ghaemiyeh.com
سرشناسه : قارزی، رضا، 1356-
عنوان و نام پديدآور : آشنایی با نظام اقتصاد و بانکداری اسلامی و بازگشت به آن و تاسیس بانک قرضالحسنه جهانی اسلام و بینالمللی/رضا قارزی.
مشخصات نشر : اصفهان: برکه نور، 1403.
مشخصات ظاهری : 240 ص.: مصور (رنگی)، نمونه.
شابک : 3600000 ریال978-622-4990-32-7 :
وضعیت فهرست نویسی : فیپا
یادداشت : کتابنامه: ص. [238] - 240؛ همچنین به صورت زیرنویس.
موضوع : سیدفاطمی تبریزی، سیدجواد، 1302 - 1395. -- دیدگاه درباره بانک و بانکداری
موضوع : بانک و بانکداری -- جنبههای مذهبی -- اسلام
Banks and banking -- Religious aspects -- Islam
اسلام و اقتصاد
Islam -- Economic aspects
اسلام و اقتصاد -- همکاریهای بینالمللی
Islam -- Economic aspects -- International cooperation
رده بندی کنگره : BP230/22
رده بندی دیویی : 297/4833
شماره کتابشناسی ملی : 9850253
اطلاعات رکورد کتابشناسی : فیپا
آشنایی با نظام اقتصاد و بانکداری اسلامی و بازگشت به آن و تاسیس بانک قرض الحسنه جهانی اسلام و بین المللی
انتشارات برکه نور ناشر تخصصی حوزه تعلیم و تربیت
استاد رضا قارزی متولد 1356 فعالیت های فرهنگی و مذهبی خود را از مساجد و هیئات آغاز کرد و از محضر حضرت آیت الله سید جواد سید فاطمی رحمة الله علیه در تفسیر، فقه، عقاید، مسائل اخلاقی و علوم اسلامی و مفروضه بهره برد.
(1377 الی 1390) از جمله برکات این سال ها به مدد رب العالمین و عنایت پیامبر اکرم علیهم السّلام تالیف بیش از بیست جلد کتاب و ده ها مقاله علمی - پژوهشی و سال ها آموزش و سخنرانی در مساجد و مراکز دینی بوده است. فراگیر کلاسیک را تا دکتری اندیشه ادامه داد.
اصفهان، خیابان میرزا طاهر شرقی، نبش کوی 28، مجتمع تجاری امام حسین علیه السّلام، واحد 11
شماره تماس: 37737215-031 -09131269623
ویراستار دیجیتالی : زینب رمضانی چرمهينه
خیر اندیش دیجیتالی: موسسه مددکاری و خیریه ایتام امام زمان (عَجَّلَ اللَّهُ تعالی فَرْجُهُ الشریف) شهرستان بروجن
بسم الله الرحمن الرحیم
آشنایی با نظام بانکداری اسلامی وبازگشت به آن وتاسیس بانک قرض الحسنه جهانی اسلام
(بررسی ماهیت نظام بانکداری اسلامی ودیدگاه اصلاح بنیادین نظام اقتصادوبازار کنونی وبازگشت به نظام اقتصاد اسلامی درقرآن و سنت وتاسیس - بانک - قرض - الحسنه - جهانی - اسلام - ونظام - بازارهای - اسلامی در آثارعلامه، مفسر ومرجع عالیقدر حضرت آیت االه سیدجوادسید فاطمی تبریزی رحمة الله علیه ازجمله - رساله بانکداری ایشان)
سه گام:
1- اقتصاد وبانکداری اسلامی (بانک صندوق ملت است باید به نفع مردم باشد نه به ضرر آنها. مردم بسپرده های بانکی خود بهره نگیرند متقابلاً بانک ها نیز تغییر قیافه داده منشأ خیر و برکت کردند. 2-تاسیس بانک قرض الحسنه جهانی اسلام وبازار بین المللی اسلامی.3-نظام بازارهای اسلامی (سازمان هاوبازارهای کوچک اقتصادی و مالی اسلام باید شکل گرفت گیرد.).
همراه: کتاب،گزیده وخلاصه بررسی های نظریات و اندیشه های اصلاحی1-13) حضرت آیت االه سیدجوادسید فاطمی تبریزی رحمة الله علیه
تصویر
رضا قارزی
چکیده ... 7
مقدمه ... 15
فصل اول: (بررسی ابعاد مسئله اصلاح نظام بانکداری و اساس اقتصاد کنونی) ... 19
1- نقدی به عملیات بعضی از شعب بانک ها ... 19
2- منشا بانک و بانکداری در دنیا ... 19
3- آغازتورم ورکودتورمی ... 19
4- بنیان بانکداری ازکجاست؟... 20
5- بانک صندوق ملت است باید به نفع مردم باشد نه به ضرر آنها : ... 20
6-نخستین بانک در ایران ... 24
7- بانکداری زمان طاغوت تا پیروزی انقلاب اسلامی ... 24
چهره بانکداری قبل و بعد از انقلاب اسلامی : ... 32
8- از راهکارهای مهم اصلاح نظام بانکی و به تبع آن اقتصادی کشور ... 35
فصل - دوم:(گزیده وخلاصه بررسی های نظریات و اندیشه های اصلاحی1-13) ... 51
جملاتی گهربار از ایت الله سید جواد سیدفاطمی تبریزی رحمة الله علیه ... 52
1- نظریه معرفت وفتوای فقهی اول: اصلاح نظام آموزشی وآموزش وپرورش با بازگشت به نظام آموزش اسلامی ... 52
2-نظریه معرفت وفتوای فقهی دوم: اصلاح نظام بانکی واقتصادی کشور با بازگشت به نظام اقتصادی اسلامی ... 57
4-5- نظریه معرفتی و فتوای فقهی چهارم و پنجم: تحلیلی بر مسئله کثرت جمعیت و مسئله نوظهور آسمانخراشها و راهکارها... 68
6- نظریه معرفتی و فتوای فقهی ششم: درباره مسئله حکم خوابیدن در مسجد ... 73
7- نظریه معرفتی و فتوای فقهی هفتم: چرا درب مساجد بسته میشود؟ ...74
8- نظریه معرفتی و فتوای فقهی هشتم: قرائت و فهم و درک قرآن آنقدر آسان است، دشوارجلوه ندهیم ... 75
9- نظریه معرفتی و فتوای فقهی نهم: نحوه صحیح ساختمان مساجد الگو نخستین مسجد ... 75
10- نظریه معرفتی و فتوای فقهی دهم: اساس علم و تحصیل در مسجد بوده و هست ... 76
11- نظریه معرفتی و فتوای فقهی-یازدهم: بحران بلوغ در نوجوانان ومسئله ازدواج به موقع و اشتغال محلی و آزاد ... 77
13- نظریه معرفتی و فتوای فقهی سیزدهم: احیا سنت اعتکاف بعد ازانقلاب اسلامی در ورامین و تبلیغ در رسانه ملی و مقالات وکتب ... 79
14- نظریه معرفتی و فتوای فقهی چهاردهم: مسئله شادی در قران کریم ... 81
15- نظریه معرفتی و فتوای فقهی پانزدهم: تلاقی دو تفکر در موسیقی: حرم وجواز ... 84
16- نظریه معرفتی وفتوای فقهی شانزدهم: تلاقی دوتفکر در موسیقی: نظر اجتهادی والا و شفاف ایشان پیرامون بحث ولایت فقیه ... 86
17-نظریه معرفتی وفتوای فقهی هفدهم: فتوی حضرت آیت الله فاطمی رحمة الله علیه در نوشتاری به طرح مسائل به طرح جدید پیرامون بلندگو و اکو ...ماخذ ازمقاله ای باهمین عنوان طرح مسائل به طرح جدید پیرامون بلندگو و اکو... از ایشان: ... 95
18-نظریه معرفتی وفتوای فقهی هجدهم: راه حل وبرنامه های مسئله در رنج و زحمت بودن انسان درقرآن وناآرامی ها وحرص وحسد وتکبرانسان مومن نشده(ازکتاب پیرامون تفسیر سوره البَلَدایشان.) ... 95
ضمائم: ...
ضمیمه1کتاب:احکام و روایات آیات
1- آیات و روایات احکام تقلید ... 135
2-آیات و روایات احکام طهارت ... 135
3-آیات و روایات احکام نجاست ... 136
4- آیات و روایات احکام وضو ... 136
5- آیات و روایات احکام غسل
6- آیات و روایات احکام تیمم ... 138
7- آیات و روایات احکام نماز ... 138
8- آیات و روایات احکاک قبله ... 139
9- آیات و روایات احکام - روزه ... 139
10- آیات و روایات احکام - خمس ... 140
11- آیات و روایات احکام - زکات ... 141
12-آیات و روایات احکام حج ... 141
13- آیات و روایات احکام خرید و فروش ... 142
14- آیات و روایات احکام صلح ... 143
15- آیات و روایات احکام اجاره ... 144
16- آیات و روایات احکام قرض ... 144
17- آیات و روایات احکام رهن ... 144
18- آیات و روایات احکام ضمان یا ضمانت ... 144
19- آیات و روایات احکام ازدواج ... 145
20- آیات و روایات احکام متعه(صیغه)
22- آیات و روایات احکام نگاه کردن ... 146
23- آیات و روایات-احکام طلاق ... 146
24- آیات و روایات-احکام غصب ... 147
25- آیات و روایات-احکام شکار ... 147
26- آیات و روایات-احکام خوردنیها و آشامیدنی ها ... 148
27- آیات و روایات-احکام نذر ... 148
28- آیات و روایات-احکام قسم خوردن ... 148
29- آیات و روایات-احکام وصیت ... 149
30- آیات و روایات-احکام ارث ... 149
31- آیات و روایات-احکام امر به معروف و نهی از منکر ... 150
32- آیات و روایات-احکام باب جهاد ... 151
ضمیمه2کتاب:
منابع - کتاب ... 161
پرسش مهم پژوهش بررسی برنامه ومحورهای عملیاتی نوین تحول بنیادین اصلاح نظام بانکی – اقتصادی کشور با بازگشت به نظام اقتصادی اسلام وپیامبر وحی وخاندان مطهرش علیهم السلام می باشد؟علامه و مفسر عالیقدر حضرت آیت االه سیدجوادسید فاطمی تبریزی رحمة الله علیه درآثار، تالیفات، سخنرانی هاومقالات وی بوده است؟
سه گام:
1- اقتصاد وبانکداری اسلامی (بانک صندوق ملت است باید به نفع مردم باشد نه به ضرر آن ها. مردم بسپرده های بانکی خود بهره نگیرند متقابلاً بانک ها نیز تغییر قیافه داده منشأ خیر و برکت کردند.2- تاسیس بانک قرض الحسنه جهانی اسلام وبازار بین المللی اسلامی.3- نظام بازارهای اسلامی (سازمان ها و بازارهای کوچک اقتصادی و مالی اسلام باید شکل گرفت گیرد.).
نظر مهم آن مرجع وفقیه الهی بررسی شده این پژوهش یافرضیه انکه: نظر مهم ودیدگاه مهم حضرت آیت الله سید جواد سیدفاطمی به نقل از کتاب انسان ودرس1-2 ایشان: نظریه معرفت وفتوای فقهی دوم: اصلاح نظام بانکی واقتصادی کشور با بازگشت به نظام اقتصادی اسلامی 3
بانک صندوق ملت است باید به نفع مردم باشد نه به ضرر آن ها. مردم بسپرده های بانکی خود بهره نگیرند متقابلاً بانک ها نیز تغییر قیافه داده منشأ خیر و برکت کردند، برای رسیدن به این هدف حیاتی یک قدم باید خود مردم بردارند و به استفاده های مشروع که ذیلا به بعضی از آن ها اشاره می شود اکتفا نمایند.
بررسی نظریه شامل: بررسی از بانکداری واقتصاد غربی به اقتصاد وبانکداری اسلامی و نظری گذرا به بانک و بانکداری و سیر تاریخی آن تا پیروزی انقلاب اسلامی ایران درآثار آیت الله سید جواد سید فاطمی تبریزی رحمة الله علیه.منبع مطالب از کتاب بانکداری اسلامی شامل مباحثی از تحریرات حضرت آيت الله سید جوادسید فاطمي رحمة الله بوده در بانکداری اسلامی که توسط بسیج پایگاه مهدیه ورامین در سال 1374 به چاپ رسیده است :
بنک: بنگاه - بانک : جایی که نقد و جنس در آن نهند، بانک: میزی که روی آن چیزهایی می فروشند. بانک: میزی که صراف ها در جلوی خود قرار می دهند. بطور خلاصه صراف های قدیم بودند که پایه آن را گذاشته اند. آن ها سر میز کوچکی که پیش رو داشتند و به نام بانک نامیده می شد، کارهای بانکی را انجام می دادند و حواله های دستی را بجای چک به کار می بستند، عملیات آن بطور کلی عبارت از نقل وانتقال وجوه، صدور بروات و نگاهداری سرمایه اشخاص و بکارانداختن سرمایه های مردم به اصطلاح جهت توسعه تجارت و اعتبارات تجاری، بخصوص از جهت تسهیل عمل مبادلات و نقل و انتقال وجوه، و دادن قرض به مردم، تا حدود دویست سال
پیش که در اثر پیشرفت تکنیک و پیدایش موسسات و کارخانجات بزرگ تولیدی و قهراً تولید انبوه زیاده بر مصرف که محصول مدتی می بایست در دست صاحبان شرکت ها و موسسات باقی بماند تا به بازار مصرف برسانند طبعاً احتیاج به سرمایه کلان پدید آمد آن هم فقط در نزد صرافی ها بود که محل تجمع سرمایه های توده مردم بودند و این چنین بود که با همان سازمان های کوچک اقتصادی و مالی پایه اصلی سازمان های معظم بانکی دنیا شکل گرفت. از آن زمان بحران های اقتصادی، تورم، گرانی ارزاق، بالارفتن قیمت اجناس شروع شد .
و گاه و بیگاه صدای مردم در گوشه و کنار در می آمد و احیاناً منجر به زد و خورد می شد(فَاذنوا بحربٍ منَ الله وَ رَسوله، 279 بقره) در وهله ای اول نرخ بهره ناچیز می نمود 8 درصد، 10 درصد، 12 درصد، ولی سیستم محاسبات ربوی طوری است که در پایان مجموع اقساط پرداختی سر از صد در صد و بعضاً صدوپنجاه درصد در می آورد یعنی اگر موسسه تولیدی یک میلیون از بانک قرض می کرد، در پرداخت دو میلیون و بیشتر می پرداخت و محصول (در مثل استکان) که می بایست با یک تومان بدست می آمد حالا به قیمت دو تومان و خورده ای به بازار عرضه می شود، صاحب کارخانه ضرر نمی کرد زیرا بهرۀ پرداختی را به حساب هزینه تولید روی قیمت جنس می کشید. این مصرف کننده بود که می بایست بار سنگین تورم را بدوش بکشد و اکثر مردم متوجه نمی شدند که چرا روزبروز قیمت ها بالا می رود، و گناه را بگردن دولتمردان یا تجار و کسبه می گذاشتند غافل از اینکه منشا همه این ها عملیات نامشروع رباخواری و بهره کشی بانکداران است و بس.
بنیان بانکداری ازکجاست؟
بنیانگذاران اولیه بانکداری در دنیا اکثراً یهودی بودند. (وَاخذِهُم الرباوقَدنُهواعنه.161 نساء) زیرکانه بعناوین مختلف مردم را اغفال می نمودند. ساختمان دکه های (شعبه ها) بانکی باید خیلی تمیز مجلل، روکاری با سنگ های مرمر سیاه یا طوسی تیره، بطوری باید باشد که دردل هربیننده هراس و رعب ایجاد کند و کسی که به شعبه واردمی شود، اگراشتباه در محاسبه پیش آید حتی احتمال اینکه در بانک اشتباه رخ داده بخود راه ندهد و اشتباه را بخود برگرداند، و برای جلب مشتری با خوش زبانی و با امید دادن به آینده با او رفتار می کردند اما اگر یک قسط بعقب می افتاد سیستم محاسبات بیکار نبود آن روز را هم در حساب مشتری بعنوان دیرکرد می افزود، و از اینکه اگر نتواند اقساط را بپردازد در اولین فرصت اخطاریه(تذکاریه) بعنوان آقای ... مالک زمین شماره ... مقتضی است از تاریخ دریافت این نامه ظرف مدت پنج روز در پرداخت مبلغ ... بابت اصل اقساط معوقه به اضافه دیرکرد متعلقه اقدام نمایید، بدیهی است در صورت تعلل از طریق عملیات اجرایی وصول خواهد شد(در زمان طاغوت باینجانب همچو اخطاری آمد و آن روز من احساس کردم که قلب دارم زیرا با خواندن اخطار ضربان قلبم تند شد.). و اگر در پی اخطاریه باز مشتری نتوانست بپردازد بدون معطلی سند گروی در معرض فروش گذاشته می شود بدون توجه بوضوع و حال مشتری اقدام لازم را بعمل می آورد و پول خود را پس می گیرد مشتری هر طور می شود بشود و اخیراً (زمان طاغوت) لابلای ساختمان های شهر تهران نمونه هایی دیده می شد: ساختمانی چند طبقه گردآلود شیشه ها خورد شد در و پیکر پنجره ها بهم ریخته که رقت آمیخته بوحشت هر بیننده را بر می انگیخت) که نشانی از رهنی بودن و در گرو بانک درآمدن است، دستور بود برای اینکه کسی رغبت در نشستن آنجا نکند، شیشه های تمام ساختمان خورد شده و بظاهر وضع
نامنظمی پیدا کند تا تکلیف روشن شود(البته حساب بعضی ها که واقعاً نظر کلاه برداری داشتند جداست) و خیلی از این نوع ستم ها که در اثر انعقاد نطفه بانکداری در دنیا گریبان گیر جامعه بشری شد.
دستور از قرآن گرفته که اگر در سختی و عسرت است مهلت دهید تا دستش باز شود و تصدق کردن در حق چنین کسی برای شما خیر خواهد بود اگر بدانید(وانَّ کان ذوعسرت فَنَظَرْتُ الی میسره ، وَ انَّ تصدقواخیرلکم انَّ کنتم تَعْلَمُونَ ، وَ اتَّقُوا یوماً تُرْجَعُونَ فیه الی اللَّهِ ثُمَّ توفی کلنفس مَا کسبت وَ هُمْ لایظلمون 281 بقره )
انقلاب که ندای اسلام بود صدا در داد که ملت صندوق می خواهد، تمرکز نیروی اقتصادی در جوامع لازم است، مرحوم آیت اله گلپایگانی آن روز توصیه می کردند که صندوقهای قرض الحسنه را تقویت کنید تا بانکها تضعیف شوند، ولی آن روز گوش کسی بدهکار نبود، اما در انقلاب بحمداه قدرت از طاغوت گرفته شد و ثابت کرد که با رعایت احکام اسلامی می شود حتی بانکداری را بطور صحیح ادامه داد که در عملیات هیچگونه شائبه ربا دیده نشود، انقلاب اسلامی ثابت کرد که علیرغم ناباوری عده ای غرب زده چشم و گوش بسته ضعیف الایمان که تحت تاثیر تبلیغات فریبنده رباخوارن حرفه ای قرار گرفته و گمان کرده بودند که سودبری رباخوارانه از لوازم اقتصاد عصر است، می شود با همان اسکلت بانکداری را بنحو مشروع اداره کرد، تمرکز ثروت خود قدرتی است که با تجارت ومعاملات مشروع دیگر می توان منافع سالم بدون ایجاد تورم بدست آورد و حقوق کارمندان بانکی را تأمین کرد و اگر کمبودی احساس شود که نمی شود، با بیت المال جبران و تکمیل گردد.
ربا در دو چیز است :
اول اخذ زیادی در مکیل و موزون یعنی جنسی را معمولاً با وزن و پیمانه معامله می کنند و برابر آن جنس به مقدار زیادتر بفروشند مثلاً صدمن گندم بفروشد در برابر صد و بیست من گندم که پس از برداشت محصول به او بدهد. دوم قرض مرابحه(وام با سود) مثلاً شخصی از دیگری پول قرض می کند قرض دهنده شرط می کند تومانی ده شاهی در ماه وام گیرنده به وام دهنده سود بدهد و تفصیل آن در کتب فقهی بیان شده است. لا یقومون الَّا کما یقوم الذی یتخبط الشیطان مِنَ الْمَسِّ، تمثیل و تصویری از اندیشه و روحیه و راه و روش رباخوار است، هر کسی را قیامی است و قیام رباخوار بدین گونه است، زیرا محرکات درونی و استعدادهای در حال رشد و انگیزه های نیازمندی پیوسته انسان را به قیام قوای فکری و عملی می دارد و همین که روی بسوی هدف های برتر و در مسیر و سنن طبیعی و اجتماعی واقع و هماهنگ شد، با قیام مستقیم و در راه رشد قوا و تولید و مصرف و خیر و با قدم های ثابت پیش می رود، و چون رباخواری انحراف از این مسیر درست و طبیعی هست، رباخوار دچار خبط زدگی در اندیشه و آشفتگی می شود، او مال را که وسیله تحرک و رشد همه جانبه فرد و اجتماع است چون هدفی می پندارد که همی برای جمع و تمرکز آن بهر راه که باشد باید بکوشد و نزدیکترین راه برای او همین ربا است که بدون زحمت و خدمت، خون طبقه مولد و کوشا را بمکد و به پیکر ناموزون خود افزاید و استعدادهای روحیش راکد بماند و آنچنان خود سودجویی فکر و مشاعر او را می گیرد که اندیشه و پروانه خیالش جز در محور آن نمی چرخد و در نظر گاه او مقیاس همه ارزش ها همین سود می شود و می کوشد که همه مواهب عقلی و انسانی و قوانین و نظامات و
معلومات و کار و تولید را برای سودبری خود استخدام کند و چون روش و منش او با سنن طبیعی و مصالح مردم تضاد دارد و دشمنی قربانی شدگان و ستمزدگان را نسبت به خود احساس می کند، خوی کینه جویی و بداندیشی نسبت به مردم در او راسخ می شود. از ترکیب خوی سودجویی و کینه توزی نامحدودی خوی درندگی و حسد و تملق و عقده حقارت و بزرگ بینی در درونش ریشه می گیرد. از این پس دیگر نه بینش روشنی دارد که راه تعالی و کمال را دریابد و نه وجدان بیداری که احساس به رحمت و عطف به دیگران داشته باشد، پیوسته چهره اش دگرگون می گردد. گاه خوی قدرت نمایی و درندگی، گاه زبونی و تملق، تا محیط زندگیش چگونه باشد و با چه کسانی روبرو شود؟ در هر حال پیوسته در آشفتگی و نگرانی بسر می برد و بخود می پیچد.
این حالات در گفتار و کردار و حرکات چشم و دست و پایش نمایان است. – کالذی یتخبطه الشیطان مِنَ الْمَسِّ- رباخوار ددمنش و دیوخوی چون دیوانه ایست که همی دست و پا می زند و بدور خود می گردد.
«التخبط»، الضرب علی غیراستواء و یا چون شبکوری که در تاریکی سردرگم است- «هویخبط خَبَطَ عَشْوَاءِ » در تاریکی سر در گم شده و به این سو و آن سو می رود. اجتماعی که رباخواری در آن شایع شود و پایه اقتصادش گردد، نیز همچون رباخوار، آشفته و ناموزون و سردرگم و نابسامان(مخبط) می گردد، زیرا افراد و گروه رباخوار که مایه و خون اقتصادی را می مکند پیوسته متورم و درشت می شوند و گروه مولد و کارگر که چون دست و پای اجتماعند. لاغر و ناتوان، چنین اجتماعی نمی تواند قیام و حرکت اقتصادی و فکری و اخلاقی سالم و ثابت و پیشروا داشته باشد، مگر نه اینست که مال پایه طبیعی قیام همه جانبه است و اختلال در تولید و توزیع وگردش سالم آن قیام را مختل و مخبط می گرداند قرآن مبین بیان کننده همین اصل طبیعی و اجتماعیست «وَ لَا توءتو توالفسفهاءاموالکم التی جَعَلَ اللَّهُ لکم قیاماً – اموال خود را که خداوند وسیله قیام برای شما قرار داده بسا ندهید- از آیه 3 نساء و همچنین اشاراتی که در آیات دیگر آمده - مانند آیات مطففین(کم فروشان)- بلی شیطان با تسلطی که بر آدمیان دارد و پیوسته درصدد اغوا آن هاست چنانچه چند آیه جلوتر : الشیطان یعدکم الفقرویأمرکم بِالْفَحْشاءِ وَ اللَّهُ یعدکم مِغْفَرَهُ مِنْهُ وَ فَضْلاً وَ اللَّهُ واسِعُ علیم . 268 بقره . اگر انسان فریب وعده او را بخورد و از وعده خداوند غافل شود از صورت اصلی و زیبای انسانیت درآمد گاه بصورت خوک و میمون : وَ جَعَلَ مِنْهُمُ القرده وَ الخنازیر وعبدالطاغوت، از آیه 60 مائده) درآمده و گاهی بصورتی که در اینجا ممثل نموده: کالذی یتخبطه الشیطان مِنَ الْمَسِّ، اگر این تمثیل قرآن در میان مردم عرب و جاهلیت آن زمان که رباخواری محدود ومحلی بود نمایش بارز و روشنی نداشت در این قرن که سایه تاریک و شوم رباخواری همه جا گسترده شده و فضای زندگی را تاریک و اندیشه ها را مختل ساخته، این خطوط تمثیل بصورت کامل و عمومی نمایان شده است، اکنون که رباخواران حرفه ای و پرتجربه و متشکل با وسائلی که علم و صنعت در دسترشان قرار داده و همه رشته های اقتصاد را بدست گرفته مراکز سودبری را در سراسر دنیا و هر شهر و روستا در اختیار دارند تا هرچه بیشتر روان ها را تهی و مغزها را پوک و اندیشه ها را مختل گردانند و توده ها را چنان در دامهای گسترده و بندهای رنگرنگشان گرفتار سازند که مجال هیچ گونه اندیشه و عاقبت بینی و ارزیابی نداشته باشند و همی بدور خود بپیچند و راه نجاتی نیابند: کالذی یتخبطه الشیطان مِنَ الْمَسِّ. آیا ریشه و منشا این همه سرگشتگی ها واختلال های عصبی و برخوردها و جنگ ها جز این است؟ مگر سرمایه سوزان و جنگ افروزان جز همین سودپرستان و رباخواران آزمندند؟ مگر در هر گونه نابسامانی و جنگی، چهره اینها را نمی
توان یافت؟ گرچه در زیر صدها پرده رنگارنگ و فریبنده و جالب آن را پنهان دارند. این ها سودبری رباخوارانه را چنان طبیعی و مشروع و از لوازم اقتصاد عصر و مانند هر گونه کار و کسبی می نمایانند که همه مجذوب ها و استعمارزده ها و مسلمان نماها آن را باور کرده و دچار چنین خبط شیطانی شده اند.
مَحَقَ اللَّهُ الرِّبا وَ یربی الصَّدَقاتِ وَ اللَّهُ لایحب کل کفارائیم- شخص رباخوار چون پیوستگی سرمایه های معنوی و منابع خلقت و هماهنگی با قلوب و دست های تولیدی خلق ندارد. هرچه هم سودش افزایش یابد و بازارش گرم شود کارش قابلیت رشد همیشگی ندارد و هرچه قابل رشد نباشد رو به تاریکی و کاهش می رود. او با اشتعال آتش آزمندیش دست های تولید را فلج و دل ها را پر از کینه می سازد و جز قدرت مالی و ستم مدد و یاوری ندارد و این با طبیعت جهان ناسازگار و محکوم به محاق است همچنان که هر روش و منطق محکومی، در برابر دلیل و روش روشنی محقق می گردد- وَ اللَّهِ لَا یحب کل کفارائیم- چون این ها از کانون رحمت و محبت خداوند و اشعه آن روی گردانده و غوطه ور در گناه شده و از جاذبه آن خود را بر کنار داشته اند .
انَّ الذین أَمِنُوا وَ عملو الصَّالِحاتِ واقاموا الصلوه آتو الزکاه أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ لا خَوْفُ علیهم وَ لا هُمْ یحزنون. این اوصاف ابعادی مقابل رباخواری را می نمایاند : رباخوار خودپرست و سودجو و گرایش به خود دارد و رو به محاق می رود. مومن حق را می پرستد و به آن می گراید و بسوی روشنایی می رود. رباخوار کارش ناشایست و زیانبخش و به مقیاس سودخود است، مومن با مسئولیت و بصیرت ایمانی که دارد، اعمالش شایسته و بصلاح خلق است، ربا منشا پراکندگی و بروز طبقات متخاصم می شود، اقامه صلاه انسان ها را جوانب تفرقه انگیز می رهاند و افراد را با توجه به یک مقصد متعالی متحد و در یک صف در می آورد سوجودیی ستمکارانه در برابر ایتاء زکات است. آن ها چشم به طبیعت ماده لرزان و سودجویی دارند، این ها چشم به مبدأ ربویت- و پاداششان در پیشگاه او و وجدان ها ثابت است، هرچه آنان دچار نگرانی و ترسند، این ها از ترس رسته و آرامش دارند، لَهُمْ أَجْرُهُمْ عندربهم.
یا ایهاالذین امنوااتقوالله وَ ذَرُوا ما بقی مِنَ الرِّبَا انَّ کنتم مومنین، فَانٍ لَمْ تَفْعَلُوا فاذنوابحرب مِنَ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ، بیان منشأ جنگی است که زمینه آن را رباخوار فراهم می سازد و آن را ماذون و یا اعلام می دارد آنچنان جنگ که از اراده حکیمانه، عادلانه، سنن و رسالت خدا ناشی می شود- چون بعثت و قیام پیغمبران برای اقامه قسط است «لیقوم الناس بالقسط» قسط عدالت عملی و رساندن حق است که زیربنای اجرای احکام و تحکیم نظام و رشد ایمان و اخلاق و وسیله کمال می باشد، جنگ از ناحیه خدا و رسول برای اقامه قسط و از میان بردن همین گونه جنگ ها و استقرار وحاکمیت احکام الهی است «وَ لَولَا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَفَسَدَتِ الارض 40 حج» این جنگ ادامه دارد تا طبقه سود بر دگرگون گردد و توبه کند و دیگر ستمکاری از هیچ جانب نباشد: وَ انَّ تُبْتُمْ فلکم روس اموالکم لا تَظْلِمُونَ وَ لا تُظْلَمُونَ . بلی این نتیجه رباخواری در اجتماع است که به دو گروه ستمگر و ستمدیده تقسیم می شوند و در برابر هم قرار می گیرند.
قرآن کریم با این گونه روش تربیتی و توبه اجتماعی سودهای نامشروع را از بین می برد و سرمایه های مشروع را وامی گذارند و دارندگان آن ها را در صف مجاهدین در می آورد تا اقتصاد آزاد وعادلانه درخشان در پرتو ایمان جایگزین گردد(ان کنتم مومنین) اشاره باینکه اینکار در دید کوتاه سودجویان و وابستگان با آنان و غرب زدگان چشم وگوش بسته ضعیف الایمان دشوار و ناشدنی است .
از راهکارهای مهم اصلاح نظام بانکی واقتصادی کشور
مطابق حساب هایی که شده غالباً تنها پنج درصد 5% پول های درگردش بانک ها را سرمایه ای واقعی سهامداران تشکیل می دهد و بقیه یعنی نود و پنج درصد مال توده و اکثریت مردم است که بصورت سپرده های ثابت و پس انداز و یا جاری در آن گذاشته اند و این مبالغ سرسام آور از ثروت انسانی که در بانک ها جمع می شود دربست در اختیار معدودی سهام دار قرار می گیرد و سودش هم تنها به جیب آن ها می ریزد و صاحبان اصلی که خود اکثریت ملت است فقط حق مبلغ مختصری از بابت سپرده های خود بهره گیرند و غیر از این دستشان از هر گونه مداخله کوتاه است(دکتر شاخت) اقتصاددان معروف آلمانی در یکی از سخنرانی هایش که سال ها پیش در دمشق ایراد کرده چنین می گوید با یک محاسبه ای دقیق معلوم می شود نفع تمام اموالی که در سراسر زمین در گردش است به جیب عده کمی سرازیر می شود، و این وضع خطرناک روز بروز تشدید می شود و این اختلاف سال به سال عمیق تر و انفجارآمیزتر می گردد، هم اکنون مالک حقیقی بیشتر اموال روی زمین از چند هزار نفر تجاوز نمی کند و همه کارخانه داران و افرادی که از بانک ها قرض گرفته اند و همچنین کارگران و غیر این ها جز مهره هایی که برای سود مسلم عده ای معدود کار می کنند نیستند . ثمره کوشش پی گیراینان را فقط یک مشت رباخوار می برد آیا نظامی از این ظالمانه تر می شود تصور کرد؟دنیا چه مدت زمانیست که در اثر اشتباه چند متخصص نمای اقتصادی علیرغم چراغ خطری که کتاب های آسمانی تورات، انجیل، قرآن روشن کرده اند. رباخواری را قانونی اعلام نموده است؟ آیا گذشته از سود نامشروع و غیرانسانی عده ای قلیل دنیا از این نظام پلید طرفی بسته است که با ضرر و زیان های آن برابری کند؟ افزایش قیمت ها همه سال در همه چیز، تورم پول، شدت بحران های اقتصادی هر ده سال به ده سال، ورشکستگی ها، روزافزونی شکاف بین دو قطب غنی و فقیر در نتیجه بروز جنگ های خانمانسوز، آیا وقت آن نرسیده که دنیا از نصف راه ضرر برگردد و کفاره گناهان گذشته خود، رباخواری را غیرقانونی اعلام کند و عملاً جلوگیری بنماید؟ مسلماً یک روز از این راه فاسد خواهد برگشت چه بهتر که امروز تا دیر نشده همان روز باشد و بدستور خود در عصر خود از این کار بکنیم و منتظر نباشیم که قانون عمومی عدالت تمدن ما را هم وسیله عبرت دیگران بنماید بمانند تمدن های عظیم گذشته که دستخوش نابودی قرار گرفته اند، عیلام، نینوا، بابل، جز نام های زیبا بیش نیستند، انهدام کامل آن ها برای ما همان اندازه مهم است که وجودشان.
مردم بسپرده های بانکی خود بهره نگیرند متقابلاً بانک ها نیز تغییر قیافه داده منشأ خیر و برکت کردند، برای رسیدن به این هدف حیاتی یک قدم باید خود مردم بردارند و به استفاده های مشروع که ذیلا به بعضی از آن ها اشاره می شود اکتفا نمایند فی المثل خرما نخورند تا بتوانند از خرما خوردن دیگران جلوگیری کنند(بانک ها به سپرده ها بهره ناچیزی می پردازند و همان سپرده ها را با بهره بیشتر به مشتریان خود یعنی بهمان ملت وام می دهند، البته این وضع در زمان طاغوت بود و امروز بعضی از شعبه ها بطور قاچاقی). اگر پولی که در بانک گذاشته می شود کم و جزیی است، حراست و نگهداری بانک که نسبتاً محل امن است خوداستفاده و
غنیمتی است گذشته از این شخص با مقدار کم که در بانک به امانت می گذارد به اقتصاد مملکت کمک می کند به اجتماعی که خود جزیی از آن هست و از همان اجتماع دائماً برخوردار می شود و اگر سپرده پولی معتنا به و زیادی است می تواند با روش های تجارتی از پول خود استفاده برد از جمله اینکه سپرده دار به صورت سرمایه دار و بانک بصورت عامل در می آید و بانک موظف است سپرده ها را در برنامه های مفید و ثمربخش، کشاورزی یا بازرگانی و بالاخره هر نوع راه مشروع سرمایه گذاری که سود مطلوب را می دهد بکار اندازد، سود حاصل از کوشش ها میان بانک و سپرده دار به نسبت معینی که قرار داده شده تقسیم می شود، این شکل را در اصطلاح عقد مضاربه ای گویند، به این طرح می توان اضافه کرد که ممکن است مضاربه ای سپرده داران و بانک ها بصورت مضاربه مطلق درآید کشورهای غنی و صنعتی آشکار می شود که نقطه دید آن ها جهانی باشد نه چهار دیوار کشورشان و بخصوص متوجه شوند که در واقع منافع سریع و آنی آن ها به منافع درازمدت جهانی تبدیل می شود، به این حقیقت توجه کنند که توسعه و عمران نه تنها موجب رفاه و آسایش افراد بشری می شود بلکه بشریت را از انقلابات و ستیزه های فراوان نجات می دهد، آن ها باید به اصل همکاری و ارتباط کشورها بهمدیگر و تشریک مساعی بین المللی معتقد باشند و به این حقیقت وقوف یابند که بشر سرنوشتی مشترک دارد و تصور نکنند می توانند زندگانی و سعادت خویش را مانند بسته هایی در جعبه محفوظ دارند و ناکامیهای بشری را نادیده بگیرند.
امروزه طبق آمار صحیح بر اثر کم غذایی مزمن که تقریباً سه ربع مردم جهان گرفتار آنند از شصت میلیون نفری که سالانه می میرند مرگ سی تا چهل میلیون نفر یا از گرسنگی یا لااقل از اثرات تغذیه ناقص است و این مساله ای است که امروز برای صدها میلیون نفر از مردم جهان مساله اصلی یعنی مرگ و زندگی است در صورتی که اگر کشورهای غنی به ندای فطرت و وجدان انسانی پاسخ داده و نحوه کمک به کشورهای فقیر را تغییر دهند و به پیروی از روش پیغمبران رباخواری از نقشه اقتصاد جهان حذف کنند می توانند محصول فراوان با قیمت ارزان در دسترس مردم بگذارند، امروز بسیاری از دولت ها کمک های خارجی را به دلیل آنکه بازپرداخت ها در آینده سنگین و سنگین تر می شود محدود می سازند و کاهش می دهند قهراً استعدادها و منابع بکر و دست نخورده آن کشورها که بخوبی می توانست حداکثر بهره را بدهد و جوابگوی احتیاجات محلی باشد عاطل و باطل می ماند .
شرایط کمک ها روزبروز سنگین تر و غیرقابل تحمل تر می شود قهراً بازپرداخت این کمک ها فشاری بر موازنه ارزی کشورها وارد می سازد، در کشورهایی که جهت بدست آوردن محصول تحمل این فشار را به خود هموار نموده و زیر بار وام ربوی می روند قیمت محصول بقدری زیاد می شود که همه کس قدرت خرید آن را ندارد چنانکه کارشناسان می گویند در حال حاضر بازار محصولات کشاورزی موجود هست اما همه مردم قوه خرید آن را ندارند امروز اکثریت مطلق مردم چه در کشورهای غنی و چه در ممالک فقیر و ضعیف زیر بار سنگین معیشت قرار دارند آنان هر مقدار بر درآمدخود می افزایند مخارج شان نیز به همان نسبت بالا می رود. در کشاورزی امروز باید طوری برنامه ریزی شود که هزینه تولید مواد غذایی بالا نرود و این فقط هنگامی میسر می شود که نحوه کمک ها تغییر یابد و عمل نامشروع رباخواری و بهره کشی بحکم تورات و انجیل و قرآن در تمام کشورها عملا تحریم گردد و کشورهای غنی وام را بدون بهره در اختیار کشورهای ضعیف بگذارند یا لااقل اگر نخواستند از استفاده چشم پوشی کنند بنحو مشارکت و عقد مضاربه که نوعی تجارت مشروع می باشد اقدام نمایند.
صرافی در ایران از سال 1224 شمسی تحت تاثیر شرایط بانکداری اروپا مخصوصاً لندن قرار گرفت اما تا سال 1224 شمسی موسسه ای بنام بانک به معنای جدید وجود نداشت در سال مذکور بانک جدیدی که موسسه ای انگلیسی بود و در دیگر کشورهای آسیا نیز شعبه هایی داشت در تهران و اصفهان و مشهد و رشت و شیراز و بوشهر و تبریز شعبی باز کرد محل مرکزی این بانک در ساختمانی بود که بعدها مرکز بانک شاهی شد، شعبه بانک تهران ابتدا حواله های پنج قرانی و بیشتر را به عهده خزانه دار خود صادر می کرد و این در واقع نخستین صورت چک بانکی یا اسکناس در ایران بود و چون این حواله ها را به بانک می بردند فوری در برابر آن مسکوک نقره پرداخت می شد، آغاز کار بود و چون مزایای مخصوصی نداشت احتیاج به تحصیل امتیاز پیدا نکرد .
تااینکه در اسفند 1225 شمسی ناصرالدین شاه قاجار امتیاز ایجاد بانک شاهنشاهی را به مدت شصت سال به بارون جولیوس رویتر داد، بانک می بایست شش درصد منافع خالص سالیانه خود را به دولت ایران می داد و ابتدای تأسیس چهل هزار لیره به مدت ده سال از قرار تنزیل شش درصد به شام وام داد، بانک بر این امتیاز استخراج معادن آهن و سرب و مس و زیبق و زغال سنگ و نفت و غیر این ها را به استثنای فلزات قیمتی بدست آورده بود.
پس:بانک صندوق ملت است باید به نفع مردم باشد نه به ضرر آن ها مردم بسپرده های بانکی خود بهره نگیرند متقابلاً بانک ها نیز تغییر قیافه داده منشأ خیر و برکت کردند، برای رسیدن به این هدف حیاتی یک قدم باید خود مردم بردارند و به استفاده های مشروع که ذیلا به بعضی از آن ها اشاره می شود اکتفا نمایند.
نکته:به تحقیق صندوق قرض الحسنه ثبت شده فاطمی ورامین بعد از انقلاب به همت ایشان انجام گردیده است.
اصطلاحات و واژهها مهم: اصلاح، نظام معیشتی و اقتصادی اسلام،مردم.
تصویر
قرآن کریم پایه و اساس درس و تعلیم ما است. فهم و درک قرآن آن چنان سهل و آسان است که عرب درس نخوانده در محضر رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله با یکبار شنیدن آیات میفهمید و آیات را… و حلال و حرامش را میگرفت و عقیده میکرد، در جائیکه ابهامی بنظرش میرسید یا در آیات متشابه، کلام رسول خدا (صلَّی اللهُ علیه وآله) توضیح و تفسیر میکرد، در زمان ائمه اطهار علیه السلام نیز بهمان کیفیت کلمات ائمه (علیه السلام) .
برطرف کردن فساد و تباهی از شیء و ایجاد سلامت و بهبودی در آن را اصلاح گویند. از اصلاح در بابهای زکات، نکاح و قضاء سخن گفته شده است. اصلاح یا رفرم به معنای بهبود یا ترمیم چیزیست که نادرست، فاسد، بدون کاربرد خوب یا غیره است. کاربرد این واژه بدین معنا از قرن هیجدهم شروع شد. اصلاح عموماً در برابر انقلاب مطرح میشو د. 5و6
صحبت به میان آوردن از زندگی کسی که عمر خود را درراه عبودیت، اطاعت و بندگی خداوند صرف نموده جز برای او و درراه او نبوده بسیار دشوار وسنگین مینماید، پیرامون عارف بالله، پیروی حقیقی قرآن واهلبیت و منتظر واقعی حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی و فرجه) و آن کاشف حقایق الهی، فقیه عصمت و طهارت حضرت آیت الله حاج سید جواد سید فاطمی تبریزی رضوان الله تعالی علیه. ولیکن جهت الگوگیری وبهره بردن از معارف ناب آن بزرگوار مطالب و نکاتی کوتاه از زندگی وسیره ایشان که ثابت و آشکار گردیده آورده شده است. مجموعه زیر تحقیقی است از گزیده نوشته ها، مقالات، کتاب ها، متن جلسات تفسیر قرآن کریم، اصول عقاید، درس فقه (شرح من یحضره الفقیه علامه مجلسی رحمة الله)، شرح لمعه، پرسش های وشبهات جمع آوری شده در طی سالهای 1370 الی 1403همچنین نکاتی از، نظر مراجع علما پیرامون آن عظیم الشان (که اساس آن در آیات و سنت اهل بیت عصمت و طهارت(سلام علیها) و گفتار و حالات بزرگان دین)، تا چراغ راه آینده و باعث عبودیت و هدایت بیشتر وکامل تر ما گردد. مطالب را مزین به جملاتی ازمدافع اهلبیت عصمت وطهارت، مرجع عالیقدر حضرت آیت الله آقا، میرزا جواد تبریزی رحمة الله علیه که خطاب به نگارنده نوشتار (حقیر)، پیرامون استادشان آیت الله العظمی فاطمی رحمة الله علیه درچندین سال قبل بیان فرمودند: (( خداوند شما را موفق بدارد، ایشان آدم تهذیب شده ایست از آن سادات هستند که در سادات بودن آنها شبههای نیست، من هم از ایشان مقدمات خوانده ام، در وجود ایشان توجه کردهاید (توجه نمایید) در دیانتش و صداقتش (مطالب قابل توجه دارد). ». ودر ادامه بیانشان فرمودند: «من شاگردی ایشان را کردهام و از ایشان درسها گرفته ام». نکته حائض اهمیت آنکه تمام مطالب نوشتار حاضر خط به خط در زمان حیات استادمان آیت الله العظمی فاطمی رحمة الله علیه توسط حقیر نگارنده مطالب در طی بیش از دو سال برایشان خوانده شده است (به عنوان جزوهای که میخواهم برای معرف الهی وبندگی شما میخواهم داشته باشنم) تصحیح فرمودند و ایشان این دعا را بارها تکرار فرمودند خدا خیرتان دهد. به امیدآن که ان شاء الله این نوشتار، این تلاش کوچک در مسیر عبودیت، اطاعت و بندگی خداوند مرضی رضای الهی ومورد توجه حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف وچراغ راهی برای خوانندگان باشد.
علامه وعارف بالله آیت الله سید جواد سید فاطمی رحمة الله علیه متولد 1302 در تبریز بودند، پدر بزگوارشان حجة الاسلام سید عزیز الله از خطبای متدین شهر تبریز بودند. دوران تحصیل خود را در حوزههای طالبیه تبریز و حجتیه و فیضیه شهر مقدس قم نزد آیات عظام تقلید بروجردی، آقا سید محمد متقی خوانساری، مرعشی نجفی، حجت کوه کمره ایی، علامه طباطبایی مرحوم انصاری رحمة الله علیهم و… به تحصلیل علوم اسلامی پرداخته است آن مفسر عظیم الشان قرآن مجید در سن بیست و یک سالگی به تقریظ و بیان آیات عظام بروجردی مرعشی نجفی و خوانساری بزرگ به اجتهاد مطلق نایل گردید و مورد رجوع مردم قرار گرفت. عبودیت، عرفان، اخلاق، علم، قابلیتهای معنوی بالا، هوش و ذکاوت و تدبیر ایشان و توجه به جامعه اسلامی، خانوادهها و نیازمندان زبانزد عام و خاص بوده است. تعداد تالیفات، ترجمه واختراعات گرانقدر آن عارف به بیش از شصت اثر میرسند. از جمله تالیفات آن فقیه عالیقدر میتوان به کتب زیر اشاره التطبیق، شهید وبرترین آنان سیدالشهدا علیه السلام، حمره مشرقیه انسان و درس، بانکداری اسلامی، گذرنامه بهشت صبح را بشناسیم، دو تفکر در موسیقی سه جلد آسمان شناسی، یک دوره تفسیر قرآن کریم، بک جلد ترجمه قرآن کریم، ترجمه توحید مفضل، تفسیر سوره بلد زلزال تفسیر سوره انفطار تفسیر سوره شمس نگویید غرب پیشرفته است، دشمن ستیزی مساجد را از غربت در آورید، در زنده به کور کردن زندگان مسایل مربوط به اختراعات و وسایل جدید رساله توضیح المسائل، رساله آداب ذبح اسلامی، اذان، نشست در مسجد در بازگشت به قرآن کریم، امامت و ولایت، اختراع دستگاه آموزشی افلاک نما و… ابو الشهید آیت الله العظمی سید فاطمی در 19 بهمن 1395ه. ش به دیار باقی شتافت و در قطعه 51 والدین شهدا و در جوار بیکران حق آرام گرفت. حضرت آیت الله حاج سید جواد سید فاطمی تبریزی رضوان الله تعالی علیه درپاسخ سوالات مکرراز ایشان بارها یاد آوری شدندکه در سن 25 سالگی از آیات اعظام برو جردی و خوانساری بزرگ کتبا دارای اجتهاد مطلق میباشند. به نقل ازخود، خانواده وشاگردان و علماءاز همان 25 سالگی محل رجوع مردم برای تقلید بود و دارای مقلد بودهاند. شهدای آن سالک الی الله، آیت الله فاطمی رحمة الله علیه: - شهید والامقام آقاسیدمهدی سیدفاطمی تاریخ تولد 1340، تاریخ شهادت سیزده آبان 1357، در مبارزه با رژیم ستم شاهی، محل شهادت: دانشگاه تهران، و سه داماد شهید7. (سیدفاطمی،1389.1.1).
رضاقارزی، مقطع دکتری علوم سیاسی گرایش اندیشه سیاسی.
آثار حضرت آیت الله فاطمی رحمة الله علیه :
بیانی ازایشان درتقابل معرفتی و اندیشه الهی بامادی درعصر کنونی
اعوذبالله من الشيطان الرجيم «لَكُمْ دينُكُمْ وَلي دين» دو جريان است، دو طرز تفكر، 1- انديشه و تفكر ربانی متكی به وحی،2- انديشه غيرربانی متكی به عقل وتجربه (تفكر مادی يا سكولار) كه غالباً در تضاد يكديگرند.مثلاتضاد در موضوع « ساز و آواز»، موسيقي از جمله مواردی كه اين دو جريان منجر به تضاد می شود و موجب رنجش عدهای، غنا (ساز و آواز) است، انديشه متكی به وحی می گويد حرام است انديشه متكی به عقل تجربه می گويد نياز است و لازم.
انديشه متكی به وحی می گويد انسان بهشتی است، روز اول در بهشت آفريده شده، او در اندرون خود روزنهای بهبهت دارد، با بهشت آشنا است، دعوت انبياء عليهمالسلام هم به بهشت است. در حديثی از امام صادق عليهالسلام می خوانيم كه حضرت حسين در برابر اصحابش قرار گرفت و چنين فرمود: ای مردم بدانيد خداوند تبارک وتعالی بندگانش را نيافريده مگر برای اينكه او را بشناسند و چون او را شناختند بندگيش می كنند و هنگامی كه عبادت او كردند از بند بندگی غير او بی نياز و رها و آزاد می شوند. و رها شدن از جاذبههای شيطانی نفس بهاء بهشت است. «جناتُ عَدن تجري مِنْ تَحتِهَا الانهارُ وَ ذلكَ جزاءِ مَن تزکي» (سوره طه/آيه76).
مقررات بندگی خدا، نماز، زكوه، حج و غيره ذلك همه برای تطهير است تطهير از آلودگی های ظاهری و تطهير از آلودگيهای باطنی مثل رذايل اخلاق، حرص و آز، بخل، حسد و ساير زشتی های روانی كه موجبات ناراحتی و عذاب او را فراهم می كنند و جهنم او را شكل می دهند. در آيه 103 از سوره مباركه توبه چنين است: «خُذْ مِنْ اَموالِهِم صَدَقهً تُطهِّرهُم وَ تُزَكيهم بِها ...» يا رسولالله بگير از اموال آن ها صدقه را تا آنان را پاك كنی و به واسطه آن روان آنان را تزكيه كنی، آری با از بين رفتن زشتی ها و نازيباييی هاي روانی زيبايی ها جايگزين می شود، نه تنها شخص بهشتی می شود بلكه خود بهشت می شود و بهشت عاشق او ميی گردد. رسول خدا(صلی الله علیه وآله) درباره بعضی از اصحاب خود فرمود: بهشت عاشق اين ها است.
صاحبان انديشه متكی به وحی می گويند انسان ضعيف آفريده شده است از لحاظ روانی در هيچ حالت ثبات و آرامش ندارد، او پيوسته از عوارض داشتنی ها و نداشتنها رنج ميی برد در داشتنها بشكن می زند همه چيز را فراموش می كند و در نداشتنها بر سر می زند و مأيوس می گردد، در عبادت خدا و شناخت خداست كه تثبيت میشود و وقرو وزنه پيدا می كند و در هر حال چه داشتن و چه نداشتن به خطاب: «يا اَيَّتُها النَفسُ المُطمئنه اِرْجعي اِلي رَبِّكَ راضيه مَرضيهَ فَادْخُلي في عبادي، وَ ادْخْلي جَنَّتي » مشرف می شود. ترجمه: هان ای نفس مطمئنه و با وقار- بسوی پروردگارت كه تو از او خشنودی و او از تو خشنود است باز گرد و در زمره بندگان من درآی، و به بهشت من وارد شو.(سوره والفجر/آيات 27-28-29-30)
اين بهشت، بهشت سرتاسری است. روز قيامت هم چنين توصيف شده است: در آن روز هركس وزنههايش سنگين است او در زندگي رضايت بخش پسنديده است «فَامّا مَن ثَقُلَتْ مَوازِينُه فَهُوَ في عيشَه راضيه» و اما سبک وزن ها كه به هر بادی ثبات خود را از دست ميدادند، بازگشت او دوزخ است « وَ امّا مَن خَفَّت مَوازينه فامّهُ هاويه وَ ما ادريكَ ما هِيَ نارٌ حاميه» (سوره قارعه/آيه 5 الي11)
از امام صادق است که فرمود «الناس ممالیک النار» مردم اسیر آتشند مگر شیعیان ما که از آتش آزادند، بلی فقط تبعیت از انبیاء و بندگی خدا است که انسان را از بندگی غیر خدا آزاد میکند آیات 13 به بعد متضمن این معنی است «اَو اِطعام فی یَومٍ ذی مَسغُبَه، یَتیماً ذا مَقرَبَهٍ اَومسکیناً ذا متربهٍ» طعام دادن در روز گرسنگی، به یتیمی از خویشاوندان یا فقیر خاک نشین)، - اداء نماز از شرک و کبر پاک میکند (اِنّ الصَلوهَ تَنهی عَنِ الفَحشاءِ وَالمنکر- آیه 45 فاطر) انفاق، صدقات، زکوه از حب دنیا که رأس کل خطیئه است پاک میکند. در آیه 103 توبه چنین است: از اموال آنها صدقهای بگیر تا بوسیله آن آنها را پاکسازی و پرورش دهی خُذمِن اَموالِهِم صَدقَهَ نُطّهُرهُم و تَزکیهم بِها… آیه 104 توبه) بطور کلی اتفاق بهر معنی زکوه، خمس، صدقات، حتی طعام دادن، میهمانی دادن این اثر را دارد. رسول خدا (صلی الله علیه وآله) در خطبه آخر جمعه شعبان درباره افطاری دادن توصیه میفرمود کسانی عرض کردند ما همه قادر به افطاری دادن نیستیم. حضرت فرمود: (اِتَقّوا النارَ وَ لَوبَشقِّ تَمرَهٍ) از آتش خود را بپائید ولو با نصف خرما باشد. یعنی فقیری که مالک پنج و شش عدد خرما بیش نیست آنهم اگر نصف خرما را بدهد از حب دنبایش کاسته میشود و بهمان اندازه از آتش حرص و از مصون میگردد.
بررسی از بانکداری واقتصاد غربی به اقتصاد وبانکداری اسلامی و نظری گذرا به بانک و بانکداری و سیر تاریخی آن تا پیروزی انقلاب اسلامی ایران درآثارآیت الله سید جواد سید فاطمی تبریزی رحمة الله علیه. منبع مطالب از کتاب بانکداری اسلامی شامل مباحثی از تحریرات حضرت آیت الله سید جوادسید فاطمی در بانکداری اسلامی که توسط بسیج پایگاه مهدیه ورامین در سال 1374 به چاپ رسیده است عینا آورده میشود:
بسم الله الرحمن الرحیم وله الحمد.
بنک : بنگاه- بانک : جایی که نقد و جنس در آن نهند، بانک: میزی که روی آن چیزهایی می فروشند. بانک: میزی که صراف ها در جلوی خود قرار می دهند.
بطور خلاصه صراف های قدیم بودند که پایه آن را گذاشته اند. آن ها سر میز کوچکی که پیش رو داشتند و به نام بانک نامیده می شد، کارهای بانکی را انجام می دادند و حواله های دستی را بجای چک به کار می بستند، عملیات آن بطور کلی عبارت از نقل وانتقال وجوه، صدور بروات و نگاهداری سرمایه اشخاص و بکارانداختن سرمایه های مردم به اصطلاح جهت توسعه تجارت و اعتبارات تجاری، بخصوص از جهت تسهیل عمل مبادلات و نقل و انتقال وجوه، و دادن قرض به مردم، تا حدود دویست سال پیش که در اثر پیشرفت تکنیک و پیدایش موسسات و کارخانجات بزرگ تولیدی و قهراً تولید انبوه زیاده بر مصرف که محصول مدتی می بایست در دست صاحبان شرکت ها و موسسات باقی بماند تا به بازار مصرف برسانند طبعاً احتیاج به سرمایه کلان پدید آمد آن هم فقط در نزد صرافی ها بود که محل تجمع سرمایه های توده مردم بودند و این چنین بود که با همان سازمان های کوچک اقتصادی و مالی پایه اصلی سازمان های معظم بانکی دنیا شکل گرفت.
از آن زمان بحران های اقتصادی، تورم، گرانی ارزاق، بالارفتن قیمت اجناس شروع شد .
و گاه و بیگاه صدای مردم در گوشه و کنار در می آمد و احیاناً منجر به زد و خورد می شد(فَاذنوا بحربٍ منَ الله وَ رَسوله، 279 بقره) در وهله ای اول نرخ بهره ناچیز می نمود 8 درصد، 10 درصد، 12 درصد، ولی سیستم محاسبات ربوی طوری است که در پایان مجموع اقساط پرداختی سر از صد در صد و بعضاً صدوپنجاه درصد در می آورد یعنی اگر موسسه تولیدی یک میلیون از بانک قرض می کرد، در پرداخت دو میلیون و بیشتر می پرداخت و محصول (در مثل استکان) که می بایست با یک تومان بدست می آمد حالا به قیمت دو تومان و خورده ای به بازار عرضه می شود، صاحب کارخانه ضرر نمی کرد زیرا بهرۀ پرداختی را به حساب هزینه تولید روی قیمت جنس می کشید. این مصرف کننده بود که می بایست بار سنگین تورم را بدوش بکشد و اکثر مردم متوجه نمی شدند که چرا روزبروز قیمت ها بالا می رود، و گناه را بگردن دولتمردان یا تجار و کسبه می گذاشتند غافل از اینکه منشا همه این ها عملیات نامشروع رباخواری و بهره کشی بانکداران است و بس.
در اساسنامه بانکداری: بنیانگذاران اولیه بانکداری در دنیا اکثراً یهودی بودند.(وَاخذِهُم الرباوقَدنُهواعنه.161 نساء) زیرکانه بعناوین مختلف مردم را اغفال می نمودند. ساختمان دکه های (شعبه ها) بانکی باید خیلی تمیز مجلل، روکاری با سنگ های مرمر سیاه یا طوسی تیره، بطوری باید باشد که دردل هربیننده هراس و رعب ایجاد کند و کسی که به شعبه واردمی شود، اگراشتباه در محاسبه پیش آید حتی احتمال اینکه در بانک اشتباه رخ داده بخود راه ندهد و اشتباه را بخودبرگرداند، و برای جلب مشتری با خوش زبانی و با امید دادن به آینده با او رفتار می کردند اما اگر یک قسط بعقب می افتاد سیستم محاسبات بیکار نبود آن روز را هم در حساب مشتری بعنوان دیرکرد می افزود، و از اینکه اگر نتواند اقساط را بپردازد در اولین فرصت اخطاریه(تذکاریه) بعنوان آقای ... مالک زمین شماره ... مقتضی است از تاریخ دریافت این نامه ظرف مدت پنج روز در پرداخت مبلغ ... بابت اصل اقساط معوقه به اضافه دیرکرد متعلقه اقدام نمایید، بدیهی است در صورت تعلل از طریق عملیات اجرایی وصول خواهد شد(در زمان طاغوت باینجانب همچو اخطاری آمد و آن روز من احساس کردم که قلب دارم زیرا با خواندن اخطار ضربان قلبم تند شد.) .و اگر در پی اخطاریه باز مشتری نتوانست بپردازد بدون معطلی سند گروی در معرض فروش گذاشته می شود بدون توجه بوضوع و حال مشتری اقدام لازم را بعمل می آورد و پول خود را پس می گیرد مشتری هر طور می شود بشود و اخیراً (زمان طاغوت) لابلای ساختمان های شهر تهران نمونه هایی دیده می شد: ساختمانی چند طبقه گردآلود شیشه ها خورده شد در و پیکر پنجره ها بهم ریخته که رقت آمیخته بوحشت هر بیننده را بر می انگیخت) که نشانی از رهنی بودن و در گرو بانک درآمدن است، دستور بود برای اینکه کسی رغبت در نشستن آنجا نکند، شیشه های تمام ساختمان خورد شده و بظاهر وضع نامنظمی پیدا کند تا تکلیف روشن شود(البته حساب بعضی ها که واقعاً نظر کلاه برداری داشتند جداست) و خیلی از این نوع ستم ها که در اثر انعقاد نطفه بانکداری در دنیا گریبان گیر جامعه بشری شد.
مطابق حساب هایی که شده غالباً تنها پنج درصد 5% پول های درگردش بانک ها را سرمایه ای واقعی سهامداران تشکیل می دهد و بقیه یعنی نود و پنج درصد مال توده و اکثریت مردم است که بصورت سپرده های ثابت و پس انداز و یا جاری در آن گذاشته اند و این مبالغ سرسام آور از ثروت انسانی که در بانک ها جمع می شود دربست در اختیار معدودی سهام دار قرار می گیرد و سودش هم تنها به جیب آن ها می ریزد و صاحبان اصلی که خود اکثریت ملت است فقط حق مبلغ مختصری از بابت سپرده های خود بهره گیرند و غیر از این دستشان از هر گونه مداخله کوتاه است(دکتر شاخت) اقتصاددان معروف آلمانی در یکی از سخنرانی هایش که سال ها پیش در دمشق ایراد کرده چنین می گوید با یک محاسبه ای دقیق معلوم می شود نفع تمام اموالی که در سراسر زمین در گردش است به جیب عده کمی سرازیر می شود، و این وضع خطرناک روز بروز تشدید می شود و این اختلاف سال به سال عمیق تر و انفجارآمیزتر می گردد، هم اکنون مالک حقیقی بیشتر اموال روی زمین از چند هزار نفر تجاوز نمی کند و همه کارخانه داران و افرادی که از بانک ها قرض گرفته اند و همچنین کارگران و غیر این ها جز مهره هایی که برای سود مسلم عده ای معدود کار می کنند نیستند. ثمره کوشش پی گیراینان را فقط یک مشت رباخوار می برد آیا نظامی از این ظالمانه تر می شود تصور کرد؟
مردم بسپرده های بانکی خود بهره نگیرند متقابلاً بانک ها نیز تغییر قیافه داده منشأ خیر و برکت کردند، برای رسیدن به این هدف حیاتی یک قدم باید خود مردم بردارند و به استفاده های مشروع که ذیلا به بعضی از آن ها اشاره می شود اکتفا نمایند فی المثل خرما نخورند تا بتوانند از خرما خوردن دیگران جلوگیری کنند(بانکها به سپرده ها بهره ناچیزی می پردازند و
همان سپرده ها را با بهره بیشتر به مشتریان خود یعنی بهمان ملت وام می دهند، البته این وضع در زمان طاغوت بود و امروز بعضی ازشعبه ها بطور قاچاقی).
اگر پولی که در بانک گذاشته می شود کم و جزیی است، حراست و نگهداری بانک که نسبتاً محل امن است خوداستفاده و غنیمتی است گذشته از این شخص با مقدار کم که در بانک به امانت می گذارد به اقتصاد مملکت کمک می کند به اجتماعی که خود جزیی از آن هست و از همان اجتماع دائماً برخوردار می شود و اگر سپرده پولی معتنا به و زیادی است می تواند با روش های تجارتی از پول خود استفاده برد از جمله اینکه سپرده دار به صورت سرمایه دار و بانک بصورت عامل در می آید و بانک موظف است سپرده ها را در برنامه های مفید وثمربخش، کشاورزی یا بازرگانی و بالاخره هر نوع راه مشروع سرمایه گذاری که سود مطلوب را می دهد بکار اندازد، سود حاصل از کوشش هایمان بانک و سپرده دار به نسبت معینی که قرار داده شده تقسیم می شود، این شکل را در اصطلاح عقد مضاربه ای گویند، به این طرح می توان اضافه کرد که ممکن است مضاربه ای سپرده داران و بانک ها بصورت مضاربه مطلق درآید کشورهای غنی و صنعتی آشکار می شود که نقطه دید آن ها جهانی باشد نه چهار دیوار کشورشان و بخصوص متوجه شوند که در واقع منافع سریع و آنی آن ها به منافع درازمدت جهانی تبدیل می شود، به این حقیقت توجه کنند که توسعه و عمران نه تنها موجب رفاه و آسایش افراد بشری می شود بلکه بشریت را از انقلابات و ستیزه های فراوان نجات می دهد، آن ها باید به اصل همکاری و ارتباط کشورها بهمدیگر و تشریک مساعی بین المللی معتقد باشند و به این حقیقت وقوف یابند که بشر سرنوشتی مشترک دارد و تصور نکنند می توانند زندگانی و سعادت خویش را مانند بسته هایی در جعبه محفوظ دارند و ناکامی های بشری را نادیده بگیرند.
