ghaemiyeh.com
نام کتاب: علم مفاهیم شناسی در قرآن سری جدید جلد 112
تحقیق و تالیف : رسول ملکیان اصفهانی - 1400 ش
ناشر دیجیتالی: مركز تحقيقات رايانه اي قائميه اصفهان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 60 - 10
10- پايدارى در مسير اهداف ارزشمند و متعالى مطلوب است .
و إذ قال موسى لفتيه لاأبرح . .. أو أمضى حقبًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 42 - 5
5 ـ صبر و پافشارى بر انديشه و گرايش باطل ، از موانع پيشبرد اهداف و آرمان هاى برگزيده و به حق
إن كاد ليضلّنا عن ءالهتنا لولا أن صبرنا عليها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 157 - 3
3 ـ نفس هدف در تعيين رفتار و كردار انسانها
و لئن قتلتم فى سبيل اللّه او متّم لمغفرة من اللّه و رحمة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 14 - 10
10 ـ امكانات مادى ، و تمايل به آنها ، فقط وسيله اى براى گذران زندگانى دنياست و هدف آفرينش نيست .
زيّن للنّاس ذلك متاع الحيوة الدّنيا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 18 - 3
3 - استماع سخنان و برگزيدن آنها ، بايد به منظور عمل به مقتضيات آنها باشد ; نه براى صرف دانايى ، سرگرمى فكرى و . . . .
الذين يستمعون القول فيتّبعون أحسنه
خداوند پس از طرح مسأله استماع سخنان، مسأله اتباع و پيروى كردن از بهترين آنها را يادآور شده است. اين مطلب مى تواند گوياى حقيقت ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 13 - 21،22
21 ـ عبرت گيرى و پندآموزى ، هدفى براى نقل و تحليل تاريخ در قرآن
قد كان لكم . .. انّ فى ذلك لعبرة لاولى الابصار
22 ـ بصيرت ( بينش صحيح ) ، شرط پندگيرى از حوادث تاريخ
قد كان لكم اية . .. انّ فى ذلك لعبرة لاولى الابصار
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 103 - 12،16
12 ـ نقش سازنده يادآورى گذشته ها و عبرت از آن ، در تربيت انسانها
و اذكروا نعمت اللّه عليكم اذ كنتم اعداءً فالّف بين قلوبكم
16 ـ نگرش به تاريخ زمينه ساز تربيت و هدايت انسانها
و اذكروا نعمت اللّه عليكم اذ كنتم اعداءً . .. كذلك يبيّن اللّه لكم اياته لعلّكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 237 - 13
13 ـ نيل به تقوا ، هدف از اعمال خير
و ان تعفوا اقرب للتقوى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 207 - 3
3 ـ بايد رضايت خداوند ، بالاترين هدف ايثارگران در راه خدا باشد .
و من الناس من يشرى نفسه ابتغاء مرضات اللّه
از ستايش خداوند نسبت به گروهى كه با ايثار جان خويش در پى جلب رضايت او هستند، استفاده مى شود كه بايد رضايت خداوند بالاترين هدف باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 35 - 9
9 ـ مقدس بودن هدف ، توجيه كننده وسيله و راه رسيدن به آن نيست .
يأيها الذين ءامنوا اتقوا اللّه و ابتغوا إليه الوسيلة
فرمان به تقوا، قبل از گزينش وسيله تقرب به خدا، به اين نكته اشاره دارد كه مبادا از هر نوع وسيله اى براى تقرب به خدا، كه هدفى مقدس است، كمك جست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 19 - 6
6- حيات اخروى ، حياتى برتر از دنياست و دستيابى به آن ، بايد هدف همه مؤمنان باشد .
من كان يريد العاجلة . .. و من أراد الأخرة ... كان سعيهم مشكورًا
تشكر و قدردانى خداوند از تلاش و كوشش آخرت خواهان در مقابل دنياطلبان، مى تواند گوياى حقيقت ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 189 - 18
18 - به كارگيرى روش صحيح و منطقى در كار ها و انتخاب اسباب درست براى نيل به مقاصد ، فرمان و توصيه خداوند به مسلمانان
ليس البر . .. و أتوا البيوت من أبوبها
جمله «و ليس البر . ..» در بازداشتن مسلمانان از سنت جاهلى (ورود به خانه از پشت آن در مراسم حج) كافى بود. بنابراين جمله «و أوتوا البيوت ...» حاكى از يك دستور كلى و شامل است. در اين جمله مقاصد و آرمانها، به خانه ها و روشهاى رسيدن به آن مقاصد، به دربهاى خانه تشبيه شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 52 - 10
10 ـ نقش سازماندهى و تشكّل در پيشبرد اهداف
فلمّا احسّ . .. قال من انصارى الى اللّه
جمله «قال من انصارى»، بيانگر تلاش عيسى (ع) براى سازماندهى است و طبعاً در پيشبرد هدف نقش داشته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 35 - 9
9 ـ مقدس بودن هدف ، توجيه كننده وسيله و راه رسيدن به آن نيست .
يأيها الذين ءامنوا اتقوا اللّه و ابتغوا إليه الوسيلة
فرمان به تقوا، قبل از گزينش وسيله تقرب به خدا، به اين نكته اشاره دارد كه مبادا از هر نوع وسيله اى براى تقرب به خدا، كه هدفى مقدس است، كمك جست.
هدف و وسيله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 113 - 8
8ـ هدف ، نمى تواند توجيه كننده وسيله باشد .
فاستقم كما أُمرت . .. و لاتطغوا ... و لاتركنوا إلى الذين ظلموا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 60 - 5
5ـ جواز بهره گيرى از فشار هاى اقتصادى براى نيل به مقاصد مشروع
فإن لم تأتونى به فلاكيل لكم عندى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 189 - 18
18 - به كارگيرى روش صحيح و منطقى در كار ها و انتخاب اسباب درست براى نيل به مقاصد ، فرمان و توصيه خداوند به مسلمانان
ليس البر . .. و أتوا البيوت من أبوبها
جمله «و ليس البر . ..» در بازداشتن مسلمانان از سنت جاهلى (ورود به خانه از پشت آن در مراسم حج) كافى بود. بنابراين جمله «و أوتوا البيوت ...» حاكى از يك دستور كلى و شامل است. در اين جمله مقاصد و آرمانها، به خانه ها و روشهاى
رسيدن به آن مقاصد، به دربهاى خانه تشبيه شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 52 - 10
10 ـ نقش سازماندهى و تشكّل در پيشبرد اهداف
فلمّا احسّ . .. قال من انصارى الى اللّه
جمله «قال من انصارى»، بيانگر تلاش عيسى (ع) براى سازماندهى است و طبعاً در پيشبرد هدف نقش داشته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 35 - 9
9 ـ مقدس بودن هدف ، توجيه كننده وسيله و راه رسيدن به آن نيست .
يأيها الذين ءامنوا اتقوا اللّه و ابتغوا إليه الوسيلة
فرمان به تقوا، قبل از گزينش وسيله تقرب به خدا، به اين نكته اشاره دارد كه مبادا از هر نوع وسيله اى براى تقرب به خدا، كه هدفى مقدس است، كمك جست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 22 - 3
3 - هدهد ، مدعى دستيابى به موضوعى خارج از قلمرو اطلاعات سليمان
أحطت بما لم تحط به
«احاطة» در اين جا كنايه از علم آمده است; يعنى، «علمت بما لم تعلم به; به چيزى دست يافتم كه تو به آن دست نيافته اى».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 27 - 1،2
1 - حضرت سليمان ( ع ) ، قضاوت درباره هدهد را به آينده و پس از تحقيق پيرامون ادعا هاى وى موكول كرد .
فقال أحطت بما لم تحط به . .. قال سننظر أصدقت أم كنت من الكـذبين
2 - سليمان ( ع ) ، درصدد بررسى ادعا هاى هدهد درباره سرزمين سبا
قال سننظر أصدقت أم كنت من الكـذبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 28 - 4
4 - هدهد ، موظف به روى برتافتن از درباريان سبا ( پس از افكندن نامه سليمان ) نزد ايشان
ثمّ تولّ عنهم فانظر ماذا يرجعون
«تولّى» (مصدر «تولّ») به معناى روى برتافتن است; يعنى، از آنان روى برتاب و سپس بنگر چه پاسخ مى دهند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 20 - 3
3 - پرسش سليمان از علت ناپيدا بودن هدهد
فقال ما لى لاأرى الهدهد أم كان من الغائبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 22 - 1
1 - حاضر شدن هدهد در نزد سليمان ، پس از درنگى نه چندان طولانى
فمكث غير بعيد فقال
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 22 - 2،3،5
2 - مبادرت هدهد به طرح دليل غيبت خود و ارائه اطلاعات جديد به سليمان ( ع )
فقال أحطت بما لم تحط به
3 - هدهد ، مدعى دستيابى به موضوعى خارج از قلمرو اطلاعات سليمان
أحطت بما لم تحط به
«احاطة» در اين جا كنايه از علم آمده است; يعنى، «علمت بما لم تعلم به; به چيزى دست يافتم كه تو به آن دست نيافته اى».
5 - هدهد ، پيامدار خبرى بزرگ و قطعى از سرزمين « سبا » براى سليمان ( ع )
و جئتك من سبإ بنبإ يقين
«نبأ» به خبر مهم و شنيدنى گفته مى شود; يعنى، «براى تو از سبا خبرى قطعى آورده ام كه بسيار مهم و شنيدنى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 23 - 1
1 - اخبار هدهد از فرمانروايى يك زن بر مردم سرزمين سبا
إنّى وجدت امرأة تملكهم
«مُلْك» (مصدر «تملكهم») به معناى حكومت و فرمانروايى است; يعنى، زنى را يافتم كه بر آنان حكمرانى مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 22 - 2
2 - مبادرت هدهد به طرح دليل غيبت خود و ارائه اطلاعات جديد به سليمان ( ع )
فقال أحطت بما لم تحط به
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 28 - 6
6 - تدبير سليمان در كشف صدق و كذب ادعاى هدهد از طريق به كارگيرى خود وى
قال سننظر أصدقت . .. اذهب بكتـبى هـذا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 27 - 1،2،3
1 - حضرت سليمان ( ع ) ، قضاوت درباره هدهد را به آينده و پس از تحقيق پيرامون ادعا هاى وى موكول كرد .
فقال أحطت بما لم تحط به . .. قال سننظر أصدقت أم كنت من الكـذبين
2 - سليمان ( ع ) ، درصدد بررسى ادعا هاى هدهد درباره سرزمين سبا
قال سننظر أصدقت أم كنت من الكـذبين
3 - ادعا هاى هدهد در رابطه با سرزمين سبا ، امرى شگفت و دور از باور سليمان ( ع )
قال سننظر أصدقت أم كنت من الكـذبين
تعبير «خواهيم ديد كه راست مى گويى يا از دروغ گويانى» پس از بيان تفصيلى هدهد و درس هاى بلند توحيدى وى، مى تواند نشانگر شگفتى و ناباورى سليمان باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 25 - 4
4 - هدهد سپاه سليمان ، داراى شعور عالى و معرفت عميق به آفريدگار جهان
يسجدون للشمس من دون اللّه . .. ألاّيسجدوا للّه الذى يخرج الخبء فى السمـوت و الأر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 28 - 8
8 - هدهد سپاه سليمان ، عنصرى فهيم و قادر به درك زبان سليمان ( ع ) و نيز زبان مردم سبا
اذهب بكتـبى هـذا . .. فانظر ماذا يرجعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 27 - 3
3 - ادعا هاى هدهد در رابطه با سرزمين سبا ، امرى شگفت و دور از باور سليمان ( ع )
قال سننظر أصدقت أم كنت من الكـذبين
تعبير «خواهيم ديد كه راست مى گويى يا از دروغ گويانى» پس از بيان تفصيلى هدهد و درس هاى بلند توحيدى وى، مى تواند نشانگر شگفتى و ناباورى سليمان باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 21 - 8
8 - اعلام سليمان ( ع ) به بخشودن هدهد ، در صورت آوردن دليلى روشن و قابل قبول براى غيبت خود
لأُعذّبنّه . .. أو ليأتينّى بسلطـن مبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 20 - 2
2 - غايب يافتن سليمان هدهد را در صف پرندگان
فقال ما لى لاأرى الهدهد أم كان من الغائبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 21 - 1
1 - تصميم سليمان ( ع ) به مجازات سخت هدهد در صورت عدم ارائه دليلى قابل قبول بر غيبت خويش
لأُعذّبنّه عذابًا شديدًا . .. أو ليأتينّى بسلطـن مبين
«سلطان» به معناى حجت و برهان است و «سلطان مبين»; يعنى، دليل روشن و قانع كننده.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 28 - 1،4،5
1 - مأموريت هدهد از سوى سليمان ، براى بردن نامه وى به جانب ملكه سبا
اذهب بكتـبى هـذا فألقه إليهم
«كتاب» معادل «مكتوب» و به معناى نامه است; يعنى، اين نامه مرا ببر، آن گاه. .. .
4 - هدهد ، موظف به روى برتافتن از درباريان سبا ( پس از افكندن نامه سليمان ) نزد ايشان
ثمّ تولّ عنهم فانظر ماذا يرجعون
«تولّى» (مصدر «تولّ») به معناى روى برتافتن است; يعنى، از آنان روى برتاب و سپس بنگر چه پاسخ مى دهند.
5 - مأموريت هدهد براى مشاهده بازتاب نامه سليمان در ميان درباريان سبا و شنود كردن سخنان ايشان .
ثمّ تولّ عنهم فانظر ماذا يرجعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 28 - 1،2،4
1 - مأموريت هدهد از سوى سليمان ، براى بردن نامه وى به جانب ملكه سبا
اذهب بكتـبى هـذا فألقه إليهم
«كتاب» معادل «مكتوب» و به معناى نامه است; يعنى، اين نامه مرا ببر، آن گاه. .. .
2 - افكندن نامه به محلّ تجمع ملكه و درباريان سبا ، مأموريت هدهد از جانب سليمان ( ع )
اذهب بكتـبى هـذا فألقه إليهم
«ها» ساكن در «ألقه» ها سكت و «إلقاء» (مصدر «ألق») به معناى افكندن است; يعنى، آن گاه [نامه را] به سوى آنان بيفكن.
4 - هدهد ، موظف به روى برتافتن از درباريان سبا ( پس از افكندن نامه سليمان ) نزد ايشان
ثمّ تولّ عنهم فانظر ماذا يرجعون
«تولّى» (مصدر «تولّ») به معناى روى برتافتن است; يعنى، از آنان روى برتاب و سپس بنگر چه پاسخ مى دهند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 20 - 4،9
4 - هدهد ، از اعضاى سپاهيان سليمان
و حشر لسليمن جنوده. .. فقال ما لى لاأرى الهدهد
9 - در مجمع البيان آمده است : « و اختلف فى سبب تفقده الهدهد فقيل إنّه احتاج إليه فى سفره ليدله على الماء قال أبوحنيفة لأبى عبداللّه ( ع ) كيف تفقّد سليمان الهدهد من بين الطير ؟ قال : لأنّ الهدهد يرى الماء فى بطن الأرض كمايرى أحدكم الدهن فى القارورة ;
در انگيزه سؤال سليمان از غيبت هدهد اختلاف شده است: بعضى گفته اند: سليمان در سفرش نياز به هدهد داشت تا وى را به وجود آب راهنمايى كند. [مجمع مى افزايد ]كه ابوحنيفه از امام صادق(ع) سؤال كرد: چرا سليمان از ميان پرندگان سراغ هدهد را گرفت؟ فرمود: براى اين كه هدهد آب را در دل زمين مى بيند، همان گونه كه فردى از شما روغن را در ظرف بلورين
مى بيند...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 21 - 7
7 - مسؤوليت مهم هدهد در سپاه سليمان ( ع )
أم كان من الغائبين . لاُعذّبنّه عذابًا شديدًا أو لأاْذبحنّه
احتمال مى رود در نظر گرفتن مجازات سخت براى تخلف هدهد، از آن جهت باشد كه وى داراى مسؤوليتى مهم بود و نمى بايست پست خود را ترك مى كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 22 - 5
5 - هدهد ، پيامدار خبرى بزرگ و قطعى از سرزمين « سبا » براى سليمان ( ع )
و جئتك من سبإ بنبإ يقين
«نبأ» به خبر مهم و شنيدنى گفته مى شود; يعنى، «براى تو از سبا خبرى قطعى آورده ام كه بسيار مهم و شنيدنى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 22 - 1،2،3،5
1 - حاضر شدن هدهد در نزد سليمان ، پس از درنگى نه چندان طولانى
فمكث غير بعيد فقال
2 - مبادرت هدهد به طرح دليل غيبت خود و ارائه اطلاعات جديد به سليمان ( ع )
فقال أحطت بما لم تحط به
3 - هدهد ، مدعى دستيابى به موضوعى خارج از قلمرو اطلاعات سليمان
أحطت بما لم تحط به
«احاطة» در اين جا كنايه از علم آمده است; يعنى، «علمت بما لم تعلم به; به چيزى دست يافتم كه تو به آن دست نيافته اى».
5 - هدهد ، پيامدار خبرى بزرگ و قطعى از سرزمين « سبا » براى سليمان ( ع )
و جئتك من سبإ بنبإ يقين
«نبأ» به خبر مهم و شنيدنى گفته مى شود; يعنى، «براى تو از سبا خبرى قطعى آورده ام كه بسيار مهم و شنيدنى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 36 - 2
2 - امكانات اعطا شده از جانب خداوند ، بسى بهتر و ارزشمندتر از امكانات داده شده از سوى بشر
فما ءاتين اللّه خير ممّا ءاتيكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 36 - 4
4 - بى اعتنايى سليمان ( ع ) نسبت به هداياى ملكه سبا و اظهار بى نيازى از آن
قال أتمدّونن بمال
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 37 - 1
1 - رد هديه ملكه سبا از سوى سليمان ( ع ) و فرمان وى مبنى بر بازگشت سفير به سوى بلقيس با پيام جنگ
ارجع إليهم فلنأتينّهم بجنود
سياق آيات نشانگر اين نكته است كه سليمان(ع) هديه را نپذيرفت و به آنان برگرداند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 38 - 3
3 - عزم ملكه سبا بر تسليم شدن در برابر سليمان ( ع ) ، پس از رد هداياى وى
قبل أن يأتونى مسلمين
از سخنان سليمان و تعبير «قبل أن يأتونى مسلمين» استفاده مى شود كه بلقيس مصمم بر تسليم شده بود و سليمان از قبل آن را مى دانست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 36 - 5
5 - هديه ملكه سبا ، هديه اى چشمگير و پرب ها بود .
قال أتمدّونن بمال
از تعبير «أتمدّونن بمال» استفاده مى شود كه هديه، فى نفسه داراى جاذبه كافى براى هر پادشاه مقتدرى بوده است; اما در چشم سليمان پيامبر(ع) جايى نداشته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 35 - 2
2 - هدف بلقيس از ارسال هديه براى سليمان ( ع ) ، آزمون وى و مشاهده بازتاب آن بود .
و إنّى مرسلة إليهم بهديّة فناظرة بِمَ يرجع المرسلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 21 - 11
11ـ « سئل أبوعبدالله ( ع ) عن قوله تعالى : « الذين يصلون ما أمر الله به أن يوصل » قال : هو صلة الإمام فى كل سنة بما قل أو كثر ثم قال أبوعبدالله ( ع ) : و ما اريد بذلك إلاّ تزكيتكم ;
از امام صادق(ع) درباره سخن خداى تعالى: «الذين يصلون ما أمر الله به أن يوصل» سؤال شد، آن حضرت فرمود: آن، عطيّه دادن به امام است در هر سال با چيزى، كم باشد يا زياد، سپس امام صادق(ع) فرمود: من با گرفتن اين عطيّه فقط مى خواهم شما را پاك كنم».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 35 - 1،2،4
1 - تدبير ملكه سبا در فرستادن هديه اى بزرگ براى سليمان ( ع )
و إنّى مرسلة إليهم بهديّة
بزرگى هديه از نكره آمدن آن استفاده مى شود.
2 - هدف بلقيس از ارسال هديه براى سليمان ( ع ) ، آزمون وى و مشاهده بازتاب آن بود .
و إنّى مرسلة إليهم بهديّة فناظرة بِمَ يرجع المرسلون
4 - همراهى هيأتى از فرستادگان بلقيس با هديه او به سوى سليمان ( ع )
فناظرة بِمَ يرجع المرسلون
تعبير «مرسلون» با صيغه جمع، نشان دهنده رفتن هيأتى از نمايندگان همراه هديه او به سوى سليمان(ع) است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 36 - 1،4
1 - حضور سفير ملكه سبا همراه با هدايا در نزد سليمان ( ع )
فلمّا جاء سليمـن
از تعبير «جاء» به صورت مفرد، استفاده مى شود كه تنها يكى از نمايندگان بلقيس (با اين كه آنان متعدد بودند) براى تقديم هدايا به دربار سليمان(ع) باريافت. گفتنى است كه جمله «ارجع إليهم» ـ كه خطاب به يك فرد است ـ مطلب فوق را تأييد مى كند. بنابراين احتمال اين كه مراد از ضمير «جاء» مال باشد ـ چنان كه برخى از مفسران گفته اند ـ تضعيف مى شود.
4 - بى اعتنايى سليمان ( ع ) نسبت به هداياى ملكه سبا و اظهار بى نيازى از آن
قال أتمدّونن بمال
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 27 - 2
2 ـ هر يك از هابيل و قابيل هديه اى را به رسم تقرب به پيشگاه خداوند تقديم كردند .
اذ قربا قرباناً
«قربان» هر عمل نيكى است كه با آن تقرب به خداوند قصد شود. (مجمع البيان)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 35 - 1،4
1 - تدبير ملكه سبا در فرستادن هديه اى بزرگ براى سليمان ( ع )
و إنّى مرسلة إليهم بهديّة
بزرگى هديه از نكره آمدن آن استفاده مى شود.
4 - همراهى هيأتى از فرستادگان بلقيس با هديه او به سوى سليمان ( ع )
فناظرة بِمَ يرجع المرسلون
تعبير «مرسلون» با صيغه جمع، نشان دهنده رفتن هيأتى از نمايندگان همراه هديه او به سوى سليمان(ع) است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 27 - 2
2 ـ هر يك از هابيل و قابيل هديه اى را به رسم تقرب به پيشگاه خداوند تقديم كردند .
اذ قربا قرباناً
«قربان» هر عمل نيكى است كه با آن تقرب به خداوند قصد شود. (مجمع البيان)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 16 - 8
8 ـ هشدار تهديدآميز خداوند به عناصر سست ايمان ، نسبت به همراز شدن با بيگانگان و در ميان نهادن اسرار مسلمانان با آنان
أم حسبتم أن تتركوا و لما يعلم اللّه الذين . .. و لم يتخذوا من دون اللّه و لا رسو
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 126 - 9
9 ـ آدمى همواره نيازمند تذكر و هشدار است.
قد فصلنا الأيت لقوم يذكرون
«يذكرون» صيغه مضارع و معنى تجدد و استمرار دارد. ستوده شدن متذكران با اين بيان اشاره اى ظريف به اين نكته دارد كه آدمى همواره نيازمند متذكر شدن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 39 - 9
9- انسان ، همواره در معرض ابتلا به شرك و نيازمند به هشدار است . *
لاتجعل مع الله إلـهًاءاخر . .. و قضى ربّك ألاّتعبدوا إلاّ إيّاه ... لاتجعل مع ال
تأكيد بر پرهيز از شرك در اين مجموعه آيات (آيه 22 ـ 38) كه درباره مباحث مختلف خانوادگى و اجتماعى است بيانگر اين نكته است كه احتمال لغزش انسانها زياد است و بايد به آنها توجه داده شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 33 - 11
11- مؤمنان ، در معرض لغزش و نيازمند تذكّر و هشدار مكرّر
يأيّها الذين ءامنوا أطيعوا اللّه و أطيعوا الرسول و لا تبطلوا أعمـلكم
از تكرار «أطيعوا» و نهى «لاتبطلوا» در مورد مؤمنان، مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - تين - 95 - 7 - 6
6 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، دعوت كننده مردم به دين و هشداردهنده آنان ، به روز جزا است .
فما يكذّبك بعد بالدين
برداشت ياد شده، بر دو پيش فرض استوار است: 1. مخاطب آيه شريفه پيامبر(صلی الله علیه و آله) باشد; 2. كلمه «دين» در هر دو معناى «شريعت» و «جزا» استعمال شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 127 - 5،7
5 ـ روآوردن موسى ( ع ) و قومش به فسادگرى عليه نظام فرعونى ، هشدار اشرافيان به فرعون
أتذر موسى و قومه ليفسدوا فى الأرض
«لام» در «ليفسدوا» در اصطلاح اهل ادب لام عاقبت مى باشد. بنابراين مقصود اشراف از جمله «أتذر ... » اين است كه ترك مجازات موسى(ع) و قومش به فسادگرى آنان مى انجامد. قابل ذكر است كه مراد از فسادگرى، به قرينه «و يذرك و ءالهتك»، شورش كردن عليه نظام فرعونى است.
7 ـ اشرافيان دربار ، سركوب نشدن موسى ( ع ) را مايه انزواى فرعون و ترك پرستش خدايان وى دانسته و آن را به فرعون گوشزد كردند .
أتذر موسى و قومه . .. و يذرك و ءالهتك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - سجده - 32 - 21 - 1
1 - وجود برخى بلا هاى حتمى دنيوى از سوى خداوند ، براى تنبيه و هشدار به فاسقان است .
و لنذيقنّهم من العذاب الأدنى دون العذاب الأكبر لعلّهم يرجعون
در اين كه مراد از «عذاب الأدنى» چيست، اقوال گوناگونى گفته شده است از جمله آنها اين است كه منظور، عذاب هاى دنيوى، مانند بلاها و بيمارى ها و. .. است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 35 - 13
13 ـ هشدار خداوند به آدم ( ع ) و حوا به اين كه در صورت تناول از شجره ممنوعه ، از ستمكاران خواهند شد .
و لاتقربا هذه الشجرة فتكونا من الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 19 - 5
5 ـ هشدار خداوند به آدم و حوا كه در صورت خوردن از شجره نهى شده از ستمكاران خواهند بود.
و لا تقربا هذه الشجرة فتكونا من الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 22 - 14،16
14 ـ هشدار و تذكر پيشاپيش خداوند به آدم و حوا، در مورد دشمنى آشكار شيطان با آنان
و أقل لكما إن الشيطن لكما عدو مبين
16 ـ آدم و حوا، على رغم هشدار شديد خداوند به دشمنى شيطان با آنان، سخنان وى را پذيرفتند.
فدليهما بغرور فلما ذاقا الشجرة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 119 - 3
3 - دشوارى تأمين نياز هاى اوليه انسان ( غذا ، پوشاك ، آب و مسكن ) در بيرون بهشت ، از هشدار هاى خداوند به آدم ( ع )
فتشقى . إنّ لك ألاّتجوع فيها و لاتعرى . و إنّك ... لاتضحى
«أنّك» عطف بر «ألاّتجوع» است و جمله «إنّ لك. ..» تفسير براى «فتشقى» مى باشد. نفى گرسنگى، برهنگى، آفتاب زدگى و تشنگى، به منظور اشاره به سختى هايى است كه آدم(ع) در صورت اخراج از بهشت به آن گرفتار مى شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 121 - 4
4 - آدم و حوا ( ع ) ، على رغم هشدار شديد خداوند به دشمنى شيطان با آنان ، تحت تأثير سخنان او قرار گرفتند .
إنّ هـذا عدوّ لك و لزوجك . .. فأكلا منها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 101 - 4
4 ـ بيان سرنوشت شوم تكذيب كنندگان انبيا ( ع ) براى هشدار و تذكار آيندگان ، از روش هاى هدايتى قرآن
تلك القرى نقص عليك من أنبائها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 80 - 9
9 ـ قوم ابراهيم در مقابله با ادله توحيدى آن حضرت، او را به آسيب ديدن از جانب بتها بيم دادند.
و لا أخاف ما تشركون به
جمله «لا أخاف» ـ كه پاسخ حضرت ابراهيم(ع) به تهديد مشركان است ـ قرينه بر وقوع تهديد از جانب آنهاست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 10 - 11
11 ـ هشدار خداوند به استهزاكنندگان معارف و اديان الهى
و لقد استهزىء برسل من قبلك فحاق بالذين سخروا منهم ما كانوا به يستهزءون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 10 - 10
10 ـ هشدار خداوند به استهزاكنندگان پيامبر(صلی الله علیه و آله)
و لقد استهزىء برسل من قبلك فحاق بالذين سخروا منهم ما كانوا به يستهزءون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 56 - 2
2 - بيان فرجام فرعونيان ، هشدارى به مستكبران و اشراف مشرك مكه
فجعلنـهم سلفًا و مثلاً للأخرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 148 - 12
12 ـ هشدار و تهديد خداوند به افشا كنندگان عيوب مردم و هتك كنندگان حرمت آنان
لايحب اللّه الجهر بالسوء . .. و كان اللّه سميعاً عليماً
توصيف خداوند به شنوايى و آگاهى، پس از بيان اوامر و نواهى، غالباً براى تهديد به كيفر و عقاب آورده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 43 - 5
5 - افول پذيرى تمدن ها ، هشدارى است به ملت هاى مغرور و غافل از خدا .
ثمّ أنشأنا من بعدهم قرونًا ءاخرين . ما تسبق من أُمّة أجلها و ما يستئخرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 43 - 5
5 - افول پذيرى تمدن ها ، هشدارى است به ملت هاى مغرور و غافل از خدا .
ثمّ أنشأنا من بعدهم قرونًا ءاخرين . ما تسبق من أُمّة أجلها و ما يستئخرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 88 - 6
6 ـ پيامبران و رهنوردان صراط مستقيم نيز اگر شرك بورزند، اعمال آنان تباه و فاسد مى شود.
ذلك هدى الله يهدى . .. و لو أشركوا لحبط عنهم ما كانوا يعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 65 - 1
1 - هشدار خداوند به يكايك پيامبران در باره گرايش پيدا كردن به شرك و پرستش غير او
و لقد أُوحى إليك و إلى الذين من قبلك لئن أشركت ليحبطنّ عملك
مفرد آمدن خطاب در «أشركت» و «عملك» ـ با آن كه همه پيامبران مخاطب وحى الهى بودند ـ مى رساند كه اين وحى به يكايك پيامبران به طور جداگانه و مستقل، ابلاغ شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 191 - 32
32 ـ همه انسان ها در خطر گرفتارى به آتش دوزخ
لايات لاولى الالباب . .. فقنا عذاب النّار
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 108 - 11
11 ـ هشدار خداوند به انسان در مورد اعمال و كار هاى ناشايست نهانى او
اذ يبيتون . .. و كان اللّه بما يعملون محيطاً
از مصاديق مورد نظر براى «مايعلمون»، به قرينه جمله «اذ يبيتون»، اعمال پنهانى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 10 - 4
4 ـ انذار و تهديد ، از روش هاى قرآن براى بازداشتن انسان ها از كفر و انكار حقايق و تكذيب آيات الهى
و الذين كفروا و كذبوا بايتنا أولئك اصحب الجحيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 105 - 5
5 ـ انسان همواره بر سر دو راهى هدايت و گمراهى
عليكم انفسكم لايضركم من ضل إذا اهتديتم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 60 - 15
15 ـ آگاهى خداوند بر كردارهاى آدمى، هشدارى به او در مورد عملكردش و پيامدهاى آن
ثم ينبئكم بما كنتم تعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 128 - 10
10 ـ آدميان بايد در برابر وسوسه هاى جنيان و اغواگرى آنها هشيار بوده و از خود حراست كنند.
يمعشر الجن قد استكثرتم من الإنس
خبر دادن خداوند از سيطره و عملكرد جنيان، هشدارى به آدميان است تا دشمن خويش را بشناسند و تدابير لازم را در برابر او به كار برند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 94 - 17
17 ـ توجه انسان به بازگشت قهرى خود به سوى خداوند آگاه ، هشدارى است براى او .
ثم تردون إلى . .. فينبئكم بما كنتم تعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 19 - 2
2- هشدار خداوند به انسان ها نسبت به برخوردشان در برابر نعمت هاى فراوان او
و إن تعدوا نعمة الله لاتحصوها . .. و الله يعلم ما تسرّون و ما تعلنون
احتمال دارد مراد از بيان علم خداوند به نهان و آشكار انسانها در آيه، نكته ياد شده باشد; به دليل اينكه پس از بيان قابل شمارش نبودن نعمتهاى خداوند، خطاب به انسانها گفته مى شود: خدا از نهان و آشكار شما خبر دارد; يعنى، آنچه كه درباره نعمتهاى خدا اظهار مى كنيد و يا مخفى داريد از خدا پنهان نيست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 14 - 18
18 - هشدار الهى به انسان ها ، درباره تصييع حقوق والدين
أن اشكرلى و لولديك إلىّ المصير
جمله «إلىّ المصير» پس از توصيه به رعايت حال والدين و فرمان به سپاسگزارى از آنها، ناظر به اين نكته است كه انسان ها، در صورت رعايت نكردن توصيه و فرمان ياد شده، مورد بازخواست قرار خواهند گرفت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 15 - 15
15 - خداوند به انسان ها درباره لغزش در عقيده و رفتار ناصحيح با والدين ، هشدار مى دهد .
و إن جـهداك على أن تشرك بى . .. فلاتطعهما و صاحبهما فى الدنيا معروفًا و اتّبع سب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 26 - 3
3 - توجه به ناپايدارى زندگى دنيايى ، هشدارى به انسان ها در فريفته نشدن به آن
كلّ من عليها فان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 41 - 7
7 ـ پرهيز از پيوستن به ستمكاران و گرفتار شدن به كيفر آنان، هشدار خداوند به تمامى انسانها
و كذلك نجزى الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 74 - 10
10 ـ همه انسان ها ، حتى مؤمنان حقيقى ، از خطا و گناه مصون نيستند و نيازمند مغفرت الهى هستند .
أولئك هم المؤمنون حقا لهم مغفرة و رزق كريم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 105 - 6
6 ـ هشدار خداوند به انسان ها ، براى مراقبت از اعمال و حركات نهان و آشكار خويش و سرباز نزدن از فرمان هاى او در خفا و علن
و ستردون إلى علم الغيب و الشهدة فينبئكم بما كنتم تعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 62 - 3
3 - هشدار خداوند به فرزندان آدم ، درباره وسوسه هاى گمراه كننده شيطان
ألم أعهد إليكم يـبنى ءادم أن لاتعبدوا الشيطـن . .. و لقد أضلّ منكم جبلاًّ كثيرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تغابن - 64 - 2 - 10
10 - هشدار خداوند به انسان ها ، درباره رفتار و كردار هاى خويش
و اللّه بما تعملون بصير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نازعات - 79 - 25 - 5
5 - هلاكت فرعون ، هشدارى به مردم در امور دنيا و آخرت آنان بود .
فأخذه اللّه نكال الأخرة و الأولى
اضافه «نكال الأخرة. ..» ممكن است اضافه لاميه باشد; يعنى، هلاكت فرعون براى ديگران، هم نسبت به دنياى آنان و هم نسبت به آخرتشان مايه عبرت بود. در اين صورت، مراد از «أخذه اللّه» هلاكت فرعون و غرق شدن او است كه براى ديگران نكال آخرت و دنيابود; زيرا از طرفى به فرجام تكذيب پيامبران و گناه و انكار ربوبيت خداوند پى مى برند ـ كه امورى مربوط به آخرت است ـ و از طرفى دنيا را ناپايدار، حتى براى امثال فرعون مى بينند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 47 - 10،15
10 ـ هشدار خداوند به اهل كتاب ، در مورد مسخ انسانيّت آنان در صورت ايمان نياوردن به قرآن
امنوا . .. من قبل ان نطمس وجوهاً فنردّها على ادبارها او نلعنهم
«طمس» به معناى نابود كردن اثر چيزى است، و «وجه» به معناى صورت مى باشد. مراد از «وجوه» نيز به دليل برگشت ضمير «هم» به آن، افراد انسان است ; البته به لحاظ شخصيّت انسانى آنان و نه به لحاظ جسم ايشان.
15 ـ هشدار خداوند به اهل كتاب در مورد گرفتارى آنان به لعن الهى در صورت كفر به قرآن
يا ايها الذين اوتوا الكتب . .. او نلعنهم كما لعنّا اصحاب السَّبت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 61 - 9
9 ـ اهل كتاب مورد تهديد و هشدار خداوند به خاطر برخورد منافقانه آنان با مسلمانان
و اللّه اعلم بما كانوا يكتمون
هدف از بيان آگاهى كامل خدا به اسرار پليد گروهى از اهل كتاب، مى تواند تهديد آنان به رسوايى در دنيا و عذاب الهى در آخرت باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 89 - 4
4ـ شعيب ( ع ) كفرپيشگان ستيزه جوى قومش را به مبتلا شدن سرنوشتى همانند سرنوشت برخى از جوامع هلاك شده پيشين هشدار داد .
و يـقوم لايجرمنّكم شقاقى أن يصيبكم مثل ما أصاب قوم نوح أو قوم هود
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 92 - 9
9ـ شعيب ( ع ) مردم مدين را به حسابرسى خداوند و مجازات هاى او هشدار داد .
إن ربى بما تعملون محيط
چنان چه مقصود از احاطه خداوند بر اعمال بندگان ، آگاهى او بر اعمال باشد ، جمله «إن ربى . ..» كنايه از حسابرسى و كيفردهى مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 41 - 1
1- مرد مؤمن به ثروت مند مغرور در مورد امكان به زمين فرو رفتن آب هاى جارى در باغ و كشت زار او و خشكيدن آن با عذاب الهى هشدار داد .
أو يصبح ماؤها غورًا
«غور» مصدر و در معناى «غائر» (فرورونده) به كار رفته است، استعمال مصدر به معناى اسم فاعل در لغت عرب از شيوه هاى مبالغه است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 119 - 18
18 ـ هشدار خداوند به تجاوزگران به محدوده شرايع و احكام الهى و بدعتگذاران در دين
إن ربك هو أعلم بالمعتدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 66 - 15
15ـ يعقوب ( ع ) فرزندانش را به مجازات هاى الهى در صورت شكستن سوگند و پيمانشان ، هشدار داد .
قال الله على ما نقول وكيل
سياق آيه دلالت دارد كه غرض يعقوب(ع) از وكيل قرار دادن خداوند و توجه دادن فرزندانش به وكالت او ، هشدار دادن آنان به مجازات الهى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 60 - 17
17 - خداوند ، بنى اسرائيل را از فسادگرى در سراسر پهنه گيتى بر حذر داشت .
و لاتعثوا فى الأرض مفسدين
«عثو» (مصدر لاتعثوا) به معناى فسادگرى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 65 - 5
5 - بنى اسرائيل در خطر گرفتار آمدن به عذاب هاى دنيوى ( ذليل گشتن ، مطرود شدن و . . . ) در صورت ايمان نياوردن به قرآن و انجام ندادن اعمال صالح
و لقد علمتم الذين اعتدوا منكم فى السبت فقلنا لهم كونوا قردة خسئين
در آيات گذشته (از 41 تا 45 و نيز آيه 62) خداوند بنى اسرائيل را به ايمان و تصديق قرآن و انجام اعمال صالح دعوت كرد و در آيه مورد بحث سرگذشت شوم اسحاب سبت را يادآور شد تا هشدارى باشد به آنها كه مبادا با سرپيچى از دعوت خدا و فرمانهاى او، به سرنوشتى همانند اصحاب سبت گرفتار آيند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 12 - 6
6 ـ تهديد خداوند به بنى اسرائيل در مورد شكستن پيمان الهى و ترغيب آنان به وفادارى و تعهد
لقد اخذ اللّه ميثق بنى اسرءيل . .. و قال اللّه انى معكم
بنابر اينكه معيت در آيه مورد بحث، كنايه از علم و قدرت باشد. يعنى خداوند به شما و اعمالتان كاملا آگاه است ; اگر به ميثاق پايبند بوديد به شما پاداش مى دهد واگر تخلف كرديد مجازات مى شويد و در هر حال مقهور خداوند هستيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 71 - 24
24 ـ هشدار خداوند به بنى اسرائيلِ زمان پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، نسبت به تكرار رفتار پيشينيان خويش ( نقض ميثاق ـ تكذيب و قتل انبيا )
لقد اخذنا ميثق بنى اسرءيل . .. و اللّه بصير بماتعملون
فعل مضارع «يعملون» ـ على رغم ماضى آوردن فعل هاى گذشته «حسبوا»، «عموا و صموا» ـ، مى رساند كه جمله «و اللّه بصير . ..» ناظر بر بنى اسرائيل زمان پيامبر(صلی الله علیه و آله) نيز مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 72 - 18
18 ـ هشدار مسيح ( ع ) به بنى اسرائيل در مورد فرجام ناميمون شرك
قال المسيح . .. انه من يشرك باللّه فقد حرم اللّه عليه الجنة
ظاهراً جمله «انه من يشرك . ..» گفتار حضرت مسيح(ع) مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 129 - 13
13 ـ آزمايش بنى اسرائيل از سوى خدا پس از دستيابى آنان به حكومت و قدرت ، هشدار موسى ( ع ) به آنان
فينظر كيف تعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 146 - 18
18 ـ خداوند به قوم موسى هشدار داد كه در صورت ادامه مخالفت با راه رشد و تعالى و پيمودن راه ضلالت ، ايشان را از درك معارف تورات محروم خواهد ساخت .
و أمر قومك يأخذوا بأحسنها . .. إن يروا كل ءاية لايؤمنوا بها ... سبيلا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 90 - 3
3 - فتنه و امتحان بودن گوساله زرين سامرى ، از جمله هشدارهايى كه هارون به بنى اسرائيل داده بود .
و لقد قال لهم هرون . .. إنّما فتنتم به
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 81 - 15
15 ـ سوزنده تر بودن آتش دوزخ از گرمى هواى دنيا ، هشدارى شديد به تخلف كنندگان از جهاد به بهانه گرمى هوا
قل نار جهنم أشد حراً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 1 - 20
20 ـ هشدار خداوند به مردمان بى تقوا و قاطع رحم
و اتّقوا اللّه . .. و الارحام انّ اللّه كان عليكم رقيباً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 4 - 29
29 ـ هشدار و تهديد خداوند نسبت به كسانى كه تقوا را رعايت نكنند و پرهيزگار نباشند .
و اتقوا اللّه إنّ اللّه سريع الحساب
جمله «ان اللّه . ..» در مقام تهديد بى تقوايان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 60 - 4
4 - هشدار شديد خداوند ، به افراد بيماردل مدينه ، براى پايان دادن به كار هاى خلاف شان
لئن لم ينته . .. و الذين فى قلوبهم مرض ... لنغرينّك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 52 - 4
4- بى نتيجه بودن كمك خواهى مشركان از معبودان خويش ، هشدار خداوند به اهل شرك و پذيرندگان ولايت شياطين است .
و يوم يقول نادوا شركاءى . .. فلم يستجيبوا لهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 22 - 3
3- هشدار خداوند به مؤمنان روى گردان از جهاد ، نسبت به سقوط در دام فساد و بريدن از خويشاوندان
فهل عسيتم إن تولّيتم أن تفسدوا فى الأرض و تقطّعوا أرحامكم
برداشت بالا بنابر اين نكته است كه مخاطب «إن تولّيتم»، بيماردلانى باشند كه در برابر فرمان جهاد سستى كرده و خداوند با تذكر و هشدار، آنان را به تسليم در برابر فرمان هاى خويش دعوت كرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 10 - 8
8 - تنهايى و بى پناهى در قيامت ، هشدارى به مال اندوزان و قدرت مداران
و لايغنى عنهم ما كسبوا شيـًا و لا ما اتّخذوا من دون اللّه أولياء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 35 - 9
9- ثروت مندان و قدرت مندان ، در خطر پندار جاودانگى نعمت ها در دنيايند .
أنا أكثر منك مالاً . .. قال ما أظنّ أن تبيد هذه أبدًا
داستان مذكور در آيه، چه واقعى باشد و چه سمبليك، بيان خصلت هاى آدمى و واكنش هاى او در شرايط مختلف است. از جمله اين خصلت ها آن است كه وقتى در اوج رفاه قرار گيرد و اموال خود را در اطراف خود مشاهده كند، چنين مى پندارد كه نعمت هاى اطراف او جاودانه هستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 81 - 3
3 - فرجام شوم قارون ، درس عبرتى است براى همه ثروتمندان مغرور و طغيانگر .
إنّ قارون . .. فبغى عليهم ... فخسفنا به و بداره الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 30 - 3
3 - افزايش مداوم عذاب ، هشدار خداوند به جهنميان
فلن نزيدكم إلاّ عذابًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ليل - 92 - 14 - 4
4 - تعهّد خداوند به هدايت انسان ها ، دليل هشدار هاى او به آنان درباره خطر گرفتارى به آتش جهنم است .
إنّ علينا للهدى . .. فأنذرتكم نارًا تلظّى
حرف «فاء» در «فأنذرتكم»، آن را بر «إنّ علينا للهدى» تفريع كرده است; يعنى، حال كه هدايت بر عهده ما است، پس انذار كرده و بيم مى دهيم.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 129 - 11
11 ـ خداوند ، ناظر بر چگونگى رفتار و كردار حكومت مداران
و يستخلفكم فى الأرض فينظر كيف تعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 28 - 3
3 - بسيارى از آيات قرآن ، هشدار دهنده مردم درباره معاد و حسابرسى در قيامت است .
لايرجون حسابًا . و كذّبوا بـايـتنا كذّابًا
جمع بودن «آيات» بر نكته ياد شده دلالت دارد. به قرينه كلمه «حساباً» ـ در آيه قبل ـ موضوع حسابرسى در مجموعه آن آيات مطرح شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 10 - 6
6 - تاريخ گذشتگان و سرگذشت مبارزه رسولان الهى ، تسكينى براى رهبران دينى و هشدارى به حق ستيزان
لعلّك بـخع نفسك . .. و إذ نادى ربّك موسى أن ائت القوم الظـلمين
پرداختن به سرگذشت موسى و فرعون و فرجام بدِ فرعونيان، پس از بيان موضع گيرى حق ستيزانه مشركان با پيامبراكرم(صلی الله علیه و آله)، دربردارنده دلدارى به پيامبر(صلی الله علیه و آله)است و نيز هشدارى به كافران است كه از عاقبت بدِ فرعونيان درس بگيرند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 67 - 6
6 - انتقام الهى از فرعونيان ، هشدارى جدّى به همه كفرپيشگان حق ستيز است .
إنّ فى ذلك لأية و ما كان أكثرهم مؤمنين
با توجه به لحن تهديد آميز اين آيه و بيان اين كه علت انتقام گرفتن خداوند از فرعونيان، اين بود كه بيشتر آنان از پذيرفتن ايمان امتناع ورزيدند، برداشت ياد شده به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 121 - 6
6 - فرجام هلاكت بار قوم نوح ، هشدارى جدى به همه حق ستيزان
إنّ فى ذلك لأية
با توجه به لحن تهديدآميز اين آيه و بيان اين كه علت انتقام گرفتن خداوند از قوم نوح، اين بوده كه بيشتر آنان پذيراى ايمان نبودند، برداشت ياد شده به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 139 - 10
10 - سرنوشت شوم قوم عاد ، هشدارى جدى به همه حق ستيزان
إنّ فى ذلك لأية
لحن تهديدآميز آيه و بيان اين كه علت انتقام گرفتن خداوند از عاديان، اين مطلب بود كه بيشتر آنان از پذيرش ايمان سرباز زدند، بيانگر برداشت ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 158 - 8
8 - فرجام هلاكت بار ثموديان ، هشدارى جدى به همه حق ستيزان
فأخذهم العذاب إنّ فى ذلك لأية
با توجه به لحن تهديدآميز آيه و بيان اين كه علت انتقام گرفتن خداوند از ثموديان، اين بود كه بيشتر آنان پذيراى ايمان نبودند (و ما كان أكثرهم مؤمنين)، برداشت ياد شده به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 174 - 5
5 - فرجام هلاكت بار قوم لوط ، هشدارى جدى است به همه حق ستيزان .
ثمّ دمّرنا الأخرين . .. و ما كان أكثرهم مؤمنين
با توجه به لحن تهديدآميز آيه و بيان اين كه علت انتقام گرفتن خداوند از قوم لوط، اين بود كه بيشتر آنان پذيراى ايمان نبودند رساننده مطلب ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 190 - 6
6 - انتقام الهى از مردم « ايكه » ، هشدارى جدى به همه كفرپيشگان و حق ستيزان است .
و ما كان أكثرهم مؤمنين
با توجه به لحن تهديدآميز اين آيه و بيان اين كه علت انتقام گرفتن خداوند از مردم ايكه، اين بود كه بيشتر آنان از پذيرش حق سرباز زدند; برداشت ياد شده به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 74 - 7
7 - علم خداوند ، به آشكار و نهان آدميان ، هشدارى است به حق ستيزان .
و إنّ ربّك ليعلم ما تكنّ صدورهم و ما يعلنون
با توجه به بُعد هشدارى و تهديدى آيات پيشين، تذكر دادن به علم خداوند مى تواند هشدار ديگرى به مجرمان و حق ستيزان باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 20 - 4
4ـ قيامت ، روز تحقّق هشدار ها و انذار هاى الهى براى كافران و حق ستيزان
و نفخ فى الصور ذلك يوم الوعيد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 36 - 2
2 - فرجام هلاكت بار امت هاى كفرپيشه تاريخ ، به رغم شوكت مندى آنان ، هشدارى به همه ملت هاى حق ستيز
و كم أهلكنا قبلهم من قرن هم أشدّ منهم بطشًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 110 - 2
2- كافران و مشركان حق ناپذير ، به عذاب و كيفر الهى تهديد شدند .
إنّه يعلم الجهر من القول و يعلم ماتكتمون
تذكر به اين كه خداوند به سخنان آشكار و توطئه ها و اسرار مشركان و كافران آگاه است، در حقيقت تهديد آنان و هشدارى به كيفر و عذاب شدن آنان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 27 - 3
3- تذكر به هلاكت اقوامى كافر در اطراف مكه ، هشدارى به مكيان حق ناپذير
و لقد أهلكنا ما حولكم من القرى
مخاطب «كم» مشركان مكه اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 35 - 13
13 ـ هشدار خداوند به آدم ( ع ) و حوا به اين كه در صورت تناول از شجره ممنوعه ، از ستمكاران خواهند شد .
و لاتقربا هذه الشجرة فتكونا من الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 19 - 5
5 ـ هشدار خداوند به آدم و حوا كه در صورت خوردن از شجره نهى شده از ستمكاران خواهند بود.
و لا تقربا هذه الشجرة فتكونا من الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 22 - 14،16
14 ـ هشدار و تذكر پيشاپيش خداوند به آدم و حوا، در مورد دشمنى آشكار شيطان با آنان
و أقل لكما إن الشيطن لكما عدو مبين
16 ـ آدم و حوا، على رغم هشدار شديد خداوند به دشمنى شيطان با آنان، سخنان وى را پذيرفتند.
فدليهما بغرور فلما ذاقا الشجرة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 121 - 4
4 - آدم و حوا ( ع ) ، على رغم هشدار شديد خداوند به دشمنى شيطان با آنان ، تحت تأثير سخنان او قرار گرفتند .
إنّ هـذا عدوّ لك و لزوجك . .. فأكلا منها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 58 - 17
17 ـ هشدار خداوند به خيانتكاران در امانت و ستمگران در قضاوت
انّ اللّه . .. انّ اللّه كان سميعاً بصيراً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 26 - 9
9 - هشدار خداوند به داوود ( ع ) ، براى پيروى نكردن از هواى نفس ، در داورى ميان مردم
فاحكم بين الناس بالحقّ و لاتتّبع الهوى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - مجادله - 58 - 20 - 7
7 - خداوند ، جبهه مخالف اسلام ( منافقان و عموم دشمنان خدا و پيامبر (صلی الله علیه و آله) ) را به شكست حتمى و ذلت بار هشدار داد .
إنّ الذين يحادّون . .. أُولـئك فى الأذلّين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فيل - 105 - 2 - 4
4 - عقيم ساختن توطئه ابرهه براى انهدام كعبه ، سزاوار تأمل و هشدارى براى مخالفان اسلام
ألم يجعل كيدهم فى تضليل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فيل - 105 - 1 - 9
9 - هشدار خداوند به مخالفان و حرمت شكنان كعبه و تهديد آنان به كيفرى نظير نابودى اصحاب فيل
ألم تر كيف فعل ربّك بأصحـب الفيل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 40 - 7
7- امكان زوال نعمت هاى مادّى ، هشدارى به دنياگرايان مغرور است .
يرسل عليها حسبانًا من السماء فتصبح صعيدًا زلقًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 47 - 6
6- حشرِ بدون استثناى همه انسان ها ، هشدارى براى مشركان و دنياگرايان است .
و حشرنـهم فلم نغادر منهم أحدًا
با توجه به اين كه آيات قبل در مورد دنياگرايان مشرك صفت بود، تصريح به استثناناپذيرى حشر، تعريضى است به آنان كه به دنيا دل خوش كردند و به آخرت بها ندادند.
هشدار به دين ستيزان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 34 - 8
8- هشدار خداوند به كافران دين ستيز ، نسبت به از دست دادن فرصت توبه
إنّ الذين كفروا و صدّوا عن سبيل اللّه ثمّ ماتوا و هم كفّار فلن يغفر اللّه لهم
لحن آيه شريفه از يك سو تهديد و از سوى ديگر دربردارنده هشدار به كافران است كه كار خويش را به جايى نرسانند كه راه توبه بر رويشان بسته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 85 - 28
28 - معتقدان به مكتب الهى ، در صورت كشتن يا آواره ساختن همكيشان خود ، به خوارى در دنيا و شديدترين عذاب در آخرت گرفتار خواهند شد .
فما جزاء من يفعل . .. و يوم القيمة يردون إلى أشد العذاب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 120 - 24
24 - رهبران دينى در خطر پيروى از تمايلات نفسانى گروه هاى مختلف اجتماعى
و لئن اتبعت أهواءهم . .. مالك من اللّه من ولىّ و لانصير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 113 - 7
7 ـ رهبران الهى در معرض توطئه و دسيسه هاى اغوا كننده از سوى خائنان
و لا تجدل عن الذين يختانون أنفسهم . .. و لولا فضل اللّه عليك و رحمته
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 49 - 12
12 ـ رهبرى جوامع ايمانى ، همواره در خطر توطئه ها و دسيسه هاى دشمنان
و احذرهم ان يفتنوك
خطابهاى «لاتتبع» و «احذرهم» و كاف خطاب در «ان يفتنوك» مى رساند كه توطئه هاى دشمنان اسلام، متوجه شخص پيامبر(صلی الله علیه و آله) بوده ; يعنى رهبرى جامعه اسلامى، همواره هدف توطئه هاى دشمنان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 56 - 5
5 ـ لغزيدن در دام هوسها و تمايلات مشركان و منحرفان، خطرى براى رهبران دين و همه موحدان
الذين تدعون من دون اللّه قل لا أتبع أهواءكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 10 - 18
18 - خداوند ، به مؤمنان عافيت طلب و دارندگان ايمان سطحى ، هشدار داده است .
و من الناس من يقول ءامنّا باللّه فإذا أوذى فى اللّه جعل فتنة الناس كعذاب اللّه .
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 60 - 6
6 - هشدار شديد خداوند ، به شايعه پراكنان مدينه ، براى پايان دادن به كار شايعه پراكنى .
لئن لم ينته . .. المرجفون فى المدينة لنغرينّك بهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 27 - 7
7 - تذكر خداوند به صالح ( ع ) ، براى آماده بودن در قبال عكس العمل ناشايست قوم ثمود پس از مشاهده معجزه
فارتقبهم و اصطبر
امر «فارتقبهم و اصطبر» در حقيقت تذكر به صالح(ع) است كه انتظار نداشته باشد قوم حق ستيز ثمود با ديدن معجزه او، دست از عناد و لجاج بردارند; بلكه [شايسته است] وى به نظارت بنشيند و آماده عكس العمل هاى نارواى آنان باشد و خويشتن دارى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 81 - 3
3 - فرجام شوم قارون ، درس عبرتى است براى همه ثروتمندان مغرور و طغيانگر .
إنّ قارون . .. فبغى عليهم ... فخسفنا به و بداره الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 34 - 38
38 ـ هشدار خداوند به مردان ستمكار و متجاوز به حقوق همسران خويش
فلا تبغوا عليهنّ سبيلاً انّ اللّه كان عليّاً كبيراً
جمله «انّ اللّه . .. » در مقام تهديد شوهران ستمكار است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 47 - 2
2 ـ ظالمان در معرض نابودى با عذاب الهى هستند.
إن أتيكم عذاب اللّه بغتة أو جهرة هل يهلك إلا القوم الظلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 58 - 8
8 ـ خداوند داناترين كس در مورد شناخت ستمگران است.
و الله أعلم بالظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 133 - 12
12 ـ خطر انقراض و نابودى نسل يك جامعه، هشدار خداوند به جوامع كافر ستم پيشه
إن يشأ يذهبكم . .. كما أنشأكم من ذرية قوم ءاخرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 6 - 5
5 ـ هشدار خداوند به ظالمان پندناپذير و تهديد آنان به عذابهاى دوزخ
إنا كنا ظلمين. فلنسئلن الذين أرسل إليهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 66 - 1
1 - هشدار الهى به ستم پيشگان غافل ، از وقوع ناگهانى قيامت
هل ينظرون إلاّ الساعة أن تأتيهم بغتة و هم لايشعرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 59 - 6
6 - فرجام شوم كافران و ستمگران هلاك شده تاريخ ، هشدارى به كفرپيشگان و ظالمان هر عصر
فإنّ للذين ظلموا ذنوبًا مثل ذنوب أصحـبهم
آيات پايانى اين سوره، در مقام نتيجه گيرى از آيات گذشته است كه به تفصيل سرنوشت هلاكت بار كافران گذشته تاريخ را بيان داشته است. از اين نكته استفاده مى شود كه تعبير «مثل ذنوب أصحابهم»، در واقع تذكر و هشدارى نهايى به كافران هر عصر است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 47 - 8
8 - بلا هاى دنيوى ، هشدارى به ظالمان ; ولى بيشتر ايشان بى خبر از پيام هشدارى آن *
و إنّ للذين ظلموا عذابًا دون ذلك و لـكنّ أكثرهم لايعلمون
در صورتى كه «دون ذلك» به معناى عذاب هاى خفيف دنيوى در قبال عذاب سنگين آخرت باشد، ممكن است سبكى اين عذاب ها براى مجال دادن به ظالمان براى انابه باشد; ولى افسوس كه بيشتر ستمگران اين درس ها را نمى آموزند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 64 - 6
6ـ صالح ( ع ) ، قوم خود را در صورت آزاررسانى به ناقه و بازداشتن آن از چرا ، به عذابى زودرس هشدار داد .
و لاتمسوها بسوء فيأخذكم عذاب قريب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ليل - 92 - 14 - 8
8 - سرچشمه هدايت ، خداوند است و هدايت گران ، ابلاغ كننده هشدار هاى اويند .
إنّ علينا . .. فأنذرتكم
تغيير ضميرهاى جمع (نا) به مفرد (تُ)، مى تواند نشانگر اين باشد كه هرگونه هدايتى كه در قالب انذار انجام گرفته است،
بالاصاله از خداوند است; گرچه به زبان فرستادگان او بيان شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 59 - 13
13 ـ هشدار به روز قيامت و عذاب هول انگيز آن ، از رسالت هاى اساسى نوح ( ع )
إنى أخاف عليكم عذاب يوم عظيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 6 - 1
1ـ پيامبر (صلی الله علیه و آله) منكران ربوبيت خدا و انكار كنندگان سراى آخرت را به عذاب هاى دنيوى هشدار مى داد .
و يستعجلونك بالسيئة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 231 - 21
21 ـ هشدار الهى نسبت به مُتخلّفين از دستورات الهى و احكام طلاق
و اذ طلّقتم . .. و اتقوا اللّه و اعلموا انّ اللّه بكل شىء عليم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 167 - 13
13 ـ متخلفان از احكام الهى و قوانين دين ، در خطر گرفتار شدن به عذاب برزخ تا برپايى قيامت هستند .
ليبعثن عليهم إلى يوم القيمة من يسومهم سوء العذاب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 101 - 12
12 - معتقدان به مكاتب الهى ، حتى عالمان دينى و دانايان به كتاب هاى آسمانى ، در خطر انحراف و حق پوشى هستند .
نبذ فريق من الذين أوتوا الكتب كتب اللّه وراء ظهورهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 146 - 11
11 - عالمان اديان ، در خطر آلوده شدن به گناه كتمان حقايق هستند .
و إن فريقاً منهم ليكتمون الحق و هم يعلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 174 - 8،9
8 - عالمان دينى ، در خطر آلوده شدن به گناه كتمان حقايق كتاب هاى آسمانى و احكام الهى هستند .
إن الذين يكتمون ما أنزل اللّه من الكتب
9 - دنياگرايى خطرى بزرگ براى عالمان دينى و آگاهان به كتب آسمانى
إن الذين يكتمون ما أنزل اللّه من الكتب و يشترون به ثمناً قليلا . .. لهم عذاب الي
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 175 - 3،7
3 ـ داستان بلعم باعورا ، داستانى پرفايده و هشداردهنده به دينداران و عالمان دينى
و اتل عليهم نبأ الذى ءاتينه ءايتنا
«نبأ» به خبرى گفته مى شود كه داراى فايده اى بزرگ باشد. (مفردات راغب). گويا هدف از نقل آن هشدار به دينداران و عالمان دينى است. يعنى كسانى كه از آيات الهى بهره مند هستند.
