ghaemiyeh.com
سرشناسه : صافی گلپایگانی، لطفالله، 1298 -
عنوان و نام پديدآور : دیدارها و رهنمودها [کتاب]: سخنان مرجع عالیقدر حضرت آیتاللهالعظمی صافیگلپایگانی مدظلهالشریف در دیدار با طبقات مختلف مردم/ مولف لطفالله صافیگلپایگانی.
مشخصات نشر : قم: دفتر تنظیم و نشر آثار حضرت آیتالله العظمی حاج شیخ لطف الله صافی گلپایگانی، 1395.
مشخصات ظاهری : 431ص.
شابک : 220000ریال: 978-600-7854-38-9
وضعیت فهرست نویسی : فیپا
یادداشت : کتابنامه.
یادداشت : نمایه.
عنوان دیگر : سخنان مرجع عالیقدر حضرت آیتاللهالعظمی صافیگلپایگانی مدظلهالشریف در دیدار با طبقات مختلف مردم.
موضوع : صافی گلپایگانی، لطفالله، 1298 - -- پیامها و سخنرانیها
موضوع : Safi Gulpaygan, Lutfullah -- Messages and speech
شناسه افزوده : دفتر تنظیم و نشر آثار حضرت آیتالله العظمی حاج شیخ لطف الله صافی گلپایگانی
رده بندی کنگره : BP153/5 /ص25آ5 1395الف
رده بندی دیویی : 297/998
شماره کتابشناسی ملی : 4509751
دیدارها و رهنمودها
سخنان مرجع عالیقدر
حضرت آیتاللهالعظمی صافیگلپایگانی مدظلهالشریف
در دیدار با طبقات مختلف مردم
بسم الله الرحمن الرحیم
تصویر
تصویر
تصویر
تصویر
تصویر
تصویر
تصویر
تصویر
تصویر
تصویر
تصویر
تصویر
تصویر
تصویر
تصویر
طبقات مختلف مردم، اعم از علما و روحانيون، فرهنگيان، دانشجويان، دانشآموزان، مسئولان لشکري و کشوري، نهادها و ادارههای دولتي، بازاريان و اقشار دیگر از سراسر کشور، همه هفته جهت ديدار با مرجع عالیقدر حضرت آيتالله العظمی صافي گلپايگانيمدّظلّهالوارف به محضر ايشان شرفياب ميشوند و در اين ملاقاتها، از رهنمودهایی که معظّمله ارائه ميفرمايند استفاده میکنند.
با توجّه به اهميت سخنان معظّمله، بخشي از اين ديدارها به صورتي که پيش روي داريد، جهت استفاده عموم تقديم ميگردد. اميد است اين خدمت ناچيز مورد قبول درگاه ملائکپاسبان حضرت بقيةالله الاعظم ارواح العالمین له الفداء قرار گيرد.
لازم به ذکر است که مجموعه کتاب در موضوعات دوازدهگانه به صورت زير گردآوری شده است:
قرآن
اهلبيت(علیهم السلام):
زندگاني و شخصيت حضرت اميرمؤمنان(علیه السلام)
زندگاني و شخصيت حضرت فاطمه زهرا(علیها السلام)
زندگاني و شخصيت حضرت امام جعفر صادق(علیه السلام)
زندگاني و شخصيت حضرت وليّ عصر(عجل الله تعالی فرجه و شریف)
نماز
تقوا
حوزههاي علميه
تعليم و تربيت
نيروهاي مسلّح
جوانان
بانوان
هويّت اسلامي
مسائل سياسي
مسائل قضایي
آیتالله العظمی حاج شیخ لطفالله صافی، در شهر مذهبی و مجتهدخیز گلپايگان که مرکز علما و دانشمندان بزرگ بوده است، ديده به جهان گشود.
والد معظّمشان، حضرت آيتالله مرحوم آخوند ملا محمدجواد صافي از علمای بزرگ، و اوتاد زمان، و صاحب تأليفات ارزشمندي در فقه و اصول و کلام و اخلاق، و شرح و تفسير احاديث و نیز ادبیات و شعر بودند.
ايشان از همدورههاي مرحوم آيتالله العظمی بروجردي(قدس سره) و مورد احترام بسيار ايشان بودند که حتی يک وقتي به ايشان فرمودند: «من يک شب هم شما را (از دعا) فراموش نميکنم».
والده مکرّمه ايشان، بانوي فاضله و شاعره و فانيه در ولايت اهلبيت(علیهم السلام) بنت مرحوم آيتالله آخوند ملا محمدعلي، همحجره و شريک بحث مرحوم آيتالله العظمی ميرزاي شيرازي اعلیاللهمقامه بودند.
معظّمله تحصيلات خويش را در رشتههاي ادبيات، کلام، تفسير، حديث و سطح (مکاسب) و (کفايه) در گلپايگان، ابتدا در خدمت عالم جليل آخوند ملا ابوالقاسم مشهور به «قطب»، و سپس در محضر والدشان ادامه دادند، و از سال 1360 هجری قمری به قم
حرم اهلبيت(علیهم السلام) مهاجرت نموده، و با حضور در مجالس درس و بحث اساتيد بزرگ حوزه و مطالعه و تدريس و تحقيق، به تکميل تحصيلات و تحقيقات علمی خويش پرداختند. ايشان مدّتي به نجف اشرف مشرّف شده و در جوار حرم مطهّر باب مدينه علم حضرت علي(علیه السلام)از محضر چند تن از مراجع بزرگ و فقهای عاليقدر استفاده نمودند.
در قم، حضرات آيات:
آقاي حاج سيّدمحمدتقي خوانساري.
آقاي حاج سيّدمحمد حجّت کوهکمرهاي.
آقاي حاج سيّدصدرالدین صدر عاملي.
آقاي حاج سيّدمحمدرضا موسوي گلپايگاني.
در نجف اشرف، حضرات آيات:
آقاي حاج شيخ محمدکاظم شيرازي.
آقاي حاج سيّدجمالالدين هاشمی گلپايگاني.
آقاي حاج شيخ محمدعلي کاظمي خراسانی.
و ليکن استادي که در ساختار شخصيت علمی و فکري معظّمله اثر بسيار سازندهای داشته، و وجود علمی ايشان به او وابستگي کامل دارد، زعیم عالیقدر شیعه آيتالله العظمی بروجردي(قدس سره) است که ايشان مدّت هفده سال از آن حضرت در دروس و مباحث رسمی و در خلوت و جلوت و مناسبتهای مختلف استفاده کرده، و از اصحاب خاصّ استفتای ايشان بودهاند، و در موارد بسیاري، پاسخ به مسائل مهمّ و يا تحقيق برخي از مباحث را به شخص ايشان ارجاع ميفرمودند.
حضرت آيتالله العظمی آقاي حاج سيّدجمالالدين هاشمی گلپايگاني که از مراجع
بزرگ عصر خود در نجف اشرف بودند، در تاريخ سوم جمادي الأولي 1375 هجری قمري براي معظّمله اجازه اجتهاد صادر نموده، و مرقوم نمودهاند که ايشان به بالاترين درجه اجتهاد و استنباط در احکام شرعيه نايل گرديدهاند، و در آن اجازه بسيار عالي، ايشان را با القاب: العالم، العلم، العليم، العلام، الفاضل، الکامل، الهمام، علم الأعلام و حجّة الاسلام، ياد فرموده و ستودهاند.
حضرت آیتالله العظمی آقاي شيخ محمدعلي کاظمی خراسانيرضواناللهعليه مقرّر مرحوم محقّق نائيني، استاد آیتالله العظمی صافي در نجف، در نامه خود که در تاريخ يازدهم شوال 1364 هجري قمري از نجف به گلپايگان فرستادهاند، وي را با عنوان والاي «عَلَمُ الْعِلْمِ وَمَنَارُهُ» ياد کرده و ايشان را که نجف را ترک کرده بودند به نجف فرا خوانده و اینگونه مرقوم فرمودهاند:
«مفارقت امثال سرکار از نجف اشرف و خلوّ جامعه علميه از آن، موجب تأثّر است، چون امروز جامعه علميه حاجت به امثال سرکار دارد که استعداد ذاتي را با حفظ ظاهر و التزام به نواميس شرع مطهّر دارا و واجد هستيد، عليهذا حتیالمقدور اسباب حرکت را فراهم فرمایيد. اميد است بر عزم مراجعت باقي باشيد و جدّاً سرکار را از حضرت حجة الاسلام آقاي والد دامتبرکاته تقاضا ميکنم».
معظّمله مدّتها از ناحيه مرحوم آیتالله العظمی آقاي بروجردي(قدس سره) امتحان خارج طلاب و فضلا را بر عهده داشتند.
در سال 1358 هجری شمسی ايشان و مرحوم آیتالله العظمی آقاي حاج شيخ مرتضي حائري(قدس سره) از استان مرکزي به نمايندگي مجلس خبرگان براي تدوين قانون
اساسي جمهوري اسلامی ايران انتخاب شدند، و همواره مواضع سياسي و انقلابي و مذهبي ايشان مورد توجّه نمايندگان منتخب در مجلس خبرگان بود، بهطوريکه وقتی فقيه گرانقدر مرحوم آیتالله العظمی حائري(قدس سره) به عللي استعفا نمودند، در جلسه علني اعلام کردند: «رأي آيتالله صافي، رأي من ميباشد».
معظّمله از طرف بنيانگذار جمهوري اسلامی حضرت امام خميني(قدس سره) به عضویت فقهاي شوراي نگهبان انتخاب شده، و مدّتی مسئوليت دبيري آن شورا را عهدهدار بودند، که نظرات و مواضع مهم ايشان در شوراي نگهبان در حفظ هويّت اسلامی نظام و پاسداري از احکام، معروف و مشهور ميباشد.
تأليفات و آثار معظّمله بيش از 150 مجلّد ميباشد که به برخی از مهمترین آنها اشاره ميکنيم:
منتخب الأثر في الامام الثاني عشر (سه جلد).
مع الخطيب في خطوطه العريضة.
صوت الحقّ ودعوة الصدق.
لمحات في الکتاب و الحديث و المذهب (سه جلد).
بیان الاُصول (سه جلد).
أمان الاُمّة من الضلال والاختلاف.
العقيدة بالمهدية.
جلاء البصر لمن يتولّي الائمة الاثني عشر(علیهم السلام).
القرآن مصون عن التحريف.
رسالة قيّمة حول عصمة الأنبياء والأئمّة(علیهم السلام).
عنوان صحيفة المؤمن.
سبط المصطفي.
ارث الزوجة.
التعزير؛ أحکامه و ملحقاته.
الاحکام الشرعية ثابتة لا تتغير.
مع الشيخ جاد الحق في إرث العصبة (مسألة التعصیب).
إيران تسمع فتجيب.
رسالة في حکم نکول المدّعی علیه عن الیمین.
حديث افتراق المسلمين علي ثلاث وسبعین فرقة.
من لهذا العالم؟
رسالة في تفسير آيه التطهير.
رسالة في ضرورة وجود الحکومة أو ولاية الفقهاء فی عصر الغیبة.
بحث حول الإستقسام بالأزلام (مشروعیة الاستخارة).
بين العلمين الشيخ الصدوق والشيخ المفيد.
رسالة القرعة (التداعی فی مال من دون بینة ولا ید).
النقود اللطیفة علی الکتاب المسمّی بالأخبار الدخیلة.
رسالة في البداء.
إلي هدي کتاب الله.
فقه الخمس.
فقه الحجّ (چهار جلد).
البکاء علي الإمام الحسين(علیه السلام).
تفسير آية الإنذار.
هداية العباد (دو جلد).
جامع الأحکام (دو جلد).
ولايت تکويني و ولايت تشريعي.
پرتوي از عظمت امام حسين(علیه السلام).
شهيد آگاه.
الهيات در نهج البلاغه.
رسالة في معاملات مستحدثه.
نيايش در عرفات.
راه اصلاح يا امر به معروف و نهي از منکر.
سیر حوزههاي علمي شيعه.
نويد امن و امان.
پاسخ به ده پرسش.
سفرنامه حج.
عاليترين مکتب تربيت و اخلاق يا ماه مبارک رمضان.
اصالت مهدويت.
تجلّي توحيد در نظام امامت.
پيرامون معرفت امام.
عقيده نجاتبخش.
بهسوی دولت کريمه.
نداي اسلام از اروپا.
بهسوی آفريدگار.
انتظار، عامل مقاومت و حرکت.
فروغ ولايت در دعاي ندبه.
وابستگي جهان به امام زمان(عجل الله تعالی فرجه شریف).
معرفت حجّت خدا.
در آرزوي وصال.
زندگانی بوداسف.
اعتبار قصد قربت در وقف.
تفسير آيه فطرت.
زندگانی جابر بن حيّان.
پيرامون روز تاريخي غدير.
مقدّمهاي بر ترجمه کتاب «مقتضب الأثر».
امامت و مهدويت.
حول ديات ظريف ابنناصح.
شرح حدیث عرض دين.
رمضان در تاريخ (حوادث تاریخی).
نگرشی بر فلسفه و عرفان.
معارف دين (سه جلد).
باورداشت مهدويت.
استفتائات پزشکي.
استفتائات حجّ (مشتمل بر هزار مسأله).
حاشيه بر عروة الوثقي.
رساله توضيح المسائل.
مناسک حجّ.
احکام نوجوانان.
مناسک عمره مفرده.
حديث بيداري (مجموعه پیامها).
صراط مستقیم.
فخر دوران.
ارمغان مشهد.
زن در پرتو اسلام.
بسم الله الرّحمن الرّحيم
قَدْ جَاءَكُمْ مِنَ اللهِ نُورٌ وَكِتَابٌ مُبِينٌ * يَهْدِي بِهِ اللّه مَنِ اتَّبَعَ رِضْوَانَهُ سُبُلَ السَّلَامِ وَ يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِهِ وَ يَهْدِيهِمْ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ.(2) وَإِنْ كُنْتُمْ فِي رَيْبٍ مِمَّا نَزَّلْنَا عَلَى عَبْدِنَا فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ وَادْعُوا شُهَدَاءَكُمْ مِنْ دُونِ اللّهِ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ * فَإِنْ لَمْ تَفْعَلُوا وَلَنْ تَفْعَلُوا فَاتَّقُوا النَّارَ الَّتِي وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجَارَةُ أُعِدَّتْ لِلْكَافِرِينَ.(3) تشکر ميکنم از حضور شما در اين بيت علم و مرجعيت، بيت مرحوم آیتالله العظمی آقاي گلپايگاني، و تبریک عرض میکنم بهسبب اینکه شما در اين برهه از زمان، در مقام ارتباط با قرآن کريم، و مفاهيم و مقاصد آن هستيد تا در اين رشتهها،
1) . دیدار جمعی از حافظان قرآن دارالقرآن اصفهان و شيراز با حضرت آیتالله العظمی صافی گلپایگانیمدظلهالعالی در تاریخ 8 فروردین 1387.
2) . مائده، 15- 16. «از طرف خدا، نور و کتاب آشکاری بهسوی شما آمد، که خداوند بهوسیله آن کسانی را که بهدنبال خشنودی او هستند، به راههای سلامت هدایت میکند، و آنان را از تاریکیها بهسوی روشنایی بیرون میبرد، و به راه راست هدایتشان مینماید».
3) . بقره، 23 – 24. «و اگر در آنچه بر بنده خود نازل كرده ايم شك داريد، چنانچه راست مى گوييد سوره اى مانند آن بياوريد، و گواهان خود را غير خدا فرا خوانيد؛ پس اگر نكرديد که هرگز نمى توانيد، از آتشى كه هیزم آن، مردمان و سنگها هستند و براى كافران آماده شده، بپرهيزيد».
آگاهي و معرفت کامل فراهم نمایيد.
البته اين کمال توفيق و سعادت است که انسان با حقایق قرآن آشنا شود، کتابي که مشتمل بر تمام مباني سعادت بشر، و آنچه مورد نياز بشر در سعادت دنيا و آخرت است، مشتمل بر تمام جهات معنوي، ظاهري، دنيوي و اخروي انسان است.
هرچه کمبود و نقصان در ما باشد، بهواسطه دوري و فاصله گرفتن از قرآن مجيد و عترت است، همانطوري که حضرت رسول(صلی الله علیه و آله و سلم)فرمودند:
«إِنِّي تَارِكٌ فِيكُمْ الثَقَلَيْنِ کِتَابَ اللهِ وَعِتْرَتي مَا إِنْ تَمَسَّكْتُمْ بِهِمَا لَنْ تَضِلُّوا أبَدَاً».(1)
اين نصّ بسيار قاطع و محکمی است که اگر امّت اسلام به اين دو امانت پيغمبر تمسّک داشته باشند هرگز گمراه نميشوند، و هميشه در هدايت و سعادت خواهند بود؛ و اگر از این دو ثقل شریف دوری کنند و به آن تمسّک نکنند، خسران دنيا و آخرت براي آنها فراهم ميشود.
براي ما بسيار مغتنم، و ارزشمند است که هم خواهران و هم برادران در مسير ارتباط با قرآن و حفظ قرآن مجيد قرار گرفتهاند؛ کتابي که تا روز قيامت هميشه زنده و مورد استفاده است، و هميشه هرکس به اين کتاب مراجعه کند، مطلب تازهاي از آن استفاده ميکند.
هرکس اگر هزار مرتبه هم قرآن را خوانده باشد، وقتي مجدّداً قرآن را ميخواند گويا بار اول است که آن را قرائت ميکند. تازگي و طراوت قرآن مجيد هميشگی است، بلکه روزبهروز زيادتر ميشود. هرچه فهم بشر بيشتر شود، تازگي قرآن
1) 1. صافی گلپایگانی، امان الاُمّة من الضلال و الاختلاف، ص123 – 136.
زيادتر ميشود.يکي از خصوصيات حضرتهادي(علیه السلام)اين است که تفسيري بر قرآن دارند که 120 جزء است، البته متأسفانه الآن در دسترس نيست. شخصي از آن حضرت سؤال ميکند، چرا قرآن هرچه خوانده ميشود و در اطراف حقایق و مطالب آن بحث ميشود طراوتش کم نميشود بلکه بيشتر ميشود؟
حضرت فرمود:
«لأَنَّ اللهَ تَبَارَكَ وَتَعَالی لَمْ يَجْعَلْهُ لِزَمَانٍ دُونَ زَمَانٍ وَلا لِنَاسٍ دُونَ نَاسٍ فَهُوَ فِي كُلِّ زَمَانٍ جَدِيدٌ وَعِنْدَ كُلِّ قَوْمٍ غَضٌّ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ».(1)
براي اینکه قرآن کتابي نيست که براي يک زمان يا يک ملت و جمعيت آمده باشد بلکه براي همۀ زمانها وملتها است بنابراين در هر زماني جديد و نزد هر جمعيت و ملتي تازه است تا روز قيامت.
انسان هر بار قرآن را ميخواند مثل اين است که تابهحال نخوانده است هر وقت به آيات و هدايتهاي قرآن که در رشتههاي مختلف است مراجعه ميکند، در اثر مراجعۀ فراوان، فهم، معرفت، دانش، بينش و بصيرتش زيادتر ميشود و از کوري، ناداني، و جهالتش کاسته ميشود.
انسان افتخار دارد که با کتاب خداوند متعال، آشنا باشد يگانه کتابي که امروز در دنيا به خداوند متعال استناد دارد و به تمام معنا کتاب الله است، اين معجزۀ باقيۀ پيغمبر
1) . مجلسي، بحار الانوار، ج2، ص280، ح44؛ ج17، ص213، ح18؛ ج 89، ص 15، ح8. (اين روايت از امام کاظم و امام رضا و امامهادي(علیهم السلام) نقل شده و اين بزرگواران از امام صادق(علیه السلام)نقل کردهاند)؛ رجوع کنید به: صدوق، عیون اخبار الرضا(علیه السلام)، ج1، ص93، ح32؛ طوسی، الامالی، ص580 - 581؛ خطیب بغدادي، تاریخ بغداد، ج6، ص115.
اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم)است يعني الآن هم معجزه است، الآن هم همان اعلام تحدّي که از روز اول گفتهشد باقي است، اینکه قرآن فرموده است:
لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الْإِنْسُ وَ الْجِنُّ عَلَى أَنْ يَأْتُوا بِمِثْلِ هذَا الْقُرْآنِ لَا يَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَ لَوْ كَانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهيراً؛(1) و يا در آيۀ ديگر ميفرمايد:
وَإِنْ كُنْتُمْ في رَيْبٍ مِمَّا نَزَّلْنَا عَلَى عَبْدِنَا فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ.(2) برحسب اين آيه، هر سورهاي از سورههاي قرآن مجيد يک معجزه است؛ يعني 114 سوره، 114 معجزه است؛ بلکه ميشود بگویيم هر آيهاي از آيات قرآن مجيد يک معجزه است و کسي نميتواند مثل آن را بياورد.
به قول بعضي از بزرگان يکي از خبرهاي غيبي قرآن مجيد که مرور زمان آن را ثابت کرد همين است که در ادامه ميفرمايد:
فَإِنْ لَمْ تَفْعَلُوا وَ لَنْ تَفْعَلُوا فَاتَّقُوا النَّارَ الَّتي وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجَارَةِ.(3)
روز اول که فرمود: وَلَنْ تَفْعَلُوا، اختصاص به مردم زمان حضرت رسول(صلی الله علیه و آله و سلم)نداشت و به همه نشان داد که اين آيه در قرآن مجيد اعلان به تمام بشريت است و تا امروز و تا روز قيامت هم کسي نتوانسته و نخواهد توانست مثل قرآن را بياورد هم خود قرآن معجزه است و هم اين آيه يک خبر غيبي است که روزبهروز صدق آن ظاهر ميشود.
اميدوارم خداوند متعال به شما توفيق دهد تا بتوانيد اين وظيفهاي را که نسبت به
1) . اسراء، 88. «اگر انس و جنّ اتفاق کنند که همانند قرآن را بياورند، همانند آن را نخواهند آورد هرچند يکديگر را در اين کار کمک کنند».
2) . بقره، 23. «اگر در آنچه بر بندۀ خود نازل کردهایم شک داريد يک سوره همانند آن را بياوريد».
3) . بقره، 24. «پس اگر نکردید که هرگز نمیتوانید از آتشي بترسيد که هيزم آن، مردمان و سنگها هستند، بپرهیزید».
قرآن داريد بهخوبي انجام دهيد.
اين عنواني را که براي خودتان انتخاب کرديد، یعنی عنوان حافظ قرآن بسيارباافتخار است.
علوم قرآن بسيار زياد است، هر رشتهاي را که انسان بخواهد کليات آن در قرآن هست؛ توحيد، پيغمبرشناسي، امامشناسي، اصول دين، فروع دين، اخلاق، احکام دين، همۀ اينها در قرآن مجيد است، اگر کسي قرآني شد سعادت دنيا و آخرت را براي خود فراهم کرده است.
رواياتي که در فضيلت حفظ و قرائت قرآن مجيد است براي شما اسباب فضيلت و افتخار است.
اميدوارم بتوانيد هم خودتان قرآني باشيد و هم ديگران را به قرآن دعوت کنيد مخصوصاً خواهرها که در اين زمان امتحانات بسياري براي آنان پيش آمده است.
بعضي از خانمها آمده بودند پيش من، گفتم ببينيد چقدر قرآن به اینکه موقعيت و شخصيت معنوي زنها را در رديف مردها قرار دهد اهتمام و تأکيد دارد تا آنجا که ميفرمايد:
إِنَّ الْمُسْلِمينَ وَالْمُسْلِماتِ وَالْمُؤْمِنينَ وَالْمُؤْمِناتِ وَالْقانِتينَ وَالْقانِتاتِ وَالصَّادِقينَ وَالصَّادِقاتِ وَالصَّابِرينَ وَالصَّابِراتِ وَالْخاشِعينَ وَالْخاشِعاتِ وَالْمُتَصَدِّقينَ وَالْمُتَصَدِّقاتِ وَالصَّائِمينَ وَالصَّائِماتِ وَالْحافِظينَ فُرُوجَهُمْ وَالْحافِظاتِ وَالذَّاكِرينَ اللّهَ كَثيراً وَالذَّاكِراتِ أَعَدَّ اللّهُ لَهُمْ مَغْفِرَةً وَ أَجْراً عَظيماً.(1) در اين آيه ده مرتبه صفات زنان و مردان را تکرار ميکند با اینکه ميتوانست يکبار بفرمايد: «إِنَّ الْمُسْلِمينَ وَالْمُسْلِمَاتِ» و يکبار هم بفرمايد: «وَالْمُؤْمِنينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ» ولي مکرّر
1) . احزاب، 35. «مردان و زنان مسلمان، مردان و زنان باايمان، مردان و زنان مطيع فرمان خدا، مردان و زنان راستگو، مردان و زنان صابر و شکيبا، مردان و زنان باخشوع، مردان و زنان انفاقگر، مردان و زنان روزهدار، مردان و زنان پاکدامن، مردان و زناني که بسيار ياد خدا ميکنند، خداوند براي همۀ آنها مغفرت و پاداش عظيمی فراهم ساخته است».
ميفرمايد، «مسلمين، مسلمات، قانتين، قانتات، صابرين، صابرات، خاشعين، خاشعات، متصدقین، متصدقات»، تا آخر که ميفرمايد:أَعَدَّ اللهُ لَهُمْ مَغْفِرَةً وَأَجْراً عَظيماً.(1)
آنچه بايد مطلوب انسان باشد همين است که به قرب مقام خداوند متعال برسد هم زن و هم مرد و اگر به مقام تقرب خدا رسيد به جایي رسيده است و الا به هر جا از اين مقامات ظاهري برسد هيچ ارزشي ندارد و به هيج کجا نرسيده است اینکه شغلي داشته باشد، وزير يا وکيل باشد، آنهم با اين اختلاط زن و مرد اينها ارزش نيست.
اين آيه را مخصوصاً ملاحظه کنيد و به خانمهاي ديگر تذکر دهيد که قرآن ميفرمايد:
وَ إِذا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتاعاً فَسْئَلُوهُنَّ مِنْ وَرَاءِ حِجابٍ.(2) البته آيه راجع به زنهاي پيغمبر است اما در ادامه ميفرمايد:
ذلِكُمْ أَطْهَرُ لِقُلُوبِكُمْ وَ قُلُوبِهِنَّ؛(3) يعني برنامه ارتباط زن نامحرم با مرد نامحرم، حرف زدن با هم و حضور در مجالس بايد به صورتي باشد که دل زن و مرد از وساوس شيطاني پاکتر بماند.
اينکه خلوت مرد اجنبي با زن اجنبيه را حرام کردهاند روي همين جهت است. آيات حجاب را مطالعه کنيد:
يا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُلْ لِأَزْواجِكَ وَبَناتِكَ وَنِساءِ الْمُؤْمِنينَ يُدْنينَ عَلَيْهِنَّ مِنْ جَلاَبِيبِهِنَّ ذلِكَ أَدْنى أَنْ يُعْرَفْنَ فَلا يُؤْذَيْنَ.(4) اينها امتحاناتي است براي مردها، زنها و جوانها که در زمان ما پيش آمده است،
1) . احزاب، 35.
2) . احزاب، 53. «و هنگامی که چيزي از وسائل زندگي را از آنان میخواهيد از پشت پرده بخواهيد».
3) . احزاب، 53. «اين کار براي پاکي دلهاي شما و آنها بهتر است».
4) . احزاب، 59. «اي پيامبر به همسران و دخترانت و زنان مؤمنان بگو: روسريهاي بلند خود را بر خويش فرو افکنند اين کار براي اینکه [آنها به عفیف بودن] شناخته شوند و مورد اذیت قرار نگیرند بهتر است».
حرفهاي مختلفي ميزنند، شبههها القاء ميکنند القائات ديگري ميکنند، بايد انسان در اين زمان غيبت در امر دين استقامت داشته باشد.
همين چادري که شما داريد جهاد است و ثواب بسياري دارد و مقاومت در برابر تبليغات سوء است، افتخار داشته باشيد که حجاب و چادر داريد، تعليمات اسلام را اجرا ميکنيد، وحافظ قرآن هستيد.
اميدوارم همه موفق باشيد و مورد توجه حضرت وليّ عصر(عجل الله تعالی فرجه شریف)باشيد و از کنيزان خاص و خالص حضرت زهرا(علیها السلام) محسوب شويد و راه حضرت زهرا(علیها السلام) و زنهاي پاک و مقدّس را که در اسلام اسباب افتخار بودند ادامه دهيد و شخصيت اسلامی و کرامت اسلامی زن را حفظ کنيد.
بسم الله الرحمن الرحيم
الحمد لله ربّ العالمين، والصلاة والسلام علی سيّدنا أبي القاسم محمد وعلی آله الطيبين الطاهرين المعصومين سيّما مولانا بقيّة الله في الأرضين، واللعن علی أعدائهم أجمعين إلی قيام يوم الدين.
قال الله تعالی:
يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُلْ لِأَزْواجِكَ وَبَناتِكَ وَنِساءِ الْمُؤْمِنِينَ يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِنْ جَلَابِيبِهِنَّ ذلِكَ أَدْنى أَنْ يُعْرَفْنَ فَلا يُؤْذَيْنَ وَكانَ اللهُ غَفُوراً رَحِيماً.(2) حقیر اين آشنایي و ارتباطي که شما با قرآن مجيد پيدا کردهايد، در حفظ و قرائت قرآن و آشنایي با معاني و مفاهيم و مقاصد قرآن، به شما تبريک عرض ميکنم، و اميدوارم همه بهوسيله قرآن به درجات بلند دنيا و آخرت نائل شويد.
روز قيامت، درجات برحسب آيات قرآن است. اشخاصي که قرآن آموخته باشند و
1) . دیدار جمعی از دانشآموزان حافظ قرآن با حضرت آیتالله العظمی صافی گلپایگانیمدظلهالعالی در تاریخ 26 فروردین 1387.
2) . احزاب، 59. «اي پيامبر، به همسران و دخترانت و زنان مؤمنان بگو: روسريهاي بلند خود را بر خويش فرو افكنند، اين كار براي اينكه [آنها به عفیف بودن] شناخته شوند و مورد اذیت قرار نگيرند، بهتر است، و خداوند همواره غفور و رحيم است».
حفظ کرده باشند، بهحسب آياتي که ميتوانند بخوانند به آنها گفته ميشود:
«إِقْرَأْ وَارْقَ»؛(1)
«بخوان و بالا برو».
هرکس، هرچه از قرآن بيشتر بخواند درجاتش بلندتر ميشود، و به مراتب رفيعه نائل ميگردد.
کسي که قرآن را به او موهبت کرده باشند و فرا گرفته باشد، اگر خيال کند کسي چيزي بهتر از او دارد، اين بدگماني نسبت به قرآن و خداوند متعال است، چون چيزي از قرآن و ولايت اهلبيت(علیهم السلام) بالاتر نيست.
هرکس اينها را داشته باشد، اگر دنيا را هم نداشته باشد همه چيز دارد، و به همة افتخارات نائل شده است، ولي اگر کسي این دو را نداشته باشد، حتی اگر همه مقامات و درجات و پستها را هم داشته باشد، هيچ ندارد.
مفلسترين اشخاص کساني هستند که قرآن را ندارند، و از هدايتهاي اهلبيت(علیهم السلام) استفاده نکردهاند.
اگر کسي اين افتخار برايش فراهم شده باشد، مثل شما که قرآن را حفظ کردهايد، هر مقدار که باشد حتي اگر يک آيه از آيات قرآن هم انسان حفظ داشته باشد، به همه دنيا ارزش دارد.
إِنَّ هَذَا الْقُرْآنَ يَهْدِي لِلَّتِي هِيَ أَقْوَمُ؛(2) یعنی اين قرآن به راهي که مستقيمترين راهها است هدايت ميکند.
قَدْ جَاءَكُمْ مِنَ اللهِ نُورٌ وَكِتَابٌ مُبِينٌ * يَهْدِي بِهِ الله مَنِ اتَّبَعَ
رِضْوَانَهُ سُبُلَالسَّلَامِ وَ يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِهِ وَ يَهْدِيهِمْ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ؛(1) میفرماید: از طرف خدا، نور و کتاب آشکاري بهسوی شما آمد، که خداوند بهوسيله آن کساني را که بهدنبال خشنودي او هستند، به راههاي سلامت هدايت ميکند، و آنان را از تاريكيها بهسوی روشنايى بيرون مى برد، و به راه راست هدايتشان مىنماید.
چه چيزي از سعادت دنيا و آخرت وجود دارد که قرآن ما را به آن راهنمایي نکرده است؟ نهايت، همانطوري که در سوره بقره ميفرمايد:
ذَلِكَ الْكِتَابُ لَا رَيْبَ فِيهِ هُدىً لِلْمُتَّقِينَ؛(2) اشخاصي که پرهيزکار باشند، قدر قرآن، اين نعمت بزرگ خداوند متعال را که به بشريت عطا فرموده است، میدانند و ميتوانند از برکات قرآن استفاده کنند.
إِنَّ اللهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالْإِحْسَانِ وَإِيتَاءِ ذِي الْقُرْبَى وَيَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنْكَرِ وَالْبَغْيِ يَعِظُكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ؛(3) بعد از اين آيات، بشر چه ميخواهد؟ اگر بشر به همين يک آيه عمل کند، کافي است.
بخوانید و به پیامهای والای قرآن گوش فرا دهید. قرآن مجيد به زنها قدر و اعتبار داده است، و آنها را در کنار مردها ذكر ميکند:
أَنِّي لَا أُضِيعُ عَمَلَ عَامِلٍ مِنْكُمْ مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَى؛(4) یا پیام آیه شریفه:
1) . مائده، 15-16.
2) . بقره، 2. «آن است كتابى كه در آن هيچ ترديدى نيست، و مايه هدايت پرهیزکاران است».
3) . نحل،90. «همانا خدا به عدالت و نيكوكارى و بخشش به خويشاوندان فرمان مىدهد و از كار زشت و ناپسند و ستم باز مىدارد. به شما اندرز مىدهد، باشد كه پند گيريد».
4) . آلعمران، 195. «من عمل هيچ عملکنندهاي از شما را، زن باشد يا مرد، ضايع نخواهم کرد».
مَنْ عَمِلَ صَالِحاً مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَاةً طَيِّبَةً وَلَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُمْبِأَحْسَنِ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ؛(1) را بخوانید و با صدای بلند به همه جهانیان برسانید.
اسلام، نه با مردها قوم و خويشي داشته و نه با زنها، بلکه راه صحيح را براي هر دو بيان فرموده است که هر دو به مقامات و کمالات عالي عليالسواء برسند.
خيلي از بانوان در حيات طيّبه از بیشتر مردها جلوتر هستند، و يکي از آنها بر ميليونها مرد، شرافت و فضيلت دارد.
اين امتيازات و راهنمایيهایي که در قرآن مجيد براي بانوان آمده است، اگر به آن عمل کنند سعادت دنيا و آخرتشان فراهم ميشود، قرآن میفرماید:
وَ إِذَا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتَاعاً فَاسْأَلُوهُنَّ مِنْ وَرَاءِ حِجَابٍ؛(2) اين حجاب و چادر خيلي اهميت دارد، از اوّل مواظب باشيد حتی دختران کوچک خودتان را با چادر آشنا کنيد تا خودشان را از نامحرم بپوشانند و از نامحرم، روگيري داشته باشند.
در روایت است وقتی که از حضرت زهرا(علیها السلام) پرسيدند براي زن چه حالتي بهتر است؟ فرمود: براي زن، بهترين حالت اين است که مرد نامحرم او را نبیند، و او هم مرد نامحرم را نبیند.(3)
فرجعت إلى رسول الله|، فقلت: يا رسول الله|، سألتنا أيّ شيء خير للنّساء؟ وخير لهنّ أن لا يرين الرّجال ولا يراهنّ الرّجال. قال: من أخبرك فلم تعلمه وأنت عندي؟
قلت: فاطمة(علیها السلام). فأعجب ذلك رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم)وقال: «إنّ فاطمة بضعة منّي».
از امام علی(علیه السلام)روایت شده است فرمود: نزد رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم)نشسته بودیم فرمود: مرا خبر دهید چه چیزی برای زنها بهتر است؟ همه از جواب فرو ماندیم تا از همدیگر جدا شدیم، چیزی را که پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله و سلم)فرموده بود به فاطمه(علیها السلام) خبر دادم و گفتم هیچ کدام جوابش را ندانستیم. ایشان فرمودند من جواب سؤال را میدانم. بهترین چیز برای زنها آن است که مردها را نبیند و مردها هم آنها را نبینند. آنوقت خدمت رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم)برگشتم، عرض کردم یا رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم)از ما پرسیدید چه چیزی برای زنها بهتر است؟ بهترین چیز برای زنها این است که مردها را نبینند و مردها نیز آنها را نبینند. فرمود: چه کسی شما را خبر داد، شما پیش من بودید. جوابش را ندادید؟ گفتم فاطمه(علیها السلام) پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم)از این جواب شگفتزده شد و فرمود: فاطمه پاره تن من است.
طبرسي، مکارم الاخلاق، ص233؛ متقی هندی، کنز العمال، ج16، ص602؛ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج20، ص67، ح25054، ص232، ح25510؛ مجلسی، بحار الانوار، ج 43، ص54.
1) . نحل، 97. «هرکس عمل صالحی انجام دهد درحاليکه مؤمن باشد، خواه مرد يا زن، به او حيات پاکيزه ميبخشيم، و پاداش آنها را به بهترين اعمالي که انجام ميدادند خواهيم داد».
2) . احزاب، 53. «و هنگامی که چيزي از وسايل زندگي را از آنان ميخواهيد از پشت پرده بخواهيد».
3) . اشاره به روایت: «روي عن عليّ(علیه السلام)قال: كنّا جلوساً عند رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم)فقال: أخبروني أيّ شيء خير للنّساء، فعيينا بذلك كلّنا حتّى تفرّقنا، فرجعت إلى فاطمة(علیها السلام)، فأخبرتها الّذي قال لنا رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم)وليس أحد منّا علمه ولا عرفه. فقالت: ولكنّي أعرفه؛ خير للنّساء أن لا يرين الرّجال، ولا يراهنّ الرّجال.
افتخار و کرامت زن در اين است که حجاب و عفّتش زيادتر و کاملتر باشد. بهترين حالات براي زن همين است که از نامحرم پوشيده باشد، با نامحرم همنشيني نداشته باشد و همجلسه نشود و در یک کلمه، چنین زنی، یک زن قرآني است.
هرکسي با قرآن بيشتر آشنا باشد، بايد بيشتر به قرآن عمل کند. عمل به قرآن مهمّ است، در روايت آمده است:
«رُبَّ تَالِ الْقُرْآنِ وَالْقُرْآنُ يَلْعَنُهُ»؛(1)
بسا اشخاصي هستند که قرآن را ميخوانند، امّا چون عمل نميکنند، قرآن آنها را لعنت ميکند. بايد عمل به قرآن با خواندن قرآن همراه باشد، البتّه حفظ قرآن خيلي ثواب دارد، و در روايات آمده است که:
«أَدِّبوا أَوْلادَکُمْ عَلَی ثَلاثِ خِصَالٍ: حُبِّ نَبيِّکُمْ وَحُبِّ أَهْلِ بَيتِه وَقَرَاءَةِ الْقُرْآنِ»؛(2)
«فرزندان خود را بر سه خصلت تربیت کنید: دوستي پيامبر و دوستي اهلبيت او و قرائت قرآن».
هر کمال و هر دعوت به خير و هر اخلاق خوبي را بخواهيد در قرآن هست، قدر اين نعمت را بدانيد که با قرآن آشنا شدهايد.
قرآن، برتريجویي و برتري جستن بر بندگان خدا را محکوم ميکند.
تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُهَا لِلَّذِينَ لَا يُرِيدُونَ عُلُوّاً فِي الْأَرْضِ وَلَا فَسَاداً وَالْعَاقِبَةُلِلْمُتَّقِينَ.(1) روي آيات قرآن دقّت کنيد. قرآن در مورد حرف زدن زنان ميگويد:
فَلَا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَيَطْمَعَ الَّذِي فِي قَلْبِهِ مَرَضٌ؛(2) دستورات قرآن براي اين است که همه به سعادت برسند، و در مسير سعادت حقيقي قرار گيرند، مثلاً در اسلام، بلند گفتن تلبيه مستحب است، ولي براي زن مستحب نيست. اين محروميتي براي زن نيست بلکه کرامت زن است. اسلام ميخواهد کرامت زن را حفظ کند، همين آهسته گفتن، ثواب بلند گفتن را دارد، بلکه بسا ميشود که ثواب بيشتري داشته باشد.
همينکه شما اين چادر را حفظ، و با آن رفتوآمد ميکنيد، در عبادت خدا هستيد.
من که اين عبا را پوشيدهام، بهواسطه اين عبا در عبادت نيستم، ولي خانمی که چادر ميپوشد در عبادت خداوند متعال است، و برايش عبادت و حسنه و ثواب مينويسند.
بسم الله الرحمن الرحيم
براي من بسيار اسباب خوشحالي و مسرّت است که در اطراف و اکناف مملکت چنين خواهران متديّن و متعهدي با اين برنامههای خوب و مرتبط با قرآن و اهلبيت(علیهم السلام) باشند، اينها اسباب خوشحالي حضرت وليّ عصر(عجل الله تعالی فرجه شریف) ميشود و اميدوارم همۀ شما بتوانيد بيشتر از اين، در راهي که پيش گرفتهايد خاطر مبارک آن حضرت را از خود راضي و خشنود نگه داريد.
البته بنده کسي نيستم که تشکر کنم، بنده هم فرد حقيري هستم که معلوم نيست در کجا حساب شوم.
اينها وظایف و تکاليفي است که بر عهدۀ همه است هرکس بيشتر انجام دهد، و نيتش خالصتر باشد، در درگاه الهي مقربتر است و حالا معلوم نيست آنها چه کساني هستند، از اين جهت، خودم را کمتر از اين میدانم که تشکر کنم، من به دعاي شما محتاجم و اميدوارم از دعاي شما محروم نباشم.
خواهران مسلمان و متديّن درک ميکنند که در اين زمان چه خطهاي انحرافي براي خانمها پيشنهاد ميکنند و میخواهند آنها را از خط حضرت زهرا(علیها السلام) منحرف کنند،
1) . دیدار جمعی از خواهران حافظ قرآن با حضرت آیتالله العظمی صافی گلپایگانیمدظلهالعالی در تاریخ 26 فروردین 1387.
ميبينيد چه مطالبي هست، به اسمهاي مختلف وارد ميشوند تشويق و ترويج ميکنند حتي بسا ميشود جايزه ميدهند، و چه بسا کساني که ضعيف الايمان و ضعيف العقيده هستند فريفتۀ اين مطالب ميشوند.
آنچه براي زن مسلمان لازم است اين است که راه آن حضرت را داشته باشد و از آن راه تخطّي نکند، راه عبادت خدا، راه تقوا، عفت، حجاب و چادر داشتن.
حضرت زهرا(علیها السلام) وقتي به مسجد مدينه تشريف آوردند با آن شوکت و عظمتي که داشتند و زنهاي بزرگ قريش اطراف ايشان را گرفته بودند، فوراً پردۀ سفيدي کشيدند و آن وقت آن خطبه و آن بيانات بليغه را ايراد فرمودند که در کتاب «بلاغات النساء»(1)که کلمات بليغۀ زنهاي بزرگ را جمعآوري کرده نقل شده،(2)کتابي است که بيش از هزار سال پيش از اين تأليف شده است و از مدارک خطبۀ حضرت زهرا(علیها السلام) است، خطبهاي که پر است از مطالب، اول معارف و عقاید اسلامی را بيان ميکند چون حضرت میديد اساس اسلام در خطر افتاده به همين جهت تأکيداتي راجع به عقاید اسلامی بيان فرمود.
بههرحال ضرورت اقتضا کرد که حضرت به مسجد بيايند ولي وقتي آمدند، پردۀ سفيدي کشيدند و حضرت از پشت پرده خطبه را ايراد فرمودند و مردم را آگاه کردند.(3)
خانمهایی که اهل قرآن هستند، آيات حجاب را خواندهاند:
قُلْ لِأَزْواجِكَ وَ بَناتِكَ وَ نِساءِ الْمُؤْمِنينَ يُدْنينَ عَلَيْهِنَّ مِنْ جَلاَبِيبِهِنَّ ذلِكَ أَدْنى
أَنْ يُعْرَفْنَ فَلا يُؤْذَيْنَ؛(1) يا آيات ديگري که راجع به زنهاي پيغمبر است.
وَإِذا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتاعاً فَسْئَلُوهُنَّ مِنْ وَرَاءِ حِجَابٍ ذلِكُمْ أَطْهَرُ لِقُلُوبِكُمْ وَ قُلُوبِهِنَّ.(2)
در روايتي آمده است که عدهاي در محضر پيغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم)نشسته بودند، زني عبور کرد درحاليکه کمان بر دوش داشت. (3)
در آن زمان اسلحه، کمان بود مثل تفنگ.
پيغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم)فرمودند:
«لَعَنَ اللهُ الْمُتَشَبِّهَاتِ بِالرِّجَالِ مِنَ النِّسَاءِ وَلَعَنَ اللهُ الْمُتَشَبِّهِينَ مِنَ الرِّجَالِ بِالنِّسَاء»؛(4)
اين کار زن نيست و با شأن و وقار و حشمت زن سازگار نيست، اين کار مرد است.
نگه داشتن چادر در زمان ما مهم و عبادت است، شما که به اينجا آمديد و چادر داريد در عبادت خدا هستيد، براي اینکه اين چادر را براي اطاعت خدا به سر کردهايد، هيچ کدام از مردها که بيرون میآيند، به اين معنا، در اطاعت خدا نيستند ولي شما هميشه در جهاد هستيد، در اطاعت خداوند متعال هستيد.
1) . احزاب، 59. «اي پيامبر به همسران و دخترانت و زنان مؤمنان بگو: روسریهای بلند خود را بر خويش فرو افکنند، اين کار براي اینکه [آنها به عفیف بودن] شناخته شوند و مورد اذيت قرار نگيرند بهتر است».
2) . احزاب، 53. «و هنگامی که چيزي از وسايل زندگي را از آنان میخواهيد از پشت پرده بخواهيد. اين کار براي پاکي دلهاي شما و آنها بهتر است».
3) . طبرانی، المعجم الاوسط، ج4، ص212؛ هیثمی، مجمع الزوائد، ج8، ص103. «خدا لعنت کند زنهایي که شبيه مردها ميشوند و خدا لعنت کند مردهايي که شبيه زنها میشوند».
4) . حر عاملی، وسائل الشیعه، ج20، ص346.
انسان بايد تسليم احکام خدا باشد، همه را قبول داشته باشد و بداند در تقرب به خدا، زن و مرد تفاوتي ندارد، هرکس ايمانش بيشتر باشد مقربتر است.
إِنَّ الْمُسْلِمينَ وَالْمُسْلِماتِ وَالْمُؤْمِنينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ وَالْقَانِتينَ وَالْقَانِتَاتِ وَالصَّادِقينَ وَالصَّادِقَاتِ وَالصَّابِرينَ وَالصَّابِرَاتِ وَالْخاشِعينَ وَالْخاشِعاتِ وَالْمُتَصَدِّقينَ وَالْمُتَصَدِّقاتِ وَالصَّائِمينَ وَالصَّائِماتِ وَالْحَافِظينَ فُرُوجَهُمْ وَالْحافِظاتِ وَالذَّاكِرينَ اللّهَ كَثيراً وَالذَّاكِراتِ أَعَدَّ اللهُ لَهُمْ مَغْفِرَةً وَأَجْراً عَظيماً.(1) در اين آيه در همۀ موارد، زن و مرد را با هم ميفرمايد، و بايد انسان براي اجر خداوند تلاش و کوشش کند. اميدوارم همۀ شما مشمول اين آيه باشيد و از خانمهایي باشيد که اوصافشان در آيه آمده است.
1) . احزاب، 35. «مردان و زنان مسلمان، مردان و زنان باايمان، مردان و زنان مطيع فرمان خدا، مردان و زنان راستگو، مردان و زنان صابر و شکيبا، مردان و زنان باخشوع، مردان و زنان انفاقگر، مردان و زنان روزهدار، مردان و زنان پاکدامن، مردان و زناني که بسيار ياد خدا ميکنند، خداوند براي همه آنها مغفرت و پاداش عظيمی فراهم ساخته است».
بسم الله الرحمن الرحيم
من اوّلاً تشکر ميکنم از شما عزيزان و کساني که سرپرستي اين برنامهها را داريد و از خداوند متعال براي شما مزيد توفيق مسئلت ميکنم و اميدوارم بتوانيد آنطوريکه موجب رضايت حضرت وليّ عصر(عجل الله تعالی فرجه شریف)باشد، اين عزيزان و نوجوانان را در راه دين، ايمان، ترقّي، کمال و تحصيل علم قرار دهيد تا به مقامات بلند نائل شوند.
بزرگان فردا، اطفال و کودکان امروزند. فرداي اسلام با اينها است، اينها بايد فرداي اسلام را نگه دارند بايد اينها امروز بهوسيله پدر و مادر، معلّمين و دبيران و کساني که در تربيت آنها مؤثرند بهطور صحيح و شايسته ساخته شوند و براي خدمتگزاري اسلام آماده شوند اين توفيق بزرگي است که نصيب شما ميشود و کمتر کاري اينقدر اهميت و ثواب دارد که انسان وقتش را صرف کند تا امثال اين نوجوانها و عزيزان را در مسير تربيت صحيح قرار دهد، تا اينها در آينده افراد مهمل و معطل و سربار جامعه نباشند و از هر جهت کامل باشند، خصوصاً با معارف دين و اخلاق اسلامی و تعليمات قرآني آشنا باشند، آنها را به حفظ قرآن تشويق کنيد.
الحمدلله اين مسأله در تمام جامعه رونق پيدا کرده است، همۀ اطفال و کودکان به
1) . دیدار گروهی از دانشآموزان با حضرت آیتالله العظمی صافی گلپایگانیمدظلهالعالی در تاریخ 13 اردیبهشت 1387.
حفظ قرآن رغبت پيدا کردهاند.
قرآن، نور است و آيات قرآن کلمه به کلمه بلکه هر حرفي از حروف آن به قلب انسان نورانيت ميبخشد.
قَدْ جَاءَكُمْ مِنَ اللّهِ نُورٌ وَكِتَابٌ مُبينٌ * يَهْدي بِهِ اللّهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوانَهُ سُبُلَ السَّلَامِ.(1) قرآن نور است، همه جا بايد به نور قرآن منور شود بازار، خيابان، منزل و دل مردم.
حضرت رسول(صلی الله علیه و آله و سلم)ميفرمايد:
«انسان اگر يک حرف از قرآن را بخواند ده حسنه براي او نوشته ميشود».
حضرت ميفرمايد:
«مراد از يک حرف اين نيست که مثلاً (الم) يک حرف باشد، بلکه الف، لام، ميم سه حرف است و با خواندن آن سي حسنه در نامۀ عمل انسان نوشته ميشود».(2)
و در بعضي روايات است که پنجاه درجه هم براي او بالا ميرود و پنجاه گناه از او محو ميشود.(3)
اينکه ما اين نوجوانان را از اول در مسير قرآن و محبت و ولايت ائمه طاهرين(علیهم السلام) قرار دهيم کار بزرگي است و من خيلي خوشحال شدم.
اميدوارم شما همه در آينده براي دين اسلام افتخار باشيد، تمام علما و بزرگاني که در عالم شخصيت پيدا کردند، اوّل مثل شما کوچک بودند، ولي در اثر اینکه خوب
1) . مائده، 15 - 16. «از طرف خدا نور و کتاب آشکاري بهسوی شما آمد، که خداوند بهوسيله آن کساني را که بهدنبال خشنودي او هستند، به راههاي سلامت هدايت ميکند».
2) . سبزواری، جامع الاخبار، ص40؛ مجلسی، بحار الانوار، ج89، ص19؛ محدّث نوری، مستدرک الوسائل، ج4، ص258؛ محدّث قمی، سفينة البحار، ج8، ص250، ماده (قرء).
3) . کلینی، الکافی، ج2، ص 612-613؛ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج6، ص 188.
تربيت شدند به آن مقامات رسيدند که هم براي خود، اسباب افتخار و هم براي جامعه اسباب برکت شدند. شما هر کدامتان ميتوانيد در آينده مورد عنايت خاصّ امام زمان(عجل الله تعالی فرجه شریف) باشيد، مخصوصاً اینکه به قم آمدهايد و به مسجد جمکران هم مشرّف شديد و آنجا با حضرت وليّ عصر(عجل الله تعالی فرجه شریف) تجديد عهد کرديد، البته هميشه انسان بايد با حضرت عهدش را زنده نگاه بدارد. خداوند همه شما را حفظ کند، به همۀ شما توفيق بدهد و چشم پدر و مادرهايتان را به وجود شما و اخلاق و تربيتهاي خوبي که کسب ميکنيد روشن کند. من از همۀ شما تشکر ميکنم و از خداوند براي شما توفيق مسئلت ميکنم.
5.اهميت تعليم و تعلّم قرآن و وظایف زنان(1).
بسم الله الرحمن الرحيم
مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَياةً طَيِّبَةً وَلَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ ما كانُوا يَعْمَلُونَ.(2) من تشکر ميکنم از خواهران محترمه که براي زيارت حضرت معصومه(علیها السلام) تشرّف پيدا کردهاند، و در اين بيتي که سوابق خدماتش به اسلام معلوم است حضور به هم رسانيدهاند، و از خداوند متعال مسئلت ميکنم که همه را در انجام وظایف و تکاليف شرعي و التزام و تعهّدات ديني توفيق عطا فرمايد تا اعمال ما مورد رضاي خداوند متعال و مسرّت خاطر حضرت وليّ عصر(عجل الله تعالی فرجه و شریف) واقع شود.
امروز ما به تشکلات ديني و قرآني چه در بين خانمها و چه آقايان بسيار احتياج داريم و بايد تلاش کنيم که جامعۀ خود را قرآني بسازيم، زن و مرد همه طبق دستورات قرآن و اهلبيت(علیهم السلام) ساخته شوند. در اين اوضاع و احوالي که صداهاي مختلف و نداهاي گوناگون از هر طرف هست و ميخواهند جوانها و زنهاي ما را به انحرافات فکري بکشانند، که البته انحرافات عملي هم به دنبال دارد.
قدر اين نعمتي که براي شما فراهم شده بدانيد، اینکه با قرآن رابطه داريد،
ميخواهيد قرآن را ياد بگيريد و به ديگران هم ياد بدهيد اهميت دارد.
«خَيْرُكُمْ مَنْ تَعَلَّمَ الْقُرْآنَ وَعَلَّمَهُ».(1)
بيشتر مفاسد و معايبي که در جامعۀ ما هست به اين جهت است که قرآن در بين ما حاکم نيست، و برنامهها و تعليمات قرآن مجيد در ميان ما به آن صورت که بايد باشد رواج ندارد. آشنایي ما با تعليمات آن کم است، قرآن مجيد در هر رشتهاي هدايتهایي دارد، البته تفسير و تأويل آن را اهلبيت(علیهم السلام) بيان فرمودهاند، تمسّک به قرآن و اهلبيت(علیهم السلام) اسباب امان از گمراهي است، همانطوري که در حديث معروف و مشهور و متواتر آمده است که:
«إِنِّي تَارِكٌ فِيكُمُ الثَّقَلَيْنِ كِتَابَ اللهِ وَعِتْرَتِي مَا إِنْ تَمَسَّكْتُمْ بِهِمَا لَنْ تَضِلُّوا أَبَداً».(2)
همه بايد يکديگر را به تمسک به قرآن و اهلبيت(علیهم السلام) دعوت کنند اين کار بسيار ارزشمند است مواظب باشيم واقعاً قرآن در زندگي ما پياده شود، و کار ما صرف ياد گرفتن و خواندن و تجويد قرآن نباشد، البته اينها هم بسيار فضيلت دارد و مقدمه است، ولي بايد قرآن در جامعه و اعمال ما ظاهر باشد، کارهاي ما مطابق قرآن باشد و الا بسا ميشود اشخاصي مصداقيت اين حديث ميباشند:
«رُبَّ تَالِ الْقُرْآنِ وَالْقُرْآنُ يَلْعَنُهُ».(3)
در اين صورت نتيجه بهعکس است، بايد علم و عمل را با هم جمع کنيم.
به دستورات قرآن مخصوصاً راجع به خانمها و مخصوصاً حجاب توجه کنيم.
1) . احمد بن حنبل، مسند، ج1، ص58؛ بخاری، صحیح، ج6، ص108؛ مجلسی، بحار الانوار، ج 92، ص 186. «بهترين شما کسي است که قرآن را ياد بگيرد و به ديگران بياموزد».
2) . صافی گلپایگانی ، امان الاُمة من الضلال و الاختلاف، ص123 – 136. «همانا دو چیز گرانبها در میان شما به یادگار میگذارم، کتاب خدا و عترت و خاندانم؛ مادامی که به آنها تمسّک جویید هرگز گمراه نخواهید شد».
3) . مجلسی، بحار الانوار، ج 89، ص 184، ح19. «چه بسا کساني که قرآن را تلاوت ميکنند و قرآن آنها را لعنت ميکند».
همچنين به آياتي که راجع به درجات معنوي انسانها است و زن و مرد را همسان قرار میدهد و ميفرمايد:
مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثى وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَياةً طَيِّبَةً وَ لَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ ما كانُوا يَعْمَلُونَ؛(1) حيات طيبه که حيات انساني و قرآني و حقيقي است عليالسويه در دسترس مرد و زن است.
دستوراتي هم که مخصوص زن و مرد بهصورت جداگانه مقرر شده، روي جهات ديگري است که خداوند متعال مقرر فرموده است و فوایدي دارد، مثلاً اینکه با هم اختلاط نداشته باشند براي جلوگيري از يک سري معايب و مفاسد است، آن دستورات همه در نهايت کمال است بعضیها خيال ميکنند زنها در بعضي جهات محروم شدهاند، درحاليکه آنها محروميت نيست، مثلاً زن در فلان اداره يا پست نباشد، البته پيش مجامع غربي که همه به دنيا و ماديات توجه دارند محروميت است ولي در جامعه اسلامی محروميت نيست.
زن میتواند به کمالات و مقامات انساني برسد و چه بسا به جایي ميرسد که ميليونها مرد از آن باز ماندهاند.
هرچه میخواهيد حيات طيبه کسب کنيد تا انسان به اين حيات نرسد نه آرامش خاطر دارد و نه استراحت، نه به سعادت میرسد و نه از زندگي بهرۀ صحيح برده است.
قرآن در مورد زنهاي پيامبر ميفرمايد:
وَ إِذا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتاعاً فَسْئَلُوهُنَّ مِنْ وَراءِ حِجابٍ؛(2) در ادامه نکتۀ دقيقي ميفرمايد که متأسفانه امروز در جامعۀ ما ملاحظه نميشود و
در گرايشهایي که هست از آن فاصله ميگيرند. اینکه ميفرمايد:
ذلِكُمْ أَطْهَرُ لِقُلُوبِكُمْ وَ قُلُوبِهِنَّ؛(1) هنگامیکه چيزي از آنها ميخواهيد از پشت پرده بخواهيد اين کار دلهاي شما و آنها را پاکتر ميدارد.
يعني اين دستورات براي اين است که دلهاي شما و آنها از وساوس شيطاني پاکتر باشد، حالا اگر مرد و زن بخواهند پيش هم بنشينند و دائماً با هم باشند اين را نميشود بگویي: ذلِكُمْ أَطْهَرُ لِقُلُوبِكُمْ وَ قُلُوبِهِنَّ اين برنامهاي که امروزه متأسفانه در جامعۀ ما پياده ميشود.
اميدوارم در مطالب و معاني قرآن دقت داشته باشيد هم در ظاهر و هم در باطن قرآن، باطنش يعني همينکه به کار ببنديم و در زندگي خود، قرآن را اجرا کنيم.
بدانيد در اين زمان با اين مطالب و حرفهایي که در روزنامهها و مجلات مينويسند، جهاد زنها خيلي بيشتر از جهاد مردها است استقامت آنها در دين بسيار لازمتر است، همين چادري که شما داريد بسيار مقدس است، اين مثل عباي من نيست، شما که چادر را میپوشيد يعني من ملتزم به حجاب و عفت هستم، مطيع خداوند متعال هستم. به نظر من، چادر شما از عباي بنده مقدستر است، اين مطلب مهم است که هر خانمی اين جهات را مواظب باشد و براي ديگران الگو باشد تلاش کنيم گرايشهاي غربي در ما تأثير نکند و استقلال اسلامی خود را حفظ کنيم.
در روايت است که:
«مَنْ فَاكَهَ امْرَأَةً لا يَمْلِكُهَا حَبَسَهُ اللهُ بِكُلِّ كَلِمَةٍ كَلَّمَهَا فِي الدُّنْيَا أَلْفَ عَامٍ»؛(2)
کسي که با زن بيگانه اي شوخي کند و فکاهياتي بگويد، خداوند او را در مقابل هر کلمهاي که با او گفتگو کرده است هزار سال در آتش دوزخ زنداني کند.
اينقدر براي جلوگيري از مفاسد تأکيد شده است نه اینکه خيال کنيم اسلام از حق زن يا مرد کم گذاشته است يا به مرد حق بيشتري داده است.
در مورد آقايان روحانيوني که در آن شهر خدمت ميکنند بايد بگويم آقايان سرباز آقا امام زمان(عجل الله تعالی فرجه شریف) هستند اين وظایف به بنده و امثال بنده تعلق ندارد، بلکه اينها وظایفي است که با شخص حضرت وليّ عصر(عجل الله تعالی فرجه شریف) ارتباط دارد. اين جمعيت ميلياردي اسلام که امروز به اينجا رسيده است با همين فداکاري، ايثار و تحمل زحمات و خدماتي که آقايان ميکنند بوده است، کاش بنده هم با آنها بودم و در خدمتشان موفق به اين خدمات میشدم.
يا لَيْتَني كُنْتُ مَعَهُمْ فَأَفُوزَ فَوْزاً عَظيماً.(1) من از وضعيت کرج و برنامههایي که آنجا هست و فرقههاي مختلف و مجالسي که هست اجمالاً مطلع هستم.
در سفري که به هند رفته بودم و در بنارس بودم (البته اکثريت جمعيت آنجا بتپرست هستند)، دانشگاه بسيار بزرگي داشت مسلمانهاي بسيار متعهدي هم داشت يکي از خصوصيات مسلمانهاي آنجا اين بود که از کفار متأثر نشده بودند، در لباس و
1) . نساء، 73. «ای کاش ما هم با آنها بودیم و به رستگاری بزرگی میرسیدیم».
زندگي آنها اثر نگذاشته بود. اتفاقاً شب نيمۀ شعبان بود، در مدرسهاي که ما بوديم، در وقت سحر ديدم عدهاي از آقايان بهسوی جایي حرکت ميکنند. پرسيدم ميخواهيد کجا برويد؟ - رودخانۀ مهمیدر آنجا بود که بخواهم تفصيلاتش را بگويم طول ميکشد - ، گفتند ميخواهيم برويم در آن رودخانه، خدمت حضرت وليّ عصر(عجل الله تعالی فرجه شریف) عريضه بياندازيم.
من گفتم: من هم با شما ميآيم، عريضه نوشتم و به آنجا بردم، در بين راه که با آنها صحبت ميکردم، يکي از آنها گفت: من در شهري هستم که خانوادۀ مسلمان فقط خانوادۀ ما است و ديگر کسي نيست.
البته در اين شرایط امتحان سنگينتر و شديدتر است، و اگر انسان دينش را حفظ کند ثوابش بيشتر است.
کسي که خدا و محمد و آل محمد(علیهم السلام) را شناخته باشد در هيچ شرایطي متزلزل نميشود. خداوند شما را در راه اسلام و ايمان و ولايت ثابتقدم بدارد.
زندگاني و شخصيت حضرت اميرمؤمنان(علیه السلام)
زندگاني و شخصيت حضرت فاطمۀ زهرا(علیها السلام)
زندگاني و شخصيت حضرت امام جعفر صادق(علیه السلام)
زندگاني و شخصيت حضرت وليّ عصر(عجل الله تعالی فرجه شریف)
شخصيت اميرمؤمنان(علیه السلام)(1)
بسم الله الرحمن الرحيم
جرج جرداق در کتاب «الامام علي بن ابيطالب صوت العداله الانسانيه» اعلاميه حقوق بشر را با عهدنامۀ اميرالمؤمنين(علیه السلام)به مالک اشتر مقايسه کرده است، يعني سي مادۀ اعلاميه حقوق بشر را آورده و در مقابلش فرمايشات آن حضرت را نوشته و بعد ميگويد، مواد اعلاميه حقوق بشر در کلمات اميرالمؤمنين(علیه السلام)هست ولي بهتر و کاملتر و شفافتر با چهار فرق و تفاوت:
يعني وقتي میخواستند اعلاميه حقوق بشر را بنويسند اول در روزنامهها مطرح کردند، حقوقدانهاي مختلف اظهار نظر کردند، شش ماه، يا يک سال بحث کردند، ولي علي بن ابيطالب عهدنامه را به تنهایي نوشتند.
«علي بن ابيطالب بيش از ده قرن، بر بنيانگذاران اعلاميه حقوق بشر پيشي دارد».
«گردآورندگان مواد اعلاميه حقوق بشر، سراسر دنيا را دربارۀ کاري که کردند يا میخواستند بکنند، با گزاف و خودستایي، پر ساختند و تا آنجا در خودستایي پيش رفته
1) . دیدار گروهی از جوانان با حضرت آیتالله العظمی صافی گلپایگانیمدظلهالعالی در تاریخ 30 فروردين 1387.
و زيادهگویي کردند که راستي و وجدان و ذوق انساني از آن نفرت کرد، زيرا آنان با مظاهر غرور و خودپسنديهايشان، مردم را خسته نموده به ستوه آوردند و هزار و يک منت و هزار و يک بار گران بر دوش ملتها نهادند، درحاليکه علي بن ابيطالب بر تودهها و خداي جهانيان تواضع و فروتني کرد...».
درحقيقت علي بن ابيطالب بر کسي منّتي نداشت، زيرا اين مطالب را حق بشر میدانست و به آن عمل ميکرد.
اول کسي که به اعلاميه حقوق بشر عمل نکرد و معتقد حقيقي نبود خودشان بودند، من در اشعاري گفتهام:
منشور سازمان ملل حرف است***چون نيستش حقيقت و مبنایي
آوازۀ عدالت و آزادي***سم است و هيچ نيست مسمّایي
تا کي به جان و مال بشر دارند***اين رهزنان، سيادت و آقایي
اما علي بن ابيطالب(علیه السلام)اول کسي است که اين حقوق را براي بشر قائل بود و تمام زندگي حضرت نشان میدهد که به اين مطالب معتقد بود.
اميدوارم خداوند متعال به شما توفيق دهد با زندگي اميرالمؤمنين(علیه السلام)و معارفي که ازحضرت صادر شده آشنا شويد، معارفي که از هيچ بشري اينقدر صادر نشده است،
1) . جرداق، امام علي صداي عدالت انساني، ج3، ص150.
انسان هرچه از معارف، علوم و اخلاقيات بخواهد، در کلمات، زندگي و سيرۀ حضرت وجود دارد.
تمام امتهاي اسلامی متفقند که اميرالمؤمنين(علیه السلام)يک لحظه به دنيا توجه نداشته است.
اگر سؤال کنيد شخص اول در عالم اسلام در هر جهت کيست؟ اميرالمؤمنين(علیه السلام)را معرفي ميکنند.
جاحظ کلامی دارد که طولاني است و در پايان ميگويد:
از هرچه بپرسيم اول کسي را که میشمارند علي بن ابيطالب است.(1)
ما بايد افتخار کنيم که چنين مذهبي داريم و در زير سايۀ ولايت ائمه طاهرين(علیهم السلام) و مخصوصاً در اين زمان زير سايۀ ولايت حضرت بقيه الله(عجل الله تعالی فرجه و شریف) هستيم.
در نهج البلاغه و ديگر کلمات و اشعار حضرت، بشارتهاي مهمی راجع به ظهور حضرت وليّ عصر(عجل الله تعالی فرجه و شریف) آمده است.
اميدوارم شما توفيق داشته باشيد که مشمول اين بشارتها و مطالبي که در اين روايات است باشيد اینکه فرمودند:
«أُولَئِكَ الْمُخْلَصُونَ حَقّاً وَشِيعَتُنَا صِدْقاً وَالدُّعَاةُ إِلَى دِينِ اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ سِرّاً وَجَهْراً»؛(2)
بهخصوص در اين زمان و خصوصاً شما جوانان.
7.شخصيت و فضائل اميرمؤمنان(علیه السلام)(1)
بسم الله الرحمن الرحيم
روايات در فضائل حضرت اميرالمؤمنين(علیه السلام)بسيار است، حضرت رسول(صلی الله علیه و آله و سلم)ميفرمايند:
«إِنَّ اللهَ تَعَالَى جَعَلَ لأَخِي عَليِّ بْنِ أَبي طَالِبٍ فَضَائِلَ لا تُحْصَى كَثْرَةً»؛(2)
کسي نميتواند در آن ميداني که فضائل، کمالات، مقامات و درجات اميرمؤمنان(علیه السلام) ظهور پيدا ميکند عرضاندام کند و ظهوري داشته باشد، البته ائمّه طاهرين(علیهم السلام) همه نور واحد و شجرۀ طيّبه هستند.
يکي از معاني، صراط و ميزان اميرالمؤمنين(علیه السلام)است(3)در بعضي از زيارات آن حضرت آمده است.
«السَّلامُ عَلَى مِيزَانِ الأَعْمَالِِ».(4)
1) . دیدار گروهی از جوانان و نوجوانان با حضرت آیتالله العظمی صافی گلپایگانیمدظلهالعالی در تاریخ 13 ارديبهشت 1387.
2) . خوارزمي، المناقب، ص32؛ مجلسی، بحار الانوار، ج26، ص229؛ اربلی، کشف الغمه، ج1، ص109؛ حسینی استرآبادی، تأویل الآیات، ج2، ص888 – 889. «خداوند براي برادرم علي بن ابيطالب فضائلي قرار داده است که غير از خداوند متعال کسي نميتواند آن را احصاء و شماره کند».
3) . بحرانی، البرهان، ج2، ص498.
4) . مشهدی، المزار، ص184 - 185؛ مجلسی، بحار الانوار، ج97، ص287، 330. «سلام و درود بر امیرمؤمنان علی(علیه السلام)که میزان سنجش عملها است.»
اگر مردم بخواهند استقامت راه خود را تشخيص دهند و بفهمند در خط خدا و اسلام هستند، ميزان، اميرالمؤمنين(علیه السلام)است. قرآن ميفرمايد:
وَ أَنَّ هذَا صِرَاطِي مُسْتَقِيماً فَاتَّبِعُوهُ وَ لَا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَنْ سَبِيلِهِ ذَلِكُمْ وَصَّاكُمْ بِهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ؛(1) منظور از اين صراط، اميرالمؤمنين(علیه السلام)است، يعني او را اطاعت و تبعيت کنيد.(2)
وَ لَا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ؛ دنبال راهها و مکتبهاي ديگر نباشيد که اسباب تفرقه و جدایي شما ميشود، و شما را از راه خداوند متعال دور ميکند و باز ميدارد.
بايد همه سعي کنيم در کار و کسب، زندگي، معاش، سياست و حکومت صراط اميرالمؤمنين(علیه السلام)را اتخاذ کنيم، و در اين صراط ثابتقدم بمانيم. مرحوم والد اشعاري دارند، میفرمايند:
هُوَ الصِّرَاطُ هُوَ الجَْنَّةُ هَوَ المِْيزَانُ هُوَ النَّعِيمُ هُوَ الرُّوضَةُ هُوَ الْکَوْثَرُ
ميزان اعمال همه، آن حضرت هستند، اعمال مردم روز قيامت به وجود اميرالمؤمنين(علیه السلام)شناخته و وزن میشود، در دنيا هم همينطور است، اگر مردم بخواهند وزن و ارزش اعمال خود را بدانند بايد خود را با اعمال اميرالمؤمنين(علیه السلام)بسنجند.
فضائل اميرمؤمنان(علیه السلام)که در کتب اهل سنت آمده است قابل احصاء و شماره نيست، در روايتي آمده است که:
«کسي از صراط عبور نميکند مگر اینکه جواز عبور خود را از علي بن ابيطالب داشته باشد».(3)
1) . انعام، 153. «این راه مستقیم من است، از آن پیروی کنید و از راههای دیگر که شما را از راه وی پراکنده میسازد پیروی نکنید، اینها است که خدا شما را به آن سفارش نمود، شاید پرهیزکاری پیشه کنید».
2) . مجلسی، بحار الانوار، ج24، ص15 - 16.
3) . خطیب بغدادي، تاريخ بغداد، ج10، ص355؛ خوارزمی، المناقب، ص319 - 320؛ طبری، بشارة المصطفی، ص196، 201، 231، 420؛ قندوزی، ینابیع المودّه، ج2، ص162 - 163، 404؛ ج3، ص230.
و اين جواز با عمل گرفته ميشود.
«إنَّ الشّيعَةَ مَنْ شَايَعَ عَليّاً».(1)
بايد اميرالمؤمنين(علیه السلام)را مشايعت کنيم، هويت ديني و تشيع خودمان را حفظ کنيم، مبادا از دنيا برويم درحاليکه هويت اسلاميمان را از دست داده باشيم يا کمرنگ شده باشد.
فَلَا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ(2)
بههرصورت وجود اميرالمؤمنين(علیه السلام)از همۀ جهات حجت است بر کائنات و جميع مردم غير از حضرت رسول(صلی الله علیه و آله و سلم)حتي بر انبیای گذشته و ائمه طاهرين(علیهم السلام)، ايشان حجة الحجج هستند همه حجة الله هستند ولي ايشان حجة الحجج میباشند.
اميدوارم خداوند متعال همۀ شما و همۀ مؤمنين را از برکات ولايت اميرالمؤمنين(علیه السلام)بهرهمند کند، و جامعۀ ما را در خطّ ولايت نگه دارد.
الآن خطوط بسيار خطرناکي مقابل مردم ميگذارند، اين روزنامهها، راديو و تلويزيون برخی خطهایي که مقابل مردم ميگذارند، خطهایي است که مردم را از اميرالمؤمنين(علیه السلام)دور ميکند.
در روايتي آمده که حضرت رسول(صلی الله علیه و آله و سلم)با اصحاب خود نشسته بودند، خطي مستقيم کشيدند و فرمودند: «راه مستقيم خدا همين است»، سپس چند خط از سمت راست و چپ آن کشيدند و فرمودند: «اين راههایي است که شيطان به آن دعوت ميکند».(3)
1) . مجلسی، بحار الانوار، ج 8، ص 263. «به درستی که شیعه کسی است که پیرو امام علی(علیه السلام)باشد»
2) . بقره، 132. «جز به آیین اسلام از دنیا نروید».
3) . سیوطی، الدر المنثور، ج3، ص56، ذيل آيه 153 سوره انعام. «خط رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم)خطاً بيده ثم قال: هذا سبيل الله مستقيماً ثم خط خطوطاً عن يمين ذلك الخط وعن شماله ثم قال: وهذه السبل ليس منها سبيل الا عليه شيطان يدعوا إليه».
عدهاي تلاش ميکنند هويت اسلامی و شيعي ما را کمرنگ کنند ما مسلمانيم ما به ولايت اميرالمؤمنين(علیه السلام)اعتقاد داريم و افتخار ميکنيم و به غير از اين هم به هيچ چيز افتخار نميکنيم نه به مليت و نه به کوروش و نه به داريوش و نه به اين و نه به آن، به تنها چيزي که افتخار ميکنيم به محمد و آل محمد است به اميرالمؤمنين(علیه السلام)به فاطمه زهرا(علیها السلام) به امام حسن(علیه السلام)به امام حسين(علیه السلام)به قرآن مجيد به نهج البلاغه به صحيفه سجاديه به اينهمه سوابق عالي و درخشان.
1400 سال است افتخار دنياي اسلام همين بوده است حالا میخواهند اين افتخارات را از مردم بگيرند و کاري کنند که مردم از اين سوابق و افتخارات غافل باشند، مواظب باشيد، مخصوصاً شما نوجوانان و جواناني که گرم و سرد روزگار را خيلي نچشيدهايد، تبليغات گمراهکننده زياد است مواظب خودتان باشيد تا براي آينده اسلام افرادي خدمتگزار و شيعۀ مخلص اميرالمؤمنين(علیه السلام)باشيد و از کساني باشيد که در آخرت از شفاعت آن حضرت بهرهمند شويد و بتوانيد در اين دنيا هر کدام عَلَمدار پرچم تشيع و ولايت اميرالمؤمنين(علیه السلام)باشيد.
هر کدام فرض کنيد که فقط همين يک نفر هستيد و بايد اسلام را ياري کنيد و ديگر کسي نمانده است در اين صورت يک نفر چقدر بايد تلاش کند، اگر در جامعه هيچکس نباشد، همان يک نفر بايد ايستادگي کند و همه را به خداوند متعال برگرداند.
همه از شما انتظار دارند، قرآن و امام زمان(عجل الله تعالی فرجه شریف) از شما جوانها انتظار دارد، هم درس بخوانيد و هم با اخلاق و عملتان موقعيت اسلامیخودتان را تثبيت کنيد.
8.ولايت اميرمؤمنان(علیه السلام)و حبّ و بغض في الله(1)
بسم الله الرحمن الرحيم
إِنَّ اللَه يُحِبُّ الَّذِينَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِهِ صَفّاً كَأَنَّهُمْ بُنْيانٌ مَرْصُوصٌ.(2) اوّلاً عيد سعيد غدير را خدمت شما تبريک عرض میکنم.
اميدوارم شما از شاخهها و برگهاي شجرۀ طيبه ولايت باشيد همانطور که در روايت آمده که ولايت درخت تنومندي است سايهگستر در تمام هستي و همۀ افراد برجسته و نخبۀ جهان هستي در زير سايۀ آن آرميده و از ثمرات آن استفاده ميکنند، شيعيان ائمه طاهرين(علیهم السلام) مثل برگهاي اين درختان و متصل به اين درخت هستند،(3)اميدوارم شما از برگهاي اين درخت باشيد، ما و هرکسی که بخواهد در دنيا و مخصوصاً در آخرت مقامی کسب کند و در درگاه خداوند متعال رتبهاي داشته باشد بايد در زير سايۀ درخت ولايت آرميده باشد و از ثمرات اين درخت استفاده کرده باشد در روايتي که شيعه و سني نقل کردهاند آمده است:
«عُنْوَانُ صَحِيفَةُ الْمُؤْمِنِ حُبُّ عَلِيِّ بْنِ أَبي طالبٍ».(4)
1) . دیدار گروهی از پاسداران مرکز آموزش عقيدتي نيروي زميني سپاه با حضرت آیتالله العظمی صافی گلپایگانیمدظلهالعالی در تاریخ 19 آبان 1387.
2) . صف، 4. «خداوند کسانی را دوست میدارد که در راه او پیکار میکنند، گویی بنایی آهنیناند».
3) . صفار، بصائر الدرجات، ص58 – 60؛ فرات کوفی، تفسیر، ص219 – 220؛ حاکم حسکانی، شواهد التنزیل، ج1، ص406 – 409.
4) . خطیب بغدادی، تاريخ بغداد، ج4، ص410؛ ابنمغازلی، مناقب علی بن ابیطالب(علیه السلام)، ص198؛ ابنعساکر، تاریخ مدینة دمشق، ج5، ص230؛ ابنشهرآشوب، مناقب آل ابیطالب، ج2، ص3؛ ج2، ص230، 290، 400؛ ابنبطریق، عمدة عیون صحاح الاخبار، ص370؛ سیوطی، الجامع الصغیر، ج2، ص182؛ مجلسی، بحار الانوار، ج39، ص284، 305؛ قندوزی، ينابيع المودّه؛ ج1، ص272، 375-376.
اولين چيزي که در صحيفۀ اعمال مؤمن نوشته ميشود، دوستي اميرالمؤمنين(علیه السلام)است؛ و اين علامت طيب ولادت،(1)و حسن باطن، و صحّت عقيدۀ انسان است، و ايمان به همين خلاصه ميشود که انسان حبّ علي بن ابيطالب و ائمّه معصومين(علیهم السلام)، و مخصوصاً در اين زمان ولايت حضرت وليّ عصر(عجل الله تعالی فرجه شریف)را داشته باشد.
در روايت است که از امام معصوم(علیه السلام)سؤال ميکنند آيا حبّ و دوستي هم جزء ايمان است؟ حضرت ميفرمايد:
«هَلِ الإِيمَانُ إِلا الْحُّبُّ»؛(2)
در روايت ديگري است که حضرت ميفرمايد:
«هَلِ الإِيمَانُ إِلا الْحُبُّ وَالْبُغْضُ».(3)
ايمان، حبّ و بغض است، يعني انسان دوست داشته باشد دوستان خدا را و دشمن بدارد دشمنان خدا را.
کارهایي که اسباب خشنودي خدا ميشود دوست داشته باشد، نماز، روزه و عبادت خدا را دوست داشته باشد خدمت به بندگان خدا و قضای حوائج مؤمنين و همۀ کارهایي که محبوب خدا است را دوست داشته باشد، دشمنان خدا را دشمن بدارد، کارهایي که پيش خداوند متعال مبغوض است دشمن بدارد مثل گناه و فسق و فجور و اينهمه موسيقي که الآن در کشور رواج میدهند تا اين انقلاب را کمرنگ کنند و به آن ضربه بزنند و جوانان را منحرف کنند، اختلاط زن و مرد را درست کنند؛ و کارهاي زشت ديگري که هست، مؤمن بايد از همۀ اين برنامهها نفرت داشته باشد؛ در راديو و تلويزيون باشد يا جاهاي ديگر، مؤمن
بايد از اين جشنوارههاي خبيثي که اينهمه پول مردم را براي آن خرج ميکنند متنفّر باشد.
شما که الحمدلله خودتان را پاسدار انقلاب اسلامی معرفي ميکنيد، يعني ميخواهيد مواظب باشيد اين انقلاب در خط اسلام و قرآن ثابت بماند، و دشمنان نتوانند خط انقلاب را عوض کنند. بايد اين جهات را مواظب باشيد که هر چيزي که موجب رضاي خداوند متعال است دوست داشته باشيد و از هر چيزي که موجب تنفر ائمه(علیهم السلام) و اسباب نگراني خاطر شريف حضرت وليّ عصر(عجل الله تعالی فرجه شریف) ميشود متنفر باشيد.
معالأسف انسان ميبيند شخصي عکس زنش را پشت ماشين گذاشته که بيایيد فردا به او رأي دهيد، اين با غيرت اسلامی نمیسازد.
حضرت رسول(صلی الله علیه و آله و سلم)فرمود:
«إنَّ سَعْداً لَغَيُورٌ، وَأَنَا أَغْيَرُ مِنْهُ».(1)
بههرحال بايد انسان مسألۀ حبّ و بغض را در خودش حفظ کند امربهمعروف و نهيازمنکر هم از همين باب است اینکه انسان بايد عزّت اسلام و ذلّت دشمنان را بخواهد، همۀ اينها داخل در مسألۀ حبّ و بغض ميشود.
پيامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم)از اصحاب پرسيدند: «کداميک از دستگيرههاي ايمان محکمتر است؟». هرکس چيزي گفت مثلاً يکي گفت: نماز، يکي روزه، يکي حج، حضرت فرمود:
همۀ اينها که شما گفتيد خوب است اما:
«أَوْثَقَ عُرَى الإِيمَانِ الْحُبُّ فِي اللهِ وَالْبُغْضُ فِي اللهِ».(2)
1) . طبرانی، المعجم الاوسط، ج3، ص160؛ ابنعبدالبر، التمهید، ج21، ص255؛ طبرسی، مشکاة الانوار، ص415؛ هیثمی، مجمع الزوائد، ج4، ص328. «همانا سعد غیرتمند است، و من غیرتمندتر از او هستم.»
2) . ابنابیالدنیا، الاخوان، ص86؛ هیثمی، مجمع الزوائد، ج1، ص89. «محکمترين دستگيرههاي ايمان، دوستي در راه خدا و دشمني در راه خدا است».
قرآن ميفرمايد:
لَا تَجِدُ قَوْماً يُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ يُوَادُّونَ مَنْ حَادَّ اللّهَ وَرَسُولَهُ وَلَوْ كَانُوا آبَاءَهُمْ أَوْ أَبْنَاءَهُمْ أَوْ إِخْوَانَهُمْ أَوْ عَشِيرَتَهُمْ أُولَئِكَ كَتَبَ فِي قُلُوبِهِمُ الْإِيمَانَ وَأَيَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ وَيُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا رَضِيَ اللّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ أُولَئِكَ حِزْبُ الله أَلَا إِنَّ حِزْبَ اللّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ .(1) اينها برنامههای بزرگ سياسي اسلام است، کسي که به خدا و روز قيامت ايمان دارد با دشمنان خدا و رسول دوستي نميکند با کساني که اين معصيتها را ترويج ميکنند دوستي نميکند انسان بايد با دشمن خدا ترک مراوده کند و رابطه نداشته باشد آيۀ ديگر ميفرمايد:
قُلْ إِنْ كَانَ آبَاؤُكُمْ وَأَبْنَاؤُكُمْ وَإِخْوَانُكُمْ وَأَزْوَاجُكُمْ وَعَشِيرَتُكُمْ وَأَمْوَالٌ اقْتَرَفْتُمُوهَا وَتِجَارَةٌ تَخْشَوْنَ كَسَادَهَا وَمَسَاكِنُ تَرْضَوْنَهَا أَحَبَّ إِلَيْكُمْ مِنَ اللّهِ وَرَسُولِهِ وَجِهَادٍ فِي سَبِيلِهِ فَتَرَبَّصُوا حَتَّى يَأْتِيَ الله بِأَمْرِهِ وَالله لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ.(2) اميدوارم شما اسباب رعب و ترس دشمنان اسلام باشيد و کساني که قصد تجاوز به اين مملکت را دارند مأيوس کنيد و قدر خود را بدانيد.
1) . مجادله، 22. «هیچ قومى را نيابى كه به خدا و روز بازپسين ايمان داشته باشند [و] كسانى را كه با خدا و رسولش مخالفت كرده اند هرچند پدرانشان يا پسرانشان يا برادرانشان يا عشيره آنان باشند دوست بدارند. در دل اينهاست كه [خدا] ايمان را نوشته و آنها را با روحى از جانب خود تأييد كرده است و آنان را به بهشتهايى كه از زير [درختان] آن جويهايى روان است در مى آورد، هميشه در آنجا ماندگارند. خدا از ايشان خشنود و آنها از او خشنودند. اينان حزب خدا هستند. آرى حزب خدا است كه رستگارانند».
2) . توبه، 24. «اگر پدران و فرزندان و برادران و همسران و طايفه شما و اموالي که به دست آوردهايد و تجارتي که از کساد شدنش بيم داريد و خانههاي مورد علاقه شما، در نظرتان از خداوند و پيامبرش و جهاد در راهش محبوبتر است در انتظار اين باشيد که خداوند عذابش را بر شما نازل کند».
