ghaemiyeh.com
سرشناسه : افتخاری، جواد، - 1335
عنوان و نام پديدآور : احکام رستورانها و تالارهای پذیرایی/ جواد افتخاری؛ زیرنظر محمدحسین فلاحزاده؛ ویراستار علیکرم جلالوند
مشخصات نشر : قم: سازمان تبلیغات اسلامی، پژوهشکده باقرالعلوم(ع)، انتشارات نور السجاد، 1381.
مشخصات ظاهری : 120 ص؛ 11 x18سم
فروست : (فقه و زندگی7)
شابک : 964-7163-28-23000ریال
يادداشت : عنوان دیگر: احکام رستورانها و تالارهای پذیرایی.
یادداشت : کتابنامه بهصورت زیرنویس
عنوان دیگر : احکام رستورانها و تالارهای پذیرایی.
موضوع : رستورانها -- مدیریت -- جنبههای مذهبی -- اسلام
فقه جعفری -- رساله علمیه
شناسه افزوده : ستاد احياء امر به معروف و نهي از منكر. شوراي امر به معروف و نهي از منكر
رده بندی کنگره : BP198/6 /ر5الف7 1381
رده بندی دیویی : 297/374
شماره کتابشناسی ملی : م81-29068
اطلاعات رکورد کتابشناسی : ركورد كامل
فقه و زندگى (7)
احكام رستورانها و تالارهاى پذیرایى
جواد افتخارى
زیر نظر: محمدحسین فلاحزاده
قم: خیابان معلم ، 16 مترى عباسآباد ، جنب مدرسه شهیدین
انتشارات نورالسّجاد ، تلفن: 7835554 - 0251 ، 09127510529
Email: sajjad@Ketabeqom.com
احكام رستورانها و تالارهاى پذیرایى
مؤلف / جواد افتخارى
ناشر / نورالسّجاد
چاپ / اعتماد
نوبت چاپ / دوم
تاریخ چاپ / 1386
شمارگان / 5000 نسخه
قیمت / 900 تومان
شابك: 2-28-7163-964
به سفارش:
ستاد احیاء امر به معروف و نهى از منكر
سخن ناشر
مقدمه
فصل اول
احكام غذا و مواد غذایى
بخش اول:
اقسام مواد غذایى
بخش دوم: پاك و نجس بودن مواد غذایى
احكام نجاسات
راه ثابت شدن نجاسات
بخش سوم: روش تطهیر مواد نجس شده
ظروف نجس شده
كاركنان و اشخاص غذاخورى
محل غذاخورى
بخش چهارم: خرید و فروش مواد غذایى
معاملات باطل
شرایط خریدار و فروشنده
برخى ازمعاملات باطل
خرید و فروش نجاسات
فروش غذاى فاسد و مضر
غش در فروش
كم فروشى و گران فروشى
احتكار
فروش اجبارى
تعیین نكردن نرخ غذا و خدمات
فروش مواد سمى یا قاچاق
رشوه براى جلب مشترى
اسراف در غذا...
فصل دوم
منكرات اجتماعى صنف غذاخورى
بخش اول: شكل مجلس
اختلاط زن و مرد
پوشش بانوان
بخش دوم: محتواى مجلس
مجالس رقص
غنا و موسیقى
شعبده بازى
شادىهاى حلال و حرام
سخنى با هنرمندان
فصل سوم
آداب مهمان دارى و میهمانى
بخش اول: وظایف میهمان دار
بخش دوم: وظایف میهمان
بخش سوم: اشیاى به جامانده
فصل چهارم
امر به معروف و نهى از منكر
رابطه كارفرما و كارگر
پرداخت حقوق واقعى كارگر
حفظ حرمت كارگر
وظایف كارگر
فصل پنجم:
خمس
سال خمسى
پى آمدهاى ندادن خمس
احكام خمس
از نظر اسلام، همان گونه كه دین راهنماى اندیشه، اخلاق و عبادت است، راهنماى انتخاب شغل و بایدها و نبایدها در قلمرو تولید، توزیع،مصرف،مدیریت و اقتصاد نیز هست. شناخت صنایع و مشاغل حلال و حرام ضرورت زندگى اسلامى است. مشاغل مختلف، صدها حكم واجب و مستحب و شرایط حقوقى و اخلاقى دارد كه دانستن آن در سلامت روابط اجتماعى و تكامل اخلاقى و معنوى انسان اثر مىگذارد. همچنین صدها حرام و مكروه دارد كه انجام آن فضاى زندگى جمعى و اسلامى را آلوده مىسازد و ابهام آن دلهره و تردید مىآفریند.
آشنایى با احكام ویژه هر صنف براى دست اندركاران آن ضرورت حتمى و براى مراجعان به آن مشاغل نیاز قطعى و براى اهل مطالعه دانش اجتماعى و دینى مفید است.
طرح پژوهشى «فقه و زندگى» كه با سفارش «ستاد احیاء امر به معروف و نهى از منكر» و نظارت علمى حجج اسلام محمدحسین فلاح زاده و محمود مهدى پور شكل گرفته، پاسخى است به نیازهاى بشر در همه عرصههاى زندگى. مجموعه حاضر نقطه پیوند «فقه» و «زندگى» است؛ كه چگونگى تأمین معیشت حلال را به مسلمانان و صاحبان مشاغل گوناگون مىآموزد و فقه را از تئورى به عمل نزدیك مىسازد.
انتشارات نورالسجاد مفتخر است كه با چاپ هفتمین شماره از این مجموعه، تداوم و تكمیل آن را بهعهده دارد و امیدوار است كه همچنان از حمایتهاى فكرى و مالى ستاد احیاى امر به معروف و نهى از منكر بهرهمند گردد. به امید آن كه بتوانیم گامى هر چند كوچك در راستاى ترویج احكام متعالى اسلام برداریم. انشاءالله.
خواهشمند است هر گونه نقد و نظر تجربى و علمى خود را جهت تكمیل این مجموعه با ما به نشانى قم - خ معلم 16 مترى عباس آباد، جنب مدرسه شهیدین، یا تلفن 7835554 -0251 در میان بگذارید.
انه ولىٌ قدیر
انتشارات نورالسجاد
از منظر اسلام، كار و كسب امرى مقدس و عبادت است. رسول اكرم صلى الله علیه و آله مىفرماید: كسى كه براى خانوادهاش زحمت مىكشد مانند شخصى است كه در راه خدا جهاد مىكند.(1)
ج93، ص 324، روایت 13
كار در تالارها و سالنهاى غذاخورى، در كنار این ارزش عمومى، دو ویژگى نیز دارد؛ یكى آماده سازى غذا براى مصرف كنندگان؛ كه موجب آسایش و راحتى آنان مىشود واز این جهت مصداق حدیث رسول اكرم صلى الله علیه و آله قرار مىگیرد كه فرمود: كسى كه نیاز مؤمن را برآورده سازد، مانند كسىاست كه یك عمر خدا را عبادت كرده است.(2)
ویژگى دوم، تهیه جا و مكان لازم براى برگزارى مراسم شادى یا عزادارى است. چنین كاركردهایى موجب مىشود كه از طرفى آشنایى با مسائل شرعى و اخلاقى براى كاركنان این صنف ضرورت یابد تا احتمال
لغزش و گناه به حداقل برسد، همان خطرى كه امام على علیهالسلام در مورد آن این گونه هشدار مىدهد: اى تجار! ابتدا مسائل فقهى مربوط به تجارت را بیاموزید، بعد به خرید و فروش مشغول شوید. و سه مرتبه تكرار نمودند.(1)
از طرف دیگر، آشنایى با منكراتى كه ممكن است در حین كار رخ دهد، نیز تأثیر زیادى در جلوگیرى از معصیت و گناه دارد.
با درك این ضرورتهاست كه نوشته حاضر تقدیم مىشود تا راهگشاى كاركنان این صنف باشد و سبب شود آنان علاوه بر كسب روزى دنیوى، از بركات معنوى كار نیز بهرهمند گردند.
در رستورانها و تالارهاى پذیرایى، مواد غذایى عامل ارتباط كاركنان رستوارنها و مشتریان است. به همین خاطر مناسب است كه بحث را با مواد غذایى و احكام آن آغاز كنیم.
انواع خوراكىها عبارتند از:
الف - گیاهى، شامل میوهها و سبزیجات.
ب - حیوانى، شامل چهارپایان (اهلى ،وحشى)، پرندگان و آبزیان
الف) غذاهاى گیاهى
تمام میوهها و سبزیجات پاك و حلال است، مگر آن كه نجس شده باشد، یا براى بدن ضرر مهم داشته باشد، یا از غیر راه حلال به دست آمده باشد.
1) . قال على علیهالسلام: الفقه ثم المتجر. فروغ كافى، ج 50، ص 150، باب آداب التجارة روایت 1.
غذاهاى غیر گوشتى اعم از سبزیجات، حبوبات، میوهها و فراوردههاى لبنیاتى، مانند پنیر، ماست، كره و خامه كه از حیوان حلال گوشت گرفته مىشود، تخم مرغ و سایر پرندگان حلال گوشت، نان، بیسكویت، شكلات، آدامس، شیرینى وسایر خوردنىهایى كه از گوشت حیوان نیست، پاك و خوردن آنها حلال است، مگر آن كه ثابت شود كه نجس شده یا بدن كافر با رطوبت به آن رسیده است.(1)
ب) غذاهاى گوشتى (چهارپایان)(2)
چهارپایان اهلى سه قسماند:
1- حلال گوشت:انواع گوسفندان، گاو و شتر.
2- مكروه: اسب، قاطر و الاغ.
3- حرام گوشت: سگ و گربه .
چهارپایان
وحشى نیز دو قسماند:
1- حلال گوشت: آهو، گاو، بزكوهى و گورخر.(3)
2- حرام گوشت: تمام حیوانهاى درنده مانند گرگ و پلنگ... .
مسئله:
1- تمام حیوانهاى درنده حرام گوشت هستند، هر چند از نظر قدرت و درندگى ضعیف باشند، مانند روباه.
2- خوردن گوشت خرگوش حرام است.(4)
3- گوشت تمام انواع حشرات حرام مىباشد.(1)
پرندگان
پرندگان حلال گوشت عبارتند از:
1-
تمام اقسام كبوترها (قمرى هم نوعى كبوتر است)،
2- تمام اقسام گنجشكها (بلبل هم نوعى گنجشك است)،
3- مرغ، خروس، اردك و مرغابى.(2)
پرندگان حرام گوشت عبارتند از:
خفاش، طاوس، كلاغ (زاغ هم نوعى كلاغ است) و تمام پرندگانى كه چنگال دارند، مانند عقاب و... .(3)
مسئله:
1- خوردن گوشت هدهد مكروه است.(4)
2- تخم مرغ و سایر پرندگان حلال گوشت، حلال است و تخم پرندگان حرام گوشت، حرام.(5)
3- ملخ از پرندگان است و حلال گوشت مىباشد.(6)
سؤال: راه شناختن پرندگان حلال گوشت و حرام گوشت چیست؟
جواب: دو راه دارد:
1- پرندهاى كه هنگام پرواز بال زدنش بیشتر باشد تا نگه داشتن بال، حلال است.
2- پرندگانى كه سنگدان یا چینه دان یا انگشت جدایى مانند انسان شصت دارند، حلال است و پرندگان دریایى و غیر دریایى دراین حكم مساوى هستند.(1)
آبزیان.
1- از حیوانهاى دریایى تنها ماهى پولكدار و برخى از پرندگان دریایى حلال گوشت هستند.(2)
2- میگو همان ملخ دریاى و از پرندگان است(3)و حلال گوشت مىباشد.(4)
مسئله 1. خوردن و آشامیدن چیز نجس، حرام است و نیز خورانیدن عین نجس به كودكان در صورتى كه ضرر داشته باشد حرام است، بلكه اگر ضرر هم نداشته باشد، بنابر احتیاط واجب باید از آن خوددارى كند.(5)
مسئله 2. اگر میزبان در بین غذا خوردن بفهمد غذا نجس است، باید به مهمانها بگوید، اما اگر یكى از مهمانها فهمید، لازم نیست به دیگران خبر دهد، ولى چنانچه طورى با آنان معاشرت دارد كه مىداند به واسطه نگفتن خود او هم نجس مىشود باید بعد از غذا به آنان بگوید.(6)
بنابراین، اگر رستوران داران متوجه شدند غذایى نجس شده نمىتوانند
آن غذا را به مشتریان عرضه كنند. حتى اگر برخى از مشتریان مشغول استفاده از چنین غذایى باشند، بر میزبان (رستوران دار و عوامل دست اندركار) واجب است به آنها اطلاع دهند و قیمت چنین غذایى را هم نباید دریافت كند.
راه ثابت شدن نجاست آن است كه :
1- خود انسان یقین كند و اگر شك، گمان داشته باشد، لازم نیست دورى نماید.
2- كسى كه چیزى در اختیار اوست، بگوید آن چیز نجس است، مثلاً آشپز بگوید لوازم آشپزخانه نجس شده است.
