ghaemiyeh.com
عنوان و نام پديدآور :صحیفه سجادیه با ترجمه جمله به جمله /جمعی از راویان
مشخصات نشر : اصفهان: مرکز تحقیقات رایانه ای قائمیه اصفهان، 1402.
مشخصات ظاهری : 364 ص.
موضوع : دعاها
رده بندی کنگره : BP267/1/ع8ص3041
رده بندی دیویی : 297/772
خیر اندیش دیجیتالی: میرزا محمد مهدی حق شناس
صحیفه سجادیه صحیفه کتابی حاوی 54 دعا از امام سجاد(ع)، امام چهارم شیعیان است. این کتاب پس از قرآن و نهج البلاغه مهمترین میراث مکتوب شیعه به حساب میآید و به نامهای خواهر قرآن و «انجیل اهلبیت» نیز مشهور است. صحیفه از نظر فصاحت و بلاغت مورد توجه قرار گرفته است.
1.حمد الهی
2.درود بر پیامبر
3.فرشتگان مُقرّب
4.پیروان پیامبران
5.خویشتن و دوستان
6.صبح و شام
7.بلا و سختی
8.اخلاق ناپسند
9.طلب آمرزش
10.پناهبردن به خدا
11.عاقبت به خیری
12.اعتراف و توبه
13.طلب حاجت
14.دادخواهی از ستم
15.هنگام بیماری
16.طلب آمرزش
17.شر شیطان
18.دفع بلا
19.طلب باران
20.مکارم الاخلاق
21.اندوه از خطا
22.هنگام سختی
23.تندرستی
24.پدر و مادر
25.فرزندان
26.همسایگان و دوستان
27.مرزداران
28.پناهبردن به خدا
29.روزی
30.پرداخت بدهی
31.توبه
32.دعا در نماز شب
33.درخواست خیر
34.گرفتاری به گناه
35.رضا به قضای الهی
36.هنگام رعدوبرق
37.کوتاهی در شکرگزاری
38.پوزش از ستم
39.طلب عفو و رحمت
40.یاد مرگ
41.پردهپوشی از گناه
42.ختم قرآن
43.رؤیت هلال
44.ورود به رمضان
45.وداع با رمضان
46.عیدفطر و جمعه
47.دعای عرفه
48.عیدقربان و جمعه
49.دفع حیله دشمنان
50.خوف از خدا
51.فروتنی در برابر خدا
52.پافشاری در دعا
53.فروتنی در برابر خدا
54.زدودن اندوهها
وَ كان مِن دعائِه عليهالسلام اذا ابتَدأ بِالدّعاءِ بدأ(1)
بالتحميد لِلَّه عزَّوجل و الثَّنَاءِ عَلَيه فقال(2)
اَلْحَمْدُ لِلَّه الْاَوَّلِ بِلا اَوَّلٍ كانَ قَبْلَهُ (3)
وَالْاخِرِ بِلا اخِرٍ يَكُون بَعْدَهُ(4)
الَّذى قَصُرَتْ عَنْ رُؤْيَتِهِ اَبْصارُ النّاظِرينَ (5)
وَعَجَزَت عَنْ نَعْتِهِ اَوْهامُ الْواصِفينَ (6)
اِبْتَدَعَ بِقُدْرَتِهِ الْخَلْقَ ابْتِداعاً(7)
ثُمَّ سَلَكَ بِهِمْ طَريقَ اِرادَتِهِ (8)
وَاخْتَرَعَهُمْ عَلى مَشِيَّتِهِ اخْتِراعاً (9)
وَ بَعَثَهُمْ فى سَبيلِ مَحَبَّتِهِ (10)
لايَمْلِكُونَ تَأْخيراً عَمَّا قَدَّمَهُمْ اِلَيْهِ(11)
1) دعای آن حضرت است چون به نماز بر می خاست بدین صورت
2) به سپاس و حمد خداوند عزوجل ابتدا می کرد و می گفت
3) حمد خدائى را که اوّل همه آثار هستى اوست و قبل از او اوّلى نبوده
4) و آخر است بىآنکه پس از او آخرى باشد
5) خدایى که دیده بینندگان از دیدنش قاصر
6) و اندیشه و فهم وصف کنندگان از وصفش عاجز است.
7) به دست قدرتش آفریدگان را ایجاد کرد
8) آنگاه همه را در راه اراده خود راهى نمود
9) و آنان را براساس اراده خود صورت بخشید
10) و در مسیر محبت و عشق به خود برانگیخت
11) موجودات هستى از حدودى که
وَ لايَسْتَطيعُونَ تَقَدُّماً اِلى ما اَخَّرَهُمْ عَنْهُ (1)
وَجَعَلَ لِكُلِّ رُوحٍ مِنْهُمْ قُوتاً مَعْلوماً مَقْسُوماً مِنْ رِزْقِهِ (2)
لايَنْقُصُ مَنْ زادَهُ ناقِصٌ (3)
وَ لايَزيدُ مَنْ نَقَصَ مِنْهُمْ زائِدٌ (4)
ثُمَّ ضَرَب لَهُ فِى الْحَيوةِ اَجَلاً مَوْقوُتاً (5)
وَ نَصَبَ لَهُ اَمَداً مَحْدُوداً(6)
يَتَخَطَّأُ اِلَيْهِ بِاَيّامِ عُمُرِهِ (7)
وَ يَرْهَقُهُ بِاَعْوامِ دَهْرِهِ (8)
حَتّى اِذا بَلَغَ اَقْصى اَثَرِهِ (9)
وَ اسْتَوْعَبَ حِسابَ عُمُرِهِ (10)
قَبَضَهُ اِلى ما نَدَبَهُ (11)
1) براى آنان معین فرموده قدمى پیش و پس نتوانند نهاد
2) و براى هر یک از آنان روزى معلوم و قسمت شدهاى از باب لطف قرار داد
3) هر آن کس را که روزى فراوان داده احدى نمىتواند بکاهد
4) و هر آن کس را که روزى کاسته هیچ کس نتواند بیفزاید
5) آنگاه زندگى او را زمانى معین مقدّر فرمود
6) و پایانى محدود قرار داد
7) که با ایام عمر بهسوى آن پایان قدم برمىدارد
8) و با سالهاى زندگیش به آن نزدیک مى گردد
9) تا چون بهآخر آن رسید
10) و پیمانه زمانش لبریز شد
11) جانش را مىگیرد
اِلَيْهِ مِنْ مَوْفُورِ ثَوابِه اَوْ مَحْذُورِ عِقابِهِ(1)
لِيَجْزِىَ الَّذينَ اَسآؤُا بِما عَمِلُوا وَ يَجْزِىَ الَّذينَ اَحْسَنُوا بِالْحُسْنى عَدْلاً مِنْهُ(2)
تَقَدَّسَتْ اَسْمآؤُهُ (3)
وَ تَظاهَرَتْ الآؤُهُ (4)
لايُسْئَلُ عَمَّا يَفْعَلُ وَ هُمْ يُسْئَلُونَ.(5)
وَالْحَمْدُلِلَّهِ الَّذى لَوْ حَبَسَ عَنْ عِبادِهِ مَعْرِفَةَ حَمْدِهِ عَلى ما اَبْلاهُمْ مِنْ مِنَنِهِ الْمُتَتابِعَةِ(6)
وَاَسْبَغَ عَلَيْهِمْ مِنْ نِعَمِهِ الْمُتَظاهِرَةِ لَتَصَرَّفُوا فى مِنَنِهِ فَلَمْ يَحْمَدُوهُ (7)
وَ تَوَسَّعُوا فى رِزْقِهِ فَلَمْ يَشْكُرُوهُ (8)
وَ لَوْ كانُوا كَذلِكَ لَخَرَجُوا مِنْ حُدُودِ الْاِنْسانِيَّةِ اِلى حَدِّ الْبَهيمِيَّةِ (9)
1) و او را به سوى آنچه بدان خدایش خوانده از ثواب بسیار یا عذاب دردناک راهى مىکند
2) تا از پى عدالت خود تا از پى عدالت خود بدکارا را به کردار بدشان و نیکوکاران را به عمل صالحشان جزا دهد
3) منزّه است نامهاى او
4) و پىدرپى است نعمتهاى وى
5) کسى را نرسد که او را را از کردهاش باز پرسد ولى همه در معرض پرسش او باشند
6) و سپاس خداى را که اگر عبادش را از معرفت سپاسگزارى بر عطایاى پیاپى که به آنان داده
7) و نعمتهاى پیوسته که بر ایشان کامل ساخته محروم مىنمود نعمتهایش را صرف نموده و سپاس نمىگزاردند
8) و در روزى او فراخى مىیافتند و شکر نمىکردند
9) و اگر چنین مىبودند از حدود انسانیت بیرون شده به مرز حیوانیت مىرسیدند
فَكانُوا كَما وَصَفَ فى(1)
مُحْكَمِ كِتابِهِ: «اِنْ هُمْ اِلاّ كَالْاَنْعامِ بَلْ هُمْ اَضَلُّ سَبيلاً».(2)
وَالْحَمْدُ لِلَّهِ عَلى ما عَرَّفَنا مِنْ نَفْسِهِ (3)
وَ اَلْهَمَنا مِنْ شُكْرِهِ(4)
وَ فَتَحَ لَنا مِنْ اَبْوابِ الْعِلْمِ بِرُبُوبِيَّتِهِ (5)
وَ دَلَّنا عَلَيْهِ مِنَ الْاِخْلاصِ لَهُ فى تَوْحيدِهِ (6)
وَ جَنَّبَنا مِنَ الْاِلْحادِ وَالشَّكِّ فى اَمْرِهِ (7)
حَمْداً نُعَمَّرُ بِهِ فيمَنْ حَمِدَهُ مِنْ خَلْقِهِ (8)
وَ نَسْبِقُ بِهِ مَنْ سَبَقَ اِلى رِضاهُ وَعَفْوِهِ (9)
حَمْداً يُضىءُ لَنا بِهِ ظُلُماتِ الْبَرْزَخِ (10)
وَيُسَهِّلُ عَلَيْنا بِهِ سَبيلَ الْمَبْعَثِ (11)
1) و چنان مىبودند که در
2) کتاب محکمش فرموده: «ایشان جز به چارپایان نمانند بلکه از آنان گمراهترند
3) سپاس خداى را بر آنچه از وجود مبارکش به ما شناسانده
4) و بر آنچه از شکرش به ما الهام فرموده
5) و بر آن درهاى دانش که به پروردگاریش بر ما گشوده
6) و براخلاصورزى در توحید و یگانگیش ما را رهنمون شده
7) و قلب ما را از الحاد و شک در کار خودش دور داشته
8) چنان سپاسى که با آن در حلقه سپاسگزاران از بندگانش زندگى بگذرانیم
9) و با آن بر هر که به خشنودى و بخشایش او پیشى جسته سبقت گیریم و راه رستاخیز را
10) سپاسى که تیرگیهاى برزخ را به سبب آن بر ما روشن کند
11) به سبب آن بر ما آسان نماید
وَ يُشَرِّفُ بِهِ مَنازِلَنا عِنْدَ مَواقِفِ الْاَشْهادِ (1)
يَوْمَ تُجْزى كُلُّ نَفْسٍ بِما كَسَبَتْ وَ هُمْ لايُظْلَمُونَ (2)
يَوْمَ لايُغْنى مَوْلًى عَنْ مَوْلًى شَيْئاً وَ لاهُمْ يُنْصَرُونَ(3)
حَمْداً يَرْتَفِعُ مِنّا اِلى اَعْلى عِلِّيّينَ فى كِتابٍ مَرْقُومٍ يَشْهَدُهُ الْمُقَرَّبُونَ (4)
حَمْداً تَقَرُّ بِهِ عُيُونُنا اِذا بَرِقَتِ الْاَبْصارُ (5)
و تَبْيَضُّ بِهِ وُجُوهُنا اِذَا اسْوَدَّتِ الْاَبْشارُ حَمْداً نُعْتَقُ بِهِ مِنْ اَليمِ ناراللَّهِ اِلى كَريمِ جِوارِاللَّهِ(6)
حَمْداً - نُزاحِمُ بِهِ مَلآئِكَتَهُ الْمُقَرَّبينَ(7)
1) و موقعیت و جایگاه ما را نزد گواهان آن روز بلند گرداند
2) در روزى که همه سزاى عمل خود بینند بدون آنکه بر کسى ستمى رود
3) روزى که هیچ دوستى چیزى از عذاب و کیفر را از دوست خود دفع نکند و ستمکاران یارى نشوند
4) سپاسى که از جانب ما در پروندهاى که وضع نیکبختان در آن رقم خورده و مقربان حضرت او گواهان آنند به اعلى علیّین بالا رود
5) سپاسى که چون چشمها در آن روز خیره شود سبب روشنى دیده ما گردد
6) و هنگامى که چهرهها سیاه شود صورت ما به نورانیت آن سپید گردد سپاسى که ما را از آتش دردناک حق آزاد و در جوار کرم نامتناهیش جاى دهد
7) ستایشی که به وسیلۀ آن همدوش فرشتگان شویم و درپیشگاه عنایتش جاى را بر ایشان تنگ کنیم
وَنُضآمُّ بِهِ اَنْبِياءَهُ الْمُرْسَلينَ فى دارِالْمُقامَةِ الَّتی لاتَزُولُ وَ مَحَلِّ كَرامَتِهِ الَّتى لاتَحُولُ(1)
والْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِى اخْتارَ لَنا مَحاسِنَ الْخَلْقِ (2)
وَ اَجْرى عَلَيْنا طَيِّباتِ الرِّزْقِ (3)
وَ جَعَلَ لَنَا الْفَضيلَةَ بِالْمَلَكَةِ عَلى جَميعِ الْخَلْقِ (4)
فَكُلُّ خَليقَتِهِ مُنْقادَةٌ لَنا بِقُدْرَتِهِ (5)
وَصآئِرَةٌ اِلى طاعَتِنا بِعِزَّتِهِ.(6)
وَالْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذى اَغْلَقَ عَنّا بابَ الْحاجَةِ اِلاّ اِلَيْهِ (7)
فَكَيْفَ نُطيقُ حَمْدَهُ؟(8)
اَمْ مَتى نُؤَدّى شُكْرَهُ؟!(9)
لا مَتى! وَالْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذى رَكَّبَ فينا الاتِ الْبَسْطِ (10)
وَ جَعَلَ لَنا اَدَواتِ الْقَبْضِ (11)
1) و به وسیله آن در سراى ماندگارى جاوید و جایگاه سرمدى او که دگرگونى نپذیرد به صف پیامبران مرسل او متصل گردیم.
2) و همۀ ستایشها مخصوص خداست که زیباییهای آفرینش را برای ما برگزید
3) و روزیهای پاکیزه را به سوی ما روان ساخت.
4) و ما را با تسلّط بر همۀ موجودات برتری داد.
5) در نتیجه همۀ موجوداتش بر اساس قدرت حضرتش فرمانبردار ما هستند
6) و در سایۀ عزّتش در گردونۀ اطاعت از ما قرار دارند.
7) و همۀ ستایشها مخصوص خداست که درِ احتیاج و نیاز ما را از غیر خود بست
8) پس چگونه قدرتِ سپاسگزاری او را داریم؟
9) یا چه زمانى مىتوانیم شکرش را بجاى آوریم؟
10) هیچگاه! و سپاس خداى را که در پیکر ما ابزار گشودن اندام را سوار کرد
11) و آلات بستن آنها را مقرر فرمود
وَ مَتَّعَنا بِاَرْواحِ الْحَيوةِ (1)
وَاَثْبَتَ فينا جَوارِحَ الْاَعْمالِ (2)
وَ غَذّانا بِطَيِّباتِ الرِّزْقِ (3)
وَ اَغْنانا بِفَضْلِهِ (4)
وَ اَقْنانا بِمَنِّهِ (5)
ثُمَّ اَمَرَنا لِيَخْتَبِرَ طاعَتَنا (6)
وَنَهانا لِيَبْتَلِىَ شُكْرَنا (7)
فَخالَفْنا عَنْطَريقِ اَمْرِهِ (8)
وَ رَكِبْنا مُتُونَ زَجْرِهِ (9)
فَلَمْ يَبْتَدِرْنا بِعُقُوبَتِهِ (10)
وَ لَمْ يُعاجِلْنا بِنِقْمَتِهِ (11)
1) و ما را از نسیمهاى حیاتبخش بهرهمند کرد
2) و اعضاى انجام دادن کار به ما مرحمت فرمود
3) و ما را با روزیهاى پاکیزه خوراک داد
4) و به فضلش ما را بىنیاز کرد
5) و به عطاى خود سرمایه بخشید
6) آنگاه به ما دستور داد تا فرمانبرداریمان را بسنجد
7) و از انجام محرمات نهى فرمود تا شکر ما را بیازماید
8) بعد از این همه لطف از فرمانش سر پیچیدیم
9) و بر مرکب محرماتش سوار شدیم
10) با این همه به عقوبت ما شتاب ننمود
11) و بر انتقام ما عجله نکرد
بَلْ تَاَنّانا بِرَحْمَتِهِ تَكَرُّماً (1)
وَانْتَظَرَ مُراجَعَتَنا بِرَاْفَتِهِ حِلْماً.(2)
وَالْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذى دَلَّنا عَلَى التَّوْبَةِ الَّتى لَمْنُفِدْها اِلاّ مِنْ فَضْلِهِ (3)
فَلَوْلَمْ نَعْتَدِدْ مِنْ فَضْلِهِ اِلاّ بِها لَقَدْ حَسُنَ بَلآؤُهُ عِنْدَنا (4)
وَ جَلَّ ِحْسانُهُ اِلَيْنا (5)
وَ جَسُمَ فَضْلُهُ عَلَيْنا (6)
فَماهكَذا كانَتْ سُنَّتُهُ فِى التَّوْبَةِ لِمَنْ كانَ قَبْلَنا (7)
لَقَدْ وَضَعَ عَنَّا مالا طاقَةَ لَنا بِهِ (8)
وَ لَمْيُكَلِّفْنا اِلاّ وُسْعاً (9)
وَ لَمْيُجَشِّمْنا اِلاّ يُسْراً (10)
1) بلکه از سرِ رحمت و از باب کرم با ما مدارا فرمود
2) و از سرِ مهربانى و از باب حلم بازگشت ما را از راه خطا انتظار کشید.
3) سپاس خداى را که ما را به توبه و بازگشت راهنمایى کرد که این حقیقت را جز از عطاى او نیافتیم
4) اگر همین یک عنایت را از فضل او به حساب آوریم هر آینه اِنعام او درباره ما نیکو
5) و احسانش در حق ما بزرگ
6) و بخشش او بر ما عظیم است
7) زیرا روش او در پذیرش توبه در رابطه با گذشتگان چنین نبوده
8) بدون شک آنچه را در توانایى ما نبوده از ما برداشته
9) و جز در خور امکان ما به ما تکلیف نفرموده
10) و ما را به غیر از کار آسان وانداشته
وَ لَمْ يَدَعْ لِأَحَدٍ مِنّا(1)
حُجَّةً وَ لا عُذْراً (2)
فَالْهالِكُ مِنّا مَنْ هَلَكَ عَلَيْهِ (3)
وَالسَّعيد مِنّا مَنْ رَغِبَ اِلَيْهِ.(4)
وَالْحَمْدُ لِلَّهِ بِكُلِّ ما حَمِدَهُ بِهِ اَدْنى مَلآئِكَتِه اِلَيْهِ(5)
وَاَكْرَمُ خَليقَتِهِ عَلَيْهِ (6)
وَاَرْضى حامِدِيهِ لَدَيْهِ (7)
حَمْداً يَفْضُلُ سآئِرَ الْحَمْدِ كَفَضْلِ رَبِّنا عَلى جَميعِ خَلْقِهِ (8)
1) و در این زمینه براى هیچ کدام از ما
2) حجت و بهانهاى باقى نگذاشته
3) پس در میان ما بدبخت کسى است که برخلاف رضاى او ترک طاعت کند
4) وخوشبخت از ما کسى است که به سوى او توجه نماید.
5) و سپاس خداى را به کلّ آن سپاسى که نزدیکترین ملائکه به او
6) و گرامىترین آفریدگان نزد او
7) و پسندیدهترین ستایشگران آستان او. وى را ستودهاند
8) سپاسى بالاتر از سپاس دیگر سپاسگزاران مانند برترى پروردگارمان بر تمام مخلوقات
الْحَمْدُ مَكانَ كُلِّ نِعْمَةٍ لَهُ عَلَيْنا وَ عَلى جَميعِ عِبادِهِ الْماضينَ وَالْباقينَ(1)
عَدَدَ ما اَحاطَ بِهِ عِلْمُهُ مِنْ جَميعِ الْاَشْيآءِ (2)
وَمَكانَ كُلِّ واحِدَةٍ مِنْها عَدَدُها اَضْعافاً مُضاعَفَةً اَبَداً سَرْمَداً اِلى يَوْمِ الْقِيمَةِ (3)
حَمْداً لامُنْتَهى لِحَدِّهِ (4)
وَ لاحِسابَ لِعَدَدِهِ (5)
وَلا مَبْلَغَ لِغايَتِهِ (6)
وَ لاَانْقِطاعَ لِأِمَدِهِ (7)
1) و او را سپاس و حمد دربرابر تمام نعمتهاى او که به ما و به بندگانش که در گذشته بوده اند و باقی بندگانش که هستند و مىآیند دارد
2) سپاسى به عدد تمام اشیاء که دانش او بر آن احاطه دارد
3) و چندین مقابل هر یک از آنها به طور جاوید و همیشگى تا روز قیامت
4) سپاسى که حدش را پایانى
5) و شماره آن را حسابى
6) و پایان آن را نهایتى
7) و مدت آن را انقطاعى نباشد
حَمْداً يَكُونُ وُصْلَةً اِلى طاعَتِهِ وَ عَفْوِهِ (1)
وَ سَبَبَاً اِلى رِضْوانِهِ (2)
وَ ذَريعَةً اِلى مَغْفِرَتِهِ (3)
وَ طَرِيقاً اِلى جَنَّتِهِ (4)
وَ خَفيراً مِنْ نَقِمَتِهِ (5)
وَ اَمْناً مِنْ غَضَبِهِ (6)
وَ ظَهيراً عَلى طاعَتِهِ (7)
وَ حاجِزاً عَنْ مَعْصِيَتِهِ (8)
وَ عَوْناً عَلى تَاْدِيَةِ حَقِّهِ وَ وَظآئِفِهِ(9)
حَمْداً نَسْعَدُ بِهِ فِى السُّعَدآءِ مِنْ اَوْلِيآئِهِ(10)
وَ نَصيرُ بِهِ فى نَظْمِ الشُّهَدآءِ بِسُيُوفِ اَعْدآئِهِ (11)
اِنَّهُ وَلِىٌّ حَميدٌ.(12)
1) سپاسى که باعث رسیدن به طاعت و بخشش او
2) و سبب رضا و خشنودى او
3) و وسیله آمرزش او
4) و راه به سوى بهشت او
5) و پناه از انتقام او
6) و ایمنى از غضب او
7) و یار و مددکار بر طاعت او
8) و مانع از معصیت او
9) و کمک بر اداء حق و وظائف حضرت او باشد
10) سپاسى که به سبب آن در گروه نیکبختان از دوستانش درآئیم
11) و در سلک شهیدان به شمشیر دشمنانش قرار گیریم
12) که همانا حضرت او یارى دهنده و ستوده است.
دعای دوم صحیفه سجادیه با ترجمه را می توانید در این بخش از سایت مشاهده کنید. دعای دوم صحیفه سجادیه از دعاهای صحیفه سجادیه امام سجاد(ع) می باشد . این دعا در 26 فراز تنظیم شده و موضوع اصلی آن درود بر نبی مکرّم اسلام محمد(ص) است.
وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي مَنَّ عَليْنَا بِمُحَمَّدٍ نَبِيِّهِ – صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ –(1)
دُونَ الْأُمَمِ الْمَاضِيَةِ وَ الْقُرُونِ السَّالِفَةِ بِقُدْرَتِهِ الَّتِي لاَ تَعْجِزُ عَنْ شَيْءٍ وَ إِنْ عَظُمَ وَ لاَ يَفُوتُهَا شَيْءٌ وَ إِنْ لَطُفَ(2)
فَخَتَمَ بِنَا عَلَى جَمِيعِ مَنْ ذَرَأَ وَ جَعَلَنَا شُهَدَاءَ عَلَى مَنْ جَحَدَ وَ كَثَّرَنَا بِمَنِّهِ عَلَى مَنْ قَلَ(1)
اَللَّهُمَّ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ أَمِينِكَ (2)
عَلَى وَحْيِكَ وَ نَجِيبِكَ مِنْ خَلْقِكَ وَ صَفِيِّكَ مِنْ عِبَادِكَ(3)
إِمَامِ الرَّحْمَةِ وَ قَائِدِ الْخَيْرِ وَ مِفْتَاحِ الْبَرَكَةِ(4)
كَمَا نَصَبَ لِأَمْرِكَ نَفْسَهُ(5)
وَ عَرَّضَ فِيكَ لِلْمَكْرُوهِ بَدَنَهُ وَ كَاشَفَ فِي الدُّعَاءِ إِلَيْكَ حَامَّتَهُ(6)
وَ حَارَبَ فِي رِضَاكَ أُسْرَتَهُ وَ قَطَعَ فِي إِحْيَاءِ دِينِكَ رَحِمَهُ(7)
وَ أَقْصَى الْأَدْنَيْنَ عَلَى جُحُودِهِمْ و(8)
1) پس ما را خاتم همه آفريدگان قرار داد و گواهان بر منكران. و به كرم خود شمار ما را از آنان كه شمارشان فرو كاست فزونى بخشيد.
2) بار خدايا درود بفرست بر محمد كه امين وحى توست
3) برگزيده از ميان آفريدگان توست دوست مخلص از ميان همه بندگان توست
4) آن امام رحمت و پيشواى خير و كليد بركات
5) آنسان كه او جان خويش در فرمان تو نهاد
6) و جسم خويش به راه تو هدف تير بلا گردانيد و در دعوت به دين تو با خويشاوندان خود آشكارا خصومت ورزيد
7) و براى خشنودى تو با خاندان خويش به پيكار برخاست و تا دين تو را زنده دارد پيوند از خويش و پيوند ببريد.
8) نزديكان انكارپيشه را از خود دور داشت
قَرَّبَ الْأَقْصَيْنَ عَلَى اسْتِجَابَتِهِمْ لَكَ(1)
وَ وَالَى فِيكَ الْأَبْعَدِينَ وَ عَادَى فِيكَ الْأَقْرَبِينَ(2)
و أَدْأَبَ نَفْسَهُ فِي تَبْلِيغِ رِسَالَتِكَ. (3)
وَ أَتْعَبَهَا بِالدُّعَاءِ إِلَى مِلَّتِكَ (4)
وَ شَغَلَهَا بِالنُّصْحِ لِأَهْلِ دَعْوَتِكَ.(5)
وَ هَاجَرَ إِلَى بِلاَدِ الْغُربَةِ(6)
وَ مَحَلِّ النَّأْيِ عَنْ مَوْطِنِ رَحْلِهِ وَ مَوْضِعِ رِجْلِهِ وَ مَسْقَطِ رَأْسِهِ وَ مَأْنَسِ نَفْسِهِ(7)
إِرَادَةً مِنْهُ لِإِعْزَازِ دِينِكَ وَ اسْتِنْصَاراً عَلَى أَهْلِ الْكُفْرِ بِكَ(8)
حَتَّى اسْتَتَبَّ لَهُ مَا حَاوَلَ فِي أَعْدَائِكَ(9)
وَ اسْتَتَمَّ لَهُ مَا دَبَّرَ فِي أَوْلِيَائِكَ(10)
فَنَهَدَ إِلَيْهِمْ مُسْتَفْتِحاً بِعَوْنِكَ (11)
وَ مُتَقَوِّياً عَلَى ضَعْفِهِ بِنَصْرِكَ(12)
فَغَزَاهُمْ فِي عُقْرِ دِيَارِهِمْ وَ هَجَمَ عَلَيْهِمْ فِي بُحْبُوحَةِ قَرَارِهِمْ(13)
1) و دوران دعوت پذير را به خود نزديك ساخت.
2) در راه تو با بيگانگان دوستى ورزيد و با نزديكان دشمنى
3) و تا حق رسالت تو بگزارد خويشتن را به رنج افكند.
4) جان خويش در بوته تعب نهاد تا به كيش تو دعوت كند
5) خويشتن به كار داشت تا امت را اندرز دهد.
6) به ديار غربت رخت كشيد
7) و موطن مألوف و زادبوم و سراى انس خود رها كرد
8) تا دين تو را نصرت دهد و بر آنان كه بر تو كفر مى ورزيدند غلبه جويد
9) تا به هر چه در حق دشمنان تو خواسته بود به تمام دست يافت
10) و هر چه در باره دوستان تو انديشيده بود به كمال حاصل آمد.
11) پس بدان هنگام كه به يارى تو پيروزى مى طلبيد
12) و به نيروى نصرت تو بر ناتوانى خويش چيره مى گشت آهنگ جنگ ايشان كرد.
13) با آنان در دل خانه هايشان غزا كرد و به ناگاه در ميان منازلشان بر سرشان تاخت
حَتَّى ظَهَرَ أَمْرُكَ وَ عَلَتْ كَلِمَتُكَ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ(1)
اَللَّهُمَّ فَارْفَعْهُ بِمَا كَدَحَ فِيكَ إِلَى الدَّرَجَةِ الْعُلْيَا مِنْ جَنَّتِكَ(2)
حَتَّى لاَ يُسَاوَى فِي مَنْزِلَةٍ وَ لاَ يُكَافَأَ فِي مَرْتَبَةٍ(3)
وَ لاَ يُوَازِيَهُ لَدَيْكَ مَلَكٌ مُقَرَّبٌ وَ لاَ نَبِيٌّ مُرْسَلٌ(4)
وَ عَرِّفْهُ فِي أَهْلِهِ الطَّاهِرِينَ وَ أُمَّتِهِ الْمُؤْمِنِينَ مِنْ حُسْنِ الشَّفَاعَةِ أَجَلَّ مَا وَعَدْتَهُ(5)
يَا نَافِذَ الْعِدَةِ يَا وَافِيَ الْقَوْلِ (6)
يَا مُبَدِّلَ السَّيِّئَاتِ بِأَضْعَافِهَا مِنَ الْحَسَنَاتِ(7)
إِنَّكَ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ(8)
وَ كانَ مِنْ دُعائِهِ عليهالسلام فى الصَّلوةِ عَلى حَمَلَة الْعَرْشِ وَ كُلِّ مَلَكٍ مقرّبٍ (9)
1) تا دين تو آشكار گرديد و كلمه تو برتر شد اگر چه مشركان را ناخوش افتاد.
2) بار خدايا محمد را به پاداش رنجى كه در راه تو كشيد به عالى ترين درجات بهشت خود فرابر
3) آن سان كه هيچ كس را نرسد تا به منزلت با او برابرى جويد
4) و به مرتبت با او همبرى كند و هيچ ملك مقرب و پيامبر مرسلى در نزد تو با او برابرى نتواند.
5) بار خدايا افزون از آنچه او را وعده دادهاى كه شفاعتش را در حق اهل بيت پاك و امت با ايمانش بپذيرى عطا فرماى.
6) اى خداوندى كه هيچ وعده اى خلاف نكنى و به هر چه گويى وفا كنى
7) اى دگرگون كننده بديها به چند برابر نيكيها
8) انك ذو الفضل العظيم و الجواد الكريم.
9) دعای آن حضرت در طلب رحمت بر حاملان عرش و تمام فرشتگان مقرب
اَللَّهُمَّ وَ حَمَلَةُ عَرْشِكَ الَّذينَ لايَفْتُرُونَ مِنْ تَسْبيحِكَ وَ(1)
لايَسْئَمُونَ مِنْ تَقْديسِكَ وَ لايَسْتَحْسِرُونَ مِنْ عِبادَتِكَ (2)
وَ لايُؤْثِرُونَ التَّقْصيرَ عَلَى الْجِدِّ فى اَمْرِكَ وَ لايَغْفُلُونَ(3)
عَنِ الْوَلَهِ اِلَيْكَ وَ اِسْرافيلُ صاحِبُ الصُّورِ الشّاخِصُ(4)
الَّذى يَنْتَظِرُ مِنْكَ الْاِذْنَ وَ حُلُولَ الْاَمْرِ فَيُنَبِّهُ بِالنَّفْخَةِ(5)
صَرْعى رَهآئِنِ الْقُبُورِ وَ ميكآئيلُ ذُوالْجاهِ عِنْدَكَ وَالْمَكانِ(6)
الرَّفيعِ مِنْ طاعَتِكَ وَ جِبْريلُ الْاَمينُ عَلى وَحْيِكَ الْمُطاعُ(7)
فى اَهْلِ سَمواتِكَ الْمَكينُ لَدَيْكَ الْمُقَرَّبُ عِنْدَكَ وَالرُّوحُ(8)
الَّذى هُوَ عَلى مَلآئِكَةِ الْحُجُبِ وَالرُّوحُ الَّذى هُوَ مِنْ اَمْرِكَ (9)
فَصَلِّ عَلَيْهِمْ وَ عَلَى الْمَلائِكَةِ الَّذينَ مِنْ دُونِهِمْ مِنْ سُكّانِ(10)
1) بارالها و حاملان عرشت که از تسبیح تو سست نمىشوند و
2) از تقدیست ملول نمىگردند و از عبادتت وانمىمانند
3) و در اجراى فرمانت کوتاهى را بر کوشش انتخاب نمىنمایند و از شیفتگى به سوى تو
4) غافل نمىگردند و اسرافیل صاحب صور که چشم به راه اجازه
5) و فرمان توست تا در صور بدمد و بدین برنامه افتادگان
6) به زندان گور را از خواب مرگ بیدار کند و میکائیل که نزد تو بلند مرتبه و به خاطر
7) طاعت تو داراى مکانى رفیع است و جبرئیل امین وحى تو که در بین اهل
8) آسمانهاى تو مورد اطاعت است و در پیشگاهت ارجمند و به درگاهت مقرّب و روح
9) که بر فرشتگان حجب گمارده است و آن روح که از امر توست
10) پس بر همه آنان درود فرست و همچنین بر فرشتگانى که از نظر مقام پائینتر از ایشانند از ساکنان
سَمواتِكَ وَ اَهْلِ الْاَمانَةِ عَلى رِسالاتِكَ وَالَّذينَ لاتَدْخُلُهُمْ(1)
سَئْمَةٌ مِنْ دُؤُبٍ وَ لااِعْيآءٌ مِنْ لُغُوبٍ - وَ لا فُتُورٌ وَ لا تَشْغَلُهُمْ(2)
عَنْ تَسْبيحِكَ الشَّهَواتُ وَ لايَقْطَعُهُمْ عَنْ تَعْظيمِكَ سَهْوُ(3)
الْغَفَلاتِ الْخُشَّعُ الْاَبْصارِ فَلايَرُومُونَ النَّظَرَ اِلَيْكَ (4)
النَّواكِسُ الْاَذْقانِ الَّذينَ قَدْ طالَتْ رَغْبَتُهُمْ فيما لَدَيْكَ (5)
الْمُسْتَهْتَرُونَ بِذِكْرِ الآئِكَ وَالْمُتَواضِعُونَ دُونَ عَظَمَتِكَ(6)
وَ جَلالِ كِبْرِيآئِكَ وَالَّذينَ يَقُولُونَ اِذا نَظَرُوا اِلى جَهَنَّمَ تَزْفِرُ(7)
عَلى اَهْلِ مَعْصِيَتِكَ: سُبْحانَكَ ما عَبَدْناكَ حَقَّ عِبادَتِكَ (8)
1) آسمانهایت و امین بر پیامهایت و آن فرشتگانى که از کوشش و کار
2) ملول نمىشوند و از هیچ زحمتى وامانده و سست نمىگردند و خواستهها ایشان را
3) از تسبیح تو باز نمىدارد و سهو ناشى از غفلتها آنان را از بزرگداشت تو جدا
4) نمىکند دیدگان به خشوع فرو هشتهاند و اراده نگریستن به انوار جلالت نمىنمایند
5) سرها به زیر افکندهاند آنان که عشق و شوقشان را به آنچه نزد توست پایانى نیست
6) شیفته یاد نعمتهاى تواند و در برابر بزرگى و جلال کبریائیت
7) متواضعند و بر آن فرشتگان که چون دوزخ را بر گنهکاران خروشان
8) ببینند مىگویند: اى خداى منزه و پاکیزه ما تو را چنان که سزاوار توست عبادت نکردیم
فَصَلِّ عَلَيْهِمْ وَ عَلَى الرَّوْحانِيّينَ مِنْ مَلآئِكَتِكَ وَ اَهْلِ(1)
الزُّلْفَةِ عِنْدَكَ وَ حُمّالِ الْغَيْبِ اِلى رُسُلِكَ وَالْمُؤْتَمِنينَ(2)
عَلى وَحْيِكَ وَ قَبآئِلِ الْمَلآئِكَةِ الَّذينَ اخْتَصَصْتَهُمْ(3)
لِنَفْسِكَ وَاَغْنَيْتَهُمْ عَنِ الطَّعامِ وَالشَّرابِ بِتَقْديسِكَ (4)
وَاَسْكَنْتَهُمْ بُطُونَ اَطْباقِ سَمواتِكَ وَالَّذينَ عَلى اَرْجآئِها(5)
اِذا نَزَلَ الْاَمْرُ بِتَمامِ وَعْدِكَ وَ خُزّانِ الْمَطَرِ وَ زَواجِرِ(6)
السَّحابِ وَالَّذى بِصَوْتِ زَجْرِهِ يُسْمَعُ زَجَلُ الرُّعُودِ (7)
وَ اِذا سَبَحَتْ بِهِ حَفيفَةُ السَّحابِ الَْتمَعَتْ صَواعِقُ الْبُرُوقِ (8)
وَ مُشَيِّعِى الثَّلْجِ وَالْبَرَدِ والْهابِطينَ مَعَ قَطْرِ الْمَطَرِ اِذا نَزَلَ (9)
وَالْقُوَّامِ عَلى خَزآئِنِ الرِّياحِ وَالْمُوَكَّلينَ بِالْجِبالِ فَلاتَزُولُ و الَّذينَ عَرَّفتَهم مَثاقيلَ المياه(10)
1) پس بر همه آنان درود فرست و نیز بر روحانیان از ملائکهات و اهل
2) منزلت و قرب در پیشگاهت و حاملان پیام غیب به سوى فرستادگانت و امینان
3) بر وحیت و اصناف فرشتگانى که آنان را به خود اختصاص
4) دادهاى و به وسیله تقدیس خود ایشان را از خوردنى و آشامیدنى بىنیاز نمودهاى
5) و در اندرون طبقات آسمانهایت مسکن دادهاى و بر آن فرشتگان که چون فرمانت به انجام
6) وعدهات صادر گردد بر اطراف آسمانها گماشته شوند و بر خزانهداران باران و حرکت دهندگان
7) ابر و بر آن مَلَکى که از فریاد زجرش غرّش رعدها شینده شود
8) و چون ابر خروشان به وسیله او به شنا درآید شعلههاى برق درخشیدن گیرد
9) و برفرشتگانىکه دانههاى برف وتگرگ را بدرقه مىکنند وملائکهاى که همراه قطرات باران فرود مىآیند
10) و بر آنان که وکیل خزینههاى بادند و آنان که بر کوهها گماشته شدهاند تا از جا در نروند و بر آنان که وزن آبها,
وَ کَيلَ ما تَحويهٍ لَواعج الْاَمْطارِ وَ عَوالِجُها وَ رُسُلِكَ مِنَ الْمَلائِكَةِ اِلى اَهْلِ الْاَرْضِ(1)
بِمَكْرُوهِ ما يَنْزِلُ مِنَ الْبَلآءِ وَ مَحْبُوبِ الرَّخآءِ وَالسَّفَرَةِ(2)
الْكِرامِ الْبَرَرَةِ وَالْحَفَظَةِالْكِرامِالْكاتِبينَ وَ مَلَكِ الْمَوْتِ(3)
وَ اَعْوانِهِ وَ مُنْكَرٍ وَ نَكيرٍ وَ رُومانَ فَتّانِ الْقُبُورِ وَالطّآئِفينَ(4)
بِالْبَيْتِ الْمَعْمُورِ وَ مالِكٍ وَالْخَزَنَةِ وَ رِضْوانَ وَ سَدَنَةِ(5)
الْجِنانِ وَالَّذينَ لا يَعْصُونَ اللَّهَ ما اَمَرَهُمْ وَ يَفْعَلُونَ(6)
مايُؤْمَرُونَ وَالَّذينَ يَقُولُونَ: سَلامٌ عَلَيْكُمْ بِما صَبَرْتُمْ فَنِعْمَ(7)
1) و اندازه بارانهای سیل آسا و رگبارهای متراکم را به آنان آموختهاى و بر فرشتگانى که بهسوى اهل زمین گسیل مىشوند و
2) گرفتارى ناخوشایند و گشایش خوشایند براى آنان مىآورند و بر سفیران
3) بزرگوار نیکوکار و فرشتگان بزرگوارى که حافظ عمل مردم و نویسنده آنند و بر فرشته مرگ
4) و یارانش و منکَر و نکیر و بر رومان آزمایش کننده مردگان در گور و بر طواف کنندگان
5) بیتالمعمور و بر مالک و بر خازنان دوزخ و بر رضوان و خدمتگزاران
6) بهشت و بر فرشتگانى که خدا را در آنچه امر مىکند مخالفت نمىنمایند و مأموریت خود را
7) به نحو احسن انجام مىدهند و بر فرشتگانى که به اهل بهشت مىگویند: سلام بر شما به خاطر آنکه صبر کردید پس
عُقْبَى الدّارِ وَالزَّبانِيَةِ الَّذينَ اِذا قيلَ لَهُمْ: خُذُوهُ فَغُلُّوهُ ثُمَّ(1)
الْجَحيمَ صَلُّوهُ ابْتَدَرُوهُ سِراعاً وَلَمْ يُنْظِرُوهُ وَ مَنْ(2)
اَوْهَمْنا ذِكْرَهُ وَ لَمْنَعْلَمُ مَكانَهُ مِنْكَ وَ بِاَىِّ اَمْرٍ وَكَّلْتَهُ (3)
وَ سُكّانِ الْهَوآءِ وَالْاَرْضِ وَالْمآءِ وَ مَنْ مِنْهُمْ عَلَى الْخَلْقِ (4)
فَصَلِّ عَلَيْهِمْ يَوْمَ يَاْتى كُلُّ نَفْسٍ مَعَها سآئِقٌ وَ شَهيدٌ (5)
وَصَلِّ عَلَيْهِمْ صَلوةً تَزيدُهُمْ كَرامَةً عَلى كَرامَتِهِمْ (6)
وَ طَهارَةً عَلى طَهارَتِهِمْ. اَللَّهُمَّ وَ اِذا صَلَّيْتَ عَلى(7)
مَلآئِكَتِكَ وَ رُسُلِكَ وَ بَلَّغْتَهُمْ صَلوتَنا عَلَيْهِمْ فَصَلِّ(8)
عَلَيْنا بِما فَتَحْتَ لَنا مِنْ حُسْنِ الْقَوْلِ فيهِمْ (9)
اِنَّكَ جَوادٌ كَريمٌ.(10)
1) نیکوسرایى است خانه آخرت براى شما و بر فرشتگان نگاهبان دوزخ که چون به آنان فرمان رسد: او را بگیرید و به زنجیر کشید سپس
2) به آتش درافکنید به سرعت دستگیرش کنند و به او مهلت ندهند و بر
3) هر فرشتهاى که نامش را یاد نکردهایم و از قدرش در پیشگاه تو خبر نداریم و نمىدانیم او را به چه کارى گماشتهاى
4) و بر آن فرشتگانى که ساکن هوا و زمین و آبند و به هر کدام از آنان که موکّل آفریدگانند
5) پس بر همه آنان درود فرست در روزى که هرکس با دو فرشته یکى راننده و دیگرى گواه مىآید
6) و بر ایشان درود فرست درودی که بر بزرگواریشان بیفزاید,
7) و بر طهارتشان طهارت اضافه کند بارالها به وقتیکه بر
8) فرشتگانت و فرستادگانت درود می فرستی و درود ما را به آنان ابلاغ میکنی, به علت آن گفتار نیکو
9) که در وصف آنان بر زبان و دل ما روان ساختی ای,بر ما نیز درود و رحمت فرست,
10) که تو بخشنده و بزرگواری.
وَ كانَ مِنْ دُعائِهِ عليهالسلام فى الصَّلوةِ عَلى حَمَلَةِ(1)
الْعَرْشِ وَ كُلِّ مَلَكٍ مقرّبٍ(2)
اَللَّهُمَّ وَ حَمَلَةُ عَرْشِكَ الَّذينَ لايَفْتُرُونَ مِنْ تَسْبيحِكَ (3)
وَ لايَسْئَمُونَ مِنْ تَقْديسِكَ (4)
وَ لايَسْتَحْسِرُونَ مِنْ عِبادَتِكَ (5)
وَ لايُؤْثِرُونَ التَّقْصيرَ عَلَى الْجِدِّ فى اَمْرِكَ (6)
وَ لايَغْفُلُونَ عَنِ الْوَلَهِ اِلَيْكَ (7)
وَ اِسْرافيلُ صاحِبُ الصُّورِ (8)
الشّاخِصُ الَّذى يَنْتَظِرُ مِنْكَ الْاِذْنَ (9)
وَ حُلُولَ الْاَمْرِ (10)
1) دعای آن حضرت در طلب رحمت بر حاملان
2) عرش و تمام فرشتگان مقرب
3) بارالها و حاملان عرشت که از تسبیح تو سست نمىشوند
4) و از تقدیست ملول نمىگردند
5) و از عبادتت وانمىمانند
6) و در اجراى فرمانت کوتاهى را بر کوشش انتخاب نمىنمایند
7) و از شیفتگى به سوى تو غافل نمىگردند
8) و اسرافیل صاحب صور
9) که چشم به راه اجازه و فرمان توست
10) تا در صور بدمد
فَيُنَبِّهُ بِالنَّفْخَةِ صَرْعى رَهآئِنِ الْقُبُورِ (1)
وَ ميكآئيلُ ذُوالْجاهِ عِنْدَكَ (2)
وَالْمَكانِ الرَّفيعِ مِنْ طاعَتِكَ (3)
وَ جِبْريلُ الْاَمينُ عَلى وَحْيِكَ (4)
الْمُطاعُ فى اَهْلِ سَمواتِكَ (5)
الْمَكينُ لَدَيْكَ (6)
الْمُقَرَّبُ عِنْدَكَ (7)
وَالرُّوحُ الَّذى هُوَ عَلى مَلآئِكَةِ الْحُجُبِ (8)
وَالرُّوحُ الَّذى هُوَ مِنْ اَمْرِكَ (9)
فَصَلِّ عَلَيْهِمْ (10)
وَ عَلَى الْمَلائِكَةِ الَّذينَ مِنْ دُونِهِمْ (11)
مِنْ سُكّانِ سَمواتِكَ (12)
وَ اَهْلِ الْاَمانَةِ عَلى رِسالاتِكَ (13)
وَالَّذينَ لاتَدْخُلُهُمْ سَئْمَةٌ مِنْ دُؤُبٍ(14)
وَ لااِعْيآءٌ مِنْ لُغُوبٍ - وَ لا فُتُورٌ (15)
1) و بدین برنامه افتادگان به زندان گور را از خواب مرگ بیدار کند
2) و میکائیل که نزد تو بلند مرتبه
3) و به خاطر طاعت تو داراى مکانى رفیع است
4) و جبرئیل امین وحى تو
5) که در بین اهل آسمانهاى تو مورد اطاعت است
6) و در پیشگاهت ارجمند
7) و به درگاهت مقرّب
8) و روح که بر فرشتگان حجب گمارده است
9) و آن روح که از امر توست
10) پس بر همه آنان درود فرست
11) و همچنین بر فرشتگانى که از نظر مقام پائینتر از ایشانند
12) از ساکنان آسمانهایت
13) و امین بر پیامهایت
14) و آن فرشتگانى که از کوشش و کار ملول نمىشوند
15) و از هیچ زحمتى وامانده و سست نمىگردند
وَ لا تَشْغَلُهُمْ عَنْ تَسْبيحِكَ الشَّهَواتُ (1)
وَ لايَقْطَعُهُمْ عَنْ تَعْظيمِكَ سَهْوُ الْغَفَلاتِ(2)
الْخُشَّعُ الْاَبْصارِ (3)
فَلايَرُومُونَ النَّظَرَ اِلَيْكَ (4)
النَّواكِسُ الْاَذْقانِ (5)
الَّذينَ قَدْ طالَتْ رَغْبَتُهُمْ فيما لَدَيْكَ (6)
الْمُسْتَهْتَرُونَ بِذِكْرِ الآئِكَ (7)
وَالْمُتَواضِعُونَ دُونَ عَظَمَتِكَ وَ جَلالِ كِبْرِيآئِكَ(8)
وَالَّذينَ يَقُولُونَ اِذا نَظَرُوا اِلى جَهَنَّمَ تَزْفِرُ عَلى اَهْلِ مَعْصِيَتِكَ(9)
سُبْحانَكَ ما عَبَدْناكَ حَقَّ عِبادَتِكَ :(10)
فَصَلِّ عَلَيْهِمْ وَ عَلَى الرَّوْحانِيّينَ مِنْ مَلآئِكَتِكَ وَ اَهْلِ(11)
الزُّلْفَةِ عِنْدَكَ (12)
1) و خواستهها ایشان را از تسبیح تو باز نمىدارد
2) و سهو ناشى از غفلتها آنان را از بزرگداشت تو جدا نمىکند
3) دیدگان به خشوع فرو هشتهاند
4) و اراده نگریستن به انوار جلالت نمىنمایند
5) سرها به زیر افکندهاند
6) آنان که عشق و شوقشان را به آنچه نزد توست پایانى نیست
7) شیفته یاد نعمتهاى تواند
8) و در برابر بزرگى و جلال کبریائیت متواضعند
9) و بر آن فرشتگان که چون دوزخ را بر گنهکاران خروشان ببینند مىگویند:
10) اى خداى منزه و پاکیزه ما تو را چنان که سزاوار توست عبادت نکردیم
11) پس بر همه آنان درود فرست و نیز بر روحانیان از ملائکهات و اهل
12) منزلت و قرب در پیشگاهت
وَ حُمّالِ الْغَيْبِ اِلى رُسُلِكَ (1)
وَالْمُؤْتَمِنينَ(2)
عَلى وَحْيِكَ (3)
وَ قَبآئِلِ الْمَلآئِكَةِ الَّذينَ اخْتَصَصْتَهُمْ لِنَفْسِكَ(4)
وَاَغْنَيْتَهُمْ عَنِ الطَّعامِ وَالشَّرابِ بِتَقْديسِكَ (5)
وَاَسْكَنْتَهُمْ بُطُونَ اَطْباقِ سَمواتِكَ (6)
وَالَّذينَ عَلى اَرْجآئِها(7)
اِذا نَزَلَ الْاَمْرُ بِتَمامِ وَعْدِكَ (8)
وَ خُزّانِ الْمَطَرِ وَ زَواجِرِ السَّحابِ(9)
الَّذى بِصَوْتِ زَجْرِهِ يُسْمَعُ زَجَلُ الرُّعُودِ (10)
وَ اِذا سَبَحَتْ بِهِ حَفيفَةُ السَّحابِ الَْتمَعَتْ صَواعِقُ الْبُرُوقِ (11)
وَ مُشَيِّعِى الثَّلْجِ وَالْبَرَدِ (12)
والْهابِطينَ مَعَ قَطْرِ الْمَطَرِ اِذا نَزَلَ (13)
وَالْقُوَّامِ عَلى خَزآئِنِ الرِّياحِ (14)
1) و حاملان پیام غیب به سوى فرستادگانت
2) و امینان
3) بر وحیت
4) و اصناف فرشتگانى که آنان را به خود اختصاص دادهاى
5) و به وسیله تقدیس خود ایشان را از خوردنى و آشامیدنى بىنیاز نمودهاى
6) و در اندرون طبقات آسمانهایت مسکن دادهاى
7) و بر آن فرشتگان که چون فرمانت به انجام
8) وعدهات صادر گردد بر اطراف آسمانها گماشته شوند
9) و بر خزانهداران باران و حرکت دهندگان ابر
10) و بر آن مَلَکى که از فریاد زجرش غرّش رعدها شینده شود
11) و چون ابر خروشان به وسیله او به شنا درآید شعلههاى برق درخشیدن گیرد
12) و برفرشتگانىکه دانههاى برف وتگرگ را بدرقه مىکنند
13) وملائکهاى که همراه قطرات باران فرود مىآیند
14) و بر آنان که وکیل خزینههاى بادند
وَالْمُوَكَّلينَ بِالْجِبالِ فَلاتَزُولُ (1)
و الَّذينَ عَرَّفتَهم مَثاقيلَ المياه وَ کَيلَ ما تَحويهٍ لَواعج الْاَمْطارِ وَ عَوالِجُها(2)
وَ رُسُلِكَ مِنَ الْمَلائِكَةِ اِلى اَهْلِ الْاَرْضِ بِمَكْرُوهِ ما يَنْزِلُ مِنَ الْبَلآءِ(3)
وَ مَحْبُوبِ الرَّخآءِ (4)
وَالسَّفَرَةِ(5)
الْكِرامِ الْبَرَرَةِ (6)
وَالْحَفَظَةِالْكِرامِالْكاتِبينَ (7)
وَ مَلَكِ الْمَوْتِ(8)
وَ اَعْوانِهِ (9)
وَ مُنْكَرٍ وَ نَكيرٍ وَ رُومانَ فَتّانِ الْقُبُورِ وَالطّآئِفينَ(10)
بِالْبَيْتِ الْمَعْمُورِ وَ مالِكٍ وَالْخَزَنَةِ وَ رِضْوانَ وَ سَدَنَةِ(11)
الْجِنانِ وَالَّذينَ لا يَعْصُونَ اللَّهَ ما اَمَرَهُمْ وَ يَفْعَلُونَ(12)
1) و آنان که بر کوهها گماشته شدهاند تا از جا در نروند
2) و بر آنان که وزن آبها و اندازه بارانهای سیل آسا و رگبارهای متراکم را به آنان آموختهاى ,
3) و بر فرشتگانى که بهسوى اهل زمین گسیل مىشوند و گرفتارى ناخوشایند
4) و گشایش خوشایند براى آنان مىآورند
5) و بر سفیران
6) بزرگوار نیکوکار
7) و فرشتگان بزرگوارى که حافظ عمل مردم و نویسنده آنند
8) و بر فرشته مرگ
9) و یارانش
10) و منکَر و نکیر و بر رومان آزمایش کننده مردگان در گور و بر طواف کنندگان
11) بیتالمعمور و بر مالک و بر خازنان دوزخ و بر رضوان و خدمتگزاران
12) بهشت و بر فرشتگانى که خدا را در آنچه امر مىکند مخالفت نمىنمایند و مأموریت خود را
مايُؤْمَرُونَ (1)
وَالَّذينَ يَقُولُونَ: سَلامٌ عَلَيْكُمْ بِما صَبَرْتُمْ فَنِعْمَ(2)
عُقْبَى الدّارِ (3)
وَالزَّبانِيَةِ الَّذينَ اِذا قيلَ لَهُمْ:(4)
خُذُوهُ فَغُلُّوهُ ثُمَّ(5)
الْجَحيمَ صَلُّوهُ(6)
ابْتَدَرُوهُ سِراعاً (7)
وَلَمْ يُنْظِرُوهُ (8)
وَ مَنْ اَوْهَمْنا ذِكْرَهُ(9)
وَ لَمْنَعْلَمُ مَكانَهُ مِنْكَ (10)
1) به نحو احسن انجام مىدهند
2) و بر فرشتگانى که به اهل بهشت مىگویند: سلام بر شما به خاطر آنکه صبر کردید پس
3) نیکوسرایى است خانه آخرت براى شما
4) و بر فرشتگان نگاهبان دوزخ که چون به آنان فرمان رسد:
5) او را بگیرید و به زنجیر کشید سپس
6) به آتش درافکنید
7) به سرعت دستگیرش کنند
8) و به او مهلت ندهند
9) و بر هر فرشتهاى که نامش را یاد نکردهایم
10) و از قدرش در پیشگاه تو خبر نداریم
وَ بِاَىِّ اَمْرٍ وَكَّلْتَهُ (1)
وَ سُكّانِ الْهَوآءِ وَالْاَرْضِ وَالْمآءِ (2)
وَ مَنْ مِنْهُمْ عَلَى الْخَلْقِ (3)
فَصَلِّ عَلَيْهِمْ يَوْمَ يَاْتى كُلُّ نَفْسٍ مَعَها سآئِقٌ وَ شَهيدٌ (4)
وَصَلِّ عَلَيْهِمْ صَلوةً تَزيدُهُمْ كَرامَةً عَلى كَرامَتِهِمْ (5)
وَ طَهارَةً عَلى طَهارَتِهِمْ.(6)
اَللَّهُمَّ وَ اِذا صَلَّيْتَ عَلى مَلآئِكَتِكَ وَ رُسُلِكَ (7)
وَ بَلَّغْتَهُمْ صَلوتَنا عَلَيْهِمْ (8)
فَصَلِّ عَلَيْنا بِما فَتَحْتَ لَنا مِنْ حُسْنِ الْقَوْلِ فيهِمْ (9)
اِنَّكَ جَوادٌ كَريمٌ.(10)
1) و نمىدانیم او را به چه کارى گماشتهاى
2) و بر آن فرشتگانى که ساکن هوا و زمین و آبند
3) و به هر کدام از آنان که موکّل آفریدگانند
4) پس بر همه آنان درود فرست در روزى که هرکس با دو فرشته یکى راننده و دیگرى گواه مىآید
5) و بر ایشان درود فرست درودی که بر بزرگواریشان بیفزاید,
6) و بر طهارتشان طهارت اضافه کند
7) بارالها به وقتیکه بر فرشتگانت و فرستادگانت درود می فرستی
8) و درود ما را به آنان ابلاغ میکنی,
9) به علت آن گفتار نیکو که در وصف آنان بر زبان و دل ما روان ساختی ای,بر ما نیز درود و رحمت فرست,
10) که تو بخشنده و بزرگواری.
و كانَ مِن دعائهِ عليهالسلام فى الصّلوة على اَتْباعِ(1)
الرُّسُلِ و مُصَدّقيهِمْ(2)
اَللَّهُمَّ وَ اَتْباعُ الرُّسُلِ وَ مُصَدِّقُوهُمْ مِنْ اَهْلِ الْاَرْضِ بِالْغَيْبِ(3)
عِنْدَ مُعارَضَةِ الْمُعانِدينَ لَهُمْ بِالتَّكْذيبِ وَالْاِشْتِياقِ اِلَى الْمُرْسَلينَ بِحَقآئِقِ الْايمانِ (4)
فى كُلِّ دَهْرٍ وَ زَمانٍ اَرْسَلْتَ فيهِ رَسوُلاً(5)
وَ اَقَمْتَ لِأَهْلِهِ دَليلاً (6)
مِنْ لَدُنْ ادَمَ اِلى مُحَمَّدٍ - صَلَّى اللَّهُ(7)
عَلَيْهِ وَالِهِ - مِنْ اَئِمَّةِ الْهُدى وَ قادَةِ اَهْلِ التُّقى - عَلى جَميعِهِمُ(8)
السَّلامُ فَاذْكُرْهُمْ مِنْكَ بِمَغْفِرَةٍ وَ رِضْوانٍ (9)
اَللَّهُمَّ وَاَصْحابُ(10)
1) دعای آن حضرت در درود بر پیروان
2) و ایمان آورندگان به ایشان
3) بارالها و پیروان انبیاء و تصدیق کنندگان ایشان از مردم روى زمین که تصدیقشان از عمق قلب بود
4) آنهم به وقتى که دشمنان به جهت معارضه در مقام تکذیب آنان برآمدند ولى مؤمنان به سبب حقایق ایمانیه مشتاقانه به انبیاء روى آوردند
5) در هر عصر و زمانى که پیامبرى فرستادى
6) و براى جامعه چراغ راه قرار دادى
7) از زمان آدم تا دوران محمد - درود خدا
8) بر او و آلش باد - از رهبران هدایت و جلوداران اهل تقوا - که بر همه آنان
9) سلام باد - خداوندا تمام آنان را از جانب خود به آمرزش و رضایت مخصوص گردان.
10) بارالها و به خصوص اصحاب
مُحَمَّدٍ خآصَّةًالَّذينَ اَحْسَنُواالصَّحابَةَ (1)
وَالَّذينَ اَبْلَوُاالْبَلآءَ اَلْحَسَنَ فى نَصْرِهِ(2)
وَ كانَفُوهُ (3)
وَ اَسْرَعُوا اِلى وِفادَتِهِ (4)
وَ سابَقُوا اِلى دَعْوَتِهِ(5)
وَاسْتَجابُوا لَهُ حَيْثُ اَسْمَعَهُمْ(6)
حُجَّةَ رِسالاتِهِ وَ فارَقُوا الْاَزْواجَ وَالْاَوْلادَ فى اِظْهارِ كَلِمَتِهِ (7)
وَقاتَلُوا الْابآءَ وَالْاَبْنآءَ فىتَثْبيتِ نُبُوَّتِهِ وَانْتَصَرُوا بِهِ (8)
وَمَنْ كانُوا مُنْطَوينَ عَلى مَحَبَّتِهِ يَرْجُونَ تِجارَةً لَنْ تَبُورَ فى مَوَدَّتِهِ (9)
وَالَّذينَ هَجَرَتْهُمُ الْعَشآئِرُ اِذْ تَعَلَّقُوا بِعُرْوَتِهِ (10)
وَانْتَفَتْ مِنْهُمُ الْقَراباتُ اِذْ سَكَنُوا فى ظِلِّ قَرابَتِهِ (11)
فَلاتَنْسَ لَهُمُ اللَّهُمَّ ماتَرَكوُا لَكَ وَفيكَ (12)
1) محمد (ص) آنان که شرط مصاحبت او را به خوبى پاس داشتند
2) و آنان که در یارى آن حضرت به سعى نیکو برخاستند
3) و حضرتش را یارى دادند
4) و براى قرار دادنش به صحنه قدرت شتافتند
5) و براى قبول دعوتش بر یکدیگر سبقت گرفتند
6) و چون دلیل رسالتهاى خود را به گوش آنان رساند
7) دعوتش را پذیرفتند و در راه اعلاء کلمهاش از همسران و فرزندان خود دورى جستند
8) و با پدران و فرزندان خودبراى برقرارى نبوّتش نبرد کردند و به برکت وجود او در آن نبردها پیروز شدند.
9) و آنان که در عمق دلشان مهر او را مىپروردند و در عشق او به تجارتى امید داشتند که کسادى و ضرر در آن راه نداشت
10) و یارانى که وقتى دل به او بستند قبائل و عشائرشان از آنان دورى جستند
11) و زمانى که در سایه قرابت او آرمیدند دودمان آنان پیوند قرابت گسیختند
12) بارالها پس براى اصحاب محمد آنچه را براى تو و در راه تو از دست دادند از نظرلطف دور مدار
وَاَرْضِهِمْ مِنْ رِضْوانِكَ (1)
وَ بِما حاشُوا الْخَلْقَ عَلَيْكَ(2)
وَ كانوُا مَعَ رَسوُلِكَ دُعاةً لَكَ اِلَيْكَ (3)
وَاشْكُرْهُمْ عَلى هَجْرِهِمْ فيكَ دِيارَ قَوْمِهِمْ وَ خُرُوجِهِمْ مِنْ سَعَةِ(4)
الْمَعاشِ اِلى ضيقِهِ (5)
وَ مَنْ كَثَّرْتَ فى اِعْزازِ دينِكَ مِنْ مَظْلُومِهِمْ.(6)
اَللَّهُمَّ وَ اَوْصِلْ اِلَى التّابِعينَ لَهُمْ بِاِحْسانٍ الَّذينَ يَقُولُونَ:(7)
«رَبَّنااغْفِرلَنا وَ ِلاِخْوانِنَا الَّذينَسَبَقُونا بِالاْيمانِ» خَيْرَ جَزآئِكَ (8)
الَّذينَ قَصَدُوا سَمْتَهُمْ (9)
وَ تَحَّرَوْا وِجْهَتَهُمْ (10)
وَ مَضَوْا عَلى شاكِلَتِهِمْ (11)
لَمْيَثْنِهِمْ رَيْبٌ فى بَصيرَتِهِمْ (12)
وَ لَمْيَخْتَلِجْهُمْو شَكٌّ فى قَفْوِ اثارِهِمْ وَالْايتِمامِ بِهِدايَةِ مَنارِهِمْ (13)
1) و آنان را از خشنودیت خشنود ساز
2) و نیز به خاطر آنکه مردم را پیرامون دینت جمع کردند
3) وبا فرستاده تو در دعوت خلق همآواز بودند
4) و آنان را به خاطر اینکه در راه تو از شهر و دیار قوم خود دورى گزیدند
5) و از فراخى معیشت به سختى در افتادند
6) و آن افراد بسیارى را که براى بزرگداشت دین تو ستمها دیدند پاداش عنایت فرما.
7) بارالها و به پیروان اصحاب در ایمان و اخلاق و عمل آنان که مىگویند:
8) «الهى ما و آن برادران ما را که به ایمان بر ما پیشى جستند بیامرز» بهترین اجر و مزد خود را ارزانى دار
9) همانان که راه و روش اصحاب را پیش گرفتند
10) و طریقه آنان را طلبیدند
11) و به منش آنان زندگى را آهنگ دادند
12) در حالى که هیچ شک و شبههاى آنان را از عقیدهشان برنگرداند
13) در پیروى از آثار اصحاب و اقتداء به نشان هدایتشان - هیچ شکى خاطرشان را پریشان نکرد
مُكانِفينَ وَ مُوازِرينَ لَهُمْ يَدينُونَ بِدينِهِمْ (1)
وَ يَهْتَدُونَ بِهَدْيِهِمْ (2)
يَتَّفِقُونَ عَلَيْهِمْ (3)
وَ لايَتَّهِمُونَهُمْ فيما اَدَّوْا اِلَيْهِمْ. اَللَّهُمَّ(4)
وَ صَلِّ عَلَى التّابِعينَ مِنْ يَوْمِنا هذا اِلى يَوْمِ الدّينِ وَ عَلى(5)
اَزْواجِهِمْ وَ عَلى ذُرِّيّاتِهِمْ وَ عَلى مَنْ اَطاعَكَ مِنْهُمْ صَلوةً(6)
تَعْصِمُهُمْ بِها مِنْ مَعْصِيَتِكَ (7)
وَ تَفْسَحُ لَهُمْ فى رِياضِ جَنَّتِكَ(8)
وَ تَمْنَعُهُمْ بِها مِنْ كَيْدِ الشَّيْطانِ (9)
وَ تُعينُهُمْ بِها عَلى(10)
مَااسْتَعانُوكَ عَلَيْهِ مِنْ بِرٍّ (11)
1) یاران و یاوران ایشان بودند در دین موافق آنان - بودند
2) و به راه و روش آنان مىرفتند
3) درباره اتفاق نظر داشتند
4) و به آنان در برنامههائى که از رسول خدا خبر دادند بدگمان نبودند. بارالها
5) از امروز تا روز قیامت از جانب خودت بر تابعین و
6) همسران و فرزندانشان درود فرست و بر هر کس از آنان که اطاعت تو کرده درودى که به سبب
7) آن ایشان را از معصیت بازدارى
8) و در باغهاى بهشت خود به آنان گشایش دهى
9) و از نیرنگ شیطان در امانشان دارى
10) و به هر کار نیک که از تو
11) مدد جویند توفیقشان دهى
وَ تَقيهِمْ طَوارِقَ اللَّيْلِ وَالنَّهارِ اِلاّ(1)
طارِقاً يَطْرُقُ بِخَيْرٍ (2)
وَ تَبْعَثُهُمْ بِها عَلَى اعْتِقادِ حُسْنِ الرَّجآءِ لَكَ(3)
وَالطَّمَعِ فيما عِنْدَكَ (4)
وَ تَرْكِ التُّهْمَةِ فيما تَحْويهِ اَيْدِى الْعِبادِ(5)
لِتَرُدَّهُمْ اِلَى الرَّغْبَةِ اِلَيْكَ وَالرَّهْبَةِ مِنْكَ (6)
وَ تُزَهِّدَهُمْ فى سَعَةِ الْعاجِلِ (7)
وَ تُحَبِّبَ اِلَيْهِمُ الْعَمَلَ لِلْاجِلِ (8)
وَالْاِسْتِعدادَ لِما بَعْدَ الْمَوْتِ (9)
وَتُهَوِّنَ عَلَيْهِمْ كُلَّ كَرْبٍ يَحُلُّ بِهِمْ يَوْمَ خُرُوجِ الْاَنْفُسِ مِنْ اَبْدانِها (10)
وَ تُعافِيَهُمْ مِمّا تَقَعُ بِهِالْفِتْنَةُ مِنْ مَحْذُوراتِها (11)
وَ كَبَّةِ النّارِ وَ طُولِالْخُلُودِ(12)
وَ تُصَيِّرَهُمْ اِلى اَمْنٍ مِنْ مَقيلِ الْمُتَّقينَ.(13)
1) و از حوادث شب و روز حفظشان فرمایى مگر
2) از حادثهاى که مژده خیر رساند
3) و به آن درود آنان را بر اعتقاد نیکو برانگیزى تا تنها به تو چشم امید دوزند
4) و به آنچه نزد توست دلبسته شوند
5) و از بدگمانى نسبت به تو در آنچه نزد خلق است برحذر باشند
6) تا چنان کنى که تنها شوقشان به تو باشد و بیمشان از حضرت تو
7) و آنان را به فراخى جهان از دست رفتنى بىرغبتشان گردانى
8) و محبت عمل کردن براى آن جهان
9) و آمادگى براى بعد از مرگ را در دلشان افکنى
10) و هر مشکلى که ایشان را به وقت جان کندن مىرسد آسان نمایى
11) و آنان را از هر محذورى که از فتنهها و محنتها خیزد در عافیت دارى
12) و از سختى و صدمه آتش دوزخ و طول خلود در آن معاف گردانى
13) و آنان را به مقام امن و امان که جایگاه اهل تقواست منتقل نمایى.
وَ كانَ مِنْ دُعائِهِ عليهالسلام لِنَفْسِه وَ لِاَهْلِ وَلايَتِهِ(1)
يا مَنْ لاتَنْقَضى عَجآئِبُ عَظَمَتِهِ (2)
صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَالِهِ (3)
وَاحْجُبْنا عَنِ الْاِلْحادِ فى عَظَمَتِكَ.(4)
وَ يا مَنْ لاتَنْتَهى مُدَّةُ مُلْكِهِ (5)
صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَالِهِ (6)
وَاَعْتِقْ رِقابَنا مِنْ نَقِمَتِكَ.(7)
وَ يا مَنْ لاتَفْنى خَزآئِنُ رَحْمَتِهِ (8)
صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَالِهِ (9)
وَاجْعَلْ لَنا نَصيباً فى رَحْمَتِكَ.(10)
وَ يا مَنْ تَنْقَطِعُ دُونَ رُؤْيَتِهِ الْاَبْصارُ(11)
1) «دعادرحق خود ودوستانش»
2) اى کسى که شگفتىهاى عظمتت پایان بردار نیست
3) بر محمد و آلش درود فرست
4) و ما را از الحاد و لغزش در عظمتت بازدار.
5) اى آن که دوران فرمانروائیت را نهایت نیست
6) بر محمد و آلش درود فرست
7) و ما را از بند عذاب خود رهایى بخش.
8) اى کسى که گنجینههاى رحمتت را فنا نیست
9) بر محمد و آلش درود فرست
10) و براى ما از رحمتت نصیب و بهرهاى قرار ده.
11) اى که چشمها و دیدهها از دیدنت فروماند
صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَالِهِ وَاَدْنِنا اِلى قُرْبِكَ.(1)
وَ يا مَنْ تَصْغُرُ عِنْدَ خَطَرِهِ الْاَخْطارُ (2)
صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِهِ (3)
وَ كَرِّمْنا عَلَيْكَ(4)
. وَ يا مَنْ تَظْهَرُ عِنْدَهُ بَواطِنُ الْاَخْبارِ (5)
صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِهِ (6)
وَ لاتَفْضَحْنا لَدَيْكَ.(7)
اَللَّهُمَّ اَغْنِنا عَنْ هِبَةِ(8)
الْوَهّابينَ بِهِبَتِكَ (9)
وَاكْفِنا وَحْشَةَ الْقاطِعينَ بِصِلَتِكَ حَتّى(10)
لانَرْغَبَ اِلى اَحَدٍ مَعَ بَذْلِكَ (11)
وَ لانَسْتَوْحِشَ مِنْ اَحَدٍ مَعَ فَضْلِكَ(12)
اَللَّهُمَّ فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِهِ (13)
وَ كِدْ لَنا وَ لاتَكِدْ عَلَيْنا (14)
وَ امْكُرْ لَنا وَ لاتَمْكُرْبِنا (15)
1) بر محمد و آلش درود فرست و ما را به عرصهگاه قربت نزدیک کن
2) و اى کسى که در برابر قدر و منزلتت تمام منزلتها کوچک است
3) بر محمد و آلش درود فرست
4) و ما را در پیشگاهت گرامى دار.
5) اى آن که خبرهاى نهانى در نزدت آشکار است
6) بر محمد و آلش درود فرست
7) و ما را نزد خود رسوا مکن.
8) الها ما را به بخشش خود
9) از بخشش دیگران بىنیاز ساز
10) و ترس گسستن دیگران را از ما با پیوستن ما به خودت کفایت فرما تا
11) با وجود عطاى تو از دیگرى نخواهیم
12) و با احسان تو از احدى نهراسیم
13) بارخدایا بر محمد و آلش درود فرست
14) و در هر کار به نفع ما چاره ساز و بر زیان ما چاره مساز
15) و به سود ما تدبیر کن و به ضرر ما تدبیر مفرما
وَ اَدِلْ لَنا وَ لاتُدِلْ مِنّا(1)
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِهِ (2)
وَ قِنا مِنْكَ (3)
وَاحْفَظْنا بِكَ(4)
وَاهْدِنا اِلَيْكَ (5)
وَ لاتُباعِدْنا عَنْكَ (6)
اِنَّ مَنْ تَقِهِ يَسْلَمْ (7)
وَ مَنْ تَهْدِهِ يَعْلَمْ (8)
وَ مَنْ تُقَرِّبْهُ اِلَيْكَ يَغْنَمْ (9)
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَالِهِ (10)
وَ اكْفِنا حَدَّ نَوآئِبِ الزَّمانِ (11)
1) و ما را چیرهگى ده و دیگران را بر ما چیره مساز.
2) بار خدایا بر محمد و آلش درود فرست
3) و ما را از غضب خود حفظ کن
4) و به عنایت خویش نگاهدار
5) و به سوى خود هدایت کن
6) و از پیشگاه خود دور منما
7) آن را که تو حفظ کنى سالم ماند
8) و آن را که تو هدایت کنى دانا شود
9) و آن را که تو به خود نزدیک سازى غنیمت برد.
10) بار خدایا بر محمد و آلش درود فرست
11) و ما را از سختى مصائب زمان
وَ شَرَّ مَصآئِدِ الشَّيْطانِ(1)
وَ مَرارَةَ صَوْلَةِ السُّلْطانِ(2)
اَللَّهُمَّ اِنَّما يَكْتَفِى(3)
الْمُكْتَفُونَ بِفَضْلِ قُوَّتِكَ (4)
فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَالِهِ (5)
وَاكْفِنا (6)
وَ اِنَّما يُعْطِى الْمُعْطُونَ مِنْ فَضْلِ جِدَتِكَ (7)
فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِهِ(8)
وَاَعْطِنا (9)
وَ اِنَّما يَهْتَدِى الْمُهْتَدُونَ بِنُورِ وَجْهِكَ (10)
فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِهِ وَاهْدِنا(11)
اَللَّهُمَّ اِنَّكَ مَنْ والَيْتَ.(12)
1) و شرّ دامهاى شیطان
2) و تلخى قهر سلطان حفظ فرما.
3) بار خدایا بدون شک بىنیازان
4) به فضل قوّت تو بىنیازند
5) پس بر محمد و آلش درود فرست
6) و ما را از هر چه غیر خودت کفایت کن
7) و به حقیقت که بخشندگان از افزونى دادههاى تو مىبخشند
8) پس بر محمد و آلش – درود فرست
9) و از نعمتت بر ما عطا کن
10) و همانا که - راه یافتگان - در پرتو نور ذات تو راه مىیابند
11) پس بر محمد و آلش درود فرست و ما را هدایت نماى
12) بارالها هر که را تو یارى دهى هیچ
لَمْيَضْرُرْهُ خِذْلانُ الْخاذِلينَ (1)
وَ مَنْ اَعْطَيْتَ لَمْيَنْقُصْهُ مَنْعُ الْمانِعينَ(2)
وَ مَنْ هَدَيْتَ لَمْيُغْوِهِ اِضْلالُ الْمُضِلّينَ (3)
فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِهِ (4)
وَامْنَعْنا بِعِزِّكَ مِنْ عِبادِكَ (5)
وَاَغْنِنا عَنْ غَيْرِكَ ِاِرْفادِكَ(6)
وَاسْلُكْ بِنا سَبيلَ الْحَقِّ بِاِرْشادِكَ.(7)
1) خوار کنندهاى قدرت خوار کردن او را ندارد
2) و هر که را تو ببخشى هیچ بازدارندهاى قدرت کاستن از عطایت به او او را ندارد
3) و هر که را تو هدایت فرمایى گمراه ساختن گمراه کنندگان او را از راه بدر نبرد
4) پس بر محمد و آلش درود فرست
5) و بعزّت خود ما را از شر بندگانت بازدار
6) و به عطایت از غیر خود بىنیاز فرماى
7) و به وسیله ارشادت ما را به راه حق ببر.
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَالِهِ (1)
وَاجْعَلْ سَلامَةَ قُلُوبِنا فىذِكْرِ عَظَمَتِكَ وَفَراغَ(2)
اَبْدانِنا فى شُكْرِ نِعْمَتِكَ وَانْطِلاقَ اَلْسِنَتِنا فى وَصْفِ مِنَّتِكَ(3)
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَالِهِ (4)
وَاجْعَلْنا مِنْ دُعاتِكَ الدّاعينَ اِلَيْكَ(5)
وَ هُداتِكَ الدّآلّينَ عَلَيْكَ (6)
وَ مِنْ خآصَّتِكَ (7)
يا اَرْحَمَ الرَّاحِمينَ.(8)
1) بارالها بر محمد و آلش درود فرست
2) و سلامت قلوب ما را در ذکر عظمتت و آسایش
3) بدنهامان را در شکر نعمتت و روانى زبان ما را در وصف عطایت قرار بده.
4) بارالها بر محمّد و آلش درود فرست
5) و ما را در زمره دعوتکنندگان به سویت قرار بده
6) و از جمله راهنمایانى که به تو دلالت و راهنمایى مىکنند قرار ده
7) و در حلقه خاصان از بندگانت درآر
8) اى مهربانترین مهربانان
و كان مِن دعائِه عليهالسلام عندَ الصَّباح وَالمَساءِ(1)
اَلْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذى خَلَقَ اللَّيْلَ وَالنَّهارَ بِقُوَّتِهِ (2)
وَ مَيَّزَ بَيْنَهُما بِقُدْرَتِهِ(3)
وَ جَعَلَ لِكُلِّ واحِدٍ مِنْهُما حَدّاً مَحْدُوداً وَاَمَداً مَمْدُوداً (4)
يُولِجُ كُلَّ واحِدٍ مِنْهُما فى صاحِبِهِ وَ يُولِجُ صاحِبَهُ فيهِ (5)
بِتَقْديرٍ مِنْهُ لِلْعِبادِ فيما يَغْذُوهُمْ بِهِ وَ يُنْشِئُهُمْ عَلَيْهِ (6)
فَخَلَقَ لَهُمُ اللَّيْلَ لِيَسْكُنُوا فيهِ مِنْ حَرَكاتِ التَّعَبِ وَ نَهَضاتِ النَّصَبِ (7)
وَ جَعَلَهُ لِباساً لِيَلْبَسُوا مِنْ راحَتِهِ وَ مَنامِهِ (8)
فَيَكُونَ ذلِكَ لَهُمْ جَماماً وَ قُوَّةً (9)
وَلِيَنالُوا بِهِ لَذَّةً وَ شَهْوَةً (10)
وَ خَلَقَ لَهُمُ النَّهارَ مُبْصِراً لِيَبْتَغُوا فيهِ مِنْ فَضْلِهِ (11)
وَلِيَتَسَبَّبُوا اِلى رِزْقِهِ (12)
1) «دعا به وقت صبح و شام»
2) سپاس خداى را که به نیروى خود شب و روز را آفرید
3) و به قدرتش میان آن دو تفاوت
4) قرار داد و براى هر یک حدّى محدود و زمانى مشخص نهاد
5) هر یک را درون دیگرى فرو بَرَد و برون آرد (از یکى بکاهد و به دیگرى بیفزاید)
6) و با این نظم دقیق روزى بندگان و نشو و نماى آنان را تأمین فرماید.
7) پس شب را براى بندگان آفرید تا در آن از حرکات رنجآور و فعالیتهاى آزاردهنده بیاسایند
8) و آن را پوششى قرار داد تا مردم در آن به آسایش دست یابند و خواب راحت کنند
9) و این همه سبب تجدید نشاط و نیروى ایشان گردد
10) و به لذت و کام دل رسند
11) و روز را بینایىبخش قرار داد تا در آن به جستجوى فضل حق خیزند
12) و به رزق و روزى او دست یابند
وَيَسْرَحُوا فى اَرْضِهِ طَلَباً لِما فيهِ نَيْلُ الْعاجِلِ مِنْ دُنْياهُمْ وَ دَرَكُ الْاجِلِ فى اُخْريهُمْ. (1)
بِكُلِ ذلِكَ يُصْلِحُ شَاْنَهُمْ (2)
وَ يَبْلُو اَخْبارَهُمْ (3)
وَ يَنْظُرُ كَيْفَ هُمْ فى اَوْقاتِ(4)
طاعَتِهِ وَ مَنازِلِ فُرُوضِهِ (5)
وَ مَواقِعِ اَحْكامِهِ (6)
لِيَجْزِىَ الَّذينَ اَسآؤُا بِما عَمِلُوا (7)
اَحْسَنُوا بِالْحُسْنى. اَللَّهُمَّ(8)
فَلَكَ الْحَمْدُ عَلى ما فَلَقْتَ لَنا مِنَ الْاِصْباحِ (9)
وَ مَتَّعْتَنا بِهِ مِنْ ضَوْءِ النَّهارِ(10)
وَ بَصَّرْتَنا مِنْ مَطالِبِ الْاَقْواتِ (11)
وَ وَقَيْتَنا فيهِ مِنْ طَوارِقِ الْافاتِ(12)
اَصْبَحْنا وَاَصْبَحَتِ الْاَشْيآءُ كُلُّها. بِجُمْلَتِها لَكَ:(13)
سَمآؤُها وَ اَرْضُها (14)
1) و در زمین او در پى سود گذراى دنیا و ادراک نفع دائمى آن جهان به راه افتند.
2) به تمام این امور کار ایشان را به سامان مىآورد
3) و اعمالشان را مىآزماید
4) و مىنگرد که چگونهاند به هنگام
5) طاعت و اوقات بجا آوردن واجبات
6) و موارد احکام او
7) ؟ تا بدکاران را به جزاى عملشان
8) و نیکوکاران را به مزد کردار نیکشان برساند. بارالها
9) پس تو را سپاس که پرده سیاه شب را به نور صبح شکافتى
10) و ما را از روشنى روز بهرهمند ساختى
11) و در راه فراهم آوردن روزى بینافرمودى
12) و از پیشامدهاى خطرناک آفات حفظ نمودى
13) شب را به صبح رساندیم و تمام آفریدگان جملگى پاى در میدان صبح نهادند:
14) آسمان و زمین
وَ ما بَثَثْتَ فى كُلِّ واحِدٍ مِنْهُما(1)
ساكِنُهُ وَ مُتَحَرِّكُهُ (2)
وَ مُقيمُهُ وَ شاخِصُهُ (3)
وَ ما عَلافِى الْهَوآءِ(4)
وَ ما كَنَّ تَحْتَ الثَّرى (5)
اَصْبَحْنا فى قَبْضَتِكَ (6)
يَحْوينا مُلْكُكَ وَ سُلْطانُكَ (7)
وَ تَضُمُّنا مَشِيَّتُكَ (8)
وَ نَتَصَرَّفُ عَنْ اَمْرِكَ (9)
وَ نَتَقَلَّبُ فى تَدْبيرِكَ (10)
1) و آنچه در این دو پراکندهاى
2) ساکن و جنبنده
3) ایستاده و رونده
4) و هر چه در هوا بالا رفته
5) و آنچه در زمین پنهان شده
6) همه و همه در سراپنجه قدرت تو به صبح رسیدیم
7) در حالى که سلطنت و پادشاهى تو ما را فراگرفته
8) و مشیّت تو ما را تحت پوشش گرفته
9) و به فرمان تو در کارها تصرف مىکنیم
10) و در عرصه تدبیر تو در حرکتیم
لَيْسَ لَنا مِنَ الْاَمْرِ اِلاّ ما قَضَيْتَ (1)
وَ لا مِنَ الْخَيْرِ اِلاّ ما اَعْطَيْتَ.(2)
وَ هذا يَوْمٌ حادِثٌ جَديدٌ(3)
وَ هُوَ عَلَيْنا شاهِدٌ عَتيدٌ (4)
اِنْ اَحْسَنَّا وَدَّعَنا بِحَمْدٍ (5)
وَ اِنْ اَسَأْنا فارَقَنا بِذَمٍّ.(6)
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِهِ (7)
وَارْزُقْنا. حُسْنَ مُصاحَبَتِهِ (8)
وَاعْصِمْنا مِنْ سُوءِ مُفارَقَتِهِ بِارْتِكاب جَريرَةٍ(9)
اَوِاقْتِرافِ صَغيرَةٍ اَوْ كَبيرَةٍ (10)
وَ اَجْزِلْ لَنا فيهِ مِنَ الْحَسَناتِ(11)
وَاَخْلِنا فيهِ مِنَ السَّيِّئاتِ (12)
وَامْلَأْ لَنا ما بَيْنَ طَرَفَيْهِ حَمْداً وَ شُكْراً وَ اَجْراً وَ ذُخْراً وَ فَضْلاً وَ اِحْساناً(13)
1) به غیر آنچه فرمان تو بر آن رفته کارى نتوانیم
2) و جز آنچه تو بر ما بخشى خیرى به ما نمىرسد.
3) امروز روزى جدید و تازه است
4) و او بر ما شاهدى حاضر است
5) اگر خوبى کنیم ما را سپاس گویان ترک کند
6) و اگر بدى کنیم نکوهشکنان از ما جدا گردد
7) بار خدایا بر محمد و آلش درود فرست
8) و حُسن همنَفَسى با این روز را روزى ما گردان
9) و ما را از سوء مفارقتش به خاطر ارتکاب گناه
10) یا کسب معصیت کوچک و بزرگ حفظ فرما
11) و بهره ما را از خوبیها در آن سرشار کن
12) و ما را در این روز از زشتىها پیراسته نما
13) و از ابتدا تا پایان آن را براى ما از حمد و شکر و اجر و اندوخته آخرتى و فضل و احسان پر ساز..
اَللَّهُمَّ يَسِّرْ عَلَى الْكِرامِ الْكاتِبينَ مَؤُونَتَنا وَامْلَأْ لَنا مِنْ حَسَناتِنا صَحآئِفَنا(1)
وَ لاتُخْزِنا عِنْدَهُمْ بِسُوءِ اَعْمالِنا (2)
اَللَّهُمَّ اجْعَلْ لَنا فى كُلِّ ساعَةٍ مِنْ ساعاتِهِ حَظّاً مِنْ عِبادِكَ (3)
وَ نَصيباً مِنْ شُكْرِكَ (4)
وَ شاهِدَ صِدْقٍ مِنْ مَلآئِكَتِكَ.(5)
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِهِ(6)
وَاحْفَظْنا مِنْ بَيْنِ اَيْدينا وَ مِنْ خَلْفِنا وَ عَنْ اَيْمانِنا عَنْ شَمآئِلِنا وَ مِنْ جَميعِ نَواحينا(7)
حِفْظاً عاصِماً مِنْ مَعْصِيَتِكَ (8)
هادِياً اِلى طاعَتِكَ (9)
مُسْتَعْمِلاً لِمَحَبَّتِكَ.(10)
1) الهى زحمت ما را (به سبب تقوا و پرهیز از گناه) بر فرشتگان نویسنده اعمال آسان ساز و پرونده کردارمان را از حسنات سرشار فرما
2) و ما را نزد آن فرشتگان به کردارهاى زشت و ناهنجارمان رسوا مساز
3) خداوندا براى ما قرار بده. در هر ساعت از ساعتهاى روز بهرهاى از مقامات بندگان خاصت
4) و نصیبى از شکرت
5) و گواه صدقى از ملائکهات
6) بارالها بر محمد و آلش درود فرست
7) و ما را از پیش رو و پشتسر و از طرف راست و از جانب چپ و از همه طرف حفظ فرما
8) حفظى که ما را از معصیت تو بازدارد
9) و به طاعتت راه نماید
10) و ما را به كار عشق و محبتت گير
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَالِهِ (1)
وَ وَفِّقْنا فى يَوْمِنا هذا وَلَيْلَتِنا هذِهِ وَفى جَميعِ اَيَّامِنا لِاسْتِعْمالِ الْخَيْرِ(2)
وَ هِجْرانِ الشَّرِّ وَ شُكْرِ النِّعَمِ (3)
وَاتِّباعِ السُّنَنِ (4)
وَ مُجانَبَةِ الْبِدَعِ (5)
وَالْاَمْرِ بِالْمَعْرُوفِ (6)
وَالنَّهْىِ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ حِياطَةِ الْاِسْلامِ وَانْتِقاصِ الْباطِلِ(7)
وَاِذْلالِهِ وَ نُصْرَةِ الْحَقِّ وَاِعْزازِهِ وَ اِرْشادِ الضّآلِّ وَ(8)
مُعاوَنَةِ الضَّعيفِ وَ اِدْراكِ اللَّهيفِ.(9)
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَالِهِ (10)
1) بارخدایا بر محمد و آلش درود فرست
2) تمام ایّاممان براى انجام خیر و ما را در این روزمان و در این شبمان و در
3) و دورى از شر و شکر نعمتها
4) نعو پیروى سنّتها
5) و دورى از بدعتها
6) و امر به معروف
7) و نهى از منکر و پاسدارى اسلام و عیبجوئى از باطل
8) و خوار ساختن آن و یارى حق و گرامیداشت آن و ارشاد گمراه
9) و یارى ناتوان و پناهدادن به ستمدیده موفق بدار.