امروزه طبق آمار صحیح بر اثر کم غذایی مزمن که تقریباً سه ربع مردم جهان گرفتار آنند از شصت میلیون نفری که سالانه می میرند مرگ سی تا چهل میلیون نفر یا از گرسنگی یا لااقل از اثرات تغذیه ناقص است و این مساله ای است که امروز برای صدها میلیون نفر از مردم جهان مساله اصلی یعنی مرگ و زندگی است در صورتیکه اگر کشورهای غنی به ندای فطرت و وجدان انسانی پاسخ داده و نحوه کمک به کشورهای فقیر را تغییر دهند و به پیروی از روش پیغمبران رباخواری از نقشه اقتصاد جهان حذف کنند می توانند محصول فراوان با قیمت ارزان در دسترس مردم بگذارند، امروز بسیاری از دولت ها کمک های خارجی را به دلیل آن که بازپرداخت ها در آینده سنگین و سنگین تر می شود محدود می سازند و کاهش می دهند قهراً استعدادها و منابع بکر و دست نخورده
آن کشورها که بخوبی می توانست حداکثر بهره را بدهد و جوابگوی احتیاجات محلی باشد عاطل و باطل می ماند. شرایط کمک ها روزبروز سنگین تر و غیرقابل تحمل تر می شود قهراً بازپرداخت این کمک ها فشاری بر موازنه ارزی کشورها وارد می سازد، در کشورهایی که جهت بدست آوردن محصول تحمل این فشار را به خود هموار نموده و زیر بار وام ربوی می روند قیمت محصول بقدری زیاد می شود که همه کس قدرت خرید آن را ندارد چنانکه کارشناسان می گویند در حال حاضر بازار محصولات کشاورزی موجود هست اما همه مردم قوه خرید آن را ندارند امروز اکثریت مطلق مردم چه در کشورهای غنی و چه در ممالک فقیر و ضعیف زیر بار سنگین معیشت قرار دارند آنان هر مقدار بر درآمدخود می افزایند مخارج شان نیز به همان نسبت بالا می رود. در کشاورزی امروز باید طوری برنامه ریزی شود که هزینه تولید مواد غذایی بالا نرود و این فقط هنگامی میسر می شود که نحوه کمک ها تغییر یابد و عمل نامشروع رباخواری و بهره کشی بحکم تورات و انجیل و قرآن در تمام کشورها عملا تحریم گردد و کشورهای غنی وام را بدون بهره در اختیار کشورهای ضعیف بگذارند یا لااقل اگر نخواستند از استفاده چشم پوشی کنند بنحو مشارکت و عقد مضاربه که نوعی تجارت مشروع می باشد اقدام نمایند.
صرافی در ایران از سال 1224 شمسی تحت تاثیر شرایط بانکداری اروپا مخصوصاً لندن قرار گرفت اما تا سال 1224 شمسی موسسه ای بنام بانک به معنای جدید وجود نداشت در سال مذکور بانک جدیدی که موسسه ای انگلیسی بود و در دیگر کشورهای آسیا نیز شعبه هایی داشت در تهران و اصفهان و مشهد و رشت و شیراز و بوشهر و تبریز شعبی باز کرد محل مرکزی این بانک در ساختمانی بود که بعدها مرکز بانک شاهی شد، شعبه بانک تهران ابتدا حواله های پنج قرانی و بیشتر را به عهده خزانه دار خود صادر می کرد و این در واقع نخستین صورت چک بانکی یا اسکناس در ایران بود و چون این حواله ها را به بانک می بردند فوری در برابر آن مسکوک نقره پرداخت می شد، آغاز کار بود و چون مزایای مخصوصی نداشت احتیاج به تحصیل امتیاز پیدا نکرد .
تااینکه در اسفند 1225 شمسی ناصرالدین شاه قاجار امتیاز ایجاد بانک شاهنشاهی را به مدت شصت سال به بارون جولیوس رویتر داد، بانک می بایست شش درصد منافع خالص سالیانه خود را به دولت ایران می داد و ابتدای تأسیس چهل هزار لیره به مدت ده سال از قرار تنزیل شش درصد به شام وام داد، بانک بر این امتیاز استخراج معادن آهن و سرب و مس و زیبق و زغال سنگ و نفت و غیر اینها را به استثنای فلزات قیمتی بدست آورده بود.
نخستین پیشنهاد تأسیس بانک ملی بصورت جدید در سال 1296 توسط یکی از تجار معروف تهران به نام حاج محمد حسن امین الضرب به ناصرالدین شاه داده شد. پس از طی مراحلی به سال 1306 شمسی مقدمات تأسیس بانک ملی فراهم شد(تاریخچه سی ساله بانک ملی ایران ص 82 به نقل لغت نامه دهخدا).
اعطای امتیاز به روسها نیز، در سال 1226 شمسی از طرف روس ها نیز تقاضای امتیاز بانک شد و بانک استقراضی روس در ایران تاسیس یافت و امتیاز آن به ژاک دوپولیاکف داده شد، و بدواً مبالغی به دولت ایران و منتفذان دولت وام داد، شعب بانک مزبور در بیشتر نقاط شمالی ایران دایر شد، از طرف دولت عثمانی نیز بانکی به نام بانک عثمانی در تهران، همدان و کرمانشاه تأسیس شد.
مجلس شورای ملی تأسیس بانک را تصویب می کند، در اردیبهشت 1307 ش مجلس شروع به کار کرد که بیست هزار سهم یک صدتومانی تقسیم شده بود، دولت پرداخت کلیه سهام را به عهده گرفت سپس حق صدور اسکناس را به آن بانک واگذار کرد، بعدها موسساتی مانند بانک رهنی که قانون آن دهم آبان 1305 ش تصویب شده بود و بانک کارگشایی جزء آنست که اموال منقول و غیرمنقول را برهن می گرفتند و در ازای آن قرض می دادند، بانک کشاورزی در 1309 ش تأسیس، و کار آن وام دادن به کشاورزان است که اخیراً نام آن به بانک اعتبارات کشاورزی و تعاونی ایران تغییر داده شد، و بانکهای دیگر که پشت سرهم پا گرفتند تا زمان پیروزی انقلاب اسلامی ایران، (درباره تاریخچه تأسیس بانکها در ایران به جغرافیای اقتصادی کیهان از ص 398 تا ص 511 و مجله بانک سپه سال اول رجوع شود).
این چنین موسسه های ربوی در کشور امام زمان، کشورقرآن، جاباز کرد، دولتمردان قاجار بی پروا و بدون مشورت با مقامات مذهبی مساله رباخواری را در مقابل قرآن کریم قانونی کردند، رباخواری که از گناهان کبیره و مرتکبین آن بنص قرآن کریم اهل آتشند(وَمَن عادَفاٌولِئک اصحاب النار هم فیها خالدون، از آیه 275 سوره مبارکه بقره)، پایه و اساس زندگی ما اعتقاد ما است ما سعادت دنیا و آخرت خود را در گرو بندگی خدا می دانی. برنامه معامله با خدا است:
انَّ اللَّهِ اشتری مِنْ المومنین أَنْفُسَهُمْ وَ أَمْوالَهُمْ بَانَ لَهُمْ الجنه ... 111 توبه، تجارت پرسودی که : تومنون بَا اللَّهَ وَ رَسُولِهِ وَ تُجاهِدُونَ فی سبیل اللَّهِ باموالکم وَ انفسکم ذلکم خیر لکم انَّ کنتم تَعْلَمُونَ ... 11 صف دوستی و عشق یار که عالیترین سود این معامله است : قُلْ للعبادی الذین أَمِنُوا یقیمون الصلوه ینفقوامما رَزَقْناهُمْ سِرًّا وَ علانیه مِنْ قِبَلِ انَّ یاتی یوم لَا بیع فیه وَ لا خِلالُ (خلال دوستی) 131 ابراهیم . امام حسین(علیه السّلام) عرض می کند : خداوندا ... در معامله زندگی زیانبار شد دست کسی که بهره ای از محبتت را بر او قرار ندادی (خسرت صفقه عبدلم تجعل له من ودک نصیباً، فرازی از دعای عرفه) در مجموعه آیات بیستگانه سوره مبارکه بقره (261 الی 281 ) ربا در مقابل انفاق قرار داده و سیمای بهشتی انفاق کننده را وقیافه موحش و جهنمی رباخوار را زیبا ترسیم نموده است(آیات در آخر مقاله درج می شود) تفسیر پر ارج پرتویی از قرآن در تفسیر همین آیات بیانی دارد خواندنی است : آیات حرمت ربابا آیات انفاق تناسب تقابل و تضاد دارد، منفق از خود و علاقه مالی خود می گذرد و باز و گسترده می شود و به دیگران مایه حیاتی می دهد و آن را چون خون در بدن اجتماع به گردش در می آورد و استعدادها را شکوفا و چهره ها را باز می گرداند و روابط را درپایه محبت و پیوستگی دل ها و همکاری استوار می سازد و با دادن مال و فکر و همت خود و بی نظر به پاداش و منت، محیط خرم و مثمر فراهم می کند(کمثل جنه بربوه ..265 بقره) در مقابل رباخوار که بی هیچ خدمت و عملی مایه حیاتی دیگران را می مکد و در خود انباشته می کند و به درون خود می پیجد و راکد و مخبط می شود و استعدادها را خشک و دل ها را پر از کینه و خشم و روابط فطری و طبیعی را آنچنان گسیخته می سازد تا در یکسو طبقه سودپرست و ستمگر و خشن و در سوی دیگر طبقه ستمزده و رنجور و در بند پدید می آید، و همین آغاز شکاف و صفبندی اجتماعی است که در پی آن نیرو های معنوی و مادی یکسر مصروف ستیزه و نگهداری طبقه می شود و سپس انقلاب و جنگ های محدود و نامحدود اکل(یأکلون الربا) کنایه از انباشتن مال و آزمندی است. از این رو که آغاز مال اندوزی و سودجویی برای اشباع شکم و رفع گرستگی و سپس اشباع دیگر شهوات و هوس ها، آن گاه اشباع غریزه خشم و ستمگریست تا اموال خلق را از طریق سود بی مایه به یغما برد و همه حقوق را هضم و بلع نماید، رباء به مفهوم لغوی هر گونه سودبری و افزایش جوئیست، الرباء در این آیه اشاره به ربای متعارف آن زمان که مالی را در مدت و سود معینی به قرض می دادند و چون زمان آن می رسید و وام گیرنده توان پرداخت نداشت سود بالای سود می آمد و همین افزایش «ربو» می یافت تا همه دارایی وام گیرنده و بسا خود و زن و فرزندش را بغارت و اسارت می بردند.
ربا در دو چیز است:
اول اخذ زیادی در مکیل و موزون یعنی جنسی را معمولاً با وزن و پیمانه معامله می کنند و برابر آن جنس به مقدار زیادتر بفروشند مثلاً صدمن گندم بفروشد در برابر صد و بیست من گندم که پس از برداشت محصول به او بدهد. دوم قرض مرابحه(وام با سود) مثلاً شخصی از دیگری پول قرض می کند قرض دهنده شرط می کند تومانی ده شاهی در ماه وام گیرنده به وام دهنده سود بدهد و تفصیل آن در کتب فقهی بیان شده است.
لا یقومون الَّا کما یقوم الذی یتخبط الشیطان مِنَ الْمَسِّ، تمثیل و تصویری از اندیشه و روحیه و راه و روش رباخوار است، هر کسی را قیامی است و قیام رباخوار بدینگونه است، زیرا محرکات درونی و استعدادهای در حال رشد و انگیزه های نیازمندی پیوسته انسان را به
قیام قوای فکری و عملی می دارد و همین که روی بسوی هدف های برتر و در مسیر و سنن طبیعی و اجتماعی واقع و هماهنگ شد، با قیام مستقیم و در راه رشد قوا و تولید و مصرف و خیر و با قدم های ثابت پیش می رود، و چون رباخواری انحراف از این مسیر درست و طبیعی هست، رباخوار دچار خبط زدگی در اندیشه و آشفتگی می شود، او مال را که وسیله تحرک و رشد همه جانبه فرد و اجتماع است چون هدفی می پندارد که همی برای جمع و تمرکز آن بهر راه که باشد باید بکوشد و نزدیکترین راه برای او همین ربا است که بدون زحمت و خدمت، خون طبقه مولد و کوشا را بمکد و به پیکر ناموزون خود افزاید و استعدادهای روحیش راکد بماند و آنچنان خود سودجویی فکر و مشاعر او را می گیرد که اندیشه و پروانه خیالش جز در محور آن نمی چرخد و در نظر گاه او مقیاس همه ارزش ها همین سود می شود و می کوشد که همه مواهب عقلی و انسانی و قوانین و نظامات و معلومات و کار و تولید را برای سودبری خود استخدام کند و چون روش و منش او با سنن طبیعی و مصالح مردم تضاد دارد و دشمنی قربانی شدگان و ستمزدگان را نسبت به خود احساس می کند، خوی کینه جویی و بداندیشی نسبت به مردم در او راسخ می شود. از ترکیب خوی سودجویی و کینه توزی نامحدودی خوی درندگی و حسد و تملق و عقده حقارت و بزرگ بینی در درونش ریشه می گیرد. از این پس دیگر نه بینش روشنی دارد که راه تعالی و کمال را دریابد و نه وجدان بیداری که احساس به رحمت و عطف به دیگران داشته باشد، پیوسته چهره اش دگرگون می گردد. گاه خوی قدرت نمایی و درندگی، گاه زبونی و تملق، تا محیط زندگیش چگونه باشد و با چه کسانی روبرو شود؟ در هر حال پیوسته در آشفتگی و نگرانی بسر می برد و بخود می پیچد.
این حالات در گفتار و کردار و حرکات چشم و دست و پایش نمایان است. – کالذی یتخبطه الشیطان من المس- رباخوار ددمنش و دیوخوی چون دیوانه ایست که همی دست و پا می زند و بدور خود می گردد.
«التخبط»، الضرب علی غیراستواء و یا چون شبکوری که در تاریکی سردرگم است- «هویخبط خبط عشواء » در تاریکی سر در گم شده و به این سو و آن سو می رود. اجتماعی که رباخواری در آن شایع شود و پایه اقتصادش گردد، نیز همچون رباخوار، آشفته و ناموزون و سردرگم و نابسامان(مخبط) می گردد، زیرا افراد و گروه رباخوار که مایه و خون اقتصادی را می مکند پیوسته متورم و درشت می شوند و گروه مولد و کارگر که چون دست و پای اجتماعند. لاغر و ناتوان، چنین اجتماعی نمی تواند قیام و حرکت اقتصادی و فکری و اخلاقی سالم و ثابت و پیشروا داشته باشد، مگر نه اینست که مال پایه طبیعی قیام همه جانبه است و اختلال در تولید و توزیع وگردش سالم آن قیام را مختل و مخبط می گرداند قرآن مبین بیان کننده همین اصل طبیعی و اجتماعیست «وَ لَا توءتو توالفسفهاءاموالکم التی جَعَلَ اللَّهُ لکم قیاماً – اموال خود را که خداوند وسیله قیام برای شما قرار داده بسا ندهید- از آیه 3 نساء و همچنین اشاراتی که در آیات دیگر آمده- مانند آیات مطففین (کم فروشان)- بلی شیطان با تسلطی که بر آدمیان دارد و پیوسته درصدد اغوا آن هاست چنانچه چند آیه جلوتر: الشیطان یعدکم الفقرویأمرکم بِالْفَحْشاءِ وَ اللَّهُ یعدکم مِغْفَرَهُ مِنْهُ وَ فَضْلاً وَ اللَّهُ واسِعُ علیم . 268 بقره . اگر انسان فریب وعده او را بخورد و از وعده خداوند غافل شود از صورت اصلی و زیبای انسانیت درآمد گاه بصورت خوک و میمون: وَ جَعَلَ مِنْهُمُ القرده وَ الخنازیر وعبدالطاغوت، از آیه 60 مائده) درآمده و گاهی بصورتی که در اینجا ممثل نموده : کالذی یتخبطه الشیطان من المس، اگر این تمثیل قرآن در میان مردم عرب و جاهلیت آن زمان که رباخواری محدود ومحلی بود نمایش بارز و
روشنی نداشت در این قرن که سایه تاریک و شوم رباخواری همه جا گسترده شده و فضای زندگی را تاریک و اندیشه ها را مختل ساخته، این خطوط تمثیل بصورت کامل و عمومی نمایان شده است، اکنون که رباخواران حرفه ای و پرتجربه و متشکل با وسائلی که علم و صنعت در دسترشان قرار داده و همه رشته های اقتصاد را بدست گرفته مراکز سودبری را در سراسر دنیا و هر شهر و روستا در اختیار دارند تا هرچه بیشتر روان ها را تهی و مغزها را پوک و اندیشه ها را مختل گردانند و توده ها را چنان در دام های گسترده و بندهای رنگارنگشان گرفتار سازند که مجال هیچ گونه اندیشه و عاقبت بینی و ارزیابی نداشته باشند و همی بدور خود بپیچند و راه نجاتی نیابند: کالذی یتخبطه الشیطان من المس. آیا ریشه و منشا این همه سرگشتگی ها واختلال های عصبی و برخوردها و جنگ ها جز این است ؟ مگر سرمایه سوزان و جنگ افروزان جز همین سودپرستان و رباخواران آزمندند؟ مگر در هر گونه نابسامانی و جنگی، چهره اینها را نمی توان یافت؟ گرچه در زیر صدها پرده رنگارنگ و فریبنده و جالب آن را پنهان دارند. اینها سودبری رباخوارانه را چنان طبیعی و مشروع و از لوازم اقتصاد عصر و مانند هر گونه کار و کسبی مینمایانند که همه مجذوب ها و استعمارزده ها و مسلمان نماها آن را باور کرده و دچار چنین خبط شیطانی شده اند.
مَحَقَ اللَّهُ الرِّبا وَ یربی الصَّدَقاتِ وَ اللَّهُ لایحب کل کفارائیم- شخص رباخوار چون پیوستگی سرمایه های معنوی و منابع خلقت و هماهنگی با قلوب و دست های تولیدی خلق ندارد. هرچه هم سودش افزایش یابد و بازارش گرم شود کارش قابلیت رشد همیشگی ندارد و هرچه قابل رشد نباشد رو به تاریکی و کاهش می رود. او با اشتعال آتش آزمندیش دست های تولید را فلج و دل ها را پر از کینه می سازد و جز قدرت مالی و ستم مدد و یاوری ندارد و این با طبیعت جهان ناسازگار و محکوم به محاق است همچنانکه هر روش و منطق محکومی، در برابر دلیل و روش روشنی محقق می گردد- والله لا یحب کل کفارائیم- چون اینها از کانون رحمت و محبت خداوند و اشعه آن روی گردانده و غوطه ور در گناه شده و از جاذبه آن خود را بر کنار داشته اند.
انَّ الذین أَمِنُوا وَ عملو الصَّالِحاتِ واقاموا الصلوه آتو الزکاه أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ لا خَوْفُ علیهم وَ لا هُمْ یحزنون. این اوصاف ابعادی مقابل رباخواری را می نمایاند: رباخوار خودپرست و سودجو و گرایش به خود دارد و رو به محاق می رود . مومن حق را می پرستد و به آن می گراید و بسوی روشنایی می رود. رباخوار کارش ناشایست و زیانبخش و به مقیاس سودخود است، مومن با مسولیت و بصیرت ایمانی که دارد، اعمالش شایسته و بصلاح خلق است، ربا منشا پراکندگی و بروز طبقات متخاصم می شود، اقامه صلاه انسان ها را جواذب تفرقه انگیز می رهاند و افراد را با توجه به یک مقصد متعالی متحد و در یک صف در می آورد سوجودیی ستمکارانه در برابر ایتاء زکات است . آنها چشم به طبیعت ماده لرزان و سودجویی دارند، اینها چشم به مبدأ ربویت- و پاداششان در پیشگاه او و وجدان ها ثابت است، هرچه آنان دچار نگرانی و ترسند، اینها از ترس رسته و آرامش دارند، لهم اجرهم عندربهم .
یا ایهاالذین امنوااتقوالله وَ ذَرُوا ما بقی مِنَ الرِّبَا انَّ کنتم مومنین ، فَانٍ لَمْ تَفْعَلُوا فاذنوابحرب مِنَ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ، بیان منشأ جنگی است که زمینه آن را رباخوار فراهم می سازد و آن را ماذون و یا اعلام می دارد آنچنان جنگ که از اراده حکیمانه، عادلانه، سنن و رسالت خدا ناشی می شود- چون بعثت و قیام پیغمبران برای اقامه قسط است «لیقوم الناس بالقسط» قسط عدالت عملی و رساندن حق است که زیربنای اجرای احکام و تحکیم نظام و رشد ایمان و اخلاق و وسیله کمال می باشد، جنگ از ناحیه خدا و رسول برای اقامه قسط و از
میان بردن همین گونه جنگ ها و استقرار وحاکمیت احکام الهی است «وَ لَولَا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَفَسَدَتِ الارض 40 حج» این جنگ ادامه دارد تا طبقه سود بر دگرگون گردد و توبه کند و دیگر ستمکاری از هیچ جانب نباشد : وَ انَّ تُبْتُمْ فلکم روس اموالکم لا تَظْلِمُونَ وَ لا تُظْلَمُونَ. بلی این نتیجه رباخواری در اجتماع است که به دو گروه ستمگر و ستمدیده تقسیم می شوند و در برابر هم قرار می گیرند.
قرآن کریم با این گونه روش تربیتی و توبه اجتماعی سودهای نامشروع را از بین می برد و سرمایه های مشروع را وامی گذارند و دارندگان آن ها را در صف مجاهدین در می آورد تا اقتصاد آزاد وعادلانه درخشان در پرتو ایمان جایگزین گردد(ان کنتم مومنین) اشاره باینکه اینکار در دید کوتاه سودجویان و وابستگان با آنان و غرب زدگان چشم وگوش بسته ضعیف الایمان دشوار و ناشدنی است .
مرحوم آیت اله گلپایگانی بارها این حقیقت را گوشزد می فرمود، در قسمت مسائل اجتماعی کتاب مجمع المسائل: مسئله 26 وظیفه هر مسلمان است که در بهبود وضع اقتصاد مسلمانان اهتمام ورزد(مَنْ أَصْبَحَ وَ لَمْ یهتم بامورالمسلمین فلیس بِمُسْلِمٍ) – مسئله 31- ربادادن و رباگرفتن و هرگونه معاملات ربوی چه طرف شخص باشد یا موسسات از قبیل بانک ها و سایر شرکت ها حرام است مسئله 32 چون اقتصاد و تجارت جامعه مسلمانان در اثر غفلت هایی که شده وابسته به بانک ها گردیده است، تا به بانک ها وضع خود را با تعالیم اقتصادی اسلام تطبیق نکرده اند، مسلمانان متمکن با همکاری یکدیگر موسسات قرض الحسنه اسلامی تأسیس کنند و این مخالفت علنی با احکام خدا را به اطاعت احکام او مبدل سازند.
وَان کانَ ذوُ عسره فَنظرت الی میسره وان تصدقوا خیرُلکم ان کنتم تعلمون- حکم اعسار از همین آیه گرفته شده که هر بدهکاری اگر مالی بیش از گذراندن زندگی متعارفش نداشته باشد نباید خود یا دارائیش توقیف شود و باید آزاد باشد تا بکار و کسبی بپردازد باشد که گشایشی یابد، و به حساب صدقه آوردن بدهکاری برای شما مسلمانان بهتر است اگر بدانید و یا اگر ناتوانی و درماندگی بدهکار را باز شناسید، ان کنتم تعلمون بهتر که هر دو معنی استفاده شود .
وَاَتقُوا یَوماتُرجَعون فیها الی الله ثمَ تَوَفی کُلُ نَفس ماکَسَبَت وَهُم لایُظلَمونُ- در پایان آیات رباء این دیدگاهی بس باز و واپسین مسیر آدم را می نمایاند- ابدیت و برگشت بسوی خدا- با این دید باز می تواند از واژگونی در طبیعت دنیا و سودها و بندهای آن وارهد و توشه تقوا برگیرد و خود را آماده چنین روزی گرداند : یَوماتُرجَعونُ فیه الی الله...
منفقین بواسطه عادت به انفاق از وابستگی به دنیا رها شده و به خدا پیوسته اند و رجعت به خدا را قبل از روز موعود نیز دارند به خلاف رباخواران که از خداوند دورند و رجعتشان در روز قیامت خواهد بود.
آن ها خود را بنده خدا و از آن خدا و مالشان را مال الله می دانند و در جایی که خدا می خواهد قرار می دهند، بوعده های خدای بزرگ معتقدند، از نگرانی و اندوهی که وابستگان به خود و پیوستگان بدنیا و متکیان بمال دارند رسته اند لاخَوفُ عَلَیهم وَلاهُم یَحزَنُون- آن ها از محدوده حقیر و کوچک خود بیرون شده و به جهان وسیع اللَّهِ پیوسته اند وَ اللَّهُ واسِعُ علیمٌ- جالب اینکه در آیه خود منفق را به حبه و دانه کذایی تشبیه کرده(کمثلٍ جَنه) اشاره به شکوفایی خود انسان مومن است . «دقت کنید» کما اینکه همان ها را به باغستان تشبیه کرده(کَمَثلٍ جَنَه بربوه) که هم خود و هم دیگران از آن بهره می برند، چون در انفاق آنچه منظور است تزکیه نفوس و پیوستگی دل ها و ظهور محبت ها و برومندی افراد و تحرک اجتماع می باشد نه همین که شکمی سیر شود و برهنه پوشیده شود، چه آن خدای غنی بذات سراسر طبیعت و استعدادها را غنی آفریده(والله غَنی حکیم) اگر همه استعدادها را یکسان و همه را بی نیاز می ساخت و هرگونه وسیله زندگی را در دسترس قرار می داد چگونه مواهب بروز می نمود و محبت ها متبادل می شد و تحرک پدید می آمد، - بلی نظر این است که ایمان و خیر از دل ها بجوشد و از هر جهت حرکت و رابطه و تعاون جمعی و خرمی پدید آید و کرامت انسان ها ارج یابد(کمثلٍ جنه بربوه) بلی دعوت خدا و پیغمبرش به چنین زندگی برتر است (استجیبوالله وَ الرَّسُولِ اذا دعاکم لِمَا یجیبکم ... ی 24 انفال)
حیات برتری که اجابت کننده در هر شرایطی باشد در باغستان و عندرب، اگر داشته باشند در راه خدا و برای خدا هستند اگر نداشته باشند تحمل و صبر برای خدا دارند و بهرحال که باشند راهی و نهری آنان را بخدا پیوند می دهد(تجری مِنْ تَحْتِهِمُ الانهار) و همان خوشی و خشنودی و جمال که از خدا بر آنان می تابد تشکیل باغستانی می دهد که در نهاد خود آن ها است، درسوره مبارکه یونس می خوانیم : انَّ الذین أَمِنُوا وَ عملواالصالحات یهدیهم بایمانهم تجری مِنْ تَحْتِهِمُ الانهار فی جنا نعیم، دعویهم فیها سبحانک اللَّهُمَّ وَ تیتهم فیها سَلامُ وَ آخِرُ دعویهم بایمانهم تجری مِنْ تَحْتِهِمُ الانهار فی جَنَّاتٍ نعیم، دعویهم فیها سبحانک اللَّهُمَّ وَ تحیتهم فیها سَلامُ وَ آخِرُ دعویهم انَّ الْحَمْدُ اللَّهِ رَبِّ العالمین ی 10)
و در سوره مبارکه کهف آمده: انَّ الذین أَمِنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ أَنَا لَا نضیع أَجْرَ مَنْ أَحْسَنَ عَمَلاً ، اولیک لَهُمْ جَنَّاتٍ تجری مِنْ تَحْتِهِمُ الانهار...ی 32) قابل ملاحظه ای است که در این دو جای قرآن کریم جریان نهرها را بعبارت من تحتهم آورده، برای توجه دادن به این حقیقت که منشاء چنین زندگی و تشکل چنین باغستانی مایه اش وجود خود مومنان است واین رجعت الی الله و پیوستگی با خدا مقدمه پیوستگی در آخرت است که وهم من فزع یومیدآمنون ی 89 نمل)، این شکوفایی و این منشا خیر و برکت بودن و بالمال محبوبیت و زیبایی بمیزان رستن از وابستگی ها و پیوستن با خداست که در درجه اعلا حضرت ختمی مرتبت است که حتی در بهشت هم برای زیارتش در به در دنبالش هستند- از امیرالمومنین(علیه السلام) روایت کرده اند فرمود : مردی از انصار پیش رسول خدا(صلَّی الله علیه وآله)آمد، عرض کرد یا رسول الله طاقت فراق شما را ندارم، بمنزلم که وارد می شوم بیاد شما می افتم عیالم را ترک می کنم تا بیایم پیش شما فقط نگاه کنم از بس دوستتان دارم، با این حالی که دارم بیاد روز قیامت می افتم که اگر داخل بهشت شوم و شما جایگاهتان در اعلی علبین خواهد بود آنجا چه خواهم کرد ای نبی خدا؟ اینجا بود که نازل شد: «وَمَن یُطِعٍ الله و الرسول فاُولئک مع الذین اَنَعمَ الله عَلَیهم مِنَ النبیینَ وَالصدیقینَ والشهداء وَ الصالحینَ و حَسُنَ اولئکَ رفیقا 69 سوره نساء » حضرت رسول آن مرد را خواستند و آیه را برایشان خواندند و به آن مژده اش داده اند.
آتش های تیزش حاضر می شود آن روز است که انسان متذکر می شود ولی دیر شده می بایست در دنیا متذکر می شدند(وَ اتَّقُوا یوماًترجعون فیه الی اللَّهُ) با حسرت گوید ای وای من کاش به زندگیم توشه ای می فرستادم در آن روز است که کسی مثل او عذاب نشود و کسی مثل او در بند نیاید، در سوره مبارکه فجر چنین می خوانیم (کلابل لاتکرمون الیتیم، وَ لا تَحَاضُّونَ علی طَعَامٍ المسکین، وتأکلون التُّراثَ اکلا لِمَا ، وَ تُحِبُّونَ الْمالَ حُبًّا جَمًّا، کلا اذا دکت الارض دکاً دکاً، وِجَاءُ ربک والملکصفاً صَفّاً اوجی ء یومئذ بِجَهَنَّمَ یومئذ یتذکر الانسان وَ انی لَهُ الذکری، یقول یالیتنی قَدِمْتَ لحیاتی، فیومئذ لایعذب عَذابَهُ أَحَدُ، وَ لَا یوثق وَ ثاقه أَحَدُ)
و این حالت را در سوره مبارکه زمر چنین آورده :
اگر برای ستمگران ثروت تمام دنیا و دو برابر هم بود بی تردید همه را فدا می داند تا خود را رها سازند از سوء عذاب روز قیامت و آشکار شد برای آنها از خدا چیزی که به خیالشان نمی آمد و آشکار شد بر آن ها زشتی های دست آوردهاشان و احاطه کردن آنچه به آن استهزاء می کردند ( ولوان للذین ظُلِمُوا مَا فی الارض جمیعاً وَ مِثْلَهُ مَعَهُ لاَفْتَدَوْا بِهِ مِنْ سُوءِ الْعَذابِ یوم القیمه وبدالهم مِنَ اللَّهِ مالم یکونوا بحتسبون، وبدالهم سیئات ماکسوبا وَ حاقَ بِهِمْ ماکانوا بِهِ یستهزءون 48 زمر) و بالاخره در سوره مزمل خلاصه کرده با این بیان: چگونه خود را می پایید اگر کافر شدید، روزی که کودک را پیر می کند، آسمان شکافته شود و وعده الهی بوقوع انجامد(فَکیفَ تتقون ان کفرتم یوما یجعل الولدان شیبا، السماء منُفطر بهٍ کان وعدهُ مفعولاً 18 مزمل)
در منابع روایی از جمله کتاب بحارالانوار جلد 103 آمده است- از امام ابی عبدالله الصادق(علیه السلام) : رسول خدا فرمود وقتی مرا به آسمان بردند گروهی را دیدم که یکی می خواست پا شود ولی نمی توانست پاشود بجهت بزرگی شکمش- گفتم کیستند این ها یا جبرئیل گفت: این ها خورندگان ربا هستند پا نمی شوند مگر مثل پاشدن کسی که شیطان با مس خود وی را به آشفتگی دچار ساخت (یَتخبطهُ الشیطان منَ المس) دیدم آن را به مانند آل فرعون به آتش عرضه می شوند صبحگاه و شامگاه و می گویند خداوندا کی برپا می شود قیامت، - باز از آن حضرت : یک درهم ربا پیش خداوند بزرگتر است از هفتاد زنا با محرم خود در بیت الله الحرام- و از حضرت رضا(علیه السلام) طی چند حدیث: جز این نیست که خداوند عزوجل نهی کرده از ربا بجهت آنکه در ربا فساد اموالاست چه وقتی انسان خرید درهم را در مقابل در همین، در مقابل یکدرهم یکدرهم قرار می گیرد و بهاء در هم دیگر
باطل می شود پس فروش و خرید در ربا در هر حال نقص است چه بفروشنده و چه بخریدار. بنابراین خداوند تبارک و تعالی قدغن کرده بر بندگان ربا را به علت فساد اموال کمااینکه بر سفیه هم قدغن کرده که مالش بدستش داده نشود به جهت اینکه مبادا مالش را فاسد کند تا زمانی که برشد رسد پس به این علت ربا را حرام کرده و بعلت اینکه معروف از بین نرود و بجه تلف اموال و رغبت مردم در سود و ترک قرض دادن و کارهای خیر را و برای آنکه در آن است از فساد و ظلم و فناء امال ... و از امام صادق(علیه السلام) از علت تحریم ربا پرسیدند فرمود : اگر ربا حلال می شد مردم تجارت را ترک می کردند و آنچه به آن نیاز دارند بنابراین خداوند ربا حرام کرده تا مردم از حرام بسوی حلال بروند و رو به بیع و شراء آورند- و از امام باقر(علیه السلام): جز این نیست که حرام شده ربا تا معروف و کارهای خیر از بین نرود- از امام صادق پرسیدند : میبینم در قرآن ربا را حرام کرده و مکرر هم نهی کرده، فرمود آیا میدانی چرا گفتم نه فرمود تا مردم از انجام کار نیک روگردان نباشند.
و روایات دیگر در این زمینه
اینچنین موسسه های ربوی در کشور امام زمان، کشورقرآن، جاباز کرد، دولتمردان قاجار بی پروا و بدون مشورت با مقامات مذهبی مساله رباخواری را در مقابل قرآن کریم قانونی کردند، رباخواری که از گناهان کبیره و مرتکبین آن بنص قرآن کریم اهل آتشند(وَ مَنْ عادَفاٌولِئک أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فیها خالِدُونَ، از آیه 275 سوره مبارکه بقره)، پایه و اساس زندگی ما اعتقاد ما است ما سعادت دنیا و آخرت خود را در گرو بندگی خدا می دانیم. برنامه معامله با خدا است :
انَّ اللَّهِ اشتری مِنْ المومنین أَنْفُسَهُمْ وَ أَمْوالَهُمْ بَانَ لَهُمْ الجنه ... 111 توبه، تجارت پرسودی که : تومنون بَا اللَّهَ وَ رَسُولِهِ وَ تُجاهِدُونَ فی سبیل اللَّهِ باموالکم وَ انفسکم ذلکم خیر لکم انَّ کنتم تَعْلَمُونَ ... 11 صف دوستی و عشق یار که عالیترین سود این معامله است : قُلْ للعبادی الذین أَمِنُوا یقیمون الصلوه ینفقوامما رَزَقْناهُمْ سِرًّا وَ علانیه مِنْ قِبَلِ انَّ یاتی یوم لَا بیع فیه وَ لا خِلالُ (خلال دوستی) 131 ابراهیم . امام حسین(علیه السلام) عرض می کند : خداوندا ... در معامله زندگی زیانبار شد دست کسی که بهره ای از محبتت را بر او قرار ندادی (خسرت صفقه عبدلم تجعل له من ودک نصیباً ، فرازی از دعای عرفه) در مجموعه آیات بیستگانه سوره مبارکه بقره (261
الی 281 ) ربا در مقابل انفاق قرار داده و سیمای بهشتی انفاق کننده را وقیافه موحش و جهنمی رباخوار را زیبا ترسیم نموده است(آیات در آخر مقاله درج می شود) تفسیر پر ارج پرتویی از قرآن در تفسیر همین آیات بیانی دارد خواندنی است: آیات حرمت ربابا آیات انفاق تناسب تقابل و تضاد دارد، منفق از خود و علاقه مالی خود می گذرد و باز و گسترده می شود و به دیگران مایه حیاتی می دهد و آن را چون خون در بدن اجتماع به گردش در می آورد و استعدادها را شکوفا و چهره ها را باز می گرداند و روابط را درپایه محبت و پیوستگی دل ها و همکاری استوار می سازد و با دادن مال و فکر و همت خود و بی نظر به پاداش و منت، محیط خرم و مثمر فراهم می کند(کمثل جنه بربوه ..265 بقره) در مقابل رباخوار که بی هیچ خدمت و عملی مایه حیاتی دیگران را می مکد و در خود انباشته می کند و به درون خود می پیجد و راکد و مخبط می شود و استعدادها را خشک و دل ها را پر از کینه و خشم و روابط فطری و طبیعی را آنچنان گسیخته می سازد تا در یکسو طبقه سودپرست و ستمگر و خشن و در سوی دیگر طبقه ستمزده و رنجور و در بند پدید می آید، و همین آغاز شکاف و صفبندی اجتماعی است که در پی آن نیروی های معنوی و مادی یکسر مصروف ستیزه و نگهداری طبقه می شود و سپس انقلاب و جنگهای محدود و نامحدود اکل (یأکلون الربا) کنایه از انباشتن مال و آزمندی است. از این رو که آغاز مال اندوزی و سودجویی برای اشباع شکم و رفع گرسنگی و سپس اشباع دیگر شهوات و هوس ها، آنگاه اشباع غریزه خشم و ستمگریست تا اموال خلق را از طریق سود بی مایه به یغما برد و همه حقوق را هضم و بلع نماید، رباء به مفهوم لغوی هر گونه سودبری و افزایش جوئیست، الرباء در این آیه اشاره به ربای متعارف آن زمان که مالی را در مدت و سود معینی به قرض می دادند و چون زمان آن می رسید و وام گیرنده توان پرداخت نداشت سود بالای سود می آمد و همین افزایش «ربو» می یافت تا همه دارایی وام گیرنده و بسا خود و زن و فرزندش را بغارت و اسارت می بردند.
الف- چهره بانکداری قبل از انقلاب
1- شر و دوزخی بود(شرالمکالب الربا)
2- سنگر دشمنی با ملت(پول ملت را بنفع خود بکار می انداخت و موجب تورم و گرانی قیمت ها و ستم های دیگر بود)
3- پاسدار اموال کنزکنندگان بی وجدان و سودجو بود.
4- عافیت سوز و دشمن تراش بود.
5- شعبه ای از جهنم و جهنمیان بود.
1- قیافه رعب آور و وحشتناک داشت اگرچند قسط عقب می افتاد تذکاریه بدست شما می رسید که لرزه به اندامتان می انداخت. تذکاریه آقای .............. مالک زمین شماره ........مقتضی است از تاریخ دریافت این نامه ظرف مدت پنج روز در پرداخت مبلغ ... بابت اصل اقساط معوقه به اضافه دیکرد متعلقه اقدام نمایید، بدیهی است در صورت تعلل از طریق عملیات اجرائی وصول خواهد شد، و اگر در پی اخطاریه باز مشتری نتوانست بپردازد بدون معطلی سند گرویی در معرض فروش گذاشته می شد و پول خود را پس می گرفت مشتری هر طور می شد بشود. نه به بزرگ و نه به کوچک رحم نمی کرد.
ب. پس بانکداری بعد از انقلاب:
1- مبارک و ... 2- محل دوستی و ...3- پاسدار نقدینه ...4- عافیت بخش و ... 5- باغی از بهشت ...قیافه اسلامی ...
به عباراتی:
1- مبارک و میمون و بهشتی(تجارت و عملیات سالم)
2- محل دوستی و یگانگی با ملت و جزئی از ملت شد.
3- پاسدار نقدینه های از خودآزادشده و بندگان خدا گشت که مال را مال الله دانسته و در جایی که خدا می خواهد قرار می دهند، صاحبان سرمایه های مشروع که دارندگان آن را قرآن کریم در صف مجاهدین در می آورد تا اقتصاد آزاد عادلانه در پرتو ایمان جایگزین اقتصاد بیمارگونه و آلوده گردد.
4- عافیت بخش و دوستی آفرین گشت .
5- باغی از بهشت شد، که امام صادق(علیه السّلام) فرمود دنیا برای شیعیان ما بهشت است قبر هم بهشت است، بهشت هم بهشت است .
6- قیافه اسلامی انسانی دارد و دستور از قرآن گرفته که اگر در سختی و عسرت است مهلت دهید تا دستش باز شود و تصدق کردن در حق چنین کسی برای شما خیر خواهد بود اگر بدانید(وَ انَّ کان ذوعسرت فَنَظَرْتُ الی میسره، وَ انَّ تصدقواخیرلکم انَّ کنتم تَعْلَمُونَ، وَ اتَّقُوا یوماً تُرْجَعُونَ فیه الی اللَّهِ ثُمَّ توفی کلنفس مَا کسبت وَ هُمْ لایظلمون 281 بقره )
انقلاب که ندای اسلام بود صلا در داد که ملت صندوق می خواهد، تمرکز نیروی اقتصادی در جوامع لازم است، مرحوم آیت اله گلپایگانی آن روز توصیه می کردند که صندوق های قرض الحسنه را تقویت کنید تا بانک ها تضعیف شوند، ولی آن روز گوش کسی بدهکار نبود، اما در انقلاب بحمداه قدرت از طاغوت گرفته شد و ثابت کرد که با رعایت احکام اسلامی می شود حتی بانکداری را بطور صحیح ادامه داد که در عملیات هیچگونه شائبه ربا دیده نشود، انقلاب اسلامی ثابت کرد که علیرغم ناباوری عده ای غرب
زده چشم و گوش بسته ضعیف الایمان که تحت تاثیر تبلیغات فریبنده رباخوارن حرفه ای قرار گرفته و گمان کرده بودند که سودبری رباخوارانه از لوازم اقتصاد عصر است، می شود با همان اسکلت بانکداری را بنحو مشروع اداره کرد، تمرکز ثروت خود قدرتی است که با تجارت ومعاملات مشروع دیگر می توان منافع سالم بدون ایجاد تورم بدست آورد و حقوق کارمندان بانکی را تأمین کرد و اگر کمبودی احساس شود که نمی شود، با بیت المال جبران و تکمیل گردد.
بحمداه و المنه تا حدودی اصلاح شد و روزبروز ضوابط شرعی هرچه بیشتر پیاده می شود، متأسفانه اخیراً عده ای از شعبه ها در گوشه و کنار صدای مردم را در آورده مخصوصاً از طرف خانواده های شهداء زیر سوال رفته است، چه شد نتیجه این همه خون ها که برای اسلامی شدن ریخته شد؟دوباره آقایان رباخواری را دارند راه می اندازند. و همان عملیات نامشروع و ظالمانه سابق را در گوشه و کنار دور از چشم نظام بطور مخفی و بعضارک راسته و آشکار رد و بدول می کنند. لذا بدینوسیله از مقامات مسئول استمداد می شود در نظارت و رسیدگی به این امر حیاتی عنایت بیشتر داشته باشند و نگذارند عده ای از خدابی خبر چهره انقلاب را با آلوده کردن چهره بانکداری لکه دار و دل این مردم مسلمان متعهد و شهید داده را جریحه دار نمایند والسلام علی من اتبع الهدی .
1-8-بانک صندوق ملت است باید به نفع مردم باشد نه به ضرر آن ها
مطابق حساب هایی که شده غالباً تنها پنج درصد 5% پولهای درگردش بانک ها را سرمایه ای واقعی سهامداران تشکیل می دهد و بقیه یعنی نود و پنج درصد مال توده و اکثریت مردم است که بصورت سپرده های ثابت و پس انداز و یا جاری در آن گذاشته اند و این مبالغ سرسام آور از ثروت انسانی که در بانک ها جمع می شود دربست در اختیار معدودی سهامدار قرار می گیرد و سودش هم تنها به جیب آن ها می ریزد و صاحبان اصلی که خود اکثریت ملت است فقط حق مبلغ مختصری از بابت سپرده های خود بهره گیرند و غیر از این دستشان از هر گونه مداخله کوتاه است(دکتر شاخت) اقتصاددان معروف آلمانی در یکی از سخنرانی هایش که سال ها پیش در دمشق ایراد کرده چنین می گوید با یک محاسبه ای دقیق معلوم می شود نفع تمام اموالی که در سراسر زمین در گردش است به جیب عده کمی سرازیر می شود، و این وضع خطرناک روز بروز تشدید می شود و این اختلاف سال به سال عمیق تر و انفجارآمیزتر می گردد، هم اکنون مالک حقیقی بیشتر اموال روی زمین از چند هزار نفر تجاوز نمی کند و همه کارخانه داران و افرادی که از بانک ها قرض گرفته اند و همچنین کارگران و غیر این ها جز مهره هاییکه برای سود مسلم عده ای معدود کار می کنند نیستند. ثمره کوشش پی گیراینان را فقط یک مشت رباخوار می برد آیا نظامی از این ظالمانه تر می شود تصور کرد؟دنیا چه مدت زمانیست که در اثر اشتباه چند متخصص نمای اقتصادی علیرغم چراغ خطری که کتاب های آسمانی تورات،انجیل، قرآن روشن کرده اند. رباخواری را قانونی اعلام نموده است؟ آیا گذشته از سود نامشروع و غیرانسانی عده ای قلیل دنیا از این نظام پلید طرفی بسته است که با ضرر و زیان های آن
برابری کند؟ افزایش قیمت ها همه سال در همه چیز، تورم پول، شدت بحران های اقتصادی هر ده سال به ده سال، ورشکستگی ها، روزافزونی شکاف بین دو قطب غنی و فقیر در نتیجه بروز جنگ های خانمانسوز، آیا وقت آن نرسیده که دنیا از نصف راه ضرر برگردد و کفاره گناهان گذشته خود، رباخواری را غیرقانونی اعلام کند و عملاً جلوگیری بنماید؟ مسلماً یک روز از این راه فاسد خواهد برگشت چه بهتر که امروز تا دیر نشده همان روز باشد و بدستور خود در عصر خود از این کار بکنیم و منتظر نباشیم که قانون عمومی عدالت تمدن ما را هم وسیله عبرت دیگران بنماید بمانند تمدن های عظیم گذشته که دستخوش نابودی قرار گرفته اند، عیلام، نینوا، بابل، جز نام های زیبا بیش نیستند، انهدام کامل آن ها برای ما همان اندازه مهم است که وجودشان .
2-8-مردم بسپرده های بانکی خود بهره نگیرند متقابلاً بانک ها نیز تغییر قیافه داده منشأ خیر و برکت کردند، برای رسیدن به این هدف حیاتی یک قدم باید خود مردم بردارند و به استفاده های مشروع که ذیلا به بعضی از آن ها اشاره می شود اکتفا نمایند فی المثل خرما نخورند تا بتوانند از خرما خوردن دیگران جلوگیری کنند(بانک ها به سپرده ها بهره ناچیزی می پردازند و همان سپرده ها را با بهره بیشتر به مشتریان خود یعنی بهمان ملت وام می دهند، البته این وضع در زمان طاغوت بود و امروز بعضی از شعبه ها بطور قاچاقی).اگر پولی که در بانک گذاشته می شود کم و جزیی است، حراست و نگهداری بانک که نسبتاً محل امن است خوداستفاده و غنیمتی است گذشته از این شخص با مقدار کم که در بانک به امانت می گذارد به اقتصاد مملکت کمک می کند به اجتماعی که خود جزیی از آن هست و از همان اجتماع دائماً برخوردار می شود و اگر سپرده پولی معتنا به و زیادی است می تواند با روش های تجارتی از پول خود استفاده برد از جمله اینکه سپرده دار به صورت سرمایه دار و بانک بصورت عامل در می آید و بانک موظف است سپرده ها را در برنامه های مفید و ثمربخش، کشاورزی یا بازرگانی و بالاخره هر نوع راه مشروع سرمایه گذاری که سود مطلوب را می دهد بکار اندازد، سود حاصل از کوشش هایمان بانک و سپرده دار به نسبت معینی که قرار داده شده تقسیم می شود، این شکل را در اصطلاح عقد مضاربه ای گویند، به این طرح می توان اضافه کرد که ممکن است مضاربه ای سپرده داران و بانک ها بصورت مضاربه مطلق درآید کشورهای غنی و صنعتی آشکار می شود که نقطه دید آن ها جهانی باشد نه چهار دیوار کشورشان و بخصوص متوجه شوند که در واقع منافع سریع و آنی آن ها به منافع درازمدت جهانی تبدیل می شود، به این حقیقت توجه کنند که توسعه و عمران نه تنها موجب رفاه و آسایش افراد بشری می شود بلکه بشریت را از انقلابات و ستیزه های فراوان نجات می دهد، آن ها باید به اصل همکاری و ارتباط کشورها بهمدیگر و تشریک مساعی بین المللی معتقد باشند و به این حقیقت وقوف یابند که بشر سرنوشتی مشترک دارد و تصور نکنند می توانند زندگانی و سعادت خویش را مانند بسته هایی در جعبه محفوظ دارند و ناکامی های بشری را نادیده بگیرند.
امروزه طبق آمار صحیح بر اثر کم غذایی مزمن که تقریباً سه ربع مردم جهان گرفتار آنند از شصت میلیون نفری که سالانه می میرند مرگ سی تا چهل میلیون نفر یا از گرسنگی یا لااقل از اثرات تغذیه ناقص است و این مساله ای است که امروز برای صدها میلیون نفر از مردم جهان مساله اصلی یعنی مرگ و زندگی است در صورتی که اگر کشورهای غنی به ندای فطرت و وجدان انسانی پاسخ داده و نحوه کمک به کشورهای فقیر را تغییر دهند و به پیروی از روش پیغمبران رباخواری از نقشه اقتصاد جهان حذف کنند می توانند محصول فراوان با قیمت ارزان در دسترس مردم بگذارند، امروز بسیاری از دولت ها کمک های خارجی را به دلیل آن که بازپرداخت ها در آینده سنگین
و سنگین تر می شود محدود می سازند و کاهش می دهند قهراً استعدادها و منابع بکر و دست نخورده آن کشورها که بخوبی می توانست حداکثر بهره را بدهد و جوابگوی احتیاجات محلی باشد عاطل و باطل می ماند .
شرایط کمک ها روزبروز سنگین تر و غیرقابل تحمل تر می شود قهراً بازپرداخت این کمک ها فشاری بر موازنه ارزی کشورها وارد می سازد، در کشورهایی که جهت بدست آوردن محصول تحمل این فشار را به خود هموار نموده و زیر بار وام ربوی می روند قیمت محصول بقدری زیاد می شود که همه کس قدرت خرید آن را ندارد چنانکه کارشناسان می گویند در حال حاضر بازار محصولات کشاورزی موجود هست اما همه مردم قوه خرید آن را ندارند امروز اکثریت مطلق مردم چه در کشورهای غنی و چه در ممالک فقیر و ضعیف زیر بار سنگین معیشت قرار دارند آنان هر مقدار بر درآمدخود می افزایند مخارجشان نیز به همان نسبت بالا می رود. در کشاورزی امروز باید طوری برنامه ریزی شود که هزینه تولید مواد غذایی بالا نرود و این فقط هنگامی میسر می شود که نحوه کمک ها تغییر یابد و عمل نامشروع رباخواری و بهره کشی بحکم تورات و انجیل و قرآن در تمام کشورها عملا تحریم گردد و کشورهای غنی وام را بدون بهره در اختیار کشورهای ضعیف بگذارند یا لااقل اگر نخواستند از استفاده چشم پوشی کنند بنحو مشارکت و عقد مضاربه که نوعی تجارت مشروع می باشد اقدام نمایند.
صرافی در ایران از سال 1224 شمسی تحت تاثیر شرایط بانکداری اروپا مخصوصاً لندن قرار گرفت اما تا سال 1224 شمسی موسسه ای بنام بانک به معنای جدید وجود نداشت در سال مذکور بانک جدیدی که موسسه ای انگلیسی بود و در دیگر کشورهای آسیا نیز شعبه هایی داشت در تهران و اصفهان و مشهد و رشت و شیراز و بوشهر و تبریز شعبی باز کرد محل مرکزی این بانک در ساختمانی بود که بعدها مرکز بانک شاهی شد، شعبه بانک تهران ابتدا حواله های پنج قرانی و بیشتر را به عهده خزانه دار خود صادر می کرد و این در واقع نخستین صورت چک بانکی یا اسکناس در ایران بود و چون این حواله ها را به بانک می بردند فوری در برابر آن مسکوک نقره پرداخت می شد، آغاز کار بود و چون مزایای مخصوصی نداشت احتیاج به تحصیل امتیاز پیدا نکرد .
تااینکه در اسفند 1225 شمسی ناصرالدین شاه قاجار امتیاز ایجاد بانک شاهنشاهی را به مدت شصت سال به بارون جولیوس رویتر داد، بانک می بایست شش درصد منافع خالص سالیانه خود را به دولت ایران می داد و ابتدای تأسیس چهل هزار لیره به مدت ده سال از قرار تنزیل شش درصد به شام وام داد، بانک بر این امتیاز استخراج معادن آهن و سرب و مس و زیبق و زغال سنگ و نفت و غیر این ها را به استثنای فلزات قیمتی بدست آورده بود.
این قسمت برگرفته از یادداشت های سیاسی فضای مجازی واجتماعی.رضاقارزی
3-8- سیاست ها، تصمیمها وبرنامههای لازم
درجمعبندی بیش از، صدها پژوهش وبررسی انجام شده در کشور سیاست ها، تصمیمها وبرنامههای لازم برای فرصت، راهبرد،راهکار و برنامه اجرایی درسطوح، قوا ولایههای اجرایی کشور:
1-مهم ترین آسیب اجتماعی دهههای اخیروحاضردر کشور، افزایش بزهکاری های اجتماعی، اتلاف وقت کودکان، نوجوانان وجوانان کشور، فرصت سوزی اجتماعی، مشغولیتها ورفتارهای کاذب مجازی، تهییج به نامحرم درکنارزندگی مصرفگرای تجمل محور، نتیجه بررسیها بوده است.
2- مهمترین آسیبهای اقتصادی ومالی، دردهههای اخیر وآینده، شکاف طبقاتی، افزایش طبقه ضعیف محروم از زندگی اولییه، انباشت سرمایه دست دلالان، تلاش برخی افرادجامعه به روشهای متعدد برای غارت انباشتهها وثروتهای سرمایه داران، کاهش ترحم، افزایش بیتوجهی به فقیر ومسکین در جامعه اسلامی وشیوع تفکر به من چه در سطوح اجتماعی.
3-مهم ترین آسیب فرهنگی در این تحقیقات وپژوهش ها، کشش سیل آسا جوانان خواسته یا ناخواسته به آداب ورسوم، فرهنگ امریکایی وصهیونیست مسیحی به واسطه بازی ها، سرگرمیها طراحی شده، گسترش عشق به خارج رفتن بیفایده، دور شدن از آداب ورسوم ایرانی، اسلامی صحیح رشد دهنده اجتماع، نبود وعدم حضور راویان وتحلیل گران اجتماعی، سیاسی، فرهنگی واقتصادی قوی پای معرکههای حساس فرهنگی تصمیم گیرنده کشور، انحصارگرایی در سینماها رسمی، مجازی وخانگی، خانه سینما، صدا وسیما، عرصه جولان سیلبریتیها بویژه در ایجاد تلاطم واغتشاش در کشور، کاهش تولیدات فکری بحثآور مفیدوپاسخ گویی به آن توسط قشر عالمان ونخبگان کشور، رایج بودن بیسوادی در اقشاراجرایی بوده است.
4-مهمترین آسیبهای ممکن ومحتمل سیاسی دهههای اخیر وآینده، تخریب شخصیتها توسط یکدیگر، استفاده دشمنان اسلامی از خلاها وراهبدیهی ضعیف چون غربگرایی برخی دولت ها، کشش تیمی سیاستمداران، بیتدبیری ها، موج سواری سیاسی، قدرت طلبیها تهدیدات مرزی ومنطقهای دربررسیها بوده است.
5-مهمترین مسئله آسیبپذیر رسانه ایی کشور، سکوت غالب صاحبان اندیشه در دهههای اخیر، کوتاهی دولتهای قبل در زیرساخت های سامانه اطلاعرسانی ومجازی کشور وعدم مدیریت قوی. رهابودن عرصههای تصمیم ساز و میدانی بویژه در استارتاپ ها، گسترش ابتذال اخلاقی وولنگاری درجوانان، ورفاه طلبی درگسترش شهرنشینی ازموارد بوده است. نکته پایانی، پرواضح است، زحمات اندیشه ای، اجرایی ورویه ایی نخبگان ودست اندکاران موثر درجامعه بویژه در دولت سیزدهم آقای رئیسی باید مورد قدر دانی و تشکر قرارگیرد اما در لایه نخبگانی وبالادستی جامعه برای بهبود، رشد وکمال جامعه اسلامی به موارد پژوهشی بالا توجه خاص شود. به امید گسترش وروز افزونی قدرت، تعالی جریان شیعی وجامعه اسلامی در جهان تاظهور منجی عالم بشرست امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف.
8-4- راه برون رفت ازمشکلات جامعه تقواست(اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و...)
درقرآن کریم آیه 2و3 خداوند متعالی راه خروج وبرون رفت ازتنگناها ومشکلات فردی واجتماع اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، بین المللی آن را تقوا وخدا پایی وزندگی براساس دستور ورضای خدا میداند. همچنین دوری ازمخالفت باخداست.
دوپرسش مهم مطلب آنکه:
1-واژه ومفهوم تقوا از دیدگاه قرآن وروایات
2-مهمترین اصول ودستورات اجتماعی، اقتصادی وفرهنگی ازدیدگاه اسلام چیست؟
در لغت مفهوم تقوا:
«تقوا» در اصل از ماده «وقی یقی وقایه» به معنای قرار دادن خویش در پناهگاه است. و در اصطلاح شرع، به معنای پاییدن خداوند، خدابنده، خدارادرنظرداشتن درامورات، خویشتن داری در برابر گناهان، باخدا وبرای خدابودن است.
به عبارتی برنامه جامع نجات انسان درمسائل مختلف فکری، رفتاری، اخلاقی ومعنوی درابعادفردی، اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، بین المللی و…
تقوا، نشانه ایمان به «مبدء» و «معاد» یعنی خدا و رستاخیز و معیار فضیلت و افتخار انسان و مقیاس سنجش شخصیت او در اسلام محسوب میشود.
تقوا یک نیروی باز دارنده درونی است که در وجود انسان به وجود میآید و او را در برابر ارتکاب کارهای خلاف حفظ میکند. کمال تقوا آن است که علاوه بر دوری از گناهان و محرمات، از مشتبهات نیز اجتناب شود.
تقوا دارای مراحل، شاخهها و آثاری است که در پاسخ تفصیلی به آنها پرداخته ایم:
مراحل تقوا:
تقوا دارای مراحلی است. بعضی از بزرگان برای تقوی سه مرحله قائل شدهاند:
1- نگهداری نفس از عذاب جاویدان از طریق تحصیل اعتقادات صحیح.
2- پرهیز از هر گونه گناه اعم از ترک واجب و فعل معصیت.
3- خویشتن داری در برابر آن چه قلب آدمی را به خود مشغول میدارد و از حق منصرف میکند، و این تقوای خواص بلکه خاص الخاص است.
شاخههای تقوا:
تقوا دارای شاخهها و شعبههای متعددی است، که از آن میان میتوان به شاخههای زیر اشاره کرد: تقوای مالی و اقتصادی، تقوای جنسی، اجتماعی، و تقوای سیاسی و تقوای اخلاقی و… انسان با تقوا شخصی است که تقوا را در تمام این جهات رعایت کند.
آثار تقوا:
تقوا آثار مثبت زیادی در زندگی انسان دارد که به بعضی از آنها اشاره میکنیم:
انسان سازی: امام علی (علیه السَّلام) میفرماید: تقوا یک خصلت روحی و یک تربیت معنوی است که در پرتو آن جان انسان ساخته و پرداخته میشود.
مسؤلیت پذیری: فرد با تقوا از زیربار مسئولیتهای شرعی شانه خالی نمیکند و مشتاقانه میپذیرد و سختیها و مشکلاتش را هموار میکند.
آزادگی: تقوا وسیله آزادی انسان از هر بندگی است کسی که دارای تقوا است در برابر شهوات به زانو در نمیآید؛ در برابر مقام و دیگر تمایلات نفسانی تسلیم نمیشود، بنابر این از هر هلاکتی در امان است.
رستگاری در آخرت: تقوا کلید هدایت است و فرد با تقوا با انجام کارهای مثبت و گام برداشتن در مسیر هدایت علاوه بر سعادت در دنیا به کسب پاداشهای اخروی و ذخیره آن برای روز معاد موفق میشود.
5-8- عصرنقابها فرهنگی-سیاسی
از ابتدای انقلاب شکوهمند اسلامی یرهه های مختلف فرهنگی، اجتماعی وسیاسی گوناگونی در مسیرگام اول انقلاب توسط جریانات، احزاب،گروه ها وافراد مختلف رخ داده وهمچنین در گام دوم ان محتمل می باشد.از جمله مهمترین جریانات وبرهه های قابل ذکر در پژوهش ما موارد زیر می باشد:
1-ایجاد جریان های سوم یا نفوذ در کنار جریان اتقلابی وپیرو امام(رحمة الله) ورهبری دام ظله
2-رویکرد مماشات وتساهل وتسامح دوران جنگ جریان لیبرال ماب وغرب گرا تا کنون.
3-پدیده جریان چرخش نگاه افراطی اقتصادی دولتی به افراطی اقتصادبازارآزاد دانشگاهی واجرایی
4-پدیده محافظه کاران سیاسی واقتصادی در مسیر رشد واصلاح اقتصادی وفضای فرهنگی کشور.
5-جریان اصلاحاتی- کارگزارانی امید به غرب ومحوریت کدخدای دنیا وشکست آرزوهایشان بعدازسال ها.
نتایج مهمی ازبررسی های ابعاد مهمی ازپدیدهای نفود، استحاله وابستگی فرهنگی، اجتماعی وسیاسی در انقلاب اسلامی:
1-پدیده لیبرالیسم فرهنگی
به دنبال حاکمیت سلطه و تسلط بر رسانه ها و مطبوعات وفرهنگی بوده است. مجموعه شبکه گسترده مطبوعاتی، رسانه ای و تولید و توزیع و پخش خبر و حوزه چاپ و نشر آثار فرهنگی، اجتماعی و سیاسی.
ترویج پدیده هایی پورن فعالیت های ورزشی زنان و رفتن زنان به ورزشگاه ها، مقابله با گشت ارشاد، مقابله با فیلترینگ اینترنت، آزادی ماهواره، مقابله با فیلترینگ شبکه های اجتماعی، ترویج شبکه های اجتماعی، مقابله با قانون امربه معروف و نهی ازمنکر، عدم اجرای قانون حجاب و عفاف و... از فعالیت های جریان نفوذ لیبرالیسم فرهنگی می باشند. متأسفانه جریان نفوذ توانست با قالب های هنری، ژورنالیسم رسانه ای و روزنامه نگاری بر بسیاری از حوزه های هنری، تسلط پیدا کند.
2-پدیده برنتابیدن استکبارستیزی غرب وشرق
بلافصل خواندن وقدرت برتر خواندن غرب یاشرق وروحیه وادادگی ومقابله با اندیشه امام ورهبری وتحلیل گفتمان تعامل وگفتگو با امریکا واروپا واستمرار یا احیای برجام. نگرش مذاکره با دشمن، تعامل با غرب و دشمن و معامله و داد و ستد کردن با آنان، اندیشه که متأثر از جریان نفوذ است وصرف نظراز ارزش ها و آرمان ها که بر خواسته های دشمن و رقیب می باشد. جریان نفوذ، علت تحریم و فشارهای اقتصادی را جریان مقاومت می داند.
رویکرد واداده، راه حل مشکلات جامعه، به ویژه مشکلات اقتصادی را در نفی گفتمان مقاومت و رابطه با غرب می داند و حتی حل مشکل آب خوردن مردم و آلودگی هوا را به مذاکره با آمریکا گره می زند؛ در حالی که بسیاری از کشورهایی که با آمریکا
ارتباط دارند و حیاط خلوت آمریکا می باشند، گرفتار رکود، تورم و مشکلات اقتصادی هستند. رهبر معظم انقلاب راه حل
مشکلات جامعه را در داخل کشور و با اقتصاد مقاومتی، می داند. در حالی که جریان نفوذ، کلید حل مشکلات را رابطه با غرب و نهادهای بین المللی، مانند سازمان ملل، شورای امنیت، بانک جهانی و صندوق بین المللی پول می داند.
3-پدیده جدایی سیاست ونخبگان ومردم ازتعالیم اسلامی
6-8- راهبردهای کلان و عملیاتی نظام اسلامی در مقابل اهداف و برنامه های آینده دشمنان خود
در دهه های اخیر کشور عزیزمان ایران پس از پایان جنگ تحمیلی، مورد هجوم و ناتوی فرهنگی و سایبری و هجمه امنیتی، اطلاعاتی غرب بوده است. در یک ترسیم کلان مهم ترین راهبردهای کلان مقابله با دشمنان درابعاد مختلف این تهاجم را می توان در چند محور خلاصه بیان کرد:
1- آگاهی دهی، بصیرت افزایی در جامعه اسلامی در مبارزه با ظلم، جور، فساد و حملات دشمنان و آگاهی دائم از مسائل و حوادث روز سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و....
