ghaemiyeh.com
سرشناسه : کنگره جهانی جریانهای افراطی و تکفیری از دیدگاه علمای اسلام( نخستین: 1393 : قم)
عنوان و نام پديدآور : متن بیانات حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی در کنگره جهانی جریان های افراطی و تکفیری از دیدگاه علمای اسلام [کتاب]/ تهیهکننده کنگره جهانی «جریانهای افراطی و تکفیری از دیدگاه علمای اسلام»؛ به کوشش مهدی فرمانیان.
مشخصات نشر : قم: موسسه دار الاعلام لمدرسه اهل البیت (ع)، 1393.
مشخصات ظاهری : 48 ص.
شابک : 120000 ریال9789645331991
يادداشت : پشت جلد به انگلیسی:. ...The abstracts of the world congress on extremist
یادداشت : کتابنامه به صورت زیرنویس.
موضوع : تکفیر (فقه) -- مقالهها و خطابهها
موضوع : تکفیر -- کشورهای اسلامی -- مقالهها و خطابهها
موضوع : سلفیه -- عقاید -- مقالهها و خطابهها
موضوع : وهابیه -- عقاید -- مقالهها و خطابهها
موضوع : تروریسم -- کشورهای اسلامی -- مقالهها و خطابهها
شناسه افزوده : موسسه دار الاعلام لمدرسه اهل البیت علیهم السلام
رده بندی کنگره : BP225/3/ک9 1393
رده بندی دیویی : 297/464
شماره کتابشناسی ملی : 3682729
راهی که پیموده شد و راهی که در پیش داریم / 5
پيشگفتار. 7
متن سخنرانی حضرت آيتالله العظمى مكارم شيرازى / 13
پديده تكفير و مسئوليت علماى دين. 15
استبداد به رأى و انحصارطلبى در فهم معانى كتاب و سنت.. 25
برخورد گزينشى با آيات قرآن. 27
اشتباه بزرگ در تفسير شرك و ايمان. 29
بیانیه پایانی کنگره / 37
راهى كه پيموده شد و راهى كه در پيش داريم
بحمدالله كنگره جهانی «جريانهاى افراطی و تكفيرى از ديدگاه علماى اسلام» با موفقيت كامل بدون هيچگونه حاشيهاى به پايان رسيد و آثار خوب و ارزندهاى از خود به يادگار گذاشت.
اين كنگره كه به ابتكار و همت مرجع دينى حضرت آيتالله العظمى مكارم شيرازى(مدّظلهالعالی) تشكيل و با همكارى جمعى از بزرگان و علما و فضلا و نهادهاى مختلف به ثمر نشست، بيش از آنچه انتظار مىرفت بركاتى داشت كه ذيلاً به قسمتى از آن اشاره مىشود.
بررسى كردند و ريشههاى آن را روشن ساختند و راهكارهايى براى دفع آن انديشيدند.
اين كنگره كه اجماعى از مفتيان و علماى اسلام در آن بود به جهانيان ثابت كرد كه افكار و اعتقادات تكفيريان نسبتى با اسلام ندارد، اسلام دين رحمت و محبت است نه دين خشونت وترور و خونريزى و غضب اموال و هتك نواميس تا دشمنان اسلام از اين گروه منحرف كه در دامان خودشان پرورش يافته استفاده نكنند و به اسلامستيزى دامن نزنند و موذيانه گروهتكفيرى داعش را «حكومتاسلامى داعش» ننامند.
اين كنگره سرچشمه تشكيل كنگرههاى مشابه در كشورهاى ديگر اسلامى شد و اجماع علماى اسلام در زمينه محكوم ساختن و مردود شناختن تكفيرىها را محكمتر كرد.
اين كنگره تأثير مثبتى در تقويت روحيه مبارزين وجنگجويان اسلام در ميدان نبرد در برابر گروههاى تكفيرى وداعش و تضعيف روحيه اين گروه داشت كه اخبارش منتشر شده است.
اين كنگره و كنگرههاى مشابهى كه بعداً تشكيل شد نشان داد كسانى كه در خط مقدم مبارزه با گروههاى تكفيرى قرار دارند علماى مذاهب مختلف اسلامى هستند نه دروغگويان و رياكاران غربى كه مدعى تشكيل ائتلاف بر ضد آنها هستند، و مدارك معتبرى در دست است كه نشان مىدهد بعضى از آنها در پشت صحنه به تكفيرىها كمك مىكنند.
اين كنگره ادعاى واهى نسبت دادن حمايت از تروريسم را به گروهى از علماى اسلام يا سياستمداران كشور ما كاملا بىرنگ كرد و دروغ آنها را آشكار و آنها را رسوا ساخت و نشان داد ما هستيم كه با تروريسم مبارزه مىكنيم نه آنها و آثار مثبت ديگر... .
اين خبر مسرتبخش را نيز به اطلاع همه خوانندگان عزيز مىرسانيم كه بنا به دستور اين «مرجع آگاه دينى» در آينده نزديكى دبيرخانه دائمى براى اين كنگره تشكيل خواهد شد كه حلقه اتصالى در ميان علماى اسلام در زمينه خطر تكفيرىها
ووسيله مبادله اطلاعات و تجربيات در ميان آنها باشد و از انديشمندان و علماى اسلام و فضلاى حوزة علميه مىخواهيم اگر پيشنهادى براى دبيرخانه دائمى دارند براى ما ارسال دارند.