7 ـ انسان ها ، حتى عالمان هدايت يافته ، در خطر پيروى از شيطان و گام نهادن در مسير گمراهى هستند .
فانسلخ منها فأتبعه الشيطن فكان من الغاوين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 175 - 3،7
3 ـ داستان بلعم باعورا ، داستانى پرفايده و هشداردهنده به دينداران و عالمان دينى
و اتل عليهم نبأ الذى ءاتينه ءايتنا
«نبأ» به خبرى گفته مى شود كه داراى فايده اى بزرگ باشد. (مفردات راغب). گويا هدف از نقل آن هشدار به دينداران و عالمان دينى است. يعنى كسانى كه از آيات الهى بهره مند هستند.
7 ـ انسان ها ، حتى عالمان هدايت يافته ، در خطر پيروى از شيطان و گام نهادن در مسير گمراهى هستند .
فانسلخ منها فأتبعه الشيطن فكان من الغاوين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 101 - 12
12 - معتقدان به مكاتب الهى ، حتى عالمان دينى و دانايان به كتاب هاى آسمانى ، در خطر انحراف و حق پوشى هستند .
نبذ فريق من الذين أوتوا الكتب كتب اللّه وراء ظهورهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 146 - 11
11 - عالمان اديان ، در خطر آلوده شدن به گناه كتمان حقايق هستند .
و إن فريقاً منهم ليكتمون الحق و هم يعلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 174 - 8،9
8 - عالمان دينى ، در خطر آلوده شدن به گناه كتمان حقايق كتاب هاى آسمانى و احكام الهى هستند .
إن الذين يكتمون ما أنزل اللّه من الكتب
9 - دنياگرايى خطرى بزرگ براى عالمان دينى و آگاهان به كتب آسمانى
إن الذين يكتمون ما أنزل اللّه من الكتب و يشترون به ثمناً قليلا . .. لهم عذاب الي
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 44 - 27
27 ـ تهديد و هشدار خداوند به عالمان يهود ، نسبت به خوددارى از بيان احكام تورات
يحكم بها . .. و اخشون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 7 - 12
12 ـ هشدار خداوند به مسلمانان ، در مورد شكستن پيمان الهى و سرپيچى از فرامين خدا و رسول و فراموشى نعمتها
و اذكروا نعمة اللّه عليكم و ميثقه . .. و اتقوا اللّه
متعلق «اتقوا»، به قرينه فرازهاى قبلى، همان ياد نعمتها و رعايت پيمانهاى الهى است. يعنى جانب خدا را در مورد نعمتها و پيمانهاى او نگهداريد و از مخالفت با او بپرهيزيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 13 - 9
9 ـ هشدار خداوند نسبت به شكنندگان پيمان او
فبما نقضهم ميثقهم لعنهم و جعلنا قلوبهم قسية
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 66 - 1
1 - هشدار الهى به ستم پيشگان غافل ، از وقوع ناگهانى قيامت
هل ينظرون إلاّ الساعة أن تأتيهم بغتة و هم لايشعرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - سجده - 32 - 21 - 1،2
1 - وجود برخى بلا هاى حتمى دنيوى از سوى خداوند ، براى تنبيه و هشدار به فاسقان است .
و لنذيقنّهم من العذاب الأدنى دون العذاب الأكبر لعلّهم يرجعون
در اين كه مراد از «عذاب الأدنى» چيست، اقوال گوناگونى گفته شده است از جمله آنها اين است كه منظور، عذاب هاى دنيوى، مانند بلاها و بيمارى ها و. .. است.
2 - بلا هاى دنيوى فاسقان ، هشدارى به آنان است و نه كيفر واقعى شان .
و لنذيقنّهم من العذاب الأدنى . .. لعلّهم يرجعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تحريم - 66 - 10 - 13
13 - هشدار خداوند ، به دو همسر خطاكار پيامبر ( حفصه و عايشه ) ، درباره سرنوشت شوم خيانت به پيامبر (صلی الله علیه و آله) همچون سرنوشت همسران نوح و لوط
ضرب اللّه مثلاً للذين كفروا امرأت نوح . .. قيل ادخلا النار مع الدخلين
يادآورى خيانت همسران دو پيامبر ـ پس از نقل ماجارى توطئه دو همسر پيامبراسلام ـ مى تواند هشدارى به آنان باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 131 - 4،6
4 ـ هشدار هاى الهى با نزول بلا ها و مصيبت ها بر فرعونيان بى تأثير در هدايت و تذكريابى آنان
و لقد أخذنا . .. قالوا لنا هذه و إن تصبهم سيئة يطيروا بموسى و من معه
6 ـ تنها اراده خداوند عامل نزول بلا ها و مصيبت هاى هشدار دهنده بر فرعونيان زمان موسى
ألا إنما طئرهم عند اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 11 - 4
4 - هشدار موسى ( ع ) به خاندان فرعون نسبت به فرجام شوم ستم كارى ، مأموريتى از سوى خداوند
أن ائت . .. قوم فرعون ألايتّقون
عبارت «ألايتّقون» مقول براى قول محذوف است; يعنى،«فقل لهم ألايتّقون». گفتنى است كه مفعول «يتّقون» در اين آيه حذف شده و تقدير آن به قرينه آيه قبل چنين است: «ألايتّقون عاقبة ظلمهم».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 19 - 1
1- هشدار موسى ( ع ) به فرعونيان ، در برترى نجستن بر خداوند و روى برنتافتن از فرمان هاى او
و أن لاتعلوا على اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 29 - 6
6 ـ هشدار هابيل به قابيل درباره بزرگى گناه آدمكشى و سنگينى عقوبت آن در قيامت
ان تبوا باثمى و اثمك فتكون من اصحب النار
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 30 - 10
10 ـ بى اعتنايى قابيل به هشدار ها و اندرز هاى برادرش هابيل
انى اخاف اللّه رب العلمين انى اريد . .. فطوعت له نفسه قتل اخيه فقتله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 29 - 6
6 ـ هشدار هابيل به قابيل درباره بزرگى گناه آدمكشى و سنگينى عقوبت آن در قيامت
ان تبوا باثمى و اثمك فتكون من اصحب النار
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 107 - 5
5 ـ خطر بهره بردارى خيانتكاران نيرنگ باز از دستگاه قضايى در جهت خواسته هاى خويش
لتحكم بين الناس . .. و لاتجدل عن الذين يختانون انفسهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 113 - 4
4 ـ دسيسه ها و صحنه سازى هاى خائنان ، خطرى در جهت به انحراف كشيدن دستگاه قضايى
لتحكم بين الناس بما اريك اللّه . .. لهمت طائفة منهم ان يضلوك
آيه شريفه در حقيقت توصيه اى است به قاضيان كه همواره مراقب توطئه گران و دسيسه بازان باشند تا مبادا آنان را به انحراف و خلاف حق بكشانند; چنانچه نسبت به پيامبر(صلی الله علیه و آله) در قصه طعمة بن ابى ابيرق چنين پندارى را داشتند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 10 - 8
8 - تنهايى و بى پناهى در قيامت ، هشدارى به مال اندوزان و قدرت مداران
و لايغنى عنهم ما كسبوا شيـًا و لا ما اتّخذوا من دون اللّه أولياء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 51 - 6
6 - هشدار خداوند به اشرار قريش در قبال توطئه عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله)
فانظر كيف كان عـقبة مكرهم أنّا دمّرنـهم
با توجه به اين كه سوره نمل در مكه نازل شده، مى توان گفت كه آيه فوق از يك سو پيام دار حمايت خداوند از پيامبر(صلی الله علیه و آله) و تقويت روحيه مؤمنان است و از سوى ديگر هشدارى به سران مشرك مكه است كه از سرنوشت ثموديان عبرت بگيرند و از توطئه عليه پيامبر(صلی الله علیه و آله) دست بردارند و يا به فكر توطئه عليه او نيفتند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 17 - 15
15 - هشدار حضرت ابراهيم ( ع ) به قوم اش با اعلام بازگشت همگان به سوى خدا
و إبرهيم إذ قال لقومه . .. اعبدوه ... إليه ترجعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 18 - 6
6 - هشدار ابراهيم ( ع ) به قوم خويش به جهت تكذيب رسالت اش
و إن تكذّبوا فقد كذّب أمم من قبلكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 73 - 22
22 ـ صالح ( ع ) قوم خويش را به گرفتار آمدن به عذابى دردناك ، در صورت زيان رساندن به ناقه و يا بازدارى آن از چريدن ، هشدار داد .
فذروها تأكل فى أرض اللّه و لاتمسوها بسوء فيأخذكم عذاب أليم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 146 - 1
1 - هشدار صالح ( ع ) به ثموديان ، درباره پايدار نبودن زندگى دنيوى و نعمت ها و آسايش آن
أتتركون فى ما هـهنا ءامنين
استفهام در آيه بالا، انكارى و مفاد آن نفى است; يعنى، «أتتركون فى ما هـهنا آمنين; شما در نعمتهاى اين جا آسوده رها نخواهيد شد». مقصود اين است كه اين برخوردارى ها شما را نفريبد و از مرگ غافل نكند; زيرا روزى پنجه هاى مرگ گريبان تان را خواهد گرفت و شما را از آنها جدا خواهد كرد. همچنين بر فرض كه مرگ در نرسد، خود رفاه و امنيت اين جا، پايدار نيست و ممكن است ناگهان اوضاع دگرگون شود و همه آنچه كه از آن برخوردار هستيد، از دستتان برود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 70 - 9
9 ـ هود ( ع ) مردمش را در صورت مقامت بر شرك و پرستش نكردن خداى يگانه به عذاب الهى تهديد كرد .
فأتنا بما تعدنا إن كنت من الصدقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 59 - 11
11 ـ نوح ، مشركان قوم خويش را به كيفر هاى سخت اخروى تهديد كرد .
إنى أخاف عليكم عذاب يوم عظيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 178 - 1
1 ـ هشدار خداوند به كافران ، بر اينكه مهلت يافتن آنان به سودشان نيست .
و لا يحسبنّ الّذين كفروا انّما نملى لهم خير لانفسهم
«املاء» از ماده «ملو»، به معناى مهلت دادن است و مراد از آن، تأخير در عذاب كافران با طولانى شدن مدت عمر و بهره گيريشان از مواهب دنياست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 170 - 13
13 ـ كافران به رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) مورد تهديد خداوند
و إن تكفروا فان للّه ما فى السموت و الارض
جمله «فان للّه . ..» كه بيانگر سلطنت خداوند بر هستى است مى تواند به منظور تهديد منكران رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) ايراد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 133 - 12
12 ـ خطر انقراض و نابودى نسل يك جامعه، هشدار خداوند به جوامع كافر ستم پيشه
إن يشأ يذهبكم . .. كما أنشأكم من ذرية قوم ءاخرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 135 - 1
1 ـ هشدار دادن به كافران به پايان ناخوشايندشان از وظايف پيامبر(صلی الله علیه و آله)
قل يقوم اعملوا على مكانتكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 19 - 3
3 ـ پيروزى مؤمنان در جنگ بدر حجتى بر حقانيت اهل ايمان و هشدار و عبرتى براى كافران
إن تستفتحوا فقد جاءكم الفتح
مراد از «الفتح» پيروزى اهل ايمان در جنگ بدر است. و جمله «فقد جاءكم الفتح» پاسخ همان تمناى مشركان است كه خواهان پيروزى حاميان دين حق بودند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 110 - 2
2- كافران و مشركان حق ناپذير ، به عذاب و كيفر الهى تهديد شدند .
إنّه يعلم الجهر من القول و يعلم ماتكتمون
تذكر به اين كه خداوند به سخنان آشكار و توطئه ها و اسرار مشركان و كافران آگاه است، در حقيقت تهديد آنان و هشدارى به كيفر و عذاب شدن آنان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 67 - 6
6 - انتقام الهى از فرعونيان ، هشدارى جدّى به همه كفرپيشگان حق ستيز است .
إنّ فى ذلك لأية و ما كان أكثرهم مؤمنين
با توجه به لحن تهديد آميز اين آيه و بيان اين كه علت انتقام گرفتن خداوند از فرعونيان، اين بود كه بيشتر آنان از پذيرفتن ايمان امتناع ورزيدند، برداشت ياد شده به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 190 - 6
6 - انتقام الهى از مردم « ايكه » ، هشدارى جدى به همه كفرپيشگان و حق ستيزان است .
و ما كان أكثرهم مؤمنين
با توجه به لحن تهديدآميز اين آيه و بيان اين كه علت انتقام گرفتن خداوند از مردم ايكه، اين بود كه بيشتر آنان از پذيرش حق سرباز زدند; برداشت ياد شده به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 23 - 19
19 - هشدار خداوند به كافران ، درباره نيات ناشايست آنان در انتخاب و پافشارى بر كفر
قالوا بل نتّبع ما وجدنا عليه ءاباءنا . .. إنّ اللّه عليم بذات الصدور
«عليم بذات الصدور» در حقيقت، مى تواند هشدارى باشد به آنان كه حقايقى را در درون دل خود مخفى مى دارند، ولى در ظاهر، با تعابيرى مانند «نتّبع ما وجدنا. ..» آن را توجيه مى كنند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 15 - 12
12 - معاد ، نويدى به مؤمنان صالح و هشدارى به كافران بدكردار
من عمل صـلحًا فلنفسه و من أساء فعليها ثمّ إلى ربّكم ترجعون
پيام آيه شريفه، نويد به نيكوكاران و هشدار به بدكاران است. تعبير «ثمّ إلى ربّكم...» نيز ـ كه اشاره به معاد دارد ـ در راستاى همين معنا آمده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 19 - 13
13- عدل الهى ، در محاسبه اعمال ، بشارتى به مؤمنان و هشدارى به كافران
و لكلّ درجـت ممّا عملوا . .. و هم لايظلمون
«لكلّ» مى تواند اشاره به هر گروه از مؤمن و كافر داشته باشد. براين اساس تعبير «هم لايظلمون» براى مؤمنان نيك كردار،
نويدى است كه اعمالشان ضايع نخواهد شد و براى منكران معاد، هشدارى است كه ستمهايشان بى پاسخ نخواهد ماند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 10 - 9
9- هشدار خداوند به كافران ، نسبت به استمرار اراده او بر نابودى ملت هاى كفرپيشه
دمّر اللّه عليهم و للكـفرين أمثـلها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 34 - 8
8- هشدار خداوند به كافران دين ستيز ، نسبت به از دست دادن فرصت توبه
إنّ الذين كفروا و صدّوا عن سبيل اللّه ثمّ ماتوا و هم كفّار فلن يغفر اللّه لهم
لحن آيه شريفه از يك سو تهديد و از سوى ديگر دربردارنده هشدار به كافران است كه كار خويش را به جايى نرسانند كه راه توبه بر رويشان بسته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 20 - 4
4ـ قيامت ، روز تحقّق هشدار ها و انذار هاى الهى براى كافران و حق ستيزان
و نفخ فى الصور ذلك يوم الوعيد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 30 - 3
3 - گنجايش و سيرى ناپذيرى دوزخ ، تهديدى براى كافران با همه انبوهى و كثرت آنان
يوم نقول لجهنّم هل امتلأت و تقول هل من مزيد
از اين كه خداوند، اشتهاى سيرى ناپذير دوزخ را تذكر داده است; استفاده مى شود كه نبايد كافران، كثرت وانبوهى خويش را مانعى در راه اجراى احكام و كيفرهاى الهى بدانند; بلكه جهنم بيش از آنچه آنان تصور كنند، گنجايش و پذيرش دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 59 - 6
6 - فرجام شوم كافران و ستمگران هلاك شده تاريخ ، هشدارى به كفرپيشگان و ظالمان هر عصر
فإنّ للذين ظلموا ذنوبًا مثل ذنوب أصحـبهم
آيات پايانى اين سوره، در مقام نتيجه گيرى از آيات گذشته است كه به تفصيل سرنوشت هلاكت بار كافران گذشته تاريخ را بيان داشته است. از اين نكته استفاده مى شود كه تعبير «مثل ذنوب أصحابهم»، در واقع تذكر و هشدارى نهايى به كافران هر عصر است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 60 - 6
6 - كيفر كافران ، در پى اتمام حجت بر ايشان با هشدار هاى مكرر
فويل للذين كفروا من يومهم الذى يوعدون
تعبير «يوعدون» (با فعل مضارع) بيانگر وعيدهاى مستمر و مكرر است كه قبل از مجازات و كيفر كافران، به ايشان داده شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 29 - 1
1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظف به ادامه دادن هشدار ها و تذكر هاى خويش ، بدون نگرانى از اتهام هاى كافران
فذكّر
از ذيل آيه شريفه استفاده مى شود كه پيامبر(صلی الله علیه و آله)، نبايست به اتهام هاى مشركان بينديشد; بلكه وظيفه آن حضرت ادامه دادن به تبليغ خويش است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 43 - 3
3 - هشدار خداوند به كافران ، نسبت به نداشتن گواه آسمانى بر آزادى مطلق از مسؤوليت و مؤاخذه
أم لكم براءة فى الزّبر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 51 - 1
1 - نابودى كافران گذشته تاريخ ، هشدارى جدّى به هم انديشان و همگنان آنها در هر عصر
و لقد أهلكنا أشياعكم فهل من مدّكر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 16 - 11
11 - هشدار الهى به كافران ، در دل نبستن به وعده منافقان
كمثل الشيطـن إذ قال . .. إنّى أخاف اللّه ربّ العـلمين
آيه شريفه از يك سو نويدى است به مؤمنان كه منافقان به همكارى با كافران وفا نخواهند كرد. و از سوى ديگر تشبيه منافقان به شيطان در بى وفايى به تعهدات خويش، هشدارى است به كافران كه با ريسمان منافقان به چاه نروند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 122 - 1
1ـ پيامبر (صلی الله علیه و آله) به كافران لجوج هشدار داد كه آينده اى ناخوشايند ( هلاكت در دنيا و عذاب در آخرت ) در پيش خواهند داشت .
وانتظروا
با توجه به آيات گذشته كه سخن از عذاب دنيوى و اخروى اقوام كفرپيشه داشت ، مى توان گفت: مراد از «انتظروا» هشدار
كافران به عذابهاى دنيوى و اخروى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 37 - 5
5- كافران مكه به عذاب و نابودى قريب الوقوع تهديد شدند .
سأُوريكم ءايـتى فلاتستعجلون
مقصود از «آياتى» به قرينه آيات بعد (. ..بل تأتيهم بغتة...) عذاب و هلاكت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 14 - 11
11 - هشدار خداوند ، به كافران مكه ، درباره تلاش شان براى اغواى مسلمانان
و قال الذين كفروا للذين ءامنوا اتّبعوا سبيلنا. ..و لقد أرسلنا نوحًا إلى قومه ...
بيان قصه طوفان نوح(ع) پس از ذكر برخوردهاى كافران مكه با مسلمانان، احتمال دارد براى هشدار به آنان باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 18 - 5
5 - هشدار خداوند ، به كافران مكه ، به جهت تكذيب كردن پيامبر (صلی الله علیه و آله)
و إن تكذّبوا فقد كذّب أمم من قبلكم
برداشت بالا، بنابراين احتمال است كه جواب شرط «إن تكذّبوا» محذوف بوده و چيزى از قبيل «فاستعدوا للعذاب» باشد; يعنى، اگر تكذيب مى كنيد، آماده عذاب باشيد!
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 59 - 11،15
11 ـ نوح ، مشركان قوم خويش را به كيفر هاى سخت اخروى تهديد كرد .
إنى أخاف عليكم عذاب يوم عظيم
15 ـ تهديد مشركان به كيفر هاى اخروى ، زمينه ساز گرايش آنان به پرستش خداى يگانه و پرهيز از شرك و دوگانه پرستى
إنى أخاف عليكم عذاب يوم عظيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 55 - 12
12 - گنهكاران ، از گرفتار شدن به عقوبت هاى دنيوى در امان نبوده و نبايد احساس مصونيت كنند .
فأخذتكم الصعقة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 59 - 9
9 - گنهكاران فسق پيشه ، در خطر گرفتار شدن به عذاب هاى دنيوى هستند .
فأنزلنا على الذين ظلموا رجزاً من السماء بما كانوا يفسقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 74 - 20
20 - انسان هاى گنهكار و داراى رفتار و كردار ناروا ، در خطر گرفتار شدن به كيفر و مجازات الهى هستند .
و ما اللّه بغفل عما تعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 85 - 30
30 - گنهكاران علاوه بر عذاب اخروى در خطر گرفتار شدن به كيفر هاى دنيوى نيز هستند .
فما جزاء من يفعل ذلك منكم إلا خزى فى الحيوة الدنيا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 114 - 23
23 - گنهكاران علاوه بر عذاب اخروى ، در خطر گرفتار شدن به عقوبت هاى دنيوى نيز هستند .
لهم فى الدنيا خزى و لهم فى الأخرة عذاب عظيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 106 - 21
21 ـ ضرورت توجه شاهدان ، به آگاهى و شهود خداوند بر هر آنچه به آن شهادت مى دهند .
و لانكتم شهدة اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 147 - 6
6 ـ پيام رسانان دين (مبلغان) بايد خود را براى تكذيبها و چگونگى مقابله با آن آماده كنند.
فإن كذبوك فقل ربكم ذو رحمة وسعة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 119 - 18
18 ـ هشدار خداوند به تجاوزگران به محدوده شرايع و احكام الهى و بدعتگذاران در دين
إن ربك هو أعلم بالمعتدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 244 - 9
9 ـ تهديد و هشدار به متخلّفان و فراركنندگان از پيكار در راه خداوند
و قاتلوا فى سبيل اللّه و اعلموا انّ اللّه سميع عليم
گويا «و اعلموا . .. » به قصد تهديد متخلّفان آورده شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 11 - 24
24 - آگاهى عميق الهى به كردار بندگان ، هشدارى به نفاق پيشگان و متخلفان از تكاليف دين
سيقول لك المخلّفون . .. بل كان اللّه بماتعملون خبيرًا
تذكّر به «علم الهى» در پايان چنين آيه اى ـ كه سخن از متخلفان به ميان آورده است ـ بارِ هشدارى دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 81 - 15
15 ـ سوزنده تر بودن آتش دوزخ از گرمى هواى دنيا ، هشدارى شديد به تخلف كنندگان از جهاد به بهانه گرمى هوا
قل نار جهنم أشد حراً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 102 - 21
21 - تعليم دهندگان علوم غريبه ، بايد ضرر هاى آن علوم را به متعلمان گوشزد كرده و آنان را از سوء استفاده بر حذر دارند .
و ما يعلمان من أحد حتى يقولا إنما نحن فتنة فلاتكفر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 40 - 7
7- امكان زوال نعمت هاى مادّى ، هشدارى به دنياگرايان مغرور است .
يرسل عليها حسبانًا من السماء فتصبح صعيدًا زلقًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 81 - 3
3 - فرجام شوم قارون ، درس عبرتى است براى همه ثروتمندان مغرور و طغيانگر .
إنّ قارون . .. فبغى عليهم ... فخسفنا به و بداره الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 146 - 17
17 ـ خداوند به قوم موسى هشدار داد كه متكبران و ناباروان ايشان را از درك تورات و معارف آن باز خواهد داشت .
و أمر قومك يأخذوا بأحسنها . .. سأصرف عن ءايتى الذين يتكبرون فى الأرض
مصداق مورد نظر براى آيه مورد بحث، با توجه به آيات پيشين، متكبران و متمردان قوم موسى هستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 152 - 2
2 ـ اموال يتيمان، وسوسه انگيز و دست اندركاران آن اموال در خطر تجاوزگرى و تصرفهاى عدوانى
و لاتقربوا مال اليتيم
بيان حرمت تصرف با فعل «لاتقربوا» مى تواند اشاره به اين جهت نيز داشته باشد كه داراييهاى يتيمان به سبب نبود مدافع لغزشگاهى است وسوسه انگيز كه آدمى با كمترين بى احتياطى به گناه تصرف آلوده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 147 - 7
7 ـ ربوبيت الهى، مقتضى اميدبخشى به همگان و امهال و هشدار به مجرمان
فإن كذبوك فقل ربكم ذو رحمة وسعة و لا يرد بأسه عن القوم المجرمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 120 - 12،16،17
12 - خداوند ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) را از پيروى آيين يهود و نصارا بر حذر داشت .
و لئن اتبعت أهواءهم . .. مالك من اللّه من ولىّ و لانصير
16 - خداوند ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) را در صورت تبعيت از آيين يهود و نصارا ، به محروم كردنش از پشتيبانى و يارى خود تهديد كرد .
و لئن اتبعت أهواءهم . .. مالك من اللّه من ولىّ و لانصير
در برداشت فوق «من اللّه» متعلق به محذوف و حال براى ولىّ و نصير گرفته شده است. بر اين مبنا جمله «مالك ...» چنين معنا مى شود: براى تو از جانب خداوند هيچ پشتيبان و ياورى نخواهد بود; يعنى، امدادهاى خداوند به تو نمى رسد.
17 - خداوند ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) را در صورت پيروى كردن از آيين يهود و نصارا ، به عقوبتهايى از جانب خود تهديد كرد .
لئن اتبعت أهواءهم . .. مالك من اللّه من ولىّ و لانصير
برداشت فوق مبتنى بر اين است كه «من اللّه» متعلق به «ولىّ» و «نصير» باشد. بر اين مبنا «ولىّ» و «نصير» متضمن معناى «منع» است و جمله «مالك ...» چنين معنا مى شود: براى تو پشتيبان و ياورى كه تو را از خدا (از عذاب خدا) باز دارد وجود نخواهد داشت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 145 - 16
16 - خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) هشدار داد كه در صورت پيروى از آراى يهود و نصارا ، از زمره ستمگران خواهد شد .
لئن اتبعت اهواءهم . .. إنك إذاً لمن الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 107 - 1
1 ـ هشدار خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) در مورد دفاع از خائنان
لاتجدل عن الذين يختانون انفسهم
«جدال» هنگامى كه به حرف «عن» متعدى شود، به معناى دفاع و طرفدارى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 41 - 2
2 ـ خداوند ، بر حذر دارنده پيامبر خويش (صلی الله علیه و آله) از تأسف و اندوه بر كفرورزى مردمان
يأيها الرسول لايحزنك الذين يسرعون فى الكفر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 49 - 8
8 ـ هشدار خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) درباره توطئه گروهى از مردم براى بازداشتن وى از داورى بر اساس تعاليم قرآن
و احذرهم ان يفتنوك عن بعض ما أنزل اللّه إليك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 147 - 2
2 ـ پيامبر(صلی الله علیه و آله) بايد در انتظار تكذيب از جانب مشركان و آماده رويارويى با آنها باشد.
فإن كذبوك فقل ربكم ذو رحمة وسعة
جمله «إن كذبوك» خطاب به پيامبر(صلی الله علیه و آله) و پيش بينى وقوع تكذيب در برابر آن حضرت است. «قل ربكم» و «و لا يرد ... » ارائه راه حل براى مقابله با اين تكذيب است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 205 - 6
6 ـ خداوند پيامبر (صلی الله علیه و آله) را از اينكه در زمره غافلان باشد برحذر داشت .
و لاتكن من الغفلين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 52 - 13
13 - هشدار خداوند ، به پيامبرش (صلی الله علیه و آله) درباره رعايت حدود تعيين شده در ازدواج
لايحلّ لك النساء من بعد . .. و كان اللّه على كلّ شىء رقيبًا
ذكر «و كان اللّه على . .. رقيباً» پس از بيان حرمت ازدواج جديد براى پيامبر(صلی الله علیه و آله) مى تواند هشدارى به آن حضرت باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 65 - 2
2 - هشدار خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، درباره تن دادن به درخواست مشركان مبنى بر عبادت غير او
قل أفغير اللّه تأمرونّى أعبد . .. لئن أشركت ليحبطنّ عملك
از ارتباط اين آيه با آيه قبل ـ كه در آن مشركان از پيامبر(صلی الله علیه و آله) خواسته بودند كه غيرخدا را عبادت كند ـ برداشت بالا به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 4 - 6
6 - هشدار خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مسلمانان ، درباره تأثيرپذيرى از قدرت و مكنت كافران و تجديد نظركردن در برنامه هاى تبليغى و الهى خويش
فلايغررك تقلّبهم فى البلـد
پيامبر(صلی الله علیه و آله) و مسلمانان، در حالى به تبليغ دين اسلام مى پرداختند كه كافران در اوج قدرت اقتصادى و سياسى قرار داشتند. بنابر اين هشدار خداوند در آيه شريفه مى تواند گوياى مطلب يادشده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - مجادله - 58 - 14 - 9
9 - هشدار خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، درباره پديده نفاق و ترفند هاى منافقان عليه اسلام و مسلمانان
ألم تر إلى الذين تولّوا قومًا غضب اللّه عليهم
استفهام در «ألم تر»تعجبى است; ولى چون خطاب به پيامبر(صلی الله علیه و آله) است، مى تواند دربردارنده هشدار و بيدار باش به آن حضرت نيز باشد. بدين صورت كه مبادا مسلمانان از ترفندهاى منافقان و همدستى آنان با يهوديان، غفلت ورزند و ندانند كه از كجا ضربه مى خورند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قلم - 68 - 14 - 1
1 - هشدار خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، نسبت به اجابت خواسته هاى كافران تكذيب گر و سازش و مسامحه با آنان ، به صرف ثروت و نيروى انسانى بسيار آنان
و لاتطع كلّ حلاّف . .. أن كان ذا مال و بنين
برداشت ياد شده، مبتنى بر اين نكته است كه جمله «أن كان ذا مال . ..» متعلق به «لاتطع» باشد. گفتنى است در آغاز «أن» لام تعليل در تقدير است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قلم - 68 - 48 - 3
3 - هشدار خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مبنى بر شتاب نكردن در غضب و نفرين بر مردم و جدا شدن از آنان ، مانند شتاب كردن يونس ( ع ) در اين باره
و لاتكن كصاحب الحوت إذ نادى و هو مكظوم
مفسران بر آنند كه اين آيه، به داستانى از يونس(ع) اشاره دارد كه در سوره «انبيا» (آيه 87) بيان شده است: «و ذاالنون إذ ذهب مغاضباً فظنّ أن لن نقدر عليه فنادى فى الظلمات. ..».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قلم - 68 - 49 - 4
4 - هشدار خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از گرفتار شدن به مجازات ترك اولى ، همچون يونس ( ع )
و لاتكن كصاحب الحوت . .. لنبذ بالعراء و هو مذموم
اين كه خداوند به پيامبر(صلی الله علیه و آله) هشدار داد كه مانند يونس مباش; اشاره به ترك اولى و مجازات آن دارد كه يونس(ع) گرفتار آن شده بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 24 - 6
6 - هشدار خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مبنى بر فرمان نبردن از گناه كاران و ناسپاسان كافر
و لاتطع منهم ءاثمًا أو كفورًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 19 - 8
8- هشدار خداوند به مشركان مخالف پيامبر (صلی الله علیه و آله) مبنى بر اينكه در صورت لزوم آنان را به هلاكت خواهد رساند و گروه جديدى را جايگزينشان خواهد كرد .
إن يشأ يذهبكم و يأت بخلق جديد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 3 - 12
12 - هشدار شديد خداوند ، به مدعيان دروغين ايمان
و لقد فتنّا الذين من قبلهم فليعلمنّ اللّه الذين صدقوا و ليعلمنّ الكـذبين
آوردن اسم ظاهر «اللّه» به جاى ضمير و التفات از تكلم به غيبت، مى تواند هشدارى باشد به كسانى كه به دروغ ، اظهار ايمان مى كنند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 55 - 11
11 ـ ارائه برنامه صحيح در پى بر حذر داشتن مردمان از راه هاى نادرست ، از روش هاى كاربردى قرآن در هدايت
انما وليكم اللّه و رسوله و الذين ءامنوا
خداوند پس از بر حذر داشتن مؤمنان از پذيرش ولايت و سرپرستى نارواى كافران، با جمله «انما وليكم . ..» به معرفى افراد شايسته ولايت پرداخت و مؤمنان رابه پذيرش ولايت آنان ارشاد كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 2 - 5
5 ـ هشدار به مردم درباره پيامدهاى شوم اعراض از تعاليم دين و احكام خداوند، از اهداف نزول قرآن
كتب أنزل . .. لتنذر به
با توجه به آيات بعد معلوم مى شود متعلق «لتنذر» عذابهاى دنيوى و اخروى خداوند است كه دامنگير مخالفان احكام الهى مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 172 - 10
10 ـ تهديد مستكبران و امتناع كنندگان از بندگى خداوند به احضار در پيشگاه خداوند براى حسابرسى و مجازات
و من يستنكف عن عبادته و يستكبر فسيحشرهم إليه جميعاً
جمله «فسيحشرهم» كنايه از حسابرسى و مجازات مستكبران است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 29 - 3
3- مرگ خفّت بار فرعونيان ، هشدارى به مستكبران و خود بزرگ بينان تاريخ
فما بكت عليهم السماء و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 56 - 2
2 - بيان فرجام فرعونيان ، هشدارى به مستكبران و اشراف مشرك مكه
فجعلنـهم سلفًا و مثلاً للأخرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 69 - 4
4 ـ هشدار خداوند به مؤمنان در مورد تلاش اهل كتاب براى گمراه سازى آنان
ودّت . .. لو يضلّونكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 196 - 6
6 ـ شوكت ظاهرى و تلاش و جولان كافران در سرزمين ها ، نبايد موجب فريب و خام شدن مسلمانان گردد .
لا يغرّنك تقلّب الّذين كفروا فى البلاد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 89 - 3
3 ـ هشدار خداوند به مسلمانان در مورد تلاش منافقان براى گسترش كفر
ودّوا لو تكفرون كما كفروا فتكونون سواء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 90 - 12
12 ـ هشدار و تهديد خداوند به مسلمانان ، در مورد تعرض به كافران و منافقانى كه پيكار با آنان ممنوع شده است .
و لو شاء اللّه لسلّطهم عليكم فلقاتلوكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 7 - 12
12 ـ هشدار خداوند به مسلمانان ، در مورد شكستن پيمان الهى و سرپيچى از فرامين خدا و رسول و فراموشى نعمتها
و اذكروا نعمة اللّه عليكم و ميثقه . .. و اتقوا اللّه
متعلق «اتقوا»، به قرينه فرازهاى قبلى، همان ياد نعمتها و رعايت پيمانهاى الهى است. يعنى جانب خدا را در مورد نعمتها و پيمانهاى او نگهداريد و از مخالفت با او بپرهيزيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 14 - 14
14 ـ هشدار خداوند به مسلمانان با بيان مجازات يهود و نصارا به خاطر نقض پيمان الهى
فبما نقضهم ميثقهم . .. و من الذين قالوا إنّا نصرى اخذنا ميثقهم فنسوا
بيان مجازات مسيحيان و يهوديان به خاطر پيمان شكنى آنان پس از «اذكروا . .. ميثقه» (اى مسلمين پيمان الهى را به ياد داشته باشيد)، هشدارى است به مسلمانان كه مبادا همانند اهل كتاب پيمان الهى را نقض كنند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 51 - 10
10 ـ روابط و پيوند هاى يهود و نصارا با يكديگر ، خطر و هشدارى براى مسلمانان
لاتتخذوا اليهود و النصرى أولياء بعضهم أولياء بعض
از اينكه دوستى يهود و نصارا با يكديگر، دليل بازداشتن مسلمانان از دوستى با آنان قرار گرفته است، استفاده مى شود كه پيوند آنان، پيوندى خطرناك براى مسلمين است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 70 - 16
16 ـ هشدار خداوند به مسلمانان در مورد خطر گرفتارى آنان به لغزشهايى همانند لغزش هاى بنى اسرائيل : ( نقض پيمان هاى الهى ، هواپرستى ، تكذيب و قتل انبيا )
إنّ الذين ءامنوا . .. لاتهوى انفسهم فريقاً كذبوا و فريقاً يقتلون
از اهداف اين بخش از آيات با توجه به ذكر مسلمانان در ابتداء كلام (ان الذين ءامنوا) و آنگاه بيان سرگذشت شوم بنى اسرائيل، اين است كه مسلمانان را از گرفتار شدن به چنين سرنوشتى پرهيز دهد و به آنان گوشزد كند كه آنان نيز در خطر آلودگى به چنين اعمال ناروايى هستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 75 - 21
21 ـ هشدار خداوند به مسلمانان در مورد خطر گرايششان به شرك با خدا پنداشتن پيامبران و أولياء الهى
ما المسيح ابن مريم الا رسول . .. انظر انى يؤفكون
با توجه به اينكه تك تك مسلمانان بايد با دقت سرنوشت نابهنجار و شرك آلود بنى اسرائيل را مد نظر داشته باشند، معلوم مى شود، چنين خطرى (گرايش به شرك با خدا پنداشتن پيامبران)، در كمين مسلمانان نيز هست و هدف از اين فرمان (انظر) پيشگيرى از گرفتار شدن به اين وضعيت نارواست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 121 - 13
13 ـ هشدار خداوند به مسلمانان در مورد تأثيرپذيرى از تبليغات شيطان دشمنان دين
و إن الشيطين . .. و إن أطعتموهم إنكم لمشركون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 36 - 2
2 ـ خداوند مسلمانان را از سرمايه گذارى هاى كلان كافران قريش براى هجوم به مسلمانان و جلوگيرى از گسترش اسلام آگاه ساخت .
فسينفقونها ثم تكون عليهم حسرة ثم يغلبون
جمع مضاف «امولهم» دلالت بر عموم دارد ; يعنى تمامى داراييهايشان و اين اشاره به پرداخت هزينه هاى فراوان است. گفتنى است توجه به سياق آيه مورد بحث و آيات قبل اين سخن مفسران را تأييد مى كند كه آيه شريفه درباره كفار قريش نازل شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 39 - 7
7 ـ خداوند با بيان نظارت خويش بر اعمال كافرانِ دست كشيده از مبارزه عليه اسلام ، مسلمانان صدر اسلام را از غافلگير شدن در توطئه هاى آنان ايمنى بخشيد .
فإن انتهوا فإن اللّه بما يعملون بصير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 54 - 5
5 - خداوند ، به مسلمانان ، درباره تخلف از دستورهايى كه در مورد رفتار با پيامبر (صلی الله علیه و آله) و يا همسران اش داده است ، هشدار داد .
لاتدخلوا بيوت النبىّ . .. و إذا سألتموهنّ متـعًا ... و ما كان لكم أن ... و لا أن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 4 - 6
6 - هشدار خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مسلمانان ، درباره تأثيرپذيرى از قدرت و مكنت كافران و تجديد نظركردن در برنامه هاى تبليغى و الهى خويش
فلايغررك تقلّبهم فى البلـد
پيامبر(صلی الله علیه و آله) و مسلمانان، در حالى به تبليغ دين اسلام مى پرداختند كه كافران در اوج قدرت اقتصادى و سياسى قرار داشتند. بنابر اين هشدار خداوند در آيه شريفه مى تواند گوياى مطلب يادشده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 1 - 2
2 - خداوند ، نقاط ضعف مسلمانان صدراسلام را به آنان گوشزد مى كرد و ايشان را با خطاهايشان آشنا مى ساخت .
عبس و تولّى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 19 - 36
36- لزوم آگاه ساختن مسؤوليّت پذيران از خطرات و لغزش گاه هاى منصب ها و موقعيت هاى اجتماعى آنان
وليتلطّف و لايشعرنّ بكم أحدًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 14 - 19
19 ـ مسيحيان پيمان شكن ، مورد تهديد خداوند به عذاب و كيفر اعمال خويش
و سوف ينبئهم اللّه بما كانوا يصنعون
جمله «ينبئهم اللّه . ..»، كنايه از كيفر دادن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 22 - 2
2 ـ ياد آورى رخداد قيامت هشدارى به مشركان وافترا زنندگان به خداوند
و يوم نحشرهم جميعا ثم نقول للذين أشركوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 2 - 7،9
7 ـ اعلام قدرتِ بى انت هاى خداوند به مشركان صدر اسلام و تذكر به بيهوده بودن مقاومت در برابر او
و اعلموا أنكم غير معجزى اللّه
«عجز» مقابل «قدرت» و «اعجاز» (مصدر معجزين) به معناى ناتوان كردن و به زانو درآوردن است. هشدار به مشركان نسبت به ناتوانيشان در به زانو درآوردن خدا، اعلام قدرت بى انتهاى خداوند و بى نتيجه بودن مقاومت در برابر اوست.
9 ـ تهديد خداوند به مشركان پيمان شكن صدر اسلام ، به شكست خفت بار و خواركننده در صورت تسليم نشدن و پاى فشردن بر شرك و كفر
و اعلموا أنكم غير معجزى اللّه و أن اللّه مخزى الكفرين
«اخزاء» (مصدر مخزى) به معناى خوار و خفيف كردن است. به كارگيرى اسم فاعل به جاى فعل در جمله «و أن اللّه مخزى الكافرين» بيانگر سنت قطعى خداوند درباره شكست كفر و كفرپيشگان بوده و تهديدى براى مشركان پيمان شكن مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 51 - 5
5 ـ خداوند ، مشركان را از پافشارى بر كفر برحذر داشته و به آنان هشدار داد كه تا پيش از نزول عذاب استيصال ، متنبه شده و ايمان بياورند .
أثم إذا ما وقع ءامنتم به ءالئن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 19 - 8
8- هشدار خداوند به مشركان مخالف پيامبر (صلی الله علیه و آله) مبنى بر اينكه در صورت لزوم آنان را به هلاكت خواهد رساند و گروه جديدى را جايگزينشان خواهد كرد .
إن يشأ يذهبكم و يأت بخلق جديد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 47 - 6
6- حشرِ بدون استثناى همه انسان ها ، هشدارى براى مشركان و دنياگرايان است .
و حشرنـهم فلم نغادر منهم أحدًا
با توجه به اين كه آيات قبل در مورد دنياگرايان مشرك صفت بود، تصريح به استثناناپذيرى حشر، تعريضى است به آنان كه به دنيا دل خوش كردند و به آخرت بها ندادند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 52 - 4
4- بى نتيجه بودن كمك خواهى مشركان از معبودان خويش ، هشدار خداوند به اهل شرك و پذيرندگان ولايت شياطين است .
و يوم يقول نادوا شركاءى . .. فلم يستجيبوا لهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 110 - 2
2- كافران و مشركان حق ناپذير ، به عذاب و كيفر الهى تهديد شدند .
إنّه يعلم الجهر من القول و يعلم ماتكتمون
تذكر به اين كه خداوند به سخنان آشكار و توطئه ها و اسرار مشركان و كافران آگاه است، در حقيقت تهديد آنان و هشدارى به كيفر و عذاب شدن آنان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 80 - 3
3 - هشدار خداوند به مشركان ، در مورد توطئه هاى پنهانى آنان
أم يحسبون أنّا لانسمع سرّهم و نجويهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 26 - 2
2- هلاكت قوم عاد ، به رغم داشتن توان و نيرويى قوى و گسترده ، هشدارى است به تمامى مشركان .
و لقد مكّنّـهم فيما إن مكّنّـكم فيه
گرچه مورد آيه، مشركان مكه است; ولى در هشدار الهى، ديگر مشركان نيز با آنها تفاوتى ندارند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 7 - 8
8 - حاكميت مطلق خداوند بر قواى هستى ، نويدى به مؤمنان و هشدارى به منافقان و مشركان
و للّه جنود السمـوت و الأرض
يادآورى قدرت، پس از وعده و وعيد، بيانگر مطلب ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 3 - 10
10 ـ اعلام قدرت بى انت هاى خداوند به عموم مشركان صدر اسلام و هشدار به بى نتيجه بودن مقاومت در برابر او
و إن توليتم فاعلموا أنكم غير معجزى اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 4 - 4
4- هشدار خداوند به مشركان ستم پيشه در باره توطئه هاى پنهانى و گفت وگو هاى محرمانه آنان عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) و اسلام
أسرّوا النجوى الذين ظلموا . .. قال ربّى يعلم القول فى السماء والأرض
تذكر به مشركان نجواگر و توطئه كننده، مبنى بر آگاهى خداوند از هر نوع سخنى در آسمان و زمين، هشدارى است به آنان در باره سرانجام شومِ توطئه هايشان.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 71 - 1
1 ـ پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) از سوى خداوند دستور يافت تا سرگذشت نوح ( ع ) و قومش را ، به عنوان هشدار براى مشركان مكه ، بازگو كند .
و اتل عليهم نبأ نوح إذ قال لقومه
«نبأ» خبرى است كه براى شنونده داراى فائده عظيم باشد. (مفردات راغب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 42 - 3
3 - هشدار خداوند ، مشركان مكه را به فرجامى مانند فرجام مشركان پيشين
قل سيروا فى الأرض فانظروا كيف كان عـقبة الذين من قبل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 56 - 2
2 - بيان فرجام فرعونيان ، هشدارى به مستكبران و اشراف مشرك مكه
فجعلنـهم سلفًا و مثلاً للأخرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 28 - 2
2- مكيان ستيزه گر ، به سرنوشت عبرت آموز فرعونيان هشدار داده شدند .
بل هم فى شكّ يلعبون . .. كذلك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 37 - 1
1- سرنوشت قوم « تبّع » و اقوام قبل از آن ، پيامدار عبرت و هشدار براى مشركان مكه
أهم خير أم قوم تبّع و الذين من قبلهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 28 - 3
3 - بسيارى از آيات قرآن ، هشدار دهنده مردم درباره معاد و حسابرسى در قيامت است .
لايرجون حسابًا . و كذّبوا بـايـتنا كذّابًا
جمع بودن «آيات» بر نكته ياد شده دلالت دارد. به قرينه كلمه «حساباً» ـ در آيه قبل ـ موضوع حسابرسى در مجموعه آن آيات مطرح شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 21 - 11
11 ـ هشدار خداوند به افترا زنندگان به او و تكذيب كنندگان آيات الهى و تهديد آنان به سرانجامى شوم
و من أظلم ممن افترى على اللّه كذبا أو كذب بايته إنه لايفلح الظلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 22 - 2
2 ـ ياد آورى رخداد قيامت هشدارى به مشركان وافترا زنندگان به خداوند
و يوم نحشرهم جميعا ثم نقول للذين أشركوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 103 - 12
12 ـ فسادگران در معرض گرفتار آمدن به سرنوشتى شوم
فانظر كيف كان عقبة المفسدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 60 - 7
7 - لزوم هشدار به افراد فسادگر ، براى پايان دادن به كار خود ، پيش از اقدام عملى عليه آنان
لئن لم ينته المنـفقون و الذين فى قلوبهم مرض و المرجفون فى المدينة لنغرينّك بهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 6 - 1
1ـ پيامبر (صلی الله علیه و آله) منكران ربوبيت خدا و انكار كنندگان سراى آخرت را به عذاب هاى دنيوى هشدار مى داد .
و يستعجلونك بالسيئة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 21 - 11
11 ـ هشدار خداوند به افترا زنندگان به او و تكذيب كنندگان آيات الهى و تهديد آنان به سرانجامى شوم
و من أظلم ممن افترى على اللّه كذبا أو كذب بايته إنه لايفلح الظلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 88 - 9
9 - آگاهى خداوند به كردار آدميان ، هشدارى است نسبت به موضع گيرى آنان در برابر آيات الهى .
ألم يروا أنّا جعلنا الّيل . .. و ترى الجبال... صنع اللّه الذى أتقن كلّ شىء إنّه
تذكر به «إنّه خبير. ..» پس از يادآورى آيات توحيدى، هشدارى است به آدميان كه مبادا از كنار اين آيات بى تفاوت بگذرند و آنها را ناديده بگيرند!
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 11 - 8
8 ـ هشدار خداوند به تكذيب كنندگان پيامبر(صلی الله علیه و آله) و داعيان به خدا
ثم انظروا كيف كان عقبة المكذبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 14 - 6
6ـ هلاكت تكذيب كنندگان انبيا در گذشته تاريخ ، هشدارى به تكذيب گران پيامبر (صلی الله علیه و آله) و دين الهى
كذّبت قبلهم . .. كلّ كذّب الرسل فحقّ وعيد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 10 - 1
1- هشدار خداوند به منكران قرآن ، نسبت به عواقب كفرورزى آنان
قل أرءيتم إن كان من عند اللّه و كفرتم به
تعبير «أرأيتم . ..»، دربردارنده معناى هشدار و تذكر است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 33 - 13
13 ـ هشدار خداوند به تكذيب كنندگان پيامبر(صلی الله علیه و آله)
فإنهم لا يكذبكونك و لكن الظلمين بأيت اللّه يجحدون
جمله «لكن الظالمين . .. » پس از نفى تكذيب شدن پيامبر(صلی الله علیه و آله)، تكذيب كافران را متوجه آيات خداوند دانسته است. از جمله نكاتى كه مى توان از اين سياق برداشت نمود تهديد مكذّبان و هشدار به آنان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 48 - 5
5 - هشدار خداوند به تكذيب كنندگان پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مبنى بر اين كه از فرصت داد شده استفاده كنند و خود را چونان جوامع پيشين ، گرفتار خشم و قهر الهى نسازند .
و إن يكذّبوك . .. و كأيّن من قرية أمليت لها ... أخذتها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 14 - 6
6ـ هلاكت تكذيب كنندگان انبيا در گذشته تاريخ ، هشدارى به تكذيب گران پيامبر (صلی الله علیه و آله) و دين الهى
كذّبت قبلهم . .. كلّ كذّب الرسل فحقّ وعيد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 69 - 1
1 - عبرت گرفتن از سرنوشت مجرمان گذشته تاريخ ، هشدار خداوند به منكران معاد
و قال الذين كفروا. .. إن هـذا إلاّ أسـطير الأوّلين . قل سيروا فى الأرض فانظروا ك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 63 - 7
7 ـ هشدار خداوند به منافقان مبنى بر افشاى نيات پليد آنان
اولئك الّذين يعلم اللّه ما فى قلوبهم
ابهام در «ما فى قلوبهم» گوياى اين معناست كه منافقان در مراجعه به طاغوت نيّتهاى پليدى در دل داشتند كه تنها خدا از آن آگاهى داشت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 47 - 10
10 ـ هشدار خداوند به منافقان با بيان علم همه جانبه اش به روحيّات و دسيسه هاى منافقانه آنان
و لأوضعوا خللكم يبغونكم الفتنة . .. و اللّه عليم بالظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 63 - 2
2 ـ هشدار شديد الهى به منافقان ، نسبت به موضع گيرى هاى خصمانه آنان در برابر خدا و رسول (صلی الله علیه و آله)
ألم يعلموا . .. ذلك الخزى العظيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 69 - 2
2 ـ فرجام سوء منافقان و كفرپيشگان گذشته تاريخ ـ على رغم برخوردارى آنان از قدرت ، مال و فرزند فزونتر ـ هشدارى است به منافقان هر عصر .
وعد اللّه المنفقين . .. كالذين من قبلكم كانوا أشد منكم قوة و أكثر أمولا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 70 - 6
6 ـ منافقان ، در معرض نزول عذاب الهى و مبتلا شدن به سرنوشت قوم نوح ، عاد ، ثمود ، قوم ابراهيم و اصحاب مدين
وعد اللّه المنفقين . .. ألم يأتهم نبأ الذين من قبلهم قوم نوح ... و أصحب مدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 78 - 6
6 ـ هشدار خداوند به منافقان ، در رابطه با امكان افشاى اسرار و سخنان پنهانى آنان
ألم يعلموا أن اللّه يعلم
در توضيح اين برداشت مى توان گفت كه: تذكر خداوند به علم خويش بر اسرار و سخنان پنهانى منافقان، هشدارى است به امكان افشاى آنها.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 26 - 13
13- هشدار خداوند ، به افشاى اسرار توطئه هاى پنهان منافقان
و اللّه يعلم إسرارهم
تذكّر به علم خداوند، در حقيقت هشدارى است به منافقان تا گمان نكنند اسرارشان هميشه مخفى خواهد ماند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 29 - 1
1ـ هشدار الهى به منافقان ، نسبت به افشاى كينه هاى نهانى آنان
أم حسب . .. أن لن يخرج اللّه أضغـنهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 30 - 10
10- علم الهى به تمامى اعمال خلق ، هشدارى به بيماردلان منافق و نويدى به اهل ايمان
و اللّه يعلم أعمـلكم
يادآورى علم فراگير الهى بر تمامى اعمال خلق ـ چه مؤمن و چه منافق ـ در حقيقت هشدارى است به منافقان كه سرانجام، كيفر اعمال خود را خواهند ديد و نويدى است به مؤمنان كه صبر و مقاومت شان بر طريق ايمان، از ديد خداوند مخفى نيست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 7 - 8
8 - حاكميت مطلق خداوند بر قواى هستى ، نويدى به مؤمنان و هشدارى به منافقان و مشركان
و للّه جنود السمـوت و الأرض
يادآورى قدرت، پس از وعده و وعيد، بيانگر مطلب ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 11 - 24
24 - آگاهى عميق الهى به كردار بندگان ، هشدارى به نفاق پيشگان و متخلفان از تكاليف دين
سيقول لك المخلّفون . .. بل كان اللّه بماتعملون خبيرًا
تذكّر به «علم الهى» در پايان چنين آيه اى ـ كه سخن از متخلفان به ميان آورده است ـ بارِ هشدارى دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - مجادله - 58 - 20 - 7
7 - خداوند ، جبهه مخالف اسلام ( منافقان و عموم دشمنان خدا و پيامبر (صلی الله علیه و آله) ) را به شكست حتمى و ذلت بار هشدار داد .
إنّ الذين يحادّون . .. أُولـئك فى الأذلّين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 60 - 1
1 - هشدار شديد خداوند ، به منافقان مدينه ، براى پرهيز از آزار و اذيت زنان مسلمان
لئن لم ينته المنـفقون . .. لنغرينّك بهم
مفعول فعل «ينته» ذكر نشده و به قرينه آيه پيش; مى تواند آزار و اذيتى باشد كه درباره زنان مسلمان روا داشته مى شد. لازم به ذكر است كه مصدر ثلاثى «نغرينّ»، «غراء» است و «غرى به» در لغت به معناى «الصاق و چسباندن» است (مفردات راغب). اين واژه در آيه، كنايه از تسلط همه جانبه و سخت و گريزناپذير است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 34 - 6
6 ـ هشدار و تهديد الهى نسبت به جوامع منحرف و زشتكردار
قل إنما حرم ربى الفوحش . .. و لكل أمة أجل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 56 - 5
5 ـ لغزيدن در دام هوسها و تمايلات مشركان و منحرفان، خطرى براى رهبران دين و همه موحدان
الذين تدعون من دون اللّه قل لا أتبع أهواءكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 75 - 1
1- خضر ( ع ) براى دومين بار و با صراحتى افزون تر در مورد بى صبرى و پرسش هاى بى جاى موسى ( ع ) ، به او تذكر و هشدار داد .
لقد جئت شيئًا نكرًا . قال ألم أقل لك
در دومين تذكر، خضر(ع) عبارت «لك» آمده است. اضافه شدن اين عبارت و تصريح به اين كه آن سخن در مورد شخص موسى(ع) صادر شده بود، گوياى تأكيد خضر(ع) بر موجه نبودن اعتراض موسى(ع) است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 16 - 1
1 - خداوند در وادى طوى ، خطر منكران قيامت را در بازداشتن موسى ( ع ) از توجه به قيامت ، به او گوشزد كرد و او را از فريب كارى آنان برحذر داشت .
فاعبدنى . .. فلايصدّنك عنها من لايؤمن بها
ضميرهاى «عنها» و «بها» به «الساعة» (در آيه قبل) برمى گردد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 23 - 8
8- هشدار خداوند به موسى ( ع ) ، در غافل نبودن از تعقيب فرعونيان نسبت به بنى اسرائيل
فأسر . .. إنّكم متّبعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 104 - 2
2 - خداوند ، اهل ايمان را از به كارگيرى كلمه « راعنا » در خطاب به پيامبر (صلی الله علیه و آله) بر حذر داشت .
يأيها الذين ءامنوا لاتقولوا رعنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 28 - 15
15 ـ تحذير و هشدار مؤكد خداوند ، نسبت به مؤمنانى كه پذيراى ولايت و سرپرستى كافران شده اند .
لا يتّخذ المؤمنون الكافرين اولياء . .. و يحذّركم اللّه نفسه و الى اللّه المصير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 72 - 9
9 ـ هشدار خداوند به مؤمنان ، نسبت به تلاش منافقانه اهل كتاب و دشمنان اسلام
و قالت طائفة . .. لعلّهم يرجعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 175 - 11
11 ـ هشدار خداوند به مؤمنان در برابر خطر شايعات دشمنان دين ، جاسوسان آنان و منافقان
انّ النّاس قد جمعوا لكم . .. انّما ذلكم الشّيطان يخوّف اولياءه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 12 - 19
19 ـ هشدار خداوند به مؤمنان در مورد مقررات ارث ، وصيّت و دَين ميّت
و لكم نصف ما ترك من بعد وصيّة . .. و اللّه عليم حليم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 14 - 5
5 ـ هشدار خداوند به مؤمنان ، نسبت به عدم اجراى احكام ارث و قوانين الهى
تلك حدود اللّه . .. و من يعص اللّه و رسوله و يتعدّ حدوده يدخله ناراً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 27 - 6
6 ـ هشدار خداوند به مؤمنان در مورد نفوذ آراء و انديشه هاى انحرافى هواپرستان
و يريد الّذين يتّبعون الشّهوات ان تميلوا ميلاً عظيماً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 51 - 6
6 ـ هشدار خداوند به مؤمنان در مورد خطر گرايش آنان به كفر و شرك
الم تر الى الذين اوتوا نصيباً من الكتب يؤمنون بالجبت و الطّاغوت
مخاطب قرار دادن مؤمنان و سپس بيان سرنوشت شرك آلود اهل كتاب، تعريضى به مخاطبان است كه چنين خطرى شما را نيز تهديد مى كند و هشيار باشيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 90 - 11
11 ـ هشدار خداوند به مؤمنان از غرور و خودبينى ، با مشاهده ضعف و ناتوانى دشمنان
و لو شاء اللّه لسلّطهم عليكم فلقاتلوكم
هدف از بيان اين حقيقت كه تنها مشيت الهى كارساز است، مى تواند اين باشد كه مسلمانان نبايد ضعف دشمن را برخاسته از توانمندى خويش بدانند و اين، مايه غرور و خودبينى آنان گردد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 5 - 34
34 ـ هشدار خداوند به مؤمنان مبنى بر اينكه مبادله با اهل كتاب و ازدواج با آنان نبايد موجب سستى ايمان شما گردد . *
طعامكم حل لهم و المحصنت . .. و من يكفر بالايمن
جمله «و من يكفر . ..» پس از تجويز معاشرت با اهل كتاب، اشاره به هشدار خداوند دارد كه نكند معاشرت با آنان موجب تزلزل اعتقادى شما شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 8 - 22
22 ـ هشدار الهى به مؤمنان نسبت به عدم اجراى عدالت ، حتى در مورد دشمنان
اعدلوا . .. و اتقوا اللّه إنّ اللّه خبير بما تعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 105 - 3،4
3 ـ منحرفان در كمين براى گمراه سازى اهل ايمان
لايضركم من ضل إذا اهتديتم
4 ـ مسلمانان در صورت بى توجهى به احكام الهى در خطر گمراهى و گرايش هاى كفرآميز
عليكم انفسكم لايضركم من ضل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 106 - 5
5 ـ بهانه جويى و اتهام كافران نبايد سبب نگرانى و تزلزل مؤمنان گردد.
و ليقولوا درست . .. اتبع ما أوحى اليك
فرمان به اتباع از وحى، پس از اشاره به شبهات كافران، تأكيدى بر لزوم استقامت مؤمنان در برابر شبهات كافران است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 116 - 5
5 ـ كمى رهپويان راه خدا نبايد موجب تزلزل رهپويان در برابر اكثريت مردم گمراه گردد.
و إن تطع أكثر من فى الأرض يضلوك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 150 - 9
9 ـ خطر پيروى از تمايلات منحرفان و بدعتگذاران در كمين مؤمنان است.
و لا تتبع أهواء الذين كذبوا بأيتنا
گر چه «لا تتبع . .. » خطاب به پيامبر(صلی الله علیه و آله) است، ولى روى سخن در حقيقت با همه مؤمنان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 20 - 3
3 ـ مؤمنان در معرض تخلف از دستورات خدا و رسول و نيازمند هشدار
يأيها الذين ءامنوا . .. و لا تولوا عنه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 28 - 1
1 ـ هشدار خداوند به مؤمنان مبنى بر آزمايش آنان از طريق مال و فرزند
و اعلموا أنما أمولكم و أولدكم فتنة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 72 - 20
20 ـ هشدار خداوند به مؤمنان نسبت به چگونگى اعمالشان در قبال فرمان هاى خداوند
و اللّه بما تعملون بصير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 74 - 10
10 ـ همه انسان ها ، حتى مؤمنان حقيقى ، از خطا و گناه مصون نيستند و نيازمند مغفرت الهى هستند .