3- دو مرد عادل بگویند چیزى نجس است ونیز یك نفر عادل هم بگوید بنابر احتیاط واجب باید اجتناب كرد.
ج. نجاسات و مواد غذایى
هر چند قانون كلى اسلام در اشیاء پاك بودن آنهاست و همه عالم، بجز چند مورد استثنایى، همگى پاك مىباشد، ولى از آنجا كه ممكن است در تهیه مواد غذایى برخى از آنها نجس شود، آشنایى با برخى از آلودگىها و نجاساتى كه مورد نیاز مىباشد لازم مىنماید.
مسئله 1. ادرار و مدفوع هر حیوان حرام گوشت كه خون جهنده دارد، نجس است. فضله حیوانات كوچك مانند پشه و مگس كه گوشت ندارند، پاك است.(1)
1) . همان، م 84.
مسئله 2. فضله پرندگان حرام گوشت، نجس است.(1)
مسئله 3. گربه و موش پاكاند؛ ولى ادرار و مدفوعشان نجس است.(2)
سؤال: اگر شك داریم كه شیئى سیاه رنگ كه در غذا دیده شده فضله موش است یا نه، آیا غذا نجس است؟
جواب: در فرض شك، پاك است و تفحص لازم نیست. (3)
سؤال: اگر برنج را تازه خیس كردهایم و فضله موش در آن دیده شد، راه پاك شدن دارد، یا نه؟
جواب: اگر آب نجس به باطن برنج نفوذ نكرده، مىشود آن را آب كشید.(4)
سؤال: در فرض بالا اگر شك كنیم كه آب نجس به باطن رسیده یا نه، چه حكمى دارد؟
جواب: باطن برنج پاك است.(5)
سؤال: اگر بعد از پخته شدن برنج و دم كشیدن آن، فضله موش ببینم و ندانیم هنگام خیس كردن بوده یا بعد از پخته شدن افتاده است، چه حكمى دارد؟
جواب: اگر احتمال مىدهید بعد از پخته شدن و تمام شدن آب برنج افتاده، همان جاى نجس و مقدارى از اطراف آن را بردارید، بقیه پاك است.(6)
سؤال: اگر فضله موش یا خون یا نجاست دیگرى در آبگوشت و خورشت
دیده شود، چه حكمى دارد؟
جواب: آب آبگوشت و خورشت نجس است ولى مواد دیگر اگر در آب نجس نجوشیده و آب نجس در آن نفوذ نكرده، با آب كشیدن پاك مىشود.(1)
د) مردار
مرده حیوانى كه خون جهنده دارد، نجس است... ماهى مرده چون خون جهنده ندارد، پاك است.(2)
سؤال: حكم بچه مرده حیوان كه از شكم حیوان زنده بیرون آمده، چیست؟
جواب: اگر از شكم حیوان زنده بچه مردهاى بیرون آید یا آن را بیرون آورند، خوردن گوشت آن حرام است.(3)
سؤال: حكم بچه مرده حیوان كه از شكم حیوان ذبح شده بیرون آید چیست؟
جواب: اگر حیوانى را شكار كنند یا سر ببرند و بچه مردهاى از شكمش بیرون آورند، چنانچه خلقت آن بچه كامل باشد و مو یا پشم در بدنش روییده، پاك و حلال است.
سؤال: حكم بچه زنده از حیوانى كه شكار شده یا سر آن را بریدهاند، چیست؟
جواب: اگر حیوانى را شكار كنند یا سر ببرند و بچه زندهاى از آن بیرون آید، چنانچه آن بچه را به دستورى كه در شرع، معین شده سر ببرند حلال و اگر بدون سر بریدن بمیرد، حرام مىباشد.(4)
سؤال: حكم ماهىهاى خارجى چیست؟
جواب: صید كننده ماهى لازم نیست مسلمان باشد، ولى انسان باید بداند ماهى را زنده از آب گرفتهاند و در خارج از آب جان داده است.(1)
احكام كشتن و شكار حیوانات
گاه مشاهده مىشود كه هتل داران و صاحبان رستورانهاى خارج از شهر، خود اقدام به ذبح حیوانات مىكنند. از این رو مناسب است كه نگاهى داشته باشیم به شیوههاى كشتن و شكار حیوانات مختلفى كه براى تهیه غذا مورد استفاده قرار مىگیرند.
1- احكام ذبح
مسئله 1. دستور سر بریدن حیوان آن است كه چهار رگ بزرگ گردن را از پایین برآمدگى زیر گلو به طور كامل ببرند و اگر بشكافند، كافى نیست.(2)
مسئله 2. سر بریدن حیوان پنج شرط دارد (كه اگر مراعات نكند حیوان حرام مىشود):
كسى كه سر حیوان را مىبرد باید مسلمان باشد و اظهار دشمنى با اهل بیت پیمغبر صلى الله علیه و آله نكند.
سر حیوان را با چیزى ببرند كه از آهن باشد، ولى اگر آهن پیدا نشود و طورى باشد كه اگر سر حیوان را نبرند، مىمیرد، با چیز تیزى كه چهار رگ را ببرد، مانند شیشه و سنگ تیز مىشود سر آن را برید.
جلوى بدن حیوان رو به قبله باشد، ولى در صورت فراموشى، ندانستن
مسئله، اشتباه كردن قبله، ندانستن طرف قبله، یا در صورت عدم توانایى در رو به قبله كردن حیوان، اشكال ندارد.
نام خدا را بردن به نیت سر بریدن، ولى در صورت فراموشى اشكال ندارد.
حركت كردن حیوان بعد از سر بریدن، مثل حركت چشم، دم و پا، كه معلوم شود زنده بوده است.(1)
سؤال: آیا با چاقوى استیل جایز است سر بریدن یا نه؟
جواب: جایز است.(2)
مسئله. چند چیز از حیوان حلال گوشت حرام است:
2- شكار
اگر حیوان حلال گوشت وحشى با شرایطى كه در رسآله هاى عملیه آمده است، به وسیله سگ شكارى یا اسلحه شكار شود، حلال است.(4)
3- دستور كشتن شتر
اگر بخواهند شتر را بكشند باید با پنج شرطى كه براى سر بریدن حیوانات گفته شد، كارد یا چیز دیگرى را كه از آهن و برنده باشد، در گودى بین گردن و سینهاش فرو كنند.(1)
4- صید ماهى
مسئله 1- اگر ماهى پولك دار را زنده از آب بگیرند و یرون آب جان دهد پاك و خوردن آن حلال است و چنانچه در آب بمیرد پاك است، ولى خوردن آن حرام مىباشد.(2)
مسئله 2- ماهى بى فلس را اگر چه زنده از آب بگیرند و بیرون آب جان دهد، حرام است.(3)
مسئله 3- كسى كه ماهى را صید مىكند لازم نیست مسلمان باشد و در موقع گرفتن هم لازم نیست نام خدا را ببرد، ولى شخص مسلمان باید بداند كه آن را زنده از آب گرفتهاند و در خارج آب مرده است. بنابراین در كشورهاى غیراسلامى درصورتى كه انسان بداند ماهى را زنده از آب مىگیرند و بیرون آب جان مىدهد، پاك و حلال است.(4)
مسئله 4- ماهى مردهاى كه معلوم نیست آن را زنده از آب گرفتهاند یا مرده، چنانچه در دست مسلمان باشد، حلال است و اگر در دست كافر باشد اگر چه بگوید زنده گرفتهام حرام مىباشد.(5)
مسئله 5- لازم نیست ماهى پس از بیرون آمدن از آب خودش بمیرد،
بلكه اگر آن را قطعه قطعه كنند و بدین سبب بمیرد، حلال است.(1)
سؤال: خوردن تخم خاویار چه حكمى دارد؟
جواب: اگر از ماهى فلس دار باشد و یا معلوم نیست فلس دار است یا نه، خوردن آن اشكال ندارد، وگرنه حرام است.(2)
سؤال: خوردن ماهى زنده چه حكمى دارد؟
جواب: اشكال ندارد.(3)
سؤال: حكم بریان (كباب) كردن ماهى زنده چیست؟
جواب: اگر ماهى زنده را بریان كنند یا بیرون آب، قبل از جان دادن بكشند خوردن آن اشكال ندارد.(4)
ه) خون:
مسئله 1- خونِ هر حیوانى كه جهنده باشد، نجس است. پس خون حیوانى كه مثل ماهى و پشه جهنده نیست، پاك است.(5)
مسئله 2- اگر حیوان حلال گوشت را به دستورى كه قبلاً گفته شد بكشند...اگر به علت نفس كشیدن یا به واسطه این كه سر حیوان در جاى بلندى بوده، خون به بدن حیوان برگردد آن خون نجس است.(6)
مسئله 3- گوشت خریده شده از بازار اگر به خون آلوده باشد و یقین نداشته باشد كه از خونهاى پاك است یا نجس، حكم به طهارت
مىشود.(1)
مسئله 4- خونى كه در تخم مرغ است، نجس نیست ولى خوردن آن حرام است.(2)
سؤال: اگر در برنج خیس خورده قطره خونى بیفتد، چه حكمى دارد؟
جواب: اگر تازه افتاده و آب نجس به باطن آن نرسیده، مىشود آن را آب كشید، ولى اگر به باطن آن رسیده، قابل پاك شدن نیست و اگر شك داریم آب نجس به باطن رسیده یا نه، باطن پاك است.(3)
سؤال: اگر خون در برنج پخته شده كه آب ندارد، افتاد چه حكمى دارد؟
جواب: همان جاى نجس و مقدارى از اطراف آن را بردارد، بقیه پاك است.(4)
تذكر: خون گردن گوسفند بعد از سر بریدن نجس است و باید آب بكشند.(5)
ز) سگ و خوك
سگ و خوك كه در خشكى زندگى مىكنند، حتى مو، استخوان، پنجه، ناخن و رطوبت آنها نجس است. بنابراین در صورت برخورد هر یك از این قسمتها به مواد غذایى اگر در یكى رطوبت باشد، نجس خواهند شد بنابراین لازم است. رستورانهاى بین راه و حتى شهرى كه سگها در اطراف آنها هستند، در تماس با محیط آشپزخانه و رستوران و مواد غذایى نباشند و ظروف و لوازم رستوران را از دسترس آنها دور نگهدارند.
سؤال: خوراكى كه امروزه در آمریكا براى رشد سریع به مرغها داده مىشود 80% پروتئینى است كه از گوشت خوك و گاو درست شده است. خوردن چنین مرغهایى كه از اینگونه غذاها استفاده مىكنند چه حكمى دارد؟
جواب: اشكالى ندارد.(1)
ح) كافر
مسئله 1- كافر كسى است كه: منكر خدا است؛ یا براى خدا شریك قرار مىدهد؛ یا پیغمبرى خاتم الانبیاء صلى الله علیه و آله را قبول ندارد یا نسبت به یكى از اینها شك داشته باشد؛ یا یكى از ضروریات دین را كه مىداند ضرورى است انكار كند به طورى كه انكار آن به انكار خدا یا توحید و نبوت برگردد. مسئله 2- تمام بدن كافر نجس است. بنابراین در صورت برخورد با مواد غذایى (اگر یكى از آن دو تر باشد) موجب نجس شدن مواد غذایى خواهد شد.(2)
سؤال: همان طور كه اطلاع دارید، برادران اهل سنت مرغهایى كه كشتار كشورهاى غیرمسلمان است مصرف مىكنند، به دلیل این كه چنانچه ذابح اهل كتاب باشد، كافى مىدانند و روى پاكت این مرغها جمله «ذبح على حسب الشریعة الاسلامیة»، كشته شده به دستور اسلام، نیز نوشته شده، آیا استفاده كردن یك فرد شیعه از این مرغها جایز است یا خیر؟
جواب: تا احراز تذكیه (3)نشود، و لو این كه احتمال داده شود كه وارد كننده
مسلمان رعایت تذكیه شرعى را نموده و در اختیار مردم مسلمان براى استفاده گذاشته، حرام است.(1)
سؤال: در یكى از شهرهاى آمریكا برادران ایرانى از عربهاى مسلمان گوشت، به اصطلاح ذبح اسلامى، مىخریدند، ولى بعداً معلوم شده كه خود عربها از گوشت ذبح شده یهودىها استفاده مىكنند و با استناد به آیهاى از قرآن (سوره مائده) مىگویند كه ما مىتوانیم از ذبح اهل كتاب استفاده كنیم، لطفاً در مورد این آیه توضیح بفرمایید و در این صورت رابطه ما با كسانى كه از این گوشتها استفاده مىكنند از نظر پاكى و نجسى چگونه است؟
جواب: ذابح باید مسلمان باشد و منظور از طعام در آیه شریفه حبوب بخصوص گندم است و گوشتى كه ذابح آن غیر مسلمان است در حكم میته است و نجس و نجس كننده است.(2)
سؤال: توسط اتحادیه چلوكبابیهاى ایران گوشت یخ زده در كارتنهایى كه معلوم نیست صادره از كدام كشور مىباشد به چلوكبابیها جهت مصرف براى مشتریان داده مىشود خواهشمند است بفرمایید مصرف این گوشتها از نظر شرع اسلام بلامانع است یا خیر؟ جواب: در فرض مذكور محكوم به حلّیت است.(3)سؤال: آیا مصرف كنسروهاى ماهى كه در بازار مسلمین به فروش مىرسد جایز است یا خیر؟
جواب: اگر ندانند از كجا وارد شده یا بدانند كه از بلاد مسلمین است، مانع ندارد و اگر بدانند از بلاد كفر وارد مىشود در صورتى محكوم به حلیت است كه احتمال بدهند وارد كننده
مسلمان احراز تذكیه آن را كرده و در دسترس مسلمین قرار داده است.(1)
سؤال: روغنهاى خارجى چه حكمى دارد؟ جواب: تا یقین ندارد كه از حیوان حرام گوشت گرفته شده و یقین ندارد كه با رطوبت با بدن كافر تماس گرفته، پاك و حلال است.(2)
سؤال: استفاده از لبنیات خارجى مانند پنیر، كره، شیر و ماست چه حكمى دارد؟
جواب: تا یقین به ملاقات (برخورد) چیزى با رطوبت با بدن كافر پیدا نكنید، پاك است.(3)
سؤال: استفاده از نان، لوبیا، رب گوجه فرنگى، سبزى و امثال آن كه در خارج هست یا از خارج وارد مىشود چه حكمى دارد؟
جواب: در موارد غیرگوشتى تا یقین به نجاست آن ولو از طریق تماس آنها با بدن كافر با رطوبت ندارند، پاك است.(4)
ط) شراب و فقاع
مسئله. شراب و هر چیزى كه انسان را مست مىكند، چنانچه به خودى خود روان باشد نجس و خوردن آن حرام است و اگر مثل بنگ و حشیش روان نباشد، اگر چه چیزى در آن بریزند كه روان شود پاك است، ولى مصرف آن حرام است.(5)
مسئله. خرما و موز و كشمش و آب آنها اگر جوش بیایند پاك و خوردن آن حلال است.
