ghaemiyeh.com
سرشناسه : صفرلکی، شمسالله
عنوان و نام پديدآور : احکام جشن و شادمانی/ شمس الله صفرلکی؛ زیرنظر محمدحسین فلاحزاده.
مشخصات نشر : قم: سازمان تبلیغات اسلامی، پژوهشکده باقرالعلوم(ع)، انتشارات نور السجاد، 1383.
مشخصات ظاهری : ص.144؛ 17x12س م.
فروست : فقه و زندگی؛ 11
شابک : 7000ریال: 9647163487 ؛ 10000ریال(چاپ دوم)
یادداشت : کتابنامه: ص. [141] - 143؛ همچنین بهصورت زیرنویس
موضوع : جشنها -- اسلام
جشنها (فقه)
جشنها -- احادیث
تفریح -- جنبههای مذهبی -- اسلام
شناسه افزوده : ستاد احیاء امر به معروف و نهی از منكر
رده بندی کنگره : BP259/ص7الف3
رده بندی دیویی : 297/73
شماره کتابشناسی ملی : م83-2074
اطلاعات رکورد کتابشناسی : ركورد كامل
انتشارات نورالسجاد
قم، تلفن7775805
نام كتاب ... احكام جشن و شادمانی
مؤلف ... شمساللّه صفرلكی
زیر نظر ... محمدحسین فلاحزاده
ویراستار ... مهدی محدثی
به سفارش ... ستاد احیاء امر به معروف و نهی از منكر
ناشر ... نورالسّجاد
چاپ ... اعتماد
صفحهآرا و حروفنگار: ... آشنا
نوبت و تاریخ چاپ: ... اول، 83
شمارگان ... 5000 نسخه
قیمت ... 700 تومان
شابك: 7 - 48 - 7163 - 964
مقدمه... 9
فصل اول: تعریف، فواید و عوامل
شادی 17
شادی چیست؟... 19
ضرورت شادی و تفریحات... 21
فواید شادی 24
شادی در قرآن... 27
عوامل شادی 29
عوامل و معیارهای شادی در اسلام... 32
فصل دوم: شرایط و آداب شادی
انواع شادی 41
نمونه هایی از مزاح پیامبر صلیاللهعلیهوآله 52
زیبایی و زینت... 53
فصل سوم: مصادیق شادی و احكام آنها
غنا در عروسیها... 60
حضور داماد در مجلس زنانه... 62
اختلاط زن و مرد در مجلس عروسی 64
عكاسی و فیلمبرداری از مجالس عروسی 65
مسائل متفرقه عروسی و ازدواج... 67
استفتائات موسیقی و غنا... 69
فصل چهارم: آلات و ابزار شادیآفرین
خوانندگی زنان در مجالس شادی 85
مزد خوانندگان... 85
رقص و دستافشانی 86
كف زدن... 94
فصل پنجم: اعیاد
اعمال روز عید فطر... 109
اعمال روز عید قربان... 110
اعمال روز عید غدیر... 111
عید مبعث... 114
نوروز (اوّل فروردین)... 115
احكام عید نوروز و مراسم آن... 118
چهارشنبه سوری و ترقه بازی 121
ولیمه و عقیقه... 123
مراسم ختنه... 126
كارگشایی 126
موسیقی در مجالس جشن اهلبیت علیهمالسلام 131
شادیهای واقعی 133
منابع... 137
قال علی علیهالسلام : «اَلسُّرُورُ یبْسُطُ النَّفْسَ وَ یثیرُ النَّشاط(1)شادمانی، موجب انبساط روح و مایه وجد و نشاط میشود».
دین مبین اسلام به عنوان كاملترین و جامعترین دین به نیازها و رفتارهای انسان از افق بالایی نگریسته و برای رشد و تكامل او تكالیفی را قرار داده است. این تكالیف، چون در زمانهای مختلفی برای انسان پیش میآیند، متنوع و گوناگوناند؛ به طوری كه ریاضت و راحتی، دشواری و آسانی و حزن و شادی در كنار یكدیگر مفهوم مییابند. در دین اسلام اگر روزه گرفتن واجب شده، پس از یكماه ریاضت معنوی و جسمانی، عید و شادمانی وضع شده است، اگر به مجلس عزا و سوگواری ترغیب میشود، در مقابل به برپایی مجلس شادی و جشن میلاد و... نیز توصیه میشود. این تنوع نیازها در رفتارهای عملی دینداران واقعی نیز به خوبی ظهور و بروز دارد. آنان همانطور كه در مصائب اهلبیت علیهمالسلام غمگیناند، در مجالس شادی با ظاهری آراسته و لباسهای زیبا و استعمال بوی خوش ظاهر میشوند.
مؤمنان با این كردار فرحانگیز مروج شادی و انبساط در جامعهاند؛ زیرا میدانند كه آراستگی ظاهری انسان عامل مهمی در جذب افراد به كردار پسندیده است. فرد مؤمنی كه میخواهد دیگران را با عملش به ارزشهای الهی فرا خواند و مردم را شاد نگه دارد، باید در حد امكان، ظاهرش آراسته باشد.
در هر حال، بحث شادی و شادكامی كه مدتی است در رسانهها و مجامع ما مطرح شده، به نظر میرسد چندان مورد مطالعه عمیق قرار نگرفته است. آنچه مسلم است در حال حاضر مبناهایی درباره شادی و نشاط در جامعه ما مورد توافق همگانی قرار گرفته است؛ مانند چهره گشاده، لبخند، لباس مناسب و... .
1) . غررالحكم، ص 319.
اینگونه موارد ملاك شادابی شناخته میشود. حال اگر این شادی و نشاط واقعی و مبنای درستی داشته باشد، نتایج زیادی برای فرد و جامعه در پی خواهد داشت؛ از جمله، موفقیت در امور مختلف زندگی، افزایش ارتباطات اجتماعی و برخورداری از سلامت جسمی و روحی.
فایدههایی كه برای شادی بیان شد، زمانی به دست خواهد آمد كه انسان به یك شادی بادوام و ریشهدار رسیده باشد كه در ادبیات ما و دین اسلام با عناوینی همچون: سعادت و خوشبختی از آن یاد میشود.
شادی ها دو دستهاند: شادیهای گذرا و شادیهای ماندگار؛ به عبارت دیگر، شادیها زمانی سازندهاند و زمانی مخرِّب. در بینش اسلامی و روانشناسی، شادی هنگامی سازنده و پایدار است كه با اختیار و خودآگاهی و هدفی عالی همراه باشد، اما اعتیاد به برخی چیزها مانند: مواد مخدر، موسیقی، مجالس خوشگذرانی و امثال آن حالتی ایجاد میكند كه انسان مسائل پیرامون خود را فراموش میكند؛ چه بسیار انسانهایی كه برای فرار از واقعیتهای زندگی به این امور پناه میبرند.
مولوی تعبیر زیبایی در مورد چنین افرادی دارد. او میگوید:
تا دمی از هوشیاری وارهند ننگ خمر و زمر بر خود مینهند(1)
به هرحال اگر تفریح و شادی گریز از «خودی» به «بیخودی» باشد، نمیتوان آن را شادی پایدار و واقعی دانست، بلكه نشاطی است كه فقط چهره شخص را میپوشاند، خندهای است كه ازگریه غم انگیزتر است! به تعبیر دیگر، شادیهای گذرا مانند داروهای نیروزا هستند؛ این مواد نیروزا علاوه بر اینكه آثار بدی در شخص ایجاد میكنند پس از كشف چنین موردی آبروی انسان را نیز میبرند. استفاده از ابزارهای نادرست كسب شادی نیز همانند استفاده از داروهای نیروزاست كه سرانجام به غم و افسردگی منتهی میشود.
جوانهای بسیاری بودهاند كه پس از لحظههای غافل كننده شادیهای كاذب، زانوی غم در بغل گرفته و گریستهاند و در موارد حادّ، دست به خودكشی زدهاند؛ دلیل آن هم این است كه چنین افرادی وقتی به خود آمدهاند و آن غوغای رقص و آواز را تمام شده یافتند، باز خود را با همه ضعفها و واقعیتهای تلخ زندگی - كه به نحوی قصد فرار از آن را داشتهاند - روبرو دیدهاند.
ممكن است گفته شود: پس چگونه میتوان نیازهای حقیقی را تشخیص داد تا در پرتو آن شادیهای واقعی را از شادیهای كاذب تمیز داد؟ در پاسخ باید گفت: تعبیر زیبایی در قرآن درباره دنیا و آخرت وجود دارد كه در واقع راه را نشان داده است. قرآن تفاوت آخرت را با دنیا اینگونه بیان میدارد: «وَالآخِرَةُ خَیرٌ وَ اَبْقی» یعنی آخرت دو خصوصیت دارد كه دنیا از آن بیبهره است. در آخرت هم خیر هست و هم تداوم. بر همین اساس میتوان امور دنیوی را از امور اخروی تشخیص داد. شادی ناشی از مواد مخدر، رقص و آواز كه نه خیری در آن است و نه تداومی دارد، بر اساس فلسفه الهی از مقدرات دنیوی هستند؛ همانطور كه از این تعبیر زیبای قرآنی پیداست، «دنیا» در اینجا به معنای هر چیزی است كه ما را از خدا غافل كرده، به امور غیر مفید و زودگذر بكشاند. در این میان، كار دین آن است كه ما را از ظواهر دنیا و لذتهای آنیاش جدا كرده، به امور پایدار و متعالی فرا خواند. بر این اساس هر عملی كه این اختیار و آگاهی را - كه وجه تمایز انسان از حیوان است - افزایش دهد، برای انسان سالم و در جست وجوی تكامل، مفید و مطلوب خواهد بود و در برابر آن، هر عاملی كه جلوی این اختیار و آگاهی را بگیرد، عاملی منفی قلمداد خواهد شد. بدین ترتیب معلوم میشود كه ریشه شادی و نشاط در درون انسان قرار دارد نه در بیرون. مولوی میگوید:
1) . مثنوی معنوی.
راه لذت از درون دان نی برون ابلهی دان جُستن قصر و حصون(1)
و در جای دیگری نیز میگوید:
آن یكی در كُنج مسجد مست و شاد و آن دگر در باغ ترش و بیمراد(2)
با توجه به اینكه دین اسلام به شادی و نشاط افراد توجه ویژهای دارد، برای این منظور راهكارهایی نیز توصیه نموده كه به چند مورد آنها اشاره میشود:
ایمان و جهانبینی صحیح؛
زهد؛ یكی از مقولاتی كه در پرتو ایمان و اعتقاد صحیح برای انسان حاصل میشود و در ایجاد شادی مؤثر است، زهد و قناعت است. تعابیر عمیقی در اسلام وجود دارد كه در بحث شادی باید مورد استفاده قرار گیرد؛ نمونهای از آن به كار بردن همزمان واژه زهد با واژه شادی و شادمانی است. زهد یعنی اینكه انسان از نعمتهای دنیا استفاده كند، ولی به آن وابسته و حریص نباشد.
در این دنیا اگر سودی است با درویش خرسند است خدایا منعمم گردان به درویشی و خرسندی این بیت از حافظ نشان دهنده این است كه نوع نگاه انسان به دنیا میتواند اسباب خرسندی را فراهم كند. 3. داشتن نظم و برنامه در زندگی؛
ارتباط مستمر با افرادی كه درك محضرشان به زندگی انسان معنا میبخشد؛ در روایات آمده كه اگر كسی چهل روز با عالم عاملی برخورد نكند، قساوت قلب پیدا میكند.
برقرار كردن ارتباط عاشقانه با خدا از طریق ادعیه؛ بخصوص مناجاتهای عاشقانه و زیبایی كه در صحیفه سجادیه است.
داشتن ارتباط اجتماعی سالم و دوطرفه با همنوعان؛
داشتن جسم سالم؛ برای شاد بودن باید جسمی سالم داشت و لازمه آن تغذیه خوب و مناسب است.
ارتباط با طبیعت؛ امام رضا علیهالسلام میفرماید: سه چیز روح را جلا میدهد: نگاه به آب روان، نگاه به سبزه و نگاه به صورت زیبا، (صورت زیبایی كه دارای نورانیت خاص است و انسان از آن لذّت حلال میبرد).(3)گوش، چشم و دهان دریچههای ورودی جهان بیرون به جهان دروناند. پس نباید به هر چیزی اجازه عبور از این دریچهها را داد.
ارتباط داشتن با گنجینه غنی ادبیات فارسی؛ كه برای آشنا شدن با راههای شادی و سعادت انسان دارای اهمیت بسزایی است.
داشتن هنر؛ هنر اصیل نیز عامل خوبی برای كسب شادی و نشاط است(4).
گفتن و شنیدن لطیفههای سالم؛ در روایات آمده است كه بعضی از معصومان علیهمالسلام از یاران خود میپرسیدند: آیا با هم شوخی و مزاح میكنید؟ میگفتند: نه. حضرت میفرمود: كار خوبی نمیكنید، هر چند شوخی زیاد وقار را كم میكند(5).
شمساللّه صفرلكی
قم، تابستان 82.
روان انسان در مقابل عوامل بیرونی و درونی واكنشهای مختلفی از قبیل: شادی و خوشحالی، خشم و تنفر، ترس و اندوه و... از خود نشان میدهد كه به آنها «هیجان» میگویند. این هیجانها بسته به عوامل پدید آورنده و نیز دیدگاه و اندیشههای انسان، گاهی مثبت و گاهی منفی هستند. یكی از این هیجانها «شادی» است كه با واژه هایی چون سرور، نشاط، وجد، سرخوشی، مسرت و... مترادف است. متاسفانه تعریف جامع و كاملی از آن نشده، ولی با این حال تعریفهای پراكندهای برای هیجان گفته شده است: هنری موری میگوید: یكی از غریبترین نشانههای مشخص عصر ما غفلت روان شناسان از موضوع شادی است؛ یعنی همان حالت درونی كه افلاطون و ارسطو و تقریباً تمامی متفكران برجسته گذشته، آن را بهترین متاعی دانستهاند كه از راه فعالیت قابل حصول است(1).
برخی گفتهاند: شادی احساس مثبتی است كه از حس ارضا و پیروزی به دست میآید(2).
بعضی نیز گفتهاند: شادی عبارت است از مجموع لذتها، منهای دردها(3).
برخی دیگر شادی را تركیبی از عاطفه مثبت بالا و عاطفه مثبت پایین میدانند. شهید مطهری میگوید: سرور، حالت خوش و لذت بخشی است كه از علم و اطلاع بر اینكه یكی از هدفها و آرزوها انجام یافته یا انجام خواهد یافت، به انسان دست میدهد(4).
شادی آن شادی است كه از جان رویدت تا درون از هر ملالی شویدت
ورنه آن شادی كه از سیم و زر است آتشی دان كآخرش خاكستر است
انسان بنا به ضرورت طبیعی و برای رفع خستگی و نیز تنوع در زیست، به تفریح میپردازد و اوقات فراغت خود را با كارهای مسرت بخش و فرحانگیز میگذراند؛ تا بصورت موقتی، از قید و بندهای عادی زندگی آزاد گردد و چند ساعتی بدون احساس مسئولیت سرگرم نشاط و شادمانی باشد.
شادی و تفریح اگر منطقی و به دور از افراط و تفریط باشد، نیازی است كه به زندگی معنا میدهد و عامل رشد و موفقیت بوده، محركی برای كار و فعالیت بیشتر است.
به تعبیر دیگر آفرینش جهان هستی و انسان به گونهای است كه خود بخود شادی و نشاط را برای آدمی فراهم میآورد و عواطف منفی مانند: ناكامی، ناامیدی، ترس و نگرانی را بی اثر میسازد.
اگر به طبیعت توجه كنیم، میبینیم كه مظاهرشادی به تمام و كمال خود را نشان میدهند؛ بهار با گلهای رنگارنگ و آبشارهای زیبا، نوای دلنشین پرندگان، باران لطیف، رویش گیاهان، كوههای سبز سر به فلك كشیده، آسمان صاف و آبی، رودخانههای زیبا و بسیاری دیگر از پدیدههای جهان برای انسان شادیآور و سرورآفرین است.
اسلام كه دین فطرت است و به تمام نیازهای طبیعی و فطری انسان توجه دارد پیروان خود را به شادیهای مثبت،
سازنده و مفرح دعوت میكند؛ چرا كه استفاده از امور مفرح و شادیآور در موقع مناسب و با رعایت حدود، برای تجدید نشاط و كاستن از یكنواختی زندگی بسیار مؤثر است.
حضرت علی علیهالسلام میفرماید: اِنَّ هذِهِ الْقُلُوبَ تَمَلُّ كَما تَمَلُّ الاَبْدانُ فَابْتَغُوا لَها طَرائِفَ الْحِكْمَةِ؛(1)این دلها همانند بدنها خسته و افسرده میشوند [و نیاز به استراحت دارند]، در این حال، نكتههای زیبا و نشاطانگیز برای آنها انتخاب كنید.
اهمیت شادی و تفریح آنچنان است كه در روایات تأكید شده بخشی از ساعات شبانهروز باید به آن اختصاص یابد.
امام علی علیهالسلام در روایت دیگری میفرماید: لِلْمُؤْمِنِ ثَلاثُ ساعاتٍ: فَساعَةٌ یناجی فیها رَبَّهُ وَ ساعَةٌ یرُمُّ مَعاشَهُ وَ ساعَةٌ یخلِّی بَینَ نَفْسِهِ وَ بَینَ لَذَّتِها فیما یحِلُّ وَ یجْمُلُ(2)بر مؤمن لازم است شبانه روزش را به سه قسمت تقسیم كند: قسمتی را برای راز و نیاز با خدا، قسمتی برای امرار معاش و تأمین زندگی و قسمتی هم برای بهره برداری از لذّتهای حلال و نیكو.
