صراط الذکر برگزیده ایی از آیات قرآنی

ghaemiyeh.com

مشخصات کتاب

سرشناسه : مصطفائی تبریزی، مرتضی، 1318 -

عنوان قراردادی : قرآن. فارسی - عربی. برگزیده

عنوان و نام پديدآور : صراط الذکر « برگزیده ایی از آیات قرآنی» [کتاب]/مرتضی مصطفائی تبریزی.

مشخصات نشر : قم: بنیاد معارف اسلامی، 1390.

مشخصات ظاهری : 311ص.

فروست : بنیاد معارف اسلامی؛ 198.

شابک : 70000 ریال: 978-600-146-007-4

موضوع : قرآن .برگزیده‌ها --ترجمه‌ها

رده بندی کنگره : BP59/9/م612 1390

رده بندی دیویی : 297/141

شماره کتابشناسی ملی :2829977

اشاره

مصطفائی تبریزی ، مرتضی ، 1318 -

صراط الذكر : برگزیده از آیات قرآنی / مؤلف مرتضی مصطفائی تبریزی .

قم : بنیاد معارف اسلامی ، 1390

310 ص. - (بنیاد معارف اسلامی ؛ 198)

ISBN: 978 - 600 - 146 - 007 - 4

فهرست نویسی بر اساس اطلاعات فیپا.

1. قرآن - فهرست مطالب. 2. قرآن - ترجمه ها - برگزیده ها. 3. قرآن - سوره ها و آیه ها .

الف .. بنیاد معارف اسلامی . - عنوان .ج. عنوان : برگزیده از آیات قرآنی.

4BP ص 6 م /6/ 66

ص 616م

297 /12

29712616

198

نام کتاب :... صراط الذكر (برگزیده ای از آیات قرآنی)

مؤلف... مرتضی مصطفائی تبریزی

ناشر... بنیاد معارف اسلامی

نوبت چاپ : ... اول بهار 1390 ه.ش

تیراژ:... 2000 نسخه

چاپخانه: ... عترت

قیمت: ...70000

شابک:...4-007-146-600-978

کلیه حقوق برای ناشر محفوظ است

قم - ص.ب 37185/768 - تلفن 7732009 - فاکس 7743701

978 - 1900 -19 - 107 - 4 ...

www.maaref islami.com

E-mail:info@maaref islami.com

فهرست

سخن ناشر...15

مقدمه ...17

توضيح لازم...21

1- قرآن...22

2 - بسم الله الرحمن الرحيم ...24

3- سوره حمد و ترجمه آن...26

4- دومین سوره قرآن «بقره» ...27

5- وقتی معاصی زیاد شود سعادت برگشت از گناه از انسان سلب می شود ...29

6- پوشانیدن و پنهان کردن حق و حقیقت...32

7- حقوق پدر و مادر و نیکی به آنها ... 33

8- مادیات و علاقه قوم یهود ...40

9- کفاری که در دنیا مال و مکنت دارند در آخرت معذّب خواهند بود ... 41

10- در مشکلات و سختی های زندگی از دو نیروی قوی و کاری کمک بگیرید ...43

11 - آزمایش خدا، بندگانش را از طرق مختلف...44

12- چیزهایی هست که انسان از وقوع آن اکراه دارد ولی خیرش در آنست و برعکس آن...47

13 - قرض الحسنه...49

14 - ( آية الكرسی)... 51

15- آية الكرسي و نماز ليلة الدفن ... 53

16- آنان که مالشان را در راه خدا بدهند خدا چندین برابر خواهد داد ... 54

17- فقیر را بازبان خوش رد کردن بهتر از آنست که با منّت و آزار به او چیزی

دهید ... 55

18 - بامنّت و اذیّت کارهای خوب خود را از بین نبرید ... 56

19 - در راه خدا خوب ها را انفاق کنید نه بدها را ... 58

20- در گناه و زشتی ربا... 59

21 - صدقه ... 60

22 - دین پسندیده در پیش خدا دین اسلام است ... 61

23 - عزت و ذلّت بشر دست اوست ( با شرائط)... 62

24 - خدا به هرکه خواهد روزی و رزق بی حساب عطا فرماید ... 66

25 - اهل ایمان نباید مؤمنان را رها کرده و از کافران دوست بگیرند ... 69

26- هرگز خدا امر نکند فرشتگان و پیامبران را خدای خود قرار داده و شما را

به کفر بخواند... 72

27 - هرکس غیر از اسلام دین دیگری اختیار کند هرگز از او پذیرفته نخواهد

بود و او در آخرت از زیان کاران است... 77

28 - به نیکی نمی رسد (انسان) تا اینکه ببخشد از آنچه دوست می دارد... 78

29 - خصومت یا دشمنی غیر مسلمان بر مسلمان ... 80

30۔ وقت مرگ هرکس در لوح قضای الهی خدا ثبت شده... 82

31- در کارها مشورت کن بعد با توکل انجام بده ... 84

32- درجات ایمان و کفر در پیش خدا مختلف است ... 85

33-اگر به مؤمن مصیبت برسد از خود اوست ... 86

34 - آنانکه که در راه خدا کشته شوند زنده هستند و در پیش خدا متنعّمند ... 87

35 - هرکسی شربت مرگ را خواهد چشید ... 88

36 - صله ارحام90

37 - بیش از یک زن نگیرید اگر می دانید که عدالت برقرار نمی کنید... 92

38۔ تقسیم ارث... 93

39 - مردان را بر زنان حق نگهبانی است... 95

40 - خداوند مردم خودپسند و متکبّر را دوست ندارد... 96

41 - مجازات کشتن مؤمن به عمد و خشم و غضب الهی ... 98

42- در خصوص شهادت و گواهی دادن بین مردم ... 99

43 - آیه عید غدیر و معرفی حضرت علی علیه السلام به وصایت ... 100

44 - طرز وضو در قرآن... 102

45 - قصاص دزدی ... 104

46 - قصاص اعضاء در مقابل اعضا ... 103

47 - آیه ای که در خصوص على علیه السلام نازل شده ... 104

48 - در خصوص نجاست شراب و حرمت قمار و بت پرستی و ازلام ... 106

49 - آیه شریفه که در نماز غفیله خوانده می شود ... 108

50 - آیات شریفه که در نماز غفیله خوانده می شود ... 110

51 - در خصوص ذبح حیوان به غیر نام خدا بردن که حرام می شود... 111

52-ذَمّ مال یتیم خوردن و به ناحق نزدیک آن شدن... 112

53 - کم فروشی و خیانت در پیمانه ... 113

54 - خدا کار و چیزی را بیشتر از قدرت و توانایی کسی نخواسته ... 115

55 - خداوند به اعمال خوب ده برابر وبه معصیت به اندازه خودش پاداش

می دهد... 116

56 - اسراف کنندگان را خدا دوست نمی دارد... 117

57 - آیه الحمد لله الّذي هدانا لهذاو ... 119

58 - آیه وواعدنا موسى ... 122

59 - وقتی قرآن خوانده می شود باید ساکت شد ... 124

6

0 - فرزندان و اموال شما فتنه یا ابتلائی بیش نیستند ... 125

61- آیه خمس ... 127

62- آیه خدا و رسولش از مشرکین بیزارند ... 128

63 - آباد کردن مساجد به دست کسانی انجام می شود که به خدا و روز

قیامت ایمان داشته باشند ... 129

64- نجاست مشرکان... 130

65 - تعداد ماههای خدا دوازده ماه است... 131

66 - ساخت مسجد ضرار توسط منافقین در برابر اسلام ... 132

67 - خدا جان و مال مسلمين را خریداری کرده ... 134

68- آنهاییکه طالب زندگی مادی دنیا هستند خدا مزد آنها را در دنیا می دهد

ولی در آخرت نصیبی نخواهند داشت غیر از دوزخ ... 136

69 - امر خدا به آب که در زمان حضرت نوح زمین را فرا گرفته بود ... 137

70- آیه بقية الله خيرٌ لكم ان کنتم مؤمنين ... 139

71 - کارهای خوب گناهان را محو می کند ( البته با شرائط و با حساب ) ... 140

72. خداوند اجر نیکوکاران را ضایع نمی کند ... 142

73 - آیه فَااللهُ خَیْرٌ حافِظاً... 143

74۔ خداوند نعمت های خود را از طایفه ای نمی گیرد مگر آنها خودشان

سبب شوند... 144

75 - به یاد خدا بودن قلب ها را آرام می کند... 145

76 - شکر نعمت، نعمتت افزون کند... 146

77 - خورشید و ماه در تسخیر خدا برای انسان قرار دارد... 147

78 - خدا قرآن را نازل کرد و خود حافظ اوست... 148

79 - خدا چهارپایان را برای سواری بشر آفرید و وسائل دیگری را هم که بشر

نمی داند خواهد آفرید... 149

80 - اگر چیزی را نمی دانید از اهل آن بپرسید ... 150

81- وقتی به کسی خبر ولادت دخترش را می دادند سیاه می شد ... 153

82- گوشت حيوان مرده ( گوشت میته) و خون و گوشت خوک نجس است ... 154

83 - اگر خوبی کردید به خودتان خوبی کردید... 156

84- میانه روی در بخشش ... 157

85- هرکس خون مظلومی را به ناحق بریزد خدا انتقام او را می گیرد ... 158

86- وفای به عهد ... 159

87- مسئولیت گوش و چشم و قلب ... 160

88- خدا را شریک قرار نده و خدا را با کسی توأم مپرست ... 162

89- نماز شب در قرآن ... 163

90 - آیه ربَ أدخلني مدخل صدقٍ و ... 165

91 - آیه وقل جاء الحق وزهق الباطل ... 166

92 - آیه و نُنزّل من القرآن ما هو شفاءِ... 167

93 - آیه «ویسئلونک عن الرّوح قل الروح»... 169

94 - آیه «قل كفى بالله شهيداً بَینْی»... 170

95-صبر... 171

96 - مال و اولاد، زینت و زیبایی زندگی دنیاست ... 172

97 - آیه «قل انَما اَنَا بَشّرٌ مِثلُكُم»... 173

98 - فرموده حضرت حق در خصوص حضرت یحیی... 174

99 - درخواست حضرت موسی در دعوت فرعون به سوی خدا از خدا ... 176

100 - ساحر هرگز موفّق و مظفّر نخواهد شد ... 177

101 - روز قیامت به اذن خدا شفاعت انجام می شود ... 178

102 - هرکسی از یاد خدا روی گردان شود زندگیش سخت و تنگ شده و در

روز قیامت نابینا خواهد بود... 179

103 - آیه «وجعلنا من الماء كلّ شيء حی»... 180

104 - امر خدا به آتش که سرد و سلامت برای ابراهیم باش ... 181

105 - آیه رب لا تذرني فرداً و ... 183

106۔ حضرت رسول اکرم رحمت برای عالمين است ... 184

107 - آیه و من يعظم شعائر الله فانها... 185

108 - خضوع ... 186

109 - کوری چشم دل كفّار... 187

110 - مؤمن از گفتن حرف بیجا پرهیز کند ... 188

111 - شکرگزار نعمات الهی کم است ... 189

112 - حرمت زنا و مجازات آن ... 190

113 - امر خدا به نکاح و بشارت خدا به غنی نمودن فقیر از فضل و کرم

خویش... 191

114- آیه نور ( اللهُ نور السموات والأرض...)... 192

115 - پاک مردانی که هیچ کسب و تجارت آنها را از یاد خدا غافل نگرداند... 194

116 - فرزندان شما که به حدّ بلوغ رسیدند {باید برای ورود به اتاق شما

اجازه بگیرند} ... 195

117- شما از خانه نزدیکان خود اجازه خوردن دارید... 196

118 - ذکر بعضی از نعمات الهی توسط حضرت ابراهیم پیامبر... 197

119 - ظلم... 199

120 - سوره ای که بسم الله الرحمن الرحیم یکی در اول و دومی در وسط

سوره (2 بار) آمده ... 200

121 - آیه اَمَّن یُجیب المُضطَرَّ... 201

122 - آیه مستضعفین ... 202

123۔ خوبی کن همانطور که خدا به تو خوبی کرده... 203

124 - آیه إِنَ الَذي فرض علیک القرآن... که به گوش مسافر خواندنش مفید

است ... 204

125 - آیه كل شيء هالك الأ وَجهَهُ... 205

126 - نماز انسان را از کارهای زشت و منکرات باز می دارد ... 206

127 - اهل کتاب باید به قرآن ایمان آورند... 208

128 - پیامبر اسلام اگر امّی و بی سواد نبود می گفتند اینهایی که می گوید از

روی کتب سابق می گوید ... 209

129 - زندگی دنیا بازیچه ای بیش نیست ... 210

130 - میانه روی و آرام سخن گفتن و پرهیز از بلند صحبت کردن ... 211

131 - روزیکه پدر را بخاطر پسر و پسر را بخاطر پدر کیفر و پاداش نکنند ... 212

132 - اتکال به خدا ... 213

133 - گناهی که ندانسته از انسان سر بزند مؤاخذه ندارد... 214

134 - وفای به عهدی که مؤمنان با خدا کردند ... 215

135 - آیه تطهیر در خصوص ما اهلبيت ... 216

136 - تحریم ظریف و نرم حرف زدن زنها با نامحرم ... 217

137 - خدا آنچه از مردان خواسته از زنان نیز خواسته ... 218

138 - آیه درود فرستادن خدا و ملائکه به پیامبر ... 219

139 - محرم و نامحرم و بی حجابی ... 223

140 - بندگان خوب و خدا ترس پرهیزکار علاوه بر اجر اخروی در دنیا نیز

خوبی و خوشی می بینند ... 224

141- آنهاییکه همه گفته ها را می شنوند و بهترینش را عمل می کنند ... 225

142 - نباید از رحمت خدا نا امید شد خداوند گناهان همه را می بخشد ... 226

143 - به اهل بهشت مژده دهند که از هر دری می خواهید وارد شوید ... 227

144- آیه ادعونی استجب لكم ( دعا کنید که مستجاب می شود)... 228

145 - پیامبر برای رسالت خود مزدی نخواسته جزء محبت به نزدیکان خود... 230

146 - خدا به هرکس که خواهد پسر و به هرکس که خواهد دختر عطا فرماید

یا در یک رحم دو فرزند پسر و دختر قرار می دهد و هر که را خواهد عقيم

و نازا کند ... 232

147 - خدا بی نیاز و شماها نیازمند و فقیرید ... 233

148 - آیه (يدُالله فوق ایدیهم) دست خدا بالاترین دستهاست... 234

149- برای مریض نرفتن به جنگ گناه محسوب نمی شود... 235

150 - آیه ( هو الذي ارسل رسوله بالهدی ...)... 236

151 - آیه ( محمد رسول الله والَذين مَعَهُ...) و آیه ( سيماهم في وجوههم). ... 238

152 - آیه ( انّما المومنون اخوه...)... 238

153 - قرآن مسخره کردن دیگران را سخت نکوهش نموده همچنین

نسبت های ناروا و زشت را ممنوع نموده است ... 241

154 - قرآن از ظنّ بد، تجسَس، غیبت که همه از اخلاق رذیله هستند شديداً

منع کرده ... 242

155 ۔ عزیزترین شما پیش خدا پرهیزکارترین شماست ... 244

156۔ خدا از رگ گردن، به ما نزدیکتر است ... 246

157 - آیه (و ذكّر فان الذكرى تنفع المومنین) ... 247

158 - آیه جن و انس را خلق نکردیم مگر مرا پرستش کنند ... 248

159 - پیامبر از روی هوی حرف نمیزند هر چه می گوید وحی از طرف

خداست ... 249

160 - نابرده رنج گنج میسّر نمی شود ... 250

161 - فرمان خدا در یک چشم به هم زدن انجام می پذیرد ... 252

162 - آیه (فبای الاء ربّکما تکذّبان) ... 253

163 - بدکاران از صورتشان شناخته می شوند ... 254

164- آیا پاداش خوبی جز خوبی است؟ ... 255

165 - جز پاكان نمی توانند آن را مس کنند ... 256

166 - آنچه از دست شما رود دلتنگ نشوید و آنچه به شما رسد مغرور

و دلشاد نگردید... 257

167- آیه (وانزلنا الحديد فيه بأس شديد) ... 259

168 - آیه حزب شیطان ... 260

169 - آیه حزب خدا ... 261

170 - صاحبان بصیرت عبرت بگیرند... 263

171 - آیه (لو انزلنا هذا القرآن على جبل...)... 264

172 - خبر دادن حضرت عیسی به قوم خود آمدن حضرت محمدصلی الله علیه و آله وسلم ... 265

173 - همانطور که خدا و رسولش عزیز است مؤمن هم باید عزیز باشد. ... 268

174 - آیه (و من يتّق الله يَجعَل له مخرجا..)... 269

175 - رعایت حقوق زنان حتی در شیر دادن ... 270

176 ۔ خدا بعد از هر سختی آسانی قرار دهد ... 271

177 - مؤمنان وظیفه نگهداری خود و خانواده خود از آتش جهنّم را

دارند... 272

178 - آیه ( واِنْ یکادُ الَذين كفرو..)... 272

179- طولانی بودن مدّت روز قیامت... 274

180 - انسان طبعاً مخلوقی سخت حریص و بی صبری است ... 275

181 - از او صاف انسان مؤمن و نمازگزاران واقعی ... 276

182 - سجده ها مخصوص ذات احدیت است نباید احدی را غیر از خدا

پرستید ... 277

183 - به هر که احسان و خوبی کنی مبادا منّت بگذاری ... 278

184 - هر کسی در گرو اعمال خودش است ... 279

185 - احوال بد بی نمازان ... 280

186 - آیه ( يا ايَتها النفس المطمئنَه....)... 283

187 - خدا انسان را در مشقّت آفريد... 284

188 - نعمت های خدا را بازگو کنید... 285

189 - انسان اگر خود را در نعمت و قدرت ببیند سرکشی می کند ... 287

190 - دعای بعد از نماز ... 289

191 - وای بر نمازگزاران ( کدام نماز گزاران ؟) البته نمازگزاران بد... 291

192 - ادعیه قرآنی ... 295

نکته آخر... 310

دعای ختم قرآن ... 311

بسم الله الرحمن الرحيم

(إِنَّ هَذَا الْقُرآنَ يَهْدِي لِلَّتِي هِيَ أقْوَمُ ويُبَشِّر الْمُؤمِنينَ الَّذينَ يَعْمَلُونَ الصَّالِحَاتِ

أنَّ لَهُمْ أجْراَ كَبِيراَ)(الإسراء : 9) « بی تردید، این قرآن به آیینی استوارتر راه

می نماید و به مؤمنانی که کارهای شایسته می کنند مژده می دهد که پاداشی

بزرگ برایشان است.»

سخن ناشر

نبی مکرم اسلام صلی الله علیه و آله وسلم فرمودند:« الا من اشتاق الى الله فليستمع كلام الله» آگاه باشید هر که شوق دیدار خدا دارد پس به سخن خدا (قرآن) گوش فرا دهد. و هم اوفرمود:« اذا احب أحدكم ربه فليقرء القرآن» هر گاه یکی از شما عشق وعلاقه داشت که با پروردگارش سخن تازه کند پس قرآن بخواند.

قرآن کریم کتاب هدایت و سعادت انسانها در دنیا و آخرت است و تا به زندگی فردی واجتماعی ما مسلمانان وارد نشود، تأثیر عمیق و انسان ساز آن درک نمی شود.

قرآن داروی شفا بخشی است که باید آن را چشید و در زندگی روزمره با آن حشر و نشر داشت و به فرموده امام على عليه السلام: «فانّ فيه شفاءً من اكبر الداء و هو الكفر و النفاق والغيّ والضلال » در آن شفایی برای بزرگترین درد ها که کفر و نفاق و تباهی و ضلالت است، می باشد.

آیات حیات بخش قرآن چراغ روشن هر تاریکی است و دل مؤمنان با خواندن و شنیدن و تأمل کردن در آن آیات لبریز از ایمان می گردد و حیاتی معنوی می یابد و مونس تنهایی شان می گردد.

همانگونه که امام سجاد عليه السلام فرمودند: «لو مات ما بين المشرق والمغرب لما استوحشت لو كان القرآن معي» اگر هر آنکه در شرق و در غرب زندگی می کند از دنیا برود هراسی ندارم اگر قرآن با من باشد.

اما در این میان هنوز دسترسی به مفاهیم این کتاب آسمانی برای همه به آسانی میسر نیست و بسیاری با اینکه دوستدارندبا قرآن ارتباط برقرار کنند نمی توانند پُلی بهدروازه آسمانی آن بزنند و از چشمه زلال وحی سیراب شوند. اگر چه ترجمه ها ،تفسیرها و بسیاری از تک نگاری های دهه های اخیر توانسته این خلأ را پر کند و راه رابر پویندگان طریق قرآن آسان کند ولی در این مسیر هر چه کار شود کم است و هرکاری می تواند فضای مخصوص به خود را پر کند و مخاطب مخصوص خود را پیداکند. نویسنده علاقمند به قرآن و مکتب اهلبیت علیه السلام در این کتاب در پی آن است که باسطحی خاص از افراد مؤمن و حقیقت جوی جامعه، ارتباط برقرار کند. صراط الذكر ياهمان راه قرآن ، دست نوشته های آقای مرتضی مصطفایی تبریزی است که به دلیل علاقه وافر به یاد گیری معانی قرآن در طول سالیانی چند نگاشته شده است. او گر چه تحصیلات معمولی حوزوی را نداشته است ولی از یک سو با توجه به اصالت و عرق دینی خویش و از سوی دیگر به دلیل سطح ارتباط گسترده با جامعه و اقشار مختلف آن، تلاش کرده آیاتی را انتخاب کند که خواننده بتواند با مراجعه ای آسان به آن نکته اییبیاموزد و روح و روان خویش را طراوت بخشد.

بنیاد معارف اسلامی تلاش وی را ارج می نهد و امیدوار است نشر این کتاب گامی دیگر در راستای تعهد این مؤسسه ، به نشر اسلام و مکتب تشیع باشد.

در پایان لازم می دانیم از حجج اسلام آقایان مصطفی میر احمدی و جابر رضوانی به پاس زحماتی که در خصوص تصحیح و ویرایش کتاب مذکور متحمل شده اند از باب« من لم یشکر المخلوق لم یشکر الخالق» تشکر و قدردانی نماییم. باشد که نام همه کسانیکه در مسیر ترویج فرهنگ علوم قرآنی گام برداشته و بر می دارند در لوح محفوظمضبوط و مکتوب گردد.

بنیاد معارف اسلامی

بسم الله الرحمن الرحیم

مقدمه :

قرآن دوای همه دردهاست، قرآن چراغ هدایت است، در همه تارکیهای دهرمی توان با نور او نجات پیدا کرد و در جاده توفيق قرار گرفت از قرآن میگویم،قطره ای از اقیانوس، نه، کل گفتارم قطره هم نیست از آن اقیانوس، که بزرگی آن در وهم هم نمی گنجد لذا باید به قرآن، تنها کتابی که پروردگار برای سعادت بشر داده تمسُّک جست و بس.

پس با قرآن آشنا شوید، به قرآن نزدیک شوید. فاصله تان را با قرآن کم کنید به صفر برسانید، با قرآن زندگی کنید، در قرآن سیر کنید قرآن و دستوراتش و قرآن و نصیحتش را در کنارتان غریب نگذارید، با قرآن انس بگیرید، با قرآن مصاحبت کنید، با قرآن نشست و برخاست کنید، قرآن را در صدر زندگی قرار دهید، با قرآن مشکلاتتان را حل کنید، در قرآن محو شوید. ( این محو درجه اعلای به اوج رسیدن در سعادت دنیا و آخرت است این محو شدن زندگی کامل اولیاء خداست این محو زندگی ابدی است زندگی واقعی است.) قرآن را در تمام زندگی و در تمام امورتان حاکم کنید، غم و غصّه ها و پیچیدگی های روز مرّه زندگی تان را با قرآن دوا کنید،اعمالتان را در روز با قرآن بسنجید و به قرآن پناه ببرید، آن وقت می بینید احتیاج به پناهگاه های دیگر ندارید. قرآن را الگو و سرمشق قرار دهید چون شما مسلمان هستید و بهترین نسخه زندگی دنیا و آخرتتان قرآن است. نوشته ای که در اختیارتان قرار دارد، قطره ای از دریا هم در مقایسه با عالم بيكران قرآن نخواهد بود، اینها آیاتی

از قرآن هستند که تنسیخ گشته در حد بضاعت، و در زندگی روزمرّه راهنما هستند که به راحتی می توانید به آن دسترسی پیدا کنید. این نوشتار ابداع و ابتکار و طرز تفکر نیست مگر در آیاتی چند که به صورت بیان نوشته شده، در آنها هم در منظور اصلی تصرّفی نشده. آیات در خصوص زندگی روزمرّه است که ما سروکار داریم. برای مثال احترام به والدین، زندگی با والدین، برخورد با والدین، یکی از آنهاست، که سعی شده تعداد زیادی از آیات که در قرآن و در این باب آمده استخراج شود و پس از استخراج نکاتی که شخص لزوم آنی در روز پیدا میکند موضوع را از فهرست پیدا کرده و صحیح آیه با اِعراب دقيق و ترجمه صحیح و نشانی آیه از نظر شماره آیات و اسم سوره برای خواننده تنظیم شده است.

این مجموعه کمک به کسانی است که می خواهند راجع به موضوعی در قرآن صحبت کنند ولی نمی دانند کجای قرآن از آن موضوع بحث شده است. در اینجا سعی شده است علاوه بر ذکر موضوع، شأن نزول و گاهی نكته تفسیری هم بیان شود تا یک مجموعه کامل در دسترس خوانندگان باشد و هر کس که تفسیری در دسترس ندارد از نکته تفسیری هم محروم نگردد.

به طور خلاصه منظور از تنظیم و تدوین و گردآوری تعدادی آیات در این نوشته

به شرح زیر می باشد:

1- استخراج آیه و آیات در خصوص یک موضوع. مثلاً در مذمّت کم فروشی و خیانت در پیمانه و یا مؤمن از گفتن حرف بیجا خودداری می کند و ... دیگر امور در زندگی و اطاعت و بندگی. با اعراب خیلی دقیق و صحیح.

2- ترجمه صحیح همان آیه ذکر شده و سعی گردیده ترجمه دقیق باشد.

3- در بعضی آیات پس از تحریر متن عربی و ترجمه فارسی مؤلّف بدون کم و کاست نظر خودش را با کمک تفاسیر به صورت بیان آورده است.

4- در ذیل بیان برای تعدادی از آیات نظر بعضی از تفاسیر را بررسی و به طور

خلاصه و مختصر نوشته است و اکثراً یا کلاً اسم همان تفسیر نیز برده شده است.

5- در استناد به آیات گاهی به اوّل آیه گاهی به وسط آن و گاهی به آخر آن و گاهی به کل آیه توجّه شده است.

پس حاصل چند سطری که به عنوان «مقدّمه تالیف» نوشته شده است با بضاعت کم و ناچیزی که داشتم این بوده که بتوانم در تعدادی از آیات که استخراج کردم راهنمایی کنم که افراد دسترسی راحت داشته باشند. چنانچه مورد استفاده کمی هم که قرار گیرد، حقیر را مهمان دعاهایی بکنند که از صدق و سویدای دل حاصل می شود. از نقائص و بی بضاعتی علمی و دانش خودم در همین جا پوزش می طلبم.

لایق نبود قطره به عمان بردن *** یک شاخه گُلی سوی گلستان بردن

پیش داوری می کنم و به قلم می آورم که اگر ارباب سخن و کلام، و مؤلفان و نویسندگان، خُرده بگیرند و بگویند این نوشته یا جمع آوری شده قابل آن نبود که با این همه نقص و عیب به صورت کتاب و اثر چاپ شده و در دسترس قرار گیرد، لذا پس از اتمام این نوشتار با چندی از دوستان ادیب، اهل فضل و اهل مطالعه مشورت نمودم از چاپش مانع نشدند بعضی ها تشویق نمودند به این امید که اثری از شخص بماند آن هم در مسیر قرآن و توصیه و نصایح معصومین علیهم السلام اگر چه کم و جزئی بهتر است. لذا اقدام به اتمام رسانیدن نوشته ها نمودم، باشد که خدای سبحان که به باطن توجه دارد، آن را قبول کند. خدایا مارا موفق کن هر عملی را اگر چه کم، فقط برای تو انجام دهیم.

اللّهمّ وفّقني لما تحبُّ وترضى

مرتضی مصطفائی تبریزی

علت نامگذاری این کتاب به «صراط الذكر»

«ذکر» از اسامی قرآن است و از نام های هشتگانه این کتاب آسمانی است که با کلمه «صراط » قرين گشته است و به معنای راه قرآن یا همان طریق پند و یادآوری است. این کتاب در بردارنده بیش از 400 آیه از آیات نجات بخش قرآن برای انسانهاست که هم اکنون در پیشروی شماست.

توضیح لازم

چون در آیات، اول ترجمه فارسی و بعد در صورت لزوم بیانی از نویسنده آمده است، بعد در صورت ضرورت مطالبی از تفاسیر نیز نوشته شده، لازم به تذکر است در نوشتن تفسير سعی شده تصرفی در متن آن نشده باشد. علاوه بر اینکه نام تفسير برده شده، خود متن بدون اینکه در مقدم و موخر بودن فاعل و مفعول و فعل جملات تغییری داده شود عین نوشته خود آن تفسیر آمده است. برای مثال در اکثر جملات فعل بر مفعول تقدم جسته که آمده است «دیدم من آنرا» که اگر امروز شما این جمله را خودتان بیان کنید خواهید نوشت «من آنرا دیدم» که فعل را به اخر جمله می برید و در جمله «هر که بمیرد بر دوستی آل محمد مرده است شهید.» که معمولا می نویسند «هر که بمیرد بر دوستی آل محمد شهید مرده است».

باز به چند و چندین جمله در تفاسیر بر خوردم که برای مثال در اکثر جملات از فعل جمله بعدی برای جمله قبلی نیز استفاده شده است مثل : «وقتی نوح علیه السلام سوار کشتی و از غرق ترسید» در جملات فارسی معمول امروز می نویسیم «وقتی نوح سوار کشتی شد و از غرق شدن ترسید.» که در اینجا باز از جمله بالا یک فعل شد و یک کلمه شدن بعد از کلمه غرق، حذف شده در نتیجه جمله کامل با دو کلمه حذف ناقص شده که در گفتار و نوشتار روز اینطور معمول نیست.

قرآن

قرآن را اسامی متعدد و مبارکی است فخر رازی در تفسیر کبیر خود چهل اسم برای این کتاب خدا بیان نموده که برخی از آنها عبارتند از: 1- قرآن 2- فرقان 3- نور 4۔ ذِکر 5 - روح 6- حبل الله 7- كلام الله 8- کتاب الله

قرآن بنابر آنچه برخی از مفسران گفته اند دو نزول داشته است یک نزول دفعی و یک جا و دیگری تدریجی. نزول اوّلی در شب قدر و به احتمال زیاد در شب بیست و سوم ماه مبارک رمضان اتفاق افتاده چنانکه فرموده: «شهر رمضان الّذيأنزل فيه القرآن» و نزول بعدی مدت بیست و سه سال طول کشید تا به تدریج و با شأن نزول های مناسب نازل گشته است و نیز طبق فرموده حضرت رسول علیه السلام چهار کتاب آسمانی صحف ابراهيم سلام الله عليه و تورات موسی و انجیل عیسی علیهما السلام و همچنین زبور و قرآن به ترتیب در یکم و ششم و سیزدهم و هجدهم و بیست و سوم ماه رمضان نازل شده و اعجاز قرآن هم که محکم تر و روشن تر از بقیه کتب آسمانی است بدین ترتیب می باشد.

1- قرآن با آن فصاحت و بلاغت آن هم توسط وجودی که ظاهراً در سی نخوانده (و از سویی در آن مطالبی آمده که در هیچ کتاب تاریخی و غیر تاریخی سابقه نداشته است) معجزه بلا انکار از نظر عام مخصوصاً از نظر تاریخدانان و

خردمندان هر قومی می باشد.

2- علوم عقلی و حِکَمی که حکماء آن را قبول دارند قرآن را از وضع طبیعی خارج کرده که خود اعجاز قرآن می باشد.

3- تأثير قرائت آیات با تناسب های مختلف جهت رفع امراض، بلایا و برآورده شدن حوائج الناس، به کرّات و مرّات که قابل لمس و آشکار بوده و مشاهده گردیده. در خود قرآن هم در آیه 82 سوره اسرا خداوند چنین می فرماید:( وَنُنَزِّلُ مِنَ الْ۠قُرْءَانِ مَا هُوَ شَفاءُ وَرَحمَةُ لِّلْمُؤمِنِينَ وَلَا يَزيدُ الظّلِمِينَ إِلَّا خَسَاراً)و این خود از اعجاز قرآن می باشد.

4- استخاره با قرآن در اوقاتی آنقدر واضح و روشن است که استخاره کننده اسم آن امر را مثلاً اگر ازدواج باشد یا امور دیگر به نیّت کننده بازگو می کند، که این خود از معجزات قرآن می باشد و البته برای اعجاز قرآن علما و فقها مراتب زیادی شمرده اند که من در اینجا از تفاسیر مختلف استفاده کرده و به چند فقره اشاره نمودم.

برای معرفی قرآن از خود قرآن کمک می گیریم.

سوره آل عمران آیه 138 «هَذَا بَيَانُ لِّلنَّاسِ وَهُدًی وَمَوْعِظَةٌ لِّلْمُتَّقينَ» که می فرماید: «این آیات جهت و دلیل است برای مردم، و اندرز و راهنمایی است برای پرهیزگاران».

سوره قمر آیه 17 «وَلَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّكِرٍ»

که می فرماید: «و ما قرآن را برای پند و اندرز و موعظه، فهمش را آسان نمودیم.آیا هست کسی که از آن پند بگیرد؟»

در آیه 30 سوره فرقان شِکْوه حضرت رسول از مهجور ماندن قرآن سخن می گوید: «وَلَا يَأْتُونَكَ بِمَثَلٍ إِلَّا جِئْنَاكَ بِالْحَقِّ وَأَحْسَنَ تَفْسِيرًا »در آن روز حضرت رسول عرض کند: بارالها این اُمَت من قرآن را ترک و رها کردند و از او دوری

جستند.

بسم الله الرحمن الرحيم

«به نام خداوند بخشنده مهربان»

برکت و تأثیرات بسم الله به قدری وسیع است که بشر عادی (غیر از معصومین) و فقهاء و متفکران دینی و مذهبی اگر کمر همت ببندند که حق مطلب و سنگینی و ابُهّت و کارآیی این آیه یا این اسم و صفت الهی را اداء کنند نتوانند ولی برای زینت این نوشته قطره ای از آن فضائل بیان می شود.

در تفسیر برهان: از حضرت رضا عليه السلام نقل شده که حضرت می فرماید: بسم الله نزدیکتر از سیاهی چشم به سفیدی آن به اسم اعظم خدا است. اسم اعظم خدا در بين عامه مردم و مؤمنین و متدینین (غير از معصومین) در پشت پرده است که اگر آن اسم اعظم خدا را ببرند هر مشکل مشروع پیچیدهای حل می شود.

حضرت رسول صلي الله علیه و آله وسلم فرموده: هرگاه معلم به طفل بسم الله را تعلیم دهد خداوند برای آن بچه و پدر و مادر و معلم او برانت از آتش می نویسد.

هر که در وقت خوردن طعام «بسم الله» بگوید شیطان دور شود و اگر نگوید، شیطان با او مشغول شود.

هر که موقع جامه در آوردن «بسم الله » گوید بین چشم شیاطین و عورت او حائلی واقع شود.

حضرت رسول صلي الله علیه و آله وسلم فرمود: هر امری که ابتداء نشود با «بسم الله » دنباله نخواهد داشت و به آخر نرسد.

منقول است که قیصر روم را سردردی عارض شد، اطبّا از معالجه آن عاجز

شدند، نامه ای خدمت حضرت امیر المؤمنين علیه السلام برای رفع آن عرضه داشت حضرت بسته ای را فرستاد که به سر نهاد فوراً شفا یافت. آن را شکافته کلمه«بسم الله» دید و دانست شفای او به این کلمه مبارکه حاصل شده في الحال مسلمان شد.

چون «بسم الله» استفتاح است به اسم منعم حقیقی، و اعتراف به الهيّت سبحانی، و یادآوری فضل و رحمت او، و این باعث اشتغال نفس است به شکر گزاری و سپاسگزاری به حمد و ثنای او ، لذا بعد از «بسم الله» طریق کیفیت «حمد» را تلقین بندگان فرماید.

سوره حمد و ترجمه آن

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ (1)الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ (2)الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ (3)مَالِكِ يَوْمِ الدِّينِ (4)إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ (5)اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ (6)صِرَاطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ وَلَا الضَّالِّينَ (7)

ترجمه:

سپاس و شکر و ستایش خدای را که پروردگار جهانیان است.( 2) خدای بخشنده و مهربان است.(3) پادشاه و مالک روز جزاست.( 4) تو را می پرستم و تو را به یاری می طلبم.(5) ما را به راه راست هدایت فرما( 6) راه کسانی را که به ایشان نعمت دادی، نه راه آنانیکه بر آنان غضب فرمودی و نه کسانی که گمراه شدگانند.(7)

دومین سوره قرآن «بقره»

آیه 1 سوره بقره

الم (1) علماء و مفسّرین در حروف مقطّعه اول سوره ها، مثل الم در سوره بقره و آل عمران یا المصّ در سوره اعراف یا تعدادی از سوره ها که با حروف مقطّعه شروع شده اقوالی دارند.

در تفسير اثنی عشری 5 مورد را بشرح زیر بیان نموده اند.

1- در نظر بعضی جزء متشابهات قرآن و علم آنها نزد پیغمبر و ائِمه علیهم السلام است .

2- در معانی الاخبار ابن بابویه صدوق رحمة الله علیه از حضرت صادق علیه السلام روایت نمود که فرمود: الم حرفی است از حروف اسم اعظم مقطّعه در قرآن که مرکب نماید آن را پیغمبر یا امام، و دعا نماید به آن که مستجاب شود.

3- ابن عباس و جماعتی گفته اند: «الف» اشاره به «الله» و «لام» اشاره به«جبرئیل» و «میم» اشاره به حضرت «محمد»صلي الله علیه و آله وسلم است یعنی این قرآن از طرف خدا توسط جبرییل بر حضرت محمد صلي الله علیه و آله وسلم نازل شده است.

4- برخی گفته اند: «الف» آلاءِ عميم الهی و «لام» بقاءِ رحمت سبحانی و «میم»محبت یا مُلک لم یزلی است.

5 - علم الهدی سید مرتضی رحمت الله علیه می گوید: اینها اسامی سُوَر باشند و تسمیه سوره ها باین کلمات، مشعر است به اینکه این قرآن که شما عاجز از آوردن مثلش هستید، از جنس همین حروف مستعمله در محاوره و مکالمه می باشد، پس چون عاجزید بدانید کلام خدا و وحی مُنزل است.

چون حق تعالی حضرت رسالت صلي الله علیه و آله وسلم را وعده فرمود به انزال کتابی که بر صفحه

روزگار باقی و هرگز محو نشود، و به کثرت تکرار کهنه نگردد، وقتی که قرآن نازل شد، حبیب خود را از انجاز وعده خبر داده می فرماید:

ذَلِكَ الْكِتَابُ لَا رَيْبَ فِيهِ هُدًى لِلْمُتَّقِينَ (2)

آن کتاب سابق موعود، یا آن کتابی که به حضرت موسی و عیسی نزولش وعده شده بود، این قرآن مجید باشد. هیچ شکی نیست در آن، یعنی این قرآن از جهت وضوح برهان به حیثی است که عاقل منصف اگر به دقت صحیح در آن نظر نماید، یقین پیدا می کند بر اینکه خارق عادت بشر و وحی مُنزل باشد، یا قرآن کتابی است که شایسته و سزاوار نیست کسی شک در آن نماید، یا اسباب موجبه شک از تلبيس و تناقض و دعاوی بدون برهان و غیره از قرآن منتفی است.

عیّاشی از امام صادق علیه السلام روایت نموده که فرمود: کتابُ عَلىٌّ لارَيبَ فيه يعني کتابی که على علیه السلام است شکی در او نمی باشد، زیرا کمالات آن سرور مشاهده از سيره او و فضائلش منصوب از خدا و رسول است و اطلاق کتاب بر انسان کامل شایع است: چنانچه در کتاب صافی از حضرت صادق علیه السلام روایت نموده که فرمود:صورت انسانیه بزرگترین حجت الهی است بر خلقش، و او است کتابی که به دست تارت خود آن را نگاشته. این قرآن هدایت کننده و راهنما و دلیل است به سوی حق و راه راست برای کسانی که پرهیزگارانند از شرک و معاصی و مشتبهات نفسانی.از حضرت امیر المؤمنين علیه السلام مرویست که فرمود: متّقی یا پرهیزگار کسی است که اگر تمام عمل او را در طبقی گذاشته و بر جهانیان عرضه کنند هیچ چیز در آن نباشد که از آن حیا و شرم آید.

ابن بابویه و عیّاشی در تفسیر خود از حضرت صادق علیه السلام روایت کرده اند،پرهیزگاران حقیقی شیعیان واقعی می باشند.

وقتی معاصی زیاد شود سعادت برگشت از گناه

از انسان سلب می شود

(بدست خود بشر است)

آیه 7 سوره بقره

خَتَمَ اللَّهُ عَلَى قُلُوبِهِمْ وَعَلَى سَمْعِهِمْ وَعَلَى أَبْصَارِهِمْ غِشَاوَةٌ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ (7)

ترجمه آیه:

«خداوند بر دلهای ایشان و شنوایی شان و چشمهایشان مُهر زد و برای آنها عذاب بزرگ وجود دارد».

در آیه شریفه مراد از مُهر نهادن بر دلها آن است که دیگر حرف اثر نکند،و چشم و گوش باطنی شخص بسته شود و کوچکترین نفوذی از نیکی ها و خوبی در او نکند. این بدین معنی نیست که اختيار خوب بودن و هدایت یافتن از انسان گرفته شود، بلکه خود انسان است که اصرار در معصیت داشته باشد و کوچکترین تمایل به برگشت و توبه نداشته باشد پس انسان باید اگر گناهی را نیز مرتکب شد نادم باشد و از آیه 114 سوره هود تبعیت نموده با ندامت و پشیمانی عمل حسنه ای انجام دهد تا اثر گناه را ضعیف کند و(...إِنَّ الحَسَنَتِ یُذهِبنَ السَّیِّآتِ...)و نگذارد راه هدایت بسته شود و به قدری به خدا و مقررات الهی بی تفاوت باشد که با دست خودش و با خواست خودش مُهر بر دلش بزند.

امّا تفاسير:این آیه اشاره به دلیل این تعصب و لجاجت می کند و می گوید: آنها چنان در کفر

و عناد فرو رفته اند که حسّ تشخیص را از دست داده اند. مسلماً انسان تا به این مرحله نرسیده باشد قابل هدایت است، هر چند گمراه باشد، امّا به هنگامی که حسّ تشخیص را بر اثر اعمال زشت خود از دست داد دیگر راه نجاتی بر او نیست، چرا که ابزار شناخت ندارد و طبیعی است که عذاب بزرگ در انتظار اوست.

نکته ها: 1- آیا سلب قدرت تشخیص (همان مهر کردن قلب) دلیل بر جبر نیست؟ اگر خداوند طبق آیه فوق بر دل و چشم و گوش این گروه مهر نهاده که آنها مجبورند در کفر باقی بمانند آیا این جبر نیست؟ پاسخ این سؤال را خود قرآن در اینجا و آیات دیگر داده است و آن اینکه: اصرار و لجاجت آنها در برابر حق، تکبّر و ادامه به ظلم و ستم و بیدادگری و کفر و پیروی از هواهای سرکش سبب می شود که پرده ای بر حسّ تشخیص آنها بیفتد، که در واقع این حالت عکس العمل و بازتاب اعمال خود انسان است نه چیز دیگر.

مهم آنست که انسان مواظب باشد اگر گناهی از او سر زند در فاصله نزدیک آنرابا آب توبه و برگشت و عمل صالح بشوید ( مصداق آیه 114 سوره هود)، تا مبادا به صورت رنگ ثابتی برای قلب در آید و بر آن مُهر زند.

آیه 10 سوره بقره

فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزَادَهُمُ اللَّهُ مَرَضًا وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ بِمَا كَانُوا يَكْذِبُونَ (10)

ترجمه آیه:

«در دلهای ایشان مرضی است پس خدا برایشان مرض را افزوده و برای آنها عذاب دردناک است برای آنکه دروغ می گفتند».

چون نفاق خود در واقع یک نوع بیماری است قرآن می فرماید در دلهای آنها بیماری خاصّی است امّا از آنجا که در نظام آفرینش، هر کس در مسیری قرار گرفت

و وسایل آنرا فراهم ساخت در همان مسیر، رو به جلو می رود، قرآن اضافه می کند: خداوند هم بر بیماری آنها می افزاید.

و از آنجا که سرمایه اصلی منافقان دروغ است، تا بتوانند تناقضها را که در زندگیشان دیده می شود با آن توجیه کنند، در پایان آیه می فرماید: برای آنها عذاب دردناکی است بخاطر همان دروغهایی که میگفتند.

این آیه مثل آیه 7 که قبلاً اشاره گردید دلالت بر اختیار انسان در انتخاب دارد که چه طریقی برگزیند.

پوشانیدن و پنهان کردن حق و حقیقت

خداوند در سوره بقره آیه 42 می فرماید:

وَلَا تَلْبِسُوا الْحَقَّ بِالْبَاطِلِ وَتَكْتُمُوا الْحَقَّ وَأَنْتُمْ تَعْلَمُونَ (42)

ترجمه آیه:

«حق را به باطل مپوشانید تا حقیقت را پنهان کنید در صورتیکه از حقانیت آن خبر دارید».

امر خدا در آیه اینست، بشر در جایی که در امر متضّاد می بیند یکی حق، یکی باطل مبادا روی غرض، نفع شخصی، خصومت بر کسی حق را نگوید و یا نزدیک بودن و خودی بودن یک طرف مانع از ذکر حق گردد. آیه صراحت دارد که این عمل ردّ امر خداست.

امّا تفاسیر در نزول این آیه چه می گویند؟

وقتی در تورات نبوّت حضرت محمد صلی الله و علیه وآله وسلم و امامت و جانشینی حضرت على علیه السلام خبر داده شده بود، یهودیان روی لجاجت و خصومت گفتند: بلی قبول داریم که پیامبری به این نام با امامت و جانشینی علی خواهد آمد ولی اینها(محمدنبی، علی ولی) نیستند آنهاییکه در تورات نام برده شده 500 سال دیگر خواهند آمد نه حالا لذا آیه فوق به حضرت محمد صلی الله و علیه وآله وسلم نازل شد که آنها دانسته و باعلامات روشن حق را پوشانیدند و مانع آن شدند.

حقوق پدر و مادر و نیکی به آنها

آیه 83 سوره بقره

وَإِذْ أَخَذْنَا مِيثَاقَ بَنِي إِسْرَائِيلَ لَا تَعْبُدُونَ إِلَّا اللَّهَ وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا وَذِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينِ...(83)

بقیه آیه در خصوص با زبان خوش با مردم سخن گفتن، و اقامه نماز، و دادن زکات و شکستن عهد با خدا و اعراض از حکم خداست.) چون در این فصل آیاتی در خصوص والدین است، لذا از نوشتن اصل متن، صرف نظر کرده فقط اشاره مختصری به ترجمه فارسی نمودیم. در صورت لزوم به بقیه آیه در سوره بقره آیه83مراجعه فرمایید.

ترجمه آیه 83 در خصوص والدین:

«به یاد آورید زمانی که از بنی اسرائیل عهد گرفتیم که جز خدا کسی را نپرستید (نسبت به اهمیت موضوع، خداوند پس از پرستیدن خود بلافاصله فرموده) و به پدر و مادر نیکی و خدمت کنید و به خویشان و یتیمان و فقیران احسان نمایید». چقدر خوبی و احترام به پدر و مادر در پیش خدا مهم است که پس از پرستیدن خود امر به آن فرموده، در تفاسیر گفته اند احترام پدر مؤکّد است و پدر اصلی امّت همان حضرت محمّد و على علیه السلام هستند که خداوند پس از عبادت خود به منزلت آن دو بزرگوار اشاره فرموده است.

آیه 215 سوره بقره

يَسْأَلُونَكَ مَاذَا يُنْفِقُونَ قُلْ مَا أَنْفَقْتُمْ مِنْ خَيْرٍ فَلِلْوَالِدَيْنِ وَالْأَقْرَبِينَ وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينِ وَابْنِ السَّبِيلِ وَمَا تَفْعَلُوا مِنْ خَيْرٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلِيمٌ (215)

ترجمه آیه:

«ای پیامبر اگر از تو سؤال کنند در راه خدا چه انفاق کنیم؟ بگو: هرچه از مال خود انفاق کنید در باره پدر و مادر، خویشان، یتیمان، فقیران و دیگران رو است. و هر خوبی که بکنید خدا بر آن آگاه است».

آیه 36 سوره نساء

قسمت اوّل آیه چنین است

وَاعْبُدُوا اللَّهَ وَلَا تُشْرِكُوا بِهِ شَيْئًا وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا وَ...(36)

«خدا را بپرستید و هرگز برای او شریک قرار ندهید و نسبت به پدر و مادر خوبی کنید».

باز در اینجا به خاطر مهم بودن احترام و احسان به پدر و مادر، پس از پرستش خود و منع از شرک به او، بلافاصله پدر و مادر را نام برده و نیکی کردن به آنها راتاکید فرموده است. کمتر موضوعی است که اینقدر مورد تأکید خداوند واقع شدهباشد و در چهار(1)مورد از قرآن، بعداز توحید و دوری از شرک قرار گرفته است.

آیه 151 سوره انعام

قُلْ تَعَالَوْا أَتْلُ مَا حَرَّمَ رَبُّكُمْ عَلَيْكُمْ أَلَّا تُشْرِكُوا بِهِ شَيْئًا وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا وَلَا تَقْتُلُوا أَوْلَادَكُمْ مِنْ إِمْلَاقٍ نَحْنُ نَرْزُقُكُمْ وَإِيَّاهُمْ وَلَا تَقْرَبُوا الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ وَلَا تَقْتُلُوا النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ إِلَّا بِالْحَقِّ ذَلِكُمْ وَصَّاكُمْ بِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ (151)

ترجمه آیه:


1) سوره انعام آیه 151، سوره اسراء آیه 23، سوره بقره آیه 83 و آیه فوق.

«بگو (ای پیغمبر) بیایید تا آنچه پروردگارتان بر شما حرام کرده را بیان کنم، اول اینکه به هیچ وجه به خدا شرک نیاورید (نه در عقیده نه در عمل) و دیگر اینکه در خصوص پدر و مادر خوبی کنید و اولاد خود را از ترس فقر نکشید ما، شما و آنها را روزی می دهیم و در آشکار و نهان به کارهای زشت نزدیک نشوید و نفسی را (انسانی را) که حرام کرده جزء به حق ( که همان حکم قصاص است) به قتل نرسانید. خدا شما را به آن توصیه کرده ، ( سفارش نموده باشد) شاید شما سعادتمند شويد».

از این آیه که یکی از صریح ترین آیات در شرک به خدا که گناه بس عظیم و بزرگی است، نیز استفاده می شود که خوبی به پدر و مادر چه جایگاهی در پیش خدا دارد بر عکس عاق بر آنها در کجا قرار می گیرد؟ و در ادامه آیه، اولاد کشتن و سایر گناهان کبیره، از جمله قتل عمد بناحق و... که تأکید بر حق والدین دارد. در برخی از تفاسیر بر اساس پاره ای از روایات پدر اصلی امّت مسلمان را حضرت محمد صلی الله علیه وآله وسلم و حضرت علی علیه السلام برشمرده اند. طبق روایات نبوی: انا وعلى ابوا هذه الأُمة. من و علی دو پدر این امّت هستیم.

آیه 23 سوره اسراء (بنی اسرائیل)

وَقَضَى رَبُّكَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِيَّاهُ وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا إِمَّا يَبْلُغَنَّ عِنْدَكَ الْكِبَرَ أَحَدُهُمَا أَوْ كِلَاهُمَا فَلَا تَقُلْ لَهُمَا أُفٍّ وَلَا تَنْهَرْهُمَا وَقُلْ لَهُمَا قَوْلًا كَرِيمًا (23)

ترجمه آیه:

«و خدای تو حکم کرده که جز او را نپرستید و درباره پدر و مادر خوبی کنید و چنانچه هر دو با یکی از آنها پیر و سالخورده شوند (که موجب رنج و زحمت شما شوند) زنهار که کلمه ای که رنجیده خاطر شوند نگویید، و کمترین آزار و اذیت به آنها

نرسانید، و بایشان اُف نگویید، و با آنها به احترام و کرامت محبت کنید».

و در این آیه باز خداوند پس از پرستیدن خویش خوبی به پدر و مادر را امر فرموده حتی جزیی ترین کلمه را هم که به پدر و مادر روا نباشد منع فرموده و در آیه بعدی نیز (24) نوع احترام را هم ذکر نموده، اینها همه و همه حکایت از این دارند که حقوق والدین چقدر مهم است، و قرار دادن توحید یعنی اساسی ترین اصل اسلامی، در کنار نیکی به پدر و مادر تأكید دیگری است بر اهمیت این دستور اسلامی.

آیه 24 سوره اسراء (بنی اسرائیل)

وَاخْفِضْ لَهُمَا جَنَاحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَةِ وَقُلْ رَبِّ ارْحَمْهُمَا كَمَا رَبَّيَانِي صَغِيرًا (24)

ترجمه آیه:

«و پیوسته پروبال تواضع و احترام را با کمال مهربانی پیش آنها گسترده بدار و بگو: پروردگارا همانطور که آنها ( پدر و مادر) مرا از کودکی با مهربانی پرورش داده اند تو در حق آنها رحمت و مهربانی بفرما».

باز از آیه فوق مستفاد می شود که حقوق پدر و مادر بر گردن فرزند بسیار است. و آن حقوق از اولاد تا زنده است که چه پدر و مادر زنده باشند یا مرده از وی ساقط نمی شود یعنی باید جزء اعمال ترک نشدنی فرزند قرار گیرد. که آنها را دعا کند علاوه بر تمامی نیکی ها و اکرام و احترام دعا هم که بالاترین هدیه است از جانب فرزند به پدر و مادر باید جاری و ساری گردد.