10) بارالها بر محمد و آلش درود فرست
وَاجْعَلْهُ اَيْمَنَ يَوْمٍ عَهِدْناهُ (1)
وَاَفْضَلَ صاحِبٍ صَحِبْناهُ (2)
وَ خَيْرَ وَقْتٍ ظَلِلْنا فيهِ. (3)
وَاجْعَلْنا مِنْ اَرْضى مَنْ مَرَّ عَلَيْهِ اللَّيْلُ وَالنَّهارُ مِنْ جُمْلَةِ خَلْقِكَ (4)
اَشْكَرَهُمْ لِما اَوْلَيْتَ مِنْ نِعَمِكَ (5)
وَ اَقْوَمَهُمْ بِما شَرَعْتَ مِنْ شَرآئِعِكَ (6)
وَ اَوْقَفَهُمْ عَمّا حَذَّرْتَ مِنْ نَهْيِكَ.(7)
اَللَّهُمَّ اِنّى(8)
اُشْهِدُكَ وَ كَفى بِكَ شَهيداً (9)
وَاُشْهِدُ سَمآءَكَ وَ اَرْضَكَ وَ مَنْ(10)
اَسْكَنْتَهُما مِنْ مَلائِكَتِكَ وَ سآئِرِ خَلْقِكَ فى يَوْمى هذا(11)
1) و امروز را فرخندهترین روزى قرار بده که تاکنون یافتهایم
2) و کاملترین رفیقى که با او همراه بودهایم
3) و بهترین زمانى که در آن بسر بردهایم.
4) و ما را از خشنودترین کسان از جمله بندگانت قرار ده که شب و روز بر ایشان گذشته
5) شاکرترین ایشان در مقابل نعمتهائى که عنایت فرمودهاى
6) و پایدارترین ایشان به شریعتهایى که پدید آوردهاى
7) و خویشتندارترین ایشان از نافرمانیهایى که از آنها بیم دادهاى
8) بارالها من تو را
9) شاهد مىگیرم و تو ما را بسنده گواهى هستى
10) و گواه و شاهد مىگیریم آسمان و زمینت را و
11) همچنین ملائکه و دیگر آفریدگانت را که در زمین و آسمان مسکن دادهاى در این روز
وَ ساعَتى هذِهِ وَلَيْلَتى هذِهِ وَ مُسْتَقَرّى هذا اَنّى اَشْهَدُ(1)
اَنَّكَ اَنْتَ اللَّهُ الَّذى لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ (2)
قآئِمٌ بِالْقِسْطِ عَدْلٌ(3)
فِى الْحُكْمِ رَؤُوفٌ بِالْعِبادِ مالِكُ الْمُلْكِ رَحيمٌ بِالْخَلْقِ (4)
وَ اَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُكَ وَ رَسُولُكَ وَ خِيَرَتُكَ مِنْ َخلْقِكَ(5)
حَمَّلْتَهُ رِسالَتَكَ فَاَدّاها (6)
وَ اَمَرْتَهُ بِالنُّصْحِ لِاُمَّتِهِ فَنَصَحَ لَها.(7)
1) و این ساعت و این شب و این جایگاه که من در آن قرار دارم که من شهادت مىدهم که
2) همانا تویى خدایى که جز تو خدایى نیست
3) برپا دارنده عدل عادل
4) در حکم مهربان به بندگان دارنده سراسر جهان هستى رحیم بر تمام خلق هستى
5) و شهادت مىدهم که محمد بنده و فرستاده و برگزیده تو از میان تمام مردم است
6) آن که رسالتت را بر عهدهاش گذاشتى و او آن را به خوبى به انجام رساند
7) و او را به خیرخواهى امّتش فرمان دادى پس براى آنان خیرخواهى نمود
اَللَّهُمَّ فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَالِهِ.(1)
اَكْثَرَ ما صَلَّيْتَ عَلى اَحَدٍ مِنْ خَلْقِكَ (2)
وَ اتِهِ عَنّا اَفْضَلَ ما اتَيْتَ اَحَداً مِنْ عِبادِكَ (3)
وَاجْزِهِ عَنّا اَفْضَلَ وَ اَكْرَمَ ماجَزَيْتَ اَحَداً مِنْ اَنْبِيآئِكَ عَنْ اُمَّتِهِ (4)
اِنَّكَ اَنْتَ(5)
الْمَنّانُ بِالْجَسيمِ الْغافِرُ لِلْعَظيمِ وَ اَنْتَ اَرْحَمُ مِنْ كُلِّ(6)
رَحيمٍ. فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِهِ الطَّيِّبينَ الطّاهِرينَ(7)
الْاَخْيارِ الْاَنْجَبينَ.(8)
1) بارالها پس بر محمد و آلش درود فرست
2) بیش از آنچه که بر هر یک از دیگر آفریدگانت درود فرستادهاى
3) و از سوى ما بهترین چیزی را که به یکی از بندگانت دادی به او بده
4) و از جانب ما کاملترین و بهترین پاداشی را که به کسی از انبیائت از جانب امتش داده ای به او عنایت فرما
5) زیرا که تویی
6) بسیار بخشنده نعمت بزرگ و بخشاینده گناه سترگ و تو از مهربانی
7) مهربان تری. پس درود فرست بر محمد و آلش که پاکیزگان و پاکان
8) و نیکوکاران و سرآمد تمام برگزیداگانند.
وكان مِن دعائِهِ عليهالسلام اِذا عَرَضَتْ لَهُ مُهمّةٌ(1)
اَو نَزلَتْ بِهِ مُلِمَّةٌ وَ عِنْدَالْكَرْبِ(2)
يا مَنْ تُحَلُّ بِهِ عُقَدُالْمَكارِهِ (3)
وَ يا مَنْ يُفْثَأُ بِهِ حَدُّ الشَّدآئِدِ (4)
وَ يا مَنْ يُلْتَمَسُ مِنْهُالْمَخْرَجُ اِلى رَوْحِ الْفَرَجِ (5)
ذَلَّتْ لِقُدْرَتِكَ الصِّعابُ (6)
وَ تَسَبَّبَتْ بِلُطْفِكَ الْاَسْبابُ (7)
وَ جَرى بِقُدْرَتِكَ الْقَضآءُ(8)
وَ مَضَتْ عَلى اِرادَتِكَ الْاَشْيآءُ (9)
1) دعای او به هنگامی که برای وی مهمی دست میداد
2) یا رنجی فرود می آمد به وقت اندوه
3) اى کسى که گره هر سختى به دست تو گشوده شود
4) و اى که تندى شدائد به عنایتت مىشکند
5) ای که راه بیرون شدن از تنگی و رفتن به سوی آسایش از تو خواسته شود
6) , دشواریها به لطف تو آسان گردد
7) و وسایل زندگی و اسباب حیات به رحمت تو فراهم آید
8) و قضا به قدرتت جریان گیرد
9) و همه چیز به اراده تو روان شود
فَهِىَ بِمَشِيَّتِكَ دُونَ قَوْلِكَ مُؤْتَمِرَةٌ(1)
وَ بِاِرادَتِكَ دُونَ نَهْيِكَ مُنْزَجِرَةٌ ,(2)
اَنْتَ الْمَدْعُوُّ لِلْمُهِمّاتِ (3)
وَ اَنْتَ الْمَفْزَعُ فِى الْمُلِمّاتِ (4)
لايَنْدَفِعُ مِنْها اِلاّ ما دَفَعْتَ (5)
وَ لايَنْكَشِفُ مِنْها اِلاّ ما كَشَفْتَ ,(6)
وَقَدْنَزَلَ بى يا رَبِّ ما قَدْتَكَاَّدَنى ثِقْلُهُ (7)
وَاَلَمَّ بى ما قَدْبَهَظَنى حَمْلُهُ(8)
وَ بِقُدْرَتِكَ اَوْرَدْتَهُ عَلَىَّ وَ بِسُلْطانِكَ وَجَّهْتَهُ اِلَىَّ (9)
فَلامُصْدِرَ لِما اَوْرَدْتَ (10)
وَ لاصارِفَ لِما وَجَّهْتَ (11)
وَ لافاتِحَ لِما اَغْلَقْتَ(12)
1) تنها به خواست تو بی آنکه فرمان دهی همه چیز فرمان برد
2) و هر چیز محض اراده ات بی آنکه نهی کنی از کار بایستد,
3) در تمام دشواریها تو را می خوانند
4) و در بلیّات و گرفتاریها به تو پناه جویند
5) غیر از بلایی که تو دفع کنی بلایی برطرف گردد
6) و گرهی نگشاید مگر تواش بگشایی,
7) الهی بلایی بر من فرود آمده که سختی و ثقل آن مرا در هم شکسته
8) و گرفتاریهایی بر من حمله ور شده که تحملش برای من دشوار است
9) و آن را تو از باب قدرتت بر من وارد کرده ای و به اقتدار خود متوجه من نموده ای
10) اله من چیزی را که تو آورده ای کسی نبرد
11) و آن چه تو فرستاده ای دیگری باز نگرداند
12) و بسته تو را کسی نگشاید
وَ لامُغْلِقَ لِما فَتَحْتَ (1)
وَ لامُيَسِّرَ لِما عَسَّرْتَ (2)
وَ لا ناصِرَ لِمَنْ خَذَلْتَ (3)
فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَالِهِ (4)
وَافْتَحْ لى يا رَبِّ بابَ الْفَرَجِ بِطَوْلِكَ(5)
وَاكْسِرْ عَنّى سُلْطانَ الْهَمِّ بِحَوْلِكَ (6)
وَ اَنِلْنى حُسْنَ النَّظَرِ فيما شَكَوْتُ (7)
وَ اَذِقْنى حَلاوَةَ الصُّنْعِ فيما سَاَلْتُ (8)
وَ هَبْ لى مِنْ لَدُنْكَ رَحْمَةً وَ فَرَجاً هَنيئاً(9)
وَاجْعَلْ لى مِنْ عِنْدِكَ مَخْرَجاً وَحِيّاً (10)
وَ لاتَشْغَلْنى بِالْاِهْتِمامِ عَنْ تَعاهُدِ فُرُوضِكَ وَاسْتِعْمالِ سُنَّتِكَ (11)
1) و چیزی را که تو بگشایی دیگری نبندد,
2) و آنچه را تو دشوار نموده ای کسی آسان نکند,
3) و آن را که تو ذلیل کرده ای یاوری نباشد
4) پس بر محمد و آلش درود فرست
5) و به رحمتت الها - در آسایش را به رویم باز کن
6) و به قدرتت صولت سلطان غم را در میدان حیات من بشکن
7) و مرا در موردی که از آن شکوه دارم به عنایت و احسانت کامیاب کن
8) و به درخواست من شیرینی اجابت بچشان
9) و از سوی خودت رحمت و گشایشی دلخواه نصیبم فرما
10) و برایم نجات و خلاصی سریع از گرفتاریها مقرر کن
11) و مرا به خاطر چیرگى غم از رعایت واجبات و به کار بستن مستحبات خود بازمدار
فَقَدْ ضِقْتُ لِما نَزَلَ بى يا رَبِّ ذَرْعاً (1)
وَامْتَلَأْتُ بِحَمْلِ ما حَدَثَ عَلَىَّ هَمّاً(2)
وَ اَنْتَ الْقادِرُ عَلى كَشْفِ ما مُنيتُ بِهِ (3)
وَ دَفْعِ ما وَقَعْتُ فيهِ فَافْعَل بى ذلِكَ وَ اِنْ لَمْ اَسْتَوْجِبْهُ مِنْكَ (4)
يا ذَا الْعَرْشِ الْعَظيمِ.(5)
وَ كانَ مِن دعائِه عليهالسلام فِى الاِْسْتِعاذَةِ مِنَ الْمَكارِهِ وَ سَيِّئَ الْاَخْلاقِ وَ مَذامّ الْاَفعالِ(1)
اَللَّهُمَّ اِنّى اَعُوذُ بِكَ مِنْ هَيَجانِ الْحِرْصِ (2)
وَ سَوْرَةِ الْغَضَبِ (3)
وَ غَلَبَةِ الْحَسَدِ (4)
وَ ضَعْفِ الصَّبْرِ (5)
وَ قِلَّةِ الْقَناعَةِ (6)
وَ شکاسَةِ الخلق,(7)
و الحاح الشهوة,(8)
و ملکه الحمیة, (9)
و مُتابَعَةِ الْهَوى (10)
وَ مُخالَفَةِ الْهُدى (11)
وَ سِنَةِالْغَفْلَةِ (1)
وَ تَعاطِى الْكُلْفَةِ (2)
وَ ايثارِ الْباطِلِ عَلَى الْحَقِّ (3)
وَالْاِصْرارِ عَلَى الْمَأْثَمِ (4)
وَاسْتِضْغارِ الْمَعْصِيَةِ (5)
وَاسْتِكْبارِ الطّاعَةِ (6)
وَ مُباهاةِ الْمُكْثِرينَ(7)
وَالْاِزْرآءِ بِالْمُقِلّينَ (8)
وَ سُوءِ الْوِلايَةِ لِمَنْ تَحْتَ اَيْدينا(9)
وَ تَرْكِ الشُّكْرِ لِمَنِ اصْطَنَعَ الْعارِفَةَ عِنْدَنا (10)
اَوْ اَنْ نَعْضُدَ ظالِماً (11)
اَوْ نَخْذُلَ مَلْهُوفاً (12)
اَوْ نَرُومَ ما لَيْسَ لَنا بِحَقٍّ (13)
اَوْ نَقُولَ فِى الْعِلْمِ بِغَيْرِ عِلْمٍ. (14)
1) و خواب غفلت
2) و کوشش بیش از اندازه
3) و انتخاب باطل بر حق
4) و پافشاری بر گناه
5) و کوچک شمردن معصیت
6) و بزرگ شمردن طاعت
7) و فخر و مباهات با ثروتمندان
8) و تحقیر تهی دستان
9) و کوتاهی در حق زیردستان خود
10) و ناسپاسی نسبت به آن که به ما خوبی کرده
11) یا آنکه ستمگری را یاری کنیم
12) یا ستمدیده ای را تنها گذاریم
13) یا آنچه را که حق ما نیست بخواهیم
14) یا از آنچه را که نمی دانیم دم زنیم.
وَ نَعوُذُ بِكَ اَنْ نَنْطَوِىَ عَلى غِشِّ اَحَدٍ (1)
وَاَنْ نُعْجَبَ بِاَعْمالِنا (2)
وَ نَمُدَّ فى امالِنا وَ(3)
نَعُوذُ بِكَ مِنْ سُوءِ السَّريرَةِ وَاحْتِقارِ الصَّغيرَةِ (4)
وَ اَنْ يَسْتَحْوِذَ عَلَيْنا الشَّيْطانُ اَوْيَنْكُبَنَا الزَّمانُ (5)
اَوْيَتَهَضَّمَنَا السُّلْطان (6)
وَ نَعُوذُ بِكَ مِنْ تَناوُلِ الْاِسْرافِ(7)
وَ مِنْ فِقْدانِ الْكَفافِ.(8)
وَ نَعُوذُ بِكَ مِنْ شَماتَةِ الْاَعْداءِ (9)
وَ مِنَ الْفَقْرِ اِلَى الْاَكْفاءِ (10)
وَ مِنْ مَعيشَةٍ فى شِدَّةٍ (11)
وَ ميتَةٍ عَلى غَيْرِ عُدَّةٍ. (12)
1) و پناه می بریم به تو از اینکه نیت داشته باشیم به کسی خیانت ورزیم
2) و در کردارمان خودپسندی نمائیم
3) و آرزوهای خود را دور و دراز سازیم. و
4) به تو پناه می بریم از زشتی باطن و ناچیز شمردن گناه
5) و از چیره گی شیطان در وجودمان و از اینکه روزگار ما را به سختی دراندازد
6) یا سلطان بر ما جور و ستم روا دارد.
7) و به تو پناه می بریم از آلوده شدن به اسراف
8) و بلای تنگ دستی.
9) و به تو پناه می بریم از سرزنش دشمنان
10) و نیازمندی به همنوعان
11) و از زندگی در سختی
12) و از مرگ ناگهانی و بدون توشه.
وَ نَعُوذُ بِكَ مِنَالْحَسْرَةِ الْعُظْمى(1)
وَالْمُصيبَةِ الْكُبْرى (2)
وَ اَشْقَى الشَّقآءِ (3)
وَ سُوءِ الْمَابِ(4)
وَ حِرْمانِ الثَّوابِ وَ حُلُولِ الْعِقابِ.(5)
اَللَّهُمَّ صَلِّ. عَلى مُحَمَّدٍ وَالِهِ (6)
وَ اَعِذْنى مِنْ كُلِّ ذلِكَ بِرَحْمَتِكَ وَ جَميعَ(7)
الْمُؤْمِنينَ وَالْمُؤْمِناتِ (8)
يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ.(9)
وَ كانَ مِن دعائِه عليهالسلام فِى الاشتياقِ اِلى طَلَبِ الْمَغْفِرَةِ مِنَ اللَّهِ جَلّ جَلالُه(1)
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَالِهِ (2)
وَ صَيِّرْنا اِلى مَحْبُوبِكَ مِنَ التَّوْبَةِ(3)
وَ اَزِلْنا عَنْ مَكْرُوهِكَ مِنَ الْاِصْرارِ.(4)
اَللَّهُمَّ وَ مَتى وَقَفْنا(5)
بَيْنَ نَقْصَيْنِ فى دينٍ اَوْدُنْيا (6)
فَاَوْقِعِ النَّقْصَ بِاَسْرَعِهِما فَنآءً (7)
وَاجْعَلِ التَّوْبَةَ فى اَطْوَلِهِما بَقآءً. وَ اِذا هَمَمْنا بِهَمَّيْنِ(8)
يُرْضيكَ اَحَدُهُما عَنّا(9)
وَ يُسْخِطُكَ الْاخَرُ عَلَيْنا (10)
فَمِلْ بِنا(11)
1) دعا و نیایش آن حضرت در شوق به طلب آمرزش از خدای بزرگ
2) بارالها بر محمد و آلش درود فرست
3) و ما را به سر منزل توبه که محبوب توست برسان
4) و از پافشارى بر گناه که نمىپسندى دور ساز.
5) بارخدایا هنگامى که در وضعى قرار مىگیریم
6) که به ناچار مستحق خسارت در دین یا ضرر در دنیا مىشویم
7) پس کاهش را بر دنیاى ما که زود فانى مىشود وارد ساز
8) و عفو و بخششت را در دینمان که بادوامتر است قرار بده و چون قصد
9) دو کار کنیم که یکى از آنها تو را از ما خشنود مىکند
10) و آن دیگرى تو را بر ما خشمگین مىسازد
11) پس به آنچه
اِلى ما يُرْضيكَ عَنّا (1)
وَ اَوْهِنْ قُوَّتَنا عَمّا يُسْخِطُكَ عَلَيْنا (2)
وَ لا تُخَلِّ فى ذلِكَ بَيْنَ نُفُوسِنا وَاخْتِيارِها فَاِنَّها مُخْتارَةٌ(3)
لِلْباطِلِ اِلاّ ما وَفَّقْتَ اَمّارَةٌ بِالسُّوءِ اِلاّ ما رَحِمْتَ (4)
اَللَّهُمَّ وَ اِنَّكَ مِنَ الضُّعْفِ خَلَقْتَنا (5)
وَ عَلَى الْوَهْنِ بَنَيْتَنا (6)
وَ مِنْ مآءٍ مَهينٍ ابْتَدَاْتَنا (7)
فَلا حَوْلَ لَنا اِلاّ بِقُوَّتِكَ وَ لاقُوَّةَ لَنا اِلاّ بِعَوْنِكَ (8)
فَاَيِّدْنا بِتَوْفيقِكَ (9)
1) در معرض رضاى توست ما را متمایل کن
2) و از قدرتمان بر امرى که سبب خشم توست بکاه
3) و در این امور ما را به خود و به اختیار خویش رها مساز که نفسْ انتخاب کننده
4) باطل است مگر آن که تواَش توفیق دهى و پیوسته به بدى فرمان دهد مگر آن که تواَش رحمت آورى
5) الهى ما را از مایه ضعف و ناتوانى به وجود آوردهاى
6) و اساس آفرینش ما را بر سستى نهادهاى
7) وآغاز مارا از آبى ناچیز بنا گذاشتهاى
8) پس ما را جز به نیروى تو حرکتى و جز به یارى تو قوّتى نیست
9) پس به توفیق خود نیرومان بخش
وَ سَدِّدْنا بِتَسْديدِكَ (1)
وَ اَعْمِ اَبْصارَ قُلُوبِنا عَمّا خالَفَ مَحَبَّتَكَ (2)
وَ لاتَجْعَلْ لِشَىْءٍ مِنْ جَوارِحِنا نُفُوذاً فى مَعْصِيَتِكَ.(3)
اَللَّهُمَّ فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِهِ (4)
وَاجْعَلْ هَمَساتِ قُلُوبِنا وَ حَرَكاتِ اَعْضآئِنا وَ لَمَحاتِ(5)
اَعْيُنِنا وَ لَهَجاتِ اَلْسِنَتِنا فى مُوجِباتِ ثَوابِكَ(6)
حَتّى لاتَفُوتَنا حَسَنَةٌ نَسْتَحِقُّ بِها جَزآءَكَ (7)
وَ لاتَبْقى لَنا سَيِّئَةٌ نَسْتَوْجِبُ بِها عِقابَكَ.(8)
1) و با هدایتت به راه صواب استوارمان دار
2) و چشم دلمان را از آنچه در مسیر غیر عشق توست کور ساز
3) و هیچ کدام از اعضاى ما را در معصیت خود پیشرفت مده
4) بارالها پس بر محمد و آلش درود فرست
5) و رازهاى دلمان و حرکات اعضایمان و نگاههاى
6) چشممان و سخنان زبانمان را در برنامههایى قرار ده که موجب ثواب تو باشد
7) تا کار نیکى که موجب ثواب توست از دست ما نرود
8) و کار بدى که موجب عقاب توست براى ما نماند.
و کان من دعائه عليه السلام في اللجا الي الله تعالي(1)
اَللَّهُمَّ اِنْ تَشَأْ تَعْفُ عَنّا فَبِفَضْلِكَ (2)
وَ اِنْ تَشَأْ تُعَذِّبْنا فَبِعَدْلِكَ (3)
فَسَهِّلْ لَنا عَفْوَكَ بِمَنِّكَ (4)
وَ اَجِرْنا مِنْ عَذابِكَ بِتَجاوُزِكَ(5)
فَاِنَّهُ لاطاقَةَ لَنا بِعَدْلِكَ (6)
وَ لانَجاةَ لِأَحَدٍ مِنّا دُونَ عَفْوِكَ (7)
يا غَنِىَّ الْاَغْنِيآءِ (8)
ها نَحْنُ عِبادُكَ بَيْنَ يَدَيْكَ(9)
1) « در پناه بردن به خداوند »
2) بارخدایا اگر بخواهى بر ما ببخشى از سر فضل مىبخشى
3) و اگر بخواهى ما را به عذاب مبتلا کنى از سر عدل مبتلا مىکنى
4) الهى به رسم احسان عفوت را نصیب ما کن
5) و به آئین چشمپوشى ما را از عذاب برهان
6) که ما را طاقت عدل تو نیست
7) و بدون عفوت براى هیچ یک از ما آزادى میسّر نیست
8) اى بىنیازترین بىنیازها
9) اینک ما بندگان توایم بر درگاهت
وَ اَنَا اَفْقَرُ الْفُقَرآءِ اِلَيْكَ فَاجْبُرْ فَاقَتَنا بِوُسْعِكَ (1)
وَ لاتَقْطَعْ رَجآءَنا بِمَنْعِكَ (2)
فَتَكُونَ قَدْ اَشْقَيْتَ مَنِ اسْتَسْعَدَ بِكَ (3)
وَ حَرَمْتَ مَنِ اسْتَرْفَدَ فَضْلَكَ (4)
فَاِلى مَنْ حِينَئِذٍ مُنْقَلَبُنا عَنْكَ؟ وَ اِلى اَيْنَ مَذْهَبُنا عَنْ بابِكَ؟ (5)
سُبْحانَكَ(6)
نَحْنُ الْمُضْطَرُّونَ الَّذينَ اَوْجَبْتَ اِجابَتَهُمْ (7)
وَ اَهْلُ السُّوءِ الَّذينَ وَعَدْتَ الْكَشْفَ عَنْهُمْ.(8)
وَ اَشْبَهُ الْاَشْيآءِ بِمَشِيَّتِكَ .(9)
وَ اَوْلَى الْاُمُورِ بِكَ فى عَظَمَتِكَ رَحْمَةُ مَنِ اسْتَرْحَمَكَ (10)
1) و من نیازمندترین نیازمندان به توام پس تهیدستى ما را به توانگریت چاره کن
2) و رشته امید ما را با منع کردن لطفت قطع مکن
3) که اگر چنین کنى کسى را که از رحمتت نیکبختى خواسته بدبخت کردهاى
4) و آن را که از فضلت عطا خواسته محروم نمودهاى
5) در این حال از پیشگاهت به سوى چه کسى رو کنیم؟ و از درِ رحمتت به کجا رویم؟
6) پاک و منزهى
7) ما از آن درماندگانیم که قبول دعاى آنان را واجب کردهاى
8) و از آن گرفتارانیم که رفع گرفتارى را به ایشان وعده دادهاى
9) و شبیهترین چیزها به خواسته تو
10) و سزاوارترین کار به بزرگوارى تو رحمت آوردن بر کسى است که از تو رحمت خواهد
وَ غَوْثُ مَنِ اسْتَغاثَ بِكَ (1)
فَارْحَمْ تَضَرُّعَنا اِلَيْكَ (2)
وَاَغِثْنا اِذْ طَرَحْنا اَنْفُسَنا بَيْنَ يَدَيْكَ.(3)
اَللَّهُمَّ اِنَّ الشَّيْطانَ قَدْ شَمِتَ. بِنا اِذْ شايَعْناهُ عَلى مَعصِيَتِكَ (4)
فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَالِهِ ](5)
وَ لاتُشْمِتْهُ بِنا بَعْدَ تَرْكِنا اِيّاهُ لَكَ (6)
وَ رَغْبَتِنا عَنْهُ اِلَيْكَ.(7)
1) و به فریاد رسیدن کسى است که به تو فریادرسى کرده
2) پس بر زارى ما نزد خود رحمت آر
3) و به خاطر اینکه خود را در پیشگاهت به خاک افکندهایم به فریادمان رس
4) الهى شیطان ما را چون در نافرمانیت او را همراهى کردیم سرزنش مىکند
5) پس بر محمد و آلش درود فرست
6) و اکنون که شیطان را به خاطر تو واگذاشتیم و از طرف او به سوى تو روى آوردیم
7) وى را به سرزنش ما شاد مکن.
وَ كانَ مِن دُعائِهِ عليهالسّلام بِخَواتِم الْخَيْرِ:(1)
يا مَنْ ذِكْرُهُ شَرَفٌ لِلذّاكِرينَ (2)
وَ يا مَنْ شُكْرُهُ فَوْزٌ لِلشّاكِرينَ (3)
وَ يا مَنْ طاعَتُهُ نَجاةٌ لِلْمُطيعينَ (4)
صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَالِهِ (5)
وَاشْغَلْ قُلوُبَنا بِذِكْرِكَ عَنْ كُلِّ ذِكْرٍ (6)
وَاَلْسِنَتَنا بِشُكْرِكَ عَنْ كُلِّ شُكْرٍ (7)
وَ جَوارِحَنا بِطاعَتِكَ عَنْ كُلِّ طاعَةٍ (8)
فَاِنْ قَدَّرْتَ لَنا فَراغاً مِنْ شُغْلٍ فَاجْعَلْهُ فَراغَ سَلامَةٍ لاتُدْرِكُنا فيهِ تَبِعَةٌ(9)
1) « در طلب عاقبت به خیرى»
2) اى که یادت یادکنندگان را شرف است
3) و شکرت شکرگزاران را کامروایى است
4) و اى که فرمانبرداریت براى فرمانبرداران نجات و رهائى است
5) بر محمد و آلش درود فرست
6) و دلهاى ما را به یاد خودت از هر یاد
7) و زبان ما را به شکر خودت از هر شکر
8) و اعضایمان را به طاعت خودت از هر طاعت مشغول دار
9) و اگر براى ما فراغتى از کار مقدّر کردهاى پس آن را فراغت همراه با سلامتى قرار ده تا در دنبال آن هیچ وبالى به ما نرسد
وَ لاتَلْحَقُنا فيهِ سَئْمَةٌ (1)
حَتّى يَنْصَرِفَ عَنَّا كُتَّابُ السَّيِّئاتِ بِصَحيفَةٍ خالِيَةٍ مِنْ ذِكْرِ سَيِّئاتِنا (2)
وَ يَتَوَلّى كُتَّابُ الْحَسَناتِ عَنّا مَسْرُورينَ بِما كَتَبُوا مِنْ حَسَناتِنا (3)
وَاِذَا انْقَضَتْ اَيّامُ حَياتِنا (4)
وَ تَصَرَّمَتْ مُدَدُ اَعْمارِنا (5)
وَاسْتَحْضَرَتْنا دَعْوَتُكَ الَّتى لابُدَّ مِنْها وَ مِنْ اِجابَتِها(6)
فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَالِهِ (7)
وَاجْعَلْ خِتامَ ماتُحْصى عَلَيْنا كَتَبَةُ اَعْمالِنا تَوْبَةً مَقْبُولَةً(8)
لاتُوقِفُنا بَعْدَها عَلى ذَنْبٍ اجْتَرَحْناهُ وَ لامَعْصِيَةٍ اقْتَرَفْناها (9)
1) و در آن فراغت ملالتى به دامن حیات ما ننشیند
2) تا نویسندگان اعمال زشت از نزد ما با دفترى خالى از کردار بد برگردند
3) و نویسندگان خوبیها به سبب آنچه از حسنات ما نوشتهاند شادان و مسرور بازآیند
4) و چون روزگار حیاتمان سپرى شود
5) و رشته زندگیمان بگسلد
6) و آن دعوت تو (مرگ) که از خودش و اجابتش گزیرى نیست
7) پس بر محمد و آلش درود فرست
8) و پایان آنچه را که نویسندگان پرونده بر ما مىنویسند توبهاى مقبول قرار ده که
9) بعد از آن ما را بر معصیتى که کردهایم و نافرمانیى که مرتکب شدهایم توبیخ و سرزنش نکنى
وَلاتَكْشِفْ عَنّا سِتْراً سَتَرْتَهُ عَلى رُؤُوسِالْاَشْهادِ (1)
يَوْمَ تَبْلُ اَخْبارَ عِبادِكَ (2)
اِنَّكَ رَحيمٌ بِمَنْ دَعاكَ (3)
وَ مُسْتَجيبٌ لِمَنْ ناداكَ.(4)
وَ كانَ مِنْ دعائِه عليهالسلام فِىالاعتِرافِ وَ طَلَبِ التّوبةِ اِلَىاللَّهِ تَعالى(1)
اَللَّهُمَّ اِنَّهُ يَحْجُبُنى عَنْ مَسْئَلَتِكَ خِلالٌ ثَلاثٌ (2)
وَ تَحْدُونى عَلَيْها خَلَّةٌ واحِدَةٌ: (3)
يَحْجُبُنى اَمْرٌ اَمَرْتَ بِهِ فَاَبْطَاْتُ عَنْهُ (4)
وَ نَهْىٌ نَهَيْتَنى عَنْهُ فَاَسْرَعْتُ اِلَيْهِ (5)
وَ نِعْمَةٌ اَنْعَمْتَ بِها عَلَىَّ فَقَصَّرْتُ فى شُكْرِها(6)
وَ يَحْدُونى عَلى مَسْئَلَتِكَ تَفَضُّلُكَ عَلى مَنْ اَقْبَلَ.(7)
بِوَجْهِهِ اِلَيْكَ (8)
وَ وَفَدَ بِحُسْنِ ظَنِّهِ اِلَيْكَ (9)
اِذْ جَميعُ اِحْسانِكَ تَفَضُّلٌ وَ اِذْكُلُّ نِعَمِكَ ابْتِدآءٌ(10)
1) « اعتراف به گناه »
2) پروردگارا سه خصلت مرا از اینکه چیزى از تو بخواهم بازمىدارد
3) و یک خصلت مرا به درخواست از تو ترغیب مىکند
4) آن سه عبارت است از امرى که به آن فرمان دادهاى و من در انجامش کندى کردم
5) و کارى که مرا از آن نهى نمودى و به سویش شتافتم
6) و نعمتىکه بهمن بخشیدى ولى در شکر گزاریش کوتاهى کردم
7) اما آنچه مرا بر درخواست از تو ترغیب مىکند احسان توست به آنکه با نیّت پاک
8) به تو روى آورده
9) و از طریق خوش گمانى به درگاه تو آمده
10) زیرا که تمام احسانهایت از روى تفضّل است و نعمتهایت همه بىسبب و بدون سرآغاز.
فَها اَنَاذا يا اِلهى (1)
واقِفٌ بِبابِ عِزِّكَ وُقُوفَ الْمُسْتَسْلِمِ الذَّليلِ (2)
وَ سآئِلُكَ عَلَى الْحَيآءِ مِنّى سُؤالَ الْبآئِسِ الْمُعيلِ (3)
مُقِرٌّ لَكَ بِاَنّى لَمْاَسْتَسْلِمْ وَقْتَ اِحْسانِكَ اِلاّ بِالْاِقْلاعِ عَنْ عِصْيانِكَ (4)
وَ لَمْاَخْلُ فِىالْحالاتِ كُلِّها مِنِ امْتِنانِكَ (5)
فَهَلْ يَنْفَعُنى يا اِلهى اِقْرارى عِنْدَكَ بِسُوءِ مَااكْتَسَبْتُ؟ (6)
وَ هَلْ يُنْجينى مِنْكَ اعْتِرافى لَكَ بِقَبيحِ مَاارْتَكَبْتُ؟ (7)
اَمْ اَوْجَبْتَ لى فى مَقامى هذا سُخْطَكَ؟ (8)
اَمْ لَزِمَنى فى وَقْتِ دُعاىَ مَقْتُكَ؟ (9)
سُبْحانَكَ (10)
1) اى خداى من اینک منم که
2) به پیشگاه عزتت همچون تسلیم شونده ذلیل ایستادهام
3) و با شرم و حیا همچون نیازمندى عیالوار از تو درخواست مىکنم
4) و معترفم که در هنگام احسان تو جز خوددارى از معصیت طاعتى نکردهام
5) و هیچگاه از نعمتت بىبهره نبودهام
6) خدایا اکنون که در برابرت به زشتى اعمالم اعتراف مىکنم برایم سودى خواهد داشت؟
7) و آیا اقرار به زشتى آنچه انجام دادهام مرا از عذاب تو نجات خواهد داد؟
8) یا آنکه مرا در این حالى که هستم مستوجب غضب خود مىدانى؟
9) و یا در این هنگام که تو را مىخوانم اراده عذابى شدید به دنبال من است؟
10) پاکو منزّهى
لااَيْئَسُ مِنْكَ وَقَدْ فَتَحْتَ لى بابَ التَّوْبَةِ اِلَيْكَ (1)
بَلْ اَقُولُ مَقالَ الْعَبْدِ الذَّليلِ (2)
الظّالِمِ لِنَفْسِهِ (3)
الْمُسْتَخِفِّ بِحُرْمَةِ رَبِّهِ (4)
الَّذى عَظُمَتْ ذُنُوبُهُ فَجَلَّتْ (5)
وَ اَدْبَرَتْ اَيّامُهُ فَوَلَّتْ (6)
حَتّى اِذا رَاى مُدَّةَ الْعَمَلِ قَدِانْقَضَتْ (7)
وَ غايَةَ الْعُمُرِ قَدِ انْتَهَتْ (8)
وَ اَيْقَنَ اَنَّهُ لامَحيصَ لَهُ مِنْكَ (9)
وَ لا مَهْرَبَ لَهُ عَنْكَ تَلَقَّاكَ بِالْاِنابَةِ (10)
وَ اَخْلَصَ لَكَ التَّوْبَةَ (11)
1) از تو ناامید نیستم در حالى که درِ توبه را به رویم گشودهاى
2) بلکه سخن بنده ذلیل را به زبان مىآورم
3) بندهاى که به خود ستم کرده
4) و حریم حرمت پروردگارش را سبک شمرده
5) بندهاى که گناهش عظیم است و روى هم انباشته
6) و روزگار از او روى گردانده و عمرش سپرى شده
7) تا چون نظر کرده که زمان عمل گذشته
8) و دوران عمر به آخر رسیده
9) یقین نموده که پناهگاهى از عذابت و گریزگاهى از انتقامت نیست
10) و با ناله و انابه به سویت روآورده
11) و توبهاش را براى تو خالص ساخته
فَقامَ اِلَيْكَ بِقَلْبٍ طاهِرٍ نَقِىٍّ (1)
ثُمَّ دَعاكَ بِصَوْتٍ حآئِلٍ خَفِىٍّ (2)
قَدْ تَطَاْطَاَ لَكَ فَانْحَنى (3)
وَنَكَّسَ رَأْسَهُ فَانْثَنى (4)
قَدْ اَرْعَشَتْ خَشْيَتُهُ رِجْلَيْهِ وَغَرَّقَتْ دُمُوعُهُ خَدَّيْهِ(5)
يَدْعُوكَ بِيا اَرْحَمَالرّاحِمينَ وَ يا اَرْحَمَ مَنِ(6)
انْتابَهُ الْمُسْتَرْحِمُونَ (7)
وَ يا اَعْطَفَ مَنْ اَطافَ بِهِ الْمُسْتَغْفِرُونَ (8)
وَ يا مَنْ عَفْوُهُ اَكْثَرُ مِنْ نَقِمَتِهِ (9)
وَ يا مَنْ رِضاهُ اَوْفَرُمِنْسَخَطِهِ (10)
1) پس با دلى پاک و پاکیزه به سویت برخاسته
2) و تو را با نالهاى سوزناک و آهسته خوانده
3) درحالى که از شدت تواضع در برابر تو خم گشته
4) و تو را با نالهاى سوزناک و آهسته خوانده
5) و تو را با نالهاى سوزناک و آهسته خوانده و ترس از مقام تو هر دو پایش را به لرزه انداخته و اشک چشم صفحه رخسارش را فراگرفته
6) و با این جملات تو را مىخواند: اى مهربانترین مهربانان اى بخشندهتر
7) کسى که طالبان رحمت نوبت به نوبت آهنگ او کنند
8) و اى عطوفتر کسى که آمرزش خواهان گرد او گردند
9) و اى کسى که عفوت افزون از انتقامت است
10) و اى آن که خشنودیت بیش از خشم توست
وَ يا مَنْ تَحَمَّدَ اِلى خَلْقِهِ بِحُسْنِ التَّجاوُزِ (1)
وَ يا مَنْ عَوَّدَ عِبادَهُ قَبُولَ الْاِنابَةِ (2)
وَ يا مَنِ اسْتَصْلَحَ فاسِدَهُمْ بِالتَّوْبَةِ (3)
وَ يا مَنْ رَضِىَ مِنْ فِعْلِهِمْ بِالْيَسيرِ (4)
وَ يا مَنْ كافى قَليلَهُمْ بِالْكَثيرِ (5)
وَ يا مَن ضَمٍنَ لَهم اٍجابةَ الدعاءٍ , (6)
وَ يا وَعَدَهم عَلي نَفسٍهٍ بِتَفَضُّلِهِ حُسْنَ الْجَزآءِ (7)
ما اَنَا بِاَعْصى مَنْ عَصاكَ فَغَفَرْتَ لَهُ (8)
وَ ما اَنَا بِاَلْوَمِ مَنِ اعْتَذَرَ اِلَيْكَ فَقَبِلْتَ مِنْهُ (9)
وَ ما اَنَا بِاَظْلَمِ مَنْ تابَ اِلَيْكَ فَعُدْتَ عَلَيْهِ (10)
اَتُوبُ اِلَيْكَ فى مَقامى هذا تَوْبَةَ نادِمٍ عَلى ما فَرَطَ مِنْهُ(11)
مُشْفِقٍ مِمَّا اجْتَمَعَ عَلَيْهِ (12)
1) و اى کسى که بهخاطر گذشت پسندیدهات آفریدگانت را به حمد خویش فراخواندهاى
2) و اى کسى که بندگانت را به پذیرفتن توبه عادت دادهاى
3) و اى کسى که اصلاح تباهکارى مردم را به وسیله توبه خواستهاى
4) و اى کسى که به عمل اندک بندگان خشنود شدهاى
5) و کم آنان را پاداش فراوان دادهاى
6) و اى کسى که اجابت دعا را براى ایشان ضامن گشتهاى
7) و اى آن که به فضل و بخشش خویش آنان را به پاداش نیکو وعده دادهاى
8) من نه از گناهکارترین گناهکارانم که تو او را آمرزیدهاى
9) و نه از نکوهیدهترین افرادى که به درگاهت عذر آورده و تو عذرش را قبول کردهاى
10) و نه از ستمکارترین ستمکاران که نزد تو موفق به توبه شده
11) و تو به او احسان کردهاى در چنین حال به جانب تو بازمىگردم
12) بازگشت کسى که از کرده گذشته خود پشیمان و از آنچه بر سرش آمده نگران
خالِصِ الْحَيآءِ مِمّا وَقَعَ فيهِ (1)
عالِمٍ بِاَنَّ الْعَفْوَ عَنِ الذَّنْبِ الْعَظيمِ لايَتَعاظَمُكَ(2)
وَ اَنَّ التَّجاوُزَ عَنِ الْاِثْمِ الْجَليلِ لايَسْتَصْعِبُكَ(3)
وَ اَنَّ احْتِمالَ الْجِناياتِ الْفاحِشَةِ لايَتَكَاَّدُكَ (4)
وَ اَنَّ اَحَبَّ عِبادِكَ اِلَيْكَ مَنْ تَرَكَ الْاِسْتِكْبارَ عَلَيْكَ (5)
و از وَ جانَبَ الْاِصْرارَ (6)
وَ لَزِمَ الْاِسْتِغْفارَ(7)
وَ اَنَا اَبْرَءُ اِلَيْكَ مِنْ اَنْ اَسْتَكْبِرَ (8)
وَ اَعُوذُ بِكَ مِنْ اَنْ اُصِرَّ (9)
1) و از ورطهاى که در آن افتاده از روى خلوص شرمگین است
2) و مىداند که گذشت از گناه بزرگ در نظر تو عظیم نمىنماید
3) و بخشیدن معصیت خطیر بر تو گران نمىباشد
4) و تحمل جنایات سنگین بر تو دشوار نمىآید
5) و محبوبترین بندگانت نزد تو کسى است که در پیشگاه تو دست از سرکشى و نافرمانى بردارد
6) پافشارى بر گناه اجتناب نماید
7) و درخواست آمرزش را ادامه دهد
8) و من در برابر تو بیزارى مىجویم از اینکه سرکشى کنم
9) و بهتو پناهمىبرم از اینکه بر گناه اصرار ورزم
وَاَسْتَغْفِرُكَ لِما قَصَّرْتُ فيهِ (1)
وَاَسْتَعينُ بِكَ عَلى ماعَجَزْتُ عَنْهُ (2)
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَالِهِ (3)
وَ هَبْ لى ما يَجِبُ عَلَىَّ لَكَ (4)
وَ عافِنى مِمّا اَسْتَوْجِبُهُ مِنْكَ(5)
وَاَجِرْنى مِمّا يَخافُهُ اَهْلُ الْاِسآئَةِ(6)
فَاِنّكَ مَلىءٌ بِالْعَفْوِ (7)
مَرْجُوٌّ لِلْمَغْفِرَةِ (8)
مَعْرُوفٌ بِالتَّجاوُزِ (9)
لَيْسَ لِحاجَتى مَطْلَبٌ سِواكَ (10)
وَ لا لِذَنْبى غافِرٌ غَيْرُكَ (11)
حاشاكَ وَ(12)
1) و براى آنچه در آن کوتاهى ورزیدهام طلبآمرزش دارم
2) و بر آنچه از انجامش فروماندهام از تو درخواست یارى مىکنم
3) الها بر محمد و آلش درود فرست
4) و از حقوقى که بر عهده من دارى بگذر
5) و از عذابى که مستحق آنم معافم دار
6) و از آنچه بدکاران از آن مىترسند پناهم ده
7) زیرا که تو بر عفو و بخشش کمال قدرت را دارى
8) و به جهت آمرزش موضع امیدى
9) و به گذشت معروفى
10) نیازم را جز تو محل طلبیدنى نیست
11) و گناهم را غیر تو آمرزندهاى نباشد
12) حاشا که چنین نباشى و
لااَخافُ عَلى نَفْسى اِلاّ اِيّاكَ (1)
اِنَّكَ اَهْلُ التَّقْوى وَ اَهْلُ الْمَغْفِرَةِ(2)
صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ (3)
وَاقِضْ حاجَتى (4)
وَاَنْجِحْ طَلِبَتى (5)
وَاغْفِرْ ذَنْبى(6)
وَ امِنْ خَوْفَ نَفْسى (7)
اِنَّكَ عَلى كُلِّ شَىْءٍ قَديرٌ (8)
وَ ذلِكَ عَلَيْكَ يَسيرٌ (9)
امينَ رَبَّ الْعالَمينَ.(10)
1) من جز از تو بر خود ترس ندارم
2) که تو شایسته آنى که از تو پروا کنند و اهل آمرزشى
3) بر محمد و آلش درود فرست
4) و حاجتم را روا کن
5) و مطلبم را برآور
6) و گناهم را ببخش
7) و دلم را از ترس ایمنى ده
8) زیرا که تو بر هر چیز توانایى
9) و این کار براى تو آسان است
10) دعایم را مستجاب کن اى پروردگار جهانیان.
وَ كانَ مِن دعائِه عليهالسّلام فى طَلَبِ الْحَوائِجِ اِلَى اللّهِ تعالى(1)
اَللَّهُمَّ يا مُنْتَهى مَطْلَبِ الْحاجاتِ(2)
وَ يا مَنْ عِنْدَهُ نَيْلُ الطَّلِباتِ(3)
وَ يا مَنْ لايَبيعُ نِعَمَهُ بِالْاَثْمانِ (4)
وَ يا مَنْ لايُكَدِّرُ عَطاياهُ بِالْاِمْتِنانِ (5)
وَ يا مَنْ يُسْتَغْنى بِهِ وَ لايُسْتَغْنى عَنْهُ (6)
وَ يا مَنْ يُرْغَبُ اِلَيْهِ وَ لايُرْغَبُ عَنْهُ (7)
وَ يا مَنْ لا تُفْنى خَزآئِنَهُ الْمَسآئِلُ(8)
وَ يا مَنْ لاتُبَدِّلُ حِكْمَتَهُ الْوَسآئِلُ (9)
وَ يا مَنْ لاتَنْقَطِعُ عَنْهُ حَوآئِجُ الْمُحْتاجينَ(10)
وَ يا مَنْ لايُعَنّيهِ دُعآءُ الدّاعينَ (11)
1) «دعاى آن حضرت در طلب حوائج از خداى متعال»
2) پروردگارا اى نهایت مطلب حاجات
3) و اى کسى که رسیدن به تمام خواستهها در دست توست
4) و اى آن که نعمتهایت را به بها نمىفروشى
5) و اى کسى که عطاهایت را به کدورت منّت آلوده نمىسازى
6) و اى که به تو بىنیاز شوند و از تو بىنیاز نباشند
7) و اى آن که به تو رو کنند و از تو روى برنتابند
8) اى که درخواستها گنجهایت را فانى نمىکند
9) و اى که هیچ دستاویزى حکمت تو را تغییر نمىدهد
10) و اى کسى که رشته نیاز نیازمندان از تو قطع نمىگردد
11) و اى که دعاى دعاخوانان تو را خسته نمىکند
تَمَدَّحْتَ بِالْغَنآءِ عَنْ خَلْقِكَ وَ اَنْتَ اَهْلُ الْغِنى عَنْهُمْ (1)
وَ نَسَبْتَهُمْ اِلَى الْفَقْرِ وَ هُمْ اَهْلُ الْفَقْرِ اِلَيْكَ (2)
فَمَنْ حاوَلَ سَدَّ خَلَّتِهِ مِنْ عِنْدِكَ (3)
وَرامَ صَرْفَ الْفَقْرِ عَنْ نَفْسِهِ بِكَ (4)
فَقَدْ طَلَبَ حاجَتَهُ فى مَظآنِّها (5)
وَ اَتى طَلِبَتَهُ مِنْ وَجْهِها. (6)
وَ مَنْ تَوَجَّهَ بِحاجَتِهِ اِلى اَحَدٍ مِنْ خَلْقِكَ (7)
اَوْ جَعَلَهُ سَبَبَ نُجْحِها دُونَكَ (8)
فَقَدْ تَعَرَّضَ لِلْحِرْمانِ (9)
وَاسْتَحَقَّ مِنْ عِنْدِكَ فَوْتَ الْاِحْسانِ(10)
اَللَّهُمَّ وَ لى اِلَيْكَ حاجَةٌ قَدْ قَصَّرَ عَنْها جُهْدی(11)
وَ تَقَطَّعَتْ دُونَها حِيَلى (12)
وَ سَوَّلَتْ لى نَفْسى رَفْعَها اِلى مَنْ يَرْفَعُ حَوآئِجَهُ اِلَيْكَ(13)
1) تو وجود خود را به بىنیازى از همه خلق ستودهاى و تو به بىنیازى از ایشان شایستهاى
2) و ایشان را به نیازمندى و فقر نسبت دادهاى و ایشان سزاوار چنین نسبتاند
3) از این جهت هر کس رفع نیاز خود را از جانب تو بخواهد
4) و برگرداندن فقر را از خویشتن به وسیله تو طلب کند
5) حقّاً که حاجتش را در جایگاه اصلى خود خواسته
6) و به دنبال مطلبش از راه صحیح برآمده
7) و هر که در نیاز خود به یکى از آفریدگان تو رو کند
8) یا او را بجاى تو وسیله برآمدن حاجت قرار دهد
9) بىشک خود را در معرض نومیدى آورده
10) و از جانب تو سزاوار محرومیت. از احسان گشته.
11) خداوندا به درگاهت حاجتى آوردهام که قدرت دستیابى به آن را ندارم
12) و رشته چارهجوئىام در مقابل آن گسسته
13) ونفس من در نظرم چنین آراسته که آن نیاز را بهکسى اظهار کنم که او خود نیازهایش را به درگاه تو مىآورد
وَلايَسْتَغْنى فى طَلِباتِهِ عَنْكَ (1)
وَ هِىَ زَلَّةٌ مِنْ زَلَلِ الْخَاطِئينَ (2)
وَ عَثْرَةٌ مِنْ عَثَراتِ الْمُذْنِبينَ (3)
ثُمَّ انْتَبَهْتُ بِتَذْكيرِكَ لى مِنْ غَفْلَتى (4)
وَ نَهَضْتُ بِتَوْفيقِكَ مِنْ زَلَّتى (5)
وَ رَجَعْتُ وَ نَكَصْتُ بِتَسْديدِكَ عَنْ عَثْرَتى (6)
وَ قُلْتُ: سُبْحانَ رَبّى كَيْفَ(7)
يَسْئَلُ مُحْتاجٌ مُحْتاجاً؟(8)
وَاَنّى يَرْغَبُ مُعْدِمٌ اِلى مُعْدِمٍ؟ (9)
فَقَصَدْتُكَ يا اِلهى بِالرَّغْبَةِ (10)
وَ اَوْفَدْتُ عَلَيْكَ رَجآئى بِالثِّقَةِ بِكَ (11)
1) و درخواستهاش از تو بىنیاز نیست
2) و این لغزشى است از لغزشهاى اشتباهکاران
3) و درافتادنى است از درافتادنهاى گناهکاران
4) سپس به یادآورى تو از خواب بىخبرى بیدار شدم
5) و به توفیق تو از آن لغزش برخاستم
6) و به یارى تو از درافتادن برگشته و بازپس آمدم
7) و گفتم: پاک و منزه است پروردگارم چگونه
8) نیازمندى از نیازمندى طلب نیازکند؟
9) و چگونه تهیدستى از تهیدستى دیگر گدایى کند
10) پس اى خداى من از سر شوق و رغبت آهنگ تو کردم
11) و از باب اطمینان امید خویش به تو بستم
وَ عَلِمْتُ اَنَّ كَثيرَ ما اَسْئَلُكَ يَسيرٌ فى وُجْدِكَ (1)
وَ اَنَّ خَطيرَ ما اَسْتَوْهِبُكَ حَقيرٌ فى وُسْعِكَ(2)
وَ اَنَّ كَرَمَكَ لايَضيقُ عَنْ سُؤالِ اَحَدٍ (3)
وَ اَنَّ يَدَكَ بِالْعَطايا اَعْلى مِنْ كُلِّ يَدٍ.(4)
اَللَّهُمَّ فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَالِهِ(5)
وَاحْمِلْنى بِكَرَمِكَ عَلَى التَّفَضُّلِ (6)
وَلاتَحْمِلْنى بِعَدْلِكَ عَلَى الْاِسْتِحْقاقِ (7)
فَما اَنَا بِاَوَّلِ راغِبٍ رَغِبَ اِلَيْكَ فَاَعْطَيْتَهُ وَ هُوَ يَسْتَحِقُّ الْمَنْعَ (8)
وَلا بِاَوَّلِ سآئِلٍ سَئَلَكَ فَاَفْضَلْتَ عَلَيْهِ وَ هُوَ يَسْتَوْجِبُ الْحِرْمانَ.(9)
1) و دانستم که خواسته من از تو هر چند زیاد باشد در کنار دارائیت بسیار ناچیز است
2) و چشمداشت فوقالعاده من به بخششت در جنب توانایى تو حقیر است
3) و دایره بزرگواریت از تقاضاى هیچ کس تنگ نمىشود
4) و دست عطایت از هر دستى برتر است
5) بارخدایا پس بر محمد و آلش درود فرست
6) و با من به کرم خود تفضل نما
7) و به آنچه به عدلت شایسته آنم با من رفتار مکن
8) زیرا من اولین کسى نیستم که همراه شوق به سویت رو کرده و تو از فضلت به او عنایت فرمودهاى با آنکه مستحق منع بوده
9) و نخستین خواهنده نیستمکه ازتو خواسته و تو در حقش کرم کردى در صورتى که مستحق محرومیت بوده است.
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِهِ (1)
وَ كُنْ لِدُعآئى مُجيباً (2)
وَ مِنْ نِدآئى قَريباً (3)
وَ لِتَضَرُّعى راحِماً (4)
وَ لِصَوْتى سامِعاً (5)
وَلاتَقْطَعْ رَجآئى عَنْكَ(6)
وَلاتَبُتَّ سَبَبى مِنْكَ (7)
وَلاتُوَجِّهْنى فى حاجَتى هذِهِ وَ غَيْرِها اِلى سِواكَ (8)
وَ تَوَلَّنى بِنُجْحِ طَلِبَتى (9)
وَ قَضآءِ حاجَتى (10)
وَ نَيْلِ سُؤْلى قَبْلَ زَوالى عَنْ مَوْقِفى هذا بِتَيْسيرِكَ لِىَ الْعَسيرَ (11)
1) بار خدایا بر محمد و آلش درود فرست
2) و جواب دهنده دعایم باش
3) و به ندایم التفات کن
4) و بر زاریم ترحم نما
5) و صدایم را بشنو
6) و رشته امیدم را قطع مکن
7) و دستاویز مرا از خود جدا مساز
8) و در این حاجت و دیگر حوائجم روى مرا به سوى غیر خودت قرار مده
9) و کارساز من باش به برآوردن خواستهام
10) و روا کردن حاجتم
11) و رسیدن به آرزویم پیش از آنکه از اینجاى خود برخیزم با آسان ساختن مشکلم
وَ حُسْنِ تَقْديرِكَ لى فى جَميعِ الْاُمُورِ (1)
وَ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِهِ (2)
صَلوةً دآئِمَةً نامِيَةً لَاانْقِطاعَ لاَِبَدِها (3)
وَلامُنْتَهى لاِمَدِها (4)
وَاجْعَلْ ذلِكَ عَوْناً وَ سَبَباً لِنَجاحِ طَلِبَتى (5)
اِنَّكَ واسِعٌ كَريمٌ (6)
وَ مِنْ حاجَتى يا رَبِّ كَذا وَ كَذا.(7)
«وَ تَذْكُرُ حاجَتَكَ ثُمَّ تَسْجُدُ وَ تَقُولُ فى سُجُودِكَ:»(8)
فَضْلُكَ انَسَنى (9)
وَ اِحْسانُكَ دَلَّنى (10)
فَاَسْئَلُكَ بِكَ وَ بِمُحَمَّدٍ وَ الِهِ - صَلَواتُكَ عَلَيْهِمْ –(11)
اَنْ لاتَرُدَّنى خآئِباً.(12)
1) و با سرنوشت خوبى که برایم مقدر کردهاى
2) و بر محمد و آلش درود فرست
3) درودى دائمى و فزاینده که انقطاع نپذیرد
4) و زمان آن را پایانى نباشد
5) و این درود را براى من مددکار قرار ده و سبب برآمدن حاجتم گردان همانا که
6) تو کارگشاى کریمى
7) و حاجتم پروردگارا چنین و چنان است
8) سپس نیازت را به پیشگاه حق عرضه کن آنگاه به سجده رو و بگو:
9) فضلت به من آرامش مىدهد
10) و احسانت راهم مىنماید
11) پس از تو به ذات مقدست و به محمد و آلش - که درود تو بر آنان باد
12) - درخواست مىکنم که مرا از این درگاه نومید نرانى.
وَ كانَ مِن دعائِه عليهالسلام اِذَا اعْتُدِىَ عَلَيْهِ اوْ رَأى مِنَ الظّالِمينَ ما لايُحِبُ(1)
يا مَنْ لايَخْفى عَلَيْهِ اَنْبآءُ الْمُتَظَلِّمينَ (2)
وَيا مَنْ لايَحْتاجُ فى قَصَصِهِمْ اِلى شَهاداتِ الشّاهِدينَ (3)
وَ يا مَنْ قَرُبَتْ نُصْرَتُهُ مِنَ الْمَظْلُومينَ (4)
وَ يا مَنْ بَعُدَ عَوْنُهُ عَنِ الظّالِمينَ (5)
قَدْ عَلِمْتَ يا اِلهى ما نالَنى مِنْ فُلانِ بْنِ فُلانٍ مِمّا حَظَرْتَ (6)
وَانْتَهَكَهُ مِنّى مِمّا حَجَزْتَ عَلَيْهِ (7)
بَطَراً فى نِعْمَتِكَ عِنْدَهُ (8)
1) « هرگاه ستمى به او مىرسید »
2) اى آن که اخبار شکوهکنندگان بر تو مخفى نیست
3) اى آن که سرگذشت ستمدیدگان نزد تو نیازى به شهادت شاهدان ندارد
4) اى آن که دوران رسیدن یارى تو به ستمدیدگان نزدیک است
5) اى آن که مددکاریت از ستمگران دور است
6) اى خداى من تو مىدانى از فلانى فرزند فلانى به من آن رسیده که از آن نهى نمودهاى
7) و پرده حرمتم را که بر او ممنوع ساخته بودى دریده
8) او از باب طغیان در نعمتت
وَاغْتِراراً بِنَكيرِكَ عَلَيْهِ.(1)
اَللَّهُمَّ فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَالِهِ (2)
وَ خُذْ ظالِمى وَ عَدُوّى عَنْ ظُلْمى بِقُوَّتِكَ (3)
وَ افْلُلْ حَدَّهُ عَنّى بِقُدْرَتِكَ (4)
وَاجْعَلْ لَهُ شُغْلاً فيما يَليهِ وَ عَجْزاً عَمّا يُناويهِ (5)
اَللَّهُمَّ وَ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِهِ (6)
وَلاتُسَوِّغْ لَهُ ظُلْمى (7)
وَ اَحْسِنْ عَلَيْهِ عَوْنى(8)
وَاعْصِمْنى مِنْ مِثْلِ اَفْعالِهِ (9)
وَلاتَجْعَلْنى فى مِثْلِ حالِهِ(10)
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَالِهِ (11)
وَاَعْدِنى عَلَيْهِ عَدْوى (12)
حاضِرَةً تَكُونُ مِنْ غَيْظى بِهِ شِفآءً (13)
وَ مِنْ حَنَقى عَلَيْهِ وَفآءً.(14)
1) و بىاعتنایى به عقابت بر من تاخته
2) بار خدایا بر محمد و آلش درود فرست
3) و ستمکننده بر من و دشمنم را با قوّت خود از ستم بر من بازدار
4) و با قدرت خود تندى و بُرّایى او را بر من بشکن
5) و او را به خودش مشغول دار و در برابر آن که با او به دشمنى برمىخیزد ناتوان ساز.
6) بارخدایا بر محمد و آلش درود فرست
7) و ستمکار را رخصت ستم بر من مده
8) و مرا در برابرش نیکو یارى کن
9) و مرا از ارتکاب نظیر کارهاى او حفظ کن
10) و در حالتى مانند حالت او قرار مده
11) بارخدایا بر محمد و آلش درود فرست
12) عنایت کن و مرا در برابر دشمنم نصرتى بیدرنگ
13) تا طوفان خشمم نسبت به او فرو نشیند
14) و داد دلم را از او بگیرد
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَالِهِ (1)
وَ عَوِّضْنى مِنْ ظُلْمِهِ لى عَفْوَكَ(2)
وَ اَبْدِلْنى بِسُوءِ صَنيعِهِ بى رَحْمَتَكَ (3)
فَكُلُّ مَكْرُوهٍ جَلَلٌ دُونَ سَخَطِكَ (4)
وَ كُلُّ مَرْزِئَةٍ سَوآءٌ مَعَ مَوْجِدَتِكَ.(5)
اَللَّهُمَّ فَكَما كَرَّهْتَ اِلَىَّ اَنْ اُظْلَمَ فَقِنى مِنْ اَنْ اَظْلِمَ.(6)
اَللَّهُمَّ لا اَشْكُو اِلى اَحَدٍ سِواكَ وَلا اَسْتَعينُ بِحاكِمٍ غَيْرِكَ(7)
حاشاكَ فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِهِ (8)
وَ صِلْ دُعآئى بِالاِجابَةِ (9)
وَاقْرِنْ شِكايَتى بِالتَّغْييرِ.(10)
اَللَّهُمَّ لاتَفْتِنّى بِالْقُنُوطِ مِنْ اِنْصافِكَ(11)
وَلاتَفْتِنْهُ بِالْاَمْنِ مِنْ اِنْكارِكَ (12)
فَيُصِرَّ عَلى ظُلْمى (13)
1) بارخدایا بر محمد و آلش درود فرست
2) و عفو و بخششت را در برابر ستم او به من عطا کن
3) و بجاى سوء رفتار او با من رحمتت را پاداشم قرار ده
4) زیرا هر ناخوشایندى در برابر ترس از قهر تو ناچیز است
5) و هر مصیبتى پیش خشم تو آسان.
6) بارالها همانطور که ستمکِشى را در نظرم ناخوشایند ساختى مرا نیز از ستمکارى حفظ فرما
7) بارالها به احدى غیر تو شکایت نکنم و از هیچ حاکمى جز تو یارى نمىجویم
8) حاشا که چنین کنم پس بر محمد و آلش درود فرست
9) و دعایم را به اجابت برسان
10) و شکایتم را به تغییر وضع کنونى مقرون ساز.
11) بارخدایا مرا به ناامیدى از عدل خود آزمایش مکن
12) و دشمن را به ایمنى از کیفرت امتحان منماى
13) تا بر ستم بر من اصرار ورزد
وَ يُحاضِرَنى بِحَقّى (1)
وَ عَرِّفْهُ عَمّا قَليلٍ ما اَوْعَدْتَ الظّالِمينَ (2)
وَ عَرِّفْنى ما وَعَدْتَ مِنْاِجابَةِ الْمُضْطَرّينَ. اَللَّهُمَّ(3)
صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَالِهِ (4)
وَ وَفِّقْنى لِقَبُولِ ما قَضَيْتَلىوَعَلَىَّ (5)
وَ رَضِّنى بِما اَخَذْتَ لى وَ مِنّى (6)
وَ اهْدِنى لِلَّتى هِىَ اَقْوَمُ (7)
وَاسْتَعْمِلْنى بِما هُوَاَسْلَمُ.(8)
اَللَّهُمَّ وَاِنْ كانَتِالْخِيَرَةُ لى عِنْدَكَ فى تَاْخيرِ الْاَخْذِ - لى (9)
وَ تَرْكِ الْاِنْتِقامِ مِمَّنْ ظَلَمَنى اِلى يَوْمِ الْفَصْلِ وَ مَجْمَعِ الْخَصْمِ (10)
فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِهِ (11)
وَ اَيِّدْنى مِنْكَ بِنِيَّةٍ صادِقَةٍ وَ صَبْرٍ دآئِمٍ (12)
وَ اَعِذْنى مِنْ سُوءِ الرَّغْبَةِ وَ هَلَعِ اَهْلِ الْحِرْصِ (13)
1) و بر حقّم مستولى شود
2) و بههمین زودى اورا بهآنچه ستمکاران را بدان آن تهدید نمودهاى آشنا کن
3) و مرا به اجابتى که به بیچارگان وعده دادهاى آگاهى ده بارالها
4) بر محمد و آلش درود فرست
5) و مرا به پذیرفتن هر سود و زیانى که دربارهام مقدّر کردهاى موفق کن
6) و مرا به آنچه از دیگرى براى من و از من براى دیگرى مىستانى خشنودى ده
7) و به راستترین راهم رهنمون شو
8) و به سالمترین کار بگمار.
9) بارالها اگر خیر مرا در آن بدانى که گرفتن حقّم به تأخیر افتد
10) و انتقام از کسى که بر من ظلم روا داشته تا روز روشن شدن حق از باطل و جایگاه فراهم آمدن مدعیان (یعنى روز محشر) متروک ماند
11) پس بر محمد و آلش درود فرست
12) و مرا از جانب خود به نیت صادقانه و صبر همیشگى یارى فرما
13) و از رغبت ناشایسته و آزمندى اهل حرص پناه ده
وَ صَوِّرْ فى قَلْبى مِثالَ مَا ادَّخَرْتَ لى مِنْ ثَوابِكَ (1)
وَ اَعْدَدْتَ لِخَصْمى مِنْ جَزآئِكَ وَ عِقابِكَ (2)
وَاجْعَلْ ذلِكَ سَبَباً لِقَناعَتى بِما قَضَيْتَ (3)
وَ ثِقَتى بِما تَخَيَّرْتَ (4)
امينَ رَبَّ الْعالَمينَ (5)
اِنَّكَ ذُوالْفَضْلِ الْعَظيمِ (6)
وَ اَنْتَ عَلى كُلِّ شَىْءٍ قَديرٌ.(7)
1) و نقشى از ثوابى که براى من ذخیره نمودهاى
2) و جزاء و عقابى که براى دشمنم آماده کردهاى در دلم مصوّر فرما
3) و آن را وسیلهاى براى خرسندى من به قضایت و اطمینانم به آنچه به جهت من
4) اختیار کردهاى قرار ده
5) اى پروردگار جهانیان دعایم را مستجاب کن
6) زیرا که تو صاحب فضل عظیمى
7) و بر هر کارى توانائى.
وَ كانَ مِنْ دُعائِهِ عليهالسلام اِذا مرضَ اَوْ نَزَلَ بِهِ كَرْبٌ اَوْ بَليّةٌ(1)
اَللَّهُمَّ لَكَ الْحَمْدُ عَلى ما لَمْ اَزَلْ اَتَصَرَّفُ فيهِ مِنْ سَلامَةِ بَدَنى (2)
وَ لَكَ الْحَمْدُ عَلى ما اَحْدَثْتَ بى مِنْ عِلَّةٍ فى جَسَدى (3)
فَما اَدْرى يا اِلهى اَىُّ الْحالَيْنِ اَحَقُّ بِالشُّكْرِ لَكَ؟ (4)
وَ اَىُّ الْوَقْتَيْنِ اَوْلى بِالْحَمْدِ لَكَ؟(5)
اَ وَقْتُالصِّحَّةِ الَّتى هَنَّاْتَنى فيها طَيِّباتِ رِزْقِكَ(6)
وَنَشَّطْتَنى بِها لِابْتِغآءِ مِرْضاتِكَ وَ فَضْلِكَ (7)
وَقَوَّيْتَنى مَعَها عَلى ما وَفَّقْتَنى لَهُ مِنْطاعَتِكَ (8)
اَمْ وَقْتُالْعِلَّةِ الَّتى مَحَّصْتَنى بِها (9)
وَالنِّعَمِ الَّتى اَتْحَفْتَنى بِها (10)
1) « وقت بیمارى یا روى آوردن اندوه و بلا»
2) بارخدایا تو را سپاس بر نعمت تندرستى بدن که همواره و پیوسته از آن برخوردار بودم
3) و سپاس تو را بر آن بیمارى که در جسمم پدید آوردهاى
4) اى خداى من نمىدانم که کدام یک از این دو حال براى شکر به درگاهت سزاوارتر است
5) و کدام یک از این دو وقت حمد تو را شایستهتر؟
6) آیا زمان سلامت که روزیهاى پاکیزهات را بر من گوارا ساختهاى
7) و به سبب آن براى به دست آوردن رضایت و نعمتهایت به من نشاط بخشیدهاى
8) و به سبب آن تندرستى به من نیرو داده تا به طاعتت توفیق یابم
9) یا به هنگام بیمارى که مرا به آن پاک مىسازى
10) و نعمتهائى که به من تحفه دادهاى
تَخْفيفاً لِما ثَقُلَ بِهِ عَلَىَّ ظَهْرى مِنَ الْخَطيئآتِ (1)
وَ تَطْهيراً لِمَا انْغَمَسْتُ فيهِ مِنَ السَّيِّئاتِ (2)
وَتَنْبيهاً لِتَناوُلِ التَّوْبَةِ (3)
وَتَذْكيراً لِمحْوِالْحَوْبَةِ بِقَديمِ النِّعْمَةِ؟(4)
وَ فى خِلالِ ذلِكَ ما كَتَبَ لِىَ الْكاتِبانِ مِنْ زَكِىِّ الْاَعْمالِ(5)
ما لا قَلْبٌ فَكَّرَ فيهِ (6)
وَلا لِسانٌ نَطَقَ بِهِ (7)
وَلا جارِحَةٌ تَكَلَّفَتْهُ (8)
بَلْ اِفْضالاً مِنْكَ عَلَىَّ وَ اِحْساناً مِنْ صَنيعِكَ اِلَىَّ(9)
اَللَّهُمَّ فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِهِ (10)
وَ حَبِّبْ اِلَىَّ ما رَضيتَ لى (11)
1) تا گناهانى را که از آن گرانبار شدهام تخفیف دهى
2) و مرا از سیّئاتى که در آن فرو رفتهام پاک نمایى
3) و آگاهیم دهى که پلیدى گناه را به توبه از دل بشویم
4) و با یادآورى نعمت قدیم گناه بزرگم را از پروندهام محو نمایم
5) و در خلال این بیمارى از جمله تحفهها که به من عنایت مىکنى این است که فرشتگان به حساب من اعمال پاکیزهاى نوشته اند
6) که فکر آن به خاطرى نگذشته
7) و بر زبانى نرفته
8) و هیچ یک از اعضاء در انجامش رنجى نبرده
9) بلکه این همه از باب تفضل و احسان تو بر من نوشته شده.
10) بارخدایا بر محمد و آلش درود فرست و آنچه را برایم
11) پسندیدهاى درنظرم محبوب ساز
وَ يَسِّرْ لى ما اَحْلَلْتَ بى (1)
وَ طَهِّرْنى مِنْ دَنَسِ ما اَسْلَفْتُ(2)
وَامْحُ عَنّى شَرَّ ما قَدَّمْتُ (3)
وَاَوْجِدْنى حَلاوَةَ الْعافِيَةِ(4)
وَاَذِقْنى بَرْدَ السَّلامَةِ (5)
وَاجْعَلْ مَخْرَجى عَنْ عِلَّتى اِلى عَفْوِكَ (6)
وَمُتَحَوَّلى عَنْ صَرْعَتى اِلى تَجاوُزِكَ (7)
وَ خَلاصى مِنْ كَرْبى اِلى رَوْحِكَ (8)
وَ سَلامَتى مِنْ هذِهِ الشِّدَّةِ اِلى فَرَجِكَ (9)
اِنَّكَ الْمُتَفَضِّلُ بِالاِْحْسانِ(10)
الْمُتَطَوِّلُ بِالْاِمْتِنانِ (11)
الْوَهّابُ الْكَريمُ (12)
ذُوالْجَلالِ وَالْاِكْرامِ.(13)
1) وتحمل آنچه را برمن وارد نمودهاىآسان ساز و
2) مرا از آلودگى اعمال گذشته پاک کن
3) و شرّ اعمال گذشتهام را از من بزداى
4) و از لذّت عافیت کامیابم فرما
5) و گوارایى تندرستى را به من بچشان
6) و لطفى کن که از بستر این مرض به سوى عفو و بخشایش تو راه خلاص یابم
7) و از این زمینگیرى به گذشت تو انتقال یافته
8) و از این اندوه و گرفتارى به راحت تو خلاص یابم
9) و از این دشوارى به فرج و گشایش تو سلامت یابم
10) که همانا تو بىاستحقاق ما احسان روا مىدارى
11) و نعمت بىدریغ نثار مىکنى
12) و بخشندهاى کریمى که عطایت را پایانى نیست
13) و داراى جلال و اکرامى.
دعا در طلب بخشش و آمرزش گناه(1)
به یادآورى احسانت پناه مىبرند(2)
اى که خطاکاران از بیم تو به شدت گریه مىکنند(3)
اى همدم هر وحشتزده دور از وطن (4)
اى گشایش هر اندوهگین دلشکسته (5)
اى فریادرس هر درمانده تنها (6)
اى مددکار هر محتاج رانده شده(7)
تویى که رحمت و دانشت همه چیز را فرا گرفته(8)
تویى که هر آفریده را از نعمتهایت بهرهاى مقرر فرمودهاى (9)
تویى که عفوت بر عقابت غلبه دارد (10)
و تویى که مهرت پیشاپیش غضبت در حرکت است(11)
و تویى که عطایت از منعت بیشتر است (12)
و تویى که پهنه رحمت و مهرت همه آفریدگان را فراگرفته (13)
و تویى که چون نعمت به کسى مرحمت کنى چشم پاداش از او ندارى (14)
و تویى که در کیفر عاصیان از اندازه نمىگذرى(15)
و من اى خداى من (16)
1) ذِكْرِ اِحْسانِهِ يَفْزَعُ الْمُضْطَرُّونَ
2) وَ يا مَنْ لِخيفَتِهِ يَنْتَحِبُ الْخاطِئُونَ
3) يا اُنْسَ كُلِّ مُسْتَوْحِشٍ غَريبٍ
4) وَ يا فَرَجَ كُلِّ مَكْرُوبٍ كَئيبٍ
5) وَ يا غَوْثَ كُلِّ مَخْذُولٍ فَريدٍ
6) وَ يا عَضُدَ كُلِّ مُحْتاجٍ طَريدٍ
7) اَنْتَ الَّذى وَسِعْتَ كُلَّ شَىْءٍ رَحْمَةً وَعِلْماً
8) وَاَنْتَ الَّذى جَعَلْتَ لِكُلِّ مَخْلُوقٍ فى نِعَمِكَ سَهْماً
9) وَ اَنْتَ الَّذى عَفْوُهُ اَعْلى مِنْ عِقابِهِ
10) وَ اَنْتَ الَّذى تَسْعى رَحْمَتُهُ اَمامَ غَضَبِهِ
11) وَ اَنْتَ الَّذى عَطآؤُهُ اَكْثَرُ مِنْ مَنْعِهِ
12) وَ اَنْتَ الَّذِى اتَّسَعَ الْخَلآئِقُ كُلُّهُمْ فى وُسْعِهِ
13) وَ اَنْتَ الَّذى لايَرْغَبُ فى جَزآءِ مَنْ اَعْطاهُ
14) وَاَنْتَ الَّذى لايُفْرِطُ فى عِقابِ مَنْ عَصاهُ
15) وَ اَنَا يا اِلهى
16) عَبْدُكَ الَّذى اَمَرْتَهُ بِالدُّعآءِ فَقالَ لَبَّيْكَ وَ سَعْدَيْكَ :
آن بنده توام که او را به دعا فرمان دادى پس لبّیک و سَعْدَیْکَ گفت و فرمانت را بجاى آورد(1)
اینک منم اى پروردگار من که در پیشگاهت به خاکسارى درافتادهام (2)
منم که خطاها پشتم را گرانبار کرده (3)
و منم که گناهان عمرم را به تباهى برده (4)
و منم که از سر جهالت تو را نافرمانى کردهام در صورتى که تو شایسته این نبودىکه من چنین کنم.(5)
اى خداى من آیا اگر کسى تو را بخواند بر او رحمت مىآورى تا در دعا بکوشم؟ (6)
یا کسى را که به درگاهت بنالد مىآمرزى تا در گریه شتاب نمایم (7)
؟ یا از کسى که از سرِ فروتنى صورت به خاک درگاهت بساید درمىگذرى؟(8)
یا کسى را که به پیشگاهت از سرِاعتماد از فقر و ندارى خود شکوه کند بىنیاز مىگردانى؟(9)
اى خداى من آن را که جز تو عطا کنندهاى نمىیابد ناامید مکن (10)
و کسى را که از تو به غیر تو بىنیاز نمىشود بىیارى مگذار.(11)
خداى من پس بر محمد و آلش درود فرست (12)
و اکنون که به تو روى آوردهام از من روى مگردان (13)
و در حالى که دل به تو دادهام محرومم منما(14)
1) ها اَنَاذا يارَبِّ مَطْرُوحٌ بَيْنَ يَدَيْكَ
2) اَنَا الَّذى اَوْقَرَتِ الْخَطايا ظَهْرَهُ
3) وَاَنَا الَّذى اَفْنَتِ الذُّنُوبُ عُمُرَهُ
4) وَاَنَا الَّذى بِجَهْلِهِ عَصاكَ وَلَمْ تَكُنْ اَهْلاً مِنْهُ لِذاكَ.
5) هَلْ اَنْتَ يااِلهى راحِمٌ مَنْ دَعاكَ فَاُبْلِغَ فِىالدُّعآءِ
6) ؟ اَمْ اَنْتَ غافِرٌ لِمَنْ بَكاكَ فَاُسْرِعَ فِى الْبُكآءِ؟
7) اَمْ اَنْتَ مُتَجاوِزٌ عَمَّنْ عَفَّرَ لَكَ وَجْهَهُ تَذَلُّلاً؟
8) اَمْ اَنْتَ مُغْنٍ مَنْ شَكا اِلَيْكَ فَقْرَهُ تَوَكُّلاً؟
9) اِلهى لاتُخَيِّبْ مَنْ لايَجِدُ مُعْطِياً غَيْرَكَ
10) وَلاتَخْذُلْ مَنْ لايَسْتَغْنى عَنْكَبِاَحَدٍ دُونَكَ.
11) اِلهى فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِهِ
12) وَ لاتُعْرِضْ عَنّى وَ قَدْ اَقْبَلْتُ عَلَيْكَ
13) وَ لاتَحْرِمْنى وَ قَدْ رَغِبْتُ اِلَيْكَ
14) وَلاتَجْبَهْنى بِالرَّدِّ وَقَدِ انْتَصَبْتُ بَيْنَ يَدَيْكَ
و اکنون که در درگاهت به پاى ایستادهام دست رد به سینهام مزن. (1)
تویى که ذات خود را به رحمت و مهر توصیف کردهاى(2)
پس بر محمد و آلش درود فرست (3)
و بر من رحمت آور(4)
و تویى آن که خود را خطابخش نامیدهاى (5)
پس مرا عفو کن(6)
بىشک مىنگرى اى خداى من(7)
از خوفت جریان اشکم را (8)
و از ترست پریشانى دلم را (9)
و از هیبتت لرزش اعضایم را (10)
این همه از شرمسارى من به خاطر سوء رفتار من است (11)
و به همین خاطر از شدّت زارى به درگاهت صدایم فرو خفته(12)
و زبانم از راز و نیاز با تو بازمانده.(13)
1) اَنْتَ الَّذى وَصَفْتَ نَفْسَكَ بِالرَّحْمَةِ
2) فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَالِهِ
3) وَارْحَمْنى
4) وَاَنْتَ الَّذى سَمَّيْتَ نَفْسَكَ بِالْعَفْوِ
5) فَاعْفُ عَنّى.
6) قَدْ تَرى يا اِلهى
7) فَيْضَ دَمْعى مِنْ خيفَتِكَ
8) وَ وَجيبَ قَلْبى مِنْ خَشْيَتِكَ
9) وَانْتِقاضَ جَوارِحى مِنْ هَيْبَتِكَ
10) كُلُّ ذلِكَ حَيآءٌ مِنْكَ لِسُوءِ عَمَلى
11) وَ لِذاكَ خَمَدَ صَوْتى عَنِ الْجَأْرِ اِلَيْكَ
12) وَكَلَّ لِسانى عَنْ مُناجاتِكَ.
13) يااِلهى فَلَكَالْحَمْدُ
اى خداى من سپاس تو را (1)
چه بسا عیبها که بر من پوشاندى و مرا به میدان افتضاح و رسوایى نکشاندى (2)
و بسا گناهان مرا که مستور داشتى و به آنم مشهور ننمودى (3)
و بسا بدیها و پلیدیهاى من که پرده آنها ندریدى (4)
و حلقه ننگ آن زشتىها بر گردنم نیفکندى (5)
و زشتىهاى گناهم را نزد همسایگانى که درپى عیوب منند(6)
و حسودانى که خواهان زوال نعمتت ازمنند آشکار ننمودى (7)
ولى این الطاف تو مرا از گرایش به بدیهایى که از من سراغ دارى باز نداشت!! (8)
س اى خداى من نادانتر از من به صلاح کار خود کیست؟(9)
پو غافلتر از من به نصیب و حظّ خویش کدام انسان است؟ (10)
و چه کسى از من از اصلاح نفس خویش دورتر است آنگاه که تمام نعمتهائى را که به من لطف مىکنى در امورى که مرا از آن نهى فرمودهاى صرف مىکنم؟(11)
و چه کسى بیش از من در غرقاب باطل فرو رفته (12)
و بر اقدام به گناه پیشتاز شده آنگاه که میان دعوت تو و دعوت شیطان(13)
وَاَنَا حينَئِذٍ مُوقِنٌ بِاَنَّ مُنْتَهى دَعْوَتِكَ اِلَى الْجَنَّةِ (14)
وَمُنْتَهى دَعْوَتِهِ اِلَى النّارِ.(15)
سُبْحانَكَ ما اَعْجَبَ ما اَشْهَدُ بِهِ عَلى نَفْسى! (16)
وَاُعَدِّدُهُ مِنْ مَكْتُومِ اَمْرى! (17)
وَاَعْجَبُ مِنْ ذلِكَ اَناتُكَ عَنّى (18)
وَاِبْطآؤُكَ عَنْ مُعاجَلَتى (19)
وَ لَيْسَ ذلِكَ مِنْ كَرَمى عَلَيْكَ (20)
بَلْ تَاَنِّياً مِنْكَ لى (21)
وَ تَفَضُّلاً مِنْكَ عَلَىَّ لِأَنْ اَرْتَدِعَ عَنْ مَعْصِيَتِكَ الْمُسْخِطَةِ(22)
وَاُقْلِعَ عَنْ سَيِّئاتِىَ الْمُخْلِقَةِ(23)
وَ لِأَنَّ عَفْوَكَ عَنّى اَحَبُّ اِلَيْكَ مِنْ عُقُوبَتى بَلْ اَنَا (24)
يااِلهى اَكْثَرُ ذُنُوباً(25)
وَاَقْبَحُ اثاراً (26)
وَاَشْنَعُ اَفْعالاً (27)
وَاَشَدُّ فِى الْباطِلِ تَهَوُّراً (28)
وَاَضْعَفُ عِنْدَ طاعَتِكَ تَيَقُّظاً (29)
وَاَقَلُّ لِوَعيدِكَ انْتِباهاً وَارْتِقاباً مِنْ اَنْ اُحْصِىَ لَكَ عُيُوبى (30)
اَوْ اَقْدِرَ عَلى ذِكْرِ ذُنُوبى (31)
وَ اِنَّما اُوَبِّخُ بِهذا نَفْسى طَمَعاً فى رَأْفَتِكَ الَّتى بِها صَلاحُ اَمْرِ الْمُذْنِبينَ وَ رَجآءً لِرَحْمَتِكَ(32)
الَّتى بِها فَكاكُ رِقابِ الْخاطِئينَ (33)
اَللَّهُمَّ وَهذِهِ رَقَبَتى قَدْ اَرَقَّتْهَا الذُّنُوبُ (34)
فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَالِهِ (35)
وَاَعْتِقْها بِعَفْوِكَ (36)
وَهذا ظَهْرى قَدْ اَثْقَلَتْهُ الْخَطايا (37)
فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَالِهِ (38)
وَخَفِّفْ عَنْهُ بِمَنِّكَ.(39)
يااِلهى لَوْ بَكَيْتُ اِلَيْكَ حَتّى تَسْقُطَ. اَشْفارُ عَيْنَىَّ(40)
وَانْتَحَبْتُ حَتّى يَنْقَطِعَ صَوْتى (41)
وَ قُمْتُ لَكَ حَتّى تَتَنَشَّرَ قَدَماىَ (42)
وَ رَكَعْتُ لَكَ حَتّى يَنْخَلِعَ صُلْبى (43)
وَ سَجَدْتُ لَكَ حَتّى تَتَفَقَّاَ حَدَقَتاىَ (44)
وَاَكَلْتُ تُرابَ الْأرْضِ طُولَ عُمْرى (45)
وَ شَرِبْتُ مآءَ الرَّمادِ اخِرَ دَهْرى (46)
وَذَكَرْتُكَ فى خِلالِ ذلِكَ حَتّى يَكِلَّ لِسانى (47)
ثُمَّ لَمْ اَرْفَعْ طَرْفى اِلى افاقِ السَّمآءِ اسْتِحْيآءً مِنْكَ (48)
مَا اسْتَوْجَبْتُ بِذلِكَ مَحْوَ سَيِّئَةٍ واحِدَةٍ مِنْ سَيِّئاتى.(49)
وَ اِنْ كُنْتَ تَغْفِرُ لى حينَ اَسْتَوْجِبُ مَغْفِرَتَكَ(50)
وَ تَعْفُو عَنّى حينَ اَسْتَحِقُّ عَفْوَكَ فَاِنَّ ذلِكَ غَيْرُ وَاجِبٍ لى بِاسْتِحْقاقٍ(51)
وَلا اَنَا اَهْلٌ لَهُ بِاسْتيجابٍ (52)
اِذْ كانَ جَزآئى مِنْكَ فى اَوَّلِ ما عَصَيْتُكَ النّارَ (53)
فَاِنْ تُعَذِّبْنى فَاَنْتَ َيْرُ ظالِمٍ لى.(54)
اِلهى فَاِذْ قَدْ تَغَمَّدْتَنى بِسِتْرِكَ فَلَمْ تَفْضَحْنى . (55)
وَ تَاَنَّيْتَنى بِكَرَمِكَ فَلَمْ تُعاجِلْنى (56)
وَ حَلُمْتَ عَنّى بِتَفَضُّلِكَ فَلَمْ تُغَيِّرْ نِعْمَتَكَ عَلَىَّ (57)
وَلَمْ تُكَدِّرْ مَعْرُوفَكَ عِنْدى فَارْحَمْ طُولَ تَضَرُّعى (58)
وَ شِدَّةَ مَسْكَنَتى (59)
وَ - سُوءَ مَوْقِفى (60)
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَالِهِ (61)
وَ قِنى مِنَ الْمَعاصى (62)
وَ اسْتَعْمِلْنى بِالطّاعَةِ (63)
وَ ارْزُقْنى حُسْنَ الْاِنابَةِ (64)
وَ طَهِّرْنى بِالتَّوْبَةِ (65)
وَ اَيِّدْنى بِالْعِصْمَةِ (66)
وَ اسْتَصْلِحْنى بِالْعافِيَةِ (67)
وَ اَذِقْنى َلاوَةَ الْمَغْفِرَةِ (68)
وَ اجْعَلْنى طَليقَ عَفْوِكَ وَعَتيقَ رَحْمَتِكَ (69)
وَ اكْتُبْ لى اَماناً مِنْ سُخْطِكَ (70)
وَ بَشِّرْنى بِذلِكَ فِى الْعاجِلِ دُونَ الْاجِلِ(71)
بُشْرى اَعْرِفُها (72)
وَ عَرِّفْنى فيهِ عَلامَةً اَتَبَيَّنُها (73)
اِنَّ ذلِكَ لايَضيقُ عَلَيْكَ فى وُسْعِكَ (74)
وَلايَتَكَاَّدُكَ فىقُدْرَتِكَ (75)
وَ لايَتَصَعَّدُكَ فى اَناتِكَ (76)
وَ لايَؤُودُكَ فى جَزيلِ هِباتِكَ الَّتى دَلَّتْ عَلَيْها اياتُكَ(77)
اِنَّكَ تَفْعَلُ ما تَشآءُ وَتَحْكُمُ ما تريدُ(78)
اِنَّكَ عَلى كُلِّ شَىْءٍ قَديرٌ.(79)
وَ كان مِن دُعائِهِ عليهالسلام اِذا ذُكِرَ الشَّيطانُ فَاسْتَعاذَ مِنه وَ مِنْ عَداوَتِهِ وَ كَيْدِهِ(80)
اَللَّهُمَّ اِنّا نَعُوذُ بِكَ مِنْ نَزَغاتِ الشَّيْطانِ الرَّجيمِ وَكَيْدِهِ وَ مَكآئِدِهِ(81)
وَمِنَ الثِّقَةِ بِاَمانِيِّهِ وَمَواعيدِهِ وَ غُرُورِهِ وَمَصآئِدِهِ (82)
وَاَنْ يُطْمِعَ نَفْسَهُ فى اِضْلالِنا عَنْ طاعَتِكَ (83)
وَامْتِهانِنا بِمَعْصِيَتِكَ (84)
اَوْ اَنْ يَحْسُنَ عِنْدَنا ما حَسَّنَ لَنا (85)
اَوْ اَنْ يَثْقُلَ عَلَيْنا ما كَرَّهَ اِلَيْنا.(86)
اَللَّهُمَّ اخْسَأْهُ عَنّا بِعِبادَتِكَ (87)
وَاكْبِتْهُ.بِدُؤُوبِنا فى مَحَبَّتِكَ (88)
وَاجْعَلْ بَيْنَنا وَبَيْنَهُ سِتْراً لايَهْتِكُهُ (89)
وَ رَدْماً مُصْمَتاً لايَفْتُقُهُ.(90)
1) فَكَمْ مِنْ عآئِبَةٍ سَتَرْتَها عَلَىَّ فَلَمْ تَفْضَحْنى
2) وَكَمْ مِنْ ذَنْبٍ غَطَّيْتَهُ عَلَىَّ فَلَمْ تَشْهَرْنى
3) وَكَمْ مِنْ شآئِبَةٍ اَلْمَمْتُ بِها فَلَمْ تَهْتِكْ عَنّى سِتْرَها
4) وَلَمْ تُقَلِّدْنى مَكْرُوهَ شَنارِها
5) وَلَمْ تُبْدِ سَوْ اتِها لِمَنْ يَلْتَمِسُ مَعآئِبى مِنْجيرَتى
6) وَ حَسَدَةِ نِعْمَتِكَ عِنْدى
7) ثُمَّ لَمْ يَنْهَنى ذلِكَ عَنْ اَنْ جَرَيْتُ اِلى سُوءِ ما عَهِدْتَ مِنّى!!