اميدوارم امام زمان(عجل الله تعالی فرجه شریف) قلبش از شما و ما راضي باشد، همه چيز بايد به اسلام برگردد،در اسلام ذوب شود. روحاني، ارتش، سپاه، بسيج و يا بازار باشد همه بايد مظهر اسلام و نمايش تعليمات اسلام و نظام اسلام و تمدن اسلام و هويت اسلامی باشد.
9.عظمت خطبۀ حضرت فاطمه زهرا(علیها السلام)و ارزش حافظان قرآن(1)
بسم الله الرحمن الرحيم
إنِّي رَسُولُ اللّهِ إِلَيكُمْ جَمِيعاً الَّذِي لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ يُحْيي وَيُمِيتُ فَآمِنُوا بِاللّهِ وَرَسُولِهِ.(2) اوّلاً شهادت حضرت صديقه کبري فاطمۀ زهرا سلام الله علیها وعلي أبيها وبعلها وبنيها وأولادها الطيبين الطاهرين المعصومين را به شما برادران محترم و خواهران محترمه تسليت عرض میکنم.
اميدوارم از برکات توسل به حضرت زهرا(علیها السلام) بهرهمند باشيم و بتوانيم رضايت خاطر اهلبيت(علیهم السلام) را فراهم کنيم، اسباب عزّت مذهب و ترويج معارف اهلبيت(علیهم السلام) باشيم، هم از حيث عمل و هم از حيث قول و گفتار.
موضوع شخصيت حضرت زهرا(علیها السلام) بحث دامنهداري است که هرچه در اطراف آن گفته شود به پايان نمیرسد شخصيتي که براي شناخت آن کافي است کسي در خطبۀ معروفۀ آن حضرت تأمل کند (البته بهحسب فهم خودمان و الا ما نمیتوانيم به مطالب و مقاصد مهمۀ اين خطبه برسيم، به عمق آن آنچنان که شايسته و بايسته است امثال ما و
1) . دیدار حافظان قرآن دارالقرآن انصارالمهدي(عجل الله تعالی فرجه شریف) کرمانشاه با حضرت آیتالله العظمی صافی گلپایگانیمدظلهالعالی در تاریخ 21 مهر 1387.
2) . اعراف، 158. «من فرستاده خدا بهسوی شما هستم، همان خدایی که حکومت آسمانها و زمین از آن اوست، معبودی جز او نیست، زنده میکند و میمیراند، پس ایمان بیاورید به خدا و فرستادهاش».
اشخاصي که خيلي از ما بالاتر باشند نمیرسند).
اين خطبه از معجزات علمی اهلبيت(علیهم السلام) است، معجزات علمی اهلبيت(علیهم السلام) از معجزات حسي و ظاهري آنان بالاتر است مثل قرآن کريم که از هزاران معجزۀ حسي بالاتر است.
اين خطبه از شخصي صادر ميشود که بهظاهر يکي از زنان آن زمان بود اما درواقع ولیّة الله بود، کسي بود که با عالم غيب ارتباط داشت اين خطبه را در موضوعات مختلف اعم از معارف، اصول دين، الهيات، سياست و ديگر مطالب، ارتجالاً و بالبديهه در آن مجلس و در آن اوضاع و شرایط، با آن غصهها و مصائبي که بر حضرت وارد شده بود ايراد کرد اين از معجزات بزرگ حضرت است، البته [متأسفانه بهدلیل غفلت] ما روي اينها خيلي حساب باز نمیکنيم مثل نهج البلاغه که به قول ابنابيالحديد، در آن زمان کسي مطالب اميرالمؤمنين(علیه السلام)را ملتفت نمیشد، صدور اين کلمات از اميرالمؤمنين(علیه السلام)از معجزات بزرگ است،(1)اينها از معجزۀ ناقۀ صالح اهميتش بيشتر است.
بههرحال در مورد حضرت زهرا(علیها السلام) حتي کساني که با حضرت مخالفت داشتند، مواضع اخلاقي، ديني و عرفاني ايشان را قبول داشتند، و تصديق ميکردند، عايشه ميگفت:
«مَا رَأَيْتُ أَصْدَقَ مِنْ فَاطِمَةَ إلا أَبِيهَا».(2)
سزاوار است همه مخصوصاً زنها به آن حضرت تأسّي کنند، به زندگي حضرت، به حجاب حضرت، به عفّت حضرت، وقتي در مسجد تشريف بردند که خطبه را قرائت کنند، بين حضرت و مردها پرده کشيدند تا اختلاط بين زن و مرد پيش نيايد حضرت
زهرا(علیها السلام) از پشت پرده صحبت کردند،(1)اين دستور قرآن است که:وَإِذَا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتَاعاً فَاسْأَلُوهُنَّ مِنْ وَرَاءِ حِجَابٍ.(2)
سيره و زندگي آن حضرت، بايد براي همۀ ما و مخصوصاً خواهران الگو باشد، بايد به ايشان تأسي داشته باشيم؛ در اخلاق، در امربهمعروف، در دفاع از حق، هر جهتي را بخواهيد زندگي حضرت به شما درس صحيح ميدهد.
و اینکه در حفظ قرآن، موفقيت نصيب شما شده افتخار بسيار بزرگي است.
قرآن، معجزه بزرگ حضرت رسول(صلی الله علیه و آله و سلم)است هر آيهاي از آيات قرآن يک معجزه است. قرآن ميفرمايد اگر ميتوانيد ده سوره مثل سورههاي قرآن بياوريد:
فَأْتُوا بِعَشْرِ سُوَرٍ مِثْلِهِ.(3) بلکه ميگويد: اگر ميتوانيد يک سوره مثل سورههاي قرآن بياوريد:
فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِثْلِهِ.(4) آيات قرآن همه معجزه است، مثل سورۀ توحيد، تمام توحيد در اين چند آيه است، لذا در حديثي از امام زينالعابدين(علیه السلام)آمده است، وقتي دربارۀ توحيد از حضرتش سؤال کردند در پاسخ فرمود:
«إِنَّ اللهَ عَزَّ وَجَلَّ عَلِمَ أَنَّهُ يَكُونُ فِي آخِرِ الزَّمَانِ أَقْوَامٌ مُتَعَمِّقُونَ فَأَنْزَلَ اللهُ تَعَالَى قُلْ هُوَ اللهُ أَحَدٌ وَالآيَاتِ مِنْ سُورَةِ الْحَدِيدِ...»؛(5)
خداوند متعال ميدانست که در آخرالزمان اقوامی میآيند که در مسائل تعمّق و
1) . ابنطیفور، بلاغات النساء، ص12 – 15؛ طبری امامی، دلائل الامامه، ص111؛ طبرسی، الاحتجاج، ج1، ص131 – 132؛ ابنطاووس، الطرائف، ص264؛ مجلسی، بحار الانوار، ج29، ص216.
2) . احزاب، 53. «و هنگامی که چیزی از وسایل زندگی را از آنان میخواهید از پشت پرده بخواهید».
3) . هود، 13.
4) . يونس، 38.
5) . کلینی، الکافی، ج1، ص91، ح3؛ فیض کاشانی، تفسیر الصافی، ج5، ص393؛ بحرانی، البرهان، ج5، ص801؛ حویزی، تفسير نور الثقلين، ج5، ص231 (ذيل آيات سوره حديد)؛ ص706 (تفسیر سوره اخلاص).
دقت ميکنند، لذا سورۀ «قل هو الله احد» و آيات آغاز سورۀ حديد را نازل فرمود. البته شايد آخرالزمان بعدها باشد.قرآن بايد ميزان عقاید و اخلاق باشد. در روايت است که:
«خَيْرُكُمْ مَنْ تَعَلَّمَ الْقُرْآنَ وَعَلَّمَهُ».(1)
ثوابهاي بسياري در روز قيامت به قاريان قرآن داده ميشود.
در روايت است که: روز قيامت، قرآن به صورتي مجسم و ظاهر ميشود که وقتي به هر قوم و جمعيتي عبور ميکند گمان ميکنند از آنها است مثلاً به علما عبور ميکند، گمان ميکنند يکي از علمای بزرگ است به شهدا عبور ميکند، به انبيا عبور ميکند، تا در پايان در درگاه خداوند حاضر ميشود و معلوم ميشود که قرآن مجيد است.(2)
از امام باقر(علیه السلام)روایت شده است که فرمود: قرآن را یاد بگیرید همانا قرآن در روز قیامت به بهترین صورت میآید مردم به آن نگاه میکنند و صد و بیست صف باشند. هشتاد صف امت محمد(صلی الله علیه و آله و سلم)و چهل صف از دیگر امتها هستند آنگاه بهصورت مردمی نزد صف مسلمانان میآید و سلام میکند، پس به او نگاه میکنند، سپس میگویند معبودی جز خدای بردبار بزرگوار نیست. این مرد از مسلمانان است او را با سیما و صفتش میشناسیم. سپس حرکت میکند تا به صف شهیدان میرسد، شهیدان به او نگاه میکنند و میگویند معبودی جز خدای مهربان نیست این مرد از شهدا است او را به شکل و شمایلش میشناسیم. سپس از آنها جدا میشود تا میرسد به صف پیامبران بهصورت یک پیامبر مرسل، پیامبران به او نگاه میکنند و شگفتزده میشوند و میگویند معبودی جز خدای بردبار و بزرگوار نیست. بیتردید این یک پیامبر و فرستاده خدا است ما او را با صفتها و خُلق و خویش میشناسیم. سپس به صورت یک فرشته مقرب الهی به صف فرشتگان میآید .پس فرشتگان به او نگاه میکنند و بسیار شگفتزده میشوند و فضیلت و برتری قرآن را بزرگ میشمارند و میگویند پروردگار ما بزرگ و پاکیزه است این بنده از فرشتگان است ما او را با هیئت و اوصافش میشناسیم سپس از پیش آنها در گذرد تا به پیشگاه پروردگار عزیز و پیروز و بزرگوار میرسد در زیر عرش به روی خاک میافتد پس خدای متعال او را ندا میکند: ای حجت و دلیل من در روی زمین و ای سخن راستین من سر بردار و هرچه خواهی بخواه و شفاعت کن که شفاعتت پذیرفته است.
1) . ابن ابیجمهور احسائی، عوالي اللئالي، ج1، ص99، ح17؛ مجلسی، بحارالانوار، ج92، ص186. «بهترين شما کسي است که قرآن را فرا گيرد و به ديگران تعليم دهد».
2) . کلینی، الکافی، ج2، ص596؛ مجلسی، بحار الانوار، ج 7، ص 319. عن أبي جعفر(علیه السلام)أَنَّهُ قال: «تَعَلَّمُوا الْقُرْآنَ فَإِنَّ الْقُرْآنَ يَأْتِي يَوْمَ الْقِيَامَةِ فِي أَحْسَنِ صُورَةٍ نَظَرَ إِلَيْهِ الْخَلْقُ وَالنَّاسُ صُفُوفٌ عِشْرُونَ وَمِائَةُ أَلْفِ صَفٍّ، ثَمَانُونَ أَلْفَ صَفٍّ أُمَّةُ محمد، وَأَرْبَعُونَ أَلْفَ صَفٍّ مِنْ سَائِرِ الأُمَمِ، فَيَأْتِي عَلَى صَفِّ الْمُسْلِمِينَ فِي صُورَةِ رَجُلٍ فَيُسَلِّمُ فَيَنْظُرُونَ إِلَيْهِ ثُمَّ يَقُولُونَ: لا إِلَهَ إِلا اللهُ الْحَلِيمُ الْكَرِيمُ إِنَّ هَذَا الرَّجُلَ مِنَ الْمُسْلِمِينَ نَعْرِفُهُ بِنَعْتِهِ وَصِفَتِهِ، ثُمَّ يُجَاوِزُ [يَتَجَاوَزُ] حَتَّى يَأْتِيَ عَلَى صَفِّ الشُّهَدَاءِ فَيَنْظُرُ إِلَيْهِ الشُّهَدَاءُ ثُمَّ يَقُولُونَ: لا إِلَهَ إِلا اللهُ الرَّبُّ الرَّحِيمُ إِنَّ هَذَا الرَّجُلَ مِنَ الشُّهَدَاءِ نَعْرِفُهُ بِسَمْتِهِ، ثُمَّ يُجَاوِزُ [يَتَجَاوَزُ] حَتَّى يَأْتِيَ صَفَّ النَّبِيِّينَ وَالْمُرْسَلِينَ فِي صُورَةِ نَبِيٍّ مُرْسَلٍ فَيَنْظُرُ النَّبِيُّونَ وَالْمُرْسَلُونَ إِلَيْهِ فَيَشْتَدُّ لِذَلِكَ تَعَجُّبُهُمْ وَيَقُولُونَ: لا إِلَهَ إِلا اللهُ الْحَلِيمُ الْكَرِيمُ إِنَّ هَذَا لَنَبِيٌّ مُرْسَلٌ نَعْرِفُهُ بِصِفَتِهِ وَسَمْتِهِ، ثُمَّ يُجَاوِزُ حَتَّى يَأْتِيَ صَفَّ الْمَلائِكَةِ فِي صُورَةِ مَلَكٍ مُقَرَّبٍ فَيَنْظُرُ إِلَيْهِ الْمَلائِكَةُ فَيَشْتَدُّ تَعَجُّبُهُمْ وَيَكْبُرُ ذَلِكَ عَلَيْهِمْ لِمَا رَأَوْا مِنْ فَضْلِهِ وَيَقُولُونَ تَعَالَى رَبُّنَا وَتَقَدَّسَ إِنَّ هَذَا الْعَبْدَ مِنَ الْمَلائِكَةِ نَعْرِفُهُ بِسَمْتِهِ وَصِفَتِهِ، ثُمَّ يُجَاوِزُ حَتَّى يَنْتَهِيَ إِلَى رَبِّ الْعِزَّةِ تَبَارَكَ وَتَعَالَى فَيَخِرُّ تَحْتَ الْعَرْشِ فَيُنَادِيهِ تَبَارَكَ وَتَعَالَى يَا حُجَّتِي فِي الأَرْضِ وَكَلامي الصَّادِقُ النَّاطِقُ ارْفَعْ رَأْسَكَ وَسَلْ تُعْطَ وَاشْفَعْ تُشَفَّع».
با تمسک به قرآن و اهلبيت(علیهم السلام) و ولايت اميرالمؤمنين(علیه السلام)انسان حتماً اهل نجات خواهد بود.
اميدوارم همۀ شما در تمسک به قرآن و اهلبيت(علیهم السلام) ثابتقدم بمانيد و بتوانيد در اين زمان هم خود و هم ديگران را با قرآن و اهلبيت(علیهم السلام) آشنا کنيد.
خواهرها که با حجاب و همين چادر بيرون میآيند اين کار آنها جهاد است، هرچه محفوظتر باشند و اختلاط زن و مرد نباشد، بيشتر اسباب تقرب به خداوند متعال است، خداوند ايمان و ولايت و تمسک به قرآن مجيد را براي شما مستدام بدارد دنيا و آخرت شما را معمور بدارد و همه را مورد عنايت و دعاي خاص حضرت وليّ عصر(عجل الله تعالی فرجه شریف)که صاحب قرآن و قرآن ناطق است قرار دهد.
10.عظمت خطبة حضرت فاطمه زهرا÷ و اهميت احيای شعائر اسلامي(1)
بسم الله الرحمن الرحيم
السلام عليك يا بنت رسول الله السلام عليك يا سيدة نساء العالمين. اللّهمّ صلّ علی السّيدة الزکية فاطمة الوليّة، اللّهمّ صلّ عليها وأبيها وبعلها وبنيها واُمّها وأولادها الطيبين الطاهرين المعصومين.
ذَلِكَ وَمَنْ يُعَظِّمْ شَعَائِرَ اللّهِ فَإِنَّهَا مِنْ تَقْوَى الْقُلُوبِ.(2) با اين روحانيتي که شما در اين مجلس ايجاد کرديد به نظر من برکات آسماني و غيبي در اين مجلس نازل شده است، بهواسطۀ خلوص نيتي که در شما عزيزان احساس میکنم.
اين احساسات شما و قدرداني شما از مقام ولايت اهلبيت(علیهم السلام) و از مظلوميت حضرت زهرا(علیها السلام) و تعظيم شعائر و حقشناسي از مرجع عاليقدر مرحوم آیتالله گلپايگاني، بسيار ارزنده و بااهميت و علامت حيات و زندگي است، مردمی که حيات و زندگي داشته باشند، آنهم به زندگي ديني و اسلامی بايد همين مظاهر را نشان دهند، در اين زمان اين برنامهها و اين اظهار حضورها براي ترويج اسلام و مذهب و ولايت اهلبيت(علیهم السلام) مخصوصاً ولايت حضرت بقیة الله(عجل الله تعالی فرجه شریف) بسيار مؤثر است، ابراز علاقۀ
طبقات و اصناف مختلف و بزرگوار براي تحکيم مباني دين است.
بنده نمیتوانم با اين بيان الکن تقدير کنم يا ارزش اين ابراز علاقهها را به مقام مقدس حضرت زهرا(علیها السلام) بيان کنم ما هرچه داريم و هرچه هست، انتساب به حضرت زهرا(علیها السلام) دارد اين آثار و برکاتي که هست همه از وجود آن حضرت است.
اين برنامهها و اين اظهار حضورها براي اینکه دشمنها را مرعوب و منکوب کند و آنها را عقب بزند و آنها را از اینکه بتوانند نسبت به ولايت اهلبيت(علیهم السلام) در جامعه خدشهاي وارد کنند مأيوس کند، بسيار مؤثر است، شما امام زمان(عجل الله تعالی فرجه شریف) را شاد میکنيد و اسباب رضايت خاطر ايشان و عزّت اسلام و تشيع را فراهم میکنيد اين ابراز علاقههایي که میکنيد و اين برنامههاي عزاداري حضرت زهرا(علیها السلام) و اين مجالس سخنراني هر کدام در جاي خود ارزشمند است.
حفظ مذهب و بقای دين بهواسطۀ وجود حضرت زهرا(علیها السلام) بوده است.
خطبۀ آن حضرت از معجزات بزرگ است و نميشود اين معجزه را با معجزات مادي و حسي و ظاهري مقايسه کرد، مثل معجزۀ احيای مردگان، ايراد اين خطبه در مسجد حضرت رسول(صلی الله علیه و آله و سلم)با اين مضامين عالي که همه چيز در آن هست آنهم بالبديهه و در آن موقعيت بسيار سخت از معجزات اهلبيت(علیهم السلام) است.
گلايۀ حضرت زهرا(علیها السلام) اين جمله از خطبه که حضرت ميفرمايد:
«مَا هَذِهِ الْغَمِيزَةُ فِي حَقِّي»؛(1)
«اين ضعف شما نسبت به حق من چيست؟».
اين گلايۀ حضرت الآن هم هست، الآن هم به همۀ مسلمانها میگويند که نسبت به قرآن مجيد و اميرالمؤمنين(علیه السلام)و حضرت زهرا(علیها السلام) و احکام اسلامی که اجرا نميشود، نسبت به حجاب، عفت، امربهمعروف و نهيازمنکر چرا ضعف نشان ميدهيد؟ الآن هم
1) . طبری امامی، دلائل الامامه، ص120؛ ابنشهرآشوب، مناقب آل ابیطالب، ج2، ص50؛ طبرسی، الاحتجاج، ج1، ص139؛ مجلسی، بحار الانوار، ج29، ص227.
فرياد حضرت زهرا(علیها السلام) بلند است که چرا ياري شما از دين کمرنگ شده است؟
حضرت غصۀ شخصي نداشت، خدا میداند تنها غصۀ حضرت زهرا(علیها السلام) و اميرالمؤمنين(علیه السلام)و امروز، امام زمان(عجل الله تعالی فرجه شریف)غصۀ دين است، غصۀ احکام دين است که اجرا نميشود غصه اين است که زنها اينگونه تربيت نشوند، اينها براي آنها اهميت دارد، حضرت زهرا(علیها السلام) همين را میفرمود امام زمان(عجل الله تعالی فرجه شریف) همين را ميفرمايد، خدا میداند ايشان وقتي ببينند يکي از احکام خدا مورد اشکال قرار گرفته غصهدار میشوند، بيایيد غصههاي دل امام زمان(عجل الله تعالی فرجه شریف) را کم کنيد.
براي همۀ شما طلب توفيق میکنم، اميدوارم زحمات و خدمات شما مقبول درگاه آقا امام زمان(عجل الله تعالی فرجه شریف) باشد، ايشان به شما دعا کنند و براي شما توفيق بخواهند، بنده خودم را قابل نمیدانم که اظهار تقدير و تشکر کنم، صاحب اينها خود حضرت وليّ عصر(عجل الله تعالی فرجه شریف) است ايشان خوشحال ميشوند و بهواسطۀ همين اظهار حضورها غصه از دل ايشان برداشته ميشود.
هرکس اين غصّهها را از دل امام زمان(عجل الله تعالی فرجه شریف) بردارد وليّ و دوست خدا است.
اين برنامهها شعائر دين و نشانۀ تقواي قلب است:
ذلِكَ وَ مَنْ يُعَظِّمْ شَعائِرَ اللّهِ فَإِنَّها مِنْ تَقْوَى الْقُلُوبِ.(1) قدر خود را بدانيد، اين الهامات و توجهات که در قلب انسان وارد ميشود بيجهت نيست، از عالم غيب است از تصرفات حضرت وليّ عصر(عجل الله تعالی فرجه شریف) در قلوب است که شما اينهمه به اهلبيت(علیهم السلام) علاقه پيدا میکنيد.
از همۀ آقايان و عزيزاني که به اين برنامهها اهتمام دارند و در اين برنامهها شرکت ميکنند تشکر و قدرداني میکنم.
امروز بايد رضاي امام زمان(عجل الله تعالی فرجه شریف) را در نظر داشته باشيم امروز بايد جوري رفتار کنيم که ايشان از ما راضي و خشنود باشد و بفرمايد چه شيعيان خوبي دارم چه دوستان
1) . حج 32.
خوبيدارم خداوند متعال به همه شما توفيق دهد و اموات همۀ شما را رحمت کند و خدمات شما را به احسن وجه پاداش دهد.
والسلام عليکم ورحمة الله وبرکاته
11.عظمت حادثۀ عاشورا و وظایف مبلغين(1)
بسم الله الرحمن الرحيم
در ماه محرم مدرسهاي، دانشگاهي افتتاح ميشود که همه در آن وارد میشوند، کوچک و بزرگ، هرکسي به سهم خود از اين مجالس و ذكر مصائب حضرت سيدالشهدا(علیه السلام)واهلبيت آن حضرت بهره میبرد مصائب حضرت فوقالعاده است، از يک طرف جانکاه و دلسوز است و از طرف ديگر بسيار باعظمت، آموزنده و نشاندهندۀ اوج مقام انسانيت است که انسان تا کجا میتواند بالا رود.
وقتي خداوند متعال فرمود:
إِنِّي جَاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً قَالُوا أَتَجْعَلُ فِيهَا مَنْ يُفْسِدُ فِيهَا وَيَسْفِكُ الدِّمَاءَ وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ قَالَ إِنِّي أَعْلَمُ مَا لَا تَعْلَمُونَ.(2) يعني در آفرينش انسان برنامهاي است، شخصيتي مثل امام حسين(علیه السلام)در اين برنامه ظاهر میشود، شما فساد و خونريزي را ميبينيد اما نمیبينيد که در مقابل تمام اين مطالب، شخصيتي با اين عظمت به وجود خواهد آمد.
گاهي من متحير میشوم که اين واقعه چگونه اتفاق افتاد و چه شرایطي بوده است. ماه
1) . سخنان حضرت آیتالله العظمی صافی گلپایگانیمدظلهالعالی در پايان درس خارج فقه در تاریخ 22 دي 1387.
2) . بقره، 30. «من در روي زمين جانشيني قرار خواهم داد، فرشتگان گفتند، آيا کسي را در زمين قرار میدهي که فساد و خونريزي ميکند درحاليکه ما تسبيح و حمد تو را بهجا میآوريم، و تو را تقديس میکنيم؟ پروردگار فرمود: من حقایقي را میدانم که شما نمیدانيد».
محرم ايام بسيار عزيزي است، شيعيان و دوستان اهلبيت، کساني که میخواهند در مقام انسانيت به جایي برسند بايد از حادثۀ کربلا درس بگيرند، همهگونه درسي در اين حادثه هست، همانگونه که حتي نويسندگان غير مسلمان اين مطلب را گفتهاند، البته هرکس در مورد حضرت سیدالشهدا(علیه السلام)مطلبي گفته است بهقدر فهم ناقص خود گفته است.
همۀ اين برنامهها در اسلام و تشيع برنامههای تربيتي است، براي اینکه ايمان، صبر، استقامت و تعهد مسلمانان نسبت به احکام دين بيشتر شود انسان بايد چنين شخصيتهایي را ببيند، آن حبيب بن مظاهر، آن مسلم بن عوسجه و خودش را با آنها تطبيق دهد که آيا ما انسانهایي هستيم که حاضر باشيم براي دين فداکاري کنيم؟ از موقعيت و عنوان و زندگي صرف نظر کنيم؟ به قول نويسندۀ کتاب «اشعة من حياة الحسين»:(1)
«آنچه براي امام حسين(علیه السلام)مهم بود، خدا، قرآن، اعلای کلمۀ اسلام و حفظ احکام قرآن بود».
امروز بايد ببينيم آيا آن فداکاريها، آن صفات و فضایل بزرگي که از آنها ظاهر شد از مردم اين زمان قابل ظهور است؟ آيا اشخاصي هستند که بتوانند در يک حدي براي دين خداوند متعال فداکاري کنند؟ معروفي که منکر شده بگويند اين معروف است چرا منکر شده؟ منکري را که معروف شده بگويند چرا معروف شده؟
همه بايد در مقام امربهمعروف و نهيازمنکر باشند، در مقام نصرت دين خدا و دفع بدعت باشند، اين بدعتهایي که پيش میآيد، اين مکتبهایي که امروز عرضه میشود، اين عرفانها، اين سيروسلوکها، اين صوفيگريها.
هيچکس نمیتوانست نقش امام حسين(علیه السلام)را ايفا کند حادثۀ کربلا در تاريخ بشريت به صورتي بود که بعد از آن امکان ندارد کسي نقش امام حسين(علیه السلام)را در جامعه ايفا کند، ائمه ديگر هم نمیتوانستند، نه اینکه اگر آنها جاي امام حسين(علیه السلام)بودند همان
1) . علایلی، سموّ المعنی فی سموّ الذات (أو اشعة من حیاة الحسین)، ص119 – 120.
برنامه را اجرانمیکردند، نه، بلکه شرایط و جريانهایي بود که اين کار فقط بايد از امام حسين(علیه السلام)صادر میشد، از جد و پدر و اولادش هم صادر نمیشد اگرچه آنها هر کدام در جاي خود در موقعيتي بودند ولي اين سرّ الهي است، نمیدانم چه تعبيري داشته باشيم.
هرچه مسأله عاشورا و امام حسين(علیه السلام)را بيشتر تعظيم کنيم و عظمتش را بفهميم و به ديگران تفهيم کنيم جا دارد و براي مسلمانها و شيعيان افتخار است.
امتي که چنين شخصيتي در آن ظهور پيدا کرده باشد بايد به وجود آن حضرت بلکه به وجود يکايک اصحابش بر تمام امتها از اولين و آخرين افتخار کند.
اين هم توفيقي است که آقايان براي تبليغ میروند و از زمان مرحوم آیتالله حائري (سال 1340ق) الآن تقريباً 82 سال است که حوزه اين نقش را داشته و اين برنامه را انجام داده است، در اين فرصتها براي تبليغ میرفتند و درحقيقت دين خدا و احکام خدا را حفظ ميکردند آن هم در آن اختناق پهلوي که شما نمیتوانيد تصور کنيد.
ارشاد و تبليغ و رساندن احکام به مردم و دفع بدعتها و رفع شبهات، وظيفۀ حوزه و اهل علم است، اهل علم بايد يا درس بخواند يا تبليغ کند و الا در پيشگاه خدا مسئولند، نميشود انسان در اين حوزه بگردد، بايد يا واقعاً درس بخواند و براي اینکه جواب شبههاي را بدهد آماده باشد يا به تبليغ برود يا هر دو، براي بسياري اين موفقيت هست که هر دو جهت را دارند، هم درس میخوانند و هم تبليغ میروند، اگر اين کار براي خدا باشد که هست، کاري از اين بالاتر نيست که انسان احکام خدا را به مردم برساند.
اميدوارم خداوند متعال همۀ آقاياني که براي تبليغ میروند تأييد کند تا بتوانند در مناطقي که میروند نقاط ضعف را پيدا کنند، با مردم مخصوصاً جوانها آشنا شوند، ارتباط پيدا کنند با گرمی از آنها استقبال و پذيرایي کنند، همۀ اينها خدمت به اسلام و کسب رضاي امام زمان(عجل الله تعالی فرجه شریف) است.
امسال ابتداي سال هجري قمري که سال اسلامی است يعني سالي است که اسلام از آن تعبير ميکند به:
إِنَّ عِدَّةَ الشُّهُورِ عِنْدَ الله اثْنَا عَشَرَ شَهْراً فِي كِتَابِ اللهِ.(1) اول سال، ماه محرم است، ماههاي رسمی را در جامعه وارد کردند براي اینکه تا آنجا که ميشود هويت اسلامی ما را کمرنگ کنند، البته ديدند چارهاي نيست گفتند هجري شمسي. 1400 سال است که تاريخ، تاريخ هجري قمري است.
بههرصورت ابتداي اين دو سال با هم مقرون شده است، شيعيان و دوستان اهلبیت(علیهم السلام) بايد مواظب باشند، کارهایي که بسياري از آن بيهوده و غير عاقلانه است و انسان واقعاً خجالت میکشد انجام ندهند.
در خانوادۀ ما شايد پنجاه سال است يا بسيار بيشتر که نمیفهميم چه وقتي سال تحويل میشود، چه وقتي نميشود، هيچ، تا چه رسد به مزخرفات هفتسين و مسائل ديگر، اينها مال زرتشتيها است، اسلام که آمد اينها تمام شد، بههرحال مواظب باشيم که عزاداري سيدالشهدا(علیه السلام)با اين مطالب مخدوش نشود، همه بايد تذکر دهند، هم خود ما، متوجه باشيم و هم به ديگران بگویيم.
اصولاً مسلمان نبايد گرفتار خرافات شود، يکي از ارکان مهم تغذيۀ فکري بشر اين است که پايبند به خرافات نباشد.
يک وقت يک مؤسّسه آمريکايي اينگونه مطالب را منتشر میکرد مثل ضحّاک ماردوش يا هفتخان رستم.
ما که امام حسين(علیه السلام)و اصحاب آن حضرت را داريم، ائمه دين را داريم چرا دنبال اين حرفها برويم؟
اميدوارم همه موفق باشيد و خداوند همه را تأييد کند، از همه التماس دعا دارم.
1) . توبه، 36. «تعداد ماهها نزد خداوند در کتاب الهی، دوازده ماه است».
والسلام عليکم ورحمة الله وبرکاته
12.شخصيت امام صادق(علیه السلام) و اهميت برنامهريزي در بودجه(1)
بسم الله الرحمن الرحيم
قال الله تعالي:
يَا أَيهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللهَ وَكُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ.(2) من اوّلاً شهادت حضرت امام به حق ناطق، رئيس مذهب امام جعفر صادق(علیه السلام)را خدمت همۀ شما عزيزان تسليت عرض میکنم اميدوارم همه در تمسک به ولايت اهلبيت(علیهم السلام) ثابتقدم باشيم و از راهنمایيها، تعليمات و هدايتهایي که آنها فرمودهاند حداکثر استفاده را ببريم.
حضرت امام جعفر صادق(علیه السلام)با آن شخصيت بسيار بسيار باعظمت علمی و ديني و جامع الاطرافشان، بر تمام عالم اسلام حق دارند يعني در تمام رشتههاي علمي، اسلامی از ايشان راهنمایيها و هدايتهایي که کافي و شافي و وافي باشد باقي مانده است؛ در رشتۀ الهيات، عقايد، توحيد، اخلاق، فقه، احکام، تفسير قرآن و همۀ علومی که در اسلام مطرح بوده آثار حضرت صادق(علیه السلام)درخشندگي و تابندگي فوقالعادهاي دارد که
نه فقط در بين ما شيعيان بلکه در تمام عالم اسلام جلوۀ خودش را دارد اين جلوهاي استکه همه از انوار علم آن استفاده کرده و ميکنند حتي در رشتههاي ديگر از علوم شاگرداني داشتهاند، چند هزار شاگرد.
ابنعقده کتابي دارد که در آن جا 4000 نفر از کساني که از حضرت امام جعفر صادق(علیه السلام)در علوم مختلف روايت داشتهاند ذكر ميکند و از هر کدام روايتشان را نقل ميکند. (1)
در رشتههاي ديگر علمی مثل علوم جديدۀ امروز مانند شيمی و فيزيک هم حضرت شاگرداني داشتهاند که فوقالعاده بودند مثل جابر بن حيان که وقتي کتابهايش را در اروپا ترجمه کردند لقب پدر شيمی به او دادند، هزار يا پانصد کتاب در رشتههاي مختلف علوم دارد و دائماً از حضرت امام صادق(علیه السلام)روايت ميکند: شخصيتي است که علوم و اطلاعات علمی عجيب و غريبي داشته است. او يک شاگرد از شاگردان حضرت است در رشتههاي ديگر هم حضرت شاگرداني داشته است. مثلاً رشتۀ تشريح يا همين توحيد مفضل که ترجمه شده است تهيه کنيد بخوانيد و ببينيد که در آن زمان حضرت صادق(علیه السلام)مردم را با چه علومی آشنا ميکردند.
نعمت ولايت اهلبيت(علیهم السلام) که خداوند به ما عطا فرموده نعمت بسيار بزرگي است و همه بايد قدردان آن باشيم چون هرچه از اصول سعادت دنيا و آخرت و تمدّن حقيقي و واقعي و اخلاقيات بخواهيد در مکتب اهلبيت(علیهم السلام) و در کلمات همۀ ائمه مخصوصاً امام جعفر صادق(علیه السلام)هست.
اهل سنت هم راجع به شخصيت حضرت صادق(علیه السلام)کتاب مستقل نوشتهاند ما
1) . له کتب منها: کتاب أسماء الرجال الذين رووا عن الصادق(علیه السلام)أربعة آلاف رجل خرج فيه لکلّ رجل الحديث الذي رواه. علامه حلی، خلاصة الاقوال، ص322؛ محدّث قمی، الکنی و الالقاب، ج1، ص358؛ خوئي، معجم رجال الحدیث، ج3، ص66.
نمیتوانيم نه در اين جلسه و نه در هزارها جلسۀ ديگر در اين موضوع شرح و بسطدهيم، وجود جامع الابعادي که انسان متحير ميشود از کجاي فضائل او سخن بگويد.
در بسیاری از فروع فقهي، فقط يک روايت از حضرت امام جعفر صادق(علیه السلام)هست. بهواسطۀ رواياتي که از ايشان هست فقه و احکام دين به ما رسيده است اگر اهلبیت(علیهم السلام) مطرح نشده بودند اسلام جلوۀ آنچناني که بايد داشته باشد پيدا نمیکرد و لذا بايد قدردان اين نعمت باشيم و خودمان را با هدايتهاي اهلبيت(علیهم السلام) آشنا کنيم، بيجهت نبود که پيامبر(صلی الله علیه و آله و سلم)فرمود:
«إِنِّي تَارِكٌ فِيكُمُ الثَّقَلَيْنِ كِتَابَ اللهِ وَعِتْرَتِي مَا إِنْ تَمَسَّکْتُمْ بِهِمَا لَنْ تَضِلُّوا أَبَداً».(1)
شايد آنروز که میفرمود: من کتاب و عترت خود را در بين شما میگذارم، بسياري نمیتوانستند اهميت اين مطلب را درک کنند ولي وقتي به مرور زمان ديدند چه شخصيتهایي در اهلبيت(علیهم السلام) ظاهر شد چه وجودهاي گرانبهایي پيدا شد فهميدند که کتاب خدا و عترت پيامبر راهنماي ما است ما بايد از آنها استفاده کنيم و حقيقتاً شيعه باشيم و دنبال آنها حرکت کنيم.
«إنَّ الشيعَةَ مَنْ شَايَعَ عَليّاً».(2)
من تشکر میکنم اوّلاً از اینکه نيروهاي مسلح ما امروز متمسّک به دين هستند يعني سربازان امام زمان(عجل الله تعالی فرجه شریف) و اهلبيت(علیهم السلام) هستند و خودشان را وابسته به مکتب اهلبيت(علیهم السلام) میدانند اين مسأله هم براي خودشان و هم براي ما افتخار است که خودشان را پاسدار و نگهبان مکتب و معارف و احکام بدانند و مواظب باشند که اين مسائل کمرنگ نشود.
شما هم که در مديريت و برنامهريزي هستيد، بايد بدانيد که برنامهريزيها خيلي اهميت دارد، بايد برنامهها به خير مردم باشد «الأهمّ فالأهمّ» را ملاحظه کنيد. همهجا رابهطور دقيق و اصولي ببينيد.
بودجه يا آينۀ کشور(1)
امسال در بودجه چيزهایي است که انسان تعجب ميکند. بودجه آينۀ وضع مملکت است اگر میخواهيد بدانيد يک مملکتي چه راهي را در پيش گرفته است راه علم و تحقيق؟ يا راه کارهاي بياساس و بيفايده؟ بايد به برنامۀ بودجۀ آن مملکت نگاه کنيد هر کجاي دنيا را که بخواهيد بررسي کنيد از اينجا ميشود فهميد، اگر به امور غير لازم پرداخته باشند باعث ضعف کشور ميشود همانطور که فرمودهاند:
«يُسْتَدَلُّ عَلَى إِدْبَارِ الدُّوَلِ بِأَرْبَعٍ: تَضْيِيعُ الأُصُولِ وَالتَّمَسُّكُ بِالْفُروعِ وَتَقْدِيمُ الأَرَاذِلِ وَتَأَخُّرِ الأَفَاضِلِ».(2)
يکي از چيزهایي که اسباب ضعف جامعه ميشود اين است که به امور کمارزش، ارزش بدهند و به اموري که ارزش دارد و براي سعادت جامعه و افتخار جامعه لازم است ارزش ندهند.
اين برنامهريزيها اگر درست و صحيح انجام شود خيلي مهم است، کساني که اين وظایف را انجام میدهند بايد بدانند مسئوليتشان خيلي زياد است و در پيشگاه خداي متعال يا خيلي روسفيد ميشوند يا خيلي گرفتار و مديون و مشغول الذمه.
من خوشحالم امثال شما مردمان مؤمن و متديّن اين کارها را عهدهدار هستيد
1) . لازم به ذکر است که نامه تاریخی معظّمله به مجلس شورای اسلامی، در کتابی به نام «بايدها و نبايدهای بودجه» چاپ شده است.
2) . آمدی، غرر الحکم، ص342؛ لیثی واسطی، عیون الحکم و المواعظ، ص550. «چهار چیز دلیل روی گردان شدن (زوال) دولتها است: ضایع کردن اصول و مقررات، و چنگ زدن به فروغ، و مقدم داشتن افراد پست و بیکفایت و عقب داشتن افراد فاضل و برتر.»
اميدوارم کساني که بالاتر هستند بتوانند اين مملکت را در تمام نواحي مطابق با اسلام بسازند، تا چنين نباشد و ما در برابر ديگران ضعيف باشيم آنها اينگونه در بلاد اسلامیترکتازي ميکنند ما بايد در همۀ جهات با قوت و قدرت باشيم و زندگي کنيم و در اين مقام باشيم که قدرت خود را زياد کنيم.
«اسْتَغْنُوا عَنِ النَّاسِ وَلَوْ بِشَوْصِ السِّوَاكِ».(1)
جامعۀ اسلامی حتي اگر به ساخت يک کبريت هم خودش را از بيگانگان بينياز کند ارزش دارد.
خداوند همۀ شما را مورد الطاف و توجهات امام زمان(عجل الله تعالی فرجه شریف) قرار دهد، بدانيد که ايشان از همۀ ما انتظار دارند از بنده، از شما، اگر آنگونه که مورد انتظار ايشان است عمل کنيم هم، سعادت خودمان و هم، سعادت جامعه و ترقي مملکت و مردم فراهم ميشود.
والسلام عليکم ورحمة الله وبرکاته
1) . طبرانی، المعجم الکبیر، ج11، ص351؛ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج2، ص71؛ هیثمی، مجمع الزوائد، ج3، ص94؛ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج 9، ص 441. «از مردم بینیازی گزینید هرچند که آبپسمانده مسواک (غساله مسواک) باشد.»
13.تخريب بقيع يا تخريب تاريخ اسلام(1)
بسم الله الرحمن الرحيم
تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُهَا لِلَّذِينَ لَا يُرِيدُونَ عُلُوّاً فِي الْأَرْضِ وَلَا فَسَاداً وَالْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ.(2) اين مصيبت بزرگ و بسيار ناگوار و تلخي که در چنين روزي براي عالم اسلام اتفاق افتاد و تا الآن آثار ويرانگريها، شقاوتها و جهالتهایي که از وهابيها صادر شد باقي است و ننگ و عار آن هم براي آنها باقي است به همه مخصوصاً به پيشگاه اقدس حضرت وليّ عصر(عجل الله تعالی فرجه شریف) تسليت عرض میکنم.
اميدوارم خداوند متعال از برکات توجهات حضرت وليّ عصر(عجل الله تعالی فرجه شریف) آثار تخريب شده اين بقاع متبرکه و مشاهد مشرفه را به حالت اوليه برگرداند.
نکتهاي که بايد عرض کنم و توجه به آن براي همه مفيد است اين است که: اگرچه آنها خيانت و جنايت بزرگي مرتکب شدند، مخصوصاً نسبت به اهلبیت(علیهم السلام) بسيار گناه بزرگ و نابخشودني است و در تاريخ میماند اما اين کارهایي که اينها کردند قطع نظر
از جنبۀ مذهب و تشيع و ولايت براي تاريخ اسلام بسيار ضرر داشت. اينها تاريخ اسلام را بيپشتوانه کردند. امروز در دنيا به آثار تاريخي بسيار اهميت میدهند، يعني تاريخي را که پشتوانۀ خارجي داشته باشد خيلي محکم میگيرند.
مثلا وقتي میگويند حضرت معصومه(علیها السلام) به قم تشريففرما شدند و در اين شهر از دنيا رفتند، اين گنبد و بارگاه و مرقد مطهر ايشان شاهد بزرگي است تا اين جريان قابل انکار نباشد همه میبينند که از 1200 سال پيش تا امروز اين مرقد و بارگاه محل زيارت و رفتوآمد مردم بوده است.
تاريخ اسلام برخلاف مذاهب ديگر اين پشتوانه را داشت (البته تا حدي امروز هم دارد) مثلاً اگر کسي به مکه و مدينه مشرف میشد اگر تاريخ را هم نخوانده بود خودش با تاريخ اسلام آشنا میشد، میديد مثلاً پيامبر(صلی الله علیه و آله و سلم)در فلان مکان چه برنامهاي داشتند، در احد، در بدر، اينجا غدير بوده است، قبر پدر حضرت در فلان مکان بوده است قبر مادرش، قبر جدش، همسرش خديجه(علیها السلام)، حضرت ابوطالب، يعني شخصيت پيامبر را از مکانها میشناختند اينها تاريخ اسلام را حفظ کرده بود.
الآن يهود و نصاري چنين آثاري ندارند حتي بسياري از مورخين، وجود بعضي از پيامبران آنها را قبول ندارند اما آثاري که در مکه و مدينه بود تاريخ اسلام را نگه داشته بود و حفظ میکرد و اينها خسارت بزرگي به تاريخ اسلام وارد کردند و الآن هم ادامه دارد و اين کاري بود که نمیتوان گفت کار خودشان بود بسا دشمنان اسلام و استعمار و بيگانگاني که آنها را نگه داشتند به دنبال اين بودند که تاريخ اسلام را از بين ببرند و اين پشتوانه را از اسلام بگيرند درحاليکه اينها در هر ملت و جمعيتي بود آن را نگه میداشتند، آنوقت اينها آثاري که براي هر فرد مسلماني باعث عزّت و افتخار است ويران کردند.
اصل مطلب همان مشاهد شريفه ائمه بقيع(علیهم السلام) است ولي در آنجا آثار زيادي است، میگويند قريب چندين هزار نفر از صحابه در آنجا دفن شدهاند و اينها، همه را از بين بردند.
اين خسارتي را که اينها به تاريخ اسلام وارد کردند از صدر اسلام تا الآن هيچکسچنين خسارتي وارد نکرده بود اضافه بر جسارتي که به مقام مقدس خود رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم)شده است و الآن هم نمیگذارند مردم آنجا را زيارت و احترام کنند.
اين مطلب را بايد به ديگران هم گفت، وقتي انسان به خود آنها هم میگويد نمیتوانند جواب بدهند که شما جواب تاريخ اسلام را چگونه ميدهيد؟ چرا تاريخ را از بين برديد؟ چرا اين پشتوانهها را خراب میکنيد؟ چرا نمیگذاريد اين افتخار براي مسلمانان باقي بماند؟
فقط امت مسلمان بود که اين افتخار را داشت اين آثار تا روز قيامت بايد باقي میماند. شايد صد هزار يا يک ميليون سال باقي مانده باشد ما که عمر دنيا را نمیدانيم اينها تاريخ را حفظ میکرد. الآن هم روضۀ مقدسۀ حضرت رسول(صلی الله علیه و آله و سلم)از اين جهتي که گفتم بسيار ارزنده است و اهميت دارد.
چه جنايتي به تاريخ اسلام کردند، اينها میخواهند اين پشتوانهها فراموش شود تا مردم ندانند. حتي کسي میگفت: اگر از آنها سؤال کني که مرقد مطهر حضرت امام مجتبي(علیه السلام)کجا است جواب نمیدهند.
در مقابل اين هجومها و خيانتهایي که ديگران انجام میدهند وظایف ما بسيار سخت و سنگين است و بايد در مقابل اين مسائل ايستادگي کنيم بايد مکتب اهلبيت(علیهم السلام) را ترويج دهيم.
به شما عزيزان هم توصيه میکنم حالا که در اين راه و خط وارد شديد اهتمام کنيد اوّلاً خودتان را بسازيد آنگونه که قرآن و احاديث و راهنمایيهاي اهلبیت(علیهم السلام) است، ببينيد فرهنگ اسلام در مورد روابط زن و مرد، روابط مرد بيگانه و زن بيگانه چگونه است، خودتان ياد بگيريد و به ديگران هم ياد دهيد.
در زمان ما اين مسأله اهميت بسياري پيدا کرده است، میخواهند اين مسأله را که
زن و مرد بيگانه از نظر اسلام بايد از هم جدا باشند از بين ببرند. نمیگذارند محل کارزن و مرد جدا باشد، میخواهند اختلاط درست کنند، درحاليکه يکي از امتيازات جامعه مسلمانها همين بوده است که زن و مرد بيگانه بايد از هم جدا باشند و روابطشان در همان حدودي که اسلام معين فرموده است باشد.
در مورد زنهاي پيامبر قرآن ميفرمايد:
وَإِذَا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتَاعاً فَاسْأَلُوهُنَّ مِنْ وَرَاءِ حِجَابٍ.(1) سعي کنيد برنامههای اسلام را خوب بفهميد و در جامعه پياده کنيد موقعيتي که اسلام به زنها داده است و در قرآن مجيد اينهمه بر آن تأکيد شده بسيار ارزشمند است.
إِنَّ الْمُسْلِمِينَ وَالْمُسْلِمَاتِ وَالْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ وَالْقَانِتِينَ وَالْقَانِتَاتِ وَالصَّادِقِينَ وَالصَّادِقَاتِ وَالصَّابِرِينَ وَالصَّابِرَاتِ وَالْخَاشِعِينَ وَالْخَاشِعَاتِ وَالْمُتَصَدِّقِينَ وَالْمُتَصَدِّقَاتِ وَالصَّائِمِينَ وَالصَّائِمَاتِ وَالْحَافِظِينَ فُرُوجَهُمْ وَالْحَافِظَاتِ وَالذَّاكِرِينَ اللّهَ كَثِيرًا وَالذَّاكِرَاتِ أَعَدَّ اللّهُ لَهُمْ مَغْفِرَةً وَأَجْراً عَظِيماً.(2) جهاتي که اسباب تقرب انسان به خداوند متعال ميشود و براي بشريت ارزش است در ده مورد عنوان فرموده و مرد و زن در اين ده مورد در کنار هم بهطور مساوي هستند اگرچه با يک جمله هم ميتوانست بفرمايد ولي اینکه اينگونه تأکيد ميکند براي اینکه زنها را مطرح کند و به آنها بگويد شما هم در نيل به اين مقامات و درجات عالي اسلامی با مردها مساوي هستيد بسمالله هرچه میخواهيد جلو برويد، به هرچه
1) . احزاب، 53. «هنگامی که چيزي از وسایل زندگی از آنها ميخواهيد از پشت پرده بخواهيد ».
2) . احزاب، 35. «مردان و زنان مسلمان، مردان و زنان باايمان، مردان و زنان مطيع فرمان خدا، مردان و زنان راستگو، مردان و زنان صابر و شکيبا، مردان و زنان باخشوع، مردان و زنان انفاقگر، مردان و زنان روزهدار، مردان و زنان پاکدامن، مردان و زناني که بسيار ياد خدا ميکنند، خداوند براي همه آنها مغفرت و پاداش عظيمی فراهم ساخته است».
میخواهيد میتوانيد برسيد با علم و عمل و اطاعت از دستورات خداوند متعال.اميدوارم خداوند متعال به شما توفيق فرا گرفتن فرهنگ اسلام و تشخيص امتيازات آن با فرهنگ بيگانه را بدهد تا آن فرهنگ را به ما تحميل نکنند و طوري نشود که هويت اسلاميمان عوض يا خدشهدار و ضعيف شود.
خداوند همۀ شما را مشمول دعاي حضرت وليّ عصر(عجل الله تعالی فرجه شریف) قرار دهد و قلب ايشان را از شما راضي و خشنود بدارد.
والسلام عليکم ورحمة الله وبرکاته
14.ولادت حضرت مهدي(علیه السلام)(1)
بسم الله الرحمن الرحيم
قال الله تعالي:
فَوَ رَبِّ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ إِنَّهُ لَحَقٌّ مِثْلَ مَا أَنَّكُمْ تَنْطِقُونَ.(2) اين ميلاد فرخنده و اين عيد بزرگ سعادتبخش، ولادت حضرت بقیة الله(عجل الله تعای فرجه شریف) را خدمت شما و عموم شيعيان تبريک عرض میکنم و از اظهار لطفي که کرديد تشکر میکنم.
ايام خجسته و فرخندهاي است، برکات خداوند متعال در مثل اين ايام بر کساني که بخواهند کسب برکت کنند بسيار نازل ميشود. مردم هرچه بيشتر طلب کنند بيشتر مشمول برکات الهيه در اين ايام سعيد مخصوصاً شب و روز نيمه شعبان خواهند بود.
به همين مناسبت حديث شريفي که بسيار صحيح و معتبر و يقين الصدور است خدمت شما هديه میکنم.
اين حديث راجع به ولادت حضرت مهدي(عجل الله تعای فرجه شریف)است که من میتوانم به سه واسطه برحسب يکي از انحاء حديث که «وجاده»(3)است از حضرت امام حسن عسکري(علیه السلام)روايت کنم، زيرا اين روايت را فضل بن شاذان نيشابوري که از نظر علمی از بزرگان
1) . دیدار گروهی از خواهران طلبه از اصفهان با حضرت آیتالله العظمی صافی گلپایگانیمدظلهالعالی در تاریخ 30 آبان 1387.
2) . ذاريات، 23. «سوگند به پروردگار آسمان و زمین که این مطلب حق است همانگونه که شما سخن میگویید».
3) . وهو: أن يجد انسان کتاباً أو حديثاً مروي انسان بخطه معاصر له او غير معاصر ولم يسمعه منه هذا الواجد ولا له إجازة منه ولا نحوها. شهيد ثاني، الرعایة في علم الدرایه، ص298.
علما و مورد قبول شيعه و سني است و شخصيت بسيار بزرگ و ارزشمندي است در يکي از کتابهایي که راجع به حضرت وليّ عصر(عجل الله تعای فرجه شریف) تأليف کرده است نقل ميکند. ايشان داراي 180 تأليف هستند، وفاتشان پس از ولادت حضرت وليّ عصر(عجل الله تعای فرجه شریف) و قبل از شهادت امام حسن عسکري(علیه السلام)اتفاق افتاده است و در مورد غيبت يک کتاب يا دو کتاب و بسا بيشتر داشتهاند. اين حديث شريف را کتابهاي کفاية المهتدي و اربعين خاتونآبادي (که از علمای بزرگ اصفهان بودند) و نجم الثاقب از کتاب ايشان نقل ميکنند؛ بنابراين ما به يک واسطه اين روايت را از فضل بن شاذان نقل میکنيم و او از محمد بن علي بن حمزه بن حسن بن عبيدالله بن (ابيالفضل العباس) ابن علی بن ابیطالب(علیه السلام)نقل ميکند. ايشان هم از بزرگان محدثين و داراي شخصيت علمی و صاحب تأليف و کتاب است و معلوم ميشود از معتقدين به وجود مقدس امام زمان(عجل الله تعالی فرجه شریف)بوده است. او از امام حسن عسکري(علیه السلام)نقل ميکند که:
«قَدْ وُلِدَ وَليُّ اللهِ وَحُجَّتُهُ عَلَی عِبَادِهِ وَخَلِيفَتِي مِنْ بَعْدِي مَخْتُونَاً لَيْلَةَ النِّصْفِ مِنْ شَعْبَانَ سَنَةَ خَمْسٍ وَخَمْسِينَ وَمِأَتَيْنِ عِنْدَ طُلُوعِ الْفَجْرِ وَکَانَ أَوَّلُ مَنْ غَسَلَهُ رِضْوَانُ خَازِنُ الْجَنَّةِ مَعَ جَمْعٍ مِنَ الْمَلائِکَةِ الْمُقَرَّبِينَ بِمَاءِ الْکَوْثَرِ وَالسَّلْسَبِيلِ ثُمَّ غَسَلَتْهُ عَمَّتِيَ الْحَکِيمَةُ بِنْتُ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ الرِّضَا‘».(1)
در شب نيمۀ ماه مبارک شعبان هنگام طلوع فجر (صبح) اين تولد مبارک اتفاق افتاد.
مرحوم آقاي والد در اشعاري میگويند:
تازده اين خسرو گردون عَلَم***زدبه جهان خسرو عالم قدم
هر شبه گر صبح به دستور داد***اين شب پيروز همه نور دادتا
1) . ابنشاذان نیشابوری، مختصر اثبات الرجعه، ص 212؛ صافی گلپایگانی، منتخب الاثر، ج2، ص369 – 394. «متولد شد ولی و حجت خدا بر بندگانش و جانشینم پس از من درحالیکه ختنه شده بود در شب نیمه ماه شعبان در سال دویست و پنجاه و پنج هنگام طلوع فجر، و اولین کسی که او را غسل داد رضوان خازن بهشت همراه با گروهی از فرشتگان مقرب الهی بود که با آب کوثر و سلسبیل او را شستند؛ سپس او را عمّهام حکیمهخاتون دختر امام جواد محمد بن علي الرضا(علیهم السلام) شست.»
اميدوارم همه مراقب باشيد مخصوصاً در اين عصر و زماني که هجومهاي ضدّ ارزشي به مسلمانان و شيعيان، و مخصوصاً به جوانان و خواهران خيلي زياد شده و ميخواهند هويت اسلامی اينها را کم کنند.
ما به خواهران متعهّد، متديّن، بامعرفت، با حجاب و عفت، مؤدب به اخلاق دين و آداب اسلام و تربيتهایي که اسلام از زن ميخواهد، احتياج داريم. خواهراني در مقابل آن تاريکيها و ظلمتهایي که ديگران ايجاد ميکنند و مکشفات الوجوه به خيابان ميروند و اينهمه مرد به آنها نگاه کند، برايشان مهمّ نيست.
در مقابل آنها، چنين خانمهایي بايد باشند با حجاب اسلامی يعني چادر، چون آنچه مفاتن بدن را حفظ ميکند چادر است يا عبایي که نظير چادر باشد تا مفاتن بدن ظاهر نباشد.
اين چادر را بايد نگه داشت، و به آن اهميت داد، پوشيدن چادر امروز، جهاد است. زنهایي که با چادر بيرون ميآيند، و مواظب خود و دختران و کسان خود هستند و توصيه به حفظ چادر ميکنند، جهاد في سبيل الله دارند.
بعضي خانمها ميآيند اينجا و ميخواهند عباي بنده را ببوسند ميگويم: چادر شما از عباي من مقدّستر است.
براي اینکه شما با آن جهاد ميکنيد و در راه خدا، خودتان را حفظ ميکنيد و از نامحرم نگه ميداريد. بههرحال به چنين برنامههایي خيلي احتياج داريم.
در مقابل کساني که اينقدر افراط دارند که زن و مرد را با هم مخلوط کنند شوراهايشان هم زن دارد و هم مرد که متأسفانه گويا اصفهان هم همينطور است. ميروند رأي به زنها ميدهند که بروند شورا.در اين اوضاع، اسلام و تشيع به خانمهایي که متعهّد باشند، کنيز حضرت زهرا(علیها السلام)
باشند و استقامت در امر دين داشته باشند، محتاج است و همه بايد به زناني که اينطور باشند افتخار کنند اينها اسباب افتخارند.
اينها امتيازات اسلامی زنها را نگه ميدارند. شخصيت اسلامی زنها را حفظ ميکنند. من اميدوارم برنامههاي شما به بهترين وجه به ثمر برسد.
وظایف شيعيان در عصر غيبت(1)
بسم الله الرحمن الرحيم
«اللَّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَوَاتُكَ عَلَيْهِ وَعَلَی آبَائِهِ فِي هَذِهِ السَّاعَةِ وَفِي كُلِّ سَاعَةٍ وَلِيّاً وَحَافِظاً وَقَائِداً وَنَاصِراً وَدَلِيلاً وَعَيْناً حَتَّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فِيهَا طَوِيلاً»؛
«اَلَّلهُمَّ بَلِّغْهُ مِنَّا تَحيَّةً وَسَلاماً».
قال الله تعالي:
و لَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِي الصَّالِحُونَ * إِنَّ فِي هَذَا لَبَلَاغاً لِقَوْمٍ عَابِدِينَ(2) بنده اوّلاً عيد سعيد ولادت حضرت بقية الله صاحبالزمان ارواحنا و ارواح العالمين له الفداء را خدمت همۀ شما عزيزان تبريک و تهنيت عرض ميکنم و اميدوارم از برکات اين عيد سعيد بهرهمند باشيد و مورد توجه و عنايات خاصۀ حضرت قرار داشته باشيد.
از اظهار لطف شما تشکر میکنم، البته اول براي تشرف به زيارت حضرت معصومه(علیها السلام) آمدهايد و بعد هم در اين بيت اظهار لطف کرديد، بيت شريف مرحوم
1) . دیدار گروهی از دانشجويان دانشگاههاي علوم پزشکي و دانشگاه بوعلي سيناي همدان و دانشجويان دانشکدههاي فني مهندسي، علوم پايه، ادبيات، حقوق و... با حضرت آیتالله العظمی صافی گلپایگانیمدظلهالعالی در تاریخ 30 فروردين 1387.
2) . انبياء، 105 - 106. «و در زبور بعد از ذکر (تورات) نوشتیم: بندگان شایستهام وارث (حکومت) زمین خواهند شد. در این ابلاغ روشنی است برای جمعیت عبادتکنندگان».
آیتالله العظمی گلپايگاني که سوابق ارتباط اين بيت با حضرت وليّ عصر(عجل الله تعالی فرجه شریف)بسيار طولاني و ممتد است. براي همه طلب مزيد توفيق ميکنم.
اصل مطلب در اين ايام توجه داشتن به ولايت حضرت وليّ عصر(عجل الله تعالی فرجه شریف) است و معاني و مفاهيمی که ولايت دارد و انتظاري که بايد از فرج حضرت داشته باشيم.
در عصر غيبت فرمودهاند:
«أَفْضَلُ جِهَادِ أُمَّتِي إنْتِظَارُ الْفَرَج»؛(1)
و يا: «أَفْضَلُ أَعْمَالِ أُمَّتِي إِنْتِظَارُ الْفَرَجِ»؛(2)
بهترين عمل امّت من اين است که منتظر ظهور باشند.
براي تحقق اين معنا شرایط خاصي لازم است، هم شرایط ايماني و فکري و هم شرایط عملي، بدون اينها انتظار واقعي براي انسان فراهم نميشود.
اول بايد امام زمان را شناخت:
«مَنْ مَاتَ وَلَمْ يَعْرِفْ إِمَامَ زَمَانِهِ مَاتَ ميتَةً جَاهِلِيّةً».(3)
عالم به وجود مقدس امام زمان(علیه السلام)باقي و برقرار است و شيعه و سني حتي محدثين بزرگ اهل سنت متفقند بر اینکه پيغمبر(صلی الله علیه و آله و سلم)فرمودند: ائمه دوازده نفرند، حتي مسند احمد به سي و شش طريق از جابر بن سمره، عبدالله بن مسعود و ديگران رواياتي را نقل ميکند(4)که در همه تصريح شده است که خلفا و جانشينان آن حضرت
1) . ابنشعبه حرّانی، تحف العقول، ص 37؛ مجلسی، بحار الانوار، ج74، ص141.
2) . صافی گلپایگانی، منتخب الاثر فصل دوم باب 21 حديث 2.
3) . صدوق، کمال الدین، ص409؛ طوسی، الرسائل العشر، ص317؛ طبرسی، اعلام الوری، ج2، ص253؛ حر عاملی، وسائل الشيعه، ج 16، ص 246؛ قندوزی، ینابیع المودّه، ج3، ص372. «هرکس بمیرد درحالیکه امام زمانش را نشناسد به مرگ جاهلیت مرده است».
4) . احمد بن حنبل، مسند، ج5، ص85 – 108.
دوازده نفرند وشخص دوازدهم هم کسي است که بايد بيايد و عالم را پر از عدل و داد کند بعد از آنکه پر از ظلم و جور شده است.(1)
کارهاي بزرگ اصلاحي به دست مبارک حضرت انجام ميشود، بعد از آنکه تمام اشخاص، مکتبها و دولتها آمدند و رفتند و مردم همه را تجربه کردند و ديدند، نميتوانند به آنصورت که مقصود مطلق فطرت بشر است، عالم را اداره کنند، او ميآيد و جامعه را به صورتي که فطرت انسانها ميخواهد اداره ميکند.
به اتفاق شيعه و سني شخص دوازدهم از ائمه اثني عشر حضرت مهدي(عجل الله تعالی فرجه شریف) است و در کتیبههای مسجد پيامبر اسامی دوازده امام را نوشتهاند، اين اسامی قبل از نوسازي اخير مسجد نوشته شده بود، بعد از نوسازي هم باقي مانده است در صحن اول در قسمت بالا در وسط حياط، اسامی هست و در وسط نوشته است: «محمد مهدي رضي الله عنه».
در روايت جابر آمده است که وقتي اين آيۀ شريفه نازل شد:
أَطيعُوا اللّهَ وَ أَطيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ(2) جابر سؤال کرد آيا شيعيان از وجود مبارک حضرت مهدي(عجل الله تعالی فرجه شریف) در زمان غيبت بهره میبرند؟ حضرت فرمود:
«إِي وَالَّذِي بَعَثَنِي بِالنُّبُوَّةِ إِنَّهُمْ يَسْتَضِيئُونَ بِنُورِهِ وَيَنْتَفِعُونَ بِوَلايَتِهِ فِي غَيْبَتِهِ كَانْتِفَاعِ النَّاسِ بِالشَّمْسِ إِنْ سَتَرَهَا سَحَاب».(3)
1) . صافی گلپایگانی، منتخب الاثر، ج1، ص20 – 25.
2) . نساء، 59. «اطاعت کنید خدا را؛ و اطاعت کنید پیامبر خدا و اولوالامر (اوصیای پیامبر) را».
3) . صدوق، کمال الدین، ص253؛ خزاز قمی، کفایة الاثر، ص53 – 55؛ صافی گلپایگانی، منتخب الأثر، ج1، ص174. «قسم به آنکسي که مرا به رسالت مبعوث فرموده است، آنها از وجود مبارک او بهرهمند ميشوند همانطور که مردم از خورشيد در پس ابر بهره ميبرند».
از جنبۀ فکري و اعتقادي بايد عقيده ما نسبت به وجود حضرت محکم باشد البته اين مسائل ابعاد بزرگي دارد و علما کتابهاي بسياري در اين موضوع نوشتهاند، و مسأله را بيشتر از آنچه ما تصوّر کنيم، براي ما روشن کردهاند و بيانات کافي و شافي براي ما فرمودهاند.
بايد امام را با آن شئوني که دارد - و حضرت رضا(علیه السلام)در آن روايت بهطور مفصل فرمودهاند(1)- شناخت و اینکه آنها وليّ امر و عِدل قرآن هستند، همانطور که پيامبر(صلی الله علیه و آله و سلم)آنها را معرفي کردند و فرمودند:
«إِنِّي تَارِكٌ فِيكُمُ الثَّقَلَيْنِ كِتَابَ اللهِ وَعِتْرَتِي أَهْلَ بَيْتِي مَا إِنْ تَمَسَّكْتُمْ بِهِمَا لَنْ تَضِلُّوا أَبَداً».(2)
بايد امامشناسي را در خود کامل کنيم، هم امام زمان(عجل الله تعالی فرجه شریف) و هم ائمه ديگر را بشناسيم، انسان وقتي امامشناس شد، پيامبرشناس هم میشود، خداشناس هم خواهد بود، آنها خدا و اوصافش را به ما معرفي ميکنند و الا اگر هدايتهاي وحي و قرآن و
1) . اشاره به روایتی که بخشی از آن آمده است: «...الإِمَامُ أَمِينُ اللَّهِ فِي أَرْضِهِ وَحُجَّتُهُ عَلَى عِبَادِهِ وَخَلِيفَتُهُ فِي بِلادِهِ الدَّاعِي إِلَى اللهِ وَالذَّابُّ عَنْ حَرَمِ اللهِ الإِمَامُ الْمُطَهَّرُ مِنَ الذُّنُوبِ الْمُبَرَّأُ مِنَ الْعُيُوبِ مَخْصُوصٌ بِالْعِلْمِ مَرْسُومٌ بِالْحِلْمِ نِظَامُ الدِّينِ وَعِزُّ الْمُسْلِمِينَ وَغَيْظُ الْمُنَافِقِينَ وَبَوَارُ الْكَافِرِينَ الإِمَامُ وَاحِدُ دَهْرِهِ لا يُدَانِيهِ أَحَدٌ وَلا يُعَادِلُهُ عَالِم...»؛ «... امام امين خدا در زمين و حجّت او بر بندگان است، او خليفه خدا در كشور اوست، امام دعوتكننده مردم بهسوى خدا و مدافع حرمتهاى الهى است، امام از گناهان پاك است و از عيوب مبرّى، علم به او اختصاص دارد، حليم و بردبار است، مايه نظم دين و عزّت مسلمين است، باعث خشم منافقين و هلاكت كافرين است. امام در دوران خود نظير ندارد، كسى به او نزديك نيست، هيچ دانشمندى با او همطراز نيست...». صدوق، عیون اخبار الرضا(علیه السلام)، ج2، ص197.
2) . صافی گلپایگانی، امان الاُمّة من الضلال و الاختلاف، ص123 - 136. «بهدرستیکه من در میان شما دو چیز گرانبها قرار میدهم (یکی) کتاب خدا و (دیگری) خاندان و عترتم است تا وقتی که به آن دو تمسّک بجویید هرگز گمراه نخواهید شد».
روايت نبود ما نمیدانستيم خدا را به چه صفت يا صفاتي بخوانيم.
خواجه نصيرالدين طوسي با آن عظمت و مقامش ميفرمايد:
«اگر قرآن و وحي و روايات نبود ما جرئت نمیکرديم خدا را به اين اسماء و صفاتي که دارد بخوانيم چون خداوند فوق آن است که ما بتوانيم تصور کنيم».
بعد از جنبۀ اعتقادي و فکري بايد عقيدۀ ما نسبت به حضرت وليّ عصر(عجل الله تعالی فرجه شریف)جنبۀ عملي داشته باشد. در قرآن کريم هم ايمان است و هم عمل صالح:
إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ.(1) اگر عمل بدون ايمان و معرفت و از روي جهل باشد، انسان را بالا نمیبرد ولي اگر از روي معرفت، درک و فهم باشد، اسباب ترقّي است. اگر کسي اينگونه منتظر ظهور باشد از کاملترين افراد میشود، يعني از روي معرفت، درک، فهم و شعور منتظر باشد نه از روي سليقههاي شخصي و گرايشهاي مختلف.
راه فقط راه قرآن، نهج البلاغه، صحيفه سجاديه، شيخ مفيد، شيخ طوسي، شيخ کليني و امثالهم است.
اگر کسي همراه با معرفت، درک، فهم و شعور منتظر ظهور باشد کاملترين افراد ميشود، با آن فضائلي که براي منتظرين فرمودهاند.
در روايت آمده است:
«إِنَّ أَهْلَ زَمَانِ غَيْبَتِهِ وَالْقَائِلِينَ بِإِمَامَتِهِ وَالْمُنْتَظِرِينَ لِظُهُورِهِ أَفْضَلُ مِنْ أَهْلِ كُلِّ زَمَانٍ».(2)
1) . در پنجاه آيه قرآن اين تعبير آمده است. رجوع کنيد به: عبدالباقی، المعجم المفهرس.
2) . صدوق، کمال الدين، ص319 – 320؛ طبرسی، الاحتجاج، ج2، ص50؛ مجلسی، بحار الانوار، ج36، ص 387. «کساني که در زمان غيبت حضرت وليّ عصر(عجل الله تعالی فرجه شریف) قائل به امامت حضرت و منتظر ظهورش باشند از اهل هر زماني بالاترند».
البته اگر بتوانيم ادعا کنيم که منتظر حضرت هستيم، ما نمیتوانيم ادعا کنيم از منتظران درجۀ اول هستيم ولي انشاءالله اين جهات را در خودمان تکميل کنيم.
مواظب باشيم، مطالبي که امروز گفته ميشود و حرفهایي که زده ميشود اسباب گمراهي ما نشود. دعوت به ماديات ميکنند، بعضي چيزها را محروميت ميدانند که در اسلام و فرهنگ انتظار محروميت نيست.
مثلا اگر زن وکيل مجلس نباشد محروميت نيست. آن چيزي که مهم است اين است که قرآن ميفرمايد:
مَنْ عَمِلَ صَالِحاً مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيينَّهُ حَياةً طَيبَةً وَلَنَجْزِينَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ؛(1) هرکس حيات حقيقي و زندگي پاکيزهاي که قرآن ميگويد داشته باشد به همه چيز رسيده است، و هرکس نرسيده باشد محروم است؛ چه زن باشد يا مرد.
اميدوارم خداوند به همه توفيق بدهد که در اين عصر غيبت به وظایفمان عمل کنيم، مخصوصاً در اين عصر وظایف خانمها سنگين شده است عدهاي ميخواهند، اختلاط زن و مرد را زياد کنند و شکل و رنگ غربي به آنها بدهند. امام زمان(عجل الله تعالی فرجه شریف) بيش از همه از شما جوانها و دانشجويان توقع دارند، چون هم ميتوانيد و هم ميفهميد و هم مؤثر هستيد، و انشاءالله در آينده مقامات و مسئوليتهاي بلندي پيدا ميکنيد و ترويج دين با شما خواهد بود؛ چه زن چه مرد. سرمايۀ عالم اسلام همين دانشجويان هستند، دين ما دين علم است. در روايات آمده و معروف است که:
1) . نحل، 97. «هرکس عمل صالحی انجام دهد درحاليکه مؤمن باشد، خواه مرد يا زن، به او حيات پاکيزه ميبخشيم، و پاداش آنها را به بهترين اعمالي که انجام ميدادند خواهيم داد».
«يَمْلأُ الأَرْضَ قِسْطاً وَعَدْلاً بَعْدَ مَا مُلِئَتْ ظُلْماً وَجَوْراً».(1)
ولي در بعضي روايات هست که:
«يَمْلأُ اللهُ عَزَّ وَجَلَّ بِهِ الأَرْضَ نُوراً بَعْدَ ظُلْمَتِهَا وَعَدْلاً بَعْدَ جَوْرِهَا وَعِلْماً بَعْدَ جَهْلِهَا».(2)
حضرت وليّ عصر(عجل الله تعالی فرجه شریف)عالم را پر از علم و فهم و معرفت، و درک و بصيرت و بينش ميکند، وقتي همهجا را ناداني و جهالت میگيرد.
اَللَّهُمَّ عَجِّلْ فَرَجَهُ وَسَهِّلْ مَخْرَجَهُ وَارْزُقْنَا لِقَائَهُ وَاجْعَلْنَا مِنْ أَنْصَارِهِ وَحِزْبِهِ وَجُنْدِهِ وَشِيعَتِهِ اللَّهُمَّ إِنَّا نَرْغَبُ إِلَيْكَ فِي دَوْلَةٍ كَرِيمَةٍ تُعِزُّ بِهَا الإِسْلامَ وَأَهْلَهُ وَتُذِلُّ بِهَا النِّفَاقَ وَأَهْلَهُ.
16.اهمیت حفظ هویت اسلامی در عصر غیبت(1)
بسم الله الرحمن الرحيم
قال الله تعالي:
الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيبِ وَيُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنْفِقُونَ.(2) اوّلاً عيد سعيد ولادت باسعادت قطب عالم امکان صاحب العصر و الزمان بقية الله في الارضين مولانا المهدي ارواحنا وارواح العالمين له الفداء را خدمت همۀ شما برادران و خواهران تبريک و تهنيت عرض میکنم، اميدوارم از برکات اين عيد سعيد همه موفق و مؤيد و مقضي المرام باشيد و در دنيا و آخرت سعادتمند و از شيعيان خالص و پاکعقيدۀ امام زمان(عجل الله تعالی فرجه شریف) محسوب شويد.
اين روزها بسيار اوقات مغتنمی است براي اینکه به حساب ارتباط خود با حضرت وليّ عصر(عجل الله تعالی فرجه شریف) برسيم و با حضرت تجديد عهد کنيم و وظایفي را که در ارتباط با ولايت آن حضرت داريم در نظر بگيريم و روحيۀ خودمان را تحت بررسي و حساب قرار دهيم و ببينيم در راه تحقق اهداف و مقاصد حضرت چه کارهایي از ما ساخته است، چه کارهایي انجام دادهايم يا میتوانيم انجام دهيم، در اين عصر غيبت کاري کنيم که خاطر حضرت از ما مسرور و خشنود شود و به صورتي نباشد که ايشان از ما نگراني پيدا کنند.
زمان، زمان امتحان است که در قرآن و روايات آمده است. دورۀ غيبت دورۀ بسيار
بااهميتي است، کساني که در اين دوره بتوانند دين و ايمانشان را حفظ کنند بسيار فضيلت دارند حتي از کساني که در زمان رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم)بودند، حتي از بعضي از کساني که در جنگ بدر و احد شرکت داشتند فضيلتشان بيشتر است.(1)
بنابر روايات همه نميتوانند از اين امتحانات بيرون بيايند، مگر اشخاص مخلصي که خداوند دلشان را به ايمان آزمايش کرده باشد.(2)
بايد برنامههای امام زمان(عجل الله تعالی فرجه شریف)و ولايت حضرت وليّ عصر(عجل الله تعالی فرجه شریف)در دانشگاهها مطرح باشد و بحمدالله هست و اينها سبب ميشود که ما به آينده اسلام و مسلمانان و تشيع اميدوار باشيم.
يکي از چيزهایي که در عصر غيبت نسبت به آن احساس مسئوليت میکنيم مسئوليت بزرگي است که همه در مقابل احکام خداوند متعال و حفظ هويت اسلامی داريم که امروز در معرض هجوم دشمنان اسلام است. در همۀ کشورهاي اسلامی میخواهند هويت اسلامی مسلمانان را عوض کنند کتابي است به نام «في وَکر الهدّامين» در آنجا مفصل نوشته است که يک سري مؤسسات جهاني کارشان اين است که به صورتهاي مختلف هويت مسلمانها را عوض کنند و سنتهاي اسلام را کمرنگ کنند. اين مسئله خيلي اهميت دارد مخصوصاً قشر دانشجو و استاد و اشخاصي که اهل فکر و انديشه هستند آنها بايد مواظب باشند که اين تبليغات و حرفهایي که زده ميشود و نوشتههایي که هست از آنجا الهام میگيرند و راديوهاي آنها دنبال اين مطالب هستند که در جامعۀ اسلامی وضعيت پراکندگي را ايجاد کنند.
دشمنان بعد از جنگ بينالمللي اول ديدند مسلمانها نسبت به احکام اسلام ملتزمند و نسبت به سنتهاي اسلامی متعهد هستند، ماه رمضان که ميشود تمام عالم اسلام يکمرتبه عوض ميشود همه روزهدار میشوند، در ايام حج آن مراسم باشکوه، و باعظمت برگزار میشود، در ماه محرم همه عزاداري ميکنند در فرصتهاي مختلف به شعائر اسلاميشان ملتزم هستند، خانمها به حجاب ملتزم هستند و آنها هرچه تلاش ميکنند که حجاب را در بين خواهران کمرنگ کنند موفق نميشوند.
الآن در ترکيه هفتاد سال است چه فشاري میآورند که مسلمانان را از اسلام دور کنند ولي ميبينيد باز هم آنها در کمال اهتمام متمسّک به اسلام هستند، ماه رمضان تمام مساجد پر از جمعيت میشود، البته ظاهر اسلامی را با زور از بين بردند ولي معذلک هويت اسلامی مردم در حد بسيار قابل توجهي محفوظ مانده است.
دشمنان مقصدشان اين است که اين هويت اسلامی و التزام و تعهدي که مسلمانان دارند ضعيف کنند، بعضي گمان ميکنند آنها براي بشريت کار ميکنند ولي سياست مهمشان همين تضعيف التزام مسلمانان است.
اين تعظيم شعائر و برنامههای نيمه شعبان و حضور در مسجد جمکران خيلي معنا دارد آنها میدانند که اگر اينها ادامه پيدا کند مقاصد و اهدافشان به خطر میافتد، از اين جهت میخواهند جامعۀ مسلمانان را در خودشان هضم کنند، الآن حتي در آمريکا و اروپا مسلمانان بسياري هستند که سالها است در آنجا ماندهاند و هويت اسلامی خود را نگه داشتهاند.
چند روز قبل خانوادهاي که در آمريکا زندگي ميکنند و من آنها را میشناسم، بسيار متديّن هستند، زنهايشان در نهايت عفت و حجاب هستند از من مسألۀ نماز شب را میپرسيدند که اگر نماز وتر مقداري طولانيتر شود چگونه است؟ ما بايد
افتخار کنيم که مسلمانيم.
ما پسران و دختران قرآن و فرزندان حضرت محمد(صلی الله علیه و آله و سلم)هستيم. موفق و مؤيد باشيد.
17.دشواری حفظ دین در آخرالزمان(1)
بسم الله الرحمن الرحيم
تشکر ميکنم از آقايان محترمی که از بابل قدمرنجه فرمودند، مقدم همه را گرامی ميدارم و اعياد شريفه خصوصاً عيد سعيد ولادت باسعادت بقیة الله مولانا و مولي الکونين حضرت مهدي(عجل الله تعالی فرجه شریف) را تبريک عرض ميکنم و از خداوند متعال ميخواهم همه ما و شما را از منتظرين واقعي ظهور موفور السرور آن حضرت قرار دهد و در اين عصر غيبت و دورۀ پرمخاطره که ايمان مردم بيشتر در خطر قرار دارد و مردم در امتحانات بزرگ و شديد واقع ميشوند ما را از مخاطرات خلاصي عنايت فرمايد و ما را در امتحانات و سختيها موفق فرمايد تا بتوانيم همه، نمرههاي شايستهاي بگيريم و دين و ايمانمان خدشهدار نشود.
در دورۀ آخرالزمان امتحانات بسيار است. در روايت آمده است:
«إِنَّ لِصَاحِبِ هَذَا الأَمْرِ غَيْبَةً الْمُتَمَسِّكُ فِيهَا بِدِينِهِ كَالْخَارِطِ لِلْقَتَادِ».(2)
(قتاد) که در اين روايت آمده است درخت مانندي است که در مثل بيابانهاي عربستان
1) . دیدار گروهی از اهالي شهرستان بابل با حضرت آیتالله العظمی صافی گلپایگانیمدظلهالعالی در تاریخ 7 آذر 1387.
2) . کلینی، الکافی، ج1، ص335؛ طوسی، الغیبه، ص455؛ مجلسی، بحار الانوار، ج52، ص111؛ صافی گلپایگانی، منتخب الاثر، ج2، ص248. «برای صاحب این امر (امامت و ولایت) غیبتی است که در دوران غیبت آنحضرت دیندار بودن همانند کندن برگهای شاخه قتاد پرخار است.»
ميرويد و خارهاي بسيار سختي دارد که کندن آن خصوصاً با دست بسيار مشکل است.
در اين روايت ميفرمايد: براي صاحب اين امر غيبتي است که اگر کسي بخواهد در آن عصر غيبت به دين خود حقيقتاً متمسک باشد و ديندار و مسلمان و شيعه باشد و ولايت اميرالمؤمنين(علیه السلام)را داشته باشد بهقدري سخت است، مثل آنکه بخواهد آن خارها را با دست از آن درخت جدا کند. در روايت ديگري آمده است:
«الْمُتَمَسِّكُ مِنْهُمْ يَوْمَئِذٍ بِدِينِهِ کَالْقَابِضِ عَلَی الجَْمْرَةِ»؛(1)
حفظ دين در عصر غيبت آنقدر سخت است مثل اینکه انسان بخواهد آتش را در کف دست نگه دارد.
امروز آن زمانها است و اگر هم نباشد در آينده زمانهایي پيش میآيد که همينطور ميشود.
کسي که منتظر ظهور است بايد خودش را براي بيرون آمدن از اين امتحانات و ابتلائات آماده کند تا بتواند در هر وضعيت و شرايطي به دين خود متمسّک باشد و دين خود و اسلام را از همه چيز عزيزتر بداند.
کسي که منتظر ظهور است بايد به ريسمان خدا متمسک باشد.
وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللّهِ جَمِيعاً وَلَا تَفَرَّقُوا.(2) ريسمان خدا، ولايت محمد و آل محمد(علیهم السلام) و پيروي از دستورات و تعليمات آنها است بايد مواظب باشيم از خط تمسک به ولايت اهلبیت(علیهم السلام) بيرون نرويم. عدهاي میخواهند خط مردم را عوض کنند، مواظب باشيد خط شما عوض نشود و در راه اسلام ثابتقدم بمانيد، افتخار کنيد که شيعه هستيد، با امام زمان(عجل الله تعالی فرجه شریف)آشنا هستيد، ولايت اهل بيت(علیهم السلام) را داريد افتخار کنيد که ماه مبارک شعبان و نيمۀ اين ماه را احترام
و تجليلمیکنيد به مسجد جمکران میآیيد يا صاحبالزمان(عجل الله تعالی فرجه شریف) میگویيد هويت ما همينها است.
هرچه به اين مطالب بيشتر متمسّک باشيم هويت ديني و مذهبي ما ظاهرتر است، همه چيز بايد به قرآن و احکام اسلام برگردد، بايد متوجه باشيم اين هويت را از ما نگيرند، میخواهند اين هويت را از ما بگيرند، با بعضي نوشتهها و تبليغات و حرفهایي که زده ميشود.
در همۀ دنيا اين برنامه هست که میخواهند هويت مسلمانها را عوض کنند و هويتهايي که خودشان میخواهند براي ما بسازند.
اين زمان، زمان امتحانات است و بايد شما نوجوانان و جوانان عزيز، شما دانشآموزان عزيز، خودتان را حفظ کنيد.
اميدوارم خداوند متعال همه شما را ذخيرۀ ارزشمندي براي اسلام قرار دهد و از ياوران امام زمان(عجل الله تعالی فرجه شریف) باشيد.
سوابق اهالي مازندران و بابل در تشيع بسيار زياد و ريشهدار است. مواظب باشيد اين سوابق را نگه داريد، امروز خطوط خيلي زيادي مطرح شده است، خط عرفان، خط تصوّف، خطي به اسم سيروسلوک، هيچ چيز جز در خانه محمد و آل محمد(علیهم السلام) نيست. راه نجاتي نيست غير از اینکه حضرت رسول(صلی الله علیه و آله و سلم)فرموده است:
«مَثَلُ أَهْلِ بَيْتِي فِيكُمْ مَثَلُ سَفِينَةِ نُوحٍ مَنْ رَكِبَ فِيهَا نَجَا وَمَنْ تَخَلَّفَ عَنْهَا غَرِق».(1)
هرکس غير از اين راه را برود پايان آن هلاکت و نابودي و بيچارگي است اگر
1) . صفار، بصائر الدرجات، ص317؛ طبرسی، الاحتجاج، ج2، ص147؛ امینی، الغدير، ج2، ص301. «اهل بیت من در میان شما همانند کشتی نوحاند هرکس سوار کشتی شود نجات مییابد و هرکس از آن عقب بماند غرق خواهد شد.»
بخواهيم به خدا نزديک شويم و گرفتاريهاي دنيا و آخرتمان برطرف شود بايد همينراه را برويم با دستورات قرآن مجيد و روايات خودمان را بسازيم و حقایق را درک کنيم. امام زينالعابدين(علیه السلام)فرمودهاند:
«الْعَجَبُ مِمَّنْ هَلَكَ كَيْفَ هَلَكَ مَعَ سَعَةِ رَحْمَةِ اللهِ»؛(1)
تعجب ميکنم چگونه کسي با اينهمه راهنمایيها و هدايتها و با وجود قرآن و ائمه طاهرين(علیهم السلام) از راه منحرف ميشود و هلاکت معنوي براي او پيش ميآيد؟
بايد هر صدا و هر حرفي که ميشنويد منشأ ديني داشته باشد و از اهلبيت(علیهم السلام) گرفته شده باشد و الا از هرکس ديگري باشد ضلال و گمراهي و خطر براي دين و آخرت انسان است.
خداوند متعال به همۀ شما توفيق بدهد، من تقدير و تشکر ميکنم از احساسات شما و از ابراز علاقه شما به تعظيم شعائر اسلام. همين برنامۀ جشنها و چراغانيها از شعائر بزرگ تشيع است بهشرط اینکه گرفتار معصيت نشود گرفتار کف زدنهاي لهوآميز نشود، ماه عبادت است.