در اینجا از این فرصت استفاده می کنم که اشاره ای به دعا کنیم. بهترین هدیه بعد از خدا و معصومین به بهترین کس که همان پدر و مادر است با همه توصیه های مستقیم که در آیات متعدد برای پدر و مادر شده دعا کردن به آنها است که در ردیف

بهترین احسانها در حق آنها ذکر فرموده است.

آیه 32 سوره مریم

وَبَرًّا بِوَالِدَتِي وَلَمْ يَجْعَلْنِي جَبَّارًا شَقِيًّا (32)

ترجمه آیه:

«و مرا به احسان و خوبی کردن به مادر توصیه نموده و ستمکار و شقی نگردانید».

قرآن در این آیه از دعا و خواسته های حضرت عیسی سخن گفته است و باز در ردیف مهم ترین اعمال از جمله نماز و زکات که امر واجب است خوبی و نیکی به مادر را آورده است از اینجا نیز اهمیت آن مستفاد می شود. حضرت عیسی پس از خوبی به پدر و مادر بلافاصله کلمات ستمکار و شقی را ذکر کرده که اگر خوبی به والدین نشود ظالم و شقی می شود.

در تفسیر آمده است که در روایتی می خوانیم؛ حضرت عیسی در مقابل جبّار و شقی میگوید قلب من نرم است و من خود را نزد خود کو چک می دانم، اشاره به این که نقطه مقابل جبار و شقی این دو وصف است.

آیه 14 سوره لقمان

وَوَصَّيْنَا الْإِنْسَانَ بِوَالِدَيْهِ حَمَلَتْهُ أُمُّهُ وَهْنًا عَلَى وَهْنٍ وَفِصَالُهُ فِي عَامَيْنِ أَنِ اشْكُرْ لِي وَلِوَالِدَيْكَ إِلَيَّ الْمَصِيرُ (14)

ترجمه آیه:

«ما به هر انسانی سفارش کردیم که در حق پدر و مادر نیکی کند. بالاخص مادر که چون بار حمل فرزند را برداشته تا مدت 2 سال که طفل را از شیر باز گرفته و بر رنج و ناتوانیش افزوده است. و اول شکر من که خالق و نعمت دهنده هستم و آنگاه

شکر پدر و مادر را که بازگشت خلق به سوی من خواهد بود».

باز خدای قادر و توانا سفارش را در حق پدر و مادر بعد از ذات ذیشان خود فرموده و بلافاصله شکر و قدردانی از آنها را توصیه کرده است. در تفاسیر نیز چنین آمده که این آیه و آیه بعد در حقیقت جمله های معترضه ای است که در لابلای اندرزهای لقمان از سوی خداوند بیان شده است که ارتباط روشنی با سخنان لقمان دارد، زیرا در این دو آیه، بحث از نعمت وجود پدر و مادر و زحمات و خدمات و حقوق آنهاست و قرار دادن شکر پدر و مادر در کنار «شکر خدا».

به علاوه تأکیدی بر خالص بودن اندرزهای لقمان به فرزندش نیز محسوب می شود، چرا که پدر و مادر با این علاقه وافر و خلوص نیّت ممکن نیست جز خیر و صلاح فرزند را در اندرزهایشان بازگو کنند.

آیه 15 سوره احقاف

وَوَصَّيْنَا الْإِنْسَانَ بِوَالِدَيْهِ إِحْسَانًا حَمَلَتْهُ أُمُّهُ كُرْهًا وَوَضَعَتْهُ كُرْهًا وَحَمْلُهُ وَفِصَالُهُ ثَلَاثُونَ شَهْرًا حَتَّى إِذَا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَبَلَغَ أَرْبَعِينَ سَنَةً قَالَ رَبِّ أَوْزِعْنِي أَنْ أَشْكُرَ نِعْمَتَكَ الَّتِي أَنْعَمْتَ عَلَيَّ وَعَلَى وَالِدَيَّ وَأَنْ أَعْمَلَ صَالِحًا تَرْضَاهُ وَأَصْلِحْ لِي فِي ذُرِّيَّتِي إِنِّي تُبْتُ إِلَيْكَ وَإِنِّي مِنَ الْمُسْلِمِينَ (15)

ترجمه آیه:

«و ما انسان را در حق پدر و مادر به نیکی سفارش کردیم (بیاد آور که) مادر (نُه ماه چگونه) با رنج و زحمت بار حمل کشید و باز با درد و مشقّت وضع حمل نمود وسی ماه وقت حمل و شیرخواری بود، تا وقتی که طفل به حد رشد رسید و آدمی چهل ساله گشت. سزاوار است آنوقت که عرض کند که خدایا مرا بر نعمتی که عطا فرمودی به خودم و به پدر و مادرم شکری یاد بده و به کار شایسته ای که رضا

و خشنودی تو در آن است موفق بدار و فرزندان مرا صالح بگردان! بارالها من به درگاه تو به دعا باز آمدم و از تسلیم شدگان فرمان تو شدم».

با شنیدن آیات متعدد در کلام خدا در خصوص حق پدر و مادر و تأکید خود پروردگار بر احسان و احترام پدر و مادر با این صراحت و محل و منزلت سفارشهای خدا، تكليف فرزند چیست؟ چگونه باید با پدر و مادر برخورد کند؟ ولی نباید زیادی سفارش پدر و مادر و بزرگی موضوع، این توهُم را بوجود آورد که در مقام کفر و الحاد نیز که در مقابل اطاعت خداست، اطاعت پدر و مادر در اینجا نیز اعمال گردد. بلکه این کار و این عمل باطل است و از ایشان اطاعت مکن و هرگز نباید رابطه انسان با پدر و مادرش مقدم بر رابطه او با خدا باشد و هرگز نباید عواطف خویشاوندی حاکم بر اعتقاد به خدا باشد. باز از آنجاییکه ممکن است این فرمان، توهم دیگری را بوجود آورد که در برابر پدر و مادر مشرک، خدا نشناس، غير معتقد باید شدت عمل و بی احترامی نسبت به آنها اعمال کرد بلا فاصله اضافه می کند که عدم اطاعت آنها در مسئله کفر و شرک و ... دلیل بر قطع رابطه مطلق با آنها نیست بلکه با آن دو در دنیا به طرز شایسته ای رفتار کن.

از نظر دنیا و زندگی مادی با آنها مهر و محبت و ملاطفت کن و از نظر اعتقاد و فرائض دینی و مذهبی، تسلیم افکار و فرامین آنها مباش! این دستور فقط از قرآن عظیم آن خدای قادر آن ربّ یکتا و آن پروردگار بی همتا صادر می شود که بشر اندک تعمق و سیری که در حقانیت دین و کتابش بکند زیبایی دستورات را لمس می کند. خداوند تمام قوانین و عاطفه ها را ولو با مخالفین خودش چقدر محفوظ نگهداشته، نه حق محبت و مهربانی پدر و مادر را از آنها توسط فرزندشان دریغ داشته و نه امتیاز ناحق به ملحد و کافر و مشرک می دهد.

مادیات و علاقه قوم یهود

آیه 96 سوره بقره

وَلَتَجِدَنَّهُمْ أَحْرَصَ النَّاسِ عَلَى حَيَاةٍ وَمِنَ الَّذِينَ أَشْرَكُوا يَوَدُّ أَحَدُهُمْ لَوْ يُعَمَّرُ أَلْفَ سَنَةٍ وَمَا هُوَ بِمُزَحْزِحِهِ مِنَ الْعَذَابِ أَنْ يُعَمَّرَ وَاللَّهُ بَصِيرٌ بِمَا يَعْمَلُونَ (96)

ترجمه آیه

«بر همه واضح است که قوم یهود به حیات مادّی از همه خلق حریص ترند. حتی از مشرکین هم، لذا هر یهودی آرزوی هزار سال عمر می کند چنانچه به آرزوی خود برسد عمر هزار سال هم او را از عذاب الهی نرهاند و خدا به کردار ناپسند آنها آگاه است».

منظور از هزار سال در تفاسیر کنایه از طول عمر است و خداوند می فرماید که داشتن عمر زیاد هم از عذاب آنها (يهود که لجوج هم بودند) کم نخواهد کرد. بالاخره هر چه عمر هم زیاد کند روزی به سر می رسد و کلمه بصیر از اسماء حسنی الهی است و معنایش علم به دیدنی ها است نه اینکه به معنای بینا و دارای چشم باشد در نتیجه بصیر از شعب اسم علیم است و آگاهی خدا بر درون را می رساند.

کفاری که در دنیا مال و مکنت دارند در آخرت

معذّب خواهند بود

آیه 126 سوره بقره

وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ رَبِّ اجْعَلْ هَذَا بَلَدًا آمِنًا وَارْزُقْ أَهْلَهُ مِنَ الثَّمَرَاتِ مَنْ آمَنَ مِنْهُمْ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ قَالَ وَمَنْ كَفَرَ فَأُمَتِّعُهُ قَلِيلًا ثُمَّ أَضْطَرُّهُ إِلَى عَذَابِ النَّارِ وَبِئْسَ الْمَصِيرُ (126)

ترجمه آیه:

«و چون ابراهیم عرض کرد؛ پروردگارا! این شهر را محل امن و آسایش قرار ده و روزی اهلش را که به خدا و روز قیامت ایمان آورده اند فراوان گردان ( خداوند خواهش ابراهیم را اجابت کرده) و فرمود: هر که با وجود این نعمت سپاس نگذاشت وراه کفر پیمود، گرچه او را در دنیا اندکی، بهره مند کنم ليكن در آخرت معذّب و در دوزخش گردانم که بدترین جایگاه هاست».

در تفاسیر چه آمده؟

دعای حضرت ابراهیم در خصوص آن بلد ( مکه) عام بود. که هر کس در مکه زندگی کند از نعمات آنجا بهره مند گردد. در حالیکه کفار و منکران خدا نیز بودند. لذا حضرت ابراهیم جمله (آمَنَ منهم باللهِ وَاليُوم الاخِر) را نیز در خواست نمود که شامل و مختص کسانی باشد که به خدا و روز قیامت ایمان داشته باشند. کاملاً هم درست و به حق بود ولی خدا همان خدایی است که کوهی را به کاهی می بخشد یا به برکت یک موحد یک شهر را می بخشد. (اهالی و ساکنان شهر را) خداوند بخشنده تر از آنست که در فهم بگنجد. در اینجا باز خدا با خدایی خود عمل کرده،

می فرماید بلی دعای تو مستجاب است کسی که ایمان آورده باشد پس او را هم در دنیا و هم در آخرت روزی بسیار می دهم. و کسیکه کافر شده باشد پس متمتع می سازم او را تمتعي اندک ( متاع ولذائذ دنیا هر چه هم به نظر ما زیاد باشد خداوند جزئی و اندک شمرده ( متاع الدنيا قليل) که این آیه نیز از آن جهت است و خداوند كل زحمات دنیا را فرموده است. چنانچه همه دنیا را با تمامی زحمات و لذائذ و ریاست ها و تفوق مالی و تفوقهای مقامی چون در دنیا است بی مقدار شمرده ، چون فانی است، باز اندک است، که آن روزی دنیاست. حاصل کلام اینست که خدای تعالی به ابراهیم گفت: هر چند تو روزی برای مؤمنین و خداشناسان مکه طلب کرده ای، اما چون رزق و روزی دنیا و دنیوی رحمتی است عام که شامل مومن و کافر می گردد و منع آن از احدی شایسته نیست، بنابر این در دنیا هم به مؤمن روزی می دهم هم به کافر، اما فرق در اینست که مومنان را روزی بسیار می دهم این کلمه بسیار در اینجا شامل دنیا و آخرت می شود و کافران را روزی کم می دهم که منظور خدا در اینجا باز متاع دنيا قليل است می باشد. و از روزی آخرت و ثواب آن بهره نخواهند داشت. چنانچه در اواخر آیه فوق می فرماید (..ثُمَّ أَضُطَرُّهُ إِلَى عَذَابِ النَّارِ...)پس مضطر می سازم یعنی سوق می دهم او را به جبر به سوی عذاب آتش (... وَبئسَ المَصِيرُ) که دوزخ محل بازگشت بدی است.

در مشکلات و سختی های زندگی از دو نیروی قوی و کاری

کمک بگیرید

آیه 153 سوره بقره

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلَاةِ إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ (153)

ترجمه آیه:

«ای آنهایی که ایمان (به خدا) آورده اید از صبر و نماز کمک بگیرید که خدا همیشه با صبر کنندگان است».

این دو نیرو که یکی صبر است که خدا را در معیت و همراهی انسان قرار می دهد. وقتی خداوند به این صراحت بفرماید که من یار و یاور صبر کنندگان هستم از مشکل چه باک! دوّمی نماز است، که سبب آرامش و سکون انسان خواهد بود که توجه به خدا که همان نماز است چقدر شخص را محکم تر در پیمودن راه به سوی رهایی از قید و بند می کند. در تفسیر آمده: بر عکس آنچه بعضی ها تصور می کنند «صبر» به معنای تن دادن به ذلت، تحمل بدبختيها، و تسلیم در برابر عوامل شکست نیست بلکه بر عکس پیشرفت به سوی ظفر و موفقیت است. و دومی نماز است در روایت است وقتی علی علیه السلام با مشکلی مواجه می شد نماز برپا می داشت و پس از نماز کمر به حل مشکل می بست و آیه فوق را تلاوت می فرمود.

از آیه مذكور دو اصل مستفاد می شود یکی اتکا به خداوند که مظهر اصلی آن نماز است که با (...إِيَّاكَ نَستَعِینُ) گفتن خدا را به یاری می طلبد و دیگری اعتماد به نفس است که آن خدای قادر در بشر خلق کرده که همان صبر می باشد (تفسیر نمونه).

آزمایش خدا بندگانش را از طرق مختلف

آیه 155 سوره بقره

وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِنَ الْأَمْوَالِ وَالْأَنْفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِينَ (155)

ترجمه آیه:

«البته شما را به سختی ها چون ترس و گرسنگی و از دست دادن مال یا مالها و جانها و ثمرات ( مقصود از ثمرات میوه ها است. که میوه ها باز دو معنی دارد که شاید یکی شامل زراعت و میوه جات زحمت کشیده انسان باشد امّا دومی که خیلی مهم تر از اوّلی است، ثمرات دل و درون است مثل: اولاد که ثمره دل است و عزیزان دیگری که به انسان نزدیک ترند از قبیل نوه ها و حتی برادرها و برادر زاده ها که انسان جزء بستگی های لاینفک خود می داند و دل به آنها شديداً بسته است) بیازماییم». مصداق بارز و روشن آیه فوق در مردان و زنان خداپرست و خدا شناس تاریخ نشان داده در اینجا از مقام شامخ دومین بانوی بزرگ اسلام عقیله بنی هاشم محصول باغ ولایت ثمره تربیت علی و زهرا علیهما السلام حضرت زینب نگذریم(1).

خانم زینب از چهار سالگی دختر کوچکی که حمله دشمنان به خانه و آتش

زدن آنها به درب خانه و کتک زدن مادر مظلومه اش حضرت زهرا علیها السلام به دست منافقان و بعد از دست دادن مادرش بعد از 70 - 75 روز از آن واقعه و بردن پدر مظلو مش حضرت امیرالمؤمنین توسط منافقین به مسجد با جبر و ایذاء و دیدن این


1) که نوشتن این آیه با سالروز پیام آور عاشورا حضرت زینب مصادف است اشاره نمائیم که آن تندیس صبر وشکیبایی تمام معانی و اوصافی که در آیه فوق ذکرشده دارا میباشند.

همه ظلمها و مصیبت ها که مصداق کامل خوف و ترس و وحشت را آنهم در این سن و بعد واقعه کربلا که تمامی آن امتحانها که در آیه اشاره شده در این سفر از کربلا شروع و در کوفه و شام بالاخره تا مدینه همه و همه و بیشتر از آنچه از ذهن بشر بگذرد برای این مجلّله عملی گردید تا آنجا که صبر از دست مجلّله بی صبر گردید - غارت همه اموال قافله حسین بدست ملاعين، حتى معجرها را از سر حضرات مخدَرات رُبوده و غارت نمودند و هرچه آزار و اذیت روحی و جسمی و کتک خوردن ها و بستن دست ها، و ثمرات شاید در حالت ظاهر محصول و میوه تلقی گردد ولی اولاد ثمره دل پدر و مادر است که حضرت زینب بالاترین و بهترین و بیشترین امتحانات را که در آیه فوق آمده با استقامت و صبر جمیل گذراند.

که در آیه 156 حضرت زینب علیهاالسلام همه اینها از ( مصیبت ها را )زیبا می پندارد و یقین دارد که در مجلس یزید در شام که یزید ملعون با آن غرور و سرکشی خطاب به حضرتش می گوید: خدا را چطور دیدی که شما را اینقدر (به اصطلاح آن ملعون) ذلیل و خوار نمود حضرت با تمام وقار و سنگینی و صلابت و متانت مثل پدرش على علیه السلام جواب می فرماید: «ما رأیتُ إِلّا جمیلا» ندیدم مگر زیبائی، شما را به خدا جواب را ببینید در آن وضع و حالت و موقعیت چه می فرماید جوابی است از رشته سخنان و جوابهای زیبا و حق و محکم که فقط در انحصار و مختصات این خاندان می باشد و به درستی که خداوند متعال می داند رسالتش را در کجا قرار دهد و در کدام خاندان و به کدام خاندان مَلک وحی (جبرئیل) فرستد.

آیه 156 سوره بقره

الَّذِينَ إِذَا أَصَابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قَالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ (156)

ترجمه آیه:

«افرادی که زمانی به حادثه و گرفتاری دچار شوند ( با صبر و بردباری) بگویند ما به فرمان او (خدا) آمده و به سوی او باز خواهیم گشت».

آیه 157 سوره بقره

أُولَئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَوَاتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَرَحْمَةٌ وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ (157)

ترجمه آیه:

« آن گروهند که خاص درود و رحمت الهی اند، که آنها به راستی هدایت یافتگان هستند».

در این آیه خداوند بعد از ابتلاء و امتحان بندگان به انواع آزمایش ها و پیروزی صابران در این امتحانات مژدهای بس عظیم به ایشان می دهد که درود و رحمت مخصوص پروردگار شامل حال ایشان می شود و همین موجب هدایت و سعادت این دسته از مؤمنان می گردد.

چیزهایی هست که انسان از وقوع آن اکراه دارد

ولی خیرش در آنست و برعکس آن

آیه 216 سوره بقره

کُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِتَالُ وَهُوَ كُرْهٌ لَكُمْ وَعَسَى أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئًا وَهُوَ خَيْرٌ لَكُمْ وَعَسَى أَنْ تُحِبُّوا شَيْئًا وَهُوَ شَرٌّ لَكُمْ وَاللَّهُ يَعْلَمُ وَأَنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ (216)

ترجمه آیه:

«حکم جهاد برای شما مقرر گردیده در حالیکه برای شما ناگوار است. چه بسا شما چیزی را ناگوار بشمارید ولی خیر و صلاح شما در آن بوده و بسا خیری را شما دوست بدارید، اما شر و فساد شما در آن باشد و خداوند می داند و شما نمی دانید».

جنگ به واسطه اینکه مرگ در بر دارد و بدنبالش زخمی شدن و نقص عضو و رنج و درد و مشکلات عدیده است، لذا مؤمنان می خواستند با مسالمت و بدون جنگ و خونریزی رفع مشکل گردد. از طرفی کشته شدن از دو طرف باز در ظاهر امر زیانبار بود چون مؤمنین، دنیا و عمر طبیعی شان را از دست می دادند و کفار هم دنیا و هم آخرت را. لذا همیشه مسلمانها از جنگ اکراه داشته ولی ایمان به خدا و صدق پیامبر آنها را بر جنگ راضی می کرد. این آیه به آن جهت نازل شد که امری را که خدا صلاح می داند ولو ظاهرش درد آور باشد خیر کلی در آنست که بلافاصله در دو جمله مستقل و جدا فرموده که انسان از چیزی که خوشش می آید شاید شر او در آن باشد. از اینجاست ما در زندگی روزمرّه مان می بینیم کاری می خواستیم انجام دهیم به چیزی برسیم مانعی پیش آمد ناراحت می شویم، پس از گذشت زمان می بینیم؛ اگر آن خواسته محقق می شد چه ضرری و پشیمانی داشت. و عکس قضیه هم پیش

می آید، که از چیزی خوشحال هستیم که انجام شود و اصرار در انجام آن داریم. شاید به ظاهر موفق هم می شویم بعد می بینیم همین چیزی که به اصرار به دست آوردیم موجب رنج و ضرر و ناراحتی مان شده که جمله «الخير في ماوَقَعَ» در اصطلاح از این نشأت گرفته است.

قرض الحسنه

آیه 245 سوره بقره

مَنْ ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا فَيُضَاعِفَهُ لَهُ أَضْعَافًا كَثِيرَةً وَاللَّهُ يَقْبِضُ وَيَبْسُطُ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ (245)

ترجمه آیه:

«کیست که خدا را قرض نیکو دهد که خدا به او چندین برابر می دهد که خداست که می گیرد و میدهد (تنگی و گشایش دهد) و به سوی او بازگردانده می شوید».

منظور از قرض به خدا انفاق در راه خداست. گویی کسی که در راه خدا انفاق می کند به خدا قرض داده و در آخرت چندین برابر می گیرد. از همین رو در روایت داریم که وقتی انفاق کردید دست خود را ببوسید چون قبل از اینکه به دست فقیر برسد به دست خدا رسیده است. آیه چون بعد از حکم جهاد است برخی مفسّرین معتقدند منظور از انفاق تهيه ساز و برگ جهاد است.

البته آنچه امروزه در جامعه ما به عنوان قرض الحسنه موجود است نیز از آیه قابل استفاده است یعنی وامی که وام دهنده فقط همان مقدار داده شده را بگیرد و بر اساس روایت انفاق ده برابر و قرض الحسنه 18 برابر پاداش دارد. چون در قرض الحسنه متداول باعث می شود فرد دنبال تولید ثروت برود و از تنبلی جلوگیری می کند.

بعضی از مفسرین عقیده دارند قرض نیکو یعنی از مال خالص و پاک بخشیدن، به هرحال ثواب قرض دادن بهر نحوی باشد واضح است. با تکرار شبیه این آیه در چند جای قرآن ثواب قرض دادن هم محرز می شود.

آیه 11 سوره حدید

مَنْ ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا فَيُضَاعِفَهُ لَهُ وَلَهُ أَجْرٌ كَرِيمٌ (11)

ترجمه آیه:

«آن کیست که به خدا قرض نیکو دهد ( قرض الحسنه و صدقه و احسان به فقیران کند) تا خدا برای او چندین برابر گرداند و پاداشی با لطف او را عطا فرماید».

آیه 18 سوره حدید

إِنَّ الْمُصَّدِّقِينَ وَالْمُصَّدِّقَاتِ وَأَقْرَضُوا اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا يُضَاعَفُ لَهُمْ وَلَهُمْ أَجْرٌ كَرِيمٌ (18)

ترجمه آیه:

«همانا مردان و زنانی که در راه خدا (به فقیران صدقه و احسان کنند) و به خدا قرض نیکو دهند خدا احسان آنها را چندین برابر کند و پاداش عطا کند».

آیه 17 سوره تغابن

إِنْ تُقْرِضُوا اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا يُضَاعِفْهُ لَكُمْ وَيَغْفِرْ لَكُمْ وَاللَّهُ شَكُورٌ حَلِيمٌ (17)

ترجمه آیه:

«و اگر به خدا قرض نیکو بدهید خدا برای شما چندین برابر گرداند و هم از گناه شما درگذرد و خدا بر شکر و احسان شما پاداش دهنده خوبی است».

آیه 20 سوره مزمّل ( در قسمت آخر آیه خداوند می فرماید)

-...وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ وَأَقْرِضُوا اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا وَمَا تُقَدِّمُوا لِأَنْفُسِكُمْ مِنْ خَيْرٍ تَجِدُوهُ عِنْدَ اللَّهِ...(20)

ترجمه آیه:

«...و نماز بگزارید و زکات ( مالتان را به فقیران) بدهید و به خدا قرض نیکو دهید و بدانید که هر عمل خوب که قبلاً برای آخرت خود بفرستید پاداش آنرا در نزد خدا می یابید و ...»

(آية الكرسی)

آیه مبارکه کرسی مشتمل بر 3 آیه در سوره بقره شماره های 255 و 256 و 257 آمده که می شود تنها آیه 255 را خواند و نتیجه آنرا گرفت ولی کامل آن، همان خواندن 3 آیه می باشد که ما ذيلاً كامل آنرا با اعراب دقيق و ترجمه آیات می آوریم.

اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ لَا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَلَا نَوْمٌ لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ مَنْ ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلَّا بِإِذْنِهِ يَعْلَمُ مَا بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَلَا يُحِيطُونَ بِشَيْءٍ مِنْ عِلْمِهِ إِلَّا بِمَا شَاءَ وَسِعَ كُرْسِيُّهُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَلَا يَئُودُهُ حِفْظُهُمَا وَهُوَ الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ (255)لَا إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَيُؤْمِنْ بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَى لَا انْفِصَامَ لَهَا وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ (256)اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَالَّذِينَ كَفَرُوا أَوْلِيَاؤُهُمُ الطَّاغُوتُ يُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُمَاتِ أُولَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ (257)

ترجمه آیات:

خدا یکتاست که جز او خدایی نیست، زنده و پاینده است، هرگز او را کسالت نگیرد، تا چه رسد که به خواب رود. اوست مالک آسمانها و زمین (یا او ست مالک آنچه در آسمانها و در زمین است.) چه کسی را این جرأت که در پیشگاه او به شفاعت برخیزد است؟ مگر به فرمان او. علم او محیط است بآنچه پیش از آنچه نظر خلق آمده است و آنچه بعد خواهد آمد. و خلق به هیچ وجه به علم او احاطه نتوانند کرد، مگر به آنچه او خواهد. قلمرو علمش از آسمانها و زمین فراتر و نگهبانی زمین و آسمان بر او آسان و بی زحمت است. چه او دانای بزرگوار و توانای

با عظمت است. در دین هیچ اجبار و اکراهی نیست. راه هدایت و ضلالت بر همه کس روشن است (روشن گردید) پس هر که از راه کفر و سرکشی برگردد و به راه ایمان و پرستش خدا گراید، به رشته محکم و استواری چنگ زده که هرگز پاره نخواهد شد. و خدا به هر چه خلق گویند و کنند شنوا و داناست. خدا يار اهل ایمان است، آنانرا از تاریکیهای جهان برون آورد و به عالم نور و روشنایی ببرد و آنانکه راه کفر گرفتند یار ایشان شیطان و دیو رهزن است آنان را از عالم نور به تاریکیهای گمراهی در افکند. این گروه اهل دوزخ هستند و در آنجا همیشگی خواهند بود.

آية الكرسي و نماز ليلة الدفن

چون آية الكرسي از قرآن کریم نوشته شد که برای استحباب در موارد مختلف خوانده می شود. موقع وضو ساختن از باب استحباب که ثواب دارد. و نیز محفوظ ماندن از شر دزد، و سلامتی در سفر، و سایر موارد که در حفظ از بلیّات اثربخش است. از جمله نماز مستحب ليلة الدفن که برای رفع فشار قبر شب اوّل قبر برای میّت خوانده می شود، بسیار ثواب دارد. فشار از تازه گذشته برداشته می شود و از ترس و گرفتاری مرده در شب اول قبر کم می شود لازم است زنده ها برای کسیکه تازه گذشته و شب اول قبر اوست بخوانند و آن دو رکعت است در رکعت اول بعد از حمد آية الكرسی یک مرتبه و در رکعت دوم بعد از حمد ده مرتبه (إِنَّا أَنزَلنَهُ فِي لَيلَةِ القَدرِ) و چون سلام داده شد بگوید:اَلهُمَّ صَل عَلى مُحَمَّدٍ وَالِ مُحَمَّد وَابعَث ثوابِها إلى قَبرَ فلان ابن فلان که بجای فلان اسم مرده را بگوید اگر اسم پدرش را می داند بگوید در غیر این صورت اسم خود میت را بگوید کافی است.

یکی از آن آیات مهم قرآن همين آية الكرسي است تعداد اصلی آیات همین 1 آیه است 255 تا (وَهُوَ العَلِىُّ العَظِيمُ) ولی دو آیه 256 و 257 را نیز پشت این آیه 255 غالباً می خوانند که جنبه استحباب دارد ولی اگر تا هو العلىّ العظيم بخوانند همان نتیجه نهایی و آنچه فواید و اثرات مهمّی را دارد عاید خواهد شد.

آنان که مالشان را در راه خدا بدهند خدا چندین برابر خواهد داد

آیه 261 سوره بقره

مَثَلُ الَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ كَمَثَلِ حَبَّةٍ أَنْبَتَتْ سَبْعَ سَنَابِلَ فِي كُلِّ سُنْبُلَةٍ مِائَةُ حَبَّةٍ وَاللَّهُ يُضَاعِفُ لِمَنْ يَشَاءُ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ (261)

ترجمه آیه:

«مثل آنانکه مال خودشان را در راه خدا انفاق می کنند، مَثَل دانه ایست که از هر دانه هفت خوشه بروید و در هر خوشه صد دانه باشد. ( که هر دانه هفتصد دانه می شود) و خدا از این مقدار هم به هر که خواهد افزون دهد».

آیا این کار به عظمت خدا و با آن قدرتش، کرمش و بخشندگی اش زیبنده نیست؟ بلی خدا می دهد بیشتر هم می دهد قصص قرآن، گذشته های انسان، همه و همه حاکی از اینست که خدا در حق بندگان و انبياء الطافی فرموده که مخصوص ذات خود می باشد و لاغیر.

فقیر را با زبان خوش ردکردن بهتر از آنست که با

منّت و آزار به او چیزی دهید

آیه 263 سوره بقره

قَوْلٌ مَعْرُوفٌ وَمَغْفِرَةٌ خَيْرٌ مِنْ صَدَقَةٍ يَتْبَعُهَا أَذًى وَاللَّهُ غَنِيٌّ حَلِيمٌ (263)

ترجمه آیه:

«فقیر سائل را با زبان خوش و طلب آمرزش رد کردن ، بهتر است از آنکه صدقه دهند و از پی آن آزار کنند. خداوند بی نیاز (بر عصیان و بخل آنان) بردبار است».

در تفسير اثنی عشری:

از حضرت پیغمبر صلی الله علیه وآله وسلم مروی است که هرگاه سؤال شوید یعنی فقیری از شما درخواست مالی کند. قطع نکنید سؤال او را تا فارغ شود، پس رد کنید او را به وقار و نرمی که دادن چیزی باشد، یا به وجه نیکو او را جواب دهید، چه گاهی به نزد شما آید، کسی که نه از اِنس باشد و نه از جنّ، بلکه مَلَکی است به صورت سائلی تا ملاحظه نماید که شما چه معامله می کنید در نعمتی که حق تعالی محض لطف و تفضّل به شما ارزانی داشته است.

بامنّت واذیّت کارهای خوب خود را از بین نبرید

آیه 264 سوره بقره

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تُبْطِلُوا صَدَقَاتِكُمْ بِالْمَنِّ وَالْأَذَى كَالَّذِي يُنْفِقُ مَالَهُ رِئَاءَ النَّاسِ وَلَا يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ ... (264)

ترجمه قسمت نوشته شده آیه:

«ای کسانی که ایمان آورده اید ( ایمان دارید) کارهای خوب تانرا با منّت و اذیت از بین نبرید! مانند آنکه مال خود را از روی ریا انفاق کند، (تا خودنمایی و توجه مردم را به خود جلب کند) و ایمان به خدا و روز قیامت نیاورد...»

در اینجا مراد از صدقه و صدقات کارهای خیر و در راه خداست که بلاعوض انسان برای مردم انجام دهد مثلاً مالی ببخشد، وساطتی بکند، قدمی برای مسلمانی، انسانی بردارد، خیری به مردم برساند، حرفی برای رهایی کسی بزند، شهادتی برای خلاصی از بند کسی بدهد، و سایر اموری که جنبه لِله داشته باشد. قرآن می فرماید: امور خیر را با به زبان آوردن، به رُخ کشیدن و منّت گذاشتن که همان آزار و اذیت زبانی می شود پوچ نگردانید که خسر الدنيا والاخره خواهد بود، مال خرج کن! زحمت تحمل کن! بعد باطل کن! مثل کسی است که عمارتی درست کند مال بدهد رنج ببرد بعد بلافاصله بجای استفاده خراب کند.

در بعضی از تفاسیر منت و اذیت را ریا نوشته اند از فرمایش حضرت رسول و چون منّت و اذیت در ردیف ریا طبق فرمایش حضرت قرار می گیرد پس حضرت در خصوص ریا، می فرمایند: ریا شرک است شرک به خدا، به تحقیق ریا کننده روز قیامت به چهار اسم خوانده شود: ای کافر، ای معصیت کار، ای مکّار، ای زیانکار

حبط گردید عمل تو و باطل شد اجر تو و نجات نیست برای تو، پس بخواه اجر خود را از کسی که کار برای او انجام دادی. پس به اینجا می رسیم اگر کسی پولی خرج می کند ولو خیلی زیاد و منت می گذارد و اذیت میکند اگر خرج نکند سود برده چون منت و اذیت طبق فرموده قرآن خوبی و صدقاتش را باطل و طبق فرمایش حضرت ختمی مرتبت منت و اذیت مساویست با ریا.

در راه خدا خوب ها را بدهید نه بدها را

آیه 267 سوره بقره

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَنْفِقُوا مِنْ طَيِّبَاتِ مَا كَسَبْتُمْ وَمِمَّا أَخْرَجْنَا لَكُمْ مِنَ الْأَرْضِ وَلَا تَيَمَّمُوا الْخَبِيثَ مِنْهُ تُنْفِقُونَ وَلَسْتُمْ بِآخِذِيهِ إِلَّا أَنْ تُغْمِضُوا فِيهِ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ حَمِيدٌ (267)

ترجمه آیه:

«ای اهل ایمان انفاق کنید از بهترین آنچه (به حسب و تجارت) به دست آورده اید! و از آنچه برای شما از زمین می رویانیم. و بدها را برای انفاق (در راه خدا دادن معین نکنید، در صورتیکه شما خود ( آنرا) نستانید مگر آنکه شما خود از بدی آن چشم پوشی بتوانید کرد و بدانید که خدا بی نیاز به ذات و ستودہ صفاتست.

در گناه و زشتی ربا

آیه 276 سوره بقره

يَمْحَقُ اللَّهُ الرِّبَا وَيُرْبِي الصَّدَقَاتِ وَاللَّهُ لَا يُحِبُّ كُلَّ كَفَّارٍ أَثِيمٍ (276)

ترجمه آیه:

«خدا سود ربا را نابود گرداند و صدقات را افزونی بخشد. که خداوند دوست ندارد مردم سخت بی ایمان گنه پیشه را ( که ربا خوار و حریص و بخیلند)».

آیه 278 سوره بقره

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَذَرُوا مَا بَقِيَ مِنَ الرِّبَا إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ (278)

ترجمه آیه:

ای کسانی که ایمان آورده اید از خدا بترسید! و زیادی را مگیرید! اگر به راستی اهل ایمان هستید».

آیه 279 سوره بقره

فَإِنْ لَمْ تَفْعَلُوا فَأْذَنُوا بِحَرْبٍ مِنَ اللَّهِ وَرَسُولِهِ وَإِنْ تُبْتُمْ فَلَكُمْ رُءُوسُ أَمْوَالِكُمْ لَا تَظْلِمُونَ وَلَا تُظْلَمُونَ (279)

ترجمه آیه:

«پس اگر ترک ربا نکردید آگاه باشید که به جنگ خدا و رسول او برخاسته اید و اگر از این کار پشیمان شدید، اصل مال شما برای شماست. به کسی ستمی نکرده اید و ستمی هم نکشیده اید».

صدقه

قسمتی از آیه 264 سوره بقره

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تُبْطِلُوا صَدَقَاتِكُمْ بِالْمَنِّ وَالْأَذَى...(264)

ترجمه آن قسمت از آیه که در فوق آمده:

«برای کسانی که ایمان آورده اید صدقات خود را با منت و آزار نابود نکنید!» بلی صدقه بدهید! در اینجا معنی صدقه را همان صدقه ای که به فقیران داده می شود قلمداد می کنیم و از شرح مفصل آن در ابعاد وسیع و مختلف صرفنظر می کنیم. در آیه 276 سوره بقره در خصوص صدقه باز نوشته شده ولی چون در فصل جداگانه قبل از این فصل آیه فوق را در زشتی و حرمت ربا هم نوشته ایم که آیه در خوبی صدقه و زشتی ربا مشترک است لذا از تفصيل و شرح آیه می گذریم در صورت نیاز به کمال آیه از باب زشتی ربا استفاده شود همانطور که فوقاً اشاره شد سعی کردیم بیشترین آیاتی که اسمی از صدقه برده شده در باب صدقه که همین فصل است اشاره ای کرده باشیم.

آیه 18 سوره حدید

إِنَّ الْمُصَّدِّقِينَ وَالْمُصَّدِّقَاتِ وَأَقْرَضُوا اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا يُضَاعَفُ لَهُمْ وَلَهُمْ أَجْرٌ كَرِيمٌ (18)

ترجمه آیه:

«مردان و زنانیکه در راه خدا صدقه و احسان کنند و به خداوند قرض الحسنه می دهند خداوند چندین برابر پاداش عطا کند».

دین پسندیده در پیش خدا دین اسلام است

آیه 19 سوره آل عمران

إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلَامُ وَمَا اخْتَلَفَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ إِلَّا مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْعِلْمُ بَغْيًا بَيْنَهُمْ وَمَنْ يَكْفُرْ بِآيَاتِ اللَّهِ فَإِنَّ اللَّهَ سَرِيعُ الْحِسَابِ (19)

ترجمه آیه:

«همانا دین پسندیده نزد خدا آیین اسلام است و اهل کتاب در آن راه مخالفت نپیمودند مگر پس از آنکه به حقانیت آن پی بردند و آگاه شدند و این خلاف را از راه رشک و حسد در میان آوردند و هرکس به آیات خدا کافر شود بترسد که محاسبه خدا زود خواهد بود».

گر چه همان گونه که از تفاسیر بر می آید و معنای آیه نیز نشان می دهد منظور از اسلام همان تسلیم شدن در برابر فرامین الهی است و از این رو حضرت ابراهیم علیه السلام نیز در قرآن کریم مسلمان نامیده شده است. امّا مصداق کامل تسلیم در برابر خدا،همین دین اسلام مصطلح است که همه ما افتخار داریم مسلمان هستیم. از این رو اسلام ما مصداق کامل این آیه است زیرا یک مسلمان، تمام انبیاء و ادیان الهی را قبول دارد و علاوه بر آن پیرو دینی است که کاملترین ادیان است. نکته دیگر آنکه اسلام از نظر فقهی همان گفتن شهادتين است ولی ایمان قبول این دین به قلب و اعتقاد است.

عزّت و ذلّت بشر دست اوست (با شرائط)

آیه 26 سوره آل عمران

قُلِ اللَّهُمَّ مَالِكَ الْمُلْكِ تُؤْتِي الْمُلْكَ مَنْ تَشَاءُ وَتَنْزِعُ الْمُلْكَ مِمَّنْ تَشَاءُ وَتُعِزُّ مَنْ تَشَاءُ وَتُذِلُّ مَنْ تَشَاءُ بِيَدِكَ الْخَيْرُ إِنَّكَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ (26)

ترجمه آیه:

«بگو (ای پیامبر) بار خدایا ای پادشاه ملک هستی! تو هر که را خواهی ملک و سلطنت بخشی و از هر که خواهی بگیری، و به هر که خواهی عزّت و اقتدار بخشی و هرکه خواهی خوار گردانی. هر خیر و خوبی بدست تو است و تنها تو به هر چیز توانایی».

در تفاسیر چنین بر می آید:

1- مراد، اعزاز به سبب ایمان و طاعت، واذلال به جهت کفر و معاصی است.

2- اعزاز مؤمن به تعظیم ثنا و مدح در دنیا، و به ثواب عظیم در آخرت، و اذلال کافر، در دنیا به کشتن و اسیری و جزیه، و در آخرت به عذاب الیم و عقاب جحيم.

3- مراد از عزّت، نبوت حضرت محمد صلی الله علیه وآله وسلم و امامت آل مطهر آن سرور، و مراد از ذلت، محرومی دشمنان ایشان از این منزلت است.

4- مراد اعزاز و تعظیم حضرت محمد و آل محمد صلوات الله عليهم أجمعين به ذکر و صلوات و بقای اسماء و آثار ایشان است در عالم، و در آخرت به رفعت منزلت و قبول شفاعت و قرب حضرت، و مراد از اذلال، خذلان دشمنان و قطع نسل و آثار ایشان و انهدام شخصیت آنان با کثرت شوکت و ثروت ایشان، از بنی امیه و مروانیه و عباسیّه و غیر آنها، و در آخرت به ذلت عذاب و شدت عقاب گرفتار باشند.

5 - مراد از عزت، عزّت قناعت و صبر، و مراد از ذلت، ذلّت حرص و طمع باشد به مصداق فرمایش حضرت پیغمبر صلی الله علیه وآله وسلم که فرمود:

عزّ مَن قَنَعَ ذَلَّ مَن طَمَعَ

«عزیز شد هر که قانع شد ذلیل شد هرکه طمع کرد».

در تفسير بصائر آمده است: سلطان محمود غزنوی روزی عزیمت زیارت شیخ مقری که از زهّاد عصر بود، رفته، استدعای فاتحه نمود، همچنان در صف نعال ایستاده، از تفسیر «تعزّ مَن تشاء وتذلُّ من تشاء» پرسیده، نکته ای خواست. شیخ گفت: روشن ترین وجه در معنی آیه آنکه: تو را با هزارو هفتصد فیل جنگی و پنج هزار فرسخ ولایت و صدهزار سوار مكمّل، به خانه همچون من گدایی آورده و در صف انكسار وادار کرده، و مرا با این گلیم کهنه و پای برهنه، ملک قناعت بخشید و در صدر عزت جای داد.

آیه 160 سوره آل عمران

إِنْ يَنْصُرْكُمُ اللَّهُ فَلَا غَالِبَ لَكُمْ وَإِنْ يَخْذُلْكُمْ فَمَنْ ذَا الَّذِي يَنْصُرُكُمْ مِنْ بَعْدِهِ وَعَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ (160)

ترجمه آیه:

«اگر شما را خدا یاری کند محال است کسی بر شما غالب آید و اگر خواری دهد آن کیست که بتواند بعد از آن شما را یاری کند و اهل ایمان تنها به خدا(ورحمت و قدرت او) باید تکیه و اعتماد کنند».

ببینید کسانی که مقداری عربی می دانند و حدّاقل آیاتی را که از قرآن سمی خوانند و معنی ساده آنرا می فهمند بخوانند آیه فوق را تعمّق کنند ببینند در وجودشان چه احساس می کنند! چگونه به وَجد می آیند! چقدر تکیه خوبی به آن

(خدا) می کنند! خودشانرا در چه موضعی می بینند باز هم بخوانند و ببینند چه اثری در وجودشان می گذارد. مثل هایم ضعیف خواهد بود خواسته باطنی را آنطور که می خواهم یا در درونم هست و حالت استثنایی دست می دهد نخواهم توانست بیان کنم. استعانت به خودش میکنم بلکه بتوانم حالت درونی خود را از خواندن آیه فوق به قلم بیاورم. ببینید بچّه ضعیف در طلاطم زندگی با یک مشکل عجیب و بزرگی نسبت به خودش مواجه گردد که هیچ قدرت و نگرشی و تجربه ای نداشته باشد و در عوض عده زیادی در مقابلش بایستند که یارای مقابله با آنها را نداشته باشد، در این وادی حیران و مبهوت مانده و هیچ راه نجاتی پیدا نکند، و بی ابزار به هر سویی نگاه کند، در این بین کسی برسد که هم قدرت داشته باشد هم حریف طرفها باشد هم فوق آنها باشد از هر حیث از همه جهت قابل اعتمادش باشد و آن کس پدر یا مادرش باشند چگونه اشک شوق در چشمش جاری می شود؟ حالا مجسّم کنید این شخص خدا باشد با آن قدرتش با آن رأفتش که مهربان تر از پدر و مادر است و انسان با تمام وجودش با تمام یقینش کارش را به او بسپارد، آیا آیه را نباید بیشتر خواند که يقين در او مستولی گردد؟

کسانی که هیچ از ادبیات زبان عربی اطلاعی ندارند همان ترجمه فارسی آیه را زمزمه کنند و بگویند که «اگر خدا شما را یاری کند محال است کسی به شما غلبه کند» تعمُق باید کرد کلام، کلام خداست کتاب قرآن است از این محکم تر ؟ از این صریحتر؟ چرا خدا را گذاشته به راههای فرعی نا معلوم می رویم. یکی از اهل علم از مرجع بزرگواری ( از مراجع معاصر) سؤال کرد که، آقا من در وجود آقا امام زمان اندکی شک دارم چه کنم؟ آن بزرگوار فرمود تو در وجود خدا شک داری برو خداشناسی خود را اصلاح کن! حالا مَثَل ما است که ما از خواندن این آیه و آیات دیگر متحوّل نمی شویم، آیا خدا را به اندازه یک فرد مورد اطمینان قبول داریم؟

مسلماً مشکلات ما زیاد است باید خود را اصلاح کرد. اگر ما را یاری کند چه کسی می تواند مانع شود؟ چه کسی می تواند به ما صدمه بزند؟ بر عکس اگر او در مقابل عمل ما، ما را خوار گرداند چه کسی می تواند ما را عزت دهد؟

آیه 18 سوره حج ( قسمتی از آخر این آیه)

-... وَمَنْ يُهِنِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِنْ مُكْرِمٍ إِنَّ اللَّهَ يَفْعَلُ مَا يَشَاءُ (18)

ترجمه آیه:

«... و هرکه را خدا خوار و ذلیل گرداند دیگر هرگز کسی نتواند او را عزیز گرداند خدا به هر چیز مشیتش تعلق بگیرد خواهد کرد».

خدا به هرکه خواهد روزی و رزق بی حساب عطا فرماید

آیه 27 سوره آل عمران

تُولِجُ اللَّيْلَ فِي النَّهَارِ وَتُولِجُ النَّهَارَ فِي اللَّيْلِ وَتُخْرِجُ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ وَتُخْرِجُ الْمَيِّتَ مِنَ الْحَيِّ وَتَرْزُقُ مَنْ تَشَاءُ بِغَيْرِ حِسَابٍ (27)

ترجمه آیه:

«شب را در روز پنهان کنی و روز را در شب ناپدید گردانی، و زنده را از مرده و مرده را از زنده برانگیزی و به هر که خواهی روزی بی حساب عطافرمایی».

معنی ظاهری و لغوی آیه اینست که؛ صبح می شود و شب با آمدن روز یا در داخل روز پنهان می شود و بر عکس آن شب می رسد و روز ناپدید می گردد. ولی در تفاسیر از این آیه چنین هم بر آمده که مؤمن را از کافر و کافر را از مؤمن بیرون می آوری که منتسب به امام صادق علیه السلام که فرموده است مؤمن را از کافر و کافر را از مؤمن درآوری و به هر که خواهی روزی بیشمار و بی حساب می دهی و بسیار می دهی.

آیه 26 سوره رعد

اللَّهُ يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ يَشَاءُ وَيَقْدِرُ وَفَرِحُوا بِالْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا فِي الْآخِرَةِ إِلَّا مَتَاعٌ (26)

ترجمه آیه:

«خدا هرکه را خواهد روزی فراخ دهد و هرکه را در زندگی دنیا تنگ روزی گرداند. و این (مردم کافر) به زندگانی دنیا دلشادند، در صورتیکه زندگانی دنیا در قبال آخرت متاع ناقابلی بیش نیست».

آیه 30 سوره اسراء

إِنَّ رَبَّكَ يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ يَشَاءُ وَيَقْدِرُ إِنَّهُ كَانَ بِعِبَادِهِ خَبِيرًا بَصِيرًا (30)

ترجمه آیه:

«همانا پروردگار تو هر که را خواهد روزی وسیع دهد، و هرکه را خواهد تنگ روزی نماید، که او به صلاح کار بندگان کاملاً آگاه و بصير است».

آیه 82 سوره قصص

وَأَصْبَحَ الَّذِينَ تَمَنَّوْا مَكَانَهُ بِالْأَمْسِ يَقُولُونَ وَيْكَأَنَّ اللَّهَ يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ وَيَقْدِرُ لَوْلَا أَنْ مَنَّ اللَّهُ عَلَيْنَا لَخَسَفَ بِنَا وَيْكَأَنَّهُ لَا يُفْلِحُ الْكَافِرُونَ (82)

ترجمه آیه:

«صبحگاه هم آنانکه روز گذشته ثروت و مقام او را آرزو می کردند، با خود می گفتند: ای وای! ( بر ما و آرزوهای ما) گویی خدا است که به هر که خواهد روزی فراوان دهد و هرکه را خواهد تنگ روزی کند. و اگر این نبود و خدا برما منّت گذاشت (و غرور و ثروت قارون نداد) ما را هم ( مثل او) در زمین فرو می برد. ای وای که کافران را هرگز نجات و رستگاری نیست!»

آیه 62 سوره عنکبوت

اللَّهُ يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ وَيَقْدِرُ لَهُ إِنَّ اللَّهَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ (62)

ترجمه آیه:

«خدا هرکس از بندگان را بخواهد روزی وسیع دهد، یا تنگ روزی گرداند، که همانا خدا به صلاح کلیه خلائق آگاه است».

آیه 39 سوره سبا

قُلْ إِنَّ رَبِّي يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ وَيَقْدِرُ لَهُ وَمَا أَنْفَقْتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَهُوَ يُخْلِفُهُ وَهُوَ خَيْرُ الرَّازِقِينَ (39)

ترجمه آیه:

بگو (ای پیامبر، ای رسول )خدای من به هرکه از بندگانرا بخواهد روزی وسیع بدهد یا آنها را در تنگ روزی بگذارد. و شما هرچه در راه رضای او انفاق کنید به شما عوض می بخشد، و او بهترین روزی دهنده است».

اهل ایمان نباید مؤمنانرا گذاشته و از کافران دوست بگیرند

آیه 28 سوره آل عمران

لَا يَتَّخِذِ الْمُؤْمِنُونَ الْكَافِرِينَ أَوْلِيَاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ وَمَنْ يَفْعَلْ ذَلِكَ فَلَيْسَ مِنَ اللَّهِ فِي شَيْءٍ إِلَّا أَنْ تَتَّقُوا مِنْهُمْ تُقَاةً وَيُحَذِّرُكُمُ اللَّهُ نَفْسَهُ وَإِلَى اللَّهِ الْمَصِيرُ (28)

ترجمه آیه:

«هرگز نباید اهل ایمان مؤمنانرا گذاشته از کافران دوست بگیرند، و هرکه چنین کند رابطه او با خدا قطع شده است. مگر برای برحذر ماندن از شر آنها و خدا شما را از عقاب خود می ترساند. (و بدانید که )بازگشت همه به سوی خدا خواهد بود».

آیه 118 سوره آل عمران

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا بِطَانَةً مِنْ دُونِكُمْ لَا يَأْلُونَكُمْ خَبَالًا وَدُّوا مَا عَنِتُّمْ قَدْ بَدَتِ الْبَغْضَاءُ مِنْ أَفْوَاهِهِمْ وَمَا تُخْفِي صُدُورُهُمْ أَكْبَرُ قَدْ بَيَّنَّا لَكُمُ الْآيَاتِ إِنْ كُنْتُمْ تَعْقِلُونَ (118)

ترجمه آیه:

«ای اهل ایمان از غیر هم دینان خود دوست صمیمی همراز نگیرید! چه آنکه آنها که به غیر دین اسلامند از خلل و فساد در کار شما ذرّه ای کوتاهی نکنند. آنها همیشه مایلند که شما در رنج و سختی باشید. دشمنی شما را به زبان نیز آشکار سازند در صورتیکه محقّقا آنچه در دل پنهان می دارند بیش از آنست که بر زبانشان آشکار می شود. ما آیات خود را برای شما بیان کردیم اگر اندیشه کنید».

آیه 51 سوره مائده

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا الْيَهُودَ وَالنَّصَارَى أَوْلِيَاءَ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ وَمَنْ يَتَوَلَّهُمْ مِنْكُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ (51)

ترجمه آیه:

«ای اهل ایمان! یهود و نصاری را ( که دشمن اسلامند) به دوستی مگیرید! آنان بعضی دوستدار بعضی دیگرند و هرکه از شما مؤمنان با آنها دوستی کند ( در کفر و ستمگری) به حقیقت از آنها خواهد بود و همانا خدا ستمکاران را هدایت نخواهد نمود».

آیه 23 سوره توبه

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا آبَاءَكُمْ وَإِخْوَانَكُمْ أَوْلِيَاءَ إِنِ اسْتَحَبُّوا الْكُفْرَ عَلَى الْإِيمَانِ وَمَنْ يَتَوَلَّهُمْ مِنْكُمْ فَأُولَئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ (23)

ترجمه آیه:

«ای اهل ایمان! شما پدران و برادران خود را نباید دوست بدارید که اگر آنها کفر

را بر ایمان برگزینند. و هرکس از شما ( باوجود کفر آنان) دوست بدارد آنها را، پس

بدون شک از ستمکارانند».

آیه 1 سوره ممتحنه

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا عَدُوِّي وَعَدُوَّكُمْ أَوْلِيَاءَ تُلْقُونَ إِلَيْهِمْ بِالْمَوَدَّةِ وَقَدْ كَفَرُوا بِمَا جَاءَكُمْ مِنَ الْحَقِّ يُخْرِجُونَ الرَّسُولَ وَإِيَّاكُمْ أَنْ تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ رَبِّكُمْ إِنْ كُنْتُمْ خَرَجْتُمْ جِهَادًا فِي سَبِيلِي وَابْتِغَاءَ مَرْضَاتِي تُسِرُّونَ إِلَيْهِمْ بِالْمَوَدَّةِ وَأَنَا أَعْلَمُ بِمَا أَخْفَيْتُمْ وَمَا أَعْلَنْتُمْ وَمَنْ يَفْعَلْهُ مِنْكُمْ فَقَدْ ضَلَّ سَوَاءَ السَّبِيلِ (1)

ترجمه آیه:

«ای کسانی که به خدا ایمان آورده اید هرگز کافران را که دشمن من و دشمن شما سسهستند یاران خود نگیرید و طرح دوستی با آنها نریزید در صورتیکه آنان به کتابی که بر شما آید (یعنی قرآن حق) سخت کافر شدند و رسولخدا و شما مؤمنان را بخاطر ایمان به خدا از وطن خود آواره کردند پس نباید اگر شما برای جهاد در راه من و طلب رضا و خشنودی من بیرون آمده اید، پنهانی با آنها دوستی کنید. و من به اسرار شما و اعمال آشکار شما ( از هرکس) داناترم و هرکه از شما چنین کند ( یعنی با آن کافران در پنهان دوستی کند) سخت به راه گمراهی و ضلالت شتافته است».

