ghaemiyeh.com
سرشناسه:کنگره بازخوانی ابعاد شخصیت امیرالمومنین امام علی علیهالسلام ( 1398 : قم)
عنوان و نام پدیدآور:مجموعه مقالات کنگره بازخوانی ابعاد شخصیتی امیرالمومنین علی علیهالسلام/ تالیف جمعی از محققان؛ با نظارت محمدعلی رضاییاصفهانی.
مشخصات نشر:تهران: دانشگاه آزاد اسلامی، سازمان چاپ و انتشارات: دانشگاه آزاد اسلامی، پژوهشکده قرآن و عترت(ع) ؛ اصفهان: دانشگاه آزاد اسلامی، واحد خوراسگان، 1398.
مشخصات ظاهری:14ج.
شابک:دوره: 978-964-10-6060-4 ؛ ج.1: 978-964-10-6068-0 ؛ ج.2: 978-964-10-6069-7 ؛ ج.3: 978-964-10-6070-3 ؛ ج.4: 978-964-10-6071-0 ؛ ج.5: 978-964-10-6072-7 ؛ ج.6: 978-964-10-6073-4 ؛ ج.7: 978-964-10-6074-1 ؛ ج.8: 978-964-10-6075-8 ؛ ج.9: 978-964-10-6076-5 ؛ ج.10: 978-964-10-6077-2 ؛ ج.11: 978-964-10-6078-9 ؛ ج. 12: 978-964-10-6079-6 ؛ ج.13: 978-964-10-6080-2 ؛ ج.14978-964-106081-9 :
وضعیت فهرست نویسی:فیپا
مندرجات:ج.1. قرآن و امام علی علیهالسلام.--ج.2. قرآن و امام علی علیهالسلام.-- ج.3. ولایت و امامت.--ج.4. امام علی علیهالسلام و نهجالبلاغه.--ج.5. امام علی علیهالسلام از منظر دانشمندان و مستشرقان.--ج.6. امام علی علیهالسلام در آیینه شعر و ادب.--ج.7. امام علی و علوم انسانی (1) - تاریخ.--ج.8. امام علی و علوم انسانی (2) - تربیت.--ج.9. امام علی و علوم انسانی (3) - اخلاق و عرفان.--ج.10. امام علی و علوم انسانی (4) - اجتماعی.--ج.11. امام علی و علوم انسانی (5) - اقتصاد.--ج.12. امام علی علیهالسلام و علوم انسانی (6) - مدیریت و سیاست.--ج.13. مقالات غیر فارسی(عربی، اردو، آذری و اسپانیولی)
موضوع:علیبن ابیطالب (ع)، امام اول، 23 قبل از هجرت - 40ق. -- کنگرهها
موضوع:Ali ibn Abi-talib, Imam I, 600-661 -- Congresses
موضوع:علیبن ابیطالب (ع)، امام اول، 23 قبل از هجرت - 40ق. -- نقد و تفسیر -- کنگرهها
موضوع:Ali ibn Abi-talib, Imam I, 600-661 -- Criticism and interpretation -- Congresses
شناسه افزوده:رضایی اصفهانی، محمدعلی، 1341 -
شناسه افزوده:Rezae Esfahani, Mohammad Ali
شناسه افزوده:دانشگاه آزاد اسلامی. سازمان چاپ و انتشارات
شناسه افزوده:Islamic Azad University Publication
شناسه افزوده:دانشگاه آزاد اسلامی. پژوهشکده قرآن و عترت(ع)
شناسه افزوده:دانشگاه آزاد اسلامی. واحد خوراسگان
رده بندی کنگره:BP37/7
رده بندی دیویی:297/951
شماره کتابشناسی ملی:6026010
مجموعه مقالات کنگره بازخوانی ابعاد شخصیتی امیرالمؤمنین، امام علی(علیه السلام)، جلد 11- امام علی(علیه السلام) و علوم انسانی (5) - اقتصاد
جمعی از محققان: زیر نظر دبیر علمی، دکتر محمدعلی رضایی اصفهانی
سرویراستار: علی اکبر فراهی بخشایش
ناشر دبیرخانه کنگره بازخوانی ابعاد شخصیتی امیرالمؤمنین امام علی(علیه السلام)
چاپ
تیراژ 500 جلد
قیمت اهدایی به ساحت مقدس امیرالمؤمنین امام علی(علیه السلام)
نوبت نشر اول
شابک
ارتباط با ما اصفهان، خیابان نشاط، ابتدای خیابان فرشادی، مؤسسه تحقیقات و نشر معارف اهلالبیت(علیهم السلام)،دبیرخانه کنگره
فهرست 3
مقدمه
دبیر علمی کنگره 13
مقدمه
رئیس شورای سیاستگذاری کنگره 23
چکیده 29
مقدمه 29
پیشینه 31
الف.استرداد اموال عمومی 32
ب.نظارت بر کارگزاران بیتالمال 33
ج.تقسیم بالسویه بیتالمال 36
د.احتیاط در مصرف بیتالمال 37
ه-.عدم تأخیر در تقسیم اموال عمومی 38
الف.ارائه الگوی عملی به مردم 40
ب.تلاش در جهت عمران و آبادی 40
ج.اهمیت دادن به تولید 43
د.تلاش در راستای رونقبخشی به بازار 45
الف.استقرار عدالت 48
ب.ایجاد رفاه عمومی 49
ج.پیام عدالتخواهی 50
د.پیام سیاستهای اقتصادی حکومت علوی برای دوران معاصر 52
نتیجه 54
چکیده 59
مقدمه 60
پیشینه 62
تعریف
و اصول اقتصاد مقاومتی 62
سیاست های
کلی در جهت تحقق استقلال اقتصادی 63
استقلال 63
حمایت از تولید، با بهبود فضای کسب وکار 66
روحیه و فرهنگ جهادی 69
اقتصاد
دانش بنیان 75
الگوی
مصرف 77
مؤلفه های
الگوی مصرف 78
مراعات صرفه جویی و مبارزه با اسراف 81
قناعت و مقابله با تجمل گرایی 83
مبارزه با فساد اقتصادی 85
پیش گیری از فساد 88
انتصاب مسئولان متعهد 88
برخورد قاطع با زمینه سازان فساد 89
نظارت دقیق و جامع 89
الف) نظارت ویژه در امور محرومین 89
ب) ارتباط مستقیم با مردم 89
ج) پنهان نشدن از مردم 90
د)
گماردن جاسوس 90
مقابله جدی با فساد 90
تحمل فشارهای ناشی از مبارزه 92
نتیجه 93
چکیده 99
مقدمه 100
پیشینه پژوهش 100
ادبیات نظری پژوهش 102
مبانی اقدامی اقتصاد مقاومتی 102
الف. تبیین و فرهنگسازی اقتصاد مقاومتی (رویکرد تئوری) 103
ب. تبیین اجرائی کردن راهکارهای اقدامی اقتصاد مقاومتی (رویکرد عملی) 103
راهکارهای تحقق اقتصاد مقاومتی 103
الف. مؤلفههای اقدامی جهت اشتغالزائی و تولید 104
یک. توسعه فرهنگ تلاش و کوشش 104
دو - توجه به تولید و نقش اقتصادی آن 106
مؤلفههای اقدامی جهت رفع آسیبهای اقتصادی 109
الف) مبارزه با مفاسد اقتصادی 109
ب) نهی استفاده از کالاهای قاچاق 110
ج) فرهنگسازی استفاده بهینه از نعمتهای الهی 112
مؤلفههای اقدامی جهت ریشهکن کردن فقر و فاصله طبقاتی 114
الف) اجرای عدالت اقتصادی 114
ب) قرضالحسنه 115
ج) حمایت اقتصادی از اقشار آسیبپذیر 116
مؤلفههای اقدامی جهت استقلال و اقتدار اقتصادی 118
الف) برنامهریزی اقتصادی 119
ب) تشویق بر استقلال و اقتدار اقتصادی 120
نتیجه 123
چکیده 131
مقدمه 132
پیشینه 132
الف. سیاست 134
ب. اقتصاد 135
الف. امنیت اقتصادی 136
ب.مدیریت اقتصادی 139
ج. مسئولیت دولت در مبارزه با ظلم اقتصادی 141
یک. توصیههای ایشان در مورد اخلاق اجتماعی کارگزاران اقتصادی 142
دو. توصیههای رفتاری و کرداری به کارگزاران 142
نتیجه 143
منابع 145
چکیده 149
مقدمه 151
پیشینه 152
مفهومشناسی 152
رونق تولید در قرآن کریم 153
پیامبران الهی و رونق تولید 154
زنبور عسل و رونق تولید 154
ضرورت تأسی به سیره امام علی(علیه السلام) 155
امام علی(علیه السلام) و رونق تولید 156
فرهنگ کار در بینش علوی 158
بیزاری از تنبلی در بینش علوی 158
ظرفیت تولید و رونق آن در عرصههای گوناگون زندگی 161
رونق تولید در عرصههای بازرگانی و صنعت 162
بستر سازی لازمه رونق تولید 162
وظیفه دولت کمک به رونق تولید 163
تدوین و تألیف کتب علمی 163
رونق تولید با احداث مساجد 164
رونق تولید با احداث مسکن 165
رونق تولید با احداث و حفر چاه 165
رونق تولید با تأسیس آسیاب آبی 166
رونق تولید با احداث اسکله و کارخانه کشتیسازی 166
حمایت از اقشار ضعیف با رونق تولید 167
شکوفایی و رفاه جامعه با رونق تولید 167
نتیجه 169
چکیده 175
مقدمه 175
پیشینه 177
الف) ایجاد فرهنگ کار 178
ب) ایجاد روحیه برادری دینی 179
ج) الگوبخشی امام(علیه السلام) به سیره رفتاری خود 182
الف) بایستههای تولیدی از دیدگاه امام علی(علیه السلام) 187
یک - مهندسی تولید 188
دو - تولید کالا بر اساس نیازسنجی 189
ب) اولویت دادن به تولیدات مناسب با محیط و اقلیم جغرافیایی 191
نتیجه 193
چکیده 199
مقدمه 200
پیشینه 200
مفهومشناسی کار 201
جایگاه و ارزش کار در اسلام 201
جایگاه شغل و حرفه از دیدگاه امام علی(علیه السلام) 204
سیره عملی امام علی(علیه السلام) 204
الف) تأمین نیاز خانواده 205
ب) کمک به همسر در کارهای منزل 205
ج) اهمیت حلالبودن کار 205
د) کار برای تأمین نیاز مستمندان 206
الف) ایمان به کار 206
ب) مشورت 207
ج) عاقبتاندیشی و تدبیر 207
د) پشتکار و جدیت 207
ه- ) دقت و ایمان 208
و) برنامهریزی، نظم و سازماندهای 208
ز) همکاری 208
ح) نکوهش بیکاری 209
ط) وقتشناسی 209
الف) کسب درآمد و تأمین نیازهای زندگی خود و خانواده 210
ب) فعلیتیافتن استعدادهای بالقوه افراد 211
ج) سربلندی، شخصیت و عزت در سایه کار و تلاش 211
د) رشد علمی و عقلی 212
ه- ) سلامت و آرامش روحی 213
و) ارزش ذاتی کار 213
الف) بینیاز ساختن جامعه 214
ب) کمک به نیازمندان 214
ج) کسب احترام اجتماعی 215
د) رشد فضائل و کاهش و مفاسد در جامعه 215
الف) رضای خداوند 216
ب) واجب دینی 216
ج) آمرزش الهی 216
د) حفظ و یاری دین فرد 216
نتیجه 217
چکیده 223
بیان مسئله 223
پیشینه و ضرورت تحقیق 225
1- اهمیت تبعیت از سیره امیرالمؤمنین(علیه السلام) 226
2- مصادیق احسان و نیکوکاری امیرالمؤمنین(علیه السلام) 228
الف) احسانهای اقتصادی 229
یک - ولیّ صدقهدهندگان 229
دو - انفاقکننده دارایی در شب و روز، نهان و آشکارا 229
سه - پیشوای صدقهدهندگان 230
چهار - بخشیدن لباس 230
پنج - بخشیدن زره 231
شش - بخشیدن حُلّه 231
هفت - جوانمردی و بخشیدن شمشیر 232
هشت - بخشیدن خانه و نزول سوره لیل 232
نُه - بخشیدن بند کفش 234
ده - مواسات علی(علیه السلام) 235
یازده - آزاد کردن بردگان 235
دوازده - پرداخت بدهی 236
دوازده - پردازنده بدهی پیامبر 236
سیزده - اطعام 237
چهارده - موقوفات 241
ب) احسان هایی با جنبه خدماتی 243
یک - بنیادنهادن صندوق شکایات 243
دو - بردن مشک آب و پخت نان 244
سه - نیکی در حق زن ستمدیده 245
نتیجه 248
چکیده 253
مقدمه 253
پیشینه تحقیق 255
مفهومشناسی 255
وقف در قرآن و سیره معصومین(علیهم السلام) 256
سیاستهای امام علی(علیه السلام) در عمل به سنت وقف 258
الف) فقرزدایی و ایجاد استقلال اقتصادی 258
ب) استقرار عدالت اجتماعی 261
ج) تقویت ارزشهای معنوی و توسعه فرهنگی 264
نتیجه 268
چکیده 273
مقدمه 273
پیشینه 276
وقف و امیر مؤمنان علی(علیه السلام) 276
علی(علیه السلام) و وقف عبادی 277
علی(علیه السلام) و وقف اجتماعی 278
ارکان اوقاف امیر مؤمنان علی(علیه السلام) 278
رکن اول انعقاد وقف 279
رکن دوم واقف 280
رکن سوم مال یا ثروت موقوفه 282
الف) موقوفات یَنْبُع 282
بغیبغات 283
عین ابو نِیْزَر 283
اموال دیگری 284
ب) موقوفات وادی القری 285
ج) موقوفات دیمه 286
اما تَرعه کجاست؟ 286
د) موقوفات اُذَینه 288
ه-) موقوفات فُقَیران 289
و) موقوفات متفرقه 291
رکن چهارم موقوفعلیهم 292
نتیجه 293
چکیده 299
مقدمه 299
پیشینه 301
الف. راهکار 301
ب. صیانت 302
ج. بیتالمال 302
الف. اصلاح امور 303
ب. رفع نیاز مردم 304
ج. دوام حکومت 304
د. اصلاح و تقویتِ نیروهای مسلّح 305
پیآمدهای خیانت به بیتالمال 305
راهکارهای حفاظت از بیتالمال 309
الف. راهکارهای فرهنگی 309
یک. ارائه الگو 309
دو. افزایش ایمان، تقوا و خودکنترلی 310
ب. راهکارهای سیاسی 311
یک. عزل و نصب متولیان امور مالی 311
دو. نظارت دقیق و پیگیری گزارشها 311
سه. بستن روزنههای فساد 312
ج. راهکارهای اقتصادی 313
یک. توجه به معیشت کارگزاران 313
دو. برخورد قاطعانه با سارقان اموال دولتی 314
نتیجه 315
منابع 316
قال رسولالله(صلی الله علیه و آله): «مَنْ کُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِیٌّ مَوْلَاه»
چهارده قرن قبل، نور اسلام بر جهان تابید و وحی قرآن قلب پیامبر اسلام(صلی الله علیه و اله)را منور ساخت و این نور بر قلب یار و همراه ایشان حضرت علی بن ابیطالب(علیه السلام) منعکس گردید و در قالب امامت و ولایت او بر جهانیان عرضه شد. در قرآن کریم بیش از هفتصد آیه در مورد امام علی(علیه السلام) تفسیر، تأویل و یا تطبیق شده است که پیوند عمیق ایشان را با وحی قرآن نشان میدهد.
امام علی(علیه السلام) نوری الهی است که بعد از پیامبر(صلی الله علیه و اله)برای هدایت بشر جلوهگر شد و در ابعاد معنوی، علمی و... راه بشر را روشن کرده و او را به سعادت رهنمون میشود.
نهجالبلاغه اوست که شیوههای تربیت انسان، روابط اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، مدیریتی و ... را بهصورت کلی و راهبردی (و گاهی بهصورت جزئی) بیان کرده است. رهنمودهای امام علی(علیه السلام) به علوم بشری، بهویژه علوم انسانی جهتدهی میکند تا از این طریق هدایت همهجانبه انسان را محقق سازد و از انحرافاتی جلوگیری کند که در اثر علم ناقص بشری حاصل میشود؛ همانطور که ولایت باطنی و معنوی امام علی(علیه السلام) و فرزندان معصومش دست انسانها را میگیرد و در ساحتهای مختلف زندگی معنوی راهبری میکند تا انسان به سعادت و کمال نهایی خود برسد.
بعد از گذشت چهارده قرن از شهادت امام علی(علیه السلام) هنوز نور ولایت و امامت او بر جهانیان میتابد، ازاینرو ضرورت دارد که علل و عوامل این ماندگاری بررسی شود و ابعاد وجودی این شخصیت ملکوتی بازخوانی و بار دیگر با زبان روز بر جهانیان عرضه شود.
در این راستا مهمترین دلایل ضرورت این کنگره عبارتاند از:
1- شناخت مجدد امام علی(علیه السلام) برای تبیین ابعاد ناشناخته وجودی ایشان؛
2- بازخوانی و عرضه ابعاد وجودی آن حضرت با زبان روزآمد؛
3- تبیین رهنمودهای امام علی(علیه السلام) در عرصههای جدید ابعاد زندگی بشر همچون علوم انسانی در راستای تحول در این علوم؛
4- بهرهمندی بیشتر جامعه بشری از نور ولایت و امامت آن حضرت با ارائه کتابها، مقالات و آثار هنری؛
5- تجلیل از خادمان علمی و عملی امام علی(علیه السلام)؛
6- گسترش معارف ناب علوی در قالب نگارش مقالات و کتابها و آثار هنری؛
7- ترجمه آثار برجسته پدید آمده در کنگره به زبانهای دیگر در راستای نشر معارف و آموزههای علوی در کشورهای دیگر.
ایده کنگره در مراسم حج سال 1397 ش بین فرهیختگان اصفهانی حاضر در حج بیان شد. سپس با ابتکار و پشتکار دوست ولایتمدار و خیراندیش جناب آقای حاج سید حسین رضازاده (زید عزه) مقدمات آن فراهم شد و از بهار 1398ش کار کنگره با جلساتی در موسسه اهلبیت(علیهم السلام) شروع گردید و با همکاری دوست دانشمند ما، جناب حجتالاسلاموالمسلمین سجادی راه کمال در پیش گرفت و درنهایت توفیق علوی شامل حال ما شد و از خرداد 1398 ش مسئولیت دبیر علمی کنگره را پذیرفتم. سپس در قم،
جناب حجتالاسلاموالمسلمین دکتر فراهی بخشایش یار و همراه ما شد و امور علمی کنگره با همکاری اساتید تکمیل گردید و نویسندگان زیادی از مراکز علمی داخل و خارج کشور بهویژه در قم (مانند مجتمع آموزش عالی قرآن و حدیث جامعة المصطفی العالمیة، مرکز تخصصی شیعهشناسی و بنیاد نهجالبلاغه و...) وارد صحنه شدند و اقدام به برگزاری پیشنشستها و نگارش مقالات و ارزیابی آثار کردند و حتی مراجع معظم تقلید پیامهایی برای کنگره فرستادند. کمکم کنگرهای عظیم به برکت یاد امام علی علیهالسلام شکل گرفت که بسیاری از افراد باور نمیکردند، این همه آثار و برکات علمی، معنوی و هنری به دنبال داشته باشد. ازاینرو در روزهای آخر دریافت آثار کنگره، استقبال از آن بهشدت افزایش یافت و حتی چند بار زمان دریافت آثار تمدید شد.
امید است برگزاری این کنگره زمینهساز کنگرههای بزرگتر و کاملتر بعدی در سالهای آینده شود و موردقبول خدای متعال و مورد عنایت خاص امام علی(علیه السلام) و فرزندش حجتابن الحسن قرار گیرد.
1- آقای حاج سید حسن رضازاده، رئیس شورای سیاستگذاری؛
2- حجتالاسلاموالمسلمین دکتر سید احمد سجادی؛
3- حجتالاسلاموالمسلمین علیاصغر بیگی؛
4- حجتالاسلاموالمسلمین جعفر عمادی؛
5- دکتر حمیدرضا چاکری؛
6- دکتر مجتبی بهرامپور؛
7- حجتالاسلاموالمسلمین دکتر محمدعلی رضایی اصفهانی؛
8- دکتر احسان مشکلانی؛
9- مهندس حمید نیلفروشان؛
10- حجتالاسلاموالمسلمین سید مصطفی میرلوحی؛
11- حجتالاسلام والمسلمین دکتر ابراهیم کلانتری؛
12- دکتر عبدالمجید طالبتاش؛
13- دکتر علیرضا هزار.
حجتالاسلاموالمسلمین دکتر محمدعلی رضایی اصفهانی؛
حجتالاسلاموالمسلمین دکتر ناصر رفیعی محمدی؛
حجتالاسلاموالمسلمین دکتر نعمت الله صفری فروشانی؛
حجتالاسلاموالمسلمین دکتر عبدالمحمدی؛
حجتالاسلاموالمسلمین دکتر محمدجواد اسکندرلو؛
حجتالاسلاموالمسلمین محمد فاکر میبدی؛
حجتالاسلاموالمسلمین حسین علوی مهر؛
حجتالاسلاموالمسلمین دکتر سید عیسی مسترحمی؛
دکتر سید محمدتقی طیب؛
دکتر اصغر منتظر القائم؛
دکتر حمیدرضا چاکری؛
دکتر مهدی مظاهری؛
دکتر محمدرضا ستوده نیا؛
دکتر محمدحسین ریاحی؛
دکتر محمد صالح طیبنیا؛
حجتالاسلاموالمسلمین دکتر سید احمد سجادی؛
دکتر سید مهدی مرتضوی؛
حجتالاسلاموالمسلمین حاج شیخ مهدی انصاری قمی؛
حجتالاسلاموالمسلمین جعفر عمادی؛
حجتالاسلاموالمسلمین دکتر محمدعلی مهدوی راد؛
حجتالاسلاموالمسلمین علیاصغر بیگی.
سید حسین رضازاده، دبیر اجرایی و رئیس شورای سیاستگذاری کنگره؛
حجتالاسلاموالمسلمین دکتر محمدعلی رضایی، دبیر علمی کنگره؛
حجتالاسلاموالمسلمین دکتر علیاکبر فراهی بخشایش، معاون علمی - پژوهشی کنگره؛
حجتالاسلاموالمسلمین حسن صادقی زفره، مسئول برگزاری پیشنشستها؛
دکتر حمیدرضا چاکری، دبیر شورای راهبردی کنگره؛
مهندس حمید نیلفروشان، معاون علمی - پژوهشی مؤسسه اهلالبیت(علیهم السلام)؛
مهندس سعید گودرزی، مسئول انفورماتیک مؤسسه اهلالبیت(علیهم السلام)؛
مهندس محمد رضایی، مسئول آمادهسازی متون؛
خانم مهندس الهام صفائی، مسئول دبیرخانه کنگره؛
خانم مهندس فرزانه صفائی، مسئول سایت کنگره؛
خانم آزاده فخاری، مسئول روابط عمومی کنگره؛
دبیر علمی کنگره:
حجتالاسلاموالمسلمین دکتر محمدعلی رضایی اصفهانی، عضو هیئتعلمی و استاد تمام جامعه المصطفی العالمیه
دبیر اجرایی کنگره:
آقای حاج سید حسین رضازاده
معاون علمی - پژوهشی: حجتالاسلاموالمسلمین دکتر علیاکبر فراهی بخشایش
معاون اجرایی: سرکار خانم مهندس الهام صفائی
1- قرآن و امام علی(علیه السلام) (1) ؛
2- قرآن و امام علی(علیه السلام) (2) ؛
3- ولایت و امامت؛
4- امام علی(علیه السلام) و نهجالبلاغه؛
5- امام علی(علیه السلام) از منظر دانشمندان و مستشرقان؛
6- امام علی(علیه السلام) در آینه شعر و ادب؛
7- امام علی(علیه السلام) و علوم انسانی (1) - تاریخ؛
8- امام علی(علیه السلام) و علوم انسانی (2) - تربیت؛
9- امام علی(علیه السلام) و علوم انسانی (3) - اخلاق و عرفان؛
10- امام علی(علیه السلام) و علوم انسانی (4) - اجتماعی؛
11- امام علی(علیه السلام) و علوم انسانی (5) - اقتصاد؛
12- امام علی(علیه السلام) و علوم انسانی (6) - مدیریت و سیاست؛
13- مقالات غیرفارسی (عربی، آذری، اردو و اسپانیولی)؛
14- چکیده مقالات فارسی کنگره.
1- مجموعه مقالات کنگره بازخوانی ابعاد شخصیتی امیرالمؤمنین امام علی (ع)؛
2- تیزر، پنلهای تخصصی و فیلم گزارش برگزاری کنگره در سالن اصلی و دانشگاه آزاد اسلامی واحد خوراسگان.
خبرنامه شماره1
پایگاه اطلاعرسانی کنگره به آدرس: imamali.wiki
1.تعداد کل مقالات رسیده: 460؛ تعداد مقالات مورد قبول: 198.
تعدا کل کتابهای رسیده: 69؛ تعداد کتابهای برتر: 3.
تعداد کل پایاننامههای رسیده: 73؛ تعداد پایاننامههای برتر: 3.
تعداد کل هنریهای تجسمی رسیده: 34؛ تعداد برتر: 3.
تعداد کل اشعار رسیده: 123؛ تعداد اشعار مورد قبول: 35.
معاونت فرهنگی - اجتماعی دانشگاه آزاد اسلامی؛
پژوهشکده قرآن و عترت دانشگاه آزاد اسلامی؛
دانشگاه آزاد اسلامی اصفهان (خوراسگان)؛
جامعة المصطفی العالمیة؛
مرکز تحقیقات رایانهای حوزه علمیه اصفهان؛
استانداری اصفهان؛
شهرداری اصفهان؛
اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی اصفهان؛
مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی؛
سازمان فرهنگی آستان قدس رضوی؛
بنیاد بینالمللی نهجالبلاغه؛
بنیاد بینالمللی غدیر استان اصفهان؛
نهاد رهبری در دانشگاههای استان اصفهان؛
دانشگاه امام صادق(علیه السلام)؛
دانشگاه معارف قرآن و عترت؛
دانشگاه اصفهان؛
مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی نور (سمیم نور)؛
حوزه علمیه اصفهان؛
موسسه نهجالبلاغه اصفهان؛
مجامع ادبی استان اصفهان؛
سازمان فرهنگی تفریحی شهرداری اصفهان؛
مرکز پژوهشی قرآن کریم المهدی؛
مرکز تخصصی قرآن کریم امام علی بن ابیطالب(علیه السلام)؛
مرکز تخصصی کنفرانسهای ایران (سیویلیکا)؛
مجمع عالی حکمت اسلامی؛
دانشگاه صنعتی اصفهان؛
مرکز تخصصی شیعه شناسی؛
پایگاه استنادی جهان اسلام؛
انجمن علمی دانشپژوهان علوم قرآن مدرسه عالی قرآن و حدیث؛
انجمن علمی دانشپژوهان علوم حدیث مدرسه عالی قرآن و حدیث؛
موضوع: نقش امام علی(علیه السلام) در گسترش علوم اسلامی؛
موضوع: بررسی نظریه اشارات ولایی قرآن؛
موضوع: امام علی(علیه السلام) از دیدگاه مستشرقین؛
موضوع: شأن و جایگاه امام علی(علیه السلام) در نهجالبلاغه؛
موضوع: بررسی ابعاد شخصیتی امیرالمؤمنین امام علی(علیه السلام)؛
موضوع: معرفی شخصیت امیرالمؤمنین امام علی(علیه السلام)؛
موضوع: استخراج سبک زندگی از قرآن و احادیث (با تأکید بر نهجالبلاغه)؛
حسین علویمهر، حسنرضا رضایی، عبدالله جبرئیلی جلودار، محمد ایلیا یعقوبی، علی آقاصفری، عبدالمومن حکیمی، محمدنظیر عرفانی، علیاکبر فراهی بخشایش، اکبر محمودی، میثم ناظمی، عباس الهی، عبدالرشید صمیمی، عبدالله مرتضوینیا، علیمحمد راهی، سید عیسی مسترحمی، عبدالحسین شورچه، مهدی جهانی، باقر ریاحیمهر، محمد عزتی، انار حسین اف، محمد شایان، مهدی
اعتصامی، سید مجتبی رضوی اصیل، سهیل اسعد.
سرویراستار:علیاکبر فراهی بخشایش.
ویراستاران: حسین حبیبی، حسن عباسزاده، نصرالله سلیمانی نجفآبادی، مهدی سازندگی، نجف عرفانی.
ملیتهای شرکت کننده در کنگره از کشورهای: ایران، عراق، تونس، نیجریه، افغانستان، پاکستان، هندوستان، آذربایجان، بنگلادش، اسپانیا.
در پایان از همه اساتید همکار، نویسندگان، ارزیابان، ویراستاران و همکاران اجرایی کنگره بهویژه خادم اهلبیت(علیهم السلام) جناب آقای حاج حسین رضازاده زید عزه و معاون پژوهشی ما جناب حجةالاسلام و المسلمین دکتر بخشایش تشکر میکنم که این کنگره حاصل تلاش شبانهروزی آنهاست. امیدوارم همگی
مورد عنایت خاص امام علی(علیه السلام) قرار گیریم و این تلاش علمی مورد قبول خدای متعال قرار گیرد. امید است برگزاری این کنگره زمینهساز کنگرههای بزرگتر و کاملتر بعدی در سالهای آینده شود و مورد قبول خدای متعال و مورد عنایت خاص امام علی(علیه السلام) و فرزندش حجتابن الحسن قرار گیرد.
والحمدلله ربالعالمین
دبیر علمی کنگره
دکتر محمدعلی رضایی اصفهانی
استاد تمام جامعه المصطفی العالمیه
19/9/1398
بسمالله الرحمن الرحیم
وَلَایَةُ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ حِصْنِی فَمَنْ دَخَلَ حِصْنِی أَمِنَ مِنْ عَذَابِی (صدوق، عیون اخبار الرضا(علیه السلام)، ج 2، ص 146)
به خدای عزوجل قسم که مرا خدای تو یا علی
زده بر صحیفه دل رقم، ز ازل ولای تو یا علی
قال رسول الله(صلی الله علیه و آله): «عَلِیٌّ مَعَ القُرآنِ وَ القُرآنُ مَعَ عَلِیٍّ، لَن یَفتَرِقا حَتّی یَرِدا عَلَیَّ الحَوضَ» (حاکم نیشابوری، المستدرک علی الصحیحین، ج 3، ص 134)
خلقت انسان، شگفتناکترین شاهکار خالق هستی است و این اشرف مخلوقات، شورانگیزترین موجودی است که ضمن توجه به آداب بندگی، خود مبدع و خالق خلاق پدیدههایی است که میتواند قدرت و عظمت انسان را با اراده خالق مطلق به نمایشی تمامعیار بگذارد.
{هَلْ أَتَی عَلَی الْإِنْسَانِ حِینٌ مِنَ الدَّهْرِ لَمْ یَکُنْ شَیْئًا مَذْکُورًا} (انسان/1).
حصول چنین قدرت و اقتداری، وامدار اتصاف به آداب و ترتیبی است که باید بدان آراسته بود.
در میان بندگان برگزیده خدا و پس از حضرت خاتم رسل محمد مصطفی(صلی الله علیه و آله)، شخصیت ممتاز امیرالمؤمنین حضرت علی بن ابیطالب(علیه السلام)، افضل و اولی به حجت الهی است.
همو که در «کعبه» زاده شد تا گواه عظمت وجود نازنینش باشد.
همو که در مکتب محمد امین، با ایمان ترین است و در اطاعتپذیری از خدا و رسولش بینظیرترین و علم وافرش بهرهمند از قرآنی است که خود در وصفش این چنین بیان میدارد:
«وَ إِنَّ القُرآنَ ظَاهِرُهُ أَنِیقٌ، وَ بَاطِنُهُ عَمِیقٌ، لاَ تَفْنَی عَجَائِبُهُ، وَلاَ تَنْقَضِی غَرَائِبُهُ» (شریف رضی، نهجالبلاغه، خطبه/18)؛ «هم او که از «لیلةالمبیت» شجاعت و اخلاص و بندگیاش عیان شد و آیه {وَمِنَ النَّاسِ مَنْ یَشْرِی نَفْسَهُ ابْتِغَاءَ مَرْضَاتِ اللَّهِ وَاللَّهُ رَءُوفٌ بِالْعِبَاد} (بقره/207)، از سوی جبرئیل امین در وصفش نازل و در «خیبر» به کمال رسید و از لحظه جانشینی پیامبر اکرم(صلی الله علیه و اله)در «غدیر» و در روز تکمیل دین تا لحظهای که گفت «فُزْتُ وَ رَبِّ الْکَعْبَة» جز دل بر عشق الله و رسول و تحقق آیات الهی، سودایی دیگر نداشت.
امامت او، امانت حقطلبی و ظلمستیزی بود و رسالت او استقرار حکومت عدل و دادگستری در پهنه عالم.
جهان درونش در جهاد همواره اکبر بود و جهان برونش، جان بازی برای مهرورزی ابنای آدم و ترجمان عینی «رُهْبَانٌ بِاللَّیْلِ أُسُدٌ بِالنَّهَار» (کلینی، الکافی، ج2، ص232).
کلام جاودانهاش (نهجالبلاغه) منشور حکمت و حیات است و بهعنوان متنی عرفانی، مشحون از اسرار و معارف ربانی الهی و حکمی، فلسفی، تاریخی، سیاسی، اخلاقی، اجتماعی و اقتصادی نیاز بنیادین و راهگشای زمانهی ما و شرح منش و مرامش، کیمیای سعادت رهپویان.
ولایت علوی، نشاندارترین و پرافتخارترین حقیقتی است که شیعیان مشمول این لطف دائماند.
رهپویی چنین امام همامی، عزتی مستدام و توفیقی بزرگ است که جمعی از دوستداران حضرتش را بر آن داشت تا با برپایی "کنگره تبیین ابعاد شخصیتی امام علی(علیه السلام)، وجوه پیدا و ناپیدای شخصیت ممتاز و آسمانی انسانی کامل و ملکوتیترین انسان تاریخ بشریت از رهگذر نسیم عنایتش مورد تأمل و مطالعه علوی پژوهان قرار گیرد. بیگمان با وجود همه آثار و اوصافی که درباره آن حضرت وجود دارد، فقط ذرهای و گوشهای از اقیانوس معرفت و معنویت و حقیقت وجودی امام علی(علیه السلام) بازنموده شده و همچنان نیازمند آنیم که در ساحل شناخت پرشکوهش زانو بزنیم و قبساتی از آفتاب رأفت و رحمتش برگیریم.
بهیقین او حصن حصین است و هر سعادت خواه و سعادتمندی باید از دانشگاه علوی، درسهای حقیقت و حقیقی زندگی را بیاموزد و بیاموزاند.
با چنین رویکرد و رهیافتی، دبیرخانه کنگره «بازخوانی ابعاد شخصیتی امیرالمؤمنین امام علی(علیه السلام)» با اعلام فراخوانی در سیوچهار محور، اندیشمندان و دانشمندان را به جریانسازی در این نهضت مقدس دعوت کرد؛ بدان امید که در سالهای آتی این حرکت نورانی بتواند در جغرافیای جهان اسلام گسترش یابد و از ابعاد شخصیت جهانشمول آن حضرت، جهانیان طالب حقیقت و دانش الهی نیز توشه معرفت و دانایی برگیرند و جهان تشنه حق و عدل را پاسخی درخور و شایسته منظومه اندیشه و گفتمان آسمانیاش یابند.
موسوعه چهاردهجلدی از مقالات منتخب از مقالات فراوان رسیده به دبیرخانه که عزّ وصول شده، تحت عناوین قرآن و امام علی(علیه السلام) (1)؛ قرآن و امام علی(علیه السلام) (2)؛ ولایت و امامت؛ امام علی(علیه السلام) و نهجالبلاغه؛ امام علی(علیه السلام) از منظر دانشمندان و مستشرقان؛ امام علی(علیه السلام) در آیینه شعر و ادب؛ امام علی(علیه السلام) و علوم انسانی (1) - تاریخ؛ امام علی(علیه السلام) و علوم انسانی (2) - تربیت؛ امام علی(علیه السلام) و علوم انسانی (3) - اخلاق و عرفان، امام علی(علیه السلام) و علوم انسانی (4) - اجتماعی، امام علی(علیه السلام) و علوم انسانی (5) - اقتصاد، امام علی(علیه السلام) و علوم انسانی (6) - مدیریت و سیاست؛ مقالات غیرفارسی (عربی، اردو، آذری، اسپانیولی)
و چکیده مقالات کنگره، با یاری همه شیفتگان و دلدادگان ولایت بهویژه دبیر علمی کنگره حضرت حجتالاسلاموالمسلمین دکتر محمدعلی رضایی اصفهانی دام عزه و همت عالیه پژوهشکده قرآن و عترت دانشگاه آزاد اسلامی که سپاس فراوان از این همت ستودنیشان بر ما فرض و اجرشان در درگاه حضرت باری عزّ اسمه و حضرات ائمه معصومین(علیهم السلام) محفوظ؛ برای استفاده پژوهشگران و اندیشمندان حوزه و دانشگاه و اقشار مختلف اجتماع به زیور طبع آراسته و تقدیم میگردد.
فردا که هر کسی به شفیعی زنند دست
ماییم و دست و دامن معصوم مرتضی
حافظ اگر قدم زنی در ره خاندان به صدق
بدرقه رهت شود همت شحنه نجف
سید حسین رضازاده
رئیس شورای سیاستگذاری کنگره بازخوانی ابعاد
شخصیتی امیرالمؤمنین امام علی(علیه السلام)
26 دیماه 1398 مطابق با 20 جمادیالاولی 1441 ق
بهاره موسی حدادی(1)
1) . سطح 2 حوزه علمیه اصفهان؛ baharhaddady@gmail.com
مدیریت و رهبری صحیح، باعث آبادانی و پیشرفت کشورها میشود؛ و تنها راه سعادت انسان در دنیا و آخرت پذیرش قوانینی است که برگرفته از وحی باشد و حضرت علی(علیه السلام) کسی است که میتواند برنامه جامعی برای سعادت بشر پیریزی کند. با توجه به اینکه حضرت تنها معصومی هستند که بعد از پیامبر با یک وقفه بیستوپنجساله موفق به تشکیل حکومت اسلامی شدند، سیاستها و برنامههای اقتصادی ایشان در این دوران، با در نظر گرفتن جوّ آن زمان و وضعیت مالی و اقتصادی حکومتهای پیشین قابلبررسی است. در این مقاله با استفاده از روش توصیفی - تحلیلی به بررسی سیاستهای اقتصادی حضرت میپردازیم. نتایج تحقیق نشان میدهد امام علی(علیه السلام) برای رسیدن به این منظور، توزیع بیتالمال را بهطور مساوی انجام داد و همچنین از ذخیرهسازی و تأخیر در توزیع بیتالمال خودداری کرد، این قبیل اقدامات باعث شد وضعیت جامعه دگرگون شود. گام بعدی، سیاستهای اقتصادی امام بود که با انجام آنها جامعه به رفاه نسبی رسید؛ ازجمله این اقدامات، تلاش در جهت آبادانی و تشویق تولید بود. نتیجه اقدامات امام استقرار عدالت و رفاه مردم شد.
کلید واژهها: امام علی(علیه السلام)، سیاست، اقتصاد، بیتالمال، توزیع، رفاه نسبی.
مقدمه
رسیدگی به امور دنیایی و مادی جهت برآورده ساختن نیازهای خود و دیگران و به تعبیر دیگر؛ فعالیت اقتصادی از دیرباز وجود داشته است. از طرفی انسان برای رسیدن به موفقیت
و سعادت در همه زمینهها و خصوصاً درجایی که پای منفعت و سود آدمی در میان باشد علاوه بر الگوهای نظری در باب اهداف و اصول و روشها، نیازمند الگوهای عینی و عملی که مصادیق اهداف و روشها را نشان بدهد نیز هست.
گرچه رهنمودهای گفتاری در تربیت افراد تأثیر دارد اما اقدامات عملی بهمراتب از شیوههای گفتاری مؤثرتر است. از اینرو بررسی و مطالعه شیوه شخصیتی همچون حضرت علی(علیه السلام) که از حیث مصرف، زاهدانهترین زندگی را از خود به یادگار گذاشته است و در تولید، فعالترین افراد در عرصه فعالیتهای اقتصادی و معیشتی است، در حل معمای پیچیده انسان در دنیای امروز بسیار راهگشاست. متأسفانه برنامههای اقتصادی در دوران حکومت حضرت علی(علیه السلام) کم تر مورد تحقیق و پژوهش قرار گرفته است. درصورتیکه با توجه به اینکه حضرت تنها معصومی هستند که بعد از پیامبر با یک وقفه بیستوپنجساله موفق به تشکیل حکومت اسلامی شدند، جا دارد همه ابعاد شخصیتی حضرت دقیق و با موشکافی موردبررسی قرار گیرد. تا بدین ترتیب بتوان الگوهای مناسب رفتاری و عملی برای رسیدن به یک جامعه آرمانی را استخراج کرد.
در این تحقیق سعی شده پیرامون برنامههای اقتصادی امام در دوران حکومت و با در نظر گرفتن شرایط آن دوران، همچنین پیآمد این برنامهها یعنی رفاه عمومی و عدالتخواهی امام که مبنای اقدامات ایشان بوده است، مطالبی بیان شود. با نگاهی به سیره معصومین(علیهم السلام) درمییابیم که تلاش و پرداختن به فعالیتهای اقتصادی از ویژگیهای برجسته آن بزرگواران است و آن بزرگواران کارگران و
تولیدکنندگان را بسیار تشویق میکردند.
وقتی ابعاد گوناگون شخصیت حضرت علی(علیه السلام) را موردمطالعه قرار میدهیم، میبینیم ایشان درعینحال که زاهدترین فرد زمان خود است، فعالترین آنها نیز میباشد.
با توجه به اینکه حضرت علی(علیه السلام) از یکسو در دامان رسول گرامی اسلام پرورش یافتند و از سوی دیگر تنها امام معصومی هستند که موفق به تشکیل حکومت اسلامی شدند، هرچند که این دوران بسیار کوتاه است و در آن سه جنگ تاریخی رقم میخورد اما با
بررسی سیره امام در همه جوانب و زمینهها، به نکات بسیار ارزشمندی برمیخوریم که برای اداره یک حکومت اسلامی بسیار مؤثر و مفید است.
در مورد سیاستهای اقتصادی حضرت علی(علیه السلام) مطالعات متعددی صورت پذیرفته است. به عنوانمثال:
بهرامی و مهدیه (تحلیلی بر سازوکارهای عملی اقتصاد مقاومتی در نهجالبلاغه...) در تحلیلی بر سازوکارهای عملی اقتصاد مقاومتی در نهجالبلاغه با تکیه بر وظایف دولت، نتیجه میگیرند که دولت وظایف
پنجگانهای را برای تحقق اقتصاد مقاومتی مطابق سیاستهای اقتصادی حضرت علی(علیه السلام) شامل: اجرای عدالت اقتصادی، حمایت از فعالان اقتصادی، ایجاد امنیت اقتصادی، ایجاد رفاه معیشتی برای عموم مردم و بازیابی جایگاه زهد در ساختار اقتصادی بر عهده دارد.
علمالهدی (روششناسی اقتصاد اسلامی بر اساس عملکرد اقتصاد امام علی(علیه السلام)) با بررسی روششناسی اقتصاد اسلامی نتیجه میگیرد که توزیع عادلانه درآمد و ثروت و امکانات اجتماعی، رعایت عادلانه و مجدانه قوانین و مقررات و تکریم انسانها از ویژگیهای بارز سیاستهای اقتصادی علوی است.
هادوینیا (عدالت اجتماعی–اقتصادی در دیدگاه نهجالبلاغه) عدالت اجتماعی-اقتصادی را از دیدگاه نهجالبلاغه مورد واکاوی قرار داده است.
مولایی (مطالعه تطبیقی اندیشههای اقتصادی امام علی(علیه السلام) در نهجالبلاغه با عقاید برخی از اقتصاددانان؛ آشنایی با اندیشههای اقتصادی امام علی(علیه السلام) در نهجالبلاغه)؛ محمدیان و همکاران (دیدگاههای اقتصادی امام علی(علیه السلام) در نهجالبلاغه)؛ اصغری (مدیریت اقتصادی امام علی(علیه السلام) تحققبخش عدالت اجتماعی)؛ گیلک حکیمآباد (امام علی(علیه السلام)، دولت و سیاستهای اقتصادی)؛ دلشاد تهرانی (دلالت دولت)؛ اباذری جزی و
میرممتاز (نامههای امام علی(علیه السلام) به کارگزاران با تکیه بر اسالیب بلاغی) و حاجیان و همکاران (زمینههای شفافیت اطلاعات و عدالت اقتصادی از دیدگاه نهجالبلاغه) نیز اشاره نمود.
حضرت علی(علیه السلام) میدانست که بدون نظام اقتصادی سالم، نمیتوان به عدالت اجتماعی دست یافت و جامعهای که از عدالت محروم باشد به رستگاری نمیرسد. از طرفی اعتقاد امام و فلسفه پذیرش حکومت از طرف آن، فراهم آوردن زمینههای عدالت و درنتیجه هدایت هرچه بهتر انسانها بوده است. افزون بر این، از دلایل زوال حکومت عثمان، مفاسد مالی و اقتصادی بود. مردمانی که بر ضد سیاستهای جاری قیام کردند یکی از دلایل خود را نابسامانی اقتصادی، گشادهدستیها و بذل و بخششهای بیرویه از اموال عمومی برمیشمردند. از همین رو اصلاحات علوی در برخورد با مفاسد مالی و اقتصادی از نخستین روزهای حکومت امام علی(علیه السلام) آغاز شد (عبداللهی، اصلاحات علوی، ص 110). اکنون گوشههایی از این اقدامات اصلاحی بیان خواهد شد:
نخستین اقدام حضرت علی(علیه السلام) برای اصلاح ساختار اقتصادی و مالی، بازگرداندن ثروتهایی بود که در دوران خلافت عثمان به شکلهای گوناگون از خزانه دولت خارج شده و در تملک گروه خاصی درآمده بود بدون آنکه هیچ شایستگی و لیاقتی برای آن داشته باشند. امام برای هیچکس امتیاز قائل نبود.
حضرت در این خصوص میفرماید: «به خدا سوگند بیتالمال تاراجشده را هرکجا بیابم به صاحبان اصلی آن بازمیگردانم.» (دشتی، ترجمه نهجالبلاغه، ص 39، خطبه15). منظور امام در این خطبه قطایعی است که عثمان بیجهت بخشیده بود و اشاره میکنند که این اموال حتی اگر در مَهر زنان باشد آن را پس میگیرم. قطایع، زمینهایی است که متعلق به بیتالمال مسلمین است و امامِ مسلمانان میتواند آن را به بعضی از افراد رعیت واگذار
کند تا از آن استفاده کنند و خراج آن را به دولت اسلامی بپردازند که عثمان به جای ایجاد این چرخه اقتصادی سالم، این زمینها را به افراد متمول و سرمایهدار از اقوام و بستگان خود بخشید. حضرت علی(علیه السلام) در روز دوم از حکومت خویش فرمود: «همانا هر قطیعهای که عثمان داده و آنچه از اموال بیتالمال بخشیده، به بیتالمال برگردانده خواهد شد و حق قدیمی را چیزی
باطل نمیکند و اگر بیایم آن اموال را که کابین زنان قرار دادهاند و در سرزمینها پراکنده کردهاند به حال خودش بر خواهم گرداند.» (همان).
سپس حضرت علی(علیه السلام) دستور داد تا همه سلاحهایی را که در خانه عثمان پیدا شد در بیتالمال بگذارند همچنین فرمود: شتران زکات را که در خانهاش بود تصرف کنند و شمشیر و زرههایی که در خانه او بود را هم بگیرند و مقرر فرمود هیچکس متعرض اموال شخصی عثمان نشود و دستور داد اموالی را که عثمان بهصورت پاداش و جایزه به یاران خود داده برگردانده شود. چون این خبر به عمروعاص رسید به معاویه نوشت هرچه باید انجام دهی انجام بده که پسر ابیطالب همه اموالی را که داری از تو جدا میکند همانگونه که پوست عصا و چوبدستی را میکَنند (ابن ابی الحدید، جلوه تاریخ در شرح نهجالبلاغه، ج 1، ص 269).
با توجه به فساد اداری در دوره خلیفه قبلی، یکی از تمهیدات حضرت در باب اصلاحات و اجرای عدالت، عزل کارگزاران فاسد قبلی و نصب افراد شایسته بود. البته این اقدام امام بهتنهایی نمیتوانست مؤثر باشد. بنابراین امام عملکرد کارگزاران و فرمانداران خود را بهدقت زیر نظر داشت و در صورت هرگونه تخلفی با آنان برخورد میکرد. نامههای فراوانی در نهجالبلاغه هست که مؤید این مطلب میباشد که از سوی ایشان با هدف نظارت بر اعمال و رفتار صاحبمنصبان و جلوگیری از حیفومیل بیتالمال نوشته شده است.
امام در نامهای به زیاد ابن ابیه (جانشین ابن عباس فرماندار امام در بصره) مینویسد:
«همانا بهراستی سوگند میخورم اگر به من گزارش کنند که در اموال عمومی خیانت کردهای کم یا زیاد، چنان بر تو سخت میگیرم که کمبهره شده و در هزینه عیال درمانده و خوار و سرگردان شوی (همان، ص 357، نامه20). ای زیاد! از اسراف بپرهیز و از امروز به فکر فردا باش و از اموال دنیا بهاندازه کفاف خویش بردار و زیادی را برای روز نیازمندیت در آخرت پیش فرست. همانا انسان به آنچه پیش فرستاده و نزد خدا ذخیره ساخته پاداش داده خواهد شد.» (همان، نامه21).
امام در این سطور در خطاب به زیاد بن ابیه و بهطور عمومی به همه مسلمین پیآمدهای دنیایی و عقوبت آخرت دستاندازی به بیتالمال را گوشزد میکند.
همچنین امام در نامه دیگری که به مصقلة بن هبیره شیبانی (فرماندار فیروزآباد فارس) مینویسد وی را چنین خطاب قرار میدهد:
«گزارشی از تو به من رسیده که اگر چنان کرده باشی خدای خود را به خشم آوردهای و امام خویش را نافرمانی کردهای. خبر رسیده که تو غنیمت مسلمانان را که نیزهها و اسبهایشان گردآورده و با ریخته شدن خونهایشان بهدستآمده به اعرابی که از خویشاوندان تو هستند و تو را برگزیدهاند میبخشی. به خدایی که دانه را شکافت و پدیدهها را آفرید، اگر این گزارش درست باشد در نزد من خوار شدهای و منزلت تو سبک گردید ه است. پس حق پروردگارت را سبک مشمار و دنیای خود را با نابودی دین آباد نکن که زیانکارترین انسانی. آگاه باش حق مسلمانانی که نزد من یا تو هستند در تقسیم بیتالمال مساوی است.» (همان، ص 393، نامه43).
حضرت بهطور پیوسته به کارگزاران و مأموران مالی توصیه میکردند که از بیتالمال بهرهبرداری قانونی داشته باشند و بارها به آنها خطرات و آفات کارشکنی در مورد بیتالمال را گوشزد میکردند. حضرت در نامهای به فرماندار مکّه مینویسند: «در مال خدا که در نزد تو جمع شده اندیشه کن و آن را به عیالمندان و گرسنگانی که در محل هستند بده، آنچنانکه بهطور صحیح به دست فقرا و نیازمندان برسد.» (همان، ص 433، نامه67).
امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) بهشدت در اموال کارگزارانش دقت میکرد و اگر کسی بهطور غیرمنتظره صاحب ثروت یا خانه و زمینی میشد بهسرعت منبع درآمد او را جستوجو میکردند. اگر کارگزارانی به ناحق از بیتالمال سهم افزونتری برای خود میگرفتند با برخورد تند امام مواجه میشد. امام به یکی از کارگزارانش نوشت: «به من اطلاع دادهاند که تو زمین را برهنه کردهای و محصول درختان و زراعت را برای خویشتن اندوختهای. گزارش دخلوخرج خودت و حساب اموالت را برای من بفرست و بدان حسابرسی و بررسی خدا در روز رستاخیز، از حسابرسی مردم در دنیا، بسیار سخت تر و دقیق است.» (همان، ص 389، نامه40).
به امام خبر رسید که شریح قاضی که در زمان امام(علیه السلام) قاضی شهر کوفه بود، خانهای به قیمت هشتاد دینار خریده است. امام شریح را طلبید و به او فرمود: «به من خبر رسیده که خانهای خریدهای و سندی برای آن نوشتهای و گواهانی آن را امضا کردهاند.» شریح پاسخ داد: آری. امام نگاه خشمآلودی به او کردند و فرمودند: «شریح بهزودی کسی به سراغت میآید که به نوشتهات نگاه نمیکند و از گواهانت نمیپرسد تا تو را از آن خانه (دنیایی) بیرون کرده و تنها به قبری سپارد. ای شریح مبادا آن خانه را از مال دیگران خریده باشی.» (همان، ص 343، نامه3).
امام در پی گزارش خیانتی که از یکی از فرماندارانش به دستش میرسد اینگونه به او هشدار میدهد:
«از خدا بترس و اموال مردم را بازگردان. اگر چنین نکنی و خدا مرا فرصت دهد تا بر تو دست یابم، تو را کیفر خواهم داد که نزد خداوند عذرخواه من باشد و با شمشیری تو را خواهم زد که به هر کس زدم وارد دوزخ گردید. سوگند به خدا اگر حسن و حسین چنان میکردند که تو انجام دادی از من روی خوش نمیدیدند و به آرزو نمیرسیدند تا آنکه حق را از آنان باز پس گیرم و باطلی را که به ستم پدید آمده نابود سازم.» (همان، ص 391، نامه41، فراز 12-11).
امام در نامهای به منذر بن جارود عبدی که در فرمانروایی خود دچار خیانت شد نوشت:
«به من خبر دادند که در هواپرستی چیزی فروگذار نکرده و توشهای برای آخرت خود باقی نگذاشتهای. دنیای خود را با تباه کردن آخرت، آباد میکنی. اگر آنچه به من رسیده در مورد تو درست باشد کسی که همانند تو باشد نه لیاقت پاسداری از مرزهای کشور را دارد و نه میتواند کاری را به انجام برساند، یا در امانت شریک باشد و یا از خیانت دور ماند، پس چون این نامه به دستت برسد، نزد ما بیا.» (همان، ص 437، نامه71).
در اینجا دو نکته قابلتوجه است؛ یکی اینکه امام علی(علیه السلام) افراد قابلاعتمادی داشته است که آنها تخلفات کارگزاران را به امام گزارش میدادند و امام آنها را به همین منظور، مأمور کرده بود. البته خود امام همواره به موعظه و نصیحت افراد میپرداختند و نسبت به انحراف از حق، هشدار میدادند. نکته دیگر اینکه امام در اغلب موارد از لفظ قسم استفاده کردهاند بهطور مثال ابتدای خطبه پانزدهم با لفظ و الله شروع میشود و یا نامه بیستم با عبارت «وَ إِنِّی أقْسِمُ بِاللَّهِ...؛ همانا قسم یاد میکنم...» و همچنین نامه چهل و سوم عبارت «فَوَالَّذِی فَلَقَ الْحَبَّة...؛ قسم به خدایی که دانه را شکافت» در خود دارد. همه این قسمها نشان از جدیت حضرت علی(علیه السلام) در یک امر مهم و عظیم دارد و آنهم اجرای عدالت و مساوات بین مردم است. ازآنجاییکه حضرت در روش خود کتاب خدا و سیره نبوی را مدنظر دارد، هرگز از دشمنی عده کثیری که با وی به مخاصمه برخاستند، نترسید. ایشان به فرزندانش گفته بود میدانم عده زیادی که عادت کردهاند از بیتالمال مستمریهای گزاف بگیرند سخت ناراحت میشوند و با من دشمنی میکنند ولی من نمیتوانم مستمری بیتالمال را به کسانی بدهم که استحقاق آن را نداند من از دشمنی آنها بیم ندارم؛ چون مطابق دستور خدا و سیره رسول رفتار میکنم (فاروقی، بیستوپنج سال سکوت، ص 98).
تقسیم اموال عموم، بهطور یکسان و برابر در میان همه مسلمانان، از سیاستهای
حکومت علی(علیه السلام) بود. حضرت امتیازات را لغو نمود و مساوات بین افراد را برای تقسیم اموال در نظر گرفت و هیچ تفاوتی بین افراد قائل نمیشد. روزی عبدالله بن جعفر، برادرزاده امام خدمت حضرت آمد و از اوضاع اقتصادی خود گفت و ادامه داد که عمو جان شایسته است امر فرمایی مقداری از بیتالمال برای اداره زندگی به من داده شود، سوگند به خدا برای ادامه زندگی چیزی در منزل ندارم جز آنکه گوسفند یا الاغ خود را بفروشم. حضرت در پاسخ فرمودند: «چیزی برای تو در نزد من وجود ندارد، بیتالمال مسلمین را هم نمیتوانم به شما ببخشم، مگر آنکه به عموی خود دستور بدهی تا از بیتالمال دزدی کنم.» (ثقفی، ج 1، ص 67).
یک روز هنگامیکه آن حضرت مشغول تقسیم بیتالمال بود، دو زن نزد امام آمدند، یکی عرب و دیگری آزادشده، امام به هرکدام بیستوپنج درهم داد زن عرب گفت: ای امیرالمؤمنین من زنی عربم و این زن غیرعرب است، امام علی(علیه السلام) فرمود: «به خدا سوگند، من در این غنیمتها برای فرزندان اسماعیل بر فرزندان اسحاق برتری نمیبینم.» (همان، ص46).
بسیاری از افراد هستند که فقط در اموال خود دقت و احتیاط میکنند اما در استفاده از ابزار و وسایل و یا اموال دیگران و در مصرف بیتالمال دقت لازم و احتیاط ندارند؛ اما حضرت علی(علیه السلام) نسبت به حفظ و نگهداری از بیتالمال و مصرف آن کمال احتیاط را داشتند.
امام شبی در یکی از اتاقهای بیتالمال چراغی را روشن کرده بود و مشغول محاسبات لازم در مورد بیتالمال بود. طلحه و زبیر وارد شدند و سلام کردند و به حضرت گفتند که با شما کاری داریم. امام فرمود: «آیا مربوط به حکومت و امور مسلمین است یا به امور شخصی مربوط میشود.» پاسخ دادند امر شخصی خودمان است. امام چراغ بیتالمالی را خاموش کردند و چراغ دیگر روشن کردند. آنها پرسیدند چرا چنین کردید؟ حضرت در پاسخ گفتند: «روغن چراغی که روشن بود از بیتالمال است و کار شما شخصی، روا نبود که روغن بیتالمالی صرف کار شخصی بشود؛ اما روغن این چراغ از اموال خود من است،
حال از مسائل خودتان بگویید.» طلحه و زبیر نگاهی به یکدیگر کردند و گفتند: برویم که این مرد به راه دین میرود و با ما معامله نمیکند. (ابن شهرآشوب، مناقب آل ابیطالب، ج2، ص 111).
امروز ممکن است این عمل حضرت در مورد تغییر چراغ، وسواس جلوه کند و کماهمیت به نظر آید، چون اگر یک یا دو گرم روغن بیتالمال میسوخت لطمهای بر بیتالمال وارد نمیشد. امام مستحضر بود اگر مقدار ناچیزی روغن بیتالمالی در یک ملاقات خصوصی بسوزد طوری نمیشود ولی میخواست به طلحه و زبیر بفهماند که حتی این اندازه هم حاضر نیست از بیتالمال مزیتی برای کسی قائل شود و در اموال مسلمین خیانت کند.
رفتار امام در این مورد بسیار آموزنده است و یک الگوی مناسب برای دولتمردان و افراد مسئول است. حضرت پیوسته کارگزاران خود را توصیه میکرد تا در اموال عمومی صرفهجویی کنند، از آن جمله؛ امام به کارگزاران خود میفرمود: «قلمها را تیز کنید و سطرها را به هم نزدیک بنویسید. زیادیها را حذف کنید و به معنا بنگرید و از زیادهنویسی پرهیز کنید؛ زیرا بیتالمال مسلمین زیان را برنمیتابد». روشن است که وقتی کارگزاری اینهمه دقت در نوشتن گزارش و نامه انجام دهد دیگر از اموال عمومی سفرههای آنچنانی نمیآراید و از بیتالمال برای آسایش خویش نمیخورد و بهره نمیگیرد (عبداللهی، اصلاحات علوی، ص 116).
امام علی(علیه السلام) حبس اموال مردم در بیتالمال را روا نمیدانست و میکوشید هرچه زودتر آنها را به دست نیازمندان برساند. او بر این باور بود که آنچه برای مردم است باید در نخستین فرصت به دست آنها برسد. صاحب الغارات در کتاب خود آورده است که حضرت هر جمعه پس از تقسیم بیتالمال کف آن را آبوجارو میکرد و دو رکعت نماز در آنجا میگذارد و میگفت: «باشد که این نماز شهادت دهد که من ذرهای از بیتالمال را
برای خود برنداشتم.» (ثقفی، الغارات، ج 1، ص 32).
هرگاه ثروتی در بیتالمال جمع میشد امام، مردم را خبر میکرد و پولها را از دست راست به دست چپ میریخت و میفرمود: ای درهمهای سرخ و زرد مرا گول نزنید و دیگری را بفریبید. سپس مردم را جمع میکرد و پولها را بین آنها تقسیم میکرد و دو رکعت نماز شکر میخواند (صدوق، امالی، ص 221، مجلس 47).
حضرت در کلام خود بیان میکند که: «حبیبم رسول خدا (صلیالله علیه واله وسلم) چیزی را برای فردا نگه نمیداشت، ولی ابوبکر اموال را حبس میکرد و عمر بن خطاب تصمیم گرفت دیوانها فراهم کند و ثروتها سالبهسال تقسیم میشد. ولی من چنان کنم که رسول خدا انجام میداد.» (ثقفی، الغارات، ج 1، ص 33). این عمل امام(علیه السلام) دو پیآمد مثبت به همراه داشت؛ یکی اینکه مردمِ نیازمند به حق و حقوقشان زود میرسیدند و به مرور زمان فقر از بین میرفت. درنتیجه مردم به رضایتمندی از حکومت میرسیدند و سرزمین آنها در آرامش قرار میگرفت. دو اینکه از انباشت مال و تجمیع سرمایه و درنتیجه فساد مالی جلوگیری میشد و استکبار مالی و اقتصادی دامنگیر جامعه نمیشد. بنا بر اندیشه امیر مؤمنان علی(علیه السلام) وجود فقر نشانه بیعدالتی در جامعه است و هیچ فقیری گرسنه نمیماند مگر به سبب ستم توانگران. امام ثروتهای فراوان و انبوه و جمع شده را نشان ستم و چپاول و فساد صاحبان ثروت میدانست (دلشاد تهرانی، دولت آفتاب، ص 194).
هر نظام اقتصادی یکی از وظایف مهم خود را درزمینه کار و تولید و ایجاد اشتغال و درآمدزایی میداند؛ و نظام اقتصادی اسلام با همه عمق و اصالت و عظمت خود در سایه حکومت علوی جلوهگر شد. رهنمودهای اقتصادی حضرت در آن دوران کوتاه میتواند در این روزگار آشفته که مسائل مالی و اقتصادی بهصورت یک معمای بغرنج درآمده راهگشا باشد. در ادامه مطلب به برخی از رهنمودهای کارساز حضرت درزمینه رشد اقتصادی جامعه پرداخته میشود:
امیر(علیه السلام) در جایگاه امامت و رهبری جامعه قرار داشتند و دارای شخصیت سیاسی و مذهبی در جامعه بودند و مردم به ایشان اقتدا کرده و از اعمال ایشان الگوبرداری مینمودند، از اینرو حضرت با رفتار خود الگوی مطلوب اسلامی را به نمایش گذارده و از مردم میخواستند که در جهت الگوی مطلوب حرکت کنند گرچه نمیتوانند درست مثل او باشند. کممصرف کردن، تلاش بیوقفه در تولید و بذل درآمد آن در راه خدا سه ویژگی بارز این الگوی رفتاری بود ایشان در مورد طعام و لباس خود به عثمان بن حنیف چنین میفرمایند:
«اینک امام شما از همه دنیایش به پیرهنی و ازاری و از همه طعامهایش به دو قرص نان اکتفا کرده است. البته شما را یارای آن نیست که چنین کنید ولی مرا به پارسایی و مجاهدت و پاکدامنی و درستی خویش یاری دهید. به خدا سوگند از دنیای شما پاره زری نیندوختم و از همه غنائم آن مالی ذخیره نکردهام و به جای این جامه که اینک کهنه شده است جامه دیگری آماده نساختهام (دشتی، ترجمه نهجالبلاغه، نامه 45، فراز 6-5، ص 395).
گرچه همانطور که حضرت فرمودند مردم را یارای آن نیست که چون ایشان زندگی کنند و زهد بورزند، ولی وقتی رهبر یک جامعه اینچنین زندگی میکند قطعاً مردمی که او را الگوی خود میدانند، تبذیر و اسراف نکرده و در زندگی سادهزیستی و اعتدال در مصرف را پیش میگیرند و از تجمّلگرایی پرهیز مینمایند. فقرا به او اقتدا میکنند و ثروت، ثروتمندان را به طغیان وانمیدارد. حضرت زمینهای زیادی را آباد و چاههای زیادی را حفر کرد، ولی همه را در راه خدا صدقه داد و وقف نمود. مکرر نقل شده است که حضرت امیر(علیه السلام) از درآمدی که با کار خودش به دست آورد هزار بنده آزاد نمود (ریشهری، موسوعة امام علی(علیه السلام)، ج 9، ص 377).
اصلاحات حضرت علی(علیه السلام) در رفع تبعیضها که شامل تقسیم بالسویه اموال عمومی،
بازگشت ثروتهای غصبشده و مبارزه با پیدایش و انباشته شدن ثروت انجام شد برای از بین بردن شکاف طبقاتی جامعه و بسترسازی برای رفع محرومیت بسیار کارآمد بود اما بااینوجود این اقدامات کافی نبود. اکنون باید برای پیشرفت و حرکت در مسیر صراط مستقیم که از اهداف عالی حکومت علوی بود گام برداشته شود.
اقدامات دیگری لازم بود تا جامعه به رفاه و سعادت برسد و حضرت علی(علیه السلام) دولت خود را موظف به یاریرسانی به مردم و آباد کردن و عمران میداند و از اینرو در عهدنامه مالک اشتر یکی از وظایف او را آباد کردن سرزمین مصر برمیشمرد (دشتی، ترجمه نهجالبلاغه، ص403، نامه53). امام علی(علیه السلام) میفرماید: «خداوند آدم را پس از توبه به زمین فرود آورد تا با نسل خود زمین را آباد گرداند.» (همان، ص119، خطبه91، فراز 83). پس در نظر امام آبادانی زمین و در پی آن تأمین نیازهای مادی انسان اهمیت ویژهای دارد.
حضرت علی(علیه السلام) ذیل آیه 61 سوره هود: «او (خدا) شما را از زمین آفرید و شما را برای آبادی زمین گماشت.» میفرماید: «خداوند در این آیه به ما میآموزد که انسان وظیفه و مأموریت از جانب حق دارد که زمین را آباد گرداند تا در پرتو عمران و آبادی زمین، زندگی برای بشر در زمین تأمین شود و با استفاده از روییدنیهای زمین و برکات آن از قبیل دانهها و میوههای رنگارنگ به حیات خود تداوم بخشد.» (ریشهری، موسوعة امام علی بن ابیطالب، ج 4، ص 172). اندیشه امام در این زمینه بهگونهای است که اعتقاد دارد هر کس که آبوخاک در اختیار داشته باشد و بازهم محتاج باشد از رحمت الهی به دور است. پیآمد توجه امام به عمران و آبادانی و تأمین مردم، در کلام خود امام اینگونه تشریح شده است که: «کسی را در کوفه نمیتوان یافت، که متنعم نباشد و در رفاه به سر نبرد، حتی پایینترین قشر مردم، خوراکش از نان گندم است و سرپناه و مسکن دارد که در آن آرامش میگیرد و از آب فرات مینوشد.» (مجلسی، بحارالانوار، ج 40، ص 327). اینکه دولتی موفق شود در مدتی کوتاه و سراسر مناقشه به سه مشکل آب، نان و مسکن فائق آید و برای مردم محروم خود لااقل در مرکزیترین نقطه حکومت نان مناسب، سرپناه و آب قابلشرب
با استفاده از ابزار ساده آن زمان فراهم آورد آنهم آب فرات که در فاصله نسبتاً زیادی از کوفه قرار داشت، نشان از کارآمدی بالای حکومت علوی در سازندگی کشور و توجه به رفاه عمومی از طریق آبادانی و عمران کشور دارد.
امام حتی در سیاستهای مربوط به اخذ خراج و مالیات، ابتدا آبادانی را در نظر دارد. در این زمینه در عهدنامه مالک اشتر میخوانیم که توجه و عنایت تو باید به عمران و آبادانی زمین بیشتر از خراج باشد؛ زیرا خراج بدون آبادانی زمین، قابل تحصیل نیست. امام به مالک میفرماید: «باید تلاش تو در آبادانی زمین بیشتر از جمعآوری خراج باشد که خراج جز با آبادانی فراهم نگردد و آنکس که بخواهد خراج را بدون آبادانی مزارع به دست آورد شهرها را خراب و بندگان خدا را نابود میکند و حکومتش جز اندکی دوام نیاورد.» (دشتی، ترجمه نهجالبلاغه، ص413، نامه53، فراز 80-79).
از دیگر موارد توجه حضرت به آبادانی و پیشرفت، نگاه ویژه حضرت علی(علیه السلام) به اقشار مختلف جامعه از صاحبان حِرف و مشاغل، صنایع، کشاورزان و بازاریان است. امام از یکسو به تشویق آنان میپردازد و از سویی آنها را هدایت و راهنمایی میکند. این اقشار که بهطور ویژه مورد عنایت امام هستند، پایههای اصلی اقتصاد یک جامعه را تشکیل میدهند. برای رسیدن به اهداف در نظر گرفتهشده در یک جامعه نمیتوان نسبت به آنان بیتفاوت بود (جعفرپیشه فرد، مقاله حکومت علوی و اهتمام به اصلاحات، ...).
از اینرو میبینیم که در عهدنامه مالک درباره صاحبان صنایع و تجّار میفرماید:
«سپس سفارش مرا نسبت به بازرگانان و صاحبان صنایع بپذیر، آنان که همواره در سیر و کوچ کردن میباشند؛ چراکه آنان منابع اصلی منفعت و پدیدآورندگان وسایل زندگی و آسایش و آورندگان وسایل زندگی از دوردست و نقاط دشوار هستند. در کار آنان بیندیش چه در شهری که تو در آن هستی، باشند یا در شهرهای دیگر» (دشتی، ترجمه نهجالبلاغه، ص415، نامه53، فراز 95-97).
حضرت علی(علیه السلام) هر روز به اسب حضرت پیامبر(صلی الله علیه و اله)به نام «شهباء» سوار میشدند و
در بازار عبور میکردند و بر اصناف مختلف ازجمله گروه قصابان، خرمافروشان و ماهیفروشان نظارت میکردند. امام از یکسو آنها را مورد تفقد قرار میدادند و از سوی دیگر آنها را با روش صحیح کسبوکار آشنا میکردند، از کمفروشی و گرانفروشی و دروغگویی، رباخواری، احتکار و سایر محرمات تجارت و بیع نهی میکردند و آنان را به عدالت، انصاف و رعایت حقوق جامعه امر و توصیه مینمودند. نظارت مستقیم حضرت در بازار به حدی مهم بود که همگان دور حضرت گرد میآمدند و نصایح ایشان را گوش فرامیدادند. مردم بازار هر روز با ندای «اتقّوالله» که از زبان مولای متقیان میشنیدند مشغول به کار میشدند و آیات وحی را که تلاوت مینمودند: «تِلْکَ الدَّارُ الآخِرَةُ نَجْعَلُها لِلَّذینَ لا ُیریدُونَ عُلُوّاً فِی الْأَرْضِ وَلافَساداً وَالْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقین» (قصص/83)؛ «ما این دار آخرت را برای آنان که در زمین اراده علو و فساد و سرکشی ندارند مخصوص میگردانیم و حسن عاقبت، خاص پرهیزکاران است» با گوش جان میشنیدند (جعفرپیشه فرد، مقاله حکومت علوی و اهتمام به اصلاحات...).
برآیند اهتمام و جدیت حضرت علی(علیه السلام) استقرار یک نظام اقتصادی سالم و شکوفا بود که احتیاج به زمانی طولانی نداشت تا پس از همه فسادها و تبعیضها ثمرات آن آشکار شود و این ویژگی حکومت علی(علیه السلام) است که در مدت کوتاهی اینگونه اصلاحات عمیق و زیربنایی اتفاق میافتد و نیازهای اساسی جامعه تأمین میشود. لازم است که این روش شایسته و کارآمد مورد توجه قرار گیرد؛ زیرا قابلیت الگوگیری در همه زمانها و مکانها را دارد و میتواند گرهگشای پیچیدگیهای اقتصادی گردد (احمدی، امام علی و جمهوریت، ص77).
برخی با روح تنپروری به کار و تولید توجهی ندارند و تن به فقر و نداری داده فکر میکنند نوعی بیتوجهی به دنیاست، برخی کار و تولید را در شأن خود نمیدانند و مشکلات آنها و خانوادهشان بر دوش دیگران است. حضرت علی(علیه السلام) در سیره و گفتار خود به تولید اقتصادی توجه بسیار داشته و بهعنوان یکی از موفقترین مدیران اقتصادی توانستند با
کارآفرینی و بهرهگیری از فرصتها و مهارتها ثروت بسیاری برای اهداف مختلف ازجمله وقف برای نیازمندان و خدمات موردنیاز جامعه مسلمین تولید کنند. حضرت علی به بینیازی و خودکفایی بسیار توجه داشت و برای این منظور همگان را به کار و تولید تشویق میکرد. ایشان در حدیثی میفرمایند: «تجارت کنید و به کار و تولید رویآورید که از آنچه در دست دیگران است بینیاز میشوید.» (کلینی، فروع کافی، ج1، ص370).
حضرت علی(علیه السلام) در سنت گفتاری خود، همه فعالیتهای مفید اقتصادی را مورد تشویق قرار دادهاند اما خود شخصاً کشاورزی را برگزیدهاند. ایشان کار و تولید و تلاش برای کسب درآمد و تأمین معاش زندگی را مجاهده در راه خدا میدانست (ریشهری، موسوعه امام علی بن ابیطالب، ج4، ص169).
بیشتر فعالیتهای امام در زمان خلفا بر روی کشاورزی متمرکز بود. کشاورزی باعث تولید مواد غذایی و دارویی میشود و بیتوجهی به آن میتواند جامعه را وابسته و نیازمند به دیگران در کالاهای ضروری و موردنیاز کند. سیره شخصی حضرت در این مورد میتواند بهترین الگو باشد تا در بحث تولید در بخش کشاورزی موردتوجه قرار گیرد.
حضرت علی(علیه السلام) از راههای گوناگونی به کار و تولید توجه داشتند از آن جمله میتوان این موارد را نام برد:
یک. در جوانی شتری داشت که با آن باغستانهای مردم را آبیاری میکرد و اجرت میگرفت.
دو. با شتر از راههای دور آب آشامیدنی به شهر میآورد و اجرت میگرفت.
سه. درختکاری و باغداری و کشاورزی را بسیار دوست میداشت و باغهای زیادی در اطراف مدینه به وجود آورد.
چهار. چاه میکند و وقتی از برخی چاهها آب بیرون میزد، آن را وقف مسافران و حجاج بیتالله الحرام میکرد.
پنج. روزی که در منزل غذای کافی نبود به یکی از نخلستانهای اطراف قُبا رفت و قرارداد بست در ازای هر دلو آبی که به درختان بدهد یک دانه خرما بگیرد.
شش. گاهی دوستان و آشنایان اصرار داشتند بیل را از دست مبارک امام بگیرند ولی امام نمیپذیرفتند و به کار ادامه میدادند (صدوق، امالی، ص 220، مجلس 47).
چنین رهبری که با دست توانای خود نیازهایش را برطرف میکند و همسران و فرزندان خود را نیز به کار و تولید و سازندگی تشویق میکند، نقشه روشنی برای پیروانش ترسیم میکند که اگر خواستار آن باشند راه روشنی پیش روی آنهاست. حضرت علی(علیه السلام) در یکی از سخنرانیهای خود به مردم بصره فرمودند: «سوگند به خدا این لباس مرا میبینید، از بافتههای اهل خانهام میباشد.» (مجلسی، بحارالانوار، ج 40، ص 325).
در اینکه در زمان حضرت علی(علیه السلام) در شهر کوفه بازار وجود داشته حرفی نیست و در صدد اثبات یا نفی آن نیستیم و آنچه در اینجا اهمیت دارد راهکارهای حضرت در رونق بازار مسلمین است.
یکی از مهمترین مباحث، بحث نظارت بر بازار است. حضرت علی(علیه السلام) تأکید داشتند اشخاصی باید عهدهدار امر نظارت بر بازار شوند که متقی، مؤمن و اهل امانت و صداقت باشند. از اینرو در نامه مالک اشتر حضرت به او مینویسند:
«پس روزیِ عاملان را فراخ دار! که فراخی روزی نیرویشان دهد تا در پی صلاح خود برآیند و بینیاز باشند تا دست به مالی که در اختیار دارند نگشایند. پس بر کارهای آنان مراقبت دار و جاسوسی راستگو و وفاپیشه بر ایشان بگمار که مراقبت نهایی تو وادارکننده آنهاست به رعایت امانت و مهربانی بر رعیت» (دشتی، ترجمه نهجالبلاغه، ص 411، نامه53، فراز 75).
حضرت علی(علیه السلام) هرگز از نظارت بر بازاریان غافل نبودند و خود بر بازار کوفه نظارت مینمود و نمایندگانی برای سایر بازارها منصوب کردند و دستورالعملی برای استانداران فرستادند تا بازار را کنترل نموده و محتکرین را مجازات نمایند (به نقل از ابن حیون، دعائم الاسلام، ج 2، ص 39). امام به همه بازارها سر میزدند و اگر کمفروشی یا تقلبی میدیدند
با آن برخورد میکردند. از قیمتها پرسوجو میکردند و اینها همه بهخاطر اهمیت ویژهای است که بازار در اقتصاد جامعه اسلامی دارد.
حضرت ضمن آنکه بر نقش تجار و بازاریان تأکید دارند اما در عهدنامه مالک در مورد آنان مینویسند: «بازرگانان کسانی هستند که تنگنظر و بدمعامله هستند، بخیل و احتکار کننده، با زورگویی به سود خود میاندیشند و کالا را با هر قیمتی که میخواهند میفروشند این سودجویی و گرانفروشی برای همه افراد جامعه زیانبار و عیب بزرگی بر زمامدار است، پس از احتکار جلوگیری کن.» (دشتی، ترجمه نهجالبلاغه، ص 415، نامه53، فراز 98).
در تاریخ حکومت حضرت علی(علیه السلام) مواردی وجود دارد که ایشان کالاهای احتکارشده را سوزانده است. البته این موارد بسیار اندک است و نشان از قاطعیت ایشان دارد که با این اقدام ریشه احتکار را خشکاند. در هرصورت آنچه بهعنوان یک اصل برای حضرت مطرح بوده است ضرورت ممانعت از احتکار و شدت کیفر محتکرین است. حضرت در عهدنامه مالک به وی میفرمایند: «آنکس را که پس از منع تو دست به احتکار زند کیفر ده تا عبرت دیگران گردد.» (همان، نامه53). حضرت در ادامه به مالک میفرمایند: «باید خریدوفروش آسان انجام پذیرد و با میزان عدل انجام گیرد و با نرخهایی که نه به زیان فروشنده و نه به زیان خریدار باشد.» (همان، نامه53). این نشان از اصل لزوم قیمتگذاری در بازار دارد. این نکته مسلم است که باید حاکم اسلامی از قیمتها خبر داشته باشد هرچند بیواسطه یا باواسطه باشد تا در صورت لزوم از هرگونه اجحافی جلوگیری نماید (نظرپور، مقاله امام علی، حکومت، بازار، به نقل از www. Modiryar. com).
مورد دیگری که حضرت در بازار موردتوجه قرار میدادند حفظ حریم بازار و جلوگیری از تجاوز بازاریان بود. بازاریان نمیتوانند بساط خود را هرجا که خواستند پهن کنند و باعث اختلال در امور بازار یا رفتوآمد و یا تجاوز به حریم اماکن دیگر شوند. حضرت علی(علیه السلام) برای حفظ حقوق اجتماعی به حریم جادهها و معابر عمومی توجه مینمودند و با متجاوزان به حریم کوچهها و راهها سخت برخورد مینمودند. اصبغ بن نباته میگوید:
«روزی با حضرت علی(علیه السلام) به سرکشی بازار کوفه رفتیم. امام مشاهده فرمود که برخی از بازاریان در ساخت مغازههای خود به حریم کوچهها و معابر عمومی تجاوز کردند، دستور داد آن مغازهها را خراب کنند تا راه باز شود. سپس به سراغ خانههایی رفت که قبیله «بنی بکاء» آنها را در حریم بازار مسلمین ساخته بودند و به زمینهای تجاری، تجاوز کرده بودند، امام دستور داد آن هارا تخریب کردند و فرمود اینجا محل بازار و تجارت مسلمین است و شما نباید در آن، خانههای مسکونی بسازید.» (دشتی، امام علی(علیه السلام) و اقتصاد اسلامی، ص 289).
حضرت علی(علیه السلام) در چهارچوب مصالح مسلمین گاهی برخی از گروههای مردم را از بعضی از امور اقتصادی منع میکردند. امام در این راستا به دلیل نقش مهم صرافیها در مبادلات درهم و دینار بهعنوان پول داخلی و احیاناً تبدیل پولهای خارجی به پول داخلی و بالعکس اهمیت قابلملاحظهای برای آن قائل بودند. از اینجهت رضایت نمیدادند که یکی از شریانهای مهم اقتصادی در اختیار اهل ذمه باشد که هیچگونه دلبستگی به امت اسلامی ندارند و نمیتوانند امانتدار مصالح امت باشند از اینرو به قاضی اهواز دستور میدهند که از اشتغال اهل ذمه به صرافی ممانعت نماید. از این کلام حضرت استفاده میشود که اگر اشتغال به شغلی به هر دلیلی با منافع امت اسلامی در تضاد قرار گیرد حاکم اسلامی میتواند از آن جلوگیری کند. حاکم حق دارد از فعالیت اقتصادی افرادی که بر شریانهای اقتصادی جامعه و بازار مسلط هستند ولی صرفاً به منافع و مصالح شخصی و یا گروهی خویش میاندیشند ممانعت به عمل آورد.
این موارد از مهمترین موارد برخورد حضرت در قبال بازار بود. ازآنجاکه حضرت رهبری جامعه را بر عهده داشتند شیوه برخورد ایشان با اهل بازار الگوی شایستهای برای جامعه اسلامی میتواند باشد. حاکم جامعه اسلامی باید در تصمیمگیریها مصالح عموم مردم را در نظر بگیرد و مطابق آن برنامهریزی کند. ضروری است که حکومت اسلامی در
هر دورهای کارکردهای ویژهای در مورد بازار بروز دهد که رفاه جامعه را به حداکثر برساند (نظرپور، مقاله امام علی، حکومت، بازار، به نقل از www. Modiryar. Com).
نام امیرالمؤمنین و یاد حکومت آن حضرت با آزادی و برابری و دادگری و حقوق انسانی عجین شده است. اگرچه که دوران خلافت حضرت کوتاه بود اما آنچه از راه و رسم حکومتی امام در این دوران چهره گشود، همه تاریخ را به نور خود روشن کرد و آثاری به دنبال داشت که تا همیشه تاریخ، آرزوی همه حکومتهاست. حکومت حضرت حکومتی شاخص و معیار برای سنجش حکومتها میباشد. حکومت علی(علیه السلام) حرکت حرمت نهادن به انسان و پاس داشتن کرامت انسانی است. از اینرو در ادامه به دو مورد از نتایج اصلاحات و اقدامات اقتصادی امام که در راستای کرامت انسانی نوع بشر است پرداخته میشود:
از ویژگیهای مهم حکومت علوی استقرار عدالت در همه زمینهها بود. خاستگاه بسیاری از نابسامانیهای اجتماع، تبعیضهای ناروا در عرصههای گوناگون اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی میباشد. تبعیض در عرصههای یادشده سبب محرومیت قشر عظیمی از جامعه و متمول شدن گروهی اندک میشود و نتیجه آن ضایع شدن حقوق گروه اول و نارضایتی آنها و حرکت جامعه بهسوی شکاف طبقاتی میشود. آنچه که موجب اصلاح عمیق این فرآیند میشود، استقرار عدالت است. اقتصاد و ساماندهی زندگی مردم، یکی از محورهای اصلی عدالت را شکل میدهد. امام در استقرار عدالت اقتصادی بسیار تلاش نمود که تمامی مباحث گذشته در این تحقیق بیانگر آن است.