نيمۀ شعبان يکي از شبهایي است که برکات خداوند متعال نازل ميشود مثل شب قدر، ما میخواهيم به خدا نزديک شويم و امام زمان(عجل الله تعالی فرجه شریف) را از خود راضي کنيم و خط آن حضرت را نشان دهيم، بايد از کارهایي که اهانتآميز است و موجب رنجش خاطر آن حضرت ميشود دوري کرد. خداوند شما را توفيق بدهد، من از همۀ شما التماس دعا دارم، موفق و مؤيد و منصور و از ياران امام زمان(عجل الله تعالی فرجه شریف) باشيد.
1) . سید مرتضی، امالی، ص113؛ طبرسی، اعلام الوری، ج1، ص489؛ مجلسی، بحار الانوار، ج 75، ص 153.
18.حتمی بودن ظهور و فتنههای آخرالزمان(1)
بسم الله الرحمن الرحيم
قال الله تعالي:
وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِي الصَّالِحُونَ * إِنَّ فِي هَذَا لَبَلَاغاً لِقَوْمٍ عَابِدِينَ.(2) ايام، بسيار فرخنده، خجسته، مبارک و ميمون است.
برکات خداوند متعال بهواسطه ولادت باسعادت حضرت بقیة الله وليّ عصر امام زمان عجّل الله تعالی فرجه الشریف و ارواحنا و ارواح العالمين له الفداء بر مردم و شيعيان آن حضرت انشاءالله نازل است و همه مشمول برکات خواهند بود.
اين ايام فرخنده را به همۀ دوستان و شيعيان حضرت تبريک عرض میکنم و اميدوارم در خط ولايت حضرت بقیة الله(عجل الله تعالی فرجه شریف)همه ثابتقدم بمانند و در اين دورۀ غيبت که عصر امتحانات بزرگ است بتوانند وظایفي که در رابطه با دستورات خداوند متعال و خود حضرت دارند به بهترين وجه انجام دهند و موفق شوند از برکاتي که در اين ايام خجسته هست حداکثر استفاده را بنمايند.
برحسب روايات و احاديث بسياري که در کتب عامه و خاصه آمده است ظهور
حضرت وليّ عصر(عجل الله تعالی فرجه شریف) حتمی و يقيني است.
اگرچه موضوعات بسيار محکم و غير قابل ترديد در اسلام متعدّد است ولي کمتر موضوعي است مثل ظهور حضرت وليّ عصر(عجل الله تعای فرجه شریف) که روايات کثيره و احاديث بسيار در آن وارد شده باشد.
اين مسألهاي است که از اول، مسلمانها با آن آشنا و به آن معتقد بودند از زمان حضرت رسول(صلی الله علیه و آله و سلم)در عصر نبوت، مسألۀ مهدي مطرح بوده است و مردم را در انتظار اين ظهور بزرگ که در آخرالزمان خواهد شد قرار دادند.
برحسب آنچه از قرآن مجيد استفاده ميشود و الآن در کتب عهد قديم و جديد باقي مانده است، انبيای گذشته به اين ظهور بشارت دادهاند که دنيا در آخرالزمان تحت حکومت واحده قرار میگيرد و اسلام شرق و غرب عالم را فرا میگيرد، قانون، قانون خدا میشود، حاکميت مخصوص خداوند متعال میشود، همۀ انبيای گذشته از اين ظهور خبر دادهاند.
در روايات بسياري که هم اهل سنت و هم شيعه نقل کردهاند آمده است که در آخرالزمان حضرت مهدي(عجل الله تعای فرجه شریف) ظهور ميکند و اسلام غلبۀ کامل و کلّي بر تمام اديان پيدا ميکند.
هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ؛(1) و آيات ديگري که خداوند متعال بشارت داده است که دين اسلام بر تمام اديان غالب ميشود و حکومت واحده تشکيل میشود، عدل و داد همۀ عالم را فرا میگيرد.
يکي از خصائص حضرت مهدي(عجل الله تعای فرجه شریف) همين است که:
«يَمْلأُ الأَرْضَ قِسْطاً وَعَدْلاً كَمَا مُلِئَتْ ظُلْماً وَجَوْراً».(2)
اين از خصوصياتي است که روايات شيعه و سني بر آن اتفاق دارند که شخص بزرگواري ظهور ميکند، دنيا را پر از عدل و داد ميکند، بعد از آنکه پر از ظلم و جور شده است. در چند روايت «کَمَا مُلِئَتْ» و در چند روايت «بَعْدِ مَا مُلِئَتْ» آمده است، ولي مقصود واحد است.
حضرت آن وظایف اصلاحي بزرگي را که بايد انجام دهد، انجام میدهند.
ما به اعتقاد به وجود حضرت وليّ عصر(عجل الله تعای فرجه شریف) و اعتقاد به مهدويت افتخار میکنيم و سرافراز هستيم و به آينده اميدوار هستيم و آينده را خوب میبينيم و مأيوس نيستيم و میدانيم دنيا رو به عدل و قسط و خير است و روزي خواهد آمد که عدالت در جهان حاکم ميشود.
ما بايد روح اميدواري را که بهواسطۀ انتظار حضرت مهدي(عجل الله تعای فرجه شریف) به وجود میآيد غنيمت بشماريم. اين روحيه براي حفظ استقامت انسان در برابر حوادث بسيار مؤثر است. بعضي از بزرگان میگويند: هر مکتبي که مردم را بيشتر به آينده اميدوار کند و آنان را از نااميدي نجات دهد، آن مکتب براي جامعه مفيدتر است. اسلام مردم را به آينده و ظهور حضرت وليّ عصر(عجل الله تعای فرجه شریف) اميدوار ميکند همه منتظرند و اميد دارند که بالاخره عدل و قسط و علم غالب ميشود.
در بيشتر روايات آمده است که:
«يَمْلأُ الأَرْضَ قِسْطاً وَعَدْلاً».
و در بعضي از روايات آمده است:
«يَمْلأُ اللهُ عَزَّ وَجَلَّ بِهِ الأَرْضَ نُوراً بَعْدَ ظُلْمَتِهَا وَعَدْلاً بَعْدَ جَوْرِهَا وَعِلْماً بَعْدَ جَهْلِهَا»؛(1)
1) . صدوق، کمال الدين، ص 260؛ طبرسی، اعلام الوری، ج2، ص185؛ صافی گلپایگانی، منتخب الاثر، ج1، ص158؛ ج2، ص234. «خدای عزیز و بزرگ بهوسیله او روی زمین را پس از تاریکی آن پر از نور و پس از جور و ستم پر از داد و پس از جهل و نادانی پر از علم و دانش میکند.»
يعني حضرت دنيا را پر از علم ميکند. وقتي حضرت ظاهر ميشود مردم همه عالم و دانا میشوند. اميدوارم خداوند به ما توفيق دهد تا قدر نعمت ولايت حضرت حجت(عجل الله تعای فرجه شریف) را بدانيم و به لوازم و آثاري که دارد ملتزم باشيم، به صورتي عمل کنيم که وقتي حضرت ظهور میفرمايند از کساني باشيم که در رکاب حضرت براي پيشبرد اسلام و جهاد با کفار حضور دارند.
شيعيان در عصر غيبت بايد خود را براي آن زمان بسازند، چنين نيست که گمان کنند وظيفه و مسئوليت ندارند، در عصر غيبت همۀ آن وظایف و مسئوليتهایي که يک مسلمان نسبت به جامعه، نسبت به افراد، نسبت به امربهمعروف و نهيازمنکر دارد، تمام اين وظایف را بايد کسي که منتظر فرج حضرت است بهتر و کاملتر انجام دهد.
مراسم جشن نيمۀ شعبان بسيار قابل تقدير است و انشاءالله مورد توجه خود حضرت خواهد بود. اينها درحقيقت اعلان حضور شيعيان است که ما منتظر ظهور حضرت هستيم، به دنيا اعلام موجوديت ميکنند که ما وجود داريم و فعال هستيم.
اين برنامهها هرچه باشکوهتر باشد اعلان حضور روشنتر ميشود و به دنيا اعلام ميشود که شيعيان حضرت مقاصد بزرگ دارند و میخواهند اعلام استقامت کنند.
ما به دين و احکام اسلام افتخار میکنيم، و هويت اسلامی خود را نگه میداريم، ممکن نيست از هويت اسلامی خودمان چيزي کم بگذاريم. افتخار ميکنيم که همه چيز ما امام زمان ما است. دين ما، دنياي ما، هويت ما، قرآن و پيغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم)و ائمه طاهرين(علیهم السلام) و حضرت وليّ عصر(عجل الله تعای فرجه شریف) است.
اينها اعلام هويت است يعني مردم هويتي که دارند عوض نشده است و ديگران هرچه تبليغ کردهاند در اين مردم اثري نکرده است و دليل آن، همين برنامهها و مجالس
و چراغانيها است، اينها از اين جهت بسيار ارزنده و مفيد است و هرچه کاملتر و باشکوهتر انجام شود موجب عظمت دين و پايداري مردم در امر دين و معرفي موقعيت مردم نسبت به مقاصد و اهداف حضرت وليّ عصر(عجل الله تعای فرجه شریف) ميشود.
همه اعلام ميکنند که ما در کنار دين و پشتيبان و پاسدار دين هستيم. اينها برنامههای بزرگي است که پيامهاي آن بزرگ و باعظمت است.
بايد از کساني که در اين برنامهها شرکت ميکنند و زحمت میکشند تقدير کرد.
البته بايد قداست اين مطلب را هم حفظ کرد و لهو و لعب در آن وارد نشود، اينها عبادت است.
اظهار ولايت و تولا يک عبادت بزرگ است همه بايد قداستش را حفظ کنند و از اين معنويات محروم نشوند بايد به خدا و امام زمان(عجل الله تعالی فرجه شریف) نزديک شويم و معرفت خود را به حضرت بيشتر کنيم.
در قرآن میخوانيم:
يَوْمَ نَدْعُوا كُلَّ أُناسٍ بِإِمَامِهِمْ.(1) در بعضي از تفاسير آمده است که روز قيامت، ما را که شيعه و امت حضرت وليّ عصر(عجل الله تعالی فرجه شریف) هستيم به اسم امام زمان(عجل الله تعالی فرجه شریف) میخوانند،(2)از اين جهت بايد مواظب باشيم رضايت خاطر ايشان را فراهم کنيم.
اعمال ما را به حضرت عرضه ميکنند بايد کاري کنيم که وقتي حضرت، اعمال ما
1) . اسراء، 71. «روزي که هر گروهي را با پيشوايشان میخوانيم»،
2) . عن النبي(صلی الله علیه و آله و سلم)قال: «يُدْعَى كُلُّ أُنَاسٍ بِإِمَامِ زَمَانِهِم»؛ رواه الخاص والعام عن الرضا بالأسانيد الصحيحة أنّه روی عن آبائه عن النبي. طبرسی، مجمع البيان، ج6، ص663، ذیل آیه شریفه. «از پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم)نقل شده است فرمود: هر گروهی و امتی با امام زمانشان خوانده میشوند. این حدیث را شیعه و سنی از امام رضا(علیه السلام)با چند سند صحیح روایت کردهاند که آنحضرت از پدرانش از پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم)روایت کرده است».
را میبينند خوشحال و مسرور شوند که شيعيان اينگونه مواظب حالات خود هستند و در راه ترقي دنيا و آخرت میباشند.
اگر دقت کنيم آنچه در خير و سعادت ما مؤثر است در برنامههای نيمه شعبان موجود است. در اين برنامهها به ما تعليم داده ميشود که شما بايد امتي باشيد (همانگونه که پيامبر خبر داده است) همراه با درخشندگي، شيعيان بايد جهات اخلاقي و معنوي آنها تابنده باشد.
اميدوارم اين زحمات و خدماتي که مردم انجام میدهند مورد توجه حضرت قرار بگيرد اينها تعظيم شعائر است.
ذَلِكَ وَمَنْ يُعَظِّمْ شَعَائِرَ اللهِ فَإِنَّهَا مِنْ تَقْوَى الْقُلُوبِ.(1) اينها شعائر الله و علامت تقوا و پاکي قلب است.
اميدوارم از اين برکات بهرهمند شويد و کساني که اين اعياد و اجلاسها و چراغانيها را برگزار ميکنند مورد عنايت حضرت قرار گيرند اين برنامهها برکات بسياري دارد مخصوصاً اینکه ياد حضرت را زنده ميکنند همه را متوجه آن حضرت ميکنند و متوجه ميکنند که در مقابل حضرت چه وظایفي دارند.
وَقُلِ اعْمَلُوا فَسَيَرَى اللهُ عَمَلَكُمْ وَرَسُولُهُ وَالْمُؤْمِنُونَ.(2) مؤمنون در اين آيه برحسب تفاسير ائمه(علیهم السلام) هستند.(3)
در اين زمان مخصوصاً حضرت وليّ عصر(عجل الله تعالی فرجه شریف) اعمال ما را میبيند و اعمالمان زير نظر مبارک ايشان است.
1) . حج، 32. «این است (مناسک حج)، و هرکس شعائر الهی را بزرگ دارد، این کار نشانه تقوای دلها است».
2) . توبه، 105. «و بگو عمل کنيد که خداوند و رسول او و مؤمنان اعمال شما را میبينند».
3) . «رَوَى أَصْحَابُنَا أَنَّ أَعْمَالَ الأُمَّةِ تُعْرَضُ عَلَى أَئِمَّةِ الهُدی فَيَعْرِفُونَهَا وَهُمُ الْمَعْنِيُّونَ بِقَوْلِهِ: وَالْمُؤْمِنُونَ». طبرسی، مجمع البيان، ، ج5، ص104، ذيل آيه شريفه.
قبل از ظهور حضرت فتنههاي بسيار بزرگي هست نه تنها فتنۀ دجال، جاهليتي پيش میآيد نظير همان جاهليتي که در قرآن از آن تعبير به جاهليت اولي شده است،(1)در روايات آمده است که اين جاهليت دوم قبل از ظهور واقع میشود، وقتي در آن جاهليت، مردم به آن کيفيت در جهل قرار گرفته بودند که دخترهايشان را زندهبهگور ميکردند اين جاهليتي هم که در آخرالزمان پيش میآيد بسيار سخت است و فتنههاي بسيار بزرگ در آن واقع ميشود که حفظ دين مشکل ميشود.
در روايتي که ظاهراً از حضرت اميرالمؤمنين(علیه السلام)است میفرمايند:
«جاهليتي که حضرت مهدي(عجل الله تعالی فرجه شریف) با آن روبرو ميشود از جاهليت زمان پيامبر کمتر نيست».
در زمان ما بسا ميشود که بعضي از نشانههاي اين جاهليت ظاهر ميشود بعضي از معروفها منکر و بعضي منکرها معروف میشود، اين غربگرایيها و اين مسائل مختلفي که هست (البته نمیتوانيم بگویيم حتماً اين زمان است).
بههرحال جاهليتي که پيش میآيد بسيار خطرناک است، اکثر مردم از درک حقایق باز میمانند و امر براي آنان مشتبه ميشود، بالاخره جاهليت است.
هرچه جاهليت زمان پيامبر را بيشتر بشناسيم جاهليت زمان حضرت وليّ عصر(عجل الله تعالی فرجه شریف)بهتر معلوم ميشود.
شايد يکي از موجبات ظهور حضرت، چنين حوادثي باشد تا دوباره حضرت، مردم را به حق و عدل و توحيد برگرداند.
در بعضي از روايات آمده است که:
1) . نعمانی، الغیبه، ص307؛ صافی گلپایگانی، منتخب الاثر، ج3، ص157.
«در آن زمان هيچ کس نمیتواند بگويد (الله) مگر بهطور پنهاني».(1)
اميدوارم همه موفق باشيد و بيش از اين با درگاه حضرت وليّ عصر(عجل الله تعالی فرجه شریف)ارتباط پيدا کنيد و بدانيد سعادت دنيا و آخرت ما به ولايت ائمه(علیهم السلام) بستگي دارد.
والسلام عليکم ورحمة الله وبرکاته
1) . طوسی، الامالی، ص382؛ مجلسی، بحار الانوار، ج51، ص117؛ صافی گلپایگانی، منتخب الاثر، ج3، ص177.
19.لزوم حفظ ارتباط با حضرت ولیّ عصر(عجل الله تعالی فرجه شریف) و اهمیت دینداری در عصر غيبت(1)
بسم الله الرحمن الرحيم
قال الله تعالي:
وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِي الصَّالِحُونَ.(2) امروز روز آغاز ولايت و امامت حضرت بقية الله ارواح العالمين له الفداء است، بسيار روز مبارک و فرخندهاي است انشاءالله طليعه و مقدمات آغاز ظهور آن حضرت از همين جا شروع ميشود و برکات حضرت براي مردم از امروز ظهور کامل پيدا ميکند، بههرحال براي شيعه عيد بزرگي است.
اميدوارم خداوند متعال اين عيد شريف را براي همۀ ما مبارک بگرداند و مخصوصاً خدمت شما عزيزان تبريک عرض میکنم و از خداوند متعال میخواهم که شما را در زمرۀ جنود و لشکر حضرت قرار دهد و از کساني باشيد که در تحقق اهداف امام زمان(عجل الله تعالی فرجه شریف)تلاشگر و کوشا باشيد.
مسأله اصلي اين است که ما ارتباط خود را با مقام مقدس ايشان حفظ کنيم همه رعيت ايشان هستيم و تمام ما سوي الله درحقيقت بر سر سفرۀ نعمت ايشان نشستهاند و
برکات بهواسطۀ ايشان بر همه نازل ميشود.«بِيُمْنِهِ رُزِقَ الْوَرَى وَبِوُجُودِهِ ثَبَتَتِ الأَرْضُ وَالسَّمَاءُ».(1)
حجتهاي خداوند متعال بهوسيلۀ ايشان بر مردم تمام و کامل ميشود و از این جهت ما بايد راهي را که منتهي به رضايت خاطر ايشان باشد انتخاب کنيم.
روايات بسياري در مورد فضيلت کساني که در عصر غيبت ايمان خود را حفظ ميکنند وارد شده است، حتي در بعضي از روايات است که آنها با پنجاه صديق برابري دارند و بسا بيشتر.(2)
البته براي حفظ دين در عصر غيبت مشکلاتي پيدا ميشود که در روايت آمده است:
«إِنَّ لِصَاحِبِ هَذَا الأَمْرِ غَيْبَةً الْمُتَمَسِّكُ فِيهَا بِدِينِهِ كَالْخَارِطِ لِلْقَتَادِ».(3)
انشاءالله هميشه مورد نظر حضرت وليّ عصر(عجل الله تعالی فرجه شریف) و عنايات ايشان باشيد و ايشان را فراموش نکنيد و يادتان باشد که میخواهيد لشکر حضرت باشيد خداوند متعال به همۀ ما توفيق دهد تا بتوانيم در راه خدمت به امام زمان(عجل الله تعالی فرجه شریف) قدمی برداريم و حرفي بزنيم و وظایفي را که عهدهدار هستيم انجام بدهيم از همه تشکر میکنم.
چون حالم مناسب نبود، نتوانستم عرايضي تقديم کنم شما عفو بفرماييد. خداوند همۀ شما را حفظ کند و به مقاصد عاليه و شرعيهاي که داريد نائل بفرمايد.
20.سفارش به تقوا و راه تقرب به حضرت وليّ عصر(عجل الله تعالی فرجه شریف)(1)
بسم الله الرحمن الرحيم
يَا أَيهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللهَ وَلْتَنْظُرْ نَفْسٌ مَا قَدَّمَتْ لِغَدٍ وَاتَّقُوا اللهَ إِنَّ اللّهَ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ.(2) از اینکه اظهار لطف کرديد و اينجا تشريف آورديد تشکر ميکنم.
بهترين سفارشي که بايد به همديگر داشته باشيم، من به شما عرض کنم و شما هم اگر بخواهيد بنده را نصيحت کنيد و خيرخواهي داشته باشيد بايد بفرمایيد، اين است که، همديگر را به تقوا و پرهيزکاري، اجتناب از محرمات، التزام به دستورات ديني، تعهد اسلامی و مواظبت بر انجام وظایف شرعي سفارش کنيم چون سعادت دنيا و آخرت در همين است که انسان به احکام اسلام و وظایف شرعي عمل کند، آنچه انسان را در دنيا و آخرت موفق ميکند و به کمال حقيقي میرساند همين است که انسان در راه خدا، اسلام و صراط مستقيم قدم بردارد.
قرآن ميفرمايد:
وَأَنَّ هَذَا صِرَاطِي مُسْتَقِيماً فَاتَّبِعُوهُ وَلَا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَنْ سَبِيلِهِ.(1) امروز راههایي پيدا شده و هرکسی طبق سليقۀ خودش اظهار نظر ميکند و حرفي را میزند، اما معيار همان دستورات اسلام و راهنمایيهاي قرآن و هدايتهاي ائمه طاهرين(علیهم السلام) است.
راه راست همان راه محمد و آل محمد(علیهم السلام) است. پيغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم)خط مستقيمی کشيدند و فرمودند: «راه مستقيم خدا همين است»؛ و بعد چند خط غير مستقيم و انحرافي، آنگاه فرمودند: «اين راههایي است که شيطان به آن دعوت ميکند».(2)
هر کدام خط خود را نشان میدهند ولي خط اسلام که کوتاهترين خط براي رسيدن به مقصد و کمال است همين خط مستقيم است، از اين راه برويد و مواظب خطوط ديگر باشيد که در آنها گرفتار نشويد.
حضرت رسول و ائمه طاهرين(علیهم السلام) در اين زمينه اهتمام بسياري داشتند و سفارش ميکردند که مردم در همين خط بمانند و مواظب باشند که از اين خط انحراف پيدا نکنند.
امروز راههاي مختلفي پيدا میشود، زنها را به يک صورت میخواهند گمراه کنند جوانها را به صورت ديگري، آنهم با يک الفاظ و عبارات فريبندهاي که بسا اشخاصي که میگويند، نمیدانند تحت آن عناوين چه مطلبي است، ما بايد مواظب باشيم و بدانيم قيمتيترين سرمايهاي که ما داريم اسلام است، اگر بخواهند دين و ايمان ما را با تمام
1) . انعام، 153. «اين راه مستقيم من است از آن پيروي کنيد و از راههاي پراکنده (و انحرافي) پيروي نکنيد که شما را از طريق حق دور میسازد».
2) . سیوطی، الدر المنثور، ج3، ص56، ذيل آيه153 سوره انعام. خط رسول الله خطاً بيده ثم قال: «هذا سبيل الله مستقيماً». ثم خط خطوطاً عن يمين ذلك الخط وعن شماله ثم قال: «وهذه السبل ليس منها سبيل إلا عليه شيطان يدعوا إليه».
دنيا خريداري کنند اگر ما به اين معامله راضي شويم حتماً مغبون میشويم.
بايد مواظب باشيم مخصوصاً در اين شرایط فعلي. مجلات را ميخوانيد، روزنامهها را میبينيد، اينها کنترل نشده است، اشخاصي که صلاحيت ندارند مطالبي مينويسند و در مسائل ديني اظهار نظر ميکنند.
در روايات هست که در آخرالزمان انسان صبح ميکند درحاليکه مؤمن است، و شب ميکند درحاليکه گمراه و کافر شده است.(1)
به همين جهت معلوم ميشود در آخرالزمان، مطالبي که موجب انحراف فکري و عقيدتي ميشود فراوان است، انجام معاصي سبب کافر شدن انسان نميشود ولي اين تبليغات سوء و اینکه هرکسی در مطالب ديني اظهار نظر کند موجب هرجومرج ميشود و در نتيجه اشخاصي که وارد نيستند خيلي زود گمراه ميشوند و فريب میخورند.
از خداوند متعال مسئلت میکنم که همۀ شما را براي اسلام، افرادي نافع و فرزنداني صالح قرار دهد، شما بايد فرزند اسلام و قرآن باشيد همۀ مطالب بايد به قرآن و اسلام برگردد، مسلمان غير از اين مطلب چيز ديگري ندارد.
اميدوارم در آينده براي اسلام اسباب افتخار باشيد و بتوانيد پرچم اسلام را در عالم بلند کنيد و با بدعتها و انحرافات مبارزه کنيد و در علم و تحصيلاتي که داريد اسباب افتخار باشيد تا مسلمانها محتاج بيگانگان نباشند، همينها جهاد است اگر کسي درس بخواند و بگويد من میخواهم جامعۀ اسلامی و مسلمانها را از بيگانگان بينياز کنم، آنها به ما محتاج باشند و به اين فکر باشد که چون در اين جهت مسلمانان نقطۀ ضعفي دارند، آن را برطرف کند اين جهاد است.
پيغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم)ميفرمايد:
1) . صافی گلپایگانی، منتخب الاثر، ج3، ص34، 36، 41.
«اسْتَغْنُوا عَنِ النَّاسِ وَلَوْ بِشَوْصِ السِّوَاكِ».(1)
اميدوارم خداوند متعال به شما بيش از اين حسن نيت عطا فرمايد.
ارتباط خود را با حضرت وليّ عصر(عجل الله تعالی فرجه شریف) حفظ کنيد، به ياد ايشان باشيد، متوجه باشيد که همه رعيت ايشان و در زير سايۀ ايشان هستيم و از خوان نعمت آن حضرت استفاده میکنيم.
«بِيُمْنِهِ رُزِقَ الْوَرَى وَ بِوُجُودِهِ ثَبَتَتِ الأَرْضُ وَ السَّمَاءُ».(2)
خداوند متعال همه را حفظ کند.
سؤال از محضر حضرت آیتالله العظمی صافي:
چگونه میتوانيم از راهنمایيهاي امام زمان(عجل الله تعالی فرجه شریف)در زندگي استفاده کنيم؟
پاسخ: اوّلاً ايشان هدايتهایي دارد که قلوب مردم در تصرف آن حضرت است، من گاهي بعضي اشخاص را میبينم که موفقيتهایي پيدا ميکنند که بهحسب ظاهر حال، انسان آن را بعيد میداند که مثلاً چنين کسي بيايد اينهمه از اموالش را در راه خدا انفاق کند در اين موارد متوجه میشوم که اينها از تصرفات حضرت در قلوب است. همينقدر که انسان متوجه ايشان و به ياد ايشان باشد حتماً حضرت از انسان دستگيري ميکند. وقتي انسان متوجه باشد که امور به دست آن حضرت است، البته به امر خداوند متعال، خودشان هم فرمودهاند که ما بندۀ خدا هستيم، اما آنها بندگان خالص و اوليای خداوند متعالند. انسان وقتي توجه به امام زمان(عجل الله تعالی فرجه شریف) داشته باشد آن حضرت هم به انسان متوجه خواهند شد، نميشود شخصي به ايشان توجه داشته باشد ولي حضرت عنايت
نداشته باشد.
ما در بسياري از گرفتاريها آثار تصرف و لطف ايشان را مخصوصاً نسبت به جامعۀ شيعه ديدهايم.
کتابهایي را که راجع به وظایف مؤمنين در عصر غيبت نوشته شده است مطالعه کنيد که اگر انسان بتواند در همۀ کارهايش خط حضرت را حفظ کند ارزشمند است مثلاً میبيند کسي گرفتار يا مريض است به او کمک کند چون شيعه آقا است و حضرت دوست نمیدارد که او گرفتار بماند و اگر کسي از او دستگيري کند غمی را از دل حضرت برداشته، اگر به اينصورت رابطۀ خودمان را با حضرت حفظ کنيم حتماً موفق میشويم.
همين که شما سؤال ميکنيد از چه راهي بايد به حضرت نزديک شد اين هدايت و قرب به حضرت است، بعضي بهطور کلّي غافلند ولي همينکه انسان به فکر باشد چه کنم که بيشتر به حضرت نزديک باشم اسباب جذب لطف حضرت خواهد شد.
سؤال: چگونه القائات شيطاني را بشناسيم؟
پاسخ: راههاي مختلفي براي شناخت القائات شيطاني وجود دارد ولي نوعاً القائات شيطان به صورتي است که با هواهاي نفساني انسان موافق است.
برحسب قرآن و روايات دو نوع القاء در نفس انسان ميشود گاهي کار خير القاء ميشود و گاهي کار شر، قرآن مجيد ميفرمايد:
الشَّيْطَانُ يَعِدُكُمُ الْفَقْرَ وَيَأْمُرُكُمْ بِالْفَحْشَاءِ؛(1) إِنَّ الَّذِينَ اتَّقَوْا إِذَا مَسَّهُمْ طَائِفٌ مِنَ الشَّيطَانِ تَذَكَّرُوا فَإِذَا هُمْ
1) . بقره، 268. «شيطان به شما وعدۀ فقر میدهد و به زشتيها دعوت ميکند».
مُبْصِرُونَ؛(1)معيار همين است که القائات شيطاني غالباً با هواهاي نفساني موافقت دارد، انسان اگر به مسائل شرعي توجه کند با ملاحظۀ آنها اکثر القائات شيطاني را میشناسد مهم اين است که انسان قدرت و همت داشته باشد که در مقابل القائات شيطاني بايستد و الا بيشتر آنها را همه ميدانيم. چنانکه الهامات رباني را هم میدانيم، اینکه در قلب انسان خطور ميکند که حاجت مؤمني را برآورده کنيم اينها الهامات رباني است، بايد وقتي در قلب واقع شد انجام داد و وقتي القائات شيطاني واقع شد به خدا پناه برد و با استمداد از خداوند متعال آنها را ترک کرد.
کمال انسان به اينصورت حاصل ميشود که هم در آن القائات شيطاني است و هم الهامات رباني.
«مَا مِنْ إِنْسَانٍ إِلا وَفِيهِ ذِمَّتَانِ: ذِمَّةٌ مِنَ الشَّيْطَانِ وَذِمَّةٌ مِنَ الْمَلائِکَةِ».
گاهي هم لازم نيست القائات از طرف همان شيطاني که قرآن معرفي ميکند و نامرئي است باشد، شياطين ديگر هم هستند، شياطين ظاهري، شما وقتي مطلبي را میخوانيد، از راديو میشنويد، از تلويزيون ميبينيد مثلاً اين زن به آن کيفيت ظاهر میشود، اينها القائات شيطاني است و انسان بايد وقتي اينها را میبيند ترک کند و از خداوند متعال کمک بخواهد و به او پناه ببرد.
خداوند همۀ شما را تأييد کند و موفق باشيد.
1) . اعراف، 201. «پرهيزکاران هنگامی که گرفتار وسوسههاي شيطان شوند به ياد خدا میافتند و بينا میگردند».
21.امتحانات عصر غيبت(1)
بسم الله الرحمن الرحيم
بنده با عرض تشکر، اين اعياد شريفه مخصوصاً عيد سعيد ولادت حضرت سيدالشهدا(علیه السلام)و عيد ولادت حضرت بقيّة الله(عجل الله تعالی فرجه شریف) را خدمت شما تبريک عرض میکنم. اميدوارم خداوند متعال همۀ شما را در راهي که در پيش گرفتهايد و مقصد بزرگي که بهدنبال آن هستيد به توفيقات بزرگ نائل کند و به مقاصد حسنهاي که داريد برساند، مخصوصاً خوشحالم از اینکه به مسجد جمکران مشرف شدهايد و با مقام مقدّس حضرت وليّ عصر(عجل الله تعالی فرجه شریف) تجديد عهد و ارتباط برقرار کرديد، اميدوارم اين ارتباط هميشه براي شما برقرار و زنده باشد و توجهات امام زمان(عجل الله تعالی فرجه شریف) نصيب شما شود.
در عصر غيبت کسب رضاي امام زمان(عجل الله تعالی فرجه شریف) و حفظ دين و ايمان بسيار اهميت دارد. همۀ مردم موفق به حفظ ايمان نمیشوند. در روايت جابر بن عبدالله انصاري است که وقتي اين آيه شريفه نازل شد که:
يا أَيهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ؛(2) از حضرت رسول(صلی الله علیه و آله و سلم)سؤال کرد:
يَا رَسُولَ اللهِ عَرَفْنَا اللهَ وَرَسُولَهُ فَمَنْ أُولُوا الأَمْرِ الَّذِينَ قَرَنَ اللهُ طَاعَتَهُمْ بِطَاعَتِكَ؟
«فَقَالَ|: يَا جَابرُ هُمْ خُلَفَائِي وَأَئِمَّةُ الْمُسْلِمِينَ بَعْدِي أَوَّلُهُمْ عَلِيُّ بْنُ أَبي طَالِبٍ ثُمَّ الْحَسَنُ وَالْحُسَيْنُ ثُمَّ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ ثُمَّ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ الْمَعْرُوفُ فِي التَّوْرَاةِ بِالْبَاقِرِ وَسَتُدْرِكُهُ يَا جَابِرُ فَإِذَا لَقِيتَهُ فَأَقْرِئْهُ مِنِّي السَّلامَ ثُمَّ الصَّادِقُ جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ ثُمَّ مُوسَى بْنُ جَعْفَرٍ ثُمَّ عَلِيُّ بْنُ مُوسَى ثُمَّ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ ثُمَّ عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ ثُمَّ الْحَسَنُ بْنُ عَلِيٍّ ثُمَّ سَمِيِّي وَكَنِيِّي حُجَّةُ اللهِ فِي أَرْضِهِ وَبَقِيَّتُهُ فِي عِبَادِهِ ابْنُ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ، ذَاكَ الَّذِي يَفْتَحُ اللهُ تَعَالَى عَلَى يَدَيْهِ مَشَارِقَ الأَرْضِ وَمَغَارِبَهَا، ذَاكَ الَّذِي يَغِيبُ عَنْ شِيعَتِهِ وَأَوْلِيَائِهِ غَيْبَةً لا يَثْبُتُ عَلَى الْقَوْلِ بِإِمَامَتِهِ إِلا مَنِ امْتَحَنَ اللهُ قَلْبَهُ لِلإِيمَانِ...».(1)
ما خدا و رسول را شناختيم، اولي الامري که خداوند اطاعت آنها را مقرون به اطاعت شما کرده است چه کساني هستند؟
حضرت فرمود: «آنها جانشينان من و ائمه مسلمين بعد از من هستند اول آنها علي بن ابيطالب است و تا حضرت صاحب الامر(عجل الله تعالی فرجه شریف) اسم بردند و فرمودند او کسي است که خداوند به دست او مشرق و مغربهاي زمين را فتح ميکند، او کسي است که غايب ميشود از شيعيان و دوستانش، غيبتي طولاني که باقي نمیماند بر عقيدۀ به امامت او مگر کسي که خداوند متعال دل او را به ايمان امتحان و آزمايش کرده باشد».
حفظ ايمان در زمان غيبت بسيار اهميت دارد و کساني که با ايمان و عقيده ثابت ميمانند بايد شکر خدا را بهجا آورند که خداوند متعال آنها را به نعمت ولايت امام عصر(عجل الله تعالی فرجه شریف) مفتخر و بهرهمند فرموده است.
در عصر غيبت بعضي از امتحانات بسيار شديد است. در روايات است يکي از امتحانات در عصر غيبت راجع به بانوان است، خانمها بايد متوجه باشند که امروز میخواهند هويت اسلامی زنان را تغيير دهند، اين امتحان بزرگي است و همۀ زنها از
1) . صدوق، کمال الدین، ص253؛ صافی گلپایگانی، منتخب الاثر، ج1، ص174.
اين امتحان بيرون نمیآيند مگر کساني که خداوند دل آنها را به ايمان آزمايش کرده باشد و ارتباط خود را با امام زمان(عجل الله تعالی فرجه شریف) حفظ کرده باشند.
ميبينيد در روزنامهها و مجلات، چه حرفها و دعوتهايي ميشود، ميخواهند به اسم آزادي زن، هويت اسلام و فرهنگ اسلامی آنان را عوض کنند. اينها مطالبي است که در دورۀ آخرالزمان واقع ميشود.
در روايتي در کتاب «من لا يحضره الفقيه» شيخ صدوق که در حدود هزار سال پيش تأليف شده است از حضرت امير(علیه السلام)نقل شده که حضرت رسول(صلی الله علیه و آله و سلم)میفرمايند:
«يَظْهَرُ فِي آخِرِ الزَّمَانِ وَاقْتِرَابِ السَّاعَةِ وَهُوَ شَرُّ الأَزْمِنَةِ، نِسْوَةٌ كَاشِفَاتٌ عَارِيَاتٌ مُتَبَرِّجَاتٌ مِنَ الدِّينِ، دَاخِلاتٌ فِي الْفِتَنِ، مَائِلاتٌ إِلَى الشَّهَوَاتِ، مُسْرِعَاتٌ إِلَى اللَّذَّاتِ، مُسْتَحِلاتٌ لِلْمُحَرَّمَاتِ، فِي جَهَنَّمَ خَالِدَات».(1)
الحمدلله شما در اين موقعيتي که الآن فراهم شده تعليمات اسلام و معارف اهلبیت(علیهم السلام) را فرا میگيريد، سعادت دنيا و آخرت در احکام اسلامی است، غير از اسلام هيچ مکتبي نمیتواند بشر را به سعادت برساند. اين حرفي نيست که ما بخواهيم تبليغ کنيم بلکه با دليل و برهان براي کساني که با نظر تحقيقي در مکتب اسلام مطالعه کردهاند به ثبوت رسيده است. اگر بشر بخواهد از گرفتاريها و مشکلاتي که دارد نجات پيدا کند، بايد به دين اسلام، و هدايت قرآن و روش اهلبيت(علیهم السلام) تمسک پيدا کند.
شما بايد در کسب اين معارف موفق باشيد و بتوانيد ديگران را هم به اسلام گرايش دهيد.
ما بايد افتخار کنيم که مسلمان و شيعه هستيم و ولايت اميرالمؤمنين(علیه السلام)را داريم. خانمهايي که چادر دارند بايد افتخار کنند.
1) . صدوق، من لا يحضره الفقيه، ج3، ص390، کتاب النکاح، باب المذموم من اخلاق النساء وصفاتهن، ح4374. «در آخرالزمان نزديک به قيامت زناني ظاهر شوند بيحجابان، برهنگان، خودآراستگان براي غير شوهران، رهاکردگان آیين، داخلشدگان در آشوبها، مائلان به شهوات، شتابکنندگان بهسوی لذات و خوشگذرانيها، حلالشمارندگان محرمات الهي، و واردشوندگان در دوزخ».
بحمدالله در اين زمان با اينهمه تبليغاتي که عليه چادر ميشود بيشتر خانمها ملتزم هستند، دختر خانمها چادر خود را حفظ کنند و ديگران را به حفظ هويت اسلامی دعوت کنند.
اميدوارم خداوند توفيقاتش را نصيب شما کند، مخصوصاً خلوص نيت را در خود بيشتر کنيد، تحصيلاتي که میکنيد، هم براي خودسازي باشد و هم براي اینکه در اين برهۀ از زمان زنهاي ديگر را هم نگه داريد تا منحرف نشوند و از خط اسلام خارج نشوند. اميدوارم موفق باشيد.
22.حضرت وليّ عصر(عجل الله تعالی فرجه شریف)در قرآن و روایات و امتحانات عصر غيبت(1)
بسم الله الرحمن الرحيم
قال الله تعالي:
وَنُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ.(2) من خيلي تشکر میکنم از اظهار لطفي که فرموديد و بنده را به زيارت خودتان نائل کرديد.
با اين افتخار بزرگ و انتساب به نام نامی حضرت وليّ عصر عجّل الله تعالی فرجه الشریف و ارواحنا و ارواح العالمین له الفداء که شما دارا هستيد بنده به شما و اسم شريفي که داريد براي مطالب و مقاصد خودم توسل پيدا میکنم.
اسم مهدي و «يا مهدي» بسيار افتخارآميز است، بسيار پيام و معنا دارد، اين اسم و هر اسمی که تعلّق و اشاره داشته باشد به وجود مقدس حضرت وليّ عصر عجّل الله تعالی فرجه الشریف و ارواحنا و ارواح العالمین له الفداء معاني و مفاهيمش براي يک مسلمان بهخصوص شيعه بسيار است، کسي که اين اسم را انتخاب ميکند بايد تعهدات خاصي در امر دين داشته باشد، و به مقام معرفت امام رسيده باشد.
در حديث شريفي که فريقين (هم شيعه و هم سني) نقل کردهاند آمده است:«مَنْ مَاتَ وَلَمْ يَعْرِفْ إِمَامَ زَمَانِهِ مَاتَ ميتَةً جَاهِلِيَّةً».(1)
کسي که خود را به اين اسم انتساب داده، خودش را از مردن جاهلي نجات داده است، و درواقع به مقاماتي رسيده است که خودش را با اين اسم معرّفي ميکند. اين اسم معاني مختلفي دارد، هم در قرآن و هم در احاديث.
در کتاب «منتخب الأثر»(2)بعضي از القاب خاصۀ حضرت وليّ عصر(عجل الله تعالی فرجه شریف) را احصاء کردهام که ببينم در چند روايت ذكر شده است، مثلاً لقب «مهدي» يا «قائم»؛ بعضي از اين القاب شايد در سيصد روايت ذكر شده است.
اين القاب هر کدام معاني خاصّي دارد که براي شناخت حضرت بسيار مؤثر است و دلالت بر کارهاي بزرگي دارد که از آن حضرت صادر ميشود.
لقب «مهدي» از القابي است که شيعه و سني ذكر کردهاند؛ يعني حتي در زمان حضرت رسول(صلی الله علیه و آله و سلم)که بشارت به وجود حضرت مهدي(عجل الله تعالی فرجه شریف) میدادند، اين لقب بيش از همۀ لقبها ذكر شده، در رواياتي که از حضرت رسول(صلی الله علیه و آله و سلم)به ما رسيده وقتي حضرت وليّ عصر(عجل الله تعالی فرجه شریف) را معرفي میفرمايند چنين تعبير ميکنند که:
«اَلْمَهْدِيُّ رَجُلٌ مِنْ عِتْرَتِي»؛(3)
يا: «اَلْمَهْدِيُّ مِنَّا أَهْلَ الْبَيْتِ»؛(4)
1) . صدوق، کمال الدین، ص409؛ ابنشهرآشوب، مناقب آل ابیطالب، ج3، ص18؛ مجلسی، بحار الانوار، ج8، ص368. «کسي که بميرد و امام زمان خود را نشناخته باشد، مرگش همانند مرگ جاهليت است».
2) . کتاب «منتخب الاثر فی الامام الثانی عشر(عجل الله تعالی فرجه شریف)» از آثار حضرت آیتالله العظمی صافی گلپایگانیمدظلهالعالی است که اخيراً در سه جلد با اضافات تجديد چاپ شده است.
3) . قندوزی، ینابیع المودّه، ج3، ص263.
4) . احمد بن حنبل، مسند، ج1، ص84؛ صدوق، کمال الدین، ص152؛ حاکم نیشابوری، المستدرک، ج4، ص557؛ طبری امامی، دلائل الامامه، ص464؛ ابنبطریق، عمدة عیون صحاح الاخبار، ص439؛ صافی گلپایگانی، منتخب الاثر، ج2، ص62، 72، 127.
يا: «اَلْمَهْدِيُّ مِنْ وُلْدِي»؛(1)
يا خطاب به حضرت زهرا(علیها السلام) ميفرمايد:
«اَلْمَهْدِيُّ مِنْ وُلْدِكِ».(2)
بههرحال جمعيت يا هيئت يا کسي که اين نام را براي خود انتخاب کرده است، بايد مفاهيم و معاني آن را متوجه باشد و به آن معاني عامل باشد، بهخصوص در اين عصر غيبت که عصر امتحان است و خصوصاً در زمان ما که گويا اين امتحانات در حال تشديد شدن است و همه در معرض امتحان قرار میگيرند مخصوصاً جوانهاي عزيز و بانوان، ميبينيد چه امتحاناتي پيش آمده است، براي اینکه انسان از امتحان خوب بيرون بيايد، قوت ايمان و استقامت لازم است.
در روايت جندل بن جناده بن جبير است که وقتي خدمت حضرت رسول(صلی الله علیه و آله و سلم)شرفياب شد و اسلام آورد و از اوصيای حضرت سؤال کرد، حضرت اسامی اوصيای خود را براي او ذكر کردند تا رسيدند به اسم حضرت وليّ عصر(عجل الله تعالی فرجه شریف) و فرمودند: «فَيَغِيبُ»؛ يعني آن حضرت از مردم غایب و پنهان ميشود.
«طُوبَى لِلصَّابِرِينَ فِي غَيْبَتِهِ، طُوبَى لِلْمُتَّقِينَ عَلَى مَحَبَّتِهِمْ».(3)
خوشا به حال کساني که در غيبت آن حضرت صبر و شکيبایي ميکنند، ناملايمات را تحمل ميکنند، خوشا به حال کساني که در دوستي اهلبيت(علیهم السلام) پا برجا میمانند.
1) . ابنبابویه، الامامة و التبصره، ص120؛ صدوق، کمال الدین، ص286 – 287؛ خزاز قمی، کفایة الاثر، ص67، صافی گلپایگانی، منتخب الاثر، ج2، ص133 – 233.
2) . طبری امامی، دلائل الامامه، ص444؛ اربلی، کشف الغمه، ج2، ص468؛ صافی گلپایگانی، منتخب الاثر، ج2، ص119، 147.
3) . قندوزی، ینابیع المودّه، ج3، ص 283 – 285.
اگر انسان بخواهد دينش را نگه دارد در بعضي زمانها بهخصوص در زمان ما، بايدمحروميتهایي را تحمل کند، اصولاً دينداري به همين معنا است که انسان خودش را از انجام بعضي کارها نگه دارد، البته اينها محروميت نيست، رسيدن به مقامات و فوز و رستگاري است، در ادامه حضرت ميفرمايد:
«أُولَئِكَ الَّذِينَ وَصَفَهُمُ اللهُ فِي كِتَابِهِ وَقَال: الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيبِ؛(1)ثُمَّ قَالَ تَعَالَی: أُولَئِكَ حِزْبُ اللّهِ أَلَا إِنَّ حِزْبَ اللّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ(2)».(3)
اينها کساني هستند که خداوند آنها را در قرآن مجيد توصيف کرده است که ايمان به غيب دارند.
در تفاسير معتبر آمده است که مراد از ايمان به غيب در اين آيه ايمان به ولايت حضرت وليّ عصر(عجل الله تعالی فرجه شریف) است، يا اين ايمان يکي از مصاديق ايمان به غيب است، بنابر اينکه الف و لام عهد باشد يعني همين غيب خاص يا الف و لام جنس باشد يعني تمام عقاید غيبي که انسان بايد به آن اعتقاد داشته باشد.
اصولاً هستۀ مرکزي تمام اديان الهي ايمان به غيب است، يعني اگر کسي ايمان به غيب نداشته باشد دين ندارد، دين و ايمان يعني ايمان به غيب و اینکه انسان باور داشته باشد که عالم غيبي هست، خداوندي هست، معادي هست و ملائکه هستند و فقط همين عالم ظاهر و ماده نيست، البته از اين روايت استفاده ميشود که اين الف و لام عهد است، بعد ميفرمايد:
اينها کساني هستند که خداوند آنها را در قرآن توصيف کرده است که حزبالله هستند، حزبالله اينها هستند، حزبالله شما هستيد که میخواهيد اين ارتباط را با
حضرت وليّ عصر(عجل الله تعالی فرجه شریف)داشته باشيد و انشاءالله ارتباطتان کاملتر و محکمتر شود.ثم قال تعالي: أُولَئِكَ حِزْبُ اللهِ أَلَا إِنَّ حِزْبَ اللهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ.(1)
تنها گروهي که رستگارند حزب خدا هستند و حزب خدا، حزب امام زمان(عجل الله تعالی فرجه شریف)است، حزب امام زمان(عجل الله تعالی فرجه شریف)کساني هستند که ملتزم به احکام خدا هستند، چيزي از پيش خود بر اسلام اضافه يا کم نميکنند، نسبت به تمام احکام خداوند متعال ارتباط خود را مساوي میدانند.
همۀ فيضها از طرف خداوند متعال بهواسطۀ وجود اقدس حضرت وليّعصر(عجل الله تعالی فرجه شریف)میرسد.
وُجُودُ الْمَعْصُومِ فِي کُلِّ عَصْرٍ وَزَمَانٍ مِنْ أَعْظَمِ النِّعَمِ وَسَائِرُ النِّعَمِ فِي جَنْبِ هَذِهِ النِّعْمَةِ الْعُظْمَی قَلِيلَةٌ قَصِيرَةٌ؛
وجود معصوم در هر عصر و زماني از بزرگترين نعمتهاي الهي است و ديگر نعمتها در جنب نعمت ولايت امام هرچه باشد کم و کوتاه است.
آياتي که در قرآن راجع به حضرت وليّ عصر(عجل الله تعالی فرجه شریف) است زياد است، در کتابي به نام (المحجة) بيش از صد آيه آمده است،(2)و شايد بيشتر از اين هم باشد ازجمله آیه:
وَعَدَ اللّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَلَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ الَّذِي ارْتَضَى لَهُمْ وَلَيُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ
بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً يَعْبُدُونَنِي لَا يُشْرِكُونَ بِي شَيئاً؛(1)و آيه: وَنُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ؛(2) و آيه:
وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِي الصَّالِحُونَ.(3) بعضي از آيات است که به غير از وجود حضرت وليّ عصر(عجل الله تعالی فرجه شریف) و ظهور آن حضرت و حکومت جهاني حضرت به هيچ چيز ديگر قابل انطباق نيست؛ يعني اگر کسي بخواهد آن آيات را تفسير کند تفسيرش فقط به وجود مقدس امام زمان(عجل الله تعالی فرجه شریف) و ظهور آن حضرت و حکومت جهاني حضرت است مثل اين آيه:
هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ.(4) اميدوارم اين اسمی را که انتخاب کرديد بامسمّا باشد و با حضرت ارتباط واقعي داشته باشيد، ارتباط واقعي اين است که انسان نسبت به احکام خدا و دين خدا التزام داشته باشد، امربهمعروف و نهيازمنکر کند، مخصوصاً امام زمان(عجل الله تعالی فرجه شریف) از شما جوانان و نوجوانان خيلي انتظار دارند، و وقتي ببينند شما در خط آن حضرت هستيد بسيار مسرور میشوند، اين افتخار را براي خود قائل باشيد که فرزندان امام زمان(عجل الله تعالی فرجه شریف) هستيد، وقتي انسان اين نسبت را داشته باشد بايد خيلي مواظب و مراقب کارهاي خود باشد،
1) . نور، 55. «خداوند به کسانی از شما که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام دادهاند وعده میدهد که قطعاً آنان را حکمران روی زمین خواهد کرد، همانگونه که به پیشینیان آنها خلافت روی زمین را بخشید؛ و دینی را که برای آنها پسندیده، پابرجا و ریشهدار خواهد ساخت، و ترسشان را به امنیت و آرامش مبدّل میکند، آنچنان که تنها مرا میپرستند و چیزی را شریک من نخواهند ساخت».
2) . قصص، 5. «ما میخواستیم بر مستضعفان زمین منت نهیم و آنان را پیشوایان و وارثان روی زمین قرار دهیم».
3) . انبياء، 105. «در زبور بعد از ذکر (تورات) نوشتیم: بندگان شایستهام وارث (حکومت) زمین خواهند شد».
4) . توبه،33، صف، 9؛ فتح، 28.
اميدوارم موفق و مؤيد باشيد.
والسلام عليکم ورحمة الله وبرکاته
23.ضرورت شناخت ابعاد مهدويت و چگونگي تأليف کتاب منتخب الاثر(1)
بسم الله الرحمن الرحيم
«اللَّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الحجَّة بن الحَسَنْ صَلَوَاتُكَ عَلَيْهِ وَعَلَی آبَائِهِ فِي هَذِهِ السَّاعَةِ وَفِي كُلِّ سَاعَةٍ وَلِيّاً وَحَافِظاً وقَائِدَاً وَنَاصِراً وَدَلِيلاً وَعَيْناً حَتَّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فِيهَا طَوِيلاً»؛
«أَلَّلهُمَّ بَلِّغْهُ مِنَّا تَحيَّةَ وَسَلاماً».
بنده بسيار تشکر میکنم از اظهار لطف آقايان که بنده را به زيارت خودشان نائل فرمودند، واقعاً تشکر میکنم. خيلي اسباب خوشحالي و مسرّت و تقدير براي بنده فراهم شد. اميدوارم همه مشمول عنايات و توجهات حضرت وليّ عصر عجّل الله تعالی فرجه الشریف و روحي و ارواح العالمين له الفداء قرار داشته باشيد و در اين امر مهم و خدمت بزرگي که عهدهدار شدهايد موفقيتهاي بزرگ نصيب شما شود و بتوانيد قدمهاي بزرگ برداريد و بر همۀ جوانب و نواحي اين موضوع احاطه پيدا کنيد و خدمات ارزندهاي انجام دهيد.
مردم را به فرهنگ مهدويت که اساس همۀ مطالب و روح دين و ايمان و ولايت
1) . دیدار مسئولين و دانشپژوهان مرکز تخصصي مهدويت با حضرت آیتالله العظمی صافی گلپایگانیمدظلهالعالی در تاریخ 18 خرداد 1388.
است بيشتر آشنا کنيد، اين کار بسيار بزرگي است، هرکسی که وجودش را اختصاص دهد براي خدمت به حضرت وليّ عصر(عجل الله تعالی فرجه شریف) و ملازمان و چاکران حضرت افتخار بزرگي نصيب او شده است و نميشود گفت چيزي از اين بالاتر وجود دارد.
صاحب همۀ مراکزي که ما داريم اعمّ از حوزهها و ديگر مراکز وجود مقدس حضرت وليّ عصر(عجل الله تعالی فرجه شریف)است و اين براي ما خيلي کمبود است که ايشان را نشناسيم و نسبت به ابعاد مختلف و مطالب مربوط به وجود مقدس آن حضرت کمبود داشته باشيم.
البته ما نمیتوانيم آنطور که بايد و شايد نسبت به مقام مقدس حضرت وليّعصر(عجل الله تعالی فرجه شریف) معرفت پيدا کنيم. ما للتراب و ربّ الارباب، اما به قول شاعر:
اندرآن موکب که بر پشت صبا بندند زين***باسليمان چون برانم من که مورم مرکب است
بايد اشخاص و افرادي مثل شيخ طوسي، صدوق، نعماني و يا بالاتر از اينها بيايند در اين امور عرض وجود کنند بالاخره ما هم میخواهيم ريزهخوار خوان نعمت آن بزرگان باشيم، اميدواريم از برکات وجود آنها استفاده کنيم و وابستگيهایي نسبت به مقام مقدس حضرت وليّ عصر(عجل الله تعالی فرجه شریف) پيدا کنيم.
اين برنامۀ تخصصي که شما داريد بسيار مهم است و بايد قدر خودتان را بدانيد، اين توفيق را به همه کس نمیدهند، توفيقي است که گويا از عالم غيب افاضه ميشود تا انسان بتواند در اين مسلک و صنف قرار گيرد و ابعاد مسألۀ مهدويت را بررسي کند و در هر حدي که بتواند آگاه و مطلع شود، اين از توفيقاتي است که انسان بايد بداند مستقيماً از طرف خداوند نصيب او شده است.
خدماتي که بسياري از علما انجام دادهاند همه بهخاطر توجهات خداوند متعال وخود حضرت است، البته اینکه قلوب در تصرف ايشان است امارات و شواهد بسيار
داريم که اگر بخواهيم بازگو کنيم طولاني ميشود.
من خيلي خوشحال شدم و تشکر میکنم.
کاش بنده هم در خدمت شما بودم و از شما استفاده میکردم و فيض میبردم و در جلسات شما شرکت میکردم.
آن جلسات، چه جلسات خوبي است که دائماً رحمت الهي بر شما نازل میشود، چه برکات و رحمتهایي.
هيچ مجلسي بالاتر از مجلسي نيست که به نام نامی امام زمان(عجل الله تعالی فرجه شریف) و ذكر احاديث و فضائل وجود مقدس آن حضرت معمور باشد. مدرسي از اينها بالاتر نيست، مکتبي بالاتر نيست، درسي بالاتر نيست اميدوارم خداوند به شما توفيق کامل عطا فرمايد.
البته نواحي و ابعاد اين کار خيلي گسترده است، اگر انسان چهار سال و چهل سال هم کار کند میبيند باز هم بايد کار کند و مطلب در اين موضوع زياد است.
يکي از مطالبي که در اينجا هست مسألۀ اشخاصي است که ادعاي مهدويت ميکردند (متمهديها) شناخت فساد و بطلان اينها خيلي لازم است مخصوصاً بابيه و اينهایي که فعلاً هستند، همچنين مطالعۀ کتابهایي که در رد آنها نوشته شده است، حتي کتابهاي خود آنها چون بعضي ازکتابهايشان بيشتر از کتابهایي که در رد آنها نوشته شده دليل بر بطلانشان هست، در بعضي از کتابهاي ميرزا عليمحمد مطالب و الفاظي هست که وقتي حاج ملاهادي نجمآبادي آنها را در يک جلسه خواند گفت:
«لَعَمْرِي لَبَلَغَ فِي دَرَکَاتِ الْهِذْيَانِ حَدَّ الإِعْجَازِ»؛
او اگر معجزۀ خودش را هذيانگویي و نامربوطگویي قرار داده بود معجزه بود.
لازم است در اطراف وضعيت و پيدايش اينها و کتابهایي که در اين زمينه نوشته شده است مطالعه شود مثلاً کتابي که مرحوم حاج شيخ جواد بلاغي نوشته است،روايات ممتازي دارد که گويا کتاب غيبت فضل بن شاذان پيش ايشان بوده است چون
بلاواسطه از آنجا نقل ميکند (البته بعضي ديگر از علما هم اين کتاب را داشتهاند). اين کتاب جالبي است به فارسي هم ترجمه شده مرحوم آقاي فاني ترجمه کرده است(1)
و کتابهاي ديگري هم هست مثل کتاب مرحوم آقای شيخ احمد شاهرودي،(2)کتاب بزرگي است ايشان بعضي از احاديث مشکل و دشوار را مطرح کرده، مثل حديث ابولبيد. اينها رويهمرفته خوب است نه اینکه جواب آنها باشد، جواب آنها خيلي مهم نيست آنها الآن شناخته شده هستند که هويتشان چه بوده است، ولي بههرحال در اين کتابها مطالب ديگري راجع به مهدويت و تحقيقاتي راجع به روايات است.
لازم است همۀ اين کتابها مورد مطالعه و بررسي قرار گيرد تا جوانب مختلف کار شما بر اساس اتقان، تحقيق و استحکام باشد.
الآن کتابهایي به عناويني نوشته میشود، که گاهي مطالب ضعيفي دارد و مطالب قوي را هم ضعيف ميکند بايد مواظب بود اين مطالب را با دقت نقل کنند اگر حکاياتي نقل ميکنند بهصورتي باشد که براي کسي که ميخواند يا میشنود صددرصد باشد و وقوعش قابل شبهه نباشد، اينگونه نباشد که همينکه فلانکس از فلانکس گفته ما نقل کنيم، بايد کل مطالب با استحکام و بررسي دقيق باشد اگر کم باشد ولي کامل، بهتر است از اینکه زياد باشد و خداي نکرده مشتمل بر مطالب ضعيفي باشد.
اميدوارم اين آغازي باشد مفيد براي حوزه و ديگران، وقتي چنين جمعيتي در حوزهباشد باعث ميشود ديگران هم در اين مسأله وارد شوند غير از اين است که در حوزه
هيچکس از اين مطالب اطلاعي نداشته باشد مثلاً بپرسند متمهدي سوداني چه کار کرد؟ که بود؟ و چه شد؟ يا از روايات و احاديث سؤال کنند و کسي نداند.
اين امر حتمی و مسلم است که اين ظهور در عالم اتفاق خواهد افتاد، بر اساس هر حسابي که باشد بايد دنيا منتهي به چنين جريان و ظهوري شود، اينها مطالبي است که در کتب عهد عتيق اديان ديگر آمده است گويا عالم از اول منتظر بوده است که به چنين نقطهاي منتهي شود و چنين مرکز کمالي براي عالم محقق شود و الا عالم خلقت ناقص میماند.
بههرحال خوشحالم و ممنونم از اینکه بنده را به زيارت خودتان مشرف کرديد و آرزو میکنم يکي از شما و در خدمت شما بودم و میتوانستم با شما همکاري داشته باشم.
سؤال: حضرت آیتالله در صورت امکان در مورد کتاب «منتخب الاثر» که تأليف فرمودهايد توضيحاتي بيان فرمایيد.
جواب: در آن زمان من خيلي روي اين کتاب زحمت کشيدم. آنوقت کتاب کم بود اگر در تمام قم میگشتيد کتابهایي که ممکن بود مصدر کتابي مثل منتخب الاثر شود بهقدر همين کتابخانهاي که بنده الآن دارم که خيلي جزئي و مختصر است، کتاب نبود بعضي کتابها را با زحمت پيدا میکردم براي پيدا کردن بعضي کتابها به تهران میرفتم يا جاهاي ديگر. در آن زمان وسائل مثل امروز نبود.
تاريخ بغداد چهارده جلد است من تمام آن را ديدم از اول تا آخر، تا چند روايت پيدا کنم يک صفحه نبود که نديده باشم يا مسند احمد و کتابهاي ديگر که در مقدمه
نوشتهام، تمام اينها را با زحمت ديدهام.
يادم هست کتابي را میخواستم پيدا کنم که در قم نبود و براي من خيلي اهميت داشت رفتم تهران پيدا نشد، رفتم خيابان باب همايون کتابخانهاي بود که پيرمردي صاحبش بود از او پرسيدم اين کتاب را داريد؟ گفت بله و رفت از بالا آورد و به من داد و من همانجا مطلبي که میخواستم پيدا کردم، گفتم من چنين مطلبي میخواستم اگر اجازه دهيد همينجا بنويسم گفت مانعي ندارد.
دو سه سالي که مشغول اين کتاب بودم شب و روز مشغول بودم حتي در راه، چون منتخب الاثر به صورتي است که براي اولين بار به اين صورت تدوين شده است، اگر میخواستم به صورتهاي سابق تدوين کنم شايد بيست جلد هم بيشتر میشد، ديدن روايات و بررسي دلالت هر روايت و ارتباطش با ابواب مختلف خيلي زحمت داشت.
من وسيلهاي که نداشتم، همۀ اين روايات را خودم استنساخ میکردم و بعد پاکنويس میکردم، بعد هم چون در تهران چاپ میشد خودم هر روز مقداري مطلب براي چاپخانۀ حيدري توسط دانشمند محترم آقای حاج ميرزا حسن مصطفوي که از فضلا است ارسال میکردم به اين صورت که خودم هر روز عصرها میرفتم گاراژ ترانسپورت تا اگر مسافري آشنا باشد به او بدهم و خواهش کنم که بدهد به ایشان.
در بازنگري مجدّد دوباره از اول تا آخر تمام روايات را ديدهام چون بعضي جاهاشمارهها بههم خورده بود شايد حدود چند هزار ساعت کار شده است.
مطالبي در آن هست که جواب احمد کاتب و امثال آنها داده ميشود البته اشخاص مختلفند اشخاصي هستند که مغرضند، پول میگيرند، تشويقشان ميکنند، هرچه به آنها بگویيم فايده ندارد.
در اين کتاب ثابت کردهام که روايات کتاب منتخب الاثر و يا بالاتر روايات کتاب غيبت شيخ طوسي و نعماني و کمال الدين و غيبت فضل بن شاذان و امثال آن، همه قبل از اينها بوده است و پيش شيخ و ديگران کتابهاي اصل موجود بوده که قبل از ولادت حضرت وليّ عصر(عجل الله تعالی فرجه شریف) تأليف شده است.
والسلام عليکم ورحمة الله وبرکاته
24.اهمیت نماز(1)
بسم الله الرحمن الرحيم
كُلُّ نَفْسٍ بِمَا كَسَبَتْ رَهِينَةٌ * إِلَّا أَصْحَابَ الْيمِينِ * فِي جَنَّاتٍ يَتَسَاءَلُونَ * عَنِ الْمُجْرِمِينَ * مَا سَلَكَكُمْ فِي سَقَرَ * قَالُوا لَمْ نَكُ مِنَ الْمُصَلِّينَ.(2) مرحوم آیتالله العظمی بروجردي(قدس سره) ميفرمودند، نماز به حضور خدا رفتن است يعني وقتي انسان مشغول نماز ميشود خودش را بايد در حضور خدا ببيند البته انسان هميشه در حضور خدا است و هيچ وقت از محضر خدا خارج نيست گاهي انسان غفلت دارد ولي حقيقت اين است که تمام کائنات و ممکنات در محضر خداوند متعال هستند، همه در تمام مواقع و آنات در عنايت و تربيت خداوند متعال هستند اگر لطف و تربيت خداوند متعال به ممکنات و کائنات نرسد همه هباءً منثوراً ميشوند ولي سخن گفتن با خداوند متعال در حال نماز موقعيت خاصي است و انسان بايد متوجه باشد کجا رفته است؟ و چه حضور بزرگي براي او در درگاه خداوند متعال پيدا شده است؟
1) . دیدار مديران مدارس متوسطه آموزش و پرورش منطقه 18 تهران با حضرت آیتالله العظمی صافی گلپایگانیمدظلهالعالی در تاریخ 2 ارديبهشت 1387.
2) . مدثر، 38 - 43. «هرکس در گرو عمل خویش است؛ مگر اصحاب یمین؛ آنها در باغهای بهشتند، و سؤال میکنند از مجرمان، که چه چیز شما را به دوزخ وارد ساخت؟ میگویند: ما از نمازگزاران نبودیم».
اين اذکاري که در نماز است همه آموزنده و معرفتبخش است همه به انسان آگاهي و بصيرت میدهد الله اکبر خيلي معنا دارد، صداي کائنات است، عالم ملک و ملکوت همه همين را میگويند.
الله اکبر: خداوند متعال از همه بزرگتر و بالاتر است.
«سُبْحَانَ اللهِ، سُبْحَانَ رَبِّيَ الْعَظِيمِ وَبِحَمْدِهِ، سُبْحَانَ رَبِّيَ الاعْلَی وَبِحَمْدِهِ»، ذكري از اينها بالاتر نيست اینکه انسان مترنّم به اين اذکار باشد و خدا را فراموش نکند بسيار باارزش است.
در مدارس، دبستانها، دبيرستانها، دانشگاهها در همهجا بايد وقتي موقع نماز ميشود همه براي اینکه به حضور خدا بروند آماده باشند و همۀ کارها را به زمين بگذارند.
در مورد نماز جمعه قرآن ميفرمايد:
يَا أَيَّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا نُودِي لِلصَّلَاةِ مِنْ يوْمِ الْجُمُعَةِ فَاسْعَوْا إِلَى ذِكْرِ الله وَذَرُوا الْبَيعَ ذَلِكُمْ خَيرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ.(1) در مورد نمازهاي يوميه هم وقتي اول وقت میشود، انسان بايد فرصت را غنيمت بشمارد، بسا ميشود که بعداً براي انسان فرصت فراهم نميشود، مثل اینکه بلاتشبيه اگر انسان بخواهد به حضور شخص بزرگي برود، اهتمام ميکند که در اول وقت آنجا حضور پيدا کند، تا چه رسد به اینکه بخواهد به حضور خداوند متعال برسد قرآن ميفرمايد:
كُلُّ نَفْسٍ بِمَا كَسَبَتْ رَهِينَةٌ.(2) اينچنين نيست که کارهاي انسان ثبت نشود و مورد سؤال قرار نگيرد.
عربي خدمت حضرت رسول(صلی الله علیه و آله و سلم)آمد و در محضر حضرت، قرآن را فرا میگرفت تا رسيد به اين آيۀ شريفه:
فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَيْراً يَرَهُ * وَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرّاً يَرَهُ(1) فَقَالَ: تَکْفِينِي هَذِهِ.(2)
گفت: اگر کسي بخواهد پند بگيرد همين آيه کافي است.
كُلُّ نَفْسٍ بِمَا كَسَبَتْ رَهِينَةٌ * إِلَّا أَصْحَابَ الْيمِينِ.(3) چنين نيست که انسان هر کاري که میتواند انجام دهد و سؤال و جوابي نباشد، حسابي نباشد، همه در گرو اعمال خويش هستند، مگر اصحاب يمين که آنها بهواسطۀ اعمال خير و خوبي که دارند در گرو کارهاي بدي که ديگران انجام دادهاند نيستند و بيحساب وارد بهشت میشوند.
فِي جَنَّاتٍ يَتَسَاءَلُونَ * عَنِ الْمُجْرِمِينَ * مَا سَلَكَكُمْ فِي سَقَرَ؛(4) اصحاب يمين در باغهاي بهشتند و از اهل جهنم سؤال ميکنند چه چيز شما را به دوزخ فرستاد؟
قَالُوا لَمْ نَكُ مِنَ الْمُصَلِّينَ؛(5) میگويند ما از نمازگزاران نبوديم.
البته در اينجا براي کلمۀ (مصلّين) معاني ديگري هم گفتهاند.
مسألۀ نماز براي رفع گرفتاري دنيا و آخرت مؤثر است حتي در روايت آمده است که اگر ناراحتي و گرفتاري پيدا کرديد فکرتان مشوش شد، دو رکعت نماز بخوانيد تا آرامش قلب براي شما پيدا شود و اضطرابتان برطرف شود.
وَاسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلَاةِ.(1) براي قضای حوائج، براي اصلاح نفس، براي ارتباط با خداوند متعال نماز بخوانيد.
خداوند همۀ ما را از نمازگزاران قرار دهد.
روز عاشورا در آن وضعيت و اضطرابي که بود وقتي ابوثمامه به حضرت سيدالشهدا(علیه السلام)تذکر داد که وقت نماز ظهر است حضرت برايش دعا کردند و فرمودند:
«جَعَلَكَ اللهُ مِنَ الْمُصَلِّينَ».(2)
انسان وقتي نماز ميخواند اگر همۀ مصيبات هم به او روي آورده باشد فراموش ميکند، ياد خداوند متعال دل انسان را محکم ميکند و به انسان ثبات قلب و استقامت میدهد.
اميدوارم خداوند متعال همۀ شما را از اهل نماز قرار دهد.
تلاش کنيد تا اين دانشآموزها در مسير اخلاق، تقوا و استقامت و امر دين باشند و هويت ديني خودشان را حفظ کنند.
در اين زمان دشمنان تلاش ميکنند هويت ديني ما را از بين ببرند البته در زمانهاي گذشته هم بوده است از صد سال پيش تا الآن دشمنان اسلام کوشش ميکنند تا هويت
اسلامی مسلمانها را ضعيف کنند و برنامههای مختلفي داشتند، حتي در اين مقام بودند که در ظاهر مسلمانان هم تغيير بدهند، ما در اين زمان بايد مواظب باشيم تا هويت اسلامی خودمان را حفظ کنيم و همۀ برنامههايمان را از اسلام بگيريم بازار، اداره، مدرسه تعليم و تربيت همه اسلامی باشد.
شما عزيزان که در مدارس اين برنامهها را پياده ميکنيد پيش خداوند متعال اجر بسيار داريد و بدانيد کار شما بسيار بزرگ است، براي آينده مسلمان میسازيد آنهم مسلمان معتقد که در آينده مثل شما طرفدار اسلام باشند.
من به شما اين توفيقات را تبريک عرض ميکنم و اميدوارم بيشتر اين برنامهها را گسترش دهيد مردم هرچه بيشتر با قرآن و دستورات اسلام ارتباط پيدا کنند به سعادت دنيا و آخرت نزديکتر میشوند. اميدوارم موفق و مؤيد باشيد.
والسلام عليکم ورحمة الله وبرکاته
25.آثار و برکات نماز(1)
بسم الله الرحمن الرحيم
كُلُّ نَفْسٍ بِمَا كَسَبَتْ رَهِينَةٌ.(2) بسيار تقدير میکنم از اهتمامی که شما در امر احيای نماز داريد اميدوارم همانطور که حضرت سيدالشهدا(علیه السلام)وقتي متذکر نماز شدند فرمودند:
«جَعَلَكَ اللهُ مِنَ الْمُصَلّينَ».(3)
خداوند شما را از نمازگزاران و اقامهکنندگان نماز قرار دهد و از کساني که مقيم نماز هستيد.
رَبِّ اجْعَلْنِي مُقِيمَ الصَّلَاةِ.(4) شايد اقامۀ نماز و بهپا داشتن آن معنایي بالاتر از خواندن نماز داشته باشد، شايد برپا نگاه داشتن و برپا کردن آن با عظمت و با شکوه آنطورکه شايسته است معناي وسيعتري داشته باشد.
«الصَّلاةُ عَمُودُ الدِّينِ، إِنْ قُبِلَتْ قُبِلَ مَا سِوَاهَا، وَإِنْ رُدَّتْ رُدَّ مَاسِوَاهَا».(5)
1) . دیدار گروهی از خواهران با حضرت آیتالله العظمی صافی گلپایگانیمدظلهالعالی در تاریخ 2 ارديبهشت 1387.
2) . مدثر، 38. «هرکس در گرو عمل خویش است».
3) . مجلسی، بحار الانوار، ج45، ص21.
4) . ابراهيم، 40. «پروردگارا مرا برپاکننده نماز قرار بده».
5) . صدوق، المقنع، ص73. «نماز پايه و ستون دین است اگر قبول شود ساير عبادات هم قبول ميشود و اگر رد شود اعمال ديگر هم رد ميشود».
در مورد اهميت نماز، آيات و روايات و احادیث بسيار زياد است و در اين زمينه تشويقات و ترغيبات فراواني شده است.
نماز ارتباط بنده با خداوند متعال است و انسان را به حضور در درگاه خداوند متعال میبرد کسي که نماز نخواند گويا با خدا قطع رابطه کرده است.
فواید معنوي و برکات نماز را نمیتوان در يک جلسه گفت.
در مورد عِقاب کساني که نماز را بدون عذر ترک کنند يا در امر نماز مسامحه کنند، احکام آن را ياد نگيرند آنقدر تأکيد شده که حتي در حد کفر است.(1)
مردم را به نماز دعوت کنيد، احکام نماز و قرائت صحيح و تجويد آن را ياد بدهيد.
دستورات و برنامههای نماز سازنده است و انسان را به درگاه خداوند متعال نزديک ميکند و باعث ترقي ميشود.
اينها بزرگترين خدمت به جامعه است، مردم را اهل نماز ميکند و در اين صورت همانطور که در قرآن آمده است:
إِنَّ الصَّلَاةَ تَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنْكَرِ.(2) نماز در دور شدن انسان از منکرات و معاصي مؤثر است و در انسان حالت تعهد ايجاد ميکند، خود نماز تعهد است، همينکه وقت نماز میرسد انسان متعهد ميشود که به درگاه خداوند برود تعهد بزرگ معنوي، ديني و اسلامی است، در اين صورت انسان ديگر برنامههای مذهب را هم رعايت ميکند.
اميدوارم خداوند متعال به شما توفيق دهد بيش از اين در اين کار تلاش کنيد.
اوّلاً سعي کنيد خودتان اهل عمل باشيد، با رفتارتان در مورد حجاب، عصمت و
عفت، ديگران را به اين امور تشويق کنيد.
البته نماز ستون دين است ولي همۀ اسلام نماز نيست، احکام ديگر هم بايد رعايت شود مخصوصاً حجاب خانمها خيلي مهم است، در اين زمان مهمترين وظيفۀ خانمها حجاب است، مهمترين جهاد خانمها در اين زمان اين است که در الگوي اسلامی ظاهر شوند و امتيازاتي که بايد زن مسلمان از ساير زنان داشته باشد محفوظ نگه دارند.
قرآن مجيد در مورد اهلبیت پيامبر(صلی الله علیه و آله و سلم)ميفرمايد:
وَإِذَا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتَاعاً فَاسْأَلُوهُنَّ مِنْ وَرَاءِ حِجَابٍ ذَلِكُمْ أَطْهَرُ لِقُلُوبِكُمْ وَقُلُوبِهِنَّ.(1) معيار اين است که زنها به صورتي ظاهر شوند که عفت آنها محفوظ بماند و زن و مرد دچار تشويش ذهني و غرائز جنسي نشوند وقتي از پشت حجاب با زنها صحبت کنيد و اگر بخواهيد چيزي از آنها بگيريد من وراء حجاب باشد براي پاکتر بودن دل شما و آنها بهتر است.
ما مسلمانها بايد تحت تأثير تبليغات قرار نگيريم، زن مسلمان نميشود با مرد همجلسه باشد، اين اسلامی نيست که بخواهند دائماً در يک جلسه باشند.
انشاءالله شما در اين زمان حيات اسلامی خود را حفظ کنيد اسلام اينهمه ارزش و ارج براي زنان قائل شده است.
مَنْ عَمِلَ صَالِحاً مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيينَّهُ حَياةً طَيبَةً وَلَنَجْزِينَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ مَا كَانُوا يعْمَلُونَ.(2)
1) . احزاب، 53. «و هنگامی که چيزي از وسائل زندگي را از آنان میخواهيد از پشت پرده بخواهيد، اين کار براي پاکي دلهاي شما و آنها بهتر است».
2) . نحل، 97. «هرکس عمل صالحی انجام دهد درحاليکه مؤمن باشد، خواه مرد يا زن، به او حيات پاکيزه میبخشيم و پاداش آنها را به بهترين اعمالي که انجام میدادند خواهيم داد».
ما حيات طيبه به هر کدام از زن و مرد که عمل صالح داشته باشند میدهيم.
اميدوارم در تعظيم و ترويج شعائر دين مخصوصاً تعظيم و ترويج نماز اهتمام بيشتري داشته باشيد و جامعۀ ما همه اهل نماز باشند و تعهداتي که زن و مرد نمازگزار بايد داشته باشند رعايت کنند.
اميدوارم زحمات شما مورد نظر حضرت وليّ عصر(عجل الله تعالی فرجه شریف)قرار گيرد. بدانيد آن حضرت در اين زمان عنايت خاصي دارند به اینکه ببينند زنان شيعه چگونه زندگي ميکنند و به چه راهي میروند.
اميدوارم طوري زندگي کنيم که رضايت خاطر ايشان فراهم شود.
والسلام عليکم ورحمة الله وبرکاته
26.سفارش به تقوا و عمل به دستورات اسلام(1)
بسم الله الرحمن الرحيم
يَا أَيهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللّهَ وَلْتَنْظُرْ نَفْسٌ مَا قَدَّمَتْ لِغَدٍ وَاتَّقُوا اللّهَ إِنَّ اللّهَ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ.(2) همه بايد تقوا را رعايت کنند و ببينند براي فرداي قيامت چه چيزي پيش فرستادهاند. خيال کنند همين الآن وقت مرگ آنها است، هرکسی بايد به حساب خود رسيدگي کند، در روايت امام(علیه السلام)ميفرمايد:
«لَيْسَ مِنَّا مَنْ لَمْ يُحَاسِبْ نَفْسَهُ فِي كُلِّ يَوْمٍ فَإِنْ عَمِلَ حَسَناً اسْتَزَادَ اللهَ وَإِنْ عَمِلَ سَيِّئاً اسْتَغْفَرَ اللهَ مِنْهُ وَتَابَ إِلَيْهِ».(3)
در اين آيه دو بار خداوند متعال ميفرمايد: اتَّقُوا اللّهَ از خدا بپرهيزيد، يعني از عذاب خدا، از معصيت خدا، شاعر میگويد:
خَلِّ الذُّنُوبَ صَغيرَهَا***وَکَبِيرَهَافَهُوَ التُّقَي
1) . دیدار اعضای پايگاه بسيج معاونت اداري و مالي صدا و سيما با حضرت آیتالله العظمی صافی گلپایگانیمدظلهالعالی در تاریخ 4 ارديبهشت 1387.
2) . حشر، 18. «ای کسانی که ایمان آوردهاید تقوای الهی را پیشه کنید و هرکس بنگرد که چه عملی برای فردای خود فرستاده است و از خدا بترسد که او بر هر آنچه را که انجام میدهید آگاه است».
3) . کلینی، الکافي، ج2، ص453؛ ابنشعبه حرانی، تحف العقول، ص396؛ مجلسی، بحار الانوار ج1، ص152؛ ج75، ص311. «از ما نيست کسي که هر روز به حساب کار خودش رسيدگي نکند تا اگر عمل خيري انجام داده است آن عمل را زياد کند و اگر عمل بدي کرده، استغفار کند».
کُنْ مِثْلَ مَاشٍ فِي***طَرِیقِ الشَّوْكِ تَحْذَرُ مَاتَرَي
لا تَحْقِرَنَّ صَغيرةً***إِنَّ الْجِبَالَ مِنَ الْحَصَي
معصيت خدا را ترک کن چه کوچک باشد چه بزرگ، که تقوا همين است.
و مثل کسي باش که در راهي پر از خار و خاشاک میگذرد و از هر خار کوچک و بزرگي که به پايش برود اجتناب ميکند.
و هيچ گناهي را کوچک مشمار براي اینکه کوههاي بزرگ از سنگريزههاي کوچک که روي هم انباشته ميشود تشکيل شدهاند.
گناه کوچک، وقتي زياد شد روح انسان آلوده ميشود و قلب انسان تاريک میشود، آنچه بين انسان و خداوند متعال حجاب میگردد معصيت است.
قرآن مجيد ميفرمايد:
يَا أَيهَا الَّذِينَ آمَنُوا اسْتَجِيبُوا لِلّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاكُمْ لِمَا يُحْييكُمْ.(1) دعوت خدا و پيامبر دعوت به حيات و زندگي است اما زندگي حقيقي؛ زندگي مادي را حيوانات هم دارند، زندگي حقيقي به اين است که انسان وظایف خويش را انجام دهد، در مسير اطاعت خداوند متعال باشد، طغيانگر نباشد و اگر يک وقتي گناهي از او صادر شد بتواند بگويد:
«إِلَهِي لَمْ أَعْصِكَ حِينَ عَصَيْتُكَ وَأَنَا بِرُبُوبِيَّتِكَ جَاحِدٌ... لَكِنْ خَطِيئَةٌ عَرَضَتْ وَسَوَّلَتْ لِي نَفْسِي وَغَلَبَنِي هَوَايَ وَأَعَانَتْنِي عَلَيْهَا شِقْوَتِي وَغَرَّنِي سِتْرُكَ الْمُرْخَى عَلَيَّ».(2)
1) . انفال، 24. «اي کساني که ايمان آوردهايد دعوت خدا و پيامبر را اجابت کنيد هنگامی که شما را بهسوی چيزي ميخواند که شما را حيات ميبخشد».
2) . فرازي از دعاي ابوحمزه ثمالي. «اي پروردگار من، هنگامی که به معصيت پرداختم، عصيان از راه انکار خداونديت نکردم و فرمانت را خفيف نشمردم و سينه در مقابل عقابت سپر نکردم و وعده مجازاتت را خوار و بياهميت ندانستم بلکه عصيانم خطایي بود عارض شد و نفس زشت من بر من شبههکاري کرد و هوي و هوس غلبه کرد و بدبختي کمک نمود و ستاري و پردهپوشيت مغرورم ساخت». طوسی، مصباح المتهجد، ج2، ص589؛ ابنطاووس، اقبال الاعمال، ج1، ص166؛ کفعمی، البلد الامین، ص209.
اگر گناهي هم صادر شد بتوان گفت، به قول معروف:
بيابان بود و تابستان و آب سرد و استسقاء.
چنين نباشد که انسان وقتي معصيت ميکند، اهميت ندهد، بياعتنا باشد و متوجه نباشد که چه خسارتي ميکند و در نقطۀ مقابل، وقتي اطاعت خدا را ميکند چه نفعي میبرد. مگر ميشود آن منفعتهایي که در اطاعت خداوند براي انسان فراهم ميشود با اين منافع دنيایي قياس کرد؟ اگر تمام دنيا را بدهند تا انسان يک ذره از آن منافع معنوي را بدهد، باز هم انسان مغبون ميشود.
مقام معنويت و کمال باطني، مقامی است که انبيا آن را میخواهند و پيغمبر(صلی الله علیه و آله و سلم)ميفرمايد:
«إِنَّمَا بُعِثْتُ لأُتَمِّمَ مَكَارِمَ الأَخْلاقِ»؛(1)
«من مبعوث شدم تا مکارم اخلاق را کامل کنم».
سعي کنيد رضايت امام زمان(عجل الله تعالی فرجه شریف) را تحصيل کنيد، امروز همۀ مردم رعيت امام زمان(عجل الله تعالی فرجه شریف) هستند، همه بايد اهتماممان را بر اين قرار دهيم که آن حضرت از ما راضي باشند.
اين اوضاعي که ميبينيد در اين مملکت پيدا شده است زنها و مردها در جلسات با هم مینشينند، مثل خواهر و برادري که با هم محرم باشند، وقتي امام زمان(عجل الله تعالی فرجه شریف) اين وضعيت را از شيعيان ببيند خيلي متأثر ميشود اين موسيقيها و اين معاصي مختلفي که الآن هست و روزبهروز رواجش بيشتر ميشود مجلات، روزنامهها و مقالاتي که نوشته
1) . بیهقی، السنن الکبری، ج10، ص192؛ ابنعبدالبر، الاستذکار، ج8، ص576؛ طبرسی، مجمع البيان، ج10، ص500، ذيل آيه 4 سوره قلم؛ مجلسی، بحار الانوار، ج16، ص210؛ ج68، ص382.
ميشود قطعاً حضرت وليّ عصر(عجل الله تعالی فرجه شریف) از اينها اطلاع دارد و بسيار متأثر ميشود وقتي ببيند امربهمعروف و نهيازمنکر فراموش شده، مردم نسبت به احکام خداوند متعال بيتفاوت باشند عدهاي همه چيز را زير سؤال ببرند و از روي هوي و هوس و سليقههاي خودشان اظهار نظر کنند حضرت متأثر میشوند.
دين يعني اینکه انسان تسليم صرف احکام خداوند متعال باشد.
قرآن ميفرمايد:
فَلَا وَرَبِّكَ لَا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِيمَا شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لَا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمَّا قَضَيتَ وَيُسَلِّمُوا تَسْلِيماً.(1)
اينها که احکام خداي متعال را زير سؤال میبرند، يکجا را میگويند نه، يکجا را میگويند آري، اين با تسليم سازگار نيست انسان بايد تسليم محض باشد مثل حضرت ابراهيم که به اسماعيل گفت:
يَا بُنَيَّ إِنِّي أَرَى فِي الْمَنَامِ أَنِّي أَذْبَحُكَ فَانْظُرْ مَاذَا تَرَى. «پسرم من در خواب ديدم که بايد تو را ذبح کنم، تو چه ميگویي؟»
قَالَ يا أَبَتِ افْعَلْ مَا تُؤْمَرُ سَتَجِدُنِي إِنْ شَاءَ اللهُ مِنَ الصَّابِرِينَ.(2) «گفت: پدرم، هرچه دستور داري اجرا کن، به خواست خدا مرا از صابران خواهي يافت.»
انسان بايد اينگونه تسليم باشد، اسماعيل نگفت: آقا يعني چه؟ سر مرا ببري که
چه؟ شايد اين حکم از خدا نباشد.
در امر دين بايد انسان نسبت به احکام خدا تسليم باشد، همۀ احکام الهي براي مصلحت بشريت است، بالاتر از مکتب اسلام چيزي براي سعادت بشريت نيست.
اميدوارم همه ملتزم به احکام خدا باشيد و ديگران را هم دعوت کنيد به پاسداري از احکام اسلام، در خانواده، در محيطي که هستيد در بين خويشاوندان.