هرگز خدا امر نکند فرشتگان و پیامبران را خدای خود قرار داده

و شما را به کفر بخواند

( چون پیامبر را خدا و یا پسر خدا دانستن کفر است)

آیه 80 سوره آل عمران

وَلَا يَأْمُرَكُمْ أَنْ تَتَّخِذُوا الْمَلَائِكَةَ وَالنَّبِيِّينَ أَرْبَابًا أَيَأْمُرُكُمْ بِالْكُفْرِ بَعْدَ إِذْ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ (80)

ترجمه آیه:

«و هرگز خدا به شما امر نکند که فرشتگان و پیامبران را خدایان خود قرار دهید. چگونه ممکن است (خدا) شما را به کفر فرا خواند پس از آنکه به خدای یگانه ایمان آورده باشید».

آیه 72 سوره نساء

وَإِنَّ مِنْكُمْ لَمَنْ لَيُبَطِّئَنَّ فَإِنْ أَصَابَتْكُمْ مُصِيبَةٌ قَالَ قَدْ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيَّ إِذْ لَمْ أَكُنْ مَعَهُمْ شَهِيدًا (72)

ترجمه آیه:

«وهمانا گروهی از شما ( که به ظاهر دوست و در باطن دشمن شماهستند) به خبرهای جعلی ترسناک شما را بترسانند و از جهاد باز می دارند. و اگر به شما حادثه ناگواری روی آورد آن مردم منافق با شماتت گویند: خدا ما را مورد لطف خود قرار داده و از آن حادثه که آنها را به کشتن داده ما را محفوظ داشت».

آیه 29 سوره توبه

قَاتِلُوا الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَلَا بِالْيَوْمِ الْآخِرِ وَلَا يُحَرِّمُونَ مَا حَرَّمَ اللَّهُ وَرَسُولُهُ

وَلَا يَدِينُونَ دِينَ الْحَقِّ مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ حَتَّى يُعْطُوا الْجِزْيَةَ عَنْ يَدٍ وَهُمْ صَاغِرُونَ (29)

ترجمه آیه:

«ای اهل ایمان! بجنگید و کارزار کنید با هرکس از اهل کتاب که به خدا و روز قیامت ایمان نیاورده و آنچه را که خدا و رسولش حرام کرده، حرام نمی داند. و به دین حق نمی گروند تا آنگاه که با ذلّت و تواضع جزیه دهند (جزیه یک خراج اسلامی است که اگر کافران و خارج از اسلامیان اسلام را قبول نکنند اگر پولی بپردازند مسلمانان از کشتن آنها و جنگ با آنان صرف نظر میکنند)».

در تفسیر نمونه چنین بیان شده در آیات گذشته سخن از وظیفه مسلمان در برابر بت پرستان بود این آیه و آیات آینده تکلیف مسلمین را با اهل کتاب روشن می سازد.

در این آیات در حقیقت اسلام برای آنها یک سلسله احکام حدّ وسط میان «مسلمین» و «مشرکین» قائل شده است، زیرا اهل کتاب از نظر پیروی از یک دین آسمانی شباهتی با مسلمانان دارند، ولی از جهتی نیز شبیه به مشرکین هستند، به همین دلیل اجازه کُشتن آنها را نمی دهد در حالیکه این اجازه را در باره بت پرستانی که مقاومت به خرج می دادند زیرا برنامه، برنامه ریشه کن ساختن بت پرستی از روی زمین بوده است. ولی در صورتی اجازه کنار آمدن با اهل کتاب را می دهد که آنها حاضر شوند به صورت یک اقلیّت سالم مذهبی با مسلمانان زندگی مسالمت آمیز داشته باشند، اسلام را محترم بشمارند و دست به تحریکات برضد مسلمانان و تبلیغات مخالف اسلام نزنند، و یکی دیگر از نشانه های تسلیم آنها در برابر این نوع هم زیستی مسالمت آمیز آنست که «جزیه» را که قبلاً شرح دادیم یک نوع مالیات سرانه است

بپذیرند و همه ساله آنرا به حکومت اسلامی بپردازند.

در غیر اینصورت دستور مبارزه و پیکار با آنها را صادر می کند. دلیل این شدت عمل را در لابلای سه جمله در آیه مورد بحث روشن می سازد.

نخست می گوید با کسانی که ایمان به خدا و روز قیامت ندارند پیکار کنید» (اوّل آیه 29) امّا چگونه اهل کتاب مانند یهود و نصاری ایمان به خدا و روز رستاخیر ندارند با اینکه به ظاهر می بینیم هم خدا را قبول دارند هم معاد را، این خاطر آنست که ایمان آنان آمیخته به خرافات و مطالب بی اساس فراوانی است. سپس به دومین صفت آنها اشاره می کند که آنها در برابر محرمات الهی هستند «و آنچه را که خداوند و پیامبرش تحریم کرده، حرام نمی شمرند ( قسمت بعدی آیه 29 توبه) آلودگی به شراب، ربا، خوردن گوشت خوک و ارتکاب بسیاری از بی بندوباریهای جنسی در میان آنها رواج دارد.

بالاخره به سومین صفت آنها اشاره کرده می گوید: آنها بطور کلی آیین حق را قبول ندارند (...وَلَايَدِنُونَ دِينَ الحَقِّ...).

یعنی ادیان آنها از مسیر اصلی منحرف شده بسیاری از حقایق را به دست فراموشی سپرده اند و انبوهی از خرافات را بجای آنها نشانیده اند.

پس از ذکر این اوصاف سه گانه که در حقیقت مجوز مبارزه با آنهاست می گوید« این حکم درباره آنهاست که اهل کتابند (.... مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الكِتَبَ...) بعد تفاوتی را که آنها با مشرکان و بت پرستان دارند در ضمن یک جمله بیان کرده و می گوید «این جزیه یا مالیات سرانه را با دست خود با خضوع و تسلیم بپردازند (قسمت آخر آیه 29 سوره توبه).

فلسفه اصلی این مالیات اینست که دفاع از موجودیت و استقلال و امنیت یک کشور وظیفه همه افراد آن کشور است، بنابراین هرگاه جمعی عملاً برای انجام این

وظیفه قيام کنند، و عده ای دیگر به خاطر اشتغال به کسب و کار نتوانند در صف سربازان قرار گیرند وظیفه گروه دوّم اینست که هزینه جنگجویان و حافظان امنیّت را به صورت یک مالیات سرانه در سال بپردازند بنابراین جزیه تنها یک نوع کمک مالی است، که از طرف اهل کتاب در برابر مسئولیتی که مسلمانان به منظور تأمین امنیت جان و مال آنها به عهده می گیرند پرداخت می گردد.

آیه 30 سوره توبه

وَقَالَتِ الْيَهُودُ عُزَيْرٌ ابْنُ اللَّهِ وَقَالَتِ النَّصَارَى الْمَسِيحُ ابْنُ اللَّهِ ذَلِكَ قَوْلُهُمْ بِأَفْوَاهِهِمْ يُضَاهِئُونَ قَوْلَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ قَبْلُ قَاتَلَهُمُ اللَّهُ أَنَّى يُؤْفَكُونَ (30)

ترجمه آیه:

«یهود گفتند عزیر پسر خداست. و نصاری گفتند مسیح پسر خداست. این سخنان را که اینها (یهود و نصاری صاحب کتاب و دین) به زبان می رانند خود را به کیش کافران پیشین نزدیک و مشابه می کنند خدا آنها را هلاک و نابود کند چرا آنها به خدا نسبت دروغ بستند».

آیه 31 سوره توبه

اتَّخَذُوا أَحْبَارَهُمْ وَرُهْبَانَهُمْ أَرْبَابًا مِنْ دُونِ اللَّهِ وَالْمَسِيحَ ابْنَ مَرْيَمَ وَمَا أُمِرُوا إِلَّا لِيَعْبُدُوا إِلَهًا وَاحِدًا لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ سُبْحَانَهُ عَمَّا يُشْرِكُونَ (31)

ترجمه آیه:

«علما و رهبانان خود را (از نادانی) به مقام ربوبیّت شناخته و خدا را نشناختند و نیز مسیح پسر مریم را ( که متولّد از مادری معیّن و حادث و مخلوق خداست) به الوهیّت گرفتند، در صورتیکه مأمور نبودند جز آنکه خدای یکتایی را پرستش کنند که خدا منزه از آنست که برای او شریک قرار دهند».

امّا تفاسیر: تفسیر نمونه:

در این آیه به شرک عملی آنان ( در مقابل شرک اعتقادی) و یا به تعبیر دیگر «شرک در عبادت» اشاره کرده می گوید «یهود و نصارا دانشمندان و راهبان خود را، خدایان خود، در برابر پروردگار قرار دادند (قسمت نخست آیه 31 توبه» و نیز «مسیح فرزند مریم را به الوهیت پذیرفتند (والمسیح ابن مریم) شک نیست که یهود و نصارا در برابر علماء و راهبان خود سجده نمی کردند ولی از آنجا که خود را بدون قید و شرط در اطاعت آنان قرار داده بودند و حتی احکامی را که برخلاف حکم خدا می گفتند واجب الاجرا می شمردند، قرآن از این پیروی کورکورانه و غیر منطقی تعبیر به «اتّخاذ رب» کرده است.

در پایان آیه روی این مسئله تأکید می کند که تمام بشر پرستيها بدعت و از مسائل ساختگی است، هیچگاه به آنها دستوری داده نشده جز خداوند یکتا را بپرستند (... وَمَا أُمِرُوا إِلَّا لِيَعبُدوا إِلَهًا وَاحِدٌا...).

معبودی که هیچ کس جز او شایسته پرستش نیست (لَّا إِلَهَ إِلَّا هُوَ).

معبودی که منزه است از آنچه آنها شریک وی قرار می دهند (سُبحَانَهُ عَمَّا یُشرِکُونَ).

قرآن مجید در آیه فوق درس بسیار پرارزشی به همه پیروان خود می دهد و یکی از عالیترین مفاهیم توحید را ضمن آن خاطرنشان می سازد و می گوید: هیچ مسلمانی حق ندارد اطاعت بی قید و شرط انسانی را بپذیرد، زیرا این کار مساوی است با پرستش او، همه اطاعتها باید در چهارچوب اطاعت خدا درآید و پیروی از دستور انسانی تا آنجا مجاز است که با قوانین خدا مخالفت نداشته باشد این انسان هرکس و هر مقامی می خواهد باشد.

هرکس غیر از اسلام دین دیگری اختیار کند هرگز از او پذیرفته

نخواهد بود و او در آخرت از زیانکاران است

آیه 85 سوره آل عمران

وَمَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ الْإِسْلَامِ دِينًا فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِي الْآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِينَ (85)

ترجمه آیه:

«هرکس غیر از اسلام دینی اختیار کند هرگز از او پذیرفته نخواهد شد و او در آخرت از زیان کاران خواهد بود».

امّا تفاسير: أثنی عشری:

در کتاب امالی شیخ صدوق «رضوان الله عليه» از حضرت صادق علیه السلام از حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام در ذیل فرمایشی نقل شده است که می فرماید: به درستی که مؤمن فراگیرد دینش را از پروردگار خود نه از رأی ناقص خود، ای گروه مردمان، ملازم باشید دین خود را، ملازم باشید دین خود را که اسلام است و تمسُک به آن جویید، متزلزل نکند و برنگرداند شما را احدی از آن، زیرا گناه در دین اسلام بهتر است از حسنه در غیر دین اسلام، زیرا گناه در دین اسلام آمرزیده شود به توبه، ولكن حسنه در غیر آن قبول نشود.

به نیکی نمی رسد (انسان) تا اینکه ببخشد از آنچه دوست می دارد

آیه 92 سوره آل عمران

لَنْ تَنَالُوا الْبِرَّ حَتَّى تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ وَمَا تُنْفِقُوا مِنْ شَيْءٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلِيمٌ (92)

ترجمه آیه:

«شما هرگز به مقام نیکوکاران و خاصّان ( درگاه خدا) نخواهید رسید مگر آنکه از آنچه دوست می دارید در راه خدا انفاق کنید و هرچه انفاق کنید محققاً خدا بر آن آگاه است».

از تفاسیر:

کلمه «بر» معنی وسیعی دارد که به تمام نیکی ها اعم از ایمان و اعمال پاک گفته می شود. چنانچه از آیه 177 سوره بقره استفاده می شود که «ایمان به خدا، و روز جزا، و پیامبران و کمک به نیاز مندان و نماز و روزه، وفای به عهد، و استقامت در برابر مشکلات و حوادث» همه از شعب «برَ» محسوب می شوند.

بنابراین رسیدن به مقام نیکو کاران واقعی، شرایط زیادی دارد که یکی از آنها انفاق کردن از اموالی است که مورد علاقه انسان است و اینگونه انفاق مقیاسی است برای سنجش ایمان و شخصیّت، در پایان آیه برای جلب توجه انفاق کنندگان می فرماید: آنچه را که در راه خدا انفاق می کنید از همه آنها آگاه است.

نفوذ آیات در دلهای مسلمانان به قدری سریع و عمیق بود که بلافاصله پس از نزول آیات اثر آن ظاهر می گشت. برای نمونه یکی از یاران پیامبر به نام ابو طلحه انصاری در مدینه نخلستان و باغی زیبا و پر درآمد داشت، پس از نزول آیه فوق به خدمت پیامبر صلی الله و آله و سلم رسید و عرض کرد: می دانی که محبوبترین اموال من همین باغ

است، و من می خواهم آنرا در راه خدا انفاق کنم تا ذخیره ای برای رستاخیز من باشد پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم فرمود: بخَ،بخَ ذالِكَ مالٌ رابحً لك، آفرین برتو، آفرین برتو، این ثروتی است که برای تو سودمند خواهد بود، سپس فرمود: من صلاح می دانم آنرا به خویشاوندان نیازمند خود بدهی، ابو طلحه دستور پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم را عمل کرد و آنرا در میان بستگان خود تقسیم کرد.

خصومت یا دشمنی غیر مسلمان با مسلمان

آیه 119 سوره آل عمران

هَا أَنْتُمْ أُولَاءِ تُحِبُّونَهُمْ وَلَا يُحِبُّونَكُمْ وَتُؤْمِنُونَ بِالْكِتَابِ كُلِّهِ وَإِذَا لَقُوكُمْ قَالُوا آمَنَّا وَإِذَا خَلَوْا عَضُّوا عَلَيْكُمُ الْأَنَامِلَ مِنَ الْغَيْظِ قُلْ مُوتُوا بِغَيْظِكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ (119)

ترجمه آیه:

«آگاه باشید شما چنانچه آنها را (یعنی کافران را) دوست بدارید، آنان شما را دوست نخواهند داشت. شما چون به کتب آسمانی ایمان دارید با آنها محبت می کنید، اما آنها با شما نفاق می کنند. در مجامع شما اظهار ایمان کرده و چون تنها شوند از شدت کینه سر انگشت خشم به دندان گیرند. بگو: بدین خشم بمیرید خدا از درون دلها کاملا آگاه است».

آیه 120 سوره آل عمران

إِنْ تَمْسَسْكُمْ حَسَنَةٌ تَسُؤْهُمْ وَإِنْ تُصِبْكُمْ سَيِّئَةٌ يَفْرَحُوا بِهَا وَإِنْ تَصْبِرُوا وَتَتَّقُوا لَا يَضُرُّكُمْ كَيْدُهُمْ شَيْئًا إِنَّ اللَّهَ بِمَا يَعْمَلُونَ مُحِيطٌ (120)

ترجمه آیه:

«اگر شما ( مسلمين) را خوشی پیش آمد از آن بدحال و غمگین شوند و اگر به شما حادثه ناگواری برسد بدان خوشحال کردند. اما اگر شما صبر پیشه کنید و پرهیزگار باشید از مکر و عداوت آنان به شما هیچ آسیبی نخواهد رسید که همانا خداوند بر آنچه می کنند محیط و آگاه است».

آیه 121 سوره آل عمران

وَإِذْ غَدَوْتَ مِنْ أَهْلِكَ تُبَوِّئُ الْمُؤْمِنِينَ مَقَاعِدَ لِلْقِتَالِ وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ (121)

ترجمه آیه:

«به یاد آور (ای پیامبر) صبحگاهی را که از خانه خود به جهت صف آرایی مؤمنان برای جنگ بیرون شدی و خدا به همه گفتار و کردار تو شنوا و دانا است».

وقت مرگ هرکس در لوح قضای الهی خدا ثبت شده

آیه 145 سوره آل عمران

وَمَا كَانَ لِنَفْسٍ أَنْ تَمُوتَ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ كِتَابًا مُؤَجَّلًا وَمَنْ يُرِدْ ثَوَابَ الدُّنْيَا نُؤْتِهِ مِنْهَا وَمَنْ يُرِدْ ثَوَابَ الْآخِرَةِ نُؤْتِهِ مِنْهَا وَسَنَجْزِي الشَّاكِرِينَ (145)

ترجمه آیه:

«هیچکس جز به فرمان خدا نخواهد مُرد که اجل هرکس در لوح قضای الهی به وقت معینی ثبت است. و هرکه برای یافتن متاع دنیا کوشش کند از دنیا بهره مندش کنیم و هرکه برای ثواب آخرت سعی نماید، از نعمت آخرت برخوردارش گردانیم. البته خداوند شاکرین و سپاسگزاران را جزای خیر و نیک (آسایش دنیا و بهشت آخرت) خواهد داد».

آیه 34 سوره اعراف

وَلِكُلِّ أُمَّةٍ أَجَلٌ فَإِذَا جَاءَ أَجَلُهُمْ لَا يَسْتَأْخِرُونَ سَاعَةً وَلَا يَسْتَقْدِمُونَ (34)

ترجمه آیه:

«هر قومی را دوره و اجل معینی است که چون فرا رسد لحظه ای پس و پیش نخواهد شد».

آیه 49 سوره یونس

قُلْ لَا أَمْلِكُ لِنَفْسِي ضَرًّا وَلَا نَفْعًا إِلَّا مَا شَاءَ اللَّهُ لِكُلِّ أُمَّةٍ أَجَلٌ إِذَا جَاءَ أَجَلُهُمْ فَلَا يَسْتَأْخِرُونَ سَاعَةً وَلَا يَسْتَقْدِمُونَ (49)

ترجمه آیه:

«(ای رسول) جواب بده که من مالک نفع و ضرر خود نیستم (تا چه رسد به

دیگران) مگر هرچه خدا خواهد. برای هر امتی اجل معینی است که چون فرا رسد ساعتی دیر و ساعتی زود نگردد».

آیه 61 سوره نحل

وَلَوْ يُؤَاخِذُ اللَّهُ النَّاسَ بِظُلْمِهِمْ مَا تَرَكَ عَلَيْهَا مِنْ دَابَّةٍ وَلَكِنْ يُؤَخِّرُهُمْ إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى فَإِذَا جَاءَ أَجَلُهُمْ لَا يَسْتَأْخِرُونَ سَاعَةً وَلَا يَسْتَقْدِمُونَ (61)

ترجمه آیه:

«و اگر خدا از ظلم و ستمگریهای خلق انتقام کشد به خاطر ظلمی که آنها انجام می دهند جنبنده ای در زمین نخواهد گذاشت. لیکن ( او در عقوبت تعجیل نمی کند) و از راه لطف به تأخیر می افکند تا وقتی معین پس آنگاه که اجل آنها در رسید دیگر یک لحظه عقب و جلو نخواهد شد».

آیه 11 سوره منافقون

وَلَنْ يُؤَخِّرَ اللَّهُ نَفْسًا إِذَا جَاءَ أَجَلُهَا وَاللَّهُ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ (11)

ترجمه آیه:

«و خدا هرگز اجل هیچکس را از وقتش که فرا رسید به تأخیر نمی اندازد و خدا به هر چه می کنید آگاه است».

در کارها مشورت کن بعد با توکل انجام بده

آیه 159 سوره آل عمران

-.. وَشَاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَوَكِّلِينَ (159)

ترجمه آیه:

«ای پیامبر) در کارها (با مردم) مشورت نما و با توکل به خدا انجام بده و خدا آنانکه بر او اعتماد کنند را دوست دارد و یاری کند».

آیه 38 سوره شوری

وَالَّذِينَ اسْتَجَابُوا لِرَبِّهِمْ وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ وَأَمْرُهُمْ شُورَى بَيْنَهُمْ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنْفِقُونَ (38)

ترجمه آیه:

«و آنانکه امر خدا را اجابت و اطاعت کردند و نماز به پا داشتند و در کارشان با یکدیگر مشورت می کنند و از آنچه روزی آنها کردیم به فقیران انفاق می کنند».

درجات ایمان و کفر در پیش خدا مختلف است

آیه 163 سوره آل عمران

هُمْ دَرَجَاتٌ عِنْدَ اللَّهِ وَاللَّهُ بَصِيرٌ بِمَا يَعْمَلُونَ (163)

ترجمه آیه:

«( این دو گروه مومن و کافر) نزد خدا به مراتب درجات مختلف است و خداوند به هرچه می کنند آگاه است».

البته در آیه قبلی (162) خداوند دو گروه مؤمن و بدکار را به صورت سؤال بیان فرموده که آیا گروه اولی که در راه رضای خدا و دومی در راه خشم و غضب او قدم بردارد یکی است؟

اگر به مؤمن مصیبت برسد از خود اوست

آیه 165 سوره آل عمران

أَوَلَمَّا أَصَابَتْكُمْ مُصِيبَةٌ قَدْ أَصَبْتُمْ مِثْلَيْهَا قُلْتُمْ أَنَّى هَذَا قُلْ هُوَ مِنْ عِنْدِ أَنْفُسِكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ (165)

ترجمه آیه:

«آیا هرگاه به شما مصیبتی رسد در صورتیکه برابر آن آسیب به دشمنان رسید باز از روی تعجب گویید: چرا به ما که اهل ایمانیم رنج رسد بگو (ای پیامبر) این مصیبت را از دست خود کشیدید که نافرمانی کردید نه آنکه خدا قادر بر نصرت شما نبود که خدا بر هرچیز توانا است».

البته مزد نافرمانیهای بندگان و هم چنین حسنات و مستحبات و امور خیر و عبادات شان در آن دنیا تفصيلاً محاسبه و تسویه خواهد شد. از این آیه روشن می شود مراتبی از عملکرد چه خوب یا بد اگر چه کم، در این دنیا نیز جهت تنبیه و آگاهی یا تذکر و گرشمالی نتیجه بخش می باشد.

آنانکه که در راه خدا کشته شوند زنده هستند

و در پیش خدا متنعّمند

آیه 169 سوره آل عمران

وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْيَاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ (169)

ترجمه آیه:

«مپنداريد آنانکه در راه خدا کشته می شوند ( شهيدان) مرده اند بلکه زنده به حیات جاویدان و ابدی شدند و در نزد خدا متنعم خواهند بود».

شهید کسی است که در راه خدا و دفاع از نام خدا و آئین خدا، به امر رسول خدا یا به امر ولی خدا ( امام معصوم) کشته شود.

باید توجه داشت شهادت مقامی بس والاست. به نحوی که براساس روایات با ریختن اولین قطره خون شهید تمامی گناهان وی آمرزیده می شود. از همین رو رسیدن به این مقام جز با قصد و نیت خدایی به دست نمی آید و نمی توان آن را به هر مورد و مصداق تطبیق کرد.

صله ارحام

آیه 1 سوره نساء

تقریباً قسمت دوم از این آیه را می نویسیم که در خصوص صله ارحام است در صورت لزوم همه آیه را از قرآن استفاده کنید.

-...وَاتَّقُوا اللَّهَ الَّذِي تَسَاءَلُونَ بِهِ وَالْأَرْحَامَ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلَيْكُمْ رَقِيبًا (1)

ترجمه آخر آیه که نوشته شد:

«وبترسید از آن خدایی که به نام او از یکدیگر مسئلت و درخواست می کنید،(خدا را در نظر بگیرید) و در باره ارحام کوتاهی نکنید که همانا خدا مراقب اعمال شماست».

تفسیر نمونه:

ذکر این موضوع در اینجا نشانه اهمیت فوق العاده ایست که قرآن برای صله رحم قائل است.

آیه 26 سوره اسراء

وَآتِ ذَا الْقُرْبَى حَقَّهُ وَالْمِسْكِينَ وَابْنَ السَّبِيلِ وَلَا تُبَذِّرْ تَبْذِيرًا (26)

ترجمه آیه:

«(ای رسول ما تو خود و امَتت) حقوق خویشاوندان و ارحام خود را ادا کن و نیز فقیران و در راه ماندگان بیچاره را به حق خودشان برسان و هرگز اسراف روا مدار».

آیه 28 سوره اسرا

وَإِمَّا تُعْرِضَنَّ عَنْهُمُ ابْتِغَاءَ رَحْمَةٍ مِنْ رَبِّكَ تَرْجُوهَا فَقُلْ لَهُمْ قَوْلًا مَيْسُورًا (28)

ترجمه آیه:

«و چنانچه از ارحام و فقيران ذوی الحقوق مذکور چون فعلاً نادار هستی ولی در آتیه به لطف خدا امیدواری، اعراض می کنی با زبان خوش و گفتار شیرین آنها را از خود دلشاد کن».

بیش از یک زن مگیرید اگر می دانید که عدالت برقرار نمیکنید

آیه 3 سوره نساء

وَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تُقْسِطُوا فِي الْيَتَامَى فَانْكِحُوا مَا طَابَ لَكُمْ مِنَ النِّسَاءِ مَثْنَى وَثُلَاثَ وَرُبَاعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تَعْدِلُوا فَوَاحِدَةً أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ ذَلِكَ أَدْنَى أَلَّا تَعُولُوا (3)

ترجمه آیه:

«اگر بترسید که مبادا در باره يتيمان مراعات داد و عدل نکنید پس آنکس از زنان را به نکاح خود آورید که شما را نیکو و با عدالت است دو یا سه یا چهار (نه بیشتر) و اگر بترسید که چون زنان متعدد بگیرید راه عدالت نپیموده و به آنها ستم کنید پس تنها یک زن اختیار کرده یا آنچه را که مالک باشد دستهاتان. این به عدالت نزدیک تر است و ترک ستمکاریست».

هرکسی شربت مرگ را خواهد چشید

( امتحان خدا انسان را)

آیه 185 سوره آل عمران

قسمتی کوتاه از این آیه ذکر می شود

«كُلُّ نَفْسٍ ذَائِقَةُ الْمَوْتِ ...(185)

ترجمه آیه:

«هرکسی مرگ را خواهد دید ( هرکسی شربت مرگ را خواهد چشید)...»

تفسیر بیان می کند:

گرچه بسیاری از مردم مایلند فنا پذیری خود را به فراموشی بسپارند ولی اگر چنین هم باشد او ما را فراموش نخواهد کرد.

آیه 35 انبياء

كُلُّ نَفْسٍ ذَائِقَةُ الْمَوْتِ وَنَبْلُوكُمْ بِالشَّرِّ وَالْخَيْرِ فِتْنَةً وَإِلَيْنَا تُرْجَعُونَ (35)

ترجمه آیه:

«هر نفسی در عالم رنج و سختی مرگ را می چشد و ما شما را به بد و نیک مبتلا و امتحان کرده تا بیازماییم و (هنگام مرگ) به سوی ما باز می گردید».

آیه 57 سوره عنکبوت

كُلُّ نَفْسٍ ذَائِقَةُ الْمَوْتِ ثُمَّ إِلَيْنَا تُرْجَعُونَ (57)

ترجمه آیه:

«هر نفسی ( شهد ناگوار) مرگ را خواهد چشید و پس از مرگ همه به ما رجوع خواهند کرد».

تفاسیر:

از آنجاییکه یکی از عذرهای کسانی که در بلاد شرک می ماندند این بود که میگفتند: می ترسیم از بلد خود بیرون برویم و خطر مرگ به وسیله دشمنان یا گرسنگی و عوامل دیگر ما را تهدید می کند و به فراق بستگان و نزدیکان نیز مبتلا شویم. قرآن در این آیه یک پاسخ جامع به آنها می گوید؛ سرانجام، همه انسانها می میرند و هر کسی مرگ را می چشد سپس به سوی ما باز گردانده می شود گمان نکنید مرگ پایان همه چیز است چرا که همه شما به سوی ما باز می گردید به سوی پروردگار، و به سوی نعمتهای بی پایانش.

تقسیم ارث

آیه 11 سوره نساء

يُوصِيكُمُ اللَّهُ فِي أَوْلَادِكُمْ لِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الْأُنْثَيَيْنِ فَإِنْ كُنَّ نِسَاءً فَوْقَ اثْنَتَيْنِ فَلَهُنَّ ثُلُثَا مَا تَرَكَ وَإِنْ كَانَتْ وَاحِدَةً فَلَهَا النِّصْفُ وَلِأَبَوَيْهِ لِكُلِّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا السُّدُسُ مِمَّا تَرَكَ إِنْ كَانَ لَهُ وَلَدٌ فَإِنْ لَمْ يَكُنْ لَهُ وَلَدٌ وَوَرِثَهُ أَبَوَاهُ فَلِأُمِّهِ الثُّلُثُ فَإِنْ كَانَ لَهُ إِخْوَةٌ فَلِأُمِّهِ السُّدُسُ مِنْ بَعْدِ وَصِيَّةٍ يُوصِي بِهَا أَوْ دَيْنٍ آبَاؤُكُمْ وَأَبْنَاؤُكُمْ لَا تَدْرُونَ أَيُّهُمْ أَقْرَبُ لَكُمْ نَفْعًا فَرِيضَةً مِنَ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلِيمًا حَكِيمًا (11)

ترجمه آیه:

«و حکم خدا در حق فرزندان شما این است؛ که پسران دو برابر دختران ارث برند. پس اگر دختران بیش از دو نفر باشند، فرض همه دو ثلث ترکه است و اگر یک نفر باشد، نصف فرض و هر یک از پدر و مادر یک سدس ترکه است در صورتیکه میت را فرزند باشد، و اگر فرزند نباشد و وارث منحصر به پدر و مادر باشد، در این صورت مادر یک ثلث می برد (و باقی به پدر رسد) و اگر میت برادر باشد در این فرض مادر سدس خواهد برد. پس از آن که حق وصیت و دین که به مال تعلق گرفته استثنا شود شما این را که پدران یا فرزندان و خویشان کدام به خیر و صلاح و به ارث بردن از شما نزدیکترند نمی دانید ( این حکم )فریضه ایست که خدا باید معین فرماید، زیرا خداوند به هر چیز دانا و به همه مصالح خلق آگاه است».

آیه 12 سوره نساء

وَلَكُمْ نِصْفُ مَا تَرَكَ أَزْوَاجُكُمْ إِنْ لَمْ يَكُنْ لَهُنَّ وَلَدٌ فَإِنْ كَانَ لَهُنَّ وَلَدٌ فَلَكُمُ الرُّبُعُ مِمَّا تَرَكْنَ مِنْ بَعْدِ وَصِيَّةٍ يُوصِينَ بِهَا أَوْ دَيْنٍ وَلَهُنَّ الرُّبُعُ مِمَّا تَرَكْتُمْ إِنْ لَمْ يَكُنْ لَكُمْ

وَلَدٌ فَإِنْ كَانَ لَكُمْ وَلَدٌ فَلَهُنَّ الثُّمُنُ مِمَّا تَرَكْتُمْ مِنْ بَعْدِ وَصِيَّةٍ تُوصُونَ بِهَا أَوْ دَيْنٍ وَإِنْ كَانَ رَجُلٌ يُورَثُ كَلَالَةً أَوِ امْرَأَةٌ وَلَهُ أَخٌ أَوْ أُخْتٌ فَلِكُلِّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا السُّدُسُ فَإِنْ كَانُوا أَكْثَرَ مِنْ ذَلِكَ فَهُمْ شُرَكَاءُ فِي الثُّلُثِ مِنْ بَعْدِ وَصِيَّةٍ يُوصَى بِهَا أَوْ دَيْنٍ غَيْرَ مُضَارٍّ وَصِيَّةً مِنَ اللَّهِ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَلِيمٌ (12)

ترجمه آیه:

«سهم ارث شما مردان از ترکه زنان نصف ( دارایی) است در صورتی که زن اولاد نداشته باشد، اگر اولاد داشته باشد ربع ( دارایی) خواهد بود پس از خارج کردن وصیت و بدهی که به دارایی آنها تعلق گرفته. و سهم ارث زنان از مردان ربع ( دارایی) اگر دارای فرزند نباشند در صورتیکه فرزندی داشته باشید یک هشتم دارایی مرد به زن خواهد رسید پس از اداء حق وصیت و بدهی شما. و اگر مردی بمیرد که وارثش کلاله او باشند ( برادر و خواهر امی یا هر برادر و خواهری) یا زنی بمیرد که وارثش یک برادر و یا خواهر او باشد در این فرض سهم ارث یک نفر از آنها سدس باشد (1/6) اگر بیش از یک نفر باشد همه آنها ثلث ترکه را به اشتراک ارث برند، بعد از بدهی ها در صورتی که وصیت زیان آور نباشد این حکمی است که خدا فرموده و به هر چه کنید دانا و بردبار است».

مردان را بر زنان حق نگهبانی است

آیه 34 سوره نساء

الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّسَاءِ بِمَا فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ وَبِمَا أَنْفَقُوا مِنْ أَمْوَالِهِمْ فَالصَّالِحَاتُ قَانِتَاتٌ حَافِظَاتٌ لِلْغَيْبِ بِمَا حَفِظَ اللَّهُ وَاللَّاتِي تَخَافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَاهْجُرُوهُنَّ فِي الْمَضَاجِعِ وَاضْرِبُوهُنَّ فَإِنْ أَطَعْنَكُمْ فَلَا تَبْغُوا عَلَيْهِنَّ سَبِيلًا إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلِيًّا كَبِيرًا (34)

ترجمه آیه:

«مردان برزنان تسلط و حق نگهبانی است بواسطه آن برتری (نیرو و عقل) بعضی بر بعض دیگر و هم بواسطه آنکه مردان از مال خود باید به زنان نفقه دهند (خرج زندگی زن به عهده مرد بوده و واجب است) پس زنان شایسته، مطيع در غیبت مردان حافظ حقوق شوهران باشند و آنچه را که خدا به حفظ آن امر فرموده نگهدارند. و زنانیکه از مخالفت و نافرمانی آنان بیمناکید، باید نخست آنانرا موعظه کنید اگر مطیع نشدند از خوابگاه آنان دوری کنید، باز اگر مطيع نشدند آنها را به زَدن تنبیه کنید چنانچه اطاعت کردند دیگر بر آنها حق هیچ گونه ستم ندارید که همانا خدا بزرگوار و عظیم الشان است».

خداوند مردم خودپسند و متکبّر را دوست ندارد

قسمتی (قسمت آخر) از آیه 36 سوره نساء

-... إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ مَنْ كَانَ مُخْتَالًا فَخُورًا (36)

ترجمه قسمت نوشته شده آیه:

«خدا مردم خود پسند و متکبر را دوست ندارد (وای به حال کسی که خدا او را دوست نداشته باشد».

آیه 29 سوره نحل

فَادْخُلُوا أَبْوَابَ جَهَنَّمَ خَالِدِينَ فِيهَا فَلَبِئْسَ مَثْوَى الْمُتَكَبِّرِينَ (29)

ترجمه آیه:

«(فرشتگان گویند) از هر در دوزخ داخل شوید که در آنجا همیشه معذّب خواهید بود که جایگاه متکبرّان در جهنم بسیار بد منزلگاهی است».

آیات 37 و 38 سوره اسرا

وَلَا تَمْشِ فِي الْأَرْضِ مَرَحًا إِنَّكَ لَنْ تَخْرِقَ الْأَرْضَ وَلَنْ تَبْلُغَ الْجِبَالَ طُولًا (37) كُلُّ ذَلِكَ كَانَ سَيِّئُهُ عِنْدَ رَبِّكَ مَكْرُوهًا (38)

ترجمه دو آیه فوق

«هرگز در روی زمین با کبر و ناز راه مرو (و غرور و نخوت مفروش) که به نیرو زمین را نتوانی شکافت و در بلندی به کوه نتوانی رسید* که این قبیل کارها و اندیشه های بد نزد خدا ناپسند خواهد بود».

آیه 18 سوره لقمان

وَلَا تُصَعِّرْ خَدَّكَ لِلنَّاسِ وَلَا تَمْشِ فِي الْأَرْضِ مَرَحًا إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ كُلَّ مُخْتَالٍ فَخُورٍ (18)

ترجمه آیه:

«و هرگز با تکبر و ناز از مردم روی برمگردان، (رخ متاب) و در زمین با غرور و تكبّر قدم بر مدار، که خدا هرگز مردم متکبر را دوست نمی دارد».

آیه 72 سوره زمر

قِيلَ ادْخُلُوا أَبْوَابَ جَهَنَّمَ خَالِدِينَ فِيهَا فَبِئْسَ مَثْوَى الْمُتَكَبِّرِينَ (72)

ترجمه آیه:

«آنگاه به آن کافران خطاب می شود اینک از هر در دوزخ داخل شوید و در آن عذاب جاودان بمانید، که دوزخ برای متکبّران بسیار بد منزلگاه و جایگاهی است (اینهم محل و مأوای متکبران)».

آیه 23 سوره حدید ( قسمت دوم آیه)

_... وَاللَّهُ لَا يُحِبُّ كُلَّ مُخْتَالٍ فَخُورٍ (23)

ترجمه قسمت نوشته شده آیه:

«... خداوند هیچ متکبر خودخواه و خودستا را دوست ندارد»

باز خدای متعال برای اهمیّت بیشتر مطلب در چند سوره این جمله را تأکید فرموده است.

مجازات کشتن مؤمن به عمد و خشم و غضب الهی

آیه 93 سوره نساء

وَمَنْ يَقْتُلْ مُؤْمِنًا مُتَعَمِّدًا فَجَزَاؤُهُ جَهَنَّمُ خَالِدًا فِيهَا وَغَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِ وَلَعَنَهُ وَأَعَدَّ لَهُ عَذَابًا عَظِيمًا (93)

ترجمه آیه:

«هرکس مؤمنی را تعمداً بکُشد مجازات او آتش جهنم است که در آن معذّب همیشگی خواهد بود و خدا بر او خشم و لعن کند و عذابی بسیار شدید مهیّا و آماده سازد».

آیه 32 سوره مائده

مِنْ أَجْلِ ذَلِكَ كَتَبْنَا عَلَى بَنِي إِسْرَائِيلَ أَنَّهُ مَنْ قَتَلَ نَفْسًا بِغَيْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسَادٍ فِي الْأَرْضِ فَكَأَنَّمَا قَتَلَ النَّاسَ جَمِيعًا وَمَنْ أَحْيَاهَا فَكَأَنَّمَا أَحْيَا النَّاسَ جَمِيعًا وَلَقَدْ جَاءَتْهُمْ رُسُلُنَا بِالْبَيِّنَاتِ ثُمَّ إِنَّ كَثِيرًا مِنْهُمْ بَعْدَ ذَلِكَ فِي الْأَرْضِ لَمُسْرِفُونَ (32)

ترجمه آیه:

«بدین سبب بر بنی اسرائیل چنین حکم نمودیم؛ که هرکس نفسی را بدون حق قصاص و یا بی آنکه فساد و فتنه ای روی زمین کند به قتل رساند، مثل آنست که همه مردم را کشته و هرکس نفسی را حیات بخشد ( از مرگ نجات دهد) مثل آنست که همه مردم را حیات بخشیده، و هر آینه رسولان ما به سوی خلق با ادلّه و معجزات آمدند سپس بسیاری از مردم بعد از فرستادن رسول، باز روی زمین بنای فساد و سرکشی را گذاشتند».

در خصوص شهادت و گواهی دادن بین مردم

آیه 135 سوره نساء

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُونُوا قَوَّامِينَ بِالْقِسْطِ شُهَدَاءَ لِلَّهِ وَلَوْ عَلَى أَنْفُسِكُمْ أَوِ الْوَالِدَيْنِ وَالْأَقْرَبِينَ إِنْ يَكُنْ غَنِيًّا أَوْ فَقِيرًا فَاللَّهُ أَوْلَى بِهِمَا فَلَا تَتَّبِعُوا الْهَوَى أَنْ تَعْدِلُوا وَإِنْ تَلْوُوا أَوْ تُعْرِضُوا فَإِنَّ اللَّهَ كَانَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرًا (135)

ترجمه آیه:

«ای اهل ایمان! نگهدار عدالت باشید و برای خدا ( موافق حکم خدا) گواهی دهید هر چند برضرر خود یا پدر و مادر و خویشان شما باشد. شما عليه هرکس شهادت می دهید چه فقیر باشد چه غنی، نباید در شهادت از حق عدول نمایید، که خدا به رعایت حقوق آنها اولی است پس شما در حکم و شهادت پیروی هوای نفس نکنید تا عدالت نگهدارید و اگر زبانرا در شهادت بگردانید و یا از بیان حق خودداری کنید خدا به آنچه کنيد آگاه است».

آیه عید غدیر و معرفی حضرت علی علیه السلام به وصایت

آیه 3 سوره مائده

قسمت تقریباً دوم آیه فوق که بدین نحو شروع می شود که از ظاهر آیه از این شروع مربوط به وصایت است.

_... الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ دِينِكُمْ فَلَا تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِ الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ دِينًا فَمَنِ اضْطُرَّ فِي مَخْمَصَةٍ غَيْرَ مُتَجَانِفٍ لِإِثْمٍ فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ (3)

ترجمه قسمت آخر آیه:

«امروز آنانکه کافر شدند نا امید و مأیوس شدند از دین شما. پس از ایشان نترسید و از من بترسید. امروز کامل کردم برای شما دین شما را و بر شما نعمت خود را تمام کردم و برای شما دین اسلام را پسندیدم. پس آنکه بیچاره شد از روی اضطرار نه به قصد گناه چیزی را از آنچه حرام شده مرتکب شود (حق بر او سخت نگیرد) که خدا بسیار بخشنده و مهربان است».

طرز وضو در قرآن

قسمتی از آیه اوّل آیه 6 سوره مائده

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا قُمْتُمْ إِلَى الصَّلَاةِ فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ وَأَيْدِيَكُمْ إِلَى الْمَرَافِقِ وَامْسَحُوا بِرُءُوسِكُمْ وَأَرْجُلَكُمْ إِلَى الْكَعْبَيْنِ.. (6)

(و بقیه آیه که به بقیه طهارتها مربوط می شود ( از جمله غسل و تیمم و ...)

ترجمه قسمت نوشته شده فوق:

«ای کسانی که ایمان آورده اید (ای مؤمنین) چون بخواهید برای نماز برخیزید صورت و دستهایتان تا مرفق ( آرنج) بشویید و سرو پاها را تا برآمدگی ( قسمت روی پا بالاتر از انگشت ها) مسح کنید...»

آیه که قسمتی از آن مختص طرز وضو ساختن است بر دو عمل در وضو ساختن اشاره نموده است شستن و مسح کردن است واضح است حتماً در شستن لازم است آب بریزید و در مسح با دست خیس باید رطوبت داد نه اینکه شست لذا عمل اول شستن است و عمل دوّم مسح کردن.

صورت را با دستها باید شست و سر را با پاها باید مسح کرد حالا شستن صورت و دست و سر و پا از کجای آیه بر آمده ؟!! باید خارج از قرآن حکم کرد و آنهایی که آنچنان عمل می کنند جواب بدهند.

قصاص دزدی

آیه 38 سوره مائده

وَالسَّارِقُ وَالسَّارِقَةُ فَاقْطَعُوا أَيْدِيَهُمَا جَزَاءً بِمَا كَسَبَا نَكَالًا مِنَ اللَّهِ وَاللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ (38)

ترجمه آیه:

«مرد و زن دزد پس ببرید دستهای آنها را، پاداشی به سبب آنچه کسب کردند عقوبتی است از خدا و خدا به هر کار مقتدر و مصالح خلق دانا است».

بریدن دست دزد، بریدن دست راست و در بین احکام شیعه بریدن 4 انگشت آنست. در بین اهل سنت بیشتر از 4 انگشت است.

قصاص اعضاء در مقابل اعضا

آیه 45 سوره مائده

وَكَتَبْنَا عَلَيْهِمْ فِيهَا أَنَّ النَّفْسَ بِالنَّفْسِ وَالْعَيْنَ بِالْعَيْنِ وَالْأَنْفَ بِالْأَنْفِ وَالْأُذُنَ بِالْأُذُنِ وَالسِّنَّ بِالسِّنِّ وَالْجُرُوحَ قِصَاصٌ فَمَنْ تَصَدَّقَ بِهِ فَهُوَ كَفَّارَةٌ لَهُ وَمَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولَئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ (45)

ترجمه آیه:

«در تورات بر بنی اسرائیل حکم کردیم (نوشتیم) که نفس را در مقابل نفس قصاص کنند و چشم را در مقابل چشم و بینی را به بینی و گوش را به گوش و دندان را به دندان و هر زخمی را قصاص خواهد بود پس هرگاه کسی به جای قصاص به صدقه (و دیه) راضی شود نیکی کرده و کفّاره گناه او خواهد بود و هرکس خلاف آنچه خدا فرستاده حکم کند (و از حد قصاص یا دیه تعدی و ظلم کند) چنین کسانی از ستمکاران خواهند بود».

آیه که در خصوص علی علیه السلام نازل شده

آیه 55 سوره مائده

إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ

وَهُمْ رَاكِعُونَ (55)

ترجمه آیه:

«ولی امر شما و یاور شما تنها خدا و رسول او و آن مؤمنان و با ایمانهایی هستند که نماز به پا داشته و به فقیران در حال رکوع زکات می دهند».

بالاتفاق مفسران در نزول این آیه میگویند که حضرت علی علیه السلام وقتی مشغول نماز بودند و در حال رکوع، سائلی به حضرت وارد شد، حضرت اشاره به انگشتری که در دست مبارکشان بود کردند که سائل انگشتر را بگیرد آیه نازل شد.

از تفسير اثنی عشری:

شأن نزول: 1- ثعلبی در تفسیر خود تصریح نمود که این آیه در شأن حضرت علی ابن ابیطالب علیه السلام نازل شده و روایت نموده: شنیدم از منصور حشاری گفت: شنیدم از محمد ابن عبدالله حافظ از ابی الحسن علی ابن الحسن از ابی حامد محمد ابن هارون خضرمی از محمد أبن منصور طوسی از احمد ابن حنبل شنیدم که: على ابن ابیطالب افضل فضلای صحابه است، زیرا آنچه او را حاصل شد از فضائل و كمالات، هیچکس را از مهاجر و انصار حاصل نشد و از جمله، عبادت مالی و بدنی در یک وقت از او صادر گردید و مستجمع این دو صفت عظیمه در حالت واحده علی ابن ابیطالب علیه السلام است.

2- ابن مغازلی شافعی از طریق متعدده ناقل است که این آیه کریمه در حق شاه اولیاء ( حضرت علی ابن ابیطالب علیه السلام ) است.

3- انس ابن مالک گوید: روزی در خدمت پیغمبر صلی الله علیه وآله وسلم بودم که آن حضرت از خانه متوجه مسجد شد، و على علیه السلام را دید در نماز مستحب، ناگاه سائلی چیزی طلب کرد، و در سؤال تضرّع بسیار نمود، حضرت امیر المؤمنين علیه السلام و شنید کلام سائل را، پس اشاره بدست راست از جانب پشت نمود، سائل دریافت که آن شاه سریر خلافت، و شاهنشاه سلیمان منزلت، خاتم به او بخشید، بیامد و خاتم از دست مبارک آن حضرت بیرون کرد و بسیار خوشحال شد، حق تعالی به سبب تکریم شاه اولیاء آیه نازل فرمود، بعد از فراغ نماز، حضرت متوجه منزل، و به حجره طاهره داخل شد، حضرت پیغمبر صلی الله علیه وآله وسلم او را احضار کرد و فرمود: چه عملی امروز از تو صادر شده در راه خدا؟ حضرت واقعه را به عرض رسانید، پیغمبر صلی الله علیه وآله وسلم فرمود:گوارا و مبارک باد تو را یا علی، خوشدل و مسرور باش که خدای عز و جل در حق تو آیتی نازل و تو را به تعظیم و تفخیم یاد فرمود که آیه 55 سوره مائده بیان فرمود: (إنَّمَا وَلِیُّكُمُ اللهُ....)

در خصوص نجاست شراب و حرمت قمار و بت پرستی و ازلام

آیه 90 سوره مائده

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّمَا الْخَمْرُ وَالْمَيْسِرُ وَالْأَنْصَابُ وَالْأَزْلَامُ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّيْطَانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ (90)

ترجمه آیه:

«ای اهل ایمان (ای مؤمنین) شراب و قمار و بت پرستی و تیرهای گروبندی (رسمی بوده در دوران جاهلیّت) همه اینها پلید و از عمل شیطان است، البته از آن دوری کنید تا رستگار شوید».

قبل از این آیه در آیه 219 سوره بقره و 43 سوره نساء نیز شرابخواری به عنوان گناه کبیره آمده و از آن نهی شده است. ولی در آیه فوق شدیدتر منع گشته حتی در ردیف بت پرستی هم تعریف شده که سنگینی گناه شرابخواری را بیان می کند.

اما در تفاسیر مختلف بالاتفاق از حرمت شرابخواری در حد اعلا تعریف گشته در تفسیر نمونه در خصوص آیه 90 سوره مائده به شرح زیر نوشته شده:

شأن نزول: در تفاسیر شیعه و سنی شأن نزولهای زیادی ذکر شده است که تقریبا با یکدیگر شباهت دارند از جمله این که در «مسند احمد» و «سنن ابی داود» و «نسائی» و «ترمذی» چنین نقل شده است که: عمر ( که طبق تصريح تفسير في ظلال جلد سوم، صفحه 33، علاقه شدیدی به نوشیدن شراب داشت) دعا می کرد و می گفت خدایا بیان روشنی در مورد خمر برای ما بفرما، هنگامی که آیه 219 سوره بقره (يَسْأَلُونَكَ عَنِ الْخَمْرِ وَالْمَيْسِرِ ...)نازل شد، پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم آیه را برای او قرائت کرد ولی باز او به دعای خود ادامه می داد، و می گفت: خدایا بیان روشنتری در این

زمینه بفرما، تا اینکه آیه 43 سوره نساء (يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَقْرَبُوا الصَّلَاةَ وَأَنْتُمْ سُكَارَى...) نازل شد پیامبر آنرا نیز بر او خواند، باز به دعای خود ادامه می داد!

تا اینکه آیه مورد بحث که صراحت فوق العاده ای در این موضوع دارد، نازل گردید هنگامی که پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم آیه را بر او خواند، گفت: اِنتَهَينا انتَهَينا! «از نوشیدن شراب خودداری می کنیم، خودداری می کنیم»!

تفسير: حکم قطعی درباره شراب و مراحل تدریجی آن را در ذیل آیه 43 سوره نساء اشاره کردیم. شرابخواری و میگساری در زمان جاهلیت و قبل از ظهور اسلام فوق العاده رواج داشت و به صورت یک بلای عمومی در آمده بود، تا آنجا که بعضی از مورخان می گویند عشق عرب جاهلی در سه چیز خلاصه می شد: شعر و شراب و جنگ!

روشن است اگر اسلام می خواست بدون رعایت اصول روانی و اجتماعی با این بلای بزرگ عمومی به مبارزه برخیزد ممکن نبود، و لذا از روش تحریم تدریجی و آماده ساختن افکار و اذهان برای ریشه کن کردن میگساری که به صورت یک عادت ثانوی در رگ و پوست آنها نفوذ کرده بود، استفاده کرد، به این ترتیب که نخست در بعضی از سوره های مکّی اشاراتی به زشتی این کار نمود، ولی عادت زشت شرابخواری از آن ریشه دارتر بود، که با این اشاره ها ریشه کن شود لذا هنگامی که مسلمانان به مدینه منتقل شدند و نخستین حکومت اسلامی تشکیل شد، دومین دستور آیه 219، سوره بقره در زمینه منع شرابخواری به صورت قاطع تری نازل گشت، آشنایی مسلمانان با احکام اسلام سبب شد که دستور نهایی - همین آیه مورد بحث - با صراحت کامل و بیان قاطع که حتی بهانه جویان نیز نتوانند به آن ایراد گیرند نازل گردد.

در این آیه با تعبیرات گوناگون ممنوعیت این کار مورد تأکید قرار گرفته، تا جایی

که شرابخواری در ردیف بت پرستی و قمار و ازلام و از اعمال شیطانی و پلید قلمداد شده است می فرماید: ای کسانی که ایمان آورده اید شراب و قمار و بُتها و ازلام ( یکنوع بخت آزمایی) پلیدند و از عمل شیطانند از آنها دوری کنید تا رستگار شوید

(يَأَيُّهَا الَّذِينَ ءامَنُوا إِنَّمَا الخَمرُ وَالمَيسِرُ...) تا آخر که در اوّل این موضوع نوشته شده).

«انصاب» بتهایی که شکل مخصوصی نداشتند و تنها قطعه سنگی بودند و قرار گرفتن شراب و قمار هم ردیف آن نشانگر خطر بسیار زیاد شراب و قمار است به همین دلیل در روایتی از پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم می خوانیم:

شارِب الخمرِ كعابِد الوثن

«شرابخوار همانند بت پرست است».

در آیه 91 همین سوره که بعد از آیه فوق آمده باز از زبانهای آشکار شراب و قمار ذکر شده که می فرماید شیطان می خواهد از طریق شراب و قمار در میان شما تخم عداوت و دشمنی بپاشد و از نماز و ذکر خدا باز دارد. در پایان آیه یک جمله استفهام وجود دارد که قرآن پس از شمردن ضررهای آشکار و بزرگی این دو گناه می فرماید: (...فَهَل أَنتُم مُّنتَهُونَ) آیا شما خودداری خواهید کرد؟ یعنی پس از این همه تأکید باز جای بهانه جویی یا شک و تردید در مورد ترک این دو گناه بزرگ باقی مانده است؟ ولذا می بینیم که حتی «عمر» که تعبیرات گذشته را به خاطر علاقه ای که (طبق تصریح مفسران عامه) به شراب داشت وافی نمی دانست پس از نزول این آیه ، گفت که این تعبیر کافی و قانع کننده است.