امام میفرمایند: اگر قرار بود اموال خودم را تقسیم کنم عدالت را محور قرار میدادم چه برسد به اینکه اموال عمومی را بخواهم تقسیم کنم (دشتی، ترجمه نهجالبلاغه، ص169، خطبه126، فراز اول).
حضرت نهتنها از روز اول بر این اصل پافشاری کرد، بلکه
به اصلاح بیعدالتیهای گذشته هم پرداخت. عدالت علی(علیه السلام) آنگونه بود که دوست و دشمن به آن اعتراف داشتند.
یکی از نابسامانیهایی که جوامع بشری از آن رنج میبرد و مایه فساد و انحرافات بیحدی میشود فقر و نداری است. زمانی که امیرالمؤمنین زمام حکومت را در دست گرفت، جامعه اسلامی از ارزشهای دوران پیامبر فاصله گرفته و شکاف عمیقی بین طبقات جامعه ایجاد شده بود لذا حضرت علی(علیه السلام) برای رفع تبعیضهای ایجادشده و معضلات اقتصادی تمام تلاش خود را کردند.
امیرالمؤمنین(علیه السلام) در تقسیم بیتالمال روش تساوی در پیش گرفت و فرمود: «این همان دستوری است که پیامبر خدا(صلی الله علیه و اله)آورده است.» (همان، ص 305، خطبه205، فراز ششم). ایشان به اصلاحات دست زد و در رفتار و گفتار آن را نمایان ساخت. اموال عمومی به غارترفته را برگرداند حتی به قیمت دشمنیها و پراکنده شدن از دور امام. بهشدت بر امور مردم و کارگزاران و بیتالمال نظارت میکرد و پیوسته مراقب بود جایی ظلم و تعدی به حقوق مردم نشود. در مصرف بیتالمال بسیار محتاط بود و به کارگزاران خود هم هشدار میداد قلمها را تیز کنید. در تقسیم اموال تأخیر نمیکرد. الگوی مردم بود درحالیکه هرگز مردم نمیتوانستند مثل حضرت باشند. رهنمودهای اقتصادی که در این تحقیق ذکر شده همه در راستای به رفاه نزدیک کردن مردم بود. امام در حیطه حکومت خود حداقل نیاز معیشتی همگان را تأمین کرد و در راه فقرزدایی و تأمین معیشت مردم گامهای جدی برداشت بهطوریکه خود حضرت میفرماید: «کسی در کوفه نیست که در رفاه به سر نبرد، حتی پایینترین افراد هم نان گندم میخورند و سرپناه دارند و از آب فرات مینوشند.» (ابن شهرآشوب، مناقب آل ابیطالب، ج 1، ص 367).
در زمان حکومت حضرت خبری از غنائم هنگفت جنگها همانند حاکمان پیش نبود بلکه بُروز سه جنگ بزرگ و خانمانسوز در دوران حضرت مشکلات حکومتی را دوچندان
کرده بود با اینحال نتیجه تلاش امام ارتقاء سطح زندگی مردم و رساندن آن به رفاه بود. نتیجه اقدامات حضرت علی(علیه السلام) در دوران کوتاه اما پربار حکومتشان از شماره و بیان بیرون است و اگر بیان شود از چندین جلد کتاب هم خواهد گذشت، اما آنچه که مربوط به اقدامات اقتصادی حضرت میشد بهطور مختصر بیان شد.
بهترین میزان برای دریافت توفیق یک حکومت میزان عدالت در آن حکومت است. یعنی اینکه یک حکومت چگونه استحقاقها را در همه امور رعایت میکند و تبعیضها را میزداید و در آنجا که باید مساوات را پاس بدارد، به جدّ آن را پاسداری مینماید؛ و یا برای همگان امکان رشد و شکوفایی استعدادشان را فراهم میسازد تا هرکس بتواند به میزان بُروز استعداد خود از امکانات بهرهمند شود. امام علی(علیه السلام) پیشوای عدالتگرایان همهچیز را بر مبنای عدالت میدید (دلشاد تهرانی، دولت آفتاب، ص 189).
عدالت نشانه پرفروغ حکومت علوی است و نام علی(علیه السلام) با عدالت عجین شده است. در بینش امام، عدالت بهترین سیاستها و مدیریتهاست که موجب استواری، ساماندهی و اصلاح شهروندان میشود. رمز پایداری و استواری حکومتها، عدالت است. عدالت صفتی است که بدون آن هیچ اعتمادی به زمامداران نخواهد بود و زمامداران بههیچوجه نمیتوانند به تعهدات خود عمل کنند و پایدار بمانند.
حضرت علی(علیه السلام) حکومت را پذیرفت تا عدالت را برپا سازد و در بستر عدالت، عبودیت را معنا ببخشد. امام علی(علیه السلام) برای نفسِ حکومت ارزشی قائل نبود و آن را برای خودکامگی و ثروتاندوزی نمیخواست، بلکه حکومت را وسیلهای برای برپایی عدالت میخواست (عبداللهی، اصلاحات علوی، ص 17). سید رضی آورده است که عبدالله ابن عباس میگوید: پیش از جنگ جمل حضرت را در حالی یافتم که مشغول وصله زدن کفش خود بود. چون مرا دید فرمود: بهای این چقدر است؟ گفتم بهایی ندارد. فرمود: به خدا سوگند این کفش بیارزش نزد من محبوبتر است از حکومت بر شما، مگر آنکه حقی را
برپا سازم و یا باطلی را براندازم (دشتی، ترجمه نهجالبلاغه، ص 59، خطبه33).
در سایه عدالت، آرامش و راحتی و امنیت تدارک میشود و از اینروست که امام علی(علیه السلام) از عدالت به «قرة العین» برای حکومت تعبیر کرده است. قرة العین در اصل آرامشیافتن دیدگان است. قرّه، قرار گرفتن و آرامش یافتن است. انسانی که ناراحت باشد و گرفتار بیامنیتی و فقدان آرامش و عدم راحتی باشد همواره دیدهاش به اینسو و آنسو میرود و آرام و قرار ندارد؛ اما وقتی برای انسان امنیت و آرامش و راحتی فراهم میشود، دیدهاش آرام میشود در اینجاست که قرة العین معنی مییابد (منتظری، درسهایی از نهجالبلاغه (نامه امام به مالک)، ص 155).
عدالت آن چیزی است که زندگی فردی و اجتماعی را به زیبایی و امنیت و آرامش و راحتی آراسته میکند. امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) در عهدنامه مالک چنین یادآور میشوند که «بیگمان آنچه بیش از همه دیده والیان به آن روشن میشود، برقراری عدالت در کشور و گسترش دوستی ملت است.» (دشتی، ترجمه نهجالبلاغه، ص415، نامه53، فراز 415). عدالت نزد امام علی(علیه السلام) فلسفه حکومتیاش محسوب میشد و آن حضرت همه اهتمامش بر اجرای عدالت و استقرار آن بود. حضرت علی(علیه السلام) قبل از کشته شدن عثمان، باری چنین سخن میگوید: «بدان که برترین بندگان نزد خداوند پیشوایی است عادل، هدایتشده و راهبر که سنتی را که شناخته است برپا دارد و بدعتی که ناشناخته است بمیراند.» (همان، ص221، خطبه164، فراز5). در اندیشه امام علی(علیه السلام) چنین کسی که عدالت با جانش آمیخته است میتواند بهدرستی راهبری جامعه را انجام دهد و در اوج توانمندیها و داراییها از عدالت دور نگردد. حضرت میفرماید: «آنکه خود را پیشوای مردم سازد پیش از تعلیم دیگران باید به ادب کردن خویش بپردازد و پیش از آنکه به گفتار، تعلیم فرماید باید به کردار ادب نماید، آنکه خود را تعلیم دهد و ادب اندوزد شایستهتر است به تعظیم از آنکه دیگران را تعلیم دهد و ادب آموزد» (همان، حکمت73، ص456).
امام علی(علیه السلام) با تأسی به پیامبر اکرم و پیروی کامل از او و احیای سنتهای عدالتگرایانه قرآن، به اجرای قسط قرآنی پرداخت و عدالت همهجانبه را برنامه حکومت خویش قرار داد و به سرشارسازی زندگی مردم از عدل پرداخت و سیره او تجسّم تام عدالت و حکومت او از این منظر، حکومت نمونه تاریخ است. اینگونه است که امام علی(علیه السلام) در عدالت نمونه گشت و بانگ عدالت انسانی حضرت در آفاق حیات بشری پیچید (دلشاد تهرانی، جمال دولت محمود، ص 109).
ایرانِ بعد از انقلاب از جهاتی شبیه جامعه حضرت امیر(علیه السلام) است. دوران انقلاب تا پیش از صلح را میتوان به زمان پیامبر تشبیه کرد. مردم برای دفاع از دین و پشتیبانی از اهداف انقلاب بهسادگی از مال و جان خود میگذشتند. اصالت آخرت و وسیله بودن دنیا یک بینش فراگیر بود، مردم و مسئولین بیشتر به فکر پیاده کردن نظام اسلامی و عمل به دستورات اسلام بودند. مردم از جهت رفتارهای مصرفی غالباً قانع و سادهزیست بودند. اسراف و تبذیر در بین مردم کم شده بود و مردم به انگیزه حفظ نظام و پیشرفت آن کار میکردند؛ اما پس از پذیرش صلح و فروکش کردن جوّ جهاد، ایثار و شهادت، بهتدریج انحرافاتی در نظام پیش آمد.
اصالت دنیا، منفعتپرستی و خودخواهی جایگزین اصالت آخرت، کار به انگیزه ثواب اخروی و ایثار شده است. الگوهای رفتاری مبتنی بر همین بینش (اصالت دنیا) قرار گرفته و هر کس به فکر منافع شخصی خود است و مصالح اجتماعی و اهداف نظام را فراموش کرده و به فکر درآمد بیشتر و زندگی مرفهتری برای خودش میباشد. نسبت به استفاده شخصی از بیتالمال حساسیتهای زمان انقلاب، کمتر به چشم میخورد. البته گرچه که در سطح رهبری و مسئولین درجه یک نظام اعتقاد راسخ به نظام اقتصادی اسلام وجود دارد اما در مسئولین پایینتر و مدیران، روزبهروز کمرنگتر میشود و گرایش به سمت نظامهای اقتصادی غربی بیشتر میگردد.
اما اگر بخواهیم در مسیر اصلاحات علوی راه بپیماییم باید سیره حضرت را فرا روی خود قرار دهیم و اقدامات اصلاحی مناسبی در نظر بگیریم. ازجمله میتوان به این موارد اشاره کرد:
یک. سرمایهگذاریهای کلان در راستای تحقق اهداف اقتصادی؛
دو. نظارت دقیق بر حُسن اجرای احکام و دستورات اسلام بهویژه در بخش خصوصی؛
سه. نظارت بر رفتار کارگزاران حکومتی و جلوگیری از سوءاستفاده از بیتالمال؛
چهار. تبلیغات در راستای تعالیم و دستورات اسلامی جهت تصحیح بینشها و رفتارها و نهادینه شدن بینش اسلامی و الگوهای رفتاری مناسب.
اگر بخواهیم مردم در رفتارهای اقتصادی خود در اسلام منحرف نشوند و دستورات آن را اجرا کنند و درنتیجه اقتصاد و بازار سالمی داشته باشیم که در آن ربا داده نمیشود، دروغ گفته نمیشود و کسی به دیگری ظلم نمیکند و قیمتها در آن بازار عادلانه است و اگر بخواهیم مردمی کممصرف و پرتلاش و با بازده بالا تربیت کنیم و اگر بخواهیم کاری کنیم که فقر در جامعه ریشهکن شود باید:
اولاً به تعلیم و تربیت مردم درباره احکام اسلام و آثار گناه در این زمینه بپردازیم.
ثانیاً رهبران و حاکمان جامعه، یعنی کسانی که مردم به آنها اقتدا میکنند، خود به احکام اسلام عمل کرده و ساده زیستی و زهد را پیشه کنند و کممصرف و پرتلاش باشند.
و ثالثاً نظارت جدی و دقیق بر بازارها برای جلوگیری از تخلفات وجود داشته باشد. جای چنین نهادی در کشور ما خالی است هرچند که اسماً سازمان نظارت و بازرسی وجود دارد اما منظور نهادی است که نهتنها بر قیمتها نظارت نماید و با گرانفروشی مبارزه کند بلکه بر رعایت همه واجبات و محرمات الهی در حوزه بازار نظارت کند و متخلفین را بهتناسب جرمشان مجازات نماید و بهطور مستمر و مداوم فعالیت داشته باشد آنگونه که حضرت علی(علیه السلام) اینچنین میکردند.
اقتصاد به زبان ساده یعنی همآهنگی بین دخلوخرج، ایجاد توازن بین درآمدها و مخارج و همچنین بحث مهم و قابلتوجه آن تولید، که اهمیت زیادی دارد. در این تحقیق سعی شد تا با ارائه گزارشی از رفتارهای اقتصادی حضرت علی(علیه السلام) درزمینه کسبوکار و تولید و همچنین اداره اقتصادی دولت، نمایی از رفتار اقتصادی سالم را ارائه دهیم. روش حضرت علی(علیه السلام) در این مورد تجسم ارزشهای اسلامی است. امامت حضرت استمرار نبوت پیامبر بود و حضور امام در عرصه اجتماعی با توفیقات قابلتوجهی همراه بود. علیرغم همه مشکلات و مصایبی که پیش آمد و مانع حضرت بودند اما با اینحال حکومت علی(علیه السلام) به حکومت موفق تاریخ تبدیل شد. حضرت با اصلاحات خود زمینه انحرافات را از بین برد و با رهنمودها و سیاستهای صحیح اقتصادی توانست رفاه و آسایش را در جامعه اسلامی برقرار سازد. فقر را ریشهکن کرد و عدالت را به جامعه اسلامی آن روز هدیه نمود. اگر بخواهیم به یک نظام اقتصادی سالم برسیم که اسلامی هم باشد باید سیاستهای حضرت را موردتوجه و تحقیق قرار دهیم و راهکارهای عملی از آن استخراج کنیم.
قرآن کریم، ترجمه: محمدعلی رضایی اصفهانی و گروهی از اساتید جامعة المصطفی، قم، انتشارات المصطفی، 1388 ش.
نهجالبلاغه، سید رضی، محمدبن حسین، قم، نشر مشهور، 1414 ق.
ابن ابی الحدید، عبدالحمید هبة الله عزالدین، جلوه تاریخ در شرح نهجالبلاغه، ترجمه: محمود مهدوی دامغانی، تهران، نشر نی، 1364.
ابن اثیر، ابوالحسن عزالدین علی بن الکرم، الکامل فی التاریخ، بیروت، انتشارات دارالحیاة التراث العربی، 1430.
ابن بابویه قمی (شیخ صدوق) ابوجعفرمحمدبن علی: امالی، قم، نشر ذوی القربی، 1413 ق.
ابن شهرآشوب مازندرانی، ابوجعفر محمد بن علی، مناقب آل ابیطالب، نجف، انتشارات مکتبة الحیدریة، 1379 ق.
احمدی، حبیبالله، امام علی و جمهوریت، قم، انتشارات فاطمیا، 1379.
انصاری، محمدعلی، بررسیها و انتقادات تاریخی، قم، ناشر مؤلف، 1345.
بهبودی، محمدباقر، سیره علوی، تهران، ناشر مؤلف، 1386.
ثقفی، ابواسحاق ابراهیم، الغارات، تهران، انجمن آثار ملی، 1354.
جعفریان، رسول، حیات فکری و سیاسی امامان شیعه، قم، انصاریان، چاپ سوم، 1379.
دشتی، محمد، ترجمه نهجالبلاغه، قم، الهادی، چاپ پنجم، 1384.
دشتی، محمد، امام علی و اقتصاد اسلامی، قم، بنیاد امیرالمؤمنین، 1383.
دلشاد تهرانی، مصطفی، دولت آفتاب، تهران، انتشارات دریا، 1387.
دلشاد تهرانی، مصطفی، جمال دولت محمود، تهران، انتشارات دریا، 1382.
عبدالهی، محمدحسن، اصلاحات علوی، قم، دفتر عقل، 1385.
فاروقی، فؤاد، بیستوپنج سال سکوت، تهران، نشر عطایی، 1364.
ابن حیون تمیمی، نعمان بن محمد، دعائم الاسلام، قم، مؤسسه آل البیت (علیهم السلام)، 1383.
کلینی، ابی جعفرمحمدبن یعقوب، فروع کافی، بیروت، مؤسسه الاعلمی للمطبوعات، 1426.
مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، تهران، انتشارات الارشاد الاسلامی، 1373.
ریشهری، محمد، موسوعة امام علی بن ابیطالب، قم، دارالحدیث، 1385.
منتظری، حسینعلی، درسهایی از نهجالبلاغه (نامه امام به مالک)، تهران، انتشارات حزب جمهوری اسلامی، 1361.
سایتها:
جعفرپیشه فرد، مصطفی، حکومت علوی و اهتمام به اصلاحات... فصلنامه حکومت اسلامی، شماره 18، 1386. www. Hawzah. Net / fa / article / articleview / 45437
سبحانی، جعفر، اصول سیاست در سیره عملی امام علی ((علیه السلام))، نشریه قرآن و حدیث، زمستان 1382، شماره 7 Jtem id= 2596 www. New. Imamali.net / fa / articleview. Html
نظرپور، محمدتقی، مقاله امام علی، حکومت، بازار، نقل از www. Modiryar. Com.
1) . دانشجوی دکتری قرآن و مستشرقان جامعةالمصطفی العالمیة؛ Dr.riahi@chmail.ir
اقتصاد مقاومتی شکلی از نظام اقتصادی اسلام است که ایده آن برای رفع مشکلات اقتصادی ایران از سوی مقام معظم رهبری ارائه گردید. ریشه دار بودن اقتصاد مقاومتی در اقتصاد اسلامی از یک سو و فرصت حکومت داری امیرمؤمنان علی(علیه السلام) از سوی دیگر، توجه ویژه به سخنان و سیره آن حضرت با رویکرد اقتصادی را ایجاب می نماید. مقاله حاضر با بهره جستن از روش تحلیل محتوا بخشی، رهنمودهای قابل تطبیق امام علی(علیه السلام) با بیانات مقام معظم رهبری پیرامون سیاست های کلی اقتصاد مقاومتی در جهت تحقق استقلال اقتصادی را بررسی کرده است. یافته های این پژوهش نشان می دهد که: 1. بهبود فضای کسبوکار، روحیه و فرهنگ جهادی، اقتصاد دانش بنیان، الگوی مصرف و مبارزه با فساد اقتصادی، از سیاست های کلی در جهت تحقق استقلال اقتصادی است. 2. از قوانینی که آن حضرت در مدت حکومت خود برای بازارهای آن زمان وضع نمود، مانند قانون همگانی بودن، قانون سبقت و قانون تخصصی شدن کالاها می توان در عصر کنونی الگو گرفت. 3. به نظر نگارنده، مؤلفه های اصلی مصرف (شامل سطح مصرف، ترکیب کالاهای مصرفی و چگونگی مصرف) در بستر فرهنگ جامعه شکل می گیرد و تغییر اساسی آن ها نیز بدون تغییر فرهنگ ممکن نیست. در سخنان امیرمؤمنان در مورد الگوی مصرف، دو نکته مبارزه با اسراف و تجمل گرایی نمایان است که سیاست های کلی اقتصاد مقاومتی نیز بر این دو تأکید دارد. در مورد مقابله با فساد اقتصادی نیز حضرت امیر(علیه السلام)، هم در زمینه پیش گیری و هم در زمینه مبارزه، راهکارهایی را ارائه نمودهاند.
کلیدواژهها: اقتصاد مقاومتی، امیرمؤمنان علی(علیه السلام)، مقام معظم رهبری، سیاست های کلی اقتصاد مقاومتی، استقلال اقتصادی، مبارزه با فساد، الگوی مصرف.
لازمه بقای حیات یک نظام، داشتن نظام اقتصادی سالم و پویاست و دین مبین اسلام نیز نه تنها نسبت به آن بی اعتنا نیست، بلکه نسبت به حل مشکلات اقتصادی، برنامه و اهتمام ویژه ای دارد.
حکومت ایران با توجه به چالش های پس از پیروزی انقلاب اسلامی همواره با مشکلات و تهدیدهای داخلی و خارجی مواجه بوده است. مقام معظم رهبری با دوراندیشی کامل، این تهدیدها را رصد نموده و راهکارهای ویژه ای ارائه کرده است که یکی از مهم ترین آن ها مدلی از نظام اقتصاد اسلام است که از آن به «اقتصاد مقاومتی» تعبیر شده است.
اقتصاد مقاومتی شکل خاصی از نظام اقتصادی اسلام است که در وضعیت حمله همه جانبه اقتصادی دشمن که کیان نظام اسلامی را به خطر میاندازد، پدید میآید. در نظام اقتصادی اسلام، در این وضعیت با تغییر در اولویت هدفها و به تبع آن در اصول راهبردی و سیاستها، راهبردی کلان طراحی میشود که تهدید را تبدیل به فرصت کرده و باعث جهش اقتصادی میشود.
این پژوهش بر آن است تا بخشی از مسائل اقتصاد مقاومتی را در عرصه ایجاد استقلال، بر سخنان و سیره امام علی(علیه السلام) تطبیق داده و راهکارهایی را از سیره حکومتی آن امام استخراج نماید. ذکر این نکته بایسته است که دریافت معارف معصومان(علیهم السلام) ازجمله آن امام همام، منوط به این رویکرد است که سخنان و سیره آن بزرگوران را به زمان ایشان و موارد خاص منحصر ندانیم و آن ها را به سان قضایای حقیقیهای ببینیم که همیشه می تواند راهنمای سعادت دنیوی و اخروی بشریّت باشد.
همانگونه که بیان شد، اقتصاد مقاومتی از نظام اقتصادی اسلام گرفته شده و تبیین و بررسی راهکارهای این اقتصاد در اسلام، به ویژه در سخنان و سیره امیرمؤمنان علی(علیه السلام) که
چند سالی مجال حکومت داری یافتند، حائز اهمیت است. در این پژوهش برآنیم تا با تبیین برخی سرفصل های مهم سیاست های کلی اقتصاد مقاومتی در بیانات مقام معظم رهبری و سخنان و سیره امیرمؤمنان(علیه السلام) در این زمینه، اهمیت و ضرورت اجرای اقتصاد مقاومتی را به طور تفصیلی یافته و راهکارهایی را در جهت بهبود آن در جهت دستیابی به استقلال اقتصادی ارائه نماییم. بنابراین، مسئله این پژوهش این است که دیدگاه و سیره امیرمؤمنان(علیه السلام) در مورد مسائل مربوط به اقتصاد مقاومتی، با توجه به سیاستهای کلی اقتصاد مقاومتی در جهت دستیابی به استقلال اقتصادی که مدّ نظر رهبر معظم انقلاب است، چیست و امیرالمؤمنین(علیه السلام) برای اجرای این سیاست ها چه راهکارهایی را توصیه یا اجرا نموده اند؟
روش پژوهش، توصیفی از نوع تحلیل محتوابخشی و واحد تحلیل مضمون است. تحلیل محتوابخشی توسط سن تانینت و لیسمان (1999) به عنوان یکی از روش های اصلی تحلیل محتوی مطرح شد. در این
روش ابتدا بر اساس مبانی نظری موجود، یک عبارت و عنوان کلی انتخاب می شود و سپس آن عنوان به قطعات و بخش های کوچکتر تقسیم می گردد و سپس با تحلیل پیام های آشکار و پنهان متن و زمینه مورد نظر مصادیق بخش های کوچکتر تعیین می شود.
جامعه آماری عبارت است از کتاب ارزشمند نهجالبلاغه (کلمات قصار، نامه ها و حکمت ها و خطبه ها)، کتاب ها، مقالات و پایگاه های اطلاعاتی که بیانات مقام معظم رهبری را در دسترس محققان قرار داده اند. شیوه جمع آوری اطلاعات سندکاوی و ابزار جمع آوری اطلاعات، فیش های تحقیقاتی است. برای تجزیه و تحلیل اطلاعات از روش توصیفی - تحلیلی استفاده شده است. در این روش، ابتدا اطلاعات از منابع مختلف جمع آوری، سپس سازماندهی و طبقه بندی می شود و در نهایت بر اساس مستندات و بینش به دست آمده، مورد تفسیر قرار می گیرند.
تاکنون، کتاب ها و مقالاتی در مورد سیاست های اقتصادی علی(علیه السلام) نوشته شده که از آنها می توان به مقاله «آشنایی با اندیشه های اقتصادی امام علی(علیه السلام) در نهجالبلاغه» نوشته محمد مولایی اشاره نمود. نویسنده با استخراج شش اصل از سخنان امیرالمؤمنین(علیه السلام) همچون رعایت عدالت، سیاست های مالی، رعایت قناعت و ساده زیستی، مطالب مفیدی را در جهت داشتن یک اقتصاد سالم ارائه نموده است. مقاله دیگر به نام «امام علی(علیه السلام) ، دولت و سیاست های اقتصادی»، نوشته آقای محمدتقی گیلک حکیم آبادی است که ضمن مطالب کلی تری در مورد دولت و وظایف آن در قبال مردم، موارد مربوط به اقتصاد همچون مبارزه با فساد و مسئله مالیات را از نگاه علی(علیه السلام) مورد بررسی قرار داده است. دیگر مقالات و کتبی که نگاشته شده، ارتباط دورتری با مقاله حاضر دارند؛ مانند کتاب هایی که در زمینه مبانی اقتصاد اسلامی منتشر شده است.
با توجه به اینکه پژوهش های صورت گرفته تاکنون، تمرکز و تطبیق بر اقتصاد مقاومتی و سخنان مقام معظم رهبری نداشته اند و همچنین مطالب کلی تری در مورد اقتصاد، از علی(علیه السلام) تبیین نموده اند، به نظر می رسد این پژوهش بتواند خلأهای گذشته را تا حدودی جبران نماید.
هرچند مسئله اقتصاد از سال ها قبل مدّ نظر مقام معظم رهبری بوده و همواره مطالبی را برای بهبود وضعیت اقتصادی کشور ارائه نموده اند، اما اولین بار در سال 1389 واژه «اقتصاد مقاومتی» را مطرح کرده و در بهمن ماه 1392 سیاست های کلی آن را ابلاغ فرمودند. این سیاست ها دارای 24 بند است که عناوین کلی ذیل، از محورهای مهم آن به شمار می آید:
فرهنگ جهادی در زمینه اقتصاد؛ حمایت از تولید ملی؛ حمایت از بخش خصوصی؛ حمایت از صادرات؛ توجه به اقتصاد دانش بنیان؛ توجه به الگوی مصرف صحیح؛ مبارزه با فساد اقتصادی.
مقام معظم رهبری اقتصاد مقاومتی را این گونه تعریف می فرمایند:
اقتصاد مقاومتی یعنی آن اقتصادی که در شرایط فشار، در شرایط تحریم، در شرایط دشمنی ها و خصومت های شدید می تواند تعیین کننده رشد و شکوفایی کشور باشد (16/5/1391). سیاست های اقتصاد باید سیاست های «اقتصاد مقاومتی» باشد. (یک اقتصاد مقاوم) باید اقتصادی باشد که در ساخت درونیِ خود، مقاوم باشد؛ بتواند ایستادگی کند؛ با تغییرات گوناگون در این گوشه دنیا، آن گوشه دنیا متلاطم نشود (7/2/1392).
با توجه به تعاریف فوق، دو نکته در اقتصاد مقاومتی حائز اهمیت است: 1. اقتصادی است که در برابر تهدیدها و ترفندهای دشمن مقاوم است و کمتر آسیب می بیند؛ 2. تهدید را تبدیل به فرصت کرده و در وضعیت تهدید رشد می کند (میرمعزی، اقتصاد مقاومتی و ملزومات آن، فصلنامه اقتصادی اسلامی، ش47، ص52).
از مجموع سیاست های کلی اقتصاد مقاومتی، سخنان رهبری و سیاست های کلی جمهوری اسلامی ایران، می توان یکی از مهم ترین مبانی اقتصاد مقاومتی را «استقلال» برشمرد.
امنیت اقتصادی به عنوان یکی از اهداف نظام اقتصادی به معنای «ثبات و نبود خطر و ریسک در فعالیت های اقتصادی در حوزه های تولید، توزیع و مصرف و در بخش های دولتی و خصوصی و اقتصاد بدون سود و در بعدهای داخلی و بین المللی است. امنیت بعدهای گوناگونی دارد. وقتی امنیت فرد مطرح می شود، امنیت جان و مال و آبروی وی مورد توجه قرار می گیرد. مال فرد ممکن است از سوی افراد دیگر
یا دولت و حکومت در معرض خطر تجاوز قرار گیرد. بر این اساس، می توان گفت: امنیت اقتصادی از دیدگاه خُرد، آن است که مالی که در چارچوب قوانین مشروع به تملک فرد درآمده، از خطر تعدّی افراد
دیگر یا دولت مصون باشد. وقتی امنیت از بُعدهای کلان مورد توجه قرار می گیرد و سخن از امنیت جامعه و کشوری به میان می آید، «امنیت ملی» نامیده می شود. امنیت ملی، ابعاد فرهنگی، حقوقی، سیاسی، نظامی و اقتصادی خاص خود را دارد. این ابعادبه یکدیگر وابسته و در یکدیگر اثرگذار هستند.
امنیت اقتصادی از دیدگاه کلان که یکی از ابعاد امنیت ملی است، به معنای وجود ثبات و اطمینان و نبود خطر برای فعالیت های اقتصادی و اموال و ثروت های جامعه است. از این دیدگاه، امنیت اقتصادی قابل تقسیم به امنیت داخلی و خارجی یا بین المللی است؛ زیرا علل ناامنی گاه داخلی است و گاه خارجی؛ برای مثال: اگر حقوق مالکیت در کشوری ظالمانه باشد یا شفاف نباشد یا سیاست های اقتصادی دولت، اموال مردم را در معرض نابودی یا کاهش ارزش قرار دهد، امنیت اقتصادی در آن جامعه وجود ندارد. در این صورت، علت ناامنی، داخلی است.
نیز اگر منافع و مصالح اقتصادی کشوری از سوی دیگر کشورها مورد تهدید قرار گیرد، آن کشور امنیت اقتصادی نخواهد داشت. در این صورت، علت ناامنی، خارجی است و استقلال اقتصادی یکی از عوامل تحقق امنیت اقتصادی خارجی یا بین المللی است. استقلال اقتصادی وقتی حاصل می شود که کشور بتواند منافع اقتصادی خود را آن گونه که خود تشخیص می دهد، تعقیب کند. لازمه این استقلال، خودکفایی در کالاهای ضروری و استراتژیک است. جامعه ای که در این امور به دشمنان نیازمند است، هیچ گاه نمی تواند سخن از استقلال به میان آورد.
استقلال ابعاد مختلفی از جمله فرهنگی، سیاسی و اقتصادی دارد، اما اهمیت استقلال اقتصادی فزون تر است؛ زیرا لازمه وابستگی اقتصادی، وابستگی سیاسی و فرهنگی است و اگر اقتصاد یک کشور از سوی دیگر کشورها تهدید شود، دستیابی به استقلال اقتصادی، اولویت اول را در بین اهداف اقتصادی و حتی غیراقتصادی خواهد داشت (همان، ص56).
رهبر انقلاب در این باره می فرماید:
اگر این ملت بخواهد این استقلال سیاسی را، این عرض اندام فرهنگی را در برابر سلطهگران عالم حفظ کند، باید پایههای اقتصادی خود را محکم کند (4/2/1387). اگر استقلال اقتصادی جامعهای تحقق
پیدا نکرد ... استقلال سیاسی این کشور تحقق پیدا نمی کند و اگر استقلال سیاسی جامعهای تحقق پیدا نکرد، بقیه حرف ها، جز حرف چیز دیگری نیست (10/12/1391). این در دنیا خیلی چیز مهمی است که ملّت ها ببینند بدون قرار گرفتن زیر سایه قدرت ها هم یک ملّت ممکن است رشد کند و حرکت کند؛ بلکه با خصومت قدرت ها هم می تواند رشد کند و حرکت کند و بایستد و روی پای خودش جلو برود. این را ما عملاً نشان دادیم؛ این هم این ها را عصبانی می کند (26/7/1396).
بی تردید لازمه استقلال اقتصادی به این معنا، دستیابی به توان اقتصادی فزون تر از رقیب است. کشوری که با رقیبی قدرتمندتر از خود (که همواره در اندیشه دگرگون ساختن و وابسته کردن آن به سر می برد) روبهروست، هیچ گاه نمی تواند استقلال اقتصادی داشته باشد. امیر مؤمنان علی(علیه السلام) درباره استقلال می فرماید:
«برده دیگری مباش، که خدا تو را آزاد آفرید. آن نیک که جز با شرّ به دست نیاید، نیکی نیست، و آن راحتی که با سختیهای فراوان به دست آید، آسایش نخواهد بود» (شریف رضی، نهجالبلاغه، نامه31).
سخن عمیق امام(علیه السلام) از اصل استقلال و حریت در اسلام حکایت می کند. بنابر فرمایش امام، ممکن است کسی یا ملتی با وابستگی و بردگی دیگر افراد یا کشورها به راحتی و آسایش ظاهری دست یابد، اما در واقع آسایشی نصیب آنان نشده؛ زیرا اولا حریت و شخصیتی که خداوند به ایشان عطا نموده را ضایع نمودهاند؛ ثانیا هرگاه فرد یا کشور استعمارکننده به هر دلیل آسایش زیردست خود را نخواهد، آن را بازمی ستاند و وی را از آنچه هست، خوارتر می سازد. این وضع در مورد هر ملت و کشور آزادهای صادق است، اما در مورد ملت های مسلمان اهمیت دوچندان دارد؛ چرا که ارزش و کرامت ویژهای برای
مسلمانان قرار داده شده و آیات و روایات نیز بر حفظ عزت مسلمانان تأکید دارد (منافقون/8؛ حج/38؛ کلینی، الکافی، ج5 ص63).
یکی از کارهایی که می تواند به تولید ملی کمک کند، بهبود فضای کسبوکار است. محیط کسبوکار شامل نهادها، مقررات و رویههای اداری مندرج در محیط فعالیت اقتصادی است و به نوعی هزینههای غیرفنی فعالیت اقتصادی را تعیین میکند. هر چه مراحل، هزینهها و زمان انجام مراحل ثبت شرکت، گرفتن مجوز از شهرداری و دیگر دستگاههای مرتبط، کمتر باشد، هزینهها کاهش و باعث بهبود اشتغال و تسریع رشد اقتصادی می گردد (سیف، فضای کسبوکار، تازههای اقتصاد، ش132، ص 59؛ اشرفی و فهیمیفر، بررسی شاخصهای بهبود فضای کسبوکار، مجله اقتصادی، ش11، ص9). شاخص هایی که توسط بانک جهانی برای بررسی وضعیت فضای کسبوکار مورد استفاده قرار می گیرد، 11 مورد است که از آ ن ها می توان به سهولت کسب وکار، شروع کسب وکار، حمایت از سرمایه گذاران و پرداخت مالیات اشاره کرد (سیف، فضای کسبوکار، تازههای اقتصاد، ش132، ص61).
بهبود فضای کسبوکار، سرمایه گذاری و اشتغال را افزایش داده و سبب تسریع رشد اقتصادی می شود و در نتیجه،ٔ راه بر قدرت و استقلال اقتصادی هموار می گردد. مقام معظم رهبری در این باره می فرماید:
بهبود فضای کسبوکار بیشتر وظیفه دولت است. همین مسئله مقررات، تسهیلات گوناگون، پیچ وخمهای اداری فراوان، این ها همه، چیزهایی است که اگر چنانچه اصلاح بشود، بهبود فضای کسبوکار که یکی از مسائل عمده اقتصادی ماست، حاصل خواهد شد (16/6/1389).
می توان گفت هر میزان که شاخصه تولید ملی کشوری بالاتر رود، امید مردم آن جامعه، برای پیشرفت و توسعه فزونی می یابد؛ چراکه اعتماد به سرمایه داخلی و اتکا به دسترنج
خودی و ارج نهادن به تولید ملی، زمینه را برای آشکار شدن قابلیت ها و استعدادهای وطنی و بستر را برای پیشرفت ملی و رسیدن به اقتصاد مقاومتی آماده تر و فراهم تر می سازد و این مهم، یکی از اساسی ترین وظایف دولت در هر کشوری است. استقلال اقتصادی وقتی حاصل می شود که تولید ملی دو ویژگی داشته باشد:
به صورت مستقیم یا غیرمستقیم پاسخ گوی نیازهای مردم و کشور باشد و محصولاتی تولید شود که در وضعیت امروز دنیا قابل رقابت در بازارهای خارجی و قابل مبادله با محصولات مورد نیاز کشور باشد.
با کار و سرمایه ایرانی تولید شود؛ زیرا در غیر این صورت، بدترین شکل وابستگی یعنی وابستگی در تأمین عوامل تولید رخ خواهد داد (میرمعزی، اقتصاد مقاومتی و ملزومات آن، فصلنامه اقتصادی اسلامی، ش47، ص60).
مهمترین و اساسی ترین رکن تولید داخلی، بخش کشاورزی است و رونق کشاورزی در گرو توجه به کشاورزان است. رسیدگی به مشکلات کشاورزان، اعم از ناتوانی در پرداخت مالیات یا وجود نقص در
زمین کشاورزی و … در نهایت باعث افزایش تولید می گردد. امیرمؤمنان(علیه السلام) در نامه 53 نهجالبلاغه تأکید ویژه ای به مشکلات و گرفتاری های کشاورزان دارند و در این راستا به مالک اشتر می فرمایند:
«فَإِنْ شَکَوْا ثِقَلًا أَوْ عِلَّةً أَوِ انْقِطَاعَ شِرْبٍ أَوْ بَالَّةٍ أَوْ إِحَالَةَ أَرْضٍ اغْتَمَرَهَا غَرَقٌ أَوْ أَجْحَفَ بِهَا عَطَشٌ خَفَّفْتَ عَنْهُمْ بِمَا تَرْجُو أَنْ یَصْلُحَ بِهِ أَمْرُهُمْ»؛ «پس اگر مردم شکایت کردند از سنگینی مالیات یا آفت زدگی یا خشک شدن آب چشمه ها یا کمی باران یا خراب شدن زمین در سیلاب یا خشکسالی، در گرفتن مالیات به میزانی تخفیف ده تا امورشان سامان گیرد.
در ادامه نیز حضرت به مالک اطمینان خاطر می دهد، تخفیف هایی که برای رعیت در این زمینه قائل می شود، در نهایت امر سودآور و سرشار از فواید مادی و معنوی است:
«وَلَا یَثْقُلَنَّ عَلَیْکَ شَیْءٌ خَفَّفْتَ بِهِ الْمَئُونَةَ عَنْهُمْ فَإِنَّهُ ذُخْرٌ یَعُودُونَ بِهِ عَلَیْکَ فِی عِمَارَةِ بِلَادِکَ وَ تَزْیِینِ وِلَایَتِکَ مَعَ اسْتِجْلَابِکَ حُسْنَ ثَنَائِهِمْ وَ تَبَجُّحِکَ بِاسْتِفَاضَةِ الْعَدْلِ فِیهِم»؛ و هرگز تخفیف دادن در
خراج، تو را نگران نسازد؛ زیرا آن، اندوخته ای است که در آبادانی شهرهای تو و آراستن ولایت های تو نقش دارد و رعیت تو را می ستایند و تو از گسترش عدالت میان مردم خشنود خواهی شد.
امیرمؤمنان(علیه السلام) در مدت محدود حکومت خود و با وجود تنش ها و جنگ های پی درپی، به گونهای بازار اقتصادی زمان خویش را مدیریت نمودند که می توان با الگو گیری از آن در بازار امروزی، از برخی نابسامانی های اقتصادی پیشگیری نمود. با مطالعه دقیق متون تاریخی و روایاتی که به نوعی با مسائل اقتصادی ارتباط دارد، (هرچند به طور غیرمستقیم) می توان برخی از ویژگی های بازار تحت مدیریت ایشان را کشف نمود:
و از آنجا که بایکدیگر سخن می گفتند، بر بام دارالإماره بود و از آن جا صندوق های اجناس مردم بازار دیده می شد؛ پس علی(علیه السلام) به عقیل فرمود: «اگر بدانچه گفتم، قانع نیستی، قفل های بعضی از صندوق ها را بشکن و آن چه در آن است را برای خود بردار!» (ابن شهرآشوب، مناقب، ج2، ص109).
بنابراین، تجار برای اینکه هر شب صندوق های خود را حمل نکنند، در محلی آن را نگهداری می کردند و اگر مغازه داشتند، بدیهی است لازم نبود محلی را برای آن برگزینند.
بیهقی نیز مینویسد:
علی(علیه السلام) به سوی بازار خارج شد که ناگهان با دکانهایی مواجه گردید که در بازار ساخته شده بود. در مورد آن ها دستور داد که خراب شده و صاف گردد و به خانه های بنی بکاء گذر کرد؛ پس فرمود: این مکان از بازار مسلمین است. سپس دستور داد تا آن ها را خراب کنند و فرمود: هر کس به مکانی از بازار پیشی بگیرد، نسبت به آن اولویت دارد. پس می دیدیم شخصی امروز در این جا می فروشد و فردا در مکانی دیگر (بیهقی، سنن الکبری، ج6، ص249).
نگرفتن اجرت از بازرگانان بازار همگانی: از امام صادق(علیه السلام) درباره علی(علیه السلام) آمده است که ایشان کراهت داشت از بازار مسلمانان، اجرتی بگیرد. (طوسی، تهذیبالاحکام، ج6، ص383).
تخصصی بودن بازارها: از نقل های مختلف فهمیده می شود که در زمان ایشان هر یک از کالاها دارای بازاری بوده است؛ برای مثال در مورد بازار ماهی فروشان آمده است: «امیرالمؤمنین(علیه السلام) در کوفه استر پیامبر خدا(صلی الله علیه و اله)را سوار می شد؛ سپس به بازار ماهی فروشان می رفت و می فرمود: «نخورید و نفروشید ماهی هایی که پولک ندارند» (کلینی، الکافی، ج6، ص220). یا در مورد بازار خرما فروشان میفرماید: «امیرمؤمنان(علیه السلام) به بازار خرما فروشان رفت و زنی را دید که می گرید ...» (همان، ج5، ص230). در برخی منابع دیگر به بازار جامهفروشان اشاره شده است (مجلسی، بحارالانوار، ج34، ص349).
یکی از مواردی که در سیاست های کلی اقتصاد مقاومتی بر آن تاکید شده و به نوعی زیر بنای تمام فعالیت ها در اقتصاد مقاومتی به شمار می آید، انجام کارها بر اساس روحیه و فرهنگ جهادی می باشد. در بند 20 سیاست های کلی اقتصاد مقاومتی آمده است:
تقویت فرهنگ جهادی در ایجاد ارزش افزوده، تولید ثروت، بهرهوری، کارآفرینی، سرمایه گذاری و اشتغال مولّد و اعطای نشان اقتصاد مقاومتی به اشخاص دارای خدمات برجسته در این زمینه.
با توجه به اینکه کشور ایران به تعبیر مقام معظم رهبری در جنگ اقتصادی(1)
به سر می برد، تنها فرهنگ و روحیه ای که می تواند بر آنها غلبه نماید، روحیه جهادی است. ایشان این روحیه را این گونه تفسیر نموده اند:
روحیه جهادی لازم است. ملّت ما از اوّل انقلاب تا امروز در هر جایی که با روحیه جهادی وارد میدان شده، پیش رفته؛ اگر ما در بخش های گوناگون، روحیه جهادی داشته باشیم؛ یعنی کار را برای خدا، با جدّیّت و به صورت خستگیناپذیر انجام دهیم - نه فقط به عنوان اسقاط تکلیف - بلاشک این حرکت پیش خواهد رفت (1/1/1390).
تمرکز عمده آن ها بر روی مسائل اقتصادی است ... پس جهاد اقتصادی لازم است؛ یعنی همین مبارزه، همین پیکار، منتها جهادگونه، با همه توان، با همه وجود، با قصد خالص، با فهم و بصیرتِ این که داریم چه کار می کنیم (7/2/1390). ما جهاد اقتصادی را یک ضرورت برای کشور میدانیم، نه صرفاً یک اولویت؛ یک نیاز قطعی است(6/6/1390).
در زمینه خدمت، کار را باید جهادی کرد؛ جهادی به معنای بیقانونی نیست ... در همان چهارچوب قانون، دو جور میشود کار کرد: یک کار، کار مرسوم اداری؛ یک کار، کار جهادی. کار جهادی یعنی از
موانع عبور کردن، موانع کوچک را بزرگ ندیدن، آرمانها را فراموش نکردن، جهت را فراموش نکردن، شوق به کار؛ این کار جهادی است. کار را باید جهادی انجام داد تا انشاءالله خدمت به خوبی انجام بگیرد (6/6/1392).
با توجه به این سخنان، دو عنصر را در فعالیت جهادی می توان مهم یافت: 1. کار را برای خدا انجام دادن؛ 2. تلاش بسیار برای رسیدن به هدف.
1) . جنگ واقعی، جنگ اقتصادی است؛ جنگ واقعی تحریم است؛ جنگ واقعی گرفتن عرصههای کار و فعّالیّت و فنّاوری در داخل کشور است؛ این جنگ واقعی است. ما را به جنگ نظامی متوجّه میکنند تا از این جنگ غفلت کنیم (27/11/95). جبهه مقابل را باید شناخت؛ ابزار و سلاح او را باید شناخت و ضد آن سلاح را باید آماده کرد؛ این جهاد اقتصادی میخواهد ( 26/5/1390).
بر اساس عنصر اول، تمام کارها باید سمت و سوی توحیدی داشته باشد؛ هرچند فعالیت هایی باشند که ظاهر آن با مسائل معنوی مرتبط نیست، اما از آن جا که بر اساس مبانی اقتصادی اسلام، هدف نهایی فعالیتها تقرب و رسیدن به خداست (مطهری، مجموعه آثار، ج20، ص404؛ جمعی از نویسندگان، مبانی اقتصاد اسلامی، ص74)، همین فعالیتهای اقتصادی (که آن ها هم بر قوانین و احکام الهی منطبق است) می تواند جهت خدایی به خود بگیرد. نگاه توحیدی زمانی پدید میآید که مسئولین و مردم به این نکته باور داشته باشند که «یَدُ اللّه فَوقَ أیْدیهِم» (فتح/10) و به حول و قوه الهی خواهند توانست در جنگ اقتصادی نیز پیروز گردند.
عنصر دوم در تشکیل فرهنگ و روحیه جهادی، تلاش حداکثری و پرهیز از ضعف و سستی است. عنصری که کشورهای غیر مسلمان نیز با داشتن آن و بدون داشتن عنصر اول (تکیه بر خدا) تا حد زیادی بر خواستهها و نیازهای مادیشان فائق آمده و امروزه جزء برترین قدرت های اقتصادی دنیا شمرده می شوند. اهمیت این عنصر مهم در جنگ ها مخصوصاً جنگ های اقتصادی دوچندان می گردد و ضرورت توجه جدی به سخنان امیرمؤمنان(علیه السلام) را بیش از پیش تقویت می نماید.
آنچه در ذیل میآید، بخشهایی از سخنان امیرمؤمنان(علیه السلام) در مورد دو عنصر فوق (خدمت برای خدا و تلاش فراوان) است که از مجموع آن ها به ضرورت، راهکارها و پیامدهای آن پی میبریم. این دو عنصر دارای لوازمی است که از بیانات حضرت می توان به این لوازم دست یافت. برای مثال لازمه کار برای خدا، منت نگذاشتن، بزرگ ندیدن کار، فروتنی و خودپسندی است و لازمه تلاش فراوان، سستی نورزیدن و به هنگام بودن تلاش است.
همانا خدای سبحان از ما و شما خواسته است که در شکرگزاری کوشا بوده، و با تمام قدرت او را یاری کنیم، و نیرویی جز از جانب خدا نیست (شریف رضی، نهجالبلاغه،
نامه51). زمامدار در انجام آنچه خدا بر او واجب کرده است، نمیتواند موفّق باشد، مگر آن که تلاش فراوان نماید، و از خدا یاری بطلبد، و خود را برای انجام حق آماده سازد، و در همه کارها چه آسان باشد و چه دشوار، شکیبایی ورزد (همان، نامه53). حق جز با تلاش و کوشش به دست نمیآید. شما که از خانه خود دفاع نمیکنید، چگونه از خانه دیگران دفاع مینمایید؟ (همان، خطبه29).
تلاش به هنگام: بهموقع بودن، هم شامل عجله نکردن و هم شامل سستی نکردن در وقت عمل می شود: «تلاش کن تا هر کاری را در جای خود، و در زمان مخصوص به خود، انجام دهی» (همان، نامه53). «علم خود را نادانی، و یقین خود را شک و تردید مپندارید؛ پس هرگاه دانستید، عمل کنید، و چون به یقین رسیدید، اقدام کنید» (همان، حکمت274). «علم و عمل، پیوندی نزدیک دارند و کسی که دانست، باید به آن عمل کند؛ چراکه علم، عمل را فراخواند؛ اگر پاسخش داد، میماند وگرنه کوچ میکند» (همان، حکمت366).
سستی نورزیدن: دو پیامد نامطلوب سستی را می توان از فرمایش امام علی(علیه السلام) به دست آورد:
الف) ابتلای به «همّ»: ایشان می فرماید: «هر کس در کارکردن کوتاهی نماید، به همّ مبتلی می گردد» (همان، حکمت127). هرچند برخی مترجمین «همّ» را به معنای اهتمام ورزیدن، قصد و تصمیم انجام کاری و همچنین به معنای حزن و اندوه دانستهاند (فراهیدی، العین، ج3، ص357؛ صاحب بن عباد، المحیط فی اللغه، ج3، ص328؛ راغب اصفهانی، مفردات، ص845) اما به نظر می رسد معنای حزن در این واژه، به معنای اولی آن بازگردد و در مجموع می توان اهتمام، دغدغه و مشغولیت نسبت به کار که اغلب موجب ناخوشی و ناراحتی است را در ترجمه متن مذکور لحاظ نمود؛ چنان که برخی واژهشناسان نیز در معنای «همّ» اشاره نمودهاند (ازدی، کتاب الماء، ج3، ص1301؛ مصطفوی، التحقیق، ج11، ص286). بنابراین، کسانی که به اندازه کافی نمیکوشند، شاید در ذهن خود، رسیدن به آسایش و راحتی را بپرورانند، اما دریغا که خداوند ایشان را به کاری دیگر مبتلا می سازد و مجبور می گردد همّشان را در جایی دیگر مصروف دارند.
ب) امیدواری دشمنان: از دیدگاه امیرمؤمنان(علیه السلام) ، رفتار سست مسلمانان سبب امیدواری دشمنان می گردد:
«بدنهای شما در کنار هم، امّا افکار و خواستههای شما پراکنده است. سخنان ادّعایی شما، سنگهای سخت را میشکند، ولی رفتار سست شما دشمنان را امیدوار میسازد. در خانههاُی تان که نشستهاید، ادّعاها و شعارهای تند سر میدهید، امّا در روز نبرد، میگویید ای جنگ! از ما دور شو، و فرار میکنید» (شریف رضی، نهجالبلاغه، خطبه29).
«بر شما باد به تلاش و کوشش، آمادگی و آماده شدن، و جمع آوری زاد و توشه آخرت و در دوران زندگی دنیا. دنیا شما را مغرور نسازد؛ چنانکه گذشتگان شما و امّتهای پیشین را در گذشته مغرور ساخت. آنان که دنیا را دوشیدند، به غفلت زدگی در دنیا گرفتار آمدند و فرصتها را از دست دادند ...» (همان، خطبه230).
هرچند ممکن است در بدو نظر، این سخن، تنها جنبه اخلاق فردی داشته باشد، اما با دقت در آن، می تواند بر فعالیت های اقتصادی نیز منطبق گردد؛ چه اینکه مسئولان و فعالان اقتصادی اگر نگاه توحیدی در کارها نداشته باشند، گرفتار غفلت و فریب گشته و فرصت جمع آوری توشه برای جهان دیگر را از دست می دهند؛ هرچند که تلاش های فراوانی در زمینههای اقتصادی انجام داده باشند.
از تندخوییهای مردم باشد؛ مردمی که از نابسامانی ها خشمگین می گردنند و فریاد خویش را بر سر مسئولان فرود میآورند. از منظر الگوی صبر و استقامت یعنی امیرمؤمنان(علیه السلام) ، مسئولان باید سعه صدر داشته باشند:
«پس درشتی و سخنان ناهموار آنان را بر خود هموار کن، و تنگ خویی و خودبزرگ بینی را از خود دور ساز تا خدا درهای رحمت خود را به روی تو بگشاید، و تو را پاداش اطاعت ببخشاید. آنچه به مردم میبخشی، بر تو گوارا باشد، و اگر چیزی را از کسی بازمیداری، با مهربانی و پوزش خواهی همراه باشد» (همان، نامه53).
«مبادا هرگز دچار خودپسندی گردی و به خوبیهای خود اطمینان کنی، و ستایش را دوست داشته باشی! زیرا که این ها همه از بهترین فرصتهای شیطان برای هجوم آوردن به توست، و کردار نیک نیکوکاران را نابود سازد» (همان، نامه53).
حضرت برای از بین بردن تکبر، به یادآوری حکومت خداوند، قیامت، سنت های خدا با گذشتگان، آثار رسول خدا(صلی الله علیه و اله)و ... توصیه می نماید:
«اگر با مقام و قدرتی که داری، دچار تکبّر یا خودبزرگ بینی شدی، به بزرگی حکومت پروردگار که برتر از توست بنگر، که تو را از آن سرکشی نجات میدهد، و تندروی تو را فرو مینشاند، و عقل و اندیشهات را به جایگاه اصلی بازمیگرداند ... باد غرورت، جوشش خشمت، تجاوز دستت، تندی زبانت را در اختیار خود گیر ... و تو بر نفس مسلّط نخواهی شد، مگر با یاد فراوان قیامت، و بازگشت به سوی خدا. آنچه بر تو لازم است، این است که حکومتهای دادگستر پیشین، سنّتهای باارزش گذشتگان، روشهای پسندیده رفتگان و آثار پیامبر(صلی الله علیه و اله)و واجباتی که در کتاب خداست، را همواره به یادآوری و به آنچه ما عمل کردهایم، پیروی کنی» (همان، نامه53).
امروزه نقش علم و دانش در اقتصاد و تولید ثروت، پررنگ تر گشته و یکی از عناصر مهم در پیشرفت اقتصادی به شمار می آید. در بند 2 سیاست های کلی اقتصاد مقاومتی نیز بر این امر تاکید شده است:
پیش تازی اقتصاد دانش بنیان، پیادهسازی و اجرای نقشه جامع علمی کشور و ساماندهی نظام ملی نوآوری به منظور ارتقای جایگاه جهانی کشور و افزایش سهم تولید و صادرات محصولات و خدمات دانشبنیان و دستیابی به رتبه اول اقتصاد دانشبنیان در منطقه. تعاریف مختلف و البته نزدیک به هم در مورد اقتصاد دانش بنیان ارائه شده است که به برخی از آنها اشاره می شود.
اصطلاح اقتصاد دانش بنیان KBE (Knowledge Based Economy) نخستین بار به وسیله سازمان توسعه و همکاری اقتصادی (Organization for Economic Corporation & Development) مطرح و چنین تعریف شد:
اقتصاد دانشبنیان اقتصادی است که بر اساس تولید، توزیع و کاربرد دانش و اطلاعات شکل گرفته و سرمایه گذاری در دانش و صنایع دانش پایه مورد توجه قرار میگیرند (معمارنژاد، اقتصاد دانشبنیان، مجله اقتصاد و تجارت، ش1، ص85 -86). اقتصادی است که در آن خلق دانش و بهرهبرداری از آن در جهت ایجاد ثروت (و به تبع آن رشد و توسعه اقتصادی) نقش غالب را ایفا می کند (بهبودی، بررسی اثر اقتصاد دانش بنیان بر رشد تولیدات در ایران، مجله سیاستگذاری پیشرفت اقتصادی، ش8،ص67).
در قرن 19 و 20 میلادی عوامل محسوسی مانند سرمایه فیزیکی، نیروی کار و منابع طبیعی به عنوان عوامل تولید و عناصر رشد اقتصادی مدّنظر بوده، اما در قرن 21 افزون بر این ها، عوامل غیرمحسوسی مانند دانش، اطلاعات و ویژگی های فرهنگ را به عنوان منابع جدید رشد اقتصادی در نظر می گیرند. همچنین در گذشته، فناوری و دانش به عنوان عوامل برون زا نسبت به تولید و رشد اقتصادی در نظر گرفته می شد، اما امروزه باور بر این است که عوامل درون زا بوده و بر کارایی تمام عوامل و منابع رشد اقتصادی اثر می گذارند (همان).
بر این اساس، امروزه نقش دانش در رسیدن به رشد اقتصادی، قابل انکار نیست و اگر کشور در دانش از دشمن سبقت نگیرد و نیازمند دانش دشمن باشد، نمی تواند در عرصه اقتصاد، قدرتمند و مستقل باشد. ازاین رو پدید آوردن اقتصاد دانش بنیان یکی از سیاست های ضروری برای دستیابی به استقلال اقتصادی است. مقام معظم رهبری در سخنان خود بر اهتمام به اقتصاد دانش بنیان تأکید ورزیده اند:
شرکت های دانشبنیان و فعالیت های اقتصادی دانشبنیان خیلی جاده باز و امیدبخشی است (2/6/1391) ما باید مسئله اقتصاد دانشبنیان را جدّی بگیریم. این شرکت های دانشبنیان را واقعاً جدّی بگیریم. شاید بتوان گفت میلیون ها جوان الان در کشور هستند که این ها آماده کارند که اگر یک کمکی به این ها بشود، می توانند واقعاً در این قسمت ها پیش بروند و بخش های مختلف را [فعّال] کنند (3/6/1395).
امیرمؤمنان(علیه السلام) بر تأثیر دانش و دانشمندان در اقتصاد و آبادانی شهرها چنین اشاره می فرماید: «با دانشمندان، فراوان گفتوگو کن، و با حکیمان فراوان بحث کن، که مایه آبادانی و اصلاح شهرها و برقراری نظم و قانونی است که در گذشته نیز وجود داشت» (شریف رضی، نهجالبلاغه، نامه53).
ایشان در خطبه 105 به مواردی اشاره می فرماید که می توان به نکات مهمی درباره دانش، دانشمندان و وظیفه مسئولین درباره ایشان دست یافت:
کسانی که مسئولیت دارند و نیازمندند (مثل دولتها و مسئولین) باید به سراغ عالمان بروند، نه اینکه عالمان تقاضا کنند تا طرح هایشان پذیرفته شود.
استفاده نکردن از عالمان و حرکت بدون نقشه علمی، موجب از بین رفتن انسانها در آزمایش ها و سرگردانی عقول می گردد.
کسانی که علم را از اهلش نگیرند (و سراغ غیرمتخصص بروند) به خود مشغول شده و سردرگم می شوند.
نیاموختن علم از اهل آن، موجب خشکیدن درخت علم و دانش می شود و شخص دانشمند بدون اینکه از او به درستی استفاده شده باشد، از این دنیا رخت برمیبندد.
آن امام همام در جای دیگر، به فرمانروا بودن دانش و فرمانبر بودن ثروت تصریح می کند: «دانش بهتر از مال است؛ زیرا علم، نگهبان توست، و مال را تو باید نگهبان باشی ... دانش فرمان روا، و مال فرمان بر است» (همان، حکمت147).
یکی از ویژگی های بارز اقتصاد دانش بنیان، به کارگیری دانش در عالم واقع و استفاده بهینه از آن است که در برخی سخنان آن حضرت نیز به آن اشاره شده است:
«بیارزشترین دانش، دانشی است که بر سر زبان است، و برترین علم، علمی است که در اعضا و جوارح آشکار است (همان، حکمت92). بدان علمی که سودمند نباشد، فایدهای نخواهد داشت، و دانشی که سزاوار یادگیری نیست، سودی ندارد (همان، نامه31).
در بند 8 سیاستهای کلی اقتصاد مقاومتی آمده است:
مدیریت مصرف با تأکید بر اجرای سیاستهای کلی اصلاح الگوی مصرف و ترویج مصرف کالاهای داخلی همراه با برنامه ریزی برای ارتقای کیفیت و رقابت پذیری در تولید.
بند 16 نیز چنین بیان میکند:
صرفهجویی در هزینههای عمومی کشور، با تأکید بر تحول اساسی در ساختارها، منطقیسازی اندازه دولت و حذف دستگاههای موازی و غیرضروری و هزینههای زاید.
با توجه به بندهای فوق و با مراجعه به سیاست های کلی اصلاح الگوی مصرف، چند نکته در زمینه مصرف حائز اهمیت است: مؤلفه های الگوی مصرف؛ مراعات صرفه جویی و مبارزه با اسراف؛ رعایت قناعت و مقابله با تجمل گرایی؛ مقابله با مصرف گرایی؛ مصرف کالاهای داخلی.
الگوی مصرف هر جامعه ای از سه مؤلفه تشکیل شده است:
الف) سطح مصرف کالاها و خدمات؛
ب) ترکیب کالاها و خدمات مصرفی؛
ج) چگونگی کالاها و خدمات مصرفی.
منظور از سطح مصرف در سطح خرد و کلان، بخشی از درآمد خانوار یا جامعه است که به آن «مخارج مصرفی» میگویند و صرف خرید کالاها و خدمات مصرفی می شود. سطح مصرف در جامعه، افزون بر این که متأثر از فرهنگ جامعه است، تابعی از سطح درآمد می باشد (درآمد جاری یا درآمد دائمی یا هر تعریف دیگری که از درآمد داشته باشیم). البته به طور قطع، حداقلی از مصرف می تواند مستقل فرض شود؛ چرا که نیازهای اساسی و طبیعی انسان صرف نظر از سطح درآمد، می تواند علت پذیرش حداقلی از مصرف شود. در این وضعیت، مصرف کننده هرچند با فروش ثروت، مصرف کردن، پس انداز یا قرض گرفتن، حداقلی از مصرف را برای رفع نیازهای طبیعی و حیاتی خود می پذیرد.
ترکیب کالاهای مصرفی به صورت مؤلفه دوم الگوی مصرف مطرح است و منظور این است که وزن هر یک از کالاها و خدمات در سبد مصرفی خانوار و حتی بنگاه ها و دولت ها چه اندازه است؟ به طور قطع برخی از کالاها سهم بیشتری دارند و برخی سهمی کمتر. در حقیقت بین انواع کالاها و خدمات بر سر ربودن بخشی از درآمد قابل تصرف، رقابت است. این که سهم هر یک چه مقدار است، به دو عامل اساسی بستگی دارد: الف) قیمت های نسبی؛ ب) ارزش ها و هنجارهای فرهنگی.
در تأثیر قیمت های نسبی هیچ شکی نیست؛ زیرا قیمت هر کالا، هزینه ای است که مصرف کننده می پردازد و این هزینه، مطلوبیتی است که مصرف کننده از دست می دهد و در برابر، با به دست آوردن و مصرف کالا مطلوبیتی به دست می آورد. مصرف کننده با مقایسه مطلوبیت به دست آمده و آن چه از دست می دهد، در مقایسه با آن کالاهای دیگر، ترکیبی از کالاها و خدمات را انتخاب می کند که مطلوبیتی را حداکثر می کند و این چیزی است که در نظریه مصرف، بر مبنای مطلوبیت مطرح می شود.
در این نظریه و در نظریه های دیگر که در صدد تبیین رفتار مصرف کننده در سطح خُرد هستند، قیمت های نسبی کالاها نقش تعیین کننده ای دارد. افزون بر قیمت های نسبی، نوع فرهنگ و ارزش های اساسی و هنجارهای پذیرفته شده جامعه نیز در تعیین سطح مصرف هر یک از محصولات نقشی تعیین کننده دارد. در برخی از جوامع، نوع خاصی از مصرف سفارش شده و در برخی ممکن است همان مصرف ممنوع یا مکروه باشد. مصارف واجب، مصارف مستحب، مصارف مکروه، مصارف ممنوع و مصارف مباح به طور مشخص بر ترکیب کالاهای مصرفی جامعه اسلامی با جامعه غیراسلامی تأثیر دارد. همان طور که میزان مصرف گوشت گاو در هندوستان در میان کسانی که آن را مقدس می دانند، ممنوع و نزدیک صفر است، در جامعه اسلامی نیز میزان مصرف مشروبات الکلی و گوشت حیوانات نجس العین، ممنوع و نزدیک صفر است. در حقیقت تفاوت در ترکیب کالاهای مصرفی در جوامع گوناگون می تواند تفاوت های فرهنگی آن ها را به نمایش بگذارد.
در سطح کلان نیز فرهنگ، نقش تعیین کننده ای بر میزان مصرف جامعه دارد که می توان آن را در ابعاد زیر مطرح نمود:
الف) متأثر شدن مصرف خانوارها از فرهنگ، اثر خود را بر مصرف در سطح کلان خواهد گذاشت؛ زیرا مصرف خصوصی در سطح کلان، از مصرف در سطح خرد تشکیل می شود. این بخش از تأثیر
فرهنگ، به طور عمده مربوط به بعد اخلاقی فرهنگ است که به طور مستقیم ممکن است به وسیله دولت ها کنترل نشود؛ اما در جامعه به لحاظ اخلاقی و به پیروی از ارزش های اساسی خود، آن را رعایت کند.
ب) لزوم هدایت، کنترل، مدیریت و اعمال هنجارهای پذیرفته شده جامعه برای رعایت مصرف متناسب با آن، که به طور معمول به صورت وظایف دولت ها تعریف می شود و سرچشمه فرهنگی دارد. اجرای این مقررات چون سرچشمه فرهنگی دارد و از ارزش های اساسی جامعه گرفته شده، اثرپذیری الگوی مصرف را در سطح کلان روشن می سازد.
مؤلفه سوم الگوی مصرف، که آن را «چگونگی مصرف» نام گذاری کردیم، ارتباط بسیار نزدیکی با مفهوم «سبک زندگی» دارد که امروزه در علوم اجتماعی مطرح شده است. چگونگی مصرف کالا، خدمات و محصولات تولیدی به طور کامل متأثر از سبک و شیوه زندگی است که امروزه به لحاظ تغییر ذائقه ها، فرهنگ ها و هنجارهای جامعه به ویژه با گسترش ارتباطات و جهانی شدن اقتصاد و فرهنگ، مصداق های بارزی یافته است. این بخش از مصرف، به طور کامل جنبه فرهنگی دارد و می توان آن را پدیده ای فرهنگی دانست.
افزون بر ارتباط خاص هر یک از مؤلفه های پیش گفته با فرهنگ جامعه، می توان در سطح کلان نیز استدلال کرد که الگوی مصرف جامعه به طور کامل ریشه فرهنگی دارد و برای هر گونه سیاست گذاری و تغییر آن نیازمند تغییر فرهنگ هستیم. بر این اساس می توان گفت: الگوی مصرف هر جامعه ای بخشی از فعالیت های اقتصادی آن جامعه شمرده می شود. فعالیت های اقتصادی و ارزش های فرهنگی در جایگاه دو زیر بخش از بخش های جامعه مطرح هستند. در حقیقت فرهنگ و اقتصاد دارای خاستگاهی یگانه، یعنی جامعه هستند. جامعه نوعی نظام اجتماعی شمرده می شود و نظام نیز متشکل از عناصر مرتبط با مناسبت های اجتماعی متقابل معطوف به هدف واحد است. مناسبت های اجتماعی، اموری تکوینی و قطعی نیستند و در حقیقت، عدم قطعیت، رابطه ای حاکم میان عناصر آن هاست؛ زیرا مناسبت های اجتماعی افراد جامعه، متأثر از اختیار و اراده آن ها است. همین اختیار و عدم حاکمیت جبر بر مناسبت های اجتماعی باعث می شود تا این مناسبت ها از قطعیت و جزمیت مناسبت های طبیعی و فیزیکی برخوردار نباشند. در حقیقت، علت به وجود اراده انسان بازمی گردد و اراده انسان، یکی از عوامل رفتار انسان هاست. به همین
علت، رفتار انسان همیشه قابل پیش بینی نیست و انسان می تواند در واکنش به پدیدهای مشخص، واکنش های متفاوت داشته باشد.
امکان واکنش های متفاوت به معنای وجود کثرت و گزینه های متفاوت است که در پیش روی انسان قرار دارد. وقتی با گزینه های متفاوت روبهرو هستیم، پدیده ای به نام «انتخاب» معنا پیدا می کند. بنابراین مناسبت های انسانی ماهیتی انتخابی دارند. وقتی مسئله انتخاب پیش می آید، ناچار نیازمند ملاک و معیار هستیم و این امر به وسیله نظام ترجیحی افراد صورت می گیرد. هرچه به عنوان معیار و ملاک به کار رود، حامل ارزش است و هرچه حامل ارزش باشد، مقوله ای فرهنگی است. در حقیقت ارزش ها (به ویژه ارزش های اساسی جامعه) خمیرمایه فرهنگ را تشکیل می دهند؛ بنابراین تمام رفتارهای پایدار اجتماعی ماهیتی فرهنگی دارند.
الگوی مصرف جامعه چنان که گفته شد، از جمله رفتارهای اقتصادی پایدار جامعه است و تمام ویژگی های رفتار اجتماعی پایدار را دارد. بنابراین، ریشه آن ها به طور کامل فرهنگی است. در حقیقت، الگوی مصرف جامعه نتیجه فرهنگ مصرفی آن است.
نتیجه این که: الگوی مصرف جامعه ارتباط نزدیک با ارزش های اساسی و هنجارهای پذیرفته شده آن دارد. این هنجارهای پذیرفته شده، از جامعه ای به جامعه دیگر تفاوت دارد. در جامعه ما که جامعه دینی است، قاعدتاً باید بپذیریم که کوشش باید به سمت رعایت هنجارهای دینی در حوزه مصرف باشد که گاهی به وسیله جامعه پذیرفته شده و به فرهنگ تبدیل شده اند و گاهی، باور یا التزام آن ها کم بوده، باید به نهادینه سازی آن ها پرداخت. در این جا فرصت نیست که اصول مقید دینی را برای رعایت الگوی مصرف اسلامی به طور کامل توضیح دهیم، اما به اساسی ترین آن ها در فراز بعدی اشاره خواهد شد.
علیرغم تأکیدات فراوان در منابع اسلامی(1)درباره صرفه جویی و مقابله با اسراف،
1) . اعراف/ 31؛ فرقان/ 67؛ نساء/6؛ شعراء/ 152؛ مائده/ 32؛ طه/ 121؛ اعراف/ 81؛ غافر/ 28؛ یونس/ 83؛ اسراء/ 33.
بسیاری از مردم ایران در مصرف انرژی و مواد غذایی، چه در بخش خانگی و چه غیر آن، صرفه جویی و میانه روی را رعایت نمیکنند. رئیس مرکز تحقیقات و ارتباط صنعت شرکت مهندسی آب وفاضلاب کشور تصریح میکند: مصرف سرانه آب در بخش خانگی در ایران به طور متوسط 157 لیتر در روز به ازای هر نفر است ... در حالی که در دنیا 135 تا 140 لیتر است. در برخی از کلانشهرها این میزان در فصل گرم سال به حدود 250 لیتر میرسد (خبرگزاری تسنیم، 1/10/1393).
با توجه به آمار، ایرانیان حدود دو برابر متوسط جهانی آب مصرف می کنند. مقام معظم رهبری درمورد اسراف می فرمایند:
این قضیه اسراف و زیاده روی، قضیه مهمی در کشور است. خب، حالا چگونه باید جلوی اسراف را گرفت؟ فرهنگ سازی هم لازم است، اقدام عملی هم لازم است... این قدر در اسلام اسراف منع شده، و ما متأسفانه در زندگی مان اهل اسرافیم! بخش عملیاتی اش هم به نظر من از خود دولت باید آغاز شود (2/6/1391).
در جهت تحقق استقلال اقتصادی، باید دو تغییر عمده در الگوی مصرف رخ دهد:
اسراف و تبذیر که در اسلام به شدت نهی شده، از الگوی مصرف حذف شود؛
فرهنگ مصرف از کالای خارجی، به کالای داخلی تغییر کند.
این دو تغییر باعث می شود مصرف کل کاهش یافته و نیاز به خارج به حداقل برسد. به این ترتیب مدیریت تغییر الگوی مصرف جامعه در جهت حذف اسراف و تبذیر و افزایش مصرف کالاهای داخلی از سیاست های ضروری در جهت استقلال اقتصادی است.
اصل اندازه داری و مصرف درست، از مهم ترین تعالیم علوی در مسیر تحقق عدالت و امنیت شمرده میشود. حضرت در این باره فرموده است: «لَنْ یَهْلِک مَنِ اقْتَصِد» (آمدی، غررالحکم، ج5، ص70)؛ آن که به حد میانه بسنده کند، هرگز هلاک نگردد. امام علی(علیه السلام) نشانه های اسراف کننده را سه چیز بیان می کند: به مقداری که حق ندارد بخورد، می خورد؛ به مقداری که حق ندارد بپوشد، می پوشد؛ به مقداری که حق ندارد بخرد، می خرد. (شریف
رضی، نهجالبلاغه، نامه31). بر اساس تعالیم والای علوی، انسان حتی در مصرف شخصی اموال خویش باید به جامعه و نیازهای آن توجه داشته باشد و بداند که مصرف افزون از حد، در حقیقت اسراف در حق اجتماع است، نه فقط اسراف در اموال شخصی (سلطانی رنانی، موانع اقتصادی عدالت و امنیت از منظر امام علی(ع، ص37).
صرفه جویی مخصوصاً در امور بیت المال چنان نزد امام اهمیت دارد که حتی نسبت به موارد جزئی همچون مصرف قلم و کاغذ نیز حساسیت نشان می دهند: «نوک قلم ها را باریک بتراشید و فاصلۀ سطرها را کم کنید و از زیاده روی در هزینه نمودن بیت المال بپرهیزید؛ زیرا اموال مسلمانان نباید متحمل ضرر شود» (صدوق، خصال، ج1، ص310).
نیز می فرماید: «بخشنده باش، امّا زیاده روی نکن. در زندگی حساب گر باش، امّا سخت گیر مباش» (شریف رضی، نهجالبلاغه، حکمت33). «ای زیاد! از اسراف بپرهیز، و میانه روی را برگزین؛ از امروز به فکر فردا باش» (همان، نامه21).
از دیدگاه آن حضرت، ثروتمند بودن مجوز اسراف نیست؛ لذا در اوصاف متقین می فرماید: «در عین توانگری میانه رو هستند» (همان، خطبه193). از سوی دیگر، امیرمؤمنان(علیه السلام) ثروت ثروتمندان را مسئولیتی برای ایشان می داند که باید با مهمانی دادن به دیگر افراد، انفاق به محرومین، آزاد نمودن اسیران و کمک به بدهکاران، از عهده آن برآیند (همان، خطبه209 و 142؛ نامه50).
در نهایت، پیامد صرفه جویی، بی نیازی خواهد بود: «آن که میانه روی کند، تهی دست نخواهد شد» (همان، حکمت140).
مقام معظم رهبری در سخنان خود بارها نسبت به تجمل گرایی و اشرافی گری مسئولان تذکر داده اند:
جلوی اشرافیگری باید گرفته بشود؛ اشرافیگری بلای کشور است. وقتی اشرافیگری
در قلّههای جامعه بهوجود آمد، سرریز خواهد شد به بدنه؛ [آنوقت] شما میبینید فلان خانوادهای که وضع معیشتی خوبی هم ندارد، وقتی می خواهد پسرش را داماد کند یا دخترش را عروس کند یا فرض کنید مهمانی بگیرد، مجبور است به سبک اشرافی حرکت بکند. وقتی اشرافیگری فرهنگ شد، می شود این. جلوی اشرافیگری باید گرفته بشود. رفتار مسئولین، گفتار مسئولین، تعالیمی که می دهند، باید ضدّ این جهت اشرافیگری باشد؛ کمااینکه اسلام اینجوری است (11/5/1395).
اجتناب از اشرافیگری، یعنی ضد ارزش کردن. در انقلاب ما این نکته وجود داشت؛ اشرافیگری و گرایش به اشرافیگری، یک ضدارزش بود در انقلاب ... این تدریجاً ضعیف شد. امروز خوشبختانه همان موج ضدارزش کردن اشرافیگری، بحمدالله وجود دارد ... این یکی از شاخص هاست (24/9/1387).
یک وقت هست که ما در زندگی شخصی خود مثلاً حرکت اشرافگونهیی داریم بین خودمان و خدا؛ که اگر حرام باشد، حرام است؛ اگر مکروه باشد، مکروه است؛ اگر مباح باشد، مباح است؛ اما یک وقت هست که ما جلوی چشم مردم یک مانور اشرافیگری می دهیم؛ این دیگر مباح و مکروه ندارد؛ همهاش حرام است؛ بهخاطر اینکه تعلیمدهنده اشرافیگری است به: اولاً زیردستهای خودمان؛ ثانیاً آحاد مردم به این کار تشویق می شوند. ما نباید مردم را به این کار تشویق کنیم... ریخت وپاش ما اولاً از جیبمان نیست، از بیتالمال است؛ ثانیاً ریخت وپاش ما مشوّق ریخت وپاش دیگران است. (8/6/1384).
در حکومت علوی(علیه السلام) تجمل گرایی مسئولان و ارتباط با ثروتمندان، مخصوصاً کسانی که نمی توان به پاکی اموالشان اطمینان نمود، ممنوع است؛ چه اینکه زمینه فساد در مسئولان و مردم را فراهم مینماید:
«ای پسر حنیف! به من گزارش دادند که مردی از سرمایهداران بصره، تو را به مهمانی خویش فراخوانده و تو به سرعت به سوی آن شتافتی. خوردنیهای رنگارنگ برای تو آوردند
و کاسههای پر از غذا پی در پی جلوی تو نهادند. گمان نمیکردم مهمانی مردمی را بپذیری که نیازمندانشان با ستم محروم شده، و ثروتمندانشان بر سر سفره دعوت شدهاند. اندیشه کن در کجایی و بر سر کدام سفره میخوری» (همان، نامه45).
به نظر می رسد موارد زیر را بتوان از علل ممنوعیت ارتباط مسئولان با اشراف زادگان و ثروتمندان برشمرد:
این امر موجب می گردد که ثروتمندان در جهت اهداف ظالمانه خود از مسئولان توقع همکاری، بلکه اطاعت داشته باشند.
موجب بدبینی و بیاعتمادی مردم به مسئولان می گردد.
باعث می شود مسئولان به تدریج زندگی اشرافی را یک اصل بدانند؛ به طوری که نسبت به مشکلات مردم دغدغه نداشته باشند.
موجب می گردد مردم بر اساس بدبینی خود به مسئولان، دست به فساد اقتصادی زده و در تخلفاتشان رفتار مسئولان را بهانه قرار دهند.
یکی از صفاتی که می توان در برابر تجمل گرایی قرار داد، قناعت است که از نظر علی(علیه السلام) یک ارزش به شمار می آید (حکمت249؛ خطبه145) دارای فواید بسیاری همچون بی نیازی (حکمت367 و 371)، آسایش (حکمت371) و زمینه انفاق و جمع نمودن توشه برای سرای آخرت (نامه21؛ خطبه209) می باشد.
فساد اقتصادی از جنبههای مختلف برای یک کشور مضرّ است. فساد مالی، فعالیت های سرمایهگذاری و اقتصادی را از شکل مولّد آن به سوی رانت ها و فعالیت های زیرزمینی سوق می دهد. نیز باعث پرورش سازمان های وحشتناکی مانند مافیا می شود (میرمعزی، اقتصاد مقاومتی و ملزومات آن، ص67).
از دیدگاه رهبر انقلاب موارد زیر، از پیامدهای فساد اقتصادی به شمار می آید:
اولین ضرر [فساد] این است که بیتالمال خالی میشود و پول مردم به جیب یک شخصِ طمّاع و حریص و خودخواه و زیادهطلب میرود. ضرر دوم این است: کسانی که میخواهند با پول خود در کشور
فعّالیت اقتصادی کنند - کارخانه تأسیس کنند، مزرعه راه بیندازند و تولید کنند - وقتی دیدند از راههای نامشروع میشود این همه ثروت به دست آورد، آنها هم تشویق میشوند که بروند کار نامشروع کنند. ضرر سوم این است که آدم فاسد وقتی بخواهد از بیتالمال مسلمانان استفاده کند، به طور مستقیم که او را راه نمیدهند، مجبور است به مدیران و مسئولان و هر کسی که سر راهِ او قرار دارد، رشوه بدهد. هر کسی هم نمیتواند در مقابل رشوه مقاومت کند... بنابراین ... عدّهای را فاسد میکند؛ مدیران را فاسد میکند؛ مأموران را فاسد میکند؛ مأمور بانک را فاسد میکند؛ مأمور فلان وزارتخانه را فاسد میکند. ضرر چهارم این است که وقتی پول و لقمه حرام در بین مردم و نخبگان و زبدگان رایج شد، گناه رایج میشود: (أَمَرْنَا مُتْرَفِیهَا فَفَسَقُوا فِیهَا) (اسراء/16. وارد شدن در میدان فساد مالی، مقدّمه ورود به میدان فساد اخلاقی و فساد جنسی و فساد شهوانی و انواع و اقسام فسادهاست. ضرر پنجم اینکه وقتی مدیران و مردمی فاسد شدند، به پایگاه دشمن خارجی تبدیل میشوند. دشمن خارجی از آدمهای فاسد، برای اهداف سیاسی خود در کشور، خوب استفاده میکند (19/10/1380).
یأس و عصبانیت مردم را نیز می توان به موارد فوق اضافه نمود (ضرر ششم): وقتی رانتخواری رواج داشته باشد، ... کسی که تولید کننده و زحمت کش واقعی است، ناامید میشود. کشاورزی که زحمت میکشد، صنعت کاری که تولید میکند، سرمایهداری که سرمایهگذاری میکند، معدن کاری که عرق میریزد، معلمی که در مدرسه درس میگوید، استادی که در دانشگاه تدریس میکند، قاضی که وقت و اعصاب خود را به کارِ صحیح صرف میکند، وقتی ببینند راه برای مناسبات غلط اقتصادی در جامعه باز است و با آن برخورد نمیشود، مأیوس میشوند. (15/4/1383)
مردم حرفشان آن جاست که ما در زمینه برخورد با متخلف کوتاهی کنیم؛ در دنبالگیری از عدالت کوتاهی کنیم؛ مردم اینها را نمیپسندند، مردم از این چیزها عصبانی می شوند (20/7/1390).
امام علی(علیه السلام) عوامل پدید آمدن فساد در جامعه را شناسایی و با راهکارهایی به دنبال اصلاح آن ها و از بین بردن فساد در جامعه بودند. اولین و مهم ترین عامل فساد از دیدگاه امام علی(علیه السلام) حاکمان و صاحب منصبان حکومتی نالایق، ستمگر و فاسد هستند. آن حضرت می فرماید:
«اندوهناکم که بی خردان و تبه کاران این امت، امور آنان را به دست گیرند و مال خدا را (بین خود) دست به دست بگردانند و بندگان او را (محروم و) برده خود کنند» (شریف رضی، نهجالبلاغه، نامه 62).
«… همانا شما دانستید که سزاوار نیست بخیل بر جان و مال و ناموس و احکام مسلمانان ولایت و رهبری داشته و امامت مسلمین را عهده دار شود تا در اموال آنان حریص گردد. نادان نیز لیاقت رهبری ندارد تا با نادانی خود، مردم را به گمراهی کشاند و ستمکار نیز نمی تواند رهبر مردم باشد که با ستم حق مردم را غصب و عطاهای آنان را قطع کند. نه، کسی که در تقسیم بیت المال عدالت ندارد؛ زیرا در اموال و ثروت آنان حیف و میل می کند و گروهی را بر گروه دیگری مقدم می دارد، و رشوه خوار در قضاوت نمی تواند امام باشد؛ زیرا که برای داوری با رشوه گرفتن، حقوق مردم را پایمال می گرداند و حق را به صاحبان آن نمی رساند و آن کس که سنّت پیامبر را ضایع می کند، لیاقت رهبری ندارد؛ زیرا که امت اسلامی را به هلاکت می کشاند» (همان، خطبه 131).