أولئك هم المؤمنون حقا لهم مغفرة و رزق كريم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 34 - 1
1 ـ خداوند ، از فساد مالى و انحراف بسيارى از احبار و راهبان ( پيشوايان دينى يهود و نصارا ) پرده برداشته و مؤمنان را نسبت به خطر آنان هشدار داد .
يأيها الذين ءامنوا إن كثيراً من الأحبار و الرهبان ليأكلون أمول الناس بالبطل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 62 - 4
4 ـ هشدار خداوند به مؤمنان در مورد سوگند هاى دروغ منافقان
يحلفون باللّه لكم ليرضوكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 96 - 2
2 ـ خداوند ، مؤمنان را از تأثيرپذيرى در برابر رياكارى و سوگند هاى دروغين منافقان هشدار داد .
فإن ترضوا عنهم فإن اللّه لا يرضى عن القوم الفسقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 101 - 1
1 ـ هشدار خداوند به مؤمنان ، نسبت به وجود منافقانى ناشناخته در اطراف ايشان از باديه نشينان و نيز از اهل مدينه
و ممن حولكم من الأعراب منفقون و من أهل المدينة مردوا على النفاق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 2 - 10
10 - خداوند ، به مؤمنان براى رعايت فرمان به تبعيت از تعاليم وحيانى اش ، هشدار داده است .
و اتّبع ما يوحى . .. إنّ اللّه كان بما تعملون خبيرًا
جمله «إنّ اللّه. ..» پس از امرِ «اتّبع»، مى تواند هشدارى باشد به مخاطبان اين فرمان، تا مراقب عمل به آن فرمان باشند، چون خداوند آگاه است و خبر دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 33 - 7
7- هشدار خداوند به مؤمنان ، در پرهيز از فراهم آوردن زمينه هاى بطلان اعمال خويش
يـأيّها الذين ءامنوا . .. و لا تبطلوا أعمـلكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ممتحنه - 60 - 11 - 5
5 - هشدار الهى به مؤمنان ، نسبت به رعايت تقوا ، در زمينه ادعا هاى مالى خويش و پرداخت حقوق ديگران
فـاتوا الذين ذهبت أزوجهم . .. و اتّقوا اللّه
امر «اتّقوا اللّه. ..» احتمالاًنظر به دو زمينه دارد: 1ـ مؤمنى كه مى بايست مهريه صرف كرده براى همسر كافرش را از غنايم بردارد. در اين صورت او نبايد بيش از آنچه خرج كرده ادعا كند. 2ـ مجموعه مؤمنان اند كه در پرداخت حق مؤمن از غنايم، كوتاهى نورزند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تغابن - 64 - 15 - 3
3 - هشدار خداوند به مؤمنان ، نسبت به لغزش و نافرمانى كردن به خاطر دلبستگى و وابستگى به مال و فرزند
إنّما أمولكم و أولـدكم فتنة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 97 - 14
14 ـ تذكر خداوند به لزوم غافل نشدن مؤمنان از خطر اعراب كفرپيشه همجوار خويش ، پس از پايان يافتن پيروزمندانه جنگ با دشمنان خارجى ( روميان در جنگ تبوك ) *
الأعراب أشد كفراً و نفاقاً
با توجه به اينكه آيات قبل در مورد بازگشت پيروزمندانه مؤمنان از جنگ تبوك است، احتمال دارد كه اين آيه هشدارى به مؤمنان مجاهد باشد كه پس از آن پيروزى، احساس امنيت نكنند و توجه كنند كه در اطرافشان، باديه نشينان جاهل و متعصب در كفر نيز، خطرى جدى به شمار مى روند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 10 - 18
18 - خداوند ، به مؤمنان عافيت طلب و دارندگان ايمان سطحى ، هشدار داده است .
و من الناس من يقول ءامنّا باللّه فإذا أوذى فى اللّه جعل فتنة الناس كعذاب اللّه .
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 88 - 6
6 ـ پيامبران و رهنوردان صراط مستقيم نيز اگر شرك بورزند، اعمال آنان تباه و فاسد مى شود.
ذلك هدى الله يهدى . .. و لو أشركوا لحبط عنهم ما كانوا يعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 45 - 15
15 - هشدار خداوند ، به نمازگزاران درباره اداى كامل آن
و أقم الصلوة . .. و اللّه يعلم ما تصنعون
فراز «و اللّه يعلم. ..» پس از فرمان به نماز با مادّه «اقامه» ـ كه به معناى اداى كامل است ـ به نكته ياد شده، اشعار دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 51 - 17
17 - خداوند ، به همسران پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، براى رعايت احكامى كه درباره شان داده شده است ، هشدار داد .
ترجى من تشاء منهنّ . .. و اللّه يعلم ما فى قلوبكم
مرجع ضمير «كم» مى تواند پيامبر(صلی الله علیه و آله) و همسران اش باشد. اعلام اين كه خداوند، هر چه را در قلب آنان مى گذرد، مى داند، پس از آن كه اختيارات پيامبر(صلی الله علیه و آله) را درباره آنان بيان كرده، مى تواند هشدارى به آنان باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 55 - 18
18 - هشدار خداوند ، به همسران رسول خدا ، درباره رعايت فرمان هاى داده شده به آنان
لاجناح عليهنّ فى ءابائهنّ . .. و اتّقين اللّه إنّ اللّه كان على كلّ شىء شهيدًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تحريم - 66 - 4 - 11
11 - هشدار خداوند به همسران پيامبر ، نسبت به تكرار خطا ها و موضع گيرى عليه ايشان
و إن تظـهرا عليه فإنّ اللّه هو موليه . .. و الملـئكة بعد ذلك ظهير
آيه شريفه مى فرمايد: خداوند، جبرئيل و. .. در صورت اقدام همسران رسول اكرم، عليه ايشان، از آن حضرت پشتيبانى مى كنند. بيان اين مطلب در حقيقت، هشدارى از جانب خداوند به آنان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تحريم - 66 - 10 - 13
13 - هشدار خداوند ، به دو همسر خطاكار پيامبر ( حفصه و عايشه ) ، درباره سرنوشت شوم خيانت به پيامبر (صلی الله علیه و آله) همچون سرنوشت همسران نوح و لوط
ضرب اللّه مثلاً للذين كفروا امرأت نوح . .. قيل ادخلا النار مع الدخلين
يادآورى خيانت همسران دو پيامبر ـ پس از نقل ماجارى توطئه دو همسر پيامبراسلام ـ مى تواند هشدارى به آنان باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 85 - 6
6ـ فرزندان يعقوب با سوگند به خدا ، خطر فرسوده شدن و به هلاكت رسيدنش را به او هشدار دادند .
قالوا تالله تفتؤا تذكر يوسف حتى تكون حرضًا أو تكون من الهـلكين
حرف «تاء» براى قسم است و جمله «تفتؤا تذكر يوسف» به اعتبار غايتى كه براى آن ذكر شده (حتى تكون حرضاً . ..) جواب قسم است ; يعنى ، در حقيقت جواب قسم «تكون حرضاً ...» مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 13 - 8
8 ـ هشدار خداوند به يهوديان نسبت به شكستن پيمان الهى
فبما نقضهم ميثقهم لعنهم و جعلنا قلوبهم قسية
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 33 - 18
18 ـ هشدار خداوند به يهود نسبت به فرجام شوم ستيزه جويى با پيامبر (صلی الله علیه و آله) و فسادانگيزى در زمين
من اجل ذلك كتبنا على بنى اسرءيل . .. انما جزؤا الذين يحاربون
چون در آيه پيش روى سخن با بنى اسرائيل بود، اين آيه مى تواند تعريض به اهداف و اعمال آنان در برابر پيامبر(صلی الله علیه و آله) داشته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 208 - 12،13
12 ـ هشدار الهى نسبت به پيروى از شيطان و گام نهادن در راه هاىِ وى
و لا تتبعوا خطوات الشيطان
13 ـ هشدار الهى بر اينكه شيطان ، عامل ايجاد تفرقه و مخالف صُلح و وحدت جامعه ايمانى است .
ادخلوا فى السلم كافة و لا تتبعوا خطوات الشيطان انه لكم عدو مبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 217 - 24،36
24 ـ هشدار خداوند به مسلمانان ، با افشاى نيّات و اهداف كفار نسبت به مسلمانان
و لا يزالون يقاتلونكم حتى يردّوكم عن دينكم ان استطاعوا
36 ـ هشدار خداوند ، به عواقب سوء ارتداد
و من يرتدد منكم عن دينه فيمت و هو كافر فاولئك حبطت اعمالهم . .. و اولئك اصحاب ال
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 152 - 11
11 ـ جامعه ايمانى در معرض خطر سستى ، تفرقه و سرپيچى از رهبرىِ صالح خويش ، پس از نيل به پيروزى
حتّى اذا فشلتم . .. من بعد ما اريكم ما تحبّون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 156 - 15
15 ـ نظارت و بينايى خداوند به كردار بندگان ، هشدارى به ترك كنندگان جهاد
انّ الّذين تولّوا منكم . .. و اللّه بما تعملون بصير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 163 - 7
7 ـ هشدار خداوند به مردم نسبت به اعمال و رفتارشان
و اللّه بصير بما يعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 175 - 11
11 ـ هشدار خداوند به مؤمنان در برابر خطر شايعات دشمنان دين ، جاسوسان آنان و منافقان
انّ النّاس قد جمعوا لكم . .. انّما ذلكم الشّيطان يخوّف اولياءه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 180 - 28
28 ـ تهديد و هشدار الهى نسبت به بخيلان
و اللّه بما تعملون خبير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 185 - 15
15 ـ هشدار الهى به اينكه زندگى دنيا ، جز بهره اى فريبنده نيست .
و ما الحيوة الدّنيآ الّا متاع الغرور
«الغرور»، يا مصدر است و به معناى فريب دادن و گول زدن; و يا اسم فاعل است و جمع «غارّ» به معناى فريب دهنده.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 1 - 20
20 ـ هشدار خداوند به مردمان بى تقوا و قاطع رحم
و اتّقوا اللّه . .. و الارحام انّ اللّه كان عليكم رقيباً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 6 - 18
18 ـ هشدار خداوند به اولياى يتيمان ، نسبت به عدم رعايت حقوق آنان
فان انستم منهم رشداً . .. و كفى باللّه حسيبا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 9 - 5،8
5 ـ هشدار خداوند نسبت به عدم رعايت حقوق يتيمان
وليخش الّذين لو تركوا من خلفهم ذريّة ضعافاً . .. فليتّقوا اللّه
8 ـ هشدار خداوند نسبت به كسانى كه يتيمان را از ارثشان محروم مى كنند .
للرّجال نصيب . .. و للنّساء نصيب ... وليخش الّذين لو تركوا من خلفهم ذريّة ضعافاً
به مقتضاى ارتباط اين آيه با آيه قبل، مصداق مورد نظر از ترس و وحشت درباره يتيمان، محروم كردن آنان از ارث است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 12 - 19
19 ـ هشدار خداوند به مؤمنان در مورد مقررات ارث ، وصيّت و دَين ميّت
و لكم نصف ما ترك من بعد وصيّة . .. و اللّه عليم حليم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 27 - 6
6 ـ هشدار خداوند به مؤمنان در مورد نفوذ آراء و انديشه هاى انحرافى هواپرستان
و يريد الّذين يتّبعون الشّهوات ان تميلوا ميلاً عظيماً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 33 - 14،15
14 ـ هشدار خداوند به كسانى كه نسبت به پرداخت حقوق ورثه كوتاهى مى نمايند .
و لكل جعلنا موالى . .. انّ اللّه كان على كل شىء شهيداً
جمله «ان اللّه» مى تواند به منظور تهديد كسانى باشد كه احكام الهى را عمل نمى كنند و حقوق بيان شده در آيه شريفه را به اهل آن نمى رسانند.
15 ـ هشدار خداوند به كسانى كه وفادار به پيمان هاى خود نيستند .
و لكل . .. و الذين عقدت ايمانكم فاتوهم نصيبهم انّ اللّه كان على كل شىء شهيداً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 34 - 38
38 ـ هشدار خداوند به مردان ستمكار و متجاوز به حقوق همسران خويش
فلا تبغوا عليهنّ سبيلاً انّ اللّه كان عليّاً كبيراً
جمله «انّ اللّه . .. » در مقام تهديد شوهران ستمكار است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 47 - 10،15
10 ـ هشدار خداوند به اهل كتاب ، در مورد مسخ انسانيّت آنان در صورت ايمان نياوردن به قرآن
امنوا . .. من قبل ان نطمس وجوهاً فنردّها على ادبارها او نلعنهم
«طمس» به معناى نابود كردن اثر چيزى است، و «وجه» به معناى صورت مى باشد. مراد از «وجوه» نيز به دليل برگشت ضمير «هم» به آن، افراد انسان است ; البته به لحاظ شخصيّت انسانى آنان و نه به لحاظ جسم ايشان.
15 ـ هشدار خداوند به اهل كتاب در مورد گرفتارى آنان به لعن الهى در صورت كفر به قرآن
يا ايها الذين اوتوا الكتب . .. او نلعنهم كما لعنّا اصحاب السَّبت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 58 - 17
17 ـ هشدار خداوند به خيانتكاران در امانت و ستمگران در قضاوت
انّ اللّه . .. انّ اللّه كان سميعاً بصيراً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 89 - 3
3 ـ هشدار خداوند به مسلمانان در مورد تلاش منافقان براى گسترش كفر
ودّوا لو تكفرون كما كفروا فتكونون سواء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 90 - 11،12
11 ـ هشدار خداوند به مؤمنان از غرور و خودبينى ، با مشاهده ضعف و ناتوانى دشمنان
و لو شاء اللّه لسلّطهم عليكم فلقاتلوكم
هدف از بيان اين حقيقت كه تنها مشيت الهى كارساز است، مى تواند اين باشد كه مسلمانان نبايد ضعف دشمن را برخاسته از توانمندى خويش بدانند و اين، مايه غرور و خودبينى آنان گردد.
12 ـ هشدار و تهديد خداوند به مسلمانان ، در مورد تعرض به كافران و منافقانى كه پيكار با آنان ممنوع شده است .
و لو شاء اللّه لسلّطهم عليكم فلقاتلوكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 107 - 1
1 ـ هشدار خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) در مورد دفاع از خائنان
لاتجدل عن الذين يختانون انفسهم
«جدال» هنگامى كه به حرف «عن» متعدى شود، به معناى دفاع و طرفدارى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 108 - 11
11 ـ هشدار خداوند به انسان در مورد اعمال و كار هاى ناشايست نهانى او
اذ يبيتون . .. و كان اللّه بما يعملون محيطاً
از مصاديق مورد نظر براى «مايعلمون»، به قرينه جمله «اذ يبيتون»، اعمال پنهانى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 118 - 7
7 ـ هشدار خداوند به مردم در مورد اغواگرى شيطان و خطر منحرف شدن توسط او
و قال لاتخذن من عبادك نصيباً مفروضاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 120 - 4
4 ـ هشدار خداوند به مردم در مورد اغواگرى شيطان
يعدهم و يمنيهم و ما يعدهم الشيطن الا غروراً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 144 - 9
9 ـ هشدار و تهديد خداوند به پذيرندگان ولايت كافران و دوستى آنان
لاتتخذوا الكفرين أولياء . .. أتريدون أن تجعلوا اللّه عليكم سلطناً مبيناً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 148 - 12
12 ـ هشدار و تهديد خداوند به افشا كنندگان عيوب مردم و هتك كنندگان حرمت آنان
لايحب اللّه الجهر بالسوء . .. و كان اللّه سميعاً عليماً
توصيف خداوند به شنوايى و آگاهى، پس از بيان اوامر و نواهى، غالباً براى تهديد به كيفر و عقاب آورده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 170 - 13
13 ـ كافران به رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) مورد تهديد خداوند
و إن تكفروا فان للّه ما فى السموت و الارض
جمله «فان للّه . ..» كه بيانگر سلطنت خداوند بر هستى است مى تواند به منظور تهديد منكران رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) ايراد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 4 - 29
29 ـ هشدار و تهديد خداوند نسبت به كسانى كه تقوا را رعايت نكنند و پرهيزگار نباشند .
و اتقوا اللّه إنّ اللّه سريع الحساب
جمله «ان اللّه . ..» در مقام تهديد بى تقوايان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 7 - 12
12 ـ هشدار خداوند به مسلمانان ، در مورد شكستن پيمان الهى و سرپيچى از فرامين خدا و رسول و فراموشى نعمتها
و اذكروا نعمة اللّه عليكم و ميثقه . .. و اتقوا اللّه
متعلق «اتقوا»، به قرينه فرازهاى قبلى، همان ياد نعمتها و رعايت پيمانهاى الهى است. يعنى جانب خدا را در مورد نعمتها و پيمانهاى او نگهداريد و از مخالفت با او بپرهيزيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 8 - 21،22
21 ـ هشدار و تهديد خداوند نسبت به كسانى كه به حق شهادت ندهند و براى خدا قيام نكنند .
كونوا قومين للّه شهداء بالقسط . .. و اتقوا اللّه إنّ اللّه خبير بما تعملون
22 ـ هشدار الهى به مؤمنان نسبت به عدم اجراى عدالت ، حتى در مورد دشمنان
اعدلوا . .. و اتقوا اللّه إنّ اللّه خبير بما تعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 12 - 6
6 ـ تهديد خداوند به بنى اسرائيل در مورد شكستن پيمان الهى و ترغيب آنان به وفادارى و تعهد
لقد اخذ اللّه ميثق بنى اسرءيل . .. و قال اللّه انى معكم
بنابر اينكه معيت در آيه مورد بحث، كنايه از علم و قدرت باشد. يعنى خداوند به شما و اعمالتان كاملا آگاه است ; اگر به ميثاق پايبند بوديد به شما پاداش مى دهد واگر تخلف كرديد مجازات مى شويد و در هر حال مقهور خداوند هستيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 13 - 8،9
8 ـ هشدار خداوند به يهوديان نسبت به شكستن پيمان الهى
فبما نقضهم ميثقهم لعنهم و جعلنا قلوبهم قسية
9 ـ هشدار خداوند نسبت به شكنندگان پيمان او
فبما نقضهم ميثقهم لعنهم و جعلنا قلوبهم قسية
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 14 - 14،19
14 ـ هشدار خداوند به مسلمانان با بيان مجازات يهود و نصارا به خاطر نقض پيمان الهى
فبما نقضهم ميثقهم . .. و من الذين قالوا إنّا نصرى اخذنا ميثقهم فنسوا
بيان مجازات مسيحيان و يهوديان به خاطر پيمان شكنى آنان پس از «اذكروا . .. ميثقه» (اى مسلمين پيمان الهى را به ياد داشته باشيد)، هشدارى است به مسلمانان كه مبادا همانند اهل كتاب پيمان الهى را نقض كنند.
19 ـ مسيحيان پيمان شكن ، مورد تهديد خداوند به عذاب و كيفر اعمال خويش
و سوف ينبئهم اللّه بما كانوا يصنعون
جمله «ينبئهم اللّه . ..»، كنايه از كيفر دادن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 33 - 18
18 ـ هشدار خداوند به يهود نسبت به فرجام شوم ستيزه جويى با پيامبر (صلی الله علیه و آله) و فسادانگيزى در زمين
من اجل ذلك كتبنا على بنى اسرءيل . .. انما جزؤا الذين يحاربون
چون در آيه پيش روى سخن با بنى اسرائيل بود، اين آيه مى تواند تعريض به اهداف و اعمال آنان در برابر پيامبر(صلی الله علیه و آله) داشته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 44 - 27،34
27 ـ تهديد و هشدار خداوند به عالمان يهود ، نسبت به خوددارى از بيان احكام تورات
يحكم بها . .. و اخشون
34 ـ خداوند بر حذر دارنده عالمان يهود از دين فروشى و سوداگرى با آيات الهى
و لاتشتروا بايتى ثمناً قليلا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 49 - 8
8 ـ هشدار خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) درباره توطئه گروهى از مردم براى بازداشتن وى از داورى بر اساس تعاليم قرآن
و احذرهم ان يفتنوك عن بعض ما أنزل اللّه إليك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 61 - 9
9 ـ اهل كتاب مورد تهديد و هشدار خداوند به خاطر برخورد منافقانه آنان با مسلمانان
و اللّه اعلم بما كانوا يكتمون
هدف از بيان آگاهى كامل خدا به اسرار پليد گروهى از اهل كتاب، مى تواند تهديد آنان به رسوايى در دنيا و عذاب الهى در آخرت باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 70 - 16
16 ـ هشدار خداوند به مسلمانان در مورد خطر گرفتارى آنان به لغزشهايى همانند لغزش هاى بنى اسرائيل : ( نقض پيمان
هاى الهى ، هواپرستى ، تكذيب و قتل انبيا )
إنّ الذين ءامنوا . .. لاتهوى انفسهم فريقاً كذبوا و فريقاً يقتلون
از اهداف اين بخش از آيات با توجه به ذكر مسلمانان در ابتداء كلام (ان الذين ءامنوا) و آنگاه بيان سرگذشت شوم بنى اسرائيل، اين است كه مسلمانان را از گرفتار شدن به چنين سرنوشتى پرهيز دهد و به آنان گوشزد كند كه آنان نيز در خطر آلودگى به چنين اعمال ناروايى هستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 71 - 24
24 ـ هشدار خداوند به بنى اسرائيلِ زمان پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، نسبت به تكرار رفتار پيشينيان خويش ( نقض ميثاق ـ تكذيب و قتل انبيا )
لقد اخذنا ميثق بنى اسرءيل . .. و اللّه بصير بماتعملون
فعل مضارع «يعملون» ـ على رغم ماضى آوردن فعل هاى گذشته «حسبوا»، «عموا و صموا» ـ، مى رساند كه جمله «و اللّه بصير . ..» ناظر بر بنى اسرائيل زمان پيامبر(صلی الله علیه و آله) نيز مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 75 - 21
21 ـ هشدار خداوند به مسلمانان در مورد خطر گرايششان به شرك با خدا پنداشتن پيامبران و أولياء الهى
ما المسيح ابن مريم الا رسول . .. انظر انى يؤفكون
با توجه به اينكه تك تك مسلمانان بايد با دقت سرنوشت نابهنجار و شرك آلود بنى اسرائيل را مد نظر داشته باشند، معلوم مى شود، چنين خطرى (گرايش به شرك با خدا پنداشتن پيامبران)، در كمين مسلمانان نيز هست و هدف از اين فرمان (انظر) پيشگيرى از گرفتار شدن به اين وضعيت نارواست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 82 - 2
2 ـ هشدار خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) در مورد كينه توزى يهوديان و مشركان نسبت به مؤمنان
لتجدن اشد الناس عدوة للذين ءامنوا اليهود و الذين اشركوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 94 - 1،13،15
1 ـ هشدار خداوند بر آزمايش مؤمنان راهى حج و عمره
يأيها الذين ءامنوا ليبلونكم اللّه
با توجه به آيات بعد معلوم مى شود اين آزمايش از آن كسانى است كه براى انجام حج و يا عمره محرم مى شوند.
13 ـ تجاوز از حدود الهى ـ پس از هشدار خداوند به رعايت آن ـ ، موجب عذابى دردناك
فمن اعتدى بعد ذلك فله عذاب اليم
15 ـ شكار در حال احرام ، عليرغم هشدار الهى به پرهيز از آن ، موجب عذاب دردناك
بشىء من الصيد . .. فمن اعتدى بعد ذلك فله عذاب اليم
به قرينه آيه بعد، مراد از شكار ممنوع شكار در حال احرام است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 60 - 15
15 ـ آگاهى خداوند بر كردارهاى آدمى، هشدارى به او در مورد عملكردش و پيامدهاى آن
ثم ينبئكم بما كنتم تعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 119 - 18
18 ـ هشدار خداوند به تجاوزگران به محدوده شرايع و احكام الهى و بدعتگذاران در دين
إن ربك هو أعلم بالمعتدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 121 - 13
13 ـ هشدار خداوند به مسلمانان در مورد تأثيرپذيرى از تبليغات شيطان دشمنان دين
و إن الشيطين . .. و إن أطعتموهم إنكم لمشركون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 133 - 12
12 ـ خطر انقراض و نابودى نسل يك جامعه، هشدار خداوند به جوامع كافر ستم پيشه
إن يشأ يذهبكم . .. كما أنشأكم من ذرية قوم ءاخرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 6 - 5
5 ـ هشدار خداوند به ظالمان پندناپذير و تهديد آنان به عذابهاى دوزخ
إنا كنا ظلمين. فلنسئلن الذين أرسل إليهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 19 - 5
5 ـ هشدار خداوند به آدم و حوا كه در صورت خوردن از شجره نهى شده از ستمكاران خواهند بود.
و لا تقربا هذه الشجرة فتكونا من الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 22 - 12،14،16
12 ـ اوامر، نواهى، هشدارها و توبيخهاى خداوند همواره در جهت رشد و تربيت انسانهاست.
و ناديهما ربهما ألم أنهكما عن تلكما الشجرة
14 ـ هشدار و تذكر پيشاپيش خداوند به آدم و حوا، در مورد دشمنى آشكار شيطان با آنان
و أقل لكما إن الشيطن لكما عدو مبين
16 ـ آدم و حوا، على رغم هشدار شديد خداوند به دشمنى شيطان با آنان، سخنان وى را پذيرفتند.
فدليهما بغرور فلما ذاقا الشجرة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 27 - 2
2 ـ پرهيز از گمراه گشتن بر اثر وسوسه هاى شيطان، توصيه و هشدار خداوند به انسانها
يبنى ءادم لا يفتننكم الشيطن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 34 - 6
6 ـ هشدار و تهديد الهى نسبت به جوامع منحرف و زشتكردار
قل إنما حرم ربى الفوحش . .. و لكل أمة أجل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 41 - 7
7 ـ پرهيز از پيوستن به ستمكاران و گرفتار شدن به كيفر آنان، هشدار خداوند به تمامى انسانها
و كذلك نجزى الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 28 - 1
1 ـ هشدار خداوند به مؤمنان مبنى بر آزمايش آنان از طريق مال و فرزند
و اعلموا أنما أمولكم و أولدكم فتنة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 109 - 5
5- هشدار و انذار و يا توسل به قدرت در مسير احقاق حق و پياده كردن دين ، بايد پس از اتمام حجت و بيان حقايق دينى باشد .
و ما أرسلنـك إلاّ رحمة للعـلمين . .. قل إنّما يوحى إلىّ ... فهل أنتم مسلمون . فإ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 73 - 22
22 ـ صالح ( ع ) قوم خويش را به گرفتار آمدن به عذابى دردناك ، در صورت زيان رساندن به ناقه و يا بازدارى آن از چريدن ،
هشدار داد .
فذروها تأكل فى أرض اللّه و لاتمسوها بسوء فيأخذكم عذاب أليم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 72 - 18
18 ـ هشدار مسيح ( ع ) به بنى اسرائيل در مورد فرجام ناميمون شرك
قال المسيح . .. انه من يشرك باللّه فقد حرم اللّه عليه الجنة
ظاهراً جمله «انه من يشرك . ..» گفتار حضرت مسيح(ع) مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 127 - 5،7
5 ـ روآوردن موسى ( ع ) و قومش به فسادگرى عليه نظام فرعونى ، هشدار اشرافيان به فرعون
أتذر موسى و قومه ليفسدوا فى الأرض
«لام» در «ليفسدوا» در اصطلاح اهل ادب لام عاقبت مى باشد. بنابراين مقصود اشراف از جمله «أتذر ... » اين است كه ترك مجازات موسى(ع) و قومش به فسادگرى آنان مى انجامد. قابل ذكر است كه مراد از فسادگرى، به قرينه «و يذرك و ءالهتك»، شورش كردن عليه نظام فرعونى است.
7 ـ اشرافيان دربار ، سركوب نشدن موسى ( ع ) را مايه انزواى فرعون و ترك پرستش خدايان وى دانسته و آن را به فرعون گوشزد كردند .
أتذر موسى و قومه . .. و يذرك و ءالهتك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 28 - 8
8 ـ نهراسيدن هابيل از تهديد برادرش به قتل وى *
لئن بسطت إلى يدك لتقتلنى . .. انى اخاف اللّه رب العلمين
تأكيد هابيل بر ترس خويش از خداوند (انى اخاف)، مى تواند اشاره به اين باشد كه از تهديد برادر، ترسى به دل او راه نيافته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 18 - 3
3 - اخطار مورچه اى به ديگر مورچگان نسبت به ورود سليمان و لشگريانش به سرزمين آنها
قالت نملة يـأيّها النمل ادخلوا مسـكنكم لايحطمنّكم سليمـن و جنوده
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 21 - 10
10 ـ هشدار موسى ( ع ) به زيانكارى قوم خويش در صورت فرار و عقب نشينى به هنگام رويارويى با جباران سرزمين مقدس
و لاترتدوا على ادباركم فتنقلبوا خسرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 129 - 13
13 ـ آزمايش بنى اسرائيل از سوى خدا پس از دستيابى آنان به حكومت و قدرت ، هشدار موسى ( ع ) به آنان
فينظر كيف تعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 29 - 6
6 ـ هشدار هابيل به قابيل درباره بزرگى گناه آدمكشى و سنگينى عقوبت آن در قيامت
ان تبوا باثمى و اثمك فتكون من اصحب النار
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 30 - 10
10 ـ بى اعتنايى قابيل به هشدار ها و اندرز هاى برادرش هابيل
انى اخاف اللّه رب العلمين انى اريد . .. فطوعت له نفسه قتل اخيه فقتله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 41 - 1
1- مرد مؤمن به ثروت مند مغرور در مورد امكان به زمين فرو رفتن آب هاى جارى در باغ و كشت زار او و خشكيدن آن با
عذاب الهى هشدار داد .
أو يصبح ماؤها غورًا
«غور» مصدر و در معناى «غائر» (فرورونده) به كار رفته است، استعمال مصدر به معناى اسم فاعل در لغت عرب از شيوه هاى مبالغه است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 70 - 9
9 ـ هود ( ع ) مردمش را در صورت مقامت بر شرك و پرستش نكردن خداى يگانه به عذاب الهى تهديد كرد .
فأتنا بما تعدنا إن كنت من الصدقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 74 - 11
11- توجه به مرگ و هلاكت اقوام متمدن و ثروتمند تاريخ ، مايه هشدار و موجب فريفته نشدن به دنيا
أىّ الفريقين . .. و كم أهلكنا قبلهم من قرن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 27 - 3
3- تذكر به هلاكت اقوامى كافر در اطراف مكه ، هشدارى به مكيان حق ناپذير
و لقد أهلكنا ما حولكم من القرى
مخاطب «كم» مشركان مكه اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 55 - 16
16- توجه به تاريخ هلاكت بار كفرپيشگان و سنت هاى جارى الهى ، زمينه ساز ايمان به رهنمود هاى الهى و پوزش از لغزش ها است .
و ما منع الناس أن يؤمنوا . .. و يستغفروا ربّهم إلاّ أن تأتيهم سنّة الأوّلين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 27 - 3
3- تذكر به هلاكت اقوامى كافر در اطراف مكه ، هشدارى به مكيان حق ناپذير
و لقد أهلكنا ما حولكم من القرى
مخاطب «كم» مشركان مكه اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 59 - 8
8 - تعجيل كافران در نزول عذاب ، ناشى از بى توجهى آنان به نابودى ياران گذشته خويش
فإنّ للذين ظلموا ذنوبًا مثل ذنوب أصحـبهم فلايستعجلون
از «فلايستعجلون» استفاده مى شود كه كافران، ناباورانه تقاضاى عذاب مى كردند و آنها اگر آنان به راستى در سرنوشت ياران گذشته خويش تأمل مى كردند، هرگز چنين ناباورانه مجازات الهى را به استهزا نمى گرفتند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - قريش - 106 - 1 - 1
1 - خداوند ، با نابود كردن اصحاب فيل ، قريش را بر ادامه زندگانى طبق عادت ديرينه آنان ، توانمند ساخت .
لإيلـف قريش
اين سوره با سوره قبل، ارتباطى تنگاتنگ دارد تا حدى كه برخى آن دو را يك سوره شمرده و برخى ديگر جداساختن آن را از سوره فيل در نماز جايز نمى دانند. بنابراين «لايلاف» علت «جعلهم كعصف مأكول» را بيان مى كند; يعنى، خداوند سپاه ابرهه را نابود ساخت تا قريش بتوانند به ايلاف خود ادامه دهند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - قريش - 106 - 2 - 5
5 - خداوند ، با از ميان بردن سپاه ابرهه ، راه هاى كوچ زمستانى و تابستانى قريش را امنيت بخشيد .
إيلـفهم رحلة الشتاء و الصيف
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - قريش - 106 - 1 - 7
7 - نابودى اصحاب فيل ، مايه استحكام پيوند قريش با شهر مكه و باقى ماندنشان در آن *
لإيلـف قريش
آيه بعد يا تفسير اين آيه است كه در نتيجه «ايلافهم» در آن بدل خواهد بود و يا ذكر خاص بعد از عام است كه در نتيجه، اين آيه به الفتى ديگر نيز علاوه بر الفت با كوچ هاى تابستانى و زمستانى، نظر خواهد داشت. ارتباط آيه شريفه با سوره قبل مى تواند بيانگر آن باشد كه استمرار پيوند قريش با مكه، مصداق برجسته اى براى عموم «ايلاف قريش» است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 51 - 1
1 - نابودى كافران گذشته تاريخ ، هشدارى جدّى به هم انديشان و همگنان آنها در هر عصر
و لقد أهلكنا أشياعكم فهل من مدّكر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 37 - 2
2 - فرجام هلاكت بار قدرت هاى حق ستيز تاريخ ، مايه تذكر خردمندان و مردمان حق شنو
إنّ فى ذلك لذكرى لمن كان له قلب أو ألقى السمع
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نازعات - 79 - 25 - 5
5 - هلاكت فرعون ، هشدارى به مردم در امور دنيا و آخرت آنان بود .
فأخذه اللّه نكال الأخرة و الأولى
اضافه «نكال الأخرة. ..» ممكن است اضافه لاميه باشد; يعنى، هلاكت فرعون براى ديگران، هم نسبت به دنياى آنان و هم نسبت به آخرتشان مايه عبرت بود. در اين صورت، مراد از «أخذه اللّه» هلاكت فرعون و غرق شدن او است كه براى ديگران نكال آخرت و دنيابود; زيرا از طرفى به فرجام تكذيب پيامبران و گناه و انكار ربوبيت خداوند پى مى برند ـ كه امورى مربوط به آخرت است ـ و از طرفى دنيا را ناپايدار، حتى براى امثال فرعون مى بينند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 29 - 1
1- هلاكت و نابودى فرعونيان مستكبر ، بدون كمترين بازتاب در نظام جهان
فما بكت عليهم السماء و الأرض
تعبير «فما بكت عليهم» كنايه است از اين كه فرعونيان مستكبر ـ كه خويش را مقتدر و عزيز مى شمردند ـ با ذلت و غربت، هلاك شدند; بدون آن كه كمترين خلأى در جهان احساس شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 82 - 7،12،14
7 - پيدايش روحيه تسليم و رضا ( تسليم در برابر اراده خدا و رضا به داده او ) در آرزومندان ثروت قارونى ، با مشاهده هلاكت غافلگيرانه وى
و أصبح الذين . .. ويكأنّ اللّه يبسط الرزق لمن يشاء من عباده و يقدر
تعبير «اللّه يبسط الرزق. ..» نشانگر اين حقيقت است كه روزىِ انسان ها در دست خداوند است. بنابراين ما به هر چه او مصلحت بداند (هر چند فقر و تنگدستى) راضى و تسليم هستيم.
12 - آگاهى دل باختگان دنيا به عاقبت شوم دنياطلبى ، پس از مشاهده نگون بختى قارون
لولا أن منّ اللّه علينا لخسف بنا
14 - آگاهى يافتن آرزومندان مال و ثروت به پى آمد شوم ناسپاسى در برابرنعمت هاى الهى ، با مشاهده نگون بختى قارون
ويكأنّه لايفلح الكـفرون
«كفر» (مصدر «كافرون») در اين جا مقابل «شكر» و به معناى ناسپاسى است. جمله «و يكأنّه لايفلح الكافرون» اعتراف دنياطلبان به ناسپاسى خود در مقابل خدا است و اشاره به علت هلاكت قارون دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 174 - 5
5 - فرجام هلاكت بار قوم لوط ، هشدارى جدى است به همه حق ستيزان .
ثمّ دمّرنا الأخرين . .. و ما كان أكثرهم مؤمنين
با توجه به لحن تهديدآميز آيه و بيان اين كه علت انتقام گرفتن خداوند از قوم لوط، اين بود كه بيشتر آنان پذيراى ايمان نبودند رساننده مطلب ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 122 - 4
4 - هلاكت قوم نوح ، نمود عزت و قدرت قاهر خداوند
ثمّ أغرقنا بعد الباقين . .. و إنّ ربّك لهو العزيز الرحيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 36 - 2
2 - فرجام هلاكت بار امت هاى كفرپيشه تاريخ ، به رغم شوكت مندى آنان ، هشدارى به همه ملت هاى حق ستيز
و كم أهلكنا قبلهم من قرن هم أشدّ منهم بطشًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 59 - 2
2 - هلاك شرك پيشگان مفسد و نجات مؤمنان به اراده الهى و در سايه تلاش هاى پيامبران ، شايان سپاس گزارى به درگاه خدا و فرستادن درود و سلام بر فرستادگان او
قل الحمد للّه و سلـم على عباده الذين اصطفى
رهنمود الهى به حمد و ستايش براى او و فرستادن درود و سلام بر بندگان برگزيده اش (پيامبران)، در پى يادآورى مكرر نجات مؤمنان و هلاكت كافران، مطلب ياد شده را افاده مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 59 - 2
2 - هلاك شرك پيشگان مفسد و نجات مؤمنان به اراده الهى و در سايه تلاش هاى پيامبران ، شايان سپاس گزارى به درگاه خدا و فرستادن درود و سلام بر فرستادگان او
قل الحمد للّه و سلـم على عباده الذين اصطفى
رهنمود الهى به حمد و ستايش براى او و فرستادن درود و سلام بر بندگان برگزيده اش (پيامبران)، در پى يادآورى مكرر نجات مؤمنان و هلاكت كافران، مطلب ياد شده را افاده مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 74 - 3
3ـ ابراهيم ( ع ) ، پس از پى بردن به هدف فرشتگان ( نابودسازى قوم لوط ) ، با آنان به چون و چرا و جر و بحث پرداخت .
يجـدلنا فى قوم لوط
جمله «قد جاء أمر ربك» در آيه 76 مى تواند قرينه اى بر اين باشد كه مراد از «يجادلنا»، «يجادل رسلنا» باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 19 - 5
5 - قوم سبا ، نابود و متلاشى شده و زبانزد و قصه مجالس گرديدند .
و اشكروا له . .. فأعرضوا ... ذلك جزينـهم بما كفروا ...و ظلموا أنفسهم فجعلنـهم أح
«أحاديث» (جمع «اُحدوثة») به معناى خبرى است كه مردم براى سرگرمى به همديگر مى گويند. هم چنين به معناى خبرى است كه به عنوان مثل، به كار مى رود (مفردات راغب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 93 - 11
11 ـ اندوهناك شدن بر هلاكت كفرپيشگان لجوج ، حتى در صورت خويش و هموطنى با آنان ، امرى نكوهيده و ناروا
فكيف ءاسى على قوم كفرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 68 - 1
1- هشدار خداوند به حق ناسپاسان رهيده از خطرات و مشكلات ، به دچار شدن به خطرات و مهلكه هاى ديگر
فلمّا نجـّكم إلى البرّ أعرضتم . .. أفأمنتم أن يخسف بكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 69 - 1
1- هشدار خداوند به حق ناسپاسان رهيده از خطر ، به دچار آمدن در همان مهلكه
أم أمنتم أن يعيدكم فيه تارة أخرى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 102 - 9
9- هشدار موسى ( ع ) به فرعون نسبت به فرجام هلاكت بار وى
و إنى لأظنّك يـفرعون مثبورًا
«ثبور» به معناى هلاكت و فساد است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 121 - 6
6 - فرجام هلاكت بار قوم نوح ، هشدارى جدى به همه حق ستيزان
إنّ فى ذلك لأية
با توجه به لحن تهديدآميز اين آيه و بيان اين كه علت انتقام گرفتن خداوند از قوم نوح، اين بوده كه بيشتر آنان پذيراى ايمان نبودند، برداشت ياد شده به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 4 - 7
7- لزوم اهتمام رزمندگان مسلمان ، به نابودى سپاه كفر در مرحله نخست و نينديشيدن به ديگر منافع و غنايم *
حتّى إذا أثخنتموهم فشدّوا الوثاق
گرايش به گرفتن اسير، در يك احتمال ناشى از برخى تمايلات منفعت طلبانه و غنيمت جويانه بوده است. از اين جهت خداوند، رزمندگان را از آن منع كرده و به هدف اصلى توجه داده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 14 - 5
5ـ برادران يوسف در حضور پدر نابودى يوسف ( ع ) را براى خود ، امرى خسارت بار و تباه كننده قلمداد كردند .
إنا إذًا لخـسرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 81 - 5
5 - حضور نداشتن مردم به هنگام واقعه فرورفتن خانه قارون در دل زمين
فما كان له من فئة ينصرونه
چنان كه از آيه بعد استفاده مى شود واقعه «فرو رفتن قارون» هنگام شب رخ داد; يعنى، زمانى كه مردم در خانه هايشان آرميده بودند. بنابراين در آن لحظه كسانى نبودند كه بتوانند به يارى قارون بشتابند و قارون در اوج بى كسى در كام زمين فرو رفت. جمله «ما كان له من فئة...» بيانگر اين معنا است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 82 - 1
1 - اطلاع يافتن مردم از فرو رفتن قارون با خانه اش در كام زمين در بامداد آن شب
و أصبح الذين تمنّوا مكانه بالأمس
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فيل - 105 - 1 - 10
10 - توجّه به ماجراى اصحاب فيل ، دلگرم كننده و اطمينان بخش براى پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان عصر بعثت
ألم تر كيف فعل ربّك بأصحـب الفيل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 89 - 5
5ـ يادآورى تاريخ پيشينيان و بيان علت نابودى و گرفتارى آنان به عذاب هاى الهى ، از روش هاى تبليغى حضرت شعيب ( ع ) بود .
و يـقوم لايجرمنّكم شقاقى أن يصيبكم مثل ما أصاب قوم نوح
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 82 - 4
4 - آرزوكنندگان ثروت قارونى ، با مشاهده فرورفتن وى و خانه اش در زمين شگفت زده شدند .
و أصبح الذين تمنّوا مكانه بالأمس يقولون ويكأنّ
واژه «وَىْ» وقتى به كار مى رود كه شخص بخواهد شگفتى خود را از موضوعى بيان كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 78 - 18
18 - لزوم فرصت ندادن به تبه كاران و به كيفر رساندن بى درنگ آنان
و لايسئل عن ذنوبهم المجرمون
از مفاد اين آيه به دست مى آيد كه بازجويى و محاكمه، به خاطر اخذ اقرار از گناه كاران و اثبات جرم، صورت مى گيرد و چون مجرمان گناهشان مشهود است، نيازى به بازجويى و پرسش نيست. از اين رو بدون فوت وقت بايد آنان را به كيفر رساند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 30 - 1
1 - ترغيب مردم از سوى خداوند ; براى تأمل در سرنوشت هلاكت بار قوم ثمود
كذّبت ثمود بالنّذر . .. فكيف كان عذابى و نذر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 56 - 3
3 - سوگند مؤكد بهشتيان براى هم نشينان دوزخى خود ، مبنى بر تلاش آنان در جهت هلاكت مؤمنان و معتقدان به معاد در دنيا
قال تاللّه إن كدتّ لتردين
«ارداء» (مصدر «تردين») به معناى نابودكردن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 122 - 1
1ـ پيامبر (صلی الله علیه و آله) به كافران لجوج هشدار داد كه آينده اى ناخوشايند ( هلاكت در دنيا و عذاب در آخرت ) در پيش خواهند داشت .
وانتظروا
با توجه به آيات گذشته كه سخن از عذاب دنيوى و اخروى اقوام كفرپيشه داشت ، مى توان گفت: مراد از «انتظروا» هشدار كافران به عذابهاى دنيوى و اخروى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 41 - 4
4ـ خداوند كفرپيشگان و منكران رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) را به هلاك ساختن آنان و از ميان بردنشان تهديد كرد .
أولم يروا أنَّا نأتى الأرض ننقصها من أطرافها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 11 - 3
3- تهديد شدن جوامع ستمگر و مشركان ، به هلاكت و نابودى از سوى خداوند
و كم قصمنا من قرية كانت ظالمة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 31 - 2
2 - تهديد كافران مكّه از سوى خداوند ، به وقوع حوادثى ناگوار و مرگ آفرين براى ايشان در آينده
قل تربّصوا فإنّى معكم من المتربّصين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 51 - 4
4 - تهديد شدن كافران صدراسلام به هلاكت و نابودى ، از سوى خداوند
و لقد أهلكنا أشياعكم فهل من مدّكر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - معارج - 70 - 41 - 2
2 - تهديد خداوند ، به هلاكت كافران حق ناپذير
على أن نبدّل خيرًا منهم و ما نحن بمسبوقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قيامه - 75 - 34 - 1
1 - تكذيب كنندگان دين ، مورد نفرين و تهديد خداوند به عذاب و نابودى
و لـكن كذّب و تولّى . .. أولى لك فأولى
عبارت «أولى لك فأولى» ـ مانند «ويل لك» ـ براى تهديد و نفرين عليه ديگرى به كار مى رود و نوعاً كسانى مورد خطاب اين جمله قرار مى گيرند كه در معرض هلاكت اند و بدين وسيله ترغيب مى شوند كه خود را از اين مهلكه نجات دهند (برگرفته از مفردات راغب و تفاسير).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قيامه - 75 - 35 - 1
1 - تكذيب گران دين ، مورد نفرين و تهديد خداوند به عذاب و نابودى
و لـكن كذّب و تولّى . .. ثمّ أولى لك فأولى
گفتنى است كه اين آيه، تأكيد براى آيه پيشين است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 28 - 3
3 - تهديد شدن گنه پيشگان و كافران دنياگرا در صدر اسلام ، به هلاكت و جايگزين شدن مردمى ديگر ، از سوى خداوند
وإذا شئنا بدّلنا أمثـلهم تبديلاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مرسلات - 77 - 15 - 1
1 - تهديد شدن تكذيب گران دين ، از سوى خداوند به هلاكت و عذاب اخروى
ويل يومئذ للمكذّبين
«ويل»، در اصل به معناى عذاب و هلاكت است (لسان العرب) و در مقام تهديد و وعيد به كار مى رود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مرسلات - 77 - 17 - 1
1 - تهديد شدن تكذيب گران دين ، از سوى خداوند به هلاكت و نابودى
ثمّ نتبعهم الأخرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مرسلات - 77 - 19 - 1
1 - تهديد شدن تكذيب گران دين ، از سوى خداوند به هلاكت و عذاب اخروى
ويل يومئذ للمكذّبين
«ويل»، در اصل به معناى عذاب و هلاكت است (لسان العرب) و در مقام تهديد و وعيد به كار مى رود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مرسلات - 77 - 24 - 1
1 - تهديد شدن تكذيب گران دين ، از سوى خداوند به هلاكت و عذاب اخروى
ويل يومئذ للمكذّبين
«ويل»، در اصل به معناى عذاب و هلاكت است (لسان العرب) و در مقام تهديد و وعيد به كار مى رود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مرسلات - 77 - 28 - 1
1 - تهديد شدن تكذيب گران دين ، از سوى خداوند به هلاكت و عذاب اخروى
ويل يومئذ للمكذّبين
«ويل»، در اصل به معناى عذاب و هلاكت است (لسان العرب) و در مقام تهديد و وعيد به كار مى رود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مرسلات - 77 - 34 - 1
1 - تهديد شدن تكذيب گران دين ، از سوى خداوند به هلاكت و عذاب اخروى
ويل يومئذ للمكذّبين
«ويل»، در اصل به معناى عذاب و هلاكت است (لسان العرب) و در مقام تهديد و وعيد به كار مى رود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مرسلات - 77 - 37 - 1
1 - تهديد شدن تكذيب گران دين ، از سوى خداوند به هلاكت و عذاب اخروى
ويل يومئذ للمكذّبين
«ويل»، در اصل به معناى عذاب و هلاكت است (لسان العرب) و در مقام تهديد و وعيد به كار مى رود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مرسلات - 77 - 40 - 1
1 - تهديد شدن تكذيب گران دين ، از سوى خداوند به هلاكت و عذاب اخروى
ويل يومئذ للمكذّبين
«ويل»، در اصل به معناى عذاب و هلاكت است (لسان العرب) و در مقام تهديد و وعيد به كار مى رود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مرسلات - 77 - 45 - 1
1 - تهديد شدن تكذيب گران دين ، از سوى خداوند به هلاكت و عذاب اخروى
ويل يومئذ للمكذّبين
«ويل»، در اصل به معناى عذاب و هلاكت است (لسان العرب) و در مقام تهديد و وعيد به كار مى رود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مرسلات - 77 - 47 - 1
1 - تهديد شدن تكذيب گران دين ، از سوى خداوند به هلاكت و عذاب اخروى
ويل يومئذ للمكذّبين
«ويل»، در اصل به معناى عذاب و هلاكت است (لسان العرب) و در مقام تهديد و وعيد به كار مى رود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مرسلات - 77 - 49 - 1
1 - تهديد شدن تكذيب گران دين ، از سوى خداوند به هلاكت و عذاب اخروى
ويل يومئذ للمكذّبين
«ويل»، در اصل به معناى عذاب و هلاكت است (لسان العرب) و در مقام تهديد و وعيد به كار مى رود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 9 - 6
6 - خداوند ، تهديدكننده كافران عصر بعثت ، به فرجامى نظير هلاكت قوم ثمود
ألم تر كيف فعل ربّك . .. و ثمود الذين جابوا الصخر بالواد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ليل - 92 - 11 - 1
1 - ثروت بخيلان و زراندوزان ، هنگام سقوط و هلاكتشان ، كارساز نبوده و خطرى را برطرف نمى سازد .
و ما يغنى عنه ماله إذا تردّى
«أغنى عنه»; يعنى، او را كافى بود (مفردات راغب) و «أغن عنى شَرَّك»; يعنى، شرّ خود را برگردان و بازدار (نهايه ابن اثير).
براساس اين دو معنا جمله «ما يغنى عنه ماله»; يعنى، ثروتش او را بى نياز نمى سازد و از او [خطرى را] باز نمى دارد. «تردّى» به معناى در معرض هلاكت قرار گرفتن است (مفردات راغب) و فعل «تردّى»; يعنى، سقوط كرد. (قاموس)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ليل - 92 - 11 - 1
1 - ثروت بخيلان و زراندوزان ، هنگام سقوط و هلاكتشان ، كارساز نبوده و خطرى را برطرف نمى سازد .
و ما يغنى عنه ماله إذا تردّى
«أغنى عنه»; يعنى، او را كافى بود (مفردات راغب) و «أغن عنى شَرَّك»; يعنى، شرّ خود را برگردان و بازدار (نهايه ابن اثير). براساس اين دو معنا جمله «ما يغنى عنه ماله»; يعنى، ثروتش او را بى نياز نمى سازد و از او [خطرى را] باز نمى دارد. «تردّى» به معناى در معرض هلاكت قرار گرفتن است (مفردات راغب) و فعل «تردّى»; يعنى، سقوط كرد. (قاموس)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 36 - 6
6 - هلاكت ، سرنوشت محتوم همه توان مندان حق ستيز تاريخ
و كم أهلكنا . .. هل من محيص
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 36 - 11
11 - قدرت و امكانات مادى كافران و سلطه طلبان ، مايه نجات آنان از هلاكت و قهر الهى نخواهد بود .
و كم أهلكنا قبلهم من قرن هم أشدّ منهم بطشًا . .. هل من محيص
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 13 - 7
7- در پى تهديد شدن انبيا از سوى كفار ، خداوند به پيامبران وحى كرد كه قطعاً ستمگران را هلاك خواهد كرد .
قالوا . .. لنخرجنّكم ... فأوحى إليهم ربّهم لنهلكنّ الظـلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 56 - 3
3 - نابودى قدرت هاى جبار ، با تمامى اقتدار و شكوه ، سنت حتمى الهى است .
فجعلنـهم سلفًا و مثلاً للأخرين
معرفى كردن سرنوشت فرعونيان به عنوان عبرتى براى آيندگان، نشانگر آن است كه چنين سرنوشتى، در انتظار همه جباران تاريخ است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 36 - 11
11 - قدرت و امكانات مادى كافران و سلطه طلبان ، مايه نجات آنان از هلاكت و قهر الهى نخواهد بود .
و كم أهلكنا قبلهم من قرن هم أشدّ منهم بطشًا . .. هل من محيص
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مرسلات - 77 - 18 - 2
2 - نابودى مجرمان ، از سنت هاى الهى در بستر تاريخ
كذلك نفعل بالمجرمين
جمله «كذلك نفعل. ..» در مقام بيان براى «ألم نهلك الأوّلين . ثمّ...» است; يعنى، سنت ما درباره هلاكت پيشينيان و پسينيان، درباره همه مجرمان تاريخ جارى و سارى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 68 - 3
3- با امكان فرو رفتن انسان در دل خاك و يا گرفتار طوفان هاى شن شدن ، احساس امنيت دايمى كردن بيجاست .
فلمّا نجـّكم إلى البرّ أعرضتم . .. أفأمنتم أن يخسف بكم جانب البرّ أو يرسل عليكم
«خسف» مصدر فعل «يخسف» در لغت به معناى فرو بردن و «البرّ» به معناى بيابان و خشكى در مقابل «بحر» (دريا) است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 59 - 14
14 - جوامع ستم پيشه در معرض عذاب قهر الهى
و ما كنّا مهلكى القرى إلاّ و أهلها ظـلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 74 - 4
4- كافران و روى گردانان از پذيرش آيات قرآن ، در خطر گرفتارى به سرنوشت هلاكت بار پيشينيان و ابتلا به عذاب هاى دنيوى
و إذا تتلى عليهم ءايتنا . .. و كم أهلكنا قبلهم من قرن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 74 - 4
4- كافران و روى گردانان از پذيرش آيات قرآن ، در خطر گرفتارى به سرنوشت هلاكت بار پيشينيان و ابتلا به عذاب هاى دنيوى
و إذا تتلى عليهم ءايتنا . .. و كم أهلكنا قبلهم من قرن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تحريم - 66 - 11 - 13
13 - همسر فرعون ، از خداوند خواستار نابودى فرعون و حكومت ستم پيشه او
نجّنى من فرعون و عمله و نجّنى من القوم الظـلمين
برداشت ياد شده، مبتنى بر اين احتمال است كه آسيه، نجات خود را با نابودى فرعون و حكومت وى از خداوند خواستار شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 28 - 13
13 - درخواست نوح ( ع ) از درگاه الهى ، مبنى بر افزودن هلاكت و بدبختى ستمگران حق ناپذير
و لاتزد الظـلمين إلاّ تبارًا
«تبار»، به معناى هلاكت و نابودى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 32 - 8
8 ـ عناد و لجاجت آدمى در برابر حق تا مرز رضايت به نابودى خويش و گرفتار شدن به عذاب هاى الهى
اللّهم إن كان هذا هو الحق من عندك فأمطر علينا حجارة . .. أو ائتنا بعذاب أليم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 44 - 6
6 - نظاره گرى قوم ثمود ، بر مرگ دشوار و ناگزير خويش ، نوعى عذاب براى آنان بود . *
فأخذتهم الصـعقة و هم ينظرون
تصريح به «و هم ينظرون» ـ در پى «أخذتهم. ..» ـ ظاهراًبه منظور بيان شدت ابتلا و گرفتارى قوم ثمود است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 195 - 5
5 - ترك انفاق و خوددارى از تأمين هزينه هاى جهاد ، زمينه ساز هلاكت ترك كنندگان انفاق و از عوامل سقوط جامعه است .
و أنفقوا فى سبيل اللّه و لاتلقوا بأيديكم إلى التهلكة
جمله «لاتلقوا . ..» را مى توان با مسأله تأمين هزينه هاى جهاد (أنفقوا فى سبيل اللّه) معنا كرد و مى توان آن را در ارتباط با خود جهاد و مبارزه (قاتلوا فى سبيل اللّه) دانست و نيز مى توان آن را بيانى براى آداب انفاق شمرد. برداشت فوق ناظر به وجه اول است; يعنى، هزينه هاى جهاد را تأمين كنيد و با ترك آن خويشتن را به هلاكت نيفكنيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 133 - 5
5 ـ كفر و بى تقوايى ، زمينه هلاكت و انقراض ملتها
و إن تكفروا . .. ان يشأ يذهبكم ايها الناس
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 73 - 2
2 ـ ايجاد رابطه ولايى با كافران و حمايت از ايشان و درخواست حمايت از آنان ، بارور سازنده فتنه و تباهى بزرگ در زمين
و الذين كفروا . .. إلا تفعلوه تكن فتنة
ضمير مفعولى در «لاتفعلوه» به قانونهايى كه در آيه قبل مطرح شد و نيز به دستورى كه از صدر همين آيه به دست مى آيد برمى گردد. در برداشت فوق ضمير به قطع ولايت با كافران، كه از جمله «الذين كفروا ... » استفاده شده، برگردانده شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 95 - 3
3ـ شركورزى ، ستمگرى ، كم فروشى و بى عدالتى در مبادلات ، عامل هاى دورى از رحمت خدا و زمينه ساز هلاكت است .
و إلى مدين أخاهم شعيبًا . .. ألا بُعدًا لمدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 102 - 11
11- انكار آيات و معجزات الهى ، پس از علم به حقانيت آنها ، زمينه ساز هلاكت انسان
لقد علمت . .. و إنى لأظنّك يـفرعون مثبورًا
جمله «و إنى لأظنك . ..»، پس از بيان اينكه فرعون آگاهانه معجزات الهى را رد كرد و افسون خواند، مى تواند در مقام بيان عاقبت شوم مخالفت وى با آيات و معجزات روشنگر الهى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 13 - 5
5- خوش گذرانى و فرورفتن در ناز و نعمت و رفاه ، از زمينه هاى عذاب و هلاكت دنيوى
و كم قصمنا من قرية . .. وارجعوا إلى ما أُترفتم فيه
برداشت ياد شده از آمدن «فيه» ـ كه براى ظرفيت است ـ استفاده مى شود; بدين صورت كه نعمت و رفاه، ظرف و انسان برخوردار، مظروف قرار گرفته است. اين مطلب حاكى از فرورفتن مترفان ستمگر در ناز و نعمت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 45 - 7
7- انسان ها بدون تمسّك به ريسمان دين ، در معرض سقوط و ابتلا به خطر ها وآفت هاى علاج ناپذيراند .
قل إنّما أُنذركم بالوحى
انذار و اخطار وحى بيانگر وجود خطرها و آفت هاى بسيار بر سر راه انسان هااست. اگر آنان به اين خطرها و آفت ها را به درستى مى شناختند و به علاج آنها مى پرداختند، آمدن انذار و اخطارهاى الهى لغو مى بود. بنابراين انذار الهى بيانگر اين است كه انسان بدون دين، با آفت ها و خطرهاى مهلكى روبه رو خواهد شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 77 - 6
6- تكذيب آيات الهى ، زشت كارى و سوء پيشينه ، زمينه هاى نزول عذاب الهى و هلاكت
الذين كذّبوا بـايتنا إنّهم كانوا قوم سوء فأغرقنـهم أجمعين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 36 - 6
6 ـ هلاكت فرعون و قومش ، پس از اتمام حجت خدا با آنان به وسيله موسى و هارون ( ع ) بوده است .
فقلنا اذهبا إلى القوم الذين كذّبوا بأيـتنا فدمّرنـهم تدميرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 194 - 9
9 - انسان ، بدون بهره مند شدن از وحى و تعاليم آسمانى ، با انواع خطر ها و آسيب هاى هلاكت بار مواجه خواهد بود .
و إنّه لتنزيل ربّ العـلمين . .. لتكون من المنذرين
برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه انذار و اخطار در جايى متصور و معقول است كه در آن جا، خطرهايى جدى وجود داشته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 78 - 15
15 - ترك انفاق و احسان ، جرمى هلاكت آفرين
أحسن . .. قال إنّما أُوتيته على علم عندى أوَلم يعلم أنّ اللّه قد أهلك من قبله ..
برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه خداوند، قارون را به خاطر ترك احسان از مجرمان شمرده و او را تهديد به هلاكت كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 29 - 6
6 - كشتن مؤمنان مجاهد و مبلغان دينى ، گناهى بزرگ و زمينه ساز نزول عذاب و نابودى است .
قيل ادخل الجنّة . .. إن كانت إلاّ صيحة وحدة فإذا هم خـمدون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 56 - 5
5 - تأثير سوء هم نشينى با كافران و بَدان ، تا آستانه هلاكت و سقوط كامل
قال تاللّه إن كدتّ لتردين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 57 - 4
4 - انسان ها در جامعه فاسد و محيط منحرف ، بدون ايمان به خدا و لطف او ، در معرض انحراف و هلاكت اند .
و لولا نعمة ربّى لكنت من المحضرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 50 - 5،8
5 - مؤثر نبودن اموال و برخوردارى هاى انسان هاى ناسپاس در برابر نتايج ناگوار و پيامد هاى هلاكت بار ناسپاسى ( عذاب )
فما أغنى عنهم ما كانوا يكسبون
كارساز نبودن دارايى ها و نعمت ها ـ به قرينه صدر آيه بعد (فأصابهم سيئات ماكسبوا) در ارتباط با عذاب و پيامدهاى هلاكت بار است.