2- حفظ و افزایش توان و آمادگی نظامی، دفاعی، رزمی، اطلاعاتی، امنیتی انسانی بودجه ای تدارکات و ابعاد مختلف دیگردر کشور عزیزمان برای مقابله با دشمنان و تمرینات و رزمایشات مختلف نظامی
3- بالابردن تاکتیکهای مختلف زرهی،رزمی، اطلاعاتی، سایبری، نرم افزاری، انسانی، توانمندی ها و...(برنامه عملیاتی تقابل)
4- افزایش روحیه مبارزه در مقابل متهاجم و ایثارگر استحکام و اقتداردر جبهه اسلامی
5- دشمنی با دشمنان خدا در فکر، عقیده، رفتار و اخلاق فردی اجتماعی و کلان نظام اسلامی (اصل دشمن ستیزی در اسلام):تولی
6- برنامه اجرایی کلان در مقابله دشمنان داخلی و خارجی در ابعاد مختلف
7- اعتماد به خدا و توکل به او در همه حالات و دائم به یاد خدا بودن و متوسل به او شدن
8-نیت خالص و تقوی در اعمال، رفتار و سکنات ، عزت و افتخار مسلمانان در قبال کفار، منافقین، مشرکین، دنیاپرستان، هواپرستان، بت پرستان، شیعیان، وهمه طاغوتیان با تمسک بر قرآن و سنت و پیروی از ولایت مطلقه فقیه در عصر حاضر
9-مراقبت و توجه به قشر ضعیف جامعه اسلامی
10-در خط قرآن معصومین بودن و یاری جستن از آن ها در تمام مراحل در جهت اداری تکلیف الهی مان
11-حفظ و پاسداری از حریم اسلام، قرآن، معصومین، ولایت فقیه، مرجعیت، فقها و علماء اسلام
12-مقابله به مثل و تلاش وافر هجومی در مقابل دشمن با روش ها مختلف نظامی و فریب آن ها
و حال نگاهی به توانمندی های، سیاست ها، برتری ها و آمادگی های نظام اسلامی مان ایران در مقابل دشمنان حاضر (طبق اعلام رسمی رسانه های کشورعزیزمان ایران اسلامی)
1- توان شلیک انبوه موشک های دوربرد و بالستیک تولید داخل مانند شهاب 1و2و3 از نقاط مختلف زیرزمینی کشور به طرف اهداف تعیین شده یا مورد نظر.
2-توان شلیک انبوه موشک های زمین به زمین زلزال، فاتح، قیام، کروز،صیاد2،( با سرعت 1200 کیلومتر بر ثانیه)
3-تجهیزات جدید و به روز رسانی تسلیحات نظامی از جمله:
شناورهای تندرو و راکدانداز، مهمات توپخانه ای، پروژه های مختلف الکترونیکی و اوپتیکی، ناوچه ها و ناوشکن های جدید، هواپیماهای بدون سرنشین کرار با قابلیت بالای جنگنده ای با سرعت بالاتر از 900 کیلومتر و اصابت هدف (اولین جنگنده بدون سرنشین ایران) رادیوفرکانس ها ، دوربین های حرارتی، سیستم کنترل آتش (اوپتیکی)
4-موقعیت ژئوپلوتیکی ایران، ژئواکونومیک و ایدئولوژیک ایران ایران اسلامی در منطقه .
5-توان علمی، پزشکی، فنی، علمی و کشاورزی ایران بویژه در سال های اخیر.
6-رهبریت مقتدر، آگاه مدیر، مدبر و شجاع در راس نظام اسلامی.
7-توان بالای نیروی انسانی جوان کشور و اعتقاد آنها به اسلام و نظام و ولایت فقیه همچنین نیروهای مسلح و بسیج و نیروهای قوای سه گانه مربوطه آن.
8-امداد و یاری خداوند متعال در همه عرصه های این انقلاب اسلامی بویژه در جنگ تحمیلی هشت ساله بر ایران.
9-تحولات اعتراضات مردمی در جهان غرب (وال استریت).
10-دکترین دفاعی ایران و سیستم جنگ الکترونیکی دفاعی جدید ایران و ضد آن (ضدحمله) و طراحی و ساخت عملیاتی آن.
11-سیلوهای پرتاب موشک سامانه رادار غدیر با برد 1100 کیلومتر و ارتفاع 300 کیلومتر برای اولین بار برای کشف هواپیمای رادار گریز
12-پاسخ به موضع قدرت، فشار بر حریف و قدرت بازی دیپلماتیک دشمن
13-توان تعیین محوریت مذاکرات در اجلاس های مختلف بویژه1+5 رفتار دیپلماتیک
14-زیکزال ها و آدرس دهی های غلط به دولت مردان صهیونیسم، امریکایی و اروپایی
15-تغییر تاکتیکی لازم در مقابل دشمن، مشکل اصلی غرب و امریکا نفوذ در انقلاب های اسلامی در جهان است
16-استفاده از بحران ها، تنش ها، افول و آسیب های طرف مقابل که الان غرب در موضع عقب نشینی در مقابل ایران اسلامی است.
17-کاهش تنش با جبهه مقاومت در مسائل بین المللی
18-تغییر ادبیات، روش و تکنیک ها دیپلماسی و مقابله
19-توان بالاهسته ای ایران در فوردو و تهران، نطنز و...( و استفاده صلح آمیز از آن)
20-استفاده از تفرق وجبهه غرب از تفاوت دیدگاه های آلمان و امریکا با نظرات انگلیس و فرانسه و بازیگر پنهان رژیم صهیونیستی، کشورهای بلژیک، فرانسه، لوگزامبول، هلند و تا حدودی اسپانیا که تابع سمبل واسلوب انگلیس اند .
21-توجه کشور به این سیاست امریکا که مبانی کنترل جهان اسلامی و خاور میانه را ایران می داند.
22-اجلاس استامبول 2، بغداد ومسکو و بغداد نشان دهنده و اکراین در جبهه غرب است.
23-توجه به جبهه شرق با وجود مشترکات در منافع با ایران در هدفشان که جز کسب منافع خودشان نیست، امریکا بدنبال روسیه در بازار سیاسی بین الملل است.
24-اسلام ناب در مقابل با التقاط، شرک، کفر، نفاق، دنیاپرستی، پرستی و...است تا پیروزی نهایی جبهه حق علیه باطل
25-توجه ایران به فرایند تغییر در عرصه بین الملل1 که عبارتند از:1- جابجایی قدرت در جهان2-بهم خوردن موازنه غرب3-بحرانهای اقتصادی غرب 4-دوران اضحلال غرب و فروپاشی آن
26-قدرت مانور و رزمایش بالای فضای امنیتی اطلاعاتی ایران در منطقه و توان دفاعی بالا آن.
27-ساخت دفاعی و تسلیحاتی بالا در وزارت دفاع.
28-توان مطالعات و ارتباطات بالا در سپاه و ارتش.
29-مبادله تکنولوژی با کشورهای موافق.
30-هنر انسانی نیروهای مسلح و بسیج مردمی.
31-ایمان به خدا و توکل به او در همه مسائل و پاسداری از اسلام و دین
32-استفاده از دانش، روز تاکتیک ها و برنامه ریزی روز نظامی
33-توجدید پروژه های مختلف نظامی
34-پرتاب ماهواره ها با ماهوره برهای جدید (نویدو امید، رصد،فجر و...) قرار گرفتن آن در مدار جو
35-تلاش در جهت ارتقاء قدرت، سرعت، تخریب، دقت، دستاوردهای جدید فضای و الکترونیکی کشور
36-توان بالا دستگیری جاسوسان، عوامل و افراد و عمال دشمنی توسط نیروهای امنیتی مثل سرکرده گروهک ریگی، جاسوسان امریکایی، جاسوسان موساد و کماندوهای انگلیسی
37-شکارهواپیماهای جاسوسی دشمن
38-هک سایتهای امنیتی مثل کومودو مجموعه گسترده ای از ضدانقلاب، مجاهدین، خلق سایت های مستهجن و مخالف نظام، اسلام، تشریح ومردم ایران اسلامی
39-ساخت زیردریایی بومی که جز پیچیده ترین علوم فضای حاضر دنیا در دست چند کشور است
40-مقابله با خطرناکترین ویروسه ای جدید رایانه ای دشمن
41-رتبه اول علم نانو در بین کشورهای اسلامی
42-ساخت نیروگاه های و راکتورهای هسته ای و تولید اورانیم 20% غنی شده با وجود تخریب ها
43-کشف ذخایر بالای گاز ونفت در دریای خزر وخلیج فارس
44-قابلیت انهدام بیشتر از 300 شرکت هرمی در 24 ساعت در پایتخت (تهران) درسال های اخیر.
45-افزایش اهمیت کشورهای اسلامی بغداد در معادلات سیاسی توسط ایران در جبهه مقاومت و همچنین دولت جدید مصر.
46-ایجاد ثبات پایگاه های مردمی در کشور رضا قارزی
7-8- شش نظریه وآینده اقتصادی وسیاسی ایران
جمع بندی بررسی های مسائل وموضوعات وپدیده های مهم تحولات سیاسی ایران در دو سال اخیر ذهن را رهنمون به شش نظریه وپانزده راهکارمهم خواهد رساند:
1-نظریه ترمیم واصلاح فرهنگی -اقتصادی که غالبا توسط نیروهای دینی وطیف جهادی درکشور مطرح گردیده است. ازجمله رهبری معظم انقلاب. 2-نظریه شکاف طبقاتی ازهم گسسته غالب نگرش ها غرب آلوده آکادمیک درکشور آنرا مطرح می نمایند. 3-نظریه حفره های اجتماعی اقتصادی 4-نظریه پنجره شکسته 5-مدرنیته وحکمرانی لیبرال شیفته های مسحور فرهنگ غرب ونظام سلطه غرب تاکید براین دارندکه ایران بایدبازگشت به دروران تجدد وغرب زدگی قبل از انقلاب اسلام نمایید. 5-نظریه بن بست اقتصادی وعدم تحرک تولید برخی مطرح نمودن جریان های لابی گر اقتصادی را مانع رشد تولید ومهاررکود تورم در کنار
نفوذاقتصاد شبه سرمایه داری می دانند. 6- نظریه تحول گرایی تغییر بنیان اومانیستی گذار از نگاه ثبات گرایی وساختارسازی همچنین اصلاح وتحول گرایی به تغییر کلی ومخالف چند گانه محور.
دربررسی فضای اجتماعی، اقتصادی، سیاسی وفرهنگی ایران در دوسال اخیر ونقد دیدگاه های گوناگون درحدنظریه یاخرده دیدگاه ها به خوبی می توان دریافت چند راهکارمهم ذیل راهبرد اصلاح وحول اسلامی درجمعه می تواند فضای اقتصادی وحاکمیتی رابه ترمیم وتحول نواسلامی نوید دهد: 1-تبدیل چالش های امنیتی، اجتماعی وفرهنگی به میدان تبلیغ اندیشه ناب اسلامی. 2-ایجاد و فضای تعامل وتحول علمی، نگرشی نو در دانشگاه ها وطرح های نواقتصادی معیشتی. 3-تبدیل فضای تضادهای و دوگانه سازی دشمن به تولیدمحتوی چند رسانه ایی ودرآمدزا برای جوانان. 4-تصمیم های سریع مسکن وار برای تغییرات معیشتی دها1الی9ضعیف ومتوسط جامعه وبه میدان آوردن توان دهک دهم ثروتمند جامعه وجلوگیری از رکود وخروج سرمایه های آنان. 5-همگام سازی نسل نو انقلاب وجامعه اسلامی بوسیله پروژهای اقتصادخانگی ومیانی وحتی درآمد زا برای دولت سیزدهم. 6-فضای نواندیشی سایبری اقتصادی برای نخبگان علمی ودانشگاهی واساتید کشور. 7-عدم جداسازی جریان جوان مطالبه گر کف میدان وشبکه های اجتماعی ازدین اسلام وانقلاب وعدم دوگانه سازی های اجتماعی سیاسی. 8-خروج برخی مسئولین از سطح ساختاری ونگاه بالا به پایین برای همراه شدن با مردم وجامعه ورسیدگی واقعی. 9-ایجادفضای مشاوره وطرحی سایبری اقتصادی، علمی، نخبگانی ومجازی نو اجتماعی واقتصادی برای مراکز اقتصادی، تولیدی ،بازرگانی وصادراتی درکشورهای همسایه مسلمان ومشترک المنافع . 10-عدم به حاشیه کشیده شدن مسئولین دروظایف کاری خودو همراهی باموج سواری رسانه ای دشمن. 11-مطالبه گری حقوقی اصلاح قوانین اعتراضات واغتشاشات بویژه در برخورد باسیلبریتی ها وروشنگری جرم. 12-رویکردمدارا ورشدبرای جوانان ونوجوانان مطالبه گر. 13-دوری کردن جامعه ازهیجان زدهی خودآگاه با ایجاد فضای تبادل وتعامل وبحث نگرشی اسلامی. 14-واردکردن توان اقتصادجمعی مردمی درتحولات اقتصادی باطرحه ها ومصوبات نو پی گیری مسئولین مربوطه. 15-طرح مناظرات نگرشی فلسفی اندیشه غرب، وهابیت ومسیحیت صهیونیست بااسلام شیعی برای آگاهی سازی بیشتر قشر نخبگانی ودرک صحیح لایه اندیشه ایی ناآرامی های اجتماعی- اقتصادی کنونی. نکته پایانی:جریان نخبگانی واجرایی کشور باید باورود سریع به فضای لایهای اجتماعی اقتصادی ونگرشی ومعرفتی جلوی خسارت جدایی نسل آینده جامعه اسلامی با فضای ارزشی انقلابی رابگیرند رضاقارزی
8-8-جوانان امروز ایران چگونه می اندیشند؟ (تحلیلی کوتاه بر روایت غلط دشمنان جبهه مقاومت درباره جوانان)
نگاه های مختلف، نقدهای گوناگون، قضاوت وروایت های متنوع از جوانان امروز درکشورمان در پی حوادث وناآرامی های اخیر1401در فضای سایبری، مجازی، هیبریدی همچنین درمتن واقعی اجتماع پدیدارگردیدکه دریک تقسیم بندی کوتاه می توان آنها راچنین بیان نمود: 1-نگاه نقادانه مسالمت آمیز، منطق پذیر، مطالبه گر ارزش مدار 2-نگاه منفعت محوربی تفاوت به آینده کشور،مردم وجوانان. 3-نگاه سطحی، هیجان محور، زرمدار،مخرب بی هویت ملی واسلامی وبرانداز. 4-نگاه روایت متن وفرامتنی رسانه های بیگانه وضد اسلام هماهنگ کننده تمام بی تفاوتی ها، منفعت جوبی ها،سطحی نگری ها و...برعلیه اسلام وانقلاب
اسلامی. بانگاه تحلیلی ژرف تر می توان با جریان شناسی، تحلیل ها ورهیافت های روندی-کیفی-گفتمانی می توان حقایق زیادی رادرلابلای واقعیت های وپدیده های گوناگون صد روزه یافت. به واقع وجود مشکلات اقتصادی ابزارپی گیری های وسودجویی برخی درکشور برای تخریب، القائ اندیشه اجتماعی لیبرال دموکراسی وامانیستی نوین غرب بازبان وسلاح هیبریدی گردید که برصاحبان نگرش وفکر وخواص بصیرتی جامعه پوشیده نبود. نسل جوان امروز صاحب خلاقیت وهوش ونگرش قوی رامتهم به انقطاع تاریکی ونسلی توسط برخی روشنفکران ومرتجعان وغرب زده های دنیا طلب وجمعی وادادگانی از انقلاب، ارزش ودین شدند.حال آنکه این وادادگان باید به نسل رسیدگی اقتصادی، اجتماعی وفکری می نمودند. آری بیش از 60درصدنسل جوان امروز برای دوره انقلاب اسلامی بوده که به جای معرفت گیری وشناخت واندیشه اجرایی اسلامی، پای درس اساتید، رشته ها ودروس ترجمه شده غرب وشرق محافل آکادمیک سیراب شده وهمچنین نگرش باطل ماتریالیستی، تجدد طلب وبرانداز وابسته در شبکه های مجازی ودیجیتال. به هرحال جمع بندی صدها پژوهش وتحلیل وبررسی اجتماعی، سیاسی و فرهنگی در چندماهه اخیر را می توان درچند محور برای رشد، تعالی، جلورفت نسل جوان امروز توسط صاحبان قلم، قدرت وثروت ومسئولین اجرایی گزارش محور مطرح نمود به امید راهگشابودن اجرایی : 1-ایجادفضای گفتمانی-پرسشی وهدایتگر علمی پژوهشی وتولید رهیافت های تحقیقی، ارزشی براساس تعالیم اسلام شیعی. 2-اقناع نسل جوان با پی گیری های اجرایی وپاسخگویی های شفاف لایه های اجرایی کشور. 3-انعطاف پذیربودن رفتاری نسل های قبل وراهنمایی ویاری آنان 4-پرهیز از زبان آمرانه وتحکمی ویافتن زبان همراهیف نجات گروهدایتگر. 5-کنارگذاشتن زبان تکلف در ارتباط گفتار ومحاوره ای درعین طی مسیر ارزشی. 6-ایجادفضاهای نو گفتاری، سوژهای شناختی ونگرشی. 7-تحمل داشتن دربرابر انقاد ومخالف های نسل آینده ساز اجتماعی ،اقتصادی. 8-تحلیل صحیح ولازم توصیفی-تاریخی روایت صحیح در مسائل. 9-سیاست وراهبردهای اجتماعی نو و موج سازی رسانه ای، مجازی برای جذب جوانان. 10-ترویج ساده سازی مسئله ازدواج جوانان وداشتن طرح های اجرایی نهادها ومراکز اقتصادی وزارتخانه ها. نکته پایانی: هدف دشمن در طراحی های بعد ازناتوانی براندازی، شکستن توانمندیهای حاکمیت وکشور باجنگ روانی است. قطعا به میدان آوردن جوانان ارزشی ومتاثراز اندیشه دینی ناب وقشرتغییر پذیر خاکستری واهمیت دادن وهزینه کردن برای آنان درتولید محتوی ومقابله بافرهنگ منحط امریکایی وآیین باطل لیبرالی فریبکار التقاطی امروز رایج در دنیا از الزامات کشور وجامعه اسلامی است وسال ها مغفول مانده دولت هابوده است. رضاقارزی.https://tanincenter.ir/fa/news/141/%D8%B1.
9-8- نگاه راهبردی لابلای بی بصیرتی ها
خداوند متعال به مومنانش درقرآن کریم سوره انفال آیات45تا47 رعایت هفت دستور مهم برای مقابله با کید وحیله وتلاش دشمنان رادر مقابله وجنگ های اسلامی وجلوگیری از شکست لازم و واجب می داند: 1-اطاعت ازخداوند ورسول اش (صلَّی الله علیه وآله) 2-ثابت قدم بودن درمقابله 3-فراوان یادخداوندبودن 4-ترک ودوری از نزاع وکشمکش واختلاف بین مسلمانان در برابر دشمنان 5-داشتن صبر واستقامت در راه دین 6-بیرون نرفتن ازروی هوی وهوس ودوری ازخودنمایی دربابر مردم 7-بازنداشتن مردم از راه خداوندمتعال ازپرسش های مهم روز یافتن نگاه قوی الهی دربی بصیرتی اکثرصاحبان قدرت، ثروت وشهرت درحوادث اخیرکشور است، درکشوری که مولفه های گوناگون باید کنارهم تحول وتغییرسیاسی، اجتماعی ،اقتصادی را درسایه اندیشه الهی و وقوی شیعی رقم بزند. حال آن که سال هاست کشور ازیک اجماع لایه های مدیریتی وصاحبان نفوذ برای تحول اقتصادی وفضای مجازی رنج می برد
وامروز هنوزبعدازیک سال ازتحول سیاسی 1400ریاست جمهور وتلاش بخش از دولت برای تحول، شاهد فضای کوتاهی غالب لایه دوم، اجرایی درادارات، مراکز ودربین صاحبان قدرت و ثروت می باشیم. اگر مواضع صریح رهبر انقلاب امام خامنه ای مدظله درباره حوادث اخیر مرور دیگرنماییم،نکات مهم راهبردی دیگری یافت می گردد: 1-واکنش بدون تحقیق، ایجاد اغتشاش و ناامنی برای مردم و حمله به قرآن و مسجد و حجاب و بانک و ماشین مردم عادی نبود و برنامهریزی شده بود. 2-در این حوادث چند روز اخیر بیش از همه به سازمان انتظامی کشور ظلم شد، به بسیج ظلم شد، به ملت ایران ظلم شد. ظلم کردند. البته ملت در این حادثه هم مثل حوادث دیگر قوی ظاهر شد، کاملاً قوی، مثل همیشه، مثل گذشته. در آینده هم همین جور خواهد بود. در آینده هم هر جا دشمنان بخواهند اختلالی ایجاد کنند، آنی که بیش از همه سینه سپر میکند و بیش از همه اثر می گذارد، ملت شجاع و مؤمن ایراناند. وارد میدان میشوند و وارد میدان شدند. 3-ملت ایران، مظلوم است، اما قوی است، مثل امیرالمؤمنین، مثل مولای متقیان سرور خودش علی علیهالسلام، که هم قوی بود، قویترین بود و هم مظلوم ترین. بانگاه راهبردی به فضای کنونی کشور ودرس ها وعبارت زیادی دست گیرمان می گردد ازجمله آنکه دردوره دولت قبل دغدغه مردمی که الان باوجود افزایش قیمت ها غالب موارد بالا منتفی شده است: 1-عملکردن دولت امریکا واروپایی به تعهدات وقول های خود درباره برجام 2-گشایش اقتصادی درفضای ناکارآمدی عملکردی دولت دوازدهم 3-خطر داعش وجریانهای تروریستی 4- سایه تهدید به جنگ 5-به صفر رساندن فروش نفت ایران بود. رضاقارزی.
9-8- چالش مهم وراهبرد فرصت ساز
از مهم ترین مسائل جنگ ادراکی وترکیبی امروز درکنار روایت اول، همگام سازی عموم جامعه تحت تاثیر می باشد. پرسش ومسئله مهم مطلب آن که:راهبرد مهم برای گلوگاه مدیریتی وچالش اجتماعی آشوب های کنونی سال اخیر چه می باشد؟ به واقع در پژوهش های متعدد موضوع مهم توجه به احساسات وهیجانات نسل نو جامعه، درکنار ضرورت رسیدگی به ضعف ورکود اقتصادی مهمترین راهبرد بهبود وجلورفت فضای کنونی کشور مطرح می گردد. در بررسی پرسش های دیگر این چالش قطعا حلقه مفقوده ضعف نخبگانی نسل های قبل برای ارزشمند ترکردن نسل حاضر بویژه دراستفاده صحیح وفرهنگ اجتماعی بوده است. مهم ترین مولفه هایی که می توان در ذیل راهبرد رسیدگی وفرصت سازی اجتماعی اقتصادی نسل کنونی به عنوان اهداف آرمانی واجرایی مدیریتی حاکمیت، نهادها انقلاب اسلامی و دلسوزان مردم می توان مطرح نمود این محورها می باشد: 1-ضرورت انتقال توان نخبگانی به عموم ارزشی. 2-به میدان مشارکت مردمی کشاندن عموم ملت وسودمند سازی آنان توسط دستگاه اجرایی باطرح های مشارکت مردمی اقتصادی. 3-تحول در منابع آموزشی کشوربارویکردهای تولید رسانه ای درآمدزا برای نسل نو در آموزش وپرورش ودانشگاه ها ومراکز عالی کشور. 4-طراحی ترکیبی برای نسل های آینده مجازی واجتماعی کشور دربرابرخطرنفوذ وسلطه فرانو امریکایی-صهیونیستی. 5-به فرسایش کشاندن توان ارتش سایبری دشمن با بازنمایی چندگانه شکست های پی در پی در منطقه وداخلی. 6-استفاده از تجربه تلخ غرب در رویگردانی از دین وخداپرستی. 7-مطرح نمودن هوشمندانه نهادمندوپرسش محور سیره پیامبر اکرم واهل بیت معصوم توسط آگاهان وعالمان دلسوز. 8-تولید گفتمانی آینده اجتماعی فرهنگی علمی کشور توسط لایه نخبگانی و نسل نو انقلاب وحوزوی -دانشگاهی وتزریق امیدهای واقعی رشد وتعالی وتغییر درکشور. 9-تبدیل فضای تضادهای و دوگانه ها به تولیدمحتوی چند رسانه ایی باجهت دهی درست. 10-جدی گرفتن پروژهای اقتصادخانگی ومیانی درآمد
زا توسط دولت محترم سیزدهم. 11-فضای نوگرایی اندیشه ایی مجازی وایجادفضای علمی سودمنداقتصادی با ستارتاپ ها. 12-مراقبت درعدم جداسازی جریان جوان مطالبه گر کف میدان وشبکه های اجتماعی ازدین اسلام وانقلاب وعدم دوگانه سازی های اجتماعی سیاسی. 13-دوری از حواشی متنی وفرامتنی درحین انجام وظایف کاری وموج سواری دشمن. 14-استمرارمطالبه گری حقوقی اعتراضات واغتشاشات . 15-درک ومدارا ی جوانان ونوجوانان مطالبه گر پرشور جدا سازی از جریان هدایت شده دشمن. 16-جامعه سازی هیجانات خودآگاه با ایجاد فضای تبادل وتعامل وبحث نگرشی اسلامی. رضاقارزی.
10-8- پانزده محور تحول اجتماعی اقتصادی
انزده پیشنهاد نتیجه صدها پژوهش وتحلیل درباره عبور ازنآرامی های کنونی (ایران دردوران گذار از پیچ تاریخی باوجود توان وقابلیت های گوناگون درذخایر، معادن، نیروی انسانی وبرنامه هااست وبرای عبوراز چالشهای اجتماعی اقتصادی امنیتی نیازمندتغییراجتماعی،عملیاتی نمودن تحول اقتصادی واقعی و ورود دررویکردهای نو نگرشی اجتماعی اسلام شیعی در داخل ومنطقه می باشد. دریک جمع بندی پژوهش محور با پی گیری محورهای پانزده گانه راهبردی، برنامه ای واجرایی زیرتوسط مسئولین، صاحبان قدرت وثروت در کشور می توان زمینه نو تحول در اقتصاد وفضای اجتماعی را شاهدبود: 1-تبدیل چالش های امنیتی، اجتماعی وفرهنگی به میدان تبلیغ اندیشه ناب اسلامی. 2-ایجاد و فضای تعامل وتحول علمی، نگرشی نو در دانشگاه ها وطرح های نواقتصادی معیشتی. 3-تبدیل فضای تضادهای و دوگانه سازی دشمن به تولیدمحتوی چند رسانه ایی ودرآمدزا برای جوانان. 4-تصمیم های سریع مسکن وار برای تغییرات معیشتی دها1الی9ضعیف ومتوسط جامعه وبه میدان آوردن توان دهک دهم ثروتمند جامعه وجلوگیری از رکود وخروج سرمایه های آنان. 5-همگام سازی نسل نو انقلاب وجامعه اسلامی بوسیله پروژهای اقتصادخانگی ومیانی وحتی درآمد زا برای دولت سیزدهم. 6-فضای نواندیشی سایبری اقتصادی برای نخبگان علمی ودانشگاهی واساتید کشور. 7-عدم جداسازی جریان جوان مطالبه گر کف میدان وشبکه های اجتماعی ازدین اسلام وانقلاب وعدم دوگانه سازی های اجتماعی سیاسی. 8-خروج برخی مسئولین از سطح ساختاری ونگاه بالا به پایین برای همراه شدن با مردم وجامعه ورسیدگی واقعی. 9-ایجادفضای مشاوره وطرحی سایبری اقتصادی، علمی، نخبگانی ومجازی نو اجتماعی واقتصادی برای مراکز اقتصادی، تولیدی، بازرگانی وصادراتی درکشورهای همسایه مسلمان ومشترک المنافع . 10-عدم به حاشیه کشیده شدن مسئولین دروظایف کاری خودو همراهی باموج سواری رسانه ای دشمن. 11-مطالبه گری حقوقی اصلاح قوانین اعتراضات واغتشاشات بویژه در برخورد باسیلبریتی ها وروشنگری جرم. 12-رویکردمدارا ورشدبرای جوانان ونوجوانان مطالبه گر. 13-دوری کردن جامعه ازهیجان زدهی خودآگاه با ایجاد فضای تبادل وتعامل وبحث نگرشی اسلامی. 14-واردکردن توان اقتصادجمعی مردمی درتحولات اقتصادی باطرحه ها ومصوبات نو پی گیری مسئولین مربوطه. 15-طرح مناظرات نگرشی فلسفی اندیشه غرب، وهابیت ومسیحیت صهیونیست بااسلام شیعی برای آگاهی سازی بیشتر قشر نخبگانی ودرک صحیح لایه اندیشه ایی ناآرامی های اجتماعی- اقتصادی
کنونی. نکته پایانی:جریان نخبگانی واجرایی کشور باید باورود سریع به فضای لای های اجتماعی اقتصادی ونگرشی ومعرفتی جلوی خسارت جدایی نسل آینده جامعه اسلامی با فضای ارزشی انقلابی رابگیرند. رضاقارزی.
11-8- دوگام به جلو
دوگام به عقب دشمنان در تحولات چندماهه بعداز مرگ مهسا امینی به قوه الهی در دوران عبوراز پیچ تاریخی اجتماعی سیاسی امنیتی خود توانسته دوگام مفقیت آمیز را طی نماید: 1- مهاروتثبیت مرزهای شرقی وشمال غرب وفضای داخلی کشور . 2-ورود موفق جدیددر عرصه موشک های نسل نو ودانش هایی اخیر ضروری . درحالی که دشمنان امریکایی، انگلیس، صهیونیستی و عربستانی طراح پروژه ناآرامی های یک ساله اخیر در سناریو ها وطراحی های فرامتنی بویژه در مرگ مسها امینی اعتراف متنی به عقب نشینی ها نموده اند ودر دوگام سیاست های خود شکست خورده اند: 1-پروژه براندازی وسوریه سازی ایران 2-پروژه کشته سازی ازهرقشر بویژه زنان. نهایتا دست به دامن جریان های طبقه کارگران وتحریک برخی زنان ناآگاه وبی بصیرت وطعمه فرهنگ امریکایی شده اند. ازطرفی بایدتوجه داشت که فرهنگ غنی اجتماعی وخانوادگی اسلام بقدری داری قوت وساختار وآثار می باشد که نگرش مادی اومانیستی لیبرالیسم در برابرآن فاضلابی بیش نیست به شرط اهمیت وتلاش مسلمانان ودست اندرکاران کشور خاصه مسئولین اجتماعی. بهرحال اهمیت داشتن مسائل اقتصادی ومسائل ازدواج وخانواده ها دو وظیفه دولتمردان وصاحبان به قدرت وثروت رسیده در کشوراست. در یک تحلیل کوتاه موردی نهادی آینده پدیده ناآرامی های کنونی را می توان درچندمحور را مورد تاکید قرار داد: 1-فتنه احتمال اوج گیری دوباره را دارد اینستاگرام و تلگرام و توییتر که بعنوان ماشین های جنگی دشمن عمل میکنند همچنان به برکت فیلترشکن ها در کشور ما فعال هستند و آمار بازدیدها و مراجعه کاربران به این سکوی های اطلاعاتی دشمن در حال افزایش است. عزمی جدی و واقعی برای مسدود سازی آنها از طریق بستن پهنای باند وجود ندارد و فیلترینگ با شرایط فعلی تنها سود سرشار برای اپراتورهای مخابراتی به ارمغان آورده است. 2-دولت در مهار تورم و افزایش رضایتمندی معیشتی مردم عملکرد موفقی زیادی نداشته است و ممکن است با تداوم شرایط تورمی فعلی در آینده میزان تاب آوری بخش ضعیف جامعه دچار تضعیف بیشتر شود و بر دامنه اغتشاشات بیفزاید. کلیدحل این معضلات اقتصادی تدبیر وتلاش دوباره دولت مردان وصاحبان قدرت در کشور می باشد و با یک عزم جدی جمعی میتوان به این ماجرای آشوب و فتنه پایان داد. 3-رصد دائم تغییراتِ فرهنگی اجتماعی کشور خاصه پنهان فرهنگی و علاج به موقع آن ها از ملزومات بازسازی انقلابی ساختار فرهنگی کشور ازدیدگاه رهبری انقلاب است به عبارتی از امام خامنه ای توجه فرمایید.رهبر انقلاب می فرمایید:((رصد دائم تغییراتِ معمولاً پنهان فرهنگی و علاج به موقع آن ها از ملزومات بازسازی انقلابی ساختار فرهنگی کشور است. اگر در فهم مستمر این تغییرات و ممانعت از اثرگذاری منفی آن ها دچار ضعف و عقبماندگی شویم حتماً جامعه دچار خسارت خواهد شد که آشفتگی فرهنگی یا افتادن زمام امور فرهنگی کشور به دست دیگران مهمترینِ این خسارات است. مهندسی صحیح فرهنگی کاری بنیانی برای اصلاح ساختار فرهنگی است. هوشیاری دائم، شناخت دقیق ضعف های فرهنگی در عرصههایی نظیر اجتماع، سیاست، خانواده، سبک زندگی و دیگر عرصه ها و تلاش برای دستیابی به راهحلهای عالمانه برای رفع نقاط ضعف و ترویج گزاره های صحیح فرهنگی، از الزامات اساسی مهندسی فرهنگی کشور است. مهندسی فرهنگی موجب روشن شدن تکالیف دستگاه های مختلف از جمله آموزش و پرورش، صداوسیما، آموزش عالی، مراکز مرتبط با جوانان و همچنین تشکلهای مردمی است و اگر این گونه دستگاه ها دچار غفلت از وظایف مهم خود شوند، جامعه ضرر فراوانی خواهد کرد.)). 1401/9/15 رضاقارزی.
12-8- امریکا حرف زور می زند.
دورنمای تلاش کنونی امریکا در احیای برجام (نماینده دولت آمریکا در امور ایران قرار است بیست وسه شهریور درنشست محرمانه نمایندگان دولت آمریکا با کنگره درباره احیای برجام توضیحات ارائه دهند: ازپرسش های مهم روز بین المللی در مسئله احیای برجام درشرایط کنونی است خواسته وسناریو امریکاست. در یک بررسی وتحلیل راهبردی کوتاه خواسته های امریکا را می توان در چندمحور بیان نمود: 1-آمریکا خواهان وجود متن مبهمی درباره توافق است وایران بر ضرورت وجود متنی شفاف با عبارتها و اصطلاحات روشن تاکید میکند. 2-تضمین ندادن وعدم عمل به تضمین های سوری روزنامه شرق تربون جریان غرب زده در بازخوانی خواست امریکا می آورد)): نباید از آمریکا برای برجام تضمین بخواهیم؛ توان هسته ای ایران و تهدید به افزایش غنی سازی، بهترین تضمین است. تضمین حقوقی و اقتصادی برای برجام ممکن نیست. اما دو نوع تضمین ممکن است: یکی تضمین سیاسی و دیگری «تضمین ذاتی». عمر تضمین سیاسی البته محدود به دولت حاضر در آمریکاست؛ اما تضمین ذاتی به معنی امکان احیای برنامه هستهای ایران در صورت خروج آمریکا از برجام همیشه وجود داشته و دارد. در واقع این تنها تضمین قوی برای برجام است. ایران میتواند با اعتمادبهنفس و بدون درخواست تضمین از آمریکا بر اهرم معتبر خود که عبارت است از دانش و تجربه هستهای کارشناسان خود و زیرساختهای هستهای خود متکی باشد و هر آن، در صورت خروج آمریکا از برجام اقدام به احیای برنامه هستهای کند 3. ((. کسب انرژی ایران هماهنگ کننده دولت امریکا تاکید دارد: ((ذخایر انرژی اروپا برای فصل زمستان کافی نیست و ما باید برای آن آماده باشیم.)) واشنگتن اروپا را برای فروش گاز طبیعی مایع در اولویت قرار خواهد داد. شرکت گاز پروم روسیه نیز از توقف صادرات گاز به اروپا از طریق خط لوله نورد استریم تا اطلاع ثانوی خبر داد. 4-تلاش برای امتیازگیری در هسته ایی، موشکی، پهبادی، منطقه ایی ،فضایی . 5-استمرارفشار دیپلماتیک. 6-فرصت سوزی وجلوگیری ارشدعلمی هسته ایی ایران. 7-بازکردن دوباره پیچ ومهره های هسته ایی. 8-احیای پروتکل الحاقی 9-استمرار زورگویی های امریکا واروپائیان. 10-استمرار یافتن مذاکرات برای مذاکره وسناریوها. موضع قاطع ایران مشاور تیم مذاکره کننده هستهای دکترمرندی عنوان داشته: ((برای امضای توافق نباید ابهامی باقی بماند. سه کشور اروپایی و ایالات متحده میدانند که پاسخ ایران بسیار منطقی است. مذاکره کنندگان ایالات متحده و اروپایی قبلا گفته بودند که کلمات مهم هستند. برای اینکه توافق امضا شود (که می تواند ظرف چند روز اتفاق بیفتد) نباید هیچ ابهامی باقی بماند که بعداً برای آسیب رساندن به توافق مورد استفاده قرار گیرد. این پیچیده نیست.)). رضاقارزی https://eitaa.com/obodiyatekhodaa
1- رساله بانکداری/ آیت الله سید جواد سید فاطمی تبریزی. 17 ربیع الاول 1416/ 24/ 5/ 74. مسجد خاتم الانبیاء شهرستان ورامین
2-انسان ودرس(تعلیم وتعلم)،سیدجوادسیدفاطمی رحمة الله علیه..چاپ میثم1380
3-اندیشه سیاسی اجتماعی آیت الله سیدجوادسید فاطمی رضاقارزی.نشرروزا1403
4-عبودیت خدا نوشتههای رضاقارزی 15مهر1402، @obodiyatekhodaa
5-14پایگاه اطلاع رسانی آیت الله سیدجواد سیدفاطمیasfatemi.ir
15-اندیشه سیاسی اجتماعی آیت الله سیدجوادسید فاطمی رضاقارزی.نشرروزا1403
16-انسان ودرس(تعلیم وتعلم)،سیدجوادسیدفاطمی رحمة الله علیه..چاپ میثم1380.
(درباره: اصلاح نظام آموزشی، اقتصادی اجتماعی وفرهنگی، حکم جهاد تدافعی و... حضرت آیت الله سیدجوادسید فاطمی تبریزی رحمة الله علیه)
بررسی گزیده وخلاصه مهمترین محورهای مهم تحول واصلاح بنیادین فضای سیاسی،اجتماعی وفرهنگی کشوربارویکرد قرآن و سنت وضرورت مقابله با اندیشه وفرهنگ غرب وشرق وراهکارهای های پیشرو باروش توصیفی، عینی واستنادی در آثارعلامه، مفسر ومرجع عالیقدر حضرت آیت الله سیدجوادسید فاطمی تبریزی رحمة الله علیه). به بیان دیگر این شماره نظریات وفتاوی فقهی شامل گزیده بررسی های نظریات واندیشه های ایت الله سیدجواد سیدفاطمی (رحمة الله) که تاکنون ارایه شده می باشد .عناوین درادامه می آید:
1-آموزش وپرورش با بازگشت به محوریت مساجد وتربیت الهی.2-نظام بانکی واقتصادی کشور با بازگشت به نظام اقتصادی اسلامی. 3-ابعادمسئله سیر تاریخی مسجد وتحلیلی بر مسئله نوظهور آسمانخراش ها .4--بررسی مسائل مهم اجتماعی، ولایت فقیه و حکومت اسلامی و تزکیه وخودسازی.5- تبری، دشمنشناسی و دشمن ستیزی، جهاد تدافعیی وتزکیه وخدامحوری.6-بررسی مسایل درسطح جامعه اسلامی .7- اسلام شناسی، منابع وتعالیم دین اسلام، اصول اعتقادات، آداب واخلاقیات اسلامی وتزکیه وخدامحوری .8-پرسش های وجملات وتوصیههای ناب اعتقادی، اجتماعی، سیاسی، خانواده، عبادی، اخلاقی، تزکیه ومعنوی..و جواب های ایشان.9-تفسیر قرآن ،تفسیر روایی، روش روایی ومتون تفسیری ایشان10-مطالب ناب اعتقادی، عرفانی، خودسازی، مقامات، حالات معنوی واخلاقی از زندگی ایشان. 11-مختصرالاحکام: بررسی کوتاه فتاوی فقهی ایشان براساس عناوین توضیح المسائلی واستفتائات جدید.12-نکات تفسيری آیاتی از اول سوره مباركه بقره وآل عمران.13-آسمان شناسی(نجوم و کیهان شناسی)درنظریات واندیشه های واثار ایشان. 14-بررسی مسئله شادی در قران کریم..15-تلاقی دوتفکر در موسیقی(از کتاب تلاقی دو طرز فکر در موسیقی ایشان).16-ولایت فقیه و حکومت اسلامی.17-فتوی حضرت آیت الله فاطمی رحمة الله علیه در نوشتاری به طرح مسائل به طرح جدید پیرامون بلندگو و اکو .18-مسئله در رنج و زحمت بودن انسان درقرآن(پیرامون تفسیر سوره البَلَد).19-مسئله آشفتگی ها وناآرامی های انسان وراه نجات ان درقرآن کریم وروایات.20-تزکیه وخودسازی مومن نه خسران وسرخوردگی انسان نساخته شده.
1) رساله بانکداری /آیت الله سیدجواد سیدفاطمی تبریزی.17 ربیع الاول 1416/ 24/5/74. مسجدخاتم الانبیاء شهرستان ورامین
عمل صالح آن است که برای خدا باشد. این ایمان است که جلوی انسان را پرتگاه ها می گیرد. پناه بر خدا ما یک لحظه اش را نمی توانیم، عذاب جهنم را تحمل کنیم انسان یا رو به سوی رضای خداست یا به سوی غضب خدا. باید همه کارها برای خدا، در راه بندگی خدا باشد ازدواجش، کارش، خوردن و خوابیدنش، عبادتش و ... و باید از تمرّد وتخطی دوری کرد. پیامبران آمده اند که انسان در خط رضای خدا باشد، یهدی به اله صله.
بامحوریت مساجد وتربیت الهی(1)(منبع: کتاب انسان ودرس آیت الله سید جواد سید تبریزی رحمة الله علیه ج1و2)
1 -مرحله اول: مدرسه قرآن(پیش حوزوی).2-مرحله دوم :دروس حوزوی لازم ازسال اول .3- مرحله سوم :دروس دانشگاهی ضروری(آماده سازی،اشتغال لازم ورده بندی).
این نظر ایشان که درچندین جلد وآثار ایشان وسال ها سخنرانی وتدریس حوزوی مطرح گریده مختصرا در ادامه بیان می گردد.
نظریه اصلاح نظام اموزشی کشورآیت الله العظمی سید جوادسید فاطمی تبریزی رحمة الله علیه برای عبوراز آموزش های اجباری بی محتوی غربی بدون تربیت وتعالیم دینی کافی، فسادآور وپیرونظام آموزشی 2030غربی، وادامه آن دردانشگاه های مروج اندیشه ایبرالیستی وسوسیالیستی رسیدن به مکتب اسلامی امام صادقی امام زمانی که آن محصول تعلیم وتربیت انسان الهی. نظامی که ستون فقراتش معنویت وخداپرستی است.
با روش فراگیری معاف قرآن کریم وسنت واداب ورسوم پیامبر اکرم واهل بیت معصوم اش علیهم السلام وضروریات علوم مفروضه می باشد تخصص های لازم تجری در مراحل زیر اجرا می گرد(ماخذ بررسی کتاب انسان ودرس:تحلیل نظام آموزشی اسلام وجهان معاصر(شرق وغرب).
1 -مرحله اول: مدرسه قرآن(پیش حوزوی)
فرادهی همه کودکان درمدارس قران (پیش حوزوی) به مدت 3 الی4 سال که شروع ان ازپنج سالگی تا 8یا10 سالگی می باشد.
الف. برنامه ودروس دوسال اول تحصیل اسلامی:
1) انسان ودرس(تعلیم وتعلم)،سیدجوادسیدفاطمی رحمة الله علیه..چاپ میثم1380
(1-روخوانی تمام قران وترجمه وتفسیر روایی بخش هایی از آن بویزه بیان قصص قرآنی که بخش زیادی ازآیات راتشکیل می دهدازجمله داستانهای حضرات داود، آدم، سلیمان، نوح،ابراهیم، موسی، عیسی وپیامبراکرم علیهم السَّلام.2 -وهمچنین تعلیم و تربیت اساس وپایه های اسلام (اصول دین:توحید، عدل،نبوت، امامت و معاد همچنین فروع دین وآداب ورسوم اسلامی ومعنوی.)وتربیت نوجوانان قرانی چون محمد حسین طباطبایی ها وبنت الهدی ها.
ب.برنامه ودروس دوسال دوم:
(1-یک دوره کتاب های اموزش زبان فارسی ضروری چون جامع عباسی و2-یک دوره دایره المعارف کوچک چون نصاب الصبیان .3-فراگیری چهارعمل اصلی ومحاسبات لازم درمدرسه قران).
نکته مهم1: نوجوان یازده ساله است.باتوشه ازعلوم و معارف قرانی واهل بیتی و فرگیری اصول دین وفروع وادبیات فارسی،محاسبات لازم و اطلاعات عمومی مفرضه.
نکته مهم2: نوجوان حاضر پسرش در عین تحصیل اول صبح مدرسه قرآن، درکنار وزیر دست پدران وآشنایان وخانواده ومحل زندگی دارای درآمد وکسب وکارصحیح وتولید اصلی ضروری جامعه می باشدو دست به جیب است. اگر دختر است کمک کار مادرش است. وخانواده ومادررش را نیز در پرورش خواهر وبرادرهای کوچک تر خود یاری می نمایید. دختر متدین مسلمان آگاه در امورخانه وپخت وپز ونگهداری و شستشو کمک مادر است وهمسری لایق، قوی وسالم ومناسب برای همسر مومن، آگاه، باتدبیر درخانواده اسلامی.
نکته مهم سوم:نوجوان دختر وپسر با بحران بلوغ په بسا زودرس مواجه است.نظام آموزشی اسلامی درپی آماده سازی آنان برای ایجادیک بنیان محکم اسلامی در این سال هاست.
توضیح بحران بلوغ: بخشی ازکتاب انسان ودرس ایت الله سید جوادسید فاطمی تبریزی رحمة الله علیه ص51:
(( بحران بلوغ نزديک می شود، پدربه حكم «وَاَنكحوا الايامي مِنْكُم والصالحين من عبادكُم واِمائكم اِن يكونوا فقراء يغنهم الله من فضله واللهُ واسعٌ عليمٌ »(سوره نور/آيه32)آستين بالا می زند براي جوانش كه درآمد كافی دارد (آری او در بازار آتش پاره است زمين را به آسمان، آسمان را به زمين می دوزد) عروسی بگيرد، دوشيزگانی نيز آمادگی دارند. رسول خدا(صلَّی اللهُ علیه وآله) فرمود اگر برای دختر شما خواستگار آمد، خواستگاری كه عقل و ايمان دارد ردَّش نكنيد چه اگر عقل دارد دختر شما را گرسنه نمی گذارد و اگر ايمان دارد ظلمش نمی كند اگرچه دوستش نداشته باشد، ردّش نكنيد (و اِلاّ تكن فِتنهَ و فساد كبير) يعنی اگر دخترت را به چنين خواستگار ندهی گرفتاری وفساد كبير پيش خواهد آمد. و فرمود از سعادت مرد مسلمان اينكه دخترش در خانه شوهر قاعده شود. بگذاريد
جوان ها به نصيب و لذت مشروع خود برسند هيجان و اضطراب جوان را جز ازدواج چيز ديگر تسكين نمی دهد. در سوره مباركه روم به اين حقيقت اشاره دارد : وَ مَنْ اياته انَّ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْواجاً لِتَسْكُنُوا اليها وَ جَعَلَ بَيْنَكُمْ موده وَ رَحْمَهُ انَّ فِي ذَلِكَ لاياتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ آيه 21) يك فرد خوش ذوقي می گفت كه هر وقت سردرد داشته باشم به زنم می گويم بيا جلو دستش را بسرم می گذارد يا سرم را بدوشش می نهم و خوب می شود آری مسكن مرد زنست و مسكن زن مردست (لتسكُنُوا اِليها) فرزندی كه محصول اين ازدواج است غير از فرزندی است كه در سنين بالا بهم می رسد، مضافاً به اينكه زوج جوان تحمل بيشتر در مقابل زحمت تربيت فرزندان دارد تا در سنين بالا (قضاوت علی درباره طرف كه دو نفر مدعی بودند سالخورده و جوان ...)) وهمچنین ((با ازدواج در اوايل بلوغ طعم زندگی و لذت آرامش را كه يكی از نعمت های بزرگ الهي است دريافته و درصدد شكرگذاری به والدين در می آيند، مضافاً به اينكه در قرآن كريم آياتی در اين باره را می خواند(و قضي ربّك اَن لا تَعبدُ و اِلاّ ايّاه و بالوالدين احساناً اما يَبلُغن عِندك الكبر اَحدهُما اَوكِلا هُما فَلاتَقُل لَهُما اُفٍ و لا تَنهر هُما وَ قُل لَهُما قَولاً كريماً وَاحفَض لَهُما جناح الذلَّ مِن الرَّحمهِ وَ قُل رَبِّ ارحَمهُما كَما رَبِّياني صَغيراً آيه 24 سوره مباركه اسراء) .)).
2-مرحله دوم: دروس حوزوی لازم ازسال اول
نظام آموزشی در حوزههاي علميه بر اساس سليقه و سنت صدر اسلام است كه رسول خدا(صلَّی اللهُ علیه وآله) خود و بعد از ايشان ائمه اطهار حوزه را اداره می كردند حضرت رسول(صلَّی اللهُ علیه وآله) بعد از اداء فريضه صبح مشغول تعقيبات بودند تا طلوع آفتاب، سپس رو به مردم می كردند و آياتی از قرآن كريم را تدريس می فرمودند، امام باقر و امام صادق عليها السلام كه مديريت به اصطلاح حوزه علميه فقهيه بعهده ايشان بود درنهايت سادگی و بي تكلفی اداره ميشد.
سال اول: پس از پايان چهار سال دوران مكتب قرآنی یا مدرسه قرآن(پیش حوزوی)، درصدنفر عده از بچه مسلمان ها راهی حوزههای علميه می شوند، اين بنده ناچيز افتخار دارم گرد زير پايشان را سرمه چشم قرار دهم كه ملائكه الله بال و پر خود را زير قدم هاي راهيان مراكز علم پهن می كنند.
بچه مسلمان حتی قبل از گذراندن دوره مكتب هم می شد كه وارد حوزههای علميه شود(اين بنده در سال های 1315 كه در تبريز مدرسه طالبيه بودم شاهد و ناظر(این مورد) قضايا او (افرادی)فقط دفتر عم جزء را زير بغل داشت و از صفر شروع می كرد يكسال طول نمی كشيد كه روخوانی عم جزء و بعضاً تمام قرآن بپايان می رسيد و با مسائل وضو و نماز كه در مجالس مذهبي برايش ديكته شده بود با رخواني رساله های فارسي هم آشنا می شد.
سال دوم، مقدمات ادبيات عرب را از صرف و نحو شروع می كرد و عادت بر اين بود كه طلبه نو پا هر آنچه را كه درس می گرفت خود مدرس شاگردان تازه وارد می گشت يا مرتب با آن ها مباحثه می نمود بطوريكه تمام خواندههايش ملكه می شد، درس جنبي در اين سال ها حساب و چهار عمل اصلی جمع و تفريق، ضرب، تقسيم، سال سوم با خواندن كتاب صمديه پرداختن صرف و نحو را پشت سر می گذاشت و خود را در علوم مقدماتی زياد معطل نمی كرد چه آشنا شدن بزبان عربی منحصر در يادگيری صرف و نحو نيست بلكه طبق تحقيقاتی كه در اين زمينه بعمل آمده است با روخوانی كتاب ها و يا روزنامهها بزبان مربوطه می توان تسلط به آن زبان پيدا نمود. خواندن قرآن كريم كه هر مسلمانی متعهد است
در روز چند نوبت قرآن بخواند و همچنين خواندن روزنامه بزبان عربی و بهتر از آن روايات منقول از ائمه اطهار(علیهم السّلام) كه در كتب روائی به بهترين اسلوب جمع آوری شده و در هر باب چند روايت هست بهترين راه آشنائی با زبان عربی است زبانی كه خداوند تبارک و تعالی با آن زبان با بندگان خود سخن گفته است و يادگيری آن توصيه شده است.
سال چهارم معالم الاصول را شروع می كرد معالم كتابی كه مادر اصول فقه است. و كتاب هايی مانند قوانين و وسائل و فرائد و كفايه الاصوال و شرح هايی كه بر آن ها نوشته شده و همه بر پايه معالم الاصول می باشند استبعاد ندارد كه بعدها هم كتاب هائي نظير همين ها نوشته شود چه كلمات و اصول القاء شده از ائمه اطهار عليهم السلام كلمات جامعهای هستند كه در جامعيت تالی تلو كلمات الله می باشد(قُلْ لوكان البرح مِدَادَ اكلمات رَبِّي لنفذ الْبَحْرُ قَبْلَ انَّ تُنْفَذُ كَلِماتُ رَبِّي وَ لَوْ جِئْنا بِمِثْلِهِ مَدَداً 109 كهف)البته برای مبتدی ضرورت ندارد خواندن كفايه الاصول چه مرحوم آخوند خراسانی اين كتاب را بعد از چند دور تدريس اصول به نگارش درآورده است، بلی بعدها مورد مطالعه قرار خواهد گرفت.
سال پنجم در حوزه درس كتاب شرح لمعه شركت می كرد كتاب شرح لمعه تقريبا كتاب استدلالی است و از باب كتاب طهارت شروع ميی شود آقايان مدرسين كه از روحانيون دلسوز بودند طلاب را راهنمائي می كردند با تمام كردن فصلی، بابی از شرح لمعه وادار می كردند كه كتاب های ديگر فقی را نيز در آن باب از نظر بگذرانند در كتابخانه حوزه علميه از كتاب هايی مانند: مدارك مسالک حتی از كتاب های قطور مثل جواهر نيز استفاده می كردند.
موعظه ودرس اخلاق انگيزه سرعت در پيشرفت تحصيلی در حوزه ها و تعلم و آداب متعلمين
در حوزهها رسم بر اين بود كه روزهای پنجشنبه جلسه موعظه تشكيل مي شد در آن جلسه از آداب تعليم و تعلم و آداب و آداب متعلمين و باصطلاح دانشجويان سخن می رفت مراقبت در امور فرائض، نمازهای پنجگانه با نوافلش به خصوص نافله شب تأكيد می شد و يادآوري می شد كه : «لَيس العِلم بكثره التَّعليم بل هُو نورٌ يَقْدفه اللهُ في قلبِ مَن يشاء » در بيان ششم خطاب به عنوان بصری است فرازی از آن چنين است: «اِنْ اَرَدت العِلم فاطلب اولاً حقيقه العُبُوديه...» حديث شريف در كتاب سفينه البحار تحت كلمه «عنون» و در خود كتاب بحارالانوار جلد يک صفحه 225 ميباشد. مخصوصاً تأكيد می شد هدف محصل و متعلم بايد رسيدن به مقام حقيقت عبوديت و بندگی خداوند تبارک و تعالی كه بالاتر از آن مقامی نيست باشد عبوديتی كه هدف از خلقت همانست و بس « وَما خَلَقتُ الجِنّ وَ الانس الا لِيَعبُدُون ما اُريدُ مِنهُم مِن رِزقٍ وَ ما اُريدُ اِنَّ يُطعِمون، اِنّ اللهَ هُو الرَّزاقُ ذوالقوَّه المَتين» (سوره ذاريات/آيه58)و برای اينكه صحيح واقع شود، آن طوری كه خود حضرت معبود می خواهد باشد، لازمهاش دانستن كيفيت بندگی و عبادت است و منافات ندارد كه در آخرين آيه سوره طلاق هدف از خلقت را علم قرار داده: چون لازم و ملزوم همديگرند (عبوديت صحيح و علم):« اَلله الَّذي خَلَق سَبعَ سماواتٍ وَمِن الأرض مِثلَهُنَّ يتَنزَّلُ الأمرُ بَيْنُهنَّ لِتَعلموُا اَنَّ اللهَ عَلي كُلشيءٍ قدير و اَنَّ اللهَ قَد اَحاطَ بِكلشيءٍ عِلما » (سوره طلاق/آيه12).
ترجمه: آسمانها و زمين را آفريد و امر به تدبير بين آن ها نازل و جاری می كند تا شما بدانيد، كه خداوند بر هر شيء قدر و اندازه گذاشته و برآن مسلط است و هم او به هر چيز احاطه علمی دارد در حديثی از امام صادق(علیه السَّلام) می خوانيم كه امامحسين(علیه السَّلام) در برابر
اصحابش آمد و چنين فرمود خداوند بزرگ بندگان را نيافريده مگر به خاطر اينكه او را بشناسد، هنگامی كه او را شناختند عبادتش می كنند و هنگامی كه بندگي او كنند از بندگی غير او بی نياز می شوند (واين كمال وكرامت انسان است)
مرز استنباط و تحقق تعهد و آمادگی براي احراز مراتب تخصص.
از سال ششم به بالا طلبه (دانشجوی) فاضل ما با حضور مكرر در جلسات و دروس خارج بخصوص درس خارج فقه شم فقاهتي پيدا كرده و كيفيت ورود و خروج در مسائل و مباحث فقهي را تمرين نموده است.
بحمدالله امروز در نتيجه زحمات قدماء از فقهاي شيعه رضوانالله عليهم راه استنباط احكام تا حدی آسان شده است با تدوين و تأليف كتب اربعه به همت محمدين ثلاث«ره» و همچنين تنقيح و دستهبندی روايات در كتب روائيف محقق را از مقدمات آن چنانی از جمله تحقيق درباره رجال سند روايات و امثال ذلک بی نياز كرده است.
درس خارج پس از گذراندن دروس سطحی دوره ی تحقيق است، استاد مسئله را طرح می كند، دلائل آن را از قرآن كريم و روايات اهل بيت عليهمالسَّلام ايراد می نمايد پس از بررسی لازم و رعايت نظرهای قدماء از فقهاء نظر خود را اعلام می دارد كه طبعاً با نظر بعضی از گذشتگان منطبق ميی شود، استوانههای علم و فقاهت در حوزهها همواره فيض می دهند يكسال نهايت دو سال فاضل ما در اين حوزهها حاضر شود كافيست (دور كعبه هميشه گروه طائفين و عاكفين هستند شما در جمع آن ها وارد می شويد و طواف واجب يا مستحب خود را انجام می دهيد و از دور بيرون می آييد لازم نيست برای درک حلاوت ذكر اللهاكبر به طواف ادامه دهيد گو اينكه بعدد ايام سال طواف مستحب است) او كنار دريا رسيده درياي مواج آيات قرآن كريم كه در حدود پانصد آيه مربوط به احكام است به گفته معصومين عليهمالسَّلام هر يک، يک آيات قرآن صندوقچهاي از معارف است زود از كنار آنها نگذاريد و دريای سنت و روايات اهل بيت او شناگری شده كه می تواند به اندازه مهارت خود در كليه مباحث فقهی وارد شود و حداقل احكام عبادی مخصوص به خود را استنباط نمايد.
3- مرحله سوم: دروس دانشگاهی ضروری (آماده سازی،اشتغال لازم ورده بندی)
(حالا جوان مسلمان) او دانشمند متعهدی شده كه آمادگي پذيرش مراتب تخصص را داراست و حكومت جمهوري اسلامی جهت مقابله با شياطين وقت كه بدور از تعهد اخلاقی عقيدتی دينی و مجهز به پيشرفتهايی در فنون و دانش های مستطرفه شدهاند فارغالتحصيلان خود را به حكم: « وَاَعدولَهُم مَااستطعتُم مِن قُوَّه وَ مِن رِباط الخَيل ترهَبون بِه عَدَّوالله وَ عَدُوَّكُم...» (سوره انفال/آيه60) رده بندی كرده و هرقسمت را متخصص فنی نمايد طب، رياضيات، فيزيک شيمی، علوم قضائی، بحثهای اتمی و... اين بود.
نکته مهم درفرادهی علوم مفروضه: قسمتی از مقالهای كه مورخه 18/4/75 در ارتباط با فراخون طرح و مقاله از مديريت حوزه علميه قم نوشته شد در اينجا اضافه می شود: طبق احاديثی كه نهی از تعرب بعدالهجره كردهاند، جهت تعليم فنون و دانشهای تخصصی استاد و كارشناس از خارج استخدام شود و حتی الامكان دانشجوی مسلمان ما به محيط كفر نرود.
از حضرت موسی بن جعفر(علیه السَّلام) از پدرانش: رسول خدا(صلَّی اللهُ علیه وآله) فرمود من بری هستم از هر مسلمانی كه در دارالحرب ميان مشركان رود (بحارالانوار،
ص 39، ج75).
و از حضرت رضا(علیه السَّلام) در حديث علل الشرايع آمده: و حرام شده تعرب بعدالهجره به جهت اينكه از دين برنگردند و ياری نمودن را به انبياء و حجج الهی ترک نكنند و به جهت فسادی كه در اين ها هست و اين چنين است اگر شخص دينش را كامل بداند باز جايز نيست به او با اهل جهل نشست و برخاست كند تأمينی نيست به چنين شخصی كه علم خود را ترك نكند و با اهل جهل وارد نشود و به اين شيوه ادامه دهد. (الحديث ص98، ج6، بحار)والسلام علي من اتبع الهدي، سيدجواد فاطمي
نکته اخر:بنابر طرح فوق نظام آموزشی در ايران اسلامی در يک خط قرار می گيرد: مدرسه، قرآن(پيشحوزوی) حوزه علميه، سپس دانشگاه (تخصصهای مورد نياز در جامعه)
نکات مهم دیگر: از کتاب انسان ودروس حضرت آیت الله سید جواد سیدفاطمی رحمة الله علیه
1-در خصوص از بین بردن بدعت از او یاری می خواهیم و بحکم تعاونوا علی البر والتقوي - 2 مائده از حضرات علماء اعلام و آیات عظام ایدهم الله تعالی / بتاییداته تقاضای معاونت دارم قال رسول الله (صلَّی اللهُ علیه وآله): کل بِدْعَةٍ ضَلَالَةُ وکل ضَلَالَةٍ سبیلها الی النَّارِ وَ قَالَ ایضه: اذا ظَهَرَتِ الْبِدَعُ فی امتی فلیظهر الْعَالِمُ عِلْمِهِ وَ الَّا فعلیه ا لَعْنَةُ اللَّهِ والملائکه وَ النَّاسُ اجمعین.
2- نظام آموزشی نشات گرفته از انقلاب رنسانس با توجه به آیه کریمه: واعدوالهم ما استطعتم من قوه، که در نهایت نظام آموزشی در اسلام باید: مدرسه، قرآن حوزه علمیه سپس دانشگاه باشد.
3-انشاء الله تعالی آثار شوم و ضلالت نظام آموزشی رنسانسی که در حدود نود سال است بر ایران اسلامی تحمیل شده بر همگان روشن است . امروز چه آتشی چه ضلالت و فسادی بدتر از اینکه پسرها و دخترهای جوان ما به بها درس خواندن مجرد بگردند مثل آتش و پنبه در کنار هم که بگفته بعضی یا محرومند و یا ملعون… که مشروحا در این کتاب درج شده است.
4-- امروز آنچه از مسجد به ذهنه ا میآید: محلی نمور، فضای حبس شده، بوی ناراحت کننده، دیوارهای مسجد در طول مدت الوده و چرک و ستون ها همچنین، در صورتی که مسجد باید نمونه پاکی و پاکیزگی باشد چه: فیه رِجَالٍ یحبون انَّ یتطهروا وَ اللَّهِ یحب المطهرین 108 توبه و این آرزو تحقق پیدا نمیکند مگر موقعی که مساجد ما بصورت مسجدالنبی (فیه رِجَالٍ یحبون انَّ یتطهروا وَ اللَّهِ یحب المطهرین) در عصر خود آن حضرت درآید، به امید آن روز است که نظام آموزشی در ایران اسلامی یکی می شود به ترتیب: 1 - پیش حوزوی مدرسه (قرآن) 2 - حوزه و سپس دانشگاه.
1) اندیشه سیاسی اجتماعی آیت الله سیدجوادسید فاطمی رضاقارزی.نشر روزا1403
بانک صندوق ملت است باید به نفع مردم باشد نه به ضرر آن ها. مردم بسپرده های بانکی خود بهره نگیرند متقابلاً بانک ها نیز تغییر قیافه داده منشأ خیر و برکت کردند، برای رسیدن به این هدف حیاتی یک قدم باید خود مردم بردارند و به استفاده های مشروع که ذیلا به بعضی از آن ها اشاره می شود اکتفا نمایند.