به زنها و مردها بگویيد که امتحانات همیشه است، فتنهها بسيار است، انسان بايد در اين فتنهها ثابتقدم باشد، در روايت در مورد امام زمان(عجل الله تعالی فرجه شریف) ميفرمايد:
«ذَلِكَ الَّذِي يَغِيبُ عَنْ شِيعَتِهِ وَأَوْلِيَائِهِ غَيْبَةً لا يَثْبُتُ فِيهَا عَلَى الْقَوْلِ بِإِمَامَتِهِ إِلا مَنِ امْتَحَنَ اللهُ قَلْبَهُ بِالإِيمَانِ».(1)
آن حضرت غيبتش آنقدر طولاني ميشود که باقي نمیماند بر عقيده به امامتش مگر کسي که خداوند دلش را به ايمان امتحان کرده باشد.
میبينيد جلوههاي متاع دنيا روزبهروز زيادتر و فريبندهتر میشود، اگر کسي بخواهد در مقابل اينها دينش را نگه دارد بايد خيلي استقامت ديني داشته باشد همانطور که قرآن ميفرمايد:
وَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ.(2)
البته ما نمیتوانيم به آن حد برسيم، آن مرحله خاص حضرت رسول(صلی الله علیه و آله و سلم)است، ولي در هر حدي که بتوانيم بايد امربهمعروف و نهيازمنکر کنيم. اميرالمؤمنين(علیه السلام)ميفرمايد:
«وَمَا أَعْمَالُ الْبِرِّ كُلُّهَا وَالْجِهَادُ فِي سَبِيلِ اللهِ عِنْدَ الأَمْرِ بِالْمَعْرُوفِ وَالنَّهْيِ عَنْ
الْمُنْكَرِ إِلا كَنَفْثَةٍ فِي بَحْرٍ لُجِّيٍّ».(1)
اگر امربهمعروف و نهيازمنکر زنده بماند، اسلام هم زنده میماند، احکام اسلام هم باقي میماند، هم در خانواده، هم در بازار، هم در خيابان، هم در اداره.
در مورد صدا و سيما به آنها که بايد گفت هرچه میگویي که اين دستگاه را اصلاح کنيد گوش نمیدهند مثلاً اين مردم مسلمان و مؤمنند، حالا اگر کسي بخواهد اخبار گوش دهد چرا در آن هم موسيقي میآوريد؟ اين را بگذاريد ساده باشد، همۀ اينها اسباب نگراني خاطر امام زمان(عجل الله تعالی فرجه شریف) است هرچه اينها کم شود بهتر است و جامعه سالمتر میماند.
خداوند شما را تأييد کند، خداوند به شما توفيق دهد، من هم از شما التماس دعا دارم.
1) . نهج البلاغه، حکمت 374 (ج4، ص89). «تمام کارهاي خير و جهاد در راه خدا در کنار امربهمعروف و نهيازمنکر مثل ذره آبي است که هنگام دميدن از دهان خارج ميشود در مقابل درياي مواج».
27.اهميت تبليغ و وظایف حوزههاي علميه(1)
بسم الله الرحمن الرحيم
من واقعاً قابل نيستم که بخواهم آقايان را نصيحت کنم، آقايان بايد بنده را نصيحت کنند.
مسئوليت حوزههاي علميه هميشه بسيار سنگين و بزرگ بوده است.
از عصر غيبت کبري، بلکه از اعصار پيش از آن، وظایفي بر عهدۀ محدثين و ناقلين اخبار و حاملان آثار اهلبيت(علیهم السلام) بوده است، اينها وظایفي است که هر کدام در رشتههاي مختلف نقش اساسي دارد.
اولين وظيفۀ حوزههاي علميه، بحث، استنباط، تحقيق در احاديث و روايات، أخذ معارف اهلبيت(علیهم السلام)، تعليم علوم اسلامي، کتاب و سنت وتعلم آنها است. اينها مقدم بر تمام مسائل ديگر است و همين جهت سبب شده که اسلام همانطوري که در زمان پيغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم)و ائمه طاهرين(علیهم السلام) بوده است حفظ شده و تا الآن باقي مانده و در دسترس مردم است.
کارهایي که علما و محدثين و بزرگان در اين رشتهها انجام دادهاند بايد تا ظهور حضرت مهدي(عجل الله تعالی فرجه شریف) استمرار داشته باشد، در کتابها نوشته شود، در مجالس گفته شود
1) . سخنراني حضرت آیتالله العظمی صافی گلپایگانیمدظلهالعالی در پايان درس خارج فقه در تاریخ 14 اسفند 1385.
ودر اختيار مردم قرار گيرد، ما همه متعهد به حفظ آثار گذشتگان هستيم.
دومين وظيفۀ حوزهها اين است که علما، دين را از تحريف و تغيير حفظ کنند يعني آنها پاسدار دين هستند و بايد نگذارند اشخاص مغرض يا جاهل در عقايد اسلامی در اصول و فروع تحريفاتي انجام دهند، پيغمبر(صلی الله علیه و آله و سلم)ميفرمايد:
«إِنَّ فِي كُلِّ خَلَفٍ مِنْ أُمَّتِي عُدُولاً مِنْ أَهْلِ بَيْتِي يَنْفِي عَنْ هَذَا الدِّينِ تَحْرِيفَ الْغَالِينَ وَانْتِحَالَ الْمُبْطِلِينَ وَتَأْوِيلَ الْجَاهِلِين».(1)
در بعضي از روايات به جاي کلمۀ (عدول)، عدل است که تفسير ميشود به ائمه، ولي اگر عدول باشد يعني در هر قرني و در هر عصري کساني از امت من هستند که مانع تحريفات در دين میشوند.
در ارتباط با اين مسئوليت ما موظفيم در همهجا چشم خود را باز کنيم و متوجه گفتههایي که گفته ميشود و نوشتههایي که نوشته ميشود، کتابهایي که تأليف میشود، حرفهایي که زده ميشود باشيم، نمیتوانيم بگویيم ما اطلاع نداريم و بيتفاوت باشيم.
هر کجا بخواهد تحريفي پيش بيايد هرکسی بايد بهقدر امکان خودش از تحريفات جلوگيري کند.
روزي خدمت مرحوم آیتالله بروجردي بوديم ايشان خيلي ناراحت بودند، به ايشان عرض کرديم چرا متأثريد؟ چرا ناراحتيد؟ فرمودند: از اين پولهایي که میدهم ناراحتم.
ما خيال کرديم منظور ايشان پولهایي است که بهطور متفرقه از ايشان گرفته ميشود
1) . صدوق، کمال الدين، ص221. «در میان هر نسلی از امتم افراد عادلی از اهل بیتم هستند که این دین را از تحریف و از ادعای بیجای اهل باطل و از تاویل و توجیه نادانان پاک میکنند.»
عرض کرديم: بالاخره ادارۀ اين وضع به غير از اين راه نميشود. فرمودند: نه، من از اين شهريهاي که میدهم ناراحتم.
عرض کرديم: اگر بخواهد پول به اشخاصي که استحقاق دارند برسد در شهريه میرسد، ايشان کتابي را برداشتند و فرمودند:
اگر من پول بدهم و اين حوزه اقامه شود و اين کتاب نوشته شود جواب خدا را چه بدهم؟
يعني از اينکه در يک کتابي در يک نقطهاي يک انحراف و اشتباهي ديده بود خودش را مسئول میدانست و میفرمود: من مسئولم.
يک وقتي مجلهاي از هند براي ايشان رسيده بود، مطالعه ميکردند در آنجا نوشته بود که اسلام از مذهب بودا متأثر شده است. ايشان به من فرمودند: شما جواب اين را بنويسيد و براي آنجا بفرستيد و بنده جواب را مفصل نوشتم و فرستادم.(1)
بايد بههوش باشيم، وظيفۀ علما و روحانيون است که دين را از تحريفات حفظ کنند و با بدعتها مبارزه کنند.
وظيفۀ سوم اين است: در هر جا که آقايان براي تبليغ میروند اگر چنانچه اهل بدع و فرقههاي ضالّه بودند، اگر تبليغات وهابيت يا بهایيها يا صوفيها بود که الآن هر سه هستند و سخت مشغول میباشند وظيفۀ علما و روحانيون است که از اضلال اينها جلوگيري کنند.
در گذشته، بعضي شهرها علمایي داشت که در اين جهات بسيار متوجه بودند و حافظ عقاید اسلامی مردم بودند و به همين جهت يک نفر از فرقههاي باطله در آنجا
1) . این مقاله تحت عنوان «زندگی بودا» در همان مجله چاپ شد.
وجود نداشت.
حداقل اين است که روحاني بايد خودش بداند اين حرفي که زده شده اين مطلبي که القاء شده است با موازين شرعي و اسلامی تطبيق دارد يا نه؟
در رشتههاي ديگر هم وظایف ما زياد است. روحاني بايد در تمام مسائل اسلامی صاحب نظر باشد خودش مستقل باشد و درک کند که موضع مذهبي و اسلامياش در هر جرياني چگونه باشد.
وظيفۀ چهارم ارشاد مسلمانها و ابلاغ احکام به مردم است ما بايد احکام خدا را به مردم برسانيم.
اميدوارم خداوند متعال به آقاياني که میخواهند مسافرت کنند توفيق دهد تا در اين سفرها مردم را به احکام اسلام ارشاد کنند اين سفر درحقيقت سفر از حق بهسوی خلق است، سفري که براي تحصيل به قم میآيند سفر از خلق به حق است و بعد از اینکه به مقامات علمی کامل رسيدند و براي ارشاد و تبليغ سفر ميکنند اين سفر از حق بهسوی خلق است يعني از طرف خدا و پيغمبر(صلی الله علیه و آله و سلم)و امام زمان(عجل الله تعالی فرجه شریف) ، از طرف کتاب و سنت میروند تا بندگان خداوند متعال را ارشاد کنند و عقاید آنها را تقویت کنند.
اگر مردم ببينند ما به آنچه میگوییم عمل میکنيم و خلوص نيت داريم، شايد اين راه بيشتر از هر راهي در قلوب مردم نفوذ کند و براي تربيت نفوس مؤثر است همانطور که در روايت هم هست:
«مَنْ نَصَبَ نَفْسَهُ لِلنَّاسِ إِمَاماً فَلْيَبْدَأْ بِتَعْلِيمِ نَفْسِهِ قَبْلَ تَعْلِيمِ غَيْرِهِ وَلْيَكُنْ تَأْدِيبُهُ بِسِيرَتِهِ قَبْلَ تَأْدِيبِهِ بِلِسَانِهِ».(1)
1) . نهجالبلاغه، حکمت73 (ج4، ص16). «کسي که خود را در مقام پيشوایي مردم قرار میدهد بايد پيش از آنکه به تعليم ديگران بپردازد به تعليم خود بپردازد و پيش از آنکه به گفتار تربيت کند با کردار تعليم دهد».
مردم هرچه اخلاق خوب از عالم و روحاني ببينند نسبت به دين خوشبين ميشوند و در همين زمينه مردم خاطراتي از علماي سابق دارند.
اگر روحاني خالصاً لله مسافرت کند در قلوب مردم و تربيت مردم مؤثرتر است.
وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِينَّهُمْ سُبُلَنَا.(1) کسي که اينگونه باشد حتماً خداوند متعال به او توفيق میدهد تا وظایف تبليغي و ارشادي و مسئوليتهایي که به عهده دارد به نحو احسن انجام دهد.
البته به دست آوردن خلوص نيت مشکل است و لذا در روايت است که:
«مَنْ أَخْلَصَ للهِ أَرْبَعِينَ صَبَاحاً ظَهَرَتْ يَنَابِيعُ الْحِكْمَةِ مِنْ قَلْبِهِ عَلَى لِسَانِهِ».(2)
خيلي مهم است که کسي بتواند چهل شبانهروز خودش را براي خداوند متعال خالص کند ولي هر مقداري که ميشود انسان بايد خلوص نيت داشته باشد.
به جایي برويد که در آنجا روحاني نمیرود و مردم بيشتر محتاجند و در معرض اضلال هستند چون کساني که میخواهند مردم را گمراه کنند به جایي میروند که روحاني و عالم نباشد، هر کجا روحاني و عالم باشد به آنجا نمیروند.
آقاياني که به شهرها میروند اگر بتوانند به روستاها هم بروند اگرچه يک جلسه بسيار خوب است.
اميدوارم خداوند متعال به همۀ آقاياني که میخواهند براي تبليغ و هدايت مردم و تحصيل رضايت امام زمان(عجل الله تعالی فرجه شریف) مسافرت کنند توفيق دهد تا به احسن وجه اين وظایف را انجام دهند. پيغمبر اکرم فرمودند:
«لأَنْ يَهْدِيَ اللهُ بِكَ رَجُلاً وَاحِداً خَيْرٌ لَكَ مِنَ الدُّنْيَا وَمَا فِيهَا».(3)
1) . عنکبوت، 69. «و کسانی که در راه ما جهاد کنند، بهیقین آنها را به راههای خود هدایت خواهیم کرد».
2) . صدوق، عیون اخبار الرضا(علیه السلام)، ج1، ص74؛ سبزواری، جامع الاخبار، ص94؛ مجلسی، بحار الانوار، ج 67، ص 242. «کسي که چهل روز خود را براي خداوند متعال خالص گرداند، چشمههاي حکمت از دل بر زبانش جاري گردد».
3) . مجلسی، بحار الانوار، ج1، ص184. «اینکه خدا بهوسیله تو یک نفر را هدایت کند برای تو از همه دنیا و آنچه در آن است بهتر است.»
شغلي از اين بالاتر نيست که انسان يک نفر را هدايت و دستگيري کند و از ضلالت نجات دهد، اين شغل کمی نيست؛ اگر تمام اموال دنيا را به انسان بدهند تا با يک ساعت از اين خدماتي که مخلصانه انجام میدهد معاوضه کند مغبون است، حتماً مغبون است.
اين وظيفۀ بزرگي است و بايد از اين جهت ما خدا را شکر کنيم.
البته بنده خودم فاقد اين توفيق هستم، آنهایي که موفق هستند و میتوانند خدمت کنند به زبان يا قلم بايد شاکر خدا باشند که خداوند به آنها چنين منصب عظيمی داده است که منصب انبیا است و هرچه بيشتر زحمت و مرارت داشته باشد بايد بيشتر صبر کنند، همانگونه که وقتي از پيامبر(صلی الله علیه و آله و سلم)سؤال شد:
«مَنْ أَشَدُّ النَّاسِ بَلاءاً فِي الدُّنْيَا؟».
حضرت فرمودند:
«النَّبِيُّونَ ثُمَّ الأَمَاثِلُ فَالأَمَاثِلُ».(1)
هرچه انسان بيشتر به دنبال خط ائمّه باشد مصائب و دشواريها برايش بيشتر است، بايد صبر و حوصله و حلمش در برخورد با مردم بيشتر شود.
اميدوارم خداوند متعال همه را موفق کند تا رضاي امام زمان(عجل الله تعالی فرجه شریف) را فراهم کنند و عنايات ايشان را شامل حال همۀ ما بفرمايد تا در محضر ايشان مسئول و روسياه نباشيم.
التماس دعا دارم.
1) . ابنشعبه حرانی، تحف العقول، ص 39؛ مجلسی، بحار الانوار، ج74، ص142. «کسی از پیامبر خدا پرسید چه کسی در دنیا بلا و گرفتاریش سختتر است؟». «حضرت در جواب فرمودند: پیامبران، و پس از آنها خوبان و برگزیدگان و همینطور خوبان درجه بعد».
28.سابقۀ درخشان حوزه علمیه اصفهان(1)
بسم الله الرحمن الرحيم
سوابق حوزه اصفهان بيشتر از اين است که انسان بتواند بيان کند و از خدمات بزرگاني که در آنجا به اسلام خدمت کرده و مذهب تشيع را احيا کرده و با بدعتها مبارزه داشتهاند تقدير کند.
حکايتهاي بسياري را میدانم و لکن الآن فرصت اینکه عرض کنم نيست. از زمان صفويه و مرحوم مجلسي تا برسد به همين زمان اخير، مرحوم آقا نجفي و حاج آقا نورالله و حتي نهضت تنباکو ابتدايش از علماي اصفهان بود، ظاهراً ابتدا مرحوم حاج شيخ محمد ثقةالاسلام تحريم کرده بود و بعد مرحوم آقا نجفي. حوزۀ اصفهان، هم از جنبۀ علمی بسيار قوي بوده است و هم از جهت مبارزه با بدعتهایي که پيدا میشد.
يکي از خصوصياتي که من از مرحوم مجلسي به نظرم هست که کمتر روي آن صحبت ميشود اين مسأله است که قبل از ايشان يک بدعتهایي در اصفهان و شهرهاي ديگر پيدا شد مثل صوفيگرايي و مرحوم مجلسي به تمام معنا اينها را از بين برد، يعني فرهنگ صحيح شرعي را دوباره احيا کرد.
1) . دیدار طلاب مدرسۀ ذوالفقاري اصفهان با حضرت آیتالله العظمی صافی گلپایگانیمدظلهالعالی در تاریخ 8 فروردين 1387.
از کتابهايي که ايشان در رشتههاي مختلف به عربي و فارسي نوشته است پيدا است که بعد فکري ايشان خيلي خيلي وسيع و جامع الاطراف بوده است.
هميشه مفاخر بزرگ علم در حوزه اصفهان بودهاند، واقعاً حوزۀ مستقلي بوده است.
مرحوم آیتالله العظمی بروجردي ميفرمودند (البته چون ايشان خيلي بااحتياط صحبت ميکردند من نمیتوانم عين عبارات ايشان را عرض کنم ولي از عبارات ايشان اينطور استفاده میشد که میخواستند بفرمايند): من وقتي به نجف رفتم مستغني بودم بهواسطۀ همان تحصيلاتي که در اصفهان داشتم.
اساتيدي که ايشان داشتند نمونههاي برجستهاي بودند.
از طرف ديگر عدهاي آمر به معروف و ناهي از منکر بودند مثل علماي مسجد شاه و آن جريانات.
از آن طرف اشخاصي در زهد و تقوا عجيب بودند مثل مرحوم آميرزا ابوالمعالي که صاحب کرامات بود. اصفهان يک مرکزيت و جامعيت فوقالعادهاي داشته است که در کمتر شهري چنين جامعيتي از همه جهت پيدا شده است.
اميدوارم آقايان بتوانند همان مفاخر و همان خطي را که آنها داشتند، مخصوصاً خط ولايت اهلبیت(علیهم السلام) و رشته فقه و حديث و همين مبارزۀ با بدعتها را کاملاً رعايت کنند و اميدوارم که آقايان اين افتخارات را حفظ کنند.
قبرستان تخت فولاد اصفهان واقعاً جايي است که تاريخ را نشان میدهد، تاريخ افتخار، حالا من شنيدهام که قدري دستاندازي شده است و اين خيلي اسباب تأسف
است براي اینکه حفظ اينجا براي حفظ اصالتها و افتخاراتي که اصفهان داشته لازم است، اگر هم در معرض خرابي باشد بايد آنها را نگه دارند.
تاريخ زندگي هر کدام از بزرگاني که در آنجا دفن هستند بخواهيم به دنيا عرضه کنيم واقعاً نمونه و سرمشق است اينها از مفاخر اصفهان است و بايد انشاءالله اينها را نگاه دارند.
اميدوارم که مورد نظر عنايات خاص حضرت وليّ عصر(عجل الله تعالی فرجه شریف) باشيد و مسأله اصلي اين است که ايشان از همه ما راضي باشند، از کار ما، از تحصيل و خدماتي که میکنيم، از منبري که داريم از نطقي که میکنيم از نوشتههايي که مینويسيم بسا نوشتهها و حرفهايي زده ميشود که خيلي اسباب تأسّف و غم و غصه امام زمان(عجل الله تعالی فرجه شریف) ميشود بايد مواظب باشيم چيزي که میگوييم، چيزي که مینويسيم و راهي که میرويم به صورتي باشد که حضرت وليّ عصر(عجل الله تعالی فرجه شریف) از ما راضي باشند.
اميدوارم که خداوند همۀ شما را توفيق دهد و تأييدات شما را زياد کند و از کساني باشيد که براي آيندۀ اسلام و براي آينده اين مذهب تشيع کارگشا و مؤثر باشيد، خداوند همۀ شما را حفظ کند.
29.گفتگو با حضرت آیتالله العظمی صافي در مورد وضع معيشتي علمای گذشته و والد معظّمله و مبارزات ايشان و علما با رضاخان(1)
بسم الله الرحمن الرحيم
سؤال: حضرت آیتالله در مورد وضع معيشتي علمای گذشته و مرحوم والد و مبارزات آنها توضيح فرمایيد.
پاسخ: وضع معيشت اکثر اهل علم در آن زمان مناسب نبود مگر اشخاصي که استثنائاً امکاناتي داشتند.
وضع معيشتي ما بسيار مشکل بود و با يک قناعت فوقالعادهاي زندگي میکرديم، به اقلّ آنچه که بايد اکتفا کرد، قناعت میکرديم و ميشود گفت که اگر نان خالي داشتيم به همان قانع بوديم، البته گاهي خورشي پيدا میشد مثلاً گوشتي، البته گوشت کم و يا آشي درست میکرديم درعينحال با قناعت و آبرومندي فوقالعادهاي همراه بود.
در آن زمان مسألۀ وجوهات متداول نبود، درآمد اکثر مردم در گلپايگان به آن حد نمیرسيد، بيشتر مردم مرفّه نبودند.
سؤال: محل درآمد مردم از کجا بود؟
جواب: ما خودمان مختصر زميني داشتيم، گاوي داشتيم که از شير آن استفاده
1) . این دیدار در تاریخ 11 فروردين 1387 انجام شده است.
میکرديم، وضعيتي بود که تشريح آن براي شما و حتي خود من قابل درک نيست.
والدۀ ما هم در نهايت قناعت و صبر رفتار میکرد، اینکه يک بار چيزي بخواهد يا در کم و زياد امکانات زندگي حرفي بزند يا بگويد فلان غذا را نداريم، يا در سفره نان و پنير و نان و سبزي داريم چنين نبود البته اشخاصي بودند که میآمدند به خانه و خدمت ميکردند ولي قربة الی الله میآمدند، پولي نمیگرفتند، به همان ناهاري که میخوردند بسنده ميکردند.
از کسي چيزي طلب نميکردند يا توقع نداشتند کسي وجوهات، سهم امام، يا زکات بدهد و درعينحال صبر داشتند، نمیتوانم بگويم والد و والده چه صبري داشتند و درعينحال کسي متوجه اين وضعيت نمیشد.
بعضي اوقات غذايشان نان و ترشي بود زندگي ما هم با اين کيفيت بود، زندگي سخت و مشقتباري براي ما بود ولي عادت داشتيم و شکايتي نداشتيم.
مرحوم والد، مدرس معروف اصفهان بود.
آقاي والد با اینکه مدتي در تهران زندگي کرده بودند (زماني که شيخ فضلالله در تهران بود) و بسيار محترم بودند، شخصيت علمی داشتند، در اصفهان مدرس معروفی بودند، البته بنده يادم نيست و بعدها متولد شدم، اما هيچ وقت بهخاطر نجات از مشکلات و گرفتاريها نمیگفتند برگرديم تهران.
خودمان کارهایي را متحمل میشديم، قدري زمين داشتيم البته کم بود بالاخره زندگي به اين صورت بود.
ولي درعينحال ظاهر زندگي بسيار آبرومند بود، هرکس میآمد با چاي از او پذيرايي میکرديم.
دهۀ محرم روضهخواني داشتيم، نيمۀ شعبان جشن بود، ولي همين جشني که میگرفتيم افرادي بودند که از آنها قرض میکرديم مثلاً دو تومان يا سه تومان مخارج جشن را قرض میکرديم و بهتدريج میداديم.
عيد که میشد، پنج، شش روز جلوس بود، از اطراف و روستاهاي ديگر میآمدند، حتي روزي بود که يهوديها میآمدند و پذيرایي در حد چاي فراهم میشد البته همۀ اينها در عين قناعت بود مثلاً اينهمه جمعيت که میآمدند سه يا چهار استکان بيشتر نداشتيم.
مرحوم آقاي والد در آنجا شخصيت فوقالعادهاي بودند و از جنبههاي مختلف اعتبار فوقالعادهاي داشتند در مسائل سياسي روي ايشان حساب میشد، از تهران مدرّس و ديگران به ايشان نامه مينوشتند. جهات ديگري هم بود مثل رتقوفتق بسياري از امور، اعانت مظلومين، مقابله با ظلم، امربهمعروف و نهيازمنکر، دفع بدعتها، صراحت لهجه و اینکه در هيچ مسألهاي کوتاه نيايد و بدون ملاحظۀ جهات دنيایي مطالب را به مردم بگويد. تمام رجال و شخصيتها آنجا رفتوآمد ميکردند.
تمام منطقه روي ايشان حساب ميکردند و اگر میخواستند کار خلافي انجام دهند از ايشان میترسيدند.
امير مفخم کذایي که خيلي قدرت داشت و کسي بود که روي جهاتي با قوامالسلطنه وزير داخله مخالف بوده، روزي وقتي قوامالسلطنه از وزارتخانه با درشکه به منزل بر میگشت سوارهايش را فرستاده بود قوام را کشيده بودند پایين، و آورده بودند پيش امير مفخم، ميخواست او را به چوب ببندد عدهاي نگذاشته بودند، قوام وقتي به منزل
برگشته بود استعفا داد.
خلاصه امير مفخم آدم قلدري بود و قدرتش در مناطق ما فوقالعاده بود مخصوصاً در کمره و خمين همه تحت نفوذ او بودند، املاک مردم را به انحای مختلف يا به خريدن يا هر راه غير شرعي متصرف میشد و اسنادي درست میکرد، اين اسناد را آورده بود گلپايگان مرحوم والد که فهميده بود اسناد جعلي است امضا نکرده بود و به بعضي از علما هم گفته بود امضا نکنيد.
با همۀ قدرتي که امير مفخم داشت و در آن منطقه نفوذش زياد بود و حاکم گلپايگان از او میترسيد و در خوانسار محمدتقي نصير را با آن موقعيتي که داشت به دار آويختند، اما نمیتوانست گلپايگان را تصرف کند.
منعکس شده بود که مرحوم والد با امير مخالف است به همين جهت جمعي سوار را فرستاد گلپايگان و در نامهاي از آقاي والد خواسته بود که چون حضور جنابعالي براي بعضي از مذاکرات در کمره لازم است تشريف بياوريد کمره، و آقاي شهاب لشگر با جمعي را مأموريت دادم که شما را همراهي کنند (من نامه را ديده بودم).
وقتي شهاب لشگر نامه را آورده بود مردم وحشت کرده بودند میگفتند که او توهين و جسارت ميکند.
معظمالسلطان پدر دکتر معظمی شهاب لشگر را به منزل برده بود، از طرفي علما جلسه کرده بودند که چگونه اين غائله را ختم کنيم، جلسه دو سه روز طول کشيده بود و به اين نتيجه رسيده بودند که نرفتن ايشان ممکن نيست، اگر نرود با زور میبرند، بنابراين دو نفر ديگر از علما که با امير رابطه داشتند همراه ايشان بروند.
از آن طرف شهاب لشگر بعد از دو سه روز به منزل ما مراجعه کرده بود و گفته بود به آقا بگویيد جواب نامۀ امير را بدهد، مرحوم آقاي والد استخاره کرده بودند اين آيه آمده بود:
وَكَذَلِكَ جَعَلْنَا لِكُلِّ نَبِيّ عَدُوّاً مِنَ الْمُجْرِمِينَ وَكَفَى بِرَبِّكَهادِياً وَنَصِيراً.(1) همينکه اين آيه آمده بود خودشان آمده بودند و گفته بودند: امير غلط کرد که نامه نوشت، امیر غلط کرد که نامه نوشت، تو هم غلط کردي که نامه را آوردي، برو. آنها رفته بودند، رفتند که رفتند، بعد از آن هم امير مفخم از ايشان رعب داشت.
مقصودم اين است که ايشان چنين موقعيتي داشتند وتا آخر هم به همين کيفيت بود.
در آن زمان اکثريت اهل علم چه آنهایي که تمکّن داشتند يا نداشتند وقتي ثبت اسناد و دستگاه قضایي تشکيل شد رفتند وارد آن برنامهها شدند، بعضي بهخاطر فقر و بعضي به جهت اینکه خيال ميکردند اين بساط تمام شد و ورق برگشته است، برعکس آقاي والد معتقد بودند هيچ وقت ورق بر نمیگردد و رضاخان از بين میرود با همۀ اين جهات آقاي والد نگفتند برويد، با اینکه برحسب آن زمان قاعده اين بود که ما زودتر از همه برويم.
از تهران به آقاي والد نوشته بودند که اوضاع به اين صورت درآمده، دستگاه قضایي تشکيل شده، مسائل تغيير کرده، آقايان همه آمدند، شما هم بيایيد ولي ايشان قبول نکردند و من الآن خدا را شکر میکنم که ايشان قبول نکردند.
ايشان استقامتي داشتند، با اینکه تقريباً خانوادهاي نبود که نرفته باشد، ولي ما در آن شرایط و با آن کيفيت مانديم، مخصوصاً آقاي والد و والدهام از اینکه انسان در مشاغل دولتي باشد بسيار متنفر بودند و به اقلّ ما يقنع قناعت ميکردند.
سفري به تهران رفته بوديم، در تهران از آقاي والد خيلي احترام ميکردند، يکي از اطباي معروف و مهم تهران به نام علیمالسلطنه که با ما خويشاوندي داشت و اصالتاً گلپايگاني بود، آقاي والدمان را به ناهار دعوت کرد رفتيم به منزل ايشان، زندگي بسيار مفصلي داشت، خانۀ وسيع و اطاقهاي متعدد من بچه بودم ايشان به نظرش آمد که من
1) . فرقان، 31. «اینگونه برای هر پیامبری دشمنی از مجرمان قرار دادیم، و همین بس که پروردگارت هدایتکننده و یاور توست».
استعداد و هوش دارم و قابل ترقي هستم به آقاجان گفت: نمیگذارم اين بچه را به گلپايگان ببريد، همين جا بماند مثل بچه خودم او را به مدرسه و دبيرستان میفرستم خودم همراهشان میروم و بر میگردم، بعد هم میفرستم لندن. همۀ کساني که آنجا بودند گفتند حرف خوبي است، ولي هرچه گفتند آقاي والد قبول نکرد.
راجع به عمامه هم جرياني دارم. درحاليکه وضعيت اقتصادي به اين صورت بود، از طرف ديگر فشار پهلوي هم بود، در مورد عمامه سختگيري ميکردند، ما هم عمامه داشتيم، جواز هم داشتيم، امتحان میگرفتند، هم آنجا امتحان دادم و هم دو سه سال میآمدم قم امتحان میدادم، در ماه خرداد از طلاب امتحان میگرفتند.
در تمام خوانسار و گلپايگان دو نفر جواز عمامه داشتند
بعداً پهلوي دستور داد که همۀ جوازها ملغي باشد و در يک تجديد نظر جوازها را گرفتند، فقط در گلپايگان دو نفر اجازه داشتند يکي آقاي آسيّد محمد مهدوي و يکي مرحوم آقاي والد، ديگر در گلپايگان و کمره و خوانسار کسي نبود.
يک رئيس شهرباني به گلپايگان آمد که بسيار اذيت میکرد به همه فحاشي میکرد، فحاشيهاي بد، زنها را خيلي اذيت میکرد، همۀ مردم از او میترسيدند، حکومت رعب و وحشت تشکيل داده بود، هفت سال رئيس شهرباني بود. آمد به منزل ما و گفت من به اين صورت معاملهام نميشود و بعد پيغام داده بود که اگر اين با عمامه بيرون بيايد دستگيرش میکنم.
يک ماه ما در خانه مانده بوديم، نزديک به يک ماه يا بيشتر گذشت ولي در اين فکر که اين رشته را رها کنم نبودم، تا اینکه روزي آقاي والد را به اطراف شهر دعوت کرده بودند، منزل عمۀ ما بود (پدر حاج ميرزا علي)، تابستان بود و آنجا هم جاي خوبي بود، همه رفتند، آقاي والد و مرحوم حاج آقای اخوی، من هم خسته شده بودم راه منزل ما (همين منزل
فعلي) کوچهاي بود که بسيار خلوت بود و کسي رفتوآمد نمیکرد، پاسبان هم کم بود و بعد از ظهر بود و هوا گرم، از منزل با عبا و عمامه آمدم بيرون، شايد صد قدم نرفته بودم که رسيدم به يک پاسبان، پاسبانهاي گلپايگان با ما کاري نداشتند، اما اين پاسباني بود از اشرار که از جاي ديگر آمده بود، گفت: بايد شما را جلب کنم، بالاخره رها نکرد و تنها کاري که کردم اين بود که درب منزلي را زدم و به آنها گفتم اطلاع بدهيد که مرا بردند.
ما را به شهرباني پيش همان رئيس شهرباني بردند، اوقاتش تلخ شد و گفت او را ببريد به محکمۀ خلاف، آنجا عمامه را از سر ما برداشتند، ما از شهرباني آمديم بيرون، البته من کلاه نگذاشتم و با سرباز میرفتم.
از عجایب اين بود يکماه طول نکشيد که خانۀ او آتش گرفت و دو بچهاش سوختند و يک سال نشد که خودش جوانمرگ شد، اسمش اسدالله بود.
در جشن حضرت مهدي(عجل الله تعالی فرجه شریف) که مردم در همه جاي مملکت براي برگزاري جشن آماده شده بودند، بازار چراغاني کرده بودند، روز چهاردهم شعبان دستور آمد که همه را جمع کنيد.
شاهد اینکه گفتم آقاي والد ما اميدوار به آينده بود اين قضيه است که: يک روز رئيس شهرباني عدهاي از روحانيون را که جواز عمامه هم داشتند به شهرباني برده بود و عمامۀ آنها را برداشته بود، آنها با همان کيفيت آمده بودند منزل ما و گفته بودند میخواهيم آقا را ببينيم، آقا اينها را که ديده بود، حالشان به همخورده بود و گفته بود:
من میميرم ولي به شرطي که شما زنده باشيد و ذلت اين پهلوي را ببينيد او گمان
ميکند اسلام فقط در ايران است.
ايشان به پهلوي بسيار بدبين بودند و میگفتند انگليسيها او را آوردهاند، حتي ايشان در مجالس و محافل هم اين مطلب را میگفتند.
زماني که پهلوي قرارداد «دارسي» را که مظفرالدينشاه با يک انگليسي امضا کرده بود لغو کرد و رفت آبادان و شير نفت را به دريا باز کرد، در آن زمان روزنامهها اين خبر را نوشتند، بازار را چراغاني کردند، در همين گلپايگان هم چراغاني کردند، همه تلگراف زدند و تبريک گفتند، رئيس شهرباني آمد و به آقا گفت آيا اين هم دروغ است؟ گفتند نه راست است، منتظر بود ايشان هم تلگراف تبريکي بنويسد گفتند:
پهلوي را انگليسيها آوردند.
راست است ولي من نمیتوانم باور کنم با اینکه میدانم پهلوي را انگليسيها بر سر کار آوردهاند، عليه آنها مقاومت کند، بعد هم صحت کلام ايشان معلوم شد چون از مدت زمان قراردادي که ملغي اعلام کرده بود چند سال بيشتر باقي نمانده بود و طبق قرارداد بايد در پايان مدت تمام دستگاهها را تحويل ايران بدهند و بروند، وقتي پهلوي قرارداد را لغو کرد آنها به ديوان داوري لاهه شکايت کردند و دوباره قرارداد را بستند بعداً رئيس شهرباني میگفت من خجالت میکشم.
و السلام عليکم ورحمة الله وبرکاته
30.اهميت تحصيل علوم ديني و وظایف طلاب و روحانيون(1)
بسم الله الرحمن الرحيم
از حضرت امام زينالعابدين(علیه السلام)روايت شده که میفرمايند:
«لَوْ يَعْلَمُ النَّاسُ مَا فِي طَلَبِ الْعِلْمِ لَطَلَبُوهُ وَلَوْ بِسَفْكِ الْمُهَجِ وَخَوْضِ اللُّجَجِ».(2)
من تشکر میکنم از آقايان و عزيزاني که اظهار لطف فرمودند و بنده را به زيارت خود نائل کردند. اميدوارم همه در ظلّ عنايات حضرت بقیة الله ارواحنا له الفداء موفق باشند و بتوانند در اين زمان که اسلام به علما و مبلغيني که با مکتب اهلبيت(علیهم السلام) آشنا باشند خيلي نيازمند است در راه تحصيل رضاي حضرت وليّ عصر(عجل الله تعالی فرجه شریف) به موفقيتهاي بزرگ نائل شوند.
در گذشته علمای بزرگي داشتيم که در رشتههاي مختلف علوم مانند رياضيات، هيئت، جغرافيا و اين علومی که الآن بهصورت خاصي تدريس ميشود مهارت داشتند و استاد بودند مثل شيخ بهائي، علامه حلي و ديگران، اگر کسي کتابهاي اين علما را
1) . دیدار جمعي از طلاب مدرسه آیتالله صدوقي با حضرت آیتالله العظمی صافی گلپایگانیمدظلهالعالی در تاریخ 12 ارديبهشت 1387.
2) . کلینی، الکافي، ج 1، ص 35؛ حر عاملی، الجواهر السنیه، ص96؛ مجلسی، بحار الانوار، ج1، ص185. «اگر مردم بدانند در طلب علم و جستجوی دانش چه ارزشی است البته آن را جستجو میکنند هرچند به قیمت ریخته شدن خون دلها و فرو رفتن در دریاهای ژرف باشد.»
ببيند متوجه ميشود آنها جامع الابعاد و جامع المعقول و المنقول بودند.
اميدوارم اين آقايان با اين سوابقي که دارند بيشتر بتوانند با گذراندن مدارج علمی و عملي براي اسلام مفيد باشند.
اينکه شما خودتان را آماده کردهايد براي اینکه خدمتگزار قرآن و احکام شرع و امام زمان(عجل الله تعالی فرجه شریف) باشيد توفيق بسيار بزرگي است، اين نشانۀ تصرف غيبي در قلوب است که بعضي اين گرايش را پيدا ميکنند خصوصاً در اين زمان که گرايشها و دعوتهاي مختلف و جلوههایي از ماديات هست البته براي روحانيت در تحصيل اين علوم آن امکانات فراهم نميشود، يعني اشخاصي به اينجا میآيند که نيت خالص داشته باشند و خودشان را واقعاً به خدا فروخته باشند و امام زمان(عجل الله تعالی فرجه شریف)آنها را خريده باشد آنها وقتي میآيند بايد بدانند در راه بسيار بزرگي قدم گذاشتهاند و وظيفۀ بزرگي را قبول کردهاند و خداوند هم توفيق بسيار بزرگي به آنها عطا کرده است، چيزي از اين بالاتر نيست که انسان به دنبال تحصيل علوم دين و قرآن باشد اينهمه اجر و ثواب براي کسي است که در راه تعليم علم دين يا تعلم آن باشد، نفس کشيدن آنان عبادت است حضورشان در مجالس علمی عبادت است.
در روايت است که رسول اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم)فرمود:
«يَا أَبَا ذَرٍّ الْجُلُوسُ سَاعَةً عِنْدَ مُذَاكَرَةِ الْعِلْمِ أَحَبُّ إِلَى اللهِ مِنْ قِيَامِ أَلْفِ لَيْلَةٍ يُصَلَّى فِي كُلِّ لَيْلَةٍ أَلْفُ رَكْعَةٍ وَالْجُلُوسُ سَاعَةً عِنْدَ مُذَاكَرَةِ الْعِلْمِ أَحَبُّ إِلَى اللهِ مِنْ أَلْفِ غَزْوَةٍ وَقِرَاءَةِ الْقُرْآنِ كُلِّهِ. قَالَ: يَا رَسُولَ اللهِ مُذَاكَرَةُ الْعِلْمِ خَيْرٌ مِنْ قِرَاءَةِ الْقُرْآنِ كُلِّهِ؟ فَقَالَ رَسُولُ اللهِ: يَا أَبَا ذَرٍّ الْجُلُوسُ سَاعَةً عِنْدَ مُذَاكَرَةِ الْعِلْمِ أَحَبُّ إِلَيَّ مِنْ قِرَاءَةِ الْقُرْآنِ اثنَا عَشَرَ أَلْفَ مَرَّةٍ، عَلَيْكُمْ بِمُذَاكَرَةِ الْعِلْمِ فَإِنَّ بِالْعِلْمِ تَعْرِفُونَ الْحَلالَ مِنَ الْحَرَامِ يَا أَبَا ذَرٍّ الْجُلُوسُ سَاعَةً عِنْدَ مُذَاكَرَةِ الْعِلْمِ خَيْرٌ لَكَ مِنْ عِبَادَةِ سَنَةٍ
صِيَامٍ نَهَارُهَا وَقِيَامٍ لَيْلُهَا».(1)
يک ساعت حضور در مجلس علم از هزار شب، شبزندهداري که در هر شب هزار رکعت نماز خوانده شود و از هزار بار شرکت در جهاد و قرائت تمام قرآن نزد خداوند متعال محبوبتر است.
(البته منظور علوم ديني است، علم فقه، اصول، تفسير، کلام، حديث، علومی که در متن دين قرار دارد، و براي اینکه انسان فقيه کامل شود لازم است).
اباذر تعجب کرد و عرض کرد يا رسول الله مذاکرۀ علمی از قرائت تمام قرآن هم بالاتر است؟ حضرت فرمود:
يک ساعت حضور در مجلس علم از دوازده هزار ختم قرآن بالاتر است. بهوسيلۀ علم حلال و حرام خدا را میشناسيد. اي اباذر يک ساعت حضور در مجلس علم از عبادت يکسال که روزهاي آن را روزه بداري و شبهاي آن را شب زندهداري کني بهتر است.
براي اینکه نگهداري تمام دين و احکام بهوسيلۀ علم و علما و شما طلابي که آمدهايد درس بخوانيد میباشد، اگر اينها نباشد آنها هم نمیماند، حقایق قرآن هم مخفي میماند.
کاري که شما وارد آن شدهايد چنين کار مقدسي است، خيلي قداست دارد و انساني که وارد اين کار ميشود بايد مواظب خود باشد و اين قداست را حفظ کند.
بعضي از بزرگان در اين مجالس بدون طهارت حضور پيدا نميکنند. مجلس خيلي باعظمت است. همينکه میگویيد مثلاً:
«وَشَاعَ فِي الأَعْلامِ ذُو الإِضَافَةِ».(2)
اينها هم مؤثر است اينها مقدمه است براي اینکه انسان يک روايت از احاديث اهلبيت(علیهم السلام) يا نهج البلاغه را بفهمد و معنا کند.
با وجود اينهمه ثوابها و تأکيدات، کساني که وارد ميشوند بايد قدر خود را
بدانند و اين توفيقي را که خداوند متعال به آنها عنايت فرموده شاکر باشند و قداست کارشان را حفظ کنند يعني لوازمی که اين کار دارد، متانت و وقاري که بايد اهل علم داشته باشند رعايت کنند وقاري غير از ديگران.
همه بايد باوقار باشند ولي اين علم غير از علم رياضي يا جغرافيا است که رودخانۀ کجا چگونه است؟ يا کوه کجا چند متر است؟ اين علم خداشناسي و علم دين است.
اينکه انسان حلال و حرام خدا را بشناسد، برنامۀ زندگي بشر را از قرآن و روايات استنباط کند مقام بسيار بسيار بزرگي است و بعد از مقام انبیا و اوليا و ائمه طاهرين(علیهم السلام) مقامی به اين مقام نمیرسد اما به شرط اینکه انسان متوجه باشد که در چه مقامی قرار گرفته است و چه موقعيتي دارد تا لوازم و آثار اين موقعيت را حفظ کند.
درعينحال بايد انسان شکر خداي متعال را بهجا آورد مخصوصاً در اين زمان که وسایل تحصيل علم در يک حدي فراهم شده است همين مدرسهاي که مرحوم آیتالله صدوقي تأسيس کردهاند و مدارس ديگر همۀ اينها سبب شده حجت بر کساني که میخواهند درس بخوانند تمام باشد و وقت خود را تلف نکنند، عمر خود را ضايع نکنند، درس بخوانند و زحمت بکشند.
در گذشته کساني که درس میخواندند و به مقامات بلند میرسيدند در نهايت صعوبت و سختي قرار داشتند.
اين روزها احوالات يکي از علما را میخواندم از کساني که زمانش به زمان ما نزديک است اين عالم در شرح زندگي خود نوشته بود:
من در نجف در نهايت ضيق معاش بودم، مدتي گرسنه بودم، سفرهاي داشتم که نان
خشک در آن بود، آمدم نانها را بخورم ديدم نميشود، با خود گفتم ببرم خدمت حضرت اميرالمؤمنين(علیه السلام)و به آقا بگويم اين وضعيت ما است، اين نان ما است، وقتي سفره را برداشتم و زير عبا گرفتم و خواستم از حضرت گله کنم، در صحن کسي به من رسيد و گفت: کجا میروي؟ آقا خودش همين نان خشکها را میخورد و زندگيش همينطور بود، نمیخواهد اين نانها را به داخل حرم ببري، درضمن کمکي هم به او کرده بود و او برگشته بود.
درعينحال که در ضيق بودند اما در تحصيل علم کوشا بودند و به آن مقامات بلند رسيدند و اين کتابها را نوشتند، ما الآن میتوانيم مثلاً کتاب بحار الانوار را از اول تا آخر مطالعه کنيم؟ آنوقت آنها موسوعۀ حديثي مثل بحار مينوشتند يا کتابهاي ديگر مثل کتابهاي علامه در رشتههاي مختلف.
دوران طلبگي ما با شدائد همراه بود، در زمان پهلوي و آن اوضاع سخت، نه يک نفر میگفت درس بخوان، نه يک نفر تشويق میکرد، نه مشوقي بود و نه جرياني که انسان بهواسطۀ آن تشويق شود.
ما هرچه درس بخوانيم کم خواندهايم، هرکسی که درس نمیخواند لذت علم را درک نکرده است هرچه انسان بيشتر بخواند شوقش بيشتر ميشود.
مواظب باشيد در همۀ کارهایي که انجام ميدهيد وقار طلبگي و وقار انتساب به حضرت وليّ عصر(عجل الله تعالی فرجه شریف) را حفظ کنيد چون ما را منتسب ميکنند به ايشان.
بعضي مواقع حکاياتي نقل ميکنند که خود حضرت هم اين را قبول فرمودهاند که کل اين مجموعه (نه شخص بنده يا زيد و عمرو) را حضرت به خود منتسب میدانند.
جرياني هست که براي حاج ابوالقاسم کوهپايه اتفاق افتاده بود مفصل است آنجا حضرت ميفرمايد: چرا حقوق جند مرا نميدهيد؟
يک آقایي (که الآن گمان میکنم در ديوانعالي است) چندي پيش میگفت: من از طرف مرحوم آیتالله گلپايگاني قبل از انقلاب اعزام شده بودم به يکي از دهات اطراف شهرکُرد (اسم آن روستا را گفت)، آنجا که رفتم نامهاي هم از آیتالله گلپايگاني داشتم، متوجه شدم آنها وجوهات نمیدهند، گاهي تذکر میدادم ولي ترتيب اثر نمیدادند، يک روز يکي از اهالي آمد پيش من و گفت: میخواهم حساب کنم و زندگيم را مرتب کنم. گفتم: چه شده؟ گفت: ديشب خواب ديدم که در میزنند رفتم در را باز کردم ديدم حضرت وليّ عصر(عجل الله تعالی فرجه شریف) تشريف آوردند.
عرض ادب کردم و گفتم: بفرمایيد، فلاني هم اينجا هستند (يعني آن آقاي روحاني). فرمودند:
نه من منزل تو نمیآيم يا حساب خودت را بکن يا آن نامۀ ما را بده که در فلان جا قرار دارد (خودش هم نمیدانسته است) و بعد رفتم ديدم نامهاي که آقاي گلپايگاني براي معرفي اين آقا نوشته بودند همانجا بود. فرموده بودند: يا حساب خودت را بکن يا آن نامۀ ما را بده.
اين گروه، جمعيتي است که عنايت حضرت به آن هست اما بايد خيلي مواظب باشيم که اين عنايت کمرنگ نشود يا بعضي از تحت اين عنايت خداي نخواسته خارج نشويم.
الآن هم تمام اين حوزهها که برقرار است بهواسطۀ عنايت آقا است بهواسطه اينکه قلوب مردم در تصرف ايشان است.
کساني که وابستۀ به دين و روحانيت هستند بايد مواظب باشند مردم میخواهند دين را از ما ببينند، بايد در کارهايمان وقار داشته باشيم حتي در عباداتمان، در نماز، در نماز جماعت، در عزاداري که براي سيدالشهدا و ائمه طاهرين(علیهم السلام) انجام میدهيم، همۀ
اينها بايد تحت ضوابط شرعي و وقار کامل و متانتي که بايد اهل علم داشته باشند قرار گيرد، جوري نباشد که سبک باشد، نه خود را سبک کنيم و نه آن کاري را که انجام میدهيم، همۀ کارهاي ما تحت مراقبت است، ما هميشه در محضر خداوند متعال هستيم، امام زمان(عجل الله تعالی فرجه شریف) ما را میبيند. قرآن ميفرمايد:
وَقُلِ اعْمَلُوا فَسَيَرَى اللهُ عَمَلَكُمْ وَرَسُولُهُ وَالْمُؤْمِنُونَ.(1) کلمۀ (مؤمنين) در آيه به ائمه طاهرين(علیهم السلام) تفسير شده است(2)که امروز شخص مقدس حضرت وليّ عصر(عجل الله تعالی فرجه شریف) است ايشان اعمال ما را میبينند، علاوه بر اینکه در روايات است که روزهاي دوشنبه و پنجشنبه اعمال ما بر حضرت عرضه میشود؛(3)اصلاً رفتار ما در مرأي و منظر ايشان است، نبايد به صورتي عمل کنيم که از ما رنجش خاطري پيدا کنند.
هرکسي بايد تصور کند خودش هست و اين اسلام، فرض کنيد در دنيا کس ديگري نيست، هيچکس نيست که بيايد درس بخواند و اين علوم را ياد بگيرد و شما يک نفر هستيد، و اسلام به وجود شما محتاج است، در اين صورت چقدر بايد کوشش کرد و چقدر ثواب دارد، نميشود فضيلت و ثوابي که براي تحصيل علم و ارتباط با احاديث اهلبيت(علیهم السلام) هست تصور کرد.
خداوند به همۀ شما توفيق دهد، من خوشحال شدم. زيارت شما و نگاه کردن به صورت شما براي انسان عبادت است اميدوارم هميشه خدمتگزار مخلص و صميمی براي امام زمان(عجل الله تعالی فرجه شریف) باشيد ايشان را فراموش نکنيد و هميشه براي ايشان و مخصوصاً تعجيل در فرجشان دعا کنيد و يادتان نرود که ما همه میخواهيم بگویيم خدمتگزار و سرباز حضرت وليّ عصر(عجل الله تعالی فرجه شریف) هستيم، بعضي از بزرگان میفرمايند، انسان صدقه که میدهد براي سلامتي امام زمان(عجل الله تعالی فرجه شریف) بدهد، عبادتي که انجام میدهد همه را به حساب
1) . توبه، 105. «وبگو عمل کنيد، خداوند و رسولش و مؤمنين اعمال شما را میبينند».
2) . رجوع کنيد به: صفار، بصائر الدرجات، ص447 – 448؛ کلینی، الکافي ج1، ص219 – 220، باب عرض الاعمال علی النبیّ(صلی الله علیه و آله و سلم)والأئمّة(علیهم السلام)؛ طبرسی، مجمع البيان، ج5، ص104، ذيل آيه شريفه.
3) . مجلسی، بحار الانوار، ج5، ص329؛ ج23، ص335.
حضرت وليّ عصر(عجل الله تعالی فرجه شریف) قرار دهد.
فرمودهاند: مردم را با عملتان به خداوند متعال دعوت کنيد نه با زبان.(1)
والسلام عليکم ورحمة الله وبرکاته
1) . «کُونُوا دُعَاةً لِلنّاسِ بِغيرِ ألْسِنَتِکُمْ». کلینی، الکافي ج 2، ص 78؛ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج1، ص76؛ مجلسی، بحار الانوار، ج67، ص303.
31.ارزش علم و سفارش به اخلاص(1)
بسم الله الرحمن الرحيم
خيلي تشکر میکنم و افتخار میکنم که بنده را به زيارت خود و اين عزيزان نائل کرديد، جهاتي که شما تذکر داديد همه ارزنده است و هر کدام در هر حدي تأمين شود موجب مسرّت و خشنودي خاطر انور حضرت وليّ عصر(عجل الله تعالی فرجه شریف) میشود، و من بايد تشکر کنم هم از جنابعالي و آقاياني که اهتمام دارند تا اين حوزه در آنجا برقرار باشد، با توجه به اینکه آنجا از ثغور و حدود است و بايد نگهداري شود و اگر به حال خود گذاشته شود آنهایي هم که هستند از دست میروند.
اينها وظایفي است که بسيار اهميت دارد و بايد همه انجام دهند همه بايد در مقام نگهداري ثغور مذهب و دين باشند، در آنجا تبليغ احکام کنند و مردم را به امام زمان(عجل الله تعالی فرجه شریف) دعوت کنند.
زيارت اين چهره هاي نوراني براي من ذخيرۀ آخرت است و من افتخار میکنم که چنين حوزههایي در اطراف و اکناف باشد، هم بتوانند اين جوانهاي عزيز را تقویت کنند و به معارف آل محمد(صلی الله علیه و آله و سلم)آشنا کنند و نگذارند اينها متروک شود و هم اینکه شعاع و روشنایي آنها همهجا را بگيرد، قلوب ديگران را روشن کند و ايمان آنها را حفظ کند.
1) . دیدار گروهی از روحانيون و طلاب حوزه علميه يکي از شهرهاي مرزي با حضرت آیتالله العظمی صافی گلپایگانیمدظلهالعالی در تاریخ 4 خرداد 1387.
اشخاصي که خود را براي اين کار آماده ميکنند درواقع خودشان را به امام زمان(عجل الله تعالی فرجه شریف) میفروشند و امام زمان(عجل الله تعالی فرجه شریف) آنها را خريداري کرده است، بايد قدر اين نعمت را بدانند، کسي که خودش را به ايشان فروخته باشد و آن حضرت او را خريداري کرده باشد، بايد بداند که بسيار سعادتمند بوده و اين توفيقي است که از طرف خداوند متعال نصيب او شده و نصيب همهکس نميشود.
البته زحمات و مشکلات زياد است، هميشه در راه تحصيل دين و معارف اهلبيت(علیهم السلام)، کسب حديث، قرآن و تفسير، مشکلات بوده است، از قديم علمایي که به مقاماتي نائل شدهاند کساني بودهاند که اين زحمات را متحمل میشدند و به امور دنيوي توجه نميکردند و فقط قصدشان نشر دين بوده است. در روايت آمده است که شخصي از امام صادق(علیه السلام)سؤال ميکند:
«رَجُلٌ رَاوِيَةٌ لِحَدِيثِكُمْ يَبُثُّ ذَلِكَ إِلَى النَّاسِ وَيُشَدِّدُهُ فِي قُلُوبِ شِيعَتِكُمْ وَلَعَلَّ عَابِداً مِنْ شِيعَتِكُمْ لَيْسَتْ لَهُ هَذِهِ الرِّوَايَةُ أَيُّهُمَا أَفْضَلُ؟ قَالَ: الرَّاوِيَةُ لِحَدِيثِنَا يَبُثُّ فِي النَّاسِ وَيُشَدِّدُهُ فِي قُلُوب شِيعَتِنَا أَفْضَلُ مِنْ أَلْفِ عَابِدٍ».(1)
شما قدر خود و قدر اين فرصتهایي که الآن به دست آمده است را بدانيد چون در گذشته اين فرصتها فراهم نبود، در مناطق شما کساني که میخواستند تحصيل علم کنند يا مسألهاي سؤال کنند بايد راههاي دور و درازي را بروند، امروز بحمدالله در خود منطقه، حوزه تأسيس شده، هم مردم استفاده ميکنند و هم شما در نظر داريد به مقامات علمی نائل شويد.
1) . صفار، بصائر الدرجات، ص27؛ مجلسی، بحار الانوار، ج 2، ص 145. «کسی هست که سخن شما را بسیار نقل کرده و در میان مردم گسترش میدهد و با نقل آن دلهای شیعیان شما را قرص و محکم میسازند و شاید عابدی از شیعیان شما این جور نباشد و روایت زیاد نداشته باشد کدام یک برتر و بافضیلتتر است؟ حضرت فرمود: کسی که سخن ما را زیاد نقل میکند و در میان مردم پخش میکند و دلها را ثبات و ایمان میبخشد از هزار عابد برتر است.»
آنچه در تحصيل علم بسيار مؤثر و موجب برکت است، اين است که انسان علم راخالصاً براي خدا فرا گيرد و مقصد ديگري در کار نباشد.
مرحوم آیتالله بروجردي ميفرمودند: من براي اين مقام يک قدم بر نداشتم، يعني از روز اول که درس میخواندم در فکر اینکه مقام ظاهري داشته باشم نبودم، میخواستم عالم و فقيه شوم و به اسلام و مسلمانان خدمت کنم، قصدم اين بود.
وقتي انسان بااخلاص بود، خداوند متعال به علم و تحصيلات او برکت میدهد و توفيقاتي نصيب او ميکند که خودش متوجه نميشود چگونه اين کار از او صادر شد، چگونه توانست مطلبي بنويسد يا بگويد يا شبههاي را جواب دهد.
البته بايد زحمت کشيد، بدون تلاش و حاضر شدن در محضر استاد و مطالعه و دقت در درس نميشود، همان است که اميرالمؤمنين(علیه السلام)فرمود:
لَوْکَانَ هَذَا الْعِلْمُ يَحْصُلُ بِالْمُنَي***مَاکَانَ يَبْقَي فِي الْبَريَّة جَاهِلٌ
اجْهَدْ وَلا تَکْسَلْ وَلا تَكُ غَافِلاً***فَنَدَامَةُ الْعُقْبَي لِمَنْ يَتَکَاسَلُ(1)
اينها که با هم جمع شد انسان توفيق پيدا ميکند، و سعادتي از اين بالاتر نيست که انسان بتواند در راه معارف دين و نشر آن و دفع بدعتها خدمتي انجام دهد، اين شعر از مرحوم والد است که:
گرکني يک تن هدايت سوي راه مستقيم***بهتراز صد گونه طاعت کاوري روز معاد
مقامی بالاتر از اين نيست که انسان بتواند مردم را به خدا و پيامبر(صلی الله علیه و آله و سلم)و امام
1) . ديوان امام اميرالمؤمنين(علیه السلام)، ص334. «اگر این دانش با آرزو به دست میآمد در میان مردم نادانی نمیماند. تلاش کن و تنبلی نَوَرز و غافل نباش. پشیمانی سرانجام برای کسی است که خود را به تنبلی بزند.»
زمان(عجل الله تعالی فرجه شریف) و احکام الهي هدايت کند.
يکي از اسمای بزرگ خداوند متعال که به ما فرمودهاند:
«تَخَلَّقُوا بِأَخْلاقِ اللهِ»؛(1)
يعني اسماء الحسني را در خودتان ظاهر کنيد؛ «الهادي» است، يعني خداوند هدايت ميکند، بهرهاي که انسان از اين اسم میبرد اين است که هرکسی که بندۀ خدا است در حد خود هدايتگر باشد و مردم را راهنمایي کند علم هم همينطور است.
میگويند در بين صفات خداوند متعال دو صفت است که بسياري از صفات به آن دو بر میگردد يکي علم و يکي قدرت، انساني که عالم ميشود تخلق به اين صفت خداوند پيدا کرده است.
وقتي وارد شدم، اشعاري راجع به حضرت وليّ عصر(عجل الله تعالی فرجه شریف) خوانديد، بسيار خوشحال شدم، مطلب اصلي اين است که آن حضرت از ما راضي باشند، رفتار و کردارمان به صورتي باشد که مردم متوجه به ايشان شوند و گرايش به اسلام، مذهب و اخلاق اسلامی پيدا کنند، اينها اموري است که اگر براي انسان پيدا شود، اسباب تقرب به خداوند متعال و ائمّه(علیهم السلام) است.
1) . مجلسی، بحار الانوار، ج 58، ص 129.
32.ضرورت خدمترساني به حوزههای علمیه(1)
بسم الله الرحمن الرحيم
خدماتي که شما انجام ميدهيد بسيار اهميت دارد البته حوزه علميه از زماني که تأسيس شد تابهحال با مشکلات مادي بسياري روبرو بوده است بزرگاني هم که بودند حداکثر کوشش و فداکاريهایي که بايد انجام بدهند انجام میدادند ولي امکانات برايشان فراهم نبود اما حوزه را نگاه داشتند و حوزه سير خودش را داشت تا حالا به اينجا رسيده است. اميدوارم بعد از اين هم حوزه کمّاً و کيْفاً به مراتب و درجات بيشتر نائل شود.
همۀ اين برنامههایي که فرموديد و خدمات مختلفي که در نظر گرفته شده مهم و بسيار جالب است البته طلاب نبايد براي امور مادي جذب حوزه بشوند و اين مضرّ است. اصولاً اینکه اشخاص وقتي میآيند بگويند اينجا که میرويم آن جنبههاي مادي ما تأمين شود مثل بعضي از جاهایي که مردم میروند و میگويند میرويم وضع مادي ما اصلاح ميشود اينجا نبايد کسي به اين صورت بيايد يعني بخواهد اينجا را وسيلۀ تأمين جنبههاي مادي خودش قرار دهد.
ورود در روحانيت و مشارکت در برنامههای تحصيل و تبليغ ديني بايد براي خدا و خدمت به امام زمان(عجل الله تعالی فرجه شریف) باشد و لو با تحمل هر نوع زحمت و مشقتي، چنانکه در
1) . دیدار مسئولين مرکز خدمات حوزههاي علميه با حضرت آیتالله العظمی صافی گلپایگانیمدظلهالعالی در تاریخ 18 آبان 1387.
گذشته همينطور بود، انواع مشقتها، انواع سختيهایي که نميشود گفت.
آنوقت اينطور بود هرکسی میآمد به حوزه، میآمد براي اینکه اين سختيها را تحمل کند، آگاهانه میآمد و فشارها و اذيتها و آزارها را تحمل میکرد.
اين برنامه بسيار جالب و لازم است و هرچه بيشتر توسعه پيدا کند تا اسباب رفاه و آسايش طلاب فراهم شود بهتر است بهشرط اینکه تأمين جهات مادي، جهات معنوي را تضعيف نکند. بايد به طلاب گفت که شکر اين نعمت را بهجا آوريد که با اين کيفيت، گروهي برنامهاي با اين تفصيلات دارند و اين خدمات را متحمل شدهاند، با اين شرایط اگر خوب درس نخوانيد و تحصيل نکنيد و عمرتان تلف شود، پيش امام زمان(عجل الله تعالی فرجه شریف) هيچ حجتي نداريد.
در گذشته وقتي به شهرها میرفتيد میديديد در همهجا علماي بزرگ و مجتهدين بودند اما به يک معنا الآن خلوتي حوزه بيشتر است حتي از زمان مرحوم حاج شيخ که میگفتند هفتصد نفر طلبه داشتند، آنوقت اشخاصي بودند مثل مرحوم آقاي آسيّد محمدتقي خوانساري که در حوزۀ حاج شيخ بودند، آقاي حاج سيّداحمد خوانساري، آقاي حجت يا علماي قم مثل آقاي آقاميرزا محمد فيض، آقاي گلپايگاني، آقاي آقا ميرزا محمد همداني، مرحوم امام. در آن زمان مجلهاي بود که در آن اسامی کساني که درس خارج میگفتند يا سطحهایي که نظير خارج بود مينوشتند، در آنجا اسم اين آقايان را نوشته بودند، عدهاي هم در مرحلۀ بعد بودند مثلاً اشخاصي که در ادبيات خيلي استاد بودند، افرادي هم بودند که بسيار مقدس، متديّن و متعبد بودند، من بعضي از آنها را ديده بودم (البته من در زمان خود آقاي حاج شيخ به قم آمده بودم ولي مشغول نبودم). اشخاصي بودند که متديّن و متعبد بودند و هرکس در مجلسشان حاضر میشد استفاده
میکرد، نه زبانشان خطا میرفت، نه غيبت ميکردند، آثار زهد و تقوا در آنها بود، نسبت به وجوهات و سهم امام در نهايت احتياط بودند. اشخاصي بودند که اگر به آن صورت بخواهيد حساب کنيد متأسفانه بايد بگويم حالا حوزه خلوت شده است.
ولي بالاخره امروز همين کثرت جمعيتشان اسباب شوکت اسلام است البته درعينحال، باز هم هستند مثل بعضي از آقايان که پيش ما میآيند افرادي هستند بسيار متعبد و متعهد.
من به سهم خودم تقدير میکنم و اميدوارم که خدمات شما مورد نظر صاحب حوزهها حضرت وليّ عصر(عجل الله تعالی فرجه شریف) باشد.
شما هم هر خدمتي که میکنيد به حساب حضرت بگذاريد. اين دستگاه، دستگاه حضرت است اگر بخواهيد به شخص بنده نگاه کنيد قابل نيستم و شايد نقطۀ ضعف باشم ولي اصل اين دستگاه مربوط به حضرت است و هرچه منظمتر باشد بهتر است مخصوصاً در اين زمان و در اين عصر اين خدمات انشاءالله مورد توجه ايشان قرار میگيرد و باعث مسرّت ايشان ميشود.
نکتهاي که در اينجا به نظر من آمد اینکه شما فرموديد شهرها و استانهاي ديگر هم زير پوشش اين برنامه قرار گرفتهاند خيلي مهم است از اين جهت که جاذبۀ حوزۀ قم، روحانيت شهرها را ضعيف نکند تا آنها را به اينجا بکشاند بايد کاري کرد تا روحانيوني که در شهرهاي ديگر ساکنند براي آنها آن شهرها جاذبه داشته باشد. الآن جمع زيادي به قم میآيند و روحانيت در اينجا تمرکز پيدا کرده است درحاليکه بسياري از شهرها روحاني ندارند، ولي اگر چنين برنامهاي باشد که فلان روحاني که در فلان روستا است او هم زير پوشش باشد خيلي جالب و لازم است.
اميدوارم خداوند متعال به شما توفيق دهد تا اين خدمات را به احسن وجه انجام دهيد و همانطور که در اين مدت گسترش پيدا کرده و موفقيت داشتهايد بيشتر از اينها
موفقيت پيدا کنيد.
اما اینکه در مورد کمک به ازدواج طلاب گفتيد، خواستم بگويم، وقتي که ما میخواستيم ازدواج کنيم با اینکه آدم گمنامی نبوديم ولي در نهايت سادگي انجام شد، مجلسي داشتيم که فقط چند نفر بودند، مرحوم امام که با ايشان سوابق قديمی و هميشگي داشتيم، مرحوم آقاي حاج سيداحمد خوانساري و آقاي آقامرتضي حائري و اخوي ايشان آقامهدي و آقاي حاج آقا ريحان الله، و البته آقای والد و اخوی گرامی هم حضور داشتند.
اما مراسم عروسي، که درحقيقت مراسمی نداشتيم، ازدواجي به تمام معنا ساده که شايد سادهتر از آن نبود.
حالا بحمدالله اين امکانات فراهم شده است و اميدوارم طلاب قدر اين نعمت را بدانند زيرا در اين شرایط حجت بر آنها تمام است تمام اين فرصتها که طلاب از آن استفاده ميکنند همه بهعنوان روحانيت و به اسم دين است اگر دين نباشد نه اين امکانات فراهم ميشود و نه کسي به شما اين امکانات را میدهد، اگر کسي امروز درس نخواند مصداق اين آيه شريفه ميشود که:
وَيلٌ لِلْمُطَفِّفِينَ.(1) اگر کسي خدماتي را بگيرد ولي در مقابل کار خودش را انجام ندهد، درس نخواند، عمرش تلف شود، در پيشگاه خداوند متعال مسئول است، هرچه اين خدمات بيشتر شود، مسئوليت آنها زيادتر است.
اميدوارم خداوند متعال توفيق شما را بيشتر کند، بنده هم به سهم خودم تشکر میکنم، من هم شنيدهام و گاهي بعضي اشخاص که مراجعه کردهاند به آنجا میگفتند
1) . مطففين، 1. «وای بر کمفروشان».
برخورد خوب با ما داشتند و بدون معطلي کارها انجام شده است.
والسلام عليکم ورحمة الله وبرکاته
33.استفاده از فرصتها در تحصيل علم و عمل(1)
بسم الله الرحمن الرحيم
بنده تشکر میکنم از اظهار لطف شما و اینکه اسباب مسرّت خاطر بنده شديد و مرا به ملاقات خودتان نائل کرديد، از خداوند متعال براي همه توفيق و تأييد و نيل به مقامات بلند علمی و عملي و جلب رضايت خاطر حضرت وليّ عصر(عجل الله تعالی فرجه شریف) را مسئلت میکنم، اميدوارم به مقاصد حسنهاي که داريد نائل شويد و در آينده مصدر خدمات به اسلام و مسلمين باشيد البته از همين الآن که وارد حوزه شديد در مسير قرار گرفتهايد و انشاءالله جزء خدمتگزاران شرع و امام زمان(عجل الله تعالی فرجه شریف) هستيد.
روزي مرحوم آیتالله العظمی بروجردي در درس فرمودند: میخواهم مطلبي را بگويم تا ديگران هم بدانند و آن اينکه: مرتب به من نامه مینويسند که اين آقايان طلبه چه وقت به مقصد میرسند؟ و تحصيلاتشان تمام میشود؟ و مقصودشان حاصل میشود؟ در جواب میگويم:
اگر مقصود اينها دنيا باشد، هيچ وقت به مقصد نميرسند، چون راه دنيا اين نيست و راههاي ديگري براي مقاصد دنيایي هست که میتوانند از آن راهها به دنيا برسند. اين راه، راه خدا و تحصيل علم و کسب کمالات معنوي و درجات اخروي است و اگر
1) . دیدار طلاب مدرسۀ اباصالح(عجل الله تعالی فرجه شریف) با حضرت آیتالله العظمی صافی گلپایگانیمدظلهالعالی در تاریخ 20 آبان 1387.
مقصود اهدافي است که بايد در اين راه مورد نظر باشد همين الآن رسيدهاند. اينها از روزي که شروع ميکنند به خواندن درس و تحصيل به مقصد رسيدهاند البته اين مقصد مراتبي دارد هر ساعتي به هر درسي که شما ميرويد مقام بالاتري را کسب ميکنيد و درجهاي را طي میکنيد البته درجات معنوي و سير الي الله و قرب به خداوند متعال.
اگر انسان خلوص نيت داشته باشد، تا وقتي که به هر مقامی برسد هميشه به مقصود خود رسيده است البته مقاصد مختلف است يکي ميشود علامه حلّي با آن مقامات و درجات و آنهمه کتاب در هر رشتهاي اعمّ از کلام و فقه و تفسير و رشتههاي ديگر.
اين کار براي خدا است و از اين جهت انسان از اول به مقصد رسيده است، نهايت اینکه دائماً در اين مقصد بهسوی ترقي و کمالات و مقامات بالاتر سير ميکنند.
مسألۀ مهم اين است که قدر فرصتهایي که الآن براي شما فراهم است بدانيد، توجه داشته باشيد براي چه کاري آمدهايد مقصد بسيار مهم است و هرچه در اين راه بيشتر تلاش و کوشش کنيد، درس بخوانيد، سؤال کنيد، بحث و بررسي کنيد، تکرار کنيد، زودتر به مقامات بالاتر نائل میشويد.
در حالات بعضي از بزرگان نقل ميکنند که اصلاً نمیگذاشتند وقتشان از بين برود، روز تعطيلي هم مشغول مطالعۀ کتابهاي اسلامی و علمی بودند، اينها موجب ميشود که انسان جامعيتي پيدا کند که بتواند پاسخگوي حوائج مسلمانها باشد.
يادم هست بعضي وقتها اتفاق افتاده بود که از اول شب تا صبح بيدار بودم مثلاً میخواستم کتابي را مطالعه کنم يک وقت میديدم صبح شده و تمام کتاب را مطالعه کرده بودم. انسان بايد حداکثر استفاده را از اوقات خود ببرد البته من آنطور که بايد استفاده نکردم و نمیخواهم از خود تعريف کنم، الآن هم اگر حساب کنم و مراجعه کنم بايد خيلي پشيمان شوم و نسبت به گذشتۀ عمر، غصه بخورم، ولي بايد انسان از عمري که در
اختيار دارد تا جوان است و فرصت دارد خوب استفاده کند تا پشيمان نشود.
وَالْعَصْرِ* إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِي خُسْرٍ* إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ.(1) اين مدرسه با اين کيفيت و اساتيدي که دارد که انشاءالله نيتشان بلند است و قصدشان خير و خالص است میخواهند افراد خوب و زبدهاي تربيت کنند و در آينده در حوزه نمونه باشند بايد اين فرصتها را از دست ندهيد و غنيمت بشماريد.
مسائل اخلاقي بسيار اهميت دارد و بايد انسان مواظب روحيات خود باشد، حساب نفس خود را داشته باشد، حساب اعمالش را، حساب درسش را.
«لَيْسَ مِنَّا مَنْ لَمْ يُحَاسِبْ نَفْسَهُ فِي كُلِّ يَوْمٍ فَإِنْ عَمِلَ حَسَناً اسْتَزَادَ اللهَ مِنْهُ وَإِنْ عَمِلَ سَيِّئاً اسْتَغْفَرَ اللهَ مِنْهُ وَتَابَ إِلَيْهِ».(2)
در حالات بعضي از بزرگان آمده است که میگويند ما هر شب قبل از اینکه به خواب برويم حساب میکنيم که امروز چگونه گذشت؟ و چگونه صرف شد؟ در روايات و احاديث بر مسألۀ محاسبه بسيار تأکيد شده است.
«حَاسِبُوا أَنْفُسَكُمْ قَبْلَ أَنْ تُحَاسَبُوا وَزِنُوا قَبْلَ أَنْ تُوزَنُوا وَتَجَهَّزُوا لِلْعَرْضِ الأَكْبَر».(3)
انسان بايد خود را محاسبه کند و اگر میبيند در قلبش تاريکي و تيرگي هست آن را برطرف کند.
1) . عصر، 1- 3. «سوگند به عصر، که انسان در زیان است، مگر کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام دادهاند».
2) . کلینی، الکافي، ج2، ص453؛ ابنشعبه حرانی، تحف العقول، ص396؛ طبرسی، مشکاة الانوار، ص247؛ مجلسی، بحار الانوار ج1، ص152؛ ج75، ص311؛. «از ما نيست کسي که هر روز به حساب کار خودش رسيدگي نکند تا اگر عمل خيري انجام داده است آن عمل را زياد کند و اگر عمل بدي کرده، استغفار کند».
3) . حر عاملی، وسائل الشیعه، ج16، ص99؛ مجلسی، بحار الانوار، ج70، ص73. «خودتان را پیش از آنکه بهحساب شما برسند محاسبه کنید و پیش از آنکه اعمال شما سنجیده شود خودتان را بسنجید و برای عرضه اعمال در روز بزرگ (قیامت) آماده شوید.»
کمالات و درجات را فقط بايد با برنامههایي که از طريق احاديث و روايات ائمه(علیهم السلام) رسيده است به دست آورد، اینکه فلان کس چه گفته، اينها صحيح نيست.
بعضي از اشخاصي که متوجه حال خودشان هستند گاهي متوجه ميشوند مثلاً توفيقاتي داشتهاند و کم شده، به حال خود رسيدگي ميکنند، میفهمند دليلي دارد مثلاً معاشرتي پيدا شده است.
در مسألۀ معاشرت اگرچه انسان در حوزه است و همه طلبه يا استادند ولي معذلک اینکه انسان معاشرتش را با افرادي که صحيح الاعتقاد و صحيح العمل باشند قرار دهد بسيار مهم است.
يک وقت ميبينيد انسان با کسي معاشرت و مجالست پيدا ميکند که ما را بهکلي نابود ميکند و يا در معاشرتهاي خوب مسائل و مقاصد بلندي را به دست میآورد.
انسان بايد با افرادي که از خودش خوبترند معاشرت کند و از آنها کسب فيض و کمال نمايد و از معاشرت با کساني که از آنها بهرهاي نمیبرد بپرهيزد.
البته مسائل اخلاقي بسيار است يکي غيبت نکردن است که بسيار مهم است، ديگر اینکه انسان بتواند زبانش، چشمش، اعضا و جوارحش را در اختيار داشته باشد، وقتي حرف میزند يا نگاه ميکند مواظب مسئوليتهاي خدايي باشد.
اميدوارم شما بتوانيد مخصوصاً ارتباط با حضرت وليّ عصر(عجل الله تعالی فرجه شریف) را نگه داريد و فراموش نکنيد که ما وابستۀ به ايشان هستيم يعني معرفي شدهايم به اینکه وابستۀ به ايشان هستيم و مردم ما را اينگونه میشناسند.
میخواهيم بگویيم که ما دنبال اهداف و مقاصد ايشان هستيم و درحقيقت ما دنبال کارهایي که ايشان دارند هستيم، اين مسئوليت بسيار بزرگي است.
کتابهایي در مورد وظایف انسان در زمان غيبت نوشته شده است که شيعيان حضرت بايد اخلاق و رفتاري داشته باشند تا سبب توجه مردم به دين و مذهب و امام زمان(عجل الله تعالی فرجه شریف) شود و مردم خوشبين شوند، اگر مردم ببينند ما آدمهایي هستيم که روش درستي نداريم، اخلاق خوبي نداريم، حلم و کظم غيظ و تواضع و گذشت نداريم، به جامعۀ روحانيت بدبين ميشوند، گمان ميکنند که اينها چون چهار کلمه ياد گرفتهاند متکبرند. اگر انسان دو هزار سال هم عمر پيدا کند و مرتب درس بخواند باز هم مجهولاتش در مقابل معلوماتش الي ما شاء الله زياد است انسان وقتي علمش بيشتر میشود، تواضع و خضوعش در برابر خداوند متعال و کائنات و عظمت خلقت بيشتر ميشود.
اگر انسان حال تفکر داشته باشد براي او اسباب کمال است.
الَّذِينَ يَذْكُرُونَ اللّهَ قِياماً وَقُعُوداً وَعَلَى جُنُوبِهِمْ وَيَتَفَكَّرُونَ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هَذَا بَاطِلاً سُبْحَانَكَ فَقِنَا عَذَابَ النَّارِ.(1) تفکر در خلقت آسمان و زمين، تفکر در اعمال خويش، تفکر در حوادث و اوضاع دنيا.
در روايت از حضرت رسول(صلی الله علیه و آله و سلم)آمده است:
«تَفَكُّرُ سَاعَةٍ خَيْرٌ مِنْ قِيَامِ لَيْلَةٍ».(2)
البته اين حديث لفظهاي مختلفي دارد.
«فِكْرَةُ سَاعَةٍ خَيْرٌ مِنْ عِبَادَةِ سَنَةٍ».(3)
1) . آلعمران، 191. «همانها که خدا را در حال نشسته و ایستاده، و آنگاه که بر پهلو خوابیدهاند، یاد میکنند؛ و در اسرار آفرینش آسمانها و زمین میاندیشند (و میگویند:) بار الها اینها را بیهوده نیافریدهای؛ منزهی تو؛ ما را از عذاب آتش نگهدار».
2) . برقی، المحاسن، ج1، ص26؛ کلینی، الکافي، ج 2، ص 54.
3) . سیوطی، الجامع الصغیر، ج2، ص219؛ متقی هندی، کنز العمال، ج3، ص 106.
«تَفَكَّرُ سَاعَةٍ خَيْرٌ مِنْ عِبَادَةِ سَنَةٍ».(1)
اينها هر کدام معنایي دارد و برحسب درجات تفکر و اشخاص متفاوت است.
از امام در مورد اين حديث پيغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم)سؤال کردند که چگونه تفکر کنيم؟
كَيْفَ نَتَفَكَّرُ؟ قَالَ: «يَمُرُّ بِالْخَرِبَةِ أَوْ بِالدَّارِ فَيَقُولُ: أَيْنَ سَاكِنُوكِ؟ أَيْنَ بَانُوكِ؟ مَا لَكِ لا تَتَكَلَّمِين؟».(2)
حضرت فرمودند: «هنگامی که انسان عبور ميکند به مکان خرابي از روي تفکر بگويد: کجا رفتند آنها که تو را بنا کردند؟ کجا رفتند آنها که در تو ساکن بودند؟ چرا سخن نمیگویي؟».
انسان وقتي به دنيا نگاه ميکند، قبرها را میبيند و آگاهانه روي زمين راه میرود از همۀ مناظري که میبيند میتواند عبرت بگيرد.
هارون به موسي بن جعفر‘ نوشت:
«عِظْنِي وَأَوْجِز»؛
«مرا موعظه کن اما مختصر».
حضرت در جوابش فرمودند:
«مَا مِنْ شَيْءٍ تَرَاهُ عَيْنُكَ إِلا وَفِيهِ مَوْعِظَة»؛(3)
«در هرچه چشمت آن را میبيند موعظه است».
1) . عیاشی، تفسیر، ج2، ص208؛ سمرقندی، تفسیر، ج1، ص276؛ قرطبی، تفسیر، ج4، ص314؛ بحرانی، البرهان، ج3، ص245.
2) . برقی، المحاسن، ج1، ص26؛ کلینی، الکافي، ج 2، ص 54-55.
3) . صدوق، الامالی، ص559، مجلس، ص76؛ فیض کاشانی، الوافی، ج4، ص386؛ مجلسی، بحار الانوار، ج 68، ص 324؛ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج15، ص196 – 197.
حضرت اميرالمؤمنين(علیه السلام)میفرمايند:
«إِنَّ اَوْلِيَاءَ اللهِ هُمُ الَّذِينَ نَظَرُوا إِلَى بَاطِنِ الدُّنْيَا إِذَا نَظَرَ النَّاسُ إِلَى ظَاهِرِهَا»؛(1)
«هنگامیکه مردم به ظاهر دنيا نگاه ميکنند اوليای خدا به باطن آن نظر میاندازند.»
اميدوارم خداوند متعال شما را تأييد کند و موفق شويد از فرصتها استفاده کنيد.
امروز براي کساني که بخواهند درس بخوانند وسيله هست، در گذشته وسائل اينگونه فراهم نبود، نه استاد بود، نه مدرسه، نه تشويق و ترغيبي و نه اینکه کسي به انسان بگويد احسنتم، هرکسی میرسيد ميگفت: چرا طلبه شدي؟ چرا درس میخواني؟ چرا معطلي؟ چرا رها نمیکني؟
مواظب مجالستهاي غير مطلوب باشيد، کتابهایي که نبايد خواند، عرفان و فلسفه، اينها چه بسا حجاب رسيدن انسان به مقامات و مدارج عاليه ميشود.
خداوند همۀ شما را از مروجين بزرگ شرع قرار دهد اميدوارم از کساني باشيد که بتوانيد رضاي خاطر مبارک امام زمان(عجل الله تعالی فرجه شریف) را به احسن وجه فراهم کنيد من هم از شما التماس دعا دارم.
ما که نتوانستيم کاري کنيم اميدوارم شما موفق شويد و به مقاصد عاليهاي که داريد نائل گرديد.
مقاصد دنيا، جاه و مقام و رياست مانع است و بسا اينها بهقدري انسان را از خداوند دور ميکند که نزديک شدن بسيار مشکل ميشود.
در اين فکر نباشيد که فلاني چه شد؟ کجا رفت، چه چيزي پيدا کرد؟ روي مقاصد دنيایي حساب نکنيد اگر تمام دنيا را به انسان بدهند و در مقابل يک ساعت درس
1) . نهج البلاغه، حکمت 432 (ج4، ص101).
خواندن را بدهيم باز هم ارزان فروختهايم.
درعينحال که نبايد تکبر داشت و مغرور بود اما بايد توجه داشت کسي که ايمان و ولايت اهلبيت(علیهم السلام) را دارد بايد به آفتاب و ماه و همۀ اينها اعتنا نداشته باشد و فقط به رضاي خداوند متعال و توسل به اهلبيت(علیهم السلام) توجه داشته باشد.
والسلام عليکم ورحمة الله وبرکاته
بسم الله الرحمن الرحيم
امروز مکاتب گوناگوني عرضه میشود، وظایف ما و شما در اين شرایط بسيار سنگين است.
من گاهي وقتي به اين مسئوليتها فکر میکنم شبها خوابم نمیبرد مسئوليتهاي بزرگي بر عهدۀ ما است، مخصوصاً وقتي ملبّس میشويم (البته بايد ملبّس شد، نه اینکه براي فرار از مسئوليت ملبّس نشويم).
سؤالي از خارج از کشور آمده بود که اين چه برنامهاي است که بايد افرادي که در حوزۀ علميه شرکت ميکنند و عضويت پيدا ميکنند معمم شوند؟
در جواب نوشتم:
پوشيدن اين لباس شرط نيست، بسيارند افرادي که معمم نيستند ولي اینکه اين لباس مخصوص روحانيت شده و با اين لباس شناخته ميشوند دو جهت دارد: اوّلاً: وقتي اين لباس را پوشيدند هر کجا منکري ببينند، مطلبي خلاف شرع ببينند، روزنامه چيزي نوشته باشد، کسي پايش را کج گذاشته باشد، اهل بدعت بخواهند کاري انجام
1) . دیدار جمعي از طلاب که توسط حضرت آیتالله العظمی صافي گلپایگانیمدظلهالعالی ملبّس به لباس روحانيت شدهاند در تاریخ 2 آذر 1387.
دهند، صوفيها بخواهند فعاليت کنند در همۀ اين موارد گويا متعرض خودش شدهاند، مثل مأمور راهنمايي و رانندگي که سر چهار راه ايستاده، وقتي لباس مخصوص کارش را پوشيده، اگر کسي بخواهد تخلّف کند نمیتواند جلوگيري نکند، گويا به خودش توهين ميکنند، ولي کسي که لباس نپوشيده آزاد است هر کجا بخواهد میتواند برود، اما وقتي لباس دارد مثل اینکه مستقيماً با خودش طرف شدهاند، بهخاطر پوشيدن اين لباس، احساس مسئوليت ميکند و بر خود لازم میداند انجام وظيفه کند، کارهایي که وظایف روحانيت است انجام دهد.
ثانياً: وقتي مردم او را با اين لباس ببينند احساس ميکنند که دين پاسدار و مدافع دارد، کساني که میخواهند دين را تخريب کنند وقتي به شهري يا روستایي میروند اگر ببينند آنجا يک اهل علم است اگرچه در علم و سواد کامل نباشد عقبنشيني ميکنند. ولي وقتي کسي نباشد مثل شهري است که مأموراني که بايد امنيت شهر را برقرار کنند لباسشان معلوم نباشد.
اين حوزهها و علما و بزرگاني که در شهرها و محلات هستند هر کجا که باشند با وجودشان امربهمعروف و نهيازمنکر ميکنند و اسلام را تأييد ميکنند.
