ghaemiyeh.com
نویسنده: مرکز پژوهشهای اسلامی صدا و سیما
کد:2052
تهیه کننده:مرکز پژوهشهای اسلامی صدا و سیما
فاطمه انسیه حورا است؛ همانطور مخلوق زمینی است، سیرتی بهشتی و ملکوتی دارد؛ او هدیه الهی است و سوره کوثر در وصف ایشان نازل شده است. نعمت کوثر در جامعترین فرهنگهای عربی به مال فراوان، خیر زیاد، عطایا و مواهب بسیار ترجمه شده است. کلمه کوثر با بیان آشکاری به نسل و عقبه تفسیر میشود؛ چنانکه پروردگار متعال، پیامبر گرامی خود را به اعطای کوثر افتخار داده و دشمنانش را دنبالهبریده نامیده است و اعلام میکند کوثر، کانون نسل و مایه ذریه رسولالله است. از آن جا که نسل پیامبر صلی الله علیه و آله جز با فاطمه زهرا علیها السلام در جهان استمرار نیافته، به این نتیجه میرسیم که کوثر عنوان پر افتخاری برای حضرت فاطمه است. در این سوره خداوند به رسول خود که آورنده نماز است، دستور میدهد که نماز بخواند؛ یعنی برای این لطف و نعمتی که خدا به وی داده است، سپاسگزاری کند. خداوند برای نعمتهای دیگر، رسالت و صدها لطف و رحمت که به بندگان و مؤمنان خود داده است، چنین دستوری نداده و این دستور فقط برای زهرای مرضیه است. همچنین «وَانْحَرْ» نیز قربانی کردن به افتخار زهرا است.
پیشگفتار
فرمود: «فاطمةُ سَیّدةِ نِساءِ العالَمین؛ فاطمه مهین بانوی زنان در دو جهان است».(1)
فرمود: «فاطمةُ بّضعَةَ مِنّی؛ فاطمه پاره تن من است».(2)
فرمود: «وَ هِیَ قَلبی الّذی بَینِ جَنتبی؛ و او جان و دل من است که در سینه قرار دارد».(3)
فرمود: «وَ هِیَ نورُ عَینی وَ ثَمَرَةُ فُؤادی؛ و او نور چشم و میوه دل من است».(4)
فرمود: «فَمَن اَغضَبها فَقَدَ اَغضَبنی؛ و هر کس او را به خشم آورد، مرا به خشم آورده است».(5)
فاطمه انسیه حورا است؛ همانطور مخلوق زمینی است، سیرتی بهشتی و ملکوتی دارد؛ او هدیه الهی است و سوره کوثر در وصف ایشان نازل شده است. نعمت کوثر در جامعترین فرهنگهای عربی به مال فراوان، خیر زیاد، عطایا و مواهب بسیار ترجمه شده است. کلمه کوثر با بیان آشکاری به نسل و عقبه تفسیر میشود؛ چنانکه پروردگار متعال، پیامبر گرامی خود را به اعطای کوثر افتخار داده و دشمنانش را دنبالهبریده نامیده است و اعلام
1) بحارالانوار، ج 43، ص 24، ح 20.
2) نظم دررالسمطین، ص 176؛ فتحالباری، ج7، ص 63؛ کنزالعمال، ج6، ص 220؛ فیضالقدیر، ج4، ص 421؛ ینابیعالمودة، ج2، ص 52.
3) بحارالانوار، ج 43، ص 80.
4) بحارالانوار، ج 43، ص 24.
5) نظم دررالسمطین، ص 176؛ فتحالباری، ج7، ص 63؛ کنزالعمال، ج6، ص 220؛ فیضالقدیر، ج4، ص 421؛ ینابیعالمودة، ج2، ص 52.
میکند کوثر، کانون نسل و مایه ذریه رسولالله است. از آن جا که نسل پیامبر صلی الله علیه و آله جز با فاطمه زهرا علیها السلام در جهان استمرار نیافته، به این نتیجه میرسیم که کوثر عنوان پر افتخاری برای حضرت فاطمه است. در این سوره خداوند به رسول خود که آورنده نماز است، دستور میدهد که نماز بخواند؛(1)یعنی برای این لطف و نعمتی که خدا به وی داده است، سپاسگزاری کند. خداوند برای نعمتهای دیگر، رسالت و صدها لطف و رحمت که به بندگان و مؤمنان خود داده است، چنین دستوری نداده و این دستور فقط برای زهرای مرضیه است. همچنین «وَانْحَرْ» نیز قربانی کردن به افتخار زهرا است.
آری! از یک دختر، کوثری بیکران در همه ادوار تاریخ و همه نقاط دنیا میجوشد. کوثری که تا قیامت پایدار خواهد ماند. امامان معصوم نتیجه تربیت و فضایل زنی بودند که در تاریخ بیهمتا است و هیچ زنی در فضیلت، ایمان و دینداری، در طول تاریخ به او نمیرسد. سوره کوثر هنگامی نازل شد که چندین سال قبل از آن اعراب جاهلی به دختر و جایگاه زن در جامعه اهمیت نمیدادند و قرآن کریم ثابت کرد دختری چون فاطمه زهرا علیها السلام از پدر بزرگواری چون پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله ، نشانه بهشت، الگوی زنی شایسته و نمونه، در سرتاسر تاریخ جهان است.
هر کسی که از راه شما برگشت از دین خدا خارج شده و هر کس همراه و پا در رکاب شما بود، به شما پیوسته است و از شماست و هر کس در حق شما کوتاهی کرد و مقصر بود، محو و باطل شد.(2)
حضرت زهرا علیها السلام همه صفات نیکو را دارند؛ به طوری که انسان سرگشته
میماند از کدام ویژگی روشن آن بزرگوار سخن بگوید. عبادت حضرت را ببینیم؟ ایثار آن حضرت را ببینیم؟ از گذشت ایشان سخن بگوییم؟ آیین همسرداری و تربیت فرزندان آن حضرت را نمونه بیاوریم؟ زهد، تلاش و کوشش آن حضرت را بگوییم؟ در هر قسمتی که وارد شویم حضرت زهرا علیها السلام الگوست.
باید دانست، اصول تربیتی که امامان بیان کردهاند، به حکم روشن آیات قرآنی، در سخن خداوند سبحان (جل و اعلی) نمایان است. «وَمَا یَنْطِقُ عَنْ الْهَوَی إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْیٌ یُوحَی».(1)
یکی از این منابع بزرگ علمی و عملی، سیره اهل بیت علیهم السلام است که مراجعه به آنان متقنترین اصول تربیتی ممکن را برای ما به ارمغان خواهد آورد و در نتیجه رستگاری دین و دنیای ما را به همراه خواهد داشت.
اکنون ماییم و ژرفای بحر فاطمی، مروارید فضیلتها وکمالات آن حضرت؛ کجا ما را توان صید مرواریدهای درخشان از یم فاطمی است جز آنکه: تر کنیم سرانگشت و صفحه بشماریم؛ شاید نمی از یم بیمنتهای فاطمی را جلوهنما باشیم؛ این وجیزه فاطمی را که به قدر بضاعت مزجاه با لطف و عنایت او فراهم آمده، به آستان شکوهمند وی تقدیم میداریم، باشد که به منّ وکرمش پذیرا بوده و ذخیرهای روزی باشد که: «یَوْمَ لَایَنْفَعُ مَالٌ وَ لَابَنُونَ إِلَّا مَنْ أَتَی اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِیمٍ».(2)
اللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطمةَ و اَبیها و امها و بَعلِِها وَ بَنیها وَ السِّرِّ المُستَودَعِ فیها بِعَدَدِ ما اَحاطَ بِهِ عِلمُک.
فصل اول: هویتشناسی حضرت فاطمه علیها السلام
زیر فصل ها
شناسه حضرت فاطمه علیها السلام
شرایط اجتماعی حاکم بر حیات فاطمه علیها السلام
حضرت فاطمه علیها السلام ، دختر نبی مکرم اسلام و خدیجه بنت خُوَیلِد در سال پنجم بعثت، هشت سال قبل از هجرت، در مکه به دنیا آمد. امابیها، امالحسنین، امالسبطین و امالائمه از کنیههای آن بانو و صدیقه، کبری، بتول، سیده نساء العالمین، مطهره، راضیه، مرضیه، طاهره، محدثه و... از لقبهای آن حضرت است.
الف) تولد
زیر فصل ها
چگونگی ولادت حضرت زهرا علیها السلام
چگونگی ولادت حضرت زهرا علیها السلام
خدیجه علیها السلام چون با رسول خدا صلی الله علیه و آله ازدواج کرد، زنان مکه از او دوری جسته، نزد او نمیآمدند، بر او سلام نمیکردند و حتی زنان دیگر را هم از آمدن نزد وی بازمیداشتند. خدیجه علیها السلام از این امر بیمناک شد و بیتابی و غم او برای ترس بر رسول خدا صلی الله علیه و آله بود، اما چون به فاطمه باردار شد، وی از درون شکم مادر با او صحبت میکرد و او را به صبر فرا میخواند.
خدیجه علیها السلام این موضوع را از رسول خدا صلی الله علیه و آله پنهان میکرد؛ تا اینکه روزی حضرت وارد شد و شنید خدیجه علیها السلام با حضرت فاطمه علیها السلام سخن میگوید. فرمود: با که سخن میگویی؟ خدیجه علیها السلام گفت: جنینی که در شکمم است، با من سخن میگوید و مونسم شده است.
به او فرمود: ای خدیجه، این جبرئیل است که به من خبر میدهد که او دختر و فرزندی پاکیزه و مبارک است. خدای تبارک و تعالی نسل مرا از او قرار خواهد داد و در نسل او امامانی را قرار میدهد که بعد از انقطاع وحیاش ایشان را جانشینان من در زمین خواهد کرد.
خدیجه علیها السلام دوران بارداری را طی کرد تا اینکه نزدیک ولادت دخترش فرا رسید. پس به زنان قریش و نزدیکان خود پیغام فرستاد که به کمک من بیایید و اموری را که تنها بر عهده زنان است، برای من انجام دهید، اما آنان فردی را به سوی او فرستادند و گفتند: تو از دستور ما سر باز زدی و حرف ما را قبول نکردی و با محمد صلی الله علیه و آله ، یتیم ابیطالب که فقیر و تهیدست بود، ازدواج کردی، حال در عوض ما نیز تلافی کرده، هیچ کار تو را به عهده نمیگیریم.
خدیجه علیها السلام در غم و اندوه فرو رفت؛ که ناگاه چهار زن گندمگون و بلندقامت، در ظاهر شبیه به زنان بنیهاشم را ملاحظه کرد که وارد خانه شدند. خدیجه علیها السلام از دیدن آنان بیمناک شد، اما یکی از ایشان گفت: ناراحت مباش، ای خدیجه! ما فرستادگان پروردگار و خواهرانت هستیم. من ساره هستم و این آسیه دختر مزاحم ـ که همنشین تو در بهشت است ـ و این مریم دختر عمران و این (کلثم) خواهر موسی بن عمران است. خداوند ما را نزد تو فرستاده تا کار زنان را انجام دهیم.
پس یکی از آنان در سمت راست، یکی در سمت چپ، سومی در مقابل و چهارمین فرد در پشت سرش نشست. پس حضرت فاطمه علیها السلام پاک و پاکیزه به دنیا آمد. آنگاه نوری از او تابید که در تمام خانههای مکه وارد شد و در شرق و غرب زمین جای نماند؛ مگر آنکه در آنجا تابیدن گرفت.
و [بعد از ولادت حضرت فاطمه علیها السلام ] ده نفر از حورالعین وارد شدند، که هر یک تشتی بهشتی و ابریقی از آب کوثر همراه خود داشتند. زنی که در مقابل خدیجه علیها السلام نشسته بود، آنها را از آنان گرفت و نوزاد را با آب کوثر شستوشو داد. سپس دو قطعه پارچه را که از شیر سپیدتر و از مشک و عنبر خوشبوتر بود، بیرون آورد و با یکی از این دو وی را پیچید و با دیگری سرش را پوشاند. سپس از او سخن گفتن طلبید. حضرت فاطمه علیها السلام لب به کلام گشود و گفت: شهادت میدهم خدایی جز خدای یکتا نیست، پدرم رسول خدا صلی الله علیه و آله سرور انبیا است و شوهرم سالار اوصیای پیامبران است و فرزندانم بزرگ نوادگان رسولان هستند. سپس بر آن زنان سلام کرد و نام هر یک را گفت. آنان بر او خندیدند. حورالعین و آسمانیان به یکدیگر بشارت ولادت حضرت فاطمه علیها السلام را دادند. نوری عظیم در آسمان درخشید که ملائکه تا آن هنگام ندیده بودند.
زنان گفتند: ای خدیجه، بگیر او را که پاک و مطهر و پیراسته و مبارک است و به او و نسلش برکت داده شده است.(1)
ولادت حضرت فاطمه علیها السلام ، در بیستم جمادی الثانی(2)سال پنجم بعثت،(3)سه سال بعد از معراج رسول خدا صلی الله علیه و آله بود.(4)
1) امالی (شیخ صدوق)، ص 353؛ ابن جریر طبری، دلائل الامامه، ص 9؛ روضةالواعظین، ص 124؛ بحارالانوار، ج43، صص 2 و3؛ مدینه المعاجز، ص 135.
2) دلائل الامامه، ص 10؛ مناقب (ابن شهر آشوب)، ج2، ص 12؛ مصباح (کفعمی)، ص 270؛ به نقل از مجموعه مقالات الزهرا، مقاله سید عبدالرزاق مقرم، ج1، ص238.
3) شرح اصول کافی (تالیف علامه مجلسی)، ج1، ص381؛ مناقب (ابن شهر آشوب)، ج2، ص112؛ دلائل الامامة، ص10؛ اعلام الوری، ص 90؛ روضة الواعظین، ص124؛ کشف الغمه، ص 135. در مصباح المتهجد شیخ طوسی و تقویم المحسنین فیض، تولد حضرت فاطمه علیها السلام در سال دوم بعثت و در مستدرک، سال اول بیان شده است.
4) زوضة الواعظین، ص124؛ مناقب (ابن شهر آشوب)، ج2، ص112؛ به نقل از: مجموعه مقالات الزهرا، مقاله سید عبدالرزاق مقرم، ج1، صص 235 ـ 238.
ب) نامها و القاب حضرت فاطمه علیها السلام
زیر فصل ها
فاطمه
طاهره
زهرا
کنیههای حضرت زهرا علیها السلام
فاطمه
رسول خدا صلی الله علیه و آله او را از جانب خدای تعالی فاطمه نامید. «فاطمه» اسم فاعل مونث از «فَطَمَ»، به معنای جدا کردن و دور ساختن است.
فاطمه نزد خداوندِ صاحب عزت و جلال، نُه اسم دارد: فاطمه، صدیقه (بسیار راستگو)، مبارکه، طاهره، زکیه (پیراسته)، راضیه (کسی که خداوند از او راضی است)، مرضیه (کسی که او از خدا و قضا و قدر او راضی است)، محدثه (کسی که ملائکه با او سخن میگویند) و زهرا.
سپس فرمود: میدانی تفسیر فاطمه چیست؟
یونس گفت: نمیدانم.
فرمود: مقطوم (بریده شده) از شر است.
سپس فرمود: اگر امیرمؤمنان، علی علیه السلام نبود، هیچکس تا روز قیامت در پهنه زمین از آدم تا غیر از او، همشأن حضرت فاطمه علیها السلام وجود نداشت.(1)
در دیگر روایات درباره دلیل نامگذاری حضرت فاطمه علیها السلام به این نام، آمده است:
او و شیعیانش (پیروان ایشان) بریده از آتش جهنمند.(2)
به خدا قسم، خداوند تبارک و تعالی با علم او را از شیر گرفته است [یعنی علم لدنی به او داده است] و در میثاق پلیدیهای ظاهری و معنوی بازداشته است.(3)
حضرت امام رضا علیه السلام این حدیث را از حضرت علی علیه السلام روایت میکند که رسول خدا صلی الله علیه و آله به ایشان فرمود:
فاطمه ازاینرو فاطمه نامیده شد که خداوند (پیوند) او و ذریه او را از آتش بریده است؛ هر کدامشان که خداوند را در یکتاپرستی ملاقات کند (تا هنگام فوت موحد باشد) و به آن چه من آن را آوردهام ایمان آورند.(1)
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرموند:
دخترم فاطمه، ازاینرو فاطمه نامیده شد که خداوند (پیوند) او و دوستداران او را از آتش جهنم بریده است.(2)
ای فاطمه، خداوند برای تو نامی از نامهای خود را برگزیده است، او فاطر (خالق) است و تو فاطمه و شبیه او هستی (چرا که خلائق از شناخت تو عاجزند).(3)
این وجه تسمیه نیز درباره زهرای مرضیه علیها السلام در حدیث بیان شده که خداوند میدانست، عدهای بعد از پیامبر صلی الله علیه و آله در مقام امامت و خلافت الهی بعد از ایشان طمع میورزند. ازاینرو، به رسول خدا صلی الله علیه و آله دستور دادند که نام دختر خود را فاطمه بگذارد و فرمود از او ذریهای پدید میآید که جانشینان آن حضرت هستند و امید آن سوداگران را قطع میسازند.(4)
طاهره
امام باقر علیه السلام از پدران خود نقل میکنند:
«همانا فاطمه دختر حضرت محمد صلی الله علیه و آله به خاطر پاکیاش از هر پلیدی و پاکیزگیاش از هر ناسزاگویی، طاهره نامیده شد. او حتی یک روز حیض و نفاس را ندید».(1)
زهرا
«زَهَرَ» به معنای درخشیدن است و صدیقه کبری(2)از این جهت به زهرا مشهور شد که از سیمای محبوبش نور بر عالم میتراوید و عوالم وجود را روشن میکرد. چنانکه در حدیثی در این وجه تسمیه آمده است:
چون حضرت فاطمه علیها السلام در محراب خود به نماز میایستاد، نورش برای اهل آسمان چنان میدرخشید که نور ستارگان برای اهل زمین.(3)
سلمان فارسی میگوید: من نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله در مسجد نشسته بودم که عباس بن مطلّب (عموی حضرت) وارد شد و بر ایشان سلام کرد. رسول خدا صلی الله علیه و آله پاسخ فرمود و به او مرحبا گفت.
عباس گفت: ای رسول خدا صلی الله علیه و آله از چه رو خداوند علی ابن ابیطالب را بر ما و خاندان شما برتری داده است، حال آنکه همه ما از یک معدن هستیم؟
پیامبر صلی الله علیه و آله در پاسخ فرمود:
«اِذَن اُخبِرُکَ یا عَمّ. اِنَّ اللهَ خَلَقَنی و خَلَقَ عَلیّاً علیه السلام وَ لاسَماءَ و لا اَرضَو لا جَنَّةَ و لا نارَ و لا لوْحَ و لا قَلَمَ...».(4)
ای عمو در این باره تو را آگاه میسازم. خداوند من و علی را آفرید، در
حالی که نه آسمانی بود و نه زمینی، نه بهشت و نه دوزخی، و نه لوح و نه قلمی. آن هنگام که خدای صاحب عزت و جلال مشیتش بر خلقت ما تعلق گرفت، به کلمهای تکلم کرد و آن نوری شد، سپس کلمهای دیگر گفت و آن نسیمی شد. سپس این دو را به هم آمیخت به گونهای که مخلوط شدند و من و علی علیه السلام را از آن دو خلق کرد. بعد از آن نور مرا شکافت و از آن، نور عرش را بیرون آورد؛ بنابراین من از عرش بزرگترم. نور علی را نیز شکافت و از آن نور آسمانها را بیرون آورد؛ پس علی از آسمانها بزرگتر است. سپس نور حسن علیه السلام را شکافت و از آن، نور خورشید؛ و نور حسین علیه السلام را شکافت و از آن، نور ماه را بیرون آورد. پس آن دو از خورشید و ماه عظمت بیشتری دارند و (در آن هنگام) ملائکه تسبیح خدای تعالی به جای میآوردند و در تسبیح خود میگفتند:
خدایا تو منزهی و پیراسته؛ چه انواری پدید آوردی که چنین نزد تو گرامی هستند!
چون خداوند متعال اراده فرمود که ملائکه را بیازماید، بر آنان که (از بسیاری تعداد) اول و آخرشان دیده نمیشد، ابرهایی تاریک مسلط ساخت. ملائکه گفتند: ای خدای ما و ای مولای ما! از آن هنگام که ما را خلق کردی، چنین ندیده بودیم، پس به حق این از تو انوار درخواست میکنیم که ما را رهایی بخشی. خدای صاحب عزت و جلال فرمود: به عزت و جلالم قسم که به تحقیق چنین خواهم کرد. پس نور حضرت فاطمه علیها السلام را آفرید و آن را چون چراغ آویزی قرار داد و در گوشه عرش آویزان ساخت. پس آسمانهای هفتگانه و زمینهای هفتگانه منور شد. به این جهت حضرت فاطمه علیها السلام ، زهرا (درخشنده) نامیده شد.
ملائکه به تسبیح و تقدیس خداوند مشغول شدند. خدا فرمود: به عزت و جلالم قسم، ثواب تسبیح و تقدیس شما را تا روز قیامت برای دوستداران این بانو و پدر و شوهر و فرزندانش قرار میدهم.(1)
کنیههای حضرت زهرا علیها السلام
در بین عرب مرسوم بوده که علاوه بر اسم خاص، کنیه و لقبی هم برای افراد معین میکردند. کنیه، اسم و علامت مشخصهای است که در ابتدای آن برای مردان «اب» و برای زنان «ام» آورده میشود. مثل ابالقاسم و ابالحسن که کنیه حضرت محمد صلی الله علیه و آله و حضرت علی علیه السلام و امالمؤمنین کنیه زنان رسول خدا صلی الله علیه و آله بوده است. برای حضرت زهرا علیها السلام ده کنیه وجود داشته که هریک از این کنیهها افزون بر جنبه اسمی، خالی از وصف و معنی نیست. در اینجا به نقل کنیهها و مفاهیم بعضی پرداخته شده است:
امُ الحَسَن: به معنای مادر امام حسن علیه السلام است، یا حضرت فاطمه علیها السلام ریشه هر نیکی در جهان هستی است. یا به این دلیل است که فرزندانش همه دریای حُسن و زیبایی بودند.(2)
امُ الحسین: مادر امام حسین علیه السلام . از طرفی حسین علیه السلام مصغّر حسن علیه السلام است و بر تمام حسنات کوچک اطلاق میشود. باید گفت نیکیهای بزرگ، شناخت خدا و نیکیهای کوچک، عبادت است و فاطمه علیها السلام ریشه همه آنهاست؛ یا آنکه نیکیهای بزرگ عبادتهای واجب و نیکیهای کوچک، مستحبات است.(3)
امُ المحسن: مادر محسن شهید یا به معنای اساس هر نیکیکننده است؛ زیرا همه نیکیها به علم و هدایت رسول خدا صلی الله علیه و آله و ائمه برمیگردد که علوم دینی همه آنها از معدن وحی و خانواده عصمت سرچشمه گرفته و حضرت فاطمه علیها السلام حلقه اتصال ولایت و رسالت است.(1)
امُ الاَخیار: مادر نیکان و نیکوکاران.
امُ الائمهِ الاَطهار: مادر امامان معصوم؛ زیرا از آن بانو یازده امام معصوم به عمل آمده است.
امُ النُجباء: مادر شرافتمندان؛ زیرا شریفترین نژادها از کوثر وجود حضرت فاطمه علیها السلام سرچشمه گرفتهاند.
امُ النَقباء: مادر بزرگان پیشرو.
امُ الفَضائل: مادر هر فضیلتی؛ زیرا فضیلتی در عالم نیست؛ مگر آنکه اصل و ریشه آن در بانوی اعظم، حضرت زهرا علیها السلام است.
امُ السِبطین: مادر دو نواده پیامبر.
امُّ الهَنا: حضرت فاطمه علیها السلام مادر گوارایی است؛ زیرا با محبت او عبادت گوارا است و حضرت علی علیه السلام فرمود: در این مدت که زهرا در خانه من بود از او هیچ ناگواری ندیدم و هرگز مرا به خشم نیاورد. پس او اساس گوارایی و شیرینی برای پدر، شوهر، فرزندان و شیعیان خود است.(2)
امُ الاَسماء: مادر اسامی، چون حضرت اسامی زیبا و متعدد دارد که هر یک نشاندهنده صفات والا و مناقب بزرگ اوست.
امالمؤمنین: مادر مؤمنین؛ اگر چه زنان پیامبر به عنوان امالمؤمنین خطاب
میشوند؛ به طریق اولی حضرت زهرا علیها السلام شایسته این کنیه است.
امُ العُلوم: ریشه علم و دانش و شاید این نام به دلیل ارتباط جبرئیل با ایشان بر ایشان نهاده شده است که نتیجه آن کتاب صحیفه فاطمیه علیها السلام است که حاوی همه علوم است و نزد ائمه معصومان است.(1)
امُ الاَزهار: مادر گلها.
امِّ اَبیها: مهمترین کنیه حضرت فاطمه علیها السلام ام ابیها است. بعضی این کنیه را صرف محبت پدر به فرزند دانستهاند و میگویند انسان هرگاه فرزند خود را زیاد دوست بدارد و بخواهد این محبت را آشکار کند به فرزندش میگوید: بابا، مادر و این در تکلم عموم رایج است و شاید اینکه رسول خدا صلی الله علیه و آله به او میگوید: ای مادر پدر، به این دلیل باشد که فاطمه زهرا علیها السلام مانند مادری مهربان برای پدر خود زحمت میکشید. خاکستر از سر و رویش پاک میکرد، جراحتهای او را پانسمان میکرد و کارهایی را که یک مادر در حق فرزند خود انجام میدهد، ایشان برای پدر انجام میداد.
و معنای دیگر آنکه رسول خدا صلی الله علیه و آله مانند فرزند، با دخترش برخورد میکرد، دستش را میبوسید، همانگونه که فرزند در مقابل مادر باید چنین باشد؛ در برابر حضرت زهرا علیها السلام ، تمام قد برمیخاست؛ هنگام سفر از او خداحافظی میکرد و هنگام بازگشت از سفر، اولین دیدارش از زهرای مرضیه علیها السلام بود. این عملی است که هر فرزند مؤدب به آداب الهی آن را انجام میدهد.
برخی از پژوهشگران از معانی اُم کمک گرفته و وجوهی را برای معنای
1) محمدتقی مقدم، فضائل الزهرا، ص 14.
این کنیه ذکر کردهاند و گفتهاند یکی از معانی ام، اصل و ریشه هر چیز است. حضرت زهرا علیها السلام اصل و درخت تنومند رسالت است.(1)
با توجه به بحرانهای دوران کودکی حضرت زهرا علیها السلام ، باید گفت، شرایط مکه برای رسول خدا صلی الله علیه و آله بسیار سخت و جانکاه بود؛ به شکلی که حضرت تا سه سال دعوت توحیدی خود را مخفیانه به بعضی افراد آماده میرسانید و همه رفت و آمدها و گفتوگوها مخفیانه و پنهانی بود. پس از سه سال، دعوت عمومی و آشکارا شد و شرایط و دشمنی مشرکان با رسول خدا صلی الله علیه و آله سختتر و جدیتر.
در ازدواج با خدیجه، زنان قریش، حضرت خدیجه علیها السلام را تحقیر و سرزنش میکردند و گفتوگو با حضرت را تحریم کردند. از سویی ابوجهلها و ابولهبها بر رسول خدا صلی الله علیه و آله شرایط را پیچیده و سخت نمودند.
در هنگام تولد حضرت زهرا علیها السلام هیچ زنی از مکه کمک او نبود، به گونهای که از نظر ظاهری حضرت فاطمه علیها السلام در مکه؛ یعنی در کانون بحران، سختی، محرومیت و تحریم متولد شد و این روند هر روز رو به افزایش بود تا اینکه محاصره سه ساله اقتصادی پیش آمد و رسول خدا صلی الله علیه و آله ، حضرت خدیجه علیها السلام و فرزند ایشان در درهای مجبور به سکونت شدند. در این زمینه داستانی قابل نقل است:
مدتی از ایام شیرخوارگی حضرت زهرا علیها السلام در شعب ابوطالب سپری شد.
1) ذخائر العقبی، ص 51؛ به نقل از: زندگانی حضرت فاطمه علیها السلامو دختران آن حضرت، صص 29 و 30.
در همان جا از شیر خوردن گرفته شد. در همان ریگستان سوزان، راه رفتن آموخت. هنگامی که سخن گفتن یاد میگرفت، فریاد و ناله اطفال گرسنه شعب را میشنید. در همان محیط قحطی، غذاخور شد. در وسط شب که از خواب بیدار میشد، خویشانش را میدید که با شمشیرهای برهنه اطراف پدرش پاس میدادند.
حدود سه سال طول کشید که حضرت فاطمه علیها السلام به غیر از زندان سوزان شعب چیزی ندید و از دنیای خارج خبری نداشت.
حضرت فاطمه علیها السلام در سن پنج سالگی بود که رسول خدا صلی الله علیه و آله و بنیهاشم از تنگنای شعب نجات یافته و به خانه و زندگی خودشان مراجعت کردند. مناظر زندگی جدید و نعمت آزادی و توسعه در خوراک و پوشاک و منزل برای حضرت زهرا علیها السلام تازگی داشت و شادمان و مسرور بود.(1)
حضرت زهرا علیها السلام هنوز در سنین کودکی و گذراندن سالهای چهارم یا پنجم عمرش بود که به نقل محدثان برای پیشرفت اسلام و مبارزه با شرک و بتپرستی وظیفه دفاع از پدر مقدس خود را بر عهده گرفت و در سختترین شرایط و خوفناکترین جاهایی که مردان دلاور، جرئت حضور در آنجا را نداشتند، حضور یافته و با تندی، دشمنان آن حضرت را مخاطب قرار داده و مردانه علیه آنان قیام میکرد.(2)
فاطمه علیها السلام تازه پا به هشت سالگی گذارده بود که رسول خدا صلی الله علیه و آله مأمور شد، شبانه از مکه خارج شود و به مدینه هجرت کند. فاطمه در آن زمان مادر را از دست داد و تنها کسی که او را سرپرستی میکرد و پناه وی در محیط
خانه و خارج بود، همان وجود مقدس؛ یعنی پدر بزرگوارش بود، اما چون میدانست این مأموریتی الهی است، در آن محیط وحشتناک ماند. تا پس از چند روز علی علیه السلام ، او و چند تن از زنان دیگر را ـ به شرحی که در تاریخ زندگی پیامبر صلی الله علیه و آله یاد شد ـ مخفیانه از مکه حرکت داد و به مدینه آورد.(1)
پس از ورود به مدینه تا هنگامی که رسول خدا صلی الله علیه و آله زنده بود؛ یعنی در طول ده سال همه جا پشتیبانی صدیق و باایمان برای پدر و شوهر عزیز خود در جنگها و پیشآمدهای سخت و ناگوار بود و تا جایی که میتوانست با گفتار و کردار موجب دلداری و رفع اندوه آنها را فراهم میساخت و آنها را به پایداری در برابر دشمنان دلگرم و امیدوار میکرد. بیگمان اگر اجازه داشت تا شمشیر به دست گیرد و مانند مردان فداکار و سربازان جانباز اسلام در معرکه جنگ نیز حاضر شود این کار را هم میکرد، اما این تکلیفی بود که به دوش مردان گذارده شده بود و زنان جز در موارد ضروری یا برخی امور مربوط به مداوای زخمیها رخصت این کار را نداشتند.
این جنگ احد بود که چهره کریه و وحشتناک خود را به مردم مدینه و مسلمانان نشان داد و سبب شهادت جمع بسیاری از مسلمانان و شکست آنان گردید. پس از پایان جنگ در کنار کوه احد فاطمه بیتابانه خود را از مدینه به میدان جنگ و بالین پدر رسانده و این راه زیاد را پیاده طی کرده و با شهامت خاصی مشغول شستوشوی خون از صورت زیبای پدر شده و چون دید خون نمیایستد، به سرعت قطعه حصیری میآورد و آن را سوزانده، سپس خاکسترش را روی زخمها میریزد و بدین وسیله جلوی
1) 3 زندگانی حضرت فاطمه علیها السلام و دختران آن حضرت، 94.
خونریزی را میگیرد. پس از ورود به مدینه نیز شمشیر شوهر خود را گرفته و خونهای آن را شستوشو میدهد و برای جنگی که روز بعد اتفاق افتاد، وسایل سفر و اسلحه او را آماده میکند.
به نقل مرحوم مفید هنگامی که پدرش از احد بازمیگردد، با ظرفی پر از آب بر در خانه به استقبال پدر میرود و سر و صورت پدر را از گرد و خاک راه شستوشو میدهد. به دنبال آن امیرمؤمنان، علی علیه السلام با دستی مجروح و پر از خون از راه میرسد، ذوالفقار را به فاطمه داده، با لحنی که نشانگر کمال صداقت و صفا است. فاطمه را مانند یار باوفا و پشتیبان صادق و مجاهد خود مخاطب ساخته، فرمود: «خُذِی هَذَا السَّیْفَ فَقَدْ صَدَقَنِی الْیَوْمَ؛ این شمشیر را بگیر که امروز وفای خود را به من نشان داد و مرا شرمنده نساخت».