بررسی نظریه شامل: بررسی از بانکداری واقتصاد غربی به اقتصاد وبانکداری اسلامی و نظری گذرا به بانک و بانکداری و سیر تاریخی آن تا پیروزی انقلاب اسلامی ایران درآثار آیت الله سید جواد سید فاطمی تبریزی رحمة الله علیه. منبه مطالب از کتاب بانکداری اسلامی شامل مباحثی از تحریرات حضرت آيت الله سید جوادسید فاطمي رحمة الله بوده در بانکداری اسلامی که توسط بسیج پایگاه مهدیه ورامین در سال 1374 به چاپ رسیده است :
بنک : بنگاه- بانک : جایی که نقد و جنس در آن نهند، بانک: میزی که روی آن چیزهایی می فروشند.بانک : میزی که صرافها در جلوی خود قرار میدهند.بطور خلاصه صرافهای قدیم بودند که پایه آن را گذاشته اند. آنها سر میز کوچکی که پیش رو داشتند و به نام بانک نامیده می شد، کارهای بانکی را انجام می دادند و حواله های دستی را بجای چک به کار می بستند، عملیات آن بطور کلی عبارت از نقل وانتقال وجوه، صدور بروات و نگاهداری سرمایه اشخاص و بکارانداختن سرمایه های مردم به اصطلاح جهت توسعه تجارت و اعتبارات تجاری، بخصوص از جهت تسهیل عمل مبادلات و نقل و انتقال وجوه، و دادن قرض به مردم، تا حدود دویست سال پیش که در اثر پیشرفت تکنیک و پیدایش موسسات و کارخانجات بزرگ تولیدی و قهراً تولید انبوه زیاده بر مصرف که محصول مدتی می بایست در دست صاحبان شرکت ها و موسسات باقی بماند تا به بازار مصرف برسانند طبعاً احتیاج به سرمایه کلان پدید آمد آن هم فقط در نزد صرافی ها بود که محل تجمع سرمایه های توده مردم بودند و این چنین بود که با همان سازمان های کوچک اقتصادی و مالی پایه اصلی سازمان های معظم بانکی دنیا شکل گرفت. از آن زمان بحران های اقتصادی، تورم، گرانی ارزاق، بالارفتن قیمت اجناس شروع شد .
و گاه و بیگاه صدای مردم در گوشه و کنار در می آمد و احیاناً منجر به زد و خورد می شد (فَاذنوا بحربٍ منَ الله وَ رَسوله، 279 بقره) در وهله ای اول نرخ بهره ناچیز می نمود 8 درصد، 10 درصد، 12 درصد، ولی سیستم محاسبات ربوی طوری است که در پایان مجموع اقساط پرداختی سر از صد در صد و بعضاً صدوپنجاه درصد در می آورد یعنی اگر موسسه تولیدی یک میلیون از بانک قرض می کرد، در پرداخت دو میلیون و بیشتر می پرداخت و محصول (در مثل استکان) که می بایست با یک تومان بدست می آمد حالا به قیمت دو تومان و خورده ای به بازار عرضه می شود، صاحب کارخانه ضرر نمی کرد زیرا بهرۀ پرداختی را به حساب هزینه تولید روی قیمت جنس می کشید. این مصرف کننده بود که می بایست بار سنگین تورم را بدوش بکشد و اکثر مردم متوجه نمی شدند که چرا روزبروز قیمت ها بالا می رود، و گناه را بگردن دولتمردان یا تجار و کسبه می گذاشتند غافل از اینکه منشا همه این ها عملیات نامشروع رباخواری و بهره کشی بانکداران است و بس.
بنیان بانکداری ازکجاست؟
بنیانگذاران اولیه بانکداری در دنیا اکثراً یهودی بودند. (وَاخذِهُم الرباوقَدنُهواعنه.161 نساء) زیرکانه بعناوین مختلف مردم را اغفال می نمودند. ساختمان دکه های (شعبه ها) بانکی باید خیلی تمیز مجلل، روکاری با سنگ های مرمر سیاه یا طوسی تیره، بطوری باید باشد که دردل هربیننده هراس و رعب ایجاد کند و کسی که به شعبه واردمی شود، اگراشتباه در محاسبه پیش آید حتی احتمال اینکه در بانک اشتباه رخ داده بخود راه ندهد و اشتباه را بخودبرگرداند، و برای جلب مشتری با خوش زبانی و با امید دادن به آینده با او رفتار می کردند اما اگر یک قسط بعقب می افتاد سیستم محاسبات بیکار نبود آن روز را هم در حساب مشتری بعنوان دیرکرد می افزود، و از اینکه اگر نتواند اقساط را بپردازد در اولین فرصت اخطاریه(تذکاریه) بعنوان آقای ... مالک زمین شماره ... مقتضی است از تاریخ دریافت این نامه ظرف مدت پنج روز در پرداخت مبلغ ... بابت اصل اقساط معوقه به اضافه دیرکرد متعلقه اقدام نمایید، بدیهی است در صورت تعلل از طریق عملیات اجرایی وصول خواهد شد(در زمان طاغوت باینجانب همچو اخطاری آمد و آن روز من احساس کردم که قلب دارم زیرا با خواندن اخطار ضربان قلبم تند شد.) .و اگر در پی اخطاریه باز مشتری نتوانست بپردازد بدون معطلی سند گروی در معرض فروش گذاشته می شود بدون توجه بوضوع و حال مشتری اقدام لازم را بعمل می آورد و پول خود را پس می گیرد مشتری هر طور می شود بشود و اخیراً (زمان طاغوت) لابلای ساختمانهای شهر تهران نمونه هایی دیده می شد: ساختمانی چند طبقه گردآلود شیشه ها خورده شد در و پیکر پنجره ها بهم ریخته که رقت آمیخته بوحشت هر بیننده را بر می انگیخت) که نشانی از رهنی بودن و در گرو بانک درآمدن است، دستور بود برای اینکه کسی رغبت در نشستن آن جا نکند، شیشه های تمام ساختمان خورد شده و بظاهر وضع نامنظمی پیدا کند تا تکلیف روشن شود (البته حساب بعضی ها که واقعاً نظر کلاه برداری داشتند جداست) و خیلی از این نوع ستم ها که در اثر انعقاد نطفه بانکداری در دنیا گریبان گیر جامعه بشری شد.
دستور از قرآن گرفته که اگر در سختی و عسرت است مهلت دهید تا دستش باز شود و تصدق کردن در حق چنین کسی برای شما خیر خواهد بود اگر بدانید(وَ انَّ کان ذوعسرت فَنَظَرْتُ الی میسره، وَ انَّ تصدقواخیرلکم انَّ کنتم تَعْلَمُونَ، وَ اتَّقُوا یوماً تُرْجَعُونَ فیه الی اللَّهِ ثُمَّ توفی کلنفس مَا کسبت وَ هُمْ لایظلمون 281 بقره )
انقلاب که ندای اسلام بود صلا در داد که ملت صندوق می خواهد، تمرکز نیروی اقتصادی در جوامع لازم است، مرحوم آیت اله گلپایگانی آن روز توصیه می کردند که صندوق های قرض الحسنه را تقویت کنید تا بانک ها تضعیف شوند، ولی آن روز گوش کسی بدهکار نبود، اما در انقلاب بحمداه قدرت از طاغوت گرفته شد و ثابت کرد که با رعایت احکام اسلامی می شود حتی بانکداری را بطور صحیح ادامه داد که در عملیات هیچ گونه شائبه ربا دیده نشود، انقلاب اسلامی ثابت کرد که علیرغم ناباوری عده ای غرب زده چشم و گوش بسته ضعیف الایمان که تحت تاثیر تبلیغات فریبنده رباخوارن حرفه ای قرار گرفته و گمان کرده بودند که سودبری رباخوارانه از لوازم اقتصاد عصر است، می شود با همان اسکلت بانکداری را بنحو مشروع اداره کرد، تمرکز ثروت خود قدرتی است که با تجارت ومعاملات مشروع دیگر می توان منافع سالم بدون ایجاد تورم بدست آورد و حقوق کارمندان بانکی را تأمین کرد و اگر کمبودی احساس شود که نمی شود، با بیت المال جبران و تکمیل گردد.
ربا در دو چیز است :
اول اخذ زیادی در مکیل و موزون یعنی جنسی را معمولاً با وزن و پیمانه معامله می کنند و برابر آن جنس به مقدار زیادتر بفروشند مثلاً صدمن گندم بفروشد در برابر صد و بیست من گندم که پس از برداشت محصول به او بدهد. دوم قرض مرابحه(وام با سود) مثلاً شخصی از دیگری پول قرض می کند قرض دهنده شرط می کند تومانی ده شاهی در ماه وام گیرنده به وام دهنده سود بدهد و تفصیل آن در کتب فقهی بیان شده است. لا یقومون الَّا کما یقوم الذی یتخبط الشیطان مِنَ الْمَسِّ، تمثیل و تصویری از اندیشه و روحیه و راه و روش رباخوار است، هر کسی را قیامی است و قیام رباخوار بدینگونه است، زیرا محرکات درونی و استعدادهای در حال رشد و انگیزه های نیازمندی پیوسته انسان را به قیام قوای فکری و عملی می دارد و همین که روی بسوی هدف های برتر و در مسیر و سنن طبیعی و اجتماعی واقع و هماهنگ شد، با قیام مستقیم و در راه رشد قوا و تولید و مصرف و خیر و با قدم های ثابت پیش می رود، و چون رباخواری انحراف از این مسیر درست و طبیعی هست، رباخوار دچار خبط زدگی در اندیشه و آشفتگی می شود، او مال را که وسیله تحرک و رشد همه جانبه فرد و اجتماع است چون هدفی می پندارد که همی برای جمع و تمرکز آن بهر راه که باشد باید بکوشد و نزدیک ترین راه برای او همین ربا است که بدون زحمت و خدمت، خون طبقه مولد و کوشا را بمکد و به پیکر ناموزون خود افزاید و استعدادهای روحیش راکد بماند و آن چنان خود سودجویی فکر و مشاعر او را می گیرد که اندیشه و پروانه خیالش جز در محور آن نمی چرخد و در نظر گاه او مقیاس همه ارزش ها همین سود می شود و می کوشد که همه مواهب عقلی و انسانی و قوانین و نظامات و معلومات و کار و تولید را برای سودبری خود استخدام کند و چون روش و منش او با سنن طبیعی و مصالح مردم تضاد دارد و دشمنی قربانی شدگان و ستمزدگان را نسبت به خود احساس می کند، خوی کینه جویی و بداندیشی نسبت به مردم در او راسخ می شود. از ترکیب خوی سودجویی و کینه توزی نامحدودی خوی درندگی و حسد و تملق و عقده حقارت و بزرگ بینی در درونش ریشه می گیرد . از این پس دیگر نه بینش روشنی دارد که راه تعالی و کمال را دریابد و نه وجدان بیداری که احساس به رحمت و عطف به دیگران داشته باشد، پیوسته چهره اش دگرگون می گردد. گاه خوی قدرت نمایی و درندگی، گاه زبونی و تملق، تا محیط زندگیش چگونه باشد و با چه کسانی روبرو شود؟ در هر حال پیوسته در آشفتگی و نگرانی بسر می برد و بخود می پیچد.
این حالات در گفتار و کردار و حرکات چشم و دست و پایش نمایان است. – کالذی یتخبطه الشیطان من المس- رباخوار ددمنش و دیوخوی چون دیوانه ایست که همی دست و پا می زند و بدور خود می گردد.
«التخبط»، الضرب علی غیراستواء و یا چون شبکوری که در تاریکی سردرگم است- «هویخبط خبط عشواء » در تاریکی سر در گم شده و به این سو و آن سو می رود. اجتماعی که رباخواری در آن شایع شود و پایه اقتصادش گردد، نیز همچون رباخوار، آشفته و ناموزون و سردرگم و نابسامان(مخبط) می گردد، زیرا افراد و گروه رباخوار که مایه و خون اقتصادی را می مکند پیوسته متورم و درشت می شوند و گروه مولد و کارگر که چون دست و پای اجتماعند. لاغر و ناتوان، چنین اجتماعی نمی تواند قیام و حرکت اقتصادی و فکری و اخلاقی سالم و ثابت و پیشروا داشته باشد، مگر نه اینست که مال پایه طبیعی قیام همه جانبه است و اختلال در تولید و توزیع وگردش سالم آن قیام را مختل و مخبط می گرداند قرآن مبین بیان کننده همین اصل طبیعی و اجتماعیست «وَ لَا توءتو
توالفسفهاءاموالکم التی جَعَلَ اللَّهُ لکم قیاماً – اموال خود را که خداوند وسیله قیام برای شما قرار داده بسا ندهید- از آیه 3 نساء و همچنین اشاراتی که در آیات دیگر آمده- مانند آیات مطففین(کم فروشان)- بلی شیطان با تسلطی که بر آدمیان دارد و پیوسته درصدد اغوا آنهاست چنانچه چند آیه جلوتر: الشیطان یعدکم الفقرویأمرکم بِالْفَحْشاءِ وَ اللَّهُ یعدکم مِغْفَرَهُ مِنْهُ وَ فَضْلاً وَ اللَّهُ واسِعُ علیم . 268 بقره . اگر انسان فریب وعده او را بخورد و از وعده خداوند غافل شود از صورت اصلی و زیبای انسانیت درآمد گاه بصورت خوک و میمون: وَ جَعَلَ مِنْهُمُ القرده وَ الخنازیر وعبدالطاغوت، از آیه 60 مائده) درآمده و گاهی بصورتی که در اینجا ممثل نموده : کالذی یتخبطه الشیطان من المس، اگر این تمثیل قرآن در میان مردم عرب و جاهلیت آن زمان که رباخواری محدود ومحلی بود نمایش بارز و روشنی نداشت در این قرن که سایه تاریک و شوم رباخواری همه جا گسترده شده و فضای زندگی را تاریک و اندیشه ها را مختل ساخته، این خطوط تمثیل بصورت کامل و عمومی نمایان شده است، اکنون که رباخواران حرفه ای و پرتجربه و متشکل با وسائلی که علم و صنعت در دسترشان قرار داده و همه رشته های اقتصاد را بدست گرفته مراکز سودبری را در سراسر دنیا و هر شهر و روستا در اختیار دارند تا هرچه بیشتر روان ها را تهی و مغزها را پوک و اندیشه ها را مختل گردانند و توده ها را چنان در دام های گسترده و بندهای رنگرنگشان گرفتار سازند که مجال هیچ گونه اندیشه و عاقبت بینی و ارزیابی نداشته باشند و همی بدور خود بپیچند و راه نجاتی نیابند: کالذی یتخبطه الشیطان من المس. آیا ریشه و منشا این همه سرگشتگی ها واختلال های عصبی و برخوردها و جنگها جز این است ؟ مگر سرمایه سوزان و جنگ افروزان جز همین سودپرستان و رباخواران آزمندند؟ مگر در هر گونه نابسامانی و جنگی، چهره ای نها را نمی توان یافت؟ گرچه در زیر صدها پرده رنگارنگ و فریبنده و جالب آن را پنهان دارند. این ها سودبری رباخوارانه را چنان طبیعی و مشروع و از لوازم اقتصاد عصر و مانند هر گونه کار و کسبی می نمایانند که همه مجذوب ها و استعمارزده ها و مسلمان نماها آن را باور کرده و دچار چنین خبط شیطانی شده اند.
مَحَقَ اللَّهُ الرِّبا وَ یربی الصَّدَقاتِ وَ اللَّهُ لایحب کل کفارائیم- شخص رباخوار چون پیوستگی سرمایه های معنوی و منابع خلقت و هماهنگی با قلوب و دست های تولیدی خلق ندارد. هرچه هم سودش افزایش یابد و بازارش گرم شود کارش قابلیت رشد همیشگی ندارد و هرچه قابل رشد نباشد رو به تاریکی و کاهش می رود. او با اشتعال آتش آزمندیش دست های تولید را فلج و دلها را پر از کینه می سازد و جز قدرت مالی و ستم مدد و یاوری ندارد و این با طبیعت جهان ناسازگار و محکوم به محاق است همچنانکه هر روش و منطق محکومی، در برابر دلیل و روش روشنی محقق می گردد- والله لا یحب کل کفارائیم- چون اینها از کانون رحمت و محبت خداوند و اشعه آن روی گردانده و غوطه ور در گناه شده و از جاذبه آن خود را بر کنار داشته اند .
انَّ الذین أَمِنُوا وَ عملو الصَّالِحاتِ واقاموا الصلوه آتو الزکاه أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ لا خَوْفُ علیهم وَ لا هُمْ یحزنون . این اوصاف ابعادی مقابل رباخواری را می نمایاند: رباخوار خودپرست و سودجو و گرایش به خود دارد و رو به محاق می رود. مومن حق را می پرستد و به آن می گراید و بسوی روشنایی می رود. رباخوار کارش ناشایست و زیان بخش و به مقیاس سودخود است، مومن با مسولیت و بصیرت ایمانی که دارد، اعمالش شایسته و بصلاح خلق است، ربا منشا پراکندگی و بروز طبقات متخاصم می شود، اقامه صلاه انسان ها را جواذب تفرقه انگیز می رهاند و افراد را با توجه به یک مقصد متعالی متحد و در یک صف در می آورد سوجودیی ستمکارانه در برابر ایتاء
زکات است. آن ها چشم به طبیعت ماده لرزان و سودجویی دارند، این ها چشم به مبدأ ربویت- و پاداششان در پیشگاه او و وجدان ها ثابت است، هرچه آنان دچار نگرانی و ترسند، این ها از ترس رسته و آرامش دارند، لهم اجرهم عندربهم .
یا ایهاالذین امنوااتقوالله وَ ذَرُوا ما بقی مِنَ الرِّبَا انَّ کنتم مومنین، فَانٍ لَمْ تَفْعَلُوا فاذنوابحرب مِنَ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ ، بیان منشأ جنگی است که زمینه آن را رباخوار فراهم می سازد و آن را ماذون و یا اعلام می دارد آن چنان جنگ که از اراده حکیمانه، عادلانه، سنن و رسالت خدا ناشی می شود- چون بعثت و قیام پیغمبران برای اقامه قسط است «لیقوم الناس بالقسط» قسط عدالت عملی و رساندن حق است که زیربنای اجرای احکام و تحکیم نظام و رشد ایمان و اخلاق و وسیله کمال می باشد، جنگ از ناحیه خدا و رسول برای اقامه قسط و از میان بردن همین گونه جنگ ها و استقرار وحاکمیت احکام الهی است «وَ لَولَا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَفَسَدَتِ الارض 40 حج» این جنگ ادامه دارد تا طبقه سود بر دگرگون گردد و توبه کند و دیگر ستمکاری از هیچ جانب نباشد: وَ انَّ تُبْتُمْ فلکم روس اموالکم لا تَظْلِمُونَ وَ لا تُظْلَمُونَ . بلی این نتیجه رباخواری در اجتماع است که به دو گروه ستمگر و ستمدیده تقسیم می شوند و در برابر هم قرار می گیرند.
قرآن کریم با این گونه روش تربیتی و توبه اجتماعی سودهای نامشروع را از بین می برد و سرمایه های مشروع را وامی گذارند و دارندگان آن ها را در صف مجاهدین در می آورد تا اقتصاد آزاد وعادلانه درخشان در پرتو ایمان جایگزین گردد (ان کنتم مومنین) اشاره باینکه اینکار در دید کوتاه سودجویان و وابستگان با آنان و غرب زدگان چشم وگوش بسته ضعیف الایمان دشوار و ناشدنی است .
ازراهکارهای مهم اصلاح نظام بانکی واقتصادی کشور
مطابق حساب هایی که شده غالباً تنها پنج درصد 5% پول های درگردش بانک ها را سرمایه ای واقعی سهامداران تشکیل می دهد و بقیه یعنی نود و پنج درصد مال توده و اکثریت مردم است که بصورت سپرده های ثابت و پس انداز و یا جاری در آن گذاشته اند و این مبالغ سرسام آور از ثروت انسانی که در بانک ها جمع می شود دربست در اختیار معدودی سهامدار قرار می گیرد و سودش هم تنها به جیب آن ها می ریزد و صاحبان اصلی که خود اکثریت ملت است فقط حق مبلغ مختصری از بابت سپرده های خود بهره گیرند و غیر از این دستشان از هر گونه مداخله کوتاه است(دکتر شاخت) اقتصاددان معروف آلمانی در یکی از سخنرانی هایش که سال ها پیش در دمشق ایراد کرده چنین می گوید با یک محاسبه ای دقیق معلوم می شود نفع تمام اموالی که در سراسر زمین در گردش است به جیب عده کمی سرازیر می شود، و این وضع خطرناک روز بروز تشدید می شود و این اختلاف سال به سال عمیق تر و انفجارآمیزتر می گردد، هم اکنون مالک حقیقی بیشتر اموال روی زمین از چند هزار نفر تجاوز نمی کند و همه کارخانه داران و افرادی که از بانک ها قرض گرفته اند و همچنین کارگران و غیر این ها جز مهره هایی که برای سود مسلم عده ای معدود کار می کنند نیستند . ثمره کوشش پی گیراینان را فقط یک مشت رباخوار می برد آیا نظامی از این ظالمانه تر می شود تصور کرد؟ دنیا چه مدت زمانیست که در اثر اشتباه چند متخصص نمای اقتصادی علیرغم چراغ خطری که کتاب های آسمانی تورات، انجیل، قرآن روشن کرده اند. رباخواری را قانونی اعلام نموده است؟ آیا گذشته از سود نامشروع و غیرانسانی عده ای قلیل دنیا از این نظام پلید طرفی بسته است که با ضرر و زیان های آن
برابری کند؟ افزایش قیمت ها همه سال در همه چیز، تورم پول، شدت بحران های اقتصادی هر ده سال به ده سال، ورشکستگی ها، روزافزونی شکاف بین دو قطب غنی و فقیر در نتیجه بروز جنگ های خانمانسوز، آیا وقت آن نرسیده که دنیا از نصف راه ضرر برگردد و کفاره گناهان گذشته خود، رباخواری را غیرقانونی اعلام کند و عملاً جلوگیری بنماید؟ مسلماً یک روز از این راه فاسد خواهد برگشت چه بهتر که امروز تا دیر نشده همان روز باشد و بدستور خود در عصر خود از این کار بکنیم و منتظر نباشیم که قانون عمومی عدالت تمدن ما را هم وسیله عبرت دیگران بنماید بمانند تمدن های عظیم گذشته که دستخوش نابودی قرار گرفته اند، عیلام، نینوا، بابل، جز نام های زیبا بیش نیستند، انهدام کامل آن ها برای ما همان اندازه مهم است که وجودشان .
مردم بسپرده های بانکی خود بهره نگیرند متقابلاً بانک ها نیز تغییر قیافه داده منشأ خیر و برکت کردند، برای رسیدن به این هدف حیاتی یک قدم باید خود مردم بردارند و به استفاده های مشروع که ذیلا به بعضی از آنها اشاره می شود اکتفا نمایند فی المثل خرما نخورند تا بتوانند از خرما خوردن دیگران جلوگیری کنند(بانک ها به سپرده ها بهره ناچیزی می پردازند و همان سپرده ها را با بهره بیشتر به مشتریان خود یعنی بهمان ملت وام می دهند، البته این وضع در زمان طاغوت بود و امروز بعضی از شعبه ها بطور قاچاقی).اگر پولی که در بانک گذاشته می شود کم و جزیی است، حراست و نگهداری بانک که نسبتاً محل امن است خوداستفاده و غنیمتی است گذشته از این شخص با مقدار کم که در بانک به امانت می گذارد به اقتصاد مملکت کمک می کند به اجتماعی که خود جزیی از آن هست و از همان اجتماع دائماً برخوردار می شود و اگر سپرده پولی معتنا به و زیادی است می تواند با روش های تجارتی از پول خود استفاده برد از جمله اینکه سپرده دار به صورت سرمایه دار و بانک بصورت عامل در می آید و بانک موظف است سپرده ها را در برنامه های مفید و ثمربخش، کشاورزی یا بازرگانی و بالاخره هر نوع راه مشروع سرمایه گذاری که سود مطلوب را می دهد بکار اندازد، سود حاصل از کوشش هایمان بانک و سپرده دار به نسبت معینی که قرار داده شده تقسیم می شود، این شکل را در اصطلاح عقد مضاربه ای گویند، به این طرح می توان اضافه کرد که ممکن است مضاربه ای سپرده داران و بانک ها بصورت مضاربه مطلق درآید کشورهای غنی و صنعتی آشکار می شود که نقطه دید آنها جهانی باشد نه چهار دیوار کشورشان و بخصوص متوجه شوند که در واقع منافع سریع و آنی آن ها به منافع درازمدت جهانی تبدیل می شود، به این حقیقت توجه کنند که توسعه و عمران نه تنها موجب رفاه و آسایش افراد بشری می شود بلکه بشریت را از انقلابات و ستیزه های فراوان نجات می دهد، آن ها باید به اصل همکاری و ارتباط کشورها بهمدیگر و تشریک مساعی بین المللی معتقد باشند و به این حقیقت وقوف یابند که بشر سرنوشتی مشترک دارد و تصور نکنند می توانند زندگانی و سعادت خویش را مانند بسته هایی در جعبه محفوظ دارند و ناکامی های بشری را نادیده بگیرند.
امروزه طبق آمار صحیح بر اثر کم غذایی مزمن که تقریباً سه ربع مردم جهان گرفتار آنند از شصت میلیون نفری که سالانه می میرند مرگ سی تا چهل میلیون نفر یا از گرسنگی یا لااقل از اثرات تغذیه ناقص است و این مساله ای است که امروز برای صدها میلیون نفر از مردم جهان مساله اصلی یعنی مرگ و زندگی است در صورتی که اگر کشورهای غنی به ندای فطرت و وجدان انسانی پاسخ داده و نحوه کمک به کشورهای فقیر را تغییر دهند و به پیروی از روش پیغمبران رباخواری از نقشه اقتصاد جهان حذف کنند می توانند محصول فراوان با قیمت ارزان در دسترس مردم بگذارند، امروز بسیاری از دولت ها کمک های خارجی را به دلیل آن که بازپرداخت ها در آینده سنگین
و سنگین تر می شود محدود می سازند و کاهش می دهند قهراً استعدادها و منابع بکر و دست نخورده آن کشورها که بخوبی می توانست حداکثر بهره را بدهد و جوابگوی احتیاجات محلی باشد عاطل و باطل می ماند .
شرایط کمک ها روزبروز سنگین تر و غیرقابل تحمل تر می شود قهراً بازپرداخت این کمک ها فشاری بر موازنه ارزی کشورها وارد می سازد، در کشورهایی که جهت بدست آوردن محصول تحمل این فشار را به خود هموار نموده و زیر بار وام ربوی می روند قیمت محصول بقدری زیاد می شود که همه کس قدرت خرید آن را ندارد چنان که کارشناسان می گویند در حال حاضر بازار محصولات کشاورزی موجود هست اما همه مردم قوه خرید آن را ندارند امروز اکثریت مطلق مردم چه در کشورهای غنی و چه در ممالک فقیر و ضعیف زیر بار سنگین معیشت قرار دارند آنان هر مقدار بر درآمدخود می افزایند مخارجشان نیز به همان نسبت بالا می رود. در کشاورزی امروز باید طوری برنامه ریزی شود که هزینه تولید مواد غذایی بالا نرود و این فقط هنگامی میسر می شود که نحوه کمک ها تغییر یابد و عمل نامشروع رباخواری و بهره کشی بحکم تورات و انجیل و قرآن در تمام کشورها عملا تحریم گردد و کشورهای غنی وام را بدون بهره در اختیار کشورهای ضعیف بگذارند یا لااقل اگر نخواستند از استفاده چشم پوشی کنند بنحو مشارکت و عقد مضاربه که نوعی تجارت مشروع می باشد اقدام نمایند.
صرافی در ایران از سال 1224 شمسی تحت تاثیر شرایط بانکداری اروپا مخصوصاً لندن قرار گرفت اما تا سال 1224 شمسی موسسه ای بنام بانک به معنای جدید وجود نداشت در سال مذکور بانک جدیدی که موسسه ای انگلیسی بود و در دیگر کشورهای آسیا نیز شعبه هایی داشت در تهران و اصفهان و مشهد و رشت و شیراز و بوشهر و تبریز شعبی باز کرد محل مرکزی این بانک در ساختمانی بود که بعدها مرکز بانک شاهی شد، شعبه بانک تهران ابتدا حواله های پنج قرانی و بیشتر را به عهده خزانه دار خود صادر می کرد و این در واقع نخستین صورت چک بانکی یا اسکناس در ایران بود و چون این حواله ها را به بانک می بردند فوری در برابر آن مسکوک نقره پرداخت می شد، آغاز کار بود و چون مزایای مخصوصی نداشت احتیاج به تحصیل امتیاز پیدا نکرد .
تااینکه در اسفند 1225 شمسی ناصرالدین شاه قاجار امتیاز ایجاد بانک شاهنشاهی را به مدت شصت سال به بارون جولیوس رویتر داد، بانک می بایست شش درصد منافع خالص سالیانه خود را به دولت ایران می داد و ابتدای تأسیس چهل هزار لیره به مدت ده سال از قرار تنزیل شش درصد به شام وام داد، بانک بر این امتیاز استخراج معادن آهن و سرب و مس و زیبق و زغال سنگ و نفت و غیر این ها را به استثنای فلزات قیمتی بدست آورده بود.
پس:بانک صندوق ملت است باید به نفع مردم باشد نه به ضرر آن ها مردم بسپرده های بانکی خود بهره نگیرند متقابلاً بانک ها نیز تغییر قیافه داده منشأ خیر و برکت کردند، برای رسیدن به این هدف حیاتی یک قدم باید خود مردم بردارند و به استفاده های مشروع که ذیلا به بعضی از آن ها اشاره می شود اکتفا نمایند.
نکته:به تحقیق صندوق قرض الحسنه ثبت شده فاطمی ورامین بعد از انقلاب به همت ایشان انجام گردیده است.
(1)(منبع:مساجد را از غربت درآوریم وراهکارهایهای پیشرودر آثارعلامه، مفسر ومرجع عالیقدر حضرت آیت الله سیدجوادسید فاطمی تبریزی رحمة الله علیه پرداخته شده است . ) پرسش راه حل سقوط سقف سنگین مساجد در زلزله، خطرسقوط آن و صفا وپاکیزگی وبی آلایشی مساجد چیست؟
راه حل مسئله: طرح نمونه مسجد نبوی.-امروز تأسی از عمل رسول الله (صلِّی اللهُ علیه وآله) بانداشتن سقف مسجد وزدن سقف سبک ومتحرک در شرایط مورد نیاز دو مشکل حل میشود.
1-مشکلی که در اثر کثرت جمعیت و آلودگی هوا.
2- ایمنی از آسیب زلزلههای احتمالی که همیشه در کمین است.
لَقَد کانَ لَکُم فی رسُولِ الله أسوهٌ حَسَنَه لِمَن کانَ یَرجُوااللهَ وَالیَومِ الآخِر وَ ذَکَراللهَ کثیراً -مسلماً برای شما در زندگی رسول الله سرمشق نیکویی بود. برای آن ها که امید بر رحمت خدا و روز رستاخیز دارند و خدا را بسیار یاد میکنند. «آیه 21 سوره احزاب)).--دیوار مسجدالنبی به بلندی قامت یک انسان بود. (تقریباً 180).-مسجدالنبی سقف نداشت. بنا به قاعده اسوه سقف زدن بر مسجد روا نباشد مگر در ضرورت (وَالضَّرورات تُقَدّرُ بِقَدرِها).--در طرح نمونه (نقشه 10) سقف مسجد بقدر ضرورت است: در مواقع عادی سقف باز میشود. پنجرههای بین میله ها کشیده شده است مسجد کاملاً بیسقف و نمونه مسجدالنبی میگردد. --دیوار مسجدالنبی به بلندی قامت یک انسان بود. (تقریباً 180).-مسجدالنبی سقف نداشت. بنا به قاعده اسوه سقف زدن بر مسجد روا نباشد مگر در ضرورت (وَالضَّرورات تُقَدّرُ بِقَدرِها).--در طرح نمونه (نقشه 10) سقف مسجد بقدر ضرورت است: در مواقع عادی سقف باز میشود. پنجرههای بین میله ها کشیده شده است مسجد کاملاً بیسقف و نمونه مسجدالنبی میگردد. -در مواقع سرما باد و باران سقف بسته و پنجرهها نیز بین میلهها قرار میگیرد و مسجد کاملاً پوشیده است ارتفاع بنا دراین حالت فقط سه متر میباشد. طبقه آنچه در کلام معصومین علیهم السلام «درباره ساختمان است» ج76 بحارالانوار باب سکنی در اسلام)). -آنچه از منابع یاد شده استفاده میشود سقف زدن به مسجد روا نباشد.
-فقهاء عظام حداقل قائل به کراهت شدید و بعضی حرام دانستهاند مگر ضرورت اقتضاء کند. در سابق ممکن نبود که در زمستان به مساجد سقف بزنند و در تابستان بردارند اما امروز با وسایلی که در دست است و با یک دکمه سقف باز و بسته میشود. -باید قاعده ضرورت رعایت شود بعضی را باور اینست که امروز جائز نیست مساجد جدیدالبناء مسقف باشد مثل سابق بلکه طبق قاعده اَلضّرورات تُقَدرُ بِقَدَرِها باید با سقف سیاری که بشود فقط در مواقع ضروری از آن استفاده کرد و پس از رفع ضرورت مسجد به حالت مسجد النبی که سقف نداشت در آید. (نقشه 10 و 11)
-در طرح یادشده در خصوص سادگی بنای مسجد به هیچ وجه ضدیت و منافاتی با وضع مساجد گذشته و مساجدی که در حال حاضر بنا میشود نیست چه اینکه تحولات زمان همیشه باید در نظر گرفته شود در این زمان که احتمال وقوع جنگ و در پی آن بمباران آبادی ها هستند اگر مسجدی را با بتون آرمه مسقف کنند عملی است موجه.
1) پایگاه اطلاع رسانی آیت الله سیدجواد سیدفاطمیasfatemi.ir
بررسی روایی:
1-گزیدهای از دو منبع معتبر شیعه کتاب صلوه جواهر از ص 707 و مصباح الفقیه مرحوم حاج آقا رضا همدانی از ص 702 درباره مسجد: مستحب است مساجد بیسقف باشد بلکه از روایاتی استفاده میشود که کراهت دارد سقف بزنند.
2-عبدا. . ابن سنان از امام صادق (علیه السَّلام) گفت شندیم از آن حضرت میفرمود رسول خدا (صلی الله علیه وآله) مسجدی بنا کرد بالبنه سپس مسلمانان زیاد شدند عرض کردند یا رسول الله اگر امر فرمائید مسجدی قرار دهند، دستور دادند به مساحت مسجد مزبور اضافه شود و دیوار را بالبنه و نصف بنا کردند، سپس باز عدهای مسلمانان زیاد شد عرض کردند یا رسول الله اگر امر فرمائید مسجد را توسعه دهند که توسعه داده شد و دیوارش با نر و ماده بنا شد.
3-صدوق علیه الرحمه از حضرت باقر (علیه السَّلام) نقل کرده: اول چیزی که قائم ما از آن شروع خواهد داد که مثل عریش موسی قراردهند، و از بعضی روایات کراهت سایه بان هم استفاده میشود.
4-حلبی از امام صادق (علیه السَّلام) که از آن حضرت سوال شد از مساجد سایبان دار آیا نماز در آن کراهت دارد فرمود بلی، ولیکن امروز برای شما ضرری ندارد (روز تقیه است) هرگاه عدل ظاهر شود خواهید دید که چه میکند.
5-در کتاب ذکری احتمال داده که تمام مسجد را سایبان قرار دادن یا با سایبان مخصوص، یا در بعضی از شهرها کراهت دارد، و بعضی از فقها ملتزم شده که طلق سایبان کراهت دارد حتی عرش هم بدون حاجت کراهت دارد و با وجود احتیاج عرش مانع ندارد و غیر عرش مکروه است ولو احتیاج هم باشد.
6-در گوشه مسجد دیواره معروف به دکه القضاست که حضرت امیر هر گاه پای آن مینشست مردم میدانستند که امروز حضرت قضاوت خواهد کرد مدعی و مدعی علیه حاضر میشدند و حضرت بین آنها فیصله میداد.
7-نمونه محدی سقف: در سال پنجاه و چهار که اینجانب مشرف شده بودم در مسجد خیف نماز خواندم مسجدی باصفا بدون سقف نظیر مسجد کوفه که بحمداله تا حال فرعونی به فکر سقف زدن بر آن نیامده است تا فرداها. . در سال 71 دوباره توفیق تشرف جهت اعمال عمره نصیب شد، متأسفانه دیدیم همان مسجد را نیز خراب کردهاند. بدین معنی: کاخی به جای مسجد، درها بسته فقط از آن پنجرههای طاغوتی میشد اندرون مسجد را دید، میگفتند: فقط در مراسم مخصوص باز میشود این هم سرگذشت مسجد خیف. هیچ بعید نیست فردا یک فرعون تازه نفس پیدا شود و بر روی خانه کعبه سقف بزند و کسی نطق در نیاورد عجباً لحم الله این است تحول زمان پیشرفت زمان آیا دست از اصالت بنای کعبه و سایر امکنه برداشت. (1)
1) اندیشه سیاسی اجتماعی آیت الله سیدجوادسید فاطمی رضاقارزی.نشرروزا1403
8-اول کسی که به مسجد النبی سقف زد عثمان بود که سقف ساروجی ساده بود. بعد از ایشان مروان با سنگ های منقش مسجد را آذینبندی کرد بعدها خلفای اموی یکی بعد از دیگری مساجد ایران را طبق هوای نفس و فرعونی خود بصورت هایی در آوردند که تا به امروز ادامه داشته و میبینیم در همان روزهای اول پیروان اهل بیت ناراحت بودند حتی نمازخواندن در آنجا را تردید داشتند. (1)
9-حلبی از امام صادق (علیه السَّلام) نقل میکند: از آن حضرت سوال شد از مساجد سایبان دار آیا نماز در آنجا کراهت دارد؟ فرمودند بلی، ولیکن امروز برای شما ضرری ندارد (روز تقیه است) هرگاه عدل ظاهر شود خواهید دید که چه میکند و صدوق علیه الرحمه از حضرت باقر نقل کرده اول چیزی که قائم ما از آن شروع خواهد کرد سقفهای مساجد است که خواهد شکست و فرمان خواهد داد که مثل عریش موسی قرار دهند و این جملهای است که رسول خدا فرمود: آن گاه که مسجد جهت گرمای آفتاب سایبانی از تنبههای نخل و شاخههای برگ خرما و اذخر داشت باران آمد و مسجدی داشت چکه میکرد گفتند: اگر بفرمایید مسجد را با سقف گل اندودی بپوشانند فرمود: نه عَریش کَعَریش موسی، اَلامرُ اَعجَل مِن ذلِک (رسیدن اجر سریع تر از این هاست) با همین وضع بود که رسول خدا (صلَّی الله علیه وآله) درگذشت و مسجد سقف نداشت «کتاب صلوه جواهر صفحه 707» مخفی نماند.
10- وَیَکرُهُ تَعلیتها، کراهت دارد بنای مسجد بلند باشد تا با سنت عملی رسول الله (صلَّی الله علیه وآله) مخالفت نشود زیرا دیوار مسجد رسول الله (صلَّی الله علیه وآله) به اندازه قامت بود و برای اینکه مشرف به عورات مردم نباشد اگر کسی به قصد اذان بالای دیوار مسجد رفت، و برای اینکه در روایاتی از بنای فوق هفت یا هشت ذراع نهی شده است، روایات مربوطه در صفحه 149 ج 76 بحارالانوار باب السُکنی فی الاسلام است.
11-آنچه از آن روایات و عمل رسول خدا (صلَّی الله علیه وآله) درباره مسجد و کلمات اهل بیت (علیهم السَّلام) استفاده میشود این است که آن حضرات (علیه السَّلام) آیه کریمه: (اِنَ اَوَّلَ بَیتٍ وُضِعَ لِلنّاس لَلذّی بِبَکهَ مُبارَکاً وَ هُدیً لِلعاَمین) «سوره آل عمران» را محور کلماتشان قرار داده و خانه کعبه را الگو، چه برای مسجد و چه برای خانهای مسکونی گرفته اند.
12-در روایتی به طور صریح امام باقر (علیه السَّلام) میفرماید: شایسته نیست به کسی که بنای خود را از کعبه بالاتر برد (لایَنبِغی لِاَحَد اَن یَرفَعَ بَنائَه فَوقَ الکَعبَهَ) از علل شرایع به نقل بحارالانوار ص 60 جلد 99، و بنای اولیه کعبه هفت ذراع بوده است ص 63 ج99 بحارالانوار.
خلاصه مطلب انکه مسجد باید ساده و بیپیرایه باشد. مسجد جایگاه عبادت و زهادت است، تردیدی نیست که تحولات زمان همیشه باید در نظر گرفته شود اما تا جائی که معنویت و سنته ای اولیه از بین نرود، در این زمان که احتمال وقوع جنگ و در پی آن بمباران آبادیها هست اگر کسی مسجدی را بتون آرمه مسقف کند عملش موجه است اما در عین حال سایر جهات معنوی که در مساجد اولیه اسلام بوده رعایت میگردد. و همچنین اگر به عنوان تعظیم شعائر به حسب زمان ها تغییراتی در آذینبندی و زیباسازی داده شود و همه این ها منافات ندارد که مساجدی هم به روال صدر اسلام خیلی ساده و بیپیرایه ودرصورت نیاز دارای سقف سبک ومتحرک باشد.
مساجد در هر کجا که باشند شعبهای شعاعی از کعبه معظمه و مسجد الحرام هستند که همیشه و همه وقت پناهگاه و مأمن مردم میباشد «وَ اِذ جَعَلنا مَثابه لِلنّاس وَ اَمناً» (سوره بقره/آیه 126) خیلی زننده و زشت مینماید که ساعت هشت صبح مثلاً همه جا و همه درها باز باشد اما در خانه خدا بسته شود، برای جوانانی که دارای طینت پاک هستند بهترین جا جهت پرکردن اوقات فراغت مسجد است، پیرمرد بازنشستهای که از خانهاش بیرون آمده بهترین جایی که او را به خود میپذیرد مسجد است. از فواید آمد و شد به مسجد مهمترین، دیدار یار است. امام صادق (علیه السَّلام): در توریه نوشته شده
1) عبودیت خدا نوشتههای رضاقارزی 15مهر1402، @obodiyatekhodaa
خانههای من در زمین مسجدهها میباشند، خوشا کسانی که در خانه خود طهارت گیرد و سپس مرا در خانهام زیرات کند و حق است بر مزور که زائر را اکرام نماید. امام علی علیهالسلام وقتی به درب مسجد میرسید پاها را جفت میکرد و با آیهای از سوره الرحمن مناجات نموده سپس نجات خود را از آتش طلبیده تمنای دیدار مینمود: «یَسئلَهَ مَن فی السماواتِ وَ الارضْ کُلَ یَوم هُوَ فی شأنِ، اللهم وَ لیکُن مِنْ شِأنِکَ شَأنُ حاجَتی وَ هِیَ عِتقُ رقَبَتی مِنَ النارِ وَ اَنْ تُقبِلَ علیَّ بِوَجهِکَ الکَریم» و از آن حضرت آمده هر کس به مسجد آمد و رفت کند به یکی از این هشت خصلت میرسد برادری که در راه خدا بدست آورده یا دانستنی طرفه و ظریفی، یا آیه محکم از قرآن، یا کلمهای شنود و او را هدایت کند یا به رحمتی که انتظارش را داشت، یا کلمهای که او را از سقوط باز گرداند، یا گناهی را از ترس یا از حیا ترک کند، و منافع ارزشمند دنیوی و اخروی دیگری که تفصیل آنها را در کتاب های روایتی مانند وافی و وسائل میخوانیم. آرزو دارم و از خدای بزرگ توفیق این را میخواهم: شهرکی با مشخصات فوق که از منابع هدایتی قرآن و اهل بیت (علیه السَّلام) استفاده شده کنار تهران ساخته شود و مساجدی به مانند مسجدالحرام، مسجدالنبی و مسجدالخیف در آن به نمایش درآید بمنه و کرمه به دست یاری مردمی آزاده که از استحفاف دشمن احساس خفت نکنند «وَ لا یَستَخِفَنْکَ الذینَ لا یُؤمِنونْ» ودشمنی که خود دو هزار سال ارتجاع دارد و با آمدن رسولالله و قرآن کریم از دین منسوخ خود بر نمیگردد. اما کلماتی مانند بنیادگرا و ارتجاع را حربه قرار داده حمله میکند نترسند م وَ لَمْ یَخشیَ اِلا الله 919(( و با کمال جرأت و شجاعت به ساخت خانه و مسجداسلامی و اهل بیتی خود پس از آنکه فساد گرایش به غرب را در معماری دید برگردد «ظَهَرَ اَلفِسادُ فی البِّر و البَحر… لَعَلَّهم یَرجعون.)).
–صفا و بیتکلفی و بیآلایشی مسجد کوفه هزار و پانصد سال است که بر تارک زمان میدرخشد. تابستان با گرمای شدید رسید گفتند اگر امر بفرمائید سایبانی وسقف سبک ودرصورت نیاز متحرک مانند سایبان های ایجاد شده در مسجدپیامبر اکرم، مسجدالنبی قرار دهند، فرمود بلی، از تنهای نخل تیرها نصب کردند و بر روی آنها شاخه و برگ خرما و اذخر انداختند به همین نحو بود تا باران آمد و مسجد داشت چکه میکرد گفتند اگر امر بفرمائید با سقف گل اندودی بپوشانند فرمود (نه عَریشٌ کَعَریشِ موسی ء اَلامرُ اَعجَل مِن ذلِک) (رسیدن اجل سریعتر از این ها است) باهمین وضع بود و چکه مسجد را تحمل میکردند که رسول خدا (صلَّی الله علیه وآله) در گذشت و مسجد سقف نداشت.
-تحول زمان به این است که پنجاه سال پیش رضاخان قلدر کاخ دادگستری تهران را که الگویش دادگستری برلین و لندن بود، بنا کرد و کسی از ترس نطق نکشید آری تحول و پیشرفت زمان اکثراً در خط شیطنت است.
(1) از مسائل مستحدثه کثرت جمعیت و به دنبال آن مسئله آسمانخراشها و مشکل مسکن و مسائل دیگرمی باشد که به حمدالله فقه غنی ما مسلمانان در آستین خود به هر مسئله جواب و برای هر مشکلی راه حلی دارد.
1) پایگاه اطلاع رسانی آیت الله سیدجواد سیدفاطمیasfatemi.ir
تا هفتاد هشتاد سال پیش ساخت خانه در شهرهای ایران یک طبقه بود، کسی جرأت نمیکرد بالا خانه بسازد، مورد اعتراض همسایهها واقع میشد و از مراجع وقت که میپرسیدند جواب خلاف احتیاط است میشنیدند و بعضی از آقایان به استناد بعضی از آیات و روایات مربوط حرام میدانستند.
در مسالک گفته حرام نگاه کردن بر همسایه است نه بنای مشرف به همسایه و در تذکره گفته انسان میتواند در ملک خود به هر نحو که خواست تصرف کند اگرچه مستلزم اشراف هم باشد بر همسایه، یا موجب تاریکی خانه او باشد و آنچه ممنوع شده اشراف است نه بلندی بنا که از آن میشود مرتکب اشراف شد، اما آیا این وضع ادامه خواهد داشت یا بنا به قاعده: اَلضَّرورات تُقَدرُ بِقَدَرِها، وقتی اضطرار برطرف شد و راه حل بهتری پیدا شد، مراجع مربوط و صلاحیت دار نظرشان چه خواهد بود باید منتظر شد.
-آلودگی هایی که به تدریج در محیط زیست انسان ایجاد میشود وزش بادها است که آنها را میراند و عفونت محیط را میزداید و این بناها مانع جریان بادها شده است.
-درمسئله بناهای بلند و به اصطلاح آسمان خراشها: اخیراً در رسانههای گروهی اظهار ندامت عدهای از طراحان آسمان خراشها شنیده شد که میگفتند ما فقط سکنای انسان ها را در نظر گرفتیم و از سایر خواستهها و نیازهای طبیعی او غفلت کردیم و اینک انسان های اشرف مخلوقات بمانند موریانه لابلای آهن و گچ و سیمان لول میخورند و بهترین ساعات عمر خود را این چنین به نحو نامطلوب از پلهها یا آسانسورها در حال بالا و پایین رفتن میگذرانند و این نتیجه خطا و اشتباه ما است ما عذر تقصیر به درگاه خدای متعال میآوریم از این بدعی که گذاشتیم و دنیا کورکورانه پشت سرما به سرعت در حرکت است و هر روز آسمان خراشی است که در همه جای دنیا مثل قارچ میروید و فضای زندگی را با قیافههای خشن و غاصبانه خود پر کرده و محیط زیست را بر انسان ها تنگ میکنند.
-راستی چقدر نازیبا بلکه وحشتناک میشود وقتی دو سه دستگاه آسمانخراش در کنار هم قرار میگیرد. ما غفلت کردهایم از اینکه انسان ها به موازات نیاز به مسکن نیازمند منظرههای طبیعی محیط زیست نیز میباشد.
-چه زیبا بود چشمانداز ستیغ کوه های اطراف و این عمل ما آنها را از این حق مشروع از دیدن این تابلوهای زیبای طبیعی که حق هر همشهری است محروم کرده.
-آلودگیهایی که به تدریج در محیط زیست انسان ایجاد میشود وزش بادها است که آنها را میراند و عفونت محیط را میزداید و این بناها مانع جریان بادها شده است.
-در کریمهای 164 سوره مبارکه بقره از عوامل مدیریت ربوی جریان بادها را شمرده است (وَ تَصریفِ الریاح) امام ششم در حدیث معروف مُفَضَل در این خصوص چنین میفرماید: توجه تراای مفضل جلب میکنم به منافعی که در باد هست، نمیبینی اگر چندگاه باد نوزد موجب حدوث امراض میشود، نفسها میگیرد، بیماری بیماران رو بشدت میگذارد، میوهها فاسد میشود، بقول و سبزیها متعفن میگردد و مادۀ وبا و طاعون در بدن ها و آفت در غلات پدید میآید.
بنابراین معلوم شد که وزیدن باد از حسن تدبیر خالق عباد است، (فرازی از حدیث معروف) در اینجا گفتنی زیاد است که در خلاصه طرح شهرک محمدی (صلَّی الله علیه وآله) و علوی (علیه السلام) بر اساس آیات و روایات نوشته شده است و بیاری خدای بزرگ در فرصت مناسب نیز مشروحاً عرضه خواهد شد انشاء الله در طرح نامبرده حداقل زمین برای هر فرد عیالمند صدمترمربع تعیین شده با التزام به داشتن چند درخت سرسبز که در مجموع فضای سبز مجتمع
تأمین میگردد و مفهوم آیه 35 کریمه: (وَیا اَدَم اُسکُن اَنتَ وَ زَوجُکَ الجَنَّه) سوره مبارکه بقره تحقق نسبی پیدا میکند، جنّت باغستانی است که با شاخه و برگ درختان پوشیده شده است.
-حق مشروع و طبیعی هر انسان است که صبح و شام منظره زیبای طلوع و غروب آفتاب در منظر او قرار گیرد، آسمان را با اخترانش و حرکت منظم آنها را که در مقابل دیدگاه او رژه میروند ببیندو به این مأموریت دارد، (قُل اُنظُروُا ماذا فی السَّماوات) 101 سوره یونس)نجوم در چند کلمه: هر انسانی با حرکت آفتاب آشناست و اگر کمی دقت کند محور حرکت آن را پیدا میکند و آن خط شمال و جنوب است شب هنگام هم وقتی رو به جنوب ایستاده و ستارههایی را که در مسیر آفتاب قرار گرفتهاند رصد نمود خواهد دید که حرکتشان به مانند حرکت آفتاب است و به این نتیجه خواهد رسید که صفحه زیبای آسمان همواره اول شب و نصف شب و آخر شب در تغییر است، چه زیباست. و این حق هر انسان است.
رسول خدا (صلَّی الله علیه وآله) برای هدایت مردم بسیار حریص بود.
«لَقَدجاءَکُم رَسولٌ مِنْ اَنْفُسِکُم عَزیزٌ عَلیهِ ماعَنتُم حَریصٌ عَلَیکم…» (سوره توبه/آیه 128)
تا جایی که اگر میتوانست نقبی در زمین یا وسیلهای برای رسیدن به آسمان بدست میآورد تا آیه و نشانهای برای هدایت مردم تهیه کند این کار را میکرد. در آیه 35 سوره انعام چنین آمده: «وَ اِنْ اِستَطَعْتش اَنْ تَبْتَغی نَفَقاً فی الارضِ اَو سُلِّما فی السَّماءِ فَتَأتیَهُم بِایه…» این چنین شخص مسجد را آن طور که مؤثر میدانست بنا کرد و خداوند تبارک و تعالی ما را به تبعیت از آن طرح هدایت فرموده:
«لَقَد کانَ لَکُم فی رَسُولُ اللهِ اُسوَه…» (سوره احزاب/آیه 28*)
لیکن در طول تاریخ تحولاتی روی داد و هرکس به سلیقه خود مسجدی ساخت و برای به اصطلاح تعظیم شعائر نقش نگاری در آن انداخت، اساس و ریشهای این تحول به سال 857 قمری روی داد و آن با تبدیل کلیسای صوفیه قدیسه توسط سلطان محمدخان ثانی به هنگام فتح استامبول به مسجدجامع بود که به نام مسجد آیا صوفیه معروف شد، آن پادشاه یک مناره و یک مدرسه با آن افزود و سلطان با یزید مناره دیگری ساخت و مدرسه را وسعت داد، و دیگر مسجد سلیمانیه است که به نخبهترین اثر معماری اسلام معروف شده و آن مسجد در واقع شکل و تکامل یافته مسجد ایاصوفیه است بنابراین معماری به اصطلاح اسلامی این چنین از طریق قسطنطنیه (استامبول فعلی) هویت پیدا میکند، در صورتی که به حسب واقع تکامل یافتهی معماری یوناناست تا معماری اسلامی، و بعد از قرن هفتم هجری هرکس مسجدی میساخت نقش و شکل نسبی این دو مسجد را در آن پیاده میکرد و مردم هم آنها را به حساب معماری اسلامی تلقی میکردند در صورتی که اسلام به چنین معماریها روی خوش نشان نداده بلکه نهی هم کرده است، معماری اسلام چیز دیگری است، شأن اسلام بالاتر از این است که در گل ولای، سنگ و آجر معماری کند.
-در قرآن کریم آیاتی است که در روز نزول آن مبهم و مجمل مینمود بعدها به واسطه تحول زندگی و تنویر افکار پرده از روی اجمال آن آیات برداشته شد و یا خواهد شد از جمله آیه فوق است: اِنّ اَوّلَ بَیتٍ وُضِعَ لِلناس… تا کثرت جمعیت به حد کنونی نرسیده بود از ابعاد و مفاهیم آیه کریمه غفلت میشد، بهتر بگوییم نیازی نبود که راجع به خانهسازی الگویی داشته باشیم، زمین زیاد و تعداد انسان ها کم، لذا هر کس در هر جا لانه و کاشانهای میساخت و احتیاجی نبود که حتی یک طبقه به خانهاش اضافه کند.
«اِنَّ اَوَّلَ بَیْتٍ وُضِعَ للنّاسِ لِلّذی ببکه مُبارکاً وَ هُدیً للعالمین» (سوره آلعمران/آیه96)
نخستین خانهای که برای مردمان نهاده شد آن است که در کعبه بنا نهاده شده است مبارک و راهنمای جهانیان است. این آیه الگو و هدایت در خانهسازی میباشد. * از امام صادق (علیه السلام) نقل است که: بیتردید خداوند ملکی را برای بنا مؤکل کرده او به هر کسی که سقف بنای خود را از هشت ذراع بالاتر برد گوید کجا میرویای فاسق! (کتاب محاسن به نقل از بحارالانوار ص150، ج 76)
امیرالمؤمنین (علیه السلام) میفرمایند: خداوند محمد را نشانه قیامت قرارداده و مژده دهنده به بهشت و بیم کننده از عذاب گردانیده با شکم گرسنه از دنیا بیرون رفت و به آخرت با سالم ماندن وارد شده، سنگی به روی سنگ نگذاشت. (نهجالبلاغه، ص502)
مبارزه با زلزله تنها محکمسازی و حتی بُلبرینگ قرار دادن در پایه ساختمانها که در ژاپن معمول میباشد، نیست. کارهایی که در نظر انبیاء مزجوع است، بلکه با هدایت خود زلزله است که زمین در آن حال سخن وحی گونه دارد. «باَنَّ ربک اوحی لها» (سوره زلزال/آیه 5)
سخن زمین این است: تنها به خدا تکیه کنید و در من اخلاد نکنید. «ولکنه اخلَدَالی الارضَ» (سوره اعراف/آیه 175)
انسان را کرامت دادهاند و بر بروبحر سوارش نمودهاند و بربسیاری از مخلوقات برتری دادهاند. این کرامت باید حفظ شود. سنگ و چوب و آهن را بالای سر او سوار کردن به صورت آسمان خراش وانسان را در لابهلای آن به صورت موریانه و موش و خرگوش درآوردن تحقیر انسان است. آری دنیا خانه ایست که همه چیز در آن برای زندگی انسان بدون دخالت او آفریده شده و کلید این خانه را به دست انسان دادهاند. دنیا به ساختن نیاز ندارد. (همه چیز برای انسان و انسان برای خدا و خدا برای عبادت است) «حدیث قدسی»
نکاتی چند درباره ساختمان مساجد: از آثار آیتالله العظمی فاطمی
اَلَّذی جَعَلَ لَکُمْ الاَرضَ فِراشاً والسَّماءً بِناءً وَ اَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماء فَاَخرَجَ بِهِ مِنَ الثّمراتِ رزقاً لَکُمْ فلا تَجْعَلُوالله اَنْداداً اَنتُمْ تَعلَمون»
آنکه زمین را همچون زیرانداز آسمان را همچون سرپناه شما قرار داده و از آسمان آبی فرو فرستاده و بدان انواع میوهها را برای روزی شما برآورد پس آگاهانه برای او همتا نیاورید.
-در زمان طاغوت رضاخانی آرام آرام مردم به ساختن طبقات بالا دست یازیدند و آن روز هم کلمه حرام و حلال یا مثل کلمه خلاف احتیاط کهنه مینمود لذا اکثر مردم خودسرانه دست به ساختن خانههایی کذایی زدند و قبح مسئله برطرف شد بعد از انقلاب هم جمهوری اسلامی با وضع موجود روبرو گشت به حکم الضرورات تبیح المحذورات و با در نظر گرفتن کثرت جمعیت با وضع کذائی موافقت نشان داد و احتمالاً به استناد روایاتی چون مضمره یا مرسله از کتاب دعائم اسلام به نقل مرحوم صاحب جواهر اعلی الله مقامه (در کتاب صلح ص 462) جواز ساخت چند طبقه را تصویب نمود.
-روایات این است: عنه صلوات الله علیه، سوال شده که مردی بنای خانهاش را بلند میکند و همسایهاش را از رسیدن آفتاب مانع میشود؟ فرمود حق اوست و این از آن ضررها نیست که همسایهاش از او مانع شود و من دوست ندارم تا موقعی که نگاهی از او به آنها نباشد، و در مسالک گفته حرام نگاه کردن بر همسایه است نه بنای مشرف به همسایه و در تذکره گفته انسان میتواند در ملک خود به هر نحو که خواست تصرف کند اگرچه مستلزم اشراف هم باشد بر همسایه، یا موجب تاریکی خانه او باشد و آنچه ممنوع شده اشراف است نه بلندی بنا که از آن میشود مرتکب اشراف
شد، اما آیا این وضع ادامه خواهد داشت یا بنا به قاعده: اَلضَّرورات تُقَدرُ بِقَدَرِها، وقتی اضطرار برطرف شد و راه حل بهتری پیدا شد، مراجع مربوط و صلاحیت دار نظرشان چه خواهد بود باید منتظر شد.
پس ازفواید بدون سقف بودن مسجد:
1-اجتماع مردم در مسجد آن هم در ساعات ممتد چه در شب و چه در روز مخصوصاً در مراسم اعتکاف که باید متوالی از مسجد بیرون نروند. برای حفظ هوای سالم و بهداشتی جهت نفس بهتر که سقف نداشته باشد مضافاً به اینکه بوی عفن عرق انبوه انسانها که کمتر کسانی که رعایت مستحبات را میکنند از جمله غسل جمعه و غسلهای مستحبی دیگر.
2- وزش باده عفونت فضای مسجد را در فرض نداشتن سقف میزداید و برطرف میکند؛ اگر گویند ما سقف مسجد را بلندتر میگیریم تا هوای فاسد بالا رود مخصوصاً فضای زیرگنبد، در جواب باید گفت: با وجود اینکه هوا باز جابجا نشده و باز در این صورت انسانها تحقیر میشوند، آری در ساختمان بلند به خصوص اگر سقف اطاق بالا باشد انسانها نمایش موش و خرگوش را دارند و این منافی کرامت انسان است.
3- ایمنی از آسیب زلزلههای احتمالی که همیشه در کمین است که خبر هم نمیکند، فاجعه است اگر سقف مسجد فرو ریزد و اهل محل که آن جا جمعاند دفن شوند.
ازچیزهایی که موجب قبولی نماز و اجابت دعاست نداشتن حائل بین نمازگذار و آسمان است.
معماری اسلام در بعد معنوی انسان است.
انسان عجول، انسان هلوع، انسان در مادیت غوطهور شده را بالا میآورد و عروجش میدهد، انسان در ضرر و خسران فرورفته را، و بطور خلاصه اسلام آمده از انسان آسیبپذیر موجودی آسیبناپذیر بسازد، شخصیتی آرام ومطمئن، مقاوم بار بیاورد، شخصیتی که در سراسر هستی برای او کمترین اضطرابی پیش نیاید نه تنها زلزلههای منطقهای زلزله بزرگ و عظیم قیامت هم در روح بزرگ او خلل ایجاد نکند بلکه تب سم کند و بخندد و از: «وُجُوهُ یَومئذٍ مُسفِره، ضاحکه مُستَبشِره» (سوره عبس/آیه39)
امام چهارم در دعای ختم قرآن در خواست میکند: و به سبب قرآن سهمناکترین روز که یوم فزع اکبر و روز حشر ما است جامعه امان بر ما بپوشان «وآکسُنا بِهِ حُلَلِ الامان یوم الْفَزَعِ الاکبر فی نشورها» فرازی از دعای 42 صحیفه سجادیه. همینطور بعدها، هرکس چراغی فرشی، کنارهای خیرات نموده و خلاصه به جایی رسیده که امروز میبینیم که این تشریفات سلیقهای و شخصی نه تنها به مسجد رونق نداده بلکه برعکس شده.
امروز آنچه از مسجد به ذهن ها میآید: محلی نمور، فضای حبس شده، بوی ناراحت کننده، ولو به ظاهر جارو شده ولی اکثراً زیر فرش های کمتر رسیدگی میشود دیوارهای مسجد در طول مدت آلوده و چرک، ستون ها همچنین در بعضی از مساجد آنقدر فرش و پشتی گذاشته که شباهت به خانه پیرزنی دارد که چند شوهر را از دست داده و از هر یک اثاثیهای بر ارث برده است و حوصلهی تمیز کردن هم ندارد.
ای خوشا نماز در فضای باز: پانزده سال نماز جمعه در دانشگاه تهران تجربه خوبی شد که امروز هم میتوانیم به رسولالله (صلَّی الله علیه وآله) تاسی کنیم و مثل آن حضرت که دوست داشت زیر آسمان نماز بخواند و کمتر زیر سقف و چادر میرفت، در این مدت مردم در همه فصلها نماز خواندند در گرمای تابستان سرمای زمستان، در باد و باران، مردم مجهز و آماده در صف های نماز حاضر شدند برف و باران را تحمل کردند، همچنان که آن روز در مسجد رسولالله (صلَّی الله علیه وآله) به چکه زمستانی، تحمل میکردند.
ازنکات مورد تاکیدشان:
حرام است ساختن خانه ها وساختمان های بالاتر از سه متر،باید دولت ها از زمین های خالی سکنه استفاده .نباید دیوارهای ساختمان ها بلند از سه مترباعث فساد در اجتماع می گردد، اظهار ندامت عدهای از طراحان آسمانخراشها. ضرورت سقف سبک وجان سالم بردن درزلزله وریش وخراب وویرانی خانه ها.
(1) بخصوص برای کسانی که ساعاتی در مسجد مشغول عبادت، نماز، قرائت قرآن، مطالعه گذرانیده و در خود احساس خستگی کند، یا غریبی که جا و پناه ندارد مانند عدهای زوار و مسافرینی که در مشاهد مشرفه مشهد، قم، آنان که عشق و علاقه به اهل بیت عصمت و طهارت جذبشان کرده ومشرفه به زیارت شدهاند اما قدرت مالی چندانی ندارند که هتل یا مسافرخانه کرایه کنند، آنان فقط در پناه مهربانترین میزبان یعنی ائمه هدی سلام الله علیه هستند، میزبانانی که آنان هم متقابلاً به فقراء شیعه عشق میورزند، آیا جایز است خوابیدن اینان در مساجد یا کنار مرقد حضرات معصومین علیهالسلام. ودر صورت جواز مانع شدن از استراحت این عزیزان چه طور…
آنچه از روایات اهل بیت علیهالسلام استفاده میشود خوابیدن در مسجدالحرام و مسجدالنبی که اساس و مرکز سایر مساجد است اشکال ندارد، از امام صادق علیهالسلام درباره خواب در مسجدالحرام و مسجدالنبی پرسیدند حضرت فرمود اشکال ندارد پس مردم کجا بخوابند «فَأینَ یَنامُ النَّاس» درحدیث دیگر فرمود: آیا مردم را چارهای دیگری هست به جز خواب در مسجدالحرام، بخوابند اشکال ندارد. (صلوه جوهر ص707، مصابح الفقیه ص702)
زراره: گفتم به حضرت باقر (علیهالسلام) چه میفرمایید درباره خوابیدن در مساجد فرمود: اشکال ندارد مگر در دو مسجد (مسجدالنبی و مسجدالحرام) حضرت دستم را گرفت و در ساعاتی که از شب گذشته بود و مرا ناحیهی دوری از مسجد برد، نشستیم حدیث میگفتند و بعضاً میخوابیدند من هم
1) پایگاه اطلاع رسانی آیت الله سیدجواد سیدفاطمیasfatemi.ir
میخوابیدم عرض کردم شما فرمودید نخوابند فرمود کراهت در مسجدالحرام زمان رسولالله است ولی در اینجا که بعداً به مسجد اضافه شده است اشکال ندارد. (کافی کتاب صلوه، ص370 چاپ جدید) مهرماه 1379- رجب 1421 سیدجواد سید فاطمی مسجد خاتم الانبیاء شهرستان ورامین
منبع: انسان ودرس(تعلیم وتعلم)، سیدجوادسیدفاطمی رحمة الله علیه..چاپ میثم. 1380.