امام رضا علیهالسلام در روایتی میفرماید: اوقات خود را به چهار بخش تقسیم كنید: بخشی را برای عبادت، بخشی را برای كار و فعالیت برای تامین زندگی، بخشی را برای معاشرت و مصاحبت با برادران مورد اعتماد و كسانی كه شما را به عیبهایتان واقف میسازند و بخشی را به تفریحات و لذایذ خود اختصاص دهید و با مسرت و نشاط و تفریح و شادی، نیرو و توان انجام وظایف دیگر خود را تامین نمایید(3).
حضرت امام خمینی قدسسره به مسئله تفریح اهمیت خاصی میداد و به بعضی از فرزندانش سفارش میكرد كه تفریح داشته باشند؛ چرا كه در صورت عدم تفریح در تحصیل موفق نخواهند بود. هنگامی كه میدید بعضی از فرزندانش در روز تعطیل مشغول درس خواندن است، میفرمود: به جایی نمیرسی؛ چون باید هنگام تفریح، تفریح كنی. و نیز میفرمود: باید در ساعت تفریح درس نخوانید و در ساعت درس تفریح نكنید. و مكرر میفرمود: من در طول زندگی نه یك ساعت تفریح را برای درس گذاشتم و نه یك ساعت درس را برای تفریح(4).
برای شادی و نشاط فوایدی ذكر شده كه به چند مورد آن اشاره میشود:
نشاط روحی؛ سرور و شادی، موجب بهجت و انبساط روحی انسان میشود.
سلامتی بدن؛ اهمیت شادی تا بدان حد است كه میتواند بیماریهای صعب العلاج جسمی را درمان كند.
یكی از جراحان معروف میگوید: شادی نه تنها جلوی بسیاری از بیماریهای ناشی از ناملایمات را - كه در قرن حاضر زیاد است - میگیرد، بلكه حتی قادر است جلوی رشد و نمو بیماری سرطان را كه در كمون است، نیز بگیرد(5).
آقای «جان شنیدار» میگوید: هر روزِ خود را با مسرت و شادی آغاز كنید. یك راه ساده آن است كه پس از بیدار شدن به همسر خود لبخند بزنید و جملهای خوشایند بر زبان بیاورید، حتی اگر اغراقآمیز باشد. یا كنار پنجره اتاق بروید و بیرون را تماشا كنید و با عبارت «عجب روز قشنگی است» به همسرتان روحیه دهید. اگر هم روزی ابری و بارانی بود، با خوشحالی بگویید «چقدر برای زراعت و پر شدن سدها مفید است». شاید كمی خندهدار به نظر برسد، اما این برخوردها اكثر اوقات نتیجه بخش است. بهترین راه رهایی از افكار كسالت بار آن است كه زیباییهای اطراف را ببنید و
آنها را ستایش كنید، یا آنكه لطیفه و سخن نغز بگویید، هر چه صفت شوخ طبعی و شیرین سخنی در شما عمیقتر شود، از امراض روان تنی فاصله بیشتری میگیرید؛ خوشخلقی و نرمزبانی شما را نزد دیگران محبوب میسازد و برعكس، كج خلقی از ارج و قربتان میكاهد. این را بدانید كه همه دوست دارند با اشخاص سر زنده و بذلهگو محشور باشند، كلمات نغز و دلنشین از عقل سلیم سرچشمه میگیرد، هر كسی میتواند به گونهای روحیه طنز گویی را در خود بپروراند و دیگران را از احساسات خوب خویش بهرهمند سازد.(1)
آقای شنیدار اضافه میكند: یكی از كشیشهای شهر ما آدم خشك و بی انعطافی بود و نمیتوانست با دیگران وارد صحبت شود، اما به تدریج از این نقیصه رهایی یافت؛ هر روز حكایات و طنزهایی را كه در روزنامهها و مجلات میخواند، به خاطر میسپرد و هرگاه كسی را میدید، یكی از آنها را تعریف میكرد. دیگران نیز طبیعتاً واكنش مشابهی نشان میدادند. او به تدریج در این كار تبحر پیدا كرد؛ به صورتی كه میتوانست در هر موقعیتی حكایتی مناسب بیان كند، به این ترتیب به عنوان كشیشی بذله گو در تمام شهر مشهور شد و حضورش به مردم شادی بخشید(2).
رشد علمی و تحصیلی؛ آزمایشهای مختلف در كلاسهای درس نشان میدهد كسانی كه به دلایل گوناگون شادابی و نشاط خود را از دست دادهاند، نمیتوانند در تحصیل و تحقیق موفق باشند و حتی گاهی ترك تحصیل میكنند.
رشد اقتصادی؛ شادی بر روی فعالیتهای اقتصادی یك جامعه نیز تأثیر مستقیم دارد، به گونهای كه برخی كشورها برای بالا بردن میزان تولید، روحیه شادی و نشاط را در مدیران و كارگران خود تقویت میكند.
كاهش جرائم؛ رواج فرهنگ شادی و تبسم بر چهره جامعه، عصبانیتها و تندخوییها را نیز كمتر میكند و از میزان جرائم میكاهد. انسانهای شاد و متبسم به آسانی با كسی درگیر نمیشوند(3).
«قُلْ بِفَضْلِ اللَّهِ وَ بِرَحْمَتِهِ فَبِذَ لِكَ فَلْیفْرَحُواْ هُوَ خَیرٌ مِّمَّا یجْمَعُونَ»(4)به مردم بگو شما باید به فضل و رحمت خدا شادمان شوید كه آن بهتر و مفیدتر از ثروتی است كه برای خود میاندوزید.
شادی در قرآن به گونههای مختلف مورد تأیید و توجه قرار گرفته است؛ البته شادی مورد توجه قرآن، شادی توأم با اهداف الهی و انسانی است. به همین خاطر است كه میتوان آیات قرآن را درباره شادی به دو دسته تقسیم كرد:
دستهای از آیات مؤمنان را به شادی دعوت میكنند؛ مانند آیه 58 سوره یونس و نیز آیاتی كه به مسلمانان به سبب پیروزیشان بر مشركان وعده شادی داده است: «وَ یوْمَ-ئ-ِذٍ یفْرَحُ الْمُؤْمِنُونَ بِنَصْرِ اللَّهِ »(5)نكته مهم در این شادیها این است كه بر اساس ارزشها و اهداف مقدس قرآن میباشند.
دسته دیگری از آیات قرآن شادی را مذمّت نموده و آنرا نهی كرده است. دو نمونه زیر از آن دستهاند: قرآن كریم در داستان قارون - كه فردی خودخواه و مغرور بود و شادیهایی مستانه داشت - از زبان قومش میفرماید: «اِذْ قالَ لَهُ قَوْمُهُ لاتَفْرَحْ اِنَّ اللّهَ لایحِبُّ الْفَرِحینَ»(6)به خاطر بیاور هنگامی را كه قوم قارون به او گفتند: این همه شادی مغرورانه نكن كه خداوند شادی كنندگان مغرور را دوست ندارد.
قرآن كریم ضمن بیان عذابهای دوزخیان میفرماید: «ذَ لِكُم بِما كُنتُمْ تَفْرَحُونَ فِی الْأَرْضِ بِغَیرِ الْحَقِّ وَ بِمَا كُنتُمْ
تَمْرَحُونَ »(1)این به خاطر آن است كه به ناحق در زمین شادی میكردید و از روی غرور و مستی به خوشحالی میپرداختید. این نوع شادیها كه بیاساس، پوچ و همراه با گناه است، مورد مذمت قرآن قرار گرفته است.
براستی چه چیزهایی انسان را شاد میكند؟ در پاسخ به این پرسش پاسخهای مختلفی ارائه شده و هر كس به گونهای عامل شادی را بیان كرده است. برخی میگویند ثروت، شهرت و قدرت، شادیآفرین است. اما به تجربه ثابت شده كه ثروت به تنهایی شادی و خوشبختی نمیآورد.
دكتر دیویدمایرز در كتاب خود كه «در جست و جوی شادی» نام دارد - كلیه مقالههایی را كه در امریكا، كانادا و كشورهای اروپای غربی درباره شادی به چاپ رسیده، به طور جامع بررسی میكند و اینگونه نتیجه میگیرد: «رابطهای بین ثروت و شادی وجود ندارد و آرامش و شادی را نمیتوان با پول خرید»(2).
تحقیق در مورد اشخاصی كه یك شبه ثروتمند شدهاند، گویای این است كه پول نمیتواند موجب شادی باشد. عدهای بر این باورند كه پس از ثروت، سلامتی عامل شادی است. این نظریه نیز ناتمام است؛ زیرا درست است كه سلامتی جسم در شادی انسان مؤثر است، اما انسان استعدادها و تواناییهایی دارد كه میتواند در حالت نقص عضو و بیماری هم خود را شاد نگه داشته، شرایط سخت را برای خود آسان كند. اساساً انسان میتواند خود را با شرایط دشوار تطبیق دهد. در میان اعراب ضربالمثلی هست كه میگوید: اگر انسان را در دریا بیندازی، ماهی خواهد شد.
انسان اگر در باطن شاد و سرخوش باشد، در ناگوارترین شرایط هم شادمانی خود را حفظ میكند. اما اگر باطنی غمگین و افسرده داشته باشد، شادترین موقعیتها هم تغییری در روحیه او به وجود نمیآورد. دو روانشناس به نام ریچارد شولز و سوزان دِكِر به بررسی اثرات دراز مدت ناتوانی جسمی پرداختند. آنها به بررسی سطوح شادی افرادی كه 20 سال از ابتلای آنها به فلج میگذشت پرداختند و به این نتیجه رسیدند كه: «این اشخاص در مقایسه با جمعیت كلی، عاطفه مثبت نسبتا كمتری را گزارش دادهاند، اما عاطفه منفی آنها زیاد نشده است. در نتیجه، سطح متوسط رفاه یا رضایت آنها از زندگی فقط كمی پایینتر از جمعیت كلی بود. در واقع، افرادِ نقص عضو جسمانی، به اندازه افراد عادی شاد بودند»(3).
بعضی از روانشناسان، شخصیت و وراثت را عامل اساسی در شادی دانستهاند؛ آنان معتقدند كه شخصیت افراد بیش از عوامل دیگر در تعیین سطح شادی آنها حائز اهمیت است. برخی مردم به خاطر منش و شخصیت خود، رویدادهای زندگی را مثبت و خوش بینانه تفسیر میكنند، در حالیكه عدهای دیگر در واكنشهای خود به رویدادها ذاتاً منفی و بدبینانه عمل میكنند. این نظریه نیز كامل نیست؛ زیرا شخصیت و وراثت میتواند در میزان شادی مؤثر باشد، اما تنها عامل نیست و نباید تأثیر عواملی مثل محیط، تغذیه و مخصوصاً اختیار را نادیده گرفت(4).
از مطالعه متون دینی چنین بر میآید كه شادی دارای عامل مشخصی نیست، بلكه عوامل گوناگونی در بر انگیختن حس شادی در انسان مؤثراند. برخی از آن عوامل عبارتند از:
سال را بر نگرانی امروزت اضافه نكن؛ برای امروز مشكلات خودش كافی است(1).
ویكتور هوگو میگوید: سراسر عمر ما تلاشی است پیوسته، برای دست یافتن به كامیابی و سعادت، در حالی كه شاید خوشبختی همین لحظهای بود كه به آن میاندیشیدیم(2).
بسیاری از مردم در حسرت به دست آوردن آرمانها و اهدافی میسوزند كه در آینده ممكن است آنها را شاد كند و از رفتارهای امروز خود - كه میتواند برای آنها بسیار مسرت بخش باشد - غافلاند. هر انسانی میتواند با تكیه بر استعدادها و امكانات موجود و یاری جستن از نیروی ایمان، در هر روز و در سختترین شرایط هم شاد باشد. هراكلیوس به شاگردانش میگفت: شما نمیتوانید دوبار در یك رودخانه شنا كنید؛ زیرا هر بار آبهای تازهای بر شما میگذرد.
زندگی نیز همچون آب رودخانه و هر لحظه در گذر است. زندگی یك تحول دائمی است و یگانه چیزی كه محقق و مسلم است، همین امروز است. چرا زیباییهای امروز را با تصور مشكلات آینده - كه در تردید و ابهام و تغییرات بدون انقطاع پوشیده شده و هیچ كس به درستی از آن اطلاع ندارد - زشت و بد نما كنیم؟
سعدیا دی رفت و فردا همچنان موجود نیست در میان این و آن فرصت شمار امروز را
درست است كه انسان باید از گذشته درس بگیرد و آیندهاش را نیز بنگرد، اما این عبرت آموزی و برنامه ریزی با غم و اندوه نسبت به آینده و سرت گذشته تفاوت دارد.
انسان هنگامی واقعاً شاد است كه از گناه بپرهیزد. عارفانی كه با باده حق به سرخوشی رسیدهاند و پای كوبان در طریق سلوك گام زدهاند، معمولا با پرهیز و ریاضت به مستی رسیدهاند. از پیامبر اكرم صلیاللهعلیهوآله سؤال شد كه بهترین بندگان خدا چه كسانی هستند؟ آن حضرت فرمود: آنهایی كه وقتی نیكی میكنند، خوشحال میشوند و زمانی كه بدی از آنان سر میزند، طلب استغفار میكنند(3).
حضرت علی علیهالسلام فرمود: اَكْثَرُ سُرُورِكَ عَلی ما قَدَّمْتَ مِنَ الْخَیرِ وَ حُزْنِكَ عَلی ما فاتَ مِنْهُ(4)سرورت را زیاد كن بر آنچه از كارهای خیری كه برای آخرتت انجام دادهای و اندوهت را به آنچه از كارهای خیر محروم گشتهای.
مردی در حالی كه شاد و مسرور بود خدمت امام جواد علیهالسلام رسید حضرت فرمود: علت شادی تو چیست؟ آن مرد گفت: ای فرزند رسول خدا صلیاللهعلیهوآله ، از پدر بزرگوارت شنیدم كه فرمود: بهترین روزی كه سزاوار است بنده خدا در آن روز شاد باشد، روزی است كه توفیق خدمت و دستگیری از برادران مؤمن نصیب او گردد؛ امروز من موفق شدم به 10 نفر از فقیرانی كه از فلان شهر نزد من آمده بودند، بخشش نمایم، به همین جهت خوشحالم. امام فرمود: «اگر آن انفاق و بخشش خود را به وسیله منت گذاشتن نابود نكرده باشی، به جان خودم سوگند كه تو شایسته این شادی هستی»(5).
فرمود: اَلسُّرُورُ فی ثَلاثُ خَلالٍ: اَلْوَفاءُ وَ رِعایةُ الْحُقُوقِ وَ النّهُوضُ فِی النِّوائِبْ(1)شادی در بین سه چیز نهفته است: وفاداری، رعایت حقوق دیگران و ایستادگی در گرفتاریها و مشكلات.
امام صادق علیهالسلام فرمود: نشاط و شادی، در پرتو راضی بودن به رضای خدا و یقین به دست میآید و اندوه و غم، در شك و ناخشنودی به مقدرات الهی حاصل میگردد(2).
حضرت علی علیهالسلام نیز فرموده است: به رضای خدا خشنود باش تا شاد و راحت زندگی كنی(3).
اسلام برای شادزیستن آداب و شرایطی برشمرده و بایدها و نبایدهایی را وضع كرده است، از جمله این كه:
الف: گناه و معصیت نباشد
مجالس شادی نباید همراه با گناه و معصیت باشد. امام صادق علیهالسلام فرمود: لاتَسْخُطُوا اللّهَ بِرِضی اَحَدٍ مِنْ خَلْقِهِ وَ لاتَتَقَرَّبُوا اِلَی النّاسِ بِتَباعُدٍ مِنَ اللّه؛(4)به خاطر رضایت و خشنودی احدی از مردم، موجب خشم خداوند نشوید و به وسیله دوری از خدا به مردم نزدیك نشوید.
و نیز فرمود: لاینْبغی لِلْمُؤْمِنِ اَنْ یجْلِسَ مِجْلِسَا یعْصَی اللّهُ فیهِ وَ لایقْدِرُ عِلی تَغْییرِهِ؛(5)برای مؤمن سزاوار نیست در مجلسی بنشیند كه در آن نافرمانی خدا میشود و او نمیتواند جوّ مجلس را عوض كند.
ب: همراه با اذیت و آزار نباشد
یكی دیگر از شرایط شادی و تفریح این است كه با اذیت و آزار دیگران همراه نباشد. متاسفأنه امروزه بسیاری از شادیها همراه با آزار دیگران است؛ مانند: بلند كردن صدای موسیقی، كارناوالهای عروسی، آهنگهای مبتذل، مزاحمتهای تلفنی، كبوتر پرانی، انفجار ترقّه در شبهای شادی و... .
پیامبر اكرم صلیاللهعلیهوآله فرمود: مَنْ آذی مُسْلِمَا فَقَدْ آذانی(6)كسی كه مؤمنی را آزار دهد مرا آزار داده است. امام صادق علیهالسلام فرمود كه خداوند میفرماید: لِیأْذَنَ بِحَرْبٍ مِنّی مَنْ أَذی عَبْدِی الْمُؤْمِن(7)آن كس كه بنده مؤمن مرا بیازارد، به من اعلان جنگ میدهد.