اما كتابى كه در اختيار شماست شامل «افتتاحيه» و«اختتاميه» اين كنگره است.
افتتاحيه سخنرانى مرجع عالیقدر حضرت آيتالله العظمى مكارم شيرازى(مدظلّهالعالی) است كه ريشههاى افكار تكفيرى وراههاى برونرفت از آن به صورت علمى و منطقى با بيانى سليس و روان مورد توجه قرار گرفته است.
و «اختتاميه» قطعنامه كنگره است كه در آن روى چهارده موضوع مهم توافق شده است، موضوعاتى كه مربوط به وحدت مسلمين و معيار كفر و ايمان و ريشه اشتباهات تكفيرىها و توجه جهان اسلام به برچيدن بساط اين فتنه خطرناك مىباشد.
اميدواريم همه عزيزانى كه در اين كنگره شركت كردند اعم از شيعه اماميه و اهلسنت و زيدىها نسبت به تمام اين چهارده بند
وفادار باشند و بتوانيم با وحدت كلمه خطر بزرگى كه جهان اسلام بلكه بشريت را تهديد مىكند مقابله كنيم.
با تشكر وافر از همه ميهمانانى كه از خارج و داخل دعوت ما را پذيرفتند و در آن شركت كردند.
اللهم انصرنا نصرا عزيز وافتح لنا فتحا قريبا واجعل لنا من لدنك سلطانا نصيرا.
دفتر كنگره
جريانهاى افراطی و تكفيرى از دیدگاه علمای اسلام
قم - مدرسه امام موسی كاظم علیه السلام
متن سخنرانى
حضرت آيتالله العظمى مكارم شيرازى(مدظله العالی)
در كنگره جهانی جريانهاى افراطی و تکفیری
از ديدگاه علماى اسلام
در برابر آن
قبل از هر چيز مقدم شما علماى بزرگ اسلام را كه از مناطق مختلف جهان و داخل كشور دعوت ما را پذيرفتهايد و در اين كنگره عظيم دينى شركت كردهايد گرامى مىدارم و مطمئن هستم كه تلاشهاى شما عزيزان درباره اهداف اين كنگره از آلام ورنجهاى مسلمين جهان مىكاهد و مسلمانان جهان را از عمق خطرات تكفيرىها آگاه مىسازد.
اينجانب به سهم خود از شما بزرگان دين صميمانه تشكر مىكنم كه كنگره ما را با حضور خود رونق بخشيديد و به اهداف مهمش نزديک ساختيد.
ما سه هدف مهم از اين كنگره داريم:
اوّل اينكه به دنيا ثابت كنيم آنچه گروههاى تكفيرى انجام مىدهند به تصديق علماى اسلام ارتباطى به اسلام ندارد و نبايد آن را بهانهاى براى اثبات وجود خشونت در اسلام بشمارند، اسلام دين رحمت و رأفت و محبت و همزيستى با همه گروههايى است كه از درِ مسالمت درآيند.
ديگر اينكه به بعضى از جوانان سادهلوح و فريبخورده كه به گروههاى تكفيرى پيوستهاند به گمان اينكه راه خدا را مىپيمايند ورضايت او را مىطلبند ثابت كنيم كه اين راه به سوى دوزخ مىرود و خدا از آن آگاه است، جان خود را در اين راه از دست ندهند و با تكفيرىها همكارى نكنند.
سوم اينكه راهكارهايى براى مقابله با اين خطر مهم بينديشند و مسلمين را از وظائفشان در اين باره آگاه سازند.
در ضمن با صراحت عرض مىكنم ما سه اصل را در كنگره رعايت مىكنيم: اوّل اينكه كنگره ما از مسائل سياسى بركنار است و صرفاً ناظر به مسائل فقهى و علمى اسلام درباره
افراطگرايىهاست، دوم اينكه هيچگونه بحثى درباره اختلافات مذهبى نبايد مطرح شود بلكه بايد همه دست به دست هم دهيم ودرباره خطر افراطگرى و تكفير بينديشيم.
سوم اينكه به مقدسات تمام مذاهب اعم از شيعه و اهلسنّت احترام مىگذاريم و اهانتى را روا نمىداريم.
با اين اشاره به اصل مطلب باز مىگردم.
اخيراً موج عظيمى از خشونتهاى بى سابقه در جهان اسلام پيدا شده و سبب بروز جنگهاى خونين و ريختن خون بىگناهان و تخريب شهرهاى آباد مسلمين و زيرساختهاى پرقيمت اجتماعى و تخريب آثار اسلامى اعم از مساجد و قبور بزرگان دين و آواره شدن هزاران هزار خانواده مسلمان و پناه بردن كودكان وزنان و مردان آنها به بيابانها و هتك حرمت نواميس مسلمين وحتى غيرمسلمانانى كه در كنار مسلمين به صورت مسالمتآميز زندگى مىكنند شده است و به فرموده قرآن: {وَإِذَا تَوَلَّى سَعَى فِى
الاَرْضِ لِيُفْسِدَ فِيهَا وَ يُهْلِکَ الْحَرْثَ وَالنَّسْلَ وَاللهُ لاَ يُحِبُّ الْفَسَادَ}(1)و از همه بدتر اينكه بهانهاى به دست دشمنان قسمخورده اسلام داده كه اسلام را دين خشونت و توحش بنامند.