(1) مساجد در هر کجا باشند شعبهای از کعبه معظم و مسجدالحرام هستند که همیشه به روی مردم باز است و همه وقت پناهگاه ومأمن مردم میباشند. وباید بازنگه داشته شوند.
آنچه امروزه باعث شده که درب مساجد به محض تمام شدن نماز جماعت بسته شود، پیرایهها و فرشها و پشتیهای مسجد است که خادم مسجد برای نگهداری آنها از دستبرد و سرقت، احساس مسئولیت نموده و درب مسجد را میبندد بیتوجه به اینکه این عمل مورد نهی شدید قرارگرفته و موجب خسران در دنیا و عذاب دردناک در آخرت میگردد. (سوره بقره/آیه 114) در صورت نبودن این پیرایهها، مساجد همیشه باز است. مساجد در هر کجا باشند شعبهای از کعبه معظم و مسجدالحرام هستند که همیشه به روی مردم باز است و همه وقت پناهگاه ومأمن مردم میباشند.
منبع: انسان ودرس(تعلیم وتعلم)، سیدجوادسیدفاطمی رحمة الله علیه..چاپ میثم. 1380.
(2) فهم و درک قرآن آنقدر آسان است که عرب درس نخوانده در محضر رسول خدا (صلَّی الله علیه وآله) با یکبار شنیدن آیات میفهمید و عقیده میکرد و متعهد به اجرای دستوراتش میشد. قرآن راسخت به جامعه جلو ندهید.خدای متعال درقرآن می فرمایید: وَ لَقد یَسَّرنا القرآن للذکر فَهَلْ مِنْ مُدَّکِّر» (سوره قمر/آیه 17).ما قرآن را برای یادگیری و تذکر بسیار آسان کردهایم آیا هست کسی که متذکر باشد.
امیرالمؤمنین در وصیتنامهاش به فرزندش دربارهی قرآن فرموده است: «و بر تو باد که همواره قرآن بخوانی و به آن عمل نمایی و ملزم به فرایض و شرایع آن باشی و حلال و حرام آن را اوامر و نهی آن را شب زندهداری با آن و خواندن آن را در شب و روزت زیرا قرآن عهدی است از طرف خداوند که به سوی خلقش آمده واجب است بر هر مسلم که هر روز نگاه کند به عهدی که خداوند با او نموده ولو پنجاه آیه، بدان که درجات بهشت به عده آیات قرآن است و چون روز قیامت شود به قاری قرآن گفته شود بخوان و بالا بیا بنابراین بعد از انبیاء کسی بالاتر از قاری قرآن درجهی ندارد. قرآن کریم پایه و اساس درس ماست. فهم و درک قرآن آنقدر آسان است که عرب درس نخوانده در محضر رسول خدا (صلَّی الله علیه وآله) با یک بار شنیدن آیات میفهمید و عقیده میکرد و متعهد به اجرای دستوراتش میشد.
خلاصه فقط درس قرآن است، اخلاق قرآن، بهداشت قرآن، تاریخ قرآن، اقتصاد قرآن احکام قضایی قرآن، کسب تجارت قرآن، حلال و حرام قرآن، روانشناسی قرآن، جنگ و صلح قرآن، باید و نبایدهای قرآن است که حل مشکلات بشریت را کفایت میکند.
(1) منبع از کتاب درس و تدریس در مسجد (شهرک بهشت گونه محمدی و علوی (بهشت دنیا)، قبل از بهشت موعود آنها،برگرفته از حضرت آیت الله سید جوادسید فاطمی رحمة الله علیه)
الگو نخستین مسجدی است که شخص رسولالله در مدینه بنا کرد، نقشه مسجد از نظر معماری و نیز کلیه فعالیت هایی که در آن انجام میشد جالب است.
1- در بخش غربی مسجد پیغمبر و خاندانش زندگی میکنند و این جالب است چه مسجد خانه دوم مردم است و رهبر مردم نیز باید در آن خانه گیرد شاید این هم مدنظر بوده که باد همواره از غرب میوزد و در روایات شده که در آبادیها بهترین جا برای سکونت غرب آن آبادی است زیرا باد از غرب میوزد و آلودگیها را میزداید و همچنین آلودگی آوا و صدا را که نوعاً از اجتماعات مردم در مجسد به هم میرسد.
2- در جنوب محراب واقع است.
3- در شمال مسجد خانه دختر پیغمبر و دادمادش علی (علیه السلام) است این جا پیغمبر نماز انفرادی میخواند.
4- در جنوب غربی اطاقکی است که در آن پیغمبر به تأمل و خلوت پناه میبرد.
5- در کنار محراب جایی است که رسولخدا (صلَّی الله علیه وآله) با مردم سخن میگوید.
6- در جلو خانهاش چند ستون است که هریک ویژهی کاری بوده و پیغمبر در پای یکی از آن ستون ها مینشسته است همه میدانستند که به چه کاری مشغول است، یکی از این ستون ها نامش « استوانه الوفود» است یعنی هئیتهای نمایندگی قبایل و دولتها و مذاهب خارجی را د راینجا میپذیرفته است و یکی از آن ستون ها «استوانه الخلوق» استف کسانی که میخواستند به حضور حضرت شرفیاب شوند در آنجا خود را خوشبو میکردند.
7- در بخش شمالی خیمه رفیده بوده است، زنی که پیغمبر (صلَّی الله علیه وآله) او را مأمور کرده بود تا در آنجا خیمه بر پا نماید و هنگام صلح بیماران و هنگام جنگ مجروحان را بستری و پرستاری نماید.
1) پایگاه اطلاع رسانی آیت الله سیدجواد سیدفاطمیasfatemi.ir
8- در شمال غربی (صفه) مسجد، محل اقامت گروهی از مجاهدان فداکار به ظاهر تهیدست و فقیر بودند که به اصحاب صفه مشهورند، اینان مهاجرانی بودند که در شهر خانهای نداشتند و در مسجد ساکن بودند، همواره آماده مأموریت بودند و دعوت جهاد که اعلام میشد پیش از همه شهر را به سوی جبهه ترک میکردند در جنگ فداکارترین و در صلح عُمر را به پرورش روح و آموزش علم میگذراندند.
بنای مسجد از نظر معماری بسیار ساده بوده: دیواره به بلندی قامت انسان و سقفش عبارت بود از سایبانی که با نصب چند تیر از تنه خرما و بروی آن شاخه و برگ های خرما و ذخر انداخته بودند تشکیل مییافت، وقتی باران آمد و مسجد چکه میکرد اصحاب گفتند: یا رسولالله اگر بفرمائید سقف را گلاندود کنند، فرمود نه عریش کعریش موسی، الامر اعجل من ذلک (رسیدن اجل سریعتر از این ها است) و از امام صادق نقل است که وضع مسجد این چنین بود و چکه مسجد را تحمل میکردند که رسول خدا (صلَّی الله علیه وآله) درگذشت و مسجد سقف نداشت.
در قسمت اول این نشریه گزیدهای از دو منبع معتبر شیعه کتاب صلوه جواهر از صفحه 707 و مصباح الفقیه مرحوم حاج آقا رضا همدانی که حداقل کراهت شدید قائل شدهاند و بعضی صرفاً سقف زدن به مسجد را حرام دانستهاند مگر در حال ضرورت و آن به اندازه دفع ضرورت باید باشد نه همیشه، اینجانب در مجمعی راجع به موضوع سخن میگفتم اعتراض شد که آیتالله بروجردی (رحمة الله) مسجد را مسقف نموده و سایرین نیز در جواب اعتراض عرض کردم آن روز امکان نداشت که در زمستان سقف بزنند و در تابستان بردارند ولی امرزو وسائلی هست که میشود سقف سیار زد و در یک لحظه با زدن دکمهای سقف کنار رود و با زدن دکمهای مسجد مسقف شود، و نقشهی چنین سقفی مهیا شده و مورد تأیید چند نفر از مهندسین قرار گرفته است که انشاءالله در موقعش منتشر خواهد شد.
(1) کانون بحث و تدریس و به اصطلاح آن روز حلقه مذاکره علم، در این مسجد از همان ایام، خود رسولالله (صلَّی الله علیه وآله)، بعد از نماز صبح تا طلوع آفتاب مشغول ذکر (تعلیقات) بودند و مقارن طلوع آفتاب آیات خدا را تدریس میکردند و اصحاب آن حضرت نیز گوشهگوشه به طور آزاد و غیر رسمی، حلقهها تشکیل میدادند و به طرح آیات و احادیث و قصص قرآنی میپرداختند و حضار آزادانه سؤال میکردند همین سنت هنوز هم امروز در مسجدالنبی زنده است و بخصوص ایام حج، بیهیچ قیدوشرطی هر گوشهای که جا باشد، عالم، خطیب، مفسرو یا قاری مینیشینند و جمعی که با او هستند و یا زواری که به بحث او جلب میشوند با او حلقهی بحثی تشکیل میدهند. خوشبختانه تا به امروز همهی بزرگان از مراجع چه در قم و چه در نجف حوزههای درس را درمساجد تشکیل میدهند. تا سال های اخیر یعنی تا هشتاد سال پیش پایه و اساس آموزش در مکتبها بود که در کنار مسجدها قرار داشت. «وَمَنْ یُعَظِّمْ شَعائراللهِ فَاِنَّها مِن تَقْوی القُلوب» (سوره حج/آیه32)
● در طرح یاد شده در خصوص سادگی بناء مسجد به هیچ وجه ضدیت و منافاتی با وضع مساجد گذشته و مساجدی که در حال حاضر بنا میشود نیست چه اینکه تحولات زمان همیشه باید در نظر گرفته در این زمان که احتمال وقوع جنگ و در پی آن بمباران آبادیها هست اگر مسجدی را با بتون آرمه مسقف کنند عملی است موجه. و همچنین اگر در بنای مسجد تزئیناتی به کار میرود یا علامتها و نشانههایی جهت جلب توجه مرد به مسجد کار گذاشته میشود و همه این ها به قصد تعظیم شعائرالله باشد باز موجه است که در بیان معصوم است: انماالاعمال بالنیات.«لَقَدْ کانَ لَکُمْ فِی رَسولالله اُسوَه حَسَنَه لَمِنْ کانَ یَرجوا الله وَ الیوم الاخر وَ ذَکَرَ اللهَ کثیراً» (سوره احزاب/آیه 21).مسلماً برای شما در زندگی رسولالله سرمشق نیکویی بوده برای آنها که امید به رحمت خدا و روز رستاخیز دارند و خدا را بسیار یاد میکنند.
1) پایگاه اطلاع رسانی آیت الله سیدجواد سیدفاطمیasfatemi.ir
● دیوار مسجدالنبی (صلَّی الله علیه وآله) به بلندی قامت یک انسان بود.
● مسجدالنبی سقف نداشت بنا به قاعده اسوه سقف زدن بر مسجد روا نباشد مگر در ضرورت (والضَّرورَت تُقَدِّر بِقَدَرها)
● در طرح نمونه سقف مسجد به قدر ضرورت است: در مواقع عادی سقف باز میشود، پنجرههای بین میلهها کشیده است مسجد کاملاً بیسقف و نمونه مسجدالنبی میگردد.
● در مواقع سرما، باد و باران سقف بسته و پنجرهها نیز بین میلهها قرار میگیرد و مسجد کاملاً پوشیده است ارتفاع بنا در این حالت فقط سه متر میباشد طبق سنت «در ساختمان» باب سکنی در اسلام ج76 بحارالانوار.
(1) بگذارید جوانها به نصیب و لذت مشروع خود برسند هیجان و اضطراب جوان را جز ازدواج چیز دیگر تسکین نمیدهد. با ازدواج در اوایل بلوغ طعم زندگی و لذت آرامش را که یکی از نعمت های بزرگ الهی است دریافته و درصدد شکرگذاری به والدین در میآیند.12
در سوره مبارکه روم به این حقیقت اشاره دارد: وَ مَنْ ایاته انَّ خَلَقَ لکم مِنْ انفسکم أَزْواجاً لتسکنوا الیها وَ جَعَلَ بینکم موده وَ رَحْمَهُ انَّ فی ذلک لایاتٍ لِقَوْمٍ یتفکّرون آیه 21) یک فرد خوش ذوقی میگفت که هر وقت سردرد داشته باشم به زنم میگویم بیا جلو دستش را بسرم میگذارد یا سرم را بدوشش مینهم و خوب میشود آری مسکن مرد زنست و مسکن زن مردست (لتسکُنُوا اِلیها) فرزندی که محصول این ازدواج است غیر از فرزندی است که در سنین بالا بهم میرسد، مضافاً به اینکه زوج جوان تحمل بیشتر در مقابل زحمت تربیت فرزندان دارد تا در سنین بالا (قضاوت علی درباره طرف که دو نفر مدعی بودند سالخورده و جوان...)
بحران بلوغ در نوجوان یادهساله، نزدیک گشته، پدربه حکم «وَاَنکحوا الایامی مِنْکُم والصالحین من عبادکُم واِمائکم اِن یکونوا فقراء یغنهم الله من فضله واللهُ واسعٌ علیمٌ» (سوره نور/آیه32) آستین بالا میزند برای جوانش که درآمد کافی دارد (آری او در بازار آتش پاره است زمین را به آسمان، آسمان را به زمین میدوزد) عروسی بگیرد، دوشیزگانی نیز آمادگی دارند. رسول خدا (صلَّی الله علیه وآله) فرمود اگر برای دختر شما خواستگار آمد، خواستگاری که عقل و ایمان دارد ردَّش نکنید چه اگر عقل دارد دختر شما را گرسنه نمیگذارد و اگر ایمان دارد ظلمش نمیکند اگرچه دوستش نداشته باشد، ردّش نکنید (و اِلاّ تکن فِتنهَ و فساد کبیر) یعنی اگر دخترت را به چنین خواستگار ندهی گرفتاری وفساد کبیر پیش خواهد آمد. و فرمود از سعادت مرد مسلمان اینکه دخترش در خانه شوهر قاعده شود.
فرزندان با ازدواج در اوایل بلوغ طعم زندگی و لذت آرامش را که یکی از نعمت های بزرگ الهی است دریافته و درصدد شکرگذاری به والدین در میآیند، مضافاً به اینکه در قرآن کریم آیاتی در این باره را میخواند (و قضی ربّک اَن لا تَعبدُ و اِلاّ ایّاه و بالوالدین احساناً اما یَبلُغن عِندک الکبر اَحدهُما اَوکِلا هُما فَلاتَقُل لَهُما اُفٍ و لا تَنهر هُما وَ قُل لَهُما قَولاً کریماً وَاحفَض لَهُما جناح الذلَّ مِن الرَّحمهِ وَ قُل رَبِّ ارحَمهُما کَما رَبِّیانی صَغیراً آیه 24 سوره مبارکه اسراء)
1) پایگاه اطلاع رسانی آیت الله سیدجواد سیدفاطمیasfatemi.ir
از امام چهارم در دعاء مخصوص پدر و مادر چنین آمده: خداوندا پدر و مادر مرا بکرامت نزد خود مخصوص گردان، خداوندا درود بر محمد و آلش فرست و در دل منانداز که تکلیف خود را درباره آنان بشناسم وظایف خود را بکمال فرا گیرم و توفیق ده تا آن چه مرا آموختهای بکار بندم و آن چه بتعلیم تو دریافتهام انجام دهم چنانچه هیچ یک از دانستههایم عمل ناکرده نماند، و اعضای من در آنچه آموختهام گرانی نکند، خدایا درود فرست بر محمد و آل محمد چنانکه ما را به سبب او شرافت دادی و درود بر محمد و آل او فرست چنانکه ببرکت اوحقی بر ما بگردن خلق ثابت فرمودی، خدایا چنان کن که هیبت پدر و مادر در دل من چون هیبت پادشاهی خودکام قرار گیرد اما من با آنها مانند مادر مهربان باشم، خدایا طاعت پدر و مادر و نیکی با آنها را برای من مطبوع تر گردان از خواب در دیده خسته و گواراتر از آب سرد در کام تشنه چنان که خواهش دل آنها را بر خواهش دل خود مقدم دارم و پسنده خاطر آنها را بر پسنده خاطرم بگزینم و نیکی آنها را درباره خود گرچه اندک باشد بسیار شمارم و نیکی خود را درباره آنها اگرچه بسیار باشد اندک ببینم، خدایا آواز مرا پیش ایشان پست و سخن مرا با آنها خوش گردان… (فرازی از دعاء 24 صحیفه سجادیه).
آنحضرت درباره فرزندان هم دعائی دارد خواندنی و جالب که قسمتی از آن چنین است: خداوندا بر من منت گذار با نگهداری فرزندانم و با اصلاح آنها بجهت من و برخورداری من از آنها خدایا عمر آنها را بنفع من دراز کن و کوچک آنها را برومند و ناتوان آنها را نیرومند و آنها را برایم تندرستی بخش و بدین حق و خوی نیکو بارآور و تن و جان آنها را از گزند و آسیب و از هرچه اندیشناک باشم درباره ایشان محفوظ دار و روزی آنها را بدست من بفراخی عطا کن، آنان را نیکوکار و پارسا و صاحب بینش و پندپذیر و فرمانبردار خود و دوستدار و نیکخواه دوستانت و خصم و بدخواه و کینهجوی نسبت به دشمنانت قرار ده، خدایا بازوی مرا بایشان سخت گردان و خلل کار مرا به دست آنها مرمت کن، شماره اعوان مرا بایشان بسیار و بزم مرا بوجود آنها آراسته کن و نام مرا به من دوستدار و مهربان ساز که دل سوی من داشته باشند نه نافرمان و بدرفتار و مخالف و تبهکار. (دعاء 25 صحیفه)
در این دعا امام (علییه السلام) جمله (برای من) را تکرار کرده: خدایا بازوی مرا بایشان سخت گردان خلل کار مرا بدست آنها مرمت کن، هنگام غیبت من کار مرا بدان ها مرمت نما و… همه این ها تفسیر و توجیه کلمه (وَ أَصْلَحَ لی فی ذریتی) در آیه 25 سوره مبارکه احقاف میباشد: و وصّینا الانسان بوالدیه احسانا حملتهُ اُمُّهُ کُرهاً و وضعتهُ کُرهاً وَ حَملهُ و فِصالُهُ ثَلاثون شهراً حتی اِذا بَلَغَ اَشدَّهُ و بَلَغَ اَربَعین سَنَهً قالَ ربِّ اَوزِعنی اَن اشکُر نِعمَتکَ الّتی انعمتَ عَلَیَّ و علی والِدی و اَن اَعمَل صالحاً تَرضیه و اصلِح لی فی ذُرِّیَّتی اَنّی تُبت الیکَ و انّی من المسلمین(و این در حالیست که در دنیای متمدن امروز قضیه بر عکس است بعبارت دیگر جوان تحصیل کرده در نظام آموزشی جهانی، تا پایان تحصیلش نه تنها خدمتی به پدر و مادر ندارد بلکه بار سنگینی بر دوش آنهاست… در فرانسه چنین است و درکشورهای دیگر نیز.)
فرزندان (دختر و پسر) هدیه الهی بر پدر و مادر می باشند (یهب لِمَنْ یشاء اناتا وَ یهب لِمَنْ یشاء الذکور… از آیه 39 شوری) در نظام آموزشی امروز جهانی شرق و غرب پدر و مادر در زش ترین صورت و تلخترین حالت به فرزندان اعطا شده، آنها باید در سخت رین شرایط کار کنند و هزینه فرزندان خود را تا سنین حد متوسط بیست و بیست و یکساله فراهم نمایند و موقعی هم که فرزند بجایی، به نانی میرسد والدین اکثر اوقات از کار افتادهاند دیگر بدرد فرزندان نمیخورند جایگاهشان پارک سالمندان است، آری در این نظام ریشه عواطف کم رنگ بلکه خشک میشود.
(1) مساجد در هر کجا که باشند شعبهای شعاعی از کعبه معظمه و مسجد الحرام هستند که همیشه و همه وقت پناهگاه و مأمن مردم میباشد «وَ اِذ جَعَلنا مَثابه لِلنّاس وَ اَمناً» (سوره بقره/آیه 126) خیلی زننده و زشت مینماید که ساعت هشت صبح مثلاً همه جا و همه درها باز باشد اما در خانه خدا بسته شود، برای جوانانی که دارای طینت پاک هستند بهترین جا جهت پرکردن اوقات فراغت مسجد است، پیرمرد بازنشستهای که از خانهاش بیرون آمده بهترین جایی که او را به خود میپذیرد مسجد است. از فواید آمد و شد به مسجد مهم ترین، دیدار یار است.
امام صادق (علیه السلام): در توریه نوشته شده خانههای من در زمین مسجدهها میباشند، خوشا کسانی که در خانه خود طهارت گیرد و سپس مرا در خانهام زیارت کند و حق است بر مزور که زائر را اکرام نماید. امام علی علیهالسلام وقتی به درب مسجد میرسید پاها را جفت میکرد و با آیهای از سوره الرحمن مناجات نموده سپس نجات خود را از آتش طلبیده تمنای دیدار مینمود: «یَسئلَهَ مَن فی السماواتِ وَ الارضْ کُلَ یَوم هُوَ فی شأنِ، اللهم وَ لیکُن مِنْ شِأنِکَ شَأنُ حاجَتی وَ هِیَ عِتقُ رقَبَتی مِنَ النارِ وَ اَنْ تُقبِلَ علیَّ بِوَجهِکَ الکَریم» و از آن حضرت آمده هر کس به مسجد آمد و رفت کند به یکی از این هشت خصلت میرسد برادری که در راه خدا بدست آورده یا دانستنی طرفه و ظریفی، یا آیه محکم از قرآن، یا کلمهای شنود و او را هدایت کند یا به رحمتی که انتظارش را داشت، یا کلمهای که او را از سقوط باز گرداند، یا گناهی را از ترس یا از حیا ترک کند، و منافع ارزشمند دنیوی و اخروی دیگری که تفصیل آنها را در کتاب های روایتی مانند وافی و وسائل میخوانیم. آرزو دارم و از خدای بزرگ توفیق این را میخواهم: شهرکی با مشخصات فوق که از منابع هدایتی قرآن و اهل بیت (علیه السلام) استفاده شده کنار تهران ساخته شود و مساجدی به مانند مسجدالحرام، مسجدالنبی و مسجدالخیف در آن به نمایش درآید بمنه و کرمه به دست یاری مردمی آزاده که از استحفاف دشمن احساس خفت نکنند «وَ لا یَستَخِفَنْکَ الذینَ لا یُؤمِنونْ» ودشمنی که خود دو هزار سال ارتجاع دارد و با آمدن رسولالله و قرآن کریم از دین منسوخ خود بر نمیگردد. اما کلماتی مانند بنیادگرا و ارتجاع را حربه قرار داده حمله میکند نترسند م وَ لَمْ یَخشیَ اِلا الله 919(( و با کمال جرأت و شجاعت به ساخت خانه و مسجداسلامی و اهل بیتی خود پس از آنکه فساد گرایش به غرب را در معماری دید برگردد «ظَهَرَ اَلفِسادُ فی البِّر و البَحر… لَعَلَّهم یَرجعون.))
چرا درب مساجد بسته میشود؟
آنچه امروزه باعث شده که درب مساجد به محض تمام شدن نماز جماعت بسته شود، پیرایهها و فرشها و پشتیهای مسجد است که خادم مسجد برای نگهداری آنها از دستبرد و سرقت، احساس مسئولیت نموده و درب مسجد را میبندد بیتوجه به اینکه این عمل مورد نهی شدید قرارگرفته و موجب خسران در دنیا و عذاب دردناک در آخرت میگردد. (سوره بقره/آیه 114) در صورت نبودن این پیرایهها، مساجد همیشه باز است. مساجد در هر کجا باشند شعبهای از کعبه معظم و مسجدالحرام هستند که همیشه به روی مردم باز است و همه وقت پناهگاه ومأمن مردم میباشند.
ازتاکیدات ایشان احیا سنت اسلامی اعتکاف بعد ازانقلاب اسلامی می باشد. به استناد رسانه ملی اولین فقهای مصاحبه شده برای احیا سنت اعتکاف سال های آغاز سنت اعتکاف وغبارروبی مساجد توسط ایشان انجام شده است.یکی از سنتهای حسنه و مستحبات اسلامی که پس از پیروزی انقلاب اسلامی احیا گردید سنت اعتکاف است.
اعتکاف، اقامت در مسجد برای مدتی مشخص (دستکم سه روز) همراه با روزه است. اعتکاف زمان مخصوصی ندارد، اما در احادیث، بهترین زمان برای آن دهه سوم ماه رمضان دانسته شده است. در اعتکاف نحوه اقامت و خروج از مسجد، احکام و آدابی دارد. در ایران، مراسم اعتکاف در ایام البیض (روزهای 13.14 و 15) ماه رجب، در مساجد بزرگ بیشترِ شهرها برگزار میشود.
بنا بر احادیث، اعتکاف همسنگ حج و عمره و موجب آمرزش گناهان و رهایی از آتش جهنم است.
اعتکاف، عبادت مستحبی است که در احادیث معصومان (علیهم السلام)، همسنگ حج و عمره دانسته شده است. اعتکاف به عنوان سنت پیامبر (صلَّی الله علیه وآله) در کشورهای اسلامی برگزار میشود.
در فقه به توقّف سه روز یا بیشتر در مسجد به قصد قربت و با اعمال و شرایط خاصی، اعتکاف، و به شخص بهجا آورنده آن مُعتَکِف گفته میشود. اعتکاف از ماده «عکف» و در لغت به معنای رویآوردن به چیزی و بزرگداشت آن است. همچنین، در قرآن «عاکف» به معنای ساکن و مقیم، و «معکوف»در معنای ممنوع و بازداشتهشده به کار رفته است.
مدت:
از نظر فقهای شیعه مدت اعتکاف حداقل سه روز است و پس از پایان روز دوم، اعتکاف روز سوم واجب میشود. زمان اعتکاف، از آغاز طلوع فجر روز اول تا غروب روز سوم است. البته به نظر مالک بن انس و شافعی از پیشوایان مذاهب اربعه اهلسنت، معتکف باید پیش از غروب آفتاب در محل اعتکاف حاضر شود.
محل
در برخی روایات، اعتکاف مختص مسجدالحرام، مسجدالنبی، مسجد کوفه و مسجد بصره دانسته شده است، اما روایاتی وجود دارد که در آنها اعتکاف در مسجد جامع یا مسجدی که امامی عادل در آن نماز جمعه یا جماعت خوانده باشد، روا شمرده شده است.
ازاینرو، بیشتر فقیهان متقدم معتقدند اعتکاف به این مساجد چهارگانه اختصاص دارد، اما شهید اول و شهید ثانی گفتهاند: اینکه اعتکاف را فقط به مساجد چهارگانه منحصر کنیم سخنی ضعیف است. بیشتر فقیهان قرن چهاردهم نیز، برگزاری اعتکاف در مساجد جامع شهرها را صحیح دانسته و برخی، انجام آن در غیر از مساجد چهارگانه را (اعم از جامع و غیرجامع) به قصد رجا و رسیدن به ثواب، جایز شمردهاند.
شرط روزه بودن:
طبق فقه شیعه، روزه از ارکان اعتکاف است؛ ازاینرو کسی که نمیتواند روزه بگیرد؛ مانند، مسافر، بیمار و حایض، اعتکافش صحیح نیست. در اعتکاف نیت روزهی قضا یا نذری جایز است. محمد بن ادریس شافعی و احمد بن حنبل از پیشوایان مذاهب چهارگانه اهلسنت روزه را در اعتکاف واجب نمیدانند. اما در فقه مالکی و قول مشهور در فقه حنفی اعتکاف بدون روزه تحقق نمییابد.
خارجنشدن از مسجد:
در مدت اعتکاف، خروج از مسجد برای موارد ضروری؛ مانند تهیه خوراک لازم و قضای حاجت، یا امور دارای مصلحت؛ همچون اقامه نماز جمعه، تشییع جنازه، اقامه شهادت و عیادت بیمار، جایز شمرده شده است. البته در این موارد نیز باید معتکف به ضرورت اکتفا نماید و نباید در جایی بنشیند و تا حدی که ممکن است نباید در سایه راه برود. سید کاظم طباطبایی در عروة الوثقی خارج شدن از محل اعتکاف را برای ضرورتهای عرفی و شرعی و دارای مصالح (خواه مصالح مربوط به شخص اعتکاف کنننده یا دیگری) را جایز دانسته است. همچنین بنا گزارشی که در بحار الانوار از عدة الداعی نقل شده، امام حسن مجتبی (علیه السّلام) برای برطرف کردن دیْن (بدهی و قرض) یکی از شیعیانش، طواف را قطع کرد و با او همراه شد تا کارش را راه بیندازد.
محرمات:
به گفته فقیهان، در اعتکاف استفاده و بوییدن عطر، مشاجره و جدال درباره امور دنیوی، خریدوفروش (مگر برای ضرورت)، خودارضایی و مباشرت جنسی (حتی در حد بوسیدن) حرام است و اعتکاف را باطل میکند. همچنین هر چیزی که روزه را باطل میکند، اعتکاف را نیز باطل میکند.
آیه الله فقید الحاج میزرا ابوالحسن شعرانی رضوان الله علیه در کتاب دائره المعارف لغات قرآن از راغب اصفهانی چنین نقل کرده: در قرآن مجید هیچ جا اجازه در فرح و شادی نداده مگر در آیه کریمه: قُل بَفضل الله وَ بِرَحمِه فَبِذلِکَ فَلیَفرحوا هُو خَیرٌ مِّما یَجمعون آیه 58 یونس معنی آیه آنست که خدای تعالی در مقام امتنان، مردم را مخاطب قرار داده که این قرآن موعظه و شفای درون و هدایت و رحمت است برای آنان که ایمان آورده اند. (1)
در مجموعه آیات 81 الی 85 سوره مومن(غافر) مردمی را که توجه به آیات توحیدی نمی کنند و بغیر خدا تکیه کرده و دلگرم و دلشادند مورد عتاب قرار داده.
باتوجه به آیات قران کریم به فرح و شادی مذموم و باطل درج می شود تا اهل تحقیق بررسی نموده و حکم بعضی از شادی های بی جای متداول مخصوصاً در عروسی های کذائی از نظر قرآن، کراهت یا حرمت است..
1) اندیشه سیاسی اجتماعی آیت الله سیدجوادسید فاطمی رضاقارزی.نشرروزا1403
از آیات استفاده می شود که فرح کردن بغیر خدا چه دنیا باشد چه علوم دنیوی باشد شرک حساب می شود،14
(منبع:کتاب قرآن و شادی اثرفقیه عصمت و طهارت حضرت آيت الله سید جوادسید فاطمي رحمة الله علیه/شادی حق- شادی باطل)
از اسامی قرآن یکی فرقان است، فرقان یعنی جداکننده، جداکننده حق از باطل، قرآن جداکننده بین دین حق و دین باطل، کسب حق، کسب باطل، لذت و تتمع حق و تتمع باطل، و ... فرح و شادی حق و شادی باطل است. در قرآن که کتاب آفرینش است، خلقت انسان طوری بیان شده که اگر راهنمائی نشود هدایت نشود همواره گرفتار همّ و غم و ترس و بیم خواهد بود.آیات 38 و 39 بقره درباره زمان فرود آدم به زمین آمده است :قُلنا اِهبِطُوا مِنهما جَمیعاً فَامَا یَاتینَکُم مِنَی هُدیً فَمَن تَبع هُدایَ فَلاخوفٌ عَلَیهِم وَ لاهُم یَحَزنَون وَالذینَ کَفَروُا وَ کَذّبوا بِایاتِنا اُلئکَ اَصحابُ النارِ هُم فیها خالدون.
گفتیم همه در زمین فرود ایید پس آن گاه که هدایتی از من به شما آمد(که خواهد آمد) هر کس تابع راهنمائی من شود برای او خوف و اندوهی نخواهد بود و آنان که کافر شوند و آیات ما را تکذیب کنند آنان صاحب آتشند و هم آنان در آتش مخلد خواهند بود. ومنشاء جهنمی بودن انسان همان خمیرمایه خلقت اوست که هلوع و عجول و ظلوم و جهول است. در دعوت انبیاء دعوت به فرح و شادی حق است، انسان وقتی در خط بندگی پروردگارش قرار گرفت انقلاب و تحولی در وجود او پیدا می شود که برای همیشه خوف واندوه را از او دور می سازد، تحولی که از آن به تزکیه تعبیر شده است (قَداَفَلَحَ مَن ذَکاها ... آیه 9 والشمس) توضیح بیشتر این حقیقت را در مجموعه آیات 19 – 35 سوره معارج می خوانیم: ان الانسانَ خُلقَ هَلُوعاً ، - اذا مَسَّهُ الشر حُزوُعاً، وَ اذا مسَّهُ الخیُرُ مَنُوعا، اِلا المصلَین، الذینَ هُم عَلی صلاتِهِم دائمِوُن،انسان حریص و کم طاقت آفریده شده، هنگامی که بدی به او رسد بی تابی کند و هنگامی که خوبی به او رسد مانع دیگران شود مگر نمازگزاران آنها که نماز را مرتباً بجا می آورند. وَالذینَ فی اَموالِهِم حَقُ مَعلَوم، لِلسائِل وَالحَروم، وَالذینَ یُصَدقُون بیوم الذین، والذینَ هُم مِن عَذاب رَبهم مُشفِقُون، انّ عذابَ رَبهم غیرُ مَامون و آن ها که دراموالشان حق معلومی است برای سائلان و محرومان و آن ها که بروز جزا ایمان دارند و آن ها که از عذاب پروردگارشان بیمناک اند. چرا که هیچ گاه خود را از عذاب پروردگار در امان نمی بینند.
والذینَ هُم لِفَروجِهِم حافِظُون، اِلا عَلی اَزواجِهم اَوما مَلکَت اَیمانَهم فَانّهم غَیرُ مَلوُمین، فَمَن اِبتغیی وَراء ذالِکَ فَآلئِک هُمَ العادُون، وَالذینَ هَم لاِماناتِهِم وَعَهدهِم راعون، وَالذینَ هَم بِشهاداتِهم قامون، وَالذینَ هُم عَلی صَلاتِهِم یُحافظِوُن، اولئکَ فی جَناتٍ مُکرمُون.و آن ها که دامن خود را از بی عفتی حفظ می کنند، و آمیزش جنسی جز با همسران و کنیزان ندارند ولی در بهره گیری از اینها مورد سرزنش نخواهند بود و هر کس ماوراء این را طلب کند متجاوز است و آن ها که امانت ها و عهد خود را رعایت می کنند و آن ها که قیام به ادای شهادت حق می نمایند و آن ها که بر نماز مواظبت دارند این افراد همواره در باغ ها گرامی اند و اکرام می شوند. و این باغستان ها اعم از بهشت موعود است . این باغستان ها موقعی نصیب انسان می گردد که در اثر پیروی از راهنمائی پروردگارش تحولی در خلقت اولیه اش ایجاد شده باشد، بلی مادامی که انسان هلوع است به کمترین ناملایم فریادش بلند می شود و اگر خیری به او رسد همواره بخیل و ممسک است، چنین شخصی هرگز نسیم بهشت را درک نخواهد کرد و همیشه خود را بدبخت احساس می کند مگر تزکیه شود و آن فقط در گرو بندگی خدا است .
شادروان آیه الله فقید الحاج میزرا ابوالحسن شعرانی رضوان الله علیه در کتاب دائره المعارف لغات قرآن از راغب اصفهانی چنین نقل کرده: در قرآن مجید هیچ جا اجازه در فرح و شادی نداده مگر در آیه کریمه: قُل بَفضل الله وَ بِرَحمِه فَبِذلِکَ فَلیَفرحوا هُو خَیرٌ مِّما یَجمعون آیه 58 یونس معنی آیه آنست که خدای تعالی در مقام امتنان، مردم را مخاطب قرار داده که این قرآن موعظه و شفای درون و هدایت و رحمت است برای آنان که ایمان آورده اند. یا ایها الناسُ قَد جاءَتکُم مَوعِظِهٌ مِن رَبکّمُ و شَفاءٌ لِما فی الصدور وَ هُدیً وَ رَحمَهٌ لِلمومنین 57 یونس، بگو در چنین حالی شایسته آن است که با این فضلُ رحمتی که خدا با امتنان به آن ها ارزانی داشته شادمان باشند نه بمالی که آورده اند زیرا این فضل و رحمت که سعادت و نیکبختی آنان در آن است بهتر از مال است که جز وسیله آزمایش نیست و چه بسا آنان را نابود و بدبخت کند، مرحوم طالقانی در فرهنگ پرتوی از قرآن چنین آورده: فرح حال انبساط است که درپی روزی معنوی حاصل می شود، و روزی مادی غالباً قبض و سستی می آورد.
قرآن بخوانیم! سوره رعد 26 : خداوند است که روزی را بهر که خواهند وسیع می کند و تنگ می گیرد، و به زندگی پست دنیا شادمان هستند و نیست زندگی پست نزد آخرت مگر اندکی اَللهُ یَبسُط الرَزقَ لِمَن یَشاءُ وَ یَقدر وَ فَرِحُوا بِالحَیوهِ الدنیا وَ ما الحیَوهُ الدّنیا فی الاخِرَهِ اِلاقَلیل در سوره مبارکه روم در آیه 37 و 36 مردم را از اینکه به ظاهر حکم می کنند اگر پیدا کردند شاد می شوند بدون اینکه آگاهی پیدا کنند و چون دستشان خالی شد مأیوس می شوند و این ها مردمان سطحی و ظاهری هستند سپس مورد عتاب قرار داده و می فرماید آیا تا حال ندیده اند و به آن ها تجربه نشده که بسط و قبض روزی بدست خدا است و در این اختلاف طبقاتی نشانه هایی است گروه مومنان را (وَ اذا اَذَقنا النّاسَ رَحمَهً فَرِحُوا بِها وَاِن تُصبهم سَیّئهٌ بِما قدَّمت اَیدیهِم اِذا هُم یَقنُطُون، اَوَلَم یَروُ اَنَّ الله یَبسُطُ الرزقَ لِمَن یَشاءُ وَ یَقدِر اِنّ فی ذلِکَ لایاتٍ لِقَومٍ یُومِنون)
در مجموعه آیات 81 الی 85 سوره مومن(غافر) مردمی را که توجه به آیات توحیدی نمی کنند و بغیر خدا تکیه کرده و دلگرم و دلشادند مورد عتاب قرار داده می فرماید آیا این ها هنوز نگاهی به گذشته نکرده اند تا به بینند چگونه شد عاقبت کسانی که پیش از آن ها بودند. آن ها از لحاظ تعداد بیشتر از این ها و از لحاظ قدرت و فعالیت در زمین بس قوی تر بودند ولی آنچه ذخیره کرده بودند به آن ها نفعی نبخشید مخصوصاً موقعی که پیغمبرانشان با معجزات بر آنها آمد به آنچه از علم دنیوی خود داشتند شادمان شدند و به پیغمبران وقعی نگه داشتند و مسخره کردند که احاطه کرد بر آن ها آنچه بر آن استهزاء می نمودند ولی موقعی که شدت عذاب ما را دیدند گفتند بخدای یگانه ایمان آوردیم و الان فهمیدیم که قدرت و حکم از آن اوست و کافر شدیم به آنچه بخدا شریک قرار داده بودیم و آن شادمان می شدیم ولی ایمانشان نفعی نبخشید وقتی که شدت عذاب ما را دیدند، این سلیقه و سنت خداوند است که بر بندگانش، گذشته، و در آن هنگام کافران خود را در خسارت می یابند.
وَ یُریکُم آیاتِه فَاَیَّ آیاتِ الله تُنِکرون 81 اَفَلَم یَسیروا فی الارض فَیَنظروُا کَیفَ کانَ عاقِبهُ الذینَ مِنم قَبلهِم کانُوا اکثرَ مِنهُم وَ اَشَدَ قُوهً وَ آثاراً فی الارض فَما اَغنی عَنهم ما کانسوا یکسِبون 82 فَلمّا جائَتهم رُسُلُهم بِالبَیناتِ فَرِحوُا بِما عِندَهُم مِنَ العِلم وَ حاقَ بِهِم ما کانوا بِهِ یَستَهزون 83 فَلَّما رَاوُا باسَنا قالُوا امَنا بالله وَحده وَ کَفَرنا بما کنّا بِه مُشرِکین 84 فَلَم یَکَ یَنفَعَهُم ایمانُهُم لَمّا رَاوُا بَاسَنا سُنَتّ اللهِ التی قد خَلتً فی عِبادِهِ وَ خَسِرَهُنا لِکَ الکافِروُن 85
از این آیات استفاده می شود که فرح کردن بغیر خدا چه دنیا باشد چه علوم دنیوی باشد شرک حساب می شود، در این رابطه جملۀ از
امام چهارم در دعای 21 صحیفیه جالب است: خدایا درود فرست بر محمد و خاندان او و توفیق ده که همیشه ثنای تو گویم و سپاس تو گزارم، جلوه و شکوه و عظمتت در دل من طوری باشد که زینت دنیا در نظرم کوچک شود تا بدانچه از دنیا انعام کرده ای شادمان نشوم و از آنچه مرا منع فرموده ای اندوهگین نباشم. اَللُهم صَلِ عَلی مُحَمَدٍ وَ اِله فَاجعل ثَنائی عَلَیکَ وَ مَدحی اِیّاک وَ حَمدی لَک فیِ کُل حالاتی حَتّی لا اَفرَحَ بِما اَتیتَنی مِنَ الدُنیا وَ لا اَحزَنَ عَلی ما مَنَعَتَنی فیها(فرازی از دعای 21 صحیفیه)
در مجموعه آیات هفتگانه سوره مومن 9- 76 چنین آمده آیا ندیدی کسانی را که مجادله در نشانه های توحیدی ما می کنند چگونه از راه حق منحرف می شوند، کسانی که کتاب و آنچه را بر فرستادگان خود نازل کردیم تکذیب کردند اما بزوی می فهمند در آن هنگام که غلّها و زنجیرها بر گردن آنان قرار گرفته و آن ها را می کشند، و در آب جوشان وارد می کنند، سپس در آتش افروخته می شوند، سپس به آن ها گفته می شود کجا هستند آنچه را شریک خدا قرار می دادید، آن ها می گویند همه از نظر ما پنهان و گم شدند، ما اصلاً قبل از این چیزی را پرستش نمی کردیم که بنا حق در زمین شادی می کردید و از روی غرور و مستی به خوشحالی می پرداختید، از درهای جهنم وارد شوید و جاودانه در آن بمانید و چه بد جایگاهی است جایگاه متکبرا .
اَلَم تَر اِلَی الذینَ یجادِلوُنَ فی آیاتِ الله اَنَی یُصرَفُون 69 تا آیه ...
ذلِکُم بما کُنتُم تَفرَحُونَ فی الارضِ بِغَیر الحَق و بما کُنتُم تَمرحَون، اُدخلُوا ابوابَ جَهَنَم خالِدینَ فیها فَبِئس مَثوی المُتَکَبرین 76 غافر)، در پایان جایگاه تعدادی از آیات مربوطه به فرح و شادی مذموم و باطل درج می شود تا اهل تحقیق بررسی نموده و حکم بعضی از شادی های بیجای متداول مخصوصاً در عروسی های کذائی از نظر قرآن، کراهت یا حرمت آن را بدانند و به دیگران بیان فرمایند .3 لقمان آیه 18، شوری آیه 48 انعام آیه 44
قصص آیه 76 نمل آیه 36 حدید آیه 23
هود آیه 10 مومن 78 جاثیه 27
دو جریان است، دو طرز تفکر، اندیشه و تفکر ربانی متکی به وحی، اندیشه غیرربانی متکی به عقل و تجربه که در جاهایی به تضاد می رسند. تضاد در موضوع «ساز و آواز» ، موسیقی از جمله مواردی که این دو جریان منجر به تضاد می شود.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرحیم وَ لَهُ الْحَمْدُ وَ صلی اللَّهِ علی مُحَمَّدٍ وَ اله الطاهرین اعوذبالله مِنْ الشیطان الرجیم . لَکُم دینُکُم وَلیِ دین .دو جریان است، دو طرز تفکر، اندیشه و تفکر ربانی متکی به وحی، اندیشه غیرربانی متکی به عقل و تجربه که در جاهایی به تضاد می رسند. تضاد در موضوع «ساز و آواز»، موسیقی از جمله مواردی که این دو جریان منجر به تضاد می شود و موجب رنجش عده ای، غنا(ساز و آواز) است، اندیشه متکی بوحی می گوید حرام است اندیشه متکی به عقل و تجربه می گوید نیاز است و لازم.
اندیشه متکی به وحی می گوید انسان بهشتی است، روز اول در بهشت آفریده شده، و در اندرون خود روزنه ای به بهشت دارد، با بهشت آشنا است، دعوت انبیاء علیهم السلام هم به بهشت است .
در حدیثی از امام صادق علیه السلام می خوانیم که امام حسین در برابر اصحابش قرار گرفت و چنین فرمود: ای مردم بدانید خداوند
تبارک و تعالی بندگانش را نیافریده مگر برای اینکه او را بشناسند و چون او را شناختند بندگیش می کنند و هنگامی که عبادت او کردند از بند بندگی غیر او بی نیاز و رها و آزاد می شوند . و رها شدن از جاذبه های شیطانی نفس بهاء بهشت است.
(جَنّاتُ عَدن تجری مِن تَحتِها الاَنهارُ وَ ذلِکَ جزاءِ مَن تزکی 76 طه).مقررات بندگی خدا، نماز، زکوه، حج و غیرذلک همه برای تطهیر است. تطهیر از آلودگی های ظاهری و تطهیر از آلودگی های باطنی مثل رذایل اخلاق، حرص و آز، بخل، حسد و سایر زشتی های روانی که موجبات ناراحتی و عذاب او را فراهم می کنند و جهنم او را شکل می دهند.. در آیه 103 از سوره مبارکه توبه چنین است: خُذمِن اَموالِهِم صَدَقهً تُطهَّرهُم وَ تُزَکیهم بِها ... یا رسول الله بگیر از اموال آنها صدقه را تا آنان را پاک کنی و بواسطه آن روان آنان را تزکیه کنی، آری با از بین رفتن زشتی ها و نازیبائی های روانی زیبائی ها جایگزین می شود، نه تنها شخص بهشتی می شود بلکه خود بهشت می شود و بهشت عاشق او می گردد.
رسول خدا(صلّی اللهُ علیه وآله) درباره بعضی از اصحاب خود فرمود: بهشت عاشق اینها است.- صاحبان اندیشه متکی بوحی می گویند انسان ضعیف آفریده شده است از لحاظ روانی در هیچ حالت ثبات و آرامش ندارد، او پیوسته از عوارض داشتن ها و نداشتن ها رنج می برد در داشتن ها بشکن می زند همه چیز را فراموش می کند و در نداشتن ها بر سر می زند و مأیوس می گردد، در عبادت خدا و شناخت خداست که تثبیت می شود و وقرو وزنه پیدا می کند و در هر حال چه داشتن و چه نداشتن به خطاب : « یا اَیَّتُهَا النَفسُ المُطمَئنَّه اِرجِعی اِلی رَبِّکَ راضِیهً مَرضیهَ فَادخُلی فی عبادی، وَادخُلی جَنَّتی» مشرف می شود. ترجمه: هان ای نفس مطمئنه و باوقار- بسوی پروردگارت که تو از او خشنودی و او از تو خشنود است باز گرد و در زمره بندگان من در آی، و به بهشت من وارد شو- آیات 27 – 28 – 29- 30 سوره الفجر. این بهشت، بهشت سرتاسری است. روز قیامت هم چنین توصیف شده است: در آن روز هر کس وزنه هایش سنگین است او در زندگی رضایت بخش پسندیده است (فَامّا مَن ثَقُلَت مَوازِینُه فَهُوَ فی عیشَهٍ راضیه) و اما سبک وزن ها که بهربادی ثبات خود را از دست می دادند، بازگشت او دوزخ است (وَاما مَن خَفَّت موازینه فامّهُ هاویه وَ ما ادریکَ ماهِیَ نارٌ حامیه. سوره مبارکه قارعه آیات 5 الی 11) آری کسی که در هر حال و در هر حادثه رجوع به پروردگارش نمود و با دید الهی با آن حادثه روبرو شد علاوه بر آرامشی که نصیبش می شود خود را در کنار خدا می بیند(عند رب) می شود، عند رب هم همیشه جنات است. با خدا مأنوس می شود(0) و به گفته امام صادق علیه السلام این چنین شخص مشمول آیه کریمه : (اِنَّ المُتَّقینَ فی جنّاتٍ و نَهر فی مَقعَدِ صدِقٍ عِنَد مَلیکٍ مُقتَدِر 55 قمر) می گردد. تقوای حقیقی پائیدن مقام رب است ترجمه آیه چنین می شود: بی گمان آن ها که خدا را می پایند و در هر حادثه به او رجوع می کنند.
با خدا همواره انس دارند، همیشه در باغها هستند و در وسعت(پیغمبر(صلّی اللهُ علیه وآله) فرمود نهر در اینجا به معنای وسعت است) در منزلتی راستین نزد فرمانروای توانا، عند ملیک همان ملک است با اضافه حرف یا که (کثره المبانی تدل علی کثره المعانی) اینست اندیشه متکیان بوحی، در این جهان بینی همه چیز زیباست که خود شرح مفصل دارد و گفتنی زیاد .
این چنین اندیشه می گوید غنا و موسیقی از یادخدا و راه خدا مشغول می کند و درحقیقت از رسیدن به بهشت مانع می شود، لذا حرام است. در سوره مبارکه لقمان آیه 6 چنین آمده: و از مردمان کسی هست که خریدار سخنان سرگرم کننده است تابی هیچ علمی از راه
خدا گمراه گرداند و آن را بریشخند گیرد، اینانند که عذابی خفت بار دارند (وَ مَن الناسِ مَن یَشتری لَهوَ الحدیثِ لِیُضِلَّ عَن سبیل اللهِ بغیرِ علمٍ وَ یَتَخِذَها هُزُوا اولئِکَ لَهُم عَذابٌ مُهینٌ.
چند حدیث در ذیل آیه کریمه :از حضرت باقر(علیه السّلام) : غنا از آن چیزهائیست که خداوند تبارک و تعالی وعدۀ آتش داده و این آیه را تلاوت فرمود: امام صادق علیه السلام می فرمود : غنا از چیزهایی است که خداوند درباره اش گفته: وَمِنَ الناس مَن یشتری لَهوَ الحدیث لِیُضِلَ عَن سبیل الله علی ابن ابراهیم از امام حسن عسگری علیه السّلام: در معنای آیه وَمِنَ الناس مَن یشتری لَهوَ الحدیث ... فرمود غنا و شرب خمر و تمام ملاهی که انسان ها را از راه حق منحرف می کند. فَاجتَنِبُوالرِجسَ مِنَ الاُوثانِ وَاجتَنُبِوا قَولَ الزّور 30 حج ترجمه: پس اجتناب کنید پلید را از جنس بتان و اجتناب کنید گفتار ناروا را، تفسیر شده به آلات قمار، شطرنج و ساز و آواز .
در یک زمان از راننده یک تاکسی که سوار شده بودم خواهش کردم صدای موسیقی را خاموش کرد، خیلی باادب بود، تشکر نمودم، برگشت گفت: (همینطور با هم باصطلاح گپ می زدیم بعنوان نردبان راه)مثل اینکه خداوند نمی خواهد ما جوان ها لحظه ای شاد باشیم ... گفتم یک مثال بیاورم، فرزندتان را پیش معلم می فرستید، بچه شما سرسنگینی می کند یواشکی اعتراض دارد که نمی گذاری بازی کنم، خوش باشم، ولی شما قانعش می کنید که این چند لحظه بازی و خوشی به آینده تو ضرر می رساند آینده پشیمان می شوی که ایکاش به درس می رفتم و ... مثل ما عیناً همین است، لغت لهو- لهوالحدیث که در آیه کریمه آمده بچیزی گفته می شود که از یک امر مهم تر مشغول کند و آن ذکرالله العظیم است و نماز که آنهم برای ذکرالله و برای تطهیر و شایستگی پیدا کردن ذکرالله است که هدف از خلقت است و کمال انسان و خواسته های انسان هم همه آنجا است. (1)
پیرامون ولایت فقیه و حکومت اسلامی از آثار و بیانات حضرت آيت الله سید جوادسید فاطمي رحمة الله علیه برگرفته ازآثار وسخنرانی های آیت الله سیدجواد سیدفاطمی رحمة الله علیه:17
شبهه اینکه در گذشته فقهاء عظام شیعه چرا اقدام نمی کردند، علتش ظاهراً این بود که سلاطین جور مثل پهلوی ها و صفویه ها و دیگران مانع اجرای این چنین احکام فقیه می شدند اما امروزه به حمدالله والمّنه چنین موانعی وجود ندارد.))
1) انسان ودرس(تعلیم وتعلم)،سیدجوادسیدفاطمی رحمة الله علیه..چاپ میثم1380
-در کتاب شهید و برترین آنان .. در حمایت از دین و ولایت(در زمان طاغوت و در اوج مبارزات انقلاب، پاییز 57) : ایشان در مقدمه کتابشان چنین می آورند:«... آن روزهای زمان طاغوت یگانه راه مبارزه جهت مبانی مذهب و عقائد اسلامی همان هیئت های مذهبی بود ... در این موقع انقلاب به رهبری قائد اعظم حضرت آیت الله العظمی امام الخمینی مد ضله العالی به اوج رسید و ....
-ازدعاهای همیشگی ایشان بعد ازنماز جماعت ظهر در مسجد وانتهای جلسات قران کریم:
بار پروردگارا انقلاب اسلامی ما را به انقلاب جهانی حضرت ولی عصر(علیه السّلام) متصل بفرما ما را از اعوان و انصارش قرار بده، اسلام و مسلمین را نصرت بده، مقام رهبر عظیم الشان عالی است عالی تر بفرما.
پیامبر(صلّی اللهُ علیه وآله) و حضرت علی(علیه السّلام) همه مردم را مجبور به دین نمی کردند.علی(علیه السّلام) همان علی است، معاویه همان معاویه تاریخ امروز به گستردگی تا زمان علی(علیه السّلام) است. غرب امروز مصداق اصلی معاویه(و معاویه صفت هاست) که می خواهند کاری بر علیه اسلام انجام دهند ولی هیچ غلطی نمی توانند بکنند .17. (پایگاه اظلاع رسانی آیت الله سیدجواد سید فاطمی asfatemi.ir)
16- نظریه معرفتی وفتوای فقهی شانزدهم: فتوی جهاد تدافعی ایشان (سال های1387الی 1391ش)علیه اشغالگران غربی، عبری وتکفیری سرزمین های اسلامی قبل از حکم جهاد تدافعی آیت الله سیدعلی سیستانی ورهبری معظم علیه تکفیری ها وجنگ غزه.
وجوب جهاددفاعی دربرابر اشغالگران سرزمین های اسلامی ومقابله باهجمه آنان (نظامی،فرهنگی ،اقتصادی واجتماعی).
امروزه جهاد واجب است آماده باشیم. اگر کافر از مرز اسلام تجاوز کند بر همه مسلمانان واجب است دفاع کنند ولو آن(مسلمان) سنی باشد. هرکس در راه خدا بجنگد کشته بشود و یا غالب باشد خداوند به زودی اجر عظیمی به او میدهد.
امام علی(علیه السّلام) می فرماید: اگر کافر از مرز اسلام تجاوز کند بر همه مسلمانان واجب است دفاع کنند ولو آن(مسلمان) سنی باشد. بر من واجب است، بر شما واجب است؛ اگر مسامحه کنید بر پیرزن ها هم واجب است از اسلام دفاع کنند ما مسلمانان تنها نیستیم امام زمان(عجل اللهُ تعالی فرجه الشّریف) بالای سرماست. آمادگی داشته باشیم، انشاء الله به کمک امامان رهبرمان حضرت آیت الله العظیم خامنه ای حرکت کنیم و نام آمریکا را برای همیشه دفن کنیم. ما تنها نیستیم امام زمان بالای سرماست. ما آماده ایم ما نباید بنشینیم و آمریکا نعره بکشد.
امروز تمام کفر در مقابل تمام اسلام ایستاده است، باید مسلمانان کاری بکنند که در جهان سربلند باشند.حفظ رهبر واجب است. جامعه اسلامی به معنای حقیقی آن دوران امام زمان(عجل اللهُ تعالی فرجه الشّریف) درست می شود(تحقق خواهد یافت.امروزه جهاد واجب است آماده باشیم،
ننشینیم باید پشت سر رهبرمان حرکت کنیم. امام علی(علیه السّلام) می فرماید: اگر کافر از مرز اسلام تجاوز کند بر همه مسلمانان واجب است دفاع کنند ولو آن(مسلمان) سنی باشد. بر من واجب است، بر شما واجب است؛ اگر مسامحه کنید بر پیرزن ها هم واجب است از اسلام دفاع کنند ما مسلمانان تنها نیستیم امام زمان(عجل اللهُ تعالی فرجه الشّریف) بالای سرماست. آمادگی داشته باشیم، انشاء الله به کمک امامان رهبرمان حضرت آیت الله العظیم خامنه ای حرکت کنیم و نام آمریکا را برای همیشه دفن کنیم. ما تنها نیستیم امام زمان بالای سرماست. ما آماده ایم ما نباید بنشینیم و آمریکا نعره بکشد .
ما نمی گذاریم کفار و دشمنان اسلام به مرزهای کشورهای اسلامی وارد بشوند آمادگی داشته باشیم اگر رهبر حکم جهاد بدهد انشاءالله به کمک امام و رهبرمان حضرت آیت الله العظمی خامنه ای(دام ظله) حرکت کنیم و نام آمریکا را برای همیشه دفن کنم. در جامعه اسلامی باید فقط امر ولی فقیه اجرا شود حکومت کامل و حقیقی با آمدن حضرت ولی عصر(عجل اللهُ تعالی فرجه الشّریف) محقق شود. رهبر انقلاب، یک انسان کامل است، همه چیز در وجودش است .
امروز باید ایران اسلامی غرب و شرق را به یوغ خود بکشد بلی به حمدالله ایران اسلامی به پشتیبانی قرآن و روایات ابرقدرت است.
حضرت آیت الله فاطمی آن مرجع هوشیار و آگاه در سخنرانیها، اطلاعیهها و بیانات مکرر و مراجعات مردمی، مکرر ماهیت جهان غرب، اهداف شوم و مقاصد امریکا و همپیمانانش در حمله و اشغال کشورهای اسلامی را متذکر شدند. مردم را بر آمادگی داشتن برای مقابله با آنها آگاه و تشویق مینمودند. ایشان در بیانی فرمودند: «نشینیم، حرکت کنیم، برویم محضر رهبر انقلاب، حکم جهاد بگیریم. امروز جهاد واجب است، امریکا کافر آمده در کشورهای اسلامی و هیچ جای شبههای نیز باقی نمانده. باید آنها را بیرون کرد.».
جهاد باکفار امروز واجب است.
انَّ الذین کفروا مِنْ أَهْلِ الکتاب وَ المشر کین فی نارجهنم خالدین فیها. اولئک هُمْ شرالبریه: ترجمه آیه: کسانی که کافر شدند از اهل کتاب (یهود و نصاری) و مشرکان آنها هستند که در آتش جهنماند و آنان شر مخلوقات اند. (سوره بینه آیه 6،) (شرالبریه) ار میفرماید کفر است. سوره انفال آیات 59 و 60: این ها پیشرفته نیستند، چه به هر جا برسند حق و اهل حق را عاجز نمیکنند.
وَ لَا یحسبن الذین کفروا سَبَقُوا أَنَّهُمْ لایعجزون = واعدولهم مَا استعطعتم مِنْ قَوِّهِ وَ مِنْ رِباطِ الخیل تُرْهِبُونَ بِهِ عدوالله وَ عَدُوُّ کم. هرچه میتوانید نیرو بر علیه آنها آماده کنید، از اسبان ورزیده که میترسانید خدا و دشمن خویش را.
در قرآن سوره حمد میخوانیم وهمچنین در نماز که: خدایا ما را هدایت کن که به راه مستقیم، نه راه کسانی که مورد غضب تو قرار گرفتهاند نه راه گمراهان که همین یهود و نصاری هستند، والضاین. و در حدیث داریم که آنها یهود و نصاری هستند.
خدایا ما را حفظ کن که تابع ضالین و مضلین نباشیم که امروز شرق و غرب مشمول این آیه است.
آیه آخر سوره مبارکه بقره است (وعفوانا وَ اغفرلنا… وَ النصرنا علی الْقَوْمِ الکافرین)
امروز تمام کفر در مقابل تمام اسلام ایستاده است، باید مسلمانان کاری بکنند در جهان سربلند باشند، کافر شر است چه غرب چه شرق.
خداوند در قرآن وعده یاری مومنین را داده است همانطور که خداوند پیامبران را کمک کرد مومنین را هم کمک میکند.
توقعم از علماء و مراجع امروز (این است که) مردم را بیدار کنند.
در کتاب جواهر امام علیه السلام می فرماید: اگر کافر از مرزهای اسلام تجاوز کند بر همه مسلمانان واجب است دفاع کنند ولوسنی باشد.
ما زیر بار ظلم نمیرویم، ما اجازه نمیدهیم به کشورهای توهین جسارت و تجارت شود و تجاوز شود سرباز از آمریکایی در گوشه کنار عراق وارد خانه مسلمان شده و بیعفتی میکنند.
مسلمانها باید قیام کنند، آمریکا دارد عزت اسلام را لگد مال میکند، امروز جهاد بر ما واجب است.
این ها میخواهند اسم محمد صلی الله علیه و آله را از بین ببرند اگر مسامحه کنیم، بر پیرزن ها هم واجب است از اسلام دفاع کنند.
ما به یاری خدا قدرت داریم، کفار (آمریکا و…) را از کشورهای اسلامی بیرون کنیم. 18
امروز جنگ با امریکا و اشغارگران کشورهای اسلامی بر ما واجب است. آنها وارد خانه ما شدهاند و مسلمانان را لگد مال میکنند و به حرم ائمه اطهار علیهم السلام بیاحترامی میکنند دزدی به خانه آمده واجب است صاحب خانه آن را بیرون کند.
اگر مسلمانان در مقابل کفر ساکت شوند آنها ساکت نمیشوند. ما صدها موسی داریم که در راس همه آنها حضرت آیت ا… العظمی خامنهای (مدظله العالی) است. از همه این ها گذشته حضرت ولی عصر (عج) با مردم ایران است، ما هراس نداریم و به پیروزی امیدواریم، اسلام پیروز است.
مسلمانان برای جهاد نباید مسامحه کنند ممکن است غافل گیر شوند. مخصوصاً امروزه که دشمنان با کشورهای اسلامی وارد جنگ شده است. لازم است بیدار باشیم.
واجب است جوان ها را بیدار کنیم. امروز باید ایران اسلامی شرق و غرب را به یوغ خود بکشد. فرعون زمان ما غرب است ملت ایران مانند قوم بنی اسرائیل نیستند که سرو صدای فرعون و فرعونیان این ها را تحت تاثیر قرار دهد. ما صدها موسی داریم که وقتی موسی اضطراب قوم را دید فرمود: ناراحت نباشید ان الله مع نا. که در اینجا خطاب شد: یا موسی عصاب را به دریا بزن. ننشینم باید پشت سر رهبرمان خدمت کنیم. خدایا به ما توفیق بده با کفار (آمریکا و…) کنار نیاییم و در راه تو کشته شویم بالاتر از این است که با کفار کنار بیاییم.
آمادگی داشته باشیم اگر رهبر حکم جهاد بدهدان ان شاء الله به کمک اماممان رهبرمان حضرت آیت الله العضی خامنهای حرکت کنیم و نام آمریکا را برای همیشه دفن کنیم. تا دشمن و کفر همت جنگ هم هست.
ما ملت ایران به رهبری حضرت آیت الله العظمی خامنهای و در کنار ارتش سپاه بسیج و نیروهای نظامی و مردم به اصناف و بازاریان و… همه طبقات جامعه پای حرکت میکنیم و به آمریکا میگوییم: هر چه زودتر عراق و کشور را ترک کن و الا خاک عراق را قبرستان میکنیم و نام امریکا را برای همیشه در آنجا دفن خواهیم کرد.
امریکا چه غلطی در عراق میکند در همسایگی اربده میکشد توهین میکند در جلوی چشم مردش به زن و دختر مسلمان بیعفتی میکند که بارها کرده این ذلت ماست اگر بیتفاوت باشیم و ما زیر بار ذلت نمیرویم، هیهات من الذله امروز دشمن به خانه ما آمده کشور عراق خانه ماست، خانه اسلام است آنها آمدهاند اسم محمد (صلّی اللهُ علیه وآله) را از بین ببرناد برای شما واجب است دفاع کنید نگذارید از مرز اسلام وارد شوند.
امام محمد باقر و امام صادق (علیهما السّلام) فرمودند: نگویید آنها سنی هستند یا والی برای رهبر آنهااند اسم محمد (صلّی اللهُ علیه وآله) را از بین ببرند برابر شما واجب است دفع کنید. بجنگید در کتاب جواهر امام (علیه السّلام) می فرماید: اگر کافر از مرز اسلام تجاوز کند بر همه مسلمانان واجب است دفاع کنید و او سنی باشد.