بنابراین امام علی(علیه السلام) وجود مفاسدی چون: بخل و حسد، حرص و طمع، غصب اموال مردم، بی عدالتی در تقسیم بیت المال، حیف و میل اموال و ثروت جامعه، تبعیض طبقاتی، رشوه خواری و پایمال کردن حقوق مردم را ناشی از حاکمان و صاحب منصبان نالایق، جاهل و ستمکار می داند.
پیش گیری از فساد، همواره یکی از تأکیدات مقام معظم رهبری بوده است:
در مبارزه با فساد، در درجه اول، مسئله پیش گیری است؛ اما اگر در پیش گیری کوتاهی شد، به یک نحوی یک فساد واقع شد، درمان، دنبالگیری است؛ این نباید مورد غفلت قرار بگیرد. (1390/7/20)
خودِ مسؤولان دولتی، خودِ وزرا و خودِ مدیران ارشد مسئولند. نگذارند در مجموعههای آن ها فساد به وجود آید. اگر آن ها بخواهند مبارزه کنند و اگر این مبارزه را جدّی بگیرند، بهتر از هر کس خواهند توانست مبارزه کنند. البته باید حواسشان جمع باشد که دامن های خود را پاکیزه نگه دارند (30/7/1381).
رسیدن به این هدف، نیازمند به کارگیری اقدامات زیر است:
دقت در انتصاب مسئولان باتقوا، مهذب و متعهد، از بسیاری مفاسد اقتصادی و غیراقتصادی جلوگیری میکند؛ لذا امیرمؤمنان(علیه السلام) نسبت به این مورد حساسیت نشان داده و می فرماید:
«کارگزاران دولتی را از میان مردمی باتجربه و باحیا، از خاندانهای پاکیزه و باتقوا، که در مسلمانی سابقه درخشانی دارند، انتخاب کن؛ زیرا اخلاق آنان گرامیتر، و آبرویشان محفوظ تر، و طمع وروزیشان کمتر، و آینده نگری آنان بیشتر است. سپس روزی فراوان بر آنان ارزانی دار، که با گرفتن حقوق کافی در اصلاح خود بیشتر میکوشند، و با بینیازی، دست به اموال بیت المال نمیزنند، و اتمام حجّتی است بر آنان اگر فرمانت را نپذیرند یا در امانت تو خیانت کنند» (همان، نامه53).
بنابریان، تأکید حضرت بر تعهد، تقوا و پاکدامنی مسئولان، بیش از تخصص و تجربه است و جالب این که همین مسئولان متعهد و باتقوا می بایست از لحاظ دستمزد کاملاً تأمین گردند تا در اموال مردم خیانت نورزند.
طبیعی است اگر مسئولان حکومتی با پیشنهادهای رشوه و رانت برخورد جدی نکنند، احتمال وقوع در فساد و آسوده خاطری پیشنهاددهنده بیشتر خواهد بود. ازاین رو سیره حضرت نشان می دهد که از همان ابتدا جلوی چنین پیشنهاداتی را می گرفتند:
«زنان بچّه مرده بر تو بگریند؛ آیا از راه دین وارد شدی که مرا بفریبی؟ یا عقلت آشفته شده یا جن زده شدی؟ یا هذیان میگویی؟ به خدا سوگند، اگر هفت اقلیم را با آنچه در زیر آسمانهاست به من دهند تا خدا را نافرمانی کنم که پوست جوی را از مورچهای ناروا بگیرم، چنین نخواهم کرد! و همانا این دنیای آلوده شما نزد من از برگ جویده شده ملخ پستتر است!» (همان، خطبه223).
عامل سوم در پیش گیری از فساد، وجود نظارتی دقیق و همه جانبه بر کارگزاران و جامعه است. این نظارت باید در سطوح مختلف زیر صورت بپذیرد:
امام علی(علیه السلام) درباره لزوم نظارت بر امور محرومان می فرماید:
«همواره در فکر مشکلات آنان باش، و از آنان روی برمگردانغ به ویژه امور کسانی را از آنان بیشتر رسیدگی کن که از کوچکی به چشم نمیآیند و دیگران آنان را کوچک میشمارند و کمتر به تو دسترسی دارند. برای این گروه، از افراد مورد اطمینان خود که خداترس و فروتنند، فردی را انتخاب کن، تا پیرامونشان تحقیق و مسائل آنان را به تو گزارش کنند. سپس در رفع مشکلاتشان به گونهای عمل کن که در پیشگاه خدا عذری داشته باشی؛ زیرا این گروه در میان رعیّت بیشتر از دیگران به عدالت نیازمندند» (همان، نامه53)
امیرالمؤمنین(علیه السلام) ارتباط بدون واسطه با مردم را امری ضروری می شمارد که قطعاً عاملی مهم در آگاهی از اوضاع و نظارت بر امور است:
«بخشی از وقت خود را به کسانی اختصاص ده که به تو نیاز دارند، تا شخصاً به امور آنان رسیدگی کنی، و در مجلس عمومی با آنان بنشین و در برابر خدایی که تو را آفریده، فروتن باش، و سربازان و یاران و نگهبانان خود را از سر راهشان دور کن تا سخنگوی آنان بدون اضطراب در سخن گفتن با تو گفتوگو کند» (همان، نامه53).
پنهان بودن و دوری گزیدن مسئولان از مردم، باعث می گردد که ایشان از مشکلات مردم غافل شوند؛ آمارهای غیرواقعی زیردستان خود را باور کنند و میزانی برای تشخیص حق از باطل در دست نداشته باشند. امام علی(علیه السلام) در این باره می فرماید:
«هیچ گاه خود را فراوان از مردم پنهان مدار، که پنهان بودن رهبران، نمونهای از تنگ خویی و کم اطّلاعی در امور جامعه است. نهان شدن از رعیّت، زمامداران را از دانستن آنچه بر آنان پوشیده است، بازمیدارد؛ پس کار بزرگ، اندک، و کار اندک بزرگ جلوه میکند؛ زیبا زشت، و زشت زیبا مینماید و باطل به لباس حق درآید. همانا زمامدار، آنچه را که مردم از او پوشیده دارند، نمیداند، و حق را نیز نشانهای نباشد تا با آن راست از دروغ شناخته شود» (همان، نامه53).
نیروهای پنهان و نظارت غیرمحسوس، لازمه یک نظارت دقیق است؛ ازاینرو علی(علیه السلام) درباره این مسئله و ویژگی های جاسوسان چنین توصیه می نماید: «سپس رفتار کارگزاران را بررسی کن، و جاسوسانی راستگو، و وفاپیشه بر آنان بگمار تا مراقبت و بازرسی پنهانی تو از کار آنان، سبب امانتداری، و مهربانی با رعیّت خواهد بود و از همکاران نزدیکت سخت مراقبت کن» (همان، نامه53).
مقام معظم رهبری بارها در مورد لزوم مبارزه با مفاسد اقتصادی سخن گفتهاند که در ذیل به برخی از آنها اشاره می شود:
واقعاً نمی شود ما کار اقتصادیِ درست و قوی بکنیم، اما با مفاسد اقتصادی مبارزه نکنیم؛ این واقعاً نشدنی است (2/6/1391). فساد مثل اژدهای هفت سر افسانههاست. یک سرش را که می زنی، با شش سر دیگر حرکت می کند. از بین بردنش آسان نیست. آن کسانی که متنفّع از فساد هستند، برخورد با این ها کار بسیار سختی است؛ ولی حتما باید انجام بگیرد (19/11/1396). در امر مبارزه با فساد نباید هیچ تبعیضی دیده شود. هیچ کس و هیچ نهاد و دستگاهی نباید استثنا شود (10/2/1380). اگر خدای نکرده مدیران در مقابله با فساد در دستگاه های خود کوتاه بیایند، ناگزیر باید قوّه قضاییّه وارد میدان شود. دستگاه قضایی هم باید بیاغماض و بدون ملاحظه ... با آن مقابله کند (30/7/1381).
چه در سیره امیرمؤمنان(علیه السلام) و چه در توصیه ها و دستورات ایشان، به روشنی مبارزه قاطع و شدید با مسئولان متخلف و خائن مشهود است. برای نمونه، در نامه ای پس از توصیه به گماردن ناظران پنهان در بین مردم می فرماید:
«اگر یکی از آنان دست به خیانت زد و گزارش جاسوسان تو هم آن خیانت را تأیید کرد، به همین مقدار گواهی قناعت کرده، او را با تازیانه کیفر کن، و آنچه از اموال که در اختیار دارد را از او بازپس گیر؛ سپس او را خوار دار، و خیانتکار بشمار، و طوق بدنامی به گردنش بیفکن» (همان، نامه53).
چند نکته مهم میتوان از این سخن حضرت امیر(علیه السلام) دریافت:
اکتفا نمودن به گزارش جاسوس و عدم حسن ظن به کارگزار؛ پس گرفتن اموال بیت المال؛ تازیانه زدن فرد خائن؛ بدنام کردن خائن در بین مردم.
بنابراین، مسئولانی که به مفاسد اقتصادی آلوده می گردند، در حکومت علوی نه جان، نه مال و نه آبرویشان در امان نیست. لحن نامه ها و دستورات امام(علیه السلام) به مسئولان متخلف، جای هیچ اغماضی در مبارزه را باقی نمی گذارد:
«اگر آنچه به من گزارش رسیده، درست باشد، شتر خانهات و بند کفش تو، از تو باارزشتر است و کسی که همانند تو باشد، نه لیاقت پاسداری از مرزهای کشور را دارد، و
نه میتواند کاری را به انجام رساند، یا ارزش او بالا رود، یا شریک در امانت باشد یا از خیانتی دور ماند» (همان، نامه71).
«به خدایی که دانه را شکافت و پدیدهها را آفرید، اگر این گزارش درست باشد، در نزد من خوار شده و منزلت تو سبک گردیده است! پس حق پروردگارت را سبک مشمار» (همان، نامه43).
«به من خبر رسیده که کشت زمین ها را برداشته و آنچه را که میتوانستی، گرفته ای و آنچه در اختیار داشتی، به خیانت خوردهای؛ پس هرچه زودتر حساب اموال را برای من بفرست و بدان که حسابرسی خداوند از حسابرسی مردم سختتر است» (همان، نامه40).
در جای دیگر، حضرت تعلیم می دهد که در مبارزه با فساد حتی مراعات خویشان را نباید نمود:
«پس از خدا بترس، و اموال آنان را بازگردان، و اگر چنین نکنی و خدا مرا فرصت دهد تا بر تو دست یابم، تو را کیفر خواهم کرد، که نزد خدا عذرخواه من باشد، و با شمشیری تو را میزنم که به هر کس
زدم، وارد دوزخ گردید. سوگند به خدا! اگر حسن و حسین چنان میکردند که تو انجام دادی، از من روی خوش نمیدیدند و به آرزو نمیرسیدند، تا آن که حق را از آنان بازپس ستانم و باطلی را که به دستم پدید آمده، نابود سازم» (همان، نامه41).
بنابراین، مقابله با فساد و مفسدین اقتصادی، یکی از اصول مهم سیره امام علی(علیه السلام) می باشد. آن حضرت با مفسدان اقتصادی برخوردی قاطع داشت و به کارگیری مدیران شایسته از نظر اقتصادی، خانوادگی و شخصیتی، نظارت مستمر و دقیق بر اعمال کارگزاران حکومتی و تأمین معیشت اقتصادی آن ها و توصیه به ساده زیستی مدیران را برای از بین بردن مفاسد اقتصادی مهم و واجب می دانست.
همانطور که در تعبیرات مقام معظم رهبری گذشت، مبارزه با فساد کار آسانی نیست و
طبیعی است که مبارزه قاطع با مفاسد، موجب فشارهایی از طرف مفسدین گردد. امیرمؤمنان علی(علیه السلام) به این نکته اشاره نموده و به توجه به یاد قیامت که موجب صبر می گردد، توصیه فرموده است و خشنودی مردم را تکیه گاهی مطمئن در برابر خواص زیاده خواه معرفی می نماید. (همان، نامه53)
در این پژوهش سعی شد تا با تطبیق برخی سیاست های کلی اقتصاد مقاومتی و بیانات مقام معظم رهبری پیرامون دستیابی به استقلال اقتصادی با کلام و سیره امیرمؤمنان علی(علیه السلام) ، به اهمیت این سیاست ها و برخی راهکارهای اجرایی آن ها دست یابیم که در چند بند خلاصه می گردد:
حمایت از تولید، یکی از موارد مهم در سیاست های اقتصاد مقاومتی به شمار می آید که بهبود فضای کسبوکار می تواند یکی از راهبردهای آن باشد. دقت در سیره علی(علیه السلام) به راهکارهایی همچون بازار همگانی، قانون سبقت، اجرت نگرفتن و تخصصی بودن بازارها رهنمون می سازد.
اقتصاد مبتنی بر دانش، یکی از راه های پیشرفت اقتصادی در کشور شمرده میشود که در سخنان امیرمؤمنان(علیه السلام) نیز به این مسئله اشاره هایی صورت گرفته است.
الگوی مصرف، ازجمله رفتارهای پایدار جامعه است و رفتارهای پایدار نیز ریشه های فرهنگی دارد و تغییر اساسی آن ها نیز بدون تغییر فرهنگ ممکن نیست و در اصلاح الگوی مصرف، موارد بسیاری باید رعایت گردد که در این پژوهش دو موردِ مبارزه با اسراف و تجمل گرایی ارائه گردید. از پیامدهای مخرب این دو به نیازمندی و از پیامدهای مثبت مقابله با آن ها می توان به آسایش اشاره نمود.
اجرای اقتصاد مقاومتی، بدون مبارزه با مفاسد اقتصادی امکان ندارد؛ لذا برای آن باید هم در بخش پیش گیری (با انتصاب مسئولان متعهد و نظارت دقیق و جامع) و هم در بخش مبارزه، با جدیت برنامهریزی کرد.
قرآن کریم، ترجمه محمدعلی رضایی اصفهانی و گروهی از اساتید جامعة المصطفی، قم، انتشارات المصطفی، 1388ش.
شریف رضی، نهج البلاغة، ترجمه: محمد دشتی، چاپ اول، قم، مشهور، 1379ش.
ابن شهر آشوب، محمد بن علی، مناقب آل أبی طالب اول. قم، علامه، 1379ش.
أزدی، عبدالله بن محمد، کتاب الماء، چاپ اول، تهران: مؤسسه مطالعات تاریخ پزشکی، 1387ش.
اشرفی، یکتا؛ فهیمیفر، فاطمه، «بررسی شاخصهای بهبود فضای کسبوکار با تأکید بر جایگاه ایران»، مجله اقتصادی، شماره 11، 1390ش.
بهبودی، داود؛ میرانی، نینا و محرم جودی، نازیلا، «بررسی اثر اقتصاد دانش بنیان بر رشد تولیدات در ایران با استفاده از الگوریتم جستوجوی گرانشی و الگوریتم کرم شب تاب»، سیاستگذاری پیشرفت اقتصادی، شماره 8 ، 1394ش.
بیهقی، احمد بن حسین، السنن الکبری، محمد عبدالقادر عطا، چاپ سوم، بیروت، دار الکتب العلمیه، 1424ق.
جمعی از نویسندگان، مبانی اقتصاد اسلامی، چاپ هشتم، تهران، سمت، 1393ش.
حسنی، احمد، نظام مالی نوین اسلامی. چاپ اول، قم، میراث انبیاء، 1395ش .
راغب اصفهانی، حسین بن محمد، مفردات ألفاظ القرآن، چاپ اول، بیروت، دارالقلم، 1412ق.
سلطانی رنانی، سیدمهدی، موانع اقتصادی عدالت و امنیت از منظر امام علی(علیه السلام)، تهران، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، 1384ش.
سیف، ولی الله، «فضای کسبوکار»، تازههای اقتصاد، ش132، 1390ش
صاحب بن عباد، اسماعیل، المحیط فی اللغة، چاپ اول، بیروت، عالم الکتاب، 1414ق.
صدوق، محمد بن علی، الخصال، چاپ اول، قم، جامعه مدرسین، 1362ش.
فراهیدی، خلیل بن أحمد، کتاب العین، چاپ دوم، قم، هجرت، 1409ق.
کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، چاپ چهارم، تهران، دارالکتب الإسلامیة، 1407ق.
گیلک حکیم آبادی، محمدتقی، «امام علی(علیه السلام)، دولت و سیاست های اقتصادی»، کتاب نقد، ش19، 1380ش.
مدرس زاده، مجدالدین، «نگاهی به برنامه های اقتصادی امام علی(علیه السلام)»، پژوهش اقتصادی اسلامی،
شماره 5، 1381ش.
مصطفوی، حسن، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، چاپ اول، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، 1368ش.
مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، قم، صدرا، 1385ش.
معمارنژاد، عباس، «اقتصاد دانش بنیان: الزامات، نماگرها، موقعیت ایران، چالشها و راهکارها». مجله اقتصاد و تجارت نوین، ش1، 1384ش.
میرمعزی، سید حسین، «اقتصاد مقاومتی و ملزومات آن (با تأکید بر دیدگاه مقام معظم رهبری)» فصلنامه اقتصاد اسلامی، ش47، 1391ش.
خبرگزاری تسنیم، (1/10/1393)، «سرانه مصرف آب هر ایرانی ...»، www.tasnimnews.com.
اصغر طهماسبی بلداجی(1)
1) . پژوهشگر و نویسنده؛ tahmasebiasghar@yahoo.com
یکی از مباحث مهمی که در آموزههای دینی موردتوجه قرارگرفته، اهتمام به اقتصاد سالم و پویا است. اقتصاد مقاومتی، یکی از راهکارهای مهم در جهت تحقق اقتصاد سالم و پویا و رفع فقر و فاصله طبقاتی از جامعه است. اقتصاد مقاومتی هم به لحاظ تبیینی و هم به جهت ضمانت اجرائی آن، در آموزههای دینی، ازجمله نهجالبلاغه تشریح شده که این دو مبتنی بر سیره علمی و عملی امام علی(علیه السلام) است. در نهجالبلاغه غایت اقتصاد، رفع فقر و فاصله طبقاتی در جامعه و برقراری عدالت و نائل شدن به اقتصاد سالم و پویا بیان شده است. جستار پیش رو با روش توصیفی - تحلیلی مهمترین راهکارهای اجرائی کردن اقتصاد مقاومتی بر مبنای نهجالبلاغه را در محورهای: اشتغالزایی و تولید، آسیبشناسی اقتصاد مقاومتی، رفع فقر و فاصله طبقاتی و تشویق به استقلال اقتصادی بیان داشته است و دراینباره مهمترین شاخصههای هر محور را به لحاظ مؤلفههای اقدامی بیان داشته است. از مهمترین نتایج تحقیق اینکه در نهجالبلاغه اقتصاد مقاومتی با محوریت مهم اسلامی بودن در دو حیطه فردی و اجتماعی، قابلیت اجرائی داشته که با فرهنگسازی صحیح، از یکسو آسیبهای اجتماعی و اقتصادی ناشی از فقر و کمبود مالی کاهش مییابد؛ و از سوی دیگر تعالی اقتصادی و معنوی خانواده در سطح خُرد و استقلال و اقتدار اقتصادی کشور و سلامت اقتصادی آن در سطح کلان، فراهم میشود.
کلید واژهها: امام علی(علیه السلام)، نهجالبلاغه، اقتصاد مقاومتی، راهکارهای اقتصادی، استقلال اقتصادی.
یکی از مهمترین مواردی که انسان در زندگی به آن نیاز دارد و خواسته یا ناخواسته با اثرات آن مواجه است، اقتصاد یا تأمین نیازهای مالی زندگی است. در آموزههای دینی به اهمیت اقتصاد و تأثیرات آن در زندگی دنیوی و حتی اخروی توجه زیادی شده تا آنجا که یکی از شریانهای ورود به کفر، فقر بیان شده است (نک: کلینی، اصولکافی، ج2، ص307). اقتصاد سالم و پویا از مهمترین برنامههای دین اسلام در جهت تعالی زندگی فردی و اجتماعی انسانها است. رویکرد دین به اقتصاد تنها دنیا محور نبوده، بلکه غایت آن، آخرت بیان شده است. در آموزههای دینی در توجه به دنیا و آخرت، جنبه اعتدال رعایت شده است. در عصر حاضر اقتصاد با جنبههای فردی و اجتماعی حائز اهمیت است؛ اقتصاد فردی به لحاظ دینی و اجتماعی، اثرات غیرقابلانکاری بر بطن جامعه میگذارد که امنیت فردی و اجتماعی از مهمترین آنهاست؛ اقتصاد اجتماعی نیز بدونشک استقلال اقتصادی و به فراخور آن تحکیم استقلال سیاسی جامعه اسلامی را به دنبال دارد. برای تحقق بخشیدن به اقتصاد فردی و اجتماعی، اهتمام به اقتصاد مقاومتی در عصر حاضر با توجه به مقتضیات کشور حائز اهمیت است؛ چراکه توجه به مؤلفههای اقدامی اقتصاد مقاومتی، علاوه بر توسعه اقتصادی جامعه، زمینههای اشتغالزائی و تولید داخلی را فراهم مینماید. پژوهش فرارو با روش توصیفی - تحلیلی، مهمترین راهکارهای اجرائی کردن اقتصاد مقاومتی را بر مبنای نهجالبلاغه در حیطههای مختلف بیان میدارد و مهمترین شاخصهها دراینباره را مورد دقت قرار میدهد.
پیرامون اقتصاد و اقتصاد مقاومتی از یکسو و اقتصاد اسلامی از سوی دیگر، پژوهشهای متعددی صورت گرفته است؛ برخی از پژوهشها بهطورکلی به جایگاه اقتصاد مقاومتی و چیستی آن پرداختهاند و دراینباره به نقش اقتصاد مقاومتی در پیشرفت و حل
بحرانها اشاره نمودهاند (نک:خالقیان میمند، واعظ برزانی، طغیانی، سیاستهای مالی تحت راهبرد اقتصاد مقاومتی؛ سلیمانی، حسینزاده یزدی، سمیعی نسب، مؤلفههای الگوی توانمندسازی مقاومتی نیروی کار در چارچوب سیاستهای کلی اقتصاد مقاومتی؛ حسینپور، محمدی سیاهبومی، سیاستهای کلی اقتصاد مقاومتی برای برونرفت از بحران؛ برخی دیگر از پژوهشها با نگاهی دینی و فرهنگی به بررسی ابعاد اقتصاد مقاومتی پرداختهاند (نک: بنیانیان، الزامات فرهنگی اقتصاد مقاومتی؛ آهنگران، همگونی اقتصاد مقاومتی با فقه و فرهنگ اسلامی و زمینهساز بودن آن برای ظهور مهدی موعود؛ اصغری، گفتمان راهبرد تولید ثروت در بستر نظام دینی از منظر رهبری؛ همچنان که برخی دیگر از پژوهشها به بررسی اقتصاد خانواده و راهکارهای مدیریت اقتصادی خانواده پرداختهاند (زارع، مدیریت اقتصادی خانواده)؛ برخی دیگر از پژوهشها با محوریت قرآن و نهجالبلاغه به بررسی اقتصاد اسلامی پرداختهاند و دراینباره شاخصههای اقتصاد اسلامی در حیطههای مختلف را بیان کردهاند (نک: علم الهدی، ناسی اقتصاد اسلامی بر اساس عملکرد اقتصادی امام علی(علیه السلام)؛ فتحعلیانی، حسینی، اقتصاد اسلامی؛ طهماسبی بلداجی، جهاد اقتصادی و اقتصاد مقاومتی از منظر قرآن و اهلبیت(علیهم السلام)؛ حمزه علی، مهدیه، سمیه، تحلیلی بر سازوکارهای عملی اقتصاد مقاومتی در نهجالبلاغه با تکیه بر وظایف دولت، بهرامی، مجله پژوهشهای نهجالبلاغه، زمستان 1396، شماره 55؛ تأثیر مؤلفههای دانش بر اقتصاد مقاومتی از منظر نهجالبلاغه، شاهآبادی، ابوالفضل، زریننعل، زینب، مجله سیاستهای راهبردی و کلان، زمستان 1397، شماره 24، از صفحه 809 تا 823).
مقاله فرارو ضمن توجه به پژوهشهای پیشین با رویکردی دیگر با محوریت اقتصاد مقاومتی، درصدد است ضمن تبیین مؤلفههای اقتصادی اسلام، رویکردها و راهبردهای اقتصادی در تحقق اقتصاد مقاومتی و توسعه اقتصاد فردی و اجتماعی در عصر حاضر را بر مبنای نهجالبلاغه بیان نماید.
اقتصاد در معنای کلی آن یکی مواردی است که انسان با آن سروکار دارد و زندگی دنیوی خود را طبق آن تنظیم مینماید. اقتصاد فردی از یکسو به معنای کسب حلال و تأمین نیازهای زندگی و اقتصاد
اجتماعی و کلان به معنای اقتدار و استقلال اقتصادی هماره مورد تأکید آموزههای دینی بوده است. بر همین ساس راهکارهایی فرا روی مؤمنان قرارگرفته است. بدون شک یکی از مهمترین مسائلی که امنیت اجتماعی و اقتصادی کشور را از یکسو و استقلال اقتصادی و سیاسی آن را از سویی دیگر تأمین میکند، گرایش به اقتصاد مقاومتی است؛ اقتصاد مقاومتی مجموعه تدابیر مدیریتی است که آسیبپذیری اقتصاد کشور را در برابر ریسکهای متعددی که اقتصاد ایران را تهدید میکند کاهش میدهد؛ بهعبارتدیگر اقتصاد مقاومتی بحث نظری جدیدی نبوده، بلکه بحث مدیریتی جدیدی است که هر کشوری با توجه به وضعیت و مشکلات اقتصاد خود باید اتخاذ کرده و بکار بگیرد. دراینباره باید تدابیری به کار گرفته شود تا خطرپذیری اقتصاد ایران در برابر تکانهها و اختلالهای آسیبزننده داخلی و خارجی بهویژه تحریمهای بینالمللی به حداقل رسانده و زمینه را برای دستیابی ایران به پیشرفتهای پایدار اقتصادی فراهم کرد (سیف و خوشکلام خسروشاهی، 1392ش:ص186). نکته مهم اینکه ترسیم تدابیر اقتصاد مقاومتی بهتنهایی مشکلی را حل نمیکند، بلکه ترسیم و تبیین و اجرائی کردن آن به نحو صحیح میتواند شکوفایی اقتصاد کشور را به ارمغان بیاورد. دراینباره اتکا و استناد به راهکارهای آموزههای دینی میتواند حائز اهمیت باشد و تأثیرات مفید و متقنی داشته باشد. بر همین اساس این پژوهش، راهکارهای اجرائی کردن اقتصاد مقاومتی را از منظر نهجالبلاغه مورد بررسی قرار داده و با استناد به سیره علمی و عملی امام علی(علیه السلام) این راهکارها را در حیطههای مختلف بیان نموده است.
برای اینکه اقتصاد مقاومتی به اهداف خود نائل شود لازم است دو محور اساسی
بهعنوان مبانی اقدامی موردتوجه قرار گیرند:
رسیدن به نتایج مطلوب در اقتصاد مقاومتی نیازمند تبیین همهجانبه آن است به این معنا که اهداف، بایدها و نبایدهای اقتصاد مقاومتی برای تمامی اقشار جامعه متناسب با شغل یا نقش آنها تبیین گردد و وظایف هر گروه متناسب با آن روشن شود؛ بهعنوانمثال جایگاه فرهنگیان در تحقق اهداف اقتصادی مقاومتی چیست و چه وظایفی دارند؟ جایگاه دانش آموزان و دانشجویان چگونه است؟ جایگاه کشاورزان و دامداران، جایگاه مشاغل صنعتی، جایگاه تولیدکنندگان، جایگاه مصرفکنندگان؛ هرکدام متناسب با خود تبیین و فرهنگسازی شود. بهعنوان نمونه: تولیدکنندگان اجناس خوب و استاندارد تولید کنند و مصرفکنندگان کالاهای داخلی مصرف نمایند و از مصرف کالاهای قاچاق و خارجی بپرهیزند که این خود میتواند قاچاق کالا را از بین ببرد. بنابراین تبیین شایسته و فرهنگسازی آن از عوامل مهم در تحقق اقتصاد مقاومتی است.
تبیین بهتنهایی علت ناقص است و با اجرا کردن صحیح آن تام میشود. رویکرد اقدامی نسبت به اقتصاد مقاومتی شریان اصلی در تحقق آن و رسیدن به نتایج مطلوب است. همانگونه که وظایف هرکدام از اقشار جامعه تبیین میشود، وظایف اقدامی هرکدام نیاز بیان شود و علاوه بر آن، ضامن اجرائی آن نیز تثبیت شود. این دو مبنای مهم میتواند در شکوفایی اقتصادی و رفع فقر و مشکلات اقتصادی در جامعه کمک کند.
در نهجالبلاغه راهکارهای متعدد اقتصادی جهت رفع فقر و فاصله طبقاتی از جامعه و تحقق عدالت اقتصادی بیان شده است؛ سیره امام علی(علیه السلام) بهطور تام نمودی از اقتصاد اسلامی است. بامطالعه آموزههای امام علی(علیه السلام) در نهجالبلاغه و منابع دیگر میتوان به
نقشه جامعی از راهکارهای اقتصادی جهت تحقق اقتصاد مقاومتی در عصر حاضر دست یافت. اگر راهکارهای اقتصاد مقاومتی به فعلیت برسند به لحاظ غائی دو نتیجه مهم به ارمغان میآورد: یک سلامت خانواده و امنیت اجتماعی - اقتصادی جامعه، دوم استقلال اقتصادی کشور. دراینباره مهمترین راهکارهای اجرائی مستنبط از آموزههای امام علی(علیه السلام) در چهار محور مورداشاره قرار میگیرد.
از مهمترین اهداف اقتصاد مقاومتی رفع بیکاری و اشتغالزائی است. مهمترین راهکارهای اقدامی برای اشتغالزائی در آموزههای امام علی(علیه السلام) عبارتاند از:
رونق اقتصادی هر جامعه مرهون تلاش و کوشش افراد آن جامعه است. استقلال جامعه درگرو کار و کوشش مؤثر است، در فرهنگ علوی بر اهمیت کار و تلاش و کوشش و کسب روزی حلال بسیار تأکید
شده است (نک: صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج3، 168؛ متقی هندی، کنز العمال، ج4، ص6؛ کلینی،اصول کافی، ج5 ، ص88). سیره امیرالمؤمنین(علیه السلام) نمونه واقعی از اهتمام به تلاش و کوشش در همه زمینههاست. امام علی(علیه السلام) از هرکس متواضعتر بود و در امور خانه به همسر خویش کمک میکرد و شخصاً به کار و تلاش در مزرعه میپرداخت؛ با کلنگ زمین را میکند و آن را شیار و آبیاری میکرد و بارهای هستهی خرما را روی شانه میگذاشت و به صحرا میبرد و بر زمین میفشاند و اگر دانهای از آن بر زمین میافتاد، خم میشد و آن را برمیداشت و میفرمود: امروز هسته است و فردا خرما (برقعی قمی، جلوه حق در سیرت مولای متقیان امیرمؤمنان علی بنابیطالب(علیه السلام)، ص55(. امام علی(علیه السلام) با تلاش و کوشش مزارع و کشتزارهایی به وجود میآورد که طبق برخی نقل صدها نفر در آن مزارع مشغول به کار میشدند (نک:کلینی، اصول کافی، ج7، ص49). فرهنگسازی تلاش و کوشش و اشتغالزائی در جامعه با تکیه بر آموزههای امام علی(علیه السلام) در
نهجالبلاغه در ابعاد متعددی قابل فحص و بررسی است. در بعد اول تشویق به کار و تلاش و برنامهریزی جهت کسب روزی برای خانواده بیان شده است؛ یکی از مواردی که انسان مؤمن باید در شبانهروز برای آن وقت تعیین کند و به دنبال آن برود کار و تلاش و کوشش جهت زندگی و خانواده است؛ در نهجالبلاغه به این تقسیم وقت انسان توجه شده است:«لِلْمُؤْمِنِ ثَلَاثُ سَاعَاتٍ فَسَاعَةٌ ینَاجِی فیها رَبَّهُ وَ سَاعَةٌ یرُمُّ [فیها مَعَایشَهُ مَعَاشَهُ وَ سَاعَةٌ یخَلِّی [فیها بَینَ نَفْسِهِ وَ بَینَ لذّتها فِیمَا یحِلُّ وَ یجْمُلُ وَ لَیسَ لِلْعَاقِلِ أَنْ یکُونَ شَاخِصاً إِلَّا فِی ثَلَاثٍ مَرَمَّةٍ لِمَعَاشٍ أَوْ خُطْوَةٍ فِی مَعَادٍ أَوْ لَذَّةٍ فِی غَیرِ مُحَرَّم» (شریف رضی، نهجالبلاغه، حکمت390)
در نهجالبلاغه بهطور مطلق به تلاش و کوشش تأکید شده و محوریت این تلاش کوشش جمع زاد و توشه برای آخرت بیان شده است:«فَعَلَیکُمْ بِالْجَدِّ وَالِاجْتِهَادِ وَالتَّأَهُّبِ وَالِاسْتِعْدَادِ وَ التَّزَوُّدِ فِی مَنْزِلِ الزَّاد» (همان، خطبه230).
در آموزههای امام علی(علیه السلام) کار و تلاش و کوشش تنها به خاطر رفع نیازهای شخصی و خانواده نبوده بلکه جنبه اجتماعی کار نیز مورد توجه قرار گرفته است، بهگونهای که ثمرات کار و کوشش بر اقشار کمدرآمد جامعه نیز تأثیر میگذاشت این مهم در سیره عملی امام آشکار است؛ امام علی(علیه السلام) در طول عمر خویش علاوه بر رسالت زمامداری و امامت، به کارهای زراعت و باغبانی میپرداخت و درآمد آن را صرف فقرا و یتیمان و اقشار پایین جامعه مینمود (نک: قریشی، کار و حقوق کارگر، ص6).
در نهجالبلاغه ملاک برتری افراد بر یکدیگر در جامعه، کار معرفی شده نه امتیازات قبیلهای و موروثی، بهگونهای که پاداش افراد بر اساس میزان کار آنها است: «مَنْ أَبْطَأَ بِهِ عَمَلُهُ لَمْ یسْرِعْ بِهِ نَسَبُه» (شریف رضی، نهجالبلاغه، حکمت389). علاوه بر این، نحوه کار و تقسیمبندی آن متناسب با ظرفیتهای جسمی انسانها است؛ در برخی فرهنگهای غلط امروزی ملاک فقط کار است و ظرفیت و قابلیت انسان موردتوجه نیست، یکی از این موارد واگذار کردن کارهای دشوار به زنان است که این امر علاوه بر تخریب شخصیت زن، کیان خانواده را نیز از هم میپاشد و آسیبهای اجتماعی متعددی در حوزه تربیت فرزندان و...
به همراه میآورد. اما در فرهنگ علوی کار برای زنان متناسب با آنها بیان شده نه هر کاری، امام علی(علیه السلام) دراینباره میفرماید:«لَا تُمَلِّکِ الْمَرْأَةَ مِنْ أَمْرِهَا مَا جَاوَزَ نفسها فَإِنَّ الْمَرْأَةَ رَیحَانَةٌ وَ لَیسَتْ بِقَهْرَمَانَةٍ» (همان: نامه31)؛ «کاری را که برتر از توانایی زن است به او وامگذار که زن گلبهاری است، نه پهلوانی سختکوش».
در بعد دوم آفتها و موانع اشتغال بیان شده؛ که مهمترین آنها بیکاری(1)
(آمدی، غررالحکم و دررالکلم، ج2، ص1043) و تنبلی و سستی(2)
(شریف رضی، نهجالبلاغه، حکمت239) است. از منظر امام علی(علیه السلام) تنبلی و سستی در کار باعث ضایع شدن حقوق میشود که این حقوق میتواند فردی یا اجتماعی باشد. این مطالب حاکی از آن است که کار در هر شغل و لباسی از راه حلال آن نهتنها مطلوب بلکه جنبه معنوی نیز به همراه دارد. متأسفانه در برخی موارد، بعضی از جوانان و حتی میانسالان منتظر کار فوقالعاده یا پردرآمد میمانند و این امر منجر به بیکاری آنها و حتی تنبلی و سستی در آنان میشود که علاوه بر این، در درازمدت منجر به آسیبهای متعدد اجتماعی و اقتصادی میشود. درصورتیکه در فرهنگ دینی اهتمام به تلاش و کوشش از راه حلال در هر کار شرعی حتی با درآمد کم توصیه شده است. فرهنگسازی این مهم در جامعه در دو بعد تئوری و عملی میتواند به توسعه تلاش و کوشش در جامعه و به فراخور آن توسعه اقتصادی کمک نماید. بنابراین در فرهنگ علوی توسعه کار و تلاش و کوشش میتواند بهعنوان راهکار اجرائی و مهم به اقتصاد مقاومتی کمک کند و علاوه بر رفع بیکاری، تعالی جامعه را به همراه بیاورد.
برخلاف گمان برخی که میپندارند اهتمام اسلام تنها به آخرت است و به دنیا و امور مادی نگاهی ندارد قرآن بر استفاده از آن تأکید دارد:«وَ الْأَنْعامَ خلقها لَکُمْ فیها دِفْءٌ وَ مَنافِعُ وَ مِنْها تَأْکُلُونَ »(نحل/5)؛ «وَالْخَیلَ وَالْبِغالَ وَالْحَمیرَ لِتَرْکَبُوها وَزینَةً وَیخْلُقُ ما لاتَعْلَمُونَ» (نحل/8) .
در جای دیگر، قرآن کریم بر بهرهگیری از مواهب خدادادی تأکید دارد آنجا که میفرماید:«وَ هُوَ الَّذی سَخَّرَ الْبَحْرَ لِتَأْکُلُوا مِنْهُ لَحْماً طَرِیا وَ تَسْتَخْرِجُوا مِنْهُ حِلْیةً تَلْبَسُونَها وَ تَرَی الْفُلْکَ مَواخِرَ فیهِ وَ لِتَبْتَغُوا مِنْ فَضْلِهِ وَ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُون» (نحل/14). در نهجالبلاغه نیز یکی از فلسفههای خلقت زمین و باغها و دشتها و نعمتهای آن بهرهوری انسان بیان شده است:«فَهِی تَبْهَجُ بِزِینَةِ ریاضها وَ تَزْدَهِی بِمَا أُلْبِسَتْهُ مِنْ رَیطِ أَزَاهِیرِهَا وَ حِلْیةِ مَا سُمِطَتْ بِهِ مِنْ نَاضِرِ أَنْوَارِهَا وَ جَعَلَ ذَلِکَ بَلَاغاً لِلْأَنَامِ وَ رِزْقاً لِلْأَنْعَامِ وَ خَرَقَ الْفِجَاجَ فِی آفاقها وَ أَقَامَ الْمَنَارَ لِلسَّالِکِینَ عَلَی جَوَادِّ طرقها» (شریف رضی، نهجالبلاغه، خطبه91). اهتمام به تولید و صاحبان مشاغل تولیدی در سیره امام علی(علیه السلام) نمایان است؛ در نهجالبلاغه دو رویکرد مهم در توسعه تولید داخلی جامعه اسلامی بیان شده است؛ رویکرد اول توجه به نیازهای اساسی جامعه و آبادانی زمین و تولید است؛ ایشان در نامه به مالک اشتر توجه به آبادانی و تولید را مقدّم بر خراج گرفتن بیان میکند چراکه وجود خراج نیز منوط به آبادانی زمین است:«وَ لْیکُنْ نَظَرُکَ فِی عِمَارَةِ الْأَرْضِ أَبْلَغَ مِنْ نَظَرِکَ فِی اسْتِجْلَابِ الْخَرَاجِ لِأَنَّ ذَلِکَ لَا یدْرَکُ إِلَّا بِالْعِمَارَةِ وَ مَنْ طَلَبَ الْخَرَاجَ بِغَیرِ عِمَارَةٍ أَخْرَبَ الْبِلَادَ وَ أَهْلَکَ الْعِبَادَ وَ لَمْ یسْتَقِمْ أَمْرُهُ إِلَّا قَلِیلًا» (همان، نامه53).
رویکرد دوم حمایت از مشاغل تولیدی با سیاستهای اقتصادی مختلف ازجمله تخفیفهای مالیاتی است. ایشان در موارد گوناگون نسبت به تجّار، صنعتگران و کشاورزان سفارشهای متعددی میفرماید و میخواهد درزمانی که مردم دچار مشکلات اقتصادی هستند در مالیات به آنها تخفیف بدهند. امام(علیه السلام) این تخفیف در مالیات و کمک اقتصادی به تولیدکنندگان را باعث آبادانی جامعه، گسترش عدالت و افزایش رفاه و آسایش بیان میکند: «فَإِنْ شَکَوْا ثِقَلًا أَوْ عِلَّةً أَوِ انْقِطَاعَ شِرْبٍ أَوْ بَالَّةٍ أَوْ إِحَالَةَ أَرْضٍ اغْتَمَرَهَا غَرَقٌ أَوْ أَجْحَفَ بِهَا عَطَشٌ خَفَّفْتَ عَنْهُمْ بِمَا تَرْجُو أَنْ یصْلُحَ بِهِ أَمْرُهُمْ وَ لَا یثْقُلَنَّ عَلَیکَ شَیءٌ خَفَّفْتَ بِهِ الْمَئُونَةَ عَنْهُمْ فَإِنَّهُ ذُخْرٌ یعُودُونَ بِهِ عَلَیکَ فِی عِمَارَةِ بِلَادِکَ وَ تَزْیینِ وِلَایتِکَ مَعَ اسْتِجْلَابِکَ حُسْنَ ثَنَائِهِمْ وَ تَبَجُّحِکَ بِاسْتِفَاضَةِ الْعَدْلِ فِیهِمْ مُعْتَمِداً فَضْلَ قُوَّتِهِمْ بِمَا ذَخَرْتَ عِنْدَهُمْ مِنْ إِجْمَامِکَ لَهُمْ وَ الثِّقَةَ مِنْهُمْ بِمَا عَوَّدْتَهُمْ مِنْ عَدْلِکَ عَلَیهِمْ وَ رِفْقِکَ بِهِم» (همان).
از منظر امام علی(علیه السلام) تخفیف مالیاتی به تجّار، کشاورزان و صنعتگران و حمایت اقتصادی از آنها به معنای هزینه بیجهت و اتلاف مالیات نیست بلکه آثار مثبت اقتصادی در جامعه میگذارد ازجمله اینکه باعث رشد انگیزه مالیاتدهندگان در کار و تولید میشود و بهجای ورشکستگی، به توسعه اقتصادی آنان کمک مینماید و باعث میشود که به تولید و توسعه اقتصادی جامعه کمک نمایند و نسبت به حکومت و کارگزاران دید مثبتی پیدا کنند و اعتماد آنان به کارگزاران بیشتر شود. در عصر حاضر نیز حمایت اقتصادی از تولیدکنندگان و تخفیفهای مالیاتی میتواند به توسعه اقتصادی جامعه و تحقق اقتصاد مقاومتی کمک نماید. علاوه بر این در عصر حاضر که تحریمهای متعددی از سوی کشورهای بیگانه صورت میگیرد وظیفه همگان است که بر اصل تولید داخلی توجه ویژهای بکنند و کشور را به خودکفایی در کالاهای موردنیاز برسانند؛ دو اقدام مهم دراینباره میتواند به توسعه تولید داخلی و اشتغالزائی کمک نماید: اول اینکه فرهنگسازی استفاده از کالاهای داخلی در بین اقشار جامعه نهادینه شود؛ به این معنا که بهجای گرایش مصرفی به کالاهای خارجی، خرید کالاهای داخلی در اولویت قرار گیرد که این مهم توجه تولیدکنندگان به تولید کالاهای مرغوب و باکیفیت را نیز میطلبد؛ مصرف کالاهای داخلی خودبهخود به افزایش تولید داخلی و به اشتغالزائی و جذب نیروی انسانی کمک شایانی مینماید. دوم توجه به تولید نیازهای اساسی در کشور است؛ همانگونه که در سیره معصومین(علیهم السلام) بیان شد، ایشان به تولید نیازهای اساسی تأکید ویژهای داشتند و خود به تهیه نیازهای اساسی همت میگماردند؛ در عصر حاضر باید با ایجاد بسترهای مناسب زمینه تولید نیازهای اساسی در جامعه فراهم گردد به این معنا که هر آنچه از نیازهای اساسی از خارج وارد میشود در داخل تولید شود. البته این بدان معنا نیست که با کشورهای دیگر تجارت صورت نگیرد بلکه بدان معناست که نیازهای اساسی در خود جامعه تولید شود که علاوه بر اشتغالزائی، وابستگی مصرفی به کشورهای دیگر را از بین میبرد.
منظور از آسیبهای اقتصادی آفتهایی هستند که اقتصاد اسلامی سالم را تهدید میکنند که علاوه بر زیانهای فردی و اجتماعی مانع مهمی در مسیر اشتغالزائی و تولید میباشند. برخی از این آفتها مرتبط با زندگی فردی و برخی دیگر اجتماعی هستند. مهمترین راهکارهای اقدامی در جهت رفع آسیبهای اقتصادی عبارتاند از:
مفاسد اقتصادی مصادیق متعددی دارد که در هر جامعهای میتواند وجود داشته باشد. مفاسد اقتصادی در تعارض با اقتصاد اسلامی میباشند و به اقتصاد سالم و پویا ضربه میزنند. تجارت ناسالم و کسب درآمد حرام از مهمترین مصادیق مفاسد اقتصادی هستند. قرآن کریم در نهی از اقتصاد ناسالم و باطل میفرماید:«یا أَیهَا الَّذِینَ آَمَنُوا لَا تَأْکُلُوا أَمْوَالَکُمْ بَینَکُمْ بِالْبَاطِلِ إِلَّا أَنْ تَکُونَ تِجَارَةً عَنْ تَرَاضٍ مِنْکُمْ وَلَاتَقْتُلُوا أَنْفُسَکُمْ إِنَّ اللَّهَ کَانَ بِکُمْ رَحِیمًا» (نساء/29).
در این آیه مبارک خوردن اموال یکدیگر از راه باطل، حرام معرفی شده و در مقابل آن توصیه به تجارت سالم و دوسویه شده است. در آموزههای دینی، ربا، قمار، کمفروشی، گرانفروشی، دزدی یا اختلاس از مصادیق اقتصاد ناسالم و مفاسد اقتصادی بیانشدهاند و به مبارزه با آنها و رفع آنها از جامعه تأکید شده است. امام صادق(علیه السلام) میفرماید :«کسی که قرض بگیرد و بداند که نمیتواند پرداخت کند، مال باطل خورده است» (کلینی، اصول کافی، ج 5، ص95). در همین رابطه امام باقر(علیه السلام) میفرماید:«ربا، قمار، کمفروشی و ظلم از مصادیق باطل است» (عروسی حویزی، ج1، ص 471). در نهجالبلاغه از مهمترین مفاسد اقتصادی در جامعه، احتکار است. احتکار در شرایط حساس میتواند آسیبهای جدی به اقتصاد خانواده و جامعه وارد کند؛ علیالخصوص در زمان تحریمهای اقتصادی که احتکار توسط برخی سودجویان زیادتر میشود. امام علی(علیه السلام) در دستور به کارگزاران در
برخورد با محتکر میفرماید:«از احتکار نهی کن و پس هرکس مرتکب آن شد تنبیه بدنی کن و با آشکار ساختن آنچه احتکار کرده او را مجازات کن» (حر عاملی، وسائل الشیعه، ج13، ص277). در نامه 53 نهجالبلاغه به مالک اشتر، امام(علیه السلام) از وی میخواهد که با آسیبهای اقتصادی در جامعه برخورد نماید ازجمله: احتکار و گرانفروشی، چراکه این موارد نظم اقتصادی جامعه را برهم میزند و باعث ضربه زدن به اقتصاد مردم میشوند ایشان دراینباره میفرماید: «وَاعْلَمْ مَعَ ذَلِکَ أَنَّ فِی کَثِیرٍ مِنْهُمْ ضِیقاً فَاحِشاً وَشُحّاً قَبِیحاً وَاحْتِکَاراً لِلْمَنَافِعِ وَ تَحَکُّماً فِی الْبِیاعَاتِ وَ ذَلِکَ بَابُ مَضَرَّةٍ لِلْعَامَّةِ وَعَیبٌ عَلَی الْوُلَاةِ فَامْنَعْ مِنَ الِاحْتِکَارِ فَإِنَّ رَسُولَ اللَّهِ(صلی الله علیه و اله)مَنَعَ مِنْهُ وَلْیکُنِ الْبَیعُ بَیعاً سَمْحاً بِمَوَازِینِ عَدْلٍ وَأَسْعَارٍ لَا تُجْحِفُ بِالْفَرِیقَینِ مِنَ الْبَائِعِ وَالْمُبْتَاعِ فَمَنْ قَارَفَ حُکْرَةً بَعْدَ نَهْیکَ إِیاهُ فَنَکِّلْ بِهِ وَعَاقِبْهُ [مِنْ فِی غَیرِ إِسْرَاف» (شریف رضی، نهجالبلاغه، نامه53). علاوه بر این تأکیدات مطابق برخی روایات حضرت نیز شخصاً با احتکار کنندگان برخورد مینمودند (ابنحزم الاندلسی، المحلی بالاثار، ج7، ص573). در سیره علمی امام علی(علیه السلام) نیز روایات متعددی درباره نهی از اقتصاد ناسالم و توجه به انضباط اقتصادی بیان شده است (آمدی، غررالحکم ودرر الکلم، ص304).
آسیبهای اقتصادی در جامعه، باعث تشویش بازار اقتصادی و عدم ثبات قیمت در جامعه میگردند. گرانفروشی، احتکار و ربا علاوه بر ترویج فرهنگ اقتصاد ناسالم در جامعه، باعث افزایش فاصله طبقاتی و ضربه زدن به قشر فقیر و متوسط میشوند. اختلاس در سطح کلان موجب ضربه زدن به اقتصاد کشور و اتلاف بیتالمال میگردد که به لحاظ فرهنگی و اجتماعی نیز آسیبهایی به همراه دارد. وضع قوانین منسجم دراینباره و تقویت ارگانهای نظارتی و اجرایی در بازار و سیستم اقتصادی، میتواند به تقلیل آسیبهای اقتصادی دراینباره کمک نماید.
از مهمترین راهکارهایی که میتواند به اجرائی کردن اقتصاد مقاومتی جامه عمل بپوشاند، اهتمام به تولید داخلی و مصرف داخلی و نهی از استفاده از کالاهای قاچاق است. دراینباره مضامین متعددی در آموزههای اسلامی وجود دارد که بهطور مستقیم یا
غیرمستقیم از مصرف کالاهای غیر اسلامی و قاچاق نهی میکنند. امام علی(علیه السلام) دراینباره میفرماید:«لَا تَزَالُ هَذِهِ الْأُمَّةُ بِخَیرٍ مَا لَمْ یلْبَسُوا لِبَاسَ الْعَجَمِ وَ یطْعَمُوا أَطْعِمَةَ الْعَجَمِ فَإِذَا فَعَلُوا ذَلِکَ ضَرَبَهُمُ اللَّهُ بِالذُّل» (مجلسی،بحارالانوار، ج63، ص323)؛
مادامیکه این امت لباس بیگانه نپوشند و غذاهای آنان استفاده نکنند، همواره در خیر خواهند بود و هنگامیکه چنین کنند، خداوند آنان را ذلیل خواهد کرد. منظور امام(علیه السلام) از عجم نه قوم خاص، بلکه در آن زمان مردمان غیرمسلمان از عرب بوده که امام(علیه السلام) از تقلید و تبعیت ظاهری از آنها نهی نموده است؛ چراکه این کار علاوه بر ترویج فرهنگ غیر اسلامی و دربیانی تهاجم فرهنگی در جامعه اسلامی، باعث رونق اقتصادی جامعه غیر اسلامی و تضعیف بازار داخلی در این حوزهها میشده است. سخن امام علی(علیه السلام) ناظر بر دو حیطه اقتصادی و فرهنگی اجتماعی بوده است که این کلام در هر عصری برای مسلمانان قابلیت اجرائی دارد که عمل به آن علاوه بر توسعه اقتصادی بازار داخلی و به فراخور آن توسعه تولید و اشتغال، از تهاجم فرهنگی در جامعه جلوگیری مینماید.
امام صادق(علیه السلام) نیز دراینباره با بیان حدیث قدسی میفرماید:«أَوْحَی اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَی نَبِی مِنْ أَنْبِیائِهِ قُلْ لِلْمُؤْمِنِینَ لَا یلْبَسُوا لِبَاسَ أَعْدَائِی وَ لَا یطْعَمُوا مَطَاعِمَ أَعْدَائِی وَ لَا یسْلُکُوا مَسَالِکَ أَعْدَائِی فَیکُونُوا أَعْدَائِی کَمَا هُمْ أَعْدَائِی» (صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج1، ص252)؛ خداوند به پیامبری از پیامبران وحی فرمود که به قومت بگو: لباس دشمنان مرا نپوشید و غذای آنان را نخورند و به
شکل آنا ظاهر نشوند که در آن صورت همانند آنها دشمن من خواهند بود.
«مصرف کالاهای خارجی و قاچاق که لباس و خوراک و... ، آن را در برمیگیرد به اقتصاد داخلی کشور ضربه وارد میکند. الگوپذیری از بیگانگان در نوع و مقدار کالاهای مصرفی، از جنبههای گوناگون به جامعه اسلامی زیان میرساند، از جنبه اقتصادی این کار بیشتر موجب ترویج مصرف کالاهای خارجی و بیتوجهی به تولیدات و کالاهای داخلی میشود که افزون بر خارج ساختن سرمایه از کشور، بر تولید و اقتصاد ملی ضربه میزند. از جنبه اجتماعی فرهنگی نیز، نوعی تبلیغ عملی و ترویج فرهنگ بیگانه و تهدیدی برای
اصالتهای فرهنگی و حتی دینی در جامعه به شمار میرود بهویژه آنکه الگوپذیری در مصرف، ناخواسته الگوپذیری در اخلاق و رفتار را نیز در پی خواهد داشت» (ایروانی، اخلاق اقتصادی از دیدگاه قرآن و حدیث، ص287). دراینباره دو مطلب حائز اهمیت است: اول اینکه نهی از استفاده از کالاهای قاچاق و بیگانه به معنای عدم تجارت و دادوستد با کشورهای غیر اسلامی نیست بلکه تجارت با کشورهای دیگر در چارچوب موازین شرعی که به توسعه اقتصادی جامعه اسلامی کمک نماید ممدوح هست. دوم اینکه در مبحث مصرف کالاهای داخلی و عدم توجه به کالاهای قاچاق و خارجی باید گفت در این زمینه باید تولیدکنندگان داخلی تمام تلاش خود را صرف تولید کالاهای مرغوب و باکیفیت نمایند به این معنا که تمام تلاش خود را بهکارگیرند تا در همه عرصهها تولیدی کالاهای باکیفیت و باقیمت مناسب تولید نمایند؛ از سوی دیگر بر مصرفکنندگان است که به خرید کالاهای داخلی همت بگمارند و از مصرف کالاهای قاچاق اجتناب نمایند که این اقدام علاوه بر ممدوح بودن آن به رونق اقتصادی جامعه و تولید و اشتغال کمک شایانی مینماید. بنابراین برای تعالی اقتصاد کشور برنامهریزی صحیح برای تولید داخلی و مصرف کالاهای داخلی و جلوگیری از مصرف کالاهای قاچاق ضروری است که این مهم در سایه فرهنگسازی این مهم محقق میشود.
از دیگر موارد مهم در اجرائی کردن اقتصاد مقاومتی، فرهنگسازی استفاده صحیح از نعمتهای الهی است. قرآن کریم در موارد متعدد مردم را به استفاده صحیح از نعمتها فراخوانده و از اسراف و تبذیر بر حذر داشته است: «وَکُلُوا وَاشْرَبُوا وَلا تُسْرِفُوا إِنَّهُ لا یحِبُّ الْمُسْرِفینَ» (اعراف/31). از طرف دیگر یکی دیگر از مصادیق این راهکار، میانهروی در اقتصاد است. قرآن کریم حتی در بخشش مال و انفاق از اسراف و زیادهروی بر حذر داشته است آنجا که میفرماید: «وَالَّذینَ إِذا أَنْفَقُوا لَمْ یسْرِفُوا وَلَمْ یقْتُرُوا وَکانَ بَینَ ذلِکَ قَواما» (فرقان/67).
از مهمترین مصادیق نهی از اسراف؛ ساده زیستی و عدم تعلق به تجملات است. ساده زیستی از شئونات اسلامی است. تجملپرستی و روی آوردن به تشریفات، یکی از موانع جدی بر سر اصلاح الگوی مصرف و پیشرفتهای اقتصادی است. فروافتادن در دام تشریفات و تجملات حاصل آن چیزی جز بازماندن از تولید نیست. در آموزههای امام علی(علیه السلام) به استفاده درست از یکسو و قناعت از سوی دیگر تأکید فراوان شده است. این دو رکن مهم اقتصاد خانواده و جامعه میباشند. ساده زیستی در فرهنگ علوی در تمام اقشار جامعه مورد تأکید است. در نهجالبلاغه امام علی(علیه السلام) در نامههای متعدد به حکمرانان خود در جامعه اسلامی آنان را به ساده زیستی و قناعت دعوت میکند (شریف رضی، نهجالبلاغه، نامه3 و نامه45). ایشان در نهی از اسراف و توصیه به قناعت و ساده زیستی میفرماید: «فَدَعِ الْإِسْرَافَ مُقْتَصِداً وَ اذْکُرْ فِی الْیوْمِ غَداً وَ أَمْسِکْ مِنَ الْمَالِ بِقَدْرِ ضَرُورَتِکَ وَ قَدِّمِ الْفَضْلَ لِیوْمِ حَاجَتِکَ أَ تَرْجُو أَنْ یعْطِیکَ اللَّهُ أَجْرَ الْمُتَوَاضِعِین» (همان، نامه21). علت تأکید بر قناعت و ساده زیستی و نهی از اسراف آثار مهم این موارد بر اقتصاد خانواده در سطح خرد و اقتصاد جامعه در سطح کلان آن است. در نهجالبلاغه میانهروی و قناعت رمز رفع فقر و تهیدست شدن است:«الْقَنَاعَةُ مَالٌ لَا ینْفَد» (همان، حکمت57)؛ «کَفَی بِالْقَنَاعَةِ مُلْکاً وَ بِحُسْنِ الْخُلُقِنَعِیماً وَ سُئِلَ ع عَنْ قَوْلِهِ تَعَالَی - فَلَنُحْیینَّهُ حَیاةً طَیبَةً فَقَالَ هِی الْقَنَاعَةُ» (همان، حکمت229)، همچنان که آثار قابلتوجه دیگری نیز برای قناعت و میانهروی بیان شده است (همان، حکمت371؛ نامه31)، «ترک میانهروی و قناعت موجب سقوط جامعه مصرفی است و ناتوان ماندن آن از ادامه مناسب تولیدات خود و گستردن دامنه آنها؛ و سرانجام کارش به آنجا میکشد که نیازمند بیگانگان و وابسته به آنان شود و این مشکل سرزمینهایی است که مصرفگرایی فراوان بر آنها تحمیل شده است» (حکیمی، الحیاة، ج4، ص316)؛ بنابراین اسراف و تبذیر از موانع مهم در تحقق اقتصاد مقاومتی و متعارض با اقتصاد اسلامی است. متأسفانه اسراف و تبذیر در تمامی سطوح جامعه مشهود است در مراسماتِ جشن و سرور همچون عروسی و مراسمات مذهبی و حتی مراسمات رسمی در ارگانهای دولتی اسراف و تبذیر
مشاهده میشود. آسیب جدی که نیاز به فرهنگسازی کلان در تمام سطوح جامعه را دارد که این فرهنگسازی علاوه بر تلاش خانوادهها، تلاش گسترده همه ارگانها و مؤسسات در سطوح آموزشی، فرهنگی و عالی را میطلبد.
فرهنگسازی استفاده بهینه از نعمتهای الهی و اجتناب از اسراف و تبذیر آثار قابل توجه اقتصادی به همراه دارد که علاوه بر تقویت بنیان اقتصادی خانواده و مدیریت آن در مقابل بحرانهای اقتصادی به توسعه اقتصادی کشور نیز کمک مینماید.
از اهداف بعثت انبیا اجرای عدالت اجتماعی و رفع فاصلههای طبقاتی بوده است سیره علمی و عملی امام علی(علیه السلام) غایت عدالت اسلامی است که هدف آن ریشهکن کردن فقر و فاصلههای طبقاتی است، دراینباره راهکارهای اقدامی مهمی موردتوجه است که عبارتاند از:
در مکتب قرآن مردم و مسئولان نظام اقتصادی به اجرای عدالت دعوتشدهاند. قرآن کریم دراینباره میفرماید: «وَأَوْفُوا الْکَیلَ وَالْمیزانَ بِالْقِسْطِ لا نُکَلِّفُ نَفْساً إِلاَّ وسعها وَإِذا قُلْتُمْ فَاعْدِلُوا وَلَوْ کانَ ذا قُرْبی وَبِعَهْدِ اللَّهِ أَوْفُوا ذلِکُمْ وَصَّاکُمْ بِهِ لَعَلَّکُمْ تَذَکَّرُونَ»(انعام/152). عدالت اقتصادی در جامعه رمز شکوفایی و پیشرفت جامعه است همچنان که حکومت عادلانه امیرالمؤمنین امام علی(علیه السلام) یک
الگوی همهجانبه در این زمینه است. در فرهنگ علوی عدالت به خاطر آثار قابلتوجهی که دارد مورد توجه قرار گرفته است آثاری که به لحاظ دنیوی و اخروی در جامعه اسلامی هویدا میشود (نک: مجلسی، بحارالانوار، ج87، ص83؛ آمدی، غررالحکم و دررالکلم، ص50؛ شریف رضی، نهجالبلاغه، حکمت743)، اصل عدالت در فرهنگ علوی بر پایه عدالت حاکمان (شریف رضی، نهجالبلاغه، خطبه 216)؛ و عدالت محوری با مردم (همان، نامه27) استوار است.
امام علی(علیه السلام) درباره اجرای همهجانبه عدالت و کمک به محرومان میفرماید: «وَ ایمُ اللَّهِ
لَأُنْصِفَنَّ الْمَظْلُومَ مِنْ ظَالِمِهِ وَ لَأَقُودَنَّ الظَّالِمَ بِخِزَامَتِهِ حَتَّی أُورِدَهُ مَنْهَلَ الْحَقِّ وَ إِنْ کَانَ کَارِها» (همان، خطبه136)؛ به خدا سوگند که داد ستمدیده را از آنکه بر او ستم کرده بستانم و مهار ستمکار را بگیرم و به ناخواه او را تا به آبشخور حق کشانم. در جای دیگر میفرماید: «به خدا اگر هفتاقلیم را با آنچه زیر آسمانهاست به من دهند تا خدا را نافرمانی نمایم و پوست جویی را از مورچهای به ناروا بربایم چنین نخواهم کرد.»(همان، خطبه224). در فرهنگ علوی عدالت در معنایی کمک به مستمندان است تا از انزوای اقتصادی رها شوند، امام(علیه السلام) در نامهای به یکی از فرماندارانش مینویسد: «وَ انْظُرْ إِلَی مَا اجْتَمَعَ عِنْدَکَ مِنْ مَالِ اللَّهِ فَاصْرِفْهُ إِلَی مَنْ قِبَلَکَ مِنْ ذَوِی الْعِیالِ وَ الْمَجَاعَةِ مُصِیباً بِهِ مَوَاضِعَ [الْمَفَاقِرِ الْفَاقَةِ وَ الْخَلَّاتِ وَ مَا فَضَلَ عَنْ ذَلِکَ فَاحْمِلْهُ إِلَینَا لِنَقْسِمَهُ فِیمَنْ قِبَلَنَا» (همان، نامه67).
عدالت اقتصادی از چنان اهمیتی برخوردار است که با رعایت آن فقر و تنگدستی از جامعه رخت میبندد و به فراخور آن فسادهای اقتصادی بهطور چشمگیری کاهش پیدا میکند. غایت عدالت اقتصادی، جامعهای همگون و دور از فاصله طبقاتی است که مورد تأکید آموزههای دینی است.
در فرهنگ علوی بر اهمیت قرضالحسنه و نهی از ربا توجه ویژهای شده است و آثار قابلتوجهی برای این عمل بیان گردیده است (نک: کلینی، اصول کافی، ج 4، ص10؛ مجلسی، بحارالانوار، ج103، ص139). امام علی(علیه السلام) در وصیت به فرزندش امام حسن(علیه السلام) فرمودند: «وَ اغْتَنِمْ مَنِ اسْتَقْرَضَکَ فِی حَالِ غِنَاکَ لِیجْعَلَ قَضَاءَهُ لَکَ فِی یوْمِ عُسْرَتِک» (شریف رضی، نهجالبلاغه، نامه31)؛ اگر کسی در حال بینیازیات از تو قرض خواست، آن را غنیمت بشمار تا اینکه در روز تنگدستی و احتیاج، او نیز قرض تو را جبران نماید. در روایات دیگر از معصومین(علیهم السلام) قرض دادن مال برتر
از بخشش مال بیان شده است (نک: مجلسی، بحارالانوار، ج103، ص139). شاید علت ترجیح قرضالحسنه بر صدقه و بخشش مال این باشد که قرضالحسنه باعث میشود که قرض گیرنده به فکر پرداخت
قرض خود باشد و بر همین اساس به کار و تلاش روی آورد که این مهم باعث اشتغالزائی و دوری از بیکاری و تنبلی و سستی میشود؛ اما در صدقه فرد صدقه گیرنده دیگر به فکر برگرداندن پول نیست و این امر باعث میشود که به راحتطلبی و درخواست از مردم عادت نماید. تشویق بر قرضالحسنه از یکسو و نهی از رباخواری از سوی دیگر ثمرات قابلتوجهی بر اقتصاد کشور میگذارد. قرضالحسنه نهتنها به شرایط بحرانی نیازمندان کمک میکند بلکه باعث جلوگیری از آسیبهای اجتماعی و اقتصادی ناشی از فقر نیز میشود از سوی دیگر برعکس ربا که عاملی برای ثروتمندتر شدن اغنیا و فقیرتر شدن فقرا است، عامل مهمی در کمک به اقشار نیازمند است.
یکی از جوانب تحقق اقتصاد مقاومتی رفع فاصله طبقاتی است چراکه جامعه دارای لایهها و طبقاتی است که قشر فقیر و محروم یکی از آنهاست. اسلام برای رفع مشکل این طبقه راهکارهایی دارد که
مهمترین آنها صدقه، انفاق، اطعام، زکات و خمس است (جوادی آملی، انتظار بشر از دین، ص 219). فقر در یک نگاه کلی دو آسیب جدی با خود به همراه دارد، یک به لحاظ فردی که شخص فقیر ممکن است به لحاظ ایمانی به وادی کفر و ضلالت کشیده بشود و اعمال ناشایستی ازجمله دزدی و .. را انجام بدهد؛ به لحاظ اجتماعی نیز فقر علاوه بر مشکلات اقتصادی در جامعه، آسیبهای اجتماعی و اقتصادی به همراه میآورد و باعث میشود جامعه به مسیر کمال و سعادت رهنمون نگردد و بی امنیتی و عدم آرامش در جامعه حکمفرما باشد به علت این آثار سوء فقر است که بر مذمّت آن در فرهنگ علوی تأکید شده است. امام علی(علیه السلام) فقر را بزرگترین مرگ قلمداد میکند (شریف رضی، نهجالبلاغه، حکمت163)؛ و آن را مایه سرگردانی عقل و علت دشمنی میداند (همان، حکمت319). در آموزههای امام علی(علیه السلام) در نهجالبلاغه و موارد دیگر برای ریشهکن کردن فقر در جامعه سه راهکار اساسی بیان شده است:
راهکار اول: در رابطه با فقرا است که به آنها تأکید میکند که در هر شرایطی به کار سالم رویآورند و از تنبلی و سستی بپرهیزند (نک:آمدی، غررالحکم و درر الکلم، ص597). به عبارتی کسانی که توانایی کار دارند و ناتوان جسمی نیستند، به کار و تلاش و کسب حلال رویآورند همچنان که وظیفه دیگر مردم نیز در مرحله اول کمک اشتغالی به فقیران است نه کمک مالی، به این معنا که شرایط ایجاد کار را برای نیازمندان فراهم نمایند تا نیازی به کمک مالی نداشته باشند.
راهکار دوم: در رابطه با ثروتمندان است که با انفاق مال خود فقر را ریشهکن کنند؛ انفاق مال علاوه بر اینکه از هرگونه خطرهای اجتماعی و روانی جلوگیری مینماید، باعث بهرهمندی از نعمتهای جاوید خداوند متعال خواهد شد و میتواند یکی از عوامل رسیدن به توسعه اقتصادی مطلوب باشد؛ همچنان که قرآن کریم میفرماید:«مَثَلُ الَّذینَ ینْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ فی سَبیلِ اللَّهِ کَمَثَلِ حَبَّةٍ ... وَاللَّهُ یضاعِفُ لِمَنْ یشاءُ وَاللَّهُ واسِعٌ عَلیمٌ»(بقره/261)؛ در فرهنگ علوی بر اهمیت انفاق و آثار آن توجه ویژهای شده است (نک: قرشی، مفردات نهجالبلاغه، ج1، 499). امام علی(علیه السلام) در سفارش به مستمندان و رفع نیازهای آنان و همچنین آثار کمک به نیازمندان میفرماید:«وَ إِذَا وَجَدْتَ مِنْ أَهْلِ الْفَاقَةِ مَنْ یحْمِلُ لَکَ زَادَکَ إِلَی یوْمِ الْقِیامَةِ فَیوَافِیکَ بِهِ غَداً حَیثُ تَحْتَاجُ إِلَیهِ فَاغْتَنِمْهُ وَ حَمِّلْهُ إِیاهُ وَ أَکْثِرْ مِنْ تَزْوِیدِهِ وَ أَنْتَ قَادِرٌ عَلَیهِ فَلَعَلَّکَ تَطْلُبُهُ فَلَا تَجِدُه» (شریف رضی، نهجالبلاغه، نامه31). این سخن امام حاکی از انفاق و توجه به نیازمندان است. درواقع انفاق علاوه بر حمایت اقتصادی از قشر آسیبپذیر، باعث توسعه اقتصادی نیز خواهد شد(نک: غضنفری، محمدی، توسعه اقتصادی از منظر قرآن کریم، ص108-113).
راهکار سوم: در فرهنگ علوی برای ریشهکن شدن فقر، وظیفه دولت نسبت به نیازمندان است. امام(علیه السلام) دراینباره در نامهای به یکی از فرمانداران خود مینویسد: «وَ إِنَّ لَکَ فِی هَذِهِ الصَّدَقَةِ نَصِیباً مَفْرُوضاً وَ حَقّاً مَعْلُوماً وَ شُرَکَاءَ أَهْلَ مَسْکَنَةٍ وَ ضُعَفَاءَ ذَوِی فَاقَةٍ وَ إِنَّا مُوَفُّوکَ حَقَّکَ فَوَفِّهِمْ حُقُوقَهُمْ وَ إِلَّا تَفْعَلْ فَإِنَّکَ مِنْ أَکْثَرِ النَّاسِ خُصُوماً یوْمَ الْقِیامَة» (شریف رضی، نهجالبلاغه، نامه26)؛ برای تو در این زکاتی که جمع میکنی سهمی معین و حقّی روشن است و
شریکانی از مستمندان و ضعیفان داری همانگونه که ما حق تو را میدهیم، تو هم باید نسبت به حقوق آنان وفادار باشی. پس باید حقوق آنان را بهطور کامل بپردازی؛ در غیر این صورت در روز رستاخیز از اکثر مردم دارای بیشترین خصمان(شکایت) خواهی بود. بنابراین با اجرائی کردن این اصول در رابطه با فقرا بسیاری از آسیبهای اجتماعی و اقتصادی رفع میشود و امنیت و آرامش در جامعه بیشتر میگردد.
استقلال سیاسی یک کشور مرهون استقلال اقتصادی آن است، اگر جامعهای استقلال سیاسی داشته باشد؛ اما استقلال اقتصادی نداشته باشد، روبهزوال میرود و دشمنان با تحمیل تحریمها، استقلال سیاسی را نیز از آن کشور میگیرند؛ در برخی از پژوهشهای جهانی برخی پژوهشگران با بررسی 120مورد تحریم اقتصادی، مدعی هستند که تحریمهای اقتصادی در 34% موفق بودهاند. تحریمهایی که بهمنظور کاهش رفاه اجتماعی بناشدهاند، اگر به کاهش زیاد رفاه اجتماعی منتهی گردند میتوانند باعث آشوب و نارضایتیهای اجتماعی و بهتبع آن منجر به براندازی دولتهای شوند. (Hufbauer, Economic Sanction Reconsidered-Histori and Policy) به باور برخی از پژوهشگران اهداف تحریمهای اقتصادی کاهش رفاه و امنیت در جامعه تحریم شونده و به دنبال آن براندازی نظام حاکم در آن کشور است (.Rennack, North Korea: Economic Sancations, Washington) برخی پژوهشهای اقتصادی بامطالعه موردی تأثیر تحریمها در اقتصاد ایران این مطلب را بیان داشتهاند که تحریمها در تولید، رفاه اجتماعی و فروش نفت و کالاهای مصرفی تأثیرات فراوانی داشته است. بر اساس این پژوهش تولید تحقّق یافته در سال 1390، شدت تأثیر تحریمهای نفتی، کاهش معادل30% در تولید ناخالص داخلی داشته و اعمال انواع تحریمها بین 30 تا 50% در کاهش تولید ناخالص داخلی نقش داشته است (نک: مرزبان، حسین، استادزاد، علی حسین،أثیر تحریمهای اقتصادی بر تولید و رفاه اجتماعی ایران: رهیافتی از الگوی رشد تعمیم یافته تصادفی، ص69-37)؛ بنابراین میتوان یکی از
اهداف استکبار جهانی در غلبه بر جوامع اسلامی را، اعمال تحریمهای اقتصادی بیان نمود که سابقه این مهم از همان ظهور اسلام نمود پیدا کرده است. در زمان پیامبر اکرم(صلی الله علیه و اله)تحریم اقتصادی مسلمانان در شعب ابیطالب(علیه السلام) (نک: اصفهانی، دلائل النبوة، ج2، ص311). یکی از نمودهای فشارهای استکبار در غلبه به جامعه اسلامی بوده است. اگر جامعهای استقلال سیاسی داشته باشد اما استقلال اقتصادی نداشته باشد روبهزوال میرود و دشمنان با تحمیل تحریمها، استقلال سیاسی را نیز از آن کشور میگیرند؛ رسیدن به استقلال اقتصادی غایت اقتصاد مقاومتی است. استقلال اقتصادی تلاشی همهجانبه را میطلبد که با نهادینهسازی فرهنگ اتکا به تولید داخلی و حمایت از آن و مصرفگرائی داخلی و نهی از استفاده از کالاهای قاچاق ممکن میشود، همه راهکارهایی که در موارد پیشین بیان شد مرتبط با استقلال اقتصادی کشور است علاوه بر موارد پیشگفته، به برخی دیگر از این راهکارها اشاره میشود:
اقتصاد سالم، پویا و اسلامی میتواند جامعه را به رشد و تکامل دنیوی و اخروی برساند به این معنا که هم موجب رونق و شکوفایی اقتصاد کشور میشود هم باعث جلوگیری از ورود کالاهای قاچاق و بیگانه به کشور میگردد. این مهم در پرتو برنامهریزی درست اقتصادی برمیآید. همچنان که در سوره یوسف نمودی از برنامهریزی اقتصادی بیان گردیده است:«قالَ تَزْرَعُونَ سَبْعَ سِنینَ دَأَباً فَما حَصَدْتُمْ فَذَرُوهُ فی سُنْبُلِهِ إِلاَّ قَلیلاً مِمَّا تَأْکُلُونَ» (یوسف/47)؛ گفت: هفت سال پیدرپی میکارید، و آنچه را درویدید- جز اندکی را که میخورید- در خوشهاش واگذارید.
در این آیه مبارک به برنامهریزی اقتصادی اشاره شده است که از درونمایه آن این مطلب استنباط میشود که در زمانها و موقعیتهای مختلف، رویکرد اقتصادی جامعه باید متفاوت باشد؛ در زمان فراوانی نعمت باید طوری عمل شود که در زمان فقدان آن، جامعه دچار مشکل اقتصادی نشود. در زمان حاضر برنامهریزی اقتصادی کمک والایی در جهت مدیریت تحریمهای اقتصادی مینماید.
اهلبیت(علیهم السلام) به برنامهریزی در زندگی و در رأس آن برنامهریزی اقتصادی توجه ویژهای داشتهاند و برای آن اهمیت زیادی قائل شدهاند. پیامبر اکرم(صلی الله علیه و اله)دراینباره میفرماید:«هر کس برای گذرانِ زندگانی خویش بهدرستی برنامهریزی کند، خدای - تبارکوتعالی - روزیاش میبخشد.» (متّقی هندی، کنز العمّال، ج7 ، ص188). در نهی از بیبرنامه ریزی میفرماید: «بر امّت خویش نه از فقر، که از برنامهریزی نادرست بیم دارم» (احسائی، عوالی اللئالی، ج4، ص39). امام علی(علیهم السلام) در اهمیت برنامهریزی اقتصادی میفرماید:«حُسْنُ التَّدْبِیرِ ینْمِی قَلِیلَ الْمَالِ وَ سُوءُ التَّدْبِیرِ یفْنِی کَثِیرَه» (آمدی، غررالحکم و درر الکلم، ح8081)؛ برنامهریزی درست، مالِ کم را افزایش میبخشد و برنامهریزی نادرست، مال بسیار را نابود میکند. در همین رابطه میفرماید:«ثَلَاثٌ بِهِنَّ یکْمُلُ الْمُسْلِمُ التَّفَقُّهُ فِی الدِّینِ وَ التَّقْدِیرُ فِی الْمَعِیشَةِ وَالصَّبْرُ عَلَی النَّوَائِب»(صدوق، خصال، ج1، ص124)؛ سه چیز است که با آنها ایمان مسلمان کامل میشود، فهم دین و شناخت آن، اندازه نگهداشتن در امور مربوط به معیشت و زندگی اقتصادی و صبر بر مصائب و مشکلات. برنامهریزی اقتصادی در دو سطح خُرد و کلان قابلیت اجرائی دارد که میتواند به توسعه اقتصادی جامعه کمک نماید. در سطح خُرد رسالت خانوارها مدیریت صحیح اقتصادی خانواده است. اصلاح الگوی مصرف، برنامهریزی صحیح درآمدهای سالانه، اجتناب از مصرف بیهوده درآمد جهت کالاهای غیرضروری و قناعت و پسانداز لازم میتواند در بحرانهای اقتصادی و یا رکود کار و قطع درآمد، به خانواده کمک شایانی نماید. در سطح کلان، برنامهریزی صحیح بودجه کشوری، مدیریت مصرف و هزینهها، اجتناب از اتلاف بیتالمال، مدیریت منابع مالی، مادی و انسانی جامعه و توجه به نیازهای ضروری کشور و همچنین شرایط اقتصادی کشور با توجه به وجود تحریمها میتواند از افول اقتصادی جامعه، تورم و دیگر آسیبهای اقتصادی جلوگیری نماید که این مهم توسعه اقتصادی جامعه را فراهم مینماید.
اقتدار یک جامعه منوط بر استقلال اقتصادی هر کشور است. قرآن کریم در آیات
مختلف با تشویق بر این امر اقتدار و استقلال جامعه اسلامی را متذکر شده است: «وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَ مِنْ رِباطِ الْخَیلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّکُمْ وَآخَرینَ مِنْ دُونِهِمْ لا تَعْلَمُونَهُمُ اللَّهُ یعْلَمُهُمْ وَما تُنْفِقُوا مِنْ شَیءٍ فی سَبیلِ اللَّهِ یوَفَّ إِلَیکُمْ وَأَنْتُمْ لا تُظْلَمُون»(انفال/60)؛ «و هر چه در توان دارید از نیرو و اسبهای آماده بسیج کنید، تا با این [تدارکات]، دشمن خدا و دشمن خودتان و [دشمنان] دیگری را جز ایشان - که شما نمیشناسیدشان و خدا آنان را میشناسد - بترسانید. و هر چیزی در راه خدا خرج کنید پاداشش به خود شما باز گردانیده میشود و بر شما ستم نخواهد رفت.
در این آیه مبارک خداوند مسلمان را به تلاش جهت تقویت بُنیه نظامی در برابر دشمنان دستور میدهد که این مهم باعث جلوگیری از رسوخ دشمن به جامعه اسلامی میشود. بدون شک تقویت بنیه نظامی و دربیانی استقلال سیاسی بدون داشتن استقلال اقتصادی ناممکن است و شاید بر همین اساس است که در ادامه آیه صحبت از انفاق در راه خدا میشود که با آن انفاق بتوان به تقویت نیروی نظامی جامعه اسلامی پرداخت؛ چراکه تأمین نیازهای نیروهای نظامی و تهیه ابزار نظامی نیاز به توان مالی دارد. استقلال اقتصادی جامعه بهطور قابل توجّهی بر همه بخشهای جامعه تأثیر میگذارد. در نهجالبلاغه نیز به استقلال اقتصادی جامعه تأکید شده است؛ امام علی(علیه السلام) در نامه به مالک اشتر نیروی نظامی جامعه اسلامی را دژهای استوار برای رعیت و عزت دین بیان میدارد که کار رعیت باوجود آنها سامان میگیرد: «فَالْجُنُودُ بِإِذْنِ اللَّهِ حُصُونُ الرَّعِیةِ وَ زَینُ الْوُلَاةِ وَ عِزُّ الدِّینِ وَ سُبُلُ الْأَمْنِ وَ لَیسَ تَقُومُ الرَّعِیةُ إِلَّا بِهِم» (شریف رضی، نهجالبلاغه، نامه53).
ایشان خراج یا همان مالیات را عاملی در تقویت نیروی نظامی جامعه بیان میکند: «ثُمَّ لَا قِوَامَ لِلْجُنُودِ إِلَّا بِمَا یخْرِجُ اللَّهُ لَهُمْ مِنَ الْخَرَاجِ الَّذِی یقْوَوْنَ بِهِ عَلَی جِهَادِ عَدُوِّهِمْ وَ یعْتَمِدُونَ عَلَیهِ فِیمَا یصْلِحُهُمْ وَ یکُونُ مِنْ وَرَاءِ حَاجَتِهِم» (همان). امام(علیه السلام) در این فراز اقتصاد را عاملی در تقویت نیروی نظامی جامعه اسلامی بیان میکند که با آن در مقابل دشمن نیرومند باشند و کار خود را با آن خراج مالی سامان بدهند. به بیانی استقلال سیاسی جامعه منوط به نیروی
نظامی نیرومند است که در مقابل دشمنان ایستادگی کنند و وجود نیروی نظامی و تقویت آن نیز منوط به اقتصاد مستحکم جامعه اسلامی است که با آن علاوه بر تأمین نیازهای مادی افراد، به تقویت نیروی نظامی نیز کمک نماید. امام(علیه السلام) در ادامه به نقش اقتصادی تجّار در تقویت بنینان های اقتصادی جامعه شاره میکند: «وَلَا قِوَامَ لَهُمْ جَمِیعاً إِلَّا بِالتُّجَّارِ وَذَوِی الصِّنَاعَاتِ فِیمَا یجْتَمِعُونَ عَلَیهِ مِنْ مَرَافِقِهِمْ وَ یقِیمُونَهُ مِنْ أَسْوَاقِهِمْ وَیکْفُونَهُمْ مِنَ التَّرَفُّقِ بِأَیدِیهِم» (همان). امیرالمؤمنین(علیه السلام) پایداری همه قشرهای جامعه از رعیت، نیروی نظامی و قضات را منوط به وجود تجار و بازرگانان میداند که باوجود آنها نیازهای اقتصادی جامعه برآورده میشود و باعث شکوفایی اقتصادی جامعه میشوند. بنابراین استقلال و توسعه اقتصادی جامعه عاملی مهم در استقلال سیاسی جامعه اسلامی و شکوفایی آن است که با توجه به راهکارهایی که در آموزههای دینی بیانشده میتوان به این مهم نائل شد.