لذا مخالفان اسلام اصرار دارند گروه منحرف داعش را كه قطعاً يك گروه تروريستى و ياغى است به عنوان دولت اسلامى داعش مطرح كنند در حالى كه آنها نه دولت هستند ونه جنبه اسلامى دارند اين اسم را خودشان به دروغ بر خودشان نهادند ولى دشمنان اسلام براى ضربهزدن به اسلام اصرار به تكرار آن دارند.
به يقين همه علماى اسلام در برابر اين موج خشونت مسئوليت الهى دارند و قابل توجه اينكه از بين بردن اين موج تنها از طرق نظامى و سياسى ممكن نيست بلكه بايد ريشههاى اعتقادى آن كه سبب فريب جمعى از جوانان و پيوستن به آنها شده از سوى علماى محترم اسلام خشكانيده شود.
1) . بقره/205.
همه ما مىدانيم پيغمبر گرامى اسلام| از ميان جامعه جاهلى مملوّ از خشونت برخاست، جامعهاى كه آتش جنگ وغارتگرى در ميانشان هرگز خاموش نمىشد.
دختران را به خاطر ننگ، زنده به گور مىكردند و پسران را از ترس املاق و فقر به دست خود مىكشتند و گاه براى تقرب به بتها از روى سفاهت {قَدْ خَسِرَ الَّذِينَ قَتَلُوا أَوْلاَدَهُمْ سَفَهاً بِغَيْرِ عِلْمٍ وَحَرَّمُوا مَا رَزَقَهُمُ اللهُ افْتِرَاءً عَلَى اللهِ قَدْ ضَلُّوا وَمَا كَانُوا مُهْتَدِينَ}.(1)
آرى آنها كه فرزندان خود را در برابر بتها و يا به خاطر ترس از فقر مىكشتند همه در «ضلال مبين» بودند.
اميرمؤمنان على علیه السلام ترسيم گويايى از وضع عرب جاهلى كرده و مىگويد:
«إِنَّ اللّهَ بَعَثَ مُحَمَّداً صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ نَذِيراً لِلْعَالَمِينَ، وَ أَمِيناً عَلَى التَّنْزِيلِ، وَ أَنْتُمْ مَعْشَرَ الْعَرَبِ عَلَى شَرِّ دِينٍ، وَ فِي شَرِّ دَارٍ، مُنيخُونَ بَيْنَ حِجَارَةٍ خُشْنٍ، وَ حَيَّاتٍ
1) . انعام/140.
صُمٍّ، تَشْرَبُونَ الْكَدِرَ، وَ تَأْكُلُونَ الجَشِبَ، وَ تَسْفِكُونَ دِمَاءَكُمْ، وَ تَقْطَعُونَ أَرْحَامَكُمْ. الاْصْنَامُ فِيُكمْ مَنْصُوبَةٌ وَ آلاْثَامُ بِكِمْ مَعْصُوبَةٌ؛ خداوند پيغمبر| را به رسالت مبعوث ساخت، كه جهانيان را بيم دهد، و امين آيات وى باشد، در حالى كه شما ملّت عرب بدترين دين و آيين را داشتيد، و در بدترين سرزمينها زندگى مىنموديد، در ميان سنگهاى خشن و مارهايى كه فاقد شنوايى بودند (و به همين جهت از هيچچيز نمىترسيدند!) آبهاى آلوده را مىنوشيديد، و غذاهاى ناگوار را مىخورديد، خون يكديگر را مىريختيد، و پيوند خويشاوندى را قطع مىنموديد، بتها در ميان شما برپا بود (و پرستش بت شيوه وآيين شما) و گناهان سراسر وجود شما را فرا گرفته بود».
آرى پيغمبر گرامى اسلام| به عنوان رحمة للعالمين در چنين جامعهاى ظاهر شد و آنها را از لب پرتگاه آتش {شَفَا حُفْرَةٍ مِنَ النَّارِ}(1)رهايى بخشيد و قرآنى كه بر قلب پاك او نازل شده بود
1) . آلعمران/103.
و اكنون بدون هيچگونه تغيير و تحريف در دست ماست به عنوان «نور مبين» فراراه جامعه جاهلى قرار داد و آنها را از «ظلمات» به سوى «نور» و از بيراهه به سوى «سبل السلام» دعوت كرد و در نتيجه (اصبحوا بنعمته اخوانا).
قرآن حتى درباره غير مسلمانان كه هيچ يك از احكام اسلام را قبول نكرده بودند ولى با مسلمين سر جنگ نداشتند فرمود: {لّاَ يَنْهَاكُمُ اللهُ عَنِ الَّذِينَ لَمْ يُقَاتِلُوكُمْ فِى الدِّينِ وَلَمْ يُخْرِجُوكُمْ مِّنْ دِيَارِكُمْ أَنْ تَبَرُّوهُمْ وَتُقْسِطُوا إِلَيْهِمْ إِنَّ اللهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ}.(1)
سپس با استفاده از واژه «إنّما» كه از ادات حصر است مىفرمايد: {إِنَّمَا يَنْهَاكُمُ اللهُ عَنِ الَّذِينَ قَاتَلُوكُمْ فِى الدِّينِ وَأَخْرَجُوكُمْ مِّنْ دِيَارِكُمْ وَظَاهَرُوا عَلَى إِخْرَاجِكُمْ أَنْ تَوَلَّوْهُمْ وَمَنْ يَتَوَلَّهُمْ فَأُوْلَئِکَ هُمُ الظَّالِمُونَ}.(2)و راه زندگى مسالمتآميز با مسلمانان و غير مسلمانان را به آنها نشان داد.
