنْصُرُونَ الله وَ رَسُولَهُ أولئِکَ هُمْ الصَّادِقون. (حشر: 8)
[این اموال] خاص فقیران مهاجران است که از وطن و اموالشان اخراج شدند. فضل و خشنودی از خدا می طلبند و خدا و رسولش را کمک میکنند؛ آنها همان راستگویانند.
البته مهاجران از تمام زندگی خویش، برای گسترش اسلام و یاریِ دین گذشتند، ولی آنها خود را در این معامله برنده می دانستند. آنها هم در این دنیا سعادتمند شدند و هم در آخرت پاداش دارند.
خداوند در قرآن در این باره می فرماید:
وَالَّذِینَهاجَرُواْ فِی اللّهِ مِن بَعْدِ مَا ظُلِمُواْ لَنُبَوِّئَنَّهُمْ فِی الدُّنْیا حَسَنَةً وَلِأَجْرُ الآخِرَةِ أَکْبَرُ لَوْ کَانُواْ یعْلَمُونَ. (نحل: 41)
آنان که در راه خدا مهاجرت کردند، بعد از آنکه ستمها از کافران کشیدند یا در دنیا به آنها جایگاه نیکو می دهیم، در صورتی که اگر بدانند اجری که در آخرت به آنها عطا خواهیم کرد بسیار بهتر و نیکوتر است.
«... لَنُبِّوِئنَّهُم فی الدُّنیا حَسَنَةً؛ در این دنیا جای نیکویی به آنان میدهیم»، این مطلب نشانگر این است که گرچه مهاجران در آغاز کار، امکانات مادی خود را از دست می دهند، اما سرانجام از نظر زندگی دنیوی، پیروزی با آنهاست.(2)
شش ـ ایثار انصار
بی گمان در صدر اسلام، یکی از عوامل نشر دین حق و گسترش آیین الهی، ایثار و بخشش مسلمانان بود که با خلوص نیت و به انگیزه الهی، در حق یکدیگر انجام می دادند. برای این مطلب شواهدی در آیات و روایات وجود دارد که به نمونهای از ایثار انصار اشاره می کنیم:
«ایامی که مهاجرین به مدینه آمده بودند و در فقر و تنگدستی به سر می بردند، حادثه بنینضیر اتفاق افتاد. به دنبال این حادثه، مقدار قابل ملاحظهای از اموال یهودیهای بنینضیر، بدون جنگ و جدال به دست مسلمانان افتاد. این اموال به امر باری تعالی در اختیار شخص رسول اکرم صلی الله علیه و آله قرار گرفت.
رسول خدا صلی الله علیه و آله به انصار فرمود: اگر میل دارید، آنچه از مال و خانه و زمین دارید با مهاجرین تقسیم کنید و در غنایم بنینضیر هم با آنها شریک باشید و اگر بخواهید، می توانید مال و خانه و زمین شما، مال خودتان باشد و غنایم بنینضیر، تنها در بین مهاجرین تقسیم گردد. انصار در پاسخ گفتند: هم اموال و زمینهای خود را با آنها تقسیم می کنیم و هم غنایم بنینضیر را به آنها واگذار میکنیم و از آن سهم نمیخواهیم. در این مورد بود که آیه مبارکه 9 [از] حشر نازل گردید».(1)
وَالَّذِینَ تَبَوَّؤُا الدَّارَ وَالْإِیمَانَ مِن قَبْلِهِمْ یُحِبُّونَ مَنْهاجَرَ إِلَیهِمْ وَلَا یجِدُونَ فِی صُدُورِهِمْ حَاجَةً مِّمَّا أُوتُوا وَیُؤْثِرُونَ عَلَی أَنفُسِهِمْ وَلَوْ کَانَ بِهِمْ خَصَاصَةٌ وَمَن یُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُوْلَئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ.
1) شرح و تفسیر دعای مکارم الاخلاق، ج2، ص165.
و هم آن [جماعت انصار] که پیش از [هجرت] مهاجران، مدینه را خانه ایمان گردانیدند و مهاجرانی را که به سوی آنها آمدند، دوست میدارند و در دل خود هیچ حاجتی نسبت به آنها، نمی یابند و هر چند به چیزی نیازمند باشند، باز مهاجران را بر خود در آن چیز مقدّم می دارند و جانشان از بخل و حسد دنیا پاک است و هر کس نفسش را نگه میدارد، آنان به حقیقت رستگاران عالمند.
ایثار، به معنای اختیار و انتخاب چیزی بر غیر آن است و کلمه «حَصاصه» به معنای فقر و حاجت است. راغب در مفردات چنین گفته است: کلمه «خصاص البیت» به معنای «شکاف خانه» است و اگر «فقر» را «خصاصه» خوانده است، بدین جهت است که فقر نمیتواند شکاف حاجت را پر کند و به همین جهت است که از آن به کلمه خلْه نیز تعبیر میکنند و معنای آیه این است که انصار، مهاجرین را بر خود مقدّم می دارند، هر چند که خود مبتلا به فقر و حاجت باشند. پس در حقیقت، این آیه در معنای این است که بفرماید: نه تنها چشمداشتی ندارند، بلکه مهاجرین را بر خود مقدم می دارند.(1)
«وَ مَنْ یوقَ شُحَّ نَفسُه فَأولئکَ هُمُِ المُفلِحونُ» کلمه «شُحْ» به معنای بخل توأم با حرص است، البته نه در یک مورد، بلکه در صورتی که عادت شده باشد و کلمه «یوق» که در اصل «یوقی» بوده، مضارع مجهول از مصدر «وقایه» است که به معنای «حفظ کردن» است و معنای آیه چنین است: «هر کس که خدا او را از شر تنگچشمی و بخل حفظ فرموده، در نتیجه نه خودش از بذل مال مضایقه دارد و نه از اینکه دیگران مالدار شوند، ناراحت میشود. چنین کسانی رستگارند».(2)
بنابراین، تفضُل انصار در حق مهاجران بی بضاعت در صدر اسلام و نزول آیه یاد شده،(1)یکی از بزرگترین مصادیق ایثار به شمار میرود.
امام صادق علیه السلام می فرماید:
هُمْ الْبَرَّةُ بِالْإِخْوَانِ فِی حَالِ الْیسْرٍ وَ الْعُسْرِ، وَ المُؤثِرُونَ عَلی اَنْفُسِهِمْ فِی حالِ الْعُسْرِ کذَلِکَ وَصَفَهُمُ اللهُ تعالی. فَقَالَ: «وَیُؤْثِرُونَ عَلَی أَنفُسِهِمْ وَلَوْ کَانَ بِهِمْ خَصَاصَةٌ».(2)
آنان نیکوکارانند در حق برادران، در حال تنگدستی و در حال گشایش و در حال مضیقه، دیگران را بر خود مقدّم می دارند و خداوند این گروه بزرگواران را اینچنین توصیف کرده است: «وَیُؤْثِرُونَ عَلَی أَنفُسِهِمْ وَلَوْ کَانَ بِهِمْ خَصَاصَةٌ».
هفت ـ ایثار طبیعت
خداوند در آیاتی از سوره مبارکه کهف، داستان باغبانی را مثال می زند که صاحب دو باغ انگور با میوههای بسیار بود؛ باغی که از وسط آن نهرهای زیبا روان بود. صاحب باغ با داشتن چنین موقعیتی دچار غرور شد و وجود خدا و روز معاد را انکار کرد. او سرانجام گرفتار خشم و غضب الهی گردید و باغ سرسبز و پرثمرش، شبی به خاکستر تبدیل شد. خداوند متعال در توصیف آن باغهای پربرکت می فرماید:
کِلْتَا الْجَنَّتَیْنِ آتَتْ أُکُلَها وَ لَمْ تَظْلِمْ مِنْهُ شَیْئًا وَ فَجَّرْنا خِلالَهُما نَهَرًا؛ آن دو باغ، میوههای خود را بی هیچ آفت و نقصان بداد و در وسط آن جوی آبی روان ساختیم. (کهف: 33)
یعنی آن باغها هیچگونه ستمی در تقدیم ثمرات خود به جهان بشر نداشتند، ولی درباره صاحب آن باغ می فرماید: «وَ دَخَلَ جَنَّتَهُ وَ هُوَ ظالِمٌ لِنَفْسِهِ قالَ ما أُظُنُّ أنْ تَبیدَ هذِهِ أبَدا». (کهف: 35)
عشق و علاقه آنها به دنیا کمکم پندار جاودانگی آن را در نظرشان مجسم می سازد و فریاد «ما أظُنُ أَنْ تَبیدَ هذِه أبداً» سر می دهند. از آنجا که ایمان به جاودانگی دنیای مادی، تضاد روشنی با رستاخیز دارد، آنها به انکار معاد برمی خیزند و «ما أظُنُ ساعةَ قائمةً» می گویند.
همچنین در این آیات، در توصیف آن باغهای پربرکت می خوانیم: «وَلَمْ تَظْلِمْ مِنْهُ شَیْئاً»؛ یعنی آن باغها هیچگونه ستمی در تقدیم ثمرات خود نداشتند که این مطلب، ایثار بی غل و غش طبیعت و سود رساندن به مردم را می رساند، ولی درباره صاحب آن باغ می خوانیم: «وَدَخَل جَنَّتَهُ وهو ظالمٌ لنفسه.» نظیر این مطلب در سوره کهف، در داستان آن دو دوستی آمده است که یکی ثروتمند بود و راه کفر و غرور را پیش گرفت و دیگری در مسیر ایمان ثابت قدم ماند. آنجا که قرآن از قول آن مرد مغرور که صاحب باغها و چشمههای پرآب بود، نقل میکند: «من هرگز گمان نمی کنم قیامت بر پا شود و اگر قیامتی در کار باشد و به سوی پروردگارم بازگردم، جایگاهی بهتر و عالی تر از این خواهم یافت».(1)
با در نظر گرفتن این آیه که به رعایت عدالت در انفاق دستور می دهد، این سؤال مطرح میشود که در سوره دهر و آیات دیگر قرآن و همچنین در روایات، ستایش و مدح ایثارگران را می خوانیم که حتی در نهایت سختی، از خود می گیرند و به دیگران می دهند؛ حال این دو مطلب چگونه با هم سازگار است؟
1) کهف: 35 و 36. نک: طباطبایی، المیزان، ج 19، ص 356.
دقت در شأن نزول آیه فوق و همچنین قرائن دیگر، پاسخ این سؤال را روشن می سازد. دستور به رعایت اعتدال، در جایی است که بخشش فراوان، سبب نابسامانیهای فوقالعاده در زندگی خود انسان گردد و به اصطلاح، ملوم و محسور شود یا ایثار سبب ناراحتی و فشار در فرزندان او گردد و نظام خانوادگی اش را به خطر افکند. در صورتی که هیچ یک از اینها تحقق نیابد، مسلماً ایثار بهترین راه است. از این گذشته، رعایت اعتدال، حکمی عام است و ایثار، حکمی خاص که مربوط به موارد معیّنی است و این دو حکم با هم تضادی ندارند.(1)بنابراین، طبیعت نیز از ایثار آنچه خداوند به آن عطا فرموده است، دریغ نمی ورزد و این از برجستهترین نمونههای اندرز و درس گرفتن برای انسانهاست.
ابعاد ایثار
زیر فصل ها
الف) بُعد اعتقادی
ب) بُعد اجتماعی
ج) بُعد سیاسی
د) بُعد فرهنگی
الف) بُعد اعتقادی
یکی از ویژگیهای مهم مؤمنان راستین، داشتن روحیه ایثارگری است. امیر مؤمنان، علی علیه السلام در روایتی ایثار را بهترین کرامت اخلاقی برای انسانها دانسته است: «خَیْرُالْمَکارِمَ الْاِیثارُ.» در روایتی دیگر نیز از آن با عنوان بالاترین نیکیها یاد کرده است: «اَلاِیثارُ أَشْرَفُ الْاِحسانِ».(2)
پس از هجرت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و اصحابش از مکه به مدینه، مردم مدینه که در تاریخ اسلام به انصار معروف شدند، از مهاجران مسلمان استقبال کردند و با جان و مال به حمایت از آنان برخاستند.
در پی این ایثار و فداکاری انصار، آیه 9 سوره حشر در شأن و مقام ایشان نازل شد: «... وَیؤْثِرُونَ عَلَی أَنفُسِهِمْ وَلَوْ کَانَ بِهِمْ خَصَاصَةٌ...؛ [انصار، دیگران را] بر خودشان مقدّم می دارند، اگرچه خود دچار تنگدستی باشند».
در این آیه شریفه، انصار به سبب روحیه ایثارگری و ترجیح دادن مهاجران بر خودشان، در شرایطی که خود نیازمند بودند، در مقام نمونهای از مؤمنان راستین ستایش شدهاند.
ب) بُعد اجتماعی
یکی از جنبههای اجتماعی مسئله یا پدیده و رفتار یا ارزش، آن است که جمع کثیری را متأثر می سازد. شمار افرادی که متأثر می شوند، روشن نیست، ولی فراوانی مباحث طرح شده درباره آن موضوع در رسانهها، گفتارها و...، شاخص میزان توجهی است که آن موضوع برانگیخته است و وسعت و گستردگی اش را نشان می دهد.
گاهی دامنه ارزشی، چنان محدود است که فقط چند فرد یا گروهی بسیار کوچک را در بر می گیرد، اما برخی ارزشها گستره وسیعی دارند و عده زیادی به آنها پای بندند. ازاینرو، ارزش عمومی قلمداد می شوند.
در جامعه ایران، ارزشهای خاصی تحت تأثیر اسلام، برجسته شدند و در میان بخش عظیمی از مردم رواج یافتند. ایثار یکی از همان ارزشهاست که پس از اسلام آوردن ایرانیان، حضوری نسبتاً پررنگ یافت و به ویژه در دوران انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی، در شکلهای مختلف و متعددی تجلی کرد. به همین دلیل، می توان آن را یکی از ارزشهای اجتماعی به شمار آورد، به ویژه که هنوز میراث این ارزش والا به صورتهای مختلف در
جامعه تداعی میشود و تعداد زیادی شهید (و خانوادههای شهدا)، جانباز، ایثارگر و مفقودالاثر در سرزمین ایران پراکنده و آکنده است و نهادهای رسمی فراوانی برای رسیدگی به امور آنها فعالیت میکنند.(1)
ارزشهای اجتماعی، الگوهای کلی رفتار، احکام جمعی و هنجارهای کرداری را که مورد پذیرش عمومی و خواست جامعه قرار گرفتهاند، تشکیل می دهند. لزوماً ارزشهای اجتماعی از دیگر اقسام ارزش (شخصی، فرهنگی و...) متمایز نیستند و تمامی ارزشهایی را که مردم با آنها حیات اجتماعی خود را می گذرانند و اعضای جامعه در برابر آن به نوعی وفاق رسیدهاند، در بر می گیرند. در معنای محدودتر، گاه از ارزشهای اجتماعی با عنوان ارزشهای اخلاقی، فرهنگی یا دینی سخن میرود که یکپارچگی اجتماعی را قوام میبخشد و به گسترش پیوندهای مبتنی بر همبستگی می انجامد. بدینسان، عدالت، انساندوستی، دیگرخواهی، مهربانی و...، جزو ارزشهای اجتماعی شمرده می شوند.(2)ارزشهای دفاع مقدس مثل ایثار، شهادتطلبی، خداخواهی، خطرپذیری و...، هر چند ارزشهای دینی، عقلانی و عاطفی هستند، تبلور وجه غالب آنها از نوع ارزشهای اجتماعی است. وقتی از ماهیت اجتماعی ایثار صحبت میشود، منظور آن است که این ارزش، هم در قلمرو جامعه مطرح است و عده زیادی به آن پای بند هستند و هم کارکردهای اجتماعی دارد. وقتی افراد بسیاری شهادت را برمیگزینند، در واقع این امر نوعی ایثار جهت حفظ و ثبات نظام اجتماعی و ارزشهای جامعه است و دفاع از آرمانها و ارزشهای اجتماعی و تعالی بخشیدن به آنها را نشان می دهد. طبیعی است که چنین ارزشی از یک طرف به انسجام و
تحکیم جامعه کمک میکند و از طرف دیگر، جایگاه دارندگان آن ارزش را در جامعه والاتر می سازد. زمانی که شمار زیادی از افراد جامعه به دلیل پای بندی به ارزش ایثار، بخش اعظم دارایی خود را در راه اهداف و ارزشهای مهم خویش صرف میکنند و مشکلات همنوعانشان را برطرف می سازند، در واقع در کاهش مشکلات و آسیبهای اجتماعی نقش مؤثری ایفا میکنند؛ زیرا نظام رسمی، توان آن را ندارد که در مواقع بحرانی، به ویژه هنگام وقوع حوادث طبیعی، همچون سیل، زلزله یا تحریم اقتصادی، همه مشکلات پیش آمده را حل کند. ناگزیر در اینجا نقش و اهمیت ایثار نیروهای مردمی ظاهر میشود و حضور فعال آنها پی آمدهای مثبت و سازندهای در عادی سازی اوضاع دارد.
نکته مهم دیگر اینکه در سایه این ارزش اجتماعی و برخی ارزشهای دیگر، همبستگی اجتماعی قدرتمندی بین اعضای جامعه شکل می گیرد. مظهر این همبستگی، در دوران انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی ایران و عراق بود که افراد از هیچ کمکی در حق یکدیگر دریغ نمی ورزیدند و حتی با وجود نیاز خویش، رفع نیاز دیگری را بر خود مقدّم و افتخاری بزرگ می دانستند.
ج) بُعد سیاسی
در این عرصه، بهرهوران از ایثار قهرمان، نه یک تن یا جمع یک خانواده، بلکه گروهی مبارز با عقیده و مرام مشخص سیاسیاند. ایثار قهرمانانی از این دست، در مبارزه با فساد و تباهی طبقه یا حکومتی است که از نظر آنان ستمگر و مردود است. در این نوع ایثارگری که سرشار از محرومیت و درد و شکنجه است، اغلب فرد ایثارگر با فدا کردن خود، آیندهای تابناک را در پرتو
آرمانش برای دیگران رقم می زند. این ایثارگر که یک سر و گردن از دیگران بالاتر است، شجاع و آگاه و خستگی ناپذیر هم هست. قهرمان نمایشنامه مادر اثر برتولت برشت یا شخصیت دانکو در قلب فروزان دانکو اثر گورکی، نمونههایی از این دست هستند.
مَا کَانَ لِأَهْلِ الْمَدِینَةِ وَمَنْ حَوْلَهُم مِّنَ الأَعْرَابِ أَن یتَخَلَّفُواْ عَن رَّسُولِ اللّهِ وَلاَ یرْغَبُواْ بِأَنفُسِهِمْ عَن نَّفْسِهِ ذَلِکَ بِأَنَّهُمْ لاَ یصِیبُهُمْ ظَمَأٌ وَلاَ نَصَبٌ وَلاَ مَخْمَصَةٌ فِی سَبِیلِ اللّهِ وَلاَ یطَؤُونَ مَوْطِئًا یغِیظُ الْکُفَّارَ وَلاَ ینَالُونَ مِنْ عَدُوٍّ نَّیلاً إِلاَّ کُتِبَ لَهُم بِهِ عَمَلٌ صَالِحٌ إِنَّ اللّهَ لاَ یضِیعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِینَ. (توبه: 120)
اهل مدینه و بادیهنشینان اطرافش نباید هرگز از فرمان پیغمبر تخلف کنند و نه هرگز برخلاف میل او میلی از خود اظهار کنند تا آنکه به عوض اطاعتشان هیچ رنج تشنگی و گرسنگی و خستگی در راه خدا نکشند و هیچ قدمی که کفار را خشمگین کند برندارند و هیچ دستبردی به دشمنان نرسانند جز آنکه در مقابل هر یک از این رنج و آلام، عمل صالحی در نامه اعمالشان نوشته شود که خدا هرگز اجر نیکوکاران را ضایع نخواهد گذاشت.
در این آیه مبارکه، خداوند از اینکه مسلمانان از دستور رسول خدا صلی الله علیه و آله سرپیچی کنند و برای حفظ جان خود، پیامبر را حمایت نکنند و بدین وسیله از حفظ جان آن حضرت چشم بپوشند، اظهار ناخشنودی کرده و آن را زیبنده مسلمانان ندانسته است. سپس از پاداشی سخن می گوید که از رهگذر تحمل تشنگی، خستگی و گرسنگی در راه خدا و مقاومت در برابر حملههای دشمن، نصیب مسلمانان خواهد شد. بدیهی است، وقتی مسلمانان مجاز نباشند برای
حفظ جان خود، از جان پیامبر که در معرض خطر قرار می گیرد، بگذرند و موظف باشند برای حمایت از آن حضرت، جان خود را فدا و مشکلات را تحمل کنند، به طریق اولی چنین وظیفهای را در راه حفظ دین و حمایت از راه و رسم پیامبر و هدف آن حضرت نیز بر عهده دارند. پس جانبازی در راه دین خدا، وظیفه مسلمانان و از بهترین اعمال به شمار میرود. یکی از مصداقهای آشکار جانبازی در راه دین خدا، انجام دادن «عملیات استشهادی» و ایثارگری و تحمل سختی برای ضربه زدن به دشمنان است.(1)
وَأَعِدُّواْ لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ وَمِن رِّبَاطِ الْخَیلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدْوَّ اللّهِ وَعَدُوَّکُمْ وَآخَرینَ مِنْ دونِهِمْ. (انفال: 61)
و شما (ای مؤمنان) در مبارزه با کافران خود را مهیا کنید تا بتوانید از تسلیحات جنگی و اسبان سواری برای تهدید دشمنان خدا و دشمنان خودتان و بر قوم دیگری که شما بر دشمنی آنان مطلع نیستید و خدا به مکر آنها آگاه است کاملاً فراهم سازید.
