ghaemiyeh.com
سرشناسه : صمدی، قنبرعلی، ۱۳۴۸ -
عنوان و نام پدیدآور : سیره امام مهدی عجاالله تعالی فرجهالشریف در عصر ظهور/قنبرعلی صمدی.
مشخصات نشر : قم: بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود( عج)، ۱۳۹۳.
مشخصات ظاهری : ۲۷۲ ص.؛ ۲۱×۱۴/۵ سم.
شابک : ۸۰۰۰۰ ریال: 978-600-7120-16-3
وضعیت فهرست نویسی : فاپا
یادداشت : کتابنامه: ص. ۲۶۳ - ۲۷۲؛ همچنین به صورت زیرنویس.
موضوع : محمدبن حسن (عج)، امام دوازدهم، ۲۵۵ق -
موضوع : محمدبن حسن (عج)، امام دوازدهم، ۲۵۵ق. - -- فضایل
رده بندی کنگره : BP۵۱/۳۵/ص۸س۹ ۱۳۹۳
رده بندی دیویی : ۲۹۷/۹۵۹
شماره کتابشناسی ملی : ۳۵۴۱۹۶۶
بسم الله الرحمن الرحیم
سیره امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در عصرظهور
تحقیق و تنظیم: قنبرعلی صمدی
23/1/93
سیره امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف
مؤلف: قنبر علی صمدی
ناشر: انتشارات بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف
صفحهآرا: داوود هزاره
طراح جلد: هادی معزی
نوبت چاپ: اول/ تابستان 1393
شابک: 3ـ16ـ7120ـ600ـ978
شمارگان: هزار نسخه
قیمت:8000 تومان
تمامی حقوق© محفوظ است.
*قم: انتشارات بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف / خیابان شهدا/ کوچه آمار(22)/ بن بست شهید علیان/ پ: 26/ همراه: 09109678911/ تلفن: 37749565 و 37737801(داخلی117و116)/37841130 (فروش)/ 37841131 (مدیریت)/ فاکس:37737160 و 37744273
*تهران: بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف/ تلفن: 88959049/ فاکس: 88981389/ ص.پ:355-15655
m www.mahdi313.com
m www.mahdaviat.ir
m info@mahdaviat.ir
m Entesharatbonyad@chmail.ir
پیشگفتار.............................. 9
بخش اول: کلیات
مفهوم لغوی سیره. 13
معنای اصطلاحی سیره. 14
تفاوت«سیره» با «سنّت» 18
گونههای سیره. 19
سیره معصومین علیهم السلام. 22
ویژگیهای سیره معصومین علیهم السلام. 23
ضرورت الگوپذیری از سیره ائمه معصوم علیهم السلام. 28
شباهتها وتفاوتهای سیره مهدوی، نبوی وعلوی.. 30
الف) امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و سیره رسول خدا صلی الله علیه و آله 31
روایات دسته اول.. 31
روایات دسته دوم. 36
ب) امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و سیره امیرمؤمنان علیه السلام. 38
روایات دسته اول.. 38
روایات دسته دوم. 41
جمع بندی روایات... 46
بخش دوم: سیره مهدوی
سیره فردی امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف.... 56
سیره اخلاقی و تربیتی امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف.... 65
سیره دینی امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف.... 70
الف) احیای دوباره اسلام. 71
ب) بازگشت به قرآن.. 76
ج) برداشتن تقیه. 80
د) اصلاح انحرافات... 82
هـ) حاکمیت فراگیر دین اسلام. 86
و) گسترش فرهنگ توحید در جهان.. 124
سیره سیاسی، حکومتی امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف.... 133
ویژگیهای سیره حکومتی امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف.... 134
الف) دین مدار. 135
ب) عدالت محور. 140
هـ) جهان شمول.. 153
ج) محبوبیت مردمی.. 158
د) امنیت گرا 166
سیره قضائی امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف.... 174
الف) قضاوت به ظاهر(بینه). 174
ب) قضاوت به باطن(علم). 175
سیره جهادی امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف.... 184
الف) برچیدن بساط کفر. 185
ب) قاطعیت در سیره جهادی حضرت... 188
ج) انعطاف ناپذیری در برابر دشمنان.. 193
د) رأفت با توبه کنندگان.. 200
هـ) عدم پذیرش توبه دشمنان عنود. 208
سیره مدیریتی امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف.... 217
الف) سخت گیری نسبت به کارگزاران.. 217
ب) عطوفت و رحمت با مردم. 223
ج) سبقت در نیکوکاری.. 225
د) رضایت عمومی.. 226
سیره علمی امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف.... 226
الف) شکوفایی علمی.. 227
ب) رشد عقلانی.. 235
سیره اقتصادی امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف.... 243
الف) فقر زدایی.. 243
ب) توزیع عادلانه اموال.. 248
ج) عمران و آبادانی.. 250
د) توسعه کشاورزی.. 252
هـ) استخراج معادن.. 254
و) اعطای مساوی اموال به مردم. 256
ز) فراوانی مال و نعمت... 258
منابع................................ 263
بسم الله الرحمن الرحیم
بر اساس روایات، سیره امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در عصر ظهور، همان سیره و سنّت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و اجداد طاهرینش علیهم السلام میباشد و اگر در برخی روایات، از تفاوتها میان سیره رسول خدا صلی الله علیه و آله و امیرمؤمنان علیه السلام سخن به میان آمده است، ناظر به تفاوت در مقام اجرا و متفاوت بودن شرایط عصر ظهور با دوران صدر اسلام و عصر غیبت است، زیرا اجداد طاهرینش بنا به مصالحی، رویه مماشات را در پیش میگرفتند و در برخی موارد بر اساس حکم ثانوی و تقیه عمل میکردند، امّا حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به دلیل مبسوط الید بودن و عدم موانع، حکم واقعی را به اجرا میگذارد. از این رو، اصول و روش آن حضرت، همگون با سیره جدش پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله بوده و برنامههای دولت آن حضرت عجل الله تعالی فرجه الشریف تحقق بخش همه جانبه آموزههای وحیانی قرآن و احیای سنّت رسول اکرم صلی الله علیه و آله است.
بنابراین، همان گونه که سیره پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و اهلبیت علیهم السلام برای همگان الگو و حجّت است، سیره عملی آخرین حجّت الاهی، حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز در همه شئون فردی و اجتماعی زندگی، اسوه حسنه و الگوی آموزنده برای همه انسانهای عدالت خواه و کمال
طلب شمرده میشود. در روایات، ابعاد الگوپذیری از سیره و روش رفتاری آن حضرت در عرصههای مختلف بیان شده است.
در عرصه دیانت، سیره دینی و مأموریت الاهی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف اجرای کامل احکام، قوانین و ارزشهای متعالی دین اسلام است؛ احکام و برنامههای نجات بخش و سعادت آفرینی که قبل از آن هیچگاه زمینه و فرصت تحقق کامل نیافته است، امّا در عصر ظهور، خداوند به برکت وجود ایشان شرایط را برای اجرای کامل آموزههای حیات بخش دین در سطح جهان مهیّا میکند. با ظهور آخرین ذخیره الاهی، آموزههای وحیانی قرآنی و احکام فراموش شده دین و سیره پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم و اهلبیت علیهم السلام دو باره احیا میگردد. پیرایهها، بدعتها و تحریفات از چهره دین زدوده و اسلام حقیقی با تفسیر معصومانه آن حضرت، دگر بار برای بشریت عرضه میشود تا همه بشریّت از آثار و برکات بیشمار حاکمیت دین الاهی بهرهمند گردد.
در عرصه سیاست و حکومت، سیره حکومتی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف مبتنی بر تأمین سعادت و کرامت جامعه میباشد؛ حقیقت سیاست در نظام مهدوی، همان سرپرستی و ولایت مطلق امام معصوم علیهم السلام بر قلب، فکر، رفتار و روابط اجتماعی انسانها در عصر ظهور میباشد؛ از این رو، سیاست مهدوی، سیاست دین مدار، عدالت پیشه، جامعه پذیر، امنیت گرا و جهان شمول است.
در عرصه قضایی، بر اساس سنّت جدش و نیز سیره انبیای پیشین همانند داوود و سلیمان علیه السلام داوری خواهند کرد و تمام توان مدیریت
قضایی نظام مهدوی را در جهت اجرای کامل قوانین دین خدا و تحقق احکام و دستورات معطّل مانده اسلام به کار خواهند بست.
در عرصه مبارزه و جهاد، با کانونهای ظلم و کفر، قاطعانه مقابله کرده و موانع رشد مادی و معنوی جامعه را از بین خواهند برد. در این مبارزه قهر آمیز، حضرت کار معاندان و سران کفر را برای همیشه یک سره خواهند کرد؛ به گونهای که دشمنان لجوج و معاند را از سر راه بر داشته و بساط کفر و نظامهای طاغوت را از جامعه بشری ریشه کن خواهند کرد.
در عرصه مدیریت و کشور داری، سیره مدیریتی امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف بر اساس عمل به تکالیف الاهی و تحقق بخشی عدالت محض در جامعه استوار است؛ در این راستا، حضرت با اشراف و نظارت بر دستگاههای اجرایی و کارکردهای مسؤولان حکومتی، جریان امور را مدیریت میکند. برکارگزاران نظام، سخت گیری میکند تا لغزش و انحرافی در نظام اداری حکومت عدالت محور، رخ ندهد و به کسی ذرهای ستم نرود و حقی از کسی ضایع نشود. مدیران حکومت به پیروی از امام و رهبر خویش، در کارهای نیک، پیشگام اند و در خدمت گذاری به مردم از همدیگر سبقت میگیرند، صداقت و مهرورزی آنان سبب محبوبیت مثال زدنی نظام مهدوی در میان مردم میشود.
در عرصه علوم و فنآوری، جامعه عصر ظهور، به شکوفایی و جهش حیرت انگیز علمی، به پیشرفتهای خارق العاده دست می یابد و در پرتو عنایت ویژه حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف عقل و خرد بشر فزونی پیدا
میکند و به رشد و بالندگی عقلانی نائل میشوند.
در بخش اقتصاد و معیشت، زیرساختهای اقتصادی جامعه در عرصه صنعت، کشاورزی، معادن و...توسعه شگرفی مییابد، شهرها آباد و مزارع سرشار از محصول میشود، درهای نزول رحمت از آسمان گشوده و مواهب بی پایان زمین پدیدار میگردد و همه ثروتهای جهان در اختیار حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف قرار میگیرد. با مدیریت اقتصادی حضرت، سیستم تولید و توزیع ثروت بر پایه عدل و داد، انجام می پذیرد، شرایط اقتصادی جهان دگرگون میشود و عوامل فقر و فلاکت اجتماعی نابود میگردد، گسترش عمران و آبادانی و فراوانی ثروت، سبب بی نیازی و رفاه اقتصادی جامعه عصر ظهور میشود، سامان یابی وضعیت اقتصادی و رفاه عمومی، زمینه را برای خلق تمدن نوین مبتنی بر عدالت و پاکی و شکل گیری مدینه فاضله مهدوی هموار مینماید.
در این اثر، سعی شده است با استناد به آیات و روایات اهلبیت علیهم السلام ضمن بیان برخی شباهتها و تفاوتهای سیره مهدوی با سیره نبوی و علوی، گوشههایی از سیره فردی و حکومتی امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در عصر ظهور، تبیین گردد. امید است این تلاش ناچیز، مقبول آستان مقدس آن حضرت قرار گیرد.
* * *
«سیره»، اسم مصدر از ریشه «سَیر» است و لغت شناسان آن را، رفتن، عبور کردن، گذشتن و حرکت کردن بر روی زمین، معنا کردهاند.(1)
واژه «سِیْرَه» بر وزن «فِعْلَه» بر حالت و نوع عمل دلالت میکند مانند «جَلْسَه»؛ یعنی نشستن و «جِلْسَه»؛ یعنی نوع نشستن. از این رو، مراد از «سِیرَه» سنّت، روش، طریقه و شیوه خاص رفتاری است.(2)راغب اصفهانی نیز «سِیْرَه» را به معنای حالت و شیوهای از زندگی و
نوع خاصی از رفتار دانسته که به صورت یک روش در عملکرد و حرکت انسان جاری است؛ اعم از اینکه این حالت، منشأ غریزی داشته باشد یا امر اکتسابی باشد.(1)
در آیات قرآن واژه «سَیر» و مشتقات آن، گاهی به شکل امر:
و گاه به صورت فعل مضارع: ((أَوَ لَمْ یَسِیرُوا فِی الْأَرْضِ))(2)به کار رفته است. در این گونه آیات «سِیره» ناظر به معنای لغوی؛ یعنی حرکت و رفتن و سفر بر روی زمین است.
مفهوم اصطلاحی «سِیرَه» در نزد علمای سیره و تاریخ، ناظر به سبک شناسی و روش شناسی رفتار انسان است و با آنچه اهل لغت در معنای آن بیان کرده است تفاوت چندانی ندارد. از این رو، میتوان «سیره» را در اصطلاح به معنای نوع رفتار و طریقه و سبک زندگی، تعریف نمود.
براین اساس، سیره پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و حضرات ائمه علیهم السلام به معنای رفتارشناسی آن بزرگواران است و مراد از آن شناخت اصول و
روشهایی است که حضرات معصومین علیهم السلام در رفتار و کردار خود داشتهاند. بنابراین «سیره» در حقیقت اصولی است پایدار که تعیین کننده منطق عملی؛ یعنی شیوه و سبک رفتار انسان در حوزهای معیّن را بازگو میکند.
شهید مطهری رحمة الله با اشاره به تفاوت معنایی «سَیر» و «سیره» میگوید: «سَیر» یعنی حرکت، رفتن، راه رفتن؛ «سیره» یعنی نوع و سبک خاص راه رفتن. مثلًا «جَلْسَ» یعنی نشستن و «جِلْسَه» یعنی سبک و نوع نشستن.(1)
به اعتقاد وی، هر رفتاری را نمیتوان اصطلاحاً سیره نامید؛ بلکه رفتاری که دارای روش و سبک ویژه باشد، مصداق سیره خواهد بود؛ چرا که هیئت «فِعلَه» در لغت عرب دلالت بر نوع و روش خاص دارد. از این رو میگوید: آنچه مهم است شناختن سبک رفتار پیامبر است. اما آنهایی که سیره نوشتهاند، رفتار پیامبر را نوشتهاند، این کتابهایی که ما به نام «سیره» داریم سَیر است نه سیره. مثلًا سیره حلبیّه سیر است نه سیره؛ اسمش سیره هست ولی واقعش سیر است. رفتار پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نوشته شده است نه سبک پیامبر در رفتار، نه
1) مجموعه آثار شهید مطهری، ج16، ص50.
اسلوب رفتار پیامبر، نه متد پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله.(1)
ایشان با بیان اینکه رفتارها، سبکهای مختلفی دارد و سیره شناسی، همان سبک شناسی است، هر شخص و گروهی از جمله پیامبران علیهم السلام به ویژه رسول اکرم صلی الله علیه و آله و ائمه معصومین علیهم السلام را دارای سبک رفتاری مخصوص به خود دانسته، میافزاید: سیره پیامبر صلی الله علیه و آله؛ یعنی سبک پیامبر صلی الله علیه و آله و مِتُدی که او در عمل و در روش برای مقاصد خودش به کار میبرد. مثلا پیامبر صلی الله علیه و آله تبلیغ میکرد. روش تبلیغی پیامبر چه روشی بود؟ سبک تبلیغی پیامبر صلی الله علیه و آله چه سبکی بود؟ پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در همان حال که مبلغ بود و اسلام را تبلیغ می کرد، یک رهبر سیاسی برای جامعه خودش بود، از وقتی که آمد به مدینه، جامعه تشکیل داد، حکومت تشکیل داد، خودش رهبر جامعه بود. سبک و متد رهبری و مدیریت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در جامعه چه متدی بود؟ پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در همان حال قاضی هم بود و میان مردم قضاوت می کرد، سبک قضاوتش چه سبکی بود؟ پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله مثل همه مردم دیگر زندگی خانوادگی داشت، زنان متعدد داشت، فرزندان داشت. سبک پیامبر صلی الله علیه و آله در زن داری چگونه بود؟ سبک پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در معاشرت با اصحاب و یاران و به اصطلاح مریدها چگونه
1) مجموعه آثار شهید مطهری، ج16، ص50.
بود؟ پیامبر صلی الله علیه و آله دشمنان سرسختی داشت، سبک و روش پیامبر صلی الله علیه و آله در رفتار با دشمنان چه بود؟ و دهها سبک دیگر در قسمتهای مختلف دیگر.(1)
در اینجا نیز، منظور از «سِیرَه» روش های رفتاری قاعدهمندی است که بیانگر سبک عملکرد یک فرد در عرصه زندگی است و مراد از سیره مهدوی، روش عملی و سبک رفتاری امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در ابعاد مختلف فردی، اجتماعی، سیاسی، تربیتی، جهادی، فرهنگی، اقتصادی و غیره است.
آنچه در سخن گهربار امام حسین علیه السلام به محمد حنفیه در بیان سیره آن حضرت مشاهده میشود، بیانگر سبک و قانون رفتاری آن حضرت در پیگیری روش پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و امیرمؤمنان علیه السلام مبنی بر اجرای احکام الاهی است، فرمود: «وَ إِنَّمَا خَرَجْتُ لِطَلَبِ الْإِصْلَاحِ فِی أُمَّةِ جَدِّی صلی الله علیه و آله و سلم أُرِیدُ أَنْ آمُرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ أَنْهَی عَنِ الْمُنْکَرِ وَ أَسِیرَ بِسِیرَة جَدِّی وَ أَبِی؛(2)تصمیم دارم امر به معروف و نهی از منکر کنم و روش جد و پدرم را دنبال نمایم».
امام صادق علیه السلام در سخنی با مفضل بن عمر، سیره و سبک تعامل
امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف با مردم را، بر پایه روش پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله معرفی کرده است. میفرماید:
إِذَا أَذِنَ اللَّهُ تَعَالَی لِلْقَائِمِ بِالْخُرُوجِ صَعِدَ الْمِنْبَرَ فَدَعَا النَّاسَ إِلَی اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ خَوَّفَهُمْ بِاللَّهِ وَ دَعَاهُمْ إِلَی حَقِّهِ عَلَی أَنْ یَسِیرَ فِیهِمْ بِسِیرَةِ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله و سلم وَ یَعْمَلَ فِیهِمْ بِعَمِلِه(1)هرگاه خداوند به قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف اذن خروج دهد بالای منبر میرود و مردم را به سوی پروردگار و خوف و خشیت از او دعوت میکند و مردم را به پذیرش دعوت حق طلبانه خود فرامیخواند و به آنها امر میکند تا به سیره رسول خدا صلی الله علیه و آله رفتار نمایند و خودش هم به روش آن حضرت عمل میکند.
«سیره» و «سنّت» از نظر لغوی به معنای روش و طریقه پیموده شده است. اما اصطلاحاً این دو باهم تفاوت مفهومی دارد؛ زیرا در اصطلاح فقهی و اصولی «سنّت» به مجموعه اقوال و افعال و تقریر معصوم علیهم السلام گفته میشود؛ امّا «سیره» تنها بر افعال و روش عملی آن بزرگواران دلالت دارد؛ یعنی سیره معصومین علیهم السلام ناظر به رفتارهای هدفمند و استمرار پذیری است که از معصوم علیه السلام در محیط فردی،
1) إعلام الوری بأعلام الهدی، ص460.
اجتماعی، و تربیتی به منظور خودسازی یا اثرگذاری بر دیگران؛ سرزده است به گونهای که هر کدام در قلمرو کاربردی خود، میتواند منشأ استخراج سبک و روش کلی رفتار قرار گیرد.
از این نظر، مفهوم «سنّت» گستردهتر از «سیره» خواهد بود، اما اگر «سیره» را به معنای رفتار و عمل نوعی بدانیم، میتوان گفت: بین «سیره» و «سنّت» نسبت عموم و خصوص من وجه برقرار است؛ چرا که از یک سو هر دو در سنّت عملی، وحدت و هماهنگی دارند و از سوی دیگر سیره، برخی از گفتار پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله را در بر نمیگیرد و از سوی سوم گزارشهایی که در قرآن درباره رفتار پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله آمده است، سنّت نامیده نمیشوند.
لازم به ذکر است که در فرهنگ شیعه، اصطلاح «سنّت» اختصاص به گفتار و کردار پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله ندارد، بلکه گفتار و رفتار و تقریر دیگر امامان معصوم علیهم السلام و حضرت زهرا علیها السلام را نیز در بر میگیرد. از این رو، همان گونه که سیره نبوی، سنت به شمار میرود و حجّت است، سیره اهلبیت عصمت علیهم السلام نیز حجت بوده و همتای قرآن شمرده میشود.
«سیره» را میتوان از چند منظر و به اعتبارهای مختلف تقسیم نمود:
سیره فردی و اجتماعی: سیره فردی به رفتارهایی اطلاق میشود که بیشتر جنبه شخصی دارد و به عملکرد فرد مربوط است نه دیگران. به عبارت دیگر، سیره فردی رفتار و مَنشی است که هدف و آثار آن معطوف به خود فرد است؛ نظیر عبادت، ساده زیستی، نظم، قناعت، انضباط و امثال آن. اما سیره اجتماعی، ناظر به رفتارهایی است که در ارتباط با دیگران انجام میگیرند و اگر فرد تنها باشد، چنین رفتاری موضوعیت پیدا نمی کند مانند تعاون و همکاری، حسن معاشرت، مدارا و گذشت و... .
سیره اخلاقی و تربیتی: سیره در حوزه اخلاق و تربیت، با سیره در حیطه فردی و اجتماعی ارتباط نزدیک دارد. تفاوت آنها در این است که سیره تربیتی به منظور دیگرسازی انجام میگیرد و در سیره فردی و اجتماعی ممکن است چنین هدفی نداشته باشد. سیره معصومین علیهم السلام از آن جهت که همراه با آداب و سنتهای خاص است، آثار اخلاقی و تربیتی فراوانی دارد و چون جنبه ارزشی و دیگر سازی دارد، در حوزههای فردی و اجتماعی قابل تأسی است.
سیره قولی و فعلی: مفهوم «سیره» که بیانگر سبک و روشی خاص است، در هر دو حوزه گفتار و رفتار مصداق پیدا می کند. از این رو، سیره را میتوان به قولی و فعلی تقسیم نمود. سیره قولی، به اطوار و احوال گفتار اطلاق میگردد و به آن سبک و روش گفتاری
گفته میشود. سیره فعلی، ناظر به سبک و روش خاص انسان در عرصه فعل و عمل است که هر کس میتواند رفتار ویژهای داشته باشد. درباره پیشوایان معصوم علیهم السلام نیز این دو نوع سیره، قابل بازیابی است و مجموع گفتارهای زبانی و نوشتاری و شیوهای اعمال و ریزهکاری رفتاری آن الگوهای هدایت و پاکی، میتواند به عنوان سیره قولی و عملی، مستند اعمال و رفتار دیگران باشد.
مرحوم مظفر سیره عقلا را به معنای توافق عقلای عالم از هر ملت و مذهبی بر انجام یا ترک کاری تعریف کرده است.(1)از این نظر سیره عقلا از همه انواع سیره، عام تر است و اختصاص به مسلمان و غیر مسلمان ندارد، بلکه همه عاقلان جهان را در بر میگیرد.
امّا سیره متشرعه، اگرچه به مفهوم عام آن، مطلق رویه شرعی پیروان همه شرایع را در بر میگیرد، امّا کاربرد این اصطلاح در مباحث فقه و اصول، بطور خاص به شریعت اسلام انصراف دارد. وقتی گفته میشود سیره متشرعه، منظور فقط سیره مسلمانان است نه سیره پیروان ادیان دیگر.
1) ر.ک: اصول الفقه، مظفر، ج1، ص171.
مرحوم مظفر نیز اصطلاح سیره متشرعه را ناظر به رویه شرعی و اسلامی مجموع مسلمانان بر فعل یا ترک امری دانسته است. به نظر ایشان، تفاوتی میان سیره متشرعه، شرعی و اسلامی وجود ندارد و منظور از هر سه اصطلاح، موافقت مسلمانان بر انجام یا ترک کاری است.(1)روشن است که سیره متشرعه، از نظر مصداقی اخص از سیره عقلا است.
هرگاه سخن از سیره معصومین علیهم السلام در میان میآید، همه گفتار و رفتار چهارده معصوم علیهم السلام را در تمامی ابعاد، در بر میگیرد و منظور از سیره معصومین علیهم السلام، مجموعه سخنان و افعال و رویّههای قولی و فعلی پیامبراکرم صلی الله علیه و آله و اهلبیت عصمت علیهم السلام؛ یعنی امیرمؤمنان و دیگر امامان و حضرت فاطمه علیها السلام است. قلمرو سیره آن ذوات قدسی نیز همه دوران حضور معصومین علیهم السلام از آغاز بعثت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله تا دوران ظهور امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را شامل میشود. سیره ذوات قدسی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و اهلبیت علیهم السلام بر همگان حجّت بوده و به مصداق آیه شریفه: ((لَقَدْ کانَ لَکُمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَة لِمَنْ کَانَ یَرْجُوا اللَّهَ وَ
1) ر.ک: اصول الفقه، مظفر، ج1، ص171.
الْیَوْمَ الْاخِر))(1)در همه شئون فردی و اجتماعی حیات، الگوی رفتار ما شمرده میشود.
سیره پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و اهلبیت علیهم السلام به دلیل ویژگی عصمت و دیگر اوصاف منحصر به فرد آنان، با سیره و رفتار دیگران تفاوت اساسی دارد؛ زیرا عملکرد پیشوایان معصوم علیهم السلام دارای ویژگیها و ظرافتهایی است که به هیچ وجه در رفتار دیگران یافت نمیشود.
اولًا: دارای منشأ الاهی است؛ یعنی سیره و رفتار ذوات مقدس پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و اهل بیت علیهم السلام بر اساس خواست و اراده خداوند شکل میگیرد؛ به گونهای که همه گفتار و رفتار آن بزرگواران، مستند به وحی الاهی بوده و در این حوزه قابل تفسیر و تبیین میباشند. آنان به مصداق ((وَ مَا یَنْطِقُ عَنِ الْهَوَی إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْیٌ یُوحَی))(2)و ((إِنْ أَتَّبِعُ إِلاَّ مَا یُوحَی إِلَیَّ))(3)سخن گویان وحی اند و ریز و درشت اعمال و حرکات شان، منطبق با دستورات الاهی است و کوچکترین کاری بر
خلاف رضایت الاهی انجام نمیدهند. سیاق این فرموده قرآن عام است و اختصاص به آیات قرآن و گفتار پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله ندارد، بلکه همه سخنان پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و آنچه به عنوان احادیث نبوی معروف اند و همه رفتار آن حضرت که به سنت و سیره تعبیر میشوند را شامل میشود و همچنین به تبع ایشان اهل بیت عصمت علیهم السلام و اوصیای طاهرین آن حضرت را نیز در بر میگیرد؛ کسانی که به فرموده امام هادی علیه السلام: «اَلمُطِیعُونَ لِلَّهِ الْقَوَّامُونَ بِأَمْرِهِ الْعَامِلُونَ بِإِرَادَتِهِ(1)مطیع محض خدایند و فقط به فرمان او اقدام میکنند و بر اساس رضایت او عمل میکنند».
ثانیاً: دارای محتوای ژرف و عمیقی است؛ به گونهای که کلام و سیره پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و ائمه معصومین علیهم السلام به دلیل منشأوحیانی و ارتباط مستقیم شان با منبع عظیم قرآنی، دارای عمق و ژرفای عمیق و جامع کلمههاست «اُعطِیتُ بِجَوَامِعَ الْکَلِم»1 به گونهای که میتواند با یک سخن و رفتار به ظاهر کوچک، یک دنیا مطلب را بیان کند.
و چون گفتار و رفتار معصومین علیهم السلام دارای معنی و مفهوم ژرف و بلندی است، فهم محتوای عمیق آن نیازمند تأمل زیادی است. اگر سیره پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و اهل بیت علیهم السلام به خوبی فهمیده شود و تجزیه و
1) عیون أخبار الرضا علیه السلام، ج2، ص274.
تحلیل گردد، میتوان از کوچکترین رفتار آنان، مهم ترین قوانین اسلامی را استخراج کرد؛ چرا که به مثابه چراغ و نورافکن قوی فضای فکری انسان را برای همیشه تاریخ، نورانی و روشن میکند.
سیره پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و ائمه معصومین علیهم السلام چون برخاسته از اراده خدا و مطابق با قرآن کریم است، آشنایی و شناخت صحیح سیره آن، سبب فهم صحیح و درک معنای واقعی آیات قرآن کریم نیز میشود؛ زیرا سیره و رفتار معصومین علیهم السلام تفسیر و تبیین آیات قرآن کریم است و با شناخت آن میتوان به حقیقت مفاهیم قرآن بهتر پی برد و معنای واقعی کلام خداوند را درک کرد. از این رو، احادیث و روایات اسلامی در کنار قرآن کریم، دومین منبع اصیل معارف دین شمرده میشود.
ثالثاً: جامع و فراگیر است. از دیگر ویژگیهای مهم سیره معصومین علیهم السلام جامعیت و فراگیری دامنه آن است. سیره پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و اهلبیت علیهم السلام علاوه بر عمق محتوایی آن، همه شئون زندگی فردی و اجتماعی انسان را پوشش میدهد و هیچ گوشهای از زوایای حیات آدمی، بیرون از دامنه سیره قرار نمیگیرد. این ویژگی، سبب شده است که سیره اهلبیت عصمت علیهم السلام همه ابعاد مختلف زندگی انسان اعم از بعد دینی، اخلاقی، تربیتی، اجتماعی، اقتصادی و امثال آن را در بر گیرد. از این رو، امیرمؤمنان علیه السلام درباره سیره رسول
خدا صلی الله علیه و آله میفرماید: «وَ لَقَدْ کَانَ فِی رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله کَافٍ لَکَ فِی الْأُسْوَةِ وَ دَلِیلٌ لَکَ عَلَی ذَمِّ الدُّنْیَا وَ عَیْبِهَا وَ کَثْرَةِ مَخَازِیهَا وَ مَسَاوِیهَا(1)برای تو کافی است که راه و رسم زندگی را از شیوه زندگی پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله الگو پذیری تا راهنمای خوبی در شناخت بدیها و عیبهای دنیا و رسواییها و زشتیهای آن برای تو باشد».
امیرمؤمنان علیه السلام در این سخن خویش، رسول خدا صلی الله علیه و آله را به عنوان الگوی جامع زندگی معرفی کرده و تأسی به سیره آن حضرت را در شناخت بدیها و خوبیهای دنیا و همه شئونات زندگی کافی دانسته است به گونهای که شخصیت آن بزرگوار، منحصر به زمان خاصی نبوده و نیست، بلکه یک حقیقت فرا زمانی و جاودانه است که برای هر نسلی مطابق با واقعیتهای زندگی آنان، تبلور پیدا می کند و هر کس میتواند به اندازه استعداد و توان خود، از آن منبع جوشان کمالات الاهی توشهای برگیرد.
سایر خاندان نبوت و ائمه معصوم علیهم السلام نیز همانند خود پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله اسوه جامع هدایت و الگوهایی شایسته و نیکو برای همه بشریت میباشند. از این جهت هیچ تفاوتی میان آن انوار مقدس وجود ندارد. آن گونه که امام سجاد علیه السلام به نقل از جدش رسول
1) بحار الانوار، ج16، ص284.
خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «کُلُّنَا وَاحِدٌ مِنْ نُورٍ وَاحِدٍ وَ رُوحُنَا مِنْ أَمْرِ اللَّهِ أَوَّلُنَا مُحَمَّدٌ وَ أَوْسَطُنَا مُحَمَّدٌ وَ آخِرُنَا مُحَمَّدٌ وَ کُلُّنَا مُحَمَّد(1)همه ما از یک نور هستیم و روح ما از امر یگانه نشأت میگیرد و اول و وسط و آخر ما محمد است، بلکه همه ما محمد هستیم».
بنا براین، سیره اهلبیت عصمت علیهم السلام با رسول خدا صلی الله علیه و آله یکی و تفکیک ناپذیر است و همگی در قالب گفتار و رفتار حکیمانه، مجموعه واحد و روشمندی را به نام سیره قولی و فعلی تشکیل میدهد به گونهای که با وجود این انوار مقدس، انسان نیازی به الگوهای دیگری نخواهد داشت بلکه سیره جامع و فراگیر آن بزرگواران، برای همه بشریت راهگشا بوده و مصداق کامل اسوه حسنهای است که قرآن کریم همگان را به الگو پذیری از آنان فراخوانده است((لَقَدْ کَانَ لَکُمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِّمَن کَانَ یَرْجُو اللَّهَ وَالْیَوْمَ الْآخِرَ))؛(2)مسلّماً برای شما در زندگی رسول خدا سرمشق نیکویی بود، برای آنها که امید به رحمت خدا و روز رستاخیز دارند».
امامان معصوم علیهم السلام هرکدام راهنمای بشریت و صراط مستقیم هدایت اند «أَنْتُمُ السَّبِیلُ الْأَعْظَمُ وَ الصِّرَاطُ الْأَقْوَم»(1)، بدون شک، آشنایی با چگونگی سیرت و سنت و الگو پذیری از آن چراغهای هدایت، به ویژه سیره و شیوه زندگی امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف مایه روشنایی مسیر زندگی منتظران آن حضرت خواهد بود.
همان گونه که قرآن کریم پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و به تبع او امامان معصوم علیهم السلام را اسوهای نیکو برای همه بشریت معرفی کرده و همگان را به الگو پذیری و تبعیت از سیرت آنان فراخوانده است: ((لَقَدْ کَانَ لَکُمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ))(2)تحقیقاً رسول خدا صلی الله علیه و آله برای شما الگوی بس نیکو و پسندیده است.
از این رو، خداوند، تبعیت از پیامبر مکرم اسلام را، نشانه محبت واقعی نسبت به خداوند یاد فرموده است: (قُلْ إِن کُنتُمْ تُحِبُّونَ اللّهَ فَاتَّبِعُونِی)).(3)
در روایات نیز سیرت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله بهترین و کامل ترین شیوه
خوانده شده است: ((خَیرُ السُّنّةِ سُنَّةُ مُحَمَّدٍ)) صلی الله علیه و آله(1)بهترین سنّت، سنّت و روش حضرت محمد صلی الله علیه و آله است». چه آنکه سیرت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله آخرین و ماندگارترین سنت یاد شده است: «اَیّهَا النَّاس اِنّهُ لَا نَبِیّ بَعدِی وَ لَا سُنّةَ بَعْدَ سُنّتِی؛(2)مردم بدانید که پیام آوری پس از من نیست و پس از سنت من، سنّت شایسته پیروی دیگری، نخواهد بود».
از آنجایی که سنّت رسول خاتم صلی الله علیه و آله کامل ترین سنتی است که از سوی پیامبران الاهی علیهم السلام برای بشریت به ارمغان آورده شده و قرآن کریم نیز همگان را به اقتدای به آن وجود مقدس سفارش کرده است: ((مَا آتاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاکُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا))(3)امام معصوم علیهم السلام نیز الگوی امّت اسلامی میباشند چرا که آنان هم خود بر پایه سنت رسول خدا صلی الله علیه و آله عمل میکند و هم دیگران را به پیروی از سیرت و سنت رسول مکرم اسلام فرا میخواند، آن گونه که امیرمؤمنان علیه السلام فرمود: «اِقْتَدُوا بِهُدَی نَبِیِّکُمْ فَإِنَّهُ أَصْدَقُ الْهُدَی وَ اسْتَنُّوا بِسُنَّتِهِ فَإِنَّهَا
أَهْدَی السُّنَن(1)به رهنمون پیامبر تان اقتدا کنید که او راستگو ترین راهنما است و به شیوه او رفتار کنید که سنت او هدایت بخش ترین راه و روش است».
بر پایه آیات و روایت یاد شده همه بندگان نیازمند الگو پذیری از سیره پیشوایان معصومند؛ همان گونه که خود رسول خدا صلی الله علیه و آله آن وجودات مقدس را چراغهای هدایت برای بشریت و راهنمایان به سوی خدا معرفی فرمود: «أَهْلُ بَیْتِی مَنَارُ الْهُدَی وَ الدَّالُّونَ عَلَی اللَّه»(2)چرا که راه یابی به صراط حق، جز در پیروی از رهنمودهای هدایت بخش خاندان وحی ممکن نمیباشد.
بر اساس روایات سیره حضرت مهــدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در عصر ظهور همان سیره جدش پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و امیرمؤمنان علیه السلام و دیگر اجداد طاهرینش خواهد بود. با این تفاوت که در زمان پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و دیگر ائمه علیهم السلام موانع و محدودیتهایی برای تحقق سیره قولی و رفتاری آن بزرگواران وجود داشته است، اما در زمان ظهور امام
مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف این محدودیتها و موانع از سر راه آن حضرت برداشته میشود و زمینه تحقق کامل سیره و منش الاهی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و ائمه معصومین علیهم السلام فراهم میگردد.
در این بخش از کتاب، با توجه به دو دستگی روایات مربوط به این موضوع، ابتدا به بیان روایات ناظر به همگونی و تفاوت سیره مهدوی با سیره رسول خدا صلی الله علیه و آله میپردازیم، سپس به شباهتها و برخی تفاوتهای اشاره شده درباره سیره آن حضرت با سیره امیرمؤمنان علیه السلام و دیگر ائمه علیهم السلام خواهیم پرداخت:
احادیث و روایات مربوط به سیره امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در عصر ظهور، دو گونه است؛ بیشتر این روایات، بیانگر همانندی سیره مهدوی و نبوی و تبعیت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف از سیره جدش رسول خدا صلی الله علیه و آله است. اما ظاهر تعدادی از روایات دیگر، گویای برخی تفاوتها در شیوههای رفتاری حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف با سیره رایج در زمان پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله است. به چند نمونه از این دو دسته روایات اشاره میگردد:
دسته نخست روایاتی است که در آن با عناوین «سنّت» یا «سیره» به همگونی سیره مهدی و نبوی اشاره شده است. در این گونه روایات، اگرچه در برخی تعبیر «سنّت» و در برخی دیگر واژه «سیره»
به کار رفته است؛ اما روشن است که اصطلاح «سنّت» چنانکه قبلا اشاره شد ناظر به سیره قولی و عملی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله است که مفهوم «سیره» را نیز دربر میگیرد.
برخی روایات که از تأسی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به سیره و سنّت پیامبراکرم صلی الله علیه و آله و همانندی سیره مهدوی و نبوی خبر داده است، عبارت اند:
ام سلمه از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل کرده است که فرمود: «وَ یَعْمَلُ بِسُنَّتِی(1)[مهدی] به سنت و روش من عمل میکند».
جابر از امام باقر علیه السلام روایت کرده که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود:
وَ هُوَ رَجُلٌ مِنِّی اسْمُهُ کَاسْمِی یَحْفَظُنِی اللَّهُ فِیهِ وَ یَعْمَلُ بِسُنَّتِی یَمْلَأُ الْأَرْضَ قِسْطاً وَ عَدْلا(2)او [مهدی] مردی از نسل من است و نامش همنام من است خداوند من را به وسله او استمرار میبخشد و او به سنت و روش من عمل میکند و زمین را پر از عدل و داد خواهد کرد.
صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْهِ وَ الْبَرَاءَةِ مِنْ عَدُوِّه؛(1)[مهدی] مردم را به سوی کتاب خدا و سنّت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و ولایت علی بن ابیطالب علیه السلام و بیزاری از دشمنان او دعوت میکند».
الْقَائِمُ مِنْ وُلْدِی اسْمُهُ اسْمِی وَ کُنْیَتُهُ کُنْیَتِی وَ شَمَائِلُهُ شَمَائِلِی وَ سُنَّتُهُ سُنَّتِی یُقِیمُ النَّاسَ عَلَی مِلَّتِی وَ شَرِیعَتِی وَ یَدْعُوهُمْ إِلَی کِتَابِ رَبِّی عَزَّ وَ جَلَّ مَنْ أَطَاعَهُ فَقَدْ أَطَاعَنِی وَ مَنْ عَصَاهُ فَقَدْ عَصَانِی وَ مَنْ أَنْکَرَهُ فِی غَیْبَتِهِ فَقَدْ أَنْکَرَنِی وَ مَنْ کَذَّبَهُ فَقَدْ کَذَّبَنِی وَ مَنْ صَدَّقَهُ فَقَدْ صَدَّقَنِی إِلَی اللَّهِ أَشْکُو الْمُکَذِّبِینَ لِی فِی أَمْرِهِ وَ الْجَاحِدِینَ لِقَوْلِی فِی شَأْنِهِ وَ الْمُضِلِّینَ لِأُمَّتِی عَنْ طَرِیقَتِه(2)قائم از فرزندان من است. نامش نام من و کنیهاش کنیه من و شمائلش شمائل من و شیوه آدابش شیوه و آداب من میباشد. مردم را به دین و شریعت من وادارد و آنها را به سوی قرآن مجید دعوت کند. هر کس از وی پیروی نماید از من پیروی نموده و آن کس که از فرمان او سر باز زند از فرمان من سرپیچی نموده است، هرکس در زمان غیبتش منکر وی شود انکار وجود او
نموده و هر کس او را تکذیب کند، تکذیب من کرده است و آن کس که تصدیق وی کند مرا تصدیق کرده است و به خدا شکوه میبرم از کسی که آنچه من درباره او گفتهام تکذیب کند یا منکر شود و یا امت مرا از راه او برگرداند.
إِذَا أَذِنَ اللَّهُ عَزَّ اسْمُهُ لِلْقَائِمِ فِی الْخُرُوجِ صَعِدَ الْمِنْبَرَ فَدَعَا النَّاسَ إِلَی نَفْسِهِ وَ نَاشَدَهُمْ بِاللَّهِ وَ دَعَاهُمْ إِلَی حَقِّهِ وَ أَنْ یَسِیرَ فِیهِمْ بِسِیرَةِ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله وَ یَعْمَلَ فِیهِمْ بِعَمَلِه(1)هنگامی که خداوند متعال به حضرت قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف اذن خروج دهد، بالای منبر رود و مردم را به پیروی از خود فراخواند و آنان را به خدا سوگند دهد که برای ایفای حقش او را یاری رسانند تا در میان آنان به سیره رسول خدا صلی الله علیه و آله عمل کند و راه و روش او را انجام دهد.
سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ علیه السلام عَنِ الْقَائِمِ عَجَّلَ اللَّهُ فَرَجَهُ إِذَا قَامَ بِأَیِ سِیرَةٍ یَسِیرُ فِی النَّاسِ؟ فَقَالَ:بِسِیرَةِ مَا سَارَ بِهِ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله حَتَّی یُظْهِرَ الْإِسْلَامَ. قُلْتُ: وَ مَا کَانَتْ سِیرَةُ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله؟ قَالَ: أَبْطَلَ مَا کَانَ
1) الإرشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، ج2، ص383؛ إعلام الوری بأعلام الهدی، ص460.
فِی الْجَاهِلِیَّةِ وَ اسْتَقْبَلَ النَّاسَ بِالْعَدْلِ وَ کَذَلِکَ الْقَائِمُ عجل الله تعالی فرجه الشریف إِذَا قَامَ یُبْطِلُ مَا کَانَ فِی الْهُدْنَةِ مِمَّا کَانَ فِی أَیْدِی النَّاسِ وَ یَسْتَقْبِلُ بِهِمُ الْعَدْلَ(1)از حضرت باقر علیه السلام پرسیدم: قائم چگونه در میان مردم رفتار میکند؟ فرمود: به روش پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله عمل مینماید تا آنکه اسلام را آشکار میسازد. عرض کردم: روش پیامبر چگونه بود؟ فرمود: پیامبر آثار کفر جاهلیت را از میان برد و با مردم به عدالت رفتار کرد. قائم هم موقعی که قیام میکند هر عمل نامشروع و بدعتی را که هنگام صلح و سازش با بیگانگان اسلام در میان مسلمین مرسوم گشته از میان میبرد و مردم را به عدالت گستری رهبری مینماید.
ابی بصیر از امام باقر علیه السلام نقل کرده که فرمود: «إِذَا قَامَ سَارَ بِسِیرَةِ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله إِلَّا أَنَّهُ یُبَیِّنُ آثَارَ مُحَمَّدٍ(2)هنگامی که قیام کند مطابق سیره رسول خدا صلی الله علیه و آله عمل میکند مگر آنکه او آثار پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله را تبیین و نشر میدهد».
عبداللّه بن عطا میگوید: از امام صادق علیه السلام درباره سیره حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در عصر ظهور پرسیدم که شیوه و رفتار آن حضرت چگونه است؟ «سَأَلْتُهُ عَنْ سِیرَةِ الْمَهْدِیِّ کَیْفَ سِیرَتُهُ؟ قَالَ: یَصْنَعُ مَا صَنَعَ
رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله یَهْدِم مَا کَانَ قَبْلَهُ کَمَا هَدَمَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله أَمْرَ الْجَاهِلِیَّةِ وَ یَسْتَأْنِفُ الْإِسْلَامَ جَدِیداً(1)امام علیه السلام فرمود: همان کاری را میکند که پیامبر خدا صلی الله علیه و آله کرد. (آنگاه امام در توضیح این سخن فرمود) آنچه را در گذشته بوده از اساس ویران خواهد کرد؛ همان گونه که رسول خدا صلی الله علیه و آله جاهلیّت را از بین برد و اسلام را از نو آغاز میکند؛ گو اینکه چیز جدیدی پدید آورده است».(2)
دسته دیگر روایات، حاکی از تفاوت سیره حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف با سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله است:
قُلْتُ لَهُ صَالِحٌ مِنَ الصَّالِحِینَ سَمِّهِ لِی أُرِیدُ الْقَائِمَ عجل الله تعالی فرجه الشریف فَقَالَ علیه السلام: اسْمُهُ اسْمِی قُلْتُ: أَ یَسِیرُ بِسِیرَةِ مُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله؟ قَالَ علیه السلام: هَیْهَاتَ هَیْهَاتَ یَا زُرَارَةُ مَا یَسِیرُ بِسِیرَتِهِ! قُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاکَ لِمَ ؟ قَالَ علیه السلام: إِنَّ رَسُولَ
1) الغیبة، نعمانی، ص231؛ تهذیب الأحکام، ج6، ص154؛ روضة الواعظین، ص265؛ بحار الانوار، ج52، ص352.
2) مشابه این روایت را عبداللّه بن عطا از امام باقر علیه السلام نیز نقل کرده است با اندک تفاوتی در برخی عبارات. وی میگوید: سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ الْبَاقِرَ علیه السلام فَقُلْتُ: إِذَا قَامَ الْقَائِمُ عجل الله تعالی فرجه الشریف بِأَیِ سِیرَةٍ یَسِیرُ فِی النَّاسِ؟ فَقَالَ: یَهْدِمُ مَا قَبْلَهُ کَمَا صنَع رَسُولُ اللَّهِ صَلَی الله عَلَیهِ وَ آلِهِ وَ یَسْتَأْنِفُ الْإِسْلَامَ جَدِیداً. (الغیبة، نعمانی، ص232).
اللَّهِ صلی الله علیه و آله سَارَ فِی أُمَّتِهِ بِالْمَنِ کَانَ یَتَأَلَّفُ النَّاسَ وَ الْقَائِمُ یَسِیرُ بِالْقَتْلِ، بِذَاکَ أُمِرَ فِی الْکِتَابِ الَّذِی مَعَهُ أَنْ یَسِیرَ بِالْقَتْلِ وَ لَا یَسْتَتِیبَ أَحَداً وَیْلٌ لِمَنْ نَاوَاهُ(1)به محضر امام باقر علیه السلام عرض کردم که صالحی از صالحان را برایم نام ببر و منظورم حضرت قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف بود، پس فرمود: اسم او اسم من است، عرض کردم: آیا همچون رفتار رسول خدا صلی الله علیه و آله رفتار میکند؟ فرمود: هرگز هرگز ای زراره، رفتار او را پیش نمیگیرد، عرض کردم: فدایت شوم برای چه؟ فرمود: همانا رسول خدا صلی الله علیه و آله در امّت خود چنان رفتار میکرد که توأم با بخشش بود(مردم را عفو و مرهون منّت خود میساخت) و دلهای مردم را به خود جذب مینمود، یعنی با مهر رفتار میکرد؛ اما رفتار قائم با آنان(به سبب ظلم فراوان) با خشونت و کشتار است، زیرا در کتابی که به همراه دارد مأمور شده است که با کشتار رفتار کند و از کسی توبه نپذیرد، وای بر کسی که با او دشمنی کند و به ستیز برخیزد.
یَقُومُ الْقَائِمُ بِأَمْرٍ جَدِیدٍ وَ کِتَابٍ جَدِیدٍ وَ قَضَاءٍ جَدِیدٍ عَلَی الْعَرَبِ شَدِیدٌ لَیْسَ شَأْنُهُ إِلَّا بِالسَّیْفِ لَا یَسْتَتِیبُ أَحَداً وَ لَا یَأْخُذُهُ فِی اللَّهِ
1) الغیبة، نعمانی، ص231.
لَوْمَةُ لَائِمٍ(1)قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف به امر جدید و کتاب جدید و حکم جدید که بر عرب دشوار است قیام میکند، کار وی شمشیر(و جنگ) است؛ توبه هیچ کس را قبول نمی کند، و ملامت دشمنان او را از هدفش باز نمیدارد.
روایات مربوط به مقایسه سیره امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف با سیره امیرمؤمنان علیه السلام نیز دو دسته اند: برخی بر همانندی سیره امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف با سنّت و سیرت امام علی علیه السلام دلالت دارد و دستهای دیگر از روایات، دو گونگی و تفاوت سیره مهدوی و علوی را میرساند.
روایاتی که از همگونی رفتار و سیره امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف با سیره امیرمؤمنان علیه السلام در برخی امور، خبر داده است، عبارت اند:
یَقْدَمُ الْقَائِمُ عجل الله تعالی فرجه الشریف حَتَّی یَأْتِیَ النَّجَفَ فَیَخْرُجُ إِلَیْهِ مِنَ الْکُوفَةِ جَیْشُ السُّفْیَانِیِّ... فَعِنْدَ ذَلِکَ یَنْشُرُ رَایَةَ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله فَإِذَا نَشَرَهَا انْحَطَّتْ عَلَیْهِ مَلَائِکَةُ بَدْرٍ فَإِذَا زَالَتِ الشَّمْسُ هَبَّتِ الرِّیحُ لَهُ فَیَحْمِلُ
1) الغیبة، نعمانی، ص233؛ بحار الانوار، ج52، ص354.
عَلَیْهِمْ هُوَ وَ أَصْحَابُهُ فَیَمْنَحُهُمُ اللَّهُ أَکْتَافَهُمْ وَ یُوَلُّونَ فَیَقْتُلُهُمْ حَتَّی یُدْخِلَهُمْ أَبْیَاتِ الْکُوفَةِ وَ یُنَادِی مُنَادِیهِ أَلَا لَا تَتْبَعُوا مُوَلِّیا وَ لَا تُجْهِزُوا عَلَی جَرِیحٍ وَ یَسِیرُ بِهِمْ کَمَا سَارَ عَلِیٌّ علیه السلام یَوْمَ الْبَصْرَةِ؛(1)حضرت قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف وارد نجف میشود در آن هنگام لشکریان سفیانی مستقر در کوفه در برابر او قرار میگیرد، آنگاه(که جنگ در میگیرد از سوی آن حضرت) پرچم رسول خدا صلی الله علیه و آله بر افراشته میشود و فرشتگان حاضر در جنگ بدر از آسمان فرود میآیند، پس هنگامی که آفتاب غروب کرد همانند باد بر سفیانیان یورش برده و سپاه سفیانی پس از شکست سخت میگریزد و امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف آنها را میکشند تا اینکه فراریان به خانههای کوفه پناه میبرند، منادی آن حضرت فریاد برمیآورد که هیچ فراری را تعقیب نکنید و مجروحی را از پا درنیاورید، همانند رفتار علی علیه السلام در روزه بصره(با اهل جمل).
حضَرْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام وَ قَالَ لَهُ رَجُلٌ أَصْلَحَکَ اللَّهُ ذَکَرْتَ أَنَّ عَلِیَّ بْنَ أَبِی طَالِبٍ علیه السلام کَانَ یَلْبَسُ الْخَشِنَ یَلْبَسُ الْقَمِیصَ بِأَرْبَعَةِ دَرَاهِمَ وَ مَا أَشْبَهَ ذَلِکَ وَ نَرَی عَلَیْکَ اللِّبَاسَ الْجَدِیدَ فَقَالَ لَهُ إِنَّ عَلِیَّ بْنَ أَبِی طَالِبٍ علیه السلام کَانَ یَلْبَسُ ذَلِکَ فِی زَمَانٍ لَا یُنْکَرُ عَلَیْهِ وَ لَوْ لَبِسَ مِثْلَ ذَلِکَ الْیَوْمَ شُهِرَ بِهِ فَخَیْرُ لِبَاسِ کُلِّ زَمَانٍ لِبَاسُ أَهْلِهِ
1) بحار الانوار، ج52، ص387.