و به دنبال اين پيامهاى صريح عرب و عجم احمر و اسود همگى به مصداق {يَدْخُلُونَ فِى دِينِ اللهِ أَفْوَاجاً} در اين آيين پاك وارد شدند و با الهام از دستور {إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ} احساس برادرى داشته و دارند.
ناگهان مشاهده كرديم كه در عصر ما به وسيله گروهى، دوران جاهليت جديدى به نام دوران خونريزى تكفيرىها آغاز شد و به هلاك كردن «حرث» و «نسل» و «فساد در ارض» پرداختند وهمه كس غير خودشان را كافر حربى يا مرتد و مستحق قتل و غارت اموال و اسارت زنان شمردند و سرانجام دست به جناياتى زدند كه حتى عرب جاهلى فكرش به آن نرسيده بود و از همه بدتر اينكه بر اين «جاهليت شوم و سياه» نام اسلام نهادند و در راه ريختن آبروى اسلام و مسلمانان آنچه توانستند تلاش كردند.
آنها معتقدند كه معنى شرك و ايمان را فقط خودشان مىفهمند مفهوم بدعت و سنت فقط نزد خودشان است، فهم آيات قرآن در
اختيار آنها مىباشد و ديگران نبايد در آنچه آنها مىگويند ترديد كنند و يا اظهار نظرى بر خلاف آن نمايند و الا محكوم به قتل وغارت اموال و اسارت زنان خواهند شد.
آنها معتقدند تمام علماى اسلام در گذشته و حال خطاكار بودهاند به عنوان مثال چرا اجازه دادهاند قبر مبارك پيغمبر را در داخل مسجد نبوى باشد در حالى كه اين كار حرام بوده و بايد سرانجام اين قبر به خارج از مسجد برده شود و سيره علماى اسلام را در هزار سال و بيشتر تخطئه كرده، حتى آيه شريفه قرآن كه درباره اصحاب كهف مىگويد {قَالَ
الَّذِينَ غَلَبُوا عَلَى أَمْرِهِمْ لَنَتَّخِذَنَّ عَلَيْهِمْ مَّسْجِداً}(1)را تحريف معنوى مىكنند.
اكنون ببينيم سرچشمه اصلى اين انحراف خطرناك كجاست؟ امورى است كه بخشى از آن را ذيلا به عرض شما عزيزان مىرسانم. (مجدداً تأكيد مىكنم كه مخاطبين ما در اين گفتار فقط افراطيون هستند آن هم با روش قرآنى {ادْعُ إِلَى سَبِيلِ رَبِّکَ
1) . كهف/21.
بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُمْ بِالَّتِى هِىَ أَحْسَنُ}(1)و خوشبختانه اخيراً مشاهده مىشود در ميان طرفداران عقيده سلفىگرى تعديلهايى صورت گرفته و عده زيادى از آنها اعمال خشونتآميز «افراطيون» را محكوم مىكنند از جمله مفتى بزرگ عربستان سعودى دو فتواى بسيار قابل توجه صادر كرده است. در فتواى اوّل مىگويد: «بدون شك كسانى كه دست به اين اعمال خشونت بار مىزنند از اسلام بيگانهاند» و حتى تصريح مىكند «آنها اهل جهنم مىباشند» و در فتواى دوم اعمال كسانى را كه حمله به عزادارى شيعيان در احسا كردهاند، به شدت محكوم مىكند و مىگويد بايد آنها را مجازات كنند، اينگونه فتاوا جاى تشكر دارد و اميد است طليعهاى براى اجماع علماى اسلام بر ضدّ تكفيریها شود.
حتى ما بايد غيرمسلمانان را كه از درِ مسالمت با مسلمين درآمدهاند از شرّ افراطىها حفظ كنيم.
1) . نحل/125.
به همين دليل ما حمله تكفيرىها را به غير مسلمانان كه دشمنى با ما ندارند و دشمنان ما را نيز يارى نمىدهند جداً محكوم مىكنيم.
چندى قبل پاپ گفته بود مراجع اسلام بايد از مسيحيان در برابر حمله داعش نيز دفاع كنند، من نامهاى به ايشان نوشتم كه ما آنها را محكوم مىكنيم شما هم تنها حمله به آنها را محكوم نكنيد و از مسلمين نيز دفاع كنيد. اخيراً پاسخ نامه ايشان به ما رسيد كه از اين موضعگيرى تقدير كرده و قول دادند آنها هم حمله به مسلمين و غير مسلمين را محكوم كنند.
اكنون به اصل مطلب درباره ريشههاى خطرناك تكفير بازمىگردم.
به تعبير ديگر آنها عملا فهم معانى كتاب و سنت را منحصر به
خودشان مىدانند و مىگويند: معنى شرك و ايمان اين است كه ما مىگوييم و همه مسلمين بايد آن را بپذيرند و هر كس آن را نپذيرفت از دم تيغ مىگذرانيم.