خداوند در این آیه به مسلمانان امر میکند که هر قدر توان دارند، نیروی انسانی و ادوات جنگی تدارک ببینند تا همواره در برابر مشرکان مهیا باشند.(2)
در بعضی روایات، «قوه» را توان تیراندازی و در بعضی دیگر، دژهای مستحکم معنا کردهاند.(3)«قوه» در بعضی دیگر از روایات نیز، خضاب کردن محاسن با رنگ سیاه معنا شده است.(4)روشن است که این روایات، بعضی از مصداقهای «قوه» را بیان کردهاند که متناسب با عصر نزول آیه بوده است.
«تُرْهِبُونَ بِهِ عَدْوَّ اللّهِ وَعَدُوَّکُمْ»، علت این دستور است؛ یعنی همیشه به منظور ترساندن دشمنان خدا و دشمنان خود آماده باشید. برخی فقها چنین نتیجه گرفتهاند که هر چه به آن ترساندن حاصل شود، خوب است.(1)
بنابراین، عنوانهایی که در آیات یاد شده درباره مجاهدان راه خدا به کار رفته است، مانند «جهاد با جان»، «معامله با خدا و خریدن بهشت و رضای الهی در برابر بذل جان»، «آمادگی نظامی به منظور ایجاد وحشت در دل دشمن»، «ضرورت فداکاری و جانبازی در راه حمایت از پیامبر و دین خدا»، همگی درباره کسانی صادق است که با قصد قربت، در راه مقابله با دشمنان دین خدا، به عملیات استشهادی اقدام میکنند. طبق مقتضیات زمان، در این عصر نیز با توجه به تلاش دشمنان برای رواج فرهنگ مبتذل غرب در کشور ما و تهدیدهای نظامی و جنگ نرم و تحریم اقتصادی و... مردم با روحیه ایثار و گذشت، فشارها را راحتتر تحمل خواهند کرد و مشت محکمی بر دهان دشمنان اسلام و دین خواهند زد.
د) بُعد فرهنگی
در کنار ماهیت اجتماعی ایثار، ماهیت فرهنگی آن عینیتپذیری آشکارتری دارد.
آنچه ماهیت فرهنگی ایثار را با قوت بیشتری به تصویر می کشد، نقش فرهنگ و دین اسلام در گسترش و نفوذ بیشتر این ارزشها در لایههای اجتماعی جامعه ایران است. به عبارت دیگر، نمی توان وجود فرهنگ ایثار و شهادت را در ایران، بدون توجه به تأثیر بالای دین اسلام تبیین و تشریح کرد. در واقع انکار این امر، نادیده گرفتن بسیاری از تحولات و واقعیتهای جامعه خواهد بود.
1) مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج5، ص 852.
همانگونه که نمی توان مرز اجتماع و فرهنگ را به شکل دقیقی، جدا و مشخص ساخت، نشان دادن مرز میان بُعد فرهنگی و جنبه اجتماعی ایثار نیز به آسانی امکانپذیر نیست. در کلامی رساتر، باید گفت که ایثار ارزشی اجتماعی و فرهنگی است، که در ساخت و بافت جامعه ایران و به تأثیر از فرهنگ ایرانی ـ اسلامی، در رگههایی از آن گذشته و حال این مرز بوم دیده میشود، گاه پررنگ، گاه کمرنگ و گاهی حتی بی رنگ میگردد. می توان مصداقهای متعددی از وجود فرهنگ ایثار و شهادت را در صورت اجتماعی و فرهنگی اش، در بین ایرانیان از گذشته تاکنون، نمودار ساخت:
وقف(1)سبب پیدایش بسیاری از مراکز علمی، دارالعلمها، بیتالحکمهها، مدارس و کتابخانهها شده و از این راه به گسترش دانش در جهان خدمت بزرگی کرده است. همچنین با تأسیس درمانگاهها، بیمارستانها، ساختن قنات و آب انبار در خدمت به بهداشت و سلامت جامعه نیز نقش اثرگذاری داشته است.
انجمنهای حمایت از بیماران کلیوی، بیماران خاص، انجمنهای خیریه کمک به ایتام و دیگر انجمنهای داوطلب در زمینه کمک به نیازمندان و بیماران و محرومان، که در سطح جامعه فعالیت میکنند، نشانه مصداقهای پایبندی مردمان این مرز و بوم به یک سری ارزشهای خاص اجتماعی و فرهنگی، از جمله ایثار هستند. در واقع این فعالیتها هم ماهیت فرهنگی و اجتماعی دارند و هم پی آمدهایی مثبت و سازنده در بخشهای گوناگون جامعه. وجود این مصداقها در کنار شهادت به عنوان نمود کامل ایثار، همچنین کمکهای چشمگیر مردم به یکدیگر در زمان بروز حوادث، بر عهده
1) سنت دیرینهای که فرد، مال یا ملک شخصی اش را از مالکیت خویش خارج می سازد و در اختیار جامعه و نهادهای عمومی قرار می دهد تا مردم به صورت بلاعوض از منافع آن بهرهمند شوند.
گرفتن سرپرستی کودکان یتیم به ویژه در اعیاد خاص مذهبی و...، ماهیت فرهنگی و اجتماعی ایثار را آشکار می سازد.
رابطه ایثار با اختیار و آزادی انسان
انسان، اراده و اختیار و عقل دارد. ازاینرو، دو نوع فعل انجام می دهد: فعل طبیعی و فعل اخلاقی.
شهید مطهری درباره ارزش کار اخلاقی و تفاوت آن با دیگر انواع ارزشها می نویسد:
کارهایی را ما [که] به آنها کار اخلاقی می گوییم، می بینیم که فرقشان با کار عادی این است که قابل آفرین و ستایش و تحسینند... .کار اخلاقی در وجدان هر بشری دارای ارزش است؛ یعنی یک کار ارزشمند و گرانبهاست. نه از نوع قیمت و ارزشی که برای یک کارگر قائل است که ارزش مادی به اصطلاح ایجاد می کند و استحقاق مبلغی پول یا کالا در مقابل کار خودش پیدا می کند؛ بلکه یک نوع ارزش مافوق این ارزشهاست که با پول و کالای مادی، قابل مقایسه نیست. کارهای اخلاقی در ذهن و وجدان دارای ارزش و قیمت گرانبهاست، ولی نوع ارزشش با ارزشهای مادی، متفاوت است و آن یک ارزش دیگری است مافوق این ارزشهای مادی.(1)
حال سخن اینجاست که معیار و ملاک فعل اخلاقی چیست و ارزشمند بودن و اخلاقی بودن آنها را از کجا می توان دریافت؟
در پاسخ به این پرسش، دیدگاههای مختلفی مطرح شده است. بعضی معتقدند، معیار فعل اخلاقی این است که آن عمل برای غیر، و هدفش غیر از خود باشد. طبق این نظریه، هر فعلی که هدفش خود انسان باشد، غیر
1) مرتضی مطهری، مجموعه آثار، ج22، ص305.
اخلاقی است و هر فعلی که برای غیر از خود انجام شود، اخلاقی نامیده میشود. بعضی دیگر، فعل اخلاقی را فعلی دانستهاند که ناشی از احساسات نوعدوستانه باشد. بنا بر این نظریه، اگر خاستگاه فعلی، عاطفه و نوعدوستی بود، آن فعل اخلاقی است.(1)ایثار از جمله افعال اخلاقی است که انسان با اختیار خود برمی گزیند و ارزشمند و گرانبهاست.
رابطه پرورش و تربیت با ایثار
انسان به عنوان موضوع تعلیم و تربیت، نقشی اساسی و تعیینکننده در نظام تربیتی دارد و هرگونه نگرشی به او، تأثیر خاص و مستقیم و انکارناپذیری دارد. در دیدگاه رئالیسم اسلامی، انسان موجودی با دو ویژگی مهم و اساسی عقل (علم) و ایمان است. ازاینرو، بر آموزشهای معنوی و اخلاقی و رشد قدرت عقلانی و قوه تفکر انسان تأکید فراوانی شده است.(2)
همچنین از آنجا که مسئله فطرت انسانی در نظر رئالیسم اسلامی، امالمعارف است، در نظام تربیتی آن نیز احیای فطرت انسانی، آرمان تربیت و یکی از اصول اساسی تعلیم و تربیت به شمار میرود.(3)
انسان دارای اموری فطری است و بی شک تربیت او نیز باید با در نظر گرفتن این امور فطری صورت گیرد. کاربرد لغت تربیت هم بر همین اساس
1) مرتضی مطهری، مجموعه آثار، ج22، ص306.
2) استاد مطهری پس از بررسی و نقد و تعریفهای عرضه شده از انسان، این تعریف را بیان میکند: «انسان موجودی است دارای علم (عقل) و ایمان»، مجموعه آثار، ج22، ص 306.
3) استاد مطهری میگوید: «موضوع فطرت تنها ارزش نظری ندارد؛ یعنی فقط مربوط به ذهن باشد و در عمل به کار نیاید، بلکه مطلبی است که بدون شناخت دقیق آن، بینش اسلامی درباره انسان مجهول خواهد بود و در جزء جزء ایدئولوژی اسلامی ردّ پایی از فطرت باقی است و بدون توجه به آن ایدئولوژی اسلامی تبیین نمیگردد». مرتضی مطهری، فطرت، ص 51.
است.(1)در انسانشناسی این مکتب، نوع انسان در انسانیت یکسان است و تفاوتی ندارد و هر آنچه رشد استعدادها و تواناییهای وی را فراهم می آورد، به همه نوع تعلق دارد و هیچ فردی نباید از آن محروم شود. یکی از این موارد مشترک، همگانی بودن حق تعلیم و تربیت است که به نوع انسان برمی گردد و متعلق به نوع انسان است. ازاینرو، همگان باید حق بهرهمندی از این نعمت بزرگ الهی را داشته باشند. در این دیدگاه، نه تنها همه انسانها حق بهرهمندی از آموزش و پرورش را دارند، بلکه فراگیری دانش مورد نیاز جامعه، نوعی فریضه است.
علامه طباطبایی درباره کسب دانش برای انسانها، به جهت اشتراک در نوع (یعنی اینکه نوع انسان ویژگی خاصی دارد) به طور اساسی و جوهری، هرگونه تفکر تبعیضآمیز را در این باره رد می کند؛ زیرا از نظر نوع، بین هیچ گروهی از انسانها (زنان، مردان، بردگان و... ) تفاوتی وجود ندارد تا بتوان بر اساس آن، این حق را از آنان گرفت. طبق این نظریه، هرگونه محروم کردن و روا داشتن تبعیض (در امر تعلیم و تربیت)، کاری غیر اصولی و مخالف طبیعت انسانی است.(2)
مزیت اصحاب صراط مستقیم بر دیگران و نیز مزیت راه آنان بر راه دیگران تنها به علم است، نه عمل. آنان به مقام پروردگارشان، علمی دارند که دیگران ندارند؛ زیرا در راههای دورتر از صراط
مستقیم، اعمال صالح کامل و بی نقص نیز وجود دارد و وقتی برتری اصحاب صراط مستقیم به عمل نیست، فقط علم می ماند. آیه «یرْفَعِ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنکُمْ...»(1)به این مزیت اشاره دارد؛ زیرا نشان می دهد آنچه خودش به سوی خدا بالا میرود، کلمه طیب و علم است، اما عمل صالح، اثرش کمک به بالا رفتن علم است.(2)از جمله این اعمال صالح، ایثار و ازخودگذشتگی است که فرد باید آن را در خود بپروراند. از جمله راههای پرورش ایثار، ترویج آن در سطح جامعه از طریق رسانه و آگاهی دادن مردم درباره آن است.
رابطه زهد و ایثار
از فلسفههای زهد، ایثار است. ایثار، یعنی دیگران را بر خود و منافع خود ترجیح دادن. زاهد، ساده و بی تکلف و در کمال قناعت زندگی میکند و بر خود سخت می گیرد تا دیگران را به آسایش برساند. او آنچه دارد به نیازمندان می بخشد؛ زیرا هنگامی از زندگی لذت می برد که دیگران در آسایش باشند.
از امام علی علیه السلام پرسیدند: تعریف زهد چیست؟ فرمود: قول خدای تعالی است که فرمود: «لِکَیلَا تَأْسَوْا عَلَی مَا فَاتَکُمْ وَلَا تَفْرَحُوا بِمَا آتَاکُمْ؛ باید به گونهای باشید که بر آنچه از دست شما رفت، دلتنگ و نگران نشوید و اگر به نعمتی از نعمتهای دنیا نیز رسیدید، بیش از اندازه شادمان نگردید». (حدید: 23)(3)
انسان عاقل درباره حوادثی که پیش میآید نمی گوید: «ای کاش روی نمیداد»، و درباره آنچه رخ نداده است، نمی گوید: «ای کاش انجام می شد».
ایثار از عالیترین اوصاف انسانی است که تنها انسانهای بسیار بزرگ به آن درجه صعود میکنند.
همدردی و مشارکت عملی در غم مستمندان و محرومان، از دیگر ریشهها و فلسفههای زهد است.
در جامعهای که فقیر و محروم در آن وجود دارد، زاهد در مرحله اول تلاش میکند وضع موجود را دگرگون سازد؛ چنانکه مولای متقیان، علی علیه السلام فرمود: «خداوند از دانشمندان هر جامعه پیمان گرفته است که در برابر شکمبارگی ستمگران و گرسنگی ستمدیدگان سکوت نکنند».(1)
وی در مرحله دوم با ایثار و بخشش دارایی خود، به رفع نیاز نیازمندان قیام میکند. در مرحله سوم، چون درمییابد که «کشته از بس که فزون است کفن نتوان کرد»، با اظهار همدردی و مشارکت عملی در غم نیازمندان، بر زخمهای دل آنان مرهم میگذارد.
امیر مؤمنان، علی علیه السلام در دوران خلافتش که وارث اجتماعی ناسالم بود، چون میدید جامعهاش به دو بخش ثروتمند و محروم تقسیم شده است، بیش از هر زمان دیگر زاهدانه زندگی میکرد و میفرمود: «اِنَّ اللهَ فَرَضَ عَلَی أئمةِ العَدلِ أن یقدروا أنفُسَهم بِضعفة النّاسِ کَیلا یتُبعَ بِالفقرِ فَقرُه؛ خداوند بر پیشوایان دادگر فرض کرده است که زندگی خود را با طبقه ضعیف تطبیق دهند تا رنج فقر، فقیران را ناراحت نکند».(2)
ایشان در نامهای به عثمان بن حنیف، فرماندار خود در بصره مینویسد:
چگونه ممکن است هوای نفس بر من غلبه کند و حرص و طمع، مرا وادار کند که طعامهای لذیذ را برگزینم؛ در حالی که ممکن است در سرزمین «حجاز» یا «یمامه» کسی باشد که حتی امید به دست آوردن یک قرص نان نداشته باشد و نه هرگز شکمی سیر خورده باشد. آیا من با شکمی سیر بخوابم، در حالی که در اطرافم شکمهایی گرسنه و کبدهایی سوزان هستند؟!
آیا به همین قناعت کنم که گفته شود: من امیر مؤمنانم؟ [اما] با آنان در سختیهای روزگار شرکت نکنم و پیشوایشان در تلخیهای زندگی نباشم؟!(1)
بنابراین، زهد ناشی از همدردی و شرکت در غمخوارگی، هیچ ربطی به رهبانیت ندارد و بر گریز از اجتماع استوار نیست، بلکه راهی برای تسکین دردهای دردمندان نیازمند جامعه است.
زهد و آزادگی
فلسفه دیگر «زهد»، آزادی و آزادگی است و میان آنها پیوندی دیرین و ناگسستنی برقرار است. نیاز، انسان را «روبَه مزاج» میکند و بینیازی، ملاک آزادی و آزادگی است. بیشتر آزادگان جهان، زهدپیشه بودند. آنها نیازهای خود را به کمترین حد رسانده و به همین نسبت، خویش را از قید و بند اسارت در مادیات رها ساخته بودند.
آری؛ عادت به کمترین برداشت از نعمتها و پرهیز از عادت به برداشت زیاد، شرط مهم آزادگی است.
1) نهجالبلاغه، نامه ۴۵.
آزادمرد جهان، مولای متقیان، علی علیه السلام از آن رو به معنای کامل آزاد بود که به تمام معنا زاهد بود. وی در نامهای به فرماندار بصره، عثمان بن حنیف مینویسد: «وَ اِنَّ اِمامَکُمْ قَدِ اکْتَفَی مِنْ دُنیاه بِطَمْرَیهِ وَ مِن طَعْمِهِ بِقُرصَیْه...؛ بدان که امام شما از دنیایش به همین دو جامه کهنه و از غذاهایش به دو قرص نان اکتفا کرده است».(1)
در سخنان پیشوایان دین به ترک دنیا و لذتگرایی، با عنوان آزادمنشی، بسیار سفارش شده است. رسول اکرم صلی الله علیه و آله می فرماید: «عِزُّ الْمُؤْمِنِ اِستغناؤُه عَنِ النّاسِ وَ فی القَناعَةِ الحریَّةُ وَالعِزُّ؛ عزت مؤمن در بینیازی از مردم است و آزادی و شرافت در پرتو قناعت به دست میآید».(2)
از امیر مؤمنان، علی علیه السلام سؤال شد: «أیُّ ذُلٍّ اَذَلُّ؟ قال: الحِرْصُ عَلَی الدُّنیا؛ پستترین ذلتها کدام است؟ فرمود: حرص بر دنیا».(3)
بنابراین، کسی که به مال اندک قناعت ورزد و باقی را با ایثار در راه خدا و کمک به محرومان خرج کند، بی نیاز است؛ همان بی نیازی که ملاک آزادی و آزادگی است و هر کسی به مقام قناعت و ایثارگری و به تبع آن زهد نمی رسد.
ایثار، بالاترین مرتبه ایمان
در باب ایثار تعابیر جالبی وجود دارد؛ از جمله از امام علی علیه السلام نقل شده است که فرمود: «الاِیثارُ أعلَی المَکارمِ؛ ایثار، بالاترین مکارم اخلاق است.»؛(4)
«الإیثار غایَةُ الإحسانِ؛ ایثار نهایت درجه احسان است.»؛(1)«الإیثارُ أعلَی مَراتبِ الْکَرمِ وَ أفضلُ الشِّیمِ؛ ایثار، بلندمرتبهترین درجات کرم و برترینِ روشهاست.»(2)این سه حدیث با ایمان رابطه دارند، ولی بالاترین مراتب ایمان در این سخن معرفی شده است که میفرماید: «الایثارُ أعلَی مراتبِ الْاِیمان.»(3)و مرتبه ایمانی بالاتر از ایثار نیست.
بر این اساس، آیه شریفه «وَ یؤْثِرُونَ عَلی أَنْفُسِهِمْ وَ لَوْ کانَ بِهِمْ خَصاصَه» (حشر: 9) درباره علی علیه السلام و زهرا علیها السلام است. در باب دعا برای دیگران سفارش شده است که آنچه برای خود میخواهید، برای دیگران نیز بخواهید. بنابراین، به نحوه خواستن و مقدّم داشتن دیگران بر خود ـ که ایثار است ـ اشاره شده است.
روایات ایثار
فضیلت: «الایثار فَضیلَةٌ؛ ایثار فضیلت است».(4)
شریفترین احسان: «الاِیثارُ اَشرفُ إحسانٍ؛ ایثار شریفترین احسان است».(5)
روش نیکان: «الایثار شِیمَةُ الاَبرار؛ ایثار روش نیکان است».(6)
نهایت احسان: «الایثار غایَةُ الاِحسانِ؛ ایثار نهایت احسان است».(7)
برترین مرتبه احسان: «الایثار أعلَی احسان (ایمان)؛ ایثار برترین مرحله احسان و ایمان است».(8)
برترین مکارم: «الایثار أعلی المکارِمِ؛ ایثار برترین مراتب مکارم است».(1)
برترین مراتب کرم: «الایثار أعلی مراتبِ الکرمِ؛ ایثار برترین مراتب مکارم است».(2)
بهترین شیوه: «الایثار اَفضل الشّیمِ؛ ایثار برترینِ شیوههاست».(3)
بهترین عبادت: «الایثارَ اَفضلُ عبادةٍ؛ ایثار برترین عبادت است».(4)
جلیلترین آقایی: «الایثارَ اَجَلُّ سیادةٍ؛ ایثار مهمترین [راه] آقایی کردن است».(5)
برترین مراحل ایمان: «الایثارَ اَعلی مَراتِبِ الْاِیمانِ؛ ایثار، بلندترین مراتب ایمان است».(6)
راه بزرگی کردن بر آزادگان: «بالایثار یسْتَرَقُّ الاحرار؛ با ایثار، آزادهها به بند [انسان] می افتند».(7)و «بالایثارِ عَلَی نَفسِکَ تَملِکُ الرّّقاب؛ با مقدّم داشتن دیگران بر خود، آنها را به بندگی خود بکشان».(8)
معیار شناخت جوهر انسانها: «عِندَ الاِیثارِ عَلَی النَّفسِ تَتَبَینُ جَواهِرُ الکُرَماء؛ هنگام ایثار، گوهر انسانهای کریم آشکار میشود».(9)
راه جوانمردی: «مَنْ آثَرَ علی نفسِهِ بالَغَ فی المرُؤة؛ هر کس ایثار کند، به نهایت جوانمردی رسیده است».(10)
1) غررالحکم و دررالکلم، ج1، ح242.