هرکس در راه خدا بجنگد کشته بشود و یا غالب باشد خداوند به زودی اجر عظیمی به او میدهد.
شما عمل پیامبر صلی الله علیه و آله را ببینید، عملا امیر المومنین علیه السلام را ببینید زندگی دئمه علیه السلام را ببینید، اینها چه کار میکنند؟ آیا مینشستند و بیتفاوت بودند (در مقابل) کفار و منافقین؟ ما مسلمان ها قدرت داریم اما مهم قرآن است قرآن به ما وعده میدهد، ما در خط موسی هستیم، در خط پیامبران هستیم، خداوند موسی را در مقابل فرعون پیروز گردانید. با علم کتاب الهی ما پیروزیم، ما قدرت داریم. البته این جزء علت است.
این حکم عالم کتاب، قصه فتح خرمشهر در جنگ تحمیلی عراق و ایران است و به طور خلاصه و عده الهی است که در قرآن بارها فرموده: انا لعنصررسلنا وَ الذین أَمِنُوا فی الحیوه الدنیا وَ یوم یقوم الاشهاد (سوره غافه آیه 51) وکان حقا علینا نصر المومنین (آیه 4 سوره روم) انَّ ننصروا اللَّهِ ینصرکم وَ یثبت اقدامسکم.
امیر المومنین علیه السلام به ثقلا از نهج البلاغه خطبه 27 فیض الاسلام پس از بیان فظیلت جهاد که دری از درهای بهشت وخداوند آن را بر روی خواص دوستان خود گشوده است، پس هر کس آن را بدون عذر ترک کند خداوند جامعه ذلت و خواری به او میپوشاند و چون خداوند رحمت خود را از دل او برداشته به بیخردی مبتلا میشود همه این ها بیجهت ترک نصرت خداست. در حالی که به حکم قرآن فرموده: اگر خدا را یاری کنید شما را یاری میکند و گام هایتهان را استقرار میدارد: این تَنْصُرُوا اللَّهَ ینصرکم وَ یثبت اقدامکم. سوره قتال آیه 7.
ملت ایران هریک امت هستند. تکلیف دارند، نماز روزه را واجب میدانند، خمس از زکات، حج، جهاد و جنگ را واجب میدانند. تا دشمن و کفر هست جنگ هم هست. در کتاب جواهر امام علیه السلام میفرماید: اگر کافر از مرزهای اسلام تجاوز کند بر همه مسلمانان واجب است دفاع کنند و او سنی باشد.
این ها میخواهند اسم محمد صلی الله علیه و آله را از بین ببرند. ما به یاری خدا قدرت داریم کفار (آمریکا و…) را از کشورهای اسلامی بیرون کنیم. سوره توبه آیه 111. (خداوند از مومنان جان ها و اموال شان را خریداری کرده که در برابرش، بهشت برای آنان باشد و به این گونه که در راه خدا پیکار میکنند، میکشند و کشته میشوند این وعده حق است بر او، که در تورات و انجیل و در قرآن ذکر فرموده و چه کسی از خدا به عهدش وفادارتر است، اکنون بشارت باید بر شما به داد و ستدی که با خدا کردهاید و این است آن پیروزی بزرگ.
در سوره بقره آیه 216 خداوند میفرماید: جهاد ار در راه خدا بر شما مقرر شد در حالی که برایتان ناخوشایند است چه بسا چیزی را خوش نداشته باشید. حال آنکه خیر شما در آن است و یا چیزی را دوست داشته باشید حال آنکه شر شما در آن است و خواص میداند و شما نمیداند.
-کفار و کشورهای غرب در مقابل اسلام ذلیل اند.
-ما جان بر کف و آماده برای مبارزه و جهاد با اشغالگران کشور عراق و کشورهای اسلامی هستیم.
-پشتیبانان رهبر عظیم الشأن انقلاب در شهرستان ورامین، محکم و راسخ آماده جان فشانی اند.
-قتال و شهادت آرمان ماست و مانند سرورمان حسین علیه السلام میگوییم: هیهات منا اذله، ما آماده جهاد در راه اسلامیم.
ان الذین کفروا من اهل الکتاب و المشرکین فی نار جهنم خالدین فیها. اولئک هم شر البریه». ترجمه آیه: «کسانی که کافر شدند از اهل کتاب (یهود و نصاری) و مشرکان آنها هستند که در آتش جهنماند و آنان شر مخلوقات اند. «سوره بینه، آیه 6، «شرالبریه» را میفرماید کفر است.
سوره انفال آیات 59 و 60: «این ها پیشرفته نیستند، چه به هر جا برسند حق و اهل حق را عاجز نمیکنند.»
-((وَ لَا یحسبن الذین کفروا سَبَقُوا أَنَّهُمْ لَا یعجزون وَ اعدولهم مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قَوِّهِ وَ مِنْ رِباطِ الخیل تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَ عدوکم)).ترجمه: «هرچه میتوانید نیرو بر علیه آنها آماده کنید، از اسبان ورزیده که میترسانید دشمن خدا و دشمن خویش را.
خدایا ما را حفظ کن که تابع ضالین و مضلین نباشیم که امروز شرق و غرب مشمول این آیه است.
درآیه آخر سوره مبارکه بقره است وَ اعْفُ عَنَّا واغفرلنا… وَ النصرنا علی الْقَوْمِ الکافرین.
امروز تمام کفر در مقابل تمام اسلام ایستاده است، باید مسلمانان کاری بکنند تا در جهان سربلند باشند، کافر شر است چه غرب چه شرق.
خداوند در قرآن کریم وعده یاری مومنین را داده است. همانطور که خداوند پیامبران را کمک کرد، مومنین را هم کمک میکند.
توقعم از علماء و مراجع امروز (این است که) مردم را بیدار کنند.
در کتاب جواهرازامام باقر وامام صادق امام علیه السلام میفرماید: اگر کافر از مرزهای اسلام تجاوز کند، بر همه مسلمانان واجب است دفاع کنند ولوآن کشور سنی باشد.
ما زیر بار ظلم نمیرویم، ما اجازه نمیدهیم به کشورهای اسلامی توهین و جسارت و تجاوز شود. سربازان آمریکایی در گوشه و کنار عراق، وارد خانه مسلمانان شده و بیعفتی میکنند.
مسلمانها باید قیام کنند، آمریکا دارد عزت اسلام را لگدمال میکند، امروز جهاد بر ما واجب است.
اینها میخواهند اسم محمد صلی الله علیه و آله را از بین ببرند. اگرما مسامحه کنیم، بر پیرزنها هم واجب است از اسلام دفاع کنند.
ما به یاری خدا قدرت داریم، کفار (آمریکا و…) را از کشورهای اسلامی بیرون کنیم.
امروز جنگ با امریکا و اشغالگران کشورهای اسلامی بر ما واجب است. آنها وارد خانه ما شدهاند و حیثیت مسلمانان را لگدمال میکند و به حرم ائمه اطهار علیهم السلام بیاحترامی میکنند. دزدی به خانه آمده، واجب است صاحب خانه آن را بیرون کند.
اَینَ معز الاُولیاءِ و مُذِّلُ الاَعدا. ما مسلمانان تنها نیستیم. امام زمان بالای سرماست. «فرازی از دعای ندبه»
اگر مسلمانان در مقابل کفر ساکت شوند، آنها ساکت نمیشوند.
ما صدها موسی داریم که در رأس همه آنها حضرت آیت ا… العظم خامنهای «مدظله العالی» است. از همه اینها گذشته حضرت ولی عصر (عجل اللهُ تعالی فرجه الشَّریف) با مردم ایران است. ما هراس نداریم و به پیروزی امیدواریم، اسلام پیروز است.
-مسلمانان برای جهاد نباید مسامحه کنند، ممکن است غافلگیر شوند. مخصوصاً امروزه که دشمنان با کشورهای اسلامی وارد جنگ شدهاند، لازم است بیدار باشیم.
واجب است جوان ها را بیدار کنیم.
امروز باید ایران اسلامی شرق وغرب را به یوغ خود بکشد.
فرعون زما ما غرب است، ملت ایران مانند قوم بنی اسرائیل نیستند که سر و صدای فرعون و فرعونیان این ها را تحت تأثیر قرار دهد. ما صدها موسی داریم که وقتی موسی اضطراب قوم را دید فرمود: ناراحت نباشید ان الله معنا. که در اینجا خطاب شد: «یا موسی عصا را به دریا بزن».
ننشینیم. باید پشت سر رهبرمان حرکت کنیم.
پروردگارا مقام رهبر عظیم الشأن عالی است، عالیتر بفرما.
خدایا به ما توفیق بده با کفار (آمریکا و…» کنار نیاییم کشته شویم بهتر وبالاتر از این است که با کفار کنار بیاییم.
آمادگی داشته باشیم اگر رهبر حکم جهاد بدهد، ان شاء الله به کمک اماممان، رهبرمان حضرت آیت الله العظمی خامنهای حرکت کنیم و نام امریکا را برای همیشه دفن کنیم.
تا دشمن و کفر هست، جنگ هم هست.
ما ملت ایران به رهبری حضرت آیت الله العظمی خامنهای و در کنار ارتش، سپاه و بسیج و نیروهای نظامی و مردمی، اصناف و بازاریان و… همه طبقات جامعه حرکت میکنیم و به امریکا میگوییم: هرچه زودتر عراق و کشورهای اسلامی را ترک کن و الا خاک عراق را قبرستان میکنیم و نام امریکا را برای همیشه در آنجا دفن خواهیم کرد.
امریکا چه غلطی در عراق میکند. در همسایگی ما عربده میکشد، توهین میکند، در جلوی چشم مردش به زن و دختر مسلمان بیعفتی میکند که این کار را بارها تکرارکرده است. این ذلت ماست. اگر بیتفاوت باشیم و ما زیر بار ذلت نمیرویم، هَیهات منا الذَّلَه.
امروز دشمن به خانه ما آمده، کشور عراق خانه ماست، خانه اسلام است. آنها آمدهاند، اسم محمد (صلّی اللهُ علیه وآله) را از بین ببرند. برای شما واجب است دفاع کنید، نگذارید از مرز اسلام وارد شوند.
امام باقر و امام صادق (علیهما السّلام) فرمودند: نگویید آنها سنی هستند یا والی یا رهبر آنها کیست. آنها آمدهاند اسم محمد (صلّی اللهُ علیه وآله) را از بین ببرند. برای شما واجب است دفاع کنید. نگذارید از مرز اسلام وارد شوند (صفحه 22، جلد ششم وسائل الشیعه و صفحه 21 جلد پنجم کتاب کافی.).
در زبان امام صادق و امام باقر عراق کشور اسلام است. وقتی دشمن وارد شده بر همه مسلمانان واجب است دفاع کنند، بجنگند. در کتاب جواهراز امام (علیه السّلام) میفرماید: اگر کافر از مرز اسلام تجاوز کند، بر همه مسلمانان واجب است دفاع کنند ولو سنّی باشد.
هرکس در راه خدا بجنگد، کشته بشود و یا غالب باشد، خداوند به زودی اجر عظیمی به او میدهد.
شما عمل پیامبر صلی الله علی و آله را ببینید، عمل امیرالمؤمنین علیه السلام را ببینید، زندگی ائمه علیه السلام را ببینید، این ها چه کار میکنند؟ آیا مینشستند و بیتفاوت بودند (در مقابل) کفار و منافقین؟ ما مسلمان ها قدرت داریم اما مهمترازقدرت، قرآن است. قرآن به ما وعده میدهد، ما در خط موسی هستیم، در خط پیامبران هستیم، خداوند موسی را در مقابل فرعون پیروز گردانید. ما علم کتاب داریم، با علم کتاب الهی ما پیروزیم، ما قدرت داریم. الحمدالله مانورهای نظامی زیادی انجام شده و تجهیزات نظامی داریم. البته این جزء علت است.
از الفبای این علم، علم کتاب، قصه فتح خرمشهر در جنگ تحمیلی عراق و ایران است و به طور خلاصه وعده الهی است که در قرآن بارها فرموده: اِنّا لتَنصُر رُسُلَنا و الذّین اَمنَوُا فِی الحَیوه اِلدُنیا وَ یُومُ یَقوُم الاشهاد (سوره غافر، آیه 51) / وَ کانَ حقاً عَلَینا نَصُر المومنین (آیه 4 سوره روم) و آیات دیگر… اِن تنصُروا الله یَنصُرکم وَ یثبت اقدامکُم.
امیرالمؤمنین علیه السّلام به نقل از نهج البلاغه، خطبه 27، فیض الاسلام پس از بیان فضیلت جهاد که دری است از درهای بهشت و خداوند آن را بر روی خواص دوستان خود گشوده است، پس هر کس آن را بدون عذر ترک کند، خداوند جامه ذلت و خواری به او میپوشاند و چون خداوند رحمت خود را از دل او برداشته، به بیخردی مبتلا میشود. همه اینها به جهت ترک نصرت خداست در حالی که به حکم قرآن فرموده: اگر خدا را یاری کنید، شما را یاری میکند و گام هایتان را استوار میدارد: اِن تَنصُروا الله یَنصُرکم و یثبت اقدامَکُم (سوره قتال، آیه 7)
ملت ایران هر کدام یک امت هستند. تکلیف دارند، نماز روزه را واجب میدانند، خمس، زکات، حج، جهاد و جنگ را واجب میدانند بدانید تا دشمن و کفر هست، جنگ هم هست.
در کتاب جواهر امام از علیه السلام میفرماید: اگر کافر از مرزهای اسلام تجاوز کند، بر همه مسلمانان واجب است دفاع کنند ولو سنی باشد.
اینها میخواهند اسم محمد صلی الله علیه و آله را از بین ببرند. ما به یاری خدا قدرت د اریم، کفار (آمریکا و…) را از کشورهای اسلامی بیرون کنیم.
سوره توبه آیه 111: «خداوند از مؤمنان جان ها و اموالشان را خریداری کرده که در برابرش، بهشت برای آنان باشد (به این گونه که) در راه خدا پیکار میکنند، میکشند و کشته میشوند. این وعده حقی است بر او، که در تورات و انجیل و در قرآن ذکر فرموده و چه کسی از خدا به عهدش وفادارتر است، اکنون بشارت باد بر شما به داد و ستدی که با خدا کردهاید و این است آن پیروزی بزرگ».
در سوره بقره آیه 216 خداوند میفرماید: «جهاد در راه خدا بر شما مقرر شد در حالی که برایتان ناخوشایند است چه بسا چیزی را خوش نداشته باشید. حال آنکه خیر شما در آن است و یا چیزی را دوست داشته باشید. حال آنکه شرّ شما در آن است وخدا میداند و شما نمیدانید.))19
بسمه تعالی
استفاده کردن از ادوات صورت در حدی که موجب مزاحمت و ناراحتی مردم باشد غیر مجاز و حرام است.
پرسش: راه حل مسئله آشفتگی ها وناآرامی های انسان وراه نجات ان درقرآن کریم وروایات چیست؟
سوره مبارکه البلد- سوره 90 دارای 20 آیه است . این سوره مبارکه در رنج و زحمت بودن انسان را که یکی از شعبه های حرص و آز اوست موضوع قرار داده سپس راه خلاصی از این رنج و تعب را که عامل مهم بدبختی و جهنمی بودن اوست ارائه می دهد.در اول سوره دو موضوع بسیار مبارک را مورد قسم قرار داده و به عامل مهم رنج و تعب انسان را که همانا شهرنشینی و توالد و تناسل اوست اشاره می کند «بِسمِ الله الرَحمنِ الرَحیم، لااُقسِمُ بِهذا البَلَد، وَ أنتَ حِلٌّ بِهذا البَلَد، وَ والِدِ و ما ولَد 4 » سپس مقسم علیه یعنی چیزی را که قسم را برای آن یاد می کند می آورد«لَقَد خَلَقنا الاِنسانَ فی کَبَد 5» همانا ما انسان را در زحمت آفریده ایم، تعبیر لَقَد خَلَقنا الانِسان، این را می رساند که تا انسان انسان است و هنوز دست تربیت و هدایت الهیه به او نرسیده و مومن نشده است در رنج و زحمت خواهد بود، و این یکی از شاخصه های انسان است که شخصیت او را تشکیل می دهد، همچنانکه درباره عجله کردن که شاخصه دیگر اوست می فرماید : «خُلِقَ الاِنسانَ مِن عَجلٍ 37- سوره انبیاء» یا درباره حرص و آز می فرماید : «إنَّ الاِنسانَ خُلِقَ هَلَوعاً، آیه 19- سوره معارج» یعنی انسان حریص و آزمند است مگر اینکه در خط بندگی خداوند تبارک و تعالی درآید، و درهمین معنی است:«اِنّ الاِنسانَ لَفی خُسر اِلّا الذینَ امنوُا... سوره والعصر».
در سه آیه بعدی آثار شوم این خصیصه را بیان می کند: او آنچنان در راه ارضاء حرص و آز خود پیش می رود و گمان دارد کسی به او خط و اندازه قرار نداده و حدّ و مرزی برای او نیست (اَیَحسَبُ اَن لَن یَقدِرَ عَلَیهِ اَحَد 5 ) پیوسته ادعاها و شعارهای راست و دروغ دارد، زحمت کشیده ام، پول ها خرج کرده ام، آن چنان که گویا کسی او را ندیده و اعمالش را زیر نظر ندارد(یَقُول اَهلکتُ مالاً لُبُداً، اَیَحسُبُ اَن لَم یَرَهُ اَحَد) این چنین انسان در رنج و تعب است و زندگی را هم به خود و هم به دیگران تنگ و ناگوار می نماید مگر اینکه مومن باشد چه با ایمان می تواند از این بلیه خلاص شود.
خوشبختانه وسیله کسب ایمان را هم خود دارد اگر بخواهد آن نعمت های چشم و زبان و سایر عوامل آگاهی است که در آیات سه گانه 8-9-10 : اَلَم نَجعَل لَهُ عَینَینِ، ولِساناً و شَفَتیَن، و هَدَیناُ النَجَّدَینٍ آمده- این اعضاء نموداری از تکامل و اختیار انسان، و قراردادهای تکوینی باریتعالی «اَلَم نجعل ....» است تا آدمی باختیار خود آن ها را بکار برد، بنگرد، بیندیشد، بگوید، بپرسد و با اسرار جهان و دریافت های دیگران آشنا شود، و هدف ها و قوانین حیات را دریابد و بالاخره در صراط مستقیم و خط اعتدال قرار گیرد تا دشواری ها برایش آسان شود و از رنج ها و سختی ها برهد.
ولی او با توجه به این وسایل آگاهی و نعمت هایی که پروردگارش در اختیار گذاشته همچنان در اسارت خود پیش می رود و حاضر نشده است از هواهای نفس خود دست بردارد. و وارد میدان بندگی پروردگار خود شود در سوره مبارکه تکاثر»سوره 102» آنجا که افزون طلبی انسان رامورد انتقاد قرار می دهد می فرماید : شما اگر یقین به قیامت داشتید اینکار را نمی کردید(وَ بِالاخَرهِ هُم یُوقِنُون – آیه چهار- سوره بقره) آن روز که جهنم را می بینید از نعمت ها سوال می شوید که با داشتن آن همه وسایل هدایت چرا بی اعتناد شدید و به این روز سیاه افتادید (ثُمِّ لَرونّها عینَ الیَقین ثم لَتُسُئلَنّ یومئذٍ عن النعیم 8) .
آری مبارزه با هواهای نفس آنچنان سهل و آسان هم نیست، این راه سختی ها دارد همچنان که گذرگاه های پرپیچ و خم در سینه کوه سختی ها دارد همه کس متحمل نمی شود(فَلا اِقتَحَمَ العَقَبه 11) و چه دانی تو که آن گردنه(عقبه) چیست(وَما اَدریکَ ما العَقَبَه 12) این گونه سوال«و ما اَدریکَ» که در قرآن مکرر آمده : «وَ ما اَدریکَ ما لیلَهُ القَدر ... وَ ما اَدریکَ ما الحاقَه- وَما اَدریکَ ما عِلیّون- راجع به حقایق و واقعیاتی است که کنه آن ها برتر از اندیشه و درک مخاطب است، قرآن پس از القاء اینگونه استفهام ها جواب هایی از زمان و حوادث و لوازم آن را بیان می دارد.
در این آیه نیز فَکُّ رَقَبه از آثار و لوازم عقبه مورد استفهام است، مبارزه با نفس تا دست یافتن به تزکیه نفس با در نظر گرفتن عمق غرائز و احساس های بشری که بجز پروردگار کسی نمی تواند ابعاد آن ها را ارزیابی کند قابل درک برای همه نیست عجیب است که حتی معصومین علیه السَّلام، هم از آتش این غرائز بخدا پناهنده شده اند راوی گفت : امام صادق علیه السَّلام را در مکه دیدم در حال طواف ذکرش فقط اینست الهی قِنی شَحِّ نَفسی (خداوندا مرا از حرص و بخل نفسم خلاص کن ) اشاره به این آیه کریمه 9 سوره الحشر و آیه 16 سوره التّغابن یعنی شکوفائی و رستکاری نصیب کسی است که از حرص و بخل نفسش مصون باشد.(فَاتّقواللهَ ما استَطَعتُم وَ اسمَعُوا واَطیعوا وَ اَنفِقُوا اخیراً لِاَنفُسِکُم وَمن یُوفَ شَحَّ نَفسِهِ فَاولئکَ هُمُ المفلِحون).
حضرت سجاد علیه السلام در مناجاتش : الهی اِلَیکَ اَشکُوا نَفساً بِالّسُوِء اَمّاره تا آنجا که از بیقراری نفس شکایت می کند : اِن مَسَّها الشَّرُ تُجزَع واِن مَسّها الخَیرُ تَمنَع- اشاره به آیه 19 سوره معارج: خُلِقَ الاِنسانُ هَلوُعاً، اِذا مَسَّهُ الشَرّ جَزوُعاً وَ اِدامَسَّه الخَیرَ مَنوُعاً، است.
علی علیه السَّلام وقتی به درب مسجد می رسید پاها را جفت می کرد و مناجات کوتاهی نموده رهائی خود را از آتش های نفس تقاضا می نمود :(یَسئَلهَ مَن فی السَماواتِ وَ الَارض کُلَّ یومٍ هُوَ فی شَأن اَللهُمُ وَلیَکَن مِن شَانُ حاجَتی وَهَیِ عِتقُ رَقَبَتی مِنَ النّاروَان تُقبِل عَلّیَ بِوجهِکَ الکریم).
انسان ها اسیر همین غرائز و احساس ها هستند و هر یک از آن ها شعله آتشینی است که او را می سوزاند و در عذاب می دارد6.
به عبارتی دیگر:
انسان در آتش است (حرص،حسد تکبر و..)ازکتاب باهمین عنوان از ایشان:
از امام صادق است که فرمود «الناس ممالیک النار» مردم اسیر آتشند مگر شیعیان ما که از آتش آزادند، بلی فقط تبعیت از انبیاء و بندگی خدا است که انسان را از بندگی غیر خدا آزاد می کند آیات 13 به بعد متضمن این معنی است«اَو اِطعام فی یَومٍ ذی مَسغُبَه، یَتیماً ذا مَقرَبَهٍ اَومسکیناً ذا متربهٍ » طعام دادن در روز گرسنگی، به یتیمی از خویشاوندان یا فقیر خاک نشین)، - اداء نماز از شرک و کبر پاک می کند(اِنّ الصَلوهَ تَنهی عَنِ الفَحشاءِ وَالمنکر- آیه 45 فاطر)انفاق، صدقات، زکوه از حب دنیا که رأس کل خطیئه است پاک می کند .
در آیه 103 توبه چنین است : از اموال آن ها صدقه ای بگیر تا بوسیله آن آن ها را پاک سازی و پرورش دهی خُذمِن اَموالِهِم صَدقَهَ نُطّهُرهُم و تَزکیهم بِها ... آیه 104 توبه) بطور کلی اتفاق بهر معنی زکوه، خمس، صدقات، حتی طعام دادن، میهمانی دادن این اثر را دارد.
رسول خدا (صلّی اللهُ علیه وآله) در خطبه آخر جمعه شعبان درباره افطاری دادن توصیه می فرمود کسانی عرض کردند ما همه قادر به افطاری دادن نیستیم. حضرت فرمود: (اِتَقّوا النارَ وَ لَوبَشقِّ تَمرَهٍ ) از آتش خود را بپائید ولو با نصف خرما باشد. یعنی فقیری که مالک پنج
و شش عدد خرما بیش نیست آن هم اگر نصف خرما را بدهد از حب دنبایش کاسته می شود و بهمان اندازه از آتش حرص و از مصون می گردد.
انبیاء علیهم السَّلام سروکار با انسان دارند که هدایتش کنند پیغمبر ما هم که آخرین آن هاست نیز سروکارش با انسان است، انسانی که دارای این خصوصیات است که قرآن شمرده: انسان هلوع آفریده شده است :(اِنَّ الاِنسانَ خُلِقَ هَلُوعاً …) به یقین انسان بی ثبات و بی قرار است چون شَرّی به او رسد نالان شود و چون خیری به او رسد خود را می گیرد مگر نماز خوانان، - (اذا مَسه الشر جَزوعاً، وَ اِذا مَسّه الخَیر مَنوعاً، اِلا المُصلّینِ، آیات 19، 20 معارج).
در سوره فجر آیات 15 و 16: اما انسان هنگامی که پروردگارش او را برای آزمایش، اکرام می کند و نعمت می بخشد مغرور می شود و می گوید پروردگارم مرا گرامی داشته است، و اما هنگامی که برای امتحان روزیش را برای او تنگ می گیرد مأیوسانه می گوید پروردگارم مرا خوار کرده است، نه، - چنان نیست که شما می پندارید، فَامّا الاِنسانُ اِذا ما اِئتلاهُ رَبُّهُ فَاکرَمَهُ وَ نَّعَمهُ فَیَقولُ رَبِّ اَکرَمَنِ،- وَ اَمّا اِذا ما اِبتَلاهُ فَقَدَرَ عَلَیهِ رِزقَهُ فَیَقُولُ رَبِّ اَهانَنِ، کَلا)، آری انسان همواره با عوارض ناگوار داشتن یا نداشتن، دست به گریبان است.
انسان حریص است، انسان بخیل است در این خصوص آیه 100 سوره اِسراء چنین آمده : بگو اگر شما مالک خزینه های رحمت پروردگار من بودید در این صورت نیز امساک می کردید مبادا انفاق مایه تنگدستی شما شود و انسان تنگ نظر است (قُل لَوانتم تَملِکُونَ خَزائِنَ رَحمَهِ رَبّی اِذا لامسکتُم خَشیهَ الاِنفاق و کانَ الاِنسان قتوراً )، و بموازات این حرص ژرف، و عمیق حسد حاسد است (وَ مِن شَرّ حاسِدٍ اِذا حَسَد 5 سوره فلق). اگر دیگران داشته باشند و او نداشته باشد، حسود نه تنها تا کشتن محسود پیش می رود و فرمان «اُقتُلُوا یوسُفَ»آیه 9 سوره یوسف، - صادر می کند، از آن بالاتر نابودی خود از خدا می خواهد تا از آتش حسد برهد، در آیه 32 انفال از بدخواهان رسول خدا چنین آورده : و هنگامی که گفتند پروردگارا این حق است و از طرف تو است بارانی از سنگ بر ما از آسمان فرود آر، یا عذابی دردناک بر ما بفرست: (اللهُم اِنّ کانَ هذا هوالحق مِن عِندک فامطِر عَلَینا حجازَه مِنَ السماءِ اَوِ ائتِنا بِعذابٍ اَلیم).
درباره عمق کینه و عداوتی که در برخوردها پیدا می کند در آیات 62 و 63 سوره انفال آنجا که یاری و نصرت خود را به پیغمبرش خاطرنشان می فرماید چنین می گوید : اگر بخواهند درباره صدمات تو خدعه کنند خدا برای تو کافیست که تو را با یاری خود و مومنان تقویت کرده، و دل های آنان را با هم الفت داد، اگر تمام آنچه را روی زمین است صرف می کردی که میان دل های آنان الفت دهی، نمی توانستی، ولی خداوند در میان آن ها الفت ایجاد کرد، او توانا و حکیم است. ثُمَّ کانَ مِنَ الَذین امنوُا و اتواصوا بالصبر و تو اصوا بالرحمه .(17) عطف به فلا اِتَحَمَ العَقَبَه است. یعنی بس از عبور از عقبه که همان فکّ رقبه و اطعام به ایتام و مساکین است باید توام با ایمان به خدا و وعدهای خدا باشد و تقرب و رضای او هدف باشد تا اعمال و انعام ها عاری از ریا و شرک وحتی
عالی از توقع شکرگزاری فقیر باشد. «فاتِ ذَی القربی حَقَه وَ المِسکینَ وَابنِ السَبیل ذلِکَ خَیرٌلِلَذینَ یُریدونَ وَجهِ اللهِ وَاولئکَ هم المفلحون 38 روم ». و پس از ایمان فردی ارتباط با هم لازم است تا پایه اجماع مومن شکل گیرد.
در آیه 200 آل عمران است: یا اَیُّها الذینَ امنوا اِصبِروُا وَ صابِروُا وَ رابِطُوا وَاَتَّقوُا الله لَعَلَّکُم تُفلِحون) و همدیگر را توصیه به صبر و مرحمه نمایند،- گذشت از خود برای رفاه دیگران مخالف با هواها و کشش های نفسانی است لذا باید هشیار بوده و مددکار یکدیگر، در برابر انگیزه های فردی و بی مهری ها به شکیبائی و رحمت توصیه کرد و از همدیگر پذیرا بود تا پیوسته این دو خوی عالی که صبر و رحمت است بیدار و فعال بماند، «مُحَمَّد رَسولَ الله وَاَلَّذینَ مَعَهُ اَشِدّاءُ عَلَی الکفارُ رُحماءِ بینهم ... آیه 29 فتح » .
در چنین اجتماعی همت ها برانگیخته شود و برکات از هر سو رو می کند(اولئکَ اَصحابُ المَیمَنه) و اهل بهشتند، بهشت سرتاسری، (وَاَلذینَ کفَروُا بِایاتِنا هُم اَصحابُ المَشئَمِه19 عَلیهم نارٌ موصَدَه 20) در قرآن متجاوز از هفتاد مورد تابلوهائی از بهشت و جهنم ترسیده نموده است و جالب اینکه تکراری نیست و در هر مورد به نحو خاصی مطلب را آنچنانکه هست رسانده، در این سوره مبارکه نیز پس از بیان و ترسیم مشخصات اهل بهشت و خلاصه نمودن آن مشخصات با جمله «اولئکَ اَصحابُ المَیمَنه» به حکم مقابله تابلوی اهل جهنم را ترسیم می نماید با آیه 19 و 20 : و کسانیکه به آیات ما کافر شدند آنان افرادی شومند، بقرینه پیوستگی و تقابل آیات چنین توضیح می شود کسانیکه به آیات هدایتی و قدرت ادراک و بیان «عَینین و لسانا و شفتین و هدیناه النجدین» ما بی اعتناد شدند و از اقتحام در عقبه تکلیف روی گرداندند و به آزاد کردن گردن ها و اطعام نپرداختند و به اجتماع ایمانی نپیوستند و همدیگر را بصبر و رحمت توصیه ننمودند همین ها اصحاب شوم«مشئمه » هستند اینان وجودشان شوم و ملازم با شئامت است و با استکبار و تکروی روزنه تابش نور حیات و دریچه نسیم رحمت را بر روی خود و دیگران بسته اند، آتش فراگیر و دربسته را برای خود و جمع فراهم ساخته اند«عَلَیهِم نارٌ موصَدَه». در حدیثی از امام صادق(علیه السَّلام) می خوانیم کسی که در نماز واجب سوره «لااُقسِمُ بِهذا البَلَد» را بخواند در دنیا از صالحان شناخته خواهد شد و در آخرت از کسانی شناخته می شود که در درگاه خداوند مقام و منزلتی دارد و از دوستان پیامبران و شهدا و صالحان خواهد بود..
جمع بندی:
1-محوریت اجتماع وزندگی مسلمانان مسجد است، نتیجه زندگی مسجدی وخدابندگی نجات، آرامش، تزکیه وبهشت ورضای الهی، لقا الله، دیدارخدا، عندرب شدن است.(برگرفته از کتاب مساجد راازغربت در آوریم اثرآیت الله سیدجوادسیدفاطمی رحمة الله علیه)
2- قرآن کریم پایه و اساس درس و تعلیم ما است. فهم و درک قرآن آن چنان سهل و آسان است که عرب درس نخوانده در محضر رسول خدا(صلَّی اللهُ علیه وآله) با یک بار شنیدن آیات می فهمید و آیات را ... و حلال و حرامش را می گرفت و عقیده می کرد، در جائی که ابهامی بنظرش می رسید یا در آیات متشابه، کلام رسول خدا(صلَّی اللهُ علیه وآله) توضیح و تفسیر می کرد، در زمان ائمه اطهار علیه السلام نیز بهمان کیفیت کلمات ائمه(علیهم السَّلام) را از مردم کوچه و بازار که اکثراً درس نخوانده بودند می گرفتند و نقل حدیث می کردند کسی اگر کمترین آشنائی با روایات و راویان احادیث که همان از اصناف : خیاط، حداد، عطار، بزاز و ... بودند، اما غیر عرب زبان مانند ما ایرانی ها یک مقدار مقدمه
لازم است تا حدودی، درباره صرف و نحو تا جائیکه ملکه کل فاعل مرفوع و کل مفعول منصوب و کل مضاف الیه مجرور با توضیحی در پیرامون آن که با یک دوره جامع المقدمات تأمین می شود و واردخواندن کتابت عربی مخصوصاً قرآن کریم و روایات اهل بیت در پیرامون آیات کریمه که طبق تحقیقی که در این باره شده است بهترین راه برای یادگیری زبان خارجی(عربی) خواندن متن و روزنامه های بزبان موردنظر می باشد و خوشبختانه مسلمانان دنیا در هر زبانی متعهدند که قرآن بخوانند و با تکرار قرائت آشنائی حاصل می شود بدون احتیاج به قواعد صرف و نحو که در حدیث آمده خیلی خود را در این امور معطل نکنید، چه قرآن بزبان مردم عادی و عامی و بطور آسان نازل شده است(وَلَقَد یَسّرنَاالقُرآنَ لِلذِّکر فَهَل مِن مُدِّکّر از سوره مبارکه قمر آیه 17) بطور مکرر آمده است یعنی ما قرآن را برای یادگیری و تذکر بسیار آسان کرده ایم آیا هست کسیکه متذکر شود .
3- زيبايي مسجد، آبادي مسجد، در چیست؟كمال و زيبايي و آبادی در هر چيز و در هر مكان با در نظر گرفتن تمام جهات آن است رسول خدا(صلَّی اللهُ علیه وآله) حال ضعفا و فقراء امت را هم در نظر گرفته، هميشه عده هستند ضعيف و فقير و اين يک تصادف نيست عنايت حق تعالی بر اين است كه انسانها با همين اختلاف طبقاتي نيز امتحان شوند، هميشه فقرايی پاک و متعهد بدين كه اكثريت متدنين را تشكيل ميدهند. وجود دارند، ضيق و تنگي معيشت به آنها اجازه نمی دهد مستحبات شرعيه را به جاي آورند آنها اكتفاء به واجبات می كنند از نجاسات خود را برای اداء وظيفه نماز پاك می كنند اما دائماً با لباس تميز كه مستحب است و ثواب نماز را زياد می كند، نمی توانند و نمی رسند كه با لباس تميز و زيبا نماز بخوانند، يا مسواك كردن چقدر تأكيد شده و می دانند و شنيدهاند كه رسول خدا(صلَّی اللهُ علیه وآله) فرمود: اگر بر امتم مشقت نبود مسواك كردن را واجب می كردم، چون می دانست عدهای نمی رسند لذا واجب نكرده و مستحب است، يا هميشه بوی عرق بدن و پا را تميزكردن خوب است امام فقير خسته نمی تواند هميشه شستشو كند و دوش بگيرد، حمامی ندارد، رسول خدا(صلَّی اللهُ علیه وآله) تمام اين ها را در نظر گرفته و در عين حال پابرهنهها را بيشتر ترغيب وتشويق می كرد خود همراه با آنها می نشسته، لذا میبينيم طبق آنچه از مطاوی كلمات اصحاب بر می آيد فرش مسجد رسول خدا(صلَّی اللهُ علیه وآله) يا قسمت مهم آن سنگريزه بود كه در حديث هم توجيه شده به اينكه سنگريزه ناپاكی ها را در خود دفن میكند عفونتها را می زدايد.
4- تا اين اواخر فرش مسجدالحرام و مسجدالنبی و مسجدخيف و... سنگريزه بود در سال 1354 شمسي كه توفيق تشرف به زيارت خانه خدا نصيبم شد فرش مسجدالحرام به همان كيفيت سنگريزه بود، گردنبندهايی از سيمان يا سنگ مرمر و در وسط سنگريزه تميز، و در همان سال مسجد خيف واقع در منی كه تجلی گاه مجد و عظمت خداوند برای ابراهيم(علیه السَّلام) بود « وَ بِمَجْدِكَ الذي تَجليتَ به لَمُوسي كَليمكَ(علیه السَّلام) في طور سينا و ابراهيم(علیه السَّلام) مِنْ قَبلُ في مَسجد الخيف،» (فرازي از دعاي سمات) مسجدی كه اكثر انبياء (علیهم السَّلام) در آن نماز خواندهاند و دو ركعت نماز در جای پای هفتاد هزار پيغمبر چه فضيلتی بالا دارد، هركس در گوشه ای روی سنگريزه های تميز نماز میخواند يا خود سجادهای زير پايش میانداخت، و عدهای هم در كناری دراز كشيده و مشغول استراحت بودند.
اين ها همه قبل از انقلاب اسلامی بود، در سال 1371 هجری شمسی بعد از انقلاب بار ديگر توفيق تشرف جهت اعمال عمره حاصل شد، روزی به شوق نماز در مسجد خيف راهی منی شديم به قول معروف اگر شما در آن جا نماز خوانديد ما هم خوانديم، مسجد را خراب كرده بودند ببخشيد نه به آن معنی بلكه ساختمان بسيار عالی و قبهای بلند با در و پيكر طاغوتی كه فقط از آن پنجره های مدرن سلطنتی می شد اندرون مسجد را ديد زد، چه فرشها و چه چلچراغ ها اما نماز بی نماز، گفتند: فقط در مراسمی باز می شود، بلی اين است نتيجه تخلف از شيوهای رسولالله(صلَّی اللهُ علیه وآله) متأسفانه امروز در كشور ما نيز بعضی از مساجد بيشباهت به آن وضع نيست، اينجاست كه نهی از آرايش مسجد بايد ساده و بی پيرايه باشد تداعی میشود تا برای حفظ اثاثيه مسجد بسته نشود و خراب نگردد. « وَ مَنْ اَظلَمُ مِمّن مَنَع
مَساجد الله اَنْ يُذكر فيها اسمُه وَسَعي في خَرابها...» (سوره بقره/آيه114) مردم بندگان خدا مسجد ميخواهند فرش و اثاث كذائي نمی خواهند هركس در خانه خود از آنها وتميزتر از آنها را دارد.
5-مسجد در هر كجا كه باشد انجا شعبهای، شعاعی از كعبه معظمه و مسجدالحرام است.
كه هميشه و همه وقت پناهگاه مردم می باشد «وَاِذْ جَعَلنا البيت مَثابه للناسِ وَ اَمنا» (سوره بقره/آيه 126) خيلی زننده و زشت می نمايد كه ساعت هشت صبح مثلاً همه جا و همه درها باز باشد اما در خانه خدا بسته شود، براي جوانانی كه دارای طينتهای پاک هستند بهترين جا جهت پاكردن اوقات فراغت مسجد است، پير مرد باز نشستهای كه از خانهاش بيرون آمده بهترين جايی كه او را به خود می پذيرد مسجد است.
برای فقرا و پابرهنگانی كه جايگاهی ندارند خانه پروردگارشان «مسجد» پناهگاه آنها است مگر نه اين بود كه عده از فقرا «اصحاب صفه» هميشه در مسجد رسولالله(صلَّی اللهُ علیه وآله) بودند، در مدينه منوره تا به امروز جهت سنت رسولالله(صلَّی اللهُ علیه وآله) مسجدالنبی سكوی فقرا را حفظ كردهاند و معجری دورش كشيدهاند.
6-در كشورهای اروپايی به اصطلاح پيشرفته در فصل زمستان همه ساله از سرما عدهای در گوشهای خيابان ها يخ می بندند و جان می دهند، چه كليسا و معابدشان «برروی مردم» بسته است فقط در مراسمی باز می شود.
ما مسلمانها چرا درب مسجدها را به بنديم چه مانع شرعی دارد مگر مسجد فقط متعلق به اغنياء است.
7-دنیا ابزاربندگی است نه هدف وبرای دلبستگی
از کتاب انسان و درس تألیف اثرآیت الله سیدجوادسیدفاطمی رحمة الله علیه:
قرآن کریم محکوم می کند آنان را که در فعالیت ها فقط دنیا را هدف، قرار می دهند به آیات مربوطه زیر بهتر است توجه شود:
7-1- در سوره مبارکه هود آیه 16:
مَن کانَ یُریدُ الحَیوهُ الدّنیا وَزینَتَها نَوَّفَ اِلَیهِم اَعمالَهم فیها وَ هُم فیها لا یُبخَسون، اُولئِکَ لَیسَ لهم فی الاخِرَه اِلاالنار و حَبِطَ ما صَنَعوا فیها وَ باطِل ما کانوایَعمَلون
کسانی که زندگی دنیا و زینت آن رابخواهند نتیجه اعمالشان را در این دنیا بطور کامل به آن ها می دهیم و چیزی کم و کاست از آن ها نخواهد شد، ولی آن ها در آخرت جز آتش سهمی نخواهند داشت و آنچه را عمل میکردند باطل و بی اثر می شود.
در فرهنگ انبیاء دنیا هدف نیست وسیله است، دنیا آزمایشگاه است، دنیا بازار معامله انسان ها با خداوند است، اطاعت و بندگی به انسان صلاحیت می دهد، صلاحیت ورود به میهمانی بزرگ الهی، بهشت، بهشت سرتاسری.
7-2- در سوره یونس آیه 7
اِنَّ الّذینَ لا یَرجُونَ لِقائِناوَرَضُوا بالحَیوه الدُنیا وَ اَطماَ
آن ها که ایمان بملاقات ما ندارند و بهزندگی دنیا خشنود شدند و
نَوّابِها وَ الّذینَهُم عَن ایاتِناغافِلُون، اُولئِکَ مَاویهُمُ النّارُ بِما کانُوا یَکسِبون
بر آن تکیه کردند و ان ها که از آیات ما غافلند، همه آن هاجایگاهشان آتش است بخاطر کارهائیکه انجام می دادند.
7-3- مجموعه آیات سه گانه اول سوره ابراهیم: بچه ها از هفت سالگی در مکتب انبیاء با قوانین و سنت های الهیّه آشنا می شوند و با خدا انس می گیرند و در طول زندگی خود را تنها احساس نمی کنند و از تاریکی ها به نور می آیند، نظام آموزشی کذائی غرب طبعاً این راه را سد می کند و انسان را به پرتگاه تاریک مادیت سوق می دهد دقت کنید :
المرا، کِتاب اَنزَلناهُ اِلَیکَ لِتُخرجَ النّاسَ مِنَ الظُّلُماتِ اِلی النُّور باِذنِ رَبِّهِم اِلی صِراطِ العَزیزِ الحمید اللهُ الذی لَهُ ما فِی السّمواتِ وَمافِی الاَرضِ وَ وَیلٌ لِلکافِرین مِن عذابٍ شدید
اَلَّذینَ یَستَحِبُّونَ الحیوهَالدُّنیا عَلَی الاخِرهِ وَ یَصُدُّونَ عَن سَبیلِ اللهِ وَ یَبغُونَّها عِوَجاًاُولئِکَ فِی ضَلالٍ بَعید
ابراهیم
المرا، این کتابیست که بر تو نازل کردیم تا مردم را از تاریکی ها بسوی روشنایی به فرمان پروردگارشان درآوری بسوی راه خداوند عزیز و حمید، همان خدائی که آنچه در آسمان و آنچه در زمین است از آن اوست، وای بر کافران از مجازات شدید همان ها که زندگی دنیا را بر آخرت ترجیح می دهند و مردم را از خدا باز می دارند و می خواهند راه حق را منحرف سازند آن ها درگمراهی دوری هستند.
7-4- - رحمانیت پروردگار متعال اقتضا کرده دامن دنیا و زینت های دنیا به روی کفار باز باشد، در این باره حتی به پیغمبر(صلَّی الله عليه وآله) هم هشدار می دهد (آیات 196 و 197 آل عمران ) که مبادا متعجب باشی و گول بخوری و غرب زده باشی ما خودمان چنین کردیم، متاع کمی است در دنیا و جایگاهشان آتش است و نیز مجموعه آیات 31 الی 37 زخرف است آن جا که عده ای مردم مکّه می گفتند چرا قرآن بیکی از ثروتمندان مکه نازل نشده است در جواب آن ها آمد: « 31- 37-زخرف ردیف 43»
وَ قالُوا لَو نَزَّلَ هذَا القُرآن عَلی رَجُلٍ مِنَ القَریَتین عَظیمُ، اَهُم یَقسِمُونَ رَحمَهَ رَبِّکَ نَحنُ قَسَمنا بینهم مَعیشَتَهُم فی الحیوهَ الدُّنیا وَ رَفَعنا بَعضَهُم بَعضاًسُخریا وَ رَحمُه رَبُّکَ خَیرَ مِمّا یَجمَعُونَ وَ لَولا اَن یَکُونَ النّاسُ اُمَّهً واحِدهً لَجَعَلنا لِمَن یَکفُرَ بِالرّحمانِ لِبیُوتِهِم سُقُفاً مِن فِضَّهٍ وَ مَعارجَ عَلَیها یَظهُروُنَ وَ لِبُیُتِهِم اَبواباً وَ سُرُراًعَلَیها یَتَّکِئُونَ وَ زُخرُفاً وَ اِن کُلُّ ذلِکَ لَما مَتاعُ الحیوه الدُّنیا وَ الاخِرَه عِندَ رَبَّکَ لِلمُمتَقَین وَ مَن یَعشُ عَنٍ ذِکرالرَّحمانِ نُقیض لَهُ شَیطاناً فَهُوَ لَهُ قَرینَ و انِهُم .
و گفتند چرا فرو فرستاده نشد این قرآنبر مردمی از آن دو قریه که بزرگ است آیا ایشان قسمت می کنند رحمت پروردگار ترا ما قسمت کردیم میانشان وجه معاش ایشانرا در زندگانی دنیا و بلند گردانیدیم بعضی ایشان را بالای بعضی در مراتب تا بگیرند برخی شان برخی را به کار و رحمتپروردگار تو بهتر است از آنچه جمع می کنند و اگر نه آن بودی که می شدند مردمانجماعتی واحد هر آینه گردانیده بودیم برای آنان که کافر می شوند به خدا برای خانه هاشان سقف ها از نقره و نردبان ها که برآن برآیند و برای خانه هاشان درها وسریرها که بر آن تکیه کنند و زینت ها و نباشد همه آن مگر ما یه تعیّش زندگانیدنیا و آخرت نزد پروردگارت برای پرهیزکاران است و کسی که اعراض کند از ذکر خدا می گماریم برای او
شیطان را پس اوست مراو را رفیق و به درستی که آن ها باز میدارند ایشان را از راه در حالی که گمان می کنند که از هدایت یافتگانند .
7-5- در سوره احقال آیه 20 حال و احوال محشری آنان را بازگو می کند:
وَیَومَ یَعرَضُ الّذینَ کَفَرُوا عَلَیالنار اِذهَبتُم طَیِّباتِکُم فِی حیاتِکُمُ الدُّنیا وَ استَمتَعتُم بِها تُجزَونَ عَذابَ الهُونِ بِما کُنتُم تَستَکبَرُونَ فِی الَارضِ بِغَیرِ الحَقِّوَ بِما کُنتُم تَفسُقُون
آنروز مردم کافر بر آتش عرضه می شوند شما لذت هاتان را، طیبات از خوردنی ها و دیدنی هاتان را بردید و از آن ها برخوردارشدید نتیجه آن امروز عذاب خوارکننده دارید بجهت خودبزرگ بینی و کبربنا حق تان وبسبب انحرافتان از راه اطاعت و بندگی
7-6- سوره طه 130 :
وَ لا تَمُدُنِّ عَینَیکَ اِلی مامَتَّعنا بِهِ اَزواجاً مِنهُم زَهرَه الحَیوهَ الدّنیا لِنَفِتنَهم فیهِ وَ رِزقُ رَبک خَیرٌ وَ اَبقی
هرگز چشم های خود را به نعمت های مادی کهبه گروه های از آنان داده ایم میفکن این ها شکوفه های زندگی دنیا است تا آنان را در آن بیازمائیم و روزی پروردگارت بهتر و پایدارتر است.
7-7- - در سوره مبارکه آل عمران آیات 196- 197 :
لا یَغّرنَک تَقلُّبُ الّذینَ کَفَروافِی البِلادِ- متاعٌ قَلیل ثُمَّ مَاویهُم جَهَنَّم وَ بَئِسَ المِهاد
لکنِ الّذینَ اتَّقَوا رَبَّهُم لَهُم جَنّاتٌ تَجری مِن تَحتِهَا الاَنهارُ خالِدینَ فیها نُزُولاً مِن عِندِاللهِ وَما عِندَاللهِ خَیرٌ لِلاَبرار
7-8- در سوره بینه آیه ششم همچنین :
اِنَّ الّذینَ کَفَروُا مِن اَهلِ الکِتابَ وَ المُشرِکینَ فی نار جَهَنم خالِدینَ فیها اُولئِکَ هُم شَر البَریَّه
کافران از اهل کتاب و مشرکان در آتشدوزخند جاودانه در آن می مانند آن ها بدترین مخلوقاتند
7-9- کفار بهر جا برسند خدا را عاجز نمی کنند: در سوره توبه پس از اعلام برائت و چهار ماه مهلت می فرماید : آیه 1
وَاَعلَمُوا اِنَّکُم غَیرُ مُعجِزی اللهَ وَ اَنَّ اللهَ مَخزی الکافِرین
بدانید شما نمی توانید خدا را ناتوانسازید و از قدرت او فرار کنید و بدانید که خداوند خوارکننده کافران است.
در سوره انفال آیه پنجاه و نه و شصت پس از بیان این معنی: مسلمانان را بمجهز شدن در مقابل آنان وادار می کند، در حدیث آمده حتی ریش خود را رنگین کنید تا آن ها خیال نکنند پیر و فرسوده شده اید:
وَ لا یَحَسَبنَّ الّذینَ کَفَرواسَبَقُوا اِنَّهُم لا یُعجَزُون، وَاَعدُّوالَهُم مَااستَطَعتُم مِن قُوَّهٍ وِ مِن رِباطِ الخَیل تُرهِبُونَ بِهِ عَدُوَّاللهُ وَ عَدُوَّکُم و اخَرینَ مِن دونِهِم لا تَعلَمُونَهم اللهُ یَعلَمُهُم و ما تُنفِقُوا مِن شی فی سَبیلِ الله یَوفَّ اِلَیکُم وَ اَنتُم لا تَظلَمون
و مپندارید البته آنان که کافر شدند که پیشی گرفتند به درستی که ایشان عاجز نمی کنند و آماده سازید برای ایشان آنچه بتوانید از اسباب توانایی از بستن اسبان که بترسانید به آن دشمن خدا و دشمنانتان را و دیگران از غیر ایشان نمی دانید ایشان را خدا می داند ایشان را و آنچه انفاق می کنید از چیزی در راه خدا تمام داده می شود به شما و شما ستم کرده نشوید.
7-10- - درباره آن ها که به زرق و برق کفار شیفته شده و آن ها را مخفیانه دوست می گیرند «سوره نساء از آیات 138- 141 »
بَشِّرِ المُنافِقین بِانَّ لَهُم عَذاباً اَلیماً اَلَّذینَ یَتَّخِدُونَ الکافرینَ اَولیاء مِن دُونَ المُومنین اَیَبتَغُونَ عِندَهُمُ العِزَّهَ فَاِنَّ العِزَّهَ للهِ جَمیعاً
اَلَّذینَ یَتَرَبَّصُونَ بِکُم فَاِن کانَ لَکُم فَتَحٌ مِنَ اللهِ قالُوا اَلَم نَکُنَ مَعَکُم وَ اِن کانَ للکافِرینَ نَصیبٌ قالُوا اَلَم نَستَحوذ عَلَیکُم وَ نَمنَعکُم مِنَ المُومنین فَاللهُ یَحکُم بَینَکُم یَومَ القیمَهَ وَ لَن یَجعَلَ اللهُ لِلکافِرینَ عَلَی المُومِنینَ سَبیلا
به منافقان بشارت ده که مجازات دردناکیدر انتظار آن ها است همانا که کافران را به جای مومنان دوست خود انتخاب می کنند آیا عزّت و آبرو نزد آنان می جویند با این که همه عزت ها از آن خدا است منافقان آن ها هستند که پیوسته انتظار می کشند و مراقب شما هستند. اگر فتح و پیروزی نصیب شما گردد می گویند مگر ما به شما نبودیم و اگر بهره ای نصیب کافران گردد به آنان می گویند مگر ما شما را به مبارزه و عدم تسلیم در برابر مومنان تشویق نمی کردیم، خداوند در روز رستاخیز میان شما داوری می کند و خداوند هرگز کافران را بر مومنان
تسلطی نداده است .
7-11- از گناهان نابخشودنی است که کسی در اثر شیفته شدن به زرق و برق ظاهری کفار این جمله را بگوید: روش کفار از اهل ایمان بهتر است یا تعبیراتی از آن ها مثل جهان پیشرفته حال آنکه چگونه به ملتی که از خدا برگشته و از انبیاء که نمونه کامل بشریت هستند اعراض کرده پیشرفته می توان گفت ملتی که در بعضی از کشورها عمل لواطی را قانونی کرده ازدواج مرد با مرد را صحه گذاشته است و بی و بند و باری های دیگر، از این اختراعاتی که بواسطه آن ها پیشرفته خوانده می شوند چیزهائی نیست که بشریت به آن ها نیازمند باشد. لذابعضی را باور اینست که در جمع بندی ضرر آن ها از نفع شان بیشتر است، بلکه در کلمعادلات زندگی بشریت را بر هم زده است و اگر در بشریت لازم و ضروری بودانبیاء علیهم السلام و ائمه اطهار سلام الله علیهم مقدم بر همه انجام می دادند که ندادند. درسی که ضرورت دارد، درسی است که انسان شدیداً به آن نیازمند است درس انبیا است.
چه انسان همواره در هاله ای از ترس وغم بسر میبرد و زجر می کشد بخصوص ترس از مرگ و زلزله ای که همیشه در کمین است فقط درسانبیا است که (فاما یاتینکم منی هدی فَمَنْ تَبِعَ هدای فلاخوف علیهم وَ لا هُمْ یحزنون- 38 بقره) نجاتش می دهد آیه کریمه همزمان با فرود آدم و حوا بر زمین آمده یعنیهرگاه هدایتی از طرف من برای شما آمد کسانی که از آن پیروی کنند نه ترسی بر آن ها است و نه غمگین می شوند .
8- انسان ناآرام و بی ثبات است پیوسته از عوارض داشتنی ها و نداشتنی ها رنج می برد فقط درس انبیا است که او را در حال(داشتن و نداشتن) آرام و تثبیت می نماید و به خطاب: (یا اَیَّتهَا النَّفسُ المُطمَئنَّه اِرجِعی اِلی رَبِّکَ راضیه مَرضیَّه فَادخُلی فی عبادی واُدخُلی جَنَّتی 30 سوره فجر) مشرف می نماید.
ترجمه : هان ای نفس مطمئنّه، بسوی پروردگارت که تو از او خشنودی و او از تو خشنود است برگد و در زمره بندگان من درآی و به بهشت من وارد شو.
9- انسان در آتش است شعله های حرص و آزش همواره او را در کَبَد و زحمت و تعب قرار داده خود و دیگران را عذاب می دهد و می سوزاند سوره مبارکه «البلد» است که به راه آرامش هدایت می کند و عذاب رنج و تعب را از او برکنار نموده و منشأ خیر و برکت و در زمره (اُلئِکَ اَصحابَ المَیمَنه 20 البلد) قرار می دهد.
خلاصه فقط درس قرآن است، اخلاق قرآن، بهداشت قرآن، تاریخ قرآن، اقتصاد قرآن، احکام قضائی قرآن، کسب تجارت قرآن، حلال و حرام قرآن روانشناسی قرآن، جنگ و صلح قرآن، باید و نبایدهای قرآن است که حل مشکلات بشریت را کفایت می نماید.
10-فراگیری، آموزش واستفاده ازقرآن آسان است، قرآن کریم پایه و اساس درس ما است .
فهم و درک قرآن همان قدر سهل و آسان است که عرب درس نخوانده در محضر رسول خدا(صلَّی الله علیه وآله) با یکبار شنیدن ایات می فهمید و عقیده می کرد و متعهد به اجرای دستوراتش می شد، در جائی که ابهام بنظرش می رسید یا در آیات متشابه، کلام رسول خدا(صلَّی الله علیه وآله)
توضیح و تفسیر می کرد در زمان ائمه اطهار علیهم السلام نیز بهمان کیفیت کلمات آنحضرات را مردم کوچه و بازار که اکثرا آنها درس نخوانده بودند می گرفتند و نقل حدیث می کردند کسی اگر کمترین آشنایی با روایات و راویان احادیث که همان اصناف، خیاط، حداد، عطار، بزّاز، طحان بودند داشته باشد این را خوب می فهمند. اما غیر عرب زبان مانند ما ایرانی ها، طبق تحقیقی که بعمل آمده بهترین راه برای یادگیری زبان خارجی خواندن متن و روزنامه هایی به زبان موردنظر می باشد و خوشبختانه مسلمانان دنیا در هر زبانی متعهد هستند که قرآن بخوانند، حداقل در هر روز پنجاه آیه .
در وصیت نامه حضرت امیرالمومنین به فرزندش در این باره چنین آمده :
وَ عَلَیکَ بِقَرائَهِ القُران وَالعَمَلِ بِما فیهِ وَ لُزُومِ فَرائِضِهِ وَ شرایِعِهِ وَ حَلالِهِ وَ حَرامِه وَ اَمرِه وَ نَهیِ وَ التَّهَجُّد بِه وَ تَلاوَته فِی لَیلکَ وَ نَهارِک فَاِنَّهُ عَهدٌ مِنَ اللهِ تَعالی اِلی خَلقِه واجِب عَلی کُلِّ مُسلِمٍ اَن یَنظُرَ کُلِّ یَوم فی عَهدِه وَ لَو خَمسیَ آیَه وَ اعلَم اَنَّ دَرَجات الجَنَّهِ عَلی عَدَد آیات القُرانِ فَاِذا کانَ یَومَ القیمَهَ یُقال لِقارءِیِالقُران اِقرَءِ وَ ارقَ فَلایَکُونُ فِی الجَنَّه بَعدَ النَّبین و الصِّدیقینَ اَرفَع دَرَجهً مِنهُ الحَدیث
و بر تو باد که همواره قرآن بخوانی و به آن عمل نمایی و ملزم به فرائض و شرایع آن باشی و حلال و حرام آن را و امر و نهی آن را و شب زنده داری با آن و خواندن آن را در شب و روزت زیرا قرآن عهدی است ازطرف خداوند بسوی خلقش آمده، واجب است بر هر مسلم که هر روز نگاه کند بعهدی که خداوند با او نموده ولو پنجاه آیه، بدان که درجات بهشت بعدد آیات قرآن است و چون روز قیامت شود به قاری قرآن گرفته شود بخوان و بالا بیا بنابراین در بهشت بعد ازانبیاء و صدیقان کسی بالاتر از قاری قرآن درجه ای ندارد.
حاصل اینکه با تکرار قرائت آشنایی حاصل می شود بدون احتیاج به قواعد صرف و نحو که در حدیث آمده خیلی خود را در این امور مقدماتی معطل نکنید، درباره مقدمات صرف و نحو همینقدر که ملکه فهم کُلُ فاعِلٌ مَرفُوع وَ کُلُّ مَفعُولٌ مَنصُوبٌ وَ کُلُّ مٌضافٌ اِلَیه مَجرُوُر با توضیحی در پیرامون آن که با خواندن یک دوره جامع المقدمات تأمین می شود کافی است چه قرآن بزبان مردم عادی و عامی و بطور آسان نازل شده است: (وَ لَقَد یَسَّرنَا القُرانَ لِلذِّکرِ فَهَل مِن مُدَّکِّر-17 سوره مبارکه قمر) بطور تکراری آمده یعنی ما قرآن را برای یادگیری و تذکر بسیار آسان کرده ایم آیا هست کسی که متذکر باشد و در سوره مبارکه مریم آیه 97 چنین آمده :
وَ اِنَّما یَسَّرناهُ بِلِسانِکَ لِتُبَشِّرَ بِهِ المُتَّقین وَ تُنذِر بِهِ قَوماً لُدّاً) (بلی بحث بطون قرآن مطلب دیگری است).
11-حلال اصلی مشکلات اجتماعی چنگ زدن به علم ومعارف واندیشه دینی است نه مادی وانحرافی غرب.
12-نکات از کتاب هی نگویید آن ها پیشرفته اند و ما عقب مانده ایم .... :
ما مسلمان ها شریف ترین علم را داریم و آن علم توحید است .
سوره محمد آیه 19:
فَاعلَم اَنَّه لا الهَ الاّ اللهُ وَ استَغفِر لَذنبِک
پس بدانکه معبودی غیر از الله نیست،خیزی جز الله نیست پناهی جز الله نیست
تمام خیرها غیر از خدا عارضی و فانی است، قدرت ها، زیبائی ها و ... خداوند است که همه صفاتش ذاتی و باقی است، به آفتاب و ماه سجده نکنید بخدائی سجده کنید که آن ها را آفریده است .
سوره فصلّت آیه 37 :
لا تَسجُدوا لِلشَّمسِ وَ لا لِلقَمَروَ اسجُدُوا لله الّذی خَلَقَهُنَّ اِن کُنتُم ایاهُ تَعبُدُون
نه به آفتاب و نه بماه سجده نکنید سجده بخدا کنید که آن ها را آفریده است اگر فقط او را می پرستید
شکوفائی انسان در اعتقاد به توحید است (قُولُوا لا اِلهَ اِلاَّ اللهَ تُفلِحُوا) انسان که به این علی رسد، خدا در نظرش عظیم می شود و غیر خدا هر چه باشد حقیر و کوچک، یعنی دنیا با تمام زیبائی هایش در نظر یک مسلمان کوچک و حقیر است، اگر دیگران دارند، او ناراحت نمی شود حسد نمی کند و اگر خود دارد حریص نیست و بخل نمی ورزد و خصوصیت های خوب و زیبای دیگر که همان شکوفائی انسان است .
13- تزکیه انسان است که کلید بهشت می باشد بهشت سرتاسری، (جزاء من تزکی 76 طه) آری اسلام با تعلیماتش با مقررات روزمره اش ، نماز، زکوه، حج، جهاد و ... حتی کسانی را هم که سواد خواندن و نوشتن ندارند نیز به این مقام می رساند دنیا و زیبائی های آن اگر در چشم ها صغیر و ناچیز باشد محلی برای حرص و بخل و حسد و دیگر حالات رذل جهنمی باقی نمی ماند و زندگی بهشت گونه می گردد. زمان خلافت عمر بود. خلیفه طبق سنت رسول الله که بعد از نماز برمی گشتند و بمردم آیه و ارشادی داشتند، خلیفه متوجه شد که یکنفر بعد از نماز پا می شود و جمع را ترک می کند نه یک روز نه دو روز، عمر آن فرد را احضار می کند و علت را می پرسد آن مرد اول از جواب خودداری می کند و بالاخره با اصرار خلیفه، می گوید ما زن و شوهر یک لباس سرتاسری داریم همسری با من شرط کرده که تا نماز تمام شد بیا تا من هم نماز را اول وقت بخوانم، عمر دستور می دهد از بیت المال لباسی برایش آورند و تاکید کرد که از فردا بنشین و جمع را ترک نکن، اما زن، علت تاخیر را پرسید، او گفت از فردا هر دو در اول وقت نماز خواهیم خواند و لباس را تقدیم کرد وقتی از جریان باخبر شد برآشفت و گفت مگر آن روز از پیغمبر نشنیده بودی که فرمود هر کس بفقرش صبر کند روز قیامت با من خواهد بود که اشاره به دو انگشت خود کرد چرا لباس را گرفتی چرا این موقعیت بودن با پیغمبر را از دست دادی ؟
14- آری شخص مسلمان در هر حال بنده خدا است داشتن و نداشتن پیش از او سواء است او دارای نفس مطمئنه است که بهر حال رضایت دارد خدا هم از او راضی است او در هر حال و در هر حادثه بخدا رجوع می کند خدائی که (لَهُ ما فیِ السّماواتِ وَ الارضَ وَ ما بینَهُما وَ ما ... آیه 6 طه ) او همواره مخاطب:(یا اَیَّتُها النَّفسُ المُطمَئِنَّه ارجعی الی ربک راضیه مرضیه فَادخلی فی عِبادی وَ ادخُلی جَنَّتی، آیات 27 الی 30 سوره الفجر) است او قبل از بهشت موعود در دنیا هم در باغستان ها است و مشمول آیه 54 و 55 سوره قمر می باشد.