هرگاه گفته شود تفسير شما براى شرك و ايمان از نظر علماى بزرگ اسلام صحيح نيست مجامع علمى و دانشمندانى كه از شما به كتاب و سنت عالمتر و آگاهترند اين تفسيرها را غلط و نادرست مىدانند، آنها مىگويند مطلب همين است كه ما مىگوييم، تمام علماى اسلام كه جز اين فكر مىكنند خطاكارند و حتى كسانى كه در گذشته در طول بيش از هزار سال غير از اين گفتهاند خطاكار بودهاند.
اين استبداد به رأى كه به مقتضاى حديث معروف اميرمؤمنان على علیه السلام «من استبد برأيه هلک» يكى از ريشههاى اصلى اعمال خلاف آنها و واقعاً مايه هلاكت است اگر به آيه شريفه {فَاسْأَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لاَ تَعْلَمُونَ}(1)عمل مىكردند يا لااقل با
1) . نحل/43.
الهام از آيه شريفه {أَمْرُهُمْ شُورَى بَيْنَهُمْ}(1)با علماى بزرگ وحوزههاى علميه بلاد مختلف به شور مىپرداختند از اين راه خطا رهايى مىيافتند و به سوى «صراط مستقيم» و «سبل السلام» هدايت مىشدند.
اين انحصارطلبى و استبداد به رأى عواقب شومى براى آنها فراهم ساخته كه امروز نتيجه آن را در همه جا مشاهده مىكنيم كه مسلمانان را اعم از شيعه و سنى و همچنين پيروان مذاهب ديگر را كه در پناه اسلام زندگى مىكنند تكفير كرده و گروه گروه را به بدترين وجهى به قتل مىرسانند.
نكته ديگرى كه سرچشمه اين همه مشكلات شده و براى دنياى اسلام مصائب بىنظيرى به وجود آورده برخورد گزينشى نسبت به آيات قرآن است. يعنى آنها معمولا چند آيه را كه موافق
1) . شورى/38.
افكارشان است، انتخاب كرده و آياتى را كه مخالف آن باشد، ناديده گرفته و از كنار آن مىگذرند.
به عنوان مثال در مسأله نفى علم غيب مىگويند قرآن از لسان پيغمبر اكرم| فرموده: {قُلْ لاَّ أَمْلِکُ لِنَفْسِى نَفْعاً وَلاَ ضَرّاً إِلاَّ مَا شَاءَ اللهُ وَلَوْ كُنتُ أَعْلَمُ الْغَيْبَ لاَسْتَكْثَرْتُ مِنَ الْخَيْرِ وَمَا مَسَّنِىَ السُّوءُ}.(1)
ولى اين جمله از آية الكرسى را كه مىگويد: {وَلاَ يُحِيطُونَ بِشَىْءٍ مِنْ عِلْمِهِ إِلاَّ بِمَا شَاءَ}(2)(برادران عزيز توجه دارند استثناى از نفى معنى آن اثبات است) و يا در آيه 49 سوره آل عمران از قول حضرت مسيح علیه السلام مىخوانيم: {وَأُنَبِّئُكُمْ بِمَا تَأْكُلُونَ وَمَا تَدَّخِرُونَ فِي بُيُوتِكُمْ} و همچنين در آيه شريفه 27 سوره جنّ مىفرمايد: {عَالِمُ الْغَيْبِ فَلاَ يُظْهِرُ عَلَى غَيْبِهِ أَحَداً إِلاَّ مَنِ ارْتَضَى مِنْ رَّسُولٍ} همه را كنار مىگذارند.
اينگونه رفتار با آيات قرآن كه بخشى را بپذيرند و بخشى را
نپذيرند و آنچه را مىخواهند و مطابق ميلشان است مدرک كارهاى خود قرار دهند مصيبت بزرگى است. همه قرآن از سوى خداست. ما بايد تابع همه قرآن باشيم نه آياتى كه مطابق فكر ماست و خداى نكرده مصداق {نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ
وَ نَكْفُرُ بِبَعْضٍ}(1)باشيم.
آنها طبق همان روش برخورد گزينشى با آيات قرآن به چند آيه زير براى توجيه افكار خود در تكفير مسلمين تمسك جستهاند:
و نتيجه مىگيرند هر كسى غير خدا را بخواند «يا رسول الله» و «يا على» بگويد و شفاعت بطلبد، مشرك و مهدورالدم است و تفاوتى بين مشركان جاهليت كه بتها را شفيع خود قرار مىدادند و كسانى كه به هنگام توسل اولياءالله را شفيع درگاه خدا قرار مىدهند، نيست، بلكه اين مشركان از مشركان عصر جاهليت بدترند.
با اينكه مسأله شرك و ايمان از ديدگاه آيات قرآن كاملا روشن است.
مشرك كسى است كه براى خدا همتا و همطراز قرار دهد همانگونه كه در مفهوم «شريك» آمده است، كسانى را كه همطراز يكديگرند شريك مىشمرند. واژه «مع» در آيه شريفه {فَلاَ تَدْعُوا مَعَ اللهِ أَحَداً} كاملا همين معنا را تداعى مىكند.
در شش آيه از آيات قرآن از قراردادن «انداد» براى خدا نهى
1) . يونس/10.
شده و مىدانيم «انداد» جمع «ند» به معنى «مثل» است بلكه طبق آنچه در حاشيه قاموس المحيط فيروزآبادى آمده «ندّ» به هر مثلى گفته نمىشود بلكه معنى خاصى دارد كه «همانندى در جوهر و ذات» است.