مسئله. فقاع كه از جو گرفته مىشود و به آن آبجو مىگویند، نجس و
خوردن آن حرام است، ولى آبى كه به دستور پزشك از جو مىگیرند و به آن ماءالشعیر مىگویند، پاك و خوردن آن حلال مىباشد.(1)
روش پاك كردن مواد نجس شده
مطابق احكام اسلامى مواد غذایى غیرگوشتى، پاك است، مگر آن كه یقین به نجاست آن داشته باشیم، پس :
اگر انسان مىداند چیزى نجس نشده، پاك و حلال است.
اگر شك دارد، نجس است یا نه، پاك است؛
اگر احتمال مىدهد نجس شده، ولى یقین ندارد، پاك است.(2)
روشن است كه در صورت آلوده شدن ظرف به نجاست باید آن را پاك كرد، تا خود آن ظرف و غذایى كه در آن ریخته مىشود به نجاست آلوده نشود، زیرا پذیرایى از میهمان و مشترى در ظرف آلوده به نجاست حرام است.(3)
سؤال: ظروف نجس را چگونه با آب پاك كنیم؟ جواب: اگر با آب كر یا جارى مثل آب رودخانه و چشمهها یا با آب شیر كه متصل به منبع كر است، آب بكشیم، بعد از برطرف شدن نجاست، یك مرتبه كافى است؛ گرچه بهتر سه مرتبه است، ولى اگر با آب قلیل (یعنى كمتر از كر) آب بكشیم بعد از برطرف شدن نجاست، سه مرتبه باید آب كشید.(4)
سؤال: ظرفى كه به شراب نجس شده چگونه پاك مىشود؟
جواب: با قلیل و كر سه مرتبه و بهتر است هفت مرتبه شسته شود.(1)
سؤال: اگر غیر مسلمان وارد چلوكبابى و تالار پذیرایى شد، از نظر غذا و طهارت و نجاست چه حكمى دارد؟ جواب: بدنش نجس است. اگر با رطوبت، دست به جایى زد یا غذا و آب خورد، باید ظرف را آب كشید.(2)
اگر هنگام كار، یكى از كاركنان غذاخورى به نجاستى مثل خون آلوده شد، اولین كار و وظیفه این است كه از سرایت و انتقال آن به جاهاى دیگر و ظروف و احیاناً غذاها جلوگیرى كند و گرنه هر چیزى كه به نجس برخورد كند، آلوده خواهد شد. بنابراین باید نجاست را برطرف و آن را آب بكشد، یا به گونهاى ببندد كه مانع از سرایت آن شود.
سؤال: آیا خون اگر خشك شد و از بین رفت، محل خون پاك مىشود؟
جواب: خیر، تا آن را آب نكشند پاك نمىشود.(3)
سؤال: دست یا عضو نجس شده خود را چگونه پاك كنیم؟
جواب: بدن، با یك مرتبه آب كشیدن در آب كر پاك مىشود و در قلیل دو مرتبه، در لباس و فرش و مانند آن احتیاطاً دو مرتبه با آب كر و قلیل، آب بكشند و در هر مرتبه لباس و مانند آن را فشار دهند تا آب داخل آن خارج شود.(4)
اگر زمین و صندلى و میز و اشیاى دیگر نجس شد، باید مواظب بود تا نجاست به جاهاى دیگر نرسد و بهتر است آن محل را فورى آب بكشند.
اگر با آب كر باشد، بعد از برطرف شدن نجاستى مانند خون، با یك مرتبه پاك مىشود و با آب قلیل دو مرتبه و آبهایى كه جمع مىشود، اگر در جایى فرو مىرود همه زمین پاك مىشود واگر چاه ندارد، یا زمین سفت است، آبهاى جمع شده را باید با دستمال یا ابرى جمع كرد و بیرون ریخت چون آبها نجس هستند.(1)
زمین نجس با نور آفتاب نیز پاك مىشود، ولى شرایطى دارد كه برخى از آنها عبارت است از:
1- زمین خیس باشد؛
2- اول عین نجاست را برطرف كنند؛
3- چیزى مانند پرده یا ابر از تابش آفتاب جلوگیرى نكند، مگر آنكه ابر رقیق یا پرده نازك باشد.
4- به كمك باد خشك نشود.(2)
سؤال: روش آب كشیدن میز و صندلى چگونه است؟
جواب: مثل آب كشیدن زمین است، ولى با آفتاب پاك نمىشود، مگر در زمین به گونهاى كار گذاشته باشند كه قابل حمل و نقل نباشد.(3)
سؤال: آیا زمین و میز و صندلى نجس را اگر دستمال بكشیم یا با «تى» پاك كنیم، بدون آب پاك مىشود؟ جواب: نه، بلكه نجاست به جاهاى دیگر هم سرایت مىكند.(4)
صنف چلوكبابىها و تالارها مانند هر صنف خدماتى دیگر براى ارائه خدمت به مشترى از طریق فروش غذا و خدمات اقدام مىكنند. از این نظر فرآیند خرید و فروش همانند اصناف دیگر است. اما ویژگىهایى دارد كه به خاطر آن بخشى از مسایل و جلوههاى خرید و فروش در آن
بیشتر معمول است، مثلاً در این صنف كم پیش مىآید كه غذا به صورت نسیه فروخته شود و... از این روى در این بخش تنها به برخى از مسایل مورد ابتلا اشاره مىكنیم.
مسئله: خرید و فروش نجاسات، مانند مشروبات الكلى، گوشت خوك و گوشت حیوانى كه ذبح شرعى نشده و نجس است، حرام و معامله آن باطل است.(1)
سؤال: كم خوردن شراب، مثل یك قاشق آن، كه براى بدن ضرر ندارد و عقل را ضایع نمىكند، لطفاً بفرمایید كه چرا اسلام حتى یك ذّره آن را حرام مىداند؟ جواب: ملاك دراین حكمِ اسلامى، تنها ضرر نیست.(2)
تذكر:
در باره شدّت حرمت شراب، در روایات مىخوانیم كه شراب ریشه همه بدىها و سرچشمه گناهان است. كسى كه شراب مىخورد عقل خود را از دست مىدهد و در آن موقع خدا را نمىشناسد؛ از هیچ گناهى پروا ندارد؛ احترام هیچ كس را نگاه نمىدارد؛ حق خویشان نزدیك را مراعات
نمىكند و...؛ خداوند، فرشتگان، پیامبران و مؤمنین او را لعنت مىكنند، روز قیامت روى او سیاه است و زبان از دهانش بیرون مىآید و فریاد تشنگى او بلند است و نمازش تا چهل روز قبول نیست،(1)مگر این كه توبه كند.(2)
كارفرمایان، كارگران و میهمانان باید به طور جدى از این گناه بزرگ دورى كنند؛ گناهى كه از جمله گناهان كبیره است.(3)
مسئله: نشستن سر سفرهاى كه در آن شراب مىخورند، اگر انسان یكى از آنان حساب شود، حرام و چیز خوردن از آن سفره (اگر چه غیر شراب باشد) حرام است.(4)
مسئله: اگر چیز پاكى مانند روغن كه آب كشیدن آن ممكن نیست، نجس شود، چنانچه مثلاً روغن نجس را براى خوردن به خریدار بدهند، معامله باطل و عمل حرام است و اگر براى كارى بخواهند كه شرط آن پاك بودن نیست، مانند درست كردن صابون از روغن نجس، فروش آن اشكال ندارد.(5)
مسئله: فروختن چیز پاكى كه نجس شده و آب كشیدن آن ممكن است، اشكال ندارد، ولى اگر مشترى بخواهد آن چیز را بخورد فروشنده باید نجس بودن آن را به او بگوید.(6)
مسئله: استفاده و فروش غذاى مانده و فاسد كه موجب ضرر جانى و مسمومیت شود، شرعاً حرام (1)و از لحاظ اخلاقى خلاف و از حیث قانونى هم جرم است.
سؤال: خوردن چیزى كه ضرر دارد چه حكمى دارد؟
جواب: اگر ضرر مهم و قابل توجه باشد، حرام است.(2)
سؤال: خوردن چیزهایى كه طبیعت انسان از آنها بدش مىآید، چه حكمى دارد؟
جواب: حرام است؛ مثل غذاهاى بو گرفته فاسد.(3)
سؤال: خوردن بعضى از غذاها مثل كالباس و سوسیس، كه اگر تحقیق شود اكثر پزشكان آنها را براى سلامتى معده مضر مىدانند، از لحاظ شرعى چگونه است؟
جواب: اگر یقین به بودن چیز حرامى در آن ندارند، اشكال ندارد، مگر معلوم شود كه ضرر مهم و قابل توجه دارد.(4)
سؤال: شخصى گوسفند مریض خود را مخفیانه به قیمت ارزانترى به قصاب مىفروشد، قصاب هم گوسفند را ذبح كرده و به قیمت گوشت سالم به مشترىها مىدهد. ممكن است مضر و مسموم باشد، آیا معامله قصاب با صاحب گوسفند و مشترى او حرام است یا علاوه بر حرمت باطل است؟ و در مورد پول و عوضى كه مىدهد چطور؟ جواب: معامله
باطل نیست، اگر چه تدلیس حرام است.(1)
سؤال: تعدادى از روغنهاى نباتى مایع خارجى كه به صورت استریل در قوطىهاى یك لیترى مىباشد بر اثر خرابى لوله آب در انبار زنگ زده و در نتیجه سوراخ شده و روغنها... . با در نظر گرفتن این كه مزه و طعم این روغنهابا طعم و مزه روغنهایى كه در قوطىهاى سالم است، فرقى ندارد. آیا مىتوان فروخت؟
جواب: اگر فاسد نشده و ضرر هم نداشته باشد، اشكال ندارد.(2)
مسئله: غش در معامله، یعنى فروختن جنسى كه با چیز دیگر مخلوط است، در صورتى كه آن چیز معلوم نباشد و فروشنده هم به خریدار نگوید، مثل فروختن برنج نامرغوب كه با برنج مرغوب مخلوط شده باشد، به نام برنج مرغوب.
پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله فرموده است: «از ما نیست كسى كه در معامله با مسلمانان غش كند یا به آنان ضرر بزند یا تقلب و حیله نماید و هر كه با برادر مسلمان خود در خرید و فروش غش كند، خداوند بركت روزى او را از بین مىبرد و راه معاش او را مىبندد و او را به خودش واگذار مىكند.»(3)
تقلّب
در فروش كارى خلاف اخلاق و در برخى موارد حرام و سبب باطل بودن معامله نیز خواهد بود. اكنون نمونه هایى از آن را یادآور مىشویم:
صاحب غذاخورى به جاى گوشت گوسفند از گوشت گاو استفاده كند؛
برنج درجه دو یا... را به عنوان برنج درجه یك و مرغوب حساب كند؛
در پخت غذا از مرغ مریض استفاده كند؛
به جاى زعفران، گل رنگ مصرف كند؛
به جاى گوشت، سویا بریزد؛
به جاى روغن خوب، روغن نامرغوب یا دنبه مصرف كند؛
به اسم سرویسهاى غذاخورى بهداشتى و سالم مواد غذایى حفاظت نشده و تاریخ مصرف گذشته را در اختیار مشتریان بگذارد.(1)
مسئله: از مواردى كه انسان مىتواند معامله را فسخ كند عبارتست از:
1- فروشنده یا خریدار مال خود را بهتر از آنچه هست نشان دهد و طورى كند كه قیمت مال در نظر مردم زیاد شود.