غَیْرَ أَنَّ قَائِمَنَا أَهْلَ الْبَیْتِ علیها السلام إِذَا قَامَ لَبِسَ ثِیَابَ عَلِیٍّ علیه السلام وَ سَارَ بِسِیرَةِ عَلِیٍّ علیه السلام؛(1)نزد حضرت صادق علیه السلام حاضر شدم، مردی به آن حضرت عرض کرد: خداوند شما را به صلاح رهنمون گرداند، فرمودی که علی بن ابیطالب لباس خشن میپوشید. پیراهن چهار درهمی و مانند آن؛ اما شما لباسهای نیکو پوشیدهاید! امام در پاسخ فرمودند: علی بن ابیطالب آنگونه لباس را در زمانی میپوشید که پوشیدن آن ناپسند نبود و اگر آن حضرت مثل لباسهای امروزی را میپوشید، به آن شهره میشد. پس بهترین لباس هر دورهای لباس مردم همان دوره است، ولی چون قائم قیام نماید لباس علی علیه السلام را خواهد پوشید و به روش او رفتار خواهد نمود.
دسته دیگری از روایات، از تفاوت سیره حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف با سیره امیرالمؤمنین علیه السلام سخن میگویند. از جمله روایاتی که بر این مطلب دلالت دارند عبارتند از:
کُنْتُ عِنْدَ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام جَالِساً فَسَأَلَهُ الْمُعَلَّی بْنُ خُنَیْسٍ أَ یَسِیرُ الْقَائِمُ إِذَا قَامَ بِخِلَافِ سِیرَةِ عَلِیٍّ فَقَالَ نَعَمْ وَ ذَاکَ أَنَّ عَلِیّاً سَارَ بِالْمَنِّ وَ الْکَفِّ لِأَنَّهُ عَلِمَ أَنَّ شِیعَتَهُ سَیُظْهَرُ عَلَیْهِمْ مِنْ بَعْدِهِ وَ أَنَّ الْقَائِمَ إِذَا قَامَ سَارَ فِیهِمْ بِالسَّیْفِ وَ السَّبْیِ وَ ذَلِکَ أَنَّهُ یَعْلَمُ أَنَّ شِیعَتَهُ لَمْ یُظْهَرْ عَلَیْهِمْ مِنْ بَعْدِهِ أَبَدا؛(1)من در محضر امام صادق علیه السلام نشسته بودم که معلّی بن خنیس از آن حضرت پرسید آیا امام قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف هرگاه قیام کرد، رفتارش بر خلاف رفتار علی علیه السلام خواهد بود؟ حضرت در پاسخ وی فرمود: آری به جهت آنکه علی علیه السلام رفتارش منّت نهادن و دست برداشتن(آزاد سازی مخالفین) بود، زیرا میدانست که پس از او شیعیانش مغلوب دست دشمن خواهند شد، ولی امام قائم که قیام کند برخوردش با آنان با شمشیر و کشتن و اسارت کردن است چون میداند که پس از او شیعه آن حضرت هرگز مغلوب دست دشمن نخواهد شد.
1) الغیبة، نعمانی، ص232.
قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام یَقُولُ: لَسِیرَةُ عَلِیٍّ علیه السلام فِی أَهْلِ الْبَصْرَةِ کَانَتْ خَیْراً لِشِیعَتِهِ مِمَّا طَلَعَتْ عَلَیْهِ الشَّمْسُ إِنَّهُ عَلِمَ أَنَّ لِلْقَوْمِ دَوْلَةً فَلَوْ سَبَاهُمْ لَسُبِیَتْ شِیعَتُهُ قُلْتُ: فَأَخْبِرْنِی عَنِ الْقَائِمِ أَ یَسِیرُ بِسِیرَتِهِ؟ قَالَ: إِنَّ عَلِیّاً علیه السلام سَارَ فِیهِمْ بِالْمَنِّ لِمَا عَلِمَ مِنْ دَوْلَتِهِمْ وَ إِنَّ الْقَائِمَ یَسِیرُ فِیهِمْ خِلَافَ تِلْکَ السِّیرَةِ لِأَنَّهُ لَا دَوْلَةَ لَهُمْ(1)از حضرت صادق علیه السلام شنیدم که میفرمودند: سیره و رفتار علی بن ابی طالب علیه السلام در مواجهه با اهل بصره از آنچه خورشید بر آن میتابد برای شیعیانش بهتر بود. او میدانست برای آن گروه قدرتی خواهد بود. پس اگر امام علی علیه السلام آنها را به اسارت میگرفت آنها نیز شیعیانش را اسیر میکردند. راوی میگوید: پرسیدم: آیا قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز به سیرت امام علی علیه السلام رفتار خواهد کرد؟ فرمودند: خیر، همانا علی درود خدا بر او باد با آنها با گذشت رفتار نمود چون از به غلبه و قدرت رسیدن آنها آگاهی داشت امام قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف رفتاری غیر از این رفتار خواد داشت چون آنها را پس از آن غلبهای نخواهد داشت.
1) المحاسن، ج2، ص320؛ الکافی، ج5، ص33؛ تهذیب الأحکام، ج6، ص155؛ علل الشرائع، ج1، ص150.
قَالَ لِی یَا رُفَیْدُ کَیْفَ أَنْتَ إِذَا رَأَیْتَ أَصْحَابَ الْقَائِمِ قَدْ ضَرَبُوا فَسَاطِیطَهُمْ فِی مَسْجِدِ الْکُوفَةِ ثُمَّ أَخْرَجَ الْمِثَالَ الْجَدِیدَ عَلَی الْعَرَبِ الشَّدِیدِ؟ قَالَ قُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاکَ مَا هُوَ؟ قَالَ: الذَّبْحُ. قَالَ قُلْتُ: بِأَیِّ شَیْءٍ یَسِیرُ فِیهِمْ بِمَا سَارَ عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ فِی أَهْلِ السَّوَاد؟ِ قَالَ: لَا یَا رُفَیْدُ إِنَّ عَلِیّاً علیه السلام سَارَ بِمَا فِی الْجَفْرِ الْأَبْیَضِ وَ هُوَ الْکَفُّ وَ هُوَ یَعْلَمُ أَنَّهُ سَیَظْهَرُ عَلَی شِیعَتِهِ مِنْ بَعْدِهِ وَ أَنَّ الْقَائِمَ یَسِیرُ بِمَا فِی الْجَفْرِ الْأَحْمَرِ وَ هُوَ الذَّبْحُ وَ هُوَ یَعْلَمُ أَنَّهُ لَا یَظْهَرُ عَلَی شِیعَتِه؛(1)ای رفید، چگونه خواهی بود هنگامی که ببینی یاران قائم خیمههایشان را در مسجد کوفه بپا کردهاند آنگاه مثال جدید که بر عرب گران است بیرون آورده میشود؟پرسیدم: فدایت شوم؛ مثال جدید چیست؟ فرمودند: کشتن. پرسیدم: قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف در میان آنها چگونه رفتار خواهد کرد؟ آیا سیره علی بن ابیطالب در مواجهه با اهل عراق را خواهد داشت؟ فرمودند: خیر ای رفید، همانا علی علیه السلام با آنها به آنچه در جفر سفید(خویشتنداری) بود رفتار نمود، زیرا میدانست به زودی پس از خودش شیعیانش مغلوب میشوند، ولی قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف به
1) بصائر الدرجات فی فضائل آل محمد علیهم السلام، ص155.
آنچه در جفر سرخ(کشتن) است رفتار خواهد نمود، زیرا میداند پس از آن هیچگاه شیعیانش مغلوب نخواهند شد.
قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام: جُعِلْتُ فِدَاکَ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ یَسِیرُ الْقَائِمُ بِسِیرَةِ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ فِی أَهْلِ السَّوَادِ؟ فَقَالَ: لَا یَا رُفَیْدُ إِنَّ عَلِیَّ بْنَ أَبِی طَالِبٍ سَارَ فِی أَهْلِ السَّوَادِ بِمَا فِی الْجَفْرِ الْأَبْیَضِ وَ إِنَّ الْقَائِمَ یَسِیرُ فِی الْعَرَبِ بِمَا فِی الْجَفْرِ الْأَحْمَرِ. قَالَ فَقُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاکَ وَ مَا الْجَفْرُ الْأَحْمَرُ؟ قَالَ: فَأَمَرَّ إِصْبَعَهُ عَلَی حَلْقِهِ فَقَالَ: هَکَذَا یَعْنِی الذَّبْح(1)به حضرت صادق علیه السلام عرض کردم: یا ابن رسول اللَّه! قربانت گردم آیا قائم به روش علی بن ابی طالب علیه السلام در میان اهل عراق رفتار میکند؟ فرمود: ای رفید علی بن ابی طالب علیه السلام مطابق آنچه در جفر سفید بود عمل مینمود، ولی قائم در میان عرب طبق آنچه در جفر سرخ است عمل مینماید. عرض کردم: قربانت گردم! جفر سرخ چیست؟ حضرت انگشت مبارک را به گلوی مبارکش کشید. یعنی با ذبح و کشتن دشمنان دین خدا، حکومت خواهد کرد.
بر پایه این گونه روایات، امیرمؤمنان علیه السلام در مواجهه با اهل بغی تنها
1) بصائر الدرجات فی فضائل آل محمد علیهم السلام، ص152؛ بحار الانوار، ج52، ص313.
به دلیل رعایت مصلحت شیعیان با مدارا و عطوفت رفتار نموده است؛ چرا که این برخورد از سر مدارا و گذشت آن حضرت آثار فراوانی برای شیعیان داشته است. چنانکه امام صادق علیه السلام در گفتگو با عبدالله بن سلمان، آثار و حکمتهای برخورد عطوفت آمیز حضرت علی علیه السلام با دشمنان را چنین بیان فرموده است:
قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام: إِنَّ النَّاس یَرْوُونَ أَنَّ عَلِیّاً علیه السلام قَتَلَ أَهْلَ الْبَصْرَةِ وَ تَرَکَ أَمْوَالَهُمْ، فَقَالَ إِنَّ دَارَ الشِّرْکِ یَحِلُّ مَا فِیهَا وَ دَارُ الْإِسْلَامِ لَا یَحِلُّ مَا فِیهَا. فَقَالَ: إِنَّ عَلِیّاً علیه السلام إِنَّمَا مَنَّ عَلَیْهِمْ کَمَا مَنَّ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله عَلَی أَهْلِ مَکَّةَ وَ إِنَّمَا تَرَکَ عَلِیٌّ علیه السلام أَمْوَالَهُمْ لِأَنَّهُ کَانَ یَعْلَمُ أَنَّهُ سَیَکُونُ لَهُ شِیعَةٌ وَ أَنَّ دَوْلَةَ الْبَاطِلِ سَتَظْهَرُ عَلَیْهِمْ فَأَرَادَ أَنْ یُقْتَدَی بِهِ فِی شِیعَتِهِ... وَ لَوْ قَتَلَ عَلِیٌّ علیه السلام أَهْلَ الْبَصْرَةِ جَمِیعاً وَ أَخَذَ أَمْوَالَهُمْ لَکَانَ ذَلِکَ لَهُ حَلَالًا لَکِنَّهُ مَنَّ عَلَیْهِمْ لِیُمَنَّ عَلَی شِیعَتِهِ مِنْ بَعْدِه؛(1)مردم میگویند امام علی علیه السلام اهل بصره را کشت، ولی اموالشان را رها کرد. حضرت فرمودند: علی علیه السلام بر آنها شفقت ورزید همچنانکه پیامبر خدا صلی الله علیه و آله بر اهل مکّه منّت گذارد و همانا علی علیه السلام اموال آنها را رها کرد چرا که میدانست به زودی شیعیانی خواهد داشت و دولت باطل بر آنها تسلط خواهد یافت و علی علیه السلام خواست که در مورد
1) علل الشرایع، ج1، ص154؛ بحار الانوار، ج33، ص442.
شیعیانش به او اقتدا شود. و اگر علی علیه السلام همه اهل بصره را میکشت و اموالش را میگرفت، این کار بر او حلال بود لکن حضرت بر آنها منت نهاد تا پس از او شیعیانش در امنیت زندگی کنند.
اما در زمان ظهور، سیاست مداهنه و مماشات با دشمنان پایان مییابد و امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف با مخالفانش از موضع قهر و غلبه برخورد خواهند کرد. از این رو امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در مواجهه با خروجکنندگان بر آن حضرت روشی متفاوت با روش امام علی علیه السلام خواهد داشت؛ زیرا سیره امام علی علیه السلام مبتنی بر حکمتهایی بود مانند مغلوب شدن شیعیان که آن علت در زمان امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف وجود نخواهد داشت.
با تأمل در این دو دسته از روایات وارد شده در خصوص همانندی سیره حضرت مهدی با سیره پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و امیرمؤمنان علیه السلام میتوان به جمع بندی رسید که سیره امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف از نظر اصول و چار چوب کلی، بر پایه قرآن و سنّت استوار است و با سیره رسول خدا و دیگر ائمه علیهم السلام یکی میباشد؛ اما در حیطه اجرای احکام و عمل به شئونات مختلف دین، به دلیل تفاوت شرایط عصر ظهور با دوران صدر اسلام، تفاوت خواهند داشت. از این رو، دو دستگی روایات در این باره را میتوان ناظر به این دو گونگی شرایط گذشته و آینده و
تفاوتهای جدی جامعه پیش از ظهور با جامعه عصر ظهور در تأسی و الگو پذیری از سیره الاهی پیشوایان معصوم علیهم السلام دانست. در حقیقت روایات دسته دوم، بیانگر آن است که در زمان حاکمیت مخالفان و محکومیت شیعه، شرایطی پدید آمده بود که جامعه شیعی در وضعیت تقیه قرار داشت، اما در عصر ظهور، امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف همه این محدودیتها را برداشته و اسلام و عدالت واقعی را حاکم میگرداند.
درباره دو دستگی روایات مربوط به سیره امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف با سیره امیرمؤمنان علیه السلام نیز میتوان گفت که امیرمؤمنان علیه السلام به خاطر رعایت تقیه و مصلحت اندیشی نسلهای آینده شیعه، از اجرای حکم واقعی درباره اهل بغی خود داری کرد. آن حضرت با رفتار همراه با مدارا و منت خود بهانه اعمال خشونت علیه شیعیان را از دست زمامداران خونخوار اموی و عباسی خارج ساخت تا آنها نتوانند به بهانه تبعیت از سیره امیرالمؤمنین علی علیه السلام و به انگیزه مقابله به مثل و فرونشاندن کینههای کهنه خود به تعقیب و گریز و کشتار شیعیان بپردازند گرچه بدون این بهانه نیز از ظلم و بیداد بر شیعیان مظلوم چیزی فروگذار نکردند. اما عصر ظهور، زمان پایان یافتن رعایت تقیه است؛ زیرا تقیه یک روش تاکتیکی بوده است برای حفظ نیروها در شرایط سیطره اکثریتِ باطل و بیم از هدر رفتن نیروها، در حالی که در دوران حکومت جهانی امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف هیمنه باطل شکسته میشود و
مؤمنان از امنیت کامل برخوردار خواهند شد همچنانکه در آیه((وَلَیبَدِّلَنَّهُم مِّن بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنًا))(1)امنیت فراگیر از مهمترین شاخصههای دولت مهدوی شمرده شده است. و بیمشان را به ایمنی مبدل گرداند.
بر این اساس، میان روایاتی که بر همگونی همهجانبه سیرت علوی و مهدوی و روایاتی که بر تفاوت فی الجلمه سیره امام علی علیه السلام و امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف دلالت دارند، هیچ تعارضی نیست، چرا که میان عام و خاص و مطلق و مقیّد تعارضی وجود ندارد و جمع این دو دسته روایت به تقیید عموم و اطلاق دسته اول به وسیله احادیث دسته دوم است؛ یعنی امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در تمام ابعاد، سیرت و سنتی همانند امام علی علیه السلام خواهند داشت به جز مسئله مواجهه با کسانی که بر او خروج کرده و شوریدهاند که در این خصوص شیوهای نوین در پیش خواهند گرفت. با این عده در میدان کارزار مقاتله میشود و افزون بر این فراریانشان تعقیب شده از پا درمیآیند و مجروحانشان نیز کشته میشوند.
در این روایات، به فلسفه و حکمت این تفاوتها به خوبی اشاره شده و امام علیه السلام کاملاً توضیح میدهد که چرا رفتار و سیره امام قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف
1) سوره نور، آیه 55.
با سیره پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و حضرت امیر علیه السلام تفاوت میکند. امام روشن میکند که شرایط تغییر کرده و شرایط زمان امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف با زمان پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و امام علی علیه السلام یکسان نیست؛ در نتیجه در رفتار او تغییر و تحولی دیده میشود. با تأمل و دقت در این روایات روشن میشود که امام کاملاً حقیقت را بازگو کرده و توضیح داده است.
بنابراین، تحلیل محتوایی این گونه روایات نیز نشان میدهد که این تفاوتها در شیوههای اجرایی احکام دین در شرایط مختلف، تا حدی طبیعی نیز هست؛ چراکه با طولانی شدن زمان غیبت و عدم دسترسی مردم به منبع معصوم، عوامل مختلف جهل و هواخواهی مردم سبب ایجاد بدعتهایی در دین میشود و احکامی از قرآن و اسلام بر طبق میل مردم تاویل و تفسیر میشود؛ بسیاری از حدود و احکام چنان فراموش میگردد به گونهای که گویا اصلاً از اسلام نبوده است، لذا وقتی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف ظهور میکند، بدعتها را ابطال میکند و احکام خدا را به همان شکل که صادر شده ظاهر مینماید. حدود اسلامی را بدون سهلانگاری اجرا میکند و چون در طول تاریخ، زمامداران نالایق و متظاهر به اسلام، پیرایههایی به اسلام بستهاند و بدعتها و تحریفات زیادی ایجاد میکنند، لذا اگر امام علیه السلام حقیقت را آشکار کند مردم خیال میکنند مکتب جدید، روش جدید و قضاوت جدیدی غیر از اسلام آمده است. از این رو تازگی این
برنامهها و روشها نه به خاطر آن است که مذهب جدیدی با خود میآورد بلکه آن چنان اسلام را از میان انبوه خرافات و تحریفها و تفسیرهای نادرست و تلقیهای غلط بیرون میآورد که بنایی کاملاً نو و جدید جلوه میکند. و یکی از رسالتهای آن حضرت پیرایش اسلام از این وصلهها و پیرایهها و به تعبیر دیگر نوسازی و تجدید بنای شکوهمند آن است که مجموعه این نوسازی در عرصههای مختلف اعتقادی، اخلاقی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی آن چنان زیاد و دگرگون کننده است که در روایات از آن به «دین جدید» یا «روش جدید» تعبیر شده است.
در سخنی که امام صادق علیه السلام به ابو عبیده فرموده است نیز به این همگونی سیرت ائمه علیهم السلام اشاره شده است: «یَا أَبَا عُبَیْدَةَ، إِنَّهُ لَایَمُوتُ مِنَّا مَیِّتٌ حَتّی یُخَلِّفَ مِنْ بَعْدِهِ مَنْ یَعْمَلُ بِمِثْلِ عَمَلِهِ، و یَسِیرُ بِسِیرَتِهِ، و یَدْعُو إِلی مَا دَعَا إِلَیْهِ؛(1)ای اباعبیده کسی از ما چشم از جهان فرونمیبندد مگر اینکه پس از خود کسی را قرار میدهد که مانند او عمل میکند و به روش او رفتار مینماید و به آنچه او میخوانده فرامیخواند».
از این فرمایش امام صادق علیه السلام میتوان نتیجه گرفت که میان سیره
1) الکافی، ج2، ص322.
امامان علیهم السلام نه تنها تعارض و تضاد وجود ندارد بلکه سیره یکایک امامان علیهم السلام بر محور سنت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله استوار بوده و همه امامان معصوم علیهم السلام از سیرتی یکسان و سنّت و شیوهای همگونی برخوردارند.
٭٭٭
اصول کلی در سیره و روش امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف همان روش پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و اجداد طاهرینش علیهم السلام میباشد، اگرچه در مقام اجرا در برخی روشها بنا به تفاوت شرایط عصر ظهور با دوران پیشین صدر اسلام متفاوت است و حضرت حکم واقعی را به اجرا میگذارد در حالی که اجداد طاهرینش بنا به مصالحی، رویه مماشات و تقیه را در پیش میگرفت؛ اما در اصل تحقق آموزههای متعالی قرآن و سنّت، سیره آن حضرت همانند سیره پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و برنامه دولتش، بازیابی عظمت قرآن و احیای آموزههای عالی اسلام است. حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف با ظهور خود، با جاهلیت قدیم و جدید، برخورد میکند و ارزشهای اسلامی و الاهی را در جامعه عصر ظهور تحقق میبخشد؛ به همین دلیل آن حضرت، شرط بیعت خویش را، استواری مردم در
پیروی از آن حضرت برای اجرای برنامهها و دستورات قرآن و سنت، قرار میدهد: «یُبَایَعُ الْقَائِمُ بِمَکَّةَ عَلَی کِتَابِ اللَّهِ وَ سُنَّةِ رَسُولِهِ؛(1)مردم مکّه با حضرت قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف بیعت میکنند تا بر طبق کتاب و سنّت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله از آن حضرت پیروی نمایند».
حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف تحقّق بخش بشارت شیرینی است که خداوند منّان به مستضعفان عالم وعده داده است: ((وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الْأَرْضِ کَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ لَیُمَکِّنَنَّ لَهُمْ دِینَهُمُ الَّذِی ارْتَضی لَهُمْ وَ لَیُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً یَعْبُدُونَنِی لا یُشْرِکُونَ بِی شَیْئا))؛(2)خداوند به کسانی از شما که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام دادهاند، وعده میدهد که قطعاً آنان را حکمران روی زمین خواهد کرد، همانگونه که به پیشینیان آنها خلافت روی زمین را بخشید؛ و دین و آیینی را که برای آنان پسندیده، پابرجا و ریشهدار خواهد ساخت؛ و ترسشان را به امنیت و آرامش مبدل میکند، آنچنان که تنها مرا میپرستند و چیزی را شریک من نخواهند ساخت و کسانی که پس از آن کافر شوند، آنها فاسقاناند.
آن حضرت، وارث همه پیامبران و اوصیا علیهم السلام و مصداق کامل رهبر الاهی است؛ رهبری که محبوب مردم بوده و در بین آنها و مانند آنها زندگی میکند، دردهای آنها را به خوبی میشناسد و درمان آنها را میداند و تمام همت خود را برای بهبودی حال آنها به کار میگیرد و در این راه تنها به رضایت الاهی میاندیشد.
حذیفة بن یمان گوید: رسول خدا صلی الله علیه و آله به من فرمود:
یا حذیفه! إذَ بَعثَ اللّه رَجُلاً مِن أطَائِبِ عِترَتِی وَ أبرَارِ ذُرّیَتیِ عَدلًا مُباَرکاً زَکِیّاً لَا یُغادِرُ مِثقَالَ ذَرّةٍ، یُعِزّ اللّه بِهِ الدّینَ وَ القُرآنَ وَ الإسلَامَ وَ أهلهُ، وَ یُذِلّ بِهِ الشِّرکَ وَ أهلهُ، یَکوُنُ مِنَ اللّه عَلَی حَذَر، لَا یَغتَرُّ بَقَرَابِتِه، لَا یَضَعُ حَجَرًا عَلی حَجَرٍ، وَ لَا یَشقَعِرُّ أَحَداً فِی وَلَایتِهِ بِسوطٍ إلَّا فِی حَدّ، یَمحُو اللهُ بِهِ البِدَعَ کُلِّهَا، وَ یُمِیتُ بِهِ الفِتَنَ کُلّهَا، یَفتَحُ اللّه بِهِ کُلّ بَاب حَقّ، وَ یَغلَقُ بِهِ کُلّ بَاب بَاطِلٍ، یَرُدّ اللّه بِهِ سَبِی المُسلِمِینَ حَیثُ کَانُوا، قُلتُ: فَسَمِّ لَنَا هَذَا العَبدَ الّذِی قَد اِخْتَارَهُ اللّه لِاُمَّتِکَ وَ ذُرِّیَتِکَ؟ فَقَالَ صلی الله علیه و آله: ... لَوْ لَم یَبْقَ مِنَ الدّنیاَ إِلّا یَومٌ وَاحِدٌ لَجَعلَ اللّه مِقدَارَ مَا یَکُونُ فِیهِ جَمِیعَ مَا ذَکَرْتُ(1)ای حذیفه، هنگامی که خدا مردی را از پاکیزگان و بهترین فرزندان من برانگیزد که عادل و مبارک و زکی است و به قدر ذره و مثقال خیانت نمیکند و خدا به وسیله او دین و
1) التشریف بالمنن فی التعریف بالفتن، ص265.
قرآن و اسلام و اهل آن را عزیز خواهد کرد و به واسطه او است که خدا شرک و اهل آن را ذلیل می نماید، او از خدا می ترسد و به واسطه قرابتی که به من دارد مغرور نخواهد شد. حرمتی را به حرمتی ضایع نمیکند، در زمان حکم فرمائی خود کسی را با تازیانه نمی زند مگر اینکه بخواهد حد جاری کند، خدا به وسیله آن بزرگوار کلیه بدعتها را محو و نابود مینماید، فتنهها را ریشه کن خواهد کرد، خدا به واسطه آن حضرت، باب حق را مفتوح و باب باطل را میبندد و اسرای مسلمین را هر جا که باشند به وسیله او به مکان خود باز میگرداند. عرض کردم: نام آن بندهای را که خدا از ذرّیه تو برای امت تو برگزیده است برای ما بگو؟ فرمود: اسم او مانند اسم من و اسم پدرش چون اسم پدرم است، اگر از دنیا بیشتر از یک روز باقی نباشد خدا آن روز را به قدر اینهائی که من گفتم قرار خواهد داد.
با توجه به گستردگی ابعاد سیره امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریفدر این بخش با استفاده از آیات و روایات، به تبیین ابعاد گوناگونی سیره آن حضرت در عرصههای مختلف فردی و اجتماعی، میپردازیم.
امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در سلوک شخصی و رفتار فردی خویش، همانند جدش رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم برای همگان اسوه و الگوی نمونه است. آن
حضرت اگرچه حاکم مطلق همه جهان است اما همانند امیرمؤمنان علیه السلام حکومت در نگاه ایشان وسیلهای برای خدمت به بندگان خدا و تربیت مردم و رشد و تعالی جامعه به قلههای کمال است، نه چیز دیگر.
آن حضرت سرآمد همه در علم و دانش و وجود نازنین شان چشمهسار برکت و پاکی است؛ با اینکه فرمانروای مطلق جهان است، اما این فرمانروایی و سلطنت بر دنیا، هرگز مانع از تهجّد و عبادت آن حضرت نمیشود.
درباره عبادت و تهجّد و شب زنده داری حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف یحیی بن فضل نوفلی گوید: در بغداد محضر امام موسی بن جعفر علیه السلام رسیدم دیدم که حضرت پس از نماز عصر دستان مبارکش را به دعا برداشت و برای تعجیل فرج امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف دعا فرمود. وقتی من از آن حضرت در این باره پرسیدم در پاسخ فرمود:
ذَلِکَ الْمَهْدِیُّ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله... أَسْمَرُ اللَّوْنِ یَعْتَادُهُ مَعَ سُمْرَتِهِ صُفْرَةٌ مِنْ سَهَرِ اللَّیْلِ بِأَبِی مَنْ لَیْلَهُ یَرْعَی النُّجُومَ سَاجِداً وَ رَاکِعاً بِأَبِی مَنْ لَا یَأْخُذُهُ فِی اللَّهِ لَوْمَةُ لَائِمٍ مِصْبَاحُ الدُّجَی بِأَبِی الْقَائِمُ بِأَمْرِ اللَّهِ(1)او مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف از آل محمد علیهم السلام است .... با وجود اینکه رنگ چهره اش گندمی است، بر اثر تهجّد و شب زندهداری، رنگش به
1) بحار الانوار، ج83، ص81.
زردی متمایل است، پدرم فدای کسی باد که شبها در حال سجده و رکوع، طلوع و غروب ستارگان را نظاره میکند.و پدرم فدای کسی که در راه خشنودی خدا، سرزنش هیچ سرزنشکنندهای در او اثر نمیگذارد، هم او که روشنی بخش تاریکی است. پدرم فدای کسی که به امر خدا قیام مینماید.
امام رضا علیه السلام در توصیف روحیه تعبد امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در برابر خدای متعال فرمود: «یَکُونُ أَشَدَّ النَّاسِ تَوَاضُعاً لِلَّهِ جَلَّ ذِکْرُهُ(1)او در برابر خدای جلیل از همگان متواضع تر است».
نیز آن حضرت در توصیف خشوع شدید حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در برابر خدا میفرمایند: «المَهدِیّ خاشِعُ للهِ کَخُشوعِ النَّسرِ لِجَنَاحِه(2)مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در برابر خداوند فروتن است، همچون عقاب در برابر بالش». در این کلام حضرت رضا علیه السلام، خشوع کردن حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در برابر خداوند به انعطاف پذیری شیشه تشبیه شده است، شاید منظور این باشد که همان طور که شیشه زود می شکند و خورد میشود همان طور هم مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در مقابل خدا خورد میشود و خشوع مینماید.
امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف بسیار سخت کوش و بردبار و اهل صبر و مجاهدت و مبارزه و شتابنده به سوی نیکیهاست. در حدیث لوح که امام
صادق علیه السلام آن را از پدر بزرگوارش امام باقر علیه السلام و او از جابر بن عبد الله انصاری و او از حضرت فاطمه علیها السلام نقل کرده است، پس از بر شمردن دیگر اوصیای پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله درباره امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف چنین آمده است:
والْخَازِنَ لِعِلْمِیَ الْحَسَنَ الْعَسْکَرِیَّ علیه السلام ثُمَّ أُکْمِلُ دِینِی بِابْنِهِ مُحَمَّدٍ رَحْمَةً لِلْعَالَمِینَ عَلَیْهِ کَمَالُ مُوسَی وَ بَهَاءُ عِیسَی وَصَبْرُ أَیُّوب علیه السلام(1)سپس خزانه دار علم من حسن عسکری و پس از او دینم به وسیله فرزندش محمد(حضرت مهدی) به کمال و فعلیت میرسد؛ همو که دارای کمال موسی علیه السلام و شکوه عیسی علیه السلام و شکیبایی ایوب علیه السلام است.
در دعایی که امام رضا علیه السلام شیعیان را به خواندن آن سفارش فرمود، درباره حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف این گونه توصیف شده است:
اللَّهُمَّ ادْفَعْ عَنْ وَلِیِّکَ وَ خَلِیفَتِکَ وَ حُجَّتِکَ عَلَی خَلْقِکَ وَ لِسَانِکَ الْمُعَبِّرِ عَنْکَ بِإِذْنِکَ النَّاطِقِ بِحِکْمَتِکَ وَ عَیْنِکَ النَّاظِرَةِ عَلَی بَرِیَّتِکَ وَ شَاهِدِکَ عَلَی عِبَادِکَ الْجَحْجَاحِ الْمُجَاهِدِ الْعَائِذِ بِکَ عِنْدَکَ(2)خدایا از ولی و خلیفه و حجتت بر مردم و زبان گویایی که با اذن تو و بر اساس حکمت تو سخن میگوید و
چشم بیدار تو و گواه بر بندگانت وسخت کوش تلاشگر را در پناه خودت محافظت بفرما».
امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف اهل سکینه و وقار است. حرَث بن مغِیرة نصری گوید به امام صادق علیه السلام عرض کردم: «قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام بِمَ یُعْرَفُ صَاحِبُ هَذَا الْأَمْرِ؟ قَالَ: بِالسَّکِینَةِ وَ الْوَقَارِ وَ العِلم وَ الوَصِیّة(1)چگونه صاحب مقام امامت شناخته میشود؟ حضرت فرمود: به آرامش دل و وقار و دانش و وصیت».
حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در استفاده از بیت المال و امور معیشت، قناعت و زهد را پیشه خود میکند و در امر خوراک و پوشاک درباره شخص خود بسیار سخت گیر و دقیق است، چنانکه در برخی روایات، سیره آن حضرت در پوشش و استفاده از غذاها، به شیوه جدش امیرمؤمنان علیه السلام تشبیه شده است.
امام صادق علیه السلام فرمود: «اِنَّ قائِمَنا اَهلَ البَیْتِ اِذا قامَ لَبِسَ ثِیابَ عَلی علیه السلام وَسارَ بِسیرَةِ عَلی علیه السلام(2)همانا قائم ما اهلبیت، آنگاه که قیام کند، لباس علی علیه السلام را بر تن خواهد کرد و بر سیره او عمل خواهد نمود».
یعقوب بن شعیب از حضرت صادق علیه السلام روایت میکند که فرمود:
ألَا أُرِیکَ قَمِیصَ الْقَائِمِ الَّذِی یَقُومُ عَلَیْهِ فَقُلْتُ بَلَی فَدَعَا بِقِمَطْرٍ فَفَتَحَهُ وَ أَخْرَجَ مِنْهُ قَمِیصَ کَرَابِیسَ فَنَشَرَهُ فَإِذَا فِی کُمِّهِ الْأَیْسَرِ دَمٌ فَقَالَ هَذَا قَمِیصُ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله الَّذِی عَلَیْهِ یَوْمَ ضُرِبَتْ رَبَاعِیَتُهُ وَ فِیهِ یَقُومُ الْقَائِمُ فَقَبَّلْتُ الدَّمَ وَ وَضَعْتُهُ عَلَی وَجْهِی ثُمَّ طَوَاهُ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام وَ رَفَعَهُ؛(1)آیا نمی خواهی پیراهن قائم را که در آن قیام می کند به تو نشان دهم؟ عرض کردم: چرا می خواهم ببینم. حضرت دستور داد جعبهای آوردند و در آن را گشود و یک پیراهن کرباسی از میان آن بیرون آورد و آن را باز کرد. دیدم آستین چپ آن خون آلود است. حضرت فرمود: این پیراهن پیامبر است که در روزی که دندان مبارکش را شکستند به تن داشت، قائم هم در روز ظهورش این را به تن میکند. من آن خون خشکیده را بوسیدم و آن را به صورت خود مالیدم. سپس حضرت پیراهن را پیچید و برداشت.
معلی بن خنیس از امام صادق علیه السلام نقل کرده است که فرمود:
إِنَّ عَلِیّاً کَانَ عِنْدَکُمْ فَأَتَی بَنِی دِیوَانٍ فَاشْتَرَی ثَلَاثَةَ أَثْوَابٍ بِدِینَارٍ... ثُمَّ رَفَعَ یَدَهُ إِلَی السَّمَاءِ فَلَمْ یَزَلْ یَحْمَدُ اللَّهَ عَلَی مَا کَسَاهُ حَتَّی دَخَلَ مَنْزِلَهُ ثُمَّ قَال: هَذَا اللِّبَاسُ الَّذِی یَنْبَغِی لِلْمُسْلِمِینَ أَنْ یَلْبَسُوهُ.
1) الغیبة، نعمانی، ص243؛ بحار الانوار، ج52، ص355.
قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام: وَ لَکِنْ لَا یَقْدِرُونَ أَنْ یَلْبَسُوا هَذَا الْیَوْمَ وَ لَوْ فَعَلْنَا لَقَالُوا مَجْنُونٌ وَ لَقَالُوا مُرَاءٍ وَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ یَقُولُ وَ ثِیابَکَ فَطَهِّرْ قَالَ وَ ثِیَابَکَ ارْفَعْهَا لَا تَجُرَّهَا فَإِذَا قَامَ قَائِمُنَا کَانَ هَذَا اللِّبَاسَ(1)همانا علی علیه السلام نزد شما بود، او نزد بنیدیوان آمده و سه لباس به یک دینار خرید... سپس دست به آسمان بلند کرده و پیوسته خداوند را بر آنچه به او پوشانده بود شکر میکرد تا اینکه به منزل رسید و فرمود این همان لباسی است که سزاوار است مسلمانان آن را بپوشند. امام صادق علیه السلام در ادامه فرمودند: ولی امروز مردم نمیتوانند آن لباس را بپوشند و اگر ما چنین کنیم میگویند دیوانه است یا میگویند ریا میکند در حالی که خداوند میفرماید: لباست را بالا بگیر و بر زمین نکش و چون قائم ما قیام کند چنین لباسی خواهد بود.
ابو بصیر از امام صادق علیه السلام روایت کرده که آن حضرت فرمود:
مَا تَسْتَعْجِلُونَ بِخُرُوجِ الْقَائِمِ فَوَ اللَّهِ مَا لِبَاسُهُ إِلَّا الْغَلِیظُ وَ لَا طَعَامُهُ إِلَّا الْجَشِبُ وَ مَا هُوَ إِلَّا السَّیْفُ وَ الْمَوْتُ تَحْتَ ظِلِّ السَّیْف(2)چرا
1) الکافی، ج6، ص456.
2) الغیبة، نعمانی، 233؛ بحار الانوار، ج52، ص354. در نقل دیگر ابی بصیر از امام صادق علیه السلام چنین روایت کرده است: مَا تَسْتَعْجِلُونَ بِخُرُوجِ الْقَائِمِ فَوَ اللَّهِ مَا لِبَاسُهُ إِلَّا الْغَلِیظُ وَ لَا طَعَامُهُ إِلَّا الْجَشِبُ وَ مَا هُوَ إِلَّا السَّیْفُ وَ الْمَوْتُ تَحْتَ ظِلِّ السَّیْفِ؛ چرا به خروج امام قائم شتاب میکنید بخدا قسم به جز جامهای درشت بافت نپوشد و به جز غذای ناگوار نخورد و مرگ در سایه شمشیر است»(الغیبة، نعمانی، ص233).
به فرا رسیدن خروج قائم شتاب میکنید، به خدا قسم لباس او جز جامه درشت و خشن نخواهد بود و غذایش جز خوراک ناگوار و ناخوش نباشد و به جز جامهای درشت بافت نپوشد و به جز کار زار با شمشیر و مرگ و کشتار چیزی نخواهد بود.
معمّر بن خلّاد گوید:
ذُکِرَ الْقَائِمُ عِنْدَ أَبِی الْحَسَنِ الرِّضَا علیه السلام فَقَالَ: أَنْتُمُ الْیَوْمَ أَرْخَی بَالًا مِنْکُمْ یَوْمَئِذٍ قَالُوا: وَ کَیْفَ؟ قَالَ: لَوْ قَدْ خَرَجَ قَائِمُنَا عجل الله تعالی فرجه الشریف لَمْ یَکُنْ إِلَّا الْعَلَقُ وَ الْعَرَقُ وَ النَّوْمُ عَلَی السُّرُوجِ وَ مَا لِبَاسُ الْقَائِمِ عجل الله تعالی فرجه الشریف إِلَّا الْغَلِیظُ وَ مَا طَعَامُهُ إِلَّا الْجَشِب؛(1)نزد امام ابی الحسن الرّضا علیه السلام از قائم یاد شد، پس فرمود: شما امروز آسودهتر از آن روز هستید، عرض کردند: چگونه؟ فرمود: اگر قائم ما عجل الله تعالی فرجه الشریف خروج کند جز لخته خون و عرق و بر روی زینهای اسبان خفتن چیزی در کار نخواهد بود و لباس قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف جز جامه خشن و خوراک او جز غذای ناگوار و نامطبوع نخواهد بود.
حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف با همه این سخت گیریها برخودش در استفاده از بیت المال، با مردم برخورد سخاوتمندانه داشته و نسبت به آنان از همه دلسوزتر و مهربان تر است. امام رضا علیه السلام اوصاف و خصوصیات
1) الغیبة، نعمانی، 285.
فردی امامان معصوم علیهم السلام را که حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف یکی از آن بزرگواران است، چنین بر شمرده است:
یَکُونُ أَوْلَی بِالنَّاسِ مِنْهُمْ بِأَنْفُسِهِمْ وَ أَشْفَقَ عَلَیْهِمْ مِنْ آبَائِهِمْ وَ أُمَّهَاتِهِمْ وَ یَکُونُ أَشَدَّ النَّاسِ تَوَاضُعاً لِلَّهِ جَلَّ ذِکْرُهُ(1)او نسبت به مردم از خودشان اولی و احقّ است و از پدران و مادرانشان درباره ایشان مهربان تر و دلسوزتر و در برابر خدا از همگان متواضع تر است.
در زیارت صاحب الامر عجل الله تعالی فرجه الشریف درباره ویژگی نصیحت و خیرخواهی آن حضرت نسبت به مردم آمده است:
السّلامُ عَلیکَ ایُّها الولّی النّاصِح، السّلامُ عَلیکَ یَا سَفِینَةَ النّجَاة، السّلامَ عَلیکَ یَا عَینَ الحَیَاة(2)سلام بر تو ای ولی نصیحت کننده و خیر خواه و ای کشتی نجات بشریت و ای چشمه سار جاری حیات و زندگی.
٭٭٭
صفات اخلاقی، فضایل و ملکاتی است که در نفس انسان رسوخ کرده و حالت ماندگار دارد. مراد از اخلاق، ملکهای در نفس یا مجموعه خصلتهای روحی و نفسانی و باطنی انسان است که منشأ صدور رفتار ظاهری و افعال خیر یا شر، بدون تفکر و تدبر میشود.
کاربرد سیره اخلاقی درباره ائمه معصوم علیهم السلام به معنای شناخت سبک، روش و قواعد خاص رفتار امامان معصوم علیهم السلام است که از جنبههای گوناگون زندگی آنان قابل استنباط است.
منظور از سیره تربیتی در این جا، دستیابی به قواعد، سبکها و روشهایی است که امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در عرصههای مختلف علمی، تربیتی، مدیریتی و غیره از خود بروز میدهد. پس هر رفتاری که از امام سرزده است، چه در محیط فردی و عبادی و چه در محیط اجتماعی و تربیتی به منظور اثرگذاری بر دیگران، منشأ استخراج سبک و روش کلی رفتاری ایشان قرار میگیرند.
بنابراین، مقصود از سیره تربیتی امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف عبارت است از هر گونه رفتاری که آن حضرت برای اثرگذاری بر شناخت، نگرش، اخلاق و رفتار دیگران، اعم از مسلمانان و غیر مسلمانان، اصحاب و غیر اصحاب، کودک و بزرگسال و فرزندان و خانواده خود یا دیگران، در
محیط خانه، مسجد، کوچه و بازار یا هر جای دیگر انجام میدهند. در جامعه مهدوی تربیت و فرهنگ از شأن بالاتری برخوردار است و اقتصاد و ثروت، رنگ حکمت و فرهنگ و قرب به خود میگیرد و توزیع عادلانه آگاهیها و معرفتها و مناصب اجتماعی تابع فرهنگ و زمینه ساز تربیت اجتماعی خواهد بود.
در دولت مهدوی، جامعه بشری به سمت و سوی بصیرت، معنویت، تقواگرایی و اخلاق متعالی پیش میرود و بسیاری از انحرافها، فسادها و رذایل اخلاقی، پوچیها و بیبندوباریها از جامعه رخت برمیبندد و بدینسان آسایشی را عرضه میدارد که بشر قرنها به دنبال آن بوده است و آدمی در سایه آن به تکامل روحی و ادراکی ره مییابد.
در حکومت دینمدار و فضیلت پیشه مهدوی، با اینکه نعمتهای مادی فراوان است، مفهوم لذت، نیاز، کمال و ابتهاج تغییر کرده و در راستای قرب و کمال شکل میگیرد. رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود:
أَبْشِرُوا بِالْمَهْدِیِّ (قَالَهَا ثَلَاثاً) یَخْرُجُ عَلَی حِینِ اخْتِلَافٍ مِنَ النَّاسِ وَ زِلْزَالٍ شَدِیدٍ یَمْلَأُ الْأَرْضَ قِسْطاً وَ عَدْلًا کَمَا مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوْراً یَمْلَأُ قُلُوبَ عِبَادِهِ عِبَادَةً وَ یَسَعُهُمْ عَدْلُه(1)شما را به قیام مهدی
1) بحار الانوار، ج 53، ص74.
مژده میدهم(سه بار فرمود)، هنگامی که مردم به جان هم افتند و زلزله سختی پدید آید او ظهور خواهد کرد. زمین را از عدل و داد پر کند چونانکه از ظلم و جور پرشده باشد.
در پرتو تربیت مهدوی، جامعه عصر ظهور از نظر تکامل و بلوغ روحی به مدارج عالی و شایسته نائل میشود. جنگ و نزاع و کینه توزی از نابخردی و پایین بودن سطح فرهنگ انسانی سرچشمه میگیرد. با رشد تربیت و تکامل عقل کینهها به محبت و دوستی تبدیل میشود، و روابط اجتماعی بر اصل انساندوستی و نوع خواهی استوار میگردد، محبت در سطح جامعه بشری گسترش می یابد، و آرمان دیرینه انسان دوستان و جامعه شناسان یعنی گسترش دوستی به سراسر جامعه بشری تحقق می یابد.
امیرمؤمنان علیه السلام در این باره میفرماید: «وَ لَوْ قَدْ قَامَ قَائِمُنَا... لَذَهَبَتِ الشَّحْنَاءُ مِنْ قُلُوبِ الْعِبَاد؛(1)چون قائم ما قیام کند، کینهها از دل بندگان بیرون میرود».
حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نماد اخلاق حسنه و مظهر علم، حکمت، سخاوت، شجاعت، حلم، تقوی و عبودیت است. امام رضا علیه السلام فرمود: «یَکُونُ أَعْلَمَ النَّاسِ وَ أَحْکَمَ النَّاسِ وَ أَتْقَی النَّاسِ وَ أَحْلَمَ النَّاسِ وَ أَشْجَعَ النَّاسِ
1) الخصال، ص626؛ تحف العقول، ص115؛ بحار الانوار، ج52، ص316.
وَ أَسْخَی النَّاسِ وَ أَعْبَدَ النَّاسِ(1)او دانشمندترین مردم و حکیم ترین مردم و پرهیزگارترین مردم و حلیم ترین مردم و شجاع ترین مردم و سخیترین مردم و عابدترین مردم است».
ویژگیها و منش اخلاقی امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف همانند جدش رسول خدا صلی الله علیه و آله است که در همه جهات اسوه حسنه و نماد اخلاق نیکو است. برخی از شباهت های خَلقی و خُلقی آن حضرت با جدش رسول الله صلی الله علیه و آله در روایات بیان شده است.
همانندی ویژگیهای اخلاقی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف با ویژگیهای اخلاقی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله از زبان خود پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و ائمه علیهم السلام این گونه توصیف شده است: جابر بن عبد الله انصاری از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نقل کرده است که فرمود:«الْمَهْدِیُّ مِنْ وُلْدِی اِسْمُهُ اِسْمِی وَ کُنْیَتُهُ کُنْیَتِی، أَشْبَهُ النَّاسِ بِی خَلْقاً وَ خُلْقاً(2)مهدی از فرزندان من است، نام او همنام من و کنیه او مانند کنیه من است، او از جهت خَلق(خلقت ظاهری و جسمانی) و خُلق(خصلتها و صفات باطنی) شبیهترین افراد به من است».
در سخن دیگر فرمود: «أشبَهُ النّاسِ بِی(1)شبیهترین مردم به من است». نیز فرمود: «أشبَهُ النّاسِ بِی فِی شَمَائِلِه وَ أقوَالِهِ وَ أفعَالِهِ(2)شبیهترین مردم به من در قیافه و گفتار و رفتار است».
احمد بن اسحاق قمی گوید: از امام عسکری علیه السلام شنیدم که میفرمود:
الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی لَمْ یُخْرِجْنِی مِنَ الدُّنْیَا حَتَّی أَرَانِیَ الْخَلَفَ مِنْ بَعْدِی ما أَشْبَهَ النَّاسِ بِرَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله و سلم خَلْقاً وَ خُلُقاً یَحْفَظُهُ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی فِی غَیْبَتِهِ وَ یُظْهِرُهُ فَیَمْلَأُ الْأَرْضَ قِسْطاً وَ عَدْلًا کَمَا مُلِئَتْ جَوْراً وَ ظُلْماً؛(3)سپاس از آن خدایی است که مرا از دنیا نبرد تا آنکه جانشین مرا به من نشان داد، او از نظر آفرینش و اخلاق شبیهترین مردم به رسول خداست. خدای تعالی او را در غیبتش حفظ فرماید، سپس او را آشکار کند و او زمین را پر از عدل و داد فرماید، هم چنانکه مملوّ از جور و ستم شده باشد.
امیرمؤمنان علیه السلام به فرزندش امام حسین علیه السلام نگاه کرد و فرمود:
نَظَرَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ عَلِیٌّ علیه السلام إِلَی الْحُسَیْنِ علیه السلام فَقَالَ إِنَّ ابْنِی هَذَا سَیِّدٌ کَمَا سَمَّاهُ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله سَیِّداً وَ سَیُخْرِجُ اللَّهُ مِنْ صُلْبِهِ رَجُلًا بِاسْمِ نَبِیِّکُمْ یُشْبِهُهُ فِی الْخَلْقِ وَ الْخُلُق(1)این فرزندم سرور و آقاست چنانکه رسول خدا صلی الله علیه و آله او را این گونه نام گذاری کرده است و به زودی از نسل او مردی که همنام پیامبر شما است متولد خواهد شد که در صورت و سیرت شبیه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم است.
در روایات دیگر نیز آمده است: «أشبه الناس برسول اللهصلی الله علیه وآله(2)شبیهترین مردم به رسول خدا صلی الله علیه و آله در سیرت و صورت و زیبایی و جمال است».
سیره دینی امام مهــدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در عصر ظهور همان سیره جدش پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله است، چرا که مأموریت اصلی خاتم اوصیاء عجل الله تعالی فرجه الشریف تحقق کامل دین پیامبر خاتم صلی الله علیه و آله و تعالی و شکوفائی جامعه دینی در عصر ظهور است، زیرا اگرچه اکمال و اِتمام دین از نظر بیان و تبلیغ با بعثت مقدَّس پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله شکل گرفت، اما در زمان بعثت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله شرایط برای اجرای کامل آن، به نحو جهانی و برای جمیع بشریّت
مهیّا نبوده است، از این رو اجرای کامل آن در سطح جهانی، به وسیله آخرین وصی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله، حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف انجام می پذیرد.
امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف احیاکننده معارف فراموش شده دین و تحقق بخش کامل احکام اسلام است، همان احکام نورانی که پیش از او مهجور مانده و یا به زیاده و نقصانی آمیخته شده بود و آن حضرت با قیام خود دین را از افکار بشری غیر صحیح غبارروبی میکند. از این رو در برخی روایات از آن حضرت به عنوان مجدّد اسلام و احیاگر احکام قرآن یاد شده است.
امام صادق علیه السلام به اسحاق بن عمار فرمود:
إِنَّ لِلْقُرْآنِ تَأْوِیلًا فَمِنْهُ مَا قَدْ جَاءَ وَ مِنْهُ مَا لَمْ یَجِئْ فَإِذَا وَقَعَ التَّأْوِیلُ فِی زَمَانِ إِمَامٍ مِنَ الْأَئِمَّةِ عَرَفَهُ إِمَامُ ذَلِکَ الزَّمَانِ(1)هما نا برای قرآن تأویلهایی است که برخی آمده است و برخی دیگر هنوز نیامده است. هرگاه تأویل آن در زمان یکی از ائمه علیهم السلام بیاید فقط امام آن زمان تأویل آن را میداند.
امام صادق علیه السلام درباره قرآن فرمود:
1) بصائر الدرجات فی فضائل آل محمد علیهم السلام، ج1، ص195.
إِنَّ الْقُرْآنَ حَیٌّ لَمْ یَمُتْ وَ إِنَّهُ یَجْرِی کَمَا یَجْرِی اللَّیْلُ وَ النَّهَارُ وَ کَمَا یَجْرِی الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ وَ یَجْرِی عَلَی آخِرِنَا کَمَا یَجْرِی عَلَی أَوَّلِنَا(1)همانا قرآن همیشه زنده و هرگز نمی میرد و همانند شب و روز و گردش خورشید و ماه همواره جاری است، همان گونه که بر نخستین ما جاری بود بر آخرین ما نیز جاری است.
امیرالمؤمنین علیه السلام به مالک بن ضمره، درباره اجتماع مردم در محور دین واحد در زمان ظهور توسط حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، فرمود:
یَا مَالِکَ بْنَ ضَمْرَةَ کَیْفَ أَنْتَ إِذَا اخْتَلَفَتِ الشِّیعَةُ هَکَذَا؟ وَ شَبَّکَ أَصَابِعَهُ وَ أَدْخَلَ بَعْضَهَا فِی بَعْضٍ. فَقُلْتُ: یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ مَا عِنْدَ ذَلِکَ مِنْ خَیْر؟ٍ قَالَ: الْخَیْرُ کُلُّهُ عِنْدَ ذَلِکَ یَا مَالِکُ عِنْدَ ذَلِکَ یَقُومُ قَائِمُنَا فَیُقَدِّمُ سَبْعِینَ رَجُلًا یَکْذِبُونَ عَلَی اللَّهِ وَ عَلَی رَسُولِهِ صلی الله علیه و آله فَیَقْتُلُهُمْ ثُمَّ یَجْمَعُهُمُ اللَّهُ عَلَی أَمْرٍ وَاحِدٍ(2)ای مالک چگونه خواهی بود هنگامی که شیعه، این چنین(و انگشتهایش را در میان یک دیگر کرد و درهم و برهم نمود) با هم اختلاف کنند. عرض کردم: یا امیرالمؤمنین در چنین هنگام خیری وجود نخواهد داشت. فرمود: ای مالک همه خیر در آن هنگام است، زیرا که قائم ما قیام میکند و هفتاد نفر را که به خدا و رسول او
دروغ میبستهاند پیش میکشد و به قتل میرساند، سپس خداوند همه آنان را بر محور یک امر گرد میآورد.