ج: لهو نباشد
انسان اشرف مخلوقات است و برای اهداف عالی - كه همان شناخت ربوبیت است - آفریده شده. او باید به مقام قرب الهی برسد. جای تأسف است كه این انسان با چنین كرامتی در بسیاری از مواقع خود را فراموش كرده، ساعتها وقت خود را به بطالت، هوسبازی، لهو و لعب میپردازد. مجالس شادی اگر دارای هدفی عقلائی نباشد، به لهو میانجامد و
لهو، باطل و حرام است.
در یك تقسیم بندی میتوان شادیها را به دو گروهِ شادیهای پسندیده و شادیهای ناپسند تقسیم كرد. هر یك از این دو نیز دارای مصادیق مختلفی است كه به عنوان نمونه به چند مصداق از آنها اشاره میشود: ملاقات با برادران دینی پیامبر اكرم در وصیت خویش به امام علی علیهالسلام فرمود: یا عَلی ثَلاثٌ فَرِحاتٌ لِلْمُؤْمِنِ فِی الدُّنْیا: لِقاءُ الاخْوانِ وَ تَفْطیرُ الصّائِمِ وَ التَّهَجُّدُ مِنْ آخِرِ الّلیلِ؛(1)ای علی، برای مؤمن در دنیا سه عامل خوشحالی وجود دارد: دیدار برادران دینی، افطار روزه و شب زنده داری در آخر شب.
انجام یك عمل عبادی
اینكه عید فطر و قربان پس از یك ماه عبادت و مراسم عبادی است و بر اساس آنچه از حدیث فوق برمیآید، در بندگی خدا و پس از یك عمل عبادی، شیرینی و شادی خاصی برای مؤمن به وجود میآید كه باید آن را گرامی دارد.
شادی برای حل مشكلات علمی یكی از شادیهای معقول و سازنده، شادی برای رشد علمی و رفع مشكلات علمی است. كسانی كه به مطالعه و دانش عشق میورزند، لحظههای تحصیل و مطالعه خود را بهترین لحظهها میدانند. درباره شیخ طوسی گفتهاند كه گاهی تا صبح روی مسئلهای فكر و مطالعه میكرد، هنگامی كه آن مشكل را حل میكرد، آنچنان بهجت و مسرتی به او دست میداد كه فریاد میزد: اَینَ الْمُلُوك وَ اَبْناءُ الْمُلُوك؛ پادشاهان و شاهزادگان كجا هستند [كه این لذت را درك كنند] .
احیای ارزشها
یكی دیگر از شادیهای مثبت و پسندیده، تشكیل مجالس جشن و سرور به مناسبت روزهای شادی معصومان است؛ مانند: سالروز میلاد پیامبر صلیاللهعلیهوآله و پیشوایان معصوم علیهمالسلام و اعیاد اسلامی. ائمه اطهار علیهمالسلام تأكید كردهاند كه شیعیان، كسانی هستند كه در شادیهای اهلبیت شاد باشند. موارد یاد شده، شادیهای پسندیده را شامل میشد، اما در شریعت اسلام برخی از شادیها ناپسند و نكوهیده است و مؤمنان باید از آنها بپرهیزند. برخی از این شادیها عبارتند از:
شادیهای تمسخرآمیز
یكی از شادیهای منفی، شادیهای تمسخرآمیز است كه به منظور تحقیر و تضعیف دیگران، خصوصاً مؤمنان و حقطلبان انجام میشود؛ مانند خنده فرعون در برخورد با دلایل منطقی و معجزات روشن حضرت موسی علیهالسلام ، چنانكه قرآن كریم میفرماید: «فَلَمّا جاءَهُمْ بِایاتِنا اِذا هُمْ مِنْها یضْحَكُونْ»(2)چون آیات ما را برای آنها آورد، او را مسخره كردند و بر آن خندیدند. و در آیهای دیگر میفرماید: «اِنَّ الّذینَ اَجْرَمُوا كانُوا مِنَ الّذینَ امَنُوا یضْحَكُون»(3)همانا امروز بدكاران بر اهل ایمان میخندند.
شادی به لغزشهای دیگران هر انسانی در طول زندگی لغزش و اشتباهاتی دارد و ممكن است گاهی در موقعیتهایی قرار گیرد كه مورد مضحكه و خنده دیگران واقع شود. لكنت زبان، توپوق زدن در هنگام سخن گفتن و... مواردی هستند كه باعث خنده دیگران میشوند.
حضرت علی علیهالسلام فرمود: لاتَفْرَحْ بِسِقْطَةِ غَیرَكَ فَاِنَّكَ لاتَدْری ما یحْدُثُ بِكَ الزَّمان(4)به لغزش دیگران
خوشحال مشو؛ زیرا نمیدانی كه زمانه با تو چه خواهد كرد.
تجربه نشان داده است هر كس به عیب دیگران بخندد، دیگران هم بر او خواهند خندید. متأسفانه كم نیستند افرادی كه اگر صدها خبر درباره شادی و موفقیت دیگران بشنوند، هیچ عكسالعملی نشان نمیدهند؛ در حالیكه از شنیدن خبر شكست دیگران به وجد میآیند.
خندههای بیمورد
برخی افراد با كوچكترین سخنی - حتی غیر خندهدار - قهقهه سر داده و میخندند. در صدر اسلام عربی بادیهنشین به محضر رسول خدا صلیاللهعلیهوآله رسید، در حالیكه بر ماده شتری چموش سوار بود. پس از عرض سلام، شترش او را از محضر پیامبر صلیاللهعلیهوآله دور كرد و این عمل چند مرتبه تكرار شد. همراهان پیامبر صلیاللهعلیهوآله به او خندیدند و مرد عرب از خنده آنان ناراحت شده، شترش را كشت. پیامبر صلیاللهعلیهوآله به آنان فرمود: «دامنهای شما پر از خون آن شتر است، شما خندیدید و او از رفتار شما عصبانی شد و او را كشت»(1).
شادی به گناه
امام علی علیهالسلام فرمود: اَلتَّبَهُّجُ بِالْمَعاصی اَقْبَحُ مِنْ رُكُوبِها(2)شادی به گناه، زشتتر است از انجام آن. و در روایت دیگری از امام سجاد علیهالسلام نقل است كه فرمود: از خوشحالی به گناه بپرهیز؛ چرا كه خوشحالی به گناه از خود گناه بدتر و بزرگتر است(3).
شادی در مصیبت دیگران
حضرت علی علیهالسلام در تشییع جنازهای شركت كرده بود، ناگهان صدای خنده مردی را شنید، در این هنگام فرمود:
«گویی مرگ در دنیا بر غیر ما نوشته شده، گویی حق بر غیر ما واجب گشته، گویی این مردگانی را كه میبینیم، مسافرانی هستند كه به زودی به سوی ما باز میگردند؛ آنها را در قبر میگذاریم و میراث آنها را میخوریم و گویی بعد از آنها جاودان هستیم»(4).
خنده و شادی در برابر افراد محزون و غصه دار صحیح نیست. امام حسن عسكری علیهالسلام در اینباره میفرماید: لَیسَ مِنَ الْاَدَبِ اِظْهارُ الْفَرَحِ عِنْدَ الْمَحْزُون؛(5)در برابر افراد محزون اظهار شادی كردن، بیادبی است.
شادی مستانه به خاطر مال و ثروت داشتن مال و ثروت، ارزش و افتخار محسوب نمیشود؛ مهم نحوه استفاده از مال و ثروت است كه اگر در مسیر صحیح و درست استفاده شود و دارنده آن به دارایی خود مغرور نشود، ارزش دارد. قرآن كریم درباره قارون میفرماید:
«إِنَّ قَ-رُونَ كَانَ مِن قَوْمِ مُوسَی فَبَغَی عَلَیهِمْ وَءَاتَینَ-هُ مِنَ الْكُنُوزِ مَآ إِنَّ مَفَاتِحَهُو لَتَنُوأُ بِالْعُصْبَةِ أُوْلِی الْقُوَّةِ»(6)همانا قارون یكی از ثروتمندان قوم موسی بود كه بر آنها راه ستم و سركشی را پیش گرفت و ما آنقدر گنج و مال به او دادیم كه حمل كردن كلیدهای آن گنجها، نیرومندان را خسته میكرد.
قارون به جای اینكه از آن همه ثروت، در مسیر صحیح استفاده كند، مغرورانه میگفت: «این ثروت را به وسیله دانشی كه نزد من است به دست آوردهام» و مال و ثروت خود را به رخ مردم میكشید و خودنمایی میكرد، تا اینكه قومش به
او گفتند:
«...لاتَفْرَحْ اِنّ اللّهَ لایحِبُّ الْفَرِحینَ»(1)این همه شادی مغرورانه مكن كه خداوند شادی كنندگان مغرور را دوست نمیدارد.
كارناوال (كاروان) شادی
یكی از سنتهای شادی رایج در غرب «كارناوال» یا كاروان شادی است كه دستهای از مردان و زنان با جامههای مختلف و رنگارنگ در روزهای جشن و شادی به راه میافتند و با بازیها، حركات و آوازهای مختلف موجب تفریح و شادمانی بینندگان میشوند.(2)
این سنت به تقلید از كشورهای غربی، در ایران نیز برگزار میشود كه اوّلین بار در 24 اسفند سال 1311 به مناسبت تولد شاه و با تشویق سرلشكر «آیرم»، رییس شهربانی، علاوه بر جشن و چراغانی، مقدمات كارناوال نیز فراهم گردید و عدهای در آن شركت كردند. در پیشاپیش كاروان شادی، عروسكی از «چارلی چاپلین» قرار داده شده بود كه شیرینكاری میكرد و بعد از آن گروهی با ماسكهای مختلف ساز میزدند و میرقصیدند(3).
متأسفانه، این سنت غربی پس از انقلاب اسلامی نیز به وسیله بعضی غربزدگان به عنوان كاروان شادی، گاهی در بعضی از شهرها و مناطق كشور برگزار میشود؛ مثلاً در سال 1378 جشنواره تابستانی كیش مطرح شد و كارناوال شادی به راه افتاد، در ایام مبارك دهه فجر نیز گاهی همین كارناوالها به بهانه جشن پیروزی انقلاب با رقص و آواز و پوشیدن لباسهای نامناسب و به منظور تحقیر ارزشهای دینی و انقلاب به راه میافتند كه غیر از توهین به نظام ثمری در بر ندارند(4).
پیامبر گرامی صلیاللهعلیهوآله و ائمه معصوم علیهمالسلام به عنوان تبیین كننده اصلی شرع مقدس نسبت به مسئله شادی، هم در گفتار و هم در كردار پرداختهاند. آن پیشوایان پاك در روزهای شادی ضمن شادی و سرور برنامههایی داشتند كه از مجموع آنها چنین برمیآید كه در ایام شادی نیز تكالیف الهی و شرعی تعطیل نمیشود و حد و مرز حلال و حرام باید رعایت گردد. مزاح و شوخی یكی از لوازم مجالس شادی لطیفه و طنز است؛ براستی كه طنز یكی از هنرهای جذاب و مهم است و بوسیله آن میتوان به اهداف سیاسی و اجتماعی خاصی دست یافت. نكتهای كه باید به آن توجه نمود این است كه طنز و لطیفه نباید موجب هجو دیگران شود و آبروی مؤمنان را به خطر اندازد. در برخی از اجتماعات دیده میشود كه برای خنداندن دیگران، در قالب لطیفه به اقوام خاصی توهین میشود كه این مسئله جایز نیست.
در احادیث آمده است: كسی كه به مؤمنی طعنه بزند، خداوند بوی بهشت را بر وی حرام میكند(5).
این مسئله نیز در ضمن استفتائاتی از مراجع مورد پرسش قرار گرفته است.
س: گفتن لطیفههای رایج كشور كه حالت تمسخر قشر، قوم یا مناطقی از مردم كشور را در برمیگیرد، چه حكمی دارد؟
ج: اگر استهزاء آنان محسوب گردد جایز نیست(6).
طبیعت انسان، مزاح را میپسندد و با آن شاد میشود. در آموزههای اسلامی در مورد شوخی دو گونه روایت وارد شده است: یك دسته از روایتها به شوخی توصیه كرده و دستهای دیگر از آن نهی نمودهاند.
پیامبر اكرم صلیاللهعلیهوآله فرمود: من هم مانند شما بشری هستم كه قهرا شوخی و مزاح میكنم(1).
و در جای دیگر میفرماید: من شوخی میكنم، ولی در گفتارم بجز حق و راست نمیگویم(2).
حضرت علی علیهالسلام میفرماید: هرگاه یكی از یاران رسولخدا اندوهگین بود، رسول خدا با شوخی كردن او را شادمان مینمود.
از امام صادق علیهالسلام نیز نقل شده است كه فرمود: مؤمن، شوخ طبع و خوش مشرب است؛ ولی منافق گرفته و خشمآلود میباشد(3).
در برخی از احادیث نیز مزاح و شوخی زیاد نهی شده است: حضرت علی علیهالسلام فرمود: كسی كه زیاد مزاح میكند، شكوه و وقار او كم میشود.
و یا در جای دیگر فرموده: شوخی بسیار آبرو را میبرد و موجب كینه توزی و دشمنی میگردد(4).
در جمع بین این دو دسته از روایات، درمییابیم كه افراط در شوخی و مداومت به آن و یا شوخیهایی كه به دروغ و غیبت منتهی میگردد، پسندیده نیست و گاهی حرام است؛ ولی اگر مزاح بصورت معقول و بر پایه حق باشد، هیچ اشكالی ندارد.
روزی پیامبر صلیاللهعلیهوآله و حضرت علی علیهالسلام خرما میخوردند. پیامبر هسته خرماهایی را كه میخورد، جلوی امام علی علیهالسلام میگذاشت. هنگامی كه از خوردن خرما فارغ شدند، پیامبر صلیاللهعلیهوآله به او فرمود: چقدر خرما خوردهای؟! امام علی علیهالسلام در پاسخ فرمود: هر كس خرما را با هستهاش بخورد پرخور است(5).
روزی زنی خدمت پیامبر صلیاللهعلیهوآله رسید و عرض كرد: مرا سوار شتر كن. حضرت فرمود: ما تو را بر بچه شتر سوار میكنیم. آن زن گفت: بچه شتر قدرت حمل مرا ندارد. پیامبر فرمود: هر شتری بچه شتر دیگر است، هر چند چندین سال داشته باشد(6).
از آنجا كه زینت و زیبایی و آراستگی ظاهری موجب انبساط خاطر و شادی میگردد، پیشوایان دینی ما به زیبایی و زینت اهمیت بسیار داده و آن را در مناسبتهای مختلف گوشزد میكردند. در سیره پیامبر صلیاللهعلیهوآله گفته شده كه آن حضرت همواره در آیینه مینگریست و خود را مرتب میساخت و میفرمود: خداوند دوست دارد وقتی بنده او برای دیدن برادران دینیاش از خانه بیرون میرود، خود را بیاراید.
امام صادق علیهالسلام میفرمود: پیامبر صلیاللهعلیهوآله برای خرید عطر، بیش از طعام و غذا هزینه میكرد(7).
و نیز فرموده: یكایك شما در روز جمعه خود را بیارایید، شست و شو نمایید، خود را معطر سازید، شانه زنید و پاكیزهترین
پیراهن خود را بپوشید و آماده نماز جمعه شوید(1).
در قرآن كریم آمده است: «قُلْ مَنْ حَرَّمَ زینَةَ اللّهَ الَّتی اَخْرَجَ لِعِبادِهِ مِنَ الرِّزْق»(2)بگو چه كسی زینت خدا و طیبات از روزی را كه برای بندگانش آفرید، حرام نموده است؟
حضرت علی علیهالسلام میفرماید: اَلتَّجَمُّلُ مِنْ اَخْلاقِ الْمُؤْمَنین(3)آرایش از اخلاق مؤمنان است.
امام حسن علیهالسلام هرگاه برای اقامه نماز آماده میشد بهترین لباس خود را میپوشید، وقتی یاران وی سبب این كار را جویا شدند، حضرت در پاسخ فرمود: خداوند زیباست و زیبایی را دوست دارد و من خود را برای او زینت میكنم(4).
شادیها مصادیق مختلفی دارند كه یكی از مهمترین آنها مجلسهای شادی است. دین اسلام به بهانههای مختلف مردم را به برپایی مجالس شادی ترغیب و تشویق كرده است؛ مجالسی چون: عروسی، ولیمه، ختنه، اعیاد مذهبی، مولودیها و بزرگداشتها مجالسی هستند كه از نظر دین مورد عنایت واقع شدهاند.
مجلس عروسی
در برخی روایات مطالبی درباره شیوه شادی در مجالس عروسی از جمله آواز خوانی و دف زدن وارد شده است كه مضومن این روایات باید با در نظر گرفتن روایات بسیار دیگری كه درباره نهی از لهو و لغو و غنا و موسیقی و استفاده از ابزار لهو وارد شده است لحاظ شود. فقهای بزرگوار كه فتوا به حرمت غنا و موسیقی و جواز آن در برخی موارد جزئی و استثنائی دادهاند با توجه به تمام آیات و روایات این باب بوده و تنها با دیدن یك روایت نمیتوان حكم به حرمت یا حلیت امری یا چیزی نمود كه از باب نمونه برخی از آنها را در اینجا میآوریم:امام محمدباقر علیهالسلام فرمودند:
پیامبر اسلام صلیاللهعلیهوآله از محله بنیزریق عبور میكرد، هنگامی كه صدای موسیقی شنید، پرسید: چه خبر است؟ گفتند: ای رسول خدا، فلانی عروسی كرده است. آن حضرت فرمود: دینش كامل شده است؛ این ازدواج است نه زنا، ازدواج نباید مخفیانه باشد، باید دودی به آسمان برود، یا صدای دایرهای بلند شود، فرق نكاح و زنا به نواختن دایره است(5).