2- فروشنده خصوصیات جنس معینى را كه مشترى ندیده به او بگوید، بعد معلوم شود طورى كه گفته، نبوده است.(2)
مسئله: اگر غذاى اعلا را با غذاى پست مخلوط كند و به اسم چاى اعلا به مشترى بدهد، مشترى مىتواند معامله را به هم بزند.(3)
سؤال: این جانب در كارخانهاى كار مىكنم كه كارش آب میوهگیرى است. تقاضا دارم بفرمایید من چه وظیفهاى در مقابل كارهاى نامشروع این كارخانه دارم. براى این كار به ما دستور مىدهند در آب پرتقال آب مخلوط نماییم. آیا به كار خود ادامه دهیم یا نه؟
جواب: اگر مىدانید كه در وقت فروش به عنوان آب پرتقال خالص فروخته مىشود، باید
دست از این كار بردارید و در غیراین صورت براى شما اشكالى ندارد.(1)در رستورانها هم اگر این گونه اقدامات انجام شود كارگران و مسئولان هر دو مسؤول مىباشند.
كم فروشى از جمله گناهانى است كه آیات زیادى در مذمت آن نازل شده است؛ مانند:
«اوفوا الكیل و لا تكونوا من المخسرین و وزنوا بالقسطاس المستقیم و لا تبخسوا الناس اشیائهم و لا تعثوا فى الارض مفسدین و اتقوا الذى خلقكم و الجبلة الاولین»؛(2)
پیمانه را در فروش پر كنید و از كم كنندگان نباشید و با ترازوى درست وزن كنید و از وزن و پیمانه كم نگذارید و در زمین فساد نكنید و از آن كه شما و مردمان گذشته را آفریده است بترسید و تقوا پیشه كنید.
بر این اساس، لازم است مقدار مواد غذایى آن طبق مقررات و دستورات صنف مذكور باشد واز هر نوع خلاف، مانند كم گذاشتن برنج، گوشت، سالاد، ماست، نان و یا هر خدمت دیگر پرهیز شود.
سؤال: اصولاً كسى كه كاسبى مىكند، چه مبلغى از جنس را باید سود ببرد كه مالش حرام نشود؟
جواب: اگر مقرراتى از طرف دولت اسلامى هست، باید مراعات شود و در هر صورت اجحاف و گرانفروشى موجب حرام شدن مال نیست.(3)
یكى از كارهاى خلاف، پنهان كردن جنس و عرضه نكردن آن است؛ با این هدف كه به افراد مورد نظر با قیمت بالاتر بفروشد.
یكى از راههاى نامشروع براى افزایش درآمد كه گاه مورد استفاده صاحبان غذاخورىها نیز قرار مىگیرد، فروش اجبارى اجناس است. زمانى به بهانه نداشتن پول خرد، آدامس، شكلات و... به مشترى مىدهند. این كار چون نقض یكى از شرایط لازم براى فروشنده و خریدار است، اشكال دارد. مگر آن كه مشترى نیز رضایت داشته باشد.
مسئله: در مورد فروشنده و خریدار شش چیز شرط است...؛ از جمله این كه، كسى آنها را مجبور نكرده باشد(1). به این ترتیب اگر خود آنها هم یكدیگر را مجبور كنند، معامله اشكال خواهد داشت.
مسئله: جنسى كه مىفروشند و چیزى كه در عوض آن مىگیرند شرایطى دارد، از جمله:
1- مقدار آن با وزن یا پیمانه یا شماره و مانند اینها معلوم باشد.
2- بتوانند آن را تحویل دهند.
3- خصوصیاتى را كه در جنس و عوض هست و به واسطه آنها میل مردم به معامله فرق مىكند معین نماید(2).
مسئله: اگر یكى از شرطهایى كه گفته شد در معامله نباشد معامله باطل
است، ولى اگر خریدار و فروشنده راضى باشند كه در مال یكدیگر تصرف كنند تصرف آنها اشكال ندارد(1).
شایسته است فروشندگان مواد غذایى در سالنها و تالارهاى پذیرایى قیمت را به اطلاع مشترى برسانند. این كار مىتواند با نصب تابلوهاى قیمت در محلهاى كاملاً قابل مشاهده صورت بگیرد تا مشترى با اطلاع از قیمتها نسبت به خرید غذا تصمیم بگیرد.
در این باره از امام رضا داستانى نقل شده كه مضمون و خلاصه آن این است كه: آن حضرت باغى داشتند، روزى به آن جا رفتند و دیدند عدهاى كارگر مشغول به كار هستند. حضرت پرسیدند. درباره مزد با اینها صحبت كردهاید؟ مسئول كار گفت: نه! هر چه بدهیم راضى مىشوند.امام علیهالسلامناراحت شدند و فرمودند: اگر از اول مشخص كنید كه مزدش چقدر است و بعد اضافه دهید مىفهمد احسان كردهاید و اگر به اندازهاش بدهید مىداند كه حقش را گرفته است، اما اگر از اول صحبت نكنید، بعداً اگر زیاد هم مزد بدهید فكر مىكند حقش است یا حتى كمتر از حقش را گرفته است(2).
اگر سهمیهاى در اختیار غذاخورىها قرار مىگیرد، به خاطر استفاده مشترىهاست. بنابراین، باید در همان مورد به مصرف برسد و اگر آن را به مشتریان عرضه نكند و به طور آزاد به فروش رساند نوعى تجاوز به حقوق دیگران است و فروش به قیمت گرانتر یا مصرف در غیر مورد
تعیین شده از نظر حكومت اسلامى، گناه است(1).
سؤال: سهم قند و شكر كه به قنادىها و... مىدهند اگر بفروشند سود او حلال است یا نه؟
جواب: باید مقررات دولت اسلامى را رعایت كنند(2).
سؤال: با توجه به اینكه بیشتر اجناسى كه در بازار هست از طریق تعاونىها توزیع مىشود و باید به دست مردم برسد، چند سؤال مطرح است: سؤال اول : برخى اجناس هست كه به طور مستقیم زیر نظر تعاون نیست، مثلاً به فلان كاسب به نرخ معین داده مىشود و به او گفته مىشود كه به این قیمت به طور خرده فروشى به دست مصرف كننده و خریدار بدهد. حال در صورت تخلف... آیا حرام است؟
سؤال دوم: همان اجناسى كه هر كسى مىداند و آگاهى كامل دارد كه مال تعاونى است، ولى ما مىبینیم در بازار تهران و یا...به فروش مىرسانند من و امثال من كه مىرویم و این اجناس را مىخریم و به بازار مىآوریم و با قیمت گرانتر به دست مصرف كننده مىرسانیم لطفاً در این زمینه نظر خود را بفرمایید.
جواب: مخالفت با مقررات دولت اسلامى جایز نیست، ولى
اگر نمىداند جنسى كه در بازار به فروش مىرسد از چه طریقى تهیه شده خرید و فروش آن اشكال ندارد.(3)
از جمله كارهاى ناشایست برخى غذاخورىها این است كه با علم به این
كه اختیار مسافران دست راننده است، با پیشنهاد مبلغى به وى و یا در اختیار گذاشتن غذا و امكانات ویژه كه مسافران در آن حقى ندارند، او را تشویق مىكنند مسافرانش را در آن جا پیاده كند. چنین عملى، از آن جهت كه مشترى را در واقع به نوعى مجبور به صرف غذا مىكند، خلاف است و از نظر اخلاقى هم عمل زشتى را مرتكب شدهاند، زیرا حق مردم را نادیده گرفته و رابطه دوستى را بر قانون و حق مردم، بى جهت مقدم كردهاند.
اسراف در لغت به معناى تجاوز از حد و میانه روى است.(1)در خصوص مواد غذایى مىتوان به آیه شریفه «كُلُوا وَ اشْرِبُوا وَ لا تُسْرِفوُا» (2)استناد كرد. در روایات نیز ائمه به شدت از این عمل ناپسند نهى كردهاند. امام صادق علیهالسلام مىفرماید:
«اَدْنَى اَلْاِسْرافِ هِراقَهٌ فَضْلِ الْاِناءِ وَ ابْتِذالُ ثَوْبِ الصَّونِ وَ اِلْقاءُ النَّوى»(3).
یعنى، پایینترین مرتبه اسراف عبارت است از دور ریختن آبى كه از آشامیدن اضافه آمده است، یكى بودن لباس كار و منزل و دور انداختن هسته خرما پس از خوردن آن.
بنابراین اسراف در مواد غذایى كه مورد عنایت ویژه قرآن كریم نیز هست، از گناهان مسلم است.(4)برخى از اسرافهاى مورد ابتلاى صنف
غذاخورىها عبارت است از:
به دلیل مراجعان زیاد، شیرهاى آب خیلى زود خراب مىشوند و این امر چنان عادى مىشود كه بعضى مسؤلان غذاخورىها تعمیر آن را كارى جزئى و وقت گیر مىدانند.
بعضى مشتریان نیز به دلیل بى توجهى در بستن صحیح شیرهاى آب سبب اسراف مىشوند.
نكته: نقل است كه امام خمینى (ره) اگر مقدارى از آب لیوان را مىنوشید، روى لیوان سرپوش مىگذاشت تا دفعهبعد بقیه آب را بنوشد.
گاهى براى جذب مشترى، لامپهاى پرمصرف به تعداد زیاد و خارج از حد متعارف استفاده مىشود و یا برخى لامپها در جاهایى كه اصلاً مراجعه كنندهاى ندارد روشن مىمانند وگاه صورت فریب هم به خود مىگیرد، زیرا فروشنده تلاش مىكند برخلاف واقعیت، مشترى را وادار به خرید كند كه این خود خلافى دیگر است.
معمولاً براى تمام مسافران و مشترىها غذا به یك اندازه داده مىشود و حال آن كه میل و اشتهاى افراد متفاوت است. خستگى، اضطرابها، خواب آلودگى، كمبود فرصت و دهها عامل دیگر باعث مىشود كه برخى كمتر غذا بخورند. به همین خاطر بقیه غذاى آنان باقى مىماند. چنانچه مسئولان غذاخورىها، براى مصرف شدن این غذا فكرى نكنند و آن را دور بریزند دچار اسراف شدهاند. شایسته آن است كه بخشهاى دست نخورده غذا را جمعآورى و براى فقرا بفرستند، یا لااقل براى
خوراك دام و طیور از آن استفاده كنند. از طرفى هم شایسته است كه مسافران در صورتى كه نیاز به غذاى كمترى دارند، آن را به اطلاع میهمان دار برسانند تا از زیاد آمدن و اسراف غذا جلوگیرى شود. گاهى به علت سفارش بیش از نیاز مشترى، در مراسمهاى شادى یا عزا مقدارى غذا در چلوكبابى باقى مىماند، در این گونه موارد بهتر است مسئولان تالارها با هماهنگى صاحبان غذا، آن را به عنوان دیون مالى آنان به فقرا برسانند و یا در اختیار مؤسسات خیریه قرار دهند.
سؤال: زیاده روى در مصرف آب و برق در صورتى كه موجب كمبودهایى در سطح عمومى شود، چه حكمى دارد؟
جواب: زیادهروى به نحو غیرشفاف حرام است و چنانچه موجب اتلاف و ضرر باشد، موجب ضمان است.(1)
سؤال: اگر مشترى و میهمان مقدارى غذا یا نوشابه بخورد و بقیه بماند، مىتوان از آن استفاده كرد؟
جواب: اگر صرف نظر كرده باشد، اشكال ندارد،(2)البته بهتر است براى نوشیدنىهاى این چنینى لیوان در نظر گرفته شود تا باقى مانده نوشابه از جهت بهداشتى مشكل نداشته باشد.
این صنف به دلیل ارتباط گسترده با مردم و فراهم آوردن بستر لازم براى اجتماعات و برگزارى مراسم، از جهاتى در معرض آسیبپذیرى است كه در صورت ترویج رفتارهاى شایسته، این آسیبها در محدوده
ارتباطات اجتماعى مسلمانان به حداقل خواهد رسید و اجتماعات هماهنگ با ارزشهاى اخلاقى و اجتماعى شكل خواهد گرفت. شكلگیرى مجالس گناه، (مجالسى كه در آن ارزشهاى دینى خدشهدار مىشود) گاه مانند اختلاط محرم و نامحرم، گاه به نوع غذاها(مانند مسكرات و غذاهاى حرام) و گاه به محتوا و برنامه هاست؛ مانند مجالسى كه براى رقص و ابتذال تشكیل مىشود.