2) غررالحکم و دررالکلم، ج1، ح372.
3) غررالحکم و دررالکلم، ج1، ح372.
4) غررالحکم و دررالکلم، ج1، ح300.
5) غررالحکم و دررالکلم، ج1، ح300.
6) غررالحکم و دررالکلم، ج 2، ح 31.
7) غررالحکم و دررالکلم، ج 3، ح 19.
8) غررالحکم و دررالکلم، ج 3، ح 227.
9) غررالحکم و دررالکلم، ج 4، ح 326.
10) غررالحکم و دررالکلم، ج 5، ح 255.
انگیزههای ایثار
زیر فصل ها
الف) انگیزههای معنوی
ب) انگیزههای مادی
الف) انگیزههای معنوی
زیر فصل ها
یک ـ رضای خدا
دو ـ تکامل روحی
سه ـ خیرخواهی و فطرتگرایی
چهار ـ دریافت پاداش
پنج ـ بخشش گناهان
یک ـ رضای خدا
نخستین انگیزه ایثار، به دست آوردن رضای خداست و این برترین انگیزه است که ایثار را به بهترین مرحله پاداش و اثر می رساند. در قرآن نیز ایثار اهل بیت، به دلیل انگیزه الهی آن ستایش شده است: «و یُطعِمونَ الطَّعامَ عَلی حُبِّهِ ... اِنَّما نُطعِمُکُم لِوَجِْهِ الله؛ و غذای خود را با اینکه به آن نیاز دارند... ما شما را به خاطر خدا اطعام میکنیم». (انسان: 8 و 9)
«... و آتَی الْمالَ عَلی حُبَّهِ ذوی الْقُرْبی وَ الْیتامی وَ المَساکینَ وَابْنَ السَّبیلِ وَ السَّائِلینْ وَ فِی الرِّقاب ...؛ و مال خود را به خاطر دوستی خدا، به خویشاوندان و یتیمان و فقیران و در راه ماندگان و درخواستکنندگان می دهد و در آزاد کردن بندهها صرف میکند». (بقره: 177)
به طور کلی، محبت الهی در فداکاری با جان و مال، نقش اساسی دارد. بشر به طور غریزی و طبیعی، جان و مال خود را دوست دارد و با تمام قدرت در حفظ آنها می کوشد، ولی محبت الهی در ضمیر مؤمنان به اندازهای نیرومند است که با اراده و اختیار خود، از جان و مالشان می گذرند و در راه دوستی خداوند، فداکاری میکنند.
1) غررالحکم و دررالکلم، ج 6، ح 44.
«وَ مِنَ النّاسِ مَنْ یَشْری نَفْسَهْ ابْتغاءُ مَرْضاتِ اللهِ وَ الله رؤُفٌ بِالْعِبادِ؛ و از میان مردم کسی که جان خود را برای طلب خشنودی خدا میفروشد، و خدا نسبت به این بندگان مهربان است». (بقره: 207)
این آیه، به ماجرای هجرت پیامبر و فداکاری حضرت علی علیه السلام مربوط است، ولی همچون دیگر آیات قرآن، مفهوم و محتوای عمومی و کلی هم دارد. در واقع این آیه، نقطه مقابل آیاتی درباره منافقان است که در بین مردم آبرویی کسب می کردند و در ظاهر، خود را مؤمن و خیرخواه نشان می دادند، اما کردارشان پرده از روی گفتارشان برمی داشت؛ چرا که جز فساد در زمین و نابود کردن عِرض و نسل، کار دیگری نداشتند. در مقابل، آیه فوق درباره مردمی است که تنها با خدا معامله میکنند و هر چه دارند، حتی جان خود را به او می فروشند و جز رضا و خشنودی او چیزی خریدار نیستند و با فداکاری و ایثار آنهاست که امر دین و دنیا اصلاح و حق، بَرنده و پایدار میشود و زندگی انسان، گوارا و درخت اسلام بارور می گردد. جمله «رَؤُفَ بالعباد» نشان می دهد که خداوند در مقابل جان، بالاترین بها را که همان خشنودی خویش است، به انسان می پردازد.(1)
دو ـ تکامل روحی
هدف از ایثارگری، سازندگی و تکامل و تعالی روح است. روحی که به ایثار می رسد، در چندین مرحله امتحانات مبارزه با نفس را پشت سر می گذارد تا به قله این فضیلت برسد. وی باید غول حرص و طمع و دنیاپرستی را شکست دهد و از وادی احسان و گذشت و کرم
1) تفسیر نمونه ، ج3، صص 78 و 79.
بگذرد تا به قله بلند ایثار برسد. ایثارگری، نشانه رسیدن به نهایت فضایل است. روایات، ایثار را نهایت خوبی ها دانسته و تعابیری چون اشرف الاحسان، غایة الاحسان، اعلی المکارم، اعلی الکرم، افضل عبادة، أجل سیادة، سجیة الابرار، افضل السّخاء، غایةُ المکارم و افضلالاختیار درباره آنها به کار رفته است.
سه ـ خیرخواهی و فطرتگرایی
اگر کسی بخواهد بر اساس گرایشهای فطری خود زندگی کند، به صفاتی می رسد که ایثار برترین آنهاست؛ چون طبع انسان به خوبی کردن و کمک به دیگران گرایش دارد و شیفته احسان و ایثار است. انسان به طور ذاتی، فرد ایثارگر را می ستاید؛ چرا که اگر کسی بتواند کاری انجام دهد که بیشتر انسانها از انجام دادن آن ناتوانند؛ تعجب و ستایش دیگران را برمی انگیزد. ایثار نیز چون مستلزم نادیده گرفتن خودخواهی و لذتطلبی ذاتی است، از عهده هر کسی بر نمی آید و انجام دهنده آن، خاتم و پیروزمند در عرصه ارزشخواهی و فضیلتطلبی به شمار میرود.
چهار ـ دریافت پاداش
زیر فصل ها
ثوابخواهی
پاداش شهیدان
پاداش انفاقکنندگان
ثوابخواهی
در روایات، برای برآوردن حاجت دیگران، بخشش و گذشت مالی، عفو و چشمپوشی به موقع از حقوق خود و ایثار به سود دیگران، پاداشهای فراوانی بیان شده است. این روایات، دلها را به ایثارگری و مسابقه دادن در این فضیلت برمی انگیزد. به چند نمونه از این روایات اشاره می کنیم:
امام صادق علیه السلام به مفضل فرمود: «هر کس حاجت مؤمنی را برآورده سازد، خداوند در قیامت هزار حاجت او را برمی آورد که نخستین آن بهشت و دیگر، راه یافتن تمام آشنایان و نزدیکان و برادران او به بهشت است، به شرط آنکه ناصبی نباشند».(1)
پاداش شهیدان
وَالَّذِینَهاجَرُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ ثُمَّ قُتِلُوا أَوْ مَاتُوا لَیرْزُقَنَّهُمُ اللَّهُ رِزْقًا حَسَنًا وَإِنَّ اللَّهَ لَهُوَ خَیرُ الرَّازِقِینَ لَیدْخِلَنَّهُم مُّدْخَلًا یرْضَوْنَهُ وَإِنَّ اللَّهَ لَعَلِیمٌ حَلِیمٌ. (حج: 58 و 59)
و کسانی که در راه رضای خدا از وطن خود هجرت کردند و در این راه کشته شدند یا مرگشان فرا رسید، البته خدا رزق و روزی نیکویی [در بهشت ابد] نصیبشان می گرداند که همان را خداوند، بهترین روزی دهندگان است. خدا آنها را در بهشت منزلی عنایت کند که بسیار بدان خشنود باشند و همانا خدا دانا و بردبار است.
این آیه اشاره دارد به اینکه مهاجرین که به مرگ طبیعی جان دادند یا شهید شدند، هر دو گروه، ثواب شهید را دارند و در آخر آیه، نمونهای از رزق حسن را که مشمول شهیدان میشود، بیان میکند: «لَیدْخِلَنَّهُم مُّدْخَلًا یرْضَوْنَهُ». در واقع، منظور این است که اگر در این جهان از منزل و مأوای خود به ناراحتی تبعید و اخراج شدند، آنها را در مکانی جای می دهد که از هر نظر مورد رضایت آنهاست و به این ترتیب، ایثار و فداکاری آنها را جبران میکند.(2)بنابراین، اگر انسان بخواهد به نعمتهای بهشتی دست یابد، باید به
استقبال مشکلات برود و ایثار و فداکاری کند. در حقیقت، این مشکلات، آزمونی است که مؤمنان واقعی را از دیگران مشخص می سازد.
پاداش انفاقکنندگان
إِن تُقْرِضُوا اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا یضَاعِفْهُ لَکُمْ وَیغْفِرْ لَکُمْ وَاللَّهُ شَکُورٌ حَلِیمٌ. (تغابن: 17)
اگر مالتان را به خدا قرض دادید، خدای متعال نه تنها خود آن مال را باز می گرداند، بلکه آن را دوچندان میکند و گناهان شما را می آمرزد و خداوند شکور و حلیم است.
«إقراض» از تعابیری است که درباره انفاق در قرآن به کار رفته است؛ یعنی کسی که انفاق میکند و مالی به نیازمند می دهد، آن مال را به خدا قرض میدهد و خدا وامدار اوست و دو برابر یا چندین برابر آن را به عنوان پاداش در آن دنیا به وی برمی گرداند. بدون شک، وقتی انسان بداند مالی که با زحمت به دست آورده است، با انفاق از بین نمیرود و به او باز می گردد، برای این کار انگیزه بیشتری پیدا میکند. علاوه بر آن، خداوند پاداش دیگری هم برای انفاقکنندگان در نظر دارد و آن آمرزش گناهانشان است که در آیه هم به آن اشاره شده است.(1)
بنابراین، هر انسانی که طالب برّ و نیکی است، باید برای رسیدن به مطلوبش، از اموالی که دوست دارد، در راه خدا انفاق کند.
پنج ـ بخشش گناهان
همه حسنات و خوبیها، گناهان را از بین می برند. خداوند در قرآن می فرماید: «إِنَّ الْحَسَنَاتِ یذْهِبْنَ السَّـیئَاتِ؛ خوبیها، گناهان را از بین می برند.»
1) نک: محمدتقی مصباح یزدی، معارف قرآن، به نقل از: سایت منتخب تفاسیر معارف قرآن: www.marefqoran.com.
(هود: 114) ایثار نیز بهترین خوبیها معرفی شده است. به این ترتیب، بزرگترین گناهان با برترین فضایل از بین می روند. ازاینرو، مؤمنان می کوشند با انجام دادن بهترین اعمال و شاد کردن دیگران و ایثار و گرهگشایی از مشکلات بندگان خدا، گناهان گذشته خود را پاک سازند و بالاترین درجات را به دست آورند.
از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله پرسیدند: «محبوبترین مردم نزد خدا کیست؟ فرمود: «پرسودترین مردم برای مردم».(1)
امام صادق علیه السلام فرمود: «برآوردن حاجت مؤمن، از هزار حج با مناسکش و از آزاد کردن هزار بنده برای خدا و از بخشیدن هزار اسب با زین و لجام در راه خدا، بهتر است».(2)
آن حضرت در کلامی دیگر فرمود: «هر کس یک هفته خانه خدا را طواف کند، خداوند شش هزار حسنه برایش می نویسد و شش هزار گناه از او پاک می کند و شش هزار درجه او را بالا می برد و شش هزار حاجت او را برمی آورد و برآوردن حاجت مؤمن، از طواف و طواف و طواف (تا ده مرتبه تکرار فرمود) بهتر است».(3)
ب) انگیزههای مادی
زیر فصل ها
یک ـ دگردوستی
دو ـ هیجانها و احساسات درونی
یک ـ دگردوستی
اِنْ اللهَ یأمُرُ بِالعَدْلِ وَ الْاِحْسانِ وَ إیتاءِ ذِی الْقُرْبِی وَ ینْهی عَنِ الفَحْشاءِ وَ الْمُنْکَرِ وَ البَغْی یعظُکُمْ لَعَلَّکُمْ تَذَکَّرُونَ. (نحل: 90)
خداوند به عدل و احسان و بخشش به نزدیکان فرمان می دهد و از فحشا و منکر و ستم نهی میکند. خداوند به شما پند می دهد، شاید متذکر شوید.
جامعه انسانی همانند بدن انسان است که بدون رعایت اصل عدالت، بیمار خواهد بود، اما به دلیل آنکه عدالت با همه قدرت و شکوه و اثر عمیقش، در مواقع بحرانی و استثنایی به تنهایی کارساز نیست، بلافاصله دستور به احسان را پشت سر آن می آورد. به تعبیر روشنتر، در طول زندگی انسانها، مواقع حساسی پیش می آید که حل مشکلات به کمک اصل عدالت، به تنهایی ممکن نیست، بلکه به ایثار و گذشت و فداکاری نیاز دارد که با استفاده از اصل احسان باید تحقق یابد. برای مثال، دشمن غدّاری به جامعه حمله یا طوفان و سیل و زلزله، بخشی از کشور را ویران کرده است. اگر مردم، در چنین شرایطی بخواهند در انتظار آن بنشینند که مثلاً مالیاتهایی عادلانه و دیگر قوانین عادی، مشکل را حل کند، امکانپذیر نیست. اینجاست که باید همه افراد دست به فداکاری بزنند و تا آنجا که در توان دارند، ایثار کنند، وگرنه آن حادثه ممکن است کل جامعه آنها را از بین ببرد.
اتفاقاً دو اصل عدالت و احسان، در سازمان بدن انسان نیز به طور طبیعی حکومت میکند. در حال عادی، تمام دستگاههای بدن نسبت به یکدیگر خدمت متقابل دارند و هر عضوی برای کل بدن کار میکند و از خدمات اعضای دیگر نیز بهرهمند میشود (این همان اصل عدالت است)، ولی گاه عضوی مجروح میشود و توان متقابل را از دست می دهد. آیا ممکن است در این حال، بقیه اعضا او را به فراموشی بسپارند؟ مسلماً نه. این همان احسان است که در کل جامعه انسانی نیز این دو حالت باید حاکم باشد، وگرنه جامعه سالم نیست».(1)
1) تفسیر نمونه، ج11، ص367.
بنابراین، ایثار فقط مخصوص افراد باتقوا و باایمان نیست، بلکه افراد بزرگوار و فضیلتدوست اگر بخواهند از سجایای انسانی و کمالات اخلاقی برخوردار گردند، می توانند به انگیزه تمایل فطری و کشش طبیعی، بدون اعتقاد به عالم آخرت و بدون آنکه متوقع پاداش الهی باشند، حس دگردوستی و فداکاری را در خود بیدار کنند و به ارزشهای انسانی گرایش یابند. این قبیل افراد هر چند مشرک یا غیرمسلمان باشند، در آیین اسلام احترام بسیار دارند. ازاینرو، موقعی که اسیری [از] قبیله «طی» را به مدینه آوردند، دختر حاتم طایی، خود را به پیامبر اسلام، معرفی و درخواست آزادی نمود. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: «او را آزاد کنید، چون پدر او حاتم طایی، دوستدار مکارم اخلاق بود».(1)
در اینجا باید به این مطلب اشاره کرد که احسان به مردم و اقناع تمایل به دگردوستی، منحصر به خدمات مالی و جانی نیست، بلکه هر قسم خدمتی به دیگران نشانه انسانیت و حاکی از فضیلت است. اولیای اسلام، مسلمانان را به انجام کارهایی چون دست ناتوانی را گرفتن، یتیمی را نوازش کردن، راه گمکردهای را هدایت کردن، نابینایی را از خیابان گذراندن، تشویق کرده است.(2)
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: «خَیرُ النّاسِ مَنْ ینتَفعُ النّاس، فَکُن نافِعاً لَهم؛ بهترین مردم کسی است که نفعش بیشتر عاید مردم گردد. پس در سود رساندن به مردم کوشا و جدی باش تا از بهترین مردم باشی».(3)
دو ـ هیجانها و احساسات درونی
گاهی از افرادی که به مبدأ و معاد اعتقاد ندارند، فداکاریهایی دیده میشود. سؤال این است که اگر تنها چیزی که باعث ایثار و جانبازی و گذشت در زندگی میشود، ایمان به آخرت و خداست، پس اینها چگونه حاضر می شوند چنین فداکاریهایی انجام دهند؟
به طور اجمالی جواب سؤال این است: انسانی که به همه نیروها و کششهای خودش مسلط است و منتظر است ببیند عقلش چه می گوید تا عمل کند و تصمیمی عاقلانه بگیرد، باید مقایسه کند بین لذتهایی که برایش میسر است و آلام و رنجهایی که پیش می آید، کدامیک رجحان دارد، تا آن را انتخاب کند، ولی همیشه اینگونه نخواهد بود. بسیاری از عوامل روانی هست که بر انسان مسلط میشود و انسان را از این موقعیت می لرزاند.
هیجانات و عادات، دو عامل مهم روانی هستند که موجب ترجیح کاری بر دیگری می شود، هر چند رجحان عقلی نداشته باشد. برای نمونه، فرد میداند سیگار کشیدن چه ضررهایی برایش دارد، ولی چون به این کار عادت کرده است، باز آن را بر حسب عادت انجام می دهد. برای مثال، حلیمترین افراد ممکن است دچار غضب شود و اختیار از دست دهد، این نشانه میدهد که هیجان در انسان نقش مهمی بازی میکند.(1)
«حال، گاهی افراد بی ایمان با وعدههایی پوچ و فریبکارانه گول می خورند. با این تصور که بعد از مرگ هم، به حالت قبل از مرگ درمی آیند و تعاریف و تمجیدهایی که از آنها میشود، می شنوند، جان خود را به خطر می اندازند و این
1) معارف قرآن، به نقل از: سایت منتخب تفاسیر معارف قرآن: www. Marefqoran.com
چیزی جز توهم نیست؛ همان توهمی که میگساران در حال مستی دچار آن می شوند؛ وقتی احساساتشان به هیجان درمی آید، به نام فتوت و مردانگی، از جرم مجرمین در می گذرند و جان و مال و ناموس و هر کرامت دیگری که دارند، در اختیار طرف می گذارند و این خود سفاهت و جنون است».(1)
بنابراین، افرادی که بی دین هستند و به خدا و قیامت اعتقادی ندارند، جز از سر فریب خوردن، دست به چنین عملی نمی زنند که جان خود را به دلیل حبّ وطن و کسب شهرت و... از دست بدهند تا از آنها به عنوان افراد ایثارگر یاد شود، در حالی که آنها به اعتقاد خودشان بعد از مرگ نابود می شوند، پس دیگر چگونه این عناوین برای آنها خوشایند است؟!
اقسام ایثار
زیر فصل ها
الف) ایثار ستوده یا مثبت
ب) ایثار نکوهیده (نامعقول)
الف) ایثار ستوده یا مثبت
امیر مؤمنان علیه السلام در خطبه متقین می فرماید: «متقی کسی است که نفس او به واسطه سختگیریهایش، از او در رنج است و مردم از ناحیه او در آسایش هستند».(3)
خداوند نیز به واسطه این ایثار او را برگزید و به مقامی عالی رسانید، چنانکه برادرانش گفتند: «به خدا سوگند که خدا تو را بر ما فضیلت داد و برگزید».(3)
ترجیح حق بر باطل، گرچه به ضرر انسان باشد. امام صادق علیه السلام فرمود: «از حقیقت ایمان، آن است که حق را ـ گرچه به زیان توست ـ بر باطل ـ گرچه به سود توست ـ ترجیح بدهی».(4)
بنابراین، ایثار ممدوح، ترجیح دادن خواست دیگری، ترجیح دادن خواست و رضای خدا، گذشتن از خواست خود برای اعتلای کلمه حق و دفاع از حق، حتی در صورت داشتن خطر و زیان است.
ب) ایثار نکوهیده (نامعقول)
«آنها که کافر شدند، اموالشان را برای بازداشتن [مردم] از راه خدا خرج می کنند. آنان این اموال را [که برای گردآوردنش زحمت کشیدهاند، در این راه] مصرف می کنند، اما مایه حسرت و اندوهشان خواهد شد و سپس شکست خواهند خورد و [در جهان دیگر] کافران همگی به سوی دوزخ گردآوری خواهند شد».(1)
ترجیح دادن خواستههای دنیوی بر آخرت؛ خداوند در نکوهش چنین کاری می فرماید: «اما آن کسی که طغیان کرده و زندگی دنیا را مقدّم داشته، مسلماً دوزخ جایگاه اوست».(2)
ترجیح دادن هوای نفس بر خواست الهی.(3)
ایثار بی جا، مانند به زحمت و خطر انداختن خانواده و نظام خانوادگی و ایجاد ناراحتی و فشار برای فرزندان؛ خداوند در قرآن کریم می فرماید: «هرگز دستت را بر گردنت زنجیر مکن، (ترک انفاق و بخشش مکن) و بیش از حدّ [نیز] دست خود را مگشای، تا سرزنش نشوی و از کار فرو مانی».(4)
مراتب ایثار
زیر فصل ها
الف) ایثار جانی و مالی
ب) ایثار فردی و اجتماعی
الف) ایثار جانی و مالی
ایثارگر، در راه هدف و آرمانی مقدس و والا، تصمیم می گیرد از علایق و داشتههای خویش چشم بپوشد و دغدغهها و منافع «غیر» را بر خود مقدّم می دارد و برای برطرف ساختن مشکلات دیگران اقدام میکند. ایثار، گونههای مختلفی دارد؛ ایثار جان، ایثار مال و زمانی هم ایثار با هزینه کردن اعتبار و آبروست.