فصل دوم: شخصیتشناسی حضرت زهرا علیها السلام
شخصیت بانوی اسلام را از ابعاد مختلف میتوان بررسی کرد، اما شایسته است، پیش از هرچیز جایگاه شخصیتی ریحانه نبوی را در کلام وحی، به نظاره نشینیم.
زیر فصل ها
الف) سوره کوثر
ب) آیه تطهیر
ج) آیه قربی
قربی در سخنان امامان معصوم علیهم السلام
د) در دیگر آیات
الف) سوره کوثر
یکی از سورههای مشهور قرآن کریم که به منزلت وجودی حضرت زهرا علیها السلام بستگی دارد، سوره کوثر است. واژه کوثر به معنای «هر چیز فراوان و متراک، شخص بزرگ و پر خیر و بخشنده و نام نهری در بهشت»(1)و یگانه واژه در قرآن است که هرگز تکرار نشده است. در حالی که به معنای «خیر کثیر» است و به چندین شکل میشود آن را تعریف، تفسیر و تأویل کرد. هم میتواند درباره ذریه ـ نسل سادات ـ حضرت زهرا علیها السلام ؛ هم نام و القاب مبارکه حضرت فاطمه علیها السلام و هم عظمت و شکوه وجودی ایشان اشاره داشته باشد. افزون بر اینکه به معنای چشمهای در بهشت نیز است که ساقیانش رسول خدا صلی الله علیه و آله و حضرت علی علیه السلام هستند و معصومان علیهم السلام نوشیدن از آن را به دوستداران و شیفتگان مکتب حضرت زهرا علیها السلام بشارت هم دادهاند.
ابن عباس میگوید: سوره کوثر درباره «عاص بن وائل سهمی» نازل شد و
1) فرهنگ عمید، ج3، ص 2007.
این زمانی بود که روزی رسول خدا صلی الله علیه و آله از مسجد بیرون میآمد و او در نزدیکی بنیسهم با آن حضرت ملاقات و گفتوگو کرد و عدهای از بزرگان قریش در مسجد نشسته بودند. هنگامی که عاص داخل مسجد شد، گفتند: با چه کسی صحبت میکردی؟ گفت: با این ابتر. این ماجرا زمانی رخ داد که عبدالله فرزند رسول خدا صلی الله علیه و آله و خدیجه از دنیا رفته بود. غم از دست دادن عبدالله و زخم زبان مشرکان، قلب ایشان را آزرده کرد، ولی فرشته وحی که همواره آرامشدهنده قلب رسول الله صلی الله علیه و آله بود، نازل شد و به پیامبر صلی الله علیه و آله بشارت داد که ای محمد! پروردگار مهربان به سوی تو چشمه برکات و خیرات را نازل خواهد کرد و دشمن تو را که بر تو جسارت کرده است، خوار و ذلیل نموده، ابتر قرار میدهد. پس پیامبر صلی الله علیه و آله به شکرانه این وعده الهی نماز گزارد و پروردگار را بر این نعمت بابرکت ستود.(1)
تلاش بسیاری برای انقطاع این نسل صورت گرفت، اما نسل مبارک رسول اکرم صلی الله علیه و آله از طریق حضرت فاطمه علیها السلام انتقال یافت و ذریه پاک او سرتاسر جهان را دربرگرفتند.
ابن شهر آشوب درباره آیه شریفه «إِنَّا أَعْطَینَاک الْکوْثَرَ» (کوثر: 1) مینویسد: کوثر مبالغه در کثرت است، یعنی بسیاری فرزندان آن حضرت.(2)
طریحی هم در مجمع البحرین مینویسد: گفته شده است مقصود از کوثر نسل و ذریه است و این امر در نسل آن حضرت از فرزندان فاطمه علیها السلام ظاهر شد؛ زیرا تعداد آنها محدود نیست و ستایش خدا را که افزونی ایشان تا پایان
روزگار ادامه دارد.(1)
فاطمه علیها السلام همان نهر و حوض بهشتی است که به رسول اکرم صلی الله علیه و آله داده شد و انوار و برکاتش نصیب همسر او، امیرمؤمنان، علی علیه السلام و همه دوستداران آنان گردید.
کوثر را خیر کثیر، کثرت ذریه یا نهری بهشتی میدانند. بسیاری از روایات، «کوثر» را نهری در بهشت معرفی کردهاند که از آنِ رسول خدا صلی الله علیه و آله ، امیرمؤمنان، علی علیه السلام و دوستداران آنان است.(2)
از امام باقر علیه السلام روایت است که رسول خدا صلی الله علیه و آله درباره نهر کوثر به امیرمؤمنان، علی علیه السلام فرمود:
یَا عَلِیُ! الْکَوْثَرُ نَهَرٌ یَجْرِی مِنْ تَحْتِ عَرْشِ اللَّهِ... وَ اللَّهِ یَا عَلِیُّ مَا هُوَ لِی وَحْدِی وَ إِنَّمَا هُوَ لِی وَ لَکَ وَ لِمُحِبِّیکَ مِنْ بَعْدِی.(3)
ای علی! کوثر نوری است که در زیر عرش خدا جاری است... قسم به خدا تنها برای من نیست؛ بلکه برای من و تو و دوستداران تو بعد از من است.
حضرت علی علیه السلام درباره عرش فرموده است:
وَ هُوَ الْعِلْمُ الَّذِی حَمَّلَهُ اللهُ الْحَمَلَةَ.(4)
1) فخرالدین طریحی، مجمع البحرین، ج3، ص469.
2) جلالالدین عبدالرحمن سیوطی، تفسیر الدر المنثور، ج6، ص401؛ أبوجعفر محمد بن أبی القاسم محمد بن علی طبری، بشارة المصطفی لشیعة المرتضی، ص5؛ محمد بن محمد مفید، الامالی (للمفید)، ص294.
3) فرات بن ابراهیم بن فرات الکوفی، تفسیر فرات الکوفی، ص609؛ محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج8، ص27.
4) أبوجعفر محمد بن یعقوب بن اسحاق کلینی رازی، الکافی، ج1، ص129؛ أبومحمد حسن بن محمد دیلمی، ارشاد القلوب، ج2، ص308.
عرش مقام علم الهی است که خداوند آن را بر حملکنندگان بار کرده است.
بنابراین، عرش مقام علم الهی بوده و همه علوم و معارف موجود در دار هستی، جلوههایی از علم الهی است. نهر کوثر نیز که جایگاه علم ائمه معصومان علیهم السلام است، جداشده از عرش است که مقام علم خداوندی است.
آری حقیقتِ این چشمهها و نهرهای حیاتبخش، علوم و حقایقی است که خانه نبوت به همه انبیاء، اولیا و صالحان بهره میرساند و ایشان خود از این آبهای گوارا به پیروان و دوستانشان مینوشانند.
شیخ صدوق از «محمد بن مسلم» و «ابوبصیر» از امام صادق علیه السلام از امیرمؤمنان، علی علیه السلام روایت میکند که حضرت درباره حوض کوثر فرمود: ما دشمنان خود را از حوض منع کردهایم و دوستداران و اولیای خود را از آن سیراب میکنیم. هر کس جرعهای از آن بنوشد، هرگز تشنه نمیشود.(1)
ب) آیه تطهیر
زیر فصل ها
عصمت صدیقه کبری
عصمت صدیقه کبری
خداوند در آیه تطهیر در شأن پنج تن آل عبا علیهم السلام که زهرا علیها السلام نیز یکی از آنان بود چنین فرموده است:
«إِنَّمَا یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمْ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَیُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیرًا؛ همانا خدا فقط میخواهد آلودگی را از شما خاندان [پیامبر] بزداید و شما را پاک و پاکیزه گرداند».(2)
در اینجا معنای «رجس» به طور غیر مستقیم از خود آیه به دست میآید؛
زیرا خداوند این دوری از رجس را از باب لطف و اکرام به اهل بیت علیهم السلام ارزانی داشته است. در نتیجه و بالتبع باید مقامی والا برای پاکی از عوامل و امور مغضوب او باشد. با توجه به آنکه «اِنَّما»، برای انحصار امری در محدودهای ویژه به کار میرود، مشخص میشود که این تطهیر و پیراستگی تنها شامل افرادی است که در زیر کسای یمانی حضور داشتهاند.
«رجس» عبارت از هر چیزی است که طبع انسان از آن رویگردان بوده و فرد مرتکب یا دارای آن، پیروی از شیطان کرده و مستحق عذاب میشود. همانطور در مراتب بالاتر، «رجس» هر صفت ناپسند یا عمل سخیفی است که از شأن و منزلت انسان بکاهد و او را از دایره مروت و جوانمردی خارج کند.(1)
آمده است دو زن از همه زنان جهان از اولین تا آخرین معصوم بودهاند؛ اول حضرت مریم علیها السلام است به بیان آیه: «وَإِذْ قَالَتْ الْمَلَائِکَةُ یَا مَرْیَمُ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَاکِ وَطَهَّرَکِ وَاصْطَفَاکِ عَلَی نِسَاءِ الْعَالَمِینَ؛ و [یاد کنید] هنگامی که فرشتگان گفتند: ای مریم! به یقین خدا تو را برگزیده و [از همه آلودگیهای ظاهری و باطنی] پاک ساخته و بر زنان جهانیان برتری داده است.» (آل عمران: 42) و دیگر فاطمه زهرا علیها السلام به ظاهر آیه تطهیر «إِنَّما یُریدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهیرا؛ جز این نیست که همواره خدا میخواهد هرگونه پلیدی را از شما اهل بیت [که به روایت شیعه و سنی محمّد، علی، فاطمه، حسن و حسین علیهم السلام هستند] برطرف نماید و شما را چنان که شایسته است [از همه گناهان و معاصی] پاک و پاکیزه گرداند.» (احزاب: 33) و زنان دیگر، معصوم نبودند و به مقام ایشان به دلیل
1) تفسیر الطبری، ج 22، صص 5 ـ 7؛ مجموعه مقالات الزهرا، مقاله سید عبدالرزاق مقرم، ج1، صص 312 و 313.
عصمتی که داشتند، نرسیده و نمیرسند؛ اگرچه بعضی از زنان در مرتبه انوثیت به کمال رسیدند و حدیث شریف: «مَا کَمُلَت مِنَ النِّسَاءِ إِلَّا أَربَعَة؛ از زنان به جز چهار نفر به کمال نرسیدند»(1)دلیل بر مقصود و مراد ماست. جمعی هم بر افضلیّت خدیجه علیها السلام بر مریم علیها السلام نظر دادهاند و فضائل خدیجه علیها السلام را کمتر از مریم علیها السلام ندانستهاند و حدیث: «فُضِّلَت خَدِیجَةُ عَلَی نِسَاءِ أُمَّتِی کَمَا فُضِّلَت مَریمُ عَلَی نِسَاءِ العَالَمِینَ؛ خدیجه علیها السلام بر زنان امت من برتری داده شده است همچنانکه مریم علیها السلام بر زنان جهانیان برتری داده شده است».(2)
خداوند متعال دراین آیه خواسته است تا لطف وعنایت بسیار خود را متوجه این خاندان کند که همه چیزشان را فدای راه او کردند. ازاینرو، شایسته است بالاترین مرتبه طهارت و پیراستگی را به آنان بدهد و آن مقامی نیست مگر عصمت عامهای که طایفه امامیه معتقدند که آن برای امامان پاکنهاد خود و جد امام آنان علیهم السلام است.
فاطمه علیها السلام به حکم آیه تطهیر «إِنَّمَا یرِیدُ اللَّهُ لِیذْهِبَ عَنکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیتِ وَیطَهِّرَکُمْ تَطْهِیرًا.» (احزاب: 33) دارای مقام عصمت و ولایت است که گفته شد انسان معصوم همان قرآن مجسم است؛ زیرا بیشتر محتوای قرآن، عقاید، اخلاق و اعمال است که همه اینها مربوط به انسان است و جایگاه عقیده و اخلاق و عمل قرآنی، نفس انسان است. بنابراین، «اگر کسی ظاهر و باطن قرآن را بداند و به تفسیر و تأویل آن آشنا باشد و متشابه و محکم و نیز شیوه ارجاع متشابهات به محکمات را بشناسد و به خواستهها، واجبات و
مستحبات و مباحات آن عمل کند و همه حکمتها و احکام آن را باور داشته باشد و آنها را از سوی خداوند بداند، چنین کسی قرآن ناطق است.»(1)زهرا علیها السلام که علوم و معارف و احکام قرآن در نفس مطهرش جا دارد، قرآن ناطق است.
ج) آیه قربی
آیه «قُربی» که بیانگر پرتویی از شکوه وصفناپذیر حضرت فاطمه علیها السلام است، اینگونه است:
«قُل لَّا أَسْأَلُکُمْ عَلَیهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبَی وَمَن یقْتَرِفْ حَسَنَةً نَّزِدْ لَهُ فِیهَا حُسْنًا إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ شَکُورٌ؛ هان ای پیامبر، بگو به ازای آن [رسالت] پاداشی از شما خواستار نیستم؛ مگر دوستی درباره خویشاوندان و هر کس نیکی به جای آورد [و طاعتی اندوزد] برای او در ثواب آن خواهیم افزود. همانا خدا آمرزنده و قدرشناس است.» (شوری: 23)
در این آیه، خدا به پیامبرش فرمان میدهد که ای پیامبر بگو: من برای انجام رسالت خویش پاداشی از شما نمیطلبم، جز آنکه باید با نزدیکان من بر اساس مهر رفتار نمایید و آنان را ـ که نمونه درخشان و زنده اندیشه و عمل در دین من هستند ـ در زندگی خویش سرمشق سازید.
در این باره سخنان امامان راستین و پیروان آنان هماهنگ است. منظور از واژه «قربی» نزدیکان پیامبرند و انبوه روایات در کتابهای شیعه و اهل سنت، نام و نشان این نزدیکان پیامبر را به دست میدهد.
الف) از جمله آن روایات که دانشمندان بزرگ اهل سنت در معتبرترین
1) عبدالله جوادی آملی، قرآن حکیم از منظر امام رضا7، ص32.
منابع خویش، همچون «صحاح» و تفاسیر آوردهاند این است که میفرماید: هنگامی که این آیه فرود آمد، از پیامبر پرسیدند: نزدیکان شما چه کسانی هستند که محبت آنان بر ما واجب شد؟ «لَمّا نَزَلَت هذهِ الایةُ قالوا: یا رَسولَ اللهِ! مَن قَرابَتُکَ هؤلاءِ الَّذینَ وَجَبَت عَلَینا مَوَدَّتَهُم؟»
پیامبر فرمود: علی و فاطمه و دو پسر آنان. «قالَ رسول الله صلی الله علیه و آله : عَلِی وَ فاطِمَةُ وَ ابناها وَ قالَها ثَلاثاً».(1)
این روایت را دانشمندان شیعه و گروهی از علمای اهل سنت آوردهاند.
قربی در سخنان امامان معصوم علیهم السلام
در سوره شورا درباره ما آیهای موجود است که به دلالت آن، هر انسان باایمانی باید محبت ما را راه و رسم خویش قرار میدهد؛ آنگاه به تلاوت آیه پرداخت.
«وَ أَنَا مِنْ أَهْلِ الْبَیْتِ الَّذِی افْتَرَضَ اللَهُ مَوَدَّتَهُمْ عَلَی کُلِّ مُسْلِمٍ، فَقالَ: قُل لَّا أَسْأَلُکُمْ عَلَیهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبَی وَمَن یقْتَرِفْ حَسَنَةً نَّزِدْ لَهُ فِیهَا حُسْنًا إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ شَکُورٌ واقتَرف الحَسَنَة مَودَّتِنا اَهلَ البیت؛ من از همان خاندان پرشکوهی هستم که خدا، مهر به آنان و فرمانبرداریشان را بر ایمانآوردگان واجب ساخت. آنگاه افزود: به دست آوردن آن پاداش پرشکوهی که در آیه آمده، مهر به ما اهل بیت است».(2)
از شامیان از کنار آن حضرت گذر کرد و گفت: سپاس خدای را که شمایان را نابود ساخت. آن حضرت پرسید: هان، ای بنده خدا! آیا این آیه را نخواندهای که: قُل لَّا أَسْأَلُکُمْ عَلَیهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبَی؟ و آنگاه افزود: ما خاندانی هستیم که این آیه در مورد ما فرود آمده است... .(1)
د) در دیگر آیات
زیر فصل ها
در آیه مباهله
در سوره هل اتی (انفاق)
در آیه نور
در آیه مباهله
خداوند در قرآن میفرماید:
«إِنَّ مَثَلَ عِیسَی عِندَ اللّهِ کَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِن تُرَابٍ ثُمَّ قَالَ لَهُ کُن فَیکُونُ الْحَقُّ مِن رَّبِّکَ فَلاَ تَکُن مِّن الْمُمْتَرِینَ فَمَنْ حَآجَّکَ فِیهِ مِن بَعْدِ مَا جَاءکَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءنَا وَأَبْنَاءکُمْ وَنِسَاءنَا وَنِسَاءکُمْ وَأَنفُسَنَا وأَنفُسَکُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَل لَّعْنَةُ اللّهِ عَلَی الْکَاذِبِینَ؛ در واقع مثل عیسی نزد خدا همچون مثل [خلقت] آدم است [که] او را از خاک آفرید. سپس بدو گفت: باش پس وجود یافت. [آنچه درباره عیسی گفته شد] حق [و] از جانب پروردگار تو است پس از تردیدکنندگان مباش. پس هر که در این [باره] پس از دانشی که تو را [حاصل] آمده با تو محاجه کند، بگو بیایید پسرانمان و پسرانتان و زنانمان و زنانتان و ما خویشان نزدیک و شما خویشان نزدیک خود را فرا خوانیم، سپس مباهله کنیم و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار دهیم».(2)
در سوره هل اتی (انفاق)
«هَلْ أَتَی عَلَی الْإِنسَانِ حِینٌ مِّنَ الدَّهْرِ...؛... به یقین ابرار و نیکان از جامی مینوشند که با عطر خوشی آمیخته است؛ چشمهای که بندگان خدا از آن مینوشند و [به دلخواه
خویش] جاریش میکنند...».(1)
در آیه نور
خدا در قرآن میفرماید:
«اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ کَمِشْکَاةٍ...؛ خدا نور آسمانها و زمین است مثل نور او چون چراغدانی است که در آن چراغی و آن چراغ در شیشهای است آن شیشه گویی اختری درخشان است که به درخت خجسته زیتونی که نه شرقی است و نه غربی افروخته میشود. نزدیک است که روغنش هر چند بدان آتشی نرسیده باشد، روشنی بخشد روشنی روی روشنی است. خدا هر که را بخواهد با نور خویش هدایت میکند و این مثلها را خدا برای مردم میزند و خدا به هر چیزی داناست».(2)
این چراغ روشن و روشنگر در خانههایی است که خدا اجازه داده است که مقام آنها اوج گیرد و نام بلند او در آنها به عظمت و یکتایی برده شود.
مغازلی شافعی در «مناقب» آورده است: تفسیر آیه «مَثَلُ نُورِهِ کَمِشْکَاةٍ فِیهَا مِصْبَاحُ الْمِصْبَاحُ» را از حضرت کاظم پرسیدم؟
آن حضرت فرمود: منظور از واژه «مشکاة»، حضرت فاطمه علیها السلام است و واژه «مِصبَاح» دو نور دیدهاش، حسن و حسین علیهما السلام هستند.(3)
زیر فصل ها
الف) حضرت زهرا علیها السلام در بیان پیامبر صلی الله علیه و آله
ب) حضرت زهرا علیها السلام در بیان معصومان علیهم السلام
ج) از منظر معصومان، اصحاب و علما
الف) حضرت زهرا علیها السلام در بیان پیامبر صلی الله علیه و آله
زیر فصل ها
فزونی علاقه پیامبر به فاطمه علیها السلام
فزونی علاقه پیامبر به فاطمه علیها السلام
از گفتار و رفتار رسول خدا صلی الله علیه و آله درباره فاطمه به خوبی روشن میشود که علاقه آن حضرت به دخترش فاطمه، بیش از اندازه محبت یک پدر به دخترش بوده است. این رفتار به ایمان و تقوی و اعمال و رفتار فاطمه مربوط میشود؛ زیرا رسول خدا صلی الله علیه و آله دختران دیگری هم داشتند، اما درباره آنها تعبیرهایی چون «بضعة منی» یا «روحی التی بین جنبی» یا «احبّ الناس الی» و مانند این سخنان را نگفتهاند.
و باز این اظهار علاقه و محبت تنها به منظور دلجویی از فاطمه علیها السلام نبود که چون مادر خود را از دست داده بود، پیامبر بخواهد از دختر کوچکش دلجویی کند تا از نداشتن مادر رنج نبرد و عقدهای برای او ایجاد نشود؛ چنانکه برخی تصور کردهاند؛ زیرا این اظهار علاقه و محبت تا پایان عمر پیامبر؛ یعنی هنگامی که فاطمه شوهر کرد و بچهدار شد، بلکه تا آخرین ساعات زندگی آن حضرت نیز ادامه داشت و هیچ تغییری در آن پیدا نشد؛ چهبسا روز به روز بیشتر میشد و فاطمه تنها زنی بود که پیامبر هنگام رحلت اسراری به او گفت و آهسته و خصوصی با او صحبت کرد؛ تا آنجا که عایشه میگوید: پیامبر را میدیدم، هرگاه فاطمه نزد او میآمد، برمیخاست و او را دربر میگرفت و میبوسید و در جای خود مینشانید. عایشه که گویا از دیدن این منظره ناراحت میشد و حسادت میکرد به پیامبر میگفت: این چه کاری است که میکنی؟ میفرمود:
«یا عایشَة اِذَا اشتَقتُ اِلَی الجَنَّةِ قَبَّلتُ نَحرَ فاطِمة؛ ای عایشه هرگاه مشتاق بهشت میشوم گلوی فاطمه را میبوسم».(1)
1) 1 فضائلالخمسه، ج3، ص127.
و باز از عایشه نقل شده که میگفت:
«ما کانَ اَحَدٌ مِنَ اَلرَّجالِ اَحَبُّ اِلی رَسوُلِ اللهِ مِن عَلّی وَلا مِنَ النِّساءِ اَحَبُّ اِلََیهِ مِن فاطِمَة؛ از مردان کسی نزد پیامبر محبوبتر از علی نبود و از زنان کسی را بیشتر از فاطمه دوست نمیداشت».(1)
این حدیث به طور متواتر از شیعه و اهل سنت نقل شده که پیامبر اسلام درباره زهرا علیها السلام فرمود:
«فاطِمَةُ سَیدَةِ نِساءِ العالَمین؛ فاطمه بزرگ و بانوی زنان جهانیان است».(2)
و در برخی از آنها «سَیدَةِ نِساءِ اَهلِ الجَنَّة» و «سَیدَةِ نِساءِ هذِهِ الاُمَّة» و «سَیدَةِ المُؤمِنین» ذکر شده و با مراجعه به دو کتاب به ویژه کتاب احقاق الحق به خوبی مشخص میشود که روایات بالا را اهل سنت به مراتب بیشتر از شیعه روایت کردهاند.
از نظر نزدیکی به حق تعالی نیز به مقامی رسید که رسول خدا صلی الله علیه و آله مکرّر به او میفرمود: «یا فاطِمَة اِنَّ اللهَ لَیغضِبُ لِغَضَبِکَ وَ یرضی لِرِضاکَ؛ ای فاطمه به راستی خدای تعالی با خشم تو خشم میکند و با خشنودی تو، خشنود و راضی میشود».(3)
شدت علاقه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله به حضرت فاطمه به اندازهای بود که بارها میفرمود: «فاطِمَة بَضعَةٌ مِنّی؛ فاطمه پاره تن من است».(4)
و در برخی از آنهاست که در پی جمله بالا فرمود:
«وَ هِی قَلبِی الَّذی بَینَ جَنبَی؛ و او جان و دل من است که در سینهام قرار دارد».(5)
1) فضائلالخمسه، ج 10، صص 167 ـ 182.
2) بحارالانوار، ج43، ص 110؛ احقاق الحق، ح10، صص 27 ـ 115.
3) بحارالانوار، ج43، ص 19؛ ذخائر العقبی، ص39؛ اسدالغابه، ج 5، ص 522؛ اصابه، ج8، ص 159؛ تهذیب التهذیب، ج 12، ص 441؛ کنزالعمال، ج 6، ص 219؛ میزان الاعتدال، ج 2، ص 72.
4) بحارالانوار، ج43، ص 92؛ صحیح، ج 2، ص319؛ المستدرک علی الصحیحین، ج3، ص 158؛ حلیةالاولیاء، ج 2، ص 219 و ج 8، ص315؛ صواعق، ص 107.
5) بحارالانوار، ج 43، صص 24 و 80.
یا اینکه فرمود:
«وَ هِی نورٌ عَینی و ثَمَرَةُ فُوادی؛ و او نور چشم و میوه دل من است».(1)
و در بسیاری از آنهاست که فرمود:
«فَمَن اَغضَبَها فَقَد اَغضَبَنی؛ و هر کس او را به خشم آورد مرا به خشم آورده».(2)
همچنین از روایات جالب درباره علاقه پیامبر به فاطمه این روایت است که مرحوم مجلسی در «بحارالانوار» از کتاب فضائل و روضه نقل کرده است: روزی رسول خدا صلی الله علیه و آله به خانه علی و فاطمه وارد شد وآن دو را دید که نشستهاند و آرد آسیاب میکنند پیامبر فرمود: کدامیک بیشتر خسته شدهاید؟ علی علیه السلام فرمود: فاطمه علیها السلام . سپس پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: دخترکم برخیز. فاطمه برخاست و پیامبر صلی الله علیه و آله به جای او نشست و به آسیاب کردن مشغول شد و بدین ترتیب به علی علیه السلام و فاطمه علیها السلام کمک کرد.(3)
حضرت زهرا علیها السلام تنها زن همراه رسول خدا صلی الله علیه و آله و پنجمین تن از خمسه طیبه علیهم السلام بود. پدر بزرگوارش پیوسته در جمع اصحاب، فضایل ملکوتی او را بیان میداشت. از جمله میفرمود:
«اِنَّ اللهَ یغضِبُ لِغَضَبِ فاطِمَه وَ یرضی لِرِضاها؛ همانا خداوند برخشم فاطمه علیها السلام خشم میگیرد و با خشنودی او راضی میشود».(4)
و میفرمود: «او سرور زنان عالم است».
ب) حضرت زهرا علیها السلام در بیان معصومان علیهم السلام
و از روایات ارجمند در این باره حدیثی است که ابن آشوب از قاضی ابومحمد کرخی از امام صادق علیه السلام از فاطمه علیه السلام روایت کرده که چون آیه شریفه «لَا تَجْعَلُوا دُعَاءَ الرَّسُولِ بَیْنَکُمْ کَدُعَاءِ بَعْضِکُمْ»(1)نازل شد و بدین وسیله دستور آمد که مسلمانان پیامبر را مانند افراد دیگر به نام نخوانند و «یا محمد» نگویند؛ بلکه او را با عنوان «یا رسول الله» و «یا ایها النبی» و امثال آن صدا بزنند، فاطمه گوید: من دیگر جرئت نکردم، او رابه عنوان «پدر جان» صدا زنم و چون خدمت او رسیدم. بر اساس دستور گفتم: «یا رسول الله» و یکی دوبار این جمله را تکرار کردم، دیدم پیامبر خدا از من روگردانده و در بار سوم رو به من کرده گفت:
«یا فاطِمَةُ اِنَّهالَم تَنزَل فیکَ وَ لا فی اَهلَکَ وَلا فی نَسلِکَ، اَنتَ مِنّی وَ أَنَا مِنکَ، اِنَّما نَزَلَت فی اَهل الجَفاءِ وَالغِلظَةِ مِن قُرَیش، اَصحابُ البَدخِ وَالکِبرِ، قُولی: یا ابَة فَاِنَّها أحیی لِلقَلبِ وَاَرْضی لِلرَّبِ؛ ای فاطمه این آیه درباره تو و خاندان و نسل تو نازل نشده است؛ زیرا تو از من هستی و من از توأم، این آیه درباره جفاپیشگان و تندخویان قریش ـ آنها که فخرفروش و متکبر هستند ـ نازل شده، اما تو همانگونه مرا به عنوان «پدر» صدا بزن که آن نام دلم ر ا بهتر زنده میکند و بیشتر پروردگار خشنود و رضایت میشود».(2)
به همین دلیل بود که رسول خدا صلی الله علیه و آله اهتمام زیادی به تربیت جسمی و روحی فاطمه داشت واز هر فرصتی برای این کار استفاده میکرد.
ابن شهر آشوب از «تفسیر ثعلبی» و «تفسیر قشیری» از امام صادق علیه السلام و جابر بن عبدالله انصاری روایت میکند که روزی رسول خدا صلی الله علیه و آله فاطمه را
دید که جامهای پشمین از نمد شتر بر تن دارد و با دست خود دستاس میکند و در همان حال بچهاش را نیز شیر میدهد، اشک از دیدگان پیامبر صلی الله علیه و آله جاری شد و به فاطمه علیها السلام فرمود: دخترم! مرارت و تلخی دنیا را برای رسیدن به حلاوت و شیرینی نعمتهای آخرت برخود هموار کن.
حضرت زهرا علیها السلام در پاسخ گفت:
«یا رَسُولَ اللهِ اَلحَمدِللهِ عَلی نَعمائِهِ وَ الشُّکرُللهِ عَلی آلائِهِ».(1)
این معنای تسلیم و رضا در برابر تقدیرهای الهی و اسلام واقعی است و این رمز آن همه عظمت و سر آن همه محبتهایی است که پیامبر صلی الله علیه و آله درباره دخترش فاطمه مبذول میداشت و معنای «ام ابیها»، «بضعة رسول الله» و «سیدة نساء العالمین» است.
افزون بر این اهمیتی را که فاطمه علیها السلام به تربیت جسمی فرزند خود میداده، به خوبی معلوم میشود. ایشان با وجود تمام مشکلات و تنگدستی، فرزندش را خود شیر میدهد و آن را به دیگری واگذار نمیکند، یا از وجود شیرها و غذای دیگر استفاده نمیکند و نمیخواهد از این راه آسیبی به تغذیه کامل فرزندش وارد شود.(2)
در روایات بسیاری که صدوق رحمه الله و دیگران روایت کردهاند رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود:
«اِذا کانَ یومُ القِیامَةِ نادی مُنادٍ یا مَعشَرَ الخَلائِق غُضُّوا اَبصارَکُم حَتّی تَجوزَ فاطِمَةَ بِنتَ مُحَمَّد صلی الله علیه و آله ؛ همین که روز قیامت کسی فریاد میزند: ای گروه مردم! دیدگان خود را ببندید تا فاطمه از صحرای محشر بگذرد، و فاطمه در حالی که دو جامه قرمز برتن
دارد از صحرای محشر عبور میکند».(1)
ج) از منظر معصومان، اصحاب و علما
زیر فصل ها
یک ـ حضرت زهرا علیها السلام در بیان معصومان علیهم السلام
دو ـ از منظر همسران رسول الله صلی الله علیه و آله
سه ـ از منظر صحابه
یک ـ حضرت زهرا علیها السلام در بیان معصومان علیهم السلام
صالح بن سهل همدانی میگوید: امام صادق علیه السلام در تفسیر آیه 80 سوره نور، چنین فرمود:
خدا نور آسمانها و زمین است، حکایت نور او، چون نور فانوسی است.» آن فانوس حضرت فاطمه علیها السلام است «که در آن فانوس چراغی است»؛ آن چراغ حسن علیه السلام است. «چراغ در آبگینه است»؛ آبگینه حسین علیه السلام است. «آبگینه مانند اختر درخشانی است»، آن اختر درخشان، فاطمه علیها السلام است. در میان زنان جهان «از درخت پربرکتی برافروزد»، آن درخت حضرت ابراهیم علیه السلام است. «درخت زیتونی است نه خاوری و نه باختری»؛ نه یهودی و نه نصرانی «که نزدیک است روغنش برافروزد». نزدیک است علم از آن بجوشد؛ «اگرچه آتشی به او نرسد، نوری است روی نور». از فاطمه علیها السلام امامی پس از امامی آید. «خدا هر که را خواهد به نور خود رهبری کند و هر که را خدا خواهد به امامان رهبری کند.» «و خدا برای مردم مثلها میزند».(2)
همدانی میگوید:
عرض کردم: تأویل این کلمات را بفرمایید: «یا مانند تاریکیها» فرمود: اولی و رفیقش باشند. «موجی او را فراگرفت» سومی است، روی آن موجی بود. «اینها ظلماتی است» آن موج دومی است «که
برخی ز برخی متراکمند» معاویه (لعن [الله]) و فتنههای بنیامیه است. «چون کسی دستش را بیرون کند، نزدیک نیست که آن را ببیند»، حال مؤمن است در تاریکی فتنه بنیامیه (فجایع بنیامیه بر مؤمنان احاطه کند و آنها را سرگردان نماید) «و کسی که خدا برای او نوری مقرر نفرموده»؛ یعنی امامی از اولاد فاطمه علیها السلام ندارد. «هیچ نوری برای او نباشد» روز قیامت امامی نداشته باشد و درباره گفته خداوند در سوره حدید، آیه 12(1)فرمود: «روز قیامت ائمه مؤمنان از پیش رو و طرف راست مؤمنان میشتابند تا ایشان را به منازل اهل بهشت وارد سازند».(2)
امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف در یکی از نامههایشان فرموده است: «دختر پیامبر خدا صلی الله علیه و آله ، فاطمه زهرا علیها السلام ، الگو و مقتدای من است».(3)
امام کاظم علیه السلام فرمود: «فاطمه بانوی بسیار راستگویی بود که او را به شهادت رساندهاند».(4)
از حضرت عسکری آوردهاند که فرمود:
«ما حجت خدا بر مردم هستیم و حضرت فاطمه علیها السلام حجت او بر ما است».(5)
از امام باقر آوردهاند که برای شفای خویش از بیماری، به حضرت فاطمه علیها السلام توسل جست تا آن حضرت شفای او را از بارگاه خدا بخواهد. او بر بستر بیماری به گونهای با صدای رسا مادر گرانمایهاش حضرت
فاطمه علیها السلام را صدا میزند که صدایش به خانه میرسید و میفرمود: ای فاطمه، ای دخت گرانقدر پیامبر! «یا فاطمة بنتُ محمد! حتی یسمع صوته عند باب الدّار».(1)
ای فاطمه! همانا خداوند متعال، تو را برگزید و پاکت ساخت و تو را بر همه زنان هر دو جهان برتری داد.