حضور زنان و مردان در میهمانىهاى مشترك، خصوصاً عروسىها و شادىها، گاه به اختلاط نامشروع آنان مىانجامد. از نظر اسلام، لازم است كه صاحبان غذاخورىها از فراهم كردن چنین مجالسى خوددارى كنند و در صورت وقوع، وظیفه دارند كه جلوگیرى و نهى از منكر كنند. در داستان حضرت موسى علیهالسلام آمده است كه: وقتى آن حضرت بر سر چاه آبى در حوالى شهر مَدْین رسید، جماعتى را دید كه گوسفندان خود را سیراب مىكردند. او دو زن را دید كه دور از مردان در كنارى به جمع آورى گوسفندان خود مشغولاند. حضرت موسى علیهالسلام به طرف آنها رفت و پرسید: شما در این جا چه كار دارید؟ آن دو گفتند: (به خاطر عدم اختلاط با مردان) این جا به انتظار نشستهایم كه مردان گوسفندان خود را سیراب كنند و بروند، آن گاه ما گوسفندان خود را سیراب كنیم(1).
1) . قصص/ 23.
امام على علیهالسلام خطاب به اهل عراق كه به نوعى دچار این مشكل شدهاند مىفرماید: «یا اَهْلَ الْعِراق نُبِّئتُ اَنَّ نِساءَ كُمْ یدافِعنَ الرِّجالَ فِى الطَّریق اَما تَسْتَحْیون؟ لَعَنَ اللُّه مَنْ لا یغار»(1).
اى اهل عراق! به من خبر دادهاند كه زنان شما در راه با مردان برخورد و اختلاط دارند، آیا شرم نمىكنید؟ خدا لعنت كند انسانهاى بى غیرت را!
مسئله. اختلاط زن و مرد اگر موجب مفسده باشد، حرام است(2).
مسئله. هدف از مختلط نشدن، محدود كردن فعالیت اجتماعى زنان نیست، جلوگیرى از مفاسد است. به همین خاطر حضور آنان در مجامعى مثل نماز جماعت و جمعه، نه تنها مكروه نیست، گاه مطلوب نیز مىباشد.(3)
مسئله. شنیدن صداى زنها اگر به قصد لذّت باشد حرام است.(4)
مسئله. گفتگوى زن با مرد نامحرم و مرد با زن نامحرم، اگر زمینه گناه باشد یا سبب فساد و تحریك شهوت شود، حرام است.(5)
با توجه به مطالب گفته شده، مسئولان این صنف وظیفه دارند كه حتى الامكان مانع هرگونه اختلاطى بشوند و در صورت ناچارى، زمینههاى مفسده را از بین ببرند و اگر عمداً آنها را در معرض اختلاط مفسدهانگیز قرار دهند، امر حرامى را مرتكب شدهاند.
سؤال: در برخى غذاخورىها، محل وضوى زن و مرد به گونهاى است
كه آنان همدیگر را مىبینند، آیا وضو گرفتن به این نحو اشكال دارد؟
جواب: نباید آن جا وضو بگیرد، چنانچه گرفت، وضو صحیح است ولى گناه كرده است.(1)
سؤال: در برخى مسافرخانهها محل نماز زن و مرد جدا از هم نیست و مانعى مثل پرده بین آنها وجود ندارد، آیا نماز اشكال دارد؟
جواب: در صورتى كه مفسدهاى نیست، پرده لزومى ندارد، بلكه در نماز احتیاط آن است كه زن عقبتر از مرد باشد؛ مگر در صورتى كه بین آنان مانعى مثل پرده باشد.(2)
براى جلوگیرى از تشكیل مراسم مختلط و مفسدهانگیز توجه به این نكات لازم است:
محل كار مردان و زنان و سرویس دهى به آنان جدا باشد. متاسفانه برخى مسؤولان از فروشندگان زن براى جلب مشترى استفاده مىكنند كه در صورت داشتن مفسده، امر حرامى مرتكب شدهاند.
دربهاى ورودى براى زن و مرد مستقل باشد.
بانوان بى حجاب دعوت به حجاب شوند.
صداى زنها به مردها نرسد.
از رفت و آمد مردها به قسمت زنان پرهیز شود؛ حتى داماد(3)و براى امور ضرورى هم از زنان استفاده شود.
از فضاى تنگ كه موجب فشرده شدن جمعیت مىشود، استفاده نشود.
3- فیلم بردارى و عكاسى
معمولاً در مراسمى كه در رستورآنهاو تالارها برگزار مىشود خصوصاً جشنها و عروسى، عكس یا فیلم بردارى مىكنند، هر چند این كار اگر همراه با گناه نباشد اشكال ندارد ولى در این میان حضور زنان نامحرم و سوءاستفادههاى احتمالى از عكس و فیلمها، منكرات و گناهانى را در پى دارد. مسؤولان غذاخورىها وظیفه دارند كه امر به معروف و نهى از منكر كنند و زمینه چنین امورى را فراهم ننمایند.
مسئله 1: عكس گرفتن و فیلم بردارى مرد از زنان نامحرمِ بى حجاب یا بد حجاب، حرام است، گرچه در عروسى باشد(1).
مسئله 2: نگاه كردن و گرفتن فیلم و عكس از دستها و صورت زنان نامحرم كه آرایش شده، حتى اگر با حجاب باشند، حرام است(2).
مسئله 3: در فیلم گرفتن و عكس انداختن، نگاه كردن به بدن و موى زن نامحرم، گرچه بدون قصد لذت باشد، حرام است(3).
مسئله 4: نگاه به عكس و فیلم نامحرم بدون لذت و در صورتى كه نامحرم را نشناسد و ترس گناه و فساد نباشد مانعى ندارد، اما در پخش مستقیم نگاه به بدن و موى زن نامحرم حرام است گرچه بدون قصد لذت باشد(4).
مسئله 5:فرقى بین زن و مرد فیلم بردار یا عكس بردار نیست و حتى نگاه به نامحرم در فیلمهاى ورزشى براى خانمها با تلذذ و ریبه جایز
نیست(1).
از آن جا كه غالب مردم علاقهمند به تهیه عكس یا فیلم از مراسمهاى خود هستند، بهتر است از قبل یكى از محرمها را براى چنین كارى آماده كنند.
متاسفانه در برخى از مجالس عروسى و جشنها كه در هتلها، غذاخورىها و یا هر مركز پذیرایى میهمانان برگزار مىشود، حدود آله ى رعایت نمىشود. این مجالس به صحنههاى غیر شرعى، همانند رقص پایكوبى و نوازندگى تبدیل مىشود. در این باب باید بدانیم كه:
چنان كه بدون هماهنگى و اطلاع، چنین برنامهاى اجرا شد، وظیفه صاحبان اماكن، امر به معروف و نهى از منكر و در صورت بى تاثیر بودن، تعطیلى آن جلسه یا اطلاع دادن به نیروهاى مسؤول منكرات است.
دعوت از رقاص و مطرب و امثال آن براى رقص و آواز و موسیقى، حرام است(1).
پول دادن و پول گرفتن براى رقصیدن یا كارهاى حرام دیگر، حرام است(2).
در مورد رقص نیز لازم است كه دانسته شود:
1- رقص زن براى مرد نامحرم یا رقص مرد در مقابل زنان نامحرم، حرام است(3).
رقص زن براى همسرش و مرد براى زنش در صورتى كه كار حرام دیگرى ؛ مثلاً نوازندگى حرام، همراه آن نباشد، اشكال ندارد(5)
همراه با كار حرام و سبب تحریك شهوت و مفسده دیگرى نباشد به فتواى برخى از مراجع معظم تقلید اشكال ندارد.
.1) . همان، م 2187 و استفتائات امام، ج 2، ص 63.
2) . توضیح المسائل امام، م 2187.
3) . استفتائات رهبر معظم انقلاب ج 2، س 82.
4) . بنابر فتواى برخى از مراجع معظم، رقص زن براى زنان و مرد براى مردان، اگر همراه كار حرام و سبب تحریك شهوت و مفسده نباشد، اشكال ندارد، احكام دختران، محمد وحیدى، ص 301.
5) . استفتائات امام، ج 2، س 35، رقص زن براى زنان و مرد براى مردان، اگر
مسئله 1. غنا، یعنى كشیدن، به گلو انداختن و بالا و پایین كردن صدا، به گونهاى كه انسان را از حالت طبیعى خارج كند و مناسب مجالس لهو و خوش گذرانى با آلات لهو و موسیقى باشد(1).
مسئله 2. آواز خوانى و خوانندگى زن یا مرد كه غنا باشد، یا زمینه گناه و سبب فساد و مهیج شهوت باشد، حرام است(2).
مسئله 3. آواز خواندن زن براى زنان حتى اگر به حد غنا برسد، بعید نیست كه در مجالس عروسى جایز باشد، اگر چه احتیاط مستحب آن است كه ترك شود، البته باید همراه با چیزهاى حرام دیگر مانند شنیدن نامحرم و استعمال آلات لهو نباشد(3).
سؤال: اگر خود میهمانها بگویند ما مقدارى پول بیشتر مىدهیم به شرط این كه آوازخوان مرد یا زن بیاوریم كه آواز حرام بخواند، صاحب غذاخورى چه وظیفهاى دارد؟
جواب: كسب از راه عمل حرام، حرام است(4).
مسئله 1. موسیقى مطرب، یعنى آنچه انسان را به شادى و هیجان مىآورد، و از حالت طبیعى خارج مىكند و مناسب مجالس لهو و لعب است، حرام است.
مسئله 2. گوش دادن و نواختن ترانه و موسیقى مطرب حرام است(5).
مسئله 3. نشستن و شركت در مجلس گناه حرام است(1).
مسئله 4. صاحبان غذاخورىها و دیگران، در مقابل پخش نوار ترانه و اجراى موسیقى مطرب، وظیفه دارند كه امر به معروف و نهى از منكر كنند و در صورت عدم توجه باید خود از محل خارج و به كسانى كه وظیفه جلوگیرى دارند، اطلاع دهند(2).
شعبده آن است كه به واسطه حركات سریع و تند، غیر واقع را واقع نشان دهد و این عمل حرام است، ولى هر تردستىى شعبده نیست(3).
گاه در برخى مجالس از شعبده بازان براى اجراى برنامههایى كه مردم را سرگرم كند، استفاده مىشود كه در اختیار گذاشتن مكان براى این اعمال نیز حرام است(4).
سؤال: دانش شعبده و تردستى را فرا گرفتن یا دیدن آن چه صورت دارد؟
جواب: تعلیم و تعلم شعبده و انجام دادن آن حرام است(5).
برخى از مراسم جشن یا عروسى، براى شاد كردن میهمانان از فرد یا افرادى دعوت به عمل مىآید كه با خواندن شعر یا گفتن لطیفه و... مجلس را شاد كنند، مرورى بر آداب اسلامى و روش معصومان
علیهالسلام نشان مىدهد كه شادى و شاد كردن مؤمنان موضوعى بسیار با اهمیت است، اما به این شرط كه در مدار ارزشهاى آله ى قرار بگیرد.
پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله مىفرماید: اِنّى لَامزَحُ وَ لا اَقُولُ اِلّا الٌحَقّ؛(1)من شوخى مىكنم، ولى غیر حق چیزى نمىگویم.
طریحى مىنویسد: «لَقَدْ كانَ رَسَولُ اللّه یداعِبُ الرّجُلَ یرُیدُ اَنْ یسُرَّهُ»؛(2)رسول خدا صلى الله علیه و آله با مردان شوخى مىكرد، به این قصد كه آنها را شاد كند.
خلاصه در ارزش شاد كردن مؤمن همین بس كه پیامبر صلى الله علیه و آله فرمود: «مَنْ سَرَّ مُؤمناً فَقَدْ سَرَّنى وَ مَنْ سَرَّنى فَقَدْ سَرّ اللَّه»؛(3)هر كسى مؤمنى را شاد كند، مرا شاد كرده و هر كس مرا شاد كند خدا را شاد كرده است.
شخصى نزد امام موسى بن جعفر علیهالسلام آمد و پرسید: فدایت شوم! گاه در میان گروهى هستیم كه مىگویند و مىخندند چه كنم؟ فرمود: اشكالى ندارد به شرطى كه ناسزا نباشد(4).
امام باقر علیهالسلام فرموده است: خداوند به حضرت موسی علیهالسلام فرمود من بندگانى دارم كه بهشت خود را بر آنها مباح كردهام و آنان را حاكم بر بهشت قرار دادهام.