امام صادق علیه السلام میفرماید:
إِذَا قَامَ الْقَائِمُ عجل الله تعالی فرجه الشریف دَعَا النَّاسَ إِلَی الْإِسْلَامِ جَدِیداً وَ هَدَاهُمْ إِلَی أَمْرٍ قَدْ دَثَرَ وَ ضَلَّ عَنْهُ الْجُمْهُورُ وَ إِنَّمَا سُمِّیَ الْقَائِمُ مَهْدِیّاً لِأَنَّهُ یُهْدَی إِلَی أَمْرٍ مَضْلُولٍ عَنْهُ وَ سُمِّیَ الْقَائِمَ لِقِیَامِهِ بِالْحَق؛(1)چون قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف قیام کند، مردم را به اسلام جدید دعوت میفرماید و به امری که کهنه شده و جمهور مردم از آن گمراه ماندهاند، هدایت میکند و او بدان جهت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نامیده شده چون که به چیزی هدایت میکند که گم شده است و او را از آن جهت قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف مینامند که قیام به حق میفرماید.
در روایت دیگر آن حضرت درباره احیاگری دینی امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف فرمود:
یَصْنَعُ مَا صَنَعَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله وَ یَهْدِم مَا کَانَ قَبْلَهُ کَمَا هَدَمَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله أَمْرَ الْجَاهِلِیَّةِ وَ یَسْتَأْنِفُ الْإِسْلَامَ جَدِیداً؛(2)همان کاری که رسولخدا صلی الله علیه و آله انجام داد، انجام میدهد و برنامههای نادرست پیشین را ویران میسازد و اسلام را نوسازی میکند، همانگونه که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله عادات جاهلیت را ویران ساخت.
بدون شک در این گونه روایات، مراد از تجدید اسلام، آیین تازه و راه و روش جدیدی غیر از اسلام نیست، زیرا همان گونه که تمامی ائمه علیهم السلام از سنّت و سیرت واحدی برخوردار بودهاند و شیوه زندگی همه امامان معصوم علیهم السلام برپایه سیره پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله استوار بوده است، دین و سیره حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز چیزی جز همان دین و سیره جدش رسول خدا صلی الله علیه و آله نخواهد بود. (1)
بنابراین تعبیرهایی مانند آئین نو و جدید و روش تازه، برای آن است که احکام و معارف فراوانی از مجموعه فرهنگ اسلام، در گذشته بنا به عللی تبیین نگشته است یا متناسب با سطح فرهنگ و فکر اجتماعات گذشته نبوده و یا زمینه عملی آنها وجود نداشته است. باز گویی چنین معارف و علوم و مسائلی، بیگمان برای جامعه اسلامی، ناشناخته خواهد بود و چون امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف این تعالیم را از ظاهر و باطن قرآن کریم استنباط می کند و به مردم می آموزد، برای آنان تازگی دارد و آیین نو و کتاب جدید انگاشته میشود. و چون تعالیم و احکامی از قرآن کریم و اسلام فراموش شده و از یادها رفته است، به گونهای که در جامعههای اسلامی ناآشنا و برای مسلمانان ناشناخته است،لذا طرح این مسائل نیز کتاب و آیین نو پنداشته میشود.
1) آخرین منجی، ص284.
همچنین بسیاری از اصول و احکام دینی دچار تحریف و دگرگونی معنوی یا موضعی گشته و امام آنها را چنانکه در اسلام اصیل بوده است دیگر باره مطرح می سازد، و تحریف و انحرافهای روی داده را روشن می کند و مفهوم حکم یا جایگاه آن رامشخص می سازد، و این با طرز تلقی و برداشت عمومی مردم و علما سازگاری ندارد؛ از این رو برنامه جدید و راه و روش تازه حساب میشود.
براین اساس، معنای آیین تازه و کتاب جدید، این چگونگیها است. از این رو میتوان گفت بیشترین مسائلی را که امام مورد توجه قرار میدهد و برای جامعههای اسلامی تازه و جدید جلوه می کند و ناشناخته و ناآشنا مینماید، مسائل مربوط به عدالت اجتماعی و امور مالی و معیشتی است، یعنی موضوعی که انسان گذشته سخت نیازمند به آن بوده و بدان نرسیده است. و همین امر نیز مشکل نابسامانی اصلی زندگی بشر امروز را تشکیل میدهد و اجرای آن یعنی برقرار سازی عدل و دادگری در سراسر گیتی، از اقدامهای اصلی امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف خواهد بود.(1)
بنابراین، سیره دینی امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف بر اساس حاکمیت دین اسلام و اجرای عدالت استوار است، در دولت عدل مهدوی، اندیشه واحدی
1) عصر زندگی، ص175.
مبتنی برآموزههای اسلام بر جهان حاکم میگردد و راه و روش و برنامهها نیز یکی است و مردم همه به سوی سعادت و صلاح حرکت می کنند.
دوران ظهور حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف بدون شک، نقطه عطف تاریخ بشر به آموزههای قرآنی است، همان گونه که وجود مبارک امیرمؤمنان علی علیه السلام دوران ظهور حضرت قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف را نقطه عطف تاریخ به سوی برنامههای قرآن، معرفی کرده است:
یَعْطِفُ الْهَوَی عَلَی الْهُدَی إِذَا عَطَفُوا الْهُدَی عَلَی الْهَوَی وَ یَعْطِفُ الرَّأْیَ عَلَی الْقُرْآنِ إِذَا عَطَفُوا الْقُرْآنَ عَلَی الرَّأْی؛(1)او با محور قرار دادن قرآن، نظرات و خواستههای افراد را به سوی قرآن جلب کرده با محک قرآن میسنجد، آنگاه که مردم قرآن را مستمسک و محملی برای پندارها و توجیه خواستهها و تمایلات خود قرار دادهاند.
این کلام امام علی علیه السلام، به توجیهات و تأویلها و برداشتهای نادرست از قرآن اشاره دارد که جامعه اسلامی در طول دوران غیبت، در اثر نبودن مفسر واقعی قرآن، دچار چنین بدآموزیها و تحریفهایی
1) نهج البلاغه، ج2، ص21؛ بحار الانوار، ج31، ص549؛ میزان الحکمة، ج1، ص187.
میشوند. آنچه امروزه در اصطلاح به عنوان «نقطه عطف» به کار میرود، برگرفته از همین بیان نورانی میباشد. اگر مسیر حرکت جوامع انسانی همچون خطی باشد که در مسیر خود ناگزیر رو به سویی دارد و به سمت غایت و مطلوبی در حرکت است و حوادث اساسی در تاریخ زندگی بشر را هم که هر از گاهی به وقوع میپیوندد، بسان نقاطی برجسته بر روی آن در نظر گیریم، خواهیم دید که برخی حوادث(صرف نظر از بار ارزشی آنها) مسیر حرکت جامعه بشریت را تغییر داده و قافله انسانی را به سمت و سویی دیگر جهت بخشیدهاند؛ گوئیا این خط را به سَمت قبلهای که خاصّ آنهاست خم کرده و از مسیر قبلی برگرداندهاند. اینگونه حوادث مهم و اثرگذار را «نقطه عطف» مینامند.
گاهی جهت گیری و نقطه عطف، بازگرداندن مسیر جامعه انسانی از «عدل» به «ظلم» و «علم» به «جهل» میباشد، چنین نقطه عطفی، جز به سقوط جامعه بشر نمیانجامد. کسانی که چنین نقاط عطفی در جوامع ایجاد میکنند، یا اساساً وحی را انکار میکنند و به کناری مینهند؛ یا آن را بر اندیشه خام خود عطف کرده و «باوری بیبنیان» را به نام دین به جامعه ارائه میدهند و مصداق کسانی میشوند که
((یَکتُبونَ الکِتبَ بِاَیدیهِم ثُمَّ یَقُولُونَ هَذَا مِن عِندِ الله))(1)اینان، هدایت را بر هوس و کلام خدای سبحان را بر رأی خود عطف میکنند و از آنجا که معطوف همواره تابع معطوف علیه و فرع بر اوست، رأی خویش را اصل پنداشته و کلام الاهی را بر محور زعم خویش تأویل میکنند.
در برابر این گروه، انبیای الاهی علیهم السلام و امامان معصوم علیهم السلام و برخی از شاگردان آنان نیز تأثیراتی عمیق و حیاتبخش در تاریخ بشر داشته و جریان حرکت جوامع انسانی را از انحطاط و تیرگی به سوی نور و رستگاری معطوف کردهاند. این نقاط درخشان تاریخ، گرچه در سمت و سو بخشیدن به جوامع انسانی به سوی قبلهای واحد همداستان بودهاند، دامنه تأثیرشان در گوشهای از زمین و زاویهای از زمان متفاوت بوده است. ظهور وجود مبارک امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف همان نقطه عطفِ جهان شمولی است که جریان جامعه بشر را در گسترهای به وسعت تمامی زمین و تمامیت زمان خود، به سوی هدایت و تعالی معطوف میدارد.
فضیل بن یسار گوید: امام صادق علیه السلام درباره دشواریهای پیش روی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و مقابله ایشان با توجیهات دینی مردمان خود
1) سوره بقره، آیه 79.
خواه، فرمود:
إِنَ قَائِمَنَا إِذَا قَامَ اسْتَقْبَلَ مِنْ جَهْلِ النَّاسِ أَشَدَّ مِمَّا اسْتَقْبَلَهُ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله مِنْ جُهَّالِ الْجَاهِلِیَّةِ. قُلْتُ: وَ کَیْفَ ذَاکَ؟ قَالَ: إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلی الله علیه و آله أَتَی النَّاسَ وَ هُمْ یَعْبُدُونَ الْحِجَارَةَ وَ الصُّخُورَ وَ الْعِیدَانَ وَ الْخُشُبَ الْمَنْحُوتَةَ وَ إِنَّ قَائِمَنَا إِذَا قَامَ أَتَی النَّاسَ وَ کُلُّهُمْ یَتَأَوَّلُ عَلَیْهِ کِتَابَ اللَّهِ یَحْتَجُّ عَلَیْهِ بِهِ(1)آزاری که قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف به هنگام رستاخیز خویش، از جاهلان آخرالزمان بیند، بسی سخت تر است از آن همه آزار که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله از مردم جاهلیت دید. راوی میگوید: گفتم این چگونه میشود؟ امام فرمود: پیامبر به میان مردم آمد در حالی که ایشان سنگ و صخره و چوب و تختههای تراشیده شده را می پرستیدند، اما هنگامی که قائم ما قیام کند مردمان همه از کتاب خدا برای او دلیل می آورند و آیههای قرآن را تأویل و توجیه میکنند.
از آنجا که دو جنبه علم و عمل یا اندیشه و انگیزه، تأمینکننده تمام فراز و فرودهای جوامع انسانی است، وجود مبارک امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف در هر دو جنبه تأثیری شگرف مینهد و نقطه عطفی نهایی میآفریند. در بُعد اندیشه و علم، آن حضرت با اثاره عقول بشر، حس و خیال و وهم را تحت فرمانروایی عقل و عقل را نیز به خدمت وحی 80
درمیآورد و به نور کلام الاهی هدایت میکند؛ بدینسان تمامی مجاری ادراکی جامعه را به حق معطوف میکند و به تعالی میرساند. در بعد انگیزه یا عمل نیز گرایشها و گریزها، جذبها و دفعها، شهوتها و غضبها را تحت اراده و اداره عقل عملی میبرد و آنگاه عقل عملی را به رهبری وحی تکمیل و تتمیم میسازد و بدینسان هر کجراههای را بر راه مستقیم نور و هدایت منعطف میکند و بدینگونه جهانیترین نقطه عطف عالم بشر را شکل میدهد؛ نقطه عطفی که هوای نفس را بر هدایت و آرای بشر را بر محور وحی برمیگرداند و سعادت جامعه بشر را تأمین میکند.(2)
طبیعی است که در چنین فضای آکنده از اخلاق و نورانیت که روابط فردی و اجتماعی بر پایه تربیت و اخلاق و آموزههای دینی و قرآنی، شکل میگیرد، ریشههای فساد و تباهی خشکیده و فضایل اخلاقی جایگزین آن خواهد شد.
عصر ظهور امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف عصر اقتدار و عظمت شیعه در جهان است. از این رو در عصر تقیه که به خاطر حفظ جان شیعه به عنوان
ص: 81
یک روش اضطراری در طول تاریخ شیعه بر پیروان اهلبیت علیهم السلام حاکم بود با ظهور آخرین حجت الاهی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف رخت بر بسته و جامعه شیعی در اوج شکوه و عزت زندگی خواهند کرد. در آن زمان اساساً زمینهای برای تقیّه نمیماند.
امام صادق علیه السلام سدّ ذوالقرنین در قرآن را بر تقیه در دوران قبل از ظهور حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف تطبیق کرده است. مفضل بن عمر گوید:
سَألتُ الصّادِقَ عَلَیهالسّلام عَنْ قَولِهِ: ((اَجْعَلْ بَینَکُم وَ بَینَهُم رَدمًا))(1)قَالَ عَلَیهالسّلامُ: اَلتَّقِیّةُ. ((فَمَا اسْطَعُوا اَن یَظهَروهُ ومَا استَطعُوا لَهُ نَقباً))(2)قَالَ عَلَیهِالسَّلامُ: مَا اسْتَطَاعُوا لَهُ نَقْباً إِذَا عَمِلَ بِالتَّقِیّه لَمْ یَقْدِرُوا فِی ذَلِکَ عَلی حِیلَةٍ وَ هُو الحِصْنُ الحَصِین وَ صَارَ بَینَکَ وَبَینَ أَعْدَاءِ الله سَدّاً لَایَسْتَطِیْعُونَ لَهُ نَقْباً(3)؛ اما با ظهور آن حضرت هر یأجوج و مأجوج صفتی یا ساکن و یا ساکت میگردد و جایی برای سدّسازی با تقیه نیست.
نیز آن حضرت وعده الاهی را که سبب برچیده شدن آن سدّ میشود، بر قیام آخرین حجت الاهی عجل الله تعالی فرجه الشریف و روز ظهور او تطبیق فرموده
ص: 82
است: «وَسَئلَتهُ عَن قَولِهِ ((فَاذا جاءَ وَعدُ رَبّی جَعَلَهُ دَکّاء))(1)قَالَ علیه السلام: رَفَعَ التّقِیّةَ عِنْدَ قِیَامِ القَائِمِ فَیَنْتِقِمُ مِن أَعدَاءِ الله(2)هنگام قیام قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف تقیه برداشته میشود و از دشمنان خدا انتقام گرفته میشود».
با برپایی حکومت عدل و حق به دست آخرین حجّت خدا نه تنها پایانی بر شرک و بتپرستی، بلکه پایانی بر تجمّلات و تشریفات زائدی است که نه تنها راهگشای سعادت بشری نیست، بلکه رهزن اوست؛ به ویژه تشریفات و تجملاتی که راه عقل بشر را از فهم عمیق دین و عمل بر طبق آن به بیراهه ظاهرگرایی منحرف میسازد، چرا که سعادت بشر در گرو دینداری است و تقویت دینداری، در خوب فهمیدن و درست عمل کردن و خوب حمایت کردن از دین است؛ نه تشریفاتی چون تذهیب و نوشتن متن وحی به آب طلا یا تزیین و تذهیب تجملاتی مساجد و کارهایی که صبغه ریا و تظاهر دارد.
از کارکردهای مهم دیگر امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در عرصه دینی، زدودن بدعتها، تصحیح انحرافات و حذف برداشتهای غیراسلامی و نادرستی است که به نام اسلام وبه مرور زمان به جامعه القا شده و در
ص: 83
مبانی دین تحریف معنوی یا موضعی پدید آورده است.
از روایتهایی که حرکتهای فکری و فرهنگی حضرت را در عصر ظهور بیان میکند، دانسته میشود که در این روزگار توجیهات، تأویلات، تحریفات، انحرافات و پیرایهها، بسیاری از باورهای اسلام ناب را تهدید میکند و ساختههای ذهنی مدعیان دین، به عنوان باورهای دینی ترویج میشود. در زمان غیبت، بدعتهایی در دین گذاشته میشود و احکامی از قرآن و اسلام بر طبق میل مردم تأویل و تفسیر میشود و بسیاری از حدود و احکام چنان فراموش میشود که گویا اصلاً از اسلام نبوده است. وقتی حضرت ظهور میکند، بدعتها را باطل میکند و احکام خدا را به همان گونه که صادر شده ظاهر مینماید و حدود اسلامی را بدون سهلانگاری اجرا میکند.
امام باقر علیه السلام میفرماید: «وَلَا تَتْرُکُ بِدْعَةً اِلَّا أَزَالَهَا وَ لَا سُنَّةً أِلَّا أَقَامَهَا؛(1)هیچ بدعتی نمی ماند مگر این که مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف آن را از بین میبرد و هیچ سنّت تعطیل شدهای نیست مگر آنکه آن را برپا میکند».
ابی الجارود از امام باقر علیه السلام نقل کرده است که آن حضرت فرمود:
1) الإرشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، ج2، ص385؛ روضة الواعظین، ص264؛ جامع الاحادیث الشیعة، ج18، ص481.
ص: 84
الْمَهْدِیُّ وَ أَصْحَابُهُ یُمَلِّکُهُمُ اللَّهُ مَشَارِقَ الْأَرْضِ وَ مَغَارِبَهَا وَ یُظْهِرُ الدِّینَ وَ یُمِیتُ اللَّهُ بِهِ وَ أَصْحَابِهِ الْبِدَعَ الْبَاطِلَ کَمَا أَمَاتَ السَّفَهُ الْحَقَّ حَتَّی لَا یُرَی أَثَرٌ لِلظُّلْم؛(1)حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و یاران او هستند که خداوند آنان را مالک و حاکم بر شرق و غرب جهان خواهد نمود و دین را به دست آنها غالب میکند و باطل و دینهای ساختگی را به همت او و یارانش از میان بر می دارد چنانچه پیش از ظهور او سفاهت و نادانی پرده بر روی حق و حقیقت کشیده است؛ به طوری عدالت گسترش مییابد که اثری از ظلم باقی نمیماند.
در دعای ندبه چنین میگوییم: «أینَ المُنتَظَرُ لِإقامَةِ الأمتِ وَ العِوَج(2)کجاست آن آقایی که برای اصلاح نقایص و برقراری راستی و درستی مورد انتظار است؟».
با توجه به این که گذشت قرنها و غرض ورزی های گوناگون در خلال دوران تاریخ گذشته اسلام، و غیبت مفسر واقعی قرآن و بدآموزی حکومتهای به ظاهر اسلامی و تفسیرها و برداشتهای ارتجاعی روحانیان کوته فکر و واپس گرا، یا وابسته به دربارها و قدرتهای مسلط سیاسی، یا جیره خوار طبقات مرفّه و اشراف و
ص: 85
سرمایه داران، دگرگونیهایی را در مفاهیم قرآنی و آموزشهای اسلامی پدید آورده است، به گونهای که چه بسیار آیات و احادیث و احکام را به سود خود و به نفع طبقات مرفه تفسیر کردند، و معنا یا موضع احکام الاهی را دچار تحریف و انحراف ساختند؛ نیاز به آمدن چنین مصلحی به خوبی احساس میشود.
جریان خودرأی و تفسیر به رأی در مورد قرآن و احکام الاهی مخصوص دوران خاصی نیست، بلکه از زمان رحلت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله چیزی نگذشته بود که این کار آغاز شد، و حکومتگران ضروری دیدند که بخشی از تعالیم قرآنی و نبوی را برای استقرار حاکمیت خویش دگروار و واژگونه تفسیر کنند. و بر این کار افرادی به ظاهر عالم و حدیث شناس گمارده شدند و راه برای بازی با دین و آیین خدا بازگشت و ادامه یافت، واین تا سپیده دم ظهور و قیام مفسر واقعی قرآن حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف ادامه خواهد داشت، و با مانعی جدی روبرو نخواهد گشت. در این دوران طولانی هر فرقه و دسته و گروهی بر طبق امیال و خواستههای خود قرآن و احادیث را توجیه کردند، و آیههای قرآن و سخنان پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام را با همان تفسیرهای انحرافی به مردم آموزش دادند، و در بسیاری از موارد معانی انحرافی و تفسیرهای نادرست چنان جا افتاده و در ذهنها جایگزین گشت، که به دشواری میتوان اصل دین را از زیر لایههای
ص: 86
غلیظ افکار و اندیشههای انحرافی بیرون آورد، و به راحتی به بازشناسی دین سره و خالص پرداخت. این جریان یکی از موانع بزرگ در سر راه امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است، زیرا که در این جریان امام تنها با تودههای ناآگاه رویاروی نیست، بلکه عاملین اصلی توجیهها و تأویلها و انحرافها و تحریفها نیز پشت سر آنان قرار دارند و همواره به تحریک افکار و فتنه گری مشغولند.(1)
همان گونه که دین اسلام آخرین دین الاهی و جهانی است، حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز عهده دار تحقق این دین در جهان است و رسالت او همانند رسالت پیامبر بزرگوار اسلام صلی الله علیه و آله جهانی است. عناصر محوری رسالت آخرین ذخیره الاهی، همان عناصری است که در رسالت تمام انبیا بوده است.
در دنیای کنونی اگرچه جلوههایی از دینداری به چشم میخورد و بیشتر جمعیت جهان از متدینان به یکی از ادیان ابراهیمیاند، اما در روزگار حکومت آن حضرت، گرایش عمومی بشر به حق و عدل که جوهره اسلام ناب محمدی صلی الله علیه و آله است، بزرگترین جلوههای دینداری
1) عصر زندگی، ص99.
ص: 87
را میآفریند، به گونهای که تمام انسانها تحت پرچم اسلام ناب که در دست آخرین حجت الاهی است گرد میآیند.
بر همین اساس، امام صادق علیهالسلام رسالت امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف را همسان با رسالت پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سایر انبیا، انهدام رسوم جاهلی و حاکمیت یکپارچه توحید در جامعه بشری میداند. رِفاعه بن موسی گوید: «از امام صادق علیه السلام شنیدم که در تفسیر آیه (وَ لَهُ أَسْلَمَ مَنْ فِی السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ طَوْعاً وَ کَرْهاً)(1)فرمود: «إِذَا قَامَ الْقَائِمُ لَا یَبْقَی أَرْضٌ إِلَّا نُودِیَ فِیهَا شَهَادَةُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللَّه؛(2)هنگامی که مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف قیام کند، زمینی نمیماند مگر اینکه در آنجا بانگ شهادت به یگانگی خدا و رسالت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله بلند میشود».
برای تحقق این رسالت بزرگ، گام نخست واژگون کردن حاکمان خود کامه و سلطه طلب از اریکه قدرت و تشکیل مدیریت قدرتمند مرکزی است. این مدیریت به تربیت انسانها می پردازد و اصول والا و ارزشهای متعالی الاهی را در سراسر آبادیهای زمین نشر میدهد و یگانگیها، یکدلیها، محبتها و ایثارها را جایگزین بیگانگیها، کینه توزیها وخود خواهیها میسازد. به همه انسانها و همه اجتماعات
ص: 88
یکسان مینگرد و مساوات و عدالت را در همه پهنه گیتی حاکم می سازد و همه امتیازها را زیر پا مینهد. و این چنین است که حکومت فراگیر میشود و مورد پذیرش همه آحاد انسانی قرار میگیرد. از این رو، امام باقر علیه السلام میفرماید: «إذا قامَ الْقائِمُ ذَهَبَ دَولَةُ الْباطِل؛(1)هنگامی که قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف ظهور و قیام کند، هر دولت باطلی از بین میرود».
با عصر ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نه تنها توحید و معنویت و ایمان به الله و پرستش یگانه معبود حقیقی عالم، سراسر جهان را میگیرد بلکه توحید ناب و کامل عالمگیر میشود و دین مبین اسلام بر سرتاسر کرهی زمین گسترش پیدا کرده و دین رسمی جهان، دین اسلام ناب و اصیل محمدی صلی الله علیه و آله خواهد بود.
قرآن کریم خبر از جهانی شدن اسلام و غلبهی آن بر تمام ادیان داده است و در سه جای قرآن این مطلب را تکرار نموده که حاکی از اهتمام به این امر است و فرموده: ((هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَی وَدِینِ الْحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَی الدِّینِ کُلِّهِ وَلَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ))(2)او کسی است که رسولش را با هدایت و آیین حق فرستاد، تا آن را بر همه آیینها غالب گرداند، هر چند مشرکان کراهت داشته باشند!
ص: 89
نظیر آن را در سورهی صف(1)و قریب به این مضمون در سورهی فتح(2)نیز آمده است، و تردیدی نیست که این وعدهی الاهی تا به حال جامهی عمل نپوشیده و در حکومت جهانی امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف تحقق خواهد یافت چنانکه در روایات این مطلب بیان شده است.
امام باقر علیه السلام در تفسیر آیه پیشین فرمود: «أِنّ ذَلِکَ یَکُونَُُُُُُ عِند خُرُوج المهُدِی مِن آل محُمّدٍ عَلیهِ و عَلَیهِم صَلَواتُ اللَّه فَلَا یَبقَیََ أحدٌ إلّا أقرّ بمُحَمّدٍ صَلیَ اللَّه عَلیَه وَ آله وَ سَلّم(3)مفاد این آیه در زمان ظهور مهدی از آل پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله محقق میشود پس کسی باقی نماند جز آنکه اقرار کند به رسالت رسول خدا صلی الله علیه و آله».
بر اساس این سخن امام باقر علیه السلام پیروزی آئین آسمانی اسلام بر همهی ادیان در زمان قیام حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف محقق میشود و در آن زمان در هیچگوشهی جهان هیچ خانهای سنگی و گلی و چادرهای پشمی و کرکی نخواهد ماند، مگر اینکه خداوند کلمهی اسلام را به آن وارد خواهد کرد. طبیعیترین راه آن همین است که حکومت جهان به دست امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف باشد و همهی انسانها از طریق
ص: 90
رسانههای عمومی پیشرفته متناسب با آن زمان، اسلام را در خانههای خود بشنوند و با آن آشنا شوند.
امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به توسعه و گسترش اسلام ناب بر روی زمین اقدام خواهد نمود و سایر توسعهها مانند توسعهی سیاسی و اقتصادی به پیروی از توسعهی اسلام و در سایه توسعه دین پدید خواهد آمد. او آئین اسلام را در جهان گسترش میدهد. وقتی امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف ظهور کند در دنیا هیچ یهودی و نصرانی و هیچ کس از آنان که غیر خدا را پرستش میکنند، باقی نخواهند ماند مگر اینکه به آن حضرت ایمان آورده و او را تصدیق خواهند نمود و آن روز یک دین در سراسر عالم خواهد بود و آن دین مقدس اسلام است.
امام صادق علیه السلام در بیان گسترش دین اسلام در عصر ظهور فرمود: «وَ لَوْ قَدْ قَامَ قَائِمُنَا عجل الله تعالی فرجه الشریف... لَیَبْلُغَنَ دِینُ مُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله مَا بَلَغَ اللَّیْلُ حَتَّی لَا یَکُونَ شِرْکٌ عَلَی ظَهْرِ الْأَرْضِ(1)آنگاه که قائم ما قیام کند حتما دین پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله به همه جای عالم خواهد رسید به گونهای که در روی زمین اثری از شرک وجود نداشته باشد».
رِفَاعَة بن موسی گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم که فرمود:«یَقُولُ ((وَ
1) تفسیر عیاشی، ج2، ص56.
ص: 91
لَهُ أَسْلَمَ مَنْ فِی السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ طَوْعاً وَ کَرْهاً))(1)قَالَ: إِذَا قَامَ الْقَائِمُ لَا یَبْقَی أَرْضٌ إِلَّا نُودِیَ فِیهَا شَهَادَةُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللَّهِ؛(2)هنگامی که قائم ما قیام کرد جایی در روی زمین باقی نمی ماند، مگر اینکه در آنجا صدای اشهد ان لا اله الا اللَّه و اشهد ان محمدا رسول اللَّه بلند میشود».
امام باقر علیه السلام میفرماید: «فَلَا یَبقَی یَهُودِیٌ وَ لَا نَصرَانِی وَ لَا أَحَدٌ مِمّن یَعبُدُ غَیرَ اللهِ إِلاّ آمَنَ بِهِ وَ صَدّقَهُ وَ یَکُونُ المِلّةُ وَاحِدَةٌ مِلّةُ الإسلَام؛(3)هیچ یهود و نصرانی باقی نمیماند مگر اینکه به او ایمان میآورند و تصدیقش میکنند و در آن روزگار تنها دین، دین اسلام خواهد بود».
در روایت دیگر از ایمان همه یهودیان و مسیحیان به حضرت مسیح علیه السلام و پیوستن به حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف خبر داده است:
إِنَّ عِیسَی یَنْزِلُ قَبْلَ یَوْمِ الْقِیَامَةِ إِلَی الدُّنْیَا فَلَا یَبْقَی أَهْلُ مِلَّةِ یَهُودِیٍّ وَ لَا غَیْرِهِ إِلَّا آمَنَ بِهِ قَبْلَ مَوْتِهِ وَ یُصَلِّی خَلْفَ الْمَهْدِی؛(4)عیسی علیه السلام پیش از قیامت از آسمان فرود میآید. پس هیچ یهودی و نصرانی باقی نمیماند، مگر اینکه پیش از مرگش به
ص: 92
او ایمان میآورد و عیسی علیه السلام پشت سر مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نماز میگزارد.
در پرتو حاکمیت دینی عصر ظهور، جامعهی انسانی به عبادات و شریعت و دیانت رویآور میشوند و نمازها را به جماعت برگزار میکنند و بازار دین و دینداری گرم و پر رونق میشود و اقبال عمومی به دین پیدا میشود و به مصداق این حدیث امیرمؤمنان علیه السلام که فرمود: «إِذَا تَغَیَّرَ السُّلْطَانُ تَغَیَّرَ الزَّمَان؛(1)هر گاه پادشاه تغییر کند، زمانه تغییر مینماید»، طبعا تأثیر عملی گذاشته و جهتگیری عمومی جامعه به سمت و سوی دین خواهد بود و دینداری مایهی فضیلت و ارزش و برتری میگردد؛ زیرا تغییر سلطان سبب تغییر اندیشه و کردار حاکم بر جامعه میشود و تغییر در اندیشه سبب تغییر در برنامههاست که تغییر و تحول در اوضاع و احوال را در پی دارد. پس وقتی سلطان تغییر کرد و صالح شد زمان هم تغییر میکند و صالح میشود، چون سلطان عادل حاکم میشود و خود بیش از همه اهل عبادت خدا است: «وَ یَعْبُدُ اللَّهَ حَقَّ عِبَادَتِه»(2). در جامعهی نبوی امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف این آرمان در کل جهان بشریت پیاده میشود و
ص: 93
مسابقه در خیرات و مسارعت به سوی عوامل آمرزش الاهی آغاز میشودو بر فراز بام جهان شهادت به توحید و رسالت خاتم انبیاء صلی الله علیه و آله داده میشود.
البته منظور از حاکمیت جهانی دین اسلام این نیست که در جامعه عصر ظهور مهدوی عجل الله تعالی فرجه الشریف هیچ فردی کافر و بیدین نیست و بدون استثناء همهی انسانهای عالم موحد و مسلمان میشوند و یهود و نصارا و غیره باقی نمیماند، بلکه منظور این است که: شرایط حاکم و چهرهی عمومی جامعه خالی از شرک و کفر و بتپرستی میشود، حکومت مشرکان و کافران و حزب آنها سرکوب میشوند و موانع هدایت و ایمان انسانها از سر راه برداشته میشود وگرنه مادامی که انسان دارای آزادی اراده است همیشه چنین خواهد بود و تا انسان انسان است آزادی اراده و انتخاب دارد و سلب آن از انسان از قبیل سلب شیء از خودش یا سلب لوازم شیء از شیء است که از محالات است. از این رو امکان دارد در بهترین جوامع انسانی هم احیانا افراد منحرفی وجود داشته باشد.
اینکه خداوند فرمود: ((إِنَّا هَدَیْنَاهُ السَّبِیلَ إِمَّا شَاکِرًا وَإِمَّا کَفُورًا))(1)
1) سوره انسان، آیه3:(ما راه را به او نشان دادیم، خواه شاکر باشد(و پذیرا گردد) یا ناسپاس!).
ص: 94
((وَقُلِ الْحَقُّ مِن رَّبِّکُمْ فَمَن شَاءَ فَلْیُؤْمِن وَمَن شَاءَ فَلْیَکْفُرْ))(1)زبان حال طبیعت بشر را بازگو میکند و یک قاعده فراگیر و فرازمانی است و برای همه ادوار تاریخ بشر است. چه اینکه به عکس در حکومت کافران و طاغوتها و بدترین و منحط ترین جوامع هم ممکن است افراد صالح و مؤمنی وجود داشته باشند آنگونه که در حکومت فرعون بودند و آسیه همسر فرعون یکی از بهترین بانوان اهل بهشت به حساب آمده است (وَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِّلَّذِینَ آمَنُوا اِمْرَأَةَ فِرْعَوْنَ إِذْ قَالَتْ رَبِّ ابْنِ لِی عِندَکَ بَیْتًا فِی الْجَنَّةِ وَنَجِّنِی مِن فِرْعَوْنَ وَ عَمَلِهِ وَنَجِّنِی مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِینَ)(2)و اصولا ایمان، امری قلبی است و با زور سرنیزه نتوان آن را در قلبها جای داد و حتی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم هم که بالاتر از امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف بود چنین سیطرهای نداشت: ((لَّسْتَ عَلَیْهِم بِمُصَیْطِرٍ)).(3)
بنابراین آنچه مسلم است این است که هیچ خانهای در شهر و بیابان نمیماند مگر آنکه توحید در آن نفوذ میکند یعنی اسلام به
1) سوره کهف، آیه 29(بگو: این حقّ است از سوی پروردگارتان! هر کس میخواهد ایمان بیاورد(و این حقیقت را پذیرا شود)، و هر کس میخواهد کافر گردد).
2) سوره تحریم، آیه 11(و خداوند برای مؤمنان، به همسر فرعون مثَل زده است، در آن هنگام که گفت: «پروردگارا! خانهای برای من نزد خودت در بهشت بساز، و مرا از فرعون و کار او نجات ده و مرا از گروه ستمگران رهایی بخش!)
3) سوره غاشیه، آیه 22.
ص: 95
صورت یک آئین رسمی همهی جهان را فرا خواهد گرفت و قانون اسلام بر جهان حکومت خواهد کرد ولی مانعی ندارد که اقلیتی از یهود و نصارا و غیرهم در پناه حکومت مهدی با مشروط اهل ذمه زندگی مسالمت آمیزی داشته باشند چنانکه الان در حکومتهای اسلامی ما چنین است و قبلا در حکومت امام علی علیه السلام و رسول اکرم صلی الله علیه و آله چنین بوده است زیرا حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف مردم را از روی اجبار مسلمان نمیکند بلکه به منطق پیش میرود و توسل به زور و قدرت و نیروی نظامی برای بسط عدالت و براندازی حکومتهای ظلم و قرار دادن جهان در زیرپرچم عدالت اسلام است نه برای اجبار به پذیرفتن آئین اسلام.
خداوند متعال با ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف بر مستضعفان عالم منت مینهد، همانگونه که با بعثت و رسالت برمؤمنان منّت میگذارد: ((لَقَد مَنَّ اللهُ عَلَی المُؤمِنینَ اِذ بَعَثَ فیهِم رَسولاً مِن اَنفُسِهِم))(1)و پرچم امامت را که میراث الاهی آنان است به آنها خواهد سپرد: ((وَ نُریدُ اَن نَمُنَّ عَلَی الَّذینَ استُضعِفوا فِی الارضِ وَ نَجعَلَهُم اَئِمَّةً وَ نَجعَلَهُمُ الوَارِثین))(2)آنگاه پهنه زمین پس از مرگ طولانی که ثمره رواج ستم
ص: 96
بوده است، احیا میگردد و از عدل لبریز میشود.
افروختن چراغ وحی و اصلاح بصیرت و احیای عقل بشر، نخستین سرفصلهای حکومت حق مهدوی است. او که خود وارث مقام ولایت و امامت و همتا و ترجمان کتاب الاهی است، چراغ درخشان وحی را پرفروغ میسازد و پرده غرور را از بصیرت و حجاب وهم را از چهره عقل بشر میزداید، تا انسان به چشم بصیرت و تعقل و در پرتو نور وحی سعادت خویش را باز شناخته و حرکت خویش را اصلاح کند و در طریق مستقیم قدم گذارد و نهایت خوشبختی خویش را دریابد.
ارتقای عقول بشر و ایجاد روح استغنا در انسانها از اموری است که وجود مبارک امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف در رأس برنامههای حکومت الاهی خویش بدان خواهد پرداخت و نیز مقابله و مبارزه با اندیشه فرعونی و آنان که فراعنه عصر ظهورند میتواند نقطه آغازین برنامه رسمی قیام آن حضرت باشد، چنانکه هنگام ولادت با تلاوت آیه: ((وَ نُریدُ اَن نَمُنَّ عَلَی الَّذینَ استُضعِفوا فِی الارضِ وَ نَجعَلَهُم اَئِمَّةً ونَجعَلَهُمُ الورِثین))(1)بدان اشاره فرمود. قرائت این آیه که درباره پیروزی مستضعفان بنیاسرائیل بر مستکبران آل فرعون است، نشان میدهد که قیام آن حضرت نیز با مشیت الاهی، وضعی مشابه قیام موسای کلیم علیه السلام در
1) سوره قصص، آیه 5.
ص: 97
برابر دستگاه زرمدار و زورمحور فرعونی خواهد داشت و همانگونه که با پایمردی مؤمنان موحد و مجاهد بنیاسرائیل و ایثارها و نثارهای آنان به رهبری ولی الاهی عصر، مؤمنان از اسارت فرعونیان رهایی یافتند و فرعون و پیروانش از صفحه زمین نابود گردیدند و حکومت عدل و داد به دست آنان سپرده شد، در مطلع فجر قیام امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف مؤمنان منتظر با تکیه بر ایثار و نثارهای مجاهدان گذشته و پایمردی در راه نورانی حق و بهرهمندی از هدایت و رهبری معصومانه امامشان طومار حیات فرعونیان آن عصر را به هم پیچیده و حکومت حق و عدل را به دست آخرین حجّت بالغه خداوند برقرار خواهند کرد؛ حکومتی که به بهای ریختن خونهای بهترین بندگان خدا به ثمر مینشیند، تا شجره طیّب انسانی و عبودیت به بار نشسته و ثمر دهد.
احادیث گران بهایی که هندسه مدینه مهدوی را ترسیم و ویژگیهای شهروندان آن را تصویر میکنند، هم از عدل جامعه خبر میدهند و هم از غنای قلوب مردمش، هم نوید عدل میدهد و هم مژده تقویت روح استغنا، هم چنانکه نبی اعظم اسلام صلی الله علیه و آله و سلم سیره و سنّت او را چنین معرفی فرمودهاند: «یَمْلَأ اللهُ قُلُوبَ اُمّةِ مُحُمّدٍ صَلَّی
ص: 98
الله عَلیَه وَ آلِه غِنیً(1)یعنی خداوند(به برکت وجود حضرت مهدی) دلهای امّت پیامبر صلی الله علیه و آله را از روح بینیازی آکنده میکند و گستره عدل آن حضرت به همگان میرسد».(2)
در آن روز یکتاپرستی و توحید، سراسر گیتی را فرا میگیرد و طومار شرک برچیده میگردد، هر معبودی جز او به آتش چیرگی حق بر باطل میسوزد و نابود میگردد. مفاد آیه شریفه ((هُوَ الَّذی اَرسَلَ رَسُولَهُ بِالهُدی ودینِ الحَقِّ لِیُظهِرَهُ عَلَی الدّینِ کُلِّهِ ولَو کَرِهَ المُشرِکون))(3)وعده تخلف ناپذیر الاهی است؛ یعنی دین مرضی او بر همه ادیان فائق میشود و ظفرمندانه بر عالم و آدم فروغ توحید میافکند، به گونهای که فرزندان آدم دینی جز دین واحد نداشته باشند؛ همان دینی که پسند او باشد و چنین دینی جز اسلام نیست: ((وَ رَضیتُ لَکُمُ الاسلمَ دِیناً))(4)این وعده حتمی و قطعی، هنگامی محقق میگردد که ولی الله الاعظم عجل الله تعالی فرجه الشریف ظهور و تجلی کند.
1) کشف الغمة فی معرفة الأئمة علیهم السلام، ج2، ص483؛ بحار الانوار، ج51، ص92.
2) امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریفموجود موعود، ص 254.
3) سوره توبه، آیه 33؛ سوره صف، آیه 9(او کسی است که رسولش را با هدایت و آیین حق فرستاد، تا آن را بر همه آیینها غالب گرداند، هر چند مشرکان کراهت داشته باشند!).
4) سوره مائده، آیه 3. (و پسندیدم برای شما اسلام را آئین زندگی شما)
ص: 99
زراره میگوید: از امام صادق علیه السلام درباره آیه: ((وَ قتِلوهُم حَتیّ لا تَکُونَ فِتنَةٌ وَ یَکونَ الدِّینُ کُلُّهُ لِلّه))(1)سؤال شد، آن حضرت در پاسخ فرمود: «إِنَّهُ لَمْ یَجِئْ تَأْوِیلُ هَذِهِ الْآیَةِ وَ لَوْ قَدْ قَامَ قَائِمُنَا سَیَرَی مَنْ یُدْرِکُهُ مَا یَکُونُ مِنْ تَأْوِیلِ هَذِهِ الْآیَةِ وَ لَیَبْلُغَنَّ دِینُ مُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله مَا بَلَغَ اللَّیْلُ حَتَّی لَا یَکُونَ شِرْکٌ عَلَی ظَهْرِ الْأَرْضِ کَمَا قَالَ اللَّه: یَعْبُدُونَنِی لا یُشْرِکُونَ بِی شَیْئاً(2)همانا تأویل این آیه تا کنون نیامده است و هرگاه قائم ما قیام کند خواهند دید کسانی که او را درک میکند که تأویل این آیه گونه است و حتما دین پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله تا جایی پیش خواهند رفت که شب در آن جا راه دارد(کنایه از کل زمین) به گونهای که هیچ پرستش غیر خدا در روی زمین نخواهند ماند همان گونه خدا خود فرموده است که همگان من را عبادت کنند و هیچ چیزی را شریک من قرار ندهند».
ابو بصیر گوید: امام صادق علیه السلام در تفسیر این آیه شریفه: (هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدی وَ دِینِ الْحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَی الدِّینِ کُلِّهِ وَ لَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ) فرمود: وَ اللَّهِ مَا نَزَلَ تَأْوِیلُهَا بَعْدُ وَ لَا یَنْزِلُ تَأْوِیلُهَا حَتَّی
ص: 100
یَخْرُجَ الْقَائِمُ عجل الله تعالی فرجه الشریف فَإِذَا خَرَجَ الْقَائِمُ عجل الله تعالی فرجه الشریف لَمْ یَبْقَ کَافِرٌ بِاللَّهِ الْعَظِیمِ وَ لَا مُشْرِکٌ بِالْإِمَامِ إِلَّا کَرِهَ خُرُوجَهُ حَتَّی أَنْ لَوْ کَانَ کَافِراً أَوْ مُشْرِکاً فِی بَطْنِ صَخْرَةٍ لَقَالَتْ یَا مُؤْمِنُ فِی بَطْنِی کَافِرٌ فَاکْسِرْنِی وَ اقْتُلْهُ(1)به خدا سوگند تأویل این آیه هنوز نازل نشده است و نازل نخواهد شد تا آنکه قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف قیام کند و چون خروج کرد کافران به خدای عظیم و مشرکان به امام را ناخوش آید و اگر کافر یا مشرکی در دل صخرهای باشد آن صخره بگوید: ای مؤمن! در دل من کافری است آن را بشکن و او را به هلاکت برسان.
امیرمؤمنان علیه السلام عصر ظهور را عصر فراگیر شدن اسلام دانسته که همگان در برابر حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف تسلیم میشوند؛ کافری نمیماند مگر اینکه ایمان میآورد و بدکاری نمیماند مگر اینکه به نیکیها رو میآورد. میفرماید:
یَبْعَثَ اللَّهُ رَجُلًا فِی آخِرِ الزَّمَانِ وَ کَلَبٍ مِنَ الدَّهْرِ وَ جَهْلٍ مِنَ النَّاسِ یُؤَیِّدُهُ اللَّهُ بِمَلَائِکَتِهِ وَ یَعْصِمُ أَنْصَارَهُ وَ یَنْصُرُهُ بِآیَاتِهِ وَ یُظْهِرُهُ عَلَی أَهْلِ الْأَرْضِ حَتَّی یَدِینُوا طَوْعاً وَ کَرْهاً یَمْلَأُ الْأَرْضَ قِسْطاً وَ عَدْلًا وَ نُوراً وَ بُرْهَاناً یَدِینُ لَهُ عَرْضُ الْبِلَادِ وَ طُولُهَا لَا
1) کمال الدین و تمام النعمة، ج2، ص 670.
ص: 101
یَبْقَی کَافِرٌ إِلَّا آمَنَ بِهِ وَ لَا طَالِحٌ إِلَّا صَلَح؛(1)خداوند در آخر الزّمان؛ روزگار سخت و دشوار و جهل غالب مردم، مردی را مبعوث فرماید که او را توسّط فرشتگانش تأیید و یارانش را حفظ نموده و با آیات و معجزات خود او را نصرت بخشد، و او را بر تمام أهل زمین غالب و چیره سازد بنوعی که همه مطیع او شوند چه با میل چه با کراهت، او زمین را پر از قسط و عدل و نور و برهان نماید، تا جایی که تمامی سرزمینها پیرو او شوند، همه کافران به او ایمان آورده و مردم تبهکار؛ صالح شوند.
جابر بن یزید جعفی از امام باقر علیه السلام نقل کرده که فرمود: «کَأَنِّی بِأَصْحَابِ الْقَائِمِ عجل الله تعالی فرجه الشریف وَ قَدْ أَحَاطُوا بِمَا بَیْنَ الْخَافِقَیْنِ فَلَیْسَ مِنْ شَیْءٍ إِلَّا وَ هُوَ مُطِیعٌ لَهُمْ(2)گویا یاران قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف را میبینم که به سراسر زمین از مشرق تا مغرب احاطه کردهاند و همه چیز در فرمان آنها است».
ابو بصیر گوید: شنیدم از امام صادق علیه السلام که فرمود:
إِنَّ سُنَنَ الْأَنْبِیَاءِ علیهم السلام مَا وَقَعَ عَلَیْهِمْ مِنَ الْغَیْبَاتِ جَارِیَةٌ فِی الْقَائِمِ مِنَّا أَهْلَ الْبَیْتِ حَذْوَ النَّعْلِ بِالنَّعْلِ وَ الْقُذَّةِ بِالْقُذَّةِ قَالَ أَبُو بَصِیرٍ فَقُلْتُ لَهُ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ وَ مَنِ الْقَائِمُ مِنْکُمْ أَهْلَ الْبَیْتِ فَقَالَ یَا اَبَا بَصِیرٍ
ص: 102
هُوَ الْخَامِسُ مِنْ وُلْدِ ابْنِی مُوسَی ذَلِکَ ابْنُ سَیِّدَةِ الْإِمَاءِ یَغِیبُ غَیْبَةً یَرْتَابُ فِیهَا الْمُبْطِلُونَ ثُمَّ یُظْهِرُهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فَیَفْتَحُ عَلَی یَدَیْهِ مَشَارِقَ الْأَرْضِ وَ مَغَارِبَهَا وَ یَنْزِلُ رُوحُ اللَّهِ عِیسَی ابْنُ مَرْیَمَ علیه السلام فَیُصَلِّی خَلْفَهُ وَ تُشْرِقُ الْأَرْضُ بِنُورِ رَبِّهَا وَ لَا تَبْقَی فِی الْأَرْضِ بُقْعَةٌ عُبِدَ فِیهَا غَیْرُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَّا عُبِدَ اللَّهُ فِیهَا وَ یَکُونُ الدِّینُ کُلُّهُ لِلَّهِ وَ لَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ.(1)تمام غیبتهای پیامبران در زندگی قائم ما اهل بیت علیهم السلام نیز دقیقا جاری است. عرض کردم: آیا قائم از شما اهل بیت است؟ فرمود: ای ابو بصیر او پنجمین فرزند پسرم موسی کاظم علیه السلام و فرزند بانوی کنیزان عالم است. غیبتش چندان طولانی گردد که اهل باطل دچار تردید شوند. سپس خداوند او را ظاهر کند و شرق و غرب جهان را بدست او بگشاید و عیسی بن مریم از آسمان فرود آید و پشت سر او نماز گذارد. زمین با نور خداوند منور گردد و جایی در روی زمین نمیماند که در آن غیر از خداوند عز و جل پرستش شود همه ادیان از میان برود و فقط دین خدا میماند هر چند مشرکین نپسندند.
بر اساس آیات و روایات، در عصر ظهور، دین اسلام حاکم بر جهان خواهند شد و حکومت اسلامی مهدوی همه عالم را فرامیگیرد. از
1) بحار الانوار، ج51، ص 146.
ص: 103
این رو آنچه مسلم است این است که در حکومت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف جهان از وجود اهل کتابی که بر عقاید شرک آمیز خود اصرار بورزند پیراسته خواهد شد. اما اکثر اهل کتاب در عصر حکومت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف اسلام میآورند و هیچگونه قرینه عقلی یا نقلی که بر کشته شدن اکثر اهل کتاب در عصر حکومت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف دلالت کند وجود ندارد؛ بلکه شواهد و قراین، خلاف این مسأله را ثابت میکنند. و طبیعتاً در جنگ و درگیریهایی که میان سپاه امام عجل الله تعالی فرجه الشریف و اهل کتاب که در جریان فتح دنیا رخ خواهد داد، تعداد اندکی از اهل کتاب به جهت مقاومت در برابر سپاه امام علیه السلام به قتل خواهند رسید. لیکن علاوه بر گروه کثیری که اسلام میآورند و تعداد اندکی که در جریان فتح دنیا کشته میشوند، گروه کمی نیز باقی خواهند ماند.
بر این اساس، درباره سرنوشت اهل کتاب در عصر ظهور، دو نکته میباید مورد نظر قرار گیرد:
اولا بحث از سرنوشت اهل کتاب در حکومت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف ناظر به کسانی اند که با وجود فرصتهای فزاینده و تأکید فراوانی که بر انتشار دین اسلام در میان تمامی انسانها، باز هم بر آیین یهودیت و نصرانیت، باقی ماندهاند.
ثانیا آنچه مسلم و قطعی است آن است که نظام حاکم در عصر
ص: 104
ظهور اسلام و شریعت محمدی صلی الله علیه و آله است پیروان دیگر ادیان سهمی از حکومت ندارند و حضرت برای برپایی حاکمیت الاهی در جامعه با سرکشان طغیانگر و نیز مفسدان تبهکار برخورد انعطاف ناپذیر خواهند داشت.
از آیات قرآن(1)نیز استفاده میشود که در عصر ظهور امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف حکومت و قدرت در سراسر جهان از کفار غیر کتابی و مادّیین گرفته میشود و در دست مسلمین و رجال شایستهء جهان قرار میگیرد و نور اسلام تمام ادیان را تحت الشّعاع قرار میدهد و برآنها غالب میگردد.
همچنین احادیث نیز دلالت دارد بر اینکه در عصر دولت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف دستگاه شرک و کفر از زمین برچیده میشود و یکتا پرستی و توحید بر جهان حکم فرما میشود. امام کاظم علیه السلام میفرماید: «الثّانِی عَشَر مِنّا یُسهِّلُ اللهُ لَهُ کُلّ عَسِیر... وَ یُبِیرُ بِه کُلّ جَبّارٍ عَنِیدٍ وَ یُهلِکُ عَلی یَدِهِ کُلّ شَیطَانٍ مَرِیدٍ؛(2)برای دوازدهمین از خاندان ما امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف خداوند هر دشواری را آسان میگرداند و به دست او هر
ص: 105
جبار سرسختی نابود و هر شیطان سرکشی هلاک میگردد».
بنابراین اسلام خاستگاه دین و ارزشهای الاهی را ناشی از امری ماورایی میداند، بنابراین در عصر ظهور جایی برای ادیان ساخته بشری و یا غیرتوحیدی نمیماند. اما اینکه آیا در عصر ظهور برخورد امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف با کسانی که با وجود ترویج و تبلیغ دین اسلام، حقیقت اسلام را نمیپذیرند و بر ادیان اسلاف خویش پابرجا میمانند، چگونه خواهد بود؟ در این باره باید گفت تردیدی نیست که برخورد امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف با ملحدان و منکران حضرت حق، قاطعانه و قهر آمیز خواهد بود و هیچگونه مدارا و مسامحهای را در حق آنان روا نمیدارد و از آنها جزیه نیز نخواهد پذیرفت بلکه آنان یا باید اسلام را بپذیرند و یا آنکه کشته شوند و راه دیگری برای آنان وجود ندارد.