آیه شریفه که در نماز غفیله خوانده می شود

و اینکه آنچه در خشکی و در دریا هست و نیز هیچ برگی از درخت نمی افتد، مگر اینکه در علم خدا ثبت است.

آیه 59 سوره انعام

وَعِنْدَهُ مَفَاتِحُ الْغَيْبِ لَا يَعْلَمُهَا إِلَّا هُوَ وَيَعْلَمُ مَا فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَمَا تَسْقُطُ مِنْ وَرَقَةٍ إِلَّا يَعْلَمُهَا وَلَا حَبَّةٍ فِي ظُلُمَاتِ الْأَرْضِ وَلَا رَطْبٍ وَلَا يَابِسٍ إِلَّا فِي كِتَابٍ مُبِينٍ (59)

ترجمه آیه:

«و کلید خزانه های غیب دست خداست کسی جز خدا بر آن آگاه نیست و نیز آنچه در خشکی و در دریاست همه را می داند و هیچ برگی از درخت نیفتد مگر آنکه او آگاه است و هیچ دانه در زیر تاریکیهای زمین و هیچ تَر و خشکی نیست جز آنکه در کتاب مبین (لوح علم خدا) مسطور است».

آیه 87 سوره انبياء

وَذَا النُّونِ إِذْ ذَهَبَ مُغَاضِبًا فَظَنَّ أَنْ لَنْ نَقْدِرَ عَلَيْهِ فَنَادَى فِي الظُّلُمَاتِ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحَانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ (87)

ترجمه آیه:

«و بیاد آور حال یونس را زمانیکه از میان قوم خود غضبناک بیرون رفت و چنین پنداشت که، هرگز او را در مضیقه و سختی نمی افکنيم آنگاه در آن ظلمات فریاد زد خدایی به جز ذات یکتای تو نیست، تو از شرک و شریک و از هر عیب و آلایشی پاک و منزهی و من از ستمکارانم».

آیات شریفه که در نماز غفیله خوانده می شود

آیه 88 سوره انبياء

فَاسْتَجَبْنَا لَهُ وَنَجَّيْنَاهُ مِنَ الْغَمِّ وَكَذَلِكَ نُنْجِي الْمُؤْمِنِينَ (88)

ترجمه آیه:

«پس ما دعای او را مستجاب کردیم و او را از گرداب غم نجات دادیم و اهل ایمان را اینگونه نجات می دهیم».

امّا نحوه خواندن نماز غفیله که سبب آمرزش گناه می شود. دو رکعت است که مابین نماز مغرب و عشاء خوانده شود. در رکعت اوّل بعد از حمد آیه 87 سوره انبیاء را ( که در صفحه قبل خود آیه را که شروعش( وَذَا النُّونِ) است» می خوانید و بلافاصله آیه 88 را وصل می کنید به این آیه، در نتیجه بعد از حمد دو آیه 87 و 88 را پشت سر هم می خوانید و در رکعت دوم بعد از حمد آیه 59 سوره انعام که با (وَعِندَهُ مَفَاتِحُ) شروع می شود می خوانید پس دست به قنوت برمیدارید و میگویید:

«اَللّهُمَّ إِنّي أَسیٴلُکَ بِمَفاتِح الغَيب الَّتي لا يَعلَمُها إِلاّ أَنتَ أَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ وَالِهِ وَأَنْ تَفْعَلَ بي كذا وكَذا»

بجای كذا وكذا حاجات خود را ذکر می کنید پس میگویید:

«اَللّهُمَّ أَنْتَ وَلِیُّ نِعْمَتي وَاَلقادِرُ عَلى طَلَبتي تَعْلَمُ حاجَتي قَاسٴلُکَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ الِهِ عَلَيْهِ وَعَلَيْهِمُ السَّلامُ لمَّا قَضَيْتها لي»

و حاجت خود را می طلبی که روایت شده هر که این نماز را بجا آورد و حاجت خود را بخواهد خدای تعالی به او عطا فرماید آنچه را خواهد.

در خصوص ذبح حیوان به غیر نام خدا بردن که حرام می شود

آیه 145 سوره انعام

قُلْ لَا أَجِدُ فِي مَا أُوحِيَ إِلَيَّ مُحَرَّمًا عَلَى طَاعِمٍ يَطْعَمُهُ إِلَّا أَنْ يَكُونَ مَيْتَةً أَوْ دَمًا مَسْفُوحًا أَوْ لَحْمَ خِنْزِيرٍ فَإِنَّهُ رِجْسٌ أَوْ فِسْقًا أُهِلَّ لِغَيْرِ اللَّهِ بِهِ فَمَنِ اضْطُرَّ غَيْرَ بَاغٍ وَلَا عَادٍ فَإِنَّ رَبَّكَ غَفُورٌ رَحِيمٌ (145)

ترجمه آیه:

«بگو (ای پیامبر) در احکامی که به من وحى شده من چیزیرا که برای خورندگان طعام حرام باشد نمی یابم جز آنکه میته ( حيوان بدون ذبح مرده باشد) یا خون ریخته یا گوشت خوک که پلید است یا حیوانی که بدون ذکر نام خدا از روی فسق ذبح کنند و در همین ها که حرام شده هرگاه به خوردن آنها مضطر گردید، صرف کنید در صورتی که از روی تعدّی به خدا نباشد».

آیه 115 سوره نحل

إِنَّمَا حَرَّمَ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةَ وَالدَّمَ وَلَحْمَ الْخِنْزِيرِ وَمَا أُهِلَّ لِغَيْرِ اللَّهِ بِهِ فَمَنِ اضْطُرَّ

غَيْرَ بَاغٍ وَلَا عَادٍ فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ (115)

ترجمه آیه:

«خدا بر شما بندگان مردار و خون و گوشت خوک و آنچه را که به نام غیر خدا ذبح کنند حرام کرده و باز از همین حرامها نیز اگر کسی ناچار و درمانده گردد به قدر ضرورت بخورد خدا غفور و مهربان است».

شرائط ذبح اسلامی دو گونه است یکی جنبه بهداشتی و سلامتی دارد و دوّمی جنبه معنوی آنست، که هر دو واجب و امر خداست که باید اجرا شود».

دم مال یتیم خوردن و نزدیک شدن به آن به ناحق

آیه 152 سوره انعام

وَلَا تَقْرَبُوا مَالَ الْيَتِيمِ إِلَّا بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ حَتَّى يَبْلُغَ أَشُدَّهُ...(152)

(و بقیه آیه که مربوط به کم فروشی و غفلت های دیگری که سبب معصیت می شود که در فصول خود خواهد آمد)

«هرگز به مال یتیم نزدیک نشوید مگر به آنچه آن بهتر است تا آنکه (یتیم) به حد رشد برسد و بالغ شود...».

آیه 34 سوره اسراء (تأکید و تکرار خداوند در سوره اسراء راجع بمال يتيم)

«وَلَا تَقْرَبُوا مَالَ الْيَتِيمِ إِلَّا بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ حَتَّى يَبْلُغَ أَشُدَّهُ...(34)

«هرگز به مال يتيم نزدیک نشوید مگر آنکه راه خیر و طریق بهتری (به نفع يتيم) عمل کنید تا آنکه به حدّ رشد و بلوغ برسد....».

کم فروشی و خیانت در پیمانه

آیه 152 سوره انعام

قسمتی از آیه ( از وسط این آیه 152 شروع می شود)

_...وَأَوْفُوا الْكَيْلَ وَالْمِيزَانَ بِالْقِسْطِ...(152)

«... پیمانه و وزن را درست انجام دهید ( کم فروشی خیانت است نیز گران فروشی و بی انصافی هم از جانب خدا منع شده)».

آیه 9 سوره الرحمن

وَأَقِيمُوا الْوَزْنَ بِالْقِسْطِ وَلَا تُخْسِرُوا الْمِيزَانَ (9)

با ترجمه آیه:

«و هر چیز را به ترازوی عدل و انصاف بسنجید و هرگز در میزان کم فروشی و نادرستی نکنید».

آیه 1 سوره مطفِّفین و آیه 2 همین سوره دنبال همین آیه و آیه 3 تا 6 در همین

خصوص.

وَيْلٌ لِلْمُطَفِّفِينَ (1)الَّذِينَ إِذَا اكْتَالُوا عَلَى النَّاسِ يَسْتَوْفُونَ (2)وَإِذَا كَالُوهُمْ أَوْ وَزَنُوهُمْ يُخْسِرُونَ (3)أَلَا يَظُنُّ أُولَئِكَ أَنَّهُمْ مَبْعُوثُونَ (4)لِيَوْمٍ عَظِيمٍ (5)يَوْمَ يَقُومُ النَّاسُ لِرَبِّ الْعَالَمِينَ (6)

ترجمه 6 آیه فوق

«وای به حال کم فروشان * آنانکه چون به پیمانه ( یاوزن) چیزی را از مردم بستانند تمام بستانند *و چون بدهند در پیمانه یا وزن کم بدهند * آیا آنها نمی دانند که(پس از مرگ برای مجازات) برانگیخته می شوند * که آن بسیار روز

بزرگی است * روزی است که مردم تماماً در حضور پروردگار عالم (برای حساب) می ایستند».

مراد از کم فروشی کلّی است منظور هر نوع غشّی در معاملات است که گران فروشی و بی انصافی هم شامل می شود. در اسلام در معاملات فروشنده از تعریف مالش منع شده چون همین قدر هم در فکر خریدار تصرّف نموده که نتوانند خوب برای خرید فکر کند.

خداکار و چیزی را بیشتر از قدرت و توانایی کسی نخواسته

آیه 286 سوره بقره ( قسمتی از اوّل آیه)

لَا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَا...(286)

ترجمه آیه:

«خداوند برای کسی چیزی را واجب نکرده مگر به قدر قدرت و توانایی آن...».

قمستی از آیه 152 سوره انعام

_...لَا نُكَلِّفُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَا...(152)

«... ما به هیچ کسی جز به قدر قدرت و توانایی تکلیف نکرده ایم...»

قسمتی از آیه مربوط به این فصل است آیه 7 سوره طلاق که خدا باز به اهمیّت موضوع در این سوره هم ذکر فرموده.

_...لَا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْسًا إِلَّا مَا آتَاهَا ...(7)

ترجمه آیه:

«...خدا هیچکسی را جز آنچه توانایی داده تکلیف و واجب نمیکند...».

خداوند به اعمال خوب ده برابر و به معصیت باندازه خودش پاداش میدهد

آیه 160 سوره انعام

مَنْ جَاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثَالِهَا وَمَنْ جَاءَ بِالسَّيِّئَةِ فَلَا يُجْزَى إِلَّا مِثْلَهَا وَهُمْ لَا يُظْلَمُونَ (160)

ترجمه آیه:

«هرکس کار خوب و نیکو انجام دهد ده برابر آن پاداش می برد و هرکس کار زشت کند جز به قدر آن کار زشت مجازات نشود و بر آنها اصلاً ستم نخواهد شد».

آیه 84 سوره قصص

مَنْ جَاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ خَيْرٌ مِنْهَا وَمَنْ جَاءَ بِالسَّيِّئَةِ فَلَا يُجْزَى الَّذِينَ عَمِلُوا السَّيِّئَاتِ إِلَّا مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ (84)

ترجمه آیه:

«هرکس عمل خوب و خیری انجام دهد، پاداش او بهتر از عمل خواهد بود (یعنی خدا نسبت به بزرگی و بخشندگی خود اگر عملی خوب انجام شد خیلی بیشتر از آن خواهد داد. این عمل در بزرگان و سلاطین هم جاری است، خدا که آفریننده همه آنهاست مقام و منزلتها، ثروتها و نعمت ها را او به بزرگان و سلاطين داده باید همینطور باشد) و هر کس عمل بد انجام دهد (معصیتی انجام دهد) و به اندازه همان عمل بد مجازات بیند» .

اسراف کنندگان را خدا دوست نمی دارد

آیه 31 سوره اعراف

يَا بَنِي آدَمَ خُذُوا زِينَتَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِدٍ وَكُلُوا وَاشْرَبُوا وَلَا تُسْرِفُوا إِنَّهُ لَا يُحِبُّ الْمُسْرِفِينَ (31)

ترجمه آیه:

«برای فرزندان آدم زينتهای خود را در مقام عبادت بکار برید و سیر از نعمتهای خدا بخورید و بیاشامید واسراف نکنید که خدا اسراف کنندگان را دوست نمی دارد».

قسمت آخر آیه 26 از سوره اسراء

_...وَلَا تُبَذِّرْ تَبْذِيرًا (26)

ترجمه آیه:

«... و هرگز اسراف نکنید»

( اسراف به هر نحوی باشد از جانب خدا منع شده خداوند تأکید فرموده که هرگز اسراف نکنید. اسراف انواع زیادی دارد چه از مال چه از خوراکیها، چه در ظاهر آدم خودش مالک باشد، ( مالک اصلی خداست) چه کسی در اختیار او گذاشته باشد، چه مهمان باشد، به هیچ وجه انسان حق اسراف ندارد. حتی به اندازه یک جو یک گندم که جزئی و خیلی کوچک است از نعمات خدا، که عمداً حق دور ریختن نداریم. اینجا کیفیت هم در سطح بالا با کمیّت توام است یک گندم یک دانه برنج مقدار زیادی نیست، ولی کم است که زیاد را در پی دارد، عمل عملِ مخالفت با خداست اسراف نکنید! از خدا بترسید! عوض اینکه از مردم خجالت بکشید از خدا بترسید نافرمانی، نافرمانی است خداگفته نکنید! آشکارتر از این چه

باید بگوید (فرمود اسراف نکنید مقدارهم معین نکرده) اگر اسراف در جامعه وجود نداشته باشد، علاوه بر اینکه امر خدا اطاعت شده گرسنه ها هم سیر می شوند. وای برحال ما مسلمانان وای بر حال ما شیعیان با این میهمانی ها با این عروسی ها با این سالن ها با این افطاریها با این سفره های آنچنانی با این ریخت و پاش های مالی با دسته گلهای کذایی که در یک سالن عقد و عروسی گاهی اوقات پول گلهای ارسال شده به مجلس و سالن مساوی یا بیشتر از کلیه هزینه آنست. در جوامع اروپایی که اسراف و تبذیر وجود دارد معلمانی مثل على علیه السلام ندارند. آنها معلّمان بشریت امثال ائمه طاهرین علیهم السلام را ندارند که خدا این انوار چهارده معصوم را به صورت بشر خلق فرموده و خیلی طبیعی زندگی کرده تا برای ما الگو باشند. حجّت باشند، افسوس صد افسوس که ما خودمان نمی دانیم چه داریم؟ خودمان نمی دانیم به کجا می رویم؟ خداوند از همان زبانی که به بشر داده، از همان سلامتی جسمی و روحی که داده، از همان فراغتی که عنایت کرده در روز قیامت سؤال خواهد کرد در مصرف همه چیز حسابی است و حساب باید پس داد. در آیه 3 سوره مبارکه مومنون فرموده(وَالَّذِينَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ) «آنانکه از سخن بیجا و باطل احتراز می کنند» خدا از اسراف وقت از کلام بیجا هم برحذر داشته و جزء صفات مؤمن قرار داده. پس همه نعماتی که خدا به بشر داده حساب دارد. قدری به خود بیاییم. شیعه آل محمد باید زندگی اش حساب داشته باشد، مالش حساب داشته باشد از خودش از خانواده اش شروع کند. اجرای اوامر خدا افتخار دارد نه شرمندگی. جایی که می بینید در جامعه عملی مخالف دستورات اسلام است، انجام ندهد، نگوید که مردم چه می گویند؟ بگویند اگر مسلمانیم تابع خداییم به معترضین بگوییم خداگفته نکنید نمی کنیم.

آیه 27 سوره اسراء

إِنَّ الْمُبَذِّرِينَ كَانُوا إِخْوَانَ الشَّيَاطِينِ وَكَانَ الشَّيْطَانُ لِرَبِّهِ كَفُورًا (27)

ترجمه آیه:

«(هرگز اسراف مكن) که اسراف کنندگان (نعمتها را تلف کردن) برادران شیطانند و شیطان کفران نعمات پروردگار خود را کرد».

آنانکه مال، عمر، وقت، افکار خود را صرف خیالات بیهوده میکنند در پیش خدا مسئولند راستی چرا مکتب اسلام در جامعه ما بیشتر جنبه تشریفاتی پیدا کرده؟ امروزه هر چه در جوامع باصطلاح پیشرفته غرب رواج می گیرد با سرعت زیاد وارد جامعه ما می شود چرا ما از مکتب شفا بخش امراض روحی بشر که اسلام و تشیع باشد بهره نمیگیریم؟ کی می خواهیم از این قرآن استفاده کنیم؟ جامع ما چه فرقی با جامعه بدون قرآن دارد در کجا قوانین قرآن اجرا می شود؟ فقط در مساجد؟ آن هم برای نماز آن هم یک عدّه؟ چرا؟ پس نصایح حیات بخش قرآن در سایر امور چه اثری دارد چه می کند؟ همین اسراف را چرا بیشتر از غیر مسلمانها انجام می دهیم؟ چرا برای یک مهمانی 100 نفری غذای 200 نفری با ارقام و تعداد آنچنانی؟ و بعد هم ظروف اشغالها پر شدن و تلف شدن. چرا لباسهای خانم ها (یک عده از خانم ها) در محافل و مجالس حدّ معینی ندارد چرا با یکبار مصرف دور ریخته می شود، از طرفی جوانی به اندازه پول پیراهن یک خانم ندارد که یک ازدواج ساده برگزار کند چرا؟ این چراها باید جواب داشته باشد واقعاً ما شیعه على هستیم؟ لا اقل بگوییم محبّ علی، شیعه نگوییم، چون شیعه باید پیرو باشد این زندگی پیروی است؟ همان خدایی که این همه اسراف را بر مسلمان مردود و برادر شیطان می داند، در آیه 32 سوره اعراف بهترین خوراکی ها و نوشیدنی های حلال زينتها و لذتهای کامل بدون درد و الم را سفارش کرده ، برای اینکه خودش این نعمتها را برای بندگانش خلق کرده و مباح و حلال نموده که به نحو احسن استفاده کنند ولی اسراف نکنند و دور نریزند.

(آیه الحمدلله الذي هدانا لهذا و...)

آیه 43 سوره اعراف ( قسمتی از وسط آیه که شکر بنده است از خدا، که هدایت کننده خداست).

_...الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي هَدَانَا لِهَذَا وَمَا كُنَّا لِنَهْتَدِيَ لَوْلَا أَنْ هَدَانَا اللَّهُ...(43)

ترجمه آیه:

«ستایش خدای را که ما را بر این مقام راهنمایی کرد و اگر هدایت و لطف الهی نبود ما خود در این مقام راه نمی یافتیم».

در تفسير اثنی عشری که اکثراً تفسیر آیات از ائمه طاهرین است نقل شده و روایات از لسان این سفرای خدا می باشند که اهل خانه می داند بزرگ خانه از دستورات خود چه منظوری دارد، ائمه طاهرین انتخاب شدگان خود خدایند، کتاب و عترت همه جا توامند از هم جدا نمی شوند، تفسير فرموده های خدا را سفیران و منتخبین او می توانند بیان کنند نه غير...

لذا در خصوص این قسمت آیه که اشاره شده: که خدا توفیق داد و راهنمایی نمود ما را به لطف خود برای ایمان و عمل صالح، این جنت و دارالنعم لایتناهی بابقای ابدی، ثواب آن می باشد، یا حمد و ستایش مر خدای راست که هدایت نموده ما را به تصدیق دینی که مستوجب این ثواب جمیل باشد، یا حمد سبب ثبوت ایمان در قلوب ما، یا نزع غلّ از صدور ما، یا برای تجاوز از صراط و دخول جنّت، و نبودیم ما که هدایت شویم به قوه و قدرت خود به ایمان و عمل صالح و دخول جنّت، اگر هدایت نمی کرد ما را خدای تعالی به اسباب توفيق و تسهیل طرق به فضل و کرم خود. این کلام متضمّن تشکر اهل بهشت است از نعمت

هدایت، که اگر راهنمایی نمی نمود ما را به الطاف و توفیق نسبت به عموم مكلّفين است از مؤمن و کافر و مطیع و عاصی کُلاً، پس كفّار، خود به سوء اختيار اعراض از الطاف الهی و توفیقات سبحانی نمودند به کفر و عدم قول ایمان.

هشدار: این مطلب محقق شده که کفر و معاصی از بنده می باشد به سوءِ اختيار او یعنی بنده کاملاً اختیار در انتخاب ایمان یا کفر، ثواب یا گناه، خوبی یا بدی ظلم یا عدل دارد، خداوند بعد از آنکه انبیاء را با آن تعداد و راهنمائی ها و اوصیا با آن دلائل و براهین روشن و واضح، که پس از اتمام کردن حجّت انسان را آزاد گذاشته و فکر داده تا بیاندیشد و راه خود را خود پیدا کند و انتخاب کند و عمل کند که در نهایت نتیجه انتخاب و عمل خوب یا بد را در آن دنیا ببیند که در واقع یا بهشت را با آن همه نعمات برمی گزیند و یا جهنم را با آن همه عذاب انتخاب می کند.

حضرت عبدالعظیم روایت نمود از امام علی النقی علیه السلام از آباء کرام خود از حضرت رضا علیه السلام فرمود: خارج شد ابو حنيفه روزی در خدمت حضرت صادق علیه السلام ، ملاقات نمود حضرت موسی ابن جعفر علیه السلام را که با اطفال ایستاده بود، ابوحنیفه گفت: ای طفل، ( منظور از طفل همان حضرت موسی ابن جعفر علیه السلام است) از کیست معصیت؟ حضرت موسی بن جعفر علیه السلام فرمود: از سه وجه خارج نیست، یا از خدای عزّ وجلّ باشد و حال آنکه از او نیست، پس سزاوار نباشد کریم عذاب فرماید بنده را به فعلی که کسب ننموده - دوم - و یا آنکه از خدا و بنده معاً (توأم) باشد، پس شایسته نیست شریک قوی ظلم کند شریک ضعیف را - سوم - و یا از بنده باشد و همین است، پس اگر عقاب نماید، به سبب گناه اوست، و اگر عفو فرماید، به کرم وجود خودش باشد، ابوحنیفه گفت: اللهُ اعلم حيث يجعل رسالتهُ، (خداوند داناتر است که رسالتش را در کجا قرار دهد) و با این براهین قول اشاعره باطل گردید.

آیه وواعدنا موسی

( که 10 شب ماه ذیحجه در نماز مستحبّی خوانده می شود)

آیه 142 سوره اعراف

وَوَاعَدْنَا مُوسَى ثَلَاثِينَ لَيْلَةً وَأَتْمَمْنَاهَا بِعَشْرٍ فَتَمَّ مِيقَاتُ رَبِّهِ أَرْبَعِينَ لَيْلَةً وَقَالَ مُوسَى لِأَخِيهِ هَارُونَ اخْلُفْنِي فِي قَوْمِي وَأَصْلِحْ وَلَا تَتَّبِعْ سَبِيلَ الْمُفْسِدِينَ (142)

ترجمه آیه:

«و با موسی سی شب وعده و قرار گذاشتیم چون پایان یافت، ده شب دیگر بر آن افزودیم تا آنکه زمان وعده به چهل شب تکمیل شد. و موسی به برادر خود هارون گفت تو اکنون پیشوای قوم و جانشین من باش و راه اصلاح پیش بگیر و پیرو اهل فساد مباش».

یکی از اعمال ماه ذیحجّه که ماه عبادت است نماز شبهای دهگانه اول این ماه است. و روز و شب عرفه و دعای امام حسین علیه السلام در عصر روز عرفه مزایای معنوی زیاد دارد. نماز فوق بدین شرح می باشد که از شب اول ماه ذیحجه بین نماز مغرب و عشاء دو رکعت است که خوانده می شود بعد از حمد و سوره (توحید)، و واعدنا موسی را که فوقاً نوشته شد تا آخر آیه بخوانند در رکعت دوم نیز به همان نحو تا تمام شود. هر کسی این مستحب را تا شب دهم بجا آورد ثواب بجا آوردن حج را به او می دهند و در زمره حجاج بيت الله الحرام محسوب می شود.

تفاسیر در خصوص این آیه شریفه بیاناتی کرده اند از جمله کوتاه و محکم آن در تفسیر نمونه چنین آمده است بسیاری از مفسران اهل تسنن و شیعه در ذیل آیه مورد بحث اشاره به حدیث معروف منزلت کرده اند با این تفاوت که مفسران شیعه

آن را به عنوان یکی از اسناد زنده خلافت بلافصل على علیه السلام گرفته ولی بعضی از مفسران اهل تسنّن ضمن عدم قبول آن، تاخت و تاز بی رحمانه و تعصّب آمیزی به شیعه دارند.

متن حدیث چنین است: عده زیادی از صحابه پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم درباره جریان جنگ تبوک چنین نقل کرده اند:

«پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم به سوی تبوک حرکت کرد و علی را به جای خود قرار داد، على علیه السلام عرض کرد آیا مرا در میان کودکان و زنان می گذاری (و اجازه نمی دهی با تو به میدان جهاد بیایم) پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم فرمود: آیا راضی نیستی که نسبت به من همانند هارون نسبت به موسی علیه السلام باشی جز اینکه پیامبری بعد از من نخواهد بود».

و پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم این سخن را تنها در جنگ تبوک نفرمود، بلکه در چندین مورد دیگر نیز این جمله از او شنیده شده است از جمله اینکه:

1- پیامبر روزی به «امّ السّلمه» فرمود: ای ام السّلمه! «علی گوشتش از گوشت من، و خونش از خون من، و او نسبت به من همانند هارون است نسبت به موسی».

2- ابن عباس می گوید: روزی عمر ابن خطّاب گفت: من و ابوبکر و جمعی از اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم نزد او بودیم و پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم تکیه بر علی کرده بود، دست بر شانه او زد سپس فرمود: «ای علی! تو نخستین مردی هستی که به خدا ایمان آوردی و نخستین کسی هستی که اسلام را پذیرفتی، تو نسبت به من همانند هارون به موسی هستی».

به هر حال اگر با بی نظری حدیث فوق را بررسی کنیم از این حدیث استفاده می شود که على علیه السلام تمام صفاتی را که هارون نسبت به موسی علیه السلام و در میان بنی اسرائیل داشت (به جز نبوت) دارا می باشد.

وقتی قرآن خوانده می شود باید ساکت شد

آیه 204 سوره اعراف

وَإِذَا قُرِئَ الْقُرْآنُ فَاسْتَمِعُوا لَهُ وَأَنْصِتُوا لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ (204)

ترجمه آیه:

«وقتی که قرآن خوانده می شود همه گوش فرا دهید و ساکت باشید (تا حقایق آنرا بفهمید) شاید و باشد که مورد رحمت خدا شوید».

آیه 4 سوره مزمّل

أَوْ زِدْ عَلَيْهِ وَرَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِيلًا (4)

ترجمه آیه:

«(یا رسول) یا چیزی بر نصف بیفزا و با توجه کامل به تلاوت آیات قرآن مشغول باش».

قسمتی از آیه 20 سوره مزمّل

_...فَاقْرَءُوا مَا تَيَسَّرَ مِنْهُ...(20)

ترجمه آیه:

«... پس در هر حال آنچه میسّر و آسان باشد به قرائت قرآن بپردازید...».

از تفاسیر چنین بر می آید که از امام محمد باقر یا امام جعفر صادق علیه السلام روایت شده وقتی به امام اقتداء کردی، قرائت او را استماع كن يعنی بشنو، که شنیدن قرائت حمد و سوره با خواندن آن فرق دارد لذا در نماز جماعت خواندن حمد و سوره به مأموم واجب نیست و باید به قرائت امام جماعت گوش دهد.

فرزندان و اموال شما فتنه یا ابتلائی بیش نیستند

آیه 28 سوره انفال

وَاعْلَمُوا أَنَّمَا أَمْوَالُكُمْ وَأَوْلَادُكُمْ فِتْنَةٌ وَأَنَّ اللَّهَ عِنْدَهُ أَجْرٌ عَظِيمٌ (28)

ترجمه آیه:

«تحقيقاً بدانید که اموال و فرزندان شما ( در دنیا) فتنه و ابتلایی بیش نیستند و در حقیقت اجر بزرگ در نزد خداست (سعادت واقعی در آخرتست)».

آیه 36 سوره محمد

إِنَّمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَإِنْ تُؤْمِنُوا وَتَتَّقُوا يُؤْتِكُمْ أُجُورَكُمْ وَلَا يَسْأَلْكُمْ أَمْوَالَكُمْ (36)

ترجمه آیه:

«همانا زندگی دنیا جز بازیچه و هوسرانی بیش نیست و اگر به خدا ایمان آورید و پرهیز کار شوید پاداش اعمال شما را خواهد داد و از اموال شما چیزی ( مزد هدایت) نمی خواهد».

آیه 14 سوره تغابن

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّ مِنْ أَزْوَاجِكُمْ وَأَوْلَادِكُمْ عَدُوًّا لَكُمْ فَاحْذَرُوهُمْ وَإِنْ تَعْفُوا وَتَصْفَحُوا وَتَغْفِرُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ (14)

ترجمه آیه:

«ای اهل ایمان! بدانید که برخی از زنان و فرزندان شما ( که شما را از اطاعت و جهاد و هجرت درونی باز دارند) دشمن شما هستند از آنان حذر کنید و( اگر از

عقاب آنها پس از توبه ایشان) عفو و آمرزش و چشم پوشی کنید خداهم ( در حق شما) آمرزنده و مهربان است».

آیه 15 سوره تغابن

إِنَّمَا أَمْوَالُكُمْ وَأَوْلَادُكُمْ فِتْنَةٌ وَاللَّهُ عِنْدَهُ أَجْرٌ عَظِيمٌ (15)

ترجمه آیه:

«به حقیقت اموال و فرزندان شما اسباب فتنه و امتحان شما هستند و (بدانیدکه )نزد خدا اجر عظیم خواهد بود».

آیه خمس

آیه 41 سوره انفال (قسمت اول از این آیه که مربوط به خمس است)

وَاعْلَمُوا أَنَّمَا غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينِ وَابْنِ السَّبِيلِ إِنْ كُنْتُمْ آمَنْتُمْ بِاللَّهِ وَ...(41)

(بقیه آیه در خصوص جنگ بدر می باشد)

ترجمه آیه قسمتی که مربوط به خمس است و در بالا نوشته شده:

«بدانید (ای مؤمنین) هر چند به شما غنيمت و سود برسد یک پنجم آن خاص خدا و رسول و نزدیکان (رسول) و یتیمان و فقیران در راه سفر ماندگان است. ( حق آنهاست و به آنها بدهید) چنانچه به خدا ایمان آورده اید».

در تفسير اثنی عشری درباره خمس آمده: به اجماع اماميه خمس واجب است

در هفت چیز:

1- فایده بردن و سودکردن خریدو فروش - وکشت و زراعت و صنعت و ساخته ها و فروختن و سود بردن که اضافه برهزینه زندگی خود و عائله ارسال باشد.

2- گنج که در ملک و زمین ملکی شخص پیدا شود.

3- معادن که در ملک شخصی انسان استخراج شود.

4- غوص که از دریا بدست آید.

5- مال حلال مختلط به حرام که مشکوک و شبهه ناک باشد.

6-زمین که کافر ذمّی از مسلمان بخرد.

7۔ غنیمت دارالحرب و جمهور عامه آنرا تخصیص داده اند به مأخوذات از دارالحرب.

و شافعی خمس را در موزن طلا و نقره واجب داند فقط. ونزد ابوحنیفه مخصوص است به طلا و نقره مسکوک.

آیه «خدا و رسولش از مشرکین بیزارند»

قسمتی از آیه 3 سوره توبه

_...أَنَّ اللَّهَ بَرِيءٌ مِنَ الْمُشْرِكِينَ وَرَسُولُهُ...(3)

ترجمه قسمت نوشته شده آیه:

«... خدا و رسول او ( حضرت محمد) از مشرکان بیزار است...»

در مورد این قسمت از آیه روایت شده روزی حضرت علی علیه السلام از گذری عبور می کردند یک مرد عرب این آیه را با اِعراب غلط (رَسُولُهُ را رَسولِهِ) می خواند که با جرّ دادن به رسُولُهُ كُلاً معنا عوض و بسیار خراب می شود ( ارباب کمال می دانند احتیاج به توضیح نیست ولی تیمماً وتبركاً واقعه را مفصل شرح می دهم شاید این نوشته بدست افراد جوان و نوجوانی یا فردی برسد که از واقعه اطلاعی نداشته باشد) یعنی معنی طوری عوض شد که سبب غضب حضرت علی علیه السلام گردید بلاتشبیه و نعوذ بالله معنی چنان شد که _ به خدا از مشرکان و از رسولش بیزار است - چون رَسُولِهِ خوانده بود می بایست رَسُولُهُ همانطور که در قرآن آمده و در بالای صفحه نیز با اِعراب درست و دقیق نشته شده می خواند لذا به کاتب یا خادم حضرت که همراه بود امر فرمودند: ( آنِحْ) ( قصد کن) قصد کن إِعراب قرآن را یعنی تنظیم کن! لذا علم نحو که مربوط به حرکات کلمات است بوجود آمد و اسم آن نحو است و الآن هم به نام علم نحو استفاده می شود و واضع علم نحو هم حضرت على می باشند ( مثل صدها اقدامات و خدمات عظیم حضرت به دین و اسلام).

آباد کردن مساجد بدست کسانی انجام می شود که

بخدا و روز قیامت ایمان داشته باشند

آیه 18 سوره توبه

إِنَّمَا يَعْمُرُ مَسَاجِدَ اللَّهِ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ...(18)

(و بقیه آیه که در اینجا بحث ما نیست ولی در تفاسیر استفاده شده).

ترجمه آیه:

«تعمیر مساجد خدا را فقط کسانی می کنند که به خدا و روز قیامت ایمان داشته باشند»

و در ادامه آیه آمده:

(...وَأَقَامَ الصَّلَاةَ وَآتَى الزَّكَاةَ وَلَمْ يَخْشَ إِلَّا اللَّهَ فَعَسَى أُولَئِكَ أَنْ يَكُونُوا مِنَ الْمُهْتَدِينَ)

«و نماز یومیّه بپا دارند و زکات بدهند و از غیر خدا نترسند آنها امیدوار باشند که از هدایت یافتگان هستند.». .

و هم چنین احادیثی در اهمیت مسجد و بنا کردنش از طرف اهل بیت رسیده است. از جمله از پیامبر گرامی چنین نقل شده که فرمود: کسی که مسجدی بنا کند هرچند به اندازه لانه مرغی بوده باشد، خدا خانه ای در بهشت برای او بنا خواهد کرد.

نجاست مشرکان

آیه 28 سوره توبه

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّمَا الْمُشْرِكُونَ نَجَسٌ فَلَا يَقْرَبُوا الْمَسْجِدَ الْحَرَامَ بَعْدَ عَامِهِمْ هَذَا وَإِنْ خِفْتُمْ عَيْلَةً فَسَوْفَ يُغْنِيكُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ إِنْ شَاءَ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ حَكِيمٌ (28)

ترجمه آیه:

«ای کسانی که ایمان آورده اید محقّقاً بدانید که مشركان نجس و پلیدند و بعد از این سال ( که عهدشان به پایان می رسد) نباید قدم به مسجد الحرام بگذارند. و اگر در اثر دور شدن تجارت و ثروت آنها از شما، از فقر می ترسید (نترسید) که خدا شما را از فضل و رحمت خود از آنها بی نیاز خواهد کرد اگر بخواهد. و خداوند ( بحوائج شما) دانا و حکیم است».

تعداد ماههای خدا دوازده است

آیه 36 سوره توبه ( قسمتی از اوّل آیه)

إِنَّ عِدَّةَ الشُّهُورِ عِنْدَ اللَّهِ اثْنَا عَشَرَ شَهْرًا فِي كِتَابِ اللَّهِ...(36)

ترجمه قسمت مربوطه و نوشته شده آیه:

«همانا تعداد ماهها در پیش خدا ( که به حساب حق و صلاح خلق است) در کتاب (تکوین و تشريع) خدا دوازده ماه است».

ساخت مسجد ضرار توسط منافقین در برابر اسلام

آیه 107 سوره توبه

وَالَّذِينَ اتَّخَذُوا مَسْجِدًا ضِرَارًا وَكُفْرًا وَتَفْرِيقًا بَيْنَ الْمُؤْمِنِينَ وَإِرْصَادًا لِمَنْ حَارَبَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ مِنْ قَبْلُ وَلَيَحْلِفُنَّ إِنْ أَرَدْنَا إِلَّا الْحُسْنَى وَاللَّهُ يَشْهَدُ إِنَّهُمْ لَكَاذِبُونَ (107)

ترجمه آیه:

«آن مردم منافقی که برای زنان به اسلام مسجدی برپا کردند (که مردم در مسجد پیامبر و نماز او حاضر نشوند) و مقصودشان کفر و عناد و تفرقه کلمه بین مسلمین و مساعدت با دشمنان دیرینه خدا و رسول او بود و با این همه، قسمهای موکّد یاد میکنند که ( در بنای این مسجد) جز قصد خیر و توسعه اسلام نداریم،خدا گواهی می دهد که محققاً اینها دروغ می گویند.».

موضوع مسجد ضرار درس و الگوی روشن و آموزنده برای بشر بالاخص برای مؤمن و مسلمان می باشد چون تا آنجا که واضح است کوچکترین خدشه اعم از معنوی و فیزیکی را ما مسلمانان به مسجد روا نمی داریم اما خود پیامبر بادست مبارکش همان مسجد را آتش می زند خراب می کنند برای چه؟ برای نجات مسلمانان از شر آن به ظاهر مسجد، این الگو در اکثر امور به ظاهر دینی و مذهبی پیش آمده و می آید. آن روز پیامبر حضور داشتند. مسلمانان با دست و وحی مبارکش نجات پیدا کردند و از کِید دشمن با خبر شدند برای امروز باید به مسلمانان همان به ظاهر مسجد هشدار باشد. این کنید و حقه مذهبی در هر زمانی به طرق مختلف و اشکال و افکار پیچیده وجود داشته و دارد. مثلاً: در زمان حضرت موسی بن جعفر عليه السلام هارون ملعون برای پیشبرد مطامع نحس خود می خواهد قرآن ناطق که همان امام موسی علیه السلام بود را از بین ببرد، پسر پیامبر را زندانی می کند، امّا جهت

تحمیر مردم به مدینه آمده و با امر او باصطلاح بزرگان در برابر قبر حضرت پیامبرصلی الله علیه و آله وسلم می ایستد و با تزویر و ریای بی حدّ می گوید: یا رسول الله تو دین اسلام را آوردی و زحمت کشیدی، پسرت موسی می خواهد بین مسلمانها تفرقه انداخته و دین تو را از بین ببرد من به عنوان خلیفه مسلمین آمدم اجازه بگیرم و او را محبوس کنم تا دین تو در امان بماند.

می بینم همان سبک تخریب، خود تکرار تاریخ است که در زمانهای مختلف با اشکال مختلف به دست دشمنان خدا اجرا می شود.

شمّه ای از تفسیر نمونه که به یک قسمت کوتاه آن اشاره شده که: هدف از ساخت مسجد ضرار در 4 قسمت خلاصه می شود:

1- منظور آنها این بود که با این عمل ضرر و زیانی به مسلمانان برسانند و (ضِرَارٌا) .

2- تقویت مبانی کفر، و بازگشت دادن مردم به وضع قبل از اسلام (وَکُفرًا).

3- ایجاد تفرقه در میان صفوف مسلمانان (وَ تَفرِيقًا بَينَ المُؤمِنِينَ) .

زیرا با اجتماع گروهی در این مسجد، مسجد «قبا» که نزدیک آن بود و یا مسجد پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم که از آن فاصله داشت از رونق می افتاد.

از این جمله چنین بر می آید که نباید فاصله بین مساجد آن چنان باشد که روی اجتماع یکدیگر اثر بگذارند.

4- آخرین هدف آنها این بود که: مرکز و کانونی برای کسی که با خدا و پیامبرش از پیش مبارزه کرده بود و سوابق سونش بر همگان روشن بود بسازند تا از این پایگاه نفاق، برنامه های خود را عملی سازند.(وَإِرْصَادًا لِّمَنْ حَارَبَ اللهَ وَرَسُولَهُ مِن قَبْلُ ) تمام این اعراض سوءِ و اهداف شوم را در یک لباس زیبا و ظاهر فریب ، پیچیده بودند و حتی سوگند یاد می کردند که ما جز نیکی قصد و نظر دیگری نداشتیم (وَلَیَحْلِفُنَّ إِنْ أَرَدْنَا إِلَّا ألْحُسْنَی) ولی قرآن گواهی می دهد که آنها بطور مسلّم دروغگو هستند(وَاللهُ يَشْهَدُ إِنَّهُمْ لَكَذِبُونَ).

خدا جان و مال مسلمین را خریداری کرده

آیه 111 سوره توبه

إِنَّ اللَّهَ اشْتَرَى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنْفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَيَقْتُلُونَ وَيُقْتَلُونَ وَعْدًا عَلَيْهِ حَقًّا فِي التَّوْرَاةِ وَالْإِنْجِيلِ وَالْقُرْآنِ وَمَنْ أَوْفَى بِعَهْدِهِ مِنَ اللَّهِ فَاسْتَبْشِرُوا بِبَيْعِكُمُ الَّذِي بَايَعْتُمْ بِهِ وَذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ (111)

ترجمه آیه:

«خدا جان و مال مومنین را به بهای بهشت خریداری کرده که آنها در راه خدا جهاد می کنند، و دشمنان دین را به قتل رسانند. یا خود کشته شوند. این وعده قطعی است از خدا و عهدیست که ( در سه کتاب آسمانی) تورات، انجیل، قرآن یاد فرموده و کیست با وفاتر از خدا به عهد؟ (ای اهل ایمان) شما به خود در این معامله بشارت دهید که این معاهده با خدا به حقیقت سعادت و فیروزی بزرگست».

تفاسير:

از آنجاییکه در هر معامله در حقیقت پنج رکن اساسی وجود دارد، در این آیه به تمام این ارکان اشاره کرده است.

خدا خودش را خریدار، و مومنان را فروشنده، و جانها و اموال را متاع و ثبت را ثمن و بهاء برای این معامله قرار داده است.

منتهی طرز پرداخت این متاع را با تعبير لطیفی چنین بیان می کند: «آنها در راه خدا پیکار می کنند، و دشمنان حق را می کشند و یا در این راه کشته می شوند» و شربت شهادت را می نوشند(يُقَتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللهِ فَيَقْتُلُونَ).

و به دنبال آن به اسناد معتبر و محکم این معامله که پنجمین رکن است اشاره کرده می فرماید:

این وعده حقی است به عهده خداوند که در سه کتاب آسمانی تورات، انجیل، قرآن آمده است (وَعْدًا عَلَيْهِ حَقًّا فِي التَّوْرَاةِ وَالإِنجِيلِ وَالقُرءَانِ) و سپس برای تأکید روی این معامله بزرگ اضافه می کند، و چه کسی وفادارتر از خدا به عهدش است؟ (وَمَنْ أَوْفَى بِعَهدِهِ مِنَ آللهِ) یعنی:گرچه بهای این معامله بالفعل پرداخت نمی شود، اما خطرات نسیه را در بر ندارد. چرا که خداوند به حکم قدرت و توانایی و بی نیازی، از هرکس نسبت به عهد و پیمانش وفادارتر است و از همه جالبتر اینکه پس از انجام مراسم این معامله، همان گونه که در میان تجارت کنندگان معمول است، به طرف مقابل تبریک گفته و معامله را معامله پرسودی برای او می خواهد و می گوید: بشارت باد بر شما به این معامله ای که انجام دادید(فَاسْتَبْشِرُوا بَيْعِكُمُ الَّذِي بایَعْتُم بِهِ) و این پیروزی و رستگاری بزرگی برای همه شماست (وَذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ) .

آنهاییکه طالب زندگی مادی دنیا هستند خدا مزد آنها را در دنیا می دهد

ولی در آخرت نصیبی نخواهند داشت غیر از دوزخ

آیات 15 و 16 سوره هود

«مَنْ كَانَ يُرِيدُ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا وَزِينَتَهَا نُوَفِّ إِلَيْهِمْ أَعْمَالَهُمْ فِيهَا وَهُمْ فِيهَا لَا يُبْخَسُونَ (15)أُولَئِكَ الَّذِينَ لَيْسَ لَهُمْ فِي الْآخِرَةِ إِلَّا النَّارُ وَحَبِطَ مَا صَنَعُوا فِيهَا وَبَاطِلٌ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ (16)

ترجمه آیات فوق (2آیه)

«کسانیکه طالب زندگی (و عیش و نوش ظاهری دنیا) مادّی و زینت دنیوی هستند، مزد سعی آنها را در کار دنیا کاملاً می دهیم و از اجر عملشان هیچ کم نشود * (ولی) هم اینان هستند که دیگر در آخرت نصیبی ندارند جز آتش دوزخ».

آیه 32 سوره زخرف

أَهُمْ يَقْسِمُونَ رَحْمَتَ رَبِّكَ نَحْنُ قَسَمْنَا بَيْنَهُمْ مَعِيشَتَهُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَرَفَعْنَا بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجَاتٍ لِيَتَّخِذَ بَعْضُهُمْ بَعْضًا سُخْرِيًّا وَرَحْمَتُ رَبِّكَ خَيْرٌ مِمَّا يَجْمَعُونَ (32)

ترجمه آیه:

«آیا آنها باید فضل و رحمت خدای تو را تقسیم (و مقام نبوت را تعیین )کنند؟( هرگز نباید) در صورتیکه ما خود معاش و روزی آنها را در زندگی دنیا تقسیم کرده ایم و بعضی را بر بعضی برتری داده ایم. ( به مال و جاه دنیوی) ما بعضی از مردم ( به ثروت) بعضی دیگر را مسخّر خدمت کنند (و غافلند) که رحمت خدا از آنچه ( مال دنیا) جمع میکنند بهتر است» .

امر خدا به آب که در زمان حضرت نوح زمین را فراگرفته بود

آیه 44 سوره هود

وَقِيلَ يَا أَرْضُ ابْلَعِي مَاءَكِ وَيَا سَمَاءُ أَقْلِعِي وَغِيضَ الْمَاءُ وَقُضِيَ الْأَمْرُ وَاسْتَوَتْ عَلَى الْجُودِيِّ وَقِيلَ بُعْدًا لِلْقَوْمِ الظَّالِمِينَ (44)

ترجمه آیه:

«و به زمین خطاب شد ( خدا به زمین امر کرد) که آبرا ببلعد (فرو برد) و به آسمان امر شد که باران را قطع کن! و آب به یک لحظه خشک شد و حکم ( قهر الهی) انجام یافت و کشتی ( کشتی نوح) برکوه جودی قرار گرفت، و گفته شد دوری از رحمت باد مر ستمکاران را».

مشیت الهی بر آنچه تعلق گیرد اعم از اینکه برای عقل محدود بشر امکان پذیر باشد یا نباشد همان خواهد شد، این قرآن سر تاسر پند است و موعظه و بیدار باش، مگر آتش ابراهیم با آن وسعت وكثرت و بزرگی با یک امر «کن فیکون» خالقش تبدیل به گلستان نشد؟ لذا وقتی بر زمین امر می کند آب خود را فرو ببر آیا در این کار شک هست؟ از اینجا می خواهم این استفاده را بکنیم که چرا در اعتقادات ما همیشه سستی وجود دارد؟ چرا در امور جاریمان اینقدر مشکوک به قدرت خدا عمل می کنیم اینهمه آثار، حجّت، برهان، وضوح می بینیم باز هم در قدرت خداوند شک داریم.

به سند معتبر از حضرت موسی ابن جعفر علیهماالسلام روایت شده که: چون نوح مکث درکشتی نمود به مدتی که خدای می خواست و کشتی می رفت، وحی فرمود حق تعالی به کوهها، که من کشتی بنده خود را بر کوهی از شما خواهم گذاشت، پس

تمام کوهها سر کشیدند و بر افراشتند مگر کوه جودی در موصل که فروتنی و شکستنی نمود و گفت: مرا رتبه آن نیست که کشتی نوح بر من مقرّ یابد. پس حق تعالی تواضع او را پسندید، امر فرمود کشتی بر آن قرار یابد، چون سینه کشتی به کوه جودی خورد، صدای عظیم ظاهر و اهل کشتی مضطرب شدند. سر از کشتی بیرون آورد و دعا نمود: ( به زبان عبری: بارات قنی بارات قني يعني اللهم اصلح: پروردگارا اصلاح فرما). و به روایات معتبره آنکه متوسّل به انوار مقدّسه محمد و آل محمد صلی الله علیه و آله وسلم شد. چنانچه در احتجاج از حضرت صادق علیه السلام از پیغمبر وقتی نوح صلی الله علیه و آله وسلم سوار کشتی شد و از غرق ترسید گفت: ( اللهمّ انّي اسئلك بحق محمد وآل محمد لمّا انجیتنی من الغرَق) پس نجات داد او را خدای تعالی و به روایت اهل بیت کشتی هیجدهم ذیحجّه بایستاد.

بدانکه این آیه شریفه در غایت فصاحت و نهایت بلاغت است، و در کتاب مفتاح و کشّاف و دلائل الاعجاز و اسرار البلاغه و غیر آن در وجوه فصاحت و بلاغت آن، دانشمندان سخنان گفته و در بیان نظم غريب و اسلوب عجيب نکته های معانيه و بیانیه و بدیعیّه در ایراد هر کلمه و حسن مواقع آن در سلک تحریر در آورده و برای دریافتن مطلب نسبت به برادران ایمانی امثال خود اکتفا شود به دو نکته حدیثی و تاریخی:

امّا حديث: به سند معتبر روایت شده در زمان حضرت صادق علیه السلام ابن ابی العوجاء و سه نفر از ملاحده که در نهایت فصاحت بودند، اتفاق نمودند که کتابی برابر قرآن بیاورند و هر یکی ربع آنرا تمام کنند. این عهد را با هم مخفیانه بستند در مکه، و وعده کردند سال دیگر جمع و ترتیب آنرا دهند چون سال دیگر شد در مقام ابراهيم عليه السلام مجتمع، یکی از آنها گفت: من چون این آیه را دیدم (همان آیه 44 مورد این بحث ما) دانستم معارضه قرآن نتوان کرد پس دست برداشتم، و میگفت: چون

این آیه شنیدم (فَلَمَّا أستَیئَسُوا مِنهُ خَلَصُوا نَجِیًّا) نا امید شدم از معارضه. در این حال حضرت صادق علیه السلام بر ایشان گذشت، به اعجاز این آیه را تلاوت فرمود:

(قُل لَّيِنِ اجتَمَعَتِ الإِنسُ وَالجِنُّ عَلَى أَن يَأتُوا بِمِثلِ هَذَا القُرءَانِ لَا يأتُونَ بِمِثلِهِ وَلَو كَانَ بَعضُهُم لِبَعضٍ ظَهِيرًا)

یعنی «اگر جمع شوند آدمیان و جنّیان بر این که بیاورند مثل این قرآن را هر آینه نتوانند، هر چند پشت همدیگر باشند»

و چون این واقعه را از آن حضرت دیدند، متحيّر و شرمنده و سر به زیر گشتند. امّا واقعه تاریخی فصحا و بلغای کفّار قریش، مجتمع شدند برای معارضه با قرآن، پس چهل روز خود را از نان گندم و گوشت واطعمه لذيذه منع کرده، و به قوت لایموت گذران می کردند برای تصفیه ذهن وذكاء. بعد از مدّت مذکور چون خواستند شروع کنند، این آیه شریفه را شنیدند، از غایت فصاحت و کمال بلاغت آن متحيّر فرو ماندند و گفتند: این کلام شباهت ندارد به چیزی از کلام مخلوقين و اشتباه به آن هم نشود، پس ترک معارضه کردند و متفرّق شدند.

آیه بقية الله خيرٌ لكم ان کنتم مؤمنین

آیه 86 سوره هود

بَقِيَّتُ اللَّهِ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ وَمَا أَنَا عَلَيْكُمْ بِحَفِيظٍ (86)

ترجمه آیه:

«(بدانید) که آنچه خدا بر شما باقی گذارد و ( برکت بخشید) بهتر است اگر واقعاً به خدا ایمان دارید من ( از عذاب خدا) نگهبان و نگهدارنده شما نیستم».

در تفاسیر از جمله تفسیر نمونه بیان شده:

در این آیه گرچه مخاطب قوم شعیب اند، و منظور از بقية الله سود و سرمایه حلال و یا پاداش الهی است، ولی هر موجود نافع که از طرف خداوند برای بشر باقی مانده و مایه خیر و سعادت او گردد. «بقية الله» محسوب می شود و از آنجا که مهدی موعود(عجل الله تعالی فرجه الشریف) آخرین پیشوا و بزرگترین رهبر انقلابی پس از قیام پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم است یکی از روشنترین مصادیق «بقية الله» است و از همه به این لقب شایسته تر است به خصوص که تنها باقیمانده بعد از پیامبران و امامان است و در روایات متعددی به آن اشاره شده است.

در تفسير اثنی عشری آمده است:

از حضرت امام باقر علیه السلام در اكمال الدين صدوق رحمة الله روایت شده که اول نطقی که حضرت حجت فرماید بعد از ظهور این آیه شریفه باشد، بعد از آن می فرماید: من بقية الله و حجّت خدا و خلیفه او بر شما هستم، پس سلام نمی کند بر آن حضرت سلام کننده ای، تا مگر آنکه گوید ( السلام علیک یا بقية الله في أرضه).

کارهای خوب گناهها را محو می کند (البته با شرائط و با حساب)

قسمتی از آیه 114 سوره هود ( که مربوط به بحث و فصل بالا می شود)

_...إِنَّ الْحَسَنَاتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئَاتِ ذَلِكَ ذِكْرَى لِلذَّاكِرِينَ (114)

ترجمه آیه:

«...همانا ( بدرستیکه) خوبی و نیکو کاریهای شما کارهای بد شما را نابود می سازد و این تذکر و یاد آوری است برای اهل ذکر».