ای فاطمه! برای پروردگارت قنوت کرده و سجده نما و به همراه رکوعکنندگان رکوع کن.
پس حضرت فاطمه علیها السلام با ایشان حرف میزد و ایشان با حضرت فاطمه علیها السلام سخن میگفتند تا اینکه شبی حضرت خطاب به ملائکه فرمود: مگر حضرت مریم دختر عمران، برترین زنان عالم نبود؟ (همچنان که در کتاب خدا آمده است، پس چگونه مرا به سیده زنان عالم میخوانید؟)
ملائکه در جواب عرض کردند: «(ای فاطمه!) همانا مریم علیها السلام (فقط) سیده زنان روزگار خودش بود، در حالی که خداوند متعال شما را سیده زنان عصر او و عصر خودتان و بلکه سیده همه زنان عالم از اول خلقت تا آخر آن قرار داده است».(2)
امام صادق علیه السلام فرمود: همانا خداوند تبارک و تعالی [آنگاه که فاطمه علیها السلام را به علی علیه السلام تزویج کرد] یک چهارم دنیا را مهریه ایشان قرار داد. پس یک چهارم دنیا مال حضرت فاطمه علیها السلام است. [همچنین خداوند متعال] بهشت و جهنم را مهریه ایشان مقرر فرمود و آن حضرت [که بهشت و دوزخ از آنِ ایشان است، شخصاً] دشمنان خود را داخل جهنم کرده و دوستانش را وارد
بهشت خواهد کرد.
و همانا حضرت فاطمه علیها السلام بزرگترین صدیقان بوده و پایه و اساس هستی بر پایه معرفت آن حضرت بنا نهاده شده است.(1)
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «من بشری هستم همانند شما که از بین شما زن میگیرم و به شما نیز زن میدهم، مگر دخترم فاطمه علیها السلام را که امر ازدواج وی از آسمان نازل شده است».(2)
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «اگر خداوند متعال فاطمه علیها السلام را برای حضرت علی علیه السلام خلق نکرده بود، هیچ کفو و مانندی برای علی روی زمین یافت نمیشد؛ چه از آدم و چه از غیر آدم».(3)
حضرت امام صادق علیه السلام فرمود: «همانا مصحفی است، نزد ما به نام مصحف فاطمه علیها السلام و مردم چه میدانند که مصحف فاطمه علیها السلام چیست؟
راوی که ابوبصیر نام دارد، میگوید: عرض کردم: [یا بن رسول الله!] چیست مصحف فاطمه علیها السلام ؟
امام فرمود: «کتابی است که در آن آیاتی مانند آیات قرآن وجود دارد (حضرت این عبارت را سه بار فرمود)، ولی به خدا سوگند آنچه از قرآن شما در آن وجود دارد، یک حرف آن نمیشود و این مصحف از سوی خداوند متعال بر حضرت زهرا علیها السلام املا و نازل شده است.(4)
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: ملعون است، ملعون است کسی که پس از من به
دخترم فاطمه علیها السلام ظلم کند و حق او را غصب نماید و او را شهید گرداند.(1)
راوی میگوید: از حضرت امام صادق علیه السلام پرسیدم: آیا نماز در خانه حضرت فاطمه علیها السلام افضل است یا در روضه (خانه خداوند)؟ فرمود: در بیت فاطمه علیها السلام .(2)
دو ـ از منظر همسران رسول الله صلی الله علیه و آله
حضرت ام سلمه علیها السلام که همسر گرامی رسول خدا صلی الله علیه و آله بود و از محبت فراوان آن حضرت بهره یافته بود به خاندانش درباره حضرت زهرا علیها السلام [که گویا درباره احتجاج ایشان است] چنین گفت:
آیا درباره فردی چون فاطمه علیها السلام چنین سخنانی میتوان گفت؟ او که حوریهای است در سیمای بشر و پرورشیافته در دامان مادران پیامبران؟ او که (هنگام تولد) ملائکه او را دربرگرفتند و میان خاندانی پاک و مطهر مراحل رشد و کمال را پیمود؟ آیا گمان میبرید رسول خدا صلی الله علیه و آله فاطمه را از میراث محروم کرده و او را آگاه نساخته است، به نحوی که بیاید و طلب ارث نماید؟ نه، او که برترین زن عالم است، مادر سروران جوانان بهشت است، با مریم دختر عمران برابری میکند. همسر شیر بیشه شجاعت است و نبوت به پدرش ختم یافته است، هرگز چنین نتواند باشد. به خدا قسم، پدرش چنان به او محبت داشت که حاضر نبود خاری به پای او برود، دست راست را بالش او میساخت و دست چپ را سایبان او میگرداند. هنوز رسول خدا صلی الله علیه و آله در منظر و مرآی شماست. با دختر او چنین میکنید، آه به اینکه مدت زمانی هم بگذرد. وای بر شما! زود است که نزد خدا وارد شوید و
ثمره تلخ کردار خود را بچشید. آیا فراموش کردید... . این سخن او را که: من در میان شما دو چیز گرانقدر باقی میگذارم؟ چه زود از طریق شرع خارج گشتید و چه زود پیمان خود را شکستید!(1)
ام سلمه به سبب این پاسداری از حریم حضرت زهرا علیها السلام یک سال از مقرری بیت المال محروم گشت.(2)
از ام سلمه روایت است که میفرماید: «حضرت فاطمه علیها السلام دختر رسول خدا صلی الله علیه و آله در شکل و شمایل، شبیهترین مردم به رسول خدا صلی الله علیه و آله بود».(3)
ابوجعفر طوسی به اسناد خود از عایشه بنت ابیبکر (همسر رسول گرامی اسلام) نقل کرده است: «حضرت فاطمه علیها السلام داشت میآمد، به خدایی که جز او خدایی نیست، دیدم راه رفتن او مانند راه رفتن رسول خدا صلی الله علیه و آله است. پیامبر وقتی که او را دید دو مرتبه فرمود: مرحبا دخترم! حضرت فاطمه علیها السلام میگوید: پدرم فرمود: آیا راضی نیستی که روز قیامت فرارسد، درحالی که تو بانوی زنان جهان یا زنان این امت باشی؟»(4)
نیشابوری در «صحیح» خود به نقل از مسروق و او از عایشه نقل کرده است: «زنان رسول خدا صلی الله علیه و آله همه جمع بودند و هیچ یک از آنها باقی نمانده بود که حضرت فاطمه علیها السلام داشت میآمد، راه رفتنش گویی راه رفتن رسول خدا صلی الله علیه و آله بود.
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «دخترم خوش آمدی». پس او را سمت راست یا در سمت چپ خود نشاند. سپس سخنی کنار گوش او گفت که فاطمه
گریست و پس از آن راز دیگری را به او گفت و فاطمه خندید! این بود که از وی پرسیدم: چه باعث شد که شما گریه کردید؟ فرمود: نمیتوانم رازی را که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرموده است، فاش کنم. با خود گفتم: هیچگاه مثل امروز ندیده بودم که شادی و غم اینقدر نزدیک باشند. پس به حضرت فاطمه علیها السلام گفتم: موقعی که گریستی رسول خدا صلی الله علیه و آله تنها با تو حرفی زد که با ما نزد. آنگاه تو گریستی. پرسیدم که به شما چه گفت؟
باز هم گفت: من نمیتوانم راز رسول خدا صلی الله علیه و آله را فاش کنم.
تا اینکه رسول خدا صلی الله علیه و آله درگذشت. از حضرت فاطمه علیها السلام جریان را پرسیدم. فرمود: پدرم به من گفت: جبرئیل سالی یک مرتبه قرآن را به من عرضه میکرد، ولی امسال دوبار عرضه کرد و چیزی را بر من ننمود جز فرارسیدن اجلم و تو نخستین کسی هستی که از خاندانم به من ملحق میشوی و نیکو پیشروی هستم من برای تو. ازاینرو، من گریستم. سپس به من فرمود: آیا تو نمیپسندی که بانوی زنان باایمان یا سرور زنان این امت باشی؟ بدین جهت من خندیدم».(1)
حاکم به نقل از عایشه گفته است: «هرگاه از حضرت فاطمه علیها السلام دختر رسول خدا صلی الله علیه و آله یاد میکرد میگفت: من کسی را راستگوتر از حضرت زهرا علیها السلام ندیدهام مگر کسی که از او به دنیا آمده است».(2)
مرحوم ابن شهرآشوب و دیگران به سندهای مختلف از بریده و عایشه و راویان دیگر روایت کردهاند که از رسول خدا صلی الله علیه و آله پرسیدند: «کدام یک از زنان نزد شما محبوبترند؟ فرمود: فاطمه، پرسیدند: از مردان؟ فرمود: شوهر
فاطمه».(1)
در روایات زیاد دیگری که علمای اهل سنت روایت کردهاند از خود عایشه پرسیدند: محبوبترین مردم (یا محبوبترین زنان) نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله که بود؟ پاسخ داد: فاطمه و روایات در این باره از اهل سنت، به تنهایی بیش از حدّ تواتر است.(2)
سه ـ از منظر صحابه
در احوال فاطمه اطهر میخوانیم که میگویند:
آیه «وَإِنَّ جَهَنَّمَ لَمَوْعِدُهُمْ أَجْمَعِینَ لَهَا سَبْعَةُ أَبْوَابٍ لِّکُلِّ بَابٍ مِّنْهُمْ جُزْءٌ مَّقْسُومٌ»(3)بر پیامبر نازل شد. ایشان با شنیدن این آیه سخت گریست و اصحاب نیز که در محضر او بودند، کمی گریان شدند و نمیدانستند چه مطلبی بر آن حضرت نازل شده که این اندازه گریه میکند و هیچ یک از اصحاب نیز قادر نبود با او سخن بگوید.
از آنجایی که پیامبر صلی الله علیه و آله هر وقت فاطمه علیه السلام را میدید، خوشحال و مسرور میشد یکی از اصحاب برخاست و به سراغ فاطمه رفت تا او را نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله بیاورد و بدین وسیله جلوی گریه آن حضرت را بگیرند و بتوانند سبب گریه او را بپرسند.
زمانی که آن مرد صحابی به خانه فاطمه آمد، دید او مشغول آرد کردن جو است و افزون بر اینکه دستاس را میگرداند این آیه را میخواند: «وَمَا
عِنْدَ اللَّهِ خَیْرٌ وَأَبْقَی».(1)
مرد صحابی به فاطمه سلام کرد و جریان گریه حضرت رسول صلی الله علیه و آله و اصحاب را برای او نقل کرد. آنگاه فاطمه برخاست که نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله بیاید، سلمان دید فاطمه جامهای پشمین (یا چادری پشمین) به خود پیچیده که دوازده جای آن با لیف خرما وصله خورده بود و چون آن منظره را دید، گریست و با کمال اندوه گفت: چقدر اندوهناک است این منظره که دختران قیصر و کسری در جامههای دیبا و حریر به سر میبرند، ولی دختر محمد پوششی مویین و کهنه به خود پیچیده که دوازده جای آن با لیف خرما دوخته شده... .(2)
آری فاطمه هم گاهی دست از کار خانه میکشید و بیرون میرفت، اما برای چه کاری و با چه لباس و هیئتی؟!
لباس و هیئت فاطمه بیننده را متأثر میکرد و به یاد خدا و روز جزا میانداخت و بیرون رفتن او برای رفع اندوه پیامبر و مسلمانان بود؟! نه فقط افراد معمولی با دیدن جامه فاطمه گریان میشدند؛ بلکه خود پیامبر نیز گاهی با دیدن لباس ساده زهرا گریان میشد.(3)
از «بحارالانوار» روایت میکند که سلمان فارسی گفت: «فاطمه علیه السلام را دیدم که نشسته بود و پیش روی او آسیابی بود که جو را با آن دستاس میکرد و بر دسته دستاس خون تازه دیدم (که بر اثر ساییده شدن و زخم دست فاطمه بود) و از آن سو فرزندش حسین علیه السلام را دیدم که در گوشه خانه
از گرسنگی گریه میکند. دلم به حال زهرا علیها السلام سوخت و به او عرض کردم: ای دختر پیامبر این فضه است؛ چرا کار خانه را به او واگذار نمیکنی؟ در جواب من فرمود: رسول خدا صلی الله علیه و آله به من سفارش کرده که کارها را با او روی نوبت انجام دهیم و امروز نوبت من است و فردا نوبت اوست.
سلمان گفت: من عرض کردم پس اجازه دهید من به شما کمک کنم و جو را دستاس کنم یا حسین را ساکت نمایم؟ زهرا علیها السلام فرمود: من بهتر میتوانم حسین ر ا آرام کنم؛ پس تو جو را دستاس کن. من مشغول دستاس کردن جو شدم و در آن حال صدای مؤذن برخاست و وقت نماز شد. من برخاستم و به نماز رفتم و چون نماز تمام شد. ماجرا را به علی علیه السلام گفتم، علی گریان شد و به خانه رفت و طولی نکشید که تبسمکنان بازگشت. رسول خدا صلی الله علیه و آله ماجرا را از او پرسید و علی علیه السلام گفت: به خانه رفتم. زهرا علیه السلام را دیدم به پشت خوابیده و حسین روی سینه او به خواب رفته است و دستاس نیز خود به خود میچرخد! پیامبر صلی الله علیه و آله تبسم کرد و فرمود: ای علی، مگر نمیدانی که خدای تعالی فرشتگانی دارد و آنها در زمین گردش میکنند تا خدمتکاری محمد و آل محمد را بکنند.(1)
1) بحارالانوار، ج 43، ص 28.
فصل سوم: رفتارشناسی حضرت فاطمه علیها السلام
عملکرد حضرت زهرا علیها السلام در طول زندگی کوتاهش، چنان شگفتانگیز است که جهانیان صدها سال به آن توجه کردند و صدها و شاید هزاران سال دیگر نیز تحلیل و بررسی خواهد شد. در این بخش حیات فاطمی را در رفتارهای زیر بیان و به علاقهمندان رفتارهای ملکوتی و آسمانی و مشتاقان حیات طیبه تقدیم میکنیم.
زیر فصل ها
الف) نماز و عبادات
ب) ولایتمداری و اعجاز فاطمی
ج) توکل و توسل فاطمه علیها السلام
نتیجهگیری رفتارشناسی اعتقادی
الف) نماز و عبادات
نماز واژهای فارسی است و به جای کلمه عربی «صلوة» به کار رفته است و آن ادای فریضه عبادی رکوع و سجود در برابر پروردگار است، اما به دلیل گوناگونی تبلیغی آن در قرون و اعصار به منزله ادای تکلیف، برای هر مسلمان معنا و مفهوم خاصی پیدا کرده است. در صورتی که حقیقت نماز نزد اولیا و معصومان علیهم السلام مقام قرب الهی و شهود و غیب است. نماز مقام تشرف و نزدیکترین و عارفانهترین لحظه حضور در محضر مدام پروردگار است. روایات بسیاری درباره کیفیت نماز معصومان علیهم السلام در کتابها آمده، به ویژه، نمازهای حضرت زهرا علیها السلام که نماز مستحبی ایشان میان شیعیان مشهود و معروف است. حال اگر بخواهیم «الگو» بودن ایشان در عبادت را بشناسیم، باید به احادیث و روایات گفته شده درباره تهجد و تعبد ایشان بپردازیم [؛
البته به منظور تلخیص موضوعات اعتقادی و عبادی مختلف و محور نبودن آنها، مجموعه عبادات ایشان را تنها در مبحث «نماز» گنجاندهایم؛ تا مصداق یک نکته از هزاران معنی باشد].
حضرت فاطمه اطهر علیها السلام از هر دو جهت عابدترین و پارساترین زنان عالم است و با تمام مشاغل و گرفتاریهایی که در داخل و خارج خانه داشت؛ افزون بر واجبات، نافلهها و مستحبات را نیز انجام میداد که گوشههایی از آن در تاریخ و روایات ثبت شده است. شیخ صدوق رحمه الله در کتاب «عللالشرایع» از امام حسن علیه السلام روایت کرده که فرمود: «رَأَیْتُ أُمِّی فَاطِمَةَ علیها السلام قَامَتْ فِی مِحْرَابِهَا لَیْلَةَ جُمُعَتِهَا فَلَمْ تَزَلْ رَاکِعَةً سَاجِدَةً حَتَّی اتَّضَحَ عَمُودُ الصُّبْحِ وَ سَمِعْتُهَا تَدْعُو لِلْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُؤْمِنَاتِ وَ تُسَمِّیهِمْ وَ تُکْثِرُ الدُّعَاءَ لَهُمْ وَ لَا تَدْعُو لِنَفْسِهَا بِشَیْءٍ. فَقُلْتُ لَهَا: یَا أُمَّاهْ ! لِمَ لَا تَدْعُوِنَّ لِنَفْسِکِ کَمَا تَدْعُوِنَّ لِغَیْرِکِ؟ فَقَالَتْ: یَا بُنَیَّ! الْجَارُ ثُمَّ الدَّارُ؛ مادرم فاطمه را در شب جمعهای دیدم که در محرابش ایستاده بود و پیوسته در حال رکوع و سجده بود تا اینکه روشنایی صبح نمایان شد و از او شنیدم که برای مردان و زنان مؤمن دعا میکرد و اسم آنان را میبرد و برایشان زیاد دعا میکرد ولی برای خویش چیزی نمیخواست، پس به او گفتم: مادرم چرا آنگونه که برای دیگران دعا میکنی برای خود دعا نمیکنی؟ و او گفت پسرم اول همسایه بعد خانه!».(1)
حسن بصری یکی از بزرگان اهل سنت درباره عبادت فاطمه میگوید: «مَا کَانَ فِی هَذِهِ الْأُمَّةِ أَعْبَدُ مِنْ فَاطِمَةَ کَانَتْ تَقُومُ حَتَّی تَوَرَّمَ قَدَمَاهَا؛ در بین این مردم کسی عابدتر از فاطمه نیست آنقدر در نماز میایستاد که قدمهایش ورم میکرد».(2)
به راستی چنین بانوی بزرگواری شایستگی آن را دارد که چون به عبادت
حق میایستد، به دلیل دلدادگی و توجه کاملی که در عبادت دارد، شعاع نور او فرشتگان آسمان را خیره کند و خدای تعالی خلوص او را در عبادت به رخ فرشتگان فرمانبردار کشد، چنانکه رسول خدا صلی الله علیه و آله درباره او فرمود: «مَتَی قَامَت فِی مِحرابِها...»(1)[هرگاه در محراب عبادت به پیشگاه پروردگار خود میایستد، نور او برای فرشتگان آسمان میتابد؛ همانند ستارگان که برای اهل زمین میدرخشد و خدای عزوجل آنگاه به فرشتگان خود میفرماید: فاطمه بانوی همه زنان جهان را بنگرید، چگونه در پیشگاه من به عبادت ایستاده و بندبند بدنش از خوف من میلرزد! و چگونه از دل و جان به عبادت و پرستش من رو آورده (و غرق در عبادت من گشته)...].
یا در حدیث دیگر رسول خدا صلی الله علیه و آله به سلمان میفرماید: «یا سَلْمَانُ إِنَّ ابْنَتِی فَاطِمَةَ مَلَأَ اللَّهُ قَلْبَهَا وَ جَوَارِحَهَا إِیمَاناً...؛ ای سلمان، خدای تعالی چنان دل و جان و تمام اعضا و جوارح دخترم فاطمه را به ایمان پرکرده که یکسره برای عبادت و فرمانبرداری حق تعالی، خود را از همه چیز فارغ ساخته...».(2)هنگام عبادت چنان غرق در عظمت حق میگشت و از خود بیخود میشد که از فکر عزیزان و فرزندان خود نیز با وجود علاقهای که به آنها داشت، بیرون میرفت و مطابق روایتی که پیش از این گذشت خدای تعالی فرشتگان را میفرستاد تا گهواره کودک او را حرکت دهند.(3)
ب) ولایتمداری و اعجاز فاطمی
اگر به ولایت به صورت عام نگاه کنیم؛ ولایت انواع و اقسام دارد مانند ولایت پدر و مادر بر فرزندان، همسر به همسر، حکام و امرا به امت، استاد بر شاگرد و...، اما ولایت خاص ویژه اولیاءالله است و آن اختیارات ماورایی است که خداوند به معصومان داده است و به معنای «ولایت مطلقه» است. رفتارهایی که خارج از درک عموم مردم است و برخی به شکل معجزه و بعضی به شکل آیات کشف و شهود معرفی میشود. حضرت زهرا علیها السلام نیز در حیات مادی و معنوی خود معجزاتی بروز داده و میدهد و بیشتر اصحاب و پیامبر صلی الله علیه و آله و حضرت علی علیه السلام این معجزهها و عجایب را در منزل و رفتار و گفتار ایشان مشاهده و روایت کردهاند که برخی از آنها را در این بخش برگزیدهایم؛ البته اعتقاد شیعیان مذهب جعفری (فقه امامیه) به ولایت ایشان تنها به نکات فوق ختم نمیشود؛ بلکه به همان اندازه که موضوع ولایت در معصومان دیگر ویژگی دارد، شامل شأن و منزلت حضرت زهرا علیها السلام نیز میشود؛ زیرا ایشان در همه امور ولایی صاحب حق هستند، جز «امامت» که ویژه ائمه معصوم علیهم السلام است. آنها نیز در بیشتر روایات و به حقیقت ولایت فاطمی ایشان اعتقاد کامل داشتهاند.
به چند روایت که به ولایت ایشان اشاره دارند؛ توجه میکنیم:
سلمان میگوید: پشت در منزل اندکی ایستادم تا سلام بدهم، شنیدم که حضرت فاطمه علیها السلام قرآن را از حفظ تلاوت میکرد، درحالی که آسیاب خود به خود میچرخید و هیچکس به همراه آن حضرت نبود. خدمت رسول خدا صلی الله علیه و آله بازگشتم و عرض کردم: یا رسول خدا صلی الله علیه و آله ! کار شگفتی را دیدم.
فرمود: چه بود سلمان؟ حرف بزن! آنچه را دیدی و آنچه را شنیدی بگو. گفتم: در منزل دخترتان ایستادم و سلام دادم، شنیدم فاطمه از حفظ قرآن را تلاوت میفرمود و آسیاب خود به خود میچرخید در حالی که همدمی نزد ایشان نبود.
رسول خدا صلی الله علیه و آله لبخندی زد و فرمود: «سلمان، خداوند تمام دل و سرتاسر اعضا و جوارح دخترم فاطمه را پر از ایمان کرده و او تمام اوقات به طاعت خدا مشغول است. ازاینرو، خداوند فرشتهای به نام روفائیل ـ و در روایت دیگر به نام رحمت ـ را برانگیخته است؛ برای او آسیاب را میگرداند و خدای تعالی زحمت دنیوی او را با وسیله موجود باایمان اخروی کفایت کرده است.(1)
آنگاه فرمود: از کار خدا تعجب میکنی؟ همانا خدای تبارک و تعالی از ناتوانی دخترم فاطمه آگاه بود پس او را به وسیله افرادی از فرشتگان مادام العمر یاری فرمود.(2)
ابوالسعادات در «فضائل العشرة» از ابوذر غفاری نقل کرده که میگوید: رسول خدا صلی الله علیه و آله مرا فرستاد تا علی را دعوت کنم پس به خانه او رفتم و صدا زدم، جوابم را نداد، آمدم به پیامبر گفتم. فرمود: دوباره برگرد که او در خانه است، آمدم و وارد خانه شدم، دیدم آسیاب میگردد؛ ولی کسی کنار آن نیست. به علی علیه السلام گفتم: پیامبر شما را میطلبد. علی هراسان از خانه بیرون شد. خدمت پیامبر آمد. من آنچه دیده بودم به عرض پیامبر رساندم و فرمود: ابوذر، تعجب نکن؛ زیرا خداوند فرشتگانی دارد که روی زمین میگردند و عهدهدار کمکرسانی به خاندان محمدند.(1)
در «بحارالانوار» آمده است که یهودیان عروسی داشتند، خدمت رسول خدا رسیدند و عرض کردند ما حق همسایگی داریم. از شما تقاضا میکنیم که به دخترتان حضرت فاطمه علیها السلام اجازه دهید که به خانه ما بیاید تا بر شکوه عروسی ما بیفزاید و اصرار زیادی کردند پیامبر فرمود: او همسر علی بن ابی طالب است و خودش در مکه است. از پیامبر درخواست کردند که در این مورد خودشان نزد علی علیه السلام واسطه شود. یهودیان مقدار زیادی از زر و زیور خودشان را فراهم کرده بودند و به گمانشان فاطمه وارد بزم آنها میشود و
قصد اهانت به او را داشتند. جبرئیل علیه السلام نازل شد و جامههایی از بهشت با زر و زیورهایی آورد که مانند آنها را ندیده بودند. پس حضرت فاطمه علیها السلام آنها را پوشید و به زیورها آراسته شد؛ به طوری که آن مردم از دیدن آن زینتها و رنگها و بوی خوشش تعجب کردند. همین که حضرت فاطمه علیها السلام به سرای یهودیان وارد شد، زنانشان به احترام او به سجده افتادند و در مقابل او زمین را میبوسیدند و بدان وسیله جمع زیادی از یهود مسلمان شدند.(1)
ابن شهر آشوب نقل کرده است که حضرت فاطمه علیها السلام چه بسا مشغول نماز و عبادتش بود و بچهاش میگریست؛ پس میدید که گهواره حرکت میکند. فرشتهای آن را به حرکت در میآورد.(2)
سلمان میگوید: من رفتم و در زدم و اجازه خواستم. حضرت فاطمه علیها السلام اذن ورود دادند. وارد شدم. دیدم در صحن منزل نشسته و عبایی بر سر دارند. فرمود: بنشین! من نشستم.
فرمود: دیشب داخل حجره با اندوه شدید نشسته بودم و بر مصیبت پیامبر میگریستم و ندبه میکردم و داشتم با دستم در حجره را میبستم که ناگهان در باز شد و سه حوری بر من وارد شدند که به زیبایی آنها و خوشسیماییشان کسی را ندیده بودم. در حال ناشناسی آنها به استقبالشان
رفتم و پرسیدم: شما کیستید؟ اهل مکه هستید یا مدینه؟
در پاسخ گفتند: نه از اهالی مکه هستیم و نه مدینه. ما از دارالسلام میآییم. پروردگار عالمیان ما را خدمت شما فرستاده؛ به شما سلام میرساند و شما را در مصیبت پدرتان تسلیت میگوید. پس من در مقابل آنها نشستم و با آنکه گمان کردم از همه بزرگتر است. گفتم: اسم شما چیست؟
گفت: ذرّه. گفتم: چرا شما را ذرّه نامیدهاند؟
گفت: چون خدای تعالی مرا برای ابوذر آفریده است.
از دیگری پرسیدم اسم شما چیست؟
گفت: مقداده. گفتم: چرا شما را مقداده نامیدهاند؟
گفت: چون خدای تعالی مرا برای مقداد آفریده است و از سومی پرسیدم: اسم شما چیست؟
گفت: سلمی. گفتم: شما را برای چه سلمی نامیدهاند؟
پاسخ داد: چون خدای تعالی مرا برای سلمان آفریده است و برای من هدیهای از بهشت آورده بودند که مقداری از آن را برای شما پنهان کردهام.
پس طبقی از خرمای سفید، سردتر از برف و خوشبوتر از مشک بیرون آورد و پنج خرما را به من داد و به من فرمود: آنها را در وقت افطار تناول کن. پس بیرون آمدم و راهی منزلم شدم. به خدا سوگند که بر هیچ گروهی از مردم گذر نکردم؛ مگر اینکه گفتند: سلمان، مشک و عنبر به همراه داری تا اینکه به منزل رسیدم.
همین که وقت افطار فرارسید، با آن خرماها افطار کردم. نه هستهای در آنها دیدم و نه دانهای. چون صبح شد، بامدادان به منزل فاطمه رفتم و جریان را گفتم. پس لبخندی زد و فرمود: از کجا دانه داشته باشد خرمایی را که
خداوند به خاطر دعاهایی آفریده است که آن دعاها را رسول خدا صلی الله علیه و آله به من آموخته بود. عرض کردم: بیبی جان، آن دعاها را به من بیاموزید. فرمود: اگر با خدا دیداری داشتی که از تو ناراضی نباشد، بر این دعا مواظبت کن.
به نام خداوند بخشایشگر مهربان، به نام خداوند نور، به نام خداوندی که به هر چیز بگوید: بشو! میشود. به نام خداوندی که یک چشم بر هم زدن و آنچه را در دلها نهفته است، میداند. به نام خداوندی که نور را از نور آفرید. به نام خداوندی که به نیکی یاد میشود. به نام خداوندی که نور را بر کوه طور به مقدار تعیین شده در کتاب نوشته شده، بر پیامبر بزرگوارش فرو فرستاد.(1)
ج) توکل و توسل فاطمه علیها السلام
و در «مناقب» ابن شهر آشوب آمده است:
إِنَّ فاطِمَةَ تَمَنَّت وکیلاً عِندَ غَزاوَةِ عَلِیٍّ.
فاطمه آرزوی وکیلی کرد، هنگام جهاد علی. این آیه مبارک نازل شد:
«رَبُّ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ فَاتَّخِذْهُ وَکِیلًا؛ پروردگار مشرق و مغرب، نیست خدایی؛ مگر او؛ پس او را برای خود وکیل بگیر».(2)
نگرانی حضرت فاطمه علیها السلام در بیماری فرزندانش
وقتی امام حسن علیه السلام و امام حسین علیه السلام بیمار شدند، حضرت فاطمه علیها السلام آن دو بزرگوار را در آغوش گرفته بود و نزد پیامبر صلی الله علیه و آله برد و فرمود:
قالت: «اِنْ بُرِیءَ وَلَدایَ مِمَّا بِهِما صُمْتُ لِلَّهِ ثَلاثَةَ اَیَّامٍ شُکْراً؛ اگر فرزندانم شفا
یابند، سه روز برای خدا جهت شکرگزاری روزه خواهم گرفت».(1)
یکی از متدها و اصول حاکم بر زندگی حضرت فاطمه علیها السلام دخالت دادن عوامل معنوی در شئونات زندگی مادی است. باورمندی حضرت به تأثیر عوامل معنوی و بهکارگیری آنها در جای جای زندگی آن بانوی باکرامت جلوهای دارد که به چند نمونه از آنها اشاره میکنیم.
الف) هنگامی که حسن و حسین علیهما السلام مریض شدند، حضرت زهرا علیها السلام برای شفای آنان از عامل معنوی نذر استفاده کرد.
ب) برای رفع خستگی از کار خانه، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله به حضرت فاطمه علیها السلام تسبیحات معروف حضرت زهرا علیها السلام را تعلیم داد و آن حضرت هم پذیرفت.
ج) تقاضای دعا از پیامبر برای شفای فرزندان.
د) استفاده از تعویذات(2)و دعاها برای حفظ فرزندان.
نتیجهگیری رفتارشناسی اعتقادی
اگر به نماز حضرت زهرا علیها السلام در این فصل پرداخته شده است، نه به این دلیل بوده که حضرت فاطمه علیها السلام نماز میخواند. مگر بالاتر از نماز هم برای دخت رسول خدا صلی الله علیه و آله ، عبادتی بوده است؟! منظور از نماز خواندن ایشان به عنوان یک الگو این است که «خواندن نماز» سبب کمال عقلانی و نفسانی انسان میشود و ریشه صدها «خیر» در انسان است. کسی که نماز میخواند، میکوشد متخلق به اخلاق پسندیده شود و از رفتارهای ناپسند پرهیز کند.