ولی درباره برخورد امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف با پیروان ادیان الاهی و چگونگی تعامل حکومت اسلامی مهدوی با اهل کتاب در عصر ظهور و اینکه آیا پیروان ادیان غیر اسلامی بر دین خود باقی می مانند یا اینکه اسلام می آورند؟ از روایات استفاده میشود که بیشتر اهل کتاب ایمان می آورند عدهای کمی مقاومت میکنند.
ص: 106
و اقلیت آنان مقاومت میکنند. بیگمان پس از تمهیدات فراوانی که از سوی امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف برای گرایش اهل کتاب به اسلام واقعی فراهم میشود، بسیاری از آنان به این آیین الاهی روی خواهند آورد و عده کمی از سر تعصب چشم از حقیقت میپوشانند و برکیش آیین منسوخ خود باقی میمانند.
براساس برخی روایات، اکثریت اهل کتاب از روی میل و رغبت به اسلام گرویده و به دین حنیف اسلام تشرف می یابند، چنانکه امام باقر علیه السلام میفرماید: «فَلَا یَبقَی یَهُودِیّ وَ لَانَصَرانیّ وَ لَا أَحَدٌ مِمّن یَعبُدُ غَیراللهِ إلّا آمَنَ بِهِ وَ صَدَّقَهُ وَ یَکُونُ الْمِلّةُ اَلإِسْلَام؛(1)هیچ یهودی و نصرانی و کسی که غیر خدا را میپرستد، باقی نمیماند مگر اینکه به او ایمان آورد و تصدیقش کند و تنها یک آیین(اسلام) وجود خواهد داشت.
اما آن دسته از کسانی که پس از تبلیغ دین اسلام و اتمام حجت، از قوه خرد و فطرت خویش تأثیر نپذیرند و به عناد خویش ادامه دهند، با قوه قاهره به پذیرش دین اسلام وادار میگردند و در صورت مقاومت، کشته میشوند. امام صادق علیه السلام در اینباره فرمود:
1) معجم احادیث الامام المهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، ج5، ص176.
ص: 107
لَا یَأْتُونَ عَلَی أَهْلِ دِینٍ إِلَّا دَعَوْهُمْ إِلَی اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ إِلَی الْإِسْلَامِ وَ الْإِقْرَارِ بِمُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله وَ التَّوْحِیدِ وَ وَلَایَتِنَا أَهْلَ الْبَیْتِ فَمَنْ أَجَابَ مِنْهُمْ وَ دَخَلَ فِی الْإِسْلَامِ تَرَکُوهُ وَ أَمَّرُوا عَلَیْهِ أَمِیراً مِنْهُمْ وَ مَنْ لَمْ یُجِبْ وَ لَمْ یُقِرَّ بِمُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله وَ لَمْ یُقِرَّ بِالْإِسْلَامِ وَ لَمْ یُسْلِمْ قَتَلُوهُ حَتَّی لَا یَبْقَی بَیْنَ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ وَ مَا دُونَ الْجَبَلِ أَحَدٌ إِلَّا آمَنَ؛(1)بر پیروان هیچ دینی وارد نمیشوند، مگر اینکه آنها را به خدا پرستی و پذیرش اسلام و اقرار به نبوت حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم و پذیرش ولایت ما اهلبیت علیه السلام دعوت میکنند. پس هر که را اسلام نیاورد، میکشند تا اینکه از مشرق تا مغرب و پشت کوه کسی نباشد مگر اینکه ایمان آورد.
بنابراین، رویه غالب در میان اهل کتاب پیوستن به دین اسلام است و بیشتر پیروان دیگر ادیان الاهی در عصر ظهور، به پذیرش اسلام روی می آورند. آیت الله مکارم شیرازی در این باره مینویسد: با توجّه به این که در دوران حکومت آن مصلح بزرگ، همهِ وسایل پیشرفته ارتباط جمعی در اختیار او و پیروان رشید اوست و با توجه به این که اسلام راستین با حذف پیرایهها، کشش و جاذبهای فوقالعاده دارد، به خوبی میتوان پیشبینی کرد که اسلام با تبلیغ منطقی و پیگیر، از
1) مختصر بصائر الدرجات، ص11، بحار الانوار، ج86، ص81.
ص: 108
طرف اکثریت قاطع مردم جهان پذیرفته خواهد شد و وحدت ادیان از طریق اسلام پیشرو عملی میگردد.(1)
از آنجای که امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف بر اساس این رسالت الاهی خویش با طرح مباحث فکری و عقیدتی اقدام به اثبات حقّانیّت دین اسلام و آشکار کردن بطلان دیگر مکاتب و نحلهها خواهد نمود، بیتردید در سایهِ تلاشهای حضرت و یاوران او در این زمینه، بسیاری به حقّانیّت آیین اسلام یقین پیدا کرده و به آن خواهند گروید.
علاوه بر کمال ذاتی آئین اسلام، شخصیت ممتاز حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز در جذب اهل کتاب به اسلام نقش اساسی دارد زیرا یکی از عواملی که باعث گرایش اهل کتاب و بلکه همه غیر مسلمانان به اسلام و پیروی آنان از امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف میشود، شخصیت فوق العاده و استثنایی امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است. کدام انسان سلیم النفس است که در رویارویی با آن بزرگ مرد آسمانی که منبع زیبایی، خوبی، پاکی، صداقت، محبت، رافت است، دل از کف ندهد و شیفته او نگردد؟ او تجسم انبیای بزرگ الاهی همچون حضرت آدم، نوح، ابراهیم، موسی، عیسی علیهم السلام و رسول خاتم حضرت محمد صلی الله علیه و آله است. بدیهی است که
1) حکومت جهانی مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، ص 288.
ص: 109
شخصیت فوق العادهِ امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف که مظهر کمالات و خوبیها است دلهای مردمان را تسخیر و مجذوب خویش خواهد نمود.
بنابراین برای رویکرد اهل کتاب به دین اسلام و گرایش آنها به امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف انگیزههای فراوانی وجود دارد تا اهل کتاب را به پدیرش اسلام وادارند چنانکه در روایات بدان اشاره شده است.
هشام جوالقی از امام صادق علیه السلام روایت کرده که فرمود:
لَا یَأْتُونَ عَلَی أَهْلِ دِینٍ إِلَّا دَعَوْهُمْ إِلَی اللَّهِ وَ إِلَی الْإِسْلَامِ وَ إِلَی الْإِقْرَارِ بِمُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله وَ مَنْ لَمْ یُقِرَّ بِالْإِسْلَامِ وَ لَمْ یُسْلِمْ قَتَلُوهُ حَتَّی لَا یَبْقَی بَیْنَ الْمَشْرقِ وَ الْمَغْرِبِ وَ مَا دُونَ الْجَبَلِ أَحَدٌ إِلَّا أَقَرّ؛(1)حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف بر پیروان هیچ دینی وارد نمیشوند مگر این که آنها را به خدا، اسلام و اقرار به حضرت محمد صلی الله علیه و آله فرامی خواند و هرکه اقرار به اسلام نکن و تسلیم او نگردد کشته میشود تا این که از شرق تا غرب کسی باقی نماند جز آنکه اقرار به رسول خدا صلی الله علیه و آله نماید.
1) بحار الانوار، ج27، ص43؛ معجم احادیث الامام المهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، ج 4، ص 61.
ص: 110
ابن بکیر گوید: از امام کاظم علیه السلام درباره تفسیر این آیه: ((وَ لَهُ أَسْلَمَ مَنْ فِی السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ))(1)پرسیدم حضرت در پاسخ فرمود:
أُنْزِلَتْ فِی الْقَائِمِ عجل الله تعالی فرجه الشریف إِذَا خَرَجَ بِالْیَهُودِ وَ النَّصَارَی وَ الصَّابِئِینَ وَ الزَّنَادِقَةِ وَ أَهْلِ الرِّدَّةِ وَ الْکُفَّارِ فِی شَرْقِ الْأَرْضِ وَ غَرْبِهَا فَعَرَضَ عَلَیْهِمُ الْإِسْلَامَ فَمَنْ أَسْلَمَ طَوْعاً أَمَرَهُ بِالصَّلَاةِ وَ الزَّکَاةِ وَ مَا یُؤْمَرُ بِهِ الْمُسْلِمُ وَ یَجِبُ لِلَّهِ عَلَیْهِ وَ مَنْ لَمْ یُسْلِمْ ضَرَبَ عُنُقَهُ حَتَّی لَا یَبْقَی فِی الْمَشَارِقِ وَ الْمَغَارِبِ أَحَدٌ إِلَّا وَحَّدَ اللَّه؛(2)این آیه درباره قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف نازل شده، هنگامی که علیه یهود و نصارا و صابئین و مادّیهای ملحد و برگشتگان از اسلام و کفار در شرق و غرب کره زمین، قیام میکند و اسلام را پیشنهاد مینماید هر کس از روی میل پذیرفت دستور میدهد که نماز بخواند و زکاة بدهد و آنچه هر مسلمانی مأمور به انجام آنست بر وی نیز واجب میکند و هر کس مسلمان نشد گردنش را میزند تا آنکه در شرق و غرب عالم یک نفر خدا نشناس باقی نماند.
حضرت باقر علیه السلام در تفسیر آیه ((لِیُظْهِرَهُ عَلَی الدِّینِ کُلِّهِ وَ لَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ))(3)فرمود: یَکُونُ أَنْ لَا یَبْقَی أَحَدٌ إِلَّا أَقَرَّ بِمُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله؛(4)خدا
ص: 111
شرق و غرب جهان را برای صاحب الامر مفتوح میکند آن قدر جنگ میکند تا اینکه جز دین محمد دینی باقی نماند».
نیز از آن حضرت روایت شده که فرمود:
یَمْلِکُ الْقَائِمُ ثَلَاثَمِائَةِ سَنَةٍ وَ یَزْدَادُ تِسْعاً کَمَا لَبِثَ أَهْلُ الْکَهْفِ فِی کَهْفِهِمْ یَمْلَأُ الْأَرْضَ عَدْلًا وَ قِسْطاً کَمَا مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوْراً فَیَفْتَحُ اللَّهُ لَهُ شَرْقَ الْأَرْضِ وَ غَرْبَهَا وَ یَقْتُلُ النَّاسَ حَتَّی لَا یَبْقَی إِلَّا دِینُ مُحَمَّد صلی الله علیه و آله؛(1)قائم ما سیصد و نه سال سلطنت میکند به مدتی که اصحاب کهف در غار خود توقف نمودند. او زمین را پر از عدل و داد میکند، چنانکه پر از ظلم و ستم شده باشد. خداوند شرق و غرب زمین را برای ما می گشاید. چندان مردم بیدین را به قتل رساند که جز دین محمد صلی الله علیه و آله نماند.
بنابراین، یهود و نصاری در عصر دولت مهدی باقی خواهند ماند لیکن ازعقیده تثلیث و شرک دست برمیدارند و خدا پرست میشوند و تحت الحمایه حکومت اسلامی به زندگی خویش ادامه میدهند. در عین حال دولتهای باطل سقوط میکنند و قدرت جهان در دست مسلمانان صلاحیت دار واقع میشود و دین اسلام دین جهانی و برتمام ادیان غالب میگردد و بانگ توحید از همه جا بلند میشود.
1) بحار الانوار، ج52، ص 390.
ص: 112
رِفاعة بن موسی گوید:
از امام صادق علیه السلام شنیدم که درباره آیه مبارکه ((وَ لَهُ أَسْلَمَ مَنْ فِی السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ طَوْعاً وَ کَرْهاً))(1)فرمود: إِذَا قَامَ الْقَائِمُ لَا یَبْقَی أَرْضٌ إِلَّا نُودِیَ فِیهَا شَهَادَةُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللّهَ صلی الله علیه و آله؛(2)هنگامی که قائم ما قیام کرد هیچ نقطه ای از زمین نیست جز اینکه آوای شهادت بر یگانگی خدا و رسالت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در آنجا بلند میشود.
امام باقر علیه السلام در بیان معنای آیه مبارکه ((وَ قُلْ جاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْباطِلُ))(3)فرمود: «إِذَا قَامَ الْقَائِمُ عجل الله تعالی فرجه الشریف ذَهَبَتْ دَوْلَةُ الْبَاطِل؛(4)وقتی قائم قیام کرد دولت باطل برای همیشه سقوط میکند».
أَبی الجارُود از امام باقر علیه السلام روایت کرده که آن حضرت در تفسیر آیه شریفه: ((الَّذِینَ إِنْ مَکَّنَّاهُمْ فِی الْأَرْضِ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ آتَوُا الزَّکاةَ))(5)فرمود:
ص: 113
فَهَذِهِ لآِلِ مُحَمَّدِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِمْ إِلَی آخِرِ الْأَئِمَّةِ وَ الْمَهْدِیِّ وَ أَصْحَابِهِ یَمْلِکُهُمُ اللَّهُ مَشَارِقَ الْأَرْضِ وَ مَغَارِبَهَا وَ یُظْهِرُ بِهِ الدِّینَ وَ یُمِیتُ اللَّهُ بِهِ وَ بِأَصْحَابِهِ الْبِدَعَ وَ الْبَاطِلَ کَمَا أَمَاتَ السُّفَهَاءُ الْحَقَّ حَتَّی لَا یُرَی أَیْنَ الظُّلْم وَ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَر؛(1)این آیه درباره همه امامان از آل محمد صلی الله علیه و آله نازل شده است و مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و یارانش را خداوند بر شرق و غرب زمین حاکم میگرداند؛ به واسطه آنان دین را تقویت میکند وبدعتها و باطل را از بین میبرد چنانکه نادانان حق را پایمال کردهاند به طوری که دیگر از ظلم اثری باقی نمی ماند و همگان ظیفه امر به معروف ونهی از منکر را انجام میدهند.
همچنین روایاتی که از رضایتمندی همگانی نسبت به حکومت مهدوی خبر میدهد بیانگر اقبال عمومی از جمله اهل کتاب به دین اسلام است.
پیامبراکرم صلی الله علیه و آله در این باره میفرماید:
أُبَشِّرُکُمْ بِالْمَهْدِیِّ یُبْعَثُ فِی أُمَّتِی عَلَی اخْتِلَافٍ مِنَ النَّاسِ وَ زَلَازِلَ یَمْلَأُ الْأَرْضَ قِسْطاً وَ عَدْلًا کَمَا مُلِئَتْ جَوْراً وَ ظُلْماً یَرْضَی عَنْهُ سَاکِنُ السَّمَاءِ وَ سَاکِنُ الْأَرْضِ؛(2)شما را به آمدن مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف
ص: 114
بشارت میدهم. وی در حالی قیام و خروج خواهد کرد که امّت من گرفتار اختلاف و پریشانی شدیدی است. او زمین را از قسط و عدل پر میکند، همچنانکه از ظلم و جور پر شده است. اهل آسمان و ساکنان زمین همگی از آمدن او شادمان و خشنود خواهند بود.
نیز حذیفه از رسول اکرم صلی الله علیه و آله نقل میکند که فرمود:
یَفرَحُ بِهِ أَهْلُ السَّمَاءُ وَ أَهْلُ اْلأَرْضِ وَ الطَّیرَ وَ الْوُحُوشَ وَ الْحِیتَانَ فِی الْبَحْرِ وَ تَزِیْدُ الْمَیَاهُ فِی دَولَتِهِ وَ تَمُدُّ اْلَأنهَارُ وَ تُضْعِفُ الْأَرضُ أُکُلَهَا وَ تَسْتَخْرِجُ الْکُنُوزَ؛(1)به سبب ظهور او، ساکنان آسمان و زمین و پرندگان و حیوانات وحشی و ماهیان دریا، همگی خوشحال میشوند. در دولت او آبها فزونی میگیرد و رودها پرآب میگردد و زمین فراوان حاصل میدهد و گنجهای آن بیرون کشیده میشود.
امیرمؤمنان علیه السلام میفرماید: «یَفْرَحُ بِخُرُوجِهِ أَهْلُ السَّمَاوَاتِ وَ سُکَّانُهَا؛(2)با خروج او اهل آسمانها و ساکنینشان خرسند خواهند شد».
این گونه روایات بر خرسندی جهانیان از قیام امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف دلالت
ص: 115
میکند. بیتردید این خرسندی زمانی جا دارد که اهل کتاب از او پیروی کنند و به فرمانهایش گردن نهند؛ چرا که اگر قصد برافراشتن علَم مخالفت و ایستادن در برابر او و اهداف او را داشته باشند جایی برای خرسندی باقی نخواهد ماند.
بر این اساس، هنگامی که حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف ظهور کند نام مبارکش بر سر زبانها خواهد افتاد و وجود مردم سرشار از عشق به اوست؛ به گونهای که جز نام او هیچ نامی در یاد و زبان آنان نیست و با دوستی او روح خود را سیراب میکنند. روشن است که این خرسندی و خشنودی در این روایات برای مسلمانان و یا گروه و جماعت ویژهای نیست و تعابیری چون ساکنان زمین و آسمان و یا مردم، عامند و همه را در برمیگیرند. گرچه بیتردید در این میان دشمنان و منحرفانی نیز وجود دارند که از ظهور او ناخشنود و خشمگیناند، ولی با توجّه به عمومیّت روایات، این عده بخش اندکی از مجموعهِ عظیم انسانها خواهند بود و اهل کتاب را نیز در بر خواهند داشت.
از ظاهر بعض آیات بر می آید که کیش یهود و نصاری تا قیامت
ص: 116
برجا خواهند ماند. مانند آنچه که خداوند متعال درسورهء مائده میفرماید: ((وَمِنَ الَّذِینَ قالُوا إِنَّا نَصاری أَخَذْنا مِیثاقَهُمْ فَنَسُوا حَظًّا مِمَّا ذُکِّرُوا بِهِ فَأَغْرَیْنا بَیْنَهُمُ الْعَداوَةَ وَ الْبَغْضاءَ إِلی یَوْمِ الْقِیامَةِ وَ سَوْفَ یُنَبِّئُهُمُ اللَّهُ بِما کانُوا یَصْنَعُون))(1)ما از کسانی که ادعای نصرانیت داشتند پیمان گرفتیم، پس قسمتی از پندهای ما را فراموش نمودند، ما هم دشمنی وکینه را تا قیامت دربینشان انداختیم.
همچنین در آیه دیگر از این سوره میفرماید: ((وَ قالَتِ الْیَهُودُ یَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَیْدِیهِمْ وَ لُعِنُوا بِما قالُوا بَلْ یَداهُ مَبْسُوطَتانِ یُنْفِقُ کَیْفَ یَشاءُ وَ لَیَزِیدَنَّ کَثِیراً مِنْهُمْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ طُغْیاناً وَ کُفْراً وَ أَلْقَیْنا بَیْنَهُمُ الْعَداوَةَ وَ الْبَغْضاءَ إِلی یَوْمِ الْقِیامَة))(2)یهودان گفتند: دست خدا بسته است؛ دست خودشان بسته باد و بسزای این ناروا که به خدا نسبت دادند ملعون شوند، بلکه دست رحمت او گشوده است و هرچه بخواهد انفاق میکند. قرآنی که برتو نازل گشته سرکشی و کفر بسیاری از آنها را افزون میکند و تا قیامت در میانشان دشمنی و کینه انداختیم.
ص: 117
درسورهء آل عمران میفرماید: ((إِذْ قالَ اللَّهُ یا عیسی إِنِّی مُتَوَفِّیکَ وَ رافِعُکَ إِلَیَّ وَ مُطَهِّرُکَ مِنَ الَّذینَ کَفَرُوا وَ جاعِلُ الَّذینَ اتَّبَعُوکَ فَوْقَ الَّذینَ کَفَرُوا إِلی یَوْمِ الْقِیامَةِ))(1)خدا به عیسی فرمود: من ترا گرفته به سوی خویش برآرم واز کفار دورت نمایم و پیروانت را تا قیامت بالا دست و مسلط برکفار گردانم.
ظاهر این گونه آیات، برماندگاری پیروان دین یهود و نصاری تا قیامت و استقرار دولت مهدی، دلالت میکنند، لازمه ماندگاری کیش یهود و نصاری، همزیستی مسالمت مسلمانان با آنان با پرداخت جزیه از سوی آنان است.
ظاهر برخی احادیث نیز دلالت بر بقای اهل کتاب در عصر ظهور دارد، مانند آنچه جابر بن عبد اللَّه انصاری از امام باقر علیه السلام روایت کرده که آن حضرت فرمود:
إِذَا قَامَ قَائِمُ أَهْلِ الْبَیْتِ قَسَمَ بِالسَّوِیَّةِ وَ عَدَلَ فِی الرَّعِیَّةِ فَمَنْ أَطَاعَهُ فَقَدْ أَطاعَ اللَّهَ وَ مَنْ عَصَاهُ فَقَدْ عَصَی اللَّهَ وَ إِنَّمَا سُمِّیَ الْمَهْدِیُّ مَهْدِیّاً لِأَنَّهُ یُهْدَی إِلَی أَمْرٍ خَفِیٍّ وَ یَسْتَخْرِجُ التَّوْرَاةَ وَ سَائِرَ کُتُبِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ غَارٍ بِأَنْطَاکِیَةَ وَ یَحْکُمُ بَیْنَ أَهْلِ التَّوْرَاةِ بِالتَّوْرَاةِ وَ بَیْنَ أَهْلِ الْإِنْجِیلِ بِالْإِنْجِیلِ وَ بَیْنَ أَهْلِ الزَّبُورِ بِالزَّبُورِ وَ بَیْنِ أَهْلِ
1) سوره آل عمران، آیه 55.
ص: 118
الْقُرْآنِ بِالْقُرْآنِ وَ تُجْمَعُ إِلَیْهِ أَمْوَالُ الدُّنْیَا مِنْ بَطْنِ الْأَرْضِ وَ ظَهْرِهَا فَیَقُولُ لِلنَّاسِ تَعَالَوْا إِلَی مَا قَطَعْتُمْ فِیهِ الْأَرْحَامَ وَ سَفَکْتُمْ فِیهِ الدِّمَاءَ الْحَرَامَ وَ رَکِبْتُمْ فِیهِ مَا حَرَّمَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فَیُعْطِی شَیْئاً لَمْ یُعْطَهُ أَحَدٌ کَانَ قَبْلَهُ؛(1)هنگامی که قائم اهل بیت علیهم السلام قیام کرد، به طور مساوی تقسیم میکند و در میان رعیّت با دادگری رفتار میکند، پس هر که از او اطاعت کند فرمان خدا را برده است و هر که از او نافرمانی کند خدا را نافرمانی نموده است و مهدی برای این مهدی نامیده شده که به امری پنهان هدایت میکند و تورات و سایر کتب(آسمانی) خدای عزّ و جلّ را از غاری در انطاکیه بیرون میآورد و میان اهل تورات(یهود) با تورات و میان اهل انجیل(مسیحیان) با انجیل و بین اهل زبور با زبور و میان مسلمانان با قرآن حکم میکند. ثروتهای روی زمین و گنجهای درون آن از تمام نقاط جهان به سوی او گرد میآیند. آنگاه خطاب به مردم میفرماید: بیایید، این همان متاع دنیاست که برای آن با خویشاوندان قطع رحم کردید، خونهای حرام را ریختید، به حریم گناهان وارد شده، مرتکب محرّمات الاهی شدید، این ثروتها را کلان کلان در اختیار مردم قرار میدهند که چنین رقمهای درشت در تاریخ بخششهای جهان بیسابقه خواهد بود.
1) الغیبة، نعمانی، ص237.
ص: 119
برخی آیات و احادیث نیز بر پذیرفتن جزیه از اهل کتاب دلالت دارد چنانکه در قرآن میفرماید: ((قَاتِلُواْ الَّذِینَ لاَ یُؤْمِنُونَ بِا للّهِ وَلاَ بِالْیَوْمِ الآخِرِ وَلاَ یُحَرِّمُونَ مَا حَرَّمَ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَلاَ یَدِینُونَ دِینَ الْحَقِّ مِنَ الَّذِینَ أُوتُواْ الْکِتَابَ حَتَّی یُعْطُواْ الْجِزْیَةَ عَن یَدٍ وَهُمْ صَاغِرُونَ))(1)با کسانی از اهل کتاب که نه به خدا و نه به روز جزا ایمان دارند و نه آنچه را خدا و رسولش تحریم کرده حرام میشمرند، و نه آیین حق را میپذیرند، پیکار کنید تا زمانی که با خضوع و تسلیم، جزیه را به دست خود بپردازند.
امام صادق علیه السلام در پاسخ ابو بصیر از پرداخت جزیه توسط اهل ذمه خبر داده است. ابو بصیر گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم:
فَمَا یَکُونُ مِن اهلِ الذّمة عِندَهُ؟ قَالَ ابُوعَبدُالله علیه السلام: یُسَالَمهُم کَمَا سَالَمهُم رَسُولُالله صلی الله علیه و آله وَ یُؤتُونَ الجِزیَةَ عَن یَدٍ وَ هُم صَاغِرُون(2)پرسیدم آیا در عصر امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف اهل ذمه چه وضعیّتی خواهند داشت؟ حضرت در پاسخ فرمود: با آنها مصالحه میکند چنانکه رسول خدا صلی الله علیه و آله مصالحه نمود و آنها با خضوع و تسلیم جزیه را به دست خود میپردازند.
از امیرمؤمنان علیه السلام نقل شده است که فرمود: «فَیبعَثُ مَلِک الرُّوم
ص: 120
یَطلُبُ الهُدنَةَ مِنَ المَهدِی عجل الله تعالی فرجه الشریف وَ یَطلُبُ المَهدِی عجل الله تعالی فرجه الشریف مِنهُ الجِزیَة فَیُجِیبُهُ اِلَی ذَلِکَ(1)پس پادشاه روم، نمایندهای را میفرستد و درخواست صلح میکند. مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز از او میخواهد که جزیه بپردازد. پادشاه روم هم میپذیرد».
البته برخی روایات وارد شده در منابع روایی شیعه بر عدم اخذ جزیه از اهل کتاب دلالت دارد مانند آنچه از عبد الاعلی حلبی از امام باقر علیه السلام روایت شده است که فرمود:
وَ لَا تَبْقَی أَرْضٌ إِلَّا نُودِیَ فِیهَا شَهَادَةُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لَا شَرِیکَ لَهُ وَ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللَّهِ وَ هُوَ قَوْلُهُ ((وَ لَهُ أَسْلَمَ مَنْ فِی السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ طَوْعاً وَ کَرْهاً وَ إِلَیْهِ یُرْجَعُونَ))(2)وَ لَا یَقْبَلُ صَاحِبُ هَذَا الْأَمْرِ الْجِزْیَةَ کَمَا قَبِلَهَا رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله وَ هُوَ قَوْلُ اللَّهِ ((وَ قاتِلُوهُمْ حَتَّی لا تَکُونَ فِتْنَةٌ وَ یَکُونَ الدِّینُ کُلُّهُ لِلَّهِ))(3)قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ علیه السلام: یُقَاتِلُونَ وَ اللَّهِ حَتَّی یُوَحَّدَ اللَّهُ وَ لَا یُشْرَکَ بِهِ شَیْءٌ؛(4)هیچ جایی نمیماند مگر اینکه مردمان آن به وحدانیت خداوند و رسالت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم گواهی میدهند همان گونه که خدا
ص: 121
فرموده است: تمام کسانی که در آسمانها و زمین هستند از روی اختیار یا از روی اجبار در برابر فرمان او تسلیم اند، و همه به سوی او باز گردانده میشوند. و صاحب این امر آن چنانکه رسول خدا صلی الله علیه و آله جزیه گرفت، جزیه نمیپذیرد و این تحقق سخن خداوند است که فرمود: و با آنها پیکار کنید تا فتنه [شرک و سلب آزادی] برچیده شود و دین(و پرستش) همه مخصوص خدا باشد.
همچنین روایت محمد بن مسلم از امام باقر علیه السلام آمده است:
قُلْتُ لِأَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ ((وَ قاتِلُوهُمْ حَتَّی لا تَکُونَ فِتْنَةٌ وَ یَکُونَ الدِّینُ کُلُّهُ لِلَّهِ))(1)فَقَالَ لَمْ یَجِئْ تَأْوِیلُ هَذِهِ الْآیَةِ بَعْدُ إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلی الله علیه و آله رَخَّصَ لَهُمْ لِحَاجَتِهِ وَ حَاجَةِ أَصْحَابِهِ فَلَوْ قَدْ جَاءَ تَأْوِیلُهَا لَمْ یَقْبَلْ مِنْهُمْ لَکِنَّهُمْ یُقْتَلُونَ حَتَّی یُوَحَّدَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ وَ حَتَّی لَا یَکُونَ شِرْکٌ(2)تأویل این آیه هنوز نیامده و محقق نشده است، همانا رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به جهت نیاز خود و اصحابش به آنان رخصت داد، لیکن هنگامی که زمان تأویل و تحقق این آیه فرا رسد، از آنها پذیرفته نمیشود. آنها کشته میشوند تا
ص: 122
خداوند عزوجل به وحدانیّت شناخته شود و دیگر شرکی نباشد.
این روایت صراحت دارد بر اینکه تأویل این آیه هنوز نیامده است و حکم مذکور در روایت، بی سابقه بوده و در زمانهای پیشین وجود نداشته است. از طرفی روشن است که مراد حکم بی سابقه که قبل از عصر ظهور وجود نداشته است، قتل مطلق اهل کتاب است؛ زیرا حکم قتل فتنهگرانِ اهل کتاب و قبول جزیه از آنانی که فتنهگر نیستند در زمان رسول خدا صلی الله علیه و آله وجود داشته است، ظاهر این روایت نیز همانند روایت پیشین بیانگر عدم پذیرش جزیه از اهل کتاب است.
مضافاً براینکه برخورد با اخلالگرانِ در امر حکومت شیوه مرسومی است که در همه جای دنیا همیشه متداول بوده و هست. اقدام یاد شده (قتل فتنهگران اهل کتاب) با موازین و اصول اسلامی نیز منطبق و هم خوان است. شبیه این اقدام را در سیره پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نیز میتوان مشاهده کرد. به عنوان نمونه میتوان به جهاد حضرت با یهودیان بنی قریظه و قتل مردان آنها اشاره کرد که این اقدام به جهت پیمانشکنی و همراهی آنان با مشرکانی بود که جنگ احزاب
ص: 123
را علیه مسلمانان به راه انداخته بودند.(1)
مرحوم علامه مجلسی، درباره برخورد مسالمت آمیز حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف با اهل کتاب و اخذ جزیه از آنان، این احتمال را مطرح کرده است که ممکن است این برخورد ناظر به مرحله آغازین قیام حضرت باشد. وی در بیان وجه جمع میان روایاتی که دلالت دارد بر اینکه حضرت میان اهل کتاب با کتاب خودشان حکم میکند و روایاتی که بر لزوم اسلام آوردن آنان دلالت دارد، مینویسد:
لَا یَقبَلُ مِن أحَدٍ إلّا الإسْلَام لِأنّ هَذَا مَحمُولٌ عَلی أنّه یُقیمُ الحُجّة عَلیَهِم بِکتُبُهِم أو یَفعَلُ ذَلِک فِی بَدْوِ الأمر قَبلَ أن یَعلُو أَمرَهُ وَ یُتِمّ حُجّتهُ(2)یعنی اینکه حضرت جز اسلام آوردن آنان چیزی مانند جزیه را نمی پذیرد.
این عدم پذیرش جزیه ممکن است ناظر به زمان پس از استقرار و تثبیت حکومت جهانی امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف باشد، زیرا پس از گسترش دین اسلام و برقراری حکومت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و تثبیت نظام فراگیر اسلامی، چون بر اهل کتاب اتمام حجت شده است از آنان جز اسلام پذیرفته نخواهد شد.
ص: 124
از کارکردهای مهم و درخشان دوران حاکمیت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف توسعه و ترویج همه جانبه یگانه پرستی و زدودن مظاهر شرک و کفر در جامعه است، زیرا آن حضرت فرهنگ دینی را بر کلیه سطوح جامعه حاکم میگرداند و توحید را در میان مردم نهادینه میکند. در سایه حاکمیت ارزشهای دینی در سطوح جامعه، حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف ریشه هرگونه فساد را بر میکند و هرگز روشهای سازشکارانه و مصلحتاندیشانه نداشته بلکه در حوزه اخلاق نیز روش حضرت در برخورد با فاسدان، تبهکاران و فسادهای اجتماعی و اخلاقی، بسیار سختگیرانه و قاطعانه بوده و از هرگونه مسامحه به دور است. امیرمؤمنان علیه السلام میفرماید: «... وَ لَیُطَهِّرَنّ الأرَضَ مِنْ کُلّ غَاشٍ؛(1)زمین را از هر انسان نیرنگباز(و فریبکار) پاک میسازد».
در عصر حکومت الاهی امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نه تنها از شرک و پرستش غیر خدا اثری نیست، بلکه حتی بتخانهها نیز تبدیل به عبادتگاه خدا میشوند و نقطهای بر روی زمین نخواهد ماند که در آن مدتی غیر خدا پرستش شده مگر اینکه خدا در آن پرستش خواهد شد. رسول خدا صلی الله علیه و آله درهم شکسته شدن نماد صلیب و نمایان کردن دروغ هزاران
1) بحار الانوار، ج51، ص120.
ص: 125
سالهی مسیحیت تحریف شده را از ویژگیهای حضرت قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف شمرده، میفرماید:
فَإِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی لَنْ یَذْهَبَ بِالدُّنْیَا حَتَّی یَقُومَ مِنَّا الْقَائِمُ یَقْتُلُ مُبْغِضِینَا وَ لَا یَقْبَلُ الْجِزْیَةَ وَ یَکْسِرُ الصَّلِیبَ وَ الْأَصْنَام(1)خداوند دنیا را به پایان نرساند تا اینکه قائم ما عجل الله تعالی فرجه الشریف قیام کند و کسانی را که با ما دشمنی میورزند به قتل برساند و از کفار جزیه قبول نکند و صلیبها را بشکند.
در آن زمان همه مردمان روی زمین، به عبادت خدا می پردازند: «وَ کُلّ مَا کَانَ فِی الارضِ مَعبُودٌ سِوَی الله تَعاَلَی تُنزلُ عَلَیهِ نَارٌ مِنَ السّماءِ فَتُحرِقُه؛(2)و هر آنچه غیر خدا مورد پرستش قرار گیرد آتشی از آسمان بر آن فرود آید و آن را بسوزاند».
در دوران ظهور تازه بشریت از خواب گران هزاران ساله بیدار میشود و میفهمد که شیاطین جن و انس و عوامل زر و زور و تزویر و طواغیت عالم و ایادی آنها چه کلاه بزرگی بر سر آنها گذاشته و آنها را از خدا جدا کردند و به لجن زار شرک و کفر و الحاد کشاندند. آنها را از خود بیگانه ساختهاند، چقدر از شخصیت واقعی تنزل کرده و
ص: 126
به قدری خوار و بیمقدار شدهاند که در برابر بتهای چوبی و سنگی که به دست خویش ساختهاند به کرنش میافتند و چیزی را که هیچ سود و زیانی به حال آنها ندارد وحتی قدرت دفاع از خویش ندارد پرستیدهاند و از خدای واقعی فرسنگها فاصله گرفتهاند. از این رو، در تفسیر آیه مبارکه: ((الْمُلْکُ یَوْمَئِذٍ الْحَقُّ لِلرَّحْمنِ وَ کانَ یَوْماً عَلَی الْکافِرِینَ عَسِیراً))(1)آمده است:«اَلمُلکُ لِلّرَحمَن اَلیَوم وَ قَبْلَ الیَوم وَ بَعدَ الیَوم وَ لَکِن إذَا قَامَ القَائِمُ علیه السّلام لَمْ یَعبُد إلّا اللّه عزّ وَ جَلّ(2)مُلک و فرمانروایی در گذشته و حال و آینده مخصوص خداست و آنگاه که قائم آل محمد قیام کند در کل دنیا جز خداوند کسی یا چیزی مورد پرستش واقع نمیشود».
در آن دوران آنچه آلهه پنداشته میشدند و ارباب متفرق بودند، خواه بتهایی چوبی و سنگی یا غیر آنها، فرجامشان جز نابودی نخواهد بود. و بدینسان حق بر تمام عالم حاکمیتی مطلق مییابد، به گونهای که هیچ معاند لجوج و منکر عنودی نمیماند مگر در برابر تیغ عقل تسلیم میشود؛ یا با زبان شمشیر با او سخن گفته میشود،
ص: 127
به طوری که نه یارای مقاومت و نه توان ایستادگی در برابر حق را داشته باشند.
در جامعهی مهدوی، اثری از شرک، کفر، الحاد، زندقه و بتپرستی وجود نخواهد داشت و همانطور که بزرگترین دشمن معنویت و عقیده به ماوراء طبیعت، یعنی مرکز مادیت و ماتریالیسم، شوروی سابق از هم فرو پاشید و نابود شد، کل مکتبهای کفر و شرک نابود خواهد شد و در سراسر عالم شعار توحید طنینانداز خواهد شد و جوامع بشری به خدای یگانه ایمان خواهند آورد و تنها او را خواهند پرستید. بشریت به یمن حکومت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف گمشدهی واقعی خویش را خواهد یافت، و به او که کمال مطلق هستی است عشق خواهد ورزید و در برابر او کرنش خواهد نمود، همه یک خدا را میپرستند، همه یک کتاب دارند(قرآن)، به یک قبله نماز میگذارند(کعبه)، شعار کل دنیا اذان خواهد بود، شیطان و ایادی او کوبیده میشوند و رهزنی نخواهد کرد بلکه دوباره زمین مرده به نور ایمان و حیات معنوی و مادی زنده خواهد شد، بتها درهم کوبیده میشوند، صلیبهای دروغین شکسته خواهد شد و عیسای مسیح فرود خواهد آمد و به امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف اقتدا خواهد نمود و آنروز رسوائی کلیسا برملا خواهد شد.
ص: 128
محمد بن مسلم گوید: از امام باقر علیه السلام شنیدم که درباره قیام حضرت قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف فرمود:
وَ أَوَّلُ مَا یَنْطِقُ بِهِ هَذِهِ الْآیَةُ: ((بَقِیَّتُ اللَّهِ خَیْرٌ لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ))(1)ثُمَّ یَقُولُ أَنَا بَقِیَّةُ اللَّهِ فِی أَرْضِهِ وَ خَلِیفَتُهُ وَ حُجَّتُهُ عَلَیْکُمْ فَلَا یُسَلِّمُ عَلَیْهِ مُسَلِّمٌ إِلَّا قَالَ: السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا بَقِیَّةَ اللَّهِ فِی أَرْضِهِ فَإِذَا اجْتَمَعَ إِلَیْهِ الْعِقْدُ وَ هُوَ عَشَرَةُ آلَافِ رَجُلٍ خَرَجَ فَلَا یَبْقَی فِی الْأَرْضِ مَعْبُودٌ دُونَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ صَنَمٍ وَ وَثَنٍ وَ غَیْرِهِ إِلَّا وَقَعَتْ فِیهِ نَارٌ فَاحْتَرَقَ(2)در این هنگام است که قائم ما خروج کند و چون ظهور کند به خانه کعبه تکیه زند و سیصد و سیزده مرد به گرد او اجتماع کنند و اوّلین سخن او این آیه قرآن است که آنچه خداوند برای شما باقی گذارده، برایتان بهتر است اگر ایمان داشته باشید، سپس میگوید: منم بقیّة اللَّه در زمین و منم خلیفه خداوند و حجّت او بر شما و هر درود فرستندهای به او چنین سلام گوید: «السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا بَقِیَّةَ اللَّهِ فِی أَرْضِهِ» و چون برای بیعت ده هزار مرد به گرد او اجتماع کنند خروج خواهد کرد. و در زمین هیچ معبودی
ص: 129
جز اللَّه تعالی نباشد و در صنم و وثن و غیره آتش در افتد و بسوزند.
در حدیث قدسی که ابن عباس از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل کرده است آمده است:
وَ بِالْقَائِمِ مِنْکُمْ أَعْمُرُ أَرْضِی بِتَسْبِیحِی وَ تَقْدِیسِی وَ تَهْلِیلِی وَ تَکْبِیرِی وَ تَمْجِیدِی وَ بِهِ أُطَهِّرُ الْأَرْضَ مِنْ أَعْدَائِی وَ أُورِثُهَا أَوْلِیَائِی وَ بِهِ أَجْعَلُ کَلِمَةَ الَّذِینَ کَفَرُوا بِیَ السُّفْلَی وَ کَلِمَتِیَ الْعُلْیَا وَ بِهِ أُحْیِی عِبَادِی وَ بِلَادِی بِعِلْمِی وَ لَهُ أُظْهِرُ الْکُنُوزَ وَ الذَّخَائِرَ بِمَشِیَّتِی وَ إِیَّاهُ أُظْهِرُ عَلَی الْأَسْرَارِ وَ الضَّمَائِرِ بِإِرَادَتِی وَ أَمُدُّهُ بِمَلَائِکَتِی لِتُؤَیِّدَهُ عَلَی إِنْفَاذِ أَمْرِی وَ إِعْلَانِ دِینِی ذَلِکَ وَلِیِّی حَقّاً وَ مَهْدِیُّ عِبَادِی صِدْقاً؛(1)توسط قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف از شما خاندان، زمین را از یاد خودم و تسبیح و تقدیس خویش آباد خواهم کرد، و به وسیلهی او زمین را از لوث وجود دشمنانم پاک خواهم گردانید و دوستانم را جانشین آنان خواهم کرد و کفر را زبون و خوار و کلمه توحید را برتری خواهم داد و به وسیله او بندگان را زنده و زمین را آباد خواهم کرد و او را برگنجهای زمین و اسرار نهان آگاه کرده و با فرشتگانم برای اجرای دستورات من و آشکار سازی دینم او را پشتیبانی خواهم کرد، این است ولّی
1) بحار الانوار، ج18، ص 342.
ص: 130
حقیقی من و هدایت گر راستین بندگان من».
بنا براین گسترش فرهنگ توحیدی در جامعه، یکی از رویکردهای اصلی نظام مهدوی در عصر ظهور است. در این عصر، اگرچه تأمین نیازهای مادّی مردم یکی از دغدغههای ابتدایی حکومت مهدوی است و تلاش برای رفاه جامعه، ریشه کن کردن فقر و بدبختی، به وجود آمدن امنیت مالی و جانی و ایجاد عدالت قضائی و سیاسی و اقتصادی و اجتماعی و بالا رفتن و کامل شدن خردها و پیشرفت علم و دانش و آباد کردن زمین و استخراج منابع آن و تشکیل زندگی، در سرلوحهی برنامههای حکومتی آن حضرت به عنوان مصلح بزرگ جهان بشریت قرار دارد، امّا این امور هرگز هدف غایی و اصلی نیست، بلکه تمام اینها مقدمه و زمینه است برای یک هدف برتر و بالاتر و آن عبادت و بندگی خدا است که هدف اصلی از خلقت جن و انس میباشد: ((وَ مَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِیَعْبُدُونِ))(1)و هدف از عبادت هم رسیدن به کمال انسانی و استقرار در جوار قرب حضرت حق است ((فِی مَقْعَدِ صِدْقٍ عِندَ مَلِیکٍ مُّقْتَدِرٍ))(2). شعار مهدی شعار انبیاء است، هدف او احیاء دوبارهی دین و سنن الاهی و زدودن بدعتها است، مهدی بزرگ
ص: 131
منادی توحید در کل عالم است، او دعوت کننده به علم و دانش است، انسانها را به تعقل و خردورزی میخواند، به عدالت فرا میخواند، ((لاَ تَظْلِمُونَ وَلاَ تُظْلَمُونَ))(1)، او دعوت کننده به سوی الله است، دعوت کننده به آزادی است، دعوت کننده به وحدت کلمه و بلکه اخوت دینی است، دعوت کننده به عزت اسلامی است، دعوت کننده به مکارم اخلاقی است، دعوت کننده به تقوا و طهارت و پاکی است، دعوت کننده به عبادت خدا و اجتناب از طاغوت است و بالجمله آنچه به عنوان هدف از بعثت انبیاء و مخصوصا خاتم آنها صلی الله علیه و آله و سلم بود هدف حکومت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است و در رأس همهی اهداف پیاده شدن احکام و قوانین دینی است و شگفتا که کسانی که حکومت دینی را در یک نقطهی عالم نفی میکنند و میگویند: دین به درد ادارهی جامعه نمیخورد، اینان چگونه حکومت جهانی امام مهدی را باور دارند که به وسیلهی حضرت همهی دین ظهور و بروز و غلبه پیدا میکند، کتاب و سنت زنده میشود: «فَیُرِیکُمْ کَیْفَ عَدْلُ السِّیرَةِ وَ یُحْیِی مَیِّتَ الْکِتَابِ وَ السُّنَّة»(2)و در کل جهان یک حکومت دینی مبتنی بر قوانین اسلام حاکم میشود آنهم در جامعهای که
ص: 132
دنیا آباد است، دانش به بلندترین قلهاش رسیده، خردها کامل شده، افکار به معنای حقیقی کلمه روشن و منور گردیده است. چرا که دین که از سرچشمه وحی به دست آمده و توسط فرشته امین به پیامبر ابلاغ شده و کم ترین احتمال کذب و عصیان و خطا و نسیان و لغزش و انحرافی در آن نیست، به بهترین وجه میتواند سعادت بشر را تأمین کرده و نظام زندگی او را سامان بخشد.
٭٭٭
ص: 133
هر حاکمی در حکومت و بخش های گوناگون مدیریت خود، شیوه و روش خاصی را دارد که از ویژگیهای حکومت او به شمار می آید. امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز وقتی حکومت جهان را به دست میگیرد، در تدبیر نظام جهانی خود روش خاصی دارد. ایشان تحقق بخش آرزوهای همه پیامبران و امامان علیه السلام و تشکیلدهنده حکومت عدل اسلامی و اجرا کننده نقشه های پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله در صحنه گیتی است.
در حوزه حکومت و سیاست، نظام سیاسی حاکم بر دولت کریمه امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف براساس امامت و ولایت استوار است. با وجود انسان کامل و امام معصوم در رأس حکومت جهانی، سلامت سیاسی نظام حفظ خواهد شد و حضرت با احزاب و اندیشههای سیاسی معاند و مخالف و با گرایشهای شکگرا و ضددینی، برخورد قاطع خواهد کرد.
سیاست و حکومت مهدوی بر مبنای سعادت سازی جامعه پایه گذاری میشود. در این رابطه برجسته ترین تعبیر درباره سیاست مهدوی را در دعای شریف افتتاح میتوان یافت. در این دعا سیمای دولت کریمه مهدوی به زیبایی ترسیم شده است:
اللَّهُمَّ إِنَّا نَرْغَبُ إِلَیْکَ فِی دَوْلَةٍ کَرِیمَةٍ تُعِزُّ بِهَا الْإِسْلَامَ وَ أَهْلَهُ وَ تُذِلُّ بِهَا النِّفَاقَ وَ أَهْلَهُ وَ تَجْعَلُنَا فِیهَا مِنَ الدُّعَاةِ إِلَی طَاعَتِکَ وَ
ص: 134
الْقَادَةِ فِی سَبِیلِکَ وَ تَرْزُقُنَا بِهَا کَرَامَةَ الدُّنْیَا وَ الْآخِرَة؛(1)خدایا! ما به سوی تو رغبت داریم در دولت کریمهای که اسلام و مسلمانان عزت یافته و نفاق و منافقان دچار ذلت می شوند. که ما را در آن دولت از دعوت کنندگان به طاعت خویش و راهنمایان به راه خویش قرار دهی و بدین وسیله کرامت دنیا و آخرت را به ما عطا کنی.
ماهیّت نظام سیاسی در حکومت مهدوی، الاهی است و اهداف و شیوه حکومتی آن بر پایه دین استوار است و جهت گیری نظام سیاسی مهدوی به سمت سعادت واقعی و کرامت انسانی مردم در پرتو عبودیت و اطاعت از ذات اقدس الاهی و هدایت مردم به صراط حق حاصل است. در این راستا، جهان شمولی، دینمداری، جامعه پذیری، امنیت فراگیر و عدالت گرایی و... برخی از مهم ترین ویژگیها و کارهای منحصر به فرد سیره حکومتی امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف شمرده میشود که آثار و برکات بیشماری را برای جامعه بشری به ارمغان خواهد آورد.
1) مفاتیح الجنان، «دعای افتتاح».
ص: 135
در اندیشه دینی، سیاست با آموزههای دین جدا نیست، بلکه درهم آمیخته است، زیرا عالیترین دستورات حکومتی و سیاسی در متن قرآن و سنت آمده؟! دین نه تنها به روابط انسانها با یکدیگر عنایت فراوان کرده بلکه به رابطهی انسان با خودش و رابطهی انسان با خدا هم خیلی اهتمام ورزیده است.
در جامعهی جهانی عصر ظهور که امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف حاکم بر تمام جهان است و سیاست او عین حاکمیت دین اسلام و آموزههای الاهی قرآن و سنت در جامعه است، پرچم اسلام در کل عالم برافراشته میشود، کتابی که به عنوان قانون اساسی بر دنیا حکومت میکند قرآن است، قوانین جاری متکی به متن اصیل اسلام است، مرزها بر چیده میشود و در تمام کرهی زمین حکومت واحدی تشکیل میشود.
ابی الجارود از امام باقر علیه السلام نقل کرده است که آن حضرت در تفسیر آیه مبارکه: ((الَّذِینَ إِنْ مَکَّنَّاهُمْ فِی الْأَرْضِ أَقامُوا الصَّلاةَ))(1)فرمود:
1) سوره حج، آیه 41.
ص: 136
هَذِهِ لِآلِ مُحَمَّدٍ الْمَهْدِیِّ وَ أَصْحَابِهِ یُمَلِّکُهُمُ اللَّهُ مَشَارِقَ الْأَرْضِ وَ مَغَارِبَهَا وَ یُظْهِرُ الدِّینَ وَ یُمِیتُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِهِ وَ بِأَصْحَابِهِ الْبِدَعَ وَ الْبَاطِلَ کَمَا أَمَاتَ السَّفَهَةُ الْحَقَّ حَتَّی لَا یُرَی أَثَرٌ مِنَ الظُّلْمِ وَ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ لِلَّهِ عاقِبَةُ الْأُمُورِ(1)این آیه اختصاص به آل محمّد دارد. حضرت مهدی و اصحابش که خداوند آنها را مالک شرق و غرب می کند و دین را به وسیله او بر تمام ادیان پیروز می نماید و باطل و دینهای ساختگی را به همت او و یارانش از میان بر می دارد چنانچه پیش از ظهور او سفاهت و نادانی پرده بر روی حق و حقیقت کشیده است به طوری عدالت گسترش مییابد که اثری از ظلم باقی نمیماند. امر بمعروف و نهی از منکر می کنند و در اختیار خدا است عاقبت امور.
در روایت معتبر دیگر امام باقر علیه السلام در تفسیر آیه شریفه: ((اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ یُحْیِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها))(2)فرمود: «یُحْیِیها اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِالْقَائِمِ عجل الله تعالی فرجه الشریف بَعْدَ مَوْتِهَا یَعْنِی بِمَوْتِهَا کُفْرَ أَهْلِهَا وَ الْکَافِرُ مَیِّتٌ؛(3)خداوند زمین را به
ص: 137
وسیله قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف زنده میکند و منظور از مرگ اهل زمین کفر اهل آن است، چون کافر مرده است.(هر چند دارای حیات ظاهری و مادی باشد، ولی مردهی متحرک است)».
این سخن امام باقر علیه السلام کنایه از این است که گسترش عدالت مهدوی، جهان مرده به سبب ظلم را با عدل حیات میبخشد. بر اساس این تفسیر حضرت، مرگ زمین بهمعنای کفر اهل آن است و طبیعتاً احیای آن نیز به ایمان آوردن اهل آن خواهد بود. و احیاء زمین توسط امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف بهمعنای اتخاذ تدابیری است که به مؤمن شدن کافران بینجامد. این روایت، افزون بر اینکه به دعوت کافران به پذیرش آیین حق دلالت دارد و نشاندهنده گشوده بودن شاهراه سعادت در برابر گمشدگان وادی ضلالت است، از این حقیقت نیز پرده برمیدارد که کافران به دعوت حضرت پاسخ مثبت میدهند و مردگان با دم مسیحایی مقتدای مسیح زنده میشوند.
در جامعه دینی هدف کلان حکومت دینی همان اهداف بعثت انبیاء علیهم السلام ؛یعنی رسانیدن انسان به سعادت و کمال دنیوی و اخروی است. از همین روی به ابعاد جسمانی و روحانی، فردی و اجتماعی، دنیایی و اخروی انسانها توجه دارد. در حقیقت از همان جامعیت وحی برخوردار است.
ص: 138
در حکومت دینی، برای مجریان اوصاف و شرایطی به تناسب مسؤلیتها و شرایط اجتماعی وضع شده است؛ وجود این شرایط و صلاحیتها برای مدیران ارشد همواره شدیدتر میشود و با وجود افراد واجد شرایط، دیگران حق جواز تصدی مقامات دولتی را ندارند تا آن جا که رهبریت دولت دینی مشروعیت و حقانیت خود را از رهگذر وجود همین صلاحیتها و شرایطی میگیرد که از جانب دین داده شده است. حکومتی که در سازوکار اجراییاش جز عدل حاکم نیست و برنامه فرهنگیاش، تربیت قلوب و استغنای روح بشر است، همان گمشده انسان است که طریق سعادت را برایش پیمودنی میسازد و زندگی دنیا و آخرت او را آباد میکند.