حضرت موسى پرسید: آنها چه كسانى هستند؟ خداوند فرمود: كسانىاند كه مؤمنى را شاد كنند.(1)
این توصیهها پیرامون شاد كردن مؤمنان گواه این مطلب است كه هنرمندانى كه وظیفه شاد كردن مخاطبان مؤمن را به عهده دارند، به نوعى مورد لطف و عنایت خداوند متعال هستند، به این شرط كه كارى ارزشى انجام دهند. پس بهتر است براى حفظ كردن ارزش كار خود به آنچه در شرع مقدس براى آنها معین شده توجه و به تكالیف شرعى خود عمل كنند. برخى از این بایستهها چنین است:
1- از هر كارى كه زمینه گناه و فساد را آماده مىكند، یا سبب بروز مسائل شهوانى مىشود، خوددارى كنند.
2- از شعرها، شوخىها و لطیفههاى نامناسب وخلاف شؤون اسلامى پرهیز كنند.
3- از اجراى نمایشها و برنامههاى خلاف شرع برحذر باشند.
4- زمینه ساز لذت گناه آلود براى دیگران و عذاب اخروى براى خود نباشد.
5- براى خنداندن مردم غیبت نكنند، تهمت نزنند، دروغ نگویند و... در یك كلام خدا را به غضب نیاورند.
6- هرگز دیگران را مسخره نكنند.
7- برنامهها را با دقت در نوع مخاطبان خود اجرا كنند؛ اگر در مجلس دختران حضور دارند، روحیه شرم و حیاى آن را پاس دارند و باعث تهیج شهوت نشوند. اگر مخاطبان جوان هستند، مطالب مربوط به متأهلها را
1) . بحار الانوار، ج 13، ص 356.
طرح نكنند و ... .
خلاصه این كه یك هنرمند مىتواند ارزشها را حفظ كند و مردم را بخنداند و در این صورت كار او ارزشى و عبادت خواهد بود و این سخن رسول اكرم صلى الله علیه و آله درباره آنها صدق خواهد كرد كه: بهترین عمل بعد از نماز، شاد كردن دل مؤمن است، البته به وسیله چیزهایى كه گناه نباشد(1).
مشتریان اماكن پذیرایى، تنها براى ساعاتى یا چند روزى میهمان صاحبان اماكن هستند. در این مدت كوتاه، میزبان و میهمان وظایف و تعهداتى در قبال هم دارند. هر دو طرف این تعامل اجتماعى، مىتوانند به رفتار خود رنگ و بوى دینى بدهند؛ به این صورت كه مهماندار مىتواند به حرفه خود به عنوان رفتارى دینى (میزبانى مؤمنان) بنگرد، كه مورد سفارش بزرگان دین است. این قصد و نیت مانع از آن نخواهد شد كه او در مقابل خدمتى كه ارائه مىكند وجهى دریافت كند.
الف) نسبت به مشترى
حفظ حرمت مشترى؛ لازم است كه میهمان دار در نهایت ادب و احترام با میهمان خود رفتار كند و از اعمال و گفتارى كه سبب تحقیر و خدشه دارد شدن شخصیت او شود پرهیز كند. رسول خدا صلى الله علیه و آله مىفرماید: «مَنْ كانَ یؤمِنُ بِاللّه وَ الْیومِ الاخِر فَلْیكِرم ضَیفَه»؛(2)هر كس
به خدا و آخرت ایمان دارد میهمانش را احترام كند.
كنار آمدن با مشترى؛
همدردى و همراهى بامشتریان عزادار؛ در صورتى كه مشترى به مناسبت مصیبتى قرار است در رستوران از گروهى پذیرایى كند، شایسته است تمام اعضاى اماكن پذیرایى و نیز فضاى مكانها با صاحبان عزا هماهنگ باشند. خداوند مىفرماید: كسى كه بنده مؤمن مرا بیازارد به من اعلان جنگ كرده و آن كس كه بنده مؤمن مرا گرامى بدارد، از غضب من در امان است(1).
خدمت بیشتر به زائران اماكن مقدسه؛
شایسته است كه صاحبان این گونه اماكن توجه بیشترى به مسافران و زائران حرام ائمه اطهار و امام زادگان داشته باشند. در این صورت هم احترام و حرمت ائمه علیهم االسلام حفظ شده، هم بهرهاى از ثواب زیارت آنان نصیبشان گردیده است.
عمل به وعدهها؛
اگر صاحبان غذاخورىها براى میهمانى یا مراسمى در سالن یا خارج آن وعده دادهاند، وظیفه دارند به قرار خود عمل كنند و غذا را سر ساعت آماده سازند. در قرآن كریم، خداوند مىفرماید:
«اوفوا بالعهد ان العهد كان مسئولا»؛به عهد و پیمان وفا كنید كه از عهد سؤال مىشود(2).
امام على علیهالسلام نیز مىفرماید: هیچ یك از واجبات آله ى همانند
وفاى به عهد نیست كه همه مردم جهان، با تمام اختلافاتى كه در افكار و تمایلات دارند، در آن اتفاق نظر داشته باشند...(1).
رفتار اسلامى با خارجىها؛
گسترش ارتباطات و علاقهمندى انسانها به شناخت بیشتر فرهنگهاى ملل و مذاهب دیگر، موجب رشد سریع صنعت جهانگردى شده است. صاحبان اماكن پذیرایى و اقامتى در برابر این پدیده و مشتریان وظایفى بر عهده دارند كه برخى از آنها عبارتند از:
1- رعایت اخلاق و رفتار اسلامى
2- پاسخ ندادن به خواستههاى نامشروع مشتریان، از قبیل تقاضاى تهیه غذاى حرام، شراب و... .
3- پرهیز از اجحاف و تقلب در سرویس دهى به مشتریان، مخصوصاً مشتریان خارجى.
سؤال: دستگاههایى هستند اتوماتیك كه با انداختن پول در آنها، در آنها باز مىشود و شخص مىتواند به مقدار نامعین از داخل آنها روزنامه بردارد، آیا جهت ضرر زدن به كفار اجازه مىدهید در مقابل پول یك روزنامه، مقدار زیادترى از روزنامهها برداشته شود؟
جواب: اجازه نیست(2).
سفارش امیر مؤمنان على علیهالسلام: مهربانى بامردم را پوشش دل خویش قرار بده و با همه دوست و مهربان باش، مبادا چون حیوان درنده باشى كه خوردن آنان را غنیمت دانى، زیرا مردم دو دستهاند؛ دستهاى
برادر دینى تو و دسته دیگر همانند تو در آفرینش مىباشند(1).
تلاش براى كسب رضایت میهمانان؛
سؤال: اینجانب چندین سال است كارمند دولت هستم. چندین بار كار را صحیح و كامل انجام ندادهام ولى پولش را دریافت كردهام، وظیفه من چیست؟
جواب: اگر كار را انجام ندادهاید، پولى كه در مقابل آن گرفتهاید را به همان محلى كه گرفتهاید برگردانید(2).
رسول اكرم صلى الله علیه و آله درباره كامل انجام دادن اعمال فرموده است؛ وقتى یكى از شما كارى انجام مىدهد، محكم و خوب انجام دهد(3).
خیانت نكردن؛
خداوند مىفرماید: «اِن اللّه لا یحِبُّ مَن كانَ خَوّاناً اثیماً»(4)خداوند خیانتكار گناهكار را دوست ندارد... «وَ مَن یغْلُلْ یاتِ بِما غَلّ یوْمَ القیمة»(5)هر كس خیانت كند، روز قیامت آنچه را كه خیانت كرده مىآورد.
ب) نسبت به امكانات و مكان
علاوه بر وظایفى كه كارفرمایان اماكن پذیرایى نسبت به شخص
1) . قال على ع: وَ اَشْعر قَلبكَ الرّحمة للرعّیة لَهُم و المَحَبّة لَهُم و اللُطفَ بِهم و لا تَكُونَنَّ عَلیهمْ سَبُعاً ضاریاً تَغْتِنمُ فَاِنَّهُم صنفانِ اِما اخٌ لكَ فى الدینِ اَوْ نظیرٌ لكَ فى الخَلق. (نهج البلاغه فیض، نامه 53، ص 993.)
2) . استفتائات امام خمینى، ج 2، س 140.
3) . اِذَا عَمِلَ اَحَدَكُم عملاً فَلْیتْقِنْ، كافى ج 3، ص 262 قال الصادق: ...و لكن اللّه یحبُّ عبداً اذا عملَ عَملاً اَحْكَمَه. (وسایل الشیعه، ج 2،ص 884)
4) . نساء/107.
5) . آل عمران/161.
مشترى به عهده دارند، وظایفى نیز در قبال امكانات اماكن بر عهده دارند، كه عبارتند از:
آرامش و آسایش محل؛
شایسته است محلى كه براى مهمانان در نظر گرفته مىشود اسباب آرامش آنان را فراهم سازد و از صداهاى گوش خراش، رفت و آمدهاى زیاد، تنگى محل غذاخورى و... پیراسته شود. همچنین از فضاى موجود مىتوان براى پیامهاى مذهبى در قالب پوستر، نقاشى، خطاطى و... استفاده كرد(1).
نظافت؛
موضوع تمیزى و نظافت مورد تاكید اسلاماست. رسول خدا صلى الله علیه و آله مىفرماید:
ان اللّه طیبُ یحِبُّ الطیب، نظیفٌ یحبُّ النظافة؛(2)خداوند پاك و پاكیزه است و پاكى و پاكیزگى را دوست دارد.
باز فرموده است: اِن الاسلامِ نَظیفٌ فَتنظّفُوا فَانّهُ لا یدخُل الجّنة اِلّا نظیف؛(3)اسلام پاكیزه است شما نیز پاكیزه باشید، زیرا داخل بهشت نمىشود مگر فرد پاكیزه. بنابراین لازم است: محل غذاخورى (4)، ظروف(5)و كاركنان نظیف باشند. امكانات خدماتى جنبى؛ به دلیل مسافر بودن
1) . قال النبى: لئن یهدى الله على یدیك رجلا خیر لك مما طلعت علیه الشمس و غربت؛ اگر به دست تو یك نفر هدایت شود براى تو بهتر است از آنچه خورشید بر آن مىتابد و غروب مىكند. بحار، ج 21، ص 361
2) . میزان الحكمة ج 10، ص 92، ح 20014.
3) . كنز العمال، ص 278، ج 9، ح 26007.
4) . قال على ع: نظفوا بیوتكم من حوك العنكوبت، خانههاى خود را از تارعنكبوت پاكیزه كنید،(وسایل الشیعه، ج 3، ص 575)
5) . قال الصادق ع: غسل الاناء... مُجْلَبةُ للرّزق، شستن ظرف سبب جلب رزق و روزى است، (وسایل الشیعه، ج 3، ص 571)
برخى مشترىها، وجود تأسیساتى كه بتواند نیازهاى آنها را فراهم كند، ضرورى است، از جمله سرویس بهداشتى و نمازخانه.
شایسته است كه:
نماز خانه وسیع، تمیز و زیبا باشد؛
محل نماز خانمها و آقایان جدا و داراى پوشش مناسب باشد؛
مهر، تسبیح، پارچهها و زیرانداز تمیز و به اندازه كافى و امكانات مناسب و در شأن نمازگزاران تهیه شود؛
حتى الامكان در محل نماز آن نسخهاى از قرآن و مفاتیح و توضیح المسائل وجود داشته باشد.
جهت قبله با علامتى ساده مشخص شود و در سمت قبله تصاویرى كه موجب حواس پرتى نمازگزار مىشود نصب نشود؛
داراى دستگاههاى گرمازا و خنككننده باشد.
غصبى نبودن محل؛
علاوه بر آن چه گفتیم، میهمان دار وظیفه دارد، مكانى را براى پذیرایى در اختیار مشترى بگذارد كه استفاده از آن حلال باشد؛
بنابراین :
1- مكان پذیرایى و اقامت، نباید بدون رضاى مالك شرعى، مورد استفاده قرار گیرد(1).
2- اگر وقفى است، به صورت غیرشرعى واگذار نشده باشد و بر خلاف قانون حكومت اسلامى مورد استفاده قرار نگیرد(2).
3- از نظر امكانات، مانند برق، گاز و تلفن، مشكل شرعى نداشته و برخلاف قانون حكومت اسلامى نباشد(1).
4- آنچه را مشكل شرعى یا قانونى دارد در اختیار مشترى قرار ندهد(2).
هر چند اگر مشترى اطلاعى از این موضوع نداشته باشد تكلیفى ندارد.
مناسبت ها
در طول سال، روزهایى وجود دارد كه به دلیل قرار گرفتن مناسبت خاصى، داراى موقعیتى ویژه است و حفظ حرمت و احترام آن بر همه لازم است، مانند ایام شهادت ائمه علیهماالسلامبه خصوص ماه محرم و ایام ماه مبارك رمضان. در این جا به برخى احكام ماه رمضان اشاره مىشود كه تالارها وظیفه دارند آنها را رعایت كنند:
1- از هر گونه عملى كه تظاهر به روزهخوارى به شمار آید، پرهیز و جلوگیرى كنند.
2- فروش غذا براى مسافران و كسانى كه عذر دارند، باید به دور از انظار عمومى باشد.
3- از فروش غذا به كسانى كه مىدانند بدون عذرروزهخوارى مىكنند، خوددارى كنند.