در قرآن کریم از جمع ایثار مال و جان سخن گفته شده است. عاشق آن است که چون سودا کند، یکجا کند: «الَّذِینَ آمَنُواْ وَهَاجَرُواْ وَجَاهَدُواْ فِی سَبِیلِ اللّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ أَعْظَمُ دَرَجَةً عِندَ اللّهِ؛ کسانی که ایمان آوردند و هجرت کردند و با مال و جانشان در راه خدا جهاد نمودند مقامشان نزد خدا برتر است». (توبه:20)
ب) ایثار فردی و اجتماعی
ایثار، هم ممکن است ارزشی فردی به شمار آید و هم در رده ارزشهای جمعی و اجتماعی قرار گیرد. وقتی فردی خاص به شکلهای مختلف، دیگری را بر خویش مقدّم دارد و در رفع نیازهای او بکوشد، ایثار فردی است. زمانی که تعداد زیادی از افراد در راه آرمان یا هدفی والا از بذل جان و آبرو و دیگر داشتههای خویش دریغ نمی ورزند، ایثار جنبه عمومی می یابد و در زمره ارزشهای اجتماعی جای می گیرد.
ایثار قلمرو جغرافیایی خاصی ندارد. به دیگر سخن، هم می تواند در قلمرو و محدوده خاصی ظهور یابد و هم فراتر از مرزها نمود داشته باشد. از
نمونه ایثارهای جهانشمول، می توان به فعالیت گروههایی چون پزشکان بدون مرز، انجمنهای بشردوستانه و خیر بینالمللی و... اشاره کرد که در راستای تحقق مجموعهای از آرمانهای انساندوستانه کلی و جهانی تشکیل شدهاند. نوع دیگر از ایثارهای جهانی، کمکهای مالی ملتهای مختلف در کشورهای جهان، در مواقع بحرانی همچون بروز حوادث طبیعی است. وقتی سیل، زلزله و حوادث مشابه دیگر، جان و مال تعداد زیادی را در منطقهای از جهان به خطر می افکند، افراد و گروهها و حتی دولتهای مختلف، به روشهای گوناگون کمکهای مؤثری داشته تا اندکی از رنج و اندوه و درد حادثهدیدگان بکاهند. این واکنش، برآیند احساسات و عواطف بشردوستانه فردی و جمعی است.
همچنین ایثار در سطح محدودتر و در داخل قلمرو و جامعهای و در شکلهای مختلفی تجلی می یابد و افراد در راه آرمان و هدف و ایدئولوژی خاص و مورد احترام خویش، هزینههای گوناگونی می پردازند. شهادت در راه وطن یا عقیده و هدف، کمال ایثار به شمار میرود، اما صورتهای متعدد دیگری نیز از ایثار در زندگی روزمره مردم وجود دارد که آثار و پی آمدهای اجتماعی زیادی بر جای می گذارد.
فصل سوم: جایگاه، اهمیت و آثار ایثار و گذشت در جامعه
زیر فصل ها
روانشناسی ایثار
آثار ایثار
آثار فرهنگی
عوامل ایمانی مؤثر در ترویج فرهنگ ایثار و شهادت
ایثار و شهادت
روانشناسی ایثار
زیر فصل ها
الف) قدرت مفهومسازی مکتب اسلام
ب) جایگاه ایثار در میان احساسات
ج) ایثار نشانه فضایل روحی
د) ایثار، مقدسترین احساس و هیجان
ه ) جایگاه ایثار در سازندگی انسان
و) ایثار و افزایش روحیه مقاومت
الف) قدرت مفهومسازی مکتب اسلام
در معارف اهل بیت علیهم السلام ، جنبه مفهومسازی در همه عرصههای معرفتی و انسانشناختی، یکی از برجستهترین جنبههای قدرت و عظمت این مکتب بهشمار میرود. این قدرت، از احاطه خداوند و اهل بیت علیهم السلام بر معارف و علوم و شناخت انسان و پیچیدگیهای وجود او و راه تکامل انسان، برخاسته است. غنای هر مکتب را می توان از دقت و عمق و گستره مفهومسازی آن بهدست آورد.
روانشناسی غربی در مقایسه با معارف اخلاقی و تربیتی و انسانشناختی مکتب اسلام، بسیار محدود و ضعیف است و در تحلیل و نتیجهگیری نیز بر احتمالات و نظریات متناقض و متغیر متکی است. همچنین در تعریف و تحلیل و بررسی مسائل روانی انسان نیز فقط به هیجانهای بسیار ابتدایی و ساده وی توجه کرده است و هرگز گستردگی معارف اسلامی را ندارد.
ایثار و عفو، چشمپوشی، احسان، کرم، صدقه، شرف، خیر، بِرّ و معروف، نمونههایی از مفاهیمی هستند که در حوزه بخشندگی و نوعدوستی در اسلام تعریف شدهاند و هر یک محدودهای دارد. قدرت مفهومسازی اسلام در حوزه اخلاق، در مقایسه با روانشناسی غرب، بسیار برتر است. مفهوم ایثار نیز یکی از مفاهیم ویژه مکتب اسلام است.
ب) جایگاه ایثار در میان احساسات
حس ایثارگری در مقایسه با احساسها و گرایشهای مثبت و انسانی، در برترین موقعیت قرار دارد.
ج) ایثار نشانه فضایل روحی
ایثارگری، مبتنی بر بهرهمندی از بالاترین سرمایههای روحی است که بدون آنها، ایثار ممکن نیست؛ سرمایههایی مثل یقین و ایمان استوار، چیرگی بر نفس، دیگردوستی عمیق و خداگرایی. بنابراین، ایثار، شاخص ایمان و اوج فضیلت است و می تواند نماد دین و نشاندهنده مرتبه اخلاقی انسانها باشد.
د) ایثار، مقدسترین احساس و هیجان
روح انسان کششها و هیجانهای بسیاری دارد که برخی از آنها به دلیل همراه نبودن با فطرت، غریزه و قوانین الهی حاکم بر آفرینش، منفی و رذیله ارزیابی می شود؛ مثل حسادت، بُخل و کینهورزی. از نظر عقلی نیز این احساسات آثار مخربی دارند. در مقابل، برخی احساسات قداست دارند و برخی مقدسترند؛ زیرا هم بالاترین خواسته فطری انسان، داشتن آن احساس است که لذت روحی اش بی نهایت، و بازتابش بسیار شیرین است؛ هم از
دیدگاه عقلی آثار بسیار خوبی دارند. ایثار در این جایگاه قرار دارد؛ تا به گونهای که دیگر فضایل در برابر ایثار رنگ می بازند.
نقل شده است، ابراهیم ادهم از شقیق بن ابراهیم ـ که از خراسان نزد او آمد ـ پرسید: فقرا و اصحابت را در خراسان چگونه ترک کردی؟ شقیق گفت: در حالی آنان را ترک کردم که اگر به آنان چیزی داده شود، شکر می کنند و اگر چیزی بخشیده نشود، صبر می کنند. ابراهیم ادهم گفت: من نیز سگهای بَلخ را اینچنین ترک کردم! شقیق پرسید: پس فقرا از نظر تو چگونه باید باشند؟ ابراهیم گفت: از نظر ما فقرا باید آنگونه باشند که اگر منع شدند و محروم ماندند، شکر کنند و اگر به آنان چیزی بخشیده شد، ایثار کنند. پس شقیق سر ابراهیم را بوسید و گفت: راست گفتی ای استاد.(1)
ه ) جایگاه ایثار در سازندگی انسان
کسی که ایثار می کند، تقریباً تمام صفات نیک اخلاقی در شخصیت او شکل می گیرد. به بیان دیگر، ایثار، میانبری به قله فضایل و رهایی از تمام رذایل است؛ زیرا کسی که توان ایثار، آن هم با اخلاص کامل را دارد، توانسته است بر رذیلتها فایق آید و فضایل روحی را در خود رشد دهد و نهادینه سازد.
در کتاب المستطرف، از ابومحمد أزدی نقل شده است: «هنگامی که مسجد مرو آتش گرفت، مسلمانان گمان کردند مسیحیان آن را آتش زدهاند و آنها نیز خانههای مسیحیان را آتش زدند. چون سلطان آگاه شد، دستور داد همه افراد شریک در این قضیه را مجازات کنند. آنگاه به شکل قرعه، در کاغذهایی سه حکم نوشتند: کشته شدن، جدا شدن دست، تازیانه خوردن!
1) لئالی الاخبار، ج3، ص108.
سپس کاغذهای قرعه را بین مسلمانان ـ که در آتش زدن خانه مسیحیان و نصاری شرکت داشتند ـ تقسیم کردند. یکی از آنان چون کاغذ قرعه خود را باز کرد، حکم قتل در آمد. سپس شروع به گریه کرد. جوانی که مجازاتش تازیانه در آمده بود، خوشحال به نظر می رسید، دلیل گریه وی را پرسید. گفت: ما در راه دین خدمت می کنیم و از مرگ نمی ترسیم، اما مادری پیر دارم که من تنها فرزندش هستم و زندگانی او به من بسته است. چون خبر مرگ مرا بشنود، می میرد. جوان با شنیدن این پاسخ، کمی تأمل کرد و گفت: من مادر ندارم و به کسی نیز علاقهای ندارم. حکم خود را به من بده و من حکم تازیانه خود را به تو می دهم. حکمها را عوض کردند و جوان ایثارگر کشته شد. آن مرد نیز بعد از تحمل تازیانهها نزد مادرش رفت».(1)
شنیدن این قبیل فداکاریها حس ستایش را برمی انگیزد و نشان می دهد، کسی می تواند جان خود را ایثار کند که ایمان داشته باشد، ترس را در خود مهار ساخته و کشته باشد، حرص و علاقه به دنیا نداشته باشد، نوعدوستی و حسّ خیرخواهی و احسان در او به بالاترین درجه رسیده باشد، علاقه و عشق مجازی که او را از مرگ باز دارد، نداشته باشد. بر این اساس است که گفته میشود توفیق ایثار، یعنی توفیق عمل به تمام فضایل انسانی و ایمانی.
و) ایثار و افزایش روحیه مقاومت
ایثار، مرحلهای بالاتر از گذشت و عفوست. ازاینرو، از قدرت روحی بسیار بالای صاحب آن حکایت دارد. کسی که با روحیه ایثار کاری را آغاز کند، آن را به انرژی سرشار به پایان خواهد برد و تا زمانی که ایثارگر است، در انجام
1) احمد بن محمد اشبهی، المستطرف فی کل سنن مستنطرف، ج1، ص157، به نقل از: سید علیاکبر صداقت، یکصد موضوع، پانصد داستان، ج1، ص86 .
دادن آن کوتاهی نخواهد کرد. همچنین عباس بن علی علیه السلام در کنار آب، ایثارگرانه با عطش جان سپرد.
حُذیفه عدوی می گوید: «در جنگ یرموک، پسرعموی من به جنگ رفت، ولی بعد از پیکار بازنگشت. ظرف آبی برداشتم و روانه میدان رزم شدم. بعد از کمی جستوجو، او را کمرمق یافتم. کنارش نشستم و گفتم: آب می خواهی؟ گفت: آری. در همین موقع، سربازی که کنار او بر زمین افتاده بود، آهی کشید و دریافتیم که او نیز تشنه است. پسرعمویم اشاره کرد که به او آب بده. به بالین او رفتم، هشام بن عاص بود. خواستم به وی آب بدهم که صدای مجروح دیگری را شنیدیم. هشام نیز آب نخورد و مرا به سوی آن مجروح فرستاد. رفتم به او آب دهم، جان داد. برگشتم، هشام و پسرعمویم نیز از دنیا رفته بودند».(1)
اینها نمونهای از قدرتی است که ایثار می آفریند و توان و تحمل جان دادن در اوج عطش را بالا می برد.
آثار ایثار
زیر فصل ها
الف) آثار فردی ایثار
ب) آثار ایثار در جامعه
ج) آثار عبادی ایثارگری
د) آثار سیاسی و نظامی ایثار در جامعه
ه) آثار اقتصادی ایثار
و) آثار اخلاقی ایثار در جامعه
الف) آثار فردی ایثار
زیر فصل ها
یک ـ آثار فردی اخلاقی ایثار در جامعه
دو ـ ایثارگری، گذشت، عبودیت و سازندگی انسان
یک ـ آثار فردی اخلاقی ایثار در جامعه
ایثار، نه تنها فرد ایثارگر را به انسانی الهی تبدیل میکند که سعادت خود را تنها در رضای خدا می جوید، بلکه سبب میشود وی در جامعه، اثر مثبت
1) محمد عوفی، جوامع الحکایات و لوامع الروایات، ص204، به نقل از: هزار و یک حکایت اخلاقی، ص490.
داشته باشد و آنها را به سوی رستگاری ابدی سوق دهد. همچنین پیروزی مردم را در صحنههای اجتماعی بیمه میکند.
ایثارگری، شور حال و جاذبهای قوی در انسان برای پیش رفتن به سوی خدای یگانه و دل بریدن از دنیا و زخارف آن ایجاد میکند و او را به سوی زیبایی مطلق و کمال غایی با سرعتی فراتر از تصور سوق می دهد. فداکاری و ایثار از برترین فضایل انسانی به شمار میرود. دینهایی که ریشه بینالنهرینی دارند، دارای ویژگیهای یکسانی هستند. هنگامی که در دنیای اسطورهای، حادثهای مهیب رخ می داد، بزرگان و اشراف جامعه، فرزندانشان را قربانی می کردند.(1)
دو ـ ایثارگری، گذشت، عبودیت و سازندگی انسان
از دید اسلام، یاد مرگ، یکی از عوامل مهم تربیت و تزکیه نفس انسان، بازدارنده او از ارتکاب گناهان و ترغیبکننده به بندگی و صفت الهی به شمار میآید. یاد مرگ، آثار و برکات ارزشمندی دارد، از جمله:
الف) نابود شدن و خشکاندن ریشهها و انگیزهها و بستن راههای نفوذ و تسلط شیطان بر جان آدمی.
ب) غفلت از مبدأ و معاد و وظایف بندگی، جای خود را به توجه و معرفت می دهد.
ج) به تدریج نجاست و آلودگی گناهان را از وجود انسان می زداید.
د) مصایب و بلاها را برای انسان آسان می سازد و راحت جلوه می دهد.
و) قلب را به نور و عشق الهی زنده می گرداند.
1) رضا حمیدزاده، «فرهنگی برای انسانسازی»، مجموعه مقالات ایثار و شهادت، ص 120؛ برگرفته از سایت فرهنگ ایثار www.isar.ir
رسول گرامی اسلام، بر اساس همان آثار و برکات، یاد مرگ را بهترین زهد، برترین عبادت و برترین تفکر و اندیشه نامیده است.(1)
ب) آثار ایثار در جامعه
اگر فرهنگ ایثار در سطح جامعه، فراگیر شود و عمومیت یابد، آثار خوبی خواهد داشت، از جمله:
یک ـ از بین رفتن کدورتها
در جبهههای جنگ، به جای کدورت و رقابتهای منفی و کینهورزی، مسابقه در خیر و شهادتطلبی و ایثارگری بر روابط حاکم است. شخص ایثارگر، پیش از رسیدن به مقام ایثار، مراحل احسان و عفو را پشت سر نهاده است. وی خلأ روحی و عقده روانی ندارد، بلکه کمبودهای روحی او با سرمایه قداست روحی و عظمت ذاتی پر شده و خداوند، غنای او را در ذات و نفسش(2)قرار داده است. وی با توکل به خداوند، بی نیاز شده است و به کینهورزی نیازی ندارد. انسان ایثارگر آرامشی را که حتی در انتقام گرفتن به دست نمی آید، با محبت کردن به دیگران و ایثار کردن به دست می آورد.
دو ـ ایثارگر؛ چراغ راه هدایت جامعه
تجربه ثابت کرده، در جایی که انقلاب در مسیر صحیح حرکت کرده و رو به قلههای پیشرفت و عظمت داشته است، جریانات ضد نظام کوشیدهاند مسیر این پیشرفت را مسدود سازند. آنان در خیال خام
خود اینگونه می اندیشند که به شهادت رساندن چهرههای شاخص انقلاب، می توان قطار پیشرفت ایران اسلامی را متوقف سازد؛ غافل از اینکه شهدا چراغ راه بازماندگان هستند. امام راحل در این باره، خطاب به دشمنان انقلاب فرمود:
این رجل فاجری که خون عزیز ما را به زمین ریخت، تأیید کرد دین خدا را، یعنی خدا دین خودش را به او تأیید کرد. با ریختن خون عزیز ما، تأیید شد انقلاب ما. این انقلاب باید زنده بماند، این نهضت باید زنده بماند، و زنده ماندنش به این خونریزیهاست. بریزید خونها را؛ زندگی ما دوام پیدا می کند. بکشید ما را؛ ملت ما بیدارتر میشود. ما از مرگ نمی ترسیم؛ و شما هم از مرگ ما صرفه ندارید. دلیل عجز شماست که در سیاهی شب، متفکران ما را می کشید. برای اینکه منطق ندارید. اگر منطق داشتید که صحبت می کردید؛ مباحثه می کردید، لکن منطق ندارید، منطق شما ترور است!... نهضت ما زنده شد. تمام اقشار ایران، باز زندگی از سر گرفت. اگر یک سستی، ضعفی پیدا کرده بود، زنده شد.(1)
سه ـ پویایی بخشیدن به خود و جامعه
شهید با خون خود، روح حرکت و حماسه را در کالبد جامعه می دمد و جامعه را از سکون و رکود باز می دارد. زندگی ایثارگران، سرشار از درس برای بازماندگان است. حضور آنان در جامعه، به جوانان روحیه، انگیزه و عشق به شهادت در راه وطن را می بخشد. شهید مطهری در این باره چنین
1) صحیفه امام، ج7، ص183.
می نویسد: «بزرگترین خاصیت شهید حماسهآفرینی اوست. در ملتهایی که روح حماسه، مخصوصاً حماسه الهی می میرد، شهید، آن حماسه مرده را از نو زنده می کند. لذا اسلام همیشه نیازمند به شهید است و نیازمند به حماسههای جدید و آفرینشهای تازه».(1)
از منظر مقام معظم رهبری نیز «مهمترین نقطه قوّت ما در قیام جمهوری اسلامی، نقطه قوّت انسانی بود. ما که نه سلاح داشتیم، نه پول داشتیم، نه سازماندهی داشتیم، نه حزب داشتیم و نه پشتیبانی جهانی؛ ما ملت ایران در همه کشورهای دنیا یک نقطه را نداشتیم که از قیام، انقلاب و حرکت ما حمایت و دفاع کنند. آنچه این ملت را پیروز کرد، قدرت نیروی انسانی بود؛ یعنی آگاهی و ایستادگی».(2)
چهار ـ آمادگی برای حضور در عرصههای دشوار
فرهنگ ایثار و شهادت در جامعه، شهروندان را برای دفاع از میهن و ایستادگی در برابر خطرها آماده می سازد. آنان که در راه خدا قیام می کنند، هیچ ترسی از شهادت ندارند؛ زیرا کلام حق را درباره بازگشت شهیدان به سوی خداوند و قرار گرفتن در جوار قرب الهی شنیدهاند: «کَلا لا وَزَرَ إِلَی رَبِّکَ یوْمَئِذٍ الْمُسْتَقَرُّ؛ و این جهان منزلگهی موقت برای انسانهاست.» (قیامت: 11 و 12) و «یوْمَ هُمْ بَارِزُونَ لا یخْفَی عَلَی اللَّهِ مِنْهُمْ شَیءٌ لِمَنِ الْمُلْکُ الْیوْمَ لِلَّهِ الْوَاحِدِ الْقَهَّارِ؛ آنان می دانند که این ملک، جز برای خداوند یکتای قهار نیست». (غافر: 16)
ازاینرو، خداوند در قرآن کریم، مؤمنان را توبیخ می کند و می فرماید:
یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا مَا لَکُمْ إِذَا قِیلَ لَکُمُ انْفِرُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ اثَّاقَلْتُمْ إِلَی الأرْضِ أَرَضِیتُمْ بِالْحَیاةِ الدُّنْیا مِنَ الآخِرَه فَمَا مَتَاعُ الْحَیاة الدُّنْیا فِی الآخِرَه إِلا قَلِیلٌ. (توبه: 38)
ای کسانی که ایمان آوردهاید! چرا هنگامی که به شما گفته میشود: «به سوی جهاد در راه خدا حرکت کنید» بر زمین سنگینی می کنید (و سستی به خرج می دهید)؟! آیا به زندگی دنیا به جای آخرت راضی شدهاید؟! با اینکه متاع زندگی دنیا، در برابر آخرت، جز اندکی نیست.