شیخ طوسی در امالی آورده است كه: پیامبر صلیاللهعلیهوآله از كنار خانه علی بن هبّار عبور میكرد، صدای دف شنید، پرسید: چه خبر است؟ گفتند: علی بن هبّار عروسی دارد. حضرت فرمود: ازدواج خوبی است، زنانیست. سپس فرمود: پایههای ازدواج را محكم كنید و آن را آشكار كنید و دف بنوازید(6).
فیض كاشانی رحمهالله در كتاب محجهالبیضا به نقل از غزالی آورده است: و یستحب اظهار النكاح، قال صلیاللهعلیهوآله : فصل ما بین الحلال و الحرام الدف و الصوت(7)مستحب و پسندیده است كه ازدواج، علنی و آشكار انجام شود. پیامبر اسلام صلیاللهعلیهوآله فرمود: تفاوت میان ازدواج حلال و حرام، دایره زدن و خواندن است.
از این روایات و بسیاری دیگر از احادیث در متون دینی چنین برمیآید كه مجالس عروسی باید به كیفیتی باشد كه شادی و سرور آن در حد محسوسی خودنمایی كند؛ به نحوی كه مجلس عروسی بی سر و صدا مورد نكوهش قرار گرفته است. حال باید دید كه آیا تأمین شادی مجلس عروسی به هر وسیلهای مجاز است؟ و یا اینكه این شادی دارای حد و مرزی معین است؟ اكثر فقهای شیعه غنا و موسیقی را حرام دانسته، تنها برخی از موارد را استثنا كرده و جایز مردهاند. یكی از آن موارد استثنا در عروسی است؛ آن هم با رعایت حد و حدودی كه در ذیل به آنها اشاره میشود:
علامه در كتاب «تذكرة الفقهاء» و «قواعد»، محقق در كتاب «مختصر النافع»، شیخ طوسی در كتاب «نهایة»، شهید دوم در «دروس»، و «مسالك»، مقدس اردبیلی در «مجمع الفائدة و البرهان»، غنا را در عروسیها استثنا كردهاند.
شیخ انصاری و امام راحل نیز غنا و آواز خواندن زنان را در عروسیها در صورتی كه با حرام دیگری آمیخته نشود، حلال دانستهاند.(1)
نویسنده كتاب جواهر، استثنای غنا را در عروسیها پذیرفته، ولی میگوید: «سزاوار است كه آوازخوان زن در مجالس زنانه باشد نه مرد»(2).
آیتاللّه خویی رحمهالله نیز غنا و آواز برای زنان و مردان را در عروسیها در صورتی كه به حرام دیگری آمیخته نشود، مباح دانسته است(3).
علی بن جعفر نظر امام موسی بن جعفر علیهالسلام را درباره غنا در اعیاد فطر و قربان و روزهای جشن و سرور پرسید. آن حضرت پاسخ داد: لا بَأْسَ بِهِ ما لَمْ یعْصَ بِهِ(4)مادامی كه با آن معصیت نشود، اشكالی ندارد.
در مراسم عروسی حضرت فاطمه علیهاالسلام ام سلمه همسر پیامبر صلیاللهعلیهوآله ، سرودی را زمزمه كرده است كه مضمون آن به این شرح است: ای همسایگان، به یاری خداوند به همراه فاطمه حركت كنید. و در همه حالات خدا را شكرگزار باشید. نعمتهای پروردگار را به یاد داشته باشید. و شكر آنها را - كه خداوند از هر بدی و آفت محفوظ داشته - به جا آورید. خداوند ما را پس از كفر هدایت كرد. و پروردگار آسمانها به زندگی ما نشاط داد. به همراه بهترین زنان جهان حركت كنید. كه همه عمهها و خالهها به فدای او باد. ای دختر كسی كه خداوند وی را به خاطر وحی و رسالت، بر همه عالمیان برتری داده است(5)
و اذكرن ماانعم رب العلی من كشف مكروه و آفات
فقد هدانا بعد كفر و قد
انعشنا رب السماوات
و سرن مع خیر النساء الوری تغدی بعمات و خالات
یا بنت من فضله ذوی العلی
بالوحی منه و الرسالات
بحارالانوار، ج 103، ص 40
. آنچه در مسئله غنا و موسیقی در مجالس شادی قابل توجه است، این است كه غنا و موسیقی مطرب و لهو نباشد و به تعبیر دیگر، انسان را از حالت طبیعی خارج نسازد. ملاك این كه غنا و موسیقی لهوی است یا غیر لهوی، به عرفواگذار شده است.
یكی از كارهایی كه امروزه در عروسیها رسم شده، این است كه داماد در مجلس زنانه و پیش عروس حاضر میشود و نیز از آنها عكس و فیلم تهیه میكنند. آیا این كار از نظر شرعی جایز است؟ آنچه از دیدگاه مراجع معظم تقلید برمیآید، این است كه این كار اگر موجب نگاه به نامحرم نشود، اشكالی ندارد. ولی از آنجایی كه مجالس زنانه حال و هوای خود را دارد و نگاه نكردن تقریباً امری غیر ممكن است، بهتر است این كار صورت نگیرد(1).
1) . برای توضیح بیشتر به استفتائات آیات عظام: خامنهای، مكارم، فاضل، بهجت، و تبریزی رجوع شود.
استفاده از كراوات
پوشش، مسئلهای دینی و ملی است كه متأسفانه به شایستگی رعایت نمیشود. برخی از اشخاص (دختر یا پسر) طوری لباس میپوشند كه به راحتی میتوان «آرم» چند كشور را از لباسهای آنان به دست آورد. در واقع معجونی شدهاند كه هیچگونه اصالتی ندارند. از دیدگاه اسلام مسئله پوشش مورد عنایت خاصی واقع شده است.
امام صادق علیهالسلام میفرماید:
خداوند به یكی از پیامبران وحی كرد كه به مؤمنان بگو: در لباس، خوراك و آداب و رسوم، دشمنان خدا را سرمشق قرار ندهید، كه اگر چنین كنید شما هم مانند آنان، دشمنان خدا محسوب میگردید(1).
یكی از مصادیق فرهنگ غرب، كراوات زدن است كه متأسفانه پس از دو دهه كه از انقلاب شكوهمند ایران میگذرد، دوباره قبح آن شكسته شده و بصورت محسوسی در مجامع مختلف از آن استفاده میشود؛ مخصوصاً در مجالس عروسی و برای شخص داماد دارای اهمیت خاصی است. تقریباً همه مراجع معظم تقلید از بستن كراوات - به عنوان اینكه زی غیر مسلمین است - نهی فرمودهاند(2).
یكی دیگر از اموری كه در مجالس شادی، مخصوصاً مجلس عروسی باید به آن توجه كرد، مسئله اختلاط زن و مرد و نیز ارتباط آنان با یكدیگر است. زن و مرد مسلمان و متدین میدانند كه در اسلام برای اشخاص، حریمهای خاصی قرار داده شده و زن و مرد بصورت مطلق آزاد نیستند تا هرگونه كه بخواهند، با جنس مخالف ارتباط برقرار كنند. در مجالس عروسی نیز آنچه جایز است و مشكل خاصی ندارد، ارتباط محرمها با یكدیگر است، ولی نامحرمها باید حدود شرعی را مراعات كنند؛ بنابراین دختر عمو و دختر خاله و امثال آنها اگر خواهر رضاعی انسان نباشند، نامحرم بوده و اگر نگاه كردن و حرف زدن با آنها محل ریبه باشد و انسان را دچار گناه كند، جایز نیست.
س: شركت در عروسیها و مجالسی كه محرم و نامحرم مختلط هستند، چه صورت دارد؟(3)
آیتاللّه بهجت: با فرض اشتمال بر حرام یا مفسده، باید اجتناب شود و اختلاط زن و مرد هم جایز نیست.
آیتاللّه سیستانی: اگر به نحوی است كه موجب مفسده و یا ارتكاب گناه است، جایز نیست.
آیتاللّه فاضل لنكرانی: جایز نیست و باید آنها را منع كرد.
آیتاللّه تبریزی: چنانچه اختلاط مرد و زن نامحرم همراه ارتكاب حرامی باشد، یا سبب تحریك شهوت بر حرام گردد جایز نیست.
آیتاللّه مكارم شیرازی: در فرض مسئله كه مجلس به صورت مجلس گناه در آمده و مجلس سالم اسلامی نیست، شركت در آن حرام است.
یكی از مسائل مهم در عروسیها مسئله فیلمبرداری و عكسبرداری است كه از جهات گوناگون قابل بررسی میباشد. مهمترین این مسائل از رساله اجوبة الاستفتائات به این شرح است:
س: هنگام جشن عروسی چند عكس از من گرفته شد كه در آنها حجاب كامل نداشتم، این عكسها در حال حاضر نزد دوستان و اقوام من هستند، آیا جمع آوری آنها بر من واجب است؟
ج: اگر وجود عكسها نزد دیگران مفسدهای ندارد و یا بر فرض ترتب مفسده، شما در دادن عكسها به دیگران نقشی
نداشتهاید، یا جمع كردن آنها از دیگران برای شما مشقت دارد، تكلیفی در اینباره ندارید(1).
س: آیا جایز است زن در جشنهای عروسی بدون اجازه شوهرش عكس بیندازد؟ و بر فرض جواز، آیا مراعات حجاب كامل در آن واجب است؟
ج: اصل عكس گرفتن منوط به اجازه شوهر نیست، ولی اگر احتمال بدهد كه اجنبی عكس او را میبیند و عدم رعایت حجاب كامل، منجر به مفسدهای شود، مراعات آن واجب است(2).
س: اگر عروس در شب جشن عروسی روپوش روشن و نازكی بر سرش بیندازد، آیا جایز است مرد اجنبی از او عكس بگیرد؟
ج: اگر مستلزم نگاه حرام به زن اجنبی باشد، جایز نیست وگرنه اشكال ندارد(3).
س: فیلمبرداری و عكاسی در برخی از مجالس عروسی - كه به علت لاابالیگری مسائل محرم و نامحرم احیاناً رعایت نمیشود - توسط عكاس زن - كه شغلش این است - چه حكمی دارد؟
ج: مراعات كامل حجاب اسلامی در برابر نامحرم در هر حال لازم است و فیلمبرداری از مجالس زنانه یا از مجالس مختلط، اگر مستلزم نظر حرام یا موجب اشاعه فساد و ترتب مفاسد باشد، جایز نیست(4).
برخی از مراجع نیز در جواب این سئوال فرمودهاند: عكاسی زن اشكال ندارد، مشروط بر اینكه خودش مرتكب كار حرامی نشود(5).
برپایی مجالس عقد و عروسی در روزهای سوگواری معصومان نوعی بیاحترامی به آنان محسوب میشود و شایسته نیست كه مؤمن در آن روزها به برپایی چنین مجالسی مبادرت ورزد.
امام صادق علیهالسلام فرمود: شیعیان ما كسانی هستند كه در شادیهای ما شاد و در غم و اندوه ما غمگین میباشند. با این حال آیا میشود در ایام سوگواری معصومان به شادی پرداخت و یا مجلس عقد و عروسی برپا نمود؟
س: برپایی مجلس عقد یا عروسی در ایام و لیالی شهادت ائمه معصومین علیهمالسلام و راه اندازی كاروانهای شادی كه موجب هتك حرمت این ایام و مناسبتها میشود چه صورتی دارد؟(6)
آیتاللّه خامنهای: اگر موجب توهین و هتك باشد، اجتناب لازم است.
آیتاللّه بهجت: در صورت صدق عنوان هتك، حكم آن نزد متشرعه واضح است.
آیتاللّه مكارم شیرازی: در فرض مسئله حرام است.
آیتاللّه صافی گلپایگانی: این گونه حركات مناسب دوستان اهل بیت علیهمالسلام نیست، مؤمنان باید از آن بپرهیزند.
آیتاللّه تبریزی: تزویج و عقد و عروسی در ایام سوگواری ائمه، بركتی ندارد و راه انداختن كاروان شادی در كوچه و خیابان در آن ایام جایز نیست و همچنین در غیر ایام سوگواری كه معرض فساد است، جایز نیست.
حضرت امام رضا علیهالسلام به «ریان بن شبیب» فرمود: اِنَّ سِرَّك اَنْ تَكُونَ مَعَنا فِی الدَّرَجاتِ الْعُلی مِنَ الْجِنانِ فَاحْزَن
لَحُزْنِنا و افْرَحْ لِفَرَحِنا(1)اگر دوست داری در درجات عالی بهشت، همراه ما باشی، در حزن ما محزون و در شادی ما شاد باش.
س: ملاك تمییز موسیقی حلال از حرام چیست؟ و آیا موسیقی كلاسیك حلال است؟
ج: هر موسیقی كه به نظر عرف موسیقی لهوی و مطرب كه مناسب با مجالس عیش و نوش است باشد، موسیقی حرام محسوب میشود و فرقی نمیكند كه موسیقی كلاسیك باشد یا غیر كلاسیك، تشخیص موضوع هم موكول به نظر عرف مكلف است و اگر موسیقی اینگونه نباشد، بخودی خود اشكال ندارد(2).
س: منظور از موسیقی مطرب و لهوی چیست؟ و راه تشخیص موسیقی مطرب و لهوی از غیر آن چیست؟ ج: موسیقی مطرب و لهوی آن است كه به سبب ویژگیهایی كه دارد، انسان را از یاد خداوند متعال و فضایل اخلاقی دور نموده، به سمت بی بند و باری و گناه سوق دهد و مرجع تشخیص موضوع، عرف است.(3)
گاهی در برخی محافل عروسی دیده میشود كه از نوارهای ترانه خوانندگان زمان طاغوت استفاده میشود و وقتی تذكر داده میشود میگویند شخص مهم نیست و ما فقط به محتوای آن توجه میكنیم. حال واقعاً چنین است؟
س: آیا شخصیت نوازنده و محل نواختن و یا غرض و هدف از آن در حكم موسیقی تأثیر دارد؟
ج: موسیقی حرام، مطرب و لهوی مناسب با مجالس لهو و گناه است و گاهی شخصیت نوازنده یا كلام همراه آهنگ یا مكان و یا سایر شرایط در اینكه موسیقی تحت عنوان موسیقی مطرب و لهوی حرام و یا عنوان حرام دیگر قرار بگیرد، مؤثر است؛ مانند اینكه بر اثر آن امور، منجر به تربیت فساد شود(4).
برخی میگویند ملاك حرمت موسیقی تهییج است. پس اگر كسی تهییج نشود، هر چند از تمام انواع موسیقیها استفاده كند، كار حرامی مرتكب نشده است. امّا اینگونه نیست و گوش دادن به موسیقی مطرب و لهوی به هر صورتی كه باشد گناه است.
س: آیا معیار حرمت موسیقی فقط مطرب و لهوی بودن آن است یا اینكه میزان تحریك و تهییج آن هم تأثیر دارد؟ و اگر باعث حزن و گریه شنونده شود چه حكمی دارد؟ خواندن و شنیدن غزلهایی كه به صورت سه ضرب و همراه با موسیقی خوانده میشود، چه حكمی دارد؟
ج: ملاك آن ملاحظه كیفیت نواختن موسیقی با در نظر گرفتن همه خصوصیات و ویژگیهای آن است و اینكه از نوع موسیقی مطرب و لهوی مناسب با مجالس لهو و گناه باشد، هر موسیقی كه به حسب طبیعت خود، از نوع موسیقی لهوی باشد حرام است؛ اعم از اینكه مهیج باشد یا خیر و موجب ایجاد حزن و اندوه و حالات دیگر در شنونده بشود یا نه. هرگاه غزلهایی كه همراه موسیقی خوانده میشوند، به صورت غنا و آواز لهوی مناسب مجالس لهو و لعب در آیند، خواندن و شنیدن آنها حرام است(5).
یكی از مواردی كه در مجالس عروسی رایج است، مسئله آواز خواندن است. برخی از افراد به محض شنیدن هرگونه صدایی آن را حرام میدانند. به راستی غنا چیست؟ آیا هر غنایی حرام است؟ در مباحث فقهی بحثهای مفصلی درباره غنا آمده است. آنچه مناسب این نوشتار میباشد، استفتائاتی است كه در مورد غنا از مراجع شده و در یك جمعبندی
میتوان گفت كه هر صدایی غنا نیست و غنای حرام دارای تعریف مشخصی است.
س: غنا چیست؟ آیا غنا فقط شامل صدای انسان است یا اینكه شامل صداهای حاصل از آلات موسیقی هم میشود؟
ج: غنا عبارت است از صدای انسان، در صورتی كه با ترجیع و طرب همراه بوده و مناسب مجالس لهو و گناه باشد. خواندن به این صورت و گوش دادن به آن حرام است(1).
حضرت آیتاللّه خامنهای دامت بركاته در استفتایی دیگر فرمودهاند: غنا، خوانندگی مطرب و ملهی متناسب با مجالس عیش و نوش است و موسیقی، نوازندگی با همان اوصاف است و این دو در حكم با هم فرقی ندارند و هر دو حراماند(2).
برخی از مراجع نیز در تعریف غنا گفتهاند: غنا، آوازی است كه در آن، صدا را در گلو میگردانند - كه به زبان عرفی به آن چهچهه میگویند - و طربانگیز است و مناسب مجالس لهو و لعب بوده و حرام است و موسیقی به یك تعریف، تركیب اصوات است به نحوی كه خوش آیند باشد؛ بنابراین اگر مناسب مجالس لهو و لعب باشد حرام است(3).