گرچه حضرت زهرا علیها السلام یکی از معصومان و خیر محض است، وقتی صحبت الگو پیش میآید، کسانی که از ایشان پیروی میکنند؛ حقیقت نماز را همانگونه درک میکنند، که ایشان آن را درک کرده بود. اگر در بیشتر کتابها از «نماز» متعالی حضرت زهرا علیها السلام سخن به میان آمده، اهمیت نماز را میرساند که علاوه بر ارتباط با خالق هستی، نمازگزار را از هرگونه خطا و گناه حفظ میکند. نماز محور اصلی تمام فضایل اخلاقی و رفتارهای اعتقادی، سیاسی، اجتماعی و فردی حضرت زهرا علیها السلام است و چه الگویی برای زنان در عبادت، بهتر و برتر است از حضرت فاطمه علیها السلام که سیده زنان عالم است؟!
موضوع دیگر در فصل رفتارشناسی اعتقادی حضرت زهرا علیها السلام ، بحث «ولایت» است. با اینکه حضرت فاطمه علیها السلام مقام ولایت دارد، ولی تا لحظهای که زنده بود، دست حمایت از ولایت نکشید. ولایتی که خود از اساس دین اسلام و یکی از دو رکن قرآن و عترت و میراث ماندگار رسول خدا صلی الله علیه و آله است.
برخی فکر میکنند حمایت حضرت زهرا علیها السلام به منظور حمایت از شوهر خود، حضرت علی علیه السلام بوده، اما حقیقت مطلب در ذات «ولایت» است، نه در موارد خویشاوندی و مصلحتطلبیهای معمول. آن روز که حضرت زهرا علیها السلام به موضوع ولایت و احقاق حق امامت میپرداخت و آن همه سختی را برای «احتجاج» تحمل میکرد؛ به دلیل شناخت موضوع «ولایت» بود، نه موضوعی دیگر.
اگر حضرت علی علیه السلام شوهر ایشان هم نبود، باز از امر ولایت دفاع میکرد؛ زیرا موضوع ولایت یکی از نصوص اعتقادی تشیع و از فروع دین
مبین اسلام است و قرآن نیز بر آن تأکید داشته است. خطبهها، سخنرانیها، گِلهها و شکوههای حضرت فاطمه علیها السلام ، فقط و فقط برای معرفی ولایت و ادامه راه رسول خدا صلی الله علیه و آله بود؛ نه موضوع ریاست، حکومت یا تحت سلطه قرار دادن امت اسلام. اهتمام حضرت زهرا علیها السلام برای معرفی ولایت و امامت حضرت علی علیه السلام احساس وظیفه در حفظ اسلام و مسلمان بود؛ نه تصاحب قدرت و ثروت. ایشان میخواستند اسلام حقیقی در جامعه گسترش یابد، نه اسلام سلیقهای یا اسلام سلاطین ایران و روم. همان اسلامی که متأسفانه تنها «پنج» سال حضرت علی علیه السلام حکمرانش بود و در طول همان پنج سال حقیقت دین اسلام برای بسیاری از مردم آشکار شد. نمونه و الگویی که حکومتها پانزده قرن آنها را مطالعه کردند و عملکرد بسیاری از آنها را بررسی کردند هنوز هم به آن مبانی آرمانی دست نیافتهاند. حکومت ولایی حضرت علی علیه السلام همان حکومت و ولایت مصداقی بود که حضرت زهرا علیها السلام دربارهاش با مردم و غاصبان حکومت به احتجاج برخاسته بود. اکنون بعد از گذشت سالیان دراز دیگر بار جستارهای امروزی حکومت در جهان اسلام با مصداق «ولایت» مطرح میشود و همان مبانی پس از گذشت پانزده قرن، پلی از گذشته به آینده زده است، نه تنها آینده جهان اسلام که تمام جهان را در چتر حکومتی الهی و آرمانی، به نام «دولت کریمه حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف » قرار خواهد داد. انشاءالله!
گرچه اسلام امریکایی ـ به تعبیر رهبر کبیر انقلاب، امام خمینی رحمه الله ـ میکوشد چهره واقعی اسلام را با دو روش 1. سکولاریستی: سهل و ممتنع 2. سلفی ـ وهابی: خشن و متعصب، کاملاً تغییر دهد؛ اما سیره زندگی معصومانه بزرگانی همانند حضرت زهرا علیها السلام و شیوه اعتقادی مقدسش
میتواند در خنثی کردن توطئهها و فتنهگری دشمنان اسلام حقیقی مؤثر باشد. موضوع نماز، ولایت، توکل، توسل و صدها آرایه دیگر اعتقادی در رفتارشناسی حضرت زهرا علیها السلام ، فقط ویژگی شخصی و خصوصی برای حضرت به شمار نمیآیند؛ بلکه مصداق عینی اسلام و ولایت، معصومیت و قداست، حجیت و مهدویت الگو و معیاری برای تمام بشر هستند. حضرت زهرا علیها السلام درمان دردهای کهنه بشر امروز، به ویژه «جامعه جهانی زنان» است.
رفتارشناسی فاطمه علیها السلام در حریم خانواده را میتوان از دو منظر بررسی کرد:
مقام همسری
زیر فصل ها
یک ـ ازدواج حضرت
دو ـ حاکمیت ارزشها در ازدواج
سه ـ اصل مشارکت وتقسیم کار
چهار ـ قناعت و سادهزیستی
سوم ـ اصل سادهزیستی و زهد خانوادگی
پنج ـ اطاعتپذیری و مهرورزی
شش ـ تعهدات خانوادگی حضرت فاطمه علیها السلام
یک ـ ازدواج حضرت
چون صحابه دانستند که فاطمه علیها السلام در چنان فضیلت و قداستی است که هیچیک از دختران مدینه همشأن او نیستند، بسیار مایل به پیوند با پیامبر صلی الله علیه و آله و کسب افتخار همسری با انسیه حوراء و صدیقه کبری بودند، اما هیبت نبوت، آنان را از این مقصود باز میداشت؛ به ویژه پس از آنکه مشاهده کردند که هرکه به خواستگاری فاطمه علیها السلام میرفت، ناامید برمیگشت و از پیامبر صلی الله علیه و آله جواب میشنید که منتظر وحی است.(1)
افراد زیادی به خواستگاری زهرا علیها السلام میآمدند و پیامبر صلی الله علیه و آله همه را رد میکرد؛ تا بدانجا که حتی دربرخوردی موجب ناراحتی حضرتش شد: عبدالرحمان بن عوف در محضر رسول خدا صلی الله علیه و آله تقاضای همسری با
1) 1 منتخب کنزالاعمال، ج5، ص99؛ سیره حلبی، ج2، ص217؛ الصواعق المحقرة، ص84؛ ذخائرالعقبی، ص30؛ تاریخ الخمیس، ج1، ص407 .
فاطمه علیها السلام را کرد و گفت: مهر بسیار زیادی برای وی قرار خواهم داد. حضرت دست مبارکش را به طرف زمین برد و ریگها را برداشت. ریگها به درّ و مرجان تبدیل شد. پیامبر فرمود: «کسی که بر این کار قادر است، بسیاری مهر را اهمیت نمیدهد».(1)
چون پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمان الهی را به این ازدواج دانست، دخترش زهرا علیها السلام را طلبید و امر خداوند را به او ابلاغ کرد و تمایل او را جویا شد. زهرا سکوت کرد. پیامبر بانگ زد: الله اکبر! سکوت او اقرار اوست. سپس از امیرمؤمنان، علی علیه السلام پرسید که چه مقدار میتواند مهر نماید. حضرت علی علیه السلام فرمود: دارایی من تنها زره، شمشیر، اسب و چهارپایی است که با آن آب میآورم. حبیب خدا، علی مرتضی را دستور داد که زره را بفروشد و بقیه را نگاه دارد.(2)زره به پانصد درهم فروخته شد.(3)رسول خدا صلی الله علیه و آله در میان اصحاب رفت و وحی الهی را به آنان رساند:
«اَیهَا النّاسُ إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلُکُمْ أَتَزَوَّجُ فِیکُمْ وَ أُزَوِّجُکُمْ إِلَّا فَاطِمَةَ فَإِنَّ تَزْوِیجَهَا نَزَلَ مِنَ السَّمَاءِ هَذَا جَبْرَئِیلُ یخْبِرُنِی عَنِ الله تَعالی اَنَّهُ اَشهَدَ مَلائِکَتَهُ عَلی اَنَّهُ زُوِّجَ فاطِمَةُ مِن عَلی و اَمَرنی اَن اُزَوَّجُهُما فی الاَرضِ و اَشهَدَکُم عَلی ذلِکَ؛ ای مردم، همانا من بشری
1) مدینة المعاجز، ص144. بحارالانوار، ج10، ص33.
2) گنجی شافعی، کفایة الطالب فی مناقب علی بن ابی طالب، ص166.
3) دلائل الامامه، ص35 روایت شده که قیمت آن چهارصد درهم بوده است. اما بر طبق اخبار، متقّن است که مقدار مهر بیش از پانصد درهم بود. بر این اساس، شارع مقدس در امر زنان و دختران این مقدار مهر را مشخص کرده است. این مهرالسُّنّة را ابن شهر آشوب در مناقب، ج2، ص408 و مجلسی در بحارالانوار، ص33 روایت کردهاند. اما این روایت کافی که مهر فاطمه درآسمان یک پنجم زمین است. یا روایت مناقب که ثلث بهشت و چهاررود زمین را هم به آن افزودهاند، از ویژگیهایی است که خارج از ادراک ما بوده و عملش به اهل بیت: واگذارست. و کسی را نرسد که برآنها خدشه وارد آورد؛ چراکه خود فرمودهاند: «اسرارآل محمد9 صعب و دشوار است و کسی پذیرای آنها نتواند شد، مگر فرشته مقّرب یا پیامبر مرسل یا بندهای که خدا قلب او را آزموده و ایمانی قوی به وی عطا فرموده باشد».
مانند شما هستم، در میان شما ازدواج مینمایم و زنان و دختران شما را به عقد مردانتان در میآورم؛ مگر فاطمه که امر ازدواج او از آسمان نازل شده است. این جبرئیل است که از جانب خدای تعالی برایم خبر آورده که او فرشتگانش راشاهد گرفته فاطمه را به عقد علی علیهما السلام درآورده است. مرا نیز فرمان داده که در زمین عقد ازدواج آنها را جاری سازم و شما را شاهد بر این میگیرم».(1)
«اَیها النّاسُ، اِنَّ الاَنبیاءَ حُجَجُ اللهِ فی اَرضِهِ، النّاطِقونَ بِکِتابِهِ، العامِلونَ بِوَحیهِ. واِنَّ اللهَ اَمَرَنی اَن اُزَوَّجَ فاطِمةَ مِن عَلی بنِ اَبیطالِبٍ فَانَّ اللهَ قَدزَوَّجَهُ فِی السَّماءِ بِشَهادَةِ المَلائِکَةِ و اُشهِدُکُم انّی زَوَّجتُهُ مِن فاطِمَةَ؛ ای مردم، پیامبران حجتهای خداوند روی زمین هستند، براساس کتاب او سخن میگویند و به وحی او عمل میکنند. همانا خداوند مرا امر کرده که فاطمه را به ازدواج علی بن ابیطالب علیهما السلام درآورم؛ زیرا خداوند درآسمان وی را به شهادت ملائکه به همسری علی درآورده است. حال من هم شما را شاهد میگیرم که او (علی) را به عقد ازدواج فاطمه درآوردم».(2)
سپس رسول اکرم صلی الله علیه و آله رو به علی علیه السلام کرد و فرمود:
اَرَضیتَ یاعَلی؟
آیا راضی هستی ای علی؟
حضرت علی علیه السلام فرمود:
رَضیتُ عَنِ اللهِ وعَن رَسولِهِ.
از خدا و پیامبرش راضی و خشنودم.
حضرت ختمی مرتبت بیان داشت:
جَمَعَ اللهُ شَمْلَکُمَا وَ أَسْعَدَ جَدَّکُمَا وَ بَارَکَ عَلَیْکُمَا وَ أَخْرَجَ مِنْکُمَا کَثِیراً طَیِّباً.(3)
خداوند به شما انس و الفت دهد و زندگیتان را خوش و سعادتمندانه کند و این ازدواج را بر شما مبارک گرداند و از شما نسلی بسیار طیب و پاکیزه پدید آورد.
همچنین فرمود:
«إِنَّمَا یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمْ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَیُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیرًا؛ همانا خداوند میخواهد پلیدی را از شما خاندان (پیامبر) بزداید و پاک و مطهرتان سازد».(1)
سپس دستان را بلند کرد و فرمود:
«اَلّلهُمَّ فَاجعَل عِترَتِی الهادِیةَ مِن عَلی وفاطِمَةَ؛ خدایا عترت هدایتگر مرا از نسل علی و فاطمه قرار ده».(2)
اَلّلهُمَّ اِنَّهُما اَحَبُّ الخَلقِ اِلَی فَاَحبَّهُما وبارِک فی ذُرِّیتِهِما وَاجعَل عَلَیهِما مِنکَ حافِظاً واِنّی اُعیذُهُمابِکَ و ذُرِّیتهما مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیمِ؛ خدایا این دو، محبوبترین مردم نزد من هستند، پس تو نیز آنان را دوست بدار، در ذریه آنان برکت بیفزا و از جانب خود برایشان حافظ و نگاهبانی قرار ده. من برای این دو و نسل حاصل از آنان، از شر شیطان رجیم به تو پناه میبرم».(3)
«اَلَّلهُمَّ وَاِنَّ فاطِمَةَ ابنَتی اَحَبَ الخَلقِ اِلَی وانَّ عَلیاً اَحَبُّ الخَلقِ اِلَی، اَللّهُمَّ اجعَلهُ لَکَ وَلیاً وبِکَ حَفیاً وبارِک لَهَ فی اَهلِهِ؛ خدایا فاطمه علیها السلام دخترم میباشد و محبوبترین خلق نزد من است و علی علیه السلام نیز محبوبترین آفریدگان نزد من است. خدایا او را ولی خود قرار ده و شفیق (راه دین) خویش بگردان و برخاندانش برکت فروبار».(4)
در روایتی آمده است: در این جریانات بود که جبرئیل با سنبل و شاخهای از گل میخک بهشتی فرود آمد و آنها را از جانب خداوند به رسول الله صلی الله علیه و آله هدیه داد. سپس امر خداوند را به حضرش ابلاغ کرد که فاطمه علیها السلام را با پانصد درهم مهر ـ که سنت امت گردد ـ به عقد امیرمؤمنان، علی علیه السلام درآورد. جبرئیل ادامه داد که خدای تعالی فرمود: اما مهری که من برای او قرار دادهام: یک پنجم دنیا، ثلث بهشت و چهار رود فرات و دجله و نیل و بلخ است. او همچنین حبیبالله را آگاه ساخت که از نسل او یازده امام پدید خواهند آمد که هدایتگر دوران خود خواهند بود.(1)
در حدیث آمده که: در طلایه به هم پیوستن این دو دریای نور، خدای سبحان ملائکه را امر کرد که بهشت را بیارایند، به حورالعین دستور داد که سورههای طاها و یاسین را قرائت کنند و ابرهایی فرستاد که درّ، یاقوت، لؤلؤ، مرجان، سنبل و گل میخک (برآسمانیان) فرو ریزند که ملائکه و حوریان آنها را برمیداشتند و به یکدیگر هدیه میدادند.(2)
در این ازدواج فرخنده، خداوند در شجره طوبای بهشت به تعداد دوستداران علی و فاطمه علیهما السلام اوراقی قرار داد که برائت آنان از آتش دوزخ است. فرشتگانی نیز در زیر آن درخت طوبی قرار داد که چون رضوان (ملک موکّل بر بهشت) آن را تکان میدهد، آن اوراق را که به زیر میریزند، نگه دارند؛ و در قیامت هیچ یک از محبّان امیرمؤمنان، علی علیه السلام و صدیقه کبری علیها السلام باقی نمیماند؛ مگر آنکه نزد فرشته حامل آن برگه برائت میآید و
رهایی خود از آتش جهنم را به دست میآورد.(1)در حدیثی از امام باقر علیه السلام آمده است که در این پیوند خجسته (از آسمان) درّ، یاقوت و زبرجد سرخ و سبز و زرد فرو بارید. ورقههایی نیز پراکنده شد که امان نامه در قیامت است.(2)
دو ـ حاکمیت ارزشها در ازدواج
یکی از مهمترین مسائل در ازدواج غرق نشدن در مادیات، تجملات و فراموش نکردن معنویات و ارزشهاست که کار بسیار مشکل، ولی لازم و بسیار مفید برای زندگی است.
حضرت زهرا علیها السلام و حضرت علی علیه السلام ارزشهای اخلاقی و معنوی را بر خانه و خانواده خود حاکم کردند.
در شب ازدواج، حضرت علی علیه السلام ، حضرت زهرا علیها السلام را نگران دید، فرمود: چرا ناراحتی؟ پاسخ داد:
«تَفَکَّرْتُ فی حالی وَ اَمْری عِنْدَ ذَهاب عُمْری وَ نُزُولی فی قَبْری فَشَبَّهْتُ دُخُولی فی فِراشی بِمَنْزِلی کَدُخُولی اِلی لَحَدی وَ قَبْری فَاُنْشِدُکَ اللَّهَ اِن قُمْتَ اِلَی الصَّلاة فَنَعْبُد اللَّهَ تَعالی هذِهِ اللَّیْلَة؛ درباره حال و رفتار خویش فکر کردم. به یاد پایان عمر خویش و منزلگاه دیگر به نام قبر افتادم که امروز از خانه پدر به خانه شما منتقل شدم و روزی دیگر از اینجا به طرف قبر و قیامت خواهم رفت. در آغازین لحظههای زندگی، تو را به خدا سوگند میدهم که بیا تا به نماز بایستیم و با هم در این شب خدا را عبادت کنیم».(3)
ج) در شب عروسی ضمن شادمانی و دف زدن زنان، تکبیر هم گفته میشود و یاد خدا فراموش نمیشود.
د) پیامبر صلی الله علیه و آله پس از ازدواج، از حضرت علی علیه السلام پرسیدند: زهرا علیها السلام را چگونه یافتی؟
حضرت علی علیه السلام فرمود: «نِعمَ الْعَوْنَ عَلی طاعَةِ اللهِ؛ فاطمه علیها السلام چه خوب یاوری، برای اطاعت الهی است».(1)
سه ـ اصل مشارکت وتقسیم کار
یکی از اصول حاکم بر زندگی حضرت فاطمه علیها السلام مشارکت و تعاون در همه مراحل و ابعاد گوناگون زندگی است. حضرت علی علیه السلام بچهداری(2)میکرد، حضرت زهرا علیها السلام نان میپخت یا گندم آسیاب میکرد؛ حضرت علی علیه السلام به جهاد میرفت و زخم برمیداشت و حضرت فاطمه علیها السلام زخمهای او را درمان میکرد و شمشیر او را میشست.
اصول حاکم بر زندگانی حضرت علی علیه السلام و حضرت فاطمه علیها السلام که یکی از بهترین الگوهای زندگی بشری است که میتواند همیشه برای ما سرمشق باشد.
در حدیثی از امام صادق علیه السلام روایت شده که فرمود: علی و فاطمه علیها السلام برای تقسیم کار به محضر رسول الله رسیدند و ایشان کارها را اینگونه تقسیم کرد؛ هرکاری مربوط به داخل خانه است به عهده فاطمه علیها السلام وکارهای خارج از خانه به عهده علی علیه السلام باشد. فاطمه علیه السلام به قدری از این تقسیم خوشحال شد که گفت: جز خدا کسی نمیداند تا چه اندازه من از این تقسیم
خوشحال شدم که رسول خدا صلی الله علیه و آله کار مردان (یا کاری را که موجب تماس با مردان است) از عهده من برداشت.(1)
علی علیه السلام درباره زهرا میفرمود: «وقتی به خانه میآمدم و به زهرا نگاه میکردم تمام غم و اندوهم برطرف میشد.»(2)در جای دیگر فرمود: «به خدا سوگند هرگز کاری نکردم که فاطمه علیها السلام از من خشمناک شود و فاطمه نیز هیچگاه مرا خشمناک ننمود».(3)
در حدیث نزول مائده آسمانی آمده که زهرای اطهر دو روز بود که خود و بچههایش گرسنه بودند و مختصر غذایی را که تهیه میکرد، برای شوهرش میبرد و چنان رفتار کرده بود که علی علیه السلام در خلال دو روز متوجه ماجرا نشده بود تا روز سوم که دیگر چیزی در خانه نبود و علی علیه السلام از ماجرا خبردار شد... .(4)
از نظر کمک به شوهر عزیز خود در زندگی چنان بود که بر اساس احادیث معروفی که سنّی و شیعه روایت کردهاند، علی علیه السلام برای یکی از مردان بنی سعد به نام «ابن اعبد» تعریف کرد و فرمود: میخواهی برای تو وضع زندگی خودم و فاطمه را تعریف کنم؟ آنگاه سخن خود را ادامه داد و فرمود: فاطمه میان خاندان پیامبر از همه افراد نزد آن حضرت محبوبتر بود و هنگامی که در خانه من بود آنقدر دستاس کرد که دستش تاول زد و آنقدر با مشک آب کشید که اثر بند مشک در گلویش مشاهده میشد و آنقدر در نظافت و تمیز کردن خانه زحمت کشید که جامهاش گردآلود
میشد و آنقدر آتش برای پختن نان و غذا و غیره روشن کرد که رنگ لباسهایش تغییر کرد و به دلیل کار زیاد خانه به رنج و مشقت افتاد. و در همان روزها ما شنیدیم که بردگانی (غلام و کنیزی) برای رسول خدا آوردهاند، من به فاطمه گفتم: خوب است پیش پدرت بروی و از او خادمی بخواهی تا در امر خانهداری به تو کمک کند. فاطمه برخاست و نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله رفت، ولی مشاهده کرد که جمعی نزد آن حضرت نشسته و گفتوگو میکنند. ازاینرو، خجالت کشید حاجت خود را اظهار کند و به خانه بازگشت. آن روز گذشت و صبح روز بعد رسول خدا صلی الله علیه و آله به اتاق ما آمد و همچنان بالای سر فاطمه نشست، رسول خدا به او فرمود: دیروز برای چه کاری به خانه ما آمدی؟ فاطمه از خجالت پاسخی نداد و رسول خدا صلی الله علیه و آله برای بار دوم سؤال خود را تکرار کرد و باز هم شرم فاطمه مانع شد تا سخنی بگوید. این بار من جواب دادم و گفتم ای رسول خدا فاطمه آنقدر در خانه من آسیاب کرده که دستش تاول زده و آنقدر آب کشیده که اثر بند مشک در گردنش مشاهده میشود، آنقدر خانه را جارو کرده که جامهاش گردآلود شده و آنقدر آتش روشن کرده که رنگ لباسهایش تغییر کرده و ما شنیدیم برای شما بردههایی آوردهاند من به او گفتم: خوب است نزد پدرت بروی از او درخواست کنی تا خادمی برای کمک در امور خانه به تو بدهد؟ رسول خدا صلی الله علیه و آله که این سخن را شنید فرمود: میخواهی چیزی به شما یاد دهم که از خادم برای شما بهتر باشد و آنگاه تسبیح معروف «حضرت زهرا» ر ا به او تعلیم فرمود.(1)
1) صحیح ابی داود، ج330، ص100.
چهار ـ قناعت و سادهزیستی
در این قسمت به چگونگی زیست اقتصادی حضرت و ساختار زندگی فاطمی ایشان خواهیم پرداخت و به شیوه زندگی اقتصادی و سادهزیستی که سرشار از شکوه دینی و عزت و استغنای فردی و خانوادگی بوده است، اشاره خواهد شد.
«در ادامه بحث، میتوان گفت مواد مورد آزمون و صحنهها و جلوههای پایداری به چند مورد تقسیم میشود که صبوری و شکیبایی حضرت زهرا علیها السلام در زندگی میتواند الگوی تمام مردم باشد.
امتحان گرسنگی
امتحان نقص در اموال (انفال و اعطاء اموال)
اصل سادهزیستی و زهد خانوادگی
با مروری بر زندگی حضرت زهرا علیها السلام و خانواده مطهرش تمام موارد فوق در زندگی حضرتش آن هم از سختترین نوع آن بوده است و صبوری و پایداری حضرت فاطمه علیها السلام و سرافرازی آن حضرت در موفقیت از این آزمونها و آزمایشهای الهی روشن است.
اول ـ امتحان با گرسنگی حضرت فاطمه علیها السلام و صبوری آن حضرت
یکی از آزمونهای الهی برای خانواده حضرت زهرا علیها السلام ، گرسنگی بوده است. در این زمینه تاریخ شواهد زیادی دارد که حضرت علی علیه السلام یا حضرت زهرا علیها السلام و گاهی حتی فرزندان ایشان به گرسنگی شدید و جانکاه مبتلا بودهاند. در داستان احکام سه روزه مسکین، یتیم و اسیر و همچنین در میهماننوازیهای خانوادگی، حضرت زهرا علیها السلام در برخورد با میهمانان خود و در ایثار غذا به پیامبر و گاهی ایثار غذا به فرزندان و گرسنه ماندن خود
حضرت زهرا علیها السلام داستانها وجود دارد.
در اینجا ما فقط به نقل یک شاهد تاریخی بعد از ازدواج در مدینه و یک ماجرای مشهور در مکه کفایت میکنیم:
در روایت سلیمان بن بریده نقل شده است که رسول خدا صلی الله علیه و آله پرسید: دخترم! چرا نگران و ناراحتی؟ در جواب پدر گفت:
«قِلَّةُ الطَّعمِ وَ کَثرَةُ الّهَمِّ وَ شِدَّةُ السُّقمِ؛ فشار گرسنگی و کمی غذا، و فراوانی اندوه و شدت بیماری و گرفتاری مرا نگران کرده است».(1)
همچنین در بیان تحمل گرسنگی در مکه میتوان به این نکته اشاره کرد که یکی از حوادث سخت تاریخ پیامبر سه سال محاصره اقتصادی در شعب ابیطالب است که پیامبر و اصحاب آن حضرت، با توجه به سختی شرایط زندگی در مکه مجبور به پناه گرفتن به درههای اطراف مکه شدند. در مدت این سه سال، انواع ابتلاها و مشکلات برای مسلمانان وجود داشت که یکی از سختترین آنها مشکل بیغذایی و گرسنگی است. جالب است بدانیم که حضرت زهرا علیها السلام و مادرشان حضرت خدیجه علیها السلام جزو افراد محاصره شده در طول این سه سال هستند که در آن زمان حضرت زهرا علیها السلام پنج سال بیشتر سن نداشت.
دوم ـ نقص اموال
اگر نقص اموال به معنای کمبود مالی و ضعف امکانات حتی ضرورتهای زندگی باشد، اینگونه نقصها در زندگی حضرت زهرا علیها السلام وجود داشته است و اگر به معنای کاسته شدن اموال به انفاق یا غصب و سرقت خائنان
1) نهج الحیاة، ح 186، ص 229.
باشد در زندگی حضرت زهرا علیها السلام وجود داشته است.
جهیزیه ساده و مختصر، مهریه اندک، خانه ساده و محقّر و کمبود ضرورتهای زندگی، برخی از نمونههای نقص اموال به معنای اول است.
حضرت فاطمه علیها السلام فرمود:
«إِنِّی وَ ابْنِ عَمّی ما لَنا فِراشٌ إِلاَّ جِلْدُ کَبْشٍ نَنامُ عَلَیْهِ بِاللَّیْلِ وَ نَعْلِفُ عَلَیْهِ ناضِحَنا بِالنَّهارِ؛ ای رسول خدا صلی الله علیه و آله ! من و پسر عمویم چیزی از وسایل رفاهی نداریم؛ مگر پوست گوسفندی که شبها روی آن میخوابیم و روزها روی آن شتر خود را علف میدهیم».
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود:
«یَا بُنَیَّةَ اِصْبِرِی فَاِنَّ مُوسَی بْنَ عِمْرَانَ اَقَامَ مَعَ امْرَاَتِهِ عَشْرَ سِنِینَ لَهُمَا فِرَاشٌ اِلَّا عَبَادَةِ قَطْوَانِیَّةٌ؛ دخترم صبر و تحمل داشته باش؛ زیرا موسی بن عمران ده سال با همسرش زندگی کرد و فرشی جز یک قطعه عبای قطوانی نداشتند».(1)
سلمان فارسی میگوید: روزی حضرت فاطمه علیها السلام را دیدم که چادری وصلهدار و ساده بر سر دارد.
در شگفتی ماندم و گفتم: شگفتا پادشاهان ایران و قیصر روم، بر کرسیهای طلایی مینشینند و پارچهای زر بافت به تن میکنند، این دختر رسول خداست که نه چادرهای گرانقیمت بر سر دارد و نه لباسهای زیبا.
حضرت فاطمه علیها السلام پاسخ داد:
یا سَلمانُ! إِنَّ اللهَ ذَخَّر لَنا الثِّیابَ والْکَراسِیَّ لِیَوْمٍ اخَرٍ؛ ای سلمان خداوند بزرگ، لباسهای زینتی و تختهای طلایی را برای ما در روز قیامت ذخیره کرده است.
1) نهج الحیاة، ح 184، ص 297؛ ذخائر العقبی، صص 34 و 49.
سپس حضرت زهرا علیها السلام به خدمت پدر رفت و شگفتی سلمان را مطرح فرمود:
یا رَسولَ اللهِ! إِنَّ سَلمانَتَعَجَّبَ مِن لِباسی، فَوَالَّذی بَعَثَکَ بِالْحَقِّ مالی وَ لِعَلِیٍّ مُنذُ خَمسِ سِنینَ إِلّا مَسکُ کَبشٍ تَعَلَّفَ عَلَیها بِالنَّهارِ بَعیرُنا وَ إِذا کانَ اللَّیلُ إِفتَرَشناهُ وَإِنَّ مِرفَقَتَنا لِمَن أَدمٍ حَشوها لیفٌ.
ای رسول خدا صلی الله علیه و آله ! سلمان از سادگی من تعجب کرد، سوگند به خدایی که تو را مبعوث فرمود، مدت پنج سال است فرش خانه ما پوست گوسفندی است که روزها بر روی آن شترمان علف میخورد و شبها روی آن میخوابیم و بالش ما چرمی است که از لیف خرما پر شده است.(1)
در قسم دوم نیز حضرت زهرا علیها السلام در شرایط گوناگون و به افراد مختلف هدیهها و انفاقهای زیادی داشته است؛ از بخشش نان و طعام گرفته تا بخشش لباس، حتی لباس شب عروسی، بخشش گردنبند و النگو همچنین نمونه غصب فدک که سرقتی بزرگ و آشکار از طرف منافقان به شمار میآید آزمونی برای حضرت زهرا علیها السلام بوده است.(2)
سوم ـ اصل سادهزیستی و زهد خانوادگی
طبق اسناد تاریخی یکی از اصول حاکم بر زندگی حضرت فاطمه علیها السلام اصل سادگی، زهد و بیرغبتی به دنیاست. برای روشن شدن این مطلب به چند نکته توجه میکنیم:
حضرت زهرا علیها السلام در ابتدا در خانهای اجارهای زندگی را شروع کردند.
جهیزیه حضرت زهرا علیها السلام
مهریه مختصر حضرت زهرا علیها السلام
سادهپوشی حضرت علی علیه السلام و حضرت فاطمه علیها السلام .(1)
پنج ـ اطاعتپذیری و مهرورزی
«در ابتدای وصیت حضرت فاطمه علیها السلام به حضرت علی علیه السلام در ایام بیماریش آمده است:
یا ابّنَ عَمِّ مَا عَهِدْتَنِی کَاذِبَةً وَ لَا خَائِنَةً وَ لَا خَالَفْتُکَ مُنْذُ عَاشَرْتَنِی؛ ای پسر عمو، هیچگاه مرا دروغگو و خیانتکار ندیدهای و از زمانی که با من زندگی کردی، با تو مخالفت نکردهام.