و خداوند در جایی دیگر میفرماید:
إِنَّ اللَّهَ اشْتَرَی مِنَ الْمُؤْمِنِینَ أَنْفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّة یقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ فَیقْتُلُونَ وَیقْتَلُونَ وَعْدًا عَلَیهِ حَقًّا فِی التَّوْرَاه وَالإنْجِیلِ وَالْقرآن وَمَنْ أَوْفَی بِعَهْدِهِ مِنَ اللَّهِ فَاسْتَبْشِرُوا بِبَیعِکُمُ الَّذِی بَایعْتُمْ بِهِ وَذَلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ. (توبه: 111)
خداوند جان و مال اهل ایمان را به بهای بهشت خریداری کرده، آنها در راه خدا جهاد میکنند که دشمنان دین را به قتل برسانند و یا خود کشته شوند این وعده قطعی است بر خدا و عهدیست که در تورات و انجیل و قرآن یاد فرموده و از خدا باوفاتر به عهد کیست. ای اهل ایمان، شما به خود در این معامله بشارت دهید که این معاهده با خدا به حقیقت سعادت و پیروزی بزرگی است.
پنج ـ رسیدن به جایگاه و منزلت واقعی خویش
آنان که جایگاه و منزلت واقعی خود را شناختند، از مرگ در راه حق بیمی ندارند؛ زیرا حیات خویش را در آن می جویند. پیامبر اسلام، حضرت محمد صلی الله علیه و آله ، شهادت در راه پروردگار را بالاترین فیض و ارزش برمی شمارد.(1)
1) محسن غرویان، صحیفه سجادیه موضوعی، ص695.
امام علی علیه السلام نیز جهاد را دری از درهای بهشت می نامد که حضرت دوست، آن را برای اولیای خاص خود گشوده است.(1)خداوند در آیه 48 سوره مائده می فرماید:
وَ أَنْزَلْنَا إِلَیکَ الْکِتَابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقًا لِمَا بَینَ یدَیهِ مِنَ الْکِتَابِ وَمُهَیمِنًا عَلَیهِ فَاحْکُمْ بَینَهُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ وَلا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ عَمَّا جَاءَکَ مِنَ الْحَقِّ لِکُلٍّ جَعَلْنَا مِنْکُمْ شِرْعَة وَمِنْهَاجًا وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ لَجَعَلَکُمْ أُمَّه وَاحِدَة وَلَکِنْ لِیبْلُوَکُمْ فِی مَا آتَاکُمْ فَاسْتَبِقُوا الْخَیرَاتِ إِلَی اللَّهِ مَرْجِعُکُمْ جَمِیعًا فَینَبِّئُکُمْ بِمَا کُنْتُمْ فِیهِ تَخْتَلِفُونَ. (مائده: 48)
و ما این کتاب (قرآن عظیم اکمل) را به حق فرو فرستادیم که تصدیق به درستی و راستی همه کتبی که در برابر اوست نموده و بر حقیقت کتب آسمانی پیشین گواهی میدهد. پس حکم کن میان آنها به آنچه خدا فرستاده و در اثر پیروی از خواهشهای ایشان، حکم حقی که به تو نازل آمده وامگذار. ما بر هر قومی شریعت و طریقهای مقرر داشتیم و اگر خدا میخواست همه را یک امت میگردانید و لیکن این نکرد تا شما را به احکامی که در کتاب خود فرستاده بیازماید. سپس شما به کارهای نیک سبقت بگیرید که بازگشت همه به سوی اوست. در آنچه اختلاف مینمایید شما را آگاه خواهد ساخت.
خداوند یکی از ویژگیهای برجسته مؤمنان را حضور در عرصه رقابت سازنده و مفید معرفی می کند و می فرماید: «أُولَئِکَ یسَارِعُونَ فِی الْخَیرَاتِ وَهُمْ لَهَا سَابِقُونَ؛ (آری) چنین کسانی در خیرات، از دیگران پیشی می گیرند [و مشمول عنایات ما هستند].» (مؤمنون: 61)
1) سید جعفر شهیدی، ترجمه نهجالبلاغه، خطبه 29.
در قرآن کریم، یکی از جلوههای مهم این مسابقه، طلب مغفرت خداوند و جلب رضایت او معرفی شده است:
سَابِقُوا إِلَی مَغْفِرَه مِنْ رَبِّکُمْ وَجَنَّة عَرْضُهَا کَعَرْضِ السَّمَاءِ وَالأرْضِ أُعِدَّتْ لِلَّذِینَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرُسُلِهِ ذَلِکَ فَضْلُ اللَّهِ یؤْتِیهِ مَنْ یشَاءُ وَاللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِیمِ. (حدید: 21)
به سوی آمرزش پروردگارتان بشتابید و به راه بهشتی که عرضش به پهنای آسمان و زمین است که آن بهشت برای اهل ایمان به خدا و پیامبرانش مهیا گردیده. این فضل خداست که به هر کس خواهد عطا میکند و فضل خدا بسیار عظیم است.
شش ـ جایگاه ایثار در پیشرفت جامعه
رزمندگان اسلام از قرآن کریم فراگرفتهاند که به یکدیگر مهر بورزند و برادری و همدلی پیشه کنند. این محبت و عشق ژرف، ایثار و فداکاری را به دنبال دارد؛ ایثاری که از اندک اندوختهای مالی تا گوهر نفیس جان را شامل میشود. همچنین آنها از قرآن کریم آموختهاند که در برابر دشمن، استوار و سرفراز باشند و برای تحقق این مهم، صبر و استقامت را در اوج زیبایی به تصویر کشیدند، شجاعت و دلاوری را بر قله بلند افتخار نشاندند و اوج عزت و کرامت را با شهادت، شکوهی سترگ بخشیدند. آیا این عزت و افتخار بزرگ، تنها در یک زمان و در عرصه دفاع مقدس اثرگذار است یا معنویت و کمال در دیگر عرصهها نیز نقشآفرین است؟ آیا روحیه ایثار که معنویت را در جامعه ایجاد کرده بود، در پیشرفت کشور نیز می تواند نقش داشته باشد؟(1)
1) همایش ملی ایثار و شهادت و توسعه کشور، صص 93 و94، برگرفته از سایت: www.isar.ir
ج) آثار عبادی ایثارگری
زیر فصل ها
یک ـ اثر روحیه ایثار و شهادت در تقویت ایمان
دو ـ احیای فریضه امر به معروف و نهی از منکر
سه ـ تقویت روح ایثار در جامعه
چهار ـ تقویت روحیه ایمان و عنصر ایثار و فداکاری
یک ـ اثر روحیه ایثار و شهادت در تقویت ایمان
روحیه ایثارگری از جمله عواملی است که بیشترین اثر را در تقویت ایمان و معرفت فردی و جمعی جامعه اسلامی دارد. امیر مؤمنان، علی علیه السلام در کلامی، فرهنگ مجاهدت و جانبازی در راه خدا را در اصحاب مخلص پیامبر، می ستاید و می فرماید:
این روحیه، چنان ما را مجاهد در راه خدا ساخته بود که با دشمن در حالی می جنگیدیم که بسیاری از نزدیکان ما، مانند پدران و برادران و عموهای ما در صفوف دشمن بودند و آنها را در راه خدا می کشتیم و این مسئله نه تنها موجب سستی ما در امر جهاد نمیشد، بلکه به خاطر اثبات بندگی خود و ترجیح محبت خدا بر بستگان خود و موفقیت در این آزمون الهی، خدا بر ایمان و معرفت ما می افزود و ما را در بندگی راسختر می ساخت.(1)
دو ـ احیای فریضه امر به معروف و نهی از منکر
فرهنگ و روحیه ایثار و شهادت می تواند جامعه اسلامی را به درجهای از ایمان و معرفت برساند که در عالم، جز خدای یگانه، کسی را منشأ اثر حقیقی ندانند. بنابراین، از غیر او نمی هراسند و در انجام دادن تکالیف و اوامر او کوشا خواهند بود.
این فرهنگ، مبتنی بر عشق به معبود و به تبع آن، عشق به انجام وظیفه و شهادت و دیدار معبود است. بنابراین، موجب میشود مؤمنان در هر شرایطی وظیفه خود را انجام دهند و از کشته شدن و دیگر ضررهای احتمالی، ترسی به دل راه ندهد.(2)
سه ـ تقویت روح ایثار در جامعه
ایثار، نتیجه وجود روحیه و فرهنگ ایثارطلبی است. بدون شک، با تقویت این فرهنگ در جامعه اسلامی، روح ایثار به ویژه در بالاترین درجات آنکه ایثار جان است، در میان مؤمنان و جامعه دینی فراگیر میشود؛ زیرا کسی که در نعمت حیات، که عزیزترین و محبوبترین و گرانبهاترین نعمت الهی به بشر است، دیگران را بر خود مقدّم می دارد، درباره دیگر داراییهایش که تعلق خاطر آدمی به آنها ضعیفتر است، به طریق اولی ایثارگر خواهد بود. این بدان جهت است که شهادتطلبی، مصداق کاملی از کرامت و عزت نفس است و اگر روح مؤمنان به این درجه بالا برسد، تمام دنیا و منافع اعتباری آن در نزد آنها حقیر و پست جلوه می کند.(1)
چهار ـ تقویت روحیه ایمان و عنصر ایثار و فداکاری
بخش بزرگی از جامعه ایران را جوانان تشکیل می دهند؛ قشری که چه در جنگ سخت و چه در جنگ نرم، نقش مهمی ایفا می کنند. این نیروها همچنانکه در جنگ نظامی و سخت، نیازمند پشتیبانی، سلاح و... بودند، در جنگ نرم نیز باید تقویت شوند. باید پیش از هر چیز، روحیه اعتماد به نفس، توکل بر خداوند در امور، و عنصر ایثار و فداکاری در راه خدا و میهن را در آنها تقویت کرد. مقام معظم رهبری (دام ظله عالی) میفرماید:
ما باید روحیه ایمان و عنصر ایثار و فداکاری را در درجه اول در خودمان و سپس در مردم تقویت کنیم. این هم باید در برنامهها گنجانده و دیده شود. بخش مهمی که قدرت ملی ما را تشکیل داد، همین روحیه ایثار بود که در جنگ به صورت شهادتطلبی ظاهر شد.
1) «قیام امام حسین علیه السلام»، سایت فرهنگ ایثار، ص35.
در میدانی هم که امروز در مقابل خود داریم ـ که یقیناً از میدان جنگ، پیچیدهتر و دشوارتر است ـ نیروی ایثار و فداکاری که همه معادلات را به هم می ریزد، باید مطرح شود. اگر ما بتوانیم این را در خودمان تقویت کنیم، همه معادلات قدرت در دنیا به سود ما به هم خواهد ریخت.(1)
د) آثار سیاسی و نظامی ایثار در جامعه
امیر مؤمنان، علی علیه السلام برای رعایت حال محرومان جامعه، از نظر پوشش، خوراک و مسکن و مرکب، همچون آنان زندگی می کرد. مشاهده این روحیه که حضرت با وجود توانایی، برای استفاده از نعمتهای حلال، باز زهد می ورزید، مردم را مطیع ایشان می ساخت و بر ارادتشان می افزود. همچنین ایثارگری فرماندهان سبب اطاعت بیشتر رزمندگان میشد. ایثار در عرصه نظامی، آثار بسیاری دارد که به این اشاره مختصر بسنده می کنیم.
یک ـ ایجاد مصونیت سیاسی و نظامی
امریکا در این سی سال، بسیار تلاش کرد بعد از عراق، کشور دیگری به ایران حمله کند، اما سیاست ایثارگرانه ایران و اجرای این اصل فقهی اسلامی که اجازه می دهد از زکات برای ایجاد الفت بین قلبهای اهل کتاب با مسلمین استفاده شود، مانع استفاده ابزاری دشمن از آنان شد. به این ترتیب، با روحیه ایثار و بخشش یک جانبه و حمایت بی دریغ ایران از نیازمندان که دستکم برای عامل (ایران) محبت و مصونیت آورد، بسیاری از خطرهای
1) سخنان مقام معظم رهبری در دیدار مسئولان و کارگزاران نظام جمهوری اسلامی ایران، 15/5/1382.
سیاسی و نظامی برطرف شد. چنانکه امیر مؤمنان، علی علیه السلام فرمود: «بِالاِیثارِ تَستبرِقُ الْأحرارُ؛ ایثار، کمند بندگی آزادگان است».(1)
دو ـ ایجاد الفت بین جوامع
اگر کشورها یا ملتها اهل ایثار و بخشش باشند و اثر آن با عملی دیگر از بین نرود، الفت و صلح و دوستی میان آنها پدید خواهد آمد. ایثار جوامع در حق یکدیگر، همواره مایه دوستی و امنیت و آرامش بوده است و در تاریخ نمونههای زیادی از این موضوع می توان یافت. کمک در هنگام بروز سوانح طبیعی مثل زلزله، سیل، خشکسالی و غیره، نمونهای از این نوع ایثارهاست که سبب تقویت الفت و مهربانی بین جوامع بشری شده است. در فقه یکی از موارد مصرف زکات، تألیف قلوب غیر مسلمانان است.
سه ـ رفع اختلاف
ایثار جامعهای در حق جامعه دیگر، کدورتها را از بین می برد و اختلافها را کمرنگ یا محو می سازد و حتی گاه به دوستی تبدیل می کند. هدیه دادن حاکمان کشورها به یکدیگر، حمایت سیاسی و کمکرسانی، همواره سبب کاهش تنشهای سیاسی شده است.
چهار ـ افزایش تفاهم و همکاری
همواره ایثار جوامع و ملتها در حق یکدیگر، راه ارتباط و تعامل مفید را هموار کرده و سبب ایجاد تفاهم بین آنها شده و زمینههای همکاری را پدید آورده است. چنانکه کمکهای کشور اسلامی ایران به همسایگانش، سبب
1) غررالحکم و دررالکلم، ح 4187.
ایجاد الفت، رفع اختلاف، افزایش زمینههای تفاهم و همکاری و صادرات و واردات، و ایجاد مصونیت سیاسی برای کشور شده و از اینکه آن کشورها به ابزار دست دشمن تبدیل شوند، جلوگیری کرده است.
ه) آثار اقتصادی ایثار
زیر فصل ها
یک ـ حل مشکلات
دو ـ ایثار؛ جهشی فراتر از عدالت
یک ـ حل مشکلات
ایثار در عرصههای اقتصادی نیز کاربرد دارد و گرههای کور زندگی نیازمندان را می گشاید که این کار بازتاب دنیوی و اخروی خواهد داشت.
عبدالله بن جعفر، فرزند جعفر طیار و همسر محترم حضرت زینب علیها السلام ، از سخاوتمندان بزرگ صدر اسلام بود که بعد از امام حسن و امام حسین علیهما السلام در بخشش و ایثار مال، نظیر نداشت.
وی روزی از نخلستانی میگذشت. غلامی را دید که در آنجا کار می کند. هنگامی که غلام خواست غذا بخورد، سگ گرسنهای به آنجا آمد. غلام مقداری غذا جلوی سگ انداخت و سگ خورد. وی این کار را ادامه داد تا اینکه سگ همه غذا را خورد.
عبدالله از غلام پرسید: جیره غذای روزانه تو چهقدر است؟ گفت: همین مقدار که دیدی. گفت: پس چرا سگ را بر خود مقدّم داشتی و ایثار کردی؟ غلام پاسخ داد: این سگ از راه دور آمده و گرسنه بود و من دوست نداشتم او را با گرسنگی از اینجا دور کنم.
پرسید: پس امروز گرسنگیات را چهطور برطرف می کنی؟ غلام گفت: با صبر و مقاومت! عبدالله با دیدن چنین ایثاری از غلام، گفت: این غلام از من سخاوتمندتر است. پس وی را از صاحبش خرید و آزاد کرد و آن نخلستان را هم با تمام امکاناتی که داشت از صاحب غلام خرید و به غلام بخشید.(1)
1) فیض کاشانی، المحجة البیضاء، ج6، ص80، به نقل از: حکایتهای شنیدنی، ج5، ص114.
به این ترتیب، با ایثار، زندگی سخت فردی تهی دست به بهشت دنیا تبدیل شد. گاهی نیز خداوندی که اجر نیکوکاران را ضایع نمی سازد، پاداش ایثار را در دنیا به این سرعت می پردازد.
دو ـ ایثار؛ جهشی فراتر از عدالت
عدالت، یعنی دادن حق هر صاحب حقی به او؛ احسان یعنی بخشیدن آنچه حق دریافتکننده بخشش نیست، چه بخشنده به آنچه میبخشد نیازمند باشد یا نباشد. این در حالی است که ایثار، یعنی بخشیدن آنچه نیاز شدید ایثارگر است، به فردی که هیچ حقی به گردن او ندارد و این بخشش حق او نیست. بنابراین، ایثار، فراتر از عدالت و احسان است. اداره جامعه و وضع کردن قانون باید بر مبنای عدالت باشد، نه بر مبنای احسان و ایثار؛ چرا که ایثارگر و احسانکننده در جامعه زیاد نیست و همه ظرفیت این کار را ندارند، اما همواره برگزیدگان با احسان و ایثار شناخته می شوند و با ایثار رشد می کنند. ایثار، گاه فردی را از نهایت فقر به اوج بی نیازی مادی می رساند؛ کاری که هرگز از عدالت برنمی آید. اگر عدالت در جامعه اجرا شود و داراییهای اضافی، عادلانه و برابر بین مردم تقسیم گردد، سطح زندگی افراد فقیر و دارا به یکدیگر نزدیک میشود؛ زیرا همه یکسان از عدالت بهرهمند می شوند. وضع نیازمندان نیز به اندازه مالی که با عدالت به دستشان رسیده است، بهبود می یابد، در حالی که با ایثار، گاهی فقیر در جایگاه ثروتمند قرار می گیرد. بنابراین، هم در جنبه اقتصادی و هم در دیگر ابعاد، اثر دارد که در مفاهیم دیگر، چنین اثری نیست.
و) آثار اخلاقی ایثار در جامعه
محور مسائل اخلاقی، خود را فراموش کردن، از خود گذشتن و صرفنظر کردن از منافع شخصی است. همانطور که در سلامت بدن، اصلی هست که
مبدأ و سلامتی است و آن مسئله «حمیه»، یعنی ترک پرخوری است، در اخلاق نیز اصلی وجود دارد که اساس همه مسائل اخلاقی است و آن، رهایی از «خود» و رها کردن «منیت» است.(1)
تقویت روحیه صبر و استقامت در مؤمنان
مجاهدت و شهادت در راه خدا، مستلزم تحمل سختیها و مصایب فراوان است. مؤمنانی که حقیقت ایمان در قلبشان راه مییابد و با نور آن حرکت میکنند، در مصیبتها و مشکلات صبر و پایداری بیشتری از خود نشان می دهند. خداوند می فرماید:
قُلْ یا عِبَادِ الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا رَبَّکُمْ لِلَّذِینَ أَحْسَنُوا فِی هَذِهِ الدُّنْیا حَسَنَةٌ وَأَرْضُ اللَّهِ وَاسِعَه إِنَّمَا یوَفَّی الصَّابِرُونَ أَجْرَهُمْ بِغَیرِ حِسَابٍ. (زمر: 10)
ای رسول ما: بگو به امت؛ ای بندگانی که به خدا ایمان آوردهاید خداترس و پرهیزکار باشید که هر کس متقی و نیکوکار است در دنیا هم نصیبش نیکویی و خوشی است و زمین خدا بسیار پهناور است که خدا صابران را به حد کامل بدون حساب پاداش خواهد داد.
از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله روایت شده است: صبر نصف ایمان است و از جمله چیزهایی که بسیار کم به شما داده شده، صبر و یقین است. هر کس از این دو بهرهمند شده باشد، باکش نباشد که قیام و صیامِ روز، از دستش میرود.(2)این (صبر و یقین) همان تجلی ایثار و گذشت است؛ زیرا از خواستی قلبی برمی خیزد و متجلی میشود و هیچ عاملی آن را برای ظهور، در اجبار قرار
نمی دهد، جز همان میل و اراده و عشق و علاقه شخص، در حالی که در تکلیف ممکن است چنین نباشد و تنها به مناسبت مسئله اعتباری و قراردادی، شخص خود را مکلف به انجام آن بداند. بنابراین، هر حرکت خدایی، به ایثار نیاز دارد و تا ایثار و فداکاری نباشد که تجلی والاترین حالات روح و ایمان است، حرکتهای خدایی و ناب صورت نمی گیرد.(1)
آثار فرهنگی
فرهنگ، شامل همه مصنوعاتی است که فرهنگ را به نمایش می گذارند و از طریق آنها می توان فرهنگ را مشاهده کرد. در کنار شکلهای بیانی، نمایشی و تجسمی شناخته شده مانند هنر، ادبیات، نمایش، فیلم، رادیو، تلویزیون، اینترنت و...، تجلیات فرهنگ را در معماری، پوشاک و همچنین کالاهای مصرفی و محصولات فرهنگی روزمره و فرهنگ مردمی نیز آشکارا می توان دید.(2)با توجه به تهاجم فرهنگی دشمنان به عناصر اصیل فرهنگ اسلامی، از جمله فرهنگ ایثار و شهادت و تلاش برای کمرنگ ساختن پی آمدهای مثبت آن برای جامعه در قالب تبلیغات منفی رسانهای و جنگ نرم، توجه جدی به فرهنگ ایثار و شهادت، امری ضروری است. امروزه با فرهنگسازی و ارتقای سطح آگاهیها و باورهای دینی مردم، می توان در احیا و رونق هر چه بهتر و بیشتر این فرهنگ متعالی کوشید.