آیه 17 سوره تغابن

إِنْ تُقْرِضُوا اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا يُضَاعِفْهُ لَكُمْ وَيَغْفِرْ لَكُمْ وَاللَّهُ شَكُورٌ حَلِيمٌ (17)

ترجمه آیه:

در اینجا خیر یا عمل نیکو را که مربوط به فصل بالا باشد قرض الحسنه را اسم برده که فرموده:

«اگر به خدا قرض نیکو بدهید خدا برای شما چندین برابر گرداند و هم از گناه شما درگذرد و خدا بر شکر و احسان خلق نیکو پاداش دهنده است».

در این آیه جمله «وهم خدا از گناه شما درگذرد» منظور آن است کارهای خوب گناههای شما را از بین می برد.

خداوند اجر نیکوکاران را ضایع نمی کند

آیه 115 سوره هود

وَاصْبِرْ فَإِنَّ اللَّهَ لَا يُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ (115)

ترجمه آیه:

«(ای پیامبر) تو ( بر آزار و جهالت امت) صبر کن که خدا هرگز اجر و مزد نیکوکاران را ضایع نکند».

آیه 39 سوره سبا ( قسمت دوم این آیه که مربوط به این بحث و فصل است)

_...وَمَا أَنْفَقْتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَهُوَ يُخْلِفُهُ وَهُوَ خَيْرُ الرَّازِقِينَ (39)

ترجمه قسمت نوشته شده آیه

«... و شما هرچه در راه رضای حق انفاق کنید به شما عوض می بخشد و او بهترین روزی دهنده هاست».

در آیه فوق که خدای مهربان صبر کردن را یکی از اعمال خیر و نیک به حساب آورده و صبر کننده را جزء افراد محسن و نیکوکار قلمداد فرموده و اجر و پاداش عطا می فرماید و نیز صبر را در مواردی در قرآن در ردیف نماز که بسیار جای بزرگی در عبادات دارد آورده است از جمله(وَآستَعِينُوا بِالصَّبرِ وَالصَّلَوۃِ) که جایگاه صبر و پاداش آن از جانب خدا معلوم می شود.

در خصوص آیه 39 سبا

پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم فرموده: کسیکه عقیده محکمی به جبران مالی که در راه خدا داده داشته باشد دستش بازتر و سخاوتمندتر است. ولی مالی که در راه خدا داده می شود باید از مال حلال و از در آمد مشروع باشد که خدا بخشش و انفاق از مال غیر حلال و غير مشروع و مال آلوده به حرام و مشکوک قبول نمی کند و اجر و برکتی نمی دهد.

آیه فَالله خير حافظاً...

آیه 64 سوره یوسف ( قسمت دوم این آیه که مربوط به این بحث می شود).

_...فَاللَّهُ خَيْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ (64)

ترجمه آیه (قسمت نوشته شده):

«... پس خدا بهترین نگهبان و حفظ کننده و مهربانترین مهربانهاست».

خداوند نعمت های خود را از طایفه ای نمی گیرد مگر آنها خودشان سبب شوند

آیه 11 سوره رعد

_... إِنَّ اللَّهَ لَا يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ ...(11)

ترجمه آیه:

«... خداوند اوضاع و حال هیچ قوم و گروهی را دگرگون نخواهد کرد تا زمانیکه خود آن دسته و قوم حال و اوضاع خودشانرا تغییر دهند (و از وضع خوب به وضع بد بشتابند )...».

به یاد خدا بودن قلب ها را آرام می کند

آیه 28 سوره رعد

_... أَلَا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ (28)

ترجمه قسمت نوشته شده آیه:

«...(مردم) آگاه شوید که تنها به یاد و ذکر خدا بودن، قلبها را آرام بخش است».

شکر نعمت نعمتت افزون کند

آیه 7 سوره ابراهیم آیه معروف لئِن شَکَرتُم

وَإِذْ تَأَذَّنَ رَبُّكُمْ لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ وَلَئِنْ كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذَابِي لَشَدِيدٌ (7)

ترجمه آیه:

«وباز بخاطر آورید وقتی که خدا اعلام فرمود که شما بندگان هرآینه ( اگر) شکر نعمت بجا آورید، برنعمت شما بیفزایم و اگر کفران کنید به عذاب سخت گرفتار کنم».

خورشید و ماه در تسخیر خدا برای انسان قرار دارد

آیه 33 سوره ابراهیم

وَسَخَّرَ لَكُمُ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ دَائِبَيْنِ وَسَخَّرَ لَكُمُ اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ (33)

ترجمه آیه:

«و برای شما خورشید و ماه را مسخر گردانید دو کوشنده دائمی و مسخر کرد برای شما شب و روز را».

خدا قرآن را نازل کرد و خود حافظ اوست

آیه 9 سوره حجر

إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ (9)

ترجمه آیه:

«البته ما قرآنرا بر تو نازل کردیم و ما آنرا محققاً (از آسیب منکران و مخالفان) حفظ خواهیم کرد».

در بین همه دانشمندان و تاریخ نویسان و علماء اعم از شیعه و سنی واضح و روشن است و هیچ شک و شائبه ای وجود ندارد در اینکه تحریف، کم و زیاد، حتی یک نقطه، یک حرف، در قرآن رخ نداده و این قرآنی که امروز در دست ماست دقیقاً همان قرآنی است که بر نبی اکرم صلی الله علیه و آله وسلم نازل گشته بدون هیچ تحریفی. و حكم و دستوراتش را از نظر عملی که شیعه مستقیماً از سرچشمه زلال حضرت محمد و عملکرد آنحضرت بوسیله دوازده جانشین او که اولی حضرت علی و آخرش حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) است گرفته، امید ست که به دست جانشین برحقش حضرت مهدی روزی هرچه زودتر ظهور نموده اجرا گردد (بعد از حضرت محمد صلی الله علیه و آله وسلم حدود100 سال ذکر احادیث نبی اکرم صلی الله علیه و آله وسلم از طرف ابوبکر و عمر و عثمان ممنوع اعلام شد عمر گفت ( كفانا كتاب الله ) تا اینکه پس از 25 سال خلافت ظاهری به على علیه السلام رسید ولی باز مخالفین از جمله معاویه نگذاشت قوانین صحیح قرآن در همه بلاد اسلامی عمل شود ولی با اینکه حقوق آل محمد صلی الله علیه و آله وسلم به کلی غصب گردید ولی احکام و دستورات درست و صحیح اسلامی بدون قطع و وقفه از پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم بدست شیعیان رسید.

خدا چهارپایانرا برای سواری بشر آفرید و وسائل دیگری را هم

که بشر نمی داند خواهد آفرید

آیه 7 سوره نحل

وَتَحْمِلُ أَثْقَالَكُمْ إِلَى بَلَدٍ لَمْ تَكُونُوا بَالِغِيهِ إِلَّا بِشِقِّ الْأَنْفُسِ إِنَّ رَبَّكُمْ لَرَءُوفٌ رَحِيمٌ (7)

ترجمه آیه:

«( چهارپایان) و بارهای سنگین شما را که جز به مشقّت زیاد نتوانید برد از شهری به شهر دیگر برند، که خدای تعالی درباره شما رئوف و مهربان است».

آیه 8 سوره نحل

وَالْخَيْلَ وَالْبِغَالَ وَالْحَمِيرَ لِتَرْكَبُوهَا وَزِينَةً وَيَخْلُقُ مَا لَا تَعْلَمُونَ (8)

ترجمه آیه:

«و اسب و استر و حِمار را برای سواری و تجمّل مسخّر شما گردانید و چیز دیگری که شما هنوز نمی دانید خواهد آفرید».

جمله «خواهد آفرید» قرآن همین وسائل حمل و نقل سریع امروز از اتومبیل گرفته تا هواپیما و سایر وسائل حمل کننده بار و انسان است و این از معجزات قرآن کریم است که بسیار در خور توجّه است. البته این وسایل هر روز شکل جدیدتری به خود می گیرد و معلوم نیست در آینده بشر چه خواهد ساخت.

اگر چیزی را نمی دانید از اهل آن بپرسید

آیه 43 سوره نحل ( قسمت دوم آیه)

_...فَاسْأَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ (43)

ترجمه آیه:

«... از اهل ( مراد اهل کسی است که در یک کاری خبره باشد و اطلاع کامل و کافی داشته باشد) ذکر بپرسید اگر خودتان نمی دانید».

مراد از این آیه مختصر و مفید که کلام خدا جامع ترین و پرمعناترین کلام است اینست اگر تفکر و تدبّر در همین آیه باصطلاح کوتاه به عمل آید منظور خدا معلوم می شود که خدا چه سودهایی در پرسیدن قرار داده و بشر را همیشه سوق داده بسوی دانستنیها، علم بینش، و ... که همه آنها در نتیجه اخذ علم از عالم، سؤال جاهل از دانا که خود عبادتست.

روایت است که یکی از حضرت ختمی مرتبت سؤال کرد، به سبب اینکه بداند کدام یکی از اعمال و عبادات در پیش خدا اجر و مزد زیادی دارد و در حال احتضار از جانب عزرائیل مهلت کوتاهی بگیرد و در آن مدت کوتاه که خیلی وقت ارزنده و با ارزشی است چه عملی انجام دهد که ثوابش بالاتر از همه باشد؟ حضرت فرموده: تحصیل علم کند بپرسد تا چیزی بداند. از اینجا معلوم است و یکی از هزاران دلیل می باشد که خدا چه مقامی برای علم قائل است دینی که اینقدر به علم و عالم و یادگرفتن و پرسیدن اهمیت داده بالاتر از آن دینی نیست.

در تفسير اثنی عشری

آیه شریفه دال بر وجوب تحصیل علم کند، زیرا امر فرماید در صورت نادانی

پرسش از اهل دانایی را .

در وجوب تحصیل علم وارد شده، حدیث نبوی صلی الله علیه و آله وسلم «طلب العلم فريضة على کل مسلمٌ»، و مراد علم دین باشد نه هر علمی، آنهم از اهلش سؤال نماید، لكن مراد اهل ذکر در این آیه شریفه ائمه هدی علیهم السلام هستند.

در کافی و تفسیر علی ابن ابراهیم قمی و برهان و عیاشی، روایت بسیار وارد شده که مراد به ذکر در این آیه رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم و اهل ذکر اهلبیت آنحضرت باشند. قول بالا را که ذکر حضرت رسول صلی الله علیه و آله وسلم و اهل ذکر، همان اهلبیت یعنی دوازده امام معصوم بعد از حضرت می باشند طبق اخبار و احادیث و تفاسیر معتبره حضرت امام باقر و حضرت امام صادق و حضرت امام رضا علیهم السلام هر سه بزرگوار با فرموده هایشان روایت فوق را تایید فرموده اند.

آیه 7 سوره انبياء

(قسمت دوم آیه)

_...فَاسْأَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ (7)

ترجمه قسمت نوشته شده آیه:

باز خداوند به واسطه اهمیت علم و دانستن و عزت و اعتبار دادن به عالم و دانا در این سوره نیز جمله زیبای بالا را تکراراً بیان فرموده که:

«که شما اگر نمی دانید بروید از اهل ذکر ( دانایان) و دانشمندان امّت سؤال کنید» ( که در تفاسیر و احادیث به ائمه طاهرین اهل ذکر نسبت داده شده که به حق همین است »که 14 معصوم علیه السلام معلمين بشریّتند و سفرای خدا هستند و هر چه در اعماق دریای بیکران قرآن است غیر از آنها کسی قدرت علم بر آن ندارد.

واضح است که اصل علم و مفهوم قرآن در سینه آل محمد است اما از معنی و ترجمه آیه هم می شود استفاده کرد و خود قرآن هم در آیاتش اشاره کرده به اینکه

(هَلْ يَسْتَوِى الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَالَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ) پس در مقام اصل و نخست داناترین فرد در این امور دنیوی و اخروی آل محمد صلی الله علیه و آله وسلم هستند، و در مقام ظاهر و فرعی بپرسند آنهایی که نمی دانند از آنهایی که می دانند و اطلاع دارند، که دانشمندان در پیش خدا با جاهلان مساوی نیستند. در هیچ آیین و ادیان گذشته ای اینطور به علم و عالم منزلت داده نشده که در اسلام به آن توجه شده است.

وقتی به کسی خبر ولادت دخترش را می دادند سیاه میشد

آیه 58 سوره نحل

وَإِذَا بُشِّرَ أَحَدُهُمْ بِالْأُنْثَى ظَلَّ وَجْهُهُ مُسْوَدًّا وَهُوَ كَظِيمٌ (58)

ترجمه آیه:

«وقتی که به یکی از آنها مژده فرزندی دختر داده می شد، از شدت غم رخسارش سیاه شده و سخت دلتنگ و غمناک می شد».

یکی از صدها و صدها نکبت و بدبختی و لغزش جاهلیت همین بود که فرزند دختر از تولدش با این صحنه دلخراش مواجه بود تا اینکه زنده زنده در گور دفن می کردند. و داشتن دختر را که یکی از دو پایه اصلی بقاء انسان است ننگ می دانستند تا آنجا که بالاترین جنایت تاریخ که زنده به گور کردن یک بچه عاجز و ضعیف و بی دفاع را انجام می دادند، بعد با افتخار تمام مجدداً در اجتماع ظاهر می شدند.

آیه 59 سوره نحل

يَتَوَارَى مِنَ الْقَوْمِ مِنْ سُوءِ مَا بُشِّرَ بِهِ أَيُمْسِكُهُ عَلَى هُونٍ أَمْ يَدُسُّهُ فِي التُّرَابِ أَلَا سَاءَ مَا يَحْكُمُونَ (59)

ترجمه آیه:

«و از این عار روی از قوم خود پنهان می دارد و به این فکر افتد که آیا آن دختر را به خواری و ذلّت نگهدارد ویا زنده به گور کند؟ آگاه باشید که آنها بسیار بد میکنند».

گوشت حیوان مرده (گوشت میته) و خون و گوشت خوک نجس است

آیه 115 سوره نحل

إِنَّمَا حَرَّمَ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةَ وَالدَّمَ وَلَحْمَ الْخِنْزِيرِ وَمَا أُهِلَّ لِغَيْرِ اللَّهِ بِهِ فَمَنِ اضْطُرَّ غَيْرَ بَاغٍ وَلَا عَادٍ فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ (115)

ترجمه آیه:

«خدا بر شما بندگان مردار (میته حیوانی یا خودش بمیرد یا بدون ذبح دستور خدایی بمیرد) و خون و گوشت خوک و آنچه را که به نام غیر خدا ذبح کنند حرام کرده، و از همین حرامها نیز اگر کسی مضطر و ناچار شود به قدر ضرورت تناول کند خدا غفور و مهربان است».

در تفاسیر آمده آلودگی سه مورد اول امروز بر کسی پوشیده نیست، مردار منبع انواع آلودگی هاست، و خون نیز از تمام اجزاء بدن از نظر فعالیت میکربها آلوده تر است، وگوشت خوک نیز عاملی برای چند نوع بیماری خطرناک است.

امّا حیواناتی که با نام غير «الله» ذبح می شوند فلسفه تحریم آن جنبه بهداشتی نیست، بلکه جنبه اخلاقی و معنوی دارد. چرا که از یک سو مبارزه ایست با آیین شرک و بت پرستی و از سوی دیگر توجهی است به آفریننده این نعمتها.

ضمناً از مجموع محتوای این آیه و آیات بعد، این نکته استفاده می شود که اسلام، اعتدال را در استفاده در گوشت توصیه می کند، نه مانند گیاهخواران این منبع غذایی را به کلی تحریم کرده، و نه مانند مردم عصر جاهلیت و گروهی از به

اصطلاح متمدنان زمان ما اجازه استفاده از هر نوع گوشتی (حتی سوسمار و خرچنگ و انواع کرمها) را می دهد و در پایان آیه همان گونه که رَوِش قرآن در

بسیاری از موارد است، موارد استثناء را بیان کرده، می گوید «امّا کسانی که ناچار شوند ( از خوردن گوشت های حرام في المثل در بیابانی بدون غذا بمانند و جانشان در خطر باشد) در حالیکه تجاوز و تعدّی از حدّ ننمایند (خدا آنها را می بخشد چرا که )خدا بخشنده و مهربان است.

قسمت آخر آیه اگر بخشش خدا را ذکر کرده امید ست مستمسکی برای آن عدّه که اهمیتی به خوردن میته نمی دهند نباشند و بگویند که ناچاریم. در صورتیکه بارها دیده شده در جایی که بلاد اسلامی نیست گرچه اکثراً گوشتها ذبح غیر اسلامی در دسترس است اما در همان بلاد می شود گوشت حلال به دست آورد. حالا با صرف کمی وقت یا تحمل کمی زحمت، یا با پرداخت مقداری وجه بیشتر که خوراک حرام وارد بدن نشود (گفته شده: اطعمه و اشربه نجس و حرام علاوه اینکه خوردنش ممنوع است از اثرات وضعی آن بالا نرفتن و عدم اجابت دعاست) وانگهی با نخوردن گوشت برای مدتی کوتاه هیچ مشکل جسمی را بوجود نمی آورد. اینها امتحانات جزئی یا ریز و درشت می باشد که انسان چقدر بتواند به خاطر خدا صرف نظر کند و نخورد، و نگوید که فلانی مرا به منزلش دعوت کرده و احترام گذاشته اگر غذایش را که گوشت دارد که می داند اهل تقوی هم نیست نخورد از او می رنجد بد می شود، خدا بالاتر از همه است.

اگر خوبی کردید به خودتان خوبی کردید

آیه 7 سوره اسراء (قسمت اول آیه)

«إِنْ أَحْسَنْتُمْ أَحْسَنْتُمْ لِأَنْفُسِكُمْ وَإِنْ أَسَأْتُمْ فَلَهَا...(7)

ترجمه آیه:

«(و شما ای بنی اسرائیل و همه اهل عالم) اگر خوبی و احسان کردید به خودتان خوبی کردید و اگر بدی و ستم کردید باز به خود کرده اید».

میانه روی در بخشش

آیه 29 سوره اسراء

وَلَا تَجْعَلْ يَدَكَ مَغْلُولَةً إِلَى عُنُقِكَ وَلَا تَبْسُطْهَا كُلَّ الْبَسْطِ فَتَقْعُدَ مَلُومًا مَحْسُورًا (29)

ترجمه آیه:

«نه هرگز دست خود را ( در احسان و بخشش بخلق) محکم بسته دار و نه بسیار باز و گشاده دار، که هر کدام کنی به نکوهش و حسرت خواهی نشست».

دینی که همه اوضاع را در نظر میگیرد نه می خواهد بشر خسیس باشد و به کسی بخشش نکند و نه می خواهد آنقدر بی حساب و کتاب ببخشد که خود محتاج شود، در همه جا اعتدال و میانه روی را به ما توصیه کرده و بهترین کارها را میانه روی دانسته و گفته در کارها میانه روی را پیشه خود سازید: نه بخل نه تبذير رمز زندگی سعادتمند در احسان و نیکی است.

هرکس خون مظلومی را به ناحق بریزد خدا انتقام او را میگیرد

آیه 33 سوره اسراء

وَلَا تَقْتُلُوا النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ إِلَّا بِالْحَقِّ وَمَنْ قُتِلَ مَظْلُومًا فَقَدْ جَعَلْنَا لِوَلِيِّهِ سُلْطَانًا فَلَا يُسْرِفْ فِي الْقَتْلِ إِنَّهُ كَانَ مَنْصُورًا (33)

ترجمه آیه:

«و هرگز نفس محترمی که خدا قتلش را حرام کرده نکُشید مگر آنکه به حکم حق مستحق قتل شود و کسی که خون مظلومی را به ناحق بریزد، و ما به ولیّ او حکومت و تسلّط بر قاتل دادیم. پس در مقام انتقام در قتل و خونریزی اسراف نکند».

در آیه فوق کلمه اسراف در کُشتن آمده: در کافی آمده که از حضرت موسی ابن جعفر علیه السلام سؤال کردند که چیست معنی اسراف؟ حضرت فرمود: خداوند نهی فرموده که غير قاتل را نکشند و مُثله نکنند.

در جامعه امروزه دیده شده و می شود گاهی برای انتقام از قاتل ممکن است به سبب قدرت بستگان مقتول چند نفر را ربط به قتل بدهند و بکشند، یا مثله کنند، که از این کار نهی شده قصاص را در قرآن خیلی صریح بیان نموده ، که در مقابل هر نفر فقط یکنفر قاتل و نقص عضو هم همچنین در مقابل قصاص همان عضو نه بیشتر.

وفای به عهد

آیه 34 سوره اسرا (قسمت آخر آیه)

_...وَأَوْفُوا بِالْعَهْدِ إِنَّ الْعَهْدَ كَانَ مَسْئُولًا (34)

ترجمه آیه:

«وهمه به عهد و قرار و پیمان خود وفا کنید! که البتّه ( در قیامت) از عهد و پیمان سؤال خواهد شد».

بسیاری از روابط اجتماعی و خطوط نظام اقتصادی و مسائل سیاسی بر محور عهدها و پیمانها دور میزند. که اگر تزلزلی در آنها پیدا شود بزودی نظام اجتماعی فرو می ریزد لذا قرآن بر پایبندی به عهد و پیمان نیز تأکید کرده و استحکام پایه های هر جامعه را داشتن وفای به قول، وفای به عهد، نیز نام می برد.

در اسلام به سبب نذر و قرار و عهد بر مسلمان تعهد پیدا می شود، که قبلاً واجب نبوده ولی با عقد و قرارداد واجب می شود، که باید نذرها و تعهدها ادا و انجام گردد.

مسئولیت گوش و چشم و قلب

آیه 36 اسراء

وَلَا تَقْفُ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ كُلُّ أُولَئِكَ كَانَ عَنْهُ مَسْئُولًا (36)

ترجمه آیه:

«و هرگز به آنچه علم و اطمینان نداری، دنبال مکن ( و بکسی بدگمان مباش) ( که در پیشگاه حکم خدا) گوش و چشم و قلب همه آنها مسئولیت دارند».

در این آیه شریفه خداوند از اعضاء و جوارحی سخن گفته که همه آنها در حال خدمت اند به وجود ما، باین معنی تا انسان می خواهد کاری انجام دهد از خدمت اعضاء برخوردار است. چشم می بیند اعلام می کند اینجا خطر است، اینجا نفع است، گوش می شنود فرمان می دهد فلان خطر نزدیک است، فلان سخن از فلان جا می رسد مفید است، مضرّ است، همین طور همه اعضاء که در خدمت کل وجود هستند این اعضاء و جوارح هم مسئولیت دارند هم محدودیت چنانچه از نگاه مسلمان به نامحرم منع شده و جائز نیست گوش هرچه را می خواهد گوش کند، چنانچه مسلمان از شنیدن موسیقی و ادواتی که اصواتی بوجود آورند که حکم موسیقی را داشته و زیانهایی دارد هر گاه به حدّ غنای حرام برسد و مناسب مجالس لهو باشد منع شده است.

از امام زین العابدین علیه السلام روایت شده که حضرت می فرماید: برای تو اجازه نیست که هر چه به زبان تو آمد بگویی. ( مبادا به ضرر کسی باشد) هم در غیبت که چقدر مرسوم است که گناه و معصیت زبان تا آنجا است که گفته شده الغيبة أشدّ من الزّنا، تأسّف وتعجب من اینست؛ افرادی هستند مشهور و مقبول و مقیّد به انجام

وظائف دینی و انجام مستحبّات و گریزان و متنفّر از اکثر گناهان کبیره حتی از بردن اسامی آن گناهان که جزء آن گناهان شرابخواری و زنا نیز هست پرهیز دارند، امّا به راحتی غیبت می کنند و اصلاً پرهیز ندارند. البته غیبت صفتی است که در آن شخص وجود دارد و به زبان آوردن آن غیبت می شود نه آنکه آن عیب در آن وجود نداشته باشد، که آن می شود بهتان، تهمت، افترا، که این خودش گناه کبیره و زشت و بدتر از غیبت است، دیده می شود شخصی غیبت می کند شخصی دیگری از باب نهی از منکر که واجب است می گوید غیبت حرام است نکن! فوراً جهت فرار از حرف حق میگوید آنچه در او هست و انجام داده می گویم. شاهد هم می آورد که همان کس هم دیده یا شنیده و نمی داند همان صفت او که در او هست بازگو کند غیبت است. چون با بازگو کردن آن، وقار و منزلت آن مسلمان از دست می رود و سبک می شود. چون از مسئولیت زبان تعریف می شد از سنگینی گناه غیبت که یکی از معاصی زبان است گفته شد، بر می گردم به مفهوم آیه عنوان شده که از تفاسیر از جمله تفسير اثنی عشری استفاده می شود:

عاقل منصف با تامل در این آیه کریمه، دستور کلی اخلاقی برای نظام دینی و دنیوی او حاصل آید، زیرا شخص وقتی ملتزم شود حقیقتاً به اینکه جوارح آدمی به تکالیفی موظّف است و چنانچه خلاف کند مسئول خواهد بود، البته کوشش نماید به حفظ جوارح، بنابر این گوش را نگهدار از شنیدن آواز لهو و لعب وغنا و غیبت و بهتان و قذف و غیره، و چشم را از نظر به محرمات و مشتهيات منهيّه و زینت و زخارف دنیا که موجب شود رغبت و شوق به آن، و قلب را از دلبستگی به غیر خدا و مودت با كفّار و کسب صفات رذیله حقد و حسد و عداوت و امثال آن، و هم چنین سایر اعضاء و جوارح، و مسلم است جریان این دستور و التزام به آن موجب گردد مفاسد عمده ای که باعث هرج و مرج عالم و اختلال جامعه بنی آدم است به کلی رفع، و آسایش دو گیتی بدست آید.

برای خدا شریک قرار نده و خدا را با کسی توأم مپرست

آیه 39 سوره اسرا (قسمت دوم آیه)

_...وَلَا تَجْعَلْ مَعَ اللَّهِ إِلَهًا آخَرَ فَتُلْقَى فِي جَهَنَّمَ مَلُومًا مَدْحُورًا (39)

ترجمه قسمت نوشته شده آیه:

«... هرگز با خدای یکتا و واحد کسی را به خدایی مپرست وگرنه ملامت زده و مردود به دوزخ خواهی افتاد».

آیه 88 سوره قصص

وَلَا تَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلَهًا آخَرَ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ كُلُّ شَيْءٍ هَالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ لَهُ الْحُكْمُ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ (88)

ترجمه آیه:

«و هرگز با خدای یکتا که جز او هیچ خدایی نیست دیگری را به خدایی مخوان! (و بدان) که هر چیزی جز ذات پاک الهی هلاک شونده و نابود است. فرمان و سلطنت عالم با او و همه به سوی او باز می گردند».

آیه 13 سوره لقمان

وَإِذْ قَالَ لُقْمَانُ لِابْنِهِ وَهُوَ يَعِظُهُ يَا بُنَيَّ لَا تُشْرِكْ بِاللَّهِ إِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظِيمٌ (13)

ترجمه آیه:

«(ای رسول) یا دکن زمانیکه لقمان در مقام پند و موعظه به پسرش گفت ای پسر عزیزم! هرگز برای خدا شریک قرار مده که شرک ظلم بسیار بزرگی است».

نماز شب در قرآن

آیه 79 سوره اسراء

وَمِنَ اللَّيْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نَافِلَةً لَكَ عَسَى أَنْ يَبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقَامًا مَحْمُودًا (79)

ترجمه آیه:

«و زمانی از شب را بیدار و متهجّد باش و نماز خاص تو است ( بجای آور) باشد که خدایت به مقام محمود (شفاعت) مبعوث گرداند».

آیه 6 سوره مزمّل

إِنَّ نَاشِئَةَ اللَّيْلِ هِيَ أَشَدُّ وَطْئًا وَأَقْوَمُ قِيلًا (6)

ترجمه آیه:

« البته نماز شب بهترین شاهد اخلاص (و صفای قلب) وادعای صدق ایمان است».

نماز شب به جهت اینکه در دل شب برپا می شود خالصترین بندگی و عبادتست چون از همه چشمها و حتی نزدیکترین افراد به آدم که توأم زندگی میکنند بی اطلاع هستند. و هرچه عمل مخفی تر باشد خالص تر خواهد بود. آن موقع از شب که تمامی چشم ها خواب هستند پس می تواند وسیله خوبی برای جلب توجه خاص پروردگار باشد. ولی با تأسف زیاد از بعضی ها که شیطان در اینجاهم گول می زند شب بر می خیزد و بی خوابی هم می بیند و نماز هم برگزار می کند، امّا به نحوی روز به گوش مردم می رساند. به عناوین مختلف از قبیل اینکه دیشب جزء آن چند نفر نام تو را هم آوردم همیشه تو را در نماز شب یاد می کنم. نماز شب در روز آب و از این حرفها ای کاش نخواند و نگوید ثوابش بیشتر است.

در تفسیر نمونه شرح کوتاهی در فضیلت نماز شب آمده:

غوغای زندگی روزانه از جهات مختلف، توجه انسان را به خود جلب می کند، و فکر آدمی را به وادیهای گوناگون می کشاند به طوری که جمعیت خاطر و حضور قلب کامل، در آن بسیار مشکل است اما در دل شب و به هنگام سحر و فرونشستن غوغای زندگی مادّی، و آرامش روح و جسم انسان در پرتو مقداری خواب، حالت توجه و نشاط خاصّی به انسان دست می دهد که بی نظیر است.

به همین دلیل دوستان خدا همیشه از عبادات آخر شب، برای صاف کردن روح و حیات قلب و تقویت اراده و تکمیل اخلاص، نیرو می گرفته اند.

امیر مؤمنان على علیه السلام می فرماید: قیام شب موجب صحت جسم و خشنودی پروردگار و در معرض رحمت او قرار گرفتن و تمسّک به اخلاق پیامبران است. حتی در بعضی روایات می خوانیم که این عبادت به قدری اهمیت دارد که جز پاكان و نیکان موفق به آن نمی شوند.

در حدیثی از امام صادق علیه السلام آمده: انسان گاهی دروغ می گوید و سبب محرومیتش از نماز شب می شود، هنگامی که از نماز شب محروم شد از روزی ( مواهب مادی و معنوی) نیز محروم می شود.

در اینجا که سخن به اینجا کشید یک استفاده دیگری کرده و غافل نگذریم.

لازم است انسان هر چند یکبار اعمال خویش را مرور کند و به حساب اعمالش برسد، ببیند کدام اعمال خیری که انجام می داده از برنامه زندگی اش حذف یا کم شده چنانچه کمبودی یا عملی از اعمال حسنه اش کم شده باشد بلافاصله علت آنرا تفحّص کند ببیند چه گناهی چه معصیتی جدید نموده که موفق به عمل حَسَنه نگردیده. اگر بدین نحو زود زود اعمال خود را باز بینی کند گناهان انباشته نمی شوند.

آیه ربّ ادخلني مدخل صدقِ و....

آیه 80 سوره اسراء

وَقُلْ رَبِّ أَدْخِلْنِي مُدْخَلَ صِدْقٍ وَأَخْرِجْنِي مُخْرَجَ صِدْقٍ وَاجْعَلْ لِي مِنْ لَدُنْكَ سُلْطَانًا نَصِيرًا (80)

ترجمه آیه:

«وای رسول ما، دائم دعاکن که بارالها مرا همیشه به هرجا روم (به مکّه، مدینه، يا عالم قبر و محشر) به قدم صدق داخل و به قدم صدق خارج گردان و مرا از جانب خود بصیرت و حجّت روشنی که پیوسته یارو مددکار باشد عطا فرما».

امام صادق علیه السلام می فرماید هرگاه در جای ترسناکی داخل شوی این آیه را بخوان و هرگاه چیز ترسناکی را ببینی آية الكرسی را ( سوره بقره آیه 255 و 256 و 257 هم خوانده می شود امّا تا آخر آیه 255 آية الكرسي محسوب می شود) بخوان و تقدیم آن حضرت بنما.

در اسلام ریشه همه پاکی ها و درستی ها را نیّت پاک گذاشته شده. تمامی اعمال را بر محور نیّت قرار داده که نیت همان خواست درونی می باشد و عمل بدون نیت پوچ است.

آیه وقل جاء الحق وزهق الباطل

وَقُلْ جَاءَ الْحَقُّ وَزَهَقَ الْبَاطِلُ إِنَّ الْبَاطِلَ كَانَ زَهُوقًا (81)

ترجمه آیه:

«(ای رسول به امت) بگو حق آمد و باطل نابود گشت که باطل خود محکوم به محو و نابودی (ابدی) است».

این آیه بعد از آیه 80 سوره اسراء آمده ( در قرآن کریم) که در آیه قبلی پیغمبر صلی الله علیه وآله وسلم پس از فتح مکّه می خواست وارد مکه شود آیه 80 به آن مناسبت نازل شده. و در تفاسیر نیز اشاره به دین اسلام شده که حق آمد و باطل و نادرستی که همان کفر و شرک است نابود شدنی است. همانطور که در ظهور حضرت ولی عصر که روی زمین پر از کفر و الحاد و ظلم و ستم خواهد بود نمونه بارز این آیه خواهد بود، که حق باطل را نابود خواهد نمود.

امام باقر علیه السلام فرموده: مفهوم این آیه اینست زمانی که حضرت قائم قیام کند دولت باطل بر چیده شود.

در روایت دیگری آمده حضرت مهدی به هنگام ولادت این جمله بر بازوی حضرت نقش بسته بود.

(وَقُلْ جَاءَ الْحَقُّ...)

مفهوم آیه که نتیجه پیروزی حق بر باطل است و سرانجام کارها همان غلبه حق و حکومت حق بر حکومتهای باطل است که همانا قيام و ظهور قائم آل محمد است که در سراسر دنیا حق گسترده خواهد شد تا آنجا گسترده می شود که باطلی و ظلم و ستمی وجود نخواهد داشت.

آیه ونُنزّل من القرآن ما هو شفاءِ...

آیه 82 سوره اسراء

وَنُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مَا هُوَ شِفَاءٌ وَرَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِينَ وَلَا يَزِيدُ الظَّالِمِينَ إِلَّا خَسَارًا (82)

ترجمه آیه:

«وما آنچه از قرآن می فرستیم شفای دل و رحمت الهی برای اهل ایمان است و(لیکن) کافرانرا به جز زیان چیزی نخواهد افزود».

خداوند پس از امر به خواندن قرآن و سود و فائده خواندن قرآن که بیان فرموده آنچه برای مومنین و گروندگان به خدا و رسول شفاء و بهبودی از بیماری روحی و جسمی و آشکار و نهان و رحمت و مهربانی است و همین قرآن همین کتاب رحمت ، برای ستمکاران و متصدیان ( ستمکار به خود و نفس خود) جز زیان هلاک و تباهی نمی افزاید.

تمامی برکات و کشف کرامات وقتی شفا بخش و نتیجه بخش خواهد بود که در مسیر صحیح و حق و درست استفاده شود. از این آیه واضح تر نیست که همین قرآن که رحمت است برکت است بارها همه ما در زندگی خود دیده ایم همین آیات قرآن هر کدام در جایگاه مخصوص برای رفع گرفتاریها و شفای بیماران کارساز و مفید قرار گرفته، ولی آیه صراحت دارد بر اینکه کافران را جز ضرر و زیان نخواهد داد. در واقعه غارت کربلا در عصر عاشورا غارتگران ملعون که حمله به خیام اهلبیت نمودند و هر چه بدستشان رسید قاپیدند. مثل و حوشی که به صید رسیده اند. مثلاً کسی که عمامه حضرت را بر سرش گذاشت به محض پوشیدن آن

عمامه دیوانه شد و مجنون گشت و یا کسی که پیراهن و لباس حضرت را پوشید یک مرتبه بدنش زخم شد همان وسائل و ملبوسی که برای دوستان و شیعان وسیله شفا، رحمت، آرامش است. خاک قبر مطهّر حضرت حسین بارها دیده شده امراض صعب العلاج را شفا بخشیده چه رسد به لباس حضرت که با شیعه چه می کند حالا ببینید کلمه عارفاً بحقّه کجا قرار دارد عقیده چه می کند یک نفر مریض به قبور ائمه طاهرین دخیل می شود او را به ضریح می بندند مواقعی پیش می آید که شفا پیدا می کنند لباسهای شفا پیدا کننده وسیله شفای دیگران می شود البته با توجه به عارفاً بحقّه و اعتقاد کامل.

تمامی این وسائل رحمت و برکت و شفا دهنده های معنوی وقتی اثر خواهد داشت که غصبی در کار نباشد. برای مثال: خاک شفا یا تربت حضرت سید شهدا در اختیار کسی باشد بخواهد به کسی بدهد بدون رضایت یا اطلاع صاحب آن سودی نخواهد داشت و شفایی نخواهد داد.

آیه ویسئلونک عن الروح قل الروح....

آیه 85 سوره اسراء

وَيَسْأَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي وَمَا أُوتِيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِيلًا (85)

ترجمه آیه:

«و تو را (ای رسول) از حقیقت روح می پرسند جواب بده که روح از فرمان خدای من است (و بواسطه جسمانیات به امر الهی به بدنها تعلّق میگیرد) و آنچه از علم به شما داده اند بسیار اندک است».

آیه «قل كفى بالله شهيداً بیَننی....»

آیه 96 سوره اسراء

قُلْ كَفَى بِاللَّهِ شَهِيدًا بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ إِنَّهُ كَانَ بِعِبَادِهِ خَبِيرًا بَصِيرًا (96)

ترجمه آیه:

«ای پیامبر! بگو خدا شاهد بین من و شما کافیست که او به اعمال بندگانش آگاه و بصیر است».

چون کفّار گفتند: شاهد و گواه بر صحّت و درستی نبوّت و پیغمبری تو کیست؟ و چه کسی گواهی می دهد که تو پیغمبر و از جانب خدا هستی؟ در صورتیکه برای نبوت، افراد عادی نمی توانند گواهی بدهند که بین پیامبر با آن پاکی و عظمت و خدا کسی گواه باشد. خدای تعالی می فرماید: ای پیامبر به آنها بگو که میان من و شما خدا بهترین گواه و شاهد است و آیات خود را که همه معجزه است به دست من آشکار می سازد و خود آیات و شرح حال گذشتگان به راستی و درستی من گواه است و خدا در همه حال به حال بندگان خود دانا و بینا است و از درون آنها اطلاع دارد.

صبر

آیه 153 سوره بقره

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلَاةِ إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ (153)

ترجمه آیه:

«ای آنهایی که ایمان آورده اید از صبر کمک بگیرید (استعانت بجویید) و از نماز هم کمک بگیرید ترجمه صریح اینست که از صبر کردن و نماز خواندن در مشکلات خود کمک گرفته و مشکلات خود را بدین وسیله حل کنید که خدا صابران را دوست دارد».

آیه 155 سوره بقره

وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِنَ الْأَمْوَالِ وَالْأَنْفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِينَ (155)

ترجمه آیه:

«البته شما را به سختی ها چون ترس و گرسنگی و از دست رفتن اموال و جان و از بین رفتن میوه جات ( باغات و زراعت تان) امتحان میکنیم ( در این صورت )به صبر کنندگان مژده بده».

مال و اولاد زینت و زیبایی زندگی دنیاست

آیه 46 سوره کهف

الْمَالُ وَالْبَنُونَ زِينَةُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَالْبَاقِيَاتُ الصَّالِحَاتُ خَيْرٌ عِنْدَ رَبِّكَ ثَوَابًا وَخَيْرٌ أَمَلًا (46)

ترجمه آیه:

«مال و اولاد زینت زندگی دنیاست ليكن اعمال صالح (خیرات و مبرات) که تا روز قیامت باقیست نزد پروردگار بسی بهتر و عاقبت آن نیکوتر است».

آیه 17 سوره اعلى

وَالْآخِرَةُ خَيْرٌ وَأَبْقَى (17)

ترجمه آیه:

«و آخرت به مراتب بهتر و پاینده تر و باقی تر است تا دنيا».

آیه 4 سوره ضُحی

وَلَلْآخِرَةُ خَيْرٌ لَكَ مِنَ الْأُولَى (4)

ترجمه آیه:

«و البته عالم آخرت برای تو بسی بهتر است از نشأة دنيا».

آیه «قل انما انا بشرٌ مثلكم...»

آیه 110 سوره کهف

قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يُوحَى إِلَيَّ أَنَّمَا إِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ فَمَنْ كَانَ يَرْجُو لِقَاءَ رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلًا صَالِحًا وَلَا يُشْرِكْ بِعِبَادَةِ رَبِّهِ أَحَدًا (110)

ترجمه آیه:

«(ی رسول بگو) من مانند شما بشری هستم که به من وحی می رسد، که خدای شما یکتاست و هر کسی به لقای رحمت او امیدوار است، باید نیکوکار باشد و هرگز در پرستش خدا احدی را شریک نکند».

در تفاسیر آمده است که از امام صادق علیه السلام پرسیدند که مفهوم اصلی «فمن كان يرجوا لِقاء» تا آخر آيه فوق چیست؟ حضرت فرمودند: کسی که نماز و روزه و حج و آزاد نمودن بنده که همه عبادت است بجا آورد و ستودن مردم را نیز بخواهد هرآینه در عمل خود شرک بجا آورده و برای خدا شریک قرار داده، که خیلی بد است ولی شرک خفی است نه جلی و مستقیم و آشکار و شامل آیه «إنَّ اللهَ لَا يَغفِرُ أَن يُشرَكَ بِهِ» نمی شود.

ولی وای به حال کسی که زحمات خود را هدر داده و عبادتی انجام دهد و پولی خرج کند اگر عذابی هم نداشته باشد و سود و مزدی نداشته باشد برای شرک خفی هیچ اجر و مزدی در پیش خدا وجود ندارد.

در خصوص آیه فوق حضرت امام صادق علیه السلام فرمودند: هر کس وقت خواب از سوره کهف آخرین آیه که آیه در بالا ذکر شده را بخواند، هر ساعتی که در شب بخواهد بیدار می شود. و از حضرتش منقولست هر که سوره کهف را در هر شب جمعه بخواند جزء شهدا از دنیا می رود، ثواب شهید را به او می دهند و خدا او را با شهداء و جزء شهید شدگان در راه حق برانگیزد و روز قیامت در رسیدگی به حساب او در زمره شهدا باشد.

فرموده حضرت حق در خصوص حضرت یحیی

آیه 15 سوره مریم

وَسَلَامٌ عَلَيْهِ يَوْمَ وُلِدَ وَيَوْمَ يَمُوتُ وَيَوْمَ يُبْعَثُ حَيًّا (15)

ترجمه آیه:

«وسلام حق بر او در روز ولادتش و روز وفاتش و روزیکه برای زندگی جاویدان برانگیخته خواهد شد (خداوند در خصوص حضرت یحیی چنین می فرماید)».

در سوره مریم از آیه 1 تا 11 در خصوص تقرّب و درخواست دعای حضرت زکریا پیغمبر خدا سخن می فرماید، و اینکه حضرت زکریا در پنهانی به خدا نیایش کرده و از پیری و سستی خویش سخن گفته و امید فراوانی به لطف و بخشش الهی داشته، از خدا درخواست وارث اهل و سزاوار برای خودش می کند. خدا در مقابل دعا و خواسته او بشارتش می دهد که تو را فرزندی می دهم که اسمش یحیی است و برای اولین بار این اسم گفته می شود. با اینکه حضرت زکریا پیامبر بوده و از قدرت ولطف خدا با خبر بوده ولی باز با حیرت و خوشحالی عرض می کند: مرا از کجا پسری تواند بود در حالیکه زوجه من عقیم و نازاست و من هم از شدت پیری خشک و فرتوت شده ام چگونه این امکان دارد؟ خدا در جوابش می فرماید: اینکار برای من بسیار آسان است و من هم تو را پس از هیچ و عدم، نعمت وجود بخشیدم. در آیه 10 مجدداً حضرت زکریا عرضه می دارد که بارالها برای این مژده برای من نشانه حُجتی قرار ده خدا می فرماید که با مردم سه روز (سه شبانه روزی) تکلم نمیکنی. و در آیه 11 می فرماید ما به او وحی کردیم که صبح و شام به تسبیح و نماز قیام کند! حالا ببنید قصص قرآن تماماً پرمعنی و وقایعی که در گذشته انجام شده

یکی از یکی محکم تر و مستدل تر می باشد آیا تنها این درخواست و پذیرش از طرف آن خدای بزرگ کافی نیست که ما در دعا راسخ تر و محکم تر باشیم؟ آیا خداوند فرموده فقط پیامبران و مقرّبان می توانند دعا کنند و درخواست کنند تا اجابت کنم؟ نه خداوند که آفتاب، یکی از مخلوقات او از میلیونها مخلوق اوست وقتی می تابد از هیچ چیز و هیچ کس دریغ ندارد آن وقت به این صراحت بطور عام می فرماید: ادعونی استجب لكم. بخوانید مرا جواب می دهم شما را اجابت میکنم دعای شما را، پس زندگی تمام انبیاء در قرآن و خود قرآن در آیات متعددش همه و همه دلالت بر لطف بیکران بر بندگانش برای ما حجت است که دست از دعا بر نداریم.

خداوند متعال در این سوره مورد بحث (مریم) از آیه 12 تا 15 احوال حضرت یحیی و از آیه 16 تا 33 احوالات حضرت مریم علیها السلام آن بانوی مقدسه و پاکیزه که واقعاً شنیدنی و شیرین و اعجاب آور و موجب تقویت ایمان در برابر قدرت و وحدانیّت خداست.

درخواست حضرت موسی از خدا در دعوت فرعون به سوی خدا

آیه 25 سوره طه

وقتی به امر خدا حضرت موسی به نزد فرعون رفته و او را که می گفت انا ربكم الأعلى به پرستش خدا دعوت کند از خدا درخواست کرد:

قَالَ رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي (25)وَيَسِّرْ لِي أَمْرِي (26)وَاحْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسَانِي (27)يَفْقَهُوا قَوْلِي (28)

ترجمه 4 آیه به ترتیب:

«پروردگارا سعه صدر به من عطا فرما * و کارم را بر من آسان گردان * ولكنت را از زبانم بازکن * تا گفته ام فهمیده شود ( مردم پذیرا باشند)».

حضرت موسی این 4 آیه را که فوقاً متن عربی آن نوشته شد از خدا درخواست نمود، که خود این 4 آیه برای مشکلات روز مرّه چقدر اثر مطلوبی دارد پیش هر بزرگی هر مقامی که انسان کاری دارد این 4 آیه را بخواند و دنبال کار برود مسلماً ظفر خواهد یافت. لذا حضرت این آیه را با چند درخواست دیگر که از آیه 29 تا 35 در همان سوره آمده از خدا مطرح کرد که خدا در آیه 36 بدین شرح جواب داد:

قَالَ قَدْ أُوتِيتَ سُؤْلَكَ يَا مُوسَى (36)

ترجمه آیه:

«(پروردگار مهربان) فرمود آنچه( از ما )خواستی همه به تو اعطاء گردید».

خوشا به حال آن بنده ایکه مطيع خدا باشد و خدای بخشنده هرچه بخواهد زود به او عطا فرماید.

ساحر هرگز موفق و مظفّر نخواهد شد

آیه 69 سوره طه ( قسمت آخر این آیه در موضوع مقابله ساحران فرعون که در مقابل اعجاز حضرت موسی شکست خورده و آنچه با سِحر به شکل مار نمایش می دادند، اژدهایی که حضرت موسی با خواست خدا حاضر کرده بود همه مارهای ساحران را بلعیدند که یدالله فوق ایدیهم نیز از آنجا نمایان شد و به سحر جادوگران فرعون پایان داد).

_...وَلَا يُفْلِحُ السَّاحِرُ حَيْثُ أَتَى (69)

ترجمه آیه:

«... ساحر هرگز به ظفر و پیروزی نخواهد رسید».

متاسفانه در جامعه ما عده معدودی هنوز به سحر و جادو بی عقیده نیستند باید آگاه باشند که قرآن باین صراحت سحر و جادو را رد کرده البته عوام الناس و افراد معدودی هستند که سحر و جادو را باور دارند.

روز قیامت به اذن خدا شفاعت انجام می شود

آیه 109 سوره طه

يَوْمَئِذٍ لَا تَنْفَعُ الشَّفَاعَةُ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمَنُ وَرَضِيَ لَهُ قَوْلًا (109)

ترجمه آیه:

«و در آن روز شفاعت هیچکس سود نبخشد جز آنکس که خدای رحمن (خدای بخشنده) به او رخصت شفاعت داده و سخنش مورد پسند او گردیده ( که همانا انبیا و ائمه هدی و مؤمنان خاص هستند)».

آیه 23 سوره سبا (قسمت اوّل آیه) که اصل شفاعت را روشن میکند

وَلَا تَنْفَعُ الشَّفَاعَةُ عِنْدَهُ إِلَّا لِمَنْ أَذِنَ لَهُ...(23)

ترجمه قسمت نوشته شده آیه:

«و شفاعت کسی هم سودمند نیست جز آنکه به او اذن شفاعت داده...» .

هرکسی از یاد خدا روگردان شود زندگیش سخت و تنگ شده و در روز قیامت نابینا خواهد بود

آیه 124 سوره طه

وَمَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْرِي فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنْكًا وَنَحْشُرُهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَعْمَى (124)

ترجمه آیه:

«و هرکسی از یاد من روگردان شود همانا ( در دنیا) زندگانیش تنگ شود و در روز قیامت کور و نابینا به محشر می آوریم».

پناه به خدا می بریم از نابینایی روز قیامت، این دنیا گذرگاه است. کاش از قرآن دور نبودیم، کاش با نسخه اصلی زندگی آشنا بودیم، کاش اگر این آیه و آیاتی که می شنیدیم و می دیدیم باور می کردیم کلام، کلام خداست. نه شوخی است و نه سست است.

آیه 36 سوره زخرف

وَمَنْ يَعْشُ عَنْ ذِكْرِ الرَّحْمَنِ نُقَيِّضْ لَهُ شَيْطَانًا فَهُوَ لَهُ قَرِينٌ (36)

ترجمه آیه:

«و هر که از یاد خدا (و قرآن) رخ بتابد و روی گردان شود، نعوذ بالله به حساب نیاورد، شیطان را بر می انگیزیم تا یار و همنشین دائمی وی باشد».

آیه 17 سوره جنّ

...وَمَنْ يُعْرِضْ عَنْ ذِكْرِ رَبِّهِ يَسْلُكْهُ عَذَابًا صَعَدًا (17)

ترجمه آیه:

و هر که از یاد خدای خود اعراض کند، به عذابی بسیار سخت معذبش گرداند».

آیه هرچیزی از آب زنده است

آیه معروف 30 سوره انبیاء

_...وَجَعَلْنَا مِنَ الْمَاءِ كُلَّ شَيْءٍ حَيٍّ أَفَلَا يُؤْمِنُونَ (30)

ترجمه آیه:

«... هر چیز زنده را از آب قرار دادیم. چرا باز به خدا ایمان نمی آورند؟ »

امر خدا به آتش که سرد و سلامت برای ابراهیم باش

آیه 69 سوره انبیاء

قُلْنَا يَا نَارُ كُونِي بَرْدًا وَسَلَامًا عَلَى إِبْرَاهِيمَ (69)

ترجمه آیه:

«(پس از آنکه به امر نمرود آتش کلانی افروختند و ابراهیم را در آن انداختند) ما خطاب کردیم ای آتش! بر ابراهیم سرد و سلامت باش (آتش به خطاب خدا گل ریحان گشت)».

اگر خدا کلمه سلاماً را نفرموده بود، جا داشت که حضرت ابراهیم از سرما آسیب ببیند. وقتی آن همه آتش برای حضرت ابراهیم آماده کردند که حرارتش از دهها متر به بیرون زبانه می کشید و یارای نزدیک شدن احدی نبود در این موقع شیطان به صورت انسانی در آمد و طرز ساختن منجنیق را به آنها آموخت، که با آن وجود نازنین حضرت را به داخل آتش انداختند. در موقع انداختن ابراهیم به آتش حضرت این دعا را با این خواسته از خدایش درخواست نمود: اَللّهُمَّ إِنّي أَسئَلُکَ بِحَق مُحَمَدٍ وَالِ مُحَمّدٍ لَمَّا أَنجَيتَني مِنها فَجَعَلَها الله عَلَيه بَرداً وَسَلاماً بار خدایا به حق و شایستگی محمد و خاندان محمد مرا از آتش نجات و رهایی ده! پس خدای تعالی آن آتش را بر او سرد و سلامت گردانید. وقتی ابراهیم را به آتش می انداختند جبرئیل آمد و گفت: آیا از من خواسته ای داری ؟ حضرت در جوابش گفت:اَمّا إِلَيکَ فَلا وَأَمّا إِلى رَبَّ العالَمينَ فَنَعَم به سوی تو حاجت و خواسته ای نیست. اما به سوی پروردگار عالمها حاجت دارم. یک واقعه دیگر پس از خنثی شدن نقشه شوم در آتش سوزاندن ابراهیم آن است که نمرود خواست او را از شهر و دیارش بیرون

بیاندازند و نمی گذاشت که ابراهیم اموالش را با خود ببرد. ولی ابراهیم گفت: عمر و جوانی ام را به من برگردانید تا اموالم را نبرم. لذا باز از عهده منطق ابراهیم بر نیامدند و تسلیم شدند که با اموالش برود.

در تفاسیر آمده که جمله «ای آتش سرد و سلامت باش بر ابراهیم»، اگر جمله بر «ابراهیم» را خدا نفرموده بود، تمامی آتش های دنیا سرد می گشت.

آیه رب لاتذرني فرداً و.....

آیه 89 سوره انبياء

وَزَكَرِيَّا إِذْ نَادَى رَبَّهُ رَبِّ لَا تَذَرْنِي فَرْدًا وَأَنْتَ خَيْرُ الْوَارِثِينَ (89)

ترجمه آیه:

«و بیاد بیاور حال زکریا را زمانی که خدا را نداکرد! بارالها مرا تنها نگذار ( وبه من فرزندی که وارث من باشد عطا فرما) که تو بهترین وارث اهل عالم هستی».

آیه مذکور یکی از ادعیه ایست که در قنوت خوانده می شود و موجب جلای روح است و آرامش می آورد که از خود خدای خود با یک جمله کوتاه درخواستی می کند که شامل همه خوبیهاست.

در تفاسیر نیز در خصوص این آیه آمده است؛ بعد از اینکه حضرت زکریا از خدا وارث می خواهد، بلافاصله متذکر می شود که اگر هم وارث ندادی موجب شکست و سرافکندگی من نیست تو خودت مهمترین و ارث هستی. یعنی هر چیزی که به فکر بشر و به فکر مخلوق خوب جلوه کند و آنرا بخواهد باید بداند خواست خدا بهترین است.