در سوره اخلاص نيز از واژه «كفو» استفاده شده {وَلَمْ يَكُنْ لَّهُ كُفُواً أَحَدٌ} كه آن هم به معنى مثل و مانند است. قرآن مجيد از زبان كفار نقل مىكند كه در آخرت مىگويند: {إِذْ نُسَوِّيكُمْ بِرَبِّ الْعَالَمِينَ}.(1)
آيا هيچ كس از مسلمانان اولياءالله را مثل خداوند و شريك و همطراز او يا كفو و مانند او در جوهر ذات مىداند. همه مىگويند اولياءالله هر كارى كنند باذن الله است همچون فرشتگان فرمانبردار حقند {لاَ يَسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ وَهُمْ بِأَمْرِهِ يَعْمَلُونَ}.(2)
هنگامى كه مىبينيم قرآن با صراحت پنج معجزه را به
حضرت مسيح علیه السلام نسبت مىدهد: درمان «اكمح» و «ابرص» و «احياى مردگان» و «ساختن چيزى شبيه پرنده و دميدن در آن وهمزمان با دميدن تبديل به پرنده زندهاى شدن» و «خبر دادن از امور غيبى»، گرچه حضرت مسيح علیه السلام اين اعمال را به خودش نسبت مىدهد ولى مىگويد باذن الله انجام مىدهم يعنى صاحب اراده اصلى آن خداوند متعال است.
بديهى است كسانى كه اين ادعا را از حضرت مسيح علیه السلام شنيدهاند لابد درخواست انجام آن را كردهاند كه نمونههايى را نشان داده، آيا اينها كافر شدهاند؟ آيا مسيح علیه السلام به خاطر گفتن اين سخنان و يا كسانى كه به او پناه بردند مهدورالدم و كافر شدند و بايد از دم تيغ مىگذشتند. شايد اگر تكفيرىها در آن زمان بودند همين كار را مىكردند.
ما معتقديم تعبير باذن الله تأكيد واضحى بر توحيد است چرا كه مىگويد تأثير شفاعت، توسل، دعا و مانند آن همه را به اذن خدا مىدانيم و اين تأكيد صريح توحيد است. آرى اگر آنها را مستقل در تأثير و همرديف خداوند بدانيم، كفر است.
و از آن عجيبتر مقايسه كردن اولياءالله با بتهايى از سنگ و چوب فاقد شعور و فهم (ولا تضرّ و لا تنفع) است.
آيا بتهاى جاهلى مىتوانستند از ذات پاك پروردگار چيزى بخواهند و يا باذن الله حل مشكلى را انجام دهند، اين چه مقايسه نادرستى است؟
و از همه نادرستتر آن كه حيات برزخى اولياءالله را منكر شويم، در حالى كه شهيدان عادى طبق صريح قرآن حيات جاويدان دارند، آيا مقام پيامبر خدا| از يک شهيد عادى پايينتر است؟ پس چرا در نمازهاى خود بر او سلام مىفرستيم؟ آيا نعوذبالله او بعد از رحلت از دنيا به منزله سنگ و چوب است و ما به سنگ و چوب سلام مىكنيم.
متأسفانه بعضى مىخواهند توحيد را درست كنند نبوت را خراب مىكنند و بعضى در نبوت آنچنان غلو مىكنند كه توحيد زير سؤال مىرود، همه اينها به عقيده ما اشتباه است.
با كمال تأسف آنها اطلاع كمى از كتاب و سنت دارند و
در محضر علماى بزرگ اسلام زانو نزده و كسب فيض نكردهاند و براثر معلومات پايين آيات قرآن و سنت نبوى را نادرست تفسير مىكنند، اين رشته سر دراز دارد كه بر شما عزيزان پوشيده نيست.
از حضور همه برادران عزيز و روحانيين محترم از همه مذاهب جداً عذرخواهى مىكنم اما تقاضاى مهمى كه در پايان عرايضم دارم اين است كه ما نبايد در اين كنگره و ساير كنگرهها تنها به بيان دردها بپردازيم بلكه لازم است در كنار بيان دردها به فكر راههاى درمان باشيم، چه كنيم كه اين افكار انحرافى افراطى كه سرچشمه اين همه گناه و جنايت شده و چهره اسلام را نزد جهانيان زشت و بدنما كرده آن هم در زمانى كه دنيا آماده پذيرش اسلام است، از ميان مسلمانان برچيده شود و اهل قبله و كسانى كه معتقد به شهادتين، شهادت به وحدانيت حق و شهادت به نبوت پيامبر
اسلام| هستند در كنار هم زندگى كنند و دست اتحاد به يكديگر بدهند. به يقين در اين صورت هيچ بيگانهاى نمىتواند بر آنها مسلّط شود.
جالب اين است كه قرآن مجيد در سوره يس درباره رسولان انطاكيه مىگويد: {فَعَزَّزْنَا بِثَالِثٍ} آن دو نفر را به فرد سومى عزّت بخشيديم، جايى كه اضافه يك نفر به دو نفر باعث عزت و قدرت شود اگر همه مسلمانان دست به دست هم بدهند چه خواهد شد؟ فراموش نكنيم قرآن مجيد يكى از شعب شرك را دامن زدن به اختلافات مىشمرد {وَلاَ تَكُونُوا مِنَ الْمُشْرِكِينَ مِنَ الَّذِينَ فَرَّقُوا دِينَهُمْ وَكَانُوا شِيَعاً}.(1)
من پيشنهاد مىكنم براى مقابله فكرى و فرهنگى با جريانهاى تكفيرى دبيرخانه دائمى در يكى از شهرهاى مهم جهان اسلام تشكيل شود و نمايندگان مؤسسات بزرگ علمى
1) . روم/32.