8) فَمَنْ اَجْهَلُ مِنّى يا اِلهى بِرُشْدِهِ؟
9) وَمَنْ اَغْفَلُ مِنّى عَنْ حَظِّهِ؟
10) وَمَنْ اَبْعَدُ مِنّى مِنِاسْتِصْلاحِ نَفْسِهِ حينَ اُنْفِقُ ما اَجْرَيْتَ عَلَىَّ مِنْ رِزْقِكَ فيما نَهَيْتَنى عَنْهُ مِنْ مَعْصِيَتِكَ؟
11) وَمَنْ اَبْعَدُ غَوْراً فِى الْباطِلِ
12) وَاَشَدُّ اِقْداماً عَلَى السُّوءِ مِنّى حينَ اَقِفُ بَيْنَ دَعْوَتِكَ وَ دَعْوَةِ الشَّيْطانِ فَاَتَّبِعُ دَعْوَتَهُ عَلى غَيْرِ عَمىً مِنّى فى مَعْرِفَةٍ بِهِ وَلانِسْيانٍ مِنْ حِفْظى لَهُ؟
13) توقف مىکنم و با آنکه او را بخوبى مىشناسم و وضع او از یاد من نرفته دعوت او پیروى مىکنم؟
14) در صورتى که مىدانم عاقبت دعوت تو به سوى بهشت
15) و سرانجام دعوت او به سوى آتش جهنم است
16) اى پاک خداى من چه شگفتانگیز است که به زیان خود شهادت مىدهم!
17) و امور نهان خود را شماره مىنمایم!
18) و شگفتآورتر از آن بردبارى تو از من
19) و درنگت از مؤاخذه سریع من است
20) و علّتش این نیست که من در آستان تو انسانى بزرگوارم
21) بلکه از روى مداراى تو با من و تفضّل تو بر من است
22) تا مگر از نافرمانى تو که خشمانگیز است باز ایستم
23) و خود را از گناهانى که آبرویم را مىبرد بازدارم
24) و از آن روست که گذشتت را از من بیش از کیفرم دوست دارى وگرنه
25) اى خداى من گناهانم فراوانتر
26) و آثارم زشتتر
27) و کردارم شنیعتر
28) و گستاخیم در باطل شدیدتر
29) و بیداریم براى طاعتت بسیار ضعیفتر
30) و هشیارى و مراقبتم در مقابل تهدیدت ناچیزتر از آن است که بتوانم عیوبم را در پیشگاهت شماره کنم
31) یا قدرت یاد کردن گناهانم را داشته باشم
32) و خود را به این صورت نکوهش مىکنم زیرا که به مهرت چشم طمع دارم که اصلاح کار گنهکاران وابسته به مِهر توست و هم از باب امید به رحمت توست
33) که آزادى خطاکاران در گرو آن است. خداى من این گردن من است که
34) گناهان آن را در بند کرده
35) پس بر محمد و آلش درود فرست
36) و آن را به عفوت از عذاب بِرَهان
37) و این پشت من است که بار خطاها آن را سنگین نموده
38) پس بر محمد و آلش درود فرست
39) و به بخششت آن را سبک فرما
40) اى خداى من اگر به درگاهت آنقدر زارى کنم که پلک چشمانم برهم اوفتد
41) و چندان به گریه و ناله صدا بلند کنم که صدایم قطع گردد و چندان به پیشگاهت
42) برپاى ایستم که پایم ورم کند
43) و آنقدر برایت رکوع نمایم که استخوانهاى پشتم از هم بپاشد
44) و چندان سجده کنم که چشمهایم از کاسه درآید
45) و در همه عمرم خاک زمین خورم
46) و تا زندهام آب آلوده به خاکستر بنوشم
47) چندان ذکر تو گویم که زبانم از کار بماند
48) آنگاه از روى شرمسارى چشم به و در اثناى این احوال آفاق آسمان باز نکنم
49) با این همه مستحق محو یکى از گناهانم نخواهم بود
50) و اگر به وقتى که سزاوار آمرزشت شوم مرا بیامرزى
51) و در آن زمان که مستحق عفوت شوم از من بگذرى همانا این آمرزش و بخشش به خاطر استحقاق من نیست
52) و من این شایستگى را ندارم
53) زیرا جزاى من در نخستین گناه آتش جهنم بود
54) پس اگر مرا به عذاب مبتلا کنى بر من ستم نکردهاى
55) اى خداى من اکنون که مرا به پردهپوشیت در پوشیده و رسوایم نکردهاى
56) و به بزرگواریت با من مدارا نمودهاى و به کیفرم عجله نکردهاى
57) و از سرِ فضلت بردبارى ورزیدهاى و نعمتت را از من زایل نساختهاى
58) و احسانت را بر من تیره ننمودهاى پس بر طول زاریم
59) و سختى زمینگیریم
60) و بدى حالم رحمت آر. بارخدایا
61) بر محمد و آلش درود فرست
62) و مرا از گناهان حفظ کن
63) و به طاعتم وادار
64) و حُسن بازگشت قلبى را روزیم فرما
65) و از لوث گناه به توفیق توبه پاکم کن
66) و به موهبت عصمت تأییدم نما
67) و امر حیات و زندگیم را با عافیت به صلاح آر
68) و شیرینى عفوت را به من بچشان
69) و مرا رها شده عفو و آزاد گشته رحمتت قرار ده
70) و از خشم خود خطّ امانم ده
71) و هم اکنون نه در آینده به مژده آن خوشحالم کن
72) مژدهاى که آن را بشناسم
73) و با نشانهاى که آن را آشکار ببینم آگاهم فرما
74) که این کار از توان تو بیرون نیست
75) و از قدرتت بر تو دشوار نباشد
76) و با توجه به حلمت بر تو سخت نیست
77) و در قبال بخششهاى فراوانت که آیات تو گواه آنهاست بر تو سنگین نیاید
78) که همانا تو هر چه خواهى کنى و به هر چه ارادهات تعلق گیرد فرمان دهى
79) که تو بر هر کار و همه چیز توانایى.
80) « هنگامى که از شیطان یاد مىشد»
81) بارخدایا به تو پناه مىبریم از فتنهانگیزیهاى شیطان رانده شده و از حیله و مکرهاى گوناگونش
82) و از تکیه کردن به آرزوها و وعدهها و فریب او و درافتادن به دامهایش
83) و از طمع بستن او به گمراه کردن ما از راه بندگیت
84) و خوار ساختن ما به عصیان و نافرمانیت
85) یا خوب دانستن چیزى که آن را در نظرمان نیکو جلوه داده
86) یا گران دانستن چیزى که نزد ما زشت نشان داده
87) بارخدایا به قدرت عبادتت او را از میدان زندگى ما بران
88) و به سبب کوششمان در راه محبتت دماغش را بهخاک بمال
89) و بین ما و او پردهاى افکن که آن را ندرد
90) و حجابى ضخیم که آن را نشکافد.
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَالِهِ (1)
وَاشْغَلْهُ عَنّا بِبَعْضِ اَعْدآئِكَ (2)
وَ اعْصِمْنا مِنْهُ بِحُسْنِ رِعايَتِكَ (3)
وَ اكْفِنا خَتْرَهُ (4)
وَ وَلِّنا ظَهْرَهُ (5)
وَاقْطَعْ عَنّا اِثْرَهُ.(6)
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَالِهِ (7)
وَ اَمْتِعْنا مِنَ الْهُدى بِمِثْلِ ضَلالَتِهِ(8)
وَ زَوِّدْنا مِنَ التَّقوى ضِدَّ غَوايَتِهِ (9)
وَاسْلُكْ بِنا مِنَ التُّقى خِلافَ سَبيلِهِ مِنَ الرَّدى. (10)
اَللَّهُمَّ لاتَجْعَلْ لَهُ فى قُلُوبِنا مَدْخَلاً (11)
وَلاتُوطِنَنَّ لَهُ فيما لَدَيْنا مَنْزِلاً. (12)
1) بارخدایا برمحمد و آلش درود فرست
2) و شیطان را با سرگرم شدن به برخى دشمنانت از ما منصرف کن
3) و ما را به حسن رعایت خود از او حفظ فرما
4) و از حیلهاش کفایت کن
5) و چنان کن که از ما بگریزد
6) و نشان پائى از او براى ما نماند.
7) بارخدایا بر محمد و آلش درود فرست
8) و ما را از هدایتى که در دوام و پابرجایى مانند گمراهى او باشد بهرهمند ساز
9) و در برابر تباهى او به ما توشه تقوا کرامت فرما
10) و خلاف راه هلاکتبار او ما را به راه تقوا رهنمون شو.
11) الهى در قلب ما براى او راهى قرار مده
12) و براى وى در شئون زندگى ما منزلى فراهم نیاور
اَللَّهُمَّ وَما سَوَّلَ لَنا مِنْ باطِلٍ فَعَرِّفْناهُ (1)
وَ اِذا عَرَّفْتَناهُ فَقِناهُ (2)
وَبَصِّرْنا ما نُكائِدُهُ بِهِ (3)
وَاَلْهِمْنا ما نُعِدُّهُ لَهُ (4)
وَاَيْقِظْنا عَنْ سِنَةِ الْغَفْلَةِ بِالرُّكُونِ اِلَيْهِ(5)
وَاَحْسِنْ بِتَوْفيقِكَ عَوْنَنا عَلَيْهِ.(6)
اَللَّهُمَّ وَاَشْرِبْ قُلُوبَنا اِنْكارَ عَمَلِهِ(7)
وَالْطُفْ لَنا فى نَقْضِ حِيَلِهِ (8)
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَالِهِ (9)
وَحَوِّلْ سُلْطانَهُ عَنّا (10)
وَاقْطَعْ رَجآئَهُ مِنّا (11)
وَادْرَأْهُ عَنِالْوُلُوعِبِنا.(12)
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَالِهِ (13)
وَاجْعَلْ ابآئَنا وَاُمَّهاتِنا وَاَوْلادَنا وَاَهالِيَنا وَذَوى اَرْحامِنا وَقَراباتِنا(14)
وَجيرانَنا مِنَ الْمُؤْمِنينَ وَالْمُؤْمِناتِ مِنْهُ فى حِرْزٍ حارِزٍ (15)
وَحِصْنٍ حافِظٍ (16)
1) بارخدایا ما را به هر باطل که در نظرمان بیاراید آگاه کن
2) و - چون آگاهمان کردى ما را از آن حفظ کن
3) و به راه و روش جنگ با او بینایى ده
4) و ما را ملهم ساز که براى نبرد با او چه باید آماده کرد
5) و از خواب غفلتى که سبب گرایش به اوست بیدار کن
6) و به توفیق خود ما را در مسیر مبارزه با او یارى ده.
7) بارخدایا قلوبمان را از انکار کارهاى شیطان سرشار ساز
8) و براى درهم شکستن حیلههایش ما را چاره بیاموز.
9) بارخدایا بر محمد و آلش درود فرست
10) و سلطه شیطان را از ما بگردان
11) و امیدش را از ما قطع کن
12) و وى را از حرص ورزیدن به گمراهى ما دفع فرما.
13) بارخدایا بر محمد و آلش درود فرست
14) و پدران و مادران و فرزندان و اهل ما و خویشان و نزدیکان
15) و همسایگان ما را از زن و مرد مؤمن از شرّ او در جایگاهى محکم
16) و دژى حفظ کننده
وَكَهْفٍ مانِعٍ (1)
وَاَلْبِسْهُمْ مِنْهُ جُنَناً واقِيَةً (2)
وَاَعْطِهِمْ عَلَيْهِ اَسْلِحَةً ماضِيَةً. (3)
اَللَّهُمَّ وَاعْمُمْ بِذلِكَ مَنْ شَهِدَ لَكَ بِالرُّبُوبِيَّةِ (4)
وَاَخْلَصَ لَكَ بِالْوَحْدانِيَّةِ (5)
وَعاداهُ لَكَ بِحَقيقَةِ الْعُبُودِيَّةِ (6)
وَاسْتَظْهَرَ بِكَ عَلَيْهِ فى مَعْرِفَةِ الْعُلُومِ الرَّبّانِيَّةِ.(7)
اَللَّهُمَّ احْلُلْ ما عَقَدَ (8)
وَافْتُقْ ما رَتَقَ (9)
وَافْسَخْ ما دَبَّرَ (10)
وَ ثَبِّطْهُ اِذا عَزَمَ (11)
وَ انْقُضْ ما اَبْرَمَ. (12)
اَللَّهُمَّ وَ اهْزِمْ جُنْدَهُ (13)
وَاَبْطِلْ كَيْدَهُ (14)
1) و پناهگاهى امن قرار ده
2) و آنان را براى دفع ضرر او زرههاى نگهدارنده بپوشان
3) و آنان را اسلحه بُرّا بر ضدّ او عطا کن
4) بارخدایا و مشمول این دعا فرما هر کس را که به پروردگاریت گواهى داده
5) و به توحیدت اخلاص ورزیده
6) و از باب حقیقت بندگى با شیطان دشمنى نموده
7) و براى دریافت علوم ربّانى از سوى تو بر علیه او یارى جسته است.
8) خداوندا آنچه گره زده بگشاى
9) و هر راه که باز کرده ببند
10) و هر تدبیرى که اندیشیده درهم شکن
11) و از هر کار که قصد مىکند بازش دار
12) و هرچه را محکم نموده سست کن.
13) بارخدایا سپاهش را بشکن
14) و مکرش را باطل ساز
وَاهْدِمْ كَهْفَهُ (1)
وَاَرْغِمْ اَنْفَهُ.(2)
اَللَّهُمَّ اجْعَلْنا فى نَظْمِ اَعْدآئِهِ (3)
وَ اعْزِلْنا عَنْ عِدادِ اَوْلِيآئِهِ (4)
لانُطيعُ لَهُ اِذَا اسْتَهْوانا (5)
وَ لانَسْتَجيبُ لَهُ اِذا دَعانا (6)
نَأْمُرُ بِمُناواتِهِ مَنْ اَطاعَ اَمْرَنا (7)
وَ نَعِظُ عَنْ مُتابَعَتِهِ مَنِ اتَّبَعَ زَجْرَنا.(8)
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ خاتَمِ النَّبِيّينَ .(9)
وَ سَيِّدِ الْمُرْسَلينَ (10)
1) و پناهگاهش را ویران کن
2) و بینیش را به خاک بمال.
3) الهى ما را در سلک دشمنانش قرار ده
4) و از شمار دوستانش برکنار کن
5) تا چون ما را بفریبد او را پیروى نکنیم
6) و چون ما را بخواند از اجابتش سرباز زنیم
7) و هرکه را که پیرو فرمان ماست به دشمنى با او فرمان دهیم
8) و هرکه را که پیرو نهى ماست از اطاعت او بازداریم
9) بارخدایا بر محمد آخرین پیامبر
10) و آقاى فرستادگانت
وَ عَلى اَهْلِ بَيْتِهِ الطَّيِّبينَ الطّاهِرينَ (1)
وَاَعِذْنا وَاَهالِيَنا وَاِخْوانَنا وَ جَميعَ الْمُؤْمِنينَ وَالْمُؤْمِناتِ مِمَّا اسْتَعَذْنا مِنْهُ(2)
وَ اَجِرْنا مِمَّا اسْتَجَرْنا بِكَ مِنْ خَوْفِهِ (3)
وَاسْمَعْ لَنا ما دَعَوْنا بِهِ (4)
وَاَعْطِنا ما اَغْفَلْناهُ (5)
وَاحْفَظْ لَنا ما نَسيناهُ (6)
وَصَيِّرْنا بِذلِكَ فى دَرَجاتِ الصّالِحينَ (7)
وَ مَراتِبِ الْمُؤْمِنينَ(8)
امينَ رَبَّ الْعالَمينَ.(9)
1) و بر اهلبیت پاک و پاکیزه او درود فرست
2) و ما و اهل ما و برادران ما و همه اهل ایمان از زن و مرد را از چیزى که از آن پناه مىبریم پناه ده
3) و از آنچه که از بیم آن از تو ایمنى خواستیم ایمنى بخش
4) و دعاى ما را بشنو
5) و آنچه را از ذکرش غفلت کردیم به ما عطا کن
6) و آنچه را فراموش نمودیم براى ما محفوظ دار
7) و ما را بدین سبب به درجات شایستگان
8) و مقام گرویدگان انتقال ده
9) اى پروردگار جهانیان دعاى ما را اجابت فرما.
وَكانَ مِنْ دُعائِهِ عليهالسلام اِذا دُفِعَ عَنهُ ما يَحْذَرُ وْ عُجِّلَ لَهُ مَطْلَبُهُ(1)
اَللَّهُمَّ لَكَ الْحَمْدُ عَلى حُسْنِ قَضآئِكِ (2)
وَ بِما صَرَفْتَ عَنّى مِنْ بَلآئِكَ (3)
فَلاتَجْعَلْ حَظّى مِنْ رَحْمَتِكَ ما عَجَّلْتَ لى مِنْ عافِيَتِكَ(4)
فَاَكُونَ قَدْ شَقِيتُ بِما اَحْبَبْتُ (5)
وَ سَعِدَ غَيْرى بِما كَرِهْتُ. (6)
وَ اِنْ يَكُنْ ما ظَلِلْتُ فيهِ (7)
اَوْ بِتُّ فيهِ مِنْ هذِهِ الْعافِيَةِ(8)
بَيْنَ يَدَىْ بَلآءٍ لايَنْقَطِعُ (9)
1) « وقتىکه خطرى از او مىگذشت»
2) بارخدایا تو را سپاس بر خوبى سرنوشتى که مقدّر فرمودهاى
3) و بر بلایى که از من گرداندى
4) پس نصیبم را از رحمتت در این عافیت دنیایى که به من ارزانى داشتى منحصر مکن
5) که به سبب آنچه دوست دارم بدبخت شوم
6) و دیگرى بهخاطر آنچه ناپسند من است خوشبخت گردد
7) و اگر آن عافیت که روز را در آن بهشب رسانده
8) یا شب را در آن به روز آوردهام
9) مقدمه بلایى همیشگى
وَ وِزْرٍ لايَرْتَفِعُ (1)
فَقَدِّمْ لى ما اَخَّرْتَ(2)
وَ اَخِّرْ عَنّى ما قَدَّمْتَ (3)
فَغَيْرُ كَثيرٍ ما عاقِبَتُهُ الْفَنآءُ (4)
وَ غَيْرُ قَليلٍ ما عاقِبَتُهُ الْبَقآءُ (5)
وَ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَالِهِ.(6)
وَ كانَ مِن دُعائِهِ عليهالسلام عِنْدَ الْاِسْتِسْقآءِ بَعْدَ الْجَدْبِ(1)
اَللَّهُمَّ اسْقِنَا الْغَيْثَ (2)
وَانْشُرْ عَلَيْنا رَحْمَتَكَ بِغَيْثِكَ الْمُغْدِقِ(3)
مِنَ السَّحابِ الْمُنْساقِ لِنَباتِ اَرْضِكَ الْمُونِقِ فى جَميعِ الْافاقِ(4)
وَامْنُنْ عَلى عِبادِكَ بِايناعِ الثَّمَرَةِ (5)
وَ اَحْىِ بِلادَكَبِبُلُوغِ الزَّهَرَةِ (6)
وَاَشْهِدْ مَلآئِكَتَكَ الْكِرامَ السَّفَرَةَ بِسَقْىٍ مِنْكَ نافِعٍ(7)
دآئِمٍ غُزْرُهُ (8)
واسِعٍ دِرَرُهُ (9)
1) «دعاى آن حضرت به وقت طلب باران پس از خشکسالى»
2) بارخدایا ما را به باران سیراب ساز
3) و رحمتت را بر ما بگستران به باران بسیار
4) از ابرى که براى رویانیدن گیاه شگفتانگیز در همه آفاق روان گشته
5) و بر بندگان خود با بهبار آمدن میوه منّت گذار
6) و سرزمینهاى مرده را با شکفتن شکوفهها زنده کن
7) و فرشتگان بزرگوار خود را به بارانى سودمند
8) بارانى بسیار و انبوه
9) و پیوسته با برکات گسترده
وابِلٍ سَريعٍ عاجِلٍ (1)
تُحْيى بِهِ ما قَدْ ماتَ (2)
وَ تَرُدُّ بِهِ ما قَدْ فاتَ (3)
وَتُخْرِجُ بِهِ ما هُوَ اتٍ (4)
وَ تُوَسِّعُ بِهِ فِىالْاَقْواتِ (5)
سَحاباً مُتَراكِماً هَنيئاً مَريئاً طَبَقاً مُجَلْجَلاً (6)
غَيْرَ مُلِثٍّ وَدْقُهُ (7)
وَلا خُلَّبٍ بَرْقُهُ.(8)
اَللَّهُمَّ اسْقِنا غَيْثاً مُغيثاً مَريعاً مُمْرِعاً عَريضاً واسِعاً غَزيراً (9)
تَرُدُّ بِهِ النَّهيضَ (10)
وَ تَجْبُرُ بِهِ الْمَهيضَ.(11)
1) بارانى تند و سریع و شتابان
2) تا هر چه مرده است به آن زنده نمایى
3) و آنچه از میان رفته به ما بازگردانى
4) و آنچه آمدنى است بیرون آورى
5) و به سبب آن روزىها را وسعت بخشى
6) ابرى درهم فشرده کامبخش و گوارا و فراگیرنده و خروشان
7) که بارانش دائمِ ویران کننده
8) و برقش فریبنده (بدون باران) نباشد
9) بارخدایا ما را به بارانى فریادرس و برطرف کننده قحطى سیراب کن بارانى رویاننده گیاه سبز کننده - دشت و دَمَن وسیع و پرمایه
10) که به سبب آن گیاه روئیده پژمرده را خرم کنى
11) و آن را براى گیاه شکسته مومیایى قرار دهى
اَللَّهُمَّ اسْقِنا سَقْياً تُسيلُ. مِنْهُ الظِّرابَ(1)
وَ تَمْلَأُ مِنْهُ الْجِبابَ (2)
وَ تُفَجِّرُ بِهِ الْاَنْهارَ (3)
وَتُنْبِتُ بِهِ الْاَشْجارَ (4)
وَتُرْخِصُ بِهِ الْاَسْعارَ فى جَميعِ الَأمْصارِ(5)
وَ تَنْعَشُ بِهِ الْبَهآئِمَ وَالْخَلْقَ (6)
وَ تُكْمِلُ لَنا بِهِ طَيِّباتِ الرِّزْقِ (7)
وَ تُنْبِتُ لَنا بِهِ الزَّرْعَ (8)
وَتُدِرُّ بِهِ الضَّرْعَ (9)
1) بارخدایا بر ما بارانى فرست که به آن از تپهها آب سرازیر گردانى
2) و چاهها را لبریز کنى
3) و نهرها را روان سازى
4) و درختان را برویانى
5) و قیمتها را در همه شهرها ارزان کنى
6) و چهارپایان را قوّت دهى و خلایق را زندهدل و نکوحال فرمایى
7) و روزیهاى پاکیزه را براى ما کامل گردانى
8) و کشت و زرع ما را برویانى
9) و پستانها را پرشیر سازى
وَ تَزيدُنا بِهِ قُوَّةً اِلى قُوَّتِنا.(1)
اَللَّهُمَّ لاتَجْعَلْ ظِلَّهُ عَلَيْنا سَمُوماً (2)
وَلاتَجْعَلْ بَرْدَهُ عَلَيْنا حُسُوماً (3)
وَلاتَجْعَلْ صَوْبَهُ عَلَيْنا رُجُوماً (4)
ولاتَجْعَلْ مآئَهُ عَلَيْنا اُجاجاً (5)
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَالِهِ (6)
وَارْزُقْنا مِنْ بَرَكاتِ السَّمواتِ وَالْاَرْضِ (7)
اِنَّكَ عَلى كُلِّ شَىْءٍ قَديرٌ.(8)
1) و نیرویى بر نیروى ما بیفزایى
2) بارخدایا سایه آن ابر را بر ما باد گرم و زهرآگین مساز
3) و سردى آن را بر ما شوم و ناخجسته منما
4) و باریدنش را بر ما باران عذاب قرار مده
5) و آبش را در کام ما تلخ و ناگوار مگردان.
6) بارالها بر محمد و آلش درود فرست
7) و از برکات آسمانها و زمین روزى ما ساز
8) که تو بر هر چیز توانایى.
وَ كانَ مِن دعائِه عليهالسلام فى مَكارِمِ الأخلاقِ وَ مَرْضِىِّ الأفعالِ(1)
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَالِهِ (2)
وَبَلِّغْ بِايمانى اَكْمَلَ الْايمانِ (3)
وَاجْعَلْ يَقينى اَفْضَلَ الْيَقينِ (4)
وَانْتَهِ بِنِيَّتى اِلى اَحْسَنِ النِّيَّاتِ (5)
وَ بِعَمَلى اِلى اَحْسَنِ الْاَعْمالِ (6)
اَللَّهُمَّ وَفِّرْ بِلُطْفِكَ نِيَّتى (7)
وَصَحِّحْ بِما عِنْدَكَ يَقينى (8)
وَاسْتَصْلِحْ بِقُدْرَتِكَ ما فَسَدَ مِنّى(9)
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَالِهِ (10)
1) « در مکارم اخلاق و اعمال پسندیده»
2) بارخدایا بر محمد و آلش درود فرست
3) و ایمانم را به درجه کاملترین ایمان رسان
4) و یقینم را برترین یقین گردان
5) و نیتم را به بهترین نیتها منتهى ساز
6) و کردارم را به بهترین کردارها تبدیل کن
7) بارخدایا نیّتم را به لطف خود کامل و خالص گردان
8) و یقینم را بدان گونه که دانى به راه صحت بر
9) و تباهى کارم را به قدرتت. اصلاح کن
10) بارخدایا بر محمد و آلش درود فرست
وَاكْفِنى ما يَشْغَلُنِى. الاْهْتِمامُ بِهِ(1)
وَاسْتَعْمِلْنى بِما تَسْئَلُنى غَداً عَنْهُ (2)
وَاسْتَفْرِغْ اَيّامى فيما خَلَقْتَنى لَهُ (3)
وَاَغْنِنى وَ اَوْسِعْ عَلَىَّ فى رِزْقِكَ (4)
وَلاتَفْتِنّى بِالنَّظَرِ (5)
وَاَعِزَّنى وَلاتَبْتَلِيَنّى بِالْكِبْرِ (6)
وَعَبِّدْنى لَكَ (7)
وَلاتُفْسِدْ عِبادَتى بِالْعُجْبِ (8)
وَاَجْرِ لِلنّاسِ عَلى يَدِىَ الْخَيْرَ (9)
وَلاتَمْحَقْهُ بِالْمَنِّ وَ هَبْ لى مَعالِىَ الْاَخْلاقِ (10)
وَاعْصِمْنى مِنَ الْفَخْرِ.(11)
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَالِهِ (12)
وَلاتَرْفَعْنى فِىالنّاسِ دَرَجَةً اِلاّ حَطَطْتَنى عِنْدَ نَفْسىمِثْلَها (13)
1) و گره هر کارى که فکرش مرا به خود مشغول داشته بگشاى
2) و مرا درکارى قرار ده که فردا مرا از آن بازپرسى مىکنى
3) و روزگارم را در آنچه از پى آنم آفریدهاى مصروف دار
4) و بىنیازم گردان و روزیت را بر من وسعت ده
5) و به چشمداشت مبتلایم مکن
6) و ارجمندم ساز و گرفتار کبرم مفرما
7) و بر بندگیت رامم ساز
8) و بندگیم را به آلودگى خودپسندى تباه مکن
9) و خیر و نیکى را براى تمام مردم به دست من جارى ساز
10) و آن را از کدورت منّتگذارى دور دار و خوى عالى را به من عنایت فرما
11) و از فخرفروشى محافظتم کن.
12) بار خدایا بر محمد و آلش درود فرست
13) و درجه و مرتبه مرا نزد مردم بلند مگردان مگر آنکه مرا به همان اندازه نزد خودم پست گردانى
وَلاتُحْدِثْ لى عِزّاً ظاهِراً اِلاّ اَحْدَثْتَ لى ذِلَّةً باطِنَةً عِنْدَ نَفْسى بِقَدَرِها(1)
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَالِ مُحَمَّدٍ (2)
وَ مَتِّعْنى بِهُدًى صالحٍ لا اَسْتَبْدِلُ بِهِ (3)
وَ طَريقَةِ حَقٍّ لا اَزيغُ عَنْها (4)
وَنِيَّةِ رُشْدٍ لااَشُكُّ فيها (5)
وَ عَمِّرْنى ما كانَ عُمْرى بِذْلَةً فى طاعَتِكَ(6)
فَاِذا كانَ عُمْرى مَرْتَعاً لِلشَّيْطانِ فَاقْبِضْنى(7)
اِلَيْكَ قَبْلَ اَنْ يَسْبِقَ مَقْتُكَ اِلَىَّ.(8)
اَوْيَسْتَحْكِمَ غَضَبُكَ عَلَىَّ اَللَّهُمَّ لاتَدَعْ خَصْلَةً تُعابُ مِنّى اِلاّ اَصْلَحْتَها (9)
1) و عزتى آشکار برایم ایجاد مکن مگر که به همان اندازه در باطنم خاکسار سازى.
2) بارخدایا بر محمد و آلش درود فرست
3) و مرا از روشى پسندیده بهره دِه که آن را با برنامهاى دیگر عوض نکنم
4) و مرا به طریق حق رهنمون شو آنگونه که از آن روى نتابم
5) و نیّتى درست و استوار به من مرحمت کن آنسان که در آن به تردید نیفتم
6) و مرا تا وقتى زنده بدار که عمرم در طاعت تو به کار رود
7) و چون بخواهد عمرم چراگاه شیطان شود جانم را بستان
8) قبل از - آنکه دشمنیت به من رو کند .
9) یا خشمت بر من مستحکم گردد الهى در وجود من هیچ خصلت عیبناک مگذار مگر آنکه آن را به دایره اصلاح آورى
وَلاعآئِبَةً اُوَنَّبُ بِها اِلاّ حَسَّنْتَها (1)
وَلا اُكْرُومَةً فِىَّ ناقِصَةً اِلاّ اَتْمَمْتَها.(2)
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَالِ مُحَمَّدٍ وَ اَبْدِلْنى(3)
مِنْ بِغْضَةِ اَهْلِ الشَّنَانِ الْمَحَبَّةَ (4)
وَمِنْ حَسَدِ اَهْلِ الْبَغْىِ الْمَوَدَّةَ (5)
وَمِنْ ظِنَّةِ اَهْلِ الصَّلاحِ الثِّقَةَ (6)
وَمِنْ عَداوَةِ الْاَدْنَيْنَ الْوَلايَةَ (7)
وَمِنْ عُقُوقِ ذَوِى الْاَرْحامِ الْمَبَرَّةَ (8)
وَمِنْ خِذْلانِ الْاَقْرَبينَ النُّصْرَةَ (9)
وَمِنْ حُبِّ الْمُدارينَ تَصْحيحَ الْمِقَةِ(10)
وَمِنْ رَدِّ الْمُلابِسينَ كَرَمَ الْعِشْرَةِ (11)
وَمِنْ مَرارَةِ خَوْفِ الظّالِمينَ حَلاوَةَ الْاَمَنَةِ.(12)
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَالِهِ (13)
1) و مرا با هیچ عیبى که به خاطر آن سرزنشم کنند رها مکن مگر آنکه آن را نیکو گردانى
2) و هیچ کرامتى را در من ناقص مگذار مگر آنکه به کمالش رسانى
3) بار خدایا بر محمد و آلش درود فرست
4) و شدّت کینه کینه توزان را به محبت
5) و حسد اهل تجاوز را به مودّت
6) و بدگمانى اهل صلاح را به اطمینان
7) و دشمنى نزدیکان را به دوستى
8) و گسستن خویشاوندان را به خوشرفتارى
9) و رو بر تافتن نزدیکان را از یارى نمودن به یارى
10) و دوستى ظاهرسازان را به دوستى حقیقى
11) و خوارانگاشتن مصاحبان را به حُسن رفتار
12) و تلخى ترس از ظالمان را به شیرینى ایمنى مبدّل ساز.
13) بارخدایا بر محمد و آلش درود فرست
وَاجْعَلْنى يَداً عَلى مَنْ ظَلَمَنى(1)
وَلِساناً عَلى مَنْ خاصَمَنى (2)
وَظَفَراً بِمَنْ عانَدَنى (3)
وَ هَبْ لى مَكْراً عَلى مَنْ كايَدَنى (4)
وَ قُدْرَةً عَلى مَنِ اضْطَهَدَنى (5)
وَ تَكْذيباً لِمَنْ قَصَبَنى (6)
وَ سَلامَةً مِمَّنْ تَوَعَّدَنى (7)
وَ وَفِّقْنى لِطاعَةِ مَنْ سَدَّدَنى (8)
وَمُتابَعَةِ مَنْ اَرْشَدَنى.(9)
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَالِهِ (10)
وَسَدِّدْنى لِأَنْ اُعارِضَ مَنْ غَشَّنى بِالنُّصْحِ (11)
وَاَجْزِىَ مَنْ هَجَرَنى بِالْبِّرِ (12)
1) و مرا بر کسى که به من ستم کند چیرگى ده
2) و با آن که با من به مجادله برخیزد زبان گویا ساز
3) و بر آن که نسبت به من دشمنى ورزد پیروزى عنایت کن
4) و بر آن که مرا مىفریبد چارهسازى مرحمت فرما
5) و بر آن که مرا زبون خواهد قدرت ده
6) و بر آن که مرا عیب مىگوید توانى ده که دروغش را آشکار سازم
7) و از چنگ آن که مرا بیم دهد رهایم کن
8) و از آن که مرا به راه راست رهنمون شود و استقامت آموزد توفیق فرمانبرى ده
9) و به پیروى از کسى که ارشادم نماید موفّق دار.
10) خداوندا بر محمد و آلش درود فرست
11) و مرا بر خیرخواهى کسى که با من نیرنگ کند توفیق ده
12) و آن را که از من دورى کرده به خوبى پاداش دهم
وَاُثيبَ مَنْ حَرَمَنى بِالْبَذْلِ (1)
وَاُكافِىَ مَنْ قَطَعَنى بِالصِّلَةِ (2)
وَاُخالِفَ مَنِ اغْتابَنى اِلى حُسْنِ الذِّكْرِ (3)
وَاَنْ اَشْكُرَ الْحَسَنَةَ (4)
وَاُغْضِىَ عَنِ السَّيِّئَةِ. (5)
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَالِهِ (6)
وَحَلِّنى بِحِلْيَةِ الصّالِحينَ (7)
وَاَلْبِسْنى زينَةَ الْمُتَّقينَ:(8)
فى بَسْطِ الْعَدْلِ (9)
وَكَظْمِ الْغَيْظِ (10)
وَاِطْفآءِ النّآئِرَةِ (11)
1) و به آن کس که محرومم ساخته بخشش کنم
2) و به آن که از من بریده بپیوندم
3) و برخلاف آن که از من غیبت کرده از وى نیکو یاد کنم
4) و خوبى را سپاسگزارم
5) و از بدى چشم بپوشم.
6) بار خدایا بر محمد و آلش درود فرست
7) و مرا به زیور شایستگان بیاراى
8) و زینت اهل تقوا را در این امور بر من بپوشان:
9) در گستردن سفره عدل
10) و فرو خوردن خشم
11) و خاموش کردن آتش فتنه
وَضَمِّ اَهْلِ الْفُرْقَةِ (1)
وَاِصْلاحِ ذاتِ الْبَيْنِ (2)
وَ اِفْشآءِ الْعارِفَةِ (3)
وَسَتْرِ الْعآئِبَةِ (4)
وَ لينِ الْعَريكَةِ (5)
وَ خَفْضِالْجَناحِ (6)
وَ حُسْنِالسّيرَةِ (7)
وَسُكُونِ الرّيحِ (8)
وَطيبِ الْمُخالَقَةِ (9)
وَالسَّبْقِ اِلَى الْفَضيلَةِ (10)
وَايثارِ التَّفَضُّلِ (11)
وَتَرْكِ التَّعْييرِ (12)
وَالاِفْضالِ عَلى غَيْرِ الْمُسْتَحِقِّ (1)
وَالْقَوْلِ بِالْحَقِّ وَاِنْ عَزَّ (2)
وَاسْتِقْلالِ الْخَيْرِ وَانْ كَثُرَ مِنْ قَوْلى وَ فِعْلى (3)
وَاسْتِكْثارِ الشَّرِّ وَاِنْ قَلَّ مِنْ قَوْلى وَ فِعْلى (4)
وَاَكْمِلْ ذلِكَ لى بِدَوامِ الطّاعَةِ (5)
وَلُزُومِ الْجَماعَةِ (6)
وَرَفْضِ اَهْلِ الْبِدَعِ(7)
وَمُسْتَعْمِلِ الرَّأْىِ الْمُخْتَرَعِ.(8)
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَالِهِ (9)
وَاجْعَلْ اَوْسَعَ رِزْقِكَ عَلَىَّ اِذا كَبِرْتُ (10)
وَاَقْوى قُوَّتِكَ فِىَّ اِذا نَصِبْتُ (11)
وَلاتَبْتَلِيَنّى بِالْكَسَلِ عَنْ عِبادَتِكَ (12)
1) بخشش رایگان به غیر مستحق
2) و گفتن سخن حق هر چند سنگین و گران باشد
3) و ناچیز دانستن نیکى را در گفتار و رفتارم هر چند
4) زیاد باشد و بسیار شمردن شرّ را در گفتار و رفتارم هرچند اندک باشد.
5) و همه این خصلتها را به وسیله تداوم اطاعت
6) و همراهى با جماعت مسلمین
7) و فرو گذاشتن اهل بدعت
8) و عمل کننده به رأى ساختگى در دین کامل ساز.
9) بارخدایا بر محمد و آلش درود فرست
10) و فراخترین روزى را به وقت پیرى نصیبم کن
11) و نیرومندترین قوّت خود را به هنگام درماندگى بهره من فرما
12) و مرا در راه عبادت دچار سستى منما
وَ لَاالْعَمى عَنْ سَبيلِكَ (1)
وَلابِالتَّعَرُّضِ لِخِلافِ مَحَبَّتِكَ (2)
وَلا مُجامَعَةِ مَنْ تَفَرَّقَ عَنْكَ (3)
وَلامُفارَقَةِ مَنِ اجْتَمَعَ اِلَيْكَ.(4)
اَللَّهُمَّ اجْعَلْنى اَصُولُ بِكَ عِنْدَ الضَّرُورَةِ (5)
وَاَسْئَلُكَ عِنْدَ الْحاجَةِ (6)
وَاَتَضَرَّعُ اِلَيْكَ عِنْدَ الْمَسْكَنَةِ (7)
وَلاتَفْتِنّى بِالاِسْتِعانَةِ بِغَيْرِكَ اِذَا اضْطُرِرْتُ (8)
وَ لا بِالْخُضُوعِ لِسُؤالِ غَيْرِكَ اِذَا افْتَقَرْتُ (9)
وَ لا بِالتَّضَرُّعِ اِلى مَنْ دُونَكَاِذا رَهِبْتُ (10)
1) و از تشخیص راهت نابینایم مساز
2) و به ارتکاب خلاف محبتت دچار مکن
3) و مپسند که به کسى که از تو دور است نزدیک شوم
4) و از آن که با تو همراه است جدا گردم.
5) الهى چنان کن که با نیرو و قدرت تو به شداید حمله کنم
6) و به وقت نیاز به گدایى از تو برخیزم
7) و در بیچارگى به پیشگاه تو بنالم
8) و مرا به کمک خواستن از غیر خود چون مضطر شوم
9) و به فروتنى براى مسئلت از غیر خود چون ندار شوم
10) و به زارى کردن به درگاه غیر خود چون بترسم گرفتار مکن
ب فَاَسْتَحِقَّ ِذلِكَ خِذْلانَكَ وَ مَنْعَكَ وَ اِعْراضَكَ (1)
يا اَرْحَمَالرّاحِمينَ.(2)
اَللَّهُمَّ اجْعَلْ ما يُلْقِى الشَّيْطانُ فى رُوعى(3)
مِنَ التَّمَنّى وَالتَّظَنّى وَالْحَسَدِ ذِكْراً لِعَظَمَتِكَ وَالتَّظَنّى وَالْحَسَدِ ذِكْراً لِعَظَمَتِكَ (4)
وَ تَفَكُّراً فى قُدْرَتِكَ (5)
وَ تَدْبيراً عَلى عَدُوِّكَ (6)
وَ ما اَجْرى عَلى لِسانى مِنْ لَفْظَةِ فُحْشٍ(7)
اَوْهُجْرٍ اَوْ شَتْمِ عِرْضٍ اَوْ شَهادَةِ باطِلٍ اَوِاغْتِيابِ مُؤْمِنٍ(8)
غآئِبٍ اَوْ سَبِّ حاضِرٍ وَ ما اَشْبَهَ ذلِكَ نُطْقاً بِالْحَمْدِ لَكَ (9)
وَ اِغْراقاً فِى الثَّنآءِ عَلَيْكَ(10)
1) که به آن خاطر سزاوار خوارى و منع از رحمت و بىاعتنایى از جانب تو شوم
2) اى مهربانترین مهربانان.
3) الهى عنایت کن که به جاى آنچه شیطان در دلم مىافکند
4) از آرزوى باطل و بدگمانى و حسد یاد عظمت تو کنم
5) و در قدرت تو اندیشه نمایم
6) و و در دفع دشمنان تو چارهسازى نمایم
7) و به جاى آنچه شیطان بر زبانم جارى مىسازد از فحش
8) و بدگویى و ناسزا یا شهادت ناحق یا غیبت از مؤمن
9) غایب یا دشنام به شخص حاضر و مانند اینها سخن در سپاس تو گویم
10) و مبالغه در ثناى تو ورزم
وَ ذَهاباً فى تَمْجيدِكَ (1)
وَ شُكْراً لِنِعْمَتِكَ (2)
وَاعْتِرافاً بِاِحْسانِكَ (3)
وَاِحْصآءً لِمِنَنِكَ. (4)
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِهِ (5)
وَ لااُظْلَمَنَّ وَ اَنْتَ مُطيقٌ لِلدَّفْعِ عَنّى(6)
وَ لااَظْلِمَنَّ وَ اَنْتَ الْقادِرُ عَلَى الْقَبْضِ مِنّى (7)
وَ لااَضِلَّنَّ وَ قَدْ اَمْكَنَتْكَ هِدايَتى (8)
وَ لااَفْتَقِرَنَّ وَ مِنْ عِنْدِكَ وُسْعى(9)
وَ لااَطْغَيَنَّ وَ مِنْ عِنْدِكَ وُجْدى.(10)
اَللَّهُمَّ اِلى مَغْفِرَتِكَ وَفَدْتُ (11)
1) و با تمام هستى خود ستایش بزرگى تو کنم
2) و شکر نعمت تو بجاى آورم
3) و اعتراف به احسان تو نمایم
4) و به شمردن نعمتهاى تو مشغول گردم
5) بارخدایا بر محمد و آلش درود فرست
6) و مگذار که من ستمزده شوم درحالىکه تو به دفع آن از من توانایى
7) و اجازه مده که بر دیگرى ستم کنم درحالى که تو در جلوگیرى از من نیرومندى
8) و مپسند که گمراه شوم در حالى که به حقیقت بر هدایت من توانایى
9) و نخواه که تهیدست گردم در حالى که فراخى روزى من نزد توست
10) و مرا به سرکشى میازماى که توان و دارایى من از توست.
11) الهى به جانب آمرزشت آمدهام
وَ اِلى عَفْوِكَ قَصَدْتُ (1)
وَ اِلى تَجاوُزِكَ اشْتَقْتُ (2)
وَ بِفَضْلِكَ وَثِقْتُ (3)
وَ لَيْسَ عِنْدى ما يُوجِبُ لى مَغْفِرَتَكَ(4)
وَ لا فى عَمَلى ما اَسْتَحِقُّ بِهِ عَفْوَكَ (5)
وَ ما لى بَعْدَ اَنْ حَكَمْتُ عَلى نَفْسى اِلاّ فَضْلُكَ (6)
فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِهِ وَ تَفَضَّلْ عَلَىَّ.(7)
اَللَّهُمَّ وَ اَنْطِقْنى بِالْهُدى (8)
وَ اَلْهِمْنِى التَّقْوى (9)
وَ وَفِّقْنى لِلَّتى هِىَ اَزْكى (10)
وَاسْتَعْمِلْنى بِما هُوَ اَرْضى.(11)
اَللَّهُمَّ اسْلُكْ بِىَ الطَّريقَةَ الْمُثْلى (12)
1) و به سوى بخشایشت روى آوردهام
2) و به گذشت تو مشتاقم
3) و به فضلت اعتماد و تکیه دارم
4) و چیزى نزد من نیست که مرا درخور آمرزش تو کند
5) و نه کارى که مستحق بخشایش تو گردم
6) و با ستمهایى که بر خود کردهام جز تکیه بر فضل و احسان تو راهى ندارم
7) پس بر محمد و آلش درود فرست و بر من تفضّل فرما.
8) الهى زبانم را به هدایت گویا ساز
9) و تقوا را بر قلبم الهام کن
10) و به پاکیزهترین روشم توفیق ده
11) و مرا به کارى وادار که بیش از هر چیز به آن خشنودى.
12) الهى بهترین راه را پیش پایم گذار
وَاجْعَلْنى عَلى مِلَّتِكَ اَمُوتُ وَ اَحْيى.(1)
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِهِ (2)
وَ مَتِّعْنى بِالْاِقْتِصادِ (3)
وَاجْعَلْنى مِنْ اَهْلِ السَّدادِ (4)
وَ مِنْ اَدِلَّةِ الرَّشادِ (5)
وَ مِنْ صالِحِ الْعِبادِ (6)
وَارْزُقْنى فَوْزَ الْمَعادِ (7)
وَ سَلامَةَ الْمِرْصادِ. (8)
اَللَّهُمَّ خُذْ لِنَفْسِكَ مِنْ نَفْسى ما يُخَلِّصُها (9)
وَ اَبْقِ لِنَفْسى مِنْ نَفْسى مايُصْلِحُها (10)
فَاِنَّ نَفْسى هالِكَةٌ اَوْ تَعْصِمَها.(11)
اَللَّهُمَّ اَنْتَ عُدَّتى اِنْ حَزِنْتُ (12)
وَ اَنْتَ مُنْتَجَعى اِنْ حُرِمْتُ (13)
1) و مرا بر آئین خود دار تا بر آن بمیرم و زنده شوم
2) الهى بر محمد و آلش درود فرست
3) و مرا از نعمت میانهروى بهرهمند فرما
4) و از اهل درستى و استقامت
5) و راهنمایان به خیر
6) و بندگان شایستهات قرار ده
7) و نجات و رستگارى در قیامت
8) و رهیدن از کمینگاه عذاب نصیبم کن.
9) الهى از نفس من آنچه که موجب آزادیش باشد براى خود بگیر
10) و آنچه را که موجب صلاح آن گردد برایم باقى بدار
11) زیرا که نفس من در معرض هلاکت است مگر اینکه تو او را حفظ کنى.
12) الهى چون اندوهناک شوم تو دلخوشى منى
13) و چون محروم گردم تو محل امید منى
وَ بِكَ اسْتِغاثَتى اِنْ كُرِثْتُ (1)
وَ عِنْدَكَ مِمّا فاتَ خَلَفٌ (2)
وَ لِما فَسَدَ صَلاحٌ (3)
وَ فيما اَنْكَرْتَ تَغْييرٌ (4)
فَامْنُنْ عَلَىَّ قَبْلَ الْبَلآءِ بِالْعافِيَةِ (5)
وَ قَبْلَ الطَّلَبِ بِالْجِدَةِ (6)
وَ قَبْلَ الضَّلالِ بِالرَّشادِ (7)
وَ اكِفْنى مَؤُونَةَ مَعَرَّةِ الْعِبادِ (8)
وَهَبْ لى اَمْنَ يَوْمِ الْمَعادِ (9)
وَامْنِحْنى حُسْنَ الْاِرْشادِ.(10)
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِهِ (11)
وَادْرَأْ عَنّى بِلُطْفِكَ (12)
وَ اغْذُنى بِنِعْمَتِكَ (13)
1) و چون غم و غصه و مصیبت بر من هجوم آرد پناهم به توست
2) و آنچه از دستم رود تدارکش نزد توست
3) و هر چه تباه گردد اصلاحش از جانب توست
4) و هر چه را ناپسند دارى تغییرش به دست توست
5) پس قبل از بلا عافیت را
6) و پیش از طلب توانگرى را
7) و پیش از گمراه شدن هدایت را بر من منّت گذار
8) و مرا از آزار مردمان کفایت کن
9) و ایمنى از روز قیامت را نصیبم فرما
10) و حسن ارشاد را به من مرحمت کن.
11) بارخدایا بر محمد و آلش درود فرست
12) و به لطفت همه شرور را از من بگردان
13) و مرا به نعمتت پرورش ده
وَ اَصْلِحْنى بِكَرَمِكَ (1)
وَ داوِنى بِصُنْعِكَ (2)
وَ اَظِلَّنى فى ذَراكَ (3)
وَ جَلِّلْنى رِضاكَ (4)
وَ وَفِّقْنى اِذَا اشْتَكَلَتْ عَلَىَّ الْاُمُورُ لِأَهْداها(5)
وَ اِذا تَشابَهَتِ الْأَعْمالُ لِأَزْكاها (6)
وَ اِذا تَناقَضَتِ الْمِلَلُ لِأَرْضاها.(7)
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِهِ (8)
وَ تَوِّجْنى بِالْكِفايَةِ (9)
وَ سُمْنى حُسْنَ الْوِلايَةِ (10)
وَ هَبْ لى صِدْقَ الْهِدايَةِ (11)
وَ لاتَفْتِنّى بِالسَّعَةِ (12)
وَامْنِحْنى حُسْنَ الدَّعَةِ (13)
وَ لاتَجْعَلْ عَيْشى كَدّاً كَدّاً (14)
1) و به کرمت اصلاح کن
2) و به احسانت مداوا فرما
3) و در سایه رحمتت جاى ده
4) و خلعت خشنودیت را به من بپوشان
5) و چون کارها بر من دَرهم شود مرا به هدایتآمیزترین آنها
6) و چون برنامهها در نظرم مشتبه شود مرا به پاکیزهترین آنها
7) و در اختلاف آئینها مرا به پسندیدهترین آنها رهنمون باش
8) بارخدایا بر محمد و آلش درود فرست
9) و تارکم را به تاج کفایت بیاراى
10) و مرا در امور به نیکى سرپرستى کن
11) و صدق هدایت به من عنایت فرما
12) و به وسعت روزى آزمایشم مکن
13) و از آسایش در زندگى برخوردارم نما
14) و معیشتم را دشوار مکن
وَ لاتَرُدَّ دُعآئى عَلَىَّ رَدّاً (1)
فَاِنّى لااَجْعَلُ لَكَ ضِدّاً (2)
وَ لااَدْعُو مَعَكَ نِدّاً (3)
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِهِ (4)
وَامْنَعْنى مِنَ السَّرَفِ (5)
وَ حَصِّنْ رِزْقى مِنَ التَّلَفِ(6)
وَ وَفِّرْ مَلَكَتى بِالْبَرَكَةِ فيهِ (7)
وَ اَصِبْ بى سَبيلَ الْهِدايَةِ لِلْبِرِّ فيما اُنْفِقُ مِنْهُ(8)
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِهِ .(9)
وَاكْفِنى مَؤُونَةَ الْاِكْتِسابِ (10)
وَارْزُقْنى مِنْ غَيْرِ احْتِسابٍ (11)
فَلااَشْتَغِلَ عَنْ عِبادَتِكَ بِالطَّلَبِ (12)
وَ لااَحْتَمِلَ اِصْرَ تَبِعاتِ الْمَكْسَبِ(13)
اَللَّهُمَّ فَاَطْلِبْنى بِقُدْرَتِكَ مااَطْلُبُ وَ اَجِرْنى(14)
1) و دعایم را به سویم برمگردان زیرا من
2) برایت همتا قرار نمىدهم
3) و با وجود تو به سویى دست حاجت نمىبرم.
4) خداوندا بر محمد و آلش درود فرست
5) و مرا از اسراف بازدار
6) و روزیم را از تلف شدن نگاه دار
7) و دارائیم را به وسیله برکت دادن افزون کن
8) و مرا در انفاق از آن. مال در امور خیر به راه هدایت رهبرى فرما
9) بارخدایا بر محمد و آلش درود فرست
10) و مرا از سختى و رنج به دست آوردن روزى کفایت کن
11) و روزیم را از جایى که گمان نمىبرم به من عنایت فرما
12) تا در راه بهدست آوردن روزى از بندگیت بازنمانم
13) و سنگینى وبال آن را به دوش نکشم
14) الهى آنچه را که در راه بهدست آوردن آنم به قدرتت برایم فراهم نما و از آنچه بیم دارم
وَ كان مِن دعائِه عليهالسلام اِذا حَزَنَهُ اَمرٌ وَ اَهَمَّتْهُ الْخَطايا(1)
اَللَّهُمَّ يا كافِىَ الْفَرْدِ الضَّعيفِ (2)
وَ واقِىَ الْاَمْرِ الْمَخُوفِ (3)
اَفردَتني الخَطايا فَلاصاحبَ مَعي, (4)
وَ ضَعفت عَن غَضَبکٍ فَلا مُؤَيِّدَ لى (5)
وَاَشْرَفْتُ عَلى خَوْفِ لِقآئِكَ فَلا مُسَكِّنَ لِرَوْعَتى (6)
وَ مَنْ يُؤْمِنُنى مِنْكَ وَ اَنْتَ اَخَفْتَنى؟(7)
وَ مَنْ يُساعِدُنى وَ اَنْتَ اَفْرَدْتَنى؟(8)
وَ مَنْ يُقَوّينى وَ اَنْتَ اَضْعَفْتَنى؟ لايُجيرُ (9)
يااِلهى اِلاّ رَبٌّ عَلى مَرْبُوبٍ (10)
وَ لايُؤْمِنُ اِلاّ غالِبٌ عَلى مَغْلُوبٍ (11)
1) « چون برنامهاى او را اندوهگین مىساخت »
2) الهى اى کفایت کننده تنهاى ناتوان
3) و اى نگهبان از حادثه ترسناک
4) خطاها مرا به تنهایى کشانده و یار و یاورى با من نیست
5) و از تحمل خشمت ناتوان شدهام و پشتیبانى ندارم
6) و در معرض ترس لقاى توام و براى ترسم آرامبخشى نیست
7) اگر بیمم دهى چه کسى مرا ایمنى دهد؟
8) و اگر تنهایم گذارى کیست که مرا یارى دهد؟
9) و اگر ناتوانم سازى چه کسى توانم دهد؟
10) الهى پرورده را جز پروردگار پناه ندهد
11) و مغلوب را جز غالب امان نبخشد
وَ لايُعينُ اِلاّ طالبٌ عَلى مَطْلُوبٍ (1)
وَ بِيَدِكَ يا اِلهى (2)
جَميعُ ذلِكَ السَّبَبِ (3)
وَ اِلَيْكَ الْمَفَرُّ وَالْمَهْرَبُ (4)
فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِهِ (5)
وَ اَجِرْ هَرَبى (6)
وَاَنْجِحْ مَطْلَبى (7)
اَللَّهُمَّ اِنَّكَ اِنْ صَرَفْتَ عَنّى وَجْهَكَ الْكَرِيمَ (8)
اَوْ مَنَعْتَنى فَضْلَكَ الْجَسيمَ (9)
اَوْ حَظَرْتَ عَلَىَّ رِزْقَكَ (1)
اَوْ قَطَعْتَ عَنّى سَبَبَكَ (2)
لَمْاَجِدِالسَّبيلَ اِلى شَىْءٍ مِنْ اَمَلى غَيْرَكَ (3)
وَلَمْاَقْدِرْ عَلى ما عِنْدَكَ بِمَعُونَةِ سِواكَ (4)
فَاِنّى عَبْدُكَ وَ فى قَبْضَتِكَ (5)
ناصِيَتى بِيَدِكَ (6)
لا اَمْرَ لى مَعَ اَمْرِكَ (7)
ماضٍ فِىَّ حُكْمُكَ (8)
عَدْلٌ فِىَّ قَضآؤُكَ (9)
وَ لاقُوَّةَ لى عَلَى الْخُرُوجِ مِنْ سُلْطانِكَ (10)
وَ لااَسْتَطيعُ مُجاوَزَةَ قُدْرَتِكَ (11)
وَ لااَسْتَميلُ هَواكَ (12)
وَ لااَبْلُغُ رِضاكَ (13)
1) یا روزیت را از من دریغ ورزى
2) یا رشته پیوندت را از من بگسلى
3) راهى براى دستیابى به هیچ یک آرزوهایم جز وجود تو نخواهم یافت
4) و بر آنچه پیش توست جز به کمک تو دست نخواهم یافت
5) زیرا که من بنده تو و در قبضه قدرت توام
6) اختیارم بهدست توست
7) با فرمان تو مرا فرمانى نیست
8) حکم تو بر من جارى است
9) و قضایت در حق من براساس عدل است
10) و مرا قدرت خروج از قلمرو سلطنت تو نیست
11) و بر تجاوز از قدرتت قدرت ندارم
12) و قادر بر جلب محبتت نیستم
13) و به خشنودیت نتوانم رسید
وَ لااَنالُ ما عِنْدَكَ اِلاّ بِطاعَتِكَ وَ بِفَضْلِ رَحْمَتِكَ.(1)
اِلهى اَصْبَحْتُ وَ اَمْسَيْتُ عَبْداً داخِراً لَكَ (2)
لااَمْلِكُ لِنَفْسى نَفْعاً وَ لاضَرّاً اِلاّ بِكَ (3)
اَشْهَدُ بِذلِكَ عَلى نَفْسى (4)
واَعْتَرِفُ بِضَعْفِ قُوَّتى وَ قِلَّةِ حيلَتى (5)
فَاَنْجِزْ لى ما وَعَدْتَنى (6)
وَ تَمِّمْ لى ما اتَيْتَنى (7)
فَاِنّى عَبْدُكَ الْمِسْكينُ الْمُسْتَكينُ الضَّعيفُ(8)
الضَّريرُ الْحَقيرُ الْمَهينُ الْفَقيرُ الْخآئِفُ الْمُسْتَجيرُ (9)
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِهِ (10)
1) و به آنچه نزد توست دست نخواهم یافت مگر به سبب طاعت و فضل و رحمت تو.
2) الهى شب را صبح کردم و روز را به شب بردم درحالى که بنده ذلیل توام
3) که جز به کمک تو بر جلب نفعى و دفع زیانى قدرت ندارم
4) من در حق خودم به این خوارى و زمینگیرى شهادت مىدهم
5) و به ضعف قوّت و کمى تدبیر خود اعتراف مىکنم
6) پس به آنچه به من وعده دادهاى وفا کن
7) و آنچه را عنایت فرمودهاى برایم کامل ساز
8) زیرا که من بنده بینوا زار ناتوان
9) دردمند خوار بىمقدار فقیر ترسان و پناهنده به توام.
10) بارخدایا بر محمد و آلش درود فرست
وَ لاتَجْعَلْنى ناسِياً لِذِكْرِكَ فيما اَوْلَيْتَنى (1)
وَ لاغافِلاً لِاِحْسانكَ فيما اَبْلَيْتَنى (2)
وَ لاايِساً مِنْ اِجابَتِكَلى وَاِنْ اَبْطَاَتْ عَنّى (3)
فىسَرّآءَ كُنْتُ اَوْضَرّآءَ (4)
اَوْشِدَّةٍاَوْ رَخآءٍ (5)
اَوْ عافِيَةٍ اَوْ بَلآءٍ (6)
اَوْ بُؤْسٍ اَوْ نَعْمآءَ (7)
اَوْ جِدَةٍ اَوْلَأْوآءَ (8)
اَوْ فَقْرٍ اَوْ غِنىً.(9)
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِهِ (10)
وَاجْعَلْ ثَنآئى.عَلَيْكَ(11)
وَمَدْحى اِيّاكَ (12)
1) و مرا از یاد خودت در آنچه به من عطا کردهاى گرفتار فراموشى مکن
2) و از احسانت در آنچه به من مرحمت کردهاى غافل مساز
3) و از اجابت دعایم گرچه به تأخیر افتد نومیدم مکن
4) چه در خوشى باشم یا ناخوشى
5) در سختى یا رفاه
6) در سلامتى یا بلاء
7) در شدت حاجت یا آغوش نعمت
8) در دارایى یا تنگدستى
9) در فقر یا توانگرى
10) بارخدایا بر محمد و آلش درود فرست
11) و چنان کن که ثناى تو گویم
12) و مدح تو نمایم
وَحَمْدى لَكَ فىكُلِحالاتىحَتَّى لااَفْرَحَ بِما اتَيْتَنى مِنَ الدُّنْيا (1)
وَ لااَحْزَنَ عَلى ما مَنَعْتَنى فيها(2)
وَاَشْعِرْ قَلْبى تَقْواكَ (3)
وَاسْتَعْمِلْ بَدَنى فيما تَقْبَلُهُ مِنّى (4)
وَاشْغَلْ بِطاعَتِكَ نَفْسى عَنْ كُلِّ مايَرِدُ عَلَىَّ (5)
حَتّى لااُحِبَّ شَيْئاً مِنْ سُخْطِكَ (6)
وَ لااَسْخَطَ شَيْئاً مِنْ رِضاكَ. (7)
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِهِ (8)
وَ فَرِّغْ قَلْبى لِمَحَبَّتِكَ (9)
وَاشْغَلْهُ بِذِكْرِكَ (10)
1) و در تمام احوال چنان به سپاس تو برخیزم که به آنچه از دنیا نصیبم کنى
2) خوشحال نشوم و بر آنچه مرا در دنیا از آن محروم مىدارى غمگین نگردم
3) و خانه دلم را جلوهگاه تقوا قرار ده
4) و بدنم را به کارى وادار که مقبول تو باشد
5) و مرا با قرار دادنم در گردونه طاعت از هر اندیشه خلاف بازدار
6) تا چیزى را که تو نمىپسندى نپسندم
7) و چیزى را که از آن خشنودى ناپسند ندارم.
8) الهى بر محمد و آلش درود فرست
9) و قلبم را خلوتگه محبت خود ساز
10) و به یاد خود مشغول دار
وَانْعَشْهُ بِخَوْفِكَ وَ بِالْوَجَلِ مِنْكَ (1)
وَ قَوِّهِ بِالرَّغْبَةِ اِلَيْكَ (2)
وَ اَمِلْهُ اِلى طاعَتِكَ (3)
وَ اَجْرِ - بِهِ فى اَحَبِّ السُّبُلِاِلَيْكَ (4)
وَ ذَلِّلْهُ بِالرَّغْبَةِ فيما عِنْدَكَ اَيّامَ حَيوتى كُلِّها (5)
وَاجْعَلْ تَقْواكَ مِنَ الدُّنْيا زادى (6)
وَ اِلى رَحْمَتِكَ رِحْلَتى (7)
وَ فى مَرْضاتِكَ مَدْخَلى (8)
وَاجْعَلْ فى جَنَّتِكَ مَثْواىَ (9)
وَهَبْ لى قُوَّةً اَحْتَمِلُ بِها جَميعَ مَرْضاتِكَ (10)
وَاجْعَلْ فِرارى اِلَيْكَ (11)
وَ رَغْبَتى فيما عِنْدَكَ (12)
وَ اَلْبِسْ قَلْبِىَ الْوَحْشَةَ مِنْ شِرارِ خَلْقِكَ (13)
وَهَبْ لِىَ الْاُنْسَ بِكَ وَ بِاَوْلِيآئِكَ وَ اَهْلِ طاعَتِكَ (14)
1) و به خوف و هراس از خود نشاط بر عملش ده
2) و به رغبت به سوى خود نیرومندش ساز
3) و به سوى طاعت خود تمایلش ده
4) و در خوشایندترین راههاى به سوى خودروانش ساز
5) و در تمام دوره زندگیم این قلب را به رغبت در آنچه نزد توست رام گردان
6) و تقوایت را از دنیا توشهام کن
7) و کوچ مرا حرکت به سوى رحمتت قرار ده
8) و ورودم را به سرمنزل رضاى خود مقرّر فرما
9) و در بهشتت جایم ده
10) و مرا قدرتى کرامت کن که به سبب آن تمام بارِ خشنودیت را بر دوش کشم
11) و فرارم را به سوى خودت
12) و رغبتم را به آنچه نزد توست قرار ده
13) و لباس وحشت از شرار خلقت را بر دلم بپوشان
14) و دوستانت و اهل طاعتت را به من ارزانى دار
وَ لا كافِرٍ عَلَىَّ مِنَّةً (1)
وَ لا لَهُ عِنْدى يَداً (2)
وَ لابى اِلَيْهِمْ حاجَةً (3)
بَلِ اجْعَلْ سُكُونَ قَلْبى وَ اُنْسَ نَفْسى وَاسْتِغْنآئى وَ كِفايَتى بِكَ وَ بِخِيارِ خَلْقِكَ.(4)
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَالِهِ (5)
وَاجْعَلْنى لَهُمْ قَريناً (6)
وَاجْعَلْنى لَهُمْ نَصيراً (7)
وَامْنُنْ عَلَىَّ بِشَوْقٍ اِلَيْكَ (8)
وَ بِالْعَمَلِ لَكَ بِما تُحِبُّ وَ تَرْضى (9)
اِنَّكَ عَلى كُلِّ شَىْءٍ قَديرٌ (10)
وَ ذلِكَ عَلَيْكَ يَسيرٌ.(11)
1) و براى هیچ فاجر و کافرى بر من منّت و نعمتى قرار مده
2) و روى نیازم را به طرف آنان مکن
3) بلکه آرامش دل و راحت جان و بىنیازى
4) و انجام گرفتن کارهایم را بر عهده خود و گزیدگان خلقت واگذار.
5) بارخدایا بر محمد و آلش درود فرست
6) و مرا همنشین آنان قرار ده
7) و مرا یار آنان قرار ده
8) و بر من منّت گذار که شوقم متوجه تو باشد
9) و برایت چنان کنم که دوست دارى و مىپسندى
10) زیرا که تو بر همه کارى توانایى
11) و این همه بر تو آسان است.
وَ كان مِن دعائِه عليهالسلام عِندَالشِّدَّةِ وَالْجَهْدِ وَ تَعسُّرِ الاُمور(1)
اَللَّهُمَّ اِنَّكَ كَلَّفْتَنى مِنْ نَفْسى ما اَنْتَ اَمْلَكُ بِهِ مِنّى (2)
وَ قُدْرَتُكَ عَلَيْهِ وَ عَلَىَّ اَغْلَبُ مِنْ قُدْرَتى (3)
فَاَعْطِنى مِنْ نَفْسى مايُرْضيكَ عَنّى (4)
وَ خُذْ لِنَفْسِكَ رِضاها مِنْ نَفْسى فى عافِيَةٍ.(5)
اَللَّهُمَّ لاطاقَةَ لى بِالْجَهْدِ (6)
وَ لاصَبْرَ لى عَلَى الْبَلاءِ (7)
و لاقُوَّةَ لى عَلَى الْفَقْرِ (8)
فَلاتَحْظُرْ عَلَىَّ رِزْقى (9)
وَ لاتَكِلْنى اِلى خَلْقِكَ (10)
بَلْ تَفَرَّدْ بِحاجَتى (11)
وَ تَوَلَّ كِفايَتى (12)
1) « وقتى که سختى روى مىداد»
2) خداوندا مرا مکلّف به تکلیفى ساختهاى که خودت از من به آن کار تواناترى
3) و قدرتت بر آن و بر من بیش از قدرت من است
4) پس چنانم کن که موجب رضاى تو از من باشد
5) و از من آنچه را که موجب رضاى توست برگیر آن گونه که به سلامت من لطمهاى نزند.
6) خداوندا مرا طاقت بر سختى و مشقت
7) و شکیبایى بر بلا
8) و قدرت بر تنگدستى نیست
9) پس روزیم را منع مکن
10) و مرا به خلق خود وامگذار
11) بلکه خود به تنهایى نیازم را برآور
12) و خودت کارساز من باش
وَانْظُرْ اِلَىَّ (1)
وَانْظُرْ لى فى جَميعِ اُمُورى(2)
فَاِنَّكَ اِنْ وَ كَلْتَنى اِلى نَفْسى عَجَزْتُ عَنْها(3)
وَلَمْ اُقِمْ ما فيهِ مَصْلَحَتُها (4)
وَ اِنْ وَ كَلْتَنى اِلى خَلْقِكَ تَجَهَّمُونى (5)
وَ اِنْ اَلْجَأْتَنى اِلى قَرابَتى حَرَمُونى (6)
وَ اِنْاَعْطَوْا اَعْطَوْا قَليلاً نَكِداً (7)
وَ مَنُّوا عَلَىَّ طَويلاً (8)
وَ ذَمُّوا كَثيراً (9)
فَبِفَضْلِكَ اللَّهُمَّ فَاَغْنِنى (10)
وَ بِعَظَمَتِكَ فَانْعَشْنى (11)
وَ بِسَعَتِكَ فَابْسُطْ يَدى (12)
وَ بِما عِنْدَكَ فَاكْفِنى.(13)
1) و به چشم محبت به من بنگر
2) و در همه امورم مصالح مرا در نظر گیر
3) زیرا اگر مرا به خود واگذارى در کارم فرومانم
4) و به کارى که مصلحت من در آن است نپردازم
5) و اگر مرا به بندگانت واگذارى روى درهم کشند
6) و اگر به اقوامم حوالت دهى محرومم سازند
7) و اگر عطا کنند عطایى اندک و پردردسر دهند
8) و بر من منّت بسیار گذارند
9) و بیش از حد نکوهشم نمایند
10) پس اى خداوند به فضلت بىنیازم کن
11) و به بزرگیت مرتبهام بلند گردان
12) و به عطاى گستردهات دستم را گشاده ساز
13) و به رحمتت در کلّ امور کفایتم کن.
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَالِهِ (1)
وَ خَلِّصْنى مِنَ الْحَسَدِ (2)
وَاحْصُرْنى عَنِ الذُّنُوبِ (3)
وَ وَرِّعْنى عَنِ الْمَحارِمِ (4)
وَلاتُجَرِّئْنى عَلَىالْمَعاصى (5)
وَاجْعَلْ هَواىَ عِنْدَكَ (6)
وَ رِضاىَ فيما يَرِدُ عَلَىَّ مِنْكَ (7)
وَبارِكْلى فيما رَزَقْتَنى وَ فيما خَوَّلْتَنى وَ فيما اَنْعَمْتَ بِهِ عَلَىَّ (8)
وَاجْعَلْنى فى كُلِّ حالاتى مَحْفُوظاً مَكْلُوءًا مَسْتُوراً مَمْنُوعاً مُعاذاً مُجاراً.(9)
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَالِهِ (10)
1) بارخدایا بر محمد و آلش درود فرست
2) و مرا از حسد برهان
3) و از معصیت بازدار
4) و از آنچه حرام است پرهیزم ده
5) و مرا بر گناهان جرأت مده
6) و خواستم را به خود متوجه کن
7) و بر آنچه بر من وارد مىکنى شادیم ده
8) و آنچه را روزى من کردهاى و به من بخشیدهاى و انعام فرمودهاى برکت ده
9) و در همه احوال مرا محفوظ و حراست شده و عیب پوشیده و دست نایافتنى و پناه و امان داده شده قرار ده.
10) خداوندا بر محمد و آلش درود فرست
وَاقْضِ عَنّى كُلَّ ما اَلْزَمْتَنيهِ وَ فَرَضْتَهُ عَلَىَّ لَكَ فى وَجْهٍ مِنْ وُجُوهِ طاعَتِكَ اَوْ لِخَلْقٍمِنْ خَلْقِكَ (1)
وَ اِنْ ضَعُفَ عَنْ ذلِكَ بَدَنى (2)
وَ وَهَنَتْ عَنْهُ قُوَّتِى(3)
وَ لَمْ تَنَلْهُ مَقْدُرَتى (4)
وَ لَمْيَسَعْهُ مالى وَ لا ذاتُ يَدى (5)
ذَكَرْتُهُ اَوْنَسيتُهُ (6)
هُوَ يارَبِّ مِمّا قَدْاَحْصَيْتَهُ عَلَىَّ وَ اَغْفَلْتُهُ اَنَا مِنْ نَفْسى(7)
فَاَدِّهِ عَنّى مِنْ جَزيلِ عَطِيَّتِكَ وَكَثيرِ ماعِنْدَكَ (8)
فَاِنَّكَ واسِعٌ كَريمٌ (9)
حَتّى لايَبْقى عَلَىَّ شَىْءٌ مِنْهُ تُريدُ اَنْ تُقآصَّنى بِهِ مِنْ حَسَناتى (10)
1) و آنچه از طاعت براى خود یا فردى از بندگانت بر من واجب نمودهاى مرا بر انجامش موفق دار
2) و اگر بدنم از انجامش ناتوان باشد
3) و نیرویم از آن سست آید
4) و قدرتم بر آن نرسد
5) و مال و منالم گنجایش آن را نداشته باشد
6) خواه آن را به یاد داشته باشم یا از یاد برده باشم
7) و آن - اى خداى من - از چیزهایى باشد که به حساب من گذاشتهاى و من از آن غفلت کردهام
8) پس به عطاى عظیمت و رحمت واسعهات آن را از سوى من ادا کن
9) که تو خداى توانگر و کریمى
10) بدانگونه که چیزى از آن طاعت برعهده من نماند تا بدین سبب روزى که به لقاى تو مىرسم از خوبىهایم کم کنى
اَوْتُضاعِفَ بِهِ مِنْ سَيِّئاتى يَوْمَ اَلْقاكَ يارَبِّ. (1)
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَالِهِ (2)
وَارْزُقْنِى الرَّغْبَةَ فىالْعَمَلِ لَكَ لِاخِرَتى (3)
حَتّى اَعْرِفَ صِدْقَ ذلِكَ مِنْ قَلْبى (4)
وَ حَتّى يَكُونَ الْغالِبُ عَلَىَّ الزُّهْدَ فى دُنْياىَ (5)
وَ حَتّى اَعْمَلَ الْحَسَناتِ شَوْقاً.(6)
وَ امَنَ مِنَ السَّيِّئاتِ فَرَقاً وَ خَوْفاً وَهَبْ لى نُوراً اَمْشى بِهِ النّاسِ (7)
وَاَهْتَدى بِهِ فِى الظُّلُماتِ (8)
وَاَسْتَضىءُ بِهِ مِنَ الشَّكِّ وَالشُّبُهاتِ. (9)
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَالِهِ (10)
1) یا بر سیّئاتم بیفزایى اى پروردگار من.
2) خداوندا بر محمد و آلش درود فرست
3) و رغبت و میلى روزى من کن که عمل براى تو را محض آخرتم انجام دهم
4) بدانگونه که صدق این رغبت را در قلبم بیابم
5) و بىرغبتى نسبت به دنیاى زودگذر بر دلم چیره شود
6) آن سان که از سر شوق به حسنات برخیزم .
7) و به سبب بیم و خوف از سیّئات در امان مانم و نورى به من ببخش که در پرتو آن در بین مردم زندگى کنم
8) و با فروغش در هر نوع ظلمتى راه یابم
9) و انوارش دل مرا از شک و شبهه پاک کند.
10) بارخدایا بر محمد و آلش درود فرست
وَارْزُقْنى خَوْفَ غَمِّ الْوَعيدِ (1)
وَ شَوْقَ ثَوابِ الْمَوْعُودِ (2)
حَتّى اَجِدَ لَذَّةَ ما اَدْعُوكَ لَهُ بِكَ مِنْهُ. (3)
اَللَّهُمَّ قَدْ تَعْلَمُ مايُصْلِحُنى مِنْ اَمْرِ دُنْياىَ وَ (4)
وَ كَاْبَةَ مااَسْتَجيرُ اخِرَتى فَكُنْ بِحَوآئِجى حَفِيّاً.(5)
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَالِ مُحَمَّدٍ (6)
وَارْزُقْنِى الْحَقَّ عِنْدَ تَقْصيرى فِى الشُّكْرِ لَكَ بِما اَنْعَمْتَ عَلَىَّ فِى الْيُسْرِ وَالْعُسْرِ وَالصِّحَّةِ وَالسَّقَمِ (7)
حَتّى اَتَعَرَّفَ مِنْ نَفْسى رَوْحَ الرِّضا (8)
وَ طُمَاْنينَةَ النَّفْسِ مِنّى بِما يَجِبُ لَكَ فيما يَحْدُثُ فى حالِ الْخَوْفِ وَ الْاَمْنِ (9)
وَ الرِّضا وَالسُّخْطِ وَالضَّرِّ وَالنَّفْعِ.(10)
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِهِ (11)
وَارْزُقْنى سَلامَةَ الصَّدْرِ مِنَ الْحَسَدِ حَتّى لا اَحْسُدَ اَحَداً مِنْ خَلْقِكَ عَلى شَىْءٍ مِنْ فَضْلِكَ(12)
1) و ترس و وحشت اندوه عذاب
2) و شوق وعده ثواب را روزیم ساز
3) تا لذّت آنچه را که تو را براى آن مىخوانم و اندوه چیزى را که از آن به تو پناه مىبرم بیابم.
4) الهى تو آنچه دنیا و آخرتم را اصلاح کند مىدانى
5) پس به حوائجم به دیده رحمت بنگر.
6) خداوندا بر محمد و آلش درود فرست
7) و چون در اداى شکر نعمتهایت در زمان آسایش و سختى وسلامت و بیمارى کوتاهى ورزم حقشناسى روزیم کن
8) تا مسرّت خاطر و آرامش قلب خود را در
9) اداى وظیفه نسبت به تو به وقت ترس و ایمنى
10) و خشم و رضا و سود و زیان بیابم.
11) خداوندا بر محمد و آلش درود فرست
12) و سینهام را از بیمارى حسد سلامت ده بهطورى که بر هیچ کدام از آفریدگان تو بر نعمتى که به فضلت عنایت مىکنى حسد نبرم
وَ حَتّى لااَرى نِعْمَةً مِنْ نِعَمِكَ عَلى اَحَدٍ مِنْ خَلْقِكَ فى دينٍ اَوْدُنْيا(1)
اَوْعافِيَةٍ اَوْ تَقْوى (2)
اَوْسَعَةٍ اَوْرَخآءٍ (3)
اِلاّ رَجَوْتُ لِنَفْسىاَفْضَلَذلِكَبِكَ وَ مِنْكَ وَحْدَكَ لاشَريكَ لَكَ.(4)
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَالِهِ .(5)
وَارْزُقْنِى التَّحَفُّظَ مِنَ الْخَطايا (6)
وَالْاِحْتِراسَ مِنَ الزَّلَلِ فِى الدُّنْيا وَالْاخِرَةِ (7)
فى حالِ الرِّضا وَالْغَضَبِ (8)
حَتّى اَكُونَ بِما يَرِدُ عَلَىَّ مِنْهُما بِمَنْزِلَةٍ سَوآءٍ (9)
عامِلاً بِطاعَتِكَ (10)
مُؤْثِراً لِرِضاكَ عَلى ما سِواهُما فِىالْاَوْلِيآءِ وَالْأَعْدآءِ (11)
حَتّى يأْمَنَ عَدُوّى مِنْ ظُلْمِى وَ جَوْرى (12)
وَ يَأْيَسَ وَلِيّى مِنْ مَيْلى وَانْحِطاطِ هَواىَ (13)
وَاجْعَلْنى مِمَّنْ يَدْعُوكَ مُخْلِصاً فِى الرَّخآءِ دُعآءَ(14)
الْمُخْلِصينَ الْمُضْطَرّينَ لَكَ فِى الدُّعآءِ (15)
اِنَّكَ حَميدٌ مَجيدٌ.(16)
1) و هیچ یک از نعمتهاى تو را در دین یا دنیا
2) عافیت یا تقوا
3) فراخى یا راحتى
4) بر هیچ یک از بندگانت نبینم مگر آنکه بهتر از آن را به لطف تو و از سوى تو اى خداى بىشریک آرزو کنم
5) خداوندا بر محمد و آلش درود فرست
6) و مرا خوددارى از گناهان
7) و پرهیز از لغزشها در دنیا و آخرت
8) و در حال خشنودى و خشم روزى کن
9) بهطورى که در هر دو حال یکسان بوده
10) به طاعت تو مشغول باشم
11) و در حق دوستان و دشمنانت رضاى تو را بر غیر رضا و طاعت تو ترجیح دهم
12) تا دشمنم از جور و ستمم ایمن باشد
13) و دوستم از اینکه منحرف از حق و به هواى نفس او متمایل شوم نومید گردد
14) و مرا از آنان قرار ده که تو را در حال آسایش چنان به اخلاص مىخوانند که
15) درماندگان مخلص مىخوانند
16) همانا که تو ستوده و بزرگوارى.
وَ كان مِن دعائِه عليهالسلام اذا سَئَلَ اللّهَ العافيةَ و شُكرَها(1)
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَالِهِ (2)
وَاَلْبِسْنى عافِيَتَكَ (3)
وَ جَلِّلْنى عافِيَتَكَ (4)
وَ حَصِّنّى بِعافِيَتِكَ (5)
وَ اَكْرِمْنى بِعافِيَتِكَ (6)
وَاَغْنِنى بِعافِيَتِكَ (7)
وَ تَصَدَّقْ عَلَىَّ بِعافِيَتِكَ (8)
وَهَبْ لى عافِيَتَكَ (9)
وَ اَفْرِشْنى عافِيَتَكَ (10)
وَاَصْلِحْ لى عافِيَتَكَ (11)
وَ لاتُفَرِّقْ بَيْنى وَ بَيْنَ عافِيَتِكَ فِى الدُّنْيا وَالْاخِرَةِ (12)
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَالِهِ (13)
1) « وقتى که عافیت و شکر آن را از خداوند مىخواست»
2) خداوندا بر محمد و آلش درود فرست
3) و لباس عافیت بر من بپوشان
4) و سراپایم را به عافیت فراگیر
5) و به عافیت محفوظم دار
6) و به عافیت گرامیم دار
7) و به عافیت بىنیازم کن
8) و عافیتت را بر من صدقه ده
9) و مرا عافیت بخش
10) و برایم بستر عافیت بگستر
11) و عافیت را برایم از هر مانعى پیراسته ساز
12) و در دنیا و آخرت بین من و عافیت جدایى مینداز.
13) خداوندا بر محمد و آلش درود فرست
وَ عافِنى عافِيَةً كافِيَةً شافِيَةً عالِيَةً نامِيَةً (1)
عافِيَةً ُوَلِّدُ فى بَدَنِى الْعافِيَةَ(2)
عافِيَةَ الدُّنْيا وَالْاخِرَةِ (3)
وَامْنُنْ عَلَىَّ بِالصِّحَّةِ وَالْأَمْنِ وَالسَّلامَةِ فى دينى وَ بَدَنى (4)
وَالنَّفاذِ فى اُمُورى (5)
وَالْخَشْيَةِ لَكَ (6)
وَالْخَوْفِ مِنْكَ (7)
وَالْقُوَّةِ عَلى ما اَمَرْتَنى بِهِ مِنْ طاعَتِكَ (8)
وَالْاِجْتِنابِ لِما نَهَيْتَنى عَنْهُ مِنْ مَعْصِيَتِكَ.(9)
اَللَّهُمَّ وَامْنُنْ عَلَىَّ بِالْحَجِّ. وَالْعُمْرَةِ (10)
وَ زِيارَةِ قَبْرِ رَسُولِكَ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَ رَحْمَتُكَ(11)
وَ بَرَكاتُكَ عَلَيْهِ وَ عَلى الِهِ وَ الِ رَسُولِكَ عَلَيْهِمُ السَّلامُ اَبَداً مااَبْقَيْتَنى(12)
1) و مرا عافیت بخش عافیتى کافى و شفابخش و برتر و روزافزون
2) عافیتى که در بدنم عافیت تولید کند
3) و در یک کلمه: عافیت دنیا و آخرت
4) و بر من منّت نِه به تندرستى و امنیت و سلامت در دین و بدن
5) و بصیرت در دل
6) و پیشرفت در امور
7) و هراس و بیم از تو
8) و توان و قدرت بر انجام طاعتى که مرا به آن فرمان دادهاى
9) و اجتناب از نافرمانیت که مرا از آن برحذر داشتهاى
10) خداوندا بر من منّت گذار که موفق به َحج و عمره
11) و زیارت قبر رسولت
12) که درودت بر همه آنان باد و آل او - گردم همیشه تا وقتى که مرا در دنیا زنده مىدارى
فى عامى هذا وَفى كُلِّ عامٍ (1)
وَاجْعَلْ ذلِكَ مَقْبُولاً مَشْكُوراً مَذْكُوراً لَدَيْكَ مَذْخُوراً عِنْدَكَ (2)
وَاَنْطِقْ بِحَمْدِكَ وَ شُكْرِكَ وَ ذِكْرِكَ وَ حُسْنِ الثَّنآءِ عَلَيْكَ لِسانى (3)
وَاشْرَحْ لِمَراشِدِ دينِكَ قَلْبى (4)
وَ اَعِذْنى وَ ذُرِّيَّتى مِنَ الشَّيْطانِ الرَّجيمِ(5)
وَ مِنْ شَرِّ السَّآمَّةِ وَالْهآمَّةِ وَالْعآمَّةِ وَالَّلآمَّةِ (6)
وَ مِنْ شَرِّ كُلِّ شَيْطانٍ مَريدٍ (7)
وَ مِنْ شَرِّ كُلِّ سُلْطانٍ عَنيدٍ (8)
وَ مِنْ شَرِّ كُلِّ مُتْرَفٍ حَفيدٍ (9)
وَ مِنْ شَرِّ كُلِّ ضَعيفٍ وَ شَديدٍ (10)
وَ مِنْ شَرِّ كُلِّ شَريفٍ وَ وَضيعٍ (11)
وَ مِنْ شَرِّ كُلِّ صَغيرٍ وَ كَبيرٍ (12)
و مِنْ شَرِّ كُلِّ قَريبٍ وَ بَعيدٍ (13)
وَ مِنْ شَرِّ كُلِّ مَنْ نَصَبَ لِرَسُولِكَ وَ لِاَهْلِ بَيْتِهِ حَرْباً مِنَ الْجِنِّ وَالْاِنْسِ (14)
وَ مِنْ شَرِّ كُلِّ دآبَّةٍ اَنْتَ اخِذٌ بِناصِيَتِها (15)
اِنَّكَ عَلى صِراطٍ مُسْتَقيمٍ.(16)
1) در امسال و همه سال
2) و آن عبادات را پذیرفته و مایه پاداش و منظور نظر و ذخیرهام نزد خود قرار ده
3) و زبانم را به حمد و شکر و ذکر و ثناى جمیلت گویا کن
4) و قلبم را براى پذیرش هدایتهاى دینت گشاده ساز
5) و مرا و فرزندانم را از شیطان رانده شده
6) و از شر جانوران زهرناک و زهردارکشنده
7) شر هر شیطان سرکش
8) و از شر هر پادشاه ستمگر
9) و از شر هر خوشگذران نازپرورده سرکش
10) و از شر هر ضعیف و قوى
11) و از شر هر عالىمقام و فرومایه
12) و از شر هر کوچک و بزرگ
13) و از شر هر نزدیک و دور
14) و از شر هر کسى از جن و انس که به جنگ پیامبرت و اهلبیتش اقدام کرده
15) و از شر هر جنبندهاى که مسخّر قدرت توست پناه ده
16) زیرا که تو در سلطنت بر صراط حق و عدلى.