حضرت علی علیه السلام فرمود:
«فَقَالَ مَعَاذَ اللَّهِ أَنْتِ أَعْلَمُ بِاللَّهِ وَ أَبَرُّ وَ أَتْقَی وَ أَکْرَمُ وَ أَشَدُّ خَوْفاً مِنَ اللَّهِ أَنْ أُوَبِّخَکِ غَداً بِمُخَالَفَتِی؛ پناه به خدا، تو عالمتر به خدا، نیکوکارتر، پرهیزگارتر و گرامیتر و ترسانتر از خدایی، از اینکه من تو را به نافرمانی از خود سرزنش کنم».(2)
شش ـ تعهدات خانوادگی حضرت فاطمه علیها السلام
پس از تقسیم کار زندگی حضرت فاطمه علیها السلام و علی علیه السلام از سوی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و عهدهداری کار داخل خانه از حضرت فاطمه علیها السلام ، مسئولیتپذیر بودن حضرتش، بهترین عامل برای رونق به خانه و پیشبرد اهداف تشکیل خانواده است که برخی از جلوهها و نمونههای آن عبارت است از:
سختکوشی و کار شبانه در خانه؛
قبول و انجام معمولیترین امور خانهداری همچون: خانهروبی، تهیه آرد، پخت نان، کار در مطبخ؛
تلاش برای رضایت خاطر شوهر در همه زمینهها؛
تحمل مشکلات زندگی سخت حضرت علی علیه السلام ؛ زیرا او مجاهدی همیشه مهاجر بود و فقری عجیب بر زندگیاش حاکم بود؛
تحمل مشکلات فرزندداری و تربیت آنان و حتی بازی کردن با آنان؛
کمک به اقتصاد خانه؛
عمل کردن به توصیه رسول خدا صلی الله علیه و آله مبنی بر آزاد گزاردن حضرت علی علیه السلام در تنظیم زندگی و عدم تقاضا و خواهش داشتن از علی علیه السلام ؛(1)
معطر بودن و رعایت جنبههای بهداشتی و آرایش و آراستگی برای شوهر در خانه؛
از بین بردن اندوه شوهر، شادمان کردن او و درخشش برای او.
ابان بن تغلب میگوید: از امام صادق علیه السلام علت نامگذاری حضرت فاطمه علیها السلام را جویا شدم. حضرت فرمود: زیرا او در هر روزی سه بار برای امیرمؤمنان علی علیه السلام نورافشانی مینمود.(2)
زیر فصل ها
الف) مقام مادری در اسلام
ب) تربیت فرزندان
الف) مقام مادری در اسلام
حقوقی که اسلام برای جایگاه مادری مشخص کرده، بسیار فراتر و برتر از حقوقی است که برای دیگران، حتی پدر قائل شده است؛ زیرا مادر مربی
1) روزی حضرت علی علیه السلام از حضرت فاطمه علیها السلام خواستند غذایی برای خوردن آماده کند. حضرت فاطمه علیها السلام فرمودند: به خدا قسم سه روز مقدار کمی غذا در خانه بود که آن مقدار را در اختیار شما قرار دادم. حضرت علی علیه السلام فرمودند: چرا اطلاع ندادی؟ حضرت فاطمه علیها السلام فرمود: پیامبر به من فرمودهاند: لا تسألی ابن عمک شیئاً... دخترم از پسر عمویت چیزی تقاضا مکن... (نهج الحیاة، ص296).
2) عبدالرحیم موگهی، کوثر ولایت، ص 28.
انسان و در حقیقت، پرورشدهنده جامعه است و اوست که میتواند فرد و جامعه را به سعادت برساند یا به شقاوت و بدبختی بکشاند.
کلمه مادر به اشکال گوناگون به صورت مفرد و جمع، مانند اُمّ و والدتی، والدات و امّهات و امثال آن، فراوان در قرآن آمده است. همچنین، مادر و پدر به شکل تثنیه، مانند والدین و ابوین مکرر در این کتاب آسمانی به کار رفته است. اگر با دقت در این موارد نگاه کنیم، میبینیم که خداوند در هر یک از آن آیات، به بزرگی از مادر یاد کرده و به گونهای جایگاه او را گرامی داشته است؛ زیرا وحی و الهام مستقیم خدا به مادر موسی، اظهار ارادت و نیکویی عیسی به مادر، بیان زحمات و رنجهای مادر در قرآن کریم، همچنین دستور حق تعالی به احسان و نیکی درباره پدر و مادر، همه گواه بر والایی جایگاه مادر است.
خدای تعالی در سوره احقاف پس از توصیه به احسان والدین، تحمل رنج و زحمتهای مادر را بیان میکند و میفرماید:
و انسان را [نسبت] به پدر و مادرش به احسان سفارش کردیم؛ مادرش با تحمل رنج او را باردار شد و با تحمل رنج او را به دنیا آورد و باربرداشتن و از شیرگرفتن او سی ماه است تا آنگاه که به رشد کامل خود برسد و به چهل سال برسد. (احقاف: 15)
و نیز در سوره لقمان میفرماید:
و انسان را درباره پدر و مادرش سفارش کردیم مادرش به او باردار شد سستی روی سستی و از شیر باز گرفتنش در دو سال است [آری به او سفارش کردیم] که شکرگزار من و پدر و مادرت باش که بازگشت [همه] به سوی من است. (لقمان: 14)
بیان رنج و تلاش مادر با اینکه پدر نیز در اغلب سختیهای تربیت فرزند شریک است، خود دلیل بر اهمیت و ارزش کار مادر است. روشن است کسی نزد حق تعالی مقام بالاتری دارد که کار ارزشمندتری انجام دهد.
همچنین، خداوند متعال در سوره اسراء میفرماید:
و پروردگار تو مقرر کرد که جز او را مپرستید و به پدر و مادر [خود] احسان کنید اگر یکی از آن دو یا هر دو در کنار تو به سالخوردگی رسیدند، به آنها [حتی] اُف مگو و به آنان پرخاش مکن و با آنها سخنی شایسته بگوی. (اسراء: 23)
و نیز در سوره نساء میفرماید:
و خدا را بپرستید و چیزی را با او شریک مگردانید و به پدر و مادر احسان کنید. (نساء: 36)
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در تبیین مقام مادر میفرماید: «بهشت زیر پای مادران است.(1)» این حدیث حاکی از این است که بدون رضایت مادر نمیتوان به بهشت و نعمتهای بهشتی دست یافت. اگر کسی بخواهد به درجات والای جنّت و رضوان برسد، باید به مادر احترام بگذارد و به او خدمت کند. این همه ارج نهادن و زحمت دوره بارداری و کودکی و تأمین نیازهای جسمی و روحی فرزند، از مشکلات طاقتفرسایی است که مادر میتواند بپذیرد. طبیعی است که خداوند در قبال صبر و بردباری مادر، به او اجر و مزد بیپایان عنایت میکند.
همچنین از سخنان گرانمایه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در کتاب محجةالبیضا میتوان چنین استفاده کرد: «مادر بیش از پدر به ابراز عواطف درباره فرزند خود
1) فیض کاشانی، ج 7، ص327.
میپردازد و درباره رشد و تکامل او بیشتر جدیت به خرج میدهد».
در سیره ائمه معصومان نیز، خاصه به تبیین حقوق مادر پرداخته شده است؛ همچنین برخورد آن بزرگواران با مادرانشان و تعظیم در برابر نام مادر، بیانگر والایی مقام و منزلت مادر است؛ امام علی بن الحسین علیه السلام در باب حق مادر و عظمت و منزلت او میفرماید:
حق مادر بر تو این است که بدانی او تو را حمل کرد، آنگونه که هیچکس، دیگری را حمل نمیکند؛ و از میوه قلبش به تو داد که احدی به دیگری نمیدهد؛ تو را با جمیع اعضا و جوارحش در آغوش گرفت و باکی نداشت که در آفتاب باشد تا تو را در سایه نماید و خواب را به خاطر تو ترک کرد و تو را از سرما و گرما محافظت کرد و تو در برابر این همه خدمت، کجا میتوانی شکرگزار او باشی، مگر به کمک و یاری و توفیق پروردگار.(1)
این کلام امام سجاد علیه السلام ، به زبان تبیین حقوق ارائه شده، نشاندهنده عظمت و بزرگی مقام مادر است؛ زیرا حضرت با بیان این نکته که فرزند بدون استعانت و کمک از خدای متعال قادر به ادای حقوق مادر نخواهد بود، در حقیقت خواسته به نوعی رفعت مقام مادر را برای فرزندان تبیین و آنان را در خدمت کردن به مادر تشویق کند.
در عین حال، گستره موجود در دین اسلام، رویکردی مبسوط از حقوق مادری بر مبنای آیات قرآن ارائه میکند؛ این حقوق شامل حق تربیت و حضانت،(2)حق احسان و نیکی،(3)حق قدرشناسی،(4)حق امنیت،(5)حق کرامت،(6)
ب) تربیت فرزندان
اگر بخواهیم به الگوهای قبل از اسلام در تربیت فرزندان بپردازیم، باید به خانوادههای اشراف قریش توجه کنیم که به اصطلاح برجستهترین افراد آن زمان در حجاز به شمار میآمدند.
مردمان شهرنشین در طول تاریخ فرزندان خود را بر حسب نیاز جامعه تربیت میکردند بر این پایه، بیشتر مردم پیش از اسلام، تجارت میکردند و اگر از شغل تجارت نیز صرف نظر کنیم، جنگاوری و سلحشوری یکی از بزرگترین افتخارات عرب به شمار میآمد.
درست عکس تمدنهای همعصر در کشورهای ایران و روم که مهمترین نگرانی آنها، پرورش افراد برحسب طبقات اجتماعی بود و هر شخص خارج از طبقه خود نمیتوانست به مهارت فراتر از آن بپردازد؛ برای نمونه، افراد دونپایه که معمولاً بردگان و کارگران مزدور بودند نمیتوانستند خواندن و نوشتن یا کسب و کار و حرفه یاد بگیرند و اهالی حرف و مشاغل هم
نمیتوانستند دبیری یا احکام دیوانی و دولتی فراگیرند، چه بماند به علم و فلسفه و اندیشیدن درباره چیزی یا موضوعی! البته همانطور که گفته شد، در کشورهای همسایه حجاز دستکم بنابر طبقات اجتماعی، آموزشهای علوم عقلی و نقلی و فلسفه وجود داشت.
البته موارد یاد شده، حتی در زمان پیامبر صلی الله علیه و آله و پس از آن هم در عربستان شایع بود و قوانین اسلام نیز نتوانست روح اشرافگرایی و افکار طبقاتی را از اعراب به ویژه قریش بازگیرد.
تربیت فرزندان حضرت زهرا علیها السلام به عنوان یک بانوی برآمده از متن اسلام، نه فقط با تمام آنچه گفته شد، فرق داشت؛ چه بسا خود الگویی برای آموزش نسلهای پسین و خانواده آرمانی مسلمان است که برحسب آموزههای قرآنی زندگی میکند.
همانطور که گفته شد، زندگی خانوادههای شهرنشین در عصر ظهور اسلام، از شرایط سیاسی ـ اجتماعی آن زمان متأثر بود و بیتوجهی به دانش در عربستان، آنها را به سمت دو خصلت فریب و زیرکی؛ خشونت و ستم؛ رهنمون میشد. معمولاً بیشتر اشخاص حاضر در شهرها را افراد زیرک و باهوش تشکیل میدادند که تاجر و اهل حساب و کتاب بودند. صحرانشینها افرادی خشن، کمطاقت و کممعلومات بودند که همه یا سیاه یا گندمگون بودند. تنها افراد سفید قریش، طایفه بنیهاشم بود که پدران و نیاکانشان پیرو دین حنیف (ابراهیمی) و یکتاپرست بودند. در میان آنها نیز اخلاق حسنه و جوانمردی، امتیاز چشمگیری به شمار میآمد.
تنها خانوادهای که به نص قرآن کریم از تمام آلودگیهای ظاهر و باطن برکنار بودند، خانواده پیامبر صلی الله علیه و آله و فرزندان و داماد بزرگوار ایشان است. البته
نشانگر تربیت خانوادگی درحقیقت خانواده حضرت علی علیه السلام است؛ چون این یک واقعیت است که پیامبر صلی الله علیه و آله به عنوان شارع و شارح دین مبین اسلام، همچون حضرت علی علیه السلام خانواده منسجمی نداشتند؛ زیرا خدیجه علیها السلام خیلی زود به رضوان الهی سفر کرد و در دوران پیروزی اسلام و ثبات زندگی مسلمانان حضور نداشت. با این حال، حضرت زهرا علیها السلام در دوران ثبات دین اسلام و دولت اسلامی پیامبر صلی الله علیه و آله ، همراه علی علیه السلام خانوادهای منسجم تشکیل داده بودند که دربرگیرنده خود، همسر و چهار فرزندش بود، خانوادهای نه چندان شلوغ و بدون حاشیه! البته منظور از حاشیه، واقعیت خانوادههای دیگر بود که هر کدام برای زندگی و امیال دنیوی هر روز با هزار و یک نفر مراوه یا مرافعه داشتند. خانه حضرت زهرا علیها السلام ، تنها خانهای بود که جز مهر و عطوفت و شوقِ عبادت، هیچ یک از عوارض دنیاطلبی را نداشت. از قناعت تا انفاق؛ از کرامت تا سخاوت؛ از عصمت و عفت تا حکمت و رحمت؛ گویی تمام فضایل اخلاقی را تنها خداوند به این خانواده داده است و بس. از بذل تبسم تا رفع حاجت، از نیکخواهی تا نیکگویی، از صداقت تا هدایت!
نباید در این خانواده الگو، رنگ مادی زندگی آنچنان غالب و مهم جلوه داده شود که اساس تشکیل زندگی و اهداف انسانی در آن فراموش شود. یکی از اهداف زندگی زناشویی افزودن و بقاء نسل انسانهاست. آن هم انسانهایی که در نتیجه تربیت و زحمات والدین، شایسته نام انسانی باشند. اگر چه زندگی از نظر مادی ساده باشد، میتواند از نظر تربیتی و معنوی ایدهآل باشد و لباس تقوا برای فرزندان با اهمیتتر از لباس ظاهر و لباس بدن است.
یکی از اصول حاکم بر زندگی حضرت فاطمه علیها السلام دقت در تربیت
فرزندان و تحمل همه مشقّتهای لازم برای ارائه بهترین انسانها به جامعه بوده است و نتیجه این زندگی مقدس فرزندانی همچون حسن علیه السلام ، حسین علیه السلام ، زینب علیها السلام و ام کلثوم علیها السلام هستند.
ارتباط علمی حضرت زهرا علیها السلام با فرزندان خویش
در کتاب «راهنمای بهشت» آمده است حضرت مجتبی علیه السلام در پنج سالگی هر روز به مسجد میرفت و کلمات و مواعظی که پیامبر اکرم بیان میفرمود، همه را به ذهن مبارک خود میسپرد و به خانه میآمد (و به اقتضای اداء حق علم که نشر است) برای مادر بزرگوار خود حرف به حرف تقریر میکرد و چون حضرت علی علیه السلام به خانه تشریف میآوردند، حضرت فاطمه علیها السلام آنها را برای آن جناب بیان میکرد. روزی حضرت امیر علیه السلام پرسید: ای فاطمه تو به مسجد حاضر نبودی، از کجا این کلمات را فهمیدی؟ گفت: فرزندم حسن هر روز آنچه پدر بزرگوارم بر منبر گوید، بدون کم و کاست به همان ترتیب برایم تقریر میکند. حضرت فرمود: میخواهم تقریر او را بشنوم. فاطمه علیها السلام گفت: گمان نکنم در حضور شما به سبب فزونی شرم تقریر کند. حضرت فرمود: پس من در جایی مخفی شده، کلمات او را میشنوم. امام حسن علیه السلام روز بعد به رسم هر روز از مسجد به خانه آمدند. حضرت فاطمه علیها السلام فرمود: نور دیده جدت چه فرمود؟ حضرت مجتبی مانند هر روز بر بلندی نشست و خواست گفتهها را تقریر کند، زبانش لکنت گرفت و نتوانست بگوید به مادر خطاب کرد:
یا اُمّاهُ قَلَّ بَیانی وَکَلَّ لِسانی لَعَلَّ سَیِّدًا یَرعانی؛ ای مادر، بیانم اندک و زبانم کند
شد، همانا بزرگواری نگران من است.(1)
حضرت امیرمؤمنان علی علیه السلام که در پشت در بود، بیاختیار بیرون آمد، او را در برگرفت و لب و دهانش را بوسید. (آن عمل فرزند و آن تشویق مادر ماجده و این هم تشویق پدر بزرگوار بر بالا بردن دانش اسلام)(2)
درسهایی از شیوه تربیتی حضرت زهرا علیها السلام در تربیت کودکان
از همان سنین کودکی فرزندان زهرا علیها السلام مأنوس با مسجد تربیت میشدند. به همین دلیل امام حسن مجتبی علیه السلام تشویق میشدند تا همه سخنرانیها و کلمات پیامبر را به ذهن بسپارند.
فاطمه زهرا علیها السلام به ما یاد دادند که با کودکان خود گفتوگوهای علمی داشته باشیم.
از کودک میتوان استفاده علمی برد.
کودکان را باید تشویق به سخن علمی کرد. (استنطاق علمی)
گفتوگوی کودکان شیرین و شنیدنی است، پس حضرت علی علیه السلام هم خواستند کلام امام حسن را بشنوند.
مادر ملاحظه روحیات حسن علیه السلام را نمود و از حضرت علی علیه السلام خواستند برای شنیدن صدای حسن علیه السلام پنهان شوند.
این عمل حضرت زهرا علیها السلام تمرین برای تقویت بیان و تسلط برای سخن حق و علمی گفتن است.
این عمل حضرت زهرا علیها السلام ؛ یعنی بخشی از زندگی را به مدرسه تبدیل کردن و معلم و شاگرد شدن اعضای خانواده.
این عمل حضرت؛ یعنی ایجاد امکانات و زمینهسازی برای ابراز وجود فرزندان در خانه.
از این روایت معلوم میشود فرزندان با مادران راحتتر هستند؛ بنابراین، مادران باید بیشتر به جنبههای تربیتی فرزندانشان بپردازند.
این عمل دانش فرزند را تقویت کرده و بالا میبرد.
علی علیه السلام امام حسن را تشویق بر خوشفهمی کردند.(1)
زیر فصل ها
الف) حضور در اجتماع و هدایتگری
ب) رسیدگی به نیازمندان
ج) رعایت حقوق دیگران
د) صیانت از حجاب ـ عفاف
الف) حضور در اجتماع و هدایتگری
حیات اجتماعی حضرت فاطمه علیها السلام نیز از این بابت درسآموز است. با آن همه، عشق و علاقهای که به عبادت و بندگی خدا دارد، زندگی اجتماعی را بر رهبانیت برتری میدهد. میخواهد در جامعه باشد، از درد افراد جامعه سر در آورد، به امور مسلمین اهتمام ورزد. در حیات اجتماعی، او وجود ضوابط را برای روابط انسانی، بر بیبندوباری و آزادی بیقید و شرط ترجیح میدهد، اخلاق سرچشمه گرفته از مذهب را بر خوی طبیعی اهتمام به امور مسلمین را بر بیغمی، داوری و قضاوت در راه خدا را بر سهلگیری و بیتعادلی، حقطلبی را بر نادیده گرفتن، تحرک را بر در جازدن، وحدت را بر تفرقه و مبارزه در برابر باطل را بر سکوت و خاموشی ترجیح میدهد.
در اصل، شیوه او در فعالیتهای اجتماعی، دربردارنده روش جدید و درسآموزی برای جامعه انسانی و به ویژه زنان است. ایشان در جنبههای اجتماعی از پدر دروس بسیاری آموخت، مانند: درس اخلاق، رفتار درست
1) فرهنگ فاطمیه، ص110.
اجتماعی، مساوات و مواسات و از آن مهمتر درس ایثار، وظیفهمندی در برابر افتادگان و محرومان، کمک به اسراء، ایتام و مسکینان، یتیمداری و سرپرستی و کفالت آنان، خوشرفتاری با بردگان و زیردستان، خدمت به مردم، حتی به بهای قبول رنج برای خویشتن و... .
حضرت زهرا علیها السلام با اینکه امور خانه را بر عهده داشت به تربیت فرزندان میپرداخت و کانونی آنچنان گرم و متعهد را مسؤلانه مدیریت میکرد، از مشارکت اجتماعی دور نبود و رسول خدا صلی الله علیه و آله برای او برنامه و تکلیفی معیّن کرد که او در آن شرکت کند. از جمله هدایت زنان و حل مسائل و مشکلات آنها، شرکت در مراسم بیعت زنان با پیامبر، حتی حضور در برنامه مباهله با نصارای نجران که قرآن به آن اشاره دارد.(1)
ب) رسیدگی به نیازمندان
حضرت فاطمه علیها السلام مسلمانی است که اهتمامی فراوان به انجام امور مسلمین دارد؛ میداند هر کس صبحگاهان از. خواب سر بر میآورد، باید به امور مسلمین همت گمارد؛ زیرا در غیر این صورت مسلمان نیست.
او اصل را در زندگی این قرار داده است که برای مردم خدمتی انجام گیرد. همچنین این بینش قرآنی برای او وجود دارد که امت اسلامی بهترین هستند؛ ازآنرو که برای مردم آفریده شدهاند و برخلاف این سخن شاعر که میگوید هر کس سعی دارد دیگران را برای زندگی خود بخواهد، حضرت فاطمه علیها السلام نمونه کسی است که زندگیش را برای دیگران میطلبد.
او اصل را بر این قرار میدهد که به مردم خدمتی کند و زیر بازویی را
1) دکتر قائمی، مکتب زهرا، ص 57.
بگیرد یا مشکلی را حل کند و در این راه تنها در خانه ماندن روا نیست؛ مگر آنگاه که این هدف در خانه نیز حاصل شود. حضرت فاطمه علیها السلام در پی رفع کاستیها است؛ بنابراین ناچار از خانه بیرون میآمد و به چاره درد میپردازد.
شما جلوهای از اهتمام او به امور مسلمین را در دوران پس از وفات پیامبر میبینید که چگونه شبها همراه حضرت علی علیه السلام و حسنین سوار بر مرکبی شده و به در خانه این و آن میرود. او خود را در جامعهای مییابد که مردم آن، گرفتار ضعف فکری هستند وگمان دارند کار از کار گذشته و باید تسلیم رأی شیخین باشند. حضرت زهرا علیها السلام میخواهد آنان را بیدار کند.
ایشان با وجود امکانات ناشی از درآمدهای گوناگون، جامه و چادری وصلهدار میپوشید، آنچنانکه دیدار این مسئله برای افرادی چون سلمان تحملناپذیر بود، ولی گذشت و ایثار او بیش از ثروتمندان بود. چنان بر خود تنگ گرفته بود که پیامبر وقتی بر او و فرزندانش وارد شد و بیرمقی ناشی از گرسنگیشان را دریافت، فریاد زد: اهل بیت محمد از گرسنگی در حال مرگند و... .
حضرت زهرا علیها السلام درآمد ناشی از فدک، و پشمریسی را میان تهیدستان بنیهاشم و مهاجران تقسیم میکرد، بدون اینکه منّتی بر آنان داشته باشد و در این کار تا اندازهای پیش رفت که آیه ایثار دربارهشان نازل شد. اگر چه خود نیازمند باشند، باز هم به ایثار میپردازند آنان که غذا را ازگلوی خود درآورده و به گدا و یتیم و اسیر میدهند.(1)
ج) رعایت حقوق دیگران
1) مکتب زهرا، ص70.
یکی از برنامههای زندگانی حضرت فاطمه علیها السلام اولویتبندی کارها و واگذاری بخشی از وظایف داخلی خانه به خدمتکاری شایسته به نام فضه است. پرداختن به کارهای اصولیتر مطابق با شأن و شایستگیهای خود و استخدام افرادی در حوزههای کاری روزمره و تحت تربیت قرار دادن آنها، ضمن تأمین زندگی آنان در زندگی معصومان علیهم السلام قرار داشته است در این میان آنچه مهم است، حفظ کرامتهای انسانی خدمتکار؛ آموزش و پرورش او و انتقال کمالات خود به خدمتکار؛ پرهیز از فخرفروشی و سروری کاذب بر او و رعایت همه حقوق کاری و انسانی خدمتکار است.
در زندگی حضرت فاطمه علیها السلام علاوه بر همه این موارد، به نکتهای عجیبتر برمیخوریم؛ ایشان به منظور رعایت حال کارگر و حفظ حقوق او، همچنین برای تامین موارد یادشده با تقسیم عادلانه کار بین خود و خدمتکار، نمونهای از عدالت انسانی و رعایت حق کارگر و خدمتکار را به نمایش میگذارد. ایشان با این عمل خود، به افراد سودجو و بیانصاف هشدار میدهد که با استخدام کارگران و خدمتکاران، همه امور زندگی خود را به آنان میسپارند و همچون انگلی از دسترنج زحمات آنان تغذیه میکنند. ما در جوامع دیروز و امروز چه بسیار افراد مرفه و بیدردی داریم که برای خود امتیازهای طبقاتی قائل میشدند و با استخدام عدهای همنوع، از پرداخت حقوق اولیه و مسلّم زیردستان خود دریغ میکنند و از نتیجه زحمات آنان برای خود بهترین زندگیها را ترتیب میدهند و این خلاف سفارش و سیره اولیای دین از جمله پیامبر صلی الله علیه و آله و حضرت فاطمه علیها السلام است.
اخلاق فردی و اجتماعی ایشان و سیره رفتارشان ویژگیهایی دارد که امیدواریم مورد استفاده پژوهشی مدیران محترم قرار گیرد.
د) صیانت از حجاب ـ عفاف
علی علیه السلام فرمود:
با انس بن مالک نزد پیامبر بودیم و ایشان بالای منبر بود. پرسید: «به من خبر دهید و بگویید چه چیز برای زن از همه چیز بهتر است»؟ هر کس سخنی گفت و به نتیجهای منجر نشد. مردم درمانده و متفرق شدند. من نزد فاطمه علیها السلام آمدم و سؤال پیامبر صلی الله علیه و آله را تکرار کردم. فاطمه علیها السلام فرمود: «بهترین چیز برای زن این است که آنها مردی را نبینند و مردی هم آنها را نبیند.» خبر را به پیامبر بردیم. تحسین و تأکید کرد و فاطمه علیها السلام را در کنار گرفت و فرمود «ذُریةُ بَعضُها مِن بَعضٍ».
در شب ازدواج فاطمه علیها السلام هنگامی که او به خانه شوهر رفت، از پدرش پرسید تکلیف و وظیفه من وعلی در این خانه چیست؟ پیامبر نیز کارهای داخل خانه را به فاطمه علیها السلام وکارهای بیرون را به علی علیه السلام سپرد، فاطمه علیها السلام پس از تقسیم کار گفت جز خدا کسی نمیداند که چقدر خوشحال شدم که رسول خدا صلی الله علیه و آله مرا از مواجهه با مردان معاف کرد.
حضرت زهرا علیها السلام ضوابط پوشش را در برخورد با نامحرم کاملاً رعایت میکرد و سعی داشت از نامحرمان کنارهگیری کند.
سفارش و دستور اسلامی این است که زن، خود را زینت کند، ولی برای شوهر؛ متجمل باشد، ولی در خانواده و برای همسر، اسلام این را وظیفهای برای زن میداند و لذّات پدید آمده از آن را لذّاتی مشروع و حلال میشمارد. در آنچه که درباره بیرون است، اسلام اصرار دارد که زن خودآرایی نکند، خود را به بویی خوش نیاراید، لباس شهرت نپوشد، از کفش و پای او صدایی برنخیزد و... و فاطمه علیها السلام این چینن بود و در تمام مدت عمر چنان
عمل میکرد.
روایات ما نشان میدهند که فاطمه علیها السلام خود را برای همسر خویش میآراست و حتی در یکی از جنگهای صدر اسلام که علی به سلامت از جنگ بازمیگشت، فاطمه علیها السلام خود را آرایش کرد و به استقبال علی رفت؛ این لذت حلالی است که اسلام بر آن صحه گذارده و بانوی اسلام بدان عامل است. همچنین زن میتواند با رعایت حجاب و عفاف به ضرورت نیاز جامعه و خودش حضور اجتماعی داشته باشد، از حق خود و خانواده و شرافت جامعه و اسلام دفاع کند. پوشش مانع حقگویی، حقطلبی، و حتی مانع کار و تلاش نیست. فاطمه علیها السلام با وجود چنان پوشش و حجابی با وجود خانهداری، یاریدهنده و همکار همسرش بود، حضور اجتماعی بههنگام داشت، در مسیر هدایت زنان و بانوان گام برمیداشت، خط سیاسی روشنی را تعقیب میکرد، حقطلب و مبارز بود و در برابر نارواییها و نامرادیها با تمام وجود میایستاد تا آنجا که خلیفه زمان را به محاکمه میکشاند. تاریخ فریقین پر است از تلاشها و اقدامات او و همین مسئله از یکسو پاسخی است به آنها که حجاب را عامل محدودیت و قید وبند برای کار و تلاش اجتماعی معرفی میکنند و از سوی دیگر درسی است برای همه آنها که میخواهند در صراط مستقیم و وادی حق گام بردارند و تلاش کنند.(1)
زیر فصل ها
روشها و راهبردهای رفتار سیاسی
روشها و راهبردهای رفتار سیاسی
از لحاظ رفتار سیاسی، میتوان حضرت زهرا علیها السلام را یکی از بزرگترین زنان
1) مکتب زهرا، صص103 ـ 104.
سیاسی جهان اسلام نامید. حضرت زهرا علیها السلام پس از شهادت ـ وفات ـ پیامبر صلی الله علیه و آله در مدینه و در مواجه با غاصبان ولایت و حقوق اهل بیت علیه السلام رفتارهایی از خود نشان دادند که بزرگواری آن حضرت را به طور کامل آشکار کرد.
گرچه مردم و امت اسلام پیش از جریان سقیفه، حضرت زهرا علیها السلام را به عنوان دخت پیامبر صلی الله علیه و آله و همسر امیرمؤمنان و مادر امام حسن و امام حسین علیهم السلام میشناختند و شناختشان محدود به اعمال عبادی و اخلاقی و نجابت نژادی حضرت میشد؛ پس از جریان سقیفه دیگر سخن حضرت زهرا علیها السلام از حقوق خود و از اطرافیان نبود؛ بلکه این بار، حق خداوند از زبان زن کاملی جاری میشد که بهتر از همه یاران پیامبر از حق خدا و رسولش آگاه بود.
جز عملکرد حضرت در رویارویی با غاصبان حکومت و افراد دیگر از مهاجران و انصار به بارزترین رفتار سیاسی حضرت در چند مورد از وقایع که پس از سقیفه رخ داد، اشاره میکنیم:
یک ـ بیان خطبه در مسجد مدینه
خطبه حضرت صدیقه علیها السلام ، یکی از برگهای برجسته و اساسی تاریخ است که با تجزیه و تحلیل آن میتوان به اصل ماجرای خلافت و رویدادهای پیش و پس از آن رسید.
آنچه برای همه مسلّم است و به حدیث متواتر ثابت شده، باید پس از رسول خدا صلی الله علیه و آله علی بن ابیطالب علیه السلام بر سرنوشت سیاسی مؤمنان و جامعه اسلامی حاکم باشد، ولی جریانهای نهان و آشکار، دوست و دشمن با تشکیل سقیفه یکی از تاریکترین دورانهای صدر اسلام را رقم زد؛ دورهای
که موجب شد، حضور امام معصوم در صحنه جامعه و در امور سیاسی، اقتصادی و نظامی دچار محدودیت و سرانجام ظاهری و بیتأثیر شود و این حاصل مشورت شوم سقیفه بود که در یک کلام میتوان گفت دیانت را از سیاست جدا کرد و ارتدادی اجتماعی پدید آورد و همین مسئله، نقطه شروع دگرگونی و ارتجاع فرهنگی و به عبارتی استحاله فرهنگی و بازگرداندن مردم از اهداف و خواستههای خدایی پیامبر بزرگوار اسلام بود. حضرت فاطمه علیها السلام در خطبهها و بیانات خود به برخی از عوامل استحاله فرهنگی اشاره میکند.
همچنین حاکم نیشابوری در حدیث امان به سند صحیح از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل کرده است:
ستارگان سرچشمه امان برای اهل آسماناند و اهل بیتم مایه امان برای امتم از اختلاف میباشند و اگر قبیلهای از عرب با آنان مخالفت کند، بین خودشان اختلاف خواهد افتاد؛ در نتیجه، جزو حزب شیطان خواهند شد.(1)
دو ـ سیاست سکوت و گریه
جسم حضرت فاطمه علیها السلام پس از درگذشت پدر، روز به روز بیشتر از بین میرفت و توانش کمتر میشد. قلبش هیچ آرام نداشت و چشمش دائم گریان بود. آنقدر میگریست که تاب از کف میداد. این مسئله در روز به کرات تکرار میشد. حسنین علیه السلام را در مقابل خود مینشاند و میگفت: «کجاست پدر شما که بسیار نزدش عزیز بودید و شما را بر دوش خود برمیداشت؟ کجاست پدر شما که بیش از همه بر شما مهر میورزید و اجازه نمیداد که گرد و خاک زمین بر پایتان بنشیند؟ دیگر گذشت آن دوران عزت
1) مستدرک (حاکم)، ج3، ص149.
و سربلندی، دیگر این در، هر روز به روی شما گشوده نمیشود».(1)
حضرت فاطمه علیها السلام هنگام رحلت پدر بزرگوارش صلی الله علیه و آله فرمود:
هر گاه قومی بمیرند، به خدا سوگند که کمتر یاد میشوند، ولی به خدا سوگند، یاد پدر من از روزی که رحلت کرده، افزونتر شده است. من آن وقتی را یاد میکنم که مرگ میان ما جدایی انداخت. پس خودم را به وسیله یاد پیامبر خدا، محمد صلی الله علیه و آله تسلی میدهم و به خود میگویم که مرگ راهی است که همه ما باید برویم و هر که امروز نمرده است، فردا خواهد مرد.