بعضی دیگر گفتهاند: كلیه صداها و آهنگهای مناسب مجالس لهو و فساد حرام است و تشخیص آن با مراجعه به اهل عرف خواهد بود(4).
نظر یكی دیگر از مراجع این است: غنا، عبارت از آوازی است كه مشتمل بر ترجیع صوت و طربانگیز و مناسب با مجالس طرب باشد و موسیقی، گاه بر غنا و گاه بر آلات مختلف موسیقی مانند: تار، سنتور، دف و... اطلاق میشود. موسیقی را اگر به همان معنای غنا و آوازها و سازها و بكار گرفتن آنها بدانیم، فراگرفتن موسیقی كه از قدیم الایام بین اهل لهو و بزم متداول بوده، در كشورها و مناطق مختلف انواعی از آن بكار برده میشد و میشود، همه حرام است(5).
در برخی مجالس عروسی و یا غیر عروسی؛ مانند اتوبوسها و تاكسیها اگر به آهنگی اعتراض شود، در جواب گفته میشود كه این آهنگ و یا مشابه آن را صدا و سیما نیز پخش میكند و یا وزارت ارشاد مجوز آن را صادر كرده است. آیا صرف پخش از صدا و سیما و یا داشتن مجوز از وزارت ارشاد موجب حلیت موسیقی میشود؟ حضرت امام خمینی قدسسره در پاسخ به سؤالی در اینباره چنین فرمودهاند:
س: به نظر حضرتعالی استماع آهنگهایی كه از صدا و سیما پخش میشود چگونه است؟ ج: موسیقی مطرب جایز نیست و آهنگهای مشكوك اشكال ندارد(6).
مقام معظم رهبری در پاسخ به سؤالی چنین میگویند:
س: آیا استماع تمام برنامههای صدا و سیما از نظر شرعی جایز است یا خیر؟
جواب: در برنامههای صدا و سیما ممكن است مواردی منطبق بر موازین شرعی نباشد و تشخیص موضوع بر عهده شخص شنونده یا بیننده است. اگر تشخیص دهد كه این موسیقی مطرب لهوی است، یا این برنامه مفسدهانگیز است، نباید گوش كند و ببیند(7).
س: با توجه به كیفیت فیلمها (خارجی یا داخلی) و موسیقیهایی كه از تلویزیون جمهوری اسلامی پخش میشود، دیدن و گوش دادن به آنها چه حكمی دارد؟
ج: اگر افراد شنونده و بیننده تشخیص دهند موسیقیای كه از رادیو و تلویزیون پخش میشود، از نوع موسیقی مطرب لهوی مناسب با مجالس لهو و گناه است و یا دیدن فیلمی كه از تلویزیون پخش میشود، مفسده دارد، دیدن و شنیدن آنها برای آنها جایز نیست و مجرد پخش از رادیو و تلویزیون حجّت شرعی برای جواز محسوب نمیشود(1).
س: گاهی از رادیو و تلویزیون آهنگهایی پخش میشود كه به نظر من مناسب مجالس لهو و فسق هستند. آیا بر من واجب است كه از گوش دادن به آنها خودداری نموده و دیگران را هم از آن منع كنم؟
ج: اگر آنها را از نوع موسیقی مطرب و لهوی مناسب با مجالس لهو میدانید، جایز نیست به آنها گوش دهید، ولی نهی دیگران از باب نهی از منكر منوط به این است كه احراز نمایید آنان هم آهنگهای مزبور را از نوعِ موسیقی حرام میدانند(2).
معمولاً در عروسیها برخی از خوانندههای زن ترانه میخوانند و بعضی از متدینین ناراحت شده، با اعتقاد به اینكه شنیدن صدای زن حرام است، به خوانندگان و بانیان مجالس اعتراض میكنند. به راستی آیا اینگونه است؟ س: گوش دادن به صدای زن، هنگامی كه شعر و غیر آن را با آهنگ و ترجیع میخواند، اعم از اینكه شنونده جوان باشد یا پیر، مذكر باشد یا مؤنث چه حكمی دارد؟ و اگر آن زن از محارم باشد، حكم آن چیست؟ ج: اگر صدای زن به صورت غنا نباشد و گوش دادن به صدای او هم به قصد لذت و ریبه نبوده و مفسدهای هم بر آن مترتب نگردد، اشكال ندارد و فرقی بین موارد فوق نیست(3).
اخیراً در بسیاری از محافل و مجالس، مخصوصا عروسیها رسم شده كه از انواع موسیقیها و رقصها استفاده میشود و اگر كسی تذكر دهد، میگویند موسیقی سنتی است و اشكال ندارد. آیا قضیه چنین است و موسیقی سنتی جایز است؟
س: آیا موسیقی سنتی كه میراث ملی ایران میباشد حرام است یا خیر؟
ج: چیزی كه از نظر عرف، موسیقی لهوی مناسب با مجالس لهو و معصیت محسوب میشود، بطور مطلق حرام است و در این مورد فرقی بین موسیقی ایرانی و غیر ایرانی و موسیقی سنتی و غیر آن نیست(4).
یكی از مباحثی كه در كتب فقهی به صورتی مفصل مورد بحث واقع شده، مسئله ابزار و آلات موسیقی است كه در اینباره روایات فراوان و مختلفی وارد شده است. برخی تمام ابزارها را مورد نهی قرار داده و بعضی دیگر بین آنها تفصیل دادهاند. آنچه به عنوان اجمال و در حد این نوشتار میتوان بیان كرد، این است كه از این ابزار، هم استفاده حلال میگردد و هم استفاده حرام. خرید و فروش به قصد استفاده حلال از آن مشكل خاصی ندارد. ولی مسئله گوش كردن به آنها تابع مسئله شنیدن موسیقی و غنا است كه اگر موسیقی مطرب بوده و مناسب با مجالس لهو و لعب و گناه باشد، بوسیله هر ابزاری كه نواخته شود، شنیدن آن جایز نیست.
س: معمولا مرسوم است كه در جشنوارههای هنری كشوری و منطقهای و... از گروههای سرود آن هم با ادوات و ابزاری مانند: دوتار، شش تار، پیانو، تنبك، دایره، دف و... استفاده میشود در این رابطه حكم اللّه را بیان فرمایید؟
ج: اگر در نظر شنونده از قسم خوانندگی و نوازندگی مطرب لهوی كه غالبا در مجالس لهو و گناه از آن استفاده میشود
نباشد، گوش دادن به آن اشكال ندارد و گرنه جایز نیست(1).
س: خرید و فروش آلات موسیقی چه حكمی دارد؟ و حدود استفاده از آنها كدام است؟
ج: خرید و فروش آلات مشترك برای نواختن موسیقی غیر لهوی اشكال ندارد(2).
س: آلات موسیقی كه دانشآموزان مدارسِ عضو گروههای سرود آموزش و پرورش از آن استفاده میكنند، چه حكمی دارند؟
ج: آن دسته از آلات موسیقی كه در نظر عرف از آلات مشترك قابل استفاده برای كارهای حلال محسوب میشوند، جایز است كه بطور غیر لهوی و برای مقاصد حلال به كار گرفته شوند، ولی آلاتی كه عرفاً از آلات مخصوص لهو محسوب میشوند، جایز نیست مورد استفاده قرار گیرند(3).
س: آیا ساخت سنتور - كه از آلات موسیقی محسوب میشود - و كسب درآمد با آن به عنوان شغل جایز است؟ آیا بهرهگیری از اموال و كمك به ساخت سنتور به منظور توسعه و تكمیل صنعت سنتور سازی و تشویق نوازندگان به نواختن آن جایز است؟ و آیا آموزش موسیقی سنتی ایرانی به قصد نشر و احیای موسیقی اصیل جایز است؟
ج: استفاده از آلات نوازندگی موسیقی برای اجرای سرودهای ملّی یا انقلابی یا هر امر حلال و مفیدی تا زمانی كه به حد طرب و لهو مناسب با مجالس لهو و معصیت نرسیده اشكال ندارد. همچنین موسیقی و تعلیم و یادگرفتن و ساختن آلات آن برای اهداف مذكور، فی نفسه اشكال ندارد(4).
س: چه آلاتی لهو محسوب میشوند و استفاده از آنها به هیچ وجه جایز نیست؟
ج: آلاتی كه نوعا در لهو و لعب به كار میروند و منفعت حلالی در بر ندارند(5).
گاهی مشاهده میشود در عروسیها به جای استفاده از ضرب و تنبك، از طشت و سطل استفاده میشود و برخی چنین میپندارند كه چون این وسایل از آلات موسیقی نیستند، پس هر گونه استفاده از آنها جایز است.
س: آیا زدن بر ظرفها و سایر وسایلی كه جزء آلات موسیقی نیستند، در عروسیها توسط زنان جایز است؟ اگر صدا به بیرون از مجلس برسد و مردان آن را بشنوند چه حكمی دارد؟
ج: جواز این عمل بستگی به كیفیت نواختن دارد. اگر به شیوه متداول در عروسیهای سنتی باشد و لهو محسوب نشود و فسادی هم بر آن مترتب نگردد، اشكال ندارد(6).
س: دف زدن توسط زنان در عروسیها چه حكمی دارد؟
ج: استفاده از آلات موسیقی برای نواختن موسیقی لهوی و مطرب جایز نیست، اما آوازخوانی در مجالس عروسی، بعید نیست برای زنان جایز باشد(7).
بنابراین استعمال آلات و ابزاری كه هنرمندان برای پرداختن و تنظیم سرودهای مفید در بعد اخلاقی، اجتماعی، علمی، فرهنگی و مذهبی حلال به كار میگیرند، بیاشكال است؛ زیرا در این صورت این آلات و ابزار، آلات مشترك میشوند كه هرگاه برای تنظیم و پرداختن به سرودهای مفید به كار گرفته شوند، حلال و هرگاه در سرودهای لهوی و بی فایده
به كار گرفته شوند، حرام خواهند بود.
البته این حكم اختصاص به آلات لهو ندارد و شامل صدای انسان و غیر او نیز میشود. خوانندگی زنان در مجالس شادی یكی از اموری كه این روزها در حال رواج گرفتن است و به صورت رسم درآمده، خوانندگی زنان در مجالس زنانه است (روضه یا مولودی)؛ در اینگونه مجالس صدای زنان خواننده با بلندگو پخش شده و معمولا در كوچه و خیابان به گوش نامحرمان میرسد و چه بسا موجب تحریك آنان میشود. آیا این گونه مجالس جایز است؟ همه مراجع عظام در اینباره اتفاق نظر دارند كه اگر این صداها موجب تحریك شده، انسان را در معرض فساد اخلاقی قرار دهد جایز نیست(1).
مزدی كه زنان خواننده در عروسیها میگیرند هیچ اشكالی ندارد. برخی روایات این مسئله را بیان كردهاند كه دو نمونه زیر از آن دستهاند:
امام صادق علیهالسلام در مورد درآمد زنان خواننده میفرماید: اَجْرُ الْمُغَنِّیةِ الَّتی تَزُفُّ الْعَرائِسَ لَیسَ بِهِ بَأْسٌ وَ بالّتی یدْخُلُ عَلَیه الرّجال(2)مزدی كه به زن خواننده در عروسیها داده میشود اشكال ندارد؛ زیرا در عروسیها فقط زنان حضور دارند و مردان نیستند.
در روایت دیگر فرمود: اَلْمُغَنِّیةُ تَزُّفُ الْعَرائِسَ لابَأْسَ بِكَسْبِها(3)از درآمد زنی كه در عروسیها میخواند، منعی نیست. رقص و دستافشانی رقص در لغت به معنای لعب، بازی، اضطراب و بالا و پایین رفتن است و در اصطلاح، رقص به حركات موزون جسمانی گفته میشود كه به طور فردی یا گروهی و متناسب با وزنها و آهنگهای موسیقی و به منظور
خاصی انجام میگیرد. رقص در فرهنگ غرب، هنر محسوب میشود.
از این دیدگاه رقص به معنای احساس و بیان رابطه انسان با طبیعت، جامعه، آینده و خدایان است. انسان با مشاهده اركانی كه در سیر و حركتی موزون است، معانی و تعاریف خاصی از آن نموده است.
در فرهنگ هندی «شیوا» خدای رقص و حركات اعضای بدن او همان حركت كیهانی است. در مذاهب هند، رقص مذهبی بیان كننده این معنی است كه جسم نیز میتواند مقدس باشد.
در آفریقا نیز آداب و رسوم خاصی برای رقص وجود دارد؛ رقاصان هنگام رقص، صورتكهایی به چهره زده و پرهایی را روی كلاههای خود نصب میكنند. به این نیت كه نیرویی فوق طبیعت از طریق كار و تلاش و جنس و حركات گروهی تولید میشود و به این وسیله، بشر خود را به طبیعت پیوند میدهد.
رقص را به شكلها و روشهای مختلف میتوان در فرهنگهای گوناگون تقسیمبندی كرد. برخی از انواع رقص عبارتند از:
س: اگر در مجلس عقد و عروسی، بچهها برقصند و مردان دیگر دست بزنند، جایز است؟
ج: بچهها تكلیف ندارند و حكم دست زدن هم اگر به نحو غنایی نباشد اشكال ندارد.
س: رقص كودك ممیز در مجالس زنان یا مردان، اعم از اینكه پسر باشد یا دختر، چه حكمی دارد؟
ج: كودك غیر بالغ، چه پسر و چه دختر تكلیفی ندارد. ولی سزاوار نیست افراد بالغ او را تشویق به رقص كنند(1).
رقص محلی؛ در برخی از مناطق رقصهایی هست كه در مناسبتهای شادی اجرا میشود؛ مانند چوب بازی و... این رقصها اگر تحریك كننده نباشد و به صورتی مختلط و دارای مفسده نباشد بی اشكال است.
س: آیا رقص محلی در عروسیها جایز است؟ شركت در این مجالس چه حكمی دارد؟
ج: اگر رقص بگونهای باشد كه باعث تحریك شهوت شده و یا مستلزم فعل حرام یا ترتب مفسدهای باشد، جایز نیست و شركت در مجالس رقص هم اگر به عنوان تأیید كار حرام دیگران محسوب شود و یا مستلزم كار حرامی باشد، جایز نیست و در غیر این صورت اشكال ندارد(2).
س: رقص محلی مرد برای مرد و زن و یا مرد در بین زنان و زن در بین مردان چه حكمی دارد؟
ج: اگر به گونهای باشد كه شهوت را تحریك كند و یا مستلزم فعل حرام یا ترتب مفسدهای باشد و یا زن در بین مردان بیگانه برقصد، حرام است(3).
س: دبكه چه حكمی دارد؟ (نوعی رقص محلی است كه در آن افراد دستها را به هم انداخته و بگونهای هماهنگ پاهای خود را همراه با پرش و حركات بدنی به زمین میكوبند كه صدای شدید و منظمی ایجاد میكند).
ج: دبكه حكم رقص را دارد؛ بنابراین اگر به گونهای باشد كه شهوت را تحریك كند، یا همراه با استفاده از آلات لهو و به صورت لهوی باشد و یا فسادی بر آن مترتب شود، حرام است و در غیر این صورت اشكال ندارد(4).
رقص ورزشی؛ در برخی مناسبتهای ورزشی برخی ورزش كاران، دست و پا و تمام بدن خود را برای هدف ورزشی به حركت در میآورند، مثلا در زورخانهها، چرخیدن همراه با ضرب و آهنگ انجام میشود؛ این نوع چرخیدن همراه با ضرب مرشد، از آنجایی كه محرك شهوت نمیباشد و هیچ مفسدهای بر آن مترتب نیست، اشكال ندارد.
رقص مبتذل؛ تمام رقصهایی كه مفسدهانگیز و باعث هتك حرمت انسان و باعث تهییج شهوت او باشد، رقص مبتذل بوده و در حرمت آن هیچ شكی وجود ندارد.
رقص شادی (معمولی)؛ در این نوع رقص كه در مناسبتهای شادی انجام میشود، زنها در میان زنان و مردها در میان مردان میرقصند. در رابطه با این نوع رقص احكام و فتاوای گوناگونی وجود دارد كه میتوان آنها را به چند دسته تقسیم كرد:
گروهی از مراجع به صورت مطلق آن را حرام میدانند(5).
برخی از مراجع بین موارد این رقص تفصیل قائل شدهاند؛ یعنی رقص مرد در میان مردان را نهی میكنند، در خصوص رقص زن در میان زنان احتیاط كرده و رقص كودكان و دست زدن بزرگترها را بی اشكال میدانند.
برخی از مراجع رقص را تا زمانی كه فسادی بر آن مترتب نشود جایز میدانند. از دیدگاه این مراجع رقص زن برای زنان و مرد برای مردان اگر متضمن مفسده نباشد جایز است. س: آیا رقص و دست زدن مرد در میان مردان و زن در میان زنان در مناسبتهای شادی مثل عروسی جایز است؟
ج: فی نفسه اشكال ندارد، اگر متضمن حرامی مثل اختلاط زن و مرد و مانند آن نباشد. و اللّه العالم(1).
سؤال: رقص زن برای زن و رقص مرد برای مرد چگونه است؟
ج: رقص برای جنس موافق، با همراه نبودن محرمات دیگر مانعی ندارد(2).
س: حكم نشستن زن در تالارها و مجالس عروسی چیست، در صورتی كه خانمی مشغول رقص باشد؟
ج: اگر جهت مُحرَّمی در كار نباشد مانعی ندارد(3).
س: آیا رقص زن برای شوهرش یا مرد برای همسرش حرام است؟
ج: اگر رقص زن برای شوهرش یا برعكس، همراه ارتكاب حرامی نباشد، اشكالی ندارد(4).