علاوه بر این در نهجالبلاغه و روایات دیگر معصومین(علیهم السلام) بهصورت کلی با ارائه راهکارهای متعدد (نک: شریف رضی، نهجالبلاغه، خطبه18؛ برقعی قمی، جلوه حق در سیرت مولای متقیان امیرمؤمنان علی بن ابیطالب(علیه السلام)، ص55؛ قریشی، کار و حقوق کارگر، ص6؛ کلینی، اصول کافی، ج 5، ص 113؛ عروسی حویزی، تفسیر نورالثقلین، ج، ص471؛ حرّعاملی، وسائلالشیعه، ج17، ص425؛ متّقی هندی، کنز العمّال، ص285)، تشویق به استقلال اقتصادی و عدم نیاز به بیگانگان شده است. باید توجه داشت استقلال اقتصادی مرهون تلاش همهجانبه افراد جامعه است. تکتک اعضای جامعه میتوانند در استقلال اقتصادی نقش داشته باشند. وقتی افراد جامعه به مصرف کالاهای داخلی روی بیاورند و از مصرف کالاهای قاچاق و بیگانه بپرهیزند خودبهخود تولید داخلی رونق میگیرد. زمانی که مسئولان پایبند به عدالت اقتصادی باشند و در بهرهمندی از بیتالمال تبعیض قائل نشوند فقر و اختلاف طبقاتی از میان خواهد رفت؛ زمانی که سیره علوی در استفاده از بیتالمال نهادینه شود بسیاری از آسیبهای اقتصادی از بین خواهد رفت. برنامهریزی
صحیح و همهجانبه اقتصادی میتواند غایت اقتصاد مقاومتی را که اقتصادی سالم و فعال و مقتدر و مستقل است فراهم نماید که این مهم به تحقق اقتصاد مقاومتی کمک مینماید.
بر اساس مطالب پیشگفته برآیند نهائی مقاله را میتوان در موارد زیر فهرست نمود:
یکی از لوازم لاینفک زندگی هر انسانی مبحث اقتصاد و تأمین نیازهای زندگی است؛ اقتصاد سالم و اسلامی از مهمترین شاخصههای زندگی اسلامی است بر همین اساس در آموزههای امام علی(علیه السلام) اصل اقتصاد اسلامی در سطح خرد و کلان آن بیان شده است و شاخصهها و مؤلفههای مهمی جهت رسیدن به اقتصاد سالم و شایسته بیان گردیده است. راهکارهای اجرائی اقتصاد مقاومتی در دو حیطه:
فردی و اجتماعی نمایان است، بهگونهای که در سطح جزئی شاخصههای اقتصاد اسلامی و راههای کسب رزق و روزی حلال پیش روی انسان قرار گرفته و در سطح کلان با ارائه راهکارهای کلی تأکید بر حفظ استقلال اقتصادی و اقتصاد سالم و پویا شده است.
در نهجالبلاغه راهکارهای متعددی جهت تحقق اقتصاد سالم و پویا و رفع فقر و فاصله طبقاتی بیان گردیده است که اجرائی نمودن این شاخصهها به تحقق اهداف اقتصاد مقاومتی کمک مینماید. برخی از
راهکارهای اجرائی اقتصاد مقاومتی در جهت رفع بیکاری و پیامدهای ناشی از آن در جامعه است در این راهکارها تلاش جهت فعال کردن تمام اقشار جامعه برای کسب روزی حلال است؛ توسعه فرهنگ تلاش و کوشش و توجه و حمایت از تولید ازجمله این راهکارها هستند. برخی دیگر از راهکارها غالباً در جهت آسیبشناسی اقتصاد مقاومتی بیانشدهاند، این راهکارها مواردی را که بهعنوان آفت اقتصاد سالم میباشند بیان میدارند و جهت جلوگیری و ورود آنها به اقتصاد خرد و کلان کشور برنامهریزی میکنند؛ انضباط اقتصادی، نهی استفاده از کالاهای قاچاق و اخلاق اقتصادی، ازجمله این راهکارها میباشند. در فرهنگ علوی برخی از راهکارهای اقتصاد مقاومتی در راستای رفع فقر و فاصله طبقاتی از جامعه و آسیبهای اجتماعی و اقتصادی آن،
بیانشدهاند ازجمله قرضالحسنه، عدالت اقتصادی و حمایت اقتصادی از اقشار آسیبپذیر در قالب انفاق واجب و مستحب. راهکارهای اقتصاد مقاومتی به جنبه کلی اقتصاد کشور نیز توجه داشته و غایت آنها استقلال و اقتدار اقتصادی کشور میباشند ازجمله این راهکارها میتوان به تشویق به استقلال و اقتدار اقتصادی در سطح جامعه و برنامهریزی صحیح اقتصادی اشاره نمود.
هدف اقتصاد مقاومتی تأمین آسایش عمومی، رفع فقر و عدالت اقتصادی از یکسو و استقلال اقتصادی از سوی دیگر است و غایت آن وسیلهای برای رسیدن به خداوند و تحقق بخشیدن به آرمانهای حکومت اسلامی است. دو عنصر تبیین صحیح راهکارهای اقتصاد مقاومتی و راهکارهای اجرائی و ضامن تحقق آن زمینهساز مهمی برای به نتیجه رسیدن اهداف اقتصاد مقاومتی میباشند.
قرآن کریم، ترجمه: فولادوند، محمدمهدی، تهران: دارالقرآن الکریم، چاپ اول، 1415ق.
شریف رضی، نهجالبلاغه، ترجمه سید جعفر شهیدی؛ چاپ دوم، تهران: انتشارات و آموزش انقلاب اسلامی،1370ش.
انتشارات محدث، چاپ اول، 1379ش.
آهنگران، محمد رسول، همگونی اقتصاد مقاومتی با فقه و فرهنگ اسلامی و زمینهساز بودن آن برای ظهور مهدی موعود، مجله پژوهشهای اعتقادی کلامی، شماره 26، 1396.
ابن حزم الاندلسی، ابو محمد، المحلی بالاثار، بیروت: دارالکتب العلمیه، 1408.
احسائی، ابن ابی جمهور، عوالی اللئالی، تحقیق، مجتبی عراقی، قم: مطبعه سید الشهداء، 1403ق.
اصغری، محمود، اقتصاد مقاومتی، گفتمان راهبرد تولید ثروت در بستر نظام دینی از منظر رهبری، فصلنامه پژوهشهای اجتماعی اسلامی، سال بیست و دوم، شماره 4، 1395.
اصفهانی، ابونعیم احمد بن عبدالله ، دلائل النبوة، بیروت، دارالنفائس، چاپ سوم، 1412ق.
ایروانی، جواد، اخلاق اقتصادی از دیدگاه قرآن و حدیث، مشهد: انتشارات دانشگاه علوم اسلامی رضوی، 1384 ش.
برقعی قمی، سید علیاکبر، جلوهی حق در سیرت مولای متقیان امیر مؤمنان علی بن ابیطالب(علیه السلام)، تهران، انتشارات حافظ، بیتا.
9 بنیانیان، حسن، الزامات فرهنگی اقتصاد مقاومتی، نشریه راهبرد توسعه، شماره 47، 1395.
جرداق، جرج، امام علی(علیه السلام) صدای عدالت انسانی، ترجمه سید هادی خسروشاهی، قم: نشر خرم، 1376.
جوادی آملی، عبدالله، انتظار بشر از دین، قم: مرکز نشر اسراء، چاپ پنجم، 1387 ش.
حر عاملی، شیخ محمدحسن، وسائل الشیعه، تهران: مکتبه الاسلامیه، 1383ق.
حسین پور، داوود، محمدی سیاهبومی، حمیدرضا، سیاستهای کلی اقتصاد مقاومتی برای برونرفت از بحران، فصلنامه سیاستهای مالی و اقتصادی، سال چهارم، شماره16، 1395.
حکیمی، علی، حکیمی، محمد، حکیمی، محمدرضا، الحیاة، ترجمه: احمد آرام، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1380.
خالقیان میمند، علی، واعظ برزانی، محمد، طغیانی، مهدی، سیاستهای مالی تحت راهبرد اقتصاد مقاومتی، فصلنامه اقتصاد اسلامی، شماره 66، 1396.
زارع، محمدحسن، مدیریت اقتصادی خانواده (راهکارهایی جهت مدیریت بهتر اقتصاد خانواده)، فصلنامه مدیریت در اسلام (نخل شهداد)، شماره 30، 1395.
سلیمانی، یاسر، حسین زاده یزدی، سید سعید، سمیعی نسب، مصطفی، مؤلفههای الگوی توانمندسازی مقاومتی نیروی کار در چارچوب سیاستهای کلی اقتصاد مقاومتی، فصلنامه مطالعات راهبردی بسیج، شماره 73، 1395.
سیف، الله مراد، خوشکلام خسروشاهی، موسی، «نظام ارزی مطلوب اقتصاد ایران در اقتصاد مقاومتی»، فصلنامه پژوهشهای اقتصادی ایران، دوره 18، شماره54، صفحات 204-181، 1392ش.
صدوق، محمد بن علی بابویه، خصال، قم: جامعه مدرسین، 1362.
صدوق، محمدبن علی بابویه، من لایحضره الفقیه، تهران: مطبعه الآفتاب، 1376ق.
طهماسبی بلداجی، اصغر، طهماسبی بلداجی، آذر، جهاد اقتصادی و اقتصاد مقاومتی از منظر قرآن و اهلبیت(علیهم السلام)، فصلنامه قرآنی کوثر، شماره42، 1392ش.
عروسی حویزی، شیخ عبد علی بن جمعه، تفسیر نورالثقلین، قم: مطبعه العلمیه، بیتا.
علم الهدی، سید سجاد، روششناسی اقتصاد اسلامی بر اساس عملکرد اقتصادی امام علی(علیه السلام)، پژوهشنامه علوی، سال هفتم، شماره دوم، 1395ش.
غضنفری، علی، محمدی، باب الله ، توسعه اقتصادی از منظر قرآن کریم، فصلنامه آفاق دین، سال دوم، شماره 7، 1390ش.
فتحعلیانی، حامد، حسینی، سید حمید، اقتصاد اسلامی، شاخصههای زمینهساز در اخلاق اقتصادی بر مبنای قرآن و نهجالبلاغه، فصلنامه پژوهشهای اعتقادی کلامی، شماره29، 1397ش.
قرشی، علیاکبر، مفردات نهج البلاغه، تهران، قبله، 1377.
قریشی، شریف، کار و حقوق کارگر، تهران: دارالکتب الاسلامیه، 1366.
کلینی، محمّدبن یعقوب، اصول کافی، تهران: انتشارات علمیه اسلامیه، 1364ش.
متّقی هندی، علاء الدین، کنز العمّال، بیروت: مؤسسه الرساله، 1409ق.
مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، بیروت: مؤسسه الوفاء، 1403ق.
مرزبان، حسین، استادزاد، علی حسین، تأثیر تحریمهای اقتصادی بر تولید و رفاه اجتماعی ایران: رهیافتی از الگوی رشد تعمیم یافته تصادفی، فصلنامه پژوهشهای اقتصادی ایران، سال بیستم، شماره63، 1394.
Hufbauer, S.E, Economic Sanction Reconsidered-Histori and Policy, 2 Edition , Institute for International Economics, Washington
این پژوهش سعی دارد تا سیاستهای اقتصادی حضرت علی(علیه السلام) را از لابهلای نامههای ایشان به کارگزاران واکاوی و تبیین نموده و نشان دهد که سیاستهای اقتصادی در بیانیه گام دوم رهبری مصداقهای روشنی از همین سیاستهاست. در این پژوهش با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی به بررسی سیاستهای اقتصادی علوی پرداخته شده است. از نتایج تحقیق میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
در بیانیه گام دوم، تأکید بر تقویت اقتصاد مستقل کشور مبتنی بر تولید انبوه و باکیفیت، درونزایی اقتصاد کشور و مولّد شدن آن، توزیع عدالتمحور، تأکید بر طهارت اقتصادی و اصلاح بودجهبندی معیوب و نامتوازن و رعایت اولویتها، مصادیقی از توصیههای مدیریت اقتصادی حضرت علی(علیه السلام)
میباشد. همچنین تأکید بر قاطعیت و حساسیت دستگاههای نظارتی و دولتی بر پیشگیری از فساد و مبارزه با رشد آن، داشتن دستگاهی کارآمد با نگاهی تیزبین و رفتاری قاطع در قوای سهگانه، مصادیقی از توصیههای امام علی(علیه السلام) در مورد وظایف رهبر نسبت به کارگزاران در مدیریت اقتصادی است. برحذر بودن از شیطان، حرص و لقمه حرام و کمک خواستن از خداوند در اینباره، از دیگر تأکیدات بیانیه گام دوم است که با توصیههای امام(علیه السلام) در مورد مسئولیت دولت در مبارزه با ظلم اقتصادی همآهنگی دارد.
کلیدواژهها: امام علی(علیه السلام)، نهجالبلاغه، مقام معظم رهبری، بیانیه گام دوم، سیاستهای اقتصادی، امنیت اقتصادی، مدیریت اقتصادی.
با دقت در متن خطبهها و نامهها و کلمات قصار امام علی(علیه السلام) با این حقیقت آشنا میشویم که آن حضرت؛ هم سیاستمدار است و هم مجری سیاست صحیح. ریزهکاریهای سیاسی، کشورداری و مردمداری را بهخوبی میدانست، بیان میکرد و به دیگران تعلیم میداد. آنها را از متن اسلام و معارف قرآن بیرون میکشید و با تکیه بر اصول و مبانی اسلامی و انسانی، دستورالعمل برخورد سیاسی صادر مینمود سیاست علی(علیه السلام) سیاست پایبندی به قرآن و موازین انسانی بود (خاتمی، سیره سیاسی امام علی(علیه السلام)، ص 24). «بیشترین جلوههای سیاست و کشورداری علی(علیه السلام) در نهجالبلاغه دیده میشود. از سخنان خصوصی و نامههای به افراد گرفته تا هشدارهای عمومی، همه نشانی از تلاش حضرت در اداره امور مملکت است».
این پژوهش سعی دارد تا با توجه به تعریف ذکرشده، سیاستهای اقتصادی حضرت علی(علیه السلام) را - که از لابهلای نامههای ایشان خطاب به کارگزاران در نهجالبلاغه انشاء شده است - واکاوی و تبیین نموده و نشان دهد که سیاستهای اقتصادی در بیانیه گام دوم رهبری مصداقهایی روشن از همین سیاستهاست.
در مورد سیاستهای اقتصادی حضرت علی(علیه السلام) مطالعات متعددی صورت پذیرفته است.
بهعنوانمثال بهرامی و مهدیه (تحلیلی بر سازوکارهای عملی اقتصاد مقاومتی در نهجالبلاغه...) در تحلیلی بر سازوکارهای عملی اقتصاد مقاومتی در نهجالبلاغه با تکیه بر وظایف دولت، نتیجه میگیرند که دولت وظایف پنجگانهای را برای تحقق اقتصاد مقاومتی مطابق سیاستهای اقتصادی حضرت علی(علیه السلام) شامل: اجرای عدالت اقتصادی، حمایت از فعالان اقتصادی، ایجاد امنیت اقتصادی، ایجاد رفاه معیشتی برای عموم مردم و بازیابی جایگاه زهد در ساختار اقتصادی بر عهده دارد.
علمالهدی (روششناسی اقتصاد اسلامی بر اساس عملکرد اقتصاد امام علی(علیه السلام)با بررسی روششناسی اقتصاد اسلامی نتیجه میگیرد که توزیع عادلانه درآمد و ثروت و امکانات اجتماعی، رعایت عادلانه و مجدانه قوانین و مقررات و تکریم انسانها از ویژگیهای بارز سیاستهای اقتصادی علوی است.
هادوینیا (عدالت اجتماعی–اقتصادی در دیدگاه نهجالبلاغه) عدالت اجتماعی–اقتصادی را از دیدگاه نهجالبلاغه مورد واکاوی قرار داده و در مور مباحث اقتصادی نتیجه میگیرد که: 1. کاهش فاصله طبقاتی (توازن اقتصادی) هدف اصلی عدالت اجتماعی از منظر حضرت علی(علیه السلام) است 2. دیدگاه نهجالبلاغه در مورد عدالت اقتصادی به توازن اقتصادی برمیگردد. 3. عدالت اقتصادی مهمترین هدف تشکیل حکومت از دیدگاه حضرت علی(علیه السلام) میباشد.
رحیمی به بررسی نفی رانتخواری در نهجالبلاغه پرداخته و نتیجه گرفته است که نهجالبلاغه رانتخواری را از دو منظر سیاسی و اقتصادی بهشدت نفی نموده است. لزوم پاسخگو بودن دولت و نکوهش عدم پاسخگویی دولت به جامعه، عدم برتری افراد در کسب مقامات حکومتی و تأکید بر مساوی بودن حکومت با مسئولیت در برابر خدا و مردم، توجه به درآمدهای عمومی، ترویج تولید و ترویج فرهنگ کار از مواردی است که میتواند موجب از بین رفتن رانتخواری در حکومت گردد.
به غیر از موارد ذکرشده میتوان به کارهای مولایی (مطالعه تطبیقی اندیشههای اقتصادی امام علی(علیه السلام) در نهجالبلاغه با عقاید برخی از اقتصاددانان؛ آشنایی با اندیشههای اقتصادی امام علی(علیه السلام) در نهجالبلاغه)؛ محمدیان و همکاران (دیدگاههای اقتصادی امام علی(علیه السلام) در نهجالبلاغه)؛ اصغری (مدیریت اقتصادی امام علی(علیه السلام) تحققبخش عدالت اجتماعی)؛ گیلک حکیمآباد (امام علی(علیه السلام)، دولت و سیاستهای اقتصادی)؛ دلشاد تهرانی (دلالت دولت)؛ اباذری جزی و میرممتاز (نامههای امام علی(علیه السلام) به کارگزاران با تکیه بر اسالیب بلاغی) و حاجیان و همکاران (زمینههای شفافیت اطلاعات و عدالت اقتصادی از دیدگاه نهجالبلاغه) نیز اشاره نمود.
سیاست در زبان عربی از ریشه «ساس، یسوس، سیاسه» است و از نظر فراهیدی (العین، ج 7، ص 336) وقتی گفته میشود فلانی چهارپایش را سیاست کرد یعنی جا و چراگاه و علف لازم را برای آن فراهم آورد: «فعل السائس الذی یسوس الدّواب سیاسه یقوم علیها و یروضها» وی با توجه به این مفهوم، سیاست را سامان دادن امور مردم توسط والی تعریف نموده است: «الوالی یسوس الرعیة و امرهم» (ابن منظور، لسان العرب، ج 6، ص 108) نیز اقدام به کار شایسته را معنی سیاست دانسته است: «القیام علی الشئ به ما یصلحه...».
در فرهنگهای فارسی برای سیاست تعابیری چون «خطمشی، تدبیر، ریاست، حکومت، مصلحتاندیشی، دوراندیشی و امرونهی» به کار رفته است (معین، فرهنگ معین، واژه سیاست؛ دهخدا، لغتنامه دهخدا، ج 28). با توجه به معانی لغوی ذکر شده، قرضاوی مینویسد: «سیاست به معنای اداره امور جامعه است؛ زیرا آدمها پس از آنکه درباره رسیدگی به امور و پرداختن به نیازهای چهارپایان خود تجارب زیادی را کسب نمودند، به مرحله پرداختن به اداره امور مردم و رهبری و سروسامان دادن به اوضاع زندگیشان گام نهادند، به همین سبب است که شارح قاموس اللغه گفته است: «رعیت را سیاست کردم و امر و نهی کردم و فلانی امور را سیاست کرد یعنی بدان پرداخت و انجامش داد» و سیاست به معنای اقدام شایسته به انجام کاری بهصورت مجاز به کار میرود (قرضاوی، باید و نبایدهای دین و سیاست). آشوری، سیاست و امور سیاسی را گستردهتر معنی کرده و امور سیاسی را شامل مسائل مربوط به ساخت دولت، ترتیب امور در کشور، رهبری طبقات، مسائل کشاکش بر سر قدرت سیاسی میان حزبها و گروههای بانفوذ و ... دانسته است (آشوری، دانشنامه سیاسی، ص 212-213).
اقتصاد از ریشه «قصد» به معنی راستی راه است (جرّ، المعجم العربی، واژه قصد) و در لغت به دو معناست: یک. حد وسط و میانه افراط و تفریط، «وَاقْصِدْ فی مَشْیِک» (لقمان/19)؛ دو. به امری اطلاق میگردد که بین پسندیده و ناپسند در نوسان است مانند آنچه بین عدل و جور، قریب و بعید فرض میشود «فَمِنْهُمْ ظالِمٌ لِنَفْسِهِ وَمِنْهُمْ مُقْتَصِد» (فاطر/32)، در اصطلاح، اقتصاد حالت میانه و اعتدال بین زیادهروی و خسّتورزی است (جرّ، المعجم العربی، واژه قصد). علم اقتصاد «علم مربوط به بررسی چگونگی تولید، توزیع و مصرف کالاها و همچنین علم مربوط به بررسی نتایج اینگونه فعالیتهاست. علم اقتصاد علمی است که مبادلات بین انسان را با پول یا بدون پول مورد بررسی قرار میدهد. علم اقتصاد علمی است که هدف آن مطالعه در بهزیستی انسان است (ر.ک: محتشم دولتشاهی، مبانی علم اقتصاد).
با توجه به معانی ذکر شده میتوان «سیاست اقتصادی» را چنین تعریف نمود: خطمشی، تدابیر و دوراندیشی توأم با امر و نهیی که حکومت و مردم برای تولید، توزیع و مصرف کالا و همچنین انجام تبادلات پولی یا بدون پول در پیش میگیرند تا به بهتر زیستن مردم جوامع خود و رسیدن به اهداف مدنظر کمک نمایند.
نامههایی که حضرت علی(علیه السلام) به کارگزاران و شخصیتهای سیاسی زمان حکومت خود نگاشتهاند و در نهجالبلاغه گردآوری شده شامل نامههای شماره: 5، 24، 25، 26، 31، 40، 41، 43، 45، 51، 53 و 71 است (دشتی، ترجمه نهجالبلاغه، بخش نامهها). بررسی این نامهها نشان میدهد که یکی از موضوعات مهم مورد تأکید امام علی(علیه السلام) در حکومتداری، سیاستهای اقتصادی اسلامی است. این سیاستها را میتوان در 4 موضوع شامل امنیت اقتصادی؛ مدیریت اقتصادی؛ وظایف رهبر نسبت به کارگزاران در مدیریت اقتصادی و مسئولیت دولت در مبارزه با ظلم اقتصادی دستهبندی کرد. در زیر پس
از تبیین هر موضوع و موضوعات زیر مجموع آن به مصداق یا مصادیقی از آن موضوع که در بیانیه گام دوم رهبری آورده شده اشاره میشود:
امنیت اقتصادی (Economic Security) به لحاظ لغوی مرکب از دو واژه امنیت و اقتصاد است. واژه امنیت یا security در زبان انگلیسی از ریشه کلمه لاتین Secarus که Se به معنی بدون و Carus به معنی پریشانی گرفته شده (آذری، امنیت اقتصادی، ج 1، ص 7) و به معانی امنیت سالم و بیخطر، رهایی از اضطراب، آزاد بودن از شک و ابهام، آزاد بودن از ترس و خطر، و اطمینان داشتن، آمده است (میر معزی، نظام اقتصادی اسلام، ص 180). بهطورکلی امنیت بحثی کلی درباره پیگیری رهایی از تهدید است (بوزان، مردم، دولتها و هراس، ص 33). بر ایناساس، امنیت اقتصادی عبارت است از «آزادی از هر نوع ترس، شک و ابهام و بلااجرا ماندن تعهدات و مطالبات و درعینحال حصول اطمینان از برخورداری از ثمره فعالیتهایی که درزمینه تولید ثروت و توزیع و مصرف آن صورت میگیرد (برومند و همکاران، امنیت اقتصادی در ایران و چند کشور منتخب، ص 25)». با توجه به این تعریف میتوان نتیجه گرفت که زمینههای امنیت را باید در امر تولید، توزیع و مصرف ایجاد نمود.
حضرت علی(علیه السلام) درزمینه تولید با ذکر مصداقی از تولید کشاورزی میفرمایند: «وَ لْیَکُنْ نَظَرُکَ فِی عِمَارَةِ الْأَرْض» (نامه53، بند 4) توجه کارگزاران را به امر کشاورزی (تولید) جلب مینمایند. علاوه بر امر به تولید، استفاده صحیح از تولیدات بهنحویکه منجر به از بین رفتن واحد تولیدی نشود را نیز سفارش کردهاند و مردم را تشویق به مصرف تولیدات خود و حفظ واحدهای تولیدیشان نمودهاند آنجا که میفرمایند: «وَ یَشْتَرِطُ عَلَی الَّذِی یَجْعَلُهُ إِلَیْهِ أَنْ یَتْرُکَ الْمَالَ عَلَی أُصُولِهِ وَ یُنْفِقَ مِنْ ثَمَرِهِ حَیْثُ أُمِرَ بِهِ وَ هُدِیَ لَه... (نامه24)؛ با کسی که این اموال [نخلستان] در دست اوست شرط میکنم اصل مال را حفظ کرده و تنها از میوه و درآمدش بخورند و انفاق کنند و هرگز نهالهای درخت خرما را نفروشند تا همه این سرزمین یکپارچه بهگونهای
زیر درختان خرما قرار گیرد که راه یافتن در آن دشوار باشد». چنانچه ملاحظه میشود حضرت علی(علیه السلام) نهتنها حفظ واحدهای تولیدی را بلکه توسعه حداکثری آن را در امر ایجاد امنیت اقتصادی مهم شمردهاند. حفظ و توسعه واحدهای تولیدی بهقدری ازنظر ایشان اهمیت دارد که کارگزاران به دریافت مالیات و خراج کمتر و در عوض توسعه بیشتر واحدهای تولیدی امر شدهاند: «وَ لْیَکُنْ نَظَرُکَ فِی عِمَارَةِ الْأَرْضِ أَبْلَغَ مِنْ نَظَرِکَ فِی اسْتِجْلَابِ الْخَرَاج» (نامه53 بند 41).
ایشان در امر توزیع نیز تأکیداتی را برای کارگزاران دارند که موجب امنیت در توزیع میگردد ازجمله؛ جلوگیری از احتکار و مجازات محتکران است، آنجا که میفرمایند: «فَامْنَعْ مِنَ الِاحْتِکَارِ فَإِنَّ رَسُولَ
اللهِ(صلی الله علیه و اله)مَنَعَ مِنْه... (نامه53، بند 6)؛ از احتکار جلوگیری کن که رسول خدا(صلی الله علیه و اله)از آن جلوگیری میکرد». در همین نامه بند 41 به کیفر محتکر نیز اشاره دارند و میفرمایند: «فَمَنْ قَارَفَ حُکْرَةً بَعْدَ نَهْیِکَ إِیَّاهُ فَنَکِّلْ بِهِ وَعَاقِبْهُ فِی غَیْرِ إِسْرَاف؛ کسی که پس از منع تو احتکار کند او را کیفر ده تا عبرت دیگران شود اما در کیفر او اسراف نکن». باید خریدوفروش در جامعه اسلامی نیز بهسادگی و با موازین عدالت انجام گیرد با نرخهایی که بر فروشنده و خریدار زیانی نرساند: «وَ لْیَکُنِ الْبَیْعُ بَیْعاً سَمْحاً بِمَوَازِینِ عَدْل» (نامه53 بند 41). توزیع عادلانه از سفارشات مکرر حضرت در تأمین امنیت اقتصادی است و با مصداق قرار دادن توزیع بیتالمال، مکرر به آن توصیه نمودهاند ازجمله؛ در نامه 43 میفرمایند: «أَلَا وَ إِنَ حَقَ مَنْ قِبَلَکَ وَ قِبَلَنَا مِنَ الْمُسْلِمِینَ فِی قِسْمَةِ هَذَا الْفَیْءِ سَوَاء؛ آگاه باش حق مسلمانی که نزد من یا پیش تو هستند در تقسیم بیتالمال مساوی است» (همه باید نزد من آیند و سهم خود را از من بگیرند).
برای تأمین امنیت اقتصادی در امر مصرف، مهمترین تأکید امام علی(علیه السلام) تأمین تمامی مایحتاج مشروع مردم است بهطوریکه هیچکس از حاجت مشروع خودش محروم نشود. ایشان به کارگزارشان میفرمایند: «وَ لَا تُحْشِمُوا أَحَداً عَنْ حَاجَتِهِ وَ لَا تَحْبِسُوهُ عَنْ طَلِبَتِه (نامه51)؛ هرگز کسی را از نیازمندی او بازندارید و از خواستههای مشروعش محروم نسازید». یکی دیگر از
مسائلی که امنیت در مصرف را فراهم میآورد استفاده از تولیدات داخلی است چنانچه ذکر شد امام(علیه السلام) امر به استفاده از محصولات واحد کشاورزی خود مینمایند (نامه24).
برای تأمین امنیت اقتصادی علاوه بر رعایت موارد فوق، حضرت علی(علیه السلام) دستورات خاصی را به کارگزاران خود دادهاند تا در پرتو رعایت آنها امنیت اقتصادی؛ هم در عرصه تولید، هم در عرصه توزیع و هم در عرصه مصرف تقویت شود. اولین دستور، اطمینان به مردم با گسترش عدالت در بین آنها و مهربانی با رعیت است که در نامه 53 (بند 41) بدان اشاره کرده و میفرمایند: «وَ الثِّقَةَ مِنْهُمْ بِمَا عَوَّدْتَهُمْ مِنْ عَدْلِکَ عَلَیْهِمْ وَ رِفْقِکَ بِهِم». دستور دیگر انصاف داشتن با مردم است آنجا که میفرمایند: «فَأَنْصِفُوا النَّاسَ مِنْ أَنْفُسِکُم (نامه51)؛ یعنی در روابط خود با مردم انصاف داشته باشید». شکیبایی در رفع نیاز مردم، دستور دیگری است که در همین نامه به کارگزار خود دادهاند: «وَاصْبِرُوا لِحَوَائِجِهِم؛ در برآوردن نیازهایشان شکیبا باشید». ایشان دستوراتی را در نحوه محاسبه و اخذ مالیات به کارگزاران خود توصیه نمودهاند که عمل به آنها باعث ایجاد امنیت اقتصادی میگردد. ازجمله میتوان به دستور ایشان به بررسی صحیح مالیات و بیتالمال اشاره نمود آنجا که میفرمایند: «وَ تَفَقَّدْ أَمْرَ الْخَرَاجِ بِمَا یُصْلِحُ أَهْلَه» (نامه53، بند4)؛ زیرا عامل اصلاح امور دیگر اقشار جامعه میباشد و تا امور مالیاتدهندگان اصلاح نشود کار دیگران نیز سامان نخواهد گرفت. مماشات در اخذ مالیات از دیگر دستورات ایشان به کارگزاران است: «وَلَا تَبِیعُنَّ [النَّاسَ] لِلنَّاسِ فِی الْخَرَاجِ کِسْوَةَ شِتَاءٍ وَلَا صَیْفٍ وَلَا دَابَّةً یَعْتَمِلُونَ عَلَیْهَا وَلَا عَبْداً وَلَا تَضْرِبُنَّ أَحَداً سَوْطاً لِمَکَانِ دِرْهَمٍ وَلَا تَمَسُّنَّ مَالَ أَحَدٍ مِنَ النَّاسِ مُصَلٍّ وَ لَا مُعَاهَدٍ إِلَّا أَنْ تَجِدُوا فَرَساً أَوْ سِلَاحاً یُعْدَی بِهِ عَلَی أَهْلِ الْإِسْلَام... (نامه51)؛ برای گرفتن مالیات از مردم، لباسهای تابستانه یا زمستانه و مرکب سواری و برده کاری او را نفروشید و برای گرفتن درهمی، کسی را تازیانه نزنید و به مال کسی –نمازگزار باشد یا غیرمسلمانی که در پناه اسلام است– دستاندازی نکنید جز اسب یا اسلحهای که برای تجاوز به مسلمانان به کار گرفته شده است». تخفیف در مالیات نیز از موارد دیگری است که بنا به توصیه ایشان زمینه امنیت اقتصادی را در جامعه به وجود میآورد در این رابطه
ایشان در نامه 53 (بند 4) به کارگزار خود مینویسند: «خَفَّفْتَ عَنْهُمْ بِمَا تَرْجُو أَنْ یَصْلُحَ بِهِ أَمْرُهُم...؛ هرگز تخفیف دادن در خراج تو را نگران نسازد، زیرا آن اندوختهای است که در آبادانی شهرهای تو و آراستن ولایتهای تو نقش دارد و رعیت تو را میستایند و تو از گسترش عدالت میان مردم خشنود خواهی شد».
بهطور ساده میتوان گفت که مدیریت، تخصیص منابع یک سازمان اعم از سرمایه انسانی، مالی، تجهیزات و ... به کارهای متفاوت جهت رسیدن به اهداف است. مسئله مدیریت اقتصادی مهمترین نقش را در استفاده بهینه از منابعِ در اختیار، سازماندهی نیروی انسانی و ارائه محصول از سوی هر بنگاه اقتصادی و نهاد خدمترسان دارد که عبارتاند از: الف. مدیریت اقتصادی در بخش دولتی؛ ب. مدیریت اقتصادی در بخش عمومی؛ ج. مدیریت اقتصادی در بخش خصوصی؛ د. مدیریت اقتصادی نهادهای مدنی و صنفی (economicaffairs, 2019).
یک. در مدیریت اقتصادی حضرت علی(علیه السلام)، قبل از تخصیص منابع؛ حفظ منابع، امانتداری و عدم خیانت در مال و منابع ارجحیت مییابد و ایشان در مکاتبات خود به کارگزارانشان بدان گوشزد مینمایند ازجمله در نامه 5 میفرمایند: «وَ إِنَ عَمَلَکَ لَیْسَ لَکَ بِطُعْمَةٍ وَ لَکِنَّهُ فِی عُنُقِکَ أَمَانَةٌ ... وَ فِی یَدَیْکَ مَالٌ مِنْ مَالِ اللَّهِ [تَعَالَی] عَزَّ وَ جَلَّ وَ أَنْتَ مِنْ خُزَّانِهِ حَتَّی تُسَلِّمَهُ إِلَیَّ؛ همانا پست فرمانداری برای تو وسیله آبونان نبوده بلکه امانتی در گردن توست... و در دست تو اموالی از ثروتهای خدای بزرگ و عزیز است و تو خزانهدار آنی تا به من بسپاری». در نامه 24 (بند 5) نیز به حفظ اموال توصیه نمودهاند: «...أَنْ یَتْرُکَ الْمَالَ عَلَی أُصُولِه» یعنی با کسی که این اموال در دست اوست شرط میکنم اصل مال را حفظ کند. در بند 2 همان نامه به کارگزار خود عدم خیانت در مال و حساب اموال را سفارش نموده و میفرمایند: «فَارْفَعْ إِلَیَّ حِسَابَکَ وَ اعْلَمْ أَنَّ حِسَابَ اللَّهِ أَعْظَمُ مِنْ حِسَابِ النَّاس؛ هرچه زودتر حساب اموال را برای من بفرست و بدان که حسابرسی خداوند از حسابرسی مردم سختتر است».
دو. از طرف دیگر در تخصیص منابع، حضرت نهایت دقت و سختگیری را از کارگزاران خود خواستهاند و تخصیص و تقسیم بهجا و صحیح را از آنان خواستار شدهاند و در مقابلِ کارگزاری که اینگونه نبوده بهشدت موضعگیری کرده و فرمودهاند: «أَنَّکَ تَقْسِمُ فَیْءَ الْمُسْلِمِینَ الَّذِی حَازَتْهُ رِمَاحُهُمْ وَ خُیُولُهُمْ وَ أُرِیقَتْ عَلَیْهِ دِمَاؤُهُمْ فِیمَنِ اعْتَامَکَ مِنْ أَعْرَابِ قَوْمِک... (نامه43 بند 1 و 2)؛ غنیمت مسلمانان را که نیزهها و اسبهایشان گردآورده و با ریخته شدن خونهایشان بهدستآمده، به اعرابی که خویشاوندان تواند و تو را برگزیدند میبخشی! به خدایی که دانه را شکافت و پدیدهها را آفرید اگر این گزارش درست باشد در نزد من خوارشده و منزلت تو سبک گردیده است». درنهایت ایشان توزیع عادلانه منابع را وظیفه خود بهعنوان رهبر جامعه و کارگزارانشان دانستهاند: «أَلَا وَ إِنَّ حَقَّ مَنْ قِبَلَکَ وَ قِبَلَنَا مِنَ الْمُسْلِمِینَ فِی قِسْمَةِ هَذَا الْفَیْءِ سَوَاء (نامه43)؛ آگاه باش حق مسلمانی که نزد من یا پیش تو هستند در تقسیم بیتالمال مساوی است».
سه. وظایف رهبر نسبت به کارگزاران در مدیریت اقتصادی
اول. رهبر جامعه اسلامی در معنای عام و رهبر دولت به معنی خاص آن برای به ثمر رساندن اهداف اقتصادی اسلام و مدیریت آن از منظر حصرت علی(علیه السلام) وظایفی را بر عهده دارند. از دیدگاه ایشان پاک بودن و پاک ماندن رهبر یا کارگزاران تعیینشده از طرف وی شرط اول مدیریت صحیح در تمام جوانب و بخصوص مدیریت اقتصادی است. به همین دلیل ایشان در نامه به عثمان بن حنیف انصاری فرماندار بصره از گزارش مهمانی که در آن دعوت شده بود و خوردنیهای رنگارنگ داشت و کاسههای پر غذا گلایه مینماید و میفرماید: «فَانْظُرْ إِلَی مَا تَقْضَمُهُ مِنْ هَذَا الْمَقْضَمِ فَمَا اشْتَبَهَ عَلَیْکَ عِلْمُهُ فَالْفِظْه (نامه45، بند 1)؛ اندیشه کن در کجایی؟ و بر سر کدام سفره میخوری؟ پس آن غذایی که حلال و حرام بودنش را نمیدانی دور بیفکن».
دوم. از وظایف دیگری که ایشان برای رهبر در اجرای مدیریت صحیح اقتصادی در نظر
گرفته و خود بدان پایبند بودند برخورد قاطع با کارگزاران خیانتکار است، مانند برخوردی که خود ایشان در نامه 41 (بند 3) خطاب به کارگزار خیانتکار نموده، تقوای الهی و برگرداندن اموال مردم را به وی گوشزد مینمایند و حتی به چنین کارگزاری میفرمایند: حتی اگر حسن و حسین چنین عمل مینمودند از من روی خوش نمیدیدند و به آرزو نمیرسیدند «فَاتَّقِ اللَّهَ وَ ارْدُدْ إِلَی هَؤُلَاءِ الْقَوْمِ أَمْوَالَهُم...».
سوم. مراقبت دائمی از رفتار و منش کارگزاران، از دیگر وظایف رهبر اقتصادی از دیدگاه امام علی(علیه السلام) است و خود چنین شیوهای داشته و هرجا خطایی از کارگزاری سر میزد بلافاصله آن خطا را به او گوشزد و او را نکوهش میفرمودند. نامه 41 (بند 2) که در نکوهش کارگزار در سوءاستفاده از بیتالمال است و نامه 71 که راجع به خیانت اقتصادی میباشد، در راستای اجرای این وظیفه است. حضرت علی(علیه السلام) در نامه 41 به کارگزار خاطی خطاب مینمایند که از حرام خوردن و حرام نوشیدن پرهیز نماید، زیرا حسابرسی قیامت و معاد در انتظار است: «أَ مَا تُؤْمِنُ بِالْمَعَادِ أَ وَ مَا تَخَافُ نِقَاشَ الْحِسَابِ أَیُّهَا الْمَعْدُودُ کَانَ عِنْدَنَا مِنْ أُولِی الْأَلْبَابِ کَیْفَ تُسِیغُ شَرَاباً وَ طَعَاماً وَ أَنْتَ تَعْلَمُ أَنَّکَ تَأْکُلُ حَرَاماً وَ تَشْرَبُ حَرَاما...»، و نیز در نامه 71 به کارگزار خود منذر بن الجارود که در فرمانداری خود خیانتی مرتکب شد میفرمایند: «تَعْمُرُ دُنْیَاکَ بِخَرَابِ آخِرَتِکَ وَ تَصِلُ عَشِیرَتَکَ بِقَطِیعَةِ دِینِکَ وَ لَئِنْ کَانَ مَا بَلَغَنِی عَنْکَ حَقّاً لَجَمَلُ أَهْلِکَ وَ شِسْعُ نَعْلِکَ خَیْرٌ مِنْکَ وَ مَنْ کَانَ بِصِفَتِکَ فَلَیْسَ بِأَهْلٍ أَنْ یُسَدَّ بِهِ ثَغْرٌ أَوْ یُنْفَذَ بِهِ أَمْرٌ أَوْ یُعْلَی لَهُ قَدْرٌ أَوْ یُشْرَکَ فِی أَمَانَة...؛ دنیای خود را با تباه کردن آخرت آبادان میکنی و برای پیوستن با خویشاوندانت از دین خدا بریدهای! اگر آنچه به من گزارش رسیده درست باشد شتر خانهات و بند کفشت از تو باارزشترند و کسی که همانند تو باشد لیاقت پاسداری از مرزهای کشور را ندارد و نه میتواند کاری را به انجام رساند یا ارزش او بالا رود یا شریک در امانت باشد یا از خیانتی دور ماند ...».
یکی از مهمترین وظایف دولت اسلامی در مدیریت صحیح اقتصادی، مبارزه با فساد و
ظلم اقتصادی است؛ زیرا اگر در چرخه اقتصادی یک جامعه، تمام ارکان آن نیز درست مدیریت شده باشد اما با فساد و ظلم مبارزه مؤثر و عملی صورت نگرفته باشد، تمامی آن تلاشها و کوششها ابتر باقی میماند. حضرت علی(علیه السلام) در روش مدیریتی خود بر این مسئولیت که دولت اسلامی به عهده دارد بسیار تأکید ورزیده راهکارهایی را برای مبارزه به کارگزاران ارائه نمودهاند، راهکارهای ایشان را میتوان بهصورت زیر دستهبندی نمود:
رعایت این توصیهها موجب جلوگیری از بروز ظلم میشود. این توصیهها عبارتاند از؛ توصیه به تقوی الهی: «اتَّقِ اللَّه» (نامه41)، «اِنْطَلِقْ عَلَی تَقْوَی اللَّه...» (نامه25)، «أَمَرَهُ بِتَقْوَی اللَّهِ فِی سَرَائِرِ أَمْرِهِ وَ خَفِیَّاتِ عَمَلِه» (نامه26)؛ توصیه به یادآوری قیامت و ترس از حسابرسی اعمال: «أَ وَ مَا تَخَافُ نِقَاشَ الْحِسَاب ... فَکَأَنَّکَ قَدْ بَلَغْتَ الْمَدَی وَ دُفِنْتَ تَحْتَ الثَّرَی وَ عُرِضَتْ عَلَیْکَ أَعْمَالُکَ بِالْمَحَلِّ الَّذِی یُنَادِی الظَّالِمُ فِیهِ بِالْحَسْرَةِ وَ یَتَمَنَّی الْمُضَیِّعُ فِیهِ الرَّجْعَةَ وَ لاتَ حِینَ مَناص» (نامه41)؛ توصیه به خلوص و عدم دورویی: «أَخْلَصَ الْعِبَادَة» (نامه26)؛ و توصیه به اندیشیدن: «فَضَحِّ رُوَیْداً» (نامه41).
امام(علیه السلام) در این توصیهها موارد ظلم را گوشزد نموده یا برعکس موارد اخلاقی، رفتاری و کرداری را سفارش مینمایند؛ این توصیهها عبارتاند از: توصیه به عدم تجاوز از حقوق الهی و وفاداری به حقوق مردم: «لَا تَأْخُذَنَّ مِنْهُ أَکْثَرَ مِنْ حَقِ اللَّهِ فِی مَالِه» (نامه25)، «فَوَفِّهِمْ حُقُوقَهُم» (نامه26)، «کَیْفَ تُسِیغُ شَرَاباً وَ طَعَاماً وَ أَنْتَ تَعْلَمُ أَنَّکَ تَأْکُلُ حَرَاماً وَ تَشْرَبُ حَرَاماً...» (نامه41)؛ توصیه به داشتن رفتار منصفانه، آرام و موقرانه و پرهیز از سختگیری و ارعاب و آزار مردم: «... امْضِ إِلَیْهِمْ بِالسَّکِینَةِ وَ الْوَقَار» (نامه25)، «فَوَفِّهِمْ حُقُوقَهُم » (نامه25)، «... فَلَا تَدْخُلْ عَلَیْهَا دُخُولَ مُتَسَلِّطٍ عَلَیْهِ وَ لَا عَنِیفٍ بِه» (نامه25)، «وَ لَا تَبِیعُنَّ لِلنَّاسِ فِی الْخَرَاجِ کِسْوَةَ شِتَاءٍ وَ لَا صَیْفٍ وَ لَا دَابَّةً یَعْتَمِلُونَ عَلَیْهَا وَ لَا عَبْداً وَ لَا تَضْرِبُنَّ أَحَداً سَوْطاً لِمَکَانِ دِرْهَم...» (نامه51)، «أَمَرَهُ أَلَّا
یَجْبَهَهُمْ وَ لَا یَعْضَهَهُم» (نامه26)؛ توصیه به عدم بیاعتنایی به نیاز مردم و داشتن شکیبایی در رفع آن: «وَ لَا یَرْغَبَ عَنْهُمْ تَفَضُّلًا بِالْإِمَارَةِ عَلَیْهِم» (نامه26)، «اِصْبِرُوا لِحَوَائِجِهِم» (نامه51)؛ توصیه به کمک به رعایا، خوشرفتاری، برگرداندن اموال به ضعفاء و مجاهدان: «وَ لَا الرَّعِیَّةَ مَعُونَة» (نامه51)، «لَا الْجُنْدَ حُسْنَ سِیرَة» (نامه51)، «وَ ارْدُدْ إِلَی هَؤُلَاءِ الْقَوْمِ أَمْوَالَهُم» (نامه41).
مقایسه بین بخش اقتصادی و بخش عدالت و مبارزه با فساد بیانیه گام دوّم مقام معظم رهبری با توصیههای اقتصادی حضرت علی(علیه السلام) خطاب به کارگزاران نشاندهنده آن است که نکات مندرج در آن بیانیه، مصادیق بارزی از توصیههای امام(علیه السلام) میباشد. از محورهای بیانیه تأکید بر تقویت اقتصاد مستقل کشور مبتنی بر تولید انبوه و باکیفیت است که مطابق با توصیهای است که در بخش امنیت اقتصادی و در مبحث امنیت تولید از حضرت نقلقول گردید. این توصیه مؤید تأکیدات بیانیه در درونزایی اقتصاد کشور و مولّد شدن آن نیز میباشد. توزیع عدالتمحور که مورد تأکید مکرر رهبری بوده و در بیانیه نیز بدان اشاره شده است مصداقی از توصیههای حضرت علی(علیه السلام) است که در بخش امنیت اقتصادی و در مبحث امنیت تولید بدان پرداخته شد. مصرف بهاندازه و بیاسراف ازجمله تأکیدات مهم بیانیه گام دوم انقلاب است که توسط رهبری در سالهای اخیر نیز بر آن تأکید شده است. این تأکید نیز مصداقی از توصیههای امام علی(علیه السلام) در بخش امنیت مصرف است. در بیانیه گام دوم، طهارت اقتصادی شرط مشروعیت همه مقامات حکومت جمهوری اسلامی دانسته شده است، این توصیه نیز مصداقی از تأکیدات حضرت علی(علیه السلام) در حفظ منابع، امانتداری و عدم خیانت در منابع و در تأکید بر پاک بودن و پاک ماندن رهبر یا کارگزاران است. در بخش مدیریت اقتصادی اشاره شد که امام(علیه السلام) به نهایت دقت و سختگیری در تخصیص منابع، امر فرمودهاند. در بیانیه گام دوم ازجمله عیوب مدیریتی، بودجهبندی معیوب و نامتوازن و عدم رعایت اولویتها عنوان شده است که میتواند مصادیقی از این
فرمایش حضرت باشد. از دیگر تأکیدات بیانیه گام دوم آن است که دستگاههای نظارتی و دولتی باید با قاطعیت و حساسیت از تشکیل نطفه فساد پیشگیری و با رشد آن مبارزه کنند و در جایی دیگر تأکید مینماید که دستگاهی کارآمد با نگاهی تیزبین و رفتاری قاطع در قوای سهگانه حضور دائم داشته باشد. این تأکید مصداقی از توصیههای حضرت علی(علیه السلام) در برخورد با خیانتکاران و نظارت دائمی بر کارگزاران میباشد. توصیههایی که حضرت علی(علیه السلام) در مورد اخلاق اجتماعی کارگزاران بیان فرمودند مصداق این توصیهها در این جمله بیانیه یافت میشود که همه باید از شیطان حرص بر حذر باشند و ازلقمه حرام بگریزند و از خداوند دراینباره کمک بخواهند.
قرآن کریم، ترجمه: محمدعلی رضایی اصفهانی و گروهی از اساتید جامعة المصطفی، قم، انتشارات المصطفی، 1388 ش.
نهجالبلاغة، شریف رضی، ترجمه: محمد دشتی، قم، نشر مشهور، 1379 ش.
اباذری جزی، ن؛ میرممتاز، ا، نامههای امام علی(علیه السلام) به کارگزاران با تکیه بر اسالیب بلاغی، اصفهان، کتابنامه نجف، 1396.
ابن منظور، محمد ابن مکرم، لسان العرب، بیروت، انتشارات دارالصادر، 1414 ق.
اصغری، م، مدیریت اقتصادی امام علی ((علیه السلام)) تحققبخش عدالت اجتماعی، شماره 32، 1380.
آذری، م، امنیت اقتصادی (مجموعه مقالات)، جلد 1، تهران، مؤسسه تدبیر اقتصادی، 1387.
آشوری، د، دانشنامه سیاسی، تهران، نشر مروارید، 1383.
آیت الله خامنهای (مقام معظم رهبری)، بیانیه گام دوم انقلاب، پایگاه مطالعات انقلاب اسلامی، حوزههای علمیه خواهران. 1397.
برومند، ش؛ شاهحسینی، س؛ امینی، ص؛ فخرحسینی، س.ف، امنیت اقتصادی در ایران و چند کشور منتخب (مطالعه تطبیقی)، تهران، مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی، 1387.
بوزان، ب، مردم، دولتها و هراس، تهران، پژوهشکده مطالعات راهبردی، 1378.
جرّ، خلیل، المعجم العربی الحدیث لاروس، باریس، مکتبة لاروس، 1973 م.
حاجیان، ر؛ دلشاد تهرانی، م؛ امینی حاجآبادی، م.ر، زمینههای شفافیت اطلاعات و عدالت اقتصادی از دیدگاه نهجالبلاغه، پژوهشهای نهجالبلاغه، دوره 16، شماره 55، 1396.
خاتمی، ا، سیره سیاسی امام علی(علیه السلام)، مجله پاسدار اسلام، شماره 190، ص 24، 1376.
دلشاد تهرانی، م، دلالت دولت، آئیننامه حکومت و مدیریت در عهدنامه مالک اشتر، تهران، نشر دریا، 1389.
دهخدا، ع.ا، لغتنامه دهخدا، تهران، مؤسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران، 1377.
رضایی هفتادر، ح؛ حسینی، س، بررسی ارزشهای سیاسی از منظر نهجالبلاغه، فصلنامه پژوهش نهجالبلاغه، سال دهم، شماره 36، ص 79-104، 1392.
علمالهدی، س.س، روششناسی اقتصاد اسلامی بر اساس عملکرد اقتصاد امام علی(علیه السلام)،
پژوهشنامه علوی، سال هفتم، شماره 2، ص 101-129، 1395.
الفراهیدی، خلیل ابن احمد، العین، قم، نشر هجرت، چاپ دوم، 1409 ق.
قرضاوی، ی، باید و نبایدهای دین و سیاست، ترجمه: ع، سلیمی، تهران، نشر احسان، 1394.
گیلک حکیمآباد، م.ت، امام علی(علیه السلام)، دولت و سیاستهای اقتصادی، کتاب نقد، شماره 19، 1380.
محتشم دولتشاهی، ط، مبانی علم اقتصاد؛ اقتصاد خرد، اقتصاد کلان، تهران، انتشارات خجسته، چاپ 31، 1390.
محمدیان، ا؛ دهفان منگابادی، ب؛ غفوری چرخابی، ح، دیدگاههای اقتصادی امام علی(علیه السلام) در نهجالبلاغه [پایاننامه کارشناسی ارشد]، یزد، دانشکده علوم انسانی دانشگاه یزد، 1391.
معین، م، فرهنگ معین، تهران انتشارات زرین، چاپ سوم، 1386.
مولایی، م، آشنایی با اندیشههای اقتصادی امام علی(علیه السلام) در نهجالبلاغه، پژوهشنامه نهجالبلاغه، دوره 1، شماره 4، ص 93-110، 1392.
مولایی، م، مطالعه تطبیقی اندیشههای اقتصادی امام علی(علیه السلام) در نهجالبلاغه با عقاید برخی از اقتصاددانان، شیراز، انتشارات دانشگاه بوعلی، 1389.
مهدیه، س؛ بهرامی، ح.ع، تحلیلی بر سازوکارهای عملی اقتصاد مقاومتی در نهجالبلاغه با تکیه بر وظایف دولت، پژوهشهای نهجالبلاغه، سال 16، شماره 55، 1396.
میر معزّی، س.ح، نظام اقتصادی اسلام، تهران، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، 1390.
هادوینیا، ع.ا، عدالت اجتماعی–اقتصادی در دیدگاه نهجالبلاغه، مطالعات تفسیری، سال اول، شماره 2، 1389.
هاشمی، ع.ا، سیاست از دیدگاه امام علی(علیه السلام)، فصلنامه نهجالبلاغه، شمارههای 4 و 5، 1386.
منابع اینترنتی
تولید در عرصه اقتصاد به معنی تهیه کالا و خدمات مورد نیاز با استفاده از منابع و امکانات موجود است و بیشتر در زمینههای اقتصادی و معیشتی کاربرد دارد. امّا بر اساس آموزههای دینی و سیره و گفتار علوی تولید در تمامی عرصهها برای جامعه اسلامی یک ضرورت است و اگر تولید به شایسته رونق یابد، نه تنها مشکلات معیشتی مرتفع میگردد، بلکه عمده تلاشهای دشمان نیز ناکام خواهد ماند. امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) پیشرفت، پایداری و دوام جامعه اسلامی و تحقق عدالت را در گرو کار، تلاش و برنامه ریزی تولید میداند و با سستی و تنبلی به شدت مخالفت میورزد و رنق تولید را تنها منحصر به امور اقتصادی و کشاورزی نمیداند، بلکه در زمینههای گوناگون فرهنگی، اجتماعی و عمرانی نیز به این امر اهتمام میورزد. رونق تولید را در ساخت مسجد، احداث مسکن، حفر چاه و قنات، تدوین کتاب و... محقّق میسازد، حتی اجازه نمیدهد نهالها و قلمههای نخلستانهایش فروخته شود، تا کاشته شود و همه آن سرزمین زیر درختان سرسبز خرما قرار گیرد. کمک به نیازمندان جامعه و تأمین نسبی رفاه شهروندان از طریق رونق تولید، از سیاستهای اساسی و ثابت امیرالمؤمنین(علیه السلام) است که محقق گردید. این پژوهش با استناد به منابع کتابخانهای و به روش توصیفی - تحلیلی به بررسی رونق تولید و سیره و گفتار امیرالمؤمنین و آموزههای نهجالبلاغه پرداخته است.
کلیدواژهها: امیرالمؤمنین، نهجالبلاغه، رونق تولید، کار و تلاش.
رهبر معظّم انقلاب اسلامی حضرت آیت الله خامنهای در آغاز سال و در پیام نوروزی خود، سال 1398 را به نام «رونق تولید» نامگذاری کردند.
به طور مسلّم نامگذاری هر ساله توسط معظّم له انتخابی تصادفی، یا شعاری اتفاقی نیست. آن رهبر فرزانه و زمانشناس به جهت اشرافی که بر مسائل بینالملل و اوضاع جمهوری اسلامی دارند، همه ساله مناسبترین، شاخصترین و کارآمدترین شعار سال را انتخاب میکنند.
ایشان در سخنرانی ابتدای سال در حرم مطهر رضوی، سال جاری را سال فرصتها دانستند. فرمودند: «من معتقدم سال 1398 به توفیق الهی سال فرصتهاست، سال امکانات و سال گشایش است» (بیانات در اجتماع زائران و مجاوران حرم مطهّر رضوی، 1/1/98).
و نیز فرمودند: «امروز خوشبختانه، مسؤولین دولتی ما به این نتیجه رسیدهاند که با غربیها نمیشود درست و در یک مسیر حرکت کرد، این را احساس کردهاند، شاید در آینده، انشاءالله رفتارها و برخوردها بر اثر این فهم جدیدی که در مسئله پیدا شده تفاوت کند»(همان).
ایشان فرمودند: «کشور خیلی ظرفیت وسیعی دارد، امروز گام دوّم انقلاب این است؛ شناختن ظرفیتها و مزیّتها و استفاده از آنها» (همان). و خاطرنشان کردند که «ظرفیت نیروی انسانی ما بسیار خوب است، ظرفیتهای طبیعی ما بسیار خوب است، ظرفیتهای جغرافیایی ما بسیار خوب است» (همان).
و چنانچه در کنار این ظرفیتها، تولید رونق پیدا کند، کارشناسان میگویند. آن وقت مشکل بیکاری حل میشود، مشکل تورّم حل میشود، مشکل فقر حل میشود، معظل نظام بانکی حل میشود، مسئله ارزش پول ملّی حل میشود، حتی مسئله کسری بودجه دولت با رونق تولید حل میشود (همان).
از مهمترین آثاری که در زمینه ارزش و جایگاه تولید در مدیریت اسلامی از منظر امام علی(علیه السلام) به نگارش درآمده است، به موارد ذیل میتوان اشاره کرد:
اصول کلی حاکم بر تولید از دیدگاه امام علی(علیه السلام)، موسایی، میثم، اقتصاد اسلامی، ش16، (زمستان 1383)، ص 99-126.
کار، اشتغال و تولید از دیدگاه امام علی(علیه السلام)، حسن نظری، مسجد،ش 142، مهر 1388، ص56-63.
مولفههای مدیریت اقتصادی امام علی(علیه السلام) با تاکید بر نهجالبلاغه، شجاعی حقیقی، مریم، مردانی (گلستانی)، مهدی، مجله، حدیث حوزه، بهار و تابستان 1394؛ شماره 10 (28 صفحه، از 48-75).
اصول اقتصاد مقاومتی از منظر امیرالمؤمنین(علیه السلام) و فقه اسلامی، ریاحیمهر، باقر، مجله، فقه و اجتهاد، پاییز و زمستان 1394 - شماره 4 (28 صفحه - از 102 تا 129).
معیار و راهبردهای عدالت اقتصادی در نهجالبلاغه، جهانبین، فرزاد؛ نعمتی، محمد، مجله، پژوهشنامه نهجالبلاغه، تابستان 1394، شماره 10 علمی - پژوهشی، ISC (20 صفحه، از 103- 122).
«رونق» در لغت به معنای پیشرفت، درخشندگی (دهخدا، فرهنگ دهخدا، ذیل لغت رونق)؛
روشنایی و جمال است (معین، فرهنگ معین، ذیل لغت رونق) و در زبان عربی به معنای «رخاء» و «ازدهار» آمده است (قیّم، فرهنگ معاصر عربی-فارسی، ذیل لغت رونق)
«تولید» در لغت معادل واژه «production» به معنی پدیدآوری، خلق، فرآوری، محصول و ایجاد چیزی از طریق زراعت یا صناعت است و در اصطلاح به معنای «تهیه کالا و خدمات مورد نیاز با استفاده از منابع و امکانات موجود» است.
خداوند سبحان در قرآن کریم ضمن آیات متعددی به ضرورت رونق تولید پرداخته و میفرماید:
{هُوَ اَنْشَاَکُمْ مِنَ الْاَرْضِ وَاسْتَعْمَرَکُمْ فیها} (هود/61)؛ او(خداوند) شما را از زمین پدید آورد و به آبادی آن واداشت (طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج10، ص470).
نکته قابل توجه اینکه قرآن نمیگوید خداوند زمین را آباد کرد و در اختیار شما گذاشت، بلکه میگوید: عمران و آبادانی زمین را به شما تفویض کرد، این اشاره به اینکه وسایل از هر نظر آماده است و این شمایید که باید با کار و کوشش خود زمین را آباد سازید و منابع آن را به دست آورید و بدون کار و کوشش سهمی ندارید (مکارم شیرازی و همکاران، تفسیر نمونه، ج9، ص151)
در مورد چهارپایان میفرماید:
{وَالْاَن-ْعامَ خَلَقَها لَکُمْ فیها دِفْءٌ وَمَنافِعُ وَمِنْها تَاْکُلُونَ} (نحل/5)؛ «چهارپایان را آفرید در حالی که برای شما در آنها وسیله پوشش و منافع دیگر است و از گوشت آنها میخورید» (همان، ج11، ص150)
در این آیه، از میان نعمتها به سه قسمت اشاره شده است: نخست مسئله «دفء» که به معنی هرگونه پوشش است (با استفاده از پشم و پوست آنها) مانند لباس و کفش و کلاه و لحاف و خیمه، و دیگری «منافع» که اشاره به شیر و مشتقات آن است و سوم گوشت حیوانات که با جمله «و منها تأکلون» بیان شده است (همان، ص158).
در آیه بعد میفرماید:
{وَ لَکُمْ فیها جَمالٌ حینَ تُریحُونَ وَحینَ تَسْرَحُونَ} (نحل/6)؛ «و در آنها برای شما زینت و شکوه است به هنگامی که به استراحتگاهشان باز میگردانید و هنگامی که (صبحگاهان) آنها را به صحرا میفرستید» (همان، ص155).
که در این آیه از حرکت دستجمعی گوسفندان و چهارپایان به سوی بیابان و چراگاه، سپس بازگشت آنها به سوی آغل استراحتگاه، تعبیر به جمال کرده که این تنها یک مسئله ظاهری و تشریفاتی نیست، بلکه گویای این حقیقت است که چنین جامعهای خودکفاست، فقیر و وابسته به این و آن نمیباشد خودش تولید میکند، و آنچه را خود دارد مصرف مینماید، این در واقع جمال استغناء و خودکفایی است و به تعبیر گویاتر جمال استقلال اقتصادی و ترک هرگونه وابستگی است (همان، ص159).
بر اساس آموزههای قرآن کریم حضرت نوح(علیه السلام) نجّاری میکرد، حضرت ابراهیم(علیه السلام) به کارهای چوپانی و بنّایی اشتغال داشت، حضرت ادریس(علیه السلام) خیّاطی میکرد، حضرت موسی(علیه السلام) چوپان و کشاورز بود، حضرت داود(علیه السلام) زره میبافت، پیامبر بزرگ اسلام(صلی الله علیه و اله)قبل از بعثت چوپانی میکرد و با اموال و سرمایههای حضرت خدیجه(صلی الله علیه و اله)تجارت مینمود. امیرالمؤمنین(علیه السلام) در مورد حضرت داود(علیه السلام) میفرماید:
«لقد کان یعمل سفائف الحُوص بیده و یقول لجلسائه: أیکم یکفین بیعها و یأکل قرص الشعیر من ثمنها...» (شریف رضی، نهجالبلاغه، خ160)؛ با هنر دستان خود از لیف خرما زنبیل میبافت و از همنشینان خود میپرسید: چه کسی از شما این زنبیلها را میفروشد؟ و با بهای آن به خوردن نان جوی قناعت میکرد (دشتی، نهجالبلاغه، ص210).
از رسول خدا(صلی الله علیه و اله)روایت شده که فرمود:
«إن قامت الساعة و فی ید اجرکم فسیلة ما فإن استطاع أن لا یقوم حتی یغرسها فلیغرسها» (الطیالسی، مسند ابیداود، ص275)؛ اگر قیامت برپا شد و در دست یکی از شما نهالی بود، اگر میتواند قبل از حضور در قیامت آن را بکارد، پس حتماً آن را بکارد.
یکی از تولید کنندگان نمونه که قرآن کریم به معرفی آن پرداخته است، زنبور عسل
است، زنبورها علاوه بر کار معماری و مهندسی که در ساخت و تولید خانههای متنوع برای زنبورهای کارگر، زنبورهای نر و زنبورهای ملکه به کار میبرند، با الهام الهی از شهد گلها و آبهای پاکیزه میخورند و با تولید عسل به عنوان یک خوراک و دارو و نوشیدنی، سالمترین محصول را ارائه مینمایند. میزان عسل تولیدی زنبورها بیشتر از مقدار نیاز خودشان است، و آنها ایثارگرانه به تولید برای دیگران میپردازند (فتوح، همت و کار از دیدگاه قرآن و اهلبیت، ص166).
در قرآن کریم درباره زنبور عسل آمده است:
{وَ اَوْحی رَبُّکَ اِلَی النَّحْلِ اَنِ اتَّخِذی مِنَ الْجِبالِ بُیُوتًا وَ مِنَ الشَّجَرِ وَ مِمّا یَعْرِشُونَ * ثُمَّ کُلی مِنْ کُلِّ الثَّمَراتِ فَاسْلُکی سُبُلَ رَبِّکِ ذُلُلًا یَخْرُجُ مِنْ بُطُونِها شَرابٌ مُخْتَلِفٌ اَلْوانُهُ فیهِ شِفاءٌ لِلنّ-اسِ اِنَّ فی ذلِکَ لَایَةً لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ} (نحل/68 - 69)؛ «خدا به زنبور عسل وحی کرد که از کوهها و درختان و سقفهای رفیع منزل گیرید، سپس از میوههای شیرین تغذیه کنید و راه پروردگارتان را با طاعت بپویید، آنگاه از درون آنها شربت شیرینی به رنگهای مختلف بیرون آید که در آن شفای مردمان است. در این کار نیز آیت قدرت خدا برای متفکران پیدا است (ترجمه الهی قمشهای)
در همین راستا امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) فرمود: «کونوا فی الناس کالنَّخلَةِ فی الطیرِ» (کافی، کلینی، ج6، ص332)؛ در میان مردم مانند زنبور عسل در میان پرندگان باشید.
پس مؤمنینی که با توکل و استعانت از خداوند متعال وارد مقوله کار و اشتغال و تولید میشوند، بایستی به سفارش امیرالمؤمنین(علیه السلام) از زنبور عسل درس گرفته و با سختکوشی در پی خدمترسانی به جامعه اسلامی بوده و با تولیدات سالم و رونق آن رشد و شکوفایی جامعه اسلامی را فراهم آورند و سیره زندگی امام علی(علیه السلام) را سرمشق زندگی و فعالیت خود قرار دهند.
اگر بگوییم مقام عظمای ولایت از حوادث زمان امیرالمؤمنین تأثیر گرفته و سیره و منش امام(علیه السلام) را در نامگذاری سال 1398 مدّ نظر داشته است، گزاف نگفتهایم؛ زیرا امام علی(علیه السلام) خود فرموده است:
«واعتبر بما مضی من الدنیا لما بقی منها، فإنّ بعضَها یُشبهُ بعضاً وآخِرِها لاحقٌ بأولها» (شریف رضی، نهجالبلاغه، نامه 69)؛ و از حوادث گذشته تاریخ برای آینده عبرتگیر، که حوادث روزگار با یکدیگر همانند بوده و پایان دنیا به آغازش میپیوندد (دشتی، ترجمه نامه 69، ص435).
در این ارتباط مقام معظم رهبری خود میفرماید:
«امروز شرایطی مشابه شرایط دوران حکومت امیرالمؤمنین(علیه السلام) است، پس روزگار نهجالبلاغه است. اهمیت نهجالبلاغه ترسیم شخصیت امیرالمؤمنین(علیه السلام) است، چیزی که ما امروز به آن کمال احتیاج را داریم.» (کنگره بینالمللی نهجالبلاغه، 1363).
امیرالمؤمنین(علیه السلام) پس از آنکه امام حسن(علیه السلام) را وصی و متولّی اموال و نخلستانهای خود قرار میدهد، میفرماید: «و یشترط علی الذی یجعله إلیه أن یترک المال علی اصوله و ینفق من ثمره حیث اُمر به و هدی له... و ألّا یبیع من اولاد نخیل هذه القری ودیعة حتی تشکل ارضها غراساً» (شریف رضی، نهجالبلاغه، نامه 24)
امام(علیه السلام) در این وقفنامه فرموده است: با کسی که این اموال در دست اوست شرط میکنم که اصل مال را حفظ کرده، تنها از میوه و درآمدش بخورند و اتفاق کنند، و هرگز نهالهای درخت خرما را نفروشند، تا همه این سرزمین به گونهای زیر درختان خرمان قرار گیرد که راه رفتن در آن دشوار باشد (دشتی، ترجمه نامه24، ص359).
که این تأکیدی است بر تولید بیشتر و گسترش عمرانی و آبادانی این موقوفات.
حضرت علی(علیه السلام) در مدت بیست و پنج سال سکوت و خانهنشینی، فعالیتهای گستردهای در زمینه کار و کوشش جهت تأمین زندگی بسیاری از بینوایان و درماندگان داشتهاند تا جایی که با دست خود باغ احداث میکردند و قنات حفر مینمودند و سپس آنها را در راه خدا وقف میکردند (سبحانی، فروغ ابدیت، ص146).
تأمین رفاه همگانی با «رونق تولید» فراهم میشود و جامعهای که نتواند این امکان را فراهم سازد، محکوم به زیستن در سایهی فقر است. امیرالمؤمنین(علیه السلام) این امر را آنچنان مهم و اساسی میدانست که فرمود:
«من وجد ماءً وتُراباً ثمّ افتقر فأبعده الله» (مجلسی، بحارالانوار، ج19، ص13)؛ کسی که آب و زمین مناسب داشته باشد و فقیر باشد از رحمت خدا به دور است.
بدیهی است این گفتار ارزشمند امام(علیه السلام) همانگونه که درباره یک فرد صادق است، درباره یک ملّت نیز صادق است و مردمی که آب و خاک کافی دارند و باز هم نیازمند دیگران هستند، مسلماً از رحمت خداوند، به دورند.
تحقق عدالت اقتصادی جز با سرمایهگذاری و تولید امکانپذیر نیست. ابن ابیالحدید معتزلی شارح نهج البلاغه درباره اهتمام امام(علیه السلام) به کار و تولید مینویسد:
«کان یعمل بیده و یحرثُ الارض و یستقی الماءَ و یغرس النخل، کل ذلک یباشره بنفسه الشریفة، و لم یستبق منه لوقته و لا لعقبه قلیلاً و لا کثیراً و انما کان صدقة» (ابن ابیالحدید، شرح نهجالبلاغه، ج15، ص147)؛ او با دستان خود کار میکرد، زمین را کشت و آبیاری مینمود و نخل میکاشت و جمله این کارها را خود به دست خویش انجام میداد، ولی نه آن وقت و نه برای بازماندگانش کم یا زیاد باقی نگذاشت و آنهاجز صدقه و بخشش نبود.(لایقی، ترجمه شرح نهجالبلاغه ابن ابیالحدید، ج15، ص150)
تلاش امیرالمؤمنین(علیه السلام) در کار و تولید واقعاً اعجاببرانگیز است، از امام صادق(علیه السلام) در این باره آمده است:
«إنّ امیرالمؤمنین(علیه السلام) کان یخرج و معه أحمال النّوی فیقال له: یا اباالحسن! ما هذا معک؟ فیقول(علیه السلام): نخل إن شاءالله، فیغرسه فلم یغادر منه واحدة» (کافی، کلینی، ج5، ص75)؛ همانا امیر مؤمنان(علیه السلام) در حالی که بارهایی از هسته خرما همراهش بود و میرفت، به وی گفته شد، اینها چیست؟ فرمود: اگر خدا بخواهد، درختان نخل خرما، پس آن هستهها را کِشت و حتی یک هسته را هم وا ننهاد.
آری از منظر امیر مؤمنان هستههای به ظاهر کمارزش و خشک خرما، نخلستانهای سرسبزی است که به اذن خداوند سالیان درازی منشأ خیر و برکت و مورد بهرهمندی بندگان خدا قرار میگیرد، و این مهم محقّق نمیگردد و مگر با اهتمام به تولید و رونق آن.
در بینش علوی، کار ارزش است و تنبلی و سستعنصری سزاوار نکوهش. آن امام همام(علیه السلام) از کار کردن ابایی نداشت. او خود میفرماید:
«یک بار در مدینه سخت گرسنه شدم. بیرون رفتم تا در حومه مدینه کاری بیابم. زنی را دیدم که خاک گرد آورده، فهمیدم میخواهد از آن گِلی تهیه کند. نزد او رفتم و با وی به توافق رسیدم که در اِزای یک دلو آب یک حبه خرما دستمزد بگیرم و در پایان کار 16 حبه خرما، دستمزدم بود که وقتی ماجرا را برای پیامبر صلی الله علیه و اله بازگو نمودم، ایشان از آن خرما تناول فرمود.» (ابنحنبل، فضائل الصحابة، ج1، ص286)
تحقق عدالت اقتصادی نیازمند فرهنگ کار و تلاش و تولید است، فرهنگی که علاقه به کار و تولید و بیزاری از تنبلی و بیکاری با طبیعت مردم عجین شده باشد، فرهنگی که در آن کار و تولید در کام مردم شیرین و تنبلی و بیکاری تلخ و رنجآور باشد و مردم کار و تولید را منشأ درآمد بدانند، نه اینکه از راه ارتباطات نادرست و روابط خارج از ضوابط به رفاه برسند.
امام علی(علیه السلام) در سیره خود تلاش میکرد تا چنین فرهنگی را در جامعه نهادینه کند و بر این اساس برابر خواسته عبدالله بن زمعه برای دریافت غائم و دریافت مالی بیزحمت، ایستاد و فرهنگ درآمد بدون تولید و مفتخواری را محکوم کرد، فرمود:
«إن هذا المال لیس لی ولا لک، و انّما هو فیء للمسلمین و جلب اسیافهم فإن شارکتهم فی حربهم کان لک مثل حظهم، و إلّا فجناة أیدیهم لا تکون لغیر افواههم» (شریف رضی، نهجالبلاغه، خطبه 232)؛ این مال نه از آنِ من است، و نه از آنِ تو، بلکه درآمد عمومی است، و از آنِ همه
مسلمانان است و فراهم آمده شمشیرهای آنان، پس اگر تو در جنگ با ایشان همراهی کردی، بهرهای همانند آنان داری، وگرنه چیدههای دست آنان برای غیر دهان خودشان سزاوار نیست (دشتی، نهجالبلاغه، ص334).
در همین راستا رهبر معظم انقلاب فرمودند:
برای شکوفایی اقتصاد کشور به کاری احتیاج داریم هم مجاهدانه باشد، هم عالمانه باشد، با تنبلی، با بیحالی، کم انگیزگی، مسئله اقتصاد کشور حل نخواهد شد. کار جهادی باید انجام گیرد، مدیریتهای جهادی باید بر مسائل اقتصادی کشور احاطه داشته باشند، تصمیمگیری کنند، کار جهادی یعنی کاری که هم در آن تلاش هست، خستگی ناپذیری هست، هم اخلاص هست. یعنی انسان میفهمد که برای خودش، برای پر کردند کیسه خودش کار نمیکند، دارد برای مردم کار میکند، برای خدا کار میکند (مقام معظم رهبری، 1398).
حضرت علی(علیه السلام) مطلع شد که طلحه و زبیر بین مردم شایع کردهاند که علی(علیه السلام) فقیر است و چیزی ندارد، حضرت به کارگرانش فرمود: میوهها و درآمد حاصل از غلات امسال را جمعآوری کنید و بفروشید و سود حاصله را در جای مخصوصی انباشته کنید و به من خبر دهید. پس از مدتی حدود صد هزار درهم از درآمد سالانه جمع و در کیسههای مخصوصی جاسازی شد. حضرت روی آنها نشستند و دستور دادند طلحه و زبیر بیایند. وقتی آمدند و پرسیدند اینها چیست؟ فرمود: اینها سرمایههایی از طلا و نقره است که حاصل دسترنج من است و کسی را در این اموال حقی نیست (عوفی بخاری، لباب الألباب، ص372). امام تلویحاً و با کنایه به آنها فهماند که بروید کار و تولید کنید و از تنبلی، فزونخواهی و مفتخواری بپرهیزید.
البته امیرالمؤمنین(علیه السلام) هم میتوانست مانند دیگر خلفاء با بذل و بخششهای بیحساب، طلحه و زبیر و دیگران را ساکت کند و مطیع خود سازد و برای خود هوادارانی
دست و پا کند و چهار روز بیشتر بر اریکه قدرت تکیه زند، اما او می دانست که این کار بر خلاف حق، عدالت، توحید، اسلام و انسانیّت است و با این کار ارزشهای حقیقی به دست فراموشی سپرده خواهد شد.
حضرت میتوانست با اعمال زور و قدرت دشمنان را از میان بردارد، و با تقسیم اموال بین خواص پایههای فرمانروایی خود را استوار گرداند. اما او داراییها و بیتالمال را از آنِ همگان میدانست و برای او هیچ کس در بهره بردن از دارایی، بر دیگری برتری نداشت، نه پدر و یار، نه فرزند و تبار. او میخواست فرهنگ کار و تلاش را حاکم کند و مفتخواری، ویژهخواری، رشوه و اختلاس را به انزوا کشیده و آنها را از جامعه محو و زایل کند. مقاومت ایشان برابر برادرش عقیل و تنبیه او با آهن داغ به خاطر توقع بیجای او به سبب خویشاوندی با حاکم بود.
حضرت پیوسته فرزندان و همسران خود را به تولید و سازندگی تشویق میکرد، و آنها لباسهای مورد نیاز را با دست خود میبافتند و با پشمریسی، نخ آن را تهیه میکردند. به اهالی بصره فرمود:
«ما تنقمو یا اهل بصرة و أشار إلی قمیصه وردائِه فقال: والله أنّهما لمن غزل أهلی و أشار إلی صُرّةٍ فی یده فیها نفقته فقال: والله ما هی إلّا من غَلّتی بالمدینة، فإن أنا خرجتُ من عندکم بأکثر مما ترون فأنا عندالله لمن الخائفین» (خویی، منهاج البراعة فی شرح نهجالبلاغه، ج17، ص85)؛ ای اهالی بصره! این دو لباس من را که میبینید از بافتههای اهل خانه است. سپس به کیسهای که همراه داشت و مقداری نان خشک در آن بود، اشاره کرد و فرمود: این همان خوراک مختصری است که از مدینه آوردهام. سپس فرمود: اگر من با بیشتر از آنچه که اکنون نزد من میبینید از پیش شما خارج شدم، پس من نزد خدا از خائفین هستم.
اهتمام وافر امیرالمؤمنین(علیه السلام) به کار و تولید باعث فعّال شدن چرخه اقتصاد و روی آوردن اغلب جامعه به امر تولید شده بود.
از قول محمد بن خالد نبیّ نقل شده که ابراهیم نخعی بر زنی که او را اُمَّ بکر میخواندند گذشت در حالی که هنگام صبح درب خانهاش نشست بود و در دستش دوکی بود که با آن ریسندگی میکرد. ابراهیم گفت: ای اُمّ بکر! دیگر پیر شدهای، آیا وقت آن نرسیده که دوک را بر زمین بگذاری؟ اُمّ بکر گفت:
«وکیف اضعه وسمعت علی بن ابیطالب امیرالمؤمنین(علیه السلام) یقول: هو من طیّبات الکسب؟» (عیاشی، تفسیر عیاشی، ج1، ص15)؛ چگونه آن را بر زمین بگذارم که شنیدم پیشوای مؤمنان علی(علیه السلام) میفرمود: ریسندگی از گواراترین و بهترین کسب و کارهاست؟
امام علی(علیه السلام) کوشش جدّی داشت تا تولید در همه عرصهها رونق پیدا کند، تلاش اقتصادی و خدمات تولیدی حضرت تنها در بخش کشاورزی و آباد کردن نخلستانها خلاصه نمیشد، آن حضرت در تمامی زمینهها به فکر رونق تولید بودند و کلیه اقشار و طبقات مردم را در اقتصاد سهیم میدانستند. نامه 53 نهجالبلاغه خطاب به مالک اشتر شاهد گویایی است که حضرت برای تمامی اقشار و طبقات از کارگزاران و مدیران، سپاهیان و نویسندگان، قضّات و تجّار، کشاورزان، کارمندان، کارگران، زنان، یتیمان و کهنسالان، توصیهها و برنامهها و دستورات جداگانه ای فرستادند. و بسیار شایسته است که رهبر معظّم انقلاب هم دامنه تولید و رونق آن را شامل همه اقشار میدانند و میفرمایند:
«تولید هم که ما میگوییم فقط تولید صنعتی را نمیگوییم، تولید صنعتی، تولید کشاورزی، دامداری، صنایع بزرگ، صنایع متوسط، صنایع کوچک، حتی صنایع دستی و صنایع خانگی، حتی تربیت دام، چند دام در خانههای روستایی که خود این به مراتب کمک خواهد کرد به گسترش رفاه عمومی در جوامع. اینها را باید بنشینند، برنامهریزی کنند.» (بیانات مقام معظم رهبری در بین زائران حرم رضوی،
1/1/1398).
از منظر امیر مؤمنان علی(علیه السلام) بازرگانی و صنعت جایگاهی اساسی در ساختار اقتصادی و اجتماعی دارد. آن حضرت بازرگانی و صنع را دارای ماهیتی سازنده میداند و بر این اعتقاد است که بازرگانان و صنعتگران تولید کنندگان و پدید آورندگان وسایل زندگی مردم هستند و باعث آرامش آنان میباشند، همان گونه که به مالک اشتر میفرماید:
«ثُمَّ اسْتَوْصِ بِالتُّجَّارِ وَ ذَوِی الصِّنَاعَاتِ، وَأَوْصِ بِهِمْ خَیْراً، الْمُقِیمِ مِنْهُمْ وَالْمُضْطَرِبِ بِمَالِهِ وَالْمُتَرَفِّقِ بِبَدَنِهِ، فَإِنَّهُمْ مَوَادُّ الْمَنَافِعِ وَأَسْبَابُ الْمَرَافِقِ» (شریف رضی، نهجالبلاغه، نامه 53)؛ سپس سفارش مرا درباره بازرگانان و صاحبان صنایع بپذیر و آنها را به نیکوکاری سفارش کن، بازرگانانی که در شهر ساکنند، یا آنان که همواره در سیر و کوچ کردن میباشند و بازرگانانی که با نیروی جسمانی کار میکنند، چرا که آنان منابع اصلی منفعت و پدید آورندگان وسایل زندگی و آسایش مردمند (دشتی، نهجالبلاغه، نامه 53، ص415).
امام علی(علیه السلام) اولین مدرسه اسلامی را در صفه ساخت و خود در آنجا تدریس نمود. به دانشگاه جندیشاپور در خوزستان برای تدریس ادبیات و طب و علوم دیگر دعوت شد، امّا به علت وقوع جنگ، انجام آن صورت نگرفت. در تحقّق معالجات پزشکی مانند «جذام، ضد عفونی، امراض داخلی» موفق بود. در تدوین قرآن نقش اساسی داشت. تجوید قرآن را به مسلمین آموخت، علم نحو را به شاگردانش آموزش داد، ستارهشناسی و جهتیابی در شب را در اولین مرحله در راه جلولا(1)و نهاوند(2)
برای لشگر مورد بهرهبرداری قرار داد. استفاده از روشنایی جیوه را برای کار کردن در شب اولین بار برای ساخت کشتیها در شب در زمان حیات حضرت مورد استفاده قرار گرفت. فلزشناسی مطرح شد، تدریس زبان
خارجی مجاز شمرده شد. و دورههای تعلیم مدیریت به کارگزاران جهت اداره جامعه اسلامی تحقق پذیرفت (دشتی، امام علی و اقتصاد، ص381).
بدیهی است که همه بخشهای حکومت اسلامی نیاز به منابع مالی دارند که دولت موظف است این منابع را تأمین نماید، و اگر اختلالی در امور مالی حکومت رخ دهد آثار آن در همه بخشها آشکار میشود. تأمین مالی کشاورزان و حرمت آنان بدان است که زمینه لازم برای کشت و کار درست آنان فراهم شود و آنان یاری گردند تا زمین را به خوبی و با بیشترین بهرهوری و کمترین آسیبرسانی به طبیعت، بارور سازند و همگان را از کشت و کار خود بهرهمند نمایند، و در صورت پیدایش مشکلاتی برای زمین یا محصل، آنان از حمایتهای دولت به خوبی و به درستی بهرهمند شوند. امام علی(علیه السلام) در این زمینه فرمود:
«فإن شکوا ثقلاً أو عِلّةً او انقطاع شرب او بالة او إحالة ارض اغتمرها غرق، او اجحت بها عطش خففت عنهم بما ترجوا أن یَصلُحَ به أمرهم» (شریف رضی، نهجالبلاغه، نامه53)؛ پس اگر از سنگینی خراج یا آسیبی، یا بریده شدن آبیاری زمینی، یا آب زیاد رسیدنی، یا دگرگونی زمینی که آب بسیار آن را در خود فرو برده است، یا تشنگی به آن زیان رسانیده است، شکایت کردند، تا اندازهای در تخفیف خراج به آنان تخفیف میدهی که امیدوار شوی بدان وسیله کارشان به سامان میرسد (دلشاد تهرانی، دلالت دولت، ص524).