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَالِهِ (1)
وَ مَنْ اَرادَنى بِسُوءٍ فَاصْرِفْهُ عَنّى (2)
وَادْحَرْ عَنّى مَكْرَهُ (3)
وَادْرَاْ عَنّى شَرَّهُ (4)
وَ رُدَّ كَيْدَهُ فى نَحْرِهِ (5)
وَاجْعَلْ بَيْنَ يَدَيْهِ سُدّاً حَتّى تُعْمِىَ عَنّى بَصَرَهُ (6)
وَ تُصِمَّ عَنْ ذِكْرى سَمْعَهُ (7)
وَ تُقْفِلَ دُونَ اِخْطارى قَلْبَهُ (8)
وَ تُخْرِسَ عَنّى لِسانَهُ (9)
وَ تَقْمَعَ رَاْسَهُ وَ تُذِلَّ عِزَّهُ (10)
وَ تَكْسِرَ جَبَرُوتَهُ (11)
وَ تُذِلَّ رَقَبَتَهُ (12)
وَ تَفْسَخَ كِبْرَهُ (13)
وَ تُؤْمِنَنى مِنْ جَميعِ ضَرِّهِ وَشَرِّهِ وَغَمْزِهِ وَهَمْزِهِ وَلَمْزِهِ وَحَسَدِهِوَعَداوَتِهِ(14)
وَ حَبآئِلِهِ وَ مَصآئِدِهِ وَ رَجْلِهِ وَ خَيْلِهِ (15)
اِنَّكَ عَزيزٌ قَديرٌ.(16)
1) بارخدایا بر محمد و آلش درود فرست
2) و هر که علیه من اندیشه بد داشته باشد
3) او را از من بگردان
4) و نیرنگش را از من دور کن و شرش را از من بازدار
5) و مکرش را به گلوگاهش برگردان
6) و سدّى در مقابلش بپا کن که چشمش را از دیدن من کور
7) و گوشش را از شنیدن ذکر من کر سازى
8) و دلش را به وقت سوء نیت در حق من قفل نمایى
9) و زبانش را از گفتگو درباره من لالسازى
10) و سرشرا به گرز ذلّتبکوبى
11) وعزتش را بهذلّت بدل کنى
12) وبزرگیش را بشکنى
13) و گردنش را به خوارى فرود آورى و کبریائیش را از هم بپاشى
14) و مرا از همه ضرر و شر و طعن و غیبت و عیبجویى و حسد و دشمنى
15) و بندها و دامها و پیادهها و سوارههاى او ایمنسازى
16) زیرا که تو غالب غیر مغلوب و داراى قدرت بىنهایتى.
وَ كان مِندعائِه عليهالسّلام لِاَبَوَيْهِ عَليهماالسَّلام(1)
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ عَبْدِكَ وَ رَسُولِكَ (2)
وَ اَهْلِ بَيْتِهِ الطّاهِرينَ وَاخْصُصْهُمْ بِاَفْضَلِ صَلَواتِكَ وَ رَحْمَتِكَ وَ بَرَكاتِكَ وَ سَلامِكَ(3)
وَاخْصُصِ اللَّهُمَّ والِدَىَّ بِالْكَرامَةِ(4)
لَدَيْكَ وَالصَّلوةِ مِنْكَ (5)
يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ. (6)
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَالِهِ (7)
وَاَلْهِمْنى عِلْمَ مايَجِبُ لَهُما عَلَىَّ اِلْهاماً (8)
وَاجْمَعْ لى عِلْمَ ذلِكَ كُلِّهِ تَماماً (9)
ثُمَّ اسْتَعْمِلْنى بِما تُلْهِمُنى مِنْهُ (10)
وَ وَفِّقْنى لِلنُّفُوذِ فيما تُبَصِّرُنى مِنْ عِلْمِهِ (11)
حَتىَّ لايَفُوتَنِى اسْتِعْمالُ شَىْءٍ عَلَّمْتَنيهِ (12)
1) « براى پدر و مادرش »
2) خداوندا بر محمّد بنده و فرستادهات
3) و بر خاندان پاکش درود فرست و آنان را به بهترین درودها و رحمت و برکات و سلام خود مخصوص گردان
4) الهى و پدر و مادر مرا به کرامت
5) نزد خود و درود از سوى خود اختصاص ده
6) اى مهربانترین مهربانان.
7) خداوندا بر محمد و آلش درود فرست
8) و دانش آنچه از حقوق ایشان که بر من لازم است به من الهام کن
9) و دانش تمام آن واجبات را بدون کم و زیاد برایم فراهم نما
10) آنگاه مرا به آنچه در این زمینه به من الهام کردهاى به کار گیر
11) و توفیقم ده تا نسبت به آنچه به من بصیرت مىدهى اقدام کنم
12) تا به کار بستن چیزى از آنچه به من تعلیم دادهاى از دستم نرود
وَلاتَثْقُلَ اَرْكانىعَنِالْحُفُوفِفيما اَلْهَمْتَنيهِ.(1)
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ والِهِ كَما شَرَّفْتَنابِهِ (2)
وَ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَالِهِ كَما اَوْجَبْتَ لَنَا الْحَقَّ عَلَى الْخَلْقِ بِسَبَبِهِ.(3)
اَللَّهُمَّ اجْعَلْنى اَهابُهُما هَيْبَةَ السُّلْطانِ الْعَسُوفِ (4)
وَ اَبَرُّهُما بِرَّ الْاُمِّ الرَّؤُوفِ (5)
وَاجْعَلْ طاعَتى لِوالِدَىَّ وَ بِرّى بِهِما اَقَرَّ لِعَيْنى مِنْ رَقْدَةِ الْوَسْنانِ (6)
وَاَثْلَجَ لِصَدْرى مِنْ شَرْبَةِ الظَّمْئانِ(7)
حَتّى اُوثِرَ عَلى هَواىَ هَواهُما (8)
وَاُقَدِّمَ عَلى رِضاىَ رِضاهُما (9)
وَاَسْتَكْثِرَ بِرَّهُما بى وَ اِنْ قَلَّ (10)
وَاَسْتَقِلَّ بِرّى بِهِما وَ اِنْكَثُرَ (11)
اَللَّهُمَّ خَفِّضْ لَهُما صَوْتى (12)
1) و ارکان بدنم از خدمتى که مرا به آن ملهم فرمودهاى احساس گرانى ننماید.
2) خداوندا بر محمد و آلش درود فرست همانطور که ما را به وجودش سرافراز فرمودى
3) و بر محمد و آلش درود فرست. همانسان که به سبب آن حضرت حقى از ما بر عهده مردم واجب نمودى.
4) خداوندا چنان کن که از هیبت پدر و مادرم چون از هیبت سلطان خودکامه بیمناک باشم
5) و به هر دو چون مادرى مهربان نیکى نمایم
6) و اطاعت از آنان و نیکى به هر دوى آنان را در نظرم از لذّت خواب در چشم خوابآلوده شیرینتر
7) و براى سوز سینهام از شربت گوارا در ذائقه تشنه خنکتر گردان
8) تا خواسته ایشان را بر خواسته خود ترجیح دهم
9) و خرسندى آن دو را بر خرسندى خود مقدّم دارم
10) و خوبى ایشان را در حق خود هرچند اندک باشد زیاد بینم
11) و نیکویى خود را درباره ایشان. گرچه بسیار باشد کم شمارم
12) خداوندا صدایم را در محضر آنان ملایمکن
وَ اَطِبْ لَهُما كَلامى (1)
وَ اَلِنْ لَهُما عَريكَتى (2)
وَاَعْطِفْ عَلَيْهِما قَلْبى (3)
وَصَيِّرْنى بِهِما رَفيقاً وَ عَلَيْهِما شَفيقاً.(4)
اَللَّهُمَّ اشْكُرْ لَهُما تَرْبِيَتى (5)
وَ اَثِبْهُما عَلى تَكْرِمَتى.(6)
ا وَاحْفَظْ لَهُما ما حَفِظاهُ مِنّى فى صِغَرى (7)
َللَّهُمَّ وَ ما مَسَّهُما مِنّى مِنْ اَذًى (8)
اَوْخَلَصَ اِلَيْهِما عَنّى مِنْ مَكْرُوهٍ (9)
اَوْ - ضاعَ قِبَلى لَهُما مِنْ حَقٍّ (10)
فَاجْعَلْهُ حِطَّةً لِذُنُوبِهِما (11)
وَ عُلُوّاً فى دَرَجاتِهِما (12)
وَ زِيادَةً فى حَسَناتِهِما (13)
1) و گفتارم را بر آنان دلنشین فرما
2) و خویم را نسبت به آنان نرمى عنایت کن
3) و قلبم را بر هر دو مهربان ساز
4) و مرا نسبت به هر دو خوشرفتار و دلسوز قرار ده
5) خداوندا هر دو را به پاس تربیت من جزاى نیکو ده
6) و در مقابل آنکه مرا گرامى داشتند جزاى خیر عطا فرما .
7) و هرچه را در کودکى نسبت به من منظور داشتهاند در حق ایشان - منظور کن
8) خداوندا اگر از جانب من آزارى به آنان رسیده
9) یا از من کار ناخوشایندى دیدهاند
10) یا حقى از آنان به وسیله من از بین رفته
11) همه را موجب پاک شدن آنان از گناهانشان
12) و مایه رفعت مقامشان و
13) افزونى حسناتشان قرار ده
يا مُبَدِّلَ السَّيِّئاتِ بِاَضْعافِها مِنَ الْحَسَناتِ (1)
اَللَّهُمَّ وَ ما تَعَدَّيا عَلَىَّ فيهِ مِنْ قَوْلٍ (2)
اَوْ اَسْرَفا عَلَىَّ فيهِ مِنْ فِعْلٍ (3)
اَوْضَيَّعاهُ لى مِنْ حَقٍّ (4)
اَوْ قَصَّرا بىعَنْهُ مِنْواجِبٍ (5)
فَقَدْ وَهَبْتُهُ لَهُما (6)
وَ جُدْتُ بِهِ عَلَيْهِما (7)
وَ رَغِبْتُ اِلَيْكَ فى وَضْعِ تَبِعَتِهِ عَنْهُما (8)
فَاِنّى لااَتَّهِمُهُما عَلى نَفْسى (9)
وَلااَسْتَبْطِئُهُما فى بِرّى (10)
وَ لااَكْرَهُ ما تَوَلَّياهُ مِنْ اَمْرى يا رَبِّ (11)
فَهُما اَوْجَبُ حَقّاً عَلَىَّ (12)
وَ اَقْدَمُ اِحْساناً اِلَىَّ (13)
وَاَعْظَمُ مِنَّةً لَدَىَّ مِنْ اَنْ اُقآصَّهُما بِعَدْلٍ (14)
اَوْ اُجازِيَهُما عَلى مِثْلٍ (15)
1) اى که بدیها را به چندین برابر به خوبى تبدیل مىنمایى
2) الهى اگر در گفتار با من از اندازه بیرون رفتهاند
3) یا در عملى نسبت به من زیادهروى نمودهاند
4) یا حقى از من ضایع کردهاند
5) یا از وظیفه پدر و مادرى در حق من کوتاهى نمودهاند
6) حق خود را به آنان بخشیدم
7) و آن را برایشان نثار کردم
8) و از تو مىخواهم که وزر و وبال آن را از دوش آنان بردارى
9) زیرا که من نسبت بهخود آنان را در کوتاهى حق متهم نمىکنم
10) و آنان را در مهربانى در حق خودم سهلانگار نمىدانم
11) و از آنچه دربارهام انجام دادهاند ناراضى نیستم اى پروردگار من
12) زیرا رعایت حق آنان بر من واجبتر
13) و احسانشان نسبت به من دیرینهتر
14) و منّتشان بر من بیشتر از آن است که از آنان از روى عدل تقاص بکشم
15) یا نسبت به ایشان معامله به مثل کنم
اَيْنَ اِذاً -يااِلهى- طُولُ شُغْلِهِما بِتَرْبِيَتى؟ (1)
وَاَيْنَ شِدَّةُ تَعَبِهِما فى حِراسَتى؟ (2)
وَ اَيْنَ اِقْتارُهُما عَلىاَنْفُسِهِما لِلتَّوْسِعَةِ عَلَىَّ؟! (3)
هَيْهاتَ ما يَسْتَوْ فِيانِ مِنّى حَقَّهُما (4)
وَلااُدْرِكُ ما يَجِبُ عَلَىَّ لَهُما (5)
وَ لا اَنَا بِقاضٍ وَظيفَةَ خِدْمَتِهِما (6)
فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَالِهِ (7)
وَ اَعِنّى يا خَيْرَ مَنِ اسْتُعينَ بِهِ (8)
وَ وَفِّقْنى يا اَهْدى مَنْ رُغِبَ اِلَيْهِ(9)
وَ لاتَجْعَلْنى فىاَهْلِ الْعُقُوقِ لِلْابآءِالْاُمَّهاتِ يَوْمَ تُجْزى كُلُّ نَفْسٍ بِما كَسَبَتْ وَ هُمْ لايُظْلَمُونَ.(10)
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَالِهِ وَ ذُرِّيَّتِهِ(11)
1) الهى اگر چنین کنم پس روزگار مدیدى که در تربیت من سپرى کردهاند
2) و رنجهاى زیادى که در نگاهدارى من تحمّل نمودهاند
3) و آن همه که بر خود تنگ گرفتند تا زندگى مرا گشایشى باشد چه مىشود؟
4) بدون شک بعید استکه بتوانند حق خودرا از من دریافت دارند
5) و من نمىتوانم حقوقى را که بر عهدهام دارند تدارک نمایم
6) و وظیفه خدمت آنان را بجاى آورم
7) پس بر محمد و آلش درود فرست
8) و اى بهترین کسى که از تو یارى جویند مرا یارى ده
9) و اىراهنمایندهترکسىکهبهاو روى آوردهمىشود مراتوفیق ده
10) ودرآن روزکه همهبدونآنکه برآنان ستم رود جزا مىبینند مرا در زمره آنان که عاق پدر و مادرند قرار مده
11) خداوندا بر محمد و آل او و نسل او درود فرست
وَاخْصُصْ.اَبَوَىَّ بِاَفْضَلِ ما خَصَصْتَ بِهِ ابآءَ عِبادِكَ الْمُؤْمِنينَ وَ اُمَّهاتِهِمْ (1)
يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ. (2)
اَللَّهُمَّ لاتُنْسِنى ذِكْرَهُما فى اَدْبارِ. صَلَواتى(3)
وَفى اِناً مِنْ انآءِ لَيْلى (4)
وَفى كُلِّ ساعَةٍ مِنْ ساعاتِ نَهارى.(5)
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَالِهِ (6)
وَاغْفِرْ لى بِدُعآئى لَهُما (7)
وَاغْفِرْ لَهُما بِبِرِّهِما بى مَغْفِرَةً حَتْماً (8)
وَارْضَ عَنْهُما بِشَفاعَتى لَهُما رِضىً عَزْماً (9)
وَ بَلِّغْهُما بِالْكَرامَةِ مَواطِنَ السَّلامَةِ.'(10)
اَللَّهُمَّ وَ اِنْ سَبَقَتْ مَغْفِرَتُكَ لَهُما فَشَفِّعْهُما فِىَّ (11)
وَاِنْ سَبَقَتْ مَغْفِرَتُكَ لى فَشَفِّعْنى فيهِما (12)
حَتّى نَجْتَمِعَ بِرَاْفَتِكَ فى دارِ كَرامَتِكَ (13)
وَ مَحَلِّ مَغْفِرَتِكَ وَ رَحْمَتِكَ (14)
اِنَّكَ ذُوالْفَضْلِ الْعَظيمِ وَالْمَنِّ الْقَديمِ (15)
وَ اَنْتَ اَرْحَمُ الرَّاحِمينَ.(16)
1) و پدر و مادرم را به بهترین چیزى که پدران و مادران بندگان باایمانت را به آن مخصوص گرداندى مخصوص گردان
2) اى مهربانترین مهربانان
3) خداوندا یاد آنان را در پس نمازهایم
4) و در هیچ وقتى از اوقات شبم
5) و ساعتى از ساعات روزم از صفحه قلبم مزداى.
6) خداوندا بر محمد و آلش درود فرست
7) و مرا به برکات دعایى که براى آنان دارم بیامرز
8) و آن دو را بهسبب خوبیهایى که در حق من داشتهاند مشمول غفران حتمى قرار ده
9) و از آنان به شفاعت من از آنان بهطور مسلّم خشنود شو
10) و آنان را با کرامت به سر منزل سلامت برسان.
11) خداوندا اگر پدر و مادرم را پیش از من آمرزیدهاى پس ایشان را شفیع من قرار ده
12) و اگر مرا پیش از آنان مورد آمرزش قرار دادهاى پس مرا شفیع ایشان کن
13) تا در پرتو مهربانیت در سراى کرامت
14) و جایگاه مغفرت و رحمتت گرد آئیم
15) زیرا که تو صاحب فضل بزرگ و نعمت قدیمى
16) و تو مهربانترین مهربانانى.
وَ كان مِن دعائِه عليهالسَّلام لِوُلْدِهِ عليهمالسَّلام(1)
اَللَّهُمَّ وَ مُنَّ عَلَىَّ بِبَقآءِ وُلْدى (2)
وَ بِاِصْلاحِهِمْ لى (3)
وَ بِاِمْتاعى بِهِمْ. (4)
اِلهى امْدُدْلى فى اَعْمارِهِمْ (5)
وَزِدْلى فِى اجالِهِمْ (6)
وَ رَبِّ لى صَغيرَهُمْ (7)
وَ قَوِّ لى ضَعيفَهُمْ (8)
وَ اَصِحَّ لِى اَبْدانَهُمْ وَ اَدْيانَهُمْ وَ اَخْلاقَهُمْ (9)
وَ عافِهِمْ فى اَنْفُسِهِمْ وَ فى جَوارِحِهِمْ (10)
وَ فِى كُلِّ ماعُنيتُ بِهِ مِنْ اَمْرِهِمْ وَ اَدْرِرْ لى وَ عَلى يَدى اَرْزاقَهُمْ (11)
1) «دعا درباره فرزندانش »
2) خداوندا بر من منت گذار به بقاى فرزندانم
3) و به شایسته نمودن ایشان براى من
4) و به برخوردارى من از آنان.
5) خداوندا عمر آنان را براى من طولانى گردان
6) و بر ایّام زندگىشان براى من بیفزا
7) و خردسالشان را برایم تربیت کن
8) و ناتوانشان را برایم نیرو ده
9) و بدنها و دینشان و اخلاقشان را برایم به سلامتدار
10) و آنان را در جان و اعضا و هر کارشان که به آن اهتمام دارم عافیت بخش
11) و براى من و به دست من روزى آنان را وسعت ده
وَ اجْعَلْهُمْ اَبْراراً اَتْقِيآءَ بُصَرآءَ سامِعينَ مُطيعينَ لَكَ(1)
وَ لِأَوْلِيآئِكَ مُحِّبينَ مُناصِحينَ (2)
وَ لِجَميعِ اَعْدآئِكَ مُعانِدينَ وَ مُبْغِضينَ امينَ(3)
اَللَّهُمَّ اشْدُدْ بِهِمْ عَضُدى (4)
وَ اَقِمْ بِهِمْ اَوَدى (5)
وَ كَثِّرْ بِهِمْ عَدَدى (6)
وَ زَيِّنْ بِهِمْ مَحْضَرى(7)
وَ اَحْىِ بِهِمْ ذِكْرى (8)
وَاكْفِنى بِهِمْ فى غَيْبَتى (9)
وَ اَعِنّى بِهِمْ عَلى حاجَتى (10)
وَاجْعَلْهُمْ لى مُحِبّينَ (11)
وَ عَلَىَّ حَدِبينَ مُقْبِلينَ مُسْتَقيمينَ لى (12)
مُطيعينَ غَيْرَ عاصينَ وَ لا عآقّينَ وَ لامُخالِفينَ وَ لاخاطِئينَ (13)
1) و آنان را نیکوکارانى باتقوا و صاحبان بصیرت و شنواى حق و مطیع خود گردان
2) و نسبت به اولیاء خود عاشق و خیرخواه
3) و نسبت به دشمنانت دشمن و کینهتوز قرار ده الهى وضع فرزندانم اینچنین باد. .
4) خداوندا بازویم را به وجودشان نیرومند
5) و اختلال امورم را به آنان اصلاح
6) و تبارم را به سبب آنان بسیار
7) و مجلسم را به وجودشان آراسته
8) و یادم را به آنان زنده دار
9) و در نبودم کارم را به وسیله آنان کفایت کن
10) و به دست آنان در برآمدن نیازم مرا یارى ده
11) آنان را عاشق من گردان
12) و مهربانانى که متوجه من و پیوسته فرمانبر من باشند
13) و از من اطاعت کنند و روى در نافرمانى من ننهند و نسبت به من نافرمانى و بدى و مخالفت و خطا نداشته باشند
وَ اَعِنّى عَلى تَرْبِيَتِهِمْ وَ تَاْديبِهِمْ وَ بِرِّهِمْ (1)
وَ هَبْ لى مِنْ لَدُنْكَ مَعَهُمْ اَوْلاداً - ذُكُوراً (2)
وَاجْعَلْ ذلِكَ خَيْراً لى (3)
وَاجْعَلْهُمْ لى عَوْناً عَلى ماسَئَلْتُكَ (4)
وَ اَعِذْنى وَ ذُرِّيَّتى مِنَ الشَّيْطانِ الرَّجيمِ (5)
فَاِنَّكَ خَلَقْتَنا وَ اَمَرْتَنا وَ نَهَيْتَنا (6)
وَ رَغَّبْتَنا فىثَوابِ ما اَمَرْتَنا (7)
وَ رَهَّبْتَنا عِقابَهُ (8)
وَ جَعَلْتَ لَنا عَدُوّاً يَكيدُنا (9)
سَلَّطْتَهُ مِنّا عَلى ما لَمْتُسَلِّطْنا عَلَيْهِ مِنْهُ (10)
اَسْكَنْتَهُ صُدُورَنا (11)
وَ اَجْرَيْتَهُ مَجارِىَ دِمائِنا (12)
1) و مرا در تربیت و خوبى کردن در حقشان یارى فرما
2) و از عنایت خود علاوهبر آنان به من فرزندان ذکور بخش
3) در این کار برایم خیر قرار ده
4) و و آنان را در آنچه از تو مىخواهم یاورم ساز
5) و مرا و اولاد مرا از شیطان رانده شده حفظ کن
6) که تو ما را آفریدى و به ما امر و نهى فرمودى
7) و در اجر اطاعت از امر خود تشویق
8) و به عذاب ارتکاب نهى خود تهدیدمان نمودى
9) و براى ما دشمنى قرار دادى که با ما نیرنگ مىکند
10) و او را بر ما تسلطى دادى که ما را به آن اندازه بر او سلطه نیست
11) او را در دلهاى ما جاى دادى
12) و در مجارى خونمان روان کردى
لايَغْفُلُ اِنْ غَفَلْنا (1)
وَ لايَنْسى اِنْ نَسينا (2)
يُؤْمِنُنا عِقابَكَ (3)
وَ يُخَوِّفُنا بِغَيْرِكَ (4)
اِنْ هَمَمْنا بِفاحِشَةٍ شَجَّعَنا عَلَيْها (5)
وَ اِنْ هَمَمْنا بِعَمَلٍ صالِحٍ ثَبَّطَنا عَنْهُ (6)
يَتَعَرَّضُ لَنا بِالشَّهَواتِ (7)
وَ يَنْصِبُ لَنا بِالشُّبُهاتِ (8)
اِنْ وَعَدَنا كَذَبَنا (9)
وَ اِنْ مَنّانا اَخْلَفَنا (10)
وَ اِلاَّتَصْرِفْ عَنّا كَيْدَهُ يُضِلَّنا (11)
وَ اِلاَّتَقِنا خَبالَهُ يَسْتَزِلَّنا.(12)
اَللَّهُمَّ فَاقْهَرْ سُلْطانَهُ عَنّا بِسُلْطانِكَ (13)
حَتّى تَحْبِسَهُ عَنّا بِكَثْرَةِ الدُّعآءِ لَكَ (14)
1) او را در دلهاى ما جاى دادى اگر ما از او غفلت کنیم او از ما غافل نگردد
2) و اگر فراموشش کنیم او ما را فراموش نکند
3) ما را از عقاب تو ایمن کند
4) و از غیر تو بترساند
5) چون به کار زشت همّت کنیم ما را به آن دلیر مىنماید
6) و چون به عمل صالح رو کنیم ما را از آن بازمىدارد
7) با شهوات در جستجوى ماست
8) و در راه ما دامِ شبهه نصب کند
9) اگر ما را وعده دهد دروغ مىگوید
10) و اگر به نویدى
11) و اگر به نویدىاگر تو - حیله و نیرنگش را از ما نگردانى ما را گمراه مىکند
12) و اگر از فساد او نگاهمان ندارى ما را دچار لغزش مىنماید.
13) خداوندا زبردستى او را به زبردستى خودت از ما دور کن
14) تا به سبب کثرت دعایمان او را از ما بازدارى
فَنُصْبِحَ مِنْ كَيْدِهِ فِى الْمَعْصُومينَ بِكَ.(1)
اَللَّهُمَّ اَعْطِنى كُلَّ سُؤْلى (2)
وَاقْضِ لى حَوآئِجى (3)
وَ لاتَمْنَعْنِى الْاِجابَةَ وَ قَدْضَمِنْتَها لى (4)
وَلاتَحْجُبْ دُعآئى عَنْكَ وَ قَدْ اَمَرْتَنى بِهِ (5)
وَامْنُنْ عَلَىَّ بِكُلِّ مايُصْلِحُنى فى دُنْياىَ وَ اخِرَتى(6)
ما ذَكَرْتُ مِنْهُ وَ ما نَسيتُ (7)
اَوْ اَظْهَرْتُ اَوْ اَخْفَيْتُ اَوْ(8)
اَعْلَنْتُاَوْاَسْرَرْتُ (9)
وَاجْعَلْنىفىجَميعِذلِكَمِنَالْمُصْلِحينَ بِسُؤالى اِيَّاكَ(10)
1) تا در پناهت از نیرنگ او در طایفه بىگناهان قرار گیریم.
2) خداوندا تمام خواستههایم را عطا کن
3) و حوائجم را برآور
4) و مرا از اجابت دعا ممنوع مکن که تو خود استجابت دعا را برایم ضامن شدهاى
5) و دعایم را از خودت محجوب مدار که تو مرا به دعا فرمان دادهاى
6) و هر چه را که در این جهان و آن جهان باعث اصلاح حالم شود به من کرامت کن
7) خواه یادآور شده خواه فراموش کرده باشم
8) اظهار کرده یا پوشیده باشم
9) آشکارا درخواست نموده باشم یا در پنهانى
10) و در تمام این جهات به سبب تقاضایى که تنها از تو دارم مرا از کسانى که کار خود به اصلاح آورند قرار ده
الْمُنْجِحينَ بِالطَّلَبِ اِلَيْكَ (1)
غَيْرِ الْمَمْنُوعينَ بِالتَّوَكُّلِ عَلَيْكَ (2)
الْمُعَوَّدينَ بِالتَّعَوُّذِ بِكَ (3)
الرّابِحينَ فِى التِّجارَةِ عَلَيْكَ (4)
الْمُجارينَ بِعِزِّكَ (5)
الْمُوسَعِ عَلَيْهِمُ الرِّزْقُ الْحَلالُ مِنْ فَضْلِكَ الْواسِعِ بِجُودِكَ وَ كَرَمِكَ (6)
الْمُعَزّينَ مِنَ الذُّلِّ بِكَ (7)
وَالْمُجارينَ مِنَ الظُّلْمِ بِعَدْلِكَ (8)
وَالْمُعافَيْنَ مِنَالبَلاءِ بِرَحْمَتِكَ (9)
وَالْمُغْنَيْنَ مِنَالْفَقْرِ بِغِناكَ (10)
وَالْمَعْصُومينَ مِنَ الذُّنُوبِ وَالزَّلَلِ وَالْخَطآءِ بِتَقْواكَ (11)
وَالْمُوَفَّقينَ لِلْخَيْرِ وَالرُّشْدِ وَالصَّوابِبِطاعَتِكَ(12)
1) آنان که به درخواستشان از تو در شمار کامیابان شدند
2) و بهخاطر اعتماد بر تو محروم از لطفت نشدند
3) از آن گروه که به پناه آوردن به تو خو کرده
4) و از سوداگرى با تو سود سرشار بردند
5) آنان که در پناه عزتت نشستند
6) و به جود و کرمت از فضل واسع تو روزى حلال وسیع یافتند
7) و به عنایت تو از خوارى به عزت رسیده
8) و از ستم در پناه عدلت زندگى مىکنند
9) و به رحمتت از بلا رهیده
10) و به بىنیازى تو از فقر و ندارى به توانگرى رسیدهاند
11) و به حفظ تو از گناهان و لغزشها و خطاها در امان مانده
12) و در سایه طاعتت به خیر و رشد و صواب موفق گردیدهاند
وَالْمُحالِبَيْنَهُمَوَبَيْنَالذُّنُوبِ بِقُدْرَتِكَ(1)
التّارِكينَ لِكُلِّ مَعْصِيَتِكَ السّاكِنينَ فى جِوارِكَ.(2)
اَللَّهُمَّ اَعْطِنا جَميعَ ذلِكَ بِتَوْفيقِكَ وَ رَحْمَتِكَ (3)
وَاَعِذْنا مِنْ عَذابِ السَّعيرِ(4)
وَ اَعْطِ جَميعَ الْمُسْلِمينَ وَالْمُسْلِماتِ(5)
وَالْمُؤْمِنينَ وَالْمُؤْمِناتِ مِثْلَالَّذى سَئَلْتُكَ لِنَفْسى وَلِوَلَدى في عاجِلِ الدُّنْيا وَ اجِلِ الْاخِرَةِ (6)
اِنَّكَ قَريبٌ مُجيبٌ سَميعٌ عَليمٌ عَفُوٌّ غَفُورٌ رَؤُوفٌ رَحيمٌ (7)
وَ اتِنا فِىالدُّنْيا حَسَنَةً وَ فى الْاخِرَةِ حَسَنَةً(8)
وَ قِنا عَذابَ النّارِ.(9)
1) و به قدرت تو میان آنان و گناهان حایلى ایجاد شده
2) و هرگونه نافرمانى تو را به زمین نهاده و در جوار رحمتت ساکن شدهاند.
3) خداوندا همه این امور را به توفیق و رحمت خود به ما عطا فرما
4) و ما را از عذاب دوزخ پناه ده
5) و به تمام مردان و زنان مسلمان
6) و مردان و زنان باایمان همه آنچه را که براى خود و فرزندانم از تو خواستم در این جهان و آن جهان عنایت کن
7) که تو نزدیک و اجابت کننده و شنوا و دانا و عفو کننده و آمرزنده و دلسوز و مهربان هستى
8) و ما را در این دنیا حسنه و در آن دنیا حسنه مرحمت فرما
9) و از عذاب جهنم حفظ نما.
وَ كان مِن دعائِه عليهالسلام لِجيرانِهِ ذَكرَهُمْ وَ أولِيآئِهِ اِذا(1)
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَالِهِ وَ تَوَلَّنى فى جيرانى وَ مَوالِىَّ(2)
الْعارِفينَ بِحَقِّنا وَالْمُنابِذينَ لِأَعْدآئِنا بِاَفْضَلِ وَلايَتِكَ وَ(3)
وَفِّقْهُمْ لِاِقامَةِ سُنَّتِكَ وَالْاَخْذِ بِمَحاسِنِ اَدَبِكَ فى اِرْفاقِ(4)
ضَعيفِهِمْ وَ سَدِّ خَلَّتِهِمْ وَ عِيادَةِ مَريضِهِمْ وَ هِدايَةِ(5)
مُسْتَرْشِدِهِمْ وَ مُناصَحَةِ مُسْتَشيرِهِمْ وَ تَعَهُّدِ قادِمِهِمْ (6)
وَ كِتْمانِ اَسْرارِهِمْ وَ سَتْرِ عَوْراتِهِمْ وَ نُصْرَةِ مَظْلُومِهِمْ (7)
وَ حُسْنِ مُواساتِهِمْ بِالْماعُونِ وَالْعَوْدِ عَلَيْهِمْ بِالْجِدَةِ(8)
وَالْاِفْضالِ وَ اِعْطآءِ مايَجِبُ لَهُمْ قَبْلَ السُّؤالِ. وَاجْعَلْنِى(9)
1) «دعادرباره همسایگان و دوستانش >>
2) بارخدایا بر محمد و آلش درود فرست و مرا در رابطه با رعایت حق همسایگان و دوستانم
3) که به حق ما معرفت دارند و با دشمنان ما در ستیزند به بهترین صورت یارى فرما و
4) ایشان را براى بپا داشتن سنّت خود و به کار گرفتن آداب نیکویت در ارفاق به
5) ضعیفان و برآوردن حاجت آنان و عیادت بیماران و هدایت
6) راهجویان و خیرخواهى نسبت به مشورت کنندگان و دیدار نمودن از مسافران برگشته به وطن
7) و پنهان داشتن راز مردم و پوشاندن عیوب خلق خدا و یارى دادن به ستمدیدگان
8) و حسن مواسات در مایحتاج زندگى با آنان و دریغ نورزیدن از پیشکش
9) و بخشش فراوان و عطا کردن پیش از درخواست موفق فرما.
اللَّهُمَّ اَجْزى بِالْاِحْسانِ مُسيئَهُمْ وَاُعْرِضُ بِالتَّجاوُزِ عَنْ(1)
ظالِمِهِمْ وَاَسْتَعْمِلُ حُسْنَ الظَّنِّ فى كآفَّتِهِمْ وَ اَتَوَلّى بِالْبِرِّ(2)
عآمَّتَهُمْ وَاَغُضُّ بَصَرى عَنْهُمْ عِفَّةً وَ اُلينُ جانِبى(3)
لَهُمْ تَواضُعاً وَ اَرِقُّ عَلى اَهْلِ الْبَلآءِ مِنْهُمْ رَحْمَةً وَ اُسِرُّ(4)
لَهُمْ بِالْغَيْبِ مَوَدَّةً وَ اُحِبُّ بَقآءَ النِّعْمَةِ عِنْدَهُمْ نُصْحاً (5)
وَ اُوجِبُ لَهُمْ ما اُوجِبُ لِحآمَّتى وَ اَرْعى لَهُمْ ما اَرْعى(6)
لِخآصَّتى. اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَالِهِ وَارْزُقْنىمِثْلَذلِكَ(7)
1) بارخدایا مرا توفیق ده که بدکارشان را به احسان پاداش دهم و از ستمکارشان با گذشت و بخشش
2) صرفنظر کنم و نسبت به همه آنان نیکگمان باشم و با همه آنان به نیکى
3) رفتار کنم و چشم از خطاى آنان عفیفانه بپوشم و از باب فروتنى
4) با ایشان نرم باشم و بر بلادیدگان آنان به آئین رحمت رقّت آورم و در
5) نبودشان دوستى و محبت خود را بر آنان ظاهر سازم و از سراخلاص دلبسته دوام نعمت آنان باشم
6) و هر چه را براى خویشان خود لازم مىدانم در حق آنان لازم بدانم و آنچه را براى مخصوصان خود رعایت مىکنم
7) براى آنان نیز رعایت نمایم. خداوندا بر محمد و آل او درود فرست و مرا نیز از طرف
مِنْهُمْ وَاجْعَلْ لى اَوْفَى الْحُظُوظِ فيما عِنْدَهُمْ وَ زِدْهُمْ(1)
بَصيرَةً فى حَقّى وَ مَعْرِفَةً بِفَضْلى حَتّى يَسْعَدُوا بى وَاَسْعَدَ(2)
بِهِمْ امينَ رَبَّ الْعالَمينَ.(3)
وَ كان مِن دعائِه عليهالسَّلام لِأهلِ الثُّغُور(1)
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَالِهِ (2)
وَ حَصِّنْ ثُغُورَ الْمُسْلِمينَ بِعِزَّتِكَ(3)
وَ اَيِّدْحُماتَها بِقُوَّتِكَ (4)
وَ اَسْبِغْ عَطاياهُمْ مِنْ جِدَتِكَ.(5)
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِهِ(6)
وَ كَثِّرْ عِدَّتَهُمْ (7)
وَاشْحَذْ اَسْلِحَتَهُمْ(8)
وَ احْرُسْ حَوْزَتَهُمْ (9)
وَ امْنَعْ حَوْمَتَهُمْ (10)
وَاَلِّفْ جَمْعَهُمْ (11)
1) «دعا براى مرزداران»
2) بارالها بر محمد و آلش درود فرست
3) و سرحدّات و مرزهاى مسلمانان را به عزّتت پاسدار
4) و نگهبانان مرزها را به قوّتت تأیید کن
5) و عطایاى ایشان را به توانگرى بىپایانت سرشار ساز.
6) بارخدایا بر محمد و آلش درود فرست
7) و بر شمار ایشان بیفزا
8) و اسلحه و جنگافزارشان را برّائى ده
9) و حوزه آنان را محافظت فرما
10) و جوانب جبهه آنان را محکم و نفوذناپذیر گردان
11) و جمع آنان را یکدل و هماهنگنما
وَ دَبِّرْ اَمْرَهُمْ (1)
وَ واتِرْ بَيْنَ مِيَرِهِمْ (2)
وَ تَوَحَّدْ بِكِفايَةِ مُؤَنِهِمْ (3)
وَاعْضُدْهُمْ بِالنَّصْرِ (4)
وَ اَعِنْهُمْ بِالصَّبْرِ (5)
وَالْطُفْ لَهُمْ فِى الْمَكْرِ.(6)
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَالِهِ (7)
وَ عَرِّفْهُمْ مايَجْهَلُونَ (8)
وَ عَلِّمْهُمْ ما لايَعْلَمُونَ (9)
وَ بَصِّرْهُمْ ما لايُبْصِرُونَ.(10)
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَالِهِ (11)
وَ اَنْسِهِمْ عِنْدَ لِقآئِهِمُ الْعَدُوَّ ذِكْرَ دُنْياهُمُ الْخَدّاعَةِ الْغَرُورِ (12)
وَامْحُ عَنْ قُلُوبِهِمْ خَطَراتِ الْمالِ الْفَتُونِ (13)
وَاجْعَلِ الْجَنَّةَ نَصْبَ اَعْيُنِهِمْ (14)
وَ لَوِّحْ مِنْها لِأَبْصارِهِمْ ما اَعْدَدْتَ فيها مِنْ مَساكِنِ الْخُلْدِ(15)
وَ مَنازِلِ الْكَرامَةِ (16)
وَالْحُورِ الْحِسانِ (17)
1) و کارشان را روبراهکن
2) و آذوقهشان را پیاپى برسان
3) و خود به تنهایى مؤونه آنان را کفایت نما
4) و به نصرت خود تقویتشان فرما
5) و به صبر یاریشان ده
6) و ایشان را چارهجوئیهاى دقیق بیاموز.
7) بارخدایا بر محمد و آلش درود فرست
8) و آنان را به آنچه نمىدانند معرفت ده
9) و از آنچه بىخبرند آگاهشان ساز
10) و به آنچه بینش ندارند بینش عطا کن.
11) بارخدایا بر محمد و آلش درود فرست
12) و به هنگام برخورد با دشمن یاد دنیاى دلفریب را از خاطرشان ببر
13) و اندیشههاى مال فتنهانگیز را از دلهاشان محو کن
14) و بهشت را نصبالعین آنان قرار ده
15) و آنچه را که در بهشت فراهم آوردهاى از مساکن ابدى
16) و منازل کرامت
17) و حوریان زیباروى
وَالْاَنْهارِ الْمُطَّرِدَةِ بِاَنْواعِ الْاَشْرِبَةِ (1)
وَالْاَشْجارِ الْمُتَدَلِّيَةِ بِصُنُوفِ الثَّمَرِ (2)
حَتّى لايَهُمَّ اَحَدٌ مِنْهُمْ بِالْاِدْبارِ (3)
وَ لايُحَدِّثَ نَفْسَهُ عَنْ قِرْنِهِ بِفِرارٍ.(4)
اَللَّهُمَّ افْلُلْ بِذلِكَ عَدُوَّهُمْ (5)
وَاقْلِمْ عَنْهُمْ اَظْفارَهُمْ (6)
وَ فَرِّقْ بَيْنَهُمْ وَ بَيْنَ اَسْلِحَتِهِمْ (7)
وَاخْلَعْ وَثآئِقَ اَفْئِدَتِهِمْ (8)
وَ باعِدْ - بَيْنَهُمْ وَ بَيْنَ اَزْوِدَتِهِمْ (9)
وَ حَيِّرْهُمْ فى سُبُلِهِمْ (10)
وَ ضَلِّلْهُمْ عَنْ وَجْهِهِمْ (11)
وَاقْطَعْ عَنْهُمُ الْمَدَدَ (12)
وَانْقُصْ مِنْهُمُ الْعَدَدَ (13)
وَامْلَأْ اَفْئِدَتَهُمُ الرُّعْبَ (14)
وَاقْبِضْ اَيْدِيَهُمْ عَنِ الْبَسْطِ (15)
وَاخْزِمْ اَلْسِنَتَهُمْ عَنِ النُّطْقِ (16)
وَ شَرِّدْ بِهِمْ مَنْ خَلْفَهُمْ (17)
1) و نهرهاى روان با آشامیدنهاى رنگارنگ
2) و درختانى بارور با میوههاى گوناگون در برابر دیدگانشان جلوه ده
3) تا هیچ کدام از آنان آهنگ پشت کردن به دشمن ننماید
4) و فکر گریز از هماورد را به خاطر نگذراند.
5) بارخدایا بدین وسیله دشمنانشان را درهم شکن
6) و دست قدرت آن بىخبران از حق را از ایشان کوتاه کن
7) و بین دشمن و جنگافزارشان جدایى افکن
8) و بندهاى دلشان را بگسل
9) و میان آنان و زاد و توششان جدایى انداز
10) و در راهها سرگردانشان ساز
11) و از مقصد گمراهشانکن
12) وکمک و مدد را از آنان قطع فرما
13) و از تعدادشان بکاه
14) و دلشان را پر از رعب و وحشت کن
15) و دستشان را از فعالیت علیه مرزداران بازدار
16) و زبانشان را از سخن بر علیه آنان قطع فرما
17) و با شکست دشمن جمع پشت سر ایشان را متفرق کن
وَنَكِّلْ بِهِمْ مَنْ وَرآئَهُمْ (1)
وَاقْطَعْ بِخِزْيِهِمْ اَطْماعَ مَنْ بَعْدَهُمْ.(2)
اَللَّهُمَّ عَقِّمْ اَرْحامَ نِسآئِهِمْ (3)
وَ يَبِّسْ اَصْلابَ رِجالِهِمْ (4)
وَاقْطَعْ نَسْلَ دَوآبِّهِمْ وَ اَنْعامِهِمْ (5)
لاتَاْذَنْ لِسَمآئِهِمْ فى قَطْرٍ (6)
وَ لا لِأَرْضِهِمْ فى نَباتٍ (7)
اَللَّهُمَّ وَ قَوِّ بِذلِكَ مِحالَ اَهْلِ الْاِسْلامِ (8)
وَ حَصِّنْ بِهِ دِيارَهُمْ (9)
وَ ثَمِّرْ بِهِ اَمْوالَهُمْ (10)
وَ فَرِّغْهُمْ عَنْ مُحارَبَتِهِمْ لِعِبادَتِكَ (11)
وَ عَنْ مُنابَذَتِهِمْ لِلْخَلْوَةِ بِكَ حَتّى لايُعْبَدَ فى بِقاعِ الْاَرْضِ غَيْرُكَ (12)
1) و به واسطه شکست اینان پیروانشان را از ادامه جنگ بازدار
2) و با خوارى و زبونى آنها طمع کسانى را که پس از آنها آیند قطع ساز.
3) بارخدایا زنانشان را از باردارى عقیم کن
4) و صلب مردانشان را خشک فرما
5) و نسل چهارپایان و گاو و گوسفندشان را بگسل
6) به آسمانشان اجازه باریدن
7) و به زمینشان اذن روئیدن مده
8) الهى بدانچه از تو خواستیم قدرت و تدبیر اسلامیان را نیرو بخش
9) و شهرهایشان را استوارى ده
10) و اموالشان را فزونى بخش
11) و خاطرشان را ازجنگ بادشمن براى بندگى خودت
12) وازکارزار باآنان براى خلوت و رازونیاز با خودت آسوده کن آنچنان که در سراسر زمین جز تو پرستش نشود
وَ لا تُعَفَّرَ لِأَحَدٍ مِنْهُمْ جَبْهَةٌ دُونَكَ (1)
اَللَّهُمَّ اغْزُ بِكُلِّ ناحِيَةٍ مِنَ الْمُسْلِمينَ عَلى مَنْ بِاِزآئِهِمْ مِنَالْمُشْرِكينَ (2)
وَ اَمْدِدْهُمْ بِمَلائِكَةٍ مِنْ عِنْدِكَ مُرْدِفينَ (3)
حَتّى يَكْشِفُوهُمْ اِلى مُنْقَطَعِ التُّرابِ قَتلاً فى اَرْضِكَ وَ اَسْراً (4)
اَوْ يُقِرّوُا بِاَنَّكَ اَنْتَ اللَّهُ الَّذى لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ وَحْدَكَ لا شَريكَ لَكَ.(5)
اَللَّهُمَّ وَ اعْمُمْ بِذلِكَ اَعْدآئَكَ. (6)
فىاَقْطارِ الْبلادِ مِنَالْهِنْدِ وَالرُّومِ وَالتُّرْكِ وَالْخَزَرِ وَالْحَبَشِ(7)
وَالنُّوبَةِ وَالزَّنْجِ وَالسَّقالِبَةِ وَالدَّيالِمَةِ وَ سآئِرِ اُمَمِ الشِّرْكِ (8)
الَّذينَ تَخْفى اَسْمآؤُهُمْ وَ صِفاتُهُمْ (9)
وَ قَدْ اَحْصَيْتَهُمْ بِمَعْرِفَتِكَ (10)
وَاَشْرَفْتَ عَلَيْهِمْ بِقُدْرَتِكَ (11)
اَللَّهُمَّ اشْغَلِ الْمُشْرِكينَ بِالْمُشْرِكينَ عَنْ تَناوُلِ اَطْرافِ الْمُسْلِمينَ (12)
1) و احدى از آنان جز براى تو صورت به خاک نسایند.
2) بارخدایا مسلمانان را در هر ناحیه با مشرکانى که در برابر آنانند به کارزار بدار
3) و ایشان را از جانب خود به صفوف پیاپى از فرشتگانت مدد فرست
4) تا دشمنان را به دورترین نقطه زمین رانده شرشان را به کشتن و اسارت آنان از سر مردم بردارند
5) یا اینکه به وحدانیت تو که برایت همتا و شریکى نیست اقرار نمایند
6) بارخدایا این سرنوشت را بر همه دشمنانت
7) در هر اقلیم - چه در هند و روم و ترکستان و خزر و حبشه
8) و نوبه و زنگبار و سرزمین سقالبه و دیلمان و دیگر طوائف مشرکین
9) که نام و نشانشان بر ما معلوم نیست
10) و تو به علم خود شمارشان را مىدانى
11) و به قدرت خود بر ایشان اشراف دارى فراگیر کن
12) بارخدایا مشرکان را به مشرکان گرفتار ساز تا از دستیابى بر سرزمینهاى مسلمانان بازمانند
وَخُذْهُمْ بِالنَّقْصِ عَنْ تَنَقُّصِهِمْ (1)
وَ ثَبِّطْهُمْ بِالْفُرْقَةِ عَنِ الْاِحْتِشادِ عَلَيْهِمْ.(2)
اَللَّهُمَّ اَخْلِ قُلُوبَهُمْ مِنَ الْاَمَنَةِ (3)
وَ اَبْدانَهُمْ مِنَ الْقُوَّةِ (4)
وَاَذْهِلْ قُلُوبَهُمْ عَنِ الْاِحْتِيالِ (5)
وَ اَوْهِنْ اَرْكانَهُمْ عَنْ مُنازَلَةِ الرِّجالِ (6)
وَ جَبِّنْهُمْ عَنْ مُقارَعَةِ الْاَبْطالِ (7)
وَابْعَثْ عَلَيْهِمْ جُنْداً مِنْ مَلآئِكَتِكَ بِبَاْسٍ مِنْ بَاْسِكَ (8)
كَفِعْلِكَ يَوْمَ بَدْرٍ (9)
تَقْطَعُ بِهِ دابِرَهُمْ (10)
وَ تَحْصُدُ بِهِ شَوْكَتَهُمْ (11)
وَ تُفَرِّقُ بِهِ عَدَدَهُمْ. (12)
اَللَّهُمَّ وَ امْزُجْ مِياهَهُمْ بِالْوَبآءِ (13)
وَ اَطْعِمَتَهُمْ بِالْاَدْوآءِ (14)
وَ ارْمِ بِلادَهُمْ بِالْخُسُوفِ (15)
وَ اَلِحَّ عَلَيْها بِالْقُذُوفِ (16)
وَ افْرَعْها بِالْمُحُولِ (17)
1) و آنان را با کاستن عددشان از کاستن مسلمین بازدار
2) و رشته اتحادشان را بگسل تا از همدستى بر علیه مسلمین بازمانند.
3) الهى دلهاشان را از آرامش تهى ساز
4) و بدنهاشان را از توانایى بىبهره کن
5) و دلهاشان را از چارهجویى غافل ساز
6) و اعضائشان را در هماوردى - با رجال مسلمین سست گردان
7) و از زد و خورد با قهرمانان اسلامى در دلشان هراس افکن
8) و سپاهى از ملائکهات را بر آنان برانگیز تا بر آنان عذاب بارند
9) چنانکه روز بدر کردى
10) و به نیروى خود بنیانشان را برکنى
11) و شوکتشان را ریشهکن سازى
12) و جمعیتشان را پراکنده نمایى.
13) بارخدایا آب آشامیدنى آنان را به وبا مخلوط کن
14) و خوراکشان را به بیماریها بیامیز
15) و شهرهایشان را در زمین فرو بر
16) و پیوسته بر آنها سنگ بباران
17) و به قحطى و خشکسالى دچارشان ساز
وَاجْعَلْ مِيَرَهُمْ فى اَحَصِّ اَرْضِكَ وَ اَبْعَدِها عَنْهُمْ (1)
وَامْنَعْ حُصُونَها مِنْهُمْ (2)
اَصِبْهُمْ بِالْجُوعِ الْمُقيمِ وَالسُّقْمِ الْاَليمِ (3)
اَللَّهُمَّ وَ اَيُّما غازٍ غَزاهُمْ مِنْ اَهْلِ مِلَّتِكَ (4)
اَوْ مُجاهِدٍ جاهَدَهُمْ مِنْ اَتْباعِ سُنَّتِكَ (5)
لِيَكُونَ دينُكَ الْاَعْلى (6)
وَحِزْبُكَالْاَقْوى (7)
وَحَظُّكَالْاَوْفى (8)
فَلَقِّهِالْيُسْرَ (9)
وَ هَيِّىءْ لَهُ الْاَمْرَ (10)
وَ تَوَلَّهُ بِالنُّجْحِ (11)
وَ تَخَيَّرْ لَهْ الْاَصْحابَ (12)
وَاسْتَقْوِ لَهُ الظَّهْرَ (13)
1) و آذوقه آنان را در بىبرکتترین و دورترین نقاط زمین قرار ده
2) و دژهاى آن زمین را از حفاظت آنان بازدار
3) و گرسنگى دائم و بیمارى دردناک به آنان برسان
4) الهى هر رزمنده از اهل آیین تو که با آنان نبرد کند
5) و هر مجاهد از پیروان سنّت تو که با آنان جهاد نماید
6) تا دین تو برترى یابد
7) و حزب تو نیرومندتر شود
8) و بهره دوستانت افزون گردد
9) پس آسانى نصیبش کن
10) و کار را بر او سهل فرما
11) و وى را به رستگارى رسان
12) و همنشینان او را نیکو برگزین
13) و پشت وى را قوى کن
وَاَسْبِغْ عَلَيْهِ فِى النَّفَقَةِ (1)
وَ مَتِّعْهُ بِالنَّشاطِ (2)
وَاَطْفِ عَنْهُ حَرارَةَ الشَّوْقِ (3)
وَ اَجِرْهُ مِنْ غَمِّ الْوَحْشَةِ (4)
وَ اَنْسِهِ ذِكْرَ الْاَهْلِ وَالْوَلَدِ (5)
وَاْثُرْ لَهُ حُسْنَ النِّيَّةِ (6)
وَ تَوَلَّهُ بِالْعافِيَةِ (7)
وَ اَصْحِبْهُ السَّلامَةَ (8)
وَاَعْفِهِ مِنَ الْجُبْنِ (9)
وَاَلْهِمْهُ الْجُرْاَةَ(10)
وَارْزُقْهُ الشِّدَّةَ (11)
وَاَيِّدْهُ بِالنُّصْرَةِ (12)
1) و درآمدش را فراوان نما
2) و او را از نشاط و خرّمى کامیاب ساز
3) و آتش شوق (به خان و مان) را در دلش فرونشان
4) و او را از غم تنهایى پناه ده
5) و یاد همسر و فرزندان را فراموشش کن
6) و حسن نیّت را برایش بگزین
7) و عافیتش را خودت به عهده گیر
8) و سلامت را همراهش ساز
9) و او را از ترس نگه دار
10) و وى را جرأت ده
11) و نیرومندى را روزیش کن
12) و او را به نصرت خود تأیید فرماى
وَ عَلِّمْهُ السِّيَرَ وَالسُّنَنَ(1)
وَ سَدِّدْهُ فِى الْحُكْمِ (2)
وَ اَعْزِلْ عَنْهُ الرِّيآءَ (3)
وَ خَلِّصْهُ مِنَ السُّمْعَةِ (4)
وَاجْعَلْ فِكْرَهُ وَ ذِكْرَهُ وَ ظَعْنَهُ وَ اِقامَتَهُ فيكَ وَ لَكَ(5)
فَاِذا صآفَّ عَدُوَّكَ وَ عَدُوَّهُ فَقَلِّلْهُمْ فى عَيْنِهِ (6)
وَ صَغِّرْ شَاْنَهُمْ فى قَلْبِهِ (7)
وَ اَدِلْ لَهُ مِنْهُمْ (8)
وَ لا تُدِلْهُمْ مِنْهُ.(9)
فَاِنْ خَتَمْتَ لَهُ بِالسَّعادَةِ (10)
وَ قَضَيْتَ لَهُ بِالشَّهادَةِ (11)
فَبَعْدَ اَنْ يَجْتاحَ عَدُوَّكَ بِالْقَتْلِ (12)
وَ بَعْدَ اَنْ يَجْهَدَ بِهِمُ الْاَسْرُ (13)
وَ بَعْدَ اَنْ تَاْمَنَ اَطْرافُ الْمُسْلِمينَ (14)
وَ بَعْدَ اَنْ يُوَلِّىَ عَدُوُّكَ مُدْبِرينَ.(15)
1) و سیره و سنن اسلامى را به او بیاموز
2) و راه صواب در داورى را به او بنماى
3) و ریا را از او دور کن
4) و از عشق به شهرت و آوازه خلاصش فرما
5) و فکر و ذکر و مسافرت و اقامتش را در راه خود و براى خود قرار ده.
6) و وقتى که با دشمنت که نیز دشمن اویند به مصاف ایستد عدد ایشان را در چشم او اندک نماى
7) و شأن و مقامشان را در دل او کوچک ساز
8) و او را بر دشمنان پیروزى ده
9) و دشمن را بر او پیروزى مده.
10) و اگر زندگى او را به نیکبختى پایان دادى
11) و شهادت را سرنوشت او ساختى
12) شهادتش را زان پس قرار ده که دشمنت را ریشهکن ساخته
13) و اسارت آنان را به رنج و تعب افکنده
14) و پس از آنکه اطراف مرزهاى مسلمانان امنیت یافته
15) و دشمنت هزیمت کرده باشد.
اَللَّهُمَّ وَ اَيُّما مُسْلِمٍ خَلَفَ غازِياً اَوْمُرابِطاً فى دارِهِ (1)
اَوْتَعَهَّدَ خالِفيهِ فى غَيْبَتِهِ (2)
اَوْ اَعانَهُ بِطآئِفَةٍ مِنْ مالِهِ (3)
اَوْ اَمَدَّهُ بِعِتادٍ (4)
اَوْ شَحَذَهُ عَلى جِهادٍ (5)
اَوْ اَتْبَعَهُ فى وَجْهِهِ دَعْوَةً (6)
اَوْرَعى لَهُ مِنْ وَرآئِهِ حُرْمَةً (7)
فَاَجْرِ لَهُ مِثْلَ اَجْرِهِ وَزْناً بِوَزْنٍ (8)
وَ مِثْلاً بِمِثْلٍ (9)
وَ عَوِّضْهُ مِنْ فِعْلِهِ عِوْضاً حاضِراً(10)
يَتَعَجَّلُ بِهِ نَفْعَ ما قَدَّمَ(11)
وَ سُرُورَ ما اَتى بِهِ (12)
اِلى اَنْ يَنْتَهِىَ بِهِ الْوَقْتُ اِلى ما(13)
1) بارخدایا و هر مسلمانى به وقتى که جنگجو در میدان جنگ است و مرزدار به مرزدارى مشغول است به امور خانه آنها رسیدگى کند
2) یا در نبود او به کفالت خانوادهاش برخیزد
3) یا او را به قسمتى از مال خود یارى دهد
4) یا او را به سازوبرگ جنگ مدد رساند
5) یا همّت او را به نبرد با دشمن برانگیزد
6) یا در روى او دعاى خیر کند
7) یا حرمتش را در نبود وى رعایت نماید
8) به او نیز اجر همان رزمنده را وزن به وزن
9) و مثل به مثل عنایت کن
10) و عمل او را پاداشى نقد ببخش
11) که بدون درنگ سود کار خیرى را که پیشاپیش فرستاده
12) و شادى خاطرى که نتیجه کار اوست در همین دنیابه چنگ آورد
13) تا آنکه فرا رسد زمان آن
اَجْرَيْتَ لَهُ مِنْ فَضْلِكَ (1)
وَ اَعْدَدْتَ لَهُ مِنْ كَرامَتِكَ. (2)
اَللَّهُمَّ وَ اَيُّما مُسْلِمٍ اَهَمَّهُ اَمْرُالْاِسْلامِ (3)
وَاَحْزَنَهُ تَحَزُّبُ اَهْلِالشِّرْكِ عَلَيْهِمْ (4)
فَنَوى غَزْوًى (5)
اَوْ هَمَّ بِجِهادٍ(6)
فَقَعَدَ بِهِ ضَعْفٌ (7)
اَوْ اَبْطَاَتْ بِهِ فاقَةٌ (8)
اَوْ اَخَّرَهُ عَنْهُ حادِثٌ (9)
اَوْ عَرَضَ لَهُ دُونَ اِرادَتِهِ مانِعٌ (10)
فَاكْتُبِ اسْمَهُ فِى الْعابِدينَ (11)
وَ اَوْجِبْ لَهُ ثَوابَ الْمُجاهِدينَ (12)
وَاجْعَلْهُ فىنِظامِالشُّهَدآءِ وَالصّالِحينَ(13)
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ عَبْدِكَ وَ رَسُولِكَ وَ الِ مُحَمَّدٍ (14)
صَلوةً عالِيَةً عَلَى الصَّلَواتِ (15)
1) فضل و پاداشى که بر او روا داشتهاى
2) و کرامتى که براى او آماده ساختهاى
3) بارخدایا هر مسلمانى که امر اسلامْ او را مهم آید
4) و از اجتماع اهل شرک در برابر ملت اسلام غصهدار شود
5) تاجایىکه قصد جنگکند
6) یا آهنگ جهاد نماید
7) ولى ضعف و ناتوانى او را خانهنشینکند
8) یا تنگدستى کارش را کُنْد سازد
9) یا حادثهاى تصمیم او را به تأخیر اندازد
10) یا در برابر ارادهاش مانعى قرار گیرد
11) پس نامش را در زمره عابدان بنگار
12) و ثواب مجاهدان را بر او حتمى گردان
13) و وى را در زمره شهیدان و صالحان قرار ده. بارخدایا
14) بر محمد که بنده و فرستاده توست و بر آلش درود فرست
15) درودى برتر از درودها
مُشْرِفَةً فَوْقَ التَّحِيَّاتِ (1)
صَلوةً لايَنْتَهى اَمَدُها (2)
وَ لايَنْقَطِعُ عَدَدُها (3)
كَاَتَمِّ ما مَضى مِنْ صَلَواتِكَ عَلى اَحَدٍ مِنْ اَوْلِيآئِكَ (4)
اِنَّكَ الْمَنّانُ الْحَميدُ (5)
الْمُبْدِئُ الْمُعيدُ (6)
الْفَعّالُ لِما تُريدُ.(7)
وَ كان مِن دعائِه عليهالسلام مُتَفَزِّعاً اِلَى اللَّهِ عَزَّوجَلّ(1)
اَللَّهُمَّ اِنّى اَخْلَصْتُ بِانْقِطاعى اِلَيْكَ (2)
وَ اَقْبَلْتُ بِكُلّى عَلَيْكَ (3)
وَ صَرَفْتُ وَجْهى عَمَّنْ يَحْتاجُ اِلى رِفْدِكَ (4)
وَ قَلَبْتُ مَسْئَلَتى عَمَّنْ لَمْيَسْتَغْنِ عَنْ فَضْلِكَ (5)
وَ رَاَيْتُ اَنَّ طَلَبَ الْمُحْتاجِ اِلَى الْمُحْتاجِ سَفَهٌ مِنْ رَاْيِهِ (6)
وَ ضَلَّةٌ مِنْ عَقْلِهِ (7)
-. فَكَمْ قَدْ رَاَيْتُ يااِلهى- مِنْ اُناسٍ طَلَبُوا الْعِزَّ بِغَيْرِكَ فَذَلُّوا (8)
وَ رامُوا الثَّرْوَةَ مِنْ سِواكَ فَافْتَقَرُوا (9)
وَ حاوَلُوا الْاِرْتِفاعَ فَاتَّضَعُوا (10)
فَصَحَّ بِمُعايَنَةِ اَمْثالِهِمْ حازِمٌ وَفَّقَهُ اعْتِبارُهُ (11)
1) «دعا به وقت پناه بردن به خدا»
2) بارخدایا به بریدنم از غیر و پیوستنم به تو خود را از هر شائبه خالص کردم
3) و با تمام وجود به تو رو آوردم
4) و از آن که نیازمند به عطاى توست روى گرداندم
5) و درخواست خود را از طرف آن که از فضل تو بىنیاز نیست گرداندم
6) و دانستم که حاجت خواستن محتاج از محتاج دیگر از سبکرائى
7) و گمراهى عقل اوست.
8) خداوندا چه بسیار مردم را دیدهام که از غیر تو عزت خواستند و خوار شدند
9) و از غیر تو ثروت طلبیدند و تهیدست گشتند
10) و در طلب بلندى و مقام برآمدند و پست شدند
11) پس انسان دوراندیش بهدیدن امثال ایشان بر راه درست رود و پندگیرى او مایه توفیق او شود
وَ اَرْشَدَهُ اِلى طَريقِ صَوابِهِ اخْتِيارُهُ.(1)
فَاَنْتَ يا مَوْلاىَ دُونَ كُلِّ مَسْئُولٍ مَوْضِعُ مَسْئَلَتى (2)
وَ دُونَ كُلِّ مَطْلُوبٍاِلَيْهِ وَلِىُّ حاجَتى (3)
اَنْتَ الْمَخْصُوصُ قَبْلَ كُلِّ مَدْعُوٍّ بِدَعْوَتى (4)
لايَشْرَكُكَ اَحَدٌ فى رَجآئى (5)
وَ لايَتَّفِقُ اَحَدٌ مَعَكَ فى دُعآئى (6)
وَ لايَنْظِمُهُ وَ اِيّاكَ نِدآئى.لَكَ(7)
-يااِلهى-وَحْدانِيَّةُالْعَدَدِ (8)
وَمَلَكَةُالْقُدْرَةِ الصَّمَدِ (9)
وَ فَضيلَةُ الْحَوْلِ وَالْقُوَّةِ (10)
وَ دَرَجَةُ الْعُلُوِّ وَالرِّفْعَةِ (11)
وَ مَنْ سِواكَ مَرْحُومٌ فى عُمْرِهِ (12)
مَغْلُوبٌ عَلى اَمْرِهِ (13)
مَقْهُورٌ عَلى شَاْنِهِ (14)
مُخْتَلِفُ الْحالاتِ (15)
1) و این انتخاب او را به راه صواب رهنمون گردد.
2) پس اى مولاى من مرجع خواهش من تویى نه هیچ مسئول دیگر
3) و برآورنده نیازم تویى نه هیچ مطلوبالیه دیگر
4) پیش از آنکه کسى را بخوانم تو را مىخوانم و بس
5) احدى در چشمانداز امید من با تو شریک نیست
6) و هیچ کس در دعاى من با تو همراه نیست
7) و نداى من او و تو را با هم در برنمىگیرد.
8) الهى تنها توراست وحدانیت و یگانگى
9) و ملکه قدرت بىنیاز
10) و فضیلت حول و قوّت
11) و پایه والایى و رفعت
12) و ماسواى تو در تمام عمر خود نیازمند رحمت تو
13) و در کار خویش عاجز و مغلوب
14) و در امور خود ناتوان است
15) و حالاتى گوناگون
مُتَنَقِّلٌ فِى الصِّفاتِ (1)
فَتَعالَيْتَ عَنِ الْاَشْباهِ وَ الْاَضْدادِ (2)
وَ تَكَبَّرْتَ عَنِ الْاَمْثالِ وَ الْاَنْدادِ (3)
فَسُبْحانَكَ لا اِلهَ اِلاَّ اَنْتَ.(4)
وَ كانَ مِن دعائِه عليهالسلام اِذا قُتِّرَ عَلَيهِ الرِّزقُ(1)
اَللَّهُمَّ اِنَّكَ ابْتَلَيْتَنا فى اَرْزاقِنا بِسُوءِ الظَّنِّ (2)
وَ فى اجالِنابِطُولِ الْاَمَلِ (3)
حَتَّى الْتَمَسْنا اَرْزاقَكَ مِنْ عِنْدِ الْمَرْزُوقينَ (4)
وَطَمِعْنا بِاَمالِنا فى اَعْمارِ الْمُعَمَّرينِ (5)
فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِهِ (6)
وَهَبْ لَنا يَقيناً صادِقاً تَكْفينا بِهِ مِنْ مَؤُونَةِ الطَّلَبِ . (7)
وَ اَلْهِمْناثِقَةً خالِصَةً تُعْفينا بِها مِنْ شِدَّةِ النَّصَبِ (8)
1) «دعابه وقتى که روزى بر او تنگ مىشد»
2) بار خدایا ما را در روزیهامان به بدگمانى
3) و در مدت زندگى به آرزوهاى دراز آزمودهاى
4) تا جائىکه روزیهاى تو را از روزىخواران خواستیم
5) و به آرزوى عمر طولانى در عمر سالخوردگان طمع بستیم
6) پس بر محمد و آلش درود فرست
7) و ما را یقین راسخ بخش که بدان وسیله از رنج طلب
8) و آرامشى خاص در دل ما انداز تا به آن از شدت تعب معافمان دارى
وَ اجْعَلْ ما صَرَّحْتَ بِهِ مِنْ عِدَتِكَ فى وَحْيِكَ (1)
وَ اَتْبعْتَهُ مِنْ قَسَمِكَ فى كِتابِكَ (2)
قاطِعاً ِلاِهْتمامِنا بِالرِّزْقِ الَّذى تَكَفَّلْتَ بِهِ (3)
وَ حَسْماً لِلاِْشْتِغالِ بِما ضَمِنْتَ الْكِفايَةَ لَهُ (4)
فَقُلْتَ وَ قَوْلُكَ الْحَقُّ الْاَصْدَقُ :(5)
وَ اَقْسَمْتَ وَ قَسَمُكَ الْاَبَرُّ الْاَوْفى وَ فِى السَّماءِ رِزْقُكُمْ وَ ما تُوعَدونَ» (6)
ثُمَّ قُلْتَ: «فَوَرَبّ السَّماءِ وَ الْاَرْضِ اِنَّهُ لَحَقّ مِثْلُ ما اَنّكُمْ تَنْطِقُونَ».(7)
1) و چنان کن که آنچه در قرآنت آشکارا وعده دادهاى
2) و از پى آن وعده در کتابت سوگند یاد کردهاى
3) ما را از دویدن دنبال آن روزیى که رساندنش را براى ما کفالت نمودهاى باز دارد
4) و مانع پریشانى خاطر ما شود نسبت به آنچه ضامن کفایت آن گشتهاى
5) پس چنین گفتهاى و گفته تو حق و راست است :
6) و سوگند خوردهاى و سوگندت راستترین و رساترین است و روزى شما و آنچه به شما وعده شده در آسمان است»
7) سپس گفتهاى: «پس به پروردگارآسمان و زمین سوگند همان گونه که شما سخن مىگویید این سخن حق است».
وَ كانَ مِن دعائِه عليهالسلام فِى الْمَعُونَةِ عَلى قَضآءِ الدَّيْنِ(1)
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِهِ (2)
وَهَبْ لِىَ الْعافِيَةَ مِنْ دَيْنٍ تُخْلِقُ بِهِ وَجْهى (3)
وَ يَحارُ فيهِ ذِهْنى (4)
وَ يَتَشَعَّبُ لَهُ فِكْرى (5)
وَيَطول بٍممارَسَتٍهٍ شغلي.(6)
وَ اَعوذبٍکَ يا رَبٍ مٍن هَم الدين. وَ فِكْرِهِ (7)
وَ شُغْلِ الدَّيْنِ وَ سَهَرِهِ (8)
فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِهِ (9)
وَ اَعِذْنى مِنْهُ (10)
1) «دعاى آن حضرت در یارى خواستن از خدا براى پرداخت وام»
2) بارالها بر محمد و آلش درود فرست
3) و مرا عافیت بخش از وامى که آبرویم را بریزد
4) و ذهنم را پریشان کند
5) و فکرم را پراکنده سازد
6) و شغلم در علاج و چاره آن به طول انجامد
7) اى پروردگارم از غصه وام و اندیشه در آن
8) و از دلى مشغولى به مسئله قرض و بیخوابىاش به تو پناه مىبرم
9) پس بر محمد و آلش درود فرست
10) و مرا از زحمت و مشقت وام پناه ده
وَ اَسْتَجيرُ بِكَ يا رَبِّ مِنْ ذِلَّتِهِ فِى الْحَيوةِ (1)
وِ مِنْ تَبِعَتِهِ بَعْدَ الْوَفاةِ (2)
فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِهِ (3)
وَ اَجِرْنى مِنْهُ بِوُسْعٍ فاضِلٍ (4)
اَوْكَفافٍ واصِلٍ.(5)
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِهِ (6)
وَ احْجُبْنى عَنِ السَّرَفِ وَالْاِزْدِيادِ (7)
وَ قَوِّمْنى بِالْبَذْلِ وَ الْاِقْتِصادِ(8)
وَ عَلِّمْنى حُسْنَ التَّقْديرِ (9)
وَ اقْبِضْنى بِلُطْفِكَ عَنِ التَّبْذيرِ(10)
1) و اى پروردگار من از ذلّت قرض در این چند روز زندگى
2) و از وبال آن پس از مرگ به تو پناه مىبرم
3) پس بر محمد و خاندان او درود فرست
4) و مرا به ثروت سرشار
5) یا زندگى توأم با کفاف از آن پناه ده.
6) بارخدایا بر محمد و آلش درود فرست
7) و مرا از اسراف و زیادىخواهى بازدار
8) و به بخشش و انتخاب میانهروى سامان ده
9) و اندازه نگاهداشتن نیکو را به من بیاموز
10) و مرا به لطف خود از ولخرجى حفظ کن
وَ اَجْرِ مِنْ اَسْبابِ الْحَلالِ اَرْزاقى (1)
وَ وَجِّهْ فى َبْوابِ الْبِرِّ اِنْفاقى (2)
وَازْوِ عَنّى مِنَ الْمالِ ما يُحْدِثُ لىمَخيلَةً (3)
اَوْ تَاَدِّياً اِلى بَغْىٍ (4)
اَوْ ما اَتَعَقَّبُ مِنْهُ طُغْياناً.(5)
اَللَّهُمَّ حَبِّبْ اِلَىَّ صُحْبَةَ الْفُقَرآءِ(6)
وَ اَعِنّى عَلى صُحْبَتِهِمْ بِحُسْنِ الصَّبْرِ (7)
1) و روزیم را از راههاى حلال روانه ساز
2) و خرج کردن مالم را متوجه برنامههاى خیر فرما
3) و ثروتى که مرا به کبر و خودبینى آلوده کند
4) یا به ستم بکشاند
5) یا از مرز عبادت و ادب درگذراند از من دور کن.
6) بار خدایا رفاقت و مصاحبت با فقیران را محبوب من قرار ده
7) و در نشست و برخاست با آنان مرا به صبر نیکو یارى ده
وَ مازَوَيْتَ عَنّى مِنْ مَتاعِ الدُّنْيَاالْفانِيَةِ فَاذْخَرْهُ لى فىخَزآئِنِكَ الْباقِيَةِ(1)
وَ اجْعَلْ ما خَوَّلْتَنى مِنْ حُطامِها (2)
وَ عَجَّلْتَ لى مِنْ مَتاعِها بُلْغَةً اِلى جِوارِكَ وَ وُصْلَةً اِلى قُرْبِكَ(3)
وَ ذَريعَةً اِلى جَنَّتِكَ اِنَّكَ ذُوالْفَضْلِ الْعَظيمِ (4)
وَ اَنْتَ الْجَوادُ الْكَريمُ.(5)
1) و آنچه را از متاع نابود شدنى دنیا از من گرفتى همان را در خزانههاى پایدارت برایم ذخیره کن
2) و آنچه از توشه ناچیز دنیا به من دادهاى
3) و هر متاعى از آن که در همین دنیا به من عطا فرمودهاى وسیله رسیدن به جوار خود
4) و پیوستن به مقام قرب و سبب رسیدن به بهشت قرار ده
5) زیرا که تو صاحب فضل بزرگ و بخشنده کریمى.
وَ كان مِن دعائِه عليهالسلام فى ذِكْرِ التَّوْبَةِ وَ طَلَبِها(1)
اَللَّهُمَّ يا مَنْ لايَصِفُهُ نَعْتُ الْواصِفينَ (2)
وَ يا مَنْ لا يُجاوِزُهُ رَجآءُالرّاجينَ (3)
وَيا مَنْ لا يَضيعُ لَدَيْهِ اَجْرُالْمُحْسِنينَ (4)
وَ يا مَنْ هُوَ مُنْتَهى خَوْفِ الْعابِدينَ (5)
وَ يا مَنْ هُوَ غايَةُ خَشْيَةِ الْمُتَّقينَ (6)
هذا مَقامُ مَنْتَداوَلَتْهُ اَيْدِىالذُّنُوبِ (7)
وَقادَتْهُ اَزِمَّةُ الْخطايا (8)
وَ اسْتَحْوَذَ عَلَيْهِ الشَّيْطانُ (9)
فَقَصَّرَ عَمّا اَمَرْتَ بِهِ تَفْريطاً (10)
1) «دعاى آن حضرت در ذکر توبه و درخواست توفیق آن از پروردگار»
2) بارخدایا اى کسى که توصیف واصفان وصفت نتوان کرد
3) و اى کسىکه امید امیدواران از تو فراتر نرود
4) و اى کسىکه پاداش نیکوکاران نزد تو ضایع نگردد
5) و اى آن که ترس عبادت کنندگان به تو منتهى شود
6) و اى آن که نهایت بیم پرهیزکارانى
7) این جایگاه کسى است که بازیچه دست گناهان است
8) و مهارهاى خطاها او را به پیش رانده
9) و شیطان بر او چیره گشته
10) از این جهت در اجراى امر تو کوتاهى ورزیده
وَ تَعاطى ما نَهَيْتَ عَنْهُ تَغْريراً (1)
كَالْجاهِلِ بِقُدْرَتِكَ عَلَيْهِ (2)
اَوْ كَالْمُنْكِرِ فَضْلَ اِحْسانِكَ اِلَيْهِ (3)
حَتّى اِذَا انْفَتَحَ لَهُ بَصَرُالْهُدى (4)
وَ تَقَشَّعَتْعَنْهُ سَحآئِبُالْعَمى (5)
اَحْصى ماظَلَمَ بِهِ نَفْسَهُ (6)
وَ فَكَّرَ فيما خالَفَ بِهِ رَبَّهُ (7)
فَرَاى كَبيرَ عِصْيانِهِ كَبيراً (8)
وَ جَليلَ مُخالَفَتِهِ جَليلاً (9)
فَاَقْبَلَ نَحْوَكَ مُؤَمِّلاً لَكَ مُسْتَحْيِياً مِنْكَ(10)
1) و از سر نادانى و غرور به آنچه از آن نهى نمودى آلوده شده
2) مانند کسى که به قدرت تو بر خود ناآگاه است
3) یا فضل و احسانت را درباره خویش منکر است
4) تا چون دیده هدایتش گشوده
5) و ابرهاى کورى از برابرش برطرف شده
6) ستمهایى که بر خود نموده شماره نموده
7) و در امورى که با خداى خود مخالفت ورزیده اندیشه کرده
8) آنگاه بزرگى عصیانش را مشاهده کرده
9) و به عظمت مخالفتش بصیرت پیدا نموده
10) پس با دلى امیدوار و رویى شرمسار به سوى تو رو آورده
وَ وَجَّهَ رَغْبَتَهُ اِلَيْكَ ثِقَةً بِكَ (1)
فَاَمَّكَ بِطَمَعِهِ يَقيناً (2)
وَ قَصَدَكَ بِخَوْفِهِ اِخْلاصاً (3)
قَدْ خَلا طَمَعُهُ مِنْ كُلِّ مَطْمُوعٍ فيهِ غَيْرِكَ (4)
وَ اَفْرَخَ رَوْعُهُ مِنْ كُلِّ مَحْذُورٍ مِنْهُ سِواكَ (5)
فَمَثَلَ بَيْنَ يَدَيْكَ مُتَضَرِّعاً (6)
وَغَمَّضَ بَصَرَهُ اِلَى الْاَرْضِ مُتَخَشِّعاً (7)
وَ طَأْطَأَ رَاْسَهُ لِعِزَّتِكَ مُتَذَلِّلاً (8)
وَ اَبَثَّكَ مِنْ سِرِّهِ ما اَنْتَ اَعْلَمُ بِهِ مِنْهُ خُضُوعاً (9)
وَ عَدَّدَ مِنْ ذُنُوبِهِ ما اَنْتَ اَحْصى لَها خُشُوعاً (10)
وَ اسْتَغاثَ بِكَ مِنْ عَظيمِ ما وَقَعَ بِهِ فى عِلْمِكَ (11)
وَ قَبيحِ ما فَضَحَهُ فى حُكْمِكَ:(12)
مِنْ ذُنُوبٍ اَدْبَرَتْ لَذّاتُها فَذَهَبَتْ (13)
وَ اَقامَتْ تَبِعاتُها فَلَزِمَتْ (14)
لايُنْكِرُ - يااِلهى - عَدْلَكَ اِنْ عاقَبْتَهُ (15)
وَ لايَسْتَعْظِمُ عَفْوَكَ اِنْ عَفَوْتَ عَنْهُ وَ رَحِمْتَهُ (16)
لِأَنَّكَ الرَّبُّ الْكَريمُ الَّذى لايَتَعاظَمُهُ غُفْرانُ الذَّنْبِ الْعَظيمِ.(17)
1) و از روى اطمینان به تو با شوق و رغبت متوجه تو شده
2) و از باب یقین با بارطمعآهنگ تو نموده
3) و از روى اخلاص با توشه ترس قصد تو کرده
4) در حالى که جز تو به احدى طمع نداشته
5) و از هیچ چیز غیر تو نترسیده
6) پس در حضورت با حال زارى ایستاده
7) و دیدهاش را از روى خشوع به زمین دوخته
8) و در برابر عزت تو باذلت و خوارى سر بهزیر افکنده
9) واز سر فروتنى رازى راکه تو بهتر ازاوبدان آگاهى برایت آشکار ساخته
10) و از سر خشوع معاصى خود را که حضرتت به تعداد آنها آگاهترى برشمرده
11) و از مهلکهاى بزرگ که بر علمت گذشته
12) و از کار زشتى که به قضاى تو مایه رسوائیش شده به تو پناه آورده:
13) گناهانى که لذّتهایش سپرى شده و رفته
14) ولى پیامدهاى زیان بخشش بجاى مانده و گریبانگیر شده
15) الهى اگر این بنده را عقوبت کنى منکر عدلت نشود
16) و اگر از وى بگذرى و بر او رحمت آورى عفوت را عظیم نشمارد
17) زیرا که تو خداى کریمى هستى که عفو گناه بزرگ در نظرت بزرگ نمىنماید.
اَللَّهُمَّ فَهااَنَاذا قَدْجِئْتُكَ مُطيعاً لِأَمْرِكَ فيما اَمَرْتَ بِهِ مِنْالدُّعآءِ (1)
مُتَنَجِّزاً وَعْدَكَ فيما وَعَدْتَ بِهِ مِنَ الْاِجابَةِ (2)
اِذْ تَقُولُ: «اُدْعُونى اَسْتَجِبْ لَكُمْ».(3)
اَللَّهُمَّ فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الٍهٍ,(4)
وَ القَني بٍمَعرَتٍکَ کَما لَقيتکَ باٍقراري, (5)
وَ ارفَعني عَن مَصارِعِالذُّنُوبِ كَما وَضَعْتُ لَكَنَفْسى (6)
وَاسْتُرْنى بِسِتْرِكَ كَما تَاَنَّيْتَنى عَنِ الْاِنْتِقامِ مِنّى.(7)
اَللَّهُمَّ وَ ثَبِّتْ فى طاعَتِكَ نِيَّتى (8)
وَ اَحْكِمْ فى عِبادَتِكَ بَصيرَتى (9)
وَ وَفِّقْنى مِنَ الْاَعْمالِ لِما تَغْسِلُ بِهِ دَنَسَ الْخَطايا عَنّى (10)
وَ تَوَفَّنى عَلى مِلَّتِكَ وَ مِلَّةِ نَبِيِّكَ مُحَمَّدٍ -عَلَيهِالسَّلامُ- اِذا تَوَفَّيْتَنى. (11)
اَللَّهُمَّ اِنّى اَتُوبُاِلَيْكَ فى مَقامى هذا مِنْ كَبآئِرِ ذُنُوبى وَ صَغآئِرِها (12)
وَ بَواطِنِ سَيِّئاتى وَ ظَواهِرِها (13)
1) بار خدایا اینک منم که در پیشگاهت مطیع و سر به فرمان آمدهام در اینکه خود به ما گفتى که تو را بخوانیم
2) و از تو وفاى به وعدهاى را که در مورد اجابت دادهاى خواستارم
3) زیرا که فرمودهاى: «مرا بخوانید تا خواسته شما را اجابت کنم».
4) بار خدایا پس بر محمد و آلش درود فرست,
5) و با آمرزش خود با ممن برخورد کن چنانکه من با اعتراف به گناه با تو برخورد کردم
6) و مرا از لغزشگاههاى معاصى برگیر چنانکه من در برابر تو پستى گزیدم
7) و بر من پرده پوشى کن چنانکه در انتقام از من درنگ فرمودى.
8) بار الها نیّتم را در طاعتت استوار کن
9) و بینشم را در عبادتت محکم فرما
10) و مرا به اعمالى موفق کن که به سبب آن چرک گناهان را از من بشویى
11) و هنگام خرج از دنیا مرا بر آئین خود و پیامبرت (علیهالسلام) بمیران.
12) بار الها در این موقعیتى که در آنم از گناهان بزرگ و کوچکم
13) و از گناهان پوشیده و آشکارم
وَ سَوالِفِ زَلاّتى وَ حَوادِثِها (1)
تَوْبَةَ مَنْ لايُحَدِّثُ نَفْسَهُ بِمَعْصِيَةٍ (2)
وَ لايُضْمِرُ اَنْ يَعُودَ - فى خَطيئَةٍ (3)
وَ قَدْ قُلْتَ يا اِلهى فى مُحْكَمِ كِتابِكَ اَنَّكَ تَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبادِكَ (4)
وَ تَعْفُو عَنِ السَّيِّئاتِ (5)
وَ تُحِبُّ التَّوَّابينَ (6)
فَاقْبَلْ تَوْبَتى كَما وَعَدْتَ (7)
وَاعْفُ عَنْ سَيِّئاتى كَما ضَمِنْتَ (8)
وَ اَوْجِبْ لى مَحَبَّتَكَ كَما شَرَطْتَ (9)
وَلَكَ - يا رَبِّ - شَرْطى اَلاَّ اَعُودَ فى مَكْرُوهِكَ (10)
وَ ضَمانى اَنْ لا اَرْجِعَ فى مَذْمُومِكَ (11)
وَ عَهْدى اَنْ اَهْجُرَ جَميعَ مَعاصيكَ(12)
اَللَّهُمَّ اِنَّكَ اَعْلَمُ بِما عَمِلْتُ (13)
فَاغْفِرْ لى ما عَلِمْتَ .(14)
1) و از لغزشهاى گذشته و تازهام به سویت بازمىگردم
2) مانند بازگشت توبه کنندهاى که خیال گناه در درونش نگذرد
3) و فکر برگشتن به گناه را به خاطرش راه ندهد
4) و تو خود اى پروردگار من در کتاب محکمت فرمودى که توبه را از بندگانت مىپذیرى
5) و از سیّئات درمىگذرى
6) و توبهکنندگان را دوست دارى
7) پس براساس وعده خود توبهام را بپذیر
8) و همانطور که ضمانت نمودهاى از گناهانم بگذر
9) و چنانکه شرط فرمودهاى محبتت را بر من لازم فرما
10) و من هم در مقابل این همه عنایت تعهد مىکنم که به آنچه پسند تو نیست برنگردم
11) و ضمانت مىنمایم که به کارى که مورد نکوهش توست بازنگردم
12) و پیمان مىبندم که از تمام گناهان دورى کنم.
13) الهى تو به آنچه از من سرزده آگاهترى
14) پس آنچه را از من خبردارى بیامرز .
وَ اصْرِفْنى بِقُدْرَتِكَ اِلى ما اَحْبَبْتَ اَللَّهُمَّ وَ عَلَىَّ تَبِعاتٌ قَدْ حَفِظْتُهُنَّ (1)
وَ تَبِعاتٌ قَدْ نَسِيتُهُنَّ (2)
وَ كُلُّهُنَّ بِعَيْنِكَ الَّتى لاتَنامُ (3)
وَ عِلْمِكَ الَّذى لايَنْسى (4)
فَعَوِّضْ مِنْها اَهْلَها (5)
وَ احْطُطْ عَنّى وِزْرَها (6)
وَ خَفِّفْ عَنّى ثِقْلَها (7)
وَ اعْصِمْنى مِنْ اَنْ اُقارِفَ مِثْلَها (8)
اَللَّهُمَّ وَ اِنَّهُ لا وَفآءَ لى بِالتَّوْبَةِ اِلاّ بِعِصْمَتِكَ (9)
وَ لاَاسْتِمْساكَ بى عَنِ الْخَطايا اِلاَّ عَنْ قُوَّتِكَ (10)
فَقَوِّنى بِقُوَّةٍ كافِيَةٍ (11)
وَ تَوَلَّنى بِعِصْمَةٍ مانِعَةٍ.(12)
اَللَّهُمَّ اَيُّما عَبْدٍ تابَ اِلَيْكَ وَ هُوَ فى عِلْمِ الْغَيْبِ عِنْدَكَ فاسِخٌ لِتَوْبَتِهِ(13)
وَ عآئِدٌ فى ذَنْبِهِ وَ خَطيئَتِهِ (14)
فَاِنّى اَعُوذُ بِكَ اَنْ اَكُونَ كَذلِكَ (15)
1) و مرا با قدرت خود به سوى آنچه دوست دارى متوجه ساز خداوندا
2) بر ذمّه من و بالهایى است که به یاد دارم
3) و وبالهایى است که فراموشم شده
4) و همه آنها در برابر دیده توست که به خواب نمىرود
5) و نزد علم توست که در آن فراموشى راه ندارد
6) پس در مقابل آن و بالها به صاحبانش عوض بده
7) و وزر آن را از من بریز و سنگینى آن را از دوش جان منبردار
8) و مرا از دستیازى به نظیر آن بازدار
9) الهى مرا قدرت وفاى به توبه خود جز با حفظ تو نیست
10) و توان خوددارى از گناهان ندارم جز به قوّت تو
11) پس مرا با نیروى کافى تقویت کن
12) و خود عهدهدار نیروى بازدارنده از گناهم باش.
13) الهى هر بندهاى که به سویت باز گردد و حضرتت به علم غیبى که دارى مىدانى
14) که او توبهشکن و بازگردنده به گناه و خطاى خویش است
15) پس من به تو پناه مىبرم از آنکه چنین باشم
فَاجْعَلْ تَوْبَتى هذِهِ تَوْبَةً لا اَحْتاجُ بَعْدَها اِلى تَوْبَةٍ (1)
تَوْبَةً مُوجِبَةً لِمَحْوِ ما سَلَفَ (2)
وَالسَّلامَةِ فيما بَقِىَ.(3)
اَللَّهُمَّ اِنّى اَعْتَذِرُ اِلَيْكَ مِنْ جَهْلى (4)
وَ اَسْتَوْهِبُكَ سُوءَ فِعْلى (5)
فَاضْمُمْنى اِلى كَنَفِ رَحْمَتِكَ تَطَوُّلاً (6)
وَ اسْتُرْنى بِسِتْر عافِيَتِكَ تَفَضُّلاً. (7)
اَللَّهُمَّ وَ اِنّى اَتُوبُ اِلَيْكَ مِنْ كُلِّ ما خالَفَ اِرادَتَكَ (8)
اَوْ زالَ عَنْ مَحَبَّتِكَ (9)
مِنْخَطَراتِقَلْبى (10)
وَلَحَظاتِ عَيْنى (11)
وَ حِكاياتِ لِسانى (12)
تَوْبَةً تَسْلَمُ بِها كُلُّ جارِحَةٍ عَلى حِيالِها مِنْ تَبِعاتِكَ (13)
وَ تَاْمَنُ مِمّا يَخافُ الْمُعْتَدُونَ مِنْ اَليمِ سَطَواتِكَ.(14)
اَللَّهُمَّ فَارْحَمْ وَحْدَتى بَيْنَ يَدَيْكَ (15)
وَ وَجيبَ قَلْبى مِنْ خَشْيَتِكَ (16)
وَ اضْطِرابَ اَرْكانى مِنْ هَيْبَتِكَ (17)
فَقَدْ اَقامَتْنى -يارَبِّ- ذُنُوبى مَقامَالْخِزْىِ بِفِنآئِكَ (18)
فَاِنْ سَكَتُّ لَمْيَنْطِقْ عَنّى اَحَدٌ (19)
1) اینک این توبه مرا چنان توبهاى قرار ده که بعد از آن محتاج توبهاى دیگر نباشم
2) توبهاى که سبب محو گناهان گذشته
3) و ایمنى از گناه در بقیّه ایّام عمر باشد.
4) خداوندا از نادانى خود از حضرتت عذر مىخواهم
5) و بخشش از کردار بدم را از تو خواهانم
6) پس از باب احسان مرا در پناه رحمت خویش درآور
7) و از راه تفضل لباس عافیت بر من بپوشان.