8 - قشر مرفه و برخوردار ناسپاس ، در معرض عذاب و پيامد هاى هلاكت بار ناشكرى خود
فما أغنى عنهم ما كانوا يكسبون
برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه اين آيه، علاوه بر آن كه درصدد موعظه و درس آموزى است، در مقام تهديد و بازدارندگى نيز مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 51 - 2
2 - رفاه مندى و برخوردارى از نعمت ها در سايه تلاش و دانش اقتصادى ، در صورت همراه بودن آن با ناسپاسى و غفلت از منشأ خدايى آنها ، هلاكت و بدبختى در دنيا را در پى خواهد داشت .
فما أغنى عنهم ما كانوا يكسبون فأصابهم سيّئات ما كسبوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 27 - 4
4- غوطهورى در سرخوشى ها و امكانات دنيايى ، از زمينه هاى حق ستيزى و هلاكت *
إنّهم جند مغرقون . كم تركوا ... فيها فـكهين
ترسيم برخوردارى هاى فرعونيان ـ پس از يادكرد هلاكت ايشان ـ ممكن است از آن جهت باشد كه اين برخوردارى ها، در حق ستيزى آنان نقش داشته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 46 - 1،2
1 - مرگ و هلاكت ، مجازات الهى براى پيامبر (صلی الله علیه و آله) در صورت دروغ بستن بر خداوند
ثمّ لقطعنا منه الوتين
«وتين» نام رگى است در قلب كه اگر بريده شود انسان بى درنگ مى ميرد. (قاموس المحيط)
2 - دروغ بستن بر خداوند ، داراى مجازات مرگ و هلاكت
و لو تقوّل علينا . .. لقطعنا منه بالوتين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 47 - 2
2 - مرگ و نابودى ، كيفر قطعى و رهايى ناپذير گناه دروغ بستن بر خدا و ادعاى دروغين نبوت
فما منكم من أحد عنه حـجزين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ليل - 92 - 11 - 2
2 - بخلورزى ، و زراندوزى و تكذيب وعده هاى خداوند ، زمينه ساز سقوط و هلاكت
و أمّا من بخل . .. إذا تردّى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 21 - 10
10 - گناهان ، زمينه ساز عذاب الهى و نابودشدن تمدن ها ، قدرت ها و آثار ملى
فأخذهم اللّه بذنوبهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 27 - 4
4- سنت خداوند بر هلاكت اقوام كافر ، پس از نماياندن آيات گوناگون به آنان
و لقد أهلكنا . .. و صرّفنا الأيـت لعلّهم يرجعون
تذكر به «صرّفنا آيات»، در حقيقت بيانگر اين است كه خداوند تا وقتى كه اتمام حجت نكند و آيات متعدد به كافران ننماياند; ايشان را هلاك نمى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 30 - 6
6 - برخورد استهزاآميز مردم انطاكيه با پيامبران خود ، سبب عذاب و نابودى آنان بود .
إن كانت إلاّ صيحة وحدة فإذا هم خـمدون . يـحسرة على العباد ما يأتيهم من رسول إلاّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 7 - 7
7- فسادانگيزى و بدكردارى بنى اسرائيل ، زمينه ساز شكست و نابودى آنان
بعثنا عليكم عبادًا لنا . .. و إن أسأتم فلها فإذا جاء وعد الأخرة ليسئوا وجوهكم
جمله «إن أسأتم» مى تواند تبيين كننده علت شكست نخستين و سركوب شدن بعدى بنى اسرائيل باشد; يعنى، شكستهاى آنان نمونه و مصداقى از نتيجه بديهاى آنهاست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 74 - 8
8- فريفته شدن به دنيا و امكانات فناپذير آن و اصيل پنداشتن آنها ، از زمينه هاى سقوط تمدن ها و نابودى دنياگرايان است .
أىّ الفريقين خير مقامًا . .. و كم أهلكنا قبلهم من قرن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 58 - 4
4- جرم پيشگى و تبه كارى ، زمينه ساز هلاكت و نابودى جوامع بشرى
قالوا إنا أُرسلنا إلى قوم مجرمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 74 - 5
5- جوامع مبتلا به انحرافات جنسى و همجنس بازى ، در معرض نابودى و عذاب الهى
و جاء أهل المدينة . .. قال إن هـؤلاء ضيفى فلاتفضحون ... فأخذتهم الصيحة ... فجعلن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 69 - 8
8- امكان ابتلاى انسان به عذاب و هلاكت دنيوى ، پس از عبرت نياموختن از هشدار هاى خداوند
فلمّا نجـّكم إلى البرّ أعرضتم . .. أم أمنتم أن يعيدكم فيه ... فيغرقكم بما كفرتم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 51 - 3
3 - بدكردارى و زشت كارى ، داراى نتايج و پيامد هاى هلاكت بار دنيايى
فأصابهم سيّئات ماكسبوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 26 - 9
9- عدم استفاده قوم عاد از ابزار شناخت خود در طريق حق ، زمينه ساز سقوط و هلاكت آنان
فأصبحوا لايرى إلاّ مسـكنهم . .. فما أغنى عنهم سمعهم و لا أبصـرهم و لا أفئدتهم من
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 74 - 3
3- عمل لواط و همجنس بازى قوم لوط ، زمينه ساز نزول عذاب بر آنها و نابودى شهر و ديار و هلاكت خودشان گرديد .
و جاء أهل المدينة . .. قال إن هـؤلاء ضيفى فلاتفضحون ... فأخذتهم الصيحة مشرقين .
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 27 - 4
4- سنت خداوند بر هلاكت اقوام كافر ، پس از نماياندن آيات گوناگون به آنان
و لقد أهلكنا . .. و صرّفنا الأيـت لعلّهم يرجعون
تذكر به «صرّفنا آيات»، در حقيقت بيانگر اين است كه خداوند تا وقتى كه اتمام حجت نكند و آيات متعدد به كافران ننماياند; ايشان را هلاك نمى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 35 - 18
18- مجازات و نابودى كافران ، پس از ابلاغ پيام حق و اتمام حجت بر آنان است .
بلـغ فهل يهلك إلاّ القوم الفـسقون
با توجه به فاى «فهل» ـ كه مى تواند بيانگر تفريع باشد ـ استفاده مى شود كه بلاغ و اتمام حجت، همواره قبل از مجازات و كيفر كافران صورت گرفته و مى گيرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 28 - 5
5 - جوامع كفرپيشه و گناه كار ، در معرض نابودى از سوى خداوند
و لاتطع منهم ءاثمًا أو كفورًا . .. إنّ هـؤلاء يحبّون العاجلة و يذرون وراءهم ...
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 8 - 5
5- در صورت تحقق درخواست كافران براى نزول ملائكه ، تمامى آنان هلاك مى شوند و مهلتى براى ايمان نخواهند داشت .
ما ننزّل الملئكة إلاّ بالحقّ و ما كانوا إذًا منظرين
انظار مصدر «منظر» به معناى تأخير انداختن است و حصر در آيه، نشان مى دهد كه با آمدن ملائكه، اجل هيچ كدام از كفار به تأخير نخواهد افتاد و به هلاكت خواهند رسيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 8 - 8
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 34 - 3
3 - انسان هاى گنه كار ، مستحق كيفر الهى و در معرض هلاكت و نابودى به واسطه اعمال ناشايست خويش
أو يوبقهنّ بما كسبوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 32 - 4
4 - جامعه مجرم ، در معرض انتقام الهى و نابودى
قالوا إنّا أُرسلنا إلى قوم مجرمين
بيان هشدار دهنده و هدايت قرآنى، با ذكر رسالت فرشتگان به سوى مجرمان، پيامدار معناى ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 28 - 5
5 - جوامع كفرپيشه و گناه كار ، در معرض نابودى از سوى خداوند
و لاتطع منهم ءاثمًا أو كفورًا . .. إنّ هـؤلاء يحبّون العاجلة و يذرون وراءهم ...
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قلم - 68 - 44 - 6
6 - عوامل و زمينه هاى سقوط و هلاكت تكذيب گران ، ناشناخته براى خود آنان
سنستدرجهم من حيث لايعلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 52 - 5
5 ـ نيرو و قدرت مؤمنان ، وسيله تحقق اراده الهى در نابودى و عذاب منافقان
أن يصيبكم اللّه بعذاب من عنده أو بأيدينا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 71 - 4
4ـ همسر ابراهيم ، در پى اطلاع از مأموريت فرشتگان ( هلاك سازى قوم لوط ) شادان و خندان شد .
إنا أُرسلنا إلى قوم لوط. وامرأته قائمة فضحكت
برداشت فوق از تفريع جمله «ضحكت» به وسيله حرف «فاء» بر «إنا أُرسلنا. ..» در آيه قبل استفاده شده است; يعنى، آنچه مايه شادمانى همسر ابراهيم شد، اين بود كه دريافت قوم بزهكار لوط بر عذاب الهى گرفتار خواهند شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 29 - 4
4 - عذاب و نابودى مردم انطاكيه ، بسيار سريع و به دور از انتظار آنان بود .
فإذا هم خـمدون
برداشت ياد شده با توجه به آمدن «إذا»ى فجائيه است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 8 - 7
7 - نابودى تمدن ها و جوامع حق ناپذير ، سنت الهى است .
و ما يأتيهم من نبىّ . .. فأهلكنا أشدّ منهم بطشًا
طرح بعثت پيامبران در طول تاريخ و مواجه شدن آنان با مخالفت و استهزا و يادآورى نابودى مخالفان، مى تواند اشاره به سنت
بودن اين جريان داشته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 47 - 5
5 - نابودى اقوام كفرپيشه تاريخ ، امرى آسان براى بنيانگذار بناى شگفت و عظيم آسمان
فأخذتهم الصـعقة . .. و السّماء بنينـها بأييْد و إنّا لموسعون
در آيات پيشين سخن از هلاكت اقوام كفرپيشه تاريخ بود و در اين آيه، سخن از قدرت مطلق و بى بديل او است. از ارتباط اين آيات، مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 28 - 3
3 - نابود كردن جوامع محكوم به فنا ، امرى آسان براى خدا و او بى نياز از لشكر آسمانى است .
جند من السماء و ما كنّا منزلين
تأكيد خداوند بر نفرستادن هيچ لشكر آسمانى و نيز عذاب و نابود كردن انسان هاى محكوم به فنا تنها با يك صيحه ـ كه در آيه بعد آمده است ـ مى تواند بيانگر برداشت ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 47 - 5
5 - نابودى اقوام كفرپيشه تاريخ ، امرى آسان براى بنيانگذار بناى شگفت و عظيم آسمان
فأخذتهم الصـعقة . .. و السّماء بنينـها بأييْد و إنّا لموسعون
در آيات پيشين سخن از هلاكت اقوام كفرپيشه تاريخ بود و در اين آيه، سخن از قدرت مطلق و بى بديل او است. از ارتباط اين آيات، مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 50 - 6
6 - نابود ساختن امت هاى كفرپيشه و مجرم ، امرى آسان و بى مؤونه براى خداوند
و ما أمرنا إلاّ وحدة كلمح بالبصر
با توجه به اين كه در آيات پيشين، سخن از هلاكت جوامع مجرم بود و در آيه بعد نيز همين امر، دنبال شده است; احتمال مى رود كه مراد از «أمرنا»، مجازات و هلاكت كفرپيشگان و يا از مصاديق بارز آن باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 50 - 6
6 - نابود ساختن امت هاى كفرپيشه و مجرم ، امرى آسان و بى مؤونه براى خداوند
و ما أمرنا إلاّ وحدة كلمح بالبصر
با توجه به اين كه در آيات پيشين، سخن از هلاكت جوامع مجرم بود و در آيه بعد نيز همين امر، دنبال شده است; احتمال مى رود كه مراد از «أمرنا»، مجازات و هلاكت كفرپيشگان و يا از مصاديق بارز آن باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فيل - 105 - 1 - 5
5 - هجوم ابرهه به مكه با سپاهيانى فيل سوار و سركوب شديد آنان از جانب خداوند
ألم تر كيف فعل ربّك بأصحـب الفيل
آيات اين سوره، به داستان «ابرهه» نظر دارد كه شهرت آن تا حد مبدأ تاريخ شدن، از تصريح به نام او، بى نياز ساخته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فيل - 105 - 1 - 2
2 - سركوب فيل داران از جانب خداوند ، رخدادى شگفت و خاطره اى زنده در عصر بعثت
ألم تر كيف فعل ربّك بأصحـب الفيل
استفهام در «ألم تر» ـ علاوه بر تعجبى بودن ـ اصل رؤيت را تحقق يافته قلمداد كرده است; كنايه از اين كه گرچه مخاطب، آن حادثه را نديده است; ولى شهرت آن به حدى است كه گويا او نيز ديده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 98 - 6
6- بررسى تاريخ و پيدايش و زوال تمدن ها ، منبعى براى شناخت و عبرت آموزى و درك حقايق قرآن
فإنّما يسّرنـه. .. لتنذر به ... و كم أهلكنا قبلهم من قرن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نازعات - 79 - 26 - 2
2 - تنها خداترسان از هلاكت و مجازات فرعون پند مى گيرند و خود رااز گرفتارى به فرجامى نظير آن برحذر مى دارند .
إنّ فى ذلك لعبرة لمن يخشى
مراد از خشيت در «يخشى»، مى تواند خشيت از خداوند باشد، جمله «و أهديك إلى ربّك فتخشى» (در آيات پيشين) مؤيد اين احتمال است. اختصاص يافتن «عبرت» به «من يخشى» ـ با آن كه هلاكت فرعون براى همگان درس عبرت است ـ بيانگر اين نكته است كه تنها، خداترسان از اين عبرت بهره مى گيرند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 82 - 6
6 - فرورفتن شبانه قارون با خانه اش در كام زمين ، رخدادى سخت تكان دهنده ، بيدارگر و درس آموز براى كسانى كه روز پيش آرزوى ثروتى چونان ثروت وى را داشتند .
و أصبح الذين تمنّوا مكانه بالأمس يقولون ويكأنّ اللّه يبسط الرزق لمن يشاء من عباد
كلمه «مكانه»، منصوب به نزع خافض و صفت براى اسم محذوف «مكاناً» است; يعنى، «الذين تمنّوا مكاناً مثل مكانه; آنان كه ديروز منزلتى هم چون منزلت قارون را آرزو كرده بودند. ..».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 139 - 5
5 - سرگذشت هود ( ع ) و قوم عاد ، آيتى بزرگ و عبرت آموز براى ديگران
فكذّبوه فأهلكنـهم إنّ فى ذلك لأية
واژه «ذلك» اشاره دارد به: نصيحت هاى هود(ع) و هشدارهاى وى به عاديان، تأثير ناپذيرى آنان، تكذيب رسالت او و سرانجام هلاكت آنان به اراده خداوند. گفتنى است كه كلمه «آية» در اصل، به معناى نشانه است و در اين جا معنايى معادل «عبرة» دارد و نكره آمدن آن براى تفخيم و بيانگر وجود مايه هاى بزرگ عبرت در داستان هود و عاديان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 138 - 3
3 - سرگذشت قوم لوط ، مايه عبرت و درس آموز براى همگان
ثمّ دمّرنا الأخرين . و إنّكم لتمرّون عليهم ... أفلاتعقلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بروج - 85 - 19 - 4
4 - اصرار كافران بر تكذيب تهديد هاى الهى ، مانع عبرت گيرى آنان از فرجام هلاكت بار پيشينيان
هل أتيك . .. بل الذين كفروا فى تكذيب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تغابن - 64 - 5 - 3
3 - اخبار مربوط به سرنوشت هلاكت بار اقوام كافر پيش از اسلام ، اخبارى مهم و پرفايده
ألم يأتكم نبؤا الذين كفروا من قبل
«نبأ»، به اخبار مهم و پرفايده گفته مى شود (مفردات راغب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 6 - 2
2 - آگاهى دقيق پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به فرجام هلاكت بار قوم عاد
ألم تر كيف فعل ربّك بعاد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 70 - 15
15 ـ مصونيت از تباهى و هلاكت، نتيجه متذكر شدن با تذكارهاى قرآن است.
و ذكر به أن تبسل نفس بما كسبت
جمله «أن تبسل»، با تقدير لام تعليل و حرف نفى، مفعول له براى «ذكر» مى تواند باشد. بنابراين جمله چنين معنى مى شود: به مردم با قرآن تذكر بده تا آنان گرفتار عواقب سوء اعمال خود نگردند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 65 - 7
7 ـ خداوند در عين قدرت بر عذاب و نابودى مشركان، آنان را از مهلكه ها نجات مى دهد.
قل الله ينجيكم ممنها و من كل كرب . .. قل هو القادر على أن يبعث عليكم عذابا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 74 - 12
12- پيشرفت هاى اقتصادى و قدرت هاى چشم گير ـ حتى در عالى ترين شكل آن ـ تضمين كننده نجات جامعه از نابودى نيست .
و كم أهلكنا قبلهم من قرن هم أحسن أثـثًا ورءيًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 54 - 6
6 - راه توبه و بازگشت براى رهايى از پيامد هاى هلاكت بار براى همه گنه كاران باز است .
و أنيبوا إلى ربّكم و أسلموا له من قبل أن يأتيكم العذاب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 64 - 6
6 - بنى اسرائيل بر اثر شكستن پيمان الهى ، در آستانه زيانكارى و تباه كردن هستى خويش ، قرار گرفتند .
فلولا فضل اللّه عليكم و رحمته لكنتم من الخسرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 137 - 11
11 ـ شريكان موهوم خداوند با تزيين اعمال ناروا موجبات هلاكت و سردرگمى و اشتباه در دين را براى مشركان فراهم مى سازند.
و كذلك زين . .. ليردوهم و ليلبسوا عليهم دينهم
«ردى» به معناى هلاكت و «لبس» به معناى اشتباه است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 53 - 12
12 ـ هلاكت و نابودى مشركان مكه در كارزار بدر ، پيامد گناهان و كفرشان به آيات الهى بود .
ذلك بأن اللّه لم يك مغيرا نعمة أنعمها على قوم حتى يغيروا ما بأنفسهم
«ذلك» علاوه بر اينكه اشاره به فرجام شوم فرعونيان و كافران پيش از آنان است، مى تواند اشاره به قضاياى جنگ بدر و نابودى مشركان مكه نيز داشته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 42 - 11
11 ـ متخلفان از جنگ تبوك ( منافقان ) ، به تخلف خويش و سوگند هاى دروغينشان ، در جهت هلاكت خود گام برداشتند .
سيحلفون باللّه . .. يهلكون أنفسهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 63 - 15،16
15ـ صالح ( ع ) ، توجه كردن به درخواست كافران قومش ( ترك ابلاغ توحيد ) را ، مايه خسارت و تباهى خويش دانست .
فما تزيدوننى غير تخسير
«تخسير» به معناى خسارت زدن مى باشد و فاعل آن قوم ثمود است.
16ـ ترك وظايف الهى به خاطر خوشايند كافران ، مايه خسارت و تباهى است .
فما تزيدوننى غير تخسير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 116 - 2
2ـ فساد و تبه كارى هاى امت هاى گذشته ، عامل گرفتارى آنان به عذاب و هلاكت
فلولا كان من القرون من قبلكم أُولُوا بقية ينهون عن الفساد
عبارت «ممن أنجينا منهم» قرينه بر اين است كه مقصود از «القرون من قبلكم» امتهايى اند كه به عذابهاى الهى گرفتار شده و به هلاكت رسيده اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 16 - 9
9- عملكرد انسان ها در نابودى و هلاكت آنان ، نقش تعيين كننده دارد .
و إذا أردنا أن نهلك قرية . .. ففسقوا فيها فحقّ عليها القول فدمّرنـها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 69 - 10
10- عقيده و عمل انسان ، داراى نقشى تعيين كننده در كشيده شدن او به كام خطرات و مهلكه ها
فيغرقكم بما كفرتم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 76 - 8
8- ممانعت از نشر تعاليم الهى و تنگ كردن عرصه تبليغ براى انبيا ، عامل هلاكت و نابودى
ليخرجوك منها و إذًا لايلبثون خلـفك
احتمال دارد كه اخراج پيامبر(صلی الله علیه و آله) از مكه، از آن جهت امرى بزرگ شمرده شده كه اخراج آن حضرت، براى ممانعت از هدايت و تبليغ او بوده و چنين عملى هلاكت و نابودى قطعى را در پى داشته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 103 - 9
9- تأييد ، همراهى و تقويت عناصر فاسد و حاكميت هاى ظالم ، داراى فرجامى هلاكت بار و مشترك با آنها
فأغرقنـه و من معه جميعًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 16 - 9،10
9 - تباهى و هلاكت ، فرجام بى توجهى به آخرت و بى اعتنايى به جزاى اعمال است .
فلايصدّنك عنها . .. فتردى
«تردى» از «ردى» به معناى هلاكت مشتق است و پى آمد شبهه افكنى هاى منكران معاد را بيان مى كند.
10 - پيروى از هواى نفس ، عامل تباهى و هلاكت است .
فلايصدّنك عنها من . .. اتبع هويه فتردى
آيه، كسانى را كه از هواپرستان فريب خورده اند، هلاك شده مى داند; قهراً هواپرستان، خود نيز چنين سرنوشتى خواهند داشت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 61 - 5
5 - افتراى بر خداوند و گفتن چيز هاى دروغ و خود بافته در باره او ، گناهى عظيم و موجب استحقاق عذاب استيصال و نابودى است .
لاتفتروا على اللّه كذبًا فيسحتكم بعذاب
«إسحات» (مصدر «يسحتكم») به معناى ريشه كن كردن و نابود ساختن است. «فيسحتكم بعذاب» با توجه به نكره بودن «عذاب» ـ كه بر عظمت و شدت آن دلالت دارد ـ به اين معنا است: شما را با عذابى سخت، ريشه كن و هلاك خواهد ساخت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 9 - 9
9- اسراف كارى ، زمينه ساز حق ناپذيرى و مخالفت با پيامبران و از موجبات هلاكت و نابودى است .
و أهلكنا المسرفين
توصيف هلاك شدگان به «مسرفان»، مى تواند مشعر به عليت و تأثير اين وصف در هلاكت آنان باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 27 - 17
17 - شرك ، حق ناپذيرى و تكذيب پيامبران ، ظلمى است هلاكت بار .
فقال الملؤا الذين كفروا . .. و لاتخـطبنى فى الذين ظلموا إنّهم مغرقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 54 - 3
3 - حق ناپذيرى ، تعصب و جمود بر فرقه گرايى ، گردابى است هلاكت بار .
فتقطّعوا أمرهم بينهم . .. فذرهم فى غمرتهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 63 - 9،12
9 - خداوند ، مردم را از پيامد ناگوار و هلاكت بار سرپيچى از فرمان هاى پيامبر (صلی الله علیه و آله) بر حذر مى دارد .
فليحذر الذين يخالفون عن أمره أن تصيبهم فتنة أو يصيبهم عذاب أليم
برداشت ياد شده، مبتنى بر اين است كه ضمير «أمره» به پيامبر(صلی الله علیه و آله) بازگردد و با توجه به آيه قبل كه سخن از فراخوانى پيامبر(صلی الله علیه و آله) براى امر جامع به ميان آورده و نيز مسأله فراخوانى ايشان را مطرح كرده است ظاهر آيه شريفه نيز مطابق همين مبنا مى باشد.
12 - خداوند ، مردم را از پيامد ناگوار و هلاكت بار سرپيچى از فرمان هاى الهى ، برحذر داشت .
فليحذر الذين يخالفون عن أمره أن تصيبهم فتنة أو يصيبهم عذاب أليم
برداشت فوق، براساس اين احتمال است كه ضمير «أمره» به خدا بازگردد و مقصود از «أمر» همان چيزى است كه جمله «لاتجعلوا دعاء الرسول» بازگو كننده آن است; زيرا نهى از چيزى مستلزم امر به ضد آن (امر) است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 37 - 9
9 ـ ظلم ، درپى دارنده هلاكت دنيوى و عذاب دردناك اخروى
و أعتدنا للظـلمين عذابًا أليمًا
مقصود از «ظالمين» همان تكذيب كنندگان آيات الهى و انبيا هستند. بنابراين آمدن آن به صورت اسم ظاهر، براى بيان اين نكته است كه علت هلاكت دنيوى و عذاب اخروى آنان ظلم خود آنها بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 120 - 5
5 - جدايى از خط پيامبران ، مايه هلاكت و نابودى است .
فأنجينـه و من معه . .. ثمّ أغرقنا بعد الباقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 173 - 3
3 - مظاهر خشم الهى پس از انذار و اخطار ، داراى آثارى هلاكت بار و ويرانگر
فساء مطر المنذرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 40 - 6
6 - ظلم و بيدادگرى ، پى آمدى شوم و سرنوشتى هلاكت بار در دنيا
فأخذنـه و جنوده فنبذنـهم فى اليمّ فانظر كيف كان عـقبة الظـلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 78 - 9
9 - قدرت طلبى و زراندوزى ، از موجبات هلاكت و بدفرجامى
أوَلم يعلم أنّ اللّه قد أهلك . .. من هو أشدّ منه قوّة و أكثر جمعًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 81 - 10
10 - طغيان ، سرمستى ، فسادانگيزى ، فخرفروشى و خودنمايى ، از عوامل هلاكت و نابودى
إنّ قـرون . .. فبغى ... لاتفرح ... و لاتبغ الفساد ... فخرج على قومه فى زينته ...
برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه خداوند پس از برشمردن تعدادى از اوصاف ناپسند قارون، مسأله نابودى وى را مطرح فرمود. اين نكته مى رساند كه اوصاف ياد شده در نابودى وى مؤثر بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 82 - 14،15
14 - آگاهى يافتن آرزومندان مال و ثروت به پى آمد شوم ناسپاسى در برابرنعمت هاى الهى ، با مشاهده نگون بختى قارون
ويكأنّه لايفلح الكـفرون
«كفر» (مصدر «كافرون») در اين جا مقابل «شكر» و به معناى ناسپاسى است. جمله «و يكأنّه لايفلح الكافرون» اعتراف دنياطلبان به ناسپاسى خود در مقابل خدا است و اشاره به علت هلاكت قارون دارد.
15 - ناسپاسى در برابر نعمت هاى الهى ، درپى دارنده هلاكت انسان و نابودى ثروت وى
فخسفنا به و بداره الأرض . .. ويكأنّه لايفلح الكـفرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 26 - 6
6 - تكذيب پيامبران و مبارزه با آنان ، مايه هلاكت و نابودى است .
و إن يكذّبوك فقد كذّب الذين من قبلهم جاءتهم رسلهم . .. ثمّ أخذت الذين كفروا فكيف
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 56 - 4
4 - كفر و انكار معاد ، موجب نابودى و سقوط انسان
قال تاللّه إن كدتّ لتردين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 23 - 1،4،6
1 - بى اعتقادى به علم مطلق و فراگير پروردگار ، پندارى نادرست و هلاكت بار
و ذلكم ظنّكم الذى ظننتم بربّكم أرديـكم
4 - بى اعتقادى به علم گسترده الهى ، موجب انحطاط ، سقوط و نابودى انسان
أنّ اللّه لايعلم . .. ظننتم بربّكم أرديـكم
«ارداء» (مصدر «اردى») به معناى نابود كردن و هلاك ساختن است.
6 - گمان هاى بى جا و ناروا نسبت به خداوند ، عامل هلاكت و خسران آدمى
ذلكم ظنّكم . .. بربّكم أرديكم فأصبحتم من الخـسرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 37 - 8
8- انكار معاد ، جرمى مستحق هلاكت
إن هى إلاّ موتتنا . ..إنّهم كانوا مجرمين
اين آيه، همگونى مشركان با اقوام هلاك شده پيشين در مجرم بودن را اثبات مى كند و آنچه در آيات پيشين به عنوان نقطه منفى ياد شده، انكار معاد است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 35 - 17
17- فسق و خروج از طاعت خداوند و شكستن قوانين الهى ، عامل هلاكت حتمى
فهل يهلك إلاّ القوم الفـسقون
«فسق»، در لغت به معناى شكافتن و خروج از حريم است و در اين جا به معناى قانون شكنى و شكستن حريم بندگى است. از آن جا كه وصف مشعر به عليت است، مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 13 - 6
6- هلاكت برخى از جوامع نيرومند در گذشته تاريخ ، به خاطر كفرورزى
و كأيّن من قرية . .. أهلكنـهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - حجرات - 49 - 2 - 11
11 ـ بى احترامى به پيامبر (صلی الله علیه و آله) و رهبرى الهى ، داراى آثار ويرانگر و فراتر از درك و تحليل خود انسان *
لاترفعوا أصوتكم . .. و لاتجهروا له بالقول ... أن تحبط أعمـلكم و أنتم لاتشعرون
برداشت بالا بدان احتمال است كه «و أنتم لاتشعرون» نظر به اصل تأثير داشته باشد; يعنى، شما درك نمى كنيد كه بى احترامى به پيامبر(صلی الله علیه و آله) تا چه ميزان تأثير منفى دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 50 - 4
4 - دل سپردن به غير خدا ، مايه هلاكت انسان
ففرّوا إلى اللّه
فرار، همواره از هلاكت به سوى پناهگاهى صورت مى گيرد كه در آن ايمنى است. اگر خداوند تنها ملجأ ايمنى بخش باشد، معناى آن اين خواهد بود كه جز او نه تنها ايمنى بخش نيست; بلكه بايد از آن گريخت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 45 - 7
7 - كفرورزى ، داراى فرجامى سخت و هلاكت بار
فذرهم حتّى يلـقوا يومهم الذى فيه يصعقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 11 - 5
5 - مظاهر رحمت ، مايه نقمت و نابودى خلق در نتيجه كفر و تكذيب
فكذّبوا عبدنا . .. ففتحنا أبوب السّماء بماء منهمر
با اين كه باران در نظام طبيعت، مايه حيات و رحمت است; ولى به گاه خشم الهى به عذابى بنيان برافكن تبديل مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 23 - 6
6 - بى اعتقادى به تقدير الهى ، باعث مى شود كه رويداد هاى تلخ و ناگوار براى انسان ، امرى غيرمنتظره باشد و وى را از پاى درآورد .
ما أصاب من مصيبة . .. لكيلاتأسوا على ما فاتكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 5 - 3
3 - تكذيب قيامت ، از موجبات هلاكت و نابودى
كذّبت ثمود . .. فأُهلكوا بالطاغية
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 6 - 3
3 - تكذيب قيامت ، از موجبات هلاكت و نابودى
كذّبت . .. فأُهلكوا بريح صرصر عاتية
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قيامه - 75 - 34 - 2
2 - تكذيب دين و روى گردانى عمدى از تعاليم آن ، موجب هلاكت و نفرين الهى است .
و لـكن كذّب و تولّى . .. أولى لك فأولى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قيامه - 75 - 35 - 2
2 - تكذيب دين و روى گردانى عمدى از تعاليم آن ، موجب هلاكت و نفرين الهى
و لـكن كذّب و تولّى . .. ثمّ أولى لك فأولى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مرسلات - 77 - 17 - 3
3 - تكذيب دين ، موجب هلاكت و نابودى است .
ألم نهلك الأوّلين . ثمّ نتبعهم الأخرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مرسلات - 77 - 18 - 3
3 - جرم پيشگى ، عامل هلاكت و نابودى
كذلك نفعل بالمجرمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 11 - 4
4 - طغيان ، عامل هلاكت قوم عاد و ثمود و زمينه ساز نابودى فرعون
ألم تر كيف فعل ربّك بعاد . .. و ثمود ... وفرعون ... الذين طغوا فى البلـد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - شمس - 91 - 10 - 3
3 - گناه ، مايه سقوط و تباهى نفس انسان است .
فجورها. .. دسّيها
تقابل فعل هاى «دسّاها» و «زكّاها» ـ در قياس با تقابل «فجور» و «تقوى» در آيات پيشين ـ بيانگر تأثير «تقوا» در تزكيه و تأثير فجور، در سقوط نفس است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - شمس - 91 - 11 - 7
7 - طغيان گرى ، اصرار بر گناه و تكذيب پيام هاى الهى ، مايه سقوط و تباهى نفس انسان است .
و قد خاب من دسّيها . كذّبت ثمود بطغويها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مرسلات - 77 - 15 - 3
3 - تكذيب برپايى قيامت ، موجب عذاب دوزخ و هلاكت ابدى
ويل يومئذ للمكذّبين
از آن جا كه آيه شريفه، در ميان آيات مربوط به قيامت قرار دارد، استفاده مى شود كه مقصود از تكذيب در آن، تكذيب روز قيامت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مرسلات - 77 - 19 - 3
3 - تكذيب برپايى قيامت ، موجب عذاب دوزخ و هلاكت ابدى
ويل يومئذ للمكذّبين
از آن جا كه آيه شريفه، در ميان آيات مربوط به قيامت قرار دارد، استفاده مى شود كه مقصود از تكذيب در آن، تكذيب روز قيامت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مرسلات - 77 - 24 - 3
3 - تكذيب برپايى قيامت ، موجب عذاب دوزخ و هلاكت ابدى
ويل يومئذ للمكذّبين
از آن جا كه آيه شريفه، در ميان آيات مربوط به قيامت قرار دارد، استفاده مى شود كه مقصود از تكذيب در آن، تكذيب روز قيامت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مرسلات - 77 - 28 - 3
3 - تكذيب برپايى قيامت ، موجب عذاب دوزخ و هلاكت ابدى
ويل يومئذ للمكذّبين
از آن جا كه آيه شريفه، در ميان آيات مربوط به قيامت قرار دارد، استفاده مى شود كه مقصود از تكذيب در آن، تكذيب روز قيامت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مرسلات - 77 - 34 - 3
3 - تكذيب برپايى قيامت ، موجب عذاب دوزخ و هلاكت ابدى
ويل يومئذ للمكذّبين
از آن جا كه آيه شريفه، در ميان آيات مربوط به قيامت قرار دارد، استفاده مى شود كه مقصود از تكذيب در آن، تكذيب روز قيامت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مرسلات - 77 - 37 - 3
3 - تكذيب برپايى قيامت ، موجب عذاب دوزخ و هلاكت ابدى
ويل يومئذ للمكذّبين
از آن جا كه آيه شريفه، در ميان آيات مربوط به قيامت قرار دارد، استفاده مى شود كه مقصود از تكذيب در آن، تكذيب روز
قيامت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مرسلات - 77 - 40 - 3
3 - تكذيب برپايى قيامت ، موجب عذاب دوزخ و هلاكت ابدى
ويل يومئذ للمكذّبين
از آن جا كه آيه شريفه، در ميان آيات مربوط به قيامت قرار دارد، استفاده مى شود كه مقصود از تكذيب در آن، تكذيب روز قيامت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مرسلات - 77 - 45 - 3
3 - تكذيب برپايى قيامت ، موجب عذاب دوزخ و هلاكت ابدى
ويل يومئذ للمكذّبين
از آن جا كه آيه شريفه، در ميان آيات مربوط به قيامت قرار دارد، استفاده مى شود كه مقصود از تكذيب در آن، تكذيب روز قيامت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مرسلات - 77 - 47 - 3
3 - تكذيب برپايى قيامت ، موجب عذاب دوزخ و هلاكت ابدى
ويل يومئذ للمكذّبين
از آن جا كه آيه شريفه، در ميان آيات مربوط به قيامت قرار دارد، استفاده مى شود كه مقصود از تكذيب در آن، تكذيب روز قيامت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مرسلات - 77 - 49 - 3
3 - تكذيب برپايى قيامت ، موجب عذاب دوزخ و هلاكت ابدى
ويل يومئذ للمكذّبين
از آن جا كه آيه شريفه، در ميان آيات مربوط به قيامت قرار دارد، استفاده مى شود كه مقصود از تكذيب در آن، تكذيب روز قيامت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ليل - 92 - 11 - 3
3 - ترك انفاق و تقوا ، ساقط كننده انسان و مايه هلاكت اخروى او است .
فأمّا من أعطى و اتّقى . .. و أمّا من ... إذا تردّى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 48 - 2
2 - هلاكت و نابودى فرعون و اشراف حكومت او ، در نتيجه تكذيب رسولان الهى ( موسى و هارون )
فكذّبوهما فكانوا من المهلكين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 70 - 16
16 ـ هلاكت اقوام كافر ، بازتاب عملكرد خود آنان است نه ظلمى از ناحيه خداوند بر آنها .
فما كان اللّه ليظلمهم و لكن كانوا أنفسهم يظلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 128 - 2
2 - كفر به آيات و هدايت هاى الهى ، عامل نابودى امت هاى بسيار در طول تاريخ بوده است .
و كذلك نجزى من أسرف و لم يؤمن . .. كم أهلكنا قبلهم من القرون
به قرينه آيات پيشين، هلاكت امت هاى پيشين، به دليل كفرورزى آنان در برابر آيات و هدايت هاى الهى بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 6 - 3
3- هلاكت ، سرنوشت امت هاى غير مؤمن به معجزات درخواستى خويش
ماءامنت قبلهم من قرية أهلكنـها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 44 - 11
11 - تكذيب پيامبران و مبارزه با آنان ، مايه هلاكت و نابودى اقوام پيشين
فقد كذّبت . .. فأمليت للكـفرين ثمّ أخذتهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 45 - 2
2 - ظلم و بى دادگرى جوامع پيشين ، سبب گرفتار شدن آنان به خشم خداوند و هلاكت و نابوديشان با عذاب او
و إن يكذّبوك فقد كذّبت قبلهم. .. فكأيّن من قرية أهلكنـها و هى ظالمة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 213 - 7
7 - شرك ورزى ، از عوامل هلاكت امت هاى پيشين
فتكون من المعذّبين
«ال» در «المعذّبين» اشاره به اقوام هلاك شده اى دارد كه سرگذشت آنان در آيات پيشين به تفصيل بيان شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 69 - 6
6 - جرم و تبه كارى ، عامل هلاكت جوامع پيشين
فانظروا كيف كان عـقبة المجرمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 58 - 3
3 - سرمستى و غرور ، عامل هلاكت جوامع پيشين
و كم أهلكنا من قرية بطرت معيشتها
«بطر» (مصدر «بطرت») به غرور و طغيان ـ كه آدمى بر اثر فراوانى نعمت دچار آن شود ـ گفته مى شود. بنابراين «بطرت معيشتها»; يعنى، «طغت فى معيشتها» (در زندگى اش طغيان كرد). گفتنى است كه عبارت «بطرت معيشتها» وصف و مفيد تعليل است; يعنى، جوامع گذشته بدان جهت به هلاكت رسيدند كه گرفتار سرمستى و غرور بودند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 59 - 13
13 - ظلم و بيدادگرى ، عامل نابودى جوامع پيشين با عذاب استيصال
و ما كنّا مهلكى القرى إلاّ و أهلها ظـلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 78 - 17
17 - تبه كارى ، عامل نابودى جوامع پيشين با عذاب قهر الهى
أوَلم يعلم أنّ اللّه قد أهلك من قبله من القرون. ..و لايسئل عن ذنوبهم المجرمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 31 - 1
1 - خداوند ، بسيارى از اقوام پيشين را به سبب كفر و استهزاى پيامبران الهى نابود كرد .
كانوا به يستهزءون . ألم يروا كم أهلكنا قبلهم من القرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 21 - 9
9 - نابودى بسيارى از اقوام نيرومند و داراى تمدن و آثار ملى در گذشته تاريخ به خاطر گناهانشان
فأخذهم اللّه بذنوبهم
برداشت بالا مبتنى بر اين نكته است كه «با» در «بذنوبهم» براى سببيت مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 22 - 3
3 - بسيارى از اقوام و ملل متمدن و نيرومند گذشته ، به خاطر كفرشان و انكار رسالت پيامبران ، به هلاكت رسيدند .
ذلك بأنّهم كانت تأتيهم رسلهم بالبيّنـت فكفروا فأخذهم اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 82 - 9
9 - نابودى بسيارى از اقوام نيرومند و داراى تمدن و آثار ملى ، در گذشته تاريخ به خاطر كفر و شركشان
فما أغنى عنهم ما كانوا يكسبون
جمله «فما أغنى عنهم ما كانوا يكسبون» (ولى آنچه به دست مى آورند، به حالشان سودى نبخشيد)، به نزول عذاب گريز ناپذير و سود نبخشيدن تلاش هاى كافران محكوم به عذاب اشاره دارد. گفتنى است چون اين آيه درباره كافران و مشركان مى باشد، مى توان استفاده كرد كه سبب محكوميت آنان به عذاب، همان كفر و شرك آنان بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 8 - 5
5 - بى توجهى به پيام وحى و استهزاى آن ، از جمله عوامل نابودى جوامع در طول تاريخ
كانوا به يستهزءون . فأهلكنا أشدّ منهم بطشًا و مضى مثل الأوّلين
از ارتباط دو آيه، استفاده مى شود كه استهزاى پيام وحى از سوى جوامع شرك پيشه، موجب نابودى آنان شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 37 - 5،6
5- جرم پيشگى ، عامل هلاكت قوم « تبّع » و اقوام هلاك شده قبل از آن
أهم خير أم قوم تبّع و الذين من قبلهم أهلكنـهم إنّهم كانوا مجرمين
6- هلاكت و نابودى جوامع ، ناشى از عملكرد خود آنان است .
أهلكنـهم إنّهم كانوا مجرمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 52 - 3
3 - ظلم و طغيان ، از عوامل هلاكت ملت ها و اقوام
و أنّه أهلك . .. و قوم نوح ... هم أظلم و أطغى
برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه عبارت «إنّهم كانوا هم أظلم و أطغى» در مقام تعليل براى «أهلك» مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 14 - 4
4ـ نابودى بسيارى از اقوام ، در نتيجه حق ستيزى و تكذيب پيامبران
كذّبت قبلهم . .. فحقّ وعيد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 6 - 20
20 ـ هلاكت امتها و نابودى تمدنها بر اثر كفر و گناه، از سنتهاى الهى است.
ألم يروا كم أهلكنا من قبلهم من قرن . .. فأهلكنهم بذنوبهم
جمله «فأهلكناهم»، بيان قاعده و قانونى است كه جمله «ألم يروا كم أهلكنا . .. » جريان آن را در طول تاريخ نشان مى دهد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 5 - 3
3 ـ ستمگرى امتهاى پيشين، عامل نابودى آنان با كيفرهاى دنيوى (عذاب استيصال) شد.
كم من قرية أهلكنها . .. قالوا إنا كنا ظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 103 - 10
10- نقش مهم رهبران و زمامداران فاسد ، در تباهى و هلاكت امتها
فقال له فرعون . .. فأراد ... فأغرقنـه و من معه جميعًا
در داستان هلاكت فرعون، همواره شخص فرعون به عنوان عنصر اصلى جريان كفر، به صورت ضمير مفرد و جدا از مجموعه يارانش ذكر شده است و اين بيانگر برداشت فوق است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 59 - 3،5،9
3- كفر و ستم ، باعث سقوط و هلاك ملتّ ها است .
و تلك القرى أهلكنـهم لمّا ظلموا
5- اِعراض از آيات الهى و نشنيده انگاشتن آن و غفلت از گناهان گذشته خويش ، ستم ، و موجب سقوط و نابودى امّت ها است .
و من أظلم . .. و تلك القرى أهلكنـهم لمّا ظلموا
مراد از ظلم در «لم ا ظلموا» ـ به دليل ارتباط اين آيه با آيات قبل ـ همان امورى است كه در آيه پنجاه و هفت بيان شد.
9- هلاكت جوامع ، نتيجه تداوم يافتن ستم پيشگى آنان و سود نبردن از مُهلت ها است .
تلك القرى أهلكنـهم لمّا ظلموا و جعلنا لمهلكهم موعدًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 13 - 6
6- مترفان و ستمگران جامعه ، عامل نابودى تمدن ها و هلاكت افراد جامعه
و كم قصمنا من قرية كانت ظالمة . .. ارجعوا إلى ما أُترفتم فيه
مخاطبان اين آيات، گروه خاصى از مردم اند; زيرا خداوند در توصيف آنان دو صفت ستمگرى و تنعّم را مطرح ساخته است و اين دو صفت نوعاً در قشر خاصى از جامعه وجود دارد و بيشتر مردم نه ظالم اند و نه مترف.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 48 - 3
3 - تكذيب پيامبران الهى ، عامل هلاكت و زوال جوامع بشرى
فكذّبوهما فكانوا من المهلكين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 10 - 10
10- كفرپيشگى ، از عوامل عمده نابودى ملت ها
دمّر اللّه عليهم و للكـفرين أمثـلها
وصف كفر در «للكافرين»، بيانگر اين نكته است كه كفر، عامل اصلى نابودى ملت ها است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 36 - 1
1 - تاريخ ، شاهد نابودى بسيارى از ملت هاى توان مند ، به خاطر كفر و شرك آنان
و كم أهلكنا قبلهم من قرن هم أشدّ منهم بطشًا
«قرن» به معناى امت و گروهى از مردم است كه در يك زمان قرار دارند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 3 - 2
2 - خوى سركشى ، تكبر ، حق ناپذيرى و ستيزه جويى ، عامل نابودى بسيارى از امت ها و ملت هاى گذشته
بل الذين كفروا فى عزّة و شقاق . كم أهلكنا من قبلهم من قرن
آيه شريفه، درصدد بيان اين حقيقت است كه آنچه موجب ايمان نياوردن كافران صدراسلام شد، همان سبب كفر بسيارى از امت ها و ملت هاى گذشته گرديد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 59 - 2
2- ستم گرى و كفر برخى از جوامع پيشين ، مايه هلاكت آنان با عذاب ويران كننده الهى است .
أهلكنـهم لمّا ظلموا
مراد از ظلم در «ظلموا» ـ به قرينه آيات قبل ـ اِعراض از آيات خدا است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 98 - 3،4
3- دشمنى با حق و سرسختى در برابر آن ، مايه هلاكت بسيارى از جوامع و تمدن هاى پيشين
و تنذر به قومًا لدًّا . و كم أهلكنا قبلهم من قرن
وصف «لدّاً» بر شدت سرسختى و خصومت دلالت دارد، بيان هلاكت جوامع به دنبال مطرح ساختن سرسختى مردم عصر بعثت، نشان از تأثير بسزاى اين خصلت در نابودى اقوام پيشين دارد.
4- هلاكت اقوام و تمدن هاى بسيارى در طول تاريخ در اثر خيره سرى در مقابل حق ، نشانگر واقعيت داشتن انذار هاى قرآن است .
و تنذر به . .. و كم أهلكنا قبلهم من قرن
طرح مسأله نابودى جوامع در طول تاريخ (در پى بيان وظيفه پيامبر(صلی الله علیه و آله) در انذار مردم لجوج به وسيله قرآن) هشدارى به مردم عصر بعثت و ديگر عصرها است كه ايستادگى و سرسختى در برابر حق، عواقب زيانبار و تباه كننده اى براى جوامع در پى دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 48 - 2
2 - ظلم و بى دادگرى ، عامل اصلى هلاكت جوامع پيشين و باعث گرفتار شدن آنها به عذاب خشم الهى ( استيصال )
و كأيّن من قرية أمليت لها و هى ظالمة ثمّ أخذتها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 29 - 5
5 - كشته شدن مؤمن انطاكيه ( حبيب نجار ) به دست مردم ، موجب هلاكت آنان شد .
قيل ادخل الجنّة . .. إن كانت إلاّ صيحة وحدة فإذا هم خـمدون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 155 - 11
11 ـ كردار سفيهانه گروهى از همراهان موسى در ميعادگاه مناجات ، عامل نزول عذاب الهى و به هلاكت رساندن همه آنان شد .
أتهلكنا بما فعل السفهاء منا
گفته شده مراد از كردار سفيهانه برخى از همراهان موسى، تقاضاى رؤيت خدا با چشم بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 46 - 4
4ـ فسادپيشگى فرزند نوح ، موجب هلاكت وى در حادثه طوفان
فكان من المغرقين . .. إنه ليس من أهلك إنه عمل غير صـلح
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 77 - 8
8- هلاكت و بدبختى جوامع بشرى ، بازتاب زشت كارى و رفتار نامناسب خود آنها است .
الذين كذّبوا بـايتنا إنّهم كانوا قوم سوء فأغرقنـهم أجمعين
برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه خداوند دو عامل (تكذيب آيات الهى و سوء پيشينه) را موجب هلاكت برشمرد و هر دو عامل را به خود انسان نسبت داد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 36 - 7
7 ـ تكذيب آيات خداوند و نپذيرفتن دعوت انبيا ، در پى دارنده سقوط و نابودى جوامع بشرى
فقلنا اذهبا إلى القوم الذين كذّبوا بأيـتنا فدمّرنـهم تدميرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 51 - 5
5 - نقش سردمداران كفر و فساد در هلاكت و بدبختى تمامى جامعه
أنّا دمّرنـهم و قومهم
ضمير «هم» به گروه هاى نُه گانه بازمى گردد كه طرح ترور شبانه صالح و خانواده اش را ريخته بودند. و از اين كه نام آنان به صورت مجزا و مقدم بر نام قومشان ياد شده است، مطلب فوق استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 131 - 5
5 ـ ارتكاب ظلم و گناه در عين آگاهى، موجب هلاكت جامعه مى شود.
ذلك أن لم يكن ربك مهلك القرى بظلم و أهلها غفلون
جمله «و أهلها غافلون»، يعنى خداوند جامعه ستمكارى را كه اهل آن از تعاليم انبيا غافل بوده اند و پيام آنان را دريافت نكرده باشند، هلاك نمى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 16 - 1،6
1- فسق و گناهِ برخورداران از مكنت و ثروتمندان هر جامعه ، عامل هلاكت و نابودى آن جامعه است .
و إذا أردنا أن نهلك قرية أمرنا مترفيها ففسقوا فيها
«مترف» از واژه «ترفه» گرفته شده و «ترفه» هم به معناى روزى و نعمت فراوان است (مفردات راغب).
6- افزايش تعداد مترفان و ثروتمندان فاسق و تبهكار در جامعه ، از عوامل هلاكت و نابودى آن جامعه براساس سنت هاى خداوند
و إذا أردنا أن نهلك قرية أمرنا مترفيها ففسقوا فيها
برخى برآنند «أمرنا» به معناى «كثرنا» (فزونى داديم) است (مفردات راغب) كه بر اساس آن، مراد از «أمرنا مترفيها» افزايش مترفان در جامعه است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 17 - 1،5،10
1- جوامع و ملت هاى بسيارى پس از دوران نوح ( ع ) در نتيجه فسق و گناه و به اراده خداوند نابود شدند .
ففسقوا . .. و كم أهلكنا من القرون
«قرن» (مفرد قرون) به معناى قومى است كه نزديك به يك زمان و در يك عصر زندگى مى كنند (مفردات راغب).
5- بسيارى از جوامع و ملل پس از حضرت نوح ( ع ) بر اثر وجود مترفان فاسق و تبهكار در ميان آنان ، به هلاكت و نابودى دچار شدند .
و إذا أردنا أن نهلك قرية أمرنا مترفيها ففسقوا فيها . .. و كم أهلكنا من القرون من
10- گناه ، عامل اصلى هلاكت جوامع بشرى است .
كم أهلكنا من القرون . .. و كفى بربّك بذنوب عباده خبيرًا بصيرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 14 - 4
4 ـ جنگاوران مؤمن ، در عرصه نبرد ، مجارى تحقق اراده خدا ( پيروزى قواى اسلام و مرگ و ذلت دشمنان ) هستند .
يعذبهم اللّه بأيديكم و يخزهم و ينصركم عليهم
خداوند پس از فرمان جنگ با دشمنان، نابودى و شكست آنان و پيروزى مؤمنان را به خود نسبت داد ـ با آنكه همه آنها نتيجه همان جنگ بود ـ از اين مطلب استفاده مى شود كه اراده خدا در مورد انسانها، از راه افعال خود آنان تحقق مى پذيرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 41 - 5
5 - هلاكت دنيوى و آتش دوزخ ، پى آمد حكومت هاى مستكبر ، ستمگر و فاسد ( چونان فرعونيان )
إنّهم كانوا قومًا فـسقين . .. إنّه لايفلح الظـلمون ... و استكبر هو ... و جعلنـهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 48 - 2
2 - هلاكت و نابودى فرعون و اشراف حكومت او ، در نتيجه تكذيب رسولان الهى ( موسى و هارون )
فكذّبوهما فكانوا من المهلكين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 36 - 5
5 ـ خداوند ، فرعون و قومش را به خاطر تكذيب آيات الهى ، دچار هلاكتى سخت و شگفت آور كرد .
الذين كذّبوا بأيـتنا فدمّرنـهم تدميرًا
«تدمير» (مصدر «دمّرنا») به معناى هلاك و نابودى كردن است و «تدميراً» ـ كه مفعول مطلق براى «دمّرنا» است ـ براى تأكيد معناى هلاكت و نوع شگفت آور آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 37 - 14
14 - توطئه ها و نيرنگ هاى فرعون عليه موسى ( ع ) ، سرانجام به زيان و نابودى او انجاميد .
و ما كيد فرعون إلاّ فى تباب
«تباب» به معناى خسارت و هلاكت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نازعات - 79 - 25 - 6
6 - خداوند ، فرعون را به دليل تكذيب رسالت و معجزه موسى ( ع ) و عصيانگرى و ادعاى ربوبيت ، هلاك ساخت .
فكذّب و عصى . .. فقال أنا ربّكم الأعلى . فأخذه اللّه نكال الأخرة و الأولى
مى توان گفت: فاء در «فأخذه اللّه»، كيفر را بر تمام كارهاى فرعون كه در آيات قبل آمده بود، تفريع كرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 50 - 5
5 - شكافته شدن دريا ، موجب غرق شدن و به هلاكت رسيدن فرعونيان شد .
و إذ فرقنا بكم البحر فأنجينكم و أغرقنا ءال فرعون
تفريع جمله «أنجيناكم» بر «فرقنا» به وسيله حرف «فاء» مى رساند كه سبب نجات بنى اسرائيل شكافته شدن دريا بود و از آن جا كه «أغرقنا» بر «أنجيناكم» عطف شده، معلوم مى شود: زمينه غرق شدن فرعونيان نيز همان شكاف دريا بوده است; يعنى، فرعونيان با ديدن معبر در ميان دريا به تعقيب بنى اسرائيل پرداختند كه شكاف بسته شد و آنان به هلاكت رسيدند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 136 - 7
7 ـ تكذيب آيات الهى و بى اعتنايى به آنها سبب هلاكت و غرق شدن فرعونيان در دريا شد .
فأغرقنهم فى اليم بأنهم كذبوا بايتنا و كانوا عنها غفلين
حرف «باء» در «بأنهم كذبوا» سببيه است و مى رساند كه تكذيب آيات و بى اعتنايى به آنها سبب انتقام الهى بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 137 - 12
12 ـ صبر و مقاومت بنى اسرائيل زمان موسى در برابر ستمگرى هاى فرعون ، موجب تحقق وعده الهى بر پيروزى آنان و نابودى دشمنانشان
و تمت كلمت ربك الحسنى على بنى إسرءيل بما صبروا
حرف «باء» در «بما صبروا» سببيه است و «ما»، مصدريه. يعنى: «تمت ... بسبب صبرهم».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 79 - 4
4 - نابودى فرعونيان و متلاشى شدن نظام حكومتى آنان ، از پى آمد هاى متابعت آنان از فرعون بود .
فغشيهم . .. و أضلّ فرعون قومه و ما هدى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 36 - 5
5 ـ خداوند ، فرعون و قومش را به خاطر تكذيب آيات الهى ، دچار هلاكتى سخت و شگفت آور كرد .
الذين كذّبوا بأيـتنا فدمّرنـهم تدميرًا
«تدمير» (مصدر «دمّرنا») به معناى هلاك و نابودى كردن است و «تدميراً» ـ كه مفعول مطلق براى «دمّرنا» است ـ براى تأكيد معناى هلاكت و نوع شگفت آور آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 55 - 6
6 - مايه افتخار و اقتدار فرعونيان ، عامل هلاكت و نابودى ايشان
و هـذه الأنهـر تجرى من تحتى . .. انتقمنا منهم فأغرقنـهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 81 - 2
2 - هلاكت قارون ، بازتاب طغيان و رفتار ظالمانه وى با مردم خويش بود .
إنّ قـرون كان من قوم موسى فبغى عليهم . .. فخسفنا به و بداره الأرض
برداشت ياد شده با توجه به تفريع «فخسفنا» بر «فبغى عليهم» به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 82 - 16
16 - ناسپاسى در برابر نعمت هاى الهى ، عامل هلاكت قارون و فرورفتن با خانه اش در كام زمين
فخسفنا به و بداره الأرض . .. ويكأنّه لايفلح الكـفرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 37 - 5
5- جرم پيشگى ، عامل هلاكت قوم « تبّع » و اقوام هلاك شده قبل از آن
أهم خير أم قوم تبّع و الذين من قبلهم أهلكنـهم إنّهم كانوا مجرمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 68 - 4
4ـ قوم ثمود بر اثر نافرمانى خداوند ، سزاوار هلاكت و دورى از رحمت الهى شدند .
ألا بُعدًا لثمود
توضيحِ كلمه «بُعداً» در آيه 60 ذيل برداشت شماره 5 آورده شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 41 - 8
8 - بيدادگرى جامعه پس از نوح ، عامل نابود شدن آنان با عذاب قهر الهى
فبعدًا للقوم الظـلمين
به كارگيرى اسم ظاهر (القوم الظالمين) به جاى ضمير (لهم) بيانگر اين نكته است كه جامعه پس از نوح، به جهت آن كه مردمى ستم كار بودند، گرفتار عذاب الهى شده و از بين رفتند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 52 - 2
2 - هلاكت قوم ثمود ، بازتاب ظلم و حق ستيزى خود آنان
فتلك بيوتهم خاوية بما ظلموا
قيد «بما ظلموا» بيان علت هلاكت قوم ثمود است; يعنى، آنان بدان سبب كه ستم كردند. .. .
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 44 - 4
4 - صاعقه فراگير و نيرومند ، عامل نابودى قوم ثمود
فأخذتهم الصـعقة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 51 - 4
4 - شرك در ربوبيت خداوند ، عامل نابودى قوم ثمود *
و أنّه هو ربّ الشعرى . .. و ثموداْ فما أبقى
بيان هلاكت قوم ثمود ـ در پى تأكيد بر ربوبيت يگانه خدا ـ مى تواند بيانگر اين معنا باشد كه شرك در ربوبيت، ريشه ظلم و طغيان قوم ثمود و هلاكت آنان بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 5 - 2
2 - تكذيب قيامت ، عامل هلاكت قوم ثمود
كذّبت ثمود . .. فأُهلكوا بالطاغية
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 60 - 5
5ـ قوم عاد ، بر اثر كفر و نافرمانى خدا و پيامبران ، سزاوار هلاكت و دورى از رحمت الهى شدند .
ألا بُعدًا لعاد قوم هود
«بُعداً» (هلاك گشتن يا دور شدن) مفعول مطلق براى فعل محذوف (ليبعد) است: ألا ليبعد قوم عاد بعداً. و از آن جا كه قوم عاد به هلاكت رسيدند و از رحمت او محروم شدند مى توان گفت، مرادْ عذاب در آخرت و دورى از رحمت او در آن سراست و نيز محتمل است «ألا بُعدًا ...» ـ چنان چه زمخشرى گفته ـ بيانگر استحقاق دورى و هلاكت باشد; يعنى، [قوم عاد هلاك گشتند و از رحمت او محروم شدند ]بدانيد آنان مستحق آن كيفر و سزاور چنين عقوبتى بودند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 41 - 8
8 - بيدادگرى جامعه پس از نوح ، عامل نابود شدن آنان با عذاب قهر الهى
فبعدًا للقوم الظـلمين
به كارگيرى اسم ظاهر (القوم الظالمين) به جاى ضمير (لهم) بيانگر اين نكته است كه جامعه پس از نوح، به جهت آن كه مردمى ستم كار بودند، گرفتار عذاب الهى شده و از بين رفتند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 139 - 1
1 - هلاكت قوم عاد ، به اراده الهى و در پى تكذيب رسالت هود ( ع ) از سوى آنان بود .
فكذّبوه فأهلكنـهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 50 - 4
4 - شرك در ربوبيت خداوند ، عامل نابودى قوم عاد *
و أنّه هو ربّ الشعرى . و أنّه أهلك عادًا الأُولى
بيان هلاكت قوم عاد ـ در پى تأكيد بر ربوبيت يگانه خدا ـ مى تواند بيانگر اين معنا باشد كه شرك در ربوبيت، ريشه ظلم و طغيان قوم عاد و هلاكت آنان، بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 6 - 2
2 - تكذيب قيامت ، عامل هلاكت و نابودى عاديان
كذّبت ثمود و عاد . .. و أمّا عاد فأُهلكوا بريح صرصر عاتية
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 59 - 4
4- جرم و تبه كارى قوم لوط ، عامل هلاكت و عذاب آنان شد .
قالوا إنا أُرسلنا إلى قوم مجرمين . إلاّ ءال لوط إنا لمنجّوهم أجمعين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 53 - 4
4 - عذاب الهى ، باعث پرتاب شدن شهر هاى قوم لوط ، به طرف بالا و سپس سقوط و هلاكت آنها
و المؤتفكة أهوى
«أهوى» معادل «أسقط» (فرو افكند) است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 120 - 4
4 - تكذيب نوح ( ع ) از سوى قوم وى ، موجب هلاكت آنان شد .