الف) ایجاد زمینه رشد و تعالی جامعه
وقتی روحیه ایثار بر جامعهای حاکم باشد، افراد آن جامعه نه به شرط مزد و بهرهمندی از امکانات رفاهی، بلکه بی دریغ و بی چشمداشت فعالیت خواهند
کرد و هرگز چرخه رشد متوقف نخواهد شد. در هشت سال دفاع مقدس، این روحیه به طور کامل در جبهههای جنگ حاکم بود و رزمندگان بی هیچ توقعی، وظیفه خود را انجام می دادند و دوشادوش یکدیگر پیش می رفتند و حماسهها می آفریدند. مردم قدرشناس نیز با وجود مشکلات مادی فراوان، هرگز پشت جبهه را خالی نمی کردند و در مقابل ایثارگری رزمندگان، ایثارگرانه کمک و حمایت می کردند. به این ترتیب، این گردونه رشد، در جبهه و پشت جبهه به گردش می افتاد و همه، از زن و مرد، پیر و جوان، به تناسب توان در این عرصه رشد می کردند.
ب) بهشتِ احساس برتر
ایثار، مقدسترین حس بشری و اسلامی و لذتبخشترین لحظههای زندگی است. ازاینرو، ایثارگر، در بهترین احساس غوطهور است. او هم از ایثارگری خود لذت می برد و هم ستایش و تحسین و تمجید دیگران از او، وی را در بهشت آرامش و امتنان جای می دهد. اگر کار او همچون امیر مؤمنان، علی علیه السلام برای خدا باشد، خدا نیز از او تشکر خواهد کرد و اگر برای مردم باشد، مردم از او تشکر خواهند کرد و اجر او فقط در دنیا خواهد بود. به هر حال، ایثار، انسان را در بهشت احساسی که دوست دارد و مطلوب روح است، غوطهور می سازد و عواطف انسانی را سرشار و شیرین می گرداند.
عوامل ایمانی مؤثر در ترویج فرهنگ ایثار و شهادت
راهبرد ترویج فرهنگ ایثار و شهادت در جامعه، متأثر از عوامل دینی، فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و تمدن و فرهنگ است. برای ترویج این فرهنگ، باید به نقش هر یک از این عوامل توجه کرد و همچنین برای
روابط بین این عوامل اهمیت قائل شد. در آموزههای دینی اسلام، عوامل متعددی بسترهای لازم را جهت گسترش فرهنگ ایثار و شهادت در جامعه ایجاد میکنند که به اختصار به چند مورد اشاره می کنیم.
الف) قداست عدالت و تنفر از ستم
عدالت، امری مقدس، و ستم از امور زشت و ناخوشایندی است که در آموزههای دینی اسلام به شدت با آن مقابله شده است. اگر عدالت (آرمان نهایی همه پیامبران) به خطر افتد و ستم جای گزین آن شود، احساسات فطری و پاک انسانها علیه ظلم و به نفع عدالت برانگیخته خواهد شد. در برخی آیات قرآن، یکی از مهمترین اهداف بعثت پیامبران و نزول کتابهای آسمانی، اقامه عدل و قسط در جامعه معرفی شده است: «لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَینَاتِ وَأَنْزَلْنَا مَعَهُمُ الْکِتَابَ وَالْمِیزَانَ لِیقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ...؛ ما رسولان خود را با دلایل روشن فرستادیم، و با آنها کتاب آسمانی و میزان شناسایی حق از باطل و قوانین عادلانه نازل کردیم تا مردم، به عدالت قیام کنند». (حدید: 25)
خداوند در آیهای دیگر، به اجرای عدالت و احسان به بندگان دستور داده است: «إِنَّ اللَّهَ یأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالإحْسَانِ وَإِیتَاءِ ذِی الْقُرْبَی وَینْهَی عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنْکَرِ وَالْبَغْی یعِظُکُمْ لَعَلَّکُمْ تَذَکَّرُونَ؛ خداوند به عدل و احسان و بخشش به نزدیکان فرمان می دهد و از فحشا و منکر و ستم نهی می کند. خداوند به شما اندرز می دهد، شاید متذکر شوید». (نحل: 90)
بنابراین، بر اساس آموزههای اصیل دین اسلام، مسلمانان وظیفه دارند به پیروی از پیشوایان معصومشان، آنگاه که حق و عدالت در خطر افتد، به پا خیزند و زیر بار ستم و ذلت نروند. چنانکه رهبر آزادگان جهان، حسین بن
علی علیه السلام در مسیر کربلا فرمود: «اِنّی لَا أرَی المَوتَ اِلاّ السَّعادة وَالْحَیاةَ مَعَ الظّالِمین إلاّ بَرَماً.»(1)و این، تارک سخن اوست که فرمود: «الموتُ فی عزٍ خیرٌ مِن حیاهٍ فی ذُلٍّ».(2)
امیر مؤمنان، علی علیه السلام در اینباره، خطاب به یاران خویش فرمود: «برای یاری دادن و جهاد در راه حق منتظر چه هستید؟ مرگ بهتر از آن است که در این دنیا تن به ذلت و خواری در برابر ناحق دهید».(3)
ب) وجوب جهاد با ظالمان
در نظام پژوهشی مبتنی بر فرهنگ اسلام که هدف غایی آفرینش انسان، عبادت و رسیدن به مقام عبودیت است ـ وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالإنْسَ إِلا لِیعْبُدُونِ ـ(4)ایثار و جهاد و شهادت، جایگاهی والا و در خور تأمل دارد.(5)جهاد با دشمن، یکی از فروع دین مقدس اسلام است که با فرمان امام واجب میشود و زمانی که قلمرو مسلمانان یا مرزهای آن مورد هجوم قرار گیرد، بر مسلمانان واجب است که به هر وسیلهای، حتی با بذل جان و مال خویش، از آن دفاع کنند. این دفاع، مشروط به اذن امام معصوم یا نایب خاص و عام او نیست.(6)بارها در قرآن مجید فرمان جهاد و مقاتله با دشمن صادر شده است:
یا أَیهَا النَّبِی جَاهِدِ الْکُفَّارَ وَالْمُنَافِقِینَ وَاغْلُظْ عَلَیهِمْ وَمَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ وَبِئْسَ الْمَصِیرُ. (توبه: 73)
ای پیغمبر با کافران و منافقان جهاد و مبارزه کن و بر آنها بسیار سخت گیر. مسکن و مأوای آنها دوزخ است که بسیار منزلگاهی بد (و دردناک) خواهد بود.
وَ قَاتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ سَمِیعٌ عَلِیمٌ. (بقره: 244)
جهاد کنید در راه خدا و بدانید که خدا به گفتار و کردار خلق شنوا و داناست.
إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَالَّذِینَهاجَرُوا وَجَاهَدُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ أُولَئِکَ یرْجُونَ رَحْمَة اللَّهِ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ. (بقره: 218)
آنان که به دین اسلام گرویدند و از وطن خود هجرت نموده و در راه خدا جهاد کردند ایشان امیدوار و منتظر رحمت خدا باشند که خدا بر آنها بخشاینده و مهربان است.
وَ مَا لَکُمْ لا تُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَالْمُسْتَضْعَفِینَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَاءِ وَالْوِلْدَانِ الَّذِینَ یقُولُونَ رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْ هَذِهِ الْقَرْیةِ الظَّالِمِ أَهْلُهَا وَاجْعَل لَنَا مِنْ لَدُنْکَ وَلِیا وَاجْعَل لَنَا مِنْ لَدُنْکَ نَصِیرًا. (نساء: 75)
چرا در راه خدا جهاد نمیکنید در صورتی که جمعی ناتوان از مرد و زن و کودک شما که در مکه اسیر ظلم کفارند. آنها دائم میگویند بار خدایا ما را از این شهری که مردمش ستمکارن بیرون آور و از جانب خود برای ما بیچارگان نگهدار و یاوری فرست.
یا أَیهَا النَّبِی حَرِّضِ الْمُؤْمِنِینَ عَلَی الْقِتَالِ إِنْ یکُنْ مِنْکُمْ عِشْرُونَ صَابِرُونَ یغْلِبُوا مِائَتَینِ وَإِنْ یکُنْ مِنْکُمْ مِائَةٌ یغْلِبُوا أَلْفًا مِنَ الَّذِینَ کَفَرُوا بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لا یفْقَهُونَ. (انفال: 65)
ای رسول، مؤمنان را بر جنگ ترغیب کن که اگر بیست نفر از شما صبور و پایدار باشید بر دویست نفر از دشمنان غالب خواهد شد و اگر صد نفر بوده بر هزار نفر از کافران غالب خواهید شد؛ زیرا آنها گروهی بیدانشاند و شما با دین و دانشاید.
امام علی علیه السلام نیز در نهجالبلاغه، مسلمانان را به جهاد با مال و جان و زبان تشویق می کند و می فرماید: «اللهَ اللهُ فِی الجِهْادِ بِأموالِکم وَ أنفُسِکم وَاَلْسِنَتِکُمْ فی سَبیلِ اللهِ».(1)
در منابع و متون دینی برای تشویق مسلمانان به جهاد و پاداش این عمل، فضیلتهای فراوانی بیان شده است:
فَضَّلَ اللَّهُ الْمُجَاهِدِینَ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ عَلَی الْقَاعِدِینَ دَرَجَةً وَکُلا وَعَدَ اللَّهُ الْحُسْنَی وَفَضَّلَ اللَّهُ الْمُجَاهِدِینَ عَلَی الْقَاعِدِینَ أَجْرًا عَظِیمًا. (نساء: 95)
خداوند، جهادکنندگان را بر غیر جهادکنندگان برتری داد؛ مؤمنانی که بدون هیچ عذری از جنگ فرومی نشینند، هرگز با مجاهدان برابر نیستند.
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: «اگر مسلمانی یک روز در میدانی از میدانهای جهاد پایداری کند، برایش بهتر از چهل سال عبادت کردن است.»(2)یا فرمود: «نمازی که مرد با شمشیر حمایلشده بخواند، هفتصد بار برتر از نمازی است که بدون حمایل کردن شمشیر بخواند».(3)
آن حضرت در فضیلت مرزبانی فرموده است: «رباطُ یوْمٍ خیرٌ من صیامِ شَهْر و قیامِهِ؛ یک روز مرزداری بهتر از یک ماه روزهداری و شبزندهداری است.»(4)و «اِنَّ صَّلاةَ المُرابِطِ تَعدِلُ خَمْسَمأئُة صَلاةٍ؛ نماز مرزدار با پانصد نماز برابری می کند».(5)
امام علی علیه السلام نیز فرمود: «اَلمُجاهدین تُفتحُ لَهم أبوابُ السَّماءِ؛ درهای آسمان برای جهادگران گشوده میشود».(1)
ج) افزایش انسجام ملی و فرهنگی جامعه
در روزهای آغازین جنگ تحمیلی و به واسطه اغتشاشها در شهرهای ایران و نیز ناآگاهی عمومی، این تصور به وجود آمده بود که ملت ایرانی انسجام ملی و فرهنگی و روانی ندارند و از مشارکت اجتماعی بی بهرهاند، ولی مشارکت همهجانبه مردم در بیرون راندن دشمن از خاک میهن اسلامی، همکاری در کارها، حفظ وحدت ملی در رویارویی با ستیزهها و تعارضها، کمکهای جانی و مالی در حمایت از رزمندگان اسلام، همه از انسجام ملی و روانی و فرهنگی همه ایرانیان، با هر دین و قومی حکایت داشت و عملکرد مردم ایران در جنگ، نمایش ملتی منسجم و دارای مشترکات فرهنگی فراوان است.(2)
د) شکلگیری خردهفرهنگ
گروههای محلی مانند مردم یک ناحیه، گروههای خویشاوندی، اقلیتهای مذهبی و بالاخره هر قشر از جامعه، فرهنگ کوچک ویژهای دارند که در چارچوب گروه اجتماعی خاصشان مطرح است و به طور کلی، طبیعت و شکل اختصاصی و بومی و محلی دارد. این فرهنگ که در عین حال با فرهنگ کل جامعه هماهنگی دارد و از آن پیروی می کند، خردهفرهنگ نام دارد.(3)
ایثار و شهادت
ایثار و شهادت، سنتی است که تا زمین از لوث وجود ظالمان محو نشود، ادامه دارد. کیست که نداند روحیه ایثار و شهادت، پس از شهادت حسین علیه السلام و یاران نینوایی اش در کالبد جامعه دمیده شده و انقلاب ما به رهبری امام خمینی رحمه الله از فرهنگ عاشورا الگو گرفته است. ایثارگران نیز با همت بلند و روحیه شهادتطلبی و با پیشانی بند شهادت، ره میدان رزم در پیش می گرفتند.
نهادینه شدن فرهنگ ایثار و شهادت در جامعه، تدبیر نیروهای سیاسی و نظامی را افزون می کند، از فقر اقتصادی و نوسان اقتصادی می کاهد و بحرانهای اجتماعی را کنترل میکند و کاهش می دهد. جوامع ایثارگر به خودی خود قدرتی خواهند داشت که دیگر جوامع از آن محروم خواهند بود. کشورهای صاحب فرهنگ ایثار و شهادت را نمی توان محو کرد؛ زیرا شهادتطلبی و ایثارگری هویتساز است. نکتهای که باید به آن توجه کرد، این است که اگر کشور و ملتی دارای هویت و فرهنگی منسجم و قوی باشد، دیگر کشورها را نیز تحت تأثیر فرهنگ خود قرار خواهد داد. فرهنگ ایثار و شهادت با زیبایی و تطابقی که با فطرت الهی انسان دارد، می تواند از منابع مطمئن در رقابتهای فرهنگی امروز دنیا باشد؛ زیرا در بازار تعاملات و تهاجم فرهنگی امروز دنیا، هر یک از بازیگران با ابزارهای طراحی شده و قدرتمند خود وارد کارزار می شوند. اینجاست که فرهنگ ایثارگری، هم می تواند مدافع باشد و هم مهاجم؛ چون همه منبع خوبی برای تبادل فرهنگی است و هم بر هویت فرهنگی جامعه اثر میگذارد.
در عرصه جهانی سازی، استعمارگران فرهنگی هویت انسانها را می گیرند و انسانهای بی هویت، بازیچه دست آنها می شوند. ازاینرو، حفظ فرهنگ
ایثار و شهادت و پی آمدهای آن برای شکوفا کردن فطرت پاک انسانی و رسیدن به کرامت انسانی، ضروری است. در این راستا می توانیم به جوانانی که در این زمینه رغبتی دارند، اعتماد کنیم و اطلاعات درست و ابزار مناسب برای بازشناسی فرهنگ شهادتطلبی را در اختیار آنها قرار دهیم که شهدا مظهر اقتدار کشورند.
فصل چهارم: آسیبشناسی و مانعشناسی فرهنگ ایثار
زیر فصل ها
آسیبشناسی ایثار
موانع ترویج فرهنگ ایثار
نتایج ترویج نشدن فرهنگ ایثار و شهادت
زمینههای مؤثر بر ترویج فرهنگ ایثار
کارکردهای فرهنگ ایثار
نتیجه پژوهش
آسیبشناسی ایثار
اگر بخواهیم به موانع عرضه و اجرای فرهنگ ایثار در جامعه نظری داشته باشیم، باید به عواملی گوناگون توجه کنیم که هر کدام می تواند در مقام تعارض و تقابل با فرهنگ ایثارگری قرار گیرد.
الف) فرهنگهای معارض با فرهنگ ایثار
فرهنگ غربی و عقاید و مکاتب برخاسته از فرهنگ مادی گرا و شیطانگرای غرب، انسان را از خداجویی و حقمحوری، به سوی اومانیسم خودخواهی و لذتطلبی سوق می دهد. این فرهنگ، با پایین آوردن سطح دیانت و پاکی انسان، فرهنگ ایثارگری را نیز نابود میکند و قوانین مبتنی بر این فرهنگ برای ایثار راهی نمی گذارد. مکتب و فرهنگ غرب، همه انسانها را دزد فرض می کند و با آنها چون مجرمی تبهکار برخورد می کند. در این نظام، به جای حل سریع مشکلات افراد با ایثارگری، گرفتن وامی معمولی، در پروسهای اداری، ماهها فرد را معطل میکند، خروارها مَن کاغذ و چک و صدها امضا و سفته به عنوان ضمانت از او می گیرد و با توجیهات شرعی،
سودهای حرام یا شبههناک بر آن می افزاید. به این ترتیب، صفای نفس انسان ذبح میشود و اعتماد در جامعه از بین میرود. در چنین شرایطی، انسان رفتهرفته متناسب با این قوانین شکل، و از ایثار و احسان و انفاق، فاصله میگیرد. اعضای جامعه به جای گردش پول اضافی در گردونه قرضالحسنه و ایثار، پول را در بانکها می خوابانند تا سود ببرند و در مقابل نیازمندان به راحتی میگویند: ندارم! این فرهنگ، زاییده فرهنگهای نفوذی است و اسلامی نیست.
ب) ترویج فرهنگ مبتذل غربی
ابتذال از لذتجویی نفسانی سرچشمه می گیرد و اگر کسی در پی لذت خودنمایی نباشد، با حالتی نامتعارف و نامعمول یا آراسته به زیورهای چشمگیر ظاهر نمیشود و از خود تعریف نمی کند. این فرهنگ که از غرب و گروهها و علوم مرتبط با آن به فرهنگ ما راه یافت، انسان را از وادی معنویت و بندگی خداوند خارج کرد و به وادی مادیات و نفس کشاند.
زنی که تمام هدف او جلوهگری است، چگونه می تواند ایثار کند و لباس خود را به نیازمندی ببخشد؟ او از فقیر ندزدد، هنر کرده است و اگر هزار فقیر سیر شوند، او هرگز سیر نخواهد شد؛ زیرا به درد تنوعطلبی گرفتار شده است که عطشی جاوید و فقری همیشگی است. در این مرض، سیری معنا ندارد.
پسری که به مرض خودنمایی مبتلاست و هر روز ماشین و آرایش و لباس گرانبهای خود را عوض می کند، چگونه می تواند به ایثار بیندیشد؟ او همیشه گرفتار خودش است و فرد خودخواه نمی تواند از نمادها و نمودهای دنیوی که قرآن آنها را «زهرة الحیاه الدنیا» نامیده است، دست بردارد و به دیگران ببخشد.
ازاینرو، فرهنگ ابتذال، افراد را در لذات نفسانی فرو می برد. انسان غرقشده در لذت نفس نمی تواند از داشتههای خود دل بکند و به دیگری ببخشد. آنها حتی حقوق واجب الهی را نمی پردازند و از مال اضافی خود نیز احسان نمیکنند؛ چه رسد به ایثار آنچه نیاز دارند. اگر چنین افرادی ایثار کنند، به قصد تقرب به خدا نیست، بلکه در این کار قصد مادی و طمع ذلتآوری دارند.
ج) ترویج افکار معارض با نوعدوستی
افکاری مانند اومانیسم که در حقیقت انسانخدایی است، انسان در جای خدا قرار میگیرد و محور همه چیز میشود نه اینکه فقط محور باشد انسان خدا میشود. نه انسانمحوری، انسان را به جای خدا می نشاند و در رأس همه امور قرار میگیرد و محور میشود. در مکتب اومانیسم، انسان برای خودش زندگی می کند، نه برای خدایی که نیست و اگر هم خدایی باشد، محور نیست!
ناسیونالیسم یا وطنپرستی و قبیله و حزب و گروهگرایی نیز انسان را به گونهای تربیت میکند که فقط به منافع خود بیندیشند و فقط گروه خود را حق بداند و از آن حمایت کند. این گرایش پست، انسان را از گرایشهای عالی و خداپسندانه جدا می کند؛ زیرا وقتی حق در قبیله مخالف او باشد و اگر شرف با ملیت و قومیت و کشوری دیگر باشد، این حس مانع پذیرش حق خواهد بود. چنین فردی نمی تواند برای خدا ایثار کند. او باید این حس ناسیونالیستی را در خود بکشد تا حقایق را زلال ببیند و بتواند به نفع گروه حق از منافع خود دست بردارد. افکار فمینیستی و زنمحوری و در مقابل آن
مردمحوری نیز با محور قرار دادن جنسیت انسانها، بشر را به سوی انواع خودمحوریها به جای خدامحوری هدایت میکند و به جای روحیه ایثار، روحیه دعوا و قانون جنگل را بر جوامع حاکم می سازد.
د) تمسخر و تحقیر فرهنگ ایثار
تحقیر و تمسخر و طعنه زدن و سرزنش کردن، از اثرگذارترین راههای روانی برای بایکوت کردن است. این عوامل بسیار قوی هستند و جز اهل یقین نمی توانند به راحتی در مقابل آنها دوام بیاورند. آنان به دلیل نهراسیدن از دشمنان و از سرزنش سرزنشگران در آیات و روایت که نمونههایی در ذیل متن ذکر شد، ستوده شدهاند.
ه) تهدید فرهنگ ایثار و شهادت از سوی دشمنان
ماهیت فرهنگ اسلام که برگرفته از قرآن و سنت است، زوالناپذیر است؛ زیرا مطابق سرشت و فطرت آدمی است، اما گاه دشمنان دین و افراد ناآگاه با ایجاد موانعی بر سر راه گسترش این فضیلتها از جمله فضیلت ایثار و شهادت، آنها را تهدید میکنند.