اسلامى در آن عضو باشند و براى راهكارهاى ريشهكن كردن افكار افراطىگرايى رايزنى كنند.
مطمئن هستم شما علماى بزرگ اسلام در اين زمينه سكوت نمىكنيد و وظيفه دينى و انسانى خود را انجام مىدهيد. خداوند يار و نگهدارتان باد.
و در پايان همه مىگوييم {رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا وَلاِخْوَانِنَا الَّذِينَ سَبَقُونَا بِالإيمَانِ وَلاَ تَجْعَلْ فِى قُلُوبِنَا غِلاّ لِلَّذِينَ آمَنُوا رَبَّنَا إِنَّکَ رَءُوفٌ رَّحِيمٌ}.(1)
والسلام عليكم ورحمة الله وبركاته
1) . حشر/10.
{يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ ادْخُلُواْ فِي السِّلْمِ كَآفَّةً وَلاَ تَتَّبِعُواْ خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُّبِينٌ}
الحمدلله رب العالمين و صلی الله علی سيدنا محمد و آله الطيبين و صحبه المنتجبين و من تبعهم باحسان الی يوم الدين
در شرایط کنونی جهان که امت اسلامی باید جایگاه شایسته خود را در عرصه بین الملل بیابد، متاسفانه جهان اسلام یکی از تلخ ترین و دشوارترین دورههای خود را می گذراند.
جریانهای افراطی و تکفیری با اقدامات خود، موجب تفرقه مسلمین، انحراف نگاه از مسایل اصلی جهان اسلام، تقویت جبهه دشمن و تداوم سلطه و غارت منابع و ثروت کشورهای اسلامی شده اند و خون و مال و عرض مسلمین وبی گناهان را
مباح دانسته، با خشونت و قساوت تمام، آنان را قربانی اندیشههای انحرافی و اعمال جنایتکارانه خود می کنند.
در چنین شرایطی، با ایمان به جامعیت دین اسلام به عنوان رسالتی جهانی، جاودانی و تمدن ساز، رسالت علمای بزرگ دین اقتضا دارد که ضمن افشای ماهیت این جریانات و تبیین انحرافات آنها، معارف و آموزههای اصیل اسلامی را به جهانیان معرفی و به فرموده پیامبر اکرم| که اذا ظهرت البدع فللعالم ان يظهر علمه و اذا کتم فعليه لعنة الله، نقش بایسته خود را در مقابله با این بدعت ها و آثار زیانبار آن ایفا کنند.
بر همین اساس، کنگره جهانی «جریانهای افراطی و تکفیری از دیدگاه علمای اسلام» در روزهای 29 محرم الحرام و اول صفر 1436 هجری قمری، برابر 2-3 آذر ماه 1393 و 23-24 نوامبر 2014، به دعوت دو تن از مراجع دینی گرانقدر حوزه علمیه قم و با حضور صدها تن از علما و متفکران، از بیش از 80 کشور جهان، در شهر قم برگزار شد تا ضمن افشا و محکوم کردن جریانات افراطی وتکفیری، مصوبات و نتایج کنگره را به شرح زیر اعلام نمایند:
از این رو همه مسلمانان، به ویژه علماو فرهیختگان باید به تأسی از پیامبر اکرم| و ائمه اهل بیت علیهم السلام و رهبران و علمای مذاهب، برخورد همراه با صلح و مودت، نه تنها با مسلمان که حتی با پیروان ادیان دیگر را سرلوحه کار خود قرار دهند و با هر تلاشی برای ارائه چهره ای خشن از دین مبین مقابله کنند.
این رو هرگونه اهانت به مقدسات و رموز مذاهب اسلامی و ادیان دیگر، از آداب و رویه اسلامی به دور است و مسلمانان باید از آن خودداری ورزند و با پیروان سایر ادیان تا زمانی که به پیکار با دین واسلام و مسلمین اقدام نکردهاند، با مدارا و گفتگو برخورد کنند: {قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ تَعَالَوْاْ إِلَى كَلَمَةٍ سَوَاء بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمْ أَلاَّ نَعْبُدَ إِلاَّ اللّهَ وَلاَ نُشْرِكَ بِهِ شَيْئًا}.3
براساس تعالیم حیات بخش اسلام، هر انسانی که شهادتین را بر زبان جاری کند، در دین اسلام وارد شده و خون، مال، ناموس وآبرویش باید محترم شمرده شود و نمی توان هیچ کس را که اظهار اسلام می کند، خارج از اسلام و ایمان دانست، چنان که قرآن کریم میفرماید: {وَلاَ تَقُولُواْ لِمَنْ أَلْقَى إِلَيْكُمُ السَّلاَمَ لَسْتَ مُؤْمِنًا}.(1)
از آنجا که کفر دراندیشه اسلامی به انکار یکی از اصول ایمان به خدا، پیامبر| و آخرت یا انکار ایمان اجمالی به تمام آنچه خداوند نازل فرموده است، گفته می شود، لذا برخی
1) . نساء/94.