س: رقص دسته جمعی مردان چه حكمی دارد؟ مشاهده رقص دختران خردسال از تلویزیون و غیر آن چه حكمی دارد؟
ج: اگر رقص بگونهای باشد كه موجب تحریك شهوت شود و یا مستلزم كار حرامی باشد، حرام است؛ ولی اگر نگاه كردن به آن باعث تأیید فرد گناهكار و تجرّی او و ترتب فساد نشود، اشكال ندارد(5).
س: رقص مرد برای مرد و زن برای زن چه حكمی دارد؟ اگر رفتن به عروسی به خاطر احترام به عادتهای اجتماعی باشد، آیا به علت احتمال وجود رقص اشكال شرعی دارد؟
ج: بطور كلی اگر رقص بگونهای باشد كه منجر به تحریك شهوت شود، یا مستلزم فعل حرام یا ترتب مفسدهای باشد، حرام است؛ ولی اصل شركت در عروسی هایی كه احتمال رقص در آنها وجود دارد، تا زمانی كه به عنوان تأیید، مرتكب كار حرام محسوب نشود و موجب ابتلا به حرام هم نشود اشكال ندارد.
س: رقص زنان در برابر مردان در مجالس عروسی روستایی كه آلات موسیقی در آنها بكار میرود، چه حكمی دارد و تكلیف ما در برابر آن چیست؟
ج: رقص زنان در برابر بیگانگان و همچنین هر رقصی كه موجب مفسده و برانگیخته شدن شهوت گردد، حرام است و بكارگیری آلات موسیقی و گوش دادن به آنها هم اگر به صورت لهوی و مطرب باشد، حرام است و وظیفه مكلفین در این موارد، نهی از منكر است.
س: رقص مردان در برابر زنانی كه از محارم آنها هستند و همچنین رقص زنان در برابر مردانی كه از محارم آنان هستند، اعم از اینكه سببی باشند یا نسبی، چه حكمی دارد؟
ج: در رقص حرام فرقی بین مرد یا زن نیست و همچنین فرقی نمیكند كه در برابر محرم باشد یا در برابر نامحرم.
س: آیا رقصیدن در جشن عروسی فرزندان جایز است؟ هر چند توسط پدران یا مادران در مجالس عروسی فرزندانشان باشد؟
ج: اگر از نوع رقص حرام باشد، حرام است؛ هر چند توسط پدران و مادران در مجالس عروسی فرزندانشان باشد.
س: ایجاد مركزی برای آموزش رقص چه حكمی دارد؟
ج: ایجاد مراكز تعلیم و ترویج رقص با اهداف نظام اسلامی منافات دارد(6).
در مورد دست زدن و سوت زدن در قرآن چنین آمده است: «وَ ما كانَ صَلاتُهُمْ عِنْدَ الْبَیتِ اِلاّ مُكاءً وَ تَصْدِیةَ فَذُوقُوا الْعَذابَ بِما كُنْتُمْ تَكْفُرُونَ»(1)و نمازشان در خانه خدا جز سوت كشیدن و كف زدن نبود، پس به سزای آنكه كفر میورزیدید، این عذاب را بچشید. این آیه خطاب به مشركان است؛ آنان در خانه خدا به جای نماز و عبادت و دعا، دست میزدند و سوت میكشیدند. به همین جهت خداوند متعال این كار آنان را زشت شمرد. برخی، این آیه را به گونهای دیگر تفسیر كردهاند. آنان میگویند مردم مسلمانی كه با آداب تمام و كامل، خانه خدا را زیارت میكنند و یا در مساجد با احترام عبادت میكنند، اما در مناسبتهای شادی و یا برای تشویق افراد، كف میزنند، مصداقی از این آیه هستند. بعضی از این بزرگان مینویسند: تبدیل صلوات به كف و سوت در مجامع امروزی، پرتوی از تبدیل نماز به سوت و كف زدن آنهاست(2).
بسیاری از فقها میگویند كه كف زدن اگر به نحو غنایی نباشد، اشكال ندارد. یكی از این فتاوا عبارت است از:
دست زدن در مجالس جشن و سخنرانی، جهت تشویق افراد، اگر به حد لهو نرسد، مانعی ندارد(3).
س: دست زدن و كف زدن به جهت شادی در عروسی یا برای تشویق یا برای اعیاد و میلاد معصومین چه حكمی دارد؟
ج: كف زدن در صورتی كه در مسجد و یا حسینیه نباشد، مانعی ندارد(4).
آیتاللّه اراكی رحمهالله درباره دست زدن و كف زدن در مجالس جشن و سخنرانی فرمودهاند: «اگر دست زدن برای تشویق امر مشروع باشد ظاهراً اشكال ندارد.» و نیز در پاسخ به استفتائی در اینباره فرمودهاند: «بعید نیست كه اگر معنون به عنوان عقلائی باشد، (از نظر عقل دارای توجیه باشد) مانعی نداشته باشد و همراه با محرمات دیگر نباشد»(5).
س: دست زدن در مجالس عروسی و غیره چه حكمی دارد؟ اگر همراه با دست، قابلمه و تشت زده شود، چه حكمی دارد؟
جواب: مانعی ندارد(6).
س: آیا دست زدن برای زنان در مجالس شادی زنانه مانند ولادتها و عروسیها جایز است؟ و بر فرض جواز، اگر صدای آن به بیرون از مجالس برود، بطوریكه به گوش مردان بیگانه برسد چه حكمی دارد؟
ج: دست زدن به نحو متعارف اگر مفسدهای بر آن مترتب نشود، اشكال ندارد؛ حتی اگر اجنبی صدای آن را بشنود(7).
یادآوری این مطلب لازم است كه اگر دست زدن با نوار ترانه یا آهنگهایی همراه شده باشد كه مجلس را به مجلس عیش و نوش تبدیل كند، حرام است. دست زدن در اعیاد و مولودیهای معصومان علیهمالسلام
س: دست زدن همراه با شادی و خواندن و ذكر صلوات بر پیامبر اكرم و آل او علیهمالسلام در جشنهایی كه به مناسبت ایام ولادت ائمه و اعیاد وحدت و مبعث برگزار میشود چه حكمی دارد؟ اگر این جشنها در مكانهای عبادت مانند مسجد و نمازخانههای ادارات و مؤسسات دولتی و یا حسینیهها برگزار شوند، حكم آنها چیست؟
ج: بطور كلی كف زدن فی نفسه به نحو متعارف در جشنهای اعیاد، یا برای تشویق و تأیید و مانند آن اشكال ندارد؛
ولی بهتر است فضای مجالس دینی بخصوص مراسمی كه در مساجد و حسینیهها و نمازخانهها برگزار میشود، به ذكر صلوات و تكبیر معطر گردد تا انسان به ثواب آنها برسد(1).
س: در بعضی از مناطق، زنان مراسمی را به اسم سفره حضرت ابوالفضل علیهالسلام برای اجرای برنامههایی به عنوان جشن عروسی حضرت فاطمه علیهاالسلام برگزار میكنند و در آن شعرهای عروسی خوانده و كف میزنند و سپس شروع به رقص میكنند، انجام این امور چه حكمی دارد؟
ج: برگزاری این جشنها و مراسم اگر همراه با ذكر اكاذیب و مطالب باطل نبوده و موجب وهن مذهب نشود، فی نفسه اشكال ندارد و اما رقص اگر به گونه شهوتانگیز یا مستلزم فعل حرام باشد، جایز نیست(2).
س: متأسفانه كف زدن در مجالس اهلبیت با مسائل جدیدی مانند سوت زدن، خوانندگی سبك و بعضاً مبتذل برخی مداحان، موسیقی و احیاناً نوازندگی به صورت زنده، حتی در برخی مساجد و تكایا همراه گشته كه به مرور زمان خوف آن است كه این مجالس - كه باید مظهر تقوا و معنویت باشد - به محافل لهو تبدیل گردد. در بعضی مجالس ماكت خانه كعبه و حرم حسینی را ساخته و اطراف آن به كف زدن و برخی حركات دیگر میپردازند كه نوعی توهین تلقی میشود. خواهشمند است توصیه خود را در مورد مسائل فوق بیان فرمایید.
در پاسخ به این سئوال، مراجع معظم تقلید نوعاً كف زدن را هتك حرمت معصومان و یا اماكن مقدسه میدانند و آن را جایز نمیدانند(3)
آیتاللّه بهجت: احتیاط خوب است و این امور مناسب مجالس اهل بیت نیست و اگر به حد لهو برسد و یا هتك معصوم یا مكان باشد، جایز نیست.
آیتاللّه سیستانی: اگر مطلب چنین باشد كه نوشتهاند و عرفاً مستوجب هتك باشد، جایز نیست.
آیتاللّه مكارم: در مساجد و حسینهها ترك شود.
مسائل جدید از دیدگاه علما و مراجع تقلید، ج 1، ص 168
.لازمه شاد بودن در شادیهای اهل بیت علیهمالسلام این است كه در چنین مناسبتهایی، مجالس شادی برگزار شود و این ایام گرامی داشته شود تا شادیهای زندگی به شادی اهلبیت علیهمالسلام پیوند بخورد.
برخلاف سنتهای غلطی كه در میان برخی جوامع اسلامی رواج دارد و فكر میكنند در روزهای شادی، هر كاری را كه خواسته باشند، میتوانند انجام دهند و روزهای شادی را روزهای لهو و خوشگذرانی میدانند، ائمه معصوم علیهمالسلام در چنین روزهایی ضمن شادی و سرور برنامه هایی داشتند كه از مجموع آنها چنین برمیآید كه در روزهای شادی، نه تنها تكالیف شرعی نباید تعطیل شود، بلكه تكلیف و عبادت بیش از روزهای دیگر است و اصولا چنین روزهایی روز عبادت و بندگی است، نه روز غفلت و بیخبری. برخی از برنامههای معصومان در این روزها عبارتند از:
پوشیدن لباس پاكیزه؛ پیشوایان پاك علیهمالسلام در زمانهای خاصی همچون عید غدیر و بعضی از اعیاد اسلامی، لباس نو بر تن میكردند. امام صادق علیهالسلام فرموده: لازم است شخص مؤمن در روز عید غدیر، پاكیزهترین و مناسبترین لباس خود را بپوشد(1).
تبسم و خنده؛ امام رضا علیهالسلام فرموده: روز عید غدیر، روز تبسّم بر مؤمنان است. كسی كه در این روز به روی برادر مؤمن تبسم كند، خداوند در روز قیامت نظر رحمت بر او میافكند(2).
تبریك و تهنیت گفتن؛ تبریك و تهنیت گفتن از برجستهترین آداب هر عیدی است و در اسلام جایگاه ویژهای دارد. پیامبر اكرم صلیاللهعلیهوآله بر تبریك گفتن در روز عید غدیر - در آن روز كه حضرت علی علیهالسلام را به جانشینی خود منصوب فرمود و این دستور الهی را به مردم ابلاغ كرد - تأكید میورزید و به مردم میفرمود: هنِّئونی هنِّئونی؛ به من تبریك بگویید(3).
دعا و روزه؛ در بسیاری از اعیاد به دعا و روزه سفارش شده است. شیخ طوسی رحمهالله روایت كرده است كه توقیعی به دست «قاسم بن علای همدانی»، وكیل امام حسن عسكری علیهالسلام رسید مبنی بر اینكه روز سوم شعبان، سالروز ولادت امام حسین علیهالسلام روزه بدارد و این دعا را بخواند: اللهم انی اسئلك بحق المولود فی هذ الیوم...(4).
نماز؛ از دیگر ویژگیهای اعیاد اسلامی، «نماز و عبادت» است. در روز جمعه، نماز جمعه و در عید فطر و قربان، نماز مخصوص عید و در عید غدیر نماز خاصیسفارش شده است.
عطر زدن؛ از جمله سنتهای پسندیده كه همیشه، مخصوصاً در ایام عید و شادی مطلوب است، عطر زدن است. امام صادق علیهالسلام فرمود: كانَ رَسُولُ اللّه صلیاللهعلیهوآله ینْفِقُ فِی الطّیبِ اَكْثَرَ مِمّا ینْفِقُ فِی الطَّعامِ(5)پیامبر اكرم صلیاللهعلیهوآله برای عطریات، بیش از غذا و خوراكی پول خرج میكرد.
اطعام و تنوع در غذا؛ یكی از مظاهر شادیها در سیره معصومان ایجاد تنوع در غذا و میوه است. پیامبر اكرم صلیاللهعلیهوآله میفرمود: اَطْرِفُوا اَهالیكُمْ فی كُلِّ جُمُعَةٍ بِشَیءٍ مِنَ الْفاكِهَةِ أَوِ اللّحْمِ حَتی یفْرَحُوا بِالْجُمُعِةِ(6)برای خانوادههای خود در هر جمعه مقداری میوه و گوشت خریداری نمایید، تا با خوردن میوه و غذاهای خوشمزه در روز جمعه خوشحال شوند.
علامه مجلسی رحمهالله مینویسد: در یكی از سالها كه روز عید غدیر با روز جمعه مصادف شده بود، حضرت علی علیهالسلام بعد از نماز جمعه با فرزندان و گروهی از یارانش به منزل امام حسن علیهالسلام جهت اطعامی - كه حضرت بدین مناسبت تدارك دیده بود - رفتند(7).
پیامبراكرم صلیاللهعلیهوآله فرمود: به دختران و زنان پردهنشین خود بگویید تا روزهای عید در جمع مسلمین حاضر
شوند(1).
شب زنده داری؛ پیامبر اكرم صلیاللهعلیهوآله فرمود: كسی كه شبهای عید را احیا بدارد، در روز قیامت دل او زنده خواهد بود(2).
صله و هدیه؛ یكی دیگر از سنتهای پسندیده معصومان در روزهای شادی، دادن هدیه، عیدی و صله است. در جریان ولایتعهدی امام رضا علیهالسلام هر كدام از شعرا اظهار وجد و سرور نموده، اشعاری را در مناقب امام رضا علیهالسلام سرودند. ابونواس نیز شعر معروف خود را اینگونه بیان كرد:
مطهرون نقیات ثیابهم تتلی الصلوة علیهم اینما ذكروا
من لمتكن علویا حین ننسبه فما له فی قدیم الدهر مفتخر
فانتم الملأ الاعلی و عندكم علم الكتاب و ماجائت به السور
یعنی آنها پاكان و پاكدامنانی هستند كه هر جا نام ایشان برده میشود، باید درود و سلام بر آنها فرستاد.
و اگر نسبتها را حساب كنند، كسی كه علوی نباشد افتخاری ندارد.
آن گروه بلند مرتبه شما هستید و علم كتاب و آنچه كه در سورههای قرآن نازل شده، نزد شماست. امام رضا علیهالسلام بخاطر این شعر 300 دینار و یك اسب به ابونواس هدیه كرد(3).
هدایای امام رضا علیهالسلام به دعبل خزاعی، امام سجاد علیهالسلام به فرزدق شاعر و امام باقر علیهالسلام به میتبن زید اسدی از اینگونه موارد است.
روز اوّل ماه شوّال، عید فطر است كه اعمال آن چند چیز میباشد:
اوّل: خواندن تكبیرات معروف، بعد از نماز صبح و نماز عید.
دوم: پرداختن زكات فطره پیش از نماز عید، به مقدار یك صاع (سه كیلو) برای هر نفر و پرداخت زكات فطره واجب است و شرط قبولی روزه ماه رمضان و سبب حفظ انسان تا سال دیگر است.
سوم: غسل است كه هنگام آن پس از طلوع فجر است تا زمان به جا آوردن نماز عید.
چهارم: پوشیدن لباس نیكو و پاكیزه و بكار بردن بوی خوش و رفتن به صحرا - در غیر مكه - برای ادای نماز عید در زیر آسمان.
پنجم: افطار پیش از نماز، كه بهتر آن است به خرما یا شیرینی باشد. شیخ مفید میگوید: مستحب است تناول كردن مقدار كمی از تربت سیدالشهداء علیهالسلام كه برای هر دردی شفا میباشد.
ششم: خواندن نماز عید.
هفتم: خواندن دعای 46 از صحیفه كامله سجادیه.
هشتم: زیارت امام حسین علیهالسلام .
نهم: خواندن دعای ندبه.(4)
یكی دیگر از اعیاد مسلمین عید قربان است كه روز بسیار شریفی است و اعمال آن عبارت است از:
اوّل: غسل كه در این روز سنت مؤكد است و بعضی از علما آن را واجب كردهاند.
دوم: نماز عید به همان صورتی كه در عید فطر خوانده میشود.
سوم: خواندن دعاهای این روز كه بهترین آنها دعای چهل و ششم از صحیفه سجادیه میباشد. (یا من یرحم من لایرحمه العباد...)
چهارم: خواندن دعای ندبه.
پنجم: قربانی كردن، یعنی ذبح حیوانی در راه خدا كه سنت مؤكد است.
ششم: خواندن تكبیرات بعد از فرایض آن روز(1).
1) . همان، اعمال روز عید قربان.
روز هیجدهم ماه ذیالحجة، روز عید غدیر و عید بزرگ خداوند (عیداللّه الاكبر) و عید آلمحمد علیهمالسلام و از عظیمترین عیدها است.