عمران و آبادانی در حکومت امام علی(علیه السلام) سیاست اساسی شمرده میشد. آن حضرت به مالک اشتر فرمود: «ولیکن نظرک فی عمارة الارض، ابلغ من نظرت فی استجلاب الخراج» (شریف رضی، نهجالبلاغه، نامه53)؛ باید نگرش تو در آبادانی زمین رساتر از نگرش تو در گرفتن خراج باشد.
امام علی(علیه السلام) یکی از پیشگامان تدوین و تألیف آثار علمی بین امت اسلامی بود و
همگان را به تألیف و تدوین کُتب مفید سفارش مینمود. امام علی(علیه السلام) اولین کسی بود که در احکام دین کتاب تدوین نمود و برای اولین بار علم نحو را مطرح، تکمیل و آموزش داد (خویی، منهاج البراعة فی شرح نهجالبلاغه ، ج2، ص 208).
طبق نقل امام صادق(علیه السلام) کتاب فقهی امیرالمؤمنین(علیه السلام) مفصل و دارای صفحاتی بیشمار بود که کاغذهای آن 70 ذرع طول داشت و با خط امام نگاشته شده بود و تمام حلال و حرام در آن مشروحاً بیان گردیده بود. و تمام آنچه را که امت اسلامی نیاز داشته و دارند، جواب آن در این کتاب آمده است (همان، ص316).
اثر دیگر امام به نام «الجامعة» که همانند «جفر جامع» بینیاز کننده انسان از هرگونه اطلاعاتی است و درباره آن نوشتهاند:
«إنّ الجفر و الجامعة کتابان لعلیّ قد ذکر فیها علی(علیه السلام) طریقة علم الحروف، الحوادث الی انقراض العالم، و أولاده یحکمون بها» (جرجانی، شرح المواقف، ج6، ص22)؛ همانا کتاب جفر و جامعه از علی است که بر اساس حروف، آگاهیهای لازم نسبت به حوادث روزگار تا قیامت در آن گرد آمده و فرزندانش میتوانند از آن استفاده کنند. امامان معصوم به ویژه امام حسن و امام حسین‘ وقتی پاسخ بسیاری از پرسشهای شرعی را به مردم میدادند، میگفتند: «ذلک کان فی کتاب علیٍ» (شیخ طوسی، تهذیب الاحکام ، ج1، ص 936).
حضرت امیرالمؤمنین(علیه السلام) در تمام دوران زندگی به مسجدسازی توجه ویژه داشت. در اُحد، در جنوب مسجد النّبی در شهر مدینه، در محله مساجد سبعه، و هرجا که اقامت میفرمود به امر مسجدسازی میپرداخت، حتی آنگاه که ارتش خود را برای صفین کوچ میداد، در طول راه نیز این امر مقدس را از یاد نبرد، وقتی امام و لشکریانش به شهر مرزی «هیت»(1)
رسیدند در منطقهای به نام «اقطار» توقف کرد و در همان توقف کوتاه مسجدی
1) . شهر «هیت» در غرب رمادی، مرکز شهر انبار واقع در 110 کیلومتری بغداد قرار دارد.
ساخت که تا سالیان طولانی مردم در آنجا نماز میگذاردند و مشکل عبادتگاه مردم آن سامان مرتفع شد. امام(علیه السلام) در محل جنگ احزاب مسجد فتح را به یاد پیروزی بر عمرو بن عبدود و مهاجمان قریش بنا نمود (قمی، سفینة البحار، ج1، ص601)، و شبها در آنجا نماز میخواند. حضرت در بصره و کوفه و در آبادان نیز مساجدی بنا کرد (ابن شهرآشوب، مناقب آل الطالبین، ج2، ص123).
امام علی(علیه السلام) سالانه درآمد چهل هزار دینار منافع باغاتش را در راه خدا به مستمندان میبخشید تا برای ازدواج جوانان یا تهیه مسکن بیچارگان، استفاده شود. ایشان در محله «بنی زریق» مدینه چند خانه ساخت و آنها را به خالههای خود بخشید با این شرط که پس از آنان وقف مستمندان شود (مجلسی، 1070ق، ج4: 43)
بیهوده نیست اگر اهمیّت مسکن سازی نزد رهبر معظّم انقلاب را برگفته از همین شیوه امیر مؤمنان علی(علیه السلام) بدانیم، زیرا حضرت آیتالله خامنهای، مسکنسازی را از جمله رشتههای کارآفرین خوانند و فرمودند:
«از جمله غفلتهای چند سال اخیر، بیتوجّهی به موضوع مسکنسازی بوده است، باید از فرصت ترمیم یا ساخت مسکن برای هموطنان سیلزده استفاده کرد و با کمک دستگاههای مختلف و بخش خصوصی حرکت عظیم اشتغالزا و تولیدآفرین در بخش مسکن را به وجود آورد.» (بیانات رهبر، دیدار با مسئولان و کارگزاران نظام، 1398).
حضرت علی(علیه السلام) در زندگی پربرکت خویش چاههای آب و قنوات زیادی حفر نمود. هنوز پس از گذشت چهارده قرن در مدینه و اطراف آن تابلوهایی از چاههای برجا مانده از امام علی(علیه السلام) با نام «آبار علی» باقی مانده است. وقتی ارتش حضرت به سوی صفین میرفت از شهر انبار عبور کرد، آب مورد نیاز نداشتند، همگی تشنه و خسته به جستجوی
آب پرداختند که بینتیجه بود. از راهبی پرسیدند، او جواب داد آب آشامیدنی مرا نیز از دو فرسنگ راه میآورند. امام در آن صحرای تفتیده اسب تاخت و در نقطهای ایستاد و خیره به زمین نگاه کرد و فرمود: «در این مکان آب وجود دارد، اینجا را حفر کنید». سربازان مقداری زمین را کندند، به تخته سنگ بزرگی رسیدند، هرچه تلاش کردند حتی با تعداد صد نفر نتوانستند سنگ را از جای خود تکان بدهند، در این لحظه حضرت از اسب فرود آمد خود به حفر چاه همت کرد و با ذکر و زمزمهای سنگ را از جای کند. آب فواره زد و بالا آمد. دستور داد همگان از آن آب گوارا و خنک بنوشند و ذخیره سازند و اسبان و دیگر چهارپایان را سیراب کنند (سپهر، ناسخ التواریخ ش، ج2، ص 34).
در سرزمین «ینبع»(1)
سر راه کوفه و مکه چاههایی حفر کرد که اغلب آنها به آب رسید و آنها را وقف محلهها، یا فقرا یا مسافرانِ خانه خدا نمود (کافی، کلینی، ج7، ص543).
در روزگار علی(علیه السلام) وضع کشت گندم مناسب نبود؛ چون از گندمهای نامرغوب و باریک و ضعیف استفاده میکردند. حضرت علی دستور داد از طائف و ایران بذر گندمهای مرغوب تهیه و کشاورزی را رونق دهند. آن حضرت اولین کسی است که آسیاب آبی را با آب قناتها ساخت و به راه انداخت تا گندمها را آرد کنند (ژایکر، خداوند علم و شمشیر، 1363ش).
امام علی(علیه السلام) برای رفع نیازهای مسلمانان در سفرهای دریایی به مهندسین ایرانی دستور داد، از درآمد ملّی کشور، اسکلهای در شهر بندری «جدّه» ساختند تا رفت و آمدهای دریایی به سهولت انجام گیرد.
و همچنین برای رونق سفرهای دریایی دستور ساختن کارگاه کشتیسازی را صادر
1) . شهر «ینبع» شهری است ساحلی در فاصله 200 کیلومتری مدینه و 300 کیلومتری شمال جدّه واقع شده است.
فرمود، تا از درآمد عمومی، مخارج آن تأمین و به خط تولید برسد و پس از اتمام کارگاه کشتیسازی شخصاً آن را افتتاح نمود (همان، ص85).
همچنین امام در نقشه شهری و وسیع بودن خیابانها نیز تلاش میکرد و پس از ساختن بندر و اسکله در جدّه، از جدّه تا شهر غَلّه جاده شوسه ایجاد کرد (همان، ص83).
پیشوای مؤمنان علی(علیه السلام) معتقد بود تأمین نیازمندان وظیفه اساسی دولتها است که نباید نادیده گرفته شود. باید از طریق رونق تولید و کسب درآمد نیاز تمام کسانی را که خود نمیتوانند نیازهای خویش را به خوبی تأمین کنند برطرف نمود. حضرت علی(علیه السلام) در این باره در سفارش به مالک اشتر میفرماید: «ثمّ طبقة السفلی من اهل الحاجة و المسکنة الذین یحق رفدهم و معونتهم» (شریف رضی، نهجالبلاغه، نامه 53)؛ تو را به نیازمندان و مستمندانی توجّه میدهم که یاری رساندن آنان حقی است بر گردن مسؤولین.
و باز در تأکید بر توجه به اقشار ضعیف جامعه میفرماید: «ثمَّ الله الله فی الطبقة السفلی من الذین لاحیة لهم من المساکین و المحتاجین و اهل البؤسی و الزمنی فإن هذه الطبقة قانعاً و مغتراً» (همان)؛ خدا را در نظر بگیر درباره طبقه ضعیفی که هیچ چارهای ندارد، همان مستمندان، نیازمندان، بینوایان و زمینگیرانی که بعضی درخواست کننده و بعضی هم نیازمندانیاند که روی درخواست کردن ندارند.
حضرت درباره موقعیت این قشر در جامعه میفرماید:
«فإن هؤلاءِ من بین الرعیةِ احوج إلی الإنصاف من غیرهم» (همان)؛ این گروه از میان شهروندان به دادخواهی و کمک از دیگران نیاز بیشتری دارند.
عملکرد علی(علیه السلام) در دوران حکومتش بر این بود که چون مدّتی - علیرغم مشکلات فراوان - برنامههای خود را پیش برد، در مناطقی که در اختیار ایشان بود، رفاه عمومی چهره
گشود و آسایش، زندگی مردم را در بر گرفت چنان که خود فرمود: «البستُکم العافیةَ من عدلی» (شریف رضی، نهجالبلاغه، خطبه 87)؛ با عدالت خود شما را زیر چتر عافیت قرار دادم.
امام در مورد ایجاد رفاه نسبی در مناطق تحت حکومت خود میفرماید:
«ما اصبح بالکوفة احد إلّا ناعماً و إنّ ادناهم منزلةً بأکلُ البرِّ و یجلس فی الظل ویشربُ من ماء الفرات» (گیلانی، السیف الربانی، ص3)؛ همه مردم کوفه از رفاه برخوردار گردیدد، چون پایینترین آنها (یعنی فقیرترین افراد جامعه) نان گندم میخورد و سرپناه مناسب دارد و از آب سالم فرات مینوشد.
حضرت علی(علیه السلام) در دوران حیات خود به ویژه در زمان خلافت خویش تلاش داشت تا فقر را ریشهکن سازد و همگان را با تحقق عدالت اقتصادی و اجتماعی به حقوق خود برساند و نیازمندان و از کار افتادگان را تأمین نماید؛ لذا همه شهروندان را از رفاه نسبی برخوردار کرده بود و و تأمین اجتماعی تا بدان پایه رسیده بود که تکدّیگری وجود نداشت، یا نادر و استثنایی دیده میشد. چنان که در خبر آمده است:
«مرّ شیخٌ کبیرٌ یسأل، فقالَ امیرُالمؤمنین(علیه السلام) ما هذا؟ فقالوا یا امیرالمؤمنین! نصرانیٌ. فقال أمیرُالمؤمنین استعملتموه حتی اذا کبُر وعجزَ منعتموه؟ أَنفِقوا علیه من بین المال.» (شیخ طوسی، تهذیب الاحکام، ج6، ص293)؛ پیرمردی از کار افتاده دیده شد که دست نیاز به سی مردم دراز کرده بود. حضرت فرمود این چیست؟ گفتند: ای امیر مؤمنان! مردی نصرانی است. حضرت فرمود: هنگامی که جوان و توانا بود، از او کار کشیدید، و اکنون که پیر و ناتوان شده است، رهایش کردهاید؟! او را از بیتالمال تأمین کنید.
کیفیت طرح این ماجرا و برآشفتن امام از دیدن چنین صحنهای و نوع پرسش حضرت که «ما هذا؟» (این وضع چیست؟) نشان دهنده آن است که نباید مستمند و نیازمندی وجود داشته باشد. یعنی در حکومت کوتاه علی(علیه السلام) در مناطقی که در اختیار علی(علیه السلام) بود، فقر و ناداری بدان حد کاسته شده بوده است که یک مورد فقر موجب شگفتی حضرت شده
و اعتراض شدید وی را در پی داشته است (دلشاد تهرانی، دلالت دولت، ص367). باشد که با تأسی به سیره امام علی(علیه السلام) کار و تلاش و رونق تولید برای همه اقشار ملّت اسلامی فراهم آید؛ ان شاءالله.
انسان باید با کار و کوشش خود زمین را آباد سازد و منافع آن را به دست آورد، و بدون کار و کوشش سهمی ندارد.
امیر مؤمنان(علیه السلام) در دوران خلافت و قبل از آن به کار تولید میپرداخت و همواره رونق تولید را به فرزندان خود و آیندگان سفارش میفرمود.
اهتمام مسؤولین و کارگزاران به کار و تولید باعث فعّالتر شدن چرخه اقتصاد و روی آوردن اغلب جامعه به امر تولید میشود.
یکی از راههای برطرف کردن نیازِ نیازمندان، تولید و کسب درآمد است، آن حضرت با حاکم کردن فرهنگ کار و تولید و دوری از سستی و تنبلی، رفاه و آسایش نسبی و شکوه اقتصادی را به جامعه اسلامی بازگرداند.
اگر جوامع اسلامی به ویژه جامعه اسلامی ایران به سفارشات امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) در زمینه کار و تولید و رونق آن توجه نموده و به سخنان مقام معظّم رهبری که تبلور سیره علوی است اهتمام ورزند، معضلات اقتصادی برطرف شده، فقر و نیازمندی از جامعه رخت بربسته، عزت و سربلندی و رفاه و آسایش قرین جوامع اسلامی خواهد شد.
قرآن کریم، ترجمه دکتر محمدعلی رضایی اصفهانی و گروهی از اساتید جامعة المصطفی، قم: انتشارات المصطفی، 1388ش.
نهجالبلاغة، سید رضی، ترجمه محمد دشتی، قم: نشر مشهور، 1379 ش.
ابن ابی الحدید معتزلی، ابوحامد، هبةالله، شرح نهجالبلاغه، بیروت: مؤسسه الأعلمی، 649ه-.
جرجانی، میر سید شریف، شرح المواقف، قم: الشریف الرضی، 756ق.
حنبل، احمد، فضائل الصحابة، بیروت: مؤسسه الأعلمی، 240ه-.
دشتی، محمد، امام علی و اقتصاد اسلامی ، قم: انتشارات امیرالمؤمنین، چاپ چهارم ، 1390ش
دلشاد تهرانی، مصطفی، دلالت دولت، تهران: دریا، 1394.
ژایکر آلمانی، رودولف، خداوند علم و شمشیر، تهران: ا نتشارات ایرانیان، 1363ش.
سبحانی، جعفر، فروغ ابدیت، تهران: بوستان کتاب، 1355ش.
سپهر، محمدتقی لسان الملک، ناسخ التواریخ، ترجمه جمشید کیانفر، اساطیر، 1386ش.
شهرآشوب، عزالدین ابوجعفر ، مناقب آل الطالبین، تهران: بوستان کتاب، بیتا.
طباطبایی، سید محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، بیروت: مؤسسه الاعلمی، 1417ه-.
طوسی(شیخ طوسی)، محمد بن حسن، تهذیب الاحکام، 10 جلدی، بیروت: دارالمعارف، 1413ه-.
طیالسی، سلیمان بن داودق، مسند ابیداود، بیروت: دارالمعارف، 1321.
الطیالیسی، محمد بن مسعود العیاشی، تفسیر عیاشی، بیروت: مؤسسه الأعلمی، 1411ه-.
عوفی بخاری، نورالدین محمدش، لباب الألباب، تهران: انتشارات فخر رازی، 1361.
فتوح، رضا، همت و کار از دیدگاه قرآن و اهلبیت، بیجا، 1389ش.
قمی ، شیخ عباس، سفینة البحار، ترجمه محمد باقر ساعدی، مشهد: بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی، بیتا.
کلینی، محمد بن یعقوب بن اسحاق، اصول کافی، 15 جلدی، قم: دارالحدیث،1372.
گیلانی، عبدالقادر ، السیف الربانی، احمد فرید المزیدی، قم: مرکز تحقیقات علوم اسلامی، بیتا.
لایقی، غلامرضا، ترجمه شرح نهجالبلاغه ابن ابیالحدید، تهران: بوستان کتاب، 1387ش.
مکارم شیرازی و همکاران، تفسیر نمونه، 27 جلد، قم: دارالکتب الاسلامیه، 1376.
هاشمی خویی، میرزا حیبالله، منهاج البراعة فی شرح نهجالبلاغه، 21 جلد، تهران: مکتبة الاسلامیه، 1324ق.
دهخدا، علی اکبر، لغت نامه، انتشارات دانشگاه تهران، 1377
قیّم، فرهنگ معاصر میانه عربی _ فارسی، ناشر: فرهنگ معاصر.
معین، محمد، فرهنگ فارسی معین، تهران: مؤسسه انتشارات امیر کبیر، تهران، چاپ هشتم، 1371ش.
تولید، رکن اصلی نظام اقتصادی یک جامعه شمرده می شود. بدیهی است که الگوگیری از روش های موفق در این حوزه، مطلوب و ضروری تلقی می شود. از الگوهای موفق در این حوزه، بررسی نظام تولید امام علی(علیه السلام) است. ایشان با انجام اصلاحات نرم افزاری در دو حوزه ایدئولوژی سازی و چیدمان مناسب عوامل تولید بر پایه نیاز جامعه و تولیدات مناسب با هر محیط، توانستند به حداکثر بهره وری در این زمینه برسند. روش پژوهش در مقاله پیشِ رو، کتابخانه ای، جهت جمع آوری داده های تاریخی و تحلیلی در پردازش داده هاست. نتیجه بهدست آمده از پژوهش نشان می دهد که اتخاذ تدابیر علمی و اصلاح نظام تولید، اصلی ترین بخش برای دستیابی به رونق همه جانبه در این زمینه است.
کلیدواژهها: سیره امام علی(علیه السلام)، اصلاحات نرم افزاری، رونق، تولید.
پول و کسب ثروت، یکی از اساسی ترین ارکان استقلال و پویایی هر جامعه شمرده می شود و به تبع آن، یکی از شاخص های سنجش رشد و بالندگی یک کشور، شاخص رشد اقتصادی است؛ لذا از دیرباز جوامع گوناگون برای کسب بیشترین درآمد و ثروت، با یکدیگر به رقابت برخاسته، دست به دامان متفکران این حوزه شده و افکار و آرای آنان را به عنوان راهبران این حوزه پیروی نمودهاند. دیدگاه این افراد چنان مهم و تأثیرگذار بود که بر همه امور آن کشور سایه افکنده است؛ بهطوری که نظام هر یک از کشورها در نتیجه دنباله روی از هر یک از اندیشمندان، با نام وی شناسایی می شد و گاه همانند هر نظام بشری
دیگر، قوت و ضعف هایی داشته و حتی برخی از آن ها مانند نظام مارکسیستی، با شکست مواجه شدند و قدرت منادی این نظریه (شوروی) را نیز به تجزیه و سقوط کشاند.
در جهان بینی اسلام، برخلاف نظام های دیگر، اقتصاد جزئی از دین و یکی از ارکان اساسی آن است؛ به طوری که برخی از راهکارهای عبادی، مربوط به پرداخت های مالی بوده و پیوند محکمی بین آن و سعادت یا شقاوت ابنای بشر حاکم است. در این بینش، اسلام دینی آسمانی است که از جانب خدا و توسط پیامبر(صلی الله علیه و اله)برای رسیدن بشر به همه کمالات فرستاده شده و از پیروان خود خواسته تا برای رسیدن به موفقیت حداکثری، در ابعاد فردی و اجتماعی، از راهکارهای داده شده پیروی کنند. در این مکتب، نظریه پردازان عرصه اقتصاد، پیامبران و ائمه(علیهم السلام) هستند که قرآن آن ها را لازم الاتباع دانسته است: {أَطِیعُوا اللَّ-هَ وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ وَأُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ} (نساء/59) و ضمان سعادت بشر را در پیروی کامل از این بزرگواران قرار داده است. رفتار اقتصادی هر یک از امامان بزرگوار(علیهم السلام) به عنوان یک مدل کامل رفتاری، قابل پیروی است.
از میان ائمه(علیهم السلام)، زمانه حضرت علی(علیه السلام) بسیار شبیه زمانه ما می نماید. حکومت متموّلان جامعه که امروز با نام لیبرال از آن ها یاد می شود، باعث شده بود تا فاصله فقیر و غنی بسیار افزایش یافته، ثروتمندان فقط به دنبال سود حداکثری خود باشند و وقعی به ضعفای جامعه ننهند. حضرت(علیه السلام) با رونق بخشی به توان تولیدی، توانستند جامعه ای را ایجاد نمایند که خود ایشان در توصیف اوضاع سامان یافته مردم، از تعبیر «برخورداری افراد جامعه از نان گندم» استفاده نمودند. روشن است وصف حضرت از نان گندم در حالی که قوت اصلی مردم نان جو بود، حکایت از ایجاد رفاه نسبی توسط امام(علیه السلام) برای مردم است.
مقام معظم رهبری(حفظهاللّه) نیز با در نظر گرفتن شرایط کنونی جامعه، که تحریم های غربی چندین برابر شده، ارزش پول سقوط کرده و قیمت ها افزایش چندین برابر داشته، بهترین راهکار برای گذر از این برهه را رونق گرفتن بخش تولید می دانند؛ لذا شعار سال 1398 را «رونق تولید» انتخاب نموده، فرمودند:
تولید اگر چنانچه به راه بیفتد، هم می تواند مشکلات معیشتی را حل کند، هم می تواند استغنای کشور از بیگانگان را تأمین کند، هم می تواند مشکل اشتغال زایی را برطرف کند ... لذاست که مسئله تولید به نظر من مسئله محوری امسال است. (1/1/98)
همان گونه که ایشان تبیین فرموده اند، کلید راهبردی این بحران، تکیه بر توان تولید است. بنابراین برای عملیاتی کردن این امر باید روش یا الگوی موفقی را برگزید. بهترین گزینه در شرایط کنونی، پیمودن راهی است که امتحان شده باشد و از خطاهای نظریه های بشری مصون باشد. سیره تولیدی امام علی(علیه السلام) این دو ویژگی را کاملا داراست.
درباره سیره اقتصادی امام(علیه السلام) نوشته های بسیاری، هم به صورت مستقل و هم غیرمستقل موجود است که در این منابع به صورت پراکنده اندیشه امام(علیه السلام) در باب تولید بیان شده است که بهترین نمونه آن، کتاب اقتصاد از «دانشنامه امام علی(علیه السلام)»است که زیر نظر آقای صادقی رشاد تهیه شده است.
در باب روش شناسی سیره تولیدی امام(علیه السلام) مقاله ای از دکتر مجید رضاییان با نام «جایگاه تولید اقتصادی در سیره و گفتار امیرالمؤمنین(علیه السلام)» و چند مقاله دیگر موجود است و تاکنون مقاله ای از اصلاحات نرم افزاری امام(علیه السلام) از جهت روش ها و بهکارگیری دانش فنی که منجر به رونق تولید شد، نوشته نشده و از این حیث بدیع است.
یکی از نکات بسیار مهم در سیره تولیدی امام(علیه السلام) کار و فرهنگ کار است که در تمام روایاتِ سنت قولی و فعلی ایشان آمده است. تولید که محصول فکر و تلاش یک امت می باشد، زاده فرهنگی است که در آن کار بهعنوان امری مقدس شناخته شود. ناگفته پیداست، در چنین جامعه ای فقر اقتصادی که زاده بیکاری و بهره نبردن از توان یک اجتماع است، جایگاهی نخواهد داشت (ری شهری،گزیده دانش، ص239).
از دیدگاه جامعه شناسان و روان شناسان، زمانی می توان در نهادینه سازی درونی مفاهیم در جامعه موفق شد که بستر مناسبی برای رشد و نمو آن ایجاد شود و تداوم آن بستر، تبدیل شدن مفاهیم به فرهنگ پایدار را در پی خواهد داشت؛ لذا ضمان موفقیت هر بینشی، در آماده سازی بعد روانی آن است(دهشیری، رسانه و فرهنگ سازی، فصلنامه تحقیقات فرهنگی، دوره دوم، ش8).
به عنوان گام اول در ایجاد زمینه مناسب در جامعه، امام(علیه السلام) ایدئولوژی متناسب با مفهوم کار را درست کردند؛ به این معنا که هر فرد نسبت به مسائل گوناگون، بینش و رویکرد خاصی دارد که سبب تصمیم گیری و عملکرد وی می شود. ایجاد بینش و دادن خط فکری از سوی رهبران هر اندیشه، یکی از عوامل مؤثر در ایجاد زمینه است. حضرت برای به چرخه انداختن نظام تولید، در دو حوزه به ایدئولوژی سازی اقدام نمودند:
امام علی(علیه السلام) ابتدا با بیانات و رهنمود های خویش مفهوم «کار بهعنوان فرهنگ برای مسلمان» را برای جامعه باورپذیر کردند. در این بینش، حضرت کار و داشتن حرفه را لازمه زندگی یک مسلمان دانسته و اختصاص بخشی از شبانه روز به کار را، شاخص ارزیابی زندگی فرد دیندار مطرح کردند.(1)در این ایدئولوژی، سستی در کار دنیا را عامل رخوت کار آخرت،(2)
و رستگاری در سرای باقی را تنها با طلب رزق حلال برای خانواده مقدور دانستند.(3)
در روایات آمده است که یکی از کارهای امام(علیه السلام) آموزش و تعلیم به فقرا بوده
1) . مؤمن باید شبانه روز خود را به سه قسمت تقسیم کند: زمانی برای نیایش و عبادت پروردگار و زمانی برای تأمین هزینه زندگی و زمانی برای واداشتن نفس به لذت هایی که حلال و مایه زیبایی است (شریف رضی، نهج البلاغه، خطبه 390).
2) . دشمن می دارم آن کس را که در کار دنیایش تنبل است؛ چراکه اگر در کار دنیا تنبل باشد، در کار آخرت، تنبل تر خواهد بود (کلینی، اصول کافی، ج5، ص86، ح8).
3) . آن که دنیای حلال بجوید، تا بر پدر یا فرزند یا همسرش مهربانی ورزد، خدا او را برانگیزد، در حالی که چهره اش چون ماه شب چهارده باشد (ریشهری، سیاست نامه،حدیث170).
است.(1)
اگر تنها بخشی از این تعالیم، فرهنگ سازی ایشان برای کار باشد، روشن است که تا چه اندازه، کار ایدئولوژیک میتواند بر تولید تأثیر داشته باشد. در خطبه 34 نهج البلاغه آمده است :«اما حق شما بر من این است که شما را نصیحت کنم... و به شما آموزش دهم تا جاهل نمانید و شما را تربیت کنم تا بیاموزید و طبق آن رفتار کنید...»(شریف رضی، نهج البلاغه،خطبه34).
حوزه فرهنگ سازی امام(علیه السلام) منحصر به گفته ها نشد؛ بلکه ایشان با کار طاقت فرسا، احداث باغ ها و نخلستان ها، حفر حلقه های متعدد چاه و ادامه این مسیر حتی در دوران تصدی حکومت مسلمین و با درآمیختن سخن و عمل نشان دادند که ایدئولوژی اسلام درباره ضرورت کار و تولید، یکی از آرمان های اساسی اسلام است (حکیم آبادی، بررسی کارآیی بانکهای تجاری در ایران مطالعات موردی صادرات مازندران 385).
ابن ابی الحدید در شرح خود بر نهجالبلاغه می نویسد: «او با دستانش کار می کرد؛ زمین را می کاشت؛ آبیاری می کرد؛ درخت خرما می کاشت و همه این ها را خودش انجام می داد»(ابن ابی الحدید، شرح نهجالبلاغه، ج15، ص147).
پیش از ورود به این مبحث، باید گفت که نگاه حضرت(علیه السلام) به کار، نگاهی دینی و الهی است؛ بدین معنا که الگوهای سامان دهی به رفتارهای اقتصادی ایشان، دین اسلام می باشد. در این حالت، برخلاف نظام های اقتصادی دنیا که هدف از کار و تولید، برخوردار شدن از سطح حداکثری رفاه و دستیابی به مواهب هر چه بیشتر دنیا و لذت های مادی و دنیوی در چهارچوب خود است، جهان بینی فرد مسلمان در پرداختن به امر تولید، در راستای
1) . برنامه کار علی(علیه السلام) چنین بود که پس از به جا آوردن نماز صبحف تا طلوع خورشید، پیوسته به تعقیبات نماز مشغول می شد. زمانی که خورشید طلوع می کرد، فقیران و بینوایان و مردم دیگر نزد او جمع می شدند و او به آن ها فقه و قرآن می آموخت (ابن ابی الحدید، شرح نهجالبلاغه، ج4، ص109؛ ابن فهد حلی، عدة الداعی، ج1، ص10).
ایدئولوژی ها و خط مشی های تعیین شده توسط دین خواهد بود که عبارتند از رسیدن انسان به کمال حداکثری و جلب رضایت خداوند (عبدالملکی، اقتصاد مقاومتی، ص103-104)
لذا امام(علیه السلام) انگیزه لذت طلبی را به شدت از خود نفی می کنند و میفرمایند:
من آفریده نشدم که خوردن خوراکی های پاکیزه، مرا به خود مشغول دارد، همچون حیوان پرواری که تمام همّش، علف است، و یا همپون حیوان رهاشده ای که کارش چریدن و خوردن و پر کردن شکم است و از سرنوشتی که در انتظار اوست، بی خبر است که آیا بیهوده یا مهمل و عبث آفریده شده ام؟(شریف رضی، نهج البلاغه، نامه46).
با این مقدمه می توان گفت، بینش امام(علیه السلام) نسبت به تولید، بینشی در راستای جهان بینی اعتقاد به زندگی پس از مرگ است. در این بینش، از آن جا که انسان ذاتا موجودی اجتماعی است و سعادت او در گرو سعادت جامعه ای است که در آن زیست می کند و برعکس، فساد و تباهی جامعه دامن او را خواهد گرفت و با توجه به مقدمه بودن زندگی موفق این جهانی برای دستیابی به حیات طیبه، امام(علیه السلام) به ایدئولوژی سازی پیرامون برادری دینی بر محور قران می پردازد: {إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَیْنَ أَخَوَیْکُمْ} (حجرات/10) و چنین پایه های آن را استوار می سازد؛ به گونهای که ایمان را جدا از آثار اجتماعی و اقتصادی نمی داند و آن را در حیات فردی و جمعی مؤثر دانسته، اخوت دینی را سبب بهبود ناسازگاری های اجتماعی مطرح می نماید(ر.ک: حکیمی، امام رضا(علیه السلام) زندگی و اقتصاد).
با حاکم شدن تفکری متضاد با قران، دنیا اصالت می یابد؛ در این صورت لذت پرستی و خودخواهی به صورت یک اصل در آمده، برادری و حل معضلات جامعه و منافع دیگران بی اهمیت جلوه می کند (حکیمی، معیار های اقتصادی در تعالیم رضوی، ص253).
امام(علیه السلام) در رد این نگرش می فرمایند:
«یاد مرگ از دل هایتان رخت بربسته و آرزوهای دروغین، شما را در بر گرفته؛ تا آن جا که دنیا بیش از آخرت دل هایتان را تسخیر کرده است. آری، دنیای زودگذر، شما را از آخرت که بی شک آمدنی است، دور کرده است. هرآینه شما برادران دینی هستید. چیزی جز
ناپاکی درون و زشتی باطن، میان شما جدایی نیفکنده است؛ ازاین روست که یکدیگر را یاری نمی کنید و خیر یکدیگر را نمی خواهید و به یکدیگر چیزی نمی بخشید و با هم دوستی نمی ورزید ... چیست که به اندک چیزی از دنیا که به دست می آورید، شادمان می شوید و آن همه که از آخرت از دست می دهید، اندوهگین نمی گردید؟!» (مجلسی، بحارالانوار، ج32، ص241، ح191؛ متقیهندی، کنزالعمال، ج16، ص 195، ح44216).
اگر بخواهیم اثرگذاری مسئولیت اجتماعی بر تولید را بررسی نماییم، می توان به موارد ذیل اشاره نمود:
یکی از منابع تولید، نیروی انسانی است. برادری و اخوت سبب می شود تا همه عوامل تولید، بر اساس همین روحیه به رعایت حال یکدیگر برآیند. تولید کننده با پرداخت به موقع و رعایت حال کارگر، و کارگر با وجدان کاری برآمده از ایمان خود، به تولید کننده مدد می رساند. همچنین مصرف کننده با خرید کالای تولیدشده، به حمایت از تولیدکننده برمی آید و تولیدکننده نیز با کیفیت بالای کالا و کم نگذاردن از محصول خود، خریدار را یاری می رساند و به این ترتیب بر اساس نظام برادری، همه عوامل حقوق یکدیگر رعایت میکنند.
شکل گیری روحیه برادری سبب رونق تولید می شود؛ لذا انسان دیندار توانمند، سرمایه گذاری روی منافع عمومی جامعه را بر سود شخصی خود ارجح می داند؛ چراکه احساس مسئولیت سبب می شود تا نتواند ناتوانی برادر دینی خود را تاب آورد؛ لذا از راکد گذاردن سرمایه در اموری چون: خرید املاک و مستغلات و طلا که سرمایه گذاری غیرمولد شمرده می شود، پرهیز می نماید و به سرمایه گذاری در به جریان انداختن چرخ تولید اقدام می کند تا با ایجاد اشتغال برای برادران خود، در کم کردن معضل بیکاری، از بین رفتن فقر و
کاهش نظام طبقاتی همیاری نماید؛ چراکه امام صادق(علیه السلام) فرمود: «مؤمن، برادر مؤمن و یک تن اند. اگر یکی را دردی رسد، در دیگر پاره های تن یافت می شود و روحشان از یک روح است» (کلینی، اصول کافی، ج4، ص491).
امروزه مکتب اقتصادی لیبرالیسم با مشکلات جدی در عرصه مدیریت اقتصادی روبهروست، که قطعه گمشده پازل این مشکلات را می توان در سودجویی حداکثری صاحبان سرمایه و عدم همدلی میان پیروان این مکتب دانست. به تحقیق ثابت شده است، عامل روحی برادری در قلمرو اقتصاد، آتش محبت را نسبت به دیگران می افروزد و از این طریق، آنان را در غم و شادی یکدیگر شریک می کند (صدر، اقتصادنا، ج1، ص224).
این همان مفهومی است که روان شناسان از آن به «مسئولیت پذیری اجتماعی» یاد می کنند، که سبب می شود انسان خود را در برابر آبادانی اجتماع و ضعیفان جامعه مسئول بداند. هر کجا که مسلمانان فرهنگ اسلام را با فرهنگ غربی معاوضه کردهاند، گرفتار سختی ها و مشکلات آنان شده اند. بحرانی که اکنون در کشور شاهد آن هستیم، نتیجه پیروی غلط از نظام سرمایه داری غرب است. امام(علیه السلام) در نامه خود به مالک اشتر می فرمایند: «وَلَا تَکُونَنَّ عَلَیْهِمْ سَبُعاً ضَارِیاً تَغْتَنِمُ أَکْلَهُمْ، فَإِنَّهُمْ صِنْفَانِ: إِمَّا أَخٌ لَکَ فِی الدِّینِ وَإِمَّا نَظِیرٌ لَکَ فِی الْخَلْقِ» (شریف رضی، نهج البلاغه، نامه53)؛ «بر رعیت چونان حیوان درنده خو مباش که خونشان را غنیمت شماری؛ زیرا آنان دو گروهند: یا برادران دینی تواند، یا برادران نوعی تو».
علی رغم نظریه سایر مکاتب اقتصادی بر نقش کم وبیش مذهب بر اقتصاد (دادگر، درآمدی بر روش شناسی علم اقتصاد، ص82)، جهان بینی کلی اسلام بر درون دینی بودن اقتصاد تأکید دارد و دستوراتی نیز بر آن استوار نموده؛ الگو های رفتاری نیز برای عینیت بخشیدن به برنامه های خود معرفی کرده و پیروی از رفتار آن ها را لازم دانسته است. اقتصاددانان، مطالعه الگوهای رفتاری را اساس علم اقتصادی می دانند. آلفرد مارشال می گوید: اقتصاد عبارت است از: مطالعه بشر در زندگی شغلی و حرفه ای، همچنین بررسی کردارهای انسان در جریان عادی زندگی یعنی کسب درآمد و تمتع از آن برای ترتیب دادن زندگی(دفتر همکاری های حوزه و دانشگاه، مبانی اقتصادی اسلامی، ص31).
تحلیل رفتار های اقتصادی افراد، مدل های موفق رفتار در حوزه اقتصاد را در اختیار برنامه ریزان این عرصه قرار می دهد. در این تعریف، بررسی دو مؤلفه کسب درآمد و بهرهگیری از آن را به عنوان معیار سنجش موفقیت یا شکست الگوها برمی شمارد. آنچه از بررسی سیره اقتصادی زندگی حضرت(علیه السلام) برمی آید، این است که ایشان رفتار های تولیدی و مصرفی خود را بر پایه روایت پیامبر(صلی الله علیه و اله)که فرمودند: «المؤمن قَلِیلَ الْمَئُونَةِ کَثِیرَ الْمَعُونَة» تنظیم کرده بودند. آوردن چند نمونه از رفتار های اقتصادی امام(علیه السلام) می تواند در شناخت سیره رفتاری ایشان مفید باشد:
علی(علیه السلام) برای آبیاری درختان خرمای گروهی از یهودیان مدینه، با دستان خود آب می کشید، تا حدی که دستانش تاول می زد. دستمزد خود را صدقه می داد و بر شکم خود (از گرسنگی) سنگ می بست (ابن ابی الحدید، شرح نهجالبلاغه، ج1، ص22).
هنگامی که حضرت آب را در ینبع جاری نمود، مردم گفتند: وارثان علی را بشارت دهید! امام(علیه السلام) در پاسخ به آنان فرمود: «وارثان را بشارت ده که همه را در راه خداوند، بر نیازمندان و بینوایان و واماندگان دور و نزدیک در صلح و جنگ، وقف نمودم» (ابن شهرآشوب، مناقب آلابیطالب، ج2، ص74؛ شیخ طوسی، تهذیبالاحکام، ج9، ص148، ح609).
در روایتی که از سیره عملی ایشان نقل شد، دو نکته مهم قابل بررسی است: الف) بهکار بردن حداکثر توان تولیدی توسط حضرت؛ ب) بهره برداری از مواهب، در حد گذراندن زندگی، علیرغم تمکن مالی که عینا منطبق با ملاک های مطرح شده پیامبر(صلی الله علیه و اله)است.
این دو مطلب با هدف اقتصادی اسلام، یعنی کسب رضای خداوند و همخوانی رفتار رهبر جامعه با سفارش پیامبر(صلی الله علیه و اله)قابل توجیه است. بیشتر نویسندگان در توجیه رفتار اقتصادی امام(علیه السلام) به عنوان مظهر انسان کامل، به این مطلب اذعان دارند که متصدی عرصه تولید، دولت نیست؛ بلکه وظیفه تولید، وظیفه دینی و فردی است که شامل همه افراد، بهویژه اشخاص دین دار جامعه می شود.
یکی از دلایل سپردن این مسئولیت به افراد مؤمن، ایدئولوژی و بینش فکری آنهاست. فرد مؤمن رضای خدا را در تولید بر سایر منافع ترجیح داده، شادخواری، تکاثر و انباشت سرمایه، تولید به هر شکل و از هر راه ممکن، همچون آسیب رسانی به محیط زیست برای بهره مندی از سود بیشتر، ضعیف کشی و کم گذاردن از حق زیردستان را روا نمی دارد، چنانکه امام(علیه السلام) خطاب به همام در توصیف این افراد می فرماید: «مَلْبَسُهُمُ الِاقْتِصَادُ وَمَشْیُهُمُ التَّوَاضُعُ» (شریف رضی، نهجالبلاغه، خطبه193)؛ لباس پارسایان اعتدال و روش آنان فروتنی است.
حضور امام(علیه السلام) در بحث تولید، الگویی است مبنی بر در دست گرفتن فرصت های اقتصادی توسط مؤمنین جامعه. با کنار نهادن عرصه تولید توسط این افراد، به ناچار افراد سودجویی که تولید برای آن ها وسیله انتفاع بیشتر و دستیابی به سود حداکثری است، حاکم می شوند. تولید مانند شریان حیات یک جامعه است. با روی کار آمدن افراد نالایق، استفاده از این شریان را آنان تعیین خواهند کرد. کاهش تولید برای بالا بردن قیمت ها، احتکار کالا، معطل گذاشتن منابع تولید یا استفاده نکردن از حداکثر ظرفیت تولید، افزایش تورم، بالا رفتن نرخ بیکاری و برکنار شدن کارگران غیررسمی از شغل، همه پیامد هایی است که با حاکم شدن جریان ضد دین بر تولید اتفاق خواهد افتاد (عبدالملکی، اقتصادی مقاومتی، ص278-282)؛ لذا در سیره رفتاری حضرت علی(علیه السلام) می بینیم که از تولید، در هیچ شرایطی ابا نداشته، فرصت های اقتصادی را برای قرار نگرفتن در دست نااهلان، بازگشایی نموده و پس از تحمل مرارت ها و سختی ها در آباد کردن زمین های بایر، حفر قنات و چاه ها، کاشت نخلستان ها و به ثمر رساندن آنها، همه را در این نفع سهیم نموده و از معطل گذاردن منابع تولید، سخت بر حذر بودند. یکی از دلایلی که امام(علیه السلام) پس از احداث، به وقف مبادرت می نمودند، خارج کردن منابع از دست نااهلان و ثروتمندان بوده است.
یکی از معضلات کنونی جامعه، بیکاری و تن ندادن به مشاغل ساده یا با نفع اقتصادی کم است. عوامل بسیاری چون: ضعف نظام آموزشی، جایگاه پایین اجتماعی برخی
مشاغل و ... در این امر دخیل است؛ در حالی که این نوع رفتار مغایر با سیره رفتار امام(علیه السلام) است. پیشبرد اهداف جامعه یا به اصطلاح رو به جلو حرکت کردن اجتماع، رفع وابستگی ها به غیر، هدف تولیدی حضرت(علیه السلام) را شکل می دادند که برگرفته از روحیه «کثیر المعونه» بودن ایشان است. در جریان جنگ خیبر زمانی که حضرت مبتلا به چشم درد شده و قادر به دیدن نبودند، روش خدمترسانی خود به جامعه را عوض نموده، وقتی پیامبر(صلی الله علیه و اله)از غیبت ایشان پرسیدند، به ایشان گفتند:«او در آسیاب مشغول کار است»(حاکم نیشابوری، المستدرک، ج3، ص143، ح4652؛ ابن حنبل شیبانی، فضایل الصحابه، ج2، ص683، ح1168). تحلیل رفتار آن بزرگوار نشان می دهد، با وجود این که ایشان یکی از سرداران بزرگ این جنگ بودند (چنان که در جریان فتح خیبر نشان دادند) نیاز جامعه، مانع از آن شد که بیکار بنشیند یا آسیابانی را پست و حقیر شمارد. با حاکم شدن چنین تفکری در جامعه، شاهد افزایش تولید و به موازات آن، اشتغال خواهیم بود.
امام(علیه السلام) به عنوان انسان مؤمن و توانا، کم مصرف است. این روحیه سبب شد تا به جای انباشت سرمایه، آن را در جهت رفاه حال عمومی جامعه به جریان اندازند. به بیان دیگر: سرمایه گذاری های غیرمولد که تنها سبب انباشت ثروت در شخص شده، ایجاد تورم می نماید و با دور ماندن از چرخه تولید، سبب فقر و بیکاری گروه کثیری از جامعه می شود. این وضع در رفتار اقتصادی امام(علیه السلام) جایگاهی ندارد؛ چنانکه در منطق قرآن نیز مذمت شده است: {وَالَّذِینَ یَکْنِزُونَ الذَّهَبَ وَالْفِضَّةَ وَلَایُنْفِقُونَهَا فِی سَبِیلِ اللَّهِ فَبَشِّرْهُمْ بِعَذَابٍ أَلِیمٍ} (توبه/34).
روایات های بسیاری در باب نظام تولیدی ایشان وارد شده است؛ ازجمله: به محض اینکه آب از چاه فواره می زد، قلم و کاغذی می طلبیدند و آن را وقف می نمودند. یکی از موارد مشهور این موقوفات، چاه های «ابونیزر» و «بغیبغه» است. شرح این واقعه را ابونیزر این گونه گزارش می کند:
روزی امام(علیه السلام) نزد من آمد و فرمود: آیا غذایی نزد تو هست؟ عرض کردم: بله، اما آن را برای امیرمؤمنان نمی پسندم؛ چراکه مقداری از کدوهای بوستان را با روغنی نامرغوب سرخ
کرده ام. فرمودند: آن را بیاور... سپس امام کلنگ را برداشت و به درون چاه رفتند و شروع به کندن نمودند،
اما آبی نمی جوشید... ایشان چنان ضربه های محکمی به چاه می کوبیدند که صدای هماهم آن به گوش می رسید. ناگهان آب چون خون گردن شتر فواره زد. امام به سرعت از درون چاه بیرون آمده و فرمودند: خدا را شاهد می گیرم که این آب وقف است؛ کاغذ و قلمی بیاورید (زمخشری، ربیعالابرار، ج4، ص388، ح389؛ مبرّد، الکامل فی الادب، ج3، ص1127).
در نقطه مقابل این رفتار و در باب رفتار سرمایه گذاری در غیر تولید چون: خرید ملک جهت سرمایه گذاری، خرید طلا و نقره ... هیچ گزارشی از ایشان ثبت نشده؛ بلکه به شهادت همه مورخین، با نظام لیبرالی که توسط عثمان و بر پایه سرمایه گذاری های غیرمولد بنا شده بود، سخت مبارزه کرد و آن را ویران نمود. امام باقر(علیه السلام) می فرماید:«امام علی(علیه السلام) پنج سال بر مردم حکومت کرد؛ نه آجری روی آجر گذاشت، نه خشتی بر خشت نهاد، نه ملک و آبی برای خود جدا کرد و نه سفید (نقره) و نه سرخی (طلا) برجای گذاشت» (کلینی، اصول کافی، ج 8، ص130، ح100).
بنابراین در تئوری اقتصادی امام(علیه السلام) همه افراد جامعه در تولید و کسب درآمد نقش دارند و تنها گروه ازکارافتادگان، بیوه ها و یتیمان جامعه که طبق فرهنگ آن روز توان کسب درآمد مستقلی نداشتند، از این قاعده مستثنا شده بودند. امام(علیه السلام) از کنار پیرمردی نابینا که گدایی می کرد، عبور نمود؛ فرمود: این فرد کیست؟ گفتند فردی است مسیحی. امام به اطرافیان فرمود: او را به کار گرفتید و حال که سالخورده و ازکارافتاده شده، هزینه زندگی اش را پرداخت نمیکنید؟! (شیخ حرّ عاملی، وسائلالشیعه، ج15، ص66).
لذا با نگاهی به حجم بالای موقوفات امام علی(علیه السلام) (ر.ک: ابن شبه، تاریخ المدینة المنوره، ج1، ص219-229) که برای جهت دهی و به فعلیت رساندن قابلیت های نیروی کار ضعیف جامعه تعبیه شده بود و مقایسه آن با میزان اندک صدقاتی که حضرت آن را نیز از محل همان موقوفات تأمین می کردند، نشان می دهد تا چه اندازه تولید و کار توانسته بود
بر جامعه علوی حاکم شود و اصلاحاتی از این ناحیه به وجود آمده بود. روایتی که از اوضاع اقتصادی کوفه، مقر حکومتی علی(علیه السلام) رسیده است، گویای این مطلب است:در کوفه کسی نیست، جز آنکه از رفاه برخوردار است. پایین ترین مردمان کوفه از نظر جایگاه (اقتصادی)، چنان است که نان گندم می خورد و در سایه می نشیند و از آب فرات می نوشد. (ری شهری، گزیده دانشنامه امیرالمؤمنین(علیه السلام)، ص290).
دو پرسش اساسی در حوزه تولید مطرح است که روش پاسخ گویی به آن ها توسط اندیشمندان عرصه اقتصاد، خط مشی اصلی هدف های تولیدی آن ها را مشخص می کند. هر یک از اقتصاددانان با توجه به ایدئولوژی های خود به این پرسشها پاسخ داده و بر اساس آن، مبدأ و غایت فعالیت های خود را سامان بخشیده اند: چه باید تولید شود؟ و چه مقدار تولید شود؟ پاسخ گویی به این پرسشها از دیدگاه امام علی(علیه السلام) می تواند الگوی خوبی را برای برنامه ریزان و کسانی که به اصلاحات نظام اقتصادی معتقدند، ارائه نماید (سبحانی، دغدغه ها و چشم انداز های اقتصاد اسلامی، ص53).
در اسلام طبق آیه نفی سبیل: {وَلَنْ یَجْعَلَ اللَّهُ لِلْکَافِرِینَ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ سَبِیلًا} (نساء/141) تولید کالاهای اساسی که تولید نکردن آن به منزله ایجاد وابستگی به غیر و مغایر با استقلال جامعه می باشد، باید در اولویت قرار گیرد (همان). انگیزه دیگر تولید، رفع فقر و ایجاد رفاه نسبی در جامعه است(صدر، اقتصادنا، ج 2، ص333). سرنوشت برخی از کشور های جهان سومی که در فقر مطلق به سر می برند، نمونه ای از ناتوانی در یافتن پاسخی روشن و شفاف به این دو پرسش است.
سیره امام(علیه السلام) در پاسخ به این پرسش ها تنها بیان نیاز های اساسی برای برنامه ریزی مسئولین در رفع آن ها نیست؛ بلکه ایشان یک الگو تعریف میکنند که در بررسی آن، علاوه بر کالای مورد تولید، چگونگی روند تولید نیز لحاظ شده است.
عبارت است از دو مرحله: اطلاع یافتن از عوامل مؤثر در تولید و سپس طراحی و چیدمان این عوامل در کنار یکدیگر، که سبب بهره وری حداکثری در تولید می شود. پیگیری سیره ایشان می تواند الگوی خوبی در این زمینه باشد.
هنگامی که امام(علیه السلام) فعالیت های اقتصادی خود را در مدینه آغاز نمودند، با توجه به نیاز اولیه یک جامعه به تأمین معیشت و مواد غذایی، برای ادامه حیات و کار و عبادت، ایشان بهره وری حداکثری از زمین در عرصه کشاورزی را در رأس فعالیت های تولیدی خویش قرار داده، با تلفیق هندسه و تلاش و پشتکار، استفاده از تجربه و دانش و تحمل سختی ها، توانستند منطقه یَنبع که جزو زمین های بایر مدینه بود را به ثمر برسانند. در گزارش ابن شبه در این باره آمده است:
عبدالرحمن بن سعد بن زراره انصاری منطقه ینبع را به سی هزار درهم از برادرزاده کسد الجهنی خرید؛ اما به دلیل وزش بادهای شدید و وجود سختی های فراوان، قصد ترک آن جا را کرد. هنگام بازگشت در نزدیکی ینبع با امام(علیه السلام) مواجه شد. ایشان پرسیدند: از کجا می آیی؟ جواب داد: از ینبع می آیم و از آن بیزار شدم. امام پرسیدند: قصد فروش آن را نداری؟ من آن را به قیمت خرید، خریدارم. عبدالرحمن زمین را به امام فروخت و سپس امام به آنجا رفت(ابن شبه، تاریخ المدینة المنوره، ج 1، ص219).
روشن است که هرگونه کار کشاورزی، وابسته به آب است؛ لذا امام(علیه السلام) به حفر چاه در آن منطقه مبادرت نموده و همین عامل علت اصلی رونق این منطقه شد. باز در همان گزارش ابن شبه آمده است: هنگامی که علی(علیه السلام) بر ینبع تسلط یافت، به کوه های آن نگریست و فرمود: «راستی که تو بر منبع عظیمی از آب گوارا قرار گرفته ای» (همان).
مهندسی امام(علیه السلام) سبب شد تا ینبع یکی از مهمترین مناطق مدینه در عرصه کشاورزی شناخته شود.
بنابراین، اولین گام در عرصه تولید، مهندسی تولید در به ثمر رسیدن اقدام تولیدی می باشد؛ امری که بسیاری از صاحب نظران از آن غفلت ورزیدهاند؛ لذا در تولید با شکست مواجه شده یا به بهره وری حداکثری نرسیده اند.
یکی از معیار های اصلی امام(علیه السلام) برای انجام کار تولیدی، در نظر گرفتن نیاز ها و ملزومات مصرفی مردم همان جامعه بوده است. تولید در عرصه مواد غذایی، رکن اصلی نظام تولیدی هر جامعه شمرده شده، جزء اولین صنایع مادر است که قوام بسیاری از کارهای تولیدی دیگر نیز بر این بخش استوار می باشد. روشن است که با ایجاد خلل در این حوزه، صنایع وابسته و تبدیلی تا چه حد آسیب خواهند دید(خلیلیان، شاخصه های توسعه اقتصادی از دیدگاه اسلام، ص108).
وابستگی اقتصادی، خروج منابع مالی از کشور، معطل ماندن صنایع وابسته در تولید، بیکاری و فقر، از نتایج بیتوجهی و خودکفا نشدن در این حوزه کلان است،(1)لذا امام(علیه السلام) با نگاه دوراندیش خود فرمودند:«مردمانی که زمین و آب دارند و فقر بر آن ها سایه افکنده، از رحمت الهی به دورند» (ری شهری، دانشنامه امیرالمؤمنین(علیه السلام)، ص240).
به همین دلیل، نگاه حضرت به این حوزه در جهت رفع موانع و رونق بیش از پیش تولید در این صنعت بوده است. ایشان به مالک اشتر، کارگزار خود در جمع آوری خراج، به بخشیدن مالیات ها بر کشاورزی امر نموده؛ چراکه آن را مایه رونق این بخش می داند و می فرمایند: «وَلْیَکُنْ نَظَرُکَ فِی عِمَارَةِ الاَْرْضِ أَبْلَغَ مِنْ نَظَرِکَ فِی اسْتِجْلاَبِ الْخَرَاجِ، لاَِنَّ ذَلِکَ لاَ یُدْرَکُ إِلاَّ بِالْعِمَارَةِ» (شریف رضی، نهج البلاغه، نامه53)؛ «تلاش تو در آبادانی زمین، بیشتر از تلاشت در جلب خراج و مالیات باشد؛ چراکه خراج در آبادانی زمین خرج خواهد شد».
سرکشی های مرتبط امام(علیه السلام) به بازار و تأکید بر اهالی آن، مبنی بر رونق دادن به کشاورزی و ریسندگی، حوزه مؤکد دیگر امام(علیه السلام) در تولید را روشن می نماید(ری شهری،
1) . طبق آمار اعلام شده توسط گمرک، در 6 ماهه اول سال 97، واردات 11 قلم اساسی به کشور صورت گرفته که همه آن ها به صورت مستقیم در حوزه کشاورزی یا جزء محصولات وابسته به این صنعت می باشند: ذرت، برنج، دانه های روغنی، دارو، روغن های خوراکی، گوشت قرمز، کنجاله سویا، جو، کود، قند، شکر و گندم. تنها حجم واردات ذرت 4 میلیون 156 هزار تن و به ارزش 972 میلیون دلار بوده است (www.eghtesadnews.com).
سیاست نامه، ص361). اگر نیاز های اولیه بشر را برشماریم، به ترتیب: خوراک، پوشاک و مسکن به عنوان زیربنای سایر نیازها تلقی می شود. تحلیل رفتار اقتصادی امام(علیه السلام) رسیدن به خود کفایی تولید در حوزه های اساسی را نشان می دهد. از امام علی(علیه السلام) روایت شده است: «لاَ تَزَالُ هَذِهِ اَلْأُمَّةُ بِخَیْرٍ مَا لَمْ یَلْبَسُوا لِبَاسَ اَلْعَجَمِ وَ یَطْعَمُوا أَطْعِمَةَ اَلْعَجَمِ فَإِذَا فَعَلُوا ذَلِکَ ضَرَبَهُمُ اَللَّهُ بِالذُّلِّ» (برقی، المحاسن، ج2، ص178، ح1504)؛ مادامی که این امت لباس بیگانه نپوشد و از غذاهای آنان استفاده نکند، در خیر خواهند بود و هنگامی که چنین کنند، خداوند آن ها را ذلیل خواهد کرد».(1)
واکاوی روایت امام(علیه السلام) از عمق فاجعه ای پرده برمی دارد که در اثر بیتوجهی به تولید در این حوزه ها دامنگیر جوامع اسلامی شده است. خوراک و پوشاک، علاوه بر سیر کردن جسم و پوشاندن تن، که بُعد ملموس قضیه اند، تغذیه روحی، فکری و فرهنگی جامعه مسلمین نیز، بسته به تأمین این دو کالا در داخل مرزهای اسلام، نه خارج از آن است. ناگفته روشن است که کوتاهی در این دو امر تا چه اندازه سبب اضمحلال فرهنگ خواهد شد. بررسی رویکرد رفتاری امام(علیه السلام) در تولید، حاوی دو نکته مهم است:
یکی از بحث های مهم در عرصه مدیریت منابع، موضوع بهره وری می باشد که عبارت است از: بهکارگیری بهترین روش تولیدی که در آن با حداقل مصرف منابع، حداکثر نتیجه را به دست آورد. مهم ترین گام در بهره وری، شناسایی ظرفیت های اقتصادی در فضایی است که باید کار تولیدی در آن جا صورت پذیرد. وضعیت اقلیمی، منابع طبیعی، موقعیت جغرافیایی، ارتفاع از دریا، دسترسی به منابع آبی و ... برخی از این ظرفیت ها هستند(عبدالملکی، اقتصاد مقاومتی، ص237-248). در نقطه مقابل، یکی از دلایل ضعف در تولید، نبود دانش فنی در بهره وری از موقعیت ها و شرایط خدادادی است (همان، ص474).
امام(علیه السلام) در تفسیر آیه {هُوَ أَنْشَأَکُمْ مِنَ الْأَرْضِ وَاسْتَعْمَرَکُمْ فِیهَا} (هود/61) می فرمایند: «فَأَعْلَمَنَا سُبْحَانَهُ أَنَّهُ قَدْ أَمَرَهُمْ بِالْعِمَارَةِ لِیَکُونَ ذَلِکَ سَبَباً لِمَعَایِشِهِمْ بِمَا یَخْرُجُ مِنَ اَلْأَرْضِ مِنَ اَلْحَبِّ وَاَلثَّمَرَاتِ وَمَا شَاکَلَ ذَلِکَ مِمَّا جَعَلَهُ اَللَّهُ مَعَایِشَ لِلْخَلْقِ» (حر عاملی، وسائلالشیعه، ج13، ص195)؛ خداوند بنابراین آیه به مردمان فرمان ساختن و آباد کردن زمین را داده است تا از محصولات زمین، از دانه ها و میوه ها و مانند این ها، زندگی مردمان تأمین گردد.
به گزارش منابع تاریخی پیش از امام(علیه السلام) ینبع صاحبان دیگری نیز داشته، اما به دلیل بیاطلاعی از موقعیت جغرافیایی آن و نعمتهای نهفته در آن، نتوانسته بودند از این ملک منتفع شوند؛ لذا آن را واگذار نمودند. امام امیرالمؤمنین(علیه السلام) با شناسایی منابع آبی و تلاش حداکثری در بهرهگیری از آن و تلفیق آب و خاک مناسب، توانستند به توسعه کشاورزی در این منطقه اقدام نمایند؛ به طوری که از گذشته تاکنون ینبع جزو حاصلخیزترین مناطق مدینه باقی مانده است (ابن شبه، تاریخ المدینة المنوره، ج 1، ص216). علاوه بر این، هدایت های ایشان به به فعالین این عرصه در شناخت و استفاده از ظرفیت های اختصاصی
هر منطقه، مایه تقویت و گسترش تولیدات متناسب با هر اقلیم شده بود. بصره به علت ختم شدن به دریا و امکان بهره گیری از آن، چنین مورد خطاب حضرت(علیه السلام) قرار می گیرد: «یَا أَهْلَ اَلْبَصْرَةِ ... سَخَّرَ لَکُمُ اَلْمَاءَ یَغْدُو عَلَیْکُمْ وَیَرُوحُ صَلاَحاً لِمَعَاشِکُمْ وَاَلْبَحْرَ سَبَباً لِکَثْرَةِ أَمْوَالِکُمْ» (مجلسی، بحارالانوار، ج60، ص39؛حکیمی، الحیاة، ج5، ص522)؛ ای اهل بصره! (خداوند) آب را مسخر شما کرد که صبح و شام در اختیار شماست، تا معاش شما را درست کند و دریا را سب فزونی درآمد شما قرار داد.
اگر بخواهیم سیره حضرت(علیه السلام) را به عنوان یک الگوی موفق تولیدی پیروی کنیم، باید اولویت در تولید را بر تأمین کالا های ضروری و اساسی جامعه که سبب رفع وابستگی به غیر شده و ایجاد خودکفایی می کند، با در نظر گرفتن مزایا و موقعیت های جغرافیایی، منابع در دسترس جهت کار و تولید، وضعیت اقلیمی و ... به سامان رساند.
اما در پاسخ به پرسش دوم (یعنی: چه مقدار باید تولید کرد؟) در ابتدا به روایتی از امام(علیه السلام) می پردازیم که می فرمایند: «اِحْتَجْ إِلَی مَنْ شِئْتَ تَکُنْ أَسِیرَهُ وَاِسْتَغْنِ عَمَّنْ شِئْتَ تَکُنْ نَظِیرَهُ» (مجلسی، بحارالانوار، ج77، ص420)؛ به هر کس نیازمند باشی، برده و اسیر او هستی و از هر کس که بی نیازی بجویی، همانند او خواهی بود. این روایت را می توان الگویی برای مقدار تولید در نظر گرفت. به بیان حضرت(علیه السلام) تولید باید تا رفع وابستگی کامل به غیر صورت گیرد. یکی از عرصه هایی که بیگانگان می توانند از آن در جهت آسیب رساندن به دیگر ملت ها استفاده کنند، وابسته نگاه داشتن پیوسته آن ها به خود می باشد. این وابستگی می تواند کالا، فکر، علم و فرهنگ یا هر چیز تولیدی دیگر، بهویژه وابستگی در کالاهای اساسی باشد(خلیلیان، شاخصه های توسعه اقتصادی از دیدگاه اسلام، ص109-110). لذا در اسلام یگانه عامل تعیین کننده خط مشی تولید، رفع نیاز عمومی است. بر همین اساس، بهره وری تا بیشترین حد ممکن برای رفاه حال و ایجاد گشایش مادی در جامعه اجازه داده شده است(صدر، اقتصادنا، ج2، ص332).
در نگاه امام علی(علیه السلام)، کار امری مقدس است؛ کاری که ثمره آن به بهبود شرایط اقتصادی مردم جامعه کمک کند. با نگاهی به سیره رفتاری امام(علیه السلام) در بُعد اقتصادی، می توان ایشان را مصلحی اقتصادی دانست که توانستند به رونق در عرصه تولید بپردازند. امام(علیه السلام) در این زمینه از دو روش استفاده کردند: اولین روش، ایدئولوژیسازی است. ایجاد فرهنگ کار در جامعه، روحیه برادری در کنار شخصیت ایشان، به عنوان الگویی کامل سبب شد تا در جامعه آن روز، افراد برای حمایت از برادران دینی خود، به تولید توجه دوچندان نموده، با ایجاد فرصت های شغلی، به حمایت از آنان به پاخیزند و در مقابل، فقر، بیکاری، افزایش قیمت ها، معطل ماندن منابع تولید به شدت کاهش یابد.
با بررسی سیره امام(علیه السلام) می توان به نکاتی کلیدی دست یافت که به عنوان الگوی رهپویان این راه مورد استفاده قرار گیرد. حضرت در پاسخ به این دو پرسش اساسی: چه چیز و به چه میزان باید تولید شود، الگویی ارائه نمودند که از به کارگیری آن بهره وری حداکثری در عرصه تولید منتج می شود. منظور از بهره وری، استفاده از کمترین توان برای بیشترین تولید است. مهندسی تولید و ترکیب دو بُعد: تولید کالا بر اساس نیاز جامعه و اولویت بخشیدن به تولید در هر منطقه بر اساس شرایط محیطی و جغرافیایی آن، علاوه بر تولید، اشتغال زایی، ایجاد درآمد و ... از ایجاد وابستگی ها به بیگانگان، خروج ارز از کشور و در قطع دست دشمنان علیه جامعه مؤثر است.
قرآن کریم، ترجمه دکتر محمدعلی رضایی اصفهانی و گروهی از اساتید جامعة المصطفی، قم: انتشارات المصطفی، 1388ش.
نهجالبلاغة، سید رضی، ترجمه محمد دشتی، قم: نشر مشهور، 1379 ش.
ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، تحقیق: محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت، دار احیاء التراث، 1387ق.
ابن حنبل شیبانی، فضائل الصحابه، تحقیق: وصی الله بن محمد عباس، مکه، جامعة ام القری،1403ق.
ابن شبه، عمر، تاریخ المدینة المنوره، تحقیق: محمد شلتوت، بیروت، دار التراث، 1410ق.
ابن شهرآشوب، محمد بن علی، مناقب آل ابی طالب، قم، مطعبة العلمیه، 1390ق.
ابن فهد حلی، عدة الداعی و نجاح الساعی، تحقیق: احمد موحدی، قم، انتشارات وجدانی، 1392ق.
احمد ابن حنبل، المسند، تحقیق: عبدالله محمد الدرویش، بیروت، دار الفکر، چاپ دوم 1414ق.
حاکم نیشابوری، المستدرک علی الصحیحین، تحقیق: مصطفی عبدالقادر عطا، بیروت، دارالکتب العلمیه، 1411ق.
حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، قم، مؤسسه آل البیت، 1409ق.
حکیم آبادی، محمدتقی گیلک، اثنی عشری، ابوالقاسم ؛ احمدپور، هادی، بررسی کارآیی بانکهای تجاری در ایران مطالعات موردی صادرات مازندران، مجله جستارهای اقتصادی، دوره 3، شماره 5، بهار و تابستان 1385،
حکیمی، محمد، امام رضا(علیه السلام) زندگی و اقتصاد، مشهد، انتشارات آستان قدس رضوی، 1381ش.
حکیمی، محمد، معیار های اقتصادی در تعالیم رضوی، قم، بوستان کتاب، چ پنجم، 1392ش.
حکیمی، محمدرضا، محمد و علی، الحیاه، ترجمه: احمد آرام، قم، دلیل ما، چاپ ششم، 1387ش.
خالد برقی، احمد بن محمد، المحاسن، تحقیق: سید مهدی رجایی، قم، مجمع العالمی لأهل البیت(علیه السلام)، 1416ق.
خلیلیان اشکذری، محمدجمال، شاخصه های توسعه اقتصادی از دیدگاه اسلام، قم، مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، چاپ دوم، 1390ش.
دادگر، یدالله، درآمدی بر روش شناسی علم اقتصاد، تهرانف نشر نی، 1384ش.
دفتر همکاری حوزه و دانشگاه، مبانی اقتصاد اسلامی، تهران، سمت، 1371ش.
دهشیری، محمدرضا، رسانه و فرهنگ سازی، فصلنامه تحقیقات فرهنگی، دوره دوم، ش 8، 1388ش.
رشاد، علی اکبر، دانشنامه امام علی(علیه السلام)، تهران، انتشارات پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، چاپ سوم، 1385ش.
ری شهری، محمد، سیاست نامه، قم، دارالحدیث، 1391ش.
ری شهری، محمد، گزیده دانش نامه امیرالمؤمنین(علیه السلام)، تلخیص: مهدی غلامعلی، قم، دارالحدیث، 1390ش.
زمخشری، محمود بن عمر، ربیع الابرار و نصوص الاخبار، تحقیق: سلیم یغمی، قم، منشورات رضی، 1410ق.
سبحانی، حسن، دغدغه ها و چشم انداز های اقتصاد اسلامی، تهران، سمت، 1380ش.
شیخ طوسی، تهذیب الاحکام، بیروت، دارالتعارف، 1401ق.
صدر، محمدباقر، اقتصادنا، قم، مکتب الاعلام الاسلامی، 1360ش.
عبدالملکی، حجت الله، اقتصاد مقاومتی، انتشارات دانشگاه امام صادق(علیه السلام)، 1395ش.
مبرّد، الکامل فی الادب، تحقیق: محمد احمد الدالی، بیروت، مؤسسه الرسالة، 1413ق.
مقتی هندی، کنز العمال فی سنن الاقوال و الاحوال، تصحیح: صفوة السقا، بیروت، مکتبة التراث الاسلامی، 1397ق.
مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، بیروت، مؤسسة الوفا، چاپ دوم، 1385ش.
زهرا حسین هاشمی(1)
1) . دانشجوی دکتری تاریخ اسلام دانشگاه اصفهان، hashemizahra30@yahoo.com.
کار، جوهر آدمی است. با کار کردن، استعدادها و ظرفیتهای وجودی انسان شکوفا میشود. تمدنهای عظیم بشری نیز با همه تنوع و تفاوتشان، حاصل کار و تلاش بیامان و خستگیناپذیر آدمیان است. در سیره امام علی(علیه السلام)، همانگونه که دانش، بینش، تقوا، ایمان، شجاعت، شهامت، مدیریت، اخلاص و مدارا جایگاه خاصی دارند، کار و تلاش نیز از اهمیت ویژهای برخوردار است. علی(علیه السلام)، کار کردن را از لوازم زهد و پرهیزگاری میشمارد. آن حضرت بهعنوان اسوه و الگوی عملی، هیچگاه فرصتها را از دست نمیداد و به بهترین صورت ممکن، از اوقات عمر گرانبهایش در راه رضایت الهی بهره میگرفت. کار را میتوان از دو جنبه بررسی کرد: نخست، اهداف و آثار فردی کار و دیگر، از جنبه اجتماعی. برایناساس پژوهش حاضر با هدف بررسی جایگاه کار و تلاش در سیره امام علی(علیه السلام)، با استفاده از روش توصیفی - تحلیلی در پی پاسخگویی به این سؤال است که: اهمیت، جایگاه و ارزش کار و تلاش در سیره امام علی(علیه السلام) چیست؟ برای پاسخگویی به سؤال فوق، این فرضیه به آزمون گذاشته شده است که: «با توجه به سخنان امام علی(علیه السلام)، کار و تلاش اقتصادی میتواند در رشد فضایل انسانی و معنویت مؤثر باشد و عامل اساسی در شکوفایی استعدادهای انسانی باشد؟». یافتههای تحقیق، ضمن اثبات فرضیه فوق، گوشههای دیگری از اهمیت کار و تلاش را نشان میدهد.
کلیدواژهها: کار، تلاش، امام علی(علیه السلام)، سیره.
کار و تلاش، رمز اصلی بقا و سرزندگی همه جوامع انسانی است. مردمی که با تکیه بر توانمندی و ذخایر ملی خویش، بر ضعف و فقر غلبه کردهاند، مایه خرسندی و اقتدار ملی خویش را فراهم ساختهاند. اگرچه نمیتوان گفت که امروزه روحیه راحتطلبی بر عموم جوانان ما حاکم است، اما میتوان گفت که بسیاری از نسل جوان از انجام کارهایی که مستلزم تلاش و سختکوشی است، کراهت داشته و طالب
رفاه و راحتی با کمترین زحمت هستند. با نگاهی به سیره امامان شیعه(علیهم السلام) درمییابیم که سختکوشی، تلاش و پرداختن به فعالیتهای تولیدی، از برجستهترین ویژگیهای این بزرگواران است. آنان با این روش خویش، درس بزرگی و عزتنفس به شیعیانشان آموختند. این مقاله نگاهی کوتاه به جنبه کار و تلاش در زندگی امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) دارد.
در زمینه ارزش کار و اهمیت آن و نحوه برخورد اخلاقی کارگران در سیره علمی و عملی امیر مؤمنان علی(علیه السلام) کتابها، مقالات و پایاننامههایی نگارشیافته است که از مهمترین این آثار میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
اخلاق کارگزاران در حکومت حضرت علی(علیه السلام)، آیةالله جوادی آملی، عبدالله، 1369، مرکز نشر فرهنگی رجاء.
اخلاق کارگزاران، مجموعه چشمانداز امام علی(علیه السلام)، ذاکری، علیاکبر، 1387، تهران، کانون اندیشه جوان.
مقاله «همت و کار مضاعف از دیدگاه نهجالبلاغه»، پرستگاری، سهیلا؛ فتحی، فاطمه، 1391، مجله کوثر، نیمه دوم، بهار و نیمه اول تابستان.
پایاننامه «جایگاه کار و تلاش در سیره علوی»، محمدصادقی، الهام، 1391، دانشگاه اصفهان.
«کار» از نظر لغوی بهمعنای فعل، عمل و کردار انسان است و در اصطلاح، فعالیتی است نسبتاً دائمی که به تولید کالا یا خدمات میانجامد و به آن دستمزدی تعلق میگیرد. به عقیده بعضی از صاحبنظران در تعریف کار بهنوع خاصی از کار توجه نشده است؛ بلکه کار را در مفهوم عام سرچشمه انباشت ثروت و سرمایه و نهایتاً رشد و شکوفایی جوامع تلقی کردهاند. براساس این تعریف، فعالیت و کار بهطور عمده از طریق هدفها و ارزش محصولی که تولید شده معین میگردد و کار زمینه را برای تولید و افزایش خدمات ایجاد میکند. بهطور کلی کار عبارت است از: مجموعه عملیاتی که انسان با استفاده از مغز، دستها، ابزار و ماشینها برای استفاده عملی از ماده روی آن انجام میدهد و این اعمال نیز متقابل ابر انسان اثر میگذارد و او را تغییر میدهد. پولکس فن میگوید: «مردم سرچشمه ثروتهای منقول بوده و افزایش ثروت از کار و زحمت آنها ناشی میشود.» (میک، پژوهشی در نظریه ارزش کار، ص22). در اندیشه حضرت علی(علیه السلام) میتوان بهصورت استنباطی کار را چنین بیان نمود: کار عبارت است از «تلاش و کوشش انسانها برای آمادهکردن زاد و توشه آخرت در دوران زندگی در دنیای مادی.» از دیدگاه امام علی(علیه السلام) در جامعه یکی از حقوق اولیه مردم این است که همه حق دارند، شاغل باشند. کار کوچکی و بزرگی ندارد؛ مگر با توجه به کاری که انجام میدهند و هرکس اعم از مرد و زن پاداش کار خود را خواهد دید (پرستگاری و فتحی، همت و کار مضاعف از دیدگاه نهجالبلاغه، ص42).
یکی از معیارهای مهم برای پیشرفت و سعادت جوامع، توجه به شکل، نوع و کیفیت کار و فعالیت است. در برخی از جوامع بین اشکال کار یدی و فکری تمایزاتی وجود داشته است. کارهای یدی و فیزیکی، فاقد ارزش بود و معمولاً این فعالیتها و کارها به اقشار پایین جامعه واگذار میشد. اسلام به کار و کارگر ارزش بسیار بالایی داده است، بهگونهای که کار کردن را جزو بزرگترین عبادتها و وسیلهای برای تقرب به پروردگار شمرده است
(مجلسی، بحارالأنوار، ج74، ص140). در اسلام کار و تلاش برابر با جهاد در راه خدا است و از راه کسبوکار میتوان به بهشت برین رسید (حکیمی، الحیاة، ج5، ص435). عامل اساسی در شکوفایی استعدادهای انسانی کار و تلاش است. سیره تمام پیامبران الهی بههمینگونه بوده است. ایشان همگی در طول زندگی خود به کار و تلاش مشغول بودند.
نقل شده است که روزی جوانی از حضور پیغمبر اکرم’ میگذشت، عدهای که در محضر آن حضرت بودند، دیدند که این جوان، نیروی قابلتوجهی دارد. عرض کردند: «وَیح هَذَا لَوکَانَ شَبَابه وَجَلدِهِ فِی سَبِیلِ اللهِ»؛ ای کاش که در راه خدا قدم برمیداشت. آن حضرت فرمود: «اگر این شخص حرکت کرده است تا عایلهاش را از راه صحیح و حلال تأمین کند، یا میکوشد تا پدر و مادر پیر خود را از راه صحیح، حفظ و اداره کند، یا تلاش میکند تا سربار جامعه نباشد و خود را از نیازمندی به این و آن برهاند، این راه، راه خداست؛ ولی اگر میکوشد تا بر ثروت خود بیفزاید، این راه، راه شیطان است» (فیض کاشانی، محجةالبیضاء، ج3، ص140).
پیامبر اسلام’ آنگاه که ویژگیهای انسان مؤمن را برای حضرت علی(علیه السلام) توصیف میکند، با اشاره به صفت پرکاری میفرماید: «ای علی! پرکاری از صفات مؤمن است.» (خسروی، اهمیت کار و حرفه از نظر اسلام، ص35)، همچنین آن حضرت میفرماید: «دوست دارم که شخص برای تأمین مخارج خود، از حرارت آفتاب آزار ببیند.» (همان).
پیامبر اکرم’ پیش از بعثت گوسفندچرانی میکرد و با مال و سرمایه خدیجه(علیها السلام) تجارت مینمود. حضرت موسی(علیه السلام) نیز گوسفندچرانی مینمود. حضرت ابراهیم(علیه السلام) به کارهای چوپانی و بنایی اشتغال داشت و حضرت ادریس(علیه السلام) خیاط و حضرت نوح(علیه السلام) نجار بوده است. (قریشی، کار و حقوق کارگر، ص5و6). علاوه بر پیامبر اسلام’ ائمه اطهار(علیهم السلام) هرکدام به کار و فعالیت میپرداختند. پس از رسول اکرم’، امام علی(علیه السلام) از همهکس متواضعتر بود. در امور خانه به همسر خویش کمک میکرد و شخصاً به کار و تلاش در مزرعه میپرداخت. با کلنگ زمین را میکند و آن را شیار زده و آبیاری میکرد و
بارهای هسته خرما را روی شانه میگذاشت و به صحرا میبرد و بر زمین میفشاند و اگر یک دانهای از آن بر زمین میافتاد، خم میشد و آن را برمیداشت (برقعی قمی، جلوه حق در سیرت مولای متقیان امام علی(علیه السلام)، ص55).
حضرت علی(علیه السلام) در طول عمر خویش علاوه بر رسالت زمامداری و امانت بهکارهای زراعت و باغبانی میپرداخت و درآمد آن را صرف فقرا و یتیمان و اقشار پایین جامعه مینمود. در مورد اهمیت و ارزش کار و تلاش میگوید: «کشیدن سنگهای گران از قلههای کوه، نزد من از منتدیگران کشیدن محبوبتر است. مردم به من میگویند: کار برای تو عیب است و حال آنکه عیب آن است که انسان دست سؤال نزد مردم دراز کند» (قریشی، کار و حقوق کارگر، ص6)
در اندیشه و مرام امام علی(علیه السلام) کار از تقدس و احترام خاص برخوردار است؛ به همینرو مقرر داشت که برتری بعضی از مردم بر برخی دیگر، صرفاً براساس کار و فعالیت باشد؛ نه حسب و نسب موروثی و امتیازات قبیلهای و عشیرهای، چنانکه فرمود: «پاداش هرکس در قبال هر کاری است که انجام میدهد.» و در اینباره چنان سخت گرفت که معروف شد، «علی یاور هر کسی است که کار میکند و دشمن آن کسی است که گدایی میکند.» (جرداق، امام علی(علیه السلام) صدای عدالت انسانی، ج1، ص235). در سیره امام علی(علیه السلام)، همانگونه که دانش، بینش، تقوا، ایمان، شجاعت، شهامت، مدیریت، دادگری، اخلاص و مدارا جایگاه خاصی دارند، کار و تلاش نیز از اهمیت ویژهای برخوردار است. آن حضرت کار کردن را از لوازم زهد و پرهیزکاری میشمارد.
امام باقر(علیه السلام) در روایتی میفرماید: «مَن طَلَبَ الدُّنیَا استِعفَافَاً عَنِ النَّاس وَسَعیاً عَلی أَهلِهِ، وَتعطِفاً عَلَی جَارِهِ، لَقَی الله عَزَّوجَل یَومَ القِیَامَةِ و وَجهه مِثل القَمَر لَیلَةَ البَدرِ»؛ «کسی که در راه کسب مال حلال تلاش کند و نیت او این باشد که افزون بر آنکه خود و خانوادهاش را از دیگران بینیاز کند، به همسایگان خود کمک کند، روز قیامت، در حالتی خدا را ملاقات میکند که صورتش مانند ماه شب چهارده میدرخشد» (حرّ عاملی، وسایلالشیعه، ج17، ص67)
یکی از سنن آشکار الهی، قراردادن رزق و روزی در برابر فعالیت و کسب انسانهاست. حضرت علی(علیه السلام) میفرماید: «آنگاه که پدیدهها با یکدیگر جفت شدند، تنبلی و ناتوانی کنار هم قرار گرفتند، سپس فقر و تنگدستی را پدید آوردند.» (کلینی، الکافی، ج5، ص86). امام علی(علیه السلام) در جای دیگر نداشتن حرفه اقتصادی را فسادآفرین معرفی میکند و میفرماید: «اگرچه داشتن شغل مایه زحمت است، ولی بیکاریِ دائم فسادآفرین است.» (مجلسی، بحارالأنوار، ج7، ص419). امام نهتنها بیکاری، بلکه کمکاری را مذمت نموده و میفرماید: «آنکه در عمل کوتاهی کند، دچار اندوه گردد.» (شریف رضی، نهجالبلاغه، ص652). در دیدگاه علی(علیه السلام) بیکاری و سستی نهتنها برای خود شخص مضر است، بلکه موجب تباهی حق خدا و سایر مردم نیز میشود.» (قمی، سفینةالبحار، ج7، ص478؛ مجلسی، بحارالأنوار، ج73، ص160)؛ بنابراین فقدان کار و حرفه در فرهنگ دین مذموم و مطرود بوده، تا جاییکه اگر شخص بدون کار و تلاش، روزیمند باشد؛ فضیلتی برای او نیست. ازاینرو دارایی حاصل از بطالت، فاقد ارزش بوده و در تناقض با نقش انسان است. امام علی(علیه السلام) ذیل آیات 103 و 104 سوره کهف، درباره زیانکارترین مردمان میفرماید: «آنان راهبانی هستند که خود را در دیرها محبوس کردهاند» (سیوطی، الدر المنثور، ج4، ص253).
سیره عملی آن حضرت اشتغال به کار مفید بود؛ بدون اینکه شکل کار برای او مطرح باشد. اینکه برخی تصور میکنند که اگر انسان برای خود کار کند، با موقعیت اجتماعی او سازگار است و اگر برای دستمزد باشد، جایگاه اجتماعی او حفظنشده است. فرهنگ کار میطلبد که موقعیت اجتماعی افراد، کار و تلاش را اینگونه طبقهبندی نکنند؛ بلکه در نگرش جامعه، موقعیت اجتماعی باید نسبت به انواع کار حساسیت منفی نداشته باشد و هرکار مفید و سازندهای عزت و احترام اجتماعی را بهدنبال داشته باشد و هیچنوع کار
سازندهای با موقعیت و جایگاه اجتماعی افراد، ناسازگار تلقی نگردد. روایاتی که از امام علی(علیه السلام) درباره سیره عملی آن حضرت در رابطه با کار و تلاش نقلشده است، مواردی از آن به شرح زیر بیان میشود:
حضرت علی(علیه السلام) همیشه به استقلال و خودکفایی زنان و فرزندان خود توجه داشت. ایشان حتی قبل از شهادتش باغات سرزمین یَنبُع را وقف زنان و فرزندان خود میکند که آنها بعد از او نیز زندگی آبرومندانهای داشته باشند، نهاینکه به دیگران محتاج باشند و چشمشان به بیتالمال باشد. همانگونه که در نامه 24 نهجالبلاغه آمده است:
«این دستوری است که بنده خدا علی، نسبت به اموال شخصی خود، برای خشنودی خدا، داده است تا خداوند به آن بهشت درآورد و آسودهاش گرداند و همانا سرپرستی این اموال برعهده فرزندم حسن بن علی(علیه السلام) است و...» (شریفرضی، نهجالبلاغه، ص502).
حضرت در کارهای منزل و کمک به همسرش کوتاهی نمیکرد. روایتی از امام صادق(علیه السلام) نقلشده که فرمودهاند: «امام هیزم جمع میکرد و آب از چاه بالا میکشید و به جاروب خانه میپرداخت و فاطمه گندم با دستانش آرد میکرد و آن را خمیر میکرد و نان میپخت.» (کلینی، الکافی، ج9، ص563).