اِنّ المُتَقینَ فی جنّاتٍ وَ نَهَرَ فی مَقَعَدِ صدِق عِند مَلیکَ مُتَدِر
بی گمان متقیان در باغ ها و نهرها هستنددر مقام و منزلتی صدق نزد فرمانروای مقتدر
فی جناه و نهر: از رسول خدا که در ذیل این آیه آمده: نهر بمعنای وسعت است یعنی در هر حال چه فقر و چه غنا و چه صحت و چه مرض در باغ است امام صادق(علیه السَّلام) فرمودند : «دنیا برای شیعیان ما بهشت است، بهشت هم بهشت است او به مقام خلیفه اللهی رسیده است» در حدیث قدسی است : عبدی اطعتی حتی اجعلک مثلی من بچیزی می گویم باش، می شود تو هم بگوئی باش بشود. امام صادق(علیه السَّلام) فرمودند: «مومن اگر به این کوه بگوید بیا جلو می آید. دیدند کوه دارد جلو می آید حضرت با اشاره دست فرمود بایست، ایستاد، در زلزله مدینه که در بحار نقل کرده، مردم پناه به آن حضرت آوردند،حضرت دست گذاشت بر زمین، نهیب زد(هی اسکن) زمین ساکت شد، مردم خیلی تعجب کردند، فرمود تعجب نکنید من همان انسان هستم که در سوره زلزال آمده : اِذا زِلزِلتُ الاَرضُ زلزالها وَ اخرجَتُ الارضُ اَثقالَها وَ قالَ الاِنسانُ مالَها.
15-« علم به ماوراء توأم با حکمت عملی»
ما مسلمان ها علوم متنوع قرآنی داریم از جمله بماوراء (امداد غیبی) توام با حکمت عملی است از سرتاسر قرآن این علوم بدست می آید بخصوص در احوالات انبیاء علیهم السلام، موسی علیه السلام تولدش، رشدش ... تا می رسد آنجا که فرعون تهدید می کند و موسی پیامبر خدا بنی اسرائیل را از مصر خارج می کند.
دشمن از عقب می رسد و موسی کنار دریا قوم مضطرب می شوند موسی علم به ماوراء دارد و می گوید کلا انّ معیَ ربی سیهدینی که خطاب می شود اضطرب بعصاک البحر، آب سنگ می شود ... در بیابان هم سنگ آب می شود، عیسی علیه السلام مجسمه از گل بصورت پرنده درست می کند و باذن خدا فوت می کند و پرنده می شود، یونس در بطن ماهی خدا را تسبیح می کند و پس از مدتی سالم از شکم ماهی بیرون می آید، فانجیناهُ منَ الغَمِّ وکَذلکِکَ نُنَجی المُومنین، امام صادق(علیه السَّلام) در ذیل این آیه فرماید تعجب می کنم از کسیکه گرفتار غم سنگینی می شود چرا از این آیه غافل است. عاصف بن برخیا در یک لحظه تخت بلقیس را از دوازده روز راه حاضر می کند(و قال الذی عندَهُ عِلمٌ منَ الکِتاب اَنا اتیکَ بهِ قَبلَ اَن یَرتَدِّ اِلَیکَ طرفک)به ابراهیم(علیه السَّلام) آتش سرد و سلام می شود ...
16-رسول خدا هم اعلان مقابله با دشمن می دهد و می گوید : اِنَّ وَلِیَّ اللهَ الَّذی نَزَّلَ الکِتابَ وَ هُوَ یَتَوَلِّی الصالِحین متولی امور من کسیست که کتاب را نازل کرده و او متولی صالحان نیز می باشد(آیه 196 سوره اعراف) و خلاصه اِنّا لَنَنصُرُ رُسُلَنا وَ الَّذینَ امَنُوا فِی الحیوهِ الدُّنیا ... تمام این ها توام با حکمت عملی می باید باشد. (مجموعه آیات 22 الی 39 از سوره اسراء) گفت پیغمبر به آواز بلند با توکل پای اشتر را ببند، امیرالمومنین وارد مسجد شد دید عده در گوشه مشغول ذکر هستند جلو آمد فرمود شما کیستید؟ عرض کردند ما متوکلان هستیم فرمود یعنی چه ؟ گفتند خداوند روزی رسان است اگر رسد می خوریم، نرسید صبر می کنیم، حضرت فرمود سگ های محل ما هم چنین اند، پا شوید بروید بیرون مشغول کاری بشوید. بلی کار و شغل نیز عبادت است بشرطی که بعنوان بندگی باشد، در این حال اگر گرهی در کار افتد او خود مشگل گشا است که وَ مَن یَتَّقِ الله یَجَعَلَ لَهُ مَخرَجاً وَ یَرزُقهُ مِن حَیثُ لا یَحتَسِب. هر کس خدا را بپاید و تکالیف خود را انجام دهد خداوند در گرفتاری ها راه خروج بر او قرار می دهد از راه ماوراء که مافوق حساب های طبیعی است به او روزی می دهد حضرت مریم هم گفت : هُوَ مِن عِندَ اللهِ انَّ اللهَ یَرزُقُ مَن یَشاءِ بِغَیرِ حِساب. و آیا دیگر که سرتاسر قرآن مشحون است با این آیات نورانی.
17-امروز کشور ایران بحمدالله از موقعیتی برخوردار است که بعد از زمان ائمه سلام لله علیهم هیچ گاه این موقعیت را نداشت.
و در زمان بعد از زمان ائمه تا زماننا هذا سلاطین جور از صفویه ها و پهلوی ها همیشه مسلط بودند و مراجع عظام همواره محکوم به سکوت بودند اما امروز بحمدالله در رأس کشور ولی فقیه است مرجعی وارسته و فرمانده کل قوا و بحمدالله سپاه و بسیج و ارتشی و قوای انتظامی نیرومند تحت فرمان ..
بدبخت و بیچاره است کسی که با داشتن موقعیت ایران ترسی هراسی بخود راه دهد و از هیاهوی دشمن بترسد آن ها مانند ضعفای بنی اسرائیل هستند که مضطرب می شوند. غافل از آن که هزارها موسی در کشور هستند و دریاها را می شکافند و ...
18- مبادا به شیطان تسلیم شوید، فریب نخورید، به ریسمان الهی چنگ بزنید
مردم با مؤمنين دو تكليف جدا دارند.
در آيه (168-169) انسانها از هر فرقه مورد خطاب است و مكلفند و شيطان هم با آنها سروكار دارد. مبادا به شيطان تسليم شويد، جز اين نيست كه شيطان شما را به كار زشت وا دارد، عدهای شيطان پرستند و می گويند بلاخره شيطان راهنمايي می كنند، و امر می كند به آنچه كه نمی دانيد، عدهای می گويند اگر خدا نمی خواست ما هم نمی كرديم.
(سوره بقره/آيه170) : آيا اين ها تابع پدرانشان خواهند شد اگر پدرانشان و مادرانشان ندانسته كاری كردهاند؟
تتمه مطالب ؛ در آستان الهی(از دعاهای پایانی معظم له در انتهای جلسات و مراسمات)
بار پرودگارا انقلاب اسلامی ما را به انقلاب جهانی حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه و الشریف) متصل بفرماء ما را از اعوان و انصارش قرار بده. اسلام مسلمین را نصرت عنایت بفرما. مقام رهبر عظیم الشأن عالی است متعالی تر بفرما. اموات ما، پدران و مادران ما را ببخش وبیامرز ما را به رحمت خود از آتش نجات بده. اهل بهشتمان قرار بده. برحمتک یا ارحم یا الراحمین.(1)
پروردگارا، توفیق قرائت قرآن در شبانه روز به ما عنایت بفرما.(زندگی ما را قرآنی قرار بده.) ما را از برکات قرآن، هدایت قرآن دنیا و آخرت برخوردار بفرما.(2)
اللّهم یطعم و لایطعم بحق سید عرب و العجم. پرودگارا احسان محسنین را قبول بفرما. خیر و برکاتت را نازل بفرما. شرو بلیّات را دور بفرما، پرودگارا ما را با محمّد و آل محمّد محشورمان بفرما. پرودگارا... بحق محمد آل محمد امواتمان، شهدایمان، حق داران را ببخش و بیامرز، برای شادی انبیاء اولیاء صالحین، صدیقین و شهدا، اموات و گذشتگانمان حمد و صلوات(3)پرودگار ما را از نماز گزاران واقعی قرار بده، فرزندانمان را هم از نماز گزاران قرار بده.(4)
السلام علیک یا ابا عبدالله و علی الا رواح التی حلت بفنائک و صلی و علی محمد و آل محمد.(5)
وحرف اخر
سلام بر حسین سالار شهیدان کربلا، سلام بر بدن های به خون غلطیده سرزمین کربلا. سلام بر آنهایی که در حمایت و اقتدای به مولایشان حضرت سیدالشهدا و مبارزه با کفر و نفاق و شرک و دنیاپرستی وجودشان را اهدا کرده و دنیا را به آخرت معامله کردند و در دفاع از حریم اسلامی، سرزمین و ولایت بدنهای مطهرشان زیر سم ستوران رفت. و سلام به شهیدان دفاع و پاسداری از کیان و سرزمین اسلامی مان که در روزهای آتش و خون در عزم سربازی امام زمانشان و پاسداری از ولایت فقیه، شربت شهادت نوشیدند و به لقاء پروردگارشان نائل آمدند.
پی نوشت هافصل-چهارم :
1- اندیشه سیاسی اجتماعی آیت الله سیدجوادسید فاطمی رضاقارزی.نشرروزا1403.
2-انسان ودرس(تعلیم وتعلم)، سیدجوادسیدفاطمی رحمة الله علیه..چاپ میثم. 1380.
3- بانکداری اسلامی، حضرت آيت الله سید جوادسید فاطمي رحمة الله علیه /ناشرمهدیه ورامین در سال 1374
4-تحلیلی بر مسئله کثرت جمعیت ومسئله نوظهور آسمان خراشها، حضرت آيت الله سید جوادسید فاطمي رحمة الله علیه،مسجدخاتم الانبیا.
5-مساجد را از غربت درآوریم وراهکارهایهای پیشرو وابعادمسئله سیر تاریخی مسجد، حضرت آيت الله سید جوادسید فاطمي رحمة الله علیه/مسجدخاتم الانبیا.
6-9-تحلیلی بر مسئله کثرت جمعیت ومسئله نوظهور آسمانخراشها وراهکارها6
10- کتاب درس و تدریس در مسجد (شهرک بهشت گونه محمدی و علوی (بهشت دنیا)، قبل از بهشت موعود آنها، حضرت آیت الله سید جوادسید فاطمی رحمة الله علیه .
11الی 14- انسان ودرس(تعلیم وتعلم)،ایت الله سیدجوادسیدفاطمی رحمة الله علیه..چاپ میثم. 1380.
15-ازکتاب قرآن و شادی اثرفقیه عصمت و طهارت حضرت آيت الله سید جوادسید فاطمي رحمة الله علیه/شادی حق- شادی باطل.
16- کتاب تلاقی دو طرز فکر در موسیقی اثر حضرت آيت الله سید جوادسید فاطمي رحمة الله علیه.
17-پایگاه اظلاع رسانی آیت الله سیدجواد سیدفاطمیasfatemi.ir.
18-مجموعه مقالات هی نگویید دنیای پیشرفته،علم پیشرفته وگرنه مورد لعن ونفرین پروردگارقرار می گیرید. جلد 1-7 اثر حضرت آيت الله سید جوادسید فاطمي رحمة الله علیه،آذر1388.
تحقیق: رضاقارزی-مقطع دکتری علوم سیاسی
جنگ ترکیبی به راهبرد نظامی پیچیدهای اطلاق میشود که ترکیبی از نبردهای متعارف، نامتعارف، سایبری، روانی و اطلاعاتی را در خود جای میدهد. هشت مؤلفۀ عملیات روانی، جنگ اطلاعاتی، جنگ اقتصادی، اقدامات سیاسی (عملیات اداری)، جنگ سایبری، اقدامات نیروهای نظامی منظم و نیروهای ویژه و حمایت از ناآرامیهای داخلی به عنوان مهمترین مؤلفه های جنگ ترکیبی به شمار میرود.
در بررسی ابعاد مختلف جریان نفوذ صهیونیست مسیحی در فضای فرهنگی مجازی، اقتصاد اجتماعی، فرهنگ عمومی باروش اجتماعی عمومی در ایران چندین محور آشکارگردیده و میگردد از جمله آن:
1- جنگ ترکیبی دشمن علیه ملت ایران بویژه برای اغتشاشات ناآرامی
2- استفاده از همه ظرفیتهای سختافزاری و نرمافزاری کشوربرای ضربه زدن به خودش
3- هسته مرکزی نبرد، جنگ شناختی است که بر اندیشه وباور مقابل تحمیل میشود.
4-استفاده از همه عرصههای گوناگون نبرد بهطور همزمان.
5-نهایت چند نوع جنگ به عنوان ترکیبی که دررأس آنها جنگ شناختی است برای تأثیرات لازم بر اذهان و ادراک مخاطبان.
کلید واژه گان: صهیونیسم، جنگ ترکیبی، جنگهای آینده، گام دوم انقلاب اسلامی، امنیت ملی، جامعه اسلامی
ایران به عنوان کشوری موثر و جریانساز در منطقه خاورمیانه و در عرصه بینالمللی، همواره از ناحیه آمریکا و همپیمانانش در معرض انبوهی از تهدیدهای چندوجهی در چارچوب جنگهای هیبریدی یا ترکیبی قرار گرفته است. رهبر انقلاب اسلامی در بیانی میفرمایید: ((دشمن یک جنگ ترکیبی را شروع کرد؛ یک جنگ ترکیبی؛ این را بنده از روی اطّلاع به شما عرض می کنم. دشمن یعنی آمریکا، اسرائیل، بعضی از قدرت های اروپاییِ موذی و خبیث، بعضی از گروهها و گروهکها، همهی امکاناتشان را وارد میدان کردند. همهی امکانات یعنی چه؟ یعنی دستگاه های اطلاعاتیشان را، دستگاههای رسانهایشان را، ظرفیت فضای مجازیشان را، استفاده از تجربههای گذشتهشان را.) ). (1)
مقام معظم رهبری (مدظلهالعالی) در بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی ضمن مروری به تجربه 40ساله انقلاب، با اشاره به گام دوم انقلاب، سرفصل ها و توصیه های اساسی را در بخشهایی چون علم و پژوهش، معنویت و اخلاق، اقتصاد، عدالت و مبارزه با فساد، استقلال و آزادی، عزت ملی و روابط خارجی و مرزبندی با دشمن، سبک زندگی مطرح میکنند. امنیت یکی از پایه های اساسی این هفت محور کلی است زیرا بدون امنیت نمیتوان انتظار گسترش انقلاب اسلامی، تمدنسازی و رسیدن به جامعه آرمانی را داشت. و از طرفی در محیط سیال و ناپایدار امروزینِ جهان، با تهدیدات متنوع هیبریدی، امکان وقوع جنگ ترکیبی بر علیه جمهوری اسلامی ایران همواره وجود دارد. در این فضای به شدت تغییرپذیر و نامطمئن، تدوین تاکتیک ها، توسعه عملیاتی و راهبردهای نیروهای مسلح در جنگهای آینده مبتنی بر تکامل اندیشه های نظامی و فن آوری پیشرفته یک ضرورت حتمی است. یافتههای تحقیق بیانگر این مطلب است که؛ هشت مؤلفۀ عملیات روانی، جنگ اطلاعاتی، جنگ اقتصادی، اقدامات سیاسی (عملیات اداری)، جنگ سایبری، اقدامات نیروهای
1) https://farsi.khamenei.ir/others-dialog51805
نظامی منظم و نیروهای ویژه و حمایت از ناآرامیهای داخلی به عنوان مهمترین مؤلفه های جنگ ترکیبی به شمار میرود. (1)
پرسش مهم این پژوهش این عبارت میباشد که: بعد از عبور از نآرامی ها اخیر به عنوان یکی از پروژهای جنگ ترکیبی رویکرد جریان غربی عبری وابسته است که مرحله بعد اضلاع آن چه خواهد بودوآثارنفوذ اقتصادی سرمایه داران صهیونیسم در ایران در سالهای اخیر به چه میزان بوده است؟
تحقیق بر مبنای هدف از نوع تحقیقات کاربردی است که به روش توصیفی- تحلیلی صورت گرفته و برای گردآوری دادههای تحقیق نیز از روش کتابخانه ای اسنادی استفاده شده است.
بعد از عبور از نآرامی هااخیر به عنوان کنونی از پروژهای جنگ ترکیبی رویکرد جریان غربی عبری وابسته مرحله بعد اضلاع آن چه خواهد بود و آثارنفوذ اقتصادی سرمایه داران صهیونیسم در ایران در سالهای اخیر به چه میزان بوده است. در بررسی ابعاد مختلف جریان نفوذ صهیونیست مسیحی در فضای فرهنگی مجازی، اقتصاداجتماعی، فرهنگ عمومی باروش اجتماعی عمومی در ایران چندین محور آشکارگردیده و میگردد از جمله آن:
1- جنگ ترکیبی دشمن علیه ملت ایران بویژه برای اغتشاشات ناآرامی
2- استفاده از همه ظرفیتهای سختافزاری و نرمافزاری کشوربرای ضربه زدن به خودش
3- هسته مرکزی نبرد، جنگ شناختی است که بر اندیشه وباور مقابل تحمیل میشود.
4-استفاده از همه عرصههای گوناگون نبرد بهطور همزمان.
5-نهایت چند نوع جنگ به عنوان ترکیبی که دررأس آنها جنگ شناختی است برای تأثیرات لازم بر اذهان و ادراک مخاطبان.
جنگ ترکیبی به راهبرد نظامی پیچیدهای اطلاق میشود که ترکیبی از نبردهای متعارف، نامتعارف، سایبری، روانی و اطلاعاتی را در خود جای میدهد. گزارش کنفرانس امنیتی مونیخ در سال 2015 را میتوان به عنوان نقطه عطفی در معرفی مولفههای جنگ هیبریدی به عنوان یک مدل جنگی در عرصه بینالمللی محسوب کرد. در این نشست بین المللی جنگ اقتصادی، حمله سایبری، جنگ با نیروهای کلاسیک نظامی، جنگهای نامنظم و چریکی، نیروهای ویژه، جنگ اطلاعاتی و تبلیغاتی، حمایت از نابسامانیها و شورشهای محلی و دیپلماسی، به عنوان هشت مولفه جنگ ترکیبی معرفی شده است.
1) بررسی و تبیین تهدیدات جنگ ترکیبی استکبار جهانی در گام دوم انقلاب اسلامی/مقاله پژوهشی/نویسنده: باقر سلیمانی کوشک/عضو هیات علمی دانشگاه افسری امام حسین (علیه السّلام)http://msr.ihuo.ac.ir/article-205961.html
رهبر معظم انقلاب بر لزوم آمادگی مسئولان کشور در برابر تهاجم ترکیبی دشمن، بر ضرورت بازشناسی ابعاد، زوایا، شیوهها و ابزارهای جنگ ترکیبی آمریکا و غرب علیه ایران تاکید دارد. جنگهای ترکیبی از معمولترین و پیچیدهترین انواع منازعات در عرصه بینالمللی هستند که این روزها از سوی بازیگران دولتی و غیردولتی به کارگرفته میشود.
جمهوری اسلامی ایران سالهاست به دلیل نوع کنشگری خود در عرصه سیاست بینالملل، هدف جنگهای ترکیبی دشمنانش قرار گرفته است؛ جنگهایی که رهبر معظم انقلاب هم بارها بر لزوم آمادگی، تدبیراندیشی و هماوردی در برابر آن تاکید کردهاند.
برای شناسایی بهتر ابعاد جنگ هیبریدی به توضیح اجمالی و کلی در مورد هر یک از مولفههای آن میپردازیم. هر یک از این جنگها خود ابزارها و شیوههای متنوعی را در خود جای داده که به مرور زمان و گسترش عرصه ارتباطات، توسعه یافتهاند.
به کارگیری یک استراتژی اقتصادی از سوی کشور متخاصم با هدف تضعیف اقتصاد کشور مقابل ذیل عنوان کلی جنگ اقتصادی تعریف میشود که بارزترین روشهای آن محاصره اقتصادی و تحریم است. هدف جنگ اقتصادی تسخیر یا کنترل منابع حیاتی اقتصادی رقیب است.
نبرد مجازی یا جنگ سایبری به نوعی از نبرد اطلاق میشود که دو طرف در آن از شبکههای رایانهای به عنوان ابزار استفاده کرده و نبرد را در فضای مجازی جاری میکنند. هدف از این نوع جنگ تخریب سیستمهای اطلاعاتی و ارتباطاتی است. این نبرد حرکتی در جهت تغییر موازنه اطلاعات و دانش به نفع طرف دیگر است.
جنگ اطلاعاتی مجموعهای از فنون شامل گردآوری، انتقال، حفاظت، جلوگیری از دسترسی، ایجاد اغتشاش و افت کیفیت در اطلاعات را در بر میگیرد که به وسیلۀ آن یکی از دو طرف درگیر به مزیت چشمگیر در عرصه دسترسی به اطلاعات دست یافته و آن را حفظ میکند.
جنگ نامنظم و چریکی اصطلاحی کلی است که برای تشریح عملیات نظامی در منطقه تحت کنترل دشمن و با استفاده از منابع و ساکنان بومی به کار میرود و از سوی منابع خارجی پشتیبانی و هدایت میشود.
نیروهای ویژه گروهی از نیروهای مسلح هستند که آموزشهای سختی میبینند و در عملیات با ریسک بالا شرکت میکنند. عملیات مخفیانه، جنگهای نامتعارف، عملیات جاسوسی، بازداشت یا کشتن افراد مهم و… از طریق نیروهای ویژه و حرفهای در کشور هدف انجام میشود.
حمایت از نابسامانیها و شورشهای محلی هم از دیگر ابزارهایی است که در جنگهای هیبریدی با موجسواری روی نارضایتیهای داخلی و حمایت از آن با هدف تضعیف اقتدار و اضمحلال نیروی طرف مقابل به کارگرفته میشود.
جنگ با نیروهای کلاسیک نظامی هم بخشی از جنگ هیبریدی است. جنگ نظامی نه تنها در نقطه مقابل جنگ هیبریدی قرار ندارد، بلکه بخشی از آن محسوب میشود، به این معنی که ممکن است همزمان از نیروهای کلاسیک نظامی برای پوشش بخشی از ابعاد چند وجهی جنگ ترکیبی به ویژه در حوزه سخت آن استفاده شود.
رهبر معظم انقلاب: در مقابل این تهاجم ترکیبی و دستهجمعی، نمیتوانیم همیشه در موضع دفاعی بمانیم و ما نیز باید در زمینههای مختلف از جمله رسانهای، امنیتی و اقتصادی تهاجم ترکیبی کنیم که در این زمینه اهل فکر و اقدام بخصوص مسئولان، موظف به تلاش هستند.
دیپلماسی به عنوان مکانیسمی برای اعمال قدرت نرم در عرصه عمل بخشی دیگر از جنگ هیبریدی است. دیپلماسی یعنی توانایی حضور در جوامع خارجی و اثرگذاری بر اذهان مردم از طریق بهرهمندی از روشهای ارتباط جمعی به گونهای که دولتها و ملتهای دیگر تمایل مثبتی نسبت به کشور به کاربرنده دیپلماسی عمومی در ذهن خود احساس کنند و رفتار خود را بر این اساس سمت و سو دهند. (1)
1-طراحی لابی صهیونیست ها در امریکا
بنیاد صهیونیستی دفاع از دموکراسی، معروف بهلابی صهیونیست ها در امریکا، وقتی در مقالهای به قلم ژنرال ژاکوب ناگل پردهای جدید ازبرنامه رژیم صهیونیستی در اغتشاشات و آشوبهای سال قبل برداشت باهدف طرحی برای تضعیف جمهوری اسلامی و تشدید شرایطی که بتواند روزی به یک ایران آزاد منجر شود ودرآن به ابعاد گوناگونی ازجنگ طراحی شده جدید جریان غربی، عربی و وابستگان خود اشاره نمود که آنها را میتوان در چند محور خلاصه بیان نمود:
1-وجودتشکیلاتی با وابستگی به دولتهای صهیونیستی و ایالات متحده که دارای ارتباط گسترده با افسران سازمان اطلاعات مرکزی امریکا و سرویس های رژیم غاصب در ابعاد اقتصادی، سیاسی، امنیتی واجتماعی وناآرامی مدنی. همچنین تشکیلات عمل میکردن و تمرکز ویژه ای بر جمهوری اسلامی تحت عنوان «پروژه ایران».
2-ایجاداتاق فکرجدید در طراحی های آشوب و اغتشاشات در ایران.
3-تاکید بردو نهاد امنیتی وزارت اطلاعات و سازمان اطلاعات سپاه به عنوان مراکز مطالعاتی وبازوهای فکری جمهوری اسلامی ایران.
4- اندیشکده ها غربی وصهیونیستی به مثابه مغز متفکر جریان تحریف، با بزرگ نمایی یا کوچک نمایی هدفدار وقایع.
5-القا وتوهم ایجادیک انقلاب در حال انجام است در جمهوری اسلامی.
6-استفاده از قدرت چندگانه برای تضعیف شدید، بازدارندگی اجباری و نهایتا فروپاشی.
7-گرفتن ابتکارعمل صهیونیستی برای حمایت عملی از اعتراضات.
8-استمرارمبارزه با آشوبها
9-شکستهای پی در پی موساد در ایران و بخصوص شکست در عملیات بزرگ.
براساس این طراحی 6بندی، ژنرال ژاکوب پرده از نقش، برنامه ومراحل 6گانه در جنگ ترکیبی واستمرا آشوبها و اغتشاشات برمیدارد:
1) جنگ ترکیبی غرب علیه ایران؛ حوزههای تهدید کدام است؟
اول: اسرائیل باید فشار اقتصادی را از طریق عملیات نفوذ در داخل ایران تشدید کند. نرخ برابری ریال در پایینترین حد خود قرار دارد. در آستانه انقلاب اسلامی نرخ برابری هر دلار حدود 70 ریال بود. امروز هر دلار 350 هزار ریال است. هدف این کمپین باید ایجاد یک بحران عظیم ارزی باشد که رژیم را مجبور به خرج کردن ذخایر ارز خارجی خود کند و تعداد ایرانیان خشمگینی را که به خیابانها میآیند، افزایش دهد.
این تلاشها باید شامل پیامهای صادقانه به ایرانیها باشد مبنی بر اینکه جمهوری اسلامی پولهای آنها را دزدیده است و پیشنهاداتی مبنی بر اینکه بانکهای ایرانی بودجه کافی برای پوشش سپردههای خود ندارند، اعلام شود. همان پروژهای که در لبنان صورت گرفت باید در ایران پیاده شود. در لبنان، لبنانیهایی که پول خود را در بانکها گذاشتند، آن را از دست دادند.
زمانی که بانکها سقوط کردند ایرانیها باید پساندازهای خود را قبل از ناپدید شدن برداشت کنند. رژیم اسلامی مجبور خواهد شد که اظهاراتی مانند: «پولهای شما نزد ما محفوظ است» صادر کند که با توجه به بی اعتمادی ایران به رهبران خود، بحران بانکی و ارزی را تشدید خواهد کرد. موساد با استفاده از موج آشوب و اغتشاشات سرمایهگذاری کلانی روی بازار ارز و اموال مردم انجام داده است. سرمایهگذاری موساد روی افرادی است که در بازار ارز سرمایهگذاری کرده و نوسانات آن به صورت مستقیم یا غیر مستقیم در معیشت آنها تأثیر دارد.
دوم: باید یک صندوق اعتصاب کارگری برای حمایت از اعتصابکنندگان و تظاهرکنندگانی که در عین از دست دادن حقوق خود جان خود را به خطر میاندازند، ایجاد شود. اعتصابات گسترده به سرنگونی شاه در دهه 1970 کمک کرد و آغاز اعتصابات در بخشهای کلیدی ایران، رژیم کنونی را متزلزل کرده است.
نهاد امنیتی اسرائیل باید یک کمپین پایدار را رهبری کند که صنایع کلیدی را هدف قرار دهد و در عین حال از دهها هزار دانشآموز و معلم ایرانی خشمگین حمایت کند. بدون شک کشورهایی در معرض تهدید تهران خواهند بود که از مشارکت در تأمین مالی صندوقهای اعتصاب خوشحال خواهند شد. با نرخ پایین تبدیل ریال به دلار، هزینه حمایت از هزاران کارگر اعتصابی پایین خواهد بود.
موساد به دنبال مدلی شبیه مدل سال 1357 است؛ اعتصاب در بازار، قرار دادن اصناف در برابر حاکمیت و حمایت از اعتصابات کارگری. در این بین تحریم شرکتهای تولیدی مهم توسط خود افراد جامعه در این طرح قرار میگیرد. سرمایهگذاری موساد روی قشر کارگران از این جهت است که قشر مستضعف جامعه که بدنه اصلی مردمی جمهوری اسلامی را تشکیل می دهد، در برابر حاکمیت قرار دهد.
سوم: اسرائیل همچنین باید اطلاعات اعضای نیروهای امنیتی مسئول مبارزه با اغتشاشات را افشا کند. انتشار اطلاعات در مورد مرگ مهسا امینی ثابت کرد که مردم خشمگین میشوند. حتی اگر ایران اطلاعات پزشکی قانونی را هم منتشر کند، مردم باور نخواهند کرد و این باعث افزایش خشم مردم خواهد شد. باید اطلاعات افراد امنیتی و نحوه کشته شدهها در دو ماه اخیر توسط موساد منتشر شود.
چهارم: قبلاً شخصی نشان داده بود که چگونه قابلیتهای جنگ سایبری میتواند به ایرانیان کمک کند. آنها کانالهای رسانهای ایران را در جریان پخش جلسهای با حضور رهبر انقلاب به تصرف خود درآوردند و تصاویری از ایرانیان کشته را به نمایش گذاشتند. آنها به سکوهای آموزش از راه دور در دانشگاهها نفوذ کردند، زمانی که تحصیل در دانشگاهها به دلیل تظاهرات ممنوع شد و از آنها برای آموزش دانشجویان برای فرار از سرویسهای امنیتی رژیم و افزایش آشوبها استفاده کردند.
بر اساس این آموزش، اسرائیل باید مطالبی را در مورد چگونگی سازماندهی بهتر ایرانیان در گروههای کوچک در هر محله، انتشار اطلاعات در مورد تحرکات نیروهای امنیتی و اختلال در سیستمهای فرماندهی و کنترل، قابلیتهای لجستیکی و نظارتی رژیم ارائه دهد.
پنجم: دولت بایدن میتواند کمک کند؛ باید دسترسی به اینترنت را تقویت کند، باید دولتمردان رده بالای ایران را تحریم کرد. همچنین امریکا باید تحریم کامل تجاری و اقتصادی را برای تضعیف منابع رژیم اعمال کند. باید شبکه مالی که جمهوری اسلامی از آن برای کسب میلیاردها دلار استفاده کرده است بیش از گذشته رصد و تحریم کرد. تهران اکنون به ولادیمیر پوتین امکان استفاده از این شبکه مخفی را برای فرار از تحریمهای غرب میدهد. واشنگتن همچنین میتواند از خشم جهانی برای حذف جمهوری اسلامی از سازمانهای بینالمللی و تشویق متحدانش به اخراج سفرای رژیم استفاده کند.
ششم: اسرائیل میتواند منتظر باشد تا دولت امریکا از آشوبها در ایران حمایت کند و زمانی که بایدن در عوض به توافق مهلک 2015 بازگردد، خشمگین شود. از سوی دیگر، اسرائیل باید تلاشهای خود را بر برنامهریزی برای جنگ علیه رژیم در سالهای آتی متمرکز کند، زمانی که ممکن است مجبور شود به برنامه تسلیحات هستهای ایران حمله کند و در عین حال با هزاران موشک ایرانی که بر سر اسرائیل از ایران، لبنان و غزه میبارد مقابله کند. اما اسرائیل ضمن مخالفت با بازگشت به توافق هستهای و برنامهریزی برای این عملیات خطرناک، نباید فرصت حمایت از دهها هزار ایرانی را که برای سرنگونی جمهوری اسلامی میجنگند از دست بدهد. (1)
سیاست خارجی بدون در نظر گرفتن بازیگران داخلی ملی، فراملی و غیردولتی مفهومی پیدا نمیکند در پویش سیاست خارجی نیروهایی در دو محیط داخلی و خارجی وجود دارد که سعی می کنند با وارد ساختن ورودیهای خود به سامانه سیاست خارجی، خروجیهای مطلوب را به دست اورند یکی از این نیروها گروه های ذی نفوذ هستند که به دلیل ساختار قانونی قدرت در ایالت متحده آمریکا بر رفتار سیاست خارجی تاثیر میگذارند. اینک به دو عامل مهم بیرونی در پدیدار شدن شرایط فعلی و چندین دههای اخیر میان آمریکا و ایران، یعنی البیگری یهودیان در آمریکا علیه ایران و دیگری اتاقهای تفکر موثر بر تحریمهای ایران اشاره میکنیم: (2)
در حالی که دولت بایدن تردید دارداما فعال دربرنامههای جنگ ترکیبی، اولویت اصلی دولت بایدن همچنان بازگشت به نسخه ضعیف شده از توافق هستهای 2015 است. حتی تعهد اخیر رئیس جمهور برای کمک به ایجاد «ایران آزاد» بسرعت توسط برخی از دستیاران وی طور دیگری معنا شد تا روشن کنند که هیچ تغییری در سیاست ایالات متحده ایجاد نشده است، این یعنی امریکا عقبنشینی کردرهبر معظم انقلاب در 19 بهمن 1400، در سالروز بیعت تاریخی همافران نیروی هوایی با امام خمینی (رحمة الله) در دیدار جمعی از فرماندهان نیروی هوایی و پدافند هوایی ارتش تصریح کردند: «امروز مقابله با تهاجم دشمن برای تحریف واقعیتها، دستاوردها، پیشرفتها و اقدامات حماسهآمیز نظام اسلامی نیازمند یک حرکت دفاعی و تهاجم ترکیبی با محوریت فریضه فوری و قطعی جهاد تبیین است)). (3)
درقرآن کریم آیه 2و3 خداوند متعالی راه خروج وبرون رفت ازتنگناها ومشکلات فردی واجتماع اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، بین المللی آن را تقوا وخدا پایی وزندگی براساس دستور ورضای خدا میداند. همچنین دوری ازمخالفت باخداست.
دوپرسش مهم مطلب آنکه1-واژه ومفهوم تقوا از دیدگاه قرآن وروایات. 2-مهم ترین اصول ودستورات اجتماعی، اقتصادی وفرهنگی ازدیدگاه اسلام چیست
«تقوا» در اصل از ماده «وقی یقی وقایه» به معنای قرار دادن خویش در پناهگاه است. و در اصطلاح شرع، به معنای پاییدن خداوند، خدابنده، خدارادرنظرداشتن درامورات، خویشتن داری در برابر گناهان، باخدا وبرای خدابودن است.
به عبارتی برنامه جامع نجات انسان درمسائل مختلف فکری، رفتاری، اخلاقی ومعنوی درابعادفردی، اقتصادی، اجتماعی، سیاسی،فرهنگی، بین المللی و…
تقوا، نشانه ایمان به «مبدء» و «معاد» یعنی خدا و رستاخیز و معیار فضیلت و افتخار انسان و مقیاس سنجش شخصیت او در اسلام محسوب میشود.
تقوا یک نیروی باز دارنده درونی است که در وجود انسان به وجود میآید و او را در برابر ارتکاب کارهای خلاف حفظ میکند. کمال تقوا آن است که علاوه بر دوری از گناهان و محرمات، از مشتبهات نیز اجتناب شود.
تقوا دارای مراحل، شاخهها و آثاری است که در پاسخ تفصیلی به آنها پرداخته ایم:
تقوا دارای مراحلی است. بعضی از بزرگان برای تقوی سه مرحله قائل شدهاند:
1- نگهداری نفس از عذاب جاویدان از طریق تحصیل اعتقادات صحیح.
2- پرهیز از هر گونه گناه اعم از ترک واجب و فعل معصیت.
3- خویشتن داری در برابر آن چه قلب آدمی را به خود مشغول میدارد و از حق منصرف میکند، و این تقوای خواص بلکه خاص الخاص است.
تقوا دارای شاخهها و شعبههای متعددی است، که از آن میان میتوان به شاخههای زیر اشاره کرد: تقوای مالی و اقتصادی، تقوای جنسی، اجتماعی، و تقوای سیاسی و تقوای اخلاقی و… انسان با تقوا شخصی است که تقوا را در تمام این جهات رعایت کند.
تقوا آثار مثبت زیادی در زندگی انسان دارد که به بعضی از آنها اشاره میکنیم:
انسان سازی: امام علی (علیه السّلام) میفرماید: تقوا یک خصلت روحی و یک تربیت معنوی است که در پرتو آن جان انسان ساخته و پرداخته میشود.
مسؤلیت پذیری: فرد با تقوا از زیربار مسئولیتهای شرعی شانه خالی نمیکند و مشتاقانه میپذیرد و سختیها و مشکلاتش را هموار میکند.
آزادگی: تقوا وسیله آزادی انسان از هر بندگی است کسی که دارای تقوا است در برابر شهوات به زانو در نمیآید؛ در برابر مقام و دیگر تمایلات نفسانی تسلیم نمیشود، بنابر این از هر هلاکتی در امان است.
رستگاری در آخرت: تقوا کلید هدایت است و فرد با تقوا با انجام کارهای مثبت و گام برداشتن در مسیر هدایت علاوه بر سعادت در دنیا به کسب پاداشهای اخروی و ذخیره آن برای روز معاد موفق میشود.
جمهوری اسلامی ایران به عنوان کشوری با موقعیت راهبردی در دنیای معاصر همواره در معرض انبوهی از تهدیدها قرار دارد. در دورهای که مقوله امنیت به تناسب گسترش ابعاد زندگی جمعی بشر جنبههای گستردهتری یافته، تامین امنیت کشور نیازمند شناخت و هوشیاری در مورد انواع جنگهای نوین و روشهای مختلف هماوردی در عرصه بینالمللی است.
لزوم تدبیراندیشی در مورد جنگ ترکیبی به عنوان یکی از رایجترین راهبردهای جنگی در عصر حاضر در سلسله مراتب سیاستگذاری دفاعی کشور از اهمیت زیادی برخوردار استشناخت چیستی، ابعاد، زوایا، شیوهها و ابزارهای جنگ ترکیبی نخستین گام در بازشناسی تهدیدهای بالقوه و بالفعل در این زمینه و چارهاندیشی برای مقابله با آنها است.
آمریکا از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی همواره به دنبال کنترل و محدود کردن ایران و در صورت امکان حتی اعمال تغییر بوده است و پس از آزمودن روشهای مختلف از جنگ سخت تا نفوذ نرم برای مقابله، به جنگ ترکیبی روی آورده و اهداف کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدتی را از این نوع نبردها دنبال میکند.
تاکید چندباره رهبر انقلاب در مورد لزوم آمادگی و سازوبرگ در برابر تهاجم ترکیبی، ضرورت توجه به این مقوله را افزایش داده است. بر این مبنا لزوم تدبیراندیشی در مورد جنگ ترکیبی به عنوان یکی از رایجترین راهبردهای جنگی در عصر حاضر در سلسله مراتب سیاستگذاری دفاعی کشور از اهمیت زیادی برخوردار است.
ونکته اخرآنکه درقرآن کریم آیه 2و3 خداوند متعالی راه خروج وبرون رفت ازتنگناها ومشکلات فردی واجتماع اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، بین المللی آن را تقوا وخدا پایی وزندگی براساس دستور ورضای خدا میداند. همچنین دوری ازمخالفت باخداست.
پی نوشت ها
1-https://farsi.khamenei.ir/others-dialog51805
2-بررسی و تبیین تهدیدات جنگ ترکیبی استکبار جهانی در گام دوم انقلاب اسلامی/مقاله پژوهشی/نویسنده: باقر سلیمانی کوشک/عضو هیات علمی دانشگاه افسری امام حسین (ع) http://msr.ihuo.ac.ir/article-205961.html
3-جنگ ترکیبی غرب علیه ایران؛ حوزههای تهدید کدام است؟
84761903/ https://www.irna.ir/news/84761903
4-بنیاد صهیونیستی دفاع از دموکراسی در مقالهای جدید به تاریخ 15 نوامبر سال جاری به قلم ژنرال ژاکوب ناگل (عضو سابق دفتر نخست وزیری اسرائیل) https://www.farsnews.ir/news/14010826000315
5-https://jou.spsiran.ir/article-158177-9487092
برای مطالعه بیشتر:
فرهاد قاسمی، «جنگ هیبریدی در سیستم بینالمللی پیچیده–آشوبی»، فصلنامۀ مدیریت نظامی، سال هفدهم، شمارۀ5،تابستان 1396
قربانعلی قربانزاده سوار، «جنگ ترکیبی، جنگ آنارشسیتی پسامدرن»، فصلنامة پدافند غیرعامل و امنیت، سال هفتم، شمارۀ 22.1397
عمار محمدزاده چمازکتی، جنگهای هیبریدی؛ شیوه جنگ نوین، قابل دسترس در: https://ostan-mz.ir/Home/PrintPage/77152
غلامعلی رشید، احمدرضا پوردستان، «عوامل و ویژگیهای نسل چهارم جنگها مؤثربرصحنه جنگ آینده»، فصلنامه مطالعات دفاعی استراتژیک، سال نوزدهم، شماره83، بهار1400
وحید ریاضی، «معرفی مولفهها و ابزارهای جنگ ترکیبی آمریکا علیه ج. ا. ایران»، فصلنامه علمی راهبرد دفاعی، سال نوزدهم، شماره 73، بهار 1400
هادی آجیلی، «نقش آمریکا، انگلیس و رژیم صهیونیستی در فتنه 1388»، تهران: مؤسسه فرهنگی هنری و انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1394
علی ستاریخواه، «ماهیت صحنه جنگ ترکیبی آینده احتمالی علیه جمهوری اسلامی ایران در افق 1404»، نشریه آیندهپژوهی دفاعی، دوره 1، شماره 1، تابستان 1395
جمع بندی-کتاب
اصلاح وتغییر نظام اقتصادی وبانکی وتحول درآن برنامه ومحورهای عملیاتی تحول بنیادین درآموزش وپرورش علامه و مفسرعالیقدر حضرت آیت االه سیدجوادسید فاطمی تبریزی رحمة الله علیه از آثار ایشان استخراج می گردد:
سه-گام:
1-اول-اقتصاد وبانکداری اسلامی(بانک صندوق ملت است باید به نفع مردم باشد نه به ضرر آنها. مردم بسپرده های بانکی خود بهره نگیرند متقابلاً بانک ها نیز تغییر قیافه داده منشأ خیر و برکت کردند.).
2-تاسیس-بانک-قرض-الحسنه-جهانی-اسلام و بین المللی.
3-نظام-بازارهای-اسلامی (سازمان هاوبازارهای کوچک اقتصادی و مالی اسلام باید شکل گرفت-گیرد.).
نکات:
1- مرحوم آیت اله گلپایگانی بارها این حقیقت را گوشزد می فرمود، در قسمت مسائل اجتماعی کتاب مجمع المسائل: مسئله 26 وظیفه هر مسلمان است که در بهبود وضع اقتصاد مسلمانان اهتمام ورزد (مَنْ أَصْبَحَ وَ لَمْ یهتم بامورالمسلمین فلیس بِمُسْلِمٍ) – مسئله 31- ربادادن و رباگرفتن و هرگونه معاملات ربوی چه طرف شخص باشد یا موسسات از قبیل بانک ها و سایر شرکت ها حرام است مسئله 32 چون اقتصاد و تجارت جامعه مسلمانان در اثر غفلت هایی که شده وابسته به بانک ها گردیده است، تا به بانک ها وضع خود را با تعالیم اقتصادی اسلام تطبیق نکرده اند، مسلمانان متمکن با همکاری یکدیگر موسسات قرض الحسنه اسلامی تأسیس کنند و این مخالفت علنی با احکام خدا را به اطاعت احکام او مبدل سازند. و
2-َان کانَ ذوُ عسره فَنظرت الی میسره وان تصدقوا خیرُلکم ان کنتم تعلمون- حکم اعسار از همین آیه گرفته شده که هر بدهکاری اگر مالی بیش از گذراندن زندگی متعارفش نداشته باشد نباید خود یا دارائیش توقیف شود و باید آزاد باشد تا بکار و کسبی بپردازد باشد که گشایشی یابد، و به حساب صدقه آوردن بدهکاری برای شما مسلمانان بهتر است اگر بدانید و یا اگر ناتوانی و درماندگی بدهکار را باز شناسید، ان کنتم تعلمون بهتر که هر دو معنی استفاده شود .
3- وَاَتقُوا یَوماتُرجَعون فیها الی الله ثمَ تَوَفی کُلُ نَفس ماکَسَبَت وَهُم لایُظلَمونُ- در پایان آیات رباء این دیدگاهی بس باز و واپسین مسیر آدم را می نمایاند- ابدیت و برگشت بسوی خدا- با این دید باز می تواند از واژگونی در طبیعت دنیا و سودها و بندهای آن وارهد و توشه تقوا برگیرد و خود را آماده چنین روزی گرداند : یَوماتُرجَعونُ فیه الی الله...
4-منفقین بواسطه عادت به انفاق از وابستگی به دنیا رها شده و به خدا پیوسته اند و رجعت به خدا را قبل از روز موعود نیز دارند به خلاف رباخواران که از خداوند دورند و رجعتشان در روز قیامت خواهد بود.
5-آن ها خود را بنده خدا و از آن خدا و مالشان را مال الله می دانند و در جایی که خدا می خواهد قرار می دهند، بوعده های خدای بزرگ معتقدند، از نگرانی و اندوهی که وابستگان به خود و پیوستگان بدنیا و متکیان بمال دارند رسته اند لاخَوفُ عَلَیهم وَلاهُم یَحزَنُون- آن ها از محدوده حقیر و کوچک خود بیرون شده و به جهان وسیع الله پیوسته اند و الله واسع علیمٌ- جالب این که در آیه خود منفق را به حبه و دانه کذایی تشبیه کرده(کمثلٍ جَنه) اشاره به شکوفایی خود انسان مومن است . «دقت کنید» کما اینکه همان ها را به باغستان تشبیه کرده(کَمَثلٍ جَنَه بربوه) که هم خود و هم دیگران از آن بهره می برند، چون در انفاق آنچه منظور است تزکیه نفوس و پیوستگی دل ها و ظهور محبت ها و برومندی افراد و تحرک اجتماع می باشد نه همین که شکمی سیر شود و برهنه پوشیده شود، چه آن خدای غنی بذات سراسر طبیعت و استعدادها را غنی آفریده(والله غَنی حکیم) اگر همه استعدادها را یکسان و همه را بی نیاز می ساخت و هرگونه وسیله زندگی را در دسترس قرار می داد چگونه مواهب بروز می نمود و محبت ها متبادل می شد و تحرک پدید می آمد.
6- بلی نظر این است که ایمان و خیر از دل ها بجوشد و از هر جهت حرکت و رابطه و تعاون جمعی و خرمی پدید آید و کرامت انسان ها ارج یابد(کمثلٍ جنه بربوه) بلی دعوت خدا و پیغمبرش به چنین زندگی برتر است (استجیبوالله وَ الرَّسُولِ اذا دعاکم لِمَا یجیبکم ... ی 24 انفال) .
7-حیات برتری که اجابت کننده در هر شرایطی باشد در باغستان و عندرب، اگر داشته باشند در راه خدا و برای خدا هستند اگر نداشته باشند تحمل و صبر برای خدا دارند و بهرحال که باشند راهی و نهری آنان را بخدا پیوند می دهد(تجری من تحتهم الانهار) و همان خوشی و خشنودی و جمال که از خدا بر آنان می تابد تشکیل باغستانی می دهد که در نهاد خود آنها است، درسوره مبارکه یونس می خوانیم : انَّ الذین أَمِنُوا وَ عملواالصالحات یهدیهم بایمانهم تجری مِنْ تَحْتِهِمُ الانهار فی جنا نعیم، دعویهم فیها سبحانک اللَّهُمَّ وَ تیتهم فیها سَلامُ وَ آخِرُ دعویهم بایمانهم تجری مِنْ تَحْتِهِمُ الانهار فی جَنَّاتٍ نعیم، دعویهم فیها سبحانک اللَّهُمَّ وَ تحیتهم فیها سَلامُ وَ آخِرُ دعویهم انَّ الْحَمْدُ اللَّهِ رَبِّ العالمین ی 10).
8-و در سوره مبارکه کهف آمده : انَّ الذین أَمِنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ أَنَا لَا نضیع أَجْرَ مَنْ أَحْسَنَ عَمَلاً ، اولیک لَهُمْ جَنَّاتٍ تجری مِنْ تَحْتِهِمُ الانهار...ی 32) قابل ملاحظه ای است که در این دو جای قرآن کریم جریان نهرها را بعبارت من تحتهم آورده، برای توجه دادن به این حقیقت که منشاء چنین زندگی و تشکل چنین باغستانی مایه اش وجود خود مومنان است واین رجعت الی الله و پیوستگی با خدا مقدمه پیوستگی در آخرت است که وهم من فزع یومیدآمنون ی 89 نمل)، این شکوفایی و این منشا خیر و برکت بودن و بالمال محبوبیت و زیبایی بمیزان رستن از وابستگی ها و پیوستن با خداست که در درجه اعلا حضرت ختمی مرتبت است که حتی در بهشت هم برای زیارتش در به در دنبالش هستند- از امیرالمومنین(علیه السّلام) روایت کرده اند فرمود : مردی از انصار پیش رسول خدا(صلّي اللهُ علیه وآله)آمد، عرض کرد یا رسول الله طاقت فراق شما را ندارم، بمنزلم که وارد می شوم بیاد شما می افتم عیالم را ترک می کنم تا بیایم پیش شما فقط نگاه کنم از بس دوستتان دارم، با این حالی که دارم بیاد روز قیامت می افتم که اگر داخل بهشت شوم و شما جایگاهتان در اعلی علبین
خواهد بود آنجا چه خواهم کرد ای نبی خدا؟ اینجا بود که نازل شد : «وَمَن یُطِعٍ الله و الرسول فاُولئک مع الذین اَنَعمَ الله عَلَیهم مِنَ النبیینَ وَالصدیقینَ والشهداء وَ الصالحینَ و حَسُنَ اولئکَ رفیقا 69 سوره نساء » حضرت رسول آن مرد را خواستند و آیه را برایشان خواندند و به آن مژده اش داده اند .
9- دورنمای بس مخوف رباخواران، منفقان در دنیا هم رجوع الی الله داشتند و در این رابطه همواره در باغستان بودند بلکه خود نیز مثل باغستان بودند(کمثل جنه) که در حق آنان آمده( ییا ایتها النَّفْسِ المطمئنه ارجعی الی ربک راضیه مرضیه فادخلی فی عبادی وادخلی جنتی)، اما رباخواران در دنیا ولو متمتع بودند ولی از شعله های آتش گاهاً ضجر می کشیدند چگونه در امان می توانستند شد در حالی که همیشه در اجتماع مردمانی محروم، یتیم، گرسنه و مسکین وجود داشته و دارد، تقاضای آنان توقع آنان احیاناً تشکل آنان جهت رسیدن به حق، ناراحتی هایی برای اهل دنیا دارد که زندگی بر آنان ناگوار و تلخ می نمود و می نماید، و از همه این ها گذشته مرگ و میر که از لوازم زندگی است در قیافه هایی (با مرگ دوست، همسایه، همشهری) خود را نشان می داد و اعلان جداشدن از اموال را که شدیداً دوستش داشتند می داده، داغ فراق که از آتش سوزاننده تر است تهدیدشان می کرده و همزمان با مرگ قیامتشان برپا می شود، قیامت یعنی از کارافتادن همه وسائل و اسباب و برگشت همه نیروها به مسبب الاسباب الله جل جلاله ، و ظاهرشدن جهنم که همان تجسم اعمال و نتیجه ستمگریهاست که تا آن روز در خفا بوده و خوشی های زندگی از قبیل خوردنی ها و نوشیدنی ها و خنده و خوش باش ها آبی بر آتش جهنم می ریخته و تا حدی خاموش و تبرئه می کرده است اما آن روز جهنم با آتشهای تیزش حاضر می شود آن روز است که انسان متذکر می شود ولی دیر شده می بایست در دنیا متذکر می شدند(واتقوا یوماًترجعون فیه الی الله) با حسرت گوید ای وای من کاش به زندگیم توشه ای می فرستادم در آن روز است که کسی مثل او عذاب نشود و کسی مثل او در بند نیاید، در سوره مبارکه فجر چنین می خوانیم (کلابل لاتکرمون الیتیم، وَ لا تَحَاضُّونَ علی طَعَامٍ المسکین، وتأکلون التُّراثَ اکلا لِمَا ، وَ تُحِبُّونَ الْمالَ حُبًّا جَمًّا، کلا اذا دکت الارض دکاً دکاً، وِجَاءُ ربک والملکصفاً صَفّاً اوجی ء یومئذ بِجَهَنَّمَ یومئذ یتذکر الانسان وَ انی لَهُ الذکری، یقول یالیتنی قَدِمْتَ لحیاتی، فیومئذ لایعذب عَذابَهُ أَحَدُ، وَ لَا یوثق وَ ثاقه أَحَدُ).و این حالت را در سوره مبارکه زمر چنین آورده : اگر برای ستمگران ثروت تمام دنیا و دو برابر هم بود بی تردید همه را فدا می داند تا خود را رها سازند از سوء عذاب روز قیامت و آشکار شد برای آن ها از خدا چیزی که به خیالشان نمی آمد و آشکار شد بر آن ها زشتی های دست آوردهاشان و احاطه کردن آنچه به آن استهزاء می کردند(ولوان للذین ظُلِمُوا مَا فی الارض جمیعاً وَ مِثْلَهُ مَعَهُ لاَفْتَدَوْا بِهِ مِنْ سُوءِ الْعَذابِ یوم القیمه وبدالهم مِنَ اللَّهِ مالم یکونوا بحتسبون، وبدالهم سیئات ماکسوبا وَ حاقَ بِهِمْ ماکانوا بِهِ یستهزءون 48 زمر) و بالاخره در سوره مزمل خلاصه کرده با این بیان : چگونه خود را می پایید اگر کافر شدید، روزی که کودک را پیر می کند، آسمان شکافته شود و وعده الهی بوقوع انجامد(فَکیفَ تتقون ان کفرتم یوما یجعل الولدان شیبا، السماء منُفطر بهٍ کان وعدهُ مفعولاً 18 مزمل) .
10-در منابع روایی از جمله کتاب بحارالانوار جلد 103 آمده است- از امام ابی عبدالله الصادق(علیه السّلام) : رسول خدا فرمود وقتی مرا به آسمان بردند گروهی را دیدم که یکی می خواست پا شود ولی نمی توانست پاشود بجهت بزرگی شکمش- گفتم کیستند اینها یا جبرئیل گفت: این ها خورندگان ربا هستند پا نمی شوند مگر مثل پاشدن کسیکه شیطان با مس خود وی را به آشفتگی دچار ساخت(یَتخبطهُ الشیطان
منَ المس) دیدم آن را به مانند آل فرعون به آتش عرضه می شوند صبحگاه و شامگاه و می گویند خداوندا کی برپا می شود قیامت، - باز از آن حضرت : یک درهم ربا پیش خداوند بزرگتر است از هفتاد زنا با محرم خود در بیت الله الحرام- و از حضرت رضا(علیه السّلام) طی چند حدیث: جز این نیست که خداوند عزوجل نهی کرده از ربا بجهت آنکه در ربا فساد اموالاست چه وقتی انسان خرید درهم را در مقابل در همین، در مقابل یکدرهم یکدرهم قرار می گیرد و بهاء در هم دیگر باطل می شود پس فروش و خرید در ربا در هر حال نقص است چه بفروشنده و چه بخریدار. بنابراین خداوند تبارک و تعالی قدغن کرده بر بندگان ربا را به علت فساد اموال کمااینکه بر سفیه هم قدغن کرده که مالش بدستش داده نشود به جهت اینکه مبادا مالش را فاسد کند تا زمانی که برشد رسد پس به این علت ربا را حرام کرده و بعلت اینکه معروف از بین نرود و بجه تلف اموال و رغبت مردم در سود و ترک قرض دادن و کارهای خیر را و برای آنکه در آن است از فساد و ظلم و فناء امال ... و از امام صادق(علیه السّلام) از علت تحریم ربا پرسیدند فرمود : اگر ربا حلال می شد مردم تجارت را ترک می کردند و آنچه به آن نیاز دارند بنابراین خداوند ربا حرام کرده تا مردم از حرام بسوی حلال بروند و رو به بیع و شراء آورند- و از امام باقر(علیه السّلام): جز این نیست که حرام شده ربا تا معروف و کارهای خیر از بین نرود- از امام صادق پرسیدند : میبینم در قرآن ربا را حرام کرده و مکرر هم نهی کرده، فرمود آیا می دانی چرا گفتم نه فرمود تا مردم از انجام کار نیک روگردان نباشند. و روایات دیگر در این زمینه تا اینکه بحمداه والمنه انقلاب اسلامی پیروز شد در انقلاب همه چیز تقریباً دگرگون شد از جمله بانک ها نیز اسلامی شدند .
ضمیمه1کتاب: بازار صدر اسلام
بازار مکان و یا موقعیتی است که در آن، خریداران و فروشندگان، کالاها و خدمات و منابع را خرید و فروش میکنند. برای هر کالا، خدمت یا منبعی که در اقتصاد خرید و فروش میشود، بازاری وجود دارد. در دوران جاهلیت بازارها به صورت فصلی و موسمی تشکیل میشد. برخی از این بازارها در دوران صدر اسلام نیز باقی بودند. در این دوران بازارها عمدتا در کنار مسجد و دارالاماره ساخته میشد و امنیت آن بر عهده دولت بود. از جمله وظایف متولیان بازار میتوان به جلوگیری از احتکار، کمفروشی و فروش کالاهای حرام، جلوگیری از تجاوز به حریم بازار، نظارت بر کیفیت کالاها و موارد دیگر اشاره کرد. در اسلام برای بازار مطلوب اصول و اخلاقی وجود دارد که خریداران و فروشندگان باید به این اخلاق و اصول پایبند باشند. داشتن اطلاعات کافی، ثبات عرضه کالا، هزینه کم عقد قرارداد، امنیت بازار و… از جمله مقولاتی است که کارکرد یک بازار با آن سنجیده میشود.
1 - تعریف بازار
بازار مکان و یا موقعیتی است که در آن، خریداران و فروشندگان، کالاها و خدمات و منابع را خرید و فروش میکنند. برای هر کالا، خدمت یا منبعی که در اقتصاد خرید و فروش میشود، بازاری وجود دارد. [(1)]
این تعریف دو ویژگی دارد: بازار را به مکان یا موقعیت تعریف کرده است. این تعریف هم با بازارهای امروزی سازگار است و هم با بازارهای اولیه در زمانهای قدیم که اقتصاد بسیار ساده بود و مردم برای مبادله کالاها در مکانهای خاصی گرد هم جمع میشدند. ویژگی دوم این تعریف این است که عام است و شامل بازار کالاها و خدمات و منابع میشود. [(2)]
2 - بازارهای دوره جاهلیت و صدر اسلام
مرکز تجارت و خرید و فروش اعراب جاهلی بازارهایی بود که فصلی و موسمی تشکیل میشد. اعراب از دور و نزدیک به آنجا میآمدند و به داد و ستد میپرداختند. [(3)] معروفترین بازارهای دوره جاهلیت عبارت بود از: عکاظ، مَجَنه، ذوالمجاز و حباشه. این بازارها در صدر اسلام نیز پابرجا بود. بازار عکاظ اولین بازاری است که در سال 129 هجری بهدلیل غارتی که در آن صورت گرفت، رها شد. [(4)] و آخرین آنها نیز بازار «حباشه» بود که بهسال 197 هجری رها شد. [(5)]
برخی از این بازارها، مانند عکاظ، تنها، محل خرید و فروش کالا نبود؛ بلکه مکانی برای تجمع قبایل نیز بهحساب میآمد و در آن، اخبار و اطلاعات رد و بدل میشد و شعرا اشعار و غزلهای خود را عرضه میداشتند و شاید بتوان گفت آنچه در یک روزنامه امروزی وجود دارد، بهگونهای در بازار عکاظ نیز یافت میشد. [(6)]
1) سالواتوره، دومینیک، تئوری و مسائل اقتصاد خرد، ص10، حسن سبحانی، تهران، نی، ششم، 1372
2) معصومینیا، علی، بازار مطلوب رقابت کامل، فصلنامه اقتصاد اسلامی، تهران، پژوهشگاه فرهنگ واندیشه اسلامی، 1383، ش15، ص56
3) غفاری، هادی، نظام اقتصادی صدر اسلام، ص166، تهران، انتشارات دانشگاه پیام نور، 1386
4) علی، جواد، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، ج14، ص68، بیروت، دارالعلم للملّایین، 1405
5) آلوسی، محمود شکری، بلوغ الارب فی معرفة احوال العرب، ج1، ص270، دارالکتب العلمیه، بیروت، بیتا
6) علی، جواد، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام. ج14، ص69، بیروت، دارالعلم للملّایین، 1405
بازارهای دوران جاهلیت «عشاران» و «خفیرانی» داشتهاند که با گرفتن مبالغی از فروشندگان، امنیت بازار را تامین میکردند. در مناطقی که حکومت مقتدری وجود داشت، حاکمان را عشار مینامیدند. همچنین گاهی فروشندگان، خود را تحتالحمایه قبیلهای قرار میدادند و آن قبیله، فردی را در مقام خفیر برای دریافت وجوه مامور میکرد.
به این ترتیب، همه بازارهای دوران جاهلیت، بهجز بازار عکاظ، عشاران و خفیرانی داشتند که نام آنان در منابع تاریخی آمده است. [(1)]
در عصر ظهور اسلام و تشکیل حکومت اسلامی به دست پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم)، مهمترین بازار مدینه «بنیقینقاع» نام داشت و در اختیار یهودیان بود. حضرت بهدلیل حساسیت ویژه بازار و نارضایتی از حاکمیت مطلق یهودیان بر آن، در صدد شکستن حاکمیت و سلب انحصار از آنان برآمدند. از اینرو بازار دیگری در مدینه تاسیس کردند و مقررات خاصی در آن وضع نمودند؛ نظیرعدم اخذ خراج از بازاریان، نداشتن جایی مشخص برای فروشندگان و ممنوعیت تجاوز به حریم بازار.
ایشان همچنین تمام امتیازات قومی و طبقاتی گذشته را لغو و امنیت بازارها را بهطور کامل تامین کردند. این اقدامات، موجب شکوفایی و رونق بازار شد. برای نمونه نگرفتن خراج و هرگونه مالیات، سبب کاهش قیمتها و رونق خرید و فروش در بازار مسلمین شد؛ به این ترتیب، انتقال بازار به مکان دیگر، درآمد مالیاتی یهودیان از بنیقینقاع را بهشدت کاهش داده، آنان را که دشمن سرسخت مسلمانان بودند، بهخشم آورد. [(2)]
3 - ویژگیهای بازارهای صدر اسلام
بازار، غالباً در کنار مسجد و دارالاماره بنا شده بود، که این خود نشانه ارتباط وثیق این مراکز با یکدیگر است. برای نمونه، مساجد جامع بصره، کوفه و سامرا در کنار بازار قرار داشتند.
از روایات استفاده میشود که در زمان امیرالمؤمنین (علیهالسّلام) کوفه، بازارهایی داشت که در آنها اتاقهایی برای خرید و فروش ساخته و آماده شده بود و امنیت آنها را دولت تامین میکرد. البته در کنار این نوع بازار، بازارهای دیگری نیز وجود داشت که هرکسی میتوانست بساط خود را پهن کند و به خرید و فروش بپردازد.
در این نوع بازار، فروشندگان، مکان خاصی نداشتند و آن کس که زودتر وارد بازار میشد، میتوانست مکانی را که بهتر میدید، برای خود انتخاب کند و تا شبِ آن روز نیز، کسی حق ممانعت از او را نداشت و هیچکس نمیتوانست جای وی را تصاحب کند. امام علی (علیه السّلام) در حدیثی میفرماید: «بازار مسلمانان مانند مسجد آنان است؛ کسی که در مکانی از بازار پیشی گیرد، تا شب از دیگران به آن مکان سزاوارتر است.» [(3)]
[(1)]
4 - وظایف متولیان در بازارهای اسلامی
ممانعت از احتکار، بهخصوص درباره کالاهای ضروری جامعه و برخورد شدید با محتکران؛
نظارت بر کیفیت کالاهای عرضهشده و کنترل قیمتها و قیمتگذاری در صورت نیاز؛
نظارت بر توزین دقیق؛
برخورد شدید با کسانی که به حریم بازار تجاوز میکنند، یا بازاریانی که از محدوده بازار خارج میشوند؛
ممانعت از ورود افرادی که به هر دلیل، صلاحیت تجارت یا شغل خاصی را ندارند؛
نظارت بر سلامت کالاهایی عرضهشده و حفظ بهداشت عمومی؛
ممانعت از فروش کالاهای حرام و جلوگیری از انجام معاملات حرام؛
رسیدگی به امور تجّار و حل و فصل مخاصمات؛
راهنمایی افراد گمشده در بازار؛
کمک به افراد ضعیف و ناتوان و ستاندن حق مظلوم؛
آموزش در ضمن مراقبت و نظارت؛ [(2)]
5 - نظارت دولت اسلامی بر بازار
بازارها از ابتدای تشکیل دولت اسلامی در مدینه، تحت نظارت و مراقبت بود. پیامبر اکرم، مستقیما به بازرسی و نظارت در بازار میپرداختند. بهطور مثال، پیامبر بر انباری از طعام گذر کرد؛ دستش را در آن فرو برد و رطوبتی در آن یافت و به صاحب آن فرمود: این چیست؟ گفت: یا رسول الله باران بر آن باریده است. پس فرمود: چرا آن را بر روی طعام نگذاشتهای تا مردم ببینند؟ هرکه خیانت ورزد از ما نیست. [(3)]
همچنین حضرت، امر نظارت بر بازارها را به ماموری خاص محول فرمود. پس از فتح مکه، پیامبر سعید بن عاص را بر بازار مکه و عمر بن خطاب را به نظارت بر بازار مدینه گماشت. [(1)]
نظارت بر بازار در زمان خلفا نیز ادامه یافت. در احادیث امیرالمؤمنین (علیهالسّلام) نیز عنایتی آشکار، به بازار و نظارت بر آن داشتند. حضرت بهصورت مستقیم یا غیر مستقیم بر بازارها نظارت میکرد. [(2)]
6 - محدودیتهای اخلاقی بازار
بازارهای اسلامی دارای برخی محدودیتهای اخلاقی است.