8) الهى و از هر چه مخالف خواست تو بوده
9) یا از گردونه محبت تو بیرون مىبرد
10) از خاطراتى که در قلبم گذشته
11) و نگاههاى چشمم
12) و گفتارهاى زبانم
13) چنان توبهاى مىکنم که هر یک از اعضایم به سهم خود از عقوبتت سالم ماند
14) و از انتقام و قهرى که متجاوزگران از آن مىهراسند ایمن گردد.
15) الهى بر تنهائیم در پیشگاهت
16) و تپیدن قلبم از ترست
17) و لرزه اعضایم از هیبتت رحم کن
18) زیرا گناهانم - اى پروردگار من - مرا در عرصه رسوایى و خوارى در پیشگاهت نشانده
19) پس اگر حرف نزنم کسى از جانب من سخن نمىگوید
وَ اِنْ شَفَعْتُ فَلَسْتُ بِاَهْلِ الشَّفاعَةِ(1)
اَللَّهُمَّ صَلِّ - عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِهِ (2)
وَ شَفِّعْ فى خَطاياىَ كَرَمَكَ (3)
وَعُدْ عَلى سَيِّئاتى بِعَفْوِكَ (4)
وَ لاتَجْزِنى جَزآئى مِنْ عُقُوبَتِكَ (5)
وَابْسُطْ عَلَىَّ طَوْلَكَ (6)
وَ جَلِّلْنى بِسِتْرِكَ (7)
وَافْعَلْ بى فِعْلَ عَزيزٍ تَضَرَّعَ اِلَيْهِ عَبْدٌ ذَليلٌ فَرَحِمَهُ (8)
اَوْ غَنِىٍّ تَعَرَّضَ لَهُ عَبْدٌ فَقيرٌ فَنَعَشَهُ.(9)
اَللَّهُمَّ لا خَفيرَ لى مِنْكَ فَلْيَخْفُرْنى عِزُّكَ (10)
وَ لا شَفِيعَ لى اِلَيْكَ فَلْيَشْفَعْ لى فَضْلُكَ (11)
وَ قَدْ اَوْجَلَتْنى خَطاياىَ فَلْيُؤْمِنّى عَفْوُكَ (12)
فَما كُلُّ ما نَطَقْتُ بِهِ عَنْ جَهْلٍ مِنّى بِسُوءِ اَثَرى (13)
وَ لا نِسْيانٍ لِما سَبَقَ مِنْ ذَميمِ فِعْلى (14)
لكِنْ لِتَسْمَعَ سَمآؤُكَ وَ مَنْ فيها (15)
1) و اگر از خود شفاعت کنم چنان نیستم که شفاعتم پذیرفته گردد.
2) بار خدایا بر محمد و آلش درود فرست
3) و کرمت را درباره خطاهایم شفیع من فرما
4) و زشتىهایم را با عفوت از من ببخش
5) و جزایم را از عقوبت خود مساز
6) و دامان احسانت را بر من بگستر
7) و مرا در پرده عفوت بپوشان
8) و با من رفتار شخص پر قدرتى کن که بندهاى ذلیل با زارى به درگاهش رفته و او بر وى ترحم نموده
9) یا ثروتمندى که فقیرى سر راهش نشسته و او از وى دستگیرى نموده
10) بارالها مرا از تو پناهدهندهاى نیست پس باید عزت تو پناهم دهد
11) و براى من شفیعى به سوى تو نیست پس باید فضل تو شفیعم شود
12) و گناهانم مرا در عرصه ترس بُرده پس باید عفو تو مرا ایمن سازد
13) زیرا آنچه بر زبان آوردم از باب جهل به کردار زشتم
14) و در اثر فراموشى کارهاى بد گذشتهام نیست
15) بلکه براى آن است که آسمان تو و هر که در آن است
وَ اَرْضُكَ وَ مَنْ عَلَيْها ما اَظهَرت لَکَ مٍنَ الندَمٍ,(1)
وَ لَجَات اٍلَيکَ فيهٍ مٍنَ التوبه , (2)
فَلَعَل بَعْضَهُمْ بِرَحْمَتِكَ يَرْحَمُنى لِسُوءِ مَوْقِفى (3)
اَوْ تُدْرِكُهُ الرِّقَّةُ عَلَىَّ - لِسُوءِ حالى (4)
فَيَنالَنى مِنْهُ بِدَعْوَةٍ هِىَ اَسْمَعُ لَدَيْكَ مِنْ دُعآئى (5)
اَوْشَفاعَةٍ اَوْ كَدُ عِنْدَكَ مِنْ شَفاعَتى (6)
تَكُونُ بِها نَجاتى مِنْ غَضَبِكَ (7)
وَ فَوْزَتى بِرِضاكَ (8)
اَللَّهُمَّ اِنْ يَكُنِ النَّدَمُ تَوْبَةً اِلَيْكَ فَاَنَا اَنْدَمُ النّادِمينَ (9)
وَ اِنْ يَكُنِ التَّرْكُ لِمَعْصِيَتِكَ اِنابَةً فَاَنَا اَوَّلُ الْمُنيبينَ (10)
وَ اِنْ يَكُنِالْاِسْتِغْفارُ حِطَّةً لِلذُّنُوبِ فَاِنّى لَكَ مِنَ الْمُسْتَغْفِرينَ (11)
1) و زمین تو و هر که بر روى آن است کردم ندامتی را که برای تو آشکار کردم,
2) و توبهاى را که بهسبب آن به تو پناه بردم بشنوند
3) تا مگر یکى از اینان در سایه رحمتت بر پریشانحالیم رحم کند
4) یا براى آشفتگیم بر من رقّت آورد
5) پس از جانب خود دعایى به حال من کند که از دعاى خود من نزد تو به اجابت نزدیکتر باشد
6) یا شفاعتى نصیبم گردد که از شفاعت خودم نزد تو استوارتر جلوه کند
7) و رهاییم از خشم تو
8) و دستیابیم به خشنودیت در آن باشد.
9) الهى اگر پشیمانى در پیشگاه حضرتت توبه است پس من از همه پشیمانترم
10) و اگر ترک گناه بازگشت محسوب مىشود پس اولین بازگشت کننده منم
11) و اگر استغفار سبب ریختن گناهان است پس من در برابرت از استغفار کنندگانم
اَللَّهُمَّ فَكَما اَمَرْتَ بِالتَّوْبَةِ وَ ضَمِنْتَ الْقَبُولَ (1)
وَ حَثَثْتَ عَلَى الدُّعآءِ وَ وَعَدْتَ الْاِجابَةَ (2)
فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَالِهِ (3)
وَاقْبَلْتَوْبَتى (4)
وَلاتَرْجِعْنىمَرْجِعَ الْخَيْبَةِ مِنْ رَحْمَتِكَ (5)
اِنَّكَ اَنْتَ التَّوّابُ عَلَى الْمُذْنِبينَ (6)
وَ الرَّحيمُ لِلْخاطِئينَ الْمُنيبينَ (7)
اَللَّهُمَّ صَلِعَلَى مُحَمَّدٍ وَالِهِ كَماهَدَيْتَنا بِهِ (8)
وَ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِهِ كَمَا اسْتَنْقَذْتَنا بِهِ (9)
وَ صَلِعَلى مُحَمَّدٍ وَ الِهِ صَلوةً تَشْفَعُ لَنا يَوْمَ الْقِيمَةِ وَ يَوْمَ الْفاقَةِ اِلَيْكَ (10)
اِنَّكَ عَلى كُلِّ شَىْءٍ قَديرٌ (11)
وَ هُوَ عَلَيْكَ يَسيرٌ.(12)
1) بارالها همانگونه که به توبه و بازگشت فرمان دادى و پذیرش آن را ضمانت فرمودى
2) و بر دعا ترغیب نمودى و نسبت به آن وعده اجابت دادى
3) پس بر محمد و آلش درود فرست
4) و توبهام را قبول کن
5) و از رحمتت نومید و مأیوسم باز مگردان
6) زیرا که حضرتت پذیرنده توبه گناهکاران
7) و بخشنده خطاپیشگانى هستى که از صمیم دل به تو بازمىگردند.
8) بار الها بر محمد و آلش دورد فرست همچنان که به وسیله او ما را هدایت فرمودى
9) و بر محمد و آلش درود فرست همچنان که به سبب او ما را رهایى کرامت کردى
10) و بر محمد و آلش درود فرست چنان درودى که در قیامت و در روز نیاز به تو از ما شفاعت کند
11) که تو بر هر چیز توانایى
12) و آن بر تو سهل و آسان است.
وَ كان مِن دعائِه عليهالسلام بَعدَالفَراغِ مِنْ صَلوةِاللَّيْلِ لِنَفْسِهِ فِىالْاِعْترافِ بِالذَّنْبِ(1)
اَللَّهُمَّ يا ذَاالْمُلْكِ الْمُتَاَبِّدِ بِالْخُلُودِ (2)
وَ السُّلْطانِ الْمُمْتَنِعِ بِغَيْرِ جنود و لااعوان,(3)
و القز الباقي علي مر الدهور و خوالي الْاَعْوامِ وَ مَواضِى الْاَزْمانِ وَالْاَيّامِ(4)
عَزَّ سُلْطانُكَ عِزّاً لا حَدَّ لَهُ بِاَوَّلِيَّةٍ(5)
وَ لا مُنْتَهى لَهُ بِاخِرِيَّةٍ (6)
وَاسْتَعْلى مُلْكُكَ عُلُوّاً سَقَطَتِالْاَشْيآءُ دُونَ بُلُوغِ اَمَدِهِ (7)
وَلايَبْلُغُ اَدْنى مَااسْتَاْثَرْتَ بِهِ مِنْ ذلِكَ اَقْصى نَعْتِ النَّاعِتينَ (8)
1) «دعاى آن حضرت براى خود پس از فراغ از نماز شب در اعتراف به گناه»
2) بار الها اى دارنده ملک ابدى و جاوید
3) و سلطنت دستنایافتنى بدون سپاه و دستیاران
4) و عزّت باقى که با گذشت روزگاران و سالهاى گذشته و زمانها و روزهاى سپرى شده باقى است
5) فرمانروایى و حکومتت چنان غالب است که اول آن را حدى
6) و آخر آن را نهایتى نیست
7) و پادشاهیت چنان بلند پایه است که همه چیز از دسترسى به قلّه آن فرومانده است
8) و دورترین توصیف واصفان به پایینترین مرتبه از بلندى و رفعتى که به خود اختصاص دادهاى نمىرسد
ضَلَّتْ فيكَ الصِّفاتُ (1)
وَ تَفَسَّخَتْ دُونَكَالنُّعُوتُ (2)
وَ حارَتْ فى كِبْرِيآئِكَ لَطآئِفُ الْاَوْهامِ (3)
كَذلِكَ اَنْتَ اللَّهُ الْاَوَّلُ فى اَوَّلِيَّتِكَ (4)
وَ عَلى ذلِكَ اَنْتَ دآئِمٌ لاتَزُولُ (5)
وَ اَنَا الْعَبْدُ الضَّعيفُ عَمَلاً (6)
الْجَسيمُ اَمَلاً(7)
خَرَجَتْ مِنْ يَدى اَسْبابُ الْوُصُلاتِ اِلاّ ما وَصَلَهُ رَحْمَتُكَ(8)
وَ تَقَطَّعَتْ عَنّى عِصَمُ الْامالِ اِلاّ ما اَنَا مُعْتَصِمٌ بِهِ مِنْ عَفْوِكَ (9)
قَلَّ عِنْدى ما اَعْتَدُّ بِهِ مِنْ طاعَتِكَ (10)
وَ كَثُرَ عَلَىَّ مااَبُوءُ بِهِمِنْ مَعْصِيَتِكَ (11)
وَلَنْ يَضيقَ عَلَيْكَ عَفْوٌ عَنْ عَبْدِكَ وَ اِنْ اَسآءَ (12)
فَاعْفُ عَنّى. (13)
1) اوصاف در مقام وصفت سرگشتهاند
2) و تعریفها در پاى حضرتت از هم گیسختهاند
3) و در عرصهگاه کبریائیت دقیقترین تصورات سرگردانند
4) تو اى خداى ازلى در ازلیتت اینچنین بودهاى
5) و دائم و جاودان بر این مرحله خواهى بود
6) و منم آن بنده با عمل اندک
7) و آرزوى بسیار
8) که وسائل پیوند با تو از کفم بیرون رفته مگر آنچه رحمتت آن را متصل نموده
9) و رشتههاى امیدم از من گسسته مگر آنچه از عفو تو که به آن چنگ زدهام
10) طاعتى که به حساب آورم اندک
11) و معصیتى که به آن اعتراف کنم بسیار است
12) و عفو و بخشش از بندهات بر تو سخت نیاید اگر چه بد کرده باشد
13) پس مرا عفو کن
اَللَّهُمَّ وَ قَدْ اَشْرَفَ عَلى خَفايَا الْاَعْمالِ عِلْمُكَ (1)
وَ انْكَشَفَ كُلُّ مَسْتُورٍ دُونَ خُبْرِكَ (2)
وَ.لاتَنْطَوى عَنْكَ دَقآئِقُ الْاُمُورِ (3)
وَ لاتَعْزُبُ عَنْكَ غَيِّباتُ السَّرآئِرِ (4)
وَقَدِ اسْتَحْوَذَ عَلَىَّ عَدُوُّكَ الَّذِى اسْتَنْظَرَكَ لِغَوايَتى فَاَنْظَرْتَهُ (5)
وَ اسْتَمْهَلَكَ اِلى يَوْمِ الدّينِ لِاِضْلالى فَاَمْهَلْتَهُ (6)
فَاَوْقَعَنى وَقَدْ هَرَبْتُ اِلَيْكَ مِنْ صَغآئِرِ ذُنُوبٍ مُوبِقَةٍ (7)
وَكَبآئِرِ اَعْمالٍ مُرْدِيَةٍ (8)
حَتّى اِذا قارَفْتُ مَعْصِيَتَكَ (9)
وَ اسْتَوْجَبْتُ بِسُوءِ سَعْيى سَخَطَتَكَ (10)
فَتَلَ عَنّى عِذارَ غَدْرِهِ (11)
وَ تَلَقّانى بِكَلِمَةِ كُفْرِهِ (12)
1) بار الها دانش تو بر اعمال نهانى واقف است
2) و هر پوشیدهاى در برابر آگاهیت آشکار
3) و دقایق امور از نظرت پنهان نیست
4) و رازهاى نهان از تو مخفى نمىماند
5) و همانا بر من چیره شده است دشمن تو که براى گمراه کردن من از تو فرصت خواسته و تو بنا بر مصالحى فرصتش دادى
6) و براى منحرف کردن من تا روز قیامت از تو مهلت خواسته و تو مهلتش دادى
7) پس این دشمن غدّار مرا به زمین زد در حالى که از گناهان کوچک هلاک کننده
8) و معصیتهاى بزرگ تباهکننده به سوى تو گریختم
9) تا چون دچار معصیت تو شدم
10) و بر اثر کوشش زشتم مستحق خشم تو گشتم
11) عنان حیله و تزویر خود را از من بازگردانید
12) و با کلمه کفر خود با من روبرو شد
وَ تَوَلَّى الْبَرآئَةَ مِنّى (1)
وَ اَدْبَرَ مُوَلِّياً عَنّى (2)
فَاَصْحَرَنى لِغَضَبِكَ فَريداً (3)
وَ اَخْرَجَنى اِلى فِنآءِ نَقِمَتِكَ طَريداً (4)
لاشَفيعٌ يَشْفَعُ لىاِلَيْكَ (5)
وَ لا خَفيرٌ يُؤْمِنُنى عَلَيْكَ (6)
وَ لا حِصْنٌ يَحْجُبُنى عَنْكَ (7)
وَ لا مَلاذٌ اَلْجَاُ اِلَيْهِ مِنْكَ. (8)
فَهذا مَقامُ الْعآئِذِ بِكَ (9)
وَ مَحَلُّ الْمُعْتَرِفِ لَكَ (10)
فَلايَضيقَنَّ عَنّى فَضلکَ,(11)
وَلايَقصرَن دوني عَفوکَ, (12)
وَلااکن اَخيَبَ عٍبادٍکَ التّآئِبينَ (13)
وَ لا اَقْنَطَ وُفُودِكَ الْامِلينَ (14)
وَ اغْفِرْ لى (15)
1) و از من بیزارى جست
2) و به من پشت کرده به راه افتاد
3) و مرا در معرض خشم تو تنها گذاشت
4) و در عرصهگاه انتقام تو رها ساخت
5) نه کسى از من به درگاهت شفاعت کند
6) و نه پناه دهندهاى در برابرت امانم دهد
7) و نه هیچ دژ استوارى مرا از تو مانع نگردد
8) و نه پناهگاهى هست که از تو به آن پناه برم
9) اینک در مقام پناهآورنده به تو
10) و اقرار کننده به گناه ایستادهام
11) پس مباد که فضل تو از من تنگی گیرد,
12) و عفو و بخششت از من کوتاه آید
13) و مباد که من زیانمندترین بندگان توبهکارت
14) و ناامیدترین کسانى باشم که بر خوان نعمتت نشستهاند
15) و مرا بیامرز
اِنَّكَ خَيْرُ الْغافِرينَ.(1)
اَللَّهُمَّ اِنَّكَ اَمَرْتَنى فَتَرَكْتُ (2)
وَ نَهَيْتَنى فَرَكِبْتُ (3)
وَ سَوَّلَ لِىَ الْخَطآءَ خاطِرُ السُّوءِ فَفَرَّطْتُ (4)
ولااَسْتَشْهِدُ عَلى صِيامى نَهاراً (5)
وَ لا اَسْتَجيرُ بِتَهَجُّدى لَيْلاً (6)
وَ لاتُثْنى عَلَىَّ بِاِحْيآئِها سُنَّةٌ (7)
حاشى فُرُوضِكَ الَّتى مَنْ ضَيَّعَها هَلَكَ (8)
وَ لَسْتُ اَتَوَسَّلُ اِلَيْكَ بِفَضْلِ نافِلَةٍ مَعَ كَثيرِ ما اَغْفَلْتُ مِنْ وَظآئِفِ فُرُوضِكَ(9)
وَ تَعَدَّيْتُ عَنْ مَقاماتِ حُدُودِكَ اِلى حُرُماتٍ انْتَهَكْتُها (10)
وَ كَبآئِرِ ذُنُوبٍ اجْتَرَحْتُها (11)
1) که تو بهترین آمرزندگانى.
2) الهى مرا فرمان دادى و من فروگذاشتم
3) و مرا نهى کردى و من مرتکب شدم
4) و اندیشه سوء گناه را در نظرم آراست پس تقصیر کردم
5) نه روزى را به روزهگرفتنم گواه مىگیرم
6) و نه به بیدارى شبى پناه مىگیرم
7) و نه سنّتى را برپا داشتهام تا از من به خوبى یاد کند
8) جز واجبات تو که هر کس آنها را ضایع کند هلاک شود کارى نکردهام
9) و نه نافلهاى بجاى آوردهام تا به سبب آن دست توسّل به تو زنم در صورتى که بسیارى از شروط واجبات را به غفلت فروگذاشتهام
10) و از حدود و مقرّرات تو تجاوز کرده پرده حرمتهایى را دریدهام
11) و گناهان بزرگى مرتکب شدهام
كانَتْ عافِيَتُكَ لى مِنْ فَضآئِحِها سِتْراً. (1)
وَ هذا مَقامُ مَنِاسْتَحْيى لِنَفْسِهِ مِنْكَ (2)
وَ سَخِطَ عَلَيْها وَ رَضِىَ عَنْكَ (3)
فَتَلَقَّاكَ بِنَفْسٍ خاشِعَةٍ (4)
وَ رَقَبَةٍ خاضِعَةٍ (5)
وَ ظَهْرٍ مُثْقَلٍ مِنَ الْخَطايا (6)
واقِفاً بَيْنَ الرَّغْبَةِ اِلَيْكَ وَ الرَّهْبَةِ مِنْكَ (7)
وَ اَنْتَ اَوْلى مَنْ رَجاهُ (8)
وَاَحَقُّ مَنْخَشِيَهُ وَاتَّقاهُ.(9)
فَاَعْطِنى يارَبِّ مارَجَوْتُ وَامِنّى.(10)
ما حَذِرْتُ وَعُدْ عَلَىَّ بِعآئِدَةِ رَحْمَتِكَ (11)
اِنَّكَ اَكْرَمُ الْمَسْئُولينَ.(12)
1) که فقط عافیت تو در برابر رسواییهایم بر من پرده پوشیده است
2) و این جایگاه کسى است که به خاطر خود از تو شرمگین
3) و بر خود خشمگین و از تو خشنود است
4) پس با دلى شکسته
5) و گردنى فروافکنده
6) و پشتى از گناهان گرانبار و خمیده با تو روبرو شده
7) در میان بیم و امیدِ به تو ایستاده
8) و تو شایستهتر کسى هستى که به او امید ورزد
9) و سزاوارتر کسى هستى که از او بترسد و پروا کند
10) الهى پس آنچه را امید دارم به من بخشش
11) و از آنچه مىترسم ایمنم فرما و رحمتت را شامل حالم کن
12) که تو کریمترین کسى هستىکه از او درخواست شود.
اَللَّهُمَّ وَ اِذْ سَتَرْتَنى بِعَفْوِكَ (1)
وَ تَغَمَّدْتَنى بِفَضْلِكَ فى دارِ الْفَنآءِ بِحَضْرَةِ الْاَكْفآءِ (2)
فَاَجِرْنى مِنْ فَضيحاتِ دارِ الْبَقآءِ عِنْدَ مَواقِفِ الْاَشْهادِ مِنَ الْمَلآئِكَةِ الْمُقَرَّبينَ (3)
وَ الرُّسُلِ الْمُكَرَّمينَ (4)
وَالشُّهَدآءِ وَ الصّالِحينَ (5)
مِنْ جارٍ كُنْتُ اُكاتِمُهُ سَيِّئاتى (6)
وَ مِنْ ذى رَحِمٍ كُنْتُ اَحْتَشِمُ مِنْهُ فى سَريراتى (7)
لَمْ اَثِقْ بِهِمْ رَبِّ فِى السَّتْرِ عَلَىَّ (8)
وَ وَثِقْتُ بِكَ رَبِّ فِى الْمَغْفِرَةِ لى (9)
وَ اَنْتَ اَوْلى مَنْ وُثِقَ بِهِ (10)
وَ اَعْطى مَنْ رُغِبَ اِلَيْهِ (11)
وَ اَرْاَفُ مَنِ اسْتُرْحِمَ فَارْحَمْنى (12)
1) بار الها اکنون که مرا به پرده عفو خود پوشاندى
2) و در این جهان فانى در معرض دید همدوشان غرق بخشش خود نمودى
3) پس مرا از رسواییهاى جهان باقى در برابر حضار و بینندگان از فرشتگان مقرّب
4) و پیامبران گرامى
5) و شهدا و صالحین پناه ده
6) از همسایهاى که زشتیهایم را از او مىپوشاندم
7) و از خویشاوندى که در کارهاى پنهانى خود از او شرم مىداشتم -
8) که - الهى به پردهپوشى ایشان اعتماد نداشتم
9) و به تو اطمینان کردم اى خداى من که مرا ببخشى
10) وتوسزاوارکسىهستىکهبهاو اعتمادشود
11) وبخشندهترکسى هستىکهبهاو روىآورده شود
12) و مهربانتر کسى هستى که مهرش خواسته شود پس بر من رحمت آر
اَللَّهُمَّ وَ اَنْتَ حَدَرْتَنى مآءً مَهيناً مِنْ صُلْبٍ مُتَضآئِقِ الْعِظامِ (1)
حَرِجِ الْمَسالِكَ (2)
اِلى رَحِمٍ ضَيِّقَةٍ سَتَرْتَها بِالْحُجُبِ (3)
تُصَرِّفُنى حالاً عَنْ حالٍ (4)
حَتَّى انْتَهَيْتَ بى اِلى تَمامِ الصُّورَةِ (5)
وَ اَثْبَتَفِىَّ الْجَوارِحَ (6)
كَما نَعَتَّ فى كِتابِكَ (7)
: نُطْفَةً ثُمَّ عَلَقَةً ثُمَّ مُضْغَةً(8)
ثُمَّ عَظْماً ثُمَّ كَسَوْتَ الْعِظامَ لَحْماً (9)
ثُمَّ اَنْشَاْتَنى خَلْقاً اخَرَكَما شِئْتَ (10)
حَتّى اِذَا احْتَجْتُ اِلى رِزْقِكَ (11)
وَ لَمْ اَسْتَغْنِ عَنْ غِياثِ فَضْلِكَ (12)
جَعَلْتَ لى قُوتاً مِنْ فَضْلِ طَعامٍ وَ شَرابٍ اَجْرَيْتَهُ لِأَمَتِكَ الَّتىاَسْكَنْتَنى جَوْفَها (13)
وَ اَوْدَعْتَنى قَرارَ رَحِمِها. (14)
وَلَوْ تَكِلُنى - يا رَبِّ- فى تِلْكَ الْحالاتِ اِلى حَوْلى (15)
اَوْ تَضْطَرُّنى اِلى قُوَّتى (16)
1) الهى تو مرا به صورت آبى کمارزش از پشتى که استخوانهایش درهم فشرده
2) و راههایش بس تنگ است
3) به تنگناى رحم که آن را به پردههاپوشیدهاى سرازیر کردى
4) در حالى که مرا از مرحلهاى به مرحله دیگر گرداندى
5) تا وقتى که به کمال صورت رساندى
6) و اعضاء را در پیکر من برقرار نمودى
7) همانگونه که «در کتابت وصف فرمودى:
8) نطفه سپس علقه آنگاه مضغه
9) سپس استخوانبندى و بعد استخوانها را به گوشت پوشاندى
10) و آنگاه مرا بدانگونه که خواستى به مرحلهاى دیگر از آفرینش درآوردى
11) تا آنجا که وقتى به روزى تو نیاز پیدا کردم
12) و از یارى احسانت بىنیاز نبودم برایم روزى فراهم نمودى
13) از زیادى آن مقدار خوردنى و آشامیدنى کنیزت که مرا در اندرونش جاى دادى
14) و در رحم او به ودیعت سپردى
15) و اگر مرا -اى خداى من- در چنین حالات بهتدبیر خویشم وا مىگذاشتى
16) یا ناچارم مىکردى که از نیروى خود بهرهگیرم
لَكانَ الْحَوْلُ عَنّى مُعْتَزِلاً (1)
وَ لَكانَتِ الْقُوَّةُ مِنّى بَعيدَةً (2)
فَغَذَوْتَنى بِفَضْلِكَ غِذآءَ الْبَرِّ اللَّطيفِ (3)
تَفْعَلُ ذلِكَ بى تَطَوُّلاً عَلَىَّ اِلى غايَتى هذِهِ (4)
لا اَعْدَمُ بِرَّكَ (5)
وَ لا يُبْطِىءُ - بى حُسْنُ صَنيعِكَ (6)
وَ لاتَتَاَكَّدُ مَعَ ذلِكَ ثِقَتى (7)
فَاَتَفَرَّغَ لِما هُوَ اَحْظى لى عِنْدَكَ (8)
قَدْ مَلَكَ الشَّيْطانُ عِنانى فى سُوءِ الظَّنِّ وَ ضَعْفِ الْيَقينِ (9)
فَاَنَا اَشْكُو سُوءَ مُجاوَرَتِهِ لى وَ طاعَةَ نَفْسى لَهُ (10)
وَ اَسْتَعْصِمُكَ مِنْ مَلَكَتِهِ (11)
وَ اَتَضَرَّعُ اِلَيْكَ فى صَرْفِ كَيْدِهِ عَنّى (12)
1) همانا که توان راهیابى به هدف از من کناره مىگرفت
2) و نیرو و قوّت از من دور مىشد
3) پس به فضل و احسانت چون شخصى نیکوکار و دلسوز به من غذا دادى
4) و آنهمه لطف را از سر تفضل تا بدین پایه که رسیدهام همچنان دربارهام بجا مىآورى
5) از خیرت محروم نمىگردم
6) و خوبى اِنعامت دربارهام به تأخیر نمىافتد
7) و با این وجود اعتمادم به تو محکم نمىشود
8) تا کوشش خود را در کارى که برایم نزد تو سودمندتر است بهکار برم
9) شیطان مهارم را در بدبینى و ضعف یقین به دست گرفته
10) از این رو از بدرفتارى او و پیروى نفسم از این موجود خطرناک شکایت دارم
11) و از چیرگى او بر خودم از تو پناه مىجویم
12) و به تو زارى مىکنم تا مکر او را از من بگردانى
وَاَسْئَلُكَ فىاَنْ تُسَهِّلَ اِلى رِزْقى سَبيلاً.(1)
فَلَكَ الْحَمْدُ عَلَى ابْتِدآئِكَ بِالنِّعَمِ الْجِسامِ (2)
وَ اِلْهامِكَ الشُّكْرَ عَلَى الْاِحْسانِ وَ الْاِنْعامِ. (3)
فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِهِ (4)
وَ سَهِّلْ عَلَىَّ رِزْقى (5)
وَ اَنْ تُقَنِّعَنى بِتَقْديرِكَ لى (6)
وَ اَنْ تُرْضِيَنى بِحِصَّتى فيما قَسَمْتَ لى (7)
وَ اَنْ تَجْعَلَ ما ذَهَبَ مِنْ جِسْمى وَ عُمْرى فى سَبيلِ طاعَتِكَ (8)
اِنَّكَ خَيْرُ الرّازِقينَ. اَللَّهُمَّ(9)
اِنّى اَعوُذُ بِكَ مِنْ نارٍ تَغَلَّظْتَ بِها عَلى مَنْ عَصاكَ (10)
وَ تَوَعَّدْتَ بِها مَنْ صَدَفَ عَنْ رِضاكَ (11)
وَ مِنْ نارٍ نُورُها ظُلْمَةٌ (12)
1) و از تو مىخواهم که براى بهدست آوردن روزى راهى آسان فرارویم قرار دهى.
2) پس حمد تو را بر آنکه نعمتهاى بزرگ را آغاز نمودى
3) و شکر بر احسان و انعام را الهام فرمودى.
4) پس بر محمد و آلش درود فرست
5) و روزیم را بر من آسان کن
6) و مرا به اندازهاى که برایم مقرر کردهاى قانع ساز
7) و به سهم خودم در آنچه قسمتم کردهاى خشنود کن
8) و آنچه از جسم و عمرم صرف شده در راه طاعت خود به حساب آر
9) که تو بهترین روزى دهندگانى
10) الهى به تو پناه مىبرم از آتشى که به سبب آن بر هر که تو را معصیت نموده سختگرفتهاى
11) و هر که را روى از خشنودیت گردانده وعده عذاب دادهاى
12) و از آتشى که نورش تاریکى
وَ هَيِّنُها اَليمٌ (1)
وَ بَعيدُها قَريبٌ (2)
وَ مِنْ نارٍ يَاْكُلُ بَعْضَها بَعْضٌ (3)
وَ يَصُولُ بَعْضُها عَلى بَعْضٍ (4)
وَ مِنْ نارٍ تَذَرُ الْعِظامَ رَميماً (5)
وَ تَسْقى اَهْلَها حَميماً (6)
وَمِنْ نارٍ لاتُبْقى عَلى مَنْ تَضَرَّعَ اِلَيْها (7)
وَ لا تَرْحَمُ مَنِ اسْتَعْطَفَها (8)
وَ لاتَقْدِرُ عَلَى التَّخْفيفِ عَمَّنْ خَشَعَ لَها وَ اسْتَسْلَمَ اِلَيْها (9)
تَلْقى سُكَّانَها بِاَحَرِّ ما لَدَيْها مِنْ اَليمِالنَّكالِ وَ شَديدِالْوَبالِ. (10)
1) و ملایمش دردناک
2) و دورش نزدیک است
3) و از آتشى که بعضى از آن بعض دیگر را مىخورد
4) و بخشى بر بخش دیگر حمله مىبرد
5) و از آتشى که استخوان را مىپوساند
6) و ساکنین خود را از آب جوشان سیراب مىکند
7) و از آتشى که بر زارىکنندگان رحم نمىآورد
8) و به کسىکه از او مهر جوید مهر نمىورزد
9) و داراى آن قدرت نیست که از رنج کسى که نزد او فروتنى مىکند و در مقابلش سر تسلیم به زیر مىآورد بکاهد
10) آتشى که با ساکنین خود با دردناکترین عذاب و سختترین وبال برخورد مىکند.
وَاَعُوذُ بِكَ مِنْعَقارِبِهَا الْفاغِرَةِ اَفْواهُها (1)
وَ حَيّاتِهَا الصّالِقَةِ بِاَنْيابِها (2)
وَ شَرابِهَا الَّذى يُقَطِّعُ اَمْعآءَ وَ اَفْئِدَةَ سُكّانِها (3)
وَ يَنْزِعُ قُلُوبَهُمْ (4)
وَ اَسْتَهْديكَ لِما باعَدَ مِنْها وَ اَخَّرَ عَنْها.(5)
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِهِ .(6)
وَ اَجِرْنى مِنْها بِفَضْلِ رَحْمَتِكَ (7)
وَ اَقِلْنى عَثَراتى بِحُسْنِ اِقالَتِكَ (8)
وَ لا تَخْذُلْنى يا خَيْرَ الْمُجيرينَ (9)
اَللَّهُمَّ اِنَّكَ تَقِى الْكَرِيهَةَ (10)
1) و به تو پناه مىبرم از عقربهاى دهان گشودهاش
2) و مارهاى نیشزنندهاش
3) و از آشامیدنیش که امعاء و احشاء ساکنین خود را پاره پاره مىکند
4) و دلهایشان را برمىکَند.
5) و راهنمایى تو را به آنچه مرا از آن آتش دور سازد و عقب اندازد خواستارم
6) بار خدایا بر محمد و آلش دورد فرست
7) و مرا به فضل و رحمت خود از آن آتش پناه ده
8) و به حسن چشمپوشیت از لغزشهایم درگذر
9) و مرا اى بهترین پناه دهندگان خوار مساز
10) الهى تو بندگانت را از ناخوشایند حفظ مىکنى
وَ تُعْطِى الْحَسَنَةَ (1)
وَ تَفْعَلُ ما تُريدُ (2)
وَ اَنْتَ عَلى كُلِّ شَىْءٍ قَديرٌ(3)
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِهِ اِذا ذُكِرَ الْاَبْرارُ (4)
وَ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِهِ مَا اخْتَلَفَ اللَّيْلُ وَ النَّهارُ (5)
صَلوةً لايَنْقَطِعُ مَدَدُها (6)
وَ لايُحْصى عَدَدُها (7)
صَلوةً تَشْحَنُ الْهَوآءَ (8)
وَ تَمْلَأُ الْاَرْضَ وَ السَّمآءَ (9)
صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ حَتّى يَرْضى (10)
وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ الِهِ بَعْدَ الرِّضا (11)
صَلوةً لا حَدَّ لَها وَ لامُنْتَهى (12)
يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ.(13)
1) و خوبى را عطا مىکنى
2) و هر چه بخواهى بجا مىآورى
3) و تو بر هر چیز توانایى
4) الهى بر محمد و آلش درود فرست هر گاه که یاد نیکان شود
5) و بر محمد و آلش درود فرست تا زمانى که شب و روز در رفت و آمدند
6) چنان درودى که پایان نپذیرد
7) و به حساب درنیاید
8) درودى که فضا را آکنده کند
9) و زمین و آسمان را پر کند
10) خداى بر حضرتش درود فرستد تا زمانى که خشنود گردد
11) و خداى بر او و آلش درود فرستد پس از آن خشنودى
12) درودى که هیچ مرز و پایانى ندارد
13) اى مهربانترین مهربانان.
وَ كان مِن دعائِه عليهالسَّلام فِى الْاِسْتِخارَةِ(1)
اَللَّهُمَّ اِنّى اَسْتَخيرُكَ بِعِلْمِكَ (2)
فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِهِ (3)
وَاقْضِ لىبِالْخِيَرَةِ (4)
وَاَلْهِمْنا مَعْرِفَةَالْاِخْتِيارِ (5)
وَاجْعَلْ ذلِكَ ذَرِيعَةً اِلَى الرِّضا بِما قَضَيْتَ لَنا (6)
وَالتَّسْليمِ لِما حَكَمْتَ (7)
فَاَزِحْ عَنَّا رَيْبَ الْاِرْتِيابِ (8)
وَ اَيِّدْنا بِيَقينِ الْمُخْلِصينَ (9)
1) «دعادر طلب خیر از خداوند»
2) خداوندا از تو به سبب دانشت (که به همه چیز آگاهى) درخواست خیر دارم
3) پس بر محمد و آلش درود فرست
4) و در حقّم به خیر حکم کن
5) و شناخت آنچه را که برایمان اختیار کردى به ما الهام فرما
6) و آن را براى ما سبب خشنودى به قضایت
7) و تسلیم به حُکمت قرار ده
8) پس دلهره شک را از ما دور کن
9) - و ما را به یقین مخلصین تأیید فرما
وَ لاتَسُمْنا عَجْزَ الْمَعْرِفَةِ عَمّا تَخَيَّرْتَ فَنَغْمِطَ قَدْرَكَ (1)
وَ نَكْرَهَ مَوْضِعَ رِضاكَ (2)
وَ نَجْنَحَ اِلَى الَّتى هِىَ اَبْعَدُ مِنْ حُسْنِ الْعاقِبَةِ (3)
وَ اَقْرَبُ اِلى ضِدِّ الْعافِيَةِ.(4)
حَبِّبْ اِلَيْنا ما نَكْرَهُ مِنْ قَضآئِكَ (5)
وَ سَهِّلْ عَلَيْنا ما نَسْتَصْعِبُ مِنْ حُكْمِكَ (6)
وَ اَلْهِمْنَا الْاِنْقِيادَ لِما اَوْرَدْتَ عَلَيْنا مِنْ مَشِيَّتِكَ (7)
حَتّى لانُحِبَّ تَاْخِيرَ ما عَجَّلْتَ (8)
وَ لاتَعْجيلَ ما اَخَّرْتَ (9)
وَ لا نَكْرَهَ ما اَحْبَبْتَ (10)
وَ لانَتَخَيَّرَ ما كَرِهْتَ. (11)
وَ اخْتِمْ لَنا بِالَّتى هِىَ اَحْمَدُ عاقِبَةً (12)
وَ اَكْرَمُ مَصيراً (13)
اِنَّكَ تُفيدُ الْكَريمَةَ (14)
وَ تُعْطِى الْجَسيمَةَ (15)
وَ تَفْعَلُ ما تُريدُ (16)
وَ اَنْتَ عَلى كُلِّ شَىْءٍ قَديرٌ.(17)
1) و ما را دچار فروماندگى از معرفت آنچه برایمان اختیار کردهاى مکن که قدر حضرتت را سبک انگاریم
2) و مورد رضاى تو را ناپسند داریم
3) و به چیزى که از حسن عاقبت دورتر
4) و به خلاف عافیت نزدیکتر است میل پیدا کنیم.
5) آنچه را از قضاى خود که ما از آن اکراه داریم محبوب قلبمان کن
6) و آنچه را از حکم تو سخت مىپنداریم بر ما آسان ساز
7) و گردن نهادن به آنچه از مشیّت و ارادهات بر ما وارد آوردهاى به ما الهام فرما
8) تا تأخیر آنچه را تعجیل فرمودى
9) و تعجیل آنچه را به تأخیر انداختى دوست نداریم
10) و هر آنچه محبوب توست ناپسند ندانیم
11) و آنچه را تو نمىپسندى انتخاب نکنیم.
12) و کار ما را به آنچه عاقبتش پسندیدهتر
13) و مآلش بهتر است پایان بخش
14) که تو عطاى نفیس مرحمت مىکنى
15) و نعمتهاى بزرگ مىبخشى
16) و هر چه مىخواهى
17) آن کنى و بر هر چیز قدرت دارى.
وَ كان مِن دعائِه عليهالسلام اِذَا ابْتُلِىَ اَوْ رَاى مُبْتَلًى بِفَضيحَةٍ بِذَنْبٍ(1)
اَللَّهُمَّ لَكَ الْحَمْدُ عَلى سِتْرِكَ بَعْدَ عِلْمِكَ (2)
وَ مُعافاتِكَ بَعْدَ خُبْرِكَ (3)
فَكُلُّنا قَدِ اقْتَرَفَ الْعائِبَةَ فَلَمْ تَشْهَرْهُ (4)
وَ ارْتَكَبَ الْفاحِشَةَ فَلَمْ تَفْضَحْهُ (5)
وَ تَسَتَّرَ بِالْمَساوى فَلَمْ تَدْلُلْ عَلَيْهِ كَمْ نَهْىٍ لَكَ قَدْ اَتَيْناهُ.(6)
وَ اَمْرٍ قَدْ وَقَفْتَنا عَلَيْهِ فَتَعَدَّيْناهُ (7)
وَ سَيِّئَةٍ اكْتَسَبْناها (8)
وَ خَطيئَةٍ ارْتَكَبْناها (9)
كُنْتَ الْمُطَّلِعَ عَلَيْها دُونَ النّاظِرينَ (10)
وَالْقادِرَ عَلى اِعْلانِها فَوْقَ الْقادِرينَ (11)
كانَتْ عافِيَتُكَ لَنا حِجاباً دُونَ اَبْصارِهِمْ (12)
وَ رَدْماً دُونَ اَسْماعِهِمْ فَاجْعَلْ ما سَتَرْتَ مِنَ الْعَوْرَةِ .(13)
وَ اَخْفَيْتَ مِنَ الدَّخيلَةِ (14)
واعِظاً لَنا (15)
1) «دعابه وقتى که گرفتار مىشدند»
2) خداوندا سپاس تو را که مىدانى و پرده مىپوشى
3) و آگاهى و در مىگذرى
4) زیرا هر کدام از ما به ارتکاب زشتیها برخاسته و رسوایش ننمودى
5) و به اعمال ناروا دست زده و او را مفتضح نکردى
6) و در پنهانى بدىها مرتکب شده و تو سرّش را فاش ننمودى چه بسا بدیها که مرتکب شدیم .
7) و چه فرمانهایى که ما را بر آنها بازداشتى و ما از آنها تجاوز کردیم
8) چه زشتىها که کسب کردیم
9) و چه گناهان که به انجامش برخاستیم
10) در حالى که تو از بین بینندگان بر آن آگاه بودى
11) و در افشاى آن بیش از توانداران توان داشتى
12) اما عفو و چشمپوشى تو براى ما در برابر دیدگان ایشان پردهاى
13) و در مقابل گوششان سدّى بود پس این پوشاندن عیبها .
14) و پنهان نگاهداشتن فسادها
15) را براى ما پنددهنده و
وَ زاجِراً عَنْ سُوءِ الْخُلْقِ (1)
وَ اقْتِرافِ الْخَطيئَةِ (2)
وَ سَعْياً اِلَى التَّوْبَةِ الْماحِيَةِ (3)
وَالطَّريقِ الْمَحْمُودَةِ (4)
وَ قَرِّبِ الْوَقْتَ فيهِ (5)
وَ لاتَسُمْنا الْغَفْلَةَ عَنْكَ اِنَّا اِلَيْكَ راغِبُونَ (6)
وَ مِنَ الذُّنُوبِ تآئِبُونَ.(7)
وَ صَلِّ عَلى خِيَرَتِكَ اللَّهُمَّ مِنْ(8)
خَلْقِكَ: - مُحَمَّدٍ وَ عِتْرَتِهِ الصِّفْوَةِ مِنْ بَرِيَّتِكَ الطّاهِرينَ (9)
وَ اجْعَلْنا لَهُمْ سامِعينَ وَ مُطيعينَ كَما اَمَرْتَ.(10)
1) باز دارندهاى ازبدخویى
2) و ارتکاب معصیت
3) و وسیله پیمودن راه توبهاى که گناه را مىزداید
4) و آن راهى که پسندیده است قرار ده
5) و زمان پیمودن این راه را نزدیک ساز
6) و ما را گرفتار غفلت از خود مکن زیرا که ما به سوى تو مایل
7) و از معصیت تائبیم.
8) الهى بر انتخاب شده از
9) آفریدگانت: محمد و آلش که از سایر بندگان ممتاز و پاکیزهاند درود فرست
10) و ما را مطیع و گوش به فرمان آنان همانطور که فرمان دادى قرار ده.
و كان مِن دعائِه عليهالسلام فِىالرِّضا اِذا نَظَر اِلى اَصحابِ الدُّنيا(1)
اَلْحَمْدُ لِلَّهِ رِضًى بِحُكْمِ اللَّهِ (2)
شَهِدْتُ اَنَّ اللَّهَ قَسَمَ مَعايِشَ(3)
عِبادِهِ بِالْعَدْلِ (4)
وَ اَخَذَ عَلى جَميعِ خَلْقِهِ بِالْفَضْلِ. (5)
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَالِهِ (6)
وَ لاتَفْتِنّى بِما اَعْطَيْتَهُمْ (7)
وَ لاتَفْتِنْهُمْ بِما مَنَعْتَنى فَاَحْسُدَ خَلْقَكَ (8)
وَ اَغْمِطَ حُكْمَكَ (9)
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِهِ (10)
وَ طَيِّبْ بِقَضائِكَ نَفْسى (11)
وَ وَسِّعْ بِمَواقِعِ حُكْمِكَ صَدْرى (12)
وَ هَبْ لِىَ الثِّقَةَ لِاُقِرَّ (13)
مَعَها بِاَنَّ قَضآءَكَ لَمْيَجْرِ اِلاّ بِالْخِيَرَةِ(14)
وَ اجْعَلْ شُكْرى لَكَ عَلى مازَوَيْتَ عَنّى اَوْفَرَ -(15)
مِنْ شُكْرى اِيّاكَ عَلى ما خَوَّلْتَنى (16)
1) «دعا در مقام رضا»
2) سپاس خداى را به عنوان رضا خشنودى به حکمش
3) گواهى مىدهم که خداوند معیشت بندگانش را
4) بهآیین عدالت تقسیم کرد
5) و بر تمام مخلوقاتش راه فضل و احسان پیش گرفت.
6) بارالها بر محمد و آلش درود فرست
7) و مرا به سبب آنچه به آنان مرحمت فرمودى آزمایش مکن
8) و ایشان را به آنچه از من بازداشتهاى میازماى تا مبادا به آنان حسد برم
9) و حکم حضرتت را سبک شمارم.
10) بارالها بر محمد و آلش درود فرست
11) و مرا به قضایت دلخوش کن
12) و سینهام را به موارد حُکمت گشاده فرما
13) و به من اطمینان ده که به سبب آن اقرار کنم
14) که قضاى تو جز به آنچه خیر است روان نشده
15) و شکرم را بر آنچه از من باز داشتهاى افزونتر
16) از شکرم بر آنچه به من عنایت کردى قرار ده
وَ اعْصِمْنى مِنْ اَنْ اَظُنَّ بِذى عَدَمٍ خَساسَةً (1)
اَوْ اَظُنَّ بِصاحِبِ ثَرْوَةٍ فَضْلاً (2)
فَاِنَّ الشَّريفَ مَنْ شَرَّفَتْهُ طاعَتُكَ (3)
وَ الْعَزيزَ مَنْ اَعَزَّتْهُ عِبادَتُكَ.(4)
فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِهِ (5)
وَ مَتِّعْنا بِثَرْوَةٍ لا تَنْفَدُ (6)
وَ اَيِّدْنا بِعِزٍّ لايُفْقَدُ (7)
وَ اسْرَحْنا فى مُلْكِ الْاَبَدِ (8)
اِنَّكَ الْواحِدُ الْاَحَدُ الصَّمَدُ (9)
الَّذى لَمْتَلِدْ وَ لَمْتُولَدْ(10)
وَ لَمْيَكُنْ لَكَ كُفْواً اَحَدٌ.(11)
1) و مرا از خوار نگریستن تهیدست
2) و برتر گمان کردن ثروتمند حفظ فرما
3) چه آنکه شریف آن است که طاعت تو او را شریف نموده
4) و عزیز کسى است که عبادت تو او را عزت داده.
5) پس بر محمد و آلش درود فرست
6) و ما را از ثروتى فناناپذیر بهرهمند کن
7) و به عزتى دائم تأیید فرما
8) و در ملک جاودانه روانه ساز
9) زیرا که تو آن یکتاى یگانه بىنیازى
10) که فرزند ندارى و فرزند کسى نیستى
11) و همتایى برایت نبوده است.
و كان مِن دعائِه عليهالسلام اِذا نَظَرَ اِلَى السَّحابِ وَ البرقِ وَ سَمِعَ صَوْتَ الرَّعْدِ(1)
اَللَّهُمَّ اِنَّ هذَيْنِ ايَتانِ مِنْ اياتِكَ (2)
وَ هذَيْنِ عَوْنانِ مِنْ اَعْوانِكَ (3)
يَبْتَدِرانِ طاعَتَكَ بِرَحْمَةٍ نافِعَةٍ اَوْ نَقِمَةٍ ضآرَّةٍ (4)
فَلا تُمْطِرْنا بِهِما مَطَرَ السَّوْءِ (5)
وَ لا تُلْبِسْنا بِهِما لِباسَ الْبَلآءِ.(6)
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِهِ (7)
وَ اَنْزِلْ عَلَيْنا نَفْعَ هذِهِ السَّحآئِبِ وَ بَرَكَتَها (8)
وَ اصْرِفْ عَنّا اَذاها وَ مَضَرَّتَها (9)
وَ لاتُصِبْنا فيها بِافَةٍ (10)
وَلاتُرْسِلْ عَلى مَعايِشِنا عاهَةً (11)
اَللَّهُمَّ وَاِنْ كُنْتَ بَعَثْتَها نِقْمَةً (12)
وَ اَرْسَلْتَها سَخْطَةً (13)
فَاِنّا نَسْتَجيرُكَ مِنْ غَضَبِكَ (14)
وَ نَبْتَهِلُ اِلَيْكَ فى سُؤالِ عَفْوِكَ (15)
فَمِلْ بِالْغَضَبِ اِلَى الْمُشْرِكينَ (16)
1) «دعاهنگامىکه به ابر و برق نظر مىکرند»
2) خداوندا همانا اینها دو نشانه از نشانههاى تو
3) و دو خدمتگزار از خدمتگزاران تو اند
4) که در مقام فرمان بردنت به رحمتى سودمند یا عقوبتى زیانبخش مىشتابند
5) پس به آندو باران عذاب بر ما مباران
6) و به آنها لباس بلا بر ما مپوشان.
7) بار الها بر محمد و آلش درود فرست
8) و فایده و برکت این ابرها را بر ما سرازیر کن
9) و آزار و زیانش را از ما بگردان
10) و به آن بر ما آفتى مرسان
11) و بر معیشتمان آسیبى نفرست.
12) خداوندا اگر این ابر را براى عقوبت برانگیختهاى
13) و از راه خشم فرستادهاى
14) پس ما از خشمت به تو پناه مىبریم
15) و براى درخواست عفوت به سویت زارى مىکنیم
16) پس غضبت را متوجه مشرکین ساز
وَ اَدِرْرَحى نَقِمَتِكَ عَلَى الْمُلْحِدينَ (1)
اَللَّهُمَّ اَذْهِبْ مَحْلَ بِلادِنا بِسُقْياكَ (2)
وَ اَخْرِجْ وَحَرَ صُدُورِنا بِرِزْقِكَ (3)
وَ لاتَشْغَلْنا عَنْكَ بِغَيْرِكَ (4)
وَ لاتَقْطَعْ عَنْ كآفَّتِنا مآدَّةَ بِرِّكَ (5)
فَاِنَّ الْغَنِىَّ مَنْ اَغْنَيْتَ (6)
وَ اِنَّ السّالِمَ مَنْ وَقَيْتَ (7)
ما عِنْدَ اَحَدٍ دُونَكَ دِفاعٌ (8)
وَ لا بِاَحَدٍ عَنْ سَطْوَتِكَ امْتِناعٌ (9)
تَحْكُمُ بِما شِئْتَ عَلى مَنْ شِئْتَ (10)
وَ تَقْضى بِما اَرَدْتَ فيمَنْ اَرَدْتَ.(11)
فَلَكَ الْحَمْدُ عَلى ما وَقَيْتَنا مِنَ الْبَلآءِ (12)
وَ لَكَ الشُّكْرُ عَلى ما خَوَّلْتَنا مِنْ النَّعْمآءِ (13)
حَمْداً يُخَلِّفُ حَمْدَ الْحامِدينَ وَرآئَهُ (14)
حَمْداً يَمْلَأُ اَرْضَهُ وَ سَمآئَهُ (15)
اِنَّكَ الْمَنَّانُ بِجَسيمِ الْمِنَنِ (16)
الْوَهّابُ لِعَظيمِ النِّعَمِ (17)
الْقابِلُ يَسيرَ الْحَمْدِ (18)
الشّاكِرُ قَليلَ الشُّكْرِ (19)
الْمُحْسِنُ الْمُجْمِلُ (20)
ذُو الطَّوْلِ (21)
لا اِلهَ اِلاَّ اَنْتَ (22)
اِلَيْكَ الْمَصِيرُ.(23)
1) و آسیاى عقوبتت را نسبت به ملحدان به گردش انداز
2) الهى خشکى سرزمینهاى ما را به سقایت خود برطرف کن
3) و وسوسه قلوبمان را به رزق خود بیرون فرما
4) و ما را از خود به غیر خود سرگرم مکن
5) و منبع نیکى خود را از همه ما دور نکن
6) چه آنکه بىنیاز کسى است که تواش بىنیاز کنى
7) و سالم کسى است که تواش نگاه دارى
8) و احدى را در برابرت قدرت دفاع نیست
9) و کسى در برابر سطوتت مقاومت نتواند کرد
10) به هر چه بخواهى بر هرکس - حکم مىرانى
11) و به آنچه اراده کنى در باره هر که اراده کنى فرمان مىدهى.
12) پس سپاس تو را که ما را از بلا حفظ فرمودى
13) و شکر تو را بر نعمتها که به ما مرحمت کردى
14) چنان حمدى که حمد حامدان را پشت سر گذارد
15) حمدى که آسمان و زمین را آکنده کند
16) که تویى مُنعم مواهب بزرگ
17) بخشنده نعمتهاى عظیم
18) قبول کننده سپاس ناچیز
19) و پذیرنده شکر اندک
20) نیکوکار خوشرفتار
21) و بخشنده فراوان
22) خدایى جز تو نیست
23) و بازگشت همگان به سوى توست.
و كان مِن دعائِه عليهالسلام اِذَا اعْتَرَفَ بِالتّقصيرِ عَنْ تَاْدِيَةِ الشُّكْرِ(1)
اَللَّهُمَّ اِنَّ اَحَداً لايَبْلُغُ مِنْ شُكْرِكَ غايَةً اِلاَّ حَصَلَ عَلَيْهِ مِنْ اِحْسانِكَ ما يُلْزِمُهُ شُكْراً(2)
وَ لايَبْلُغُ مَبْلَغاً مِنْ طاعَتِكَ وَ اِنِ اجْتَهَدَ اِلاّ كانَ مُقَصِّراً دُونَ اسْتِحْقاقِكَ بِفَضْلِكَ (3)
فَاَشْكَرُ عِبادِكَ عاجِزٌ عَنْ شُكْرِكَ (4)
وَ اَعْبَدُهُمْ مُقَصِّرٌ عَنْ طاعَتِكَ (5)
لايَجِبُ لِأَحَدٍ اَنْ تَغْفِرَ لَهُ بِاسْتِحْقاقِهِ (6)
وَ لا اَنْ تَرْضى عَنْهُ بِاسْتيجابِهِ (7)
فَمَنْ غَفَرْتَ لَهُ فَبِطَوْلِكَ (8)
وَ مَنْ رَضيتَ عَنْهُ فَبِفَضْلِكَ (9)
تَشْكُرُ يَسيرَ ما شَكَرْتَهُ (10)
وَ تُثيبُ عَلى قَليلِ ما تُطاعُ فيهِ (11)
حَتّى كَاَنَّ شُكْرَ عِبادِكَالَّذى اَوْجَبْتَعَلَيْهِثَوابَهُمْ وَ اَعْظَمْتَ عَنْهُ جَزآئَهُمْ اَمْرٌ مَلَكُوا اسْتِطاعَةَ الْاِمْتِناعِ مِنْهُ دُونَكَ فَكافَيْتَهُمْ(12)
1) «دعادر اعتراف به تقصیر از اداى شکر»
2) خداوندا کسى در مسئله شکر به حدّى نمىرسد مگر آنکه احسان دیگر تو او را به شکرى دیگر ملزم مىکند
3) و از طاعتت به اندازهاى دست نمىیابد - گرچه بکوشد- جز اینکه در برابر آنچه شایسته فضل توست مقصّر است
4) بنابر این شاکرترین بندگانت از شکر تو ناتوان
5) و عابدترین بندگانت از طاعتت مقصّر است
6) کسى مستوجب آن نیست که از باب استحقاق او را مورد مغفرت قرار دهى
7) یا بر اساس سزاوارى از او خشنود باشى
8) پس هر که را بیامرزى از احسان توست
9) و از هر که خشنود شوى در اثر تفضل توست
10) عمل اندک را که بپذیرى از باب فضل پذیرفتهاى
11) و طاعت مختصر را مزد مىدهى
12) تا آنجا که گویى شکر بندگانت که بدان سبب پاداششان را واجب ساختهاى و اجرشان را از آن رو بزرگ ساختهاى مسئلهاى است که در برابر تو قدرت روى برتافتن از آن را داشتهاند و از این جهت پاداششان دادى
اَوْ لَمْيَكُنْ سَبَبُهُ بِيَدِكَ فَجازَيْتَهُمْ (1)
بَلْ مَلَكْتَ -يا اِلهى- اَمْرَهُمْ قَبْلَ اَنْ يَمْلِكُوا عِبادَتَكَ (2)
وَ اَعْدَدْتَ ثَوابَهُمْ قَبْلَ اَنْيُفيضُوا فى طاعَتِكَ (3)
وَ ذلِكَ اَنَّ سُنَّتَكَ الْاِفْضالُ (4)
وَعادَتَكَ الْاِحْسانُ (5)
وَ سَبيلَكَ الْعَفْوُ. (6)
فَكُلُالْبَرِيَّةِ مُعْتَرِفَةٌبِاَنَّكَ غَيْرُظالِمٍ لِمَنْعاقَبْتَ (7)
وَشاهِدَةٌ بِاَنَّكَ مُتَفَضِّلٌ عَلى مَنْ عافَيْتَ (8)
وَ كُلٌّ مُقِرٌّ عَلى نَفْسِهِ بِالتَّقْصيرِ عَمَّا اسْتَوْجَبْتَ.(9)
فَلَوْلا اَنَّ الشَّيْطانَ يَخْتَدِعُهُمْ عَنْ طاعَتِكَ ما عَصاكَ عاصٍ (10)
وَ لَوْلا اَنَّهُ صَوَّرَ لَهُمُ الْباطِلَ فى مِثالِ الْحَقِّ ما ضَلَّ عَنْ طَريقِكَ ضآلٌّ(11)
فَسُبْحانَكَ ما اَبْيَنَ كَرَمَكَ فى مُعامَلَةِ مَنْ اَطاعَكَ اَوْ عَصاكَ:(12)
تَشْكُرُ لِلْمُطيعِ ما اَنْتَ تَوَلَّيْتَهُ لَهُ(13)
وَ تُمْلى لِلْعاصى فيما تَمْلِكُ مُعاجَلَتَهُ فيهِ (14)
اَعْطَيْتَ كُلاًّ مِنْهُما مالَمْ يَجِبْ لَهُ (15)
وَ تَفَضَّلْتَ عَلى كُلٍّ مِنْهُما بِما يَقْصُرُ عَمَلُهُ عَنْهُ (16)
وَلَوْ كافَأْتَالْمُطيعَ عَلى ما اَنْتَ تَوَلَّيْتَهُ لَأوْشَكَ اَنْ يَفْقِدَ ثَوابَكَ (17)
1) یا گویى سبب آن شکر به دست تو نبوده و بدینخاطر به ایشان اجر بخشیدى
2) بلکه اى خداى من مالک امر ایشان بودهاى پیش از آنکه ایشان مالک عبادت تو شوند
3) و مزدشان را پیش از اینکه به طاعتت اقدام کنند آماده کردهاى
4) زیرا که آئینت انعام
5) و عادتت احسان
6) و راهت عفو و بخشش است.
7) از این رو همه آفریدگان معترفند که تو درباره هر که عقوبتش کنى ستم نکردهاى
8) و شاهدند که هر که را ببخشى در حقّش تفضل فرمودهاى
9) و همگان درباره خویش به تقصیر نسبت به آنچه سزاوار آنى معترفند.
10) بنابراین اگر شیطان ایشان را از طاعتت نفریبد هیچ عصیانگرى تو را معصیت نکند
11) و اگر شیطان باطل را در نظرشان به صورت حق جلوه ندهد هیچ گمراهى از راه تو منحرف نشود
12) پس منزّهى تو چه آشکار است بزرگواریت در معامله باکسىکه تو را اطاعت کرده یا عصیان نموده:
13) مطیع را در مقابل آنچه خود برایش فراهم آوردهاى پاداش مىدهى
14) و معصیتکار را در آنچه تعجیل در کیفرش به دست توست مهلت مىدهى
15) به هر یک از آن دو نفر عطایى نمودهاى که مستحق آن نبوده
16) و به هر یک تفضّلى فرمودهاى که عملش از آن قاصر است
17) و اگر مطیع را بر آنچه حضرتت او را بر آن گماشتهاى (نه بر عمل خودش) جزا مىدادى بیم آن بود که ثوابت را از دست بدهد
وَ اَنْ تَزُولَ عَنْهُ نِعْمَتُكَ (1)
وَلكِنَّكَ بِكَرَمِكَ جازَيْتَهُ عَلَى الْمُدَّةِ الْقَصيرَةِ الْفانِيَةِ بِالْمُدَّةِ الطَّويلَةِ الْخالِدَةِ (2)
وَ عَلَىالْغايَةِ الْقَريبَةِ الزّآئِلَةِ بِالْغايَةِ الْمَديدَةِ الْباقِيَةِ (3)
ثُمَّ لَمْ تَسُمْهُ الْقِصاصَ فيما اَكَلَ مِنْ رِزْقِكَ الَّذى يَقْوى بِهِ عَلى طاعَتِكَ(4)
وَ لَمْتَحْمِلْهُ عَلَى الْمُناقَشاتِ فِىالْالاتِ الَّتى تَسَبَّبَ بِاسْتِعْمالِها اِلى مَغْفِرَتِكَ (5)
وَلَوْفَعَلْتَ ذلِكَ بِهِلَذَهَبَ بِجَميعِ ما كَدَحَ لَهُ وَ جُمْلَةِ ما سَعى فيهِ(6)
جَزآءً لِلصُّغْرى مِنْ اَياديكَ وَ مِنَنِكَ(7)
وَ لَبَقِىَ رَهيناً بَيْنَ يَدَيْكَ بِسآئِرِ نِعَمِكَ (8)
فَمَتى كانَ يَسْتَحِقُّ شَيْئاً مِنْ ثَوابِكَ؟ لا! مَتى؟! هذا يا اِلهى(9)
1) و نعمتت از او زایل شود
2) ولى تو به بزرگوارى خود در برابر مدت کوتاه از دسترفتنى به مدّتى طولانى و همیشگى
3) و در مقابل مدت نزدیک گذرا با مدت دامنهدار جاوید او را پاداش دادى
4) سپس در برابر رزقى که از سفره نعمت تو خورده تا به سبب آن بر طاعتت نیرو گیرد با او معامله پایاپاى نکردى
5) و از او بازپرسى دقیق درباره ابزارى که آنها را سبب رسیدن به مغفرتت قرار داده ننمودى
6) و اگر با مطیع چنین رفتار مىنمودى تمام حاصل دسترنج و سعى و زحمت او
7) در مقابل کوچکترین نعمتها و عطاهایت از دست مىرفت
8) و در پیشگاه مقدّست به خاطر سایر نعمتهایت در گرو مىماند
9) پس چه زمانى شایستگى چیزى از ثواب تو را مىداشت نه هیچگاه!! این است -خداى من-
حالُ مَنْ اَطاعَكَ (1)
وَ سَبيلُ مَنْ تَعَبَّدَ لَكَ (2)
فَاَمَّا الْعاصى اَمْرَكَ وَ الْمُواقِعُ نَهْيَكَ فَلَمْ تُعاجِلْهُ بِنَقِمَتِكَ لِكَىْ يَسْتَبْدِلَ بِحالِهِ فى مَعْصِيَتِكَ حالَ الْاِنابَةِ اِلى طاعَتِكَ(3)
وَ لَقَدْ كانَ يَسْتَحِقُّ فى اَوَّلِ ما هَمَّ بِعِصْيانِكَ كُلَّ ما اَعْدَدْتَ لِجَميعِ خَلْقِكَ مِنْ عُقُوبَتِكَ(4)
فَجَميعُ ما اَخَّرْتَ عَنْهُ مِنَ الْعَذابِ (5)
وَ اَبْطَاْتَ بِهِ عَلَيْهِ مِنْ سَطَواتِ النَّقِمَةِ وَ الْعِقابِ تَرْكٌ مِنْ حَقِّكَ (6)
وَ رِضىً بِدُونِ واجِبِكَ.(7)
فَمَنْ اَكْرَمُ -يا اِلهى- مِنْكَ (8)
وَ مَنْ اَشْقى مِمَّنْ هَلَكَ عَلَيْكَ؟ لا! مَنْ؟ (9)
فَتَبارَكْتَ اَنْ تُوصَفَ اِلاّ بِالْاِحسانِ (10)
وَ كَرُمْتَ اَنْ يُخافَ مِنْكَ اِلاَّ الْعَدْلُ (11)
لا يُخْشى جَوْرُكَ عَلى مَنْ عَصاكَ (12)
وَ لا يُخافُ اٍغفالکَ ثَوابَ مَن اَرضاکَ, (13)
فَصَل عَلي محمد و الٍهٍ وَهَب لى اَمَلى (14)
وَ زِدْنى مِنْ هُداكَ مااَصِلُ بِهِ اِلَى التَّوْفيقِ فى عَمَلى (15)
اِنَّكَ مَنَّانٌ كَريمٌ.(16)
1) حال آن که تو را فرمان برده
2) و سرنوشت کسى که به عبادت تو اقدام نموده
3) و اما آن که از تو نافرمانى کرده و نهى تو را مرتکب شده پس عجله - در انتقام از او نکردى تا مگر به جاى حال معصیت تو حال برگشت به طاعت تو گزیند
4) در صورتى که او در اولین بارى که بر عصیان تو همّت نموده مستحق تمام عقوبتهایى که براى جمیع بندگانت مهیّا نمودهاى گشته
5) پس هر عذابى که از او به تأخیر انداختهاى
6) و هر سطوت انتقام و عقابى که از او بازپس داشتهاى حق قطعى توست که وامىگذارى
7) و به کمتر از آنچه استحقاق توست رضا دادهاى.
8) پس -اى خداى من- کریمتر از تو کیست؟
9) و بدبختتر از کسىکه به سبب مخالفت با تو هلاک شده چهکسى است؟ نه هیچکس!
10) پس تو والاتر از آنى که جز به احسان وصف شوى
11) و منزّه از آنى که جز از جهت عدل از تو بترسند
12) بیم جور و جفا به معصیتکار از تو نمىرود
13) و ترس واگذاشتن پاداش کسی که تورا به عبادت خشنودساخته درکار نیست
14) پس بر محمد و آلش درود فرست و آرزوى مرا برآور
15) و هدایتت را آنگونه بر من افزایش ده که به سبب آن توفیق در کار
16) خویش یابم زیرا که تو بخشنده کریمى.
و كان مِن دعائِه عليهالسلام فِى الاعْتِذارِ مِنْ تَبِعاتِ الْعِبادِ وَ مِنَ التَّقْصيرِ - فى حُقوقِهِم وَ فى فَكاكِ رَقَبَتِهِ مِنَ النّارِ(1)
اَللَّهُمَّ اِنّى اَعْتَذِرُ اِلَيْكَ(2)
مِنْ مَظْلُومٍ ظُلِمَ بِحَضْرَتى فَلَمْ اَنْصُرْهُ(3)
وَ مِنْ مَعْرُوفٍ اُسْدِىَ اِلَىَّ فَلَمْ اَشْكُرْهُ (4)
وَ مِنْ مُسىءٍ اعْتَذَرَ اِلَىَّ فَلَمْ اَعْذِرْهُ (5)
وَ مَنْ ذىفاقَةٍ سَئَلَنى فَلَمْ اُوثِرْهُ (6)
وَ مِنْ حَقِّ ذى حَقٍّ لَزِمَنى لِمُؤْمِنٍ فَلَمْ اُوَفِّرْهُ (7)
وَ مِنْ عَيْبِ مُؤْمِنٍ ظَهَرَ لى فَلَمْ اَسْتُرْهُ (8)
1) «دعادر پوزش از مظلمه مردمان»
2) بار خدایا به پیشگاهت عذر
3) خواهم در حق ستمدیدهاى که در حضور من بر او ستم رفته و من یاریش ننمودم
4) و از احسانى که در حقّم شده و شکرش را بجا نیاوردهام
5) و از بد کنندهاى که از من پوزش خواسته و عذرش را نپذیرفتهام
6) و از فقیرى که از من حاجت خواسته و من خواست او را بر خواست خود ترجیح ندادهام
7) و از حقّ مؤمن حق دارى که بر عهدهام مانده و آن را ادا ننمودهام
8) و از عیب مؤمنى که بر من آشکار گشته و آن را نپوشاندهام
وَ مِنْ كُلِّ اِثْمٍ عَرَضَ لى فَلَمْ اَهْجُرْهُ(1)
اَعْتَذِرُ اِلَيْكَ -يا اِلهى - مِنْهُنَّ وَ مِنْ نَظآئِرِهِنَاِعْتِذارَ(2)
نَدامَةٍ يَكُونُ واعِظاً لِما بَيْنَ يَدَىَّ مِنْ اَشْباهِهِنَّ (3)
فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَالِهِ (4)
وَاجْعَلْ نَدامَتى عَلى ما وَقَعْتُ فيهِ مِنَ الزَّلاَّتِ (5)
وَ عَزْمى عَلى تَرْكِ مايَعْرِضُ لى مِنَالسَّيِّئاتِ تَوْبَةً تُوجِبُ لى مَحَبَّتَكَ (6)
يا مُحِبَّ التَّوَّابينَ.(7)
1) و از هر معصیتى که برایم پیش آمده و از آن دورى نجستم.
2) بار الها از همه آنها و از آنچه مانند آنهاست از حضرتت با دل آکنده از پشیمانى
3) عذر مىخواهم عذرى که مرا در آینده از نظایر آنچه بر من گذشت بازدارد
4) پس بر محمد و آلش درود فرست
5) و پشیمانیم را بر لغزشهایى که گرفتارشان شدهام
6) و تصمیم را بر ترک گناهانى که برایم پیش آیند توبهاى قرار ده که برایم موجب عشق تو گردد
7) اى دوستدار توبه کنندگان.
و كان مِن دعائِه عليهالسلام فى طَلَبِ العَفْوِ وَ الرَّحْمةِ(1)
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَالِهِ (2)
وَاكْسِرْ شَهْوَتى عَنْ كُلِّ مَحْرَمٍ (3)
وَ ازْوِ حِرْصى عَنْ كُلِّ مَاْثَمٍ (4)
وَ امْنَعْنى عَنْ اَذى كُلِّ مُؤْمِنٍ وَ مُؤْمِنَةٍ وَ مُسْلِمٍ وَ مُسْلِمَةٍ.(5)
اَللَّهُمَّ وَ اَيُّما عَبْدٍ نالَ مِنّى ما. حَظَرْتَ عَلَيْهِ(6)
وَ انْتَهَكَ مِنّى ما حَجَزْتَ عَلَيْهِ (7)
فَمَضى بِظُلامَتى مَيِّتاً (8)
اَوْحَصَلَتْ لى قِبَلَهُ حَيّاً (9)
فَاغْفِرْ لَهُ مااَلَمَّ بِهِ مِنّى (10)
وَ اعْفُ لَهُ عَمّا اَدْبَرَ بِهِ عَنّى (11)
وَ لا تَقِفْهُ عَلى مَا ارْتَكَبَ فِىَّ (12)
وَ لاتَكْشِفْهُ عَمَّا اكْتَسَبَ بى (13)
وَ اجْعَلْ ما سَمَحْتُ بِهِ مِنَ الْعَفْوِ عَنْهُمْ (14)
وَ تَبَرَّعْتُ بِهِ مِنَ الصَّدَقَةِ عَلَيْهِمْ اَزْكى صَدَقاتِ الْمُتَصَدِّقينَ (15)
وَاَعْلى صِلاتِالْمُتَقَرِّبينَ (16)
وَ عَوِّضْنى مِنْ عَفْوى عَنْهُمْ عَفْوَكَ (17)
وَ مِنْ دُعآئى لَهُمْ رَحْمَتَكَ (18)
حَتّى يَسْعَدَ كُلُّ واحِدٍ مِنّا بِفَضْلِكَ (19)
وَ يَنْجُوَ كُلٌّ مِنّا بِمَنِّكَ (20)
اَللَّهُمَّ وَاَيُّما عَبْدٍ مِنْ عَبيدِكَ اَدْرَكَهُ مِنّى دَرَكٌ (21)
اَوْ مَسَّهُ مِنْ ناحِيَتى اَذًى (22)
1) «دعادر طلب عفو و رحمت»
2) بار الها بر محمد و آلش درود فرست
3) و شهوتم را از هر حرامى درهم شکن
4) و میل شدید مرا از هر معصیتى بگردان
5) و مرا از آزار کردن هر مؤمن و مؤمنه و مسلم و مسلمهاى بازدار بر او حرام کردهاى
6) الهى هر بندهاى که درباره من مرتکب کارى شده که یا آبروى مرا
7) که به حفظ آن فرمانش دادى ریخته باشد
8) پس زیر بار ستم بر من مرده
9) یا در حال حیات بر عهدهاش مانده
10) پس او را در ستمى که بر من روا داشته مورد مغفرت قرار ده
11) و در حقّى که از من ربوده او را عفو کن
12) و درباره آنچه با من کرده وى را سرزنش منما
13) و به خاطر اینکه مرا آزرده رسوایش مکن
14) و این گذشت سمیحانه مرا از آنان
15) و صدقه رایگان مرا بر آنان از پاکیزهترین صدقات صدقه دهندگان و
16) بالاترین صلههاى کسانى که به پیشگاهت تقرب مىجویند قرار ده
17) و جزاى مرا در برابر عفو من از ایشان عفوت
18) و در برابر دعایم در حق آنان رحمتت قرار ده
19) تا هر کدام از ما به سبب فضل تو سعادتمند شده
20) و هر یک از ما به احسان تو رستگار گردیم
21) الهى و هر یک از بندگانت که از جانب من به او صدمهاى رسیده
22) یا از سوى من آزارى متوجه او شده
اَوْ لَحِقَهُ بى اَوْ بِسَبَبى ظُلْمٌ (1)
فَفُتُّهُ بِحَقِّهِ (2)
اَوْ سَبَقْتُهُ بِمَظْلِمَتِهِ (3)
فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِهِ (4)
وَ اَرْضِهِ عَنّى مِنْ وُجْدِكَ (5)
وَ اَوْفِهِ حَقَّهُ مِنْ عِنْدِكَ (6)
ثُمَّ قِنى ما يُوجِبُ لَهُ حُكْمُكَ (7)
وَ خَلِّصْنى مِمّا يَحْكُمُ بِهِ عَدْلُكَ (8)
فَاِنَّ قُوَّتى لاتَسْتَقِلُّ بِنَقِمَتِكَ (9)
وَ اِنَّ طاقَتى لاتَنْهَضُبِسُخْطِكَ (10)
فَاِنَّكَ اِنْ تُكافِنى بِالْحَقِّ - تُهْلِكْنى (11)
وَ اِلاّتَغَمَّدْنى بِرَحْمَتِكَ تُوبِقْنى.(12)
اَللَّهُمَّ اِنّى اَسْتَوْهِبُكَ -يااِلهى- ما لايُنْقِصُكَ بَذْلُهُ (13)
وَ اَسْتَحْمِلُكَ ما لايَبْهَظُكَ حَمْلُهُ. -(14)
اَسْتَوْهِبُكَ - يا اِلهى نَفْسِىَ الَّتى لَمْتَخْلُقْها لِتَمْتَنِعَ بِها مِنْ سُوءٍ (15)
1) یا ازمن و یا بهسبب من ستمى براو رفته
2) پس حقاو را پایمال کرده
3) یا به مظلمهاش بر او سبقت جستم
4) پس بر محمّد و آلش درود فرست
5) و او را به توانگرى خود از من خشنود فرما
6) و حقّش را از نزد خود پرداخت کن
7) آنگاه مرا از عقوبتى که به حکم تو مستحق آن شدهام حفظ فرما
8) و از کیفرى که مقتضاى عدل توست خلاص کن
9) زیرا توان و قدرت مرا طاقت عذاب تو نیست
10) و تاب و طاقت من تکافوى خشم تو را نمىکند
11) زیرا که اگر مرا بر پایه حق مکافات کنى هلاکم مىنمایى
12) و اگر رحمتت را شامل حالم نکنى نابودم مىسازى.
13) الهى از تو چیزى را مىخواهم -اى خدا من- که بخشش آن چیزى از تو کم نمىکند
14) و برداشتن بارى را طلب مىکنم که برداشتن آن بر تو گران نیست
15) الهى از تو مىخواهم که نفسم را به من ببخشى که آن را براى این خلق نکردى که به وسیله آن از شرى دورى جویى
اَوْ لِتَطَرَّقَ بِهااِلى نَفْعٍ (1)
وَلكِنْ اَنْشَاْتَها اِثْباتاً لِقُدْرَتِكَ عَلى مِثْلِها (2)
وَاحْتِجاجاً بِها عَلى شَكْلِها. (3)
وَ اَسْتَحْمِلُكَ مِنْ ذُنُوبى ما قَدْ بَهَظَنى حَمْلُهُ (4)
وَ اَسْتَعينُ بِكَ عَلى ما قَدْ فَدَحَنى ثِقْلُهُ (5)
فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِهِ (6)
وَهَبْ لِنَفْسى عَلى ظُلْمِها نَفْسى (7)
وَ وَكِّلْ رَحْمَتَكَ بِاحْتِمالِ اِصْرى (8)
فَكَمْ قَدْ لَحِقَتْ رَحْمَتُكَ بِالْمُسيئينَ (9)
وَكَمْ قَدْ شَمِلَ عَفْوُكَ الظّالِمينَ (10)
فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِهِ (11)
وَ اجْعَلْنى اُسْوَةَ مَنْ قَدْ اَنْهَضْتَهُ بِتَجاوُزِكَ عَنْ مَصارِعِ الْخاطِئينَ (12)
وَ خَلَّصْتَهُ بِتَوْفيقِكَ مِنْ وَرَطاتِ الْمُجْرِمينَ (13)
فَاَصْبَحَ طَليقَ عَفْوِكَ مِنْ اِسارِ سُخْطِكَ (14)
وَ عَتيقَ صُنْعِكَ مِنْ وَثاقِ عَدْلِكَ. (15)
اِنَّكَ اِنْ تَفْعَلْ ذلِكَ-يااِلهى- تَفْعَلْهُ بِمَنْ لايَجْحَدُ اسْتِحْقاقَ عُقُوبَتِكَ(16)
1) یا بدان وسیله خیرى بدست آورى
2) ولى این نفس را آفریدى تا قدرتت را بر ایجاد نظیر آن نمودار سازى
3) و دلیل و حجت بر همانندش باشد.
4) و من از تو مىخواهم که گناهانم را که زیر سنگینى بارشان ماندهام از دوش من بردارى
5) و از تو نسبت به آنچه سنگینى آن مرا به زانو درآورده یارى مىطلبم
6) پس بر محمد و آلش درود فرست
7) و نفس مرا به جهت ستم بر خویش مورد بخشایش قرار ده
8) و رحمتت را به تحمل بار گران من بگمار
9) چه آنکه رحمتت فراوان به فریاد بدکرداران رسیده
10) و چهبسا که عفوت شامل ستمکاران شده
11) پس بر محمد و آلش درود فرست
12) و مرا سرمشق کسانى قرارده که آنان را به بخشایش خود از افتادنگاههاى خطاکاران بلند داشتهاى
13) و به توفیقت از ورطههاى تبهکاران رهایى بخشیدهاى
14) تا در سایه بخششت از اسارت خشم و غضبت آزاد شده
15) و به دست احسانت از بند عدلت رهایى یافتهاند.
16) خداوندا اگر تو چنین معامله کنى این لطف را در حق کسى روا داشتهاى که استحقاق عقوبتت را منکر نیست
وَ لايُبَرِّئُ نَفْسَهُ مِنِ اسْتيجابِ نَقِمَتِكَ(1)
تَفْعَلُ ذلِكَ -يا اِلهى- بِمَنْ خَوْفُهُ مِنْكَ. (2)
اَكْثَرُ مِنَ طَمَعِهِ فيكَ (3)
وَ بِمَنْ يَاْسُهُ مِنَ النَّجاةِ اَوْكَدُ مِنْ رَجآئِهِ لِلْخَلاصِ (4)
لااَنْيَكُونَ يَاْسُهُ قُنُوطاً (5)
اَوْ اَنْ يَكُونَ طَمَعُهُ اغْتِراراً (6)
بَلْ لِقِلَّةِ حَسَناتِهِ بَيْنَ سَيِّئاتِهِ (7)
وَ ضَعْفِ حُجَجِهِ فى جَميعِ تَبِعاتِهِ (8)
فَاَمّا اَنْتَ -يا اِلهى- فَاَهْلٌ اَنْ لايَغْتَرَّ بِكَ الصِّدّيقُونَ (9)
وَ لا يَيْاَسَ مِنْكَ الْمُجْرِمُونَ (10)
1) و خود را از سزاوارى. نکوهشت تبرئه نمىکند
2) خداوندا این رفتار را با کسى مىکنى که خوفش از تو از
3) طمعش به تو بیشتر است
4) و نومیدیش از نجات از امید و نومیدیش از نجات از امید رهایى پابرجاتر است
5) نه اینکه نومیدیش از باب یأس از رحمت تو
6) یا طمعش از جهت مغرور بودن به کرم تو باشد
7) بلکه به علّت قلّت حسناتش در میان گناهانش
8) و سست بودن دلائلش در مورد وظائفى که بر عهده او بوده و از انجامش سرباز زده مىباشد
9) اما تو -اى پروردگار من- سزاوارى که صدّیقان به تو مغرور نشوند
10) و گنهکاران از تو مأیوس نگردند
لاَِنَّكَ الرَّبُّ الْعَظيمُ الَّذى لايَمْنَعُ اَحَداً فَضْلَهُ (1)
وَ لايَسْتَقْصى مِنْ اَحَدٍ حَقَّهُ (2)
تَعالى ذِكْرُكَ عَنِ الْمَذْكُورينَ (3)
وَ تَقَدَّسَتْ اَسْمآؤُكَ عَنِ الْمَنْسُوبينَ (4)
وَ فَشَتْ نِعْمَتُكَ فى جَميعِ الْمَخْلُوقينَ (5)
فَلَكَ الْحَمْدُ عَلى ذلِكَ يا رَبَّ الْعالَمينَ.(6)
1) زیرا تو پروردگار بزرگى هستى که فضلت را از احدى دریغ نمىکنى
2) و حق خود را بهطور کامل از کسى دریافت نمىدارى
3) یاد تو از (یاد همه) یادشدگان برتر است
4) و نامهایت منزه از آن است که منسوبان بدانها نامیده شوند
5) و نعمتت در میان تمام آفریدگان پخش و پراکنده است
6) پس سپاس تو راست بر تمام آنچه بیان شد اى پروردگار جهانیان.
و كان مِن دعائِه عليهالسلام اِذا - نُعِىَ اِلَيْه مَيِّتٌ اَوْ ذَكَرَ الْمَوْتَ:(1)
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدِ وَ الِهِ (2)
وَاكْفِنا طُولَ الْاَمَلِ (3)
وَ قَصِّرْهُ عَنَّا بِصِدْقِ الْعَمَلِ (4)
حَتّى لا نُؤَمِّلَ اسْتِتْمامَ ساعَةٍ بَعْدَساعَةٍ (5)
وَ لاَ اسْتيفآءَ يَوْمٍ بَعْدَ يَوْمٍ (6)
وَ لاَ اتِّصالَ نَفَسِ بِنَفَسٍ (7)
و لا لُحُوقَ قَدَمٍ بِقَدَمٍ (8)
وَ سَلِّمْنا مِنْ غُروُرِهِ (9)
وَ امِنّا مِنْ شُرُورِهِ (10)
وَ انْصِبِ الْمَوْتَ بَيْنَ اَيْدينا نَصْباً (11)
1) «دعا به وقتى که خبر مرگ کسى به او مىرسید »
2) بار خدایا بر محمد و آلش درود فرست
3) و ما را از آرزوى دراز نگاهدار
4) و آرزوها را با عمل راستین بر ما کوتاه کن
5) تا به پایان بردن ساعتى را از پى ساعتى
6) و دریافتن روزى را به دنبال روزى
7) و پیوستن نفسى را به نفسى
8) و رسیدن گامى را به گامى آرزو نکنیم
9) و ما را از فریب آرزوها در سلامت دار
10) و از بدیهایش در امان دار
11) و مرگ را دربرابر دیدگان ما مجسمکن
وَ لا تَجْعَلْ ذِكْرَنا لَهُ غِبًّا (1)
وَ اجْعَلْ لَنا مِنْ صالِحِ الَأَعْمالِ عَمَلاً نَسْتَبْطِئُ مَعَهُ الْمَصيرَ اِلَيْكَ(2)
وَ نَحْرِصُ لَهُ عَلى وَشْكِ اللَّحاقِ بِكَ (3)
حَتّى يَكُونَ الْمَوْتُ مَاْنَسَنَا الَّذى نَاْنَسُ بِهِ (4)
وَ مَاْلَفَنَا الَّذى نَشْتاقُ اِلَيْهِ (5)
وَ حآمَّتَنَا الَّتى نُحِبُّ الدُّنُوَّ مِنْها (6)
فَاِذا اَوْرَدْتَهُ عَلَيْنا وَ اَنْزَلْتَهُ بِنا فَاَسْعِدْنا بِهِ زآئِراً (7)
وَ انِسْنا بِهِ قادِماً (8)
وَ لاتُشْقِنا بِضِيافَتِهِ (9)
وَ لا تُخْزِنا بِزِيارَتِهِ (10)
وَاجْعَلْهُ باباً مِنْ اَبْوابِ مَغْفِرَتِكَ (11)
وَ مِفْتاحاً مِنْ مَفاتيحِ رَحْمَتِكَ. (12)
اَمِتْنا مُهْتَدينَ غَيْرَ ضآلّينَ (13)
طآئِعينَ غَيْرَ مُسْتَكْرِهينَ (14)
تآئِبينَ غَيْرَ عاصينَ وَ لا مُصِرّينَ (15)
يا ضامِنَ جَزآءِ الْمُحْسِنينَ (16)
وَ مُسْتَصْلِحَ عَمَلِ الْمُفْسِدينَ.(17)
1) و یادش راگهگاه در خاطر ما میار (بلکه همیشه به یاد آن باشیم).
2) و از اعمال شایسته عملى برایمان قرار ده که با آن بازگشت به حضرتت را (با همه سرعتش) کُند
3) شماریم و براى به سرعت رسیدن به کویت بدان حرص ورزیم
4) بهطورى که مرگ براى ما محل اُنسى باشد که به آن انس گیریم
5) و مرکز الفتى باشد که بدان شوق ورزیم
6) و خویشاوند نزدیکى باشد که قرب به او را دوست بداریم
7) پس هر زمان که آن را بر ما وارد کنى و فرود آرى ما را از دیدارش خوشبخت فرما
8) و چون بر ما وارد شود آن را مایه انس ما قرار ده
9) و ما را در مهمانى او به رنج و زحمت مینداز
10) و با زیارت او سرافکنده مساز
11) و آن را درى از درهاى مغفرت
12) و کلیدى از کلیدهاى رحمت خود قرار ده
13) ما را در جمع هدایت شدگانى بمیران که گمراه نگردند
14) و فرمانبردارانى که اکراه به خود راه ندهند
15) و تائبینى که گناه نکنند و بر گناه اصرار نورزند
16) اى که مزد نیکوکاران را ضامنى
17) و از تبهکاران اصلاح عملشان را خواستارى.
و كانَ مِنْ دُعائِه عليهالسلام فى طَلَبِ السَّترِ وَ الْوِقايَةِ(1)
اَللَّهُمَّ صَلِّ - عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِهِ (2)
وَ اَفْرِشْنى مِهادَ كَرامَتِكَ (3)
وَ اَوْرِدْنى مَشارِع - رَحْمَتِكَ (4)
وَ اَحْلِلْنى بُحْبُوحَةَ جَنَّتِكَ (5)
وَ لا تَسمني بٍالرد عَنکَ, (6)
وَ لا تَحرٍمني بٍالخَيبةٍ مٍنکَ (7)
وَ لاتُقآصَّنى بِمَااجْتَرَحْتُ (8)
وَ لاتُناقِشْنى بِمَااكْتَسَبْتُ (9)
وَ لاتُبْرِزْ مَكْتُومى (10)
وَ لا تَكْشِفْ مَسْتُورى (11)
وَ لاتَحْمِلْ عَلى ميزانِ الْاِنْصافِ عَمَلى (12)
وَ لاتُعْلِنْ عَلى عُيُونِ الْمَلاَءِ خَبَرى (13)
1) «دعادر طلب پردهپوشى بر گناه»
2) بار الها بر محمد و آلش درود فرست
3) و بستر کرامت خود را برایم بگستران
4) و به آبشخورهاى رحمتت در آور
5) و در قلب جنّت خود جایم ده
6) و مرا به راندن از خویش خوار مکن
7) و به نومیدى از خود محروم منما
8) و به گناهانم تقاص مکن
9) و به رفتارم خرده مگیر
10) و رازم را آشکار مکن
11) و سرّم را فاش مساز
12) و عملم را به ترازوى عدالت مسنج
13) و اخبار پنهانم را در برابر دیده همگان آشکار مفرما
اَخْفِ عَنْهُمْ ما يَكُونُ نَشْرُهُ عَلَىَّ عاراً (1)
وَ اطْوِ عَنْهُمْ ما يُلْحِقُنى عِنْدَكَ شَناراً (2)
شَرِّفْ دَرَجَتى بِرِضْوانِكَ (3)
وَ اَكْمِلْ كَرامَتى بِغُفْرانِكَ (4)
وَ اَنْظِمْنى فى اَصْحابِ الْيَمينِ (5)
وَ وَجِّهْنى فى مَسالِكِ الْامِنينَ (6)
وَاجْعَلْنى فى فَوْجِ الْفآئِزينَ (7)
وَاعْمُرْ بى مَجالِسَ الصّالِحينَ (8)
امينَ رَبَّ الْعالَمينَ.(9)
1) آنچه را که آشکار شدنش مایه ننگ من است از ایشان مخفىدار
2) و آنچه مرا در حضورت بدنام و رسوا کند از آنان بپوشان
3) مرتبهام را در سایه خشنودیت شرافت بخش و بزرگداشتم
4) را به وسیله آمرزشت کامل ساز
5) و مرا در زمره اصحاب یمین درآور
6) و در راههاى ایمنان ببر
7) و در گروه رستگاران قرار ده
8) و انجمن شایستگان را به سبب من آباد کن
9) دعایم را مستجاب فرما اى پروردگار جهانیان.