قال ربّ إنّ قومى كذّبون . .. ثمّ أغرقنا بعد الباقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 14 - 6،8
6 - قوم نوح ، به دنبال قبول نكردن رسالت نوح ( ع ) دچار سيلى عظيم و بنيان كن شدند و به هلاكت رسيدند .
و لقد أرسلنا نوحًاإلى قومه . .. فأخذهم الطوفان
«طوفان» هر حادثه اى را مى گويند كه انسان را احاطه كند. اين واژه در «آب فراوان (سيل)» متعارف شده است (مفردات راغب).
8 - گرفتار شدن قوم نوح به سيلى عظيم و در نتيجه به هلاكت رسيدن ، پيامد مداومت آنان به شرك و قبول نكردن دعوت نوح بود .
و لقد أرسلنا نوحًا إلى قومه . .. فأخذهم الطوفان و هم ظـلمون
به قرينه مقام، مراد از ظلمى كه به قوم نوح نسبت داده شده است، ممكن است ظلم اصطلاحى نباشد و بلكه شرك و مداومت بر آن باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 46 - 1
1 - قوم نوح ، از پيشين ترين اقوام هلاك شده بشر در نتيجه فسق و گناه
و قوم نوح من قبل إنّهم كانوا قومًا فـسقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 48 - 4
4 - هلاكت جوامع كفرپيشه و تكذيب گر تاريخ ، نتيجه عملكرد خود آنها و پس از اتمام حجت الهى بر آنان
ثمّ أرسلنا . .. بأيـتنا و سلطـن مبين ... فكذّبوهما فكانوا من المهلكين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 64 - 3
3 - رفاه و برخوردارى كافران ، سبب ساز هلاكت و نگون بختى آنان است ، نه نشان سعادت و نيكبختى .
أيحسبون . .. نسارع لهم فى الخيرت ... حتّى اذا أخذنا مترفيهم بالعذاب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 209 - 6
6 - هلاك و عذاب كافران ، نتيجه عملكرد خود ايشان
و ما أهلكنا من قرية . .. و ما كنّا ظـلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 48 - 4
4 - هلاكت جوامع كفرپيشه و تكذيب گر تاريخ ، نتيجه عملكرد خود آنها و پس از اتمام حجت الهى بر آنان
ثمّ أرسلنا . .. بأيـتنا و سلطـن مبين ... فكذّبوهما فكانوا من المهلكين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 129 - 8
8 - مصالح بشر و تدبير امور امت ها از سوى خداوند ، دليل نابود نكردن فورى مخالفان در دنيا است .
كلمة سبقت من ربّك
كلمه «ربّ» گوياى مطلب ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 117 - 1
1ـ خداوند ، هيچ گاه ظالمانه و بدون دليل جوامع بشرى را به عذاب هاى دنيوى گرفتار نساخته و نخواهد ساخت .
و ما كان ربك ليهلك القرى بظلم
حرف «باء» در «بظلم» براى ملابست است. براين اساس جمله «ما كان ...» چنين معنا مى شود: هرگز خداوند مردم آباديها را از سر ظلم به هلاكت نمى رساند. نسبت دادن هلاكت به آباديها، گوياى اين نكته است كه مراد از هلاكت، هلاكت دنيوى و عذاب استيصال است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 6 - 2
2- عذاب و هلاكت اقوام پيشين ، به خاطر ايمان نياوردن به معجزات الهى بود .
فليأتنا بـاية . .. ماءامنت قبلهم من قرية أهلكنـها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 39 - 4
4 ـ هلاكت و نابودى اقوام و ملت ها از سوى خداوند ، همواره پس از اتمام حجت و ارائه طريق است .
و كلاًّ ضربنا له الأمثـل و كلاًّ تبّرنا تتبيرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 22 - 5
5 - مجازات ملت هاى نيرومند و متمدن گذشته ، پس از اتمام حجت از سوى رسولان الهى
ذلك بأنّهم كانت تأتيهم رسلهم بالبيّنـت فكفروا فأخذهم اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 16 - 3
3- بعثت پيامبران و هلاكت جوامع ستمگر و دين ستيز ، براساس هدف دارى نظام هستى است .
و كم قصمنا من قرية كانت ظالمة . .. و ما خلقنا السماء والأرض و ما بينهما لـعبين
يادآورى هدفمندى جهان ـ پس از ذكر هلاكت اقوام ستمگر ـ مى تواند بيانگر اين نكته باشد كه وقتى جهان هدفمند بود، هلاكت اقوام ستم پيشه نيز جزئى از هدف دارى و بازيچه نبودن هستى خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 6 - 8
8 - سوگند خداوند به سپيده دم ، شب هاى ده گانه ، جفت ، تاق و گذشت شب ، براى تأكيد بر دارا بودن توان اجراى تهديدات خويش و نابود ساختن كافران
و الفجر . .. ألم تر كيف فعل ربّك بعاد
ممكن است مراد از سوگندها، تأكيد بر قدرت خداوند بر نابود ساختن مخالفان پيامبر(صلی الله علیه و آله) باشد; در اين صورت جواب قسم
محذوف خواهد بود. گفتنى است كه جواب قسم در احتمال ديگر، آيه چهاردهم اين سوره است كه مراقبت شديد خداوند را مطرح كرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 18 - 2
2 - عبرت نگرفتن قوم عاد ، از سرگذشت هلاكت بار قوم نوح ( ع )
كذّبت قبلهم قوم نوح . .. فهل من مدّكر . كذّبت عاد
با توجه به اين كه مؤخّر آمدن ذكر قوم عاد، دليل تقدم تاريخى قوم نوح بر آنان مى باشد; تكذيب انبيا از سوى آنان، نشان مى دهد كه آن قوم از سرگذشت قوم نوح عبرت نگرفته بودند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - شمس - 91 - 14 - 8
8 - خداوند ، بر قوم ثمود به جهت كشتن ناقه ، عذابى فراگير نازل كرده ، اعضاى بدن آنان را از هم متلاشى ساخت .
فدمدم عليهم ربّهم بذنبهم
اطلاق «دمدمة» ـ كه بر پوشاندن و فراگيرى دلالت دارد ـ بر هلاكت ثموديان، به جهت آن بود كه خداوند، آنان را با عذاب و هلاكت پوشاند (مقاييس). جمله «دمدمت الشىء» ـ كه گاهى با حرف «على» و گاهى بدون آن استعمال مى شود (قاموس) ـ زمانى كار برد دارد كه چيزى را به زمين كوبيده و آن را شكسته و قطعه هاى آن را پراكنده سازند. (صحاح اللغة)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 94 - 11،12
11ـ كفرپيشگان قوم شعيب ، بر اثر عذاب الهى به رو بر زمين افتادند و هلاك گشتند .
فأصبحوا فى ديـرهم جـثمين
«جثوم» (مصدر جاثمين) به معناى به زمين چسبيدن و حركت نكردن است و برخى آن را به معناى فرو افتادن بر سينه دانسته اند (لسان العرب).
12ـ صيحه و غرشى كه مردم مدين را فرا گرفت ، توان حركت و بيرون آمدن از خانه ها را از آنان سلب كرد .
و أخذت الذين ظلموا الصيحة فأصبحوا فى ديـرهم جـثمين
«فى ديارهم» متعلق به «جاثمين» است و دلالت بر اين دارد كه: قوم شعيب در خانه هايشان به هلاكت رسيدند. بيان اين معنا حكايت از آن دارد كه صيحه و غرّش مهيب، آن چنان بود كه مردم مدين نتوانستند از خانه ها ـ كه طبعاً آدمى در اين موارد آن را ترك مى كند ـ بيرون آيند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 26 - 3
3- توطئه كنندگان عليه دين الهى ، در داخل خانه هاى خود با فرو ريختن سقف خانه ها بر روى آنان ، به هلاكت رسيدند .
قد مكر الذين من قبلهم فأتى الله بنيـنهم من القواعد فخّر عليهم السقف من فوقهم
ذكر قيد «من فوقهم» پس از بيان «فخر عليهم السقف» (سقف بر آنها فرو ريخت) با اينكه ريزش سقف همواره از بالاست، مى تواند براى بيان اين منظور باشد كه آنان در داخل خانه هاى خود، زير آوار مدفون شدند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 81 - 7
7 - تنها خداوند ، شاهد فرورفتن قارون و خانه اش در كام زمين بود .
فما كان له من فئة . .. من دون اللّه
«من دون اللّه» استثنا از «من فئة» است; يعنى، در آن لحظه كسى جز خدا حضور نداشت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 68 - 2
2- رهايى انسان از مهلكه اى ، ايمنى بخش هميشگى وى از قهر الهى نخواهد بود .
نجـّكم إلى البرّ . .. أفأمنتم أن يخسف بكم جانب البرّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 100 - 2
2ـ خداوند ، گوشه هايى از سرگذشت اقوام به هلاكت رسيده و آبادى هاى تخريب شده با عذاب را براى پيامبر (صلی الله علیه و آله) گزارش مى كرد .
ذلك من أنباء القرى نقصه عليك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 69 - 9
9- خداوند ، پيش آورنده زمينه ها و عامل هاى تصميم گيرى خود انسان در گام نهادن به خطرات
أم أمنتم أن يعيدكم فيه . .. فيرسل عليكم
آوردن فعل متعدى «يعيد» و «يرسل» ـ كه فاعل آنها خداوند است ـ حكايت از آن دارد كه خداوند، مقدمه و زمينه هاى رفتن به سمت خطر را فراهم مى آورد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 34 - 2
2 - سلامت و نابودى انسان در پهنه طبيعت ، در گرو مشيت الهى است .
إن يشأ . .. يوبقهنّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فيل - 105 - 1 - 3
3 - وابستگى سركوب اصحاب فيل به خداوند ، امرى روشن و بى نياز از تأمل و برهان
ألم تر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - قريش - 106 - 2 - 5
5 - خداوند ، با از ميان بردن سپاه ابرهه ، راه هاى كوچ زمستانى و تابستانى قريش را امنيت بخشيد .
إيلـفهم رحلة الشتاء و الصيف
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 37 - 2
2- هلاكت قوم « تبّع » و اقوام پيش از آن ، به اراده و خواست خداوند
أهم خير أم قوم تبّع و الذين من قبلهم أهلكنـهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 98 - 2
2- تحولات تاريخ و نابودى جوامع و تمدن ها ، وابسته به اراده خداوند است .
و كم أهلكنا قبلهم من قرن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 74 - 5
5- تحولات تاريخ و نابود شدن جوامع و تمدن ها ، وابسته به اراده الهى است .
و كم أهلكنا قبلهم من قرن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 31 - 3
3 - حاكميت اراده خدا ، در شكل گيرى و نيز نابودى جوامع بشرى
ثمّ أنشأنا من بعدهم قرنًا ءاخرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - شمس - 91 - 14 - 5
5 - باور نداشتن رسالت صالح ( ع ) و بى اعتمادى به هشدار هاى او در مورد ناقه و آب شرب آن ، مايه اقدام بى پرواى قوم ثمود به از ميان بردن ناقه شد .
فكذّبوه فعقروها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 58 - 3
3 - خداوند ، پديدآورنده زمينه زوال و نابودى ظالمان به وسيله افكار و تصميم گيرى هاى خود آنان
فأخرجنـهم من جنّـت . .. و كنوز و مقام كريم
تصميم فرعونيان مبنى بر تعقيب بنى اسرائيل، در ظاهر طرح و برنامه خود آنان بود; اما از آن جا كه خداوند زمينه هاى چنين تصميم هلاكت بارى را پديد آورده بود، خروج فرعونيان را فعل خود قلمداد كرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 37 - 2
2- هلاكت قوم « تبّع » و اقوام پيش از آن ، به اراده و خواست خداوند
أهم خير أم قوم تبّع و الذين من قبلهم أهلكنـهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 17 - 10
10 - عذاب و هلاكت قوم ثمود ، ره آورد عملكرد خود آنان
فأخذتهم صـعقة العذاب . .. بما كانوا يكسبون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 51 - 1
1 - نابودى قوم ثمود ، به اراده خداوند
و أنه أهلك . .. و ثموداْ فما أبقى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 50 - 1
1 - هلاكت و نابودى نخستين نسل قوم عاد ، به اراده خداوند
و أنّه أهلك عادًا الأُولى
تعبير «عاداً الأولى»، مى تواند بيانگر اين باشد كه قوم عاد، داراى نسل هاى متعدد در تاريخ بوده اند و نسل نخستين آنان نابود شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 52 - 1
1 - قوم نوح ، قومى هلاك شده به اراده خداوند ، قبل از عاد و ثمود
و أنّه أهلك عادًا . .. و ثموداْ ... و قوم نوح من قبل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مرسلات - 77 - 18 - 1
1 - مجرمان ، محكوم به هلاكت و نابودى از سوى خداوند
ألم نهلك الأوّلين . .. كذلك نفعل بالمجرمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 59 - 3
3 - قدرت خدا بر حاكميت بخشيدن به مستضعفان زمين و به اضمحلال كشاندن مستكبران
فأخرجنـهم من . .. و أورثنـها بنى إسرءيل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 57 - 7
7 - فرو گذاشتن همسر لوط در ميان قوم محكوم به عذاب ، براساس تقدير الهى و برنامه از پيش تعيين شده
قدّرنـها من الغـبرين
«غبور» (مصدر «غابرين») به معناى باقى ماندن است; يعنى، ما مقدر كرديم كه همسر لوط از جمله باقى ماندگان باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 129 - 9
9 - سنت استمرار زندگى بشر بر روى زمين تا مدتى مشخص ، ناسازگار با نابود كردن فورى همه حق ستيزان
و لولا كلمة سبقت من ربّك لكان لزامًا و أجل مسمًّى
«أجل» به معناى تمام مدت و يا پايان آن است (لسان العرب) و «أجل مسمّى» عطف بر «كلمة» است; يعنى، لولا كلمة و أجل مسمّى. ... دراين كه مراد از «كلمة» و «أجل» دو چيز مستقل است، يا دو تعبير از يك حقيقت اند، صاحب نظران گفته هايى مطرح كرده اند: يكى از احتمالات اين است كه مراد از «كلمة»، سخن خداوند هنگام هبوط آدم است كه فرمود: «لكم فى الأرض مستقر و متاع إلى حين» (بقره/ 36). مراد از «أجل» در اين احتمال، پايان عمر دنيا است برداشت ياد شده بر اساس اين احتمال است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 26 - 4،5،7
4 ـ كافران با پرهيز از گوش فرا دادن به قرآن و جلوگيرى مردم از آن، ناخودآگاه خود را به هلاكت مى افكنند.
و إن يهلكون إلا أنفسهم و ما يشعرون
5 ـ فاصله گرفتن از قرآن و پيامبر(صلی الله علیه و آله) و بازداشتن مردم از گرايش به آنها، سقوط و هلاكت است.
و هم ينهون عنه و ينئون عنه و إن يهلكون إلا أنفسهم
7 ـ ترفندهاى كافران براى مبارزه با قرآن و پيامبر(صلی الله علیه و آله)، بى ثمر و موجب هلاكت خود آن ها مى شود.
و هم ينهون عنه و ينئون عنه و إن يهلكون إلا أنفسهم
صدر آيه بيان مبارزه كافران با اسلام و قرآن است. لذا جمله «إن يهلكون» مى تواند ناظر به اين نكته باشد كه سرانجام اين مبارزه شكست و هلاكت خود آنان است، نه قرآن و اسلام.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 47 - 5
5 ـ ظلم موجب نابودى و هلاكت اقوام است.
هل يهلك إلا القوم الظلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 70 - 13،16،18
13 ـ آدمى با اعمال، خويش خود را محروم از خير و ثواب مى سازد و به ورطه هلاكت و تباهى مى اندازد.
أن تبسل نفس بما كسبت
«بسل» به معنى منع و حبس است و نتيجه آن هلاكت و تباهى است. در لسان العرب آمده است: «أبسلت فلانا إذا أسلمته للهلكة».
16 ـ بازيچه قرار دادن دين موجب تباهى و محروميت از خير و ثواب مى شود.
و ذر الذين اتخذوا دينهم لعبا و لهوا . .. و ذكر به أن تبسل نفس
در آيه قبل سخن از بازيگرى با دين بود و جمله «ذكر به . .. » در مقام هشدار و بيان نتيجه كار آنان است.
18 ـ كسانى كه با اعمال نارواى خود، خويشتن را تباه و محروم از خير نموده اند، هيچ دوست و ياور و شفيعى در بين مخلوقات نخواهند داشت.
أن تبسل نفس بما كسبت ليس لها من دون الله ولى و لا شفيع
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 42 - 6
6 ـ مسير حركت قافله تجارى قريش نامعلوم براى مسلمانان و به دور از دسترسى آنان به هنگام حضورشان در منطقه بدر
و الركب أسفل منكم
نكره آوردن كلمه «أسفل» در مقابل معرفه آوردن «العدوه»، مى تواند مشعر به برداشت فوق باشد. ناآگاهى مسلمانان به جايگاه قافله، تمهيدى بوده است از جانب خدا براى «ليقضى اللّه». يعنى اگر مسلمانان از مسير حركت تجارى قريش آگاه بودند به سوى آنان مى شتافتند و در نتيجه جنگ بدر رخ نمى داد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 28 - 7
7- ناسپاسى نعمت ها موجب هلاكت و سرنوشت شوم است .
ألم تر إلى الذين . .. و أحلّوا قومهم دار البوار
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 6 - 6،9،15
6 ـ هلاكت، سرانجام مبارزه با حق (اعراض، تكذيب و استهزاى آن)
ما تأتيهم من ءاية . .. إلا كانوا عنها معرضين. فقد كذبوا بالحق ... ألم يروا كم أه
9 ـ كفر موجب هلاكت بسيارى از جوامع گذشته، در عين قدرتمندتر بودن آنها از كافران عصر پيامبر(صلی الله علیه و آله)
ألم يروا كم أهلكنا من قبلهم من قرن مكنهم فى الأرض ما لم نمكن لكم
15 ـ تكذيب آيات الهى، گناه و موجب هلاكت و نابودى است.
و ما تأتيهم من ءاية . .. فأهلكنهم بذنوبهم
كاربرد عنوان «ذنوب» در مورد تكذيب كنندگان آيات روشن مى سازد كه تكذيب از مصاديق «گناه» است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 45 - 6،7
6- ستم پيشگى موجب هلاكت و كيفر الهى در دنياست .
و سكنتم فى مسـكن الذين ظلموا أنفسهم . .. و ضربنا لكم الأمثال
7- ظلم به نفس در پى دارنده هلاكت و كيفر الهى در دنيا
و سكنتم فى مسـكن الذين ظلموا أنفسهم . .. و ضربنا لكم الأمثال
برداشت فوق، مبتنى بر اين است كه: مقصود از «ظلموا أنفسهم» ظلم به نفس باشد نه ظلم به ديگران چنان كه از ظاهر آن به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 8 - 3
3 ـ هلاكت فورى كافران و پايان مهلت آنان، در صورت نزول محسوس فرشتگان به عنوان معجزه بر پيامبر(صلی الله علیه و آله)
و لو أنزلنا ملكا لقضى الأمر ثم لا ينظرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 6 - 8
8 ـ نجاتبخش نبودن قدرت و تمكن مادى از هلاكت و قهر الهى
ألم يروا كم أهلكنا من قبلهم من قرن مكنهم فى الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 65 - 7
7 ـ خداوند در عين قدرت بر عذاب و نابودى مشركان، آنان را از مهلكه ها نجات مى دهد.
قل الله ينجيكم ممنها و من كل كرب . .. قل هو القادر على أن يبعث عليكم عذابا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 80 - 12
12 - نجات از چنگال دشمن ستمگر و نابودى او ، اعطاى مكتب و برنامه زندگى و تأمين ارزاق ، از بزرگ ترين نعمت هاى الهى است .
أنجينـكم . .. وعدنـكم ... نزّلنا عليكم المنّ والسلوى
امتنان به بنى اسرائيل در قالب سه نوع نعمت در آيه بيان شده است: نجات، اعطاى برنامه زندگى در طور (تورات) و تأمين رزق آنان. از اين رو معلوم مى شود كه اين سه امر، از نعمت هاى بزرگ الهى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 55 - 4
4 - نابودى ملت هاى كافر و ستم پيشه ، خود نعمتى الهى بر ساير انسان ها *
و أنّه أهلك . .. فبأىّ ءالاء ربّك تتمارى
در صورتى كه «آلاء» نظر به هلاكت قوم عاد، ثمود و. .. داشته و بر اين امور عنوان «آلاء» منطبق شده باشد، مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 55 - 4
4 - نابودى ملت هاى كافر و ستم پيشه ، خود نعمتى الهى بر ساير انسان ها *
و أنّه أهلك . .. فبأىّ ءالاء ربّك تتمارى
در صورتى كه «آلاء» نظر به هلاكت قوم عاد، ثمود و. .. داشته و بر اين امور عنوان «آلاء» منطبق شده باشد، مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 55 - 3
3 - خداوند ، شكست و هلاكت كافران و مشركان حاكم و جايگزين آنان شدن را ، به مؤمنان نيكوكار صدراسلام ، وعده كرده است .
وعد اللّه الذين ءامنوا منكم و عملوا الصـلحـت ليستخلفنّهم فى الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 38 - 1
1- هلاكت و شكست كافران مكه و پيروزى مؤمنان ، وعده الهى
سأُوريكم ءايـتى . .. و يقولون متى هـذا الوعد
برداشت يادشده مبتنى براين است كه مقصود از «وعد» دراين آيه، غلبه مؤمنان و شكست كافران باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 55 - 3
3 - خداوند ، شكست و هلاكت كافران و مشركان حاكم و جايگزين آنان شدن را ، به مؤمنان نيكوكار صدراسلام ، وعده كرده است .
وعد اللّه الذين ءامنوا منكم و عملوا الصـلحـت ليستخلفنّهم فى الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 94 - 13
13ـ كفرپيشگان قوم شعيب ، شب هنگام به عذاب گرفتار شدند و در صبحگاهش به هلاكت رسيدند .
فأصبحوا فى ديـرهم جـثمين
«أصبحوا» مى تواند به معناى «دخلوا فى الصباح» (به صبح وارد شدند) باشد و نيز مى تواند به معناى «صاروا» (شدند و گشتند) باشد. بر اساس معناى نخست، جمله «فأصبحوا» دلالت مى كند كه هلاكت قوم شعيب در آغاز صبحدم بوده است و صيحه و غرش ـ به قرينه «فاء» در «فأصبحوا» ـ پيش از صبح; يعنى، در شب تحقق يافته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 82 - 1،3
1 - اطلاع يافتن مردم از فرو رفتن قارون با خانه اش در كام زمين در بامداد آن شب
و أصبح الذين تمنّوا مكانه بالأمس
3 - اقدام خداوند به نابود ساختن قارون ، در شب همان روز كه خود را با تجمل ويژه اش بر مردم نمايانده بود .
فخرج على قومه فى زينته . .. فخسفنا به ... و أصبح الذين تمنّوا مكانه بالأمس
قيد «بالأمس» (ديروز) در اين آيه، بيانگر مطلب ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 67 - 9
9ـ كفرپيشگان قوم ثمود ، شب هنگام به عذاب گرفتار شدند و در صبحگاه به هلاكت رسيدند . *
فأصبحوا فى ديـرهم جـثمين
چنان چه «أصبحوا» به معناى «دخلوا فى الصباح» باشد دلالت مى كند كه هلاكت آنان ، در صبحدم بوده است. در نتيجه صيحه و غرش ـ به قرينه فاء در «فأصبحوا» ـ پيش از صبح; يعنى در شب بر قوم ثمود نازل شده بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 52 - 1
1 - قوم نوح ، قومى هلاك شده به اراده خداوند ، قبل از عاد و ثمود
و أنّه أهلك عادًا . .. و ثموداْ ... و قوم نوح من قبل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 29 - 4
4 - عذاب و نابودى مردم انطاكيه ، بسيار سريع و به دور از انتظار آنان بود .
فإذا هم خـمدون
برداشت ياد شده با توجه به آمدن «إذا»ى فجائيه است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مسد - 111 - 1 - 2
2 - ابولهب ، مورد نفرين و تهديد خداوند ، به گرفتارى در هلاكت و فرجامى زيان بار
و تبّ
فاعل «تبّ»، ابولهب است و نفرين خداوند به شخص او تعلق گرفته است. از آن جا كه معناى حقيقى نفرين، درباره خداوند تصور ندارد; مراد تهديد و توبيخ خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مسد - 111 - 2 - 3
3 - ثروت ابولهب و جاه و مقامى كه كسب كرده بود ، او را از گرفتارى به هلاكت و ناكامى در تلاش هايش ، رهايى نبخشيد .
تبّت يدا أبى لهب و تبّ . ما أغنى عنه ماله و ما كسب
«أغنى عنه»; يعنى، منصرف ساخت و بازگرداند از او (برگرفته از نهايه ابن اثير). به قرينه آيه قبل و بعد، مراد بازداشتن از هلاكت و آتش جهنم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ليل - 92 - 11 - 4
4 - سقوط و هلاكت ثروتمندان بخيل در دنيا و آخرت ، گواه بى ثمر بودن ثروت و واهى بودن احساس بى نيازى آنان از پاداش هاى الهى است .
استغنى . .. و ما يغنى عنه ماله إذا تردّى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مرسلات - 77 - 15 - 1
1 - تهديد شدن تكذيب گران دين ، از سوى خداوند به هلاكت و عذاب اخروى
ويل يومئذ للمكذّبين
«ويل»، در اصل به معناى عذاب و هلاكت است (لسان العرب) و در مقام تهديد و وعيد به كار مى رود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مرسلات - 77 - 19 - 1
1 - تهديد شدن تكذيب گران دين ، از سوى خداوند به هلاكت و عذاب اخروى
ويل يومئذ للمكذّبين
«ويل»، در اصل به معناى عذاب و هلاكت است (لسان العرب) و در مقام تهديد و وعيد به كار مى رود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مرسلات - 77 - 24 - 1
1 - تهديد شدن تكذيب گران دين ، از سوى خداوند به هلاكت و عذاب اخروى
ويل يومئذ للمكذّبين
«ويل»، در اصل به معناى عذاب و هلاكت است (لسان العرب) و در مقام تهديد و وعيد به كار مى رود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مرسلات - 77 - 28 - 1
1 - تهديد شدن تكذيب گران دين ، از سوى خداوند به هلاكت و عذاب اخروى
ويل يومئذ للمكذّبين
«ويل»، در اصل به معناى عذاب و هلاكت است (لسان العرب) و در مقام تهديد و وعيد به كار مى رود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مرسلات - 77 - 34 - 1
1 - تهديد شدن تكذيب گران دين ، از سوى خداوند به هلاكت و عذاب اخروى
ويل يومئذ للمكذّبين
«ويل»، در اصل به معناى عذاب و هلاكت است (لسان العرب) و در مقام تهديد و وعيد به كار مى رود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مرسلات - 77 - 37 - 1
1 - تهديد شدن تكذيب گران دين ، از سوى خداوند به هلاكت و عذاب اخروى
ويل يومئذ للمكذّبين
«ويل»، در اصل به معناى عذاب و هلاكت است (لسان العرب) و در مقام تهديد و وعيد به كار مى رود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مرسلات - 77 - 40 - 1
1 - تهديد شدن تكذيب گران دين ، از سوى خداوند به هلاكت و عذاب اخروى
ويل يومئذ للمكذّبين
«ويل»، در اصل به معناى عذاب و هلاكت است (لسان العرب) و در مقام تهديد و وعيد به كار مى رود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مرسلات - 77 - 45 - 1
1 - تهديد شدن تكذيب گران دين ، از سوى خداوند به هلاكت و عذاب اخروى
ويل يومئذ للمكذّبين
«ويل»، در اصل به معناى عذاب و هلاكت است (لسان العرب) و در مقام تهديد و وعيد به كار مى رود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مرسلات - 77 - 47 - 1
1 - تهديد شدن تكذيب گران دين ، از سوى خداوند به هلاكت و عذاب اخروى
ويل يومئذ للمكذّبين
«ويل»، در اصل به معناى عذاب و هلاكت است (لسان العرب) و در مقام تهديد و وعيد به كار مى رود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مرسلات - 77 - 49 - 1
1 - تهديد شدن تكذيب گران دين ، از سوى خداوند به هلاكت و عذاب اخروى
ويل يومئذ للمكذّبين
«ويل»، در اصل به معناى عذاب و هلاكت است (لسان العرب) و در مقام تهديد و وعيد به كار مى رود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بروج - 85 - 4 - 3
3 - كشته شدن و نابودى ، سزاوارترين فرجام براى اصحاب اخدود
قتل أصحـب الأُخدود
روايات در اين اختلاف دارند كه قصه «اصحاب اخدود» در يمن اتفاق افتاده، يا حبشه و يا جاى ديگر؟ و اين كه درباره مسيحيان بوده، يا غير آنان؟ چنانچه اين قضيه مكرر انجام گرفته باشد، مى توان گفت: آيه شريفه، ناظر به موردى خاص نبوده; بلكه نظرى عام به تمام آنها دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بروج - 85 - 6 - 3
3 - اصحاب اخدود ، به دليل حضور بى رحمانه خود در مراسم سوزاندن مؤمنان و نشستن و نظاره كردن آن ، گرفتار نفرين خداوند و سزاوار قتل و نابودى شدند .
قتل أصحـب الأُخدود . .. إذ هم عليها قعود
كلمه «إذ»، ظرف براى «قتل» و بيانگر نقش آن لحظه در استحقاق نفرين است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 190 - 2
2 - فرجام هلاكت بار مردم ايكه ، نمودى از سنت مستمر الهى در يارى رسانى به حق و سركوب باطل
فأخذهم عذاب يوم الظلّة . .. إنّ فى ذلك لأية
نشانه و مايه عبرت بودن سرگذشت مردم ايكه، در صورتى است كه تكرار نظاير آن همواره ممكن باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 191 - 5
5 - هلاكت مردم ايكه با عذاب قهر الهى ، نمودى از عزت و شكست ناپذيرى خداوند است .
فأخذهم عذاب يوم الظلّة . .. و إنّ ربّك لهو العزيز
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 38 - 1
1 ـ خداوند ، قوم عاد ، ثمود و اصحاب رسّ را به خاطر تكذيب آيات و رسولان الهى درهم شكست و نابود ساخت .
و عادًا و ثمودا و أصحـب الرّسّ و قرونًا بين ذلك كثيرًا
نصب كلمه هاى «عاداً»، «ثمودا» و «أصحاب الرسّ» به وسيله فعلى محذوف «دمّرنا» و «أهلكنا» مى باشد. گفتنى است علت هلاكت اقوام ياد شده، همان تكذيب است كه در آيات قبل در باره فرعونيان و قوم نوح آمده بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 39 - 1،3
1 ـ خداوند ، پيش از هلاكت تكذيب كنندگان موسى ( ع ) و اقوام نوح ، عاد ، ثمود و اصحاب رسّ براى اتمام حجت و عبرت آموزى آنان ، مثل هاى روشنگرانه اى زده بود .
فقلنا اذهبا إلى القوم الذين كذّبوا بأيـتنا . .. و قوم نوح ... و عادًا و ثمودا و
3 ـ همه مردمان عاد ، ثمود ، اصحاب رسّ و مردم دوران هاى بين اقوام ياد شده ، به خاطر تكذيب آيات خدا و رسولان او ، به شكل شگفت آورى درهم شكسته شده و نابود گرديدند .
و كلاًّ تبّرنا تتبيرًا
«تتبير» (مصدر «تبّرنا») به معناى درهم شكستن و هلاك كردن است (لسان العرب). «تتبيراً» ـ كه مفعول مطلق براى
«تبّرنا» است ـ نيز براى تأكيد معناى درهم شكستن و هلاك كردن و نوع شگفت آور آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فيل - 105 - 1 - 8،9،11
8 - سركوب كردن اصحاب فيل ، نشانه قدرت خداوند
كيف فعل ربّك
9 - هشدار خداوند به مخالفان و حرمت شكنان كعبه و تهديد آنان به كيفرى نظير نابودى اصحاب فيل
ألم تر كيف فعل ربّك بأصحـب الفيل
11 - عن أبى عبداللّه عن أبيه عن أبائه ( ع ) قال : لمّا ظهرت الحبشة باليمن وَجَّهَ يكسوم ملك الحبشة بقائدين من قُوّاده يقال لأحدهما أبرهة و الآخر أرباط فى عشرة من الفِيَلَةِ كلّ فيل فى عشرة آلاف لِهَدْم بيت اللّه الحرام . . . فقتل أبرهة أرباط و استولى على الجيش فلمّا قارب مكّة . . . أقبلت الطير الأبابيل فى منقار كلّ طائر حجر و فى رجليه حجران فكان الطائر الواحد يقتل ثلاثة من أصحاب أبرهة . . . و قد قصّ اللّه تبارك و تعالى نبأهم فقال سبحانه : ألم تر كيف فعل ربّك بأصحاب الفيل ;
امام صادق از پدرانش(ع) نقل كرده است: چون حبشيان بر يمن پيروز شدند، پادشاه حبشه به نام «يكسوم» دو نفر از فرماندهان خود به نام هاى «ابرهه» و «ارباط» را به همراه ده فيل ـ كه همراه هر فيل ده هزار نيرو بود ـ براى منهدم كردن خانه خدا [به مكّه] فرستاد . .. ابرهه، ارباط را به قتل رساند و خود مسلّط بر نيروها شد. پس چون به مكّه نزديك شد ... آن پرندگان پى درپى آمدند و در منقار هر يك از آنها، يك سنگ و در پاهايشان دو سنگ بود. هر پرنده اى سه نفر از اصحاب ابرهه را مى كشت ... خداى تبارك و تعالى داستان آنان را نقل كرده، فرموده است: ألم تر كيف فعل ربّك بأصحاب الفيل».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فيل - 105 - 3 - 5
5 - « عن أبى مريم عن أبى جعفر ( ع ) قال سألته عن قول اللّه عزّوجلّ « و أرسل عليهم طيراً أبابيل . ترميهم بحجارة من سجّيل » قال : كان طير سافٌّ جاءهم من قِبَل البحر رؤوسهم كأمثال رؤوس السباع و أظفارها كأظفار السباع من الطير مع كلّ طائر ثلاثة أحجار فى رجليه حجران و فى منقاره حجر فجعلت ترميهم بها حتّى جُدِّرَتْ أجسادهم فقتلهم [ فقتلتهم خل ] بها . . . ;
ابى مريم گويد: از امام باقر(ع) درباره سخن خداوند عزّوجلّ «و أرسل عليهم طيراً أبابيل . ترميهم بحجارة من سجّيل» سؤال كردم حضرت فرمود: پرندگانى كه در سطح پايين پرواز مى كردند از جانب دريا به سوى آنان آمدند. سرهاى آنها مثل سرهاى درندگان و چنگال هاى آنها نيز مثل چنگال هاى پرندگان درنده بود و با هر پرنده سه سنگ [بود]; دو سنگ در پاهايش و سنگى در منقارش با آن سنگ ها [سپاه ابرهه] را هدف قرار مى دادند تا اين كه در بدن هاى آنان آبله پديدار شد كه با همان سنگ ها آنان را نابود كردند».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 42 - 14
14 - نابود شدن اقليت غيرمشرك به هنگام نزول عذاب بر اقوام مشرك پيشين
فانظروا كيف كان عـقبة . .. كان أكثرهم مشركين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 70 - 7
7 ـ هلاكت امت هاى كفرپيشه گذشته تاريخ ، نمودى از قدرت خدا بر كيفر دنيوى منافقان و كافران هر عصر
ألم يأتهم نبأ الذين من قبلهم قوم نوح . .. و المؤتفكت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 116 - 2
2ـ فساد و تبه كارى هاى امت هاى گذشته ، عامل گرفتارى آنان به عذاب و هلاكت
فلولا كان من القرون من قبلكم أُولُوا بقية ينهون عن الفساد
عبارت «ممن أنجينا منهم» قرينه بر اين است كه مقصود از «القرون من قبلكم» امتهايى اند كه به عذابهاى الهى گرفتار شده و به هلاكت رسيده اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 15 - 4،7
4- درخواست اقوام كافر و انبيا براى غلبه بر يكديگر ، نه تنها ثمرى براى كفار نداشت ، بلكه هلاكت دنيوى آنان را نيز به همراه داشت .
و استفتحوا و خاب كلّ جبّار عنيد
«خاب» در لغت به معناى «هلك» آمده است و به قرينه «استفتحوا» مراد از «خيبة» مى تواند هلاكت باشد.
7- درخواست انبيا براى غلبه بر كافران اقوام خويش ، به اجابت رسيد و آنان هلاك و نابود شدند .
و استفتحوا و خاب كلّ جبّار عنيد
عبارت «و خاب كلّ جبّار عنيد» مى تواند به منزله بيان اجابت درخواست پيروزى انبيا باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 45 - 16
16- مردم عصر بعثت از كيفر هلاكت بار الهى نسبت به اقوام ستمگر پيشين آگاه بودند .
الذين ظلموا أنفسهم و تبيّن لكم كيف فعلنا بهم و ضربنا لكم الأمثال
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 74 - 4
4- كافران و روى گردانان از پذيرش آيات قرآن ، در خطر گرفتارى به سرنوشت هلاكت بار پيشينيان و ابتلا به عذاب هاى دنيوى
و إذا تتلى عليهم ءايتنا . .. و كم أهلكنا قبلهم من قرن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 128 - 1،3،5
1 - خداوند جوامع و امت هاى بسيارى را در طول تاريخ هلاك و نابود كرده است .
كم أهلكنا قبلهم من القرون
«قرن» به معناى قوم و مردمى است كه در يك زمان زندگى مى كنند (مفردات راغب).
3 - هلاكت اقوام گذشته با عذاب الهى ، نمونه هايى بارز از جدى بودن تهديد هاى خداوند و راهنماى كافى براى مشركان عصر بعثت
أفلم يهد لهم كم أهلكنا قبلهم من القرون
5 - كافران عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از هلاكت بسيارى از امت هاى گذشته آگاه بوده و با آثار باستانى به جاى مانده از آنان آشنا بودند .
أفلم يهد لهم كم أهلكنا . .. يمشون فى مسـكنهم
جمله «يمشون. ..» حال براى «هم» است كه به قرينه سياق آيه، مراد مشركان صدراسلام مى باشد. عبور آنان به ديار عاد، ثمود، لوط و ... ـ كه مفاد جمله «يمشون...» است ـ زمينه ساز آگاهى آنان به حوادث مرگ بار پيشينيان بوده است. توبيخ مستفاد از همزه استفهام نيز، فرع بر آگاهى آنان دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 12 - 2
2- ظهور علايم و نشانه هاى عذاب ، قبل از هلاكت و نابودى جوامع ستمگر
فلمّا أحسّوا بأسنا
برداشت ياد شده مبتنى براين نكته است كه مقصود از احساس عذاب، مشاهده علايم و نشانه هاى عذاب باشد. فرار عذاب شوندگان دراين هنگام، مؤيد همين مطلب است; زيرا اگر خودِ عذاب احساس مى شد، فرصت و راهى براى فرار وجود نمى داشت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 18 - 8
8- هلاكت و نابودى جوامع ستمگرگذشته ، نمونه اى از پيروزى حق بر باطل
و كم قصمنا من قرية كانت ظالمة. .. بل نقذف بالحقّ على البـطل فيدمغه فإذا هو زاهق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 38 - 3،4،5
3 ـ اقوام و امت هاى بسيارى از عصر نوح تا زمان اصحاب رسّ به خاطر تكذيب آيات الهى و پيامبران ، دچار هلاكت و نابودى شدند .
و قرونًا بين ذلك كثيرًا
«قرن» (مفرد «قرون») به مجموعه افرادى كه در يك عصر زندگى مى كنند، گفته مى شود.
4 ـ ظهور و سقوط امت هاى فراون و فراموش شده در تاريخ ( از عصر نوح تا زمان اصحاب رسّ )
و قرونًا بين ذلك كثيرًا
5 ـ « عن ابن عباس قال : كان رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) إذا انتهى إلى معدبن عدنان أمسك ثمّ يقول : كذب النسّابون قال اللّه تعالى « و قروناً بين ذلك كثيراً » ;
از ابن عباس روايت شده است كه رسول خدا(صلی الله علیه و آله) وقتى به معدبن عدنان (يكى از اجداد خود) مى رسيد، توقف مى كرد و سپس مى فرمود: نسّابه ها دروغ مى گويند. خداى تعالى مى فرمايد: «و قروناً بين ذلك كثيراً»; يعنى، نسل هاى زيادى در فاصله عاد و ثمود و اصحاب رسّ بودند كه به هلاكت رسيدند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 39 - 3
3 ـ همه مردمان عاد ، ثمود ، اصحاب رسّ و مردم دوران هاى بين اقوام ياد شده ، به خاطر تكذيب آيات خدا و رسولان او ، به شكل شگفت آورى درهم شكسته شده و نابود گرديدند .
و كلاًّ تبّرنا تتبيرًا
«تتبير» (مصدر «تبّرنا») به معناى درهم شكستن و هلاك كردن است (لسان العرب). «تتبيراً» ـ كه مفعول مطلق براى «تبّرنا» است ـ نيز براى تأكيد معناى درهم شكستن و هلاك كردن و نوع شگفت آور آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 58 - 1
1 - تاريخ بشر ، شاهد هلاكت جوامع بسيارى با عذاب قهر الهى ( عذاب استيصال ) است .
و كم أهلكنا من قرية
واژه «كم» (چه بسيار) بيانگر كثرت جوامع هلاك شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - سجده - 32 - 26 - 1،2،3،6،7،8،10،12
1 - هلاكت ملت هاى كفرپيشه ، در گذشته درس عبرتى براى آيندگان است .
أوَلم يهد لهم كم أهلكنا من قبلهم من القرون
«قرون» جمع «قرن» و به معناى قوم و ملتى است كه در يك زمان، زندگى مى كرده اند (مفردات راغب).
2 - مردم مكه ، از نسل هاى پيشين كه به سبب كفرپيشگى ، به قدرت الهى هلاك و منقرض شدند ، آگاه بودند .
أوَلم يهد لهم كم أهلكنا
«يهد» متعدى به «لام» شده و معناى «يبيّن» مى دهد. لازم به ذكر است كه به دليل مكى بودن سوره سجده، مرجع ضمير در «لهم» مشركان مكه اند.
3 - كافران ، از فرجام امت هاى پيشين ( هلاكت شان ) ، عبرت نگرفتند .
أوَلم يهد لهم كم أهلكنا من قبلهم من القرون
همزه در «أوَلم يهد. ..» انكارى است. بنابراين، معنا چنين مى شود: «آنان، از هلاكت امت هاى پيشين هدايت نگرفتند».
6 - ملت هاى زيادى از اقوام كافر ، درگذشته هلاك شدند .
كم أهلكنا
«كم» خبريه، مفيد كثرت و زيادى است.
7 - كافران ، از سوى خدا به خاطر عبرت نگرفتن از هلاكت كافران پيشين ، توبيخ شدند .
أوَلم يهد لهم كم أهلكنا من قبلهم من القرون . .. أفلايسمعون
همزه «أفلايسمعون» تقريرى و همراه با توبيخ است.
8 - هلاكت امت هاى كافر پيشين ، در حال غفلت و سرگرمى آنان به دنيا ، بوده است .
أهلكنا . .. يمشون فى مسـكنهم
احتمال دارد كه جمله «يمشون. ..» حال براى مفعول «أهلكنا» باشد.
10 - هلاكت امت هاى كفرپيشه ، به صورت ناگهانى و غافل گيرانه ، بوده است .
أهلكنا من قبلهم من القرون يمشون فى مسـكنهم
احتمال دارد كه جمله «يمشون. ..» حال براى مفعول فعل «أهلكنا» باشد كه متضمن معناى ناگهانى بودن هلاك است.
12 - خبر هلاكت ملت هاى كفرپيشه پيشين ، كراراً به گوش مردم مكه رسيده بود .
أوَلم يهد لهم كم أهلكنا من قبلهم من القرون . .. أفلايسمعون
فعل مضارع «يسمعون» در آيه مى تواند اشعار به تكرار شنيدن اين گونه خبرها داشته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 44 - 5،14
5 - تهديد مشركان حق ناپذير صدراسلام از سوى خداوند ، به هلاكت و عذاب همچون كافران پيشين
أوَلم يسيروا فى الأرض فينظروا . .. و كانوا أشدّ منهم قوّة
14 - هلاكت كافران نيرومند در گذشته از سوى خداوند ـ بدون هيچ مانع و رادعى ـ جلوه اى از علم و قدرت مطلق او است .
فينظروا كيف كان عـقبة الذين من قبلهم . .. و ما كان اللّه ليعجزه من شىء ... إنّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 22 - 8
8 - نابودى و عقوبت امت هاى نيرومند و متمدن گذشته ، جلوه قدرتمندى و سخت كيفرى خداوند
كانوا هم أشدّ منهم قوّة و ءاثارًا . .. فأخذهم اللّه إنّه قوىّ شديد العقاب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 31 - 5،7
5 - قوم نوح ، عاد ، ثمود و اقوام پس از آنان ، مهم ترين اقوام هلاك شده تاريخ *
مثل دأب قوم نوح . .. و الذين من بعدهم
7 - آشنايى مردم عصر فرعون از سرگذشت هلاكت بار قوم نوح ، عاد ، ثمود و اقوام پس از آنان
إنّى أخاف عليكم مثل . .. دأب قوم نوح ... و الذين من بعدهم
هشدار مؤمن آل فرعون به مردم و بازگوكردن سرگذشت عبرت آموز اقوام يادشده براى ايشان، مى تواند گوياى برداشت بالا باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 8 - 1
1 - مؤاخذه هلاكت بار ملت هاى كفرپيشه و مقتدر پيشين از سوى خداوند
فأهلكنا أشدّ منهم بطشًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تغابن - 64 - 5 - 4
4 - بسيارى از اقوام كافر پيش از بعثت پيامبراسلام ، ثمره تلخ كردار خويش را چشيده و نابود شده اند .
فذاقوا و بال أمرهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - ملك - 67 - 18 - 4
4 - آشنايى مردم عصر نزول قرآن ، به سرنوشت هلاكت بار اقوام و ملّت هاى تكذيب گر پيش از خود
فكيف كان نكير
تعبير «فكيف كان نكير»(پس از انكار و كيفر من چگونه بود؟) مى رساند كه مخاطبان آيات قرآن، از چگونگى كيفر و عذاب اقوام پيش از خود، كم و بيش آشنا بودند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 70 - 5،7،12،16
5 ـ هلاكت امت هاى كفرپيشه گذشته تاريخ ، از حوادث مهم و اخبار سازنده و پرفايده است .
ألم يأتهم نبأ الذين من قبلهم قوم نوح . .. و المؤتفكت
«نبأ» به معناى خبر مهم و بسيار سودمند است.
7 ـ هلاكت امت هاى كفرپيشه گذشته تاريخ ، نمودى از قدرت خدا بر كيفر دنيوى منافقان و كافران هر عصر
ألم يأتهم نبأ الذين من قبلهم قوم نوح . .. و المؤتفكت
12 ـ هلاكت اقوام كافر پيشين ، پس از اتمام حجت رسولان الهى بر آنان بود .
ألم يأتهم نبأ الذين من قبلهم . .. أتتهم رسلهم بالبيّنت
16 ـ هلاكت اقوام كافر ، بازتاب عملكرد خود آنان است نه ظلمى از ناحيه خداوند بر آنها .
فما كان اللّه ليظلمهم و لكن كانوا أنفسهم يظلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 133 - 1
1 ـ خداوند ، توانا بر هلاكت تمامى انسان ها و آفرينش انسانهايى ديگر
ان يشأ يذهبكم ايها الناس و يأت باخرين و كان اللّه على ذلك قديراً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 97 - 4
4 ـ هلاكت امت هاى بى تقوا و تكذيب كننده پيامبران ، عبرتى براى امت هاى بعدى است .
و لكن كذبوا فأخذنهم . .. أفأمن أهل القرى أن يأتيهم بأسنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 13 - 1،8
1 ـ تاريخ گذشته بشر ، شاهد هلاكت امت هاى بسيار با عذاب استيصال الهى
و لقد أهلكنا القرون من قبلكم
«قرون» جمع «قرن» است و «قرن» به مردمى كه در يك عصر و زمان زندگى مى كنند، گفته مى شود.
8 ـ نابودى امت ها با عذاب استيصال ، همواره پس از يأس كامل از ايمان آوردن آنان بوده است .
و لقد أهلكنا القرون . .. و جاءتهم رسلهم بالبينت و ما كانوا ليؤمنوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 59 - 4
4- نابود ساختن جوامع ، در نتيجه گناه و ستم شان ، سنّت ديرينه الهى در كيفر ظالمان است .
و تلك القرى أهلكنـهم لمّا ظلموا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 44 - 6
6 - جوامع گذشته تاريخ ، يكى پس از ديگرى ، با عذاب قهر الهى و در پى تكذيب انبيا و مبارزه با آنان ، مضمحل شدند .
فأتبعنا بعضهم بعضًا
«إتباع» (مصدر «أتبعنا») به معناى يكى را در پى ديگرى روانه كردن است; يعنى، «پس ما امت هاى تكذيب گر را پى در پى هلاك كرديم و هر يكى را به دنبال ديگرى، به ديار نيستى روانه ساختيم».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - معارج - 70 - 41 - 1
1 - توانايى خداوند بر نابودى امت ها ( همچون كافران ) و جايگزين كردن امت هاى برتر و بهتر از آنها ( همچون مؤمنان )
فلاأُقسم . .. إنّا لقـدرون . على أن نبدّل خيرًا منهم
درباره زمان تبديل و مقصود از آن در اين آيه، دو احتمال وجود دارد: 1ـ نابودى كافران و جايگزين كردن مردم خوب و مؤمن به جاى آنان در دنيا; 2ـ تبديل كافران و ديگر انسان ها به انسان هاى برتر و مناسب حيات اخروى در قيامت. برداشت ياد شده، مبتنى بر احتمال نخست است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بروج - 85 - 17 - 2
2 - سپاهيان فراوانى در برابر پيامبران گذشته ، مقاومت كرده و نابود شدند .
هل أتيك حديث الجنود
ويژگى هاى «جنود» ـ كه در برداشت بالا آمده ـ به قرينه آيات بعد استفاده شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 4 - 1،4
1 ـ خداوند بسيارى از امتهاى مختلف پيشين را با عذابى سهمگين و ناگهانى به هلاكت رساند.
و كم من قرية أهلكنها فجاءها
«فاء» در جمله «فجاءها . ..» مى تواند تفسيريه باشد. بر اين مبنا جمله «جاءها ...» توضيح و تفسير جمله «أهلكناها» است. اسناد هلاكت به قريه براى رساندن شدت عذاب است.
4 ـ به هلاكت رساندن امتهاى بى اعتنا به تعاليم دين، از سنتهاى خداوند است. *
و كم من قرية أهلكنها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 3 - 1
1 - نابودى بسيارى از امت ها و ملت هاى كافر پيش از امت عرب جاهلى ، از سوى خداوند
كم أهلكنا من قبلهم من قرن
«قرن» به امت و مردمى گفته مى شود كه در يك عصر و زمان زندگى كنند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 36 - 2
2 - فرجام هلاكت بار امت هاى كفرپيشه تاريخ ، به رغم شوكت مندى آنان ، هشدارى به همه ملت هاى حق ستيز
و كم أهلكنا قبلهم من قرن هم أشدّ منهم بطشًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 6 - 4
4 - فرجام هلاكت بار امت هاى پيشين ، درس عبرت براى آيندگان
ألم تر كيف فعل ربّك بعاد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 17 - 1،2،5
1- جوامع و ملت هاى بسيارى پس از دوران نوح ( ع ) در نتيجه فسق و گناه و به اراده خداوند نابود شدند .
ففسقوا . .. و كم أهلكنا من القرون
«قرن» (مفرد قرون) به معناى قومى است كه نزديك به يك زمان و در يك عصر زندگى مى كنند (مفردات راغب).
2- كيفر هلاكت بار عمومى و فراگير ، براى انسان هاى قبل از نوح ( ع ) به وقوع نپيوسته بود .
و كم أهلكنا من القرون من بعد نوح
خداوند در آيه پيش از سنت خويش مبنى بر هلاكت اقوام كافر و فاسد، خبر داد و آن گاه براى اثبات اين حقيقت، هلاكت قوم نوح و پس از او را يادآور شد. از ذكر داستان نوح و اقوام پس از او، مى توان استفاده كرد كه اقوامى كه به صورت جمعى قبل از نوح(ع) دچار عذاب شده باشند، وجود نداشته است.
5- بسيارى از جوامع و ملل پس از حضرت نوح ( ع ) بر اثر وجود مترفان فاسق و تبهكار در ميان آنان ، به هلاكت و نابودى دچار شدند .
و إذا أردنا أن نهلك قرية أمرنا مترفيها ففسقوا فيها . .. و كم أهلكنا من القرون من
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 77 - 1
1- سنّت خداوند ، بر هلاك ساختن امتهايى كه اقدام به اخراج و تبعيد رسولان الهى از سرزمين خود نمودند .
ليخرجوك منها و إذًا لايلبثون خلـفك إلاّ قليلاً. سنّة من قد أرسلنا قبلك من رسلنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 59 - 1
1- خداوند ، آبادى هاى فراوانى را از امت هاى پيشين ، ويران ساخت و مردم آنها را هلاك كرد .
و تلك القرى أهلكنـهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 98 - 1،7
1- جوامع و تمدن هاى بسيارى در طول تاريخ ، به هلاكت رسيده و نابود شده اند .
و كم أهلكنا قبلهم من قرن
«كَمْ» در «كم أهلكنا» خبرى بوده و دال بر تكثير است (يعنى بسيار) و «قَرْن»; يعنى، مردمى كه اهل يك زمان باشند و نزديك هم زندگى كنند.
7- جوامع و تمدن هاى پيشين بر اثر عذاب الهى ، چنان نابود شدند كه نه مشاهده و لمس احدى از آنان ممكن است و نه زمزمه اى از آنان به گوش مى رسد .
و كم أهلكنا . .. هل تحسّ منهم من أحدًا أو تسمع لهم ركزًا
«رِكز» به معناى صداى خفيف (زمزمه) است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 48 - 1
1 - هلاكت و نابودى بسيارى از جوامع پيشين با عذاب استيصال
و كأيّن من قرية أمليت لها و هى ظالمة
«إملاء» (مصدر «أمليت») از «ملو» و به معناى فرصت دادن است «لها» به تقدير «لأهلها» و «هى ظالمة» به تقدير «و أهلها ظالمة» مى باشد. «أخذ» (مصدر «أخذت») به معناى گرفتن و در اين جا كنايه از هلاك ساختن و از ميان برداشتن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 6 - 19
19 ـ پابرجايى زندگى انسانها در زمين، در عين انقراض امتهاى متمدن كافر
فأهلكنهم بذنوبهم و أنشأنا من بعدهم قرنا ءاخرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 133 - 1
1 ـ خداوند ، توانا بر هلاكت تمامى انسان ها و آفرينش انسانهايى ديگر
ان يشأ يذهبكم ايها الناس و يأت باخرين و كان اللّه على ذلك قديراً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 133 - 16
16 ـ اگر خداوند بخواهد با هلاك كردن آدميان موجوداتى ديگر را جايگزين آنان خواهد كرد.
إن يشأ يذهبكم و يستخلف من بعدكم ما يشاء
فعل «يذهبكم» خطاب به همه آدميان است و جمله «ما يشاء» (آنچه بخواهد)، عموميت دارد و منحصر به انسان نيست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 29 - 1
1 - عذاب و هلاكت مردم انطاكيه ، تنها با يك صيحه و بانگ سهمناك بود .
إن كانت إلاّ صيحة وحدة
اسم «كانت» به قرينه مقام ـ كه درصدد بيان مجازات و عذاب مردم انطاكيه است ـ عقوبت و نابودى مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 95 - 1،2
1ـ عذاب نازل شده بر مردم مدين ، موجب نابودى آنان و از ميان رفتن آثار زندگانى در ديار ايشان شد .
كأن لم يغنوا فيها
«غنىً» (مصدر لم يغنوا) به معناى اقامت كردن و سكنى گزيدن است. ضمير در «فيها» به «ديار» در آيه قبل برمى گردد و جمله «كأن لم يغنوا فيها»; يعنى، گويا قوم شعيب در ديارشان اقامت نكرده بودند و اين كنايه از نابودى آن ديار و محو شدن آثار زندگانى در آن جاست.
2ـ مردم مدين ، سزاوار هلاكت و دورى از رحمت الهى بودند .
ألا بُعدًا لمدين
براى توضيح برداشت فوق، به ذيل برداشت شماره 5 از آيه 60 در همين سوره رجوع شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 44 - 10
10 - قوم نوح ، عاد ، ثمود ، ابراهيم ، لوط ، اصحاب مدين و فرعونيان ، اقوام هلاك شده با عذاب استيصال
فقد كذّبت قبلهم قوم نوح . .. ثمّ أخذتهم فكيف كان نكير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 37 - 2
2 - به دنبال تكذيب شعيب ( ع ) از سوى مردم مدين ، زلزله اى هلاكت بار ، آنان را فراگرفت و از پا درآورد .
فكذّبوه فأخذتهم الرجفة فأصبحوا فى دارهم جـثمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 54 - 7
7 ـ خداوند با غرق كردن فرعونيان آنان را به هلاكت رساند .
و أغرقنا ءال فرعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 78 - 1
1 ـ كفرپيشگان قوم ثمود با گرفتار شدن به لرزشى شديد به هلاكت رسيدند .
فأخذتهم الرجفة فأصبحوا فى دارهم جثمين
«رجفة» به معناى اضطراب و لرزش است و به قرينه «فأصبحوا . .. » معلوم مى شود آن لرزش بسيار شديد بوده است. قابل ذكر است كه «فأخذتهم الرجفة» (لرزش آنان را فراگرفت) مى تواند به اين معنى باشد كه لرزشى شديد بر اندام آنان مستولى شد و نيز مى تواند به اين معنى باشد كه زمين لرزه و زلزله اى شديد آنان را فراگرفت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 91 - 1
1 ـ كفرپيشگان قوم شعيب با گرفتار شدن به لرزشى شديد به هلاكت رسيدند .
فأخذتهم الرجفة فأصبحوا فى دارهم جثمين
«رجفة» به معناى اضطراب و لرزش است و به قرينه «فاصبحوا . .. » معلوم مى شود كه آن لرزش بسيار شديد بوده است. قابل ذكر است كه «فأخذتهم الرجفة»، (لرزش آنان را فراگرفت) هم مى تواند به اين معنى باشد كه لرزشى شديد به اندام آنان مستولى شد و هم مى تواند به اين معنى باشد كه زمين لرزه شديد آنان را فراگرفت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 17 - 7
7 - هلاكت قوم ثمود ، با صاعقه خواركننده و خفت آور
فأخذتهم صـعقة العذاب الهون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 153 - 6
6 ـ بنى اسرائيل در پى تقاضاى آشكارا ديدن خداوند ، با صاعقه به هلاكت رسيدند .
فأخذتهم الصعقة بظلمهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 47 - 2،4
2 ـ ظالمان در معرض نابودى با عذاب الهى هستند.
إن أتيكم عذاب اللّه بغتة أو جهرة هل يهلك إلا القوم الظلمون
4 ـ هلاكت با عذاب الهى تنها دامنگير اقوام ستمگر مى شود.
هل يهلك إلا القوم الظلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 64 - 5
5 ـ خداوند ، قوم نوح ( ع ) را به خاطر تكذيب آياتش ، با غرق كردن در آب به هلاكت رساند .
و أغرقنا الذين كذبوا بايتنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 26 - 3
3 - كافران و بت پرستان حق ناپذير ، مستحق نفرين و نابودى اند .
و قال نوح ربّ لاتذر على الأرض من الكـفرين ديّارًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 47 - 2
2- بدكاران ، به هلاكت در حال وحشت و هراس تهديد شدند .
أفأمن الذين مكروا السيّئات . .. أو يأخذهم على تخوّف
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 155 -
6،7،8،9،10،12،14،17،21
6 ـ خداوند ، بجز موسى ( ع ) ، همه حاضران در ميعادگاه مناجات را به هلاكت رسانيد .
قال رب لو شئت أهلكتهم من قبل
7 ـ موسى ( ع ) با مشاهده هلاكت همراهان خويش در ميعادگاه مناجات ، به دعا به درگاه خداوند پرداخت .
فلما أخذتهم الرجفة قال رب لو شئت أهلكتهم من قبل
8 ـ موسى ( ع ) اندوهناك از هلاكت برگزيدگانش در ميعادگاه مناجات به دور از چشمان بنى اسرائيل
قال رب لو شئت أهلكتهم من قبل
جمله «لو شئت . .. » (اگر مى خواستى من و ايشان را به هلاكت رسانى، پيش از حضور در ميقات به هلاكت مى رساندى) حكايت از تحسر و اندوه موسى(ع) بر از ميان رفتن همراهانش دارد و قيد «من قبل» مى رساند كه اندوه وى برخاسته از آن است كه هلاكت آنان در ميقات و به دور از چشمان بنى اسرائيل تحقق يافته است.