در حکومت دینی اقبال مردم متدین به دولت دینی بسیار با اهمیت است. اگر چه حکومت دینی با مردمی بدون اعتقاد به دین در عالم فرض و تصور ممکن است، ولی در واقعیت و میدان عمل نمیتوان دولت دینی را بر شانههای ملتی بیگانه و غیر معتقد به دین به پاداشت.
حکومت دینی، حکومتی است که نظام آن بر اساس احکام دین استقرار دارد و قوانینی که تصویب و اجرا میشود الهام گرفته از احکام دینی است. به عبارت دیگر در حکومت دینی خطوط و
ص: 139
چارچوبهای کلی حکومت را دین تعیین میکند؛ هر چند مصادیق و خطوط جزئی روشهای خاص حکومت از طریق عقل، تجربه و دانش بشری تنظیم میشود. بنابر این، حکومت اسلامی فرعی از حکومت دینی است و حکومت اسلامی حکومتی است که در آن اداره امور کشور و رسیدگی به مسایل جامعه مطابق دستورات و قوانین اسلام است. در حکومت اسلامی حاکمیت بر انسان و جامعه از آن خدا است که به رسول و جانشینان بر حق او داده شده است.
جمیل بن دراج از امام صادق علیه السلام از پدر بزرگوارش از اجداد طاهرینش از امام امیرالمومنین علیه السلام نقل میکند که حضرت امیرمؤمنان علیه السلام فرمود:
الدِّینُ وَ السُّلْطَانُ أَخَوَانِ تَوْأَمَانِ لَا بُدَّ لِکُلِّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا مِنْ صَاحِبِهِ وَ الدِّینُ أُسٌّ وَ السُّلْطَانُ حَارِسٌ وَ مَا لَا أُسَّ لَهُ مُنْهَدِمٌ وَ مَا لَا حَارِسَ لَهُ ضَائِع؛(1)اسلام و سلطان دادگر(حاکم عادل) دو برادرند که هیچ یک اصلاح نمیشوند مگر به وسیلهی دیگری. اسلام اصل و اساس و پایه است و سلطان عادل پاسدار آن
1) الاختصاص، ص263؛ بحار الانوار، ج 72، ص354؛ منتخب الاثر فی الامام الثانی عشر عجل الله تعالی فرجه الشریف، ص273.
ص: 140
است، بنائی که پایه و اساسی ندارد ویران است، و چیزی که نگهبان ندارد ضایع شونده است.
بارز ترین ویژگی و برجستهترین وجهه حکومتی در سیره امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف عدالت ورزی حضرت است به گونهای که حکومت مهدوی در میان مردم بیشتر با ویژگی عدالت گستری و برقراری نظام مبتنی بر قسط و عدل در سراسر جهان شناخته میشود. «السَّلَامُ عَلَی الْقَائِمِ الْمُنْتَظَرِ وَ الْعَدْلِ الْمُشْتَهَر(1)سلام بر قیام کننده مورد انتظار و عدالت شناخته شده».
امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف مظهر تام «قَائِم بِالقِسط» است و حکومت مهدوی، جلوه ی کامل عدالت و قسط خواهد بود. در جامعه مهدوی، توزیع عادلانه مناصب اجتماعی در رأس قرار میگیرد و به عنوان بُعد اصلی عدالت مطرح میشود. در این جامعه، مناصب و اختیارات اجتماعی بر اساس میزان تقرّب اشخاص به خدا تقسیم میشود. در چنین جامعهای چون قرار است انسان به سعادت برسد مقربترین انسانها که توانایی ساختن جامعه مقرّبان را دارند در قلّه مناصب اجتماعی
1) بحار الانوار، ج99، ص101.
ص: 141
قرار میگیرند. عدالت مهدوی در همه ابعاد سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، قضایی و حقوقی، محقق خواهد شد. عدالت در بُعد سیاسی توزیع عادلانه اختیارات و مناصب اجتماعی یا توزیع عادلانه قدرت را در بر میگیرد. عدالت در بُعد فرهنگی شامل توزیع عادلانه آموزش و اطلاعات مناسب به مردم و رشد فضائل و ارزشها برای رسیدن شکوفایی را شامل میشود. عدالت در بُعد اقتصادی توزیع عادلانه ثروت و امکانات در جامعه را اجنتاب ناپذیر میکند و عدالت حقوقی و قضایی، درمان ظلمهایی است که در جامعه بشری به وقوع میپیوندد.
عدالت مهدوی چنان است که ظلم و ستم را به کلی ریشه کن میکند و این از مختصات حکومت عدل مهدوی است. امام صادق علیه السلام فرمود: «إِذَا قَامَ الْقَائِمُ حَکَمَ بِالْعَدْلِ وَ ارْتَفَعَ فِی أَیَّامِهِ الْجَوْرُ؛(1)چون قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف قیام کند، حکم به عدل میفرماید و در روزگار او ظلم و ستم برداشته میشود».
حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در اجرای عدالت تا آنجا پیش میرود که ظلم به طور کامل از صفحهی زمین رخت بر بسته، محو میشود؛ به گونهای
1) إعلام الوری بأعلام الهدی، ص462؛ کشف الغمة فی معرفة الأئمة علیهم السلام، ج3، ص465؛ بحار الانوار، ج52، ص338.
ص: 142
که در هیچ گوشهی جهان اثر و نشانهای از ظلم دیده نمیشود، آن گونه که امام باقر علیه السلام فرمود: «حَتَّی لَا یُرَی أَثَرٌ مِنَ الظُّلْم(1)تا جایی که نشانی از ظلم وجود نخواهد داشت».
مفضل بن عمر از امام صادق علیه السلام نقل کرده که آن حضرت فرمود: «الْقَائِمُ الَّذِی یَقُومُ بَعْدَ غَیْبَتِهِ فَیَقْتُلُ الدَّجَّالَ وَ یُطَهِّرُ الْأَرْضَ مِنْ کُلِّ جَوْرٍ وَ ظُلْم(2)او سراسر گیتی را از هر گونه جور و ستمی پاکسازی میکند».
وقتی از امام رضا علیه السلام درباره حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف سوال شد، فرمود:
الرَّابِعُ مِنْ وُلْدِی ابْنُ سَیِّدَةِ الْإِمَاءِ یُطَهِّرُ اللَّهُ بِهِ الْأَرْضَ مِنْ کُلِّ جَوْرٍ وَ یُقَدِّسُهَا مِنْ کُلِّ ظُلْمٍ وَ هُوَ الَّذِی یَشُکُّ النَّاسُ فِی وِلَادَتِهِ وَ هُوَ صَاحِبُ الْغَیْبَةِ قَبْلَ خُرُوجِهِ فَإِذَا خَرَجَ أَشْرَقَتِ الْأَرْضُ بِنُورِهِ وَ وَضَعَ مِیزَانَ الْعَدْلِ بَیْنَ النَّاسِ فَلَا یَظْلِمُ أَحَدٌ أَحَداً(3)چهارمین فرزند من زاده سیده کنیزان، خدای به توسط وی زمین را از هر خلافی پاک کند و از هر ستمی منزه دارد و اوست همان کسی که مردم در ولادتش شک کنند و او است که پیش از خروجش غیبت دارد و چون خروج کند زمین بنور
ص: 143
او درخشان گردد و ترازوی عدالت میان مردم بگذارد و هیچ کس به دیگری ستم نکند.
هرگاه حاکم و دستگاه حکومت، قوانین مدنی، حقوقی و جزایی، دستگاههای مختلف اجرایی و قضایی، برخاسته از حق و بر محور عدل قرار داشته باشند و بر اساس قسط عمل کنند، مردم نیز حقپذیر خواهند بود و بر پایه آن عمل خواهند کرد و بدین سان آیه ((لَقَد اَرسَلنَا رُسُلَنَا بِالبَیِّنتِ وَاَنزَلنَا مَعَهُمُ الکِتَبَ وَالمِیزَانَ لِیَقومَ النّاسُ بِالقِسط))(1)در بالاترین مصداق خود عملی خواهد شد و تمام جامعه تحت رهبری کسی که خود مظهر تام «قائِمًا بِالقِسط» است، قیام به قسط خواهد داشت.
بدیهی است مردمان و شهروندان این مدینه عدل و فضیلت با اقتدا به امام خویش در تحقق آن سهم بسزایی خواهند داشت و همانطور که مصداق کامل و نهایی آیه ((اَلَّذینَ اِن مَکَّنّهُم فِی الارضِ اَقامُوا الصَّلوةَ وءاتَوُا الزَّکوةَ واَمَروا بِالمَعروفِ ونَهَوا عَنِ المُنکَرِ ولِلّهِ عاقِبَةُ
1) سوره حدید، آیه 25(ما رسولان خود را با دلایل روشن فرستادیم، و با آنها کتاب(آسمانی) و میزان(شناسایی حقّ از باطل و قوانین عادلانه) نازل کردیم تا مردم قیام به عدالت کنند).
ص: 144
الاُمُور))(1)در آن عصر تحقق مییابد، نماز که ستون دین است بهپا میگردد و زکات کاملاً پرداخت و امر به معروف و نهی از منکر با تمام ابعادش اجرا میشود و ارتباط مؤمنان با خدا تحت عنوان «اقامه نماز» محکم میشود و بخشهای نیازمند و بینیاز جامعه انسانی و اسلامی با پرداخت زکات به هم پیوند خواهند خورد. خوبیها و زیباییها با امر به معروف پیوسته مطرح میگردد و پلیدیها و زشتیها با نهی از منکر از جامعه مهدوی رخت بر میبندد.
در این حکومت فضیلت پیشه و عدالت مدار، روشن است که سرنوشت دشمنان دین و ویران گران مراکز نشر و ابلاغ و آموزش فرهنگ دین چیزی جز گرفتاری به وعید عذاب نخواهد بود: ((وَ مَن اَظلَمُ مِمَّن مَنَعَ مَساجِدَ اللهِ اَن یُذکَرَ فیهَا اسمُهُ وَسَعی فِی خَرابِها اُولئِکَ ما کانَ لَهُم اَن یَدخُلوها اِلاّخائِفینَ لَهُم فِی الدُّنیا خِزیٌ وَلَهُم فِی الاءخِرَةِ عَذابٌ عَظیمٌ)).(2)
1) همان کسانی که هر گاه در زمین به آنها قدرت بخشیدیم، نماز را برپا میدارند، و زکات میدهند، و امر به معروف و نهی از منکر میکنند، و پایان همه کارها از آن خداست!(سوره حجّ، آیه 41).
2) کیست ستمکارتر از آن کس که از بردن نام خدا در مساجد او جلوگیری کرد و سعی در ویرانی آنها نمود؟! شایسته نیست آنان، جز با ترس و وحشت، وارد این کانونهای عبادت شوند. بهره آنها در دنیا فقط رسوایی است و در سرای دیگر، عذاب عظیم(سوره بقره، آیه 114).
ص: 145
در عصر حاکمیت فرهنگی دینی، آنچه معیار رفتار اجتماعی است عدالت در همه عرصهها است و همه بساط ظلم فرهنگی و اجتماعی برچیده خواهد شد و بر قراری عدالت اجتماعی و بهرهمندی عمومی از نیازهای ضروری و نیز تعالی روح بینیازی در شهروندان حکومت مهدوی عجل الله تعالی فرجه الشریف از زیباترین جلوههای دینداری در عصر حاکمیت اوست.
در حکومت عدل مهدوی، ابعاد و عرصههای عدالت، در امور اقتصادی و رفع فقر و تبعیض خلاصه نمیشود، بلکه اقامه قسط، شامل تمام عرصههای سیاسی، فرهنگی، اقتصادی، حقوقی و... خواهد شد.
در پرتو عدالت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف کارگزاران و حکمرانان و صاحبان مناصب کلیدی، هرچه به مقام و منزلت اجتماعی بالاتری دست مییابند، برخورداری آنها از امکانات و ثروت کمتر میشود؛ یعنی در حکومت مهدوی، تکیه زدن بر جایگاههای رفیع، همراه با زهد بیشتر است. امیرمؤمنان علیه السلام میفرماید: «یَبْعَثُ الْمَهدِیُّ اِلَی أُمَرَائِهِ بِسَائِرِ الْاَمْصَارِ بِالْعَدْلِ بَیْنَ النَّاسِ؛(1)مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف والیان و فرمانداران خود را به
1) حیاة الامام المهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، ص292.
ص: 146
شهرهای جهان اعزام میکند تا عدالت را در میان مردم به اجرا گذارند».
از این رو هنگامی که نزد امام رضا علیه السلام سخن از ظهور قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف به میان میآید، ایشان میفرماید: «وَ مَا لِبَاسُ الْقَائِمِ عجل الله تعالی فرجه الشریف إِلَّا الْغَلِیظُ وَ مَا طَعَامُهُ إِلَّا الْجَشِبُ؛(1)لباس قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف جز پارچه زِبر و خشن و غذای او جز خوراک ناگوار نخواهد بود».
عبدالله بن مسعود از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل کرده است که فرمود: «یَقْسِمُ الْمَالَ بِالسَّوِیَّةِ وَ یَجْعَلُ اللَّهُ الْغِنَی فِی قُلُوبِ هَذِهِ الْأُمَّة؛(2)مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف مال و دارایی فراوانی را میان مردم به طور مساوی تقسیم میکند و خداوند در دلهای آنان، روح استغنا و بینیازی قرار میدهد».
بر این اساس، مساوات، توزیع عادلانه ثروت و رفع تبعیض در میان مردم از شاخصههای عدالت اقتصادی در زمان ظهور است. ابوسعید خدری از رسول اکرم صلی الله علیه و آله نقل نموده که فرمود:
أُبَشِّرُکُمْ بِالْمَهْدِیِّ یُبْعَثُ فِی أُمَّتِی...یَقْسِمُ الْمَالَ صِحَاحاً. فَقَالَ لَهُ رَجُلٌ: وَ مَا صِحَاحاً؟ قَالَ: السَّوِیَّةُ بَیْنَ النَّاس؛(3)به شما مژده آمدن
ص: 147
مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را میدهم که در آینده میان امت من برانگیخته میشود، او اموال را به نحو صحاح تقسیم میکند. شخصی پرسید: صحاح چیست؟ آن حضرت فرمود: توزیع یکسان دارایی میان مردم.
اجرای عدالت و مساوات، روحیه برادری اجتماعی را استحکام میبخشد و باعث میشود که همه احساس برابری کنند:
وَأُلْقِیَ الرَّأْفَةَ وَالرَّحْمَةَ بَیْنَهُمْ فَیَتَوَاسَوْنَ وَیَقْتَسِمُونَ بِالسَّوِیَّةِ فَیَسْتَغْنِی الْفَقِیرُ وَلَایَعْلُو بَعْضُهُمْ بَعْضاً؛(1)رأفت و رحمت را بین مردم میافکند. پس نسبت به یکدیگر مواسات خواهند داشت و مال را به تساوی تقسیم میکنند. بدین سبب، فقیر بینیاز میشود و فاصله طبقاتی توانگر و ضعیف از جامعه رخت برمیبندد.
تقسیم بالسویه، ناظر به تقسیم اموال عمومی و بیت المال است که از منابع زیرزمینی و اخماس و زکوات و... به دست می آید و در اختیار امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است. در آن زمان بیتالمال سرشار از اموال عمومی است و مال و ثروت عمومی فراوان میشود: «وَ یُفِیضُ المَالَ فَیضًا»(2)یعنی اموال در زمان امام زمان مثل چشمه میجوشد و پایان
ص: 148
ندارد. و خزانههای دنیا در دست امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف است که هر چه بدهد پایان ندارد و اینها را در میان مردم به طور مساوی تقسیم میکند. قطعا استحقاق افراد مراعات میشود و هر صاحب حقی به حقش میرسد تا تلاشها و کوششها حرمت نهاده شود.
این نعمتها فقط برای نیکان نیست، بلکه نیک و بد همه از این نعمتهای بیپایان و خان گستردهی مهدوی استفاده میکنند و دادگری امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نیکان و بدان را به طور یکسان شامل میشود. بشر بن غالب از امام حسین علیه السلام روایت کرده است که حضرت فرمود: «إِذَا قَامَ قَائِمُ الْعَدْلِ وَسِعَ عَدْلُهُ الْبَرَّ وَ الْفَاجِر؛(1)آنگاه که برپا کننده عدل قیام کند، عدالتش، نیکوکار و فاجر را در بر میگیرد».
جابر از امام باقر علیه السلام روایت کرده که فرمود: «إِذَا قَامَ قَائِمُنَا فَإِنَّهُ یَقْسِمُ بِالسَّوِیَّةِ وَ یَعْدِلُ فِی خَلْقِ الرَّحْمَنِ الْبَرِّ مِنْهُمْ وَ الْفَاجِر(2)هنگامی که قائم ما عجل الله تعالی فرجه الشریف قیام کند مال را به طور مساوی و معادل بین خلق اللَّه تقسیم میکنند، چه اشخاص صالح بوده و چه فاجر باشند».
بدیهی است که ایجاد مساوات در جامعه و برقراری قسط قرآنی، احتیاج به افزایش ثروت و امکانات دارد که این مطلوب، در حکومت
ص: 149
مهدوی با عمران و آبادانی زمین محقق خواهد شد. امام صادق علیه السلام فرمود:
إِذَا قَامَ الْقَائِمُ عجل الله تعالی فرجه الشریف حَکَمَ بِالْعَدْلِ...فَلَا یَجِدُ الرَّجُلُ مِنْکُمْ یَوْمَئِذٍ مَوْضِعاً لِصَدَقَتِهِ وَ لَا لِبِرِّهِ لِشُمُولِ الْغِنَی جَمِیعَ الْمُؤْمِنِین؛(1)مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به حکم داود علیه السلام و محمد صلی الله علیه و آله میان مردم حکم میکند. در این هنگام، زمین گنجها و برکات خود را آشکار میکند و به سبب توانگر شدن مردم، کسی نیازمند به صدقه و نیکی را نمییابد تا به او صدقه بدهد.
امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف با گسترش عدالت، جهان مرده به سبب ظلم را، حیات دوباره میبخشد. امام باقر علیه السلام در تأویل آیه شریفه ((اِعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ یُحْیِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها))(2)میفرماید: «فَیُحْیِیهَا اللَّهُ بِالْقَائِمِ فَیَعْدِلُ فِیهَا فَتَحْیَا الْأَرْضُ وَ یَحْیَا أَهْلُهَا بَعْدَ مَوْتِهِم؛(3)خداوند زمین را به دست حضرت قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف زنده میکند. او میکند.او در زمین به عدالت رفتار میکند، از این رو، زمین را با اجرای عدل زنده میگرداند، پس از
1) الإرشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، ج2، ص385؛ معجم الاحادیث الامام المهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، ج1، ص240.
2) سوره حدید، آیه 17.
3) إلزام الناصب فی إثبات الحجة الغائب عجل الله تعالی فرجه الشریف، ج1، ص93؛ ینابیع الموده، ج3، ص252؛ معجم احادیث الامام المهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، ج5، ص442.
ص: 150
آنکه به سبب ظلم مرده است».
همچنین امام کاظم علیه السلام در تفسیر این آیه میفرماید: «لَیْسَ یُحْیِیهَا بِالْقَطْرِ وَ لَکِنْ یَبْعَثُ اللَّهُ رِجَالًا فَیُحْیُونَ الْعَدْلَ فَتُحْیَا الْأَرْضُ لِإِحْیَاءِ الْعَدْلِ؛(1)این چنین نیست که خداوند زمین را باریزش باران زنده کند، بلکه مردانی را بر میانگیزد که عدالت را زنده میکنند و در نتیجه، زمین با احیای عدالت زنده میشود».
فضیل بن یسار گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم که فرمود: «إِنَّ قَائِمَنَا إِذَا قَامَ...لَیَدْخُلَنَّ عَلَیْهِمْ عَدْلُهُ جَوْفَ بُیُوتِهِمْ کَمَا یَدْخُلُ الْحَرُّ وَ الْقُرُّ؛(2)مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف آنگاه که قیام کند، عدالت را به درون خانههای مردم وارد میکند، همچنانکه سرما و گرما وارد خانهها میشود».
حُذیفه میگوید: رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود:
الْمَهْدِیُّ رَجُلٌ مِنْ وُلْدِی...یَمْلَأُ الْأَرْضَ عَدْلًا کَمَا مُلِئَتْ جَوْراً یَرْضَی فِی خِلَافَتِهِ أَهْلُ الْأَرْضِ وَ أَهْلُ السَّمَاءِ وَ الطَّیْرُ فِی الْجَو؛(3)مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف مردی از فرزندان من است. او زمین را از عدل و قسط پر کند
ص: 151
چنانکه از ستم پر شده است، اهل زمین و آسمان و مرغان هوا از خلافت او راضی هستند.
ابوسعید خدری از حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله نقل نموده که فرمود: «أَبْشِر وا بِالْمَهْدِیِّ... یَمْلَأُ قُلُوبَ عِبَادِهِ عِبَادَةً وَ یَسَعُهُمْ عَدْلُهُ؛(1)شما را به آمدن مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف مژده میدهم، او دلهای بندگان را پر از حس بینیازی میکند و دادگری اش همگان را فرا میگیرد».
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله درباره آثار و برکات عدالت مهدوی، فرمود:
یَتَنَعَّمُ أُمَّتِی فِی زَمَنِ الْمَهْدِیِّ نِعْمَةً لَمْ یَتَنَعَّمُوا قَبْلَهَا قَطُّ یُرْسِلُ السَّمَاءَ عَلَیْهِمْ مِدْرَاراً وَ لَا تَدَعُ الْأَرْضُ شَیْئاً مِنْ نَبَاتِهَا إِلَّا أَخْرَجَتْهُ؛(2)امّت من در زمان ظهور مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف چنان از نعمتهای فراوان بهرهمند خواهد شد که پیش از آن هرگز کسی از چنین نعمتی برخوردار نشده است، باران رحمت بر آنها فرو میریزد و زمین گیاهانش را بر آنان آشکار میکند.
امام صادق علیه السلام میفرماید: «فَإِذَا قَامَ قَائِمُنَا حَرَّمَ عَلَی کُلِّ ذِی کَنْزٍ کَنْزَهُ حَتَّی یَأْتِیَهُ فَیَسْتَعِینَ بِهِ عَلَی عَدُوِّه؛(3)چون قائم ما قیام کند، هر گنجی را بر صاحب آن حرام میکند تا آن را به خدمت او آورد و او آن گنج
ص: 152
را در راه مبارزه با دشمنان به کار خواهد بست».
عدالت مهدوی به نیاز فردی، طبیعی و غریزی انسان نظر دارد و در مقابل هر خصلت طبیعی و غریزی، حقی را قائل است و عهدهدار پاسخ گویی به این حق طبیعی است. این سطح عدالت زمینه ساز پرستش فردی و تسهیل کننده تحصیل پرستش فردی است. اما عدالت مهدوی در این سطح نمیماند و به جامعه راه پیدا میکند، چرا که بر اساس انسان شناسی الاهی بسیاری از استعدادهای آدمی در بستر جامعه رشد مییابد. عدالت مهدوی در این سطح هم باقی نمیماند؛ بلکه سطحی دیگر از عدالت نیز در حکومت مهدوی محقق میشود و آن عدالت تاریخی است. در زمان حضرت با وقوع رجعت انسانها که بهترین خوبان تاریخ و بدترین بدان تاریخ سر از قبر بر میدارند؛ حضرت از اولیای طاغوت و جبهه تاریخی باطل انتقام خواهد گرفت و عدالت قضایی را در مورد آنها اجرا خواهد کرد.
از نظر گستره و حیطه جغرافیایی، عدالت مهدوی، چنان فراگیر است که جهان با همه وسعتش در دایره حاکمیت عدل مهدوی در تمام ابعاد حقوقی و سیاسی و فرهنگی و اقتصادی قرار خواهد گرفت و حکومت اسلامی به منطقه خاصی محدود نخواهد شد.
امام صادق علیه السلام در تفسیر آیه ((اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ یُحْیِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها قَدْ بَیَّنَّا لَکُمُ الْآیاتِ لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ)) فرمود: «أَیْ یُحْیِیهَا اللَّهُ بِعَدْلِ الْقَائِمِ
ص: 153
عِنْدَ ظُهُورِهِ بَعْدَ مَوْتِهَا بِجَوْرِ أَئِمَّةِ الضَّلَال؛(1)خداوند زمین را پس از مردن آن از ستمکاری پیشوایان و رهبران گمراهی با دادگری قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف به هنگام ظهورش دوباره زنده میسازد».
عدالت موعود در جامعه مهدوی به گونهای زیبا و فرح بخش، گسترش مییابد که میتوان جامعه مهدوی را تجلّی حیات بهشتی در زمین دانست. حیات طیبهای که جایگاه اوج قرب و چشیدن رضوان الاهی است و نمونه ی بی نظیر آن در جامعه مهدوی نمود پیدا میکند.
حکومت مهدوی، بر خلاف نظامهای دیگر، منطقهای و قارهای نیست بلکه رویکرد جهانی دارد و گستره آن همه کره خاکی و بلکه همه قلمروهای نفوذ انسان را در بر میگیرد.
مرکز حکومت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف اگرچه در کوفه قرار دارد، اما قلمرو آن جهانی و فراگیر است. یکی از اصحاب امام صادق علیه السلام از آن حضرت پرسید: خـانه و قرارگاه مهـدی عجل الله تعالی فرجه الشریف کجاست؟ آن حضرت فرمود:
1) الغیبة، نعمانی، ص25.
ص: 154
دارُ مُلْکِهِ الْکُوفَةُ وَ مَجْلِسُ الْحُکْمِ جامِعُها وَ بَیْتُ مالِهِ وَ مَقْسَمُ غَنائِمِ الْمُسْلِمینَ مَسْجِدُ السَّهْلَةِ وَ مَوْضِعُ خَلَواتِهِ الزَّکَوَاتُ الْبِیضُ مِنَ الْغَرِیَّیْنِ؛(1)محل حکومت او کوفه خواهد بود و جایگاه قضاوت و حکمرانیش مسجد جامع کوفه بیت المال و محل تقسیم غنیمتها مسجد سهله، و جایگاه استراحت و خلوتگه او در مکان ریگهای سفید نجف خواهد بود.
امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف پس از پیروزی فرمان عدالت و آبادانی سراسری را صادر میکند تا همگان در سطح جهان از مواهب حکومت آن حضرت بهرهمند گردند. امام صادق علیه السلام فرمود:
یُفَرِّقُ الْمَهْدِی اَصْحابَهُ فی جَمیعِ الْبُلْدانِ وَ یَأْمُرُهُمْ بِالْعَدْلِ وَ الاِْحْسانِ وَ یَجْعَلُهُمْ حُکّامَا فی الاَْقالیمِ وَ یَأْمُرُهُمْ بِعِمْرانِ الْمُدُنِ؛(2)مهدی اصحاب خویش را در تمامی شهرها می پراکند و آنان را به عدالت و احسان فرمان میدهد، آنان را حاکمان مناطق مختلف قرار داده و به آنان دستور میدهد که به آبادانی و سازندگی شهرها بپردازند.
در عصر ظهور، همه جهان تحت حکومت واحد اداره خواهد شد و کارگزاران حکومتی آن حضرت، در همه جای عالم به فرمان او مأمور
ص: 155
خواهند بود که همه شهرها را آباد سازند و شیوه عدالت و احسان را حکمفرما کنند. از امام صادق علیه السلام نقل شده است که فرمود: «وَ یُبعَثُ المَهدِیُّ جُنُودُهُ اِلَی الآفَاقِ وَ ُیمِیتُ الجَورَ وَ اَهْلَهُ وَ تَستَقِیمُ لَهُ البُلْدَان؛(1)مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف لشکرش را به اطراف جهان میفرستد و ظلم و اهلش را نابود میکند و مردمان کشورها، مطیع او میگردند».
دایره حکومت و قدرت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف شرق و غرب جهان را فرا میگیرد و خداوند به دست امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف همه عالم را فتح میکند. در عصر ظهور امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف اسلام هم از نظر منطق و استدلال و هم از نظر نفوذ ظاهری و حکومت بر تمام ادیان پیروز خواهد شد و همه را تحت الشعاع خویش قرار خواهد داد.
ابو الجارود گوید: امام باقر علیه السلام در ذیل آیه ((الَّذِینَ إِن مَّکَّنَّاهُمْ فِی الْأَرْضِ أَقَامُوا الصَّلَاةَ وَآتَوُا الزَّکَاةَ وَأَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَنَهَوْا عَنِ الْمُنکَرِ وَلِلَّهِ عَاقِبَةُ الْأُمُورِ))(2)فرمود: «وَ هَذِهِ الْآیَةُ لِآلِ مُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله إِلَی آخِرِ الْآیَةِ وَ الْمَهْدِیُّ وَ أَصْحَابُهُ یُمَلِّکُهُمُ اللَّهُ مَشَارِقَ الْأَرْضِ وَ مَغَارِبَهَا وَ یُظْهِرُ الدِّینَ وَ یُمِیتُ اللَّهُ بِهِ وَ أَصْحَابِهِ الْبِدَعَ الْبَاطِلَ کَمَا أَمَاتَ السَّفَهُ الْحَقَّ حَتَّی لَا
ص: 156
یُرَی أَثَرٌ لِلظُّلْم؛(1)این آیه تا آخر در شأن آل پیامبر صلی الله علیه و آله نازل شده است و حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و اصحابش که خداوند آنان را مالک و حاکم بر شرق و غرب جهان خواهد نمود و دین را به وسیله او بر تمام ادیان پیروز مینماید و باطل و دینهای ساختگی را به همت او و یارانش از میان بر میدارد، چنانچه پیش از ظهور او سفاهت و نادانی پرده بر روی حق و حقیقت کشیده است؛ به طوری عدالت گسترش مییابد که اثری از ظلم باقی نمیماند».
محمد بن مسلم از امام باقر علیه السلام نقل کرده که آن حضرت فرمود:
الْقَائِمُ مِنَّا مَنْصُورٌ بِالرُّعْبِ مُؤَیَّدٌ بِالنَّصْرِ تُطْوَی لَهُ الْأَرْضُ وَ تَظْهَرُ لَهُ الْکُنُوزُ یَبْلُغُ سُلْطَانُهُ الْمَشْرِقَ وَ الْمَغْرِبَ وَ یُظْهِرُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِهِ دَیْنَهُ عَلَی الدِّینِ کُلِّهِ وَ لَوْ کَرِهَ الْمُشْرکُون؛(2)قائم ما منصور به رعب است و مؤیّد به نصر، زمین برای او درنوردیده شود و گنجهای خود را ظاهر سازد، و سلطنتش شرق و غرب عالم را فرا گیرد و خدای تعالی به واسطه او دینش را بر همه ادیان چیره گرداند، گر چه مشرکان را ناخوش آید.
ابو بصیر گوید: محضر امام صادق علیه السلام عرض کردم:
ص: 157
فَقُلْتُ لَهُ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ وَ مَنِ الْقَائِمُ مِنْکُمْ أَهْلَ الْبَیْتِ؟ فَقَالَ: یَا بَا بَصِیرٍ هُوَ الْخَامِسُ مِنْ وُلْدِ ابْنِی مُوسَی ذَلِکَ ابْنُ سَیِّدَةِ الْإِمَاءِ یَغِیبُ غَیْبَةً یَرْتَابُ فِیهَا الْمُبْطِلُونَ ثُمَّ یُظْهِرُهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فَیَفْتَحُ عَلَی یَدَیْهِ مَشَارِقَ الْأَرْضِ وَمَغَارِبَهَا؛(1)ای فرزند رسول خدا صلی الله علیه و آله آیا قائم از شما اهل بیت است؟ فرمود: ای ابو بصیر او پنجمین فرزند پسرم موسی(امام کاظم عجل الله تعالی فرجه الشریف و فرزند بانوی کنیزان عالم است غیبتش چندان طولانی گردد که اهل باطل دچار تردید شوند. سپس خداوند او را ظاهر کند و شرق و غرب جهان را به دست او بگشاید.
حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف بر همه امور اشراف دارد گو اینکه همه دنیا را میبیند، زیرا اگر از همهی اطراف و اکناف جهان با خبر نباشد حکومت عادلانه بر همه زوایای عالم ممکن نیست:
إِنَّهُ إِذَا تَنَاهَتِ الْأُمُورُ إِلَی صَاحِبِ هَذَا الْأَمْرِ رَفَعَ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی کُلَّ مُنْخَفِضٍ مِنَ الْأَرْضِ وَ خَفَّضَ لَهُ کُلَّ مُرْتَفِعٍ مِنْهَا حَتَّی تَکُونَ الدُّنْیَا عِنْدَهُ بِمَنْزِلَةِ رَاحَتِهِ فَأَیُّکُمْ لَوْ کَانَتْ فِی رَاحَتِهِ شَعْرَةٌ لَمْ یُبْصِرْهَا(2)هنگامی که امور و کارهای جهان به صاحب این امر عجل الله تعالی فرجه الشریف برسد و به او منتهی شود، خداوند هر نقطهی پستی از
ص: 158
این زمین را برای او بالا میآورد و هر نقطه مرتفع را پست میکند(پیداست که مراد این نیست که زمین مسطح میشود و از کروی بودن در میآید، بلکه با امکانات قوی علمی و صنعتی همهی جهان را زیر پوشش و در معرض دید امام زمان قرار میگیرد) تا آنجا که کل دنیا به مثابهی کف دست انسان میشود، آنگاه کدامیک از شما است که اگر مویی در کف دست تان باشد آنرا نبیند.
جامعه پذیری و جلب رضایت عموم مردم، یکی از مهم ترین دغدغههای حکومتها است. از این نظر یکی از ویژگیهای برجسته حکومت مهدوی، مردمی بودن و جامعه پذیری بی نظیر آن است. از این رو، گرچه در استقرار جامعه موعود، نقش کرامت الاهی و دست اعجاز ولیّ خدا نقش اساسی دارد، اما ارادههای انسانی نیز در پذیرش ولایت حضرت و برقراری جامعه مهدوی نقش دارند. و چون حکومت مهدوی بر اساس ارزشهای دینی استوار است و مبنای مناسبات در آن بر اساس ایثار، انفاق، قناعت، زهد و... است، طبیعی است که مردم نیز با مشاهده این حقایق، از جان و دل پذیرای آن خواهند بود؛ چنانکه رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود:
ص: 159
«یَأوَی إِلَی المَهدِی أُمّتهُ کَمَا تَأوَی النَّحْلُ إِلَی یَعسُوبِهَا(1)امت اسلامی به مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف مهر میورزند و به سویش پناه میبرند آن چنانکه زنبوران عسل به سوی ملکه خود پناه میبرند».
از این رو در روایات یکی از ویژگیهای منحصر به فرد حکومت جهانی امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف محبوبیت فراگیر آن یاد شده است به گونهای که همهی موجودات اعم از زندهها و مردگان، ذوی العقول و غیر ذوی العقول، آسمانیان و زمینیان و در یک کلام خالق و مخلوق او را دوست دارند و به حکومت او راضی و خشنود میشوند و لااقل در مورد انسانها این نکته مسلم است که عملکرد حضرت و اقامه قسط و عدل جهانی باعث میشود تا همه از حضرت راضی باشند و به حضرت عشق بورزند، و روایات در این باب فراوان است که برای نمونه مواردی را میآوریم:
حذیفه بن یمان از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل کرده که فرمود:
اَلمَهْدِیُّ مِن وُلْدِی... یَمْلَأُ الْأَرْضَ عَدْلًا کَمَا مُلِئَتْ جَوْراً یَرْضَی بِخِلَافَتِهِ أَهْلُ السَّمَاوَاتِ وَ أَهْلُ الْأَرْضِ وَ الطَّیْرُ فِی الْجَو؛(2)مهدی از فرزندان من است، او چنان زمین را پر از عدل و داد کند که
ص: 160
ساکنان آسمانها و زمین و پرندگان هوا همگی به خلافت و حکومت او راضی میشوند(و با طیب نفس آنرا میپذیرند و بدان گردن مینهند و از آن اطاعت میکنند نه اینکه اکراه و اجبار و زور سرنیزه در ظاهر آنها را وادار به کرنش نماید).
ابان بن تغلب از امام صادق علیه السلام نقل کرده که فرمود:
وَ لَا یَبْقَی مُؤْمِنٌ مَیِّتٌ إِلَّا دَخَلَتْ عَلَیْهِ تِلْکَ الْفَرْحَةُ فِی قَبْرِهِ وَ ذَلِکَ حَیْثُ یَتَزَاوَرُونَ فِی قُبُورِهِمْ وَ یَتَبَاشَرُونَ بِقِیَامِ الْقَائِمِ؛(1)هیچ مردهای باقی نمیماند مگر اینکه آن خوشحالی در قلب او داخل میشود و در جهان برزخ و خانههای قبرشان به دیدار یکدیگر رفته و به یکدیگر مژده میدهند که قائم آل محمد عجل الله تعالی فرجه الشریف قیام کرده است. (آری آنها در جهان برزخ زندهاند و از اوضاع و احوال این جهان مطلعاند، ولی ما از آنها اطلاعی نداریم).
ابوسعید خدری از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل کرده است که فرمود:
أُبَشِّرُکُمْ بِالْمَهْدِیِّ یُبْعَثُ فِی أُمَّتِی عَلَی اخْتِلَافٍ مِنِ النَّاسِ وَ زَلَازِلَ فَیَمْلَأُ الْأَرْضَ عَدْلًا وَ قِسْطاً کَمَا مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوْراً یَرْضَی عَنْهُ سَاکِنُ السَّمَاءِ وَ سَاکِنُ الْأَرْض(2)شما را به آمدن مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف بشارت میدهم که در میان امت من ظهور خواهد
ص: 161
کرد در حالی که مردم دچار اختلاف و دگرگونی است، پس او زمین را از عدل و داد پر میکند همان گونه که از ظلم و جور پر شده است. او کسی است که ساکنان آسمان و زمین از او خشنود میشوند.
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «یَفرَحُ بِهِ اَهلُ السّمَاءِ وَ اَهلُ الاَرضِ وَ الطّیرَ وَ الوُحُوشَ وَ الحِیتَانَ فِی البَحرِ(1)به وسیله او، ساکنان آسمان و زمین و پرندگان و حیوانات وحشی و ماهیان دریا همه خوشحال و از آمدن او همه شادمان میشوند».
جابر بن یزید جعفی از امام باقر علیه السلام نقل کرده که فرمود:
کَأَنِّی بِأَصْحَابِ الْقَائِمِ عجل الله تعالی فرجه الشریف وَ قَدْ أَحَاطُوا بِمَا بَیْنَ الْخَافِقَیْنِ فَلَیْسَ مِنْ شَیْءٍ إِلَّا وَ هُوَ مُطِیعٌ لَهُمْ حَتَّی سِبَاعُ الْأَرْضِ وَ سِبَاعُ الطَّیْرِ یَطْلُبُ رِضَاهُمْ فِی کُلِّ شَیْءٍ حَتَّی تَفْخَرُ الْأَرْضُ عَلَی الْأَرْضِ وَ تَقُولُ مَرَّ بِیَ الْیَوْمَ رَجُلٌ مِنْ أَصْحَابِ الْقَائِمِ عجل الله تعالی فرجه الشریف(2)گویا یاران قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف را میبینم که به سراسر زمین از مشرق تا مغرب احاطه کردهاند و همه چیز در فرمان آنها است تا درندگان زمین و پرندگان درنده خشنودی آنها را در هر باره میجویند تا جائی که زمینی
ص: 162
به زمین دیگر میبالد و میگوید امروز یکی از یاران قائم بر من گذشته است.
هرگاه حکومت بر پایه رابطهی زور و قدرت استوار باشد و مردم از ترس جان و مال و آبرویشان در برابر حاکم خم و راست شوند، ارزشی و فضیلتی شمرده نمیشود، زیرا در جهان وحش و حیوانات جنگلی هم ضعیف تر از قوی تر میترسد و در برابر او تسلیم میشود. ولی اگر رابطه قلبی و معنوی شد و حاکم از صمیم قلب امت را دوست داشت و درصدد اصلاح امور آنان برآمد و امت هم از عمق باطن او را دوست داشتند و رابطهی عشق و محبت و صفا و وفا میان آنها حاکم بود این ارزش دارد. حکومت بر جانها و قلبها مهم است وگرنه حکومت بر ابدان با سرنیزه هم میسر است و یکی از تفاوتهای عمدهی حکومتهای الاهی با حکومتهای طاغوتی و استکباری در همین است.
در جامعه و نظام سیاسی مهدوی، رابطه قدرت بازیچه منافع نیست؛ بلکه در واقع جامعهای است که انسانها تلاش خواهند کرد تا به سعادت نائل شوند. از این رو، مردم در تحقق نظام مهدوی و حمایت و یاری حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نقش مهم و تعیین کننده خواهند داشت.
ص: 163
بر اساس آنچه که از سنت اسلامی بر می آید در مدینه فاضله اسلامی، چون رابطه قدرت بر اساس منفعت جویی افراد، گروهها و جریانات نیست، طبعاً ماهیت زندگی سیاسی هم متفاوت است. در دنیای غیر فاضله طیف بندی احزاب، جریانات، جناحهای سیاسی و گروه بندیهای سیاسی به خاطر برداشت و نگرش متفاوت از منفعت، توسط احزاب و گروهها از یک سو و از سوی دیگر محدودیت به دلیل منابع موجود، این احزاب و جریانات با یکدیگر رقابت میکنند. پس در زندگی غیر فاضله، قدرت معطوف به منافع است تا انسانها بتوانند در قالب احزاب، تشکلها، جریانات و جناحهای سیاسی، منافع بیشتر را تصاحب کنند. از همین رو ماهیت رقابت سیاسی هم صرفاً معطوف به همین منافع قدرت است.
مهمترین ویژگی نظام سیاسی مهدوی نقش و حضور تعیین کننده انسان کامل و امام معصوم علیهم السلام یا همان منجی موعود، حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به عنوان رهبر و رئیس اول نظام سیاسی است. با توجه به این که در نظامهای سیاسی فاضله، قدرت معطوف به سعادت است، امام معصوم برای تأمین چنین سعادتی نقش کلیدی دارد، زیرا به دلیل ویژگیهای خاصی که خداوند در او را نهاده است، راهبر مردم به سوی سعادت است. در چنین ساختاری مردم
ص: 164
هم حضور فعال دارند؛ اما حضور فعال و متعهدانهای که هدف آن تصاحب منافع دنیوی بیشتر نیست، بلکه رقابت برای سبقت جویی در سعادت و ایمان است.
در واقع در نظام سیاسی مهدوی به دلیل علم کامل امام معصوم علیهم السلام و عدم برداشتها و قرائتهای مختلف، بین مردم برای رسیدن به زندگی نیک اختلافی نخواهد بود. البته تفاوت سلایق و شیوهها، امری طبیعی است و در مورد نظام سیاسی مهدوی هم قابل طرح است. اما اصول و کلیاتِ نظام سیاسی مهدوی در سایه تبعیت همه مردم از یک انسان کامل با هدف سبقت جویی در رسیدن به خیر و فضیلت، ماهیت رقابت و زندگی سیاسی را دگرگون خواهد نمود.
با این توضیحات میتوان گفت: بازی جناحی، سیاسی و گروهی در نظام سیاسی مهدوی منطقِ خود را از دست داده و جناحبندیها و احزاب به این صورتی که در نظامهای غیر فاضله وجود دارد، در نظام فاضله قابل تصور نیست؛ ماهیت زندگی سیاسی دگرگون و متفاوت میشود و رقابت بر سر منافع، به سبقت در خدمت تبدیل میشود. در این نظام رقابت در رسیدن به سعادت و فضیلت است. در نظام سیاسی مهدوی به دلیل نزدیکی انسانها به کمال نظام سیاسی بر اساس سبقت جویی در خدمت شکل
ص: 165
خواهد گرفت.
در نگرش اسلامی و در مدینه فاضله مهدوی اصل وجود منجی و هادی غیبی یک اصل اساسی است و همه انسانها به این آگاهی خواهند رسید که عقل آنها محدود است و نیازمندِ همراهی یک معلم و انسان کامل هستند تا تلاش خودشان را برای نیل به سعادت انجام بدهند و زندگی سیاسی معطوف به منفعت و قدرت دنیوی نیست، بلکه رقابت بر سر رسیدن به سعادت است، زیرا ماهیت زندگی سیاسی دگرگون و متفاوت میشود و رقابت بر سر منافع، به سبقت در خدمت تبدیل میشود.
با چنین نگرشی نقش و جایگاه مردم در مدینه فاضله مهدوی کاملاً دگرگون و منقلب میشود. در نظام سیاسی مهدوی که مبتنی بر حضور رهبر صالح و انسان کامل است، مشارکت متعهدانه و فعال مردم، هم برای رسیدن به سعادت خودشان است و هم زمینهسازی سعادتِ دیگران. در این نظام حضور انسان کامل و آگاهی مردم به محدودیت خود سبب میشود آنها با شیفتگی و درایت از رهبر و امام معصوم علیهم السلام پیروی نمایند. مشارکت سیاسی مردم در نظام مهدوی، مشارکتی فعال و متعهدانه است یعنی هم یک تعهد است و هم یک حق که فعالیت بکند
در نظام مردمی مهدوی، شخص امام معصوم علیهم السلام در رأس
ص: 166
حکومت است، الگوی اعلا، نمایش عملی، تجسم ظهور برنامههای اسلامی و آموزههای آن، و نیز نسخه سعادت بخش جامعه بشری به شمار میآید. در این نظام، هم قوانین بر اجرای عدالت و حق نظر دارد، و هم حاکم و نظام حکومتی از راه و روش عدل منحرف نمیشود. حکومتی که در مدتی کوتاه، بر دشواریها چیره گردد و نابسامانیها را از بین ببرد و با برچیدن ناامیدی از دلها، بذر امید در آنها بکارد، از پشتیبانی مردمی برخوردار خواهد بود. حکومتی که آتش جنگها را خاموش کند و امنیت را برقرار سازد، حکومت بر دلهاست.
از دیگر ویژگیهای بسیار مهم حکومت عدل جهانی امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف که در قرآن و احادیث بر آن تأکید شده است، مسأله امنیت است. حکومت مهدوی چون یک حکومت عدل محور و دارای مقبولیت مردمی است، امنیت مثال زدنی را به جامعه بشری هدیه خواهند کرد.
در پرتو حکومت عدالت گستر مهدوی، جامعه عصر ظهور از نعمت امنیت و آسایش فکری بهرهمند خواهد شد. در آن زمان امنیت از جمیع جهات در حد اعلا تأمین است: امنیت مالی، امنیت جانی، امنیت آبرویی، امنیت فکری و فرهنگی، امنیت اقتصادی،
ص: 167
امنیت اعتقادی، امنیت نظامی، امنیت روحی و روانی، امنیت اجتماعی و...؛آرامش خاطر بر آن جامعه حکم فرما است و مرزهای امنیت انسانها مورد تهدید واقع نمیشود و در کمال آرامش و صلح و صفا به زندگی انسانی مشغول هستند.
عدالت و امنیت از برترین و مقدمترین نعمتها و دستاوردهایی است که توسط امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به بشریت در فراخنای گیتی هدیه خواهد شد. از این نظر میتوان طعم شیرین امنیت را از آثار عدالت فراگیر حکومت مهدوی بر شمرد، زیرا اگرچه در هر عصری اثری از امنیت نسبی مشاهده میشود،اما امنیت مطلق که عقاید، ایمان، جان، مال و ناموس مردم از گزند هر ضرر و اضراری در امان باشد، آرزوی دیرینهای است که تنها در پرتو حکومت مهدوی نصیب جامعه بشری خواهد شد؛ همان امنیت فراگیری که خداوند وعده داده است: ((وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الْأَرْضِ کَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ لَیُمَکِّنَنَّ لَهُمْ دِینَهُمُ الَّذِی ارْتَضی لَهُمْ وَ لَیُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً یَعْبُدُونَنِی لا یُشْرِکُونَ بِی شَیْئا))؛(1)خداوند به کسانی از شما که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام دادهاند، وعده میدهد که قطعاً آنان را
1) سوره نور، آیه 55.
ص: 168
حکمران روی زمین خواهد کرد، همانگونه که به پیشینیان آنها خلافت روی زمین را بخشید؛ و دین و آیینی را که برای آنان پسندیده، پابرجا و ریشهدار خواهد ساخت؛ و ترسشان را به امنیت و آرامش مبدل میکند، آنچنان که تنها مرا میپرستند و چیزی را شریک من نخواهند ساخت و کسانی که پس از آن کافر شوند، آنها فاسقاناند.
روایاتی که در تفسیر این آیه شریفه وارد شده است، منظور از آیه را عصر ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف دانسته است، چنانکه امام صادق علیه السلام فرمود: «نَزَلَتْ فِی الْقَائِمِ وَ أَصْحَابِه؛(1)این آیه در شأن حضرت قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف و یاران او نازل شده است».
در این آیه تأکید بسیار بر تبدیل خوف و نگرانی مؤمنان به امنیت است که در سایهی حکومت و خلافت صالحان این امنیت مطلق تأمین میشود؛ البته امنیت هدف نیست، بلکه مقدمهای است برای اینکه انسانها با خاطری آسوده خدای یکتا را بپرستند و هیچ چیز را شریک او در عبادت قرار ندهند.
امنیت خاطر از هر جهت، از ارکان یک زندگی سالم و انسانی است
1) الغیبة، نعمانی، ص240؛ تفسیر قمی، ج1، ص14؛ معجم احادیث الامام المهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، ج5، ص282.
ص: 169
و حد اعلای آن به دور از هر کم و کاستی در آن زمان بروز و ظهور خواهد کرد و امنیت و آرامش خاطر در جمیع جهات زندگی را به ارمغان خواهد آورد. در دولت کریمه مهدوی شهروندان آن از هر ستمی در اماناند؛ آنچنانکه در پرتو این عدالت دشمنیها به دوستی، نزاعها به صلح و کینهها به محبّت بدل میشود. صفا و مهر نه تنها میان بشر بلکه بین حیوانات نیز شایع میگردد و میوه شیرین امنیت عمومی، محصول عدالتگستری حکومت مهدوی عجل الله تعالی فرجه الشریف خواهد بود.
احساس امنیت، چنان فراگیر و با ثبات است که همه راهها امن میشود. دامنه قسط و داد حضرتش امنیت و ثبات را در تمام شئون زندگی انسانها حاکم میسازد آنچنانکه بانویی به تنهایی فاصله عراق تا سوریه را با تمام ملزومات خویش طی میکند، بیآنکه از تعرض انسان یا حیوانی هراسی به دل راه دهد؛ یا کسی یا چیزی به او تعرضی روا دارد.
در این زمینه امیرمؤمنان علیه السلام میفرماید:
لَوْ قَدْ قَامَ قَائِمُنَا لَأَنْزَلَتِ السَّمَاءُ قَطْرَهَا وَ لَأَخْرَجَتِ الْأَرْضُ نَبَاتَهَا وَ لَذَهَبَتِ الشَّحْنَاءُ مِنْ قُلُوبِ الْعِبَادِ وَ اصْطَلَحَتِ السِّبَاعُ وَ الْبَهَائِمُ حَتَّی
ص: 170
تَمْشِی الْمَرْأَةُ بَیْنَ الْعِرَاقِ إِلَی الشَّامِ لَا تَضَعُ قَدَمَیْهَا إِلَّا عَلَی النَّبَاتِ وَ عَلَی رَأْسِهَا زِینَتُهَا لَا یُهَیِّجُهَا سَبُعٌ وَ لَا تَخَافُه؛(1)چون قائم ما قیام کند، کینهها از دلها بیرون رود و حتی درندگان نیز باهم سازگاری کند، امنیت چنان فراگیر شود که زنی همراه با زیورآلات خود، از عراق تا شام سفر کند، بدون اینکه هیچ دغدغه و نگرانی از خطر داشته باشد.
از امام صادق علیه السلام نقل شده است که فرمود: «إِذَا قَامَ الْقَائِمُ حَکَمَ بِالْعَدْلِ وَ ارْتَفَعَ فِی أَیَّامِهِ الْجَوْرُ وَ أَمِنَتْ بِهِ السُّبُل(2)آنگاه که قائم قیام کند، به عدالت حکم راند و در زمان او، ستم رخت بربندد و به واسطه او، راهها ایمن شود».
در عصر ظهور همه اقوام و ملل و فرد فرد انسانها بدون هیچگونه تبعیض و گزینشی طعم شیرین عدالت و امنیت مهدوی را خواهند چشید. بشر و تمام ساکنان و جنبندگان آسمانها و زمین با آغوشی باز و خشنودی بدین حکومت تن خواهند داد. قریه و شهر امن قرآنی و الاهی در سایه عدالت گستری حضرت مهدی محقق خواهد گردید و جانشینی زمین به صالحان و پارسایان خواهد
ص: 171
رسید و ایمان به عنوان سرچشمه اصلی امنیت، بر قلبها و جانها طمأنینه و آرامش را حکمفرما خواهد ساخت.
امنیت در زمان ظهور حضرت مهدی، امنیتی غالب بر عدالت و در سایه شمشیر، سرکوب و خودکامگی و اجبار نیست، بلکه بر رویکرد و مشی الاهی و انسانی استوار است و از مشروعیت، مقبولیت و حقانیتی مبتنی بر رضایت و پذیرش کامل مردم سود میبرد. همین امر به جذب بیشتر قلبهای مردم به سوی امام عصر و نهضت جهانشمول ایشان خواهد انجامید و حتی بدکاران نیز راه خوبی و رستگاری در پیش خواهند گرفت و حیات سیئه بشری، جای خود را به حیات طیبه و حسنه خواهد داد و ترس و هراس و ناامنی و بیعدالتی جای خود را به آرامش و قسط و عدل خواهد داد.