حضرت علی(علیه السلام) کار را موجب افتخار و سربلندی میدانست و هیچگاه از هیچکاری ابا ناشت. ایشان بهنوع کار توجه نداشت و فقط به حلالبودن آن توجه میکرد. در سیره ایشان است که باغ احداث میکرد، چاه حفر میکرد و... و از ایشان روایتشده که: «روزی در مدینه سخت گرسنه شدم، برای پیداکردن کار به محلههای بالای مدینه رفتم. در آنجا زنی را دیدم که کلوخهایی را جمع کرده بود و فکر کردم که میخواهد با آنها گل درست کند.
نزدیک او رفتم و با او توافق کردم که برای هر دلو آب که از چاه بکشم، یک دانه خرما به من بدهد. چون شانزده دلو کشیدم، دستم تاول زد، پس به لب آب رفتم و دستم را شستم، آنگاه به خانه آمدم و پیامبر’ را از آنچه گذشته بود آگاه کردم، پیامبر به همراه من از آن خرماها خورد.» (حکیمی، الحیاة، ج5، ص474).
امام(علیه السلام) از دسترنج خود بردگان را میخرید و در راه خدا آزاد میکرد. از امام صادق(علیه السلام) روایتشده که فرمود: «امام علی(علیه السلام) بیل میزد و شخم میزد و آب از زمین بیرون میآورد و از مال و دسترنج خود هزار برده آزاد کرد.» (مجلسی، بحارالأنوار، ج41، ص38).
ایمان به کار وقتی در درون انسان بهوجود میآید که او به آثار سازنده عمل در ابعاد مختلف فکری و اقتصادی و در کسب رضایت خداوند و خدمت به خلق یقین داشته باشد؛ بهعبارت دیگر فرد باید قبل از
اقدام به کاری، نسبت به آن کاملاً شناخت داشته باشد. در اینباره حدیثی از امام علی(علیه السلام) روایتشده که فرمود: «ای کمیل! هیچ حرکتی نیست جز اینکه در آن به شناختی نیازمندی.» (حکیمی، الحیاة، ج1، ص62). اعتقاد به ارزش کار، نهتنها علامت زندهبودن یک فرد و اجتماع است، بلکه باعث میشود که از کمترین فرصتها، عالیترین نتایج را بهدست آورد (اصلیپور، مدیریت و رهبری با سیری در نهجالبلاغه، ج1، ص47).
کسانی که با شک و تردید به کارها مینگرند و در درون احساس تزلزل و بیاعتقادی میکنند، نمیتوانند کارهایشان را بهطور مطلوب انجام دهند و گاهی کار را بهطور ناقص رها میکنند، چون از ابتدا بهدرستی کار ایمان نداشتهاند؛ بنابراین چنین افرادی همواره احساس ناراحتی و سرشکستگی دارند. امام(علیه السلام) در اینباره میفرمایند: «کسی که عمل را
ترک کند، به یقین به ثواب و پاداش بر عمل خویش ندارد.» (تمیمی آمدی، تصنیف غرر الحکم و درر الکلم، ص156).
فواید و برکاتی که از مشورت عاید انسان میشود، هرگز از تلاشهای بیوقفه شخصی، امکانات مادی و تفکر فردی بهدست نمیآید. کمکگرفتن از افکار دیگران، شکوفایی استعدادها، شناسایی خطاها و ایجاد تنوع و کسب راهکارهای جدید و صحیح از فوایدی است که میتوان برای مشورتکردن ذکر کرد. از حضرت علی(علیه السلام) در اینباره روایات فراوانی نقلشده است. علی(علیه السلام) درباره ارزش مشاوره میفرماید:«لَا غِنَی کَالْعَقْلِ وَلَا فَقْرَ کَالْجَهْلِ وَلَا مِیرَاثَ کَالْأَدَبِ وَ لَا ظَهِیرَ کَالْمُشَاوَرَةِ»؛ «هیچ ثروتی چون عقل و هیچ فقری چون نادانی نیست. هیچ ارزشی چون ادب و هیچ پشتیبانی چون مشورت نیست» (شریف رضی، نهجالبلاغه، کلمات قصار51).
یکی دیگر از شرایط صحت عمل و حسن اجرای آن، توجه به مقدمات لازم و تدبیر و عاقبتاندیشی برای ورود به کار است. حضرت علی(علیه السلام) درباره ارزش تدبیر فرموده است: «هیچ عقلی همچون دوراندیشی نیست.» (دشتی، نهجالبلاغه، ص650)
از نتایج عاقبتاندیشی و تدبیر در کارها آرامشخاطر، جلوگیری از پشیمانی و رسید به هدف است. امام علی(علیه السلام) در اینباره میفرماید: «تدبیر نیکو مال کم را افزایش میدهد و سوءتدبیر مال زیاد را از بین میبرد.» (حکیمی، الحیاة، ج4، ص488).
اگر فرد در کاری که انجام میدهد، پشتکار و جدیت داشته باشد، از سختی کار نمیهراسد و موانعی که بر سر راهش میبیند را کنار میزند تا به هدفش برسد. تلاش زیاد پایه و اساس بسیاری از موفقیتهاست. حضرت علی(علیه السلام) فرمودند: «کار اندکی که بر آن
مداومت کنی، امیدبخشتر از کار بسیاری است که از آن ملول گردی.» (حکیمی، الحیاة، ج1، ص505).
یکی از آفتهای کار و کارگری بیدقتی در کار است. حضرت در نامهای که به مالک اشتر مینویسد، وی را به محکمکاری و دقت در عمل سفارش میکند و میفرماید: «پس از محکمکاری و دقت در قراردادنامه، دست از بهانهجویی بردار.» (دشتی، نهجالبلاغه، ص340).
برنامهریزی جهت انجام کار و استفاده از آن جهت حداکثر بهرهگیری از زمان را در انجام کارها از ضروریات است. امام علی(علیه السلام) بهعنوان یک رهبر جهان اسلام، همگان را به تنظیم کارها دعوت میکند، تا هر فردی به کار خود بپردازد و از دخالت در کار دیگران بپرهیزد. این دستور برای همه افراد ضروری و سودمند است و براساس آن کارها تقسیم و سمتها تعیین میگردد؛ بنابراین کسی نمیتواند از وظیفه خود شانه خالی کند و یا به حوزه مسئولیت دیگران وارد شود و یا به مقام دیگری چشم بدوزد. همچنین با رعایت نظم باید از ورود به هر کاری قبل از موقع مناسب آن خودداری کرد و با فرارسیدن فرصت مناسب آن را به تاخیر بیندازد (جوادی آملی، اخلاق کارگزاران در حکومت حضرت علی(علیه السلام)، ص200).
همکاری در کارها علاوه بر اینکه بر سرعت انجام خود کار میافزاید، باعث توسعه و رشد اقتصادی جامعه نیز میگردد و وقتی انسانها در کارها باهم مشارکت کنند، صمیمیت میانشان افزایش مییابد و همچنین سلامت روان افراد تضمین میگردد (اصلیپور، مدیریت و رهبری با سیری در نهجالبلاغه، ج1، ص174).
حضرت علی(علیه السلام) در خطبهای که در جنگ صفین ایراد فرمود، ضمن بیان حقوق متقابل مردم و رهبر میفرماید:
«ای مردم بشتابید بهسوی همکاری بر اطاعت خداوند عزوجل و برپایی عدالت الهی و وفای به عهد خداوند و میانهروی در تمام حقوق او؛ زیرا مردم به چیزی بیشتر از این موارد نیازمندتر نیستند که به آن سفارش شوند و در آن به نیکویی با یکدیگر همکاری کنند؛ درحالیکه هرچند که برای کسب رضایت الهی بسیار طمع دارد و در عمل نیز بسیار تلاش گر است، واقعاً به آنچه که خداوند به او بخشیده است سزاوارتر نیست.» (کلینی، کافی، ج15، ص78).
امام علی(علیه السلام) در نامه 31 نهجالبلاغه به فرزندش امام حسن(علیه السلام) سفارش میکند که: «اگر میخواهی آزاد باشی مانند بندگان و غلامان زحمت بکش و کار کن. امید و آرزوی خود را از
مال جمیع انسانها قطع کن و هرگز چشم طمع به مال و ثروت و اندوخته دیگران نداشته باش. اگر کار و کسبی به تو پیشنهاد شد، نگو این کار کسر شأن است و درجه و مقام مرا در جامعه پایین میآورد. بینیازی از دیگران و عزتنفس، در ذات کار و کوشش است. کار کردن موجب میشود انسان به کمک دیگران امید نبندد و دست تکدی و نیاز بهسوی این و آن دراز نکند» (محمدصادقی، جایگاه کار و تلاش در سیره علوی، ص105).
وقتشناسی یکی از رموز موفقیت در هرکار و حرفهای است و بدون توجه به آن تلاش فرد حبط و ضایع خواهد شد. شاهد این مدعا گفتار امام خطاب به مالک اشتر است: «کار هر روز را در همانروز انجام بده؛ زیرا که هر روزی مخصوص کار همان روز است.» (شریف رضی، نهجالبلاغه، ص584) و در جای دیگری در پاسخ به این سؤال که حزم و دوراندیشی چیست؟ میفرماید: «اینکه منتظر فرصت باشی و هنگامی که فرارسید شتاب ورزی.» (صدوق، معانی الأخبار، ص380). حضرت، در این حدیث حزم را شناختِ فرصتها و غنیمتشمردن آنها برشمرده و به این دلیل در ادامه حدیث در پاسخ به این سؤال که جهل چیست؟ بیان میدارد: «فرصت نارسیده را رسیده پنداشتن و در اقدام شتاب کردن» (همان).
کار تأثیرات مثبتی بر جسم و روح انسان دارد و موجبات پیشرفت و کمال آدمی را فراهم میآورد، از جمله این آثار عبارتند از:
اصلیترین انگیزه مادی هر شخصی در انجام کار، این است که بهوسیله آن، نیازهای خود و خانوادهاش را تأمین کند. براساس آنچه در آیات قرآن آمده است، انسان موجودی فقیر و نیازمند است. او به غذا، پوشاک، مسکن و دیگر چیزها نیاز دارد و برای تهیه آنها باید از طبیعت بهره گیرد. از سوی دیگر محصول طبیعت اغلب آماده مصرف نیست؛ بنابراین فرد باید برای تأمین نیازهایش بهکار و تلاش بپردازد. در روایات ائمه(علیهم السلام) بسیار آمده است که اگر کسی برای تأمین نیاز خود و خانوادهاش تلاش کند، مانند کسی است که در راه خدا جهاد کرده است. از امام صادق(علیه السلام) روایت شده است: «کسی که برای خانوادهاش تلاش و کوشش میکند، همانند جهادکننده در راه خدا است.» (کلینی، کافی، ج9، ص566).
حضرت علی(علیه السلام) در اینباره میفرمایند: «آمدن شما اول صبح برای جهاد در راه خدا، از آمدن آنکه برای تأمین زندگی خانواده خود تلاش میکند، بالاتر نیست.» (حکیمی، الحیاة، ج5، ص436).
طبق دیدگاه فقهی، کار برای تأمین معاش واجب است. انسانی که در راه کسب درآمد برای تأمین زندگی سختی میبیند، خداوند به او ثواب میدهد و پیامبر گرامی اسلام’ بر چنین دستی بوسه میزند. هنگامی که پیامبر’ از غزوه تبوک بازمیگشت، سعد انصاری از او استقبال کرد، پیامبر’ پس از مصافحه با او، فرمود: چرا دستت اینقدر زبر شده است؟ گفت: یا رسولالله! بیل میزنم و با این کار خرج عائلهام را بهدست میآورم. پیامبر خدا دست او را بوسید و گفت: «این دستی است که آتش دوزخ به آن نمیرسد» (حکیمی، الحیاة، ج5، ص504).
اگر آدمی بخواهد که نیروهای وی رشد کند و استعدادهای او در ظرف وجودش شکوفا شود و خواستههای وی در خارج تحقق پیدا کند، ناگزیر باید از مرحله فکر تجاوز کند و در مرحله اقدام و عمل قرار بگیرد. خیر و فضیلت با تصور ذهنی و فکرکردن به آنها و به سودمندی آنها، تحقق پیدا نمیکند، زیرا که تصور و ادراک خیر تنها یکی از عوامل تحققیافتن خیر است؛ و عامل اساسی چیزی جز کار کردن و کوشیدن برای رسیدن به آن نیست (حکیمی، الحیاة، ج1، ص589).
در اینباره حدیثی از امام علی(علیه السلام) روایتشده که میفرماید: «هرکس کار کند نیرویش افزونتر میشود و هرکه در کار کردن کوتاهی کند، سستی او افزایش مییابد.» (تمیمی آمدی، تصنیف غررالحکم و دررالکلم، ج1، ص589). در پرتو این نگرش دستکشیدن از کار و بلکه کاستن از آن موجب فتور و سستی بدنی و روانی خواهد شد و برعکس، پرکاری سبب آن میشود که نیروهای آدمی و تواناییهای جسمی او از مرحله قوت و امکان بهمرحله فعلیت و آشکارشدن درآید.
از دیگر آثار کار، عزت و سربلندی فرد است. شخص با کار کردن نیازهای خود را برطرف میکند، بهطوری که دیگر نیازمند کسی نباشد و نخواهد دست طلب بهسوی دیگران دراز کند.
در حدیثی دیگر از امام صادق(علیه السلام) آمده است که به یکی از دوستدارانش فرمود: «ای عبدالله! عزت خود را حفظ کن. پرسید: فدایت شوم، چه چیز عزت من است؟ فرمود: به بازار رفتن در بامداد و خود را عزیز داشتن؛ و به دوست دیگری فرمود: چه شده است که رفتن به جایی را که عزت تو در آن است ترک کردهای؟ گفت: در تشیع جنازهای شرکت کردم. فرمود: در هر حال، رفتن در پی عزت خویش را ترک مکن» (صدرالدین شیرازی، شرح اصول کافی، ج2، ص219).
از امام صادق(علیه السلام) روایت شده است که:
حال یکی از اصحاب پیامبر’ سخت شد، همسرش به او گفت: کاش نزد رسول خدا’ میرفتی و از او چیزی میخواستی. نزد پیامبر آمد، چون پیغمبر او را دید، فرمود: هرکه از ما بخواهد به او عطا کنیم و هر که نخواهد خدایش بینیاز کند. آن مرد گفت: جز مرا قصد نکرده است، نزد همسرش بازگشت و به او اعلام کرد. همسرش گفت: رسول خدا’ نیز بشر است. برو و به او حال خود را بگو. آمد نزد آن حضرت و تا چشم رسول خدا’ به او افتاد فرمود: هرکه از ما بخواهد به او عطا کنیم و هرکه نخواهد خدایش بینیاز کند و تا سهبار. آن مرد رفتوآمد کرد و سپس رفت تبری عاریه کرد و به کوه رفت و بالای آن برآمد و هیزمی برید و آن را به نیم مد آرد فروخت و آن را خورد. سپس فردا رفت و هیزم بیشتری آورد و فروخت و پیوسته کارکرد و جمع کرد تا تبری خرید و سپس جمع کرد تا دو شتر خرید و غلامی خرید و توانگر شد و به رفاه رسید. پس از آن نزد پیامبر آمد و به او خبر داد که چگونه آمد خواهش کند و از پیامبر’ چه شنید. باز هم پیغمبر’ فرمود: به تو گفتم: هرکه از ما بخواهد به او عطا کنم و هرکه نخواهد خدا او را بینیاز کند (مجلسی، بحارالأنوار، ج70، ص177).
انسان در سایه کار و تلاش، شناخت و تجربه کسب میکند. چون چیزهایی را که قبلاً نمیدانسته از این طریق فرامیگیرد و بر رشد عقلانی و اجتماعیاش افزوده میشود، بنابراین به کشف و شناخت قوانین طبیعت میپردازد و از آنها در راه پیشبرد اهداف خود استفاده میکند. امام صادق(علیه السلام) فرمود: «رهاکردن تجارت، عقل را کاهش میدهد و تجارت عقل را رشد میدهد.» (کلینی، الکافی، ج10، ص7).
این روایات گرچه درباره تجارت آمده است، اما به آن اختصاص ندارد. اصولاً انسان در جریان کار و عمل شکل میگیرد و بر حسب آنچه انجام داده درباره آینده تفکر میکند. اگر انسان از محیط عمل
جدا شود، مسائل جدید برای او رخ نمیدهد و نمیتواند زمینه رشد
علم را فراهم کند. انسان با کار و تلاش، در تعامل با طبیعت قرار میگیرد، قوانین آن را درک میکند و رمزهای آن را کشف میکند. این تعامل باعث رشد عقلانی بشر میشود.
کار و تلاش تأثیر بهسزایی بر جسم و روح انسان میگذارد و باعث میشود جسم انسان از خمودگی و ناتوانی دور شود، ولی بیکاری نهتنها موجب افسردگی روحی میشود، بلکه باعث از بینرفتن قوای جسمی انسان میگردد.
علی(علیه السلام) فرمودند: «هر کس کار کند، توان او افزوده میشود.» و نیز فرمودند: «هر که در عمل کوتاهی کند، سستی و ناتوانی او افزوده گردد.» (حکیمی، الحیاة، ج5، ص446).
تأثیر کار در وجود انسان، منحصر به جنبه جسمی نیست، بلکه از آن تجاوز میکند و از نظر روحی نیز بر انسان تأثیر بهسزایی دارد؛ زیرا کار روح را تصفیه میکند و وجدان آدمی را صیقل میدهد، پس انسان تنها از لحاظ جسمی نیازمند بهکار نیست، بلکه از لحاظ روح خود نیز چنین است. کار روان آدمی را میسازد و هستی معنوی وی را استحکام میبخشد و بیکاری و بطالت با آثار منفی که دارند، معنویات انسان را از بین میبرند. (حکیمی، الحیاة، ج3، ص212).
یکی از دلایلی که باعث میشود فرد به کار کردن روی آورد و از تنبلی و سستی بگریزد انگیزش درونی وی بهکار است، یعنی فرد بهخاطر لذتی که از کار احساس میکند کار میکند. (گنجی، روانشناسی کار، ص78).
علامه جعفری برای کار دو ارزش فلسفی بیان میکند که یکی از آنها ارزش موضوعی کار است. وی مینویسد:
«ارزش دوم کار ارزش موضوعی است، یعنی کار و کوشش ذاتاً و فینفسه دارای ارزش است؛ یعنی انسان با آگاهی و هدفگیری عالی در حیات، احساس کرده است که رکود و
سکون یک حالت منفی و حرکت و کار یک حالت مثبت روان آدمی است و او با این آگاهی و هدفگیری عالی در حیات، احساس کرده است که رکود و سکون یک حالت منفی و حرکت و کار یک حالت مثبت روان آدمی است و او با این آگاهی و هدفگیری از رکود و سکون میگریزد و در هر مورد که احساس میکند زمینهای برای کار وجود دارد، دست بهکار میشود و نظری به نتیجه و سود آن ندارد. کار با این رابطه میتواند دارای ارزش موضوعی بوده باشد.» (جعفری، ترجمه و تفسیر نهجالبلاغه، ج4، ص13).
از مهمترین اهداف موردنظر اقتصاد اسلامی، بینیازساختن جامعه و تامین قوام و دوام موجودیت پیشرو و پرنشاط آن است، اسلام میان این انسان و آن انسان و این محیط و آن محیط تفاوتی قائل نیست، بلکه همه انسانها و سعادت آنها را از هر محیط که باشند خواستار است و برای سعادتمند ساختن همه برنامه دارد و برای مصالح تودههای بشری، بدون تمایز قائلشدن میان گروهی با گروه دیگر یا میان قوم و نژادی با قوم و نژاد دیگر، تلاش میکند. (حکیمی، الحیاة، ج3، ص192).
از امام علی(علیه السلام) نقل شده است: «از کمال سعادت آدمی این است که در راه اصلاح جامعه سعی و مجاهده نماید.» (فلسفی، الحدیث (روایات تربیتی)، ج2، ص139).
وقتی فردی در جامعه اسلامی زندگی میکند و خود را متخلق به آداب اسلام کرده است، هنگامی که بهکاری مشغول میشود که درآمد آن بیش از نیاز اوست، با توجه به دستورات اسلام درباره خمس، زکات و انفاق در راه خدا، مازاد آن را به نیازمندان میبخشد، تا آنان نیز بتوانند از نعمتهای بیشمار الهی بهرهمند گردند. در روایات بسیاری آمده است که امیرمؤمنان(علیه السلام) با کار خود چاه و قنات حفر و باغ احداث میکرد و آنها را برای مردم و
کمک به نیازمندان وقف میکرد، یا آنکه بردگان بسیاری را از طریق کار و تلاش و درآمد آن آزاد میکرد؛ و حضرت علی(علیه السلام) با درآمدی که از کار کردن بهدست آورده بود، هزار بنده را در راه خدا آزاد کرد (حرّ عاملی، وسایلالشیعه، ج17، ص37).
روایات متعددی درباره حقوق مؤمن بر مؤمن وارد شده است. انسان مؤمنی که در جامعه زندگی میکند، باید حقوق دیگر افراد جامعه را برآورده سازد. یکی از این حقوق، رفع نیاز مالی برادر مسلمان است.
وقتی انسان بهکار و فعالیت مشغول شد، خود را برای خود و خانواده و جامعهاش مفید میبیند و در محیط اجتماعی مورداحترام دیگران قرار میگیرد. وقتی انسان کار میکند، در نظر خویشاوندان و دوستان بیکار و مهمل نیست، بلکه جدی و کوشا و زحمتکش بهشمار میآید؛ بنابراین همچون انسانی متعهد، باری بر دوش خویش نهاده است و در تامین نیازمندیها و پیشبرد زندگی با دیگران شریک است و به هیچروی از تلاشکنندگان و متعهدان کنارهگیری نمیکند و همچون دیگران عزیز است.
مشکلات اقتصادی علت اصلی آسیبهای اجتماعی قلمداد شده است. اقتصاددانان و برخی از جامعهشناسان با مطالعاتی که انجام دادهاند، منشأ اصلی انحرافات اجتماعی را در عوامل اقتصادی اعلام کردهاند (فرجاد، آسیبشناسی اجتماعی و جامعهشناسی انحرافات، ص107).
از سوی دیگر، بیکاری منشأ بحران اخلاقی فرد و اجتماع است. زمینه تمایل به فساد در فرد بیکار فراهم است. نفس آدمی اگر مشغول کاری نشود، انسان را بهخودش مشغول میکند و در پی افکار و خیالات باطل میبرد.
از امیرالمؤمنین(علیه السلام) نقل شده است که فرمود: «چیزها چون با هم جفت شدند، تنبلی و ناتوانی نیز جفت شدند و از آنها فقر پدید آمد.» (حکیمی، الحیاة، ج4، ص437).
خداوند در قرآن جزای کسی که ایمان میآورد و کارهای شایسته انجام میدهد را، علاوه بر بهشت و نعمتهای آن، پاداشی بالاتر بیان کند و آن رضایت خداوند است. میفرماید: «همانا کسانی که ایمان آوردند و اعمال صالح انجام دادهاند، بهترین مخلوقات خداوند هستند. پاداش آنها نزد پروردگارشان باغهای بهشت جاویدان است که نهرها از زیر درختانش همیشه در آن میمانند، خدا از آنها خشنود است و آنها از خدا خشنودند و این برای کسی است که از پروردگارش بترسد.» (بیّنه/7و8).
حضرت علی(علیه السلام) در اینباره میفرماید: «بهترین عمل آن است که بهوسیله آن راه خدا و خشنودی او خواسته شده باشد.» (تمیمی آمدی، تصنیف غررالحکم و دررالکلم، ص155).
کار و تلاش یکی از واجبات دینی است؛ بنابراین بر هر مسلمانی لازم است که برای رفع نیازهایش به کار و تلاش بپردازد. در روایات بر این نکته تصریح شده است که کار ذاتاً مستحب است و در ضرورتها واجب میباشد. پیامبر’ میفرماید: «طلبکردن روزی حلال بر هر مرد و زن مسلمان واجب است.» (حکیمی، الحیاة، ج5، ص430).
کار اقتصادی، شخص را از آمرزش الهی بهرهمند میکند. پیامبر’ فرمود: «آنکه در راه کسب حلال زندگی او میگذرد، مورد مغفرت الهی است.» (مجلسی، بحارالأنوار، ج100، ص2).
امام علی(علیه السلام) از آیه {وَابْتَغِ فِیمَا آَتَاکَ اللهُ الدَّارَ الآَخِرَةَ وَلَا تَنْسَ نَصِیبَکَ مِنَ الدُّنْیَا}(قصص/77)؛ در آنچه که خداوند به تو ارزانی داشته، سرای آخرت را بجوی و بهره خویش
را از دنیا فراموش مکن.» الهام میگیرد تا کار دنیا را به ثواب آخرت پیوند دهد، زیرا اگر کار انسان فقط محدود به دنیا باشد، تلاشهای خود را صرف هیچ خواهد کرد، اما اگر هدفش از کار و تلاش، رسیدن به ثواب آخرت باشد، به هر دو دست مییابد (حائری، اندیشههای اقتصادی در نهجالبلاغه، ص42).
حضرت در اینباره میفرمایند: «همانا دشمنترین افراد نزد خدا کسی است که او را بهحال خود واگذاشته تا از راه راست منحرف گردد و بدون راهنما برود، اگر به محصولات دنیا دعوت شود، تا مرز جان تلاش کند، اما چون به آخرت و نعمتهای گوناگونش دعوت شود، سستی ورزد. گویا آنچه برای آن کار میکند، بر او واجب و آنچه نسبت به آن کوتاهی و تنبلی میکند، از او نخواستهاند.» (شریف رضی، نهجالبلاغه، ص190).
مکتب دینی ما آکنده از آموزههای ارزشمند پیرامون شیوه صحیح زندگی، فعالیتهای اقتصادی و کسب و کار است. مربیان این دین نیز پیوسته مسلمانان را به سعی و تلاش تشویق نمودهاند.
امام علی(علیه السلام) با وجود مجاهدت فراوان در عصر پیامبر’ و همچنین تلاشهای سیاسی، اجتماعی و علمی در منصب امامت و خلافت برای گذران زندگی و تامین معاش خود و خانواده و نیز دستگیری و کمک به دیگران، کار و زحمت پیشه نمودهاند. ایشان در شرایط گوناگون زندگی، الگوهای متفاوتی در سیره اقتصادی برای انسانها برجای گذاشتند؛ آنسان که روایات رسیده از امام علی(علیه السلام) ما را با آموزههای تابناکی درباره مشاغل گوناگون و اخلاق حرفهای انسان مسلمان آشنا میسازد.
برپایه روایات امام علی(علیه السلام) کار و پیشه دارای جایگاه والایی در آموزههای تربیتی ایشان است و مهمترین عوامل موفقیت در کار از منظر ایشان عبارتند از: ایمان بهکار، مشورت، عاقبتاندیشی و تدبیر، پشتکار و جدیت، دقت و ایمان و همکاری و ... .
آنچه از سیره عملی امیرالمؤمنین(علیه السلام) و همچنین روایات ایشان در موضوع کار و شغل بهدست میآید، با اعتلا و ارتقای امور اقتصادی انسان و جامعه هماهنگی و همخوانی دارد. اشتغال به فعالیت اقتصادی، علاوه بر کسب درآمد و برخورداری از رفاه مادی، آثار و فوائد دیگری نیز بههمراه دارد. انجام کار به قصد غربت و باانگیزه عمل به دستورات الهی، عبادتی بزرگ بهشمار میرود که بیشترین اجزای عبادت در آن قرار دارد.
کار، عقل معاش انسان را افزایش میدهد و به انسان درس زندگی و چگونگی آمد و شد با مردم و نحوه تعامل با ایشان را میآموزد.
قرآن کریم، ترجمه دکتر محمدعلی رضایی اصفهانی و گروهی از اساتید جامعة المصطفی، قم: انتشارات المصطفی، 1388ش.
نهجالبلاغة، سید رضی، ترجمه محمد دشتی، قم: نشر مشهور، 1379 ش.
اصلیپور، محمد، مدیریت و رهبری با سیری در نهجالبلاغه، تهران: نشر شورا، 1377ش.
برقعی قمی، سید علیاکبر، جلوه حق در سیرت مولای متقیان امام علی(علیه السلام)، تهران: نشر حافظ، بیتا.
پرستگاری، سهیلا؛ فتحی، فاطمه، همت و کار مضاعف از دیدگاه نهجالبلاغه، مجله کوثر، نیمه دوم بهار و نیمه اول تابستان، 1391ش.
تمیمی آمدی، عبدالواحد، تصنیف غرر الحکم و درر الکلم، قم: دفتر تبلیغات، 1366ش.
جرداق، جورج، امام علی(علیه السلام) صدای عدالت انسانی، ترجمه: سیدهادی خسرو شاهی، قم: نشر خرم، 1376ش.
جعفری، محمدتقی، ترجمه و تفسیر نهجالبلاغه، تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1358ش.
جوادی آملی، عبدالله، اخلاق کارگزاران در حکومت حضرت علی(علیه السلام)، قم: مرکز نشر فرهنگی رجاء، 1369ش.
حائری، سیدمحسن، اندیشههای اقتصادی در نهجالبلاغه، ترجمه عبدالعلی آل بویه لنگرودی، تهران: انتشارات بنیاد نهجالبلاغه، 1378ش.
حرّ عاملی، محمد بن حسن، وسایلالشیعه، قم: موسسة آل البیت(علیهم السلام)، 1405ق.
حکیمی، محمدرضا و برادران، الحیاة، ترجمه: احمد آرام، تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1380ش.
خسروی، زهره، اهمیت کار و حرفه از نظر اسلام، تهران: دفتر امور فرهنگی و معاونت فرهنگی و امور بینالملل وزارت کار و امور اجتماعی،احیاء کتاب، 1380ش.
سیوطی، عبدالرحمانبن ابیبکر، الدر المنثور فی تفسیر بالماثور، قم: منشورات مکتبة آیت الله مرعشی نجفی، 1404ق.
صدرالدین شیرازی، محمد بن ابراهیم، شرح اصول کافی، مصحح: محمد خواجوی، تهران: مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی، 1383ش.
صدوق، محمدبن علی، معانی الأخبار، قم: دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین، 1403ق.
فرجاد، محمد حسین، آسیبشناسی اجتماعی و جامعهشناسی انحرافات، تهران: دفتر تحقیقات و انتشارات بدر، 1374ش.
فلسفی، محمدتقی، الحدیث (روایات تربیتی)، تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1368ش.
فیض کاشانی، ملامحسن، محجةالبیضاء فی تهذیبالأحیاء، تصحیح: علیاکبر غفاری، 1361ش.
قریشی، شریف، کار و حقوق کارگر، ترجمه: ادیب لاری و محصل یزدی، تهران: دارالکتب الإسلامیه، 1366ش.
قمی، شیخ عباس، سفینة البحار و مدینة الحکم و الآثار، تهران: نشر فراهانی، بیتا.
کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، قم: دارالحدیث، 1429ق.
گنجی، حمزه، روانشناسی کار، تهران: نشر ارسباران، 1378ش.
مجلسی، محمد بن باقر، بحارالأنوار، بیروت: دار إحیاء تراث عربی، 1403ق.
محمدصادقی، الهام، پایاننامه جایگاه کار و تلاش در سیره علوی، دانشگاه اصفهان، 1391ش.
میک، رونالد، پژوهشی در نظریه ارزش کار، ترجمه: م. سوداگر، تهران: پازند، 1358ش.
احسان و نیکوکاری در آموزههای دینی به معنای انجام دادن کار نیک در ارتباط تنگاتنگ میان انسان با خدا و خدمت به دیگران بدون چشمداشت است. احسان یکی از روش های پسندیده جامعه انسانی است که در جوامع به شکلهای گوناگون وجود داشته و با ظهور اسلام و راهنماییهای پیامبر به خوبی در رفتار مسلمانان جای گرفته است. یکی از امور مسلّم در سیره امیرالمؤمنین(علیه السلام) اهتمام ایشان به رفع نیاز مستضعفان و محرومان و یتیمان است. در این پژوهش با استفاده از روش حدیثی - تحلیل تاریخی، سعی شده احسان هایی که حضرت نسبت به مردم داشتند به صورت مصداقی آورده شود.
حضرت علی(علیه السلام) در برهههای مختلف زندگی پربرکتشان بخشش های عظیمی داشتند که سبب نزول آیههایی در مدح ایشان گردیده است. احسان های حضرت شامل: انفاق، صدقه، اطعام، آزاد کردن برده، موقوفات، تأسیس صندوق شکایات و... بوده است که این احسان ها جنبه اقتصادی، خدماتی، تبلیغی و عاطفی داشتند و حضرت با کارکردن بر روی زمین و حفر چاه و... این امور خیر را انجام میدادند و هدف ایشان علاوه بر رضای خدا و قرب الهی که در اولویت قرار داشت، برای گسترش و تبلیغ دین اسلام و تعدیل اقتصادی در جامعه بوده است و اینکه حضرت رسیدگی به محرومان را وظیفه رهبر جامعه میدانستند.
کلیدواژهها: علی، احسان، بخشش، موقوفات، اطعام.
«حُسن» یعنی هر چیز خوشآیندی که مورد رغبت باشد و «حسنه» هر نعمت
خوشآیند و شادکننده که به روح یا بدن انسان میرسد و «احسان» به دو وجه بیان شده است: یکی؛ نعمت دادن و بخشیدن به دیگری چنانکه گفته میشود: به فلان شخص بخشش کرد. دیگری؛ احسان در کار و عمل به این معنی که کسی علم نیکویی را بیاموزد یا عمل نیکویی انجام دهد و بر این اساس است سخن امیرالمؤمنین(علیه السلام): «الناس ابناء ما یحسنون» (راغب اصفهانی، المفردات فی غریبالقرآن، ج1، ص493).
احسان یکی از اصول مورد توجه همه شریعت ها و سنت ها بهویژه اسلام در طول تاریخ بوده و در آموزههای دین اسلام بسیار مورد توجه قرار گرفته و به آن سفارش شده است. بنابر آنچه از آیات قرآن کریم استفاده میشود، احسان و نیکوکاری مصادیق فراوانی داشته و در شکلهای مختلف ظهور و بروز میکند، از جمله آنها میتوان ایمان به خدا، پیامبر(صلی الله علیه و آله)، قرآن کریم، معاد، تقوا، تحمل سختیها و مشکلات، عفو و گذشت، محبت و دوستی اهلبیت(علیهم السلام)، خیرخواهی و اصلاح، اجتناب از فساد و گناهان کبیره، استغفار در سحرگاهان، پرداخت زکات، پرداخت هدیه، انفاق و بخشش در راه خدا، تأمین نیازمندان، رفتار شایسته با پدر و مادر را از مصادیق نیکوکاری برشمرد.
«در کل میتوان گفت که احسان و نیکوکاری معنی وسیعی دارد که هم اطاعت خدا را شامل میشود، هم انواع نیکیها به خلق خدا» (مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج1، ص674).
یکی از امور مسلّم در سیره پیامبر گرامی اسلام و ائمه معصومین، به ویژه امیرالمؤمنین(علیه السلام)، اهتمام ایشان به رفع نیاز مستضعفان و محرومان است. حضرت علی(علیه السلام) بخشنده ترین مردم بودند و پیامبر خدا’ در وصف علی(علیه السلام) فرمودند: «این دریای خروشان و خورشید برآمده، در بخشش، از فرات بخشنده تر است و دلگشاتر از دنیا. هر کس او را دشمن بدارد لعنت خدا بر او باد» (محمدی ریشهری، دانشنامه امیرالمؤمنین(علیه السلام)، ج9، ص512).
در این مقاله به انواع نیکیها و مصادیق گوناگون احسان و نیکوکاری امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) به خلق خدا پرداخته میشود. و اینکه احسان های حضرت علی(علیه السلام) چه چیزهایی بود؟ آیا احسان های حضرت فقط جنبه اقتصادی داشته است؟ حضرت از چه راهی چنین بخشش هایی داشتهاند؟ علت نیکوکاریهای حضرت نسبت به مردم چه بود؟
با بررسی انجامشده مشخص شد کتاب های زیادی در مورد مناقب و فضیلت های امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) نوشته شده است. بهعنوان نمونه: کتاب مناقب ابن شهر آشوب و مناقب آل ابیطالب مغازلی و کتب تاریخی و حدیثی مانند: تاریخ مدینه از ابن شبه و کتاب دانشنامه امیرالمؤمنین(علیه السلام) که در 14 جلد نوشته شده، شرح کاملی از زندگی حضرت علی(علیه السلام) است که به فضایل امیرالمؤمنین(علیه السلام) نیز پرداختهاند.
کتب و مقالاتی هم دیده شد که در مورد کارهای نیک حضرت امیر(علیه السلام) نوشته شده است، ولی فقط به یک مورد از آن کارها پرداخته شده است. برای نمونه: کتاب حضرت علی(علیه السلام) و بخشیدن انگشتر و یا مقاله جایگاه موقوفات امام علی(علیه السلام) از خانم عفت خشنودی. لذا بهطور کلی میتوان گفت آثار مذکور به شکل مستقل به مصادیق اعمال نیک حضرت علی(علیه السلام) نپرداختهاند.
در این پژوهش سعی بر آن است که مصادیق مختلف احسان های حضرت علی(علیه السلام) که نسبت به نیازمندان انجام میدادند آورده شود تا روشن گردد که احسان های آن حضرت فقط بخشیدن انگشتر و لباس نبود بلکه بخشش های گوناگونی داشته و به شکلهای مختلفی به مردم کمک میکردند. مقاله حاضر به روش تحلیلی – توصیفی و با استناد به آیات و روایات به این مسئله میپردازد.
قبل از بیان مصادیق نیکوکاری امیرالمؤمنین(علیه السلام)، لازم است خیلی کوتاه به مصادیق نیکوکاری در قرآن پرداخته شود.
واژه «احسان» به معنای انجام دادن کار نیک است که خداوند متعال مردم را به انجام دادن آن تشویق میکند و غالباً در آیات قرآن از نیکوکاران با واژه «محسنین» یاد میکند: {هُدیً وَرَحمَةً لِلمُحسِنِینَ} و در ادامه به تبیین ویژگیهای خاصشان میپردازد و میفرماید: {الَّذینَ یُقِیمُونَ الصَّلاةَ وَیُؤْتُونَ الزَّکاةَ وَهُمْ بِالْآخِرَةِ هُمْ یُوقِنُونَ}؛ و عاقبت و سرانجام کار محسنین را چنین بیان میکند: {أُولئِکَ عَلی هُدیً مِنْ رَبِّهِمْ وَأُولئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ} (لقمان/3-5).
همانطور که گفته شد، احسان و نیکوکاری در قرآن مصادیق بسیاری دارد. از جمله؛ تحمل سختیها، عفو و گذشت، خیرخواهی، ایمان به خدا و معاد و نبوت، هدیه دادن، انفاق و دستگیری و یاری نیازمندان و... از مصادیق نیکوکاری است.
در آیه ذیل چند مورد از مصادیق نیکوکاری بیان شده است.
{لَیْسَ الْبِرَّ أَنْ تُوَلُّوا وُجُوهَکُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ وَلکِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الآخِرِ وَالْمَلائِکَةِ وَالْکِتابِ وَالنَّبِیِّینَ وَآتَی الْمالَ عَلی حُبِّهِ ذَوِی الْقُرْبی وَالْیَتامی وَالْمَساکینَ وَابْنَ السَّبیلِ وَالسَّائِلینَ وَفِی الرِّقابِ وَأَقامَ الصَّلاةَ وَآتَی الزَّکاةَ وَالْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذا عاهَدُوا وَ الصَّابِرینَ فِی الْبَأْساءِ وَالضَّرَّاءِ وَحینَ الْبَأْسِ أُولئِکَ الَّذینَ صَدَقُوا وَ أُولئِکَ هُمُ الْمُتَّقُون} (بقره/177).
«برّ جنبه وصفی دارد و به معنی شخص نیکوکار است. در اصل به معنی بیابان و مکان وسیع میباشد و از آنجا که نیکوکاران، روحی وسیع و گسترده دارند این واژه بر آنها اطلاق میشود» (مکارم، تفسیر نمونه، ج1، ص675).
بنابر آیات نورانی قرآن کریم نیکوکاری معنی وسیعی دارد و یکی از مصادیق نیکوکاری کمک به محرومان و نیازمندان جامعه است. حضرت علی(علیه السلام) مصداق کامل یک فرد نیکوکار و نسخه منحصر به فرد «انسان کامل» پس از پیامبر است. یگانهای که در ایمان، تقوا، دانش، اخلاق، شجاعت، وفاداری، راستگویی، ایثار، رحمت و دستگیری از مستمندان و مهربانی با یتیمان همتراز ندارد.
«سیره در زبان عربی از ماده سیر است. سیر یعنی حرکت، رفتن، راه رفتن. «سیره» یعنی
نوع راه رفتن. سیره بر وزن فعله و فعله در زبان عربی دلالت بر نوع میکند. سیره یعنی نوع و سبک رفتار» (مطهری، سیره نبوی، ص39).
«یکی از منابع شناخت از نظر اسلام، سیره اولیا و پیشوایان اسلام از شخص پیامبر تا ائمه اطهار، و به عبارت دیگر؛ سیره معصومین است. گفتههاشان به جای خود، شخصیتشان یعنی سیره و روششان منبعی برای شناخت است. سیره پیغمبر برای ما یک منبع الهام است و نیز سیره ائمه» (همان، ص21).
طبق متون دینی، پیامبر و ائمه معصومین بهترین الگو و چراغ راهنما در تمام مراحل زندگی انسان ها و برترین سرمشق و پیشوا در احسان و نیکوکاری هستند که در قرآن کریم به مسلمانان امر شده تا از آنها تبعیت کنند.
به تعبیر شهید مطهری «یک کار کوچک پیغمبر، یک چراغ است، یک شعله است، یک نورافکن است برای انسان که تا مسافتهای بسیار دور را نشان دهد» (همان).
حضرت علی(علیه السلام) در نامه 45 نهجالبلاغه در مورد اقتدا و تبعیت کردن از امام خود میفرماید: «آگاه باش! هر مأمومی امام و پیشوایی دارد که باید به او اقتدا کند و از نور دانش او بهره گیرد. بدان! امام شما از دنیایش به دو جامه کهنه و از غذایش به دو قرص نان قناعت کرده است. آگاه باش که شما نمیتوانید این چنین باشید و این زندگی را تحمل کنید ولی مرا با پرهیزگاری و تلاش و عفت و پیمودن راه درست یاری دهید».
در ادامه میفرمایند: «به خدا سوگند! من هرگز از ثروتهای دنیای شما چیزی از طلا و نقره نیندوختهام و از غنائم و ثروتهای آن مالی ذخیره نکردهام و برای این لباس کهنهام بدلی مهیا نساختهام و از اراضی این دنیا حتی یک وجب به ملک خود در نیاوردهام و از خوراک آن جز به مقدار قوت ناچیز و چهارپای مجروحی در اختیار نگرفتهام. این دنیا در چشم من بیارزش تر و خوارتر از شیره تلخ درخت بلوط است!».
«تعبیر امام(علیه السلام) که از نهایت تواضع و زهد آن حضرت خبر میدهد، برای آن است که مخاطب یا مخاطبانش این مسئله مهم را جدی بگیرند و آلوده زندگیهای پر زرق و برق
اشرافی گناهآلود نشوند و با نیازمندان و مستمندان مواسات کنند» (مکارم شیرازی، پیام امیرالمؤمنین(علیه السلام)، ج10، ص188).
در فرازی دیگر از نامه 45، امام(علیه السلام) میفرماید: «اگر میخواستم میتوانستم از عسل مصفی و بافتههای ابریشم برای خود غذا و لباس تهیه کنم، اما هیهات که هوای نفس بر من چیره شود و حرص و طمع مرا وادار به انتخاب طعامهای لذیذ نماید. در حالیکه شاید در سرزمین حجاز یا یمامه کسی باشد که حتی امید به دستآوردن یک قرص نان نداشته و هرگز شکمی سیر به خود ندیده باشد. آیا من با شکمی سیر بخوابم در حالیکه در اطراف من شکمهای گرسنه و جگرهای تشنه باشند و یا چنان باشم که شاعر گفته است: این درد تو را بس که با شکم سیر بخوابی در حالیکه در اطراف تو شکمهای گرسنهای است که آرزوی قطعه پوستی برای خوردن دارد! آیا من به همین قناعت کنم که گفته شود، من امیر مؤمنانم! اما خود با آنها در سختیهای روزگار شرکت نکنم و اسوه و مقتدایشان در ناگواریهای زندگی نباشم؟» (مکارم شیرازی، ترجمه نهجالبلاغه، نامه 45).
احسان و نیکوکاری امیرالمؤمنین(علیه السلام) در حق خلق خدا به شکلهای گوناگونی انجام میگرفت که بعضی جنبه خدماتی داشت، یعنی برای فرد یا افرادی خدمتی انجام میدادند. مانند: بردن مشک آب، صندوق شکایات، نان پختن. بسیاری از احسانهای حضرت علی(علیه السلام) نیز جنبه اقتصادی داشتند. از جمله؛ صدقه، انفاق، موقوفات و... میتوان گفت تمام احسانهای آن حضرت، چه خدماتی و چه اقتصادی، جنبه عاطفی داشتند و این نشان از صفت رحمت، مهربانی و عطوفت حضرت نسبت به مردم بهویژه اقشار آسیبپذیر جامعه است. البته قابل ذکر است که تمام امور خیر حضرت علاوه بر جنبه خدماتی، اقتصادی و عاطفی، جنبه تبلیغی هم داشتند و امیرالمؤمنین(علیه السلام) از طریق انفاق و کمک به مردم، آنها را به دین اسلام دعوت میکردند.
از احسانهای اقتصادی آن حضرت میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
مشهورترین احسانی که حضرت علی(علیه السلام) انجام دادند و آیه ولایت در شأن ایشان نازل شد، صدقه دادن در حال رکوع بود: {إِنَّما وَلِیُّکُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذینَ آمَنُوا الَّذینَ یُقیمُونَ الصَّلاةَ وَ یُؤْتُونَ الزَّکاةَ وَ هُمْ راکِعُونَ} (مائده/55).
«مسلمانان اتفاق نظر دارند که این آیه، درباره علی(علیه السلام)، هنگامی که در حال رکوع صدقه داد، نازل شده است. در این باره بین مفسران اختلاف نظری وجود ندارد.» (ابن شهرآشوب، المناقب، ج3، ص2).
حضرت علی(علیه السلام) درباره اهمیت و ارزش صدقه میفرماید: «هرگاه فقیر شدید، با خداوند از طریق صدقه دادن (در راه او) تجارت (پرسود) کنید» (مکارم شیرازی، ترجمه نهجالبلاغه، حکمت 258).
{الَّذینَ یُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ بِاللَّیْلِ وَ النَّهارِ سِرّاً وَ عَلانِیَةً فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَلا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلا هُمْ یَحْزَنُونَ} (بقره/ 274).
تفسیر عیاشی - به نقل از ابواسحاق - آورده است: علی بن ابیطالب(علیه السلام) تنها چهار درهم، و نه بیش تر، داشت که درهمی در شب و درهمی در روز، درهمی در نهان و درهمی در آشکار صدقه داد. این خبر به پیامبر’ رسید، حضرت فرمود: ای علی! چه چیزی تو را بر این کار وا داشت؟» علی(علیه السلام) گفت: «دستیابی به وعده خداوند» پس خداوند آیه {الذین یُنفقونَ .... سِرّاً وَ علانِیَةً} را فرو فرستاد (العیاشی، تفسیر العیاشی، ج1، ص151).
حضرت علی(علیه السلام) میفرماید: «هر کس با دست کوتاه ببخشد با دست بلند به او بخشیده میشود» (مکارم شیرازی، ترجمه نهجالبلاغه، حکمت232).
مرحوم سید رضی میگوید: «معنای این سخن آن است که آنچه از دارایی خود در راه خیر و نیکی میبخشد هر چه اندک باشد، خدای متعال پاداش آن را بزرگ و فراوان قرار میدهد».
آیهای که جز امام علی(علیه السلام)، کسی بدان عمل نکرد، آیه 12و 13 سوره مجادله است که شرط نجوا کردن با پیامبر’ را دادن صدقه به مستمندان بیان میکند: {یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا إِذا ناجَیْتُمُ الرَّسُولَ فَقَدِّمُوا بَیْنَ یَدَیْ نَجْواکُمْ صَدَقَةً ذلِکَ خَیْرٌ لَکُمْ وَ أَطْهَرُ فَإِنْ لَمْ تَجِدُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحیمٌ أَ أَشْفَقْتُمْ أَنْ تُقَدِّمُوا بَیْنَ یَدَیْ نَجْواکُمْ صَدَقاتٍ... }.
امام علی(علیه السلام) میفرماید: در کتاب خدا آیهای است که هیچکس به آن عمل نکرد و پس از من کسی به آن عمل نخواهد کرد و آن آیه نجواست: «ای کسانی که ایمان آوردهاید! هرگاه با پیامبر گفتوگوی محرمانهای دارید، پیش از گفتوگوی محرمانه، صدقهای بپردازید...». من یک دینار داشتم، آن را به ده درهم تبدیل کردم و با پیامبر نجوا نمودم و هرگاه که با پیامبر خدا نجوا کردم، پیش از نجوا، یک درهم صدقه میدادم. سپس آیه منسوخ شد و کسی به آن عمل نکرد و آیه بعدی نازل شد! «آیا ترسیدید که پیش از گفتوگوی محرمانه خود، صدقههایی بپردازید...» (طبرسی، مجمعالبیان، ج9، ص279).
حضرت علی(علیه السلام) بسیار ایثار و از خودگذشتگی میکردند و از چیزهایی که دوست داشتند برای رضای خدا و خلق خدا بارها گذشتند. برای مرد بزرگی چون علی(علیه السلام) که در شب لیلةالمبیت و در جنگها بهخاطر اسلام، خدا و پیامبر خدا از جان خود گذشت، گذشتن از مال و غذا و لباس چیزی نبود. او علی بود که همتایی در عالم نداشت.
مجمعالبیان - از ابوطفیل - نقل میکند که علی(علیه السلام) لباسی خرید و از آن خوشش آمد، آن را صدقه داد و گفت: «از پیامبر خدا شنیدم که میفرمود: «آنکه دیگری را بر خویش مقدم دارد، خداوند او را در روز قیامت، به بهشت پیش میدارد، و هر کس چیزی را دوست
بدارد و آن را برای خداوند قرار دهد، خداوند متعال در روز قیامت میگوید: بندگان در کارهای شایستهای که در بین آنان رایج است، پاداش میدهند و من امروز، بهشت را پاداش تو میسازم (همان، ج2، ص792).
«بیاباننشینی به نزد علی(علیه السلام) آمد و گفت: ای امیرمؤمنان! در خانهام نه حیوان کرکداری هست و نه پشمداری، نه گوسفندی دارم و نه شتری! فرمود: «به خدا سوگند، در خانه بیش از قوت خود چیزی ندارم» بیاباننشین برگشت، در حالیکه میگفت: به خدا سوگند، در روز قیامت، خدا از توبه بهخاطر این دیدار، بازخواست خواهد کرد. علی(علیه السلام) بسیار گریست و فرمود تا او را برگردانند و از او خواست تا بار دیگر سخنش را تکرار کند و باز گریست و فرمود: «ای قنبر! آن زره مرا بیاور» و آن را به مرد بیابانی داد و فرمود: «مواظب باش کلاه سرت نرود. با آن، بسیار غمها از چهره پیامبر’ زدودهام». قنبر گفت: بیست درهم برای او بس بود. فرمود: «ای قنبر! به خدا سوگند، دوست ندارم که به اندازه دنیا طلا و نقره میداشتم و آن را صدقه میدادم و خدا از من میپذیرفت، ولی از این دیدار، بازخواستم میکرد» (زمخشری، ربیعالابرار، ج2، ص668).
تاریخ دمشق - از اصبغ بن نباته، از امام علی(علیه السلام) - نقل میکند که مردی پیش او علی(علیه السلام) آمد و گفت: ای امیرالمؤمنان! من حاجتی دارم. آن را پیش از اینکه با تو مطرح کنم، در درگاه الهی مطرح کردهام، اگر تو آن را برآورده کنی، خدا را سپاس خواهم گفت و از تو تشکر خواهم کرد و اگر آن را برآورده نکنی، خدا را سپاس خواهم گفت و تو را معذور خواهم داشت. علی(علیه السلام) فرمود: «حاجتت را روی زمین بنویس؛ چون من دوست ندارم ذلت سؤال را در چهرهات ببینم». وی نوشت: من محتاجم. علی(علیه السلام) فرمود: آن حُلّه را برایم بیاورید» و آن را به وی بخشید. آن مرد گرفت و پوشید و آنگاه چنین سرود:
لباسی به من پوشاندی که زیباییهایش آشکار است و من با ثناگویی، لباسهایی بر
قامتت خواهم پوشاند. اگر ثنای من شامل تو شود، به بزرگی دست خواهی یافت و در آروزی جانشینی برای ثنایم افتاد، ثنا یاد صاحب ثنا را زنده میدارد چون باران که دشت و کوه را زنده میکند. دنیا را در نیکویی که انتظار داری، تنگچشم مدان، هر کسی بهخاطر آنچه انجام داده پاداش داده خواهد شد.
علی(علیه السلام) فرمود: «دینارها را برایم بیاورید». صد دینار برای وی آوردند و آنها را به وی داد.
اصبغ میگوید: گفتم ای امیر مؤمنان! لباس و صد دینار؟! فرمود: آری. از پیامبر خدا شنیدم که میفرمود: «هر کس را جایگاه خود بنشانید و این، جایگاه این شخص در نزد من است». (ابن عساکر، تاریخ دمشق، ج42 ص523، ح9048).
یکی از شیوههای حضرت علی(علیه السلام) برای تبلیغ و ترویج دین اسلام این بود که هیچ درخواستی را بدون پاسخ نمیگذاشتند؛ حتی اگر شخص سؤالکننده، دشمن حضرت بود و همین امر باعث میشد که طرف مقابل شرمنده شود و حضرت را دیندار واقعی بداند و به اسلام ایمان آورد.
ابن شهرآشوب در المناقب میگوید: «روایت شده که علی(علیه السلام) با مردی از مشرکان میجنگید، مشرک گفت: ای پسر ابوطالب! شمشیرت را به من ببخش. علی(علیه السلام) آن را به سویش پرتاب کرد. مشرک گفت: شگفتا ای پسر ابوطالب! در چنین شرایطی شمشیرت را به من میبخشی؟! فرمود: «ای مرد! تو دست نیاز به سوی من دراز کردی و از جوانمردی نیست که درخواست کسی را رد کنی». مشرک خود را بر زمین افکند و گفت این روش دینداران است، پای علی(علیه السلام) را بوسید و اسلام آورد. (ابن شهرآشوب، المناقب، ج2، ص76).
تفسیر فرات - به نقل از موسی بن عیسی انصاری - آورده است: پس از آنکه نماز عصر را با پیامبر خدا به جا آوردیم، با امیر مؤمنان علی بن ابیطالب، در سایهای نشسته بودیم که
مردی پیش او آمد و گفت: ای ابوالحسن! بهخاطر کاری به پیش تو آمدهام. میخواستم با من در این خصوص، نزد صاحبکار بیایی. علی(علیه السلام) فرمود: «بگو» گفت: من در خانه کسی زندگی میکنم که در آن، درخت خرمایی است و باد، آن درخت را تکان میدهد و گاه از غوره خرما، رطب و یا خرمایی فرو میافتد و گاه، پرندهای آن را میاندازد و من از آن میخورم و بچهها هم میخوردند، بدون آنکه با چوب آن را بکنیم و یا سنگی به طرفش پرتاب کنیم. میخواهم که (صاحبخانه) آن را برای ما حلال کند.
علی(علیه السلام) فرمود: «بلند شو». من هم با او برخاستم و پیش آن مرد رفتیم. امیر مؤمنان علی بن ابیطالب سلام کرد. آن مرد، خوشآمد گفت و شاد و مسرور گشت و پرسید: برای چه آمدهای یا ابوالحسن؟ علی(علیه السلام) فرمود: «برای کاری» مرد گفت: انشاءالله انجام خواهد یافت. چه کاری؟ فرمود: «این مرد در خانه تو در فلان جا زندگی میکند و میگوید که آنجا درخت خرمایی است و باد، آن را حرکت میدهد و گاه از آن، غوره خرمایی، خاره خرمایی، رطبی و یا خرمایی فرو میافتد و گاه پرنده چیزی از آن میافکند، بدون اینکه سنگی به طرف آن پرتاب کنند و یا با چوب بزنند [و از آن خوردهاند] میخواهم او را حلال کنی». مرد نپذیرفت. علی(علیه السلام) بار دیگر خواست و در خواست خود اصرار کرد و مرد نپذیرفت تا آنکه گفت: «خدا را گواه میگیرم و از سوی پیامبر خدا ضمانت میکنم که در مقابل این درخت خرما، باغی در بهشت از آنِ تو باشد» و مرد (باز هم) نپذیرفت. نزدیک غروب شد و علی(علیه السلام) به وی فرمود: «آن (خانه) را در برابر فلان باغم به من میفروشی؟». گفت: آری. خدا را و موسی بن عیسی انصاری را گواه بگیر که آن را در مقابل این خانه فروختی. علی(علیه السلام) فرمود: «باشد. خدا و موسی بن عیسی انصاری را گواه میگیرم که آن باغ را با درختان، نخلها و میوههایش در مقابل این خانه فروختم».
صاحب باغ گفت: آری. خدا و موسی بن عیسی را گواه میگیرم که این خانه را با آنچه در آن است، به آن باغ فروختم. علی(علیه السلام) رو به آن مرد کرد و فرمود: «برخیز و خانه را مالک شو. خدا مبارکت گرداند و خانه بر تو حلال است». وقت نماز مغرب شد و اذان بلال
به گوش رسید، همه برخاستند و نماز مغرب و عشا را با پیامبر خدا به جای آوردند و به خانههای خود رفتند. وقتی صبح شد، پیامبر خدا نماز صبح را با آنان به جای آورد و به تعقیبات نماز پرداخت و... در حال تعقیب نماز بود که جبرئیل(علیه السلام) از نزد خدا وحی آورد. پیامبر خدا به سوی یارانش برگشت و فرمود: «کدام یک از شما در شب گذشته، کاری انجام داده است. خداوند گزارش آن را فرو فرستاده است؛ یا یکی از شما جریان را بگوید و یا من خود آن را بگویم؟». امیر مؤمنان علی بن ابیطالب گفت: ای پیامبر خدا! تو خبر آن را به ما بده. پیامبر خدا’ فرمود: «آری. جبرئیل فرود آمد و سلام خدا را به من رساند و گفت: دیشب علی کاری کرده است. به دوستم جبرئیل گفتم: چه کاری؟ گفت: بخوان ای پیامبر خدا! گفتم چه چیز را بخوانم گفت: بخوان؛
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
{وَاللَّیْلِ إِذا یَغْشی وَالنَّهارِ إِذا تَجَلَّی وَما خَلَقَ الذَّکَرَ وَ الْأُنْثی إِنَّ سَعْیَکُمْ لَشَتَّی... وَلَسَوْفَ یَرْضی} (لیل/1- 21). تو - ای علی - آیا برای بهشت، صدقه ندادی و در برابر باغ، خانه را برای ساکنان آن، صدقه ندادی؟». علی(علیه السلام) گفت: چرا، ای پیامبر خدا! پیامبر فرمود: «این، سورهای است که درباره تو نازل شده و این، برای توست». پیامبر’ به سوی امیر مؤمنان شتافت و بین دو چشمش را بوسید و وی را در آغوش گرفت و فرمود: «تو برادر منی و من برادر توام» (کوفی، تفسیر فرات، ص566).
ابن حنبل - به نقل از زادان - چنین آورده: علی بن ابیطالب را دیدم که بند کفشهایی در دست میگرفت، در بازارها قدم میزد و به افراد (ی که بند کفششان پاره شده بود) بند میداد، راهگمکرده را راهنمایی میکرد و باربر را در حمل بار یاری میرساند و این آیه قرآن را میخواند: {تِلْکَ الدَّارُ الآخِرَةُ نَجْعَلُها لِلَّذینَ لا یُریدُونَ عُلُوًّا فِی الْأَرْضِ وَلا فَساداً وَالْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقینَ} (قصص/83) و میفرمود: «این آیه درباره حاکمان و مردمان صاحبقدرت نازل شده است» (ابن شهرآشوب، المناقب، ج2، ص104).
این روایت چند عمل نیک حضرت علی(علیه السلام) را بیان میکند: دادن بند کفش، راهنمایی راهگمکرده و یاری رساندن به باربر، که هر دو جنبه اقتصادی و خدماتی را شامل میشود.
حضرت علی(علیه السلام) میفرماید: «از بخشش کم حیا مکن؛ زیرا محروم کردن، از آن هم کم تر است» (مکارم شیرازی، ترجمه نهجالبلاغه، حکمت 67).
ثقفی از ابو مطر درباره امام علی(علیه السلام) نقل میکند: علی(علیه السلام) به بازار کرباس فروشیها آمد و در برابر فرد خوشچهره ایستاد و فرمود: «ای مرد! دو لباس به پنج درهم داری؟» مرد فوری برخاست و گفت: آری یا امیرمؤمنان! وقتی مرد او را شناخت، علی(علیه السلام) او را رها کرد و از وی گذشت و پیش جوانی آمد و فرمود: «ای جوان! آیا دو لباس به پنج درهم داری؟». گفت: آری، دو تا لباس دارم که یکی بهتر از دیگری است؛ یکی به سه درهم و دیگری به دو درهم. علی(علیه السلام) فرمود: «آنها را بیاور». آنگاه فرمود: «ای قنبر! آن را که سه درهم است؛ تو بردار». قنبر گفت: ای امیر مؤمنان! تو به لباس سه درهمی سزاوارتری، چون به منبر میروی و برای مردم سخنرانی میکنی. فرمود: «ای قنبر! تو جوانی و نشاط جوانی داری و من از پروردگارم شرم میکنم که بر تو برتری جویم؛ چون از پیامبر خدا شنیدم که میفرمود: «از آنچه میپوشید، بپوشانید و از آنچه میخورید، بخورانید». آنگاه لباس را پوشید و دستش را درون آستین کشید و دید که آستین از انگشتانش میگذرد. فرمود: «ای جوان! این زیادی را ببر». جوان آن را برید و گفت: «ای پیرمرد! بده تا آن را بدوزم. فرمود: «همینطور رهایش کن؛ چون عمر، کوتاه تر از این است». (ابن هلال الثقفی، الغارات، ج1، ص106).
امام صادق(علیه السلام) میفرماید: علی(علیه السلام) هزار بنده را از دسترنج خود آزاد کرد و تا زمانی که پیش شما بود، شیرینیاش خرما و شیره، و لباسش کرباس بود (همان، ص92).
ثقفی - از عبدالله بن حسن بن حسن بن علی بن ابیطالب(علیه السلام) - نقل میکند: علی(علیه السلام) با پینه دستهایش و عرق پیشانیاش هزار خانواده را آزاد ساخت (همان، ص91).
حضرت علی(علیه السلام) در نهجالبلاغه، حکمت 254 میفرماید: «ای فرزند آدم! تو خود وصی خویشتن در اموال خود باش و (امروز) به گونهای در آن عمل کن که میخواهی پس از تو (مطابق وصیتت) عمل کنند».
یکی دیگر از کارهای نیک حضرت علی(علیه السلام) نسبت به مردم، پرداخت بدهی آنها بود و ضامن شدن حضرت برای کسی که دینی بر عهده اوست.
سنن الدار قطنی - به نقل از ابوسعید - آورده است: در تشیع جنازهای که پیامبر خدا هم بود، حضور یافتم. هنگامی که جنازه را بر زمین گذاشتند، پیامبر خدا پرسید: «آیا بدهیای بر عهده اوست؟». گفتند: آری. از او روی برتافت و فرمود: «بر دوستتان نماز بگذارید».
هنگامی که علی(علیه السلام) چنین دید، در پی پیامبر خدا رفت و گفت: ای پیامبر خدا! از او بدهیهایش رها گشت و من ضامن بدهیهای اویم. پیامبر خدا بازگشت و بر او نماز گذارد و آنگاه رفت و به علی(علیه السلام) فرمود: «ای علی! خدا تو را جزای خیر دهد! خداوند در روز قیامت ذمه تو را از دین آزاد کند، چنانکه تو ذمه برادر مسلمانت را از دین آزاد کردی. هیچ بندهای بدهی برادر دینی خود را نمیدهد، جز آنکه روز قیامت، خداوند ذمه او را از دین آزاد میکند (محمدی ریشهری، دانشنامه امیرالمؤمنین(علیه السلام)، ج9، ص152).
امام علی(علیه السلام) میفرمایند: هنگامی که آیه «و خویشان نزدیکت را هشدار ده» نازل شد...، پیامبر خدا به سراغ آنها رفت و فرمود: «کدام یک از شما وام مرا میپردازید؟». پیامبر سکوت کرد و آنان هم سکوت کردند. پیامبر خدا، دوباره سخن را تکرار کرد. من گفتم: من، ای پیامبر خدا! حضرت فرمود: «تو ای علی! تو ای علی!» (همان، ج8، ص78).
امام علی(علیه السلام) فرمودهاند: وقتی پیامبر خدا در وصیتش به من، فرمان به پرداخت وامها و تعهداتش داد، گفتم: ای پیامبر خدا! میدانی که من مالی ندارم. فرمود: «خداوند یاریات خواهد کرد».
پس از آن، هرگاه خواستم بخشی از بدهیها و تعهداتش را بپردازم، خداوند آن را برایم آسان ساخت. بدهیها و تعهداتش را پرداختم، آن را شمردم و دیدم که هشتاد هزار (سکه) شد. مقداری از آن ماند، به حسن وصیت کردم تا آن را بپردازد (همان).
ابن شهرآشوب - از قتاده - نقل کرده که شنیدهایم که سه سال در هنگام حج، علی(علیه السلام) بانگ میزد: «هرکس وامی از او بر عهده پیامبر خداست، پیش ما بیاید تا وامش را بپردازیم» (ابن شهرآشوب، المناقب، ج2، ص98).
یکی از بهترین اعمال نیک، اطعام نیازمندان است. حضرت علی(علیه السلام) به این مسئله بسیار توجه داشتند و به کارگزاران خود هم سفارش میکردند که به نیازمندان رسیدگی کنند و گرسنگان را فراموش نکنند در نامه 67 به کارگزار خود در مکه مینویسند: «در بیتالمالی که نزد تو گرد آمده بنگر، و آن را برای عیالمندان و گرسنگان که نزد تو هستند مصرف کن، و به فقیران و نیازمندان برسان».
امیر مؤمنان(علیه السلام) بسیاری از مواقع ایثار و گذشت میکردند و غذای خود را به نیازمندان و محرومان میدادند که در اینجا به چند مورد اشاره خواهد شد.
یکی از مهمترین ایثار ایشان، اطعام مستمند، یتیم و اسیر است که سورهای در مورد آن نازل شده و بسیاری از مفسران شأن نزول آن را مربوط به حضرت علی(علیه السلام)، حضرت فاطمه(علیها السلام) و حسن و حسین‘ میدانند.
خداوند در آیه هشت و نُه سوره انسان میفرماید: {وَیُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلی حُبِّهِ مِسْکیناً وَیَتیماً وَأَسیراً إِنَّما نُطْعِمُکُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لا نُریدُ مِنْکُمْ جَزاءً وَلا شُکُورا}. در تفسیر این آیات آمده است که حضرت علی(علیه السلام) و همسر و فرزندان ایشان با اینکه سه روز روزه گرفته بودند و غذایی نخورده بودند غذای خود را به مسکین، یتیم و اسیر میدهند و میفرمایند ما فقط برای رضای خدا شما را اطعام کردیم و این نشان از اخلاص ایشان دارد.
حضرت علی(علیه السلام) بهترین غذاها را برای گرسنگان اختصاص میدادند و خود به قرص نانی اکتفا میکردند و معتقد بودند کسی که کارهای مردم را به دست میگیرد شایسته نیست که چیزی بهتر از غذای آنان بخورد.
«عامل آذربایجان در ماه رمضان با اموال آنجا به کوفه نزد علی(علیه السلام) آمده بود. حضرت وقتی نماز شام را با مردم خواند، با دست خویش گوشت و ترید بر بیچارگان و دیگر اهل مسجد تقسیم کرد. ایشان تا از دو نماز فارغ نمیشد و به دست خود همه غذا را تقسیم نمیکرد، به خانه نمیرفت. به عامل آذربایجان هم فرمود: بهرهای از این گوشت و ترید بردار و با آن افطار کن.
عامل گفت: من نزد امیر مؤمنان روزه میگشایم. و پیش خود میپنداشت که غذای بهتری بهره او خواهد شد. هنگامی که علی(علیه السلام) از کار خویش بیاسود و با عامل خود به خانه برگشت، ...و اندکی سویق نزدشان آوردند که بین آن دو تقسیم شد. علی(علیه السلام) به کارگزار فرمود: «بخور» و خود به خوردن پرداخت. کارگزار گفت: من گوشت شتر و ترید را به طمع چیزی بهتر گذاشتهام! حضرت فرمود: مگر نمیدانی که هر کس کارهای مردم را به دست گیرد، شایسته نیست که چیزی بهتر از خوردنی آنان بخورد؟. سپس به قنبر فرمود: برو پیش حسن و ببین نزد او طعامی هست که مهمان ما را بهکار آید!.
قنبر، پیش حسن(علیه السلام) رفت و دو گرده نان و اندکی ترید برای او آورد. قنبر آن را نزد کارگزار گذاشت و او از آن خورد» (طوسی، اخلاق محتشمی، ج10، ص445).
حضرت علی(علیه السلام) پدر یتیمان بودند؛ پدری دلسوز و مهربان که اهتمام ویژهای به آنان داشتند.
کلینی - از حبیب بن ابیثابت - نقل میکند که برای امیر مؤمنان از منطقه هجران و حلوان، عسل و انجیر آوردند. پس به سرشناسان قبایل دستور داد که یتیمان را بیاورند. آنان را
بالای ظرفهای عسل جای داد تا عسل بخورند و خود، عسلها را قدح قدح میان مسلمانان تقسیم میکرد. گفته شد: ای امیر مؤمنان! چرا عسل میخورند؟ فرمود: «امام، پدر یتیمان است و همانا آنان را به خوردن عسل وا داشتم، به جای پدرانشان» (کلینی، کافی، ج1، ص406).
«گزارش شده که علی(علیه السلام) شبی بر زنی تهیدست عبور کرد که کودکانی خردسال داشت و از گرسنگی گریه میکردند. آن زن، کودکان را مشغول و سرگرم میکرد تا بخوابند، و آتشی زیر دیگی که فقط آب داشت برافروخته بود تا کودکان گمان برند که در دیگ غذایی است که برایشان میپزد. امیر مؤمنان از حال زن آگاه شد. به سوی خانهاش راه افتاد... وقتی به خانه زن رسید، اجازه ورود خواست؛ سپس مقداری برنج در دیگ ریخت با مقداری چربی. وقتی که از پختن آن فارغ شد، آن را در اختیار کودکان گذاشت و از آنها خواست که بخورند. وقتی سیر شدند، شروع کرد به دور اتاق گشتن و صدای «بع بع» در آوردن، و آنها میخندیدند. وقتی از خانه بیرون آمد، قنبر به وی گفت: سرورم! دیشب امری شگفت دیدم که علت بعضی از آن را دانستم و آن، بر دوش کشیدن توشه برای کسب ثواب بود، اما علت گشتن دور خانه بر دست و پا و صدای «بع بع» در آوردن را ندانستم!
حضرت فرمود: ای قنبر! من بر این کودکان وارد شدم، حال آنکه از شدت گرسنگی گریه میکردند. دوست داشتم از نزد آنان بیرون روم، در حالیکه با سیری میخندند و راهی جز آنچه انجام دادم، نیافتم» (محمدی ریشهری، دانشنامه امیرالمؤمنین(علیه السلام)، ج4، ص154).
حضرت علی(علیه السلام) در حکمت 328 میفرمایند: خدای سبحان قوت فقرا را در اموال اغنیا واجب و معین کرده است. از اینرو هیچ فقیری گرسنه نمیماند مگر به سبب بهرهمندی غنی (ممانعت او از پرداخت حق فقیر) و خدای متعال (روز قیامت) در این باره از آنها سوال و باز خواست میکند».
حضرت علی(علیه السلام) در شکلهای مختلف به مردم نیکی میکرد؛ گاه علنی و در روز و گاهی مخفی و شبانه و همه آنها بهخاطر نزدیکی به خدا و رضای او بود. و در نامه 53 به مالک مینویسد: «سپس خدا را خدا را در نظر بگیرد در حق طبقه پایین جامعه، آنان که بیچارهاند، از مساکین، نیازمندان، بینوایان و زمینگیران ...». و خود حضرت به رسیدگی نیازمندان بسیار اهمیت میدادند.
ابن شهرآشوب - به نقل از محمد بن صمه، از پدرش، از عمویش - مینویسد: مردی را در مدینه دیدم که کیسهای بر پشت و سینیای در دست داشت و میگفت: «پروردگارا! ای دوست مؤمنان، خدای مؤمنان و پناهده مؤمنان! امشب هدیه مرا به درگاهت بپذیر. جز آنکه در سینیام هست و آنچه پوشیدهام، چیزی را مالک نیستم و تو خود میدانی که با همه نیازم، خود را بهخاطر بهره نزدیکی به تو، از آن، محروم ساختم. پروردگارا! رویم را بر زمین مزن و دعایم را رد مکن». نزدیک وی آمدم و او را شناختم. دیدم علی بن ابیطالب(علیه السلام) است. نزد مردی رفت و او را سیر کرد (ابن شهرآشوب، المناقب، ج2، ص76).
زمخشری از محمد بن حنفیّه نقل میکند: پدرم علی(علیه السلام) شبانگاه، قنبر را صدا میزد و آرد و خرما بر دوشش مینهاد و به در خانههایی که میشناخت، میرفت و کسی را از آن آگاه نمیکرد. به وی گفتم: پدرم! چرا این اموال را در طول روز (علنی) به آنان نمیدهی؟ فرمود: «پسرم! صدقه مخفی، خشم پروردگار را خاموش میکند» (زمخشری، ربیعالابرار، ج2، ص148).
امیر مؤمنان علی(علیه السلام) از دسترنج خود و کشاورزی به مردم نیازمند کمک میکردند و خویشاوندان نیازمند خود را هم فراموش نمیکردند و به آنها نیز بخشش میکردند.
«از محمد بن حنفیه نقل شده است که هرگاه غلههای پدرم از زمینش میرسید، خوراک خود، خانواده و مادران فرزندانش را بر میداشت، خوراک حسن و حسین(علیه السلام) را میداد، خوراک مرا میداد و به هر کس از فرزندانش که حاضر بودند، میداد، به عقیل و
پسرانش، به فرزندان جعفر، به امهانی و فرزندانش و به همه فرزندان عبدالمطلب - اگر نیازمند بودند - میبخشید و به دیگر بنیهاشم و فرزندان مطلّب بن عبدمناف، فرزندان نوفل بن عبدمناف و به گروهی از قریشیان که نیازمند به بخشش بودند و خانوادههای انصار و دیگران میبخشید، به گونهای که برای وی چیزی باقی نمیماند. هیچکس از او چیزی نمیخواست، جز آنکه با اجابت درخواستش او را باز میگرداند (کوفی، مناقب الامام امیرالمؤمنین(علیه السلام)، ج2، ص68).
حضرت علی(علیه السلام) در نهجالبلاغه حکمت 425 میفرماید: «خداوند بندگانی دارد که نعمتهای خاصی را به آنان بخشیده تا بندگانی دیگر از آن بهره گیرند، به همین دلیل مادامی که از این نعمتها به دیگران میبخشند خدا آن را در دستشان نگه میدارد اما هنگامی که آن نعمتها را از دیگران دریغ داشتند از آنها میگیرد و آن را به گروهی دیگر میدهد».
یکی دیگر از سنتهای حسنه و اعمال خیر حضرت علی(علیه السلام) که جنبه اقتصادی داشت و آن حضرت به آن اهتمام فوقالعادهای میورزید سنت حسنه وقف است. موقوفات حضرت علی(علیه السلام) شامل چاهها (بیش از 100 حلقه چاه)، چشمهها، نخلستانها، خانهها و مساجد است که به صورت مختصر معرفی خواهد گردید.
کتاب تاریخ المدینه - به نقل از ابوغسّان - آورده است: اموال علی(علیه السلام) چشمههایی پراکنده در منطقه ینبع بود. یکی از آنها چشمهای بود که به آن «چشمه بحیر» میگفتند و به دیگری «چشمه ابونیزر» و چشمه دیگری هم بود که از آن به «نوله» یاد میکردند و اکنون به نام «عور» نامیده میشود و همین چشمه، چشمهای است که میگویند علی(علیه السلام) شخصاً در آن کار کرده است. علی(علیه السلام) همچنین در ینبع، بغیبغات را هم آباد کرد که چندین چشمه بود. از جمله آنها چشمهای بود که به آن «خیف(1)اراک» میگفتند و چشمه دیگری که به آن «خیف
1) . خیف، در زبان عربی به پایین دست کوه (کوهپایه) اطلاق میشود که نه درشتی و سنگلاخی کوه را دارد و نه نرمی و یکدستی دشت را.
لیلی» میگفتند و چشمه دیگری که از آن به «خیف بسطاس» یاد میشد که در آن، راستهای از نخل بود.
علی(علیه السلام) از چشمهای به نام «حدث» در ینبع، سهم آب داشت و در آباد کردن چشمهای موات در ینبع به نام «عصبیه» نیز مشارکت داشت. او در مدینه نیز موقوفاتی داشت: «فقیرین» در عالیه، چاه «ملک» در منطقه قنات و «ادبیه» در منطقه اضم. گفته میشود که حسن بن علی(علیه السلام) یا حسین بن علی(علیه السلام) همه آنها را در جنگهایشان فروختند و امروزه آن اموال در دست افراد گوناگون پراکنده است.
از جمله موقوفات علی(علیه السلام) چشمه روانی در «وادی القری» بود که به آن، «چشمه حسن» میگفتند، در وادی القری، چشمه دیگری بود که موات بود.
علی(علیه السلام) در «چشمه سکر» هم سهمی داشت، چنانکه سهم آبی در چشمهای در منطقه بیره داشت که از جمله موقوفات بود. در منطقه «حره الرجلاء» از ناحیه شعب زید، وادی است به نام «احمد» که بخشی از آن در موقوفههای علی(علیه السلام) بود. وی در حره الرجلاء چهار عدد چاه داشت که به آنها «ذات کمات»، «ذوات العشراء»، «قعین»، «معید» و «رعوان» میگفتند و همه جزو موقوفههای وی بود.
در ناحیه فدک، در «زرنوق» سرزمینی سنگلاخ بود که به آن، «رعیه» میگفتند و دارای نخل بود و جریان آب ضعیفی داشت که با دلو و چرخ، خارج میشد و از جمله موقوفات بود.
وی در منطقه فدک، زمینی داشت که به آن، «اسحن» میگفتند و بنیقزاره بر آن ادعای مالکیت و سکونت داشتند و اکنون، جزو موقوفهها و در دست متولیان موقوفات است.
وی در فدک در قسمت بالای حره الرجلاء ملکی داشت که به آن «قصیبه» میگفتند (ابن شبه، تاریخالمدینه، ج1، ص231).
یکی از کانونهای مهم تبلیغ اسلام و رسیدگی به نیازهای مردم، مسجد است و
حضرت علی(علیه السلام) به سبب ترویج و گسترش دین اسلام مساجدی را به دست مبارک خود بنا میکردند و آنها را وقف مینمودند. از دیگر موقوفات حضرت علی(علیه السلام) که ابن شهر آشوب در کتاب خود به آن اشاره نموده مساجدی است که حضرت خود بنا کردند و وقف نمودند که عبارتند از: مسجد الفتح، مسجد الجامع البصره، مسجدی در منطقه احد، مسجدی در میقات حج، مسجدی در کوفه و مسجدی در عبادان (خشنودی، جایگاه موقوفات امام علی(علیه السلام)، ص243).
یکی از حالات وقف خاص امام، وقف خانهای در مدینه در محله «بنیزریق» بر خالههای خود است.
از امام صادق(علیه السلام) نقل شده است که امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) خانهای در محله بنیزریق داشتند و بدین صورت آن را وقف کردند: «به نام خدای بخشاینده مهربان. این است آنچه علی بن ابیطالب آن را در حالیکه زنده و کامل بود، صدقه کرد. وقف نمود خانه خود را که در بنیزریق قرار دارد، صدقهای که فروخته نمیشود و هبه نمیگردد تا خدای که وارث آسمان و زمین است آن را وارث شود. و در این خانه، خالههای خود را سکونت داد مادامی که خود یا اولادشان زنده هستند و وقتی مرگ آنها فرا رسید برای محتاجانی از مسلمانان باشد.» (محمدی ریشهری، دانشنامه امیرالمؤمنین(علیه السلام)، ج10، ص356).
«درآمد سالانه حضرت علی(علیه السلام) ازموقوفات خویش بالغ بر 40 هزار دینار بوده که همه صرف خدمت به جامعه اسلامی و امور خیریه و گسترش اسلام و کمک به محرومان و نیازمندان میشده است.» (خشنودی، جایگاه موقوفات امام علی(علیه السلام)، ص246).
حضرت علی(علیه السلام) احساناتی با جنبه خدماتی نیز داشتند که مواردی از آنها در پی میآید:
«حضرت علی(علیه السلام) بهخاطر اینکه مشکل عدم طرح مستقیم مظلومیتها و دادخواهیها حل شود، جایگاهی به نام «بیتالقصص» تأسیس کرده بود تا مردمان،
مظلومان و هر آن که مسئله دارد و از طرح رویاروی آن ناتوان است، دادخواهی خود را بنویسید و بدانجا بیفکند تا علی(علیه السلام) از آن مطلع شود. امام، خود در میان مردم ندا داد که هر کس را نیازی است و نمیخواهد واگوییاش را کسی بداند تا از شناخته شدن، مصون بماند، خواست خود را در نوشتاری بنویسد و در بیتالقصص (صندوق شکایات) بیفکند. گویا این کار در تاریخ، اولین گام در جهت مرتبط ساختن مردم با هیئت حاکم است» (محمدی ریشهری، دانشنامه امیرالمؤمنین(علیه السلام)، ج3 ، ص424).
«برای امیرالمؤمنین خانهای بود. آن را بیتالقصص نامید و مردم نامههای خود را در آن افکندند» (ابن ابیالحدید، شرح نهجالبلاغه، ج17، ص87).
ابن شهرآشوب نقل میکند: علی(علیه السلام) زنی را دید که مشک آبی بر دوش دارد. مشک را از او گرفت و تا خانهاش برد. آنگاه از احوالش پرسید. زن گفت: علی بن ابیطالب، شوهرم را به یکی از مناطق مرزی فرستاد. او کشته شد و کودکانی یتیم برایم به جای گذاشت. چیزی ندارم و نیاز، مرا به کلفَتی مردم وا داشته است. علی(علیه السلام) بازگشت و آن شب تا صبح مضطرب بود. هنگامی که صبح شد. زنبیلی غذا به دوش گرفت. برخی گفتند: بگذار به جای تو بر دوش کشیم. فرمود: «چه کسی روز قیامت، گناه مرا بر دوش میکشد؟».
سپس به در خانه آمد و در را کوبید. زن گفت: کیستی؟ فرمود: «بندهای که دیروز مشک آبت را به دوش کشید. در را باز کن. غذایی برای کودکان، همراه من است». زن گفت: خدا از تو خشنود باشد و میان من و علی بن ابیطالب داوری کند! سپس داخل خانه شد و فرمود: «دوست میدارم ثوابی به دست آورم. تو خمیر میکنی و نان میپزی یا کودکان را سرگرم میکنی تا من نان بپذم؟».
زن گفت: من به پختن نان، آگاهتر و بر آن توانمندترم. تو با کودکان باش و آنان را سرگرم کن. زن به سوی آردها رفت و آنها را خمیر کرد و علی(علیه السلام) به سوی گوشت رفت و آن را پخت و از خرما و گوشت و دیگر خوراکی ها لقمه به دهان کودکان میگذاشت و هرگاه
کودکان لقمهای میخوردند، به آنها میگفت: «فرزندم! علی بن ابیطالب را حلال کن بهخاطر آنچه بر تو گذشته است». وقتی زن، آرد را خمیر کرد، گفت: ای بنده خدا! تنور را روشن کن. علی(علیه السلام) شتابان برای روشن کردنش حرکت کرد. وقتی شعلهورش ساخت و به صورتش برخورد کرد، گفت: «ای علی! بچش. این کیفر کسی است که بیوهزنان و یتیمان را رها سازد». زنی (دیگر) که علی را میشناخت، او را دید و گفت: وای بر تو ای زن! این امیر مؤمنان است. راوی گوید: زن، با شتاب میگفت: شرمندهات هستم ای امیر مؤمنان! فرمود: «من شرمنده تو هستم، ای بنده خدا! از آنرو که دربارهات کوتاهی کردهام» (ابن شهرآشوب، المناقب، ج12، ص115).