9 ـ ترس موسى ( ع ) از متهم شدن به كشتن حاضران در ميقات ، مايه اندوه فراوان بر هلاكت ايشان شد .
قال رب لو شئت أهلكتهم من قبل
برداشت فوق توجيهى است احتمالى بر اينكه چرا موسى(ع) به خاطر هلاكت همراهانش به دور از چشمان بنى اسرائيل، اندوهناك شد.
10 ـ اندوه موسى ( ع ) بر هلاكت همراهانش در ميقات ، موجب شكوه او به درگاه خدا و آرزوى مرگ خويش و همراهانش پيش از حضور در ميعادگاه مناجات
قال رب لو شئت أهلكتهم من قبل و إيّى
12 ـ موسى ( ع ) در پى هلاكت همراهانش در ميقات ، با پرسشى شكوه آميز ، توجيه و چرايى هلاكت همه حاضران را به
خاطر گناه گروهى از آنان ، از خداوند تقاضا كرد .
أتهلكنا بما فعل السفهاء منا
14 ـ آزمون بنى اسرائيل از جانب خدا ، توجيه و برداشت موسى ( ع ) از مشيت الهى بر هلاك سازى همراهان او
إن هى إلا فتنتك
17 ـ موسى ( ع ) هلاكت همراهان خويش را زمينه ساز تحقق مشيت الهى در گمراه سازى گروهى از بنى اسرائيل و به هدايت رساندن گروهى ديگر از آنان دانست .
إن هى إلا فتنتك تضل بها من تشاء و تهدى من تشاء
21 ـ موسى ( ع ) در مناجات خويش با خداوند ، در پى هلاكت همراهانش در ميعادگاه مناجات ، از خداوند خواست تا وى و همراهانش را ببخشايد و بر آنان ترحم كند .
فاغفرلنا و ارحمنا و أنت خير الغفرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 55 - 5،6
5 - قوم موسى در پى كفر به او و تقاضاى ناروايشان ( ديدن خداوند ) ، به هلاكت رسيدند .
لن نؤمن لك . .. فأخذتكم الصعقة
«اخذ» (مصدر اخذت) به معناى گرفتن است و به قرينه آيه بعد كنايه از كشتن مى باشد.
6 - صاعقه آسمانى ، موجب به هلاكت رسيدن قوم موسى شد .
فأخذتكم الصعقة
صاعقه آتشى است از آسمان كه به هنگام رعد شديد پديد مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 56 - 1،3
1 - خداوند ، قوم موسى را پس از هلاكتشان با صاعقه ، حياتى دوباره بخشيد و آنان را زنده كرد .
ثم بعثنكم من بعد موتكم
3 - زنده شدن قوم موسى پس از هلاكتشان با صاعقه ، از نعمت هاى خداوند به آنان
اذكروا نعمتى التى أنعمت . .. ثم بعثنكم من بعد موتكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 153 - 6
6 ـ بنى اسرائيل در پى تقاضاى آشكارا ديدن خداوند ، با صاعقه به هلاكت رسيدند .
فأخذتهم الصعقة بظلمهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 97 - 4
4 ـ هلاكت امت هاى بى تقوا و تكذيب كننده پيامبران ، عبرتى براى امت هاى بعدى است .
و لكن كذبوا فأخذنهم . .. أفأمن أهل القرى أن يأتيهم بأسنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 155 - 13
13 ـ هلاكت گروهى به سبب گناه گروهى ديگر ، خلاف سنن الهى در ديدگاه موسى ( ع )
أتهلكنا بما فعل السفهاء منا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 40 - 14
14ـ تقدير الهى بر غرق شدن و هلاك گشتن برخى از افراد خانواده نوح
و أهلك إلاّ من سبق عليه القول
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 43 - 11
11ـ امواج سهمگين طوفان ، فرزند نوح را پيش از آنكه به كوهى پناه برد ، در خود فرو برد و هلاك كرد .
و حال بينهما الموج فكان من المغرقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 55 - 14
14- خداوند براساس سنت خويش ، كافران دوران هاى پيشين را كه از ايمان و استغفار روگردان بودند ، به هلاكت رساند .
إلاّ أن تأتيهم سنّة الأوّلين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 47 - 8
8- به هلاكت رساندن تدريجى بدكاران و توطئه گران ، جلوه اى از رحمت و رأفت خداوند است .
أفأمن الذين مكروا السيّئات . .. أو يأخذهم على تخوّف فإن ربّكم لرءوف رحيم
«فا» در «فإن. ..» براى تعليل است و ممكن است درصدد ذكر علت تدريجى بودن هلاكت بدكاران باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 47 - 8
8- به هلاكت رساندن تدريجى بدكاران و توطئه گران ، جلوه اى از رحمت و رأفت خداوند است .
أفأمن الذين مكروا السيّئات . .. أو يأخذهم على تخوّف فإن ربّكم لرءوف رحيم
«فا» در «فإن. ..» براى تعليل است و ممكن است درصدد ذكر علت تدريجى بودن هلاكت بدكاران باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 47 - 3
3- توطئه كنندگان عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) به هلاكت تدريجى تهديد شدند .
أفأمن الذين مكروا السيّئات . .. أو يأخذهم على تخوّف
«تخوّف» در لغت به معناى «تنقص» كه نقصان در اموال و تعداد نفوس انسانها بر اثر مرگ و مير باشد، آمده است. بنابراين مراد از «تخوّف» اين است كه: تعدادى به هلاكت مى رسند و سپس نوبت به گروه بعدى مى رسد و اين حكايت از تدريجى بودن هلاكت دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مدثر - 74 - 19 - 2
2 - كافران حق ناپذير و انديشه گر عليه دين ، مستحق هلاكت و نابودى اند .
إنّه فكّر و قدّر . فقتل كيف قدّر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مدثر - 74 - 20 - 2
2 - كافران حق ناپذيز و انديشه گر عليه دين ، مستحق شديدترين عقوبت و نابودى اند .
ثمّ قتل كيف قدّر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 78 - 6،7
6 - تاريخ بشر ، شاهد عذاب و هلاكت جوامعى قدرتمندتر و زراندوزتر از قارون بوده است .
أوَلم يعلم أنّ اللّه قد أهلك من قبله من القرون من هو أشدّ منه قوّة و أكثر جمعًا
7 - تعلق اراده الهى بر نابودسازى جوامع قدرت طلب و زراندوز پيش از قارون ، با خشم و قهر خود
أوَلم يعلم أنّ اللّه قد أهلك من قبله من القرون. ..و لايسئل عن ذنوبهم المجرمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 38 - 13
13- گروه هاى ثروت اندوز و بى توجه به احتياج نيازمندان ، در معرض نابودى و جايگزين شدن گروه هاى ديگر به جاى ايشان
و إن تتولّوا يستبدل قومًا غيركم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 251 - 7
7 ـ هلاكت جالوت ، به دست داود
و قتل داود جالوت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 252 - 2
2 ـ داستان طالوت و هلاكت جالوتيان ، از آيات الهى
الم تر الى الملأ من بنى اسرائيل . .. تلك ايات اللّه
كلمه «تلك» اشاره به داستان طالوت و جالوت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 66 - 6
6- خداوند با نابود ساختن جوامع غوطهور در فساد و تباهى ، صحنه جوامع بشرى و روند آن را دگرگون مى سازد .
إنا أُرسلنا إلى قوم مجرمين . .. و قضينا ... أن دابر هـؤلاء مقطوع
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 131 - 2،4
2 ـ هلاك جوامع بشرى، بدون فرستادن هدايت براى ايشان، كارى ظالمانه و به دور از ساحت قدس الهى است.
ذلك أن لم يكن ربك مهلك القرى بظلم
«بظلم» مى تواند حال براى «ربك» باشد. در اين صورت معناى جمله چنين مى شود: خداوند از روى ظلم جامعه ناآگاه را هلاك نمى كند. بنابراين هلاكت در صورت عدم ابلاغ كارى ظالمانه است.
4 ـ خداوند مردم جامعه اى را كه از روى غفلت و ناآگاهى ستم كنند، به عذاب دنيوى نابود نمى كند.
ذلك أن لم يكن ربك مهلك القرى بظلم و أهلها غفلون
براى جار و مجرور «بظلم» متعلقهاى مختلفى مى توان در نظر گرفت، از آن جمله اينكه متعلق به «مهلك» باشد. يعنى: «مهلك القرى بسبب ظلم». برداشت فوق بر اين اساس است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 133 - 8،9،14
8 ـ اگر خداوند بخواهد مردم ستمگر و كافر را نابود مى كند و نسلهاى ديگرى را جانشين آنان مى سازد.
إن يشأ يذهبكم و يستخلف من بعدكم ما يشاء
9 ـ اگر خداوند بخواهد نسلى از آدميان را قبل از موعد طبيعى خود نابود مى سازد و نسلهاى ديگرى را جايگزين آن مى كند.
إن يشأ يذهبكم و يستخلف من بعدكم ما يشاء
چون آمد و شد نسلها امرى عادى و طبيعى است، جمله «إن يشأ . ..» بايد بيان امرى خلاف عادت و سير طبيعى باشد. از موارد محتمل آن است كه نسلى قبل از درنگ عادى خود از صحنه تاريخ حذف و نابود گردد.
14 ـ پديد آوردن نسلها و جوامع موجود به جاى اقوام پيشين، نشان قدرت الهى بر نابود ساختن جوامع ستم پيشه
إن يشأ يذهبكم . .. كما أنشأكم من ذرية قوم ءاخرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 58 - 1
1- تمامى شهر ها و تمدن ها و جوامع بشرى ، قبل از قيامت ، توسط خداوند يا به كلى نابود و يا به وسيله عذابى ، به ويرانى كشيده خواهد شد .
و إن من قرية إلاّ نحن مهلكوها قبل يوم القيـمة
«قرية» در لغت به معناى مجتمع و محل سكونت است و بر اعم از روستا و شهر اطلاق مى شود (برگرفته از لسان العرب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 131 - 8
8 ـ سنت خداوند، نابود ساختن جوامع ظالم قبل از فرستادن پيامبران و اتمام حجت نيست.
ألم يأتكم رسل منكم . .. ذلك أن لم يكن ربك مهلك القرى بظلم و أهلها غفلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 17 - 11
11- نابودى جوامع عصيانگر ، توسط خداوند ، عالمانه و بر اساس بصيرت است .
و كم أهلكنا . .. و كفى بربّك ... خبيرًا بصيرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 74 - 8
8- خداوند با نابود ساختن جوامع غوطهور در فساد و تباهى ، صحنه جوامع و روند آن را دگرگون مى سازد .
و جاء أهل المدينة يستبشرون . .. قال هـؤلاء بناتى إن كنتم فـعلين ... فأخذتهم الصي
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 16 - 11
11- عذاب جامعه فسادگر ، آن چنان شديد است كه مايه نابودى و هدم كامل آن مى شود .
ففسقوا فيها فحقّ عليها القول فدمّرنـها تدميراً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 36 - 7،10
7 - نابودى حق ستيزان با همه نيرو و توان ، گواه قدرت قاهر خداوند است .
و كم أهلكنا . .. أشدّ ... منهم بطشًا ... هل من محيص
از ارتباط «هل من محيص» با صدر آيه، استفاده مى شود كه توجه به نابودى ملت هاى توان مند در گذشته تاريخ، خود مى تواند بهترين گواه باشد بر اين كه ملت ها سرانجام مقهور اراده خدا و ناگزير از آن هستند.
10 - زوال قدرت ها و سلطه هاى حق ستيز ، سنتى الهى است .
و كم أهلكنا قبلهم من قرن . .. هل من محيص
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 41 - 5
5 - تبديل شدن كافران حق ستيز به موجوداتى بى جان ـ همچون خس و خاشاك ـ در پى نزول عذاب
فجعلنـهم غثاءً
«جعل» (مصدر «جعلنا») در جمله بالا، به معناى گردانيدن و تغيير دادن از صورتى يا حالتى، به صورت يا حالت ديگر است. «غثاء» نيز به خس و خاشاك روى آب گفته مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مدثر - 74 - 19 - 2
2 - كافران حق ناپذير و انديشه گر عليه دين ، مستحق هلاكت و نابودى اند .
إنّه فكّر و قدّر . فقتل كيف قدّر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 67 - 9
9ـ كفرپيشگان قوم ثمود ، شب هنگام به عذاب گرفتار شدند و در صبحگاه به هلاكت رسيدند . *
فأصبحوا فى ديـرهم جـثمين
چنان چه «أصبحوا» به معناى «دخلوا فى الصباح» باشد دلالت مى كند كه هلاكت آنان ، در صبحدم بوده است. در نتيجه صيحه و غرش ـ به قرينه فاء در «فأصبحوا» ـ پيش از صبح; يعنى در شب بر قوم ثمود نازل شده بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 94 - 13
13ـ كفرپيشگان قوم شعيب ، شب هنگام به عذاب گرفتار شدند و در صبحگاهش به هلاكت رسيدند .
فأصبحوا فى ديـرهم جـثمين
«أصبحوا» مى تواند به معناى «دخلوا فى الصباح» (به صبح وارد شدند) باشد و نيز مى تواند به معناى «صاروا» (شدند و گشتند) باشد. بر اساس معناى نخست، جمله «فأصبحوا» دلالت مى كند كه هلاكت قوم شعيب در آغاز صبحدم بوده است و صيحه و غرش ـ به قرينه «فاء» در «فأصبحوا» ـ پيش از صبح; يعنى، در شب تحقق يافته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 127 - 5
5 ـ هلاكت و خوارى بخشهايى از قواى دشمنان دين ، در جنگ بدر ، عاملى در تخريب روحيّه ساير نيروها
ليقطع طرفاً . .. فينقلبوا خائبين
«خائبين» از «خيبة»، به معنانى يأس، نااميدى و نامرادى، حكايت از اثر روانى در باقيمانده كفّار است كه به مقتضاى «فاء» در «فينقلبوا»، اين نااميدى، نتيجه هلاكت و خوارى و اسارت گروه زيادى از دشمنان بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بروج - 85 - 17 - 3
3 - يادآورى نابودى سربازان دشمن در گذشته تاريخ ، مايه تقويت روحيه پيامبر (صلی الله علیه و آله) و پيروان آن حضرت در برابر دشمنان
هل أتيك حديث الجنود
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 42 - 2
2ـ خداوند ، مكر هاى پيشينيان عليه پيامبران و برنامه هاى الهى را بى اثر ساخت و توطئه گران را به هلاكت رسانيد .
أولم يروا أنَّا نأتى الأرض . .. و قد مكر الذين من قبلهم فلله المكر جميعًا
نمى توان جمله «لله المكر جميعاً» را متفرع بر «قدمكرالذين . ..» دانست ; زيرا بر مكر كردن كافران اين نتيجه مترتب نمى شود كه مكرها از آنِ خداست. بنابراين «فاء» در «فلله ...» فصيحه است و دلالت بر جمله اى مقدّر دارد. كلام با تقدير آن چنين است: «قد مكر الذين من قبلهم فأبطله الله فلله المكر جميعاً». جمله «أولم يروا ...» قرينه بر اين نكته است كه خداوند با هلاك سازى آنان مكرشان را باطل ساخت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 13 - 7،8
7- در پى تهديد شدن انبيا از سوى كفار ، خداوند به پيامبران وحى كرد كه قطعاً ستمگران را هلاك خواهد كرد .
قالوا . .. لنخرجنّكم ... فأوحى إليهم ربّهم لنهلكنّ الظـلمين
8- حمايت از انبيا ، با هلاكت مخالفان ستمگر آنان ، مقتضاى ربوبيت خداوند
فأوحى إليهم ربّهم لنهلكنّ الظـلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 9 - 2،3
2- نابودى دشمنان ، وعده خداوند به پيامبران و مؤمنان
ثمّ صدقنـهم الوعد. .. و أهلكنا المسرفين
3- خداوند ، به وعده خويش مبنى بر نجات پيامبران و مؤمنان و هلاكت دشمنان ، عمل كرد .
ثمّ صدقنـهم الوعد فأنجينـهم و من نشاء و أهلكنا المسرفين
«صدق» (مصدر «صدقنا») در دو چيز استعمال مى شود: 1ـ در اعتقاد است، كه دراين صورت به معناى اعتقاد مطابق با
واقع خواهد بود. 2ـ در جوارح و افعال انسان، كه در اين صورت به معناى انجام دادن كار به طور شايسته و بايسته خواهد بود. (مفردات راغب). در آيه بالا معناى دوم منظور است. گفتنى است ماده «صدق» در مواردى به دو مفعول متعدى مى شود كه اين آيه يكى از آن موارد است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 42 - 2
2ـ خداوند ، مكر هاى پيشينيان عليه پيامبران و برنامه هاى الهى را بى اثر ساخت و توطئه گران را به هلاكت رسانيد .
أولم يروا أنَّا نأتى الأرض . .. و قد مكر الذين من قبلهم فلله المكر جميعًا
نمى توان جمله «لله المكر جميعاً» را متفرع بر «قدمكرالذين . ..» دانست ; زيرا بر مكر كردن كافران اين نتيجه مترتب نمى شود كه مكرها از آنِ خداست. بنابراين «فاء» در «فلله ...» فصيحه است و دلالت بر جمله اى مقدّر دارد. كلام با تقدير آن چنين است: «قد مكر الذين من قبلهم فأبطله الله فلله المكر جميعاً». جمله «أولم يروا ...» قرينه بر اين نكته است كه خداوند با هلاك سازى آنان مكرشان را باطل ساخت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 46 - 1
1- توطئه كنندگان بر ضد پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به گرفتار شدن در عذاب هلاكت بار به هنگام تلاش هاى روزانه ، تهديد شدند .
أفأمن الذين مكروا السيّئات . .. أو يأخذهم فى تقلّبهم
«أخذ» (گرفتن) كنايه از هلاكت است و «تقلّب» (تصرف) مى تواند كنايه از هرگونه تلاش، رفت و آمد و فعاليت باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 47 - 1
1- توطئه گران عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به هلاكت در حال وحشت و هراس تهديد شدند .
أفأمن الذين مكروا السيّئات . .. أو يأخذهم على تخوّف
«أخذ» (گرفتن) كنايه از هلاكت و «على تخوّف» حال براى مفعول «يأخذ» است. «تخوّف» ممكن است از ريشه «خوف» به معناى ترس باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 9 - 2،3
2- نابودى دشمنان ، وعده خداوند به پيامبران و مؤمنان
ثمّ صدقنـهم الوعد. .. و أهلكنا المسرفين
3- خداوند ، به وعده خويش مبنى بر نجات پيامبران و مؤمنان و هلاكت دشمنان ، عمل كرد .
ثمّ صدقنـهم الوعد فأنجينـهم و من نشاء و أهلكنا المسرفين
«صدق» (مصدر «صدقنا») در دو چيز استعمال مى شود: 1ـ در اعتقاد است، كه دراين صورت به معناى اعتقاد مطابق با واقع خواهد بود. 2ـ در جوارح و افعال انسان، كه در اين صورت به معناى انجام دادن كار به طور شايسته و بايسته خواهد بود. (مفردات راغب). در آيه بالا معناى دوم منظور است. گفتنى است ماده «صدق» در مواردى به دو مفعول متعدى مى شود كه اين آيه يكى از آن موارد است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ليل - 92 - 11 - 4
4 - سقوط و هلاكت ثروتمندان بخيل در دنيا و آخرت ، گواه بى ثمر بودن ثروت و واهى بودن احساس بى نيازى آنان از پاداش هاى الهى است .
استغنى . .. و ما يغنى عنه ماله إذا تردّى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 54 - 9
9 ـ ستم پيشگان و تكذيب كنندگان آيات الهى ، در خطر هلاكت و نابودى با عذاب هاى الهى
كذبوا بايت ربهم . .. و كل كانوا ظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 54 - 5،7،11
5 ـ خداوند ، فرعونيان و كافران پيش از آنان را به سبب تكذيب آيات الهى و ارتكاب گناهان به هلاكت رساند .
فأهلكنهم بذنوبهم
7 ـ خداوند با غرق كردن فرعونيان آنان را به هلاكت رساند .
و أغرقنا ءال فرعون
11 ـ هلاكت فرعونيان و امت هاى كافر پيشين ، نمودى از زوال نعمت ها در نتيجه ظلم و گناه
ذلك بأن اللّه لم يك مغيرا نعمة أنعمها على قوم حتى يغيروا . .. و كل كانوا ظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 54 - 5،6
5 ـ خداوند ، فرعونيان و كافران پيش از آنان را به سبب تكذيب آيات الهى و ارتكاب گناهان به هلاكت رساند .
فأهلكنهم بذنوبهم
6 ـ هلاكت كافران در جنگ بدر كيفرى از سوى خداوند به سبب تكذيب آيات الهى و انكار رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله)
كدأب ءال فرعون . .. فأهلكنهم بذنوبهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 37 - 6،7
6- نابودى كافرانِ دين ستيز و پيروزى مسلمانان ، قانونمند و داراى وقتِ مناسب است .
خلق الإنسـن من عجل سأُوريكم ءايـتى فلاتستعجلون
برداشت ياد شده از ارتباط ميان اين آيه و آيه قبل استفاده شده است; بدين ترتيب كه مؤمنان با مشاهده برخورد گستاخانه مشركان با پيامبر(صلی الله علیه و آله)، بى صبرانه منتظر تحقق وعده الهى، مبنى بر هلاكت دشمنان و پيروزى مسلمانان بودند. و خداوند آنان را به صبر و شتاب نكردن فراخوانده است. گفتنى است برداشت فوق بر اساس اين است كه مخاطبان جمله «سأوريكم... فلاتستعجلون» مسلمانان باشند.
7- هلاكت و شكست كافران و دين ستيزان و پيروزى مؤمنان ، از آيات الهى است .
سأُوريكم ءايـتى
برداشت ياد شده به خاطر اين است كه از هلاكت كافران و پيروزى مسلمانان به «آيات» تعبير شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مدثر - 74 - 20 - 2
2 - كافران حق ناپذيز و انديشه گر عليه دين ، مستحق شديدترين عقوبت و نابودى اند .
ثمّ قتل كيف قدّر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 55 - 9
9 - هلاكت و نابودى ، فرجام ملت هاى ذلت پذير و پيرو كفر و ستم
فاستخفّ قومه . .. فأغرقنـهم أجمعين
از اين كه فرعونيان با ضعف و زبونى در برابر دستگاه جبار فرعونى سرانجام به هلاكت رسيدند، مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 24 - 8
8- قواى نظام فرعونى ، محكوم به نابودى و ناتوان از پايدارى در برابر اراده الهى
و اترك البحر رهوًا إنّهم جند مغرقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 82 - 3
3 - اقدام خداوند به نابود ساختن قارون ، در شب همان روز كه خود را با تجمل ويژه اش بر مردم نمايانده بود .
فخرج على قومه فى زينته . .. فخسفنا به ... و أصبح الذين تمنّوا مكانه بالأمس
قيد «بالأمس» (ديروز) در اين آيه، بيانگر مطلب ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - شمس - 91 - 14 - 2،4،7
2 - قوم ثمود ، ناقه صالح را پى كرده ، آن را به هلاكت رساندند .
فعقروها
زمانى كه با شمشير بر پاهاى شتر يا اسب، ضربه وارد كنند، گفته مى شود: «عَقَرْتُ» (صحاح اللغة). گاهى فعل «عقر» در موردى به كار مى رود كه آن را «نحر» كرده باشند. (مصباح)
4 - قوم ثمود ، براى دستيابى به آب اختصاصىِ ناقه صالح ، آن را هلاك كردند .
و سقيـها . .. فعقروها
بيان هشدار به ثموديان، در مورد آب شربِ ناقه و آن گاه سخن گفتن از تكذيب و عقر، نشانگر آن است كه انگيزه قوم ثمود از پى كردن ناقه، چشم داشت آنان به آب مورد نياز آن بوده است.
7 - كشتن ناقه صالح ، جلوه طغيان گرى قوم ثمود
كذّبت ثمود بطغويها . .. فكذّبوه فعقروها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 10 - 5
5 - شياطين ، پيش از استفاده از اطلاعات و اخبار غيبى از آسمان ، نابود مى شوند .
إلاّ من خطف الخطفة فأتبعه شهاب ثاقب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 6 - 3
3 - نابود ساختن سركشان ، جلوه ربوبيت خداوند و در راستاى رشد و تعالى راه پيامبران است .
ربّك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 47 - 2،4
2 ـ ظالمان در معرض نابودى با عذاب الهى هستند.
إن أتيكم عذاب اللّه بغتة أو جهرة هل يهلك إلا القوم الظلمون
4 ـ هلاكت با عذاب الهى تنها دامنگير اقوام ستمگر مى شود.
هل يهلك إلا القوم الظلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 93 - 17
17 ـ ظالمان نمى توانند خود را از مهلكه مردن و عذاب خواركننده پس از آن رهايى بخشند.
و الملئكة باسطوا أيديهم أخرجوا أنفسكم اليوم تجزون عذاب الهون
جمله «أخرجوا انفسكم» خطاب ملائكه به ظالمان است، كه اگر مى توانيد خود را از اين مهلكه نجات بخشيد. اين سخن ملائكه از سر استهزا و بيان عجز ظالمان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 133 - 8،14
8 ـ اگر خداوند بخواهد مردم ستمگر و كافر را نابود مى كند و نسلهاى ديگرى را جانشين آنان مى سازد.
إن يشأ يذهبكم و يستخلف من بعدكم ما يشاء
14 ـ پديد آوردن نسلها و جوامع موجود به جاى اقوام پيشين، نشان قدرت الهى بر نابود ساختن جوامع ستم پيشه
إن يشأ يذهبكم . .. كما أنشأكم من ذرية قوم ءاخرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 137 - 7
7 ـ نابودى ستمگران و حاكميت مستضعفان از سنت هاى خداوند است .
و أورثنا القوم الذين كانوا يستضعفون . .. و تمت كلمت ربك الحسنى
خداوند به جاى كلمه كوتاهى مانند بنى اسرائيل پس از «أورثنا»، وصف آنان، يعنى «القوم الذين . .. »، را مى آورد تا به اين
نكته اشاره كند كه حمايت خداوند مخصوص بنى اسرائيل نبوده، بلكه سنت خدا بر اين است كه مستضعفان را بر مستكبران پيروزى دهد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 13 - 8،14
8- حمايت از انبيا ، با هلاكت مخالفان ستمگر آنان ، مقتضاى ربوبيت خداوند
فأوحى إليهم ربّهم لنهلكنّ الظـلمين
14- هلاكت و سقوط ستمگران از سنت هاى خداوند
لنهلكنّ الظـلمين
آوردن «لنهلكنّ الظالمين» با قيدهاى تأكيدى لام و نون و فعل مضارع، كه دلالت بر استمرار مى كند، مى تواند براى بيان سنّت ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 14 - 5
5- رهايى از چنگال ظالمان با هلاك شدنشان و سكونت در جاى آنان ، تنها براى كسانى ميسّر است كه از مقام و وعيد خداوند بترسند .
لنهلكنّ الظـلمين . و لنسكننّكم الأرض من بعدهم ذلك لمن خاف مقامى و خاف وعيد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 16 - 1
1- جبّاران منحرف ، علاوه بر هلاكت دنيوى ، در آخرت نيز گرفتار جهنّم مى شوند .
و خاب كلّ جبّار عنيد . من ورائه جهنّم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 46 - 1
1- هلاكت و عذاب دنيوى ستم پيشگان تاريخ از سوى خداوند ، على رغم مكر و چاره انديشى هاى فراوان و قدرتمندانه آنان
و سكنتم فى مسـكن الذين ظلموا . .. و قد مكروا مكرهم ... و إن كان مكرهم لتزول منه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 47 - 2
2- عذاب و هلاكت ستم پيشگان و پيروزى رسولان ، وعده خداوند به آنان
و أنذر الناس يوم يأتيهم العذاب فيقول الذين ظلموا . .. و قد مكروا مكرهم ... فلاتح
برداشت فوق از ارتباط اين آيه با آيات قبل، كه درباره عذاب ستمگران بود، استفاده مى شود. گفتنى است «فاء» تفريع در «فلاتحسبنّ» مؤيد اين ارتباط است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 11 - 7
7- خداوند ، پس از نابود كردن اقوام ستمگر ، مردم ديگرى را از نو پديدآورد و جايگزين آنان ساخت .
و أنشأنا بعدها قومًا ءاخرين
«إنشاء» (مصدر «أنشأنا») به معناى ايجاد و پديد آوردن شىء جان دار و تربيت آن است (مفردات راغب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 12 - 2
2- ظهور علايم و نشانه هاى عذاب ، قبل از هلاكت و نابودى جوامع ستمگر
فلمّا أحسّوا بأسنا
برداشت ياد شده مبتنى براين نكته است كه مقصود از احساس عذاب، مشاهده علايم و نشانه هاى عذاب باشد. فرار عذاب شوندگان دراين هنگام، مؤيد همين مطلب است; زيرا اگر خودِ عذاب احساس مى شد، فرصت و راهى براى فرار وجود نمى داشت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 18 - 8
8- هلاكت و نابودى جوامع ستمگرگذشته ، نمونه اى از پيروزى حق بر باطل
و كم قصمنا من قرية كانت ظالمة. .. بل نقذف بالحقّ على البـطل فيدمغه فإذا هو زاهق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 45 - 1
1 - هلاكت و نابودى بسيارى از جوامع ستم پيشه در طول تاريخ با عذاب خداوند
فكأيّن من قرية أهلكنـها و هى ظالمة
جمله «أهلكناها» به تقدير «أهلكنا أهلها» مى باشد. «خَواء» (مصدر «خاوية») به معناى سقوط كردن و فرو ريختن و «عرش» مفرد («عروش») به معناى سقف است. «شَيد» (مصدر «مشيد») نيز براى دو معنا به كار مى رود: ساختمان سفيد را گچ كارى كردن و بنايى را بلند و برافراشته ساختن. بنابراين «قصرمشيد» مى تواند به معناى كوشك برافراشته و بلند و يا به معناى كاخ سفيد و گچ كارى شده باشد; يعنى، كم نيستند شهرها و سرزمين هايى كه مردمشان را به خاطر ظلم و بى دادگرى، نابود كرديم و اكنون ديوارهاى خانه هايشان روى سقف فرو ريخته و چاه هاى متروك و كاخ هاى سفيد برافراشته، كه بى صاحب مانده است. گفتنى است كه آيه ياد شده متضمن توصيه به مشركان صدراسلام است كه در فرجام كار جوامع پيشين بنگرند و ببيند كه قهر الهى بر سر آنها و شهرهايشان چه آورده است و از آن عبرت بگيرند و دست از مخالفت با پيامبر(صلی الله علیه و آله) بردارند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 48 - 7
7 - عذاب اخروى در پى هلاكت و عذاب دنيوى ، در انتظار ستمگران است .
و كأيّن من قرية . .. و إلىّ المصير
جمله «إلىّ المصير» مى تواند تهديد به عذاب اخروى در پى عذاب دنيوى (ثمّ أخذتها) ظالمان باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 55 - 9
9 - هلاكت و نابودى ، فرجام ملت هاى ذلت پذير و پيرو كفر و ستم
فاستخفّ قومه . .. فأغرقنـهم أجمعين
از اين كه فرعونيان با ضعف و زبونى در برابر دستگاه جبار فرعونى سرانجام به هلاكت رسيدند، مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 28 - 15
15 - ظالمان حق ناپذير ، مستحق نفرين و نابودى اند .
و لاتزد الظـلمين إلاّ تبارًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بلد - 90 - 6 - 5
5 - « عن أبى جعفر ( ع ) فى قوله « يقول أهلكت مالاً لبداً » قال : هو عمروبن عبدود حين عرض عليه على بن أبى طالب ( ع ) الإسلام يوم الخندق و قال : فأين ما أنفقت فيكم مالاً لبداً و كان أنفق مالاً فى الصدّ عن سبيل اللّه فقتله على ( ع ) ;
امام باقر(ع) درباره سخن خداوند«يقول أهلكت مالاً لبداً» روايت شده كه فرمود: گوينده اين سخن عمرو بن عبدود بود، آن زمان كه حضرت على بن ابى طالب(ع) در روز [غزوه ]خندق، اسلام را بر او عرضه كرد; وى گفت: كجا رفت آن اموال زيادى كه در مورد شما خرج كردم؟ و او اموال [زيادى] را در راه جلوگيرى از راه خدا صرف كرده بود پس حضرت على(ع) او را كشت».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - سجده - 32 - 26 - 10
10 - هلاكت امت هاى كفرپيشه ، به صورت ناگهانى و غافل گيرانه ، بوده است .
أهلكنا من قبلهم من القرون يمشون فى مسـكنهم
احتمال دارد كه جمله «يمشون. ..» حال براى مفعول فعل «أهلكنا» باشد كه متضمن معناى ناگهانى بودن هلاك است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 35 - 19
19- هلاكت و بدفرجامى ، تنها از آنِ فاسقان و پرده دران حريم ارزش ها است .
فهل يهلك إلاّ القوم الفـسقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 81 - 3
3- از ميان رفتن فرزند ناصالح و جاى گزينى آن به وسيله فرزندى صالح ، جلوه اى از ربوبيّت خدا براى پدر و مادر مؤمن است .
يبدلهما ربّهما خيرًا منه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 129 - 5
5 ـ موسى ( ع ) در عين اميدوارى به هلاكت فرعون و حاكميت يافتن بنى اسرائيل ، نگران عدم ايجاد شرايط آن از سوى قوم خويش بوده است .
عسى ربكم أن يهلك عدوكم و يستخلفكم فى الأرض
كلمه «عسى» حكايت از آن دارد كه موسى(ع) يقين به هلاكت فرعون و حاكميت يافتن قومش نداشته است و شايد دغدغه خاطر او بدان جهت بود كه وى اطمينان نداشت مردمش شـــرايطى را كه براى پيروزى مطرح ساخته بود (استعينوا بــاللّه . .. ) رعايت كنند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 103 - 5
5- كيفر سخت و هلاكت بار فرعون و فرعونيان از سوى خداوند ، پس از اتمام حجت با آنان بود .
و لقد ءاتينا موسى تسع ءايـت . .. فأراد أن يستفزّهم ... فأغرقنـه و من معه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 49 - 3
3 - اعطاى تورات به موسى ( ع ) ، پس از هلاكت فرعون و ياران او
فكانوا من المهلكين . و لقد ءاتينا موسى الكتـب
با توجه به ذكر اعطاى كتاب به حضرت موسى(ع) پس از بيان فرجام كار فرعون و فرعونيان و هلاكت و نابودى آنان، اين برداشت به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 36 - 6
6 ـ هلاكت فرعون و قومش ، پس از اتمام حجت خدا با آنان به وسيله موسى و هارون ( ع ) بوده است .
فقلنا اذهبا إلى القوم الذين كذّبوا بأيـتنا فدمّرنـهم تدميرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 39 - 1
1 - قارون و فرعون و هامان ، سه شخصيت هلاك شده با عذاب الهى اند .
و قـرون و فرعون و هـمـن
«قارون» عطف بر «عاداً» است. «عاداً» مفعول فعل مقدر (أهلكنا) است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 40 - 11،14،15
11 - نابود كردن قوم عاد و ثمود با طوفان و صداى مهيب و نيز هلاكت قارون و فرعون و هامان با فرورفتن در كام زمين و امواج دريا ، نشانه پيشى داشتن قضاى الهى بر هر قدرتى است .
و قـرون و فرعون و هـمـن . .. و ما كانوا سـبقين . فكلاًّ أخذنا بذنبه فمنهم
14 - هلاكت قوم عاد و ثمود و قارون و هامان و فرعون با عذاب هاى الهى ، نتيجه ظلمى بود كه خود ، در حق خود ، روا داشتند .
فكلاًّ أخذنا بذنبه . .. و ما كان اللّه ليظلمهم ولـكن كانوا أنفسهم يظلمون
15 - آنچه خداوند با اقوام عاد و ثمود و نيز با قارون و فرعون و هامان كرد ، ظلم خدا به آنان نبود .
فكلاًّ أخذنا بذنبه . .. و ما كان اللّه ليظلمهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 10 - 2
2 - آگاهى دقيق پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به فرجام هلاكت بار فرعون
ألم تر كيف . .. و فرعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 11 - 4
4 - طغيان ، عامل هلاكت قوم عاد و ثمود و زمينه ساز نابودى فرعون
ألم تر كيف فعل ربّك بعاد . .. و ثمود ... وفرعون ... الذين طغوا فى البلـد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 50 - 4،11،13
4 - خداوند ، نجات بخش بنى اسرائيل و هلاك كننده فرعونيان
فأنجينكم و أغرقنا ءال فرعون
11 - تماشاى نابودى فرعونيان از نعمت هاى خداوند به بنى اسرائيل
و إذ فرقنا بكم البحر . .. و أغرقنا ءال فرعون و أنتم تنظرون
چون آيات مورد بحث در صدد بيان نعمتهايى است كه خداوند به بنى اسرائيل ارزانى داشته بود، مى توان گفت: مفاد جمله «و أنتم تنظرون» نيز به منظور بيان نعمت، آورده شده است.
13 - خاطره نجات بنى اسرائيل و هلاكت خاندان فرعون با شكافته شدن دريا ، خاطره اى عبرت آموز و شايسته و بايسته به ياد داشتن
و إذ فرقنا بكم البحر . .. و أنتم تنظرون
«إذ فرقنا» عطف بر «نعمتى» در آيه 47 است. بنابراين «إذ فرقنا» نيز مفعول براى «أذكروا» مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 129 - 4،8
4 ـ موسى ( ع ) ، قوم خويش را به هلاكت فرعونيان و حاكميت بنى اسرائيل بر سرزمين مصر اميدوار ساخت .
عسى ربكم أن يهلك عدوكم و يستخلفكم فى الأرض
8 ـ نابودى فرعونيان و به حاكميت رسيدن بنى اسرائيل ، پرتوى از ربوبيت خداوند نسبت به آنان
عسى ربكم أن يهلك عدوكم و يستخلفكم فى الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 137 - 2،3،6،16
2 ـ خداوند با نابودسازى فرعونيان ، تمام سرزمين آنان را ، از شرق تا غرب ، در اختيار بنى اسرائيل قرار داد .
و أورثنا القوم الذين كانوا يستضعفون مشرق الأرض و مغربها
3 ـ سرزمينى كه خداوند پس از هلاكت فرعونيان در اختيار بنى اسرائيل قرار داد ، سرزمينى پربركت و بسيار حاصلخيز بود .
مشرق الأرض و مغربها التى بركنا فيها
6 ـ وعده هلاكت فرعونيان و حاكميت يافتن بنى اسرائيل بر سرزمين آنان ، از وعده هاى نيكوى خداوند به قوم موسى
و تمت كلمت ربك الحسنى على بنى إسرءيل
كلمه «الحسنى» (زيباتر) صفت براى «كلمت» است.
16 ـ خداوند پس از هلاكت فرعونيان ، كاخ ها و خوش نشين هاى آنان را بكلى ويران كرد .
و دمرنا ما كان يصنع فرعون و قومه و ما كانوا يعرشون
«تدمير» (مصدر دمرنا) به معناى نابودن كردن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 103 - 5
5- كيفر سخت و هلاكت بار فرعون و فرعونيان از سوى خداوند ، پس از اتمام حجت با آنان بود .
و لقد ءاتينا موسى تسع ءايـت . .. فأراد أن يستفزّهم ... فأغرقنـه و من معه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 104 - 1
1- دستور خداوند به بنى اسرائيل ، پس از هلاك فرعونيان مبنى بر انتخاب سرزمين مورد نظرشان ( شام يا مصر ) براى سكنى گزيدن
و قلنا من بعده لبنى إسرءيل اسكنوا الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 44 - 10
10 - قوم نوح ، عاد ، ثمود ، ابراهيم ، لوط ، اصحاب مدين و فرعونيان ، اقوام هلاك شده با عذاب استيصال
فقد كذّبت قبلهم قوم نوح . .. ثمّ أخذتهم فكيف كان نكير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 49 - 3
3 - اعطاى تورات به موسى ( ع ) ، پس از هلاكت فرعون و ياران او
فكانوا من المهلكين . و لقد ءاتينا موسى الكتـب
با توجه به ذكر اعطاى كتاب به حضرت موسى(ع) پس از بيان فرجام كار فرعون و فرعونيان و هلاكت و نابودى آنان، اين برداشت به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 36 - 6
6 ـ هلاكت فرعون و قومش ، پس از اتمام حجت خدا با آنان به وسيله موسى و هارون ( ع ) بوده است .
فقلنا اذهبا إلى القوم الذين كذّبوا بأيـتنا فدمّرنـهم تدميرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 67 - 6
6 - انتقام الهى از فرعونيان ، هشدارى جدّى به همه كفرپيشگان حق ستيز است .
إنّ فى ذلك لأية و ما كان أكثرهم مؤمنين
با توجه به لحن تهديد آميز اين آيه و بيان اين كه علت انتقام گرفتن خداوند از فرعونيان، اين بود كه بيشتر آنان از پذيرفتن ايمان امتناع ورزيدند، برداشت ياد شده به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 68 - 4
4 - هلاكت فرعونيان ، نمود عزّت و قدرت پيروزمند خداوند
ثمّ أغرقنا الأخرين . .. و إنّ ربّك لهو العزيز الرحيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 55 - 5
5 - غرق شدن و نابودى تمامى فرعونيان ، در پى انتقام الهى از ايشان
فأغرقنـهم أجمعين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 28 - 1،7
1- هلاكت فرعونيان از پس روزگار رفاه و حق ستيزى ، نمودى از برنامه خداوند در انتقام از مجرمان
إنّا منتقمون . .. كذلك و أورثنـها
تعبير «كذلك» از پى ترسيم فرجام شوم فرعونيان، تأكيدى بر مطلب و اشاره اى است به اين كه آنچه براى آنان اتفاق افتاده، نمودى از جريانى مستمر و سنتى الهى است.
7- بازگشت بنى اسرائيل به مصر و برخوردارى آنان از ثروت و امكانات آن سرزمين ، پس از هلاكت فرعونيان *
كذلك و أورثنـها قومًا ءاخرين
برداشت ياد شده بدان احتمال است كه مراد از «قوماً آخرين» تمام بنى اسرائيل باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 33 - 7
7- بيان هلاكت فرعونيان و نجات بنى اسرائيل از سوى خداوند ، پيامدار تهديد براى مشركان و نويدى براى پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان
و لقد نجّينا بنى إسرءيل . .. بلـؤا مبين
با توجه به اين كه آيات گذشته، در زمينه رويارويى مشركان و مؤمنان بود; طرح سرگذشت فرعونيان و بنى اسرائيل، پيامدار مطلب ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بروج - 85 - 18 - 3
3 - سرنوشت هلاكت بار فرعونيان و قوم ثمود ، نمونه اى بارز از برخورد تند و قهرآميز خداوند با كافران است .
إنّ بطش ربّك . .. فرعون و ثمود
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بروج - 85 - 19 - 6
6 - اصرار كافران مكّه بر تكذيب تهديد هاى الهى ، با وجود آگاهى آنان از هلاكت فرعونيان و ثموديان ، شگفت آورتر از كفرورزى پيشينيان است .
بل الذين كفروا فى تكذيب
اضراب كه از حرف «بل» استفاده مى شود ممكن است نظر به اين داشته باشد كه تكذيب گرى مردم مكّه در قياس با كفر پيشينيان اعجاب آورتر است; زيرا به رغم ديدن سرنوشت آنها، تهديد را دروغ شمردند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 81 - 1
1 - اقدام خداوند به از ميان برداشتن قارون و فرو بردن وى و خانه اش در درون زمين
فخسفنا به و بداره الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 39 - 1
1 - قارون و فرعون و هامان ، سه شخصيت هلاك شده با عذاب الهى اند .
و قـرون و فرعون و هـمـن
«قارون» عطف بر «عاداً» است. «عاداً» مفعول فعل مقدر (أهلكنا) است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 40 - 11،14،15
11 - نابود كردن قوم عاد و ثمود با طوفان و صداى مهيب و نيز هلاكت قارون و فرعون و هامان با فرورفتن در كام زمين و امواج دريا ، نشانه پيشى داشتن قضاى الهى بر هر قدرتى است .
و قـرون و فرعون و هـمـن . .. و ما كانوا سـبقين . فكلاًّ أخذنا بذنبه فمنهم
14 - هلاكت قوم عاد و ثمود و قارون و هامان و فرعون با عذاب هاى الهى ، نتيجه ظلمى بود كه خود ، در حق خود ، روا داشتند .
فكلاًّ أخذنا بذنبه . .. و ما كان اللّه ليظلمهم ولـكن كانوا أنفسهم يظلمون
15 - آنچه خداوند با اقوام عاد و ثمود و نيز با قارون و فرعون و هامان كرد ، ظلم خدا به آنان نبود .
فكلاًّ أخذنا بذنبه . .. و ما كان اللّه ليظلمهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 78 - 7
7 - تعلق اراده الهى بر نابودسازى جوامع قدرت طلب و زراندوز پيش از قارون ، با خشم و قهر خود
أوَلم يعلم أنّ اللّه قد أهلك من قبله من القرون. ..و لايسئل عن ذنوبهم المجرمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 78 - 6
6 - تاريخ بشر ، شاهد عذاب و هلاكت جوامعى قدرتمندتر و زراندوزتر از قارون بوده است .
أوَلم يعلم أنّ اللّه قد أهلك من قبله من القرون من هو أشدّ منه قوّة و أكثر جمعًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 13 - 6
6- هلاكت برخى از جوامع نيرومند در گذشته تاريخ ، به خاطر كفرورزى
و كأيّن من قرية . .. أهلكنـهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 44 - 10
10 - قوم نوح ، عاد ، ثمود ، ابراهيم ، لوط ، اصحاب مدين و فرعونيان ، اقوام هلاك شده با عذاب استيصال
فقد كذّبت قبلهم قوم نوح . .. ثمّ أخذتهم فكيف كان نكير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 37 - 4
4- آگاهى اهل مكه ، از سرگذشت هلاكت بار قوم تبّع
أهم خير أم قوم تبّع
از اين كه قرآن، قبلاً سخنى از قوم «تبّع» به ميان نياورده و در اين جا به ذكر نام آن براى عبرت آموزى مشركان مكه اكتفا كرده است، مطلب بالا قابل استفاده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 79 - 2
2 ـ صالح ( ع ) با دريغ و دلسوزى بر ثموديان مشرف به هلاكت از ميان آنان رفت .
فتولى عنهم و قال يقوم
لحن آيه و نيز اضافه كلمه «قوم» به ياء متكلم، بيانگر تحسر و دلسوزى صالح نسبت به مردم خويش است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 62 - 16
16ـ « عن أبى جعفر ( ع ) قال : إن رسول الله (صلی الله علیه و آله) سأل جبرئيل : كيف كان مهلك قوم صالح ( ع ) ؟ فقال : يا محمد (صلی الله علیه و آله) ان صالحاً بعث إلى قومه و هو إبن ستة عشرة سنة . . . و كان لهم سبعون صنماً يعبدونها من دون الله . . . ;
از امام باقر(ع) روايت شده است كه فرمود: رسول خدا(صلی الله علیه و آله) از جبرئيل پرسيد: هلاكت قوم صالح چگونه بود؟ گفت: اى محمد! همانا صالح به سوى قوم خود مبعوث شد در حالى كه شانزده سال داشت . .. و براى آن قوم هفتاد بت بود كه آنها را به غير از خدا مى پرستيدند ...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 67 - 1،10،11
1ـ كفرپيشگان قوم ثمود ، با غرشى مهيب به هلاكت رسيدند .
و أخذ الذين ظلموا الصيحة
10ـ « عن أبى عبدالله ( ع ) ( فى إهلاك قوم صالح ) : . . . لما كان نصف الليل أتاهم جبرئيل ( ع ) فصرخ بهم صرخة خرقت تلك الصرخة أسماعهم و فلقت قلوبهم و صدّعت أكبادهم . . . فأصبحوا فى ديارهم و مضاجعهم موتى أجمعين ثم أرسل الله عليهم مع الصيحة النار من السماء فأحرقتهم أجمعين . . . ;
از امام صادق(ع) [درباره هلاكت قوم صالح] روايت شده است: چون نيمه شب فرا رسيد، جبرئيل نزد آنان آمد. پس فريادى بلند بر سرشان زد كه گوشهاى آنان را پاره كرد و قلبهايشان را شكافت و جگرهايشان را دريد; در نتيجه صبحگاه آن شب، همه آنان در خانه ها و بسترهايشان مرده بودند. سپس خداوند همراه با آن فرياد آتشى از آسمان فرستاد كه همه را سوزاند ...».
11ـ « عن رسول الله (صلی الله علیه و آله) قال : . . . هـؤلاء قوم صالح ( ع ) . . . عتوا عن أمر ربهم . . . فأهلك الله من كان فى مشارق الأرض و مغاربها منهم إلاّ رجلاً كان فى حرم الله فمنعه حرم الله من عذاب الله تعالى . . . ;
از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) روايت شده است كه فرمود: . .. اينان قوم صالح بودند ... از فرمان پروردگار خود سرپيچى كردند ... پس خداوند از آن قوم همه آنان را كه در مشرقها و مغربهاى زمين بودند هلاك كرد مگر يك مرد را كه در حرم خدا بود و حرم خدا او را از عذاب الهى مصون داشت ...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 68 - 1
1ـ عذاب نازل شده بر قوم ثمود ، موجب نابودى آنان و تخريب آثار زندگانى در ديار ايشان شد .
كأن لم يغنوا فيها
«غِنىً» (مصدر لم يغنوا) به معناى اقامت كردن و سكنى گزيدن است. ضمير در «فيها» به «ديار» در آيه قبل برمى گردد و جمله «كأن لم يغنوا فيها»; يعنى، گويا قوم ثمود در ديارشان اقامت نكرده بودند و اين كنايه از بين رفتن ديار آنان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 95 - 4
4ـ قوم ثمود ، از رحمت خدا محروم شدند و با عذاب هاى الهى به هلاكت رسيدند .
كما بعدت ثمود
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 44 - 10
10 - قوم نوح ، عاد ، ثمود ، ابراهيم ، لوط ، اصحاب مدين و فرعونيان ، اقوام هلاك شده با عذاب استيصال
فقد كذّبت قبلهم قوم نوح . .. ثمّ أخذتهم فكيف كان نكير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 42 - 1
1 - اراده خداوند مبنى بر پيدايش جوامع جديد و استمرار يافتن حيات بشرى بر روى زمين ، پس از اضمحلال ثمود ( قوم صالح )
ثمّ أنشأنا من بعدهم قرونًا ءاخرين
«إنشاء» (مصدر «أنشأنا») به معناى پديد آوردن است. ضمير «هم» در «من بعدهم» به جامعه پس از نوح (قوم ثمود كه با
صحيه نابود شدند) باز مى گردد. «قرون» جمع «قرن» است و «قرن» به مجموعه اى از انسان ها كه در يك عصر و با هم زندگى مى كنند گفته مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 38 - 1
1 ـ خداوند ، قوم عاد ، ثمود و اصحاب رسّ را به خاطر تكذيب آيات و رسولان الهى درهم شكست و نابود ساخت .
و عادًا و ثمودا و أصحـب الرّسّ و قرونًا بين ذلك كثيرًا
نصب كلمه هاى «عاداً»، «ثمودا» و «أصحاب الرسّ» به وسيله فعلى محذوف «دمّرنا» و «أهلكنا» مى باشد. گفتنى است علت هلاكت اقوام ياد شده، همان تكذيب است كه در آيات قبل در باره فرعونيان و قوم نوح آمده بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 39 - 1،3
1 ـ خداوند ، پيش از هلاكت تكذيب كنندگان موسى ( ع ) و اقوام نوح ، عاد ، ثمود و اصحاب رسّ براى اتمام حجت و عبرت آموزى آنان ، مثل هاى روشنگرانه اى زده بود .
فقلنا اذهبا إلى القوم الذين كذّبوا بأيـتنا . .. و قوم نوح ... و عادًا و ثمودا و
3 ـ همه مردمان عاد ، ثمود ، اصحاب رسّ و مردم دوران هاى بين اقوام ياد شده ، به خاطر تكذيب آيات خدا و رسولان او ، به شكل شگفت آورى درهم شكسته شده و نابود گرديدند .
و كلاًّ تبّرنا تتبيرًا
«تتبير» (مصدر «تبّرنا») به معناى درهم شكستن و هلاك كردن است (لسان العرب). «تتبيراً» ـ كه مفعول مطلق براى «تبّرنا» است ـ نيز براى تأكيد معناى درهم شكستن و هلاك كردن و نوع شگفت آور آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 159 - 4
4 - هلاكت ثموديان ، نمود عزت و قدرت قاهر خداوند
فأخذهم العذاب . .. إنّ ربّك لهو العزيز
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 38 - 1،2
1 - عاد و ثمود ، دو قوم هلاك شده با عذاب الهى اند .
فأخذتهم الرجفة . .. و عادًا و ثمودًا
«عاداً و ثموداً» منصوب به فعل مقدر «أهلكنا» است.
2 - خانه هاى بازمانده از دو قوم عاد و ثمود ، نشانِ هلاكت و نابودى آنان به عذاب الهى است .
و عادًا و ثمودًا و قد تبيّن لكم من مسـكنهم
احتمال دارد «من مساكنهم» متعلق به «تبيّن» باشد و فاعل «تبيّن» مستتر و مرجع آن «إِهلاكنا» باشد و احتمال دارد «من» زايد و «مساكن» در محل رفع و فاعل «تبيّن» باشد. در هر دو صورت، نكته ياد شده، به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 40 - 11،14،15
11 - نابود كردن قوم عاد و ثمود با طوفان و صداى مهيب و نيز هلاكت قارون و فرعون و هامان با فرورفتن در كام زمين و امواج دريا ، نشانه پيشى داشتن قضاى الهى بر هر قدرتى است .
و قـرون و فرعون و هـمـن . .. و ما كانوا سـبقين . فكلاًّ أخذنا بذنبه فمنهم
14 - هلاكت قوم عاد و ثمود و قارون و هامان و فرعون با عذاب هاى الهى ، نتيجه ظلمى بود كه خود ، در حق خود ، روا داشتند .
فكلاًّ أخذنا بذنبه . .. و ما كان اللّه ليظلمهم ولـكن كانوا أنفسهم يظلمون
15 - آنچه خداوند با اقوام عاد و ثمود و نيز با قارون و فرعون و هامان كرد ، ظلم خدا به آنان نبود .
فكلاًّ أخذنا بذنبه . .. و ما كان اللّه ليظلمهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 31 - 5،7
5 - قوم نوح ، عاد ، ثمود و اقوام پس از آنان ، مهم ترين اقوام هلاك شده تاريخ *
مثل دأب قوم نوح . .. و الذين من بعدهم
7 - آشنايى مردم عصر فرعون از سرگذشت هلاكت بار قوم نوح ، عاد ، ثمود و اقوام پس از آنان
إنّى أخاف عليكم مثل . .. دأب قوم نوح ... و الذين من بعدهم
هشدار مؤمن آل فرعون به مردم و بازگوكردن سرگذشت عبرت آموز اقوام يادشده براى ايشان، مى تواند گوياى برداشت بالا باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 17 - 7
7 - هلاكت قوم ثمود ، با صاعقه خواركننده و خفت آور
فأخذتهم صـعقة العذاب الهون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 44 - 5
5 - فراگيرى صاعقه بر قوم ثمود ، در عين هشيارى و در مقابل چشمان آنان
فأخذتهم الصـعقة و هم ينظرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 51 - 2
2 - از ميان رفتن قوم ثمود و باقى نماندن نسل كافر ايشان ، پس از عذاب و انتقام الهى
و أنّه أهلك . .. و ثموداْ فما أبقى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 52 - 1
1 - قوم نوح ، قومى هلاك شده به اراده خداوند ، قبل از عاد و ثمود
و أنّه أهلك عادًا . .. و ثموداْ ... و قوم نوح من قبل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 30 - 2
2 - سرگذشت هلاكت بار قوم ثمود ، دليلى بر حقانيت عذاب ها و هشدار هاى خداوند
كذّبت ثمود بالنّذر . .. فكيف كان عذابى و نذر
خداوند، پس از بيان موضع تكذيب گرانه ثموديان نسبت به هشدارهاى الهى; انسان ها را به اين حقيقت متوجه ساخته است كه «ببيند چگونه عذاب ها و انذارهاى الهى تحقق پذيرفت و عملى گرديد».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 5 - 1
1 - قوم ثمود ، به وسيله صاعقه كوبنده و سركش به هلاكت رسيدند .
فأمّا ثمود فأُهلكوا بالطاغية
«طاغية» در اصل، به معناى سركش و متجاوز از حد و مرز است; ولى مقصود از آن در آيه شريفه ـ برابر نظر مفسران ـ صاعقه است. البته در آيه 13 سوره «فصلت» بدان تصريح شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بروج - 85 - 18 - 3
3 - سرنوشت هلاكت بار فرعونيان و قوم ثمود ، نمونه اى بارز از برخورد تند و قهرآميز خداوند با كافران است .
إنّ بطش ربّك . .. فرعون و ثمود
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بروج - 85 - 19 - 6
6 - اصرار كافران مكّه بر تكذيب تهديد هاى الهى ، با وجود آگاهى آنان از هلاكت فرعونيان و ثموديان ، شگفت آورتر از كفرورزى پيشينيان است .
بل الذين كفروا فى تكذيب
اضراب كه از حرف «بل» استفاده مى شود ممكن است نظر به اين داشته باشد كه تكذيب گرى مردم مكّه در قياس با كفر پيشينيان اعجاب آورتر است; زيرا به رغم ديدن سرنوشت آنها، تهديد را دروغ شمردند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 9 - 2
2 - آگاهى دقيق پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به فرجام هلاكت بار قوم ثمود
ألم تر كيف . .. و ثمود
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 11 - 4
4 - طغيان ، عامل هلاكت قوم عاد و ثمود و زمينه ساز نابودى فرعون
ألم تر كيف فعل ربّك بعاد . .. و ثمود ... وفرعون ... الذين طغوا فى البلـد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - شمس - 91 - 11 - 6
6 - قوم ثمود ، محروم سازنده خود از كمالات نفسانى و گرفتار فساد و تباهى بودند .
و قد خاب من دسّيها . كذّبت ثمود بطغويها
اين آيه، بيانگر يكى از مصاديق آيه قبل است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - شمس - 91 - 14 - 8
8 - خداوند ، بر قوم ثمود به جهت كشتن ناقه ، عذابى فراگير نازل كرده ، اعضاى بدن آنان را از هم متلاشى ساخت .
فدمدم عليهم ربّهم بذنبهم
اطلاق «دمدمة» ـ كه بر پوشاندن و فراگيرى دلالت دارد ـ بر هلاكت ثموديان، به جهت آن بود كه خداوند، آنان را با عذاب و هلاكت پوشاند (مقاييس). جمله «دمدمت الشىء» ـ كه گاهى با حرف «على» و گاهى بدون آن استعمال مى شود (قاموس) ـ زمانى كار برد دارد كه چيزى را به زمين كوبيده و آن را شكسته و قطعه هاى آن را پراكنده سازند. (صحاح اللغة)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - شمس - 91 - 15 - 1،2
1 - برچيدن ثموديان از زمين ، حادثه اى ناچيز در برابر قدرت خداوند و خالى از هرگونه پيامد نامطلوب
و لايخاف عقبيها
ضمير «عقباها»، به «دَمْدَمة» و يا به «ثمود» برمى گردد. در صورت دوم مراد «عقبى هلاكتهم» خواهد بود.
2 - خداوند ، از آثار هلاكت ثموديان پروايى نداشته و ترسى از پيامد هاى آن ندارد .
و لايخاف عقبيها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 72 - 6،7،8
6 ـ تمامى تكذيب كنندگان آيات الهى از قوم عاد ، با عذاب نازل شده از جانب خداوند به هلاكت رسيدند .
و قطعنا دابر الذين كذبوا
دابِر هر چيز به معناى آخر آن است. «قطع دابر» يعنى نابودسازى آخرين نفر ; و اين كنايه از نابودى همگان است.
7 ـ اصرار قوم عاد بر كفر و اميد نرفتن به ايمانشان ، عامل نزول عذاب و هلاكت آنان
و قطعنا دابر الذين كذبوا بايتنا و ما كانوا مؤمنين
چون تكذيب آيات الهى ملازم با عدم ايمان، بلكه برخاسته از بى ايمانى است، مى توان گفت جمله «ما كانوا مؤمنين» يا اشاره به اين معنا دارد كه تكذيب كنندگانِ هلاك شده اهل ايمان نبودند و توفيق گرايش به توحيد به طور كلى از آنان سلب
شده بود، و يا اشاره به طايفه اى ديگر غير از تكذيب كنندگان دارد. يعنى كسانى كه تكذيب نكردند، ايمان نيز نياوردند. برداشت فوق بر اساس احتمال اول است.
8 ـ خداوند علاوه بر تكذيب كنندگان آيات الهى از قوم عاد ، غير مؤمنان ايشان را نيز به هلاكت رساند .