ابی سعید خدری از رسول خدا صلی الله علیه و آله روایت کرده؛ فرمود:
یَأوَی إِلَی المَهدِی أُمّتهُ کَمَا تَأوَی النَّحْلُ إِلَی یَعسُوبِهَا یَملَأُ الأَرضَ عَدلًا کَمَا مُلِئَت جَورًا حَتّی یَکُونَ النّاسُ عَلَی مِثلِ أَمرِهِمُ الأوّل لَا یُوقَظُ نَائِمًا وَ لَا یُرِیقُ دَمًا(1)امت اسلامی به مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف مهر میورزند و به سویش پناه میبرند، آن چنانکه زنبوران
1) اثبات الهداة، ج5، ص271.
ص: 172
عسل به سوی ملکة خود پناه میبرند. عدالت را در پهنة گیتی میگستراند و صفا و صمیمیّت صدر اسلام را به آنها باز میگرداند، خفتهای را بیدار نمیکند تا مزاحم آسایش کسی شود و خونی را به ناحق نمیریزد.
امام صادق علیه السلام در تفسیر آیه مبارکه: ((وَ مَنْ دَخَلَهُ کانَ آمِناً))(1)فرمود: «فَمَنْ بَایَعَهُ وَ دَخَلَ مَعَهُ وَ مَسَحَ عَلَی یَدِهِ وَ دَخَلَ فِی عَقْدِ أَصْحَابِهِ کَانَ آمِناً؛(2)یعنی هر کس با او بیعت کند و در سلک پیروان او باشد از ذلت و خواری و تیره بختی دنیا و آخرت ایمن خواهد بود».
بنابراین، در جامعهای که حق مظلوم باز ستانده نشود و صاحبان زر و زور مانعی را بر سر راه کامجوییهای خود نبینند، امنیت اجتماعی و فراگیر، رؤیایی است که تعبیر روشنی نخواهد داشت؛ زیرا ناامنی، ظلم، تجاوز و تعدی، آفات ویرانگر اجتماعی است که محصول بیعدالتی است. در حکومت عدل مهدوی، اثری از ناامنی و ظلم و تجاوز نخواهد ماند، در عصر ظهور او عدالت به شکل همهگیر اجرا میشود، به گونهای که همه از شهروندان دولت
ص: 173
جهانی مهدوی از امنیت و عدالت بهرهمند میگردند، چرا که حقجویان امّت نبوی که با آن وجود گرامی بیعت کرده و به برکت او از کمال عقل و روح استغنا برخوردار گردیدهاند، هم عادلانه رفتار خواهند کرد و هم امنیت مدینه مهدوی را پاس خواهند داشت.
٭٭٭
ص: 174
مهم ترین رسالت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به عنوان خاتم اوصیای رسول اکرم صلی الله علیه و آله اجرای کامل احکام و قوانین اسلام است، بدون شک سیره قضایی آن حضرت نیز چیزی جز احیای سنّت جدش و تحقق کامل دستورات معطّل مانده دین اسلام در جامعه نخواهد بود.
حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف مأموریتی ویژه در اقامه عدل و احقاق حق مظلومان بر دوش دارد، از این رو، بر اساس روایات داوریهای آن حضرت نیز دو گونه است؛ هم بر اساس ظواهر و بینه و شاهد که سیره اجداد طاهرینش میباشد حکم میکند و هم در مواردی که لازم بداند بر اساس علم خود بدون بینه و شاهد حکم میکند، همانند پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله که فرمود:
إِنَّمَا أَقْضِی بَیْنَکُمْ بِالْبَیِّنَاتِ وَ الْأَیْمَانِ وَ بَعْضُکُمْ أَلْحَنُ بِحُجَّتِهِ مِنْ بَعْضٍ فَأَیُّمَا رَجُلٍ قَطَعْتُ لَهُ مِنْ مَالِ أَخِیهِ شَیْئاً فَإِنَّمَا قَطَعْتُ لَهُ بِهِ قِطْعَةً مِنَ النَّارِ(1)من تنها بر اساس سوگندها و اقامة شواهد و گواهی در میان شما به داوری میپردازم و چون در مقام دلیل آوردن، بعضی از شما زیرکتر از برخی دیگر است، پس اگر
1) الکافی، ج7، ص414.
ص: 175
در مواردی من بر اساس بیّنه و سوگند، برای فردی از مال برادرش چیزی مقرّر کردم و در واقع این گونه نبود، تکهای از آتش را برایش مقرّر کردهام.
درواقع حضرت میفرماید اگر حکمی صادر کردم که مثلاً فلان زمین از آن فلان شخص است، ولی در واقع این گونه نباشد، گو اینکه قطعهای از آتش را برای او بریدهامم(یعنی او حقّ تصرّف در آن را ندارد و در واقع برایش حلال نمیشود).
طبق ظاهر برخی روایات، حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در زمان ظهور، بر اساس حکم واقعی و علم به آن قضاوت میکند و بینه و شاهد نمیخواهد. در حالی که اجداد گرامیاش، در منازعات قضایی، بر اساس ظاهر و با استناد به شهادت و قسم، حکم میکردند.
امام صادق علیه السلام در بیان شیوه قضاوت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف پس از ظهور فرمود: «لَا یَذْهَبُ الدُّنْیَا حَتَّی یَخْرُجَ رَجُلٌ مِنِّی یَحْکُمُ بِحُکُومَةِ آلِ دَاوُدَ لَا یَسْأَلُ عَنْ بَیِّنَةٍ یُعْطِی کُلَّ نَفْسٍ حُکْمَهَا(1)دنیا پایان نیابد تا آنکه مردی از فرزندان من بیرون آید که طبق حکومت آل داود حکم کند،
1) الکافی، ج1، ص398؛ الخرائج و الجرائح، ج2، ص860؛ بحار الانوار، ج52، ص320.
ص: 176
گواه نخواهد و حق هر کس را به او عطا کند».
نیز ابو عبیده حذاء نقل میکند که امام صادق علیه السلام به من فرمود: «یَا أَبَا عُبَیْدَةَ إِذَا قَامَ قَائِمُ آلِ مُحَمَّدٍ عجل الله تعالی فرجه الشریف حَکَمَ بِحُکْمِ دَاوُدَ وَ سُلَیْمَانَ لَا یَسْأَلُ بَیِّنَة(1)ای ابا عبیده! زمانی که قائم آل محمد عجل الله تعالی فرجه الشریف قیام کند، به حکم داود و سلیمان حکم دهد و گواه نطلبد».
امام عسگری علیه السلام در توصیف شیوه قضایی فرزندش حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف فرمود: «فَاِذا قامَ قَضی بَیْنَ النّاسِ بِعِلْمِهِ کَقَضاءِ داوُدَ عَلَیهِ السّلام لَا یَسْألُ الْبَیِّنَةَ؛(2)چون او قیام نماید، بین مردم بر اساس دانش خود حکم کند، همانند قضاوت حضرت داود، و درخواست شاهد نمیکند».
جابر گوید: مردی خدمت حضرت باقر علیه السلام رسید و من نیز آنجا حاضر بودم؛ حضرت فرمود:
فَإِنَّمَا سُمِّیَ الْمَهْدِیَّ لِأَنَّهُ یَهْدِی لِأَمْرٍ خَفِیٍّ یَسْتَخْرِجُ التَّوْرَاةَ وَ سَائِرَ کُتُبِ اللَّهِ مِنْ غَارٍ بِأَنْطَاکِیَّةَ فَیَحْکُمُ بَیْنَ أَهْلِ التَّوْرَاةِ بِالتَّوْرَاةِ وَ بَیْنَ أَهْلِ الْإِنْجِیلِ بِالْإِنْجِیلِ وَ بَیْنَ أَهْلِ الزَّبُورِ بِالزَّبُورِ وَ بَیْنَ أَهْلِ الْفُرْقَانِ بِالْفُرْقَانِ(3)بدین جهت «مهدی» نامیدهاند که
1) الکافی، ج1، ص397؛ بحار الانوار، ج23، ص86.
2) الکافی، ج1، ص509؛ الإرشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، ج2، ص331؛ الخرائج و الجرائح، ج1، ص432.
3) الغیبة، نعمانی، ص237؛ علل الشرائع، ج1، ص161. همان گونه که جد بزرگوارش امیز مؤمنان علیه السلام این چنین فرمود: «وَ اللَّهِ لَوْ ثُنِیَتْ لِیَ الْوِسَادَةُ لَقَضَیْتُ بَیْنَ أَهْلِ التَّوْرَاةِ بِتَوْرَاتِهِمْ وَ بَیْنَ أَهْلِ الْإِنْجِیلِ بِإِنْجِیلِهِمْ وَ بَیْنَ أَهْلِ الزَّبُورِ بِزَبُورِهِمْ؛ به خدا قسم اگر مسند برایم بیندازند و بر آن نشینم به أهل تورات و أهل انجیل و أهل زبور و أهل قرآن به کتاب خودشان قضاء و داوری نمایم»(الإحتجاج، ج1، ص263).
ص: 177
مردم را به امر مخفی و نهانی هدایت میفرماید، آن جناب تورات و تمام کتب آسمانی دیگر را از غاری که در انطاکیه هست بیرون آورده و بین اهل تورات به تورات و بین اهل انجیل به انجیل و بین اهل زبور به زبور و بین اهل فرقان به فرقان حکم میفرماید.
علی بن عقبه از امام صادق علیه السلام نقل کرده است که فرمود:
إِذَا قَامَ الْقَائِمُ عجل الله تعالی فرجه الشریف حَکَمَ بِالْعَدْلِ وَ ارْتَفَعَ فِی أَیَّامِهِ الْجَوْرُ وَ آمَنَتْ بِهِ السُّبُلُ وَ أَخْرَجَتِ الْأَرْضُ بَرَکَاتِهَا وَ رُدَّ کُلُّ حَقٍّ إِلَی أَهْلِهِ وَ لَمْ یَبْقَ أَهْلُ دِینٍ حَتَّی یُظْهِرُوا الْإِسْلَامَ وَ یَعْتَرِفُوا بِالْإِیمَانِ أَمَا سَمِعْتَ اللَّهَ تَعَالَی یَقُولُ: ((وَ لَهُ أَسْلَمَ مَنْ فِی السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ طَوْعاً وَ کَرْهاً وَ إِلَیْهِ یُرْجَعُونَ))(1)وَ حَکَمَ بَیْنَ النَّاسِ بِحُکْمِ دَاوُدَ وَ حُکْمِ مُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله(2)هنگامی که قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف قیام کند بر اساس عدل قضاوت خواهد کرد و ظلم و جور در ایام حکومت او رخت بر بسته و هر حقّی به اهل آن باز میگردد و اهل هیچ
ص: 178
کیش و آئینی به جای نماند جز اینکه همگی اظهار اسلام کنند و اعتراف به ایمان نمایند، مگر نشنیدهای که خدای سبحان فرماید: «و برای او اسلام آورد هر که در آسمانها و زمین است خواه و ناخواه و به سوی او بازگردانیده می شوند» و به حکم حضرت داود علیه السلام و حضرت محمد صلی الله علیه و آله در میان مردم حکومت کند.
حضرت داود علیه السلام بر اساس علمی که خدا در اختیارش گذاشته بود. در داوری میان افراد و قضاوت بین متخاصمین به علم الاهی خود عمل میکرد و طبق آن حکم صادر میکرد، نه آنکه از مدّعی، شاهد بخواهد. گاهی در شیوههای رایج، مدعی شاهد ندارد، یا شهود دروغین در محکمه گواهی میدهند، یا قسمهای دروغ میخورند و حقّ و نا حق میشود. اما حضرت بر اساس علم معصومانه و غیبی خود حکم صادر میکند و هیچ حقّی ضایع نمیگردد.
در عصر ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف چونان داود نبی علیه السلام و جدش حضرت محمد صلی الله علیه و آله حکم و قضاوت خواهد نمود. حکم داودی، حکم بر اساس حق و عدالت است؛ چنانکه قرآن فرمود: ((یَا دَاوُدُ إِنَّا جَعَلْناکَ خَلِیفَةً فِی الْأَرْضِ فَاحْکُمْ بَیْنَ النَّاسِ بِالْحَقِّ وَ لا تَتَّبِعِ الْهَوی فَیُضِلَّکَ عَنْ
ص: 179
سَبِیلِ اللَّه))(1)و حکم محمدی صلی الله علیه و آله قضاوت بر اساس عدالت و دستور الاهی است: ((وَ إِنْ حَکَمْتَ فَاحْکُم بَیْنَهُمْ بِالْقِسْطِ))(2)(فَاحْکُم بَیْنَهُم بِمَا أَنزَلَ اللّهُ وَلاَ تَتَّبِعْ أَهْوَاءهُمْ عَمَّا جَاءکَ مِنَ الْحَقِّ)).(3)محوریت عدالت و دستورات الاهی در سیره قضایی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف سبب میشود که در هیچ گوشهای از جهان بر کسی ظلم و ستم روا نگردد و همگان از نعمت عدالت بهرهمند گردند.
داوری امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف بر طبق قانون دادرسی رسول خدا صلی الله علیه و آله و داود علیه السلام و سلیمان علیه السلام به این نکته اشاره دارد که آن حضرت، هم از موازین ظاهری دادرسی اسلامی همچون اقرار و گواهی گواهان و مانند آن استفاده میکند و هم از شیوههای روانی و علمی برای کشف مجرمان اصلی آن چنانکه پارهای از نمونههای آن در عصر داود علیه السلام نقل شده است بهرهمیبرد. به علاوه در عصر او به موازات
1) ای داوود! ما تو را خلیفه و(نماینده خود) در زمین قرار دادیم؛ پس در میان مردم بحق داوری کن، و از هوای نفس پیروی مکن که تو را از راه خدا منحرف سازد(سوره ص، آیه 26).
2) اگر میان آنها داوری کردی، با عدالت داوری کن(سوره مائده، آیه 42).
3) پس بر طبق احکامی که خدا نازل کرده، در میان آنها حکم کن! از هوی و هوسهای آنان پیروی نکن و از احکام الاهی روی مگردان!(سوره مائده، آیه 48).
ص: 180
پیشرفت علوم و دانشها و تکنیک و صنعت آنقدر وسایل کشف جرم تکامل مییابد که کمتر مجرمی میتواند ردپایی که با آن شناخته شود از خود به جا نگذارد.
از این رو، امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف بر پایه علم غیبی خود و با استفاده از شیوههای روان شناسی، مجرمان را شناسایی کرده و درباره او داوری میکند، چنانکه عبدالله بن عجلان از امام جعفر صادق علیه السلام نقل کرده که فرمود:
إِذَا قَامَ قَائِمُ آلِ مُحَمَّدٍ عجل الله تعالی فرجه الشریفحَکَمَ بَیْنَ النَّاسِ بِحُکْمِ دَاوُدَ لَا یَحْتَاجُ إِلَی بَیِّنَةٍ یُلْهِمُهُ اللَّهُ تَعَالَی فَیَحْکُمُ بِعِلْمِهِ وَ یُخْبِرُ کُلَّ قَوْمٍ بِمَا اسْتَبْطَنُوهُ ُ وَ یَعْرِفُ وَلِیَّهُ مِنْ عَدُوِّهِ بِالتَّوَسُّمِ(1)آن زمان که قائم آل محمد عجل الله تعالی فرجه الشریف قیام کند، مانند داوود میان مردم قضاوت میکند و به بیّنه و شاهد نیاز ندارد چون خداوند به او الهام میکند و او براساس علم خدادادی خود به قضاوت میپردازد و از باطن همگان اطلاع میدهد و از روی قیافه، دوستش را از دشمنش تشخیص میدهد.
1) الإرشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، ج2، ص386؛ إعلام الوری بأعلام الهدی، ص464.
ص: 181
البته حکم بر اساس علم غیب و واقع، بر خلاف شیوه معمول در زمان پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و دیگر ائمه علیهم السلام میباشد، چون قضاوت رایج در زمان ائمه علیهم السلام و زمان قبل از ظهور بر اساس حکم ظاهر بوده است؛ چنانکه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: «إِنَّمَا أَقْضِی بَیْنَکُمْ بِالْبَیِّنَاتِ وَ الْأَیْمَانِ(1)من تنها بر اساس سوگندها و اقامه شواهد و گواهی در میان شما به داوری میپردازم»؛ امّا سیره قضایی آخرین امام عجل الله تعالی فرجه الشریف با آن تفاوت دارد. شاید دلیل این تفاوت این باشد که حکم به واقع و داوری بر پایه علم امام عجل الله تعالی فرجه الشریف با دو محذور مواجه بوده است: یکی اینکه در عصر غیبت امام عجل الله تعالی فرجه الشریف، قاضیان علم به واقع ندارند و شاید در بسیاری از موارد علم شان در حقیقت جهل مرکب باشد. دوم اینکه مردم نیز تحمّل حکم به واقع را ندارند و داوری داودی برای بسیاری از مردم غیر قابل تحمّل است، لذا از حکم به واقع چشم پوشی شده و حکم به بیّنه و قسم، به عنوان روش قضاوت کردن معیّن گردیده است.
1) الکافی، ج7، ص414.
ص: 182
امّا در عصر ظهور امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف با توجه به تحول ژرف، عمیق و همه جانبهای که به یمن وجود حضرت پدید میآید، زمینه اجرای این حکم اوّلی اسلام، یعنی حکم به واقع پدید میآید و دو مانعی که این حکم بر سر راه دارد، برداشته میشود. از این رو، با شرایطی که در زمان ظهور پدید میآید زمینه حکم به واقع فراهم میگردد و حضرت در زمان ظهور طبق واقع حکم میکند و بیّنه و شاهد نمیطلبد. بنابراین، جواز داوری به واقع در صورتی که قاضی مانند امام معصوم از واقع با خبر باشد هیچ ایرادی ندارد و اگر قضاوت طبق واقع صورت نمیگیرد به دلیل عدم تحمّل مردم و عدم علم قاضی به واقع است.
مرحوم مجلسی اول نیز در این باره معتقد است که حق داوری به واقع، برای امامان معصوم علیهم السلام به ویژه امیرالمؤمنین علیه السلام برای آن است که آنان علم به واقع دارند، اگرچه داوری به واقع بر آنان واجب نیست مگر در زمان حضرت قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف، زیرا دراخبار متواتر آمده هنگامی که حضرت قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف ظهور میکند، مانند آل داوود
ص: 183
قضاوت میکند و بیّنه نمیطلبد.(1)به عقیده مرحوم محمد تقی مجلسی، روایات مربوط به داوری داوودی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در حد تواتر است.
٭٭٭
1) «الحکم بالواقع من الائمة المعصومین سیما امیرالمؤمنین صلوات الله علیهم لعلمهم بالواقع فی الوقایع و ان کان لم یجب علیهم ذلک الاّ فی زمان القائم عجل الله تعالی فرجه الشریف (روضة المتقین، ج 6، ص59).
ص: 184
اسلام دین رحمت و رشد و تعامل انسانها است، از این رو جنگ را نه به عنوان هدف و آرمان، بلکه به عنوان راه و وسیله برای تحقق هدف پذیرفته است. قرآن کریم نیز هدف از جنگ را رفع فتنه بیان فرموده است: ((وَ قَاتِلُوهُمْ حَتَّی لَا تَکُونَ فِتْنَةٌ وَ یَکُونَ الدِّینُ کُلُّهُ لِلَّه))(1)و با آنها پیکار کنید تا فتنه(و بت پرستی، و سلب آزادی از مردم،) باقی نماند؛ و دین، مخصوص خدا گردد.
فتنه، همه ناآرامیها، و مزاحمتهای اجتماعی را دربر میگیرد که جامعه و مردم را از سیر طبیعی خود باز میدارد، لذا در راه هدف ارزشمند و انسانی نابودی فتنهها و آشوبها به معنای وسیع آن باید جنگید تا ارزشهای الاهی و انسانی در جامعه محقق شود و کفر و شرک که اساس فتنه و بدبختی انسانهاست از عرصه زندگی برچیده شود.
بدون شک، کفر و شرک، موانع اصلی باز دارندگی انسان از حرکت به سوی کمال و تربیت و رشد معنوی و مادی است و در منطق قرآن کریم، زدایش این موانع، هدف اصلی از تجویز جنگ است.
1) سوره انفال، آیه 39.
ص: 185
همچنین این سخن رسول خدا صلی الله علیه و آله نیز ناظر به این رویکرد اصلاحی است که فرمود: «الْخَیْرُ کُلُّهُ فِی السَّیْفِ وَ تَحْتَ ظِلِّ السَّیْفِ وَ لَا یُقِیمُ النَّاسَ إِلَّا السَّیْفُ وَ السُّیُوفُ مَقَالِیدُ الْجَنَّةِ وَ النَّار(1)تمام نیکیها و خیرات در جنگ و در زیر سایه شمشیر است و مردمان را جز شمشیر راست نکند و شمشیرها کلیدهای بهشت و دوزخ است».
سیره جهادی و مبارزاتی امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف برای زدودن مظاهر فتنه و شرک و کفر و براندازی همه نظامهای طاغوت و حاکمیت مطلق دین الاهی در سراسر جهان است.
عبد العظیم حسنی، از امام جواد علیه السلام نقل کرده است که حضرت فرمود: «الْقَائِمَ الَّذِی یُطَهِّرُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِهِ الْأَرْضَ مِنْ أَهْلِ الْکُفْرِ وَ الْجُحُود(2)مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف کسی است که خداوند به وسیله او اهل کفر و عناد را ریشه کن کرده و زمین را از وجود آنان پاک میکند».
ابی الجارود از امام باقر علیه السلام نقل کرده است که فرمود: «یَفْتَحُ اللَّهُ لَهُ
1) أمالی صدوق، ص578.
2) کمال الدین و تمام النعمة، ج2، ص378. واژه «یُطهِّر» در این کلام حضرت و هم چنین در سخن امیر مؤمنان علیه السلام که فرمود: «وَ لَیُطَهِّرَنَّ الْأَرْضَ مِنْ کُلِّ غَاشٍ»(بحار الانوار، ج 51، ص120) بیان گر خباثت و پلیدی کفار و انسانهای ناپاک است که زمین را آلوده کرده است و باید تطهیر شود.
ص: 186
شَرْقَ الْأَرْضِ وَ غَرْبَهَا وَ یَقْتُلُ النَّاسَ حَتَّی لَا یَبْقَی إِلَّا دِینُ مُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله؛(1)خداوند شرق و غرب زمین را برای او می گشاید و چندان از مردم بیدین به قتل می رساند که جز دین محمد صلی الله علیه و آله باقی نماند».
ابو بصیر از امام صادق علیه السلام نقل کرده که فرمود:
ثُمَّ یُظْهِرُهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فَیَفْتَحُ عَلَی یَدَیْهِ مَشَارِقَ الْأَرْضِ وَ مَغَارِبَهَا وَ یَنْزِلُ رُوحُ اللَّهِ عِیسَی ابْنُ مَرْیَمَ علیه السلام فَیُصَلِّی خَلْفَهُ وَ تُشْرِقُ الْأَرْضُ بِنُورِ رَبِّهَا وَ لَا تَبْقَی فِی الْأَرْضِ بُقْعَةٌ عُبِدَ فِیهَا غَیْرُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَّا عُبِدَ اللَّهُ فِیهَا وَ یَکُونُ الدِّینُ کُلُّهُ لِلَّهِ وَ لَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ؛(2)سپس خداوند او را ظاهر کند و شرق و غرب جهان را به دست او بگشاید و عیسی بن مریم از آسمان فرود آید و پشت سر او نماز گذارد. زمین با نور خداوند منور گردد و جایی در روی زمین نمیماند که در آن غیر از خداوند عز و جل پرستش شود؛ همه ادیان از میان برود و فقط دین خدا میماند هر چند مشرکین نپسندند.
امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف اگرچه در مواجهه با کفار از حمایت نیروی غیبی و کمکهای آسمانی و فرشتگان برخور دار است، اما این گونه نیست که پیروزی حضرت بر مخالفان و گسترش حکومت عدل اسلامی در
ص: 187
سراسر جهان، تماماً متکی به اعجاز و قدرت خارق العاده الاهی باشد، بلکه نصرت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف بر دشمنان به طور طبیعی و عادی خواهد بود، گرچه این نصرت همراه با تأییدات جزئی و خاصّی از جانب خداوند است، زیرا همان گونه که میدانیم بشر در عصر ظهور مورد ظلم و ستم فراوان است، و از طرفی، از حیث فرهنگی و رشد عقلانی، عموم بشر به بالاترین سطح خود رسیده است و لذا به دنبال چنین رهبری الاهی است تا با لبیک به دعوتش از او پیروی نماید. هرگز ابرقدرتها با همه امکاناتی که دارند نمیتوانند در مقابل اراده ملتها بایستند. اگر مردم همگی یکپارچه و یک صدا فریاد برآورند، دشمنانشان به زانو در خواهند آمد. مگر در صدر اسلام نبود که مردم فوج فوج داخل اسلام شده و دعوت پیامبر را پذیرفتند؟ در عصر ظهور نیز هنگامی که مردم دنیا از وسایل ارتباط جمعی خبر قیام مصلحی جهانی را بشنوند به او گرویده و از او حمایت خواهند کرد، و کسی نمیتواند در صورت اقبال مردم با اراده آنها مقابله کند. بلی، هر کجا که حضرت با مانع خاصی روبرو شد خداوند متعال با اعجاز به کمکش آمده و از آن حضرت حمایت خواهد نمود.
با ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف هر آنچه مایه اقتدار و قدرت و دولت برای اهل باطل شمرده میشد، از بین میرود و دین اسلام و نظام ولایی امامت جایگزین میگردد. امام باقر علیه السلام فرمود: «إذا قامَ الْقائِمُ
ص: 188
ذَهَبَ دَولَةُ الْباطِل؛(1)هنگامی که قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف ظهور و قیام کند، هر دولت باطلی از بین میرود».
جابر بن یزید جعفی از امام باقر علیه السلام نقل کرده که فرمود: «کَأَنِّی بِأَصْحَابِ الْقَائِمِ عجل الله تعالی فرجه الشریف وَ قَدْ أَحَاطُوا بِمَا بَیْنَ الْخَافِقَیْنِ فَلَیْسَ مِنْ شَیْءٍ إِلَّا وَ هُوَ مُطِیعٌ لَهُمْ(2)گویا یاران قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف را میبینم که به سراسر زمین از مشرق تا مغرب احاطه کردهاند و همه چیز در فرمان آنها است».
سیره جهادی امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف براساس آیه مبارکه: ((مُّحَمَّدٌ رَّسُولُ اللَّهِ وَالَّذِینَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَی الْکُفَّارِ رُحَمَاءُ بَیْنَهُمْ))(3)همانند جدش رسول الله صلی الله علیه و آله مهربانی با مؤمنان و شدت عمل با کفار و معاندان است.
امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف مظهر تحقق رحمت و قهر الاهی در آخر الزمان است. او در قدم نخست، امام رحمت و مهربانی است و برای هدایت و سعادت انسانها قیام میکند، نه برای کشتن و خون ریزی و ویران کردن. آن حضرت اگرچه در برابر گردن کشان، قاطع و انعطاف ناپذیر
ص: 189
است، اما برای عموم مردم امام مهربانی است و مانند روش پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و امیرالمؤمنین علیه السلام ابتدا با رحمت و مهربانی فراوان به بیان حقیقت دین و پیام اسلام برای جهان میپردازد و گروه فراوانی توبه کرده انسانهای پاکی میشوند، حتی غیرمسلمانان سخن ایشان را میپذیرند و گرد او جمع میشوند. حضرت، به کمک و یاری آنها نهضت خود را شروع میکند. این گونه نیست که به کسی مهلت تفکر و توبه ندهد، بلکه وقتی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف ظهور کند، کسانی که سخن امام را نپذیرفتهاند، اگر به این دلیل باشد که هنوز دلایل کافی ندیدهاند و اطمینان ندارند، به آنها مهلت داده میشود تا خوب بیندیشند و کسی معترض آنها نمیشود. اما اگر بعد از اتمام حجت و اقامه دلیل، باز هم به دشمنی خود ادامه دهند و بیدلیل به مخالفت برخیزند، امام با آنها برخورد قاطعانه و عبرت آمیز خواهند کرد.
بر اساس روایتها، بسیاری از کافران به ویژه اهلکتاب، به حقانیت امام و راه نورانی او پیمیبرند و به آن حضرت ایمان میآورند. بسیاری از کافران مقاومت نمیکنند، بلکه تسلیم میشوند. به ویژه مسیحیان که با نزول حضرت مسیح علیه السلام و پشتیبانی او از امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، تسلیم شده و مسلمان میشوند.
بر اساس روایات، حرکت جهادی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف از یک نقطه
ص: 190
خاص؛ یعنی مکّه و با یک گروه اندک و محدود؛ یعنی سیصد و سیزده نفر یاران ویژه (هسته مقاومت) آغاز میشود تا اینکه به تدریج بر تعداد پیروان آن حضرت افزوده میشود، چون هر حرکت اصلاحی و اجتماعی در ابتدا از یک نقطه محدود و کوچک شروع میشود و به تدریج پیش میرود. پیشرویها و پیروزیهای حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز به تدریج صورت میگیرد و کم کم پیروزیهای آن حضرت توسعه مییابد و با نیروهای تازه که به آن حضرت ملحق میشوند، به سراغ فتح مواضع جدید میرود. آنگاه سپاهیان حضرت با یک سازمان دهی منظم، به فتح شهرها و کشورها میپردازند.
در این راستا، ابتدا به آزادسازی حجاز می پردازد: فَیفتَحُ اللهُ أرضَ الْحِجازِ، وَیخْرُجُ مَنْ کانَ فی السِجّنِ مِنْ بَنی هاشِمٍ، وَتَنزَّلَ الراّیاتِ السوُّدِ الکُوفَةِ، فَیبعُثُ بِالبَیعَةِ الِیَ الْمهدی، فَیبعُثُ المهدِی جُنُودَهُ الِیَ الْبُلدانِ(1)اول سرزمین حجاز را فتح میکند، و زندانیان از ابنای بنی هاشم از زندان آزاد میشوند، پرچمهای سیاه(گمراهی) از کوفه به زیر کشیده میشوند،(صاحب رایت) برای بیعت به سوی مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف برانگیخته میشود، و حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف لشکریانش را به سوی شهرها و کشورها میفرستد.
1) الملاحم و الفتن فی ظهور الغائب المنتظر عجل الله تعالی فرجه الشریف، ص64.
ص: 191
پس از آزاد سازی مکه و مدینه، دامنه فتوحات حضرت به سوی عراق و دیگر شهرها گسترش مییابد. یعقوب بن سراج از امام صادق علیه السلام نقل میکند که فرمود: «یُقْبِلُ صَاحِبُ هَذَا الْأَمْرِ نَحْوَ الْعِرَاقِ وَ یَبْعَثُ جَیْشاً إِلَی الْمَدِینَةِ فَیَأْمَنُ أَهْلُهَا وَ یَرْجِعُونَ إِلَیْهَا؛(1)صاحب الامر عجل الله تعالی فرجه الشریف به سوی عراق روی میآورد و سپاهی را به مدینه میگمارد تا امنیت را برای اهالی مدینه برقرار کند و آنانی را که از مدینه مهاجرت کردهاند به خانههایشان بازگردند».
در هنگام ورود حضرت به عراق، پیکار سختی میان سپاه حضرت با جمعی از مقدس نمایان معاند رخ میدهد. امام باقر علیه السلام فرمود:
إِذَا قَامَ الْقَائِمُ عجل الله تعالی فرجه الشریف سَارَ إِلَی الْکُوفَةِ فَیَخْرُجُ مِنْهَا بِضْعَةَ عَشَرَ أَلْفَ نَفْسٍ یُدْعَوْنَ الْبُتْرِیَّةَ عَلَیْهِمُ السِّلَاحُ فَیَقُولُونَ لَهُ ارْجِعْ مِنْ حَیْثُ جِئْتَ فَلَا حَاجَةَ لَنَا فِی بَنِی فَاطِمَةَ فَیَضَعُ فِیهِمُ السَّیْفَ حَتَّی یَأْتِیَ عَلَی آخِرِهِمْ ثُمَّ یَدْخُلُ الْکُوفَةَ فَیَقْتُلُ بِهَا کُلَّ مُنَافِقٍ مُرْتَابٍ وَ یَهْدِمُ قُصُورَهَا وَ یَقْتُلُ مُقَاتِلَتَهَا حَتَّی یَرْضَی اللَّهُ عَزَّ وَ عَلا؛(2)زمانی که قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف به کوفه وارد شود، چندین هزار تن که بتریه(گروهی شبیه خوارج) خوانده میشوند، در مقابل حضرت میایستند و
ص: 192
به او میگویند: «برگرد. ما به فرزندان فاطمه احتیاجی نداریم!» آنگاه امام علیه السلام ناگزیر دست به شمشیر برده و همه آنان را از دم تیغ میگذراند. سپس وارد کوفه شده و بقایای اهل فتنه و نفاق را میکشد و کاخهای آنان را واژگون کرده و آنقدر از جنگاوران آنان را میکشد تا خدا راضی شود.
بیشتر جنگهای حضرت در عراق و شامات، با لشکریان سفیانی است. امام باقر علیه السلام فرمود:
إِذَا بَلَغَ السُّفْیَانِیَّ أَنَّ الْقَائِمَ قَدْ تَوَجَّهَ إِلَیْهِ مِنْ نَاحِیَةِ الْکُوفَةِ یَتَجَرَّدُ بِخَیْلِهِ حَتَّی یَلْقَی الْقَائِمَ... ثُمَّ یُصْبِحُونَ لِلْقَائِمِ عجل الله تعالی فرجه الشریف بِالْحَرْبِ فَیَقْتَتِلُونَ یَوْمَهُمْ ذَلِکَ ثُمَّ إِنَّ اللَّهَ تَعَالَی یَمْنَحُ الْقَائِمَ وَ أَصْحَابَهُ أَکْتَافَهُمْ فَیَقْتُلُونَهُمْ حَتَّی یُفْنُوهُمْ حَتَّی إِنَّ الرَّجُلَ یَخْتَفِی فِی الشَّجَرَةِ وَ الْحَجَرَةِ فَتَقُولُ الشَّجَرَةُ وَ الْحَجَرَةُ یَا مُؤْمِنُ هَذَا رَجُلٌ کَافِرٌ فَاقْتُلْهُ فَیَقْتُلُهُ قَالَ: فَتَشْبَعُ السِّبَاعُ وَ الطُّیُورُ مِنْ لحومهم فَیُقِیمُ بِهَا الْقَائِمُ عجل الله تعالی فرجه الشریف مَا شَاءَ؛(1)هنگامی که سفیانی متوجّه میشود که حضرت قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف از سمت کوفه به سوی او میآید...، فردای آن روز به جنگ با حضرت میپردازد که تمام روز طول روز میکشد. خداوند حضرت قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف و یارانش را قدرت داده و یاری مینماید، تا آنکه تمامی دشمنان را
1) بحار الانوار، ج52، ص388؛ معجم احادیث الامام المهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، ج3، ص316.
ص: 193
میکشند و نابود میسازند؛ تا آنجا که اگر یکی از آنان پشت سنگ یا درختی پنهان شود، سنگ و درخت به زبان آمده و به سپاه امام میگویند: «ای مؤمن! کافری پشت من پنهان شده، او را بکش! و او هم آن کافر را میکشد، تا جایی که درندگان و پرندگان از گوشت آنان سیر میشوند.
حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف پس از پیروزی و تارومار کردن لشکریان سفیانی، منطقه را از وجود دشمنان پاک سازی کرده و سپاهیانش را برای فتح دیگر مناطق جهان اعزام میکند:
ثُمَّ یَعْقِدُ بِهَا الْقَائِمُ عجل الله تعالی فرجه الشریف ثَلَاثَ رَایَاتٍ لِوَاءً إِلَی الْقُسْطَنْطِینِیَّةِ یَفْتَحُ اللَّهُ لَهُ وَ لِوَاءً إِلَی الصِّینِ فَیَفْتَحُ لَهُ وَ لِوَاءً إِلَی جِبَالِ الدَّیْلَمِ فَیَفْتَحُ لَه؛(1)سپس حضرت قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف سه پرچم را میبندد، یکی را به سوی قسطنطنیه میفرستد و خداوند آنجا را برای او میگشاید، دومی را به سوی چین اعزام میکند و آنجا را فتح میکند و سومی را به مناطق کوهستانی دیلم میفرستد و در آنجا پیروز میشود.
امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در برخورد با دشمنان دین، قاطع و سازش ناپذیر
1) بحار الانوار، ج52، ص388.
ص: 194
است و در اجرای حدود و احکام الاهی و مبارزه با ستمگران، چشم پوشی و مسامحهای در راه و روش او نیست. نیز از ملامت ملامتگران نمی هراسد، از هیچ مقام و قدرتی نمیترسد و بدون هیچگونه ملاحظهای تبهکاران را کیفر میکند و صالحان زاهد و ساده زیست و بی آلایش را در مصادر امور میگمارد.
سازش ناپذیری و قاطعیت خصلت همه رهبران راستین الاهی است و این خصلت در امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در حد اوج و کمال است، چرا که معیار پاکسازی اجتماعات بشری و تحقق یافتن عدالت فراگیر و ریشه سوزی هر ظلم و ستم باید بدون کمترین ترحم و ارفاق صورت گیرد به طوری که در هیچ جای جهان علت فساد و عامل بیدادی برجای نماند تا کسی نتواند با توطئه و کار شکنی در کار سامان بخشیدن امور جامعه بشری، اخلال ایجاد کند.
امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف با دو گروه، برخورد قهر آمیز و انعطاف ناپذیر دارد؛ یکی معاندان لجوج که بدون دلیل بر عقاید خود پا میفشارند و دلیلهای روشن امام را نمیپذیرند و به مخالفت بر میخیزند. دوم سران ظلم و شرک که دنیا را از آنِ خود میدانند و با آزادی و سعادت مردم مخالفاند و همه چیز را برای خود میخواهند و حقوق مردم را رعایت نمیکنند و خواستار ظلم، فساد و گناه هستند.
حضرت با آن عده از کافرانی که ایمان نمی آورند، برخورد میکند.
ص: 195
این جنگها در کشورهای گوناگون رخ میدهد. حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف برای از بین بردن آنها به کشورها سفر نمیکنند، بلکه به فرماندهی حضرت جنگهایی رخ میدهد و دشمنان سرکوب میشوند.
در این مبارزه قهر آمیز، حضرت کار معاندان و سران کفر را یک سره میکند. از این نظر عصر ظهور آخرین حجت الاهی عجل الله تعالی فرجه الشریف را میتوان عصر عزّت و سربلندی مظلومان و خواری و شکست نهایی ستمگران دانست، چون در اعصار گذشته، یا سیاستهای حاکمان جور و کفر، عرصه را بر امامان هدایت تنگ کرده و بسته بود؛ یا بیعتی از خویش را بر وجود مبارکشان تحمیل کرده بود و آنان نیز به اقتضای مصالح اسلام و مسلمانان آن را مراعات میکردند؛ امّا چون آن حضرت، حکومت حق را تأسیس کند، هیچ بیعتی از کسی بر عهده ندارد و در برابر هیچ طاغوتی متعهد نیست، از اینرو با هیچ ستمگری مسامحه یا مصالحه نمیکند و جز از در هدایت یا تسلیم، با آنها برخورد نکند.
هشام بن سالم از امام صادق علیه السلام نقل کرده که فرمود: «یَقُومُ الْقَائِمُ وَ لَیْسَ لِأَحَدٍ فِی عُنُقِهِ عَهْدٌ وَ لَا عَقْدٌ وَ لَا بَیْعَةٌ؛(1)قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف هنگامی که قیام میکند، عقد بیعت و تعهد و قراردادی از کسی به گردن او نیست».
1) الکافی، ج1، ص342.
ص: 196
آنگاه در برابر معاندان حقستیز که جز ظلم و جهل و استثمار ثمر دیگری ندارند، تیغ انتقام میکشد و در مقام مظهریت اسم «منتقم» الاهی از آنان انتقام میکشد و مایه تشفی دلهای رنج دیده و ستمکشیده مؤمنان میگردد، آن گونه که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در حدیث قدسی فرمود: «وَ هَذَا الْحُجَّةُ الَّذِی یَمْلَأُ الْأَرْضَ قِسْطاً وَ عَدْلًا وَ یَشْفِی صُدُورَ قَوْمٍ مُؤْمِنِین؛(1)و این است حجّت الاهی، همان کسی که زمین را پر از عدل و داد خواهد کرد و دلهای مؤمنان را تشفّی خواهد بخشید».
در دوران ظهور آخرین حجت الاهی، این واقعیت نادیده گرفته نمیشود تا پاکسازی ریشهای جامعه بشری تحقق خارجی یابد و از هر شکست و ناتوانی و سستی در امان ماند؛ از این رو امام منجی در سراسر اندام جامعه بشری سلولی فاسد بر جای نمیگذارد و هر خس و خاشاکی را از مسیر انسان بر میدارد و هر فسادی را در نطفه خفه میکند و هر ستمی را از ریشه میخشکاند در همه جریانهای فاسد و ضد انسانی همه عاملان زمینه سازان و دستیاران آن جریانها را از دم تیغ میگذراند.
ابی بصیر از امام باقر علیه السلام نقل کرده که فرمود: «یَقُومُ الْقَائِمُ... عَلَی
1) إرشاد القلوب، ج2، ص416؛ کفایة الاثر، ص69؛ بحار الانوار، ج36، ص303.
ص: 197
الْعَرَبِ شَدِیدٌ لَیْسَ شَأْنُهُ إِلَّا السَّیْفَ لَا یَسْتَتِیبُ أَحَداً وَ لَا یَأْخُذُهُ فِی اللَّهِ لَوْمَةُ لَائِمٍ(1)امام قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف قیام میکند... بر اعراب سختگیر است و راه و روش او شمشیر و به کارگیری سلاح است و در راه اجرای برنامههای الاهی، بیم از ملامت هیچ ملامتگری را به دل راه ندهد».
امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف با ایجاد بیم و دلهره و ترسهای عمیق و راستین بسیاری از گروههای مخالف و ستم پیشه را مجبور به ترک راه و روش خود میکند و به تسلیم وا میدارد. آن حضرت با ترسی که در دل دشمنان میافتد حمایت خواهد شد. این امر ممکن است که به صورت عادی باشد؛ زیرا نصرت مردم که باعنایت خداوند و اقبال مردم است، چنان رعبی بردل دشمنان خواهد افکند که همه امکانات خود را گذارده، فرار خواهند نمود. از اینرو در احادیث آمده است که از شمشیر برنده و اراده قاطع امام و یارانش همه اهریمنان می هراسند و ترسی گران بر روان دشمنان سایه می افکند و و این خود عامل بزرگی در پیروزی کامل آن امام منجی است. با این رعب و ترس بسیاری از مقاومتها در هم میشکند و بسیاری از مردمان به راه باز میگردند و از تجاوز به حقوق دیگران و زیر پا نهادن مسؤلیت و تکلیف و حرمت انسانها دست بر میدارند.
1) الغیبة، نعمانی، ص233.
ص: 198
هشام بن سالم از امام صادق علیه السلام نقل کرده که فرمود: «بَیْنَا الرَّجُلُ عَلَی رَأْسِ الْقَائِمِ یَأْمُرُ وَ یَنْهَی إِذْ أَمَرَ بِضَرْبِ عُنُقِهِ فَلَا یَبْقَی بَیْنَ الْخَافِقَیْنِ شَیْءٌ إِلَّا خَافَه(1)در همان هنگامی که شخص نزد قائم ایستاده و به امر و نهی مشغول است ناگاه امام امر میکند که او را بکشند این است که در خاور و باختر زمین چیزی نمی ماند مگر اینکه از(قاطعیت و اجرای عدالت) او می هراسد».
در سیره جهادی حضرت، هیچ انگیزهای جز رضای خدا و اجرای عدالت مطلق در کار نیست، بلکه تنها برای شکوفایی راستین این اصول و ارزشهای متعال دین، اقدام به جهاد میکند. از این رو در سیره جهادی امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف کشتار و جنگ، تنها برای از میان برداشتن حاکمان و زمامداران مسلط بر کشورهای جهان نیست بلکه قاطعیت در برابر حکومتهای خودکامه مقدمهای است برای اصلاح جامعهها و ایجاد دگرگونی اساسی در ماهیت روابط اجتماعی و سرانجام اجرای دقیق عدالت اجتماعی در همه شئون زندگی. این چنین شیوه و روشی میتواند نجات بخش بشریت باشد و شبکههای پیچیده بیدادگران و دنیاداران را از دست و پای بشریت مظلوم بر دارد و آسایش واقعی را برای همگان فراهم سازد. به این جهت امام
1) الغیبة، نعمانی، ص240.
ص: 199
نه تنها در جنگها و لشکرکشیها با دشمنان خارجی دست به کشتار می زند و موانع راه را با قاطعیت از سر راه برمیدارد، بلکه در برابر هر گونه فساد و انحراف در داخل جامعه اسلامی نیز قاطع می ایستد و علل و عوامل آن را نابود میکند. کسانی که در مبانی عقیدتی و ایمانی چون دیگرانند و به ظاهر معتقد و مسلمان حساب میشوند، لیکن در عمل و در روابط اجتماعی دچار انحرافند و در مسائل مالی و اقتصادی فریب کارند، مورد تصفیه و پاکسازی قاطع و انعطاف ناپذیر امام قرار میگیرند.
امام کاظم علیه السلام فرمود:
الثَّانِی عَشَرَ مِنَّا یُسَهِّلُ اللَّهُ لَهُ کُلَّ عَسِیرٍ وَ یُذَلِّلُ لَهُ کُلَّ صَعْبٍ وَ یُظْهِرُ لَهُ کُنُوزَ الْأَرْضِ وَ یُقَرِّبُ لَهُ کُلَّ بَعِیدٍ وَ یُبِیرُ بِهِ کُلَّ جَبَّارٍ عَنِیدٍ وَ یُهْلِکُ عَلَی یَدِهِ کُلَّ شَیْطَانٍ مَرِید(1)خداوند برای دوازدهمین از خاندان ما هر دشواری را آسان گرداند و به دست او هر ستمگر سرسختی را نابود کند و هر شیطان سرکشی را هلاک نماید.
1) کمال الدین و تمام النعمة، ج2، ص369.
ص: 200
درباره سیره رفتاری امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نسبت به پذیرش یا نپذیرفتن توبه انسانهای کافر و گمراه و بازگشت آنان از راه انحراف، روایات مختلف است؛ برخی بر پذیرش توبه و دسته ای دیگر بر عدم پذیرش توبه دلالت دارد.
بر اساس برخی روایات، در عصر ظهور باب توبه باز است و امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف توبه آنانی را که از مسیر باطل بازگشته اند میپذیرد. عبد الحمید واسطی میگوید محضر امام باقر علیه السلام عرض کردم:
قُلْتُ أَصْلَحَکَ اللَّهُ إِنَّ هَؤُلَاءِ الْمُرْجِئَةَ یَقُولُونَ مَا عَلَیْنَا أَنْ نَکُونَ عَلَی الَّذِی نَحْنُ عَلَیْهِ حَتَّی إِذَا جَاءَ مَا تَقُولُونَ کُنَّا نَحْنُ وَ أَنْتُمْ سَوَاءً فَقَالَ: یَا عَبْدَ الْحَمِیدِ صَدَقُوا مَنْ تَابَ تَابَ اللَّهُ عَلَیْهِ وَ مَنْ أَسَرَّ نِفَاقاً فَلَا یُرْغِمُ اللَّهُ إِلَّا بِأَنْفِهِ(1)این گروه مرجئه میگویند بر ما از ناحیه اعتقاداتمان باکی نیست و چون آنچه شما میگویید رخ داد، ما و شما یکسان خواهیم بود. امام باقر علیه السلام فرمود: ای عبدالحمید راست میگویند. کسی که
1) الکافی، ج8، ص8.
ص: 201
توبه کند خداوند توبهاش را میپذیرد و کسی که نفاقش را پنهان سازد، تنها بینی او به خاک مالیده میشود.
بشیر بن أبی أراکه نبّال روایت کرده است: در مدینه به منزل امام باقر علیه السلام که رسیدم با استر آن حضرت روبرو شدم که زین شده و بر در خانه آماده بود، پس جلوی خانه نشستم؛آن حضرت از منزل بیرون آمد، من به او سلام کردم. حضرت از استر پیاده شده و به سوی من آمد و فرمود: از کجائی؟ گفتم: از مردم عراق هستم. فرمود: از کجای آن؟ گفتم: از اهل کوفه هستم. فرمود: چه کسی در این راه همدم و همراه تو بود؟ گفتم: گروهی از محدثه. فرمود: محدثه کدام است؟ عرض کردم: همان مرجئه. سپس فرمود: «وَیْحَ هَذِهِ الْمُرْجِئَةِ إِلَی مَنْ یَلْجَئُونَ غَداً إِذَا قَامَ قَائِمُنَا؟ قُلْتُ: إِنَّهُمْ یَقُولُونَ لَوْ قَدْ کَانَ ذَلِکَ کُنَّا وَ أَنْتُمْ فِی الْعَدْلِ سَوَاءٌ. فَقَالَ: مَنْ تَابَ تَابَ اللَّهُ عَلَیْهِ وَ مَنْ أَسَرَّ نِفَاقاً فَلَا یُبْعِدُ اللَّهُ غَیْرَهُ؛(1)وای بر این مرجئه! فردا که قائم ما قیام کند به که پناه خواهند برد؟ عرض کردم: آنها میگویند اگر چنین واقعهای رخ دهد ما و شما در میزان عدالت یکسان خواهیم بود. حضرت فرمود: هرکس توبه کند، خداوند توبهاش را میپذیرد و هرکه نفاقش را پنهان سازد، خداوند تنها او را از رحمت خود دور سازد».
1) الغیبة، نعمانی، ص283؛ بحار الانوار، ج52، ص357.
ص: 202
عبد اللَّه بن بکیر روایت میکند که از امام کاظم علیه السلام درباره آیه ((وَ لَهُ أَسْلَمَ مَنْ فِی السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ طَوْعاً وَ کَرْهاً)) سوال کردم. حضرت فرمود:
قَالَ أُنْزِلَتْ فِی الْقَائِمِ علیه السلام إِذَا خَرَجَ بِالْیَهُودِ وَ النَّصَارَی وَ الصَّابِئِینَ وَ الزَّنَادِقَةِ وَ أَهْلِ الرِّدَّةِ وَ الْکُفَّارِ فِی شَرْقِ الْأَرْضِ وَ غَرْبِهَا فَعَرَضَ عَلَیْهِمُ الْإِسْلَامَ فَمَنْ أَسْلَمَ طَوْعاً أَمَرَهُ بِالصَّلَاةِ وَ الزَّکَاةِ وَ مَا یُؤْمَرُ بِهِ الْمُسْلِمُ وَ یَجِبُ لِلَّهِ عَلَیْهِ؛(1)این آیه درباره قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف نازل شده است هنگامی که قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف ظهور کند، اسلام را بر یهود و نصارا و ستارهپرستان و ملحدان و مرتدان و کافران شرق و غرب زمین عرضه میکند؛ پس کسیکه با اختیار اسلام آورد او را به انجام نماز و پرداخت زکات و عمل به هر آنچه بر مسلمانان واجب است دستور می دهد.
هم چنین امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در سخنرانی آغازین خود که در مسجدالحرام انجام میگیرد، همگان را به پذیرش دعوت خود فرامیخواند و میفرماید: «ألَا أِنّا نَستَنْصِرُ اللهَ الیَومَ وَ کُلّ مُسلِمٍ؛(2)ما امروز از خداوند یاری میجوییم و از هر مسلمانی حمایت می طلبیم».
ص: 203
امام صادق علیه السلام نیز در اینباره فرمود: «إِذَا أَذِنَ اللَّهُ عَزَّ اسْمُهُ لِلْقَائِمِ عجل الله تعالی فرجه الشریف فِی الْخُرُوجِ صَعِدَ الْمِنْبَرَ فَدَعَا النَّاسَ إِلَی نَفْسِهِ وَ نَاشَدَهُمْ بِاللَّهِ وَ دَعَاهُمْ إِلَی حَقِّهِ؛(1)چون خداوند متعال به قائم اجازه خروج دهد، آن حضرت بر فراز منبر رفته، همه مردم را به سوی خویش دعوت میکند و آنان را به خدا سوگند داده برای ایفای حق خویش فرامیخواند».
این دعوت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف برای پذیرش اسلام و همراهی با ایشان به گونهای فراگیر است که حتی سفیانی را نیز در بر میگیرد. در اینباره امام باقر علیه السلام میفرماید: «ثُمَّ یَقُولُ لِأَصْحَابِهِ: سِیرُوا إِلَی هَذِهِ الطَّاغِیَةِ فَیَدْعُوا إِلَی کِتَابِ اللَّهِ وَ سُنَّةِ نَبِیِّهِ صلی الله علیه و آله؛(2)امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به اصحابش میفرماید: به سوی این یاغی(سفیانی) حرکت کنید. پس او را به کتاب خدا و سنت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله دعوت میکند».