موانع ترویج فرهنگ ایثار
زیر فصل ها
الف) تهاجم فرهنگی برنامهریزی شده و درازمدت
ب) دنیاپرستی و ایجاد جاذبههای مادی
ج) مذهب علیه مذهب
د) تکلیفگریزی
ه) روی گردانی از یاد خدا(1)
و) احساس جامعه مبنی بر تبعیض نادرست
ز) حفظ نکردن آثار در جامعه
ح) استحاله فرهنگی جامعه بر اثر فشارهای اجتماعی
ط) تبلیغات علیه فرهنگ با ابزارهای گوناگون
ی) عدم آگاهی نسل جدید
ک) ناهماهنگی متولیان فرهنگ ایثار
ل) تفاوت عقاید اجتماعی و علم جامعهشناسی
م) غفلت از روش علمی در حوزه فرهنگ ایثارگری
ن) موانع ناشی از مشخصات فرهنگ
الف) تهاجم فرهنگی برنامهریزی شده و درازمدت
از موانع مهم گسترش فرهنگ ایثار و شهادت، پیدایش زمینههای پذیرش و رسوخ فرهنگ الگوهای بیگانه در بین مردم، به ویژه جوانان است.
همواره اهل باطل در مقابل حامیان فرهنگ اصیل و انسانی و ملی، جبهه گرفته و به آن هجمه آوردهاند. سرپیچی از ارزشها و ایجاد موانع در راه پاک
بودن و سلامت جامعه اسلامی، از شگردهای همیشگی استعمارگران، کافران و دشمنان اسلام است.
ب) دنیاپرستی و ایجاد جاذبههای مادی
کسی که مادیات را سرلوحه اول و آخر و دنیا و آخرتش قرار میدهد، ایثار برایش جایگاهی ندارد او فقط میخواهد خودش نفع ببرد.
ج) مذهب علیه مذهب
هرگاه عقیده و گرایش گروهی علیه عقیده و گرایش گروهی دیگر و مکتبی دیگر بپامیخیزد و هر کدام درصدد به کرسی نشاندن اعتقادات و افکار خود باشند و هیچ کدام حاضر نباشند درستی یک مکتب و باطل بودن دیگر مکاتب را قبول کنند و همه در پی دستیابی به سود خویشاند، هیچ کس حاضر نیست ایثار و گذشت داشته باشد و همین مانع ترویج فرهنگ ایثار میتواند باشد.
د) تکلیفگریزی
افرادی که حتی از تکالیفی که برعهدهشان گذاشته شده شانه خالی میکنند چه طور میتوانند به فکر انجام تکلیف دیگری که بایدی در کار نیست، باشند، اینها افرادی وظیفهناشناس هستند و به هیچ وجه زیر بار تکلیف یا احسان و لطف یا ایثار برای کسی نمیروند و یکی از موانع ترویج ایثار و انجام ایثار میباشد.
ه) روی گردانی از یاد خدا(1)
فرهنگ ایثار، ویژه جامعه اسلامی ما نیست؛ بلکه در هر کشوری، نمادهای ایثارگری وجود دارد و به دنبال آن، مجموعهای از ارزشهای وابسته به آن
1) زهرا مهدیزاده، «مبانی دینی فرهنگ ایثار و شهادت»، مجموعه مقالات فرهنگ ایثار و شهادت، ص282.
نمادها نیز یافت میشود. آنچه فرهنگ ایثارگری جوامع مختلف را از دیگر جوامع متفاوت می سازد، دینی و ملی بودن است. در جامعه ما، فرهنگ ایثارگری به شدت تحتتأثیر آموزههای دینی، مروجان دین و جانباختگان ترویج دین است. از سوی دیگر، از آنجا که ارزشهای دینی، تعلق مکانی و زمانی یافته، همواره در کنار دین، عناصر ملی هم فرهنگساز شده است؛ به گونهای که به همه افراد جامعه، وحدت و هویتی متحدالشکل می دهد.(1)هویت دینی و ملی، دو زیرساخت اساسی فرهنگ ایثارگری در ایران است. البته باید یادآور شد که این دو رکن، اساسی ترین و پایدارترین ارکان فرهنگ نیز به شمار می آید. به همان اندازه که دینی و ملی بودن در ایجاد فرهنگ ایثارگری مهم و مثبت است، به همان اندازه هم غیر دینی و غیر ملی بودن برای اشاعه و تداوم فرهنگ ایثارگری، ویرانگر است.
و) احساس جامعه مبنی بر تبعیض نادرست
مردم در سازمانها یا نهادها و دستگاههای اجرایی، در زمینه تکریم یا اعطای امتیازها، احساس نوعی تبعیض میکنند و این احساس را به گونهای به جامعه ایثارگران مرتبط می دانند که بر اساس قانون در برخی خدمات عمومی، امتیازی برای این قشر قائل است. این احساس تا اندازهای رشد می کند که به تنفر و حتی موضعگیریهای منفی عدهای می انجامد. این عده، موانع رشد و پیشرفت و توفیق خود را در عرصههای اجتماعی، وجود ایثارگران می دانند. ازاینرو، به موضعگیریهای نامعقول و گاه خصمانه علیه ایثارگران روی می آورند.(2)
ز) حفظ نکردن آثار در جامعه
در هر جامعهای، آثار به جا مانده از گذشته می تواند برای حال و آینده جامعه استفاده شود. تداعی این آثار موجب تذکر به کسانی میشود که از زحمات گذشتگان خود استفاده می کنند و برای آنان نشانه است. چنانکه آثار به یاد ماندنی از ایران باستان، ما را به ایران کهن آشنا می سازد. بی توجهی به آثار زمان انقلاب و هشت سال دفاع مقدس، خسارتهایی برای جامعه به بار خواهد آورد و می تواند سبب استحاله فرهنگی و تاریخی گذشته ملت گردد و به فراموشی باورهای گرانبار ارزشی بینجامد.(1)
ح) استحاله فرهنگی جامعه بر اثر فشارهای اجتماعی
زندگی افراد هر جامعه بر اساس چینش طبقاتی و سطح اقتصادی آنان است و فرهنگ هر جامعه، بر باورها و اعتقادات جامعه بنا شده است. انسانها در زندگی اجتماعی و فردی، با مشکلاتی چون درآمد نامناسب و وضع بد مالی مواجه می شوند. در این شرایط، آنها برای ادامه حیات، آگاهانه یا ناآگاهانه از باور خود دست برمی دارند و بر اثر فشار اجتماعی، به سمت انحراف و ضد ارزش سوق می یابند و از راههای نامتعارف تأمین معاش می کنند. تکرار این روش به مرور زمان، به باورهای روزمره آنان تبدیل میشود و به باورهای اساسی آنان تسری می یابد و جایگزین باورهای گذشته می گردد.(2)
ط) تبلیغات علیه فرهنگ با ابزارهای گوناگون
در عصر فنآوری اطلاعات، تبلیغات به گونهای گسترده در دسترس همگان است؛ به گونهای که انتخاب را از مردم می گیرد و هر روز باور و رفتاری
جدید به مخاطبان خود تلقین می کند و دموکراسی و آزاداندیشی را از آنان می گیرد. امروزه از راهها و با امکانات مختلف، از تبلیغات برای ترویج ضد ارزشها در جامعه بهرهبرداری میشود. در این شیوه، هم با استفاده از ابزارها و امکانات درون کشور و هم به صورت وسیعتر با امکانات و ابزار و تکنولوژی خارج از کشور، فرهنگهای جایگزین معرفی میشود و سبب نابودی فرهنگ و استحاله فرهنگی در مردم می گردد.(1)
ی) عدم آگاهی نسل جدید
هرچه بیشتر از نظر زمانی، از حماسه دوران دفاع مقدس در جمهوری اسلامی ایران فاصله می گیریم، نسلهایی که جنگ را ندیدهاند، کمتر میتوانند وقایع و اتفاقات آن زمان را درک کنند. ناآگاهی این قشر از جامعه که آیندهسازان و آیندهداران جامعه هستند، فاصله جامعه کنونی را با آن جامعه ایثارگر، بیشتر میکند.
ک) ناهماهنگی متولیان فرهنگ ایثار
کار فرهنگی در جامعه بسیار مشکل است و از عهده یک نهاد برنمی آید. بنابراین، برای اثرگذاری بیشتر، همه نهادها وظیفه برنامهریزی و اجرای آن در عرصه فرهنگ جامعه را بر عهده می گیرند. معمولاً این نهادها، به دلیل استقلالشان، دچار ناهماهنگی می شوند و در نتیجه، کار هر یک از آنها در جامعه اثر مطلوب و کافی را نخواهد داشت. چنانکه گاه برنامه نهادی در مقابل برنامه نهاد دیگری قرار می گیرد و هر یک اثر منفی بر دیگری می نهد.(2)
ل) تفاوت عقاید اجتماعی و علم جامعهشناسی
مجموعه آرا و اندیشهها درباره اجتماع و عوامل و نهادهای آن را عقاید اجتماعی می نامند. نظر به اینکه جامعهشناسی، علم است و هر علم، دادههای خود را با روش علمی به دست می آورد، آنچه از راه علمی و تحقیق و بررسی در زمینه جامعهشناسی به دست آمده باشد، در زمره علم جامعهشناسی قرار می گیرد، و آنچه بدون تحقیق بیان شده باشد، در زمره عقاید اجتماعی است. فرهنگ یکی از حوزههای مهم جامعهشناسی است. در جامعهشناسی به عنوان یک علم، عقایدی در مورد فرهنگ بیان نمیشود؛ بلکه بر اساس گردآوری دادههای عینی، سازوکارهای فرهنگی مشخص می گردد و قانون حاکم بر آنها کشف و سپس تقویت یا کمرنگ می شوند.(1)
امروز در کشور ما با وجود اهمیت بسیار بالای فرهنگ ایثارگری و شهادت، فقط عقایدی در این زمینه بیان شده است. بحث بر سر این است که این عقاید، درست یا نادرست، عقاید شخصی اند و در صورتی که به آزمایش گذاشته شوند و تطابق آنها با قاعده عمومیت و اکثریت روشن شود، جزو حوزه جامعهشناسی قرار می گیرند.
م) غفلت از روش علمی در حوزه فرهنگ ایثارگری
استفاده نکردن از روش علمی، مهمترین مانع در ترویج فرهنگ ایثارگری دانسته شده است. از آنجا که اطلاعات موجود درباره فرهنگ ایثارگری و شهادت، بر اساس دادههای عینی به دست آمده است و روشی علمی نیست، ترویج آن نیز با این روش چندان کارساز نخواهد بود.
1) محمد بوداغیجنتی، برگرفته از سایت: نوید شاهد www.naveid shahed.com
به دنبال آن، درباره موانع فرهنگی بحث میشود. فرهنگ علاوه بر اینکه بر سر موانع دیگر سایه انداخته است، به تنهایی نیز درباره آن بحث میشود. عوامل دیگری که بر فرهنگ اثرگذارند، با عنوان موانع سیاسی، اقتصادی و اجتماعی، مورد بحث قرار خواهد گرفت.
ن) موانع ناشی از مشخصات فرهنگ
برخی مشخصات فرهنگ، در عین حال که می تواند به ابقای فرهنگ کمک کند، ممکن است در مقابل فرهنگی شدن عوامل جدید هم مقاومت کند. برخی از این مشخصات عبارتند از:
یک ـ ارگانیک و فرا ارگانیک بودن فرهنگ
فرهنگ ارگانیک بدین معناست که فرهنگ به مردم وابسته است و بدون آنها معنا ندارد. بنابراین، عاملی فرهنگی چون ایثارگری و شهادت، بدون مردم نمی تواند وجود داشته باشد. فرهنگ، فرا ارگانیک بدین معنا است که به نسلی وابسته نیست و فراتر از نسلهاست و طی نسلهای متمادی شکل می گیرد. ازاینرو، ایثارگری و شهادت را نمی توان در مدتی کوتاه به صورت فرهنگ درآورد.
دو ـ گوناگونی فرهنگی
گوناگونی فرهنگ در ایران، یکی از موانع عمده برای گسترش و تعمیق فرهنگ ایثارگری و شهادت به ویژه به شیوه شیعی آن است. فرهنگ ملی، فرهنگ مذهبی، خردهفرهنگهای قومی، جغرافیایی، زبانی و نژادی که در ایران وجود دارد، به گونهای عمل می کند که نمی توان ایثارگری و شهادت را به طور یکسان به صورت فرهنگ در آورد. بین فرهنگ ملی و مذهبی تمایز وجود دارد.
سه ـ همنوایی
همنوایی فرهنگی بدین معناست که فرد، رفتاری همانند رفتار فرهنگ غالب انجام دهد. نشان دادن رفتار همنوا، همیشه بازتاب پذیرش واقعی یک موضوع نیست. ممکن است فرد با عقاید گروه همنوایی کند، بدون اینکه به درستی آنها معتقد باشد.(1)
درباره ایثارگری و شهادت، در صورتی که بخواهیم از شیوههای همنواسازی استفاده کنیم، موفق به تعمیق و فرهنگ ساختن ایثار و شهادت نخواهیم شد. به دلیل عنصر آگاهی که باید در ایثارگری و شهادت وجود داشته باشد، فرد ممکن است دیدگاهی متفاوت با دیدگاه رسمی داشته باشد. در نتیجه، به کلی همنوا نشود و یا بدتر از آن به ضدیت با رفتار همنوا بپردازد.
نتایج ترویج نشدن فرهنگ ایثار و شهادت
جای گزین شدن فرهنگ تنپروری و بی مبالاتی: جامعهای که مردم آن برای رهایی از خطرها و تهدیدها، چشم انتظار حرکت دیگرانند، گرفتار فرهنگ شوم تنپروری و بی مبالاتی می شوند. جامعهای که شهیدپرور نباشد، ناگزیر میشود زیر بار ذلت سلطه کسانی برود که از مرگ نمی هراسند یا از شهادت باکی ندارند.
ایجاد فضای ترس و ناامنی: جامعهای که برای دفاع از حریم دین و ناموس، جوانانی ندارد که مرگ را زندگی دوباره بدانند، در ترس و ناامنی به سر می برد. در برابر ستم و تجاوز، همه باید برای دفاع از آرمانهای خود به
1) همایش ملی ایثار و شهادت و توسعه کشور، ص220.
پا خیزند، نه آنکه چشمانتظار حرکت شهادتطلبانه عدهای مخلص بنشینند. در چنین فضایی است که همه احساس آسودگی می کنند.
زمینههای مؤثر بر ترویج فرهنگ ایثار
زیر فصل ها
الف) زمینههای فرهنگی مؤثر بر ترویج فرهنگ ایثار و شهادت
ب) زمینههای اقتصادی اثرگذار بر ترویج فرهنگ ایثار و شهادت
ج) زمینههای بینالمللی اثرگذار بر ترویج فرهنگ ایثار و شهادت
الف) زمینههای فرهنگی مؤثر بر ترویج فرهنگ ایثار و شهادت
فرهنگ به عنوان مجموعه باورها و امکانات مادی که قابلیت انتقال از نسلی به نسل دیگر را دارد، می تواند برای بروز پدیدهای بسترهایی به وجود آورد. در ادامه به نمونههایی اشاره خواهد شد که نقش و عملکرد ترویج ایثار و شهادت را در جامعه مخدوش می سازد:
ـ احساس تمایز و تفاوت بین خانواده شهدا و مردم عادی، به ویژه در زمینه تحصیل و اشتغال؛
ـ این تصور که اهداف شهدا در جنگ تحمیلی و انقلاب اسلامی، تحقق نیافته است؛
ـ به رسمیت شناختن برتری فرهنگ رابطه بر ضابطه؛
ـ بیماری تاریخی قانونگریزی، از خودخواهی و خودمحوری سرچشمه گرفته و در تقابل با فرهنگ ایثار شهداست؛
ـ عادی شدن سیاسی کاری، جناحبندی و قومیتمداری که عرصه را بر منطقخواهی و حقمحوری و ایثار تنگ میکند؛
1) همایش ملی ایثار و شهادت و توسعه کشور، ص224.
ـ به رسمیت شناختن تنازع بقا در عرصه تجارت و بازرگانی و در حوزه سیاست که عرصه را برای خودمحوریها و خودخواهیها فراهم میکند و برخلاف روحیه آزادمنشانه و ازخودگذشتگی شهداست؛
ـ حضور فرهنگ ریا و تملق که در واقع در راستای حفظ چشمداشتهای فردی است.(1)
ب) زمینههای اقتصادی اثرگذار بر ترویج فرهنگ ایثار و شهادت
ـ پدیده رانت اقتصادی که به نوعی تفاوت داشتن شهروندان را تداعی می کند و البته منافی فرهنگ ازخودگذشتگی و در نظر گرفتن منافع جمع است؛
ـ نداشتن امنیت شغلی که زیردستان را به تملق، چاپلوسی و محافظهکاری هدایت میکند و این موضوع، خارج از رمز حُریت و آزادمنشی ایثارگران و شهداست؛
ـ برتری دارایی بر دانایی که سبب تضعیف ارزشهای اخلاقی و انسانی میشود و بالا بودن شأن دارایان بر دانایان، عرصه را برای سودجویی و خودمحوری آماده می سازد؛
ـ تورم بسیار بالا و وضعیت معیشتی أسفبار اکثریت جامعه یا زندگی بسیار مرفه برخی افراد، علاوه بر ایجاد فاصله طبقاتی شدید، در عمل در تضاد با اهداف شهداست. پی آمد تداوم چنین وضعیت اقتصادی، کمرنگ شدن ارزشها و تباهی اخلاق است؛ چرا که انسان گرسنه ایمان ندارد؛ چه رسد به آنکه شأن و قداست شهدا را پاسداری کند.
1) حسن حسینی، «نقش دانشگاهیان در ترویج فرهنگ ایثار و شهادت»، مجموعه مقالات فرصتها و چالشهای فراروی گسترش فرهنگ ایثار و شهادت، ص78.
ج) زمینههای بینالمللی اثرگذار بر ترویج فرهنگ ایثار و شهادت
زیر فصل ها
یک ـ جهانی شدن
دو ـ گسترش رسانههای ارتباطی
یک ـ جهانی شدن
فرآیند جهانی شدن، همه حوزههای زندگی فردی و اجتماعی را تحت تأثیر قرار می دهد و کشمکشهای اقتصادی در کنار انگیزههای پیشرفت جایگاه اقتصادی، در اولویت اهداف جوامع قرار می گیرد و به تبع آن روح و جوهره ایثار و شهادت کم فروغ می گردد.
دو ـ گسترش رسانههای ارتباطی
گسترش شبکههای اطلاعرسانی و ماهوارهای و ارتباطی و سرعت انتقال اطلاعات در جوامع، استحاله فرهنگی و تغییر ارزشها و هنجارهای اجتماعی را ممکن می سازد. به تبع این تغییر فرهنگی، همزمان با افزایش عقلانیت مادی گرا، پدیده شک و تردید، مفاهیمی را هم به چالش می کشاند که در این مورد، فرهنگ ایثار و ازخودگذشتگی و نهایت آن فلسفه شهادت هم کمرنگ می گردد.(1)
کارکردهای فرهنگ ایثار
فرهنگ مبتنی بر ایثار، ویژگیها و دستاوردهای بسیاری دارد که مورد توجه و نیاز فطرت بشر است. مهمترین ویژگیهای افراد ایثارگر را می توان به این شرح برشمرد:
1) محمد نورانی، برگرفته از سایت: فرهنگ و ایثار www.farhang isar.ir
آگاهی و ایمان، به اهداف متعالی دست می یابند و حاضرند این اهداف را به ازای نثار برترین سرمایههای خویش به دست آورند یا به تحکیم و تقویت آنها بپردازند.(1)
ایمان و اعتماد به آینده: «افرادی که به ایثار به عنوان یک ارزش می نگرند، [آینده] را از آنِ دین خدا و پیروان راستینش می دانند و از هیچ تلاشی در راه تحقق این آینده محتوم و موعود فروگذار نیستند».(2)
نگریستن به درد بشریت فراتر از مرزهای مادی: افرادی که به ایثار به عنوان یک ارزش می نگرند، خود را در غم مردم شریک می دانند و مسئولیتی جهانی بر دوش خود احساس می کنند.(3)
کار کردن برای مردم، در گمنامی و بدون هیاهو، ویژگی تلاشهای ایثارگرانه است.
بصیرت دینی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی: فراگیر شدن فرهنگ ایثار در جامعه، زمینههای رشد و رونق بسیاری دیگر از ارزشهای اخلاقی و هنجارهای رفتاری را فراهم می کند. در سایه چنین فرهنگی است که روحیه تعاون و همکاری، احساس مسئولیت در قبال سرنوشت و معیشت دیگران و تلاش برای مفید بودن برای دیگران، در افراد و آحاد مختلف جامعه، مجال بروز، رشد و تحکیم می یابد. همچنین روحیه قناعت، سادهزیستی و تواضع، در جامعه فراگیر میشود.(4)
1) خلیل اسفندیاری، «کارکردیابی و آسیبشناسی فرهنگ ایثار»، نشریه رسالت، ش10، ص1.
2) خلیل اسفندیاری، «کارکردیابی و آسیبشناسی فرهنگ ایثار»، نشریه رسالت، ش10، صص 1 و 2.
3) خلیل اسفندیاری، «کارکردیابی و آسیبشناسی فرهنگ ایثار»، نشریه رسالت، ش10، صص 1 و 2.
4) خلیل اسفندیاری، «کارکردیابی و آسیبشناسی فرهنگ ایثار»، نشریه رسالت، ش10، صص 1 و 2.