مسئله. اگر كسى به طور علنى روزه خوارى كند به حكم قاضى شرع 25 ضربه شلاق مىخورد(3).
سؤال: اگر چلوكبابى و امثال آن در داخل شهر و در روزهاى ماه مبارك
رمضان فعالیت كند و مخفیانه از مراجعان پذیرایى كند یا براى آنها غذا بفرستد، كار او چه حكمى دارد و وظیفه كسى كه آن جا كار مىكند، چیست؟
جواب: كار او خلاف است و كسى كه مىداند باید او را امر به معروف و نهى از منكر كند، اگر ثر نكرد به نیروهایى كه وظیفه مقابله با منكرات را دارند، خبر دهد(1).
سؤال: شاطر نانوایى، به خاطر گرماى بیش از حد تنور، روزهاش را مىخورد و مىگوید با این گرماى هوا و گرماى تنور نمىتوانم روزه بگیرم و شاید در زمستان قضاى روزه را بگیرد، آیا او مجاز است این كار را بكند؟ و هر فردى كه این قبیل شغلها را دارد مىتواند در این فصل روزه نگیرد؟
جواب: عذرهاى ذكر شده سبب جواز افطار نیست.(2)
همان گونه كه صاحبان اماكن در مقابل احكام شرع مسئولیت دارند، همان طور موظفاند كه قوانین و مقررات جمهورى اسلامى را مراعات نمایند.
استفتاء: هر گونه عملى كه برخلاف مقررات دولت اسلامى یا موجب فساد در جامعه باشد، جایز نیست(3).
طبیعى است در برابر تعهداتى كه میزبان و صاحب مكان پذیرایى بر عهده دارد، میهمان و مشترى هم تعهدات و آدابى را باید بپذیرد و به انجام آن همت گمارد. برخى از این امور عبارتند از:
1- میهمان وظیفه دارد از اموال مكان پذیرایى مواظبت كند.
سؤال: اگر ظرفى كه مربوط به اماكن پذیرایى است از دست ما یا بچه ما بیفتد و بشكند یا خسارتى به امكانات سالن وارد شود چه وظیفهاى داریم؟
جواب: اگر در نگهدارى آن كوتاهى یا درنحوه استفاده از آن زیادهروى كرده باشد، جبران خسرات لازم است، گر چه عمدى نباشد، مگر این كه صاحب مال ببخشد یا حلال كند(1).
سؤال: اگر در گذشته یا دوران كودكى مالى از مردم را از بین بردهایم یا دزدى كردهایم، یا در رستوران غذا خوردهایم ولى وجه آن را نپرداختهایم یا لوازم رستوران را شكستهایم یا در حساب كردن قیمت اشتباه كردهایم و... چه باید بكنیم؟
جواب: این مسئله چند صورت دارد:
الف - اگر صاحبش را مىشناسیم یا مىتوانیم با تحقیق بشناسیم و مقدار بدهكارى را هم مىدانیم، باید قیمت چیزى را كه تلف كردهایم، به قیمت روز به او بدهیم و اگر خود جنس موجود بود آن را برگردانیم.
در مورد این فرض دو نكته قابل توجه است:
اول این كه، لازم نیست خود ما بدهكارى را بدهیم، بلكه مىتوانیم به كسى كه مورد اطمینان است بسپاریم، تا او بدهد و بگوید كسى بدهكار بود، داد.
دوم این كه، لازم نیست بگوییم، این پول از چه بابت است، فقط كافى است آن را به صاحبش برسانیم.
سوم آن كه، اگر بعد از تحقیق معلوم شد صاحب آن مرده است، باید به ورثهاش تحویل دهیم و طبق قانون ارث آن را بین ورثه تقسیم كنیم و سپردن به یك نفر كافى نیست، مگر آن كه
1) . تحریر الوسیله امام، ج 2، كتاب غصب، مسئله 3.
مطمئن باشیم خودشان به طور صحیح تقسیم مىكنند.
ب - اگر بعد از تحقیق صاحبش را نشناختیم، ولى مقدار بدهكارى را مىدانیم، باید بهاى آن را به قیمت روز از طرف صاحبش به فقیر شرعى (1)غیر سید، كه فقیر بودن او را مىدانیم، با اجازه مجتهد، صدقه دهیم.
ج - اگر مالك را مىشناسیم، ولى مقدار بدهكارى را نمىدانیم، باید یكدیگر راضى كنیم و اگر راضى نشد، مقدارى را كه یقین داریم مال اوست و حتماً كمتر از آن نبوه، به او بدهیم، هر چند احتیاط این است كه مقدار بیشترى را كه احتمال مىدهیم مال اوست، به او بپردازیم.
د - مالك را نمىشناسیم، مقدار حرام و بدهكارى هم معلوم نیست. در این صورت باید از طرف صاحبش مقدار یقینى را به فقیر شرعى غیر سید، با اجازه مجتهد، صدقه دهیم(2).
2- همان طور كه مشترى انتظار دارد با مكان نظیف و میزبان مؤدب روبرو شود، خودش نیز وظیفه دارد احترام میزبان و كاركنان را نگه دارد و نظافت اماكنى را كه در اختیار اوست مراعات نماید(3).
3- میهمان باید فقط از وسایل و امكاناتى كه براى او تهیه شده استفاده كند، در غیر این صورت چنین كارى در حكم غصب و حرام است.
سؤال: آیا مىشود از امكانات تالار، از قبیل تلفن، سرویس دستشویى، همراه بردن غذا و استفاده از میز و صندلى و فضا و... بدون اجازه مسئولان اماكن، استفاده كرد؟
جواب: بدون اجازه جایز نیست، مگر این كه عمومى باشد و مالك جلوگیرى نكند، یعنى
اطمینان به رضایت حاصل شود(1).
4- میهمان وظیفه دارد مثل میزبان از كارهایى كه سبب معصیت مىشود، از قبیل برپایى مجلس گناه، استفاده از غذاى حرام و... پرهیز و در صورت مشاهده گناه، امربه معروف و نهى از منكر كند.
5- مناسب است تا حد امكان طبق آداب اسلامى بخورد و بیاشامد. شایسته است مدیران رستورانها آداب مذكور را از رسآله هاى عملیه استخراج و با خط زیبا در سالنهاى غذاخورى نصب كنند(2).
رفت و آمدها و نشست و برخاستهایى كه در میهمانىها صورت مىگیرد و حال و هوایى كه مراسم میهمانى دارد، گاهى سبب مىشود، كه وسایل میهمانها و مشتریان جا بماند و یا به دلیل عجله مسافر و... وسیله یا وسایلى مربوط به اماكن پذیرایى را اشتباهى با خود ببرد.
سؤال: اگر یكى از میهمانداران چیزى را كه از مسافران به جاى مانده بردارد، چه حكمى دارد؟
جواب: باید صاحب آن را جستجو كند و با دادن نشانى صحیح، به او بدهد و بعد از جستجو یا ناامیدى از پیدا شدن صاحب آن، از طرف صاحبش آن را به فقیر غیرسید، با اجازه مجتهد، صدقه دهد(3).
سؤال: اگر انسان چیزى را پیدا كند چه حكمى دارد؟
جواب:الف - اگر نشانهاى ندارد كه بتوان به واسطه آن صاحبش را پیدا كرد، احتیاط واجب آن
است كه از طرف صاحبش صدقه دهد(1).
ب - اگر نشانه دارد، هر چند قیمت آن از یك درهم (2)كمتر ولى صاحبش معلوم باشد، باید به او بدهد.
ج - اگر با تمام شرایط فوق فقط صاحبش معلوم نباشد، مىتواند براى خود بردارد و اگر تلف شد نباید عوض آن را بدهد.
د - اگر نشانه دارد و قیمت آن به یك درهم مىرسد باید تا یك سال اعلان كند. اگر صاحبش پیدا شد، به او بدهد و اگر پیدا نشد مىتواند یا براى خود بردارد، به قصد اینكه هر وقت صاحبش پیدا شد عوض آن را به او بدهد،یا براى صاحبش نگاه دارد،ولى احتیاطاً و با اجازه مجتهد به فقیر غیرسید بدهد(3).
امر به معروف و نهى از منكر
امر به معروف و نهى از منكر، اساسىترین حق متقابل مردم در جامعه اسلامى است كه قرآن كریم با واژههایى چون تواصى (4)و تناهى (5)(یكدیگر را سفارش كردن و یكدیگر رابازداشتن) از آن یاد كرده است. این ویژگى كه سلامت جامعه اسلامى را در پى دارد، بارزترین خصوصیت جامعه مسلمانان نیز مىباشد. خداوند مىفرماید:
«كُنْتُمْ خَیرَ اُمّةٍ اُخْرِجَتْ لِلنّاس تَامُرُون بِالمَعُروف وَ تَنْهَونَ عَن ِ المُنكر وَ تُومِنُون بِالله»(6).
1) . صدقه را احتیاطاً باید به فقیر غیرسید و با اجازه مجتهد بدهد. مستفاد از حاشیه بعضى مراجع تقلید بر عروة الوثقى
2) . یك درهم برابر با 6/12 نخود نقره مسكوك مىباشد و اكنون اردیبهشت سال 1381 حدود سیصد تومان ارزش دارد.
3) . توضیح المسائل امام، م 2564 تا 2568. در بعضى موارد اختلاف فتوایى بین مراجع معظم وجود دارد.
4) . عصر/ 3.
5) . مائده/ 79.
6) . آل عمران/ 110.
یعنى، شما بهترین امتى بودید كه براى مردم پدید آمدهاید. (چه این كه) به نیكى فرمان مىدهید و از منكر باز مىدارید و به خدا ایمان دارید. بر اساس آنچه گفته شد، اقامه امر به معروف و نهى از منكر وظیفه همگانى است و صاحب مكان پذایریى و مشترى هر دو در قبال منكرات یا ترك واجبات از طرف مقابل وظیفه اجتماعى دارند.
مسئله 1. امر به معروف و نهى از منكر واجب كفایى است، یعنى در صورتى كه بعضى از مسلمانان بالغ و عاقل آن را انجام دهند از دیگران ساقط است و اگر برپایى معروف و جلوگیرى از منكر توقف بر اجتماع جمعى از مسلمانان داشته باشد، واجب است اجتماع كنند(1).
مسئله 2. اگر بعضى امر و نهى كنند و موثر نشود و بعضى دیگر احتمال بدهند كه امر یا نهى آنها موثر است، واجب است امر و نهى كنند(2).
مسئله 3. در امر به معروف و نهى از منكر بیان احكام دینى كفایت نمىكند، بلكه باید امر و نهى كند.(3)
مسئله 4. چند چیز در واجب بودن امر به معروف و نهىاز منكر شرط است:
اول آن كه، كسى كه مىخواهد امر و نهى كند بداند آنچه شخص ملكف به جا نمىآورد واجب است به جا آورد، و آنچه به جا مىآورد باید ترك كند.
دوم آن كه، احتمال بدهد امر و نهى تأثیر مىكند، پس اگر بداند اثر نمىكند واجب نیست.
سوم آن كه، بداند شخص معصیت كار بنا دارد كه معصیت خود را تكرار كند، پس اگر بداند یا گمان كند یا احتمال صحیح بدهد كه تكرار نمىكند، واجب نیست.
چهارم آن كه، در امر و نهى مفسدهاى نباشد، پس اگر بداند یا گمان كند كه اگر امر یا نهى كند ضرر جانى یا آبرویى یا مالى قابل توجه به او مىرسد، واجب نیست، بلكه اگر احتمال ضررهاى مذكور را هم بدهد، واجب نیست و بالاتر از آن اگر احتمال دهد كه در اثر آن ضرر جانى یا آبرویى یا مالى و مشقت زیاد متوجه بعضى مؤمنین شود واجب نمىشود؛ بلكه در بسیارى از موارد هم حرام است.
مسئله. اگر معروف یا منكر از امورى باشد كه شارعمقدس به آن اهمیت زیاد مىدهد، مثل اصول دین یا مذهب و حفظ قرآن مجید و حفظ عقاید مسلمانان یا احكام ضرورى، باید ملاحظه اهمیت شود و مجرد ضرر موجب واجب نبودن نمىشود. پس اگر توقف داشته باشد حفظ عقاید مسلمانان یا حفظ احكام ضرورى اسلام بر دادن جان و مال، واجب است بدهد.(1)
مسئله. اگر احتمال صحیح داده شود كه سكوت سبب مىشود كه منكرى معروف یا معروفى منكر شود، واجب است خصوصاً بر علماى اعلام، اظهار حق و اعلام آن و جایز نیست سكوت(2).
مراتب امر به معروف و نهى از منكر
مسئله. اول آن كه، با شخص معصیت كار طورى عمل شود كه بفهمد به خاطر معصیت او این نحو با او عمل شده است، مثل این كه از او رو برگرداند، یا با چهره گرفته با او ملاقات كند یا با او ترك رفت و آمد كند و از او اعراض كند(1).