در آن زمان که ما میخواستيم طلبه شويم مشکلات بسياري بود نه مدرسهاي بود، نه تشويقي، نه ترغيبي، نه کسي میگفت کار خوبي میکني، امروز اين شرایط اتمام حجت است، اگر طلاب درس نخوانند و تحصيل نکنند و آماده نشوند همه مسئولند.
خدا را شکر که چنين واحد علمی در تهران هست، الحمدلله منوّر هستيم به وجود حوزهها و علما، اميدوارم خداوند متعال به شما توفيق بيشتري عنايت فرمايد تا تحصيلات خودتان را بيشتر از اين توسعه دهيد، تلاش کنيد خاطر مبارک امام زمان(عجل الله تعالی فرجه شریف) را از خودتان خشنود کنيد و اين غصههایي که بر دل حضرت هست را کم کنيد.
35.ارزش و مسئوليت حوزههاي علميه(1)
بسم الله الرحمن الرحيم
من واقعاً تحت تأثير قرار گرفتم و نمیتوانم حال نشاطي که برايم حاصل شد، حال توجه و اقبالي که برايم حاصل شد بيان کنم، وقتي شما از وضعيت آنجا و از اين آقايان گزارش میداديد میخواستم بگويم: بأبي هم و اُمّي.
خدا مرا فداي همۀ آنها کند. آنهایي که اينجا هستند و آنها که آنجا هستند و در آن محيط و شرایط ايستادگي ميکنند.
اين برنامههای ولايتي، درس و تحصيل و ترويج دين و نشر معارف اهلبيت(علیهم السلام)، اسباب عزّت شيعه و شوکت دوستان اميرالمؤمنين(علیه السلام)و بسيار ارزنده و قابل تقدير است.
من يقين دارم باعث خوشحالي و مسرّت قلبي آقا حضرت وليّ عصر(عجل الله تعالی فرجه شریف) است و انشاءالله همه مورد عنايت و توجهات خاص آن وجود مبارک هستيد؛ هم شما عزيزان و اساتيد و کساني که در شروع و تأسيس اين برنامه اقدام کردهايد و هم اين عزيزاني که شرکت کردهاند تا علوم آل محمد را فرا گيرند.
اينها براي همۀ ما اسباب افتخار و خوشحالي است. مطالبي که فرموديد براي ما بشارت بزرگي بود براي هرکسی که به ولايت اهلبيت(علیهم السلام) ملتزم و متعهد باشد اسباب مسرت است.
1) . دیدار طلاب حوزه علميه از بشاگرد بندرعباس با حضرت آیتالله العظمی صافی گلپایگانیمدظلهالعالی در تاریخ 10 بهمن 1387.
هر کجا اين برنامهها پياده شود باعث خوشحالي حضرت خواهد بود و اميدوارم اسلام و ولايت اهلبيت(علیهم السلام) از وجود شما بهرههاي بزرگ و کافي و شافي ببرد و شما هر کدام بتوانيد در آينده ناحيۀ مهمی را اداره کنيد و در راه ولايت اهلبيت(علیهم السلام) مردم را راهنمایي کنيد، هر کدام يک راهنما باشيد، شخصيتهايي از اين مدرسه بيرون بيايند که اسباب افتخار مسلمانها باشد البته با همين خلوص نيتي که داريد.
سعي و کوشش و اهتمام در تحصيل علم داشته باشيد و حداکثر استفاده را از فرصتهایي که براي شما فراهم شده است ببريد، بايد در اين زمان همه اهتمام کنند تا در خدمت اسلام آماده باشند و مخصوصاً از جنبۀ علمی به صورتي باشند که بتوانند در مقابل هجومهایي که میشود، بدعتها و فرقهسازيهایي که هست بايستند، اسلام به وجود امثال شما نيازمند است و از اول تا الآن هم که دين مقدس اسلام و مذهب تشيع باقي مانده است براي همين بوده است که جوانها و نوجوانهاي فداکار وارد ميدان شده و اين زحمات را متحمل شدهاند.
اين کتب حديث سهل و ساده فراهم نشده است، خيلي کوشش کردهاند تا اینکه اين احاديث را جمعآوري کردهاند و اين کتابها را نوشتهاند. مسافرتهاي سخت، در آن دورانهاي بسيار دشوار، در آن اوضاع اختناق چه سختيها و فشارهایي متحمل شدهاند که اين دين را به اين کيفيت نگاه داشتهاند اين معارف اهلبيت(علیهم السلام) و اين احاديث حفظ شده است و حالا به دست ما آمده است.
ما بايد ذخائر علمی اهلبيت(علیهم السلام) و مواريثي که از گذشتگان به دست ما آمده است حفظ کنيم و نگاه داريم، يکي از مواريث همين مدرسهها و شماها هستيد، همه منتظر شما هستند امام زمان(عجل الله تعالی فرجه شریف)انتظار دارد که ببيند چگونه تحصيل میکنيد؟ چقدر زحمت میکشيد، در عبادات، در وظایف شرعي و ديني و اخلاق چقدر اهتمام میکنيد؟
انشاءالله همه به مراتبي برسيد که اسباب خوشحالي کامل حضرت باشيد بتوانيد در آينده مسلمانها را هدايت کنيد، مفسر قرآن و فقيه اهلبيت(علیهم السلام) باشيد، تاريخ اسلام را بدانيد، روايات و احاديث و نهج البلاغه را حفظ داشته باشيد.
هيچ ملت و مکتبي مثل مکتب شيعه غني نيست ما هرچه بخواهيم در مذهبمان هست. الحمدلله چيزي فروگذار نکردهاند. ما بايد از اين سفرۀ گستردهاي که بين مشرق و مغرب گسترده شده است استفاده کنيم و از اين خوان نعمت بيدريغ اهلبيت(علیهم السلام) در علوم و معارف بهرهمند شويم آنهم در چنين ناحيهاي که شما هستيد.
اين نواحي، مرز است. کساني که در آنجا هستند مرزدارند. عناوين متعددي بر وضع شما انطباق پيدا ميکند، يکي همين است که مرزدار هستيد و اين يکي از عبادات بزرگ است.
مرزدارياش به اين است که درس بخوانيد و زحمت بکشيد و جواب شبههها را ياد بگيريد، روايات را حفظ کنيد، با قرآن مجيد سروکار داشته باشيد، آيات قرآن را حفظ کنيد، معاني قرآن را ياد بگيريد.
بههرحال آنجا محيطي است که بهواسطۀ وجود شما نوراني شده است. انشاءالله بيشتر از اينها نورانيت پيدا کند و در آينده که تشريف میآوريد بيشتر از اين مژدۀ توفيق و بشارت براي ما داشته باشيد و به مدارج عاليه علم و عمل و اخلاق برسيد.
اگر علم بدون عمل و اخلاق باشد بسا مضر ميشود و بهجاي اینکه براي انسان مفيد باشد حجت بر انسان ميشود بايد با هر دو بال پروازهاي بلند داشته باشيد.
اينکه فرموديد راجع به اخلاق مطلبي عرض کنم، بنده خودم را قابل نمیدانم، علاوه بر اين در هر بعدي که بخواهيد خودتان را بسازيد همينکه آيات قرآن و روايات را
مطالعه کنيد کافي است، ما چيزي کم نداريم قرآن ميفرمايد:
وَعِبَادُ الرَّحْمَنِ الَّذِينَ يَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْناً وَإِذَا خَاطَبَهُمُ الْجَاهِلُونَ قَالُوا سَلَاماً.(1) و يا آيات سورۀ حجرات:
وَلَا يَغْتَبْ بَعْضُكُمْ بَعْضاً أَيُحِبُّ أَحَدُكُمْ أَنْ يَأْكُلَ لَحْمَ أَخِيهِ مَيْتاً فَكَرِهْتُمُوهُ.(2) همۀ دستورات اخلاقي در قرآن و روايات هست و لازم نيست انسان جاي ديگر برود، بگويد در سيروسلوک اين را ببينم يا کسي را پيدا کنم که معلّم باشد و راه را به ما نشان دهد.
سيروسلوک به اين معاني که امروز بعضي عنوان ميکنند صحيح نيست. پيشوايان ما و رهبران ما همان محمد و آل محمد(علیهم السلام) هستند و هرچه بخواهيد در قرآن و احاديث هست. صفات پسنديده و ذميمه را معرفي کردهاند، اخلاق، عبادت، آداب عبادت، حتي در مسائل جزئي هم چيزي فروگذار نکردهاند.
والسلام عليکم ورحمة الله وبرکاته
36.اهميت تحصيل علم و لزوم ارتباط با حضرت ولی عصر(عجل الله تعالی فرجه شریف)(1)
بسم الله الرحمن الرحيم
بنده تشکر میکنم از اظهار لطفي که فرموديد و بنده را به ديدار خودتان نائل کرديد، اميدوارم همه مورد توجهات و ادعيۀ خاصّه حضرت بقیة الله(عجل الله تعالی فرجه شریف) باشيد.
مسألۀ حوزههاي علميه و طلاب و تحصيلات علمي، اموري است که اگر انسان بخواهد در اين زمينه صحبتي کند و آيات و رواياتي که راجع به تعليم و تعلم علوم ديني است بيان کند باب واسعي ميشود که هرچه بگویيم تمام نخواهد شد. روايات بسياري در فضيلت تعليم و تعلم رسيده است.
در اول کتاب معالم، روايات متعددي در فضيلت علم و علما و طلاب علوم ديني است، و ثابت ميکند که عالم اشرف مخلوقات است؛ چون مخلوقات را که در نظر بگيريد يا جماد هستند، يا نبات، نبات از جماد بالاتر است، نبات هم يا حيوان است يا غير حيوان، که حيوان بالاتر است، حيوان هم يا انسان است يا غير انسان، که انسان بالاتر است، انسان هم
1) . دیدار روحانيون و طلاب مدرسۀ مهديۀ تهران با حضرت آیتالله العظمی صافی گلپایگانیمدظلهالعالی در تاریخ 23 بهمن 1387.
بر دو قسم است، يا عالم يا جاهل، عالم افضل است، بنابراين عالم افضل مخلوقات است.(1)
شما در راهي سير میکنيد که از خدمتگزاران شرع و مروّجان دين و ناشرين معارف اهلبیت(علیهم السلام) باشيد و اين بالاترين کمال است، براي انسان تخلق به اخلاق الهي بالاترين مقام است.
«تَخَلَّقُوا بِأَخْلاقِ اللهِ».(2)
در بين صفات الهي اشرف صفات، علم است و قدرت، کسي که درس ميخواند و تحصيل علم ميکند، تفسير قرآن و معارف اهلبيت(علیهم السلام) را ياد میگيرد درحقيقت متخلق به اخلاق الهي شده است.
علوم حقيقيه همان کلماتي است که در گفتار اهلبیت(علیهم السلام) بيان شده است؛ معنويات، اخلاق و هرچه بخواهيد در بيانات اهلبیت(علیهم السلام) است و ما احتياج نداريم تا به جاي ديگر برويم.
اميدوارم خداوند متعال شما را توفيق دهد تا بتوانيد اين علوم را فرا گيريد و به ديگران هم برسانيد، خدمتي به بشريت از این بالاتر نيست که انسان دست يک جاهل را بگيرد و از جهل نجات دهد و به علم و معرفت برساند.
همۀ کساني که به مقامات رسيدهاند مثل علامه حلّي، محقّق و ديگر نوابغ در اول مثل بنده و شما بودند ولي خوب تحصيل کردند، زحمت کشيدند و خلوص نيت داشتند يعني میخواستند علوم و معارف را به دست آورند؛ به دنيا و ماديات توجه نداشتند، لذا به آن مقامات نائل شدند. من و شما هم میتوانيم موفق شويم، اگر نيتمان را خالص کنيم و زحمت بکشيم و تلاش کنيم براي حفظ آثار علمای بزرگ گذشته که به دست ما رسيده است.
و اینکه گفتيد از (مهديه) آمدهايد بايد عرض کنم: اين نام بزرگي است که آن مرکز به نام حضرت وليّ عصر(عجل الله تعالی فرجه شریف) نامگذاري شده است و الحمدلله مرکزيتي دارد و مردم در مراسمی که هست به آنجا توجه دارند، نمیدانم تحت نظر چه کسي اداره میشود، بايد مواظبت کنند که در برنامهها کارهاي لهوي يا نزديک به لهو انجام نگيرد و قداست آنجا را حفظ کنند، گاهي کف میزنند، آنجا تعلّق به امام زمان(عجل الله تعالی فرجه شریف) دارد، حفظ قداست آنجا خيلي مهم است، مردم میخواهند در آنجا دعا کنند، انشاءالله دعاهايشان مستجاب شود، امام زمان(عجل الله تعالی فرجه شریف) برايشان دعا کند و حضرت براي دعاهایي که ميکنند آمين بفرمايند.
بايد مسئولين آنجا تذکر دهند تا جنبۀ معنويت آنجا و ارتباط آن با مقام اقدس حضرت وليّ عصر(عجل الله تعالی فرجه شریف) حفظ شود و الا مراسم لهو در جاهاي ديگر زياد است که اگر مردم بخواهند میروند.
اينجا بايد براي عبادت و تقرب به خداوند متعال و ياد خدا و ائمّه طاهرين(علیهم السلام) باشد، مردم به آنجا توجه دارند و مراسم آنجا منعکس ميشود و به جاهاي ديگر سرايت ميکند خيال ميکنند که عبادت ميکنند، قرآن ميفرمايد:
وَمَا كَانَ صَلَاتُهُمْ عِنْدَ الْبَيتِ إِلَّا مُكَاءً وَتَصْدِيةً.(1) در زمان جاهليت عدهاي وقتي اطراف کعبه معظمه طواف ميکردند کف میزدند.
قداست همهجا را بايد حفظ کرد مخصوصاً آنجا که به اين اسم مقدس ناميده شده است اميدوارم همه مورد نظر آقا قرار گيرند.
والسلام عليکم ورحمة الله وبرکاته
1) . انفال، 35. «نماز آنها در کنار خانه خدا، چیزی جز سوت کشیدن و کف زدن نبود».
37.وظایف حوزههاي علميه و سابقة درخشان حوزه علمیه مشهد(1)
بسم الله الرحمن الرحيم
الحمد لله الذي جعلنا من المتمسکين بولاية أمير المؤمنين(علیه السلام)والأئمة(علیهم السلام).
اوّلاً عيد سعيد غدير را خدمت شما عزيزان تبريک عرض میکنم و اميدوارم همه از برکات اين عيد سعيد و ولايت ائمّه طاهرين(علیهم السلام) به احسن وجه مستفيض و بهرهمند باشيد و توجهات ولايي حضرت ثامن الحجج(علیهم السلام) که شما افتخار داريد در جوار حرم مقدس ايشان اشتغال به تحصيل داريد و کسب فيوض و برکات معنوي از ايشان میکنيد در قلوب شما مددکار و ياور شما باشد و در امر تحصيل و مقاصد حسنهاي که داريد به مقامات بلند علم و عمل و درجات علمی و تقوايي نائل شويد تا در آينده بتوانيد مصدر خدمات بزرگ به اسلام باشيد و بتوانيد دفع بدع کنيد و ثغور فکري و اسلامی و ايماني مردم را حفاظت کنيد. راهي که در آن وارد شدهايد بسيار راه ارجمند و عزيز و مبارکي است.
انسان در اين دنيا هميشه با خطرات مواجه است بايد بتواند خودش را حفظ و کنترل کند و بر غرائز نفساني و جنبههاي حيواني خود مسلّط گردد و خود را در خطّ بندگي خداوند متعال قرار دهد، در اين صورت انسان در هر وضعي که باشد موفق
1) . دیدار جمعي از علما و روحانيون حوزه علميه مشهد با حضرت آیتالله العظمی صافی گلپایگانیمدظلهالعالی در تاریخ 24 بهمن 1387.
ميشود و به مقاصد خويش نائل میگردد.
البته در ميان اين مقاصد اين مقصد که انسان بخواهد مروج دين و حافظ احکام خداوند متعال و از جمله آثار اهلبيت(علیهم السلام) باشد بسيار عالي و بلند است که هرکس اين توفيق را پيدا نمیکند.
آثار، احاديث و علوم و معارف اهلبيت(علیهم السلام) در طول قرنها بهوسيلۀ علما و محدثين محفوظ مانده است، آنها براي ضبط روايت و کسب احاديث از شيوخ، مسافرتها ميکردند.
انسان وقتي تاريخ زندگيشان را میبيند ملاحظه ميکند گويا موضوعی که اصلاً به آن فکر نميکردند، امور دنيا بوده است و از اين جهت آثار اهلبيت(علیهم السلام) تا امروز باقي مانده است و حالا هم بايد اشخاصي امثال شما کمر همّت ببندند و خودشان را به خدا و امام زمان(عجل الله تعالی فرجه شریف) بفروشند و در اين راه با جديت و کوشش و با نيت خالص وارد شوند.
اميدوارم به آن مقاصد بلندي که داريد نائل شويد و خواهيد شد، انشاءالله، خصوصاً اینکه شما در جوار حرم مقدس حضرت ثامن الائمه(علیهم السلام) هستيد، من گاهي تصرفات ولايي ايشان را در بعضي اشخاص میديدم، اگر بتوانيد عنايات ايشان را کسب کنيد مزيد بر نعمت ميشود و انشاءالله موفق میشويد.
در حوزۀ مشهد علماي بزرگ و ممتازي بودهاند که اينها صرفاً در خط ولايت اهلبيت(علیهم السلام) و معارف دين و اینکه علوم را از آنها کسب کنند حرکت ميکردند. علم تفسير، فقه، کلام، اين رشته مخصوصاً در مشهد بسيار قوي بود. اشخاصي بودند مثل مرحوم آقا ميرزا مهدي اصفهاني و ديگران که در اين جهت خيلي متعهد بودند. در روايت است که:
«شَرِّقَا وَغَرِّبَا، فَلا تَجِدَانِ عِلْماً صَحِيحاً إِلا شَيْئاً خَرَجَ مِنْ عِنْدِنَا أَهْلَ الْبَيْتِ».(1)اينها میدانستند که اگر بخواهند علم صحيح را فرا گيرند فقط پيش محمد و آل محمد(علیهم السلام) است لذا در آنجا رشتههاي ديگر رنگ نداشت و همۀ علما و طلاب آنجا از اين جهت يک برازندگي و برجستگي داشتند که قابل توجه بود.
اميدوارم حوزۀ مشهد اين امتيازش را حفظ کند و در خط کسب علوم از اهلبيت(علیهم السلام) موفق باشد.
خودم را کمتر از اين میبينم که بتوانم نصيحتي کنم ولي مسأله اصلي اين است که الحمدلله فعلاً فرصتي براي شما فراهم شده و امکانات هم در يک حدي بيشتر از زمانهاي سابق فراهم است.
شما حتماً اوضاع مشهد را در گذشته شنيدهايد، فشارها و گرفتاريهایي که براي اهل علم در گذشته بود، طلاب را اذيت ميکردند، امروز بحمدالله توفيقات و امکانات براي کساني که بخواهند بهدرستي تحصيل علم کنند فراهم است، لذا بايد فرصت را غنيمت شمرد.
فرصت جواني، اساتيدي که هستند، اشخاصي که خدمتگزار شما هستند و خودشان را وقف خدمت به شما کردهاند همه اينها وسائلي است که خداوند متعال فراهم کرده و حجت را بر شما تمام کرده است.
هرچه میتوانيد در جنبههاي علمي، عملي و اخلاقي تلاش کنيد مخصوصاً مواظبت کنيد به جنبههاي اخلاقي و تقوايي و التزام به واجبات و ترک محرمات و اموري که براي انسان فايدهاي ندارد و انسان را از خداوند متعال دور ميکند، هرچه انسان بتواند در اين جهات خودش را قوي نگاه دارد موفقتر ميشود و از تحصيلاتي که ميکند خير و برکت میبيند.
در هيچ مقامی قصد اینکه در آن توقف کنيد نداشته باشيد.
هرچه همتّتان بلندتر باشد که به مقامات بلند نائل شويد و بتوانيد به اسلام و امام
1) . کلینی، الکافی، ج 1، ص 399؛ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج21، ص477؛ ج27، ص43، 69. «به شرق و غرب عالم برويد، به خدا سوگند علم صحيح نخواهيد يافت مگر آنچه از نزد ما صادر شود».
زمان(عجل الله تعالی فرجه شریف) که صاحب اين حوزهها هستند خدمت کنيد و ايشان را از خودتان راضي و خشنود کنيد بهتر است.
هرکسي بايد فرض کند که اسلام همين يک نفر را دارد و بايد او دست اسلام را بگيرد او بايد زحمت بکشد، هم در جنبۀ علم هم در جنبۀ عمل.
علما و بزرگاني که ما داشتيم فارغالبال نبودند وسايل برايشان فراهم نبود اگر تاريخزندگاني مرحوم آیتالله العظمی گلپايگاني را خوانده باشيد ايشان با مرارت، زحمت، تلاش، کوشش، مجاهدت، مخالفت با نفس امّاره و جهات ديگر به اين مقامات رسيدند و الا بهحسب وضع عادي و طبيعي بايد در همان حالاتي که همه میماندند، بمانند و به جايي نرسند.
وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِينَّهُمْ سُبُلَنَا.(1) اميدوارم خداوند به همه شما توفيق دهد تا همۀ مراتب بلند علمی و عملي را کسب کنيد و حضرت رضا(علیه السلام)از همۀ شما راضي باشد.
مشهد شهر مقدسي است، اهميتش بسيار زياد است و مردم از تمام دنياي اسلام به آنجا متوجه هستند.
مشهد بايد حوزۀ بسيار بزرگ و باعظمت و مستقلي داشته باشد چون مرکزيت آن بسيار اهميت دارد میتوان تمام عالم شيعه را از مشهد تبليغ کرد و همه را به راه اهلبيت(علیهم السلام) دعوت کرد. حوزۀ مشهد از اين جهات بسيار اهميت دارد.
آقايان طلاب، مدرسين علما و بزرگان همه بايد به اهميت مشهد و حوزۀ آن توجه
1) . عنکبوت، 69. «و کسانی که در راه ما جهاد کنند، به یقین آنها را به راههای خود هدایت خواهیم کرد».
داشته باشند تا انشاءالله بيشتر از اين، آنطوري که مناسب بارگاه ملکوتي حضرت رضا(علیه السلام)است آن حوزه فعال شود.
اميدوارم شما از کساني باشيد که در آينده هم حوزۀ مشهد و هم حوزههاي ديگر و هم اسلام از وجود شما، از برکات و تبليغات شما، و علوم شما مستفيض و بهرهمند بشود.
38.تجليل از علمای بزرگ گلپايگان و خوانسار در گذشته و وظايف امروز روحانيت(1)
بسم الله الرحمن الرحيم
اوّلاً اعياد شريفهاي که در پيش هست مخصوصاً تولد سيدالشهدا(علیه السلام)و عيد بزرگ نيمۀ شعبان، ولادت حضرت بقیة الله الاعظم(عجل الله تعالی فرجه شریف) را خدمت همۀ شما تبريک عرض میکنم و از خداوند متعال میخواهم در ظل توجهات و عنايات خاصۀ ايشان، همه در انجام وظايف و خدمات موفق باشيد.
من افتخار میکنم که بنده را هم جزء خودتان حساب کرديد که يک فرد کوچکي از شما و در بين شما انشاءالله در روز قيامت محسوب باشم، واقعاً افتخار میکنم انشاءالله که اين منصب و عنوان به من داده شده باشد که بنده هم مثل يک فرد کوچک در خدمت شما باشم.
اميدوارم خداوند به شما توفيق دهد تا در راه تحصيل و خدمت به اسلام و دفع بدعتها آمادگي کامل داشته باشيد.
امروز اسلام به روحانيت متديّن، مخلص، دلسوز و غمخوار دين و احکام خداوند
1) . دیدار جمعي از علما و روحانيون گلپايگان و خوانسار با حضرت آیتالله العظمی صافی گلپایگانیمدظلهالعالی در تاریخ 9 خرداد 1389.
متعال احتياج دارد، در اين اوضاع که ميبينيد هجومها و حملهها ميشود و شبههپراکني ميکنند. اسلام امروز محتاج کساني است که هم خودشان را بسازند و هم اطلاعات وافي و کافي در اين مطالب داشته باشند و بتوانند در مقابل اين هجومها از اسلام دفاع کنند. واقعاً امام زمان(عجل الله تعالی فرجه شریف) در انتظار اعمال شما است، خودم که قابل نيستم، امام زمان(عجل الله تعالی فرجه شریف) در انتظار است که ببيند چگونه خودتان را براي خدمت به اسلام و دفع بدعتها آماده میکنيد، چگونه باعث عزّت و رونق اسلام میشويد، تبليغات شما چگونه در عالم اسلام مؤثر ميشود.
اما اینکه گفتند بنده خدمتي کردهام، هرچه ايشان گفتند من ديدم کاري نکردهام و خدمتي انجام ندادهام. در خدمت خود آقا، صاحب اين دستگاه و حوزهها شرمندهام، در مقابل ديگران هم شرمندهام.
اميدوارم اين هيئت و وضعيتي که ايجاد شده همه به نفع اسلام و مسلمين و پيشرفت علمی ما باشد.
امروز بايد کارهاي علمی مورد توجه باشد، مخصوصاً اطلاع داشتن از مکتبهایي که هست، فرقه هایي که از گذشته بوده و الآن احياء ميکنند. يک جایي بهائيه هستند، يک جا اسماعيليه هستند، يک جا صوفيه هستند و اگرچه بعضی از این فرقهها ذلیل و خوار هستند، چنانچه روحاني از اين مکاتب بياطلاع باشد نميتواند به وظایف خود آنچنان که لازم است عمل کند. روحاني بايد مخصوصاً در اين رشتهها تبحر لازم داشته باشد.
اميدوارم با اين وضعيتي که فراهم شده و اتحاد و همکاري که داريد مجالسي که داريد، در اين مجالس مخصوصاً اگر نواقص و معايبي هست مطرح کنيد و در مقام رفع آن باشيد. نواقص علمی و احتياجات علمی را مطرح کنيد تا برطرف شود. گلپايگان و خوانسار از شهرهایي هستند که هميشه به وجود علمای بزرگوار و فقهاي
عاليقدر مزيّن بودهاند.
در خوانسار رجال علمی از قديم بودهاند مانند آقاحسين خوانساري عقل حاديعشر، استاد الکل في الکل يا آقا جمال خوانساري يا در اين اواخر استاد ما مرحوم آیتالله آقا سيدمحمدتقي خوانساري و مرحوم آیتالله آقا سيداحمد خوانساري و مرحوم آیتالله آقا شيخ موسي خوانساري و ديگران همه از مفاخر اسلام و دين بودهاند، از حيث اخلاق و معنويت هم انصافاً در يک مقامات بسيار ارزندهاي بودند. خداوند بر علوّ درجاتشان بيفزايد.
همينطور از گلپايگان هم علمای بزرگي برخاستهاند. مرحوم آیتالله بروجردي ميفرمودند: وقتي من رفتم در اصفهان فضلای درجۀ اول اصفهان گلپايگانيها بودند. نجف هم که رفتم شخص اول شاگردان مرحوم آخوند، گلپايگاني بود. مقصود ايشان مرحوم آقاي حاج شيخ عبدالله بود که راستي همينطور بود.
اين دو شهر در اين جهات امتياز دارد، اميدوارم که اين امتياز بهواسطۀ وجود شما و تلاش و زحماتي که شما در تحصيل علم میکشيد باقي بماند و آثاري که گذشتگان داشتند محفوظ بماند.
ما بايد بدانيم امروز امام زمان(عجل الله تعالی فرجه شریف) از روحانيت خيلي انتظار دارد و بايد در انجام وظایفمان مواظب باشيم که خشنودي خاطر امام زمان(عجل الله تعالی فرجه شریف) را فراهم کنيم. اگر درس میخوانيم، اگر تبليغ میکنيم. براي رضايت ايشان باشد. همۀ کارهايي که داريم به حساب حضرت قرار بدهيم که هم برکت پيدا ميکند و هم اسباب توفيق ميشود.
اميدوارم همه از لشکر حضرت مهدي(عجل الله تعالی فرجه شریف) باشيد، با التفات به اين مطلب که ما وقتي اين عنوان را براي خودمان انتخاب کرديم بايد لوازمش را مهيا کنيم، سعي کنيم ارتباط
خودمانرا با حضرت حفظ کنيم، مبادا از حضرت غافل باشيم و فراموش کنيم که میخواهيم نوکر امام زمان(عجل الله تعالی فرجه شریف) باشيم. وقتي اين مطلب به يادمان باشد حتماً در راه تحقق اهداف و مقاصد حضرت سعي و تلاشمان بيشتر میشود، دين اسلام و مذهب اهلبيت(علیهم السلام) و معارف اهلبیت(علیهم السلام) نگاه داشته میشود، همۀ اينها به عهدۀ روحانيت است.
علمایي که در گذشته بودند با زحمات و دشواريهايي روبرو بودند که انسان نمیتواند تصور کند چگونه به اين مراحل بزرگ و بلند رسيدند مثلاً صدوق& چگونه بوده است؟ چگونه اين مسافرتها را طي کرد؟ چه کسي مخارج آن سفرها را میداد؟ از کجا میآوردند؟ با چه زحمات و مشقاتي روبرو بودند؟ براي اینکه احاديث را حفظ کنند و فرا بگيرند محدثي از کجا حرکت میکرد و به کجا میرفت. با آنهمه دشواريها، اخبار و احاديث و معارف را نگه داشتند و امروز بسيار ساده به دست ما افتاده است.
با اين کتابها و مطالبي که امروز در اختيار ما هست ما بايد خيلي بيشتر از آنها تلاش کنيم، خصوصاً در جنبههاي علمی و سعي کنيم علم ما فراخور وضعيت زمان و احتياجات باشد نه به اين معنا که کسي در احکام تصرف کند نه، بلکه مطابق با شبهههایي که هست خودمان را آماده کنيم تا بتوانيم حدود و ثغور اسلام را نگه داريم.
تشکيل اين جلسات بسيار خوب است مخصوصاً اگر برنامهاي باشد که هر هفته کسي صحبت کند، مثلاً قرار بگذارند هفتۀ ديگر در فلان موضوع کلامی فلان شخص صحبت کند، مثلاً در مورد اسماعيليه که اين فرقه چيست؟ يا در مورد صوفيه يا موضوعات ديگر، اين کار راهي است براي اینکه اين مباحث در حوزه رايج شود، وقتي برنامهريزي شد، شخصي که بنا هست صحبت کند مطالعه ميکند، کتابهایي که مربوط به اين موضوع است میبيند و هفتۀ بعد تحويل میدهد، هم ديگران استفاده ميکنند و هم براي خودش بسيار مفيد است.
من تشکر میکنم و دعا میکنم خداوند متعال شما را از انصار امام زمان(عجل الله تعالی فرجه شریف) قرار
دهدو همه بتوانيد رضايت خاطر حضرت وليّ عصر(عجل الله تعالی فرجه شریف) را فراهم کنيد و ايشان از شما خشنود و راضي باشند. مطلب همين است و غير از اين نيست.
39.نقش معلّم در تعليم و تربيت(1)
بسم الله الرحمن الرحيم
من تشکر میکنم از اظهار علاقۀ شما به روحانيت و اهلبيت(علیهم السلام) و اینکه مشرّف شديد به زيارت حضرت فاطمه معصومه(علیها السلام).
توفيقي براي شما فراهم شده است که اين جوانان و نوجوانان مسلمان را تحت تربيت شما قرار دادهاند و شما میتوانيد، آنها را براي آيندۀ اسلام، تربيت کنيد.
مسألۀ تعليم و تربيت مسألۀ بسيار بااهميت و شغل بسيار شريفي است.
از آيات قرآن مجيد استفاده ميشود که خداوند متعال خود را بهعنوان معلّم ستوده است:
وَعَلَّمَكَ مَا لَمْ تَكُنْ تَعْلَمُ؛(2) وَعَلَّمَ آدَمَ الْأَسْمَاءَ كُلَّهَا؛(3) و در مورد پيامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم)ميفرمايد:
وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ.(4) اين شغلي است که پيامبران داشتند، اين فرزندان، نوجوانها و جوانان تنها امانت پدر و مادر نيستند، امانت اسلام، امام زمان(عجل الله تعالی فرجه شریف) و جامعه هستند که به دست شما سپرده
میشود، اينها را آنطوري که مطلوب امام زمان(عجل الله تعالی فرجه شریف) واقع شود بسازيد، اين عبادتي است که نميشود براي آن قيمت قائل شد، در جایي که انسان يک حديث يا نصيحتي را گوش دهد آنهمه ثواب دارد که در روايت آمده است:
«كَلِمَةُ الْحِكْمَةِ يَسْمَعُهَا الْمُؤْمِنُ خَيْرٌ مِنْ عِبَادَةِ سَنَة».(1)
آنوقت کسي که اين علم را به مردم میآموزد چقدر پيش خداوند متعال اجر دارد.
يکي از اسماء الحسناي خداوند متعال «عالِم» است، يکي ديگر «ربّ» است، «ربّ العالمين»، تعليم و تربيت مصداق تخلّق به اخلاق الهي است در روايت آمده است:
«تَخَلَّقُوا بِأَخْلاقِ اللهِ».(2)
تعليم و تربيت تخلق به دو خلق خدا است.
اوّلاً شغلي که شما داريد تبريک میگويم، و ثانياً بايد بگويم که قدر خودتان را بدانيد، هرچه بيشتر اهتمام کنيد که اينها از جنبۀ علمي، اخلاقي و ديني در خط اسلام باشند، اجر شما نزد خداوند متعال بيشتر ميشود و مخصوصاً در اين زمان، با اين روزنامهها و راديو و وسائل دیگر.
دورهاي است که وسائل انحراف در اختيار مردم است، ميبينيد چقدر مطالب انحرافي عرضه ميشود. اگر در اين زمان کسي بتواند حجاب و عفّت اين دخترها را و آن تعليماتي که اسلام خواسته است نگاه دارد، کار مهمی انجام داده است.
هرچه انسان بتواند اين برنامهها را پياده کند، درحقيقت، مبلّغ دين، قرآن و اسلام ميشود و اين کار، همکاري با خداوند متعال و ائمه طاهرين و پيامبر(علیهم السلام) است. انسان بايد آرزو کند توفيقاتي که اين معلّمين دارند پيدا کند.
در آموزش و پرورش معلّم خوب بسيار داريم، و از اين جهت مأيوس نيستيم، حتي در دانشگاه اساتيد متعهد زياد داريم، که اينها ميتوانند در تمام امور فرهنگي اثر
بگذارند و جامعه را از انحرافات حفظ کنند.
40.اهميت تعليم و تربيت در اسلام(1)
بسم الله الرحمن الرحيم
هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيينَ رَسُولاً مِنْهُمْ يَتْلُو عَلَيهِمْ آياتِهِ وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَإِنْ كَانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِي ضَلَالٍ مُبِينٍ.(2) بنده هم تشکر میکنم از اظهار لطف شما و تبريک عرض میکنم توفيقي که براي زيارت حضرت معصومه(علیها السلام) پيدا کرديد و علاقهاي که به دين و روحانيت ابراز میکنيد، اميدوارم در وظایف و خدماتي که انجام ميدهيد با نيت خالصي که داريد بيش از اين موفق شويد.
اينکه فرموديد آن منطقه، منطقۀ محروم است، بايد توجه داشته باشيد که بيشتر افراد ممتاز و برجسته از ميان همين طبقات محروم برخاستهاند و در همين مدارسي که شما فرموديد درس خواندهاند. افراد و رجال بزرگي داريم که از روستاهاي محروم آمدند و مشغول تحصيل علم شدند و موفق شدند.
شما در اين مسأله اهتمام بيشتري داشته باشيد چون کار شما عناوين مختلفي
1) . دیدار مديران منطقۀ 18 آموزش و پرورش تهران با حضرت آیتالله العظمی صافی گلپایگانیمدظلهالعالی در تاریخ 1 ارديبهشت 1386.
2) . جمعه، 2. «او کسی است که در میان جمعیت درسنخوانده، رسولی از خودشان برانگیخت که آیاتش را بر آنها میخواند و آنها را پاکیزه میگرداند و به آنان کتاب و حکمت میآموزد، هرچند پیش از آن در گمراهی آشکاری بودند».
دارد که همه محبوب خداوند متعال است، ازجمله تعليم و تربيت، اعانت به ضعفا و جهات ديگر، و اين کار شما از خدمت در مدارسي که افراد مرفّه باشند ثواب و ارزش بيشتري دارد.
اگر مردم متوجه ثوابهاي اخروي معلّم، مدير و اشخاص ديگري که در آموزش و پرورش هستند، باشند همه داوطلب ميشوند که ما را به آنجا بفرستيد اگرچه ممکن است حقوق کمتري بدهند.
انسان بايد رعايت حال اين طبقۀ مستضعف را بکند آنهم در جنبۀ تعليم و تربيت، مخصوصاً اگر شرایط به صورتي باشد که اگر شما در آنجا وظایف خودتان را انجام ندهيد راهشان منحرف میشود، بههرحال کار شما در پيشگاه خدا و رسول و ائمّه(علیهم السلام) احترام خاصي دارد.
ما در اسلام شريفتر از شغل شما شغلي نداريم. شغل تعليم و تربيت آنهم مخصوصاً نسبت به طبقۀ نوجوان و جوان و بهخصوص در اين زمان که افکار مختلفي پيدا شده است، بسيار مهم است.
اگر در رأس مدارس و آموزشگاهها افراد سالم و متديّن باشند براي همه غنيمت است.
اگر تاريخ را مطالعه کنيد میبينيد، شخصيتهاي بسياري بودند که در خانوادههاي بسيار فاسدي قرار داشتند اما در اثر تربيت معلّمين افراد برجسته و صالح و شايستهاي شدند.
قدر خودتان را بدانيد که میتوانيد چنين نقش و تأثيري در جامعه داشته باشيد اگر معلّم صالح نباشد، فسادش بسيار زياد است. براي هيچ ملت و مملکتي خطري بالاتر از اين نيست که آموزش و پرورش از راه صحيح منحرف شود و سعادت مملکت به اين است که افرادي در آموزش و پرورش باشند که بتوانند افراد را در راه کمال و ترقي و آنچه که موجب عزّت و عظمت اسلام ميشود تربيت کنند، هم در مسائل علمی و هم مسائل اخلاقي.
آن شخص میگويد:
«نَحْنُ مُحْتَاجُونَ إلَی الْعِلْمِ وَاحْتيَاجُنَا إلَی الأَخْلاقِ أَکْثَرُ».(1)
اگر علم با اخلاق نباشد همين اوضاعي است که در غرب میبينيد. فسادهایي از آنها نقل ميکنند که انسان متحير ميشود که انحطاط اخلاقي تا کجا رفته است؟ اينها در صنعت پيشرفته هستند اما در اخلاق مطالبي شنيده ميشود که انسان شرم دارد بگويد. منکراتي را معروف میدانند که بسا حيوانات هم از آن اباء دارند. وقتي اخلاق، دين و ايمان نباشد اينچنين ميشود اما اگر اينها با هم باشد سعادت جامعه فراهم ميشود.
اميدوارم بتوانيد دانشآموزان را با مسائل اساسي آشنا کنيد الآن عدهاي در جامعۀ ما دانشآموزان را مشغول به کارهاي غير اصولي ميکنند، فرض کنيد صحيح و شرعي هم باشد ولي فرعي است و موجب افت تحصيلي آنان ميشود، اينها را بايد متوجه مسائل عقلاني و جهاتي که در ترقي جامعه مؤثر است بنمایيد.
آنچه وسيله ترقي و سعادت است، علم و اخلاق و دين و ايمان است و اينها را معلّمين بايد داشته باشند، خدا را شکر که افرادي مثل شما در رأس مدارس قرار دارند اميدوارم امام زمان(عجل الله تعالی فرجه شریف) از شما راضي و خشنود باشند.
بدانید اگر کاري که ميکنيد با نيت خالص باشد حتي نفسهاي شما ثواب دارد، اين پولي که به شما در قبال کارتان میدهند چيزي نيست، اگر تمام دنيا را هم به شما بدهند در مقابل يک ساعت آموزش صحيح چيزي نيست. بنده چگونه میتوانم زحمات اشخاصي که معلّم من بودند و آن مطالبي را که به من آموختهاند جبران کنم البته من که الآن هم چيزي نيستم و چيزي نشدم ولي اگر آنها نبودند من چه بودم؟ اگر معلّم و پدر
1) . «ما نيازمند علم هستيم اما احتياجمان به اخلاق بيشتر است».
و مادر و محيط تربيتي صحيح نبود چه ميکرديم؟
اميدوارم افرادي که تحت نظر شما هستند براي آيندۀ اسلام افراد نافعي باشند و با اسلام سازش داشته باشند و تسليم احکام خدا باشند، مؤمن باشند بدانند ما مسلمانيم، همه چيز بايد رنگ اسلامی داشته باشد ما بايد اين افتخار را حفظ کنيم و به آنها منتقل کنيم.
والسلام عليکم ورحمة الله وبرکاته
41.اهميت تعليم و تربيت و وظایف معلّمان(1)
41.اهميت تعليم و تربيت و وظایف معلّمان(2)
بسم الله الرحمن الرحيم
بنده اوّلاً به مناسبت ايام سوگواري اهلبيت(علیهم السلام) که برحسب بعضي کتابها ايام ورود آنها به شهر شام است خدمت همه تسليت عرض میکنم. اميدوارم همه در خط ولايت اهلبيت(علیهم السلام) ثابتقدم بمانيم و به وظایفي که در ارتباط با ولايت اهلبيت(علیهم السلام) بر عهده داريم عمل کنيم خداوند ولايت محمد و آل محمد(علیهم السلام) را که بهترين ذخيرۀ آخرت و عوالم بعد است براي ما ثابت بدارد.
در روايت است که: روز قيامت هيچکس قدم از قدم بر نمیدارد مگر اینکه از چهار چيز از او سؤال کنند:
از بدنش که در چه راهي فرسوده و کهنه کرده.
از عمرش که در چه راهي صرف کرده.
از مالش که از کجا به دست آورده و در چه راهي هزينه کرده.
از محبت و ولايت اهلبيت(علیهم السلام)(3)که اين عمده است.
بهترين افتخار براي ما و فرزندانمان همين است که ولايت اهلبيت(علیهم السلام) را داشته
1) . دیدار دانشآموزان مدرسه راهنمایي شهيد آيت روستاي سربندان دماوند با حضرت آیتالله العظمی صافی گلپایگانیمدظلهالعالی در تاریخ 2 ارديبهشت 1386.
2) . دیدار دانشآموزان مدرسه راهنمایي شهيد آيت روستاي سربندان دماوند با حضرت آیتالله العظمی صافی گلپایگانیمدظلهالعالی در تاریخ 2 ارديبهشت 1386.
3) . «لا يَزُولُ قَدَمُ عَبْدٍ يَوْمَ الْقِيَامَةِ حَتَّى يَسْأَلَ عَنْ أَرْبَعٍِ: عَنْ جَسَدِهُ فِيمَا أَبْلاهُ، وَعَنْ عُمُرِهِ فيما أَفْنَاهُ، وَعَنْ مَاِلِهِ مِمّاَ اكَتَسَبْتَهُ، وَفيمَا أَنْفَقَهُ، وَعَنْ حُبِّنَا أَهْلَ الْبَيْتِ». مجلسی، بحار الانوار، ج 7، ص 261.
باشيمو اين فرزندان عزيز با ولايت اهلبيت(علیهم السلام) پرورش پيدا کنند و تحت تأثير معلّميني قرار گيرند که آنها هم اهل ولايت باشند و آنها را با احترام به شعائر تشيع و ولايت اميرالمؤمنين(علیه السلام)آشنا کنند البته مطلب از خانه شروع ميشود و بعد مدرسه، اگر اين دو محيط سالم باشد و براي تربيت آماده باشد شايد بعداً محيطهاي بد اثر نگذارد و انسان بتواند در آن محيطها خود را حفظ کند و به همين جهت گفتهاند:
«الْعِلْمُ مِنَ الصِّغَرِ كَالنَّقْشِ فِي الْحَجَرِ».(1)
انسان وقتي در کودکي مطلبي را ياد گرفت، مؤثر واقع ميشود و بعداً نمیتوانند بهزودي از او بگيرند و به راههاي منحرف بکشانند. مسألۀ تربيت نوجوانان و دانشآموزان خيلي مهم است و يکي از مسائل مهم هر جامعهاي است که بايد به آن اهتمام بورزند.
مديران و معلّمين و آموزگاران مسئولند و وظيفۀ بزرگي دارند، البته خدمت مهمی را هم انجام میدهند و بايد تلاش کنند اين فرزندان را براي آينده افرادي مسلمان بسازند و آيندهسازان اسلام را تربيت کنند.
اميدوارم اين عزيزان که از قيافههايشان پيدا است از خانوادههاي ديني و مذهبي هستند موفق شوند تا مدارج علمی و عملي را بپيمايند، از محيطي آمدهاند که شما نقل کرديد آن محيط هم مذهبي است، مطلب همينطور است که فرموديد.
من سال گذشته به دماوند رفتم با اینکه نزديک تهران است ولي مردمش خيلي ملتزم و متعهد به آداب اسلام بودند، متأثر از اين آمد و شدهایي که آنجا ميشود نشدهاند يا اگر هم شدهاند خيلي کم، حتي نقل ميکردند که در دماوند يک زن بيچادر وجود ندارد، البته از خارج گاه میآمدند ولي میگفتند زنهاي خودشان همه اهل چادر هستند. محيط آنجا يک محيط مذهبي خيلي خوبي است بهخاطر اینکه با علما ارتباط و رفتوآمد داشتهاند برنامهها ديني، عزاداري و مجلسهاي روضهخواني
1) . کراجکی، کنز الفوائد، ص147؛ مجلسی، بحار الانوار، ج1، ص224. «یاد گرفتن دانش از دوران کودکی مانند ترسیم نقش در تختهسنگ است.»
اقامه ميکردند و در اين برنامهها شرکت ميکردند، من خيلي خوشحال شدم وقتي آن اوضاع را ديدم در چنين محيطي بايد مواظب اين نوجوانان و دانشآموزان باشند تا خوب تربيت شوند.
مسأله آموزش و پرورش خيلي مهم است هم در بعد تعليم و هم در بعد تربيت، هيچ آفتي براي اینکه جامعه را از بين ببرد و به اضمحلال بکشاند بدتر از اين نيست که آموزش و يا پرورش در جامعهاي ضعيف شود يا خداي نخواسته انحراف داشته باشد.
البته پدران و مادران هم مسئولند براي اینکه قرآن ميفرمايد:
يَا أَيَّهَا الَّذِينَ آمَنُوا قُوا أَنْفُسَكُمْ وَأَهْلِيكُمْ نَاراً وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجَارَةُ عَلَيهَا مَلَائِكَةٌ غِلَاظٌ.(1) خداوند شما نوجوانان و عزيزان و دانشآموزان را حفظ کند و به شما توفيق دهد تا در مدارس هم در اخلاق و هم در علم و دانش موفق باشيد.
والسلام عليکم ورحمة الله وبرکاته
1) . تحريم، 6. «اي کسانيکه ايمان آوردهايد خود و خانواده خويش را از آتشي که هيزم آن انسانها و سنگها است نگاه داريد، آتشي که فرشتگاني بر آن گمارده شده که خشن و سختگيرند».
42.نقش معلّم و والدین در تعليم و تربيت(1)
بسم الله الرحمن الرحيم
«اللَّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَوَاتُكَ عَلَيْهِ وَعَلَی آبَائِهِ فِي هَذِهِ السَّاعَةِ وَفِي كُلِّ سَاعَةٍ وَلِيّاً وَحَافِظاً وَقَائِداً وَنَاصِراً وَدَلِيلاً وَعَيْناً حَتَّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فِيهَا طَوِيلاً»؛
«اللّهُمَّ بَلِّغْهُ مِنَّا تَحِيَّةً وَسَلامَاً».
بسيار اسباب خوشوقتي و اميدواري است که در تهران چنين مؤسسات فرهنگي و مدرسههایي هست که تحت نظر اوليای متديّن و دلسوز و علاقهمند به اسلام، به اين نوجوانان عزيز تربيتهاي ديني، قرآن و نماز و برنامههاي اسلامی آموزش میدهند و آنها را براي آيندۀ اسلام و مسلمانها و خدمت به دين آماده ميکنند.
ما بايد از همين راه وارد شويم ما هرچه بيشتر از اين مراکز داشته باشيم و هرچه امثال شما مسئولين و معلّمين عزيز، بزرگوار، متديّن و علاقهمند بيشتر باشد به آينده خودمان بيشتر اميدوار ميشويم، همينها هستند که بايد در آينده اسلام را نگه دارند و جامعۀ اسلام را تشکيل دهند، اينها امانتهاي خداوند متعال هستند. در روايت آمده است:
«كُلُّ مَوْلُودٍ يُولَدُ عَلَى الْفِطْرَةِ حَتَّى يَكُونَ أَبَوَاهُ هُمَا اللَّذَانِ يُهَوِّدَانِهِ وَيُنَصِّرَانِهِ وَيُمَجِّسَانِهِِ».(2)
1) . دیدار دانشآموزان مدرسۀ پيام هدايت از تهران با حضرت آیتالله العظمی صافی گلپایگانیمدظلهالعالی در تاریخ 11 فروردين 1387.
2) . طبرسی، مجمع البيان، ج8، ص484، ذيل آيه 30 سوره روم؛ کاشانی، زبدة التفاسیر، ج5، ص265. «هر نوزادی بر سرشت و طبیعت اسلام از مادر متولد میشود سپس این پدر و مادر هستند که او را یهودی و نصرانی و مجوسی میکنند.»
اينها بر همان فطرت پاکي هستند که خداوند متعال آنها را بر آن فطرت قرار داده است، همانطور که در روايت در تفسير آيۀ شريفۀ:
فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفاً فِطْرَتَ اللّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيهَا لَا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللّهِ؛(1) آمده است که:
«فَطَرَهُمْ جَمِيعاً عَلَى التَّوْحِيدِ».(2)
همين باعث شده که فطرت همه پاک باشد، حال اگر محيط خانواده فسادي داشته باشد و منحرف باشد، اين نوزاد و کودکي که در آنجا هست کموبيش متأثر ميشود.
وقتي محيط تربيت و مدرسه پاک باشد و تحت نظر افراد پاک قرار گيرد اينها همه افرادي سالم، پاک و مفيد براي جامعه ميشوند اين توفيق بزرگي است که چنين مدرسهاي به نام «پيام هدايت» هست اين اسم بزرگي است، در عمل هم بايد هدايت و راهنمایي باشد هرچه اينجا سرمايهگذاري کنيد کم است.
اجر آموزگارها و معلّمين را مردم متوجه نيستند، چه بسا خود آنها هم نمیدانند که ثواب و اجرشان چقدر است، اين توفيقي است که خداوند نصيب شما کرده است.
من وقتي اين کودکان را ديدم واقعاً تحت تأثير قرار گرفتم که بحمدالله حافظ قرآن شدهاند در روايتي هست که معلّمی به يکي از فرزندان ائمّه(علیهم السلام) سورۀ حمد ياد داده بود، پدر دهان معلّم را از دُر پر کرد.(3)
1) . روم،30. «پس روی خود را متوجه آیین خالص پروردگار کن. این فطرتی است که خداوند، انسانها را بر آن آفریده است. دگرگونی در آفرینش الهی نیست».
2) . کلینی، الکافي، ج 2، ص12؛ صدوق، التوحید، ص329؛ بحرانی، البرهان، ج4، ص342؛ مجلسی، بحار الانوار، ج 3، ص 278.
3) . قيل إن عبد الرحمن السلمی علم ولد الحسين (الحمد) فلمّا قرأها علی أبيه أعطاه ألف دينار وألف حلّة وحشا فاه دراً. فقيل له في ذلك. فقال: وأين يقع هذا من عطائه يعني تعليمه. ابنشهرآشوب، مناقب آل ابیطالب، ج3، ص222؛ مجلسی، بحار الانوار، ج 44، ص 191.
اين برنامه اسباب ترقي مملکت است، اگر در آموزش و پرورش علم و اخلاق باهم باشد بايد به ترقي جامعه اميدوار باشيم اما اگر علم يا اخلاق کم باشد در جامعه انحطاط پيدا ميشود.
نقل ميکنند: در آن اوائل که بنا شده بود از مصر دانشجو به اروپا بفرستند، مصريها هيئتهاي مختلفي را فرستادند، اما هر کدام تحت نظر يک شيخ بودند، تا مواظب اخلاق و ديانت آنها باشد تا در آنجا تحت تأثير اخلاق اروپایيها قرار نگيرند، علم آنها را ياد بگيرند ولي دينشان محفوظ بماند آنها وقتي رفته بودند، خبرنگاري رفته بود ببيند وضع آنها چگونه است؟ چه ميکنند؟ ديده بود که اينها صبح زود رفتهاند در کنار درياي مالت، در وقتي که هوا خيلي سرد بود و آب يخ زده بود، اينها با مشت يخ را میشکنند. سؤال کرده بود اينها براي چه اين کار را انجام میدهند؟ گفته بودند: میخواهند نماز بخوانند و براي گرفتن وضو يخها را میشکنند. آن خبرنگار در يکي از روزنامههاي فرانسه نوشته بود: اگر وضعيت به همين صورت ادامه پيدا کند مصريها ما را از بين ميبرند، اينها اگر علم ما را ياد بگيرند، اخلاقيات و معنويت و دين را هم داشته باشند ما همه چيزمان را از دست ميدهيم.
من تشکر ميکنم از شما و از اين عزيزان، سلام مرا به پدران و مادرانتان برسانيد که در چنين مدرسۀ خوبي اسم شما را نوشتهاند.
پدر و مادر بايد تحقيق کنند که معلّمين مدرسه چه کساني هستند، مبادا غربزده باشند، چون ميخواهند امانت بزرگي را به مدرسه بسپارند، افرادي باشند صددرصد امانتدار، آنگونه که خدا و پيامبر میپسندد.
من از پدرها و مادرهاي شما تشکر ميکنم که شما را به چنين مدرسهاي سپردهاند تا نماز و عبادت و قرآن و ولايت را به شما آموزش دهند.
خداوند شما را حفظ کند، اميدوارم اسلام از وجود شما بهرهمند شود و خداوند
توفيقات شما را زياد کند و ساير مدارس هم اين خط را همگاني کنند.اسم بعضي مدارس مناسب نيست، اسم اثر دارد، کسي که به مدرسهاي ميرود که مثلاً به اسم امام جعفر صادق(علیه السلام)است اين اسم روي دانشآموزان اثر میگذارد.
موفق باشيد.
43.هماهنگي علم و عمل و توجه به اخلاق در تعلیم و تربیت(1)
بسم الله الرحمن الرحيم
بايد در آموزش و پرورش افراد متعهدي داشته باشيم تا بتوانند جوانان و نوجوانان ما را در مسير ايمان و ولايت اهلبیت(علیهم السلام) و اخلاق حميده تربيت کنند و علاوه بر جنبههاي علمی که آنهم اهميت دارد در جنبههاي عملي هم آنها را تربيت کنند.
علم و عمل دو بال است که بايد با هم باشند و انسان با اين دو بال میتواند پرواز کند و به مقامات بلند عروج کند، بال علم وعمل و اخلاق و فضائل معنوي و اگر در انسان هر کدام کمبود داشته باشد نمیتواند به جایي که براي نيل به آن آفريده شده است برسد.
سعادت دنيا و آخرت نصيب کساني که علم و عمل ندارند نميشود؛ لذا در بسياري از اين کشورها که میگويند مترقي هستند و در تکنيک پيشرفت کردهاند، چون اخلاق ندارند به آن سعادت نرسيدهاند.
گاهي کارهایي از اينها نقل ميشود که حتي در حيوانات وحشي پيدا نميشود اينها خودشان هم به ستوه آمدهاند. گاهي میشنويد که مدارسشان چگونه است، نه احترام
1) . دیدار مديران و مربيان آموزش و پرورش منطقۀ 18 تهران با حضرت آیتالله العظمی صافی گلپایگانیمدظلهالعالی در تاریخ 11 فروردين 1387.
استاد را نگه میدارند، نه احترام پدر و مادر و نه همکلاسي و هممدرسهاي خودشان را، میزنند، میکشند، چون بر اساس ايمان به ديانت و مبدأ و معاد و معنويات تربيت نمیشوند. وقتي اسلحه پيدا ميکنند، قدرت پيدا ميکنند، بشريت را تهديد ميکنند.
اما اگر علم و عمل با هم باشد اسباب پيشرفت و ترقي جامعه ميشود و اگر از اين طرف علم نباشد، هرچه اخلاق هم خوب باشد باعث استضعاف میشود، آنها میآيند و مردم را استضعاف ميکنند.
در آموزش و پرورش، مربيان دلسوز و متعهد و متديّن نقش اساسي را دارند و میتوانند دانشآموزان را در راه رضاي خدا و حضرت وليّ عصر(عجل الله تعالی فرجه شریف) قرار دهند.
پدر و مادرها اين فرزندان را بهعنوان امانت به شما میدهند، نه تنها امانت پدر و مادر بلکه امانت جامعه است و شما بحمدالله متعهد هستيد و خودتان را موظف میدانيد که بهطور شايسته آنها را تربيت کنيد.
شغل شما در پيشگاه خداوند متعال ثوابش زياد است حتي اگر يک کلمه بياموزيد و يک خلق خوب از شما ببينند چه از گفتار شما و چه از عمل شما و مخصوصاً از عملتان وقتي معلّم و دبيري اخلاقش پسنديده بود حتماً روي دانشآموزان اثر میگذارد، حتي بسياري از ما که در حوزه هستيم از اساتيد بزرگي که داشتهايم متأثر شدهايم.
اين فرصت بسيار بزرگي است که براي شما فراهم شده است.
اگر يک روز و يک ساعت براي رضاي خدا کار خود را انجام دهيد اگر بخواهند در مقابل اجر و ثوابي که داريد با تمام دنيا با شما معامله کنند مغبون میشويد.
بسيار مهم است که انسان مربّي اخلاق باشد خصوصاً در زمان ما و اين اوضاع، به قول اينها هجوم فرهنگي. چنانچه انسان بتواند آنها را به صورتي که اسلام و قرآن و حضرت رسول(صلی الله علیه و آله و سلم)میخواهد تربيت کند مهم است. حضرت رسول(صلی الله علیه و آله و سلم)میفرمايند:
«إِنَّمَا بُعِثْتُ لأُتَمِّمَ مَكَارِمَ الأَخْلاق».(1)
مبعوث شدم تا اخلاق کريمه را در مردم تکميل کنم.
در اين زمان مسأله حجاب خيلي اهميت دارد، خانمها با حجاب و عفت باشند، با اجنبي اختلاط نداشته باشند.
ما بايد تعليمات اسلام را در نظر داشته باشيم و بدانيم سعادت مردم وقتي فراهم ميشود که دستورات قرآن و هدايتهاي آسماني و دستورات خدا را عمل کنيم، نه اینکه يک ادعا باشد، هيچ راهي براي بشريت نيست مگر در مسير هدايت انبیا تا از گرفتاريها و نگرانيها و اضطرابها و تشويش اذهان نجات پيدا کند.
ما هرچه سعادت و خير و برکت بخواهيم در دستورات اسلام و قرآن مجيد هست.
اميدوارم خداوند شما را توفيق دهد من اين کار شما را حقيقتاً بسيار بزرگ میدانم و اميدوارم در اين کار موفق شويد و بتوانيد در اين اوضاع و احوالي که هست فرزندان جامعه را آنطور که اسلام و قرآن و ائمّه طاهرين(علیهم السلام) میخواهند تربيت کنيد.
من از شما التماس دعا دارم.
والسلام عليکم ورحمة الله وبرکاته
1) . ابنعبدالبر، الاستذکار، ج8، ص576؛ بیهقی، السنن الکبری، ج10، ص192؛ طبرسی، مجمع البيان، ج10، ص 500، ذيل آيه4 سوره قلم؛ مجلسی، بحار الانوار، ج16، ص210؛ ج68، ص382.
44.نقش تعليم و تربيت در اصلاح جامعه(1)
بسم الله الرحمن الرحيم
قال الله تعالي:
وَالْبَلَدُ الطَّيبُ يَخْرُجُ نَبَاتُهُ بِإِذْنِ رَبِّهِ وَالَّذِي خَبُثَ لَا يَخْرُجُ إِلَّا نَكِداً كَذَلِكَ نُصَرِّفُ الْآياتِ لِقَوْمٍ يَشْكُرُونَ.(2) اوّلاً تشکر میکنم از اظهار لطف شما عزيزان که بنده را مورد تفقّد خود قرار داديد و به ديدار خودتان نائل فرموديد. اميدوارم در ظلّ توجهات خاصّه حضرت بقیة الله ارواحنا و ارواح العالمين له الفداء موفق به انجام خدمات علمی و ديني و تبليغي و فرهنگي باشيد و موجبات خشنودي خاطر آقا را فراهم کنيد.
مسألۀ تعليم و تربيت در اسلام بسيار مهم است و شغل شما شغل بسيار عظيمی است و موجب تکريم و تعظيم است. اگر جامعهاي در اين مسأله توفيق پيدا کند در همۀ مسائل ديني و حيات زندگي، اعم از اجتماعي، فردي، سياسي و حتي اقتصادي موفق میشود. اگر اينجا کارها درست انجام شد جاهاي ديگر اصلاح ميشود و يا اقلاً اصلاحپذير خواهد شد.
1) . دیدار جمعي از دبيران شهرستان دليجان با حضرت آیتالله العظمی صافی گلپایگانیمدظلهالعالی در تاریخ 11 فروردين 1387.
2) . اعراف، 58. «سرزمین پاک گیاهش به فرمان پروردگار میروید، اما سرزمینهای بدطینت جز گیاه ناچیز و بیارزش از آن نمیروید، اینگونه آیات (خود) را برای آنها که شکرگزارند بیان میکنیم».
وضع معلّم و استاد و دانشجو و دانشآموز در اصلاح جامعه بسيار تأثير دارد حتي در حوزههاي علميه اگرچه همۀ بزرگان مردان صالح، برجسته و پارسا بودهاند ولي معذلک اخلاقياتشان، برخوردشان با اشخاص متفاوت است و لذا میبينيم روحيات و رفتار و اخلاق کساني که در حوزۀ هر کدام تربيت شدهاند. دانشآموز و دانشجو بايد قدر استاد را بداند و به او احترام بگذارد.
در گذشته اگر کسي در مکتبي پيش استادي درس خوانده بود اگر شصت سال هم میگذشت و تا عمر داشت حق تعليم او را فراموش نمیکرد و به او بيشتر از پدرش تعظيم میکرد.
کتابي هم شهيد نوشته است (منیة المريد في آداب المفيد و المستفيد) که وظایف استاد و شاگرد را نوشته است، آدابي که معلّم بايد بداند، چگونه تعليم دهد و آدابي که متعلّم و دانشآموز و دانشجو بايد بداند.
خداوند به شما در اين خدمتي که انجام ميدهيد توفيق دهد خصوصاً که فرموديد دبير ديني و قرآن هستيد.
امروز قرآن مجيد در مملکت بسيار رونق پيدا کرده است.
ياد دادن قرآن بسيار ثواب دارد حتي اگر يک سوره را ياد دهد. در روايت داريم شخصي «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيْمِ» را به کسي ياد داد و به اين سبب خداوند عذاب را از پدر اين شاگرد برطرف کرد. حال خود اين معلّم چقدر ثواب میبرد؟ بسمالله گفتن از شعائر اسلام است حالا دوباره گفتن بسمالله کمرنگ شده است، میبينيم بعضي افراد وقتي سخنراني ميکنند بسمالله نمیگويند.
وقتي شاگردان میخواهند چيزي بخوانند به آنها بگویيد بسمالله را فراموش نکنند. ما که به مکتب میرفتيم معلّم مواظب بود که اول بسمالله بگویيم و بعد درسمان را بخوانيم.
خداوند به شما توفيق دهد من از شما تشکر میکنم.
والسلام عليکم ورحمة الله وبرکاته
45.خدمات دانشجويان خارج از کشور به اسلام(1)
بسم الله الرحمن الرحيم
بسياري از مؤسسات اسلامی که الآن در خارج از کشور است در آفريقا، در کانادا، در آمريکا و نقاط ديگر خدمتگزار اسلام هستند، براي اینکه هويت اسلامی آنها محفوظ مانده است، در دانشگاه هم رفتهاند، با آنها هم هستند، درس هم میخوانند البته بايد درس بخوانند و رفع جهل کنند. من از آنها تشکر، میکنم و بسيار به آنها علاقهمندم. من به اين دانشجويان عزيز بسيار اميدوار هستم از اين جهت که آنها در آنجا هم که هستند در دينشان ثابتقدمند و ما از آنها برکات و خيرات بسياري ديدهايم. در سفري هم که به انگلستان رفته بودم اينها را ديدم اميدوارم اسلام بهواسطۀ اينها در دنيا توسعه پيدا کند. من واقعاً اينها را بهخاطر استقامتي که در دين دارند دوست دارم.
إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا الله ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلَائِكَةُ.(2) اينها هر کجا که باشند مسلمانند مبلغ اسلام و وسيلۀ گسترش اسلام هستند زنها و خانمهايشان باحجابند، مقيدند، تحت تأثير شوکت ظاهري آنها قرار نگرفتهاند، به ايمان خود اعتماد دارند و تحت تأثير آنها واقع نمیشوند، البته بايد در جنبههاي علمی هم
هرچه میتوانند کوشش کنند تا در همۀ رشتههاي علمی از آنها بالاتر باشند.
سؤال از حضرت آیتالله صافي: آيا مرد مسلمان میتواند با زن اجنبي دست بدهد؟
پاسخ: جايز نيست.
سؤال: در کشورهاي غير اسلامی دست ندادن را تحقير خودشان میدانند چه بايد کرد؟
جواب: اين مسأله براي اين است که آنها فرهنگ ما را نمیدانند ولي اگر بدانند که در فرهنگ ما، احترام اين است که به زن اجنبي دست، ندهيم چون دست دادن به زن اجنبي اهانت نسبت به او ميشود - در اسلام وقتي شما به زن اجنبي دست بزنيد يک تجاوز است، مثل اینکه زن اجنبي را ببوسيد در اسلام بايد حشمت و مقام زن را نگاه داشت - اگر آنها اين مطالب را بدانند چنين برداشتي نخواهند کرد.
والسلام عليکم ورحمة الله وبرکاته
46.اهميت امر به معروف و نهی از منکر در تعلیم و تربیت(1)
بسم الله الرحمن الرحيم
وَلْتَكُنْ مِنْكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيرِ وَيَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ؛(2) كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ.(3) اوّلاً شهادت حضرت امام محمد باقر(علیه السلام)را به پيشگاه حضرت وليّ عصر(عجل الله تعالی فرجه شریف) و بعد خدمت شما عزيزان که تشريف آورديد و بنده را به زيارت خودتان نائل ساختيد تسليت عرض میکنم. اميدوارم خداوند همه شما را در خط ولايت اهلبيت(علیهم السلام) و تأسّي به سيره و رفتار و کردار آنها و استفاده از معارف و علوم بيپاياني که از آنها باقي مانده است موفق دارد.
سعادت حقيقي و واقعي اين است که انسان در خطوط معنوي و اخلاقي رشد پيدا کند و به کمال برسد.امام محمد باقر(علیه السلام)ميفرمايد:
1) . دیدار مربيان عقيدتي سپاه پاسداران بهمناسبت دهۀ فجر با حضرت آیتالله العظمی صافی گلپایگانیمدظلهالعالی در تاریخ 14 آبان 1387.
2) . آلعمران، 104. «باید از میان شما جمعی دعوت به نیکی، و امربهمعروف و نهیازمنکر کنند».
3) . آلعمران، 110. «شما بهترین امتی هستید که برای مردم آفریده شدهاید؛ امربهمعروف و نهیازمنکر میکنید».
«الْكَمَالُ كُلُّ الْكَمَالِ التَّفَقُّهُ فِي الدِّينِ وَالصَّبْرُ عَلَى النَّائِبَةِ وَتَقْدِيرُ الْمَعِيشَةِ».(1)
تمام کمال اين است که انسان دانش و بينش و فهم و بصيرت در دين پيدا کند، دين را بشناسد، معارف اسلام را بشناسد، خدا و پيغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم)و ائمه طاهرين(علیهم السلام) مخصوصاً امام زمان خود را بشناسد، احکام و وظایف و تکاليفي را که خداوند براي او مقرر کرده بشناسد و در اين امور با بصيرت باشد. اگر در اينجا کميت انسان لنگ شد و آن فقه و بصيرتي که بايد در دين پيدا کند نداشته باشد در جاهاي ديگر موفقيتي نصيب او نميشود همه چيز معلول معرفت است نماز هم بايد از روي علم و بصيرت و دانستن احکام آن باشد همۀ امور وابسته به معرفت انسان به دين و دينشناسي است.
دينشناسي معناي وسيع و مراتبي دارد، يک مرتبهاي است که نصيب سلمان ميشود، يک مرتبهاي است که نصيب اباذر ميشود، ولي همۀ مسلمانها در حد شأن خودشان دينشناسي دارند، هرچه در اين مطلب انسان بيشتر بصيرت پيدا کند کمال معنوي و حقيقي او کاملتر ميشود.
يکي از صفات خداوند متعال «ربّ» است ما در سورۀ فاتحة الکتاب اولين سوره قرآن، خداوند متعال را به رَبِّالْعَالَمِينَ میستایيم.
تربيت يکي از صفات بزرگ است کساني که بتوانند اين صفت را در خودشانفراهم کنند در هر درجهاي که باشد ارزشمند است ربّ حقيقي خداوند متعال است
1) . کلینی، الکافي، ج1، ص32؛ ابنشعبه حرانی، تحف العقول، ص292؛ مجلسی، بحار الانوار، ج75، ص172. «کمال تمام به دست آوردن دانش در دین و صبر و شکیبایی بر بلا و اندازه داشتن در معیشت و زندگی است.»
خداوند ربّ تمام کائنات است، همۀ کائنات را خداوند تربيت ميکند.
رَبُّنَا الَّذِي أَعْطَى كُلَّ شَيءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدَى.(1) تربيت همين است که انسان ناقص را کامل و کامل را کاملتر کند. آثار تربيت خداوند متعال و رسول اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم)و ائمه طاهرين(علیهم السلام) در عالم خلقت هست.
اگر انسان در راه تربيت ديگران قدم بردارد، درحقيقت تخلق به اخلاق خدا پيدا کرده است، در روايت فرمودهاند:
«تَخَلَّقُوا بِأَخْلاقِ اللهِ».(2)
اسماء الحسني را بخوانيد، بندۀ خدا بايد اين اخلاق خدایي را در خودش ايجاد کند و در هر حدي که میتواند به اين اخلاق خدایي تخلّق پيدا کند يکي از اخلاق الهي علم است و يکي تربيت.
آنچه بشر به آن احتياج دارد، تربيت ديني، معنوي و اخلاقي است. اگر دين نباشد، بشر هرچه بيشتر در جنبههاي مادي پيشرفت کند و کاملتر شود، زحمت و گرفتاري براي خود و جامعه و تمام بشريت ايجاد ميکند، اگر تربيت معنوي نباشد انسان از انسانيت حقيقي برخوردار نخواهد بود و بلکه در عالم وحشيگري و حيوانيت از حيوان پستتر ميشود.
وَلَقَدْ ذَرَأْنَا لِجَهَنَّمَ كَثِيراً مِنَ الْجِنِّ وَالْإِنْسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لَا يَفْقَهُونَ بِهَا وَلَهُمْ أَعْيُنٌ لَا يُبْصِرُونَ بِهَا وَلَهُمْ آذَانٌ لَا يَسْمَعُونَ بِهَا أُولَئِكَ كَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولَئِكَ هُمُالْغَافِلُونَ.(3)
1) . طه،50. «پروردگار ما کسي است که به هر موجودي آنچه را لازمه آفرينش او بود داده، سپس رهبريش کرده است».
2) . مجلسی، بحار الانوار، ج58، ص129. «به اخلاق خدا تخلّق پيدا کنيد».
3) . اعراف، 179. «گروه بسياري از جن و انس را براي دوزخ آفريديم، آنها دلهایي دارند که با آن (انديشه نميکنند) نمیفهمند و چشماني دارند که با آن نمیبينند و گوشهایي دارند که با آن نمیشنوند، آنها همچون چهارپايانند، بلکه گمراهتر، اينان همان غافلانند».
مثل همينهایي که الآن دنيا را در اختيار گرفتهاند، با داشتن زور و قدرت مادي، چه جناياتي از آنها صادر ميشود، میخواهند مردم را استثمار و استعمار کنند. فرهنگ بسيار مبتذلي دارند که از حيوانات هم بدتر است، يعني در عالم حيوانات و وحوش هم نيست، میخواهند اين فرهنگ را بر دنيا و مسلمانها که بهترين فرهنگ الهي را در اختيار دارند تحميل کنند که شما هم مثل ما باشيد، شما هم اختلاط زن و مرد داشته باشيد. آزادي به آن معنایي که آنها براي خودشان تفسير ميکنند شما هم داشته باشيد.
وقتي انسان تربيت معنوي و حقيقي نداشته باشد و اين بصيرتي که امام باقر(علیه السلام)ميفرمايد نداشته باشد، همان است که كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ.
کساني که دستاندرکار برنامههای تربيتي هستند وظيفۀ بسيار مهمی دارند. عمده اين است که براي بينش دادن به مردم و حراست از احکام الهي قصدشان خالص باشد.
امروز در جامعه ما حفظ احکام الهي و هويت اسلامی خيلي اهميت دارد. دشمنان اهتمام دارند که هويت اسلامی ما را ضعيف و مخدوش کنند امثال شما که میخواهيد از احکام اسلام و هويت اسلامی جامعه پاسداري کنيد کار بسيار بزرگي را انجام ميدهيد. اميدوارم طوري عمل کنيد که موجب رضايت و خشنودي خاطر آقا حضرت وليّ عصر(عجل الله تعالی فرجه شریف) باشد. کار شما بسيار کار بزرگ و مقدسي است.
در مورد مسألۀ دهۀ فجر هم مطلب همينطور است اينها برنامههایي است که بايد اسلامی باشد، نبايد بعضي مطالب و بعضي از چيزهایي که انسان در روزنامهها
میخواند، در آن باشد. دهۀ فجر بايد براي ما دهۀ شکر باشد. موقعيتي که براي ما در اثر انقلاب اسلامی و فداکاري مردم و جوانهاي عزيزي که آنگونه به استقبال شهادت رفتند به دست آمد چنين نعمت بزرگي خداوند متعال به ما عطا فرمود بايد شکر اين را بهجا بياوريم نه اینکه معصيتهایي باشد، زنهاي خواننده بيايند، اين کارها ممکن است موجب شود که نعمت از دستمان برود.
لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ وَلَئِنْ كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذَابِي لَشَدِيدٌ.(1) انسان بايد قدر همۀ نعمتها را بداند.
اي ملت ايران، اي مسئولين، اي کساني که اين برنامهها را تنظيم میکنيد و به مردم القاء میکنيد، با اين نعمت بزرگي که خداوند به شما داده است چه میکنيد؟ ملتفت باشيد قدر اين نعمت را بدانيد و به معصيت خداوند متعال آلوده نکنيد.
من اول انقلاب در مجلس خبرگان اول، اين آيه را خواندم:
وَلَقَدْ أَهْلَكْنَا الْقُرُونَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَمَّا ظَلَمُوا وَجَاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَيِّنَاتِ وَمَا كَانُوا لِيُؤْمِنُوا كَذَلِكَ نَجْزِي الْقَوْمَ الْمُجْرِمِينَ * ثُمَّ جَعَلْنَاكُمْ خَلَائِفَ فِي الْأَرْضِ مِنْ بَعْدِهِمْ لِنَنْظُرَ كَيفَ تَعْمَلُونَ.(2) اين آيه مثل اين است که الآن براي ما نازل شده است. خداوند ميفرمايد: ما آنهایيکه پيش از شما بودند، آن پهلوي جاني، آنها که میخواستند اسلام را از بين ببرند (که شايد الآن هم بيشتر مردم نمیدانند آنها چه نقشههایي داشتند و چه برنامههایي بود)، خداوند ميفرمايد ما آنها را هلاک کرديم، ما طوائف و طاغوتهاي بسياري را که پيش
1) . ابراهيم، 7. «اگر شکرگزاری کنید (نعمت خود را) بر شما افزون خواهم کرد و اگر ناسپاسی کنید عذابم شدید است».
2) . يونس، 13 - 14. «ما نسلهای پیش از شما را هنگامی که ظلم کردند هلاک نمودیم، درحالیکه پیامبرانشان دلایل روشن برای آنها آوردند، ولی آنها ایمان نیاوردند، اینگونه گروه مجرمان را کیفر میدهیم؛ پس شما را جانشنین آنها در روی زمین پس از ایشان قرار دادیم، تا ببینیم شما چگونه عمل میکنید؟».
از شما بودند هلاک کرديم، وقتي ظلم کردند، وقتي تجاوز به احکام خدا کردند، بعد ميفرمايد: جَعَلْنَاكُمْ خَلَائِفَ فِي الْأَرْضِ، خيال نکنيد اين امتحان تمام شد و مسئله گذشت و شما پيروز شديد و هر کاري میخواهيد انجام دهيد. الآن وقت امتحان است ما شما را جانشين آنها قرار داديم، کار را دست شما داديم لِنَنْظُرَ كَيفَ تَعْمَلُونَ براي اینکه ببينيم شما چه میکنيد؟ امروز همه چيز بايد اسلامی باشد، رنگ قرآن داشته باشد. امروز وظيفۀ شما امربهمعروف و نهيازمنکر است، نبايد اين وظيفه منحصر در سپاه و بسيج باشد، هرکسی در هر جا خلاف شرعي میبيند منکري میبيند بايد انکار کند، در روايت است که:
«وَمِنْهُمْ تَارِكٌ لإِنْكَارِ الْمُنْكَرِ بِلِسَانِهِ وَقَلْبِهِ وَيَدِهِ فَذَلِكَ مَيِّتُ الأَحْيَاءِ».(1)
کسي زندگي و حيات دارد که با منکرات و معاصي مخالفت کند، دشمنان خدا را دشمن و دوستان خدا را دوست بدارد در مورد امربهمعروف و نهيازمنکر اميرالمؤمنين(علیه السلام)ميفرمايد:
«وَمَا أَعْمَالُ الْبِرِّ كُلُّهَا وَالْجِهَادُ فِي سَبِيلِ اللهِ عِنْدَ الأَمْرِ بِالْمَعْرُوفِ وَالنَّهْيِ عَنْ الْمُنْكَرِ إِلا كَنَفْثَةٍ فِي بَحْرٍ لُجِّيٍّ»؛(2)
يعني احکام دين همه به امربهمعروف و نهيازمنکر وابسته است.
شما که اين توفيق را پيدا کرديد تا در مقام تربيت خود و ديگران باشيد بايد اين راه را گسترش دهيد تا تمام مملکت را فرا گيرد تا اين نواقصي که نسبت به انقلابناشکري محسوب ميشود برطرف گردد.
مواظب باشيد شما در اين معايب شريک نباشيد، هر کجا اين مطالب بود از مجلس خارج شويد تا انکار منکر شود، وقتي بنشينيد، قبول و امضای منکر است.
1) . نهج البلاغه، حکمت374 (ج4، ص89). «گروهي نه با زبان و نه با قلب و نه با دست با منکرات مبارزه نميکنند؛ اينها مردگان زندهنمايند».
2) . نهج البلاغه، حکمت 374 (ج4، ص89). «تمام کارهاي خير و جهاد در راه خدا در کنار امربهمعروف و نهياز منکر مثل ذره آبي است که هنگام دميدن از دهان خارج ميشود در مقابل درياي مواج».
خداوند به شما توفيق دهد تا مورد توجهات حضرت وليّ عصر(عجل الله تعالی فرجه شریف) قرار گيريد خودتان را چنان فرض کنيد که خدمتگزار مخلص حضرت هستيد و بايد رضايت ايشان را فراهم کنيد، ببينيد چگونه رضايت حضرت فراهم میشود، از همه التماس دعا دارم.
والسلام عليکم ورحمة الله وبرکاته
47.ارزش علم و اخلاق و مسئولیت دانشجویان مسلمان(1)
بسم الله الرحمن الرحيم
إِنَّمَا يَخْشَى اللهَ مِنْ عِبَادِهِ الْعُلَمَاءُ.(2) تشکر میکنم از اظهار لطفي که کرديد و بنده را به ديدار خودتان نائل کرديد اميدوارم در نيل به مقاصد شريفهاي که در نظر داريد در تحت توجهات حضرت وليّ عصر(عجل الله تعالی فرجه شریف) موفق باشيد.
حضرت بقية الله ارواح العالمين له الفداء بيشتر از همه از اين قشر و صنف انتظار دارند که در مسير اسلام، ترقي و کمال، کسب علم و آنچه موجب عزّت اسلام و مسلمين ميشود قدمهاي بزرگ و بلندي بردارند، جامعۀ مسلمانها هرچه در علم بيشتر اعتلا داشته باشد بيشتر اسباب عزّت اسلام است و هرچه در اين جهت نقصان داشته باشد اسباب وابستگي، نيازمندي و بالاخره تسلط ديگران بر ما میشود، اين وظيفه است که همه براي خدا و در محدودۀ تعليمات و دستورات اسلام کاري کنيم که ديگران به ما محتاج باشند، بايد غيرت اسلامی و غرور ديني در ما ايجاد شود و به اين فکر باشيم که چرا آنها به ما محتاج نباشند؟ چرا در هر علم و فن و صنعتي افراد برجسته از ما نباشد؟
در گذشته مسلمانها دانشمندان بزرگي داشتند که امروز هم جزء نوابغ عالم بشريت محسوب ميشوند مانند ابنرشد اندلسي.
کاشف آمريکا، میگويد: راهي که من براي کشف آمريکا پيدا کردم بهواسطۀ مطالعۀ کتابهاي ابنرشد بود. در بين مسلمانان کساني بودند که در همۀ رشتهها، جغرافيا، رياضيات و غيره، کمنظير بودند. امروز هم بايد همينطور باشد، نه اینکه مسلمانان در اين علوم عقب بمانند.
البته بايد علوم حقيقيه مانند، اخلاق و معنويات را هم در جاي خود نگه داريم وقتي اين علوم با هم باشند همه چيز فراهم میشود، به قول يکي از رجال مصري:
«نَحْنُ مُحْتَاجُونَ إِلَی الْعِلْمِ وَاحْتيَاجُنَا إِلَی الأَخْلاقِ أَکْثَرُ».(1)
اگر علم باشد و اخلاق نباشد، همين است که الآن در آمريکا مشاهده میکنيد آنها علم و صنعت دارند ولي اخلاق ندارند، میخواهند بر دنيا مسلط شوند و فرهنگ مبتذلشان را بر دنيا حاکم کنند.
حتماً شنيديد که چند روز پيش در دربار ملکۀ انگليس گفتگو شد که پسر ملکۀ انگليس مال وليعهد است يا شخص ديگري؟ و بعد معلوم شد مال ديگري است.
میخواهند چنين فرهنگي، اين فرهنگ حيواني به تمام معنا و بلکه از حيوانات بدتر را بر ما تحميل کنند، به ما میگويند چرا زنها و مردها بايد از هم جدا باشند؟ جدایي زن و مرد معنا ندارد!!
فرهنگ اسلام، فرهنگ کرامت و شرافت است.
1) . «ما به علم محتاجیم، اما به اخلاق بیشتر احتیاج داریم».
هرکس از روز اول تا به امروز فرهنگ اسلام را مطالعه کرده است حتي خاورشناسان، تصديق کردهاند که فرهنگ اسلام، فرهنگ کرامت و شرافت است. امروز میخواهند اين فرهنگ را از بين ببرند و فقط با فرهنگ اسلام دشمني دارند.
ما از دانشجويان فقط همين انتظار را داريم که بدانند در اين درسي که میخوانند و برنامههایي که به آنان پيشنهاد ميکنند در پيشگاه خداوند متعال مسئولند، به مسئوليت خدایي خود نگاه کنند، به مسئوليتي که در برابر خداوند و امام زمان(عجل الله تعالی فرجه شریف) و تاريخ و وجدان خود دارند نگاه کنند.
دانشجو چه زن باشد و چه مرد بايد حدود و احکام اسلام را رعايت کند ما بايد افتخار کنيم که مسلمان هستيم و به برنامههای اسلامی احترام میگذاريم. جوانان مواظب خود هستند، زنها مواظب عفت و عصمت خود هستند.
در کشورهاي خارج که برويد آنها که مسلمانيشان با استقامت باقي مانده است برنامههای اسلام را با شجاعت و عزّت حفظ ميکنند اینکه انسان تحت تأثير تبليغات ديگران و ضعيفالنفس باشد خيلي خطرناک است، بايد ما قوت ديني، فکري و اعتقادي داشته باشيم تا بتوانيم در مقابل تمام اين هجمهها مقاومت کنيم. ما دانشجوياني میخواهيم که خود را براي آينده اسلام بسازند، براي عزّت و افتخار بخشيدن به مسلمانان.
هر دانشجویي بايد فکر کند اسلام است و من يک نفر، اسلام از من انتظار دارد، بايد براي عزّت و سربلندي اسلام تلاش کند، گرفتن گواهي پايان تحصيلات مهم نيست، مهم اين است که انسان واقعاً عالم باشد نه اینکه به فکر گرفتن گواهي و حقوق باشد، بايد مثل بزرگان خودمان که در گذشته بودند امثال ابوعلي سينا به ماديات نظر نداشته باشيم به علم و به کسب افتخار حقيقي نظر داشته باشيم.
بههرحال از اینکه اينجا تشريف آورديد خوشحالم و اميدوارم خداوند به شما توفيق دهد که به اين مقامات برسيد و وجودتان براي اسلام نافع باشد و اسباب خوشحالي حضرت وليّ عصر(عجل الله تعالی فرجه شریف) را فراهم کنيد، هم دانشجويان پسر و هم دانشجويان دختر مخصوصاً دانشجويان دختر، استقامت بيشتري لازم دارند که خودشان را حفظ کنند چادر افتخار است وقتي با اين وضعيت ميرويد مثل تير است که به قلب آنها میخورد، روزي که ما کراوات را برداشتيم و رفتيم در سازمان ملل خيلي معنا داشت يعني ما نوکر شما نيستيم که مرتب از شما تقليد کنيم. آنها آنقدر زحمت کشيدند که اين کراوات و اين وضعيت را بر ما تحميل کنند حتي در پوشيدن لباس، هويت ما را عوض کنند.
شما خودتان را اينچنين فرض کنيد که وابستۀ به امام زمان(عجل الله تعالی فرجه شریف) و اولاد آن حضرت هستيد، پسرها، پسر امام زمان(عجل الله تعالی فرجه شریف) و دخترها، دختر امام زمان(عجل الله تعالی فرجه شریف) ، آن حضرت پدر شما هستند، کسي که اولاد آنها باشد بايد اين افتخار را حفظ کند خداوند به همه شما توفيق دهد، من از همۀ شما التماس دعا دارم.