و كانَ مِن دُعائِهِ عليهالسلام عِنْدَ خَتْمِ الْقُرآنِ(1)
اَللَّهُمَّ اِنَّكَ اَعَنْتَنى عَلى خَتْمِ كِتابِكَ الَّذى اَنْزَلْتَهُ نُوراً (2)
و جَعَلْتَهُ مُهَيْمِناً عَلى كُلِّ كِتابٍ اَنْزَلْتَهُ (3)
وَ فَضَّلْتَهُ عَلى كُلِّ حَديثٍ قَصَصْتَهُ (4)
وَفُرْقاناً فَرَقْتَ بِهِ بَيْنَ حَلالِكَ وَ حَرامِكَ (5)
وَ قُرْاناً اَعْرَبْتَ بِهِ عَنْ شَرآئِعِ اَحْكامِكَ (6)
وَ كِتاباً فَصَّلْتَهُ لِعِبادِكَ تَفْصيلاً (7)
وَ وَحْياً اَنْزَلْتَهُ عَلى نَبِيِّكَ مُحَمَّدٍ - صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَ الِهِ - تَنْزيلاً (8)
وَ جَعَلْتَهُ نُوراً نَهْتَدى مِنْ ظُلَمِ الضَّلالَةِ وَ الْجَهالَةِ بِاتِّباعِهِ (9)
وَ شِفآءً لِمَنْ اَنْصَتَ بِفَهَمِ التَّصْديقِ اِلَى اسْتِماعِهِ(10)
وَ ميزانَ قِسْطِ لايَحيفُ عَنِ الْحَقِّ لِسانُهُ (11)
وَ نُورَ هُدىً لايَطْفَأُ عَنِ الشّاهِدينَ بُرْهانُهُ (12)
وَ عَلَمَ نَجاةٍ لايَضِلُّ مَنْ اَمَّ قَصْدَ سُنَّتِهِ (13)
وَ لاتَنالُ اَيْدِى الْهَلَكاتِ مَنْ تَعَلَّقَ بِعُرْوَةِ عِصْمَتِهِ. (14)
اَللَّهُمَّ فَاِذْ اَفَدْتَنَا الْمَعُونَةَ عَلى تِلاوَتِهِ (15)
وَ سَهَّلْتَ جَواسِىَ اَلْسِنَتِنا بِحُسْنِ عِبارَتِهِ (16)
1) «دعا به وقت ختم قرآن»
2) بار خدایا تو مرا بر به پایان رساندن تلاوت کتابت که روشنگر راه حیاتش نازل کردى یارى دادى
3) و آن را بر هر کتاب نازل شده از جانب خود گواه و شاهد قرار دادى
4) و بر هر سخنى که برخواندهاى برترى دادى
5) و فرقانش کردى که به وسیله آن بین حلال و حرامت جدایى انداختى
6) و قرآنى که بیانگر شرایع احکام خود نمودى
7) و کتابى که آن را براى بندگان خود تفصیل و تشریح فرمودى
8) - و وحیى که بر پیامبرت محمد - که درود تو بر او و آلش باد - فرو فرستادى
9) و آن را نورى ساختى که در پرتو پیروى از آن از ظلمات گمراهى و جهالت به عرصه هدایت راه یابیم
10) و شفایى قرار دادى براى کسى که از سر تصدیق بدان گوش فرا دارد
11) و ترازوى قسطى که زبانهاش از حق نگردد
12) و نور هدایتى که روشنایى برهانش از برابر ناظرین خاموش نگردد
13) و پرچم نجاتى که هر کس آهنگ آیین استوار آن کند گمراه نشود
14) و پنجههاى مهالک به کسى که به دستگیره عصمتش در آویزد نرسد
15) الهى اکنون که ما را به تلاوت قرآن یارى دادى
16) و عقدههاى زبانمان را به زیبایى عبارات آن گشودى
فَاجْعَلْنا مِمَّنْ يَرْعاهُ حَقَّ رِعايَتِهِ (1)
وَ يَدينُ لَكَ بِاعْتِقادِ التَّسْليمِ لِمُحْكَمِ اياتِهِ (2)
وَ يَفْزَعُ اِلَى الْاِقْرارِ بِمُتَشابِهِهِ وَ مُوضَحاتِ بَيِّناتِهِ (3)
اَللَّهُمَّ اِنَّكَ اَنْزَلْتَهُ عَلى نَبِيِّكَ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ الِهِ مُجْمَلاً (4)
وَ اَلْهَمْتَهُ عِلْمَ عَجائِبِهِ مُكَمَّلاً (5)
وَ وَرَّثْتَنا عِلْمَهُ مُفَسَّراً (6)
وَ فَضَّلْتَنا عَلى مَنْ جَهِلَ عِلْمَهُ (7)
وَ قَوَّيْتَنا عَلَيْهِ لِتَرْفَعَنا فَوْقَ مَنْ لَمْ يُطِقْ حَمْلَهُ (8)
اَللَّهُمَّ فَكَما جَعَلْتَ قُلُوبَنا لَهُ حَمَلَةً وَ عَرَّفْتَنا بِرَحْمَتِكَ شَرَفَهُ وَ فَضْلَهُ (9)
فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ الْخَطيبِ بِهِ وَ عَلى الِهِ الْخُزّانِ لَهُ(10)
وَ اجْعَلْنا مِمَّنْ يَعْتَرِفُ بِاَنَّهُ مِنْ عِنْدِكَ (11)
حَتّى لا يُعارِضَنَا الشَّكُّ فى تَصْديقِهِ (12)
1) پس ما را از جمله کسانى قرار ده که حق این کتاب را چنان که سزاوار است رعایت کنند
2) و تو را با اعتقاد تسلیم در برابر آیات محکمش بندگى نمایند
3) و به اقرار به متشبهات آن و دلایل روشنش پناه برند.
4) بارالها تو قرآن را بر پیامبرت محمد - که درود تو بر او و خاندانش باد - مجمل و سربسته نازل کردى
5) و دانش عجایبش را به طور کامل به او الهام فرمودى
6) و علم آن را با تفسیرش به ما به ارث دادى
7) و ما را بر آنان که از آن بىخبرند ترجیح دادى
8) و قدرت آگاهى بر آن را به ما مرحمت فرمودى تا ما را بر کسانى که توانایى فهم مفاهیم آن را ندارند برترى دهى.
9) خداوندا همچنان که دلهاى ما را حامل واقعیات آن ساختى و شرف و برتریش را به رحمتت به ما فهماندى بر محمد که خطیب به قرآن بود
10) و خاندانش که نگهبانان کتاب تواند درود فرست
11) و ما را از کسانى قرار ده که معترفند که این کتاب از جانب توست
12) تا در تصدیقش شک و تردید به جنگ ما نیاید
وَ لايَخْتَلِجَنَا الزَّيْغُ عَنْ قَصْدِ طَريقِهِ.(1)
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِهِ (2)
وَاجْعَلْنا مِمَّنْ يَعْتَصِمُ بِحَبْلِهِ (3)
وَ يَاْوى مِنَ الْمُتَشابِهاتِ اِلى حِرْزِ مَعْقِلِهِ (4)
وَ يَسْكُنُ فى ظِلِّ جَناحِهِ (5)
وَ يَهْتَدى بِضَوْءِ صَباحِهِ (6)
وَ يَقْتَدى بِتَبَلُّجِ اِسْفارِهِ (7)
وَ يَسْتَصْبِحُ بِمِصْباحِهِ (8)
وَ لا يَلْتَمِسُ الْهُدى فى غَيْرِهِ (9)
اَللَّهُمَّ وَ كَما نَصَبْتَ بِهِ مُحَمَّداً عَلَماً لِلدَّلالَةِ عَلَيْكَ (10)
وَ اَنْهَجْتَ بِالِهِ سُبُلَ الرِّضا اِلَيْكَ (11)
فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِهِ (12)
1) و انحراف از راه راستش گریبانگیر ما نگردد
2) بارخدایا بر محمد و آلش درود فرست
3) و ما را از آن کسانى قرار ده که به ریسمان محکم قرآن چنگ مىزنند
4) و در امور شبههانگیز به پناهگاه آیات این کتاب پناهنده مىگردند
5) و در سایه بال رحمت آن سکنى مىگزینند
6) و از نور صبحش راه مىیابند
7) و از رخشندگى سپیدهاش پیروى مىنمایند
8) و از چراغش چراغ مىافروزند
9) و از غیر آن هدایت نمىجویند
10) بارالها همچنان که به سبب آن محمد را نشانهاى جهت هدایت به خود ساختى
11) و به آل آن جناب مسیر خشنودى خود را روشن نمودى
12) پس بر محمد و آلش درود فرست
وَ اجْعَلِ الْقُرْانَ وَسيلَةً لَنا اِلى اَشْرَفِ مَنازِلِ الْكَرامَةِ (1)
وَ سُلَّماً نَعْرُجُ فيهِ اِلى مَحَلِّ السَّلامَةِ (2)
وَ سَبَباً نُجْزى بِهِ النَّجاةَ فى عَرْصَةِ الْقِيمَةِ (3)
وَ ذَريعَةً نَقْدَمُ بِها عَلى نَعيمِ دارِ الْمُقامَةِ. (4)
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِهِ (5)
وَ احْطُطْ بِالْقُرْانِ عَنَّا ثِقْلَ الْاَوْزارِ (6)
وَ هَبْ لَنا حُسْنَ شَمآئِلِ الْاَبْرارِ (7)
وَ اقْفُ بِنا اثارَالَّذينَ قامُوا لَكَ بِهِ انآءَ اللَّيْلِ وَ اَطْرافَ النَّهارِ (8)
حَتّى تُطَهِّرَنا مِنْ كُلِّ دَنَسٍ بِتَطْهيرِهِ (9)
وَ تَقْفُوَبِنا اثارَالَّذينَ اسْتَضآؤُا بِنُورِهِ (10)
وَ لَمْ يُلْهِهِمُ الْاَمَلُ عَنِ الْعَمَلِ فَيَقْطَعَهُمْ بِخُدَعِ غُرُورِهِ (11)
1) و قرآن را براى ما وسیله رسیدن به والاترین منازل کرامت
2) و نردبان اوج گرفتن ما به محل سلامت
3) و سبب نجات یافتن ما در عرصه قیامت
4) و وسیله ورود ما بر نعمتهاى سراى اقامت بدى قرار ده.
5) بار الها بر محمد و آلش درود فرست
6) و به سبب قرآن سنگینى گناهان را از دوش ما بیفکن
7) و خوىِ خوشِ نیکان را به ما عنایت فرما
8) و ما را پیرو آثار کسانى قرار ده که در دل شب و اطراف روز به تلاوت و عمل به قرآن بپا خاستهاند
9) تا به وسیله پاککنندگى آن ما را از هر آلودگى پاک سازى
10) و به دنبال کسانى راه بیندازى که به نور قرآن روشنى جستهاند
11) و آرزوهاى دور و دراز آنان را از عبادت باز نداشته که به فریب نیرنگهایش آنان را از میان بردارد
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِهِ (1)
وَ اجْعَلِ الْقُرْانَ لَنا فى ظُلَمِ اللَّيالى مُونِساً (2)
وَ مِنْ نَزَغاتِ الشَّيْطانِ وَ خَطَراتِ الْوَساوِسِ حارِساً (3)
وَ لِأَقْدامِنا عَنْ نَقْلِها اِلَى الْمَعاصى حابِساً (4)
وَ لِأَلْسِنَتِنا عَنِ الْخَوْضِ فِىالْباطِلِ مِنْ غَيْرِ ماافَةٍ مُخْرِساً (5)
وَلِجَوارِحِنا عَنِ اقْتِرافِ الْاثامِ زاجِراً (6)
وَ لِما طَوَتِ الْغَفْلَةُ عَنَّا مِنْ تَصَفُّحِ الْاِعْتِبارِ ناشِراً(7)
حَتّى تُوصِلَ اِلى قُلُوبِنا فَهْمَ عَجآئِبِهِ (8)
وَ زَواجِرَ اَمْثالِهِ الَّتى ضَعُفَتِ الْجِبالُ الرَّواسى عَلى صَلابَتِها عَنِ احْتِمالِهِ.(9)
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِهِ (10)
وَ اَدِمْ بِالْقُرْانِ صَلاحَ ظاهِرِنا (11)
1) بار الها بر محمد و آلش درود فرست
2) و قرآن را در ظلمات شبهاى وحشتزا مونس ما
3) و از نیرنگهاى شیطان و خطورات وسوسهها نگهبان
4) و براى قدمهاى ما از حرکت به سوى گناهانْ بازدارنده و
5) براى زبانهایمان از فرو رفتن در گفتار باطل - نه به خاطر مرضى - لالکننده
6) و براى همه اعضایمان از آلودگى به گناه مانع شونده
7) و براى طومار فکر و عبرت که پنجه غفلت آن را درهمپیچیده گستراننده قرار بده
8) تا دریافت عجایب آن
9) و پندها و امثال بازدارندهاش را که کوههاى استوار با وجود صلابتشان از تحمل آن ناتوانند به قلوب ما برسانى.
10) بار خدایا بر محمد و آلش درود فرست
11) و از برکت قرآن آراستگى ظاهر ما را تداوم بخش
وَاحْجُبْ بِهِخَطَراتِ الْوَساوِسِ عَنْصِحَّةِ ضَمآئِرِنا مق وجودمان بازدار (1)
وَ اغْسِلْ بِهِ دَرَنَ قُلُوبِنا وَ عَلائِقَ اَوْزارِنا (2)
وَ اجْمَعْ بِهِ مُنْتَشَرَ اُمُورِنا (3)
وَ اَرْوِ بِهِ فى مَوْقِفِ الْعَرْضِ عَلَيْكَ ظَمَاَ هَواجِرِنا (4)
وَ اكْسُنا بِهِ حُلَلَ الْاَمانِ يَوْمَ الْفَزَعِ الأَكْبَرِ فى نُشُورِنا.(5)
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدِ وَ الِهِ (6)
وَ اجْبُرْ. بِالْقُرْانِ خَلَّتَنا مِنْ عَدَمِ الْاِمْلاقِ (7)
وَ سُقْ اِلَيْنا بِهِ رَغَدَ الْعَيْشِ وَ خِصْبَ سَعَةِ الْاَرْزاقِ (8)
وَ جَنِّبْنا بِهِ الضَّرآئِبَ الْمَذْمُومَةَ وَ مَدانِىَ الْاَخْلاقِ (9)
وَ اعْصِمْنا بِهِ مِنْ هُوَّةِ الْكُفْرِ وَ دَواعِى النِّفاقِ (10)
حَتّى يَكُونَ لَنا فِى الْقِيمَةِ اِلى رِضْوانِكَ وَ جِنانِكَ قآئِداً (11)
وَ لَنا فِىالدُّنْيا عَنْ سُخْطِكَ وَ تَعَدّى حُدُودِكَ ذآئِداً (12)
وَ لِما عِنْدَكَ بِتَحْليلِ حَلالِهِ وَ تَحْريمِ حَرامِهِ شاهِداً.(13)
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِهِ (14)
1) و خطورات وسوسهها را از پنجه انداختن به سلامت
2) و چرک قلوب و آلودگى گناهانمان را با آن بشوى
3) و امور از هم پاشیده ما را با آن سر و سامان بخش
4) و در صف قیامت آتش تشنگى ما را که زاییده گرماى آنجاست به وسیله آن خاموش کن
5) و در روز وحشت بزرگ به هنگام محشور شدنمان به وسیله آن بر ما جامه امن و امان بپوشان
6) بارالها بر محمد و آلش درود فرست
7) قرآن ندارى و تهیدستى ما را جبران کن
8) و روزى فراخ و فراوانى و گستردگى روزى را به سوى ما سوق ده
9) و ما را از خویهاى ناپسند و اخلاق پست دور کن
10) و از منجلاب کفر و انگیزههاى نفاق حفظ فرما
11) تا در عرصهگاه محشر قرآن مجید راهبر ما به سوى رضوان و بهشتهاى تو باشد
12) و در این جهان از خشم تو و قدم فراترگذاشتن از حدود دین تو بازمان دارد
13) و براى ما در پیشگاه حضرتت در حلال دانستن حلالش و حرام دانستن حرامش گواه و شاهد باشد.
14) بارالها بر محمد و آلش درود فرست
وَ هَوِّنْ بِالْقُرْانِ عِنْدَ الْمَوْتِ عَلى اَنْفُسِنا كَرْبَ السِّياقِ(1)
وَ جَهْدَ الْاَنينِ (2)
وَ تَرادُفَ الْحَشارِجِ اِذا بَلَغَتِ النُّفُوسُ التَّراقِىَ (3)
وَ قيلَ مَنْ راقٍ؟ (4)
وَ تَجَلّى مَلَكُ الْمَوْتِ لِقَبْضِها مِنْ حُجُبِ الْغُيُوبِ (5)
وَ رَماها عَنْقَوْسِ الْمَنايا بِاَسْهُمِ وَحْشَةِ الْفِراقِ (6)
وَدافَ لَها مِنْ ذُعافِ الْمَوْتِ كَاْساً مَسْمُومَةَ الْمَذاقِ (7)
وَ دَنا مِنّا اِلَى الْاخِرَةِ رَحيلٌ وَ انْطِلاقٌ (8)
وَ صارَتِ الْاَعْمالُ قَلائِدَ فِى الْاَعْناقِ (9)
وَ كانَتِ الْقُبُورُ هِىَالْمَاْوى اِلى مِيقاتِ يَوْمِ التَّلاقِ.(10)
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِهِ (11)
وَ بارِكْ لَنا فى حُلُولِ دارِ الْبِلى (12)
وَ طُولِ الْمُقامَةِ بَيْنَ اَطْباقِ الثَّرى (13)
1) و از برکت قرآن به وقت مردن سختى جان کندن
2) و دشوارى ناله کردن را بر ما سهل و آسان فرما
3) و نیز به شماره افتادن نفسها را در وقتى که جانها به خرخره رسند
4) و گفته شود چه کسى معالجهگر است؟
5) و فرشته مرگ براى قبض روح از پردههاى نهان آشکار گردد
6) و تیرهاى وحشتناک فراق را از کمان اجل به سوى جانها پرتاب نماید
7) و تلخى شربت مرگ را چون جامى زهرآلوده به کام جانها ریزد
8) و کوچ کردن و حرکت ما به جهان دیگر نزدیک شود
9) و اعمال هر کس همچون طوقى بر گردنش حلقه زند
10) و قبرها آرامگاهمان تا به وقت قیامت شوند.
11) بار الها بر محمد و آلش درود فرست
12) و ورود ما را به خانه پوسیدگى
13) و طول اقامت ما را در طبقات خاک بر ما مبارک گردان
وَاجْعَلِ الْقُبُورَ بَعْدَ فِراقِ الدُّنْيا خَيْرَ مَنازِلِنا (1)
وَ افْسَحْ لَنا بِرَحْمَتِكَ فى ضيقِ مَلاحِدِنا (2)
وَ لاتَفْضَحْنا فى حاضِرِى الْقِيامَةِ بِمُوبِقاتِ اثامِنا(3)
وَارْحَمْ بِالْقُرْانِ فىمَوْقِفِ الْعَرْضِ عَلَيْكَ ذُلَّ مَقامِنا (4)
وَثَبِّتْ بِهِ عِنْدَ اضْطِرابِ جِسْرِ جَهَنَّمَ يَوْمَالْمَجازِ عَلَيْها زَلَلَ اَقْدامِنا(5)
وَ نَوِّرْ - بِهِ قَبْلَ الْبَعْثِ سُدَفَ قُبُورِنا وَ نَجِّنا بِهِ مِنْكُلِّ(6)
كَرْبٍ يَوْمَ الْقِيمَةِ وَ شَدآئِدِ اَهْوالِ يَوْمِ الطّآمَّةِ (7)
وَ بَيِّضْ وُجُوهَنا يَوْمَ تَسْوَدُّ وُجُوهُ الظَّلَمَةِ فى يَوْمِ الْحَسْرَةِ وَ النَّدامَةِ (8)
وَ اجْعَلْ لَنا فى صُدُورِ الْمُؤْمِنينَ وُدّاً (9)
وَ لاتَجْعَلِ الْحَيوةَ عَلَيْنا نَكَداً.(10)
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ عَبْدِكَ وَ رَسُولِكَ(11)
كَما بَلَّغَ رِسالَتَكَ (12)
وَ صَدَعَ بِاَمْرِكَ (13)
وَ نَصَحَ لِعِبادِكَ.(14)
1) و گورها را پس از جدایى از دنیا بهترین منازلمان قرار ده
2) و به رحمتت تنگى لحدها را براى ما گشاده فرما
3) و در برابر حاضران عرصه قیامت به گناهان هلاک کنندهمان رسوایمان مکن
4) و از برکت قرآن به وقت صف بستن در محضرت بر ذلّت ما رحم آور
5) و به هنگام لرزش صراط در روز عبور از آن قدمهاى ما را از لغزش استوار ساز
6) و پیش از برپا شدن قیامت تاریکى قبرهاى ما را به آن نور بخش
7) و از هر گونه اندوه روز قیامت و دشوارى ترسهاى آن روز سخت نجاتمان ده
8) و در آن روز که صورت ستم پیشگان سیاه شود که روز اندوه و ندامت است چهرههاى ما را سپید گردان
9) و از ما در قلوب مؤمنان دوستى قرار بده
10) و زندگى را بر ما سخت مکن.
11) بار الها بر محمد بنده و پیامبرت درود فرست
12) همچنان که پیام تو را رساند
13) و دستور و فرمانت را آشکار ساخت
14) و خیرخواه بندگانت بود.
اَللَّهُمَّ اجْعَلْ نَبِيَّنا - صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَ عَلى الِهِ - يَوْمَ الْقِيمَةِ(1)
اَقْرَبَ النَّبِيّينَ مِنْكَ مَجْلِساً (2)
وَ اَمْكَنَهُمْ مِنْكَ شَفاعَةً (3)
وَ اَجَلَّهُمْ عِنْدَكَ قَدْراً (4)
وَ اَوْجَهَهُمْ عِنْدَكَ جاهاً. (5)
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ (6)
وَ شَرِّفْ - بُنْيانَهُ (7)
وَ عَظِّمْ - بُرْهانَهُ (8)
وَ ثَقِّلْ - ميزانَهُ (9)
وَ تَقَبَّلْ شَفاعَتَهُ (10)
وَ قَرِّبْ وَسيلَتَهُ (11)
وَ بَيِّضْ وَجْهَهُ (12)
وَ اَتِمَّ نُورَهُ (13)
وَ ارْفَعْ دَرَجَتَهُ وَ اَحْيِنا عَلى سُنَّتِهِ (14)
وَ تَوَفَّنا عَلى مِلَّتِهِ (15)
1) بارالها پیامبر ما را - که صلواتت بر او و آلش باد - در عرصه قیامت
2) مقرّبترین پیامبران در محضرت قرار ده
3) و قدرتش را از نزد خودت بر شفاعت از همه بیشتر کن
4) و مقام و منزلتش را نزدت والاترین
5) و مکانتش را آبرومندترین قرارده.
6) بارالها بر محمد و آلش درود فرست
7) و بنیادش را والایى ده
8) و برهانش را بلند و قوى ساز
9) و میزانش را سنگین کن
10) و شفاعتش را بپذیر
11) و وسیلهاش را نزدیک کن
12) و رویش را سپید
13) و نورش را کامل
14) و درجهاش را بلند ساز، و ما را بر سنّت او زنده بدار،
15) و بر آیین او بمیران
وَ خُذْ بِنا مِنْهاجَهُ (1)
وَ اسْلُكْ بِنا سَبيلَهُ (2)
وَ اجْعَلْنا مِنْ اَهْلِ طاعَتِهِ (3)
وَ احْشُرْنا فى زُمْرَتِهِ (4)
وَ اَوْرِدْنا حَوْضَهُ (5)
وَ اسْقِنا بِكَاْسِهِ. (6)
وَ صَلِّ اللَّهُمَّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِهِ (7)
صَلوةً تُبَلِّغُهُ بِها اَفْضَلَ ما يَاْمُلُ مِنْ خَيْرِكَ وَ فَضْلِكَ وَ كَرامَتِكَ (8)
اِنَّكَ ذُو رَحْمَةٍ واسِعَةٍ وَ فَضْلٍ كَريمٍ (9)
اَللَّهُمَّ اجْزِهِ بِما بَلَّغَ - مِنْ رِسالاتِكَ (10)
وَ - اَدّى - مِنْ اياتِكَ (11)
وَ نَصَحَ - لِعِبادِكَ (12)
وَ جاهَدَ فى سَبيلِكَ (13)
اَفْضَلَ ما - جَزَيْتَ اَحَداً مِنْ مَلائِكَتِكَ الْمُقَرَّبينَ(14)
وَ اَنْبِيآئِكَ الْمُرْسَلينَ الْمُصْطَفَيْنَ (15)
وَ السَّلامُ عَلَيْهِ وَ عَلى الِهِ الطَّيِّبينَ الطّاهِرِيِنَ وَ رَحْمَةُ اللَّه وَ بَرَكاتُهُ.(16)
1) و رهسپار راه او گردان
2) و پیماینده طریق واضح او ساز
3) و از مطیعان او قرار ده
4) و در زمره او محشور فرما
5) و به حوض او وارد کن
6) و از جامش سیرابمان گردان
7) و الها بر محمد و آلش درود فرست
8) چنان درودى که به سبب آن او را به بهترین خیر و فضل و کرامت خود که از تو توقع دارد برسانى
9) همانا - که تو صاحب رحمت واسعه و فضل کریم هستى.
10) الها به مزد رساندن پیامهایت
11) و آگاه کردن مردم به آیاتت
12) و صلاحاندیشى بندگانت
13) و جهاد در راهت
14) بهترین پاداشى را که به هر یک از فرشتگان مقرّب خود
15) و فرستادگان برگزیدهات دادهاى به او عنایت کن
16) و درود و رحمت و برکات حق بر او و بر خاندان پاک و پاکیزهاش باد
و كان مِن دعائِه عليهالسلام اِذا نَظر اِلَى الهِلال(1)
اَيُّهَا الْخَلْقُ الْمُطيعُ (2)
الدّآئِبُ السَّريعُ (3)
الْمُتَرَدِّدُ فى مَنازِلِ التَّقْديرِ (4)
الْمُتَصَرِّفُ فى فَلَكِ التَّدْبيرِ (5)
امَنْتُ بِمَنْ نَوَّرَ بِكَ الظُّلَمَ (6)
وَ اَوْضَحَ بِكَ الْبُهَمَ (7)
وَ جَعَلَكَ ايَةً مِنْ اياتِ مُلْكِهِ (8)
وَ عَلامَةً مِنْ عَلاماتِ سُلْطانِهِ (9)
وَامْتَهَنَكَ بِالزِّيادَةِ وَالنُّقْصانِ (10)
وَ الطُّلُوعِ وَ الْاُفُولِ (11)
وَ الْاِنارَةِ وَ الْكُسُوفِ (12)
فى كُلِّ ذلِكَ اَنْتَ لَهُ مُطيعٌ (13)
وَ اِلى اِرادَتِهِ سَريعٌ (14)
1) «دعاى آن حضرت هنگامى که به ماه نو نگاه مىکرد»
2) اى آفریده مطیع
3) اى - رونده کوشا و شتابان
4) اى رفت - و آمد کننده در منازل معین شده
5) اى متصرف در چرخ گردان تدبیر
6) ایمان آوردم به آن کس که به سبب تو تاریکیها را روشن کرد
7) و آنچه را که به سختى مىتوان یافت آشکار فرمود
8) و تو را علامتى از علائم چیرگى و استیلاى خود
9) و نشانى از نشانههاى قدرت خویش قرار داد
10) و تو را گاهى به نقص و گاهى به کمال
11) و وقتى به طلوع و زمانى به غروب
12) و حالتى پر نور و حالتى گرفته مسخر خویش نمود
13) در تمام این حالات فرمانبردار اویى
14) و به سوى ارادهاش شتابانى
سُبْحانَهُ ما اَعْجَبَ ما دَبَّرَ فى اَمْرِكَ (1)
وَ اَلْطَفَ ماصَنَعَ فى شَاْنِكَ (2)
جَعَلَكَمِفْتاحَ شَهْرٍ حادِثٍ لِأَمْرٍ حادِثٍ (3)
فَاَسْئَلُ اللَّهَ رَبّى وَ رَبَّكَ (4)
وَ خالِقى وَ خالِقَكَ (5)
وَ مُقَدِّرى - وَ مُقَدِّرَكَ (6)
وَ مُصَوِّرى وَ مُصَوِّرَكَ (7)
اَنْ يُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِهِ (8)
وَ اَنْ يَجْعَلَكَ هِلالَ بَرَكَةٍ لاتَمْحَقُها الْاَيّامُ (9)
وَ طَهارَةٍ لا تُدَنِّسُهَا الْاثامُ (10)
هِلالَ اَمْنٍ مِنَ الْافاتِ (11)
وَ سَلامَةٍ مِنَ السَّيِّئاتِ (12)
هِلالَ سَعْدٍ لانَحْسَ فيهِ (13)
وَ يُمْنٍ لا نَكَدَ مَعَهُ (14)
وَ يُسْرٍ لا يُمازِجُهُ عُسْرٌ (15)
وَ خَيْرٍ لا يَشُوبُهُ شَرٌّ (16)
1) منزه است او چه عجیب است تدبیرى که در حق تو به کار برده
2) و چه دقیق است آنچه درباره تو انجام داده
3) تو را کلید ماهى نو براى برنامهاى نو ساخته
4) پس از پروردگار که ربّ من و توست
5) و آفریننده من و توست
6) و مهار مقدّرات من و تو در کف قدرت اوست
7) و صورتگر من و صورتگر توست مىخواهم
8) که بر محمد و آلش درود فرستد
9) و تو را ماه برکتى قرار دهد که گذشت روزگاران آن را از بین نبرد
10) و ماه پاکیى که گناهان آن را آلوده ننماید
11) هلال ایمنى از آفات
12) سلامتى از زشتىها
13) هلال خوش طالعى برکنار از نحسى
14) و میمنت بدون گرفتارى
15) و آسایش بدون دشوارى
16) و خیر بدون شرّ
هِلالَ اَمْنٍ وَ ايمانٍ (1)
وَ نِعْمَةٍ وَ اِحْسانٍ (2)
وَ سَلامَةٍ وَ اِسْلامٍ.(3)
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ - الِهِ (4)
وَ اجْعَلْنا.مِنْ اَرْضى مَنْ طَلَعَ عَلَيْهِ (5)
وَ اَزْكى مَنْ نَظَرَ اِلَيْهِ (6)
وَ اَسْعَدَ مَنْ تَعَبَّدَ لَكَ فيهِ (7)
وَ وَفِّقْنا فيهِ لِلتَّوْبَةِ (8)
1) هلال ایمنى و ایمان
2) و نعمت و احسان
3) و سلامت و اسلام باشد
4) بارالها بر محمد و آلش درود فرست
5) و ما را از خشنودترین (یاپسندیدهترین) کسانى قرار دهکه این ماه برآنان طلوع کرده
6) وپاکیزهترین کسانىکه بهآن نظر نموده
7) و سعادتمندترین کسانى که در آن به بندگى تو کوشیده
8) و ما را در این ماه توفیق توبه عنایت کن
وَ اعْصِمْنا فيهِ مِنَ الْحَوْبَةِ (1)
وَ احْفَظْنا فيهِ مِنْ مُباشَرَةِ مَعْصِيَتِكَ (2)
وَ اَوْزِعْنا فيهِ شُكْرَ نِعْمَتِكَ (3)
وَ اَلْبِسْنا فيهِ جُنَنَ الْعافِيَةِ (4)
وَ اَتْمِمْ عَلَيْنا بِاسْتِكْمالِ طاعَتِكَ فيهِ الْمِنَّةَ (5)
اِنَّكَ الْمَنَّانُ الْحَميدُ (6)
وَ صَلَّى اللَّهُ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِهِ الطَّيِّبينَ الطّاهِرينَ.(7)
و كان مِن دعائِه عليهالسلام اِذا دَخَلَ شَهْرُ رَمَضان(1)
اَلْحَمْدُلِلَّهِ الَّذى هَدانا لِحَمْدِهِ (2)
وَ جَعَلَنا مِنْ اَهْلِهِ (3)
لِنَكُونَ لِاِحْسانِهِ مِنَ الشّاكِرينَ (4)
وَ لِيَجْزِيَنا عَلى ذلِكَ جَزآءَ الْمُحْسِنينَ.(5)
وَالْحَمْدُ لِلَّهِالَّذى حَبانا بِدينِهِ (6)
وَاخْتَصَّنابِمِلَّتِهِ (7)
وَ سَبَّلَنا فى سُبُلِ اِحْسانِهِ (8)
لِنَسْلُكَها بِمَنِّهِ اِلى رِضْوانِهِ (9)
حَمْداً يَتَقَبَّلُهُمِنّا (10)
وَيَرْضى بِهِ عَنّا (11)
وَالْحَمْدُ لِلَّهِالَّذى جَعَلَ مِنْ تِلْكَ السُّبُلِ شَهْرَهُ شَهْرَ رَمَضانَ (12)
شَهْرَ الصِّيامِ (13)
وَ شَهْرَ الِاْسْلامِ (14)
1) «دعا به وقت فرا رسیدن ماه رمضان»
2) سپاس خدا را که ما را راهنما به سپاس خود شد
3) و شایسته آن نمود
4) تا از شکرگزاران احسان او گردیم
5) و به ما بر این کار پاداش نیکوکاران بخشد.
6) و سپاس خداى را که دینش را به ما عنایت فرمود
7) و ما را به آئین خود اختصاص داد
8) و در راههاى احسان خود روان ساخت
9) تا در آنها به فضل و لطفش به سوى رضوان او حرکت کنیم
10) چنان حمدى که از ما بپذیرد
11) و به سبب آن از ما خشنود شود.
12) و سپاس خداى را که از جمله آن راهها ماه خود ماه رمضان را قرار داد
13) ماه روزه
14) ماه اسلام
وَ شَهْرَ الطَّهُورِ (1)
وَ شَهْرَ التَّمْحيصِ (2)
وَ شَهْرَ الْقِيامِ (3)
الَّذى اَنْزَلَ فيهِ الْقُرْانَ (4)
هُدىً لِلنّاسِ وَ بَيِّناتٍ مِنَ الْهُدى وَ الْفُرْقانِ (5)
فَاَبانَ فَضيلَتَهُ عَلى سآئِرِ الشُّهُورِ بِما جَعَلَ لَهُ مِنَ الْحُرُماتِ الْمَوْفُورَةِ(6)
وَ الْفَضآئِلِ الْمَشْهُورَةِ (7)
فَحَرَّمَ فيهِ مااَحَلَّ فى غَيْرِهِ اِعْظاماً (8)
وَ حَجَرَ فيهِ الْمَطاعِمَ وَالْمَشارِبَ اِكْراماً (9)
وَ جَعَلَ لَهُ وَقْتاً بَيِّناً لايُجيزُ - جَلَّ وَ عَزَّ - اَنْ يُقَدَّمَ قَبْلَهُ (10)
وَ لايَقْبَلُ اَنْ يُؤَخَّرَ عَنْهُ (11)
ثُمَّ فَضَّلَ لَيْلَةً واحِدَةً مِنْ لَياليهِ عَلى لَيالى اَلْفِ شَهْرٍ (12)
وَ سَمّاها لَيْلَةَ الْقَدْرِ (13)
تَنَزَّلُ الْمَلائِكَةُ وَ الرُّوحُ فيها بِاِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ اَمْرٍ(14)
سَلامٌ دآئِمُ الْبَرَكَةِ اِلى طُلُوعِ الْفَجْرِ(15)
عَلى مَنْ يَشآءُ مِنْ عِبادِهِ بِما اَحْكَمَ مِنْ قَضآئِهِ.(16)
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِهِ (17)
1) ماه طهارت
2) ماه آزمایش
3) ماه قیام
4) ماهى که قرآن را در آن نازل کرد
5) براى هدایت مردم و بودن نشانههایى روشن از هدایت و مشخص شدن حق از باطل
6) و بدین جهت برترى آن ماه را بر سایر ماهها بر پایه احترامات فراوان
7) و فضیلتهاى آشکار روشن نمود
8) پس آنچه را در زمانهاى دیگر حلال بود حرام کرد
9) و براى اکرام آن خوراکیها و آشامیدنیها را منع نمود
10) و براى آن زمان معیّنى قرار داد که حضرتش - جلّوعز - اجازه نمىدهد از آن پیش افتد
11) و نمىپذیرد که از آن پس افتد
12) سپس یکى از شبهایش را بر شبهاى هزار ماه فضیلت و برترى داد
13) و آن را شب قدر نامید
14) که در آن شب فرشتگان و روح به فرمان پروردگارشان براى هر امرى نازل مىگردند
15) و آن شب سلامتى و برکت پیوسته است تا سپیده دم
16) بر هر کس از بندگانش که بخواهد به جهت قضایش که لازمالاجراء دانسته است.
17) بار الها بر محمد و آلش درود فرست
وَ اَلْهِمْنا مَعْرِفَةَ فَضْلِهِ وَ اِجْلالَ حُرْمَتِهِ (1)
وَ التَّحَفُّظَ مِمّا حَظَرْتَ فيهِ (2)
وَ اَعِنّا عَلى صِيامِهِ بِكَفِّ الْجَوارِحِ عَنْ مَعاصيكَ (3)
وَ اسْتِعْمالِها فيهِ بِما يُرْضيكَ (4)
حَتّى لا نُصْغِىَ بِاَسْماعِنا اِلى لَغْوٍ (5)
وَ لا نُسْرِعَ بِاَبْصارِنا اِلى لَهْوٍ (6)
وَ حَتّى لانَبْسُطَ اَيْدِيَنا اِلى مَحْظُورٍ (7)
وَ لانَخْطُوَ بِاَقْدامِنا اِلى مَحْجُورٍ (8)
وَ حَتّى لا تَعِىَ بُطُونُنا اِلاّ ما اَحْلَلْتَ (9)
وَ لاتَنْطِقَ اَلْسِنَتُنا اِلاّ بِما مَثَّلْتَ (10)
وَ لانَتَكَلَّفَ اِلاّ ما يُدْنى مِنْ ثَوابِكَ (11)
وَ لانَتَعاطى اِلاَّ الَّذى يَقى مِنْ عِقابِكَ (12)
ثُمَّ خَلِّصْ ذلِكَ كُلَّهُ مِنْ رِئآءِ الْمُرآئِينَ (13)
وَ سُمْعَةِ الْمُسْمِعينَ (14)
لا نَشْرَكُ فيهِ اَحَداً دُونَكَ (15)
وَلانَبْتَغى فيهِ مُراداً سِواكَ (16)
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِهِ (17)
1) و معرفت برترى این ماه و بزرگداشت احترامش
2) و خوددارى از محرمات در آن را به ما الهام کن
3) و ما را به روزه داشتن آن با حفظ جوارح از گناهان
4) و به کار بردن آنها در آنچه که تو را خشنود مىنماید یارى ده
5) تا با گوشمان به گفتار لغو گوش نکنیم
6) و با چشمانمان به تماشاى لهو نشتابیم
7) و دستهایمان را به حرامى دراز نکنیم
8) و - به سوى ممنوع تو گام برنداریم
9) و شکمهایمان جز به حلال پر نشود
10) و زبانمان به غیر آنچه تو گفتهاى گویا نگردد
11) و جز در کارى که به ثواب تو نزدیک مىکند به کوشش برنخیزیم
12) و جز آنچه از عقوبتت نگاه دارد فرا نگیریم
13) آنگاه این همه را از خودنمایى ریاکاران
14) و شهرتخواهى شهرتطلبان خالص و پاک گردان
15) به گونهاى که کسى را با تو در این امور شریک نکنیم
16) و مقصد و مقصودى غیر تو نداشته باشیم.
17) بارالها بر محمد و آلش فرست
وَ قِفْنا فيهِ عَلى مَواقيتِ الصَّلَواتِ الْخَمْسِ بِحُدُودِهَا الَّتى حَدَّدْتَ (1)
وَ فُرُوضِهَا الَّتى فَرَضْتَ (2)
وَ وَظآئِفِهَا الَّتى وَظَّفْتَ (3)
وَ اَوْقاتِهَا الَّتى وَقَّتَّ (4)
وَ اَنْزِلْنا فيها مَنْزِلَةَ الْمُصيبينَ لِمَنازِلِها (5)
الْحافِظينَ لِاَرْكانِها (6)
الْمُؤَدّينَ - لَها فى اَوْقاتِها عَلى ما سَنَّهُ عَبْدُكَ وَ رَسُولُكَ - صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَ الِهِ (7)
وَ اَبْيَنِ الْخُشُوعِ وَ اَبْلَغِهِ (9)
وَ وَفِّقْنا فيهِ لِاَنْ نَصِلَ اَرْحامَنا بِالْبِرِّ وَالصِّلَةِ (10)
وَاَنْ نَتَعاهَدَ جيرانَنا بِالْاِفْضالِ وَ الْعَطِيَّةِ (11)
وَ اَنْ نُخَلِّصَ - اَمْوالَنا مِنَ التَّبِعاتِ (12)
1) و ما را در این ماه بر اوقات نمازهاى پنجگانه به نحوى که حدودش را معین نمودى
2) و واجباتش را مقرر فرمودى
3) و شروطش را بیان کردى
4) و اوقاتش را تعیین نمودى آگاه و بینا ساز
5) و ما را در مرتبه آنانى قرار ده که به مراتب آن رسیدهاند
6) و ارکانش را نگهبانند
7) و آن را در اوقات خود بپا مىدارند آن طور که پیامبرت - که صلوات تو بر او و آلش باد - تشریع فرموده
8) در رکوع و سجود و همه آداب و درجات عالى فضیلتش با کاملترین طهارت و تمامترینش
9) و روشنترین مراتب خشوع و رساترینش
10) و ما را در این ماه توفیق ده تا به خویشاوندان خود نیکى و پیوند کنیم
11) و به همسایگان از راه احسان و بخشش رسیدگى کنیم
12) و اموال خود را از مظالم پاک نمائیم
وَ اَنْ نُطَهِّرَها بِاِخْراجِ الزَّكَواتِ (1)
وَ اَنْ نُراجِعَ مَنْ هاجَرَنا (2)
وَ اَنْ نُنْصِفَ مَنْ ظَلَمَنا (3)
وَ اَنْ نُسالِمَ مَنْ عادانا (4)
حاشى مَنْ عُودِىَ فيكَ وَ لَكَ (5)
فَاِنَّهُ الْعَدُوُّ الَّذى لانُواليهِ (6)
وَ الْحِزْبُ الَّذى لانُصافيهِ (7)
وَ اَنْ نَتَقَرَّبَ اِلَيْكَ فيهِ مِنَ الْاَعْمالِ الزّاكِيَةِ بِما تُطَهِّرُنا بِهِ مِنَ الذُّنُوبِ (8)
وَ تَعْصِمُنا فيهِ مِمّا نَسْتَاْنِفُ مِنَ الْعُيُوبِ (9)
حَتّى لايُورِدَ عَلَيْكَ اَحَدٌ مِنْ مَلائِكَتِكَ اِلاَّ دُونَ ما نُورِدُ - مِنْ اَبْوابِ الطَّاعَةِ لَكَ (10)
وَ اَنْواعِ الْقُرْبَةِ اِلَيْكَ.(11)
1) و با بیرون کردن زکات آن را پاکیزه کنیم
2) و با آن کس که با ما قهر کرده آشتى کرده
3) و با کسى که به ما ستم نموده به انصاف برخاسته
4) و با دشمن مدارا کنیم
5) مگر آن که دشمنى با او به خاطر تو و در راه تو بوده
6) زیرا او دشمنى است که هرگز با وى دوستى ننمائیم
7) و حزبى است که دل با او صاف نکنیم
8) و ما را توفیق ده که در آن به تو تقرب جوئیم در سایه اعمال شایستهاى که ما را به آن از آلودگى معاصى پاک نمایى
9) و در آن از عیوب تازه بازدارى
10) تا هیچ یک از فرشتگانت جز مرتبهاى پائینتر از آنچه ما بجا آوردهایم از ابواب طاعت و
11) انواع تقرب به سویت به محضرت عرضه نکنند.
اَللَّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ بِحَقِّ هذَا الشَّهْرِ (1)
وَ بِحَقِّ مَنْ تَعَبَّدَ لَكَ فيهِ مِنِ ابْتِدآئِهِ اِلى وَقْتِ فَنآئِهِ: (2)
مِنْ مَلَكٍ قَرَّبْتَهُ (3)
اَوْ نَبِىٍّ اَرْسَلْتَهُ (4)
اَوَ عَبْدٍ صالِحٍ اخْتَصَصْتَهُ (5)
اَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِهِ (6)
وَ اَهِّلْنا فيهِ لِما وَعَدْتَ اَوْلِيآئَكَ مِنْ كَرامَتِكَ (7)
وَ اَوْجِبْ لَنا فيهِ ما اَوْجَبْتَ لِأَهْلِ الْمُبالَغَةِ فى طاعَتِكَ (8)
وَاجْعَلْنا فى نَظْمِ مَنِ اسْتَحَقَّ الرَّفيعَ الْاَعْلى بِرَحْمَتِكَ. (9)
1) بارالها تو را به حق این ماه رمضان
2) و به حق هر کس که از آغاز تا پایان آن بندگى تو کرده از
3) فرشتهاى که او را به مقام قرب خود رسانده باشى
4) یا پیامبرى که براى هدایت فرستاده باشى
5) یا عبد صالحى که او را برگزیده باشى
6) سوگند مىدهم که بر محمد و آلش درود فرستى
7) و ما را در این ماه به کرامتى که به اولیاء خود وعده دادى سزاوار کن
8) و آنچه را که براى اهل سعى و کوشش در طاعت و عبادت قرار دادهاى براى ما قرار ده و ما را در
9) سایه رحمتت در ردیف کسانى قرار ده که استحقاق برترین مرتبه را نزد تو پیدا کردهاند
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِهِ (1)
وَ جَنِّبْنَا الْاِلْحادَ فى تَوْحيدِكَ (2)
وَ التَّقْصيرَ فى تَمْجيدِكَ (3)
وَ الشَّكَّ فى دينِكَ (4)
وَ الْعَمى عَنْ سَبيلِكَ (5)
وَ الْاِغْفالَ لِحُرْمَتِكَ (6)
وَ الْاِنْخِداعَ لِعَدُوِّكَ الشَّيْطانِ الرَّجيمِ.(7)
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِهِ (8)
وَ اِذا كانَ لَكَ فى كُلِّ لَيْلَةٍ مِنْ لَيالى شَهْرِنا هذا رِقابٌ يُعْتِقُها عَفْوُكَ (9)
اَوْيَهَبُها صَفْحُكَ (10)
فَاجْعَلْ رِقابَنا مِنْ تِلْكَالرِّقابِ (11)
وَاجْعَلْنا لِشَهْرِنا مِنْ خَيْرِ اَهْلٍ وَ اَصْحابٍ (12)
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِهِ (13)
وَ امْحَقْ ذُنُوبَنا مَعَ امِّحاقِ هِلالِهِ (14)
1) بارالها بر محمد و آلش درود فرست
2) و ما را از انحراف در توحیدت
3) و کوتاهى در ستایش حضرتت
4) و شک در دینت
5) و کورى از راهت
6) و بىتوجهى به حرمتت :
7) و گول خوردن از دشمنت شیطان رانده شده دور ساز.
8) بار خدایا بر محمد و آلش درود فرست
9) و چنانچه در هر شب از شبهاى این ماه مبارک برایت بندگانى است که بخششت آنان را آزاد مىکند
10) یا گذشتت ایشان را مىبخشد
11) پس ما را از آن بندگان قرار ده
12) و ما را براى ماه رمضانمان از بهترین اهل و یاران محسوب کن.
13) بارالها بر محمد و آلش درود فرست و
14) همراه با به سر آمدن ماه رمضان گناهان ما را به سر بر
حَتّى يَنْقَضِىَ عَنّا وَ قَدْ صَفَّيْتَنا فيهِ مِنَ الْخَطيئآتِ (2)
وَ اَخْلَصْتَنا فيهِ مِنَ السَّيِّئاتِ (3)
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِهِ (4)
وَ اِنْ مِلْنا فيهِ فَعَدِّلْنا (5)
وَ اِنْ زُغْنا فيهِ فَقَوِّمْنا (6)
وَ اِنِ اشْتَمَلَ عَلَيْنا عَدُوُّكَ الشَّيْطانُ فَاسْتَنْقِذْنا مِنْهُ(7)
اَللَّهُمَّ اشْحَنْهُ بِعِبادَتِنا اِيّاكَ(8)
وَ زَيِّنْ اَوْقاتَهُ بِطاعَتِنا لَكَ (9)
وَ اَعِنّا فى نَهارِهِ عَلى صِيامِهِ (10)
1) و با سپرى شدن روزهاى پایانیش پىآمدهاى گناهانمان را از ما برگیر
2) تا در حالى از ما بگذرد که ما را از خطاها و لغزشها خالص نموده
3) و از گناهان پاک فرموده باشى.
4) بار خدایا بر محمد و آلش درود فرست
5) و چنانچه ما در این ماه منحرف شویم تو تعدیلمان کن
6) و اگر از راه درستى بگردیم تو استوارمان ساز
7) و اگر دشمنت شیطان بر ما مسلط گردد تو ما را از او رهایى ده
8) بارالها این ماه را از عبادتمان سرشار ساز
9) و اوقاتش را به طاعتمان از تو زینت ده
10) و در روزش ما را به روزه داشتن
وَ فى لَيْلِهِ عَلَى الصَّلوةِ وَالتَّضَرُّعِ اِلَيْكَ وَ الْخُشُوعِ لَكَ (1)
وَ الذِّلَّةِ بَيْنَ يَدَيْكَ (2)
حَتّى لا يَشْهَدَ نَهارُهُ عَلَيْنا بِغَفْلَةٍ (3)
وَ لا لَيْلُهُ بِتَفْريطٍ.(4)
اَللَّهُمَّ وَ اجْعَلْنا فى سآئِرِ الشُّهُورِ وَ الْاَيّامِ كَذلِكَ ما عَمَّرْتَنا(5)
وَاجْعَلْنا مِنْ عِبادِكَ الصّالِحينَ الَّذينَ يَرِثُونَ الْفِرْدَوْسَ هُمْ فيها خالِدُونَ (6)
وَ الَّذينَ يُؤْتُونَ ما اتَوْا وَ قُلُوبُهُمْ وَجِلَةٌ اَنَّهُمْ اِلى رَبِّهِمْ راجِعُونَ(7)
وَ مِنَ الَّذينَ يُسارِعُونَ فِى الْخَيْراتِ وَ هُمْ لَها سابِقُونَ(8)
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِهِ (9)
فى كُلِّ وَقْتٍ وَ كُلِّ اَوانٍ (10)
وَ عَلى كُلِّ حالٍ عَدَدَ ما صَلَّيْتَ عَلى مَنْ صَلَّيْتَ عَلَيْهِ (11)
وَ اَضْعافَ ذلِكَ كُلِّهِ بِالْاَضْعافِ الَّتى لا يُحْصيها غَيْرُكَ (12)
اِنَّكَ فَعّالٌ لِما تُريدُ.(13)
1) و در شبش ما را به نماز و زارى و خشوع در برابر خود
2) و خوارى به محضرت یارى فرما.
3) تا روزش شاهد غفلت ما
4) و شبش گواه تقصیر ما نباشد
5) بار الها ما را در همه ماهها و روزها تا زمانى که زندهمان مىدارى اینچنین قرار ده
6) و ما را از عباد شایسته خود گردان که بهشت را به میراث برند و در آن جاودان باشند
7) آن عبادى که هر چه دارند در راه حق مىبخشند در حالى که قلوبشان از اندیشه بازگشت به حضرت ربّ ترسان است
8) و از کسانى که به جانب خیرات مىشتابند و بدان سبقت مىگیرند.
9) بار خدایا بر محمد و آلش درود فرست
10) در هر وقت و هر زمان
11) و در هر حالى به اندازه درودى که به هر کس دیگر فرستادهاى
12) و چند برابر آن درودها که احدى را قدرت بر شمردن آن نباشد
13) همانا آنچه را تو بخواهى انجام مىدهى.
و كان مِن دعائِه عليهالسلام فى وَداعِ شهرِ رَمضان(1)
اَللَّهُمَّ يا مَنْ لايَرْغَبُ فِىالْجَزآءِ (2)
وَ يا مَنْ لايَنْدَمُ عَلَى الْعَطآءِ (3)
وَ يا مَنْ لايُكافِئُ عَبْدَهُ عَلَىالسَّوآءِ (4)
مِنَّتُكَ ابْتِدآءٌ (5)
وَعَفْوُكَ تَفَضُّلٌ (6)
وَ عُقُوبَتُكَ عَدْلٌ (7)
وَ قَضآؤُكَ خِيَرَةٌ. (8)
اِنْ اَعْطَيْتَ لَمْ تَشُبْ عَطآئَكَ بِمَنٍّ (9)
وَ اِنْ مَنَعْتَ لَمْ يَكُنْ مَنْعُكَ تَعَدِّياً (10)
تَشْكُرُ مَنْ شَكَرَكَ وَ اَنْتَ اَلْهَمْتَهُ شُكْرَكَ (11)
وَ تُكافِئُ مَنْ حَمِدَكَ وَ اَنْتَ عَلَّمْتَهُ حَمْدَكَ (12)
1) «دعادر وداع ماه مبارک رمضان»
2) اى خدایى که در برابر احسان به بندگان پاداش نخواهى
3) و از عطا و بخشش پشیمان نمىگردى
4) اى کسى که مزد بنده خود را بیش از عمل او مىدهى
5) نعمتت بى استحقاق به بندگان رسد
6) و عفوت تفضل
7) و مجازاتت عدالت
8) و قضایت عین خیر است.
9) اگر بخشش کنى عطایت را به منّت آلوده نکنى
10) و اگر عنایت نکنى از باب ستم نیست
11) آنکه تو را شکر کند شکرش کنى در صورتى که خودت آن شکر را به او الهام فرمودى
12) و هر که تو را بستاید پاداشش مىدهى در حالى که آن ستایش را خودت به او تعلیمکردى
تَسْتُرُ عَلى مَنْ لَوْ شِئْتَ فَضَحْتَهُ (1)
وَ تَجُودُ عَلى مَنْ لَوْ شِئْتَ مَنَعْتَهُ (2)
وَ كِلاهُما اَهْلٌ مِنْكَ لِلْفَضيحَةِ وَ الْمَنْعِ (3)
غَيْرَ اَنَّكَ بَنَيْتَ اَفْعالَكَ عَلَى التَّفَضُّلِ (4)
وَ اَجْرَيْتَ قُدْرَتَكَ عَلَى التَّجاوُزِ (5)
وَ تَلَقَّيْتَ مَنْ عَصاكَ بِالْحِلْمِ (6)
وَ اَمْهَلْتَ مَنْ قَصَدَ لِنَفْسِهِ بِالظُّلْمِ (7)
تَسْتَنْظِرُهُمْ بِاَناتِكَ اِلَى الْاِنابَةِ (8)
وَ تَتْرُكُ مُعاجَلَتَهُمْ اِلَى التَّوْبَةِ (9)
لِكَيْلا يَهْلِكَ عَلَيْكَ هالِكُهُمْ (10)
وَ لايَشْقى بِنِعْمَتِكَ شَقِيُّهُمْ اِلاّ عَنْ طُولِ الْاِعْذارِ اِلَيْهِ (11)
وَ بَعْدَ تَرادُفِ الْحُجَّةِ عَلَيْهِ (12)
كَرَماً مِنْ عَفْوِكَ يا كَريمُ (13)
وَ عآئِدَةً مِنْ عَطْفِكَ يا حَليمُ. اَنْتَ. (14)
الَّذى فَتَحْتَ لِعِبادِكَ باباً اِلى عَفْوِكَ (15)
وَ سَمَّيْتَهُ التَّوْبَةَ (16)
1) پرده مىپوشى بر آن که اگر مىخواستى رسوایش مىکردى
2) و جود و کرم کنى بر آن که اگر مىخواستى از وى دریغ مىکردى
3) در صورتى که هر دو مستحق رسوایى و دریغ تو اند
4) امّا تو تمام امورت را براساس تفضل بنا نهادهاى
5) و قدرتت را بر آئین گذشت مقرّر کردهاى
6) و با آن که با تو به مخالفت برخاسته با بردبارى روبرو مىشوى
7) و به آن که در حق خویش ستم کرده مهلت مىدهى
8) با صبر و بردبارى خود مهلتشان مىدهى تا به حضرتت بازگردند
9) و در مؤاخذه عاصیان شتاب نمىکنى تا به توبه موفق شوند
10) تا هلاک شونده آنان بدون رضاى تو هلاک نشود
11) و تیرهبختشان به نعمتت بدبخت نگردد مگر پس از قطع بهانه و بعد از اتمام حجت همه جانبه بر او
12) و این همه بزرگوارى و آقایى از عفو و گذشت توست اى بزرگوار
13) و بهرهاى است از محبتت اى بردبار
14) تویى که بر بندگانت درى به سوى بخشش خود باز کردهاى
15) جَعَلْتَ عَلى ذلِكَ الْبابِ دَليلاً مِنْ وَحْيِكَ
16) و آن را باب توبه نامیدهاى
وَ لِئَلاَّيَضِلُّواعَنْهُ (1)
فَقُلْتَ -تَبارَكَ اسْمُكَ -: (2)
«تُوبُوا اِلَىاللَّهِ تَوْبَةً نَصُوحاً (3)
عَسى رَبُّكُمْ اَنْ يُكَفِّرَ عَنْكُمْ سَيِّئاتِكُمْ (4)
وَ يَدْخِلَكُمْ جَنّاتٍ تَجْرى مِنْ تَحْتِهَاالْاَنْهارُ (5)
يَوْمَ لا يُخْزِى اللَّهُ النَّبِىَّ وَ الَّذينَ امَنُوا مَعَهُ (6)
نُورُهُمْ يَسْعى بَيْنَ اَيْديهِمْ وَ بِاَيْمانِهِمْ يَقُولُونَ:(7)
رَبَّنا اَتْمِمْ لَنا نُورَنا (8)
وَ اغْفِرْ لَنا (9)
اِنَّكَ عَلى كُلِّ شَىْءٍ قَديرٌ».(10)
فَما عُذْرُ مَنْ اَغْفَلَ دُخُولَ ذلِكَ الْمَنْزِلِ بَعْدَ فَتْحِ الْبابِ وَ اِقامَةِ الدَّليلِ؟(11)
1) و بر آن درِ گشوده راهنمایى از وحى خود قرار دادهاى تا آن را گم نکنند
2) پس خود - که نامت والا و مبارک است - فرمودى:
3) «به سوى خدا توبه خالص و بىپیرایه آورید
4) باشد که پروردگارتان گناهان شما را محو کند
5) و شما را داخل بهشتهایى نماید که نهرها از زیر آن روان است
6) در آن روزى که خداوند پیامبر خود و آنان را که به او ایمان آوردند خوار وذلیل نمىکند
7) درحالىکه نورشان پیشرویشان و از جانب راستشان روان است مىگویند:
8) خداوندا نورمان را کامل کن
9) و ما را مورد مغفرت قرار ده
10) که تو بر هر چیز توانایى».
11) پس عذر کسى که از ورود به آن خانه غفلت کند پس از گشوده شدن در و بهپا داشتن راهنما چه خواهد بود؟
وَ اَنْتَ الَّذى زِدْتَ فِى السَّوْمِ عَلى نَفْسِكَ لِعِبادِكَ(1)
تُريدُ رِبْحَهُمْ فى مُتاجَرَتِهِمْ لَكَ (2)
وَ فَوْزَهُمْ بِالْوِفادَةِ عَلَيْكَ (3)
وَ الزِّيادَةِ مِنْكَ :(4)
« فَقُلْتَ تَبارَكَ اسْمُكَ وَ تَعالَيْتَ مَنْ جآءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ اَمْثالِها (5)
وَ مَنْ جآءَ بِالسَّيِّئَةِ(6)
فَلا يُجْزى اِلاَّ مِثْلَها» (7)
وَ قُلْتَ: «مَثَلُ الَّذينَ يُنْفِقُونَ اَمْوالَهُمْ(8)
فى سَبيلِاللَّهِ كَمَثَلِ حَبَّةٍ اَنْبَتَتْ سَبْعَ سَنابِلَ (9)
فى كُلِّ سُنْبُلَةٍ مِائَةُ حَبَّةٍ (10)
وَ اللَّهُ يُضاعِفُ لِمَنْ يَشآءُ» (11)
وَ قُلْتَ: «مَنْ ذَاالَّذى(12)
يُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً فَيُضاعِفَهُ لَهُ اَضْعافاً كَثيرَةً» (13)
وَ ما اَنْزَلَتْ مِنْ نَظآئِرِهِنَّ فِى الْقُرْانِ مِنْ تَضاعيفِ الْحَسَناتِ(14)
1) و تویى که در معامله با بندگانت بر عطاى خود افزودهاى
2) تا در این تجارتشان از عنایت تو سود برند
3) و در حرکت کردن به جانب تو کامیاب گردند
4) و از حضرتت بهرهاى افزون دریافت نمایند :
5) « به همین خاطر تو خود - که نامت مبارک است و بس والایى - فرمودى هر کس که یک کار نیک کند ده برابر آن پاداش دارد
6) و هر کس یک کار بد کند
7) جز به مانند کارش عقوبت نبیند
8) و نیز فرمودى: «مثل آنان که اموالشان را
9) در راه خدا انفاق مىکنند مانند دانهاى است که هفت خوشه رویانده
10) در هر خوشه صد دانه باشد
11) و خداوند براى هر که بخواهد آن را چند برابر کند»
12) و فرمودى: «کیست آن که
13) به خداوند قرض الحسنه دهد تا خدا آن را چندین برابر سازد؟»
14) و امثال و نظائر این وعدهها که در قرآن درباره چند برابر کردن کارهاى نیک فرو فرستادهاى.
وَ اَنْتَ الَّذى دَلَلْتَهُمْ بِقَوْلِكَ مِنْ غَيْبِكَ (1)
وَ تَرْغيبِكَ الَّذىفيهِ حَظُّهُمْ عَلى ما لَوْ سَتَرْتَهُ عَنْهُمْ لَمْ تُدْرِكْهُ اَبْصارُهُمْ (2)
وَ لَمْ تَعِهِ اَسْماعُهُمْ وَ لَمْتَلْحَقْهُ اَوْهامُهُمْ فَقُلْتَ:(3)
«اذْكُرُونى اَذْكُرْكُمْ وَاشْكُرُوا لى وَ لاتَكْفُرُونِ» (4)
وَ قُلْتَ: «لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأزيدَنَّكُمْ وَ لَئِنْكَفَرْتُمْ اِنَّ عَذابى لَشَديدٌ» (5)
وَ قُلْتَ اُدْعُونى اَسْتَجِبْ لَكُمْ :(6)
« اِنَّ الَّذينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبادَتى(7)
سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ داخِرينَ».(8)
فَسَمَّيْتَ دُعآئَكَ عِبادَةً (9)
وَ تَرْكَهُ اسْتِكْباراً (10)
وَ تَوَعَّدْتَ عَلى تَرْكِهِ دُخُولَ جَهَنَّمَ داخِرينَ فَذَكَرُوكَ بِمَنِّكَ (11)
وَ شَكَرُوكَ بِفَضْلِكَ (12)
وَ دَعَوْكَ بِاَمْرِكَ (13)
وَ تَصَدَّقُوا لَكَ طَلَباً لِمَزيدِكَ (14)
وَ فيها كانَتْ نَجاتُهُمْ مِنْ غَضَبِكَ (15)
1) و تویى آن خداوندى که با گفتار از غیب خود
2) و به سبب ترغیبت که در برگیرنده سود ایشان است آنان را به چیزى راهنمایى فرمودى که اگر از آنان مىپوشاندى دیدگانشان درک نمىکرد
3) و گوشهاشان فرانمىگرفت و فکرشان به آن نمىرسید چرا که فرمودى:
4) «مرا یاد کنید تا شما را یاد کنم و مرا سپاس آورید و کفران نورزید»
5) و فرمودى: «هرآینه اگر شکر آرید شما را افزونى دهم و اگر ناسپاسى کنید همانا عذاب من شدید است»
6) و فرمودى مرا بخوانید تا شما را اجابت کنم :
7) « آنان که از عبادت من (دعا کردن) تکبّر ورزند
8) به زودى خوار و ذلیل وارد جهنم مىشوند».
9) پس نیایش و دعا را عبادت
10) و ترکش را کبر و خودخواهى نامیدى
11) و بر ترک دعا به دخول دوزخ با ذلت و خوارى تهدید فرمودى بدین سبب بندگان واقعى به نعمتت تو را یاد کردند.
12) و به بخششت شکر آوردند
13) و به فرمانت به دعا برخاستند
14) و به خاطر گرفتن عطاى افزونت صدقه دادند
15) و تنها راه آزادى آنان از خشم تو
وَ فَوْزُهُمْ بِرِضاكَ (1)
وَ لَوْ دَلَّ مَخْلُوقٌ مَخْلُوقاً مِنْ نَفْسِهِعَلى مِثْلِالَّذى دَلَلْتَعَلَيْهِ عِبادَكَ مِنْكَ كانَ مَوْصُوفاً بِالْاِحْسانِ(2)
وَ مَنْعُوتاً بِالْاِمْتِنانِ (3)
وَ مَحْمُوداً بِكُلِّ لِسانٍ (4)
فَلَكَ الْحَمْدُ ما وُجِدَ فى حَمْدِكَ مَذْهَبٌ (5)
وَ ما بَقِىَ لِلْحَمْدِ لَفْظٌ تُحْمَدُ بِهِ (6)
وَ مَعْنىً يَنْصَرِفُ اِلَيْهِ. (7)
يا مَنْ تَحَمَّدَ اِلى عِبادِهِ بِالْاِحْسانِ وَ الْفَضْلِ (8)
وَ غَمَرَهُمْ بِالْمَنِّ وَ الطَّوْلِ (9)
ما اَفْشى فينا نِعْمَتَكَ! (10)
وَ اَسْبَغَ عَلَيْنا مِنَّتَكَ!!(11)
وَ اَخَصَّنا بِبِرِّكَ هَدَيْتَنا لِدينِكَ الَّذِى اصْطَفَيْتَ (12)
وَ مِلَّتِكَ الَّتِى ارْتَضَيْتَ (13)
وَ سَبيلِكَالَّذى سَهَّلْتَ (14)
وَبَصَّرْتَنَاالزُّلْفَةَلَدَيْكَ (15)
1) و دستیابى به رضاى حضرتت در آن بود
2) و اگر مخلوقى مخلوق دیگر را از سوى خود به مثل آنکه حضرت تو بندگانت را از سوى خود راهنمایى نمودى هدایت مىکرد موصوف به احسان
3) و موصوف به امتنان و بخشش بود
4) و به هر زبانى مورد ستایش قرار مىگرفت
5) پس سپاس توراست تا آنجا که در سپاس تو راهى وجود داشته باشد
6) و تا آنجا که براى سپاس کلمهاى که تو به آن ستوده شوى
7) و معنایى که به سپاس منصرف گردد باقى باشد.
8) اى کسى که با احسان و فضلت بندگان را به سپاس فراخواندهاى
9) و آنان را غرق عطا و بخشش خود نمودهاى
10) چه آشکار و پخش است نعمت تو در ما!
11) و چه فراوان است عطایت برما!!
12) و چه مخصوص است نیکى تو به ما ما را به دین برگزیدهات راه نمودى
13) و به آئین پسندیدهات رهنمون شدى
14) و سالک راهى فرمودى که آن را هموار کردى
15) و ما را به راه تقرب به پیشگاهت
وَالْوُصُولَ اِلى كَرامَتِكَ (1)
اَللَّهُمَّ وَ اَنْتَ جَعَلْتَ مِنْ صَفايا تِلْكَ الْوَظآئِفِ (2)
وَ خَصآئِصِ تِلْكَ الْفُرُوضِ (3)
شَهْرَ رَمَضانَ الَّذِى اخْتَصَصْتَهُ مِنْ سآئِرِ الشُّهُورِ (4)
وَ تَخَيَّرْتَهُ مِنْ جَميعِ الْاَزْمِنَةِ وَ الدُّهُورِ (5)
وَ اثَرْتَهُ عَلى كُلِّ اَوْقاتِ السَّنَةِ بِما اَنْزَلْتَ فيهِ مِنَ الْقُرْانِ وَ النُّورِ (6)
وَ ضاعَفْتَ فيهِ مِنَ الْايمانِ (7)
وَ فَرَضْتَ فيهِ مِنَ الصِّيامِ (8)
وَ رَغَّبْتَ فيهِ مِنَ الْقِيامِ (9)
وَ اَجْلَلْتَ فيهِ مِنْ لَيْلَةِ القَدْرِ الَّتى هِىَ خَيْرٌ مِنْ اَلْفِ شَهْرٍ (10)
ثُمَّ اثَرْتَنا بِهِ عَلى سآئِرِ الْاُمَمِ (11)
وَ اصْطَفَيْتَنا بِفَضْلِهِ دُونَ اَهْلِ الْمِلَلِ (12)
فَصُمْنا بِاَمْرِكَ نَهارَهُ (13)
1) و وصول به کرامتت بینایى دادى
2) خداوندا تو از خالصترین آن وظایف
3) و برگزیدهترین آن فرائض
4) ماه رمضان را قرار دادى که آن را از میان سایر ماهها برگزیدى
5) و از میان همه زمانها و عصرها اختیار کردى
6) و بر تمام اوقات سال ترجیح دادى به خاطر آنکه در آن قرآن و نور نازل نمودى
7) و ایمان را در این ماه چند برابر ساختى
8) و روزه گرفتن را در آن واجب فرمودى
9) و به شب زندهدارى در آن ترغیب کردى
10) و شب قدر را در آن که از هزار شب با ارزشتر است بزرگ داشتى
11) پس ما را محض این ماه بر سایر امم برترى دادى
12) و در پرتو فضل آن ما را از میان همه ملتها برگزیدى
13) پس به فرمانت روزش را روزه گرفتیم
وَ قُمْنا بِعَوْنِكَ لَيْلَهُ (1)
مُتَعَرِّضينَ بِصِيامِهِ وَ قِيامِهِ لِما عَرَّضْتَنا لَهُ مِنْ رَحْمَتِكَ (2)
وَ تَسَبَّبْنا اِلَيْهِ مِنْ مَثُوبَتِكَ (3)
وَ اَنْتَ الْمَلىءُ بِما رُغِبَ فيهِ اِلَيْكَ (4)
الْجَوادُبِما سُئِلْتَ مِنْ فَضْلِكَ (5)
الْقَريبُ اِلى مَنْ حاوَلَ قُرْبَكَ. (6)
وَ قَدْ اَقامَ فينا هذَا الشَّهْرُ مُقامَ حَمْدٍ (7)
وَ صَحِبَنا صُحْبَةَ مَبْرُورٍ (8)
وَ اَرْبَحَنا اَفْضَلَ اَرْباحِ الْعالَمينَ (9)
ثُمَّ قَدْ فارَقَنا عِنْدَ تَمامِ وَقْتِهِ (10)
وَانْقِطاعِ مُدَّتِهِ (11)
وَ وَفآءِ عَدَدِهِ (12)
فَنَحْنُ مُوَدِّعُوهُ(13)
1) و در شبش به کمک تو به عبادت برخاستیم
2) و به وسیله روزه و نمازش طالب رحمتى که براى ما مهیّا فرمودى شدیم
3) و آن را وسیله رسیدن به ثواب تو قرار دادیم
4) و تو بر آنچه بندگانت بدان رغبت دارند قادرى
5) و آنچه را که از احسانت خواسته شود بخشندهاى
6) و به آن که جهت رسیدن به قرب تو بکوشد نزدیکى.
7) و همانا این ماه در نزد ما ستوده زیست
8) و با ما همنشینى پسندیده بود
9) و برترین منفعت جهانیان را براى ما به ارمغان آورد
10) پس به هنگام پایان گرفتن وقت
11) و سرآمدن مدت
12) و کامل شدن روزهایش از ما جدا شد
13) اینک آن را وداع مىگوئیم
وِداعَ مَنْ عَزَّ فِراقُهُ عَلَيْنا (1)
وَ غَمَّنا وَ اَوْحَشَنَا انْصِرافُهُ عَنّا (2)
وَ لَزِمَنا لَهُ الذِّمامُ - الْمَحْفُوظُ (3)
وَ الْحُرْمَةُ الْمَرْعِيَّةُ (4)
وَ الْحَقُّ الْمَقْضِىُّ (5)
فَنَحْنُ قآئِلُونَ: اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا شَهْرَ اللَّهِ الْاَكْبَرَ (6)
وَ يا عيدَ اَوْلِيآئِهِ(7)
اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا اَكْرَمَ مَصْحُوبٍ مِنَ. (8)
الْاَوْقاتِ وَ يا خَيْرَ شَهْرٍ فِى الْاَيّامِ وَ السّاعاتِ. (9)
اَلسَّلامُ عَلَيْكَ مِنْ شَهرٍ قَرُبَتْ فيهِ الْامالُ .(10)
وَ نُشِرَتْ فيهِ الْاَعْمالُ(11)
اَلسَّلامُ عَلَيْكَ مِنْ قَرينٍ جَلَّ قَدْرُهُ مَوْجُوداً (12)
وَ اَفْجَعَ فَقْدُهُ مَفْقُوداً (13)
وَ مَرْجُوٍّ الَمَ فِراقُهُ. (14)
اَلسَّلامُ عَلَيْكَ مِنْ اَليفٍ انَسَ مُقْبِلاً فَسَرَّ (15)
وَ اَوْحَشَ مُنْقَضِياً فَمَضَّ (16)
1) وداع کسى که هجرانش بر ما غمانگیز است
2) و روى گرداندنش ما را به اندوه و وحشت دچار کرده
3) و بر عهده ما پیمان ناگسستنى
4) و حرمت در خور توجه
5) و حق لازم دارد
6) به این خاطر مىگوئیم: سلام بر تو اى بزرگترین ماه خدا
7) و اى عید عاشقان حق
8) سلام بر تو اى کریمترین همنشین از میان
9) اوقات و اى بهترین ماه در روزها و ساعات.
10) سلام بر تو اى ماهى که در طىّ تو برآورده شدن آمال نزدیک گشته .
11) و اعمال در آن پخش و فراوان است
12) سلام بر تو اى همنفسى که قدر و منزلتت بزرگ
13) و فقدانت بسیار دردناک است
14) و اى مایه امیدى که دوریت رنجآور است.
15) سلام بر تو اى همدمى که چون رو کنى ما را مونس شاد کنندهاى
16) و چون سپرى شوى وحشتآور و دردناکى.
اَلسَّلامُ عَلَيْكَ مِنْ مُجاوِرٍ رَقَّتْ فيهِ الْقُلُوبُ (1)
وَ قَلَّتْ فيهِ الذُّنُوبُ. (2)
اَلسَّلامُ عَلَيْكَ مِنْ ناصِرٍ اَعانَ عَلَى الشَّيْطانِ (3)
وَ صاحِبٍ سَهَّلَ سُبُلَ الْاِحْسانِ.(4)
اَلسَّلامُ عَلَيْكَ ما اَكْثَرَ عُتَقآءَ اللَّهِ فيكَ (5)
وَ ما اَسْعَدَ مَنْ رَعى حُرْمَتَكَ بِكَ! (6)
اَلسَّلامُ عَلَيْكَ ما كانَ اَمْحاكَ لِلذُّنُوبِ (7)
وَ اَسْتَرَكَ لِأَنْواعِ الْعُيُوبِ! (8)
اَلسَّلامُ عَلَيْكَ ما كانَ اَطْوَلَكَ عَلَى الْمُجْرِمينَ (9)
وَ اَهْيَبَكَ فى صُدُورِ الْمُؤْمِنينَ! (10)
اَلسَّلامُ عَلَيْكَ مِنْ شَهْرٍ لاتُنافِسُهُ الْاَيّامُ(11)
اَلسَّلامُ عَلَيْكَ مِنْ شَهْرٍ هُوَ مِنْ كُلِّ اَمْرٍ سَلامٌ (12)
1) سلام بر تو اى همسایهاى که دلها نزد تو نرم شد
2) و گناهان در تو نقصان گرفت.
3) سلام بر تو اى یاورى که ما را در مبارزه با شیطان یارى دادى
4) و اى مصاحبى که راههاى احسان را هموار و آسان ساختى.
5) سلام بر تو که چه بسیارند آزاد شدگان حضرت حق در تو
6) و چه سعادتمند است کسى که حرمتت را به واسطه خودت رعایت نمود!
7) سلام بر تو که چه بسیار گناهان را از پرونده ما زدودى
8) و چه عیبها که بر ما پوشاندى!
9) سلام بر تو که زمانت بر گنهکاران چه طولانى بود
10) و در دل مؤمنان چه هیبتى داشتى!
11) سلام بر تو اى ماهى که هیچ زمانى با تو پهلو نزند
12) سلام بر تو اى ماهى که از هر نظر مایه سلامتى.
اَلسَّلامُ عَلَيْكَ غَيْرَ كَريهِ الْمُصاحَبَةِ وَ لا ذَميمِ الْمُلابَسَةِ (1)
اَلسَّلامُ عَلَيْكَ كَما وَفَدْتَ عَلَيْنا بِالْبَرَكاتِ (2)
وَ غَسَلْتَ عَنّا دَنَسَ الْخَطيئاتِ. (3)
اَلسَّلامُ عَلَيْكَ غَيْرَ مُوَدَّعٍ بَرَماً (4)
وَ لا مَتْرُوكٍ صِيامُهُ سَاَماً. (5)
اَلسَّلامُ عَلَيْكَ مِنْ مَطْلُوبٍ قَبْلَ وَقْتِهِ (6)
وَ.مَحْزُونٍ عَلَيْهِ قَبْلَ فَوْتِهِ (7)
اَلسَّلامُ عَلَيْكَ كَمْ مِنْ سُوءٍ صُرِفَ بِكَ عَنّا (8)
وَ كَمْ مِنْ خَيْرٍ اُفيضَ بِكَ عَلَيْنا. (9)
1) سلام بر تو که مصاحبتت ناپسند و معاشرتت نکوهیده نیست
2) سلام بر تو همچنان که با برکات بر ما وارد شدى
3) و ناپاکى معاصى را از پرونده ما شستى.
4) سلام بر تو که وداع با تو نه از باب خستگى
5) و فراغت از روزهات نه به خاطر ملالت است
6) سلام بر تو که قبل از آمدنت در آرزویت بسر مىبردیم
7) و پیش از رفتنت بر هجرانت محزونیم.
8) سلام بر تو که چه بدىها که به سبب تو از جانب ما گشته
9) و چه خوبیها که از برکت تو به سوى ما سرازیر شده!
اَلسَّلامُ عَلَيْكَ وَ عَلى لَيْلَةِ الْقَدْرِ الَّتى هِىَ خَيْرٌ مِنْ اَلْفِ شَهْرٍ.(1)
اَلسَّلامُ عَلَيْكَ ما كانَ اَحْرَصَنا بِالْاَمْسِ عَلَيْكَ (2)
وَ اَشَدَّ شَوْقَنا غَداً اِلَيْكَ! (3)
اَلسَّلامُ عَلَيْكَ وَ عَلى فَضْلِكَ الَّذى حُرِمْناهُ(4)
وَ عَلَى ماضٍ مِنْ بَرَكاتِكَ سُلِبْناهُ (5)
اَللَّهُمَّ اِنَّا اَهْلُ هذَا الشَّهْرِ الَّذى شَرَّفْتَنا بِهِ (6)
وَ وَفَّقْتَنا بِمَنِّكَ لَهُ حينَ جَهِلَ الْاَشْقِيآءُ وَقْتَهُ (7)
وَ حُرِمُوا لِشِقآئِهِمْ فَضْلَهُ (8)
اَنْتَ وَلِىُّ ما اثَرْتَنا بِهِ مِنْ مَعْرِفَتِهِ (9)
وَ هَدَيْتَنا لَهُ مِنْ سُنَّتِهِ (10)
وَ قَدْ تَوَلَّيْنا بِتَوْفيقِكَ صِيامَهُ وَقِيامَهُ عَلى تَقْصيرٍ (11)
وَاَدَّيْنا فيهِ قَليلاً مِنْ كَثيرٍ (12)
1) سلام بر تو و بر شب قدرى که از هزار ماه بهتر است.
2) سلام بر تو که دیروز چه سخت بر تو دل بسته بودیم
3) و فردا چه بسیار شائق تو مىشویم!
4) سلام بر تو و بر فضیلت تو که از آن محروم گشتیم
5) و بر برکات گذشتهات که از دست ما گرفته شد.
6) بارالها ما اهل این ماهیم که ما را به آن شرافت بخشیدى
7) و توفیق ادراکش را به ما عنایت فرمودى آنگاه که تیرهبختان وقتش را نشناختند
8) و از بخت بدشان از فضلش محروم شدند.
9) تویى سرپرست آنچه از معرفتش که ما را بدان برترى دادى
10) و آنچه از سنّتش که ما را بدان رهنمون شدى
11) و ما به توفیق تو به روزه و نماز آن برخاستیم همراه با تقصیر
12) و در آن اندکى از بسیار را بجا آوردیم.
اَللَّهُمَّ فَلَكَ الْحَمْدُ اِقْراراً بِالْاِسآئَةِ (1)
وَ اعْتِرافاً بِالْاِضاعَةِ (2)
وَ لَكَ مِنْ قُلُوبِنا عَقْدُ النَّدَمِ (3)
وَ مِنْ اَلْسِنَتِنا صِدْقُ الْاِعْتِذارِ (4)
فَاْجُرْنا عَلى ما اَصابَنا فيهِ مِنَ التَّفْريطِ اَجْراً نَسْتَدْرِكُ(5)
و كان مِن دعائهِ عليهالسلام فى يوم الفِطر اِذَا انْصَرَفَ مِنْ صَلوتِهِ قامَ قآئِماً ثُمَّ اسْتَقْبَلَ القبلةَ و فى يومِالجُمُعةِ فقالَ:(1)
يامَنْ يَرْحَمُ مَنْ لا يَرْحَمُهُالْعِبادُ (2)
وَ يامَنْ يَقْبَلُ مَنْ لاتَقْبَلُهُ الْبِلادُ (3)
وَ يامَنْ لايَحْتَقِرُ اَهْلَالْحاجَةِ اِلَيْهِ (4)
وَ يامَنْ لا يُخَيِّبُ الْمُلِحّينَ عَلَيْهِ (5)
وَ يامَنْ لا يَجْبَهُ بِالرَّدِّ اَهْلَ الدّالَّةِ عَلَيْهِ (6)
وَ يا مَنْ يَجْتَبى صَغيرَ ما يُتَحْفُ بِهِ (7)
وَيَشْكُرُ يَسيرَ ما يُعْمَلُ لَه (8)
وَ يا مَنْ يَشْكُرُ عَلَىالْقَليلِ (9)
وَ يُجازى بِالْجَليلِ (10)
1) «دعاى آن حضرت در روز عید فطر و جمعه »
2) اى آن که رحم مىکنى بر آن که بندگان بر او رحم نمىکنند
3) و اى کسى که مىپذیرى کسى را که شهرها نمىپذیرندش
4) و اى کسى که اهل حاجتمندان خود را خوار نمىکنى
5) و اى کسى که اصرارکنندگان را ناامید نمىنمایى
6) و اى کسىکه دست ردّ بر سینه توقعداران نمىزنى
7) و اى کسىکه پیشکش بىمقدار را مىپذیرى
8) و کمترین کارى را که برایت کنند سپاس مىنهى
9) و اى کسى که عمل اندک را قدر مىنهى
10) - و مزد بزرگ بر آن مىپردازى
وَ يا مَنْ يَدْنُو اِلى مَنْ دَنا مِنْهُ (1)
وَ يا مَنْ يَدْعُو اِلى نَفْسِهِ مَنْ اَدْبَرَ عَنْهُ (2)
وَ يا مَنْ لايُغَيِّرُ النِّعْمَةَ (3)
وَ لا يُبادِرُ بِالنَّقِمَةِ (4)
وَ يامَنْ يُثْمِرُ الْحَسَنَةَ حَتّى يُنْمِيَها (5)
وَ يَتَجاوَزُ عَن السَّيِّئَةِ حَتّى يُعَفِّيَهَا (6)
اِنْصَرَفَتِ الْامالُ دُونَ مَدى كَرَمِكَ بِالْحاجاتِ (7)
وَ امْتَلَأتْ بِفَيْضِ جُودِكَ اَوْعِيَةُ الطَّلِباتِ (8)
وَ تَفَسَّخَتْ دوُنَ بُلُوغِ نَعْتِكَ الصِّفاتُ (9)
فَلَكَ الْعُلُوُّ الْاَعْلى فَوْقَ كُلِّ - عالٍ (10)
وَ الْجَلالُ الْاَمْجَدُ فَوْقَ كُلِّ جَلالٍ.(11)
كُلُّ جَليلٍ عِنْدَكَ صَغيرٌ (12)
1) و اى که هر کس به تو نزدیک گردد بهاو نزدیک مىشوى
2) و اى کسىکه هر که را از تو روى گرداند به حضرتت فرا مىخوانى
3) و اى کسى که نعمت خودرا تغییر نمىدهى
4) و به انتقام شتاب نمىورزى
5) و اى کسى که نهال خوبى را بهبار مىآورى تابیفزایى
6) و از بدى درمىگذرى تا آن را ناپدید نمایى
7) آرزوها پیش از رسیدن به نهایت کرمت با حاجات روا شده بازگشتند
8) و ظرفهاى طلب به فیض بخششت لبریز شدند
9) و اوصاف به کنه وصف تو نرسیده از هم گسیختند
10) پس بدون شک برترىِ برتر از هر برترى مخصوص توست
11) و جلال امجد بر هر جلالى ویژه توست.
12) هر بزرگى در پیشگاهت کوچک است
وَ كُلُّ شَريفٍ فى جَنْبِ شَرَفِكَ حَقيرٌ (1)
خابَ الْوافِدُونَ عَلى غَيْرِكَ (2)
وَ خَسِرَ الْمُتَعَرِّضُونَ اِلاّ لَكَ (3)
وَ ضاعَ الْمُلِمُّونَ اِلاّ بِكَ (4)
وَ اَجْدَبَ الْمُنْتَجِعُونَ اِلاّ مَنِ انْتَجَعَ فَضْلَكَ (5)
بابُكَ مَفْتُوحٌ لِلرّاغِبينَ (6)
وَ جُودُكَ مُباحٌ لِلسّآئِلينَ (7)
وَ اِغاثَتُكَ قَريبَةٌ مِنَ الْمُسْتَغيثينَ (8)
لا يَخيبُ مِنْكَ الْامِلُونَ (9)
وَ لا يَيْاَسُ مِنْ عَطآئِكَالْمُتَعَرِّضُونَ .(10)
وَ لا يَشْقى بِنَقِمَتِكَالْمُسْتَغْفِرُونَ رِزْقُكَ مَبْسُوطٌ لِمَنْ عَصاكَ (11)
وَ حِلْمُكَ مُعْتَرِضٌ لِمَنْ ناواكَ (12)
عادَتُكَ الْاِحْسانُ اِلى الْمُسيئينَ (13)
وَ سُنَّتُكَ الْاِبْقآءُ عَلَى الْمُعْتَدينَ (14)
1) و هر شریفى در جنب شرفت پست است
2) آنان که بهغیر حضرتت روآوردهاند نومید شدند
3) و آنان که جز وجود تو خواستهاند به خسران نشستند
4) وآنان که به درگاه غیر تو شدند به تباهى رسیدند
5) و جز آنان که فضل تو را طالب شدند تهیدست ماندند.
6) درِ رحمتت براى تمام خواهندگان باز
7) و عطایت براى گدایان رایگان و فریادرسیت
8) به فریادخواهان نزدیک است
9) آرزومندان از تو نومید نمىشوند
10) و درخواست کنندگان از عطایت محروم نمىشوند
11) و مستغفران از عذاب تو تیرهبخت نمىگردند سفره روزیت براى عاصیان پهن است
12) و بردباریت شامل دشمنانت نیز مىگردد
13) عادتت احسان به بدکاران است
14) و سنّتت رحمت بر تجاوزکاران
حَتّىلَقَدْ غَرَّتْهُمْ اَناتُكَ عَنِ الرُّجُوعِ (1)
وَ صَدَّهُمْ اِمْهالُكَ عَنِ النُّزُوعِ (2)
وَ اِنَّما تَاَنَّيْتَ بِهِمْ لِيَفيئُوا اِلى اَمْرِكَ (3)
وَ اَمْهَلْتَهُمْ ثِقَةً بِدَوامِ مُلْكِكَ (4)
فَمَنْ كانَ مِنْ اَهْلِ السَّعادَةِ خَتَمْتَ لَهُ بِها (5)
وَ مَنْ كانَ مِنْ اَهْلِ الشَّقاوَةِ خَذَلْتَهُ لَها (6)
كُلُّهُمْ صآئِرُونَ اِلى حُكْمِكَ (7)
وَ اُمُورُهُمْ ائِلَةٌ اِلى اَمْرِكَ (8)
لَمْ يَهِنْ عَلى طُولِ مُدَّتِهِمْ سُلْطانُكَ (9)
وَ لَمْ يَدْحَضْ لِتَرْكِ مُعاجَلَتِهِمْ بُرْهانُكَ (10)
حُجَّتُكَ قآئِمَةٌ لاتُدْحَضُ (11)
وَ سُلْطانُكَ ثابِتٌ لا يَزُولُ (12)
فَالْوَيْلُ الدّآئِمُ لِمَنْ جَنَحَ عَنْكَ (13)
وَالْخَيْبَةُالْخاذِلَةُ لِمَنْ خابَ مِنْكَ (14)
1) تا جائىکه مدارایت اینان را از بازگشت به تو غافل نموده
2) و مهلت دادنت ایشان را از خوددارى از گناه بازداشته
3) حال آنکه تنها تو با آنان بردبارى کردهاى تا به فرمانت بازآیند
4) و از آن رو به آنان مهلت دادهاى که اطمینان به دوام سلطنتت دارى
5) پس آنکه اهل سعادت بود فرجام کارش را به سعادت بردى
6) و هر که تیرهبخت بود به تیرهبختىاش واگذاشتى
7) همه سر به فرمان حکم حضرتت خواهند داشت
8) و بازگشت کارشان بهسوى فرمان تو خواهد بود
9) پادشاهیت با مهلت طولانیى که به آنان مىدهى سستى نپذیرد
10) و از تأخیر محاکمه ایشان برهان و حجتت ازمیان نرود.