روایت است كه از امام صادق علیهالسلام پرسیدند: آیا مسلمانان غیر از جمعه و اضحی (عید قربان) و فطر، عید دیگری دارند؟ آن حضرت فرمود: آری، عید دیگری هست كه حرمتش از همه بیشتر است و آن روزی است كه حضرت رسول صلیاللهعلیهوآله حضرت علی علیهالسلام را به جانشینی خود نصب كرد و فرمود: هر كه من مولا و آقای او هستم، علی علیهالسلام آقا و مولای اوست. از آن حضرت در مورد اعمال روز عید غدیر پرسیده شد، آن حضرت فرمود: روزه بدارید و عبادت كنید و محمد و آل محمد را یاد كنید و بر ایشان صلوات بفرستید؛ حضرت رسول اكرم صلیاللهعلیهوآله به حضرت علی علیهالسلام
وصیت كرد كه این روز را عید كند. امام رضا علیهالسلام به ابینصر بزنطی فرمود: هر كجا كه باشی، سعی كن روز عید غدیر نزد قبر مطهر امیر مؤمنان علیهالسلام حاضر شوی، بدرستیكه خداوند در این روز، گناه 60 ساله هر زن و مرد را میآمرزد و در این روز به اندازه دو برابر كسانی كه در ماه رمضان از جهنم آزاد شدهاند، خداوند گناهكاران را از جهنم نجات میدهد و هدیه كردن یك درهم به برادر مؤمن در این روز، برابر با 1000 درهم در اوقات دیگر است؛ در این روز به دیگران احسان كن و آنان را شاد نما. به خدا سوگند كه اگر فضیلت این روز را - چنانكه شایسته آن است - بدانند، هر روز ده مرتبه ملائكه با ایشان مصافحه كنند(1).
در هر صورت چند چیز در این روز مستحب است و بهتر است به جا آورده شود:
اوّل: روزه كه كفاره 60 سال گناه است و در روایت آمده كه روزه این روز، برابر است با روزه عمر دنیا و معادل است با 100 حج و 100 عمره.
دوم: غسل.
سوم: زیارت حضرت علی علیهالسلام مخصوصاً زیارت امیناللّه.
چهارم: دو ركعت نماز و پس از آن 100 مرتبه شكر خدا.
پنجم: خواندن دعای ندبه.
ششم: گفتن این جمله هنگام زیارت مؤمن: اَلْحَمْدُ لِلّهِ الَّذی جَعَلَنا مِنَ الْمُتَمَسِّكینَ بِوِلایةِ اَمیرِالْمُؤْمِنینَ وِ الائَمِة علیهمالسلام .
هفتم: صد مرتبه گفتن این جمله: اَلْحِمْدُ لِلّهِ الَّذی جَعَلَ كَمالَ دینِهِ وَ تَمامَ نِعْمَتِهِ بِوِلایةِ اَمیرِالْمُؤْمِنینَ عِلی بنِ ابی طالِب علیهالسلام .
هشتم: زینت كردن، جامه نیكو پوشیدن و استعمال بوی خوش و نیز شادی كردن و شاد نمودن شیعیان امام علی علیهالسلام و عفو و گذشت از برادران دینی.
نهم: صله ارحام، توسعه بر خانواده، اطعام مؤمنان، افطار دادن به روزهداران، مصافحه با مؤمنان و زیارت ایشان.
حضرت علی علیهالسلام در یكی از خطبههایش فرمود: «در روز عید غدیر هر كس مؤمن روزهداری را افطار دهد، مانند آن است كه 10 فئام را افطار داده باشد. شخصی برخاست و پرسید: ای امیر مؤمنان: «فئام» چیست؟ فرمود: 100 هزار پیامبر و صدیق و شهید.
دهم: ایجاد عقد اخوت بین برادران دینی. و آن بگونهای است كه دست راست خود را بر دست راست برادر مؤمن خود بگذارد و بگوید: وَ اخَیتُكَ فِی اللّه، وَ صافَیتُكَ فِی اللّه، وَ صافَحتُكَ فِی اللّه، وَ عاهَدْتُ اللّه وَ مَلائِكَتَهُ وَ كُتُبِهِ وَ رُسُلِهِ وَ
1) . التهذیب، ج 6، ص 34.
اَنْبیائِهِ وَ الاَئِمَّةَ الْمَعْصُومین علیهمالسلام عَلی اَنّی اِنْ كُنْتُ مِنْ اَهْلِ الْجَنّةِ وَ الشَّفاعَةِ وَ اُذِنَ لی بِاَنْ اَدْخُلَ الْجَنَّةَ لا اَدْخُلَها اِلاّ وَ اَنْتَ مَعی. و آنگاه برادر مؤمن بگوید:
قَبِلتُ و سپس بگوید: اَسْقَطْتُ عَنْكَ جِمیعَ حُقُوقِ الاُخُوَّةِ ما خَلاَ الشَّفاعَةَ وَ الدُّعاءَ وَ الزّیارَة(1).
روز بیست و هفتم ماه رجب، از جمله اعیاد بزرگ اسلامی و روزی است كه در آن، حضرت رسول اكرم صلیاللهعلیهوآله به رسالت برانگیخته شد.
خواجه عالم نهاد تاج رسالت به سر عرصه گیتی گرفت از قدمش زیب و فرّ
شاهد زیبای عشق شمع دل افروز شد طور تجلای عشق، باز جهانسوز شد
لعل گهر زای عشق معرفتآموز شد در دل دانای عشق هر چه شد امروز شد
برای این روز اعمال گوناگونی وارد شده است:
اوّل: غسل.
دوم: روزه كه روزه این روز برابر با روزه 70 سال است.
سوم: صلوات فرستادن بر محمد و آل محمد.
چهارم: زیارت حضرت رسول اكرم صلیاللهعلیهوآله و امیرمؤمنان علیهالسلام .
پنجم: خواندن 12 ركعت نماز مخصوص كه در مفاتیح الجنان ذكر شده است.
یكی از سنتهای ملی ایرانیان برپایی عید نوروز است كه مردم ایران طبق یك رسم دیرینه، روز اول بهار را - كه روز شكوفایی طبیعت است - جشن میگیرند و شادی میكنند؛ هر چند سخن معتبری بر شرعی بودن عید نوروز نیامده، اما از آنجایی كه انگیزه اصلی این بزرگداشت، صله ارحام و پاكسازی منازل است، سنت خوبی است.
یكی از این احادیث وارده عبارت است از: امام صادق علیهالسلام به معلی بن خنیس فرمود: چون نوروز شود، غسل كن و پاكیزهترین جامههای خود را بپوش و با بهترین بوهای خوش، خود را خوشبو گردان و در آن روز روزه بدار و نماز مخصوص آن روز را به جای آور [نماز در مفاتیج الجنان آمده است](2).
در بررسی روایات مربوط به عید نوروز چنین به دست میآید كه:
زندگی اجتماعی و سیاسی مردم چنین اقتضا میكند كه در سال، روزهای خاصی برای تجمع و انجام مراسمی عمومی معین شود. و بررسی تاریخ جوامع، گواه این گفتار و مضمون اكثر روایات وارده در این مجموعه نیز مؤید آن است.
مردم حجاز (پیش از اسلام) به دلیل نداشتن اجتماعی متشكل و نیز به خاطر حضور مستقیم یا غیر مستقیم سلطه سیاسی - نظامی ایران در جزیرهالعرب، خواه ناخواه تحت تأثیر فرهنگ ملی ایران قرار گرفته و عید نوروز و مهرگان را میشناختند و چه بسا مراسمی هم برگزار مینمودند.
اسلام و پیامبر گرامی در تأیید و یا ردّ سنن وآداب و رسوم ملی و مذهبی اقوام و جوامع دیگر، دو شرط اساسی و یك شرط توجیهی را هماره در نظر داشتند:
الف: سنتهای پذیرفته شده، مبتنی بر خرافات و آیینهای شرك و بت پرستی و ارزشها و قداستهای غیر الهی نباشد.
ب: از سنتهایی نباشد كه موجب وابستگی سیاسی - اجتماعی و... شود، و یا به نحوی استقلال مسلمانان را در ابعاد مختلف زیر سؤال ببرد.
ج: جهتگیری سنتهای معقول و غیر مضر به استقلال نیز، همچون مجموعه بینش توحیدی اسلام، باید معنوی و در جهت متبلور ساختن عبودیت انسان در برابر حقتعالی باشد.
در نتیجه مراسمی مانند نوروز، گرچه مبنای خرافی ندارد، اما اگر به استقلال فكری و فرهنگی اسلام ضربه بزند و موجب تحتالشعاع قرار گرفتن عید فطر و قربان و غدیر باشد و نیز تنها به بعد طبیعی این روزها بسنده شود، باز هم برای اسلام قابل تأیید نیست. البته اگر نوروز از ویژگیهای شیعیان و محبّان اهلبیت باشد و مراسمی جهت تشكّل مؤمنان در برابر نیرنگ و ظلم ستمگران قرار گیرد، آنگاه به عنوان «روز اهلبیت» و یا «روز شیعیان» نامیده میشود و هر روز نوروز میگردد(1).
معلی بن خنیس میگوید: در عید نوروز به حضور امام صادق علیهالسلام شرفیاب شدم، حضرت فرمود: امروز را میشناسی؟ عرض كردم: روزی است كه عجمها آن را بزرگ میشمارند و در آن روز به یكدیگر هدیه میدهند. حضرت فرمود: امروز روزی است كه خداوند از بندگان خود پیمان گرفت تا او را عبادت كنند و به او شرك نورزند و به پیامبران و حجج الهی و ائمه معصوم علیهمالسلام ایمان بیاورند و... در این روز قائم ما (عج) ظاهر میشود. ما اهلبیت علیهمالسلام در نوروز هر سال ظهور اسلام و گشایش آن را توقع داریم؛ چون نوروز از روزهای ما و شیعیان ماست(2).
س: نظر حضرتعالی راجع به عید نوروز چیست؟ آیا همانند عیدهایی كه مسلمانان آنها را جدی میگیرند مثل: عید فطر و قربان از نظر شرعی ثابت شده است، یا اینكه مثل روز جمعه و مناسبتهای دیگر فقط روزی مبارك محسوب میشود؟
ج: هر چند نص معتبری مبنی بر اینكه عید نوروز از اعیاد دینی یا ایام مبارك شرعی باشد وارد نشده است، ولی جشن گرفتن و دید و بازدید در آن روز اشكال ندارد، بلكه از این جهت كه صله رحم میباشد، مستحسن است.
س: آیا آنچه راجع به عید نوروز و فضیلت و اعمال آن وارد شده، صحیح است؟ آیا انجام آن اعمال (اعم از نماز و دعا و ...) به قصد ورود جایز است؟
ج: انجام آن اعمال به قصد ورود، محل تأمل و اشكال است، بلكه انجام آنها به قصد رجاء و امید مطلوب بودن، اشكال ندارد(3).
س: همانطور كه مستحضرید یكی از سنتهای ملی ملت ایران برپایی عید نوروز است كه آرایههایی نیز برای آن قرار داده شده كه از جمله مراسم چهارشنبه سوری و سیزده به در است. در طول سالهای اخیر برپایی این مراسمها علاوه بر بجا گذاشتن تلفات و خسارات جانی و مالی موجب هتك حرمت مسائل شرعی شده و به ویژه در روز سیزده به در در صحراها و بیابانها برخی علاوه بر اختلاط محرم و نامحرم به رقص و پایكوبی و انجام برخی محرمات دیگر میپردازند. از آنجایی كه متأسفانه روز به روز این گونه سنتها در حال رواج است، خواهشمند است نظر مبارك خود را در مورد این عید و آرایههای آن بیان فرمایید تا متدینین وظیفه خود را در قبال آن بدانند(4).
آیتاللّه خامنهای: در اصلِ عید و عید گرفتن اشكالی نیست، باید از كارهای حرام احتراز شود.
آیتاللّه فاضل: عید فینفسه مانعی ندارد، ولی انجام محرمات شرعی در هیچ حال و تحت هیچ عنوان جایز نیست و
مسلمانان و مؤمنان باید از كار حرام همواره اجتناب كنند و در این گونه موارد نهی از منكر كنند.
آیتاللّه مكارم: عید نوروز مراسم و جنبههای مثبتی دارد مانند: پاكسازی منازل، صله رحم، دید و بازدید و امثال اینها كه از نظر شرع مقدس اسلام خوب است، ولی از مراسم خرافی مانند شب چهارشنبه سوری و سیزده به در سزاوار است اجتناب شود. آیتاللّه تبریزی: فعل حرام، حرام است و فعل حلال، حلال؛ چه در عید نوروز باشد و چه در غیر آن و تكلیف دیگران این است كه در چنین مواردی امر به معروف و نهی از منكر كنند. آیتاللّه صافی: رقص و اختلاط محرم و نامحرم همیشه و در همه جا حرام است، خواه در عید نوروز باشد یا سیزده به در یا غیر اینها، و همچنین هر عملی كه موجب هتك حرمت اسلام باشدو همچنین آتش بازی در چهارشنبه سوری یا هر وقت دیگر. شخص مسلمان باید اسلام را بر همه شئون و مراسم مقدم بدارد و آنچه كه ایرانیان قبل از اسلام به عناوین مذكوره بنام مراسم ملی و غیره انجام میدادهاند، از نظر اسلام محكوم است و اسلام بر آن خط بطلان كشیده و كسی كه مجدداً بخواهد تحت هر نام و عنوانی آن را احیا كند، برخلاف وظیفه اسلامی خود عمل كرده است.
چهارشنبه سوری و ترقه بازی
س: استفاده از ترقه و مواد قابل انفجار و ساخت و خرید و فروش آنها اعم از اینكه موجب اذیت و آزار بشوند یا خیر، چه حكمی دارد؟
ج: در صورتی كه موجب اذیت و آزار دیگران باشد، یا تبذیر مال محسوب شود، یا خلاف قانون و مقررات نظام جمهوری اسلامی باشد، جایز نیست(1).
یكی از مراجع در مورد سیزده به در و ریشه تاریخی آن میگوید:
مراسم خرافی سیزده به در را من بررسی كردم. سرچشمهاش از نظر تاریخ به «اصحابالرّس» برمیگردد كه در قرآن به آن اشاره شده است. در حالات اصحابالرّس در تفاسیر اشاره شده و در یكی از شرحهای نهج البلاغه هم داستان مفصل آن را دیدم. 12 شهر یا آبادی بود كه هر شهر و هر آبادی به نام یكی از ماههای سال خورشیدی بود، نام یكی فروردین و یكی اردبیهشت و یكی خرداد و... مذهبشان هم بتپرستی بود، آنان درختان صنوبر را پرستش میكردند و صنوبر منبع درآمد خوبی برای آنها بود. روز اوّل كه میشد، همه از تمام 12 شهر یا روستا در شهر «فروردین» جمع میشدند و مراسم جشن برپا میكردند. روز بعد به شهر اردیبهشت میرفتند و جشن میگرفتند و همینطور تا به آبادی اسفند كه میرسید، 12 شهر تمام میشد. روز سیزدهم دسته جمعی از آبادیها به بیابانها میرفتند و مراسم سیزده به در و جشن و پایكوبی و آلودگی به انواع مفاسد را در آنجا برگزار میكردند؛ بنابراین سیزده به در یك سنتی بوده كه از بتپرستان باقی مانده، همانطور كه سنت مراسم شب چهارشنبه سوری هم - كه احترامی برای آتش قائل میشدند - سنتی از آتشپرستان است(2).
یكی دیگر از كارهایی كه قبل از عید نوروز و روزهای تعطیل آخر سال به عنوان شادی و نشاط انجام میگیرد، مسئله ترقهبازی و مراسم چهارشنبهسوری است كه به نوعی احیای مظاهر ملیگرایی سنتهای باطل به حساب میآید. در صورتیكه انجام این امور به اتفاق همه علما و مراجع جایز نبوده و مبنای عقلانی ندارد(3).
یكی از سنتهای اسلامی در شادیها سنت ولیمه است. پیامبر اكرم صلیاللهعلیهوآله فرمود:
لا وَلیمَةَ اِلاّ فی خَمْسٍ: فی عُرسٍ اُو خُرْسٍ أَو عِذارٍ أَو وكارٍ أَو رِكاز(1)ولیمه و اطعام در پنج مورد بیشتر تاكید شده است: عروسی، هنگام تولد نوزاد، ختنه اولاد، موقع خرید خانه، در مراجعت از زیارت خانه خدا.
در احادیث زیادی و به مناسبتهای مختلفی سفارش شده كه مؤمنان سفره بگسترند و به دیگران اطعام كنند.
پیامبر اكرم صلیاللهعلیهوآله فرمود: بهترین شما كسی است كه دیگران را اطعام كند و به سلام كردن مبادرت ورزد و هنگامی كه مردم خوابیدهاند، به نماز برخیزد(2).
امام سجاد علیهالسلام فرمود: كسی كه مؤمنی را اطعام كند، خداوند او را با طعامهای بهشتی سیر میكند(3).
امام باقر علیهالسلام فرمود: خداوند اطعام طعام و افشای سلام را دوست دارد(4).
شخصی خدمت امام صادق علیهالسلام رسید و عرض كرد: بوی غذا و ولیمه غیر از بوی غذاهای دیگر است، علت آن چیست؟ امام صادق علیهالسلام فرمود: هرگاه در یك عروسی شتر یا گاو یا گوسفندی ذبح شود، خداوند ملكی را از بهشت با مقدار یك قیراط از مشك بهشتی میفرستد تا آن را به آن غذا و ولیمه اضافه نماید و این بوی خوش، مربوط به مشك بهشتی است(5).