والسلام عليکم ورحمة الله وبرکاته
48.وظيفۀ دانشجويان و وحدت حوزه و دانشگاه(1)
بسم الله الرحمن الرحيم
بنده متقابلاً تشکر میکنم از اظهار لطف شما و حضور عزيزان و آقايان که مرا به ملاقات خود نائل کردند، و براي همه از خداوند متعال مزيد توفيق و کمالاتي که در نظر دارند مسئلت میکنم. اميدوارم توفيقاتشان بيش از گذشته برقرار باشد و به مقامات علمی و عملي نائل شوند.
مژدهاي که به من داديد بسيار اميدبخش بود، اینکه فرموديد اين آقايان و عزيزان همه در تلاشند تا در رشتههاي مختلفي که هستند مقامات بالاتري کسب کنند و فقط به حدي که در دانشگاه گواهي میدهند راضي نيستند. انشاءالله براي اسلام و جامعۀ ما افتخارآفرين و اسباب عزّت و خودکفایي ما از بيگانگان باشند.
اين خيلي مهم است که ما در تحصيلات توقف نداشته باشيم و توقف در يک جا را درست ندانيم، اینکه درس بخوانيم تا بهعنوان ليسانس يا دکترا برسيم و بعد مطالعاتمان متوقف شود و تحقيقاتمان راکد بماند صحيح نيست، ما بايد در رشتهاي که هستيم تا آخر، تحقيق را از دست ندهيم و کاري کنيم که در آن رشته يک نوآوري و ابتکاري
1) . دیدار انجمنهاي اسلامی دانشجويان مستقل در دانشگاههاي سراسر کشور با حضرت آیتالله العظمی صافی گلپایگانیمدظلهالعالی در تاریخ 16 آبان 1387.
داشته باشيم و مشکلي را در آنجا حل کنيم.
شما شيعه امام زمان(عجل الله تعالی فرجه شریف) هستيد و ايشان اعتلاي جامعۀ شيعه و عزّت جامعۀ اسلامی را میخواهند، هرکسي در اين راهها بيشتر قدم بردارد و موجب رشد و شکوفایي علوم و معارف شود (چه معارف حقيقيهاي که هست و چه همين معارف متداولهاي که به يک معنا صنايع است) اسباب خرسندي آقا وليّ عصر(عجل الله تعالی فرجه شریف) را فراهم کرده است.
اين عزيزان و دانشجويان بهمنزلۀ فرزندان حضرتند، هرچه کمال، رشد و فضيلت و معرفتشان بيشتر باشد حضرت بيشتر خوشحال میشوند.
اما اگر اينطور نباشد و عقب بمانند و درس نخوانند يا به همان مطالب ظاهري و مادي اکتفا کنند، موجب ناخرسندي ايشان خواهد شد. اميدوارم خداوند به همۀ شما توفيق دهد در اين مقاصد خوبي که داريد موفق شويد.
در مورد وحدت حوزه و دانشگاه بايد بگويم من گاهي فکر میکنم که اصلاً وحدت حوزه و دانشگاه هست، مگر اینکه مطالب خارجي بيايد و الا چنين نبوده که حوزه و دانشگاه وحدت نداشته باشند، دانشگاه در علومی که بايد در جامعه باشد و اسلام میگويد اين علوم بايد باشد تحصيل ميکند.
علومی هم که ما داريم اساس اخلاق و اعتقادات و کمالات معنوي انسان است. پس وحدت حوزه و دانشگاه محقق است. مطالب خارجي را میآورند اضافه ميکنند بعد میگويند حوزه و دانشگاه با هم اختلاف دارند، اين مطلب مثل اين میماند که ممکن است دو دانشجو هم با هم اختلاف داشته باشند، يا دو دکتر در رشتۀ پزشکي در بينشهاي خود با هم اختلاف داشته باشند.
ما چرا با هم وحدت نداشته باشيم؟ چه تباين و اختلافي داريم؟ من گاهي فکر میکنم اين مسأله چطور است که میخواهند محقق کنند؟ محقق است، مسائل ديگري
از خارج وارد ميشود، مثل اینکه در حوزه هم ممکن است اختلاف باشد.
حوزه و دانشگاه با هم هستند و با هم متحدند، هم ما آنها را تقویت میکنيم و میگویيم بايد آنها درس بخوانند، هم آنها بايد از اين علوم داشته باشند، قرآن و معارف قرآني را بدانند. هيچ دانشجویي پيدا نميشود که بگويد من علوم حوزه را نمیخواهم. در حوزه يا نحو و صرف و زبان عربي است يا منطق و ادبيات و کلام.
ما وجه اختلافي نداريم اصلاً ما و شمایي نيست که بگویيم ما و شما، در گذشته هم اين علوم بوده است البته به مرور زمان تحقيقات و پيشرفتهاي علوم تغيير کرده است. مگر جابر بن حيان را که از شاگردان حضرت امام جعفر صادق(علیه السلام)است نمیگويند پدر شيمی است؟ ابتکاراتي داشت، کتابهایي در زندگي او نوشتهاند، بعضي میگويند 500 کتاب داشته است، بعضي میگويند 1000 کتاب. جابر بن حيان با هشام بن حکم که شاگرد حضرت در علم کلام بود يا محمد بن مسلم که شاگرد حضرت در علم حديث بود اختلاف نداشته است. اصلاً دانشگاه و دانشجو و حوزه چند عنوان است که در لفظ با هم اختلاف دارند، آنجا را میگويند دانشگاه، اينجا را میگويند حوزه، و الا همه با هم هستيم و با هم خيلي دوستيم، اختلاف جوهري نيست تا بگويند میخواهيم اينها را با هم متحد کنيم. گاهي گفته ميشود که اين دانشجو و اين طلبه با هم اختلاف دارند همانگونه که ممکن است دو طلبه هم با هم اختلاف داشته باشند، اين مسألۀ ديگري است حوزه و دانشگاه با هم هستند و متحدند و اسلام اينها را عزيز میداند.
اميدوارم همه قدردان نعمت اسلام باشيم، مکتبي که به تمام زواياي حيات و زندگي بشر توجه داشته و بهترين راه را به بشريت داده است و اين را براي خودمان افتخار بدانيم و هويت اسلامی خودمان را حفظ کنيم، میخواهند اين هويت اسلامی را کمرنگ کنند و از ما بگيرند، مسلمان بايد مستقل باشد دانشجو و طلبه، بايد مستقل باشند مرجع تقليد بايد استقلال اسلامی داشته باشد، يعني تحت تأثير اينطرف و
آنطرف قرار نگيرد. همه بايد مستقل باشند، و به فکر عزّت و عظمت اسلام باشند.
هميشه التزام مسلمانها به اسلام و هويت اسلاميشان مورد تجاوز دشمنها بوده است و میخواستند ما را نسبت به مسائل اسلامی و استقلال اسلامی خودمان بيتفاوت کنند و اين امور را در جامعه ضعيف کنند. روز اول که آمدند و اتحاد شکل درست کردند براي همين بود که میخواستند مسلمانها را از استقلالي که داشتند خارج کنند. اول گفتند اتحاد شکل، بعد گفتند کراوات بگذارند و بعد، همينطور ادامه دادند.
هم دانشگاه و هم حوزه بايد مستقل باشند، هم استاد بايد استقلال اسلامی داشته باشد، هم شاگرد و هم مدرس حوزه.
ما بايد همانند مسلمانهاي صدر اول اسلام به دين و اخلاق و سنتهاي خود افتخار کنيم، دشمنان میخواهند اينها را عوض کنند ميبينيد در همۀ بلاد اسلامی وارد شدهاند و روي اين کار خيلي سرمايهگذاري ميکنند تا مسلمانها را بيهويت کنند اميدوارم شما از آنها باشيد که هم استقلال اسلامی و هم هويت ديني داشته باشيد و هم در تحصيلات خود در يک حدي متوقف نشويد و به يک حدي قانع نشويد، نگویيد به اينجا رسيدم ديگر تمام شد و ممکن است به يک مقامی برسيم، سعي کنيد مقامات بالاتر در علم و عمل را به دست آوريد.
خودتان را سرمايه و ذخيرۀ اسلام بدانيد، واقعاً هم همينطور است ما همه اميدواريم شما در آينده دين را نگه داريد، همه از شما انتظار دارند امام زمان(عجل الله تعالی فرجه شریف) هم از شما انتظار دارد خوب درس بخوانيد و موقعيتهاي خوب داشته باشيد تا در آينده مقاماتي را که کسب میکنيد اسباب افتخار، عزّت و سربلندي مسلمانها در همۀ دنيا باشيد.
والسلام عليکم ورحمة الله وبرکاته
49.تعليم و تربيت و جايگاه معلّم در اسلام(1)
بسم الله الرحمن الرحيم
الحمد لله الذي جعلنا من المتمسکين بولاية أمير المؤمنين(علیه السلام)والأئمّة(علیهم السلام)
الْيوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ دِيناً.(2) عيد سعيد غدير را خدمت شما عزيزان تبريک عرض میکنم اميدوارم همه در خط ولايت اميرالمؤمنين(علیه السلام)و در اقتدا به رفتار و سيرۀ اميرالمؤمنين(علیه السلام)و مکتب ولايت اميرالمؤمنين(علیه السلام)موفق باشيد، و بتوانيد در اين زمان ديگران را هم در اين مکتب وارد کنيد و يا اینکه حضورشان را شفافتر کنيد مخصوصاً دانشآموزاني که تحت تربيت شما قرار دارند.
اين کار بسيار بزرگي است، وظيفۀ بسيار سنگيني به عهدۀ شما گذاشته شده است، اينکه تربيت يک نفر را به عهدۀ انسان بگذارند و انسان را مسئول تربيت او قرار دهند، چه تربيت آموزشي يا پرورشي، علمی يا اخلاقي وظيفه بسيار بزرگي است.
اوّلاً بايد بدانيد مقام تعليم و تربيت مقام بسيار بزرگي است. خداوند متعال
ميفرمايد:
لَقَدْ مَنَّ اللهُ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ إِذْ بَعَثَ فِيهِمْ رَسُولاً مِنْ أَنْفُسِهِمْ يَتْلُو عَلَيهِمْ آياتِهِ وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ.(1)
تربيت علمی و اخلاقي و معلّم بودن از نظر شرافت و فضيلت کار بسيار مهمّی است و شايد در جامعه کاري از اين بالاتر نباشد، البته مسئوليتش هم خيلي زياد است، در مقابل اين مقام و موقعيتي که براي معلّم و دبير هست، مطالب مادي چيزي نيست. اگر معلّم وظيفۀ خودش را آنطور که بايد انجام دهد، اگر دنيا را هم به او بدهند قيمت کار او پرداخت نشده است خداوند جزاي معلّم وظيفهشناس را خود عطا میکند. معلّمی که مواظب است اين کودک اين نوجوان اين دانشجو آنگونه که لازم است تربيت شود، هم از نظر علمی اسلام و مسلمانها از علم او استفاده کنند، تا بتواند مردم و جامعه را به خودکفایي برساند و هم از جنبۀ اخلاقي کسي باشد که در جامعه اسباب زحمت مردم نباشد، نسبت به خودش وظيفهشناس باشد، خدا و پيامبر و ائمه طاهرين(علیهم السلام) را بشناسد و راه راست را تشخيص دهد.
اينها مطالبي است که اگر انسان نسبت به يک نفر هم انجام دهد احيای نفس کرده است. حيات واقعي انسان به علم و اخلاق است و الا اين حيات مادي که همۀ حيوانات هم دارند.
اينکه در قرآن ميفرمايد:
يَا أَيَّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اسْتَجِيبُوا لِلّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاكُمْ لِمَا يُحْييكُمْ؛(2)
1) . آلعمران، 164. «خداوند بر مؤمنان منت نهاد هنگامی که در ميان آنها پيامبري از خودشان برانگيخت که آيات او را بر آنها بخواند و آنها را پاک کند و کتاب و حکمت بياموزد».
2) . انفال، 24. «اي کساني که ايمان آوردهايد دعوت خدا و پيامبر را اجابت کنيد هنگامی که شما را بهسوی چيزي ميخواند که مايه حياتتان است».
اين همان هدفي است که بايد معلّم و دبير داشته باشد. حيات انساني همين است که بايد در آموزش و پرورش فراهم شود البته جاهاي ديگر هم هست مثل پدر، مادر و محيط.
در اين زمان که همهجا با هم ارتباط پيدا کرده است، انسان از همۀ اينها متأثر ميشود و بايد کل جامعه هماهنگ با تربيت باشد، ولي مطلبي که مردم روي آن خيلي نظر دارند آموزش و پرورش، مدارس و دبيرستانها است، در اين مراکز بايد علم و عمل براي جامعه تأمين شود. در اسلام خيلي به اين مسأله اهميت داده شده است.
رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم)به اميرالمؤمنين(علیه السلام)ميفرمايد:
«لأَنْ يَهْدِيَ اللهُ بِكَ رَجُلاً وَاحِداً خَيْرٌ لَكَ مِنَ الدُّنْيَا وَمَا فِيهَا».(1)
گاهي يک نفر کار صد ميليون جمعيت را ميکند. مردم از حيث افراد عليالسويه هستند اما از حيث شخصيت و مقام و معنويت و اراده و تصميم و فهم و درک با هم فرق ميکنند. يک وقت شما شخصيتي را میسازيد که بعداً براي يک مملکت 60 ميليوني اثر وجودي دارد، اينها همانهایي هستند که آنها را به مدرسه میآورند و در اختيار معلّمين میگذارند، اين وظيفه خيلي بزرگ است و درعينحال خيلي فضيلت دارد. همه بايد تقدير کنند و قدر معلّم و آموزگار را بدانند.
اميرمؤمنان(علیه السلام)فرمود: «کسي که يک حرف به من ياد دهد مرا بندۀ خود کرده است».
«مَنْ عَلَّمَنِي حَرْفاً فَقَدْ صَيَّرَنِي عَبْداً».(2)
اگر کسي به انسان حرف خوبي، راه خوبي، حديث خوبي، شعر خوبي آموخته باشد، حق بزرگي بر او پيدا ميکند.
1) . مجلسی، بحار الانوار، ج 1، ص 184. «اگر خداوند يک نفر را بهوسيله تو هدايت کند برايت بهتر است از دنيا و آنچه در دنيا است».
2) . نراقی، جامع السعادات، ج3، ص112؛ در برخی منابع با این عبارت آمده است: «مَنْ تَعَلَّمْتَ مِنْهُ حَرْفاً صِرْتَ لَهُ عَبْداً». ابنابیجمهور احسائی، عوالي اللئالي، ج 1، ص 292.
نقش معلّم بسيار کارساز است حتي قيافهاش، وقتي شاگرد قيافۀ معلّم را در مدرسه میبيند در او مؤثر است، وقتي ظاهر الصلاح باشد و به صورت تقوا و پرهيزکاري باشد، شاگرد از همانجا ساخته ميشود ولي وقتي ببيند معلّم مقيّد به بعضي جهات نيست در او هم اثر ميکند.
اين کار بسيار بزرگي است که انسان بايد هم مواظب ظاهر خود باشد، هم مواظب باطن خود و هم اهميت و قداست شغل خود را بداند که مثل شغلهاي ديگر نيست. اينها کارهاي اصولي و اساسي و مبنایي است که اگر درست شود امور ديگر متفرّع بر اين کارها است.
من از شما تقدير و تشکر میکنم و همه به شغل شما تکريم و احترام میگذاريم بايد معلّم پيش همه محترم باشد و قدر او را بدانيم.
من هيچ وقت کساني را که به من حق تعليم دارند فراموش نمیکنم، هميشه براي آنها دعا و طلب مغفرت میکنم حتي اگر چنانچه در گذشته تنبيهاتي میشد اگر آنها هم شده است از آنها هيچ گلهاي ندارم آنوقت هم نداشتم.
هيچ وقت نميشود که براي پدر و مادرم دعا کنم ولي براي معلّمانم دعا نکنم.
بايد مردم احترام معلّم را بدانند که اينها چه نقش مهمّی در جامعه ايفا ميکنند. خود معلّمين بدانند که چه کار بزرگي دارند که اگر در اين کار کوتاهي و قصور شود به جامعه خيانت ميشود.
يک وقت فرد فاسدي تربيت ميشود که بعدها براي جامعه مشکلاتي فراهم ميکند و يک وقت فرد صالح و شايستهاي تربيت ميشود که بعدها به مقامات بزرگي میرسد،
البته منظورم درجات علمی است و الا مقامات ظاهري مهم نيست، عمده مقامات علمی است که در علم پيشرفت کنند.
اينکه اسلام و مسلمانان در قرون اوليه پيشرفت کردند براي اين بود که خلوص نيت داشتند و فقط به علم و اخلاق اهميت میدادند نه اینکه دنبال اين باشند که مدرکي بگيرند و بعد پستي يا شغلي پيدا کنند، براي اين بود که خودشان را به کمال رسانند.
مکمل جامعۀ انسانيت معلّم است، مربي به کسي میگويند که ناقص را کامل کند و کامل را کاملتر، انسان بايد ببيند اين صفت را دارد يا نه.
خواهراني که دبير يا آموزگار هستند در اين زمان خيلي مواظب عفّت و عصمت اسلامی و اخلاق ديني دانشآموزان باشند. دختراني را که تحت تربيت قرار میدهند در حد اکمل تربيت کنند. مسأله اين است که هويت اسلامی در اين مدارس ساخته شود و محفوظ بماند اقلاً روزي که از مدرسه میروند کمتر از آن روزي نباشند که آمدهاند.
اميدوارم همۀ اين جهات رعايت شود، حتي طرز لباس و برخورد معلّم در دانشآموز مؤثر است. وقتي خانم معلّم در مدرسه مواظب چادرش باشد روي شاگردان تأثير میگذارد وقتي دانشآموزي را که با چادر به مدرسه آمده است تشويق کنيد، ديگر نيازي به تنبيه ديگران نيست.
يکي از دستورات تربيتي اين است که میفرمايند:
«ازْجُرِ الْمُسِيءَ بِثَوَابِ الْمُحْسِنِ».(1)
همينکه خوبها را تشويق و تقدير کنيد، ديگران متوجه ميشوند و اين راهي است
1) . نهج البلاغه، حکمت 177 (ج4، ص42). «گنهکار را بهوسيله پاداش دادن به نيکوکار تنبيه کن».
براي ترويج اخلاق حسنه در جامعه.
شما شايد به مسائل تعليم و تربيت و کتابهایي که در اين زمينه نوشته شده بيشتر از بنده آشنا باشيد، علماي بزرگ ما کتاب نوشتهاند مثل کتاب (منیة المريد في آداب المفيد و المستفيد) تأليف شهيد و کتاب (آداب المتعلمين) تأليف خواجه طوسي و کتابهاي ديگر، البته در تعليم و تربيت کتابهایي هم نوشتهاند که خيلي فاسد و منحرفکننده است و فرهنگ غربيها را ترويج ميکند.
در اين راهي که داريد طوري حرکت کنيد که موجبات رضايت خاطر امام زمان(عجل الله تعالی فرجه شریف) را فراهم کنيد. تصور کنيد که دانشآموزان اولاد امام زمان(عجل الله تعالی فرجه شریف) هستند و حضرت آنها را به شما سپردهاند، اميدوارم امام زمان(عجل الله تعالی فرجه شریف) از همۀ ما راضي و خشنود باشند.
از اینکه اظهار لطف کرديد و مرا به زيارت خود نائل کرديد تشکر میکنم، زيارت معلّم خيلي ثواب دارد.
والسلام عليکم ورحمة الله وبرکاته
50.اهميت مسائل تربيتي و وظایف معلّمان(1)
بسم الله الرحمن الرحيم
ما بايد هويت اسلامی خودمان را حفظ کنيم و افتخار کنيم که مسلمان هستيم و ولايت محمد و آل محمد(علیهم السلام) را داريم، افتخار کنيم که حجابمان را نگه داشتيم و چادرمان را حفظ کرديم اين مهم است و اين را براي خود امتياز بدانيم و به ديگران فخر داشته باشيم نه اینکه نسبت به آنها احساس ضعف کنيم ما از همه بالاتريم براي اینکه جهات ديني خود را نگه میداريم و ثابتقدم در دين میمانيم اميدوارم شما که دبير و معلّم و معلّمه هستيد در اين راه موفق باشيد در روايت از امام(علیه السلام)است که:
«فَنَحْنُ الْعُلَمَاءُ وَشِيعَتُنَا الْمُتَعَلِّمُونَ».(2)
علما ما هستيم؛ يعني ائمّه(علیهم السلام) هستند و بقيه مردم متعلّم و دانشآموز مکتب آنها هستند.
بنده و شما و هر شيعهاي بايد در اين مکتب درس خوانده باشد و تربيت شده باشد و معارف اهلبيت(علیهم السلام) را بداند.
شما میتوانيد در اين رشته کارهاي بزرگي انجام دهيد هم خودتان را بسازيد که انشاءالله ساختهايد و هم ديگران، خصوصاً دانشآموزان را که به دست شما میسپارند. اينها امانت خدا و پيغمبر(صلی الله علیه و آله و سلم)و امام زمان(عجل الله تعالی فرجه شریف) هستند، بايد اينها را تربيت اسلامی کنيد.
کارتعليم و تربيت کار بزرگي است، کار انبیا(علیهم السلام) است.
لَقَدْ مَنَّ اللهُ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ إِذْ بَعَثَ فِيهِمْ رَسُولاً مِنْ أَنْفُسِهِمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَإِنْ كَانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِي ضَلَالٍ مُبِينٍ؛(1)
تعليم و تربيت کار انبیا(علیهم السلام) است و کساني که خودشان را معلّم قرار میدهند بايد بدانند چه شغل بزرگي براي خود انتخاب کردهاند و چه کارهاي بزرگي از آنها صادر ميشود. آنها مادهاي در اختيار دارند که ممکن است از آن عنصري پيدا شود مثل رضاخان که اينهمه جنايت نسبت به اسلام کرد يا عنصري پيدا شود مثل آیتالله حائري يزدي(قدس سره) يا آیتالله گلپايگاني(قدس سره) يا آیتالله بروجردي(قدس سره) يا افراد ديگر.
بايد اهتمام کنند که انشاءالله همان افرادي که خدا و رسول خواستهاند در مدرسۀ آنها و مرکز تربيتي آنها ساخته و خارج شوند که وجودشان هم براي اسلام مفيد باشد و هم خودشان، به مقامات و کمالات عاليه نائل شوند.
اميدوارم به نحو احسن اين وظایف را انجام دهيد اين مسأله خيلي اهميت دارد که امثال شما با اين تعهدي که داريد در جامعه باشيد.
درحاليکه بعضي مطالب در روزنامهها و راديو و تلويزيون منعکس ميشود و با وجود اين تبليغات سوء، خيلي مشکل است که انسان خود و اولادش را نگه دارد.
بايد دانشآموزان بتوانند با تربيت صحيح آن تبليغات سوء را خنثي کنند، اين کار خيلي ارزش دارد، يک روزش، يک ساعتش، يک نفر را که اگر انسان بتواند در اين راه نگاه بدارد ارزش دارد، همان است که پيامبر(صلی الله علیه و آله و سلم)فرمود:
1) . آلعمران، 164. «خداوند بر مؤمنان منّت نهاد، هنگامیکه در میان آنها پیامبری از خودشان برانگیخت که آیات او را بر آنها بخواند و آنها را پاک کند و کتاب و حکمت بیاموزد هرچند پیش از آن در گمراهی آشکاری بودند».
«لأَنْ يَهْدِيَ اللهُ بِكَ رَجُلاً وَاحِداً خَيْرٌ لَكَ مِنَ الدُّنْيَا وَمَا فِيهَا».(1)
هدايت يک نفر از دنيا و آنچه در دنيا است بهتر است. شغل شما شغل بسيار مهمیاست، وظایف بسيار بسيار بزرگ و سنگيني است و نزد خداوند هم اجر و ثوابش زياد است مخصوصاً مسألۀ حجاب و چادر را بايد خيلي اهميت داد. اين هويت اسلامی را بايد نگاه داريم و به اين مسائل افتخار کنيم که ما هستيم که الحمدلله نگه داشتيم و سر موضع خودمان ايستادهايم.
اميدوارم خداوند متعال به شما توفيق دهد و خدماتي را که انجام ميدهيد مورد توجه آقا حضرت وليّ عصر(عجل الله تعالی فرجه شریف) قرار دهد.
1) . مجلسی، بحار الانوار، ج1، ص184.
51.اهتمام به فراهم شدن رضایت خاطر حضرت ولی عصر(عجل الله تعالی فرجه شریف) در تحصیل علم(1)
بسم الله الرحمن الرحيم
السلام عليك يا أبا عبد الله وعلی الأرواح الّتي حلّت بفنائك السلام علی الحسين وعلی عليّ بن الحسين وعلی أولاد الحسين وعلی أصحاب الحسين ورحمة الله وبرکاته.
اربعين حضرت سيدالشهدا(علیه السلام)و اين بزرگترين مصيبت براي عالم اسلام و اهلبیت(علیهم السلام) که متضمن برکات و هدايتها براي جامعۀ بشري مخصوصاً جامعۀ اسلامی شده است را به همۀ شما تسليت عرض میکنم. اميدوارم خداوند متعال همۀ شما را از پيروان راه حضرت سيدالشهدا(علیه السلام)و از خدمتگزاران شرع و معارف اهلبیت(علیهم السلام) قرار دهد.
تشکر میکنم از اظهار لطفي که فرموديد.
شما دانشجويان عزيز در کنار تحصيلاتي که داريد و بايد به حد کمال برسانيد و اسباب افتخار مسلمانها باشيد در کنار آن بايد مواظب برنامههای عملي و جهاتي که اسباب کمال نفس انسان و کسب فضائل ميشود باشيد. علم و عمل وقتي توأم باشد ثمرهاش براي خود انسان و اسلام و مردم به صورت کامل فراهم ميشود. اميدوارم در
1) . دیدار دانشجويان دانشگاه امام صادق(علیه السلام)تهران با حضرت آیتالله العظمی صافی گلپایگانیمدظلهالعالی در تاریخ 10 بهمن 1387.
اين جهات موفق باشيد.امروز جمعه هست و تعلّق به حضرت وليّ عصر(عجل الله تعالی فرجه شریف) دارد و شايد شما هم عازم تشرف به مسجد جمکران باشيد، آن حضرت را فراموش نکنيد و اهتمام داشته باشيد رضايت خاطر ايشان را در تحصيلاتي که داريد فراهم کنيد.
براي اینکه در خدمت آن حضرت باشيد لازم نيست در حوزه باشيد و لباس روحانيت داشته باشيد، اهتمام کنيد که ايشان از شما راضي و خشنود باشند و کارهايتان اسباب مسرّت ايشان باشد.
هميشه به ياد داشته باشيم و فراموش نکنيم، درسي که میخوانيم يا میگویيم همه براي ايشان و به حساب ايشان باشد و خدمتگزار اسلام و آن حضرت باشيم و هميشه در نظر داشته باشيم که عنايات ايشان شامل حال ما باشد، اگر مشمول توجهات حضرت نباشيم خير و برکت نمیبينيم، بسا ميشود اين علوم براي انسان حجاب ميشود و مانع سير و عروج و ترقي و کمال انسان ميشود ولي از آنطرف هرچه بيشتر ياد ايشان را گرامی بداريم و ايشان در خاطره و ذهنمان باشد موجب ميشود که از همۀ کارهايمان بهرۀ کامل را ببريم و موفق باشيم، چون برکات بهوسيلۀ آن حضرت نازل ميشود.
«بِيُمْنِهِ رُزِقَ الْوَرَى وَبِوُجُودِهِ ثَبَتَتِ الأَرْضُ وَالسَّمَاءُ».(1)
بايد کاري کنيم که رضايت ايشان فراهم شود ببينيم آن حضرت چگونه راضي هستند. بسياري از کارهایي که میکنيم اسباب ناراحتي و نگراني ايشان است و من میدانم ايشان نگران میشوند.
بايد هرکسی در حد خودش اگرچه در يک محدوده کوچک، اموري که اسباب
1) . فرازي از دعاي عديله. مجلسی، زاد المعاد، ص 422 – 424.
نگراني ايشان است برطرف کند مانند اختلاط زن و مرد که اسلام راضي نيست. اين چه تعصبي است که ما داشته باشيم که حتي يک وقتي میخواهيم يک سخنگو داشته باشيم بگویيم اين سخنگو زن باشد يا مثلاً میخواهند دانشکده پليس براي زنها درست کنند. اين دانشکده را براي چه میخواهيم؟ اينها در درازمدت تبعات بدي خواهد داشت و شخصيت اسلامی ما را عوض ميکند. اگر لازم است عدهاي زن براي مواردي که در ارتباط با زنها میباشد داشته باشند، اما اینکه با آن کيفيت و رسميت، درجه داشته باشند، وضعيت به صورت ديگري میشود. اين قبيل مسائل زياد است و اينها اسباب نگراني حضرت وليّ عصر(عجل الله تعالی فرجه شریف) است.
هرکسي در هرجا که میتواند بايد حدود اسلامی و هويت اسلامی جامعه را نگه دارد، نگذارد اين هويت عوض شود، هرکس میتواند بايد اين نگراني و غصه را از روي قلب مبارک آقا بردارد.
در جامعۀ ما، همه، اسلام و ايمان و امام زمان(عجل الله تعالی فرجه شریف) را میخواهند و اگر هم يک مطلبي باشد، يک جواني حرفي بزند، تحت تأثير مطلبي است که خيلي زودگذر است و فوراً عوض ميشود و در روحيه جوانهاي ما اثري نخواهد داشت.
اميدوارم بتوانيد بگویيد ما براي اسلام و امام زمان(عجل الله تعالی فرجه شریف) درس ميخوانيم و زحمت ميکشيم، براي اینکه عزّت اسلام و افتخار اسلام بيشتر شود، بينيازي مسلمانان از کفار بيشتر شود.
بايد هويت اسلامی خودمان را چه زن و چه مرد در هر مؤسسهاي که هستيم حفظ کنيم.
دشمنان اسلام از يک قرن پيش ميخواستند هويت و شخصيت اسلامی ما را عوض کنند و در يک حدي در بعضي کشورها موفق شدند مثل مملکت خودمان در زمان طاغوت، البته مردم مقاومت کردند و نتوانستند، اما در صورت ظاهر توانستند شخصيت ظاهري را در لباس و کلاه عوض کنند زنها را بيحجاب کنند.
اميدوارم اسلام بهواسطۀ شما سرافراز و سربلند باشد و پرچم اسلام بيش از اينها دردنيا در اهتزاز باشد.
والسلام عليکم ورحمة الله وبرکاته
52.نقش معلّمان متدیّن و وظیفهشناس در تعلیم و تربیت(1)
بسم الله الرحمن الرحيم
مسألۀ تعليم و تربيت و محيط مدرسه بسيار اهميت دارد و شما معلّمين میتوانيد در اين جهت اسباب رضايت خاطر امام زمان(عجل الله تعالی فرجه شریف) را فراهم کنيد، هر روز که در آنجا خدمت میکنيد، هر درسي که ميدهيد، هر راهنمایي که میکنيد، چه نسبت به دخترها و يا پسرهاي دانشآموز، همۀ اينها اسباب خوشحالي آن حضرت است.
من يقين دارم ايشان به معلّمين دعا ميکنند، معلّميني که وظيفهشناس باشند و بخواهند اين امانتها را که امانت خدا و پيغمبر اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم)و امانت کل جامعه است نگهداري کنند. شما اينها را نگهداري میکنيد، دين و علمشان را حفظ میکنيد، اينها بايد به صورتي تربيت شوند که از هر جهت اسباب عزّت جامعه شوند و عامل اين هدف معلّم است. آيندۀ جامعه به نقش معلّم بستگي دارد. قدر خودتان را بدانيد که شغل شريفي داريد سعي کنيد بيشتر از گذشته اين وظيفه را به نحو احسن انجام دهيد.
يکي از علل اینکه رضاخان نتوانست آنطور که میخواست اوضاع را عوض کند همين بود که در مدارس و آموزشگاههاي ما معلّمين متديّن زياد بودند و تحت تأثير
1) . دیدار جمعي از فرهنگيان با حضرت آیتالله العظمی صافی گلپایگانیمدظلهالعالی در تاریخ 23 بهمن 1387.
واقع نمیشدند، در زمان محمدرضا هم اينها خيلي ايستادگي و مقاومت کردند چه خانمهاي معلّمه و چه آقايان معلّم.
روزي در خدمت آیتالله بروجردي(قدس سره) بوديم، نامهاي از يک دبير از اراک براي ايشان آمده بود، ايشان خيلي خوشحال و خرسند بودند که ما چنين معلّمهاي متديّن و متعهدي داريم. در آن نامه نوشته بود:
در کتاب درسي تاريخ، مسألۀ فتنۀ ميرزا علیمحمد باب را به اين تعبير نوشتهاند:
«از حوادث زمان محمدشاه ظهور سيّد باب است». من ديدم بهجاي اینکه او را بهعنوان يک فتنه و فسادي که میخواستند در ايران برپا کنند معرفي کنند، با تعظيم از او ياد کردهاند. به ادارۀ کل نگارش، در تهران نامهاي نوشتهام و آنها جوابي دادهاند.
بالاخره نتيجۀ کارش را به خدمت آقا فرستاده بود که کار به اينجا رسيده است، حال شما هرگونه صلاح میدانيد اقدام فرمایيد، و نوشته بود من به شاگردانم گفتم تمام کتابهاي تاريخ خودشان را آوردند و آنجا را قلم زدم و نوشتم فتنۀ باب.
معلّم اگر بخواهد آگاه باشد دانشآموز را تربيت ديني و علمی بدهد بايد اينگونه عمل کند و ما از اين افراد بحمدالله بسيار داريم. اميدوارم شما در مقابل حرفها و پيشامدهایي که هست دانشآموزان را مصونيت بدهيد و آنها را طوري پرورش بدهيد که وجودشان براي آيندۀ اسلام نافع باشد.
اميدوارم خدمات شما مورد عنايت شخص حضرت وليّ عصر(عجل الله تعالی فرجه شریف) باشد و شما اين خدمات را به همين حساب بدانيد. لازم نيست که انسان معلّم دروس ديني باشد معلّم رياضي و جغرافيا هم که باشد، ميشود دانشآموز را به راه خدا هدايت کرد، هم جنبۀ علمی او را تقویت کرد و هم جنبۀ ديني او را.
معلّم وقتي متديّن باشد وضع اخلاقي، ديني و تعهدات مذهبي او در روحيه
دانشآموز اثر میگذارد خصوصاً که اينها ذهن پاک و ساده دارند و زود هدايت ميشوند لذا شما با سيره و اخلاق خود و تعليم و تربيت به جامعۀ اسلامی خدمت میکنيد. من به شما تبريک عرض میکنم، به شما التماس دعا دارم و بايد بگويم: يَا لَيْتَنِي کُنْتُ مَعَکُمْ.
اميدوارم خداوند امثال شما را زياد کند.
والسلام عليکم ورحمة الله وبرکاته
53.اهمیت تعليم و تربيت و لزوم استفاده از فرصتها(1)
بسم الله الرحمن الرحيم
از اوليای محترمی که امر تعليم و تربيت اين عزيزان را به عهده گرفتهاند تقدير و تشکر ميکنم، و اميدوارم موفق شوند. اين عزيزان را به مقامات بلند علم و عمل و تقوا برسانند.
مسأله تعليم و تربيت امر بسيار مهمی است، و در اسلام نسبت به آن تأکيد بسياري شده است. خداوند متعال، انبیا و حضرت رسول(صلی الله علیه و آله و سلم)را براي همين امر فرستاده است. خداوند متعال ميفرمايد:
لَقَدْ مَنَّ اللهُ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ إِذْ بَعَثَ فِيهِمْ رَسُولاً مِنْ أَنْفُسِهِمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آياتِهِ وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ.(2) تعليم و تربيت هر دو اهميت دارد و اگر چنانچه بر اساس صحيح باشد، محصولش بسيار ارزنده و بيشتر از آن است که انسان بتواند تصور کند.
به نظر من فعلاً خدمتي به اسلام بالاتر از اين نيست که مدرسهاي دانشآموزان را
خوب تربيت کند اسلام به افراد تربيتشده، مسلمان، متعهد و باايمان در اين زمان بسيار احتياج دارد و براي انسان نعمتي بالاتر از ايمان و تربيت نيست. اگر تربيت انسان خوب نباشد به جایي نمیرسد.
اميدوارم اين عزيزان از فرصتي که دارند حداکثر استفاده را بکنند تا از هر کدام براي اسلام خدمات بزرگي صادر شود و مورد توجه آقا امام زمان(عجل الله تعالی فرجه شریف) قرار گيرد و اين را بدانيد که همۀ شما میتوانيد شخص بسيار بزرگي بشويد که وجودتان براي اسلام مفيد باشد.
همه شخصيتهایي که در عالم صاحب عظمت و بزرگي شدهاند، مثل شما و در سن و سال شما بودند ولي چون زحمت کشيدند، تحصيل کردند، معلّم خوب داشتند، گرفتار همنشين بد نشدند، به آن مقامات رسيدند. شما هر کدام میتوانيد شخصيتي باشيد که دنيا را تکان بدهيد خودتان را کم نگيريد، خيلي بزرگيد. من جشن عزيزاني را که میخواهند در نيمۀ ماه رمضان وارد به مرحلۀ تکليف بشوند تبريک عرض میکنم.
حالا که وارد تکليف ميشوند بدانند، مورد خطابات خداوند متعال قرار گرفتهاند، خداوند به همه توفيق دهد و چشم پدر و مادرهايتان را به وجود شما و به تحصيلات و اخلاق شما روشن کند.
مسألۀ تعليم و تربيت بسيار مهم است، اگر مدرسه صحيح عمل کند براي مملکت و جامعه بالاترين و بهترين اساس تعالي و ترقي جامعه است.
اميدوارم خداوند همۀ شما را حفظ کند.
والسلام عليکم ورحمة الله وبرکاته
54.حفظ مسائل اسلامی در نیروهای مسلح(1)
بسم الله الرحمن الرحيم
از خصوصيات لشکر اسلام اين است که بايد سعي کند در ميدانهایي که پيش میآيد غالب و قاهر و پيروز باشد، البته اين کار محتاج امثال شما عزيزان است.
قواي مسلحه براي مملکت لازم است و اگر اينها نباشد امنيت تأمين نميشود حدود مملکت را کسي حفاظت نمیکند، رعب مسلمانها در قلوب کفار وارد نميشود، خيلي برکات و آثار بر وجود سپاه و ارتش هست و همۀ اينها وقتي منتسب به اسلام و جامعۀ مسلمين باشند قهراً منتسب به خود آقا امام زمان(عجل الله تعالی فرجه شریف)ميشوند و بايد خودشان را لشکر امام زمان(عجل الله تعالی فرجه شریف) فرض کنند. اگر حضرت الآن ظهور کند شما هم در لشکر حضرت حاضر هستيد.
براي ياري دين اسلام و حفاظت از ارزشهاي اسلامی که امروز در معرض خطر قرار گرفته است آمادگي داشته باشيد.
در مقابل کساني که ميخواهند برنامههاي خلاف شرع را در اين مملکت پياده کنند ملاهي و معصيت و اختلاط زن و مرد و مطالب ديگر را رواج دهند بايستيد.
بحمدالله در يک حدي قواي مسلحه مثل سپاه و ارتش در اين خطي که از اول انقلاب پيش گرفتهاند بيشتر باقي ماندهاند و عوض نشدهاند و حالا هم اميدوارم همان
1) . دیدار پاسداران لجستيک نيروي زميني سپاه از مرکز لجستيک و حفاظت فرودگاههاي کشور با حضرت آیتالله العظمی صافی گلپایگانیمدظلهالعالی در تاریخ 13 ارديبهشت 1386.
خط را ادامه دهند.
همينکه در قم حضور پيدا میکنيد و مسائل عقيدتي را در اينجا فرا میگيريد براي اینکه هويت ديني شما محفوظ بماند و تحت تأثير تلقينات ديگران قرار نگيريد خيلي مهم است.
اميدوارم شما موفق به انجام وظيفه شويد، هم تعليمات ديني را فرا بگيريد، هم تعليمات نظامی را که آنها هم خيلي لازم است.
اگر انسان براي خدا و قوت و عزّت اسلام اين برنامهها را انجام دهد همه عبادت است هرچه بيشتر برازندگي داشته باشيد و قواي مسلحه ما امتيازاتي داشته باشند که ديگران روي آن حساب کنند اهميت دارد و از عبادات بزرگ است.
البته بعضي مطالب هست که بايد در جنبههاي اسلامی رعايت کنند مثلاً زنها را میآورند در راديو و تلويزيون با اسلحه نشان میدهند، اينها لازم نيست، در اسلام به اين شکل نبوده است.
در زمان حضرت رسول(صلی الله علیه و آله و سلم)که به نفرات خيلي بيشتر از حالا احتياج بود چون در آن وقت در جنگها روي اشخاص حساب میشد - الآن جنگها با سلاحهایي است که اگر ده ميليون نفر هم در مقابل آن سلاحها باشد نمیتوانند کاري کنند، اما آنوقت اگر يک نفر هم به سپاه مسلمانها اضافه میشد مؤثر بود - ولي با وجود اين نمیگفتند زنها بيايند اگر لازم بود اول حضرت زهرا(علیها السلام) را میبردند، اسلام دفاع را به دوش مردها گذاشته است و زنها را در امور برتري قرار داده است که کرامتشان مورد تجاوز قرار نگيرد.
بسيار خوشحالم از اینکه شما موفق هستيد و در قم احکام الهي را فرا میگيريد خط خودتان را خط اسلام، دين و مذهب و خط خدمت به امام زمان(عجل الله تعالی فرجه شریف) قرار دهيد، و قدر خودتان را بدانيد.
اميدوارم الطاف امام زمان(عجل الله تعالی فرجه شریف) شامل حال همۀ شما باشد، من هم از شما واقعاً التماس دعا دارم.
55.اهميت استقلال نيروهاي مسلح(1)
بسم الله الرحمن الرحيم
إِنَّ اللّهَ يُحِبُّ الَّذِينَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِهِ صَفّاً كَأَنَّهُمْ بُنْيانٌ مَرْصُوصٌ.(2) وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَمِنْ رِبَاطِ الْخَيلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللّهِ وَعَدُوَّكُمْ.(3) من تشکر و تقدير میکنم از اظهار لطف شما و اینکه بنده را به زيارت خودتان نائل کرديد.
اين موقعيتها و مواضعي که انسان ملاحظه ميکند بسيار مايۀ خوشحالي و اسباب اميدواري است و مايۀ خوشحالي و مسرّت خاطر آقا امام زمان(عجل الله تعالی فرجه شریف) میشود، زيرا شما از جنود حضرت هستيد و انشاءالله از سربازان حضرت محسوبيد، چون اين مملکت، مملکت امام زمان(عجل الله تعالی فرجه شریف) است. کساني که براي حفظ اين مملکت و دفاع از حدود و ثغور و مرزهاي آن، زميني، هوایي، دريایي آمادگي داشته باشند تا دشمنان را مأيوس و مخذول کنند، مورد عنايت حضرت وليّ عصر(عجل الله تعالی فرجه شریف) هستند.
استقلالي که امروز ارتش و همۀ نيروهاي مسلح دارند، بسيار مايۀ خوشوقتي است،
1) . دیدار جمعي از پرسنل نيروي هوایي با حضرت آیتالله العظمی صافی گلپایگانیمدظلهالعالی در تاریخ 2 تير 1387.
2) . صف، 4. «خداوند کسانی را دوست میدارد که در راه او پیکار میکنند گویی بنایی آهنیناند».
3) . انفال، 60. «هر نیرویی در قدرت دارید برای مقابله با آنها (دشمنان) آماده سازید و (همچنین) اسبهای ورزیده تا بهوسیله آن دشمن خدا و دشمن خویش را بترسانید».
اینکه وابسته به خارج نيستند از افتخارات بزرگ است و ما بايد همه افتخار کنيم که بحمدالله نيروهاي مسلح ما استقلال دارند و به هيچ کجا وابستگي ندارند، شايد بشود گفت در عالم اسلام، تنها نيروي مسلحي که استقلال دارد، نيروهاي مسلح جمهوري اسلامی است.
اميدوارم خداوند به شما توفيق دهد تا بيش از اين آمادگي دفاع از اسلام داشته باشيد، بيش از اين اسباب رعب و ترس دشمنان اسلام باشيد. قدر خودتان را بدانيد، اگر سرباز اسلام باشيد هميشه در عبادت و اطاعت خداوند متعال هستيد. اين لباسي که پوشيدهايد هر کجا که باشيد در عبادتيد، چون اسباب عزّت اسلام هستيد. اميدوارم ارتش و سپاه ما بيشتر از اينها قوت پيدا کند تا در دنيا از همۀ ارتشها قويتر، مسلحتر و آمادهتر براي دفاع باشد خداوند به همۀ شما توفيق دهد.
والسلام عليکم ورحمة الله وبرکاته
56.ارزش جهاد و شهادت و هدف از تأسیس سپاه پاسداران(1)
بسم الله الرحمن الرحيم
إِنَّ اللّهَ يُحِبُّ الَّذِينَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِهِ صَفّاً كَأَنَّهُمْ بُنْيانٌ مَرْصُوصٌ.(2) خداوند متعال در قرآن مجيد به کساني که در راه خدا مقاتله ميکنند، بشارت میدهد که آنان محبوب خدا هستند، کساني که آمادهاند تا زماني که دشمن قصد حمله به مراکز اسلامی دارد، با نهايت استحکام و قوت ايمان، براي حفظ دين و مرعوب کردن دشمن جهاد کنند، دشمن را بترسانند تا به فکر حمله و تجاوز به مملکت اسلامی نيفتد، اين آمادگي از عبادات بزرگ است. قرآن ميفرمايد:
وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَمِنْ رِبَاطِ الْخَيلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللّهِ وَعَدُوَّكُمْ.(3) اين آمادگي موجب ميشود تا آنها از مسلمانان بترسند و بگويند سپاه آنان آمادۀ دفاع از دين و اسلام است، و با اين استقامت و جانفشاني که آنها دارند کسي نمیتواند
1) . دیدار پاسداران مرکز آموزشي شهيد ميثمي با حضرت آیتالله العظمی صافی گلپایگانیمدظلهالعالی در تاریخ 25 مهر 1387.
2) . صف، 4. «خداند کسانی را دوست میدارد که در راه او پیکار میکنند، گویی بنایی آهنیناند».
3) . انفال، 60. «هرچه در توان دارید از نیرو و اسبهای ورزیده برای مقابله با آنها آماده سازید، تا بهوسیله آن دشمن خدا و دشمن خویش را بترسانید».
آنان را مغلوب کند.اينها معتقدند چه غالب شوند يا مغلوب، پيروزند، (همانگونه که در قرآن مجيد آمده است)، اگر به صورت ظاهر غالب شوند که غالبند و اگر در راه خدا شهيد شوند، به فوز رفيع شهادت رسيدهاند.
کسي که اين عقيده را ندارد با کشته شدن همه چيز از دست او میرود.
فداکاريهایي که هميشه در مسلمانان بوده و فوقالعادگي آنها بر اساس همين عقيده بوده است و به همين جهت مسلمانان هميشه پيشروي کردهاند و توانستهاند در مقابل قشون دشمن مقاومت کنند.
میگويند: در يکي از جنگهایي که مسلمانان با کفار داشتند، پيرمرد محاسن سفيدي را ديدند که دست و پايش قطع شده بود و خون بر محاسنش جاري بود اما مشغول تلاوت اين آيه قرآن بود:
وَمَنْ يُطِعِ اللهَ وَالرَّسُولَ فَأُولَئِكَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللّهُ عَلَيهِمْ مِنَ النَّبِيينَ وَالصِّدِّيقِينَ وَالشُّهَدَاءِ وَالصَّالِحِينَ وَحَسُنَ أُولَئِكَ رَفِيقاً.(1).(2) اگر انسان چنين عقيده و ايماني داشته باشد، و دشمن ببيند طرف او چنين اعتقادي دارد، معلوم است که عقبنشيني ميکند.
بههرصورت، آمدن عزيزان به قم براي آموزشهاي عقيدتي خيلي اهميت دارد. برنامههای اعتقادي و اخلاقي سلاح حقيقي است، البته بايد سلاحهاي ظاهري را هم داشته باشيم و در اختيار مسلمانها باشد. الآن ببينيد در جنگ هند و پاکستان، اینکه
مسلمانان قدري مقاومت ميکنند بهخاطر اين است که میگويند آنچه شما داريد ما همداريم، اگر نداشتند نمیتوانستند بگويند ما هستيم و حرفي بزنند. بايد مسلمانها در اين جهات خود را نيرومند کنند ولي آن سلاح ديني و اخلاقي از اينها مهمتر است و وقتي اينها با هم توأم شود موفقيتهاي بزرگ براي انسان فراهم ميشود.
در گذشته نيروهاي نظامی ما با مسائل اسلامی آشنا نبودند حتي اگر از بعضي از آنها سؤال میکردي نماز صبح چند رکعت است شايد نمیدانستند، لذا هيچ وقت نمیتوانستند در مقابل دشمنان مقاومت کنند.
اميدوارم همۀ مسئولين و همۀ کساني که در اين مملکت مصدر کاري هستند در اين فکر باشند که اسلام را عزيز کنند و براي عزّت اسلام عمل کنند و احکام اسلام را نگاه دارند.
از اول که سپاه پاسداران تأسيس شد براي همين بود که اگر روزي خطري پيش آمد و گروهي خواستند وضع سابق را تجديد کنند يا احکام اسلام را تضعيف کنند اينها احکام اسلام را نگه دارند و غيرت اسلامی آنان مانع پياده شدن نقشۀ دشمنان شود.
اميدوارم در برنامۀ آموزش عقيدتي که خيلي مهم است موفق شويد چون وقتي انسان شخصيت معنوي پيدا کند همه چيز دارد حتي اگر يک نفر هم باشد از اسلام دفاع ميکند، و الا در مواقع خطر نمیتواند استقامت داشته باشد.
خداوند همۀ ما و شما را تأييد کند و موفق بفرمايد که در راه رضاي امام زمان(عجل الله تعالی فرجه شریف) قدم برداريم.
اهتمام کنيد و به خودتان تلقين کنيد که ما سرباز امام زمان(عجل الله تعالی فرجه شریف) هستيم و آنوقت اگر میخواهيد لشکر حضرت باشيد ببينيد امام زمان(عجل الله تعالی فرجه شریف) از چه کارهایي خوشحال ميشود. اميدوارم موفق شويد تا رضاي خاطر آن حضرت را تحصيل کنيد.
والسلام عليکم ورحمة الله وبرکاته
57.اهميت حفظ امنيت در جامعه(1)
بسم الله الرحمن الرحيم
عيد سعيد بزرگ ولادت باسعادت مولاي متقيان اميرالمؤمنين(علیه السلام)را به محضر مقدس حضرت وليّ عصر(عجل الله تعالی فرجه شریف) و عموم شيعيان آن بزرگوار و مخصوصاً شما عزيزان از نيروي انتظامی که در اين مجمع حضور پيدا کرديد تبريک عرض میکنم و از خداوند متعال براي همۀ شما توفيق خدمت به اسلام و امام زمان(عجل الله تعالی فرجه شریف) و حفظ امنيت اين مرز و بوم را مسئلت میکنم.
شغل شما وظيفۀ بسيار مهمی است و از نظر شرع بسيار اهميت دارد و هرچه در راه حفظ امنيت جامعۀ مسلمانان اهتمام شود اجر و ثوابش بيشتر است. يکي از عبادات بزرگ اين است که انسان براي اینکه مردم در امنيت زندگي کنند تلاش کند، چون اگر امنيت نباشد امور ديگر هم بهطوري که بايد جريان پيدا کند، پيدا نمیکند همه چيز متوقف بر امنيت است.
«نِعْمَتَانِ مَجْهُولَتَانِ الصِّحَّةُ وَالأَمْانُ».(2)
يک حکومت بايد اولين چيزي که در مقاصد خود قرار میدهد حفظ امنيت باشد، و از اين جهت نيروي انتظامی وظيفۀ بزرگي را به عهده دارد، هم شرعاً و هم عرفاً اين
وظيفه مهم است و مردم هم بايد از آنها تقدير کنند و به آنها کمک کنند تا بتوانند وظايفي را که در حفظ امنيت مردم و جامعه دارند انجام دهند مخصوصاً وقتي اين وظيفه با ايمان و اعتقاد به خدا و پيغمبر و قرآن مجيد انجام شود، آثار و برکاتش بسيار زياد است.
ما از اينکه نيروي انتظامی متديّن و متعهد و ملتزم میباشد خوشحاليم. مردم در خانههاي خود راحت زندگي ميکنند ولي اينها آسايش خود را صرف حفظ امنيت مردم ميکنند، و ما بايد تقدير کنيم.
اميدوارم شما موفق باشيد تا وظایف خود را به احسن وجه انجام دهيد و آنچنان با خلوص نيت باشد که بتوانيد همه را پاي امام زمان(عجل الله تعالی فرجه شریف) حساب کنيد.
تمام مردمی که شما براي حفظ امنيت آنها تلاش میکنيد و زحمت میکشيد شيعيان امام زمان(عجل الله تعالی فرجه شریف) هستند و هرچه امنيت آنها بيشتر باشد، نواميسشان محفوظتر باشد جهات اخلاقي و اجتماعي آنها محفوظتر باشد و مفاسدي که نيروي انتظامی موظّف است از آن جلوگيري کند کمتر باشد حضرت خوشحال میشوند.
شما خود را لشکر امام زمان(عجل الله تعالی فرجه شریف) بدانيد، مردم هم بايد با شما همکاري کنند تا يک جامعۀ خوب و مدينۀ فاضلۀ اسلامی فراهم کنيم.
البته نميشود گفت نيروي انتظامی موظّف است همۀ اين کارها را به تنهایي انجام دهد، بدون همکاري ديگران اين مقاصد بزرگ انجام نميشود، ولي در همين حدي که انجام وظيفه میکنيد و شنيده شده است در حد توانایي وظایفي را انجام دادهايد جاي تشکر دارد.
اميدوارم بتوانيد براي پاک شدن جامعه از مفاسد و معايبي که امنيت اخلاقي مردم را از بين میبرد بيشتر تلاش کنيد، امنيت تنها امنيت مالي نيست، امنيت اخلاقي از همه بالاتر است و اگر کساني که به اخلاق مردم دستبرد میزنند ممنوعالعمل نشوند مفاسد بسياري به وجود میآيد.
اميدوارم موفق باشيد و به صورتي عمل کنيد که اسباب رضايت امام زمان(عجل الله تعالی فرجه شریف) و عزّت اين مملکت و انقلاب باشد و امنيت مردم بيشتر حفظ شود.
هرچه بخواهيم بايد اول امنيت باشد و اين وظيفۀ نيروي انتظامی است و وظيفه
بسيار مهمی است. از اظهار لطف شما تشکر میکنم.
58.ارزش و اهميت نيروهاي مسلح(1)
بسم الله الرحمن الرحيم
إِنَّ اللهَ يُحِبُّ الَّذِينَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِهِ صَفّاً كَأَنَّهُمْ بُنْيانٌ مَرْصُوصٌ.(2) من اوّلاً از خداوند متعال براي همۀ شما توفيق مسئلت میکنم. اميدوارم در انجام وظایفي که براي شما مقرر شده است در پاسداري از اسلام و احکام دين و جهاتي که انقلاب براي آن برپا شد و متأسفانه بسياري از آن روزبهروز فراموش و متروک میشود، آماده باشيد و اسباب رعب کفار و دشمنان اسلام و کساني که به ما نظر بد دارند و میخواهند به مملکت خيانت کنند باشيد.
يکي از اموري که حضرت رسول(صلی الله علیه و آله و سلم)به آن نصرت داده شدند رعب بود. در روايت است که حضرت رسول(صلی الله علیه و آله و سلم)میفرمايند:
«نَصَرْتُ بِالرُّعْبِ».(3)
خداوند رعب لشکر اسلام را در دل کفار انداخته بود و با اینکه چه بسا جمعيت کفار خيلي بيشتر و قويتر بود ولي مرعوب مسلمانان میشدند و به همين دليل فرار ميکردند و شکست میخوردند، البته يک جهت شکست آنان بيايماني آنها بود.
1) . دیدار پرسنل رسمی سپاه از فرماندهي آماد و پشتيباني نيروي زميني با حضرت آیتالله العظمی صافی گلپایگانیمدظلهالعالی در تاریخ 19 آبان 1387.
2) . صف، 4. «خداوند کسانی را دوست میدارد که در راه او پیکار میکنند، گویی بنایی آهنیناند».
3) . مغربی، دعائم الاسلام، ج1، ص120؛ ابنشهرآشوب، مناقب آل ابیطالب، ج1، ص124؛ ج3، ص54؛ حر عاملی، وسائل الشيعه ج 3، ص 350؛ مجلسی، بحار الانوار، ج 8، ص 38.
مقاصدي که آنها براي آن جنگ ميکردند به صورتي بود که اگر کشته میشدند همۀ آن مقاصد از دستشان میرفت ولي مسلمانان چون در راه خداوند متعال جنگ ميکردند، اگر شهيد هم میشدند خودشان را شکستخورده نمیديدند. قرآن ميفرمايد:
إِنْ تَكُونُوا تَأْلَمُونَ فَإِنَّهُمْ يَأْلَمُونَ كَمَا تَأْلَمُونَ وَتَرْجُونَ مِنَ اللّهِ مَا لَا يَرْجُونَ.(1)
اميدوارم شما که براي آموزش مسائل اعتقادي و احکام به قم آمدهايد موفق شويد زيرا مطلب همين است، هستۀ مرکزي انقلاب که بايد در همۀ نهادها و ارگانها مورد اهميت باشد، احکام اسلام و ايمان به خدا است، همه چيز بايد در دين ذوب شود. حرف ديگري نيست، هرکس حرف ديگري بزند حرفش باطل است. هر برنامهاي که خارج از احکام خدا باشد چه در مورد زنها يا مردها، باطل است. ارتش، سپاه و نيروي انتظامی بايد مواظب باشند که همۀ برنامهها ديني باشد. اختلاط زن و مرد جايز نيست، اگر در سپاه هم باشد جايز نيست.
بههرصورت مسأله سپاه و نيروهاي مسلح بسيار اهميت دارد و امنيت مملکت و حفظ حدود و ثغور اسلام متوقف بر اين است که اين نيروها قوت داشته باشند، هم قوت اعتقادي و روحي، و هم قوت مادي و جهاتي که امروز در دين مطرح است، ما بايد از کفار قويتر و جلوتر باشيم نه اینکه آنها چيزهایي داشته باشند و ما نداشته باشيم.
اگر ما در راه خدا باشيم، خداوند به ما کمک ميکند و دشمنها هرچه نقشه بکشند بياثر میشود، تا زماني که ما متمسک به اسلام باشيم خداوند نصرتش را از ما دريغ نخواهد کرد.
اينکه شما خود را لشکر اسلام میدانيد غنيمت بدانيد اين عنوان و اعتبار بزرگي
1) . نساء، 104. «اگر شما درد و رنج ميبينيد آنها نيز همانند شما درد و رنج میبينند، ولي شما اميدي از خدا داريد که آنها ندارند».
است، کسي که خود را لشکر اسلام بداند و لشکر اسلام باشد، هميشه در عبادت است، عبادتي بالاتر از اين نيست که انسان هميشه اين لباس را براي حفظ امنيت و مرزهاي اسلامی پوشيده باشد. اين از وظایفي است که بر همه واجب کفایي است. حال که عدهاي به اين وظيفه قيام کردهاند، ديگران بايد از آنها تشکر و تقدير کنند. انشاءالله از انصار اسلام و امام زمان(عجل الله تعالی فرجه شریف) باشيد و توجهات حضرت شامل حال شما و ما و مسلمانان و شيعيان اهلبيت(علیهم السلام) باشد.
والسلام عليکم ورحمة الله وبرکاته
59.اهميت نيروهاي مسلح و ضرورت توجه به جنبههای اخلاقی(1)
بسم الله الرحمن الرحيم
تعليمات و راهنمایيهاي ائمّه(علیهم السلام) بايد توشۀ راه ما باشد، همه محتاج اين دستورات هستيم، همه بايد از قرآن و اهلبيت(علیهم السلام) استفاده کنيم و خود را با گفتار و کردار و سيرۀ آنها تطبيق دهيم، جامعه را بسازيم، روحانيت، حوزههاي علميه، سپاه و ارتش بايد ساخته شوند. ارتش ما بايد علوي باشد. همۀ نيروهاي مسلح و دستگاههایي که داريم بايد تحت حمايت اسلام قرار گيرند زيرا مقصد اين انقلاب همين بود.
اگر چنانچه تا امروز آنطوري که لازم است توفيق پيدا نکرديم، اميدواريم در آينده موفق شويم و اين شياطيني که هستند و اين نوشتههایي که هست، اين حرفهایي که زده میشود، مانع سير الي الله ما نباشد و ما را متوقف نکند و به صورتي نشود که به مقاصد و مطالبي که ما در اين انقلاب داشتيم و بايد داشته باشيم نرسيم.
بايد اسباب عزّت و کرامت مسلمانها و اسلام شويم و صداي اسلام را در عالم بلند کنيم.
من از شما تشکر میکنم و اميدوارم سپاه و لشکر اسلام باشيد.
بايد کساني که در خارج و داخل نقشههایي در سر میپرورانند مرعوب شما شوند، مرعوب حضور شما و اینکه شما به دين و ايمان علاقه داريد و میخواهيد مردها، زنها
1) . دیدار جمعي از نيروهاي مسلح با حضرت آیتالله العظمی صافی گلپایگانیمدظلهالعالی در تاریخ 20 آبان 1387.
و جوانها مسلمان باشند، ما به ايمان و اعتقاد شما اميدواريم.
بايد قشون خود را مسلح کنيم هم به سلاحهاي مادي و هم معنوي بايد بهترين و مجهزترين سلاحها را داشته باشيم. قرآن ميفرمايد:
وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَمِنْ رِبَاطِ الْخَيلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللّهِ وَعَدُوَّكُمْ.(1) بايد به هر صورتي که میتوانيم دشمنان خدا را به ترس بياندازيم تا به فکر هجوم به ما نباشند.
شما مسئوليت خاص و افتخار بزرگي داريد، دشمنان هرچه بيشتر از شما ترس داشته باشند، خدا به شما نزديکتر و شما هم به خدا نزديکتر خواهيد بود.
اگر جنبههاي اخلاقي نباشد، سلاح مادي هم فايدهاي ندارد و در هيچ کجا مقاومت و استقامتي نميشود، نه کسي براي دين کاري ميکند و نه کسي غمخوار اسلام ميشود.
وقتي ما مسلح به سلاحهاي ظاهري و باطني باشيم، مملکت و جامعۀ ما از امثال شما بهره میبرد.
گمان نکنيد فقط براي ايران هستيد، اگر شما در مواضعي که داريد محکم بمانيد، براي همۀ مسلمانان دنيا اهميت دارد و موجب عزّت مسلمانها در همۀ عالم میشويد.
بنابراين قدر خود را بدانيد و توجه داشته باشيد اینکه شخصي پاسدار اسلام و نگاهبان دين باشد بسيار اهميت دارد. از شما انتظار میرود که در خط دين و سربازي امام زمان(عجل الله تعالی فرجه شریف) باشيد و در اين خط ثابت بمانيد.
1) . انفال،60. «هر نیرویی در قدرت دارید برای مقابله با آنها «دشمنان» آماده سازید و «همچنین» اسبهای ورزیده تا بهوسیله آن دشمن خدا و دشمن خویش را بترسانید».
إِنَّ اللهَ اشْتَرَى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنْفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللّهِ فَيَقْتُلُونَ وَيُقْتَلُونَ وَعْداً عَلَيهِ حَقّاً فِي التَّوْرَاةِ وَالْإِنْجِيلِ وَالْقُرْآنِ وَمَنْ أَوْفَى بِعَهْدِهِ مِنَ اللّهِ فَاسْتَبْشِرُوا بِبَيعِكُمُ الَّذِي بَايَعْتُمْ بِهِ وَذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ.(1) درحقيقت خداوند شما را خريده و در ملک خدا هستيد و بهشت هم براي شما است.
دوستانتان را متوجه کنيد که بايد دين را حفظ کرد و احکام خدا را پياده کرد. نبايد زن و مرد با هم اختلاط داشته باشند، بايد دستورات قرآن پياده شود. شهدایي که ما داشتيم، غير از اينکه براي اسلام فداکاري کردند مطلب ديگري نبود. اسلام بود که مملکت را نجات داد و حفظ کرد.
خداوند شما را توفيق و تأييد کند. من واقعاً از شما در مواقعي که متوجه خدا هستيد التماس دعا دارم، بدانيد که لشکر خدا و جند الله هستيد، حزب خدا هستيد.
أَلَا إِنَّ حِزْبَ اللّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ.(2) والسلام عليکم ورحمة الله وبرکاته
1) . توبه، 111. «خداوند از مؤمنان جانها و اموالشان را خریداری کرده، که (در برابرش) بهشت برای آنان باشد، (به اینگونه که) در راه خدا پیکار میکنند، میکشند و کشته میشوند، این وعده حقی است بر او که در تورات و انجیل و قرآن ذکر فرموده و چه کسی از خدا به عهدش وفادارتر است؟ اکنون بشارت باد بر شما به داد و ستدی که با خدا کردهاید و این است آن پیروزی بزرگ».
2) . مجادله، آيه 22. «بدانید که حزب خدا رستگارانند».
60.ضرورت ثبات قدم در نيروهاي مسلح(1)
بسم الله الرحمن الرحيم
اوّلاً من خدمت شما اين اعياد شريفه، مخصوصاً عيد ولادت باسعادت حضرت بقيه الله(عجل الله تعالی فرجه شریف) ، عيد نيمه شعبان را تبريک عرض میکنم. اميدوارم همه از سپاه و لشکر امام زمان(عجل الله تعالی فرجه شریف) محسوب شويد.
سپاه ما و قواي مسلح ما اين افتخار را کسب کردند که خودشان را وابستۀ به امام زمان(عجل الله تعالی فرجه شریف) قرار دهند و لشکر امام زمان(عجل الله تعالی فرجه شریف) باشند اين خيلي افتخار است. شما هرچه بيشتر قوت، قدرت و اقتدار پيدا کنيد و آمادگي بيشتري براي دفاع از اسلام و مرزهاي کشور اسلامی و شئونات اسلام داشته باشيد باعث خشنودي و قوت قلب حضرت ميشود.
شما میخواهيد در راه رضاي امام زمان(عجل الله تعالی فرجه شریف) براي مقاصد حضرت قدم برداريد، و دشمنان حضرت بهوسيلۀ شما منکوب و مخذول شوند، اسلام و تشيع و ولايت حضرت وليّ عصر(عجل الله تعالی فرجه شریف) عزّت پيدا کند و اين افتخار است.
امروز برادران سپاه در جريانات و تبليغات سویي که در همهجا رخنه پيدا ميکند بايد خود را حفظ کنند و به خداوند متعال پناه ببرند. مواظب باشيد شبههها و حرفهايي که زده ميشود و اسباب گمراهي و ضعف روحيه میشود، در سپاه رخنه
1) . دیدار جمعي از افسران ارشد فرماندهي آماد و پشتيباني نيروي زميني سپاه پاسداران با حضرت آیتالله العظمی صافی گلپایگانیمدظلهالعالی در تاریخ 1 دي 1387.
پيدا نکند. اگر شما با ايمان و خلوص و استقامتي که داريد در آن موضعي که بايد داشته باشيد، ثابت بمانيد نقشههاي دشمنان نقشبرآب ميشود و از بين میرود، از اين جهت روي شما بسيار حساب میشود، دشمنان هم روي سپاه خيلي حساب ميکنند.
خودتان را با دستورات اسلام و اخلاق اسلامی بسازيد و همين ارتباط و توسل به وجود امام زمان(عجل الله تعالی فرجه شریف) را خيلي غنيمت بدانيد، اسباب عزّت اسلام و خوشحالي امام زمان(عجل الله تعالی فرجه شریف) باشيد.
هرچه شما بيشتر اقتدار پيدا کنيد و در فنون نظامی کاملتر باشيد براي مقاصد اسلام و مأيوس شدن دشمنها از جامعۀ ما مؤثرتر است.
ملاحظه کنيد الآن وضعيت جامعه آنطور که بايد باشد نيست، متأسفانه حجاب زنها نسبت به اوائل کمرنگ شده است.
اين جوانهایي که در راه اسلام خون خود را نثار کردند و راستي در تاريخ کمنظير بود، و شايد اگر امروز بخواهيد آنگونه مردم را بسيج کنيد فراهم نشود، در اثر توجّه خدا و امام زمان(عجل الله تعالی فرجه شریف) و تصرّف ايشان در قلوب بود که آن عشق و علاقه در پير و جوان، پيدا شد، و همه براي دفاع از اسلام اظهار آمادگي کردند، و هيچ انگيزۀ ديگري در ميان نبود.
اين شهدایي که در راه اسلام داده شد براي اين بود که احکام اسلام برگردد، حجاب برگردد، اين حکم خدا حکم بسيار بزرگي است اگر حجاب نباشد هويت اسلامی جامعه عوض ميشود.
يک وقتي خدمت مرحوم امام عرض کردم: اگر اينهمه شهيد داده شده بود فقط براي اینکه همين حکم حجاب برگردد و ثابت بماند ارزش داشت.
اميدوارم اين ثبات قدم و اين روحيۀ خوبي که داريد محکمتر شود و در راه امام زمان(عجل الله تعالی فرجه شریف) فداکار باقي بمانيد و رضاي حضرت نصيب همه شود و ما هم در پيشگاه امام زمان(عجل الله تعالی فرجه شریف) روسياه نشويم.
61.تفاوت ارتش اسلام و ارتش ديگران(1)
بسم الله الرحمن الرحيم
امروز به نظر میرسد نيروهاي مسلح ما، سپاه و ارتش و نيروي انتظامی نسبت به نهادهاي ديگر در همان خطي که در اول نظام برقرار شد و بنا شد نيروهاي مسلح و نيروي انتظامی بر آن خط سير داشته باشند، در همان سير باقي ماندهاند و تعهدات و التزاماتي که داشتند باز هم باقي است.
اين مسئله بسيار اهميت دارد که ما نيروهایي داشته باشيم که به اسلام ملتزم و به قوت ايمان قوي باشند، که اين از هر قوتي قويتر است.
امروز ميبينيد در دنيا دولتهایي هستند براي اینکه وسائل و تجهيزات مادي دارند به دنيا زور میگويند، میگويند حرف صحيح حرفي است که ما میزنيم حالا اگر تمام دنيا هم حرف حق بزنند میگويند، شما بيخود میگویيد. چرا؟ چون ما زور داريم، اين زور وقتي به دست مردم بيدين و بيايمان و کساني که از خدا نمیترسند باشد، مفاسد و معايبش بسيار زياد است، هرکجا برسند ظلم ميکنند، ضعفا را استثمار و استضعاف ميکنند.
اين تنها اسلام است که اگر قوت ظاهري داشته باشد و هر سلاحي در اختيار مسلمانان باشد از آن سوء استفاده نمیکند. ما هرچه داشته باشيم براي سعادت انسانيت است و براي اینکه بشر را به کمال برسانيم و به ضعفا و مظلومين کمک کنيم و رفع
1) . دیدار جمعي از پرسنل سپاه پاسداران با حضرت آیتالله العظمی صافی گلپایگانیمدظلهالعالی در تاریخ 11 اسفند 1387.
ظلم کنيم، اين نظام و برنامه اسلام است.
ما هرچه در اين جهات قوت پيدا کنيم به نفع تمام بشريت است.
اگر مسلمانها و قشون اسلام و نظام اسلامی قوت داشته باشند همه مردم دنيا از آن استفاده ميکنند و به نفع تمام بشر است، بهخلاف کساني که دين و ايمان ندارند میخواهند با استکبار در دنيا زندگي کنند و مردم را به استضعاف بکشند اينها هرچه قوت پيدا کنند به ضرر بشر است و گرفتاريها بيشتر ميشود. ميبينيد هرکجا بخواهند و به هر صورتي که بخواهند ظلم و ستم ميکنند.
موقعيتي که نيروهاي مسلح ما دارند موقعيت اسلامي، ديني است و بايد براي آن ارزش قائل شويم، زيرا جنبههاي اسلامی و ايماني را دارند و هم در اين مقام هستند تا در فنون نظامی و جهات دنيايي امروز به حد کمال برسند.
اميدوارم همۀ شما لشکر امام زمان(عجل الله تعالی فرجه شریف) باشيد. شما خودتان را لشکر حضرت بدانيد و براي تحقق مقاصد حضرت وليّ عصر(عجل الله تعالی فرجه شریف) عمل کنيد و انشاءالله اگر ظهور ايشان فرا رسد، شما در رديف ياوران حضرت باشيد و در راه حضرت در آن مقامات عرض وجود و عرض قوّت و قدرت کنيد.
62.اهميت کار نيروهاي مسلح(1)
بسم الله الرحمن الرحيم
قال الله تعالي:
وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَمِنْ رِبَاطِ الْخَيلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللّهِ وَعَدُوَّكُمْ.(2) من تشکر میکنم از حضور شما در اين شهر علم و اميدوارم خداوند به شما توفيق دهد وظایفي که به عهدۀ شما گذاشته شده است به نحو احسن انجام دهيد و رضايت حضرت وليّ عصر(عجل الله تعالی فرجه شریف) را فراهم کنيد.
همانطوري که در آيه شريفه است اسباب خوف و ترس دشمنان اسلام باشيد.
حفظ حدود و مرزها و امنيت کشور همه بستگي به اين دارد که ما در نيروي نظامی کامل باشيم دشمنان از ما بيمناک باشند و فکر تسلط بر ما در آنها پيدا نشود.
اصل و اساس، مسائل عقيدتي است زيرا انسان بايد براي رضاي خدا تلاش کند، در صدر اسلام هم که لشکر اسلام آن موفقيتها را تحصيل میکرد بهخاطر ايمان و علاقه و عقيدهاي بود که مسلمانان داشتند.
1) . دیدار برادران پرسنل رسمی سپاه از فرماندهي پشتيباني نيروي زميني با حضرت آیتالله العظمی صافی گلپایگانیمدظلهالعالی در تاریخ 30 فروردين 1388.
2) . انفال،60. «هر نیرویی در قدرت دارید برای مقابله با آنها (دشمنان) آماده سازید و (همچنین) اسبهای ورزیده تا بهوسیله آن دشمن خدا و دشمن خویش را بترسانید».
عقبة بن نافع وقتي به درياي آتلانتيک رسيد، گفت:
«يَا رَبِّ، لَولا هَذَا الْبَحْرُ لَمَضَيْتُ فِي البِلادِ مُجَاهِداً فِي سَبِيلِكَ».(1)
خدايا اگر اين دريا نبود، من دنيا را فتح ميکردم.
يک فرمانده چنين قدرت نفساني و روحي داشت که گويا هيچ مانعي براي گسترش اسلام و غلبۀ بر کفار نيست، فقط اين دريا مانع است که همهجا را فتح کند، هر کجا میرفتند شکست نمیخوردند.
خاقان چين، وقتي فرار کرد ميگفت: مسلمانها ملائکه هستند، چون مطلب بسيار مهمّی بود که لشکر از مرکز اسلام تا چين رفته باشد، آنهم در آن زمان که اين وسائل نبود، اگر حادثهاي پيش ميآمد، آنها گرفتار می شدند، به قتيبه گفت:
لَقَدْ أُوقِعْتُ فِي بِلادِ الْکُفْرِ وَالحَْوَادِثُُ بَيْنَ الدَّهْرِ تُقْبِلُ وَتُدْبِرُ.(2)
از مرکز اسلام دور شدهايد و در سرزمين کفر قرار گرفتهايد، اوضاع حوادث هميشه خوب پيش نمیرود. جواب داد:
بِثِقَتِي بِنَصْرِ اللهِ تَقَدَّمْتُ؛
به اعتمادي که به خدا دارم به اينجا آمدهام.
آنها گمان ميکردند اينها که با اين اعتماد آمدهاند ملائکه هستند، مردم عادي نيستند، مردم عادي که خود را در اين گرفتاريها و مهالک قرار نمیدهند.
يکي از مسلمانان خواست غسل کند يک نفر از نيروهاي دشمن گفت خوب است
امتحان کنم ببينم تير به آنها اثر ميکند؟ تير زد و آن مسلمان افتاد و به شهادت رسيد، فهميد اينها هم انسانند.
قرآن ميفرمايد اگر شما کشته ميدهيد آنها هم کشته دادهاند ولي فرق شما با آنها اين است که شما براي ثواب و اجر خداوند متعال تلاش میکنيد، اگر کشته هم شويد ضرر نمیکنيد اما آنها اگر کشته شوند ضرر حتمی براي آنها است:
إِنْ تَكُونُوا تَأْلَمُونَ فَإِنَّهُمْ يَأْلَمُونَ كَمَا تَأْلَمُونَ وَتَرْجُونَ مِنَ اللّهِ مَا لَا يَرْجُونَ.(1) بايد سپاه و ارتش و نيروي انتظامی ما در قوت و قدرت از ديگران و کفار بالاتر باشند و دولت و مسئولين در اين راه تلاش کنند و تا به اين مرحله نرسيم نمیتوانيم به استقلال لازم برسيم و اين کار فعلاً به عهدۀ شما است.
کاري کنيد که دشمنان بهکلّي از فکر شيطاني خود مأيوس و نااميد شوند.
اميدوارم هم در قدرت مادي و هم در قدرت معنوي موفق شويد و به نحو احسن از اسلام و حدود و مرزهاي اسلام حفاظت کنيد. اينها عبادت است. مرزداري عبادت است. در گذشته افراد بسياري بودند که میگفتند ما بايد اين عبادت را انجام دهيم مثلاً دو سال میرفتند به مرز و مرزدار میشدند، پولي هم دريافت نميکردند، براي عبادت و ثواب میرفتند مثل اعتکاف، فرهنگ اسلام اين است و بايد فرهنگ همه اينگونه باشد.
اميدوارم خداوند به همۀ شما توفيق دهد، من تشکر میکنم و براي شما دعا میکنم و از شما التماس دعا دارم.
والسلام عليکم ورحمة الله وبرکاته
1) . نساء، 104. «اگر شما درد و رنج ميبينيد آنها نيز همانند شما درد و رنج میبينند، ولي شما اميدي از خدا داريد که آنها ندارند».
63.جایگاه نيروهاي مسلح و لزوم تقویت همهجانبه قوای نظامی(1)
بسم الله الرحمن الرحيم
من تشکر میکنم از اظهار لطف شما که تشريف آورديد و بنده را به زيارت خود نائل کرديد. اميدوارم خداوند به همه توفيق دهد تا تحت توجهات حضرت بقية الله(عجل الله تعالی فرجه شریف) در وظایف بسيار بزرگي که به آنها محول است بتوانند حداکثر تعهدي را که بايد داشته باشند ابراز کنند.
امروز نيروهاي مسلح براي اسلام عزّتآفرينند. اين نيروها هرچه بيشتر عظمت پيدا کنند، باشکوهتر باشند و قوت و نيروي آنها بيشتر باشد براي اینکه کفار و دشمنان از ما حساب ببرند مؤثرتر است.
شما بايد قدر خود را بدانيد اگر انسان موقعيتي داشته باشد حتي اگر يک فرد باشد که دشمن از اين فرد حساب ببرد و خيال تجاوز به مرزهاي اسلام را در سر نپروراند خيلي مهم است تا چه رسد به اینکه جمعيتي باشد و کلّ نيروهاي مسلح و ارتش و سپاه.
در اين وضعيتي که ما هستيم اينها متعلق به اسلام و قرآن هستند و در خدمت خود امام زمان(عجل الله تعالی فرجه شریف) هستند و فرمانده اصلي و حقيقي همۀ آنها و همۀ ما و همۀ عالم امام
1) . دیدار جمعي از پرسنل رسمی سپاه از فرماندهي آماد و پشتيباني نيروي زميني با حضرت آیتالله العظمی صافی گلپایگانیمدظلهالعالی در تاریخ 30 فروردين 1388.
زمان(عجل الله تعالی فرجه شریف) است.
اميدوارم در مقاصدي که داريد و تحصيلاتي که در قم در مسائل عقيدتي داريد موفق باشيد.
البته مسائل معنوي خيلي مؤثر است روح همه چيز، دين و ايمان به خداوند متعال است، اگر دين نباشد انسان هرچه باشد به جایي نرسيده و به مقامی نائل نشده است.
امروز اسلام و مملکت ما خيلي به قواي نظامی احتياج دارد و هرچه اين قوا از جهات مختلف قويتر باشند و بيشتر بتوانند در مقابل دشمنان اسلام عرض وجود کنند و آنها را مأيوس و نااميد کنند افتخار است. شما بايد زحمت بکشيد که اين افتخار را بيشتر کنيد.
در صدر اسلام با اینکه مسلمانان جمعيتشان کم بود و جمعيت دشمنان بيشتر بود ولي چون ايمان داشتند و به خدا و ثواب آخرت عقيده داشتند استقامت ميکردند و پيشروي ميکردند و دشمنان فرار ميکردند چون دشمنان چيزي نداشتند، اما مسلمانان معتقد بودند که اگر دشمن را شکست دهند فاتحند و اگر به صورت ظاهر شکست بخورند درواقع شکست نيست و به فوز شهادت نائل شدهاند که بالاترين مقام است، لذا کسي که در اسلام جهاد ميکند ضرر نمیکند و در همه حال براي او نفع است چه شهيد شود يا دشمنان را به قتل برساند.
اميدوارم خداوند به شما و همۀ مسئولين توفيق دهد تا نيروهاي مسلح ما مقتدر شوند، هرچه در اين راه ما تلاش کنيم باز هم کم کردهايم و بايد به حساب دين و قرآن بگذاريم.
اميدوارم خداوند به همۀ شما توفيق دهد. من از همۀ شما التماس دعا دارم.
والسلام عليکم ورحمة الله وبرکاته
64.اهميت دوران جواني(1)
بسم الله الرحمن الرحيم
در توصيهها و سفارشهایي که حضرت رسول(صلی الله علیه و آله و سلم)به اباذر میفرمايند آمده است که:
«اغْتَنِمْ خَمْساً قَبْلَ خَمْسٍ: شَبَابَكَ قَبْلَ هَرَمِك...»؛(2)
یعنی پنج چیز را پیش از پنج چیز غنیمت بدان، یکی جوانی است.
نعمت جواني نعمت بسيار بزرگ و ارزندهاي است که تا انسان آن را از دست ندهد نمیفهمد چه نعمتي بوده و از دست رفته است و لذا ميفرمايد جواني را پيش از اینکه پير شوي غنيمت بدان و از آن حداکثر استفاده را ببر.
همۀ نعمتهاي الهي اينچنين است که تا در اختيار انسان است ما قدرش را آنطور که بايد نميدانيم و ملتفت نميشويم. الآن ما محفوف به نعمتهاي خداوند هستيم ولي متوجه آن نعمتها نيستيم، ولي وقتي آن نعمت از انسان گرفته ميشود متوجه ميشود که عجب نعمتي و رحمتي بود که از دست رفت.
«اَلنِّعْمَةُ مَجْهُولَةٌ مَادَامَتْ مَحْصُولَةً، فَإِذَا فُقِدَتْ عُرِفَتْ».(3)
راجع به جوان در روايت ديگري هست که:
«خَيْرُ أُمَّتِي مَنْ هَدَمَ شَبَابَهُ فِي طَاعَةِ اللهِ وَفَطَمَ نَفْسَهُ عَنْ لَذَّاتِ الدُّنْيَا وَتَوَلَّهَ بِالآخِرَةِ، إِنَّ جَزَاءَهُ
عَلَى اللهِ أَعْلَى مَرَاتِبِ الْجَنَّةِ».(1)
بهترين امت من جواني است که جوانيش را در اطاعت خدا صرف کند، خودش را در جواني بسازد، عبادت خدا را انجام دهد، اگر محصل است درس بخواند ياد خدا را فراموش نکند و عاشق آخرت باشد و از لذات دنيا جدایي اختيار کند. بالاترين مراتب بهشت پاداشي است که اين جوان از خداوند متعال خواهد گرفت.
در حالات زيد بن حارثة بن مالک انصاري آمده است که روزي حضرت رسول(صلی الله علیه و آله و سلم)بعد از نماز صبح جواني را با چهرۀ زرد و چشماني خسته ديد. از او سؤال کردند:
«کَيْفَ أَصْبَحْتَ؟»؛
«چگونه صبح کردي؟».
گفت: «أَصْبَحْتُ يَا رَسُولَ اللهِ مُوقِنَاً»؛
«در حال يقين صبح کردم».
فَعَجِبَ رَسُولُ اللهِ(صلی الله علیه و آله و سلم)مِنْ قَوْلِهِ؛
حضرت تعجب فرمود، چون اگر انسان به مقام يقين رسيده باشد مقام بلند و مهمی است.
فرمودند: «إِنَّ لِكُلِّ شَيْءٍ حَقِيقَةً، فَمَا حَقِيقَةُ يَقِينِكَ؟».
«هر يقيني حقيقتي دارد، حقيقت يقين تو چيست؟».
گفت: كَأَنِّي أَنْظُرُ إِلَى عَرْشِ رَبِّي قَدْ نُصِبَ لِلْحِسَابِ وَحُشِرَ الْخَلائِقُ لِذَلِكَ وَأَنَا فِيهِمْ؛ وَكَأَنِّي أَنْظُرُ إِلَى أَهْلِ الْجَنَّةِ يَتَنَعَّمُونَ فِيهَا وَيَتَعَارَفُونَ عَلَى الأَرَائِكِ مُتَّكِئِينَ؛ وَكَأَنِّي أَنْظُرُ إِلَى أَهْلِ النَّارِ فِيهَا مُعَذَّبِينَ يَصْطَرِخُونَ؛ وَكَأَنِّي أَسْمَعُ الآنَ زَفِيرَ النَّارِ يَدُورُ فِي مَسَامِعِي.
«گویي میبينم که عرش الهي براي حساب خلایق مستقر گرديده، مردم براي
1) . ورام بن ابیفراس، مجموعه ورام، ج 2، ص 123.
محاسبه گردآوري شدهاند و من نيز بين آنان هستم، گویي اهل بهشت را میبينم که در آن از نعمتهاي الهي برخوردارند، يکديگر را بهخوبي میشناسند و بر تختها تکيه زدهاند، گویي اهل آتش را میبينم که در آن معذّبند و پيوسته فرياد میزنند و استغاثه ميکنند و گویي هماکنون صداي وحشتزاي زبانههاي آتش در گوشم صدا ميکند».
وقتي مطالبش را گفت حضرت فرمود:
«هَذَا عَبْدٌ نَوَّرَ اللهُ قَلْبَهُ لِلإِيمَانِ؛ ثُمَّ قَالَ: الْزَمْ مَا أَنْتَ عَلَيْهِ»؛
«اين بندهاي است که خدا دلش را به نور ايمان منور گردانيده است». سپس حضرت فرمود:
«مواظب باش اين حالات را حفظ کني».