حضرت رسول اکرم رحمت برای عالمین است

آیه 107 سوره انبياء

وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا رَحْمَةً لِلْعَالَمِينَ (107)

ترجمه آیه:

«(و ای رسول ما) تو را نفرستادیم مگر آنکه رحمت برای اهل عالم باشی».

اگر غیر مسلمان بگوید چرا رحمت برای عالمیان است؟ میگوئیم:

چون حضرت سبب نجات بشر از الحاد و بی عقیدتی تا قیامت می باشد و جهت رستگاری از آتش جهنم است با هدایت و رهنمایی که از جانب خدا داشته.

در تفسیر اثنی عشری چنین آمده:

رحمت آن حضرت بر اهل کفر آنست که ؛ ایمان و ثواب دائم را به ایشان اعلام فرموده و صراط مستقیم را که موصل به ثواب عظیم و منجی ایشان از عذاب الیم است به آنها ارائه فرموده، هر چند مهتدی نشوند، مانند کسی که چشمه آبی جاری سازد و اعلام عام نماید که همه استفاده کنند، و تمام افراد بیایند و از آن سیراب شوند، و بعضی کوتاهی کنند و از تشنگی خود را هلاک سازند.

پس این چشمه، نعمت عامه است بر هر دو دسته ، ولكن مقصّر خود را بی بهره ساخته.

روایت شده که چون این آیه نازل شد، حضرت از جبرئیل پرسید آیا از این رحمت چیزی به تو رسیده؟ عرض کرد، بلی، من از عاقبت امر خود می ترسیدم، پس به میمنت تو امنیت یافتم، زیرا، خدای تعالی ثنای من نمود در آیه «ذِي قُوَّةٍ عِنْدَ ذِي الْعَرْشِ مَكِينٍ (20)» سورۂ تکویر آیه 20.

آیه و من یعظم شعائر الله فانها...

آیه 32 سوره حج

ذَلِكَ وَمَنْ يُعَظِّمْ شَعَائِرَ اللَّهِ فَإِنَّهَا مِنْ تَقْوَى الْقُلُوبِ (32)

ترجمه آیه:

«(این است سخن حق) هر کس شعائر دین خدا را بزرگ و محترم بشمارد (خوشا بر احوال او ) که این صفت از تقوای قلب هاست».

جمله ای گویند در جامعه که معروف است: از کوزه همان تراود که در اوست. در داخل ظرف در داخل کوزه گلی چه باشد همان را به بیرون پس دهد. بعضی ها می گویند: اگر فلانی حرف نادرستی می زند قلبش پاک است. این ادعا و گفتار کاملاً غلط است چون قلب پاک، تراوش پاک دارد. قلب پاک دستور پاک به اعضاء می دهد که زبان نیز یکی از اعضاء فرمان گیرنده قلب است.

در آیه فوق نیز بر این نکته تأکید شده است که کسی که تقوای درون دارد و قلب او پاک است اقدام به بزرگداشت شعائر الهی می کند.

در تفسیر نمونه در خصوص این آیه چنین بیان می کند:

کوتاه سخن اینکه تمام آنچه در برنامه های دینی وارد شده و انسان را به یاد خدا و عظمت آئین او می اندازد، شعائر الهی است و بزرگداشت آن نشانه تقوای دلهاست.

خضوع

آیه 34 سوره حجّ (آخر آیه مربوط به خاضعين است)

_...فَإِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ فَلَهُ أَسْلِمُوا وَبَشِّرِ الْمُخْبِتِينَ (34)

ترجمه آیه:

«...( پس بدانید که خدای شما، خداییست یکتا همه تسلیم فرمان او باشید. (ای رسول ما) متواضعان و خاشعان را به سعادت ابدی بشارت ده».

در تفسیر برهان آمده که علی بن عیسی از حضرت موسی بن جعفر علیه السلام سؤال نمود از(وَبَشّرِ المُخبِتينَ) حضرت فرمود: آیه درباره ما نازل شده، بنابر این ظاهر آیه عام و باطن آن خاص ائمه علیهم السلام است.

کوری چشم دل کفار

آیه 46 سوره حج

أَفَلَمْ يَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَتَكُونَ لَهُمْ قُلُوبٌ يَعْقِلُونَ بِهَا أَوْ آذَانٌ يَسْمَعُونَ بِهَا فَإِنَّهَا لَا تَعْمَى الْأَبْصَارُ وَلَكِنْ تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتِي فِي الصُّدُورِ (46)

ترجمه آیه:

«آیا این کافران در روی زمین به سیر و گردش نمی پردازند؟ تا دلهاشان بینش و هوش پیدا کند و گوششان به حقیقت شنوا گردد که این کافران را چشم سرشان کور نیست، بلکه چشم باطن و دیده دلهاشان کور است».

مؤمن از گفتن حرف بیجا پرهیز کند

آیه 3 سوره مؤمنون

وَالَّذِينَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ (3)

ترجمه آیه:

«و آنهایی که از لغو و سخن بیجا (نه بدنيا نه بآخرت نفعی ندارد) احتراز و اعراض می کنند».

بلی از نشانه مؤمن است که خدا را پیوسته در نظر دارد و سعی می کند همه کارهایش برای خدا باشد. برای خدا بگوید برای خدا نگوید. حتی از حرفی که ببیند نه به کسی سودی دارد و نه برای خودش نه برای دینش نه به جامعه اش سودی ندارد، پرهیز می کنند. اتلاف وقت را نوعی اسراف می داند. و همین است که خدا این وسائل را در اختیار نگذاشته که به هر شکل می خواهد هدر دهد.

آیه 11 سوره غاشیه

لَا تَسْمَعُ فِيهَا لَاغِيَةً (11)

ترجمه آیه:

«(در آنجا یعنی در بهشت) هیچ سخن زشت و بیهوده ولغوی نگویند و نشنوند».

یکی از آرامشهای روحی بشر اینست که همنشینان او اهل هزل و لغو گو نباشند که گفته شده روح را صحبت نا اهل عذابيست الیم که عذاب درد آور است.

شکرگزار نعمات الهی کم است

آیه 78 سوره مؤمنون

وَهُوَ الَّذِي أَنْشَأَ لَكُمُ السَّمْعَ وَالْأَبْصَارَ وَالْأَفْئِدَةَ قَلِيلًا مَا تَشْكُرُونَ (78)

ترجمه آیه:

«و اوست خدایی که برای شما بندگان گوش و چشم و قلب آفرید. (ونعم ظاهر و باطن عطا فرمود.) ولی عده بسیار کمی از شما شكر او بجا می آورد».

ما بندگان چقدر به یاد این نعمات که سبب دیدن، شنیدن، فهمیدن، و کارکردن این ماشین عظيم بدن که موتورش قلب است هستیم؟ هزاران نعمت در اختیار ماست که همگی وسیله آرامش و ادامه حیات ما هستند و اگر یکی از آنها دچار مشکلی شود باید با صرف هزینه زیاد به جبران آن اقدام کرد و در عین حال مثل قبل نمی شود. مثلاً اگر خلل کوچکی در قلب ایجاد شود با صرف پول و وقت زیاد قلب هیچگاه به حالت اولیه خویش نمی رسد و همه این نعمت ها را خداوند ارزان در اختیار ما گذاشته است. اگر چشم یا پرده گوش یا رگها و دریچه ها و دهلیزها آسیب ببیند چه می شود؟ همه اینها را خدا با هزاران هزار سلول سالم به ما ارزانی داشته در اختیار ما گذاشته به یاد نمی آوریم، شگر گزار نیستیم، به زبان نمی آوریم که خود خدا فرموده ( وَاَمَّا بِنِغمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّث) از نعمت های خداوند سخن بگو و یادآور آنها باش.

حرمت زنا و مجازات آن

آیه 2 سوره نور

الزَّانِيَةُ وَالزَّانِي فَاجْلِدُوا كُلَّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا مِائَةَ جَلْدَةٍ وَلَا تَأْخُذْكُمْ بِهِمَا رَأْفَةٌ فِي دِينِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَلْيَشْهَدْ عَذَابَهُمَا طَائِفَةٌ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ (2)

ترجمه آیه:

«(باید که شما مؤمنان) هر یک از زنان و مردان زناکار با صد تازیانه مجازات و تنبیه کنید و هرگز درباره آنان در دین خدا رحم و رأفت روا ندارید، اگر به خدا و روز قیامت ایمان دارید. و باید عذاب آن بدکاران را جمعی از مومنان مشاهده کنند (یعنی حد و مجازات آنها در حضور جمعی اجرا گردد)».

زنا یکی از گناهان کبیره و عمل زشت و غضب الهی را سبب می شود در تفسير اثنی عشری آمده حضرت ختمی مرتبت به حضرت امیر المومنین می فرماید یا علی در زنا شش صفت باشد سه در دنیا و سه در آخرت، امّا در دنیا:

1- بها را می برد. 2- تعجیل در موت کند. 3- خلود در جهنّم. یعنی همیشگی در آتش بودن ( اگر زانی و زانیه حلال داند) در بزرگی و عظیم بودن گناه همین کافی است که خدای بزرگ با رحمانیت خود در مجازات زناکار رأفت را از خود برداشته است که درباره آنان ( زنا کاران) فرموده رأفت روا ندارید تکمیل و تعقیب جمله فوق که «همیشگی در آتش بودن زنا کننده» در صورتی است که زنا کننده بگوید حرام نیست. و نادم هم نشود و توبه واقعی نکند و با همان فکر کج از دنیا برود.

امر خدا به نکاح و بشارت خدا به غنی نمودن فقیر از فضل و کرم خویش

آیه 32 سوره نور

وَأَنْكِحُوا الْأَيَامَى مِنْكُمْ وَالصَّالِحِينَ مِنْ عِبَادِكُمْ وَإِمَائِكُمْ إِنْ يَكُونُوا فُقَرَاءَ يُغْنِهِمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ (32)

ترجمه آیه:

«البته باید مردان بی زن و زنان بی شوهر و کنیزان و بندگان خود را به نکاح یکدیگر در آورید (و از فقر نترسید) و اگر مرد و زنی فقیرند، خداوند به لطف خود آنانرا بی نیاز و مستغنی خواهد فرمود که خدا به احوال بندگان آگاه و رحمتش وسیع و نامتناهی است».

از حضرت امام صادق علیه السلام در تفسير اثنی عشری آمده که:

من تَركَ التّزويجَ مَخافَة العيلَةَ فَقَد أساءَ باللهِ الظَّنَّ

«هر که ترک کند تزویج را از ترس بی چیزی، پس به تحقیق بدگمان شده به خدا».

آیه نور (الله نور السموات والارض...)

آیه 35 سوره نور

اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكَاةٍ فِيهَا مِصْبَاحٌ الْمِصْبَاحُ فِي زُجَاجَةٍ الزُّجَاجَةُ كَأَنَّهَا كَوْكَبٌ دُرِّيٌّ يُوقَدُ مِنْ شَجَرَةٍ مُبَارَكَةٍ زَيْتُونَةٍ لَا شَرْقِيَّةٍ وَلَا غَرْبِيَّةٍ يَكَادُ زَيْتُهَا يُضِيءُ وَلَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نَارٌ نُورٌ عَلَى نُورٍ يَهْدِي اللَّهُ لِنُورِهِ مَنْ يَشَاءُ وَيَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثَالَ لِلنَّاسِ وَاللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ (35)

ترجمه آیه:

«خدا نور (وجودبخش) آسمانها و زمین است مَثَل نور او شبیه چراغی است که در آن چراغ روشنی باشد و آن چراغ در میان شیشه ای که نور دهی و درخشندگی آن مثل ستاره ایست درخشان و روشن از درخت مبارکه زیتون با آنکه شرقی و غربی نیست شرق و غرب جهان بدان فروزان است و بی آنکه آتشی زیت آنرا برافروزد و خود به خود جهانی را روشنی بخشد و خدا هر که را خواهد به نور خود ( و اثرات وحی خویش) هدایت کند و این مثلها را خدا برای مردم (هوشمند) می زند که (برای شناسایی اش هدایت یابند) و خدا به همه امور عالم و داناست».

در تفسير اثنی عشری آمده است:

چون ذات الهی منزه است از جسم و صورت و عرض و جوهر، پس نور وضياء و از جنس نور و ضیاء نخواهد بود، زیرا خدای تعالی خالق جميع اجناس باشد، بنابر این لازم آید تاویل آیه شریفه به وجه ذیل:

ابن بابویه روایت نموده در توحيد خود از عباس بن هلال که از حضرت رضا علیه السلام سؤال نمودم از آیه (اللهُ نُورُ السَّمَواتِ وَالأَرضِ) و فرمود: «هادِ لاهل

السماء وهاد لاهل الارض» خدا هدایت کننده اهل آسمانها و زمین ها است و آنچه مصلحت دنیا و آخرت ایشان است به توفیق و معونت ولطف به آنان بدهد؟ مانند نور که به آن راه برند، یعنی چنانچه رونده در تاریکی شب به روشنایی ماه رود، مكلّفان هم به لطف و توفیق الهی به نجات راه یابند، و بنابراین اسناد نور به خدا بر سبيل تشبیه و استعاره باشد.

پاک مردانی که هیچ کسب و تجارت آنها را از یاد خدا غافل نگرداند

آیه 37 سوره نور

رِجَالٌ لَا تُلْهِيهِمْ تِجَارَةٌ وَلَا بَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَإِقَامِ الصَّلَاةِ وَإِيتَاءِ الزَّكَاةِ يَخَافُونَ يَوْمًا تَتَقَلَّبُ فِيهِ الْقُلُوبُ وَالْأَبْصَارُ (37)

ترجمه آیه:

«مردانی که هیچ کسب و تجارت آنانرا از یاد و ذکر خدا غافل نگرداند و نماز به پا داشته و به فقیران زکات می دهند و از روزیکه دل و دیده ها در آنروز حیران و مضطرب است ترسان و هراسانند».

تذكر و آگاهی دادن از تفسير اثنی عشری:

آیه شریفه می فرماید شهامت و مردانگی جماعتی را که با وجود اشتغال به تجارت، به یاد خدا هستند به مرتبه ای است که چون وقت نماز در آید دست از ربح و فایده بردارند و به وظایف بندگی و عبادت اقدام نمایند. و البته این دستور کلی و سرمشق بزرگی است برای متدیّنین که در تقارن امر آخرتی و دنیایی، جانب آخرت را ترجیح دهند و به سبب اشتغال به امور دنیوی، از درک فیوضات ربّانی باز نمانند. در کافی از حضرت صادق علیه السلام که فرمود: ایشان تجّاری هستند که مشغول نسازد ایشان را خرید و فروش از یاد خدا هرگاه داخل شود وقت نماز، در آن وقت حق او را ادا کنند.

فرزندان شما که به حد بلوغ رسیدند [باید برای ورود به اتاق شما ]اجازه بگیرند

آیه 59 سوره نور

وَإِذَا بَلَغَ الْأَطْفَالُ مِنْكُمُ الْحُلُمَ فَلْيَسْتَأْذِنُوا كَمَا اسْتَأْذَنَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمْ آيَاتِهِ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ (59)

ترجمه آیه:

«و آنگاه که طفلان و فرزندان شما به حد بلوغ رسیدند (سن احتلام) باید مانند سایر بالغان با اجازه وارد شوند و خدا آیات و نشانه های خود را به این روشنی بیان میکند که او (به صلاح) بندگان دانا و ( در وضع تکلیف) محکم کار است».

شما از خانه های نزدیکان اجازه خوردن دارید

آیه 61 سوره نور ( از وسط آیه آن قسمت که مربوط به بحث و فصل بالاست)

_...وَلَا عَلَى أَنْفُسِكُمْ أَنْ تَأْكُلُوا مِنْ بُيُوتِكُمْ أَوْ بُيُوتِ آبَائِكُمْ أَوْ بُيُوتِ أُمَّهَاتِكُمْ أَوْ بُيُوتِ إِخْوَانِكُمْ أَوْ بُيُوتِ أَخَوَاتِكُمْ أَوْ بُيُوتِ أَعْمَامِكُمْ أَوْ بُيُوتِ عَمَّاتِكُمْ أَوْ بُيُوتِ أَخْوَالِكُمْ أَوْ بُيُوتِ خَالَاتِكُمْ أَوْ مَا مَلَكْتُمْ ...(61)

و بقیه آیه که مربوط به ورود به خانه های اجازه داده شده است.

«مانعی بر شما نیست که از خانه های خود و پدران خود و مادران خود و برادران و خواهران و عمو و عمه و دایی و خاله خویش غذا تناول کنید».

این آیه در حقیقت حاکی از نهایت صفا و صمیمیتی است که در جامعه اسلامی باید حاکم باشد و تنگ نظری ها و انحصارطلبی ها و خودخواهی ها از آن دور گردد و نوعی سعه صدر و بزرگواری را در انسان ترویج می دهد. لذا منعی ندارد با آن همه که اسلام دقت در مال دیگران نموده اما برای تالیف قلوب نزدیکان انسان به همدیگر این اعمال را رواج و رونق داده تا محبتها صیقل پیدا کند.

ذكر بعضی از نعمات الهی توسط حضرت ابراهیم پیامبر

آیه 78 سوره شعراء

وَلَا تُخْزِنِي يَوْمَ يُبْعَثُونَ (87)

ترجمه آیه:

«آن خدایی که مرا آفرید و به راه راست هدایتم کرد».

آیه 79 سوره شعراء

وَالَّذِي هُوَ يُطْعِمُنِي وَيَسْقِينِ (79)

ترجمه آیه:

«همان خدایی که ( چون گرسنه شوم) مرا غذا می دهد (و چون تشنه شوم) سیرابم گرداند».

آیه 80 سوره شعراء

وَإِذَا مَرِضْتُ فَهُوَ يَشْفِينِ (80)

ترجمه آیه:

«(همان خدایی که) چون بیمار شوم شفایم می دهد».

آیه 81 سوره شعراء

وَالَّذِي يُمِيتُنِي ثُمَّ يُحْيِينِ (81)

ترجمه آیه:

«همان خدایی که (مرا از حیات چند روزه دنیا می میراند سپس به حیات ابدی آخرت) زنده گرداند».

آیه 82 سوره شعراء

وَالَّذِي أَطْمَعُ أَنْ يَغْفِرَ لِي خَطِيئَتِي يَوْمَ الدِّينِ (82)

ترجمه آیه:

«آن خدایی که چشم امید دارم که روز جزا گناهم را بیامرزد».

ظلم

آیه 227 سوره شعراء ( قسمت آخر آیه)

_...وَسَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنْقَلَبٍ يَنْقَلِبُونَ (227)

«... و آنانکه ظلم و ستم ( در حق آل محمد صلی الله علیه و آله وسلم و اهل ایمان )کردند بزودی خواهند دانست که به چه کیفر گاهی در دوزخ بازگشت می کنند».

در جامعه افرادی هستند که در حق همدیگر ظلم و ستم می کنند. چنانچه دفاعی هم از جانب مظلوم نشود، بزودی خواهند دانست نتیجه ظلم شان و نتیجه اعمالشان چه خواهد بود و عاقبت کارشان به کجا منتهی می شود و جایگاهشان کجا خواهد بود.

این آیه علاوه بر تمامی بیداریهایی که برای غافلان بوجود می آورد از نظر روحی و باطنی آرامش بخصوصی در مظلوم بوجود می آورد که قول خدا حق است و وقفه ناپذیر.

به هر مظلومی ظلمی از کسی روا شد و او نخواست یا نتوانست دفاع کند حتماً آیه فوق را در زبان تکرار کند مسلماً آرامش پیدا می کند و خود را در جایگاهی می بیند که کسی قول داده که حق و دادش را از ظالم بگیرد، آن قول دهنده و دفاع کننده خداست».

سوره ای که بسم الله الرحمن الرحیم یکی در اول و دومی در وسط سوره (2 بار) آمده

آیه 30 سوره نمل

إِنَّهُ مِنْ سُلَيْمَانَ وَإِنَّهُ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ (30)

ترجمه آیه:

«آن نامه از طرف سلیمان و آن به نام خدای بخشنده مهربان است».

قصّه و داستان حقیقی این چنین است که؛ حضرت سلیمان نامه به پادشاه سبا (بلقیس) نوشت و بوسیله هدهد فرستاد تا او و آن قوم را به سوی خدایی واحد هدایت کند. لذا بسم الله دوم در سوره بسم الله اول نامه حضرت سلیمان است که تفصيل آن در سوره نمل آمده است که بسیار خواندنی و شیرین است.

آیه امَّن یُجیب المُضطَر...

آیه 62 سوره نمل

أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَيَكْشِفُ السُّوءَ وَيَجْعَلُكُمْ خُلَفَاءَ الْأَرْضِ أَإِلَهٌ مَعَ اللَّهِ قَلِيلًا مَا تَذَكَّرُونَ (62)

ترجمه آیه:

«آیا آن کیست که دعای بیچارگان مضطر را به اجابت می رساند و رنج و غم آنان را برطرف میسازد».

از آیه های معروف و مشهور خیلی مهم و مفید به حال دعا کنندگان و مضطرّان درگاه خدای بزرگ آیه فوق است و برای اجابت دعا حداقل 5 بار خوانده شود، بعد درخواستها ذکر گردد. انشاء الله رحمت خدا معطوف و نازل خواهد شد. چون از خدا بر می آید که او خواست بیچاره ترین را زودتر اجابت فرماید چون وقتی انسان اگر چه غير موحّد به گُل از هر معبود غیر از خدا مأیوس شود. بالفطره به سوی معبود واقعی رو می آورد. حتی اگر درون واقعی یک بت پرست بیرون ریخته شود، دل او خواهد گفت دنبال بت ساخته و پرداخته ای هستم که مرا به معبود اصلی برساند. ولی در استمرار، اصلی را به فراموشی سپرده و همان سنگ تراشیده شده یا خورشید خلق شده را می پرستد.

به مصداق بیان فوق نیز در تفسیر نمونه چنین آمده:

از آنجا که این واقعیت به عنوان یک احساس فطری در درون جان همه انسانهاست، بت پرستان نیز به هنگامی که در میان امواج خروشان دریا گرفتار می شوند، تمام معبودهای خود را فراموش کرده، دست به دامن خدا می زنند. همان گونه که قرآن می فرماید «هنگامی که سوار کشتی می شوند خدا را می خوانند در حالی که پرستش را مخصوص او می دانند» (سوره عنکبوت آیه 65).

خوبی کن همانطور که خدا به تو خوبی کرده

آیه 77 سوره قصص ( قسمت وسط آیه)

_...وَأَحْسِنْ كَمَا أَحْسَنَ اللَّهُ إِلَيْكَ...(77)

ترجمه آیه:

«... (وتا توانی به خلق) خوبی و نیکی کن همانطور که خدا بر تو نیکی و احسان کرده...».

انسان هرچه از خدا می خواهد، باید خودش هم از آنچه خدا ابزار و قدرتش را در اختیارش گذاشته به دیگران نیز ارزانی دارد. اگر نیکی و خوبی و رفع نیاز از دیگران از صفات پسندیده است، خود او هم عمل کند. در حالیکه منشاء همه خوبی ها و نعمتها خداست.

آیه مستضعفین

آیه 5 سوره قصص

وَنُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ (5)

ترجمه آیه:

«وما اراده کردیم که بر آن طایفه ضعيف و ذلیل منّت گذارده در روی زمین آنها را پیشوایان خلق قرار دهیم و وارث ملک و جاه [فرعونیان] قرار دهیم».

آیه إِنَّ الّذي فرض علیک القرآن... که به گوش مسافر خواندنش مفید است

آیه 85 سوره قصص

_...إِنَّ الَّذِي فَرَضَ عَلَيْكَ الْقُرْآنَ لَرَادُّكَ إِلَى مَعَادٍ...(85)

«... (ای رسول ما) يقين بدان آن خدایی که احکام قرآن را به تو واجب گردانید (وابلاغ آنرا برای تو وظیفه قرار داد) البته (ترا به جایگاه خود مکه یا بهشت ابد) باز گرداند...».

این آیه یکی از پیش گوییهای اعجاز آمیز قرآن است، که حضرت رسول وقتی به طرف یثرب می رفتند با دلی پر از عشق و محبت نسبت به کعبه بودند و در عین حال از دور شدن از آن سرزمین سخت در عذاب بودند. که خدای مهربان با نزول آیه فوق به ایشان فرمود: که (با قدرت و عزّت) به سرزمین اصلیش (مکه) بر می گرداند همان طور که حضرت موسی را با یک غیبت طولانی از مصر به زادگاه اصلیش برگرداند و یا پس از آنکه در زمان شیرخوارگی از مادرش مدت کوتاهی جدا کرد، به مادرش رساند.

آیه کل شیء هالك الأوجه

آیه 88 سوره قصص ( قسمت دوم آیه)

_...كُلُّ شَيْءٍ هَالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ لَهُ الْحُكْمُ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ (88)

ترجمه آیه قسمت نوشته شده:

«... (وبدان) که هر چیزی جز ذات پاک الهی هلاک شونده و نابود است فرمان و سلطنت عالم به دست اوست و بازگشت همه به سوی اوست».

از تفسير اثنی عشری

حضرت صادق علیه السلام می فرماید: ماییم وجه خدا آنچنان وجهی که هلاک نمی شود فرمود آنحضرت: مراد از وجه، دین خداست، و وجود رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم و امیرالمؤمنین علیه السلام دین خدا و وجه خدا، و عین خدا در میان بندگان و لسان خدا که نطق می کند به او و دست خدا بر خلائق، و ماییم وجه خدا آنچنان وجهی که می آیند بسوی خدا از آن وجه، و همیشه در میان بندگان خدا هست. آن وجه مادامی که برای خدا رؤیت است. راوی پرسید: رؤیت چیست؟ فرمود: محاجّه، مر اوراست فرمانروایی و حکم نافذ در تمام مخلوقات و به سوی او، یعنی محشر باز گردیده شوید برای مکافات و مجازات.

نماز انسان را از کارهای زشت و منکرات باز می دارد

آیه 45 سوره عنکبوت

اتْلُ مَا أُوحِيَ إِلَيْكَ مِنَ الْكِتَابِ وَأَقِمِ الصَّلَاةَ إِنَّ الصَّلَاةَ تَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنْكَرِ وَلَذِكْرُ اللَّهِ أَكْبَرُ وَاللَّهُ يَعْلَمُ مَا تَصْنَعُونَ (45)

ترجمه آیه:

«(ای رسول ما) آنچه را که از کتاب آسمانی قرآن بر تو وحی شد بر خلق بخوان و نماز بخوان که همانا نماز از هر زشتی و کارهای بد باز می دارد (وروح را از هر کدورت و ناپاکی عالم پاک می گرداند) و همانا یاد و ذکر خدا بزرگتر است و خدا به هرچه میکنید آگاه است».

آیات 21 و 22 سوره معارج

إِذَا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعًا (20)وَإِذَا مَسَّهُ الْخَيْرُ مَنُوعًا (21)إِلَّا الْمُصَلِّينَ (22)

ترجمه آیات فوق:

«چون شر و زیان و ضرری به او برسد جزع بیقراری کند * و چون مال و دوستی به او روکند بخل ورزد و منع احسان نماید * مگر نمازگزاران حقیقی»

آیه 23 سوره معارج

الَّذِينَ هُمْ عَلَى صَلَاتِهِمْ دَائِمُونَ (23)

ترجمه آیه:

«آنانکه دائماً در نماز و طاعت خدا عمر گذرانند ( از سعادتمندانند)».

در خصوص آیه 45 سوره عنکبوت که نماز را باز دارنده از اعمال زشت بیان نموده، به انحاء مختلف همین طور است. نماز قانون و قوانین و توجيهات و ملاحظاتی دارد. اعم از قبل از شروع و در حال اداء که از طهارت بدن، سلامت (غير غصبی) و مباحی آب غسل و وضو و لباس و مکان گرفته تا نیّت و قرائت و فواصل در اذکار و حرکات اركان. پس از آنکه همه آنها لحاظ گردید و نماز واقعی خوانده شد، مسلماً باز دارنده خواهد بود یعنی مداومت در ذکر خدا و تداوم و در روز 5 مرتبه در نماز با درخواست های زیاد از جمله (اهدنا الصراط المُستقيم) و شهادت به وحدانیّت او و پیامبری رسول او و اذکار رکوع و سجود هر یک پر از دعا و در خواست تنزیه و تکبیر باید باز دارد و اگر باز ندارد وای به حال تارک الصلوة که آدم باید دنبال آن برود که چرا اثری ندارد پس بگوید دوا تقلبی است چرا در این مریض هیچ اثری ولو اندک نگذاشت تارک الصلوة که گفتم یعنی وقتی قبول نشد مثل آنکه نماز نخوانده است.

از امام صادق علیه السلام روایت شده کسی که دوست دارد ببیند آیا نماز او قبول شده یا نه؟ باید به اعمال خودش نگاه کند؛ آیا از کارهای زشت و حرام که کرده نادم و پشیمان گشته و ترک نموده در این صورت به قبولی نمازش نیز امیدوار شود در غیر این صورت ایراد کار را بجوید.

اهل کتاب باید به قرآن ایمان آورند

اگر ایمان نیاورند جزء کافرانند

کافر نیز جایش جهنم است

آیه 47 سوره عنکبوت

وَكَذَلِكَ أَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ فَالَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ يُؤْمِنُونَ بِهِ وَمِنْ هَؤُلَاءِ مَنْ يُؤْمِنُ بِهِ وَمَا يَجْحَدُ بِآيَاتِنَا إِلَّا الْكَافِرُونَ (47)

ترجمه آیه:

«و ما همچنان که بر پیامبران پیشین کتاب آسمانی (توراة، انجیل، زبور) فرستادیم بر تو هم ای رسول قرآن را نازل کردیم پس آنانکه به آن کتب که بر ایشان فرستادیم ایمان آوردند، به این کتاب نیز ایمان آورند و بجز کافران هیچکس آیات ما را انکار نخواهد کرد».

در تفسير اثنی عشری

در خصوص این آیه چنین گفته شده که عدّه ای پیش از بعثت حضرت رسالت به قرآن ایمان آوردند به جهت یافتن نعت و صفت او را در تورات مانند قيس بن ساعده و بُحیرای راهب و نسطور و امثال آنها و یا مراد اهل اسلام هستند که به قرآن ایمان آورده اند.

و إِلَّا الکَفِرونَ، مگر کافران از یهود مانند کعب بن اشرف و معاندان عرب مثل ابو جهل و ولید بن مغیره و غیر از کسانی که غرق در کفر باشند با آنکه جزم و یقین به صدق آن دارند و عالم به آنکه معجزه آن حضرت باشد.

پیامبر اسلام اکرامی و بیسواد نبود میگفتند اینهایی که می گوید از روی کتب سابق میگوید

آیه 48 سوره عنکبوت

وَمَا كُنْتَ تَتْلُو مِنْ قَبْلِهِ مِنْ كِتَابٍ وَلَا تَخُطُّهُ بِيَمِينِكَ إِذًا لَارْتَابَ الْمُبْطِلُونَ (48)

ترجمه آیه:

«و تو (ای رسول) از این پیش نه کتابی می توانستی بخوانی و نه خطی بنویسی تا مبادا منکران در نبوت تو شک و ریبی کنند(و بگویند که از روی کتاب سابق اینها را می گوید)».

آیه 49 سوره عنکبوت

بَلْ هُوَ آيَاتٌ بَيِّنَاتٌ فِي صُدُورِ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ وَمَا يَجْحَدُ بِآيَاتِنَا إِلَّا الظَّالِمُونَ (49)

ترجمه آیه:

«بلکه این قرآن نشانه های الهی است در صفحه سینه آنهاییکه از خدا نور علم و دانش یافتند و آیات ما را جز مردم ستمکار انکار نمی کنند».

زندگی دنیا بازیچه ای بیش نیست

آیه 64 سوره عنکبوت

وَمَا هَذِهِ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا إِلَّا لَهْوٌ وَلَعِبٌ وَإِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِيَ الْحَيَوَانُ لَوْ كَانُوا يَعْلَمُونَ (64)

ترجمه آیه:

«این زندگی چند روزه دنیا خوشی و بازیچه ای بیش نیست. و زندگی واقعی خانه آخرتست که زندگی جاوید و همیشگی و نعمتش بی رنج و بی زوال است، اگر بدانند».

آیه 36 سوره محمد

إِنَّمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَإِنْ تُؤْمِنُوا وَتَتَّقُوا يُؤْتِكُمْ أُجُورَكُمْ وَلَا يَسْأَلْكُمْ أَمْوَالَكُمْ (36)

ترجمه آیه:

«و زندگی دنیا جز بازیچه و هوسرانی بیش نیست و اگر به خدا ایمان آورید و پرهیزکار شوید پاداش اعمال شما را خواهد داد و از اموال شما چیزی ( مزد هدایت) نمی خواهد».

میانه روی و آرام سخن گفتن و پرهیز از بلند صحبت کردن

آیه 19 سوره لقمان

وَاقْصِدْ فِي مَشْيِكَ وَاغْضُضْ مِنْ صَوْتِكَ إِنَّ أَنْكَرَ الْأَصْوَاتِ لَصَوْتُ الْحَمِيرِ (19)

ترجمه آیه:

«و در رفتار (و کردارت) اعتدال و میانه روی اختیار کن، و سخن آرام گو، نه فریاد و بلند. که زشت ترین صداها،صدای الاغ است».

قرآن عظیم به تمام حرکات و اعمال انسان توجه داشته در آیه فوق طریق راه رفتن را یاد داده است و فرموده: نه تند برو نه کُند. چون تند رفتن از متانت و وقار کم می کند و بی اندازه کُند رفتن تبختر و تکبر می آورد. از امام صادق علیه السلام هم روایت شده که تند رفتن ارزش مؤمن را می برد. اما از صدای بلند نیز پرهیز داده که بلند حرف زدن را به صدای زشت الاغ تشبیه فرموده و تفسير اثنی عشری از بعض اکابر نقل کرده است که صدای حمار، یا برای کاه و جو باشد یا برای شهوت، یا جنگ با هم جنس خود که بلند می شود.

روزی که پدر را بخاطر پسر و پسر را بخاطر پدر کیفر و پاداش نکنند

آیه 33 سوره لقمان (قسمت اول آیه)

يَا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمْ وَاخْشَوْا يَوْمًا لَا يَجْزِي وَالِدٌ عَنْ وَلَدِهِ وَلَا مَوْلُودٌ هُوَ جَازٍ عَنْ وَالِدِهِ شَيْئًا...(33)

ترجمه آیه:

«ای مردم از خدا بترسید و بیندیشید از آنروزی که هیچ پدری را به جای پسر و هیچ پسری را به جای پدر پاداش و کیفر نکنند...».

آیه 7 سوره زمر ( آن قسمت از آیه که مربوط به بحث و فصل بالاست)

_...وَلَا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى...(7)

«... (بدانید که در روز قیامت) هرگز بار گناه کسی را دیگری به دوش نخواهد گرفت ...».

اتّکال به خدا

آیه 3 سوره احزاب

وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ وَكَفَى بِاللَّهِ وَكِيلًا (3)

ترجمه آیه:

«در کارها بر خدا توکل کن که خدا برای مدد و نگهبانی کفایت کند».

مفسرین نقل نموده اند که اهل مکه آن حضرت را گفتند: اگر از دین خود برگردی ما نصف اموال خود را به تو دهیم. و اهل مدینه آنحضرت را ترساندند که اگر اطاعت اهل مكه نکنی تو را به قتل رسانیم. حق تعالی آیات شریفه نازل فرمود که توکل بر خدا نما که حافظ و نگهبان تو و دفع شر دشمنان را از تو فرماید.

با در نظر گرفتن قدرت خدا و موارد متعدد کمک او که به تفصیل در قرآن آمده است از جمله داستان حضرت موسی و فرعون و عاقبت کار فرعون حضرت ابراهیم و قومش و گلستان شدن آن آتش كذایی و داستان حضرت یوسف و نوح و لوط و صالح و... آیا باز دیواری محکم تر از دیوار خدا برای بشر متصور است؟ کدام بنده کار خود را به دست او سپرده و مأیوس گشته است؟

گناهی که ندانسته از انسان سر بزند مؤاخذه نشود

آیه 5 سوره احزاب (قسمت وسط آیه)

_...وَلَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ فِيمَا أَخْطَأْتُمْ بِهِ(5)

ترجمه آیه:

«چنانچه به اشتباه و ندانسته خطا کنید گناهی بر شما نیست».

وفای به عهدی که مؤمنان با خداکردند

آیه 23 سوره احزاب

مِنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضَى نَحْبَهُ وَمِنْهُمْ مَنْ يَنْتَظِرُ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِيلًا (23)

ترجمه آیه:

«برخی از آن مؤمنان بزرگ مردانی هستند که به عهد و پیمانی که با خدا بستند کاملاً وفا کردند پس برخی از آنان بر آن عهد ایستادگی کردند. (تا در راه خدا شهید شدند) و برخی به انتظار (فیض شهادت) مقاومت کردند و هیچ عهد خدا را تغییر ندادند».

آیه تطهیر در خصوص اهلبیت

آیه 33 احزاب (قسمت دوم آیه)

_...إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا (33)

ترجمه آیه:

«... موكداً و بدرستی که خدا چنین می خواهد که هرگونه ناپاکی و ناخالصی از شما خانواده (پاک) نبوت برود و شما را از هر عیب پاک و منزه گرداند».

این آیه مربوط به 5 تن است و بعد از آن بقیه اهل بیت و ائمه علیهم السلام که در حدیث کساء هم صریحاً اسامی آن بزرگواران و پاکان آمده که به ترتیب حضرت محمد ۔ حضرت علی - حضرت فاطمه - حضرت حسن بن علی المرتضی ۔ حضرت حسین بن علی المرتضی است. اما مخالفین نسبت به زنان پیامبر داده اند در حالیکه ما می دانیم عصمت مخصوص 14 معصوم است و پاکی که در قرآن عنوان شده مربوط به همان 5 تن است. اگر مربوط به زنان پیامبر بود مثل اول همین آیه 32، ضمیر مونث ذکر می شد در حالیکه در جمع «عنکم» آمده و مؤنث نیست و در حدیث کساء نیز صدق می کند که اگر این آیه در حق ازواج حضرت بود اینگونه بود (لِيُذهِبَ عَنكُنَّ وَيُطَهَرَ کُنَّ) در حالی که عنکم و يطهركم است و تذکیر آن بواسطه آنکه حضرت فاطمه علیها السلام داخل بوده به جهت تغلیب یعنی مذکّر خطاب کردن به جهت اکثریت تعداد با مردان بود.

و عایشه و ام السلمه و ابوسعید خدری و انس ابن مالک اهلبیت را حضرت علی و فاطمه و حسن و حسین علیهم السلام برشمرده اند.

تحریم ظریف و نرم حرف زدن زنها با نامحرم

آیه 32 سوره احزاب

يَا نِسَاءَ النَّبِيِّ لَسْتُنَّ كَأَحَدٍ مِنَ النِّسَاءِ إِنِ اتَّقَيْتُنَّ فَلَا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَيَطْمَعَ الَّذِي فِي قَلْبِهِ مَرَضٌ وَقُلْنَ قَوْلًا مَعْرُوفًا (32)

ترجمه آیه:

«ای زنان پیامبر شما مانند یکی دیگر از زنان نیستید اگر خداترس و پرهیزکار باشید. پس زنهار با مردان نازک و نرم حرف نزنید مبادا آنکه در دلش بیماری ( هوا و هوس) است به طمع افتد بلکه متین و درست سخن بگویید».

خدا آنچه از مردان خواسته از زنان نیز خواسته

آیه 35 سوره احزاب

إِنَّ الْمُسْلِمِينَ وَالْمُسْلِمَاتِ وَالْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ وَالْقَانِتِينَ وَالْقَانِتَاتِ وَالصَّادِقِينَ وَالصَّادِقَاتِ وَالصَّابِرِينَ وَالصَّابِرَاتِ وَالْخَاشِعِينَ وَالْخَاشِعَاتِ وَالْمُتَصَدِّقِينَ وَالْمُتَصَدِّقَاتِ وَالصَّائِمِينَ وَالصَّائِمَاتِ وَالْحَافِظِينَ فُرُوجَهُمْ وَالْحَافِظَاتِ وَالذَّاكِرِينَ اللَّهَ كَثِيرًا وَالذَّاكِرَاتِ أَعَدَّ اللَّهُ لَهُمْ مَغْفِرَةً وَأَجْرًا عَظِيمًا (35)

ترجمه آیه:

«وهمانا کلیه مردان و زنان مسلمان و مردان و زنان با ایمان و مردان و زنان اهل طاعت و عبادت و مردان و زنان راستگوی و مردان و زنان صابر و مردان و زنان خداترس و خاشع و مردان و زنان خیرخواه و مسکین نواز و مردان و زنان روزه دار و مردان و زنان با حفاظ و خود دار از تمایلات حرام و مردان و زنانی که یاد خدا بسیار کنند بر همه آنها خدا مغفرت و پاداش بزرگی مهیا ساخته است».

آیه درود فرستادن خدا و ملائکه به پیامبر

آیه 56 سوره احزاب

إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا (56)

ترجمه آیه:

«مؤكّداً خدا و فرشتگانش بر روان پاک این پیامبر درود می فرستند شما هم ای اهل ایمان بر او صلوات و درود بفرستید و با تعظیم واکرام و احترام باو سلام گویید».

ذکر صلوات از بهترین و عالی ترین اذکار است که همیشه مستجاب می شود چون در آن سلام و صلوات خدا را بر پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم و آل او از خدا می خواهیم. از این رو اگر حاجتی داریم قبل و بعد از ذکر حاجت صلوات بفرستیم خداوند چون 2 صلوات را استجابت می کند دعای وسطی هم به برکت آندو صلوات مستجاب می شود. بخصوص آن خدایی که بارها کوهی را به کاهی بخشیده و می بخشد. پس پرسودترین دعا تداوم در فرستادن درود یعنی صلوات کامل که همان درود به خود و آل حضرت است. نه «ابتر» یعنی بدون گفتن وآل محمد می باشد. غفلت از این فيض و از ذکر پرسود موجب ندامت و پشیمانی در آن دنیا خواهد بود.

اما تفسير:

در تفسير اثنی عشری: حضرت رسول فرمود حق تعالی دو ملک بر من موكل گردانید تا هر جا که نام من ببرند و مستمع بر من صلوات بفرستد آن دو ملک گویند «غفرالله لَک» خدا و ملائکه آمین گویند، اگر بر من صلوات نفرستد، هر دو ملک

گویند «لا غفر الله لک» یعنی خدا نیامرزد، خدا و ملائکه آمین گویند.

باز بخش دیگری از همین تفسير:

حاکم و ابن حجر روایت نموده از آن حضرت که فرمود: (لا تُصَلّوا عَلىَّ الصَّلوةُ البَتراء) یعنی صلوات بتر (بریده) بر من نفرستید، عرض کردند: یا رسول الله صلوات «بتر» کدام است؟ فرمود: اینکه بگویید (الهم صل على محمد) بلکه بگویید (اللهم صل على محمد وعلى آل محمد) یا وآل محمد.

دیلمی نقل نموده از پیغمبر صلی الله علیه و آله وسلم که فرمود: (اَلدَّعاءَ مَحجُوبَ حتّى يُصَلّي عَلى مُحمَّدٍ وآلهِ) یعنی دعا در حجاب می ماند و مستجات نمی شود تا صلوات بر محمد و آل محمد بفرستند.

سید ابی بکر ابن شهاب الدین علوی از کتاب رشفة الصادی من بحر فضائل بنی الهادی، بیاناتی در وجوب صلوات بر محمد وآل محمد دارد و دلائلی از «نسائی» و «دار قطنی» و «ابن حجر» و «بیهقی» از «ابوبکر طوسی» از «ابواسحق مروزی» و از «سمهودی» و «نَوَوی» در تنقیح و «شیخ سراج الدین قصیمی یمنی» نقل نموده که صلوات بر آل محمد بعد از نام مبارک محمد صلی الله علیه و آله وسلم در تشهد نماز واجب است) ابن حجر متعصب در صفحه 88 صواعق، و حافظ جمال الدين زرندی در معارج الوصول، و دیگران از محمد ابن ادریس امام شافعیها نقل نموده اند:

یا اهل بیت رسول الله حُبُّكم *** فرضٌ مِن الله في القرآن انزلهُ

كفاكُم مِن عَظيم القدر انّكم *** من لم يُصلِّ عَلَيكُم لأصَلوة لَه

باز در دنباله در کتاب نفایس الفنون نقل شده: روزی سلطان الجایتو شاه خدابنده با جمعی از فضلا مثل علامه حلی رضوان الله عليه و قاضي القضاة عبدالملک و غیره در مسجد جامع سلطانیه نشسته بودند، واعظ بالای منبر رفته در فضیلت صلوات بیان نمود، سلطان پرسید چرا هیچیک از انبیاء، آل او را در صلوات

ذکر نکنند و در صلوات با حضرت محمد صلی الله علیه و آله وسلم آل او را داخل کنند؟ واعظ جواب نداد، سلطان گفت دو وجه در خاطر بیاید، اگر پسندیده باشد از شما انصاف خواهم و الّا غرامت کشم:

وجه 1- آنکه چون دشمنان او را (حضرت محمد را) ابتر خواندند، ( از مؤلف و خارج از تفسیر در شرح ابتر طبق آیات و سوره قرآنی سوره 108 قرآن به نام سوره کوثر) خداوند تعالی ابتریت را بدیشان نسبت داد، (إِنَّ شَانِئَكَ هُوَ الأَبتَرُ) یعنی ایشان را ( دشمن حضرت) نسل منقطع شود و اگر بماند هیچکس آنها را نشناسد، به خلاف نسل پیغمبر که روز به روز زیاد شود و هرگز ذکر پیغمبر بی ذکر ایشان نباشد. وجه 2- آنکه ادیان انبیای پیشین در معرض نسخ و زوال بود و امضاء احکام على الدوام لازم نبود، به خلاف دین حضرت محمد صلی الله علیه و آله وسلم که تا آخر الزمان به تغییر دول و تقلب دوران تغییر نیابد و بر متتابعان او لازم است که اخذ آن از خاندان او کنند، چنانچه فرموده (انّي تارك فيكم الثقلین: کتاب الله و عترتی اِن تّمَسكتُم بِهِما لَن تضِلّو بُعدی اَبدأ) لاجرم در صلوات ذكر آل او با او مقرون شد.

سلطان چون این تقریر نمود، فضلا تماماً زبان به تحسین و ثناء گشوده از حسن تقریر و ذکاء او تعجب نمودند.

ثواب در ذکر صلوات: احادیث بسیار در ذکر صلوات وارد شده از جمله:

1- ابن بابویه رحمة الله در عیون، از حضرت رضاعلیه السلام:

مَن لَم يَقدِرُ مایُكَفَّرُ بِه ذُنوبَه فَلَيُكثِر مِنِ الصَّلواةِ على مُحمدٍ و آلهِ فإِنَّها تَهدِمُ الذُّنُوبَ فرمود: هرکه قدرت ندارد بر آنکه کاری کند که گناهانش محو شود، پس صلوات بر محمد و آل محمد صلی الله علیه و آله وسلم زياد فرستد، پس بدرستی که صلوات هدم کند گناهان را_امالی شیخ طوسی _.

عَن أَحَدهما علیهما السلام، قال: أَثقَلُ مايوضَع في الميزان يوم القيامة الصَّلوة على محمډ وعلى اهل بيته.

حضرت باقر یا صادق علیهما السلام فرمود: سنگین ترین چیزی که گذاشته شود در میزان روز قیامت، صلوات بر محمد و اهل بیت محمد علیهم السلام است.

روایت کرد ابن بابویه رحمة الله از حضرت صادق عليه السلام:

مامِن عمل افضلُ يَومَ الجمعة مِن صَلواۃِ علی محمد و آله.

هیچ عملی بهتر نیست از صلوات بر محمد و آل او در روز جمعه.

باز از ابن بابویه از حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله وسلم:

قال: البخيل حقَاً مَن ذُکرتُ عِنده فَلَم يُصلَّ علىَّ

فرمود: بخيل حقیقی کسی است که ذکر بشوم نزد او، پس صلوات نفرستد بر من.

امالی - باز ابن بابویه از حضرتش:

قال: من صلّى عَلىَّ وَلَم يُصَلِّ على آلي، لَم يَجِد ريحَ الجَنّةِ، وإنَّ ريحَها لتوجَدُ مَن میسرۃ خمسَماة عام.

فرمود: هر که صلوات بر من فرستد و صلوات بر آل من نفرستد، نیابد بوی بهشت را، بدرستی که بوی بهشت از پانصد سال راه به مشام می رسد.

محرم و نامحرم و بی حجابی

آیه 55 سوره احزاب

لَا جُنَاحَ عَلَيْهِنَّ فِي آبَائِهِنَّ وَلَا أَبْنَائِهِنَّ وَلَا إِخْوَانِهِنَّ وَلَا أَبْنَاءِ إِخْوَانِهِنَّ وَلَا أَبْنَاءِ أَخَوَاتِهِنَّ وَلَا نِسَائِهِنَّ وَلَا مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُنَّ وَاتَّقِينَ اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدًا (55)

ترجمه آیه:

«و زنانرا مانعی نیست (یعنی محرم هستند) که جلو پدران و فرزندان و برادرانشان و برادر زادگان و خواهرزادگان و زنان مسلمان و کنیزان ملکی و غلامان بی حجاب باشند (و غیر از اینها باید با حجاب باشند) و حجاب را رعایت کنند و از خدا بترسید که خدا به همه چیز کاملا گواه و آگاه است».

آیه 59 سوره احزاب

يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُلْ لِأَزْوَاجِكَ وَبَنَاتِكَ وَنِسَاءِ الْمُؤْمِنِينَ يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِنْ جَلَابِيبِهِنَّ ذَلِكَ أَدْنَى أَنْ يُعْرَفْنَ فَلَا يُؤْذَيْنَ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِيمًا (59)

ترجمه آیه:

«ای پیغمبر (گرامی) به زنان و دختران خود و زنان مومنان بگو که خویشتن را با چادر فرو پوشند که این کار برای اینکه آنها (به عفت و حرّیت) شناخته شوند تا از تعرض و جسارت ( هو سرانان) آزار نبرند و خدا آمرزنده و مهربان است».

بندگان خوب و خدا ترس پرهیزکار علاوه بر اجر اخروی در دنیا نیز خوبی و خوشی می بینند

آیه 10 سوره زمر

قُلْ يَا عِبَادِ الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا رَبَّكُمْ لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا فِي هَذِهِ الدُّنْيَا حَسَنَةٌ وَأَرْضُ اللَّهِ وَاسِعَةٌ إِنَّمَا يُوَفَّى الصَّابِرُونَ أَجْرَهُمْ بِغَيْرِ حِسَابٍ (10)

ترجمه آیه:

«(ای رسول ما) بگو ای بندگانی که به خدا ایمان آورده اید خدا ترس و پرهیزگار باشید که هر کس متّقی و نیکوکار است علاوه بر آخرت در دنیا نیز خوشی نصیبش می شود و زمین خدا بسیار وسیع و پهناور است و خدا صابران را به حد کامل و بدون حساب پاداش خواهد داد». .

در این آیه شریفه خداوند علاوه بر اینکه بر نیکوکاران بهشت را و همیشگی در آن را یاد آوری فرمود، اشاره فرمود؛ که اگر مسلمانی در موطن خود در زحمت و فشار عبادات و فرائض دینی اش را انجام می دهد، به شهر و دیار اسلامی مهاجرت نماید تا در آنجا به آزادی به فرامین دینی اش عمل نماید. البته جلای وطن در اجرای فرمان الهی سخت است و تحمل و صبر می خواهد، و خدا و اجرای فرامین را ترجیح بر راحتی خویش دهد اجرش را خدای متعال زیاد گرداند و در مقابل صبر و مشقات و رنجها ثواب بی شماری عطا فرماید که شمردن آنها ناممکن باشد.

آنهایی که همه گفته ها را می شنوند و بهترینش را عمل میکنند

آیه 18 سوره زمر

الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولَئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللَّهُ وَأُولَئِكَ هُمْ أُولُو الْأَلْبَابِ (18)

ترجمه آیه:

«آن بندگانی که سخن می شنوند و از خوبهای آن سخنها تبعیت کنند آنان هستند که خدا آنها را به لطف خویش هدایت فرموده و هم چنین آنها از خردمندان و عاقلان عالم هستند».

حقیقتاً كدام دینی است که اینقدر چشم و دل مسلمان را باز گذاشته ممنوعیتی در شنیدن انواع پندها و مواعظ ندارد در آئین و ادیان دیگر شاید محدودیت هایی پیدا می شود ( البته ادیان از جانب خداست و کامل ترینش اسلام است که به واسطه کمال همه باید از اسلام تبعیت کنند چون وقتی یک ابزاری ساخته شود و سپس ابزاری کامل تر از آن در دسترس قرار گیرد مسلماً برای رسیدن به هدف باید از آخرین و کاملترین استفاده گردد) ولی در اسلام علم و دانایی را بر اعمال دیگر تفوق داده و بهترین عبادت را تحصیل و اخذ علم قرار داده و بعد در آیه مبارکه فوق این همه اجر و پاداش برشمرده است.

نباید از رحمت خدا نا امید شد خداوند همه گناهان را می بخشد

آیه 53 سوره زمر

قُلْ يَا عِبَادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنْفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعًا إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ (53)

ترجمه آیه:

«(ای رسول رحمت) به آن بندگانم که ( در معصیت) اسراف به نفس خود کردند بگو هرگز از رحمت (بیکران و بی انتهای) خدا مأیوس و ناامید نباشيد البته خدا همه گناهان را ( چون توبه کنید) خواهد بخشید که او خدایی بسیار آمرزنده و مهربان است».

یکی از گناهان نابخشودنی یأس و نا امیدی از رحمت خداست. پناه می برم از یأس و نا امیدی از رحمت خدا، که بزرگترین شکست و صدمه ای است که به گناهکار می زند اینست که نمی گذارد انسان توبه کند، و با خود می گوید که گناه من زیاد است گناه من بزرگ است و توبه نمی کند. پس یأس و نا امیدی گناه نابخشودنی است. باید اول از این گناه خود را خالی نمود، بعد توبه کرد، که خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.

در تفاسیر از جمله اثنی عشری و نمونه از حضرت على علیه السلام هر دو به این مضمون از حضرتش روایت کرده اند که حضرت فرموده در قرآن آیه ای به این وسعت در بخشندگی خدا نیست.