همچنین در مرثیه پدرش صلی الله علیه و آله فرموده است:
به آنکه در زیر طبقات زمین پنهان است، بگو: اگر تو شیون و فریاد مرا همچنان میشنوی، بر من انبوهی از مصیبتها فروریخت که اگر بر روزها فرو میریخت، همچون شبها تیره و تار میشد. آری در سایه حمایت رسول خدا صلی الله علیه و آله بودم. از بخل و دشمنی کسی ترسی نداشتم و او زینت من بود، اما امروز در برابر هر فرومایهای خاشعم و از ستم دشمن میهراسم و ستمگر را به وسیله حجاب دفع میکنم. پس اگر قُمری شب هنگام، با صدای شکسته و حزین مینالد، من بامدادان گریه و ناله سر میدهم. آری، پس از تو، باید غم و اندوه، انیس و مونس من باشد و باید در فراق تو اشک چشمم را قرین و همراه خود سازم. چه چیز است بر کسی که تربت پاک احمد صلی الله علیه و آله را بوییده است؟! تا آخر عمر، دیگر هیچ عطر دیگری را نبوید.(2)
و نیز فرموده است:
«(پدر جان!) تو حدقه چشم من بودی هر بینندهای بر تو میگرید! هر که بخواهد میتواند پس از تو در فراقت بمیرد ولی من همواره بر فراق تو بیمناکم».(1)
و نیز میفرماید:
دنیا خبر مصیبت تو را به ما داد و در دادن خبر شتاب کرد و بانگ برآورد؛ بدانید که کوچ کردن او قطعی شد و بدرود گفت.(2) همچنین آن حضرت فرمود:
به راستی که مرا کوهی بود که به سایه آن پناه میبردم، اما امروز مرا در معرض حرارت خورشید واگذاشته، چون زمین خشکی هستم! تو در کنارم پشتیبانم بودی. مادامی که چون ابری بر سرم سایه افکنده بودی، ولی امروز پس از تو، چه کسی به من بال و پر میدهد؟! وقتی که من چشم بر هم میگذارم، میدانم که بهترین جنگجو و بهترین سلاح من از دست رفته است! رحلت او فرارسید و مرا به دست عزا و مصیبت سپرد و دگرگونی روزگار بر تمام وجود من راه یافت. کلاغ سیاه پر و بالش را بر من گسترد و من در میان شمشیرها و نیزهها قرار گرفتم. به راستی که از کسی که شب و روز را سپری میکند، درشگفتم. در حالی که مرگ بین صبحگاه و شامگاه قرار دارد. امروز در برابر فرد بیچارهای خاشعم و از خواری خود پرهیز دارم و ستمکارم را با مقنعهام دفع میکنم و هرگاه قُمری با صدای شکسته و حزینش در شب روی شاخسار مینالد، من در صبحگاهان گریه و ناله سر میدهم. پس خداوند بر مصیبتی که به من وارد شده است، مرا صبر دهد که با
رفتن پیامبر از دنیا، چراغ من خاموش شد.(1)
ابن عبید ربّه میگوید:
حضرت فاطمه علیها السلام بر سر مرقد پدرش ایستاده بود و میگفت:
پدر جان! ما گرفتار فقدان تو شدیم، مانند زمینی که بیباران بماند و از همان لحظه که تو از انظار پنهان شدی، وحی و کتابها نیز از نظر ما پنهان شد. کاش پیش از تو، مرگ با ما مصادف میشد. چون مصیبت تو پیش آمد و کتابها میان ما و تو فاصله شد.(2)
ابن ابیالحدید میگوید: بسیاری از مردم، ندبه و مرثیه حضرت فاطمه علیها السلام بر پدر بزرگوارش را در روز رحلت آن حضرت و پس از آن روز نقل کردهاند که آن مرثیه الفاظ معدود و مشهوری است از جمله:
«ای پدر جان! بهشت جاودانه آرامگاه توست! ای پدر جان، که نزد پروردگار صاحب عرش، جایگاه تو است. ای پدرجان، که جبرئیل تو را پوشش داد. ای پدر جان، که پس از امروز تو را نخواهیم دید».
بعضی از مردم خاطر نشان میکنند که این ندبه و درد دلها با نوعی از تظلّم و ابراز رنج و درد همراه است؛ به دلیل جریانی که بر سر او آمده بود و او را مغلوب ساخته بود و درستی این مطلب را خدا بهتر میداند.
شیعه نقل میکند: که گروهی از صحابه، به گریههای طولانی حضرت فاطمه علیها السلام اعتراض و او را از آن همه گریه نهی کردند و گفتند: «از کنار مسجد فاصله بگیر و به یکی از اطراف مدینه برو».(3)
در حزن شدید حضرت فاطمه علیها السلام ، جبرئیل فرود میآمد و در سوگ پدر به او تسلای خاطر میداد. برای او از رسول اعظم صلی الله علیه و آله و درجه رفیع حضرتش خبر میآورد و از آینده ذریهاش به او خبر میداد. حضرت فاطمه علیها السلام این اخبار غیبی را برای امیرمؤمنان علی علیه السلام بازگو میکرد و امیرمؤمنان، علی علیه السلام آنها را مینوشت.(1)
روزی از حضرت علی علیه السلام درخواست کرد پیراهن پدرش را که وی را با آن غسل داده، نزد او بیاورد. چون آن را مشاهده کرد و بویید، چنان شیون و زاری کرد که به حالت اغماء افتاد. پس حضرت آن را از او پنهان ساخت.(2)
در یکی از روزها نیز از بلال خواست اذان گوید و بلال چنان بود که بعد از وفات رسول خدا صلی الله علیه و آله ، دیگر اذان نمیگفت. چون مؤذن رسول خدا صلی الله علیه و آله بانگ تکبیر بلند ساخت، حضرت زهرا علیها السلام دوران پدر را به یاد آورد و به گریستن پرداخت و چون ندای «اشهد ان محمداً رسول الله» سر داد، حضرت فاطمه علیها السلام با صورت بر زمین افتاد و غش کرد. بلال اذان را قطع کرد و آن را به پایان نرساند.(3)
حضرت فاطمه علیها السلام آنقدر از ظلم و ستمی که بر او رفت، شکوه کرد که سران مدینه رنجور شدند و از حضرت علی علیه السلام خواستند که او یا شب بگرید یا روز.(4)حضرت خواسته آنان را به حضرت زهرا علیها السلام گفت. ایشان فرمود: «ای ابالحسن، من مدت زیادی در میانشان نیستم و از گریه بر پدرم باز نمیایستم، نه شب و نه روز.» حضرت علی علیه السلام مانع او نشد، اما خانهای در
قبرستان بقیع به نام «بیت الاحزان»(1)برایش بنا کرد تا در آنجا گریه کند.(2)این خانه در پناه شاخههای درخت خرما ساخته شده بود(3)و صبحگاهان که فرامیرسید، حضرت فاطمه علیها السلام همراه فرزندان خود به آنجا میرفت و شبهنگام حضرت علی علیه السلام او را به منزل بازمیگرداند.(4)
دو ـ ارائه خطبه عیادت
هنگامی که حضرت فاطمه علیها السلام بر بستر بیماری افتاد و بر اثر همان بیماری درگذشت، زنان مهاجر و انصار به عیادت حضرت آمدند. سلام کردند و گفتند: «ای دختر پیامبر، چگونه هستی و با این بیماری چگونه سر میکنی»؟
حضرت فاطمه علیها السلام به درگاه خداوند سپاس گزارد و بر پدرش درود فرستاد و گفت:
به خدا سوگند، از دنیایتان سیر شدهام. بر مردانتان غضبناکم، دینداری آنان را آزمودم و سست پیمانیشان بیزارم ساخت؛ آنان به شمشیری شکسته و تیغ زنگارخورده میمانند؛ اندیشهای پست و گفتاری نارسا دارند. مردمی که خشم خدا را خریدند و جاودانی در آتش دوزخ را
1) امام شرف الدین میگوید: او (حضرت زهرا علیها السلام) و دو فرزندش و عدهای از زنان در بقیع زیر درختچهای در فراق رسول خدا صلی الله علیه و آله نوحه سرایی میکردند؛ چون آن درختچه را قطع کردند، علی علیه السلام برای فاطمه علیها السلام خانهای در بقیع ساخت که برای نوحه سرایی در آن مأوا میگرفت. این خانه همان بیت الاحزان نامیده میشود. وی همچنان میگوید: این خانه (بیتالاحزان) در هر نسلی از این امت زیارت میشد؛ چنانچه مشاهد مقدسه هم چنین بود تا اینکه به دستور ملک عبدالعزیز ابن سعود الجندی هنگامی که مسلط بر حجاز شد ویران گردید و همین طور مقدسات در بقیع هتک حرمت و ویران شد و این به مقتضای مذهب وهابیت وی بود. این واقعه در سال 1344 هجری قمری رخ داد. (النص والاجتهاد، ص 302؛ عوالم العلوم، ج11، ص 489؛ وفا الوفاء، ج3، ص 918).
2) 13 سمهودی، در تاریخ مدینه، ج2، ص 95 به نقل از: غزالی قول به استحباب نماز در مسجد حضرت فاطمه علیها السلام در بقیع را آورده است اما از غیر او بیان داشته که این مسجد در حقیقت همان «بیت الحزن» است که دخت رسول خدا صلی الله علیه و آله در ایام سوگواری خود بر پدرش، به آنجا میرفت.
3) ابوبکر خوارزمی، المختار من نوادر الاخبار، ص 191.
4) بحارالانوار، ج10، ص 51.
برگزیدند. این است حال مردان شما! و من به ناچار کار را به آنان واگذارده و سنگینی و ننگ حقکشی را برایشان بار کردم. بریده باد دست جفاکاران و نابودی و هلاک، ارزانیشان.
وای بر آنان، چرا نگذاردند حقّ در مرکز خود قرار یابد و چرا پایگاه خلافت نبوی را از خانه وحی دور کردند؟ راستی آیا سزاوار است که انسان آگاهِ بر امور دین و دنیا را کنار زنند؟ و آیا این اقدام ناصواب جز زیان آشکار چیز دیگری است؟
به خدا سوگند آنان از ابوالحسن روی گرداندند و او را نپسندیدند، چون سوزش شمشیر او را چشیدند و دیدند که او را از مرگ هراسی نیست و استوار و پایدار در صحنه مبارزه حق و باطل بر جای میماند.
سوگند به خداوند یکتا، اگر اینان علی را بر کاری که پیامبر بر عهده او نهاده بود، میگماردند؛ او به نیکی کار را به سامان میرساند، امت را با روشی آسان به راه راست میبرد. کمترین حقّی از هیچکس تباه نمیشد. نه روندگان به سختی میافتادند و نه سواران دل آزرده میشدند. علی آنان را به سرچشمه جوشان گوارای پرآبی میرساند که کاستی بدان راه نداشت، آب از همه سویش تراوش میکرد و همگی در کنار این چشمهسار پر آب سیراب میگشتند. او در پنهان و آشکار مردم را اندرز میداد، از داراییهای دنیا بهرهای نمیگرفت و خود را به حُطام آن نمیآلود. با رفتار الهی خود بر مردم آشکار میساخت که زاهد کیست و دنیاگرا کدام است؟
خدای بزرگ در قرآن میفرماید: «اگر مردم ایمان آورده و تقوا پیش میگرفتند، درهای آسمان و زمین را بر روی ایشان میگشودیم؛ اما آنان حق را تکذیب کردند و ما نیز به دلیل کارهایشان آنها را کیفر کردیم و ستمکارانشان به زودی به سزای اعمالشان خواهند رسید و ما
در برابر آنان عاجز نیستیم.»
اینک بیایید و بشنوید! راستی را که روزگار چه شگفتیها دارد! ای کاش میدانستم که مردان شما چرا چنین کردند؟ چرا با این رفتار زشت به جایگاه دردناک و ناشایست تن دردادند؟ آری، سرانجام ستمگران بد خواهد بود.
به خدا سوگند، این مردم به سان کسی هستند که بال را رها کرده و پرهای کوچک بیارزش را مقدم شمارد. پس نفرین بر مردمی که خویشتن را نیکوکار میپندارند؛ حال آنکه تبهکار و فاسدند و خود نمیدانند.
وای بر این امت! آیا انسان هدایتگر برای راهنمایی مردم سزاوارتر است یا فردی که خود راه نمییابد، مگر آن که هدایت شود؟
قسم به جان خودم که بذر فتنه را پاشیدید و دیری نپاید که ثمر آن را بچینید. آن روز که آشوب به پا شود و خونها به ناحق ریخته شود و زهرهای کشنده در کامها فرو رود.
اکنون آماده باشید که شمشیرهای آخته و فرمانروایان ستمگر بر شما سلطه خواهند یافت. گرد بلا برانگیخته خواهد شد. استبداد خودکامگان شما را از بیخ و بن ویران خواهد ساخت. اموالتان به غارت خواهد رفت و جمعتان پراکنده خواهد شد. دریغا که دیده حقیقتبین ندارید و مرا به روشنگری شما راهی نیست. آیا ما شما را به کاری واداریم که آن را خوش نمیدارید؟!
بانوان از دیدار زهرا بازگشتند و گزارش سخنرانی کوبنده حضرتش را برای همسران خود بازگو کردند. چند لحظه نگذشته بود که شماری چند از مردان مهاجر و انصار به حضور دختر پیامبر رسیدند و زبان به اعتذار
گشودند که: «ای سرور بانوان، اگر ابوالحسن این حقایق را پیش از استواری پیمان و قطعی شدن بیعت با ما درمیان میگذارد، ما هرگز به کسی جز او روی نمیآوردیم.» حضرت زهرا علیها السلام خشمگین شد و پاسخ داد:
«از من دور شوید که بعد از سهل انگاری و سستی شما دیگر عذرخواهی ثمر ندارد و کوتاهی و واپسگراییتان راه هر اقدامی را بسته است».(1)
سه ـ سخنان فاطمه علیها السلام با دختر طلحه
نقل است روزی عایشه دختر طلحه، بر حضرت زهرا علیها السلام وارد شد و آن حضرت را گریان دید، پس عرض کرد: پدر و مادرم به فدایت، چرا گریه میکنی؟ آن حضرت در جواب فرمود:
همانا پستترین افراد از قبیله تیم و مکارترین اشخاص از طایفه عَدی، ابالحسن (علی علیه السلام ) را (به جرم سبقت در تقرب به خدا و رسول او) به کوچه کشاندند و سپس با ریسمان به او نزدیک شدند و با نهایت دشمنی و کینهتوزی که در دلشان پنهان کرده بودند او را علناً در میان مردم با ریسمان به گردن آویخته، کشیدند.
آری، آنگاه که چراغ دین (رسول خدا صلی الله علیه و آله ) خاموش گشت و پیامبر امین خدا رحلت کرد، کینههای پنهانی این دو نفر بر زبانشان علنی شد و سوار بر مرکب نفس، حق مسلّم ما یعنی فدک را از ما گرفتند؛ وای بر آنکه این ملک را تملیک کرد، همانا فدک هدیه خداوند متعال بر رسول باوفایش بود و رسول خدا صلی الله علیه و آله به امر خداوند متعال و در حضور حضرت جبرئیل علیه السلام آن را به من و ذریه من هدیه کردند، پس اکنون اگر این دو نفر، ظالمانه آن را غصب میکنند و با زور مرا از آن منع
1) مجموعه مقالات الزهرا، مقاله سید عبدالرزاق مقرم، ج1، صص 154 ـ 157.
میکنند، من قضیه را به روز حشر موکول کردهام و در آنجا خواهید دید که غاصبان فدک چگونه در عمق جهنم در آتش و عذاب خواهند بود و از آب زقّوم در آنجا تناول خواهند کرد.(1)
البته حضرت زهرا علیها السلام بیانات بسیاری میان اصحاب صدیق حضرت پیامبر صلی الله علیه و آله و یاران علی علیه السلام دارد که مجال نگارش تمامی آنها در این قسمت نیست به همین دلیل تنها به یک مورد دیگر از شکواییههای ایشان درباره امت پیامبر صلی الله علیه و آله در مواجهه با ام سلمه علیها السلام میپردازیم:
روزی ام سلمه علیها السلام به عیادت وی آمد و گفت: شب را چگونه صبح کردی ای دختر رسول خدا صلی الله علیه و آله ؟
حضرت فاطمه علیها السلام فرمود:
در حالی صبح کردم که میان پریشانی و آشفتگیام. (صبح کردم) میان از دست دادن پیامبر و ستم شدن به وحی. به خدا سوگند حریم آنکه امامتش بر دیگران واجب بود، درهم شکسته شد؛ آنچه خداوند (آن را) در تنزیل، تشریع فرموده بود و رسول خدا صلی الله علیه و آله در تأویل آن را سنت داشته بود؛ (چرا که) این کار ثمره کینههای جنگهای بدر و احد است و بر (امامتش) نفاق مکنت یافته به واسطه سخنچینی (چیره شده). به هدف خود نیز که رسیدند، از روی عناد، تهدیدات خود را متوجه ما ساختند و با سنگدلی تمام پایههای ایمان را فروریختند و از آنچه وعده بر حفظ رسالت و کفالت مؤمنان داشته شده بود، مأیوس شدند و بعد از چیرگیشان بر انتقام کشیدن خون پدرانشان در سرزمینهای بلا و جایگاههای شهادت به بهرههایشان از کالای فریبنده
1) امالی (طوسی)، ج1، ص204؛ اللمعة البیضاء، ص776؛ بحارالانوار، ج29، ص182.
فصل چهارم: تحلیلی بر اندیشه تابناک حضرت زهرا علیها السلام
زیر فصل ها
زیر فصل ها
الف) خطبه معروف حضرت در مدینه
ب) جریانشناسی غدیر و دفاع از آن
ج) روایت حدیث
الف) خطبه معروف حضرت در مدینه
فدک ارث نبود، هدیه و بخشش پیامبر بر حضرت فاطمه علیها السلام در زمان حیات آن بزرگوار بود. مدتی در تصرف حضرت بود و اعمال مالکیت از طرف حضرت فاطمه علیها السلام بر آن شده بود، اما در مغالطه علمی و دروغپردازی منافقان در صدر اسلام فدک را غصب کردند. نام ارث بر آن گذاردند و سپس با روایتی مجهول و مجعول فریاد برآوردند که انبیای الهی ارث باقی نمیگذارند. بر همین اساس حضرت فاطمه علیها السلام برای احقاق حق و ابطال باطل با تکیه بر براهین روشن قرآنی در مباحثهای علمی ثابت کردند که اگرچه فدک ارث باشد، حق ایشان است و پیامبران دارای ارث و میراث هستند. ایشان اینگونه فرمود:
شما خیال میکنید که ما هیچگونه ارثی از رسول خدا صلی الله علیه و آله نداریم، آیا از احکام جاهلیت پیروی میکنید؟
«أَفَحُکْمَ الْجَاهِلِیةِ یبْغُونَ وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللّهِ حُکْمًا لِّقَوْمٍ یوقِنُونَ»؛ آیا
خواستار حکم جاهلیتاند و برای مردمی که یقین دارند، داوری چه کسی بهتر از داوری خدا است؟!(1)
آیا نمیفهمید، آیا تردید دارید که من دختر پیامبر هستم؟ با اینکه چون آفتاب روشن است که من دختر پیامبرم، ای مسلمانان! آیا رواست که من از ارث خود محروم گردم؟
آیا عمداً کتاب خدا را ترک کرده و احکام آسمانی را پشت سر انداختید؟ آنجا که خداوند میفرماید: «وَ وَرَثَ سَلیمانُ داوُدَ؛ و سلیمان از داود ارث برد».(2)
و در داستان حضرت یحیی بن زکریا، از قول زکریا میفرماید:
«فَهَب لی من لَدُنکَ وَلیّاً یَرِثُنی وَ یَرِثُ مِن آلِ یَعقوب؛ پس از جانب خود ولی [و جانشینی] به من ببخش که از من ارث برد و از خاندان یعقوب [نیز] ارث برد».(3)
«وَ اولواالاَرحامِ بَعضُهُم اَولَیِ ببَعضٍ فی کِتابِ اللهِ؛ خویشاوندان به یکدیگر [از دیگران] در کتاب خدا سزاوارترند. آری خدا به هر چیزی داناست».(4)
«یوصِیکُمُ اللهُ فی اَولادِکُم لِلذَّکَرِ مِثلُ حَظِّ الاُنثَیَینِ؛ خداوند به شما در باره فرزندانتان سفارش میکند. سهم پسر چون سهم دو دختر است».(5)
و میفرماید:
«اِن تَرَکَ خَیراً اَلوَصِیَّةُ لِلوالِدَینِ وَالاَقرَبینَ بِالمَعروفِ حَقّاً عَلَی المُتَّقینَ؛ اگر مالی بر جای گذارد، برای پدر و مادر و خویشاوندان [خود] به طور پسندیده وصیت کند؛ [این کار] حقی است بر پرهیزگاران».(1)
شما گمان میبرید که از برای من حظّ و نصیبی (از ارث پدر) نیست و نباید از پدرم ارث ببرم، و قرابتی بین ما وجود ندارد.
آیا خداوند متعال در این آیات شریفه، همه مردم را به طور عموم در نظر گرفته است و همه طبقات مشمول این آیات نیستند؟ و پدرم از عمومیت این آیات، خارج است؟ آیا من و پدرم از افراد یک ملت و آیین نیستیم؟ آیا شما در تشخیص عموم و خصوص و دلالت آیات قرآن، از پدرم و پسر عمویم آگاهترید؟!
امروز چنین کنید، ولی فردای قیامت، خدای بزرگ بین ما و شما داوری میکند. در آن روز پیشوا، پیامبر صلی الله علیه و آله است و در آن وعدهگاه، اهل باطل در خسران عظیمی قرار گرفتهاند؛ ولی پشیمانی آنها هیچگونه سودی به حالشان نخواهد داشت.
«وَ لِکُلِّ نَبَاءٍ مُستَقَرٌ؛ برای هر خبری، هنگام [وقوع] است و به زودی خواهید دانست».(2)
«فَسَوْفَ تَعلَمونَ مَن یأتیهِ عَذابٌ یُخزِیه وَیَحِلُّ عَلَیهِ عَذابٌ مُقیمٌ؛ به زودی خواهید دانست چه کسی را عذابی خوارکننده درمیرسد و بر او عذابی پایدار فرود میآید».(3)و(4)
از بارزترین خصوصیات اخلاقی حضرت زهرا علیها السلام ، صداقت گفتار و رفتار
اوست. آنچه که حتی در متون اهل تسنن نیز بدان اشاره شده است (موضوع مدرس بغدادی و پرسش شاگرد) آنچه حضرت زهرا علیها السلام درباره حقوق خود ابراز میکرد از دو صورت خارج نیست:
اگر حق با حضرت نبود و ادعایی نابجا درباره اموال فدک میکرد، پس این نقصان اول به پیامبر صلی الله علیه و آله بازمیگشت و هم به موضوع مباهله ـ که در آن موضوع، بزرگان مسیحی نجران از ادعای خود مبنی بر مباهله سرباز زده و انصراف دادند؛ که این خود نشان از صداقت اهل بیت علیها السلام داشت. دوم به علی علیه السلام بازمیگشت که کفو مولا علیه السلام میبایست، از هر لحاظ بینظیر باشد تا بتوان او را همسری شایسته برای شریفترین مرد موحد در اسلام دانست. سوم به تربیت پیامبر صلی الله علیه و آله بازمیگشت که با وجود اینکه پدر معنوی امت و آموزگار اعراب جاهلی و نادان عصر بود، نتوانسته است، فرزندی راستگو و راستپیشه تربیت کند.
پس از مطالب فوق نتیجه میگیریم ادعای مخالفان حضرت صدیقه علیها السلام ، باطل بوده و چهرهای معصوم همچون حضرت نمیتوانست به اعتبار دستکم آنچه گفته شد ادعای باطل کند و نسبت به مسلمانان ادعایی ناصواب داشته باشد. پس ممانعت دشمنان حضرت زهرا علیها السلام از احقاق حق او، تأکید بر حق اوست و جز این نمیتواند باشد. پس آنچه مخالفان حضرت ادعا کرده یا در کتب سلفیها ادعا میشود، کذب است.
ب) جریانشناسی غدیر و دفاع از آن
غدیر روز اتمام نعمت و اکمال دین، حادثه بزرگ و آسمانی بود که در زمین ظهور و بروز داشت. روزی که خط نجات بشر از آن ریشه میگرفت و زمینه
حکومت بهترین انسانها را فراهم میساخت، اما به همان اندازه اهمیت و تأکیدی که پیامبر بر آن داشتند، دشمن کینهتوز و منافق خیانتپیشه با پیام غدیر دشمنی داشت و فکر محو آن را در ذهن میپروراند. یکی از مدافعان سرسخت غدیر، حضرت زهرا علیها السلام است. ایشان درباره غدیر میفرماید:
محمود بن لبید میگوید: پس از رحلت رسول خدا صلی الله علیه و آله حضرت فاطمه علیها السلام را در کنار قبر حضرت حمزه در احد، در حال عزاداری و گریه مشاهده کردم، فرصت را غنیمت شمرده، سؤال کردم: «آیا برای امامت علی علیه السلام از سخنان رسول خدا میتوان دلیلی آورد»؟ حضرت زهرا علیها السلام فرمود:
وا عَجَباهُ اَنَسیتُم یَومَ غَدیرِ خُمٍّ؟ سَمِعتُ رَسول اللهِ یَقولُ:
عَلیٌّ خَیرُ مَن اُخَلِّفُهُ فیکُم وَهُوَ الاِمامُ وَالخَلیفَةُ بَعدی، سِبطایَ وَ تِسعَةٌ مِن صُلبِ الْحُسَین علیه السلام اَئِمَّةٌ اَبرارُ، لَئِنِ اتَّبَعتُموهُم وَجَدتُموهُمهادینَ مَهدیینَ وَ لَئِن خالَفتُموهُم لَیَکونُ الاِختِلافُ فیکُم اِلی یومِ الْقیامَة؛ شگفتا! آیا حادثه عظیم غدیر را فراموش کردهاید؟ شنیدم که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: علی علیه السلام بهترین کسی است که او را جانشین خود در میان شما قرار میدهم. علی علیه السلام امام و خلیفه بعد از من است و دو فرزندم حسن و حسین علیه السلام و نه نفر از فرزندان حسین علیه السلام پیشوایان و امامانی پاک و نیکاند. اگر از آنها اطاعت کنید شما را هدایت خواهند کرد و اگر مخالفت ورزید، تا روز قیامت بلای تفرقه و اختلاف میان شما حاکم خواهد شد.(1)
حضرت زهرا علیها السلام هر جا لازم بود با یادآوری حدیث غدیر، اندیشه انسانهای فریبخورده را هدایت و بیدار میکرد و بارها تذکر میداد:
1) نهج الحیاة، صص 39 و 38، ح 16.
اَنسیتُمْ قَوْلَ رَسُولِ اللّه صلی الله علیه و آله یَوْمَ غَدیرِ خُمٍّ: مَنْ کُنْتُ مَوْلاهُ فَعَلِیُّ مَولاهُ؟ وَ قَولَهُ صلی الله علیه و آله اَنتَ مِنّی بِمَنزِلَةِهارونَ مِن موسی؛ آیا فراموش کردید سخنان رسول خدا صلی الله علیه و آله در روز غدیر که فرمود: هر که را من مولا و رهبر میباشم، علی علیه السلام نیز مولای اوست و آیا فراموش کردید که به علی علیه السلام فرمود: یا علی موقعیت تو نسبت به من همانند هارون به موسی است. (1)
حضرت زهرا علیها السلام در پاسخ به بیتفاوتیهای بهانهجویان که میگفتند: «اگر علی علیه السلام زودتر شروع میکرد و برای مردم صحبت مینمود، منحرف نمیشدیم» یا کسانی که عذر بدتر از گناه میآوردند، میفرمود:
«فما جَعَلَ اللّهُ لاَِحَدٍ بَعْدَ غَدیرِ خُمٍّ مِنْ حُجَّةٍ وَ لا عُذْرٍ؛ پس از حادثه عظیم غدیر خم، خداوند برای هیچ کس عذر و بهانهای باقی نگذاشته است».(2)
و آنگاه که مهاجران و انصار در عذرخواهی پافشاری کردند، فرمود:
«اِلَیکُم عَنّی فَلا عُذرَ بَعدَ تَعذیرِکُم وَالْاَمرُ بَعدَ تَقصیرِکُم هَل تَرَکَ ابی یَوْمَ غَدیرِ خُمٍّ لاَحَدٍ عُذراً؟؛ دور شوید و مرا به حال خود گذارید. پس از کوتاهی و سهلانگاری، جایی برای عذرخواهی نمانده است، آیا پدرم پیامبر صلی الله علیه و آله پس از حادثه غدیر خم جایی برای عذرتراشی و بیتفاوتی باقی گذاشته است؟».(3)
ج) روایت حدیث
حضرت زهرا را محدثه و عالمه ای در جهان اسلام میدانیم و دلیل نامگذاری ایشان به نام محدثه، تسلطش بر تفسیر قرآن و احادیث قدسی و نبوی است.
همچنین ایشان از پدر بزرگوارشان حدیثهای بسیاری نقل کردهاند و دانش و معارف اسلامی را به خوبی در تحلیل و تفسیر و تأویل قرآن به کار میبردند. بیشتر علما و دانشمندان به مطالب و روایات ایشان توجه کردند و بسیاری از راویان «موثق» از ایشان حدیث روایت کردهاند که به معرفی اسامی آنها میپردازیم:
ابن ابیملیکه؛ ابوبکر عبیدالله بن ابیملیکه مکی، قاضی و موذّن عبدالله بن زبیر بود. وی از گروهی از صحابه روایت کرده است.
ابوایوب انصاری؛ زید بن خالد خزرجی از قبیله بنی النجار بود که در بسیاری از جنگها با رسول خدا صلی الله علیه و آله و حضرت علی علیه السلام همراه بود. وی دارای اخبار فراوان و آثار ارزشمندی بود.
ابوسعید خدری؛ سعد بن مالک بن سنان خزرجی، از بزرگان اصحاب رسول خدا صلی الله علیه و آله و حضرت فاطمه علیها السلام بودند. او از جمله دانشمندان انصار بود و روایتی از حضرت فاطمه علیها السلام نقل کرده است.
اسماء بنت عمیس؛ وی از زنان مسلمان مهاجر، و همان اسماء بنت عمیس بن معبد خثعمی است.
ام کلثوم؛ دختر حضرت علی علیه السلام .
بشیر بن زید؛ بشیر بن زید یکی از شش نفری است که در زمان رسول خدا صلی الله علیه و آله قرآن را جمعآوری کردند.
جابر بن عبدالله انصاری؛ جابر از بزرگان اصحاب رسول خدا صلی الله علیه و آله بود. او در هفده غزوه با رسول خدا صلی الله علیه و آله بود و با حضرت علی علیه السلام نیز در صفین حضور داشت.
حسن بن علی علیه السلام ؛
حسین بن علی علیه السلام ؛
حکم بن ابینعیم؛ ابوحاتم او را صالح الحدیث خوانده و ابن حبّان در زمره راویان ثقه یاد کرده است.
ربعی بن خراش؛ ربعی بن خراش از جمله تابعین بوده است.
زینب دختر ابورافع؛ وی از جمله زنان صحابی بود و پدرش ابورافع، غلام رسول خدا صلی الله علیه و آله بود.
زینب دختر علی علیه السلام ؛
سلمان فارسی؛ ابوعبدالله سلمان فارسی، معروف به سلمان الخیر از جمله بزرگان اصحاب و خواص رسول خدا صلی الله علیه و آله بود.
سهل بن سعد انصاری؛ سهل بن سعد بن مالک ساعدی انصاری با کنیه ابوالعباس از جمله نخبگان اصحاب رسول خدا صلی الله علیه و آله و آخرین باقیمانده از اصحاب رسول خدا بود.
شبیب بن ابیرافع؛ وی پسر ابورافع غلام آزاد شده رسول خدا صلی الله علیه و آله بود.
عباس بن عبدالمطلب؛ ابوالفضل عباس بن عبدالمطلب عموی رسول خدا صلی الله علیه و آله پس از جنگ بدر اسلام آورد.
عبدالله بن حسن؛ وی پسر فاطمه صغری، دختر امام حسین علیه السلام و نواده امام مجتبی علیه السلام است. او از مادرش فاطمه و از جدش امام حسین علیه السلام و از جدهاش فاطمه کبری به صورت مرسل حدیث نقل کرده است.
عبدالله بن عباس؛ وی از دانشمندان اصحاب و فضلای آنها است.
عبدالله بن مسعود؛ وی از بزرگان و دانشمندان اصحاب رسول خدا صلی الله علیه و آله بود. او در جنگ بدر و حدیبیه حضور داشت.
علی بن ابی طالب علیه السلام ؛
علی بن الحسین علیه السلام ؛
عوانه بن حکم؛
فاطمه بنت الحسین؛ وی فاطمه صغری همسر حسن بن حسن مجتبی علیه السلام معروف به حسن مثنی است. از مادر بزرگ خود به صورت مرسل نقل میکند. چون او خود حضرت زهرا علیها السلام را ندیده است.