نتیجه پژوهش
در این پژوهش، در کنار دیگر اهداف ذکر شده در طرح پژوهش، راهکارهای ترویج فرهنگ ایثار و شهادت را بررسی و با رویکردی دینی و جامعهشناختی، مسئله را واقعبینانه، علمی و همهجانبه تحلیل کردیم. بنابراین، در قالب چارچوبی مشخص و منسجم، پس از تبیین ضرورت و اهداف پژوهش و تشریح مفهوم ایثار وگذشت، به بررسی مسائلی همچون مرجع دینی فرهنگ ایثارطلبی و رابطه آن با ارزشها و ایدئولوژیهای متعالی و سازنده، شاخصهای ایثار و فضیلتهای آن و چالشهای موجود در فرهنگ ایثار و شهادت پرداختیم. در نهایت، راهکارهایی عملی برای ترویج این فرهنگ در جامعه را پیشنهاد دادیم و نتیجه گرفتیم با پایان جنگ و انقلاب، نباید شهدا، ایثارگران و فداکاریهای آنان فراموش شود؛ زیرا نسل جدید، تنها با خاطرات آنان روبهروست و باید این نسل را با شهدا و ایثارگران و فرهنگی که به آن پایبند بودند، آشنا کنیم و ارزش و اهمیت کار آنها را در جامعه روشن سازیم؛ زیرا جامعهای که آرمان شهدا و ایثارگران و جانبازان را به خوبی درک و ترویج کند، از کارکردهای مثبت آن که گسترش معنویت در جامعه، کاهش فساد و ناهنجاری و در پیآن شکلگیری محیط انسانی سالم و الهی است، بهره خواهد برد و هیچ عامل دیگری حتی ثروت هم نخواهد توانست با آن رقابت کند. همه این کارکردها در «فرهنگ ایثار و شهادت» متجلی است که می توان از آن به عنوان نگهبان حقیقی دژ محکم دین و اسلام نام برد؛ زیرا این فرهنگ به زندگی انسانها معنا می دهد و آنها را از رخوت و بیگانگی خارج میکند. همچنین به آنها هویت دینی میبخشد و در
مسیر الهی مقاوم و پایدار می سازد. تداوم زندگی، در نهایت نیز رفاه، آسایش و امنیت در ابعاد گوناگون را برای همنوعان به ارمغان می آورد.
خداوند متعال در قرآن کریم، هدف از آفرینش جن و انس را بندگی حق تعالی ذکر فرموده و برای هدایت و رساندن انسان به عالی ترین درجات ممکن، پیامبران را مبعوث کرده است. در این راستا، حضرت محمد صلی الله علیه و آله به عنوان خاتم الانبیا برگزیده شد و قرآن کریم به عنوان دستورالعمل زندگی بشر نازل شد تا انسان به جایگاه واقعی خویش دست یابد.
فرهنگ جهاد و شهادت در ذات دین اسلام و به ویژه تشیع علوی وجود دارد، ولی برای نهادینه کردن این فرهنگ غنی و عزتبخش باید کوشید که آن را به صورت فرهنگ عمومی در جامعه درآورد. برای تحقق این امر مهم، باید به گونهای اقدام کرد که آثار و پی آمدهای مثبت آنکه بستر انتقال این فرهنگ به نسلهای بعدی است، در نزد نسل جوان و نسل حاضر، پذیرفته شود. باید در فرهنگ ایثار و شهادت به جوهره اصلی مفاهیم، یعنی ازخودگذشتگی توجه داشت و در ترویج این فرهنگ، عوامل اثرگذار بر کاهش کارآیی تبلیغات در این حوزه را شناخت. در این راستا، تلاش موجدانه و هدفمند فرهنگسازان حوزه ایثار و شهادت، باید عینیتبخشی به فلسفه وجودی ایثارگران و شهدا باشد. در فرهنگ قرآنی که فرهنگ زندگی شرافتمندانه در دنیا و سعادت در عالم باقی است، صداقت و شهادت، دارای جایگاه ممتازی است تا انسان از صراط مستقیم منحرف نشود و در مقابل ناملایمات، دشواریها، ستمها و... بایستد و مزد خود را از خالق بی همتا دریافت کند.
رواج فرهنگ جهاد و شهادت، استقرار عدل جهانی را در پیخواهد داشت و پی آمد فاصله گرفتن از این فرهنگ، ذلت و گمراهی جوامع و دور ماندن از قافله نور و هدایت است.
امید است بشریت امکان بازگشت به رسالت معنوی و ملکوتی خود را از دست ندهد، بلکه توفیق شناخت و عمل به آن را به دست آورد و از این راه تمام تلاشها و دانشها در جهت بهبود جوامع و سعادت واقعی انسانها استفاده شود و تمدنهای بی جان، با روح ایمان جان گیرد و معنای حقیقی زندگی در تمام ابعاد شخصیت انسانی گسترش یابد.
حماسه بزرگ هشت سال دفاع مقدس باید به عنوان میراثی گرانسنگ در ذهن ملت ایران باقی، و از آفت تحریف در امان بماند. تنها در این صورت است که آیندگان و کسانی که دوران پرافتخار دفاع مقدس را درک نکردهاند، می توانند این میراث را در منظر دیدگان خویش قرار دهند و از اندوختههای گرانبهای آن سود جویند. بدیهی است امروز ملت ما با داشتن مفاخر و دستاوردهای گرانبهای دوران دفاع مقدس، در تدوین الگوی فرهنگی، نیازمند دریافت مبانی تئوریک متناسب با تحول از دیگران نیست. بی ایمانی به خدا و قیامت، دنیادوستی و پیروی از شهوتها، پایههای ایثار را سست می سازد. مسئولان فرهنگی در درجه نخست، موظفند به پیروی از پیامبران، بنیادهای ایمان به خدا و رستاخیز را در مردم مستحکم سازند و آنها را به تلاش بیشتر و آبادانی زندگی دنیوی متوجه کنند. بنابراین، بزرگترین آسیب برای ترویج فرهنگ ایثار و شهادت، آسیبهای اعتقادی و اقتصادی است. رسیدگی عاقلانه و منطقی به ایثارگران و وابستگان درجه اول آنها، میزان از
جان گذشتگی در راه اسلام را بالا می برد؛ زیرا معلول شدن و بی سرپرست ماندن زن و فرزند، یکی از دغدغهها و دلمشغولی افراد، قبل از ایثار و شهادت است.
از دیگر آسیبهای ترویج فرهنگ ایثار و شهادت، تضاد عمل مروجان با سخن آنهاست. بنابراین، لازم است مروجان فرهنگ ایثار و شهادت، خود، ایثارگر و اهل عمل و انسانهایی وارسته باشند و با شناخت مخاطب و متناسب با کشش فکری او سخن گویند. همچنین تبلیغهای دروغ و بزرگنمایی در عملیات جنگی، مثل پیروز شدن یک نفر بر صد نفر، به شدت بپرهیزند که این کار نه تنها سازنده نیست، بلکه ویرانگر است. امید است که حق تعالی بپذیرد.
کتابنامه
الف) کتاب
قرآن کریم، ترجمه: حسین انصاریان.
نهجالبلاغه، ترجمه: سید رضی و محمد دشتی.
آقاپور، علی، مجموعه مقالات همایش ایثار و شهادت، دبیرخانه شورای نظارت بر ترویج فرهنگ ایثار و شهادت، تهران، دفتر عقل، 1384.
ـــــــــــ ، ایثار و ماهیت اجتماعی و فرهنگی آن، تهران، دبیرخانه انقلاب به ترویج فرهنگ و ایثار و شهادت، 1385.
ابراهیمیان، فرشید، ایثار و شهادت از نگاه قرآن و سیره نبوی به ویژه مصادیق آن در جامعه، مشهد، دفتر امور شاهد و ایثارگران، بهار 1387.
ابن ابی الحدید، شرح نهجالبلاغه (جلد 6)، تحقیق: محمدابوالفضل ابراهیم، بیروت، دار الاحیاء التراث، 1385ه .ق.
احمدی میانجی، علی، مکاتیب الرسول، قم، مؤسسه دارالحدیث ثقافیه، 1419ه .ق.
احمدی، فریبا، همایش ملی ترویج فرهنگ ایثار و شهادت، آسیبشناسی ترویج فرهنگ ایثار و شهادت، تهران، انتشارات دانشگاه تهران، 1384.
اشبهی، احمد بن محمد، المستطرف فی کل سنن مستنطرف، بیروت، دار مکتب الهلال، 2001 م.
افلاطون، دوره کامل آثار افلاطون (جلد 4)، پدیدآور: محمدحسن لطفی، ترجمه: رضا کاویانی، ناشر: خوارزمی، 347ق م، 1378.
انصاریان، حسین، زیباییهای اخلاق، قم، دفتر انتشارات اسلامی، دارالعرفان، 1364.
انوری، حسن، فرهنگ بزرگ سخن (جلد 1، 3 و 5)، تهران، سخن، 1381.
ایرانزاده، سلیمان، «ابعاد پرورشی و فرهنگی مورد نیاز در فرآیند ایثار و ازخودگذشتگی»، مجموعه مقالات دبیرخانه شورای نظارت بر ترویج فرهنگ اسلام و تعالیم اسلامی، مجری ناظر: سعید زاهد، سازمان بنیاد شهید و امور ایثارگران استان فارس، تحقیقات و مطالعات بسیج، 1383.
باقری، خسرو، چیستی تربیت دینی، انتشارات تربیت اسلامی، وزارت آموزش و پرورش، معاونت پژوهشی، تهران، 1380.
بروجردی، ابراهیم، تفسیر جامع (جلد 3 و 4)، تهران، صدرا، 1341.
بیرو، آلن، فرهنگ علوم اجتماعی، ترجمه: باقر ساروخانی، تهران، کیهان، 1366.
الهی، بهرام، طب روح اخلاق اصیل (مبانی معنویت فطری)، گروه مترجمین، انتشارات جیحون، تهران، 1377.
پارسانیا، حمید، هماندیشی فرهنگ ایثار و شهادت، قم، دبیرخانه شورای نظارت بر ترویج فرهنگ ایثار و شهادت، 1383.
پینکافس، ادموند ال، از مسئلهمحوری تا فضیلتگرایی، ترجمه و تعلیقات: سید حمیدرضا حسنی و مهدی علی پور، تهران، نقد ونظر، 1385.
پهلوان، چنگیز، فرهنگ و تمدن، تهران، نی، 1388.
تمیمی آمدی، عبدالواحد بن محمد، غررالحکم و دررالکلم، ترجمه: محمدعلی انصاری قمی، بی نا، 1377 ه .ق.
ـــــــــــــــــ ، تصنیف غررالحکم، با مقدمه و تصحیح و تعلیق: جلالالدین حسینی ارموی، تهران، دانشگاه تهران، مؤسسه انتشارات و چاپ، 1366.
تویسرکانی، عبدالنبی، لئالی الاخبار، تهران، مؤسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران، 1366.
جبلی العاملی (شهید ثانی)، زینالدین، الاستبصار، قم، مؤسسه آل البیت، 1377.
جرجی، جرداق، امام علی علیه السلام صدای عدالت انسانی، ترجمه: سیدهادی خسروشاهی، تهران، نشر فراهانی، 1379.
جمعی از نویسندگان، مجموعه مقالات نشست علمی ترویج فرهنگ ایثار و شهادت، با همکاری بنیاد شهید و امور ایثارگران استان قم، قم، بنیاد شهید و امور ایثارگران، 1379.
جوادی آملی، عبدالله، شریعت در آینه معرفت (جلد 2)، قم، مرکز نشر اسراء، 1378.
حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، تهران، مکتبت الاسلامیه، 1369.
حسینی، حسن، «نقش دانشگاهیان در ترویج فرهنگ ایثار و شهادت»، مجموعه مقالات فرصتها و چالشهای فراروی گسترش فرهنگ ایثار و شهادت، کرمانشاه، دانشگاه آزاد کرمانشاه، 1386.
حمیدزاده، رضا، «فرهنگی برای انسانسازی»، مجموعه مقالات ایثار و شهادت، تهران، نقش گستران بهار، 1386.
خاموشی، سید مهدی، نقش ایثار در رشد و تعالی انسان، دبیرخانه شورای نظارت بر ترویج فرهنگ ایثار و شهادت، هماندیشی فرهنگ ایثار و شهادت، 1384.
خوانساری، آقا جمالالدین، شرح آقا جلالالدین خوانساری بر غررالحکم (جلد3)، تهران، دانشگاه تهران، 1366.
دهخدا، علی اکبر، لغتنامه دهخدا (جلد 5)، تهران، انتشارات دانشگاه تهران، 1379.
دیلمی، حسن بن محمد، اعلام الدین فی صفات المؤمنین (جلد 8)، قم، مؤسسه آل البیت، 1408 ه .ق.
راغب اصفهانی، حسین بن عبدالله، معجم مفردات الفاظ القرآن، ترجمه: حسینی خسروی، تهران، مرتضوی، 1363.
رضوانفر، احمد، فرهنگ اخلاقی معصومین علیهم السلام الف، قم، مرکز پژوهشهای اسلامی صدا و سیما، 1384.
رحیمی بروجردی، علیرضا، سیر تحول اندیشه و تفکر عصر جدید در اروپا، تهران، علمی، 1370.
سبحانی تبریزی، جعفر، فروغ ابدیت (جلد 1)، مرکز مطبوعاتی دارالتبلیغ، حوزه علمیه قم، دفتر تبلیغات اسلامی، مرکز انتشارات، پاییز 1373.
ــــــــــــ ، فرهنگ معارف اسلامی، تهران، کومش، 1373.
شبر، عبدالله، الاخلاق، مترجم: محمدرضا جباران، قم، مؤسسه انتشارات هجرت، 1383.
شعبه حرانی، ابی محمد حسن بن علی بن الحسین، تحف العقول، ترجمه: احمد جنتی عطایی، تهران، کتابخانه اسلامی، 1362.
ـــــــــــــــــ ، تحف العقول، تهران، انتشارات کتابفروشی اسلامی، 1400ه .ق.
صداقت، سید علی اکبر، یکصد موضوع، پانصد داستان، قم، تهذیب، 1387.
صدوق، ابن بابویه محمد بن علی، ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، ترجمه: ابراهیم محدث، قم، ارمغان طوبی، 1379.
ـــــــــــــــــ ، علل الشرایع، ترجمه: محمدجواد ذهنیتهرانی، قم، مؤمنین، 1386.
صمیمی، حمیدعلی، «مردم، فرهنگ ایثار و شهادت»، مجموعه مقالات همایش ایثار و شهادت، دانشکده علوم انسانی و اجتماعی مازندران، 1386.
ـــــــــــــــــ ، من لا یحضره الفقیه (جلد 2)، قم، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه، 1413 ه .ق.
طباطبایی، محمدحسین، تفسیر المیزان (جلد 6)، ترجمه: محمدباقر موسوی، تهران، جامعه مدرسین، 1379.
طبرسی، علی بن حسن، مشکاة الانوار فی غرر الاخبار، ترجمه: علی پیروی انصاریان، قم، 1334.
طبرسی، علی بن حسین، مشکاة الانوار، قم، انتشارات دارالحدیث، 1376.
طوسی، محمد بن حسن، امالی، تحقیق: قسم الدراسات الاسلامیة، قم، مؤسسه بعثت ـ دارالثقافه، 1414 ه .ق.
العروسی الاهوازی حویزی، عبد علی بن جمعه، تفسیر نورالثقلین، محقق: علی عاشور، بیروت، 1422 ه .ق.
عمید، حسن، فرهنگ عمید (جلد 1)، تهران، امیرکبیر، 1374.
عوفی، سدیدالدین محمد، جوامع الحکایات و لوامع الروایات، تهران، وزارت فرهنگ و آموزش عالی، بنیاد فرهنگ ایران، 1380.
غرویان، محسن، صحیفه سجادیه موضوعی، قم، دفتر نشر معارف.
فلسفی، محمدتقی، شرح و تفسیر دعای مکارم اخلاق (جلد 1 و 2)، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1377.
فلسفی، محمدتقی، معاد از نظر روح و جسم (جلد 1)، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1377.
فیض کاشانی، المحجة البیضاء، قم، دفتر انتشارات اسلامی، 1373.
قرشی، علی اکبر، قاموس قرآن (جلد 1)، دارالکتب الاسلامیه، قم، 1371.
قزوینی، محمدکاظم، حضرت فاطمه علیها السلام ، از ولادت تا شهادت، ترجمه: علی کرمی فریدونی، قم، شریعت، 1389.
قمی، شیخ عباس، مستدرک السفینة البحار و مدینة الحکم والآثار، دارالاسوه للطباعه و النشر، قم، جامعه مدرسین، 1390.
ـــــــــــــــــ ، نفس المهموم، ترجمه: ابوالحسن شعرانی، تهران، انتشارات علمیه اسلامیه، 1374.
کلینی، محمد بن یعقوب، اصول کافی، دارالأضواء، قم، 1364.
گیلانی، محمدمهدی، درسهای اخلاق اسلامی مجموعه آثار، به کوشش: جعفر سعیدی، تهران، سایه، 1378.
متقی هندی، حسامالدین، کنزالاعمال فی سننن الاقوال والافعال، بیروت، مکتب التراث الاسلامی، 1389 ه .ق.
مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، بیروت، مؤسسه الوفاء، کتابخانه ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف ، جلدهای 97، 3، 70، 73.
محدثی، جواد، پیامهای عاشورا (جلد 4)، قم، پژوهشکده تبلیغات اسلامی نمایندگی ولی فقیه در سپاه، قم، دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، 1380.
محمدی ری شهری، محمد، میزان الحکمه (جلد 1)، ترجمه: حمیدرضا شیخی، قم، مؤسسه فرهنگی دارالحدیث، 1379.
مصباح یزدی، محمدتقی، اخلاق در قرآن، قم، مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی رحمه الله ، 1386.
مجمع البیان فی تفسیر القرآن، بیروت، دار احیاء التراث العربی، 1379ه .ق.
ورام، محمد بن عیسی، مجموعه ورام «آداب و اخلاق در اسلام»، ترجمه: محمدرضا عطایی، آستان قدس رضوی، بنیاد پژوهشهای اسلامی، مشهد، 1366.
مطهری، مرتضی، انسان کامل (جلد 1)، تهران، صدرا، 1373.
ــــــــــــــ ، تعلیم و تربیت در اسلام، تهران، صدرا، 1373.
ــــــــــــــ ، حماسه حسینی (جلد 1 و 2)، تهران، صدرا، 1368.
ــــــــــــــ ، سیری در سیره نبوی، تهران، صدرا، 1368.
ــــــــــــــ ، سیری در نهجالبلاغه، تهران، صدرا، 1354.
ــــــــــــــ ، گفتارهای معنوی (جلد 1)، تهران، صدرا، 1373.
ــــــــــــــ ، مجموعه آثار (جلد 2)، تهران، صدرا، 1374.
ــــــــــــــ ، فطرت، تهران، صدرا، 1375.
ــــــــــــــ ، قیام و انقلاب مهدی، تهران، صدرا، 1376.
مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، قم، دارالکتب الاسلامیه، 1379.
موسوی خمینی، روحالله، چهل حدیث، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی رحمه الله ، 1371.
ــــــــــــــــــ ، صحیفه نور (جلد 11)، انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، تهران، 1368.
مهدی زاده، زهرا، «مبانی دینی فرهنگ ایثار و شهادت»، مجموعه مقالات فرهنگ ایثار و شهادت، شیراز، دانشگاه شیراز، 1388.
نراقی، ملا احمد، معراج السعاده، قم، جاوید، 1378.
نراقی، ملا مهدی، جامع السعادت (جلد 1)، قم، دارالتفسیر، 1381.
نصر، حسن، سه حکیم مسلمان، ترجمه: احمد آرام، تهران، شرکت سهامی کتابهای حبیبی، 1371.
نیشابوری، ابوجعفر محمد بن حسن، روضه الواعظین، ترجمه: محمود مهروی دامغانی، تهران، میراث ماندگار، 1366.
هاشمی خویی، منهاج البراعه فی شرح نهجالبلاغه، ترجمه: محمدباقر چهرهای، تهران، مکتبة الاسلامیه، 1400ه .ق.
همایش ملی ایثار و شهادت و توسعه کشور، سازمان بنیاد شهید و امور ایثارگران استان کرمانشاه، بنیاد شهید و امور ایثارگران، کرمانشاه، 1385.
یوسفی، علی رضا، ایثار، قم، حسنین علیهما السلام ، 1381.
ب) نشریه
اسفندیاری، خلیل، «کارکردیابی و آسیبشناسی فرهنگ ایثار»، نشریه رسالت، شماره 10، 1385.
پینکافس، ادموند ال، «فضایل»، ترجمه: سید حمیدرضا حسنی و مهدی علیپور، مجله نقد و نظر، شماره 19 و 20، 1384.
ولوی، علی محمد، «پژوهش در چگونگی رفتار با شاهدان شهادت»، نشریه فرهنگ و پژوهش، شماره 10، بنیاد شهید انقلاب اسلامی، نشر شاهد، 1378.
ماهنامه شاهد، 1360، شماره 15.
ج) پایگاه اینترنتی
معنوی پور، داوود، قیام امام حسین علیه السلام ، در: www.farhangeisar.com
ابراهیمیان، فرشید، در: www.farhangeisar.com
تمسکی ، محمدرضا، تأثیر فرهنگ ایثار و شهادت در مناسبات نسلی، در: www.farhangeisar.com
سایت تبیان.
سایت فرهنگ ایثار و شهادت.
سایت منتخب تفاسیر معارف قرآن: www.marefqoran
معنوی پور، داوود، بررسی اثرات فرهنگی اجتماعی آزادی خرمشهر، برگرفته از: www.farhangeisar.com
نورانی، www.farhangeisar.com
www. isar.ir
www. Navidshadad.com