قطعنا دابر الذين كذبوا بايتنا و ما كانوا مؤمنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 57 - 5
5ـ نابودى كفرپيشگان قوم عاد و جايگزينى اقوامى ديگر به جاى آنها ، هشدار هود ( ع ) به آنان
فإن تولّوا . .. و يستخلف ربى قومًا غيركم
«إستخلاف» به معناى جانشين ساختن و جايگزين كردن است و اين معنا در آيه شريفه ، مستلزم نابود كردن قوم عاد مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 44 - 10
10 - قوم نوح ، عاد ، ثمود ، ابراهيم ، لوط ، اصحاب مدين و فرعونيان ، اقوام هلاك شده با عذاب استيصال
فقد كذّبت قبلهم قوم نوح . .. ثمّ أخذتهم فكيف كان نكير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 38 - 1
1 ـ خداوند ، قوم عاد ، ثمود و اصحاب رسّ را به خاطر تكذيب آيات و رسولان الهى درهم شكست و نابود ساخت .
و عادًا و ثمودا و أصحـب الرّسّ و قرونًا بين ذلك كثيرًا
نصب كلمه هاى «عاداً»، «ثمودا» و «أصحاب الرسّ» به وسيله فعلى محذوف «دمّرنا» و «أهلكنا» مى باشد. گفتنى است علت هلاكت اقوام ياد شده، همان تكذيب است كه در آيات قبل در باره فرعونيان و قوم نوح آمده بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 39 - 1،3
1 ـ خداوند ، پيش از هلاكت تكذيب كنندگان موسى ( ع ) و اقوام نوح ، عاد ، ثمود و اصحاب رسّ براى اتمام حجت و عبرت آموزى آنان ، مثل هاى روشنگرانه اى زده بود .
فقلنا اذهبا إلى القوم الذين كذّبوا بأيـتنا . .. و قوم نوح ... و عادًا و ثمودا و
3 ـ همه مردمان عاد ، ثمود ، اصحاب رسّ و مردم دوران هاى بين اقوام ياد شده ، به خاطر تكذيب آيات خدا و رسولان او ، به شكل شگفت آورى درهم شكسته شده و نابود گرديدند .
و كلاًّ تبّرنا تتبيرًا
«تتبير» (مصدر «تبّرنا») به معناى درهم شكستن و هلاك كردن است (لسان العرب). «تتبيراً» ـ كه مفعول مطلق براى «تبّرنا» است ـ نيز براى تأكيد معناى درهم شكستن و هلاك كردن و نوع شگفت آور آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 140 - 4
4 - هلاكت قوم عاد ، نمود عزت و قدرت قاهر خداوند .
فكذّبوه فأهلكنـهم . .. و إنّ ربّك لهو العزيز
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 38 - 1،2
1 - عاد و ثمود ، دو قوم هلاك شده با عذاب الهى اند .
فأخذتهم الرجفة . .. و عادًا و ثمودًا
«عاداً و ثموداً» منصوب به فعل مقدر «أهلكنا» است.
2 - خانه هاى بازمانده از دو قوم عاد و ثمود ، نشانِ هلاكت و نابودى آنان به عذاب الهى است .
و عادًا و ثمودًا و قد تبيّن لكم من مسـكنهم
احتمال دارد «من مساكنهم» متعلق به «تبيّن» باشد و فاعل «تبيّن» مستتر و مرجع آن «إِهلاكنا» باشد و احتمال دارد «من» زايد و «مساكن» در محل رفع و فاعل «تبيّن» باشد. در هر دو صورت، نكته ياد شده، به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 40 - 11،14،15
11 - نابود كردن قوم عاد و ثمود با طوفان و صداى مهيب و نيز هلاكت قارون و فرعون و هامان با فرورفتن در كام زمين و امواج دريا ، نشانه پيشى داشتن قضاى الهى بر هر قدرتى است .
و قـرون و فرعون و هـمـن . .. و ما كانوا سـبقين . فكلاًّ أخذنا بذنبه فمنهم
14 - هلاكت قوم عاد و ثمود و قارون و هامان و فرعون با عذاب هاى الهى ، نتيجه ظلمى بود كه خود ، در حق خود ، روا داشتند .
فكلاًّ أخذنا بذنبه . .. و ما كان اللّه ليظلمهم ولـكن كانوا أنفسهم يظلمون
15 - آنچه خداوند با اقوام عاد و ثمود و نيز با قارون و فرعون و هامان كرد ، ظلم خدا به آنان نبود .
فكلاًّ أخذنا بذنبه . .. و ما كان اللّه ليظلمهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 31 - 5،7
5 - قوم نوح ، عاد ، ثمود و اقوام پس از آنان ، مهم ترين اقوام هلاك شده تاريخ *
مثل دأب قوم نوح . .. و الذين من بعدهم
7 - آشنايى مردم عصر فرعون از سرگذشت هلاكت بار قوم نوح ، عاد ، ثمود و اقوام پس از آنان
إنّى أخاف عليكم مثل . .. دأب قوم نوح ... و الذين من بعدهم
هشدار مؤمن آل فرعون به مردم و بازگوكردن سرگذشت عبرت آموز اقوام يادشده براى ايشان، مى تواند گوياى برداشت بالا باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 25 - 8
8- هلاكت قوم عاد ، نمودى از سنت الهى در مجازات جوامع جرم پيشه
كذلك نجزى القوم المجرمين
از تعبير «كذلك نجزى» ـ با توجه به فعل مضارع كه مفيد استمرار است ـ سنت استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 26 - 2
2- هلاكت قوم عاد ، به رغم داشتن توان و نيرويى قوى و گسترده ، هشدارى است به تمامى مشركان .
و لقد مكّنّـهم فيما إن مكّنّـكم فيه
گرچه مورد آيه، مشركان مكه است; ولى در هشدار الهى، ديگر مشركان نيز با آنها تفاوتى ندارند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 52 - 1
1 - قوم نوح ، قومى هلاك شده به اراده خداوند ، قبل از عاد و ثمود
و أنّه أهلك عادًا . .. و ثموداْ ... و قوم نوح من قبل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 18 - 3
3 - ترغيب مردم از سوى خداوند ، براى تأمل در سرنوشت هلاكت بار قوم عاد
كذّبت عاد فكيف كان عذابى و نذر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 6 - 1
1 - قوم عاد ، به وسيله بادى سركش ، بسيار سرد و توفنده به هلاكت رسيدند .
و أمّا عاد فأُهلكوا بريح صرصر عاتية
«صرصر»; يعنى، صداى شديد و يا [هواى] سرد شديد; به گونه اى كه بسوزاند. «عُتُوّ» (مصدر «عاتية») به معناى استكبار و تجاوز از حد است. (قاموس المحيط)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 11 - 4
4 - طغيان ، عامل هلاكت قوم عاد و ثمود و زمينه ساز نابودى فرعون
ألم تر كيف فعل ربّك بعاد . .. و ثمود ... وفرعون ... الذين طغوا فى البلـد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 83 - 1
1 ـ خداوند قوم لوط را به سبب مخالفتشان با لوط و استمرارشان بر عمل شنيع لواط به هلاكت رساند .
فانجينه و أهله إلا امرأته كانت من الغبرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 84 - 1
1 ـ خداوند با فرو ريختن بارانى بى نظير ( بارشى از سنگ ) بر سر قوم لوط ، آنان را به هلاكت رساند .
و أمطرنا عليهم مطراً
«مَطَر» مفعول به براى «أمطرنا» است و نكره آمدنش حكايت از آن دارد كه بارشى عجيب و بى نظير بوده است و با توجه به آيه 82 از سوره هود (و أمطرنا عليها حجارة . .. ) معلوم مى شود كه عذاب قوم لوط سنگباران بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 70 - 11
11ـ از ميان بردن قوم لوط ، مأموريت فرشتگان حاضر در پيشگاه ابراهيم ( ع )
إنا أُرسلنا إلى قوم لوط
از آيه 76 و نيز آيات مربوط به داستان لوط(ع) معلوم مى شود هدف از فرستادن فرشتگان به سوى قوم لوط، به هلاكت رساندن آنان بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 71 - 12
12ـ زمان آگاهى ابراهيم ( ع ) به دارا شدن فرزند و نوه ( اسحاق و يعقوب ) اندكى پيش از به هلاكت رسيدن قوم لوط بود .
إنا أُرسلنا إلى قوم لوط. وامرأته قائمة فضحكت فبشّرنـها بإسحـق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 82 - 2،4
2ـ خداوند ، علاوه بر زير و رو كردن ديار قوم لوط ، با فرو فرستادن سجّيل ( سنگ گل ) آنان را به هلاكت رساند .
فلما جاء أمرنا . .. أمطرنا عليها حجارة من سجيل
«سجيل» كلمه اى است كه در اصل فارسى بوده (سنگ گل) و آن گاه كه در زمان عربى استعمال شده و به اصطلاح معرّب گشته ، به صورت «سجّيل» تلفّظ شده است (لسان العرب).
4ـ خداوند ، به دست فرشتگان مهمان لوط ، ديار قوم لوط را تخريب كرد و آنان را هلاك ساخت .
إنا أُرسلنا إلى قوم لوط . .. إنا رسل ربك ... فلما جاء أمرنا جعلنا عـليها سافلها
از اينكه خداوند، فرشتگان را براى تخريب ديار قوم لوط مى فرستد (إنا اُرسلنا إلى قوم لوط) و در عين حال تخريب آن ديار و نزول عذاب را به خودش نسبت مى دهد (جعلنا عاليها سافلها) چنين استفاده مى شود كه: فرشتگان به منزله وسيله اى براى نزول عذاب بوده و كار آنها جلوه اى از فعل خداوند است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 74 - 7
7- زير و رو شدن شهر و ديار قوم لوط و هلاكت آنان ، مصداق و مظهر عذاب دردناك الهى
نبّىء عبادى . .. و أن عذابى هو العذاب الأليم ... فأخذتهم الصيحة ... فجعلنا عـليه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 44 - 10
10 - قوم نوح ، عاد ، ثمود ، ابراهيم ، لوط ، اصحاب مدين و فرعونيان ، اقوام هلاك شده با عذاب استيصال
فقد كذّبت قبلهم قوم نوح . .. ثمّ أخذتهم فكيف كان نكير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 172 - 1
1 - هلاكت قوم لوط ، پس از خروج وى و خاندان مؤمنش از شهر
فنجّينـه و أهله . .. ثمّ دمّرنا الأخرين
«تدمير» (مصدر «دمّرنا») مرادف «إهلاك» و به معناى نابود كردن و از ميان برداشتن است; يعنى، «سپس ديگران را هلاك گردانيديم».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 173 - 1
1 - بارش بارانى از سنگ گِل ( سجيل ) بر قوم لوط ، پس از هلاكت آنان و ويرانى كامل ديارشان
ثمّ دمّرنا الأخرين . و أمطرنا عليهم مطرًا
«إمطار» (مصدر «أمطرنا») به معناى بارانيدن است. «مطرًا» مفعول «أمطرنا» و تنكير آن تنكير تنويع است; يعنى، «بر روى آنان نوعى باران فرو ريختيم». در سوره حجر (آيه 74) نوع باران را بيان كرده است: «فجعلنا عاليها سافلها و أمطرنا عليهم حجارة من سجيل; شهرشان را زيرورو كرديم و بر آنان سنگ هايى از سجيل (سنگ گِل) فرو ريختيم».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 174 - 2
2 - هلاكت قوم فساد پيشه لوط و نجات وى و خاندانش ـ به جز همسر وى ـ نمودى از سنت مستمر الهى در يارى رسانى به حق و سركوب باطل
إنّ فى ذلك لأية
نشانه و مايه عبرت بودن سرگذشت قوم لوط، در صورتى است كه درباره ديگر امت ها قابل تكرار باشد و به تعبير ديگر، سنتى مستمر به شمار آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 175 - 5
5 - هلاكت قوم لوط ، نمود عزت و قدرت پيروزمند خداوند
ثمّ دمّرنا الأخرين . .. و إنّ ربّك لهو العزيز
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 134 - 2
2 - قوم لوط ، گرفتار عذاب هلاكت بار الهى شدند .
و إنّ لوطًا لمن المرسلين . إذ نجّينـه و أهله
نجات حضرت لوط و خاندانش، نشانگر نابود شدن قوم لوط است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 135 - 1
1 - همسر حضرت لوط ، از هلاك شدگان عذاب الهى قوم لوط بود .
إلاّ عجوزًا فى الغـبرين
«غابر» (مفرد «غابرين») به معناى باقى و مانده است و مقصود از آن، كسانى اند كه از شهر بيرون نيامده و به عذاب الهى قوم لوط گرفتار شدند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 136 - 1
1 - تمام افراد قوم لوط كه در شهر ماندند ، به عذاب هلاكت بار الهى گرفتار و كيفر شدند .
إذ نجّينـه و أهله أجمعين . إلاّ عجوزًا فى الغـبرين . ثمّ دمّرنا الأخرين
«تدمير» (مصدر «دمّرنا») به معناى اهلاك و نابود كردن از روى كيفر است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 32 - 2
2 - حضور فرشتگان به محضر ابراهيم ( ع ) ، قبل از ايفاى مأموريت خود در نابودى قوم لوط
قال فما خطبكم أيّها المرسلون . قالوا إنّا أُرسلنا إلى قوم مجرمين
مفسران اين مأموريت را ـ به قرينه «لنرسل» ـ بعد از حضور يافتن ملائكه در منزل ابراهيم(ع) دانسته اند. البته آيات مربوط به قوم لوط در سوره هود مؤيد همين معنا است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 53 - 2
2 - هلاكت قوم لوط ، به وسيله زيرورو شدن سرزمين آنان
و المؤتفكة أهوى
«ائتفاك» به معناى زيرورو شدن است. «قراى مؤتفكه»; يعنى، آبادى هايى كه با اهلش زيرورو شده اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 54 - 1
1 - مدفون گشتن قوم لوط در پوششى گران ، در پى سقوط و هلاكت
و المؤتفكة أهوى . فغشّيها ما غشّى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 34 - 3
3 - هلاكت تمامى قوم لوط با عذاب الهى ; به جز شخص لوط ( ع ) و خاندان او
إنّا أرسلنا عليهم حاصبًا إلاّءال لوط
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 38 - 3،4
3 - عذاب قوم لوط ، عذابى فراگير و مايه نابودى همه آنان
و لقد صبّحهم بكرة عذاب مستقرّ
وصف «مستقرّ» مى رساند كه طوفان شن، آن قدر استمرار يافت تا تمامى قوم لوط به هلاكت رسيدند.
4 - برجاى ماندن آثار عذاب نازل شده بر قوم لوط ، پس از هلاكت آنان
و لقد صبّحهم بكرة عذاب مستقرّ
واژه «مستقرّ» مى تواند نظر به استمرار يافتن آثار عذاب نازل شده بر قوم لوط داشته باشد. برداشت ياد شده بر پايه اين احتمال است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 64 - 5
5 ـ خداوند ، قوم نوح ( ع ) را به خاطر تكذيب آياتش ، با غرق كردن در آب به هلاكت رساند .
و أغرقنا الذين كذبوا بايتنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 69 - 10
10 ـ قوم عاد نخستين جامعه سامان يافته در پى هلاكت قوم نوح
اذكروا إذ جعلكم خلفاء من بعد قوم نوح
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 39 - 2
2ـ عذاب دنيوى كافران قوم نوح ، عذابى ذلت آور ، خواركننده و هلاك سازنده بود .
من يأتيه عذاب يخزيه
«إخزاء» (مصدر يخزيه) به معناى ذليل و خوار كردن و نيز به معناى هلاك ساختن مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 43 - 12
12ـ كفرپيشگان قوم نوح ، در طوفان آب غرق شدند و به هلاكت رسيدند .
فكان من المغرقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 44 - 10
10 - قوم نوح ، عاد ، ثمود ، ابراهيم ، لوط ، اصحاب مدين و فرعونيان ، اقوام هلاك شده با عذاب استيصال
فقد كذّبت قبلهم قوم نوح . .. ثمّ أخذتهم فكيف كان نكير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 39 - 1
1 ـ خداوند ، پيش از هلاكت تكذيب كنندگان موسى ( ع ) و اقوام نوح ، عاد ، ثمود و اصحاب رسّ براى اتمام حجت و عبرت آموزى آنان ، مثل هاى روشنگرانه اى زده بود .
فقلنا اذهبا إلى القوم الذين كذّبوا بأيـتنا . .. و قوم نوح ... و عادًا و ثمودا و
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 120 - 1
1 - غرق شدن و هلاكت قوم نوح ، پس از نجات وى و همراهانش
ثمّ أغرقنا بعد الباقين
«إغراق» (مصدر «أغرقنا») به معناى غرق كردن است. مضاف اليه «بعد» حذف شده و تقدير آن چنين است: «بعد نجات نوح و من معه». «ألباقين» جمع همراه با«ال» جنس و مفيد استغراق مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 121 - 1
1 - نجات نوح ( ع ) و پيروانش و هلاكت كفرپيشگان قوم وى ، آيتى بزرگ و عبرت آموز براى ديگران
إنّ فى ذلك لأية و ما كان أكثرهم مؤمنين
«ذلك» به جريان نجات نوح(ع) و پيروان وى و نيز هلاكت قوم كفرپيشه وى اشاره دارد. «آية» در اين جا مرادف «عبرة» مى باشد و نكره آمدن آن بيانگر عظمت آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 31 - 5،7
5 - قوم نوح ، عاد ، ثمود و اقوام پس از آنان ، مهم ترين اقوام هلاك شده تاريخ *
مثل دأب قوم نوح . .. و الذين من بعدهم
7 - آشنايى مردم عصر فرعون از سرگذشت هلاكت بار قوم نوح ، عاد ، ثمود و اقوام پس از آنان
إنّى أخاف عليكم مثل . .. دأب قوم نوح ... و الذين من بعدهم
هشدار مؤمن آل فرعون به مردم و بازگوكردن سرگذشت عبرت آموز اقوام يادشده براى ايشان، مى تواند گوياى برداشت بالا باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 11 - 1
1 - نابودى قوم نوح ، با طغيان آب و غرق شدن
إنّا لمّا طغا الماء
اين آيه درصدد بيان سرگذشت اولين قوم عقوبت شده است كه در آيه قبل، بدان اشاره شده و آن قوم نوح است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 127 - 2،3
2 ـ هلاكت و خوارى بزرگان سپاه كفر در جنگ بدر *
و لقد نصركم اللّه ببدر . .. ليقطع طرفاً من الّذين كفروا
برخى از مفسّرين، «طرفاً» رابه معناى اشراف و بزرگان گرفته اند، به استناد اساس اللغة كه گفته است: «من اطراف العرب يعنى من اشرافهم».
3 ـ خداوند ، هلاك كننده و خواركننده كافران
ليقطع طرفاً من الّذين كفروا او يكبتهم
فاعل «ليقطع»، ضميرى است كه به «اللّه» ارجاع مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 133 - 2،6
2 ـ قدرت خداوند بر نابودى كافران و گنهكاران و جايگزينى مؤمنانى تقواپيشه به جاى ايشان
ان اتقوا اللّه . .. ان يشأ يذهبكم ايها الناس و يأت باخرين
6 ـ تهديد بى تقوايان كفرپيشه به هلاكت و نابودى ، از سوى خداوند
ان اتقوا اللّه و إن تكفروا . .. ان يشأ يذهبكم ايها الناس
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 133 - 8
8 ـ اگر خداوند بخواهد مردم ستمگر و كافر را نابود مى كند و نسلهاى ديگرى را جانشين آنان مى سازد.
إن يشأ يذهبكم و يستخلف من بعدكم ما يشاء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 72 - 8
8 ـ خداوند علاوه بر تكذيب كنندگان آيات الهى از قوم عاد ، غير مؤمنان ايشان را نيز به هلاكت رساند .
قطعنا دابر الذين كذبوا بايتنا و ما كانوا مؤمنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 7 - 7،8
7 ـ تعلق اراده الهى به تحقق يافتن حق و ريشه كن شدن كافران
و يريد اللّه أن يحق الحق بكلمته و يقطع دابر الكفرين
«دابر» به معناى آخرت است و از بين بردن آخر هر چيز به معناى نابودسازى كامل آن چيز است.
8 ـ پياده شدن حق و ريشه كن شدن بنيان كافران ، هدف از فرمان خداوند به نبرد با مشركان مكه در بدر
و يريد اللّه أن يحق الحق بكلمته و يقطع دابر الكفرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 8 - 3
3 ـ تضمين تحقق حق و محو باطل در پرتو ريشه كن شدن كافران است .
و يقطع دابر الكفرين. ليحق الحق و يبطل البطل
برداشت فوق بر اين اساس است كه «ليحق الحق» متعلق به «يقطع . .. » در آيه قبل باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 57 - 10
10ـ هلاكت كفرپيشگان به عذاب هاى الهى ، هرگز مايه زيان و ضررى براى خداوند نيست .
و يستخلف ربى قومًا غيركم و لاتضرونه شيئًا
در برداشت فوق ، جمله «لاتضرونه» در ارتباط با «يستخلف ربى . ..» معنا شده است; يعنى ، در صورت نابودى شما ، ضررى متوجه خداوند نمى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 41 - 8
8ـ از ميان رفتن كفرپيشگان و كوتاه شدن سيطره آنان از زمين ، از فرمان هاى خداوند است كه نقض نخواهد شد و تحقق خواهد يافت .
أولم يروا أنَّا نأتى الأرض ننقصها من أطرافها والله يحكم لامعقّب لحكمه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 42 - 5،6
5ـ نابودى كفرپيشگان توطئه گر در طول تاريخ ، نشانه بى اثر بودن مكر آنان در برابر برنامه هاى الهى است .
أولم يروا أنّا نأتى الأرض ننقصها . .. و قد مكر الذين من قبلهم فلله المكر جميعًا
6ـ نابودى كفرپيشگان توطئه گر ، دليل اقتدار خدا بر طرح نقشه ها و برنامه هاى پنهانى
أولم يروا . .. و قد مكر الذين من قبلهم فلله المكر جميعًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 14 - 3
3- تهديد شدن كافران ظالم به مرگ از سوى خداوند ، در پى تهديد شدن انبياى الهى از سوى آنان به اخراج از سرزمين مسكونى خويش
و قال الذين كفروا . .. لنخرجنّكم من أرضنا ... فأوحى إليهم ربّهم لنهلكنّ الظـلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 55 - 14
14- خداوند براساس سنت خويش ، كافران دوران هاى پيشين را كه از ايمان و استغفار روگردان بودند ، به هلاكت رساند .
إلاّ أن تأتيهم سنّة الأوّلين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 37 - 6،7
6- نابودى كافرانِ دين ستيز و پيروزى مسلمانان ، قانونمند و داراى وقتِ مناسب است .
خلق الإنسـن من عجل سأُوريكم ءايـتى فلاتستعجلون
برداشت ياد شده از ارتباط ميان اين آيه و آيه قبل استفاده شده است; بدين ترتيب كه مؤمنان با مشاهده برخورد گستاخانه مشركان با پيامبر(صلی الله علیه و آله)، بى صبرانه منتظر تحقق وعده الهى، مبنى بر هلاكت دشمنان و پيروزى مسلمانان بودند. و خداوند آنان را به صبر و شتاب نكردن فراخوانده است. گفتنى است برداشت فوق بر اساس اين است كه مخاطبان جمله «سأوريكم... فلاتستعجلون» مسلمانان باشند.
7- هلاكت و شكست كافران و دين ستيزان و پيروزى مؤمنان ، از آيات الهى است .
سأُوريكم ءايـتى
برداشت ياد شده به خاطر اين است كه از هلاكت كافران و پيروزى مسلمانان به «آيات» تعبير شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 44 - 5،8
5 - خداوند ، اقوام تكذيب گر و كفر پيشه تاريخ را پس از اين كه از فرصت داده شده استفاده نكردند و هم چنان بر كفر و انكار خود پاى فشردند ، با عذاب استيصال نابود كرد .
فأمليت للكـفرين ثمّ أخذتهم
«نكير» به معناى انكار (تغيير) است. و مقصود از آن به قرينه آيه بعد، تغيير نعمت به محنت، حيات به مرگ و نابودى و آبادانى به ويرانى است. گفتنى است كه استفهام در جمله «فكيف كان نكير»، استفهام تعجيبى و بيانگر شدت كيفر است.
8 - مهلت دادن به كافران حق ستيز و سپس هلاك ساختن آنها ، سنت الهى در طول تاريخ
فقد كذّبت قبلهم . .. فأمليت للكـفرين ثمّ أخذتهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 41 - 5
5 - تبديل شدن كافران حق ستيز به موجوداتى بى جان ـ همچون خس و خاشاك ـ در پى نزول عذاب
فجعلنـهم غثاءً
«جعل» (مصدر «جعلنا») در جمله بالا، به معناى گردانيدن و تغيير دادن از صورتى يا حالتى، به صورت يا حالت ديگر است. «غثاء» نيز به خس و خاشاك روى آب گفته مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 44 - 10
10 - افول تمدن ها و هلاكت جوامع كفرپيشه ، نمودى است از خشم و نفرين الهى در حق آنان
فأتبعنا بعضهم بعضًا. .. فبعدًا لقوم لايؤمنون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 82 - 4
4 - پاكسازى نهايى زمين از وجود كافران ، وعده اى حتمى و تخلف ناپذير
و إذا وقع القول عليهم . .. أنّ الناس كانوا بـايـتنا لايوقنون
تعبير «أنّ الناس. ..» دربرگيرنده همه كافران است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 8 - 1
1 - مؤاخذه هلاكت بار ملت هاى كفرپيشه و مقتدر پيشين از سوى خداوند
فأهلكنا أشدّ منهم بطشًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 55 - 9
9 - هلاكت و نابودى ، فرجام ملت هاى ذلت پذير و پيرو كفر و ستم
فاستخفّ قومه . .. فأغرقنـهم أجمعين
از اين كه فرعونيان با ضعف و زبونى در برابر دستگاه جبار فرعونى سرانجام به هلاكت رسيدند، مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 10 - 6،9
6- نابودى ديار كافران و هلاكت ايشان ، نمودى از ذلت آنان و پوچى فرجامشان *
فتعسًا لهم و أضلّ أعمـلهم . .. دمّر اللّه عليهم
بدان احتمال كه «دمّر اللّه عليهم» تفسير و بيان نمودى از «تعساً لهم» باشد، برداشت بالا استفاده مى شود.
9- هشدار خداوند به كافران ، نسبت به استمرار اراده او بر نابودى ملت هاى كفرپيشه
دمّر اللّه عليهم و للكـفرين أمثـلها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 11 - 6
6- هلاكت جوامع كفرپيشه در گذشته تاريخ ، نشانى آشكار از بى ياورى كافران در قبال كيفر خداوند
دمّر اللّه عليهم . .. و أنّ الكـفرين لا مولى لهم
از ارتباط «دمّر اللّه عليهم. ..» با «مولى لهم»، مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 38 - 4
4 - آفريدگار جهان ، قادر بر نابود ساختن كافران و منكران معاد *
و كم أهلكنا . .. و لقد خلقنا السمـوت و الأرض
بنابراين كه تذكر به خالقيت خداوند، در ادامه آيات تهديدى (كم أهلكنا قبلهم من قرن) باشد، برداشت بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تغابن - 64 - 5 - 9
9 - تشويق و ترغيب مردم از سوى خداوند ، به مطالعه و تأمل در سرنوشت هلاكت بار جوامع كفرپيشه گذشته
ألم يأتكم نبؤا الذين كفروا من قبل . .. لهم عذاب أليم
استفهام در «ألم يأتكم. ..»، ضمن آن كه براى تقرير مسأله است، براى تشويق و ترغيب نيز مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - ملك - 67 - 7 - 1
1 - كافران ، از هنگام افكنده شدنشان در دوزخ ، با ناخوشايندترين صدا ها روبه رو خواهد شد .
إذا أُلقوا فيها سمعوا لها شهيقًا
«شهيق»، به معناى زشت ترين و ناخوشايندترين صداها است(لسان العرب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - ملك - 67 - 19 - 5
5 - پرواز پرندگان بر فراز زمين ، دليل و نشانه توانايى خداوند بر عذاب و هلاكت كافران
فكيف كان نكير . أولم يروا إلى الطير ... ما يمسكهنّ إلاّ الرحمـن
ذكر پرواز پرندگان به عنوان نشانه قدرت خداى رحمان ـ پس از يادآورى كيفر و عذاب كافران پيشين ـ مى تواند به منظور ارائه نمونه و جلوه اى از قدرت همه جانبه خداوند در جهان باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - معارج - 70 - 41 - 1
1 - توانايى خداوند بر نابودى امت ها ( همچون كافران ) و جايگزين كردن امت هاى برتر و بهتر از آنها ( همچون مؤمنان )
فلاأُقسم . .. إنّا لقـدرون . على أن نبدّل خيرًا منهم
درباره زمان تبديل و مقصود از آن در اين آيه، دو احتمال وجود دارد: 1ـ نابودى كافران و جايگزين كردن مردم خوب و مؤمن به جاى آنان در دنيا; 2ـ تبديل كافران و ديگر انسان ها به انسان هاى برتر و مناسب حيات اخروى در قيامت. برداشت ياد شده، مبتنى بر احتمال نخست است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 26 - 1،3
1 - درخواست نوح ( ع ) از درگاه پروردگار مبنى بر نابودى تمامى كافران و مشركان حق ناپذير عصر خود و قطع نسل آنان
و قال نوح ربّ لاتذر على الأرض من الكـفرين ديّارًا
واژه «ديّار»، همواره پس از نفى قرار مى گيرد و شامل همه انسان ها مى شود.
3 - كافران و بت پرستان حق ناپذير ، مستحق نفرين و نابودى اند .
و قال نوح ربّ لاتذر على الأرض من الكـفرين ديّارًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مدثر - 74 - 19 - 2
2 - كافران حق ناپذير و انديشه گر عليه دين ، مستحق هلاكت و نابودى اند .
إنّه فكّر و قدّر . فقتل كيف قدّر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مدثر - 74 - 20 - 2
2 - كافران حق ناپذيز و انديشه گر عليه دين ، مستحق شديدترين عقوبت و نابودى اند .
ثمّ قتل كيف قدّر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 28 - 4
4 - توانايى خداوند بر آفرينش انسان ، نشانه توانايى او بر نابود كردن امت هاى گنه پيشه و كافر و جايگزين كردن ديگران
نحن خلقنـهم . .. وإذا شئنا بدّلنا أمثـلهم تبديلاً
برداشت ياد شده، از ياد آورى آفرينش انسان از سوى خداوند ـ پيش از تذكر به هلاكت امت هاى كافر و جايگزين كردن ديگران ـ استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 31 - 16
16ـ شكست و نابودى كفرپيشگان مكه و حوالى آن ، از پيشگويى هاى قرآن
لايزال الذين كفروا تصيبهم بما صنعوا قارعة . .. حتى يأتى وعد الله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 54 - 11
11 ـ هلاكت فرعونيان و امت هاى كافر پيشين ، نمودى از زوال نعمت ها در نتيجه ظلم و گناه
ذلك بأن اللّه لم يك مغيرا نعمة أنعمها على قوم حتى يغيروا . .. و كل كانوا ظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 54 - 6
6 ـ هلاكت كافران در جنگ بدر كيفرى از سوى خداوند به سبب تكذيب آيات الهى و انكار رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله)
كدأب ءال فرعون . .. فأهلكنهم بذنوبهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 31 - 15
15ـ شكستو نابودى كفرپيشگان و پيروزى اهل ايمان ، از تهديد هاى خداوند به كافران و از وعده هاى او به مؤمنان عصر بعثت
حتى يأتى وعد الله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 17 - 2
2 - هشدار خداوند به مشركان و كافران لجوج صدراسلام ، مبنى بر به نابودى كامل آنان و جايگزين كردن مردمى ديگر به جاى آنها
إن يشاء يذهبكم . .. ما ذلك على اللّه بعزيز
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 78 - 1،3،4،5
1 ـ كفرپيشگان قوم ثمود با گرفتار شدن به لرزشى شديد به هلاكت رسيدند .
فأخذتهم الرجفة فأصبحوا فى دارهم جثمين
«رجفة» به معناى اضطراب و لرزش است و به قرينه «فأصبحوا . .. » معلوم مى شود آن لرزش بسيار شديد بوده است. قابل ذكر است كه «فأخذتهم الرجفة» (لرزش آنان را فراگرفت) مى تواند به اين معنى باشد كه لرزشى شديد بر اندام آنان مستولى شد و نيز مى تواند به اين معنى باشد كه زمين لرزه و زلزله اى شديد آنان را فراگرفت.
3 ـ كافران قوم ثمود بر اثر عذاب الهى به رو بر زمين افتادند و هلاك شدند .
فأصبحوا فى دارهم جثمين
«جثوم» به معناى به زمين چسبيدن و حركت نكردن است و برخى گفته اند به معناى فروافتادن شخص به سينه خود است.
4 ـ كفرپيشگان قوم ثمود شب هنگام به عذاب گرفتار شدند و در صبحگاهش به هلاكت رسيدند . *
فأصبحوا فى دارهم جثمين
برداشت فوق مبتنى بر اين است كه «اصبحوا» به معناى «دخلوا فى الصباح» (داخل در صبح شدند) باشد نه به معناى «صاروا» بر اين مبنا «فأصبحوا . .. » مى رساند كه هلاكت در اولين لحظه صبح اتفاق افتاده و در نتيجه عذاب لرزش پيش از صبح يعنى در شب، بر كافران قوم ثمود عارض شده است.
5 ـ كافران قوم ثمود پس از تمام شدن حجت بر آنان و اصرارشان بر كفرورزى و از ميان بردن ناقه صالح به هلاكت رسيدند .
قال الملأ الذين استكبروا . .. فأخذتهم الرجفة
كلمه «فاء» در «فأخذتهم» نزول عذاب را بر حقايق بيان شده در آيات قبل مرتبط مى سازد كه از آنهاست كفرورزى قوم صالح، پى كردن ناقه و . .. .
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 91 - 1،2،3،4،6
1 ـ كفرپيشگان قوم شعيب با گرفتار شدن به لرزشى شديد به هلاكت رسيدند .
فأخذتهم الرجفة فأصبحوا فى دارهم جثمين
«رجفة» به معناى اضطراب و لرزش است و به قرينه «فاصبحوا . .. » معلوم مى شود كه آن لرزش بسيار شديد بوده است. قابل ذكر است كه «فأخذتهم الرجفة»، (لرزش آنان را فراگرفت) هم مى تواند به اين معنى باشد كه لرزشى شديد به اندام آنان مستولى شد و هم مى تواند به اين معنى باشد كه زمين لرزه شديد آنان را فراگرفت.
2 ـ كافران قوم شعيب پس از تمام شدن حجت الهى بر آنان و اصرارشان به كفرورزى و مبارزه با شعيب و مؤمنان به وى ، به هلاكت رسيدند .
قال الملأ . .. فأخذتهم الرجفة
كلمه «فا» در «فأخذتهم» نزول عذاب را بر قضاياى بيان شده در آيات قبل مرتبط مى سازد و از آن قضاياست، كفرورزى مردم مدين، مبارزه آنان با شعيب و در آخر دعاى شعيب كه خواهان داورى خداوند شد.
3 ـ كافران قوم شعيب شب هنگام به عذاب گرفتار شدند و صبحگاهش به هلاكت رسيدند . *
فأصبحوا فى دارهم جثمين
برداشت فوق مبتنى بر اين است كه «اصبحوا» به معناى «ادخلوا فى الصباح» (داخل در صبح شدند) باشد، نه به معناى «صاروا». بر اين مبنا «فاصبحوا ... » مى رساند كه هلاكت به هنگام صبح اتفاق افتاد و در نتيجه عذاب لرزش پيش از صبح، يعنى درشب، بر كافران قوم شعيب عارض شده است.
4 ـ كفرپيشگان قوم شعيب بر اثر عذاب الهى ، همگان به رو بر زمين افتادند و هلاك شدند .
فأصبحوا فى دارهم جثمين
«جثوم» به معناى به زمين چسبيدن و حركت نكردن است و برخى گفته اند به معناى فرو افتادن شخص است بر سينه خود.
6 ـ هلاكت كافران قوم شعيب و نجات مؤمنان آن قوم ، داورى به حق خداوند در ميان آنان
ربنا افتح بيننا و بين قومنا بالحق . .. فأخذتهم الرجفة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 92 - 1
1 ـ عذاب فرود آمده بر تكذيب كنندگان شعيب و كفرپيشگان مدين موجب نابودى آنان و تخريب آثار زندگانى در آن ديار شد .
الذين كذبوا شعيباً كأن لم يغنوا فيها
ضمير در «فيها» به «دار» در آيه قبل برمى گردد و «غنى» مصدر «لم يغنوا» به معناى اقامت كردن و سكونت گزيدن است. بنابراين «كأن لم يغنوا» يعنى گويا قوم شعيب در ديارشان اقامت نكرده بودند. و اين كنايه از نابودى ديار آنان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 135 - 1
1- كافران مكه با انكار آيات الهى ـ پس از اتمام حجت بر ايشان ـ مستحق نابودى و عذاب بودند .
و لو أنّا أهلكنـهم . .. فستعلمون من أصحـب الصرط السوىّ و من اهتدى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 37 - 5
5- كافران مكه به عذاب و نابودى قريب الوقوع تهديد شدند .
سأُوريكم ءايـتى فلاتستعجلون
مقصود از «آياتى» به قرينه آيات بعد (. ..بل تأتيهم بغتة...) عذاب و هلاكت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 31 - 2
2 - تهديد كافران مكّه از سوى خداوند ، به وقوع حوادثى ناگوار و مرگ آفرين براى ايشان در آينده
قل تربّصوا فإنّى معكم من المتربّصين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 31 - 16
16ـ شكست و نابودى كفرپيشگان مكه و حوالى آن ، از پيشگويى هاى قرآن
لايزال الذين كفروا تصيبهم بما صنعوا قارعة . .. حتى يأتى وعد الله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 51 - 7،8
7 - همسانى سرنوشت هلاكت بارِ مرفهان ناسپاس ، براى هميشه تاريخ و يكسانى سنت الهى درباره آنان
قد قالها الذين من قبلهم . .. فأصابهم سيّئات ماكسبوا و الذين ظلموا من هـؤلاء سيصي
8 - مرفهان ناسپاس ، در معرض عذاب و سرنوشت هلاكت بار خويش اند .
و الذين ظلموا من هـؤلاء سيصيبهم سيّئات ماكسبوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 133 - 2
2 ـ قدرت خداوند بر نابودى كافران و گنهكاران و جايگزينى مؤمنانى تقواپيشه به جاى ايشان
ان اتقوا اللّه . .. ان يشأ يذهبكم ايها الناس و يأت باخرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 25 - 9
9- مجازات الهى براى جوامع مجرم ، مجازاتى سخت ويرانگر و هلاكت بار
كذلك نجزى القوم المجرمين
«كذلك» اشاره به عذاب سخت و ويرانگرى دارد كه قوم عاد را نابود ساخت. خداوند امت ها را به مجازاتى چنين سخت، هشدار داده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 28 - 4
4 - توانايى خداوند بر آفرينش انسان ، نشانه توانايى او بر نابود كردن امت هاى گنه پيشه و كافر و جايگزين كردن ديگران
نحن خلقنـهم . .. وإذا شئنا بدّلنا أمثـلهم تبديلاً
برداشت ياد شده، از ياد آورى آفرينش انسان از سوى خداوند ـ پيش از تذكر به هلاكت امت هاى كافر و جايگزين كردن ديگران ـ استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - شمس - 91 - 15 - 4
4 - خداوند ، از نابود ساختن جامعه هاى بزرگ آلوده به گناه ، نمى هراسد و بر آثار و پيامد هاى آن سلطه كامل دارد .
و لايخاف عقبيها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 164 - 5،6
5 ـ پرهيزكنندگان از صيد ماهى در ميان يهوديان ايله ( چه موعظه گران و چه تاركان نهى از منكر ) مطمئن به نزول عذاب الهى بر متجاوزان و يا به هلاكت رسيدن ايشان به دست خدا
اللّه مهلكهم أو معذبهم عذاباً شديداً
6 ـ اطمينان به هلاكت متجاوزان ايله و يا گرفتارى آنان به عذابى سخت ، بهانه تاركان نهى از منكر براى سكوت خويش در برابر آنان و مايه نابجا شمردن عمل موعظه گران ( نهى از منكر )
لم تعظون قوماً اللّه مهلكهم أو معذبهم عذاباً شديداً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 42 - 10
10 ـ پيامد هلاكت بار سرباز زدن از فريضه جهاد در راه خدا ، دامنگير خود متخلفان است .
لو استطعنا لخرجنا معكم يهلكون أنفسهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 42 - 11
11 ـ متخلفان از جنگ تبوك ( منافقان ) ، به تخلف خويش و سوگند هاى دروغينشان ، در جهت هلاكت خود گام برداشتند .
سيحلفون باللّه . .. يهلكون أنفسهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 78 - 16
16 - مجرمان و تبه كاران ، سزاوار كيفر مرگ در پيشگاه عدل الهى
أوَلم يعلم أنّ اللّه قد أهلك من قبله من القرون. ..و لايسئل عن ذنوبهم المجرمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 35 - 2
2 - ايمان ، مايه مصونيت انسان ، از عذاب هلاكت بار جامعه مجرم و اسراف گر
فأخرجنا من كان فيها من المؤمنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 19 - 8
8- هشدار خداوند به مشركان مخالف پيامبر (صلی الله علیه و آله) مبنى بر اينكه در صورت لزوم آنان را به هلاكت خواهد رساند و گروه جديدى را جايگزينشان خواهد كرد .
إن يشأ يذهبكم و يأت بخلق جديد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 24 - 15
15 - دلدارى خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، نسبت به تثبيت دعوت وى و نابودى مخالفانش
و يمح اللّه البـطل و يحقّ الحقّ بكلمـته
برداشت ياد شده بدان احتمال است كه «يمح اللّه الباطل» به صدر آيه «أم يقولون. ..» مرتبط بوده و درمقام دلدارى پيامبر(صلی الله علیه و آله) نسبت به تهمت ها و جنجال آفرينى هاى مخالفان كافر باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 51 - 8
8 - مرفهان ناسپاس ، در معرض عذاب و سرنوشت هلاكت بار خويش اند .
و الذين ظلموا من هـؤلاء سيصيبهم سيّئات ماكسبوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 137 - 8
8 ـ مژده هلاكت مستكبران و حاكميت يافتن مستضعفان ، از سخنان زيباى خداوند براى بشريت .
و أورثنا القوم . .. و تمت كلمت ربك الحسنى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 35 - 2
2 - ايمان ، مايه مصونيت انسان ، از عذاب هلاكت بار جامعه مجرم و اسراف گر
فأخرجنا من كان فيها من المؤمنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 137 - 11،12،13
11 ـ شريكان موهوم خداوند با تزيين اعمال ناروا موجبات هلاكت و سردرگمى و اشتباه در دين را براى مشركان فراهم مى سازند.
و كذلك زين . .. ليردوهم و ليلبسوا عليهم دينهم
«ردى» به معناى هلاكت و «لبس» به معناى اشتباه است.
12 ـ شريكان پندارى به اذن خداوند مشركان را به هلاكت و سردرگمى مى اندازند.
و لو شاء الله ما فعلوه فذرهم
13 ـ گمراه شدن مشركان و به هلاكت افكندن آنان از سوى شريكان موهوم خداوند (جنيان و بتها) در قلمرو مشيّت الهى است.
و لو شاء الله ما فعلوه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 85 - 17،18
17 ـ هلاكت اقوام مشرك و فسادگر پيشين و رهايى موحدان آن اقوام از عذاب هاى دنيوى ، دليلى روشنگر فراسوى قوم شعيب
قد جاءتكم بينة من ربكم
برخى به قرينه آيات گذشته، برآنند كه مراد از «بينة» در آيه مورد بحث سرگذشت اقوامى است كه مشركانشان بر اثر شركورزى، تكذيب انبيا و ابتلا به فسادهاى اجتماعى، به عذاب گرفتار آمدند و موحدان صلاح پيشه از آن عذابها رهايى يافتند.
18 ـ نابودى اقوام مشرك و فسادگر پيشين ، روشنگر حقانيت توحيد و رسالت پيامبران الهى است .
قد جاءتكم بينة من ربكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 101 - 14
14ـ پرستش كنندگانِ خدايان دروغين ، مردمانى تباه شده و خسارت ديده اند .
و ما زادوهم غير تتبيب
«تتبيب» در لغت به معانى خسارت ديدن ، خسارت زدن ، هلاكت ساختن و نيز نفرين و درخواست هلاكت و خسارت ، آمده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 19 - 8
8- هشدار خداوند به مشركان مخالف پيامبر (صلی الله علیه و آله) مبنى بر اينكه در صورت لزوم آنان را به هلاكت خواهد رساند و گروه جديدى را جايگزينشان خواهد كرد .
إن يشأ يذهبكم و يأت بخلق جديد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 39 - 12
12- افكنده شدن مشركان در دوزخ ، همراه با ملامت ، طرد و اهانت است .
فتلقى فى جهنّم ملومًا مدحورًا
«مدحوراً» به معناى «مطرود» است كه در آن معناى اهانت و استخفاف اشراب شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 76 - 4
4- تهديد خداوند به هلاكت حتمى و قريب الوقوع مشركان ، در صورت اخراج پيامبر (صلی الله علیه و آله) از مكه
و إذًا لايلبثون خلـفك إلاّ قليلاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 42 - 15
15 - هلاكت و نابودى اقوام مشرك ، در اثر عذاب الهى ، بخشى از كيفر عمل آنان بوده است .
ليذيقهم بعض الذى عملوا . .. فانظروا كيف كان عـقبة الذين من قبل
چون اين آيه، در مقام استشهاد براى مفاد آيه پيش است، اين نكته به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 25 - 16
16 - هلاكت و نابودى جوامع شرك پيشه ، نمودى از زيانبارى و خسران آنان
و حقّ عليهم القول . ..إنّهم كانوا خـسرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 52 - 2
2 - موسى ( ع ) در پاسخ فرعون ، آگاهى دقيق خداوند از مشركان نابود شده را ، دليل امكان پذير بودن عذاب آنان خواند .
قال فما بال القرون الأُولى . قال علمها عند ربّى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 17 - 2
2 - هشدار خداوند به مشركان و كافران لجوج صدراسلام ، مبنى بر به نابودى كامل آنان و جايگزين كردن مردمى ديگر به جاى آنها
إن يشاء يذهبكم . .. ما ذلك على اللّه بعزيز
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 53 - 12
12 ـ هلاكت و نابودى مشركان مكه در كارزار بدر ، پيامد گناهان و كفرشان به آيات الهى بود .
ذلك بأن اللّه لم يك مغيرا نعمة أنعمها على قوم حتى يغيروا ما بأنفسهم
«ذلك» علاوه بر اينكه اشاره به فرجام شوم فرعونيان و كافران پيش از آنان است، مى تواند اشاره به قضاياى جنگ بدر و نابودى مشركان مكه نيز داشته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 38 - 13
13- گروه هاى ثروت اندوز و بى توجه به احتياج نيازمندان ، در معرض نابودى و جايگزين شدن گروه هاى ديگر به جاى ايشان
و إن تتولّوا يستبدل قومًا غيركم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 38 - 14
14- ملت هاى روى گردان از قوانين الهى ، محكوم به زوال *
و إن تتولّوا يستبدل قومًا غيركم
بنابر اين كه متعلق «تتولّوا»، مطلق قوانين شرع باشد و تعبير «يستبدل» نظر به زوال و اضمحلال داشته باشد، برداشت بالا به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 81 - 18
18 - سقوط و هلاكت ، سرنوشت حتمى افراد و جوامعى است كه مورد غضب خداوند قرار گرفته اند .
و من يحلل عليه غضبى فقد هوى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 26 - 6
6- هشدار خداوند به افترا زنندگان به قرآن كريم مبنى بر نابودى و هلاكت آنان
و إذا قيل لهم ماذا أنزل ربّكم قالوا أسـطر الأولين . .. قد مكر الذين من قبلهم فأت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 85 - 17،18
17 ـ هلاكت اقوام مشرك و فسادگر پيشين و رهايى موحدان آن اقوام از عذاب هاى دنيوى ، دليلى روشنگر فراسوى قوم شعيب
قد جاءتكم بينة من ربكم
برخى به قرينه آيات گذشته، برآنند كه مراد از «بينة» در آيه مورد بحث سرگذشت اقوامى است كه مشركانشان بر اثر شركورزى، تكذيب انبيا و ابتلا به فسادهاى اجتماعى، به عذاب گرفتار آمدند و موحدان صلاح پيشه از آن عذابها رهايى يافتند.
18 ـ نابودى اقوام مشرك و فسادگر پيشين ، روشنگر حقانيت توحيد و رسالت پيامبران الهى است .
قد جاءتكم بينة من ربكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 72 - 8
8 ـ خداوند علاوه بر تكذيب كنندگان آيات الهى از قوم عاد ، غير مؤمنان ايشان را نيز به هلاكت رساند .
قطعنا دابر الذين كذبوا بايتنا و ما كانوا مؤمنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 54 - 9
9 ـ ستم پيشگان و تكذيب كنندگان آيات الهى ، در خطر هلاكت و نابودى با عذاب هاى الهى
كذبوا بايت ربهم . .. و كل كانوا ظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 135 - 8
8- نابودى تكذيب كنندگان پيامبران و آيات الهى ، كيفرى كه هر لحظه و در هر شرايط انتظار وقوع آن وجود دارد .
و لو أنّا أهلكنـهم بعذاب . .. فتربّصوا فستعلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 37 - 8
8 ـ تكذيب كنندگان آيات و رسولان الهى ، علاوه بر هلاكت دنيوى ، در آخرت نيز دچار عذابى دردناك و رنج آور خواهند شد .
الذين كذّبوا بأيـتنا فدمّرنـهم . .. كذّبوا الرسل أغرقنـهم ... و أعتدنا للظـلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 97 - 4
4 ـ هلاكت امت هاى بى تقوا و تكذيب كننده پيامبران ، عبرتى براى امت هاى بعدى است .
و لكن كذبوا فأخذنهم . .. أفأمن أهل القرى أن يأتيهم بأسنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 135 - 8
8- نابودى تكذيب كنندگان پيامبران و آيات الهى ، كيفرى كه هر لحظه و در هر شرايط انتظار وقوع آن وجود دارد .
و لو أنّا أهلكنـهم بعذاب . .. فتربّصوا فستعلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 44 - 5
5 - خداوند ، اقوام تكذيب گر و كفر پيشه تاريخ را پس از اين كه از فرصت داده شده استفاده نكردند و هم چنان بر كفر و انكار خود پاى فشردند ، با عذاب استيصال نابود كرد .
فأمليت للكـفرين ثمّ أخذتهم
«نكير» به معناى انكار (تغيير) است. و مقصود از آن به قرينه آيه بعد، تغيير نعمت به محنت، حيات به مرگ و نابودى و آبادانى به ويرانى است. گفتنى است كه استفهام در جمله «فكيف كان نكير»، استفهام تعجيبى و بيانگر شدت كيفر است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 37 - 5،8
5 ـ گرفتارى تكذيب كنندگان پيامبران الهى و آيات او به قهر و هلاكت خداوند ، از نشانه هاى قدرت خدا و درس عبرتى براى همه مردمان
الذين كذّبوا بأيـتنا فدمّرنـهم تدميرًا . و قوم نوح ... أغرقنـهم و جعلنـهم للناس
8 ـ تكذيب كنندگان آيات و رسولان الهى ، علاوه بر هلاكت دنيوى ، در آخرت نيز دچار عذابى دردناك و رنج آور خواهند شد .
الذين كذّبوا بأيـتنا فدمّرنـهم . .. كذّبوا الرسل أغرقنـهم ... و أعتدنا للظـلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 25 - 6
6 - سرنوشت شوم و هلاكت بار تكذيب كنندگان پيامبران در گذشته ، عبرت آموز براى ديگران
كذّب الذين من قبلهم فأتيـهم العذاب من حيث لايشعرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 14 - 6
6ـ هلاكت تكذيب كنندگان انبيا در گذشته تاريخ ، هشدارى به تكذيب گران پيامبر (صلی الله علیه و آله) و دين الهى
كذّبت قبلهم . .. كلّ كذّب الرسل فحقّ وعيد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مرسلات - 77 - 16 - 1
1 - هلاكت و نابودى گروه هاى بسيارى از تكذيب كنندگان دين در گذشته
ألم نهلك الأوّلين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مرسلات - 77 - 17 - 1،2
1 - تهديد شدن تكذيب گران دين ، از سوى خداوند به هلاكت و نابودى
ثمّ نتبعهم الأخرين
2 - تكذيب گران دين ، در معرض هلاكت و نابودى
ثمّ نتبعهم الأخرين
از اين كه خداوند، پيشينيان را نابود كرده و پسينيان را به هلاكت تهديد نموده است، استفاده مى شود كه تكذيب گران، هميشه در معرض چنين برخوردى از سوى خداوند مى باشند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 92 - 1
1 ـ عذاب فرود آمده بر تكذيب كنندگان شعيب و كفرپيشگان مدين موجب نابودى آنان و تخريب آثار زندگانى در آن ديار شد .
الذين كذبوا شعيباً كأن لم يغنوا فيها
ضمير در «فيها» به «دار» در آيه قبل برمى گردد و «غنى» مصدر «لم يغنوا» به معناى اقامت كردن و سكونت گزيدن است. بنابراين «كأن لم يغنوا» يعنى گويا قوم شعيب در ديارشان اقامت نكرده بودند. و اين كنايه از نابودى ديار آنان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 38 - 4
4 - آفريدگار جهان ، قادر بر نابود ساختن كافران و منكران معاد *
و كم أهلكنا . .. و لقد خلقنا السمـوت و الأرض
بنابراين كه تذكر به خالقيت خداوند، در ادامه آيات تهديدى (كم أهلكنا قبلهم من قرن) باشد، برداشت بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 39 - 1
1 ـ خداوند ، پيش از هلاكت تكذيب كنندگان موسى ( ع ) و اقوام نوح ، عاد ، ثمود و اصحاب رسّ براى اتمام حجت و عبرت آموزى آنان ، مثل هاى روشنگرانه اى زده بود .
فقلنا اذهبا إلى القوم الذين كذّبوا بأيـتنا . .. و قوم نوح ... و عادًا و ثمودا و
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 139 - 1
1 - هلاكت قوم عاد ، به اراده الهى و در پى تكذيب رسالت هود ( ع ) از سوى آنان بود .
فكذّبوه فأهلكنـهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 19 - 7
7 - شكست ، ناكامى و زوال ، فرجام منافقان
واللّه محيط بالكفرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 52 - 3،9
3 ـ مؤمنان صدر اسلام در انتظار هلاكت منافقان به عذاب الهى يا به دست اهل ايمان بودند .
و نحن نتربص بكم أن يصيبكم اللّه بعذاب من عنده أو بأيدينا
9 ـ اطمينان مؤمنان صدر اسلام به سرنوشت نيك خويش و هلاكت و نابودى منافقان
نحن نتربص بكم . .. بعذاب من عنده أو بأيدينا فتربصوا إنا معكم متربصون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 16 - 1
1- جبّاران منحرف ، علاوه بر هلاكت دنيوى ، در آخرت نيز گرفتار جهنّم مى شوند .
و خاب كلّ جبّار عنيد . من ورائه جهنّم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 88 - 7
7 - هر چه جز خدا ، در معرض هلاكت و نابودى است .
كلّ شىء هالك إلاّ وجهه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 46 - 4
4- هلاكت ناگهانى ، از جمله عذاب هاى دنيوى خداوند است .
أو يأخذهم فى تقلّبهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 29 - 2
2- هلاكت و نابودى فرعونيان ، سريع و ناگهانى و بدون كمترين فرصت و مجال تدبير و بازنگرى
و ما كانوا منظرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 39 - 1
1 - قارون و فرعون و هامان ، سه شخصيت هلاك شده با عذاب الهى اند .
و قـرون و فرعون و هـمـن
«قارون» عطف بر «عاداً» است. «عاداً» مفعول فعل مقدر (أهلكنا) است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 40 - 11،14،15
11 - نابود كردن قوم عاد و ثمود با طوفان و صداى مهيب و نيز هلاكت قارون و فرعون و هامان با فرورفتن در كام زمين و امواج دريا ، نشانه پيشى داشتن قضاى الهى بر هر قدرتى است .
و قـرون و فرعون و هـمـن . .. و ما كانوا سـبقين . فكلاًّ أخذنا بذنبه فمنهم
14 - هلاكت قوم عاد و ثمود و قارون و هامان و فرعون با عذاب هاى الهى ، نتيجه ظلمى بود كه خود ، در حق خود ، روا داشتند .
فكلاًّ أخذنا بذنبه . .. و ما كان اللّه ليظلمهم ولـكن كانوا أنفسهم يظلمون
15 - آنچه خداوند با اقوام عاد و ثمود و نيز با قارون و فرعون و هامان كرد ، ظلم خدا به آنان نبود .
فكلاًّ أخذنا بذنبه . .. و ما كان اللّه ليظلمهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 13 - 7
7- هلاكت و نابودى اقوام و مردم هدايت ناپذير و تبهكار ، از سنت هاى خداوند
لايؤمنون به و قد خلت سنة الأولين
همان گونه كه مفسران احتمال داده اند، مراد از «سنة» مى تواند سنت خدا در هلاكت اقوام هدايت ناپذير باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 83 - 5
5 ـ همسر لوط با ماندن در ميان كافران به عذاب الهى گرفتار شد و به هلاكت رسيد .
إلا امرأته كانت من الغبرين
«غابر» به معناى باقى مانده است. بنابراين «كانت من الغبرين» بيانگر اين است كه همسر لوط به جهت باقى ماندن در ميان قومش، از عذاب الهى رهايى نيافت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 81 - 28
28ـ « عن أبى بصير و غيره عن أحدهما عليهما السلام : . . . لما قال جبرئيل : « إنا رسل ربك » قال له لوط : يا جبرئيل عجّل ، قال : نعم ، قال : يا جبرئيل عجّل ، قال : « إن موعدهم الصبح أليس الصبح بقريب » . . . فأدخل جناحه تحتها حتّى إذا استعلت قلّبها عليهم و رمى جدران المدينة بحجار من سجّيل و سمعت إمرأة لوط الهَدّة فهلكت منها ;
ابوبصير و غير او از امام باقر يا امام صادق ـعليهما السلامـ روايت كرده اند كه فرمود: هنگامى كه جبرئيل به لوط گفت: ما فرشتگان، فرستادگان پروردگار تو هستيم، لوط به او گفت: عجله كن، جبرئيل گفت: باشد. لوط گفت: عجله كن، جبرئيل گفت: «موعد هلاكت آنها صبح است، آيا صبح نزديك نيست؟»... پس بال خود را به زير زمين آن ديار فرو برد، آن گاه كه آن آبادى بالا رفت آن را به روى آنان واژگون كرد و ديوارهاى شهر را با سجيل (سنگ گِل) سنگباران كرد. همسر لوط صداى شديد فرو ريختن ديوارها را شنيد و از آن صدا به هلاكت رسيد».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 171 - 1
1 - نجات همه خانواده لوط از عذاب الهى ، به جز همسر پير او
فنجّينـه و أهله أجمعين إلاّ عجوزًا فى الغـبرين
«عجوز» به معناى پير زن و «عجوزاً» مستثنى از «أهله» است. «غبور» (مصدر «غابرين») نيز به معناى باقى ماندن است. بنابراين، «غابر» به كسى گفته مى شود كه همراهانش بروند و او باقى بماند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 174 - 1
1 - نجات لوط ( ع ) و خاندانش ـ به جز همسر وى ـ و هلاكت قوم زشت كردارش ، آيتى بزرگ و عبرت آموز براى ديگران
إنّ فى ذلك لأية
«ذلك» به جريان نجات لوط(ع) و كسان وى و نيز هلاكت قوم فساد پيشه اش اشاره دارد. «آية» در اين جا معادل «عبرة» است و نكره آمدن آن براى بيان عظمت واقعه و درسى مى باشد كه در آن نهفته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 135 - 1
1 - همسر حضرت لوط ، از هلاك شدگان عذاب الهى قوم لوط بود .
إلاّ عجوزًا فى الغـبرين
«غابر» (مفرد «غابرين») به معناى باقى و مانده است و مقصود از آن، كسانى اند كه از شهر بيرون نيامده و به عذاب الهى قوم لوط گرفتار شدند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 40 - 14
14ـ تقدير الهى بر غرق شدن و هلاك گشتن برخى از افراد خانواده نوح
و أهلك إلاّ من سبق عليه القول
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 74 - 5
5- جوامع مبتلا به انحرافات جنسى و همجنس بازى ، در معرض نابودى و عذاب الهى
و جاء أهل المدينة . .. قال إن هـؤلاء ضيفى فلاتفضحون ... فأخذتهم الصيحة ... فجعلن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 78 - 21
21ـ همجنس بازى ، مخالف تقوا و خداترسى و ناسازگار با رشد و فهميدگى است .
فاتقوا الله . .. أليس منكم رجل رشيد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 68 - 8
8- عمل شنيع و ناپسند لواط و همجنس بازى ، مايه رسوايى و شرمسارى است .
قال إن هـؤلاء ضيفى فلاتفضحون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 69 - 5
5- عمل شنيع و ناپسند همجنس بازى ، مايه ذلت و خوارى
قال إن هـؤلاء ضيفى . .. و اتقوا الله و لاتخزون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 74 - 6
6- انحرافات جنسى و همجنس بازى ، جرمى بزرگ و در پى دارنده عذاب است .