«فَقَالَ الشَّابُّ ادْعُ اللهَ لِي أَنْ أُرْزَقَ الشَّهَادَةَ مَعَكَ»؛
در پايان از حضرت رسول(صلی الله علیه و آله و سلم)درخواست کرد که از خدا بخواهيد شهادت در راه خودش را در رکاب شما روزي من کند. پيغمبر دعا کردند و در يکي از غزوات دهمين نفري بود که به شهادت رسيد.(1)
1) . برقی، المحاسن، ج2، ص250 – 251؛ طبرسی، مشکاة الانوار، ص46؛ مجلسی، بحار الانوار ج 67، ص 159.
65.اهميت تربيت جوانان(1)
بسم الله الرحمن الرحيم
بنده بسيار خوشحال هستم از زيارت آقايان و از اين اهتمامی که شما در امور تربيت جوانان و نوجوانان و مخصوصاً در امر تعليم قرآن مجيد داريد.
تعليم قرآن و احکام شرعيه از واجبات است، خصوصاً جوانهایي که تازه به بلوغ میرسند بايد مسائل و احکام شرعي که مورد ابتلای آنان است ياد بگيرند. همۀ برنامههای شما الهي است و انشاءالله مورد رضايت حضرت وليّ عصر(عجل الله تعالی فرجه شریف) قرار گيرد.
اميدوارم شما که به مسجد جمکران مشرف شدهايد و ارتباط خود را با حضرت وليّ عصر(عجل الله تعالی فرجه شریف) تجديد کرديد و عهد و پيمان بستيد، در خط ولايت آن حضرت ثابتقدم بمانيد.
اينکه انسان بتواند عدهاي را به راه اسلام و اهلبيت(علیهم السلام) هدايت نمايد، و امر اهلبيت(علیهم السلام) را احيا کند وظيفۀ بسيار مهمّی است، و اجر و ثوابش بسيار زياد است. شما وظيفۀ بسيار سنگيني را به عهده گرفتهايد، همينطور آنها که با شما همکاري ميکنند و وارد کلاسهاي شما میشوند.
ممکن است اگر اين جلسات نباشد، بعضي از کساني که در جلسات شما شرکت ميکنند، در جاهاي ديگر حضور پيدا کنند و اسباب انحراف آنها باشد. شما واسطه شدهايد که آنها را با مبادي عاليه، خداوند متعال و ائمّه(علیهم السلام) ارتباط دهيد. کار بسيار
1) . دیدار جمعي از مسئولين جلسات مذهبي جوانان در تهران با حضرت آیتالله العظمی صافی گلپایگانیمدظلهالعالی در تاریخ 9 مهر 1388.
خوبي است و در شأن بزرگان دين است، يعني کساني که شأنشان بسيار بالا است تبليغ دين ميکنند و مردم را تربيت ميکنند، تربيتي که اسلام و مذهب و ولايت اهلبيت(علیهم السلام) میخواهد.
اميدوارم بتوانيد جوانها را از اين گرفتاريهایي که براي آنان پيدا شده حفظ کنيد، شما که در تهران هستيد شايد بهتر از من بدانيد، گرفتاريهایي که راجع به موسيقي هست راجع به شطرنج و مسائل ديگر هست، اين مسئله مهم است که وارد ملاهي و مناهي نشوند، به قول سعدي:
قيمت خود به مناهيّ و ملاهي مشکن***گرت ايمان درست است به روز موعود
کار شما بسيار مهم است، هم جنبۀ سلبي آن و هم جنبۀ اثباتي آن.
جنبۀ اثباتي اين است که اينها را در طريق اهلبيت(علیهم السلام) قرار ميدهيد، تبليغ و هدايت میکنيد، احکام و معارف اسلام را براي اينها بيان میکنيد، پيغمبر و ائمۀ طاهرين(علیهم السلام) را به آنها معرفي میکنيد.
جنبۀ سلبي آن هم اين است که آنها را از راههاي بد و گمراهکننده که الآن مقابل بعضیها گذاشتهاند باز میداريد، هر دو مهم است.
خداوند متعال به شما توفيق دهد و آبروي شما را حفظ کند و همه را از ياران حضرت وليّ عصر(عجل الله تعالی فرجه شریف) قرار دهد و به همه حسن عاقبت دهد و اعمال ما را اسباب مسرّت خاطر شريف آن حضرت قرار دهد.
66.لزوم حفظ هويت اسلامی و ديني و موقعیت زن در اسلام(1)
بسم الله الرحمن الرحيم
بنده اين دو عيد بزرگ اسلامی عيد ولادت حضرت ختمی مرتبت محمد مصطفي(صلی الله علیه و آله و سلم)و عيد ولادت حضرت امام به حق ناطق، کشاف حقایق، امام جعفر صادق(علیه السلام)را خدمت همۀ شما تبريک عرض میکنم. اميدوارم همه از برکات اسلام و ايمان به حضرت رسول اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم)و ولايت اهلبيت(علیهم السلام) در حد کافي و وافي برخوردار باشيد و خداوند متعال همه را در خط ولايت تأييد و توفيق عطا بفرمايد.
من از اين تشکّلها تشکر ميکنم. اينها خيلي اميدوارکننده و قابل تحسين و تمجيد و تقدير است.
ما امروز مخصوصاً در جمعيت خواهران مؤمن و مسلمان به اين تشکّلها خيلي محتاجيم، چون الآن جوّي ايجاد شده و تبليغات سوئي ميکنند، میخواهند بعضي از اين خواهران يا برادران را به يک اسمها و عنوانهایي از خط اصيل اسلام و قرآن مجيد منحرف کنند. امروز دشمنان تعهدات مذهبي و هويت اسلامی ما را چه در مرد و چه
1) . دیدار اعضای تشکّلهای محبّان المهدي(عجل الله تعالی فرجه شریف)، شهيد علمالهدي و انجمن علمی - هنري دانشگاه آزاد اسلامی شهرکرد با حضرت آیتالله العظمی صافی گلپایگانیمدظلهالعالی در تاریخ 16 فروردين 1388.
در زن، نشانه گرفتهاند و میخواهند هويت اسلامی ما را ضعيف کنند يا اگر بتوانند اصلاً ما را بيهويت کنند. تعهد مردم را نسبت به دستورات و تعليمات اسلام، حجاب، عفت، عصمت، اصول و مباني بزرگ الهي و ساير برنامههایي که در اسلام هست کم کنند، مخصوصاً نسبت به خانمها و خواهران.
مطالب و القائات فريبندهاي میگويند که بسا بهظاهر جالب است ولي در باطن مقاصد بسيار سوئي دارند و میخواهند ما را به جهنّمی ببرند که اگر ما در آن افتاديم و گرفتار شديم نجات از آن خيلي مشکل است.
دربارۀ اين سياست دشمنان، حرف بسيار است، البته اين مطالب تقريباً از صد سال پيش بوده است، مخصوصاً نسبت به خانمها و اینکه هويت آنان را عوض کنند و هويتهاي غربي و بياعتنا به مباني اسلام جايگزين آن کنند.
آنها از تعهد زنهاي ما به اسلام بسيار ناراحتند، و تلاش ميکنند با وسائل مختلف اين هويت را از جامعۀ ما بگيرند، و در اين زمينه کتابهایي نوشتهاند. از زماني که قاسم امين کتاب «تحرير المرأة» را نوشته است تا اين زمان که حرکاتي در دنياي اسلام واقع شد، در ايران (در زمان رضاخان) و در ترکيه.
البته بحمدالله زنهاي مسلمان محکم باقي ماندند. الآن ميبينيد در ترکيه چه اوضاعي است. در هر کجاي دنيا زنهاي مسلماني که هويت خود را حفظ کردهاند اسباب افتخار مسلمانان هستند.
بههرحال اين تشکّلها بسيار اهميت دارد و ارزنده است و اميدوارم ثمرات آن براي اینکه اين هويت در مسلمانها و مخصوصاً در خواهران زياد شود بيشتر از اينها باشد مخصوصاً در ميان قشر دانشجو و تحصيلکرده.
در مورد همين تشکّلي که گفتند بهعنوان تشکّل هنري، بايد توجه داشت هنر اسمی است که مسمّايش خيلي عريض و طويل است. الآن در اين مملکت و بسياري از جاهاي
ديگر تحت اسم هنر خيلي از جوانان را منحرف و وارد در لهو و لعب ميکنند، همان چيزهایي که در اسپانيا ترويج کردند وقتي خواستند مسلمانها را از بين ببرند و عقاید اسلامی آنها را تضعيف و غيرتهاي ديني آنها را سست کنند، البته آنها هنر نيست.
اما بايد هنرهایي که در اسلام مجاز است شناخته شود و هنرهاي حقيقي را ترويج کنند. هنرهایي که براي جامعه مفيد و لازم است و بايد همه داشته باشند، در اين موضوع کتابهایي نوشته شده است.
مطلب ديگر اينکه: اخلاق اسلامی را در بين دانشجويان ترويج کنيد و همچنين ارتباط با حضرت وليّ عصر(عجل الله تعالی فرجه شریف) را، در زمان غيبت همه بايد مواظب ايمان خود باشيم و در امر دين استقامت داشته باشيم، دين خودمان را حفظ کنيم و بدانيم حفظ دين در آخرالزمان و دورۀ غيبت مشکل ميشود. در روايت از امام صادق(علیه السلام)آمده است:
«إِنَّ لِصَاحِبِ هَذَا الأَمْرِ غَيْبَةً الْمُتَمَسِّكُ فِيهَا بِدِينِهِ كَالْخَارِطِ لِلْقَتَادِ»؛(1)
يعني حفظ دين مثل اين است که انسان دست خود را به شاخۀ پر از خار بکشد، يا در رواياتي آمده است مثل کسي که میخواهد آتش را در کف دست نگاه دارد.
البته وظایف ما در عصر غيبت زياد است و بايد به اين وظایف توجه داشته باشيم و مواظب باشيم که امام زمان(عجل الله تعالی فرجه شریف) از ما راضي و خشنود و مسرور باشند. شيعيان آن حضرت، پسرانشان پسر آن حضرت و دخترها دختر حضرت به شمار میآيند.
اگر اسلام همهجا پياده شود، همۀ جهات مرتب ميشود. هرکجا نقصان و کمبودي هست (که خيلي از جاها هست) بدانيد در آنجا اسلام پياده نشده است. هرجا کمالي باشد بدانيد اسلام پياده شده است.
اسلامی که اينقدر به زنها اهميت داده است. در قبل از اسلام در جوامع مختلف،
1) . کلینی، الکافی، ج1، ص335؛ صافی گلپایگانی، منتخب الاثر، ج2، ص248. «برای صاحب این امر (امامت و ولایت) غیبتی است که در دوران غیبت آنحضرت دیندار بودن همانند کندن برگهای شاخه قتاد پرخار است.»
زنها موقعيتي که شايسته باشد نداشتند. بعضي جاها اصلاً بحث در اين بود که آيا زن نوع ديگري است غير از انسان و حيوان؟ و واسطهاي است بين انسان و حيوان؟ يا انسان است؟ آنوقت پيغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم)که آمد زن را در موقعيت شايسته قرار داد، در جنبۀ انسانيت با مردها برابر قرارداد.
در قرآن کريم ميخوانيم:
إِنَّ الْمُسْلِمِينَ وَالْمُسْلِمَاتِ وَالْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ وَالْقَانِتِينَ وَالْقَانِتَاتِ وَالصَّادِقِينَ وَالصَّادِقَاتِ وَالصَّابِرِينَ وَالصَّابِرَاتِ وَالْخَاشِعِينَ وَالْخَاشِعَاتِ وَالْمُتَصَدِّقِينَ وَالْمُتَصَدِّقَاتِ وَالصَّائِمِينَ وَالصَّائِمَاتِ وَالْحَافِظِينَ فُرُوجَهُمْ وَالْحَافِظَاتِ وَالذَّاكِرِينَ اللّهَ كَثِيراً وَالذَّاكِرَاتِ أَعَدَّ اللّهُ لَهُمْ مَغْفِرَةً وَأَجْراً عَظِيمًا.(1) در اين ده موردي که کمال بشر به آن است، زن و مرد برابر هستند. همين ده مورد است و چيز ديگري نيست، مثل اینکه عضو مجلس باشد يا عضو فلان شورا باشد، يا وزير باشد، اينها نيست، براي مرد هم همينطور.
براي زن و مرد آنچه ارزش است و بايد براي رسيدن به آن تلاش کند همين ده مطلب است که در اين آيه خداوند متعال ذكر فرموده است. در اين آيه بدون تفاوت بين زن و مرد ميفرمايد: خداوند براي اينها مغفرت و آمرزش و اجر بزرگ آماده کرده است، بالاتر از اين تصور نميشود. زن و مرد بايد طالب همين فضائل باشند.
البته دستوراتي هست که زن يا مرد چگونه بايد عمل کند مثلاً در مورد نماز مغرب
1) . احزاب، 35. «مردان و زنان مسلمان، مردان و زنان باايمان، مردان و زنان مطيع فرمان خدا، مردان و زنان راستگو، مردان و زنان صابر و شکيبا، مردان و زنان باخشوع، مردان و زنان انفاقگر، مردان و زنان روزهدار، مردان و زنان پاکدامن، مردان و زناني که بسيار ياد خدا ميکنند، خداوند براي همۀ آنها مغفرت و پاداش عظيمی فراهم ساخته است».
و عشاء اگر نامحرمی صداي زن را میشنود بايد آهسته بخواند، يا برنامههای ديگر، اما اينها مسائل فرعي است.
قبل از ظهور اسلام، زن موقعيتي نداشت، در وضعيتي بود که قرآن مجيد ميفرمايد:
وَ إِذا بُشِّرَ أَحَدُهُمْ بِالْأُنْثى ظَلَّ وَجْهُهُ مُسْوَدّا وَ هُوَ كَظِيمٌ * يَتَوَارى مِنَ الْقَوْمِ مِنْ سُوءِ مَا بُشِّرَ بِهِ أَ يُمْسِكُهُ عَلَى هُونٍ أَمْ يَدُسُّهُ فِي التُّرابِ أَلا ساءَ ما يَحْكُمُونَ.(1) وقتي نور اسلام عالم را روشن کرد و وحي بر حضرت رسول(صلی الله علیه و آله و سلم)نازل شد، قرآن مجيد کشتن دختران را از بزرگترين جنايات بشري معرفي کرد:
وَ إِذَا الْمَوْؤُدَةُ سُئِلَتْْ * بِأَيِّ ذَنْبٍ قُتِلَتْ.(2) در اثر تبليغات قرآن، بانوان در جامعه به مقام خودشان رسيدند، ولي خط بايد خط دين و اسلام باشد و همه بايد به اصول و مباني و احکام اسلام ملتزم باشيم.
اميدوارم جامعۀ ما مخصوصاً خواهران دانشگاهي ما متوجه کساني باشند که دعوتهاي سوء دارند، مطالب و مقاصد ديگري دارند، میخواهند ما را از هويت اسلامی و استقلال ديني خودمان ساقط کنند. وقتي خانمیچادر دارد از همۀ زنها بالاتر است و بايد افتخار کند.
در روزنامهاي خواندم خانمی در ايتاليا که استاد دانشگاه بوده مسلمان شده است،
1) . نحل، 58 - 59. «هرگاه به يکي از آنها بشارت دهند دختر نصيب تو شده، صورتش سياه ميشد و خشمگين ميگردید، از قوم و قبيله خود بهخاطر بشارت بدي که به او داده شده متواري ميگردد (و نميداند) آيا او را با قبول ننگ نگه دارد، يا در خاک پنهانش کند؟».
2) . تکوير، 8 - 9. «و در آن هنگام که از دختران زندهبهگور سؤال شود، که به کدامين گناه کشته شدند؟».
بعد از مسلمان شدن براي تدريس با چادر به دانشگاه رفته است (حال يا چادري که دراينجا متداول است يا عباي عربي) به او گفته بودند اين ديگر چيست؟ گفته بود: من مسلمان شدهام و اين لباس مسلماني است، زن مسلمان بايد مفاتن بدنش ظاهر نباشد لذا من به اين صورت آمدهام و میخواهم به اين صورت درس بگويم.
اين استقلال اسلامیرا بايد همه حفظ کنيم چه زن و چه مرد.
اينکه مسلمان و ملتزم به احکام اسلام و با چادر هستيد بالاترين افتخار است.
ما اولاد اسلام و فرزندان قرآن و امام زمان(عجل الله تعالی فرجه شریف) هستيم.
اميدوارم شما موفق و مؤيد باشيد و اين تشکّلها اگر تحت يک برنامۀ صحيح و کامل انجام شود براي مصونيت جامعۀ زنهاي مسلمان خيلي مهم است و در مقابل تبليغات ديگران مفيد خواهد بود و آنها را خنثي ميکند و از بين ميبرد.
خداوند همۀ شما را از کنيزان مخلص حضرت زهرا(علیها السلام) قرار دهد، از زناني باشيد که در روايات از آنها تقدير و تحسين شده است و قرآن مجيد هم از آنها تمجيد ميکند.
67.وظایف بانوان در حفظ سنّتهاي اسلام(1)
بسم الله الرحمن الرحيم
مَنْ عَمِلَ صَالِحاً مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيينَّهُ حَياةً طَيبَةً وَلَنَجْزِينَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ.(2) اوّلاً از خداوند متعال براي همۀ شما توفيق مسئلت میکنم و اميدوارم بتوانيد در آن ناحيه اسباب سرفرازي شيعيان باشيد و با کسب معارف اهلبیت(علیهم السلام) در بين زنهاي پاکستان نمونه باشيد.
و ثانياً براي مرحوم آیتالله العظمی آقاي گلپايگاني طلب مغفرت میکنم که در تأسيس مدرسهاي به نام مبارک حضرت زهرا(علیها السلام) اقدام فرمودند و همکاري داشتند اميدوارم همۀ اين خدمات مورد نظر حضرت وليّ عصر(عجل الله تعالی فرجه شریف) قرار گيرد.
وظایف شيعيان در اين زمان بسيار بزرگ است بايد در تعهد به دستورات اسلام نمونه باشيم، مخصوصاً خواهرها و خانمها در رعايت حجاب و عفت به صورتي باشند که تعهدشان در بين ساير مسلمانها بيشتر باشد و طوري نباشد که آنها تعهدشان زيادتر باشد، مثلاً اشخاصي که به عربستان میروند (حالا نمیدانم در پاکستان وضع اهل سنت چگونه است) ببينند آنها به اینکه خودشان را از نامحرم بپوشانند بيشتر مقيدند. شيعه چه
1) . دیدار خواهران مدرسۀ فاطمةالزهرا(علیها السلام) از کويتۀ پاکستان با حضرت آیتالله العظمی صافی گلپایگانیمدظلهالعالی در تاریخ 9 ارديبهشت 1388.
2) . نحل، 97. «هرکس عملی صالحی انجام دهد درحالیکه مؤمن باشد، خواه مرد یا زن، به او حیات پاکیزه میبخشیم، و پاداش آنها را به بهترین اعمالی که انجام دادند خواهیم داد».
زن و چه مرد بايد امت نمونه باشد.
وَكَذَلِكَ جَعَلْنَاكُمْ أُمَّةً وَسَطاً لِتَكُونُوا شُهَدَاءَ عَلَى النَّاسِ وَيَكُونَ الرَّسُولُ عَلَيكُمْ شَهِيداً.(1) (البته تفسير اين آيه در جاي خود) اما اجمالاً از اين آيه استفاده ميشود که شيعه بايد امت نمونه و امت وسط و اسباب افتخار باشد، مخصوصاً در مثل پاکستان و هندوستان. در هندوستان در برابر کفار که اهتمام دارند سيرۀ خودشان را حفظ کنند و از آن تخطي نکنند يا در پاکستان بايد شيعيان نشان دهند که ملتزم به دستورات ديني و سنتهاي اسلامی هستند.
وضعيت به صورتي نباشد که کفار سنتهاي کفرآميز خود را نگه دارند اما مسلمانان نسبت به سنتهاي اسلامی و توحيدي و افتخارآميز ضعف داشته باشند و در مقابل کفار خودباختگي نشان دهند.
اميدوارم برنامههایي که آنجا پياده میکنيد همه به نفع اسلام و شيعه و اسباب افتخار مسلمانها و شيعيان اميرالمؤمنين(علیه السلام)باشد.
در آنجا دستورات و تعليمات و علوم آل محمد(صلی الله علیه و آله و سلم)را فرا بگيريد، به صورتي نباشد که مرد و زن مسلمان عقبمانده باشند.
ما بايد همهجا در مکارم اخلاق و افتخارات از ديگران جلوتر باشيم البته امروز در دنيا به مطالبي افتخار ميکنند که آنها براي بشريت ننگ است، آنها را نمیگويم، بايد چيزهایي که حقيقتاً افتخار و فضيلت انسانيت است داشته باشيم و مردها و زنهايمان به آن اخلاق و صفات آراسته شوند مخصوصاً در فرا گرفتن و ياد دادن علوم، احکام و مسائل دين. اگر انسان اينها را به يک نفر تعليم دهد بسيار ارزشمند است. در روايت آمده است.
1) . بقره، 143. «بدینگونه شما را امتی میانه قرار دادیم تا بر مردم گواه باشید و پیامبر بر شما گواه باشد».
«كَلِمَةُ الْحِكْمَةِ يَسْمَعُهَا الْمُؤْمِنُ خَيْرٌ مِنْ عِبَادَةِ سَنَةٍ».(1)
حدیث کوتاهی را انسان بشنود، ثوابش از اینکه خدا را یک سال عبادت کند بالاتر است.
در مدرسۀ شما که به نام حضرت زهرا(علیها السلام) است بايد اخلاق آن حضرت را فرا بگيريد.
خطبۀ حضرت را که در مسجد مدينه قرائت فرمودند بخوانيد و حفظ کنيد و در معاني آن تأمل کنيد. اين خطبه پيامهاي مهمّی دارد که بسيار بالا و بلند است. اين پيامها را بگيريم و به ديگران هم برسانيم.
وقتي حضرت زهرا(علیها السلام) میخواستند اين خطبه را در مسجد مدينه قرائت کنند، پرده کشيدند و از پشت پرده اين بيانات را ايراد فرمودند، بهمناسبت اینکه ضرورت پيدا کرده بود که اين حقايق گفته شود و اگر گفته نميشد تا امروز مکتوم ميماند و امت اسلام در انحراف قرار میگرفت. اين خطبه در کتاب بلاغات النساء(2)و کتابهاي ديگر نقل شده است.(3)حضرت بالبديهه بدون اینکه فکر و مطالعه کرده باشند همۀ معارف دين، الهيات، توحيد، نبوت، امامت و فلسفۀ احکام و همه اسرار تاريخي که در آن هست بيان فرمودند. شما غنيمت بشماريد و اين خطبه را حفظ کنيد و در معاني آن تأمل کنيد.
من از همۀ شما التماس دعا دارم، از همۀ کساني که در اين مدرسه خدمت ميکنند چه خواهرها و چه برادرها تشکر میکنم و اميدوارم خدماتشان مورد توجه خود آقا حضرت وليّ عصر(عجل الله تعالی فرجه شریف) باشد.
1) . مجلسی، بحار الانوار، ج 77، ص 172. «سخن حکمتي که مؤمن آن را بشنود از عبادت يکسال بالاتر است».
2) . ابنطیفور، بلاغات النساء، ص12 – 15.
3) . طبری امامی، دلائل الامامه، ص111؛ طبرسی، الاحتجاج، ج1، ص131 – 132؛ ابنابیالحدید، شرح نهج البلاغه، ج16، ص211؛ ابنطاووس، الطرائف، ص264؛ مجلسی، بحار الانوار، ج29، ص216.
68.شخصيت زن در اسلام(1)
بسم الله الرحمن الرحيم
مَنْ عَمِلَ صَالِحاً مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيينَّهُ حَياةً طَيبَةً وَلَنَجْزِينَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ.(2) اوّلاً تشکر میکنم از شما خواهران محترم و از خداوند متعال مسئلت میکنم همه را در مقاصد حسنهاي که داريد و ارتباط با وجود مقدس حضرت وليّ عصر(عجل الله تعالی فرجه شریف) توفيق عطا فرمايد و بهوسيلۀ شما موجبات خرسندي حضرت فراهم شود.
براي بنده مطالبي فرموديد که من خودم را قابل نمیدانم (يار ولايت و اين کلمات)، من خدمتي انجام ندادهام که بتوانم خودم را با اين عناوين بشناسم يا ديگران مرا بشناسند.
البته ولايت اهلبيت(علیهم السلام) مستمسکي است که همه بايد بهوسيلۀ آن نجات پيدا کنند. برحسب روايات متواتره و معتبره، ولايت اميرالمؤمنين(علیه السلام)وسيلۀ نجات است، سني و شيعه اين روايت را نقل کردهاند که:
«لا يَجُوزُ أَحَدٌ الصِّرَاطَ إِلا مَنْ کَتَبَ لَهُ عَلِيٌّ الْجَوَازَ»؛(3)
1) . دیدار جمعي از خواهران طلبه از استانهاي آذربايجان شرقي، غربي، قزوين و همدان با حضرت آیتالله العظمی صافی گلپایگانیمدظلهالعالی در تاریخ 24 ارديبهشت 1388.
2) . نحل، 97. «هرکس عملی صالحی انجام دهد درحالیکه مؤمن باشد، خواه مرد یا زن، به او حیات پاکیزه میبخشیم، و پاداش آنها را به بهترین اعمالی که انجام دادند خواهیم داد».
3) . کتب مختلف اهل سنّت و شیعه ازجمله: خطیب بغدادی، تاريخ بغداد، ج10، ص355؛ طبری، ذخائر العقبی، ص71؛ قندوزی، ينابيع المودّه، ج3، ص230.
کسي که جواز عبور از صراط از اميرالمؤمنين(علیه السلام)نداشته باشد، نمیتواند از صراط عبور کند.
يا در روايت ديگر است:
«عُنْوَانُ صَحِيفَةِ الْمُؤْمِنِ حُبُّ عَلِيِّ بْنِ أَبي طالبٍ».(1)
من به شما اين نعمت ولايتي که داريد و از حال و وضع شما دريافت ميشود که ميخواهيد در مسير ولايت اهلبیت(علیهم السلام) ثابتقدم بمانيد و به لوازم اين ادعا ملتزم باشيد، تبريک عرض ميکنم.
اميدوارم همه موفق باشيد، مخصوصاً خواهراني که سال اولي است که در رشتۀ تحصيل علوم ديني، کسب احکام و معارف آل محمد(علیهم السلام) وارد شدهاند. اميدوارم آن طوري که شايسته است اين معارف را کسب کنند.
امروز با اين اوضاع و احوالي که هست و تبليغات سوئي که ميشود، ما به خواهراني که با معارف دين آشنا باشند و در حدي مکتب اهلبيت(علیهم السلام) را شناخته باشند بسيار نيازمنديم تا بتوانند شخصيت زن مسلمان را که در معرض خطر قرار گرفته حفظ کنند، و نگذارند بهتدريج هويت زن مسلمان عوض شود.
اين مسأله خيلي مهم است که هم خانمها و هم مردها سعي کنند شخصيت اسلامی جامعه محفوظ بماند. مطالبي ديده ميشود که در مسير عوض کردن شخصيت اسلامی زن است، میخواهند شخصيت زن را عوض کنند و شخصيت غربي به او بدهند با آن وضعي که میدانيد با آن لباسها و پوششهايي که انتخاب ميکنند، هرکسی براي خود پوششي قرار میدهد و با همان پوشش که در خانه دارد به بيرون میآيد.
1) . خطیب بغدادی، تاريخ بغداد، ج5، ص177؛ قندوزی، ينابيع المودّه، ج1، ص272؛ ج2، ص230، 400.
زن مسلمان بايد مانند شما باشد، با لباس متّحدالشکل با همين سنّتي که 1400 سال است استقرار پيدا کرده و عفت، نجابت، حيثيت و کرامت زن مسلمان را نگهداري ميکند. کساني که ميخواهند اين سنتها را بههم بزنند و عليه آن تبليغات سوء ميکنند، مقصودشان اين است که اين سنت از بين برود و جاي آن چيز ديگري قرار گيرد.
بههرحال ما به خواهراني که متعهد باشند، وظايف اسلامی خودشان را فرا گيرند، و به ديگران هم برسانند احتياج داريم.
آيات قرآن مجيد و سفارشهایي که اسلام راجع به زنها و کرامت و مقام و درجاتي که براي آنها قائل شده است را ببينيد در سورۀ احزاب میخوانيم:
إِنَّ الْمُسْلِمِينَ وَالْمُسْلِمَاتِ وَالْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ وَالْقَانِتِينَ وَالْقَانِتَاتِ وَالصَّادِقِينَ وَالصَّادِقَاتِ وَالصَّابِرِينَ وَالصَّابِرَاتِ وَالْخَاشِعِينَ وَالْخَاشِعَاتِ وَالْمُتَصَدِّقِينَ وَالْمُتَصَدِّقَاتِ وَالصَّائِمِينَ وَالصَّائِمَاتِ وَالْحَافِظِينَ فُرُوجَهُمْ وَالْحَافِظَاتِ وَالذَّاكِرِينَ اللهَ كَثِيراً وَالذَّاكِرَاتِ أَعَدَّ اللّهُ لَهُمْ مَغْفِرَةً وَأَجْراً عَظِيماً.(1) در اين آيه، قرآن مجيد در ده مورد از فضائل و ارزشهاي انساني که انسان به آن صفات ارزش پيدا ميکند، مرد و زن را در کنار هم قرار میدهد، همه را که ذكر ميکند. ميفرمايد:
أَعَدَّ اللهُ لَهُمْ مَغْفِرَةً وَ أَجْراً عَظِيماً.(2)
1) . احزاب، 35. «مردان و زنان مسلمان، مردان و زنان باايمان، مردان و زنان مطيع فرمان خدا، مردان و زنان راستگو، مردان و زنان صابر و شکيبا، مردان و زنان باخشوع، مردان و زنان انفاقگر، مردان و زنان روزهدار، مردان و زنان پاکدامن، مردان و زناني که بسيار ياد خدا ميکنند، خداوند براي همه آنها مغفرت و پاداش عظيمی فراهم ساخته است».
2) . احزاب، 35.
آنچه مهم است اين است که انسان به مغفرت و قرب خداوند متعال نائل شود و اين مطلبي است که هم براي زن و هم براي مرد فراهم است. هرکس بتواند در اين راه بيشتر قدم بردارد، چه زن باشد و چه مرد، به درگاه خداوند متعال مقرّبتر ميشود.
اصولاً خداوند متعال براي زن و مرد روي همين مطلب حساب کرده است، زنها يا مردهایي که در قرآن از آنها انتقاد شده است روي همين جبنههاي معنوي و اخلاقي است، مثلاً ميفرمايد:
لِيُعَذِّبَ اللهُ الْمُنَافِقِينَ وَالْمُنَافِقَاتِ وَالْمُشْرِكِينَ وَالْمُشْرِكَاتِ وَيَتُوبَ اللهُ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِنَاتِ.(1) يعني صفاتي که ضد ارزش است ممکن است براي زن يا مرد پيش بيايد، از آنطرف صفات ارزشي هم همينطور، هرکس عمل صالح انجام دهد، چه زن باشد يا مرد، حياه طيبه به او میدهند.
خداوند متعال براي زن و مرد در محدودۀ احکام الهي قدر و منزلت قرار داده است.
اگر فرهنگ اسلام را بشناسيم و با هر فرهنگي مقايسه کنيم خواهيم ديد آنها اصلاً طرف نسبت نيستند که بشود آنها را با اسلام قياس کرد.
مکتب اسلام مکتبي است که براي مرد و زن، سعادتساز و سعادتآفرين است و اگر غير از اين باشد هر دو از بين ميروند و به هلاکت حقيقي گرفتار ميشوند.
بايد فرهنگ اسلام را بشناسيم. اینکه خيال کنند اگر زن در جایي شغلي داشته باشد، وزير يا وکيل باشد، ارزش پيدا ميکند، چنين نيست اينها نه براي مرد و نه براي زن در اسلام ارزش نيست، آن چيزي که ارزش است رضاي خداوند متعال و کسب درجات معنوي و مقامات انساني است.
1) . احزاب، 73. «تا خداوند مردان و زنان منافق و مردان و زنان مشرک را عذاب کند، و خداوند رحمت خود را بر مردان و زنان باایمان بفرستد».
اسلام زن را از ابتذال حفظ کرد. کرامت و شخصيتي که اسلام به زن داده است در هيچ مکتبي نيست.
اميدوارم بتوانيد در راه کسب تعليمات و دستورات دين و اهلبيت(علیهم السلام) موفق باشيد.
اينکه ما میگویيم شيعۀ علي بن ابيطالب(علیه السلام)هستيم عنوان بسيار مهم و بالایي است که اگر انسان به اين عناوين حتي در مرتبۀ اول آن هم برسد به مقامات بلندي رسيده است.
ان شاءالله در خط حضرت فاطمه(علیها السلام) حجاب و عفتي که آن حضرت داشتهاند حفظ کنيد، اينها بايد در جامعۀ ما حفظ شود و زنهاي متعهد بدانند که جهاد همين است. الآن براي خانمها همين چادر جهاد است، مردها اين جهاد را ندارند اين ثواب را ندارند ولي خانمها که با عفت و حجاب بيرون ميآيند در عبادت و اطاعت خداوند متعال و در مسير التزام به شعائر اسلام هستند اينها جهاد في سبيل الله است.
الآن راديو و تلويزيون، اقصي نقاط مملکت را تحت تبليغات خودش دارد، بسا ميشود که اين تبليغات منحرفکننده است. در اين شرايط وظيفۀ شما و وظيفۀ همه بسيار بزرگ است. عمده اين است که ما هويت اسلامی خود را حفظ کنيم. ما مسلمانيم و افتخار ميکنيم که کنيز حضرت زهرا(علیها السلام) باشيم، افتخار میکنيم چادر داشته باشيم، کساني که اين حجاب را دارند پيش خداوند متعال محترم و مقدّس هستند.
ما به چادر و عفت و دين و ولايت ائمّه طاهرين(علیهم السلام) افتخار ميکنيم، به ارزشهایي که خداوند متعال به ما تعليم داده است افتخار ميکنيم.
ما بايد بدانيم که اگر اسلام نيامده بود زن به اين مراحل نميرسيد که در قرآن به آن صورت از او تقدير شود. زن در جزيرةالعرب زندهبهگور ميشد، حتی برخی در
جاهليت شش یا هشت دختر خود را زنده به گور کردند.(1)اميدوارم بتوانيد ارزشها را نگه داريد، و مخصوصاً آياتي که راجع به زنها است حفظ کنيد:
يَا أَيَّهَا النَّبِيّ قُلْ لِأَزْوَاجِكَ وَبَنَاتِكَ وَنِسَاءِ الْمُؤْمِنِينَ يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِنْ جَلَابِيبِهِنَّ؛(2) يا نِسَاءَ النَّبِيّ لَسْتُنَّ كَأَحَدٍ مِنَ النِّسَاءِ إِنِ اتَّقَيتُنَّ فَلَا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ.(3) فرهنگ اسلام بايد با تمام ابعادش شناخته شود. اميدوارم در اين راه موفق شويد، و وسيلهاي باشيد تا در اين دورۀ آخرالزمان که دورۀ سختي است هويت خواهران مسلمان ما را شما حفظ کنيد.
69.وظایف زنان در مورد حجاب و عفت(1)
بسم الله الرحمن الرحيم
يَا أَيَّهَا النَّبِيّ قُلْ لِأَزْوَاجِكَ وَبَنَاتِكَ وَنِسَاءِ الْمُؤْمِنِينَ يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِنْ جَلَابِيبِهِنَّ ذَلِكَ أَدْنَى أَنْ يُعْرَفْنَ فَلَا يُؤْذَينَ وَكَانَ اللّهُ غَفُوراً رَحِيماً.(2) اوّلاً ايام مبارکۀ عيد سعيد غدير را خدمت شما تبريک عرض میکنم و اميدوارم همه در خط ولايت حضرت اميرالمؤمنين(علیه السلام)ثابتقدم بمانيم و در تأسّي به رفتار و سيره و روش آن حضرت موفق باشيم و بدانيم خير و سعادت انسان در همين است که انسان راه آن حضرت را گرفته باشد و تأسّي به آن حضرت داشته باشد و احکام و دستورات اسلام را رعايت کند.
امروز که برنامههای منحرفکننده و اختلاط زن و مرد پيش میآيد بايد در مقابل، چنين خواهراني باشند که متمسّک به دين و حجاب و تعليمات اسلام باشند. اميدوارم که اين روش شما و راهنماييهاي شما در ساير خانمها مؤثر باشد.
چگونگي ارتباط زن و مرد را قرآن مشخص کرده است. قرآن ميگويد:
1) . دیدار دارالعلم سيدةالنساء÷ اصفهان و دانشآموزان مدرسۀ راهنمایي دخترانه عصمت گلپايگان با حضرت آیتالله العظمی صافی گلپایگانیمدظلهالعالی در تاریخ 24 خرداد 1388.
2) . احزاب، 59. «ای پیامبر به همسران و دخترانت و زنان مؤمنان بگو: روسریهای بلند خود را بر خویش فرو افکنند، این کار برای اینکه [آنها به عفیف بودن] شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند بهتر است و خداوند همواره غفور و رحیم است».
وَإِذَا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتَاعاً فَاسْأَلُوهُنَّ مِنْ وَرَاءِ حِجَابٍ ذَلِكُمْ أَطْهَرُ لِقُلُوبِكُمْ وَقُلُوبِهِنَّ.(1) اگرچه آيه راجع به زنهاي حضرت رسول(صلی الله علیه و آله و سلم)است اما در اين جهت فرق نميکند که ميفرمايد:
ذَلِكُمْ أَطْهَرُ لِقُلُوبِكُمْ وَقُلُوبِهِنَّ.(2) وضع ارتباط زن و مرد بايد به صورتي باشد که دل زن و مرد از وسوسههاي شيطاني پاکتر بماند، اين همان معنایي است که از حضرت زهرا(علیها السلام) روايت شده است.(3)
البته بايد امربهمعروف و نهيازمنکر به صورتي نباشد که ديگران در مقابل انسان موضعگيري کنند و مزاحمتها و معارضهها ايجاد شود، بلکه همانطور که قرآن ميفرمايد:
فَقُولَا لَهُ قَوْلاً لَيّناً.(4) همين حضور شما در جامعه با اين حجاب حجت است و بسياري را متنبّه ميکند.
اميدوارم اين برنامهها گسترش پيدا کند.
البته به صورتي باشد که اشخاصي که خوش ندارند جامعه و مخصوصاً زنها بر اساس تربيتهاي اسلامی حرکت داشته باشند بهانه پيدا نکنند. اشخاصي که میخواهند کرامت و مقام زن را از بين ببرند و همان وضعيت غرب و غربگرایيها را رواج دهند آنها به اين مطالبي که در اسلام به آن کمال اهميت داده ميشود اعتنا نميکنند و جزء فرهنگشان نيست. چيزهایي که در بين ما و محيط اسلام کمال قباحت دارد پيش آنها ممکن است خيلي خوب باشد.
1) . احزاب، 53. «هنگامی که چيزي از وسائل زندگي را از آنها میخواهيد از پشت پرده بخواهيد، اين کار براي پاکي دلهاي شما و آنها را بهتر است».
2) . احزاب، 53.
3) . طبرسی، مکارم الاخلاق، ص233؛ متقی هندی، کنز العمال، ج16، ص602؛ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج20، ص67، ح25054، ص232، ح25510؛ مجلسی، بحار الانوار، ج43، ص54.
4) . طه، 44. «با نرمی با او سخن بگویید».
اميدوارم برنامههای شما آثار خوبي براي جامعه داشته باشد. مواظب باشيد با متانت و تدبير، تعليمات اسلام را احيا کنيد.
از صد سال پيش دشمنان میخواستند با حجاب معارضه کنند. مصطفي کمال پاشا به يک شکل، امان الله خان در افغانستان و رضاخان در ايران به شکل ديگر.
امروز تبليغات سوء بسيار است، اميدوارم بتوانيد حجاب حقيقي اسلام را از اين غربت بيرون آوريد.
در کتاب من لا يحضره الفقيه، اصبغ بن نباته از اميرالمؤمنين(علیه السلام)روايت ميکند:
«يَظْهَرُ فِي آخِرِ الزَّمَانِ وَاقْتِرَابِ السَّاعَةِ وَهُوَ شَرُّ الأَزْمِنَةِ نِسْوَةٌ كَاشِفَاتٌ عَارِيَاتٌ، مُتَبَرِّجَاتٌ مِنَ الدِّينِ، دَاخِلاتٌ فِي الْفِتَنِ، مَائِلاتٌ إِلَى الشَّهَوَاتِ، مُسْرِعَاتٌ إِلَى اللَّذَّاتِ، مُسْتَحِلاتٌ لِلْمُحَرَّمَاتِ، فِي جَهَنَّمَ خَالِدَاتٌ».(1)
اميدوارم بتوانيد زنهاي مسلمان را از سقوط در اين مهالک و منجلابها حفظ کنيد.
الآن که میآمدم در راه عکس اين زنهایي که خودشان را نامزد ميکنند و به در و ديوار میزنند بود، گفتم بايد روضۀ اينها را بخوانيم.
حضرت سيدالشهدا(علیه السلام)ميفرمايد:
«أَلا تَرَوْنَ أَنَّ الْحَقَّ لا يُعْمَلُ بِهِ وَأَنَّ الْبَاطِلَ لا يُتَنَاهَى عَنْهُ».(2)
کساني که میخواهند چادر را از بين ببرند، اين کار آنها مقدمه است براي
1) . صدوق، من لا يحضره الفقيه، کتاب النکاح، باب المذموم من اخلاق النساء وصفاتهن، ح 4374. «در آخرالزمان نزديک به قيامت زناني ظاهر شوند بيحجابان، برهنگان، خودآراستگان براي غير شوهران، رهاکردگان آیين، داخلشدگان در آشوبها، مائلان به شهوات، شتابکنندگان بهسوی لذات و خوشگذرانيها، حلالشمارندگان محرمات الهي، و واردشوندگان در دوزخ».
2) . طبری، تاریخ، ج4، ص305؛ طبری، ذخائر العقبی، ص149 - 150؛ زرندی، نظم درر السمطین، ص216؛ معتمدالدوله، قمقام زخّار، ص353 - 354. «آیا نمیبینید که به حق عمل و از باطل پرهیز نمیشود.»
برنامههای ديگر، چادر بايد حفظ شود، علاوه بر اینکه با چادر مفاتن بدن حفظ میشود، وقتي چادر نباشد هرکسی براي خود لباسي درست ميکند.
70.حيات حقيقي انسان و تأکيد بر حفظ هويت اسلامي(1)
بسم الله الرحمن الرحيم
من اوّلاً تشکر ميکنم از اظهار لطف شما و اميدوارم همۀ شما موفق شويد تا در ظلّ توجهات خود آقا وليّ عصر(عجل الله تعالی فرجه شریف) به مقامات بلند علمی و عملي نائل گرديد و خداوند متعال شما را به مقاصد حسنهاي که داريد نائل فرمايد و از کساني باشيد که بتوانيد در اين زمان مصدر خدماتي به اسلام و مسلمين و ترويج دين و امربهمعروف و نهيازمنکر باشيد، از جوانهایي باشيد که:
إِنَّهُمْ فِتْيةٌ آمَنُوا بِرَبِّهِمْ وَزِدْنَاهُمْ هُدًى.(2) خداوند متعال دل شما را بر ايمان، استوار و ثابت قرار دهد و در اين دورۀ غيبت و امتحاناتي که مخصوصاً براي جوانان عزيز پيش آمده است بتوانيد خودتان را حفظ کنيد و از خطراتي که هست خودتان را نگاه داريد.
البته اين خطرات هميشه بوده، شيطان و نفس امّاره و غرائز هميشه بوده، تا انسان اينها را کنترل نکند و بر اينها مسلط نشود، حيات حقيقي و معنوي انسان تهديد ميشود. حيات حقيقي اين است که انسان بتواند غرائز خودش را در مسير صحيح قرار دهد.
قرآن ميفرمايد:
يَا أَيَّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اسْتَجِيبُوا لله وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاكُمْ لِمَا يُحْييكُمْ.(1) انبيا آمدهاند تا به مردم حيات حقيقي دهند، اين حيات ظاهري و جسماني را حيوانات هم دارند، البته همين حيات هم از نعمتهاي بزرگ خداوند متعال است ولي اين حيات مهم نيست.
انسان در شرایطي است که يا گرفتار هلاکت ابدي ميشود و سقوط ميکند و از حيوانات هم پستتر ميشود.
وَلَقَدْ ذَرَأْنَا لِجَهَنَّمَ كَثِيراً مِنَ الْجِنِّ وَالْإِنْسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لَا يَفْقَهُونَ بِهَا وَلَهُمْ أَعْيُنٌ لَا يُبْصِرُونَ بِهَا وَلَهُمْ آذَانٌ لَا يَسْمَعُونَ بِهَا أُولَئِكَ كَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولَئِكَ هُمُ الْغَافِلُونَ.(2) انسان وقتي آن راه را انتخاب ميکند، تا آنجا پيش میرود که از حيوانات هم پستتر میشود، خشم و شهوت بر او مسلط ميشود.
و یا از اينطرف اگر در مسير انبیا و هدايت الهي و قرآن مجيد قرار گيرد و هواي نفس بر او مسلط نباشد به مراحل بلند و ارجمندي میرسد که به خداوند متعال نزديک ميشود تا آنجا که رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم)ميفرمايد:
«مَا تَحَبَّبَ إِلَيَّ عَبْدِي بِشَيْءٍ أَحَبُّ إِلَيَّ مِمَّا افْتَرَضْتُهُ عَلَيْهِ وَإِنَّهُ لَيَتَقَرَّبُ إِلَيَّ بِالنَّافِلَةِ حَتَّى أُحِبَّهُ. فَإِذَا أَحْبَبْتُهُ كُنْتُ سَمْعَهُ الَّذِي يَسْمَعُ بِهِ وَبَصَرَهُ الَّذِي يُبْصِرُ بِهِ وَلِسَانَهُ الَّذِي يَنْطِقُ بِهِ وَيَدَهُ الَّتِي يَبْطِشُ بِهَا وَرِجْلَهُ الَّتِي يَمْشِي بِهَا؛ إِذَا دَعَانِي أَجَبْتُهُ وَإِذَا سَأَلَنِي أَعْطَيْتُهُ».(3)
1) . انفال، 24. «اي کساني که ايمان آوردهايد دعوت خدا و پيامبر را اجابت کنيد هنگامی که شما را بهسوی چيزي ميخواند که مايه حياتتان است».
2) . اعراف، 179. «گروه بسياري از جنّ و انس را براي دوزخ آفريديم، آنها دلهایي دارند که با آن (انديشه نميکنند و) نمیفهمند و چشماني دارند که با آن نمیبينند و گوشهایي دارند که با آن نمیشنوند، آنها همچون چهارپايانند بلکه گمراهتر».
3) . برقی، المحاسن، ج1، ص291؛ کلینی، الکافی، ج2، ص352؛ مجلسی، بحار الانوار، ج 67، ص 22. «بنده من خود را پیش من محبوب نمیکند به چیزی که پسندیدهتر از انجام واجبات باشد. همانا بنده با انجام مستحبات به من تقرب میجوید تا جایی که او را دوست میدارم و وقتی او را دوست بدارم گوش او میشوم که با آن بشنود و چشم او میشوم که با آن ببیند و زبانش میشوم که با آن سخن بگوید و دستش میشوم که با آن حمله کند و پایش میشوم با آن راه رود وقتی مرا بخواند او را جواب دهم و وقتی از من بخواهد به او عطا میکنم.»
بههرصورت هميشه مسألۀ امتحان هست، جوانها، سالمندان، علماء، طلاب، دانشجويان، اساتيد، بازاريها، همۀ اشخاص و مقامات بايد امتحان بدهند دنيا دار امتحان است. قرآن ميفرمايد:
الَّذِي خَلَقَ الْمَوْتَ وَالْحَياةَ لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً وَهُوَ الْعَزِيزُ الْغَفُورُ.(1) اين امتحانات براي اين است که معلوم شود چه کساني از اين امتحانات خوب بيرون میآيند و میتوانند خودشان را حفظ کنند و به مقاماتي که براي انسان است نائل شوند.
«الصُّورَةُ الإِنْسَانِيَّةُ هِيَ اَکْبَرُ حُجَجِ اللهِ عَلَی خَلْقِهِ وَهِیَ الْکِتَابُ الَّذِی کَتَبَهُ بِيَدِهِ وَهِيَ الْهَيْکَلُ الَّذِي بَنَاهُ بِحِکْمَتِهِ وَهِيَ مَجْمُوعُ صُوَرِ الْعَالَمِينَ وَهِيَ الْمُخْتَصَرُ مِنَ الْعُلُومِ فِي اللَّوْحِ الْمَحْفُوظِ».(2)
مقاماتي که براي انسان پيشبيني شده بسيار است البته جوانها در اين زمان بيشتر هدف قرار دارند تا از وجود آنها سوء استفاده کنند و آنها را منحرف کنند. جوانهاي مذهبي بايد با معارف اهلبيت(علیهم السلام) و قرآن آشنایي پيدا کنند.
إِنَّ هذَا الْقُرْآنَ يَهْدي لِلَّتي هِيَ أَقْوَمُ.(3) جوانان بايد تحت تأثير تبليغات سوء و اين روزنامهها و تلويزيون و مطالبي که بسياري از آنها فسادانگيز است، قرار نگيرند البته حرف حسابي هم، در همهجا هست، هر کتابي را هم که میگويند از کتب ضلالت است حرف حسابي هم دارد.
1) . ملک، 2. «خداوند مرگ و زندگي را آفريده تا شما را بيازمايد که کداميک، بهتر عمل میکنيد».
2) . نراقی، جامع السعادات، ج1، ص180. «صورت انسانی بزرگترین دلیل خدا بر خلق و آفریدههایش هست و آن کتابی است که خداوند با دست خودش نوشته است آن را و آن ساختار و هیکلی است که خدا با حکمت خود آن را ساخته است و آن تمامی صورتهای عالم را در بردارد و آن مختصر علومی است که در لوح محفوظ است. در تفسیر صافی اینگونه نقل شده است: «الصُّورَةُ الإِنْسَانِيَّةُ هِيَ اَکْبَرُ حُجَّةِ اللهِ عَلَی خَلْقِهِ وَهِیَ الْکِتَابُ الَّذِی کَتَبَهُ بِيَدِهِ». فیض کاشانی، تفسير الصافي، ج1، ص 92.
3) . اسراء، 9. «این قرآن به راهی که استوارترین راهها است هدایت میکند».
جوانها بايد مواظب باشند و خودشان را نگه دارند. ثواب استقامت و عبادت جوان در امر دين و مجاهدۀ او با هواها و هلاکتهایي که هست بسيار زياد است.
امروز اگر جوانان گرفتار اين هلاکتها شوند ديگر نجات پيدا نميکنند، انواع هلاکتها هست، يکي اعتياد است و بعضي مطالب ديگر که خيلي بدتر است، همين موسيقي که تأثيرش کمتر از اعتياد به مواد مخدر نيست.
جوانها بايد خودشان را حفظ کنند و خودشان را به خداوند متعال بسپارند، کاري کنند که قلب مبارک امام زمان(عجل الله تعالی فرجه شریف) را از خود خشنود و خوشحال کنند. اميدوارم شما از همان جوانهایي باشيد که اگر حضرت ظهور کردند بتوانيد در زمرۀ ياوران ايشان باشيد.
در هر محيطي که هستيد، مؤمن و در امر دين با استقامت باشيد و هويت ديني خود را نگه داريد، بگویيد من مسلمانم و به اسلام افتخار میکنم، حرفهاي ديگر و مزخرفاتي که میگويند افتخار نيست. افتخار هويت اسلامی و مذهبي و ولايت اميرالمؤمنين(علیه السلام)و امام زمان(عجل الله تعالی فرجه شریف) است. دنيا به هرچه میخواهد افتخار کند اگر تمام دنيا هم از راه حق منحرف شوند و ما يک نفر هم باشيم، تحت تأثير تبليغات دنيا قرار نمیگيريم و در مقابل دنيا استقامت میکنيم، دين و سنتهاي اسلامی را حفظ میکنيم.
اين اختلاط زن و مرد خلاف هويت اسلامی است، اين شوراها که درست کردهاند، زنها میروند صبح تا غروب با مردها مینشينند اسلامی نيست، بايد مواظب باشيم.
رأي ميدهيد که او برود آنجا! اينکه نميشود، روز قيامت سؤال ميکنند که شما با اسلام چه کرديد؟ اینکه نميشود زن و مرد اختلاط داشته باشند با هم بنشينند، حرف بزنند، چه اصراري دارند که چادر را بردارند؟ اينها براي اين است که وقتي چادر را برداشتند مطالب بعدي آسان میشود. بايد همه مواظب باشند، آنها را راه ندهند.
در مجالس رسمی در حضور اشخاص محترم بيچادر ميآيند. 1400 سال است که مسلمانهاي دنيا احکام اسلام را قبول کردهاند، جزء جان و روحشان شده است حالا
شما گمان میکنيد بناي کوچکي را خراب میکنيد؟
از اینکه اينجا تشريف آوردهايد تشکر میکنم. خدا شما را حفظ کند و از ياران امام زمان(عجل الله تعالی فرجه شریف) قرار دهد، دنيا و آخرت شما را معمور کند و به مقاصد عاليهاي که داريد برساند.
بسم الله الرحمن الرحيم
من تشکر میکنم از اظهار لطف شما و اميدوارم خداوند متعال زحماتي را که متحمل شديد براي زيارت حضرت معصومه(علیها السلام) و مسجد جمکران، قبول فرمايد و ارتباط شما با اهلبیت(علیهم السلام) و خصوصاً با حضرت وليّ عصر(عجل الله تعالی فرجه شریف) برقرار باشد، اميدوارم بتوانيد خودتان را طوري بسازيد که هم سعادت شخصي خود را تأمين کرده باشيد و هم بتوانيد خدمتگزار جامعه باشيد و با ملاحظۀ تمام دستورات و برنامههای اسلام نمونه باشيد.
اصل مطلب اين است که انسان کارهايي را که انجام میدهد و راهي را که میرود راه خدا باشد و منتهي به رضاي خداوند متعال شود، بالاخره انسان در اين دنيا عمرش تمام ميشود و اين زندگي را به يک چيزي میفروشد گاه ميشود که به يک بهاي اندکي میفروشد و آخر کار هيچ چيز دستش را نگرفته است و با خسارت کامل از دنيا میرود، گاهي هم خودش را به يک معاني و حقايقي فروخته است و بعد میفهمد که خيلي بيشتر از آنچه تصور میکرد، سود برده است.
حضرت اميرالمؤمنين(علیه السلام)میفرمايند:
1) . دیدار دانشجويان دختر دانشگاه علوم پزشکي قزوين با حضرت آیتالله العظمی صافی گلپایگانیمدظلهالعالی در تاریخ 16 فروردين سال 1388.
«أَلا حُرٌّ يَدَعُ هَذِهِ اللُّمَاظَةَ لأَهْلِهَا إِنَّهُ لَيْسَ لأَنْفُسِكُمْ ثَمَنٌ إِلا الْجَنَّةَ فَلا تَبِيعُوهَا إِلا بِهَا».(1)
يعني براي عمر شما و زندگي شما و اين نعمتهايي که خدا به شما داده است ثمني غير از بهشت نيست، به هرچه بفروشيد مغبون شدهايد مگر اینکه به خدا بفروشيد، به بهشت خدا بفروشيد.
انسانها در زندگي، هر کدام خود را به يک چيزي میفروشند، چقدر خوب است اگر خودمان را به خدا بفروشيم.
إِنَّ اللهَ اشْتَرَى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنْفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ.(2) خداوند متعال خريدار همه است، وقتي خداوند خودش را خريدار معرفي ميکند ما بايد از آن استقبال کنيم و خودمان را به خدا بفروشيم تا سعادت دنيا و آخرتمان فراهم شود.
اميدوارم شما بتوانيد هميشه در خط اسلام حرکت کنيد مخصوصاً در اين زمان که براي بانوان الگوهاي غربي معرفي ميکنند تا آنها را از شخصيت اسلامی خود خارج کنند درحاليکه انحطاط اخلاقي در آنجا خيلي بدتر از آن چيزي است که ما بتوانيم تصورکنيم و حتما شنيدهايد که چه مفاسدي در آنجا هست و اصولاً آنها تمدن اخلاقي و مدنيت اخلاقي ندارند اگرچه بهحسب ظاهر مقامی پيدا ميکنند، ولي اکثر زنها در وضعيت بسيار بدي هستند هم از نظر اقتصادي هم از نظر رسوایيهاي فوقالعاده.
اگر ما هدايتهاي الهي را قبول داشته باشيم و به آن عمل کنيم هم دنياي ما آباد ميشود، هم آخرتمان و هم حيثيت و عفت و شرافت زنها محفوظ میماند.
من خيلي خوشحالم از اینکه شما دانشجو هستيد، درس میخوانيد و توجه به مطالب ديني داريد و میخواهيد در آينده براي مسلمانان دنيا و زنان ديگر الگو باشيد، که ميشود بين علم و دين جمع کرد و اينها با هم منافات ندارد.
ممکن است هم، به دستورات ديني التزام داشته باشيم و هم در مسائل علمی و اموري که اسباب ترقي است موفق شويم.
بعضي از اين برنامهها اسباب ترقي نيست اسباب تنزل است مثلاً الآن زنها را میبرند فلانجا تا با شطرنجبازها مسابقه بدهند. اينها از نظر اسلام و از نظر عقل صحيح نيست و غير از فساد اثري ندارد و اسباب زحمت و گرفتاري میشود، خود آنها هم عاقبت بدبخت ميشوند، گرفتاريهایي برايشان پيدا میشود، ولي مطالبي که حقيقت و واقعيت دارد در اسلام محفوظ است، اجرش هم محفوظ است، هم زنها میتوانند در آن رشتهها وارد شوند و هم مردها، البته در آن حدودي که هست.
هرچه اختلاط زن با مرد کمتر باشد بهتر است. در مجامعي که زن و مرد با هم اختلاط دارند، مفاسد بيشتر از اين است که ما بتوانيم تصور کنيم، بسياري از مفاسد و معايب را آنها اصلاً عيب نمیدانند و به اين جهت زندگي و دنيايشان از بين میرود و آرامش خاطر ندارند، اضطراب دارند در آنجا از انسانيت خبري نيست. از آرامش قلب خبري نيست، فقط ظواهر است ولي در اسلام و در بين مسلمانها اطمينان و آرامش روحي و اميد به آينده هست.
اميدوارم شما در اين امتحاني که قرار گرفتهايد بتوانيد هم خودتان را بسازيد و هم ديگران را به راه اسلام هدايت کنيد تا در اين دامها گرفتار نشويد.
اميدوارم هرچه بيشتر بتوانيد در تحصيل کمالات علمی موفق باشيد و بهتر و بيشتر بتوانيد به مسلمانها خدمت کنيد و براي جامعه اسباب منفعت باشيد.
اميدوارم خداوند همۀ شما را توفيق دهد و از آفات حفظ کند خداوند همه ما را از
آفات و خطراتي که هميشه هست حفظ کند.
راه شما راه محترمی است، پزشکي خدمت است، از صدر اسلام تا به حال در اين رشته زنهاي بسياري بودند حتي در زمان خود پيغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم)البته در آن حدودي که آنوقتها بود و آن مقداري که مردم از پزشکي و طبابت اطلاع داشتند.
رشتۀ پزشکي در اسلام خيلي ترقي کرد و اطبا و پزشکهاي بسيار بزرگ و نامدار پيدا شدند و هميشه در اين رشته بودهاند. من يادم هست در شهر ما بعضي خانمها بودند کسالتهايي که ما پيدا میکرديم مادرمان به آنها مراجعه میکرد و آنها معالجه ميکردند و داروهايي میدادند که از طبيبهاي آنوقت يا بهتر بود يا کمتر نبود.
اميدوارم خداوند متعال به شما توفيق بدهد ارتباطتان با حضرت وليّ عصر(عجل الله تعالی فرجه شریف) را نگاه داريد و قصدتان را هم خالص کنيد براي همين مقاصدي که عرض کردم، براي اين مقاصد درس بخوانيد. انشاءالله اسلام و مسلمين از وجود شما بهرههاي بزرگ ببرند.
سؤال از محضر حضرت آیتالله العظمی صافي: از کاملترين نصايح که مخصوص گروه پزشکان باشد بيان فرماييد.
کار شما کار بسيار مقدسي است و از کارهايي است که واجب کفايي است، يعني بايد افرادي باشند که خودشان را براي اين کار آماده کنند و اگر چنانچه، همه ترک کنند مثل اين است که همه در معصيت و مخالفت خداوند متعال باشند. کار شما اطاعت خداوند متعال است و کار مقدسي است و خدمت به بندگان خدا و احيای نفوس است. کار شما کار بسيار محترم و مقدسي است، عبادت است، پرستاري مريض عبادت بزرگي است.
البته اين پرستاري درعينحال، که شغل بسيار مقدسي است ولي شغل بسيار مشکل و سختي هم هست، دشواريهايش زياد است و هرچه هم دشواريش بيشتر باشد
ثوابش بيشتر است. حوصله و صبر میخواهد، آنجا بايد افرادي باشند. که خود را ساخته باشند، در مقابل بداخلاقيهاي مريض صبر داشته باشند اين مريضهايي که به دکتر مراجعه ميکنند حوصله ندارند، اعصابشان خرد شده، دکتر بايد با اينها برخورد خوبي داشته باشد. خيلي از اينها با همان برخورد خوب دکتر حالشان خوب ميشود. اين برخورد در معالجۀ آنها مؤثر است. شغل، شغل بسيار بالايي است و ليکن بايد ملاحظۀ اين دقايق و ريزهکاريها را هم کرد.
در اين رشته مسأله اخلاق اسلامی اهميت دارد. انسان بايد اخلاق اسلامی را رعايت کند و صبر و شکيبايي و علاقه به کار و اهتمام به خدمت داشته باشد و تلاش کند مريض معالجه شود يا اگر معالجه نشد ناراحت نباشد، آرامش داشته باشد. ثواب اين عبادت را نمیتوان گفت. در روايت است که:
«وَمَا عُبِدَ اللهُ بِشَيْءٍ أَحَبَّ إِلَى اللهِ مِنْ إِدْخَالِ السُّرُورِ عَلَى الْمُؤْمِن».(1)
کارهاي شما همه اسباب خوشحالي بندگان خدا ميشود.
من وقتي براي معالجه رفته بودم لندن در موقع بازگشت به دکتر معالجم گفتم من به شما دعا ميکنم انشاءالله مسلمان شوي، روايتي هم براي او نوشتم، ترجمۀ انگليسي روايت را هم برايش نوشتند، گفتم اين حديث را به شما اهدا میکنم. پيغمبر ما ميفرمايد:
«الْخَلْقُ كُلُّهُمْ عِيَالُ اللهِ، وَأَحَبُّهُمْ إِلَى اللهِ عَزَّ وَجَلَّ أَنْفَعُهُمْ لِعِيَالِهِ».(2)
1) . کلینی، الکافی، ج2، ص188؛ مجلسی، بحار الانوار، ج71، ص288. «عبادتي از اين محبوبتر در پيشگاه خداوند متعال نيست که انسان برادر مؤمنش را شاد کند».
2) . حمیری قمی، قرب الاسناد، ص120؛ ابنابیجمهور احسائی، عوالي اللئالي، ج 1، ص 101؛ حر عاملی، وسائل الشيعه، ج 16، ص344 – 345. «بندگان خدا همه عيال خدا هستند و محبوبترين آنها نزد خداوند متعال کسي است که نفعش به عيال خدا بيشتر باشد».
اين حديث را به او دادم و او خيلي اين جمله برايش مهم بود و گفت آن را نگه ميدارم. منفعت رساندن به بندگان خدا از اصول اساسي اسلام است.
سؤال: چادر سر کردن در محيطي که خانمها همه با مانتو هستند اشکال دارد؟
جواب: از روز اول، رضاخان، مصطفي کمال پاشا و اروپایيها میخواستند چادر را از سر زنها بردارند چون وقتي که چادر نباشد، لباسهاي ديگر را ميشود دستکاري کرد اما اين لباسي است که تعليمات اسلامی آن را به اين کيفيت فراهم کرده است و موجب ميشود که مفاتن بدن ظاهر نباشد.
البته نمیتوانيم بگوييم که آن پوشش هم اگر جلب توجه نکند و اسباب فتنه نباشد جايز نيست ما خيلي به آن انتقاد نداريم اما از کساني که چادر دارند خيلي تعريف و تمجيد داريم و عقيدهام اين است که زنها بايد چادر را داشته باشند و به آن افتخار کنند و در اين جهت براي خود امتياز قائل باشند.
در ترکيه که با حجاب و اسلام خيلي مبارزه ميکنند در روزنامه نوشته بودند يکي از خانمها را که استاد دانشگاه بود بهخاطر داشتن حجاب اخراج کرده بودند، وقتي حکم اخراج خودش را ديده بود در اعتراض به اين حکم گفته بود من در آمريکا در چندين دانشگاه درس میگفتم و با همين پوشش رفتوآمد میکردم، حالا چطور در اينجا به من میگويند بايد پوشش اسلامی نداشته باشي؟
ملل ديگر اسلامی که در اروپا هستند کاملاً متعهدند هم زنها و هم مردها، هيچکس هم به آنها نمیگويد چرا اينطور هستيد، خيلي هم اهل درس و پيشرفتهاي علمی هستند، در همانجا استادند و مقامات بالایي دارند.
ما بايد به لباس و هويت اسلامی خودمان افتخار کنيم، شما نگاه کنيد الآن زنهاي هندي که به جایي میروند با همان لباسي که دارند میروند البته به آن صورت حجاب
اسلامی نيست.
در لندن محلهاي است که انسان وقتي به آنجا میرود خيال ميکند که به بمبئي رفته است ولي ايرانيها که به آنجا میروند عوض ميشوند. هم زنها هم مردهای خانوادۀ ما در آنجا با چادر بودند و همهجا میرفتيم و احترام بيشتري ميکردند چرا ما هويت و شخصيت خودمان را حفظ نکنيم، ما به اين چادر افتخار میکنيم.
بعضي از خانمها آمده بودند عباي بنده را ببوسند من گفتم چادر شما از عباي من خيلي مقدستر است چون شما با آن جهاد میکنيد، شما با چادر حريم حجاب را حفظ میکنيد، ديگران حريم حجاب را شکستند، از يک سنگر عقبنشيني کردند و ممکن است بيشتر از اين عقبنشيني کنند ولي شما چادر را نگه داريد.
سؤال: پوشيدن چادر در ميان زنهاي مانتويي لباس شهرت نيست؟
جواب: نخير، اصلاً لباس شهرت نيست.
خداوند متعال شما را در دنيا و آخرت سعادتمند قرار بدهد و به مقاصد مشروعهاي که داريد نايل بفرمايد. خداوند متعال همه افرادي را که متعهد هستند توفيق وافر عطا بفرمايد و همه را مخصوصاً مشمول دعاي حضرت وليّ عصر(عجل الله تعالی فرجه شریف) قرار بدهد. شما بدانيد اشخاصي که متعهد هستند حتما مورد نظر حضرت وليّ عصر(عجل الله تعالی فرجه شریف) هستند، بنده که کسي نيستم حضرت براي آنها دعا ميکند.
اگر تاريخ مسلمانها را بخوانيد آنوقت میدانيد که چه مردها و چه زنها در چه شرايطي استقامت داشتهاند.
بنده خودم در سفري که رفته بودم به هند در بنارس بوديم، در آنجا شهري است که
اکثریت بتپرستند يک دانشکده بزرگي دارد که وسطش بتخانه است (حالا رسواييهاي آنجا را بخواهم عرض کنم نميشود)، اما در آنجا يک مدرسهاي از طلاب علوم ديني بود، مردمان بزرگواري بودند؛ هم علمایشان، هم طلابشان. واقعاً من تعجب میکردم. حضرت اميرالمؤمنين(علیه السلام)میفرمايند:
«لا تَسْتَوْحِشُوا فِي طَرِيقِ الْهُدَى لِقِلَّةِ أَهْلِهِ، فَإِنَّ النَّاسَ اجْتَمَعُوا عَلَى مَائِدَةٍ شِبَعُهَا قَصِيرٌ وَجُوعُهَا طَوِيل ٌ».(1)
اميدوارم موفق باشيد و بدانيد که قلب شما تحت تصرف عالم غيب مخصوصاً حضرت وليّ عصر(عجل الله تعالی فرجه شریف) است که اينگونه توجه داريد و اقبال به دين و عبادت داريد، اين حالات خود را قدر بدانيد.
1) . نهج البلاغه، خطبه 201 (ج2، ص181). «در راه خدا از کمی همراه نترسيد زيرا مردم بر سر سفرهاي نشستهاند که سيري آن کوتاه و گرسنگي آن طولاني است».
72.استقامت در دین تنها راه مقابله با توحّش استعمارگران مدّعي تمدّن(1)
بسم الله الرحمن الرحيم
امروز دشمنان میخواهند جوانها، هم دخترها و هم پسرها را از هويت اسلامی جدا کنند و اين هويت را ضعيف کنند، میخواهند جامعه را عوض کنند، در تمام دنيا دشمنان اسلام دستبهکار شدهاند تا فرهنگ خودشان - را فرهنگ منحطي را که ميبينيد چه آثاري دارد - بر مسلمانها تحميل کنند.
همه چيز مملکتي مثل عراق را از بين بردند، تمام تمدّنش را خراب کردند و به يغما بردند و معلوم نبود حرفشان چيست و امروز خودشان در اين مطلب ماندهاند که کارهاي خود را توجيه کنند.
چرا اينهمه مردم را به کشتن داديد؟ چرا همۀ شهرهاي آباد را خراب کرديد؟ شما
1) . دیدار دانشآموزان مدرسه نمونه دولتي شهيد رجایي شهرستان کرج با حضرت آیتالله العظمی صافی گلپایگانیمدظلهالعالی در تاریخ 8 ارديبهشت 1386.
میگویيد متمدّن هستيد، شما از همه وحشيتريد، اين توحّش است نه تمدّن.
آنها چون زور و قدرت دارند میخواهند چنين فرهنگي را با مفاسد و معايب ديگري که در جنبههاي اخلاقي دارد به مسلمانان تحميل کنند و ما را از آن امتيازات و جنبههاي انساني و فضائل ملکوتي که داريم جدا کنند.
الآن در تمام دنيا اين فرهنگ را ترويج ميکنند. در گذشته تا اين اواخر، با تبليغات و پول و تطميع و ايادي خود اين کار را ميکردند ولي امروز که میبينند از اين راه نميشود، با زور وارد شدند و میگويند همين است که ما میگویيم و غير از اين هم نيست.
در چنين شرایطي بايد مسلمانان مخصوصاً جوانان، بسيار مواظب خود باشند که دين خود را نگهداري کنند و غرور اسلامی را در خود تقویت کنند و بدانند کفار هرچه باشند در مقابل مسلمانان چيزي نيستند.
مثل مسلمانان صدر اسلام باشيد که میآمدند مثلاً در کاخ کسري يا در روم، و آنها را کسي حساب نمیکردند، چون میگفتند ما مسلمانيم ما موحّد و خداپرست هستيم و به اين اخلاق حميده و صفات ملکوتي معتقديم و میخواهيم آدم باشيم و آدميت را در دنيا ترويج کنيم.
در چنين شرايطي وظيفۀ همه بزرگ است. جوان و غير جوان، روحاني و غير روحاني بايد خودشان را حفظ کنند و در مقابل اين تطميعاتي که ميشود اين پيشنهاداتي که ميشود ضعف نشان ندهند و استقامت کنند، همانگونه که قرآن ميفرمايد:
وَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ؛(1) إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا.(2)
استقامت در دين خيلي مهم است. بدانيد که اسلام و امام زمان(عجل الله تعالی فرجه شریف) از همۀ ما انتظار دارد. حضرت رسول(صلی الله علیه و آله و سلم)در روايتي ميفرمايد:
«قَالَ الله عَزَّ اسْمُهُ: إِنَّ أُمَّتَكَ فِي الأَرْضِ كَالشَّامَةِ الْبَيْضَاءِ فِي الثَّوْرِ الأَسْوَدِ هُمُ الْقَادِرُونَ وَهُمُ الْقَاهِرُونَ يَسْتَخْدِمُونَ وَلا يُسْتَخْدَمُون»؛(1)
مثل امت من در بين سایر مسلمانان (بنا بر يک تفسير اين روايت) در درخشندگي و برجستگي مثل موي سفيدي است که در يک گاو سياهي باشد، اين مو چقدر درخشش و تابش دارد، و همه میبينند، مسلمان بايد اينگونه باشد.
«يَسْتَخْدِمُونَ
وَلا يُسْتَخْدَمُونَ»، امت من بايد امم ديگر را استخدام کنند، البته نه به آن معنا که منظور حضرت اين باشد که مسلمانان استعمارگر باشند و استضعاف کنند، بلکه قدرت و قوتي داشته باشند که نسبت به امتهاي ديگر از موقعيت بالاتري برخوردار باشند.
« وَلا يُسْتَخْدَمُونَ» اما خدمتگزار نمیشوند، مستخدم ديگران نمیشوند.
مواظب باشيد در برنامهها و فرق باطله يا صوفيه که همه گمراهي است شرکت نکنيد و تحت نظر علمایي که آنها را به استقامت سليقه میشناسيد حرکت کنيد و از آنها سؤال کنيد.
خداوند همۀ شما را از ياوران دين و امام زمان(عجل الله تعالی فرجه شریف) قرار دهد.
1) . طبرسی، الاحتجاج، ج1، ص330؛ مجلسی، بحار الانوار، ج 10، ص 43.
73.ضرورت پايبندي به اصول اسلام(1)
بسم الله الرحمن الرحيم
بنده تشکر ميکنم از اظهار لطفي که فرموديد و اينجا تشريف آورديد. خدماتي که شما براي تعظيم شعائر و حفظ مسائل اسلامی و اهميت نماز جمعه انجام ميدهيد قابل تقدير است و در پيشگاه خداوند متعال اجر بسياري دارد.
سعي و تلاش هرکس که در اين زمان به اسلام خدمت کند، و از دين و مرزهاي اسلامی و حدود و ثغور فکري و اعتقادي مردم دفاع کند مشکور است. هرکسي در حد خودش موظف است اوضاع و جريانات و خطرات را درک کند و در مقام دفاع از خطراتي باشد که براي اسلام و جامعۀ مسلمانها و انقلاب پيش میآيد.
مطالبي که شما میفرمایيد، من بيشتر از آنچه شما میفرمایيد حس میکنم، اما نمیدانم چه بگويم؟ خيلي گله دارم، خيلي زياد، از همه، البته از يک عده نبايد توقع داشت که در مقابل اسلام موضعگيري نکنند، موضعگيري ميکنند و از اول هم اين مسائل بوده است. وقتي مشروطه برقرار شد به همين کيفيت بود، حالا هم همينطور است، در آينده هم همينطور خواهد بود اما از کساني که توقع داريم چرا؟ الآن نمیخواهم اين مطلب را بررسي کنم، اينها پيش من بررسي شده است و علل آن را هم میدانم، مربوط به امروز نيست بلکه اقلاً به دو قرن قبل از اين بر میگردد.
1) . دیدار اعضای ستاد نماز جمعۀ تهران با حضرت آیتالله العظمی صافی گلپایگانیمدظلهالعالی در تاریخ 24 مهر 1386.
آنچه ما میگویيم و میخواهيم اين است که اسلام باشد، يعني اسلام اصل باشد. ما هر چيزي که برگشت آن به اسلام باشد قبول داريم و الا هر حاکميتي به اسلام بر نگردد قبول نداريم.
حالا نمیدانم چه بگويم، مطلب زياد است، اگر جلسه خصوصي بود میگفتم....
وقتي در خبرگان بوديم بحث تشکيل شوراها مطرح شد، مطالب و نکتههاي حساسي بود که گفتم و اگر آنها نبود اصلاً جريانهاي ديگري پيش میآمد. من گفتم بگویيد شوراهاي اسلامي، بعضیها مخالفت ميکردند، چون تحت تأثير ديگران بودند.
من به دو نفر از آنها گفتم، ما و شما مسلمان هستيم، آيا اين کلمه «ملي» جامعتر است يا «اسلامي»؟
اگر میگویيد اسلام جامعتر است پس بايد کلمۀ «اسلامي» باشد و اگر میگویيد «ملي» جامعتر است پس معلوم ميشود شما اسلام و قرآن را ناقص میدانيد. ما چرا الفاظ و کلمات ديگر را بياوريم؟
سه سال پيش به يکي از بزرگان نوشتم که شما يک روزي بايد در مقابل اين انحرافات بايستيد بهتر است که از الآن بايستيد.
هرکسي بايد وظيفۀ خود را انجام دهد، در هر شرایطي بايد دين را حفظ کرد، بدون اینکه انسان خط و خطوطي داشته باشد.
هرکسي بايد وظيفۀ خود را انجام دهد و بدون اینکه خط و خطوطي داشته باشد در مقابل اين بيدينها در هر شرایطي دين را حفظ کند.
همين حجاب امروز در حال از بين رفتن است.
روزي با مرحوم امام صحبت حجاب بود، خدا میداند به ايشان عرض کردم: تمام اين شهدایي که ما داديم اگر فقط براي همين بود که حجاب برگردد، چادر بر سر زنان
برگردد، ارزش داشت.
حالا اگر اين حجاب از بين برود چه میشود؟ اين روزها غصه میخوردم که مبادا خون اين جوانهایي که به شهادت رسيدند هدر برود.
اينها مسائلي است که میخواهم براي آن گريه کنم و از بعضیها گله دارم، به آن صورت که بايد عمل میکرديم نکرديم تا به اينجا رسيديم.
امروز بايد هرکسي وظيفۀ خودش را انجام دهد.
شما دلسوز دين هستيد، مسلمان و متديّن و آگاه هستيد همه بايد از دين دفاع کنند حتي اگر يک نفر باشد.
من نمیدانم چه بگويم؟ خدا میداند سرم درد میگيرد، مطلب خيلي زياد است.
اينکه فرموديد اسرائيل به ما حمله ميکند، نه، آنها نمیآيند اگر اسرائيل به ما حمله کند مردم منسجمتر ميشوند. آنها میبينند همين وضعيتي که پيش آمده بهتر و مؤثرتر است، همه جوانها را فاسد ميکنند، همۀ دخترها را فاسد ميکنند. اسپانيا را چگونه تغيير دادند؟ مردم را فاسد الاخلاق کردند، فحشا و منکرات را رواج دادند. اينها به ما حمله نميکنند اگر آمريکا حمله کند دوباره مردم میآيند و در مقابل آنها میايستند. آنها اگر بيايند حتي اگر بهحسب ظاهر ما را شکست بدهند ما شکست نخوردهايم، اما اگر فکر ما را عوض کردند شکست خوردهايم.
والله به خود امام در يک موضوعي عرض کردم، بعضي از مطالبي که عنوان ميشود مخالفين هم میدانند که اين مطالب جزء اسلام است و اگر ما عقبنشيني کنيم میگويند از راه خودشان عقب نشستند.
در ساختمان شوراي نگهبان در کنار پلهها مجسمۀ شير بود وقتي اول انقلاب آنجا را گرفتند، کلۀ شير را شکسته بودند، حالا يک روحاني میرود در بهارستان مجسمۀ مدرس را افتتاح ميکند، ما سر حرفمان نايستاديم، روي حرفي که روز اول زديم نايستاديم، و الا اسلام پيشرفت ميکند، هيچ مشکلي نيست که در اسلام راه حل نداشته باشد.
کساني متولي اين امامزاده شدند که به آن صورت که بايد حرمت آن را حفظ کنند، حفظ نکردند، زني را آوردند و بهعنوان شهردار معرفي کردند، هيچکس حرفي نزد؟ شما حرفي نزديد؟ اگر همانجا در مقابل اين کارها ايستاده بوديد، کار به اينجا نمیکشيد.
قاسم امين که کتاب «تحرير المرأة» را نوشته بود يا مصطفي کمال پاشا، يا امير امان الله خان يا رضاخان همين را میخواستند، چيز ديگري که نبود.
البته خدا دينش را حفظ ميکند، درعينحال نبايد مأيوس بود، هرکسي که طرفدار حق است غالب و هرکسي که طرفدار باطل است مغلوب است. حتماً اينها مغلوب میشوند، انشاءالله شما غالب میشويد.
من به سهم خودم مواضعي که بايد داشته باشم دارم و حتي در نوشتهها و استفتائات، مردم را متوجه میکنم و آگاهي میدهم، من در حدي که بتوانم وظيفۀ خود را انجام میدهم.
بسم الله الرحمن الرحيم
مَثَلُ الَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ فِي سَبِيلِ اللّهِ كَمَثَلِ حَبَّةٍ أَنْبَتَتْ سَبْعَ سَنَابِلَ فِي كُلِّ سُنْبُلَةٍ مِأَةُ حَبَّةٍ وَاللّهُ يُضَاعِفُ لِمَنْ يَشَاءُ وَاللّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ(2). بنده اوّلاً تشکر ميکنم از برادران محترمی که اينجا حضور پيدا کرده و بنده را به زيارت خود نائل کردند، اميدوارم از برکات اين برنامههایي که انجام ميدهند همه بهرهمند باشند، ايام خجسته عيد سعيد غدير را به شما تبريک عرض ميکنم.
کار بزرگي که شما به عهده گرفتهايد بسيار بسيار بااهميت است. اين برنامهها از جنبههاي مختلف براي جامعه مؤثر است، از جنبۀ اجتماعي، اقتصادي، اخلاقي، سياسي. يک جامعه اگر فاقد اين برنامهها باشد بسيار کمبود و نقصان دارد و بايد گفت جامعهاي است که حرکت به پيش ندارد. اين وضعيتي که الآن فراهم شده و توفيقاتي که براي شما هست براي همه اسباب خوشحالي است، اين کارها هرچه بيشتر گسترش پيدا کند زندگي را براي کساني که اهل وجدان هستند لذتبخشتر ميکند و اگر در جامعهاي رسيدگي به حال محرومين، فقرا و ضعفا متروک باشد، زندگي براي اشخاصي که با وجدان هستند هميشه تلخ ميشود، چون هميشه به ياد کساني ميافتند که گرفتارند،
1) . دیدار پرسنل کميته امداد امام خميني(قدس سره) استان قم با حضرت آیتالله العظمی صافی گلپایگانیمدظلهالعالی در تاریخ 18 مهر 1387.
2) . بقره، 261. «کسانی که اموال خود را در راه خدا انفاق میکنند همانند بذری هستند که هفت خوشه برویاند که در هر خوشه یکصد دانه باشد و خداوند آن را برای هرکس بخواهد چند برابر میکند و خداوند گشایشگر دانا است».
مريضند، غذا ندارند. خداوند متعال ميفرمايد:
أَلَمْ نَجْعَلْ لَهُ عَيْنَيْنِ * وَ لِسَاناً وَ شَفَتَيْنِ * وَ هَدَيْنَاهُ النَّجْدَيْنِ * فَلَا اقْتَحَمَ الْعَقَبَةَ * وَ مَا أَدْرَاكَ مَا الْعَقَبَةُ * فَكُّ رَقَبَةٍ * أَوْ إِطْعَامٌ فِي يوْمٍ ذِي مَسْغَبَةٍ * يتِيماً ذَا مَقْرَبَةٍ * أَوْ مِسْكِيناً ذَا مَتْرَبَةٍ.(1) بر مسأله انفاق في سبيل الله عناوين مختلفي منطبق است که هر کدامش در اسلام مورد تشويق و ترغيب است. يکي قضای حاجت است، اين کارها همه قضای حاجت مؤمن است، حتي در بعضي روايات است که قضای حاجت مؤمن معادل ده حج ثواب دارد(2)و يا مثل اینکه صد هزار درهم و دينار خرج کرده باشد بلکه بالاتر. در بعضي روايات است که قضای حاجت مؤمن از هزار حج مقبول ثوابش بيشتر است.(3)
در اسلام مسألۀ رسيدگي به حال ضعفاء و تلاش در قضای حوائج مردم و رفع گرفتاري و فقر از جامعه از امور اساسي و بنيادي است که به آن ترغيب شده و هرکس هرچه دارد بايد به کسي که ندارد بدهد، زيرا همه از جامعه استفاده ميکنند، استفادههاي مختلف، چون هر انساني نميتواند همۀ حوائج خودش را برآورده کند، يک نفر نميتواند هم آهنگر باشد، هم بنا، هم نجار، هم طبيب و داروساز.
جامعۀ متمدّن يعني جامعهاي که در آن هرکسی شغل و حرفۀ مناسبي داشته باشد و
1) . بلد، 8 - 16. «آيا براي انسان دو چشم و يک زبان و دو لب قرار نداديم؟ و او را به خير و شر هدايت ننموديم؟ ولي او از آن گردنه مهم بالا نرفت، و تو نميداني آن گردنه چيست؟ آزاد کردن برده، يا اطعام کردن در روز گرسنگي، يتيمی از خويشان را يا مستمندي به خاک افتاده را».
2) . عن الصادق(علیه السلام): «لَقَضَاءُ حَاجَةِ امْرِئٍ مُؤْمِنٍ أَفْضَلُ مِنْ حِجَّةٍ وَحِجَّةٍ وَحِجَّةٍ، حَتَّى عَدَّ عَشْرَ حِجَج». صدوق، الامالی، ص582؛ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج13، ص305؛ مجلسی، بحار الانوار، ج71، ص285.
3) . عن الصادق(علیه السلام): «قَضَاءُ حَاجَةِ الْمُؤْمِنِ أَفْضَلُ مِنْ أَلْفِ حِجَّةٍ مُتَقَبَّلَةٍ بِمَنَاسِكِهَا». صدوق، الامالی، ص308؛ فتال نیشابوری، روضة الواعظین، ص292؛ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج16، ص384 365؛ مجلسی، بحار الانوار، ج 1، ص 285.
با همديگر زندگي کنند.
هرکس در مقابل آنچه از جامعه ميگيرد به جامعه بدهکار ميشود و بايد به جامعه رسيدگي کند، هرکس در جامعۀ اسلامی توانایي و امکاناتي داشته باشد که ديگران ندارند بايد آنان را با خود سهيم کند. ممکن است يکي از معاني وَيلٌلِلْمُطَفِّفِينَ(1)همين باشد.
در روايت آمده است:
«إِنَّ مِنْ أَشَدِّ مَا فَرَضَ اللهُ عَلَى خَلْقِهِ إِنْصَافُكَ النَّاسَ عَنْ نَفْسِكَ، وَمُوَاسَاتُكَ أَخَاكَ الْمُسْلِمَ فِي مَالِكَ، وَذِكْرُ اللَّهِ كَثِيراً».(2)
هميشه به ياد خدا باشيد، خدا را فراموش نکنيد. بدانيد خداوند هميشه مراقب شما است و خداوند شما را ميبيند و خدمات شما در منظر خداوند متعال است.