در سخن دیگر آن حضرت میفرماید:
إِذَا بَلَغَ السُّفیَانِی أَنّ القَائِمَ قَد تَوَجّهَ إِلیَهِ مِنْ نَاحِیَةِ الکُوفَة یَتَجرّد بِخَیلِهِ حَتّی یُلقی القَائِم عجل الله تعالی فرجه الشریف فَیَخرُجُ فَیقُولُ: أَخرِجُوا إِلَی ابْنِ عَمِّی فَیَخرُجُ عَلَیهِ السُّفیَانِی فَیُکلِّمُهُ القَائِم فَیَجِیءُ السُّفیَانِی فَیُبَایِعُهُ؛(3)
ص: 204
هنگامی که به سفیانی خبر میرسد که قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف از کوفه به سویش حرکت نموده است، سپاهیانش را آماده و بهسوی آن حضرت حرکت میکند و به ایشان میرسد، میگوید پسر عمویم را نزد من آورید. سفیانی نزد امام عجل الله تعالی فرجه الشریف حاضر میشود و امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف با او به گفتوگو میپردازد و در نتیجه سفیانی با آن حضرت بیعت میکند.
اگرچه سفیانی پس از پذیرش بیعت در اثر تحریک همراهانش، اقدام به بیعت شکنی میکند و در نتیجه پس از اعلام جنگ اسیر شده و به قتل میرسد. اما وقتی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف از سفیانی که سرسختترین دشمنان و رهبر منسجمترین و گستردهترین جبهه بر ضد آن حضرت است، دعوت میکند، چگونه میتوان باور کرد بر میلیونها انسان بیگناهی که انحراف شان بر اثر موانع ناخواسته است، راه سعادت بسته باشد و امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف از آنها دعوت نکند و یا توبه آنان را نپذیرد؟ بنابراین همگانی بودن دعوت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و منحصر نبودن فراخوان عمومی آن حضرت، نشان میدهد که باب توبه و بازگشت، برای مردم بسته نخواهد بود.
بر اساس گزارش ابی عبیده حذّاء، امام باقر علیه السلام در تفسیر آیه شریفه: ((الَّذِینَ یَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِیَّ الأُمِّیَّ الَّذِی یَجِدُونَهُ مَکْتُوبًا عِندَهُمْ فِی التَّوْرَاةِ وَالإِنْجِیلِ یَأْمُرُهُم بِالْمَعْرُوفِ وَیَنْهَاهُمْ عَنِ الْمُنکَرِ وَیُحِلُّ لَهُمُ الطَّیِّبَاتِ وَیُحَرِّمُ عَلَیْهِمُ الْخَبَآئِثَ وَیَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَالأَغْلاَلَ الَّتِی کَانَتْ
ص: 205
عَلَیْهِمْ فَالَّذِینَ آمَنُواْ بِهِ وَعَزَّرُوهُ وَنَصَرُوهُ وَاتَّبَعُواْ النُّورَ الَّذِیَ أُنزِلَ مَعَهُ أُوْلَئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ))(1)مهم ترین مأموریت حضرت قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف را چنین بیان فرموده است: «ثُمَّ قَالَ: یَجِدُونَهُ مَکْتُوباً عِنْدَهُمْ فِی التَّوْراةِ وَ الْإِنْجِیلِ یَعْنِی النَّبِیَّ صلی الله علیه و آله وَ الْوَصِیَّ وَ الْقَائِمَ عجل الله تعالی فرجه الشریف یَأْمُرُهُمْ بِالْمَعْرُوفِ إِذَا قَامَ وَ یَنْهاهُمْ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ الْمُنْکَرُ مَنْ أَنْکَرَ فَضْلَ الْإِمَامِ وَ جَحَدَهُ وَ یُحِلُّ لَهُمُ الطَّیِّباتِ أَخْذَ الْعِلْمِ مِنْ أَهْلِهِ وَ یُحَرِّمُ عَلَیْهِمُ الْخَبائِثَ وَ الْخَبَائِثُ قَوْلُ مَنْ خَالَفَ وَ یَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَ هِیَ الذُّنُوبُ الَّتِی کَانُوا فِیهَا قَبْلَ مَعْرِفَتِهِمْ فَضْلَ الْإِمَامِ وَ الْأَغْلالَ الَّتِی کانَتْ عَلَیْهِمْ وَ الْأَغْلَالُ مَا کَانُوا یَقُولُونَ مِمَّا لَمْ یَکُونُوا أُمِرُوا بِهِ مِنْ تَرْکِ فَضْلِ الْإِمَامِ فَلَمَّا عَرَفُوا فَضْلَ الْإِمَامِ وَضَعَ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَ الْإِصْرُ الذَّنْبُ وَ هِیَ الْآصَارُ ثُمَّ نَسَبَهُمْ فَقَالَ فَالَّذِینَ آمَنُوا بِهِ یَعْنِی بِالْإِمَامِ وَ عَزَّرُوهُ وَ نَصَرُوهُ وَ اتَّبَعُوا النُّورَ الَّذِی أُنْزِلَ مَعَهُ أُولئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ؛(2)«او را نزد خود در تورات و انجیل
1) «آنانی که از این فرستاده، پیامبر درس نخوانده که [نام] او را نزد خود، در تورات و انجیل نوشته مییابند پیروی میکنند؛ [همان پیامبری که] آنان را به کار پسندیده فرمان میدهد، و از کار ناپسند باز میدارد، و برای آنان چیزهای پاکیزه را حلال و چیزهای ناپاک را بر ایشان حرام میگرداند، و از [دوش] آنان قید و بندهایی را که بر ایشان بوده است برمیدارد. پس کسانی که به او ایمان آوردند و بزرگش داشتند و یاریش کردند و نوری را که با او نازل شده است پیروی کردند، آنان همان رستگارانند.»(سوره اعراف، آیه 157).
2) الکافی، ج1، ص429.
ص: 206
نوشته مییابند» یعنی پیامبر، وصی و قائم را؛ قائم چون قیام کرد «آنان را به کار پسندیده فرمان میدهد و از کار ناپسند باز میدارد» و کار ناپسند انکار فضل امام است «و برای آنان چیزهای پاکیزه را حلال میگرداند»؛یعنی گرفتن علم از اهلش را «و چیزهای ناپاک را بر ایشان حرام میگرداند»؛ یعنی سخن مخالفان را «و از [دوش] آنان قید را برمیدارد»؛ یعنی گناهانی که پیش از شناخت فضل امام مرتکب شده بودند «و بندهایی که بر ایشان بوده است»، بندها همان اعتقادات آنهاست که بدانها امر نشده بودند، یعنی ترک فضل امام. پس چون به فضل امام معرفت یافتند، بندها را از دوش آنها برمیدارد و منظور از بند، همان گناهان است. سپس آنها را توصیف کرده فرمود: «کسانی که به او ایمان آوردند و بزرگش داشتند و یاریاش کردند و نوری را که با او نازل شده است پیروی کردند، آنان همان رستگارانند».
چنانکه ظاهر سخن امام صادق علیه السلام که از ورود شبه ستاره پرستان در دین اسلام خبر داده است، به وضوح بر باز بودن باب توبه در عصر ظهور دلالت دارد: «إِذَا خَرَجَ الْقَائِمُ عجل الله تعالی فرجه الشریف خَرَجَ مِنْ هَذَا الْأَمْرِ مَنْ کَانَ یَرَی أَنَّهُ مِنْ أَهْلِهِ وَ دَخَلَ فِیهِ شِبْهُ عَبَدَةِ الشَّمْسِ وَ الْقَمَر؛(1)چون قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف قیام
1) الغیبة، نعمانی، ص317.
ص: 207
کند، از این عقیده کسانی که گمان میرفت اهل آنند خارج میشوند و کسانی همچون پرستندگان خورشید و ماه به آن میگروند».
بر اساس ظاهر این گونه روایات، باب توبه پذیری امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف برای همه کسانی که در صدد بازگشت و تغییر و اصلاح خویش اند باز است؛ از این رو، اهل ذمّه در عصر ظهور امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در سایه حکومت عدل جهانی آن حضرت در امان بوده و زندگی میکنند و تنها مخالفان عنود و دشمنان ولایت سیاسی آن حضرت کشته شده و از بین میروند؛ یعنی باب توبه برای آن دسته از کسانی که با وجود این دعوت و اتمام حجت، بازهم لجاجت و عناد میورزند، بسته است و چنین افراد و گروههایی مانند ناصبیها، فرصت توبه و اصلاح را نخواهند داشت. چنانکه امام باقر علیه السلام در روایت معتبری فرمود:
إِذَا قَامَ الْقَائِمُ عجل الله تعالی فرجه الشریف عَرَضَ الْإِیمَانَ عَلَی کُلِّ نَاصِبٍ فَإِنْ دَخَلَ فِیهِ بِحَقِیقَةٍ وَ إِلَّا ضَرَبَ عُنُقَهُ أَوْ یُؤَدِّیَ الْجِزْیَةَ کَمَا یُؤَدِّیهَا الْیَوْمَ أَهْلُ الذِّمَّةِ؛(1)هنگامی که قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف قیام کند، همه ناصبیهای کافر را به ایمان فراخواند، پس اگر واقعاً ایمان آورند در امان اند وگرنه آنها را یا گردن میزند و یا اینکه مانند اهلذمه که امروز جزیه میدهند، باید جزیه بپردازند.
1) الکافی، ج8، ص227؛ بحار الانوار، ج52، ص375.
ص: 208
آن دسته از روایاتی که بر عدم پذیرش توبه در عصر ظهور از سوی امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف دلالت دارند، ناظر به دشمنان لجوج و عنودی همچون ناصبیها و طیفی از سران کفر است. مانند آنچه در توقیع رسیده از ناحیه حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به شیخ مفید آمده است: «فَإِنَ أَمْرَنَا بَغْتَةٌ فُجَاءَةٌ حِینَ لَا تَنْفَعُهُ تَوْبَةٌ وَ لَا یُنْجِیهِ مِنْ عِقَابِنَا نَدَمٌ عَلَی حَوْبَةٍ؛(1)همانا امر ما ناگهانی است؛ زمانی که توبه سودی نبخشد و پشیمانی بر گناه او را از عقاب ما نجات ندهد».
همچنین علی بن رئاب از امام صادق علیه السلام روایت کره است که حضرت فرمود: «أَنَّهُ قَالَ فِی قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ ((یَوْمَ یَأْتِی بَعْضُ آیاتِ رَبِّکَ لا یَنْفَعُ نَفْساً إِیمانُها لَمْ تَکُنْ آمَنَتْ مِنْ قَبْلُ))(2)فَقَالَ علیه السلام الْآیَاتُ هُمُ الْأَئِمَّةُ علیه السلام وَ الْآیَةُ الْمُنْتَظَرَةُ الْقَائِمُ عجل الله تعالی فرجه الشریف فَیَوْمَئِذٍ لا یَنْفَعُ نَفْساً إِیمانُها لَمْ تَکُنْ آمَنَتْ مِنْ قَبْلِ قِیَامِهِ بِالسَّیْفِ وَ إِنْ آمَنَتْ بِمَنْ تَقَدَّمَهُ مِنْ آبَائِهِ؛(3)مراد از نشانهها همانا ائمه علیهم السلام اند و مراد از نشانهای که انتظارش میرود
ص: 209
قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف است؛ پس در آن روز ایمان کسی که پیش از قیام به شمشیر قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف ایمان نیاورده، برایش نفعی ندارد، اگرچه به پدران او ایمان داشته باشد».
نیز در روایت دیگری که از امام صادق علیه السلام در تفسیر آیه یادشده وارد شده است، چنین آمده است:«فِی قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ ((یَوْمَ یَأْتِی بَعْضُ آیاتِ رَبِّکَ لا یَنْفَعُ نَفْساً إِیمانُها لَمْ تَکُنْ آمَنَتْ مِنْ قَبْلُ أَوْ کَسَبَتْ فِی إِیمانِها خَیْراً))(1)یَعْنِی خُرُوجَ الْقَائِمِ الْمُنْتَظَرِ مِنَّا ثُمَّ قَالَ علیه السلام: یَا أَبَا بَصِیرٍ طُوبَی لِشِیعَةِ قَائِمِنَا الْمُنْتَظِرِینَ لِظُهُورِهِ فِی غَیْبَتِهِ وَ الْمُطِیعِینَ لَهُ فِی ظُهُورِهِ أُولَئِکَ أَوْلِیَاءُ اللَّهِ الَّذِینَ لا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُون؛(2)منظور از نشانههای پروردگار، خروج قائم ماست که انتظارش را میکشند. ای ابابصیر، خوشا به حال شیعیان قائم ما که در حال غیبتش، انتظارش را میکشند و در زمان ظهورش از او اطاعت میکنند! آنها اولیای خداوند هستند که نه هراسی دارند و نه اندوهی».
ص: 210
روایت سومی نیز از امام صادق علیه السلام در تفسیر آیه مبارکه: ((قُلْ یَوْمَ الْفَتْحِ لا یَنْفَعُ الَّذِینَ کَفَرُوا إِیمانُهُمْ وَ لا هُمْ یُنْظَرُونَ))(1)وارد شده است که آن حضرت فرمود: «قَالَ یَوْمُ الْفَتْحِ یَوْمٌ تُفَتَّحُ الدُّنْیَا عَلَی الْقَائِمِ لَا یَنْفَعُ أَحَداً تَقَرَّبَ بِالْإِیمَانِ مَا لَمْ یَکُنْ قَبْلَ ذَلِکَ مُؤْمِناً وَ بِهَذَا الْفَتْحِ مُوقِناً فَذَلِکَ الَّذِی یَنْفَعُهُ إِیمَانُهُ وَ یَعْظُمُ عِنْدَ اللَّهِ قَدْرُهُ وَ شَأْنُهُ؛(2)روز فتح، روزی است که دنیا برای قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف فتح میشود. در این روز ایمان کسی که بخواهد بهوسیله ایمان به آن حضرت تقرّب جوید، در صورتی که پیش از این مؤمن نباشد و به این فتح یقین نداشته باشد، برایش نفعی ندارد و شخصی که از پیش مؤمن بوده و به فتح او یقین داشته، ایمان برایش نفع خواهد داشت و قدر و منزلتش نزد خداوند بزرگ خواهد بود».
بر اساس ظاهر این روایات، با ظهور امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف ایمان کافران و دشمنان حضرت، به حال آنان نفعی نخواهد داشت، بلکه عذاب الاهی(قتل) آنها را از صفحه روزگار برخواهد چید.
عدم پذیرش توبه دشمنان معاند و لجوج از سوی امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف
ص: 211
بدان جهت است که آن حضرت برای آنان اتمام حجت کرده است؛ زیرا بر اساس آیات قرآن کریم، قهر الاهی بندگان را فرا نمیگیرد مگر پس از آشکار شدن حقیقت و تمام شدن حجت و سرپیچی از سر عناد و لجاجت. قرآن کریم در اینباره میفرماید: ((وَمَا کُنَّا مُعَذِّبِینَ حَتَّی نَبْعَثَ رَسُولا))؛(1)و ما تا پیامبری برنینگیزیم، به عذاب نمیپردازیم. و نیز میفرماید: ((وَلَوْ أَنَّا أَهْلَکْنَاهُمْ بِعَذَابٍ مِنْ قَبْلِهِ لَقَالُوا رَبَّنَا لَوْلا أَرْسَلْتَ إِلَیْنَا رَسُولاً))؛(2)و اگر ما آنان را قبل از [آمدن قرآن] به عذابی هلاک میکردیم، قطعاً میگفتند: «پروردگارا، چرا پیامبری به سوی ما نفرستادی».
همچنین سخنی که از امام صادق علیه السلام درباره شکوفایی علمی و مرکزیت قم نقل شده است، از تحقق یافتن این آرمان در آخرالزمان حکایت دارد. حضرت میفرماید:
سَتَخْلُو کُوفَةُ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ وَ یَأْزِرُ عَنْهَا الْعِلْمُ کَمَا تَأْزِرُ الْحَیَّةُ فِی جُحْرِهَا ثُمَّ یَظْهَرُ الْعِلْمُ بِبَلْدَةٍ یُقَالُ لَهَا قُمُّ وَ تَصِیرُ مَعْدِناً لِلْعِلْمِ وَ الْفَضْلِ حَتَّی لَا یَبْقَی فِی الْأَرْضِ مُسْتَضْعَفٌ فِی الدِّینِ حَتَّی الْمُخَدَّرَاتُ فِی الْحِجَالِ وَ ذَلِکَ عِنْدَ قُرْبِ ظُهُورِ قَائِمِنَا فَیَجْعَلُ اللَّهُ
ص: 212
قُمَّ وَ أَهْلَهُ قَائِمِینَ مَقَامَ الْحُجَّةِ وَ لَوْ لَا ذَلِکَ لَسَاخَتِ الْأَرْضُ بِأَهْلِهَا وَ لَمْ یَبْقَ فِی الْأَرْضِ حُجَّةٌ فَیُفِیضُ الْعِلْمُ مِنْهُ إِلَی سَائِرِ الْبِلَادِ فِی الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ فَیَتِمُّ حُجَّةُ اللَّهِ عَلَی الْخَلْقِ حَتَّی لَا یَبْقَی أَحَدٌ عَلَی الْأَرْضِ لَمْ یَبْلُغْ إِلَیْهِ الدِّینُ وَ الْعِلْمُ ثُمَّ یَظْهَرُ الْقَائِمُ عجل الله تعالی فرجه الشریف وَ یَسِیرُ سَبَباً لِنَقِمَةِ اللَّهِ وَ سَخَطِهِ عَلَی الْعِبَادِ لِأَنَّ اللَّهَ لَا یَنْتَقِمُ مِنَ الْعِبَادِ إِلَّا بَعْدَ إِنْکَارِهِمْ حُجَّة؛(1)به زودی کوفه از مؤمنان خالی میگردد و علم از آن پنهان میشود، آنگونه که مار در سوراخش پنهان میگردد. سپس علم در شهری به نام قم ظاهر میشود و این شهر کانون دانش و فضل شده، چنان دنیا را با معارف آشنا میکند که در روی زمین مستضعفی در دین باقی نمیماند؛ حتی زنها در حجلهها. این نزدیک ظهور قائم ماست. پس خداوند قم و اهل آن را جانشین حجت خدا قرار میدهد که اگر چنین نشود، زمین اهل خود را فرو میبرد و حجتی باقی نمیماند. آنگاه دانش از قم به دیگر مناطق از مشرق تا مغرب گسترش مییابد و حجت خداوند بر خلق تمام میگردد تا اینکه روی کره زمین کسی نباشد که دین و دانش به او نرسیده باشد و آنگاه قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف آشکار میشود و خشم و غضب
1) بحار الانوار، ج57، ص213.
ص: 213
خداوند را بر مردم جاری میسازد؛ چون خداوند از بندگان انتقام نمیگیرد مگر پس از اینکه حجت را انکار کنند.
زراره گوید: از محضر امام باقر علیه السلام درباره سیره حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف پرسیدم:
أیَسِیرُ بِسِیرَةِ مُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله؟ قَالَ: هَیْهَاتَ هَیْهَاتَ یَا زُرَارَةُ، مَا یَسِیرُ بِسِیرَتِهِ. قُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاکَ لِمَ؟ قَالَ: إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلی الله علیه و آله سَارَ فِی أُمَّتِهِ بِالْمَنِّ کَانَ یَتَأَلَّفُ النَّاسَ وَ الْقَائِمُ یَسِیرُ بِالْقَتْلِ بِذَاکَ أُمِرَ فِی الْکِتَابِ الَّذِی مَعَهُ أَنْ یَسِیرَ بِالْقَتْلِ وَ لَا یَسْتَتِیبَ أَحَداً وَیْلٌ لِمَنْ نَاوَاهُ؛(1)آیا قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف با مردمان مانند پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله رفتار میکند؟ فرمود: هیهات، هیهات ای زراره! او مانند پیامبر اکرم عجل الله تعالی فرجه الشریف رفتار نمیکند. عرض کردم: فدایت گردم؛ چرا؟ فرمود: همانا رسول خدا عجل الله تعالی فرجه الشریف در امّت خود چنان رفتار میکرد که توأم با بخشش بود(مردم را عفو و مرهون منّت خود میساخت) و دلهای مردم را به خود جذب مینمود، یعنی با مهر رفتار میکرد، ولی رفتار قائم با خشونت و کشتار است، زیرا در کتابی که به همراه دارد مأمور شده است که با کشتار رفتار کند و از کسی توبه نپذیرد، وای بر کسی که با او دشمنی کند و به ستیز برخیزد.
1) الغیبة، نعمانی، ص231.
ص: 214
محمد بن مسلم گوید: از امام باقر علیه السلام شنیدم که فرمود:
لَوْ یَعْلَمُ النَّاسُ مَا یَصْنَعُ الْقَائِمُ إِذَا خَرَجَ لَأَحَبَّ أَکْثَرُهُمْ أَلَّا یَرَوْهُ مِمَّا یَقْتُلُ مِنَ النَّاسِ؛ أَمَا إِنَّهُ لَا یَبْدَأُ إِلَّا بِقُرَیْشٍ فَلَا یَأْخُذُ مِنْهَا إِلَّا السَّیْفَ وَ لَا یُعْطِیهَا إِلَّا السَّیْفَ حَتَّی یَقُولَ کَثِیرٌ مِنَ النَّاسِ لَیْسَ هَذَا مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ وَ لَوْ کَانَ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ لَرَحِم؛(1)اگر مردم میدانستند که حضرت قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف به هنگام خروج چه خواهد کرد بیشترشان دوست میداشتند که او را نبینند از بس مردم را خواهد کشت، او آغاز نخواهد کرد مگر به قریش که از قریش به جز شمشیر نمی گیرد و به آنان به جز شمشیر نمیدهد تا آنجا که بسیاری از مردم می گویند این شخص از آل محمّد صلی الله علیه و آله نیست، زیرا اگر از آل محمّد بود دلش میسوخت.
امام صادق علیه السلام فرمود:
بَیْنَا الرَّجُلُ عَلَی رَأْسِ الْقَائِمِ عجل الله تعالی فرجه الشریف یَأْمُرُهُ وَ یَنْهَاهُ إِذْ قَالَ أَدِیرُوهُ فَیُدِیرُونَهُ إِلَی قُدَّامِهِ فَیَأْمُرُ بِضَرْبِ عُنُقِهِ فَلَا یَبْقَی فِی الْخَافِقَیْنِ شَیْءٌ إِلَّا خَافَهُ؛(2)در آن میان که مرد پشت سر قائم علیه السلام ایستاده و مأمور اجرای دستورات آن حضرت است ناگاه دستور می دهد که او
ص: 215
را برگردانید؛ پس او را به رویاروی آن حضرت بر می گردانند، پس دستور می دهد تا گردنش را بزنند پس در خاور و باختر چیزی نمیماند مگر آنکه از او میترسد.
هشام بن سالم نیزاز امام صادق علیه السلام روایت کرده است که فرمود: «أَنَّهُ قَالَ بَیْنَا الرَّجُلُ عَلَی رَأْسِ الْقَائِمِ یَأْمُرُ وَ یَنْهَی إِذْ أَمَرَ بِضَرْبِ عُنُقِهِ فَلَا یَبْقَی بَیْنَ الْخَافِقَیْنِ شَیْءٌ إِلَّا خَافَه؛(1)در آن میان مردی پشت سر قائم دستور می دهد که ناگاه آن حضرت دستور می دهد گردنش زده شود، پس در مشرق و مغرب کسی نمی ماند مگر آنکه از او میهراسد».
معلی بن خُنَیس در گفتگویی که از امام صادق علیه السلام درباره چگونگی سیره امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف سوال کرده، چنین میگوید:
أَیَسِیرُ الْقَائِمُ إِذَا قَامَ بِخِلَافِ سِیرَةِ عَلِیٍّ علیه السلام؟ فَقَالَ: نَعَمْ وَ ذَاکَ أَنَّ عَلِیّاً سَارَ بِالْمَنِّ وَ الْکَفِّ لِأَنَّهُ عَلِمَ أَنَّ شِیعَتَهُ سَیُظْهَرُ عَلَیْهِمْ مِنْ بَعْدِهِ وَ أَنَّ الْقَائِمَ إِذَا قَامَ سَارَ فِیهِمْ بِالسَّیْفِ وَ السَّبْیِ وَ ذَلِکَ أَنَّهُ یَعْلَمُ أَنَّ شِیعَتَهُ لَمْ یُظْهَرْ عَلَیْهِمْ مِنْ بَعْدِهِ أَبَداً؛(2)آیا حضرت قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف هنگامی که قیام کرد رفتارش بر خلاف رفتار علی علیه السلام خواهد بود؟ فرمود: آری، به جهت آنکه امیرالمؤمنین علیه السلام رفتارش منّت نهادن
ص: 216
و دست برداشتن و گذشت از مخالفین بود، زیرا میدانست که پس از او شیعهاش مغلوب دست دشمن خواهد شد، ولی هنگامی که حضرت قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف قیام کند رفتارش در میان آنان با شمشیر است و اسیر کردن، چون میداند که پس از او شیعه آن حضرت هرگز مغلوب دست دشمن نخواهد شد.
٭٭٭
ص: 217
سیره مدیریتی امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف بر اساس عمل به تکالیف الاهی و تحقق بخشی عدالت محض در جامعه میباشد، از این رو آن حضرت با نظارت و کنترل دستگاههای اجرایی و اشراف دقیق به کارکردهای مدیران و مسؤولان نظام مهدوی، جریان کلی امور را مدیریت میکند.
سیره مدیریتی امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف درباره کارگزاران نظام مهدوی، نظارت و سختگیری است تا آنکه از جانب دولت و کارگزاران نظام، بر کسی ذرهای ستم نرود و حقی از کسی ضایع نشود.
سخت گیری آن حضرت نسبت به مسئولان و کارگزارانش بدین خاطر است که دولت او دولت عدالت محض است، پس جای هیچ گونه لغزش و فساد و انحراف در نظام اداری آن حضرت وجود ندارد، چنانکه در خبری در این باره آمده است: «الْمَهْدِیُّ جَوَادٌ بِالْمَالِ رَحِیمٌ بِالْمَسَاکِینِ شَدِیدٌ عَلَی الْعُمَّال؛(1)مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در دادن مال و دارایی به مردم بخشنده است و نسبت به ناتوانان و مستمندان بسیار دلرحم و
1) شرح الاخبار، ج3، ص358؛ الملاحم و الفتن فی ظهور الغائب المنتظر عجل الله تعالی فرجه الشریف، ص167.
ص: 218
مهربان است، اما نسبت به مسئولان و کارگزاران دولت خویش بسیار سخت گیر است».
امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف بر اساس کتاب خدا به عدالت مدیریت می کند و هواپرستی را به خداپرستی سوق میدهد و همه افکار و اندیشهها را تابع قرآن می سازد. امیرمؤمنان علی علیه السلام دوران ظهور حضرت قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف را نقطه عطف تاریخ معرفی کرده است:
عْطِفُ الْهَوَی عَلَی الْهُدَی إِذَا عَطَفُوا الْهُدَی عَلَی الْهَوَی وَ یَعْطِفُ الرَّأْیَ عَلَی الْقُرْآنِ إِذَا عَطَفُوا الْقُرْآنَ عَلَی الرَّأْی؛(1)او با محور قرار دادن قرآن، نظرات و خواستههای افراد را به سوی قرآن جلب کرده و با محک قرآن میسنجد، آنگاه که مردم قرآن را مستمسک و محملی برای پندارها و توجیه خواستهها و تمایلات خود قرار دادهاند.
سپس امیرمؤمنان علیه السلام در ادامه همین خطبه میفرماید: «یَأْخُذُ الْوَالِی مِنْ غَیْرِهَا عُمَّالَهَا عَلَی مَسَاوِئِ أَعْمَالِها؛(2)عاملان حکومت را به جرم کردار زشت شان بگیرد و مؤاخذه کند و عذری از آنان نپذیرد».
کارگزاران حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نه تنها سزاوار نیست که دلبسته
ص: 219
ریاست و مقام باشند، بلکه به فرموده امام صادق علیه السلام شیفته شهادت در راه خدا هستند: «وَ هُمْ مِنْ خَشْیَةِ اللَّهِ مُشْفِقُونَ یَدْعُونَ بِالشَّهَادَةِ وَ یَتَمَنَّوْنَ أَنْ یُقْتَلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ؛(1)و آنان از خشیت خداوند ترسانند، دعوت به شهادت مینمایند، و آرزو دارند که در راه خدا به شهادت برسند».
در سیره مدیریتی حکومت مهدوی، معیار گزینش وزیران و انتخاب کارگزاران، اخلاص و صداقت در عمل است. امام جواد علیه السلام در وصف یاران حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف فرمود: «فَإِذَا اجْتَمَعَتْ لَهُ هَذِهِ الْعِدَّةُ مِنْ أَهْلِ الْإِخْلَاصِ أَظْهَرَ اللَّهُ أَمْرَه؛(2)چون برای او حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریفاین تعداد از یاران مخلص فراهم شود، خداوند امر ظهور او را آشکار خواهد کرد».
در دولت مهدوی، شاخص کارگزاران صادق و مخلص، اطاعت پذیری از امام و رهبر خویش و شهادت طلبی در راه خداست، چنانکه رسول خدا صلی الله علیه و آله درباره اطاعت پذیری یاران و کارگزاران حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف فرمود: «کَدَّادُونَ مُجِدُّونَ فِی طَاعَتِه؛(3)آنان برای تلاش و
ص: 220
جدّیت در راه اطاعت از امام خویش سر از پا نمیشناسند».
از این رو، امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در آغاز شکل گیری حکومت عدالت پیشه خود از اصحاب خویش که مسئولان و کارگزاران ارشد حکومت عدل جهانی هستند، پیمان میگیرد تا مطابق دستورات الاهی و تعهدات امام خویش رفتار نمایند. امیرمؤمنان علیه السلام در این باره میفرماید:
اِنَّهُ یأخُذُِ الْبیعَةَ عنْ أصْحابِهِ عَلَی أنْ لایسْرَقُوا، وَلایزنُوُا، وَلایَسُّبُوا مُسلِماً، وَلا یَقْتُلُوا مُحَرَّماً، وَلا یَهتکُوا حَرِیماً مُحرَّماً، وَلا یَهجَمُوا مُنزِلاً، وَلا یَضرِبُوا اَحَداً اِلاّ بِالحَقِِّ، وَلا یَکنَزُوا ذَهَباً وَلا فِضَّةً وَلا بُرّاً وَلا شَعِیراً، وَلا یاکُلُوا مالَ الْیَتیمِ، وَلا یَشْهَدُوا بِما لایَعْلَمُونَ، وَلا یَشرِبُوا مُسکِراً، وَلا یلبِسوُا الخزّ وَلا الْحَرِیرَ، وَلا یَتمنطِقُوا بِالذَّهِب، وَلا یَقْطَعُوا طَریقاً وَلا یخیِفُوا سَبیلاً، وَلا یُحبوُا طَعاماً مِنْ بُرٍ اوْ شَعِیرٍ، وَ یرضونَ بِالْقَلیلِ، وَیکرَهُونَ النِِّجاسَةِ، وَیأمُرُونَ بِالْمَعرُوفِ وَ ینْهونَ عَنِ الْمُنْکَرِ، وَیَلْبِسُونَ الْخَشِنِ مِنْ الثّیابِ، وَیَتوسَّدَوُنَ التُّرابَ عَلَی الْخدُودِ، وَیُجاهِدُونَ فی اللهَ حق جِهادِهِ، وَیشْترِطُ عَلی نَفْسِهِ لَهُمُ أنْ یَمْشِیَ حَیْثُ یَمشونَ، وَیلبِسَ کَما یَلْبِسُونَ، وَیَرکِبَ کَما یرکبون، وَیَرضی بِالقَلیلِ، وَلا یَتَّخِذُ حاجِباً وَلا بَواّباً(1)حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف از یاران خود بیعت میگیرد با این
1) منتخب الاثر فی الامام الثانی عشر عجل الله تعالی فرجه الشریف، ص469.
ص: 221
شروط که دزدی و زنا نکنند، مسلمانی را دشنام ندهند، نفس محترمهای را نکشند، به حریم کسی تجاوز نکنند، به خانه کسی هجوم نیاورند، کسی را بدون حق نزنند، طلا و نقره، گندم و جویی را ذخیره نکنند، مال یتیم را نخورند، بدون علم شهادت ندهند، مسکرات شرب نکنند، لباس ابریشم در بر نکنند، کمربند طلا در کمر نبندند، قطاع الطریقی نکنند و راهروی را نترسانند، طعامی را(گندم باشد یا جو) ذخیره نکنند، به کارهای اندک قناعت نکنند، و از نجاست دوری نمایند، به معروف، امر و از منکرات نهی نمایند، لباس خشن بپوشند، صورت روی بالش خاک گذارند، در راه خدا آن چنانکه باید جهاد کنند. با عمل به این شرایط آن حضرت برخود لازم میکند که هرجا آنان بروند همراهی کند و هر لباسی که آنها میپوشند بپوشد و هر مرکبی را که آنها سوار میشوند سوار شود و به غذا و لباس کم قناعت کند و دربانی برای خود نگذارد.
ص: 222
سپاهیان پیروز حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف حامل پیام الاهی و دارای رسالت انسانی هستند و به اخلاق و فضائل انسانی آراستهاند، چرا که با رهبر و پیشوای خویش در تحقق آرمانهای عدالت خواهانه او بیعت سپردهاند. در حالی که معمولا سپاهیان غالب در طول تاریخ، پس از فاتح شدن، شیوهی تجاوز، غارت، بیرحمی و قساوت، کشتار، حرمت شکنی، تعدی به جان و مال و ناموس مردم و دیگر روشهای غیر انسانی را در پیش میگیرند.
به همین دلیل، در سیره مدیریتی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف کارگزاران ظالم و فاسد، نه تنها جایگاهی ندارند بلکه فوراً از مقام خود بر کنار شده و نهادهای دولتی حکومت از وجود آنان پاک سازی میشود. چنانکه امیرمؤمنان علیه السلام درباره برخورد حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف با عناصر نابکار میفرماید: «وَ لَیَعْزِلَنَّ عَنْکُمْ أُمَرَاءَ الْجَوْرِ وَ لَیُطَهِّرَنَّ الْأَرْضَ مِنْ کُلِّ غَاشٍ؛(1)از بین شما فرماندهان و امیرانِ ظالم را عزل خواهد کرد و زمین را از وجود ناپاکان تطهیر خواهد نمود».
1) بحار الانوار، ج 51، ص120.
ص: 223
رفتار مدیریتی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نسبت به تودههای مردم، مهر ورزی و گشاده رویی و رأفت و رحمت است. آن حضرت به ویژه نسبت به محرومیت کشیدگان و مسکینان، بسیار مهربان و دلرحم است و از نظر اقتصادی برای همگان گشاده دست است و با سخاوت فراوان اموال را برای آسایش و رفاه مردمان میبخشد تا آنان در پناه امام خویش از آسایش مادی و آرامش روحی و معنوی بهرهمند شوند. رسول خدا صلی الله علیه و آله درباره علاقه سرشار از محبت مردم نسبت به امام خویش میفرماید: «یَأوَی إِلَی المَهدِی أُمّتهُ کَمَا تَأوَی النَّحْلُ إِلَی یَعسُوبِهَا(1)امت اسلامی به مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف مهر میورزند و به سویش پناه میبرند آن چنانکه زنبوران عسل به سوی ملکه خود پناه میبرند».
در نظام مدیریتی امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف تلاش بر این است که همگرایی و وحدت و الفت قلبی را در میان مردم نهادینه کند. امام صادق علیه السلام درباره حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف فرمود:
یُظْهِرَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ الْحَقَّ وَ الْعَدْلَ فِی الْبِلَادِ وَ یُحْسِنَ حَالَ عَامَّةِ الْعِبَادِ وَ یَجْمَعَ اللَّهُ الْکَلِمَةَ وَ یُؤَلِّفَ بَیْنَ قُلُوبٍ مُخْتَلِفَةٍ؛(2)خداوند
ص: 224
عزّوجلّ به واسطه او حق را ظاهر و عدل را در شهرها گسترش میدهد و حال عموم مردم را بهبود میبخشد و وحدت کلمه پدید آورده و بین قلبهای گوناگون اُلفت ایجاد میکند.
در کلام دیگر نیز آن حضرت به مفضل بن عمر فرمود: «فَوَ اللَّهِ یَا مُفَضَّلُ لَیُرْفَعُ عَنِ الْمِلَلِ وَ الْأَدْیَانِ الِاخْتِلَافُ وَ یَکُونُ الدِّینُ کُلُّهُ وَاحِداً کَمَا قَالَ جَلَّ ذِکْرُهُ إِنَّ الدِّینَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلام؛(1)به خدا سوگند! ای مفضل به طور حتم از ملتها و دینها اختلاف را برمیدارد و تمام دین یکی خواهد شد آن گونه که خدا فرمود: همانا دین پذیرفته شده نزد خدا فقط اسلام است».
در دعای ندبه نیز آمده است: «اَینَ جَاِمعُ الْکَلِمَة عَلَی التَّقْوَی؛(2)کجاست آن کسی که سخنها را بر تقوا جمع میکند.»
این شیوه کریمانه در رفتار حکومتی و سیره مدیریتی امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به گونهای پرجاذبه و دلنشین است که سبب جذب و گرویدن پیروان دیگر ادیان به اسلام و پیوستن آنان به حضرت میشود: «فَاِذَا نَظَرَت اِلَیهِ الیَهُودُ اَسْلَمَتْ اِلاّ قَلِیلًا مِنهُم؛(3)چون یهودیان
ص: 225
بر رفتار او نیک بنگرند، اسلام می آورند به جز اندکی».
از دیگر نمودهای بارز در سیره مدیریتی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و یاران و دولت مردان نظام مهدوی، سبقت گرفتن در کارهای نیک است. ابی بصیر از امام صادق علیه السلام نقل کرده که آن حضرت در تفسیر آیه شریفه: ((فَاسْتَبِقُوا الْخَیْراتِ أَیْنَ ما تَکُونُوا یَأْتِ بِکُمُ اللَّهُ جَمِیعاً))(1)فرمود:«نَزَلَتْ فِی الْقَائِمِ وَ أَصْحَابِه؛(2)این آیه در شان حضرت قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف و اصحاب او نازل شده است».
از این رو، کارگزاران حکومت حضرت برای خدمت به مردم و گسترش عدالت، همه توانشان را به کار میگیرند. رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «یَمْلَأُ قُلُوبَ عِبَادِهِ عِبَادَةً وَ یَسَعُهُمْ عَدْلُه؛(3)دلهای بندگان را پر از عدالت کرده و عدلش فراگیر میشود».
فضیل بن یسار نیز از امام صادق علیه السلام نقل کرده که فرمود: «أَمَا وَ اللَّهِ لَیَدْخُلَنَّ عَلَیْهِمْ عَدْلُهُ جَوْفَ بُیُوتِهِمْ کَمَا یَدْخُلُ الْحَرُّ وَ الْقُرُّ؛(4)آگاه
ص: 226
باشید به خدا سوگند! به طور حتم عدالت او داخل خانههای آنان خواهد رفت همان گونه که گرما و سرما چنین خواهد کرد».
یکی از آثار مدیریت عدالت محور امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف رضایتمندی همگانی در جامعه است به گونهای که حتی حیوانات نیز از برکات آن شادمان اند. چنانکه رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «یَرْضَی فِی خِلَافَتِهِ أَهْلُ الْأَرْضِ وَ أَهْلُ السَّمَاءِ وَ الطَّیْرُ فِی الْجَوّ؛(1)در ایام خلافت او اهل زمین و آسمان و حتی پرندگان هوا نیز راضی اند».
نیز در حدیث دیگر آمده است: «یَرْضَی عَنْهُ سَاکِنُ السَّمَاءِ وَ سَاکِنُ الْأَرْضِ؛(2)از او ساکنان آسمان و زمین همگی راضی اند».
سیره علمی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف مبتنی بر رشد آگاهی و شکوفایی علمی و بالندگی خرد جمعی است. بدون شک تمام پیشرفتهای بشری در گرو رشد علمی و خرد ورزی جامعه است. هر اندازه عقل و خرد بشر فزونی یابد و به کمال نهایی خویش برسد، کارآمدی و
ص: 227
کارآیی آن در عرصههای اخلاق و فرهنگ نیز بیشتر شده و فضایل انسانی و اخلاقی را در جامعه نهادینه میکند.
در عرصه علمی، سیر تفکر بشری همواره در جهت پیشرفت و تسخیر عرصههای ناشناخته و جدیدی است. هر عصر جدیدی، معمولا از فرصت شناخت بیشتری نسبت به گذشته برخور دار است. در فرایند تکامل علمی هر چند دانش بشری، افقهای بسیار گسترده و عظیمی را فتح نموده، اما باز هم در عصر ظهور پیشرفت شگرفی خواهد داشت و فهم و آگاهی انسانها نیز افزایش خواهد یافت.
بر اساس روایات، در عصر ظهور، رشد علمی جامعه بشری، در پرتو رهبری الاهی امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به اوج کمال خویش میرسد و بشریت با شناخت مسائل معنوی و صلاح و سعادت روح خویش، در راه تحقق جامعه آرمانی، پلههای تکامل مادی و معنوی را می پیماید؛ زیرا در آن عصر، بشریت به خزانه دار علوم الاهی و منبع جوشان آگاهی و معرفت که چیزی از دیده ژرف نگر و حقیقت بین او پوشیده نیست؛ یعنی ولی معصوم علیهم السلام دست مییابد و همه مسائل بشری، به هدف اصلی و مرز نهایی میرسد و بشریت به اوج تکامل علمی دست می یابد.
ص: 228
عصر نورانی حکومت مهدوی عجل الله تعالی فرجه الشریف دوران شکوفایی بشر در صنعت، تکنولوژی و توسعه همه جانبه است. جامعه عصر ظهور، در پرتو هدایتها و راهنماییهای امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در علوم تجربی و مسائل عقلی و جهان بینی و جهان شناسی، در پهنه بیکرانه دانایی و شناخت گام نهاده و به حقایق عجیبی دست مییابد.
در این دوره دانش تجربی ره آوردهایی تازه به ارمغان می آورد و آدمی را در بسیاری از دشواریهای زندگی توان میبخشد، و راه بسیاری از مشکلات را هموار می سازد. انسان در این راستا و با این تجربهها همواره می کوشد تا به بار فرهنگی سنگین تری دست یابد و به شناختهای تازه تری برسد و اسرار و رموز بیشتری را آشکار سازد.
امام صادق علیه السلام فرمود:
الْعِلْمُ سَبْعَةٌ وَ عِشْرُونَ حَرْفاً فَجَمِیعُ مَا جَاءَتْ بِهِ الرُّسُلُ حَرْفَانِ فَلَمْ یَعْرِفِ النَّاسُ حَتَّی الْیَوْمِ غَیْرَ الْحَرْفَیْنِ فَإِذَا قَامَ قَائِمُنَا أَخْرَجَ الْخَمْسَةَ وَ الْعِشْرِینَ حَرْفاً فَبَثَّهَا فِی النَّاسِ وَ ضَمَّ إِلَیْهَا الْحَرْفَیْنِ حَتَّی یَبُثَّهَا سَبْعَةً وَ عِشْرِینَ حَرْفاً؛(1)دانش، بیست و هفت حرف(درجه و
1) بحار الانوار، ج52، ص336؛ معجم احادیث الامام المهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، ج4، ص55.
ص: 229
شاخه) دارد. تمامی آنچه پیامبران آورده و بشر تا زمان ظهور بدان دست مییابد، دو حرف بیش نیست؛ امّا وقتی قائم ما قیام کند، بیست و پنج حرف دیگر را نیز آشکار کرده، میان مردم منتشر میکند.
با ظهور خورشید حاکمیت مهدوی، فکر و اندیشه بشر شکوفا میگردد و درخت سعادت انسان به بار مینشیند و شجره خبیث جهل و جور ریشه کن میگردد، در آن عصر در پرتو دین واحد و تحت امامت و ولایت واحد آخرین حجّت الاهی بشریت به گونهای رشد میکنند و قلههای بلند فرهنگ و دانش را تسخیر میکنند که به تمام بیست و هفت بخش علوم دست مییابند، در حالی که قبل از ظهور حضرتش با تمام پیشرفت علمیاش، خواه با چراغ وحی یا ابزار تجربه، به بیش از دو بخش آن دست نیازیده بود.
رشد چشم گیر علوم و پیشرفتهای صنعتی و تکنولوژیکی، سبب تحوّلی شگرف در عرصه زندگی و یکپارچگی جریان امور و سهولت ارتباطات و تعاملات اجتماعی میگردد؛ بهگونهای که بین آن حضرت و یارانش پیکی نخواهد بود؛ او سخن میگوید و آنان در هر کجا که باشند وی را میبینند و صدایش را میشنوند، چنانکه امام صادق علیه السلام فرمود:
ص: 230
إِنَّ قَائِمَنَا إِذَا قَامَ مَدَّ اللَّهُ لِشِیعَتِنَا فِی أَسْمَاعِهِمْ وَ أَبْصَارِهِمْ حَتَّی لَا یَکُونَ بَیْنَهُمْ وَ بَیْنَ الْقَائِمِ بَرِیدٌ یُکَلِّمُهُمْ فَیَسْمَعُونَ وَ یَنْظُرُونَ إِلَیْهِ وَ هُوَ فِی مَکَانِه؛(1)هنگامی که قائم ما عجل الله تعالی فرجه الشریف قیام کند، خداوند آنچنان گوش و چشم شیعیان ما را تقویت میکند که میان آنها و قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف نامهرسانی نخواهد بود؛ او با آنها سخن میگوید و آنها سخنش را میشنوند و او را میبینند، در حالیکه او در مکان خویش است.
این حدیث بیانگر پیشرفتهای صنعتی عصر ظهور است، همانطور که بخشی از آن اکنون نیز در سایه ماهوارهها، وسایل ارتباط جمعی و شبکه جهانی اینترنت عملی شده است و بخشهای کاملتر آن در زمان ظهور آن حضرت محقق میگردد.
امام صادق علیه السلام فرمود:
إِذَا قَامَ الْقَائِمُ بَعَثَ فِی أَقَالِیمِ الْأَرْضِ فِی کُلِّ إِقْلِیمٍ رَجُلًا یَقُولُ عَهْدُکَ فِی کَفِّکَ فَإِذَا وَرَدَ عَلَیْکَ أَمْرٌ لَا تَفْهَمُهُ وَ لَا تَعْرِفُ الْقَضَاءَ فِیهِ فَانْظُرْ إِلَی کَفِّکَ وَ اعْمَلْ بِمَا فِیهَ(2)هنگامی که قائم قیام کند در کشورهای روی زمین کسانی را بر میانگیزد، در
ص: 231
هر سرزمین یک نفر را، و به او میگوید: فرمان تو در کف دست تو است، هر گاه کاری برای تو پیش آمد که آن را نفهمیدی و ندانستی چگونه در آن حکم کنی، به کف خود بنگر و به آنچه در آن(مکتوب) است عمل کن.
در دوران قبل از ظهور کوشش انسان در مسیر تکامل شناخت، بیشتر به بعد مادی جهان و زندگی انسان معطوف بوده است و چون انسان با ماده سر و کار دارد و تلاش او برای این است که خواص و آثار بیشتری از ماده را بشناسد، مسائل ماورای ماده و بعد معنوی حیات به خاطر پیچیدگی و دشواری که دارد بدان پایه مورد توجه و بررسی قرار نگرفته است. حیات روحی و معنوی، در گستردگی و اسرار آمیزی قابل مقایسه با حیات مادی و فیزیکی انسان نیست و انسان در قلمرو حیات معنوی ابزار لازم برای شناخت را نیز به طور کامل در اختیار ندارند.
در حالی که رشد و پیشرفت علمی و فرهنگی انسان تاکنون، بیشتر مربوط به امور طبیعی و بخشهای مادی زندگی بوده است و در ابعاد معنوی، بشریت رشد چندانی نداشته است، اما در دوران ظهور، به شکل گستردهای، امدادهای آسمانی برای رفع مشکلات مادی و معیشتی و حتی فرهنگی بشر به یاری زمینیان میشتابد. چنانکه
ص: 232
مراد از وراثت زمین در آیه: ((وَلَقَدْ کَتَبْنَا فِی الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّ الأَرْضَ یَرِثُهَا عِبَادِیَ الصَّالِحُون(1))) انتقال منافع آن و استقرار برکتهای حیات زمین برای صالحان است و این برکتهای پایانناپذیر، اعم از برکتهای مادی و معنوی است.
در بخشهای معماری و ساختمان سازی، پیشرفتهای چشمگیری رخ میدهد. توسعه شهری به گونهای فزاینده رو به کمال میرود و مساجد به عنوان نماد این توسعه وسعت فراوان مییابند. نمونهای از آن، در برخی روایات عصر ظهور، توسعه ساخت و سازها و بنای مسجد بزرگ کوفه به عنوان مرکز حکومت جهانی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف یاد شده است، توسعه شهرها چنان خواهد بود که مردی سوار بر استر تیزرو به قصد نماز جمعه حرکت میکند؛ امّا بر اثر فاصله فراوان مکان و فراخی شهر به آن نمیرسد، چنانکه مفضل بن عمر، از امام صادق علیه السلام در این باره نقل کرده است که فرمود:
إِذَا قَامَ قَائِمُ آلِ مُحَمَّدٍ عجل الله تعالی فرجه الشریف بَنَی فِی ظَهْرِ الْکُوفَةِ مَسْجِداً لَهُ أَلْفُ بَابٍ وَ اتَّصَلَتْ بُیُوتُ الْکُوفَةِ بِنَهَرِ کَرْبَلَاءَ وَ بِالْحِیرَةِ حَتَّی یَخْرُجَ الرَّجُلُ یَوْمَ الْجُمُعَةِ عَلَی بَغْلَةٍ سَفْوَاءَ یُرِیدُ الْجُمُعَةَ فَلَا یُدْرِکُهَا(2)هنگامی که
ص: 233
قائم آل پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله قیام کند، در پشت کوفه(منطقه نجف اشرف) مسجدی میسازد که هزار در ورودی دارد و شهر کوفه چنان توسعه مییابد که خانههای آن به رود فرات در کربلا و «حیره» متصل میشود به طوری که مردی در روز جمعه سوار استر تندرو میشود تا خود را به نماز برساند، ولی به نماز نمیرسد.
در عرصه احکام و معارف دین، رشد و پیشرفت علوم با کشف عرصههای جدید دانش، زمینه را برای فهم و گسترش آموزههای دینی فراهم میکند و انسانها از طریق سیر آفاقی عرصههای جدیدتری از عظمت خلقت الاهی را میشناسند و حتی در حوزه احکام و مسائل شرعی همگان صاحب نظر میشوند. امام باقر علیه السلام میفرماید: «تُؤْتَوْنَ الْحِکْمَةَ فِی زَمَانِهِ حَتَّی إِنَّ الْمَرْأَةَ لَتَقْضِی فِی بَیْتِهَا بِکِتَابِ اللَّهِ تَعَالَی وَ سُنَّةِ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله؛(1)در زمان ظهور، دانش و بینشی ارزانی میشود که زنان در خانهها بر اساس کتاب خدا و سنّت پیامبر قضاوت میکنند».
در عرصه بهداشت و درمان، به برکت پیشرفت علوم و شکوفایی شگفتانگیز دانشها و بهرهگیری از آن برای گسترش بهداشت و
1) الغیبة، نعمانی، ص239؛ بحار الانوار، ج52، ص352.
ص: 234
درمان، بیماریها ریشه کن میشود. ازآنجا که از وظایف حکومت، مبارزه با عوامل آلودگی است، زیرا سبب به خطر افتادن بهداشت محیط زیست میشود ؛ از این رو، باید از هرگونه تخلّفات بهداشتی و هر آنچه سبب نابودی بهداشت محیط زیست میشود جلو گیری گردد.
در عصر حکومت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف وضعیت جسمی و بهداشت مردم دگرگون میشود و بیماران تندرستی یافته و بیماریهای کشنده مهار میشود و مرگ و میرها، اندک و ناچیز میگردد. امام صادق علیه السلام فرمود: «إِذَا قَامَ الْقَائِمُ أَذْهَبَ اللَّهُ عَنْ کُلِّ مُؤْمِنٍ الْعَاهَةَ(1)چون قائم قیام کند خداوند از هر مؤمنی بیماری نقص و آفت را دور ساخته و تندرستی و توانایی را به او باز میگرداند».
در عصر ظهور، در اثر پیشرفت علوم پزشکی و گسترش بهداشت عمومی، عمر مردم بسیار طولانی میشود. مفضل بن عمر از امام صادق علیه السلام نقل کرده که فرمود:
إِنَّ قَائِمَنَا إِذَا قَامَ أَشْرَقَتِ الْأَرْضُ بِنُورِ رَبِّها وَ اسْتَغْنَی الْعِبَادُ عَنْ ضَوْءِ الشَّمْسِ وَ ذَهَبَتِ الظَّلَمَةُ وَ یُعَمَّرُ الرَّجُلُ فِی مُلْکِهِ
1) الغیبة، نعمانی، ص317.
ص: 235
حَتَّی یُولَدَ لَهُ أَلْفُ ذَکَرٍ لَا تُولَدُ فِیهِمْ أُنْثَی(1)هنگامی که قائم ما ظهور فرماید زمین از نور پروردگارش منور گردد چنانچه مردم از روشنی خورشید بینیاز گردند و تاریکی نابود شود و در سلطنت آن حضرت مردی آنقدر عمر کند که هزار فرزند پسر پی در پی از او به وجود آید که در میان فرزندانش دختری متولد نشده باشد.