6.1 - سرگرم شدن به بازار و امور دنیایی آن
حسن بصری میگوید: امیرالمؤمنین (علیهالسّلام) در بازار بصره، متوجه مردی شد که مشغول خرید و فروش بود. حضرت قدری در کار او نگریست و سخت گریست. سپس فرمود: «ای بندگان دنیا و کارگزاران اهل دنیا، روز، قسم میخورید و شب، میخوابید و زمان میگذرد، در حالیکه از آخرت غافلید. پس چه هنگام میخواهید توشه برگیرید و برای آخرت فکری کنید؟»
فردی به حضرت عرضه داشت کهای امیرالمؤمنین، ما چارهای از تهیه معاش نداریم؛ پس چگونه عمل کنیم؟ امام فرمود: «طلب معاش از طریق حلال، انسان را از تلاش برای آخرت غافل نمیکند. پس اگر بگویید ما ناگزیر از احتکار هستیم، معذور نخواهید بود». حضرت در حالیکه گریه میکرد، از مرد جدا شد. [(3)]
6.2 - قناعت به سود کمتر
امام علی (علیهالسّلام) بر آسان گرفتن در معامله، رعایت حق و انصاف و قناعت به سود کمتر تاکید فراوان داشت. حضرت در گشتزنیهای خود در بازار کوفه میفرمود: «ای بازاریان، از خدا بترسید و از او طلب خیر کنید و با آسان گرفتن در معامله تبرّک جویید و بدینوسیله به مردم نزدیک شوید و با حلم، خود را زینت بخشید.» [(4)]
6.3 - قسم نخوردن در معاملات
1) کتانی، عبدالحی، التراتیب الاداریه، ج1، ص241، بیروت، دارالارقم، بیروت
2) نظرپور، محمدنقی، بازار، دانشنامه امام علی (علیهالسّلام)، اقتصاد، ج7، ص509، پژوهشگاه فرهنگ واندیشه اسلامی، 1382
3) مفید، محمد بن محمد، امالی، ح3، ص119، تصحیح علیاکبر غفاری، بیروت، دارالتیار الجدید و دارالمرتضی، 1978
4) کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج5، ص151، تصحیح علیاکبر غفاری، دارالکتب اسلامیه
قسم در معاملات، به هر صورت، نامطلوب است؛ اگر قسم دروغ باشد، حرام و اگر راست باشد، مکروه و ناپسند است. حضرت علی (علیهالسّلام) میفرماید: از قسمخوردن برحذر باشید؛ چراکه حتی اگر سبب فروش کالا شود، برکت را از بین میبرد. [(1)]
6.4 - خرید از آشنا
بهرغم آنکه معامله با هر کسی مباح است و هیچ محدودیتی در این زمینه وجود ندارد، اگر فردی احتمال میدهد که فروشنده بهسبب آشنایی و حجب و حیا، قیمت کالا را تقلیل بدهد یا جنس مرغوبتری را با قیمت عادی در اختیار او بگذارد یا هر گونه امتیازی برای او قائل شود، شایسته است که با او وارد معامله نشود. این نکته بهویژه درباره مسئولانی که میخواهند از بازار خرید کنند یا منزل و ملکی بخرند، اهمیت فوقالعادهای دارد. [(2)]
6.5 - چانه زدن
از روایات برمیآید که چانه زدن هنگام خرید، نامطلوب نیست. در این باره، امامعلی (علیهالسّلام) فرمودهاند: «در معاملاتی که انجام میدهی چانه بزن؛ انسانِ مغبون نه ستوده است و نه ماجور.» [(3)]
7 - سیستم حاکم بر بازار اسلامی-
اینکه بازار در اسلام، رقابتی بوده یا انحصاری یا ترکیبی از هر دو و یا مدلی منحصر بهفرد بوده، شواهد تاریخی حاکی از آن است که تعداد خریداران و فرشندگان شرکتکننده در صدر اسلام بسیار زیاد بود. قبل از اسلام، قریش در امر تجارت موقعیت انحصاری داشتند، اما با تهمیدات پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) این قدرت انحصاری از میان رفت. بنابراین، خریداران و فروشندگان در بازارهای صدر اسلام قدرت انحصاری نداشتند.
از یک طرف شرکتکنندگان در بازارهای مکه و مدینه بیشمار بودند و سهم هر یک از کل کالاهای داد و ستد شده ناچیز بود. از طرف دیگر برای واردات و صادرات کالا در داخل و خارج جزیره، هیچ محدودیتی وجود نداشت و جابهجایی کالا از بازاری به بازار دیگر، بهسهولت صورت میگرفته است.
بههمین جهت، ویژگیهای بازار اسلامی حکایت از کثرت رقابت در آنها دارد. آزادی در انتخاب شغل یا ترک آن، فراوانی تعداد مشتریان و فروشندگان در بازار، وجود اطلاعات قابل دسترس برای همگان، فقدان توانایی اعمال نفوذ بر مقدار و قیمت کالا، تحریم
احتکار، اسراف و معاملات حرام و نظارت حاکم و دولت اسلامی بر فرایند فعالیتهای تجاری در بازار، از کثرت رقابت در بازارهای صدر اسلام حکایت مینماید. اما بهدلیل وجود ناظر از طرف دولت و نرخگذاری در بعضی موارد نمیتوان بازارها را دارای ساخت رقابتی کامل دانست. [(1)]
8 - کارکرد بازارهای صدر اسلام
معیارهای کارکرد بازارهای صدر اسلام به شرح ذیل است:
8.1 - سهم بازار
نخستین ملاک ارزیابی کارکرد بازار، نسبت سهم هریک از خریداران و فروشندگان از کل کالایی است که مبادله میشود. در صدر اسلام، تعداد شرکتکنندگان بسیار زیاد بوده و بهخاطر ساختار رقابتی آن، سهم هریک از افراد شرکتکننده در بازار ناچیز و سود بهدست آمده قابل توجه نبوده است.
8.2 - اطلاعات
یکی از ملاکهای تشخیص کارکرد بازار، وفور اطلاعات مربوط به قیمت، نحوه ساخت و تکنولوژی، منابع تهیه عوامل تولید و توزیع کالا است. هرچه دستیابی به این اطلاعات آسانتر باشد، ورود به این بازارها، راحتتر است. آنچه ذخیره اطلاعاتی مسلمانان را در بازار بالا میبرد اختیارات ایشان در برهم زدن معاملاتی است که قصد فریب یا تقلب یا تزویر را دارد. بهعنوان مثال کسیکه کالای معیوبی را به دیگری بفروشد با داشتن حق خیار عیب میتواند کالای معویب را به فروشنده برگرداند. در نتیجه در بازار اسلامی کسی درصدد تقلب برنمیآید؛ چراکه زیان این عمل به خود او برمیگردد.
8.3 - کارآیی
هرچه معاملات به وقت و تلاش کمتری نیاز داشته باشد، میزان کارآیی آنها در بازار بیشتر است. در بازارهای اسلام عوامل متعددی موجب افزایش کارآیی مبادله میشد. آزادی ورود و خروج افراد، انتقال کالاها و نهادههای تولید وعدم وجود انحصار یکی از عوامل افزایش سطح کارآیی بود. جلوگیری از احتکار و معاملات کالی به کالی، تحریم برخی از معاملات و… میتواند در کارآیی مؤثر باشد.
8.4 - اطمینان و امنیت
1) غفاری، هادی، نظام اقتصادی صدر اسلام، ص167-168، تهران، انتشارات دانشگاه پیام نور، 1386
مهمترین عاملی که برای مسلمانان امنیت را به ارمغان میآورد، حقوق مالکیت و احکام عقود و ایقاعات است. لازم بودن عقد بیع، یکی از مؤثرترین عوامل برای ایجاد اطمینان از داد و ستد است. وجود خیارات و نیز ممنوع شدن کمفروشی، حسن ظن را نسبت به هم افزایش میدهد و بالاخره با وجود ناظر در بازار، ایشان را نسبت به اجرای تعهدات طرفهای قرارداد ملزم میسازد.
8.5 - هزینه عقد قرارداد
در بازارهایی که قراردادها بهسهولت و بدون صرف هزینه و وقت، به توافق و امضا میرسد، دارای کارکرد مطلوب است. یکی از عواملی که در صدر اسلام، هزینه بستن قراردادها را پایین آورد، حذف مالیات داد و ستدها بود. عامل دیگر وجود اطلاعات بود که خصوصیات کالاها را تبیین و تصمیمگیری را تسهیل میکرد. روشن بودن قوانین و مقررات، وجود جوّ اطمینان و امنیت نیز از تردّد و تعلّل اصحاب معامله میکاست. در نتیجه معاملات بدون صرف وقت و تلاش زیاد انجام میگرفت.
8.6 - ثبات عرضه
یکی از محسنات هر بازار، ثبات عرضه کالا در آن است کمیابی کالا، سبب نگرانی خریداران و کاهش رفاه مصرفکنندگان میشود. فراهم بودن اطلاعات و امنیت در بازار و فقدان انحصار و احتکار، همه بر تداوم و ثبات عرضه کالا در بازارهای مذبور دلالت دارد.
8.7 - رضایت مشتریان
حسن کارکرد یک بازار تامین رضایت مشتریان است. در صورت تحقق این هدف، امکان توسعه فعالیت و انتفاع برای عرضهکنندگان نیز پدید میآید. کثرت رقابت، وجود اطلاعات، نظارت دولت و سایر خدمات ارائهشده، نمایانگر حسن تامین تقاضا و رفاه مصرفکنندگان است.
8.8 - قیمتگذاری در صدر اسلام
اصل اولی در تشریع اسلامی، آزادی خرید و فروش در انتخاب قیمت است. ائمه معصومین از افزایش قیمتهایی که از عوامل طبیعی همانند خشکسالی و قطحی ناشی میشد و یا فزونی میزان تقاضا نسبت به عرضه و یا کاهش عرضه نشات میگرفت، اقدام به تعیین قیمت نمیکردند؛ اما با عواملی مثل احتکار که رفتار مردم موجب میشد قیمتها افزایش یابد، بهشدت مبارزه میکردند.
9 - عوامل مؤثر بر قیمتها
برخی معتقدند که قیمتها در صدر اسلام یا تغییر نمیکرد و یا اگر هم تغییر میکرد، چندان محسوس نبود. بهعبارت دیگر، سطح قیمتها در کوتاهمدت دچار تغییراتی میشد؛ اما در بلندمدت از ثبات کامل برخوردار بود و یا دست کم تغییرات آن بسیار ناچیز و خفیف بود. علتعدم تغییر قیمتها را میتوان عوامل زیر دانست.
عرضه با کشش پول: ضرب سکه بهگونهای که باعث افزایش محسوس حجم پول شود، وجود نداشت. همچنین هنگام کمبود عرضه پول هیچ مانعی برای ورود آن از کشورهای ایران و روم مشاهده نمیشد. افزون بر آن، امکان ذوب سکه طلا و نقره به شمش و زیورآلات هنگام افزایش حجم سکّهها و کاهش ارزش آن نیز وجود داشت. بنابراین عرضه پول، در بلندمدت در وضعیّت تعادلی قرار داشت.
امانتگذاری پول نشان ازعدم تورّم شدید: امانتگذاری و راکد گذاشتن و دفن کردن درهم و دینار در صدر اسلام، دلیل بر آن است که ارزش پول کاهش نمییافت و اگر هم نزول میکرد، بسیار اندک بود.
سیاست مالی مانع از تورّم: سیاست مالی اتخاذ شده غالبا به همراه افزایش تقاضای کل امکان تولید و اشتغال را نیز بالا میبرد. بههمین دلیل، ارزش پول محفوظ میماند و سطح عمومی قیمتها از ثبات نسبی برخوردار است.
سنّتی و معیشتی بودن اقتصاد صدر اسلام: تغییرات قیمتهای نسبی و سطح قیمتها در اقتصاد معیشتی-سنتی بسیار ناچیز است. بهعلت اینکه روابط مبادلهای پولی در حاشیه فعالیتهای اصلی تولیدی قرار داشت و بهعلت کندی بسیار زیاد تحولات فنّی، تغییرات در قیمتها حتّی در بلندمدت ناچیز بوده است. [(1)]
نظام خودکار پولی صدر اسلام: نظام پولی صدر اسلام بهطور خودکار از نوسانات شدید ارزش پول و سطح عمومی قیمتها و تورّم در بلندمدت مانع میشد. اگر ارزش درهم و دینار کاهش مییافت، با توجّه به هزینه اندک ذوب آنها که در حدّ یک درصد بود، افراد ریسکپذیر بهرغم خطر احتمالی، به ذوب آنها و تبدیلشان به شمش و جواهرات زینتی اقدام میکردند و این امر، در بلندمدت از حجم پول میکاست؛ در نتیجه، تورّم در بلندمدت تعدیل و کنترل میشد. [(2)]
10 - پانویس
1) غفاری، هادی، نظام اقتصادی صدر اسلام، ص187-189، تهران، انتشارات دانشگاه پیام نور، 1386
2) یوسفی، احمدعلی، رفتار پیامبر و امامان معصوم در برابر نوسانات قیمت، فصلنامه اقتصاد اسلامی، ش24، ص52، تهران، پژوهشگاه فرهنگ واندیشه اسلامی، 1385. منبع-نکات-تکمیلی: سایت پژوهه، برگرفته از مقاله «بازار»، تاریخ بازیابی 1398/1/26
معصومینیا، علی، بازار مطلوب رقابت کامل، فصلنامه اقتصاد اسلامی، تهران، پژوهشگاه فرهنگ واندیشه اسلامی، 1383، ش15، ص56.
غفاری، هادی، نظام اقتصادی صدر اسلام، ص166، تهران، انتشارات دانشگاه پیام نور، 1386.
علی، جواد، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، ج14، ص68، بیروت، دارالعلم للملّایین، 1405.
آلوسی، محمود شکری، بلوغ الارب فی معرفة احوال العرب، ج1، ص270، دارالکتب العلمیه، بیروت، بیتا.
علی، جواد، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام. ج14، ص69، بیروت، دارالعلم للملّایین، 1405.
علی، جواد، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام. ج14، ص67، بیروت، دارالعلم للملّایین، 1405.
نظرپور، محمدنقی، بازار، دانشنامه امام علی (علیهالسّلام)، اقتصاد، ج7، ص509، پژوهشگاه فرهنگ واندیشه اسلامی، 1382.
کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج5، ص155، تصحیح علیاکبر غفاری، دارالکتب الاسلامیه، 1405.
نظرپور، محمدنقی، بازار، دانشنامه امام علی (علیهالسّلام)، اقتصاد، ج7، ص509-511، پژوهشگاه فرهنگ واندیشه اسلامی، 1382.
عاملی، سیدجعفر مرتضی، بازار در سایه حکومت اسلامی، ص117-118، قم، دفتر انتشارات اسلامی، 1365.
سمهودی، نورالدین علی بن احمد، وفاء الوفاء، ج2، ص263، کتابخانه آیتالله مرعشی نجفی، قم.
کتانی، عبدالحی، التراتیب الاداریه، ج1، ص241، بیروت، دارالارقم، بیروت.
نظرپور، محمدنقی، بازار، دانشنامه امام علی (علیهالسّلام)، اقتصاد، ج7، ص509، پژوهشگاه فرهنگ واندیشه اسلامی، 1382.
مفید، محمد بن محمد، امالی، ح3، ص119، تصحیح علیاکبر غفاری، بیروت، دارالتیار الجدید و دارالمرتضی، 1978.
کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج5، ص151، تصحیح علیاکبر غفاری، دارالکتب اسلامیه.
کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج5، ص162، تصحیح علیاکبر غفاری، دارالکتب اسلامیه.
نظرپور، محمدنقی، بازار، دانشنامه امام علی (علیهالسّلام)، اقتصاد، ج7، ص548، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، 1382.
صدوق، محمد بن علی، خصال، ص621، ح10، تصحیح علی اکبر غفاری، قم، مؤسسة النشر الاسلامی، 1414.
غفاری، هادی، نظام اقتصادی صدر اسلام، ص167-168، تهران، انتشارات دانشگاه پیام نور، 1386.
یوسفی، احمدعلی، ربا و تورم، ص201، تهران، پژوهشگاه فرهنگ واندیشه اسلامی، 1381.
غفاری، هادی، نظام اقتصادی صدر اسلام، ص182-187، تهران، انتشارات دانشگاه پیام نور، 1386.
غفاری، هادی، نظام اقتصادی صدر اسلام، ص187-189، تهران، انتشارات دانشگاه پیام نور، 1386.
یوسفی، احمدعلی، رفتار پیامبر و امامان معصوم در برابر نوسانات قیمت، فصلنامه اقتصاد اسلامی، ش24، ص52، تهران، پژوهشگاه فرهنگ واندیشه اسلامی، 1385.
منبع-نکات-تکمیلی: سایت پژوهه، برگرفته از مقاله «بازار»، تاریخ بازیابی 1398/1/26.
احکام دستورات اسلامی که در دروس فقه، فقیه عصمت و طهارت حضرت آیت و روایات ابواب فقه و در ادامه متن مهم ترین آیات الله حاج سید جواد سید فاطمی تبریزی رضوان الله تعالی علیه آورده شده ومحتوی مهمی می تواند برای محققین وطلاب علوم اسلامی وجوانان جویدنده معارف الهی باشد.
«فَاسالَوا اَهلَ الذّکرِ إن کُنتم لا تَعلَمون» (سوره انبیاء آیه 7) ترجمه : اگر نمی دانید از اهل ذکر سئوال کنید .
حضرت بقیه الله عجل الله تعالی فرجه الشریف در نامه خود به اسحاق بن یعقوب می نویسد: وَاَمّا الحَوادثُ الواقِعَهٌ فَارجِعُوا فیها اِلی رُوّاهِ حَدیثِنا[اَحادیثنا] فَانِّهُم حُجَّتی عَلَیکُم وَ اَنا حُجَهُ اللهِ [عَلَیهِم] ترجمه: و اما در باره رویدادها و پیش آمدهایی که در آینده روی خواهد داد، به راویان حدیث ما رجوع نمایید زیرا آنان حجت من هستند بر شما و من حجت خدا می باشم[بر ایشان] (وسال الشیعه ج 18 ص 101 باب 11 ح 9 – بحار ج 2 ص 90 باب 14 ح 13)
قالَ ابومحمدالعسگری (علیه السلام) : فَأمّا مَن کانَ مِنَ الفُقَهاء صائِناً لِنَفسِهِ حافِظاً لِدینهِ مُخالِفاً عَلی هَواهُ مُطیعاً لِأمرِ مَولاهُ فَلِلعَوامِ اَن یُقُلِّدُوهُ وَ ذلِکَ لایَکُونُ اِلاّ بَعضَ فُقَهاءِ الشیعَهِ لاجَمیعُهُم ترجمه: امام حسن عسگری(علیه السلام) می فرمایند: واما، هر فقیه که نگهدار نفس خویش و حافظ دین خود و مخالف با هوا و خواهش خویش و مطیع امر مولای خود باشد، بر عوام لازم است تا از او تقلید کنند و این گونه نمی باشند مگر بعضی از فقهای شیعه نه همۀآنان(وسائل الشیعه ج27 ص 131 باب 10 ج 33401- بحار، ج2 ص 88 باب 14 ح 12 )
«... وَیُنَزِّلُ عَلَیکُم مِن السّماء ماءً لِیُطّهِرَکم بِهِ و یُذهِبَ عَنکُم رجزَ الشّیطن...» «خداوند به شما آب را از آسمان فرو می فرستند، تا شما را پاک سازد و پلیدی شیطان را از شما ببرد... » سوره انفال آیه 11
«خداوند پاکان و پاکیزگان و توبه کاران را دوست دارد»سوره آیه
اِنَّ الله تبارکَ و تعالبی یَقُولُ : «وَاَنزَلنا مِنَ السّماء ماءً طَهوراً » خداوند تبارک وتعالی که بزرگوار است و فیض و برکت او بر عالیمان فایض است و متعالی است از آنکه ادراک او توان نمود ذات او را، یا کیفیت فیض او را، می فرماید در قرآن مجید که ما فرستادیم از جانب آسمان آبی که پاک کننده شماست از نجاست حدث و خبث(لوامع صاحبقرانی ج1 ص 197) کتاب طهاره)
«وَثَیابَکَ فَطَهّر 4 و الرُّجزَ فاهجُر 5 » (سوره مدثر آیۀ 4 و 5)
و لباست را پاک کن 4 و از پلیدی دوری کن 5
و قالَ الصادقُ جَعفَرُبنُ مُحمدٍ صَلواتُ اللهِ عَلَیهِما کُلُّ ماءٍ طاهرٌ اِلاّ ما عَلِمتَ أنَّهُ قَدِرٌ یعنی حضرت فرمودند که هر آبی پاکست تا ندانی که نجس شده است یا نجس است. و همچنین از آن حضرت صلوات الله علیهما به این عبارت که: «کُلّ شی ءٍ نظیفٌ حتّی تَعلَم اَنّهُ قَذِرٌ.»
4-آیات وروایات احکام وضو
قال الله تبارک و تعالی (سوره مائده آیه 108) :
«یأیُّها الّذین ءامَنُوا إذَا قُمتُم إلَی الصّلواهِ فَاغسِلُوا وُجُوهَکُم وَأیدِیَکُم إلَی المَرافِقِ وامسحُوا بِرُوسِکُم وأرجُلَکُم الی اُلکَعبَینِ وَ إن کُنتُم جُنباً فَاطهّرُوا و ان کُنتُم مرضی اوعلی سَفَرٍا وجاءَ أحدٌ مِنکُم مِنَ الغائطِ أولَمستُم النّساءَ فَلَمِ تَجِدُواماءً فَتَیَمَّمُوا صَعِیداً طِیّباً فَامسَحُوا بِوُجُوهِکُم وَ أیدِیکُم مِنهُ مَایُریدُ اللهُ لِیَجعَلَ عَلَیکُم مِن حَرجِ وَلکِنُ یُرِیدُ لِیُطَهّرَکُم وَ لِیُتمَّ نعمَتَهُ عَلَیکُم لَعَلَّکُم تَشکُرُونَ»
ای کسانی که ایمان آورده اید! هنگامی که به نماز می ایستید صورت و دست ها را تا ارنج بشویید؛ و سروپاها را تا مفصل(برآمدگی پشت پا) مسح کنید. و اگر جنب باشید، خود را بشویید(و غسل کنید). و اگر بیمار یا مسافر باشید، یا به یکی از شما قضای حاجتی دست داد، یا با زنان تماس گرفته(و آمیزش جنسی کرده اید)، و آب(برای غسل یا وضو) نیابید، با خاک پاکی تیمم کنید؛ و از آن، بر صورت(پیشانی) و دست ها بکشید. خداوند نمی خواهد مشکلی برای شما ایجاد کند؛ بلکه می خواهد شما را پاک سازد و نعمتش را بر شما تمام نماید؛ شاید شکر او را به جا آورید.
در روایتی از امام علی بن موسی الرضا(علیه السلام) می خوانیم: أَنَّما أُمِرَ بِالْوُضُوءِ وَ بَدْءُ بِهِ لَانَ یکون الْعَبْدُ طَاهِراً اذاقام بین یدی الْجَبَّارِ، عِنْدَ مُنَاجَاتِهِ ایاه، مطیعاً لَهُ فیما أَمْرِهِ، نقیاً مِنْ الاء نَاسُ والنجاسه، مَعَ مَا فیه مِنْ ذَهَابِ الکسل ، وَ طَرْدِ النُّعَاسِ وَ تزکیه الفواد للقیام بین یدی الْجَبَّارِ: برای این دستور وضو داده شده و آغاز عبادت با آن است که بندگان هنگامی که در پیشگاه خدا می ایستند و یا مناجات می کنند پاک باشند، و دستورات او را بکار بندند، از آلودگی ها و نجاست ها برکنار شوند، علاوه بر این وضو سبب می شود که آثار خواب و کسالت از انسان برچیده شود و قلب برای قیام در پیشگاه خدا نور و صفا یابد.
فضلبن شاذان از حضرت رضا علیه السلام نقل می کند که فرمود:
«برای این ابتدا به وضو فرمان داده شد که وقتی بنده برای مناجات با خدا، در پیشگاه وی می ایستد، پاکیزه بوده و فرمان او را اطاعت کرده باشد و از کثافات و نجاسات دور باشد، علاوه بر این که وضو، کسالت و چرت را از بین می برد و قلب را برای ایستادن در پیشگاه الهی پاکیزه می گرداند...»(وسائل الشیعه ج 1 ص 275)
«یأیُّها الذّینَ ءامَنُوا لا تَقرَبُوا الصّلوهَ وَ اَنتُم سُکرَی حَتّی تَعلَمُوا مَا تَقُولونَ وَلاجُنباً إلاّ عابِری سَبیلٍ حَتّی تَغتَسِلُوا وَإن کُنتُم مّرضی اَوعَلی سَفَرٍآوجَاء اَحَدُ مِنکم مِن الغائِطِ اَولَمستُم النّساءَ فَلَم تَجِدُوا مَآءً فَتَیَمّموا صَعیدا طیباً فَامسَحُوا بِوُجُوهِکُم واَیدیکُم اِنّ اللهَ کانَ عَفوّاً غفُوراً » سوره نساء آیه 43
ای کسانی که ایمان آورده اید! در حال مستی به نماز نزدیک نشوید تا بدانید چه می گویید و همچنین هنگامی که جنب هستید- مگر اینکه مسافر باشید- تا غسل کنید و اگر بیمارید، یا مسافر و یا قضای حاجت کرده اید. و یا با زنان آمیزش جنسی داشته اید و در این حال، آب(برای وضو یا غسل) نیافتید، با خاک پاکی تیمم کنید؛ (به این طریق که ) صورت ها و دست هایتان را با آن مسح نمایید.خداوند بخشنده وآمرزنده و مهربان است.
حضرت صادق(علیه السّلام) فرموده : غسل در 14 مورد است:غسل میت، جنابت، مس میت، جمعه، عیدفطر و قربان، روز عرفه برای احرام، دخول در خانه کعبه، ورود به مدینه، دخول در حرم، زیارت، شب نوزدهم و بیست و یکم و بیست و سوم ماه مبارک رمضان؛ (3 قسم اول از این غسل های واجب و باقی مستحب است و 3 قسم دیگر از غسل های واجب یعنی غسل حیض و نفاس و استحاضه که مخصوص بانوان است ذکر نشده).
سوره مائده آیه 6 : «وَ اِن کُنتُم مَرضَی اَو عَلَی سَفَرٍ اَوجاءَ اَحَدٌ مِنکُم مِنَ الفائد أولمَستُمُ النّساءَ فَلَم تَجدوا مآءً فَتَیَمّوا صَعیداً طیِّباً فآمسَحُوا بِوُجُوهکم وَاَیدیکم منهُ ... » «اگر بیمار و یا در سفر باشید، یا یکی از شما را قضای حاجت دست داد، یا با زنان نزدیکی کرده اید و آبی نیافتید، پس با خاک پاک تیمم کنید و از آن به صورت و دستهایتان بکشید.» (سوره مائده، آیه 6)«... فَلَم تجدوا ماءً فَتَیَمَّمُوا صَعیداً طَیِّباً فَامسَحُوا بِوجُوهِکُم وَ اَیدیکُم...»سوره نساء آیه 43 ترجمه : « ... و آب برای تطهیر و غسل نیافتید در این صورت به خاک پاک تیمم کنید آن گاه صورت و دست ها را بدان مسح کنید...»
خدای متعال می فرماید : «قُل لِعَبادِیَ الّذینَ ءَامَنُو یقُیِموا الصّلوهَ و ... سوره ابراهیم آیه 31
ترجمه : به بندگان من که ایمان آورده اند بگو نماز را بر پا دارند و ...
حدیث :«هر کس نماز را سبک بشمارد مشمول شفاعت ما در قیامت نخواهد شد.» و در سوره عنکبوت آیه 45 می فرمایند: «نماز را به پای دار که نماز آدمی را از زشتکاری و اعمال ناپسند باز می دارد و یاد خدا از هر چیز بزرگتر است و خداوند می داند که شما چه می کنید » .
امام صادق علیه السلام :«نخستین چیزی که بنده را مورد آن بحساب می کشند نماز است اگر از او قبول شد سایر اعمالش نیز قبول می شود و اگر نمازش رد شد سایر اعمال نیز مردود است» محجه البیضاء جلد 1
حضرت امام سجاد علیه السّلام در دعای ابوحمزه ثمالی در حق نماز می فرمایند :« حق نماز این است که بدانی ورود به دربار خداوندی است و در آن حال برابر خدا ایستاده ای، چون این معنی را دریافتی شایسته است چنان بایستی که بنده ای ذلیل بی مقدار راغب و ترسان، امیدوار و بیمناک، و بیچاره ی زار در برابر مولایی پرعظمت ایستد، با کمال آرامش و وقار می ایستی، حضور قلب را رعایت میکنی و نماز را با کلیه ی حدود و شرایط انجام می دهی.» نصایح تألیف آیت اله مشکینی 413
خداوند تبارک و تعالی در سوره مبارکه مومنون (آیه 1 و 2 ) می فرماید: «افراد مومن رستگار شدند، آنان که در نماز خود خشوع دارند.» و همچنین در آخر سوره مبارکه ماعون می فرماید :«وای بر نمازگزارانی که از نماز خویش غفلت می کنند، آن ها که ریاکارند و از زکات و خدمت به خلق باز می دارند.»
«قدنری تَقلُّبَ وَجهَکَ فی السّماء فَلَنُوَلِّیَنَّکَ قِبلَهً تَرضَیَها فَوَلِّ وَجهَکَ شطر المَسجِدِ الحَرامِ وَحَیثُ مَاکُنتُم فَوَلُّوا وُجُوهُکُم شَطرَهُ ...» ، «توجه روی تو را به آسمان می بینیم، پس تو را به قبله ای که بدان خشنود شوی برگردانم، پس روی خود را به جانب مسجد الحرام برگردان و هر جا بودید روی خود را به سوی آن برگردانید ...» سوره بقره 144.
خداوند در سوره بقره آیه 183 می فرماید: یا اَیُّها الذینَ ءَامَنوا کُتِبَ عَلَیکُمُ الصّیامُ کَما کُتِبَ عَلَی الذینَ مِن قَبلِکُم لَعَلّکُم تَتَّقون ترجمه : ای افرادی که ایمان آورده اید روزه بر شما نوشته شده همان گونه که بر کسانی که قبل از شما بودند نوشته شد تا خدا پا شوید.
روایت: وَ کَتَب َ حَمزَهُ بنُ مُحَمَّدٍ اِلی أبِی مُحَمَّدٍ صَلَواتُ اللهِ عَلَیهِ لَمِ فَرَضَ اللهُ الصّومَ فَوَرَدَ فی الجواب لیحد الغنی مسّ الجوع فیمن علی الفقیر ترجمه و در قوی منقولست از حمزه که عریضه بخدمت حضرت امام حسن عسگری صلوات الله علیه نوشتم که حق سبحانه و تعالی چرا روزه را واجب گردانیده است پس فرمان آن حضرت صلوات الله علیه بما رسید که تا بیابد غنی حرارت و مشقت گرسنگی را تا انعام کند بر فقیر(لوامع صاحبقرانی و ج 6 ص 149)
«وَاعلَمُوا أنّما غَنِمتُم مِن شَی ءٍ فَأنَّ للهِ خُمسَهُ و للرَّسُولِ وَ لِذی القربی وَاتیامی والمساکِینِ وَ ابنِ السّبیل إن کُنتُم بالله وَ ما اَنزلَنا عَلی عَبدِنا یَومَ الفُرقانِ یَومَ التَقی الجَمعانِ واللهُ عَلَی کُلَّ شی ءٍ قَدِیرُ» سوره انفال آیه 41
بدانید که هر چه به شما غنیمت و فائده رسد خمس آن خاص خدا و رسول و خویشاوندان او و یتیمان و فقیران و در راه ماندگان است اگر به آنچه بر بندۀ خود در روز جدایی حق از باطل روز درگیری دو گروه(با ایمان و بی ایمان) نازل کردیم ایمان آورده اید و خداوند بر هر چیزی تواناست.
قال امام صادق (عليه السّلام) :اِنّ الله لا اله الا هو لّما حرم علینا الصدقهِ أنزل لنا الخمس فالصدقهِ علینا حرام و الخمس لنا فریضهِ والکرامهِ لنا حلال خداوند یکتا بر ما (اهل بیت) صدقه را حرام نموده و خمس را روا داشته پس صدقه بر ما حرام و خمس واجب است و سخاوت کردن بر ما حلال است .
قال امام موسی کاظم(عليه السّلام) : « به خدا سوگند خدا برای مومنان در روزیشان بسیار آسان گرفته که در پنج درهم یک درهم برای خویش منظور فرموده است و مومنان چهار درهم دیگر را حلال و پاکیزه بخورید سپس فرمود این
سخن ما دشوار و بسیار سخت است و به آن عمل نمی کند و بر آن صبر نمی نماید مگر کسی که دلش با ایمان آزموده شده باشد.» وسائل الشیعه ج 9 ص 485.
خداوند عَزّوجَلَّ می فرماید در قرآن مجید در آیات بی شمار: «اَقیموالصلوه واتوالزکوه»
رَوس عَبدُاللهِ بسنُ لینانٍ عَن اَبی عَبداللهِ صلواتُ اللهِ عَلَیهِ قالَ اِنَّ اللهَ عَزَّوجَلِّ فَرَضَ الزّکوهَ کَما فَرَضَ الصّلوهَ فَلو اَنَّ رَجُلاً حَمَلَ الزکوهَ فَاعطاها عَلایتهً لَم یکُن عَلَیه فی ذلِکَ عیبٌ [عَتبٌ خ ل] و ذلِکَ اَنّ اللهَ عَزّوَجَلّ فَرَضَ لِلفُقراء فی اموالِ الاَغنیاء مایکُتَفونَ به وَ لَو عَلِمَ اَنّ الذی فَرَضَ لَهُم لایکفیهم کزادَهُم و اِنّما یُوءتَی الفُقراءُ فیما اُوتوا مِن مَنع مَن مَنَعَهُم حُقُوقهُم لا مِنَ الفَریضَهِ به اسانید صحیحه منقول است که حضرت امام جعفر صادق صلوات الله علیه فرمودند که حق سبحانه و تعالی چنانکه نماز را بر عالمیان واجب گردانیده است زکات را نیز به شرائط واجب گردانیده است بلکه با هم مقرون ساخته است .
قرآن کریم سوره حجج آیه 26- 27 می فرماید : «وَاَذّن فی النّاسِ بِالحَجّ یَاتُوکَ رِجالاً وعَلَی کُلّ ِ ضَامِرٍ یَأتینَ مِن کُلّ فَجٍ عَمیقٍ * لِیَشهدوا مَنافِعَ لَهُم».« و مردم را دعوت عمومی به حج کن تا پیاده و سواره از هر راه دوری به سوی تو بیایند تا شاهد منافع گوناگون خویش « دراین برنامه حیات بخش» باشند .
هشام بن حکم از امام صادق علیه السلام نقل کرده که فرمودند :«خداوند روزه را واجب نمود تا به نیازمندان ترحم نماید و شخص غنی و بی نیاز هر وقت چیزی را اراده کند به آن دسترس دارد. خداوند خواست که بین آفریدگان مساوات برقرار شود و غنی، گرسنگی و درد را بچشد تا بر ناتوان رقت ورزیده و بر گرسنه ترحم نماید.» وسائل الشیعه ج 7 ص 3.
امام باقر علیه السلام می فرماید : «تَمامُ الحَجَّ لِقاءُ الاِمامِ » تمامیت حج به ملاقات با امام است . (بحارالانوار ج 99 ص 374)
شیخ کلینی از امام صادق علیه السلام نقل کرده که فرموده: «هر کس از دنیا رود و حجه الاسلام را به جا نیاورد، بدون اینکه او را حاجتی ضرورتی باشد یا آن که به جهت بیمارشدن از آن باز بماند یا آن که پادشاهی از رفتن او جلوگیری نماید چنین کسی در حال مردن به آیین یهودیان یا نصرانیان از دنیا خواهد رفت» مناسک حج امام خمینی ص 15 چاپ دوم و کلیات فقه اسلامی علی رضا علی نوری ص 101
امامصادق علیه السلام ضمن برشمردن حکمت های حج برای هشام بن حکم فرموده: «خداوند در حج وسیلۀ اجتماع مردم مشرق و مغرب را فراهم آورده تا همدیگر را بشناسند و تفاهم کنند ... » و آثار پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم شناخته شود واخبار وی یادآوری شود و فراموش نگردد... » بحار الانوار ج 99 ص 33 .
قال الله تبارک و تعالی: «یَمحَقُ الله الرِبوا وُ یُربی الصّدَقاتِ وَ اللهُ لَایُحِبُّ کُلَّ کَفّار اَثیم. ترجمه : خداوند، ربا را نابود می کند، و صدقات را افزایش می دهد و خداوند هیچ انسان ناسپاس گنهکاری را دوست نمی دارد (آیه 276 سوره بقره) «وَلیَکُنِ البَیعُ بَیعاً سَمحاً بِمَوازینِ عَدلٍ وَ اَسعارٍ لا تُجحِفُ بِالفَریقَینِ مِنَ البایِعِ وَالمُتناعِ فَمَن قارَفَ حُکرَهً بَعدَ نَهیکَ اِیّاهُ فَنَکِّل بِه وَعاقِبه فی غَیرِ اِسرافٍ »؛ «باید معاملات با شرایط آسان صورت گیرد، با موازین عدل و نرخ هایی که نه به فروشنده زیان برساند و نه به خریدار! و هرگاه کسی پس از نهی تو از احتکار به چنین کاری دست بزند، او را کیفر کن! و در مجازاتش بکوش، ولی زیاده روی نکن»
قرآن کریم بقره آیه 276 :«خداوند خرید و فروش را حلال و ربا را حرام قرار داده است . » سوره بقره 184: «ثروت یکدیگر را بیهوده و بخیانت تصرف نکنید.»
سوره مبارکه مائده ج / 5 : «ای کسانی که ایمان آورده اید به پیمان ها(و قراردادها) وفا کنید.»
حضرت امیرالمومنین صلوات الله علیه : «وَیحَکَ الفِقهُ ثُمَّ المَتجَرُ، فَاِنَّهُ مَن باعَ وَ اشترَری وَلَم یَساَل عَن حرامٍ وَلا حَلالٍ ارتَعلَمَ فی الرِّبا، ثُمّ ارتَعَلَم.» مستدرک الواسئل، ج13، ص 247.
امام صادق علیه السلام در این زمینه می فرماید :«مَن ارادَ التِّجارَهَ فَلیَتَفَقّه فی دینه لِیَعلم بذلِکَ ما یَخِلّ کهُ مِمّا یَحرُمُ عَلَیهِ وَ مَن لم یَتَفَقِّه فی دینه ثُمَّ اَتّحَجَر تُوَرَّط الشُبهاتی.» ترجمه: «هر که می خواهد تجارت کند باید با مسائل دینش آشنا شود تا حلال و حرام را از هم باز شناسد و کسی که قبل از فراگیری احکام دینش تجارت کند، داخل کارهای شبهه ناک خواهد شد» . وسائل الشیعه ج 12 ص 283
وَ إن طَآئِفَتانِ مِنَ المُومنینَ اقتَتلُوا فَأصلحوا بَینَهُما فَان بَغَت احدَهما عَلی الاُخرَی فَقتلوا الّتیِ تَبغی حَتّی تَفِی ء إلی اَمرِاللهِ فَإن فَآءَت فَاَصلحو بَینَهُمَا بِالعَدلِ و اَقسِطُوا إنَّ اللهَ یُحِبُّ المُقسِطینَ سورۀ حجرات آیۀ 9
هرگاه 2 گروه از مومنان با هم به نزاع و جنگ بپردازند، آنها را آشتی دهید؛ و اگر یکی از آن دو بر دیگری تجاوز کند، با گروه متجاوز پیکار کنید تا به فرمان خدا باز گردد؛ و هرگاه بازگشت (و زمینه صلح فراهم شد)، در میان آن دو به عدالت صلح برقرار سازید؛ و عدالت پیشینه کنید که خداوند عدالت پیشه گان را دوست می دارد.
1- حَمّادِبنِ أبی طَلحه، عَن حَبیب الأحوَلِ قالَ :
سَمِعتُ اَباعَبداللهِ (علیه السلام) یَقُولُ : صَدَقهَ یُحبُّها اللهُ اِصلاحُ بَینِ الناسِ إذا تفاسَدُوا و تَقاربُ بَینهِمِ إذا تَباعَدُوا عَنهُ، عَن مُحَمّدِبن سِنان، عَن حُذیفَهِ بنِ مَنصورٍ، عَن أبی عَبدِاللهِ (علیه السلام) مِثلهُ
2- هِشامِ بنِ سالِمٍ، عَن أبی عبد الله(علیه السلام): قالَ: لَأن اَصلَحَ بَینَ اثَنینِ اَحَبُّ اِلیّ مِن أن اتَصَدّق بدینارینِ.
1- امام صادق(ع) می فرمود: صدقه ای را که خدا دوست دارد، اصلاح میان مردم است، زمانی که اختلاف و فساد یابند، و نزدیک ساختن آن ها بیکدیگر زمانی که از هم دور شوند.
2- و فرمود : اصلاح کردنم میان 2 نفر نزد من محبوب تر است از اینکه دو دینار تصدق دهم .
آیه 26 و 27 سوره قصص: قَالَت إحداهُما یا اَبَتِ استَئجِرهُ اِنَّ خَیرَ مَنِ استَئجرتَ القویّ الأمینُ قالَ انّی أریدُ اَن اُنکِحَکَ إحدَی ابنَتَیّ هاتَینِ علی اَن تَأجُرَنی ثَمانِی حِحج ... ترجمه : یکی ازآن دو (دختر) گفت : پدرم! او ( حضرت موسی) را استخدام کن، زیرا بهترین کسی را که می توانی استخدام کنی آن کس است که قوی و امین باشد( و او همین مرد است) (شعیب) گفت من می خواهم یکی از این دو دخترم را به همسری تو درآورم به این شرط که هشت سال برای من کار کنی ...
در سوره مبارکه بقره آیه 245 می خوانیم : «مَن ذَاالّذی یُقرِضُ الله قَرضاً حَسَناً فَیُضعِفَهُ لَهُ ، اًضعافاً کثیره و الله یَقبِضُ و یَبصُطُ واِلیه تُرجُعون» ترجمه : «کیست که به خدا قرض الحسنه ای دهد (و از اموالی که خدا به او بخشیده انفاق کند) تا آن را برای او چندین برابر کند و خداوند است که (روزی بندگان را) محدود یا گسترده می سازد (و انفاق هرگز باعث کمبود روزی آنها نمی شود) و به سوی او بازگردانده می شوید.
امام صادق علیه السلام می فرماید : اگر قرض دهم برایم بهتر از این است که همانند آن را صدقه دهم ... (وسائل الشیعه ج 13 ص 87 ، کلیات فقه اسلامی ص 181 )
آیه 283 سوره بقره : و إن کُنتُم عَلی سَفَرٍ وَلَم تَجِدُوا کاتباً فَرهانٌ مقبوضَهٌ
ترجمه: اگر در سفری بودید و به کسی دینی دارید و کاتبی که بنویسید نبود پس گرو گرفته شود . این آیه دلالت دارد که گرو گرفتن جائز است و رسول خدا برای قرضی زره خود را نزد یهودی گرو گذاشت (احکام القرآن ص 564)
آیه 72 سوره یوسف: قَالوا نَفقِدُ صُوَاعَ المَلِکِ وَلِمَن جاءَ بِهِ حِملُ بَعیرٍ وَأنا بِه زَعیمٌ ترجمه: گفتند پیمانه پادشاه را ! و هر کس آن را بیاورد یک بارِ شتر(غلّه) به او داده می شود و من ضامن این(پاداش) هستم . این آیه دلالت دارد بر جواز ضمانت .
و مِن ایاته اشن خَلَقَ لشکُم مِن اَنفُسِکُم اَزواجاً لِتَسکُنو اِلیها وجَعَلَ بینکُم مَوَدّهً و رحمهً اِنّ فی ذلکَ لایاتٍ لقومٍ
ترجمه : و باز یکی از آیات الهی آنست که برای شما از (جنس) خودتان جفتی بیافرید که در بر او آرامش یافته و با هم انس گیرید و میان شما رأفت و مهربانی برقرار فرمود همانا در این امر نیز برای مردم با فکرت ادله علم وحکمت حق آشکار است. سوره روم آیه 21
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند : «در اسلام سازمانی محبوبتر از ازدواج تشکیل نگردد.»
امام باقر(علیه السلام): «کسی که همسر اختیار کند نصف دین خود را نگاه داشته است.») کتاب احکام دین نشر دفتر فرهنگ اسلامی ص 69)
ازدواج
(وَأنکِحُوا الایامی مِنکُم وَ الصّالِحینَ مِن عِبادِکُم و إمائِکُم إن یَکُونوا فُقَرَاءَ یغنهمُ الله مِن فضلِهِ واللهُ واسعٌ علیمٌ * وَلیَستَعفِفِ الذینَ لَایَجدُون نِکاحاً حتی یُغنِیَهُمُ اللهُ مِن فَضلِهِ » سوره نور آیه 32 و 33
مردان و زنان بی همسر خود را همسر دهید، همچنین غلامان و کنیزان صالح و درستکارتان را؛ اگر فقیر و تنگدست باشند، خداوند از فضل خود آنان را بی نیاز می سازد؛ خداوند گشایس دهنده و آگاه است و کسانی که امکانی برای ازدواج نمی یابند؛ باید پاکدامنی پیشه کنند تا خداوند از فضل خود آنان را بی نیاز گرداند.حدیث : امام علی علیه السّلام: بهترین شفاعت آن است که میان دو نفر برای امر ازدواج میانجگیری کنی، تا این امر به سامان برسد. وسائل الشیعه ج 14 ص 27
حدیث : امام موسی بن جعفر علیه السلام ؛ سه طایفه اند که در روز قیامت در سایه عرش خدا قرار دارند، روزی که سایه ای جز سایه او نیست ؛ کسی که وسائل تزویج برادر مسلمانش را فراهم سازد، و کسی که به هنگام نیاز به خدمت، خدمت کننده ای برای او فراهم کند و کسی که اسرار برادر مسلمانش را پنهان دارد. وسائل ج 14 ص 27
(... فَما اِستَمتَعتُم بِهِ مِنهُنّ اُجُورَهُنّ فَریضَه) سوره نساء آیه 24
ترجمه : و زنانی را که متعه کرده اید، مهرشان را به عنوان فریضه ای[واجب] به آنان بدهید. از حضرت باقر و حضرت صادق علیه السلام آمده که آیه درباره متعه نازل شده و سنت پیغمبر بر آن جاری شده است .
حدیث : امام علی(علیه السلام) می فرماید: اگر عمر، از ازدواج موقت نهی نمی کرد.
بی تردید به جز شقاوتمندان کسی دامان به زنا نمی آلود. ر.ک بحارالانوار ج100 ص 314
سوره نور آیه 30: قُل لِلمُومنینَ یَغُضّوامِن اَبصارِهِم وَیَحفَظَوا فُرُوجَهُم ذالکَ أزکی لَهُم إنّ اللهَ خَبیرٌ بِما یَصنَعون
ترجمه: به مومنان بگو چشم های خود را(از نگاه به نامحرمان) فرو گیرند، و عفاف خود را حفظ کنند این برای آنان پاکیزه تر است، خداوند از آنچه انجام می دهند آگاه است.
از رسول خدا، صلی الله علیه و آله نقل شده که فرموده :
«... ما مِن شَی ءٍ اَبغَضُ اِلی اللهِ عَزّوَجَلَّ مِن بَیتٍ یَخرَبُ فیِ الاِسلامِ بالفُرّقَهِ یَعنی الطّلاقَ » یعنی چیزی نزد خداوند نکوهیده تر از این نیست که خانواده ای در اسلام به وسیله طلاق خراب شود. «وسائل الشیعه ج 7 ص 267
امام صادق علیه السلام فرمود : «ما مِن شَی ءٍ مِمّا اَحَلّهُ اللهُ عَزّوَجَلَ اَبغَضُ اِلَیهِ مِنَ الطّلاقِ و اِنّ اللهَ یَبغِضُ المِطلاق الذّوّاقَ » چیزی در میان حلال های خدا، نزد او منفورتر از طلاق نیست و همانا خداوند با هر شخصی بسیار اطلاق دهندۀ هوسباز، دشمن است . فروع کافی ج 6، ص 54 .
وإن عَزَمُوا الطلاق فَإنّ اللهَ سَمِیعٌ عَلِیمٌ 227 بقره و اگر تصمیم به جدایی گرفتند، (آن هم با شرایطش مانعی ندارد) خداوند شنوا و داناست .
وَلاتأکُلوُا أموالَکُم بَینَکُم بِالبطلِ وَتُدلُوا بِهآ إلَی الحُکّامِ لِتَأکُلُوا فَریقاً مِن اَموالِ النّاسِ بِالا ثمِ و أنتُم تَعلَمُونَ 188 سوره بقره
و اموال یکدیگر را بباطل(و ناحق) در میان خود نخورید و برای خوردن بخشی از اموال مردم به گناه، (قسمتی از) آن را(به عنوان رشوه) به قضاوت ندهید، در حالی که می دانید (این کار، گناه است)
سوره مائده آیه 4
یَسئَلُو نَکَ مَاذآ أحِلَّ لَهُم قُل اُحِلَّ لَکُمُ الطّیّبت وَمَاعَلّمتُم مِنَ الجَوارحِ مُکَلّبینَ تُعَلِمونَهُنّ مِمّا عَلّمَکُمُ اللهُ فَکُلُوا مِمّا اَمُسکنَ عَلَیکُم وَاذکُرُا اسمَ اللهِ عَلیهِ وَ تَقُواللهَ اِنّ اللهَ سَریعُ الحِسابِ. از تو سوال می کنند چه چیزهایی برای آن ها حلال شده است ؟ بگو: آنچه پاکیزه است، برای شما حلال گردیده؛ و (نیز) صید حیوانات شکاری و سگ های آموخته (و تربیت یافته) که از آنچه خداوند به شما تعلیم داده به آن ها یاد داده اید، ( بر شما حلال است ) پس، از آنچه این حیوانات برای شما(صید می کنند و ) نگاه می دارند، بخورید، نام خدا را ( به هنگام فرستادن حیوان برای شکار) بر آن ببرید و خدا را بپایید که خداوند سریع الحساب است .
آیه 168 سوره بقره : یَاَیُّهاالنّاسُ کُلُوا مِمّا فی الارضِ حَلَلاً طِیباً وَلاتَتَّبِعُوا خُطُوتِ الشیطنِ إنَّهُ لَکُم عَدُومبینٌ
ترجمه: ای مردم از آنچه در زمین است، حلال و پاکیزه بخورید؛ و از گام های شیطان، پیروی نکنید؛ چه اینکه او، دشمن آشکار شماست .
اِنّ الأبرار یَشرَبُونَ مِن کَأسٍ کَاِنَ مِزاجُها کافُورا * عیناً یَشرَبُ بِها عِبادُ اللهِ یُفَجّرونَهَا تَفجِیراً * یُوفُونَ بالنّذرِ و یَخَافُونَ یَوماً کانَ شَرُّهُ مُستطیراً * وَ یُطعِمُون الطّعَامَ عَلَی حُبّهِ مُسکیناً وَ یتیماً وَ أسیراً * إنّما نُطعِمُکُم لوجهِ الله لانریدُ مِنکُم جَزَاءً وَلاشُکُوراً إنا نخافُ مِن ربّنا یَوماً عَبُوساً قمطریراً*
بیقین ابرار و نیکان از جامی نوشند که با عطر خوشی آمیخته است * از چشمه ای که بندگان خاص خدا از آن می نوشند و از هر جا بخواهند آن را جاری می سازند * آن ها به نذر خود وفا می کنند، و از روزی که شر وعذابش گسترده است می ترسند، و غذای(خود) را بااینکه به آن علاقه و نیاز دارند، به«مسکین» و«یتیم» و «اسیر» می دهند* (و می گویند) ما شما را به خاطر خدا طعام می کنیم، و هیچ پاداش و سپاس از شما نمی خواهیم * ما از پروردگارمان خائفیم در آن روزی که عبوس و سخت است .
سوره مائده آیه 89
لَایواخِذُکُمُ اللهُ بِاللّغوفی اَیمَنِکُم وَلکِن یُواخِذکُم بِما عَقّدتُّمُ الأیمنَ فَکفّرَتُهُ به اطعامُ عَشَرهٍ مَسنکینِ مِن اَوسَطِ مَاتُطعِمُونَ اَهلیکُم اَوکسِوَتُهُم اَو تَحریرُ رَقَبهٍ فَمَن لّم یَجد فَصِیَامُ ثَلثهِ اَیّام ذالک کَفرهُ ایمنکم اذا خَلفتم و حفظوا ایمنکم کذلک یُبَیّنُ اللهُ لَکُم ءایَتِه لَعَلّکُم تَشکُرُون 89 مائده خداوند شما را بخاطر سوگندهایی بیهوده(و خالی از اراده ) مواخذه نمی کند؛ ولی در برابر سوگندهایی که(از روی اراده) محکم کرده اید، مواخذه می نماید. کفاره این گونه قسم ها، اطعام ده نفر مستمند، از غذاهای معمولی است که به خانواده خود می دهید؛ با لباس پوشاندن بر آن ده نفر؛ و یا آزاد کردن یک
برده؛ و کسی که هیچ کدام از اینها را نیابد، 3 روز روزه می گیرد؛ این، کفاره سوگند های شماست به هنگامی که سوگند یاد می کنید (و مخالفت می نمایید) و سوگندهای خود را حفظ کنید(و نشکنید) خداوند آیات خود را این چنین برای شما بیان می کند، شاید شکر او را بجا آورید.
لِلوالِدَینِ وَالاَقرَبینَ بالمَعرُوفِ حَقّاً عَلی المتّقینَ . سوره بقره آیه 180
ترجمه: بر شما نوشته شده است چون مرگ یکی از شما فرا رسید اگر مالی را به جای گذارده باشد، بر پرهیزکاران وصیت کردن برای پدر و مادر و نزدیکان بطور شایسته حق است . حدیث : حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم می فرماید : کسی که بدون وصیت بمیرد مانند مردن جاهلیت مرده است. تفسیر روان جاوید جلد اول ص 283
حدیث : امام صادق علیه السلام می فرماید: سزاوار نیست از برای مردم مسلمان آن که شب را به روز آورد مگر آن که وصیت او زیر سرش باشد. تفسیر روان جاوید ج 1 ص 283
آیه 6 سوره احزاب : وَأولُوا الاَرحامِ بَعضُهُم اَولابِبَعضٍ فی کتاب الله ... ترجمه : و خویشاوندان نسبت به یکدیگر ازمومنان و مهاجران در آنچه خدا مقرر داشته اولی هستند. (این آیه راجع به ارث است که دلالت می کند که خویشان انسان بعضی مقدم بر بعض دیگرند)
آیه 7 سوره نساء : لِلرّجَالِ نَصیبُ مِمّا تَرَکَ الوَلِدَانِ وَالأقرَبُونَ و لِلنّسَاء نَصیبُ مِمّا تَرَکَ الوَالدَانِ و الأقرَبُونَ مِمّا قَلّ مِنهُ اَوکَثُرَ نَصِیباً مّفروضاً 7 سوره نساء
برای مردان، از آنچه پدر و مادر و خویشاوندان از خود بر جای می گذارند سهمی است؛ و برای زنان نیز از آنچه پدر و مادر و خویشاوندان می گذارند، سهمی؛ خواه آن مال، کم باشد یا زیاد؛ این سهمی است تعیین شده و پرداختنی
وَلَکُم فِی القَصاص حَیاهٌ یَاأولیِ الألبابِ بقره آیه 179 (( و ای صاحبان خرد، برای شما در قصاص، حیات و زندگی است .))
یَا ایهَالّذینَ ءامَنُوا کُتِبَ عَلَیکُمُ القِصاصُ فی القَتلَی الحُرُّ بِالحُرِّ وَ العَبد بِالعَبدِ بالانثی فَمَن عُفِیَ لَهُ مِن اَخِیهِ شی ءٌ فَاتّباعٌ بِالمعروفِ وَ أدَآءٌ إلیهِ بإحسنٍ ذلکِ تَخفِیفٌ مِن رَبِکُم وَرَحمَهٌ فَمَنِ اعتَدیَ بَعدَ ذلکَ فَلَهُ، عَذَابٌ ألِیمٌ 178 سوره بقره
ای افرادی که ایمان آورده اید! حکم قصاص در مورد کشتگان، بر شما نوشته شده است : آزاد در برابر آزاد، و برده در برابر برده، و زن در برابر زن، پس اگر کسی از سوی برادر(دینی) خود چیزی به او بخشیده شود (حکم قصاص او، تبدیل به خون بها گردد) باید از راه پسندیده پیروی کند(و صاحب خون، حال پرداخت کننده دیه را در نظر بگیرد) و او[= قاتل] نیز، به نیکی دیه را (به ولیّ مقتول) بپردازد، (و در آن، مسامحه نکند) این تخفیف و رحمتی است از ناحیۀ پروردگار شما، و کسی که بعد از آن، تجاوز کند عذاب دردناکی خواهد داشت.
یُومِنُونَ بِاللهِ وَالیَوم الأخِرِ وَیَأمُرُونَ بِالمَعروفِ وَینهَون عَنِ المُنکَرِ یُسرِعُونَ فی الخَیراتِ وَ اولئکَ مِنَ الصّلِحینَ، به خدا و روز واپسین ایمان می آورند، امرو به معروف و نهی از منکر می کنند، و در انجام کارهای نیک، پیشی می گیرند و آن ها از صالحانند . سوره آل عمران آیه 114
حدیث: پیغمبر اکرم می فرماید: کسی امر به معروف و نهی از منکر کند جانشین خداوند در زمین و جانشین پیامبر و کتاب اوست .
ولتکن مِنکم أمَّهٌ یَدعُونَ إلَی الخَیرِ وَ یَأمُروُنَ بِالمعروفِ و یَنهَونَ عَنِ المُنکرِ و اولئکَ هُمُ المفلِحُونَ .باید از میان شما، جمعی دعوت به نیکی و امر به معروف و نهی از منکر کنند وآن ها همان رستگارانند . سوره آل عمران آیه 104
حدیث :امام علی علیه السلام فرمودند: تمام کارهای نیک و حتی جهاد در راه خدا در برابر امر به معروف و نهی از منکر چون آب دهان است در برابر دریای پهناور. نهج البلاغه کلمات قصار شماره 374
حضرت امیرالمومنین علیه السّلام روزی خطبه ای خواند و پس از حمد و ثنای الهی فرمودند: «امت هایی که پیش از شما بودند همین که آلوده به گناهان شدند و علماء و پیشوایان دینی آنان را از این گناهان و مفاسد باز نداشتند، آنان هم به گناهان خویش افزودند، گرفتاری های عظیم پیدا کردند. پس شما امر به معروف و نهی از منکر کنید و بدانید که عمل به این دو وظیفه بزرگ نه أجل کسی را نزدیک می کند و نه روزی کسی را از بین می برد.» حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم می فرمایند: «همیشه امت من در خیر و خوشبختی بسر می برند مادامی که به کارهای نیک فرمان دهند و از کارهای ناروا جلوگیری نمایند و در نیکوکاری همکاری کنند وقتی این مراقبت و نظارت همگانی از بین رفت برکت از آنان سلب می شود دو گروهی از اشرار و بداندیشان بر آنان مسلط می شوند. آن گاه زمین و آسمان دادرس و یاوری پیدا نمی کنند.» دو حدیث از کتاب دین، نشر فرهنگ اسلامی ص 51.
«وَقاتِلُوا فی سَبیل اللهِ الذین یُقَاتِلُونکُم و لا تَعتَدُوا.» «و در راه خدا با کسانی که با شما می جنگند، پیکار کنید و از حد تجاوز نکنید.» سوره بقره آیه 190
خداوند تبارک و تعالی در سوره مبارکه بقره آیه 216 می فرماید:«کُتَب عَلَیکُم القِتَالُ وَ هُوَ کُرهُ لَکُم وَعسی اَن تَکرَهُوا شیئاً وَ هُوَ خَیرٌ لَکُم و عسی اَن تحبوا.»
شیئاً و هو شرٌ لکفر و الله ُ یَعلَمُ و انتَم لا تعلَمُون
جهاد در راه خدا، بر شما مقرر شد، در حالی که برایتان ناخوشایند است چه بسا چیزی را خوش نداشته باشید، حال آنکه خیر شما در آن است و یا چیزی را دوست داشته باشید، حال آنکه شر شما در آن است و خدا می داند و شما نمی دانید.
«وَ قاتِلُوهُم حَتّی لاَتکُونَ فِتنَهٌ وَیَکُون الدّینُ کُلّهُ لله »
با آنان پیکار کنید تا فتنه ای نماند و دین همه اش برای خدا باشد. (سوره انفال آیه 39)
حضرت امیرالمومنین علیه السلام درباره جهاد فرموده است: «اما بعد جهاد لباس تقوا، زره محکم و سپر مطمئن خداست. مردمی که از جهاد روی برگردانند،خداوند لباس ذلت بر تن آن ها می پوشاند و بلا بر آنان هجوم می آورد، حقیر و ذلیل می شوند، عقل و فهمشان تباه می گردد و به خاطر تضییع جهاد، حقشان پایمال می شود و نشانه های ذلت در آن ها آشکار می گردد و از عدالت محروم می گردند.» (نهج البلاغه فیض الاسلام خ 27)
ضمیمه3-دوم کتاب
اجازه اجتهاد حضرت آیت الله العظمی مرعشی نجفی ره پیرامون آیت الله فاطمی رحمة الله علیه(در 6 برگ به زبان عربی)
تصویر
تصویر
متن تاییدحضرت آیت الله، علامه سیدمهدی لاجوردی حسینی مدظله پیرامون اجتهاد وتقلید ازحضرت آیت الله العظمی فاطمی (رحمة الله) در جواب استفتائ جوانان ورامین ازایشان.
تصویر
نوشتارحضرت آیت الله دشتیانی درباره ایشان
تصویر
تصویر
تصویر
تصویر
1- رساله بانکداری /آیت الله سیدجواد سیدفاطمی تبریزی.17 ربیع الاول 1416/ 24/5/74. مسجدخاتم الانبیاء شهرستان ورامین .
2-انسان ودرس(تعلیم وتعلم)،سیدجوادسیدفاطمی رحمة الله علیه..چاپ میثم1380
3-اندیشه سیاسی اجتماعی آیت الله سیدجوادسید فاطمی رضاقارزی.نشرروزا1403
4-عبودیت خدا نوشتههای رضاقارزی 15مهر1402، @obodiyatekhodaa
5-پایگاه اطلاع رسانی آیت الله سیدجواد سیدفاطمیasfatemi.ir
6-اندیشه سیاسی اجتماعی آیت الله سیدجوادسید فاطمی رضاقارزی.نشرروزا1403
7-انسان ودرس(تعلیم وتعلم)،سیدجوادسیدفاطمی رحمة الله علیه..چاپ میثم1380.
8-مساجد را از غربت درآوریم وراهکارهایهای پیشرو وابعادمسئله سیر تاریخی مسجد، حضرت آيت الله سید جوادسید فاطمي رحمة الله علیه/مسجدخاتم الانبیا.
9-تحلیلی بر مسئله کثرت جمعیت ومسئله نوظهور آسمانخراشها وراهکارها6
10- کتاب درس و تدریس در مسجد (شهرک بهشت گونه محمدی و علوی (بهشت دنیا)، قبل از بهشت موعود آنها، حضرت آیت الله سید جوادسید فاطمی رحمة الله علیه .
11- انسان ودرس(تعلیم وتعلم)،ایت الله سیدجوادسیدفاطمی رحمة الله علیه.. چاپ میثم. 1380.
12-ازکتاب قرآن و شادی اثرفقیه عصمت و طهارت حضرت آيت الله سید جوادسید فاطمي رحمة الله علیه/شادی حق- شادی باطل.
13- کتاب تلاقی دو طرز فکر در موسیقی اثر حضرت آيت الله سید جوادسید فاطمي رحمة الله علیه.
14-پایگاه اظلاع رسانی آیت الله سیدجواد سیدفاطمی asfatemi.ir.
15-مجموعه مقالات هی نگویید دنیای پیشرفته،علم پیشرفته وگرنه مورد لعن ونفرین پروردگارقرار می گیرید. جلد 1-7 اثر حضرت آيت الله سید جوادسید فاطمي رحمة الله علیه،آذر1388.