علامه مجلسی در حلیهالمتقین آورده است: بدانكه عقیقه(6)فرزند بر كسی كه به آن قادر باشد، مستحب مؤكد است و بعضی از علما آن را واجب میدانند و بهتر آن است كه در روز هفتم واقع شود و اگر تا هنگام بلوغ تأخیر كند، بر پدر مستحب است. و سپس از بلوغ تا آخر عمر به عهده خود شخص است. و تأكید شده است كه گوشت عقیقه به صورت طعام پخته و بین مؤمنان تقسیم شود. در روایت آمده كه نامگذاری فرزند در روز هفتم مناسب است و در همین روز است كه برای او عقیقه میكنند و سر او را میتراشند و به اندازه وزن موی سر او، نقره صدقه میدهند. از حضرت امام رضا علیهالسلام روایت شده است كه فرمود: حضرت رسول اكرم صلیاللهعلیهوآله در روز ولادت حسنین درگوش آنها اذان گفتند و حضرت فاطمه علیهاالسلام در روز هفتم از ایشان عقیقه كردند و ران گوسفند را به قابله دادند(7).
آداب و دعاهای عقیقه به صورت مفصل در كتاب حلیة المتقین آمده است.
یكی دیگر از سنتهای مورد تأكید اسلام - كه متأسفانه امروزه به فراموشی سپرده شده - مراسم ختنه است كه قبلاً با سرو صدای خاصی برگزار شده و دارای ابهت زیادی بود، اما امروزه به بركت پیشرفت طب! كودك را به درمانگاه برده و بی سر و صدا ختنه میكنند.
در هر صورت در روز هفتم سنت مؤكد است كه بچه را ختنه كنند. پیامبر فرمود: فرزندان خود را در روز هفتم ختنه كنید كه بدن طفل را بیشتر پاكیزه میكند، گوشت بدن او زودتر میروید. زمین كراهت دارد از ادرار كسی كه ختنه نكرده باشد.(8)
كارگشایی
1) . وسائلالشیعه، ج 16، ص 354.
2) . الكافی، ج 2، ص 201.
3) . وسائلالشیعه آلالبیت، ج 24، ص 293.
4) . همان، ج 34، ص 287.
5) . همان، ج 16، ص 452.
6) . عقیقه یعنی گوسفندی كه روز هفتم ولادت طفل هنگام تراشیدن سر او قربانی كنند. فرهنگ عمید
7) . حلیهالمتقین، ص 82.
8) . مسند زید بن علی، ص 495؛ عیون اخبارالرضا.
رسول گرامی اسلام میفرماید: درشب معراج دیدم كه بر سردر بهشت این كلمات نوشته شده بود: لا اله الاّ اللّه، محمّد رسولاللّه، علی ولیاللّه، برای هر چیزی چارهای است و راه شادی و سرور در آخرت داشتن چهار خصلت است: 1. نوازش یتیمان. 2. مهربانی با خاكنشینان. 3. تلاش برای رفع نیازهای مؤمنان. 4. دلجویی و مهربانی با فقرا و مساكین(1).
یكی از موارد شادی و شادیآفرین مسئله كارگشایی و كمك به دیگران است كه به نوعی دیگران را شاد و خوشحال میكند. متأسفانه دوری از فرهنگ اهلبیت مشكلات فراوانی برای مسلمانان ایجاد كرده است كه یكی از آنها بیتفاوتی و بیدردی در برابر نیازها و گرفتاریها و رنجهای برادران دینی است. احادیث زیادی در ترغیب به كارگشایی از امور دیگران وارد شده است، تا جایی كه آن را محبوبترین عمل در پیشگاه خداوند دانستهاند.
پیامبر اكرم فرمود: بهترین اعمال در پیشگاه الهی سه چیز است: ایجاد خوشحالی در دل مؤمن، رفع گرسنگی و زدودن غم و اندوه از چهره او(2).
خوشحال كردن مؤمن خوشحال كردن پیامبر خداست
پیامبر گرامی اسلام صلیاللهعلیهوآله فرمود: كسی كه مؤمنی را شاد كند مرا شاد كرده است و كسی كه مرا خوشحال كند، خدا را خوشحال كرده است(3).
امام محمدباقر علیهالسلام میفرماید: تبسّم به روی برادر دینی و رفع كدورت و نگرانی از او حسنه است. و خداوند به چیزی بهتر از ادخال سرور بر مؤمن عبادت نمیشود.
پیامبر گرامی اسلام نیز میفرماید: محبوبترین اعمال نزد خداوند ادخال سرور بر مؤمن است(4).
امام باقر علیهالسلام نیز در اینباره میفرماید: محبوترین اعمال نزد خداوند ادخال سرور بر مؤمن است؛ و رفع گرسنگی او و قضاء حاجتش(5).
بعضی از یاران امام باقر علیهالسلام به ایشان گفتند كه شیعه در جامعه ما زیاد است. امام فرمود: آیا بینیاز و توانگر نسبت به نیازمند عطوفت و مهربانی میكند و آیا نیكوكار از خطاكار میگذرد و در مسائل مالی به همدیگر كمك میكنند؟ گفتند: خیر. امام فرمود: پس اینها شیعه نیستند، چون شیعه كسی است كه اینگونه عمل كند(6).
از امام صادق علیهالسلام نقل شده است كه فرمود: كسی كه در پی رفع حاجت برادر دینی خود قدم بردارد، خداوند بزرگ برای او 10 ثواب مینویسد و به او 10 درجه عطا میفرماید و از ده گناه او صرف نظر میكند و شفاعت 10 نفر را از او میپذیرد(7).
امام صادق علیهالسلام از مردی پرسید ثواب خوشحال كردن مؤمن چیست؟ گفت: 10 حسنه است. فرمود: به خدا قسم هزار هزار حسنه است(8).
امام صادق علیهالسلام میفرماید: هنگام مبعوث شدن مؤمن و خارج شدن او از قبر، مثال او (یا فردی شبیه او) همراه
1) . لِكُلِّ شیءٍ حیلَةٌ وَ حیلَةُ السُّرُورِ فی الآخرة اَرْبَعَ خِصالٍ: 1. مسح رأس الیتامی 2. و التعَطُّفُ علی الْاَرامِلِ 3. وَ السَّعی فی حَوائِجِ الْمُؤْمَنینَ 4. وَ تَفَقُّدُ الْفُقَراءِ وَ الْمَساكینِ (مستدركالوسائل، ج 2، ص 474.
2) . فروغ حدیث، ص 187.
3) . همان.
4) . همان، ص 189.
5) . همان.
6) . همان، ص 189.
7) . همان، ص 195.
8) . كافی، ج 2، ص 192.
او از قبر خارج میشود و جلوی او راه میرود و هرگاه مشاهده كند كه مؤمن بیمناك و هراسان است، به خاطر هول و هراس روز قیامت، به او میگوید نگران و محزون نباش و بشارت باد بر تو به سرور و كرامت از جانب خداوند. تا آنكه در پیشگاه خداوند عز و جل میایستد و از او حساب آسانی گرفته میشود. و به او گفته میشود كه به سرعت به سوی بهشت برو در حالیكه آن مثال پیشاپیش اوست. مؤمن به مثال میگوید خدا رحمتت كند چه خوب چیزی بودی كه با من از قبر خارج شدی و مرا به سرور و شادی بشارت دادی، تو كیستی؟ میگوید من همان شادیی هستم كه تو در دنیا بر برادر مؤمنت وارد كردی.
موسیقی در مجالس جشن اهلبیت علیهمالسلام
اخیراً در میلاد ائمه معصوم علیهمالسلام به عنوان جشن مولودی و یا مناسبتهای دیگر تحت عنوان اجرای موسیقی سنتی، كنسرتهای موسیقی برپا میشود و یا سرودهایی همراه با آهنگ به صورت طرب آور و با خوانندگیهای جلف اجرا میشود. به راستی آیا این حركتها از سوی افراد و گروهها در مجالس و منازل اشخاص و یا در فرهنگسراها و یا اماكن مقدس جایز است و آیا اساساً با توجه به سیرة ائمه معصوم میتوان به نام اهلبیت به چنین اقدامی دست زد؟ مراجع عظام تقلید اینگونه محافل و مجالس را كه باعث هتك حرمت و بی احترامی به ائمه اطهار است، جایز نمیدانند و آن را نهی كردهاند(1).
از مواردی كه اخیراً در محافل و مجالس شادی و جشن ائمه معصوم علیهمالسلام مرسوم شده، استفاده از ابزار و آلات موسیقی مانند: دف، دایره، و... میباشد. در برخی از مجالس مخصوصاً مجالس زنانه گروههایی با گرفتن مبالغ سنگین به وسیله این ابزار و آلات برنامه اجرا میكنند و در برابر اعتراض افراد میگویند: «خود ائمه فرمودهاند در شادی ما شاد و در عزای ما عزادار باشید.» آیا اینگونه حركات موجب رضایت اهل بیت است؟ علمای دین و مراجع تقلید از این امور نهی كرده و آن را جایز نمیدانند و پول گرفتن در مقابل این كارها را حرام میدانند(2).
با توجه به مباحث گذشته، روشن گردید كه دین مبین اسلام، هر چیزی را در جای خود از مكلفین خواسته است و آنچه در این دین شریف اهمیت دارد، عدم تداخل مرزهای موضوعات و احكام است؛ یعنی آنچه حلال است، باید حلال و آنچه حرام است، باید حرام باشد. در دین ما هم شادی وجود دارد و هم غم، اما هر یك در جای خویش نكوست، آنچه اجتماعات شادی را تا حدودی با مشكل مواجه كرده است آرایههایی است كه بر این مجالس بسته شده است؛ مثلا در مجالسی چون عروسی و یا مولودیها مسائلی چون اسراف و تبذیر، تجمل گرایی، چشم و هم چشمی، سد معابر و آزار مسلمانان، به راه انداختن كارناوال ماشینها در نیمههای شب و بوق زدن ممتد و امثال اینها است كه نباید در یك مجلس شاد دینی وجود داشته باشد.
1) . همان، ص 36. آیتاللّه خامنهای: هرگونه خوانندگی و نوازندگی كه متناسب با مجالس عیش و نوش و خوشگذرانی باشد، جایز نیست. آیتاللّه لنكرانی: به طوری كلی هر امری كه هتك و بی احترامی به ائمه اطهار تلقی شود، جایز نیست و ظاهراً مجموع این اعمال عرفا هتك محسوب میشود. آیتاللّه بهجت: برپایی و شركت در این مجالس حرام است. آیتاللّه تبریزی: اجرای موسیقی در مجالس معصومین مطلقاً جایز نیست. آیتاللّه مكارم: كلیه آهنگها و صداهایی كه مناسب مجالس لهو و فساد است، حرام است.
2) . همان. آیتاللّه بهجت: برپایی این مجالس و پول دادن به آنها حرام است.آیتاللّه تبریزی: استعمال آلات لهو در مجالس معصومان و نیز حضور در مجالسی كه این برنامهها در آن اجرا میشود، و گرفتن پول برای این منظور جایز نیست، مجالس معصومان علیهمالسلام باید طوری باشد كه مردم را به فضایل و سفارشهای معصومان علیهالسلام آشنا نماید و آنها را به یاد خداوند متعال بیندازد. آیتاللّه صافی: هیچ یك جایز نیست و در مجالس مربوط به اهلبیت توهین به مقامات آن بزرگواران نیز میباشد و در ایام شادی آن بزرگوارن، اینگونه حركات موجب غضب آنهاست و با انجام معاصی نمیتوان در این مراسم ابراز شادی كرد و دعوت از مجریان اینگونه برنامهها و پول دادن در مقابل آن، جایز نیست و اگر اشخاص از این مجریان دعوت كنند و یا به آنها پول بدهند و یا در مجالس آنها شركت كنند، موجب رواج منكرات شدهاند و قلب مبارك امام زمان ارواحنا فداه را نگران میسازند.
آری، اگر هزینههای سنگین یك عروسی صرف كمك به فقرا، ایتام و... گردد، عدهای از مسلمانان شاد شدهاند و بطور طبیعی، بانیان مجلس نیز از ته دل در آن شادی شریك خواهند بود. رسول گرامی اسلام صلیاللهعلیهوآله خطاب به ابوذر میفرمایند:
شادی تو در آن است كه قویترین مردم باشی، پس بر خدا توكل كن.
شادی تو در آن است كه عزیزترین مردم باشی، پس از خدا بترس.
شادی تو در آن است كه غنیترین مردم باشی، پس نسبت به آنچه در دست قدرت خداست مطمئنتر باش به آنچه در دست خودت است(1).
امام رضا علیهالسلام هم به ریان شبیب میفرمایند:
شادی تو در آن است كه در حالی خدا را ملاقات كنی كه گناه نكرده باشی، پس امام حسین علیهالسلام را زیارت كن.
شادی تو در آن است كه در غرفههای بهشت با پیامبر صلیاللهعلیهوآله همنشین باشی، پس قاتلان امام حسین علیهالسلام را لعنت كن.
شادی تو در آن است كه به درجه ثواب كسانی برسی كه با امام حسین علیهالسلام شهید شدند، پس هرگاه آنها را یاد كردی بگو: «یا لَیتَنی كنت مَعَهُمْ فَاَفُوزَ فَوْزَاً عَظیماً ».
شادی تو در آن است كه در درجات بالای بهشت با ما باشی، پس در حزن ما محزون و در شادی ما شاد باش(2).
بارالها! ما را جزء محبوبترین مردم در پیشگاهت قرار ده، كه به فرموده رسول گرامیات محبوبترین مردم در پیشگاه تو كسی است كه بیشترین سود و خدمت را به مردم عرضه نماید. آمین یارب العالمین
آخرین راز شادزیستن، اندرو متیوس، [ترجمه] وحید افضلیراد، نشر نیریز، تهران، زمستان 80.
رساله اجوبة الاستفتائات، آیتالله خامنهای، چاپ و نشر بینالملل، چاپ اوّل، 1379.
اصول كافی، محمد بن یعقوب كلینی، [تصحیح] علیاكبر غفاری، چاپ پنجم، تهران، دارالكتب اسلامیه، 1363.
المیزان فی تفسیر القرآن، علامه محمدحسین طباطبایی، [ترجمه] محمدباقر موسوی همدانی، چاپ سوم، بنیاد علمی و فكری علامه طباطبایی، تهران، 1367.
بحارالانوار، علامه محمدباقر مجلسی، بیروت، مؤسسة الوفاء، 1403 ق. 6. تفسیر نور، محسن قرائتی، چاپ اوّل، مؤسسه در راه حق، قم، 1375.
جامعالسعادات، محمدمهدی نراقی، مطبعهالنجف، نجف اشرف، 1383 ق.
حلیهالمتقین، علامه محمدباقر مجلسی.
خانواده و شادكامی، علی پریور، شركت سهامی انتشار، چاپ حیدری، تابستان 63.
دعائمالاسلام، مغربیگ ابیحنیفه نعمان بن محمد، الطبعهالثانیه، مصر،دارالمعارف، 1965 م.
رساله توضیح المسائل، روحالله موسوی خمینی.
رواندرمانی برای همه، باقر ایرجپور، چاپ اوّل، تهران، انتشارات زرین، 1375.
روانشناسی تحلیلی، ، شرح نقد و داوری درباره فلاسفه قدیم و دانشمندان عصر جدید و تحقیقات سرور و خوشحالی، خصوصی و آزمایشی (با نگرش اسلامی)، محمدحسین ضیایی بیدگلی.
365 روز با شادكامی،، جان شیندلر، ترجمه محمود ادبی، نشر مادر، چاپ صادق، چاپ دوم، تهران.
سفینهالبحار، مرحوم شیخ عباس قمی، سفینهالبحار، چاپ اوّل، انتشارات اسوه، قم، 1414 ق.
سیمای خوشبختی، حمید رسایی، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، چاپ اوّل، 1368.
شادمانی دل پیامبر، احمد رحمانی.
شادی و امید، عزیزاللّه حاتمی، مؤسسه مطبوعاتی عطائی، چاپ دوم.
شادی و زندگی، مهدی بهادرینژاد، چاپ سیاره، چاپ دوم، فروردین 78.
شرع و شادی، ابوالفضل طریقهدار، انتشارات حضور، چاپخانه پاسدار اسلام، قم، چاپ اوّل، 1380.
غم و شادی در سیره معصومان، محمود اكبری، نشر صفحهنگار عترت، قم، چاپ اوّل.
فضایل و سیره امام حسین در كلام بزرگان، عباس عزیزی، انتشارت صلاة، چاپ عترت، چاپ اوّل، پاییز 81.
كنزالعمال، فی سننالاقوال و الافعال، علاءالدّین علیالمتقی حسامالدّین، الطبعهالاولی، مؤسسه الرسالة، 1409 ق.
لغتنامه، علیاكبر دهخدا، زیر نظر دكتر محمد معین، تهران، مهر 45، 1258 - 1334.
ماهنامه كوثر، مرداد 76.
مسائل جدید از دیدگاه علما و مراجع تقلید، سید محسن محمودی، نشر علمی فرهنگی صاحبالزمان، مهدیه ورامین، زمستان 80.
مستدركالوسائل، حسین نوری طبرسی، الطبعهالاولی، مؤسسه آلالبیت، قم، 1407 ق.
مفاتیحالجنان، مرحوم شیخ عباس قمی.
نگاهی نو در آینه معارف به خنده، شوخی شادمانی، احمد لقمانی، نشر امیر، چاپ اوّل، بهار 80.
نهجالبلاغه، شریف رضی، ترجمه دكتر سید جعفر شهیدی، چاپ اوّل، تهران، سازمان انتشارات و آموزش انقلاب اسلامی، 1368.
نیازمندیهای نسل جوان، محمدحسین حقجو.
وسائلالشیعه، محمدحسن حر عاملی، دارالاحیاء التراث العربی، بیروت، لبنان، 20 جلدی.
همیشه شاد باشید، مایكل آیزیك، [ترجمه] زهرا چلونگر، نشر نسل نواندیش، چاپ اوّل، پاییز 78.