امام باقر(علیه السلام) میفرماید: علی(علیه السلام) به هنگام گرمی هوا به خانه برگشت که در این هنگام، زنی را ایستاده دید که میگفت: همسرم به من ستم کرده و مرا ترسانده و بر من تعدی روا داشت و سوگند یاد کرده که مرا کتک زند. علی(علیه السلام) فرمود: «ای بنده خدا! صبر کن تا هوا خنک شود، آنگاه با تو میرویم، اگر خدا بخواهد».
زن گفت: خشم و عصبانیتش بر من بسیار خواهد شد. علی(علیه السلام) سپس سرش را پایین انداخت. آنگاه سر بلند کرد، در حالیکه میگفت: «نه، به خدا سوگند، تا حق ستمدیده، بدون درماندگی (لکنت) در گفتار، گرفته شود. خانهات کجاست؟». به در خانه مرد رفت و ایستاد و گفت: «السلام علیکم!»
جوانی بیرون آمد. علی(علیه السلام) فرمود: «ای بنده خدا! از خدا پروا کن. تو زنت را ترساندهای و بیرون راندهای». جوان گفت: تو را به او چه کار؟ به خدا سوگند، به سبب این سخن تو را میسوزانم! آنگاه امیر مؤمنان فرمود: «تو را به نیکی امر میکنم و از زشتی باز میدارم. با زشتی به استقبالم میآیی و نیکی را نادیده میانگاری؟». مردم از گوشه و کنار میآمدند و میگفتند: سلام بر تو ای امیر مؤمنان! مرد، پشیمان و سرگشته گفت: ای امیر مؤمنان! از لغزشم درگذر. به خدا سوگند، (از این پس) در برابرش زمینی خواهم بود که بر من پا گذارد.
علی(علیه السلام) شمشیرش را غلاف نمود و گفت: «ای بنده خدا! وارد خانهات شو و همسرت را به چنین کارهایی وامدار» (ابن شهرآشوب، المناقب، ج2، ص106).
آنچه ذکر شد مصادیق گوناگون احسان و نیکوکاری امیرالمؤمنین(علیه السلام) نسبت به خلق خدا بود که در کتب تاریخی از آن ها نام برده شده بود. حضرت امیر(علیه السلام) به زیبایی تمام در کلام خود سفارش به احسان و نیکوکاری و کمک به نیازمندان میکنند و به زیباترین شکل ممکن احسان به دیگران را در سیره، رفتار و عمل خود به نمایش میگذارند تا دیگران هم بیاموزند و به ایشان تأسی کنند و ببینند که کلام و عمل ایشان یکی است. حضرت همیشه بهترین غذا و لباس را به نیازمندان اختصاص میدادند و به کم ترین قناعت میکردند و میفرمودند:
«خداوند، مرا پیشوای بندگانش قرار داده است و بر من واجب کرده که خودم، خوردنم، نوشیدنم و پوششم را به قدر ناتوان ترین مردم قرار دهم تا ندار به ناداریام اقتدا کند و ثروت ثروتمند، او را سرکش
نسازد» (کلینی، کافی، ج1، ص410).
حضرت وظیفه رهبر جامعه را رسیدگی به نیازمندان میدانستند و بهخاطر تعدیل اقتصادی، به نیازمندان کمک میکردند و سفارش به انفاق، صدقه و زکات میکردند تا ثروت در یک جا متمرکز نشود؛ زیرا انفاق پیش از آنکه به حال محرومان مفید باشد به نفع سرمایهداران است و در حقیقت، تعدیل ثروت، حافظ ثروت است. حضرت میفرماید: «اموال خود را با دادن صدقه و زکات حفظ کنید» (مکارم شیرازی، ترجمه نهجالبلاغه، حکمت 146).
طبق آنچه در سیره حضرت علی(علیه السلام) آمده، ایشان هیچگاه فقیر و تنگدست نبودهاند؛ بلکه همواره با تلاش و زحمت، اموال فراوانی به دست میآوردند و سهم ایشان از غنائم جنگی هم قبل از خلافت قابل ملاحظه بود ولی آنها را در راه خدا انفاق میکردهاند و بخش مهمی از اموال خود را صرف آزاد کردن بردگان مینمودند و چیزی برای خود باقی نمیگذاشتند.
«معاویه بن ابیسفیان، دشمن کینهتوز علی(علیه السلام) که در عیبجویی از او و لکهدار کردن شخصیت او تلاش میکرد، به محنن بن ابیمحنن صبی در مقابل این سخن او که گفت: «از نزد بخیل ترین مردم میآیم»، گفت : وای بر تو! چهطور میگویی او بخیل ترین مردم
است؟ اگر او انباری از طلا و انباری از کاه میداشت، انبار طلایش را زودتر از انبار کاهش میبخشید» (محمدی ری شهری، دانشنامه امیرالمؤمنین(علیه السلام)، ج9، ص527).
تصویر
احسان و نیکوکاری که غالباً با واژه «محسنین» از آن یاد شده، معنی وسیعی دارد و به معنای انجام دادن هرگونه کار نیک و شایسته است و مصادیق فراوانی دارد و یکی از انواع نیکیها، احسان و نیکی در حق خلق خداست. امیر مؤمنان علی(علیه السلام) چه در زمان خلافت و چه قبل از آن، اهتمام فوقالعادهای به احسان و نیکوکاری داشتند و به صورت مخفی و آشکارا و به طرق مختلف به مردم کمک میکردند. بسیاری از نیکیهای حضرت به مردم جنبه اقتصادی داشت، از جمله؛ بخشش های حضرت (انگشتر، لباس، زره، خانه، بند کفش و...)، اطعام نیازمندان و یتیمان، آزادی بردگان، موقوفات (چاهها، چشمهها، نخلستان و مزارع). تمام این فعالیت های خیرخواهانه را حضرت با کار کردن بر روی زمین و حفر چاه با دست مبارک خویش و یا از غنائم جنگی که به دست میآوردند انجام میدادند. برخی از اعمال خیر حضرت جنبه خدماتی داشت مانند: حمل مشک آب، نان پختن، حمل بار، کمک به ستمدیدگان و تأسیس صندوق شکایات برای اینکه مردم راحتتر مشکلات خود را با وی در میان گذارند. حضرت علی(علیه السلام) برای رضای خدا و نزدیکی به او و گسترش اسلام، اعمال خیر و نیکوکارانه را انجام میدادند و هدف دیگر حضرت، توزیع عادلانه ثروت در جامعه بود و اینکه بارها میفرمودند: رهبر و پیشوای جامعه باید به مردم به ویژه نیازمندان رسیدگی کند و از احوال آنها باخبر باشد.
قرآن کریم، ترجمه دکتر محمدعلی رضایی اصفهانی و گروهی از اساتید جامعةالمصطفی، قم: انتشارات المصطفی، 1388ش.
ابن ابیالحدید، عبدالحمید بن محمد المعتزلی، شرح نهجالبلاغه، دار الاحیاء التراث، بیروت، 1387ق.
ابن شبه، عمر بن شبه النمیری البصری، تاریخ المدینة المنوره، تحقیق فهیم محمد شلتوت، دارالتراث، بیروت، 1410ق.
ابن هلال الثقفی، ابراهیم بن محمد، الغارات، انجمن آثار ملی، تهران، 1395 ق.
خشنودی، عفت و منتظرالقائم، اصغر، جایگاه موقوفات امام علی(علیه السلام)، فصلنامه علمی - پژوهشی شیعه شناسی، ش48، قم، 1393ش.
دمشقی، علی بن الحسن بن هبة الله الدمشقی (ابن عساکر)، تاریخ دمشق، دارالفکر، بیروت، 1415ق.
راغب، ابوالقاسم حسین بن محمد بن فضل (راغب اصفهانی)، المفردات، ترجمه و تحقیق غلامرضا خسروی حسنی، مرتضوی، تهران، 1383ش.
زمخشری، محمود بن عمر، ربیع الابرار و فصوص الاخبار، تحقیق سلیم النعیمی، منشورات الشریف الرضی، قم، 1410ق.
طبرسی، امین الاسلام ابن علی الفضل بن الحسن، مجمعالبیان فی تفسیر القرآن، مؤسسة الاعلمی للمطبوعات، بیروت، 1425ق.
طوسی، محمد بن محمد (خواجه نصیر)، اخلاق محتشمی، تحقیق: محمدتقی دانشپژوه، دانشگاه تهران، تهران، 1339ش.
العیاشی، محمد بن مسعود السلمی المرقندی، تفسیر العیاشی، المکتبة العلمیة، تهران، 1389ق.
کلینی، محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، کافی، دارصعب و دارالتعارف، بیروت، طبع رابع، 1401ق.
کوفی، فرات بن ابراهیم، تفسیر فرات، وزارة الثقافة و الارشاد الاسلامی، تهران، 1411ق.
کوفی، محمد بن سلیمان، مناقب الامام امیرالمؤمنین(علیه السلام) (مناقب کوفی)، تحقیق: محمدباقر محمودی، مجمع احیاء الثقافة الاسلامیه، قم، 1412ق.
مازندرانی، محمد بن علی (ابن شهر آشوب)، مناقب آل ابیطالب (المناقب لابن شهرآشوب)، المطبعة العلمیة، قم، [بیتا].
محمدی ریشهری، محمد، دانشنامه امیرالمؤمنین(علیه السلام)، ترجمه: عبدالهادی مسعودی، دارالحدیث، قم، 1428ق.
مطهری، مرتضی، سیره نبوی، دبیرخانه طرح مطالعاتی بینش مطهر، تهران، 1390.
مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه نهجالبلاغه، قم، نشر علی بن ابیطالب، 1385.
مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، دارالکتب الاسلامیة، تهران، 1365ش.
مکارم شیرازی، ناصر، پیام امام امیرالمؤمنین(علیه السلام)، انتشارات امام علی بن ابیطالب(علیه السلام)، قم، 1390ش.
ابن شهرآشوب، محمد بن علی، مناقب آل أبی طالب، قم، مؤسسه ا نتشارات علامه، 1379ق.
وقف در اصطلاح بهمعنی رهاکردن مال و منفعت آن، از جمله میراثهای ارزشمند اسلامی است که در قرآن کریم و سیره پیامبر(صلی الله علیه و اله)و امامان معصوم(علیهم السلام) وجود دارد. هدف تحقیق حاضر این است که باتوجه به تاثیرات اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و معنوی وقف در جامعه، به اهداف امیرمؤمنان(علیه السلام) در این زمینه پرداخته شود. حضرت در طی 25 سال از حیات مبارکشان به فعالیتهای اقتصادی مشغول بودند و در پایان عمرشان تمام دارایی خود را وقف نیازمندان نمودند. سؤال اصلی این پژوهش این است که اهداف اقتصادی و دینی امام علی(علیه السلام) در اهتمام به سنت حسنه وقف چه بوده است؟ روش پژوهش در این تحقیق کتابخانهای و براساس منابع تاریخی و روایی است. یافتهها نشان میدهد که اهداف امام(علیه السلام) از عمل به امر موقوفات؛ فقرزدایی و ایجاد رفاه نسبی در جامعه، برقراری عدالت اجتماعی، توسعه فرهنگی، معنوی و کسب رضایت و خوشنودی پرودرگار بوده است.
کلید واژهها: امام علی(علیه السلام)، سنت، وقف، موقوفات.
دین اسلام در راستای برآوردهکردن اهداف مادی و معنوی جامعه اسلامی، تمهیداتی را سنجیده است که یکی از این موراد سنت حسنه وقف میباشد. وقف یک نهاد اسلامی برجسته است که نقش بسیار مهم و بزرگی در حمایت از تمدن و توسعه جامعه اسلامی دارد. این سنت با ظهور اسلام و با پیروی از سیره پیامبر(صلی الله علیه و اله)و ائمه معصومین(علیهم السلام) تاکنون در جوامع اسلامی رواج دارد. وجود آیاتی از قرآن کریم مبنی بر صدقه، انفاق و احسان که
دلالت بر وقف میکند و همچنین سندهای موقوفی بهجا مانده از ائمه اطهار(علیهم السلام) که در منابع تاریخی آمده، ضرورت وجود این نهاد را در اسلام نشان میدهد. در بین اسناد وقفی از امامان(علیهم السلام) بیشترین موقوفات متعلق به امام علی(علیه السلام) میباشد. ایشان در طی 25 سال که از تصدی خلافت بازماندند و در دوران حکومتشان انواع فعالیتهای اقتصادی اعم از صنعت، تجارت و کشاورزی را تشویق میکردند؛ در اجرای اصلاحات اقتصادی به عمران و آبادانی شهرها توجه ویژه داشته و در نامه به کارگزارانشان نیز بر این امر اصرار میورزیدند؛ امیرمؤمنان(علیه السلام) در دوران زندگیشان عمده فعالیتشان به کشاورزی بود. چاهها و چشمههای زیادی حفر، همچنین مزارع، باغها، نخلستانها، خانهها و مساجدی احداث کردند که منجر به توسعه، عمران و آبادانی شهر مدینه گردید؛ و در پایان عمر مبارکشان تمام این املاک و درآمد آنها را وقف فقرا، نیازمندان، خویشان، آزادی بردگان و ابن سبیل نمودند. موقوفات متعدد این امام بزرگوار، بیانگر آن است که ایشان در عمل به این سنت (وقف) اهدافی را مدنظر داشتهاند. هدف ما در این پژوهش این است که با مراجعه به منابع روایی و تاریخی، ضمن بررسی مواردی از موقوفات ایشان؛ اهداف و سیاستهای حضرت را در عمل به این امر دنبال کنیم. برایناساس سؤال اصلی ما در این پژوهش این است که سیاستهای اقتصادی و دینی ایشان در انجام موقوفات چه بوده است؟ نتایج نشان میدهد که توسعه اقتصادی و ایجاد رفاه نسبی در جهت فقرزدایی موجود در جامعه، یکی از برنامههای اساسی امام علی(علیه السلام) بوده است. مکتب اسلام برای رهایی جوامع اسلامی از فقر و تبعیض و جلوگیری از تراکم ثروت و شکاف طبقاتی در جامعه، پدیده وقف را ایجاد کرد؛ بنابراین امام علی(علیه السلام) در راستای این امر و برقرای عدالت و توسعه فرهنگی در جامعه، با وقفنمودن املاک و دارایی خود، مسلمانان را تشویق به این سنت نمودند. صرفنظر از رویکرد اقتصادی وقف، حضرت با نهادینهساختن فرهنگ کار و تلاش در جامعه، تلاش دنیوی را توشهای در راه رسیدن به سعادت اخروی و کسب رضایت و خوشنودی پروردگار میدانند؛ تلاش ایشان بر این بود که با عمل به این سنت مقدس، هم معضلات اقتصادی،
اجتماعی و فرهنگی جامعه با تعاون و همکاری افراد حل شود و هم با تقویت ارزشهای الهی و دینی نهفته در این سنت پسندیده و نیکو، زمینه عبودیت و تقرب به پروردگار برای بندگان فراهم گردد.
تاکنون پژوهشهای متعددی پیرامون موضوع وقف و تاثیرات آن در جامعه صورت گرفته است؛ کتابهایی همچون «وقف از منظر آیات و روایات» تالیف علیاکبر تقیزاده، و «وقف در فقه اسلامی و نقش آن در شکوفایی اقتصاد اسلامی» نوشته محمدحسن حائری یزدی، «نگاهی به وقف و آثار اقتصادی، اجتماعی آن» تالیف مصطفی سلیمیفر؛ همچنین مقالاتی از جمله «مبانی و اهداف وقف در مکتب اقتصادی اسلام» تالیف ناصر جهانیان که به جایگاه وقف و چهره اخلاقی آن پرداخته است، «پیشینه و کارکرد وقف در اسلام و تمدن اسلامی» تالیف محمدرضا گائینی که به کارکردهای وقف در تمدن اسلامی از بُعد فرهنگی و نیّت واقفان آن اشاره شده است؛ محمد اسلم جوادی مقالهای تحتعنوان «نقش وقف در توسعه فرهنگ و تمدن اسلامی» ارائه نموده و تاثیرات معنوی وقف را متذکر گردیده، همچنین در رابطه با موقوفات امام علی(علیه السلام) مقالاتی از احمد اشکوری با نام «موقوفات امیرالمؤمنین(علیه السلام)» و «بررسی و توضیح جایگاه موقوفات امام علی(علیه السلام)» نوشته اصغر منتظرالقائم و عفت خوشنودی، «وقف در سیره پیامبر(صلی الله علیه و اله)و امامان شیعه» اثر محمدعلی چنارانی به طبع رسیده است که موقوفات حضرت را مورد مطالعه و تحقیق قرار دادهاند. در این پژوهش ضمن معرفی مواردی از موقوفات حضرت، اهداف ایشان را از این عمل خداپسندانه مورد ارزیابی قرار میدهیم.
وقف در لغت بهمعنای «ایستادن یا به حالت ایستادهماندن و آرامگرفتن است.» (ابنمنظور مصری، لسانالعرب، ص395). و در اصطلاح فقهی، عقدی است که ثمره آن
حبسکردن اصل، و رهاکردن منفعت آن است (نوری، مستدرکالوسائل، ج14، ص47). در کتاب حقوق مدنی در معنی وقف آمده است: «عبارت از اینکه عین مال حبس و منافع آن تسبیل شود. منظور از حبسنمودن عین مال، نگاهداشتن عین مال از نقل و انتقال و همچنین از تصرفاتی است که موجب تلف عین گردد. زیرا مقصود از وقف، انتفاع همیشگی موقوفٌ علیهم از مال موقوفه است و بدینجهت هم آن را وقف گفتهاند، چه آنکه معنی کلمه وقف در فارسی، ایستادن و نگهداشتن است. منظور از تسیبل منافع، واگذاری منافع در راه خداوند و امور خیریه اجتماعی میباشد.» (امامی، حقوق مدنی، ص68-69). در مجمعالبحرین آمده است: «وقف در احادیث بهمعنای حبسکردن اصل مال و رهاکردن منفعت آن است. مثل اینکه شخصی میگوید این خانه را وقف مساکین کردم. دو نوع وقف وجود دارد: وقف خاص، که وقف بر اشخاص معین است، مانند وقف بر اولاد و وقف عام که وقف بر جهات و مصالح عمومی میباشد، مانند مساجد، مدارس و امور مشابه (بهنقل از تقیزاده، وقف از منظر قرآن و روایات، ص12و14) موقوفات موردنظر ما در این مقاله از نوع عام میباشد.
یکی از مهمترین تمهیدات اسلام در راستای تامین منافع و مصالح مسلمین، پایهریزی سنت حسنه وقف میباشد. مراجعه به قرآن و سیره اهل بیت(علیهم السلام) اهمیت این سنت را روشنتر میکند. قرآن کریم بهمنزله قانون اساسی است که کلیا ت را مطرح مینماید و جز در موارد ضروری وارد جزئیات نمیشود؛ در زمینه وقف نیز بیان این کتاب آسمانی کلی است (تقیزاده، وقف از منظر قرآن و روایات، ص17). گرچه در قرآن آیهای که بر وقف و احکام فقهی آن صراحت داشته باشد وجود ندارد، اما میتوان از آیات مربوط به «احسان»، «صدقه»، «قرضالحسنه» و «تعاون» بر جواز و استحباب وقف استدلال کرد (سلیمیفر، نگاهی به وقف و آثار اقتصادی، اجتماعی آن، ص52). از جمله آیاتی که بهطور عموم بر
انجام خیرات و تشویق و تحریض آنها دلالت دارد، آیه «لن تنالوا البر تنفقوا من شیء فان الله به علیم» (آلعمران/92)؛ «شما هرگز به مقام نیکوکاران و خاص خدا نخواهید رسید، مگر آنکه از آنچه بهدست میآورید و بسیار محبوب است در راه خدا انفاق کنید.» و نیز آیه دیگر قرآن «المال و البنون زینة الحیاة الدنیا و الباقیات و الصالحات خیر عند ربک ثواباً خیر املا»؛ (کهف/46)
«مال و فرزندان زینت حیات دنیاست، ولیکن اعمال صالح که تا قیامت باقی است، مانند نماز، تهجد، ذکر خدا و صدقات جاری، همچون بنای مسجد، مدرسه، موقوفات و خیرات در راه خدا نزد پروردگار بسی بهتر و نیکوتر است.
دومین منبع از معارف اسلامی سنت است که شامل قول، فعل و تقریر پیامبر اسلام(صلی الله علیه و اله)و نیز ائمه اطهار(علیهم السلام) میشود. در حدیث مشهوری از رسول اکرم(صلی الله علیه و اله)آمده است که میفرماید: «هرگاه فرزند آدم بمیرد، عمل او قطع شود، مگر سه چیز: 1. صدقه جاریه (وقف)، 2. عملی که از آن سود برده شود، 3. فرزند صالحی که برای او دعا کند.» (شعیری، جامعالأخبار، ص105) عمل پسندیده وقف از زمان پیامبر(صلی الله علیه و اله)و امامان معصوم(علیهم السلام) و در زمان صحابه تا روزگار تابعین آنان ادامه داشته است؛ برای نخستینبار رسول گرامی اسلام(صلی الله علیه و اله)در سال سوم هجرت پس از جنگ احد، هفت بوستان و مزرعه آماده را به نام «بساتین سبعه» که به آن حضرت هدیه شده بود، وقف کردند (راوندی، تاریخ اجتماعی ایران، ج3، ص105). عمل به وقف در رفتار پیامبر(صلی الله علیه و اله)بر صحابه او نیز اثر گذاشت، بهطوری که زبیر از یاران پیامبر، خانه خود را در مکه و مصر وقف کرد. عبداللهبن عمر، سهم خود را از خانه پدری وقف
مستمندان کرد. سعدبن عباده باغ معروف خود را صدقه داد. همچنین عثمان و طلحه خانه های خود را وقف کردند (سلیمیفر، نگاهی به وقف و آثار اقتصادی، اجتماعی آن، ص65-68) جابربن عبدالله انصاری از پیامبر(صلی الله علیه و اله)نقل میکند که فرمود: «لم یکن من أصحابه ذو مقدرة إلاّ وقف واقفاً؛ کسی از یاران او نبود که توانایی مالی داشته باشد و مقداری از آن را وقف ننماید (حائری یزدی، وقف در فقه اسلامی و نقش آن در شکوفایی اقتصاد اسلامی، ص79) امامان شیعه نیز پس از رسول
گرامی اسلام(صلی الله علیه و اله)در این سنت حسنه پیشتاز بودهاند و روایات متعددی از این بزرگواران مبنی بر وقف برجا مانده است. معصومین(علیهم السلام) در راستای رفع نیاز بینوایان و خویشاوندان خود، اموال و باغهایی را در راه خدا وقف نمودند، از آن جمله حضرت زهرا(علیها السلام) از پدر و همسر بزرگوارش در این زمینه پیروی کرد. طبق نقل مشهور باغهایی که در محله نخاوله (محله شیعهنشین مدینه) به نام «باغ صبا» و «مرجان» وجود دارد، از وقفیات امام حسن(علیه السلام) یا بنابر قولی از امام سجاد(علیه السلام) است. امام صادق(علیه السلام) و امام موسی کاظم(علیه السلام) نیز موقوفاتی اعم از درختان خرما، زمین، قنات و... وقف نمودهاند (چنارانی، وقف میراث جاویدان، ص5-6).
اسناد وقفی بهجا مانده نشان میدهد که در بین اهل بیت(علیهم السلام) امیرمؤمنان(علیه السلام) بیشترین موقوفات را داشته است. آن حضرت در مدت 25 سال که از تصدی خلافت بازماندند، به کارهای کشاورزی و باغداری مشغول بودند و از این طریق املاک فراوانی را وقف کردند. موقوفات ایشان شامل چاهها، چشمهها، نخلستانها، باغها، خانهها و مساجد متعددی است که اسامی این موقوفات در وقفنامهها ثبت شده است. در ادامه، ضمن برشمردن مواردی از موقوفات این امام همام، سیاست اقتصادی و دینی ایشان را در راستای پیادهکردن این سنت حسنه بررسی مینماییم.
همانطور که بیان شد، از بین امامان معصوم ما امیرالمؤمنین(علیه السلام) بیشترین موقوفات را بهجا گذاشتهاند. انگیزه ایشان در پایبندی به سنت وقف - که میراثی ارزشمند از پیامبر(صلی الله علیه و اله)میباشد - توسعه و رشد اقتصادی و ایجاد رفاه نسبی برای کلیه اقشار جامعه، استقرار عدالت اجتماعی و تحکیم ارزشهای معنوی و الهی دین مبین اسلام و توسعه فرهنگی بوده است که در ذیل به این موارد پرداخته خواهد شد.
مکتب اسلام برای رهایی انسانها از فقر و تبعیض و استقرار نظامی بر پایه قسط و
عدل، پدیده شگرف وقف را ارائه نموده است. و افراد انسانی موظف هستند به سهم خود در رفع نیازهای نیازمندان تلاش نموده و ضمن مبارزه با فقر و نابودی تدریجی آن از تکاثر ثروت جلوگیری نمایند. بنابراین واقفان حاصل تلاش و زحمت دنیوی خود را برای حصول به سعادت در آخرت ایثار مینمایند، تا ضمن بهرهوری از جنبههای اخروی این عمل خداپسندانه، گامی در تامین زندگی نیازمندان و فقرای جامعه بردارند؛ زیرا فقر عامل بسیاری از مفاسد اجتماعی، اخلاقی و باعث سستی در ارکان دین است. بنابراین بُعد اجتماعی و اقتصادی وقف، ضمن حل این مشکل، امکان همزیستی مسالمتآمیز همه اقشار جامعه را در محیطی سرشار از اخوت و حسنظن که زمینهساز پیشرفت و تعالی جامعه خواهد شد، فراهم میکند (دادخدا، محمدی، وقف میراث جاویدان، ص68). مطالعه تاریخ وقف این واقعیت را روشن میکند که نخستین انگیزه واقفان از اهتمام به وقف، نابودی فقر و محرومیت از جامعه مسلمین بوده است. در تاریخ آمده است که قطعه زمینی از اراضی خیبر به عمر رسید. وی خدمت رسول خدا(صلی الله علیه و اله)رسید و در مورد آن از ایشان کسب تکلیف کرد. پیامبر(صلی الله علیه و اله)فرمود: اصل آن را صدقه بده بهگونهای که قابل انتقال به وارث یا بخشش نباشد. عمر نیز آن را در راه فقرا، خویشاوندان و بردگان و در راه ابن سبیل قرار داد (بلاذری، أنساب الأشراف، ج10 ص384). در سیره امام علی(علیه السلام) نیز توجه ویژه به حال محرومان شده است، در نامه 53 نهجالبلاغه آمده است: «سپس خدا را! خدا را! در خصوص طبقات پایین و محروم جامعه، که هیچ چارهای ندارند؛ [و عبارتند] از زمینگیران، نیازمندان، گرفتاران و دردمندان. همانا در این طبقه محروم گروهی خویشتنداری کرده، و گروهی به گدایی دست نیاز برمیدارند، پس برای خدا پاسدار حقی باش که خداوند این طبقه معین فرموده است.» (شریفرضی، نهجالبلاغه، ص415).
بنابراین یکی از سیاستهای اقتصادی امام در موقوفات، رونق تولید، رفاه بیشتر و رعایت حال فقیران میباشد. امیرمؤمنان برای کار و تولید، اهمیت فراوانی قائل بودند. یکی از مباحث بسیار ارزشمند در نهجالبلاغه، طرح فرهنگ کار و تلاش است و یکی از عناصر
اصلی در ساختار فرهنگی کار، تقوای کار است. در چنین نگرشی فرد کار را نهتنها بهعنوان اسبابی برای کسب درآمد و تامین معیشت میداند، بلکه آن را نوعی عبادت تلقی کرده که با انجام آن نزد پروردگار پاداش دنیوی و اخروی دارد.
امام خود سرمایهگذاری، کار و تولید میکرد و از این طریق ثروت و املاک فراوانی بهدست آورد که همه را در راه خدا وقف نمود. امام باقر(علیه السلام) زندگی حضرت را هنگامی که حکومت داشت، چنین معرفی میکند: «امام علی(علیه السلام) پنجسال حکومت کرد، نه آجری بر آجری برای خود قرار داد و نه خشتی بر خشتی نهاد، نه زمینی و ملکی برای خود جدا کرد و نه درهم و دیناری را به ارث گذاشت. فقط هفتصد درهم از سهمش از بیتالمال مانده بود که خواست با آن خدمتکاری برای خانوادهاش فراهم کند.» (کلینی، الکافی، ج8، ص130). براساس این روایات و عملکرد امام علی(علیه السلام) در زمینه تلاش و فعالیت اقتصادی، ایشان معتقدند کسب تولید و درآمد حاصل از کار، علاوه بر مصارف شخصی، باید در مسیر رفع نیاز مستمندان، آزادکردن بردهها و ساختن بناهای مذهبی، عمران و آبادانی باشد.
امام(علیه السلام) در سخنانی مسکوتگذاشتن اموال را برخلاف فلسفه وجودی مال میداند، زیرا خداوند اموال را برای رفع نیازهای انسان آفرید، بنابراین اگر انسانهایی باشند که نیازمندند، شایسته نیست که آن اموال ذخیره شود، بلکه باید به جریان بیفتند تا مابقی متنفع گردند. برهمیناساس ایشان ذخیرهکردن مال را در بیتالمال نمیپسندد و به کارگزارانش نیز در این زمینه توصیه اکید دارد (ثقفی، الغارات، ج1، ص49). سیره عملی ایشان نیز مؤکد همیننظر است. امام علی(علیه السلام) گرچه تمام فعالیتهای اقتصادی اعم از تجارت صنعت را تشویق میکردند، اما عمده فعالیت ایشان کشاورزی بود. زیرا مدینه شهری بود که بدلیل داشتن خاک حاصلخیز و آب و هوای مساعد، مستعد کشاورزی بود. از امام صادق(علیه السلام) نقل شده است: «مردی نزد امام علی(علیه السلام) کیسهای از هسته خرما دید و پرسید: یا علی! این همه خرما را به چه منظور جمع کردهاید؟ حضرت پاسخ داد: همه اینها انشاءالله درخت خرما خواهد شد. راوی میگوید: که امام آن هستهها را کاشتند و نخلستانی ایجاد کردند و
سپس آن را بر فقرا و در راه خدا وقف نمودند.» (کلینی، الکافی، ج7، ص543).
قابلذکر است که بیشتر فعالیت اقتصادی امام در منطقه «یَنبُع»(1)
بود. امام صادق(علیه السلام) میفرمایند: «در زمانی که رسول خدا(صلی الله علیه و اله)اراضی فیء را تقسیم کردند، زمینی هم نصیب علی(علیه السلام) گردید. ایشان در این زمین چاهی حفر کرد که آب از درون آن مانند جوشیدن خون از گردن شتر میجوشید و به همین مناسبت نام ینبع را بهمعنای جوشیدن آب از زمین بر آن نهادند.» (کلینی، الکافی، ج7، ص54). در مناقب ابنشهرآشوب آمده است: «علی(علیه السلام) در ینبع صد چشمه درآورد و چاههایی نیز در راه مکه برای حاجیان خانه خدا حفر کرد.» (ابنشهرآشوب، المناقب، ج2، ص123). تلاش امام علی(علیه السلام) در راستای توسعه اقتصادی، بیانگر آن است که ایشان در جهت فقرزدایی و ایجاد استقلال اقتصادی، فرهنگ کار و تلاش را وجهه همت خود ساخته و با وقف این قبیل درآمدها، الگویی در جهت رسیدن به سعادت اخروی فراهم نمودند. با توجه به اینکه ارتباطات نقش بسیار مهمی در توسعه حیات اقتصادی و فرهنگی جوامع دارد. حفر چاهها توسط امام(علیه السلام) در مسیر مکه و مدینه، علاوه بر آبادانی و خرمی شهر مدینه و پیدایش مزارع و باغها، منجر به تامین آسایش و سهولت مسافرت زائرین خدا گردید؛ چاههای نزدیک مسجد فتح، مسجد جامع بصره، و نزد قبر حضرت حمزه در احد وقف گردید، نیز بههمین منظور بوده است (منتظرالقائم، خوشنودی، فصلنامه شیعهشناسی، ص23).
اساسیترین مفهوم در حقوق بشر عدالت است. یکی از اهداف رسالت پیامبران، اقامه قسط و عدل در جامعه است: «همانا پیامبران خود را با ادلّه و معجزات فرستادیم و بر آنها کتاب و میزان عدل
نازل کردیم تا مردم اقامه قسط نمایند» (حدید/25). رابطه وقف و تحقق عدالت از اینجا روشن میگردد که وقف با توزیع درآمد بین افراد جامعه آن را به سمت
1) . نام منطقهای بین مکه و مدینه که دارای چشمههای گوارا و زمینی حاصلخیز است (حموی، معجمالبلدان، ج1، ص658).
توازن اجتماعی هدایت میکند. لذا گرچه وقف و صدقه بیشتر بهعنوان امور اخلاقی شناخته شدهاند، ولی در عمل تاثیر بهسزایی در تامین عدالت اجتماعی دارد. با اینکه انواع مالیاتهای اسلامی چون خمس و زکات نقش قابلتوجهی در استقرار عدالت اجتماعی دارند، اما امتیاز برجسته وقف در این است که واقفان تنها براساس وجدان دینی خود عمل میکنند و بدون تعهد و ضمانت اجرایی در بیرون دست به این عمل مقدس میزنند (سلیمیفر، نگاهی به وقف و آثار اقتصادی، اجتماعی آن، ص169-168). امام علی(علیه السلام) معتقدند که استقرار عدالت اجتماعی، بدون عمران و آبادانی مقدور نیست. ایشان در بخشهای متعددی از دستورنامههای خود، تاکید فرمودهاند که اگر رفاه و آسایش نسبی برای آحاد مردم جامعه ایجاد نشود، فاصله و شکاف میان اقشار جامعه خواهد بود و هر روز بر فقر فقیر و غنای غنی افزوده میشود. حضرت در فرمان خود به مالک اشتر، هدف اصلی انتخاب مالک را به فرمانداری مصر در نامه 53 چنین بیان میفرماید: «این فرمان بنده خدا امیرمؤمنان به مالک اشتر پسر حارث است، در عهدی که با او دارد، هنگامی که او را به فرمانداری مصر برمیگزیند تا خراج آن دیار را جمع آورد و با دشمنانش نبرد کند، کار مردم را اصلاح و شهرهای مصر را آباد سازد.» (شریفرضی، نهجالبلاغه، ص403). حضرت هم در دوران خلفا و هم در دوران حکومتشان، از اصلاحات اقتصادی که زمینهساز برقراری عدالت اجتماعی بود، غفلت نورزیدند و از اهداف اساسی ایشان، توجه به عمران و آبادانی جامعه اسلامی بود. ایشان نهتنها این امر را به کارگزارانش گوشزد میکرد، بلکه خود نیز به توسعه کشاورزی و ایجاد مزارع و باغها توجه بسیار داشت. از جمله این موارد نخلستانها، باغها و چشمههایی در وادیالقری(1)از توابع خیبر ایجاد نمودند و پس از آبادکردن، آنها را برای فقرا و مساکین وقف نمودند. موقوفات دیگر امام در این منطقه، شامل چشمه موات و چشمه ناقه میباشد (ابنشبه، تاریخ المدینة المنورة، ج1، ص225و221). از دیگر موارد موقوفی امام «بغیبغه»، چاهی نزدیک رشاء در اطراف مدینه میباشد. از امام صادق(علیه السلام) از
1) . نام صحرایی از توابع خیبر در مدینه که دارای دههای بسیار بود (حموی، معجمالبلدان، ج6، ص348).
پدرش نقلشده که چون به علی(علیه السلام) پیداشدن این چشمه را بشارت دادند. فرمود: وارث خوشنود میگردد. آنگاه فرمود: وقف بر مساکین و مسافرینی که خرجی راه ندارند و نیازمندان نزدیک است (اشکوری، میقات حج، ص192). وجود این موقوفات کمک ارزندهای برای رفع نیاز اقشار کمدرآمد گردید تا با بهرهگیری از امکانات این زمینها، ضمن ایجاد تعادل در طبقات جامعه، فرصتی جهت اشتغال فراهم گردد. زیرا موقوفات با توزیع عادلانه سرمایه از تراکم ثروت در دست طبقه و قشر خاصی در جامعه جلوگیری میکند. ابناثیر از آن حضرت نقل کرده است: «من هم اکنون از گرسنگی سنگ بر شکم میبندم، درحالیکه (درآمد) صدقه من چهارهزار (یا چهل هزار) دینار است.» راوی حدیث میگوید: مراد حضرت از این صدقه زکات مالش نیست، بلکه منظور وقفهایی است که بهعنوان صدقه قرار داده، وگرنه حضرت مالی را ذخیره نمیکرد که به آن زکات تعلق گیرد. ربعیبن عبدالله از امام صادق(علیه السلام) نقل کرده است: امام علی(علیه السلام) خانهای در محله بنیرزیق مدینه داشت که آن را وقف نمود. «به نام خدای بخشاینده مهربان، این است آنچه علیبن ابیطالب آن را درحالیکه زنده و کامل بود، صدقه کرد. وقف نمود خانه خود را که در «بنیزریق » قرار دارد. صدقهای که فروخته نمیشود و هبه نمیگردد تا خدایی که وارث آسمان و زمین است، آن را وارث شود. در این خانه، خالههای خود را سکونت داد، مادامی که خود یا اولادشان زنده هستند و وقتی مرگ آنها رسید برای محتاجانی از مسلمانان باشد.» (حر عاملی، وسائل الشیعة، ج19، ص187) از آنجاکه حضرت به رعایت حال بردگان نیز توجه داشت، چشمهای در ینبع را به نام غلامش «ابینیزر» وقف نمود. در کافی آمده است: «به نام خداوند بخشنده مهربان. این چیزی است که بنده خدا علی، امیرمؤمنان صدقه داده است. این دو چشمه به نامهای «عین ابینیزر» و «بغیبغه» را بر فقرای مدینه و در راهماندگان وقف نمودم، تا بدینوسیله در روز قیامت چهره خود را از آتش دوزخ مصون دارم. کسی حق فروش و بخشش آنها را ندارد، تا آنگاه (یعنی قیامت) که خدا وارث آنها شود و خدا بهترین وارثان است، مگر آنکه حسن و حسین بدانها محتاج شوند که ملک
خالص آنها خواهد بود و هیچکس دیگر حقی در آنها ندارد.» (کلینی، الکافی، ج7، ص54). همچنین از عماربن یاسر نقل شده است که پیامبر(صلی الله علیه و اله)زمینی در «ذیالعشیره» در ینبع به حضرت امیر بخشیدند و عمر نیز در دوران خلافتش قطعهای در آنجا به ایشان بخشید و حضرت در آنجا ملکی خرید و به همراه چشمههایش همه را وقف نمود. در وقفنامه آمده است که این ملک و همه اطراف آن صدقه بردگانی است که در آنجا مشغول بهکار بودند، جز سه تن از آنها؛ «رباح»، «ابینیزر» و «جبیر» که آزاد میباشند (اشکوری، میقات حج، ص193). کنکاش در اسناد موقوفی امام(علیه السلام)، روشن مینماید که بخشی از موقوفات ایشان تلاشی در راستای برقراری عدالت اجتماعی و توازن در بین طبقات جامعه بوده است.
مهمترین و اساسیترین بعد در بحث وقف، تکامل و توسعه ارزشهای الهی و معنوی است. رشد ارزشهای مادی و معنوی در یک جامعه، به مثابه توسعه فرهنگ آن جامعه تلقی میشود؛ مهمترین نقشی که وقف در توسعه فرهنگ و تمدن ایفا میکند، توسعه معنوی جامعه است. زیرا اگر وقف را از دیدگاه انسانی و معنوی آن نگاه کنیم، به خدمتگرفتن ارزشها و امکانات مادی به نفع ارزشهای معنوی است. در فرهنگ اسلامی بر وقف معنوی بیش از وقف مادی تاکید شده و مرجح بر وقف مادی است. وقف معنوی به وقفی تلقی میشود که از هرگونه مظاهر مادی تهی است و صرفاً بازده معنوی دارد. بهطور خلاصه هر عمل خیری که باعث رشد ارزشهای معنوی، اخلاقی و فکری جامعه شود، وقف معنوی نیز بر آن صدق میکند. زیرا معنویت در جامعه با رشد همین ارزشهاست که رشد و توسعه مییابد و فقدان این ارزشها در یک جامعه، نشانه زوال آن است (ر.ک: اسلم جوادی، نقش وقف در توسعه فرهنگ و تمدن اسلامی).
یکی از مهمترین انگیزههای واقفان که در روایتها بر آن تاکید فراوان شده، آخرتخواهی است. آیات زیادی در قرآن کریم وجود دارد که انسانها را تشویق مینماید که بعضی از اموال خود را جهت آخرت ذخیره سازند و قبل از اینکه به دیار باقی بروند،
پیشاپیش بخشی از اموالشان را برای استفاده خود در عالم آخرت بفرستند، بنابراین از بهترین راهها پیشفرستادن بخشی از اموال، و بهکارگرفتن آنها در راستای مصالح عمومی و قانون وقف است (تقیزاده، وقف از منظر قرآن و روایات، ص22).
در سوره قصص آمده است: «وابتغ فیما آتاک الله الدار الاخره و لا تنس نصیبک من الدنیا و احسن کما احسن الله الیکو لا تبغ فی الارض ان الله لا یحب المفسدین (قصص/77)؛ در آنچه که خداوند به شما عطا کرده، آخرت را بجویید، سهم خود را از دنیا فراموش مکن و نیکی کن، همانگونه که خدا به تو نیکی کرده است.» امیرالمؤمنین(علیه السلام) در یکی از وقفنامههایش هدف خود را از وقف چنین بیان میکند: «ابتغاء وجه الله لیدلجنی الله بالجنّة و یصرفنی عن النار ویصرف النار عن وجهی یوم تبیضّ وجوه و تسودّ وجوه؛ بهمنظور جلب رضای الله، تا بهسبب آن مرا داخل بهشت برین فرماید و از آتش دورم بدارد و آتش را از صورتم دور فرماید و روزی که صورتهایی سفیدند و صورتهایی سیاه» (مجلسی، بحارالانوار، ج103، ص183). حضرت علی(علیه السلام) در این وقفنامه به انگیزه آخرتخواهی و رسیدن به بهشت و دوری از آتش جهنم تصریح شده است (کلینی، الکافی، ج7، ص49). حضرت علی(علیه السلام) معصوم است و عملی انجام نمیدهد که سزاوار آتش جهنم باشد، بنابراین دعای حضرت جنبه دفعی دارد نه رفعی. و با بخشش و انفاق اموال خود از خداوند میخواهد که او را از آتش جهنم برهاند (تقیزاده، وقف از منظر قرآن و روایات، ص55) توصیه اهل بیت(علیهم السلام) ترجیح آخرت بر دنیا است. امیرمؤمنان در خطبه 42 میفرماید: «هوشیار باشید که آخرت رو آورده است و برای هریک از دنیا و آخرت فرزندانی است؛ پس شما از فرزندان آخرت باشید نه فرزندان دنیا، چون هر فرزندی بهزودی در قیامت به پدر مادر خود ملحق میشود. بهراستی بدانید که امروز فقط روز عمل است، نه حساب و فردا روز حساب است، نه عمل» (شریفرضی، نهجالبلاغه، ص67). بنابراین امام(علیه السلام) با عمل به سنت وقف در جامعه، درصدد نهادینهکردن اصول و ارزشهای معنوی شریعت اسلام بودند. خداوند در تبیین هدف آفرینش انسان میفرماید: «جن و انس را آفریدم تا عبادت و بندگی مرا کنند.» بنابراین
انسان باید در زندگی دنیوی در پی کسب رضایت و خوشنودی پروردگارش باشد و یکی از راههایی که موجب رضایت خداوند میشود وقف است. امام علی(علیه السلام) بهمنظور عبادت و بندگی پروردگار در دنیا و سعادت در آخرت، اموال و داراییهای خود را انفاق نمود تا ضمن ارائه یک الگوی عملی برای مسلمانان، از پاداش این عمل نیکو در آخرت بهرهمند گردد. حضرت میفرماید: «الصدقة والحبس ذخیرتان فدعوهما لیومهما؛ صدقه و وقف برای آخرت است، پس اموالتان را برای آن روز وانهید.» (تقیزاده، وقف از منظر قرآن و روایات، ص31). برنامه عملی اسلام بهگونهای طراحیشده است که زمینه تزکیه و تهذیب نفس انسانی در این دنیا فراهم گردیده، تا با باطنی خالص راهی سرای آخرت گردد. بنابراین بُعد مادی و معنوی انسان مدنظر اسلام بوده است. امام علی(علیه السلام) در این سخن، اموال دنیوی را پشتوانه برای آخرت دانسته و توصیه میکند که سنت وقف توشهای است برای آخرت شما. در این عمل بسیاری از فضایل اخلاقی همچون عبودیت، تقرب به پروردگار، آخرتخواهی، خدامحوری، احسان و بخشش، گذشت و فداکاری، باقیات صالحات و هرآنچه که منجر به رستگاری و سعادت انسان میشود نهفته است.
نکته قابلتامل این است که در نهاد وقف دو مطلوبیت نهفته است: یکی نفس عمل بخشش، گذشت و ایثار که از استغراق انسان در تعلقات مادی و ثروت جلوگیری میکند و دیگری لذتی که فرد در نتیجه عمل مطلوب خود میبیند و اثرات آن را در فقرزدایی جامعه مشاهده میکند (سلیمیفر، نگاهی به وقف و آثار اقتصادی، اجتماعی آن، ص148). زیرا کسی که مبادرت به عمل وقف میکند حس دیگرخواهی بر خودخواهی در وجودش غلبه دارد، بهعبارت دیگر؛ احسان در وجود و زندگی انسان شکل نمیگیرد، مگر بهواسطه رهاشدن از مادیات دنیوی و توجه به ثمرات اخروی آن، لذا در سنت وقف است که این روحیه در بندگان خالص پروردگار بروز میکند.
یکی دیگر از ثمرات وقف برای واقف، جاودانهساختن نام خود به نیکی است. حضرت علی(علیه السلام) فرمود: «بهترین مال آن است که برایت اندوخته و نام نیک برجای نهد و سپاس و
پاداش را برای تو بهدست آورد.» (تقیزاده، وقف از منظر قرآن و روایات، ص36) و در گفتاری دیگر صدقه و وقف را از بینبرنده عذاب قبر و قیامت میدانند. ایشان فرمودند: «صدقه مؤمن (که وقف نمونه آن است) سپری بزرگ و حجابی است برای او در برابر آتش. صدقه کافر، دارایی او را از تلفشدن حفظ میکند و عوض آن در همین دنیا به او داده میشود و بیماریها را از جسم وی دور میگرداند،
اما در آخرت نصیبی ندارد.» (همان، ص42). گرچه امام علی(علیه السلام) با ورود به مدینه با انجام فعالیتهای اقتصادی همچون کشاورزی و زراعت و احداث چاه ثروت عظیمی بهدست آوردند، اما هدف ایشان از فعالیت اقتصادی، اندوختن ثروت نبود، بلکه هدف حضرت خوشنودی پروردگار و حل معضلات اجتماعی مسلمین با استفاده از ظرفیت وقف بود (همان، ص73).
باتوجه به اینکه یکی از کارکردهای وقف در جامعه، کارکرد آموزشی و فرهنگی آن است، لذا بخشی از سیاست حضرت در این زمینه، توسعه فرهنگی و تعلیم و تربیت بود و مسجد بهعنوان نخستین پایگاه آموزشی نقش ارزندهای در برپایی آموزش در جهان اسلام داشته است. وقف مسجد بهعنوان نخستین مؤسسه آموزشی در تمدن اسلامی که پیوندی بین دین و دانش را برقرار میسازد، بیانگر بخشی از اهداف امام علی(علیه السلام) در زمینه توسعه فرهنگی جامعه زمانش میباشد؛ حضرت براساس رسالتی که در قبال بندگان خدا داشت، لحظهای از ارشاد و آموزش و پرورش مسلمانان کوتاهی نورزیدند. در آموزههای الهی تصریح شده است که فلسفه حکومت در مکتب انبیا، آموزش و پرورش انسانها، جهلزدایی و برانگیختن خردها است. امام علی(علیه السلام) این حقیقت را در خطبههایش بیان نموده است و تاکید بر گسترش فرهنگ و علم و ادب را در سیره عملی خود عرضه داشتند (محمدی ری شهری، سیاستنامه امام علی(علیه السلام)، ص46) در جامعهای که امام علی(علیه السلام) به تصویر میکشند، توسعه فرهنگی و علم و آموزش از اهمیت بسزایی برخوردار است، ایشان در خطبه 105 میفرمایند: «در فراگرفتن دانش سخت بکوشید، پیش از آنکه درخت آن بشکند و پیش از آنکه به خود مشغول گردید.» (شریفرضی، نهجالبلاغه، ص137).
ابنشهرآشوب ضمن معرفی مساجد موقوفی توسط حضرت، بیان میدارد که نخستین زمینهایی که بر آنها صیغه وقف جاری شد، مساجد بود. اسامی مساجد وقفی امام علی(علیه السلام) بدینشرح است: مسجد فتح در مدینه، مسجد میقات، مسجد بصره و مسجدی در کنار قبر حمزه سیدالشهدا (ابنشهرآشوب، المناقب، ج2، ص223).
امیرمؤمنان(علیه السلام) ضمن الگوبودن در نظر و عمل، در اصول اخلاقی و دینی بهعنوان یک انسان کامل، با اجرانمودن تکتک قوانین ارزشی و الهی و فرهنگی در جامعه از جمله سنت وقف که تاکید قرآن کریم و پیامبر(صلی الله علیه و اله)میباشد، جامعه را بهسوی معنویت هدایت و ارشاد نمودند.
وقف، بهعنوان یک اصل پسندیده و نیکو موردتوجه قرآن و روایات است؛ پیشوایان ما ضمن پیشتازبودن در این امر، مشوق مسلمانان نیز بودهاند. امیرمؤمنان(علیه السلام) در بین امامان، بیشترین موقوفات را از خود بهجا گذاشته است. بیشک در پی این اقدام، حضرت اهداف ارزشمندی نهفته بوده است، از جمله: فقرزدایی از جامعه، ایجاد استقلال اقتصادی و عمران و آبادانی، بهگونهای که رفاه نسبی ایجاد و عدالت اجتماعی محقق گردد؛ همچنین با وجود مصادیق اخلاقی همچون احسان، گذشت، فداکاری، دیگرخواهی، خدامحوری و آخرتخواهی که در سنت وقف نهفته است؛ امام علی(علیه السلام) با اقدام به موقوفات، در پی نهادینهساختن ارزشهای الهی و معنوی و توسعه فرهنگی جامعه نیز بودند. تا ضمن تشویق مسلمانان به این عمل خداپسندانه، زمینه عبودیت و تقرب به خدا ایجاد و نهایتاً رضایت و خوشنودی پروردگار فراهم گردد. شایسته است که سبک و سیره این امام همام، سرلوحه جوامع اسلامی باشد.
شریف رضی، نهجالبلاغه، ترجمه: محمد دشتی، قم: نشر نوظهور، 1386ش.
ابنشبه نمیری بصری، ابوزید، تاریخ المدینة المنورة، تحقیق: محمد شلتوت، بیروت: دارالتراث، جلد اول، 1410ق.
ابنشهرآشوب، ابوجعفرمحمدبن علی، المناقب، قم: انتشارات علامه، 1379ش.
ابنمنظور مصری، محمدبن مکرم، لسانالعرب، بیروت: دارصادر، چاپ اول، 1300ق.
اسلم جوادی، محمد، «نقش وقف در توسعه فرهنگ و تمدن اسلامی»، قم: موسسه فرهنگی و اطلاعرسانی تبیان، کتابخانه دیجیتالی تبیان، 1387ش.
اشکوری، احمد، «موقوفات امیرالمؤمنین، علی(علیه السلام)»، میقات حج، شماره 34، 1393ش.
امامی، حسن، حقوق مدنی، تهران: نشر اسلامیه، 1366ش.
البلاذری، احمدبن یحیی، أنساب الأشراف، بیروت: دارالفکر، جلد دهم، چاپ اول، 1417ق.
تقیزاده، علیاکبر، وقف از منظر قرآن و روایات، مشهد: انتشارات قدس رضوی، 1392ش.
ثقفی، ابواسحاق ابراهیم بن هلال کوفی، الغارات، تحقیق: سیدجلالالدین محدث الارموی، تهران: نشر انجمن آثار ملی، 1355ش.
چنارانی، محمدعلی، «وقف در سیره پیامبر(صلی الله علیه و اله)و امامان شیعه(علیه السلام)»، وقف میراث جاویدان، شماره 39و 40، 1381ش.
حائری یزدی، محمدحسن، وقف در فقه اسلامی و نقش آن در شکوفایی اقتصاد اسلامی، مشهد: بنیاد پژوهشهای اسلامی،ناشر دیجیتالی، مرکز تحقیقات رایانهای قائمیه اصفهان، 1380ش.
حر عاملی، محمدحسن، وسائل الشیعة، قم: موسسه آلالبیت(علیهم السلام)، 1409ق.
حموی، یاقوت، معجمالبلدان، بیروت: دارصادر، چاپ دوم، 1399ق.
دادخدا، خدایار، محمدی، صدیقه، «بررسی رابطه متقابل وقف و فرهنگ انتظار در جامعه اسلامی»، وقف میراث جاویدان، سال 22، شماره 88، 1393ش.
راوندی، مرتضی، تاریخ اجتماعی ایران، تهران: موسسه امیر کبیر، جلد سوم، چاپ نهم، 1375ش.
سلیمیفر، مصطفی، نگاهی به وقف و آثار اقتصادی، اجتماعی آن، مشهد: بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی، چاپ اول، 1370ش.
شعیری، تاجالدین، جامعالأخبار، قم: انتشارات رضی، 1363ش.
کلینی، محمد بن یعقوب بن اسحاق، الکافی، تحقیق: علیاکبر غفاری، بیروت: دارصعب و دارالتعارف، چاپ چهارم، 1401ش.
مجلسی، محمدباقر، بحارالأنوار، بیروت: دار الإحیاء التراث العربی، 1403ق.
محمدی ریشهری، محمد، سیاستنامه امام علی(علیه السلام)، ترجمه: مهدی مهریزی، قم: دار الحدیث، 1379ش.
منتظرالقائم، اصغر، خوشنودی، عفت، «بررسی و توضیح جایگاه موقوفات امام علی(علیه السلام)»، فصلنامه شیعهشناسی، سال 12، شماره 48، 1393ش.
نوری، حسین، مستدرکالوسائل، قم: موسسه آلالبیت، 1408ق.
ناصر جهانیان(1)
1) . عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی،
از دیدگاه مکاتب توحیدی پذیرش ولایت انسان کامل در تمامی امور معروف از جمله بخشش مازاد وقت و ثروت نقش کلیدی در تکامل معنوی انسان و ساخت نظام شخصیت افراد دارد. از آ نجا که انسان کامل تمامی این امور را با قصد قربت خالص الهی و عقلانیت کامل عمل انجام میدهد این روشی میشود تا در ساخت فردی، گروهی، نهادی، سازمانی، اجتماعی و در ساخت جامعه مدنی و نظام اجتماعی به این روح توحیدی و عقلانیت عمل توجه کرد. از اینرو نهادهای خیرخواه در جوامع توحیدی از جمله نهاد وقف میتوانند با چنین انگیزه و عقلانیت عملی دوباره نقش خود را در احیای تمدن اسلامی ایفا کرده و نظام حقوقی اسلام را بار دیگر سرآمد دیگر نظامهای حقوقی دنیا در این زمینه بگردانند. بنابراین، لازم است سیره امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) در زمینه وقف کردن با این نگاه جدید بررسی شود. این تحقیق اکتشافی است برای شناخت «انگیزهها، رفتارها، شیوهها و موارد مصرف اوقاف صورتگرفته توسط امیرالمؤمنین علی(علیه السلام)». این پژوهش با روش تجزیه و تحلیل دادهها «تحلیلی - توصیفی» میباشد. دادههای تحقیق نشان میدهد که «امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) الگوی ممتازی در وقف ارائه میکند».
کلیدواژهها: امیرالمؤمنین علی(علیه السلام)، مازاد وقت، مازاد ثروت، وقف اجتماعی، وقف عبادی.
یکی از بنیادیترین اصول پیشرفت فردی، گروهی، اجتماعی، نهادی، سازمانی و
جامعهای در طول تاریخ پرفراز و نشیب نوع بشر خیرخواهی، نیکوکاری، دلسوزی، داوطلبی و اهل خیر و معروف بودن است. لازمه چنین پیشرفتی وجود افراد خودشکوفا، خیرخواه و دلسوز به حال بشر است. انسانهایی که مازاد وقت و ثروت خود را صرف دیگران میکنند و ناراحتیها و رنجهای آنان را کاهش و موجب خوشحالی و آسایش آنان میشوند. گاهی هم وقت و ثروت مازاد از متعارف نیست، اما ایثار و از خود گذشتگی رخ میدهد و عدهای ایثارگرانه از وقت و ثروت خود میگذرند تا دیگران در آسایش و رفاه قرار بگیرند. در نهایت، گاهی هم هست که صرفنظر از مازاد وقت و ثروت، برخی از آبرو و جان خود مایه گذاشته و با شهید کردن شخص خود یا شخصیت خود امنیت و آسایش دیگران را تأمین میکنند.
در ادبیات دینی از صرف مازاد وقت و ثروت خود برای دیگران، اعم از خدا، دین، انسان و طبیعت به «معروف» یاد میشود، و در ادبیات علوم، اعم از اقتصاد، جامعهشناسی، روانشناسی اجتماعی، و غیره به «آلتوریسم یا نوعدوستی» و در ادبیات اقتصادی از این مسئله در اقتصاد اجتماعی، اقتصاد داوطلبانه، اقتصاد بخش سوم و مانند آن بحث میشود.
هر کار خیر مستحبی، بهویژه بخششهای مالی با قصد قربت الهی معروف است(1)،
و کسانی که برای خداوند متعال مازاد وقت یا ثروت خود را در اختیار دیگران در تامین رفاه و آسایش آنان قرار دهند کار خیر و معروف انجام دادهاند. از دیدگاه توحیدی تمامی مخلوقات عالم خانواده خداوند متعال و روزیخوار او هستند و سودمندترین (ر.ک: کلینی، اصول کافی، ج4، ص485، ح7) و محبوبترین افراد بشر کسانی هستند که به خانواده خداوند
1) . نهاد وقف یکی از مشهورترین و بارزترین چهرههای معروف در تمدن اسلامی است. واژة «معروف» در زبان عربی به معنای مشهور است و در اصطلاح شرعی دو معنا میتواند داشته باشد: الف. معنای اعم: اسمی است برای هر عمل با قصد قربت الهی اعم از واجب یا مستحب مثل نماز، زکات، نیکوکاری و بخشیدن مازاد ثروت و دیگر کارهای کریمانه و خوب؛ ب. معنای اخص: اسمی است برای هر عمل مستحبی قربی مربوط به حقوق اموال (ر.ک: مازندرانی، شرح الکافی، ج1، ص347).
متعال مهربانتر و در تأمین نیازمندیهایشان کوشاتر باشند (ر.ک: کلینی، کافی، ج3، ص507، ح2167). در حدیثی جامع، کوشش برای رفع انواع نیازمندیهای اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، و خانوادگی افراد بشر سبب گشایش در قیامت، شادشدن رسول خدا، و در ضمانت خداوند متعال قرارگرفتن میشود (ر.ک: مجلسی، آداب معاشرت، ج1، ص195، ح47). و چه چیز ارزشمندتر برای تکامل روح انسان و بالا بردن آن، بیش از شادمانی پیامبر خدا و انسان کامل میتواند مؤثر باشد؟ انسان کاملی که جانشین و خلیفه مطلق و مستقیم خداوند متعال و مسئول و متولی خدمترسانی به جمیع مخلوقات که عیال خدا هستند میباشد. فرشتگان و انسانهای متقی و نیکوکاری که مظهر برخی از اسماء الهی مانند جود و بخشش و کمکرسانی هستند جانشینان و خلیفه محدود و غیرمستقیم خداوند و جانشینان جانشین او و تحت اشراف انسان کامل به خیرخواهی و سودمندی خود ادامه فعالیت میدهند و از این دیدگاه، همه مخلوقات روزی خوار سودمندترین موجود جهان ممکنات، یعنی، انسان کامل
میباشند «بِیُمنِهِ رُزِقَ الوَری وَبِوُجُودِهِ ثَبَتَتِ الأرضُ و السَّماء» (جوادی آملی، تسنیم، ج 3، ص 225).
بدین ترتیب، از دیدگاه مکاتب توحیدی پذیرش ولایت انسان کامل در تمامی امور معروف از جمله بخشش مازاد وقت و ثروت از جمله نکات کلیدی است که در تکامل معنوی انسان و ساخت نظام شخصیت افراد نقش کلیدی دارد. از آنجا که انسان کامل تمامی این امور را با قصد قربت خالص الهی و عقلانیت کامل عمل انجام میدهد این روشی میشود تا در ساخت فردی، گروهی، نهادی، سازمانی، اجتماعی و در ساخت جامعه مدنی و نظام اجتماعی به این روح توحیدی و عقلانیت عمل توجه کرد. ازاینروست که نهادهای خیرخواه در جوامع توحیدی از جمله نهاد وقف هرچند با انگیزههای دیگرخواهانه غیرالهی میتوانند مجاز باشند اما انگیزه الهی و شدت دوستی خداوند متعال دیگر انگیزهها را تحتالشعاع خود قرار میدهد.
نهاد وقف با چنین نگرشی در نظام اقتصادی صدر اسلام نوسازی شد و گسترش یافت و به چنان بالندگی بینظیر در تمدن قدیم اسلامی دست یافت. ازاینرو، ضروری است تا با بررسی سیره وقفی
امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) انگیزهها، رفتارها، شیوهها و موارد مصرف اوقاف صورت گرفته توسط این الگوی بشریت در طول تاریخ را موشکافی کرده تا درسها و عبرتهایی برای اصلاح نهاد وقف اتخاذ گردد.
این نوشتار اکتشافی است از «انگیزهها، رفتارها، شیوهها و موارد مصرف اوقاف صورتگرفته توسط امیرالمؤمنین علی(علیه السلام)». نوع پژوهش بنیادی نظری، روش تحقیق کیفی (فقهی، تفسیری، تاریخی و اقتصادی)، روش گردآوری دادهها کتابخانهای، ابزارهای گردآوری دادهها اسنادی، و با روش تجزیه و تحلیل دادهها «تحلیلی- توصیفی» نشان میدهد که «اامام الگوی ممتازی در وقف ارائه میکند».
در زمینه موقوفات ائمه(علیهم السلام) و به ویژه امام علی(علیه السلام) آثار ذیل به نگارش درآمده است:
وقف در سیره پیامبر و امامان شیعه، چنارانی، محمدعلی، مجله: وقف میراث جاویدان» پاییز و زمستان 1381، شماره 39 و 40 (6 صفحه، از 26- 31).
بررسی، شرح و توضیح متن کامل وقف نامه حضرت علی(علیه السلام)، نویسنده : خوشنودی، عفت، مجله:
وقف میراث جاویدان» پاییز و زمستان 1391، شماره 79 و 80 (34 صفحه، از 165- 198).
امام علی(علیه السلام) آن پیرو تمامعیار پیامبر گرامی اسلام در تمامی عرصههای زندگی، بخش
زیادی از اموال خود را وقف کرد. با وجود اینکه، حضرت علی(علیه السلام) از لحاظ مصرف بهشدت زاهدانه رفتار میکرد اما با تلاش تولیدی مبارک خود که در دوران خانهنشینی خود و با کار کشاورزی ثروتی ایجاد کرده بود که درآمد سالانهاش چهل هزار دینار طلا برآورد میشد(1)
هر دینار یک مثقال شرعی و سهچهارم مثقال صیرفی است و معادل 4.265 گرم است. اگر هر گرم طلا 400 هزار تومان باشد هر دینار 1706000 تومان میشود. از اینرو، 4000 دینار معادل میشود با 68240000000تومان که تقریباً میشود: 68 میلیارد تومان (جمعی از پژوهشگران زیر نظر شاهرودی، فرهنگ فقه مطابق مذهب اهلبیت(علیهم السلام)، ج 3، ص 686).
.بدیهی است که ایشان انگیزه خالص الهی از این کار خیرخواهانه، یعنی، وقف داشت؛ چنانکه در یکی از وقفنامههایش آمده است «ابْتِغَاءَ وَجْهِ اللَّهِ وَ الدَّارِ الْآخِرَه» (کلینی، کافی، ج13، ص451، ح13276).
ایشان دو نوع وقف را در زندگی خود انجام دادند که در این قسمت بدان میپردازیم. این دو نوع عبارتند از: 1- وقف عبادی؛ 2- وقف اجتماعی.
منظور از وقف عبادی وقف مسجد و اماکن مشابه، و مراد از وقف اجتماعی نیز وقف مال جهت رفع نیازهای دیگران، اعم از خانواده و دیگر نیازمندان است. از آنجا که ایشان تمامی کارهایشان را با اخلاص کامل و با نیت قرب الهی انجام میدادند ازاینرو، قصد قربت به عنوان شرط کمال در اوقافشان تجلی تام دارد و بدین ترتیب، وقف عبادی و وقف اجتماعی ایشان هر دو عبادت خالص پروردگار عالم میباشند. بنابراین، کسانی که ایشان را الگوی خیرخواهی خویش قرار میدهند طبیعی است که میبایست قصد قربت داشته باشند.
ایشان علاوه بر شرکت در ساخت مسجدالنّبی و مسجد قبا، مطابق نقل ابن شهر
1) . قال فی (المناقب) عن تاریخ البلاذری وفضایل أنَّهُ کَانَتْ غَلَّةُ عَلِیٍّ أَرْبَعِینَ أَلْفَ دِینَارٍ فَجَعَلَهَا صَدَقَةً وَأَنَّهُ بَاعَ سَیْفَهُ وَ قَالَ لَوْ کَانَ عِنْدِی عَشَاءٌ مَا بِعْتُهُ. روی السید ابن طاووس فی (کشف المحجّة) أَنَّ عَلِیّاً(علیه السلام) قَالَ: تَزَوَّجْتُ فَاطِمَةَ(علیها السلام) وَمَا کَانَ لِی فِرَاشٌ وَصَدَقَتِیَ اَلْیَوْمَ لَوْ قُسِمَتْ عَلَی بَنِی هَاشِمٍ لَوَسِعَتْهُمْ وَ قَالَ فِیهِ إِنَّهُ(علیه السلام) وَقَفَ أَمْوَالَهُ وَ کَانَتْ غَلَّتُهُ أَرْبَعِینَ أَلْفَ دِینَارٍ.
آشوب، در مدینه مسجد فتح را ساخت و در مقابل قبر حمزه و میقات و کوفه مساجدی بنا کرد و همچنین جامع بصره و عبّادان را ساخت و کارهای خیریه دیگری انجام داد (ابن شهر آشوب مازندرانی، شرح الکافی، ج2، ص123).
مظهر خیرخواهی و تنوع خدمتگزاری پس از رسول خدا، امیرالمؤمنین(علیه السلام) بود. دربارهاش گفته شد «هرگاه از جهاد فراغت مییافت، به تعلیم مردم و قضاوت در میان آنها میپرداخت و پس از فراغت از اینها در بوستانی که داشت به کار اشتغال میورزید و با این وجود، در همه این حالات یادآور خداوند جلّ جلاله بود» (الحلی، عده الداعی و نجاح الساعی، ص101). ایشان در سیره و سلوک
اقتصادی خود بزرگترین مولّد اقتصادی عصر خود محسوب میشد و با کارهای تولیدی خود، هم بر ثروت جامعه میافزود و هم بستر زیادی برای شغلهای مفید و مولّد برای دیگران فراهم مینمود و هم دیگران را از این خوان گسترده از طریق نهاد وقف، مجّانی بهرهمند میکرد. در حدیثی از امام صادق(علیه السلام) گوشهای از خیررسانی ایشان نقل شده است «آزاد کردن هزار برده، وقف صد هزار درخت خرما، وقفِ املاکی در خیبر، وادیالقری و مزرعههای ابی نیزر، بغیبغه، رباح، ارینه، رَغَد و رزین برای مؤمنین، احداث صد حلقه چاه در زمین ینبع و وقف آن برای حجاج بیتاللَّه الحرام، حفر چندین حلقه چاه در راه مکه، کوفه و...» (ابن شهر آشوب مازندرانی، مناقب آلابیطالب(علیه السلام)، ج2، ص122).
رسول خدا هرچند آغازگر و تشریعکننده وقف بود ولی برای مسائل سیاسی اموال خصوصی غیرمنقولش تحت اختیار حکومت وقت قرار گرفت و اگر هم اسنادی از وقفنامههایش موجود بود مورد اعتنا قرار نگرفت و فقط در دوران خلیفه دوم بود که باغهای هفتگانه در اختیار علی(علیه السلام) قرار گرفت. ازاینرو، بهغیر از جمله جاودانه ایشان در مورد
وقف خلیفه دوم، که «أحبس أصلها و سبّل ثمرها»(1)عبارت دقیقی از ماهیت وقف نداریم. اما پس از ایشان، بهویژه از خلیفه دوم و امیرالمؤمنین علی(علیه السلام)، مورخین نسخههایی از وقفنامههای بسیار دقیق و مستند به ثبت رساندند که منشأ ثبت تمامی اسناد وقفی در جهان اسلام شد (ر.ک الحجیلی، الاوقاف النبویه و اوقاف الخلفاء الراشدین، ص103).
در این قسمت، ابتدا به نصوص صحیح وقفنامههای امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) اشاره میشود، سپس به تبیین ارکان اوقاف حضرت میپردازیم. این سه روایت صحیح، به ترتیب، عبارتند از:
1- امام صادق(علیه السلام) میفرماید «تَصَدَّقَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ عَلِی بْنُ أَبِیطَالِبٍ(علیه السلام) بِدَارِهِ الَّتِی فِی الْمَدِینَه فِی بَنِی زُرَیقٍ» (مجلسی اول، روضه المتقین فی شرح من لایحضره الفقیه، ج11، ص171). این خانه در محله بنیزریق مدینه وقف خانههای حضرت و وارثان آنان شد و در صورت انقراض نسلشان به مسلمانان نیازمند میرسید.
2- امام صادق(علیه السلام) میفرماید: «قَسَمَ رَسُولُ اللهِ(صلی الله علیه و اله)الْفَیءَ فَأَصَابَ عَلِیاً أَرْضٌ فَاحْتَفَرَ فِیهَا عَیناً فَخَرَجَ مِنْهَا مَاءٌ ینْبُعُ فِی السَّمَاءِ کَهَیئَه عُنُقِ الْبَعِیرِ فَسَمَّاهَا عَینَ ینْبُعَ فَجَاءَ الْبَشِیرُ لِیبَشِّرَهُ فَقَالَ بَشِّرِ الْوَارِثَ هِی صَدَقَه بَتّاً بَتْلًا فِی حَجِیجِ بَیتِ اللَّهِ وَعَابِرِ سَبِیلِهِ لَا تُبَاعُ وَلَا تُوهَبُ وَلَا تُورَثُ...» (همان، ص172). زمین مواتی به عنوان فیء و از مسیر مالکیت دولتی و خصوصیسازی توسط رسول خدا به امیرالمؤمنین(علیه السلام) واگذار شد. ایشان چاهی در آن حفر کرده و آن را وقف حجاج خانه خدا [در مسیر حجاج مصری] و رهگذران نیازمند کرد.
3- در صحیحه عبد الرحمن بن الحجاج آمده است «امام کاظم(علیه السلام) وصیتنامه امیرالمؤمنین(علیه السلام) را برایم ارسال فرمود» (همان). این وصیتنامه شامل وقف تقریباً تمامی اموال ایشان و آزادسازی برخی از بردگان میباشد.
اصل انعقاد اوقاف اموال متعدد و گوناگون حضرت علی(علیه السلام) معلوم است. وقفنامهها با
1) . فی روایة النسائی قال: (أحبس أصلها و سبل ثمرها).
«بسماللهالرحمنالرحیم» شروع شده و صیغه وقف هم چون با انگیزه خالص الهی منعقد شده با لفظ صدقه آمده که نشانگر قربی بودن وقف است(1). بدین ترتیب، صیغه وقف با لفظ بیان شده که هرچند به تنهایی ظهور در وقف ندارد اما با قرائنی مانند «لاتباع ولاتوهب ولا تورث» یا «هَذِهِ صَدَقَه وَاجِبَه بَتْلَه»(2)که در این وقفنامههای مکتوب اضافه شده این ظهور اثبات میشود. تاریخ وقفنامه خانه در محله بنیزریق معلوم نیست، ولی تاریخ وصیتنامهای که در آن آزادسازی بردگان و اوقاف حضرت مطرح شده دهم جمادیالاولی سال سی و هفت هجری قمری میباشد(3).
مکان نوشتن هم کوفه بود در جایی به نام مِسْکَن(4). از برخی روایات مربوط به فوران کردن چشمههای بغیبغه و ابونیزر هم فهمیده میشود که وقفشان در همان زمان، یعنی، هنگام خانهنشین شدن حضرت اتفاق افتاد(5).
ایشان در وقفنامه خانه در محله بنیزریق واقف را معرفی میکند «هَذَا مَا تَصَدَّقَ بِهِ عَلِیُّ بْنُ أَبِیطَالِبٍ وَ هُوَ حَیٌّ سَوِیٌّ» و در وصیتنامه (صحیحه عبدالرحمن بن الحجاج) هم ذکر میکند «هَذَا مَا أَوْصَی بِهِ وَ قَضَی بِهِ فِی مَالِهِ عَبْدُ اللَّهِ عَلِی»؛ بدین ترتیب، واقف را بنده خدا علیبن ابیطالب معرفی میکند که در حالت صحت و سلامت و با قصد و اختیار این کارهای خیر را انجام میدهد.
1) . هَذِهِ صَدَقَةٌ وَاجِبَةٌ بَتْلَةٌ (روایت سوم)؛ تَصَدَّقَ بِدَارِهِ الَّتِی فِی بَنِی زُرَیْقٍ صَدَقَةً لَا تُبَاعُ وَلَا تُوهَبُ وَلَا تُورَثُ حَتَّی یَرِثَهَا اللَّهُ الَّذِی یَرِثُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضَ (روایت اول).
2) . قال فی القاموس: صدقة بتلة منقطعة عن صاحبها.
3) . برخی سال سی و نه گفتند.
4) . هذَا مَا قَضی بِهِ عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ فِی أَمْوَالِهِ هذِهِ، الْغَدَ مِنْ یَوْمِ قَدِمَ مَسْکِنَ.
5) . امیر المؤمنین(علیه السلام) بعضی از املاک خود را در مدینه در اوائل وقف نمودند مانند «بغیبغه» و «عین أبی نیزر» که در همان سالی که چشمهها را حفر نمود وقفنامهها را نوشته است و بعضی را در «مسکن» در سال 37 یا 39 نوشتهاند که اواخر عمر آن حضرت بود (احمدی میانجی، مالکیت خصوصی در اسلام، ص 208).
حضرت علی(علیه السلام) از یکسو، به عنوان مفسر شریعت و از سوی دیگر، به عنوان واقفی که «کالشارع فی امر وقف امواله» میباشد برای خودشان اختیاراتی را در امور اوقافشان قائلند.
ایشان تا وقتی که خودشان در قید حیات بودند، خودشان متولی اداره آن بودند و پس از آن، متولی این موقوفهها را امام حسن(علیه السلام)(1)و پس از ایشان امام حسین(علیه السلام)(2)که فرزندان حضرت زهرا(علیها السلام) میباشند معرفی میکنند(3).
جالب این است که چون این دو بزرگوار خودشان مانند پدر بزرگوارشان مفسر دین و عالم به احکام شریعت هستند و از فرزندان زهرای اطهر، از اینرو، بر آنها شرط رعایت حقیقت وقف از سوی واقف موصی، یعنی، امیرالمؤمنین، به آنها نمیشود. اما به دومین نفر از ایندو سفارش می شود که به متولیان بعدی که امام و معصوم نیستند شرط کند که حقیقت وقف را رعایت کنند(4).
در صحیحه عبدالرحمان بن الحجّاج، امام علی(علیه السلام) به عنوان واقف، در سه مورد به متولی اجازه میدهد بخشی از موقوفه یا درآمد موقوفه را بفروشد و تبدیل به احسن کند یک - قضای دین(5)دو - هر گونه مصلحتسنجی درست(6)سه - مصلحت در فروش خانه و توزیع سه ثلث درآمد بین خانوادههای معین(7). مصرف اوقاف توسط ایشان کامل مشخص
1) . فَإِنَّهُ یَقُومُ عَلَی ذَلِکَ الْحَسَنُ بْنُ عَلِیٍّ یَأْکُلُ مِنْهُ بِالْمَعْرُوفِ وَ یُنْفِقُهُ حَیْثُ یَرَاهُ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ فِی حِلٍّ مُحَلَّلٍ لَا حَرَجَ عَلَیْهِ فِیهِ.
2) . وَإِنْ حَدَثَ بِحَسَنٍ حَدَثٌ وَحُسَیْنٌ حَیٌّ فَإِنَّهُ إِلَی الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ وَإِنَّ حُسَیْناً یَفْعَلُ فِیهِ مِثْلَ الَّذِی أَمَرْتُ بِهِ حَسَناً لَهُ مِثْلُ الَّذِی کَتَبْتُ لِلْحَسَنِ وَ عَلَیْهِ مِثْلُ الَّذِی عَلَی الْحَسَنِ
3) . وَإِنِّی إِنَّمَا جَعَلْتُ الَّذِی جَعَلْتُ لِابْنَیْ فَاطِمَةَ ابْتِغَاءَ وَجْهِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ وَتَکْرِیمَ حُرْمَةِ رَسُولِ اللهِ(صلی الله علیه و اله)وَ تَعْظِیمَهُمَا وَتَشْرِیفَهُمَا وَرِضَاهُمَا
4) . وَإِنَّهُ یَشْتَرِطُ عَلَی الَّذِی یَجْعَلُهُ إِلَیْهِ أَنْ یَتْرُکَ الْمَالَ عَلَی أُصُولِهِ وَیُنْفِقَ ثَمَرَهُ حَیْثُ أَمَرْتُهُ بِهِ مِنْ سَبِیلِ اللَّهِ وَ وَجْهِهِ وَ ذَوِی الرَّحِمِ مِنْ بَنِی هَاشِمٍ وَ بَنِی الْمُطَّلِبِ وَ الْقَرِیبِ وَ الْبَعِیدِ لَا یُبَاعُ مِنْهُ شَیْءٌ وَلَا یُوهَبُ وَلَا یُورَثُ.
5) . فَإِنْ أَرَادَ أَنْ یَبِیعَ نَصِیباً مِنَ الْمَالِ فَیَقْضِیَ بِهِ الدَّیْنَ فَلْیَفْعَلْ إِنْ شَاءَ وَلَا حَرَجَ عَلَیْهِ فِیهِ. جالبتر این است که امام حسین(علیه السلام) زمانی لازم بود این مال را برای ادای دین به معاویه بفروشد اما با وجود مجاز بودن بنابر احتیاط در رعایت انگیزه الهی پدرش آن را نفروخت.
6) . وَإِنْ شَاءَ جَعَلَهُ سَرِیَّ الْمِلْکِ.
7) . وَإِنْ کَانَتْ دَارُ الْحَسَنِ بْنِ عَلِیٍّ غَیْرَ دَارِ الصَّدَقَةِ فَبَدَا لَهُ أَنْ یَبِیعَهَا فَلْیَبِعْ إِنْ شَاءَ لَا حَرَجَ عَلَیْهِ فِیهِ.
شد که در مبحث موقوفعلیهم مطرح میشود. امنیت اقتصادی این موقوفات نباید توسط خویشاوندان یا غریبههای دولتی یا خصوصی مخدوش شود(1).
5 - ایشان در وقفنامه این حق را برای متولی قرار داد که به اندازه متعارف از درآمد موقوفه برای مدیریتش برداشت کند(2).
6 - برای رسمی شدن سند وقفنامهای که به خط خودشان نوشته شده چهار نفر از یارانش به عنوان شاهد در نظر گرفته شدند(3).
احادیث نشان میدهند که اموال وقفی امیرالمؤمنین(علیه السلام) حداقل عبارتند از:
یَنبُع(4)
از یکسو، بزرگترین درّه در حجاز شمالی(5)، و از سوی دیگر، شهرستانی است در حجاز و عربستان سعودی که امروزه شامل سه شهر یا منطقه اصلی است «ینبع النخل»[شهر کشاورزی]، «ینبع البحر»[شهر ساحلی]، و «ینبع الصناعیه»[شهر صنعتی]. کتب قدیمی و تاریخی که از ینبع نام میبرند منظورشان همین «ینبع النخل» است (ر.ک شراب، فرهنگ اعلام جغرافیایی، ص77) که 50 کیلومتر با «ینبع البحر»و 150 کیلومتر با
1) . صحیحه سوم: وَلَا یَحِلُّ لِامْرِئٍ مُسْلِمٍ یُؤْمِنُ بِاللهِ وَالْیَوْمِ الْآخِرِ أَنْ یَقُولَ فِی شَیْءٍ قَضَیْتُهُ مِنْ مَالِی وَلَا یُخَالِفَ فِیهِ أَمْرِی مِنْ قَرِیبٍ أَوْ بَعِیدٍ؛ صحیحه دوم: فَمَنْ بَاعَهَا أَوْ وَهَبَهَا فَعَلَیْهِ لَعْنَةُ الله وَالْمَلائِکَةِ وَ النّاسِ أَجْمَعِینَ لَا یَقْبَلُ اللهُ مِنْهُ صَرْفاً وَلَا عَدْلًا.
2) . یَأْکُلُ مِنْهُ بِالْمَعْرُوفِ وَ یُنْفِقُهُ حَیْثُ یَرَاهُ اللهُ عَزَّوَجَلَّ فِی حِلٍّ مُحَلَّلٍ لَا حَرَجَ عَلَیْهِ فِیهِ.
3) . شَهِدَ أَبُو شِمْرِ بْنُ أَبْرَهَةَ وَصَعْصَعَةُ بْنُ صُوحَانَ وَ یَزِیدُ بْنُ قَیْسٍ وَ هَیَّاجُ بْنُ أَبِی هَیَّاجٍ وَ کَتَبَ عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ بِیَدِهِ.
4) . بالفتح ثم السکون، و الباء الموحدة مضمومة، وعین مهملة، بلفظ ینبع الماء، هنگامی که کوه رضوی را در غرب مدینه به سمت دریا پایین رفتی حدود 33 کیلومتر بعد به ینبع میرسی. ینبع لبنی حسن بن علیّ و کان یسکنها الأنصار وجهینة ولیث، وفیها عیون عذب غزیرة... ینبع حصن به نخیل و ماء و زرع و بها وقوف لعلیّ بن أبی طالب، رضی اللّه عنه، یتولاها ولده (حموی بغدادی، معجم البلدان، ج 5، ص 450).
5) . the delta of Wadi Yenbo, the largest valley of Northern Hejaz(T.E. Lawrence, Seven Pillars ofWisdom, Gutenberg of Australia eBook 0100111h.html, 1921, p. 257).
مدینه منوره فاصله دارد(1).
مطابق نقل افراد محلی، موقوفات امیرالمؤمنین(علیه السلام) در جنوب «ینبع النخل» قرار دارد(2)
و جاسر میگوید هنوز هم این نام بر زمین وسیع و خالی از سکنهای که در آنجا است، اطلاق میشود (همان، ص 77). بر طبق اسناد تاریخی، این اموال عبارتند از:
امام علی(علیه السلام) در ینبع بُغَیبَغات را به وجود آورد و آن چهار چشمه و به تبع آن، چهار مزرعه و باغ است:
اول بغیبغه [ب غ ب غ] گویی کوچکنمای بغبغه باشد، که گونهای آهنگ پرنده است. نام چاهی کم گودال است. ابن اعرابی گوید «بغیبغ» آبی با گودی یک قامت یا مانند آن است (حموی بغدادی، معجم البلدان، ج1، ص 469). ابن شبه قائل است که این اولین کاری است که از علی(علیه السلام) در ینبع ایجاد شده و بلافاصله هم آن را وقف کردند (ابن شبه، تاریخ المدینه المنوره ، ج 1، 220).
دوم، سوم و چهارم خَیف(3)
الاراک، خیف لیلی و خیف بسطاس که در آنجا نخلستان و چشمهسارهایی است (ر.ک: همان، ج 1، ص 222).