قاسم بن ابی سعید خدری؛
26.هارون بن خارجه؛ احتمالا وی همان هارون بن خارجه انصاری کوفی و یا هارون خارجه صیرفی از اصحاب امام صادق علیه السلام باشد.
هشام بن محمد؛
یزید بن عبدالملک؛ ابومغیره یزید بن عبدالملک بن مغیرة بن نوفل بن حارث بن عبدالمطلب نوفلی، وی از پدرش، از قول جدش، از حضرت زهرا علیها السلام روایت میکند او را صاحب «جامع الرّوات» از اصحاب امام باقر علیه السلام برشمرده است.(1)
زیر فصل ها
الف) ادعیه و ازدکار
ج) در مکتب علمی زهرا علیها السلام
الف) ادعیه و ازدکار
از حضرت زهرا علیها السلام ادعیه و اذکاری در کتابهای مختلف روایت شده که امروزه حتی از بسیاری آنها مراقبت و مداومت میشود. مثل نماز حضرت زهرا علیها السلام و دعای نور و تسبیحات اربعه ایشان؛ که در کتاب وزین «مفاتیح
1) مسند فاطمه الزهرا علیها السلام، صص 658 ـ 671.
الجنان» اثر ارزشمند و جاودانه مرحوم محدث شیخ عباس قمی رحمه الله موجود و در دسترس همگان است.
احمد بن حسن قطان از زید بن علی از پدران بزرگوارش از حضرت فاطمه علیها السلام نقل کرده است که میفرماید:
از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدم که میفرمود: روز جمعه را ساعتی است که مرد مسلمان آن ساعت را مراقبت و درخواست خیری را در آن ساعت از خدای عزوجل نمیکند؛ مگر اینکه خداوند آن خیر را به وی مرحمت کند.
میگوید: عرض کردم: یا رسول الله! آن ساعت کدام ساعت است؟
فرمود: وقتی که نصف قرص خورشید از چشم ناپدید شود.
راوی میگوید: حضرت فاطمه علیها السلام به غلام خود میفرمود: بالای دیوار برو! هر وقت دیدی قرص خورشید در حال غروب کردن است؛ خبر کن تا دعا کنم.(1)
حضرت زهرا علیها السلام به سلمان گفت: «آیا میخواهی کلامی را به تو بیاموزم».
سلمان میگوید: عرض کردم: «سرورم آن را بیاموزید»!
فرمود: «اگر دوست داری که هیچ وقت تب تو را نیازارد تا زندهای در دنیا به این کلام مواظبت کن».
سپس سلمان گفت:
دعای نور را به من آموخت؛
به نام خدای بخشاینده مهربان؛
به نام خدای نور (عالم) به نام خدای نور نور (جهان هستی) به نام
1) معانی الاخبار، ص 399.
خدایی که نوری است بالای نور. به نام خدایی که تدبیرکننده کارهاست به نام خدایی که نور (عالم) را از نور (خود) آفرید. ستایش خاص خدایی است که نور را از نور آفرید و نور را بر کوه طور در میان نامهای نازل فرمود؛ نوشته شده و ورقهای گشوده به اندازه معیّن بر پیامبری دانشمند، ستایش خاص خدایی است که او به عزت و شوکت یاد شده و به فخر مشهور است و در هر حال در خوشی و ناخوشی سپاسگزاری شده است.
سلمان میگوید: «من آن کلمات را آموختم و به خدا سوگند که من آنها را بر بیش از هزار تن از مردم مدینه و مکه و افراد مبتلا به تب تعلیم دادم و همه آنها به اذن خدا بهبود یافتند».(1)
دعای دیگری از بانوی بزرگوار اسلام حضرت زهرا علیها السلام است که میفرمایند:
خداوندا بدانچه بر من روزی کردهای قانعم گردان و تا وقتی که مرا در این دنیا نگه داشتهای، عیبهایم را بپوشان و همیشه سالم بدار و چون مرا از دنیا بردی، ببخش و بیامرز!
خداوندا، مرا در طلب چیزی که برایم مقدر نکردهای، ناتوان مکن و آن چیزی که بر من مقدر فرمودهای، برایم سهل و آسان گردان!
خداوندا، بر پدر و مادرم و هر که حق نعمتی بر من دارد، بهترین پاداش را مرحمت کن! خداوندا، مرا برای آنچه آفریدهای، فارغ گردان و مرا به آنچه خود عهدهدار شدهای تا برایم فراهم سازی، مشغول نگردان و گرفتار عذابم نکن و من از تو آمرزش طلب میکنم، مرا محروم نگردان و من از تو درخواست دارم؛ خداوندا، نفس مرا در
1) مهج الدعوات، صص 5 ـ 7.
پیش خودم خوار کن و مقام خودت را در دل من بزرگ گردان و طاعت خودت را و عمل بر آنچه میپسندی و دوری از آنچه که باعث خشم تو میگردد بر دلم الهام فرما! ای بخشندهترین بخشایندگان.(1)
دعای دیگری از حضرت فاطمه علیها السلام به شرح زیر است:
حضرت زهرا علیها السلام به دیدار رسول خدا صلی الله علیه و آله رفت. پیامبر فرمود: «آیا مایلی که تو را توشهای دهم»؟!
عرض کرد: «آری، یا رسول الله!» فرمود: بگو «خداوندا، ای پروردگار ما و پروردگار همه چیز، ای فرستنده تورات و انجیل و فرقان! ای شکافنده دانه و هسته! من از شر هر جنبندهای به تو پناه میبرم که اختیار کامل او در دست تو است. تو سرآغازی و پیش از تو هیچ چیز نبوده و تو آن سرانجامی که پس از تو چیزی نخواهد بود و تو آن ظاهری که بالاتر از تو چیزی نیست و آن باطنی هستی که پس از تو چیزی نیست؛ بر محمد و خاندان محمد صلی الله علیه و آله درود فرست و قرض مرا ادا کن و مرا از نیازمندی، بینیاز فرما و هر کاری را بر من آسان کن! ای بخشندهترین بخشایندگان!(2)
در احادیث ائمه اطهار علیهم السلام تأکید و تشویق بسیاری ـ درباره تسبیحات اربعه وارد شده است. تا آنجا که امام باقر علیه السلام میفرماید: «ما عُبِدَ اللَّهُ بِشَیی ءٍ مِنَ التَّحْمِیدِ اَفْضَلَ مِنْ تَسْبِیحِ فاطِمَةَ علیها السلام وَلَوْ کانَ شَیی ءٌ اَفْضَلَ مِنْهُ لَنَحَلَهُ رَسُولُ اللَّهِ فاطِمَةَعلیهاالسلام؛ از جهت حمد و ذکر، خدا با چیزی بهتر از تسبیح حضرت فاطمه زهرا علیها السلام عبادت نشده است. اگر عملی بهتر از آن بود، پیامبر خدا آن را به زهرا علیها السلام
عطا میکرد».(1)
امام صادق علیه السلام نیز فرمودهاند:
«تَسبیحُ فاطِمَةَ فی کُلَّ یومٍ دُبُرَ کُلِّ صَلواةٍ اَحَبُّ اِلَی مِن صَلوةِ اَلفِ رکعَةٍ فی کُلِّ یومٍ و اِنّا لَنَا مُرُصِبیا نَنا بِهِ کَما نَأمرهُم بِالصَّلوة؛ تسبیح فاطمه علیها السلام درهر روز بعد از نماز نزد من محبوبتر از هزار رکعت نماز در هر روز است و ما کودکان خود را به آن امر میکنیم، همانگونه که ایشان را به نماز دستور میدهیم».(2)
تا آنجا که در روایت اهل بیت علیهم السلام آمده است:
«اِنَّ الصَّلوةِ الخالِیةَ مِنهُ تُرَدُّ عَلی صاحِبِها؛ نماز خالی ازآن به سوی صاحبش برگردانده میشود؛ زیرا عبادتی که همراه با تسبیح زهرا علیها السلام باشد، بهسان خلعتی مزین است و با لباسی بیپیرایه و تزیین، قابل مقایسه نیست».(3)
درباره تسبیحات اربعه حضرت زهرا علیها السلام روایتهای بسیاری به شرح زیر نقل شده است:
احمد بن محمد بن خالد برقی از حضرت امام صادق علیه السلام نقل کرده است: «هر که پس از ادای نماز واجب، پیش از آنکه از جا بلند شود، تسبیح فاطمه صلی الله علیه و آله را صد بار بگوید و به دنبال آن یک لا اله الا الله، خداوند گناهان او را بیامرزد».(4)
ابوجعفر صدوق از ابوهارون مکفوف، به نقل از امام صادق علیه السلام آورده است که به ابوهارون مکفوف فرمود: «ابوهارون، من بچههایم را به گفتن تسبیح حضرت زهرا علیها السلام امر میکنم، چنانکه به انجام نماز وامی دارم؛
بنابراین تو هم آن را ادامه بده که هیچ بندهای آن را ادامه نداده که خوشبخت نشود.(1)
دیلمی در اعلام الدین میگوید: «بیبی فاطمه علیها السلام در حال نماز از خوف و خشیت الهی نفسش به شماره میافتاد» (ضعف میکرد).(2)
حافظ ابونعیم به نقل از علی علیه السلام آورده است که فرمود:
«حضرت فاطمه علیها السلام باردار بود، وقتی که نان میپخت، شعله آتش تنور به شکمش میخورد، خدمت رسول خدا صلی الله علیه و آله رسید و از او خدمتگزاری درخواست کرد».
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود:
من خدمتگزار نمیدهم و (بهای) آنها را به اصحاب الصّفه واگذار کردهام تا شکمشان از گرسنگی سیر شود. آیا شما را به چیزی نیکوتر از این راهنمایی نکنم؟
وقتی که به بستر خواب رفتید، سی و سه مرتبه سبحان الله، سی و سه مرتبه الحمدالله و سی و چهار مرتبه الله اکبر میگویید.(3)
محمد بن یعقوب کلینی به نقل از حضرت باقر علیه السلام آورده است که فرمود: «خداوند به زمزمه و ترنمی عبادت نشده است که بالاتر از تسبیح حضرت فاطمه علیها السلام باشد و اگر چیزی بالاتر از او بود، هر آینه رسول خدا صلی الله علیه و آله آن را به فاطمه میآموخت».(4)
صدوق از قول پدرش و او از محمد بن مسلم نقل کرده است که
میگوید: حضرت باقر علیه السلام فرمود:
هر کس تسبیح حضرت زهرا علیها السلام را بگوید سپس برای خود استغفار کند، خداوند او را میآمرزد. تسبیح فاطمه به زبان صد مرتبه است، ولی در میزان هزار برابر و نیز سبب طرد شیطان و رضای خدای رحمان است.(1)
ج) در مکتب علمی زهرا علیها السلام
در مکتب ایشان، شاگردان و تربیتیافتگان و راویان حدیث بسیاری بودند که تحت تعلیم و تربیت آن حضرت بودهاند و این دلیل بر امتیاز بالای علمی است که با وجود صحیفه فاطمیه قابل اثبات است. اکنون برخی از احادیث ایشان را که نمونه مکتب حضرت زهرا علیها السلام هستند، در زیر میآوریم:
«هر که خالصترین عبادت خود را به سوی خداوند بالا بفرستد، خداوند متعال نیز برترین و بهترین مصلحت و تقدیرش را برای او پایین میفرستد».(2)
«خوشرویی به چهره مؤمن، بهشت را برای او واجب میکند و خوشرویی به چهره معاند و دشمن، انسان را از عذاب جهنم حفظ خواهد کرد».(3)
«بهترین شما کسانی هستند که متواضعتر و خوشبرخوردتر از همه باشند و بیشتر از همه به زنان خود احترام کنند».(4)
«نزدیکترین حالت زن به خداوند، زمانی است که ملازم خانه خویش
گردد» (و از دیدن نامحرمان به دور باشد).(1)
«آنگاه که در روز قیامت محشور گردم، گنهکاران امت پدرم، پیامبر خدا صلی الله علیه و آله ، را شفاعت خواهم کرد».(2)
«روزهداری که زبان، چشم، گوش و سایر اعضایش را از حرام و گناه حفظ نمیکند، روزهاش چه نفع و ثمرهای دارد بر حال او؟»(3)
«همانا ما (اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام ) وسیلههای خداوند روی زمین هستیم و همانا ما بندگان برگزیده خداوند و پاکان و پاکیزگان درگاه او هستیم و ماییم حجتهای الهی برای ایمان آوردن بندگان او به غیب و ماییم وارثان همه انبیا و اولیای الهی».(4)
«همانا خوشبخت به معنای کامل و واقعی آن کسی است که حضرت علی علیه السلام را زندگی خویش و بعد از مرگش دوست بدارد».(5)
«هر که سورههای حدید، واقعه، الرحمن را قرائت کند در آسمانها و زمین به ساکن بهشت معروف میشود».(6)
چون رسول خدا صلی الله علیه و آله از دنیا رفتند زنان بنیهاشم جمع شدند تا حضرت فاطمه علیها السلام را در عزایش همراهی کنند؛ حضرت خطاب به ایشان فرمود: «این تعداد و جمعیت و مراسم خشک و توخالی را رها کنید و عوض آن به دعا و
1) النوادر، ص14؛ بحارالانوار، ج100، ص250، ح40.
2) نهج الحیاة، ص205؛ احقاق الحق، ج19، ص129.
3) بحارالانوار، ج93، ص295.
4) السقیفه و فدک، ص101؛ مواقف الشیعه، ج1، ص474.
5) دلائل الامامه، ص7؛ ینابیع المودة، ص213؛ العمدة، ص200؛ بشارة المصطفی، ص149.
6) کنزالعمال، ج1، ص582؛ فیض الغدیر، ج4، ص614؛ الدّرالمنثور، ج6، ص140؛ الجامع الصغیر، ج2، ص 234.
قرائت قرآن و فاتحه بپردازید».(1)
روزی رسول خدا صلی الله علیه و آله خطاب به من فرمود: «ای فاطمه، هر کس برای تو صلوات بفرستد، خداوند او را مورد آمرزش خویش قرار میدهد و در هر کجای بهشت که من باشم، او را به من ملحق خواهد ساخت».(2)
فرمود: «پدرم رسول خدا صلی الله علیه و آله به من خبر دادند که هر کس سه روز به من (رسول خدا صلی الله علیه و آله ) و به دخترم (حضرت فاطمه علیها السلام ) سلام کند، خداوند متعال بهشت را برای وی واجب میکند».(3)
همچنین درباره شاگردپروری ایشان، روایات بیشماری نقل شده است که به یکی از آنها اشاره میشود:
بانویی نزد حضرت فاطمه علیها السلام آمد و گفت: ای دختر پیامبر صلی الله علیه و آله ! مادری ناتوان در خانه دارم که در نماز خویش دچار اشتباه میشود؛ مرا فرستاده است تا از شما چارهاندیشی کنم.
حضرت فاطمه علیها السلام با مهر بسیار به پرسشهای او پاسخ گفت و او رفت. بار دیگر آمد تا این پرسش و پاسخ به 10 بار رسید. آن زن از آن همه رفت و آمد شرمنده شد و از حضرت فاطمه علیها السلام پوزش خواست، اما حضرت فرمود: «نه، اشکالی ندارد. باز هم در صورت نیاز بیا و هر چه خواستی بپرس، که من از پاسخگویی به پرسشهای علمی و دینی شما احساس خستگی نمیکنم. آنگاه فرمود: دوست من! اگر فردی استخدام گردد تا بار سنگینی را تا ارتفاع بالا، همچون پشت بام، بالا برد و در برابر آن یکصد هزار دینار پاداش دریافت کند، آیا این
کار برای او خستهکننده جلوه میکند»؟
دخترِ دانش پژوه پاسخ داد: «نه، یا فاطمه علیها السلام »
حضرت فاطمه علیها السلام فرمود: «من در برابر هر پرسشی که پاسخ میدهم، پاداشی فراتر از لبریز شدن دانههای مروارید میان زمین و عرش دریافت میدارم؛ اینک آیا زیبنده است که پاسخ به پرسشهای تو برایم گران آید؟ از پدرم رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدم که میفرمود:
دانشمندان عدالتخواه، در حالی وارد محشر میشوند که به هر کدام به اندازه دانشی که اندوختهاند و به مقدار کوششی که در راه هدایت انسانها نمودهاند، خلعتها و مدالهای کرامت ارزانی میگردد. گاه به برخی از آنان به پاداش دانشطلبی بسیار و جهاد علمی و عقیدتی همیشگیاش هزاران مدال داده میشود. آنگاه از جانب پروردگار ندا میرسد: ای کسانی که امت رسول خدا صلی الله علیه و آله را از نظر علمی و فکری مدیریت کردید و پس از رحلت پدرانشان از آنان به شایستگی مراقبت به عمل آوردید و به آنها روح بخشیدید و با دانش و بینش، جانشان را طراوت و شادابی ارزانی داشتید، اکنون به اندازه دانشی که به آنها آموختید، به شما خلعت و مدال هدیه میگردد.(1)
1) بحارالانوار، ج2، ص 3؛ ریاحین الشریعة، ج2، ص 130؛ به نقل از: فاطمه علیها السلام، نسیم بهشت، صص 181 و 182.
فصل پنجم: معراج و شهادت حضرت زهرا علیها السلام
زیر فصل ها
روزهای رنجوری و بستری شدن
وصیت
روز شهادت
واپسین سخن
کتابنامه
در یکی از روزهایی که حضرت فاطمه علیها السلام در بستر رنج و درد افتاده بود، پدرش رسول خدا صلی الله علیه و آله را در خواب دید و از رخدادهایی که برای او روی داده بود، شکوه کرد؛ اما حضرت به وی فرمود: «تو به زودی به من ملحق خواهی شد».
مرتبه دیگر در رؤیا مشاهده کرد، فرشتگان بسیاری در صفوف منظم به زمین فرود آمده و در حالی که دو ملک در صف مقدم آنان بودند، وی را به آسمان بردند. در آنجا قصرهایی باشکوه و بستانهایی خرم ملاحظه کرد که میانشان دخترانی بودند که با دیدن بانوی خود خندان به سوی او شتافتند و گفتند:
آفرین بر فردی که بهشت برای او خلق شده و ما برای پدرش خلق شدیم. پس از آن ملائکه همچنان او را بالا بردند تا اینکه وی را وارد سرایی کردند که در آنجا کاخهایی بسیار و در کاخها سرسراهایی لا تُعَدُّ و لا تُحصی قرار داشت که با چوبهای سندس و پارچههای دیبا آراسته شده بود و غیر از ظروف زرین و سیمگون، چیزهای فراوانی از غذاهای رنگارنگ وجود داشت و نهرهایی از شیر سپیدتر و از مشک خوشبوتر را دید.
حضرت فاطمه علیها السلام پرسید: «این سرا و این نهرها از آن کیست»؟
گفتند:
این سرا همان فردوس اعلی است که بهشتی بالاتر از آن نیست و آن خانه پدر تو و هر که از انبیای سلف او باشد و هر که خداوند او را دوست بدارد و این نیز همان نهر کوثر است که خداوند به پدرت وعده داده است که آن را تنها به او بدهد.
فرمود: «پدرم کجاست»؟
گفتند:
«هماکنون وارد میشوند.» در این حال قصرهایی عالیتر از قصرهای گذشته و فرشهایی بهتر از فرشهایی که پیشتر دیده بود، در برابر چشم حضرت فاطمه علیها السلام پدیدار شد و پدر بزرگوارش را مشاهده کرد که بر فراز آن فرشها جلوس فرمودهاند و جمعی نیز نزد ایشان حضور دارند. رسول خدا صلی الله علیه و آله با مشاهده دخت مطهر خود وی را در آغوش گرفتند و بین دو چشمانش را بوسیدند و فرمودند: «دخترم میبینی، خداوند چه برایت تهیه دیده؟ آنچه بر آن وارد میشوی».
بعد از آن قصرهایی رفیع به او نشان دادند که در آنها انواع چیزهای شگفت و دلربا به چشم میخورد. به او فرمودند: «این سرای تو است و سرای شوهرت و فرزندانت و سرای هر آنکه تو و آن دو را دوست داشته باشد، پس آسودهخاطر باش چند روزی دیگر نزد من خواهی بود».
حضرت زهرا علیها السلام مسرور از خواب برخاست و رؤیا را برای امیرمؤمنان حکایت کرد.(1)
در روایت از امام باقر آمده است، حضرت زهرا علیها السلام در آن روزهای
1) دلائل الامامه، ص 43.
دردمندی، این ذکر را پیوسته بر زبان داشت.
«یا حَیُّ یا قَیُّومُ بِرَحْمَتِکَ اَسْتَغِیثُ فَاَغِثْنِی. اَللّهُمَّ زَحزِحنی عَنِ النّارِ واَدخِلنی الجَنَّةَ وَاَلحِقنی بِاَبی مُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله ؛ ای زنده همیشه، به رحمت تو امید فریادرسی دارم، پس به فریاد برس. خدایا مرا از آتش دوزخ بازدار، به بهشت واردم ساز و مرا به پدرم ملحق نما».
حضرت علی علیه السلام میفرمود: خدا تو را سلامتی بخشد و از بیماری به دورت سازد، اما حضرت فاطمه علیها السلام میگفت: «ای ابالحسن، چه زود است پیوستن به رسول خدا صلی الله علیه و آله ».
در آن شبی که حضرت فاطمه علیها السلام به ملأ اعلی پرگشود، جبرئیل در جمعی از ملائکه بر او فرود آمدند. جبرئیل بر او سلام کرد. حضرت فاطمه علیها السلام ، حضرت علی علیه السلام را از این امر آگاه ساخت. پس از اندکی حضرت علی علیه السلام شنید که همسرش میگوید: «و بر شما سلام ای فرستادگان پروردگارم.» حضرت فرمود: «بر که سلام کردی»؟ گفت: «میکائیل بر من سلام کرد و گفت:
خدای تعالی بر تو ای محبوب حبیب خدا و میوه دل پیامبر سلام رسانده و میگوید: امروز به رفیع اعلی و جنة مآوی (بهشتهای پوشیده) وارد میشوی».(1)
از حضرت زهرا علیها السلام نیز وصایایی برجا مانده که به دو دسته شفاهی و کتبی تقسیم میشود و در این بخش به مناسبتهای مختلف بررسی میشود.
1) دلائل الامامه، ص 44؛ به نقل از: مجموعه مقالات الزهرا، ج1، صص 388 ـ 390.
در حالی که در لحظات وداع بغض گلوی هر دو نفر را گرفته بود و به شدت میگریستند، فاطمه علیها السلام دستور داد، اتاق را خلوت کنند و آنگاه به همسر مهربانش وصیتهایی نمود که در اقوال مختلف آمده است. برخی از وصایای ایشان شفاهی بوده و برخی از این وصایای شفاهی فقط خطاب به علی علیه السلام بوده، بعضی نیز علاوه برحضرت علی علیه السلام ، ام ایمن، اسماء بنت عمیس و سلمی همسر ابو رافع نیز حضور داشتند.(1)علامه مجلسی درباره برخی از وصایای ایشان، روایات را مستفیضه و مانند متواتر میداند.(2)
«ابن فتال» نقل کرده است:
فاطمه علیها السلام بیمار شد و بیماری او شدت یافت و چهل روز ادامه داشت تا از دنیا رفت. وقتی فرشتگان خبر مرگ را به ایشان دادند، امّ ایمن و اسماء بنت عمیس را فراخواند و آنها را به سوی علی علیه السلام فرستاد تا او را حاضر کنند. هنگامی که علی علیه السلام آمد، فاطمه علیها السلام گفت: «ای پسر عمو! خبر مرگم به من داده شده است و من در خود چیزی نمیبینم، مگر اینکه ساعاتی دیگر به پدرم ملحق خواهم شد و من شما را به چیزهایی که در دل دارم وصیت میکنم.» علی علیه السلام گفت: «ای دختر رسول خدا، هر چه میخواهی وصیت کن.» پس علی علیه السلام بر بالین او نشست و هر کس را که در خانه و اتاق بود، بیرون فرستاد.
پس فاطمه علیها السلام گفت: «ای پسر عمو! تو هرگز به یاد نداری که من دروغگو یا خیانتکار بوده باشم؛ از روزی که با تو معاشرت کردم با تو مخالفت نکردم.» علی علیه السلام گفت: «پناه برخدا؛ تو آگاهتر به خدا و
نیکوکارتر و پرهیزکارتر و گرامیتر از آن هستی [که چنین سخنانی درباره تو گفته شود] و خوف تو از خدا شدیدتر از آن است که من تو را به مخالفت با خودم توبیخ کنم؛ همانا مفارقت و جدایی و فقدان تو [بر من] بسیار بزرگ است؛ «إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّـا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ.» (بقره: 156) از مصیبتی که چقدر فجیع، دردآور و اندوهناک است. سوگند به خدا این مصیبتی است که تسلی نمیپذیرد و سوگی است که جانشین ندارد.» پس هر دو، ساعتی گریستند و علی علیه السلام سر فاطمه علیها السلام را به سینه خود چسبانید و گفت: «به هر چه میخواهی وصیت کن که خواهی دید من همانگونه که دستور دادهای به آن عمل خواهم کرد و امر تو را بر امر خودم ترجیح میدهم».
فاطمه علیها السلام گفت: ای پسر عموی رسول خدا صلی الله علیه و آله ! خداوند از من به تو جزای خیر عنایت فرماید.(1)
از «ابن عباس» نقل شده است که گفت:
فاطمه علیها السلام در خواب پیامبر صلی الله علیه و آله را دید و گفت: «من از آنچه پس از پیامبر صلی الله علیه و آله به ما رسیده است به او شکایت کردم؛ پس رسول خدا صلی الله علیه و آله به من فرمود: برای شما آخرت است که برای متقین آماده شده است و تو به زودی نزد من خواهی آمد».(2)
«محمد بن اسحاق» میگوید: ابوجعفر محمد بن علی به من گفت: فاطمه علیها السلام پس از رسول خدا صلی الله علیه و آله شش ماه زندگی کرد و گفت: فاطمه علیها السلام دختر رسول خدا صلی الله علیه و آله این نامه را نوشت:
بسم الله الرحمن الرحیم. این نامهای است که فاطمه علیها السلام دختر
محمد صلی الله علیه و آله درباره مالش نوشته است؛ اگر حادثهای برای او رخ داد و از دنیا رفت، هشتاد اوقیه (اوقیه: چهل درهم؛ ولی امروزه آنچه که مردم از آن میفهمند و پزشکان با آن اندازه گیری میکنند به اندازه وزن ده درهم و پنج هفتم درهم است.)(1)از محصول مالش، هر سال در ماه رجب پس از کنار گذاشتن خرج آبیاری و شخم انفاق شود و همه محصول سال و گندم سال آینده را در آغاز درو نمودن آن انفاق نمودم. امر کرد که چهل و پنج اوقیه از محصول آن برای زنان پدرش محمد صلی الله علیه و آله داده شود و پنجاه اوقیه برای فقیران، نیازمندان بنیهاشم و بنیعبدالمطلب باشد و درباره اصل مال خود در مدینه نوشت: چون که علی علیه السلام خواست آن را سرپرستی کند، به ضمیمه اموال پدرم به او میسپارم تا هر دو را با هم جمع کرده و تا زمانی که زنده است، سرپرستی کند و اگر برای او نیز اتفاقی افتاد، آنها را به فرزندانم حسن و حسین علیهما السلام واگذار کند. پس من اکنون آنها را به علی بن ابیطالب علیه السلام سپردم و او نیز آنها را با اموال پدرم محمد صلی الله علیه و آله جمع کند تا همانگونه که من در آن اموال، به او اجازه دادم عمل نماید. پس از آن بقیه را هرگاه و درهر کجا که خواست میتواند صدقه یا انفاق کند و طبق مصلحتی که تشخیص میدهد عمل کند، اما صندوق کوچک من و هر چه که از مالم در آن باشد و نیز دو نعلین آَدمی، زیرانداز، توشهدان، زریبه و دو قطیفه خودم را به دختر جندب (دختر ابوذر غفاری) بخشیدم. اگر برای هر یک از طرفین وصیت، پیش از آنکه مال به آنها داده شود، اتفاقی افتاد، آن را برای فقراء و مساکین خرج کنید، اما پردههایم را هیچ زنی حق ندارد استفاده کند؛ مگر یکی از دو
1) فخرالدین طریحی، مجمع البحرین، ج1، ص453.
دخترانم و همچنین علی علیه السلام ؛ البته تا زمانی که ازدواج نکرده است. این وصیتی است که فاطمه علیها السلام درباره مال خود نوشت و به آن حکم کرد و خداوند متعال شاهد بود که در حضور مقداد بن اسود و زبیر بن عوام و علی بن ابیطالب علیه السلام نوشته شد و البته برای علی علیه السلام در انجام کار خیرش، در هر کجا که مصلحت ببیند، هیچ باکی نیست. جعفر بن محمد علیه السلام گفت: پدرم فرمود: ما وصیت فاطمه علیها السلام را اینگونه یافتیم.(1)
علی بن عیسی اربلی رحمه الله در کتاب کشف الغمه و ابن عبدالبرّ در الاستیعاب با سند خود نوشتهاند:
هنگامی که حضرت فاطمه علیها السلام بر بستر بیماری افتاد و نشانههای مرگ در وی آشکار شد، اسماء بنت عمیس را طلبید و به وی فرمود: «من رفتاری را که با پیکر زنان میشود، زشت میشمارم. اینان پارچهای روی پیکر زن میافکنند و در نتیجه هرکس جسد وی را ببیند، بر خصوصیات بدنی او واقف میگردد». اسماء عرض کرد: «ای دختر رسول خدا صلی الله علیه و آله ، من شیوهای را که در حبشه مشاهده کردم، به شما ارائه میدهم.» آنگاه وی چند چوب تر تهیه کرده، آنها را خم کرد و سپس پارچهای روی آن افکند، به گونهای که جسم روی آن کاملاً محفوظ میماند. حضرت زهرا علیها السلام بر این تدبیر وی آفرین گفت و فرمود: این روش، نیکوترین و پسندیدهترین روشهاست و عامل شناخت پیکر مرد از زن است. حضرت فاطمه علیها السلام سپس به اسماء سفارش کرد که بعد از مردن من، تو مرا غسل ده و هیچکس دیگری حق
1) سید حسین شیخ الاسلامی، مسند فاطمه الزهرا علیها السلام، ص484؛ بحارالانوار، ج100، صص 184 و 185؛ مستدرک الوسائل، ج14، ص54؛ احمدی، صحیفه فاطمیه، صص 137 ـ 135.
ندارد در تجهیز و تکفین من حضور یابد.
هنگامی که مرغ روح این بانوی ستمکشیده و دردمند به عالم ابدی پرواز کرد، عایشه به خانه حضرتش آمد که با ممانعت اسماء رو به رو شد. عایشه شکایت نزد ابوبکر برد که: «این زن خثعمیه(1)بین من و دختر رسول خدا فاصله افکنده و پیکر حضرت زهرا علیها السلام را درون هودجی بهسان هودج عروس قرار داده است.» ابوبکر بیدرنگ برخاست و به سراغ اسماء آمد که: «تو به چه حقی مانع ورود همسران رسول خدا صلی الله علیه و آله بر دختر آن حضرت شدهای و جسم او را در هودج مخفی کردهای»؟ اسماء پاسخ داد: «حضرت زهرا علیها السلام به من دستور داده که هیچکس بر پیکر او وارد نشود و این محفظه را نیز من در زمان حیاتش به او نشان دادم و او به من فرمود که چنین چیزی برایش بسازم.» ابوبکر آرام گرفت و به اسماء گفت: «برنامه خود را اجرا کن».
شامگاهان پیکر دردمند حضرت زهرا علیها السلام به دست همسر مظلومش حضرت امام علی علیه السلام و با همکاری اسماء غسل داده شد و در دل شب به خاک سپرده شد.
راستی چه شد که حضرت فاطمه علیها السلام والاگهر را شبانه به خاک سپردند؟ و از چه رو، آن دو تن از هجوم به خانه زهرا علیها السلام حمایت کردند؟ دردا که دخت پیامبر خدا صلی الله علیه و آله بر اثر اندوه جانکاه خود درگذشت. (2)
ام سلمی همسر ابورافع میگوید: من در ایام بیماری حضرت فاطمه علیها السلام ، از وی پرستاری میکردم. روزی به من فرمود: «ام سلمی، بر من آب بریز تا
غسل کنم»؛ پس غسلی کرد بهسان بهترین گونهای که من دیده بودم غسل کند و بعد از آن فرمود: «به من لباسی نو بده.» لباس را آوردم و آن را بر او پوشاندم. سپس به من گفت که بسترش را وسط اتاق برم. وی در بستر رو به قبله آرمید و فرمود: «من هماکنون قبض روح میشوم، کسی بدن مرا برای غسل عریان نسازد».(1)
اسماء بنت عمیس میگوید:
به در خانه حضرت فاطمه علیها السلام رفتم و منتظر اذن او شدم. چون صدایی نشنیدم او را صدا زدم؛ اما پاسخی نشنیدم. گفتم: ای دخت رسول خدا صلی الله علیه و آله ، ای سرور بانوان عالم، ای دختر برترین خلایق، ای دختر آن که در معراج با پروردگارش به اندازه دو کمان و کمتر فاصله نداشت و به مقام قرب نائل شد، اما پاسخی نشنیدم. وارد اتاق شدم و پارچه را از رخسار او کنار زدم، دیدم که بانویم پس از تحمل مصائب بسیار، ستمدیده و زجرکشیده، بین نماز مغرب و عشا در کوی شهادت آرمیده است.(2)
خود را بر او انداختم و فریاد کشیدم: «چون بر پدرت وارد شدی، سلام مرا به او برسان.» در این هنگام حسنین وارد شدند. دیدند که مادرشان به ملکوت رخت بربسته است. حسن علیه السلام خود را بر او انداخت و صدا زد: «مادر، پیش از اینکه روح از تنم جدا شود با من سخن بگو» حسین علیه السلام نیز پای مادر را بوسید و میگفت: «مادر، منم حسین تو، قبل از پاره شدن قلبم
1) مسند احمد بن حنبل، ج 6، ص 461.