11) حجتت استوار و پابرجاست و باطل نگردد
12) و سلطنت ثابت است آنسان که زوال نپذیرد
13) پس واى بر آن که از تو روى برتابد
14) و نومیدى ذلّتبار از آن کسى است که ازتو نومید گشته
وَالشَّقآءُ الْاَشْقى لِمَنِ اغْتَرَّ بِكَ (1)
ما اَكْثَرَ تَصَرُّفَهُ فى عَذابِكَ! (2)
وَ ما اَطْوَلَ تَرَدُّدَهُ فى عِقابِكَ! (3)
وَما اَبْعَدَ غايَتَهُ مِنَ الْفَرَجِ! (4)
وَ ما اَقْنَطَهُ مِنْ سُهُولَةِ الْمَخْرَجِ! عَدْلاً مِنْ قَضآئِكَ لاتَجُورُ فيهِ (5)
وَ اِنْصافاً مِنْ حُكْمِكَ لاتَحيفُ عَلَيْهِ(6)
فَقَدْ ظاهَرْتَ الْحُجَجَ وَ اَبْلَيْتَ. الْاَعْذارَ(7)
وَ قَدْ تَقَدَّمْتَ بِالْوَعيدِ (8)
وَ تَلَطَّفْتَ فِى التَّرْغيبِ (9)
وَ ضَرَبْتَ الْاَمْثالَ (10)
وَ اَطَلْتَ الاِْمْهالَ (11)
وَ اَخَّرْتَ وَ اَنْتَ مُسْتَطيعٌ لِلْمُعاجَلَةِ(12)
وَ تَاَنَّيْتَ وَ اَنْتَ مَلىءٌ بِالْمُبادَرَةِ (13)
1) بدترین تیرهبختىها براى کسى است که به تو مغرور شده
2) چه عذابهاى دردناکى که خواهد چشید
3) ! و چه اندازه سرگردانى درازى در عذابت خواهد داشت
4) و آرزوى گشایش از این کس چه دور است!!
5) و نومیدى او براى سهولت خروج از عذابت بسیار تمام اینها براساس عدل در قضاى غیرجائرانه تو
6) و از سر انصاف در حکم غیرظالمانه توست
7) چرا که پى در پى اتمام حجت نمودى و آنچه سزاوار اندرز و ارشاد بود بیان داشتى
8) و تهدیدت را اعلام فرمودى
9) و با لطف و محبت ترغیب به حقایق نمودى
10) و براى بیدارى مردم مثلهاآوردى
11) و به آنان مهلتِ طولانى دادى
12) و کیفر را به تأخیر انداختى در صورتى که بر شتاب در عذاب توانا بودى
13) و مدارا نمودى در حالى که قدرت بر عجله داشتى
لَمْتَكُنْ اَناتُكَ عَجْزاً (1)
وَ لا اِمْهالُكَ وَهْناً (2)
وَ لا اِمْساكُكَ غَفْلَةً (3)
وَ لاَ انْتِظارُكَ مُداراةً (4)
بَلْ لِتَكُونَ حُجَّتُكَ اَبْلَغَ (5)
وَ كَرَمُكَ اَكْمَلَ (6)
وَ اِحْسانُكَ اَوْفى (7)
وَ نِعْمَتُكَ اَتَمَّ (8)
كُلُّ ذلِكَ كانَ وَ لَمْ تَزَلْ وَ هُوَ كآئِنٌ وَ لاتَزالُ (9)
حُجَّتُكَ اَجَلُّ مِنْ اَنْ تُوصَفَ بِكُلِّها (1)
وَ مَجْدُكَ اَرْفَعُ مِنْ اَنْ يُحَدَّ بِكُنْهِهِ (2)
وَ نِعْمَتُكَ اَكْثَرُ مِنْ اَنْ تُحْصى بِاَسْرِها (3)
وَ اِحْسانُكَ اَكْثَرُ مِنْ اَنْ تُشْكَرَ عَلى اَقَلِّهِ (4)
وَ قَدْ قَصَّرَ بِىَ السُّكُوتُ عَنْ تَحْميدِكَ (5)
وَ فَهَّهَنِى الاِْمْساكُ عَنْ تَمْجيدِكَ (6)
وَ قُصاراىَ الاِْقْرارُ بِالْحُسُورِ لارَغْبَةً - ياا اِلهى - بَلْ عَجْزاً. (7)
1) و حجت تو برتر از آن است که بهطور کامل وصف شود
2) و برزگى تو والاتر از آن است که کسى به کنهش برسد
3) و نعمتت بیش از آن است که همهاش بهشماره درآید
4) و احسانت بیش از آن است که کسى کمترین آن را شکرآرد
5) و اکنون نبودن زبان سخن مرا از ادامه سپاست ناتوان ساخته
6) و زبان تمجیدم از کار افتاده
7) و نهایت قدرتم آن است که به درماندگى اقرار کنم نه از سر رغبت بهکوتاهى در ستایش تو -اى پروردگار من بلکه از باب ناتوانى.
فَها اَنَا ذا اَؤُمُّكَ بِالْوِفادَةِ (1)
وَ اَسْئَلُكَ حُسْنَ الرِّفادَةِ (2)
فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِهِ (3)
وَ اسْمَعْ نَجْواىَ (4)
وَ اسْتَجِبْ دُعآئى (5)
وَ لا تَخْتِمْ يَوْمى بِخَيْبَتى (6)
و لاتَجْبَهْنى بِالرَّدِّ فى مَسْئَلَتى (7)
وَاَكْرِمْ مِنْ عِنْدِكَ مُنْصَرَفى وَ اِلَيْكَ مُنْقَلَبى (8)
اِنَّكَ غَيْرُ ضآئِقٍ بِما تُريدُ (9)
وَلاعاجِزٍ عَمّا تُسْئَلُ (10)
وَ اَنْتَ عَلى كُلِّ - شَىْءٍ قَديرٌ (11)
وَلا حَوْلَ وَلا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظيمِ(12)
1) اینک منم که بهدرگاهت روى آوردهام
2) و از حضرتت توقع پذیرایى نیک دارم
3) پس بر محمد و آلش درود فرست
4) و رازم را بشنو
5) و دعایم را مستجاب کن
6) و روزم را به ناامیدى و تهیدستى به شب مرسان
7) و در دریوزگیم دست ردّ به سینهام مزن
8) و رفتنم را از پیشگاهت و بازگشتم را به حضرتت گرامىدار
9) زیرا در آنچه بخواهى دچار مضیقه نمىشوى
10) و در برابر خواستهها ناتوان نمىباشى
11) و بر هر چیزى قدرت دارى
12) و هیچ حول و قوهاى جز به دست خداى بزرگ نیست.
وَ كانَ مِنْ دعائِهِ عليهالسلام فى يوم عَرَفَة(1)
اَلْحَمْدُ للَّهِ رَبِالْعالَمينَ (2)
اَللَّهُمَّ لَكَالْحَمْدُ بَديعَ السَّمواتِ وَ الْاَرْضِ (3)
ذَاالْجَلالِ وَ الْاِكْرامِ (4)
رَبَّ الْاَرْبابِ (5)
وَ اِلهَ كُلِّ مَاْلُوهٍ (6)
وَ خالِقَ كُلِّ - مَخْلُوقٍ (7)
وَ وارِثَ كُلِّ شَىْءٍ (8)
لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَىْءٌ (9)
وَلا يَعْزُبُ عَنْهُ عِلْمُ شَىْءٍ (10)
وَ هُوَ بِكُلِّ - شَىْءٍ مُحيطٌ (11)
وَ هُوَ عَلى كُلِّ شَىْءٍ رَقيبٌ (12)
1) «دعاى آن حضرت در روز عرفه»
2) سپاس خداى را که پروردگار جهانیان است
3) بار خدایا تو را سپاس اى پدید آورنده آسمانها و زمین
4) اى صاحب جلال و بزرگوارى
5) اى ربّ ارباب
6) و معبود هر معبود
7) و آفریننده هر آفریده
8) و وارث هر چیز
9) اى که چیزى شبیه تو نیست
10) و علم چیزى از تو پنهان نمىباشد
11) بلکه بر هر چیز احاطهدارى
12) و نسبتبه هر چیز نگهبانى
اَنْتَ اللَّهُ لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ (1)
الْاَحَدُ الْمُتَوَحِّدُ (2)
الْفَرْدُ الْمُتَفَرِّدُ (3)
وَ اَنْتَ اللَّهُ لا اِلهَ اِلاَّ اَنْتَ (4)
الْكَريمُ الْمُتَكَرِّمُ (5)
الْكَبيرُ الْمُتَكَبِّرُ (7)
وَ اَنْتَ اللَّهُ لا اِلهَ اِلاَّ اَنْتَ (8)
الْعَلِىُّ الْمُتَعالِ (9)
الشَّديدُ الْمِحالِ (10)
وَ اَنْتَ اللَّهُ لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ (11)
الرَّحْمنُ الرَّحيمُ (12)
الْعَليمُ الْحَكيمُ (13)
وَ اَنْتَ اللَّهُ لا اِلهَ اِلاَّ اَنْتَ (14)
السَّميعُ الْبَصيرُ (15)
الْقَديمُ الْخَبيرُ (16)
وَ اَنْتَ اللَّهُ لا اِلهَ الاَّ اَنْتَ (17)
1) تویى خدایى که جز تو خدایى نیست
2) که یکتاى بىهمتایى
3) و فرد بىمانندى
4) تویى خدایى که جز تو خدایى نیست
5) که بزرگوار و بخشنده
6) و بزرگ در نهایت بزرگى
7) و کبیر و متکبرى
8) و تویى خدایى که جز تو خدایى نیست
9) بلند مرتبه و بلند پایه
10) و شدید الانتقامى
11) و تویى خدایى که جز تو خدایى نیست
12) که بخشنده و مهربان
13) و دانا و حکیمى
14) و تویى خدایى که جز تو خدایى نیست
15) که شنوا و بینا و قدیم و خبیرى
16) و قديم و خبيرى
17) و تویى خدایى کهجز تو خدایى نیست
الْكَريمُ الْاَكْرَمُ (1)
الدّآئِمُ الْاَدْوَمُ(2)
وَ اَنْتَ اللَّهُ لا اِلهَ اِلاَّ اَنْتَ (3)
الْاَوَّلُ قَبْلَ كُلِّ اَحَدٍ (4)
وَ الْاخِرُ بَعْدَ كُلِّ - عَدَدٍ (5)
وَ اَنْتَ اللَّهُ لا اِلهَ اِلاَّ اَنْتَ (6)
الدّانى فى عُلُوِّهِ (7)
وَالْعالى فى دُنُّوِه (8)
وَ اَنْتَاللَّهُ لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ (9)
ذُوالْبَهآءِ وَالْمَجْدِ (10)
وَالْكَبْرِيآءِ وَالْحَمْدِ (11)
وَاَنْتَ اللَّهُ لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ (12)
الَّذى اَنْشَاْتَ الْاَشْيآءَ مِنْ غَيْرِ سِنْخٍ (13)
وَ صَوَّرْتَ ما صَوَّرْتَ مِنْ غَيْرِ مِثالٍ (14)
وَ ابْتَدَعْتَ الْمُبْتَدَعاتِ بِلاَ احْتِذآءٍ (15)
اَنْتَ الَّذى قَدَّرْتَ كُلَّ شَىْءٍ تَقْديراً (16)
وَ يَسَّرْتَ كُلَّ شَىْءٍ تَيْسيراً (17)
وَ دَبَّرْتَ ما دُونَكَ تَدْبيراً (18)
1) که کریمى و از همه کریمترى
2) و همیشگى و جاویدى
3) و تویى خدایى که جز تو خدایى نیست
4) که پیش از هر کس و هر چیزى
5) و بعد از هر شمار و هر چیزى
6) و تویى خدایى که جز تو خدایى نیست
7) که در نهایت بلندى خود نزدیک
8) و در نزدیکى خود بلندى
9) و تویى خدایى که جز تو خدایى نیست
10) که صاحب بها و مجد
11) و کبریا و ستایشى
12) و تویى خدایى که جز تو خدایى نیست
13) خدایى که همه چیز را بدون اصل پدید آوردى
14) و صورت هر چیز را بدون نمونه صورت دادى
15) و آفریدهها را منهاى اقتباس ساختى
16) تویى که هر چیز را دقیقاً اندازهگیرى کردى
17) و هر چیز را براى انجام تکلیفش روبراه نمودى
18) و ماسواى خود را سر و سامان دادى
اَنْتَ الَّذى لَمْ يُعِنْكَ عَلى خَلْقِكَ شَريكٌ (1)
وَلَمْ يُوازِرْكَ فىاَمْرِكَ وَزيرٌ (2)
وَلَمْ يَكُنْ لَكَ مُشاهِدٌ وَ لا نَظيرٌ (3)
اَنْتَ الَّذى اَرَدْتَ فَكانَ حَتْماً ما اَرَدْتَ (4)
وَ قَضَيْتَ فَكانَ عَدْلاً ما قَضَيْتَ (5)
وَ حَكَمْتَ فَكانَ نِصْفاً ما حَكَمْتَ (6)
اَنْتَالَّذى لايَحْويكَ مَكانٌ (7)
وَلَمْ يَقُمْ لِسُلْطانِكَ سُلْطانٌ (8)
وَ لَمْ يُعْيِكَ بُرْهانٌ وَ لا بَيانٌ (9)
اَنْتَ الَّذى اَحْصَيْتَ كُلَّ شَىْءٍ عَدَداً (10)
وَجَعَلْتَ لِكُلِّ - شَىْءٍ اَمَداً (11)
وَ قَدَّرْتَ كُلَّ شَىْءٍ تَقْديراً (12)
اَنْتَ الَّذى قَصُرَتِ الْاَوْهامُ عَنْ ذاتِيَّتِكَ (13)
وَ عَجَزَتِ الْاَفْهامُ عَنْ كَيْفِيَّتِكَ (14)
1) تویى که در ایجاد موجودات شریکى به کمکت برنخاست
2) و در فرمانروائیت وزیرى تو را یارى نداد
3) و برایت شاهد (بر آفرینش)و نظیرى نبود
4) تویى که اراده فرمودى پس ارادهات حتمى شد
5) و قضاوت کردى و قضاوتت بر اساس عدل بود
6) و حکم فرمودى پس حکمت بر مبناى انصاف بود
7) تویى که مکانى تو را فرا نمىگیرد
8) و سلطهاى در برابر سلطهات بر پا نخاسته
9) و برهان و بیانى حضرتت را عاجز ننموده
10) تویى که هر چیز را به شمار آوردى
11) و براى هر چیز مدتى قرار دادى
12) و هر چیز را اندازه گرفتى
13) تویى که پرندههاى اوهام به کنه ذاتت نرسیدند
14) و فهمها از درک کیفیتت ناتوان شدند
وَلَمْ تُدْرِكِالْاَبْصارُ مَوْضِعَ اَيْنِيَّتِكَ (1)
اَنْتَ الَّذى لا تُحَدُّ فَتَكُونَ مَحْدُوداً (2)
وَ لَمْ تُمَثَّلْ فَتَكُونَ مَوْجُوداً (3)
وَ لَمْ تَلِدْ فَتَكُونَ مَوْلُوداً (4)
اَنْتَ الَّذى لا ضِدَّ مَعَكَ فَيُعانِدَكَ (5)
وَ لا عِدْلَ لَكَ فَيُكاثِرَكَ (6)
وَ لا نِدَّ لَكَ فَيُعارِضَكَ (7)
اَنْتَ الَّذِى ابْتَدَأَ وَ اخْتَرَعَ! (8)
وَ اسْتَحْدَثَ وَ ابْتَدَعَ (9)
وَ اَحْسَنَ صُنْعَ ما صَنَعَ سُبْحانَكَ! (10)
ما اَجَلَّ شَاْنَكَ! (11)
وَ اَسْنى فِى الْاَماكِنِ مَكانَكَ ! (12)
وَ اَصْدَعَ بِالْحَقِّ فُرْقانَكَ! (13)
1) و چشمها موضعت را درنیافتند
2) تویى که برایت حدّى نیست تا محدود گردى
3) و حضرتت را مانندى نیست تا به مثل و مانند ادراک شوى
4) و فرزندى نیاوردى تا خود نیز زائیده شده باشى
5) تویى که برایت همتایى نیست تا با تو به معارضه برخیزد
6) و همانندى ندارى تا با تو پهلو زند
7) و نظیرى برایت نیست تا با تو عرض وجود کند
8) تویى که آغاز کردى و اختراع نمودى
9) و پدید آوردى و بدون نمونه آفریدى
10) و هر چه را ساختى نیکو ساختى پاک و منزهى
11) چه بزرگ است شأنت!
12) و چه بلند است در میان جایگاهها جایگاهت!
13) و چه آشکار کننده حق است فرقانت!
سُبْحانَكَ مِنْ لَطيفٍ ما اَلْطَفَكَ! (1)
وَ رَؤُوفٍ ما اَرْأفَكَ!(2)
وَ حَكيمٍ ما اَعْرَفَكَ!(3)
سُبْحانَكَ مِنْ مَليكٍ ما! (4)
اَمْنَعَكَ! وَجَوادٍ ما اَوْسَعَكَ! (5)
وَ رَفيعٍ ما اَرْفَعَكَ! (6)
ذُو الْبَهآءِ وَالْمَجْدِ وَالْكِبْرِيآءِ وَالْحَمْدِ. سُبْحانَكَ! (7)
بَسَطْتَ بِالْخَيْراتِ يَدَكَ (8)
وَ عُرِفَتِ الْهِدايَةُ مِنْ عِنْدِكَ (9)
فَمَنِ الْتَمَسَكَ لِدينٍ اَوْ دُنْيا وَجَدَكَ. سُبْحانَكَ! (10)
خَضَعَ لَكَ مَنْ جَرى فى عِلْمِكَ (11)
وَخَشَعَ لِعَظَمَتِكَ مادُونَ عَرْشِكَ (12)
1) پاکى تو اى صاحب لطفى که چه بسیار است لطفت!
2) و رئوفى که چه فزون است رأفتت
3) و حکیمى که چه بسیار است شناسائیت!
4) پاکى تو اى پادشاهى که چه شکوهمند است
5) پادشاهیت! و بخشندهاى که چه پهناور است سفره کرمت!
6) و والایى که چه والاست قدر و مرتبهات
7) تو صاحب بهاء و مجد و کبریایى و حمدى. پاکى تو
8) دست قدرتت را به خوبیها گشودهاى
9) و هدایت از جانب تو شناخته شده
10) پس هر کس تو را براى دین یا دنیا بخواهد تو را مىیابد. پاک و منزهى
11) هر که در عرصه علم تو قرار گرفته در پیشگاهت خاضع
12) و هرچه در زیر عرش توست در مقابل بزرگیت خاشع
وَ انْقادَ لِلتَّسْليمِ لَكَ كُلُّ خَلْقِكَ.(1)
سُبْحانَكَ! لاتُحَسُّ وَ لا تُجَسُّ وَ لا تُمَسُّ (2)
وَ لا تُكادُ وَ لا تُماطُ وَلا تُنازَعُ وَلا تُجارى وَلا تُمارى و َلا تُخادَعُ وَ لا تُماكَرُ. (3)
سُبْحانَكَ! سَبيلُكَ جَدَدٌ (4)
وَاَمْرُكَ رَشَدٌ (5)
وَ اَنْتَ حَىٌّ صَمَدٌ. (6)
سُبْحانَكَ! قَوْلُكَ حُكْمٌ (7)
وَ قَضآؤُكَ حَتْمٌ (8)
وَ اِرادَتُكَ عَزْمٌ (9)
سُبْحانَكَ! لا رادَّ لِمَشِيَّتِكَ وَ لا مُبَدِّلَ لِكَلِماتِكَ.(10)
سُبْحانَكَ! باهِرَ الْاياتِ (11)
فاطِرَ السَّمواتِ (12)
بارِئَ النَّسَماتِ (13)
لَكَ الْحَمْدُ حَمْداً يَدُومُ بِدَوامِكَ (14)
وَ لَكَ الْحَمْدُ حَمْداً خالِداً بِنِعْمَتِكَ (15)
1) و همه مخلوقاتت در پیشگاه تو ریسمان تسلیم به گردن انداخته است.
2) پاکى تو که با حواس برون و درون درک نشوى و قابل لمس نمىباشى
3) و احدى را قدرت حیلهگرى و کنارزدن و کشمکش و دعوا و غلبه و جدال و فریب و مکر با تو نیست
4) پاکى تو که راهت هموار
5) و برنامهات صواب
6) و تو زنده و مرجع حاجتهایى.
7) پاکى تو گفتارت حکمت
8) و فرمانت حتمى
9) و ارادهات جزمى است
10) پاکى تو خواستهات را رد کنندهاى نیست و کلماتت را تغییر دهندهاى نمىباشد.
11) پاکى تو اى دارنده آیات روشن
12) اى پدید آورنده آسمانها
13) اى آفریننده جانها
14) سپاس تو را سپاسى که به دوامت دائم ماند
15) و تو را سپاس سپاسى که به نعمتت همیشه بپاید
وَ لَكَ الْحَمْدُ حَمْداً يُوازى صُنْعَكَ (1)
وَ لَكَ الْحَمْدُ حَمْداً يَزيدُ عَلى رِضاكَ (2)
وَ لَكَ الْحَمْدُ حَمْداً مَعَ حَمْدِ كُلِّ حامِدٍ (3)
وَ شُكْراً يَقْصُرُ عَنْهُ شُكْرُ كُلِّ - شاكِرٍ (4)
حَمْداً لايَنْبَغى اِلاَّ لَكَ (5)
وَلايُتَقَرَّبُ بِهِ اِلاَّ اِلَيْكَ (6)
حَمْداً يُسْتَدامُ بِهِ الْاَوَّلُ (7)
وَ يُسْتَدْعى بِهِ دَوامُ الْاخِرِ (8)
حَمْداً يَتَضاعَفُ عَلى كُرُورِ الْاَزْمِنَةِ (9)
وَ يَتَزايَدُ اَضْعافاً مُتَرادِفَةً (10)
حَمْداً يَعْجِزُ عَنْ اِحْصآئِهِ الْحَفَظَةُ (11)
وَ يَزيدُ عَلى ما اَحْصَتْهُ فى كِتابِكَ الْكَتَبَةُ (12)
حَمْداً يُوازِنُ عَرْشَكَ الْمَجيدَ (13)
وَ يُعادِلُ كُرْسِيَّكَ الرَّفيعَ (14)
حَمْداً يَكْمُلُ لَدَيْكَ ثَوابُهُ (15)
1) و تو را سپاس سپاسى که با احسانت برابرى کند
2) و تو را سپاس سپاسى که بر خشنودیت بیفزاید
3) و سپاس تو را سپاسى که با سپاس هر سپاسگزارى توأم باشد
4) و شکرى که شکر هر شاکرى از آنکوتاه آید
5) سپاسى که سزاوار غیر تو نباشد
6) و وسیله تقرب به غیر حضرتت نشود
7) سپاسى که موجب دوام سپاس اول
8) و به دنبال داشتن دوام سپاس پایانى شود
9) سپاسى که بر گردش زمانها چند برابر گردد
10) و به افزایشهاى پى در پى فزونى یابد
11) سپاسى که فرشتگان حافظ اعمال از شمردنش عاجز شوند
12) حمدى که از شماره اعمال بندگان که ملائکه در کتاب تو مىنویسند افزون باشد
13) سپاسى که با عرش برینت هموزن باشد
14) و با کرسى بلندت معادل نشان دهد
15) سپاسى که پاداشش از جانب تو کامل گردد
وَ يَسْتَغْرِقُ كُلَّ جَزآءٍ جَزآؤُهُ (1)
حَمْداً ظاهِرُهُ وَفْقٌ لِباطِنِهِ (2)
وَ باطِنُهُ وَفْقٌ لِصِدْقِ النِّيَّةِ (3)
حَمْداًلَمْ يَحْمَدْكَ خَلْقٌ مِثْلَهُ (4)
وَلايَعْرِفُ اَحَدٌ سِواكَ فَضْلَهُ (5)
حَمْداً يُعانُ مَنِ اجْتَهَدَ فى تَعْديدِهِ (6)
وَ يُؤَيَّدُ مَنْ اَغْرَقَ نَزْعاً فى تَوْفِيَتِهِ (7)
حَمْداً يَجْمَعُ ما خَلَقْتَ مِنَ الْحَمْدِ (8)
وَ يَنْتَظِمُ ما اَنْتَ خالِقُهُ مِنْ بَعْدُ (9)
حَمْداً لا حَمْدَ اَقْرَبُ اِلى قَوْلِكَ مِنْهُ (10)
وَ لا اَحْمَدَ مِمَّنْ يَحْمَدُكَ بِهِ (11)
حَمْداً يُوجِبُ بِكَرَمِكَ الْمَزيدَ بِوُفُورِهِ (12)
وَ تَصِلُهُ بِمَزيدٍ بَعْدَ مَزيدٍ طَوْلاً مِنْكَ (13)
حَمْداً يَجِبُ لِكَرَمِ وَجْهِكَ .(14)
1) و مزدش همه مزدها را فرا گیرد
2) سپاسى که ظاهرش با باطنش
3) و درونش با صدق نیّت وفق دهد
4) سپاسى که هیچ آفریده به مثل آن تو را سپاس ننموده باشد
5) و جز تو هیچ کس فضل آن را نشناسد
6) سپاسى که هر کس در فراوان آوردنش زحمت کشد یارى گردد
7) و هر که در کامل آوردنش نهایت کوشش را به کار برد تأیید شود
8) سپاسى که هر چه سپاس آفریدهاى را دارا باشد
9) و هر چه را پس از این به وجود آورى در برگیرد
10) سپاسى که هیچ سپاس از آن به کلام تو نزدیکتر
11) و هیچ کس از آن کس که بر این گونه سپاس گوید سپاس گزارتر نباشد
12) به کرمت باعث افزونى نعمت و وفور آن گردد
13) و از باب احسان پس از هر فزونى آن را سپاسى که به فزونى دیگر برسانى
14) سپاسى که با بزرگوارى ذات تو واجب آمده.
وَ يُقابِلُ عِزَّ جَلالِكَ (1)
رَبِّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ (2)
الْمُنْتَجَبِ الْمُصْطَفَى الْمُكَرَّمِ الْمُقَرَّبِ (3)
اَفْضَلَ صَلَواتِكَ (4)
وَ بارِكْ عَلَيْهِ اَتَمَّ بَرَكاتِكَ (5)
وَ تَرَحَّمْ عَلَيْهِ اَمْتَعَ رَحَماتِكَ (6)
رَبِّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدِ وَالِهِ (7)
صَلوةً زاكِيَةً لاتَكُونُ صَلوةٌ اَزْكى مِنْها (8)
وَصَلِّ عَلَيْهِ صَلوةً نامِيَةً لا تَكُونُ صَلوةٌ اَنْمى مِنْها (9)
وَ صَلِّ عَلَيْهِ صَلوةً راضِيَةً لا تَكُونُ صَلوةٌ فَوْقَها (10)
رَبِّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَالِهِ (11)
صَلوةً تُرْضيهِ وَتَزيدُ عَلى رِضاهُ (12)
1) و با جلال و عظمت تو برابر باشد
2) بار خدایا بر محمد و آل محمد
3) که انتخاب شده و برگزیده و گرامى و مقرب درگاه توست
4) بهترین درودهاى خود را بفرست
5) و او را به کاملترین برکاتت برکت عنایت کن
6) و پر بهرهترین رحمتت را نصیب او فرما.
7) خداوندا بر محمد و آلش درود فرست
8) درودى بالنده که هیچ درودى از آن بالندهتر نباشد
9) و بر او درودى فزاینده فرست که درورى از آن فزایندهتر نباشد
10) و بر او دوردى پسندیده فرست که دورى برتر از آن نباشد
11) پروردگارا بر محمد و آلش درود فرست
12) درودى که وى را خشنود سازد و بیش از رضایش باشد
وَصَلِّ عَلَيْهِ صَلوةً تُرْضيكَ وَتَزيدُ عَلى رِضاكَ لَهُ (1)
وَ صَلِّ - عَلَيْهِ صَلوةً لاتَرْضى لَهُ اِلاَّ بِها (2)
وَ لا تَرى غَيْرَهُ لَها اَهْلاً (3)
. رَبِّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِهِ (4)
صَلوةً تُجاوِزُ رِضْوانَكَ (5)
وَ يَتَّصِلُ اتِّصالُها بِبَقآئِكَ (6)
وَلايَنْفَدُ كَما لاتَنْفَدُ كَلِماتُكَ (7)
رَبِّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِهِ (8)
صَلوةً تَنْتَظِمُ صَلَواتِ مَلائِكَتِكَ وَ اَنْبِيآئِكَ وَ رُسُلِكَ وَ اَهْلِ طاعَتِكَ (9)
وَ تَشْتَمِلُ عَلى صَلَواتِ عِبادِكَ مِنْ جِنِّكَ وَ اِنْسِكَ وَ اَهْلِ اِجابَتِكَ (10)
وَ تَجْتَمِعُ عَلى صَلوةِ كُلِّ مَنْ ذَرَاْتَ وَ بَرَاْتَ مِنْ اَصْنافِ خَلْقِكَ (11)
1) و بر او درودى فرست که تو را خشنود سازد و بیش از رضایت از او باشد
2) و بر او درودى فرست که براى او جز به آن خشنود نشوى
3) و غیر او کسى را شایسته آن ندانى.
4) پروردگارا بر محمد وآلش درود فرست
5) درودى که از رضاى تو فراتر رود
6) و دوامش به دوام تو متصل گردد
7) و پایان نپذیرد چنانکه کلمات تو پایان نگیرد.
8) پروردگارا بر محمد و آلش درود فرست
9) درودى برابر همه درودهاى فرشتگان و پیمبران و فرستادگان تو و آنان که اهل طاعت تو باشند
10) و شامل بر درود بندگانت از جنّ و انس و پذیرندگان دعوتت گردد
11) و درود هر که را از انواع مخلوقات خود که آفریدهاى و پدید آوردهاى در برگیرد.
رَبِّ صَلِّ عَلَيْهِ وَ الِهِ (1)
صَلوةً تُحيطُ بِكُلِّ صَلوةٍ سالِفَةٍ وَ مُسْتَاْنَفَةٍ (2)
وَ صَلِّ عَلَيْهِ وَ عَلى الِهِ (3)
صَلوةً مَرْضِيَّةً لَكَ وَ لِمَنْ دُونَكَ (4)
وَ تُنْشِئُ مَعَ,ذلِكَ صَلَواتٍ تُضاعِفُ مَعَها تِلْكَ الصَّلَواتِ عِنْدَها (5)
وَ تَزيدُها عَلى كُرُورِ الْاَيّامِ زِيادَةً فى تَضاعيفَ لا يَعُدُّها غَيْرُكَ(6)
رَبِّ صَلِّ عَلى اَطآئِبِ اَهْلِ بَيْتِهِ الَّذينَ اخْتَرْتَهُمْ لِأمْرِكَ(7)
وَ جَعَلْتَهُمْ خَزَنَةَ عِلْمِكَ (8)
وَ حَفَظَةَ دينِكَ (9)
وَ خُلَفآءَكَ فىاَرْضِكَ (10)
وَ حُجَجَكَ عَلى عِبادِكَ (11)
وَ طَهَّرْتَهُمْ مِنَ الرِّجْسِ وَالدَّنَسِ تَطْهيراً بِاِرادَتِكَ (12)
وَجَعَلْتَهُمُ الْوَسيلَةَ اِلَيْكَ (13)
1) خداوندا بر او و آلش درود فرست
2) درودى که بر هر درود گذشته و تازهاى محیط باشد
3) و بر او و آلش درود فرست
4) درودی که نزد تو و غیر تو پسندیده باشد
5) و در کنار آن درودهایى بیافرینى که آن درودهاى گذشته را چند برابر کنى
6) و با دور روزگار چندان بر آن اضافه کنى که غیر تو از شمارش آن ناتوان. باشد
7) خداوندا درود فرست بر پاکیزهتران از اهل بیت او که ایشان را براى اجراى فرمان خود انتخاب کردهاى
8) و آنان را گنجینهداران علم
9) و حافظان دین
10) و خلفاى خود در زمین
11) و حجتهاى خویش بر بندگانت قرار دادهاى
12) و به اراده خود ایشان را از پلیدى به تمام معنى پاک کردهاى
13) و آنان را وسیلهاى به سوى - خود
وَالْمَسْلَكَ اِلى جَنَّتِكَ.(1)
رَبِّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِهِ .(2)
صَلوةً تُجْزِلُ لَهُمْ بِها مِنْ نِحَلِكَ وَ كَرامَتِكَ (3)
وَ تُكْمِلُ لَهُمُ الْاَشْيآءَ مِنْ عَطاياكَ وَ نَوافِلِكَ (4)
وَ تُوَفِّرُ عَلَيْهِمُ الْحَظَّ مِنْ عَوآئِدِكَ وَ فَوآئِدِكَ. (5)
رَبِّ صَلِّ عَلَيْهِ وَ عَلَيْهِمْ صَلوةً لا اَمَدَ فى اَوَّلِها(6)
وَ لا غايَةَ لِأمَدِها (7)
وَ لا نِهايَةَ لِاخِرِها. (8)
رَبِّ صَلِّ عَلَيْهِمْ زِنَةَ عَرْشِكَ وَ مادُونَهُ (9)
وَ مِلْاَسَمواتِكَ وَ ما فَوْقَهُنَّ (10)
وَعَدَدَ اَرَضيكَ وَ ما تَحْتَهُنَّ وَ ما بَيْنَهُنَّ (11)
صَلوةً تُقَرِّبُهُمْ مِنْكَ زُلْفى (12)
وَتَكُونُ لَكَ وَ لَهُمْ رِضًى (13)
1) و راه بهشت خود نمودهاى
2) خداوندا بر محمد و آلش درود فرست
3) درودى که به سبب آن بخشش و بزرگواریت را در حق ایشان بزرگ گردانى
4) و هر گونه عطا و احسانت را درباره ایشان کامل کنى
5) و بهره آنان را از تمام عوائد و فوائد خود سرشار نمایى.
6) الها بر او و بر ایشان درودى فرست که آغازش را مرزى
7) و مدّتش را پایانى
8) و آخرش را نهایتى نباشد.
9) خداوندا برایشان درودى فرست همپایه عرش و آنچه زیر عرش است
10) و به گنجایش آسمانها و آنچه فوق آنهاست
11) و به شمار زمینهایت و آنچه زیر آنها و میانشان قرار دارد
12) درودى که آنان را بدان سبب به کمال قرب خود رسانى
13) و براى تو و ایشان رضا و خشنودى باشد
وَ مُتَّصِلَةٌ بِنَظآئِرِهِنَّ اَبَداً. (1)
اَللَّهُمَّ اِنَّكَ اَيَّدْتَ دينَكَ فى كُلِّ اَوانٍ بِاِمامٍ اَقَمْتَهُ عَلَماً. لِعِبادِكَ(2)
وَ مَناراً فى بِلادِكَ (3)
بَعْدَ اَنْ وَصَلْتَ حَبْلَهُ بِحَبْلِكَ (4)
وَ جَعَلْتَهُ الذَّريعَةَ اِلى رِضْوانِكَ (5)
وَ افْتَرَضْتَ طاعَتَهُ (6)
وَ حَذَّرْتَ مَعْصِيَتَهُ وَ أَمَرْتَ بِامْتِثَالِ أَوَامِرِهِ وَ الاِنْتِهَاءِ عِنْدَ نَهْيِهِ(7)
وَ أَلاَّ يَتَقَدَّمَهُ مُتَقَدِّمٌ (8)
وَ لاَ يَتَأَخَّرَ عَنْهُ مُتَأَخِّرٌ فَهُوَ عِصْمَةُ اللاَّئِذِينَ (9)
وَ كَهْفُ الْمُؤْمِنِينَ (10)
وَ عُرْوَةُ الْمُتَمَسِّكِينَ (11)
وَ بَهَاءُ الْعَالَمِينَ(12)
1) و براى همیشه به نظائر آن متصل گردد
2) خداوندا تو در هر زمان دینت را به سبب رهبرى بر حق تأیید کردى و او را نشانهاى براى بندگانت
3) و مشعلى فروزان در شهرهایت بپا داشتى
4) پس از آنکه ریسمان او را به ریسمان خود وصل کردى
5) و او را سبب دستیابى به رضاى خود ساختى
6) و طاعتش را بر همه واجب نمودى
7) و مردم را از سركشى در برابر او بر حذر داشته اى و فرمان داده اى كه به هر چه امر مى كند اطاعت كنند و از هر چه نهى مى كند باز ايستند
8) و كس بر او پيشى نگيرد
9) و كس از او واپس نماند و او نگهدار كسانى است كه بدو پناه مى برند
10) و كهف امان مؤمنان است
11) و حلقه اعتصام ايشان است
12) و جلال و جلوه جهانيان است.
اَللَّهُمَّ فَأَوْزِعْ لِوَلِيِّكَ شُكْرَ مَا أَنْعَمْتَ بِهِ عَلَيْهِ (1)
وَ أَوْزِعْنَا مِثْلَهُ فِيهِ (2)
وَ آتِهِ مِنْ لَدُنْكَ سُلْطَاناً نَصِيراً (3)
وَ افْتَحْ لَهُ فَتْحاً يَسِيراً(4)
وَ أَعِنْهُ بِرُكْنِكَ الْأَعَزِّ (5)
وَ اشْدُدْ أَزْرَهُ(6)
وَ قَوِّ عَضُدَهُ (7)
وَ رَاعِهِ بِعَيْنِكَ (8)
وَ احْمِهِ بِحِفْظِكَ (9)
وَ انْصُرْهُ بِمَلاَئِكَتِكَ (10)
وَ امْدُدْهُ بِجُنْدِكَ الْأَغْلَبِ(11)
وَ أَقِمْ بِهِ كِتَابَكَ وَ حُدُودَكَ وَ شَرَائِعَكَ وَ سُنَنَ رَسُولِكَ – صَلَوَاتُكَ اللَّهُمَّ عَلَيْهِ وَ آلِهِ –(12)
وَ أَحْيِ بِهِ مَا أَمَاتَهُ الظَّالِمُونَ مِنْ مَعَالِمِ دِينِكَ(13)
وَ اجْلُ بِهِ صَدَاءَ الْجَوْرِ عَنْ طَرِيقَتِكَ (14)
1) بار خدايا به ولى خود الهام نماى كه شكر نعمتى را كه به او ارزانى داشته اى به جاى آرد
2) و ما را نيز الهام ده كه شكر نعمت هدايت او به جاى آريم
3) و او را از جانب خود سلطه و توانايى ده
4) و به آسانى راه پيروزى بر او بگشاى
5) و به نيرومندترين اركان قدرت خود يارىاش فرماى
6) و پشتش محكم
7) و بازوانش توانا گردان
8) و زير نظر مراقبت خويش قرار ده
9) و در سايه حفظ خود حفظش نماى
10) و به ملائكه خود يارى اش ده
11) و به لشكر پيروزمند خود مددش رسان.
12) اى خداوند كتاب خود حدود و شرايع خود و سنتهاى پيامبر خود را – صلواتك اللهم عليه و آله – بدو بر پاى دار
13) و هر چه را ظالمان از معالم دينت ميرانيده اند بدو زنده دار
14) و بدو زنگ ستم ستمكاران از آيين خويش بزداى
وَ أَبِنْ بِهِ الضَّرَّاءَ مِنْ سَبِيلِكَ (1)
وَ أَزِلْ بِهِ النَّاكِبِينَ عَنْ صِرَاطِكَ وَ امْحَقْ بِهِ بُغَاةَ قَصْدِكَ عِوَجاً(2)
وَ أَلِنْ جَانِبَهُ لِأَوْلِيَائِكَ(3)
وَ ابْسُطْ يَدَهُ عَلَى أَعْدَائِكَ (4)
وَ هَبْ لَنَا رَأْفَتَهُ وَ رَحْمَتَهُ وَ تَعَطُّفَهُ وَ تَحَنُّنَهُ (5)
وَ اجْعَلْنَا لَهُ سَامِعِينَ مُطِيعِينَ(6)
وَ فِي رِضَاهُ سَاعِينَ وَ إِلَى نُصْرَتِهِ(7)
وَ الْمُدَافَعَةِ عَنْهُ مُكْنِفِينَ(8)
وَ إِلَيْكَ وَ إِلَى رَسُولِكَ – صَلَوَاتُكَ اللَّهُمَّ عَلَيْهِ وَ آلِهِ – بِذَلِكَ مُتَقَرِّبِينَ(9)
اَللَّهُمَّ وَ صَلِّ عَلَى أَوْلِيَائِهِمُ(10)
الْمُعْتَرِفِينَ بِمَقَامِهِمُ (11)
الْمُتَّبِعِينَ مَنْهَجَهُمُ الْمُقْتَفِينَ آثَارَهُمُ الْمُسْتَمْسِكِينَ بِعُرْوَتِهِمُ (12)
1) و بدو دشواريها از راه خود دور گردان
2) و به نيروى او كسانى را كه از راه تو منحرف شده اند از ميان بردار و آن كسان را كه صراط مستقيم تو را راه كج جلوه مى دهند نابود نماى.
3) اى خداوند ولى و امام خود را براى دوستانت قلبى مهربان و نرم عطا كن
4) و دست قدرت او بر دشمنانت گشوده گردان
5) و رأفت و رحمت و عطوفت و محبتش را نصيب ما گردان
6) و ما را از نيوشندگان و فرمانبرداران امر او قرار ده
7) و چنان كن كه در راه رضاى او سعى كنيم و يارى اش نماييم
8) و مدافع او در برابر دشمنش باشيم
9) و اين سبب تقرب ما به تو و رسول تو – صلواتك عليه و آله – گردد.
10) بار خدايا تحيت و درود بفرست دوستان ايشان را
11) آن اعتراف كنندگان به مقام و منزلت ايشان
12) آن پيروى كنندگان راه ايشان آن پاى نهندگان به جاى پاى ايشان آن چنگ زنندگان به رشته آيين ايشان
الْمُتَمَسِّكِينَ بِوِلاَيَتِهِمُ:(1)
الْمُؤْتَمِّينَ بِإِمَامَتِهِمُ(2)
الْمُسَلِّمِينَ لِأَمْرِهِمُ (3)
الْمُجْتَهِدِينَ فِي طَاعَتِهِمُ (4)
الْمُنْتَظِرِينَ أَيَّامَهُمُ(5)
الْمَادِّينَ إِلَيْهِمْ أَعْيُنَهُمْ (6)
الصَّلَوَاتِ الْمُبَارَكَاتِ الزَّاكِيَاتِ النَّامِيَاتِ الْغَادِيَاتِ الرَّائِحَاتِ.(7)
وَ سَلِّمْ عَلَيْهِمْ وَ عَلَى أَرْوَاحِهِمْ(8)
وَ اجْمَعْ عَلَى التَّقْوَى أَمْرَهُمْ وَ أَصْلِحْ لَهُمْ شُئُونَهُمْ وَ تُبْ عَلَيْهِمْ(9)
إِنَّكَ أَنْتَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ(10)
وَ خَيْرُ الْغَافِرِينَ(11)
1) آن تمسك جويان به دوستى ايشان
2) آن پذيرندگان پيشوايى ايشان
3) آن تسليم شوندگان به فرمان ايشان
4) آن كوشندگان در طاعت ايشان
5) آن منتظران دولت ايشان
6) و آن چشم به راهان ظهور ايشان
7) تحيت و درودى مبارك پاكيزه فزاينده در هر بامداد و هر شبانگاه.
8) اى خداوند بر ايشان سلام كن و بر ارواحشان.
9) اعمالشان با تقوى توأم نماى و احوالشان به صلاح آور و توبه شان بپذير
10) كه تو توبه پذيرنده و مهربانى
11) تو بهترين آمرزندگانى.
وَ اجْعَلْنَا مَعَهُمْ فِي دَارِ السَّلاَمِ (1)
بِرَحْمَتِكَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ(2)
اَللَّهُمَّ هَذَا يَوْمُ عَرَفَةَ (3)
يَوْمٌ شَرَّفْتَهُ وَ كَرَّمْتَهُ وَ عَظَّمْتَهُ(4)
نَشَرْتَ فِيهِ رَحْمَتَكَ وَ مَنَنْتَ فِيهِ بِعَفْوِكَ(5)
وَ أَجْزَلْتَ فِيهِ عَطِيَّتَكَ(6)
وَ تَفَضَّلْتَ بِهِ عَلَى عِبَادِكَ(7)
اَللَّهُمَّ وَ أَنَا عَبْدُكَ الَّذِي أَنْعَمْتَ عَلَيْهِ قَبْلَ خَلْقِكَ لَهُ وَ بَعْدَ خَلْقِكَ (8)
إِيَّاهُ فَجَعَلْتَهُ مِمَّنْ هَدَيْتَهُ لِدِينِكَ(9)
وَ وَفَّقْتَهُ لِحَقِّكَ (10)
وَ عَصَمْتَهُ بِحَبْلِكَ (11)
وَ أَدْخَلْتَهُ فِي حِزْبِكَ وَ أَرْشَدْتَهُ لِمُوَالاَةِ أَوْلِيَائِكَ (12)
1) ما را به رحمت خود با آنان در دار السلام بهشت جاى ده
2) اى مهربانترين مهربانان.
3) بار خدايا امروز روز عرفه است.
4) روزى است كه آن را شريف و گرامى داشته اى و تعظيم و تجليل كرده اى.
5) در اين روز رحمت خود پراكنده اى و بر مردمان به عفو خود منت نهاده اى
6) و عطاى خود در حق ايشان افزوده اى
7) و بر بندگانت تفضل فرموده اى.
8) اى خداوند من آن بنده توأم كه هم پيش از آفريدن او او را از نعمت خود بر خوردار ساختى و هم پس از آن.
9) او را در زمره كسانى آورده اى كه آنان را به دين خود راه نموده اى
10) و به گزاردن حق خويش توفيق داده اى
11) و اكنون چنگ در ريسمان استوار دوستى تو زده
12) و تواش در حزب خود داخل كرده اى و راهش نموده اى كه با دوستانت دوستى ورزد
وَ مُعَادَاةِ أَعْدَائِكَ(1)
ثُمَّ أَمَرْتَهُ فَلَمْ يَأْتَمِرْ(2)
وَ زَجَرْتَهُ فَلَمْ يَنْزَجِرْ (3)
وَ نَهَيْتَهُ عَنْ مَعْصِيَتِكَ (4)
فَخَالَفَ أَمْرَكَ (5)
إِلَى نَهْيِكَ لاَ مُعَانَدَةً لَكَ(6)
وَ لاَ اسْتِكْبَاراً عَلَيْكَ(7)
بَلْ دَعَاهُ هَوَاهُ إِلَى مَا زَيَّلْتَهُ وَ إِلَى مَا حَذَّرْتَهُ وَ أَعَانَهُ عَلَى ذَلِكَ عَدُوُّكَ وَ عَدُوُّهُ(8)
فَأَقْدَمَ عَلَيْهِ عَارِفاً بِوَعِيدِكَ رَاجِياً لِعَفْوِكَ وَاثِقاً بِتَجَاوُزِكَ (9)
وَ كَانَ أَحَقَّ عِبَادِكَ مَعَ مَا مَنَنْتَ عَلَيْهِ أَلاَّ يَفْعَلَ(10)
وَ هَا أَنَا ذَا بَيْنَ يَدَيْكَ صَاغِراً (11)
1) و با دشمنانت دشمنى كند.
2) سپس فرمانش دادى و او فرمان نبرد
3) منعش كردى و به منع تو وقعى ننهاد
4) از معصيت خود نهيش كردى
5) فرمان تو خلاف كرد
6) و مرتكب همان اعمالى شد كه از آن نهيش كرده بودى
7) اما نه از روى عناد و گردنكشى
8) بلكه هواى نفسش او را به اعمالى فرا خواند كه تو از آن دورش خواسته بودى و از آتش ترسانده بودى. دشمن تو و دشمن او – شيطان – بفريفتش
9) تا در عين آگاهى از عذاب تو مرتكب معاصى شد. اكنون به عفو تو اميد بسته و به بخشايش تو مطمئن گشته است.
10) با آن همه احسان كه تو در حق او كرده بودى از ديگر بندگانت سزاوارتر بود كه چنان نكند كه كرده بود.
11) اى خداوند اين منم كه در برابر تو ايستاده ام
ذَلِيلاً خَاضِعاً خَاشِعاً خَائِفاً مُعْتَرِفاً بِعَظِيمٍ مِنَ الذُّنُوبِ تَحَمَّلْتُهُ (1)
وَ جَلِيلٍ مِنَ الْخَطَايَا اجْتَرَمْتُهُ(2)
مُسْتَجِيراً بِصَفْحِكَ لاَئِذاً بِرَحْمَتِكَ(3)
مُوقِناً أَنَّهُ لاَ يُجِيرُنِي مِنْكَ مُجِيرٌ (4)
وَ لاَ يَمْنَعُنِي مِنْكَ مَانِعٌ(5)
فَعُدْ عَلَيَّ بِمَا تَعُودُ بِهِ عَلَى مَنِ اقْتَرَفَ مِنْ تَغَمُّدِكَ (6)
وَ جُدْ عَلَيَّ بِمَا تَجُودُ بِهِ عَلَى مَنْ أَلْقَى بِيَدِهِ إِلَيْكَ مِنْ عَفْوِكَ(7)
وَ امْنُنْ عَلَيَّ بِمَا لاَ يَتَعَاظَمُكَ أَنْ تَمُنَّ بِهِ عَلَى مَنْ أَمَّلَكَ مِنْ غُفْرَانِكَ(8)
وَ اجْعَلْ لِي فِي هَذَا الْيَوْمِ نَصِيباً (9)
أَنَالُ بِهِ حَظّاً مِنْ رِضْوَانِكَ وَ لاَ تَرُدَّنِي صِفْراً مِمَّا يَنْقَلِبُ بِهِ الْمُتَعَبِّدُونَ لَكَ مِنْ عِبَادِكَ(10)
1) خوار و ذليل و خاضع و خاشع و خائف و معترف به گناهان بزرگى كه بارش را بر دوش مى كشم
2) و خطاهاى عظيمى كه مرتكب شده ام.
3) در سايه عفو تو خزيدهام و به جوار رحمت تو پناه جسته ام
4) و به يقين مى دانم كه كسى مرا از تو زنهار نخواهد داد
5) و كس مرا از كيفر تو در امان نخواهد داشت.
6) بار خدايا اكنون كه به درگاهت روى نهاده ام تو نيز آن پرده كه بر گنه كاران مى كشى بر من نيز بكش
7) و بر من ببخشاى آن بخشايش خود را كه به كسى ارزانى مى دارى كه خود را تسليم تو مى كند.
8) بر من احسان كن آن سان كه در حق كسى كه آرزوى آمرزش تو دارد كه احسان تو هر چند سترگ بود در نظرت به چيزى نسنجد.
9) بار خدايا براى من در اين روز نصيبى قرار ده
10) كه از آن به خشنودى تو رسم و مرا از ثوابى كه پرستندگانت از آن بهره ور مى شوند تهيدست باز مگردان
وَ إِنِّي وَ إِنْ لَمْ أُقَدِّمْ مَا قَدَّمُوهُ مِنَ الصَّالِحَاتِ(1)
فَقَدْ قَدَّمْتُ تَوْحِيدَكَ وَ نَفْيَ الْأَضْدَادِ وَ الْأَنْدَادِ وَ الْأَشْبَاهِ عَنْكَ(2)
وَ أَتَيْتُكَ مِنَ الْأَبْوَابِ الَّتِي أَمَرْتَ أَنْ تُؤْتَى مِنْهَا (3)
وَ تَقَرَّبْتُ إِلَيْكَ بِمَا لاَ يَقْرُبُ أَحَدٌ مِنْكَ إِلاَّ بالتَّقَرُّبِ بِهِ(4)
ثُمَّ أَتْبَعْتُ ذَلِكَ بِالْإِنَابَةِ إِلَيْكَ (5)
وَ التَّذَلُّلِ وَ الاِسْتِكَانَةِ لَكَ وَ حُسْنِ الظَّنِّ بِكَ(6)
وَ الثِّقَةِ بِمَا عِنْدَكَ وَ شَفَعْتُهُ بِرَجَائِكَ الَّذِي قَلَّ مَا يَخِيبُ عَلَيْهِ رَاجِيكَ(7)
وَ سَأَلْتُكَ مَسْأَلَةَ الْحَقِيرِ الذَّلِيلِ الْبَائِسِ الْفَقِيرِ الْخَائِفِ الْمُسْتَجِيرِ (8)
وَ مَعَ ذَلِكَ خِيفَةً وَ تَضَرُّعاً وَ تَعَوُّذاً وَ تَلَوُّذاً(9)
لاَ مُسْتَطِيلاً بِتَكَبُّرِ الْمُتَكَبِّرِينَ (10)
وَ لاَ مُتَعَالِياً بِدَالَّةِ الْمُطِيعِينَ وَ لاَ مُسْتَطِيلاً بِشَفَاعَةِ الشَّافِعِينَ(11)
وَ أَنَا بَعْدُ أَقَلُّ الْأَقَلِّينَ (12)
1) كه هر چند نتوانسته ام از اعمال نيك چيزى تقديم دارم آن سان كه ديگران تقديم داشته اند
2) ولى توحيد تو و نفى اضداد و امثال از تو را تقديم داشته ام
3) و از درهايى به نزد تو آمده ام كه تو خود فرموده اى كه از آن درها به سوى تو آيند
4) و به درگاه تو به چيزى تقرب جسته ام كه تا به آن تقرب نجويند به تو تقرب نتوانند يافت.
5) آنگاه از پى آن تقرب به درگاه تو توبه كرده ام
6) در عين خوارى و فروتنى و حسن ظن به تو
7) و اعتماد به رحمت تو و اميد به تو را كه اميدواران از آن نوميد نمى شوند شفيع خود گردانيده ام.
8) اى خداوند دست سؤال پيش تو دراز كرده ام همانند موجود حقير ذليل بينواى فقير ترسانى زنهار خواه همراه با ترس
9) و تضرع و پناه آوردن به تو و التجا به ذيل جلال تو
10) نه از سر گردنكشى و چون متكبران به تكبر
11) نه از روى اعتلا آن سان كه عبادت كننده را دلير سازد و نه از روى اتكا به شفاعت شافعان.
12) اى خداوند من كمترين كمترانم
وَ أَذَلُّ الْأَذَلِّينَ (1)
وَ مِثْلُ الذَّرَّةِ أَوْ دُونَهَا(2)
فَيَا مَنْ لَمْ يُعَاجِلِ الْمُسِيئِينَ (3)
وَ لاَ يَنْدَهُ الْمُتْرَفِينَ وَ يَا مَنْ يَمُنُّ بِإِقَالَةِ الْعَاثِرِينَ(4)
وَ يَتَفَضَّلُ بِإِنْظَارِ الْخَاطِئِينَ(5)
أَنَا الْمُسِيءُ الْمُعْتَرِفُ الْخَاطِئُ(6)
الْعَاثِرُ أَنَا الَّذِي أَقْدَمَ عَلَيْكَ مُجْتَرِئاً(7)
أَنَا الَّذِي عَصَاكَ مُتَعَمِّداً (8)
أَنَا الَّذِي اسْتَخْفَى مِنْ عِبَادِكَ وَ بَارَزَكَ(9)
أَنَا الَّذِي هَابَ عِبَادَكَ (10)
وَ أَمِنَكَ أَنَا الَّذِي لَمْ يَرْهَبْ سَطْوَتَكَ(11)
وَ لَمْ يَخَفْ بَأْسَكَ(12)
أَنَا الْجَانِي عَلَى نَفْسِهِ (13)
أَنَا الْمُرْتَهَنُ بِبَلِيَّتِهِ (14)
أَنَا القَلِيلُ الْحَيَاءِ(15)
أَنَا الطَّوِيلُ الْعَنَاءِ(16)
1) و خوارترين خوارترانم
2) همانند ذرهاى يا حتى كمتر از آن.
3) و اينك اى خداوندى كه در كيفر بدكاران شتاب نمىكنى
4) و فرو رفتگان در ناز و نعمت را مهلت مى دهى و گنهكاران را به انعام خود عفو مى كنى
5) و به فضل خويش از خطاكاران مهلت باز نمى گيرى
6) من بدكارى هستم معترف و خطاكارى هستم
7) لغزيده و به سر در آمده. دليرانه در برابر تو مرتكب گناه شده
8) و به عمد معصيت تو كرده ام.
9) من همانم كه اعمال ناپسند خود را از بندگان تو مستور داشته و در نزد تو آشكار ساخته ام.
10) من همانم كه از بندگانت ترسان بوده
11) ولى خود را از تو در امان ديده ام. من همانم كه از سطوت تو بيمناك نشده ام
12) و از خشم تو ترسى به دل راه نداده ام.
13) من بر خود جنايت كرده ام
14) من گروگان بلاى خويشتنم
15) من از شرم و حيا بهره اى چندان نبرده ام
16) و من گرفتار رنجى ديرينه ام.
بِحَقِّ مَنِ انْتَجَبْتَ مِنْ خَلْقِكَ وَ بِمَنِ اصْطَفَيْتَهُ لِنَفْسِكَ بِحَقِّ مَنِ اخْتَرْتَ مِنْ بَرِيَّتِكَ وَ مَنِ اجْتَبَيْتَ لِشَأْنِكَ(1)
بِحَقِّ مَنْ وَصَلْتَ طَاعَتَهُ بِطَاعَتِكَ (2)
وَ مَنْ جَعَلْتَ مَعْصِيَتَهُ كَمَعْصِيَتِكَ(3)
بِحَقِّ مَنْ قَرَنْتَ مُوَالاَتَهُ بِمُوَالاَتِكَ (4)
وَ مَنْ نُطْتَ مُعَادَاتَهُ بِمُعَادَاتِكَ(5)
تَغَمَّدْنِي فِي يَوْمِي هَذَا بِمَا تَتَغَمَّدُ بِهِ مَنْ جَأَرَ إِلَيْكَ مُتَنَصِّلاً وَ عَاذَ بِاسْتِغْفَارِكَ تَائِباً(6)
وَ تَوَلَّنِي بِمَا تَتَوَلَّى بِهِ أَهْلَ طَاعَتِكَ وَ الزُّلْفَى لَدَيْكَ وَ الْمَكَانَةِ مِنْكَ(7)
وَ تَوَحَّدْنِي بِمَا تَتَوَحَّدُ بِهِ مَنْ وَفَى بِعَهْدِكَ وَ أَتْعَبَ نَفْسَهُ فِي ذَاتِكَ وَ أَجْهَدَهَا فِي مَرْضَاتِكَ(8)
وَ لاَ تُؤَاخِذْنِي بِتَفْرِيطِي فِي جَنْبِكَ وَ تَعَدِّي طَوْرِي فِي حُدُودِكَ وَ مُجَاوَزَةِ أَحْكَامِكَ(9)
1) بار خدايا تو را سوگند مى دهم به آن كه از ميان خلق او را برگزيده اى به آن كه او را براى خود پسنديده اى به آن كه از ميان آفريدگانت او را اختيار كرده اى به آن كه او را براى خود برگزيده اى
2) به آن كه طاعت او را به طاعت خود پيوسته اى
3) و معصيت او را معصيت خود دانسته اى
4) و دوستى اش به دوستى خود قرين ساخته اى
5) و دشمنى اش را دشمنى خود شمرده اى
6) در اين روز مرا چونان كسانى كه از گناه بيزارى جسته اند و به تو پناه آورده اند و توبه كرده و به آمرزش تو پيوسته اند خلعت عفو و رحمت خود بپوشان.
7) بار خدايا از هر چه پرستندگان و مقربان خود را نصيب مى دهى مرا نيز نصيب ده.
8) مرا خاص خود گردان بدان گونه كه وفا كنندگان به عهد خود را و آنان را كه در عبادت تو خويشتن به رنج افكنده و در خشنودى تو كوشيده اند خاص خود مى گردانى.
9) مرا به سبب قصور در بندگى ات يا تجاوز از حد خويش و احكام تو مؤاخذت مفرماى.
وَ لاَ تَسْتَدْرِجْنِي بِإِمْلاَئِكَ لِي اسْتِدْرَاجَ (1)
مَنْ مَنَعَنِي خَيْرَ مَا عِنْدَهُ (2)
وَ لَمْ يَشْرَكْكَ فِي حُلُولِ نِعْمَتِهِ بِي(3)
وَ نَبِّهْنِي مِنْ رَقْدَةِ الْغَافِلِينَ وَ سِنَةِ الْمُسْرِفِينَ وَ نَعْسَةِ الْمَخْذُولِينَ(4)
وَ خُذْ بِقَلْبِي إِلَى مَا اسْتَعْمَلْتَ بِهِ الْقَانِتِينَ (5)
وَ اسْتَعْبَدْتَ بِهِ الْمُتَعَبِّدِينَ (6)
وَ اسْتَنْقَذْتَ بِهِ الْمُتَهَاوِنِينَ(7)
وَ أَعِذْنِي مِمَّا يُبَاعِدُنِي عَنْكَ (8)
وَ يَحُولُ بَيْنِي وَ بَيْنَ حَظِّي مِنْكَ وَ يَصُدُّنِي عَمَّا أُحَاوِلُ لَدَيْكَ(9)
1) بار خدايا چنان مباد كه مرا مهلت دهى تا به تدريج سزاوار كيفر شوم
2) چونان كسى كه نعمت از من باز گرفت و چنان پنداشت كه هر خير و نيكى كه هست از جانب اوست
3) تا آنجا كه تو را هم در نعمتى كه نصيب من شده بود شريك نساخت.
4) اى خداوند مرا از خواب غافلان و ناهشيارى اسرافكاران و خواب آلودگى خذلان رسيدگان بيدار و آگاه ساز.
5) دلم را به كارى بر گمار كه اطاعت كنندگان را بدان گماشته اى
6) و متعبدان را بدان واداشته اى
7) و بندگان سهل انگار را بدان از عذاب رهايى بخشيده اى.
8) بار خدايا مرا از هر چه از درگاه تو دور مى دارد
9) يا ميان من و فيضى كه از سوى تو به من مىرسد حايل مى گردد يا از هر قصد كه نزد تو كنم باز مى دارد در پناه خود دار.
وَ سَهِّلْ لِي مَسْلَكَ الْخَيْرَاتِ إِلَيْكَ وَ الْمُسَابَقَةَ إِلَيْهَا مِنْ حَيْثُ أَمَرْتَ وَ الْمُشَاحَّةَ فِيهَا عَلَى مَا أَرَدْتَ(1)
وَ لاَ تَمْحَقْنِي فِيمَن تَمْحَقُ مِنَ الْمُسْتَخِفِّينَ بِمَا أَوْعَدْتَ (2)
وَ لاَ تُهْلِكْنِي مَعَ مَنْ تُهْلِكُ مِنَ الْمُتَعَرِّضِينَ لِمَقْتِكَ(3)
وَ لاَ تُتَبِّرْنِي فِيمَنْ تُتَبِّرُ مِنَ الْمُنْحَرِفِينَ عَنْ سُبُلِكَ (4)
وَ نَجِّنِي مِنْ غَمَرَاتِ الْفِتْنَةِ وَ خَلِّصْنِي مِنْ لَهَوَاتِ الْبَلْوَى.(5)
وَ أَجِرْنِي مِنْ أَخْذِ الْإِمْلاَءِ وَ حُلْ(6)
بَيْنِي وَ بَيْنَ عَدُوٍّ يُضِلُّنِي (7)
وَ هَوًى يُوبِقُنِي وَ مَنْقَصَةٍ تَرْهَقُنِي.(8)
وَ لاَ تُعْرِضْ عَنِّي إِعْرَاضَ مَنْ لاَ تَرْضَى عَنْهُ بَعْدَ غَضَبِكَ(9)
1) اى خداوند آن راه خير را كه به سوى تو رهنمون است پيش پاى من هموار نماى. در رسيدن به نيكيها از آن راه كه خود فرموده اى سبقت را بر من آسان كن و تلاش براى دست يافتن به آنها را بدان گونه كه خود خواسته اى نصيب من فرما.
2) مرا همراه كسانى كه وعده عذاب تو را سهل مى انگارند تباه مكن
3) و با آنان كه آماج انتقام تو هستند هلاك منماى
4) و با آن گروه كه از طريق تو منحرف مى شوند خرد و شكسته مكن
5) مرا از گردابهاى فتنه رهايى بخش و از تنگناهاى بلا وارهان
6) و آن سان مهلتم مده كه به غفلت گرفتار آيم
7) اى خداوند ميان من و دشمنى كه گمراهم سازد
8) و هواى نفسى كه هلاكم گرداند و زيانى كه مرا فرو گيرد حايل شو.
9) از من همانند آن كس كه بر او خشم گرفته اى و از او خشنود نگرديده اى رويگردان مشو.
وَ لاَ تُؤْيِسْنِي مِنَ الْأَمَلِ فِيكَ فَيَغْلِبَ عَلَيَّ الْقُنُوطُ مِنْ رَحْمَتِكَ(1)
وَ لاَ تَمْنِحْنِي بِمَا لاَ طَاقَةَ لِي بِهِ فَتَبْهَظَنِي مِمَّا تُحَمِّلُنِيهِ مِنْ فَضْلِ مَحَبَّتِكَ(2)
وَ لاَ تُرْسِلْنِي مِنْ يَدِكَ إِرْسَالَ مَنْ لاَ خَيْرَ فِيهِ وَ لاَ حَاجَةَ بِكَ إِلَيْهِ وَ لاَ إِنَابَةَ لَهُ(3)
وَ لاَ تَرْمِ بِي رَمْيَ مَنْ سَقَطَ مِنْ عَيْنِ رِعَايَتِكَ وَ مَنِ اشْتَمَلَ عَلَيْهِ الْخِزْيُ مِنْ عِنْدِكَ(4)
بَلْ خُذْ بِيَدِي مِنْ سَقْطَةِ الْمُتَرَدِّينَ (5)
وَ وَهْلَةِ الْمُتَعَسِّفِينَ وَ زَلَّةِ الْمَغْرُورِينَ (6)
وَ وَرْطَةِ الْهَالِكِينَ(7)
وَ عَافِنِي مِمَّا ابْتَلَيْتَ بِهِ طَبَقَاتِ عَبِيدِكَ (8)
1) مرا از خود مأيوس مساز. آن سان كه نوميدى از رحمتت بر من غلبه يابد.
2) اى خداوند بدان حد به من مبخش كه تاب و توان آن را نداشته باشم كه در زير بار محبت فراوان تو گرنبار شوم.
3) و مرا از دست مهل چونان كسى كه ديگر در او اميد خيرى نبود و تو را با او كارى نباشد و باز گشتنش را فايدتى صورت نبندد.
4) و مرا ميفكن چونان كسى كه از چشم عنايت تو افتاده است و خوارى و شوربختى اش فرا گرفته
5) بل دستم را بگير تا چون افتادگان نيفتم
6) و چون گمگشتگان نهراسم و چون فريب خوردگان نلغزم
7) و در گرداب هلاك شوندگان سرنگون نشوم.
8) بار خدايا مرا سلامت عطا كن و از آن بلا كه غلامان
وَ إِمَائِكَ وَ بَلِّغْنِي مَبَالِغَ مَنْ عُنِيتَ بِهِ(1)
وَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِ وَ رَضِيتَ عَنْهُ فَأَعَشْتَهُ حَمِيداً وَ تَوَفَّيْتَهُ سَعِيداً(2)
وَ طَوِّقْنِي طَوْقَ الْإِقْلاَعِ عَمَّا يُحْبِطُ الْحَسَنَاتِ (3)
وَ يَذْهَبُ بِالْبَرَكَاتِ(4)
وَ أَشْعِرْ قَلْبِيَ الاِزْدِجَارَ عَنْ قَبَائِحِ السَّيِّئَاتِ وَ فَوَاضِحِ الْحَوْبَاتِ(5)
وَ لاَ تَشْغَلْنِي بِمَا لاَ أُدْرِكُهُ إِلاَّ بِكَ عَمَّا لاَ يُرْضِيكَ عَنِّي غَيْرُهُ(6)
وَ انْزِعْ مِنْ قَلْبِي حُبَّ دُنْيَا دَنِيَّةٍ تَنْهَى عَمَّا عِنْدَكَ (7)
و َ تَصُدُّ عَنِ ابْتِغَاءِ الْوَسِيلَةِ إِلَيْكَ(8)
وَ تُذْهِلُ عَنِ التَّقَرُّبِ مِنْكَ(9)
وَ زَيِّنْ لِيَ التَّفَرُّدَ بِمُنَاجَاتِكَ بِاللَّيْلِ وَ النَّهَارِ(10)
وَ هَبْ لِي عِصْمَةً تُدْنِينِي مِنْ خَشْيَتِكَ (11)
1) و كنيزان خود بدان مبتلا مى سازى رهايى بخش و به مقام كسى رسان كه مورد عنايت توست
2) و نعمتش داده اى و از او خشنود بوده اى و عمرش داده اى و ستوده داشته اى و ميرانده اى و خوشبخت ساخته اى.
3) بار خدايا طوق گردن من ساز دل بركندن مرا از هر چه حسناتم را بى ارج مى سازد
4) و بركاتم را از ميان مى برد.
5) بار خدايا شعار قلب من ساز انزجار از زشتيهاى گناهان و رسواييهاى معاصى را.
6) مرا از كارهاى اخروى كه تو را خشنود مى گرداند به كارهاى دنيوى كه جز به مدد تو بدان دست نمى يابم مشغول منماى.
7) خداوندا بركن از دل من محبت اين جهان سفله را كه راه مرا از دست يافتن به خيراتى كه در نزد توست مى بندد
8) و چون خواهم كه به سوى تو آيم سد راه من مى شود
9) و از تقرب به درگاه تو غافل مى گرداند.
10) اى خداوند در دل من بياراى تنهايى در شبها و روزها را و مناجات با تو را.
11) مرا عصمتى بخش كه به خشيت تو نزديك گرداند
وَ تَقْطَعُنِي عَنْ رُكُوبِ مَحَارِمِكَ وَ تَفُكَّنِي مِنْ أَسْرِ الْعَظَائِمِ(1)
وَ هَبْ لِيَ التَّطْهِيرَ مِنْ دَنَسِ الْعِصْيَانِ وَ أَذْهِبْ عَنِّي دَرَنَ الْخَطَايَا وَ سَرْبِلْنِي بِسِرْبَالِ عَافِيَتِكَ(2)
وَ رَدِّنِي رِدَاءَ مُعَافَاتِكَ (3)
وَ جَلِّلْنِي سَوَابِغَ نَعْمَائِكَ وَ ظَاهِرْ لَدَيَّ فَضْلَكَ وَ طَوْلَكَ(4)
وَ أَيِّدْنِي بِتَوْفِيقِكَ وَ تَسْدِيدِكَ (5)
وَ أَعِنِّي عَلَى صَالِحِ النِّيَّةِ وَ مَرْضِيِّ الْقَوْلِ وَ مُسْتَحْسَنِ الْعَمَلِ(6)
وَ لاَ تَكِلْنِي إِلَى حَوْلِي وَ قُوَّتِي دُونَ حَوْلِكَ وَ قُوَّتِكَ (7)
وَ لاَ تُخْزِنِي يَوْمَ تَبْعَثُنِي لِلِقَائِكَ(8)
وَ لاَ تَفْضَحْنِي بَيْنَ يَدَيْ أَوْلِيَائِكَ (9)
وَ لاَ تُنْسِنِي ذِكْرَكَ وَ لاَ تُذْهِبْ عَنِّي شُكْرَكَ(10)
1) و از ارتكاب محارم دور دارد و از اسارت در چنگال گناهان بزرگ آزاد ساز.
2) بار خدايا مرا از آلودگى معصيت و شوخگنى گناهان پاكيزه ساز و جامه عافيت و تندرستى بر من افكن
3) و در حلهاى از نعم گسترده خود بپوشان
4) و احسان و بخشش خود پى در پى نصيب من گردان
5) و به توفيق و رهنمايى خويشم يارى نماى
6) و چون آهنگ كارى شايسته كنم يا سخنى شايسته گويم يا عملى نيكو انجام دهم يارى ام ده
7) و مرا به نيرو و قوت خود وامگذار بى آنكه تو خود قوت و نيرويم بخشيده باشى.
8) بار خدايا آن روز كه مرا براى ديدار خود از گور بر مى انگيزى
9) خوارم مگردان و در نزد اولياى خود رسوايم مساز
10) و ذكر خود از ياد من مبر و زبان شكر و سپاس خويش از من مگير
بَلْ أَلْزِمْنِيهِ فِي أَحْوَالِ السَّهْوِ عِنْدَ غَفَلاَتِ الْجَاهِلِينَ(1)
لِآلاَئِكَ وَ أَوْزِعْنِي أَنْ أُثْنِيَ بِمَا أَوْلَيْتَنِيهِ وَ أَعْتَرِفَ بِمَا أَسْدَيْتَهُ إِلَيَ(2)
وَ اجْعَلْ رَغْبَتِي إِلَيْكَ فَوْقَ رَغْبَةِ الرَّاغِبِينَ (3)
وَ حَمْدِي إِيَّاكَ فَوْقَ حَمْدِ الْحَامِدِينَ(4)
وَ لاَ تَخْذُلْنِي عِنْدَ فَاقَتِي إِلَيْكَ (5)
وَ لاَ تُهْلِكْنِي بِمَا أَسْدَيْتُهُ إِلَيْكَ وَ لاَ تَجْبَهْنِي بِمَا جَبَهْتَ بِهِ الْمُعَانِدِينَ لَكَ(6)
فَإِنِّي لَكَ مُسَلِّمٌ أَعْلَمُ أَنَّ الْحُجَّةَ لَكَ (7)
وَ أَنَّكَ أَوْلَى بِالْفَضْلِ (8)
1) بلكه در حالات سهو و بى خبرى آن هنگام كه جاهلان از سپاس نعمتهايت غافلند
2) همواره شكر و سپاس خويش بر زبان من جارى فرماى و مرا الهام كن كه در برابر نعمتى كه مرا داده اى سپاست گويم و به آن خيرات كه مرا فرستاده اى معترف آيم.
3) بار خدايا رغبت مرا به خود فراتر از رغبت هر رغبت كننده اى قرار ده
4) و سپاس مرا فراتر از سپاس هر سپاس گوينده اى.
5) به هنگام فقر كه دست نياز به سوى تو دراز مى كنم مرا وامگذار
6) و بدان اعمال كه به جاى آورده ام و نه در خور مقام جلال تو بوده تباهم مكن و چون دشمنانت دست رد به روى من مزن
7) كه من در برابر تو تسليمم و مى دانم كه حجت تو راست
8) و تو به فضل و بخشايش سزاوارترى
وَ أَعْوَدُ بِالْإِحْسَانِ وَ أَهْلُ التَّقْوَى وَ أَهْلُ الْمَغْفِرَةِ(1)
وَ أَنَّكَ بِأَنْ تَعْفُوَ أَوْلَى مِنْكَ بِأَنْ تُعَاقِبَ (2)
وَ أَنَّكَ بِأَنْ تَسْتُرَ أَقْرَبُ مِنْكَ إِلَى أَنْ تَشْهَرَ(3)
فَأَحْيِنِي حَيَاةً طَيِّبَةً تَنْتَظِمُ بِمَا أُرِيدُ (4)
وَ تَبْلُغُ مَا أُحِبُّ مِنْ حَيْثُ لاَ آتِي مَا تَكْرَهُ(5)
وَ لاَ أَرْتَكِبُ مَا نَهَيْتَ عَنْهُ(6)
وَ أَمِتْنِي مِيتَةَ مَنْ يَسْعَى نُورُهُ بَيْنَ يَدَيْهِ وَ عَنْ يَمِينِهِ(7)
وَ ذَلِّلْنِي بَيْنَ يَدَيْكَ وَ أَعِزَّنِي عِنْدَ خَلْقِكَ(8)
وَ ضَعْنِي إِذَا خَلَوتُ بِكَ وَ ارْفَعْنِي بَيْنَ عِبَادِكَ وَ أَغْنِنِي عَمَّنْ هُوَ غَنِيٌّ عَنِّي (9)
1) و در مقام احسان سود رساننده تر. تو سزاوارترى كه از تو بترسند. تو سزاوارترى كه از تو آمرزش خواهند.
2) تو به عفو شايسته ترى تا به عقوبت كردن.
3) تو به پوشيدن گناه نزديكترى تا به افشا كردن.
4) اى خداوند مرا به حياتى خوش و پاكيزه زنده بدار كه به هر چه خواهم برسد
5) و به آنچه دوست مى دارم پايان يابد چندان كه دست به كارى نزنم كه تواش خوش نداشته باشى
6) يا مرتكب كارى نشوم كه تو از آن نهى فرموده اى.
7) از تو خواهم كه بميرانى مرا همانند آن كسان كه روشنايى شان در برابرشان و در سمت راستشان حركت مى كند.
8) بار خدايا مرا در برابر خود ذليل گردان و در نزد بندگانت عزيز دار.
9) چون با تو خلوت كنم فروتنيم بخش و در ميان بندگان خود سر فراز دار و از هر كس كه به منش نيازى نيست بى نياز گردان
وَ زِدْنِي إِلَيْكَ فَاقَةً وَ فَقْراً(1)
وَ أَعِذْنِي مِنْ شَمَاتَةِ الْأَعْدَاءِ (2)
وَ مِنْ حُلُولِ الْبَلاَءِ وَ مِنَ الذُّلِّ وَ الْعَنَاءِ(3)
تَغَمَّدْنِي فِيمَا اطَّلَعْتَ عَلَيْهِ مِنِّي بِمَا يَتَغَمَّدُ بِهِ الْقَادِرُ عَلَى الْبَطْشِ(4)
لَوْ لاَ حِلْمُهُ وَ الْآخِذُ عَلَى الْجَرِيرَةِ لَوْ لاَ أَنَاتُهُ(5)
وَ إِذَا أَرَدْتَ بِقَوْمٍ فِتْنَةً أَوْ سُوءاً ف(6)
َنَجِّنِي مِنْهَا لِوَاذاً بِكَ وَ إِذْ لَمْ تُقِمْنِي مَقَامَ فَضِيحَةٍ فِي دُنْيَاكَ فَلاَ تُقِمْنِي مِثْلَهُ فِي آخِرَتِكَ(7)
وَ اشْفَعْ لِي أَوَائِلَ مِنَنِكَ بِأَوَاخِرِهَا (8)
1) و هر چه بيشترم فقير و نيازمند درگاه خود ساز.
2) اى خداوند مرا از شماتت دشمنان
3) و نزول بلا و ذلت و رنج در پناه خود دار.
4) از عيبها و خطاهاى من كه خود از آن آگاهى اغماض كن همانند كسى كه اگر
5) حلمش مانع نمى آمد انتقام مى گرفت و اگر طريق مدارا نمى پيمود گناه را كيفر مىداد.
6) بار خدايا هر گاه در اين جهان خواهى كه بر قومى فتنه اى يا ناسزايى وارد آورى
7) مرا كه به تو پناه جسته ام از آن ميان رهايى ده و همچنان كه در اين جهانم در جايگاه رسوايان بر پاى نداشته اى در آن جهان نيز در جايگاه رسوايانم بر پاى مدار
8) و در حق من نعمتهاى اين – جهانى با نعمتهاى آن جهانى
وَ قَدِيمَ فَوَائِدِكَ بِحَوَادِثِهَا وَ لاَ تَمْدُدْ لِي مَدّاً يَقْسُو مَعَهُ قَلْبِي(1)
وَ لاَ تَقْرَعْنِي قَارِعَةً يَذْهَبُ لَهَا بَهَائِي وَ لاَ تَسُمْنِي خَسِيسَةً يَصْغُرُ لَهَا قَدْرِي(2)
وَ لاَ نَقِيصَةً يُجْهَلُ مِنْ أَجْلِهَا مَكَانِي(3)
وَ لاَ تَرُعْنِي رَوْعَةً أُبْلِسُ بِهَا وَ لاَ خِيفَةً أُوجِسُ دُونَهَا اجْعَلْ هَيْبَتِي فِي وَعِيدِكَ(4)
وَ حَذَرِي مِنْ إِعْذَارِكَ وَ إِنْذَارِكَ وَ رَهْبَتِي عِنْد تِلاَوَةِ آيَاتِكَ(5)
وَ اعْمُرْ لَيْلِي بِإِيقَاظِي فِيهِ لِعِبَادَتِكَ و(6)
َ تَفَرُّدِي بِالتَّهَجُّدِ لَكَ وَ تَجَرُّدِي بِسُكُونِي إِلَيْكَ(7)
وَ إِنْزَالِ حَوَائِجِي بِكَ وَ مُنَازَلَتِي إِيَّاكَ فِي فَكَاكِ رَقَبَتِي مِنْ نَارِكَ (8)
1) و فوايد ديرينه با فوايد تازه توأم گردان و عمر مرا آن قدر دراز مكن كه به قساوت قلبم انجامد
2) و بر سر من حادثه اى دردناك و سخت مفرست كه شكوه و آب و رنگ من از ميان ببرد و مرا به مقامى فرومايه كه قدر و منزلت من حقير گرداند
3) يا به نقيصهاى كه بدان مقام و مرتبت خويش از كف بدهم گرفتار منماى.
4) اى خداوند مرا چنان مترسان كه ترسم به نوميدى كشد و چنان مرا بيم مده كه وحشت بر سراسر قلبم چيره شود. چنان كن كه ترسم تنها از عذاب تو باشد
5) و وحشتم از انذار و هشدار تو و دهشتم به هنگام تلاوت آيات كتاب تو.
6) بار خدايا شبم را آباد دار:به بيدار ماندنم براى عبادت تو
7) و شب – زنده داريم در تنهايى براى تو و بريدن از همگان و آرامش يافتن تنها به تو
8) و آوردن حوايج به درگاه تو و اصرار در طلب براى رهاييم از آتش جهنم
وَ إِجَارَتِي مِمَّا فِيهِ أَهْلُهَا مِنْ عَذَابِكَ(1)
وَ لاَ تَذَرْنِي فِي طُغْيَانِي عَامِهاً وَ لاَ فِي غَمْرَتِي سَاهِياً حَتَّى حِينٍ وَ لاَ تَجْعَلْنِي عِظَةً لِمَنِ اتَّعَظَ (2)
وَ لاَ نَكَالاً لِمَنِ اعْتَبَرَ وَ لاَ فِتْنَةً لِمَنْ نَظَرَ(3)
وَ لاَ تَمْكُرْ بِي فِيمَنْ تَمْكُرُ بِهِ وَ لاَ تَسْتَبْدِلْ بِي غَيْرِي (4)
وَ لاَ تُغَيِّرْ لِي اسْماً وَ لاَ تُبَدِّلْ لِي جِسْماً(5)
وَ لاَ تَتَّخِذْنِي هُزُواً لِخَلْقِكَ وَ لاَ سُخْرِيّاً لَكَ (6)
وَ لاَ تَبَعاً إِلاَّ لِمَرْضَاتِكَ وَ لاَ مُمْتَهَناً إِلاَّ بِالاِنْتِقَامِ لَكَ(7)
وَ أَوْجِدْنِي بَرْدَ عَفْوِكَ وَ حَلاَوَةَ رَحْمَتِكَ وَ رَوْحِكَ وَ رَيْحَانِكَ وَ جَنَّةِ نَعِيمِكَ(8)
1) و زنهار دادنم از عذابى كه گنه كاران در آن گرفتارند.
2) اى خداوند مرا در وادى عصيان سرگشته رها مكن و تا زنده ام در ورطه سهو و بى خبريم وامگذار
3) و مرا به حالى ميفكن كه ديگران از من پند گيرند يا سبب عبرت همگان شوم يا كسى در من بنگرد و گمراه شود.
4) و در زمره كسانى كه با آنان مكر ميكنى با من مكر مكن و ديگرى را به جاى من مگزين
5) و نامم را به طومار گنهكاران مبر و تنم را در كشاكش گرفتاريهاى اين جهانى و عذابهاى آن جهانى ديگرگون منماى
6) و مرا مضحكه مردم قرار مده و مسخره درگاه خود مساز.
7) چنان كن كه پيوسته در جستوجوى خشنودى تو باشم و در تلاش براى انتقامجويى از دشمنان تو.
8) بار خدايا خنكى عفوت را حلاوت رحمتت را روح و ريحان و بهشت پر نعمتت را ارزانى من دار
وَ أَذِقْنِي طَعْمَ الْفَرَاغِ لِمَا تُحِبُّ بِسَعَةٍ مِنْ سَعَتِكَ (1)
وَ الاِجْتِهَادِ فِيمَا يُزْلِفُ لَدَيْكَ وَ عِنْدَكَ وَ أَتْحِفْنِي بِتُحْفَةٍ مِنْ تُحَفَاتِكَ(2)
وَ اجْعَلْ تِجَارَتِي رَابِحَةً وَ كَرَّتِي غَيْرَ خَاسِرَةٍ(3)
وَ أَخِفْنِي مَقَامَكَ وَ شَوِّقْنِي لِقَاءَكَ(4)
وَ تُبْ عَلَيَّ تَوْبَةً نَصُوحاً لاَ تُبْقِ مَعَهَا ذُنُوباً صَغِيرَةً وَ لاَ كَبِيرَةً(5)
وَ لاَ تَذَرْ مَعَهَا عَلاَنِيَةً وَ لاَ سَرِيرَةً(6)
وَ انْزِعِ الْغِلَّ مِنْ صَدْرِي لِلْمُؤْمِنِينَ وَ اعْطِفْ بِقَلْبِي عَلَى الْخَاشِعِينَ (7)
وَ كُنْ لِي كَمَا تَكُونُ لِلصَّالِحِينَ(8)
1) و از فضل خويش به من بچشان طعم فراغت را در گزاردن آنچه تو دوست مى دارى
2) و طعم مجاهدت را در آنچه موجب تقرب به درگاه توست و مرا تحفه اى كرامند عطا كن.
3) بار خدايا چنان كن كه در تجارتم سود برم و بى هيچ زيان باز گردم و خوف
4) ايستادن و پاسخ گفتن در روز باز جست را در دل من افكن و به ديدار خود مشتاق فرماى
5) و به توبه اى بى بازگشت كه پس از آن نه گناه خردم باقى ماند نه گناه بزرگ
6) نه گناه آشكار و نه گناه پنهان توفيق ده.
7) بيخ كينه مؤمنان از سينه من بركن. قلبم را با مردمان فروتن مهربان گردان.
8) با من چنان باش كه با صالحان هستى.
وَ حَلِّنِي حِلْيَةَ الْمُتَّقِينَ وَ اجْعَلْ لِي لِسَانَ صِدْقٍ فِي الْغَابِرِينَ (1)
وَ ذِكْراً نَامِياً فِي الْآخِرِينَ وَ وَافِ بِي عَرْصَةَ الْأَوَّلِينَ(2)
وَ تَمِّمْ سُبُوغَ نِعْمَتِكَ عَلَيَّ وَ ظَاهِرْ كَرَامَاتِهَا لَدَيَّ (3)
امْلَأْ مِنْ فَوَائِدِكَ يَدَيَّ وَ سُقْ كَرَائِمَ مَوَاهِبِكَ إِلَيَ(4)
وَ جَاوِرْ بِيَ الْأَطْيَبِينَ مِنْ أَوْلِيَائِكَ فِي الْجِنَانِ الَّتِي زَيَّنْتَهَا لِأَصْفِيَائِكَ(5)
وَ جَلِّلْنِي شَرَائِفَ نِحَلِكَ فِي الْمَقَامَاتِ الْمُعَدَّةِ لِأَحِبَّائِكَ(6)
1) به زيور پرهيزگارانم بياراى. نام نيك من بر زبان آيندگان جارى گردان
2) آوازه من در ميان معاصران به نيكى بلند نماى و در روز رستاخيز مرا در زمره آنان كه با پيامبر تو مهاجرت كردند در آور.
3) بار خدايا مرا فراخى نعمت ده به حد كمال و كرامتهاى آن از پى يكديگر به من ارزانى دار.
4) دستان من از عطاى خود پر كن و مواهب كرامند خويش به سوى من روان دار.
5) مرا در بهشتى كه براى برگزيدگان خويش آراسته اى در جوار اولياى پاك خود جاى ده.
6) تشريف عطاى خويش بر من بپوشان و در منازلى كه براى دوستانت مهيا ساختهاى مكان ده.
وَ اجْعَلْ لِي عِنْدَكَ مَقِيلاً آوِي إِلَيْهِ مُطْمَئِنّاً وَ مَثَابَةً أَتَبَوَّؤُهَا وَ أَقَرُّ عَيْناً(1)
وَ لاَ تُقَايِسْنِي بِعَظِيمَاتِ الْجَرَائِرِ.(2)
وَ لاَ تُهْلِكْنِي يَوْمَ تُبْلَى السَّرَائِرُ وَ أَزِلْ عَنِّي كُلَّ شَكٍّ وَ شُبْهَةٍ(3)
وَ اجْعَلْ لِي فِي الْحَقِّ طَرِيقاً مِنْ كُلِّ رَحْمَةٍ. (4)
وَ أَجْزِلْ لِي قِسَمَ الْمَوَاهِبِ مِنْ نَوَالِكَ وَ وَفِّرْ عَلَيَّ حُظُوظَ الْإِحْسَانِ مِنْ إِفْضَالِكَ(5)
وَ اجْعَلْ قَلْبِي وَاثِقاً بِمَا عِنْدَكَ (6)
وَ هَمِّي مُسْتَفْرَغاً لِمَا هُوَ لَكَ وَ اسْتَعْمِلْنِي بِمَا تَسْتَعْمِلُ بِهِ خَالِصَتَكَ(7)
1) براى من مكانى مطمئن كه در آن آرام گيرم و جايى كه در آن مسكن گزينم و دلم شاد شود برگزين
2) اى خداوند كيفر مرا با گناهان بزرگى كه مرتكب شده ام برابر منماى
3) و در آن روز كه اسرار آشكار مى شود هلاكم مكن. هر شك و شبهتى از دلم بزداى
4) از دروازه هاى رحمت راه من به حق بگشاى.