سه دیدگاه درباره ابو نیزر هست:
یک - دیدگاه ابن حَجَر، او فرزند نجاشی پادشاه حبشه بود که به حجاز آمد و اسلام آورد، و همراه پیامبر بود و ایشان مخارجش را میپرداخت. سپس با فاطمه(علیها السلام) و آنگاه با فرزندان ایشان بود. او حفاظت دو مزرعه علی(علیه السلام) در ینبع با نامهای بغیبغه و عین ابی نیزر را بر عهده داشت (ر.ک احمدی میانجی، مکاتیب الأئمه(علیهم السلام)، ج2، ص350).
دو - دیدگاه حلبی در سیره نبوی، علی(علیه السلام) او را در حالی که کودک و برده تاجری در مکه
بود خرید و به جهت خوبی پدرش نسبت به مهاجرین مسلمان به حبشه، او را آزاد کرد. البته، او از موالی و دوستداران ایشان شد و گفته شده که حبشیها وقتی از او اطلاعی بهدست آوردند هیئتی برای پادشاه کردنش فرستادند، ولی او امتناع کرد و گفت «بعد از نعمت اسلام دنبال پادشاهی نیستم». او یکی از بلندقامتترین و زیباترین افراد بود (همان، ص351).
سه - دیدگاه سید محسن امین جمع بین دو دیدگاه سابق آن است که علی(علیه السلام) ابونیزر را از تاجر مکی خرید و آزادش ساخت، سپس او را نزد پیامبر گرامی آورد و او مسلمان شد و نزد ایشان تا هنگام رحلتشان ماند، آنگاه به خانه علی(علیه السلام) منتقل شد و در خدمت فاطمه و فرزندانش بود، و پس از آن، مراقب بغیبغه و عین ابو نیزر گردید (ر.ک: امین، اعیان الشیعه، ج1، ص435).
ابو نیزر ماجرای حفر این چشمه را چنین گزارش داده است «زمانی که من متصدی دو کشتزار عین ابی نیزر و بْغیبغه بودم، روزی امیرمومنان(علیه السلام) نزد من آمد... کلنگ را برداشت و به درون چاه رفت و شروع به کندن کرد؛ ولی آبی نمیجوشید. امام [در حالی که عرق از سر و رویش جاری بود برای رفع خستگی] از چاه بیرون آمد، عرق از پیشانی پاک کرد، کلنگ را برداشت و دوباره وارد چاه شد.
چنان ضربههای محکمیبر چاه میکوبید که صدای »هُما هِم« او به گوش میرسید. ناگهان آب مانند گردن شتر فوران کرد. [امام] به سرعت از چاه بیرون آمد و فرمود خداوند را شاهد میگیرم کهاین آب وقف است...مگر اینکه حسن و حسین بدان محتاج شوند که در این صورت، فقط برای ایندو آزاد است» (ر.ک: السمهودی، وفاء الوفاء بأخبار دار المصطفی، ج4، ص120). در همین رابطه، ابن هشام مینویسد «حسین مدیون شد و معاویه در قبال مزرعه ابو نیزر حاضر به پرداخت دویستهزار دینار شد ولی او از فروشش امتناع کرد» (همان).
اموال دیگری که در اسناد تاریخی ذکر شده است:
از آنجا که در صحیحه عبدالرحمن بن الحجّاج آمده که «أَنَّ مَا کَانَ لِی مِنْ مَالٍ بِینْبُعَ یعْرَفُ
لِی فِیهَا وَمَا حَوْلَهَا صَدَقَه وَ رَقِیقَهَا»، لازم است حداقل نام برخی از اموال ایشان را در این منطقه ذکر کنیم، این اموال عبارتند از عین البُحَیر؛ عین نولا؛ عین الحَدَث؛ وعین العصیبه (ر.ک: ابن شبه، تاریخ المدینه المنوره، ج1، ص 221 و 223).
وادی القری منطقهای است میان مدینه و تبوک که چون قریههای زیادی داشته، بدین نام خوانده شده است. در صدر اسلام از بزرگترین شهرهای حجاز پس از مکه، مدینه و یمامه بوده و دارای نخلستان نیز بوده است (ابن حوقل، صوره الارض، ج1، ص31). بزرگترین شهر فعلی آن، شهر «العُلا» است که در 350 کیلومتری شمال مدینه قرار دارد. امروزه بهنام «وادیالعُلا» معروف است (ر.ک: شراب، فرهنگ اعلام جغرافیایی، ص317). پس از خیبر و فدک، در سال هفتم هجری با جنگ از تصرف یهودیان خارج شد و خمس آن در اختیار پیامبر گرامی اسلام قرار گرفت (ر.ک: قدامه بن جعفر، الخراج و صناعه الکتابه، ص261). احتمالاً زمینهایی در اختیار اهل بیت عصمت و طهارت قرار گرفته باشد.
در صحیحه آمده «مَا کَانَ لِی بِوَادِی الْقُرَی کُلُّهُ مِنْ مَالٍ - لِبَنِی فَاطِمَه وَ رَقِیقُهَا صَدَقَه»؛ سه معنا محتمل است:
یک - مالکیت این اموال برای فرزندان فاطمه بوده ولی از آنجا که حضرت اختیار اموال را داشته فقط بردگانش را وقف کرد [ما کان لی بوادی القری کُلُّهُ مِنْ مَالٍ - لِبَنِی فَاطِمَه (جمله خبریه) وَ رَقِیقُهَا صَدَقَه (جمله انشائیه)](1).
دو - مالکیت این اموال برای حضرت بود و تمام اموال و بردگان را وقف فرزندان فاطمه به عنوان موقوفعلیهم کرد[ما کان لی بوادی القری... و رقیقِها صدقه (تنها جمله انشائیه)](2).
و جمله اسمیه معترضه و خبریه «کُلُّهُ مِنْ مَالٍ - لِبَنِی فَاطِمَه» حال است.
سه - مالکیت این اموال برای حضرت بود ولی آن را از طریق هبه یا وقف برای فرزندان
فاطمه قرار داد و بردگان را هم وقف کرد[ما کان لی بوادی القری کُلُّهُ مِنْ مَالٍ - لِبَنِی فَاطِمَه (یک جمله انشائیه) وَ رَقِیقُهَا صَدَقَه (جمله انشائیه دوم)].
البته، در روایت ابن شبه آمده «ثلثه مال ابنی»(1)
(ابن شبه، تاریخ المدینه المنوره، ج1، ص226)، یعنی، «یکسوم آن اموال متعلق به دو پسرم میباشند».
مطابق نقل ابن شبه، موقوفات امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) در وادی القری «عین ناقه» یا «عین حسن» و عین زمین مواتی بودند. این املاک موقوفه مدتی توسط برخی از اهالی غصب شد ولی حمزه بن حسن بن عبیدالله بن العباس بن علی توانست آنها را به حالت وقفی برگرداند (همان، ج1، ص223).
نام این مکان در روایات با اختلاف ذکر شده است. صحیحه عبدالرحمن بن الحجّاج موقوفات بعدی امیرالمؤمنین را اموال و بردگان منطقه دیمه ذکر میکند «مَا کَانَ لِی بِدَیمَه وَأَهْلُهَا صَدَقَه». نسخه تهذیب الاحکام «دعه» دارد «وَمَا کَانَ لِی بِدَعَه وَ أَهْلِهَا صَدَقَه» (طوسی، تهذیب الأحکام، ج 9، ص146). نسخه مشابه این حدیث که ابن شبه نقل کرده وادی تَرعه است(2)
(ابن شبه، تاریخ المدینه المنوره، ج1، ص226).
از آنجا که این نامها به جز تَرعه تفسیر روشنی ندارند، صاحب کتاب مکاتیب الائمه درباره این مکانها به تفسیر سمهودی به نقل از ابن شبه اعتماد کرده و در نهایت مینویسد «والظَّاهر أنَّ الصَّحیح هو
ترعه» (احمدی میانجی، مکاتیب الأئمه(علیهم السلام)، ج2، ص363).
مطابق اطلاعات امروز کشور عربستان سعودی، تَرعه روستایی است در شهرستان عیص، در شمال غربی استان مدینه. عیص در فاصله 250 کیلومتری مدینه منوره قرار دارد (ر.ک: ویکیپدیا عربی، ذیل واژه العیص). مطابق همین اطلاعات، ترعه نام وادی
[خشکرود] و کوهی است که در این شهرستان قرار دارد. این روستا در نقشه زمین گوگل نیز مشاهده میشود که در شرقش شهرک شَجْوی، و در غربش شهرک القراصه هست که این شهرک به عیص نزدیک است(1).
این اطلاعات با دادههای سمهودی و ابن شبه سازگار است. سمهودی مینویسد «ترعه واد یلقی اِضَم من القبله» (السمهودی، وفاء الوفاء بأخبار دار المصطفی، ج4، ص38). اِضَم(2)مهمترین وادی میان مدینه و دریا است. اضَم خشکرود یا وادیی است که مدینه در آن واقع است. این وادی را در نزدیک مدینه قَنات(3)گویند و در نزد سَدّ، شَظات(4)و در پایین تا برسد به دریا اضم نامیده میشود. در سمت شمال غربی در رود بُطْحان و عقیق، در زَغابه میریزند و زَغابه را بعد از آن اضَم نامند (احمد العلی، حجاز در صدر اسلام، ص86).
البته، مکانی به نام دیمه نداریم، ولی دو مکان به نام «دیسه» در دو استان تبوک و مدینه
1) . تقع محافظة العی--ص فی شمال غرب الجزیرة العربیة وتحدیداً شمال غرب المدینة المنورة علی بعد 250 کیلو متراً عن طریق تجارة قریش المتجهة إلی الشام - قدیماً - والمسمی بطریق مأرب بتراء، ویحدها من الغرب مدینة أملج [امّ لجّ] علی بعد 100 کیلومتر، ومن الشمال مدینة العلا علی بعد 190 کیلو متراً، ومن الجنوب الغربی مدینة ینبع علی بعد 180 کیلو متراً ومن الشرق مدینة خیبر 100کم وتتمیز بموقعها الجغرافی من حیث کونها تقع عند ملتقی مجموعة من الطرق القدیمة والحدیثة (ویکیپدیا).
2) . اضَم: محل اجتماع سیلهای وادیهای بطحان و قنات و عقیق [خشکرودها و وادیهای شهرستان مدینه منوره] است که سیل واحدی به وجود میآورد و در میان دو بندر وجه و املج (اُمّ لجّ) به دریای سرخ میریزد (ر.ک: شراب، فرهنگ اعلام جغرافیایی، ص 48).
3) . از وادیهای مدینه است که از میان مدینه و احد میگذرد. از بههم پیوستن این وادی با وادیهای بطحان و عقیقِ مدینه، وادی اضم بهوجود میآید. این سه وادی شهر مدینه را از هر طرف درمیان گرفتهاند. وادی اضم در جنوب شهر الوجه به دریای احمر میریزد (شراب، فرهنگ اعلام جغرافیایی، ص321).
4) . شظاة: وادی قنات (در مدینه) بعد از سدّ عاقول تا روبهروی کوه احُد را شظاة گویند و از آنجا تا محلّ تلاقی قنات با عقیق و بطحان بهنام قنات موسوم است و پس از آن را اضم میگویند. اینها نامهایی قدیمی است، اما امروزه بالای وادی قنات را وادی عاقول میگویند و بخش نزدیک به آرامگاه حضرت حمزه بهنام ایشان خوانده میشود و محلّ اجتماع و تلاقی وادیهای مدینه را «الخُلیل» مینامند و از سد تا دریا را وادی حمض میگویند (شراب، فرهنگ اعلام جغرافیایی، ص 209).
وجود دارند. از آنجا که «دیمه» با «دیسه» در نوشتارهای عربی ممکن است مشتبه شود، ازاینرو، محققان حجازی جغرافیای اسلام میتوانند در این موضوع تحقیق کنند. تحقیق ابتدایی نگارنده این است که دیسه تبوک زیباترین و خوش آب و هواترین روستای گردشگری استان تبوک است، ولی فاصلهاش تا مدینه منوره بسیار زیاد است(1)
و با دادههای سمهودی سازگار نیست؛ ولی دیسه عیص نام دشتی است در شهرستان عیص (ر.ک: ویکیپدیا عربی، ذیل واژه العیص یا محافظه العیص [فرمانداری عیص]).
موقوفات بعدی امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) که در صحیحه عبدالرحمن بن الحجّاج نام برده شده اُذَیْنَه است «مَا کَانَ لِی بِأُذَینَه وَ أَهْلُهَا صَدَقَه». مطابق نقل حموی بغدادی، اُذَیْنَه نام وادی یا خشکرودی از وادیهای قَبَلِیّه از ناحیه فُرْع در مسیر بین مدینه منوره و ینبع است که سیلابش به ینبع غور، و به خشکرودهای مدینه قَبَلِیّه نامیده میشود (ر.ک: احمدی میانجی، مکاتیب الأئمه(علیه السلام)، ج2، ص326). نام دیگر این وادی «تَیتَد» است و مطابق نقل زمخشری از سیدعلی علوی نخلستانهای وقفی رسولالله(صلی الله علیه و اله)در آنجا قرار دارد (حموی بغدادی، معجم البلدان، ج 2، ص 65).
امروزه اثری از نام اذینه در جغرافیای عربستان سعودی نیست ولی شهرستان فُرْع (بلدیه وادی الفُرْع) در حدود 120 کیلومتری جنوب مدینه منوره با روستای تاریخی معروفی چون الفقیر[140 کیلومتری مدینه منوره] که از موقوفات امیرالمؤمنین(علیه السلام) ممکن است باشد به عنوان بزرگترین روستای فُرْع وجود دارد(2). خشکرود یا وادی الفُرْع نیز هنوز در نقشه گوگل
1) . http://www.startimes.com/?t=28882286
2) . قال الدکتور إبراهیم بن عبد الله آل عبد الرزاق رئیس المجلس البلدی ورئیس بلدیة وادی الفرع: منطقة وادی الفرع هی جزء من منطقة المدینة المنورة ووادی الفرع یقع جنوب المدینة المنورة علی طریق جدة مکة المدینة السریع طریق الهجرة والفرع منطقة مترامیة الأطراف ومساحتها حوالی 74 آلف کیلومتر مربع وهی منطقیة جبلیة وبها امتدادات کثیرة من جبال السروات کما تحتوی علی أودیة عمیقة جارفة وتتأثر کثیرا أثناء هطول الأمطار وانجراف السیول. وادی الفرع یعتبر هو عاصمة القری المجاورة له وأکثر من 40 قریة وهجرة تتبع وادی الفرع منها خمسة قری تعتبر هی أکبر القری والمرکز الإداری لوادی الفرع هو (الفقیر) ثم بعد ذلک الیتمة والأکحل وأبو ضباع وأم العیال والمضیق والریان والیسیرة هذه تقریبا أکبر تجمعات المنطقة. العدد الإجمالی لا یزید عن 45 الف نسمة ولا ینقص عن 40 الف نسمة. وادی الفرع یتمیز بکثرة العیون الجاریة فیه وهذه العیون لها تاریخ طویل یصل لأکثر من 500 سنة وهی ما زالت تصب الماء العذب من تحت الجبال ومنها عین تقع بقریة أم العیال وممکن استثمار هذه العیون من قبل القائمین علی السیاحة وحسب علمی أن هناک خطة سیاحیة شاملة علی مستوی المملکة بما فیها منطقة وادی الفرع للاستفادة من کل المعالم من عیون وخلافه (http://www.albdarain.com/showthread.php?t=4406).
از جنوب این شهر به سمت مدینه منوره ترسیم شده است. مطابق گزارش معجم البلدان، «الفُرْع» قریهای است از نواحی مدینه در سمت چپ سقیا(1)
که تا مدینه هشت برید[مرحله سفر] راه است و در مسیر مکه [مسیر قدیم مکه به مدینه] قرار دارد، و برخی نیز گفتند که چهار شب تا مدینه فاصله دارد (ر.ک: حموی بغدادی، معجم البلدان، ج4، ص252).
موقوفات بعدی امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) که در صحیحه عبدالرحمن بن الحجّاج نام برده شده فُقَیران میباشد «وَالْفُقَیرَینِ کَمَا قَدْ عَلِمْتُمْ صَدَقَه فِی سَبِیلِ اللَّهِ». هرچند در نسخههای متعدد این حدیث نامهای عمدتاً تصحیفشده(2)و نیست بلکه مانند «العفرتین»، «القفرین»، «الغفرتین»، «القفیرتین»، «العفرس»، «الفقرتین»، و «الفقیرتین» وجود دارد (ر.ک: کلینی، کافی، ج13، ص449)، اما آنچه میتوان درباره این فقره از حدیث بیان کرد این است که واژه «الفقیران» یا «الفُقَیران» صحیح است؛ زیرا اولاً از امام صادق(علیه السلام) نقل شده که
1) . سقیا تقریباً در مسیر هجرت نزدیک چشمه تعهن قرار دارد و این مسیر نزدیک وادی الفرع و به موازات آن قرار دارد (ر.ک: اطلس تاریخ شیعه، مؤسسه علمی فرهنگی اطلس تاریخ شیعه).
2) . أقول الَّذی ذکرته کتب الأماکن والبقاع هو الفقیر، والفُقَیْرَیْن، کما فی الکافی، ونقل فی البحار عنه، ولکن فی التَّهذیب «القصیرة»، وفی الوسائل عنه «القصیرتین»، وفی روضة المتقین «القفیزتین»، وفی تکملة المنهاج عن مرآة العقول «العفیرتین»، وعن بعض النُّسخ «الفقرتین»، ولم أتحقق هذه کلّها، وأظنّها تصحیفاً من النُّسَّاخ، کما قال العلّامة المجلسی رحمه الله فی البحار: الظَّاهر أنَّ أکثر هذه الأسماء ممَّا صحّفه النُّسّاخ وإن قاله فی أسماء صدقات النَّبیّ (صلی الله علیه و آله)، ولکنَّه جار هنا أیضاً (احمدی میانجی، مکاتیب الأئمه، ج2، ص 371).
پیامبر گرامی(صلی الله علیه و اله)به امیرالمؤمنین(علیه السلام) چهار قطعه زمین به نامهای فقیران[دو قطعه]، بئر قیس و شجره واگذار کرد(1)
(مجلسی، مرآه العقول فی شرح أخبار آل الرسول، ج23، ص83). ثانیاً جغرافیا شناسان مسلمان درباره چنین نامی اظهار نظر کرده و جایگاهش را هرچند به نحو مبهم مشخص کردهاند. یک احتمال این است که این دو موقوفه در جنوب شرقی شهر مدینه منوره، نزدیک محل اسکان یهود بنیقریظه باشد(2). حجیلی از عباسی در کتاب «عمده الاخبار» نقل میکند «فقیر متعلق به علیبنابیطالب(علیه السلام) بود و امروزه [زمان حیات نویسنده] به بنیحسن، بیت شریف والیان مکه تعلق دارد. این موقوفه در غرب باغ سید محسنبن محمد شدقمی مدنی از شرفای بنیحسن در مدینه ... و در وسط محله عوالی قرار دارد...» (الحجیلی، الاوقاف النبویه و اوقاف الخلفاء الراشدین، ص 356). حجیلی در ادامه به نقل از سید طرابزونی، ناشر و حاشیهنویس بر کتاب فوق، مینویسد «فقیر امروزه به این نام شناخته میشود و وقف آل حماد در عالیه است» (همان).
احتمال دیگر این است که فقیر مورد بحث در حدیث، نام بزرگترین روستای شهرستان فُرْع از توابع استان مدینه در حدود 140 کیلومتری مدینه منوره باشد(3)
(ر.ک شراب، فرهنگ
1) . قال البلاذری: وحدثنی الحسین بن الأسود، قال حَدَّثَنَا وَکِیعٌ، قَالَ : حدَّثَنَا حَسَنُ بْنُ صَالِحٍ، عَنْ جَعْفَرٍ أَنَّ النَّبِیَّ صلی الله علیه وسلم أَقْطَعَ عَلِیًّا الفقیرین، وبئر قَیْسٌ , وَالشَّجَرَةُ. وحدثنی الحسین عن یحیی بن آدم عن الحسن بن صالح، عن جعفر بن محمد مثله (البلاذری، فتوح البلدان ، ص 23).
2) . الفَقِیر ضدُّ الغنیِّ، اسم موضعین قرب المدینة، یقال لهما: الفقیران، وعن جعفر الصَّادق رضی الله عنه: «أنَّ النَّبیّ(صلی الله علیه و اله)أقطع علیَّاً» رضی الله تعالی عنه أربع أرضین: الفقیرین، وبئر قیس، و الشجرة، و قیل: الفقیر اسم بئر بعینها، قاله المجد، و بعالیة المدینة حدیقة تعرف بالفُقَیر بالضّمّ تصغیر الفَقِیر بالفتح. و نقل ابن شَبْة فی صَدَقَة علیّ رضی الله عنه أنَّ منها الفُقَیْرَیْن بالعالیة، وأنَّه ذکر أنَّ حسناً أو حُسَیناً باع ذلک، فتلک الأموال متفرّقة فی أیدی النَّاس، ثُمَّ حکی کتاب الصَّدقة نصّاً، و لفظه: «والفَقِیر لِی کما قَد عَلِمتمُ صَدَقَةٌ فی سبیلِ اللَّهِ». ثُمَّ ذکر تسویغ البیع لکلّ من الحسن والحسین دون غیرهما، وسبق فی الصَّدقات بمکاتبة سَلْمانَ سیّدَه القرظی علی أن یُحْیی له ذلک النَّخل بالفقیر، فالظَّاهر: أنَّه المعروف الیوم بالفقیر قرب بنی قریظة، وإن کان أصله مکبّراً فقد صغروه کما صغّروا الشَّجرة فیقولون فیها «الشُجَیرَة» کما سبق (السمهودی، وفاء الوفاء، ج4، ص128).
3) . الفقیر: اسم موضعین قرب المدینة یقال لهما: الفقیران. و فی عالیة المدینة مکان یعرف: «الفقیر»، و قال ابن شبة: إن «الفقیرین» بالعالیة من المدینة. و الفقیر أیضا: من قری الفرع(شراب، المعالم الأثیره فی السنه والسیره، ص218).
اعلام جغرافیایی، ص 305). بنابر اینکه هم نزدیک مدینه است و هم در منطقه عالیه. زیرا اعراب آنچه که در سمت نجد است عالیه گویند و آنچه که در سمت تهامه [غرب حجاز و کناره ساحل دریای سرخ] است سافله گویند. به طور مثال، شهرهای مدینه و طائف از نجد و عالیه هستند و مکه از سافله (ر.ک حموی بغدادی، معجم البلدان، ج2، ص137)(1). از سوی دیگر، شاهدی بر این احتمال آن است که این شهرستان شیعه زیاد دارد و برخی از روستاهای دیگر آن همچون امالعیال از موقوفات حضرت زهرا(علیها السلام) و متعلق به اهل بیت عصمت و طهارت میباشند.
محققان درباره موقوفات دیگر حضرت علی(علیه السلام) نامهایی را در شهرها و روستاهای اطراف مدینه منوره ذکر میکنند. در این قسمت، فقط به ذکر این نامها و مکانها اشاره کرده و خوانندگان محترم را به کتب این محققان ارجاع میدهیم.
مرحوم آیتالله احمدی میانجی در مکاتیبالائمه این موقوفات را بهترتیب ذیل یاد میکند «سویقه» نزدیک مدینه منوره که امروزه سویق نامیده میشود؛ «بئر الملک» نزدیک وادی قنات مدینه منوره [شمال شرقی شهر]؛ «بئر قیس»(2)و «الشَّجره»(3)
که از اقطاعات رسولالله(صلی الله علیه و اله)به علی(علیه السلام) است؛ «حرّه الرَّجْلَی» در شمال مدینه منوره در شهرستان خیبر که
1) . البته، اگر عالیه با قرینه شهر مدینه ذکر شود همان منطقه عوالی مدینه منوره تلقی میشود (ر.ک: شراب، المعالم الأثیره فی السنه والسیره، ص185).
2) . ابن شبه آن را در حرّة الرجلاء میداند و بلاذری و حموی بغدادی و دیگران آن را در مدینه منوره (ر.ک: الحجیلی، الاوقاف النبویه و اوقاف الخلفاء الراشدین، ص334).
3) . معروف به ذوالحلیفه و آبار علی: منطقه شجره از مناطق کشاورزی بوده و بیتردید علیبن ابیطالب در آنجا چاههایی زده بود که به آبیاری مزارع بینجامد و شهرت آبار علی نمیتواند غیر از این مُستند [حدیث منقول سابقالذکر از امام صادق(علیه السلام) در مورد اقطاع]، دلیل تاریخی - جغرافیایی دیگری داشته باشد (نجفی، مدینه شناسی، ج1، ص266).
دو وادی حمراء [وقف مشاع] و وادی بیضاء از موقوفات ایشان است(1)
و «القصیبه» در فدک [شمال شرقی مدینه منوره در استان حائل] (ر.ک: احمدی میانجی، مکاتیب الأئمه(علیهم السلام)، ج2، ص371-372).
علاوه بر موقوفات فوق، نامهای دیگری نیز از ابن شبه در تاریخ مدینه منوره ذکر شده است «الادبیة» در وادی اِضَم(2)و «رَعْیَه» و «الأسحَن» در منطقه فدک (ر.ک: ابن شبه، تاریخ المدینه المنوره، ج1، ص 223- 225).
بدین ترتیب، امیر مؤمنان علی(علیه السلام) موقوفات متنوعی داشته که میتوان آنها را در 5 دسته مسجد، برده، خانه، زمین کشاورزی اعم از مزرعه و باغ، و چشمه یا چاه تقسیمبندی کرد.
جهت استفادهکننده از وقف و مرتبط با مصارف یا موقوفعلیهم در وقفنامههای حضرت علی(علیه السلام) بهترتیب عبارتند از:
فی سبیل الله(3)
فرزندان فاطمه3؛ فرزندان علی(علیه السلام) (4)خویشاوندان اعم از بنیهاشم، بنیالمطلب، آل ابوطالب، و خویشاوندان دور و نزدیک(5)
(ر.ک مجلسی اول، روضه المتقین فی شرح من لا یحضره الفقیه، ج11، ص173)؛ خالههای حضرت و فرزندانشان؛ فقرای مسلمین (همان، ص 171)(6)حجاج خانه خدا؛ در راهماندگان (همان، ص 172)(7).
1) . چشمههای وقفی حضرت در حرة الرجلاء عبارتند از: ذات کمات؛ ذوات العشراء؛ قعین؛ معید؛ و رعوان (ر.ک: ابن شبه، تاریخ المدینه المنوره، ج1، ص224).
2) . و«الأدبیة» بالإضم، فسمعت أن حسنا أو حسینا بن علی باع ذلک کله فیما کان من حربهم، فتلک الأموال الیوم متفرقة فی أیدی ناس شتی.
3) . یُنْفَقُ فِی کُلِّ نَفَقَةٍ یُبْتَغَی بِهَا وَجْهُ اللهِ فِی سَبِیلِ اللهِ وَ وَجْهِهِ
4) . لبنی (ابنی - خ) فاطمة من صدقة علی مثل الذی لبنی علی
5) . وذوی الرحم من بنی هاشم وبنیالمطلب، والقریب والبعید.... فَإِنَّهُ یُقَسِّمُهَا ثَلَاثَةَ أَثْلَاثٍ - فَیَجْعَلُ ثُلُثاً فِی سَبِیلِ اللهِ - وَ یَجْعَلُ ثُلُثاً فِی بَنِی هَاشِمٍ وَ بَنِی الْمُطَّلِبِ - وَ یَجْعَلُ ثُلُثاً فِی آلِ أَبِی طَالِبٍ -
6) . وَأَسْکَنَ هَذِهِ الصَّدَقَةَ خَالاتِهِ مَا عِشْنَ وَ عَاشَ عَقِیبُهُنَّ فَإِذَا انْقَرَضُوا فَهِیَ لِذَوِی الْحَاجَةِ مِنَ الْمُسْلِمِینَ
7) . فِی حَجِیجِ بَیْتِ اللَّهِ وَ عَابِرِی سَبِیلِ اللهِ.
در ادبیات دینی از صرف مازاد وقت و ثروت خود برای دیگران، اعم از خدا، دین، انسان و طبیعت به «معروف» یاد میشود.
امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) پیچیدگیهای ابعاد وقف را به تصویر کشید.
وقف عبادی مانند وقف مساجد، مشاهد مشرفه، حسینیهها، مهدیهها و دیگر اماکن مذهبی:
ایشان در ساخت این اماکن مشارکت فعال داشته و سنگ بنا و جهتگیری صحیح مساجد و دیگر اماکن مقدسه را تعیین میکنند. در وقف مساجد و دیگر اماکن مقدسه باید دو شرط اساسی «پاکبودن هدف»(1)
و «پاکبودن حامیان»(2)آنها رعایت شود.
مساجد و دیگر اماکن مقدسه کالاهایی عمومی هستند که معمولاً همه مایلند بدون زحمت و هزینهای از آنها استفاده کنند اما بهتر است با استفاده از الگوی علوی در این امور پیشگام بود.
وقف اجتماعی:
اگر امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) از تمام داراییهای معنوی و مادی خود گذشت نمیکردند هرگز پیروانشان حاضر نمیشدند مقداری از داراییهای معنوی و مادی خود را در راه خدا و پیشرفت دین و جامعه صرف کنند.
عقلانیت کامل عمل در وقف اقتضا دارد که با انگیزه خالص الهی انجام پذیرد؛ زیرا عمل صالح (حسن فعلی) و ایمان (حسن فاعلی) با همدیگر موجب محبوبیت در نزد خالق و مخلوق میشود. هر ثروت مشروعی را که اصل و فرعی دارد مجازیم وقف کنیم،
اعم از اینکه مازاد بر نیاز ما باشد یا تشخیص بدهیم که دیگران نیازمندترند هرچند که خودمان هم نیازمندیم. بهتر است متولی وقف خود واقف یا کسی باشد که کاملاً با اهداف واقف همسو و سازگار باشد. در چارچوب شرع، واقف هر شرطی را در راستای مصالح موقوفه، موقوفعلیهم و حتی خودش مادامی که خودخواهی محسوب نشده و حقیقت وقف رعایت شود میتواند در ضمن وضع وقف جعل کند. امنیت اقتصادی موقوفات نباید توسط خویشاوندان یا غریبههای دولتی یا خصوصی مخدوش شود. این حق برای متولی هست که به اندازه متعارف از درآمد موقوفه برای مدیریتش برداشت کند.
بهتر است برای رسمی شدن وقفنامه تمامی امور لازم در قراردادهای شرعی و قانونی اعم از ذکر نام خدا، مشخصات واقف، متولی، ناظر، شاهدان، موقوفه و موقوفعلیهم و طبقات آنها و دیگر موارد لازم رعایت شود.
بهترین وقف اجتماعی وقفی است که گرایشهای ذیل را رعایت کند: محبت اهلبیت عصمت و طهارت(علیهم السلام)
img20.png؛ محبت والدین فقیر؛ محبت برادران و خواهران فقیر؛ محبت خویشاوندان فقیر؛ محبت همسایگان فقیر؛ محبت دانشمندان ربّانی و خیرخواهان مؤمن؛ محبت به رفع نیازهای جامعه اسلامی(1).
متولی موظف است بعد از استثنا کردن مخارج نگهداری و درآمدزایی موقوفه، اقدام به پرداخت درآمد آن به موقوف علیهم کند.
1) . عَنْ أَنَسٍ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللهِ(صلی الله علیه و آله): أَ لَا أُنَبِّئُکُمْ بِخَمْسَةِ دَنَانِیرَ بِأَحْسَنِهَا وَ أَفْضَلِهَا قَالُوا بَلَی قَالَ أَفْضَلُ الْخَمْسَةِ الدِّینَارُ الَّذِی تُنْفِقُهُ عَلَی وَالِدَتِکَ وَأَفْضَلُ الْأَرْبَعَةِ الدِّینَارُ الَّذِی تُنْفِقُهُ عَلَی وَالِدِکَ وَأَفْضَلُ الثَّلَاثَةِ الدِّینَارُ الَّذِی تُنْفِقُهُ عَلَی نَفْسِکَ وَأَهْلِکَ وَأَفْضَلُ الدِّینَارَیْنِ الدِّینَارُ الَّذِی تُنْفِقُهُ عَلَی قَرَابَتِکَ وَأَخَسُّهَا وَأَقَلُّهَا أَجْراً الدِّینَارُ الَّذِی تُنْفِقُهُ فِی سَبِیلِ اللهِ (نوری، مستدرک وسایل الشیعه ومستنبط المسائل، ج7، ص241، ح 8141).
ابن حوقل، ابوالقاسم محمد بن حوقل النصیبی (بعد 367 ق)، صوره الارض، 2 مجلد، بیروت: دار صادر، افست لیدن، 1938 م.
ابن شبه، ابو زید عمر بن شبه النمیری البصری (262 ق)، تاریخ المدینه المنوره، 4 مجلد، قم: دار الفکر، 1368 ش.
ابن شهر آشوب مازندرانی، محمد بن علی، مناقب آل ابیطالب(علیهم السلام) (لابن شهرآشوب) - قم: نشر علامه، 1379 ق.
احمد العلی، صالح، حجاز در صدر اسلام، ترجمه عبد المحمد آیتی، تهران: نشر مشعر،1375 ش.
احمدی میانجی، علی، مالکیت خصوصی در اسلام، تهران: نشر دادگستر، 1382.
احمدی میانجی، علی، مکاتیب الأئمه(علیهم السلام) ، محقق / مصحح فرجی، مجتبی، 7 مجلد، قم: دار الحدیث، 1426 ق.
البلاذری، أبو الحسن أحمد بن یحیی (279 ق)، فتوح البلدان، بیروت: دار و مکتبه الهلال، 1988 م.
جمعی از پژوهشگران زیر نظر شاهرودی، سید محمود هاشمی، فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت(علیهم السلام)، محقق/ مصحح محققان مؤسسه دائره المعارف فقه اسلامی، 3 مجلد، قم: مؤسسه دائره المعارف فقه اسلامی بر مذهب اهل بیت(علیهم السلام)، 1426 ه ق.
جوادی آملی، عبدالله، تسنیم تفسیر قرآن کریم، محقق عبدالکریم عابدینی، قم: نشر اسراء، چاپ دوم، زمستان 1. 1387.
الحجیلی، عبدالله بن محمد بن سعد، الاوقاف النبویه و اوقاف الخلفاء الراشدین، بیروت: دارالکتبالعلمیه، 2011 م.
الحلی، ابن فهد، عده الداعی و نجاح الساعی، قم: مکتبه الوجدانی، بیتا.
حموی بغدادی، یاقوت (626 ق)، معجم البلدان، 7 مجلد، بیروت: دار صادر، چاپ دوم، 1995 م.
السمهودی، نور الدین علی بن أحمد (911 ق)، وفاء الوفاء بأخبار دار المصطفی، 4 مجلد، بیروت: دار الکتب العلمیه، 2006 م.
شراب، محمد محمد حسن، المعالم الأثیره فی السنه و السیره، دمشق: دار القلم، 1411 ق.
شراب، محمدمحمدحسن، فرهنگ اعلام جغرافیایی - تاریخی در حدیث و سیره نبوی، ترجمه
[المعالم الأثیره فی السنه و السیره] حمیدرضا شیخی؛ تحقیق و اضافات محمدرضا نعمتی، تهران: مشعر، 1383 ش.
طوسی، محمد بن الحسن، تهذیب الأحکام، محقق مصحح خرسان، حسن الموسوی، 10 مجلد، تهران: دار الکتب الإسلامیه، چاپ چهارم، 1407 ق.
قدامه بن جعفر (328 ق)، الخراج و صناعه الکتابه، بغداد: دار الرشید للنشر، 1981 م.
کلینی، محمد بن یعقوب، أصول الکافی، ترجمه کمرهای، قم: چاپ سوم، 1375 ش.
کلینی، محمد بن یعقوب، کافی (ط- دار الحدیث)، محقق مصحح دارالحدیث، 15 مجلد، قم: دار الحدیث، 1429 ق.
مازندرانی، محمد صالح بن احمد (1081 ق)، شرح الکافی- الأصول و الروضه (للمولی صالح المازندرانی)، محقق مصحح شعرانی، ابوالحسن، 12 مجلد، تهران: المکتبه الإسلامیه، 1382 ق.
مجلسی اول، محمد تقی (1070 ه ق)، روضه المتقین فی شرح من لا یحضره الفقیه، محقق مصحح سید حسین موسوی کرمانی- علیپناه اشتهاردی- سید فضل الله طباطبائی، 14 مجلد، قم: مؤسسه فرهنگی اسلامی کوشانبور، چاپ دوم، 1406 ه ق.
مجلسی، محمد باقر بن محمد تقی، آداب معاشرت (ترجمه جلد 71 و 72 بحار الأنوار)، مترجم کمره ای، محمد باقر، محقق مصحح بهشتی، محمد، تهران: اسلامیه، 1364 ش.
مجلسی، محمد باقر بن محمد تقی، مرآه العقول فی شرح أخبار آل الرسول، محقق مصحح رسولی محلاتی، سید هاشم، تهران: دار الکتب الإسلامیه، چاپ دوم، 1404 ق.
مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران: دارالکتب الاسلامیه، 1374 ش.
نجفی، سید محمد باقر، مدینه شناسی، 2جلد، تهران: نشر مشعر، چاپ دوم، پاییز 1387.
امین عاملی، سید محسن، اعیان الشیعه، بیروت: دارالتعارف، 1419ق.
الحموی الرومی البغدادی، شیخ الامام شهاب الدین أبی عبد الله یاقوت بن عبد الله، معجم البلدان، بیروت – لبنان: دار إحیاء التراث العربی، بیتا.
نوری (محدث نوری)، میرازا حسین، مستدرک وسایل الشیعه و مستنبط المسائل، قم: موسسة آل البیت(علیهم السلام) لاحیاء التراث، 1408ق.
سمهودی، وفاء الوفاء، مصر: السعادة، 1374ق.
عباس الهی(1)
1) . استادیار جامعه المصطفی العالمیة، abo_zaynab202@yahoo.com
در طول تاریخ بشر، جرم، گناه، کجروی اجتماعی و عدم رعایت هنجارها و ارزشها در سطح جامعه باعث بروز مشکلات متعددی گردیده و بشر همیشه در اندیشه صیانت و پیشگیری از وقوع جرم و گناه بوده است. از مباحث مهم، کلیدی و کاربردی درباره بیتالمال و از شاخصههای اخلاق اسلامی و تقوای الهی، شناخت راهکارهای صیانت از بیتالمال از منظر قرآن و نهجالبلاغه است. نوشتار پیشرو در پی آن است تا به روش توصیفی - تحلیلی، تصویری کلی و نظاممند از راهکارهای موجود در قرآن و نهجالبلاغه را جهت صیانت از بیتالمال ارائه دهد. از یافتههای تحقیق حاضر آن است که راهکارهای حفاظت از بیتالمال به سه قسم فرهنگی، سیاسی و اقتصادی تقسیم میشود، ازجمله راهکارهای فرهنگی: ارائه الگو، افزایش ایمان، تقوا و خودکنترلی و راهکارهای سیاسی: عزل و نصب متولیان امور مالی،
نظارت دقیق، پیگیری گزارشها و راهکارهای اقتصادی: توجه به معیشت کارگزاران، برخورد قاطعانه با سارقان اموال دولتی است.
کلیدواژهها: قرآن، امام علی(علیه السلام)، نهجالبلاغه، صیانت، بیتالمال، راهکار.
یکی از اصطلاحات کلیدی در فرهنگ اقتصادی اسلام، «بیتالمال المسلمین» است. این موضوع در نظام اقتصادی اسلام بیشترین مباحث را به خود اختصاص داده و از اهمیت ویژهای برخوردار است؛ زیرا بهنوعی ناظر به مالکیت دولتی و عمومی و فراتر از مالکیت شخصی افراد جامعه است. رعایت بیتالمال، اموال عمومی و امانتداری در
اسلام مورد تأکید فراوان قرارگرفته است؛ چنانکه خداوند متعال در قرآن میفرماید: «وَ الَّذینَ هُمْ لِأَماناتِهِمْ وَعَهْدِهِمْ راعُونَ» (مؤمنون/8)، این آیه از آیات اولیه سوره مؤمنون است و صفاتی را برای مؤمنان بیان میکند که ازجمله آنها رعایت امانت است و یکی از این امانات، اموال بیتالمال است که در آن از داراییهای عمومی حراست میشود؛ و نیز خداوند متعال در آیهای دیگر فرمان استرداد امانات به اهلش را داده است؛ چنانکه میفرماید: «إِنَّ اللَّهَ یأْمُرُکُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَماناتِ إِلی أَهْلِها وَإِذا حَکَمْتُم» (نساء/58)؛ «همانا خدا به شما فرمان میدهد که امانتها را به صاحبان آنان برگردانید».
قرآن کریم ضمن قراردادن خیانت به امانات در ردیف خیانت به خدا و رسول، آن را به هر شکل و از سوی هر فردی مذموم و ناپسند و مورد نهی قرار داده، میفرماید: «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تَخُونُوا اللَّهَ وَ الرَّسُولَ وَتَخُونُوا أَماناتِکُم» (انفال/27)؛ «ای کسانی که ایمان آوردهاید! به خدا و پیامبر خیانت نکنید و در امانت نیز خیانت مورزید».
قرآن کریم همچنین ضمن انتقاد از دانشمندان یهود که از طریق مال به انحراف کشیده شدند، میفرماید: «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنَّ کَثِیراً مِنَ الْأَحْبارِ وَالرُّهْبانِ لَیَأْکُلُونَ أَمْوالَ النَّاسِ بِالْباطِل» (توبه/34)؛ «ای کسانی که ایمان آوردهاید! بسیاری از علمای اهل کتاب و راهبانان اموال مردم را به باطل میخورند و آنان را از راه خدا بازمیدارند».
و نیز معصومین(علیهم السلام) در روایاتی چند از خیانت در بیتالمال نهی کردهاند؛ چنانکه علی(علیه السلام) به یکی از کارگزارانش چنین نوشت: «أَمَّا بَعْدُ فَقَدْ بَلَغَنِی عَنْکَ أَمْرٌ إِنْ کُنْتَ فَعَلْتَهُ فَقَدْ أَسْخَطْتَ رَبَّکَ وَ عَصَیْتَ إِمَامَکَ وَ أَخْزَیْتَ أَمَانَتَکَ بَلَغَنِی أَنَّکَ جَرَّدْتَ الْأَرْضَ فَأَخَذْتَ مَا تَحْتَ قَدَمَیْکَ وَ أَکَلْتَ مَا تَحْتَ یَدَیْکَ فَارْفَعْ إِلَیَّ حِسَابَک وَ اعْلَمْ أَنَّ حِسَابَ اللَّهِ أَعْظَمُ مِنْ حِسَابِ النَّاسِ» (سید رضی، نهجالبلاغه، نامه40)؛ «اما بعد، درباره تو به من خبری رسیده است، اگر چنین کرده باشی، همانا که خدای خویش را به خشم آورده و از فرمان پیشوای خود سر باز زده و در امانت، کار به رسوایی کشاندهای، مرا گفتهاند که (به ستم)، زمین را از بار و بر، تهی ساختهای و چیزهای زیر پای مردمان (باغ و بستانشان) را گرفتهای و اموالشان را
خوردهای. اینک، حساب خود را نزد من بفرست و بدان که حسابخواهی خدا از حسابرسی آدمیان، عظیمتر است».
درباره بیتالمال، تحقیقاتی در ابعاد گوناگون آن صورت گرفته است ازجمله آنها: بیتالمال در نهجالبلاغه، اثر حسین نوری که در آن موضوعاتی مانند ماهیت بیتالمال، خطر سوءاستفاده از بیتالمال، توزیع بیتالمال بر اساس مساوات، شیوه علی(علیه السلام) در تقسیم بیتالمال و... مورد بررسی قرار گرفته است و نیز کتابی دیگر با همین عنوان، اثر محمد رحمانی که در آن از عناوینی مانند حسابرسی از کارگزاران، نظارت بر بیتالمال و... بحث شده است، اثر دیگر مقالهای است از سیره پیامبر اکرم(صلی الله علیه و اله)در بیتالمال که در مجله فرهنگ کوثر سال 1380، شماره 49 به چاپ رسیده است و در آن موضوعاتی مانند سیره پیامبر(صلی الله علیه و اله)در اداره بیتالمال، محافظت از بیتالمال، طرد افراد نالایق از مسئولیت بیتالمال و... بررسی شده است. و نیز آثار دیگری در اینباره تألیف شده است؛ اما نوشتار پیشرو، تلاش دارد تا به پرسشهای زیر پاسخهایی گسترده و استوار دهد:
حقیقت و ماهیت بیتالمال چیست؟ آثار بیتالمال چیست؟ پیآمدهای خیانت به بیتالمال چیست؟ راهکارهای صیانت از بیتالمال چیست؟
راهکار در لغت: این واژه مرکب از دو کلمه «راه و کار» میباشد. راه، در لغت به معنای طریق است (دهخدا، لغتنامه دهخدا، ج 15، ص 25) و کار، آنچه از شخصی یا شیئی صادر شود، آنچه کرده شود، فعل، عمل، پیشه، شغل، سعی. با توجه به معنای این دو واژه، کلمه راهکار به معنای روش و طریق انجام کار و عمل میباشد (معین، فرهنگ معین، ج 1، ص 37).
درجایی دیگر اینچنین آمده است که: راهکار به معنای شیوه و روش انجام دادن کاری است (کریمینیا، همزیستی مسالمتآمیز در اسلام و حقوق بینالملل، ص 29).
راهکار در اصطلاح: واژه راهکار در اصطلاح علماء و دانشمندان علوم تربیتی، طریقه و شیوه کار است که میان اصل و هدف امتداد دارد و عمل تربیتی را منظم میکند و نیز یاددهنده و تربیتکننده را در رسیدن به هدف موردنظر یاری میرساند (هوشیار، اصول آموزشوپرورش، ص 18).
فرهنگ بزرگ سخن، معنای اصطلاحی را اینگونه نگاشته است: «راهکار عبارت از رهنمودهای علمی و عملی که جستوجوگر را گامبهگام بهسوی هدف نزدیک کند یا تعین و یافتن یا ساختن راه و اصول آن است» (انوری، فرهنگ بزرگ سخن، لغت راهکار).
صیانت در لغت: صیانت در لغت به معنای حفظ، نگهداری و بازداشتن آمده است (ابن فارس، معجم مقاییس اللغه، ج 1، ص 302).
صیانت در اصطلاح: صیانت به مجموعه اقداماتی اطلاق میشود که هدف آن حفظ سرمایههای ملی و اموال بیتالمال است (معظمی، پیشگیری از وقوع جرم و نقش سازمانهای مسئول در قوانین ایران، ص 46).
بیتالمال در لغت: کلمه بیتالمال مرکب از دو واژه «بیت» و «مال»، به معنای خانه دارایی، خزینه مال و خزانه دولت است؛ و در اصطلاح به دو معنا میآید: گاهی به معنای اموال عمومی و حکومتی و هر آنچه مردم به نحوی در آن حق دارند، استعمال میشود و گاهی به معنای مکانی که اموال عمومی در آن نگهداری میشود. معنای اول قائم به اموال و معنای دوم قائم به مکان است (بستانی، فرهنگ ابجدی؛ شرتونی، اقرب الموارد، ج 1، ص 69).
بیتالمال در اصطلاح: بیتالمال در اصطلاح حکومتی و فقهی به اموال عمومی و
فقهی، به اموال عمومی و مشترک میان مسلمانان اطلاق گردیده است (ماوردی، الاحکام السلطانیه، ج 2، ص 213؛ الفراّء، الاحکام السلطانیه، ج 1، ص 164).
امام علی(علیه السلام) پس از تقاضای کمک یکی از یارانش از بیتالمال، ضمن ردّ این درخواست، ماهیت بیتالمال را برای او روشن میکند. حضرت، بیتالمال را نه مال شخصی امام میداند و نه مالِ فردی مسلمانان، بلکه از منظر آن حضرت، بیتالمال از آنِ مسلمانان است که در اختیار امامِ مسلمانان گذاشته میشود تا به مصرف عادلانه آنها برسد. ایشان در اینباره چنین میفرماید: «إِنَّ هَذَا الْمَالَ لَیْسَ لِی وَ لَا لَکَ، وَإِنَّمَا هُوَ فَیْءٌ لِلْمُسْلِمِینَ وَجَلْبُ أَسْیَافِهِمْ؛ فَإِنْ شَرِکْتَهُمْ فِی حَرْبِهِمْ کَانَ لَکَ مِثْلُ حَظِّهِمْ، وَإِلَّا فَجَنَاةُ أَیْدِیهِمْ لَا تَکُونُ لِغَیْرِ أَفْوَاهِهِم» (سید رضی، نهجالبلاغه، خطبه232)؛ «اموال، نه مال من و نه از آنِ توست، بلکه غنیمتی گِردآمده از مسلمانان است که با شمشیرهای خود بهدست آوردهاند. اگر تو، در جهاد، همراهشان میبودی، سهمی چونان سهم آنان میداشتی وگرنه، دسترنج آنان، خوراک دیگران نخواهد بود».
بیتالمال در زندگی انسان، آثار و نقشهایی دارد که علی(علیه السلام) به بخشی از مهمترین آنها چنین اشاره کرده است:
حضرت در این رابطه میفرماید: «وتَفَقَّدْ أمرَ الخراجِ بما یُصْلِحُ أهلَه! فإنَّ فی صَلاحِه و صَلاحِهم صلاحاً لِمَنْ سِواهم و لا صَلاحَ لِمَنْ سِواهم إلّا بهم...» (صالح، نهجالبلاغه، ص436؛ ابن شعبه حرانی، تحف العقول، ص 138)؛ خراج (بیتالمال) را بهگونهای که وضع مالیاتدهندگان را سامان دهد، وارسی کن؛ زیرا بهبودی وضع مالیات و مالیاتدهندگان، سبب سامان یافتن امور دیگر اقشار جامعه است و تا امور مالیاتدهندگان اصلاح نشود، کار دیگران نیز مرتب نخواهد شد؛ زیرا، همه مردم، نانخور مالیات و مالیاتدهندگاناند».
امام علی(علیه السلام) در این فراز، برای بیتالمال، نقش محوری قائل شده و اصلاح تمامی امور را، بسته به اصلاح وضع مالیات و مالیاتدهندگان دانسته است و این، نشانه جایگاه بلند و اهمیت فوقالعاده
بیتالمال ازنظر اسلام است. اگر دقت شود، حقیقت مطلب همین است که امام علی(علیه السلام) گفته است. بنابراین، هرچند اقتصاد، از نگاه امام علی(علیه السلام) آنگونه که مکاتب مادیگرا میگویند، اصل نیست، اما تأثیر محوری و اساسی آن در اصلاح امور و رفع نابسامانیها مورد تأکید قرارگرفته است.
از دیگر موارد نقش بیتالمال، برطرف کردن نیاز مردم است. امام علی(علیه السلام) به این اثر اینگونه اشاره میکند: «کُلُّهُم عَیالٌ عَلَی الخَراجِ وأهلُه» (صالح، نهجالبلاغه، ص436)؛ «تمام مردم، نانخور مالیات و مالیاتدهندگاناند».
روشن است که هیچ انسانی، بهتنهایی نمیتواند نیازمندیهایش را برآورده کند، از اینرو، به همیاری بیتالمال نیاز دارد.
آن حضرت، اثر سوم بیتالمال را در فرازی دیگر چنین بیان فرموده است: «و لَمْ یَستَقِم أمْرُهُ الّا قَلیلاً» (همان) حکومت، با نابودی مالیات (بیتالمال)، جز اندکی، دوام نمیآورد».
این مطلب نیز، از بدیهیات است که اداره و دوام حکومت، نیازمند بودجه است و یکی از راهحلهای تأمین هزینههای دولت، گرفتن مالیات بهویژه از سرمایهداران و صاحبان وسایل نقلیه گرانقیمت است. پرواضح است که در فرایند اخذ مالیات باید حواس مأموران و متولیان امر متوجه مردم کمدرآمد باشد تا به آنان فشار وارد نشود. جای شگفتی از کسانی است که در زمان حاضر، بحث از لزوم یا عدم لزوم گرفتن مالیات برای اداره حکومت را مطرح میکنند، درصورتیکه امام علی(علیه السلام) حدود هزار و چهارصد سال پیش، بر ضرورت مالیات برای استمرار حکومت تأکید کرده است.
یادآوری این نکته لازم است که همانگونه که گرفتن همه مالیات از عواملِ بقای حکومت است، بهناحق گرفتن آن و یا ظالمانه مصرف شدنش، سبب سقوط حکومت خواهد شد.
آن امام همام آخرین اثر بیتالمال را در فرازی دیگر به این صورت تبیین فرموده است: «ثُمَّ لَا قِوَامَ لِلْجُنُودِ إِلَّا بِمَا یُخْرِجُ اللَّهُ لَهُمْ مِنَ الْخَرَاجِ الَّذِی یَقْوَوْنَ بِهِ عَلَی جِهَادِ عَدُوِّهِمْ وَ یَعْتَمِدُونَ عَلَیْهِ فِیمَا یُصْلِحُهُمْ وَ یَکُونُ مِنْ وَرَاءِ حَاجَتِهِم» (همان)؛ «سپس سپاهیان اسلام، جز به خراج و مالیات رعیت (بیتالمال) که با آن برای جهادِ با دشمن، تقویت گردند و برای اصلاح امور خویش، به آن تکیه کنند و نیازمندیهای خود را برطرف سازند، پا نمیگیرند».
قطع نظر از حرمت خیانت و عذاب اخروی آن، خیانت به بیتالمال آثار و پیآمدهای دنیوی به دنبال دارد؛ چنانچه قرآن کریم در آیات متعدد به آثار و تبعات سوء اعمال ناشایست در این جهان اشاره کرده است: «وَضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً قَرْیَةً کَانَتْ آمِنَةً مُطْمَئِنَّةً یَأْتِیهَا رِزْقُهَا رَغَداً مِنْ کُلِّ مَکَانٍ فَکَفَرَتْ بِأَنْعُمِ اللَّهِ فَأَذَاقَهَا اللَّهُ لِبَاسَ الْجُوعِ وَالْخَوْفِ بِمَا کَانُوا یَصْنَعُونَ» (نحل/112)؛ «خداوند برای آنها که کفران نعمت میکنند، مثلی زده است: منطقه آبادی را که امن و آرام و مطمئن بوده و همواره روزیش بهطور وافر از هر مکانی فرامیرسیده، اما نعمت خدا را کفران کردند و خداوند به خاطر اعمالی که انجام میدادند لباس گرسنگی و ترس را در اندامشان پوشانید».
آنچه در این رابطه قابلتوجه است اینکه کفران نعمت، اسراف، تبذیر و هدردادن مواد غذایی و نعمتها، چتر ناامنی، گرسنگی و بدبختی را برسرجامعه افکنده و فقر و فلاکت از هر سو آنان را احاطه میکند. بین خیانت و فساد رابطه مستقیمی وجود دارد. در نقطه مقابل، بین تقوا و صلاح، بین ایمان و فراوانی نعمتها و برکات ارتباط وثیقی وجود دارد. قرآن
کریم ایمان و تقوا را عامل برخورداری از الطاف الهی و نزول برکات میداند: «وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُری آمَنُوا وَاتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَیْهِمْ بَرَکاتٍ مِنَ السَّماءِ وَالْأَرْضِ وَلَکِنْ کَذَّبُوا فَأَخَذْناهُمْ بِما کانُوا یَکْسِبُونَ» (اعراف/96)؛ «اگر آنها که در شهرها و آبادیها زندگی میکنند ایمان بیاورند و تقوا پیشه کنند، برکات آسمانها و زمین را به روی آنها میگشاییم، ولی آیات ما را تکذیب کردند ما نیز آنها را به مجازات اعمالشان گرفتیم».
خیانت به بیتالمال آثار و تبعات وضعی فراوانی دارد که در این قسمت از بحث به برخی از مهمترین آنها از منظر امام علی(علیه السلام) اشاره میشود:
امام علی(علیه السلام) در روایتی به ارتباط مستقیم بیبرکتی با جنایت و خیانت اشاره کرده چنین میفرماید: «اِذا ظَهَرَتِ الجِنایاتُ ارْتَفَعَتِ الْبَرَکاتُ» (تمیمی آمدی، غررالحکم ودررالکلم، ج3، ص128)؛ هرگاه جنایتها و خیانتها آشکار شود، برکات برداشته میشود».
برکات جمع برکت از ریشه «برک» به معنای ثبات و استمرار چیزی است و مراد هر نعمتی است که پایدار بوده و بهسرعت از بین نمیرود (راغب اصفهانی، مفردات ألفاظ القرآن، ص119).
حضرت نوح بعد از سوارشدن بر کشتی و وقوع طوفان و سیل عظیم به خدا عرضه میدارد: «رَبِّ أَنزِلْنِی مُنزَلاً مُّبَارَکاً وَأَنتَ خَیْرُ الْمُنزِلِینَ» (مؤمنون/29)؛ «خدایا مرا در محلی بابرکت فرود آور که تو بهترین فرودآورندگانی».
سرزمین بابرکت جایی است که نعمتهای فراوان و بادوام در آن وجود داشته باشد.
قرآن کریم باران را وسیله برکت میداند. شب قدر را شب مبارک خوانده است «إنَّا أَنزَلْنَاهُ فِی لَیْلَةٍ مُّبَارَکَةٍ» (دخان/3). همچنین خود قرآن کتاب بابرکت معرفی شده است «وَهَذَا ذِکْرٌ مُّبَارَکٌ أَنزَلْنَاهُ» (انبیاء/50).
مال اندک بابرکت ثمرهاش بیش از مال فراوان بدون برکت است. خیانت در اموال عمومی و بیتالمال زمینه بیبرکتی را در جامعه فراهم میآورد.
مردم، دولت را نگهبان و حافظ بیتالمال میدانند و بر اساس همین اعتماد است که مالیات میپردازند. تباه شدن اموال عمومی، اختلاس و استفاده ناروا از آن موجب سلب اعتماد مردمی شده و به جای حمایت از دولتمردان به آنان بهعنوان خیانتکار مینگرند. مهمترین سرمایه برای حکومت اسلامی پشتوانه مردمی و حمایت آنان است. زمامدارانی که به اموال عمومی خیانت کنند این پشتوانه و حمایت را از دست خواهند داد. هرگز کارگزاران نباید برای رضایت و خوشایند خواص، عموم را از خود ناراضی کنند؛ زیرا در صحنههای مختلف این عامه مردماند که ارکان حکومت را حفظ میکنند. امام علی(علیه السلام) در نامهای به مالک اشتر ضمن تأکید بر این نکته نوشته است: «وَ لْیَکُنْ أَحَبُّ الْأُمُورِ إِلَیْکَ أَوْسَطَهَا فِی الْحَقِّ وَ أَعَمَّهَا فِی الْعَدْلِ وَأَجْمَعَهَا لِرِضَی الرَّعِیَّةِ فَإِنَّ سُخْطَ الْعَامَّةِ یُجْحِفُ بِرِضَی الْخَاصَّةِ وَ إِنَّ سُخْطَ الْخَاصَّةِ یُغْتَفَرُ مَعَ رِضَی الْعَامَّةِ وَلَیْسَ أَحَدٌ مِنَ الرَّعِیَّةِ أَثْقَلَ عَلَی الْوَالِی مَئُونَةً فِی الرَّخَاءِ وَأَقَلَّ لَهُ مَعُونَةً فِی الْبَلَاءِ وَ أَکْرَهَ لِلْإِنْصَافِ وَ أَسْأَلَ بِالْإِلْحَافِ وَأَقَلَّ شُکْراً عِنْدَ الْإِعْطَاءِ وَ أَبْطَأَ عُذْراً عِنْدَ الْمَنْعِ وَأَضْعَفَ صَبْراً عِنْدَ مُلِمَّاتِ الدَّهْرِ مِنَ الْخَاصَّةِ وَإِنَّمَا عَمُودُ الدِّینِ وَجِمَاعُ الْمُسْلِمِینَ وَ الْعُدَّةُ لِلْأَعْدَاءِ الْعَامَّةُ مِنَ الْأُمَّةِ فَلْیَکُنْ صَغْوُکَ لَهُمْ وَمَیْلُکَ مَعَهُمْ»(صالح، نهجالبلاغه، ص429؛ نوری، مستدرک الوسائل، ج13، ص162)؛ «باید دوستداشتنیترین کار نزد تو میانه آنها در حق باشد و فراخترین آن در عدل و جامعترین آن برای خشنودی عمومی؛ چراکه ناخشنودی عمومی، خشنودی خواص را بیاثر ساخته و خشم خواص با خشنودی همگانی بخشیده است. همانا پشتیبان دین و موجب انبوهی مسلمانان و آمادگی پیکار با دشمن، عامه مردماناند، پس باید گرایش تو به آنان و میل تو بهسوی ایشان باشد».
امام، مشروعیت سیاسی و مقبولیت مردمی را در نهجالبلاغه چنین بیان کردند: «أَنِّی لَمْ أُرِدِ النَّاسَ حَتَّی أَرَادُونِی وَ لَمْ أُبَایِعْهُمْ حَتَّی بَایَعُونِی وَ إِنَّکُمَا مِمَّنْ أَرَادَنِی وَ بَایَعَنِی» (صالح، نهجالبلاغه، ص445)؛ من قصد مردم نکردم تا اینکه مردم قصد من کردند و به سویم آمدند. من برای بیعت بهسوی آنان دست دراز نکردم تا اینکه آنها دست دراز کردند و با من بیعت نمودند».
نظام اسلامی بر اساس تربیت و رشد انسانها بهسوی تعالی شکل میگیرد، حاکمان اسلامی باید الگوی ارزشهای والای مکتب اسلام باشند. در این نظام مردممحور، حاکمان و کسانی که در هرم قدرت قرار دارند اگر از وظایف خود غفلت کنند و مرتکب خیانت شوند، نهتنها حمایت مردمی را از دست خواهند داد، بلکه مانع رشد و تعالی مردم خواهند شد.
خیانت به بیتالمال موجب رسوا شدن خیانتکار و خواری او در دنیا میشود. خیانتکاران هر چه مخفیکاری کنند اما درنهایت دست انتقام الهی آنان را رسوا نموده و خیانتشان را آشکار میسازد. امام علی(علیه السلام) در نامهای که - در سال 36 ق - خطاب به مأمور مالیاتی خود مخنف بن سلیم - فرماندار اصفهان - نوشته، آورده است: «وَ مَنِ اسْتَهَانَ بِالْأَمَانَةِ وَ رَتَعَ فِی الْخِیَانَةِ وَ لَمْ یُنَزِّهْ نَفْسَهُ وَ دِینَهُ عَنْهَا فَقَدْ أَحَلَّ بِنَفْسِهِ الذُّلَّ وَ الْخِزْیَ فِی الدُّنْیَا (صالح، نهجالبلاغه، ص 382)؛ کسی که امانت الهی بیتالمال را خوار شمارد و دست به خیانت آلوده کند، خود و دین خود را پاک نساخته و درهای خواری در دنیا را به روی خود گشوده است».
بیگمان مردم تا زمانی از حکومت حمایت خواهند کرد که حاکمان را امین خود بدانند. یکی از وظایف حاکم اسلامی جلب رضایت عمومی بر اساس موازین شرعی و عقلی است. امام علی(علیه السلام) در بیان اهداف حکومت اسلامی فرمود: «خدایا! تو میدانی که جنگ و درگیری ما برای به دست آوردن قدرت و حکومت دنیا و ثروت نبود، بلکه میخواستیم نشانههای حق و دین تو را به جایگاه خویش بازگردانیم و در سرزمینهای تو اصلاح را ظاهر کنیم تا بندگان ستمدیدهات در امن و امان زندگی کنند و قوانین و مقررات فراموششده تو بار دیگر اجرا شود» (همان، خطبه131).
از مهمترین آفاتی که مسئولان را تهدید میکند این است که از مردم فاصله گرفته و به بهانه اشتغالات، مشکلات مردم را گوش نکنند. امام علی(علیه السلام) به قثم بن عباس، فرماندار
مکه فرمود: «در میان تو و مردم نباید واسطه و سفیری جز زبانت و جز چهرهات پردهای باشد» (همان، نامه33).
یکی از وظایف مهم زمامدار، ایجاد امنیت اقتصادی برای مردم است. خیانت به بیتالمال و ناامنی اقتصادی، نارضایتی عمومی و بهتدریج شورش مردم را به دنبال خواهد داشت. یکی از دلایل اصلی شورش مردم علیه عثمان، ریختوپاشهای مالی او و بخششهای ناعادلانه به اطرافیان، خویشان و والیان بود. این شورش درنهایت منجر به قتل عثمان شد. امام علی(علیه السلام) در بیان ریشه سقوط حکومت عثمان فرمود: «وأَنَا جَامِعٌ لَکُمْ أَمْرَهُ، اسْتَأْثَرَ فَأَسَاءَ الأَثَرَةَ، وجَزِعْتُمْ فَأَسَأْتُمُ الْجَزَعَ، ولِلَّهِ حُکْمٌ وَاقِعٌ فِی الْمُسْتَأْثِرِ والْجَازِعِ» (احمدی میانجی، مکاتیب الأئمة(علیهم السلام)، ج1، ص280)؛ «من جریان عثمان را برایتان خلاصه میکنم. عثمان استبداد و خودکامگی پیشه کرد و شما بیتابی کردید و از حد گذراندید؛ خدا در خودکامگی و ستمکاری و در بیتابی و تندروی حکمی دارد که تحقق خواهد یافت».
در طول تاریخ بشر، جرم، گناه، کجروی اجتماعی و عدم رعایت هنجارها و ارزشها در سطح جامعه باعث بروز مشکلات متعددی گردیده و همیشه بشر در اندیشه استفاده از راههای صیانت از فرد و پیشگیری از وقوع جرم و گناه بوده است. از موارد هنجارشکنی و ارزشگریزی، تصرف غیرقانونی و بیرویه در بیتالمال است که برای صیانت و پیشگیری از آن از منظر آیات و روایات و راههای نهادینه کردن آن در بین مردم راههایی در نظر گرفته شده است که میتوان آنها را به سه قسمت تقسیم کرد:
از راهکارهای فرهنگی میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
نمایاندن الگوی سالم به مردم نقش بهسزایی در هدایت و تربیت آنان دارد.
امیرالمؤمنین(علیه السلام) مردم را در اقتدای به پیامبران الهی چنین تشویق فرمودند: «وَ اقْتَدُوا بِهَدْیِ نَبِیِّکُمْ» (صالح، نهجالبلاغه، ص 163) و نیز آن حضرت خود در الگوبرداری پیشقدم شده و در سیره حکومتیش پیامبر اکرم را سرمشق خویش معرفی فرمودند: «وَ مَا اسْتَنَّ النَّبِیُّ(صلی الله علیه و اله)فَاقْتَدَیْتُه» (همان، ص 322، خطبه205).
یکی از مؤثرترین راهکارهای جلوگیری از سرقت بیتالمال، افزایش ایمان، تقویت تقوا و خودکنترلی است.
خودکنترلی به معنای نظارت و مواظبت فرد بر اعمال و رفتار خویش و درنتیجه انجام دادن وظایف به نحو مطلوب و پرهیز از انحراف، سرقت، غصب اموال عمومی و تخلف شغلی و اداری است. خودکنترلی و نظارت بر اعمال و رفتار خود، جزو آموزههای اصیل اسلامی است. در ادبیات قرآنی، مسئله خودکنترلی با عنصر «تقوا» پیوندی ناگسستنی یافته است. بهعبارتدیگر؛ بیان قرآنی و اسلامی خودکنترلی، در
مفهوم ارزشی «تقوا» تجسم یافته است؛ تقوا نیروی کنترل درونی است که انسان را در برابر طغیان شهوات حفظ میکند. تقوا، از قدرت بازدارندگی و نیروی حرکتی پرتوانی برخوردار است که ماشین وجود انسان را از پرتگاهها حفظ و از سستیها و خطاها بازمیدارد. تقوا باعث احساس مسئولیت و به دنبال آن انجام وظایف محوّله به انسان است و زیربنای آن دو چیز است: یاد خدا؛ یعنی توجه به مراقبت دائمی خداوند و حضور او در همهجا و همه حال؛ و نیز توجه به معاد و دادگاه عدل خداوند و نامه اعمالی که هیچ کار کوچک و بزرگی نیست، مگر آنکه در آن ثبت و به آنها با دقت تمام رسیدگی میشود. توجه به این دو اصل مبدأ و معاد، سرلوحه برنامههای تربیتی امامان معصوم ازجمله امام علی(علیه السلام) و اولیای الهی بوده و تأثیر آن در پاکسازی فرد و اجتماع، کاملاً چشمگیر است؛ چنانچه علی(علیه السلام) در نامههای متعددی کارگزاران و خراجبگیران حکومتش را مخاطب قرار داده و دقت در این دو اصل مهم را
یادآوری نموده است: «أَمَرَهُ بِتَقْوَی اللَّهِ فِی سَرَائِرِ أَمْرِهِ وَ خَفِیَّاتِ عَمَلِهِ» (همان، ص 382).
حضرت در نامهای دیگر چنین نگاشته است: «فَإِنَّ اللَّهَ تَعَالَی یُسَائِلُکُمْ مَعْشَرَ عِبَادِهِ عَنِ الصَّغِیرَةِ مِنْ أَعْمَالِکُمْ وَ الْکَبِیرَةِ وَ الظَّاهِرَةِ وَ الْمَسْتُورَة» (همان، ص 383، نامه27).
علی(علیه السلام) در نخستین روزهای بهدست گرفتن امور حکومتی از تغییر و تحول اساسی و قطعی در بیانی صریح و بدون ملاحظه چنین با مردم سخن گفتند: «وَ إِنَّ بَلِیَّتَکُمْ قَدْ عَادَتْ کَهَیْئَتِهَا یَوْمَ بَعَثَ اللَّهُ نَبِیَّهُ(صلی الله علیه و اله)وَ الَّذِی بَعَثَهُ بِالْحَقِّ لَتُبَلْبَلُنَ بَلْبَلَةً وَ لَتُغَرْبَلُنَ غَرْبَلَةً وَ لَتُسَاطُنَ سَوْطَ الْقِدْرِ حَتَّی یَعُودَ أَسْفَلُکُمْ أَعْلَاکُمْ وَ أَعْلَاکُمْ أَسْفَلَکُمْ وَ لَیَسْبِقَنَّ سَابِقُونَ کَانُوا قَصَّرُوا وَ لَیُقَصِّرَنَّ سَبَّاقُونَ کَانُوا سَبَقُوا (همان، ص 57، خطبه16)؛ به خدایی که او را بهحق فرستاد، هرآینه همه درهمریخته میشوید و هرآینه غربال میگردید و همچون محتوای دیگ جوشان در هم و بر هم گشته تا آنجا که ذلیل شما گرامی و بالانشینتان پست شود. واپسماندهها که کوتاهی کردند پیش افتند و پیشافتادههای گذشته پس مانند».
از عوامل تأثیرگذار بر حفظ و حراست از بیتالمال، نظارت و بازرسی دقیق و مستمر حاکم اسلامی بر عملکرد کارگزاران امور مالی جامعه اسلامی است؛ به همین روی امیرالمؤمنین(علیه السلام)، نظارت دقیق، جدی، صریح، بیپرده و گستردهای را اعمال مینمودند. حضرت در این رابطه به شیوههایی چون بازرسی آشکار و نهان عمل میکردند (علیاکبری، سیاستهای مالی امام علی(علیه السلام)، ص 180-183).
امام(علیه السلام) برای بازرسی پنهانی از کارگزارانش به مالک اشتر در گماردن بازرسهای مخفی فرمان داد و فلسفه آن را چنین بیان داشت: «ثُمَّ تَفَقَّدْ أَعْمَالَهُمْ وَ ابْعَثِ الْعُیُونَ مِنْ أَهْلِ الصِّدْقِ وَ الْوَفَاءِ عَلَیْهِمْ فَإِنَّ تَعَاهُدَکَ فِی السِّرِّ لِأُمُورِهِمْ حَدْوَةٌ لَهُمْ عَلَی اسْتِعْمَالِ الْأَمَانَةِ وَ الرِّفْقِ بِالرَّعِیَّةِ وَ تَحَفَّظْ مِنَ
الْأَعْوَان» (صالح، نهجالبلاغه، ص435، نامه53)؛ «سپس با فرستادن مأموران مخفی راستگو و باوفا، کارهای آنان را زیر نظر بگیر! زیرا بازرسی نهانی در کارشان، آنان را به رعایت امانت و نرمی با توده مردم وادار میسازد. با دقت بسیار، مراقب اعوان و انصار خود باش».
نظارت بر اجرای قانون و عملکرد کارگزاران، هنگامی ضامن اجرای صحیح قانون و درستی رفتار و کردار کارگزاران است که حاکم، حق پیگیری و برخورد قانونی داشته باشد و هم اِعمال اختیار کند. امیرالمؤمنین(علیه السلام) علاوه بر نظارت بر متولیان امور و اعزام بازرسان آشکار و پنهان، به گزارشهای آنان توجه و اهتمام خاصی نشان داده و آنها را بهدقت بررسی میکرد و به کار میگرفت (علیاکبری، سیاستهای مالی امام علی(علیه السلام)، ص 184)، چنانکه در نامه به مالک اشتر، وی را به پیگیری گزارش ناظران سفارش میکند.
یکی از راههای فساد، هدیه گرفتن از اربابرجوع است. اگر راه هدیه باز شود بهتدریج تبدیل به رشوهخواری میشود. درباره این راهکار هم سیره عملی امام علی(علیه السلام) درسآموز است: «عَنِ الْأَصْبَغِ عَنْ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ(علیه السلام) قَالَ: أَیُّمَا وَالٍ احْتَجَبَ عَنْ حَوَائِجِ النَّاسِ احْتَجَبَ اللَّهُ عَنْهُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ وَ عَنْ حَوَائِجِهِ وَ إِنْ أَخَذَ هَدِیَّةً کَانَ غُلُولاً وَ إِنْ أَخَذَ رِشْوَةً فَهُوَ مُشْرِکٌ» (صدوق، ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ص 261؛ ریشهری، موسوعة الامام علی بن ابیطالب‘، ج4، ص155)؛ اصبغ از علی(علیه السلام) نقل میکند که حضرت فرمود: هر والی که خود را پنهان داشته باشد از حاجتهای رعیّت، پنهان دارد حقّ تعالی (عنایت) خود را روز قیامت از حاجتهای او، پس اگر هدیه بگیرد، مثل آن باشد که دزدی نموده باشد و اگر رشوه بگیرد، مثل آن است که شریک برای خداوند آورده باشد».
یکی از عوامل مهمی که باعث میشود انسانها به ورطه فساد و تباهی کشیده شوند، احتیاج و نیازمندی است. طبیعت آدمی بهگونهای است که احتیاج و نیاز، او را به رفع آن نیازمندیها تحریک میکند و هرچه این نیاز بیشتر باشد، قدرت تحریکی آن نیز بیشتر خواهد بود. به همینرو، فقر و نداری در آموزههای دینی همسایه دیواربهدیوار کفر معرفی شده است؛ چنانکه پیامبر اکرم(صلی الله علیه و اله)میفرماید: «کَادَ الْفَقْرُ أَنْ یَکُونَ کُفْراً (کلینی، اصول کافی، ج2، ص307)؛ نزدیک است که فقر به کفر انجامد».
اگر از کارکنان و مدیران سطوح مختلف نظام انتظار میرود وظایف خود را به شکل مطلوب و دور از هرگونه کمکاری، خیانت و سرقت، انجام دهند، باید آنها را ازلحاظ زندگی مادی تأمین کرد؛ اگر میزان دریافتی کارکنان با مخارج زندگی متوسط آنها برابری نداشته و پایینتر از آن باشد، کارکنان با دلسردی به انجام کارشان مبادرت خواهند ورزید؛ کار را با اتقان و استحکام انجام نخواهند داد و کمکاری، خیانت و تعدی به اموال عمومی را پیشه خود خواهند ساخت.
امیر مؤمنان علی(علیه السلام) مسئله تأمین زندگی و بهبود وضعیت معیشتی کارکنان را از وظایف سازمان میداند و به مدیران گوشزد میکند که بهطور جدی به این امر توجه کنند. حضرت امیرالمؤمنین خطاب به مالک اشتر میفرماید: «ثُمَ أَسْبِغْ عَلَیْهِمُ الْأَرْزَاقَ فَإِنَّ ذَلِکَ قُوَّهٌ لَهُمْ عَلَی اسْتِصْلَاحِ أَنْفُسِهِمْ وَ غِنًی لَهُمْ عَنْ تَنَاوُلِ مَا تَحْتَ أَیْدِیهِمْ وَ حُجَّهٌ عَلَیْهِمْ إِنْ خَالَفُوا أَمْرَکَ أَوْ ثَلَمُوا أَمَانَتَک» (صالح، نهجالبلاغه، ص 435)؛ «پس روزیِ کارکنانت را فراخ دار! که فراخی روزی نیرویشان دهد تا در پی اصلاح خود برآیند و بینیازشان ساز تا به مالی که در اختیار دارند دست نگشایند و حجتی بود بر آنان اگر فرمانت را نپذیرفتند، یا در امانتت خیانت ورزیدند».
امام(علیه السلام) تأمین نیاز و معیشت کارمندان را در نگهداری بیتالمال و پیشگیری از تعدی آنان به اموال عمومی و اختلاس آن تأثیرگذار دانسته است و مالک اشتر را به آن فرمان داده و اشاره کرده است که در فرض اجرای آن، بازخواست و مؤاخذه چپاولگران و خائنان آسان است و در این صورت هیچگونه توجیهی نخواهند داشت؛ زیرا وسعت در رزق، موجب توانمندی بر رفع کاستیها میگردد و خلأ نیاز به اموال دگران را پر میکند و بدینسان، بهانهها، عذرها و توجیهگریها را از خطاکاران میستاند (علیاکبری، سیاستهای مالی امام علی(علیه السلام)، ص 217-218)
یکی از عوامل کاهش اختلاس اموال عمومی، برخورد شدید و قاطعانه با اختلاسکنندگان و سارقان اموال دولتی و عمومی و بازگرداندن آنها به بیتالمال است. برای پیشگیری از اختلاس و سرقت لازم است در انتخاب مدیران و مسئولان دولتی دقّت کافی صورت گیرد تا افرادی امین، پاکدست، باتقوا و صادق انتخاب شوند و در پی آن، جامعه شاهد کمتر شدن فساد اداری بهویژه سرقت اموال عمومی باشد.
مبارزه با سرقت اموال عمومی و فساد، یکی از اصول و اهداف اساسی دین مبین اسلام است. بر این اساس، آموزههای دینی، سرشار از راهکارها و راهحلهای پیشگیری از بروز سرقت و فساد در جامعه و مبارزه با آن میباشد. در همین رابطه حضرت علی(علیه السلام) مصمم بود تا اموال غارتشده در دوره خلیفه پیشین را به بیتالمال مسلمین بازگرداند، به همین روی، مأموران و متصدّیان حکومتی خویش را زیر نظر داشت تا احیاناً تخلفی صورت نگیرد؛ و در صورت تخلف و یغماگری، بهشدت با آنان برخورد مینمود؛ در این ارتباط بر پایه گزارشی که درباره برداشت عبدالله بن عباس از بیتالمال به حضرت رسید، پس از اثبات صحت آن، در نامهای از وی خواست تا اموال را برگرداند، پس از امتناع، امام(علیه السلام) نامه دیگری به او نوشت تا در بازپسگرداندن اموال تأکید و اصرار ورزد؛ حضرت چنین نگاشته
است: «فَاتَّقِ اللَّهَ وَ ارْدُدْ إِلَی هَؤُلَاءِ الْقَوْمِ أَمْوَالَهُمْ فَإِنَّکَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ ثُمَّ أَمْکَنَنِی اللَّهُ مِنْکَ لَأُعْذِرَنَّ إِلَی اللَّهِ فِیکَ وَ لَأَضْرِبَنَّکَ بِسَیْفِی الَّذِی مَا ضَرَبْتُ بِهِ أَحَداً إِلَّا دَخَلَ النَّار» (صالح، نهجالبلاغه، ص414)؛ «از خدا پروا کن، به این قوم اموالشان را برگردان، اگر بر نگردانی آنگاه که خداوند به من قدرت دستیابی به تو را بدهد چنانت عقوبت کنم که عذرخواهم نزد حق باشد و با شمشیرم گردنت را بزنم شمشیری که احدی را با آن نزدم جز اینکه وارد جهنّم شد».
از مجموع مطالب گذشته میتوان چنین نتیجه گرفت:
با مدیریت صحیح بیتالمال میتوان امور زندگی مردم را اصلاح و نیازهای زندگی آنان را تأمین کرد
و همچنین بهوسیله آن میتوان نیروهای نظامی و انتظامی را اصلاح و تقویت نمود و درنهایت موجبات دوام حکومت را فراهم کرد.
خیانت به بیتالمال آثار و تبعات وضعی فراوانی دارد که ازجمله آنها میتوان به سلب برکت، فروریختن اعتماد مردم، رسوایی در دنیا، شورش عمومی مردم اشاره نمود.
در آموزههای دینی، به حفظ بیتالمال و اموال و داراییهای مردم اهمیت بسیاری داده شده و راهکارهایی را برای آن ارائه داده است؛ ازجمله: راهکارهای فرهنگی مانند معرفی اسوه، ازدیاد تقوا و خودنگهداری و نیز راهکارهای سیاسی مانند نظارت دقیق، پیگیری گزارشها، بستن منافذ فساد و همچنین راهکارهای اقتصادی مانند توجه به معیشت کارگزاران، برخورد قاطعانه با سارقان اموال دولتی میباشد.
قرآن کریم، ترجمه: محمدعلی رضایی اصفهانی و گروهی از اساتید جامعة المصطفی، قم، انتشارات المصطفی، 1388 ش.
صالح، صبحی، نهجالبلاغه، قم، هجرت، 1414 ق.
ابن شعبه حرانی، حسن بن علی، تحف العقول، قم، جامعه مدرسین، چاپ سوم، 1404 ق.
ابن فارس، احمد، معجم مقاییس اللغه، قم، مکتب الاعلام الاسلامی، 1404 ق.
احمدی میانجی، علی، مکاتیب الأئمة(علیهم السلام)، تحقیق/تصحیح: فرجی، مجتبی، قم، دار الحدیث، 1419 ق.
انوری، حسن، فرهنگ بزرگ سخن، لغت راهکار، تهران، انتشارات سخن، 1381 ش.
بستانی، فواد افرام، فرهنگ ابجدی، تهران، اسلامی، 1375 ش.
تمیمی آمدی، عبد الواحد بن محمد، غررالحکم ودررالکلم آمدی، مترجم و شارح: هاشم رسولی محلاتی، تهران، دفترنشرفرهنگ اسلامی، 1378 ش.
دهخدا، علیاکبر، لغتنامه دهخدا، تهران، مؤسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران، چاپ دوم، 1377 ش.
راغب اصفهانی، حسین بن محمد، مفردات ألفاظ القرآن، بیروت، دار القلم، 1412 ق.
ریشهری، محمد محمدی، موسوعه الامام علی بن ابیطالب (علیهما السلام) فی الکتاب و السنة و التاریخ؛ قم، دار الحدیث، 1421 ق.
شرتونی، سعید، اقرب الموارد، تهران، دارالاسوة، 1416 ق.
صدوق، محمد بن علی بن بابویه قمی، ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، قم، دار الشریف الرضی للنشر، 1404 ق.
علیاکبری، محمدحسین، سیاستهای مالی امام علی(علیه السلام)، قم، بوستان کتاب، 1390 ش.
الفراّء، ابویعلی محمدبن حسین، الاحکام السلطانیه، بیروت، دارالفکر، 1414 ق.
فیروزآبادی، محمد بن یعقوب، القاموس المحیط، بیروت، دار الکتب العلمیة، 1415 ق.
کلینی، محمد بن یعقوب، اصول کافی، تهران، دار الکتب الإسلامیة، چاپ چهارم، 1407 ق.
کریمی نیا، محمدمهدی، همزیستی مسالمتآمیز در اسلام و حقوق بینالملل، قم، انتشارات
مؤسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی، 1386 ش.
ماوردی، علی بن محمد، الاحکام السلطانیه، قم، دفتر تبلیغات اسلامی، 1406 ق.
معظمی، شهلا؛ ایرانشاهی، حمید، پیشگیری از وقوع جرم و نقش سازمانهای مسئول در قوانین ایران، تهران، انتشارات جاودانه جنگل، 1389 ش.
معین، محمد، فرهنگ معین، تهران، امیرکبیر، چاپ دهم، 1375 ش.
نوری، میرزا حسین بن محمد، مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، تحقیق/تصحیح: مؤسسة آل البیت(علیهم السلام)، قم، مؤسسة آل البیت(علیهم السلام)، 1408 ق.
هوشیار، محمدباقر، اصول آموزشوپرورش، تهران، دانشگاه تهران، 1335 ش.