2) کلینی در اصول کافی (در حاشیه مرآة العقول، ج1، ص 382) روایت کرده که حضرت فاطمه علیها السلام صدیقه و شهیده بوده است. طبرسی در احتجاج نیز به طور مرسل این روایت را نقل کرده است. مجلسی در مرآة العقول، ج1، ص 383 میگوید: شهادت حضرت فاطمه علیها السلام از روایات متواتر است.
با من حرف بزن.» پس از آن به مسجد رفتند و شهادت مادرشان را به اطلاع پدر بزرگوارشان رساندند. حضرت علی علیه السلام خود را به خانه رساند، در حالی که میگفت: «ای دخت محمد، تسلای خاطر من به تو بود، پس از تو به که دل خوش سازم» فرمود:
خدایا من از دخت پیامبرت که سلام تو بر او و خاندانش باد، راضی و خشنودم. خدایا دل او را به درد آوردند و تنهایش گذاشتند، تو مونس او باش، از او بریدند، تو به او پیوند و به او ظلم کردند، تو برایش حکم کن، ای بهترین حکمکنندگان.(1)
ام کلثوم، دختر رسول خدا صلی الله علیه و آله ، هنگامی که از شهادت خواهرش حضرت زهرا علیها السلام آگاه شد، از خانه بیرون آمد، در حالی که چادر پوشیده بود، فریاد کشید: «پدرجان، رسول خدا! اکنون به راستی تو را از دست دادیم و دیگر دیدار پس از آن نخواهد بود».
مدینه یکپارچه عزا و مصیبت شد و فریاد و شیون از هر کوی و برزن به گوش میرسید. مردم درب خانه حضرت علی علیه السلام جمع شده و منتظر خروج پیکر حضرت فاطمه علیها السلام گشتند، اما ابوذر بیرون آمد و گفت: «بازگردید، مراسم دفن دختر رسول خدا صلی الله علیه و آله امشب انجام نمیگیرد».(2)
حضرت علی علیه السلام به غسل حضرت فاطمه علیها السلام پرداخت. امام صادق علیه السلام علت را چنین ذکر کردند: «حضرت زهرا علیها السلام را جز صدیق اکبر نمیتوانست غسل دهد، آنچنانکه مریم را جز عیسی علیه السلام غسل نداد».(3)
در روایت دیگر از امام صادق علیه السلام آمده است: حضرت علی علیه السلام سه مرتبه
و پنج بار آب بر پیکر حضرت زهرا علیها السلام ریخت و در مرتبه پنجم مقداری کافور را هم با آن آمیخت. در آن حال میفرمود: «خدایا، این کنیز تو و دختر پیامبر تو و برگزیده خلقت میباشد. خداوندا، حجت او را به او تلقین نما، برهان او را بزرگ گردان، درجات او را متعالی ساز و او را به محمد صلی الله علیه و آله برسان».(1)
بعد از آن او را حنوط کرد و آن باقیمانده حنوطی بود که جبرئیل نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آورده و حضرتش فرموده بود:
«ای فاطمه، این حنوط را جبرئیل از بهشت آورده و میگوید آن را بین خود تقسیم کنید و مقداری هم برای من بگذارید.» حضرت فاطمه علیها السلام گفت: «یک ثلث آن برای شما باشد و مابقی هم هر چه علی علیه السلام بگوید.» رسول خدا صلی الله علیه و آله گریست و او را در آغوش گرفت و فرمود:
«همانا تو همیشه برخوردار از توفیق الهی هستی، در سرحد رشد و کمال هستی، به هدایت رسیدهای و از جانب غیب به تو الهام میشود».(2)
پس از آن، حضرت علی علیه السلام فرمود: «درباره باقیمانده حنوط چه میگویی»؟
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «آن متعلق به تو است».
پس از غسل حضرت فاطمه علیها السلام ، حضرت علی علیه السلام ایشان را در هفت پارچه کفن پیچید، اما قبل از اینکه چهره او را بپوشاند، صدا زد: «ام کلثوم، زینب، فضه، حسن، حسین! بیایید و با مادرتان وداع کنید که این آخرین دیدار تا ملاقات در بهشت است.» حسن و حسین علیه السلام خود را روی مادر
انداختند و زاریکنان گفتند:
آه مادر، چندی پیش سوگ جدمان رسول خدا صلی الله علیه و آله کمرمان را شکست و اکنون هم داغ تو هستی ما را ربود. چون بر جدمان وارد شدی، سلام ما را به او برسان و بگو: ما بعد از تو در دار دنیا یتیم شدیم.
حضرت علی علیه السلام میفرماید:
خدا را گواه میگیرم که حضرت فاطمه علیها السلام خم شد و دستانش را گشود و حسن و حسین را در آغوش گرفت، اما صدای هاتفی را شنیدم که میگفت:
ای ابالحسن، آن دو را از روی ایشان بردار. به خدا قسم فرشتگان آسمان سخت گریان شدند.(1)
درباره محل دفن فاطمه علیها السلام دیدگاههای علما متفاوت است. برخی قبر آن حضرت را در بقیع دانستهاند.(2)علامه حلی در المنتهی و شیخ صدوق گفتهاند: نظر صحیح آن است که حضرت در خانهاش دفن شده، بنیامیه چون مسجد را توسعه دادند، قبر داخل مسجد شد.(3)صدوق میگوید: پس از پایان حج به مدینه بازگشتم و آن حضرت را در خانهاش زیارت نمودم. علامه مجلسی در مرآةالعقول همین نظر را تقویت کرده است.(4)
واپسین سخن
بدون تردید شخصیت حضرت فاطمه زهرا علیها السلام در همه دورانها، الگوی
بسیار مناسبی برای مردم به ویژه نسل جوان بوده و هست. ازاینرو، در این نوشتار بر آنیم تا با بررسی شخصیت و سیره فردی، خانوادگی، اجتماعی و سیاسی، حضرت را تعریف کنیم و سپس علل ماندگاری آن حضرت را به عنوانی الگویی جاویدان برای نسل حاضر، فرادید مخاطبان قرار دهیم.
باید در این راه شخصیت آن بانوی بزرگ را به درستی تبیین کرد و از نگاه سطحینگرانه و تکبعدی به شخصیت آن حضرت پرهیز کرد و منظومه شخصیتی ایشان را از نظرگذراند. بحث از حضرت فاطمه زهرا علیها السلام بحث درباره زنی است که نقشهای گوناگونی را در زندگی ایفا کرده و با اینکه عمری محدود و کوتاه داشت و دوران زندگیاش بسیار اندک بود، تاریخ حیاتش به گونهای است که هر ورقی از آن برای ما و آیندگان درس زندگی است. آن بزرگوار تنها به عصر خود تعلق نداشت؛ بلکه الگویی جاویدان برای همه عصرهاست.
حضرت فاطمه زهرا علیها السلام فرشتهای زمینی و انسانی الهی و عابد و متخلق به تمام معنا بود. بر اثر تقوا و بندگی و در پرتو اطاعت محض از فرامین الهی، نشان عصمت را از خدای خویش دریافت کرد.
او مادری است که منشأ صلاح و رستگاری فرزندان سببی و معنوی خویش در طول تاریخ شده است؛ همسر و همدمی وفادار و دلسوز و همراهی بیهمتا است؛ عالمه و دانشمندی معصومه و بیخطا است و حجتِ حجج الهی؛ مصحف وی که رهاورد اتصال وی با عالم ملکوت وخدای متعال است، دستگردان و دستمایه ائمه طاهرین است؛ در عرصه علمی کسی را یارای برابری با اونیست، صدها روایت ارمغان ایشان برای بشریت
شده و دهها عالمه همچون فضه نوبیه، و اسماء و از همه مهمتر دختران دانشمندی چون زینب کبری وحضرت ام کلثوم علیها السلام پرورانده است که خطبهها و سخنان این بانوان، قطرهای از دریای دلانگیز ریحانه نبوت را به همراه آورده است. در عرصههای سیاسی و اجتماعی فعال و در خدمترسانی به مردم و نیازمندان بیمانند بود. هنگام انجام تکلیف سیاسی خدامحور، ولایتمدار و بیباک در گفتار بود و با همه توان به میدان سیاسی آمد، مقاوم ماند و چون یاسی کبود عاشقانه اولین شهید راه ولایت شد.
در جهان معاصر، معرفی زندگی گهربارش برای همگان راهگشاست؛ زیرا در عصر ما که عصر گسیختگی عقاید و ایدئولوژیهاست و عدهای برای به دست آوردن هدفی روشن و معنادار زندگی، مات و مبهوتند و در پی الگویی هدایتبخش مشتاقند. در چنین شرایطی چه بهتر که راه فاطمه علیها السلام ارائه گردد که سرور عالمیان و الگوی هر زن و مرد مسلمانی است و منش و سخنش را دوست و دشمن تأیید میکند.
عبادت همراه با خشوع که با حضور قلب در پیشگاه خداست، ستایش دارد؛ نه عبادت با خضوع که با اعضا و جوارح انجام میگیرد و از هر فردی ساخته است. آنچه اهمیت دارد کیفیت و روح عبادت است و حضرت فاطمه زهرا علیها السلام وقتی در محراب عبادت قرار میگرفت، دگرگون میشد و خشیت الهی سراسر وجودش را فرا میگرفت، ستونهای بدنش به لرزه در میآمد و اشکهای سوزانش جاری میشد. او با تمام وجود در محضر خدا قرار میگرفت. و مشق بندگی وتقرب میآموخت.(1)
1) حبیبا... احمدی، فاطمه الگوی زندگی، صص 70 ـ 71.
ازاینرو، قرآن کریم از عبادت همراه با خشوع ستایش میکند و میفرماید: «قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ الَّذِینَ هُمْ فِی صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ».(1)
به درستی، سیره و شیوه زندگی حضرت فاطمه زهرا در چند بخش قابل توجه است و در حقیقت سبک زندگی او را تشکیل میدهند:
الف) درارتباط با خالق هستی و ادای وظیفه و انجام تکالیف دینی کوشا بود. عالمان و عابدان به سلوک عبادی و عرفانی او حسرت میخوردند. او بنده شاکر درگاه ربوبی بود و شکر نعمت در هر حال و هر شرایط بر زبانش نقش میبست... .
ب) در ارتباط با تزکیه و تهذیب نفس و دستیابی به کمال انسانی و بالاترین مدارج آن، بینظیر بود. به عبادت، نماز و دعا، عشق میورزید. بهترین دلیل بر عشق عبادی وی این است که با وجود انجام همه کارهای خانه مانند آسیاب کردن گندم تا پختن نان و خستگی و ناتوانی ناشی از آن به جای استراحت شبانه تا صبح عبادت میکرد. چنانکه فرزندش امام حسن میفرماید: «مادرم از سحر تا سپیده صبح، پیوسته رکوع و سجود به جا میآورد و میشنیدم که مؤمنان را دعا میکرد و آنها را نام میبرد.» امام حسن مجتبی علیه السلام درباره چگونگی عبادت مادر بزرگوارشان میفرمایند: «ما کان فیالدنیا اجحد من فاطمه، کانت تقوم حبی تتورم قدماها»؛(2)حضرت زهرا در عبادت خداوند عابدترین مردم بود. او آنقدر برپا میایستاد تا پاهایش ورم میکرد. در راستی بینظیر و در پرهیزکاری و خویشتن بانویی بیبدیل بود:
ج) در ارتباط با دیگران و در مشی خانوادگی و اجتماعی زبانزد خاص و
عام بود. در رعایت حق شوهر میکوشید و به گونهای عمل میکرد تا شوهر از او راضی باشد و حق او ادا شود. آن حضرت کاستیهای مادی خانه را تحمل میکرد و هیچگاه به حضرت علی نمیگفت. همچنین هیچگاه از او خواهشی نکرد که مبادا، حضرت علی نتواند با اسباب و علل طبیعی آن را برآورد و برای انجام ندادنش شرمگین شود. او همواره در برابر حضرت علی، متواضع بود، در خدمت شوهر و فرزندان بود. همسری دلسوز و باوفا و مادری مهربان و فداکار بود؛ تا جایی که در آخرین لحظات زندگی نگران شوهر بود. همچنین در وصیتنامه خویش نگاه رئوف او متوجه فرزندان سببی و معنوی نیز شد و سلام و سفارش به آیندگان را هم از یاد نبرد.
انتهای این نوشتار را با خلاصه ای از آموزههای شخصیتی و رفتاری حضرت، زینت میبخشیم:
حضرت زهرا علیها السلام یکی از معصومان و اولیای خداوند است که در تفسیر قرآن کریم و روایت احادیث و الهامات غیبی و ارتباط با جهان ماوراء و تشرف فرشتگان به حضورش، جزو بزرگان دین اسلام و به ویژه از شیعیان امامیه است.
سوره کوثر و آیات هل اتی، تطهیر، ذوی القربی و دیگر آیات مطرح شده، درباره ایشان نازل شده و یکی از پنج نفر آل کساء است.
یگانه دخت پیامبر گرامی اسلام و سرور بانوان هر دو عالم است. کفو حضرت علی علیه السلام و مادر دو تن از ائمه بزرگوار شیعه، یعنی امام حسن علیه السلام و امام حسین علیه السلام است.
تنها واسطه پیوند رسالت با امامت است و از مهمترین مدافعان و بنیانگزاران ولایت علوی است و خود ایشان بر ائمه پس از خود ولایت
دارند.
وَ آخِرُ دَعوانا اَنِ الحَمدُلِلّهِ رَبِّ العَالَمینَ والصَّلاةُ وَالسَّلامُ عَلَی رَسولِهِ المُصطَفَی وَ آلِهِ اَجمَعینَ و لا سِیمَا الحُجَّةَ المُنتَظَرَ اَلاِمامَ الثَّانِی عَشَرَ عَجَّلَ اللهُ فَرَجَهُ الشَّریفَ وَ جَعَلَنا مِن اَعوانِهِ وَ اَنصارِهِ وَ شیعَتِهِ وَ مُحِبّیهِ، آمینَ یا رَبَّ العَالَمینَ.
کتابنامه
قرآن کریم. ترجمه: محمد مهدی فولادوند.
احمد بن حنبل. مسند. بیروت: دار صادر. چاپ اول. بیتا.
احمدی میانجی، علی. مواقف الشیعه. قم: موسسه النشر اسلامی. ۱۴۲۲ق.
امینی، ابراهیم. حضرت زهرا علیها السلام . بانوی نمونه اسلام. انتشارات شفق. چاپ اول. 1371.
امینی، عبدالحسین. الغدیر. قم: مرکز الغدیر للدراسات الاسلامیه. چاپ اول. 1374
انصاری زنجانی خوئینی، محمد. از میان شعلهها: شکوفه بهشتی فاطمه زهرا علیها السلام از کوثر ولایت تا مرز بینشان. قم: انتشارات دلیل ما. 1387.
ابن حجر عسقلانی، احمدبن علی. تهذیب التهذیب. بیروت: نشر دارالفکر. ۱۴۱۵ق.
ابن طاوس، علی بن موسی. مهجالدعوات و منهجالعبادات. به کوشش: سادات حیاتشاهی. محمد و دیگران. تهران: انتشارات رایحه. 1379.
ابنبابویه، محمدبن علی. ثواب الاعمال و عقاب الاعمال. مشهد: مجمع البحوث الاسلامی. ۱۴۰۸ق.
دیلمی، حسن بن محمد. اعلام الدین فی صفات المؤمنین. بیروت: موسسه آل البیت لاحیاء التراث. 1998 م.
اربلی، علی بن عیسی. کشف الغمه فی معرفة الائمة. بیروت: چاپ دار الکتاب الاسلامی. 1401ه. ق.
ابوالنصر، عمر. عمر بن الخطاب. بیروت: المکتبه الاهلیه. ۱۳۵۴ ه .ق.
ابونعیم، احمد. حلیة الاولیاء و طبقات الاصطفاء. بیروت: دارالکتب العربی. چاپ پنجم. 1407ه .ق.
ابن ابیالحدید، عزالدین. شرح نهجالبلاغه. بیروت: دارالکتب العلمیه. چاپ اول. 1378ه .ق.
ابن الاثیر، عزالدین ابوالحسن علی بن أبی الکرم محمد بن محمد بن عبدالکریم بن عبد الواحد الشیبانی. أسد الغابه فی معرفة الصحابه. مصر: جمعیه المعارف المصریه. 1285 ق.
ـــــــــــــــــــ. الکامل فی التاریخ. بیروت: دار احیاء التراث العربی. چاپ چهارم. 1414ه.ق.
ابن اثیر، مبارک بن محمد. تفسیر الوصول الی جامع الاصول من حدیث الرسول صلی الله علیه و آله . بینا. 1896 م.
ـــــــــــــــــ. تتمة جامع الاصول فی احادیث الرسول. بیروت: دارالفکر. چاپ اول. 1412ه .ق.
ابن حجر العسقلانی الشافعی، ابوالفضل شهاب الدین احمد بن علی بن محمد. الاصابة فی تمییز الصحابه. مصوره عن مطبعة مصر. بیروت: دارالکتب العلمیه. بیتا.
ــــــــــــــــــ. لسان المیزان. تحقیق: عادل أحمد عبد الموجود و علی محمّد معوض. بیروت: دارالکتابالعلمیة. الطّبعة الاولی. 1416ه. ق.
ـــــــــــــ. فتح الباری فی شرح صحیح البخاری. ط 4. بیروت: دار الاحیاء التراث العربی. 1408 ق
ابنحجر هیثمی. الصواعق المحرقة فی الرد علی اهل البدع و الزندقه. قاهره: چاپ عبدالوهاب عبد اللطیف. 1965م/ 1385ه. ق.
ابن سعد، ابوعبدالله محمد بن سعد بن منیع. الطبقات الکبری. بیروت: دار بیروت: 1957م.
ابن شهر آشوب. مناقب آل ابی طالب (3 جلد). نجف اشرف: المکتبه الحیدریه. 1376 ه. ق
ابن طاووس، علی. طرائف المقال. قم: چاپ خیام. 1399ه .ق.
ابنعبد ربه اندلسی، احمد بن محمد. العقد الفرید. بیروت: دار الاحیاء التراث العربی. بیتا.
ابن عبدالوهاب، حسین بن عبدالوهاب. عیونالمعجزات. قم: مکتبه الداوری. بیتا.
ابن عساکر، ابیقاسم علی بن الحسن بن هبةاللّه. تاریخ مدینه دمشق. تحقیق: سکینه الشّهابی. دمشق. 1402ه.ق. بیروت: دارالفکر. چاپ اول. 1415ه.ق.
ابن فهد حلی، احمد بن محمد. عدة الداعی و نجاح الساعی. تصحیح: احمد موحدی قمی. دارالکتب الاسلامی. 1407 ه . ق.
ابن قتیبه دینوری. الامامة و السیاسة. قاهره: مکتبه المصریه. چاپ دوم. 1325ه.ق.
ابنکثیر، ابوالفدا اسماعیل بن کثیر دمشقی. البدایة والنهایة فی التاریخ. بیروت: مؤسسه التاریخ العربی و دار احیاء التراث العربی. 1413ه.ق.
ابن نجار، محمد. ذیل تاریخ بغداد. بیروت: دارالکتب العلمیه. چاپ اول. 1417ه .ق.
ابن وردی، عمر. تتمة المختصر فی اخبارالبشر. معروف به تاریخ ابن وردی. نجف: حیدریه. 1389 ه. ق.
ابی ترمذی، عیسی محمد بن عیسی بن سورة الترمذی. سنن الترمذی. تحقیق: أحمد محمد شاکر. بیروت: دار الاحیاء التراث. بیتا.
ابیداود، أشعث السّجستانی الأزدی. سنن ابیداود. إعداد و تعلیق: عزت عبد الدّعاس. حمص: چاپ دارالحدیث. الطّبعة الاولی. 1388ق و مصر: طبعة مصطفی البابی. 1391ه. ق.
بابازاده، علی اکبر. تحلیل سیره فاطمه الزهرا علیها السلام . قم: انتشارات انصاریان. زمستان 1374.
بحرانی، هاشم بن سلیمان حسینی. مدینة المعاجز. قم: مؤسسه المعارف الإسلامیة. 1426ه. ق.
بحرانی، عبدالله بن نورالله. عوالم العلوم و المعارف و الاحوال من الایات و الاخبار و الاقوال. اصفهان: انتشارات مکتبهالزهرا. ۱۳۶۳.
البخاری، ابوعبداللّه محمد بن اسماعیل. الجامع الصحیح (المسمّی: صحیح البخاری). شرح: محبالدین الخطیب. بیروت: دارالاحیاءالتراث العربی. بیتا.
بلاذری، احمد بن یحیی بن جابر. أنساب الاشراف. تحقیق: شیخ محمدباقر محمودی. بیروت: دار التعارف للمطبوعات. 1397ه .ق.
بیهقی، أحمد بن الحسین بن علی. السّنن الکبری. تحقیق: محمّد عبدالقادر عطا. بیروت: دار الکتب العلمیه. چاپ اول. 1414ه.ق.
جعفری، محمد تقی. ترجمه و تفسیر نهج البلاغه. تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامی. 1361.
جلالالدین عبدالرحمن بن ابیبکر سیوطی. الدر المنثور. فی التفسیر بالمأثور. تهران: مکتبة الاسلامیه و مکتبة جعفری. بیتا.
جمعی از پژوهشگران. شمهای از مصائب مادرم فاطمه زهرا علیها السلام (پژوهشی
در معتبرترین کتب شیعه و اهل سنت). بیجا. بیتا.
حاکم نیشابوری، محمد بن محمد. المستدرک علی الصحیحین. بیروت: دارالمعرفة. 1406ه. ق.
حاج آقا بزرگ تهرانی. الذریعه إلی تصانیف الشیعه. به اهتمام: احمد منزوی. اسلامیه. چاپ اول. 1393هـ..ق.
حسینی، مرعشی تستری. سید نور اللّه. احقاق الحق و ازهاق الباطل. تهران: مطبعه الاسلامیة. 1395ه.ق.
حسینی فیروزآبادی، مرتضی. فضائل الخمسه من الصحاح السته و غیرها من الکتب المعتبره عند اهل السنه و الجماعه. نجف: دارالکتب الاسلامیه. ۱۳۸۳ ـ ۱۳۸۴ق.
حائری اسکوئی، موسی. احقاق الحق. به کوشش: عیدی خسروشاهی. محمد. نشر روشن ضمیر. 1388.
حافظ طبرانی، سلیمان بن احمد. مسند الشامیین. تصحیح: سلفی. حمدی عبدالمجید. بیروت: مؤسسه الرساله. 1417 ه .ق.
الحویزی، عبد علی بن جمعه. نورالثقلین. قم: دارالکتب العلمیه. بیتا
خمینی، روحاللّه. صحیفه نور. سازمان مدارک فرهنگی انقلاب اسلامی. شرکت سهامی چاپخانه وزارت ارشاد اسلامی. 1361.
دخیل، علی محمدعلی. اعلام النساء. بیروت: موسسه اهل البیت علیهم السلام . 1399 ه .ق.
دشتی، محمد. نهج الحیاه. فرهنگ سخنان فاطمه علیها السلام . مؤسسه تحقیقاتی امیرمؤمنان علیه السلام . آبان 1372.
دیار بکری، حسین بن محمد. تاریخ الخمیس فی اصول انفس نفیس. استانبول: بینا. ۱۳۰۲ق.
ذهبی، محمد. تاریخ الاسلام. بیروت: داراحیاء التراث العربی. بیتا.
ـــــــــــــ. میزان الاعتدال فی نقد الرجال. بیروت: دارالفکر. بیتا.
راوندی، قطب الدین. النوادر. قم: دارالحدیث. چاپ اول. 1377.
رحمانی، احمد. فاطمه الزهرا شادمانی دل پیامبر. مترجم: سید حسن افتخارزاده. [بیجا]. انتشارات بدر. چاپ چهارم. بهار 1381.
رسولی، هاشم. زندگانی حضرت فاطمه علیها السلام و دختران آن حضرت. دفتر نشر فرهنگ اسلامی. چاپ اول. 1377.
زرندی، محمد بن یوسف. نظم درر السمطین. تصحیح: امینی. محمدهادی. بیجا. مکتبة الامام امیرالمؤمنین علیه السلام العامه. 1376 ه .ق.
زمخشری، محمودبن عمر. زمخشری و تفسیر کشاف. به کوشش: باقر. علیرضا. تهران: خانه کتاب. 1388.
الشیخ بکری حیانی، تصحیح و فهرسة: الشیخ صفوة السقا. بیروت: مؤسسه الرسالة. 1409ه. ق/ 1989 م.
شرفالدین، عبدالحسین. النص و الاجتهاد. نجف: مجمع الثقافی لمنتدی النشر. ۱۳۷۵ ه.ق.
سبزواری، اسماعیل بن محمدجعفر. مجمع النورین. تهران: اسلامیه. ۱۳۷۷.
سپهر، محمدتقی بن محمدعلی. ناسخ التواریخ. به کوشش: بهبودی. محمد باقر. تهران: کتابفروشی اسلامیه. 1348
سیوطی، عبدالرحمن بن ابیبکر. الدیباج فی شرح مسلم بن الحجاج.
بیروت: دارالکتب العلمیة. 1427.
ــــــــــــــ. تبسم روح در فضائل الگوی زنان. فاطمه علیها السلام : ترجمه الثغور الباسمه فی فضائل السیده فاطمه علیها السلام . ترجمه: هادی رستگارمقدم گوهری. مشهد: سناباد؛ محقق. ۱۳۷۳.
سمهودی، علی بن عبدالله. وفاء الوفاء باخبار دار المصطفی. بیروت: داراحیاء التراث العربی. 1393 ه.ق.
الصدوق، ابوجعفر محمد بن علی بن بابویه القمی. من لا یحضره الفقیه. شرح: علی اکبر غفاری. چاپ اول. تهران: نشرصدوق. 1369.
ـــــــــــــــــ. الخصال. تحقیق: علی اکبر غفاری. قم: مؤسسه النشر الاسلامی. 1403ه .ق.
ــــــــــــــ. بیروت: اعلمی. چاپ پنجم. 1410 ه. ق.
ـــــــــــــــــــ. علل الشرایع. ترجمه: اعلمی. بیروت: موسسه الاعلمی. چاپ اول. 1408 ه. ق.
ـــــــــــــــــ. عیون اخبار الرضا. قم: بینا. چاپ دوم. 1363.
ـــــــــــــــــــــــ. کمال الدین و تمام النعمة. تهران: مکتبة الصدوق. چاپ اول. 1390 ه. ق.
الطباطبایی، السید محمد حسین. المیزان فی تفسیر القرآن. ط 5. بیروت: مؤسسة الاعلمی للمطبوعات. 1983 م.
طبرسی، احمد. الاحتجاج. مشهد. مرتضی. 1403ه. ق.
الطبرسی، رضیالدین ابینصر الحسن بن الفضل. مکارم اخلاق. چ 2. انتشارات فراهانی. 1365 ش.
ـــــــــــــــــ. ترجمه: غفاری. تهران: مکتبة العلمیة الاسلامیة. 1338
ه. ق.
ـــــــــــــــ. مجمعالبیان (جلد 5). قم: فراهانی. ۱۳۶۰.
طبری، محمد بن جریر. تاریخ الطبری. بیروت: لبنان. مؤسسة العلمی. چاپ چهارم. 1403ه.ق
ـــــــــــــــــ. دلائل الامامة. قم: رضی. چاپ سوم. 1363 ه. ق.
طبری، احمد بن عبدالله. ذخائر العقبی فی مناقب ذوی القربی. مکتبه المقدس. چاپ اول. 1356 ق.
طبسی، محمدحسن. حدیث سلسله الذهب به روایت اهل سنت. قم: دلیل ماه. 1388 ه. ق.
طوسی، محمد بن حسن. تهذیب الاحکام (10 جلد). تهران: دارالکتب الاسلامیة. چاپ چهارم. 1365
ــــــــــــــــ. الامالی. قم: دارالثقافه. چاپ اول. 1414 ه. ق.
طیفور، احمد بن ابی طاهر. بلاغات النساء. قم: انتشارات الشریف الرضی. 1413 ق.
عطاردی، عزیز الله. مسند فاطمه الزهرا علیها السلام . تهران: انتشارات عطارد. چاپ اول. 1412ه .ق.
عمید، حسن. فرهنگ عمید. ج3. تهران: انتشارات امیرکبیر. چاپ اول. 1369.
عیاشی، محمد بن مسعود. تفسیر العیاشی. تحقیق و تعلیق: هاشم رسولی محلاتی. تهران: انتشارات علمی اسلامی. 1363ه. ق.
فتال نیشابوری، محمد بن الحسن بن علی. روضة الواعظین. بیروت: چاپ مؤسسه الأعلمی. چاپ اول. 1406 ه. ق.
فخررازی، محمد بن عمر. تفسیر الفخر الرّازی (التّفسیر الکبیر و مفاتیح الغیب). بیروت: دار الکتاب العلمیة. 1408ه. ق.
فیض کاشانی، محسن؛ المحجة البیضاء فی تهذیب الاحیاء. تصحیح: علیاکبر غفاری. قم: دفتر انتشارات وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم: بیتا.
قائمی، علی. در مکتب فاطمه علیها السلام : مجموعهای از مقالات و سخنرانیها. تهران: امیری. 1371.
القشیری النیشابوری، ابوالحسین مسلم بن حجاج. الجامع الصحیح (المسمی: صحیح مسلم). بیروت: دارالفکر. بیتا.
قمی، عباس. منتهی الامال فی تواریخ النبی و الآل. قم: هجرت. 1375.
قمی، عباس (گروهی از پژوهشگران). مجموعه مقالات الزهرا. قم: نشر میقات. چاپ اول. 1366
قندوزی، سلیمان بن ابراهیم قندوزی حنفی. ینابیع الموده لذوی القربی. قم: دارالاسوه. چاپ دوم. 1422ه .ق.
کراجکی، محمد بن علی. کنزالفوائد. مصحح: نعمه عبدالله. قم: دارالذخایر. 1410ه .ق.
کرمی، سعیده فاطمه علیها السلام . نسیم بهشت. قم: انتشارات معبود. چاپ اول. بهار 1382.
کفعمی، ابراهیم بن علی. المصباح. بیروت: مؤسسه العلمی. چاپ سوم. 1403ه.ق/1983م.
الکلینی، محمد بن یعقوب. الکافی. تصحیح: علی اکبر غفاری. دارالکتب الاسلامیه. چاپ حیدری. 1388 ه .ق.
کوفی، ابن ابی شیبه. المصنف. بیروت: دارالفکر. چاپ اول. 1409 ه. ق.
گنجی شافعی، محمد بن یوسف. کفایه الطالب فی مناقب علی بن ابیطالب علیه السلام . تهران: دار الاحیاء التراث اهل البیت. چاپ سوم. 1404ه. ق.
متقی هندی، علاءالدین علی المتقی ابنحسام الهندی. کنزالعمال فی سنن الاقوال و الافعال. ضبط و تفسیر: الشیخ بکری حیانی. تصحیح و فهرست: الشیخ صفوه السقا. بیروت: مؤسسه الرساله. 1409ه.ق/ 1989 م.
مجلسی، محمدباقر. بحار الأنوار الجامعه لدرر أخبار الأئمه الأطهار. تهران: اسلامیه. 1363ش.
مصباح الشریعه. منسوب به جعفر بن محمد امام ششم علیه السلام . ترجمه: حسن مصطفوی. تهران: انجمن اسلامی حکمت و فلسفه ایران. بیتا.
مقدم، سید محمد تقی. فضائل الزهراء و مناقب انسیه الحوراء. مشهد: انتشارات مقدم. 1373
مناوی، عبدالرؤوف. فیض القدیر بشرح الجامع الصغیر. بیروت: دارالفکر. چاپ دوم. 1391ه .ق.
نوری، حسین بن محمد تقی. مستدرک الوسایل و مستنبط المسائل. مصحح: موسسه آل البیت علیهم السلام . قم: موسسه آل البیت علیهم السلام . 1408 ه. ق.