5) سهم مرا از مواهب نعم خود افزون فرماى و از سر افضال خويش نصيبم را از احسان و بخشش خود فراوان گردان.
6) بار خدايا دلم را به آنچه در نزد توست آرام و مطمئن نماى
7) و همه قصد مرا ويژه اعمالى ساز كه رضاى تو در آن باشد و مرا به كارى برگمار كه خاصان درگاهت را بر آن مى گمارى.
وَ أَشْرِبْ قَلْبِي عِنْدَ ذُهُولِ الْعُقُولِ طَاعَتَكَ (1)
وَ اجْمَعْ لِيَ الْغِنَى وَ الْعَفَافَ وَ الدَّعَةَ وَ الْمُعَافَاةَ وَ الصِّحَّةَ وَ السَّعَةَ وَ الطُّمَأْنِينَةَ وَ الْعَافِيَةَ(2)
وَ لاَ تُحْبِطْ حَسَنَاتِي بِمَا يَشُوبُهَا مِنْ مَعْصِيَتِكَ(3)
وَ لاَ خَلَوَاتِي بِمَا يَعْرِضُ لِي مِنْ نَزَغَاتِ فِتْنَتِكَ.(4)
وَ صُنْ وَجْهِي عَنِ الطَّلَبِ إِلَى أَحَدٍ مِنَ الْعَالَمِينَ(5)
وَ ذُبِّنِي عَنِ الْتِمَاسِ مَا عِنْدَ الْفَاسِقِينَ(6)
وَ لاَ تَجْعَلْنِي لِلظَّالِمِينَ ظَهِيراً وَ لاَ لَهُمْ عَلَى مَحْوِ كِتَابِكَ يَداً (7)
وَ نَصِيراً وَ حُطْنِي مِنْ حَيْثُ لاَ أَعْلَمُ حِيَاطَةً تَقِينِي بِهَا(8)
وَ افْتَحْ لِي أَبْوَابَ تَوْبَتِكَ وَ رَحْمَتِكَ وَ رَأْفَتِكَ وَ رِزْقِكَ الْوَاسِعِ(9)
إِنِّي إِلَيْكَ مِنَ الرَّاغِبِينَ وَ أَتْمِمْ لِي إِنْعَامَكَ إِنَّكَ خَيْرُ الْمُنْعِمِينَ(10)
وَ اجْعَلْ بَاقِيَ عُمُرِي فِي الْحَجِّ وَ الْعُمْرَةِ ابْتِغَاءَ وَجْهِكَ يَا رَبَّ الْعَالَمِينَ(11)
وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّيِّبِينَ الطَّاهِرِينَ وَ السَّلاَمُ عَلَيْهِ وَ عَلَيْهِمْ أَبَدَ الْآبِدِينَ(12)
1) چون خردها به غفلت افتند تو دل مرا به آب طاعت خويش سيراب فرماى
2) و توانگرى و عفت و آسايش و بى گزندى و تندرستى و فراخى در روزى و آرامش و عافيت را همه يكجا نصيب من گردان.
3) حسنات مرا با معصيتى كه به آن آميخته گردد تباه منماى
4) خلوتهايم را به خيالات ناپسندى كه براى آزمايش بر دل من مى فرستى بر هم مزن.
5) آبروى مرا حفظ كن كه چيزى از مردم زمانه نخواهم
6) و مرا از خواهش فاسقان باز دار.
7) پشتيبان ستمگرانم قرار مده و مرا از همدلى و همدستى با آنان در محو كتاب خود در امان دار.
8) محافظتم كن آن سان كه خود ندانم و از هر بد در امان باشم.
9) درهاى توبه و رحمت و رأفت و رزق فراوان خود به رويم بگشاى
10) كه من از روى آورندگان به درگاه توام. بار خدايا نعمتت را بر من تمام كن كه تو بهترين نعمت دهندگانى.
11) براى خشنودى خود باقى عمر مرا در حج و عمره سپرى ساز اى پروردگار جهانيان.
12) و خدا بر محمد و آل او كه (از آلودگى) پاك و (از نقائص) پاكيزه اند رحمت فرستد و هميشه بر او و بر ايشان درود باد
وَكان مِن دعائِه عليهالسلام يَوْمَ الْأضْحى وَ يومَ الجُمُعةِ(1)
اَللَّهُمَّ هذا يَوْمٌ مُبارَكٌ مَيْمُونٌ (2)
وَالْمُسْلِمُونَ فيهِ مُجْتَمِعُونَ فى اَقْطارِ اَرْضِكَ (3)
يَشْهَدُ السَّآئِلُ مِنْهُمْ وَالطَّالِبُ وَالرَّاغِبُ وَالرَّاهِبُ (4)
وَاَنْتَ النَّاظِرُ فى حَوآئِجِهِمْ (5)
فَاَسْئَلُكَ بِجُودِكَ وَ كَرَمِكَ وَهَوانِ ماسَئَلْتُكَ عَلَيْكَ اَنْ تُصَلِّىَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَالِهِ(6)
وَاَسْئَلُكَ اللَّهُمَّ رَبَّنا بِاَنَّ لَكَ الْمُلْكَ وَ لَكَ الْحَمْدَ (7)
لا اِلهَ اِلاَّ اَنْتَ (8)
الْحَليمُ الْكَريمُ الْحَنّانُ الْمنّانُ ذُوالْجَلالِ وَالْاِكْرامِ(9)
بَديعُ السَّمواتِ وَالْاَرْضِ (10)
مَهْما قَسَمْتَ بَيْنَ عِبادِكَ الْمُؤْمِنينَ (11)
مِنْ خَيْرٍ اَوْ عافِيَةٍ اَوْ بَرَكَةٍ اَوْ هُدًى اَوْ عَمَلٍ بِطاعَتِكَ (12)
اَوْ خَيْرٍ تَمُنُّ بِهِ عَلَيْهِمْ تَهْديهِمْ بِهِ اِلَيْكَ (13)
اَوْ تَرْفَعُ لَهُمْ عِنْدَكَ دَرَجَةً (14)
اَوْ تُعْطيهِمْ بِهِ خَيْراً مِنْ خَيْرِ الدُّنْيا وَالْاخِرَةِ اَنْ تُوَفِّرَ حَظّى وَنَصيبى مِنْهُ. وَاَسْئَلُكَ اللَّهُمَّ(15)
1) «دعادر روز عید قربان و روز جمعه»
2) خداوندا این روزى با برکت و میمون است
3) و مسلمانان در هر جاى زمین تو در آن اجتماع دارند
4) سؤالکننده و خواهنده و امیدوار و ترسنده حضور دارن
5) و تو ناظر در حوائجشان هستى
6) پس به جود و کرمت و آسانى مسئلتم نزد تو از حضرتت مىخواهم که بر محمد و آلش درود فرستى
7) و خداوندا اى پروردگار ما که پادشاهى زیبنده توست و سپاس حضرتِ تورا سزد
8) و خدایى جز تو نیست
9) بردبار و بزرگوار و مهربان و داراى عطاى گستردهاى و خداوند جلال و اکرام
10) و پدید آورنده آسمانها و زمینى
11) هر چه میان بندگان مؤمنت قسمت کردهاى
12) از خیر یا عافیت یا برکت یا هدایت یا توفیق طاعت
13) یا خیرى که بر اهل ایمان انعام مىکنى و به سبب آن به سوى خود هدایتشان مىنمایى
14) یا در پیشگاهت مقام آنان را به آن بلند مىکنى
15) یا بدان سبب خیر دنیا و آخرت به آنان مىبخشى از تو مىخواهم که بهره و نصیب مرا از آن فراوان کنى
بِاَنَّ لَكَ الْمُلْكَ وَالْحَمْدَ (1)
لا اِلهَ اِلاَّ اَنْتَ (2)
اَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ عَبْدِكَ وَ رَسُولِكَ وَ حَبيبِكَ وَصِفْوَتِكَ (3)
وَخِيَرَتِكَ مِنْ خَلْقِكَ (4)
وَعَلى الِ مُحَمَّدٍ الْاَبْرارِ الطّاهِرينَ الْاَخْيارِ(5)
صَلوةً لايَقْوى عَلى اِحْصآئِها اِلاَّ اَنْتَ (6)
وَ اَنْ تُشْرِكَنا فى صالِحِ مَنْ دَعاكَ فى هذَاالْيَوْمِ مِنْ عِبادِكَ الْمُؤْمِنينَ (7)
يا رَبَّ الْعالَمينَ (8)
وَاَنْ تَغْفِرَ لَنا وَ لَهُمْ (9)
اِنَّكَ عَلى كُلِّ شَىْءٍ قَديرٌ.(10)
اَللَّهُمَّ اِلَيْكَ تَعَمَّدْتُ بِحاجَتى وَ بِكَ اَنْزَلْتُ الْيَوْمَ. (11)
فَقْرى وَ فاقَتى وَ مَسْكَنَتى (12)
وَ اِنّى بِمَغْفِرَتِكَ وَ رَحْمَتِكَ اَوْثَقُ مِنّى بِعَمَلى(13)
وَ لمَغْفِرَتُكَ وَ رَحْمَتُكَ اَوْسَعُ مِنْ ذُنُوبى(14)
فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ (15)
وَ تَوَلَّ قَضآءَ كُلِّ حاجَةٍ هِىَ لى بِقُدْرَتِكَ عَلَيْها (16)
1) و بار خدایا که پادشاهى و حمد توراست
2) و معبودى جز تو نیست
3) از تو مىخواهم که بر محمد بنده و فرستاده و دوست و برگزیده
4) و اختیار شده از خَلقت
5) و بر آلمحمد نیکوکاران و پاکان و اخیار درود فرستى
6) چنان درودى که جز تو احدى را قدرت شمردنش نباشد
7) و ما را در دعاى شایسته هریک از بندگان باایمانت که در این روز تو را خوانده است - شریک سازى
8) اى پروردگار عالمیان
9) \ و ما و ایشان را مورد مغفرت قرار دهى
10) که تو بر هر چیز توانایى
11) الهى نیازم را به درگاه تو آوردم
12) و بار فقر و فاقه و تهیدستى خود رابر در خانهات نهادم
13) و من به مغفرت و رحمتت مطمئنترم تا به عمل و کار خود
14) و آمرزش و رحمتت از گناهان من وسیعتر است
15) پس بر محمد و آلش درود فرست
16) و خود عهدهدار روا کردن هر حاجتى که مرا هست باش بهخاطر قدرتى که بر روا کردن آن دارى
وَتَيْسيرِ ذلِكَ عَلَيْكَ (1)
وَ بِفَقْرى اِلَيْكَ (2)
وَ غِناكَ عَنّى (3)
فَاِنّى لَمْ اُصِبْ خَيْراً قَطُّ اِلاَّ مِنْكَ (4)
وَلَمْ يَصْرِفْ عَنّى سُوءًا قَطُّ اَحَدٌ غَيْرُكَ (5)
وَلا اَرْجُو لِأمْرِ اخِرَتى وَ دُنْياىَ سِواكَ (6)
اَللَّهُمَّ مَنْ تَهَيَّاَ وَ تَعَبَّاَ وَ اَعَدَّ وَاسْتَعَدَّ لِوَفادَةٍ اِلى مَخْلُوقٍ رَجآءَ رِفْدِهِ وَنَوافِلِهِ وَطَلَبَ نَيْلِهِ وَجآئِزَتِهِ(7)
فَاِلَيْكَ - يا مَوْلاىَ - كانَتِ الْيَوْمَ تَهْيِئَتى وَ تَعْبِئَتى وَ اِعْدادى وَاسْتِعدادى رَجاءَ عَفْوِكَ وَ رِفْدِكَ وَ طَلَبَ نَيْلِكَ وَجآئِزَتِكَ(8)
اَللَّهُمَّ فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ(9)
وَلا تُخَيِّبِ الْيَوْمَ ذلِكَ مِنْ رَجآئى (10)
يا مَنْ لايُحْفيهِ سآئِلٌ (11)
وَ لايَنْقُصُهُ نآئِلٌ (12)
فَاِنّى لَمْ - اتِكَ ثِقَةً مِنّى بِعَمَلٍ صالِحٍ قَدَّمْتُهُ وَلا شَفاعَةِ مَخْلُوقٍ رَجَوْتُهُ اِلاَّ شَفاعَةَ مُحَمَّدٍوَاَهْلِبَيْتِهِ عَلَيْهِ صَلَواتُكَ وَعَلَيْهِمْ سَلامُكَ (13)
1) و آسان بودنش بر تو
2) و به خاطر نیازم به حضرتت
3) و بىنیازیت از من
4) زیرا من هرگز به خیرى نرسیدهام مگر از جانب تو
5) و هرگز احدى از من شرى را برنگردانده غیر تو
6) و در امر آخرت و دنیایم به کسى جز تو امید ندارم
7) الهى هر کس براى حرکت به سوى مخلوقى بهامید صله و بخشش و جایزه او مهیّا شد و بار بست و ساز و برگ فراهم آورد و آماده سفر شد
8) و مهیا شدن امروز من - و بار بستنم و ساز و برگ فراهم آوردن و آماده شدنم به امید عفو و صله تو و درخواست جایزه و عطایت به سوى توست
9) بارالها پس بر محمد و آلش درود فرست
10) و امروز این امید را از من مگیر
11) اى کسى که خواهش - هیچ درخواست کنندهاى اورا به رنج نمىافکند
12) و هیچ بخششى از او کم نمىکند
13) زیرا من از باب اطمینان به عمل شایستهاى که از خود پیش فرستاده باشم یا به شفاعت مخلوقى جز شفاعت محمد و اهل بیت او - که صلوات و سلام تو بر او و بر آنان باد
اَتَيْتُكَ(1)
مُقِرّاً بِالْجُرْمِ وَالْاِسآئَةِ اِلى نَفْسى (2)
اَتَيْتُكَ اَرْجُو عَظيمَ عَفْوِكَ الَّذى عَفَوْتَ بِهِ عَنِ الْخاطِئينَ (3)
ثُمَّ لَمْ يَمْنَعْكَ طُولُ عُكوُفِهِمْ عَلى عَظيمِ الْجُرْمِ اَنْ عُدْتَ عَلَيْهِمْ بِالرَّحْمَةِ وَالْمَغْفِرَةِ(4)
فَيا مَنْ رَحْمَتُهُ واسِعَةٌ (5)
وَعَفْوُهُ عَظيمٌ (6)
ياعَظيمُ ياعَظيمُ (7)
ياكَريمُ ياكَريمُ (8)
صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ (9)
وَ عُدْ عَلَىَّ بِرَحْمَتِكَ (10)
وَتَعَطَّفْ عَلَىَّ بِفَضْلِكَ (11)
وَتَوَسَّعْ عَلَىَّ بِمَغْفِرَتِكَ. (12)
اَللَّهُمَّ اِنَّ هذَاالْمَقامَ لِخُلَفآئِكَ وَاَصْفِيآئِكَ .(13)
وَمَواضِعَ اُمَنآئِكَ فِى الدَّرَجَةِ الرَّفيعَةِ الَّتِى اخْتَصَصْتَهُمْ(14)
بِها قَدِابْتَزُّوها - وَاَنْتَ الْمُقَدِّرُ لِذلِكَ (15)
لايُغالَبُ اَمْرُكَ (16)
1) - که امید داشته باشم بهجانب تو نیامدم
2) بلکه درحالى به سویت آمدم که به گناه و بدى در حق خود اقرار دارم
3) به سویت آمدم درحالى که به عفو عظیمى که شامل حال خطاکاران کردهاى چشم دوختهام
4) که ادامه دادنشان بر گناه بزرگ حضرتت را از آن باز نداشت که آنان را مشمول رحمت و مغفرت قرار دهى
5) پس اى کسىکه رحمتت وسیع
6) و عفوت عظیم است
7) اى عظیم اى عظیم
8) اى کریم اى کریم
9) بر محمد و آلش درود فرست
10) و به رحمتت بر من تفضل کن
11) و به فضلت بر من شفقت نما
12) و به مغفرتت بر من گشایش ده
13) الهى اینمقام نماز جمعه که مخصوص خلفاى تو و برگزیدگان توست
14) و جایگاه امناى تو در درجه بلندى که ایشان را به آن اختصاص دادى
15) غاصبان آن را به غارت بردهاند - و تقدیر آن بهدست توست
16) فرمانت مغلوب نشود
وَ لايُجاوَزُالْمَحْتُومُ مِنْ تَدْبيرِكَ كَيْفَ شِئْتَ وَاَنّى شِئْتَ (1)
وَلِما اَنْتَ اَعْلَمُ بِهِ (2)
غَيْرُ مُتَّهَمٍ عَلى خَلْقِكَ وَلا لاِرادَتِكَ - حَتّى عادَ صِفْوَتُكَ وَخُلَفآءُكَ مَغْلُوبينَ مَقْهُورينَ مُبْتَزّينَ (3)
يَرَوْنَ حُكْمَكَ مُبَدَّلاً وَكِتابَكَ مَنْبُوذاً (4)
وَفَرآئِضَكَ مُحَرَّفَةً عَنْ جِهاتِ اَشْراعِكَ (5)
وَسُنَنَ نَبِيِّكَ مَتْرُوكَةً (6)
اَللَّهُمَّ الْعَنْ اَعْدآئَهُمْ مِنَ الْاَوَّلينَ وَالْاخِرينَ (7)
وَمَنْ رَضِىَ بِفِعالِهِمْ وَاَشْياعَهُمْ وَاَتْباعَهُمْ. (8)
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَالِ مُحَمَّدٍ (9)
اِنَّكَ حَميدٌ مَجيدٌ (10)
كَصَلَواتِكَ وَبَرَكاتِكَ وَ تَحِيّاتِكَ عَلى اَصْفِيآئِكَ اِبْراهيمَ وَ الِ اِبْراهيمَ (11)
1) و از تدبیر حتمى تو هر گونه که بخواهى و هر زمان که بخواهى فراتر نتوان رفت
2) و به خاطر آنچه تو بهتر مىدانى
3) و در آفریدنت و ارادهات متهم نیستى چنین کردى - تا آنجا که برگزیدگان و خلفاى تو مغلوب و مقهور و جداى از حق خود شدند
4) حُکمت را مبدل و کتابت را دور انداخته
5) و واجباتت را از مسیر شرایعت منحرف
6) و سنتهاى رسولت را متروک مىبینند
7) بارالها دشمنان ایشان را از اولین و آخرین
8) و هر که به کردارشان راضى شده و دنبالهروها و پیروانشان را لعنت کن.
9) خداوندا بر محمد و آلش درود فرست
10) که تو ستوده و بلندپایهاى
11) مانند درودها و برکتها و تحیتهایى که بر برگزیدگانت ابراهیم و آلابراهیم فرستادهاى
وَعَجِّلِ الْفَرَجَ وَالرَّوْحَ وَالنُّصْرَةَ وَالتَّمْكينَ وَالتَّاْييدَ لَهُمْ. (1)
اَللَّهُمَّ وَاجْعَلْنى مِنْ اَهْلِ التَّوْحيدِ وَالْايمانِ بِكَ (2)
وَالتَّصْديقِ بِرَسُولِكَ (3)
وَالْاَئِمَّةِ الَّذينَ حَتَمْتَ طاعَتَهُمْ (4)
مِمَّنْ يَجْرى ذلِكَ بِهِ وَ عَلى يَدَيْهِ (5)
امينَ رَبَّ الْعالَمينَ (6)
اَللَّهُمَّ لَيْسَ يَرُدُّ غَضَبَكَ اِلاَّ حِلْمُكَ (7)
وَلايَرُدُّ سَخَطَكَ اِلاّ عَفْوُكَ (8)
وَلايُجيرُ مِنْ عِقابِكَ اِلاَّ رَحْمَتُكَ (9)
وَلايُنْجينى مِنْكَ اِلاَّ التَّضَرُّعُ اِلَيْكَ وَبَيْنَ يَدَيْكَ (10)
فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ (11)
وَ هَبْ لَنا - يااِلهى - مِنْ لَدُنْكَ فَرَجاً بِالْقُدْرَةِ الَّتى بِها تُحْيى اَمْواتَ الْعِبادِ(12)
1) و در گشایش و آسایش و یارى و تمکین و تأیید ایشان تعجیل کن.
2) بارالها و مرا از اهل توحید و ایمان به خود
3) و تصدیق به پیامبرت
4) و امامانى که طاعتشان را واجب کردهاى قرار ده
5) از جمله کسانى که توحید و ایمان به سبب آنان و بر دست آنان اجرا مىشود
6) آمین رب العالمین
7) الها غضب تورا جز بردباریت برنمىگرداند
8) و شدّت سخط تورا جز عفوت رد نمىکند
9) و غیر از رحمتت از عذابت امان نمىدهد
10) و مرا جز زارى به سوى تو و در برابر تو نجات نمىبخشد
11) پس بر محمد و آلش درود فرست
12) و ما را اى خداى من - از سوى خود فرجى بخش با آن نیرویى که مردگان را زنده مىکنى
وَ بِها تَنْشُرُ مَيْتَ الْبِلادِ (1)
وَلاتُهْلِكْنى - يا اِلهى - غَمّاً حَتّى تَسْتَجيبَ لى (2)
وَ تُعَرِّفَنِى الْاِجابَةَ فى دُعآئى (3)
وَ اَذِقْنى طَعْمَ الْعافِيَةِ اِلى مُنْتَهى اَجَلى (4)
وَلاتُشْمِتْ بى عَدُوّى (5)
وَلا تُمَكِّنْهُ مِنْ عُنُقى (6)
وَلا تُسَلِّطْهُ عَلَىَّ (7)
اِلهى اِنْ رَفَعْتَنى فَمَنْ ذَا الَّذى يَضَعُنى؟ (8)
وَ اِنْ وَضَعْتَنى فَمَنْ ذَا الَّذى يَرْفَعُنى؟(9)
وَ اِنْ اَكْرَمْتَنى فَمَنْ ذَا الَّذى يُهينُنى؟ (10)
وَ اِنْ اَهَنْتَنى فَمَنْ ذَاالَّذى يُكْرِمُنى؟ (11)
وَ اِنْ عَذَّبْتَنى فَمَنْ ذَا الَّذى يَرْحَمُنى (12)
وَ اِنْ اَهْلَكْتَنى فَمَنْ ذَا الَّذى يَعْرِضُ لَكَ فى عَبْدِكَ؟(13)
اَوْ يَسْئَلُكَ عَنْ اَمْرِهِ؟ (14)
1) و سرزمینهاى مرده را حیات مىدهى
2) و مرا - خدایا - از غم و غصه هلاک مکن تا دعایم را به اجابت برسانى
3) و اجابت آن را به من آگاهى دهى
4) و تا پایان حیات مزه شیرین عافیت را به من بچشان
5) و دشمن شادم مکن
6) و او را وبال گردنم مساز
7) و بر من غلبه مده.
8) اله من اگر بلندم نمایى کیست که پستم کند؟
9) و اگر پستم سازى کیست که بلندم نماید؟
10) و اگر مرا گرامى دارى کیست که خوارم کند؟
11) و اگر خوارم نمایى کیست که اکرامم نماید؟
12) و اگر عذابم دهى کیست که بر من رحمت آورد؟
13) و اگر هلاکم کنى کیست که درباره بندهات جلودار تو شود؟
14) یا از تو دربارهاش بازخواست نماید؟
وَقَدْ عَلِمْتُ اَنَّهُ لَيْسَ فى حُكْمِكَ ظُلْمٌ (1)
وَ - لا - فى نَقِمَتِكَ عَجَلَةٌ (2)
وَ اِنَّما يَعْجَلُ مَنْ يَخافُ الْفَوْتَ (3)
وَ اِنَّما يَحْتاجُ اِلَى الظُّلْمِ الضَّعيفُ (4)
وَقَدْ تَعالَيْتَ - يااِلهى - عَنْ ذلِكَ عُلُوّاً كَبيراً(5)
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلىمُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ (6)
وَلا تَجْعَلْنى لِلْبَلآءِ غَرَضاً (7)
وَلالِنَقِمَتِكَ نَصْباً (8)
وَمَهِّلْنى (9)
و نَفِّسْنى وَ اَقِلْنى عَثْرَتى (10)
وَلاتَبْتَلِيَنّى بِبَلآءٍ عَلى اَثَرِ بَلآءٍ (11)
فَقَدْ تَرى ضَعْفى وَ قِلَّةَ حيلَتى وَتَضَرُّعى اِلَيْكَ(12)
اَعُوذُ بِكَ اللَّهُمَّ الْيَوْمَ مِنْ غَضَبِكَ (13)
فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَالِهِ وَاَعِذْنى (14)
وَاَسْتَجيرُ بِكَ الْيَوْمَ مِنْ سَخَطِكَ (15)
1) و من به این حقیقت رسیدهام که در حکم تو ستمى
2) و در عذابت عجلهاى نیست
3) چون کسى شتاب مىکند که از فوت برنامه بترسد
4) و کسى نیاز به ستم پیدا مىکند که ناتوان است
5) - و تو اى خداى من - از آن بسیار بالاترى.
6) بارالها بر محمد و آل محمد درود فرست
7) و مرا هدف بلا
8) و نشانه عقوبت مساز
9) و مرا مهلت ده
10) و اندوهم را پایان بخش و از لغزشم درگذر
11) و به مصیبتى دنبال مصیبت گرفتارم مکن
12) چون ناتوانى و بیچارگى و زاریم را به درگاهت مىبینى.
13) خدایا در این روز از غضب تو به تو پناه مىبرم
14) پس بر محمد و آلش درود فرست و پناهم ده
15) و در این روز از غضب تو امان مىطلبم
فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَالِهِ وَ - اَجِرْنى (1)
وَ - اَسْئَلُكَ اَمْناً مِنْ عَذابِكَ (2)
فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِهِ (3)
وَ امِنّى وَاَسْتَهْديكَ (4)
فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَالِهِ وَاهْدِنى وَاَسْتَنْصِرُكَ (5)
فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَالِهِ وَانْصُرْنى وَاَسْتَرْحِمُكَ (6)
فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَالِهِ وَارْحَمْنى وَاَسْتَكْفيكَ (7)
فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِهِ وَاكْفِنى وَاَسْتَرْزِقُكَ (8)
فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِهِ وَارْزُقْنى (9)
وَاَسْتَعينُكَ فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَالِهِ (10)
وَ اَعِنّى وَاَسْتَغْفِرُكَ لِما سَلَفَ مِنْ ذُنُوبى فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَالِهِ (11)
1) پس بر محمد و آلش درود فرست و مرا امان ده
2) و ایمنى از عذابت را مسئلت دارم
3) پس بر محمد و آلش درود فرست
4) و مرا ایمن ساز و از تو هدایت مىطلبم
5) پس بر محمد و آلش درود فرست و هدایتم فرما و از تو یارى و مدد مىخواهم
6) پس بر محمد و آلش درود فرست و مرا یارى کن و از تو رحمت مىخواهم
7) پس بر محمد و آلش درود فرست و بر من رحمت آر و از تو بىنیازى مىطلبم
8) پس بر محمد و آلش درود فرست و بىنیازیم ده و از تو روزى مىخواهم
9) پس بر محمد و آلش درود فرست و روزیم مرحمت کن
10) و از تو کمک مىجویم پس بر محمد و آلش درود فرست
11) و کمکم کن و بر معاصى گذشتهام آمرزش مىخواهم پس بر محمد و آلش درود فرست
وَاغْفِرْ لى وَ اَسْتَعْصِمُكَ فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَالِهِ (1)
وَاعْصِمْنى فَاِنّى لَنْاَعُودَ لِشَىْءٍ كَرِهْتَهُ مِنّى اِنْ شِئْتَ ذلِكَ (2)
يارَبِّ يارَبِّ ياحَنَّانُ يامَنَّانُ ياذَاالْجَلالِ وَالْاِكْرامِ (3)
صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِهِ (4)
وَاسْتَجِبْ لى جَميعَ ما سَئَلْتُكَ وَطَلَبْتُ اِلَيْكَ وَرَغِبْتُ فيهِ اِلَيْكَ (5)
وَ اَرِدْهُ وَقَدِّرْهُ وَاقْضِهِ وَاَمْضِهِ (6)
وَخِرْ لى فيما تَقْضى مِنْهُ (7)
وَ بارِكْ لى فى ذلِكَ (8)
وَ تَفَضَّلْ عَلَىَّ بِهِ (9)
وَاَسْعِدْنى بِما تُعْطينى مِنْهُ (10)
وَ زِدْنى مِنْ فَضْلِكَ وَ سَعَةِ ما عِنْدَكَ (11)
فَاِنَّكَ واسِعٌ كَريمٌ (12)
وَ - صِلْ ذلِكَ بِخَيْرِ الْاخِرَةِ وَنَعيمِها يا اَرْحَمَ الرَّاحِمينَ.(13)
ثُمَّ تَدْعُو بِما بَدا لَكَ (14)
وَتُصَلّى عَلى مُحَمَّدٍ وَالِهِ اَلْفَ مَرَّةٍ.(15)
هكَذا كانَ يَفْعَلُ عَلَيْهِ السَّلامُ.(16)
1) و مرا بیامرز و از تو عصمت خواهم پس بر محمد و آلش درود فرست
2) و عصمتم ده زیرا اگر ارادهات تعلق گیرد هرگز به عملى که تو آن را نمىپسندى بازنگردم
3) پروردگارا پروردگارا اى مهربان اى عطاکننده نعمتها اى صاحب جلال و اکرام
4) بر محمد و آلش درود فرست
5) و همه آنچه را که از حضرتت خواستم و طلبیدم و براى آن روى به جانب تو کردم برایم اجابت کن
6) و آن را بخواه و مقدر فرما و بر آن حکم و امضا کن
7) و در آنچه بر من حکم مىکنى خیر مرا مقرر فرما
8) و مرا در آن برکت ده
9) و به آن بر من تفضل نماى
10) و مرا به آنچه از آن عطا مىکنى سعادتمند ساز
11) و از فضل خود و وسعت آنچه نزد توست بر من بیفزاى
12) زیرا تو توانگر و کریمى
13) و آن را به خیر و نعمت آخرت پیوسته ساز اى مهربانترین مهربانان
14) آنگاه از حضرت حق هرچه به نظرت مىرسد بخواه
15) و هزار بار بر محمد و آلش صلوات فرست
16) که حضرت زینالعابدین علیه السلام چنین مىکرد.
وَكان مِن دعائِه عليهالسلام فى دِفاعِ كَيْدِالأعداءِ و رَدِّ بَأْسِهِمْ(1)
اِلهى هَدَيْتَنى فَلَهَوْتُ (2)
وَ وَعَظْتَ فَقَسَوْتُ (3)
وَ اَبْلَيْتَ الْجَميلَ فَعَصَيْتُ (4)
ثُمَّ عَرَفْتُ ما اَصْدَرْتَ اِذْ عَرَّفْتَنيهِ (5)
فَاسْتَغْفَرْتُ فَاَقَلْتَ (6)
فَعُدْتُ فَسَتَرْتَ -(7)
فَلَكَ - اِلهِى الْحَمْدُ.(8)
تَقَحَّمْتُ اَوْدِيَةَ الْهَلاكِ (9)
وَحَلَلْتُ شِعابَ تَلَفٍ .(10)
تَعَرَّضْتُ فيها لِسَطَواتِكَ (11)
وَ بِحُلُولِها عُقُوباتِكَ (12)
وَ وَسِيلَتى اِلَيْكَ التَّوْحيدُ (13)
1) «دعادر دفع نیرنگ دشمنان »
2) بارالها هدایتم فرمودى ولى به کارهاى پوچ پرداختم
3) و پندم دادى اما سنگدل شدم
4) و بهترین نعمت به من دادى و نافرمانى کردم
5) سپس به زشتى گناه آگاهم فرمودى و از آنم بازداشتى و من از آن آگاه شدم
6) پس از تو آمرزش خواستم و از من درگذشتى
7) ولى به گناه بازگشتم و تو پوشاندى
8) پس ستایش توراست اى خداى من
9) خود را به وادیهاى هلاکت افکندهام
10) و به درّههاى تباهى وارد شدهام
11) و با ورود در آن در معرض قهر تو قرار گرفتهام
12) وبا فرود آمدن در آن با عقوبتت روبرو شدهام
13) و وسیلهام به سوى تو توحید است
وَذَريعَتى اَنّى لَمْ اُشْرِكْ بِكَ شَيْئاً (1)
وَ لَمْ اَتَّخِذْ مَعَكَ اِلهاً (2)
وَقَدْ فَرَرْتُ اِلَيْكَ بِنَفْسى (3)
وَ اِلَيْكَ مَفَرُّ الْمُسىءِ (4)
وَمَفْزَعُ الْمُضَيِّعِ لِحَظِّ نَفْسِهِ الْمُلْتَجِئِ (5)
فَكَمْ مِنْ عَدُوٍّ انْتَضى عَلَىَّ سَيْفَ عَداوَتِهِ (6)
وَشَحَذَ لى ظُبَةَ مُدْيَتِهِ (7)
وَ اَرْهَفَ لى شَبا حَدِّهِ (8)
وَ دافَ لى قَواتِلَ سُمُومِهِ (9)
وَ سَدَّدَ نَحْوى صَوآئِبَ سِهامِهِ (10)
وَلَمْ تَنَمْ عَنّى عَيْنُ حِراسَتِهِ (11)
وَاَضْمَرَ اَنْ يَسُومَنِى الْمَكْرُوهَ (12)
1) و دستگیرهام آن است که چیزى را با حضرتت شریک نساختم
2) و با حضرتت خدایى نگرفتم
3) و اکنون با وجودم به سویت گریزانم
4) و گریزگاه انسان بدکار
5) و پناهگاه آن که سود خویش را از دست داده و پناهنده شده درگاه توست
6) پس چه بسا دشمنى که شمشیر دشمنیش را بر من برهنه نموده
7) و دم تیغش را علیه من تیز کرده
8) و سر نیزهاش را به قصد حمله بر من تند ساخته
9) و زهرهاى کشندهاش را به آشامیدنیم آمیخته
10) و مرا آماج تیرهاى خود نموده
11) و دیده مراقبتش از من نخفته
12) و تصمیم گرفته که به من زیانى رساند
وَ يُجَرِّعَنى زُعاقَ مَرارَتِهِ (1)
وَعَجْزى عَنِ الْاِنْتِصارِ مِمَّنْ قَصَدَنى بِمُحارَبَتِهِ (3)
وَ وَحْدَتى فى كَثيرِ عَدَدِ مَنْ ناوانى (4)
وَ اَرْصَدَ لى بِالْبَلآءِ فيما لَمْ اُعْمِلْ فيهِ فِكْرى (5)
فَابْتَدَاْتَنى بِنَصْرِكَ (6)
وَشَدَدْتَ اَزْرى بِقُوَّتِكَ (7)
ثُمَّ فَلَلْتَ لى حَدَّهُ (8)
وَصَيَّرْتَهُ مِنْ بَعْدِ جَمْعٍ عَديدٍ وَحْدَهُ (9)
وَ اَعْلَيْتَ كَعْبى عَلَيْهِ (10)
وَ جَعَلْتَ ما سَدَّدَهُ مَرْدُوداً عَلَيْهِ (11)
فَرَدَدْتَهُ لَمْ يَشْفِ غَيْظُهُ (12)
1) و از آب ناگوار و تلخش به من بچشاند
2) - ولى تو اى خداى من - ناتوانى و ضعفم را از تحمل بارهاى گران
3) و عجزم را از انتقام گرفتن از آن که قصد کارزار - من کرده
4) و تنهایى مرا در برابر بسیارىِ عدّه کسانىکه با من دشمنى نموده
5) و در حال بىخبرى من در کمین گرفتار کردن من نشستهاند در نظر گرفتى
6) پس به نصرتم آغاز کردى
7) و پشتم را به قدرتت محکم نمودى
8) آنگاه حِدّت او را شکستى
9) و پس از آنکه در جمع کثیرى بود وى را تنها گذاشتى
10) و مرا بر او پیروز نمودى
11) و تیرى را که بهسوى من نشانه گرفته
12) بود به سوى خودش بازگرداندى
وَلَمْ يَسْكُنْ غَليلُهُ (1)
قَدْ عَضَّ عَلى شَواهُ (2)
وَاَدْبَرَ مُوَلِّياً قَدْ اَخْلَفَتْ سَراياهُ. (3)
وَكَمْ مِنْ باغٍ بَغانى بِمَكآئِدِهِ (4)
وَنَصَبَ لى شَرَكَ مَصآئِدِهِ (5)
وَ وَكَّلَ بى تَفَقُّدَ رِعايَتِهِ (6)
وَاَضْبَاَ اِلَىَّ اِضْبآءَ السَّبُعِ لِطَريدَتِهِ انْتِظاراً لاِنْتِهازِ الْفُرْصَةِ لِفَريسَتِهِ(7)
وَهُوَ يُظْهِرُ لى بَشاشَةَ الْمَلَقِ (8)
وَيَنْظُرُنى عَلىشِدَّةِ الْحَنَقِ (9)
فَلَمّا رَاَيْتَ - يااِلهى -(10)
تَبارَكْتَ وَتَعالَيْتَ دَغَلَ سَريرَتِهِ وَقُبْحَ مَا انْطَوى عَلَيْهِ(11)
اَرْكَسْتَهُ لاُِمِّ رَاْسِهِ فى زُبْيَتِهِ (12)
وَ رَدَدْتَهُ فى مَهْوى حُفْرَتِهِ (13)
فَانْقَمَعَ بَعْدَ اسْتِطالَتِهِ ذَليلاً فى رِبَقِ حِبالَتِهِ الَّتى كانَ يُقَدِّرُ اَنْ يَرانى فيها (14)
1) و بدون اینکه خشمش تسکین یابد
2) و آتشکینهاش فرو نشیند
3) اورا بازگرداندى تا سر انگشتان خود را به دندان گزید و رخ برتافت در حالىکه لشگرش از هم پاشید.
4) و چه بسا متجاوزى که با حیلههاى خود دربارهام ستم کرده
5) و دامهاى شکارش را برایم پهن کرده
6) و همّت خود را بر زیر نظر داشتن من گماشته
7) و چون درندهاى کهبه انتظار به دستآوردن فرصت براى شکارش کمین نماید در کمین من نشسته
8) در حالىکه خوشرویى چاپلوسى را برایم اظهار مىکرد
9) و با شدت خشم مرا مىپایید
10) و چون تو - اى خداى من
11) که والا و برترى - فساد باطن و زشتى آنچه را در دل داشت دیدى
12) او را با مغز در آن گودالى که براى شکار کنده بود درانداختى
13) و در پرتگاه ساختهاش افکندى
14) تا پس از طغیانش ذلیلانه در بند دامى که خیال داشت مرا در آن ببیند درافتاد
وَقَدْ كادَ اَنْ يَحُلَّ بى لَوْلا رَحْمَتُكَ ما حَلَّ بِساحَتِهِ. (1)
وَكَمْ مِنْ حاسِدٍ قَدْ شَرِقَ بى بِغُصَّتِهِ (2)
وَشَجِىَ مِنّى بِغَيْظِهِ (3)
وَسَلَقَنى بِحَدِّ لِسانِهِ (4)
وَ وَحَرَنى بِقَرْفِ عُيُوبِهِ (5)
وَجَعَلَ عِرْضى غَرَضاً لِمَراميهِ (6)
وَقَلَّدَنى خِلالاً لَمْ تَزَلْ فيهِ (7)
وَ وَحَرَنى بِكَيْدِهِ (8)
وَ قَصَدَنى بِمَكيدَتِهِ (9)
فَنادَيْتُكَ - يااِلهى - مُسْتَغيثاً بِكَ (10)
واثِقاً بِسُرْعَةِ اِجابَتِكَ (11)
عالِماً اَنَّهُ لايُضْطَهَدُ مَنْ اَوى اِلى ظِلِّ كَنَفِكَ (12)
وَلايَفْزَعُ مَنْ لَجَأَ اِلى مَعْقِلِ انْتِصارِكَ (13)
فَحَصَّنْتَنى مِنْ بَاْسِهِ بِقُدْرَتِكَ (14)
وَكَمْ مِنْ سَحآئِبِ مَكْرُوهٍ جَلَّيْتَها عَنّى (15)
وَسَحآئِبِ نِعَمٍ اَمْطَرْتَها عَلَىَّ (16)
1) و اگر رحمت تو نبود آنچه بر سر او آمد نزدیک بود بر سر من آید.
2) و چه بسا حسودى که بهسبب من اندوه گلوگیرش شد
3) و شدت خشم همچون استخوان در گلویش گیر کرد
4) و با نیش زبان مرا اذیت کرد
5) و مرا به عیوب خودش طعنه زد
6) و آبرویم را آماج تیر حسادت کرد
7) و مسائلى بر من بست که دائم در خودش بود
8) و از روى نیرنگ بر من خرده گرفت
9) و با فریبش آهنگ من نمود
10) آنگاه - اى خداى من - فریاد خواهانه تو را صدا زدم
11) در حالىکه به سرعت مستجاب شدن دعا اطمینان داشتم
12) و آگاه بودم که هرکس در سایه حمایتت جا گرفت ستم نبیند
13) و هر که به پناهگاه انتقام تو پناه برد او را وحشتى نباشد
14) و تو مرا به قدرت خود از شر او نگاهداشتى.
15) و چه بسا ابرهاى گرفتارى که از من برطرف فرمودى
16) و ابرهاى نعمت که بر من باراندى
وَجَداوِلِ رَحْمَةٍ نَشَرْتَها (1)
وَعافِيَةٍ اَلْبَسْتَها (2)
وَاَعْيُنِ اَحْداثٍ طَمَسْتَها (3)
وَغَواشى كُرُباتٍ كَشَفْتَها.(4)
وَ كَمْ مِنْ ظَنٍّ حَسَنٍ حَقَّقْتَ . (5)
وَ عَدَمٍ جَبَرْتَ (6)
وَصَرْعَةٍ اَنْعَشْتَ (7)
وَمَسْكَنَةٍ حَوَّلْتَ (8)
كُلُّ ذلِكَ اِنْعاماً وَتَطَوُّلاً مِنْكَ (9)
وَفى جَميعِهِ انْهِماكاً مِنّى عَلى مَعاصيكَ (10)
لَمْتَمْنَعْكَ اِسآئَتى عَنْ اِتْمامِ اِحْسانِكَ (11)
وَلا حَجَرَنى ذلِكَ عَنِ ارْتِكابِ مَساخِطِكَ (12)
لاتُسْئَلُ عَمّا تَفْعَلُ (13)
وَ لَقَدْ سُئِلْتَ فَاَعْطَيْتَ (14)
1) و چه جویبارهاى رحمت که روان ساختى
2) وعافیت که بر من پوشاندى
3) و چشمههاى حوادث که به خاک انباشتى
4) و پردههاى غم که برطرف کردى
5) و چه بسا گمان نیکو که آن را تحقق دادى
6) و تهیدستى که جبران فرمودى
7) و درافتادنى که بلند کردى
8) و بیچارگى که از میان برداشتى
9) تمام اینها از روى تفضل و انعام تو بوده
10) و در همه آنها من در گناهان دست و پا مىزدم
11) اما بدکردارى من تو را از کامل کردن احسانت بازنداشت
12) و این احسانت مرا از ارتکاب علل خشم تو منع ننمود
13) تو در انجام برنامه خود مسئول نیستى
14) و همانا از تو درخواست شد عطا کردى
وَلَمْ تُسْئَلْ فَابْتَدَاْتَ (1)
وَاسْتُميحَ فَضْلُكَ فَما اَكْدَيْتَ (2)
اَبَيْتَ يامَوْلاىَ اِلاّ اِحْساناً وَامْتِناناً وَتَطَوُّلاً وَ اِنْعاماً (3)
وَ اَبَيْتُ اِلاّ تَقَحُّماً لِحُرُماتِكَ (4)
وَ تَعَدِّياً لِحُدُودِكَ (5)
وَغَفْلَةً عَنْ وَعيدِكَ (6)
فَلَكَ الْحَمْدُ اِلهى(7)
مِنْ مُقْتَدِرٍ لايُغْلَبُ (8)
وَ ذى اَناةٍ لاتَعْجَلُ.(9)
هذا مَقامُ مَنِ اعْتَرَفَ بِسُبُوغِ النِّعَمِ (10)
وَ قابَلَها بِالتَّقْصيرِ (11)
1) و درخواست نشد و آغاز به بخشش نمودى
2) و - فضلت طلبیده شد و کم نگذاشتى
3) تو خوددارى کردى اى مولاى من مگر از احسان و اکرام و تفضل و انعام
4) و من خوددارى کردم مگر از درافتادن در محرمات
5) و تجاوز از حدودت
6) و غفلت از تهدیدت.
7) پس حمد مخصوص توست اى خداى من:
8) مقتدرى که مغلوب نمىگردى
9) و مهلتدهندهاى که - شتاب نمىکنى
10) این مقام کسى است که به فراوانى نعمتها اعتراف نموده
11) و آن را بهتقصیر مقابله کرده
وَشَهِدَ عَلى نَفْسِهِ بِالتَّضْييعِ. (1)
اَللَّهُمَّ فَاِنّى اَتَقَرَّبُ اِلَيْكَ بِالْمُحَمَّدِيَّةِ الرَّفيعَةِ .(2)
وَالْعَلَوِيَّةِ الْبَيْضآءِ (3)
وَ اَتَوَجَّهُ اِلَيْكَ بِهِما اَنْ تُعيذَنى مِنْ شَرِّ كَذا وَكَذا (4)
فَاِنَّ ذلِكَ لايَضيقُ عَلَيْكَ فى وُجْدِكَ (5)
وَ لا يَتَكَاَّدُكَ فى قُدْرَتِكَ (6)
وَ اَنْتَ عَلى كُلِّ شَىْءٍ قَديرٌ. (7)
فَهَبْ لى - يا اِلهى - مِنْ رَحْمَتِكَ وَدَوامِ تَوْفيقِكَ ما اَتَّخِذُهُ سُلَّماً اَعْرُجُ بِهِ اِلى رِضْوانِكَ (8)
وَامَنُ بِهِ مِنْ عِقابِكَ (9)
يا اَرْحَمَ الرَّاحِمينَ.(10)
1) و درباره خود به ضایع کردن همه امورش گواهى داده است
2) بار خدایا به وسیله مقام بلند محمدى
3) و ولایت روشن علوى به تو تقرب مىجویم
4) و به واسطه آن دو به سویت رو مىکنم که مرا از شر فلان و فلان پناه دهى
5) زیرا این پناه دهى در جنب توانگریت تورا دچار مضیقه نمىکند
6) و در جنب قدرتت تورا به زحمت نمىاندازد
7) و تو بر همه چیز توانایى.
8) پس از رحمت و دوام توفیق خود بهرهاى به من بخش که آن را نردبان رسیدن به خشنودى تو کنم
9) و به سبب آن از عقوبتت ایمن گردم
10) اى مهربانترین مهربانان.
وَ كان مِن دعائِه عليهالسلام فِى الرَّهْبَةِ(1)
اَللَّهُمَّ اِنَّكَ خَلَقْتَنى سَوِيّاً (2)
وَ رَبَّيْتَنى صَغيراً (3)
وَ رَزَقْتَنى مَكْفِيّاً.(4)
اَللَّهُمَّ اِنّى وَجَدْتُ فيما اَنْزَلْتَ مِنْ كِتابِكَ (5)
وَ بَشَّرْتَ بِهِ عِبادَكَ اَنْ قُلْتَ:(6)
«يا عِبادِىَ الَّذينَ اَسْرَفُوا عَلى اَنْفُسِهِمْ لاتَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِاللَّهِ اِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَميعاً» (7)
وَ قَدْ تَقَدَّمَ مِنّى ما قَدْ عَلِمْتَ وَ ما اَنْتَ اَعْلَمُ بِهِ مِنّى(8)
فَياسَوْاَتا مِمّا اَحْصاهُ عَلَىَّ كِتابُكَ (9)
فَلَوْلاَ الْمَواقِفُ الَّتى اُؤَمِّلُ مِنْ عَفْوِكَ الَّذى شَمِلَ كُلَّ شَىْءٍ لَألْقَيْتُ بِيَدى(10)
1) «دعاى آن حضرت در خوف از خدا»
2) بار خدایا تو مرا درست اندام و موزون ساختى
3) و در کودکى پروردى
4) و روزیم را متکفّل شدى.
5) بارالها من در کتابت که نازل کردهاى و در آنچه بندگانت
6) را به آن بشارت دادهاى یافتهام که فرمودهاى:
7) - «اى بندگان من که در حق خود اسراف کردهایداز رحمت خدا ناامید مشوید زیرا خداوند همه گناهان را مورد مغفرت قرار مىدهد»
8) و از من کارهائى صادر شده که تو مىدانى و از من به آن داناترى
9) پس واى از این رسوایى که در پرونده من ثبت است
10) و اگر نبود مواقفى که به بخشش فراگیرت در آن امید بستهام به کلى از رحمتت ناامید مىشدم
وَلَوْ اَنَّ اَحَداً اسْتَطاعَ الْهَرَبَ مِنْ رَبِّهِ لَكُنْتُ اَنَا اَحَقَّ بِالْهَرَبِ مِنْكَ(1)
وَاَنْتَ لاتَخْفى عَلَيْكَ خافِيَةٌ فِى الْاَرْضِ وَلا فِى السَّماءِ اِلاّ اَتَيْتَ بِها (2)
وَكَفى بِكَ جازِياً (3)
وَكَفى بِكَ حَسيباً(4)
اَللَّهُمَّ اِنَّكَ طالِبى اِنْ اَنَا هَرَبْتُ (5)
وَ مُدْرِكى اِنْ اَنَا فَرَرْتُ (6)
فَها اَنَاذا بَيْنَ يَدَيْكَ خاضِعٌ ذَليلٌ راغِمٌ (7)
اِنْ تُعَذِّبْنى فَاِنّى لِذلِكَ اَهْلٌ (8)
وَهُوَ - يا رَبِّ - مِنْكَ عَدْلٌ (9)
وَ اِنْ تَعْفُ عَنّى فَقَديماً شَمَلَنى عَفْوُكَ.(10)
وَاَلْبَسْتَنى عافِيَتَكَ فَاَسْئَلُكَ - اللَّهُمَّ - بِالْمَخْزُونِ مِنْ اَسْمآئِكَ (11)
وَ بِما وارَتْهُ الْحُجُبُ مِنْ بَهآئِكَ اِلاّ رَحِمْتَ هَذِهِ النَّفْسَ الْجَزُوعَةَ (12)
1) واگر کسى را قدرت فرار از پروردگارش بود هر آینه من به فرار از تو سزاوارتر بودم
2) و تویى که نه در زمین از تو چیزى پوشیده است و نه در آسمان مگر آنکه همه را گرد مىآورى
3) و تو بسنده جزا دهندهاى هستى
4) و از هر محاسبى. بىنیازى.
5) خداوندا تو جوینده منى اگر فرار کنم
6) و دریابنده منى اگر بگریزم
7) پس اینک منم در پیشگاهت خاضع و ذلیل و سرشکسته
8) اگر عذابم کنى سزاوار آنم
9) و آن از ناحیه تو - پروردگارا - عین عدالت است
10) و اگر از من عفو کنى پس از دیرباز عفوت شامل حالم بوده .
11) و لباس عافیت را بر من پوشاندهاى پس تو را سوگند به آن نامها که در گنجینه دارى
12) و به آنچه از جلالت در پس پرده قرار گرفته که رحمت آرى بر این وجود بىتاب
وَهذِهِ الرِّمَّةَ الْهَلُوعَةَ الَّتى لاتَسْتَطيعُ حَرَّ شَمْسِكَ (1)
فَكَيْفَ تَسْتَطيعُ حَرَّ نارِكَ؟(2)
وَ الَّتى لاتَسْتَطيعُ صَوْتَ رَعْدِكَ (3)
فَكَيْفَ تَسْتَطيعُ صَوْتَ غَضَبِكَ؟ (4)
فَارْحَمْنِى - اللَّهُمَّ - فَاِنِّى امْرُؤٌ حَقيرٌ (5)
وَخَطَرى يَسيرٌ (6)
وَلَيْسَ عَذابى مِمّا يَزيدُ فى مُلْكِكَ مِثْقالَ ذَرَّةٍ(7)
وَلَوْ اَنَّ عَذابى مِمّا يَزيدُ فى مُلْكِكَ لَسَئَلْتُكَ الصَّبْرَ عَلَيْهِ(8)
وَ اَحْبَبْتُ اَنْ يَكُونَ ذلِكَ لَكَ (9)
وَلكِنْ سُلْطانُكَ - اللَّهُمَّ - اَعْظَمُ وَمُلْكُكَ اَدْوَمُ مِنْ اَنْ تَزيدَ فيهِ طاعَةُ الْمُطيعينَ(10)
اَوْ تَنْقُصَ مِنْهُ مَعْصِيَةُ الْمُذْنِبينَ (11)
فَارْحَمْنى يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ (12)
وَ تَجاوَزْ عَنّى يا ذَاالْجَلالِ وَالْاِكْرامِ (13)
وَتُبْ عَلَىَّ (14)
اِنَّكَ اَنْتَ التَّوَّابُ الرَّحيمُ.(15)
1) و این مشت استخوان بىطاقت که تاب آفتاب تو را ندارد
2) تا چه رسد به گرمى دوزخت!
3) و قدرت شنیدن صداى رعد تو را ندارد
4) تا چه رسد به فریاد خشمت!
5) پس خدایا بر من رحم کن زیرا که فردى کوچکم
6) و قدر و منزلتم ناچیز است
7) و عذابم چیزى نیست که به مقدار ذرّهاى در پادشاهیت بیفزاید
8) و اگر عذابم در پادشاهى تو مىافزود هرآینه صبر بر
9) و دوست مىداشتم که آن فزونى تو را باشد
10) اما اى خدا سلطنت تو بزرگتر و پادشاهیت با دوامتر از آن است که طاعت مطیعان در آن بیفزاید
11) یا عصیان گنهکاران از آن بکاهد
12) پس بر من رحم کن اى رحم کنندهترین رحمکنندگان
13) و از من بگذر اى صاحب جلال و اکرام
14) و توبهام را بپذیر
15) که تویى توبهپذیر مهربان.
وَكان مِن دعائِه عليهالسلام فِى التَّضَرُّعِ وَالاِْسْتِكانَة(1)
اِلهى اَحْمَدُكَ –(2)
وَاَنْتَ لِلْحَمْدِ اَهْلٌ –(3)
عَلى حُسْنِ صَنيعِكَ اِلَىَّ(4)
وَسُبُوغِ نَعْمآئِكَ عَلَىَّ (5)
وَجَزيلِ عَطآئِكَ عِنْدى (6)
وَعَلى ما فَضَّلْتَنى بِهِ مِنْ رَحْمَتِكَ (7)
وَاَسْبَغْتَ عَلَىَّ مِنْ نِعْمَتِكَ (8)
فَقَدِاصْطَنَعْتَ عِنْدى مايَعْجِزُ عَنْهُ شُكْرى (9)
وَلَوْلا اِحْسانُكَ اِلَىَّ (10)
1) «دعاى آن حضرت در تضرّع و فروتنى»
2) خداوندا تو را مىستایم -
3) و تو سزاوار سپاسى -
4) در برابر احسانت به من
5) و فراوانى نعمتهایت بر من
6) و عطاى بزرگت به نزد من
7) و بر رحمتى که مرا به آن فضیلت دادى
8) و نعمتى که بر من فراوان فرمودى
9) زیرا که آنقدر به من عنایت کردى که شکر من - از آن قاصر است
10) و اگر احسان و لطف تو نسبت به من
وَسُبُوغُ نَعْمآئِكَ عَلَىَّ ما بَلَغْتُ اِحْرازَ حَظّى (1)
وَلااِصْلاحَ نَفْسى (2)
وَلكِنَّكَ ابْتَدَاْتَنى بِالْاِحْسانِ (3)
وَرَزَقْتَنى فى اُمُورى كُلِّهَا الْكِفايَةَ (4)
وَصَرَفْتَ عَنّى جَهْدَ الْبَلآءِ (5)
وَمَنَعْتَ مِنّى مَحْذُورَ الْقَضآءِ. (6)
اِلهى فَكَمْ مِنْ بَلآءٍ جاهِدٍ قَدْ صَرَفْتَ عَنّى(7)
!! وَكَمْ مِنْ نِعْمَةٍ سابِغَةٍ اَقْرَرْتَ بِها عَيْنى! وَكَمْ(8)
مِنْ صَنيعَةٍ كَريمَةٍ لَكَ عِنْدى! (9)
اَنْتَ الَّذى اَجَبْتَ عِنْدَ الْاِضْطِرارِ دَعْوَتى (10)
وَ اَقَلْتَ عِنْدَ الْعِثارِ زَلَّتى (11)
وَ اَخَذْتَ لى مِنَ الْاَعْدآءِ بِظُلامَتى (12)
1) و کمال نعمتت بر من در میان نبود هرگز در به دست آوردن بهرهام
2) و اصلاح خویش موفق نمىشدم
3) این تو بودى که احسان را نسبت به من آغاز فرمودى
4) و کفایت در تمام کارهایم را روزى من نمودى
5) و رنج و زحمت بلا را از من گرداندى
6) و قضاى دهشتزا را از من منع کردى.
7) خداوندا چه بسا بلاى جانکاه که از من گرداندى
8) و چه بسا نعمت فراوانى که دیدهام را به آن روشن ساختى! و چه بسا
9) خوبیهاى ارجمندى که به من ارزانى داشتى!
10) تویى که به وقت اضطرار دعایم را اجابت کردى
11) و به وقت درافتادن از لغزشم گذشتى
12) و حق مرا از دشمنان گرفتى.
اِلهى ما وَجَدْتُكَ بَخيلاً حينَ سَئَلْتُكَ (1)
وَلا مُنْقَبِضاً حينَ اَرَدْتُكَ (2)
بَلْ وَجَدْتُكَ لِدُعآئى سامِعاً (3)
وَ لِمَطالِبى مُعْطِياً (4)
وَ وَجَدْتُ نُعْماكَ عَلَىَّ سابِغَةً فى كُلِّ شَاْنٍ مِنْ شَاْنى (5)
وَكُلِّ زَمانٍ مِنْ زَمانى (6)
فَاَنْتَ عِنْدى مَحْمُودٌ (7)
وَصَنيعُكَ لَدَىَّ مَبْرُورٌ (8)
تَحْمَدُكَنَفْسى وَ لِسانى وَعَقْلى (9)
حَمْداً يَبْلُغُ الْوَفآءَ وَحَقيقَةَ الشُّكْرِ (10)
حَمْداً يَكُونُ مَبْلَغَ رِضاكَ عَنّى (11)
فَنَجِّنى مِنْ سُخْطِكَ. (12)
1) خداوندا وقتى به درگاهت به گدایى برخاستم تو را بخیل نیافتم
2) و چون قصد تو کردم تو را گرفته ندیدم
3) بلکه تو را شنونده دعایم
4) و عطا کننده خواستههایم دیدم
5) و نعمتهاى تو را بر خود کامل دیدم در هر حالى از حالاتم
6) و هر زمانى از زمانهایم
7) تو نزد من ستودهاى
8) و احسانت در نظرم پسندیده است
9) جان و زبان و خرد من تورا مىستایند
10) چنان ستایشى که به کمال و کنه شکر رسد
11) ستایشى که در نهایت خشنودى تو از من باشد
12) پس مرا از خشم خود رهایى ده.
ياكَهْفى حينَ تُعْيينِى الْمَذاهِبُ (1)
وَيا مُقيلى عَثْرَتى (2)
فَلَوْلا سَتْرُكَ عَوْرَتى لَكُنْتُ مِنَ الْمَفْضُوحينَ (3)
وَيا مُؤَيِّدى بِالنَّصْرِ (4)
فَلَوْلا نَصْرُكَ اِيّاىَ لَكُنْتُ مِنَ الْمَغْلُوبينَ (5)
وَيا مَنْ وَضَعَتْ لَهُ الْمُلُوكُ نِيرَ الْمَذَلَّةِ عَلى اَعْناقِها (6)
فَهُمْ مِنْ سَطَواتِهِ خآئِفُونَ (7)
وَ يا اَهْلَ التَّقْوى (8)
وَيا مَنْ لَهُ الْاَسْمآءُ الْحُسْنى (9)
اَسْئَلُكَ اَنْ تَعْفُوَعَنّى (10)
وَتَغْفِرَ لى (11)
1) اى پناه من به وقتى که راهها مرا خسته کند
2) و اى درگذرنده لغزشهایم
3) اگر عیبپوشى تو بر من نبود از رسوایان بودم
4) و اى دستگیر من از سر نصرت و یارى
5) اگر یارى تو نبود از شکست خوردگان بودم
6) و اى آن که سلاطین در پیشگاهت یوغ خوارى و ذلّت بر گردنهایشان نهادهاند
7) و از سطوت حضرتت در خوف و وحشتند
8) اى آن که سزاوارى که از تو پروا گیرند
9) اى آنکه نامهاى نیکو از آن توست
10) از تو خواهش دارم که از من بگذرى
11) و مرا مورد مغفرت قرار دهى
فَلَسْتُ بَرِيئاً فَاَعْتَذِرَ (1)
وَلا بِذى قَوَّةٍ فَاَنْتَصِرَ (2)
وَلا مَفَرَّ لى فَاَفِرَّ (3)
وَ اَسْتَقيلُكَ عَثَراتى (4)
وَ اَتَنَصَّلُ اِلَيْكَ مِنْ ذُنُوبِى الَّتى قَدْ اَوْبَقَتْنى (5)
وَ اَحاطَتْ بى فَاَهْلَكَتْنى (6)
مِنْها فَرَرْتُ اِلَيْكَ - رَبِّ - تآئِباً فَتُبْ عَلَىَّ مُتَعَوِّذاً فَاَعِذْنى (7)
مُسْتَجيراً فَلاتَخْذُلْنى (8)
سآئِلاً فَلاتَحْرِمْنى (9)
مُعْتَصِماً فَلاتُسْلِمْنى (10)
داعِياً فَلاتَرُدَّنى خآئِباً. (11)
دَعَوْتُكَ يا رَبِّ مِسْكيناً مُسْتَكيناً مُشْفِقاً خآئِفاً وَجِلاً فَقيراً (12)
1) چون از گناه پاک نیستم تا معذور باشم
2) و نیرومند نیستم تا پیروز شوم
3) و گریزگاهى ندارم که بگریزم
4) از تو مىخواهم که لغزشم را نادیده بگیرى
5) و پوزش مىطلبم از گناهانم که مرا دچار ساخته
6) و سراپایم را فرا گرفته و سبب هلاکتم شده
7) من از گناهانم در حال توبه بهجانب تو گریختهام پس توبهام را بپذیر
8) بهتو پناهنده شدهام پس پناهم بده
9) از تو - زنهار مىطلبم پس دست از یاریم مکش
10) سائل درگاهت هستم پس محرومم به دامان توام پس رهایم مکن مگردان
11) دست دعاکنندهام پس نومیدم مساز.
12) خداى من تورا در حالى که مسکین مستکین ترسنده هراسناک بیمناک فقیر و
مُضْطَرّاً اِلَيْكَ (1)
اَشْكُو اِلَيْكَ - يا اِلهى - ضَعْفَ نَفْسى عَنِ الْمُسارَعَةِ فيما وَعَدْتَهُ اَوْلِيآئَكَ(2)
وَالْمُجانَبَةِ عَمّا حَذَّرْتَهُ اَعْدآئَكَ (3)
وَكَثْرَةَ هُمُومى (4)
وَ وَسْوَسَةَ نَفْسى. (5)
اِلهى لَمْتَفْضَحْنى بِسَريرَتى (6)
وَلَمْ تُهْلِكْنى بِجَريرَتى (7)
اَدْعُوكَ فَتُجيبُنى وَاِنْ كُنْتُ بَطيئاً حينَ تَدْعُونى (8)
وَ اَسْئَلُكَ كُلَّ ما شِئْتُ مِنْ حَوآئِجى (9)
وَحَيثُ ماكُنْتُ وَضَعْتُ عِنْدَكَ سِرّى (10)
فَلا اَدْعُو سِواكَ (11)
1) بیچاره درگاهت هستم خواندم
2) خداوندا از ضعف نفسم که نمىتوانم در آنچه دوستانت را وعده دادهاى پیشى گیرم
3) و از آنچه دشمنانت را برحذر داشتهاى دورى کنم
4) و از اندوه زیاد
5) و وسوسههاى نفس خود به حضرتت شکایت آوردهام.
6) خداوندا مرا به نیت سوئم رسوا ننمودى
7) و به گناهم هلاک نساختى
8) تو را مىخوانم و تو مرا پاسخ مىگویى گرچه هنگامىکه تو مرا مىخوانى در پاسخ تو کند هستم
9) و هر حاجتى که دارم از تو مىطلبم
10) و هر کجا که باشم رازم را پیش تو مىسپارم
11) پس غیر تو کسى را نمىخوانم
وَلا اَرْجُو غَيْرَكَ (1)
لَبَّيْكَ لَبَّيْكَ (2)
تَسْمَعُ مَنْ شَكا اِلَيْكَ (3)
وَتَلْقى مَنْ تَوَكَّلَ عَلَيْكَ (4)
وَتُخَلِّصُ مَنِ اعْتَصَمَ بِكَ (5)
وَتُفَرِّجُ عَمَّنْ لاذَ - بِكَ.(6)
اِلهى فَلا تَحْرِمْنى خَيْرَ الْاخِرَةِ وَالْاُولى لِقِلَّةِ شُكْرى (7)
وَ اغْفِرْ لى ما تَعْلَمُ مِنْ ذُنُوبى(8)
اِنْ تُعَذِّبْ فَاَنَا الظّالِمُ الْمُفَرِّطُ الْمُضَيِّعُ الْاثِمُ(9)
المقَصر المضَجع المغفٍل حَظ نفسي, وَ اٍن تَغفٍر(10)
فَاَنْتَ اَرْحَمُ الرّاحِمينَ.(11)
1) و به غیر حضرتت به احدى امید ندارم
2) لبّیک لبّیک
3) تو شکایت شاکى به درگاهت را مىشنوى
4) و به کسىکه به تو اعتماد کند رو مىآورى
5) و هرکه را به دامان رحمتت درآویزد رهایى مىدهى
6) و هر که به تو پناهنده شود غمش را مىزدایى
7) خداوندا پس مرا به خاطر کمى شکرم از خیر دنیا و آخرت محروم مکن
8) و گناهانى را که از من خبردارى ببخش
9) اگر مرا عذاب كنى من آنم كه بر خود ستم روا داشتم و از حدّ و مرز خود پاى
10) نهادم و فرمانت را چنانكه بايد مواظبت نكردم و از نصيب خويش از جانب تو غفلت ورزيدم، و چنانچه
11) پس تو مهربانترین مهربانانى.
وَكان مِن دعائِه عليهالسلام فِى الاِلْحِاح عَلَى اللَّهِ تعالى(1)
يا اَللَّهُ الَّذى لايَخْفى عَلَيْهِ شَىْءٌ فِى الْاَرْضِ وَلا فِى السَّمآءِ (2)
وَكَيْفَ يَخْفى عَلَيْكَ - يااِلهى - ما اَنْتَ خَلَقْتَهُ؟ (3)
وَكَيْفَ لاتُحْصى ما اَنْتَ صَنَعْتَهُ (4)
اَوْ كَيْفَ يَغيبُ عَنْكَ ما اَنْتَ تُدَبِّرُهُ؟(5)
اَوْ كَيْفَ يَسْتَطيعُ اَنْ يَهْرُبَ مِنْكَ مَنْ لاحَيوةَ لَهُ اِلاّ بِرِزْقِكَ؟(6)
اَوْكَيْفَ يَنْجوُ مِنْكَ مَنْ لامَذْهَبَ لَهُ فى غَيْرِ مُلْكِكَ؟(7)
سُبْحانَكَ! اَخْشى خَلْقِكَ لَكَ اَعْلَمُهُمْ بِكَ (8)
وَ اَخْضَعُهُمْ لَكَ اَعْمَلُهُمْ بِطاعَتِكَ (9)
وَ اَهْوَنُهُمْ عَلَيْكَ مَنْ اَنْتَ تَرْزُقُهُ وَ هُوَ يَعْبُدُ غَيْرَكَ. (10)
سُبْحانَكَ! لايَنْقُصُ سُلْطانَكَ مَنْ اَشْرَكَ بِكَ وَكَذَّبَ رُسُلَكَ (11)
وَلَيْسَ يَسْتَطيعُ مَنْ كَرِهَ قَضآءَكَ اَنْ يَرُدَّ اَمْرَكَ (12)
وَلايَمْتَنِعُ مِنْكَ مَنْ كَذَّبَ بِقُدْرَتِكَ (13)
وَلا يَفُوتُكَ مَنْ عَبَدَ غَيْرَكَ (14)
1) «دعادر پافشارى در خواهش از خدا»
2) اى خدائىکه در آسمان و زمین چیزى بر تو پوشیده نیست
3) و چگونه اى خداى من بر تو پوشیده باشد آنچه تو خود به وجود آوردهاى؟
4) و چگونه شمار آنچه را خود ساختهاى نداشته باشى؟
5) یا چگونه از تو پوشیده باشد آنچه را تو تدبیرش مىنمایى؟
6) یا چگونه قدرت دارد از تو فرار کند کسىکه جز به روزیت زنده نیست؟
7) یا به چه صورت از تو نجات یابد آن که در غیر ملک تو راهى برایش نیست؟
8) پاکى تو ترسندهترین خلق تو در درگاهت داناترین آنهاست
9) و افتاده ترینشان عاملترین آنان به فرمان حضرت توست
10) و پستترین آنها در پیشگاهت آن است که تو روزیش را مىدهى و او غیر تو را پرستش مىنماید
11) پاکى تو هر کس براى وجود مبارکت شریکى پنداشته و به تکذیب پیامبرانت برخاسته در سلطنت کاستى نیاورد
12) و هر که حکمت را نپسندد قدرت ردّ فرمانت را ندارد
13) و هر که به انکار قدرتت برخیزد از دایره توان تو بیرون نیست
14) و هر که غیر تو را بپرستد از دست قدرتت بیرون نرود
وَلا يُعَمَّرُ فِى الدُّنْيا مَنْ كَرِهَ لِقآءَكَ.(1)
سُبْحانَكَ! ما اَعْظَمَ شَاْنَكَ! وَ اَقْهَرَ(2)
سُلْطانَكَ! وَ اَشَدَّ قُوَّتَكَ! وَ اَنْفَذَ اَمْرَكَ!(3)
! سُبْحانَكَ قَضَيْتَ عَلى جَميعِ خَلْقِكَ الْمَوْتَ: (4)
مَنْ وَحَّدَكَ وَمَنْ كَفَرَ بِكَ (5)
وَكُلٌّ ذآئِقٌ الْمَوْتَ (6)
وَكُلٌّ صآئِرٌ اِلَيْكَ (7)
فَتَبارَكْتَ وَ تَعالَيْتَ (8)
لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ وَحْدَكَ لا شَريكَ لَكَ (9)
امَنْتُ بِكَ (10)
وَصَدَّقْتُ رُسُلَكَ (11)
وَ قَبِلْتُ كِتابَكَ (12)
وَكَفَرْتُ بِكُلِّ مَعْبُودٍ غَيْرِكَ (13)
1) و هر که لقاى تو را ناپسند دارد در حیات دنیا جاوید نخواهد ماند.
2) پاکى تو چه بزرگ است مرتبهات! و قاهر است
3) سلطنتت! و شدید است نیرویت! و نافذ است فرمانت!
4) پاکى تو تمام آفریدگانت را محکوم به مرگ کردهاى:
5) چه آنکه اهل توحید بوده و چه آن که به کفر گرائیده
6) و همگى طعم مرگ را مىچشند
7) و یکسره به سویت باز مىگردند
8) پس پاک و والا و برترى
9) و خدایى جز تو نیست تنهایى و شریکى براى تو وجود ندارد
10) به تو گرویدم
11) و فرستادگانت را تصدیق کردم
12) و کتابت (قرآن) را پذیرفتم
13) و به هر معبودى جز تو کافر شدم
وَ بَرِئْتُ مِمَّنْ عَبَدَ سِواكَ (1)
اَللَّهُمَّ اِنّى اُصْبِحُ وَ اُمْسى مُسْتَقِلاًّ لِعَمَلى (2)
مُعْتَرِفاً بِذَنْبى (3)
مُقِرّاً بِخَطاياىَ (4)
اَنَا بِاِسْرافى عَلى نَفْسى ذَليلٌ (5)
عَمَلى اَهْلَكَنى (6)
وَ هَواىَ اَرْدانى (7)
وَ شَهَواتى حَرَمَتْنى (8)
فَاَسْئَلُكَ يا مَوْلاىَ سُؤالَ مَنْ نَفْسُهُ لاهِيَةٌ لِطُولِ اَمَلِهِ (9)
وَ بَدَنُهُ غافِلٌ لِسُكُونِ عُرُوقِهِ (10)
وَ قَلْبُهُ مَفْتُونٌ بِكَثْرَةِ النِّعَمِ عَلَيْهِ (11)
وَفِكْرُهُ قَليلٌ لِما هُوَ صآئِرٌ اِلَيْهِ (12)
سُؤالَ مَنْ قَدْ غَلَبَ عَلَيْهِ الْاَمَلُ (13)
وَفَتَنَهُ الْهَوى (14)
1) و از هر که غیر تورا عبادت کرده بیزارم.
2) خداوندا در حالى صبح مىکنم و روزم را به شب مىرسانم که عمل خود را در پیشگاهت اندک شمرده
3) و به گناه خویش اعتراف دارم
4) و به خطاهایم اقرار مىکنم
5) من به خاطراسراف درباره خویش خوارم
6) عملم مرا به عرصه هلاکت برده
7) و هوسم مرا به تباهى انداخته
8) و شهواتم مرا محروم نموده
9) مولاى من پس از تو درخواست دارم درخواست کسىکه بهسبب آرزوهاى دور و دراز بهلهو و بیهوده کارى پرداخته
10) و بدنش به خاطر سلامتى از عبادت بىخبر مانده
11) و دلش به واسطه فراوانى نعمت به فتنه لذّت افتاده
12) و اندیشهاش نسبت به فرجام کارش کم است
13) درخواست کسى که آرزو بر او غالب شده
14) و هواى نفس گرفتارش کرده
وَ اسْتَمْكَنَتْ مِنْهُ الدُّنْيا (1)
وَ اَظَلَّهُ الْاَجَلُ (2)
سُؤالَ مَنِ اسْتَكْثَرَ ذُنُوبَهُ (3)
وَ اعْتَرَفَ بِخَطيئَتِهِ (4)
سُؤالَ مَنْ لا رَبَّ لَهُ غَيْرُكَ (5)
وَلا وَلِىَّ لَهُ دُونَكَ (6)
وَلا مُنْقِذَ لَهُ مِنْكَ (7)
وَلا مَلْجَاَ لَهُ مِنْكَ اِلاّ اِلَيْكَ.(8)
اِلهى اَسْئَلُكَ بِحَقِّكَ الْواجِبِ عَلى جَميعِ خَلْقِكَ (9)
وَبِاسْمِكَ الْعَظيمِ الَّذى اَمَرْتَ رَسُولَكَ اَنْ يُسَبِّحَكَ بِهِ(10)
وَبِجَلالِ وَجْهِكَ الْكَريمِ (11)
الَّذى لايَبْلى وَ لايَتَغَيَّرُ (12)
وَلا يَحُولُ وَ لايَفْنى (13)
اَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ وَالِ مُحَمَّدٍ(14)
1) و دنیا بر او دست یافته
2) و مرگ بر سرش سایه انداخته
3) درخواست کسىکه گناهانش را بسیار شمرده
4) و به خطاهاى خود اعتراف کرده
5) درخواست کسىکه پروردگارى جز تو
6) و سرپرستى غیر تو
7) و رهانندهاى از تو ندارد
8) و براى او پناهگاهىاز تو جز به سوى تو نیست.
9) خداوندا از تو به حقى که بر همه مخلوقاتت دارى
10) و بهنام عظیمت که به پیامبرت فرمان دادى که تو را به آن تسبیح کند
11) و به بزرگى ذات کریمت
12) که فرسایش ندارد و دگرگون نمىگردد
13) و تغییر حال نمىدهد و فناپذیر نیست مسئلت دارم
14) که بر محمد و آلش درود فرستى
وَاَنْ تُغْنِيَنى عَنْ كُلِّ شَىْءٍ بِعِبادَتِكَ (1)
وَاَنْ تُسَلِّىَ نَفْسى عَنِ الدُّنْيا بِمَخافَتِكَ (2)
وَ اَنْ تُثْنِيَنى بِالْكَثيرِ مِن كَرامَتِكَ بِرَحْمَتِكَ (3)
فَاِلَيْكَ اَفِرُّ (4)
وَمِنْكَ اَخافُ (5)
وَ بِكَ اَسْتَغيثُ (6)
وَاِيّاكَ اَرْجُو (7)
وَ لَكَ اَدْعُو (1)
وَ اِلَيْكَ اَلْجَاُ (2)
وَ بِكَ اَثِقُ (3)
وَ اِيّاكَ اَسْتَعينُ (4)
وَ بِكَ اُومِنُ (5)
وَعَلَيْكَ اَتَوَكَّلُ (6)
وَ عَلى جُودِكَ وَ كَرَمِكَ اَتَّكِلُ.(7)
وَ كان مِن دعائِه عليهالسلامفى التَّذَلُّلِ لِلَّهِ عزَّوَجَلّ(1)
رَبِّ أَفْحَمَتْنِي ذُنُوبِي وَ انْقَطَعَتْ مَقَالَتِي فَلاَ حُجَّةَ لِي(2)
فَأَنَا الْأَسِيرُ بِبَلِيَّتِي الْمُرْتَهَنُ بِعَمَلِي الْمُتَرَدِّدُ(3)
فِي خَطِيئَتِي الْمُتَحَيِّرُ عَنْ قَصْدِي الْمُنْقَطَعُ بِي(4)
قَدْ أَوْقَفْتُ نَفْسِي مَوْقِفَ الْأَذِلاَّءِ الْمُذْنِبِينَ(5)
مَوْقِفَ الْأَشْقِيَاءِ الْمُتَجَرِّينَ عَلَيْكَ الْمُسْتَخِفِّينَ بِوَعْدِكَ(6)
سُبْحَانَكَ أَيَّ جُرْأَةٍ اجْتَرَأْتُ عَلَيْكَ وَ أَيَّ تَغْرِيرٍ غَرَّرْتُ بِنَفْسِي(7)
مَوْلاَيَ ارْحَمْ كَبْوَتِي لِحُرِّ وَجْهِي وَ زَلَّةَ قَدَمِي(8)
وَ عُدْ بِحِلْمِكَ عَلَى جَهْلِي وَ بِإِحْسَانِكَ عَلَى إِسَاءَتِي(9)
فَأَنَا الْمُقِرُّ بِذَنْبِي الْمُعْتَرِفُ بِخَطِيئَتِي (10)
وَ هَذِهِ يَدِي وَ نَاصِيَتِي أَسْتَكِينُ بِالْقَوَدِ مِنْ نَفْسِي(11)
1) «دعادر اظهارفروتنى به درگاه حضرت حق»
2) اى پروردگار من گناهانم زبانم را بند آورده اند و از گفتار عاجز آمده ام و ياراى آنم نيست كه عذرى آورم يا حجتى اقامه كنم.
3) اسير بليه خويشتنم و در گرو اعمال خود.
4) در وادى خطاى خود سرگردانم و ندانم به كجا مىروم چونان مسافرى از همه جا بريده و در راه مانده.
5) خود را در جايگاه گنهكاران ذليل بر پاى داشته ام
6) در جايگاه شوربختانى كه در برابرت گستاخى كرده اند و وعده هاى عذابت را به چيزى نشمرده اند.
7) منزهى تو اى خداوند. به كدام جرأت با تو گستاخى كردم؟ به دمدمه كدام فريب خود را در ورطه هلاكت افكندم؟
8) اى مولاى من مى بينى كه چسان لغزيده ام و به رو در افتاده ام
9) پس بر من رحمت آور و به حلم خود بر جهل من و به احسان خود بر بدكرداريم ببخشاى
10) كه به گناه خود اقرار مى كنم و به خطاى خود معترفم.
11) اين دست من و اين سر من كه اكنون براى قصاص از نفس خود زاروار تسليم كرده ام.
ارْحَمْ شَيْبَتِي وَ نَفَادَ أَيَّامِي وَ اقْتِرَابَ أَجَلِي وَ ضَعْفِي وَ مَسْكَنَتِي وَ قِلَّةَ حِيلَتِي(1)
مَوْلاَيَ وَ ارْحَمْنِي إِذَا انْقَطَعَ مِنَ الدُّنْيَا أَثَرِي(2)
وَ امَّحَى مِنَ الْمَخْلُوقِينَ ذِكْرِي وَ كُنْتُ مِنَ الْمَنْسِيِّينَ كَمَنْ قَدْ نُسِيَ(3)
مَوْلاَيَ وَ ارْحَمْنِي عِنْدَ تَغَيُّرِ صُورَتِي وَ حَالِي (4)
إِذَا بَلِيَ جِسْمِي وَ تَفَرَّقَتْ أَعْضَائِي وَ تَقَطَّعَتْ أَوْصَالِي(5)
يَا غَفْلَتِي عَمَّا يُرَادُ بِي(6)
مَوْلاَيَ وَ ارْحَمْنِي فِي حَشْرِي وَ نَشْرِي (7)
وَ اجْعَلْ فِي ذَلِكَ الْيَوْمِ مَعَ أَوْلِيَائِكَ مَوْقِفِي وَ فِي أَحِبَّائِكَ مَصْدَرِي وَ فِي جِوَارِكَ مَسْكَنِي (8)
يَا رَبَّ الْعَالَمِينَ.(9)
1) بار خدايا بر پيرى من و پايان يافتن روزگار من و نزديك شدن اجل من و ناتوانى و بيچارگى من رحم كن.
2) اى مولاى من بر من رحمت آور آنگاه كه نشان من از جهان بر افتد
3) و نامم از ميان آفريدگان محو شود و در زمره فراموش شدگان در آيم.
4) اى مولاى من بر من رحمت آور آنگاه كه چهره ام و حالتم دگرگون شود:
5) آن هنگام كه پيكرم بپوسد و اعضايم پراكنده گردد و بند بندم از هم بگسلند.
6) اى واى بر غفلت من از آنچه برايم مهيا كرده اند.
7) اى مولاى من رحم كن بر من در آن روز كه زنده شوم و براى حساب حاضر آيم
8) در آن روز جايگاه ايستادنم را در ميان اولياى خود قرار ده و چنان كن كه با دوستان تو باز گردم و مرا در جوار خود مسكن ده.
9) يا رب العالمين.
وَ كان مِن دعائِه عليهالسلام فِى اسْتِكشافِ الْهُمُوم(1)
يا فارِجَ الْهَمِّ وَكاشِفَ الْغَمِّ (2)
يا رَحْمنَ الدُّنْيا وَالْاخِرَةِ وَ رَحيمَهُما(3)
صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَالِ مُحَمَّدٍ (4)
وَافْرُجْ هَمّى (5)
وَاكْشِفْ غَمّى (6)
ياواحِدُ يااَحَدُ ياصَمَدُ (7)
يامَنْ لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَدْ(8)
وَلَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُواً اَحَدٌ (9)
اِعْصِمْنى وَطَهِّرْنى (10)
وَ اذْهَبْ بِبَلِيَّتى (11)
1) «دعادر زدودن اندوهها»
2) اى زداینده اندوه و برطرف کننده غم
3) اى رحمن دنیا و آخرت و رحمت آورنده در دو
4) دنیا بر محمد و آلش درود فرست
5) و اندوه مرا برطرف ساز
6) و غم دلم را بزداى
7) اى یگانه اى یکتا اى بىنیاز
8) اى کسىکه نزادهاى و زائیده نشدهاى
9) و کسى همتاى حضرت تو نیست
10) مرا حفظ کن و به پاکى آر
11) و گرفتاریم را برطرف کن.
12) - و آیةالکرسى و معوّذتین (سورههاى فلق و ناس) و قل هوالله را بخوان و بگو: -
اَللَّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ سُؤالَ مَنِ اشْتَدَّتْ فاقَتُهُ (1)
وَضَعُفَتْ قُوَّتُهُ (2)
وَكَثُرَتْ ذُنُوبُهُ (3)
سُؤالَ مَنْ لايَجِدُ لِفاقَتِهِ مُغيثاً (4)
وَلا لِضَعْفِهِ مُقَوِّياً (5)
وَلا لِذَنْبِهِ غافِراً غَيْرَكَ (6)
ياذَاالْجَلالِ وَالْاِكْرامِ (7)
اَسْئَلُكَ عَمَلاً تُحِبُّ بِهِ مَنْ عَمِلَ بِهِ (8)
وَيَقيناً تَنْفَعُ بِهِ مَنِ اسْتَيْقَنَ بِهِ حَقَّ الْيَقينِ فى نَفاذِ اَمْرِكَ. (9)
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَالِ مُحَمَّدٍ (10)
وَاقْبِضْ عَلَى الصِّدْقِ نَفْسى (11)
وَاقْطَعْ مِنَ الدُّنْيا حاجَتى (12)
1) خداوندا از تو مىخواهم همچون خواهش کسى که نیازش سخت
2) و نیرویش سست است
3) و گناهانش افزایش یافته
4) همچون خواهش کسى که براى نیاز خود فریادرسى
5) و براى ضعفش نیرودهندهاى
6) و براى معصیتش آمرزندهاى جز تو نمىیابد
7) اى صاحب جلال و اکرام
8) از تو درخواست عملى دارم که هرکه آن را بجاى آورد دوستش دارى
9) و یقینى که هر کس در مسیر قضاى تو به آن آراسته به حقّ یقین گردد او را بدین خاطر نفع رسانى.
10) خداوندا بر محمد و آلش درود فرست
11) و جان مرا در حال - ثبات و استوارى بگیر
12) و نیازم را از دنیا قطع کن
وَاجْعَلْ فيما عِنْدَكَ رَغْبَتى شَوْقاً اِلى لِقآئِكَ (1)
وَ هَبْ لى صِدْقَ التَّوَكُّلِ عَلَيْكَ (2)
اَسْئَلُكَ مِنْ خَيْرِ كِتابٍ قَدْ خَلا (3)
وَاَعُوذُ بِكَ مِنْ شَرِّ كِتابٍ قَدْ خَلا (4)
اَسْئَلُكَ خَوْفَ الْعابِدينَ لَكَ (5)
وَ عِبادَةَ الْخاشِعينَ لَكَ (6)
وَيَقينَ الْمُتَوَكِّلينَ عَلَيْكَ (7)
وَتَوَكُّلَ الْمُؤْمِنينَ عَلَيْكَ. (8)
اَللَّهُمَّ اجْعَلْ رَغْبَتى فى مَسْئَلَتى مِثْلَ رَغْبَةِ اَوْلِيآئِكَ فى مَسآئِلِهِمْ (9)
وَ رَهْبَتى مِثْلَ رَهْبَةِ اَوْلِيآئِكَ (10)
1) و رغبتم را به رحمتت برانگیز تا شوق لقایت در سر داشته باشم
2) و مرا صدق توکّل بر خودت مرحمت فرما.
3) از تو بهترین سرنوشت گذشته رامسئلت دارم
4) و از بدترین سرنوشت گذشته به تو پناه مىبرم
5) پروردگارا از تو درخواست دارم. ترس بندگان
6) و عبادت خاشعان
7) و یقین توکل کنندگان
8) و توکل مؤمنان را خداوندا
9) رغبت و شوق مرا در گدائیم مانند رغبت عاشقانت در گدائیشان
10) و ترسم را مانندترس اولیائت قرار ده
وَاسْتَعْمِلْنى فى مَرْضاتِكَ(1)
عَمَلاً لا اَتْرُكُ مَعَهُ شَيْئاً مِنْ دينِكَ مَخافَةَ اَحَدٍ مِنْ خَلْقِكَ.(2)
اَللَّهُمَّ هذِهِ حاجَتى(3)
فَاَعْظِمْ فيها رَغْبَتى (4)
وَ اَظْهِرْ فيها عُذْرى (5)
وَلَقِّنّى فيها حُجَّتى (6)
وَ عافِ فيها جَسَدى. (7)
اَللَّهُمَّ مَنْ اَصْبَحَ لَهُ ثِقَةٌ اَوْ رَجآءٌ غَيْرُكَ (8)
فَقَدْ اَصْبَحْتُ وَاَنْتَ ثِقَتى وَ رَجآئى فِى الْاُمُورِ كُلِّها(9)
فَاقْضِلى بِخَيْرِها عاقِبَةً (10)
وَ نَجِنّى مِنْ مُضِلاَّتِ الْفِتَنِ (11)
بِرَحْمَتِكَ يااَرْحَمَ الرَّاحِمينَ (12)
وَ صَلَّى اللَّهُ عَلى سَيِّدنا مُحَمَّدٍ رَسُولِ اللَّهِ الْمُصْطَفى (13)
وَ عَلى آلِهِ الطَّاهِرينَ.(14)
1) و مرا در رضاى خود چنان بهکار دار که با وجود
2) آن چیزى از دین تو را به خاطر وحشت از آفریدهاى ترک نکنم.
3) خداوندا این نیاز من است
4) پس رغبتم را در آن عظیم کن
5) و عذرم را در آن آشکار فرما
6) و حجتم را در آن بر زبانم گذار
7) و جسمم را در آن سلامت بخش.
8) خداوندا هرکس روز کند در حالى که به غیر تو اعتماد و امیدى داشته باشد
9) پس من روز کردم در حالىکه در همه کارها اعتماد وامیدم تویى
10) پس - برایم برنامهاى مقدّر فرماى که پایان آن از همه فرخندهتر باشد
11) و از فتنههاى گمراهکننده رهائیم بخش به
12) حق مهربانیت اى مهربانترین مهربانان.
13) و درود و برکات خداوند بر سرور ما محمّد فرستاده و برگزیده حق
14) و بر خاندان پاکش باد.