کساني که به آنها خدمت ميکنيد بندگان خدا هستند و خداوند به بندگانش خيلي لطف و رحم دارد و هرکس به بندگانش رحم کند مثل اين است که به خداوند متعال خدمتي انجام داده است.
در روايات است روز قيامت بندهاي را ميآورند و به او خطاب ميشود:
«عَبْدِي اسْتَقْرَضْتُكَ فَلَمْ تَقْرِضْنِي ...».
خداوند ميفرمايد: «بندۀ من، من از تو قرض خواستم به من قرض ندادي؟ از تو کمک خواستم به من کمک نکردي؟».
عرض ميکند: خدايا تو که غني بالذات هستي، از من قرض خواستي؟
ميفرمايد: «آن بندۀ من از تو قرض خواست، داشتي و به او ندادي؛ آن بندۀ من از
تو کمک خواست، تو کمک نکردي؛ آن بندۀ من حاجتي داشت، ميتوانستي حاجتش را برآورده کني، ولي نکردي».
اينها شيعيان ائمّه(علیهم السلام) و شيعيان امام زمان(عجل الله تعالی فرجه شریف) هستند. ما نميتوانيم درک کنيم که امام زمان(عجل الله تعالی فرجه شریف) چقدر شيعيانش را دوست ميدارد، چقدر به فقرا و ضعفاي آنها علاقمند است، چقدر خوشحال و مسرور ميشود که کسي به فکر اينها باشد و زندگي اينها را مراقبت کند.
اگر شما فرزندي داشته باشيد که گرفتار باشد و زندگيش مختل شده باشد و کسي به او کمک کند و زندگي او را مرتب کند، براي او خانه بخرد چقدر خوشحال ميشويد و تشکر ميکنيد؟ امام زمان(عجل الله تعالی فرجه شریف) بيش از اين خوشحال ميشود.
به ياد داشته باشيد که اينها شيعيان و اولاد امام زمان(عجل الله تعالی فرجه شریف) هستند، اين کار بزرگي است، قدر خود را بدانيد، در اين موضوعات مطلب زياد است، هم شعر هست، هم نثر و هم حکايتهایي از اشخاصي که اهل احسان بودند.
قداست اين کار را حفظ کنيد، مواظب جنبههاي شرعي کار باشيد. جوري نشود که در جایي لغزشي حتي از يک نفر ديده شود، مثل اين حرفهایي که در راديو و تلويزيون هست، مانند موسيقي يا اختلاطهای همگانی.
بايد کارها به صورتي باشد که اسلامی باشد و مورد خدشه نباشد. هرچه قداست اين کار حفظ شود، براي بقای کار شما مؤثرتر است. اين شغل بزرگي است، بايد قداست آن حفظ شود. سعي کنيد اعتماد مردم را بيشتر جلب کنيد و اين جلب اعتماد به اين است که مراقب جنبههاي شرعي باشيد.
خداوند به همۀ شما توفيق دهد و توجهات امام زمان(عجل الله تعالی فرجه شریف) را نصيب حال ما و شما و همۀ شيعيان بفرمايد.
75.نقش روحانیت در دفاع از دین و نظام اسلامی و ضرورت مبارزه با بدعتها در همۀ ابعاد(1)
بسم الله الرحمن الرحيم
ولادت حضرت صديقه کبري سيدة نساء العالمين(علیها السلام) را تبريک عرض ميکنم و از اظهار لطفي که فرموديد و تشريف فرما شديد تشکر ميکنم و از خداوند متعال براي همه طلب توفيق و تأييد ميکنم.
اميدوارم در سنگرهاي مختلفي که در دفاع از دين و حدود و ثغور اسلام و مرزهاي فکري و عقيدتي مردم داريد موفق باشيد، آنچه باقي مانده و خواهد ماند از برکت وجود مبلغين و مروجين و ائمه جماعات است که در اطراف و اکناف عالم مردم را نگه ميدارند و وظایف خودشان را عمل ميکنند.
اگر تبليغاتي که ميشود، منابري که میروند و مجالسي که به عهدۀ آقايان هست نبود، اسلام به آن صورت که بايد و شايد در اختيار مردم قرار نمیگرفت، لذا موقعيتي که آقايان دارند بسيار مهم است و انتظار حضرت وليّ عصر(عجل الله تعالی فرجه شریف) از روحانيت و از همه
1) . دیدار جمعي از ائمه جماعات غرب تهران جهت کسب تکليف در مورد اهانت به امام زمان(عجل الله تعالی فرجه شریف) با حضرت آیتالله العظمی صافی گلپایگانیمدظلهالعالی در تاریخ 18 آبان 1387.
بسيار زياد است. در همۀ اعصار و ادوار روحانيت ديانت مردم را حفظ کرده است و در مقابل بدعتهاي مختلفي که در تاريخ در هر زماني آشکار شده ايستاده است و آنها را دفع کرده است، الآن هم همينطور است، در آينده هم همينطور خواهد بود.
اين هجومهایي که ميفرمایيد يکي و دو تا و چند تا نيست. اگر بخواهم در اين جهت وارد شوم و بگويم همهجا را ميگيرد، بيتفاوتيهایي که هست، مطالبي که راجع به زنها است مگر اهانت به شرع و احکام نميشود؟
شما فرموديد اين آقايان در انقلاب زحمت کشيدند، خون دل خوردند، در تحصن دانشگاه شرکت کردند، آنهمه حبس و اهانتها را تحمل کردند. اينها بايد در تمام ابعاد و همهجا مواظب باشند، نبايد سنگرها را يکييکي از دست بدهيم.
در روايت است که:
«إِذَا ظَهَرَتِ الْبِدَعُ فِي أُمَّتِي، فَلْيُظْهِرِ الْعَالِمُ عِلْمَهُ، فَمَنْ لَمْ يَفْعَلْ، فَعَلَيْهِ لَعْنَةُ اللهِ».(1)
شوراي عالي موسيقي، آيا اين توهين نيست؟!
در روزنامهها مینويسند (شوراي عالي موسيقي) آيا اين توهين نيست؟ در همين جريان هم، کسي که مظلوم شد امام زمان(عجل الله تعالی فرجه شریف) بود.
بيایيم خط مستقيم دين و صراط مستقيم اسلام و قرآن و اهلبيت(علیهم السلام) را بگيريم، ببينيم آنها چه گفتند؟
بايد براي همۀ احکام متأثر و متأسف باشيم.
من ناراحت شدم و نمیتوانم حرف بزنم.
من به وجود علمایي که در تهران هستند، اميدوارم.
براي معالجه به تهران رفته بودم وقتي از مجالسي که در ايام فاطميه برقرار بود مطلع
1) . کلینی، الکافي، ج 1، ص 54. «زمانی که بدعتها در امت من آشکار شوند بر عهده عالم است که علم خویش را آشکار کند وگرنه لعنت خداوند بر او خواهد بود».
شدم به بعضي از آقايان گفتم: همين اسلامی که الآن در تهران هست به برکت همين مجالس و مؤمنين است که در آنجا هستند.
اگر آنها اعتمادشان از ما و جمهوري اسلامی سلب شود چه بايد کرد؟
اگر اين مؤمنين هم نباشند با اين وضعيت چه ميشود کرد؟
با اين وضعيت روزنامهها! روزنامهها همه، اينگونه مطالب را مینويسند.
همه ما میخواهيم که اين انقلاب بر سر پا باقي بماند، حاکميت اسلام باشد، میدانيم که اگر به اين انقلاب ضربه بخورد چه مفاسدي هست، بايد از اين انقلاب نگهداري کرد ولي بايد کاري کرد که مردم پشت سر ما نگويند اينها چطورند؟ آن اعمال و رفتارشان، آن خانههايشان.
اينهمه زحماتي که براي انقلاب کشيده شد و شهدایي که ما در راه اسلام داديم براي چه بود؟
الآن هم بايد حاکميت اسلام در اين مملکت مستقر شود و همه يکزبان بگویيم که ما همين را میخواهيم، هرکجا هم احکام اسلام خدشهدار ميشود همه باشيم.
همين حضور شما که اينجا تشريف آورديد مرتبهاي بزرگ از امربهمعروف و نهيازمنکر است و انشاءالله اسباب وقوع رعب در دشمنان خواهد شد.
اين زحمات و مرارتهایي که همه کشيدند، علما، مراجع، همه براي اين بود که اسلام برقرار شود و الحمدلله چنين انقلابي برپا شد. انقلاب را نگه داشتن از انقلاب کردن مشکلتر و دشوارتر است. بايد انقلاب را استمرار دهيم عقبنشيني نکنيم.
خداوند متعال همه شما و همه علمای تهران و همه بلاد را تأييد کند. شما هستيد که بايد اسلام را نگه بداريد ما که اين لباس را پوشيديم به اين معنا است که ما خودمان را مدافع اسلام میدانيم.
اميدواريم در اين لباسي که میپوشيم و در اين حرفي که میزنيم صادق باشيم و به حرفي که میزنيم عمل کنيم.
اميدوارم بيشتر از اينها مردم را آگاه کنيد که بايد تسليم احکام خدا باشند، زنها، مردها، جوانها، هرکسي میخواهد براي خودش راهي برود، اين که نميشود، قرآن ميفرمايد:
فَلَا وَرَبِّكَ لَا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِيمَا شَجَرَ بَينَهُمْ ثُمَّ لَا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمَّا قَضَيتَ وَيُسَلِّمُوا تَسْلِيماً.(1) اصل دين تسليم است، اميدواريم خداوند متعال اين انقلاب و نظام اسلامی را برقرار بدارد و از هرگونه حوادث و آفات و افکار بد و اغراض بد حفظ کند. الآن در دنيا همه با اسلام طرفند، همهجا دشمنان اسلام عليه اسلام کار ميکنند.
همۀ اينها از اسلام ميترسند، ميترسند که اسلام در خاورميانه پيدا شود و چيزي براي آنها باقي نماند و در اينجا هم که اسلام حکومت ميکند ميخواهند اسلام را تضعيف کنند.
عمده همين است که فقط روي اسلام و امام زمان(عجل الله تعالی فرجه شریف) حساب کنيد.
خداوند همۀ شما را تأييد کند.
من تشکر میکنم و از خداوند متعال میخواهم شما را مشمول عنايات حضرت وليّ عصر(عجل الله تعالی فرجه شریف) قرار بدهد و کمک آن حضرت را نصيب شما بفرمايد.
1) . نساء، 65. «قسم به پروردگارت، آنها ايمان نمیآورند مگر اینکه در اختلافات تو را حَکَم قرار دهند و آنوقت در دل و باطن خودشان از حکم و داوري تو احساس ناراحتي نکنند و تسليم باشند».
76.اهميت آموزشهاي فني و حرفهاي و ارزش شغل پرستاري(1)
بسم الله الرحمن الرحيم
اوّلاً از همه تشکر ميکنم و براي همه از خداوند متعال توفيق مسئلت ميکنم. اميدوارم در اين مقاصد حسنهاي که داريد موفق باشيد و بتوانيد رضاي امام زمان(عجل الله تعالی فرجه شریف) را فراهم کنيد.
در مورد اهميت موضوع آموزش فني و حرفهاي و فوایدي که دارد بايد عرض کنم اين کار از ضروريات است و لازم است جامعۀ ما در جنبههاي فني و حرفهاي، آموزش کامل و صحيح ببيند، آنهم آموزشي مطابق روز و همراه با ابتکار، با توجه به پيشرفتي که دنيا در اين فنون دارد، اقلاً ما هم با اين پيشرفتها حرکت کنيم اضافه بر اینکه سزاوار است که مسلمانان جلوتر هم باشند، يعني ما بايد ابتکار و خلاقيت داشته باشيم تا ديگران از ما پيروي کنند. آنها ببينند که ما در مواردي پيشرفت کردهايم و کارهاي بزرگي انجام دادهايم.
عمدۀ مطلب اين است که اين فنون و حرفههایي که آموزش داده ميشود مورد حاجت جامعه باشد يعني به صورتي نباشد که وقتي شخصي در آن حرفه متخصص شد
1) . دیدار مسئولان آموزش فني و حرفهاي و گروهي از پرستاران نمونۀ استان قم با حضرت آیتالله العظمی صافی گلپایگانیمدظلهالعالی در تاریخ 6 آذر 1387.
بيکار باشد و مصرف نداشته باشد.
يکي از دلائل اینکه الآن در اين مملکت بيکاري هست اين است که خيلي از دانشگاههایي که ما داريم وقتي جوانهاي ما از آنجا فارغالتحصيل ميشوند و به جامعه وارد ميشوند، تخصص آنها مصرف و مورد ندارد و اگر هم باشد بيش از مورد نياز جامعه است. اينها منظم نيست لذا بايد اين فنون و حرفهها در حد احتياج و براي رفع احتياج و پيشرفت و ترقي جامعه باشد.
مسألۀ آموزش عملي خيلي اهميت دارد. الآن در خارج از کشور بيشتر روي آموزش عملي اهتمام دارند، اين فنون و حرفهها را بيشتر، اشخاصي که در جنبههاي عملي آموزش ميبينند ترقي ميدهند و پيشرفتها مديون زحمات و کار آنها است.
بايد در اين مسأله خيلي بيشتر سرمايهگذاري شود و دقت شود که محصول آموزشها براي ترقي مادي و معنوي مملکت مفيد باشد و اين کار محتاج برنامهريزيهاي دقيق و صحيح توسط افراد مجرّب، آزموده و مطلع است.
اميدوارم جامعۀ ما در اين امور به موفقيتهایي نائل شوند و به جایي برسد که اينقدر نيازمند بيگانگان نباشد، آنها محتاج ما باشند. مسلمان بايد به فکر ماديات و مقام نباشد، در اين فکر باشد که عزّت اسلام و جامعۀ مسلمانان را بيشتر کنيد و هرچه ميشود از ديگران بينيازتر شويد، اينها مرهون مسأله آموزش فني و حرفهاي است.
آنطور که ميفرمایيد موفقيتهایي هم فراهم شده، اميدوارم بيشتر هم بشود، شرکت آقايان در المپياد هم مرهون زحمات و برنامهريزيهاي تحصيلي و آموزشي در همين رشتهها است هرچه موفقيت بيشتري پيدا کنند اسباب سرفرازي مسلمانها و افتخار است، هرچه افراد ما، دانشمند، مبتکر و مخترع باشند، مايۀ عزّت اسلام و مسلمين
ميشود. پيغمبر(صلی الله علیه و آله و سلم)ميفرمايد:
«قَالَ اللهُ عَزَّ اسْمُهُ: إِنَّ أُمَّتَكَ فِي الأَرْضِ كَالشَّامَةِ الْبَيْضَاءِ فِي الثَّوْرِ الأَسْوَدِ، هُمُ الْقَادِرُونَ وَهُمُ الْقَاهِرُونَ، يَسْتَخْدِمُونَ وَلا يُسْتَخْدَمُونَ».(1)
امت مسلمان بايد به ديگران بياموزد نه اینکه محتاج آموزش ديگران باشد در صدر اسلام بر اساس فکر و نيت خالصي که مسلمانها داشتند در علم و دانش در دنيا معروف و مشهور شدند.
در مسافرتهایي که آقايان ميکنند مواظب هويت اسلامی خودشان باشند به صورتي که معلوم باشد اينها مسلمانند و متعلق به اسلام و مسلمين هستند و هويت اسلامی خودشان را عرضه کنند؛ اين کار هم براي عزّت اسلام مؤثر است و هم براي تبليغ اسلام.
وقتي در کره جنگ شد و منجر شد به تقسيم کره به کرۀ جنوبي و شمالي، بنا شد از طرف جامعۀ بينالمللي نيروي نظامی حائل اعزام کنند تا جنگ را در آنجا متوقف کنند. از دولتهاي مختلفي نيرو فرستاده بودند ازجمله از کشور ترکيه، همين ترکيهاي که امروز نسبت به اسلام حالت معارضه دارد در آنوقت در يکي از مجلات خواندم که جمع زيادي از مردم کره مسلمان شده بودند، عکس آنها را هم در حال نماز انداخته بودند علت مسلمان شدن آنها اين بود که عدهاي از سربازهاي ترکيه در آنجا مواظب نماز خود بودند و عبادت ميکردند، به همين دليل عدهاي از مردم کره مسلمان شده بودند تا الآن هم مسلمانند. سربازان ترکيه در آنجا مسلماني خودشان را حفظ کرده بودند.
1) . طبرسی، الاحتجاج، ج1، ص330؛ مجلسی، بحار الانوار، ج 10، ص 43.
در سفر به کشورهاي ديگر اول بايد هويت اسلامی خودمان را حفظ کنيم، افتخار بزرگ ما همين است که ما مسلمان و تابع قرآن و امت حضرت محمد(صلی الله علیه و آله و سلم)هستيم.
اما راجع به مسألۀ پرستاري که زحمت کشيدند و اظهار لطف کردند و تشريف آوردند بايد عرض کنم در اسلام به اين مسأله خيلي اهميت داده شده است و عناوين مختلفي بر آن منطبق ميشود که هر کدام مورد تشويق و ترغيب و ثواب است.
اگر مسلمانها متوجه باشند پرستاري چقدر ثواب دارد، همه داوطلب ميشوند که ما هم مثلاً يک سال يا يک ماه پرستار باشيم. اگر مسلمانها بفهمند اين چه خدمت بزرگي است و چه ثوابهایي دارد و چقدر اسباب تقرب به خداوند متعال ميشود بايد بر سر انجام اين خدمت نزاع باشد که چه کسي پرستار باشد و همه داوطلب باشند.
واقعاً من خودم خجلم که اين کار را انجام ندادهام.
الآن مثلاً در حرم حضرت معصومه(علیها السلام) يا حرمهاي ديگر به صورت افتخاري ثبتنام ميکنند که خدمتگزار حرم باشند، مسألۀ پرستاري هم همينطور است. اگر در ميان ما فرهنگ اسلام حاکم باشد آنوقت معلوم ميشود که اين کارها در چه مرتبهاي است، پرستاري چقدر ثواب دارد و پرستاري چقدر بايد محترم باشد، چه شغل بزرگي است، کسي که اينقدر فداکاري داشته باشد اينهمه صبر و حوصله داشته باشد.
پرستاري مريض خيلي سخت است، مشکلاتي دارد. انسان اگر بخواهد از بيمار خودش ده روز، بيست روز، پرستاري کند خسته ميشود، آنوقت عدهاي اين کار را شغل خودشان قرار دادهاند. اين کار محتاج صبر و فداکاري است. بايد در مقابل بيماراني که قهراً صبرشان کم ميشود، تحمل کنند و به آنها مهرباني کنند. اگر واقعاً ما
معتقد به عبادت خدا و ثواب خدا باشيم و اين خدمات را به حساب خدا قرار بدهيم، تمام زندگي و وقت اينها در عبادت صرف ميشود.
خوشا به حال کساني که اين توفيق را دارند و ميتوانند به اين بيماراني که دستشان از همهجا کوتاه است خصوصاً بيماراني که کسي را ندارند، کسي به عيادتشان نميآيد، مهرباني کنند، به صورتشان تبسّم کنند، همۀ اينها عبادت است.
ما مسلمانها بايد بيشتر از همۀ ملتها به پرستارها احترام بگذاريم، تقدير کنيم، اين وظيفهاي است که همه بايد انجام دهند.
امروز پرستارها اين وظيفه را انجام ميدهند، اگر آنها انجام ندهند من بايد بروم، شما هم بايد برويد؛ براي اینکه مريض محتاج پرستار است و اگر نباشد تلف ميشود.
پرستار وظيفهاي را انجام ميدهد که تکليف از همه ساقط ميشود، بايد همه از اينها تشکر کنيم و اظهار امتنان داشته باشيم که اينها اين کار بزرگ را در جامعه انجام ميدهند، اين شغل مقدس است، براي اینکه مشاغل مختلف است، بعضي از شغلها براي امور دنيا و ماديات است، کساني که اين شغل را دارند بايد خودشان را بشناسند و بدانند که اين کاري که انجام ميدهند يک کار معمولي و مثل شغلهاي ديگر نيست اگرچه زحمت زيادي دارد ولي در مقابل، اجر و ثواب دارد.
مردم جامعۀ ما بايد مسائلي که اسلام به آن خيلي اهميت داده بشناسند، بدانند که اين دين چه دين جامع الاطرافي است، ديني است که همۀ جهات را در نظر دارد ولي ما آنگونه که بايد نه قدر دين خودمان را ميدانيم و نه احکام خدا را رعايت ميکنيم.
اميدوارم خداوند به همۀ شما توفيق بدهد تا رضاي امام زمان(عجل الله تعالی فرجه شریف) را جلب کنيد اينها همه بيمار امام زمانند، مثل اين است که دختر امام زمان را پرستاري ميکنيد، اينها همه اولاد امام زمانند، اولاد روحاني پيغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم)هستند.
خداوند همۀ شما را موفق کند تا در راه عزّت اسلام و خدمت به جامعه کارهاي بزرگي از شما صادر شود.
77.ارزش شغل پرستاري(1)
بسم الله الرحمن الرحيم
اوّلاً ولادت باسعادت حضرت زينب(علیها السلام) را که اسوۀ صبر و مقاومت و فضائلي بود که براي انسانهاي خيلي کامل هم، فراهم نميشود تبريک عرض ميکنم.
شغلي که شما داريد پيش خداوند متعال بسيار بسيار ارزنده است و از نظر قرآن کريم و روايات، اجر و ثواب و فضيلت آن بسيار بسيار زياد است.
بنده نميتوانم شرح و توضيح بدهم که اين خدمتي که شما انجام ميدهيد چه ثوابهایي دارد و موجب چه تقربهایي براي انسان نسبت به درگاه خداوند متعال ميشود.
اينکه فرموديد بيمارستان به اين بيت تعلق دارد البته مرحوم آیتالله گلپايگاني مؤسّس اين اساس بودند و علاقه داشتند که اين بيمارستان به نحو احسن هميشه در خدمت مردم و روحانيت و ضعفا باشد ولي مسأله اين است که بيمارستان به خود آقا حضرت وليّ عصر(عجل الله تعالی فرجه شریف) ارتباط دارد. مرحوم آیتالله العظمی گلپايگاني هم افتخار نسبت به ايشان را دارند. بنده و شما (البته بنده که نميتوانم چنين ادعایي بکنم) ولي همۀ شما که در اين بيمارستان خدمت ميکنيد اين مسأله را مدّنظر داشته باشيد که اينها ارتباط با مقام ولايت عظماي حضرت صاحب الزمان(عجل الله تعالی فرجه شریف) دارد. مقامی در عالم ايجاد و امکان، بالاتر از اين نيست، اگر انسان با اين مقام ارتباط داشته باشد، هرچه هم کم باشد
1) . دیدار جمعي از پرستاران بيمارستان آیتالله گلپايگاني(قدس سره) در ايام ميلاد حضرت زينب کبري(علیها السلام) با حضرت آیتالله العظمی صافی گلپایگانیمدظلهالعالی در تاریخ 31 خرداد 1389.
بالاترينافتخار است. همۀ زحماتي که ما ميکشيم، همۀ خدماتي که ما ميکنيم. هرچه ميگویيم، انفاق ميکنيم، مينويسيم، همه براي اين است که در آن درگاه پذيرفته شود. اين بيمارستان اين عنوان و ربط را دارد. شما خواهرها و برادرها، شما عزيزاني که در آنجا خدمت ميکنيد اين ربط را داريد و درواقع در خانۀ امام زمان(عجل الله تعالی فرجه شریف)مأمور خدمت به بندگان و شيعيان امام زمان(عجل الله تعالی فرجه شریف) هستيد. اينها که ميآيند همه شيعيان حضرتند و حضرت هم به آنها علاقه دارد و شما در اين ارتباط نسبت به آنها خدمت ميکنيد.
شغل پرستاري از شغلهاي مقدس است، چون شغلها مختلف است، بعضي شغلها است که امور دنيوي مردم با آنها مرتب ميشود، درآمد دنيایيشان هم خيلي زياد است ولي نميشود گفت آن قداست خاص را دارد ولي اين مشاغل قداست و معنويت دارد.
پرستاري شغلي است که اگر مردم بدانند چقدر ثواب دارد همه داوطلب ميشدند که ثبتنام کنند همانطور که مردم ميروند در مسجد اعتکاف ميکنند. اين شغلي است که هرکسی بايد بگويد به من هم افتخار بدهيد که دو يا سه ماه يا يک سال در اين بيمارستان پرستاري کنم.
من واقعاً شرمنده هستم که براي ما اين افتخار حاصل نشده که يک روز، دو روز، يک ماه، افتخار پرستاري و اين عبادت بزرگ را داشته باشم. خيلي اين عبادت مهم است مسأله طبابت هم همينطور است.
پزشک و پرستار و امثال اينها بايد در برخورد با بيماراني که حوصلۀ آنها تمام شده، بيماريشان طولاني شده، صبر کنند، با اينها با بشاشت وجه و تبسم و ملاطفت برخورد کنند، هرچه بيماران بدخلق يا تنگ خلق شده باشند اينها با گشادهرویي برخورد کنند، اينها همه عبادت است و البته کار همهکس هم نيست.
مرحوم آیتالله بروجردي از پزشکي در بروجرد تعريف ميکردند و ميفرمودند مرد
خدمتگزار و وظيفهشناسي بود. روزي اتفاقي افتاد که من صبح مثلاً ساعت هشت لازم بود به جایي بروم، وقتي رفتم ديدم اين پزشک مشغول عيادت مريض است، بعد از ظهر که مراجعت کردم، برخورد کردم به آن پزشک ديدم هنوز مشغول انجام وظيفه است، من طوري تحت تأثير قرار گرفتم که گفتم: خدايا اگر اينها بندگان تو هستند ما چه بگویيم.
آيا توجه داريد وقتي در اين بيمارستان هستيد کجایيد؟ اگر واقعاً انسان بداند آنجا کجا است، انسان وقتي در بيمارستان است چقدر به خدا نزديک ميشود. اگر ميخواهي جایي را پيدا کني که به خدا نزديک باشي برو در بيمارستان و آنجا خدمت کن، پرستار باش، پزشک باش، هرچه خلوص نيت انسان بيشتر باشد ثوابش بيشتر و قداست شغل او زيادتر ميشود.
اميدوارم همه در راه اين شغل مقدسي که اختيار کردهايد به موفقيتهاي بزرگ نائل شويد و اين بيمارستان اسباب آبرومندي اسلام، تشيع و روحانيت باشد، نمونه باشد، مردم وقتي ميخواهند ببينند تمام کارها مذهبي و اسلامی است اينجا را ببينند از هر جهت، هم از جهت پرستاري و هم از جهات ديگر حتي حجاب که اسباب افتخار است، اينها مرهون فداکاري و خدمتي است که شما در آنجا انجام ميدهيد.
اميدوارم همه اين وظيفه را در زير سايه خود آقا حضرت وليّ عصر(عجل الله تعالی فرجه شریف) به نحو احسن انجام دهيد.
اگر بگويم: يَا لَيْتَنِي کُنْتُ مَعَکُمْ؛ کاش من هم با شما بودم، جا دارد، واقعاً جا دارد که بگويم: کاش من هم آنجا بودم و در آن خدمتها با شما شريک بودم، خيلي مهم است يک روزش، يک ساعتش.
اميدوارم همه رضايت امام زمان(عجل الله تعالی فرجه شریف) را فراهم کنيد.
خداوند متعال روح مرحوم آیتالله گلپايگاني را با ارواح مقدس ائمه طاهرين(علیهم السلام) محشور فرمايد، ايشان هم در آن زمان خيلي زحمت کشيدند و اهتمام داشتند، در آن زمان که مشکلات زياد بود ايشان تحمل کردند تا الآن الحمدلله به اين وضعيت رسيده است. اميدوارم بهتر از اينها باشد.
والسلام عليکم ورحمة الله وبرکاته
78.ارزش شغل پرستاري و اهمیت تعاون در جامعه(1)
بسم الله الرحمن الرحيم
اميدوارم خدماتي که شما ميکنيد بهقصد رضاي خدا و با خلوص نيت مورد توجه آقا حضرت وليّ عصر(عجل الله تعالی فرجه شریف) قرار گيرد و مشمول دعاي حضرت باشيد.
شغلي که شما داريد و وظيفهاي که انجام مي دهيد در اسلام بسيار اهميت دارد، خدمت به مريض و پرستاري از مريض و مراعات مريض در روايات خيلي مورد تأکيد قرار گرفته است. عناوين مختلفي بر کار شما منطبق ميشود و همۀ آنها در اسلام اهميت دارد و انگيزهاي ميشود براي اینکه انسان در قبول اين خدمت پيشقدم شود.
واقعاً انسان آرزو ميکند که يک شبانهروز مثل شما در اين مراکز، از بيماران پرستاري کند. کار مشکل و دشواري است، خيلي تحمل، صبر و حوصله ميخواهد کساني که اين کارها را انجام ميدهند بايد صبر و حوصله داشته باشند و متوجه پاداش الهي باشند تا با ميل و رغبت اين خدمت را انجام دهند. اگر کار آنها صدها برابر اين هم باشد در مقابل ثوابهایي که خداوند متعال به آنها عنايت ميفرمايد و ارزش معنوي آن چيزي نيست، حتي اگر انسان موفق شود فقط از يک مريض پرستاري کند بسا اسباب نجات انسان ميشود. در اسلام خدماتي خيلي کمتر از اينها اسباب بهشت
1) . دیدار گروهي از پرستاران با حضرت آیتالله العظمی صافی گلپایگانیمدظلهالعالی در تاریخ 31 خرداد 1389.
ميشود تا چه رسد چنين خدماتي که اينهمه مشکلات و دشواريها دارد.
انسان وقتي پرستار است و با مريض روبرو ميشود، همان لبخند و تبسّمی که به او ميزند حسنات بسياري در نامۀ عمل او نوشته ميشود.
بعضي مريضها صبرشان تمام ميشود کسي که ميخواهد از چنين مريضي پرستاري کند بايد خيلي صبر و حوصله داشته باشد، بسياري از مردم حتي حاضر نيستند عزيزان خودشان را تحمل کنند، حال اگر افرادي با مريض برخورد خوب داشته باشند و نسبت به او مهرباني کنند پاداش بزرگي دارند. در روايت ميفرمايد:
«تَبَسُّمُ الرَّجُلِ فِي وَجْهِ أَخِيهِ حَسَنَةٌ».(1)
حال اگر اين برادر مؤمن مريض باشد، گرفتار و مبتلا باشد چقدر ثواب دارد. در روايت ديگري ميفرمايد:
«مَا عُبِدَ اللَّهُ بِشَيْءٍ أَحَبَّ إِلَی الله مِنْ إِدْخَالِ السُّرُورِ عَلَى الْمُؤْمِنِ».(2)
اسلام چنين تعليماتي دارد ميخواهد جامعهاي بسازد که در آن هرکسی ضعيفتر است، بيشتر مورد عنايت باشد و مردم بيشتر به او برسند نه اینکه هرکس ضعيفتر شد حالش بدتر شود و کسي به او اعتنا نکند و به فکرش نباشد. جامعه اسلامی جامعهاي است که افرادي مثل شما مشغول خدمت باشند.
به شما تبريک عرض ميکنم بهخاطر اين توفيقات و شغلي که داريد.
اميدوارم همۀ جهات مخصوصاً جهات ديني و اخلاقي را رعايت کنيد. گاهي ميشود انسان مريضها را هدايت و راهنمایي ميکند و به طرف خداوند متعال جلب
ميکند، کار شما کاري است جامع الاطراف.
کسي که پرستار يا پزشک است يا ديگر پرسنل بيمارستان، مؤسسات و سازمانها مجموعهاي است که مورد توجه آقا امام زمان(عجل الله تعالی فرجه شریف) هستند، يعني هرچه بيشتر و بهتر و خوبتر عمل کنند قلب امام زمان(عجل الله تعالی فرجه شریف) خوشحالتر ميشود.
اگر در جامعه اين خدمات نباشد و مريضها گرفتار باشند و کسي به آنها رسيدگي نکند، آن جامعه بدترين جامعه است.
جامعه بايد بر اساس تعاون در بقا باشد و اگر بر اساس تنازع در بقا باشد، جامعه از بين ميرود.
تنازع در بقاء همين است که همه ميخواهند در کارهاي دنيا و رسيدن به مقاصد دنيا از ديگري جلوتر باشند و با هم دعوا دارند.
تعاون در بقاء اين است که همه به هم کمک ميکنند. اگر کسي افتاد ديگران او را بلند ميکنند اگر فقير باشد ديگران او را نجات ميدهند.
تَعَاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَالتَّقْوَى وَلَا تَعَاوَنُوا عَلَى الْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ.(1) اين کارها بسيار ثواب دارد و رواياتي که در اين باب هست بسيار است حتي عيادت مريض ثواب دارد.
کسي که عيادت مريض ميکند مثل اين است که به بهشت نزديک شده و وارد بهشت ميشود تا چه رسد به اینکه پرستاري از مريض کند، دوا و غذايش را به موقع بدهد هر کدام از اين کارها از عبادات بزرگ محسوب مي شود.
سابقۀ مسلمانها در تأسيس بيمارستان از همۀ ملل دنيا بيشتر است. بيمارستانهایي که مسلمانها در قرون بسيار گذشته ساختهاند فراوان بوده است. هرجا مسلمانها بودند
1) . مائده، 2. «در راه نیکوکاری و پرهیزکاری با یکدیگر همکاری کنید، و در راه گناه و تعدّی همکاری ننمایید».
بيمارستان و داروخانه ميساختند به عناوين مختلف مسلمانها به بيماران خدمت ميکردند، مسلمانها در اين امور پيشقدم بودند حالا هم بايد به همين صورت باشد. اينها بر اساس الهام از دستورات قرآن مجيد و احاديث ائمه طاهرين(علیهم السلام) است.
من تشکر ميکنم از آقايان و خانمها، اميدوارم خداوند به شما توفيق دهد.
من از شما واقعاً التماس دعا دارم. مواقعي که به انجام وظيفه مشغول هستيد، مواقع خوبي است که دعاها در آن زمان مستجاب ميشود.
در موقعي که انسان از مريضي پرستاري ميکند اگر دعا کند دعايش دعاي خاصي است و خدا جواب ميدهد، يا الله بگويد خداوند جواب ميدهد، در آن مواقع از شما التماس دعا دارم.
خداوند به همۀ شما توفيق دهد و همه را مورد نظر حضرت وليّ عصر(عجل الله تعالی فرجه شریف)قرار دهد.
خداوند به شما توفيق دهد تا وظایف ديني خود را انجام دهيد، در انجام واجبات و ترک محرمات موفق باشيد، مخصوصاً خانمها، چادر عفّت و حيایي که دارند بسيار ارزش دارد.
بعضي ميخواهند اينها را در بيمارستانها از بين ببرند، مواظب باشيد، بيمارستان بايد اسلامی باشد. همهجا بايد اسلامی باشد.
والسلام عليکم ورحمة الله وبرکاته
79.اهميت کشاورزي و عمران و نقش آن در خودکفایی و آبادانی جامعه(1)
بسم الله الرحمن الرحيم
اوّلاً خدمت همۀ شما عزيزان خير مقدم عرض ميکنم و براي همه توفيق و تأييد از خداوند متعال مسئلت ميکنم و اميدوارم در اهدافي که بيان کرديد موفق باشيد و بتوانيد اين خدمات را به نحو احسن انجام دهيد، که اگر کار شما خوب انجام شود و ما در اين رشتهها پيشرفت لازم را داشته باشيم اسباب سربلندي مملکت و بينيازي جامعه از ديگران ميشود مخصوصاً اینکه اين کارها از روي خلوص نيت انجام شود، اينها عبادت بسيار بزرگي است.
کشاورزان عزيزي که زحمات توليدي را با آنهمه مشقت و مرارت انجام ميدهند در عبادتند و کار آنها از عبادات مهم است. اين عبادتي است که نتيجۀ آن عزّت اسلام و مسلمين است مخصوصاً خودکفایي مسلمانان که اساس تمدّن هر جامعه است و نقش آن در آباداني کشور مهم است.
يکي از کارهایي که اسلام به آن اهميت داده است، عمران بلاد و آباد کردن
1) . دیدار مسئولين جهاد کشاورزي استان قم با حضرت آیتالله العظمی صافی گلپایگانیمدظلهالعالی در تاریخ 6 آذر 1387.
زمينهاي خدا است.
اينها نعمتهاي خدا است و بايد از آن استفاده کرد و نبايد هدر برود و اين مطلب بستگي به رشد جامعه دارد، که چقدر بتواند از نعمتهاي خداوند متعال استفاده و بهره ببرد. بسياري هستند که اين نعمتها را دارند ولي نميتوانند از آن استفاده کنند. امروز در دنيا راههاي کشاورزي تغيير کرده است و بايد کشاورزي ما هم به کيفيتها و اسلوبهاي پيشرفته باشد.
اميدوارم برنامهها به صورتي باشد تا مردمی که در روستا زندگي ميکنند به شهرها مهاجرت نکنند، جاذبههايي ايجاد شود.
مسأله مهم حسن نيت و دلسوزي و عشق و علاقه اشخاصي است که مشغول به انجام کار هستند، کارها را خوب انجام دهند و مخصوصاً به ضعفا و کساني که بيشتر زحمت ميکشند رسيدگي کنند، حقوق آنها را محفوظ دارند و امتيازاتي که بايد داشته باشند حفظ شود. در روايت آمده است:
«الْكَادُّ عَلَى عِيَالِهِ كَالْمُجَاهِدِ فِي سَبِيلِ الله».(1)
در روايت ديگر فرمودهاند:
«هَذهِ يَدٌ يُحِبُّهَا اللهُ وَرَسُولُهُ».(2)
کار بسيار بزرگي است، کساني هم که اين مسئوليت را دارند مسئوليتشان قداست و اهميت دارد.
بايد بدانيم که همه يک وظيفه را انجام ميدهيم و آن عزّت و سربلندي اسلام و مسلمين است، همه بايد متوجه باشند هرکسی همانطور که از اجتماع استفاده ميکند
بايد وجودش براي اجتماع نافع باشد، بايد آن چيزي که از جامعه ميگيرد به جامعه بدهد و الا اهل کمفروشي ميشود. قرآن ميفرمايد:
وَيلٌ لِلْمُطَفِّفِينَ.(1) کساني که از اجتماع ميگيرند ولي نفعي به اجتماع نميرسانند ميشود گفت مصداق همين آيه هستند.
الَّذِينَ إِذَا اكْتَالُوا عَلَى النَّاسِ يَسْتَوْفُونَ * وَإِذَا كَالُوهُمْ أَوْ وَزَنُوهُمْ يُخْسِرُونَ(2) کساني که از مردم زياد ميگيرند ولي به مردم کم منفعت ميرسانند مديون ديگران هستند چون همه از همديگر استفاده ميکنند. کشاورزان زحمت ميکشند و آنچه به عهده دارند به مردم ميدهند. جامعه و دولت هم بايد طلب آنها را بپردازند. همه بايد دين خود را به همديگر ادا کنند.
اميدوارم خداوند به کساني که در مقام خدمت و عزّت و سربلندي مسلمانان هستند توفيق دهد و زحماتشان مورد توجه حضرت وليّ عصر(عجل الله تعالی فرجه شریف) قرار گيرد. ايشان هم وقتي ببينند جامعه آباد است و مردم محتاج نيستند، کشاورز خوب کار ميکند و کساني که بايد به آنها رسيدگي کنند، بهخوبي ميرسند خوشحال و مسرور ميشوند.
80.نقش بازار در حمايت از اسلام(1)
بسم الله الرحمن الرحيم
ولادت باسعادت حضرت امام حسن عسکري(علیه السلام)را به پيشگاه بزرگ وليّ عصر(عجل الله تعالی فرجه شریف) حضرت مولانا المهدي ارواحنا و ارواح العالمين له الفداء و همچنين به همۀ دوستداران و علاقهمندان ولايت و اهلبيت(علیهم السلام) و شما عزيزاني که در اين جلسه شرکت فرموديد و بنده را به زيارت خودتان نائل فرموديد تبريک و تهنيت عرض ميکنم.
اميدوارم به برکت اين اعياد و ولايت اهلبيت(علیهم السلام) و توسل به مقام اقدس حضرت وليّ عصر(عجل الله تعالی فرجه شریف) مشکلاتي که هست به احسن وجه حل شود و امور آنطور که بايد در مسير شرع و اسلام و رضايت حضرت وليّ عصر(عجل الله تعالی فرجه شریف) باشد قرار گيرد.
اصناف و بازار و تشکلاتي که از قديم در بازار بوده است از صد سال پيش از اين، هميشه متعهد به امور ديني و اسلامی بودهاند. غيرت اسلامی آنها و اطاعتشان از دستورات و فرمايشات علما موجب حفظ و حراست از احکام دين و اسلاميت جامعه و هويت اسلامی مردم بوده است.
همکاري و هماهنگي بين روحانيت و اصناف هميشه بوده است البته روحانيت تعلق به قشر خاصي ندارد با همۀ اقشار ارتباط دارد و از همه تقاضا دارد که در مسير دين باشند و اسلاميت را در جامعه تقویت کنند و انصافاً در همۀ اقشار کساني هستند که در
1) . دیدار جامعۀ انجمنهاي اسلامی اصناف و بازار سراسر کشور با حضرت آیتالله العظمی صافی گلپایگانیمدظلهالعالی در تاریخ 4 دي 1387.
امر دين پايبندند.
مسألۀ اسلام و تشیّع در اين مملکت از بين رفتني نيست و هرچه دشمنان قدرت داشته باشند و هرچه از خارج پشتيباني شوند موفق نخواهند شد، دين در اين مملکت همانند شجرۀ طيبهاي است که تا عصر ظهور حضرت وليّ عصر(عجل الله تعالی فرجه شریف) و تا روز قيامت برقرار است.
81.مقام شهيد در اسلام و ضرورت حفظ و حراست از دستاوردهای خون شهدا(1)
بسم الله الرحمن الرحيم
وَلَا تَقُولُوا لِمَنْ يُقْتَلُ فِي سَبِيلِ اللهِ أَمْوَاتٌ بَلْ أَحْياءٌ وَلَكِنْ لَا تَشْعُرُونَ.(2) عيد سعيد غدير را خدمت همۀ شما تبريک عرض میکنم و از اين خدمات و زحماتي که انجام شده تشکر میکنم، به کساني که در اين خدمات شرکت دارند و در کسب اينهمه ثواب و اجر، يعني خدمت به خانوادۀ شهدا موفق هستند تبريک عرض میکنم. اميدوارم زحمات شما مورد توجه صاحب همۀ اين برنامهها يعني وجود مقدس حضرت وليّ عصر(عجل الله تعالی فرجه شریف) باشد.
مقام شهيد در اسلام و در پيشگاه خداي متعال بسيار باعظمت است تا جایي که از آيه معلوم ميشود که ميفرمايد:
وَمَنْ يُطِعِ اللهَ وَالرَّسُولَ فَأُولَئِكَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللهُ عَلَيهِمْ مِنَ النَّبِيينَ وَالصِّدِّيقِينَ وَالشُّهَدَاءِ وَالصَّالِحِينَ وَحَسُنَ أُولَئِكَ رَفِيقاً.(3)
1) . دیدار پرسنل بنياد شهيد با حضرت آیتالله العظمی صافی گلپایگانیمدظلهالعالی در تاریخ 8 دي 1387.
2) . بقره، 154. «و به آنها که در راه خدا کشته میشوند مرده نگویید؛ بلکه آنها زندهاند ولی شما نمیفهمید».
3) . نساء، 69. «کسي که خدا و پيامبر را اطاعت کند (در روز رستاخيز) همنشين کساني خواهد بود که خدا نعمت خود را بر آنها تمام کرده از پيامبران و صديقان و شهدا و صالحان و آنها رفيقهاي خوبي هستند».
اين آيه شريفه شهدا را در رديف کساني قرار میدهد که مورد انعام خداوند متعال قرار گرفتهاند، يعني در رديف انبيا، صديقين و صلحا.
همه چيز نصيب هرکس نميشود. الآن که تعداد شهدای استان قم را فرموديد که 5394 شهيد من واقعاً پيش خود گفتم کاش من نود و پنج میبودم.
اين مقام مقام بسيار بسيار بزرگي است و يگانه دليل بر خلوص نيت و ايمان همين است که انسان آماده شود و در راه خدا جانش را فدا کند.
اگر فداکاري شهدا نبود خيلي مهالک براي اين مملکت و اسلام پيش میآمد و راستي شهدا در آن مقطع زماني يک رستاخيزي در دنيا برپا کردند که کمنظير بود و نميشود گفت. به صورتي از اسلام و ديانت و اهلبيت(علیهم السلام) و احکام قرآن حمايت کردند که نميشود تصور کرد که چگونه بود و خداوند چه شوق واشتياقي در اينها ايجاد کرد جز اینکه دلهاي اينها در تصرف خداوند متعال قرار گرفته بود و اينها به اين کيفيت با کمال اشتياق به استقبال شهادت رفتند و البته به درجات عاليه نائل شدند که نميشود تصور کنيم و هميشه هم اين فرصتها پيش نمیآيد، اينها افرادي بودند که خدا میخواست به فيض شهادت برسند.
همانطوري که حضرت زينب(علیها السلام) فرمود (البته شهدا کربلا در رأسند و اينها متأسي به آنها بودند) آنجا حضرت ميفرمايد:
«هَؤُلاءِ قَوْمٌ كَتَبَ اللهُ عَلَيْهِمُ الْقَتْلَ فَبَرَزُوا إِلى مَضَاجِِِِعِهِمْ».(1)
گويا اينها هم همينطور بودند مردماني بودند که خداوند شهادت را براي اينها مقرر
1) . مجلسی، بحار الانوار، ج 45، ص 115- 116. «اینها گروهی هستند که خدا کشته شدن (شهادت) را برای آنها نوشته و حتمی کرده بود. این است آنها بهسوی خوابگاهها و قبرهای خود بیرون رفتند.»
کرده بود، براي ديگران نبود و الا آنها هم شهيد میشدند.
اين افتخاري است براي خودشان و خانوادههايشان و اولادشان که در راه خدا و حفظ دين و دفاع از اسلام و قرآن و احکام قرآن شهيد داده باشند. اين افتخار بزرگي است و اسباب سربلندي دنيا و آخرت است. قرآن ميفرمايد:
إِنَّ اللّهَ اشْتَرَى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنْفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللّهِ فَيَقْتُلُونَ وَيُقْتَلُونَ وَعْداً عَلَيهِ حَقّاً فِي التَّوْرَاةِ وَالْإِنْجِيلِ وَالْقُرْآنِ وَمَنْ أَوْفَى بِعَهْدِهِ مِنَ اللّهِ فَاسْتَبْشِرُوا بِبَيْعِكُمُ الَّذِي بَايَعْتُمْ بِهِ وَذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ.(1) اين فوز عظيم و رستگاري بزرگ نصيب اينها شده چه افتخاري از اين بالاتر و باعظمتتر.
تنها مطلبي که هست اين است که ما آن چيزي که آنها در راهش و برايش شهيد شدند و خون خودشان را در راه آن بذل کردند نگه داريم جوري نشود که خون آنها - العياذ بالله - به هدر برود و آنها فرداي قيامت به ما احتجاج کنند که ما خونمان را در راه دين داديم و اسلام را حفظ کرديم، ما میخواستيم دين و احکام اسلام را زنده نگه داريم، حجاب زنها را نگه داريم.
آنها میخواستند اين اوضاع و معاصي که الآن پيدا شده است نباشد. تمام آنها با اخلاص و ايمان به ميدان جهاد رفتند و همه میخواستند احکام اسلام زنده شود، مردم دوباره به اسلام گرايش پيدا کنند. حال اگر ما مواظبت نکنيم، ببينيم گناه میشود،
1) . توبه، 111. «خداوند از مؤمنان جانها و اموالشان را خريداري ميکند که (در برابرش) بهشت براي آنان باشد (به اينگونه) که در راه خدا پيکار ميکنند، میکشند و کشته میشوند، اين وعده حقي است بر او که در تورات و انجيل و قرآن ذكر فرموده و چه کسي از خدا به عهدش وفادارتر است. اکنون بشارت باد بر شما به داد و ستدي که با خدا کرديد و اين پيروزي بزرگي است».
موسيقي پيدا ميشود، اينهمه جايزه به رقاصيها میدهند. اين مسئوليت ما را خيليسنگين ميکند. بايد روز قيامت جوابگو باشيم.
اينها فقط براي خدا رفتند اگر به هر صورت ديگر میخواستند اينها را بسيج کنند که بروند براي جنگ و جانفشاني در راه مملکت، امکان نداشت. در راه اسلام و قرآن و دين بود که آمدند و اينگونه جانفشاني کردند و اين وظيفۀ ما را خيلي مشکل و سنگين ميکند. اگر يک نفر هم شهيد شده بود ما در مقابل آن يک نفر مسئول بوديم تا چه رسد به اینکه استان قم اين مقدار شهيد داده باشد.
کساني که شهيد شدند براي حفظ دين و اسلام فداکاري کردند و ما در مقابل آنها مسئوليم، اين مسئولين در مقابل آنها مسئولند، هر کدامشان کوتاه بيايند هر کدام که عقبنشيني کنند و مواضعي که بايد نگه دارند يکييکي از دست بدهند مسئولند، امروز به يک صورت فردا به صورت ديگر. روزي صبح میکنيم درحاليکه تمام مقاصد آنها خداي نخواسته از بين رفته يا کمرنگ شده است.
اگر شعارهاي اسلامیاز دست برود همه مسئوليم. روز قيامت نمیتوانيم جواب بدهيم. میگويند چطور آنها تا سر حد شهادت جلو آمدند، شما در مقابل از بين رفتن احکام اسلام نفس نکشيديد؟
وقتي ميبينيد ارزشها ضعيف ميشود و از بين ميرود بايستيد، موضعتان را حفظ کنيد.
مسئوليت ما و شما و کساني که میتوانند کاري انجام دهند در اين زمان بهواسطۀ فداکاري شهدا زياد است ما اهداف شهدا را بايد مقدس بدانيم، هميشه اين پيشامدها نميشود، هميشه چنين حرکتي براي مردم پيش نمیآيد که يکمرتبه همه براي اسلام اينگونه جانفشاني کنند.
اميدوارم خداوند متعال خانوادههاي معظّم شهدا را در حفظ و حراست خود و تحت توجهات شخص مقدس حضرت وليّ عصر(عجل الله تعالی فرجه شریف) قرار دهد و در دنيا و آخرت به
مقاصد خودشان برساند.فرزندان شهدا که در دانشگاه و جاهاي ديگر هستند بايد بدانند با شهادت پدرشان چه افتخاري نصيبشان شده است و اين افتخار را حفظ کنند.
اين خدماتي که نسبت به خانوادههاي شهدا انجام ميشود سزاوار است بيشتر شود و همۀ مردم خدمت کنند و احترام و تجليل کنند. بايد همه قدردان شهدا باشيم و خانوادههاي آنها در جامعۀ ما محترم و معظّم باشند. اميدوارم خداوند همه را موفق بدارد و همۀ مردم اين مملکت را هدايت کند که راه و خط مستقيم اسلام و ائمّه طاهرين(علیهم السلام) را نگه دارند.
ما افتخار میکنيم که مسلمانيم و شيعۀ اميرالمؤمنين(علیه السلام)هستيم زنها بايد، افتخار کنند که حجاب و چادر و عفت و عصمت دارند. ما به دين و هويت خودمان افتخار میکنيم و افتخار ديگري نيست. افتخار حقيقي و واقعي همين است که ما به قرآن و اهلبيت(علیهم السلام) انتساب داشته باشيم، همان چيزي که شهدا براي آن و در راه آن به فوز شهادت نائل شدند.
82.دفاع از مقدسات اسلام در مقابل هجوم منحرفين(1)
بسم الله الرحمن الرحيم
«اللَّهُمَّ إِنَّا نَشْكُو إِلَيْكَ فَقْدَ نَبِيِّنَا وَغَيْبَةَ إمَامِنَا وَکَثْرَةَ عَدُوِّنَا وَقِلَّةَ عَدَدِنَا وَشِدَّةَ الفِتَنِ بِنَا وَتَظَاهُرَ الزَّمَانِ عَلَيْنَا».(2)
اين مصائبي را که پيش ميآيد و متأسفانه منحصر به همين مسائلي که اخيراً واقع شده نيست و صدماتي که به احکام اسلام و هويت اسلامی جامعۀ ما وارد ميشود، اين مصيبات را به حضرت وليّ عصر(عجل الله تعالی فرجه شریف) تسليت عرض ميکنم.
و ثانياً از شما و همۀ مردم متديّن اين مملکت که در اين ايام ابراز احساسات کردند و علاقهمندي خودشان را به احکام اسلام نشان دادند تشکر ميکنم و اميدوارم همه مورد توجه حضرت وليّ عصر(عجل الله تعالی فرجه شریف) باشيد.
البته از مردم مسلمان، غير از اين هم انتظار نميرود، مردم بايد در اين مواقع متأسف و نگران باشند و اظهار ناراحتي کنند، اين وظيفۀ هر مسلماني است.
1) . دیدار جمعي از مؤمنين با حضرت آیتالله العظمی صافی گلپایگانیمدظلهالعالی در تاریخ 13 بهمن 1387.
2) . فرازی از دعای افتتاح. طوسی، مصباح المتهجد، ج2، ص581؛ ابنطاووس، اقبال الاعمال، ج1، ص 143. «خدایا ما از نداشتن پیامبرمان و غایب شدن اماممان، و زیاد بودن دشمنانمان و کم بودن شمار و عددمان و سخت بودن فتنهها و آشوبها بر ما و ناسازگار بودن زمانه با ما به تو شکایت میکنیم.»
اميرالمؤمنين(علیه السلام)ميفرمايد:
«وَمِنْهُمْ تَارِكٌ لإِنْكَارِ الْمُنْكَرِ بِلِسَانِهِ وَقَلْبِهِ وَيَدِهِ فَذَلِكَ مَيِّتُ الأَحْيَاءِ».(1)
علامت حيات انسان همين است که وقتي هجومی به مرزهاي اسلام و دين و مذهب ميشود در مقابل دفاع کنند و در اين برنامه هم بحمدالله مسلمانها حرکت کردند و اين جريان را محکوم کردند البته محکوم است.
إِنَّ الَّذِينَ يُلْحِدُونَ فِي آياتِنَا لَا يَخْفَوْنَ عَلَينَا أَفَمَنْ يُلْقَى فِي النَّارِ خَيرٌ أَمْ مَنْ يَأْتِي آمِناً يَوْمَ الْقِيامَةِ اعْمَلُوا مَا شِئْتُمْ إِنَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ.(2)
اين آيه از آياتي است که نقل ميکنند از حضرت وليّ عصر(عجل الله تعالی فرجه شریف) سؤال شد کدام يک از اين آيات قرآن مجيد تهديدآميزتر است؟ فرمودند: اين آيه.
کساني که ميخواهند به آيات خداوند متعال تعرض کنند، خدشه کنند، شبهه ايجاد کنند، دستورات اسلام را سبک کنند و بههم بزنند بر خداوند مخفي نميماند. هر کاري ميخواهيد بکنيد، خداوند به کارهایي که انجام ميدهيد بصير و بينا است.
البته اينطور نيست که اين مسائل يکمرتبه ايجاد شود، وقتي کساني که در هر موقعيتي هستند وظيفهاي را که دارند انجام نميدهند، امربهمعروف و نهيازمنکر نميکنند، چنين ميشود. همه بايد در مقام امربهمعروف و نهيازمنکر و ترويج و نصرت دين باشيم و مراقب توطئههایي که عليه دين و هويت اسلامی ما است باشيم. مملکت، مملکت اسلام و امام زمان(عجل الله تعالی فرجه شریف) است. هزار و چهار صد سال است اين مملکت در زير
1) . نهج البلاغه، حکمت374 (ج4، ص89). «گروهي نه با زبان و نه با قلب و نه با دست با منکرات مبارزه نميکنند، اينها مردگان زندهنمايند».
2) . فصلت، 40. «کساني که آيات ما را تحريف ميکنند بر ما پوشيده نخواهد بود. آيا کسي که در آتش افکنده ميشود بهتر است يا کسي که در نهايت امن و امان در قيامت به عرصه محشر ميآيد؟ او به آنچه انجام ميدهيد بينا است».
سايۀ قرآن احکام مقدس اسلام برقرار بوده است، اين احکام بايد حفظ شود، زنها بايد حجاب و عفت داشته باشند همينطور مردها و جوانها.
اين روزنامهها، جراید، راديو، تلويزيون، ميبينيد چه وضعيتي است؟
اينها مطالبي است که خودرو بيرون نميآيد. اين فسادهایي که پيش ميآيد به هم ارتباط دارد و روي همين اوضاع پيش ميآيد. آن راديو و تلويزيون، آن وضعيت آزادي موسيقي و خانۀ موسيقي و مسائلي که هست وقتي اينها آزاد باشد يا من تشويق و ترغيب کنم، آنوقت نتایجش همين مطالب است که ملاحظه ميکنيد.
بايد همهجا آگاه باشيم، اگر همهجا آگاه میبودیم، کار به اينجا نميرسيد، و اين هتاکيها و جسارتها و جرئتها را کسي به خودش نميديد.
من تشکر ميکنم، هم از شما که زحمت کشيديد اينجا تشريف آورديد و هم از همۀ مردمی که در مملکت اظهار علاقه و احساسات کردند. بايد همۀ ما در مقام ياري دين و احکام خداوند باشيم.
فقيه احکام خدا را بيان ميکند آنها که با روحانيت طرف ميشوند درواقع ميخواهند با احکام طرف شوند، اميدوارم آنها به مقاصدشان نرسند که البته نميرسند.
يُرِيدُونَ لِيُطْفِئُوا نُورَ اللّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ.(1) البته آنها وقتي ببينند مردم اينگونه در صحنه حاضرند و اين مطالب را محکوم ميکنند، در جاي خود مينشينند ولي مطلب اين است که ما بايد همه جا آگاه باشيم و مواظب باشيم دين خدا را در همهجا نگه بداريم و نگذاريم هويت و شخصيت اسلامی
1) . صف، 8. «آنان میخواهند نور خدا را با دهان خود خاموش سازند، ولی خدا نور خود را کامل میکند، هرچند کافران خوش نداشته باشند.».
اين مملکت خدشهدار شود.افتخار ما فقط به اسلام و قرآن و محمد و آل محمد(صلی الله علیه و آله و سلم)و ولايت امام زمان(عجل الله تعالی فرجه شریف) است چيز ديگري نيست، غير از اسلام و غير از اينکه ما مسلمان و اولاد اسلام و فرزندان قرآن هستيم مطلبي نيست.
اگر ميخواهند به جاهاي ديگر منتسب کنند براي اين است که اين هويت را ضعيف کنند. ما به اين هويت افتخار ميکنيم و مردم مسلمان براي حفظ و حراست از اصول و فروع دين در مواردي که لازم است حضور پيدا ميکنند و من تشکر ميکنم از شما و از همه کساني که در اين جريانات اظهار حيات ميکنند و نشان ميدهند ما زندهايم. خداوند به شما توفيق دهد و قلب مبارک امام زمان(عجل الله تعالی فرجه شریف) را از همۀ ما و شما راضي و خشنود کند که مطلب اول و آخر همين است که ايشان از ما راضي باشند. خدا نکند که ايشان از ما رنجش خاطري پيدا کنند که آن مصيبتي است که با هيچ وسيلهاي جبران نميشود.
83.اهميت ازدواج در اسلام و وظایف زن و شوهر(1)
بسم الله الرحمن الرحيم
يکي از بناهاي مهمّی که در اسلام تأسيس شده، بناي ازدواج است. هم قرآن کريم به آن ترغيب فرموده است و هم احاديث و اخبار در فضائل مردها و خانمهایي که ازدواج کرده باشند وارد شده، حتي فضيلت و ثواب عباداتشان بيشتر ميشود.
برکات و منافع ازدواج از جهات متعدد قابل شماره نيست. در روايت است که:
«مَنْ تَزَوَّجَ فَقَدْ أَحْرَزَ نِصْفَ دِينِهِ فَلْيَتَّقِ اللهَ فِي النِّصْفِ الْبَاقِي».(2)
و در روايتي است که:
«مَنْ تَزَوَّجَ فَقَدْ أَحْرَزَ ثُلثَا دِينِهِ فَعَلَيهِ بِالثُلْثِ الْبَاقِي».(3)
1) . سخنان حضرت آیتالله العظمی صافی گلپایگانیمدظلهالعالی پس از اجرای عقد ازدواج دو زوج جوان در محضر ايشان در تاریخ 31 خرداد 1389.
2) . طوسی، الامالی، ص518؛ طبرسی، مکارم الاخلاق، ص196؛ مجلسی، بحار الانوار، ج 100، ص 219. «هرکس ازدواج کند نصف دینش محرز شده است. پس باید تقوای الهی را در نصف دیگر پیش بگیرد».
3) . اشاره به روایت پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم)«مَا مِنْ شَابٍّ تَزَوَّجَ فِي حَدَاثَةِ سِنِّهِ إِلا عَجَّ شَيْطَانُهُ يَا وَيْلَهُ يَا وَيْلَهُ عَصَمَ مِنِّي ثُلُثَيْ دِينِهِ فَلْيَتَّقِ اللهَ الْعَبْدُ فِي الثُّلُثِ الْبَاقِی». مجلسی، بحار الانوار، ج103، ص221. «هر جوانی که در اول جوانیش ازدواج کند شیطانش فریاد میزند وای، ای وای، این جوان دو سوم دینش را از خطر من نگه داشت این بنده در مورد یک سوم دیگر دینش باید از خدا بترسد و خود را پاک نگه دارد.»
ازدواج در حفظ دين بسيار اهميت دارد و جوانها بايد متوجه باشند که حتماً ازدواج کنند. در شرع مقدس تأکيد شده است که هرچه زودتر دخترها را تزويج دهيد، اين ثواب بيشتري دارد و به وظایفي که بايد عمل کنند بيشتر عمل ميکنند، حتي در روايتي آمده است که اگر چنانچه کسي براي خواستگاري آمد و شما دينش را پسنديديد ولي با وجود اين از تزويج خودداري کنيد، موجب فساد و فتنه بزرگي ميشود.(1)سنت همه پيامبران بر اين بوده است. پيغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم)ميفرمايد:
«النِّكَاحُ سُنَّتِي، فَمَنْ رَغِبَ عَنْ سُنَّتِي فَلَيْسَ مِنِّي».(2)
آثار و برکات ازدواج زياد است، حتي براي وسعت رزق. ظاهراً در روايت است که اگر چنانچه وسعت رزق نداريد و در تنگي رزق به سر ميبريد، همسر انتخاب کنيد.(3)
همانگونه که قرآن ميفرمايد:
إِنْ يَكُونُوا فُقَرَاءَ يُغْنِهِمُ اللّهُ مِنْ فَضْلِهِ.(4) خداوند متعال بهواسطۀ ازدواج بين زن و شوهر الفت قرار ميدهد.
در قرآن کريم ميفرمايد:
وَمِنْ آيَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْوَاجاً لِتَسْكُنُوا إِلَيهَا وَجَعَلَ بَينَكُمْ مَوَدَّةً وَرَحْمَةً.(5) با همين عقدي که خوانده ميشود يکمرتبه وضعي بين اين دو نفر از نظر مودّت،
1) . کلینی، الکافی، ج5، ص347؛ طوسی، تهذیب الاحکام، ج7، ص394 - 396؛ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج20، ص76 - 78.
2) . مجلسی، بحار الانوار، ج100، ص220.
3) . قال رسول الله|: «زَوِّجُوا أَيَامَاكُمْ فَإِنَّ اللهَ يُحْسِنُ لَهُمْ فِي أَخْلاقِهِمْ وَيُوَسِّعُ لَهُمْ فِي أَرْزَاقِهِم...». راوندی، النوادر، ص178؛ مجلسی، بحار الانوار، ج103، ص222.
4) . نور، 32. «اگر فقیر و تنگدست باشند خداوند از فضل خود آنان را بینیاز میسازد».
5) . روم، 21. «از نشانههاي خدا اين است که از جنس خودتان همسراني براي شما آفريد تا در کنار آنها آرامش بيابيد و در ميان شما مودّت و رحمت آفريد».
نزديکي، همفکري در منافع ايجاد ميشود.
البته شرایط و آداب و حقوقي را که خداوند متعال مقرر کرده است بايد رعايتکرد، هم حقوقي که مرد بر زن دارد و هم حقوقي که زن بر مرد دارد، و همۀ اينها براي سعادت خانواده مفيد و مؤثر است.
پيغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم)ميفرمايد:
«تَنَاكَحُوا تَنَاسَلُوا فَإِنِّي أُبَاهِي بِكُمُ الأُمَمَ».(1)
هرچه امت پيغمبر زيادتر شود، روز قيامت براي آن حضرت اسباب مباحات است.
در ازدواج آنقدر عناوين مختلف است که اگر انسان قصد آنها را داشته باشد ثوابهاي گوناگوني به او ميدهند و کمتر کار خيري است که اينقدر عناوين متعدد داشته باشد و همه موجب رضا و تقرب به خداوند متعال باشد. البته شرایطي که خدا قرار داده بايد رعايت کنند. قرآن ميفرمايد:
هُنَّ لِبَاسٌ لَكُمْ وَأَنْتُمْ لِبَاسٌ لَهُنَّ؛(2) «زنها لباس شما و شما لباس آنها هستيد».
يعني بايد عيوب يکديگر را بپوشانند، با همديگر همکاري داشته باشند.
قال الله تعالی:
وَمِنْ آياتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْوَاجًا لِتَسْكُنُوا إِلَيهَا وَ جَعَلَ بَينَكُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ(2) قال رسول الله|:
«مَنْ تَزَوَّجَ فَقَدْ أَحْرَزَ نِصْفَ دِينِهِ، فَلْيَتَّقِ اللهَ فِي النِّصْفِ الْبَاقِي».(3)
در اسلام، مسأله تزويج بسيار مورد تشويق و ترغيب قرار گرفته است و در مقابل آنهايي که در این امر کوتاهي کرده باشند، مورد مذمّت واقع شدهاند حتی در مقابل ثواب زیادی که برای عبادات کسانی که ازدواج کردهاند قرار داده شده، عبادتهای افراد ازدواج نکرده کمثواب شمرده شده است.
1) . دیدار تعدادی از زوجهای جوان با حضرت آیتالله العظمی صافی گلپایگانیمدظلهالعالی در تاریخ 30 تیرماه 1395.
2) . روم، 21. «و از نشانههاى خدا این است که از جنس خودتان همسرانى براى شما آفريد تا در كنار آنان آرامش يابيد و در ميانتان مودّت و رحمت قرار داد. در اين نشانههايى است براى گروهى كه تفكّر مىكنند».
3) . طوسي، الامالی، ص518؛ طبرسی، مکارم الاخلاق، ص 196؛ مجلسی، بحار الانوار، ج100، ص 219. «هركس ازدواج كند نصف دینش محرز شده است. پس باید تقوای الهی را در نصف دیگر پیش بگیرد».
همه اینها براي اين است که نقش ازدواج و زوجيّت در نظام تمدّن بشري خيلي مهم است، يعني صرف نظر از اینکه بقای نسل به ازدواج است، اگر قرار باشد که تمدّن درست و صحيح باشد و در مسير پیشرفت سير کند باید به این مسأله اهمیت داده شود.
اگر تمدّن بخواهد در مسیر کمال و ترقّی سیر کند باید مسأله ازدواج آنهم بر اساس معيارهايي که در اسلام معين شده و قرآن مجيد بر آن تأکید کرده است باشد. آیات شریفه قرآن راجع به رابطه زن و شوهر ميفرمايد:
هُنَّ لِباسٌ لَكُمْ وَ أَنْتُمْ لِباسٌ لَهُنّ؛(1) يعني نمیتوان عبارتی از این بهتر آورد که وفاق و يگانگي بین زوجین را بیان کند. مردم از لباس جهت پوشاندن عيوب استفاده میکنند. در اینجا هم قرآن کریم زن و مرد را به لباس تشبیه کرده است، یعنی اینکه اين دو چنان با هم مرتبط و یگانه میشوند که نقایص هر کدام بهواسطه دیگری پوشانده میشود.
اصلاً ازدواج از عبادات مهمّه به شمار میرود و به همین سبب در گذشته روابط زن و مرد خيلي قداست داشت. كار زن در خانه و دوره حمل و ارتضاع، همه دارای ثوابهايي است که براي هيچکدام از عبادات ننوشتهاند، مثلاً نسبت به محبّت به دختران در منزل روایتی داریم كه اگر تحفهاي به منزل بردید اوّل به دخترها بدهيد و برای همین كار به ظاهر كوچك ثواب آزاد كردن یك بنده مؤمن از اولاد حضرت اسماعیل را قرار داده است.
پیامبر اكرم(صلی الله علیه و آله و سلم)میفرماید:
1) . بقره، 187. «زنها براي شما (مردان) لباس و شما (مردان) براي زنها لباس هستید».
«مَنْ دَخَلَ السُّوقَ فَاشْتَرَى تُحْفَةً فَحَمَلَهَا إِلَى عِيَالِهِ كَانَ كَحَامِلِ صَدَقَةٍ إِلَى قَوْمٍ مَحَاوِيجَ وَلْيَبْدَأْ بِالإِنَاثِ قَبْلَ الذُّكُورِ فَإِنَّ مَنْ فَرَّحَ ابْنَةً فَكَأَنَّمَا أَعْتَقَ رَقَبَةً مِنْ وُلْدِ إِسْمَاعِيلَ (مُؤْمِنَةً فِي سَبيلِ اللهِ)».(1)
حرفهايي که الآن هست همه از غرب آمده است. بین زن و مرد هر دو براي خدا باید اتحاد و پيوند باشد. باید ازدواجها بر اساس همین قرار بگیرد كه به صورت يک کار شرعي و پرثواب که مورد قبول خداوند متعال است و خداوند به آن امر کرده است كه:
وَ أَنْكِحُوا الْأَيَامَى مِنْكُمْ؛(2) انجام بگیرد.
اگر اینطور شد یگانگی به وجود میآید و زندگی شیرین میشود. سابق اینطور بود كه حتي وقتی شرايط اقتصادي سخت بود، زوجین همه اين سختيها را تحمّل ميکردند و این تحمّل هم برایشان زحمت نداشت بلكه لذّتبخش بود.
در هر حال به مسأله ازدواج بايد با نظر قداست نگاه كرد. مسأله ازدواج مانند اين است که وقتی برای اعتكاف به مسجد میرویم و چند روز آنجا عبادت میكنیم از اول تا آخرش در حال عبادتیم. این مسأله هم، اینطور است، یعنی ازدواج از شروع آن تا پایان زندگی همهاش برای انسان ثواب مینویسند و عبادت شمرده میشود و در مقابل كسانی كه همسر نداشته باشند؛ چه زن چه مرد، از تمام اين ثوابها محروماند.
الآن اينهمه جوان؛ چه پسر و چه دختر كه بيهمسرند حتی برخی تا چهل و چند سالگی ازدواج نكردهاند، همه بهخاطر اين است که فرهنگ ما، فرهنگ اسلامی نيست و
1) . صدوق، الامالی، ص672-673؛ همو، ثواب الاعمال، ص201؛ فتال نیشابوری، روضة الواعظین، ص429؛ بروجردی، جامع احادیث الشیعه، ج21، ص468. «هركس وارد بازار شد و تحفهای خرید سپس آن را برای خانوادهاش برد مانند كسی است كه برای یك گروه محتاج صدقه برده است و باید اول به دخترش آن چیز را بدهد. همانا هركس دخترش را مسرور سازد مانند آن است كه بنده مؤمنی از اولاد حضرت اسماعیل را در راه خدا آزاد كرده باشد».
2) . نور، 32. «مردان و زنان بىهمسر خود را همسر دهيد».
گرايش ما به غرب بسیار زیاد است.
شما آيات قرآن و رواياتي که ثوابها و حسنات طرفین را ذكر كردهاند ببینید، بهطور مثال داریم كه فرمودند:
«الْكَادُّ عَلَى عِيَالِهِ كَالْمُجَاهِدِ فِي سَبِيلِ الله».(1)
زنی هم که در خانه براي تربیت اولاد و فرزندان خوب و صالح تلاش میكند همیشه در حال عبادت است. اینكه میگفتند و برخی الآن میگویند كه اولاد کمتر، زندگي بهتر، اشتباه است. اينطور نيست؛ اگر فرزندانی باشند كه در آينده شيعه خوبي براي امام زمان(عجل الله تعالی فرجه شریف) باشند همه عبادت است.
اما اینکه نسبت به زندگی والدین حقیر پرسیدید باید بگویم زندگاني اقتصادي ما خيلي ساده بود و مشكلی نداشت و این هم بهواسطه همان توافق و یگانگی بین آنها بود.
والده ما هم اهل سواد و فضل بودند و در برنامههاي عبادتي، مثل همين ماه مبارک رمضان يک شب نميشد که ایشان دعاي ابوحمزه را در سحر نخواند يا دعاي افتتاح را در شب ماه مبارك نخواند آنهم با گريه و سوز مثالزدنی.
يک زاد المعاد آقاي والد داشتند و یكی هم والده كه از بس هنگام خواندن دعا گريه کرده بود با اینكه با دستمال اشکهايش را ميگرفت باز هم حاشيه زاد المعاد پر بود از اثر اشکهای ایشان.
در مورد قرآن كریم هم در ماه رمضان هر سه روز يک بار، قرآن را ختم ميکرد و در غیر آن هم یادم نیست ولی احتمال زیاد به همین صورت بود.
در زندگی هم هيچ وقت از هم گلهاي نداشتند. با تمام مشكلات اقتصادی و كمبود
1) . کلینی، الكافي، ج5، ص88، باب من كد على عياله، ح1؛ مجلسی، بحار الانوار، ج 93، ص 324. «كسی كه برای زن و بچهاش زحمت میكشد مثل این است كه در راه خدا جهاد میكند».
امكاناتی كه بود زندگي آنها در کمال لذّت و ابتهاج بود. والدهام ميگفت: يک روزي سفره را كه انداخته بودم وقتی بچّهها آمدند و سر سفره نشستند كه در سفره غذای كمی بود. به بچهها گفتم كه خيال ميکنم سر سفرهاي نشستهاید که همه چيز در آن هست، ولي فهميدم که پدر از این حرف ناراحت شد و اشک در چشمانش جمع شد. خجالت کشيدم و همیشه میگفت پشیمانم كه اینقدر هم اسباب ناراحتی پدرتان را فراهم كردم.
والدین حقیر در تربيت فرزند هم کاملاً مواظب بودند؛ هم والد اهتمام داشتند و هم والدهمان. اصلاً اخلاقشان خودش تربيت بود. وقتي پدر و مادری متخلّق به اخلاق اسلامی باشند اولاد خوب تربيت ميشوند. قرآن ميفرمايد:
الْبَلَدُ الطَّيِّبُ يَخْرُجُ نَبَاتُهُ بِإِذْنِ رَبِّهِ؛(1) یعنی شهر پاک، جامعه پاک و خانواده پاک، محصولش پاک است.
ما كوچك كه بودیم مثلاً ده ساله، هیچگاه به ما نمیگفتند كه شما ضعیفید روزه نگيريد. خود والدهام ماه رجب و شعبان را روزه ميگرفتند و در سایر ایام هم تا جایی كه میتوانستند روزه ميگرفتند. به ما ميگفت اگر روزه بگيريد براي شما شب تخممرغ نيمرو ميکنم و ما را تشويق ميکرد که روزه بگیريم. در همان زمان، اول ماه شعبان و نیمه ماه و آخر ماه را روزه ميگرفتيم؛ ماه رجب هم همينطور بود.
خیلی حالات معنوی خوبی داشتند. اشعاري را والده ما همیشه میخواند كه بسیار آموزنده بود:
خرمانتوان خورد از این خار که کشتیم***دی--بانتوان بافت از این پ-شم که رشتیم
ب-راوج معاصی خط عذری نکشیدیم
1) . اعراف، 58. «شهر پاك ثمرهاش به اذن خداوند پاك است».
***پهل---وی کب---ائر حسن--اتی ننوشتیم
م---اکشته نفسیم و بس آوخ که برآید***ازم---ا به قیامت که چرا نفس نکشتیم
افسوس برین عمر گرانمایه که بگذشت***مااز س--ر تقصیر و خطا در نگذشتیم
یا شعر جالبی هست كه همیشه ایشان میخواندند:
گفتیکه تو را ع-ذاب خواهم فرمود***م-ن در عجبم که در کجا خواهد بود
آنج--ا که تویی عذاب آنجا نبود***آنجا که ت-و نیستی کجا خواهد بود؟
اينطور مطالب معرفتي را به ما ياد دادند. خدا انشاءالله رحمتشان كند.
بههرحال هر کدام همسر داريد بر استحکام و مودّت و محبت بيفزایيد. همدیگر را درک کنيد و بدانيد که نهاد خانواده، نهادی الهي و روحاني است.
آنهايي هم كه ازدواج نكردهاند بايد حتماً در مقام ازدواج باشند. فرهنگی كه الآن متأسفانه حاكم است كه باید مثلاً در فلان تالار با تشریفات زیاد باشد همه خلاف است و باید كنار گذاشته شود. ازدواجها باید خیلی ساده برگزار شود. انشاءالله خداوند بر توفیقات همه شما بیفزاید و پیوند و یگانگی را بین همه خانوادهها برقرار نماید.
بسم الله الرحمن الرحيم
يَا دَاوُودُ إِنَّا جَعَلْنَاكَ خَلِيفَةً فِي الْأَرْضِ فَاحْكُمْ بَينَ النَّاسِ بِالْحَقِّ.(2) مسألۀ عدالت و دادگستري از اهمّ مسائلي است که هم در قرآن مجيد و هم در روايات و سيره ائمه معصومين(علیهم السلام) مخصوصاً شخص مقدس حضرت اميرالمؤمنين(علیهم السلام) به آن اهميت بسيار بالایي داده شده است، در هيچ مکتبي نسبت به امر عدالت و دادگستري و صحت قضا و داوري بين مردم بهقدري که در دين مقدس اسلام اهتمام داده شده و راهکارهایي که به قضات داده شده در هيچ ديني نيست.
اگر کسي توجه اسلام را به اين مسأله که از اهمّ مسائل حياتي جامعۀ بشر است با مکتبهاي ديگر مقايسه کند متوجه ميشود قواعد و قوانيني در اسلام هست که هرچه بشر فکر کند و بخواهد بالاتر از آن را بياورد ممکن نيست مثلاً همين قاعدۀ مشهور و معروف که:
«الْبَيِّنَةُ عَلَى الْمُدَّعِي وَالْيَميِنُ عَلَى مَنْ أَنْکَرَ»(3)اين قانون، بسيار بزرگ و مهم است.
قضای اسلام الهي است، مثل قوانيني نيست که امروز ميگويند و فردا عوض
ميکنند، دوباره پسفردا ميگويند و هر روز مطلبي است. 1400 سال است در تمام عالم اسلام همين قضای اسلامی امور يک ميليارد مردم را منظم کرده است چه شيعه و چه سني.
من وقتي ابتدای امر بود به آقايان عرض کردم اگر ميخواهيد عدالت پياده شود بيایيد از اول، مطلب را بر اساس اسلام پياده کنيد نه اینکه چيزهایي که بوده است جرح و تعديل کنيد، بلکه بيایيد از اول وارد شويد و نظاماتي را که اسلام در قضا و شئونات مختلفش دارد پياده کنيد. اين مطالب مکرر بحث ميشد و بنده نظراتي را که داشتم عرض ميکردم.
اگر بخواهيم دادگستري اسلامی داشته باشيم بايد از اول اساسش را بر اساس تعليمات و نظامات اسلام قرار دهيم، آنوقت هرچه جلو برويم، پيشرفت ميکنيم و دادگستري اسلاميتر ميشود و عدالت گستردهتر ميشود و اگر غير از اين باشد چيز ديگري ميشود که نميتوان به آن اعتماد کرد.
بههر صورت اسلام به مسألۀ قضا اهميت خاصي داده است و در تاريخ اسلام حتي در دورههایي که خلفای جور بودهاند مسألۀ قضا شأن خاصي داشته است که براي آن خيلي اعتبار قائل بودند و اهميت ميدادند که قاضي مستقل باشد و بتواند رأي خود را بدهد و از هيچکس ملاحظه نداشته باشد.
داستاني نقل ميکنند که يکي از برادرزادهها يا برادر خليفه، حاکم کوفه بود. عليه حاکم ادعایي شده بود قاضي او را احضار ميکند ولي او نميآيد بار دوم احضار ميکند نميآيد، (در آن زمان کاخ و تشکيلات به اينصورت نبود، خيلي ساده عمل ميکردند) قاضي قلم و دواتش را بر ميدارد و بيرون ميرود و ميگويد خداحافظ ما رفتيم، در
اين شهر نميشود قضاوت کرد. مطلب به صورتي منعکس ميشود و حاکم ميترسد و به قاضي پيام ميدهد که: من هرکجا شما بگویيد به دادگاه ميآيم تا مرا محاکمه کنيد، مجبور ميشود براي اینکه قاضي شهر را ترک نکند خود را تسليم دادگاه نمايد.
قضاتي بودند مستقل و در کار خود استقلال داشتند و حاضر نبودند به غير از آنچه به نظرشان رسيده حکم کنند، همۀ اين مطالب در اسلام هست.
کتابهاي مخصوصي راجع به قضاوت نوشتهاند، قضاتي که در بغداد يا اندلس بودند، اگرچه از خط صحيح ولايت دور بودند ولي معذلک مردماني بودند که در علم قضا و فنون قضا خيلي زحمت کشيده بودند. الآن هم اسم اينها و کتابهايشان براي کساني که ميخواهند در اين موضوع تحقيقاتي داشته باشند حتي براي اروپایيان ارزشمند است و استفاده ميکنند.
بههرصورت هرچه روي اين مسأله سرمايهگذاري شود که ما برسيم به قضای اسلامي، فوز عظيم و رستگاري بزرگي است.
قاضي که ميخواهد رأي بدهد بايد بداند چه ميکند، بايد رأي صددرصد پيش خودش به صورتي باشد که اگر فرداي قيامت در مورد آن از او سؤال کنند بتواند جواب بدهد. الآن بعضي حرفها را مطرح ميکنند که انسان متأثر ميشود.
ايامی که بنده در شوراي نگهبان بودم مشهد مشرف شده بودم قضات آمده بودند ملاقات بنده به آنها گفتم اينجور نيست که شما بتوانيد بگویيد چون شوراي نگهبان اين را گفته است صددرصد همين است ممکن است شوراي نگهبان هم اشتباه کند، اگر بفهميد شوراي نگهبان در موردي اشتباه کرده است شما مسئوليد.
نميتوانيد حکم بدهيد، بايد بر اساس درک و بينش و بصيرت درست باشد.
اگر ما در اينجا موفق شويم در همه جا موفق خواهيم بود اگر بتوانيم يک دادگستري اسلامی صحيح برپا کنيم همه، اعتماد پيدا ميکنند و به اینکه به حق خود خواهند رسيد، اميدوار ميشوند و همۀ امور ديگر اصلاح ميشود.
اقتصاد ما و همه چيز، مرهون اين است که دادگستري بر اساس درستي، امانت و عدالت قاضي باشد و مقدم بر همه علم و بصيرت قاضي و اینکه صددرصد جهات و اطراف حکمی را که ميخواهد بدهد بداند تا حقي را به کسي بدهد و نفر ديگري را از آن محروم کند.
در نهادهاي ديگر اينگونه مسئوليتها نيست، کار آنها آسان است، مثلاً در اداره پست نامه را ميآورند، ميدهند و ميروند، اما اين کار، کار بسيار بسيار بزرگي است و خيلي اهميت دارد و خيلي آمادگي ميخواهد، بايد انسان خيلي درس بخواند علم پيدا کند، امانت، ديانت، تقوا و پرهيزکاري ميخواهد تا وقتي که ميخواهد حکمی را بنويسد يا بگويد دستش بلرزد که ميخواهم چه بگويم و چه بنويسم؟ نواميس مردم، اموال مردم، حقوق جامعه، همه دست اينها سپرده شده است، درحقيقت اينها امين مردم قرار داده شدهاند.
اين حرفهایي که امروز بعضي از اشخاص ميزنند و احکامی را زير سؤال ميبرند بايد به آنها گفت:
وَمَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللّهُ فَأُولَئِكَ هُمُ الْكَافِرُونَ * ... فَأُولَئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ.(1) حکمی که داده ميشود بايد بما انزل الله باشد و کساني که ايراد و اشکال ميکنند
1) . مائده، 44 – 45. «و آنها که به احکامی که خدا نازل کرده حکم نمیکنند، کافرند؛... آنان ستمگرند».
بسا اعتقاداتشان را محکم نکردهاند و الا اگر کسي معتقد به دين حنيف باشد و مزايايدين مقدس اسلام را شناخته باشد برايش اشکالي پيدا نميشود و تسليم ميشود. قاضي هر حکمی بکند روي چشمش ميگذارد. وقتي حکم خدا و اسلام و قرآن و احاديث اهلبيت(علیهم السلام) باشد چه چيزي از آن بالاتر است؟
اميدوارم در اين جهت بتوانيم قدمهایي برداريم و به جایي برسيم، حالا بايد بگویيم به آنجایي که بايد برسيم نرسيدهايم، نه اینکه بگویيم کسي تقصير کرده است، ولي مشکلات اين کار زياد است زحمت و تلاش بسياري ميخواهد تا انشاءالله به هر مقداري که بتوانيم به اين قضای اسلامی نزديک شويم و آن را پياده کنيم.
حال که در اين راه وارد شدهايد بدانيد کار آساني نيست کار بزرگي است که اگر کسي بتواند آن را خوب پياده کند و درست انجام دهد خيلي مهم است هر دو جهتش اهميت دارد.
مسئوليت بزرگ است اما انجامش پيش خداوند خيلي اجر و ثواب دارد و اينجور قضات را خداوند متعال دوست ميدارد، اينها اسلام را نگه ميدارند، حدود خدا را حفظ ميکنند. مقاصدي که ما داريم در سايۀ قضای صحيح و قضات متديّن و عالم و آگاه فراهم ميشود همه مسئوليم هرکسي در کار خودش مسئول است، خداوند از همه ميپرسد. اميدوارم همه، موقعي که مورد سؤال قرار ميگيريم جواب شافي و کامل داشته باشيم.
تصویر
^jpg.429
تصویر
^jpg.430
تصویر
^jpg.431
تصویر
^jpg.432
تصویر
^jpg.433
تصویر
^jpg.434
تصویر
^jpg.435
تصویر
^jpg.437
تصویر
^jpg.438
تصویر
^jpg.439
تصویر
^jpg.440
تصویر
^jpg.441
تصویر
^jpg.442
تصویر
^jpg.443
تصویر
^jpg.445
تصویر
^jpg.446
تصویر
^jpg.447
تصویر
^jpg.448
تصویر
^jpg.449
تصویر
^jpg.450
تصویر
^jpg.451
تصویر
^jpg.452
تصویر
^jpg.453