مسئله. مرتبه دوم از امر به معروف و نهى از منكر، امر و نهى به زبان است. پس با احتمال تأثیر و حصول سایر شرایط گذشته، واجب است اهل معصیت را نهى كند و تارك واجب را امر كند به به جا آوردن واجب(2).
مسئله. اگر مىداند كه نصیحت تاثیر ندارد، واجب است با احتمال تأثیر، امر و نهى الزامى كند و اگر تأثیر نمىكند، مگر با شدّت در گفتار و تهدید بر مخالفت، لازم است؛ لكن باید از دروغ و معصیت دیگر دورى شود(3).
مسئله. مرتبه سوم توسل به زور و جبر است، ولى با توجه به حاكمیت و اقتدار حكومت اسلامى این امر به نیروهاى امنیتى داخلى و قوه قضائیه واگذار مىشود و در صورت نیاز به توسل به زور موضوع را به نیروى انتظامى و قوه قضائیه اطلاع دهند(4).
مسئله. اگر جلوگیرى از منكرات و اقامه واجبات، موقوف باشد بر زخمى كردن و كشتن، جایز نیست مگر به اذن مجتهد جامع الشرائط با حصول
شرایط آن(1).
شایسته است كارفرما، براى حفظ ارزشهاى آله ى در محیط كسب و كار، همواره از كارگرانى استفاده كند كه آداب اسلامى را سرلوحه اعمال خویش قرار دهند. هنگام استخدام بانوان، تا حد امكان از بانوان متأهل، متدین و مؤدب به آداب اسلامى استفاده كنند. علاوه بر آنچه گفتیم كارفرما وظایف دیگرى نیز در مقابل كارگران اماكن پذیرایى و اقامتى بر عهده دارد كه مىتوان به این موارد اشاره كرد:
1-
سؤال: ممكن است كارگرى خودش به حقوق كم راضى شود و یا كار بدون بیمه را بپذیرد، آیا استفاده از او اشكال دارد؟
جواب: اگر واقعاً راضى است، اشكالى ندارد، و اگر به خاطر ناچارى و عدم رضایت واقعى است، محل اشكال است.
2-
كارفرما موظف است كرامت انسانى و حرمت او را نگاه دارد. این وظیفه در فرهنگ مسلمانان چنان جایگاه رفیعى دارد كه پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله دست كارگر را بوسید.(2)بنابراین، كارفرما نباید كارگران خود را در هر موقعیت و رتبهاى كه باشند، تحقیر كند. امام على علیهالسلام
1) . اگر منكر از امورى است كه شارع به وقوع آن، به هیج وجه راضى نیست، مانند كشتن كسى كه جایز القتل نیست، باید به هر نحو ممكن آن را دفع كرد و اگر دفاع از قتل مظلوم ممكن نشد مگر با قتل ظالم باید او را كشت، لكن باید مراعات شود كه در صورت امكان جلوگیرى به نحو دیگر كه به قتل منجر شود، به آن عمل كند و اگر از حد لازم تجاوز كند معصیت كار و احكام متعدى بر او جارى خواهد شد. توضیح المسائل امام، م 2824 و 2825.
2) . اسد الغابة، ج2، ص 269، فقبل یده رسول الله صلى الله علیه و آله .
مىفرماید: هیچ بندهاى از بندگان خدا را كوچك نشمار، چه بسا او دوست خدا باشد و تو ندانى(1).
بر همین اساس، شایسته است كارفرما نسبت به نیازهاى كارگران خود دلسوزى نشان دهد،(2)فرصت كافى براى انجام امور شخصى و عبادى آنان اختصاص دهد، نسبت به آنان خوش اخلاق و خوش رفتار باشد و در قبال اشتباهاتى كه انجام مىدهند ضمن تذكر و هدایت، با گذشت و نرمى برخورد كند، زیرا خداوند از مسلمانان مىخواهد نسبت به هم گذشت داشته باشند(3).
در كنار آنچه گفتیم كارگر نیز وظیفه دارد، حقوق كارفرما را رعایت كند و... .
سؤال: آیا كارگر مىتواند بدون اجازه كارفرما از امكانات تالار، مثل تلفن، تلویزیون و... استفاده كند؟
جواب: خیر(4).
سؤال: اگر كارفرما دروغ مىگوید كار كردن نزد او چه حكمى دارد؟
جواب: كار كردن اشكال ندارد، ولى دروغ و قسم دروغ حرام است، او را نهى از منكر نمایید(5).
1) . «فلا تستصغرن عبداً من عبیدالله. فَرُبَّما یكونُ وَلیه وانت لا تعلم»مواعظ علاییه، ص 125.
2) . من اصبح و لا یهتم بامور المسلمین فلیس بمسلم؛ كسى كه صبح كند و به كارهاى مسلمانان همتى نداشته باشد مسلمانواقعى نیست. (بحارالانوار، ج 74، ص 337) .
3) . نور/22.
4) . تحریر الوسیله، ج 2، اول كتاب غصب، ص 172.
5) . استفتائات امام، ج 1، س 11، امربه معروف و نهى از منكر.
سؤال: اگر كارگرى براى غیرمسلمان كار مىكند وظیفه او چیست و آیاحقوقى كه مىگیرد، اشكال دارد یا نه؟
جواب: مزد و حقوق اشكال ندارد(1).
سؤال: در صورتى كه كارگر به خاطر كوتاهى در انجام وظیفه، موجب ضرر به كارفرما شود، چه حكمى دارد؟
جواب: ضامن و مدیون است و باید جبران كند(2).
پرداخت خمس، یكى از تكالیف اقتصادى مسلمانان است، و آنان باید در برخى موارد یك پنجم مال خود را براى مصارف مشخصى به حاكم اسلامى بپردازند. منفعت كسب (آنچه از خرج سال اضافه مىآید) یكى از موارد هفت گانه مشمول خمس است، كه عموم كسانى كه درآمد دارند، از جمله صاحبان اماكن با آن روبرو هستند(3).
منظور از خرج سال چیست؟ هر مسلمان مىتواند در طول سال تمام مخارج معمولى مورد نیاز خود را از درآمدش تأمین كند و اگر در آخر سال چیزى زیاد نیامد، پرداخت خمس واجب نیست و اگر بعد از مصارف متعارف، در آخر سال چیزى زیاد آمد باید 51 آن را براى مصارف مشخصى بپردازد.
انسان از اولین روز بلوغ خود باید نماز بخواند و در اولین ماه رمضان سال بلوغ روزه بگیرد و پس از گذشت یك سال از اولین درآمد، مازاد درآمدى كه برایش مانده، مبلغ معینى را بدهد. پس در محاسبه سال خمسى، ابتداى سال، اولین درآمد و پایان آن گذشتن یك سال شمسى یا قمرى است(1).
آنچه خمس ندارد عبارت است از
1- رستوران و امكانات آن؛ از قبیل یخچال و فریزر و ظروف آشپزخانه و میز و صندلى و سایر چیزهایى كه سرمایه كسب محسوب مىشود، در صورتى كه از درآمد تهیه شده باشد، پرداخت خمس آن واجب است. چنانچه فعلاً نتواند خمس آن را بپردازد، مىتواند با مراجعه و دستگران و اجازه و مهلت گرفتن، در وقت توان بپردازد(2).
2- مالى كه از راه ارث به دست آید، 3- به انسان ببخشند، 4- جایزه بگیرد، 5- عیدى بگیرد، 6- مهریه(3).
1- نمىتواند در آن مال تصرف كند، یعنى غذایى كه در آن خمس باشد نمىتواند بخورد و با پولى كه خمس آن را نداده نمىتواند چیزى بخرد، گرچه قصد دادن خمس را داشته باشد(4).
2- اگر با پول خمس نداده خرید و فروش كند، (بدون اجازه حاكم شرع)
51 آن معامله باطل است(1).
3- اگر بخواهد پول خمس نداده به صاحب حمام بدهد و در حمام غسل كند، غسل او باطل است(2).
4- اگر با پولى كه خمس آن را نداده است، خانه بخرد، نماز خواندن در آن خانه باطل است(3).
1- اگر اثاثیهاى كه براى منزل خریده، از منفعت كسب و قبل از پرداخت خمس باشد و در بین سال نیازش از آن برطرف شود، واجب است خمس آن را بدهد. مثل آن كه یخچال بزرگترى بخرد و به یخچال قبلى نیاز نداشته باشد(4).
2- آذوقهاى كه از درآمد سال براى مصرف سالش خریده، مانند برنج، روغن و چاى اگر در آخر سال زیاد بیاید باید خمس آن را بدهد(5).
سؤال: آیا كمك به فقرا و صدقه یا خرج كردن براى عزاى امام حسین علیهالسلام به جاى خمس حساب مىشود؟
جواب: خیر.
سؤال: آیا مالیات به جاى خمس حساب مىشود؟
1) . مستفاد از همان. م 1760 برخى از مراجع معظم تقلید معامله را صحیح مىدانند، هر چند پرداخت ضمن واجب است.
2) . همان، م 383. به نظر برخى از مراجع معظم تقلید هر چند كار حرامى است ولى غسل او باطل نیست.
3) . توضیح المسائل، م 873، به نظر برخى از مراجع معظم تقلید، هر چند پرداخت خمس واجب است ولى نماز وى باطل نیست.
4) . همان، م 1781، به نظر برخى از مراجع معظم تقلید، پرداخت خمس آن احتیاط مستحب است.
5) . همان، م 1780.
جواب: خیر(1).
الحمدالله رب العالمین.
خودآموز
الف) حضرت على (ع) ب) حضرت رسول اكرم (ص)
ج) امام حسین (ع) د) هیچكدام
الف) حضرت محمد (ص) ب) حضرت على (ع)
ج) امام حسین (ع) د) هیچكدام
الف) حضرت على (ع) ب) امام حسن عسكرى (ع)
ج) امام حسین (ع) د) هیچكدام
الف) حرام است. ب) مكروه است.
ج) مستحب است. د) جایز است.
1) . استفتائات امام، ج 1، بحث خمس س 200.
الف) گوسفند و گاو و شتر حلال گوشت هستند.
ب) خوردن گوشت اسب، قاطر، الاغ و خرگوش مكروه است.
ج) خوردن گوشت حشرات حرام است.
د) تمام حیوانات درنده حرام گوشت هستند.
الف) قمرى وحشى ب) گنجشك
ج) عقاب د) هیچكدام
الف) حرام است. ب) بستگى به نظر مرجع تقلید دارد.
ج) مكروه است. د) حلال است.
الف) جزو حشرات و حرام گوشت است.
ب) جزو حشرات و حلال گوشت است.
ج) جزو پرندگان و حلال گوشت است.
د) جزو پرندگان و حرام گوشت است.
الف) ذبح كردن پرندگان
ب) پرندهاى كه هنگام پرواز بال زدنش بیشتر باشد تا نگه داشتن بال حلال است.
ج) پروندهاى كه هنگام پرواز بال زدنش كمتر باشد تا نگه داشتن بال حلال است.
د) هیچكدام
است یا نه غذا چه حكمى دارد؟
الف) نجس و خوردن آن حرام است.
ب) مكروه است.
ج) در فرض شك، پاك است و تفحص لازم نیست.
د) هیچكدام
الف) ندارد
ب) اگر آب نجس به باطن برنج نفوذ نكرده مىشود آن را آب كشید.
ج) به خودى خود پاك است.
د) اگر رطوبت فضله به برنج نرسد مىتوان را را آب كشى كرد.
الف) خوردن آن جایز است. ب) خوردن آن حرام است.
ج) خوردن آن مكروه است. د) حكمى ندارد.
الف) در صورتیكه موجب ناراحتى مشخص شود.
ب) موجب ضرر جانى و مسمومیت شود.
ج) موجب عوارض و بیماریها گردد.
د) همه موارد
الف) مكروه است. ب) حرام است.
ج) مباح است. د) حكم خاصى ندارد.
الف) اشكال ندارد.
ب) اگر به یقین بداند چه حرامى در آن نیست اشكالى ندارد.
ج) بلامانع است. د) هیچكدام
··· معامله خواهد بود.
الف) حرام - باطل بودن - خلاف اخلاق
ب) باطل بودن - حرام - خلاف اخلاق
ج) خلاف اخلاق - باطل بودن - حرام
د) خلاف اخلاق - حرام - باطل بودن
الف) فروش جنس به ده برابر آن
ب) پنهان كردن جنس و عرضه نكردن به بازار با این هدف كه به قیمت بالا بفروشیم.
ج) كم فروشى
د) هیچكدام
الف) به معناى زیادهروى و از هم گسیختگى
ب) به معناى اعتدال در مصرف
ج) به معنى تجاوز از حد و میانه روى
د) به معنا كم مصرف كردن
الف) جلوگیرى از مفاسد
ب) محدود كردن فعالیتهاى اجتماعى زنان است.
ج) محدود كردن فعالیتهاى اجتماعى زنان نیست و جلوگیرى از مفاسد
د) هیچكدام
الف) حلال است. ب) حرام است.
ج) مكروه است. د) مانعى ندارد.