رشد عقلانیت عمومی و توجّه به شاخصهای عقلانی و نهادینه شدن فرهنگ عقلگرایی و خردورزی در جامعه، از دیگر دستاوردهای حکومت مهدوی است که در عرصههای مختلف زندگی مردمان عصر ظهور، نمود پیدا میکند.(2)
در عصر ظهور امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف باعنایت خاص خداوندی، عقول بشر کامل میگردد. امام باقر علیه السلام درباره رشد عقلانیت و خرد جمعی در عصر ظهور میفرماید: «إِذَا قَامَ قَائِمُنَا عجل الله تعالی فرجه الشریف وَضَعَ یَدَهُ عَلَی رُءُوسِ الْعِبَادِ فَجَمَعَ بِهَا عُقُولَهُمْ وَ کَمَلَتْ بِهَا أَحْلَامُهُم؛(3)هنگامی که
ص: 236
قائم ما قیام کند دست خود را (کنایه از عنایت و اشراف حضرت) برسر بندگان قرار میدهد، پس خرد مردم زیاد شده و فهم آنان کامل میگردد».
در حکومت عدل مهدوی، جامعه بشری از نظر رشد عقلی و درک حقایق، به درجه بالایی خواهد رسید که سنخیّت با حکومت جهانی و عدالت گستر آن حضرت در همه ابعاد پیدا میکند و بشریّت صلاحیّت و ظرفیّت درک معارف والای دینی را داشته باشند. این امر سبب میشود که بسیاری از انسانها به شریعت اسلام و امام معصوم روی آورند؛ زیرا درک و آگاهی بشری به این مرحله از تکامل میرسد تا مردم تشخیص دهند که امام علیه السلام از جانب ذات باریتعالی است و نظر او در تبیین بایستهها و فضایل اخلاقی جنبه یقینی دارد.
شکوفایی عقلانیت در عصر ظهور، هماهنگ با تعلیمات وحیانی و محوریت آموزههای دین است نه عقلانیت انسان محور، زیرا با همه ارج گذاری به عقل و عقلانیت، هیچگاه نمیتوان ادعا کرد که قوه خرد به تنهایی میتواند بدون مدد جستن از وحی و مبانی شریعت، اصول و معیاری اخلاقی بیعیب و نقص را ارائه کند، بلکه از آنجا که آفریدگار هستی حقیقت و هویت انسان را بهتر از خود
ص: 237
او میشناسد، بهتر میتواند معیاری برای بایدها و نبایدهای او تعیین نماید. از اینرو، اندیشههای اخلاقی بسیاری در طول قرنهای مختلف، تنها با تکیه بر قوه خرد شکل گرفته و در جامعه توسعه یافتهاند، ولی هیچکدام از این نظریه ها نتوانستهاند مشکلات بنیادین بشر را پاسخ گویند و حتی بحرانهای شخصیتی و اجتماعی بسیاری را در پی داشتهاند.
امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف افزون بر اینکه خود رئیس عاقلان است و از قوه خرد در اداره نظام سیاسی و اقتصادی جامعه بهره میبرد، با عالم ماورا نیز پیوند دارد و از دانشهای آسمانی برخوردار است. او با یاری جستن از ذات باریتعالی و وحی و شریعت آسمانی، بر نیازها و مشکلات جامعه بشری چیره میشود و اقتصاد و فرهنگ سالم، آسایش و امنیت، رفاه عمومی و پارسایی را در جامعه میگستراند. بنابراین، بخش مهمی از آبادانی، رفاه، آسایش، توسعه اقتصادی و... در مدینه فاضله مهدوی، وامدار وجود امام معصوم و مصون از خطا و اشتباه است؛ زیرا وجود او، مایه خیر و برکت بوده و تصرفات ولایی او، همه مشکلات بشری را مرتفع میکند.
در حکومت جهانی امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف پا به پای هوشمندی و بالا آمدن علم و دانش، عقل بشر هم رشد میکند و بالا میآید؛ دانش
ص: 238
غرور میآورد، ولی عقل تواضع میآورد؛ دانش ویران میکند، ولی عقل عمران و آبادانی دارد؛ هوش شیطنت میآورد، ولی عقل فضیلت و انسانیت و شرف میآورد و ملاک برتری انسانها بر سایر جانداران عالم در این است که انسان دارای عقل است.
در حکومت مهدوی، نه تنها خردها کامل میشود، بلکه بر هوش و دانش و جمیع شئوون زندگی بشر عقل حاکم میشود و در سایهی حکومت عقل همهی این ابزارهای دو دم در مسیر خیر و صلاح و رفاه و سعادت جامعهی انسانی مورد استفاده قرار میگیرند و این از هنرهای بزرگ امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریفاست که خردها را از زندان حصار در حصار هوسها و تمایلات آزاد میکند، و آنها را حاکم بر سرنوشت انسانها قرار میدهد و انسانهای آن عصر همه خردمند و اهل اندیشه هستند و هرچه را عقل اقدامی قبیح و زشت و ناپسند تشخیص دهد، از آن اجتناب میکنند و پیداست که چه مدینهی فاضلهای خواهد بود.
بنابراین، عقل و پیروی از آن در اندیشه اسلامی، جایگاه بلندی دارد و قرآن و سنت نبوی بدان تأکید میکنند و آن را حجتی باطنی در کنار حجت ظاهری پیامبر و امام معصوم علیهم السلام به شمار میآورند به گونهای که شریعت اسلام عقل را یکی از منابع
ص: 239
چهارگانه استنباط احکام شرعی برمیشمارد، اما عقل به تنهایی هرگز نمیتواند همه مشکلات اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و... بشری را حل کند و خود نیز بر این ناتوانی اذعان دارد. از اینرو، وحی به کمک آن میآید. عقل آدمی در عصر ظهور به مرتبه تکامل خود میرسد و به انسان عصر ظهور یاری میرساند تا در اخلاق و بینش انسانی خود به مرحله کمال برسد، اما باز قلمرو آن حدود و ثغوری دارد و بسیاری از امور از جمله تدوین قوانین اجتماعی از حیطه تصرفات آن به دور خواهد بود. البته تکامل قوه خرد سبب میگردد انسان تشخیص دهد که تنها خرد، راه حل مشکلات و معضلات بشری نیست و امور ماورایی همچون وحی و شریعت الاهی و نیز شخصی آسمانی باید به یاری آن حجت باطنی بیایند تا بحرانهای اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و امنیتی او حل شود. بنابراین، تنها عقل، برای رفع مشکلات بشر کارآیی ندارد و جانشین همه چیز نمیتواند شود. انسان برای شناخت همه چیز و رفع همه مشکلات خویش تنها به عقل خود نباید تکیه کند؛ زیرا عقل تباهی و فساد را به دنبال میآورد و افقی تیره و تار را فراسوی آدمی ترسیم میسازد.
در حکومت دینمدار مهدوی، عقلانیت و فرزانگی با عبودیت و
ص: 240
بندگی خدای متعال، مفهوم پیدا میکند. وقتی از امام صادق علیه السلام درباره عقلانیت و خرد ورزی سوال شد: «عقل چیست؟ حضرت فرمود: عقل آن است که انسان به وسیلهی او خدا را بپرستد و بهشت جاویدان را کسب کند»؛(مَا الْعَقْلُ؟ قَالَ: مَا عُبِدَ بِهِ الرَّحْمَنُ وَ اکْتُسِبَ بِهِ الْجِنَانُ).
سپس راوی پرسید: «فَالَّذِی کَانَ فِی مُعَاوِیَةَ؟ فَقَالَ: تِلْکَ النَّکْرَاءُ، تِلْکَ الشَّیْطَنَةُ وَ هِیَ شَبِیهَةٌ بِالْعَقْلِ وَ لَیْسَتْ بِالْعَقْل(1)پس آنچه در معاویه بود چیست؟ حضرت در پاسخ فرمود: آنچه معاویه داشت هوش بالائی بود و آن شیطنت بود شبیه به عقل، اما عقل نبود».
در جوامع صنعتی امروز، هوش، استعداد، دانش و تجربه بشری زیاد شده و در سایهی تیزهوشی، سختکوشی و پایمردی در مسائل گوناگون علمی، فنی، صنعت و تکنولوژی به اعماق دریاها سفر کرده و تا اوج آسمانها به پرواز در آمده و در این زمینه پیشرفتهای شگرفی پیدا کردهاند و ارمغانهای بزرگی برای بشریت آوردهاند، از جهان اتمها و موجودات ذرهبینی تا جهان کهکشانها و سحابیها را که میلیونها سال نوری با زمین فاصله
1) الکافی، ج1، ص11؛ معانی الأخبار، ص240.
ص: 241
دارند در زیر سیطره و نفوذ علمی خویش در آورده و به تاخت و تاز در عرصهی فضای بیکران جهان مشغول میباشند. نیز در دانش طب پیشرفتهای عظیمی کردهاند؛ ولی متاسفانه عقل و خرد آنها رشد نکرده و شکوفا نشده و از قوه به فعلیت در نیامده است؛ اگر عقل بالا میآمد که گناه نمیکردند، ستم و تبعیض و فساد اخلاقی در آنجا رواج نداشت.
جایگاه عقل چنان رفیع است که در روایات در ردیف انبیاء و امامان علیهم السلام قرار داده شده و از او به عنوان حجت خدا یاده شده است. امام کاظم علیه السلام به هشام فرمود: «یَا هِشَامُ إِنَّ لِلَّهِ عَلَی النَّاسِ حُجَّتَیْنِ حُجَّةً ظَاهِرَةً وَ حُجَّةً بَاطِنَةً فَأَمَّا الظَّاهِرَةُ فَالرُّسُلُ وَ الْأَنْبِیَاءُ وَ الْأَئِمَّةُ وَ أَمَّا الْبَاطِنَةُ فَالْعُقُول(1)خداوند در میان مردم دو حجت دارد: یکی حجت ظاهری است که عبارت است از پیامبران و امامان علیهم السلام، دوم حجت باطنی و درونی که عقل است».
همانطور که پیامبران هرگز به گناه دعوت نمیکنند عقل هم هرگز به گناه دعوت نمیکند، عقل جز به راستی و درستی و پاکی و حسن نیت دعوت ندارد، دنیای امروز عقل را کوبیده و هوش و دانش به حد اعلا رسیده است، حاکم بر دنیای صنعت هوش است، اختراعات همه
1) تحف العقول عن آل الرسول علیهم السلام، ص386.
ص: 242
مال هوش است، علم مربوط به هوش و استعداد است، آری؛ اگر در کنار اینها عامل باشند دانش و هوش را در مجرای صحیح انسانی به کار میگیرند.
٭٭٭
ص: 243
براساس روایات، سیره اقتصادی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در عصر ظهور، توسعه همه جانبه عدالت اقتصادی و رفاه اقتصادی از راه تولید و توزیع و نظارت دقیق است. بی نیازی جامعه به سبب تحقق عدالت و مساوات و عمران و آبادانی و فراوانی ثروت، از مشخصات سیره اقتصادی امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است.
امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف برای سامان یابی وضعیت اقتصادی جامعه و بهبود شرایط معیشت و رفاه عمومی، توان جامعه را به سوی استفاده بهینه و حداکثری از مواهب طبیعت، سوق میدهد و با تکیه بر عنایات الاهی، اقدامات سازنده را در راستای دگرگونی اقتصادی جامعه عصر ظهور، به کار میگیرد و تمام مناسبات ناسالم اقتصادی را محو و عوامل فقر و فلاکت اجتماعی را نابود می کند.
در سیره اقتصادی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف امر تولید سامان مییابد و از منابع طبیعی و مواهب خدایی بهترین بهرهبرداری میشود و ثروت به دست آمده بین همه طبقات به شکل عادلانه توزیع میگردد.
در سیره اقتصادی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریفنه تنها فقر و فلاکت و نیازمندی، جایگاهی ندارد، بلکه اهداف بالاتری همچون استغنای روحی و کرامت اجتماعی جامعه را مد نظر دارد.
ص: 244
بر اساس روایات، در زمان امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف علاوه بر بینیازی ظاهری که در اثر افزایش تولید و توزیع عادلانه ثروت، حاصل میشود، بشر از نظر روحی و باطنی نیز به بینیازی میرسد و روحیه زیاده خواهی از او رخت بر میبندد؛ یعنی قبل از اینکه اقتصاد او رشد کند و توسعه یابد، ارزشهای او عوض میشود و ریشه مییابد و برخورداری از دنیا نیز رنگ الاهی و ارزشی به خود میگیرد.
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم در این باره فرمود:
ِاذَا خَرَجَ المَهدِی ألقَی اللهُ تَعَالَی الغِنَی فِی قُلُوبِ العِبَاد حَتّی یَقُول المَهدِی: مَنْ یُرِیدُ المَالَ؟ فَلَا یَأتِیهِ أحَدٌ إلّا وَاحِدٌ یَقُولُ: أنَا، فَیَقُولُ: أَحِث فَیُحثِی فَیَحمِلُ عَلَی ظَهرِهِ حَتّی إذَا أَتَی أَقْصَی النَّاسَ، قَالَ: ألَا أرَانِی شَرّ مِن هَاهُنَا، فَیَرجِعُ فَیَرُدّهُ إلَیهِ فَیَقُولُ: خُذْ مَالُکَ، لَا حَاجَةَ لِی فِیهِ؛(1)زمانی که مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف قیام کند، خداوند بینیازی را در قلوب بندگان میافکند، تا آن حدّ که مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف میگوید: چه کسی مال میخواهد؟ به جز یک تن کسی برای گرفتن مال نمیآید. او میگوید: من میخواهم. آنگاه حضرت به او میگوید: بردار. او هم مقداری مال برمیدارد و بر پشت خود حمل میکند و راه میافتد تا اینکه به آخر جمعیت میرسد، آنجا با خود میگوید من از همة اینها حریصتر بودم. پس
1) ملاحم و فتن ابن طاووس، ص150.
ص: 245
باز میگردد و مال را به حضرت باز میگرداند و میگوید من نیازی به این مال ندارم.
در نظام اقتصادی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف فقر زدایی و دادگری مالی، تا جایی پیش میرود که در سطح جامعه کسی به عنوان نیازمند یافت نمیشود! رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود:
أُبَشِّرُکُمْ بِالْمَهْدِیِّ عجل الله تعالی فرجه الشریف یُبْعَثُ فِی أُمَّتِی عَلَی اخْتِلَافٍ مِنَ النَّاسِ وَ زَلَازِلَ یَمْلَأُ الْأَرْضَ قِسْطاً وَ عَدْلًا کَمَا مُلِئَتْ جَوْراً وَ ظُلْماً،یَرْضَی عَنْهُ سَاکِنُ السَّمَاءِ وَ سَاکِنُ الْأَرْضِ،یَقْسِمُ الْمَالَ صِحَاحاً. فَقَالَ رَجُلٌ:مَا صِحَاحاً ؟قَالَ: بِالسَّوِیَّةِ بَیْنَ النَّاسِ وَ یَمْلَأُ اللَّهُ قُلُوبَ أُمَّةِ مُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله غِنًی وَ یَسَعُهُمْ عَدْلُهُ حَتَّی یَأْمُرَ مُنَادِیاً یُنَادِی یَقُولُ: مَنْ لَهُ فِی الْمَالِ حَاجَةٌ؟ فَمَا یَقُومُ مِنَ النَّاسِ إِلَّا رَجُلٌ وَاحِدٌ، فَیَقُولُ: أَنَا. فَیَقُولُ: ائْتِ السَّدَّانَ، یَعْنِی الْخَازِنَ فَقُلْ لَهُ: إِنَّ الْمَهْدِیَّ یَأْمُرُکَ أَنْ تُعْطِیَنِی مَالًا؛ فَیَقُولُ لَهُ احْثُ حَتَّی إِذَا جَعَلَهُ فِی حَجْرِهِ وَ أَبْرَزَهُ نَدِمَ، فَیَقُولُ: کُنْتُ أَجْشَعَ أُمَّةِ مُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله نَفْساً أَعْجَزَ عَمَّا وَسِعَهُمْ فَیَرُدُّهُ وَ لَا یَقْبَلُ مِنْهُ. فَیُقَالُ لَهُ: إِنَّا لَا نَأْخُذُ شَیْئاً أَعْطَیْنَاهُ(1)شما را به آمدن مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف مژده میدهم، او به هنگامی که مردم با هم نزاع و اختلاف دارند و اوضاع متزلزل است در امت من برانگیخته میشود و زمین را از قسط و عدل پر میکند، چنانکه از ظلم و
1) کشف الغمة فی معرفة الأئمة علیهم السلام، ج2، ص471؛ بحار الانوار، ج51، ص92.
ص: 246
جور پر شده باشد. ساکنان آسمان و زمین از او راضی میشوند. او مال را به طور صحاح تقسیم میکند. مردی پرسید: صحاح چیست؟ حضرت فرمودند: مساوات بین مردم. خداوند دلهای آنها را بینیاز میسازد و سایه عدلش بر سر همه گسترش می یابد تا آنجا که دستور دهد اعلان کنند کیست که به مال نیاز داشته باشد؟ و در آن میان فقط یک مرد برخاسته و میگوید: منم که نیازمند میباشم. اعلانکننده به وی میگوید: برو نزد خزینهدار و بگو مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف دستور داده که به من مال دهی. خزینهدار پول بسیاری در دامن او ریخته و میگوید: بردار! ولی او از حملش عاجز می ماند و پشیمان میشود و میگوید: من از لحاظ نیروی بدنی بسیار قوی هستم و با این وصف از بردن این پولها ناتوان میباشم و آن را نمی پذیرد. ولی به او گفته میشود: چیزی را که ما به کسی دادیم پس نمیگیریم.
آنچه در شیوه مبارزه حضرت مهدی با فقر، بیشتر حائز اهمیت است، ایجاد روح بینیازی و بلند طبعی در مردم است؛ زیرا چه بسیارند انسانهای ثروتمندی که طبعی گرسنه و روحی آزمند دارند و چه بسا انسانهایی که در عین فقر، از طبعی بزرگ و روحی غنی برخوردارند. مردم در عصر امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف از غنای روحی برخوردارند و این همان دگرگونی معنوی است که در آن عصر پدید میآید. چنانکه امام باقر علیه السلام فرمود:
ص: 247
إِذَا قَامَ الْقَائِمُ... فَحِینَئِذٍ تُظْهِرُ الْأَرْضُ کُنُوزَهَا وَ تُبْدِی بَرَکَاتِهَا فَلَا یَجِدُ الرَّجُلُ مِنْکُمْ یَوْمَئِذٍ مَوْضِعاً لِصَدَقَتِهِ وَ لَا لِبِرِّهِ لِشُمُولِ الْغِنَی جَمِیعَ الْمُؤْمِنِین؛(1)چون حضرت قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف قیام کند، در آن روز زمین گنجهای خود را ظاهر سازد و همه برکات خویش را آشکار نماید به گونهای که کسی از شما موردی برای انفاق و صدقه و کمک مالی نمییابد؛ زیرا همه مؤمنان، بینیاز و توانگر خواهند شد.
از امام صادق علیه السلام نیز روایت شده است که فرمود:
إِنَّ قَائِمَنَا إِذَا قَامَ أَشْرَقَتِ الْأَرْضُ بِنُورِ رَبِّها وَ اسْتَغْنَی الْعِبَادُ عَنْ ضَوْءِ الشَّمْسِ... وَ یَطْلُبُ الرَّجُلُ مِنْکُمْ مَنْ یَصِلُهُ بِمَالِهِ وَ یَأْخُذُ مِنْ زَکَاتِهِ لَا یُوجَدُ أَحَدٌ یَقْبَلُ مِنْهُ ذَلِکَ اسْتَغْنَی النَّاسُ بِمَا رَزَقَهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ؛(2)زمانی که قائم ما ظهور کند، زمین با نور خدای روشن شود... و شخصی از شما به جستجوی فردی میگردد که مال زکات را بگیرد، ولی کسی را نمییابد که آن را بپذیرد. در آن روزگار، مردمان همگی با فراوانی نعمتهای الاهی، بینیاز میگردند.
ص: 248
از این گونه روایات استفاده میشود که در عصر ظهور، اموال و داراییها بیش از نیازمندیهای جامعه است؛ به گونهای که اموال از موارد مصرف بیشتر میگردد. از این رو، دولت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نه تنها کسری بودجه ندارد، بلکه در آمد آن بر بودجهاش فزونی پیدا میکند، زیرا به شخص نیازمند به اندازهای مال و ثروت داده میشود که توان بردن آن را نداشته باشد. بدیهی است که با فزونی ثروت و بهبود وضع اقتصادی، فقر و تهیدستی از جامعه بشری ریشه کن میشود و معیشت عمومی جامعه چنان بهبودمییابد که دارندگان زکات برای رساندن آن به نیازمندان به رنج میافتند.
از دیگر شاخصههای سیره اقتصادی امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف مدیریت صحیح برای تولید و توزیع عادلانه امکانات و ثروت در میان عموم مردم است. از نظر اسلام، توزیع عادلانه ثروت و رعایت استحقاق مردم، مهمترین اصل در شیوه مدیریت اقتصادی شمرده میشود، زیرا تراکم و انباشت ثروت و امکانات در دست عدّه خاصّی و طبقه ویژهای، منشأ اختلاف طبقاتی و بسیاری از مفاسد اقتصادی و مالی در جامعه میگردد.
در حکومت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف با ساماندهی امر تولید و توزیع، عدالت در همه جا حاکم میگردد و همه مردم از نعمت و فراوانی بهرهمند میشوند. امام باقر علیه السلام فرمود: «إِذَا قَامَ قَائِمُ أَهْلِ الْبَیْتِ قَسَمَ بِالسَّوِیَّةِ وَ
ص: 249
عَدَلَ فِی الرَّعِیَّة(1)وقتی قائم خاندان ما قیام کند(اموال را) به تساوی تقسیم و میان خلق به عدالت رفتار میکند».
اجرای این اصل در زمان حضرت علاوه بر اینکه بر اساس قوانین الاهی جاری میشود بر پایه مواسات و استحکام روحیه برادری انجام میپذیرد تا روح غنا و بی نیازی، در پرتو رأفت و همرنگی و مهرورزی اجتماعی، در میان مردم نهادینه شود و کسی به خاطر دارایی و اموال بر دیگری اظهار برتری و تفاخر ننمایند. در روایت آمده است: «وَ أُلْقِی الرَّأْفَةَ وَ الرَّحْمَةَ بَیْنَهُمْ فَیَتَوَاسَوْنَ وَ یَقْتَسِمُونَ بِالسَّوِیَّةِ فَیَسْتَغْنِی الْفَقِیرُ وَ لَا یَعْلُو بَعْضُهُمْ بَعْضاً؛(2)رأفت و رحمت را بین مردم میافکند، پس نسبت به یکدیگر مواسات میکنند و مال را به تساوی تقسیم میکنند. بدین سبب، فقیر بی نیاز میشود و کسی برتر از دیگری(در مال) قرار نمیگیرد».
در حدیثی، رسول خدا صلی الله علیه و آله با اشاره به سیره حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در تقسیم برابر اموال، این شیوه مساوات را، سبب نفوذ روح غنا و بینیازی در قلوب مردم بیان فرموده است: «یَقْسِمُ الْمَالَ بِالسَّوِیَّةِ وَ
ص: 250
یَجْعَلُ اللَّهُ الْغِنَی فِی قُلُوبِ هَذِهِ الْأُمَّة؛(1)مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف مال و دارایی فراوانی را میان مردم به طور مساوی تقسیم میکند و خداوند در دلهای آنان، روح استغنا و بینیازی قرار میدهد».
طبیعی است رهآورد اجرای عدالت و مساوات در سطح جامعه آن است که فقر و تهیدستی ریشهکن میشود و فاصلههای طبقاتی از بین میرود.
در زمان حاکمیت آخرین حجت حق و مدیریت الاهی امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف همه زمین آباد و منابع عظیم و تمام نشدنی ثروت آن در اختیار حضرت قرار میگیرد تا سرمایهای کلان برای پیریزی اقتصادی سالم فراهم شود. در آن زمان، همه نقاط زمین آباد و سرسبز و مالامال از محصول میشود و معادن زیرزمینی استخراج میشود و زمین روئیدنیهایش را میرویاند و آسمان قطرات بارانش را فرو میفرستد و از زمین و آسمان نعمت ریزش میکند و نقطهای خالی از عمران نخواهد ماند.
تحقق عدالت اقتصادی در جامعه، به رشد و توسعه امکانات طبیعی
1) کشف الغمة فی معرفة الأئمة علیهم السلام، ج2، ص474؛ بحار الانوار، ج51، ص84.
ص: 251
نیاز دارد و این مهم در حکومت مهدوی در پناه عمران و آبادانی زمین محقّق خواهد شد، چنانکه امام باقر علیه السلام فرمود: «تُطْوَی لَهُ الْأَرْضُ ... الْمُشْرِکُونَ فَلَا یَبْقَی فِی الْأَرْضِ خَرَابٌ إِلَّا عُمِر(1)همه سرزمینها برای او مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف هموار شود... در هیچ جای جهان ویرانی باقی نماند مگر اینکه آن را آباد کند».
در پرتو حکومت عدل مهدوی، زمین آباد و منابع طبیعی و زیر زمینی مورد بهره برداری قرار میگیرد. رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود:
یَبْعَثُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ رَجُلًا مِنِّی وَ مِنْ عِتْرَتِی فَیَمْلَأُ الْأَرْضَ عَدْلًا کَمَا مَلَأَهَا مَنْ کَانَ قَبْلَهُ جَوْراً وَ یُخْرِجُ لَهُ الْأَرْضُ أَفْلَاذَ کَبِدِهَا(2)وَ یَحْثُو الْمَالَ حَثْواً وَ لَا یَعُدُّهُ عَدًّا(3)خدای عزوجل مردی از نسل و عترت من را ظاهر میکند که زمین را پر از عدل و داد میکند، چنانکه دیگران قبل از او، آن را پر از ظلم و جور کردهاند. در آن زمان، زمین، کبد(منابع و برکات) خود را برای او بیرون
ص: 252
میریزد و او ثروت را بدون شمارش در میان مردم تقسیم میکند.
کشاورزی و محصولات طبیعی، پایه و اساس اقتصاد بشری شمرده میشود. در عصر ظهور، صنعت کشت و بهره برداری بهینه از منابع کشاورزی، پیشرفت فوق العاده میکند به گونهای که برداشت محصول چندین برابر میشود.
در زمان حکومت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف دگرگونی شگفتانگیزی در کشاورزی پدید میآید و مواد غذایی در جامعه فراوان میگردد. از امیرمؤمنان علیه السلام روایت شده است که درباره رونق فوق العاده کشاورزی و فزونی محصولات در عصر ظهور امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف فرمود:
یَبْعَثُ الْمهَدِیّ عجل الله تعالی فرجه الشریف اِلَی اُمَرائِهِ بِسَائِرِ الْاَمْصَار بِالْعَدْلِ بَیْنَ النَّاس... وَ یَذْهَبُ الشَّرَّ وَ یَبْقَی الْخَیرَ وَ یَزْرَعُ الْإِنسَانُ مُدًّا یَخرُجُ لَهُ سَبْعَمِائَةَ مُدٍّ؛(1)مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به فرمانداران خود در شهرهای مختلف دستور میدهد که با مردم رفتار عادلانه داشته باشند... در آن روزگار،
1) إلزام الناصب فی إثبات الحجة الغائب عجل الله تعالی فرجه الشریف، ج2، ص261؛ شرح احقاق الحق، ج29، ص441.
ص: 253
شر به کلی از بین میرود و خیر ماندگار میشود. مردم یک مُد میکارند و هفتصد مُد برداشت میکنند.
در زمان ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف چشمهها جاری و آبها فروان میشود: «وَ تَزِیدُ المَیَاهُ فِی دَولَتِهِ وَ تَمُدُّ الاَنهَارُ وَ تُضْعِفُ الاَرضُ اَکلَهَا وَ تَستَخرِجُ الکُنُوز(1)در دولت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف آبها زیاد و نهرها امتداد مییابد و زمین خوردنیهایش را دو چندان ظاهر میکند و همه گنجهای پنهان استخراج میشود».
امیرمؤمنان علیه السلام فرمود: «لَوْ قَدْ قَامَ قَائِمُنَا لَأَنْزَلَتِ السَّمَاءُ قَطْرَهَا وَ لَأَخْرَجَتِ الْأَرْضُ نَبَاتَهَا(2)هر گاه قائم ما قیام کند، آسمان بارانش را فرو میریزد و زمین گیاهانش را بیرون میآورد».
همچنین ابی سعید خدری روایت کرده است که رسول خدا صلی الله علیه و آله درباره فراوانی نعمت در زمان ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف فرمود: «یُرْسَلُ السَّمَاءُ عَلَیْهِمْ مِدْرَاراً وَ لَا تَدَعُ الْأَرْضُ شَیْئاً مِنْ نَبَاتِهَا إِلَّا أَخْرَجَتْهُ(3)(در زمان ظهور) بارانهای فراوانی از آسمان فرو میریزد و زمین گیاهانش را بیرون میدهد».
ص: 254
خداوند منّان، بسیاری از ثروتها و مواد لازم برای زندگی انسان را در معادن و گنجهای نهفته در درون زمین قرار داده است. شناسایی این معادن و منابع زیر زمینی و استخراج و بهره برداری از آن برای دستیابی به خود کفایی و رفاه در سطح جامعه بشری، امری ضروری است، این معادن و مواد دیگری که برای بشر امروزی شناخته شده نیست، در دوران ظهور شناسایی و مورد بهره برداری قرار میگیرد.
در عصر ظهور، معادن و گنجهایی شناخته و اکتشاف میشود که چهره زندگیها را به کلی دگرگون می سازد. یکی از منابع تأمین این سرمایهها معادن است و باید از آنها کاملا استفاده شود. با توجه به بیکرانی و فراوانی منابع و معادن زیرزمینی؛ به ویژه نسبت به بخشهای ناشناخته آن، بهره برداری از این منبع عظیم، نقش اساسی در سامان دادن امور زندگی مردم دارد و روشن است که دولت مهدوی، با استفاده از این بخش از منابع، بخشهایی از زندگی جامعه را مدیریت میکند.
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: «وَ یُظْهِرُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَهُ کُنُوزَ الْأَرْضِ وَ
ص: 255
مَعَادِنَهَا(1)خداوند برای اوحضرت قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف گنجها و معادن نهفته در زمین را آشکار می سازد».
امیرمؤمنان علیه السلام در نهج البلاغه فرمود: «وَ تُخْرِجُ لَهُ الْأَرْضُ أَفَالِیذَ کَبِدِهَا وَ تُلْقِی إِلَیْهِ سِلْماً مَقَالِیدَهَا فَیُرِیکُمْ کَیْفَ عَدْلُ السِّیرَة(2)زمین گنجینههای نهفته در اعماق خویش را برای وی برون اندازد، و کلیدهای خویش را از در آشتی تسلیم او سازد، پس روش عادلانه را به شما بنمایاند».
در دوران ظهور و تکامل علم و عقل انسان با هدایت و اشراف حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف بسیاری از منابع زیر زمینی که به دلیل محدودیت دانش بشر کنونی و آینده، نا شناخته بود، کشف و استخراج میشود و با شیوهها و روشهای اصولی و درست برای رفاه جامعه آن روز به کار گرفته میشود. چنانکه امام کاظم علیه السلام از آشکار شدن تمامی منابع زمین در دوران ظهور خبر داده است: «تَظْهَرُ لَهُ کُنُوزُ الْأَرْض(3)برای او قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف گنجهای پنهان زمین آشکار میگردد»
ص: 256
سیره اقتصادی دولت مهدوی، در بخش مدیریت امور معیشتی مردم، اعطای اموال فراوان به همگان و تقسیم دارایی بین تمام افراد است.
رسول خدا صلی الله علیه و آله به دخترش حضرت فاطمه علیها السلام فرمود:
... فَیَبْعَثُ اللَّهُ عِنْدَ ذَلِکَ مَهدِیّنَا التّاسِعُ مِن صُلبِ الحُسَینِ مَنْ یَفْتَحُ حُصُونَ الضَّلَالَةِ وَ قلَاعُهَا، یَقُومُ بِالدِّینِ فِی آخِرِ الزَّمَانِ وَ یَمْلَأُ الْأَرْضَ عَدْلًا کَمَا مُلِئَتْ جَوْراً... أَرْحَمُهُمْ بِالرَّعِیَّةِ وَ أَعْدَلُهُمْ بِالسَّوِیَّةِ؛(1)خدای عزوجل در آن هنگام مهدی ما که نهمین از نسل حسین علیه السلام است را میفرستد، کسی که دژهای گمراهی را باز میکند... او که از همه بیشتر به رعیت خود رحیم بوده و از همه بیشتر به طور مساوات عدالت را اجرا میکند.
ابو سعید خدری از پیامبر اکرم عجل الله تعالی فرجه الشریف نقل کرده که فرمود:
أُبَشِّرُکُمْ بِالْمَهْدِیِّ یُبْعَثُ فِی أُمَّتِی عَلَی اخْتِلَافٍ مِنِ النَّاسِ وَ زَلَازِلَ فَیَمْلَأُ الْأَرْضَ عَدْلًا وَ قِسْطاً کَمَا مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوْراً یَرْضَی عَنْهُ سَاکِنُ السَّمَاءِ وَ سَاکِنُ الْأَرْضِ یَقْسِمُ الْمَالَ صِحَاحاً. فَقَالَ لَهُ رَجُلٌ: وَ مَا صِحَاحاً؟ قَالَ: السَّوِیَّةُ بَیْنَ النَّاس(2)شما را مژده به ظهور
ص: 257
مهدی می دهم که به هنگام انقلاب احوال مردم و اوضاع متزلزل، قیام کند و زمین را پر از عدل و داد نماید چنانکه از ظلم و ستم پر شده باشد. ساکنان آسمان و زمین از حکومت او راضی خواهند بود. و علی السویه اموال را میان مردم قسمت کند.
عبد اللَّه مسعود میگوید: پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود:
لَوْ لَمْ یَبْقَ مِنَ الدُّنْیَا إِلَّا لَیْلَةٌ لَطَوَّلَ اللَّهُ تِلْکَ اللَّیْلَةَ حَتَّی یَمْلِکَ رَجُلٌ مِنْ أَهْلِ بَیْتِی... یَمْلَؤُهَا قِسْطاً وَ عَدْلًا کَمَا مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوْراً وَ یَقْسِمُ الْمَالَ بِالسَّوِیَّةِ وَ یَجْعَلُ اللَّهُ الْغِنَی فِی قُلُوبِ هَذِهِ الْأُمَّة(1)اگر از عمر دنیا جز یک شب نماند، خداوند آن شب را چندان دراز گرداند تا مردی از اهل بیت من به حکومت رسد... او زمین را پر از عدل و داد کند چونانکه پر از ظلم و جور شده باشد و اموال را بالسویه میان مردم تقسیم کند و خداوند دلهای امت مرا بینیاز گرداند.
حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف تنها فرمانروایی است که با ایجاد رأفت و رحمت در قلوب پیروان خویش و توزیع مساوی اموال میان آنان، فقر را در سراسر جهان ریشه کن و روح بی نیازی را در جامعه حکم فرما میکند: «وَأُلْقِیَ الرَّأْفَةَ وَالرَّحْمَةَ بَیْنَهُمْ فَیَتَوَاسَوْنَ وَیَقْتَسِمُونَ بِالسَّوِیَّةِ
1) بحار الانوار، ج51، ص84.
ص: 258
فَیَسْتَغْنِی الْفَقِیرُ وَلَایَعْلُو بَعْضُهُمْ بَعْضاً؛(1)رأفت و رحمت را بین مردم میافکند. پس نسبت به یکدیگر مواسات خواهند داشت و مال را به تساوی تقسیم میکنند. بدین سبب، فقیر بینیاز میشود و فاصله طبقاتی توانگر و ضعیف از جامعه رخت برمیبندد».
بر اساس روایات، به برکت مدیریت اقتصادی امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نعمتها فراوان میشود و زندگی مادی مردمان عصر ظهور از نظر رفاهی ارتقا یافته و دگر گون میشود.
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله درباره وُفور نعمت در زمان ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف فرمود: «تَتَنَعَّمُ أُمَّتِی فِی زَمَنِ الْمَهْدِیِّ عجل الله تعالی فرجه الشریف نِعْمَةً لَمْ یَتَنَعَّمُوا مِثْلَهَا قَطُّ الْبِرُّ وَ الْفَاجِرُ(2)امّت من در زمان ظهور مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف از نعمتهای بسیاری برخوردار خواهند شد، هم انسانهای نیکو کار و هم افراد بدکردار».
در کلام دیگر رسول خدا صلی الله علیه و آله در بیان رفاه اجتماعی در زمان حکومت فرزندش امام مهدی صلی الله علیه و آله میفرماید: «یَمْلَأُ الْأَرْضَ عَدْلًا وَ
1) إلزام الناصب فی إثبات الحجة الغائب عجل الله تعالی فرجه الشریف، ج2، ص246؛ بحار الانوار، ج52، ص385؛ معجم احادیث الامام المهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، ج5، ص200.
2) کشف الغمة فی معرفة الأئمة علیهم السلام، ج2، ص473؛ الملاحم و الفتن فی ظهور الغائب المنتظر عجل الله تعالی فرجه الشریف، ص71؛ بحار الانوار، ج51، ص97.
ص: 259
یَفِیضُ الْمَالُ فَیْضاً؛(1)او زمین را سرشار از عدل میکند و مال فراوانی به مردم میبخشد».
امام باقر علیه السلام درباره بذل و بخششهای فراوان و مستمر حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، میفرماید:
وَ یُعْطِی النَّاسَ عَطَایَا مَرَّتَیْنِ فِی السَّنَةِ وَ یَرْزُقُهُمْ فِی الشَّهْرِ رِزْقَیْنِ وَ یُسَوِّی بَیْنَ النَّاسِ حَتَّی لَا تَرَی مُحْتَاجاً إِلَی الزَّکَاةِ وَ یَجِیءُ أَصْحَابُ الزَّکَاةِ بِزَکَاتِهِمْ إِلَی الْمَحَاوِیجِ مِنْ شِیعَتِهِ فَلَا یَقْبَلُونَهَا فَیَصُرُّونَهَا وَ یَدُورُونَ فِی دُورِهِمْ فَیَخْرُجُونَ إِلَیْهِمْ فَیَقُولُونَ لَا حَاجَةَ لَنَا فِی دَرَاهِمِکُمْ... فَیُعْطِی عَطَاءً لَمْ یُعْطِهِ أَحَدٌ قَبْلَه؛(2)مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در سال، دوبار به مردم مال میبخشد و در ماه دوبار وسائل معیشت به آنان میهد... تا جایی که نیازمندی به زکات باقی نمیماند و صاحبان زکات، زکاتشان را نزد محتاجان میآورند و ایشان نمیپذیرند. پس آنان زکات خویش در کیسههایی مینهند و [برای یافتن محتاجی] در اطراف خانهها میگردند، امّا مردم بیرون میآیند و میگویند: «ما را به پول شما نیازی
ص: 260
نیست... پس مهدی دست به بخشش گشاید، چنانکه تا آن روز کسی آنچنان بخشش اموال نکرده باشد.
خلاصه آنکه: قیام حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف آغاز تحوّل بزرگ جهانی است که اهداف بزرگی چون ریشه کن کردن ظلم و ستم و برقراری عدل و قسط و صلح و امنیت و شکوفائی مادی و معنوی را درپی دارد، امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در رأس این تحول عظیم جهانی قرار دارد و امنیت و رفاه اقتصادی به معنی تام کلمه را، به جامعه عصر ظهور هدیه می کند تا مردم در اوج شکوفائی علمی، اخلاقی و اقتصادی زندگی کند و برکات حکومت کریمه اش همگان را فرا میگیرد.
در عصر ظهور، در پرتو ولایت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نعمتها فزونی یافته و درهای رحمت و برکت از آسمان و زمین گشوده میگردد. در آن دوران، حکومت واحدی تشکیل میگردد و جامعه بشری از مواهب زندگی بهره برده و زمینه رشد و تعالی معنوی و فکری برای همگان فراهم میگردد. با ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و استقرار حکومت عدل مهدوی در جهان، تمدن نوین اسلامی بر پایه آموزههای اصیل قرآن و سنّت شکل میگیرد و پیوند قرآن و عترت با محوریت آخرین منجی الاهی عجل الله تعالی فرجه الشریف تحقق می یابد. در فضای عطرآگین دوران ظهور، همه انسانها بدون تبعیض از مواهب طبیعی بهره مند شده و جامعه بشری به شکوفایی فرهنگی، اخلاقی، تربیتی و تکامل عقلی خواهند رسید؛
ص: 261
به گونهای که میتوان عصر ظهور را، دوره شکوفایی مادی و بلوغ معنوی بشر نامید.(1)
در پایان لازم به ذکر است که آنچه درباره سیره حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف اشاره گردید، نسبت به آنچه خواهد شد و مسائل و طرحها و برنامههایی که در آن دوران سراسر عدل و داد و آگاهی و نظم و حق و حقوق و علم و فن و دانش و ایمان عرضه خواهد گشت، قطرهای است از دریا، و البته روشن است که آگاهی کامل از تمام آن مسائل که پس از ظهور رخ میدهد، در دوران پیش از ظهور برای هر کس در هر درجه از آگاهی که باشند بسی دشوار است. مهم شناخت برخی از این روشها است که از رهنمودهای احادیث اهلبیت علیه السلام میتوان دریافت.
والحمد لله
وصلی الله علی محمد وآله
1) آخرین منجی، ص303.
ص: 262
ص: 263
1. قرآن کریم.
آمدی، عبد الواحد، غرر الحکم و درر الکلم، تحقیق و تصحیح: سید مهدی رجائی، قم، دار الکتاب الإسلامی، چاپ دوم، 1410ق.
ابن بابویه، علی بن حسین، الامامة والتبصرة من الحیرة، قم، مدرسه الامام المهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف چاپ اول، 1404 ق.
ابن بطریق، یحیی بن حسن، عمدة عیون صحاح الأخبار فی مناقب إمام الأبرار، قم، جماعه المدرسین بقم، مؤسسه النشر الاسلامی، چاپ اول: 1407ق.
ابن فارس، احمد بن زکریا، معجم مقاییس اللغة، تحقیق: عبدالسلام محمد هارون، قم، مکتبة الاعلام الاسلامی، 1404 ق.
ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، قم، نشر ادب الحوزه، 1405 ق.
اربلی، علی بن عیسی، کشف الغمة فی معرفة الائمه علیهم السلام بیروت، دار الأضواء، چاپ دوم، 1405 ق.
ص: 264
بحرانی، سید هاشم بن سلیمان، غایة المرام و حجه الخصام فی تعیین الامام من طریق الخاص و العام، تحقیق: سیدعلی عاشور، بیجا، بیتا.
---------، البرهان فی تفسیر القرآن، قسم الدراسات الإسلامیة مؤسسة البعثة، قم، مؤسسه بعثه، چاپ اول: 1374 ش.
برقی، احمد بن خالد، المحاسن، تصحیح و تعلیق: سید جلال الدین حسینی، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1470 ق/ 1330 ش.
بروجردی، سید حسین طباطبائی، جامع أحادیث الشیعة، قم، المطبعة العلمیة، 1399 ق.
جوادی آملی، عبدالله، امام مهدی، موجود موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف، قم، نشر اسرأ، چاپ اول، 1387 ش.
حائری یزدی، علی، الزام الناصب فی اثبات الحجة الغائب عجل الله تعالی فرجه الشریف تحقیق: سید علی عاشور، بیجا، بیتا.
حرّ عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعة الی تحصیل مسائل الشریعة، قم، مؤسسه آل البیت علیهم السلام لاحیاء التراث، چاپ دوم، 1414 ق.
ص: 265
---------، اثبات الهداة، قم، چاپخانه علمیه، بیتا.
حرّانی، حسن بن علی، تحف العقول عن آل الرسول صلی الله علیه و آله تصحیح و تعلیق: علی اکبر غفاری، قم، مؤسسه النشر الاسلامی التابعه لجماعه المدرسین، چاپ سوم، 1404ق/ 1363 ش.
حسینی، شرفالدین، تأویل الآیات الظاهرة، قم، مدرسه الإمام المهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، اول، 1407ق/1366 ش.
حکیمی، محمد، عصر زندگی(چگونگی آینده انسان و اسلام)، قم، بوستان کتاب، چاپ پنجم: 1381ش.
حلّی، حسن بن سلیمان، مختصر بصائر الدرجات، نجف اشرف، المطبعه الحیدریه، چاپ اول، 1370ش/ 1950 م.
حویزی، عبد علی بن جمعه العروسی، تفسیر نور الثقلین، تحقیق: سیدهاشم رسولی محلاتی، قم، مؤسسه اسماعیلیان، چاپ چهارم، 1412ق/ 1370 ش.
خزّاز، علی بن محمد، کفایة الاثر فی النص علی الأئمه الاثنی عشر علیهم السلام، تحقیق: سید عبداللطیف حسینی، قم، انتشارات بیدار، 1401 ق.
ص: 266
راغب اصفهانی، المفردات فی غریب القرآن، بیجا، دفتر نشر الکتاب، چاپ دوم، 1404 ق.
راوندی، قطب الدین، الخرائج و الجرائح، قم، مؤسسه الإمام المهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، چاپ اول، 1409 ق.
ری شهری، محمد، میزان الحکمه، تهران، دار الحدیث، چاپ اول، 1416 ق.
سلیم بن قیس هلالی، کتاب سلیم بن قیس، قم، انتشارات هادی، چاپ اول: 1405 ق.
سلّمی، یوسف بن یحیی مقدسی شافعی، عقد الدرر فی اخبار المنتظر عجل الله تعالی فرجه الشریف، قاهره، عالم الفکر، بی تا.
سید بن طاووس، علی بن موسی، الطرائف فی معرفة مذاهب و الطوائف، قم، الخیام، چاپ اول، 1399 ق.
---------، الملاحم و الفتن فی ظهور الغائب المنتظر عجل الله تعالی فرجه الشریف، اصفهان، مؤسسه صاحب الأمر عجل الله تعالی فرجه الشریف، چاپ اول، 1416 ق.
---------، إقبال الأعمال،تهران، دار الکتب الإسلامیه، چاپ دوم: 1409 ق.
ص: 267
---------، التشریف بالمنن فی التعریف بالفتن، تحقیق و تصحیح: مؤسسه صاحب الأمر؛ اصفهان: گلبهار، قم، ناشر: مؤسسه صاحب الأمر عجل الله تعالی فرجه الشریف سال چاپ اول: 1416 ق.
سید رضی، محمد بن حسین، نهج البلاغه، تحقیق و شرح: الشیخ محمد عبده، قم، دار الذخائر، الطبعه الأولی: 1412- 1370 ش.
شیخ صدوق، محمد بن علی، الخصال، تحقیق: علی اکبر غفاری، قم، انتشارات اسلامی، 1403 ق/ 1362 ش.
---------، علل الشرائع، نجف اشرف، المکتبه الحیدریه، 1385 ق/ 1966 م.
---------، عیون اخبار الرضا علیه السلام، تحقیق: شیخ حسین اعلمی، بیروت، مؤسسه الأعلمی للمطبوعات، 1404ق/ 1984 م.
---------، کمال الدین و تمام النعمه، تحقیق: علی اکبر غفاری، قم، مؤسسه النشر الاسلامی، 1405ق/1363ش.
---------، معانی الاخبار، تحقیق: علی اکبر الغفاری، قم، مؤسسه النشر الاسلامی، 1379 ق/ 1338 ش.
---------، من لایحضره الفقیه، تصحیح: علیاکبر غفاری، قم،
ص: 268
مؤسسه النشر الإسلامی، چاپ دوم، بیتا.
---------، أمالی الصدوق، بیروت، انتشارات اعلمی، چاپ: پنجم: 1400 ق.
شیخ مفید، محمد بن نعمان، الأختصاص، تحقیق: علی اکبر غفاری، بیروت، دار المفید، چاپ دوم:1414ق.
-----------، الارشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، بیروت، دار المفید، چاپ دوم، 1414 ق.
شیخ طوسی، محمد بن حسن، الغیبه، تحقیق: شیخ عبادالله طهرانی و شیخ علی احمد ناصح، قم، مؤسسه المعارف الاسلامیه، چاپ اول، 1411 ق.
---------، الأمالی(للشیخ الطوسی)، قم، دار الثقافة، چاپ اول: 1414 ق.
---------، تهذیب الاحکام فی شرح المقنعة، تحقیق: سید حسن موسوی خراسانی، تهران، دار الکتب الاسلامیه، چاپ سوم، 1364 ش.
---------، مصباح المتهجّد و سلاح المتعبّد، بیروت، مؤسسه فقه الشیعة، چاپ: اول: 1411 ق.
ص: 269
صافی گلپایگانی، لطفالله، منتخب الاثر فی الامام الثانی عشر عجل الله تعالی فرجه الشریف، قم، مؤسسه السیدةالمعصومه، 1421ق.
صفار، محمد بن حسن، بصائر الدرجات، تصحیح: میرزاحسن کوچه باغی، نهران، منشورات الأعلمی، 1404 ق/ 1362 ش.
صمدی، قنبرعلی، آخرین منجی(شناختنامه امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، قم، انتشارات بنیاد حضرت مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف، چاپ اول، زمستان 1392.
طباطبائی، سید محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، قم، جماعه المدرسین فی الحوزه العلمیه، بیتا.
بروجردی، سید حسین طباطبائی، جامع أحادیث الشیعة، قم، المطبعة العلمیه، سال چاپ: 1399 ق.
طبرسی، احمد بن علی، الاجتحاج، نجف اشرف، دار النعمان، 1386 ق/ 1966 م.
طبرسی، فضل بن حسن، اعلام الوری باعلام الهدی، قم، مؤسسه آل البیت لاحیاء التراث، الطبعه الاولی: ربیع الاول 1417 ق.
طبری، محمد بن جریر، دلائل الامامه، قم، مؤسسه البعثه، چاپ اول، 1413 ق.
ص: 270
عیاشی، محمد بن مسعود، تفسیر العیاشی، تحقیق: سید هاشم رسولی محلاتی، تهران، المکتبه العلمیه الاسلامیه، بیتا.
فتال نیشابوری، محمد بن احمد، روضة الواعظین، قم، انتشارات رضی، بیتا.
فضل بن حسن، مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، نجف اشرف، مکتبة الحیدریه، چاپ دوم: 1385 ق.
فیض کاشانی، ملا محسن، تفسیر الصافی، قم، مؤسسه الهادی، چاپ دوم، 1416 ق/ 1374 ش.
قاضی نعمان، محمد، شرخ الاخبار فی فضائل الأئمة الاطهار علیهم السلام، تحقیق: سیدمحمد حسینی جلالی، قم، مؤسسه النشر الاسلامی، بیتا.
قرشی، باقر شریف، حیاة الإمام المهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، اصفهان، مؤسسه تحقیقات و نشر معارف اهل البیت علیهم السلام چاپ اول، 1417ق/1996 م.
قمی، شیخ عباس، مفاتیح الجنان، ترجمه: موسوی دامغانی، تهران، نشر فیض کاشانی، 1376 ش.
قمی، علی بن إبراهیم، تفسیر القمی، تصحیح: سید طیب موسوی
ص: 271
جزائری، قم، دار الکتاب چاپ سوم: 1404 ق.
قمی مشهدی، محمد بن محمدرضا، تفسیر کنز الدقائق و بحر الغرائب، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سازمان چاپ و انتشارات، چاپ اول: 1368 ش.
قندوزی، سلیمان، ینابیع المودة لذوی القربی، قم، دار الأسوه، چاپ اول، 1416 ق.
کامل سلیمان، یوم الخلاص فی ظل القائم المهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، دارالکتاب اللبنانی، سال چاپ: 1402 ق.
کفعمی، ابراهیم بن علی عاملی، البلد الأمین و الدرع الحصین، بیروت، مؤسسه الأعلمی للمطبوعات، چاپ اول: 1418 ق.
کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تحقیق: علیاکبر غفاری، تهران، دارالکتب الاسلامیه، چاپ پنجم، 1363 ش.
کورانی عاملی، علی، معجم أحادیث الإمام المهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، قم، مؤسسه المعارف الإسلامیه، چاپ اول، 1411 ق.
مجلسی، محمد تقی، بحار الأنوار، بیروت، دار احیاء التراث العربی، سال چاپ دو: 1403 ق.
ص: 272
مردنی، ابوالحسن، مجمع النورین و ملتقی البحرین، چاپ سنگی، بی تا، بی جا.
مرعشی، سید شهاب الدین، شرح احقاق الحق و ازحاق الباطل، قم، مکتبة آیت الله العظمی المرعشی النجفی، بیتا.
مشهدی، محمد بن جعفر، المزار الکبیر، تحقیق: جواد قیومی، قم، نشر القیوم، چاپ اول، 1419 ق.
مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، تهران، انتشارات صدرا، بیتا.
مظفر، محمد رضا، اصول الفقه، قم، مؤسسه اسماعلیان، چاپ دوم: 1408 هـ ق.
نعمانی، محمد بن ابراهیم، الغیبه، تحقیق: فارس حسون کریم، قم، انوار الهدی، چاپ اول، 1422 ق.
نیلی نجفی، سید بهاء الدین، منتخب الانوار المضیئه، قم، مؤسسه الإمام الهادی علیه السلام چاپ اول،1420 ق/ 1378 ش.