به اهل بهشت مژده دهند که از هر دری می خواهید وارد شوید

آیه 73 سوره زمر

وَسِيقَ الَّذِينَ اتَّقَوْا رَبَّهُمْ إِلَى الْجَنَّةِ زُمَرًا حَتَّى إِذَا جَاءُوهَا وَفُتِحَتْ أَبْوَابُهَا وَقَالَ لَهُمْ خَزَنَتُهَا سَلَامٌ عَلَيْكُمْ طِبْتُمْ فَادْخُلُوهَا خَالِدِينَ (73)

ترجمه آیه:

«و متقیان و پرهیزکاران خداترس را دسته دسته به سوی بهشت برند و چون بدانجا رسند همه درهای بهشت را به روی ایشان به احترام باز کنند و خازنان بهشت به تهنیت بگویند سلام بر شما باد که چه زندگی ( ابدی - جاودان - همیشگی) نصیب شما گردید و چون داخل این بهشت گردند مدام در نعمت باشند.

قول قول خداست این آیه را خیلی بخوانید و خوب فکر کنید. اگر کسی وارد شد دیگر از آن بهشت خارج نخواهد شد. مرگی دیگر وجود ندارد، فانی نیست، زودگذر نیست، دائماً در لطف پروردگار است. باز تکرار می کنم برای توفق به این سعادت پیشنهاد میکنم این آیه را درست و دقیق در یک کاغذ بنویسید ( متن صحیح عربی با اعراب و ترجمه فارسی آن را کسانی که زبان عربی را نمی دانند) و خیلی بخوانید که محبت بهشت شاید واقعاً به دلتان بیفتد. شاید قول خدا مورد قبولتان واقع شود. در اینصورت ممکن است ابزار ورود به این رحمت را در خودمان تهیه ببینیم که ابزارش همان تقوا است. اگر ما قدرت نداشتیم از ما نمی خواست و در آیه 152 سوره انعام خود فرموده «هیچکس را جز به اندازه توانایی اش تکلیف نکرده ایم» پس از ما ساخته است باید یقین داشته باشیم.

آیه ادعونی استجب لکم (دعا کنید که مستجاب می شود)

آیه 60 سوره غافر (قسمت اول آیه که مربوط به این بحث است)

«وَقَالَ رَبُّكُمُ ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ...(60)

ترجمه آیه:

و خدای شما فرموده «بخوانید مرا که اجابت کنم شما را.» ( از من بخواهید تا دعای شما را مستجاب کنم).

این آیه خیلی صریح و آشکار و بی قید و شرط نیز هست. خدا بندگان را بطور عام خطاب فرموده، و جدا نکرده و شرط هم نفرموده. و این همان معنای دعوت عام است. از دعا نباید غفلت کرد، نباید سستی کرد نباید مأیوس شد. اگر قرار بود فقط دعای صلحا و پاکان و بی گناهان حتی کم گناهان مستجاب شود خدا به صورت عام نمی فرمود که بخوانید مرا، جواب می دهم شما را. خود دعا یک عبادتست، اگر چه حتی در صورت ظاهر استجابت نشود. ممکن است کسی کاری به خدا نداشته، باشد ولی از نعمات خدای متعال بطور عام برخوردار باشد. مثلاً روزی اش مرحمتی خداست نمی داند و نمی خواهد بداند آنقدر از خدا دور است که نمی خواهد اسم خدا بیاورد. ولی زندگی می کند و زاد و ولد می کند اگر زن بگیرد بچه دار می شود، کاری ندارد منشأ اصلی کجاست و کیست. ولی اگر همان بچه را یک موحد با دعا از خدا بگیرد، این بچه یاثروت یا ازدواج به طریق دعا و درخواست از خدا بدست آمده باشد، یک لطف و صفای دیگر خواهد داشت. آن بچه وجودش برای پدر و مادر مبارک خواهد بود. آن ثروت با آن زوج و زوجه از برکت های مخصوص خداوندی برخوردار خواهند بود. در تفسير آمده که حضرت

صادق علیهالسلام فرموده: که نزد خدا مقامی است جز با دعا و تقاضا نمی توان به آن رسید. و اگر بنده ای دهان خود را از دعا ببندد و چیزی تقاضا نکند، چیزی به او داده نخواهد شد پس از خدا بخواه تا به تو عطا شود. چون هر دری را بکوبید و اصرار کنید، سرانجام گشوده خواهد شد، آنهم در خانه خدا که از هر کس چیزی بخواهی اگر آنکس بخشنده ترین هم باشد مال خودش نیست. همه چیزی که در اختیار دارد خدا به او داده پس از منشاء اصلی و از سرچشمه باید خواست که همان خدا است.

شعری است زیبا:

آنقدر در میزنم این خانه را *** تا ببینم روی صاحب خانه را

پیامبر برای رسالت خود مزدی نخواسته جز محبت به نزدیکان خود

آیه 23 سوره شوری (قسمت اول آیه که مربوط به عنوان بالاست)

ذَلِكَ الَّذِي يُبَشِّرُ اللَّهُ عِبَادَهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ قُلْ لَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى...(23)

«(این بهشت ابد) همان است که خدا بر بندگانی که ایمان آورده اند و نیکوکار شده اند بشارت آنرا داده. ( ایر سول ما) بگو من از شما اجر رسالت جز این نخواهم که محبت و مودت مرا در حق خویشاوندانم منظور دارید و دوستدار آل محمد باشید و این اجر هم به نفع امت و برای هدایت یافتن آنهاست».

در تفاسیر شأن نزول این آیه را در زمانهای مختلف نوشته اند. تفاسیری در ورود حضرت به مدینه برای استحکام پایه های اسلام و در تفسير اثنی عشری در زمان ورود حضرت به مدینه پس از حجة الوداع نوشته. که پس از آنکه اصحاب پیشنهاد تقديم مقداری از اموال خودشان را نمودند، که حضرت در مضیقه مالی نباشد، چون می گفتند ممکن است بسیاری بر شما وارد شوند و مال زیاد ندارید از عهده مخارج آنها بر بیایید، حضرت جواب نفرمود و انتظار وحی داشت، جبرئیل نازل شد و آیه شریفه فوق را آورد.

امام احمد ثعلبی از اکابر علمای عامه در تفسیر خود در ذیل آیه مودت آورده که: محبت و مودت اهلبيت طهارت از جمله اصول دین و ارکان اسلام است و هر کس خلاف این عقیده داشته باشد کافر و از دین اسلام خارج و ناصبی ( دشمن اهل بیت عصمت طهارت و خاندان حضرت محمد را کلاً ناصبی گویند) می باشد و دلیل بر این خبری است که عبدالله ابن حامد اصفهانی به اسناد خود از جریر ابن

عبدالله بجلی روایت نموده و سید ابی بکر ابن شهاب الدین علوی در صفحه 45 از باب 4 (رشفة الصادی من بحر فضائل النبي الهادی) چاپ مطبعه اعلامیه مصر سال 1303 از تفسیر ثعلبی و امام فخر رازی در صفحه 405 جلد هفتم تفسیر کبیر در ذیل آیه مودت از صاحب کشاف نقل نموده که رسول اکرم صلی الله علیه و آله وسلم می فرمود: ( در اینجا متن عربی کامل این فرموده را در دسترس داشتم ولی چون مفصل بود در این نوشته که بیشترش به فارسی می باشد ضرورتی ندیدم لذا عین ترجمه فارسی آن را به شرح ذیل می آورم چنانچه عده ای از افراد بخواهند عین عربی اش را هم داشته باشند رجوع کنند در جلد 11 تفسير فوق ( تفسير اثنی عشری به آیه 23 شوری).

«هرکه بمیرد بر دوستی آل محمد مرده است شهید، آگاه باشید هرکه بمیرد بر دوستی آل محمد مرده است آمرزیده، آگاه باشید هرکه بمیرد بر دوستی آل محمد مرده است توبه کننده، آگاه باشید هرکه بمیرد بر دوستی آل محمد، مرده است مومن کامل الایمان، آگاه باشید هر که بمیرد بر دوستی آل محمد، بشارت دهد او را ملک الموت به بهشت، آگاه باشید هر که بمیرد بر دوستی آل محمد، می رود به بهشت چنانچه می رود عروس به خانه شوهرش، آگاه باشید هر که بمیرد بر دوستی آل محمد، باز شود برای او دو درب به بهشت، آگاه باشید هر که بمیرد بر دوستی آل محمد، قرار دهد خدا قبر او را مزار ملائکه رحمت، آگاه باشید هرکه بمیرد بر دوستی آل محمد مرده است بر سنت و جماعت، آگاه باشید هر که بمیرد بر بغض آل محمد، می آید روز قیامت در حالیکه نوشته شده بر پیشانیش مأیوس از رحمت خدا، آگاه باشید هر که بمیرد بر دشمنى آل محمد بمیرد کافر، آگاه باشید هر که بمیرد بر دشمنى آل محمد استشمام نکند بوی بهشت. بارها و کرات و مرات از آل حضرت سؤال شد فرمودند: على - فاطمه - حسن - حسین و اولاد ایشان تا حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف).

خدا به هرکس که خواهد پسر و به هرکس که خواهد دختر عطا فرماید یا در یک رحم دو فرزند پسر و دختر قرار می دهد و هر که را خواهد عقیم و نازا کند

آیه 49 سوره شوری

لِلَّهِ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ يَخْلُقُ مَا يَشَاءُ يَهَبُ لِمَنْ يَشَاءُ إِنَاثًا وَيَهَبُ لِمَنْ يَشَاءُ الذُّكُورَ (49)

ترجمه آیه:

«خدا است تنها مالک زمین و آسمانها هر چه بخواهد بیافریند و به هر که خواهد فرزند اناث ( دختر) و به هرکه خواهد فرزند ذکور (پسر) عطا فرماید».

آیه 50 سوره شوری

أَوْ يُزَوِّجُهُمْ ذُكْرَانًا وَإِنَاثًا وَيَجْعَلُ مَنْ يَشَاءُ عَقِيمًا إِنَّهُ عَلِيمٌ قَدِيرٌ (50)

ترجمه آیه:

«یا در یک رحم دو فرزند پسر و دختر قرار می دهد و هر که را بخواهد عقيم و نازا می گرداند بدرستیكه خداوند تعالی داناست و توانا» .

خدا بی نیاز و شماها نیازمند و فقیرید

آیه 38 سوره محمد صلی الله علیه و آله وسلم (قسمت دوم آیه که مربوط به بحث بالاست)

_...وَاللَّهُ الْغَنِيُّ وَأَنْتُمُ الْفُقَرَاءُ وَإِنْ تَتَوَلَّوْا يَسْتَبْدِلْ قَوْمًا غَيْرَكُمْ ثُمَّ لَا يَكُونُوا أَمْثَالَكُمْ (38)

ترجمه آیه:

«... خدا از خلق غنی و بی نیاز است و شما فقير و نیازمندید و اگر شما روی بگردانید خدا قومی عزیز بر شما که مانند شما بخیل نیستند بجای شما پدید آورد پس نباشند امثال شما».

آیه فوق می گوید خدا غنی و انسان فقیر است آیا فقیر را جز غنی می تواند بی نیاز کند؟ کدام غنی؟ آن خدای خالق مطلق، خالق یکتا، خالق همه و همه چیز و همه موجودات، و همه زمین و آسمانها، خدا چون خودش غنی و بخشنده است سزاوار است که بنده اثری از صفات او داشته باشد. باید بین صانع و مصنوع تشابهی باشد، سزاوار است چنین خدایی که غنی است، به همه فقرا که ما بندگان باشیم روزی دهد و بی حساب بخشد. چندین بار این آیه تکرار شده پرواضح است غیر از معصومین که سفرای خدا هستند از متن کامل قرآن و خواست خاص و کامل آن یکتا، دانایی نخواهیم داشت ولی به اندازه ای که نزدیک به خواست او باشیم و از سرچشمه زلال علم آل محمد کمک بگیریم خدا روزی می دهد به هرکه خواهد به غير حساب، بخل درست نقطه مقابل بخشش است که خدا نیز دوست ندارد. بشر باید از بخل دور باشد در دعاها آمده یا من يُعطي كثيراً بالقليل ای کسی که به کم زیاد می دهی با اینکه هر چه بنده دهد صاحب همه چیزش خود او است ولی خدای کریم به بهانه می دهد کریم است می بخشد، کریم است عطا می کند، کریم است به یک بنده ده برابر می دهد، هفتاد برابر می دهد مضاعف می دهد با اینکه آنچه را که بنده می دهد آنهم مال خدا است.

آیه «یدالله فوق ایدیهم» دست خدا بالاترین دستهاست

آیه 10 سوره فتح ( قسمتی از وسط آیه)

_...يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ...(10)وبقیه آیه ( که این قسمت مربوط به عنوان فوق می باشد)

ترجمه قسمت نوشته شده آیه:

«... دست خدا بالای دست آنهاست...» ( قدرت خدا بالاترین قدرتهاست)

باید بنده مدنظر همیشگی اش باشد به هر قدرتی برسد، به هر قدرتمندی برسد، بالا دست او خداست دست خداست که از هر دستی بالاتر است دست خداست که حرف اول و آخر را او می زند و او است که به همه کس و همه شما احاطه دارد.

برای مریض نرفتن به جنگ گناه محسوب نمی شود

آیه 17 سوره فتح

لَيْسَ عَلَى الْأَعْمَى حَرَجٌ وَلَا عَلَى الْأَعْرَجِ حَرَجٌ وَلَا عَلَى الْمَرِيضِ حَرَجٌ وَمَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ يُدْخِلْهُ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ وَمَنْ يَتَوَلَّ يُعَذِّبْهُ عَذَابًا أَلِيمًا (17)

ترجمه آیه:

«برای شخص نابینا و مریض و لنگ در تخلف از جنگ گناهی نیست و خدا و رسول او را هر که فرمان برد او را به باغهای بهشتی داخل کند که زیر درختانش نهرها جاریست و هر که مخالفت کند، به عذابی دردناک معذب می شود».

آیه (هو الذي ارسل رسوله بالهدى...)

آیه 28 سوره فتح

هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَكَفَى بِاللَّهِ شَهِيدًا (28)

ترجمه آیه:

«و او خداییست که رسول خود ( محمد صلی الله علیه و آله وسلم) را با قرآن و دین حق به عالم فرستاد تا او را بر همه ادیان دنیا غالب گرداند و بر حقیقت این سخن گواهی خدا کفایت میکند».

آیه 9 سوره صف

هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ (9)

ترجمه آیه:

« اوست خداییکه رسولش ( محمد المصطفی صلی الله علیه و آله وسلم) را به هدایت خلق و ( ابلاغ) دین حق فرستاد تا او را هر چند کافران مشرک دوست ندارند، بر همه ادیان غالب گرداند».

آیه (محمد رسول الله والذين مَعَهُ..)

و آیه (سيماهم في وجوههم )

آیه 29 سوره فتح

مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَالَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ تَرَاهُمْ رُكَّعًا سُجَّدًا يَبْتَغُونَ فَضْلًا مِنَ اللَّهِ وَرِضْوَانًا سِيمَاهُمْ فِي وُجُوهِهِمْ مِنْ أَثَرِ السُّجُودِ ذَلِكَ مَثَلُهُمْ فِي التَّوْرَاةِ وَمَثَلُهُمْ فِي الْإِنْجِيلِ كَزَرْعٍ أَخْرَجَ شَطْأَهُ فَآزَرَهُ فَاسْتَغْلَظَ فَاسْتَوَى عَلَى سُوقِهِ يُعْجِبُ الزُّرَّاعَ لِيَغِيظَ بِهِمُ الْكُفَّارَ وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ مِنْهُمْ مَغْفِرَةً وَأَجْرًا عَظِيمًا (29)

ترجمه آیه:

«محمد صلی الله علیه و آله وسلم فرستاده خداست و یاران و همراهانش بر کافران بسیار سخت دل، و با یکدیگر بسیار مشفق و مهربانند. آنان را در حال رکوع و سجود نماز می بینی که فضل و رحمت خدا و خوشنودی او را به دعا می طلبند. بر رخسارشان از اثر سجود نشانها پدیدار است. این وصف حال آنها در کتاب تورات و انجیل است که مثل حالشان به دانه ای ماند که چون نخست سر از خاک بر آورد شاخه ای نازک و ضعیف باشد پس از آن قوت یابد تا آنکه ستبر و قوی گردد و بر ساق خود راست و محکم بایستد که دهقانان در تماشای آن حيران بمانند. همچنین اصحاب محمد صلی الله علیه و آله وسلم از ضعف به قدرت رسند تا کافران را از قدرت خود به خشم آورند خدا و عده فرموده که هرکس از آنها ثابت ایمان و نیکوکار شود گناهانش ببخشد و اجر عظیم عطا فرماید».

آیه (وانما المومنون اخوه...)

آیه 10 سوره حجرات

إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَيْنَ أَخَوَيْكُمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ (10)

ترجمه آیه:

«به حقیقت مومنها برادر همدیگر هستند پس پیوسته بین برادران ( ایمانی) خود صلح دهید و خداترس و پرهیزکار باشید. باشد که مورد رحمت الهی گردید».

اسلام بالاترین محبت و مودت را بین مسلمانها بوجود آورده و چقدر دقیق و حساب شده است. واقعاً اگر تنها این دستور قرآن خوب اجرا شود چه مزایایی در بر خواهد داشت. در جامعه ای که قاطبه مردم مسلمان هستند با اعمال اخوت فوق الذکر اسلام و مسلمانان چقدر قوی خواهند شد. از چند نفر گرفته تا به ترتیب مردم یک کوی و محله و یک منطقه و یک شهر و یک کشور همانطور در سطح جهانی اگر یک مسلمان در شرق و یک مسلمان در غرب خود را برادر همدیگر بداند چه اتفاق مبارکی خوهد افتاد؟ کدام دین و آیینی اینهمه هم کیشان و هم دینان خودش را به هم پیوند داده؟ افسوس و صد افسوس در جامعه امروزی ما، مسلمان از کید و نقشه مسلمان می ترسد نه از غیر مسلمان، همان مسلمان که اسلام برادر قرار داده. اگر به دادگستری شهر خودتان یک سری بزنید سالنها و دادگاهها را پر از شاکی و متهم خواهید دید. از طرفین سؤال کنید 99٪ و شاید 100٪آنها مسلمان هستند. اختلافها را بپرسید! مرور کنید! خواهید دید همان مسلمانی که قرآن برادر خطاب کرده با دسائس بزرگ و متعدد پاپوش برای یک مسلمان دوخته، کلاه سرش گذاشته، بخون یکدیگر تشنه اند، محاكم ما هم با یک کلاف سردرگم مواجه است.

کی می تواند حق را تشخیص دهد؟ آیا جز این است که پلیس داخلی که همان ایمان به خدا و حق و حقیقت است فقط می تواند قضاوت کند؟ اگر این بود احتیاجی به محاکم نبود، احتیاجی به شهادت های دروغ و آنچنانی نبود، مع الاسف هر روز صف های دادگاهها طولانی تر و عذاب مردم دردآورتر می شود، نمی خواهم غرب زده صحبت کنم نسبت دعواها در کشورهای اسلامی روز بروز بیشتر می شود، مسلمان از مسلمان رنج می برد مسلمان کلاه مسلمان را بر می دارد، آیا جوامع غیر اسلامی هم همینطور شلوغ است؟

من از بیگانگان هرگز ننالم *** که بر من هرچه کرد آن آشنا کرد

از ماست که بر ماست، کجاست آن آیه مبارکه (إِنَّمَا المُؤمِنُونَ إِخوَةٌ) که مسلمانان را مخاطب قرار داده؟

اما تفاسیر در خصوص این آیه:

تفسير برهان: از ابن عباس - چون آیه (إِنَّمَا المُؤمِنونَ إِخوَةٌ) نازل شد حضرت پیغمبر صلی الله علیه و آله وسلم برادری قرار داد بین مسلمان، پس اخوت قرار داد بین ابوبکر و عمر، و بين عثمان و عبدالرحمن، و بین فلان وفلان، تا اخوّت قرار داد میان تمام مسلمين بقدر منزلتشان، پس فرمود به على علیه السلام: تو برادر من و من برادر تو می باشم. تنبيه: مقام جلالت و عظمت مومن به مرتبه ای است که خدای متعال مؤمن را از نور عظمت و جلال کبریایی خود خلق فرموده و سبب کلمه توحید ربط معنوی و نسبت ایمانی میان آنها مقرر گردانیده، بدین واسطه برادر یکدیگر شده اند که (إِنَّمَا المؤمِونَ إِخوَةٌ). بنابراین باید مراعات وظائف انسانی را نسبت به هم منظور دارند، و اگر هر آینه به جهت عوارضات خارجيه کدورت و نفاقی بین آنها طاری شود، محبت امتثال فرمان الهی (فَأَصلِحوا بَينَ أخَوَيكُم) در صدد اصلاح آن برآمده و حفظ شئونات را هم بنمایند، و احادیث بسیار در این قسمت وارد شده از

جمله، حضرت رسول صلی الله علیه و آله وسلم فرموده: «مؤمن آینه مؤمن است» یعنی همانطور که آینه هر نوع عیب و زیبایی انسان را نشان می دهد مومن در حق برادر دینی خود باید مثل آینه عمل کند.

امام صادق علیه السلام فرموده:

اگر هر آینه اصلاح نمایم بین دو نفر، آن را بیشتر دوست دارم از اینکه تصدق کنم به دینار طلا.

امالی از حضرت رسول صلی الله علیه و آله وسلم فرمود: اصلاح ذات البين افضل است از همه نمازها و روزه مستحبّی.

باز از حضرت صادق علیه السلام از جد بزرگوارش حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله وسلم روایت شده:

«نیست عملی که شخص بجا آورد بعير اقامه واجبات، بهتر از اصلاح بین مردم».

قرآن مسخره کردن دیگران را سخت نکوهش نموده همچنین نسبت های ناروا و زشت را ممنوع نموده است

آیه 11 سوره حجرات

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا يَسْخَرْ قَوْمٌ مِنْ قَوْمٍ عَسَى أَنْ يَكُونُوا خَيْرًا مِنْهُمْ وَلَا نِسَاءٌ مِنْ نِسَاءٍ عَسَى أَنْ يَكُنَّ خَيْرًا مِنْهُنَّ وَلَا تَلْمِزُوا أَنْفُسَكُمْ وَلَا تَنَابَزُوا بِالْأَلْقَابِ بِئْسَ الِاسْمُ الْفُسُوقُ بَعْدَ الْإِيمَانِ وَمَنْ لَمْ يَتُبْ فَأُولَئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ (11)

ترجمه آیه:

«ای اهل ایمان! مومنان هرگز نباید، قومی، قوم دیگری را مسخره و استهزا کنند شاید آن قوم که مسخره می کنید بهترین مؤمنان باشند و نیز زنان با ایمان قوم دیگر را مسخره نکنید که بسا آن قوم بهترین آن زمانند و هرگز (از همدینان خود عیب جویی نکنید و به نام و لقب های زشت صدا نکنید که پس از ایمان به خدا نام زشت و فسق بر مومن گذاشتن بسیار بد است و هرکه از فسق و گناه به درگاه خدا توبه نکند بسیار ظالم است».

حرمت مسلمان اعم از زن و مرد بسیار حائز اهمیت است، تا آنجا که علاوه بر اخبار و احادیث از پیامبر گرامی و معصومین که نگهداری حریم مسلمانان و حفظ آبروی فرد مسلمان واجب است، قرآن مجید نیز با آن عظمت و حکمت که بالاتر از هر توصیه و سفارش است، در آیه مزبور صریحاً هر نوع توهین و استهزاء و بدگویی و عیب جویی از مسلمان را منع نموده تا آنجا که اگر کسی بر مسلمانی توهینی یا مسخره یا بدگویی نمود و توبه نکند بسیار ظالم شمرده است.

قرآن از ظن بد، تجسس، غیبت که همه از اخلاق رذیله هستند شدیداً منع کرده

آیه 12 سوره حجرات

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا كَثِيرًا مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ وَلَا تَجَسَّسُوا وَلَا يَغْتَبْ بَعْضُكُمْ بَعْضًا أَيُحِبُّ أَحَدُكُمْ أَنْ يَأْكُلَ لَحْمَ أَخِيهِ مَيْتًا فَكَرِهْتُمُوهُ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ تَوَّابٌ رَحِيمٌ (12)

ترجمه آیه:

«ای آنهایی که به خدا ایمان آورده اید، از بسیاری از گمانهای بد و ظن بد در حق یکدیگر پرهیز کنید ، که بسیاری از ظن و پندارها گناه و معصیت است. و نیز هرگز از اوضاع و حال درونی و داخلی یکدیگر جستجو و تجسس نکنید. (جاسوس برای مردم نباشید) و غیبت همدیگر را نکنید! آیا شما دوست دارید که گوشت برادر خود را که مرده است بخورید؟ البته (نه) و کراهت دارید، و از خدا بترسید که (خدا) بسیار توبه پذیر و مهربان است».

غیبت یعنی بازگو کردن صفت بدی که در یک نفر هست ولی وی از آن بازگوئی ناراحت می شود. گفتن آن حرام است و از طرف خدا منع شده ولی اگر آن صفت بد را اصلاً نداشته باشد و دیگری این صفت بد را به او نسبت دهد این هم افتراء و بهتان است که حرام است اگر آن شخص حلال نکند روز قیامت کار به کجا خواهد کشید؟ در اینجا به یاد یکی از وعاظ معتبر افتادم که پای منبرش نشسته بودم می گفت: یکی از علماء و دانشمندان موجه و مقبول زمان از دنیا رفت، بعد از مدتی به خواب یکی از دوستانش آمد، دوست او مقامش را در عالم برزخ خیلی بالا

و فاخر دید و با هم نشستند و صحبت می کردند در حالکیه آن عالم برزخی در ناز و نعمت و باغی و درختی و ... مشغول صحبت بود، یک مرتبه حالش دگرگون و مضطرب گردید، ماری نزدیک شد و زبانش را در آورد و مار نیشش را زد و شخص مارزده فوراً شعله ور گردید، و خاکستر و نابود شد. چون مرگی دیگر بعد از مردن وجود ندارد به فاصله زمان کوتاهی مجدداً جسمش از آن خاکستر بالا آمد و به حال قبلی برگشت و صحبت ادامه یافت. این دوستش متوحش و هراسان جویای واقعه شد او جواب داد: همه این نعمات بواسطه اعمال نیکی که در دنیا انجام داده بودم، خدا به من اعطاء فرموده. ولی من در آن دنيا اهل غیبت بودم و از آن ابایی نداشتم. بدون بخشش غیبت شدگان ( آنهایی که پشت سر آنها غیبت کرده بودم) از دنیا رفتم. این عذاب همه روزه است فعلاً مبتلا هستم. حالا مراد از همه روزه در عالم برزخ چگونه است؟ شاید مقدار روز یا شب در عالم برزخ مدت دیگری است به هر حال این را باید مد نظر داشت که غیبت عواقب و آخرت بدی خواهد داشت. که این یک گوشه ای کوچک از عذاب در مقابل غیبت است.

عزیزترین شما پیش خدا پرهیزکارترین شماست

آیه 13 سوره حجرات

يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَأُنْثَى وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ (13)

ترجمه آیه:

«ای مردم ما همه شما را نخست از مرد و زنی آفریدیم و آنگاه شعبه و فرق بسیاری و مختلف گردانیدیم، تا یکدیگر را بشناسید ( از یکدیگر شناخته شوید) و گرامی ترین و عزیزترین شما در پیش خدا پرهیزگارترین شما هستید و خدا دانا و آگاه است».

آورنده کتاب آسمانی ما مسلمانان ( قرآن) حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله وسلم و اولين شخصیت اسلام می باشد؟ شخصیتی که اشرف مخلوقات، اشرف انسانهاست. از اینکه آیه فوق عزیز ترین انسان را متقی ترین و پرهیزگارترین را معرفی می کند، ببینید چگونه خودشان عمل می کردند.

از تفسير اثنی عشری استفاده می شود، روزی حضرت از بازار مدینه میگذشت غلام سیاهی را دید که او را می فروشند و او می گفت: هر کس مرا می خرد به این شرط که مرا منع نکند از گزاردن نماز یومیه با پیغمبر، چه همیشه من نماز را با آن حضرت گزاردم. شخصی او را خرید، غلام به نماز حاضر می شد، چندی گذشت که غائب شد، حضرت از حال وی پرسید: گفتند: تب نموده حضرت به عیادتش رفتند، بعد از مدتی مولایش خبر داد که فوت نموده، حضرت برخاست نزد جنازه رفت او را تغسیل و تکفین نمود، مهاجر و انصار تعجب

نمودند، آیه شریفه نازل شد که نسب را اثری نیست بلکه فضیلت و کرامت به تقوی

و پرهیزکاری است.

در اسلام فرق بین انسانها اعم از سفید پوست یا سیاه پوست نیست، مگر به

تقوی. هر که پرهیزگاری اش بیشتر، قربش در پیش خدا بیشتر است. صفت

پرهیزکاری هم آشکار است که معصیت نکند و مطيع امر خدا باشد، خدایی که

انسانها را به همدیگر نزدیک و مهربان امر کرده از خیانت به مال و جان و آبرو

و حیثیت مسلمان منع فرموده، که متقی تمامی صفات حسنه امر کرده خدا را

داراست و از تمامی نواهی او پرهیز می نماید.

خدا از رگ گردن، به ما نزدیک تر است

آیه 16 سوره ق

وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ وَنَعْلَمُ مَا تُوَسْوِسُ بِهِ نَفْسُهُ وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ (16)

ترجمه آیه:

«و مسلماً انسان را آفریدیم و به آنچه وسوسه می کند نفس او را دانا و آگاهیم و ما به او از رگ گردن نزدیک تریم».

آیه( وذكر فان الذكرى تنفع المومنین)

آیه 55 سوره ذاریات

وَذَكِّرْ فَإِنَّ الذِّكْرَى تَنْفَعُ الْمُؤْمِنِينَ (55)

ترجمه آیه:

«(ای رسول) امت را پند و تذکر بده که برای مؤمن پند و تذكر سودمند است».

در پای صحبت نیکان و پند دهندگان بنشینید که بسیار سود آور است. چه آنکه خدا فرموده پند و موعظه برای شخص با ایمان مفيد است.

آیه جن و انس را خلق نکردیم مگر مرا پرستش کنند

آیه 56 سوره ذاریات

وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ (56)

ترجمه آیه:

«و جن و انس را نیافریدم مگر برای پرستیدن و عبادت کردن من».

پیامبر از روی هوی حرف نمیزند هر چه می گوید وحی از طرف خداست

آیه 3 و 4 سوره نجم

وَمَا يَنْطِقُ عَنِ الْهَوَى (3)إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحَى (4)

ترجمه آیات:

«(او یعنی پیامبر) هرگز از روی هوای نفس سخن نمی گوید. * سخن او نیست غير از وحی ( از جانب خدا)».

آیه 5 سوره نجم

عَلَّمَهُ شَدِيدُ الْقُوَى (5)

ترجمه آیه:

«او را جبرئیل همان فرشته توانا (به وحی خدا) علم یاد داده است».

نابرده رنج گنج میسّر نمی شود

آیه 39 سوره نجم

وَأَنْ لَيْسَ لِلْإِنْسَانِ إِلَّا مَا سَعَى (39)

ترجمه آیه:

«برای انسان غیر از آنچه سعی کرده نخواهد رسید ( به دست نخواهد آورد)».

مفهوم اینست که هر کسی آخرت خواهد باید سعی در رفتارش و کردار و گفتارش نموده و اعمال خوب انجام دهد. خدا را به یاد آورده و ایمان به قرآن و پیامبران داشته باشد و آیات قرآن را یقین کند. و اگر می خواهد دنیا و آخرت را هر دو داشته باشد سعی کند تا به ثواب و جزایی برسد و در دنیا نیز سعی کند در راه حلال به خواسته اش برسد.

آیه 40 سوره نجم

وَأَنَّ سَعْيَهُ سَوْفَ يُرَى (40)

ترجمه آیه:

«البته انسان پاداش سعی و عمل خود را به زودی خواهد دید ( در دنیا و برزخ)».

آیه 41 سوره نجم

ثُمَّ يُجْزَاهُ الْجَزَاءَ الْأَوْفَى (41)

ترجمه آیه:

«سپس در آخرت به پاداش کامل تری خواهد رسید».

آیه 42 سوره نجم

وَأَنَّ إِلَى رَبِّكَ الْمُنْتَهَى (42)

ترجمه آیه:

«و کار خلق عالم به سوی خدای تو ختم می شود».

فرمان خدا در یک چشم به هم زدن انجام می پذیرد

آیه 50 سوره قمر

وَمَا أَمْرُنَا إِلَّا وَاحِدَةٌ كَلَمْحٍ بِالْبَصَرِ (50)

ترجمه آیه:

«و دستور و فرمان ما در عالم یکی است در سرعت، به اندازه یک چشم به هم زدن انجام می شود».

آیه (فبای الاء ربکما تکذبان)

آیه 13 سوره الرحمن و تکرار این آیه 31 بار بسبب اهمیت آن در همین سوره

فَبِأَيِّ آلَاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ (13)

ترجمه آیه:

«اَلا، هشدار باش، ای جن، ای انسان کدام یک نعمتهای خدایتان را انکار میکنید؟».

بدکاران از صورتشان شناخته می شوند

آیه 41 سوره الرحمن

يُعْرَفُ الْمُجْرِمُونَ بِسِيمَاهُمْ فَيُؤْخَذُ بِالنَّوَاصِي وَالْأَقْدَامِ (41)

ترجمه آیه:

«آنروز بدکاران از چهره و صورتشان شناخته می شوند. پس موی پیشانی آنها را با پاهایشان بگیرند( و به جهنم بیندازند)».

آیا پاداش خوبی جز خوبی است؟

آیه 60 سوره الرحمن

هَلْ جَزَاءُ الْإِحْسَانِ إِلَّا الْإِحْسَانُ (60)

ترجمه آیه:

«آیا پاداش نیکویی و احسان غیراز خوبی و نیکویی است؟».

در این آیه مقصود از احسان و نیکی در مقابل نیکی، این نیست که مزد و بازده خوبی همان مقدار و کیفیت باشد، بلکه باید بهتر باشد از آنچه او خوبی کرده. چون خوبی اولی ابتدا به ساکن بوده لذا باید جبران شود. وجواب خوبی شخص دوم که به محسن اولی که به او نیکی کرده بهتر و بیشتر باشد.

جز پاکان نمی توانند آن را مس کنند

آیه 79 سوره واقعه

لَا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ (79)

کلمه مطهرون اگر فقط با تشدید «ها» خوانده شود بدان معناست که جز پاكان یعنی آنهایی که خداوند ایشان را پاک نموده است و از هرگونه پلیدی و رجسی مبرّا هستند نمی توانند به حقیقت و علم واقعی قرآن دست یابند. در این صورت مطهرون عبارتند از ملائک و برگزیدگانی که خداوند درباره آنها فرموده است:

سوره احزاب إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا (33)

مرحوم علامه طباطبائی در تفسير الميزان ابتداء همین معنا را لحاظ کرده اند.

اما اگر کلمه مطهّرون را با تشدید «طا و ها» خواندیم معنا این گونه می شود که جز کسانی که خود را پاک کرده اند نمی توانند قرآن را مس کنند. در صورت اول مطهرون اسم مفعول است یعنی خداوند آنها را پاک کرده اند. در این صورت معنای آیه بیانگر همان چیزی است که بسیاری از فقها در شرایط و احکام مس قرآن کریم بیان کرده اند یعنی مس آیات قرآن بدون طهارت از حدث و خبث ممنوع است و نه تنها باید برای تماس با قرآن بدن پاک باشد بلکه وضوء در صورت لزوم غسل هم واجب است. باید توجه داشت که حرمت مس قرآن کریم بدون طهارت شامل مس اسامی خداوند هم می شود.

و نکته بعدی اینکه مس اسامی خدا یا آیات قرآن کریم با هر قسمت از بدن که باشد حرام است چه دست چه صورت و لب و یا هر جای بدن که باشد. از این رو پوشاندن صفحات قرآن با لایه ای از پلاستیک که اخیرا در مجالس ترحیم در قرآنهای جزء جزء رسم شده است امری پسندیده و مطلوب است.

آنچه از دست شما رود دلتنگ نشوید و آنچه به شما رسد مغرور و دلشاد نگردید

آیه 23 سوره حدید

لِكَيْلَا تَأْسَوْا عَلَى مَا فَاتَكُمْ وَلَا تَفْرَحُوا بِمَا آتَاكُمْ وَاللَّهُ لَا يُحِبُّ كُلَّ مُخْتَالٍ فَخُورٍ (23)

ترجمه آیه:

«( این را بدانید) تا هر چه از دست شما رود هرگز دلتنگ نشوید و به آنچه به شما رسد، مغرور و دلشاد نگردید، خدا دوستدار هیچ متکبر و خودستایی نیست».

قرآن در آیات متعدد دنیا را بی ارزش خوانده و در مقابل نعمات بهشتی و آخرت که در اثر تقوی نصیب انسان خواهد شد، كل متاع دنیا را قلیل معرفی نموده است. برای اینکه نه غم و غصه و نداری و مرارتهای دنیا پایدار و جاویدان نیست، خوشی های دنیا، واقعا فانی است اعتبار ندارد در اوج لذت دنیا می بینیم که زوال رو آورده، و همه آن لذائذ از بین می رود. همه عزتهای دنیا پوچ و بی محتوی است مقام، اولاد، ثروت، سلامتی، کارآیی جسم و اعضاء و ... در آن واحد نیست و نابود می شود، هیچ تضمین و اعتباری ندارد اصلاً بشر در مشقت آفریده شده است. طبق گفته قرآن اگر بشر می توانست به این واقعیت کمی فکر کند و اتفاقات گذشته خود و اطرافیان و آشنایان بالاخره دیده هایش را به نظر آورد و به قول متفکران پهلوی هم بچیند، می بینید دنیا چقدر بی ارزش است. حکیمی گفت دنیا یک حُسنی دارد که می گذرد ثابت نیست تلخ و شیرین، زشت و زیبا پایدار نیست دائم در تحول است آنچه ارزش دارد آخرت است. بهشتی که نعمتهایش تمام شدنی نیست و دوزخی که آتش وعده اش همیشگی است.

از تفاسير مستفاد می شود:

تفسیر نمونه:

این دو جمله کوتاه در حقیقت یکی از مسائل پیچیده فلسفه آفرینش را حل می کند، چرا که انسان همیشه در جهان هستی با مشکلات و گرفتاریها و حوادث ناگوار روبروست، و غالباً از خود سؤال می کند: با اینکه خداوند مهربان، کریم، و رحیم است این حوادث دردناک برای چیست؟

قرآن می گوید: هدف این بوده که شما دلبسته و اسیر زرق و برق این جهان نباشید این مصائب زنگ بیدار باشی است برای غافلان و شلاقی است برای ارواح خفته، و رمزی است از ناپایداری جهان، و اشاره ای است به کوتاه بودن عمر این زندگی.

آری این مصائب شکننده تفاخر و غرور است. لذا در پایان آیه می افزاید:«خداوند هیچ متکبر فخر فروشی را دوست ندارد».

تنها کسی گرفتار این حالات می شود که مست ناز و نعمت گردد، ولی وجود آفات و مصائب برای آنان که قابل بیداری و هدایتند این مستی و آثار آنرا از بین می برد. افراد با ایمان با توجه به آیه فوق هنگامی که به نعمتی از سوی خدا می رسند خود را امانتدار او می دانند، نه از رفتن آن غمگین می شوند و نه از داشتن آن مست و مغرور.

آیه «وانزلنا الحديد فيه بأس شديد»

آیه 25 سوره حدید

قسمت وسط آیه که مربوط به بحث فوق می باشد می نویسیم

_...وَأَنْزَلْنَا الْحَدِيدَ فِيهِ بَأْسٌ شَدِيدٌ وَمَنَافِعُ لِلنَّاسِ...(25)

ترجمه آیه:

«... و آهن (و فلزات دیگر) را که در آن هم سختی کارزار و هم منافع بسیار بر مردم است نیز برای حفظ عدالت آفریدیم...».

آیه حزب شیطان

آیه 19 سوره مجادله

اسْتَحْوَذَ عَلَيْهِمُ الشَّيْطَانُ فَأَنْسَاهُمْ ذِكْرَ اللَّهِ أُولَئِكَ حِزْبُ الشَّيْطَانِ أَلَا إِنَّ حِزْبَ الشَّيْطَانِ هُمُ الْخَاسِرُونَ (19)

ترجمه آیه:

«شیطان بر دل آنها سخت احاطه کرده که فکر و ذکر خدا را به کلی از یادشان ببرد آنان حزب شیطانند هشدار (ای اهل ایمان بدانید )که حزب شیطان به حقیقت زیانکاران عالمند».

آیه حزب خدا

آیه 22 سوره مجادله

لَا تَجِدُ قَوْمًا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ يُوَادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَوْ كَانُوا آبَاءَهُمْ أَوْ أَبْنَاءَهُمْ أَوْ إِخْوَانَهُمْ أَوْ عَشِيرَتَهُمْ أُولَئِكَ كَتَبَ فِي قُلُوبِهِمُ الْإِيمَانَ وَأَيَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ وَيُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ أُولَئِكَ حِزْبُ اللَّهِ أَلَا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ (22)

ترجمه آیه:

«(ای پیامبر و ای رسول ما) هرگز مردمی که به خدا و روز قیامت ایمان آورده اند چنین نخواهی یافت که با دشمنان خدا و رسول او دوستی کنند، هر چند آن دشمنان (خدا و رسول) پدران یا فرزندان یا برادران یا خویشان آنها باشند. این مردم پایدارند که خدا بر دلهای آنها نور ایمان انداخته و به نور قدس الهی آنها را مؤيد و منصور گردانیده و در روز قیامت به بهشتی داخل کند که نهرهای ( مصفّا) زیر درختانش جاری است و در آنجا در نعمت همیشگی و جاودان خواهند بود. خدا از آنها خوشنود و آنها هم از خدا خوشنودند، اینان واقعاً حزب خدا هستند. بیدار باشید هشیار باشید ای اهل ایمان بدانید که حزب خدا رستگاران عالمند».

آیه شریفه از مجالست مسلمان با مخالفین و بدکاران در مقابل خدا نهی کرده است و برعکس از تقرب و نزدیک شدن به افراد مومن و معتقد سخن گفتن است. و این از فروعات دینمان است که با دوستان خدا دوست باشیم و با دشمنان خدا دشمن. و ایندو از فروعات مهم دهگانه مذهب ماست.

در کتاب صفات الشيعه از کتاب تفسير اثنی عشری از حضرت

امیر المؤمنین علیه السلام: نقل شده است که فرمودند مجالست کردن با بدان، موجب گمان بد است به نیکان، و مجالست با نیکان، ملحق سازد بدان را به نیکان، و همنشینی نیکان با معصیت کاران، ملحق سازد ابرار را به فجّار، پس هرکه مشتبه سازد امر او و ندانید دین او را، نگاه کنید به همنشینان او ، پس اگر بودند اهل دین خدا، او هم بر دین خدا باشد، و اگر باشند بر غیر دین خدا، پس نصیبی نیست برای او از دین خدا، بدرستی که پیغمبر خدا صلی الله علیه و آله وسلم فرموده: هر که ایمان دارد به خدا و روز قیامت، پس برادری ننماید با کافر. و مخالطه نکند با فاجر، و هر که برادری کند کافری را یا مخالطه کند کافری را، باشد کافر فاجر.

صاحبان بصیرت عبرت بگیرند

آیه 2 سوره حشر (قسمت دوم از آیه)

وَقَذَفَ فِي قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ يُخْرِبُونَ بُيُوتَهُمْ بِأَيْدِيهِمْ وَأَيْدِي الْمُؤْمِنِينَ فَاعْتَبِرُوا يَا أُولِي الْأَبْصَارِ (2)

ترجمه آیه:

«( کافران و دشمنان را )در دلشان ( از سپاه اسلام) ترس و وحشت افکند تا به دست خودشان و به دست مومنین خانه هایشان را ویران کردند. ای صاحبان بصیرت و ای هوشیاران عالم، از این حادثه پند و عبرت گیرید».

آیه (لو انزلنا هذا القرآن على جبل...)

آیه 21 سوره حشر

لَوْ أَنْزَلْنَا هَذَا الْقُرْآنَ عَلَى جَبَلٍ لَرَأَيْتَهُ خَاشِعًا مُتَصَدِّعًا مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ وَتِلْكَ الْأَمْثَالُ نَضْرِبُهَا لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ (21)

ترجمه آیه:

«(ای رسول ما) اگر ما این قرآن ( عظيم شأن) را بر کوه نازل می کردیم مشاهده میکردی که کوه از ترس خدا (و عظمت و بزرگی خدا و کلام او) خاشع و ذلیل و متلاشی میگشت، و این مثالها را برای مردم بیان می کنیم باشد که اهل عقل و فکرت باشند».

خبر دادن حضرت عیسی به قوم خود از آمدن حضرت محمد صلی الله علیه و آله وسلم

آیه 6 سوره صف

وَإِذْ قَالَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ يَا بَنِي إِسْرَائِيلَ إِنِّي رَسُولُ اللَّهِ إِلَيْكُمْ مُصَدِّقًا لِمَا بَيْنَ يَدَيَّ مِنَ التَّوْرَاةِ وَمُبَشِّرًا بِرَسُولٍ يَأْتِي مِنْ بَعْدِي اسْمُهُ أَحْمَدُ فَلَمَّا جَاءَهُمْ بِالْبَيِّنَاتِ قَالُوا هَذَا سِحْرٌ مُبِينٌ (6)

ترجمه آیه:

«و باز بیاد بیاور هنگامیکه عیسی ابن مریم به بنی اسرائیل گفت من همانا فرستاده خدا به سوی شما هستم و به حقانیت کتاب تورات که مقابل من است تصدیق میکنم و نیز شما را مژده می دهم که بعد از من رسول بزرگواری که نامش ( در کتاب من انجیل) احمد است بیاید (و قرآنش عالمی را منور علم و حکمت روشن می سازد) چون آن رسول با نشانه ها و معجزات به سوی خلق آمد، گفتند: این (معجزات و قرآن او) سحری آشکار است».

کتابهای آسمانی از جمله تورات، انجیل که از جانب خدا بر بشر و بشریت نازل شده و قرآن که آخرین و کاملترین آنهاست و مورد تایید آندو بوده است. کما اینکه قرآن صریحاً روی تورات و انجیل صحّه گذاشته و از موسی کلیم الله سخن گفته است. عیسی را به پاکی و رسالت معرفی نموده حتی از اعجاز آنها ذکر گفته است. ولی تحریف آن دو کتاب آسمانی (تورات و انجیل) و کم و زیاد نمودن آن کتب آسمانی بخاطر به خطر افتادن منافع عده ای از سردمداران فاسد زمانشان می بینیم مطالبی اضافه شده که تناقض با دستورات الهی دارد یا مطالبی حذف شده که قرآن ما با آن تطابق داشته. لذا رسالت حضرت محمد را در انجیل چگونه می توانند انکار

کنند و انکارشان را توجیه نمایند؟

ادیان در سیر تکامل نازل شده اند تا به دین اسلام و کتاب قرآن رسیده که کاملترین دین است. روایات بسیاری در کامل بودن و خاتمیت دین اسلام به دست ما رسیده از جمله در تفسير اثنی عشری آمده است که:

محمد ابن جبير ابن معطم از پدر خود روایت نموده که پیغمبر صلی الله علیه و آله وسلم فرمود: مرا نام های متعدده است، من احمد و محمدم و ماحی ام که حق تعالی به سبب من محو کُفر نموده و من حاشرم که مردمان به قدم من محشور شوند و عاقبم که هیچ پیغمبری در عقب من نیاید.

کعب الاخبار نقل کند که حواریون به عیسی علیه السلام گفتند: یا روح الله آیا بعد از ما امتی خواهند بود؟ فرمود: بلی، بعد از من امت احمد صلی الله علیه و آله وسلم خواهد بود که خاتم پیغمبران است، و ایشان حکیمان و عالمان و نیکوکاران و پرهیزکاران و در علم شریعت به مرتبه ای باشند که گوییا پیغمبرانند، خوشنود باشند از خدا به اندک روزی، و خدا از ایشان راضی باشد به اندک عملی.

آیه شریفه دال است بر آنکه حضرت عیسی علیه السلام بشارت داده به وجود حضرت محمد صلی الله علیه و آله وسلم و اصحاب خود را اخبار نموده به نبوت و رسالت او، و امر فرموده ایشان را به ایمان آوردن به آن سرور، و این بشارت متضمن است معجزه حضرت عیسی علیه السلام را نزد ظهور آن حضرت، و نیز برهانی می توان استدلال نمود بر بطلان مذهب مجعوله بهائیه بدین تقریر:

چنانچه حضرت عیسی علیه السلام اخبار فرمود بنی اسرائیل را به آمدن پیغمبر بعد از خود به صریح آیه شریفه که:

(مُبَشِّراً بِرَ سُولٍ يَأتِي مِن بَعدِی اسمُهُ أَحمَدُ)

اگر بعد از حضرت [رسول] صلی الله علیه و آله وسلم پیغمبری از جانب خدا مبعوث می شد، هر آینه

البته بر خدای تعالی لازم بود که در کتاب قرآن مجید صریحاً اخبار به نام او بفرماید، و حال آنکه فاقد است، و حدیث مشهور: (ظهر بكتاب جدید ذوشرع جدیدها) که درباره امام زمان عجل الله فرجه باشد، اثبات دین جدید را ننماید، زیرا امام صاحب شریعت نخواهد بود بلکه چون به مرور زمان(1)احکام اسلام متروک شود، و زمان ظهور آن حضرت جریان فرماید، به نظر مردمان جدید آید، و حال آنکه همان احکام قرآن است نه غیر آن، بنابر این ادعای مدعیان ساقط باشد.

پس آن هنگام که آمد [حضرت محمد] صلی الله علیه و آله وسلم به ایشان به معجزات روشن و آیات هویدا، گفتند اکثر بنی اسرائیل: این است سحر آشکارا که بر هیچکس پوشیده نیست یا چون آمد حضرت عیسی علیه السلام به ایشان با معجزات بيّنه مانند زنده کردن مردگان و شفای اكمه و ابرص، گفتند این سحر آشکار است که به ما می نماید.


1) از مؤلف می باشد که فقرانی از دعای ندبه در این خصوص که حضرت واجبات و سنن را تجدید می فرماید: اَینَ المدَخر لِنجديد الفرائض والسُنَن

همانطور که خدا و رسولش عزیز است مؤمن هم باید عزیز باشد

آیه 8 سوره منافقون (قسمت دوم آیه که مربوط به بحث و عنوان بالاست)

وَلِلَّهِ الْعِزَّةُ وَلِرَسُولِهِ وَلِلْمُؤْمِنِينَ وَلَكِنَّ الْمُنَافِقِينَ لَا يَعْلَمُونَ (8)

ترجمه قسمت نوشته شده آیه:

«... و حال آنکه عزت از آن خدا و رسول او و مؤمنین است و اما منافقین از این معنی آگاه نیستند».

تذکّر ساده ای است مومن که به خدا و رسولش ایمان آورده باید خودش هم به عزت و آبروی خود معتقد باشد و پیوسته حفظ آبرو از هر حیث نماید. همانطور که خدا با آن عظمت خودش و قرآنش و هم پیامبرش در آیه شریفه فوق مؤمن را در ردیف صاحب عزت بیان فرموده که خدا و رسول و فرد مؤمن، عزيز و صاحب احترام هستند.

آیه «ومن يتق الله يجعل له مخرجا...»

آیه 2 سوره طلاق ( قسمت آخر آیه)

_...وَمَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجًا (2)

ترجمه آیه:

«... هر کس تقوی داشته باشد یعنی از خدا بترسد خدا را مد نظر قرار بدهد خدا راه بیرون شدن از (گناه، بلا، حوادث) را بر او می گشاید».

آیه 3 سوره طلاق

وَيَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لَا يَحْتَسِبُ وَمَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَيْءٍ قَدْرًا (3)

ترجمه آیه:

«و از جاییکه گمان نبرد به او روزی عطا فرماید. و هر که ( در هرکار) به خدا توکل کند. (یعنی خدا را عامل نجات بداند نه خلق را، خدا را قادر بداند نه کسی دیگر را) خدا او را کفایت خواهد کرد که خدا امرش (بر همه عالم) نافذ و روانست و برای هر چیز قدر و اندازه ای مقرر داشته است».

آیه 4 سوره طلاق ( قسمت آخر آیه)

_...وَمَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مِنْ أَمْرِهِ يُسْرًا (4)

ترجمه قسمت نوشته شده آیه:

«... وهر کس متقی و خداترس باشد خدا ( مشکلات) کار او را (در دو عالم) آسان گرداند».

رعایت حقوق زنان حتی در شیردادن

آیه 6 سوره طلاق

أَسْكِنُوهُنَّ مِنْ حَيْثُ سَكَنْتُمْ مِنْ وُجْدِكُمْ وَلَا تُضَارُّوهُنَّ لِتُضَيِّقُوا عَلَيْهِنَّ وَإِنْ كُنَّ أُولَاتِ حَمْلٍ فَأَنْفِقُوا عَلَيْهِنَّ حَتَّى يَضَعْنَ حَمْلَهُنَّ فَإِنْ أَرْضَعْنَ لَكُمْ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ وَأْتَمِرُوا بَيْنَكُمْ بِمَعْرُوفٍ وَإِنْ تَعَاسَرْتُمْ فَسَتُرْضِعُ لَهُ أُخْرَى (6)

ترجمه آیه:

«(زمانیکه طلاق رجعی دهید تا در عده اند) باز آنها را در همان منزل خویش که برای شما مهیاست و میسر است بنشانید و به ایشان آزار و اذیت نرسانید تا در فشار و مضیقه و رنج در نیفتند. ( که به ناچار از حق خود در گذرند.) و به زنان مطلقه اگر حامله باشند، تا وقت وضع حمل نفقه دهید، تا وضع حمل کنند، آنگاه فرزند شما را شیر دهند. اجرت شیر دادنشان را با قرار داد متعارف بپردازید و اگر با هم سخت گیری کنید ( مادر طفل صرف نظر کند) تا دیگری را برای شیر دادن طلب کند».