اندیشههای انحرافی که به بهانههای واهی و به دلیل بعضی باورها یا مراسم دینی که مورد قبول اکثریت علمای اسلام است، سایر مسلمانان را تکفیر میکنند، محکوم و مردود است و از آنجا که این اندیشههای انحرافی زمینه تفرقه مسلمین، نفوذ دشمنان وخدای ناکرده تسلیط اراده آنان بر جوامع اسلامی را فراهم میکند، باید به عنوان اندیشههای ضد اسلامی افشا و با آنها مقابله شود و به ویژه بر علما و مراجع دینی است که با صدور فتوای قاطع خود گامی مهم در مبارزه با تکفیر بردارند.
جدید را خاموش کنند تا آثار زیانبار آن، مقدسات و مصالح امت اسلامی را به نابودی نکشاند.
لذا هر اقدام عملی براساس اندیشههای تکفیری، از جمله عملیات انتحاری، انفجار، ترور، قتل و کشتار و هرگونه اذیت و آزار اهل قبله، اباحه اموال و نوامیس آنان، ایراد خسارتهای مالی، تخریب و هدم اماکن و آثار اسلامی، حرام شرعی و نمایش تصاویر این عملیات جنایتکارانه موجب وهن دین مبین و ارائه تصویری غیر واقعی و خشن از اسلام و خود حرامی مضاعف است و بر همه مسلمانان، مقابله با این پدیده شوم، از راه روشنگری و خشکاندن ریشههای فکری تکفیر - که متأسفانه در بعضی کشورها حتی به
1) . نساء/93.
کتابهای درسی مدارس راه یافته است - قطع فوری حمایتهای مالی، نظامی و سیاسی از گروههای افراطی و به ویژه توقف اعزام مزدوران برای نبرد علیه ملتهای منطقه، تقویت ارتباط، گفتگو وهمکاری میان کشورهای اسلامی و نیز رصد مستمر تحولات ونقاط ضعف و قوت و تهدیدات، چالشها و فرصتهای فراروی امت اسلامی، واجب و ضروری است.
از آنجا که علاوه بر توطئه دشمن در ایجاد تفرقه بین مسلمین و تکفیر آنها، جهل و ناآشنایی با تعالیم اسلام نیز از علل گرایش بعضی افراد به اندیشههای انحرافی و گروههای تکفیری است، رسالت علمای دین اقتضا میکند که تمام توان خود را برای آگاه ساختن جوانان مسلمان فریب خورده بسیج کنند، خطر جریانهای تکفیری و افراطی را به عامه مسلمانان گوشزد نمایند وریشههای فکری آنها را با دلیل و منطق بخشکانند.
از آنجا که دشمنان اسلام از جریانهای افراطی و تکفیری به عنوان عاملی برای ایجاد و پیشبرد پروژههای اسلام هراسی وجلوگیری از رشد و گسترش اسلام در جهان استفاده میکنند، علمای حاضر در کنگره با صراحت اعلام میدارند که جریانات تکفیری و افراطی هیچ ارتباطی با آیین حیات بخش اسلام ندارند. لذا باید توانمندیها و روحیه انقلابی کفرستیزی و استعمارستیزی جوانان غیور مسلمان را تقویت و از انحراف آنها به سوی برادرکشی و مسلمانستیزی جلوگیری کرد تا راه بر تحقق اهداف دشمنان در کشورهای اسلامی بسته شود.
با تأکید مجدد بر این که وحدت اسلامی رمز موفقیت امت در تحقق آرمانهای اسلام، باز آفرینی تمدن نوین اسلامی ونشر فرهنگ حیات بخش اسلام در سطح جهان است، همه مسلمانان باید با توطئههای دشمنان اسلام در ایجاد تفرقه وگسترش عداوت میان مسلمین مقابله کرده، اجازه ندهند که دشمنان با استفاده از جریانهای افراطی و تکفیری، در مخدوش کردن چهره اسلام و ارائه تصویری خشن و غیر انسانی از سیمای رحمانی این دین مبین، به اهداف شوم خود برسند.
با توجه به ضرورت معرفی اصول و تعالیم اسلام و خودداری از ترویج اختلافات بین مذاهب که باید در چارچوب مباحثات علمی اسلام شناسان منحصر بماند و نیز به کارگیری همه ابزارها برای آگاهی بخشی جوامع اسلامی، به همه اصحاب قلم ورسانه، شبکههای رادیویی و تلویزیونی، رسانههای مکتوب وفعالان فضای مجازی توصیه می شود که با هرگونه سوء استفاده از عنوان مذاهب مختلف و اهانت به یکدیگر مقابله کنند و هر اقدام مخالف وحدت و تقریب را تحریم و افشا کرده، دفاع از مقدسات و مصالح
امت اسلامی را در برابر دشمنان قسم خورده اسلام، از جمله آمریکا و رژیم صهیونیستی وجهه همت خود قرار دهند.
ایجاد دبیرخانه دائمی مبارزه با جریانات افراطی و تکفیری وتشکیل و اعزام گروههای حسن نیت و میانجیگری میان طرفهای متخاصم در جهان اسلام، زیر نظر این مجمع جهانی از دیگر اقدامات ضروری است که باید نسبت به انجام آن همت و اقدام کرد.
و آخر دعوانا ان الحمد لله رب العالمین
قم المقدسة
اول صفر 1436