مؤمنان وظیفه نگهداری خود و خانواده خود از آتش جهنم را دارند

آیه 6 سوره تحریم (قسمت اول آیه که مربوط به بحث فوق است)

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا قُوا أَنْفُسَكُمْ وَأَهْلِيكُمْ نَارًا...(6)

ترجمه آیه:

«ای کسانی که به خدا ایمان آورده اید خود و اهل خودتان را از آتش دوزخ نگهدارید...».

مراد از اهل همان افرادی هستند که با خواست خود شخص، در اطراف آدم شکل گرفته اند. که اول زوجه يا عيال آدم است که درخواست ازدواج می کند و پس از آن اولادی که از این درخواست و از دواج بوجود می آید. لذا در این صورت مادر و خواهر و برادر و... خویشان نسبی و قهری هستند.

آیه (وان یکاد الذين كفرو...)

آیات 51 و 52 سوره قلم

وَإِنْ يَكَادُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَيُزْلِقُونَكَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّكْرَ وَيَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ (51)وَمَا هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِلْعَالَمِينَ (52)

ترجمه آیات

«(ای رسول ما) نزدیک بود که کافران به چشمان بد چشم زخم به تو بزنند، که چون آیات قرآن بشنوند گویند: این شخص عجب دیوانه است. و حال آنکه این کتاب الهی جز یاد آوری برای عالمیان نیست».

این دو آیه فوق که پشت سر هم باید خوانده شود، معروف است برای رفع نظر یا چشم زدن و مصون ماندن از چشم زدن بد نظرهاست. بهتر است این نوشته در ورودیهای منازل و امکنه که ممکن است در انظار بد نظرها و حسودها باشد قرار گیرد، و برای اولاد و فرزندان نیز مفید است که برای مصونیت آنها از چشم زدن بدنظر خوانده شود.

طولانی بودن مدت روز قیامت

آیه 4 سوره مبارکه معارج

تَعْرُجُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ إِلَيْهِ فِي يَوْمٍ كَانَ مِقْدَارُهُ خَمْسِينَ أَلْفَ سَنَةٍ (4)

ترجمه آیه:

«فرشتگان و روح الأمين به سوی عرش خدا بالاروند در روزیکه مدتش پنجاه هزار سال خواهد بود».

انسان طبعاً مخلوقی سخت حریص و بی صبری است

آیه 19 سوره معارج

إِنَّ الْإِنْسَانَ خُلِقَ هَلُوعًا (19)

ترجمه آیه:

«طبعاً انسان موجود و مخلوقی طمع کار و حریص و بی صبری است».

طمع و حریص بودنش در جمع مال، ای بسا خدا نکرده در ندادن حقوق واجبه به عناوین مختلف عذر و بهانه برای ندادن آن قرار دهد و از پرداخت آن استنکاف ورزد و در موقع گرفتاری ها و بلایا بی صبری کردن، که هر دو صفت جزء صفات مردود می باشد.

از اوصاف انسان مؤمن و نمازگزاران واقعی

آیات 22 تا 35 سوره معارج

إِلَّا الْمُصَلِّينَ (22)الَّذِينَ هُمْ عَلَى صَلَاتِهِمْ دَائِمُونَ (23)وَالَّذِينَ فِي أَمْوَالِهِمْ حَقٌّ مَعْلُومٌ (24)لِلسَّائِلِ وَالْمَحْرُومِ (25)وَالَّذِينَ يُصَدِّقُونَ بِيَوْمِ الدِّينِ (26)وَالَّذِينَ هُمْ مِنْ عَذَابِ رَبِّهِمْ مُشْفِقُونَ (27)إِنَّ عَذَابَ رَبِّهِمْ غَيْرُ مَأْمُونٍ (28)وَالَّذِينَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حَافِظُونَ (29)إِلَّا عَلَى أَزْوَاجِهِمْ أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَيْرُ مَلُومِينَ (30)فَمَنِ ابْتَغَى وَرَاءَ ذَلِكَ فَأُولَئِكَ هُمُ الْعَادُونَ (31)وَالَّذِينَ هُمْ لِأَمَانَاتِهِمْ وَعَهْدِهِمْ رَاعُونَ (32)وَالَّذِينَ هُمْ بِشَهَادَاتِهِمْ قَائِمُونَ (33)وَالَّذِينَ هُمْ عَلَى صَلَاتِهِمْ يُحَافِظُونَ (34) أُولَئِكَ فِي جَنَّاتٍ مُكْرَمُونَ (35)

ترجمه آیات:

«مگر نمازگزاران حقیقی و واقعی * آنهایی که دائم در نماز و طاعت الهي عمر گذرانند * آنانکه در مال و دارایی خود، حقی معین و معلوم گردانند * تا به فقیران و مستمندان آبرومند محروم برسانند* و آنانکه روز قیامت و جزا را تصدیق کنند * و آنانکه از قهر و عذاب خداوند خویش سخت ترسانند* که از عذاب خدا هیچکس ایمن نخواهد بود* و آنانکه اندام خود را از شهوترانی نگه می دارند * مگر بر زنان حلال و کنیزان ملکی خویش که از اعمال شهوت هیچ ملامت ندارند * و هر که غیر از این کند و به ناروا شهوترانی کند به حقیقت متعدی و ستمکار است * آنانکه امانات و عهد و پیمان شان را رعایت کنند* و آنانکه برای شهادت به حق قیام کنند* و آنانکه نماز خود را ( وقت - شرایط - حضور قلب) محافظت کنند * آنانکه جامع این اوصاف هستند در باغهای بهشت با عزت و احترام در نعمت هستند».

سجده ها مخصوص ذات احدیت است نباید احدی را غیر از خدا پرستید

آیه 18 سوره جن

وَأَنَّ الْمَسَاجِدَ لِلَّهِ فَلَا تَدْعُوا مَعَ اللَّهِ أَحَدًا (18)

ترجمه آیه:

«سجده ها مخصوص خداست و مبادا غیر از خدا کسی را بپرستید و با خدا دیگری را نخوانید».

در این آیه مراد از مساجد، بیان هفت عضو بدن است که در مقام سجده برزمین می رسند، که به ترتیب 1- پیشانی 2 و3- دو زانو 4 و 5- دو کف دستها 6 و 7۔ دو انگشتان بزرگ پاها که جمعاً واجب در سجده هفت عضو می باشد، که با زمین تماس داشته باشند. عده ای دوست دارند در سجده نیز مستحبات انجام دهند از جمله از شیعیان هستند من باب استحباب یک مهر دیگر علاوه بر پیشانی، پایین تر از پیشانی می گذارند که نوک بینی روی آن مهر قرار گیرد که مستحب است.

به هر که احسان و خوبی کنی مبادا منّت بگذاری

آیه 6 سوره مدثر

وَلَا تَمْنُنْ تَسْتَكْثِرُ (6)

ترجمه آیه:

«و هر که را خوبی و احسان کردی منت نگذار»

در تفسير اثنی عشری در خصوص این آیه چنین آمده: وعطا مده در حالتی که طلب کثرت آن کنی و بیشتر از آن بستانی، یا متشکر آن چیزی باشی که داده باشی، چه متاع دنيا قليل است و منت مكدّر صفوة است، این نهی است از آنکه چیزی ببخشد، به طمع آنکه در عوض زیاده از آن بستاند. یا منّت منه بر خدا در عبادت و طاعت در حالتی که آنرا بسیار شمری، یا سست مشو در عمل در حالتی که طاعت خود را بزرگ تصور کنی.

هرکسی در گرو اعمال خودش است

آیه 38 سوره مدثر

كُلُّ نَفْسٍ بِمَا كَسَبَتْ رَهِينَةٌ (38)

ترجمه آیه:

«هر کسی در گرو عملی است که خودش انجام داده».

و مراد این است؛ هر چه عمل خیر یا شری انجام دادی، به همان مقدار بازخواست و مؤاخذه خواهی شد و نیز مقابل خیر، مزد خواهی گرفت.

احوال بد بی نمازان

آیات 41 تا 43 سوره مدّثر

قبل از آیه 41 اهل بهشت از دوزخیان و جهنمیان سؤال می کنند که آیه 41 اینطور است.

عَنِ الْمُجْرِمِينَ (41)مَا سَلَكَكُمْ فِي سَقَرَ (42)قَالُوا لَمْ نَكُ مِنَ الْمُصَلِّينَ (43)

ترجمه آیه:

«از احوال دوزخیان (بهشتیان) گنهکار ( سؤال کنند) * که شما را چه عملی سبب دوزخ افتادن تان شد؟ * آنان جواب دهند که ما از نمازگزاران نبودیم».

آیه 31 سوره قيامه

فَلَا صَدَّقَ وَلَا صَلَّى (31)

ترجمه آیه:

«(روزی که خلق را به سوی خدا کشند و مثل ابوجهل تصدیق نکرد وای بر آنها) حق را تصدیق نکرد و نماز بجا نیاورد».

در تفسير اثنی عشری:

حضرت امیر المؤمنین در نهج البلاغه چنین فرماید: تعاهد نمایید امر نماز را و محافظت کنید بر نماز و بسیار بجا آورید نماز را، وتقرب جویید بسبب آن، به جهت آنکه نماز بر مؤمنین از واجبات در وقت آن است، مگر نشنیدید جواب اهل جهنم را وقتی که سؤال کنند اهل بهشت از آنها چه چیز باعث شد به جهنم افتادید، گویند نبودیم از نماز گزاران.

به تجزیه و تحلیل ساده ای درباره بی نماز می پردازم. گفتنی مستدل در خصوص بی نماز زیاد است، اندکی مینویسم از بی نماز: در خصوص عدم خواندن نماز هیچ عذری قابل قبول نیست، و در هر حال و در هر شرایطی نماز نباید ترک شود، چون در هر حال نماز را می توان خواند مسلماً تا آنجا که امکان دارد چه از نظر شرائط جسمی - مکانی - طهارتی، در واجبات دیگر از جمله روزه، حج، زکوة، خمس، و ... بسته به امکانات شخص است، و ای بسا ساقط می شود ولی در نماز ترک کردنی وجود ندارد آیه: (لَا يُكَلِّفُ اللهُ نَفساً إلَّا وُسعَهَا) خدا عملی را واجب و تکلیف نفرمود مگر قدرت و توان آنرا بنده دارا باشد. با مختصر شرحی که در خصوص بی نماز و بی نمازی دادم به یاد این شعر افتادم:

شیطان که رانده گشت بجز یک خطا نکردخود را برای سجده به آدم رضا نکرد شیطان هزار مرتبه بهتر زبی نماز ***از آن سجده را بر آدم و این بر خدا نکرد

با کمی تامل و تفکر در احوال بی نماز می بینیم، که شیطان لعین و رانده شده

غیر از این بوده که به آدم سجده نکرد؟(1)اما انسان بی انصاف و بی نماز به خود خدا

سجده نمی کند آیا بی نماز خدا را می شناسد؟ آیا بی نماز اعتقاد به خدا دارد؟ آیا بی نماز می داند که خدا او را خلق کرده؟ آیا بی نماز بدبخت ترین نیست؟ آیا بی نماز به خود ظلم کرده یا خدا؟ خدا با این قدرتش، با این بی نیازی اش احتیاج به او دارد؟

گر جمله کائنات کافر گردند*** بر دامن کبریای اش ننشیند گردی

بلی بدبخت ترین مردم بی نماز است، بی نماز پست است، بی نماز رشته


1) البته شروع رانده شدن شیطان از نافرمانی امر خدا بود.

انسانی را پاره کرده، بی نماز بی دین است،

مَنَ ترَكَ الصَلاة مُتعمّداً فقد كَفَرَ

«کسی که عمداً نماز نخواند کافر است».

بی نماز ظالم است، بی نماز اگر در رأس خانواده اش باشد علاوه بر خود، خانواده ای را هم به آتش غضب الهی گرفتار می کند، بی نماز مظهر همه زشتیهاست بی نماز، زشت است. زشت فکر میکند و زشت کردار، زشت رفتار و زشت گفتار است.

آیه ( يا ايتها النفس المطمئنّه...)

آیه 27 سوره فجر

يَا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ (27)ارْجِعِي إِلَى رَبِّكِ رَاضِيَةً مَرْضِيَّةً (28)فَادْخُلِي فِي عِبَادِي (29)وَادْخُلِي جَنَّتِي (30)

ترجمه آیات:

«(آنوقت به اهل ایمان خطاب رسد) ای نفس قدسی و دل آرام! * امروز به سوی پروردگارت باز آی تو خوشنود (به نعمتهای ابدی) و او راضی از تو است! * باز آی و در صف بندگان خاص من در آی! * و در بهشت من داخل شو!»

خدا بعد از هر سختی آسانی قرار دهد

آیه 7 سوره طلاق ( قسمت آخر آیه)

_...سَيَجْعَلُ اللَّهُ بَعْدَ عُسْرٍ يُسْرًا (7)

ترجمه آیه (قسمت نوشته شده)

«... خدا بزودی بعد از هر سختی آسانی قرار دهد».

آیه 5 و 6 سوره مبارکه انشراح

فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرًا (5)إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرًا (6)

ترجمه آیات

«پس ( به لطف خدا) با هر سختى البته آسانی است و با هر سختى البته آسانی است (و هر سختی و مشقت را راحتی می باشد)».

خداوند دو بار در یک سوره آن هم پشت سر هم این جمله را تکرار فرموده.

خدا انسان را در مشقّت آفرید

آیه 4 سوره بلد

لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ فِي كَبَدٍ (4)

ترجمه آیه:

«همانا ما انسان را در رنج و مشقّت آفریدیم».

در تفسیر نمونه :

در خصوص این آیه آمده: حتی نگاهی به زندگی انبیاء و اولیاء الله نیز داشته باشیم. نشان می دهد که زندگی این گلهای سرسبد آفرینش نیز با انواع ناملایمات و درد و رنج ها قرین بود، هنگامی که دنیا برای آنها چنین باشد وضع برای دیگران روشن است.

نعمت های خدا را بازگو کنید

آیه 11 سوره ضحی

وَأَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّثْ (11)

ترجمه آیه:

«واما نعمت پروردگارت را بازگو کن! ( که اظهار نعمت حق نیز شکر منعم است)».

به زبان آوردن نعمات خدا و شمردن آنها با اینکه ما قدرت شمردن نداریم ولی خود شکری است که از جانب بنده به خدای خود می کند.

در اینجا از امام سجاد علیه السلام فرمایشی است که لازم دیدم از آن نگذرم. خیلی موعظه لطيف و شنیدنی است و فقط امام معصوم که شیعیان مفتخرند به وجود ایشان و ایشان و انشاالله پیروی ایشان، که معصوم می تواند اینگونه فرمایش کند.

حضرت سجاد در خصوص شکر کردن نعمتهای خدا چنین می فرماید:

هر شکری که به یکی از نعمات خدا می کنم شکر دیگری بر همین شکر که موفق شدم بر من واجب می شود لطافت و ظرافت فرمایش را ببین! امام معصوم نه مبالغه می کند، نه تُند می رود، و نه کُند می رود، بلکه راهی می رود که دقیقاً خدا می خواهد مَرضىِّ خداست حضرت می فرماید شکری که می کنم به سبب لزوم شکر اولی شکر دوم بر گردنم می آید که باید به شکر اولی شکر کنم.

یک دعا و درخواست مشهوری است که حقیر با این رو سیاهی و تباهی اعمالم پیوسته روی این درخواست فکر می کنم، و آرزوی عمیق و درونی من این است که

بتوانم باین درخواست برسم. «اللهم وفّقني لَما تُحبَّ وترضى» خدایا مرا موفق کن به

عملی که به چیزی که تو دوست داری و راضی هستی! عجب دعایی، عجب

درخواستی اگر اجابت فرماید، چه می شود؟ این دعاست که اگر اجابت شود انسان

دقیق و درست همان اعمال را انجام می دهد که خدا دوست دارد و راضی است.

انسان اگر خود را در نعمت و قدرت ببیند سرکشی می کند

آیات 6 و 7 سوره علق

كَلَّا إِنَّ الْإِنْسَانَ لَيَطْغَى (6)أَنْ رَآهُ اسْتَغْنَى (7)

ترجمه آیات:

«هر آینه وقتی انسان خود را بی نیاز (بی نیاز ظاهری چون انسان از خدا بی نیاز نمی شود اگر خدا چند صباحی خوشی بدهد، خیال می کند بی نیاز است.) ببیند، سرکشی می کند، طغیان می کند.»

خوشحال باشد آن کسی که خود را بی نیاز از لطف خدا نبیند و نداند و آیه 38 سوره محمد صلی الله علیه و آله وسلم را بها دهد بکار ببرد مؤمن باشد یقین کند که کلام کلام خداست که فرموده: شما فقیر و نیازمندید. و همچنین آیه 43 سوره حدید را که خدا فرموده به چیزی که به شما برسد خوشحال نباشید! و به چیزی که از دست شما برود دلتنگ نگردید! اگر این اوصاف را داشته باشد طغیان و سرکشی نخواهد کرد.

بدبختی ها و کجرویها و ظلمها و کبر و غرور از آنجا بوجود می آید که انسان چند روزی خود را در ظاهر بی نیاز ببیند، و خیال کند این بی نیازی از خوبی خودش است. این بی نیازی ابزار قدرت است که به دستش رسید حقی را پایمال کند، نافرمانی خدا کند ظلم به افراد کند، خوبی های افراد را بپوشاند، مبلغ ظالم باشد و ظلم کند. قرآن خبر داده وقتی انسان خود را بی نیاز ببیند سرکشی می کند، طغیان می کند. آیه مثل همه آیات قرآن چقدر هشدار صریح می دهد چقدر دست بشر ضعیف سرکش را می گیرد و از منجلاب انحطاط بیرون می کشد. در تاریخ بشر در گذشته هر چه بدبختی انسانها را شنیدیم منشأش یک قدرت موقت ظاهری و رو به

زوال بوده است. انسان عاقبت بخیر آن کسی است که هر چه رفاه، قدرت، مکنت ببیند بیشتر بترسد و بداند:

1- برای امتحان است ( امتحان هم ترس دارد)

2- مورد سؤال روز قیامت خواهد بود که با آن قدرت چه کرده یا با آن امکانات چه کرده و...

دعای بعد از نماز

آیه 45 سوره عنکبوت

إِنَّ الصَّلَاةَ تَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنْكَرِ وَلَذِكْرُ اللَّهِ أَكْبَرُ وَاللَّهُ يَعْلَمُ مَا تَصْنَعُونَ (45)

«همانا نماز از زشتی ها و بدیها باز می دارد و یاد بزرگ خداست».

اصولاً نماز بهترین عمل بندگی است در مقابل معبود و خالق. نماز جلا دهنده روح معنوی بشر است، نماز ناصافی ها، زنگ زدگی ها، کدروت های روحی را می زُداید صیقل دهنده روح است در مُصیبت ها تسکین دهنده مهم و بزرگ و درمان بی بدیل است که(وَاستَعينُوا بِالصَّبر وَالصَّلوۃِ)(1)که امر شده در مواقع مصائب از نماز کمک بگیرید یاری بطلبید در این خصوص گفتنی زیاد و آوردنی های گفتار قرآن و انبیاء و اوصیاء بسیار، ولی چون عنوان ما در این باب دعا بعد از نماز است لذا خلاصه و از اهمیت نماز به قدر اشاره گفته می شود. همین نماز با این عظمتش که بجای آوره شد حیف و صد حیف است بعد از اداء نماز که خود معراج و ملاقات مؤمن است دعایی نکند در حالی که خودش فرموده «ادعوني أَستَجِب لَكُم »(2)بخواهید بدهم. خیلی صریح و آشکار توصیه مفیدی بعد از نماز شده این است بعد از نماز تسبیح حضرت زهرا، که 34 مربته الله اكبر 33 مرتبه الحمدلله و 33 مرتبه سبحان الله است خوانده شود به قدری حسنه نوشته شده که مساویست با هزار رکعت نماز مستحب که سود خوبی است و پس از نماز دعا و درخواست شود. بعضی ها بلافاصله پس از سلام نماز دنبال کارشان می روند چنان می نمایاند که این بشر احتیاجی به خدا ندارد دعا اگر در حالت ظاهر اجابت نشود بی نتیجه هم


1) بقره: 45.

2) غافر: 60.

نمی ماند از آنجاییکه هیچ عبادتی ولو جزئی در پیش خدا بی اجر نمی ماند و ضایع نگردد لذا دعا نکردن غفلت و ضرر بزرگی است توصیه می شود دنبال هیچ نمازی بدون دعا برنخیزید.

وای بر نمازگزاران (کدام نمازگزاران؟) البته نمازگزاران بد

آیه 4 و 5 و 6 سوره ماعون

فَوَيْلٌ لِلْمُصَلِّينَ (4)الَّذِينَ هُمْ عَنْ صَلَاتِهِمْ سَاهُونَ (5)الَّذِينَ هُمْ يُرَاءُونَ (6)

ترجمه آیات:

«پس وای بر آن نمازگزاران * که دل از یاد خدا غافل دارند و از نماز خود بیخبرانند *و هم آنانکه اگر طاعتی کنند به ریا و خودنمایی می کنند».

بحثی است در خصوص نمازگزارانی که نماز را سبک می شمارند ، گو اینکه یک امر کاملاً تحمیلی انجام می دهند. نه طهارت کامل نه مقدمات صحيح نه مکان مُباح، نه وضوی درست، نه قرائت صحیح، نه وقت صحیح، نه ارکان صحیح، نه حواس جمع، نه لباس پاکیزه. در اینجا به فرمایش حضرت رسول صلی الله علیه و آله وسلم اشاره میکنم. حضرت می فرماید: «هرکس نماز را وقعی ننهد و اهمیت ندهد یعنی سبک و بی ارج شمارد خدا 15 بلا در مقابل برای آن شخص تدارک می بیند. شش نوع از این بلاها در دنیا، و سه نوع به وقت مردن و احتضار، و سه نوع دیگر آن در قبر، و شش نوع آخر این بلاها در قیامت، و آن موقعی که به امر الهی انسان را مجدداً از قبر بلند کرده و جهت حسابرسی به عرصه محشر می برند.

اما شش نوع بلایی که در دنیا گرفتار می شود.

1- برکت از عمر او برداشته می شود. نه تنها از نظر کمیت بلکه کیفیت و در مواردی کمیت و کیفیت هر دو تو با هم.

2- برکت از روزی او برداشته می شود. نه از نظر کمیّت بلکه کیفیت ( اینها شرح دارد).

3- سیماو قيافه سُعدا و نورانیّت و روحانیت از او برداشته شود.

4- عمل نیکی که انجام دهد اجر و پاداشی از جانب خدا بر او نخواهد بود.

5- دعایش به استجابت نرسد.

6- دعای دیگران و نیکان بهره ای به او ندهد.

اما سه بلا که در وقت مردن به کسی که نماز را بی اهمیت تلقی کند عارض می شود:

7- با خواری و ذلّت می میرد.

8-گرسنه از دنیا می رود.

9- تشنه از دنیا می رود.

امّا سه بلا که در قبر همراه او می شود:

10- در قبر ملکی بر او موکل می شود که او را مضطرب و بی قرار نماید.

11- قبر بر او فشار آورد یعنی احساس شدید تاریکی و تنهایی که زیر خروارها خاک و سنگ خوابیده میکند که این یک نوع عذابی است که فشار قبر می نامند.

12- قبر به خودی خود تاریک است اما قبر از نظر معنی نیز تاریک می شود. بالاخره سه بلای آخری که به سبُک شمارنده نماز مستولی می شود مربوط به روز قیامت است.

13- در روز قیامت که به امر الهی از قبر بیرون می آید ملکی بر او مأمور می گردد که او را با خفت بر روی زمین می کشد.

14- حساب زندگی دنیا را با سختی و دقت و شدت با او رسیدگی کنند.

15۔ خدا نظر لطف به او نکند و اعمال او را منزه نگرداند.

با شنیدن این روایت باید در نماز خواندن و اهمیت دادن به آن تجدیدنظر

کنیم. آیا برخی از افراد که به ظاهر نماز خوان هستند را می شود نماز خوان نامید؟

مگر نه اینست اگر نماز قبول نشود و رد گردد تمام اعمال رد می شود.

بعضی ها که نماز را احترام نمی گذارند و على الظاهر نماز خوان هستند، چون به نماز اهمیت نمی دهند مواقعی از ترس بندهای نماز نمی خوانند. چطور؟ در خانه کسی هستند که آنشخص خود بی نماز و اهل تقوی نیست، این شخص در آنجا از ترس آن شخص که نماز خوان نیست و از نماز خواندن خوشش نمی آید برای تأمین یک لذت زودگذر که در حضور و خانه یا در سایه امکانات آن بی نماز است، نماز نمی خواند. آیا این شخص نماز را سبک نمی شمارد؟ آیا این شخص آن بی نماز را از خدا بیشتر ارج نمی نهد؟ آیا این شخص آن بی نماز را بیشتر از خدا قبول ندارد؟ بعضی نیز در حضور بعضی دیگر، خجالت میکشند نماز بخوانند. اینگونه اشخاص نیز به نماز اهمیت نداده و سبک می شمرد، در ظاهر نماز خوان هستند ولی در واقع اهمیتی نمی دهند اگر شد می خواند، نشد نمی خواند، و به هر طرف باد آید اینگونه اشخاص نیز به آن طرف تمایل دارند.

در اینجا به توضیح برخی از قسمت های روایت مذکور می پردازم؛ در قسمت اوّل از بلاهایی که حضرت برای سبک شمارنده نماز ذکر فرموده که «برکت از عمر او برداشته می شود.» از بین رفتن برکت چندین نوع است از جمله: اگر کسی صد سال عمر کند و 2/3 عمرش را مثلاً در زندان بگذراند، آیا این شخص واقعاً از زیادی عمر بهره ای برده است؟ یا کس دیگری 20 - 30 سال از عمرش را در بیماری بسر برده و رنج ببرد و همیشه در بستر منزل و بیمارستانها باشد و تحت رژیم و دوا و درمان مداوم باشد یا معلولیت ها و نقص اعضاء و... آیا این شخص باز آرزوی زنده ماندن می کند؟ آیا آرزوی این افراد غالباً مرگ نیست؟ یا غیر از مریضی، اشخاصی هستند که اهل و عیالش نااهلند و اولاد نااهلی دارند، همسر نااهلی دارند، و ده ها از این

گرفتاری ها که انسان را وادار به آرزوی مرگ میکند. اشخاصی را می بینیم اصلاً نماز هم نمی خواند و عمر ظاهری شان شاید هم از نظر تعداد سالها زیاد باشد ولی انواع ناراحتی های روحی و جسمی یا هر دو را دارند، آنکه عمر سعادتمند می گویند، آنست که عمر ولو از نظر تعداد سنوات کم باشد ولی پربرکت باشد، و وقت مردن، مردم تأسف بخورند و برایش طلب مغفرت کرده و درود و رحمت بفرستند و بسا باقیات و صالحات نیز از خود بجا بگذارد و هم اولاد صالح که این زندگی و این عمر را میگویند زندگی پر برکت، نه اینکه به محض مرگ او مردم از دست او، زبان او، اعمال و رفتار و کردار او راحت شوند و لعنت نیز جهت جبران بدی ها و مردم آزاری های او نثار روان ناپاکش کنند و اموالی هم که از خود به ارث گذاشته باشد در راه تخریب دین و توسعه فساد به کار برده شود، که همه و همه اینها از ثمره زندگی و عمر بی برکت و نامیمون او خواهد بود.

در قسمت دوم که حضرت فرموده: برکت از مالش برداشته می شود. که این در تفسير و شرح فوق گنجانده شده امّا باز با مختصر شرح، معلوم می شود مالی که برکت از او برداشته شود نصیب خيرات و مبرات یا باصطلاح عام در جهت نیکی ها و پسندیده ها خرج نشود. ای بسا خود شخص هم دائماً جمع کرده و خودش هم استفاده نکند و فقط پس دادن حساب آنها در پیشگاه عدل الهی با او باشد.

ادعیه قرآنی

آیه 127 سوره بقره

_...رَبَّنَا تَقَبَّلْ مِنَّا إِنَّكَ أَنْتَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ (127)

ترجمه دعای فوق:

«خداوندا از ما قبول کن ( این عمل خیر را) تو شنوا و به اسرار ( درون و دلهای مردم) عالم هستی و دانا».

وقتی حضرت ابراهیم و اسماعیل (کعبه) خانه خدا را بالا بردند ( دیوارهای کعبه را) به خداوند عرض کردند خدایا این خدمت را از ما قبول فرما.

آیه 128 سوره بقره

رَبَّنَا وَاجْعَلْنَا مُسْلِمَيْنِ لَكَ وَمِنْ ذُرِّيَّتِنَا أُمَّةً مُسْلِمَةً لَكَ وَأَرِنَا مَنَاسِكَنَا وَتُبْ عَلَيْنَا إِنَّكَ أَنْتَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ (128)

ترجمه دعای فوق:

«( ابراهیم و اسماعيل عرض کردند) خدایا! ما را تسلیم فرمان خود بگردان و فرزندان ما را نیز تسلیم و رضای خود بنما و راه پرستش و بندگی و طاعت خود را به ما نشان بده ( وظيفه بندگی را) و توبه ما را بپذیر! که تو تنها توبه پذیر و مهربان هستی».

آیه 201 سوره بقره

_...رَبَّنَا آتِنَا فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً وَفِي الْآخِرَةِ حَسَنَةً وَقِنَا عَذَابَ النَّارِ (201)

ترجمه دعای فوق:

«... خدایا! مارا خیر دنیا و آخرت بده و از عذاب آتش (جهنم) نگهدار!».

آیه 250 سوره بقره

رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَيْنَا صَبْرًا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَانْصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ (250)

ترجمه دعای فوق:

«خداوندا! ما را صبر و استواری ببخش! و ما را ثابت قدم بدار و ما را در شکست کفّار یاری بفرما!».

آیه 285 سوره بقره

_...وَقَالُوا سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا غُفْرَانَكَ رَبَّنَا وَإِلَيْكَ الْمَصِيرُ (285)

ترجمه دعای فوق:

«... وگفتند که ما فرمان خدا را شنیدیم و اطاعت کردیم پروردگارا ما آمرزش تو را می خواهیم و می دانیم که بازگشت همه به سوی تو است».

آیه 286 سوره بقره

...رَبَّنَا لَا تُؤَاخِذْنَا إِنْ نَسِينَا أَوْ أَخْطَأْنَا رَبَّنَا وَلَا تَحْمِلْ عَلَيْنَا إِصْرًا كَمَا حَمَلْتَهُ عَلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِنَا رَبَّنَا وَلَا تُحَمِّلْنَا مَا لَا طَاقَةَ لَنَا بِهِ وَاعْفُ عَنَّا وَاغْفِرْ لَنَا وَارْحَمْنَا أَنْتَ مَوْلَانَا فَانْصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ (286)

ترجمه دعای فوق:

«بارالها! ما را بر آنچه به فراموشی یا به خطا انجام داده ایم مؤاخذه مفرما بار پروردگارا! تکلیف سنگین و طاقت فرسا چنانکه بر پیشینیان نهادی، بر ما نگذار. (بواسطه گناه و طغيان سنگین آنان) پروردگارا! سزای سخت و سنگین که ما طاقت آنرا نداریم بر ما مقرّر مفرما. و گناهان ما را بیامرز و ببخش و ما را مورد لطف و رحمت خود قرار بده که تو تنها مولی، سلطان، یاور مایی. پس ما را برای غلبه به کفار و گردنکشان بر تو یاری و نصرت بفرما».

آیه 8 سوره آل عمران

رَبَّنَا لَا تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ إِذْ هَدَيْتَنَا وَهَبْ لَنَا مِنْ لَدُنْكَ رَحْمَةً إِنَّكَ أَنْتَ الْوَهَّابُ (8)

ترجمه:

«بارالها! دلهای ما را پس از آنکه هدایت فرمودی به باطل راه نده! و از لطف خود به ما رحمت عطا فرما که تو بخشنده و ( بی منّتی).

آیه 9 سوره آل عمران

رَبَّنَا إِنَّكَ جَامِعُ النَّاسِ لِيَوْمٍ لَا رَيْبَ فِيهِ إِنَّ اللَّهَ لَا يُخْلِفُ الْمِيعَادَ (9)

ترجمه:

«بار پروردگارا! مسلّماً تو تمام مردم را که تردید و شکّی (روز قیامت) در آن نیست روزی جمع خواهی کرد (که این قول و وعده خداست) که هرگز خدا خلاف وعده خویش نخواهد کرد».

آیه 16 سوره آل عمران

_...رَبَّنَا إِنَّنَا آمَنَّا فَاغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَقِنَا عَذَابَ النَّارِ (16)

ترجمه:

«... خدایا! ما ایمان آوردیم. به کرم خویش گناهانمان را ببخش! و از آتش جهنم ( که از خشم تو گداخته شده) باز دار».

آیه 38 سوره آل عمران

_...رَبِّ هَبْ لِي مِنْ لَدُنْكَ ذُرِّيَّةً طَيِّبَةً إِنَّكَ سَمِيعُ الدُّعَاءِ (38)

ترجمه:

«... بارالها! مرا از لطف و مرحمت خود فرزندانی پاک و صالح عطا فرما که تو اجابت کننده دعا هستی ( و دعای مرا همیشه و همه جا می شنوی بی واسطه، بدون وقت معین و وقت قبلی)».

آیه 53 سوره آل عمران

رَبَّنَا آمَنَّا بِمَا أَنْزَلْتَ وَاتَّبَعْنَا الرَّسُولَ فَاكْتُبْنَا مَعَ الشَّاهِدِينَ (53)

ترجمه:

«خداوندا! به کتاب یا آنچه را که فرستادی ایمان آورده و از پیامبر و رسول تو پیروی کردیم مارا در زمره اهل باور و یقین ثبت نما».

آیه 147 سوره آل عمران

_...رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَإِسْرَافَنَا فِي أَمْرِنَا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَانْصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ (147)

ترجمه:

«... بار پروردگارا! از گناهان و زیاده روی های آنها که ما کرده ایم ما را مورد عفو خود قرار بده و ما را (در راه حق و دین خود) ثابت قدم قرار بده و بر کافران پیروز بگردان».

آیه 191 سوره آل عمران

_...رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هَذَا بَاطِلًا سُبْحَانَكَ فَقِنَا عَذَابَ النَّارِ (191)

ترجمه:

«... خدایا!( این همه کائنات و زمین و آسمانها و ...) را بیهوده نیافریدی تو پاک و منزّهی ما را به لطف خویش از عذاب آتش نگهدار».

آیه 192 سوره آل عمران

رَبَّنَا إِنَّكَ مَنْ تُدْخِلِ النَّارَ فَقَدْ أَخْزَيْتَهُ وَمَا لِلظَّالِمِينَ مِنْ أَنْصَارٍ (192)

ترجمه:

«پروردگارا! تو هر که را ( بخاطر عمل خویش) به آتش بیندازی او را خوار و ذلیل نمودهای این چنین افراد ظالم و ستم پیشه یار و یاوری ندارند».

آیه 193 سوره آل عمران

رَبَّنَا إِنَّنَا سَمِعْنَا مُنَادِيًا يُنَادِي لِلْإِيمَانِ أَنْ آمِنُوا بِرَبِّكُمْ فَآمَنَّا رَبَّنَا فَاغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَكَفِّرْ عَنَّا سَيِّئَاتِنَا وَتَوَفَّنَا مَعَ الْأَبْرَارِ (193)

ترجمه:

«خداوندا! ما صدای کسی را که صدا می زد ( منادی توحید) برای ایمان آوردن که به پروردگار خویش آوردیم را شنیدیم (حالا ما ایمان آوردیم) پروردگارا! گناهان ما را ببخش و ما را با خوبان بمیران».

آیه 194 سوره آل عمران

رَبَّنَا وَآتِنَا مَا وَعَدْتَنَا عَلَى رُسُلِكَ وَلَا تُخْزِنَا يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِنَّكَ لَا تُخْلِفُ الْمِيعَادَ (194)

ترجمه:

«پروردگارا! آنچه را که به وسیله پیامبران خود مارا وعده فرمودی به ما عطا فرما! و در روز قیامت ما را رسوا مفر ما! چون تو هیچگاه از وعده خود عدول نمی کنی».

آیه 75 سوره نساء

_...رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْ هَذِهِ الْقَرْيَةِ الظَّالِمِ أَهْلُهَا وَاجْعَلْ لَنَا مِنْ لَدُنْكَ وَلِيًّا وَاجْعَلْ لَنَا مِنْ لَدُنْكَ نَصِيرًا (75)

ترجمه:

«... پروردگارا! از این شهر و دیاری که مردم و اهلش ظالم و ستمگرند ما را خارج فرما! و برای ما از طرف خود یک سرپرست و رهبر تعيين بفرما! و از طرف خود یار و یاوری قرار بده».

آیه 83 سوره مائده

...رَبَّنَا آمَنَّا فَاكْتُبْنَا مَعَ الشَّاهِدِينَ (83)

ترجمه:

«... خداوندا! ما ایمان آوردیم ( ایمان آوردن مارا) با گواهان ثبت فرما».

آیه 23 سوره اعراف

رَبَّنَا ظَلَمْنَا أَنْفُسَنَا وَإِنْ لَمْ تَغْفِرْ لَنَا وَتَرْحَمْنَا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخَاسِرِينَ (23)

ترجمه:

«پروردگارا! ما به خود ظلم کردیم، و اگر تو ما را نبخشی، و رحم نکنی از زیانکاران خواهیم بود».

آیه 47 سوره اعراف

رَبَّنَا لَا تَجْعَلْنَا مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ (47)

ترجمه:

«خداوندا! مارا با گروه ظالمان و ستمگران قرار مده».

آیه 89 سوره اعراف

رَبَّنَا افْتَحْ بَيْنَنَا وَبَيْنَ قَوْمِنَا بِالْحَقِّ وَأَنْتَ خَيْرُ الْفَاتِحِينَ (89)

ترجمه:

«پروردگارا! تو ( در نزاع و اختلاف) بین ما و مردم ما به حق ما را فاتح گردان! که تو بهترین حق دهنده هستی».

آیه126سوره اعراف

رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَيْنَا صَبْرًا وَتَوَفَّنَا مُسْلِمِينَ (126)

ترجمه:

«بارالها! به ما صبر و شکیبایی بده! و ما را به آیین اسلام بمیران!» .

آیه 151 سوره اعراف

رَبِّ اغْفِرْ لِي وَلِأَخِي وَأَدْخِلْنَا فِي رَحْمَتِكَ وَأَنْتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ (151)

ترجمه:

«ای خدای من! من و برادر مرا بیامرز! و در رحمت خود وارد کن! که تو مهربانترین مهربانها هستی».

آیه 155 سوره اعراف

أَنْتَ وَلِيُّنَا فَاغْفِرْ لَنَا وَارْحَمْنَا وَأَنْتَ خَيْرُ الْغَافِرِينَ (155)

ترجمه:

«تو آقا و مولای مایی ما را ببخش! و بر ما رحم کن! که بهترین بخشندگان تو هستی».

آیه 156 سوره اعراف

وَاكْتُبْ لَنَا فِي هَذِهِ الدُّنْيَا حَسَنَةً وَفِي الْآخِرَةِ إِنَّا هُدْنَا إِلَيْكَ(156)

ترجمه:

«و سرنوشت ما را در این دنیا و هم در آخرت توام با نیکویی و خیر و ثواب مقدر فرما! که ما به سوی تو هدایت شده ایم».

آیه 85 و 86 سوره یونس

...رَبَّنَا لَا تَجْعَلْنَا فِتْنَةً لِلْقَوْمِ الظَّالِمِينَ (85)وَنَجِّنَا بِرَحْمَتِكَ مِنَ الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ (86)

ترجمه:

«... بارالها! ما را دستخوش نقشه های شوم و فتنه انگیز گروه ظالم قرار نده! * (وما ایمان آورندگانرا) از شر گروه کفاران با لطف و کرم خویش نجات بده!».

آیه 101 سوره یوسف

...أَنْتَ وَلِيِّي فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ تَوَفَّنِي مُسْلِمًا وَأَلْحِقْنِي بِالصَّالِحِينَ (101)

ترجمه:

«... خدایا! تو ولی نعمت من ( و سرپرست و بزرگ و همه کاره من) هستی. مرا «تسلیم خود بمیران! و به خوبان و صلحا ملحق نما!».

آیه 38 سوره ابراهيم

رَبَّنَا إِنَّكَ تَعْلَمُ مَا نُخْفِي وَمَا نُعْلِنُ وَمَا يَخْفَى عَلَى اللَّهِ مِنْ شَيْءٍ فِي الْأَرْضِ وَلَا فِي السَّمَاءِ (38)

ترجمه:

«پروردگارا! محقّقاً هرچه ما به پنهانی یا آشکارا انجام می دهیم بر همه آنها تو آگاهی. البته هیچ چیزی چه در زمین و چه در آسمان پنهان نیست».

آیه 40 سوره ابراهيم

رَبِّ اجْعَلْنِي مُقِيمَ الصَّلَاةِ وَمِنْ ذُرِّيَّتِي رَبَّنَا وَتَقَبَّلْ دُعَاءِ (40)

ترجمه:

«بار پروردگارا! من و نسل و ذریّه مرا از نمازگزاران قرار بده! و خدایا! دعای مرا قبول بفرما».

آیه 41 سوره ابراهیم

رَبَّنَا اغْفِرْ لِي وَلِوَالِدَيَّ وَلِلْمُؤْمِنِينَ يَوْمَ يَقُومُ الْحِسَابُ (41)

ترجمه:

«خدایا! روزیکه حساب برپا می شود من و پدر و مادرم را ببخش و بیامرز!»

آیه 80 سوره اسراء

رَبِّ أَدْخِلْنِي مُدْخَلَ صِدْقٍ وَأَخْرِجْنِي مُخْرَجَ صِدْقٍ وَاجْعَلْ لِي مِنْ لَدُنْكَ سُلْطَانًا نَصِيرًا (80)

ترجمه:

«بارالها! مرا ( در تمام امور) با صداقت و درستی وارد فرما و به همان نحو خارج نما! و از سوی خود سلطان و مددکار برای من قرار ده!» .

آیه 10 سوره کهف

...رَبَّنَا آتِنَا مِنْ لَدُنْكَ رَحْمَةً وَهَيِّئْ لَنَا مِنْ أَمْرِنَا رَشَدًا (10)

ترجمه:

«... پروردگارا! ما را از سوی خود رحمتی عطا فرما! و برای ما رشد و هدایت کامل عطایی نما».

آیه های 25 و 26 و 27 و 28 سوره طه که این 4 آیات را حضرت موسی به صورت درخواست و دعا از خدا خواست و محکم برای دعوت فرعون به سوی خدا کمر بست و رفت این 4 آیه برای شروع کارهای بزرگ اثر بخش است.

قَالَ رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي (25)وَيَسِّرْ لِي أَمْرِي (26)وَاحْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسَانِي (27) يَفْقَهُوا قَوْلِي (28)

ترجمه:

«موسی به خدا عرض کرد «خدایا! سعه صدر برای من عطا فرما! *کار مرا آسان بگردان! * ولکنت زبانم را رفع کن! *تا گفتارم مفهوم شود».

آیه 114 سوره طه

رَبِّ زِدْنِي عِلْمًا (114)

ترجمه:

«خدای من! علم و دانایی مرا زیاد کن!»

آیه 89 سوره انبياء

...رَبِّ لَا تَذَرْنِي فَرْدًا وَأَنْتَ خَيْرُ الْوَارِثِينَ (89)

ترجمه:

«... ای خدای من! مرا تنها نگذار (و فرزندان برومندی بر من عطا کن )و تو بهترین وارثان هستی».

آیه 109 سوره مومنون

...رَبَّنَا آمَنَّا فَاغْفِرْ لَنَا وَارْحَمْنَا وَأَنْتَ خَيْرُ الرَّاحِمِينَ (109)

ترجمه:

«پروردگارا! ما ایمان آوردیم. ما را بیامرز! و بر ما رحم کن! که تو بهترین رحم کنندگانی».

آیه 118 سوره مؤمنون

رَبِّ اغْفِرْ وَارْحَمْ وَأَنْتَ خَيْرُ الرَّاحِمِينَ (118)

ترجمه:

«ای خدای من! مرا ببخش! و مشمول رحمت خود قرار بده! و تو بهترین رحم کنندگان هستی».

آیه 65 و 66 سوره فرقان

...رَبَّنَا اصْرِفْ عَنَّا عَذَابَ جَهَنَّمَ إِنَّ عَذَابَهَا كَانَ غَرَامًا (65)إِنَّهَا سَاءَتْ مُسْتَقَرًّا وَمُقَامًا (66)

ترجمه:

«... خداوندا! عذاب جهنم را از ما برگردان! که عذاب سخت و دائمی است * که آنجا بسیار قرارگاه و منزلگاه بدی است»

آیه 74 سوره فرقان

...رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَاجِنَا وَذُرِّيَّاتِنَا قُرَّةَ أَعْيُنٍ وَاجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِينَ إِمَامًا (74)

ترجمه:

«... پروردگارا! از همسران ما فرزندانی بده که مایه روشنی چشم ما باشند! و ما را پیشوای اهل تقوی قرار ده!» .

آیه 83 و 84 و 85

رَبِّ هَبْ لِي حُكْمًا وَأَلْحِقْنِي بِالصَّالِحِينَ (83)وَاجْعَلْ لِي لِسَانَ صِدْقٍ فِي الْآخِرِينَ (84)وَاجْعَلْنِي مِنْ وَرَثَةِ جَنَّةِ النَّعِيمِ (85)

ترجمه آیات فوق:

«ای خدای من! مرا بر ( این مشرکان) فرمانروایی ده! و به بندگان صالح خود

ملحق نما! * و نام مرا بر زبان آیندگان نیکو و سخنم را دلپذیر گردان! *و مرا از

وارثان بهشت پرنعمت قرار ده!».

آیات 87 و 88 و 89 سوره شعراء

وَلَا تُخْزِنِي يَوْمَ يُبْعَثُونَ (87)يَوْمَ لَا يَنْفَعُ مَالٌ وَلَا بَنُونَ (88)إِلَّا مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ (89)

ترجمة:

«خدایا ( روزیکه خلق را از قبرها) برانگیزی مرا رسوا مگردان!* آن روزی که مال و فرزندان سودی نبخشد * فقط آنکس سود برد که با قلب پاک و اخلاص خالی از گونه شک و شرک به درگاه خدا آید».

آیه 19 سوره نمل

...رَبِّ أَوْزِعْنِي أَنْ أَشْكُرَ نِعْمَتَكَ الَّتِي أَنْعَمْتَ عَلَيَّ وَعَلَى وَالِدَيَّ وَأَنْ أَعْمَلَ صَالِحًا تَرْضَاهُ وَأَدْخِلْنِي بِرَحْمَتِكَ فِي عِبَادِكَ الصَّالِحِينَ (19)

ترجمه:

«... ای خدای من و پدرم توفيق شكر نعمت خود عطا فرمودی و مرا به عمل صالح و خالصی که بپسندی موفق بدار! و به لُطف و رحمت خود در صف بندگان صالح و شایسته ات داخل گردان!».

آیه 21 سوره قصص

...رَبِّ نَجِّنِي مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ (21)

ترجمه:

«... ای خدای من! مرا از این گروه ظالم نجات بخش و رها فرما!».

آیه 24 سوره قصص

...رَبِّ إِنِّي لِمَا أَنْزَلْتَ إِلَيَّ مِنْ خَيْرٍ فَقِيرٌ (24)

ترجمه:

«... ای خدای من! هر خیر و خوبی که به من عطا فرمایی و فرود آوری من به آن نیازمندم».

آیه 30 سوره عنکبوت

رَبِّ انْصُرْنِي عَلَى الْقَوْمِ الْمُفْسِدِينَ (30)

ترجمه:

«ای خدای من! مرا بر این قوم فاسِد و گناهکار یاری فرما».

آیه 100 سوره صافّات

رَبِّ هَبْ لِي مِنَ الصَّالِحِينَ (100)

ترجمه:

«ای خدای من! مرا فرزند صالحی که از بندگان صالح تو باشد عطا فرما» .

آیه های 7 و 8 و 9 سوره غافر

...رَبَّنَا وَسِعْتَ كُلَّ شَيْءٍ رَحْمَةً وَعِلْمًا فَاغْفِرْ لِلَّذِينَ تَابُوا وَاتَّبَعُوا سَبِيلَكَ وَقِهِمْ عَذَابَ الْجَحِيمِ (7)رَبَّنَا وَأَدْخِلْهُمْ جَنَّاتِ عَدْنٍ الَّتِي وَعَدْتَهُمْ وَمَنْ صَلَحَ مِنْ آبَائِهِمْ وَأَزْوَاجِهِمْ وَذُرِّيَّاتِهِمْ إِنَّكَ أَنْتَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ (8)وَقِهِمُ السَّيِّئَاتِ وَمَنْ تَقِ السَّيِّئَاتِ يَوْمَئِذٍ فَقَدْ رَحِمْتَهُ وَذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ (9)

ترجمه:

«... ای پروردگاریکه علم و رحمت بی منتهایت اهل عالم را فراگرفته است تو به لطف و کرم خود گناه آنانکه توبه کرده و راه رضای تو را پیموده اند ببخش و آنانرا از عذاب دوزخ محفوظ بدار؛ * پروردگارا! تو آنها را در بهشت همیشگی که وعده فرمودی با پدر و مادران و همسران و فرزندان صالحشان داخل گردان! که تو همانا خدای حکیم و مقتدری * و تو آن بندگانت را از بدیها و زشتیها نگهدار؛ و هر که را که از امروز از زشتی ها نگهداشتی رحمت خود را باو عنایت کرده ای و آن همان رستگاری بزرگ خواهد بود».

آیه 12 سوره دخان

رَبَّنَا اكْشِفْ عَنَّا الْعَذَابَ إِنَّا مُؤْمِنُونَ (12)

ترجمه:

«پروردگارِ ما! تو این عذاب را از مابرگردان و برطرف فرما! البته ما ایمان می آوریم» .

آیه 15 سوره احقاف

...رَبِّ أَوْزِعْنِي أَنْ أَشْكُرَ نِعْمَتَكَ الَّتِي أَنْعَمْتَ عَلَيَّ وَعَلَى وَالِدَيَّ وَأَنْ أَعْمَلَ صَالِحًا تَرْضَاهُ وَأَصْلِحْ لِي فِي ذُرِّيَّتِي إِنِّي تُبْتُ إِلَيْكَ وَإِنِّي مِنَ الْمُسْلِمِينَ (15)

ترجمه:

«... ای پرودرگار من! مرا توفیق ده تا نعمتی که به من و به پدر و مادرم دادی شكرش بجا آورم و عمل صالحی انجام دهم تا از من خشنود باشی! و فرزندان مرا صالح فرما! من به سوی تو باز می گردم و توبه می کنم و من تسلیم توام».

آیه 10 سوره حشر

...رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا وَلِإِخْوَانِنَا الَّذِينَ سَبَقُونَا بِالْإِيمَانِ وَلَا تَجْعَلْ فِي قُلُوبِنَا غِلًّا لِلَّذِينَ آمَنُوا رَبَّنَا إِنَّكَ رَءُوفٌ رَحِيمٌ (10)

ترجمه:

«... پروردگارا! ما و برادرانمان را که پیش از ما ایمان آوردند بیامرز و در دلهایمان کینه و حسد نسبت به مؤمنین قرار مده همانا تو مهربان و مهربانی».

آیه 4 سوره ممتحنه

رَبَّنَا عَلَيْكَ تَوَكَّلْنَا وَإِلَيْكَ أَنَبْنَا وَإِلَيْكَ الْمَصِيرُ (4)

ترجمه:

«... خداوندا! ما بر تو تکیه کردیم و رو به درگاه تو آوردیم و بازگشت و سرانجام کارمان به سوی تو است»

آیه 5 سوره ممتحنه

رَبَّنَا لَا تَجْعَلْنَا فِتْنَةً لِلَّذِينَ كَفَرُوا وَاغْفِرْ لَنَا رَبَّنَا إِنَّكَ أَنْتَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ (5)

ترجمه:

«پروردگارا ما را مایه امتحان کافران قرار مده پروردگارا ما را بیامرز که تنها تویی که به هر کار بسیار مقتدری و (به صلاح مردم) کاملاً آگاهی».

آیه 26 سوره نوح

رَبِّ لَا تَذَرْ عَلَى الْأَرْضِ مِنَ الْكَافِرِينَ دَيَّارًا (26)

ترجمه:

«ای خدای من! در روی زمین احدی از دیّار باقی نگذار».

آیه 28 سوره نوح

رَبِّ اغْفِرْ لِي وَلِوَالِدَيَّ وَلِمَنْ دَخَلَ بَيْتِيَ مُؤْمِنًا وَلِلْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ وَلَا تَزِدِ الظَّالِمِينَ إِلَّا تَبَارًا (28)

ترجمه:

«ای خدای من! و پدر و مادرم و آنهایی که با ایمانند. به خانه من داخل شوند و همه مردان و زنان مؤمن را ببخش! و ستمکاران جز بر عذابشان میفزای!» .

(صدق الله العلى العظيم)

نکته آخر

در این روز مبارک عید غدیر (18 ذیحجه سال 1430 هجری قمری برابر با 15 آذرماه 1388) خدا را شاکرم که این نوشته را که چند سالی بود شروع کرده بودم. موفق کرد به اتمام برسانم، به يمن برکت این روز عزیز، آخرین تطبيقها و نوشتنیها را به پایان رسانده و به گمان خود کامل نمودم. البته بطوریکه در مقدمه هم اشاره کردم با بضاعت علمی خیلی کم و ناچیز ولی با امید و علاقه وافر آماده چاپ گردید، چون متن و محور اصلی آیات قرآنی و حدود 405 آیه از قرآن می باشد لذا برای نوشتن و تنسیخ آیات صحیح و درست و کامل چند دوره خود قرآن قرائت گردیده امیدوارم این نوشته مورد استفاده مؤمنین قرار گیرد و مرا از دعای خیر خویش محروم نفرمایند.

دعای ختم قرآن

اللهم اشرح بالقرأن ذري، واشتغل بالقران بدني، ووز بالقرأن بصري، وأطلق بالقران لساني، وأعني علي ما أقني، وإنه لأول ولا قوة الأيك، اللهم إني أشتك إخنات المخبتين، وإخلاص المؤتمنين ومرافقة الأبرار، وإشتقاق حقائق الإيمان، والغنيمة من كل بر، والسلامة من كل إثم، ووجوب متك، وعزائم مغفرتك، والفوز بالجنة والنجاة من الثاني.

تصویر

312