فأخذتهم الصيحة . .. فجعلنا عـليها سافلها و أمطرنا عليهم حجارة من سجّيل
از اينكه قوم لوط به خاطر گناه لواط و همجنس بازى دچار عذاب و نابودى شدند، استفاده مى شود كه اين گناه بسيار بزرگ و در صورت توبه نكردن، نابخشودنى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 79 - 3
3- رواج فحشا ( لواط و همجنس بازى ) و ظلم و بيدادگرى ، زمينه ساز انتقام الهى است .
و إن كان أصحـب الأيكة لظـلمين . فانتقمنا منهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 166 - 7
7 - هم جنس بازى و لواط ، تجاوز به حريم ارزش ها است .
أتأتون الذكران . .. بل أنتم قوم عادون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 74 - 3
3- عمل لواط و همجنس بازى قوم لوط ، زمينه ساز نزول عذاب بر آنها و نابودى شهر و ديار و هلاكت خودشان گرديد .
و جاء أهل المدينة . .. قال إن هـؤلاء ضيفى فلاتفضحون ... فأخذتهم الصيحة مشرقين .
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 79 - 2
2- آلودگى قوم لوط به فحشا و انحراف جنسى ( لواط و همجنس بازى ) و ظلم و بيدادگرى مردم « ايكه » ، موجب انتقام الهى از آنان شد .
إنا أُرسلنا إلى قوم مجرمين . إلاّ ءال لوط ... و إن كان أصحـب الأيكة لظـلمين . فا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 78 - 9
9ـ لواط و همجنس بازى ، روشى پليد و ناپاك در اطفاى غريزه جنسى
هـؤلاء بناتى هنّ أطهر لكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 83 - 8
8ـ همجنس بازى ، ظلم است و جوامع مبتلا به آن ، در معرض عذاب هاى دنيوى اند .
و ما هى من الظـلمين ببعيد
مصداق مورد نظر براى «الظالمين» به قرينه آيات گذشته ، همجنس بازان مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 78 - 4
4ـ لواط و همجنس بازى ، گناهى بزرگ و به منزله گناهانى بسيار است .
و من قبل كانوا يعملون السيئات
برداشت فوق ، مبتنى بر اين نكته است كه «ال» در «السيئات» عهد ذهنى باشد. در اين صورت مقصود از «السيئات» لواط است. اطلاق «سيئات» به صورت جمع بر يك گناه ، اشاره به برداشت فوق دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 167 - 4
4 - تلاش پيگير و مجدّانه لوط ( ع ) ، در مبارزه با انحراف ( هم جنس گرايى ) قوم خويش
قالوا لئن لم تنته يـلوط لتكوننّ من المخرجين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 168 - 3
3 - لوط پيامبر ، دوست مردم و تنها در ستيز با كردار ناشايست آنان
قال إنّى لعملكم من القالين
برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه لوط(ع) خود را از عمل قومش، بيزار معرفى كرد و نه از خود آنان.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 28 - 10
10 - لوط ( ع ) براى منصرف كردن قوم اش از آميزش با مردان ، آن را بى سابقه و زشت معرفى كرد .
إنّكم لتأتون الفـحشة ما سبقكم بها من أحد من العـلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 55 - 5
5 - همجنس گرايى و لواط ، ناشى از بى فرهنگى و نادانى
لتأتون الرجال شهوة . .. بل أنتم قوم تجهلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 166 - 4
4 - هم جنس گرايى و ارضاى غريره جنسى ، بيرون از چارچوب ازدواج مردان با زنان ، راهى غيرطبيعى و بر ضد منافع و مصالح انسان ها است .
أتأتون الذكران . .. و تذرون ما خلق لكم ربّكم من أزوجكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 67 - 4
4- انحرافات جنسى ( لواط و همجنس بازى ) عملى رايج و علنى در ميان قوم لوط
و جاء أهل المدينة يستبشرون
تصريح به آمدن «اهل مدينه» كه شامل همه يا عموم مردم مى شود، حاكى از نكته فوق است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 71 - 9
9- قوم لوط على رغم وجود راه هاى مشروع و طبيعى ( ازدواج با زنان ) بر عمل شنيع لواط و همجنس بازى ، اصرار داشتند .
قال هـؤلاء بناتى إن كنتم فـعلين
جمله «إن كنتم فاعلين» به منزله جمله «إن فعلتم ما أقول لكم و ما أظنكم تفعلون» است; يعنى، اگر به نصيحت و پيشنهادم ترتيب اثر دهيد كه گمان نمى كنم چنين باشيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 78 - 2
2ـ قوم لوط ، مردمى تبه كار و مبتلا به عمل شنيع لواط ( همجنس بازى ) بودند .
و من قبل كانوا يعملون السيئات
از مصداقهاى بارز براى «السيئات» ـ به مناسبت مورد ـ لواط و همجنس بازى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 79 - 2،3،5
2ـ ترك ازدواج و اطفاى غريزه جنسى از طريق لواط ، به صورت يك سنت و اخلاق اجتماعى در ميان قوم لوط بروز كرده بود .
قالوا لقد علمت ما لنا فى بناتك من حق و إنك لتعلم ما نريد
از آن جا كه قوم لوط ، ازدواج با دختران او را امرى نابحق شمردند، معلوم مى شود: ازدواج با زنان را ممنوع مى دانستند و يا اخلاق جنسى آنان از سير 8طبيعى خود خارج شده بود به گونه اى كه تمايل به جنس مخالف نداشتند.
3ـ گرايش به لواط و همجنس بازى و عدم اشتياق به زنان ، دليل هاى قوم تبهكار لوط براى نپذيرفتن پيشنهاد حضرت لوط ( ازدواج با دختران او و تعرض نكردن به مهمانان )
قالوا لقد علمت ما لنا فى بناتك من حق و إنك لتعلم ما نريد
5ـ لوط ( ع ) ، آگاه به رسوخ خوى همجنس گرايى در اخلاق و رفتار قوم خويش
و إنك لتعلم ما نريد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 67 - 3
3- قوم لوط انحرافات جنسى ( لواط و همجنس بازى ) را ، كارى خوب مى پنداشتند و به آن علاقه و تمايل شديدى داشتند .
و جاء أهل المدينة يستبشرون
از اظهار شادمانى و شادباش گويى قوم لوط به هنگام باخبر شدن از مهمانان حضرت لوط(ع)، استفاده مى شود كه آنان از تجاوز جنسى خوشحال و آن را امرى پسنديده مى انگاشتند. گفتنى است كه طبق آيه 78 «هود» و نيز اشاراتى كه در آيات بعد (68، 69 و71) آمده است، آنان مردمانى آلوده به انحراف جنسى بودند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 165 - 3،5
3 - لواط و همجنس بازى ، انحرافى ابداع شده توسط قوم لوط
أتأتون الذكران من العـلمين
قيد «من العالمين» مى تواند متعلق به «تأتون» باشد; يعنى، «أتأتون أنتم من بين العالمين الذكران; آيا از ميان مردم جهان، شما با مردان مى آميزيد؟» مقصود اين است كه در دنيا، هيچ قومى را نمى يابيد كه چنين رويه زشتى را برگزيده باشد.
5 - هم جنس گرايى ، بارزترين نمود بى تقوايى قوم لوط
فاتّقوا اللّه . .. أتأتون الذكران من العـلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 28 - 4،5
4 - لواط ( آميزش با مردان ) ، در ميان قوم لوط رواج داشت .
إنّكم لتأتون الفـحشة
«فاحشة» به هر «كردار زشت» اطلاق مى شود و به قرينه آيه بعد، منظور از آن، لواط است.
5 - لوط ( ع ) قوم خود را به خاطر همجنس بازى ( لواط ) ، مورد سرزنش قرار داد .
و لوطًا إذ قال . .. إنّكم لتأتون الفـحشة ما سبقكم بها من أحد
همجنس بازان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 166 - 7
7 - هم جنس بازى و لواط ، تجاوز به حريم ارزش ها است .
أتأتون الذكران . .. بل أنتم قوم عادون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 83 - 8
8ـ همجنس بازى ، ظلم است و جوامع مبتلا به آن ، در معرض عذاب هاى دنيوى اند .
و ما هى من الظـلمين ببعيد
مصداق مورد نظر براى «الظالمين» به قرينه آيات گذشته ، همجنس بازان مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 251 - 27
27 ـ خداوند به بركت مسلمان صالح ، بلا را از خانه همسايگان او دفع مى كند .
و لو لا دفع اللّه النّاس
رسول خدا (صلی الله علیه و آله): . .. ان اللّه ليدفع بالمسلم الصالح نحو مأة الف بيت من جيرانه البلاء
تفسير برهان، ج 1، ص 238، ح 4 ; الدر المنثور، ج 1، ص 764.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 36 - 11،12،13،19
11 ـ ضرورت احسان به همسايگان نزديك و دور و دوستان و همراهان
احساناً . .. و الجار ذى القربى و الجار الجُنب و الصاحب بالجَنب
در برداشت فوق، دور و نزديكى همسايه به لحاظ دورى و نزديكى خانه او معنا شده است. گفتنى است كه «جنب» به معناى پهلوست و مراد از آن، همراهان نزديك و رفيقان همراه است.
12 ـ ضرورت احسان به همسايگان همكيش و غير همكيش *
و الجار ذى القربى و الجار الجُنب
برخى برآنند كه نزديك بودن همسايه، كه مفاد «جار ذى القربى» است، و دور بودن آن، كه مفاد «الجار الجُنب» است، به لحاظ دين و آيين است.
13 ـ اولويت احسان به همسايگان خويشاوند ، نسبت به ديگر همسايگان
و الجار ذى القربى و الجار الجُنب
برخى كلمه «ذى القربى» را به معناى خويشاوندان و «الجنب» را، به قرينه مقابله، به معناى غير خويشاوند گرفته اند.
19 ـ احسان به پدر ، مادر ، خويشان ، همسايگان و زيردستان ، زمينه جلب محبّت الهى
و بالوالدين احساناً . .. انّ اللّه لا يحبّ من كان مختالا فخوراً
از مصاديق مورد نظر براى «مختالا فخوراً»، ترك احسان به پدر، مادر و . .. مى باشد. در نتيجه ترك احسان مانع محبّت الهى و احسان عامل جلب آن خواهد شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 14 - 12
12- « قال النبى (صلی الله علیه و آله) قال : من آذى جاره طمعاً فى مسكنه ورثه الله داره و هو قوله « و قال الذين كفروا . . . فأوحى إليهم ربّهم لنهلكنّ الظالمين . و لنسكننّكم الأرض من بعدهم » ;
رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود: هر كس همسايه خود را، به طمع گرفتن خانه اش اذيت كند، خداوند خانه خودش را نصيب همسايه خواهد كرد و اين سخن خداوند است: «قال الذين كفروا . .. فأوحى إليهم ربّهم ...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 65 - 14
14 ـ روى عن أبى عبدالله(ع) إنه قال: معنى «عذابا من فوقكم» السلطان الجائر «و من تحت أرجلكم» السفلة و من لاخير فيه . .. «و يذيق بعضكم بأس بعض» قال: سوء الجوار.
امام صادق(ع) فرمود: معناى «عذابا من فوقكم»، سلطان ستمگر و معناى «و من تحت ارجلكم»، زيردستان و افراد بى خيرو معناى «و يذيق بعضكم بأس بعض»، بدرفتارى همسايگان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مسد - 111 - 4 - 9
9 - گناهان همسر ابولهب ، در قيامت بارى سنگين بر دوش او و برافروزاننده آتش جهنم خواهد بود .
حمّالة الحطب
مراد از «حطب»، مى تواند گناهان باشد كه مانند هيزم آتش را شعلهور مى سازد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مسد - 111 - 4 - 11
11 - افزايش عذابِ ابولهب ، با آزاررسانى همسر او به پيامبر (صلی الله علیه و آله)
سيصلى نارًا . .. و امرأته حمّالة الحطب
ذكر هيزم كش بودن همسر ابولهب در آخرت ـ پس از بيان ورود ابولهب به دوزخ ـ بيانگر آن است كه عذاب ابولهب به دست عزيزترين افرادش، افزايش يافته و همسر او هيزم آتش او را فراهم مى سازد. تأثير رفتار همسر ابولهب در افزايش عذاب او، از آنجا است كه وى كردار همسر خود را مى پسنديد و با آنكه مى توانست مانع او شود، او را از آن كار باز نمى داشت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تغابن - 64 - 14 - 4
4 - مؤمنان در صورت روبه رو شدن با دشمنى و مخالفت همسران و فرزندان خويش ، بايد از آنان پرهيز كرده و دورى جويند .
إنّ من أزوجكم . .. عدوًّا لكم فاحذروهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 74 - 11
11 ـ تأثير مثبت و سازنده دعاى همسران در حق يكديگر و در سرنوشت و سعادتشان
و الذين يقولون ربّنا هب لنا من أزوجنا و ذرّيـّتنا قرّة أعين
دعاى عباد الرحمان در حق همسران و فرزندانشان، حاكى از تأثير مثبت دعا در سرنوشت همسر و فرزند است; زيرا اگر دعا مؤثر نبود، خداوند به آن توصيه نمى فرمود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تغابن - 64 - 14 - 13
13 - عفو ، گذشت و چشم پوشى از دشمنى ها و خطا هاى همسران و فرزندان ، عامل جلب غفران و رحمت خداوند است .
و إن تعفوا و تصفحوا و تغفروا فإنّ اللّه غفور رحيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 189 - 6
6 ـ همسر مايه آرامش و راحتى انسان است .
جعل منها زوجها ليسكن اليها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 21 - 4
4 - همسران ، مايه سكونت و آرامش هم اند .
لتسكنوا إليها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 74 - 7
7 ـ آرزو و دعا كردن براى داشتن همسر و فرزند ، امرى پسنديده و شايسته
و الذين يقولون ربّنا هب لنا من أزوجنا و ذرّيـّتنا قرّة أعين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تحريم - 66 - 11 - 4،6
4 - بهشت و بودن در جوار لطف خداوند ، نهايت آرزو و آرمان معنوى همسر فرعون ( آسيه )
إذ قالت ربّ ابن لى عندك بيتًا فى الجنّة
6 - همسر فرعون ، در آرزوى شهادت به سر مى برد .
إذ قالت ربّ ابن لى عندك بيتًا فى الجنّة
با توجه به اين حقيقت كه آسيه، از سوى فرعون به شدت تحت شكنجه و آزار بود; مى توان استنباط كرد كه دعاى او درباره بنا شدن خانه اى در بهشت، اشاره به نائل شدن وى به فيض بزرگ شهادت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 26 - 3
3 - مراجعه حضرت ابراهيم ( ع ) به همسر خود ، براى تهيه غذاى ميهمانان
فراغ إلى أهله فجاء بعجل سمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 6 - 1
1 - لزوم حفظ و نگه دارى دامن از همگان ، جز از همسر و كنيز خويش
و الذين هم لفروجهم حـفظون . إلاّ على أزوجهم أو ما ملكت أيمـنهم
استثنا در آيه فوق، استثناى مفرغ (خالى از مستثنى منه) است. با توجه به اين كه حذف «مستثنى منه» در كلام موجب، جايز نيست، حذف آن در آيه بالا، بدان جهت است كه «حافظون» متضمن معناى نفى است; يعنى، «لايرسلونها على أحد إلاّ على أزواجهم أو ما ملكت أيمانهم; مؤمنان در آميزش با احدى، خود را آزاد و رها نمى سازند; مگر با همسران خود يا كنيزانى كه در تملك آنان قرار دارند».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 128 - 13
13 ـ سفارش خداوند به شوهران ، درباره رعايت تقوا و احسان به همسران خويش
و إن تحسنوا و تتقوا
برداشت فوق مبتنى بر اين است كه مخاطبان «ان تحسنوا . ..» خصوص شوهران باشند ; زيرا فرض آيه بر نشوز و اعراض
مردان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 84 - 4
4- خداوند ، خاندان ( زن و فرزند ) درگذشته ايوب ( ع ) را احيا و به او بازگردانيد .
و ءاتينـه أهله
در اين كه مقصود از اعطاى خاندان ايوب(ع) به آن حضرت چيست، دو ديدگاه وجود دارد: 1ـ احياى زن و فرزندان درگذشته ايوب(ع) و بازگردانيدن آنان به ايشان; 2ـ اعطاى زن و فرزندان جديد به جاى زن و فرزندان از دست رفته او. برداشت ياد شده مبتنى بر ديدگاه اول است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مسد - 111 - 4 - 6
6 - همسر ابولهب ، زنى سخن چين و آتش بيار نزاع هاى مردم و تحريك كننده آنان به مخالفت با اسلام بود .
حمّالة الحطب
از آن جا كه ابولهب، فردى ثروتمند و متشخص بود، ممكن است گفته شود كه: توصيف همسر او به «حمّالة الحطب»، به معناى كنايى آن است كه دعواها را شعلهور مى ساخت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 90 - 8
8- خداوند ، اخلاق و رفتار همسر زكريا ( ع ) را اصلاح و او را همسرى شايسته براى ايشان قرار داد . *
فاستجبنا له و وهبنا له يحيى و أصلحنا له زوجه
برداشت ياد شده مبتنى بر اين است كه جمله «أصلحنا له زوجه» عطف بر «فاستجبنا له» باشد. در اين صورت اصلاح همسر جز خواسته زكريا(ع) نبود; بلكه خدا از روى تفضل و افزون برخواسته او، آن را به ايشان عطا فرمود. هم چنين اصلاح در معناى عام و گسترده خود استعمال شده است نه اصلاح نازايى. گفتنى است طرح مسأله اصلاح همسر پس از بخشيدن فرزند، مؤيد همين برداشت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 19 - 18
18 ـ حرمتِ نگهداشتن و آزار رساندن به همسرى كه براى ادامه زندگى مورد نياز مرد نيست ، به منظور گرفتن بخشى از اموال وى .
و لا تعضلوهنّ لتذهبوا ببعض ما اتيتموهنّ
امام صادق (ع) درباره آيه فوق فرمود: انّه الزّوج امره اللّه بتخلية سبيلها اذا لم يكن له فيها حاجة و ان لا يُمسكها اضراراً بها حتى تفتدى ببعض ما لها.
مجمع البيان، ج 3، ص 40 ; نورالثقلين، ج 1، ص 459، ح 139.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تحريم - 66 - 11 - 11
11 - همسر فرعون ، افزون بر آزار ديدن از او ، از سوى كارگزاران نظام وى نيز تحت آزار و شكنجه قرار داشت .
نجّنى من فرعون و عمله و نجّنى من القوم الظـلمين
تكرار درخواست نجات (و نجّنى) درباره قوم ستمگر، مى تواند بيانگر برداشت ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مسد - 111 - 4 - 5
5 - همسر ابولهب ، هنگام هيزم كشى به آزار پيامبر (صلی الله علیه و آله) مى پرداخت .
حمّالة الحطب
نصب «حمّالة الحطب» يا به دليل حال بودن است و يا وصفى است كه از وصف بودن قطع شده و با فعل «اَذُمّ» ـ كه محذوف است ـ منصوب شده است. در صورت اول، مربوط به آخرت و هنگام ورود همسر ابولهب به آتش جهنم خواهد بود كه تجسمى از كار او در دنيا است. برداشت ياد شده در هر دو مبنا، قابل استفاده و ناظر به شأن نزول آيه است كه مى گويد: «همسر ابولهب با ريختن هيزم و خار در راه پيامبر(صلی الله علیه و آله)، آن حضرت را آزار مى داد».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 58 - 3
3 - ارزش زيبايى و جذابيت همسر ، در پرتو عفت و پاكدامنى او است . *
لم يطمثهنّ إنس قبلهم و لاجانّ . ..كأنّهنّ الياقوت و المرجان
برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه خداوند نخستين وصف حوريان را مصونيت آنان از بيگانگان بيان داشته و پس از آن به زيبايى و جذابيت آنان اشاره كرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 58 - 3
3 - ارزش زيبايى و جذابيت همسر ، در پرتو عفت و پاكدامنى او است . *
لم يطمثهنّ إنس قبلهم و لاجانّ . ..كأنّهنّ الياقوت و المرجان
برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه خداوند نخستين وصف حوريان را مصونيت آنان از بيگانگان بيان داشته و پس از آن به زيبايى و جذابيت آنان اشاره كرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 58 - 3
3 - ارزش زيبايى و جذابيت همسر ، در پرتو عفت و پاكدامنى او است . *
لم يطمثهنّ إنس قبلهم و لاجانّ . ..كأنّهنّ الياقوت و المرجان
برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه خداوند نخستين وصف حوريان را مصونيت آنان از بيگانگان بيان داشته و پس از آن به زيبايى و جذابيت آنان اشاره كرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - معارج - 70 - 31 - 1
1 - ارضاى غرايز جنسى ، جز از طريق همسر يا كنيز مملوك ، تجاوز به حدود الهى و به دور از حق و اعتدال است .
فمن ابتغى وراء ذلك فأُولـئك هم العادون
«عدوان» (مصدر «عادون»)، به معناى تجاوز كردن و از حد گذشتن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مسد - 111 - 4 - 1،2
1 - همسر ابولهب ( ام جميل خواهر ابوسفيان ) ، در مخالفت با اسلام ، مانند او بود .
و امرأته
«امرأته» عطف است بر فاعل «سيصلى» و بيانگر اشتراك ابولهب و همسرش در عذاب الهى و موجبات آن است.
2 - همسر ابولهب ، در مقابله با اسلام ، دنباله رو شوهرش بود .
و امرأته
بيان پيوند زناشويى و وابستگى ام جميل به ابولهب، با تعبير «امرأته»، نشانگر مستقل نبودن او در تلاش هاى ضد اسلامى اش است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 90 - 8،9
8- خداوند ، اخلاق و رفتار همسر زكريا ( ع ) را اصلاح و او را همسرى شايسته براى ايشان قرار داد . *
فاستجبنا له و وهبنا له يحيى و أصلحنا له زوجه
برداشت ياد شده مبتنى بر اين است كه جمله «أصلحنا له زوجه» عطف بر «فاستجبنا له» باشد. در اين صورت اصلاح همسر جز خواسته زكريا(ع) نبود; بلكه خدا از روى تفضل و افزون برخواسته او، آن را به ايشان عطا فرمود. هم چنين اصلاح در معناى عام و گسترده خود استعمال شده است نه اصلاح نازايى. گفتنى است طرح مسأله اصلاح همسر پس از بخشيدن فرزند، مؤيد همين برداشت است.
9- اعطاى فرزند به زكريا ( ع ) و اصلاح همسرش از جانب خداوند ، تنها به خاطر رعايت مصلحت و اجابت خواسته او بود .
فاستجبنا له و وهبنا له يحيى و أصلحنا له زوجه
تكرار «له» (براى او) ـ به ويژه در مورد اصلاح همسر ـ مى تواند بيانگر برداشت ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 34 - 40
40 ـ بى اعتنايى مرد به همسر خويش در بستر ، شيوه اى براى جلوگيرى از ناسازگارى وى
و الّتى تخافون نشوزهنّ . .. و اهجروهنّ فى المضاجع
امام باقر (ع) درباره «واهجروهنّ فى المضاجع» در آيه فوق فرمود: يحوّل ظهره اليها.
مجمع البيان، ج 3، ص 69 ; نورالثقلين، ج 1، ص 478، ح 231.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 38 - 5
5ـ خداوند اعطا كننده همسر و فرزند به پيامبران خويش
و جعلنا لهم أزوجًا و ذريّة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 84 - 5،6،7
5- خداوند ، به جاى خاندان از دست رفته ايوب ( ع ) ، زن و فرزندان جديد ديگرى به او اعطا كرد .
و ءاتينـه أهله
6- رفع بيمارى ، غم و گرفتارى ايوب ( ع ) و بازگشت خانواده اش به آن ، رحمتى از جانب خدا بر او بود .
فكشفنا ما به . .. رحمة من عندنا
7- خداوند ، افزون بر بازگردانيدن زن و فرزندان ايوب ( ع ) به وى ، زن و فرزندان ديگرى نظير آنان به آن حضرت عطا كرد .
و ءاتينـه أهله و مثلهم معهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تحريم - 66 - 11 - 2
2 - همسر فرعون ( آسيه ) ، نمونه بارز و مثال زدنى براى ايمان و دين دارى است .
ضرب اللّه مثلاً للذين كفروا ءامنوا امرأت فرعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 74 - 13
13 ـ بندگان خالص خدا ، از خداوند مى خواهند كه خود و همسر و فرزندانشان ، الگو و مقتداى مردم تقواپيشه باشند .
و اجعلنا للمتّقين إمامًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 90 - 16
16- زكريا ( ع ) و همسر و فرزند او ( يحيى ) ، خدا را با رغبت و اميد مى خواندند .
و يدعوننا رغبًا و رهبًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 7 - 7
7 - لزوم رعايت حرمت و حفظ آبرو و حيثيت زن ، از سوى شوهر او
والذين يرمون أزوجهم . .. والخـمسة أنّ لعنت اللّه عليه إن كان من الكـذبين
كيفر شدن مردانى كه همسران شان را متهم به زنا و فحشا كنند، حاكى از آن است كه حفظ حرمت و حيثيت دينى و اجتماعى زنان، بر همسران شان واجب و لازم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - طلاق - 65 - 5 - 12
12 - اهميت مسائل خانوادگى ( ازدواج ، طلاق ، حقوق همسران و . . . ) ، در ميان موضوعات اسلامى و آموزه هاى قرآنى
إذا طلّقتم النساء . .. اتّقوا اللّه ... من يتّق اللّه ... يعظم له أجرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - طلاق - 65 - 2 - 4
4 - لزوم خوش رفتارى و رعايت موازين شرع و عقل ، در روابط ميان خود از سوى همسران
فأمسكوهنّ بمعروف أو فارقوهنّ بمعروف
آيه شريفه، هرچند در مورد ادامه زندگى يا جدايى كامل مرد با همسر خويش نازل شده است; ولى شامل تمامى مواردى مى شود كه باهم ارتباط برقرار مى كنند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تحريم - 66 - 5 - 4
4 - داشتن همسر ، امرى لازم براى پيامبر (صلی الله علیه و آله)
أن يبدّله أزوجًا خيرًا منكنّ
از تهديد خداوند به جايگزين كردن زنانى ديگر ـ نه صرف طلاق ـ به جاى همسران رسول خدا، مطلب ياد دشده قابل استفاده
است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 19 - 17
17 ـ احتمال وجود خير فراوان ، در تداوم زندگى با زنانى كه ناخوشايند انسان هستند .
فان كرهتموهنّ فعسى ان تكرهوا شيئاً و يجعل اللّه فيه خيراً كثيراً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تحريم - 66 - 11 - 2
2 - همسر فرعون ( آسيه ) ، نمونه بارز و مثال زدنى براى ايمان و دين دارى است .
ضرب اللّه مثلاً للذين كفروا ءامنوا امرأت فرعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 9 - 7،9
7 - توجه زكريا به ربوبيت خداوند ، مايه اطمينان او به امكان و سهولت باردارى همسر نازايش در صورت اراده و خواست خداوند
قال ربّك هو علىَّ هيّن
جمله «هو علىّ هيّن» بدون «قال ربّك» نيز معناى تامى دارد، ولى اضافه شدن آن مفيد اين معنا است كه اين سخن، گفته شخص عادى نيست كه در باره نحوه آن به فكر فروروى، بلكه گفته پروردگار تو است و او كه تو را از هيچ آفريد، در شيوه اعطاى فرزند به شما وانمى ماند.
9- خداوند با توجه دادن زكريا ( ع ) به نو پيدايى و آفرينش وى ، او را به امكان پيدايش يحيى ( ع ) از وى و همسر نازايش مطمئن ساخت .
هو علىَّ هيّن و قد خلقتك من قبل و لم تك شيئًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 10 - 1
1- زكريا ( ع ) خواستار نشانه اى از خداوند ، براى شناخت زمان آمادگى او و همسرش براى برخوردارى از فرزند
قال ربّ اجعل لى ءاية
هدف زكريا از خواستن آيه و علامت، يا رفع ترديد در صحت بشارت بوده و يا آمادگى براى رعايت آداب هم بسترى و يا
پرداختن به شكرگزارى و امثال آن. براى احتمال سوم در آيه شاهدى وجود ندارد. برخى احتمال اول را نيز به دليل نسبت دادن ترديد به پيامبران، نپذيرفته و احتمال دوم را صحيح دانسته اند. برداشت ياد شده براين اساس است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تحريم - 66 - 3 - 6
6 - برخورد كريمانه با همسران خطاكار خويش و به رخ نكشيدن همه اشتباهات آنان ، امرى شايسته و بجا است .
عرّف بعضه و أعرض عن بعض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - طلاق - 65 - 1 - 20
20 - بشارت و اميد دادن خداوند به همسران مؤمن ، مبنى بر پايان يافتن مناقشات آنان و پديد آمدن زمينه هاى رجوع و بازگشت آنها به زندگى مشترك خويش در ايّام عدّه
فطلّقوهنّ لعدّتهنّ . .. لاتدرى لعلّ اللّه يحدث بعد ذلك أمرًا
برداشت ياد شده، از آن جا است كه ذيل آيه شريفه، درصدد دلدارى به همسران و ايجاد اميد در جان و روح آنان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 50 - 5
5 - مهريه زنان ، به منزله پاداشى براى آنان است .
ءاتيت أجورهنّ
مراد از «اُجور» طبق گفته مفسران، مهريه هاى زنان است. تعبير از «صداق» به «اُجور» نكته ياد شده را مى رساند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 5 - 6
6- همسر زكريا ، علاوه بر عقيم بودن ديرين خود در شرايط پيرى و يائسگى بود . *
و كانت امرأتى عاقرًا
فعل «كانت»، ممكن است اين معنا را افاده كند كه همسر زكريا براى آوردن فرزند دو مشكل داشته است; 1ـ سن زياد; 2ـ
عقيم بودن ديرين او از جوانى.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 8 - 7
7- زكريا ( ع ) ، هنگام بشارت تولد يحيى ( ع ) ، همسرى سال خورده داشت كه از آغاز زندگى نازا بود .
و كانت امرأتى عاقرًا
فعل «كانت» در آيه، با بيان ديرينه بودن نازايى، اشاره به گذشت زمان باردارى نيز دارد.
پيرى همسر لوط(ع)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 171 - 1
1 - نجات همه خانواده لوط از عذاب الهى ، به جز همسر پير او
فنجّينـه و أهله أجمعين إلاّ عجوزًا فى الغـبرين
«عجوز» به معناى پير زن و «عجوزاً» مستثنى از «أهله» است. «غبور» (مصدر «غابرين») نيز به معناى باقى ماندن است. بنابراين، «غابر» به كسى گفته مى شود كه همراهانش بروند و او باقى بماند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 135 - 2
2 - همسر لوط به هنگام نزول عذاب ، در سن پيرى و فرسودگى قرار داشت .
إلاّ عجوزًا
«عجوز» به كسى گفته مى شود كه در سن پيرى و فرسودگى باشد و نشاط براى كار و تلاش نداشته و از آن عاجز باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 90 - 12
12- زكريا ( ع ) و همسر و فرزند او ( يحيى ) شتابان به انجام كار هاى خير مى پرداختند و در آن پيش قدم و پيشگام بودند .
إنّهم كانوا يسـرعون فى الخيرت
برداشت ياد شده، مبتنى بر اين است كه ضميرهاى جمع در جمله «إنّهم كانوا يسارعون. ..» به زكريا(ع) و همسر و فرزند او (يحيى) بازگردد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - طلاق - 65 - 1 - 7
7 - نقش سازنده خداترسى و تقواپيشگى ، در تضمين حقوق همسران و رفع اختلاف هاى آنان
إذا طلّقتم النساء . ..و اتّقوا اللّه ربّكم
مطلب ياد شده، از توصيه خداوند به تقواپيشگى در بيان اولين حكم مربوط به طلاق استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 44 - 1،2،3
1 - سوگند ايوب ( ع ) به تنبيه كردن همسر خطاكارش
و خذ بيدك ضغثًا فاضرب به و لاتحنث
مفسران درباره آيه شريفه ـ براساس روايات وارده ـ گفته اند: ايوب(ع) به خاطر خطايى كه همسرش مرتكب شده بود، سوگند ياد كرد كه او را تنبيه كند; ولى به خاطر خوبى ها و خدمات همسرش دوست نداشت كه او را به نحوى كه سوگند ياد كرده تنبيه نمايد. از اين رو خداوند به خاطر لطف و عنايت به او و همسرش، دستور داد با تهيه دسته اى از گياه ـ تنها يك بار ـ به همسرش بزند تا بدين شكل به سوگند خود عمل كرده باشد.
2 - تنبيه همسر با دسته اى از گياه خشك و تر ـ آن هم يك بار ، توصيه خداوند به ايوب ( ع ) براى اداى سوگندش
و خذ بيدك ضغثًا فاضرب به و لاتحنث
«ضغث» به يك دسته از گياه خشك و تر گويند.
3 - چاره جويى خداوند براى ايوب ( ع ) در مشكل اداى سوگندش به تنبيه همسرش
خذ بيدك ضغثًا فاضرب به و لاتحنث
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 34 - 22
22 ـ رعايت نكردن حقوق شوهر از سوى همسر ، نشوز است .
الرّجال قوّامون . .. قانتات ... و الّتى تخافون نشوزهنّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مسد - 111 - 5 - 3
3 - همسر ابولهب در آخرت ، در نهايت ذلّت و با گردنبندى از ليف هاى بافته شده تحقير خواهد شد .
فى جيدها حبل من مسد
برخى گفته اند: همسر ابولهب، سوگند ياد كرده بود كه گردنبند فاخر خود را در دشمنى با پيامبر(صلی الله علیه و آله) خرج كند و آيه شريفه
با بيان اين كه در آخرت، او داراى گردنبند ليفى خواهد بود; اوج حقارت او را بيان كرده است. تعبير «جيد» گرچه با «عنق» به يك معنا است; ولى در موارد زينت كردن گردن «جيد» استفاده مى شود; ازاين رو بر استهزا و تحقير او افزوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 135 - 4
4 - تحقير شدن همسر لوط از سوى خداوند
إلاّ عجوزًا فى الغـبرين
تنكير «عجوزاً»، مى تواند براى تحقير باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مسد - 111 - 4 - 12
12 - كافر ماندن همسر ابولهب تا آخر عمر ، از پيشگويى هاى قرآن
سيصلى نارًا . .. و امرأته حمّالة الحطب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 81 - 2،3
2 ـ قوم لوط به سبب گرايش شديد به لواط ، همبسترى با زنان خويش را ترك كردند .
إنكم لتأتون الرجال شهوة من دون النساء
«شهوة»، مفعول مطلق براى فعل محذوف (يشتهونها) است و دلالت بر گرايش و علاقه شديد مردان قوم لوط به لواط دارد.
3 ـ متاركه زنان و ترك همبسترى با آنان ، امرى نكوهيده و ناروا
إنكم لتأتون الرجال شهوة من دون النساء
«من دون النساء» حكايت از آن دارد كه قوم لوط ازدواج با زنان و زناشويى با همسران خويش را ترك كرده بودند. بنابراين نكوهشى كه از استفهام توبيخى «أتأتون ... » استفاده مى شود، دلالت بر ناروايى ترك ازدواج و متاركه زناشويى با همسران نيز دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 29 - 3
3 - قوم لوط ، از آميزش با زنان اعراض كرده و به عمل لواط ، روى آورده بودند .
أئنّكم لتأتون الرجال و تقطعون السبيل
مراد از «سبيل»، در اين آيه، احتمال دارد كه به قرينه مقام، راه ايجاد نسل باشد و احتمال دارد كه راهزنى باشد. برداشت بالا بنابر احتمال نخست است. گفتنى است، بنابراين احتمال، «تقطعون السبيل» كنايه از قطع نسل، به سبب ترك آميزش با زنان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 19 - 13
13 ـ تشويق مردان به نگاهدارى همسران خويش ، هر چند كه آنان مورد پسندشان نباشند .
و عاشروهنّ بالمعروف فان كرهتموهنّ فعسى ان تكرهوا شيئاً و يجعل اللّه فيه خيراً كث
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 3 - 5،6،8،9،10،13
5 ـ محدوديّت تعدّد زوجات به چهار همسر
فانكحوا . .. مثنى و ثلث و رباع
6 ـ مشروعيّت تعدّد زوجات ، در گرو اطمينان به اجراى عدالت ميان آنان
فانكحوا ما طاب لكم من النّساء مثنى و ثلث و رباع فان خفتم الّا تعدلوا فواحدة
8 - تعدّد زوجات ، لغزشگاهى براى انحراف از عدالت
فانكحوا . .. مثنى و ثلث و رباع فان خفتم الّا تعدلوا فواحدة
9 ـ جواز تملك كنيزان متعدد و بهره گيرى جنسى از آنان
فواحدة او ما ملكت ايمانكم
تعيين نكردن عدد در كنيزان در مقابل تعيين عدد در غير آنان دليل جواز بهره گيرى جنسى از كنيزان متعدد است.
10 ـ مشروعيّت ازدواج با كنيزان متعدد
فواحدة او ما ملكت ايمانكم
«فواحدة»، به قرينه صدر آيه، مفعول براى «انكحوا» است. يعنى «فانكحوا واحدة»، و به مقتضاى عطف، «ما ملكت» نيز مفعول آن خواهد بود. گفتنى است كه بنابراين مبنا مخاطب در «ايمانكم»، شخصى كه تصميم به ازدواج دارد، نمى باشد.
13 ـ جواز تعدد همسران ، مشروط به رعايت عدالت در نفقه آنها
فان خفتم الّا تعدلوا فواحدة
امام صادق (ع) درباره «فان خفتم الّا تعدلوا» در آيه فوق فرمود: يعنى فى النفقة.
كافى، ج 5، ص 363، ح 1 ; نورالثقلين، ج 1، ص 439، ح 36.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 129 - 7
7 ـ جواز تعدد زوجات
و لن تستطيعوا ان تعدلوا بين النساء و لو حرصتم فلاتميلوا كل الميل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - معارج - 70 - 12 - 1
1 - مجرمان در قيامت ، براى رهايى خود از عذاب الهى ، آماده فدا كردن همسران خويش اند .
و صـحبته
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 60 - 2
2- باقى ماندن همسر لوط ( ع ) در ميان عذاب شدگان قوم لوط ، به تقدير و دستور خدا بود .
إلاّ امرأته قدّرنا إنها لمن الغـبرين
ترديدى نيست كه همه مقدرات به دست خداوند است و انتساب تقدير (قدّرنا) به فرشتگان، مى تواند به خاطر اين باشد كه آنان مجرى اين تقدير بوده اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تحريم - 66 - 10 - 3
3 - همسران نوح و لوط پيامبر ، تحت سرپرستى و حمايت آن دو پيامبر قرار داشتند .
كانتا تحت عبدين من عبادنا
برداشت ياد شده، از تعبير «تحت عبدين» استفاده شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تحريم - 66 - 10 - 3
3 - همسران نوح و لوط پيامبر ، تحت سرپرستى و حمايت آن دو پيامبر قرار داشتند .
كانتا تحت عبدين من عبادنا
برداشت ياد شده، از تعبير «تحت عبدين» استفاده شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 44 - 5
5 - ايوب ( ع ) ، در اداى سوگند خود ( تنبيه همسرش ) دچار ترديد و پشيمانى شده بود .
و خذ بيدك ضغثًا فاضرب به و لاتحنث
توصيه خداوند به ايوب(ع) به نشكستن سوگندش، بيانگر اين حقيقت است كه ايوب(ع) در اداى سوگندش دچار ترديد شده و حالت پشيمانى به او دست داده بود; به گونه اى كه در جست و جوى راهى براى حل اين مشكل برآمده بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 26 - 12
12 - كسانى كه در صدراسلام در ماجراى « افك » ( تهمت زنا ) مورد اتهام قرار گرفتند ، افرادى پاكدامن و منزه از اين تهمت و آلودگى بودند .
للخبيثين . .. للطيّبين ... أُولـئك مبرّءون ممّا يقولون
برداشت ياد شده، بر اين اساس است كه آيه شريفه مربوط به ماجراى «افك» باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - طلاق - 65 - 1 - 6
6 - توصيه خداوند به مردان و همسرانشان ، مبنى بر رعايت تقوا و خداپرستى در مسائل مربوط به طلاق
إذا طلّقتم النساء . .. و اتّقوا اللّه ربّكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 11 - 2
2 - هم دستى و تشكل تنى چند از منافقان عصر بعثت ، براى تهمت زنى و شايعه سازى عليه خانواده پيامبر (صلی الله علیه و آله)
إنّ الذين جاءو بالإفك عصبة منكم
بيشتر مفسران بر اين باورند كه گروه بهتان زننده (عصبة منكم) از منافقان بودند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 12 - 10
10 - قذف يكى از همسران پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، « افك » و بهتانى آشكار بود .
إنّ الذين جاءو بالإفك . .. لولا إذ سمعتموه ... و قالوا هـذا إفك مبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 78 - 23
23ـ « عن أبى عبدالله ( ع ) قال : إن الله تعالى بعث أربعة أملاك فى إهلاك قوم لوط . . . فأتوا لوطاً . . . فسلّموا عليه . . . فقال لهم : المنزل ؟ فقالوا : نعم . . . ثم مشى فلما بلغ باب المدينة . . . دخل و دخلوا معه حتى دخل منزله فلما رأتهم إمرأته . . . صعدت فوق السطح و صفقت فلم يسمعوا فدخنت فلما رأوا الدخان أقبلوا إلى الباب يهرعون . . . ;
از امام صادق(ع) روايت شده است كه فرمود: خداوند چهار فرشته براى هلاك كردن قوم لوط فرستاد . .. آنان نزد لوط رفتند و بر او سلام كردند ... لوط آنان را دعوت به منزل كرد و آنان موافقت كردند; سپس رفت تا به دروازه شهر رسيد ... او با فرشتگان وارد شهر شدند تا به منزلش وارد شد همسر لوط وقتى كه آنان را ديد ... بالاى بام رفت و دست بر هم زد، ولى قوم لوط نشنيدند. پس دود به پا كرد; همين كه آن قوم دود را ديدند شتابان به درب خانه لوط رفتند...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ممتحنه - 60 - 11 - 2،3
2 - مخارج و مهريه اى كه مرد مؤمن براى همسر كافر خويش ، صرف كرده و اكنون به حكم اسلام از او جدا شده است ، بايد از بيت المال و غنايم جنگى ، به مرد مؤمن پرداخت شود .
و إن فاتكم شىء من أزوجكم إلى الكفّار فعاقبتم
واژه «عاقبتم»، به معناى «اصبتم منهم غنيمة» دانسته شده است.
3 - جبران مخارج مردان مؤمن ، به مقدار اموالى كه براى همسر كافر خود صرف كرده اند ; نه كمتر و نه فزون تر .
و إن فاتكم . .. فـاتوا ... مثل ما أنفقوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ممتحنه - 60 - 11 - 2
2 - مخارج و مهريه اى كه مرد مؤمن براى همسر كافر خويش ، صرف كرده و اكنون به حكم اسلام از او جدا شده است ، بايد از بيت المال و غنايم جنگى ، به مرد مؤمن پرداخت شود .
و إن فاتكم شىء من أزوجكم إلى الكفّار فعاقبتم
واژه «عاقبتم»، به معناى «اصبتم منهم غنيمة» دانسته شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - طلاق - 65 - 2 - 1
1 - پس از پايان عدّه ، مرد يا بايد به زن مطلقه خود رجوع كند و يا كاملاً از او جدا شود .
فإذا بلغن أجلهنّ فأمسكوهنّ بمعروف أو فارقوهنّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تحريم - 66 - 3 - 13
13 - پوشيده داشتن برخى از مسائل از نزديكان خود ( مانند همسر و . . . ) امرى جايز و روا است .
و إذ أسرّ النبىّ إلى بعض أزوجه حديثًا فلمّا نبّأت به
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مسد - 111 - 4 - 8
8 - همسر ابولهب ، در حالى كه خود هيمه آتش جهنم را بر دوش مى كشد ، به دوزخ خواهد افتاد .
حمّالة الحطب
چنانچه «حمّالة الحطب» حال و هم زمان با «سيصلى» باشد; ناظر به حالت ام جميل هنگام ورود به دوزخ خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 102 - 31
31 - جدايى انداختن بين زن و شوهر ، امرى نكوهيده و حرام است .
ما يفرقون به بين المرء و زوجه و ما هم بضارين . .. إلا بإذن اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 36 - 3
3 ـ تأسف و اندوه همسر عمران ، به گمان عدم پذيرش نذرش
انّى نذرت . .. قالت ربّ انّى وضعتها اُنثى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 34 - 14،19،21
14 ـ همسران شايسته ، حافظ حقوق شوهران خويش در غياب آنان
فالصّالحات . .. حافظات للغيب
در برداشت فوق مفعول «حافظات» ـ به مناسبت حكم و موضوع ـ حقوق شوهران و لام در «للغيب» به معنى «فى» گرفته شده است.
19 ـ اطاعت از شوهر و حفظ حقوق وى ، وظيفه زن در برابر حق سرپرستى و تأمين زندگى وى از سوى مرد است .
الرجال قوّامون . .. و بما انفقوا ... فالصّالحات قانتات حافظات للغيب بما حفظ اللّ
مراد از «بما حفظ اللّه»، حقوقى است كه خداوند براى زنان مقرر كرده و آنها را بر عهده مردان قرار داده است. و «باء» مقابله در «بما حفظ» مى رساند كه لزوم اطاعت و حفظ حقوق شوهران در مقابل تعهداتى است كه خداوند بر عهده شوهران قرار داده است.
21 ـ مسؤوليت زن در حفظ حقوق شوهر و اطاعت از او ، در چهارچوب قوانين الهى است . *
قانتات حافظات للغيب بما حفظ اللّه
بر اين مبنا كه مراد از «ما حفظ اللّه» قوانين الهى و «باء» در «بما حفظ اللّه» براى مصاحبت باشد، معناى آيه چنين مى شود: زنان بايد با رعايت قوانين الهى، از شوهران خويش اطاعت و حقوق آنان را حفظ كنند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 228 - 15،16،20،23،29
15 ـ برخوردارى زنان و شوهران از حقوقى متقابل و همانند ، به صورت معروف و متعارف ( بر اساس موازين عقلى و شرعى )
و لهنّ مثل الذى عليهنّ بالمعروف
16 ـ لزوم تعهّد زنان و شوهران نسبت به رعايت حقوق متقابل و همانند يكديگر
و لهنّ مثل الذى عليهنّ بالمعروف
20 ـ عدالت ، اساس وضع قوانين الهى براى زندگى زناشويى
و لهن مثل الذى عليهنّ بالمعروف و للرجال عليهنّ درجة
جمله «للرجال . .. »، قيدى است متمّم «لهنّ ... » يعنى حقوق همانند زن و شوهر به معناى تساوى مطلق نيست; چون مردان بر حسب آفرينش ويژگيهايى دارند كه بر اساس آن، حقوقى ويژه خواهند داشت. بر اين اساس، عدالت فيمابين رعايت
مى شود.
23 ـ عدم مراعات حقوق متقابل زن و شوهر ، از عوامل طلاق
و المطلّقات يتربصن بانفسهن ثلثة قروء . .. و لهنّ مثل الذى عليهنّ
29 ـ هشدار و تهديد الهى به همسرانى كه حقوق يكديگر را ناديده مى انگارند .
و المطلقات . .. و لهنّ مثل الذى ... و اللّه عزيز حكيم
تذكر به «عزيز» بودن خداوند پس از بيان احكام، مى تواند به منظور تهديد متخلّفان باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 223 - 5
5 ـ زن بايد در تمتّعات جنسى مرد ، تسليم او باشد . *
نساؤكم حرث لكم فأتوا حرثكم انى شئتم
از اينكه براى مردان در تمتّع از زنان، نوعى آزادى (أنّى شئتم) قائل شده است، چنين استفاده مى شود كه زن نيز بايد در اين محدوده تسليم شوهر باشد و در غير اين صورت، كلام لغو مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 226 - 4،6
4 ـ ايلاءكننده ، نمى تواند بيش از چهارماه همسر خود را بلاتكليف بگذارد .
للذين يؤلون من نسائهم تربّص اربعة اشهر
6 ـ لزوم آميزش مردان با همسران خويش در هر چهار ماه *
للذين يؤلون من نسائهم تربّص اربعة اشهر
به نظر مى رسد كه اگر ترك آميزش در بيشتر از چهار ماه جايز بود، به همان مقدار، حكم ايلاء از نظر زمان افزايش مى يافت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 240 - 4،5،6
4 ـ حق سكونت در خانه شوهر و نيز بهره گيرى از اموال او به مدّت يكسال ، از جمله حقوق زنان شوهر مُرده است .
وصيةً لازواجهم متاعاً الى الحول غير اخراج
ظهور كلمه «غير اخراج» در اين است كه نبايد زن شوهر مرده را از خانه شوهر بيرون كرد و لازمه اين معنا حق سكونت براى اوست.
5 ـ زنان شوهر مرده نبايد تا مدّت يكسال در غير از خانه شوهر سكونت گزينند . *
متاعاً الى الحول غير اخراج
برخى برآنند كه كلمه «غير اخراج»، بيان وظيفه زنان است ; بنابراينكه فاعل «اخراج»، ازواج باشد; يعنى زنان نبايد خود را از خانه شوهر خارج سازند. قابل ذكر است كه مراد از ترك اخراج و يا خروج، سكونت گزيدن است، نه محبوس شدن در منزل.
6 ـ باقى ماندن زن در خانه شوهر ، شرط پرداخت هزينه زندگى وى تا يكسال
متاعاً الى الحول غير اخراج
بنابراينكه «غير اخراج» علاوه بر بيان حق سكونت براى زن، قيدى باشد بر حكم سابق (لزوم پرداخت متاع. ) يعنى آنگاه زن شوهر مرده مى تواند از مال شوهر بهره گيرد كه از خانه وى خارج نشده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 81 - 3
3 ـ متاركه زنان و ترك همبسترى با آنان ، امرى نكوهيده و ناروا
إنكم لتأتون الرجال شهوة من دون النساء
«من دون النساء» حكايت از آن دارد كه قوم لوط ازدواج با زنان و زناشويى با همسران خويش را ترك كرده بودند. بنابراين نكوهشى كه از استفهام توبيخى «أتأتون ... » استفاده مى شود، دلالت بر ناروايى ترك ازدواج و متاركه زناشويى با همسران نيز دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - طلاق - 65 - 5 - 11
11 - نقش سازنده تقواپيشگى ، در حفظ كانون گرم خانواده ها و رعايت شدن حقوق همسران
إذا طلّقتم النساء . .. و اتّقوا اللّه ... من يتّق ... يعظم له أجرًا
برداشت ياد شده، از آن جا است كه خداوند در ضمن پنج آيه مربوط به مسائل طلاق و اختلافات خانوادگى، چهاربار، به رعايت تقوا توصيه فرموده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 233 - 16،35،37،40
16 ـ پدر و مادر نبايد فرزند را وسيله تضييع حقوق يكديگر قرار دهند .
لا تُضارّ والدة بولدها و لا مولود له بولده
بنابراينكه «لا تُضارّ»، مجهول و باء، سببيّه باشد; يعنى نبايد به بهانه فرزند، پدر و مادر به ديگرى ضرر رسانند.
35 ـ لزوم رعايت تقوا از سوى مادر ، پدر ، وارثان پدر و دايه نسبت به حقوق متقابل يكديگر
و الوالدات يرضعن . .. و اتقوا اللّه
خطاب اصلى در«اتقوا اللّه»، متوجه كسانى است كه آيه شريفه آنها را به وظايف و رعايت حقوقى مكلّف كرد; يعنى پدر، مادر و دايه و وارثان پدر.
37 ـ خداترسى و توجّه به نظارت او بر اعمال ، عامل رعايت حقوق متقابل مادر ، پدر و دايه
و الوالدات يرضعن . .. و اتقوا اللّه و اعلموا ان اللّه بما تعملون بصير
40 ـ ممنوعيّت محروم نمودن همسر ( مرد يا زن ) از آميزش جنسى ، به بهانه وجود فرزند و شيرخوارگى او
لا تضارّ والدة بولدها و لا مولود بولده
امام صادق (ع): كانت المرأة منّا ترفع يدها الى زوجها اذا اراد مجامعتها فتقول: لا اَدعك لانّى اخاف ان احمل على ولدى و يقول الرجل لا اجامعك انى اخاف ان تعلقى فاقتل ولدى فنهى اللّه عزّ و جل اَن تضارّ المرأة الرّجل و ان يضارّ الرّجل المرأة . ..
كافى، ج 6، ص 103، ح 3 ; نورالثقلين، ج 1، ص 227، ح 884.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 237 - 1
1 ـ وجوب پرداخت نصف مهريّه تعيين شده به زن مُطلّقه از سوى شوهر ، در صورت عدم آميزش جنسى با او
و ان طلّقتموهنّ من قبل ان تمسّوهنّ و قد فرضتم لهنّ فريضة فنصف ما فرضتم
مفسّران برآنند كه جمله «اَن تمسّوهنّ»، كنايه از آميزش جنسى است ; نه مُجرّد لمس.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 19 - 11،14
11 ـ مرد نبايد با همسر خويش ، هر چند مورد پسند او نباشد ، بدرفتارى كند .
و عاشروهنّ بالمعروف فان كرهتموهن
جواب جمله شرطيه «فان كرهتموهن» حذف شده و «عسى ان تكرهوا» جانشين آن شده است. يعنى «فان كرهتموهنّ فايضاً عاشروهنّ بالمعروف عسى ... ».
14 ـ اساس زندگى خانوادگى و مصالح آن ، نبايد دستخوش تمايلات مرد قرار گيرد .
فان كرهتموهنّ فعسى ان تكرهوا شيئاً و يجعل اللّه فيه خيراً كثيراً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 34 - 16،17
16 ـ لزوم اطاعت زنان از شوهر خويش و حفظ حقوق آنان
فالصّالحات قانتات حافظات للغيب
17 ـ لزوم اطاعت زن از شوهر و حفظ حقوق وى ، مشروط به تأمين زندگى او از سوى مرد
و بما انفقوا من اموالهم فالصّالحات قانتات حافظات
ظاهراً «فالصّالحات . .. » نتيجه اى است مترتب بر جمله «الرجال ... بما انفقوا». بنابراين اطاعت زن از شوهر در موردى است كه شوهر، زندگى او را تأمين كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 128 - 2،4،5،19
2 ـ نشوز شوهر و عدم تأمين حقوق همسر ، امرى ناروا و ناپسند
و إن امراة خافت من بعلها نشوزاً او اعراضاً فلاجناح عليهما ان يصلحا
4 ـ ترديد مسلمانان صدر اسلام در جواز مصالحه زن و شوهر نسبت به حقوق يكديگر
و إن امراة خافت . .. فلاجناح عليهما ان يصلحا
كلمه «لاجناح» حاكى است كه مسلمانان صدر اسلام بر آن گمان بودند كه حقوق تعيين شده براى زن و شوهر، قابل مصالحه و گذشت نيست.
5 ـ جواز صرفنظر كردن زن از بعض حقوق خود ، براى جلب نظر شوهر و جلوگيرى از نشوز وى
و إن امراة خافت من بعلها نشوزاً . .. ان يصلحا بينهما صلحاً و الصلح خير
جمله «و احضرت الانفس الشح» حكايت از آن دارد كه مصالحه عنوان شده در آيه، منوط به گذشت از حقوق شخصى است.
19 ـ مصالحه زن و شوهر در حقوق همسرى در صورتى ارزشمند است كه بر پايه احسان و تقوا باشد .
و الصلح خير . .. و إن تحسنوا و تتقوا فإنّ اللّه كان بما تعملون خبيراً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 129 - 1،4،5،8،18
1 ـ مردان ، ناتوان از رعايت عدالت كامل ميان همسران متعدد خويش
و لن تستطيعوا ان تعدلوا بين النساء
4 ـ شوهران نبايد ـ به بهانه امكان نداشتن رعايت عدالت كامل بين همسران ـ به برخى همسران خويش گرايش كامل و از ديگرى اعراض كنند .
و لن تستطيعوا ان تعدلوا بين النساء . .. فلاتميلوا كل الميل
5 ـ بلاتكليف ر ها ساختن زن ( نه زندگى كردن و نه طلاق دادن وى ) ، كارى ممنوع و حرام بر شوهران
فلاتميلوا كل الميل فتذروها كالمعلقة
8 ـ لزوم رعايت عدالت در حد توان ، ميان همسران
و لن تستطيعوا ان تعدلوا بين النساء و لو حرصتم فلاتميلوا كل الميل
18 ـ حرمت بلاتكليف گذاشتن زن بگونه اى كه نه از مزاياى شوهردارى بهره مند باشد و نه از مزاياى بى همسرى
فلاتميلوا كل الميل فتذروها كالمعلقة
از امام باقر و امام صادق عليهما السلام درباره معناى «كالمعلقة» در آيه فوق روايت شده كه فرمودند: التى هى لا ذات زوج و لا ايم.
تفسير تبيان، ج 3، ص 349; نورالثقلين، ج 1، ص 559، ح 603.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 229 - 4،6
4 ـ لزوم تعهّد شوهر به رعايت حقوق شناخته شده همسر خويش
فامساك بمعروف
مراد از «معروف» (شناخته شده) حقوقى است كه بر اساس عقل، فطرت و شرع در بين مردم متدين و سليم الفطره، مورد شناسايى قرار گرفته است. اگر چه آيه درباره زن مطلّقه اى است كه شوهرش به او رجوع كرده بود; ولى به طور كلى بيانگر حقوق تمامى زنان است.
6 ـ رفتار مرد با زن خود پس از رجوع در طلاق ، بايد بر اساس موازين شناخته شده عقل و شرع باشد .
الطلاق مرّتان فامساك بمعروف
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 101 - 3،4
3 ـ خداوند نه فرزندى دارد و نه هيچگاه همسرى داشته است.
أنى يكون له ولد و لم تكن له صحبة
4 ـ وجود فرزند براى خدا، با توجه به نبودن همسرى براى وى، امرى نامعقول است.
أنى يكون له ولد و لم تكن له صحبة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جن - 72 - 3 - 2،4
2 - خدا ، نه داراى همسر است و نه فرزند .
ما اتّخذ صـحبة و لا ولدًا
4 - همسرگزينى و فرزنددارى ، دون شأن و منزلت والاى خداوند است .
و أنّه تعـلى جدّ ربّنا ما اتّخذ صـحبة و لا ولدًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 90 - 17
17- زكريا ( ع ) و همسر و فرزند او ( يحيى ) ، از خاشعان درگاه الهى بودند .
و كانوا لنا خـشعين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 44 - 1،5،6
1 - سوگند ايوب ( ع ) به تنبيه كردن همسر خطاكارش
و خذ بيدك ضغثًا فاضرب به و لاتحنث
مفسران درباره آيه شريفه ـ براساس روايات وارده ـ گفته اند: ايوب(ع) به خاطر خطايى كه همسرش مرتكب شده بود، سوگند ياد كرد كه او را تنبيه كند; ولى به خاطر خوبى ها و خدمات همسرش دوست نداشت كه او را به نحوى كه سوگند ياد كرده تنبيه نمايد. از اين رو خداوند به خاطر لطف و عنايت به او و همسرش، دستور داد با تهيه دسته اى از گياه ـ تنها يك بار ـ به همسرش بزند تا بدين شكل به سوگند خود عمل كرده باشد.
5 - ايوب ( ع ) ، در اداى سوگند خود ( تنبيه همسرش ) دچار ترديد و پشيمانى شده بود .
و خذ بيدك ضغثًا فاضرب به و لاتحنث
توصيه خداوند به ايوب(ع) به نشكستن سوگندش، بيانگر اين حقيقت است كه ايوب(ع) در اداى سوگندش دچار ترديد شده و حالت پشيمانى به او دست داده بود; به گونه اى كه در جست و جوى راهى براى حل اين مشكل برآمده بود.
6 - خطاى همسر ايوب ( ع ) ، خطايى بزرگ و غيرقابل چشم پوشى براى آن حضرت بود .
و خذ بيدك ضغثًا فاضرب به و لاتحنث
سوگند ايوب(ع) مبنى بر تنبيه همسر خطاكارش، گوياى اين حقيقت است كه خطاى همسرش بزرگ و غيرقابل بخشش بود و گرنه شخصيتى مانند ايوب(ع)، از آن اغماض مى كرد و او را مى بخشيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تحريم - 66 - 11 - 3
3 - درخواست همسر فرعون از خداوند ، مبنى بر زيستن در جوار رحمت او و بنا كردن خانه اى در بهشت براى وى
إذ قالت ربّ ابن لى عندك بيتًا فى الجنّة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 61 - 2،9
2 - نابينايان ، لنگ ها و مريضان ، در استفاده از خوراكى هاى اهل خانه خود ( فرزندان و همسر ) بدون هيچ اجازه اى ، مجازاند .
ليس على الأعمى حرج و لا على الأعرج حرج و لا على المريض حرج . .. أن تأكلوا من بيو
برداشت فوق، مبتنى بر اين است كه جمله «و لا على أنفسكم أن تأكلوا من بيوتكم» عطف بر جمله پيشين باشد. گفتنى است مقصود از «بيوتكم» (خانه هاى خود) خانه همسر و فرزندان است كه از افراد خودى هر شخصى محسوب مى شوند.
9 - استفاده از خوراكى هاى اهل خانه خود ( فرزندان و همسر ) بدون اذن خواستن ، جايز است .
ليس على الأعمى حرج . .. و لا على أنفسكم أن تأكلوا من بيوتكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تحريم - 66 - 10 - 7،9
7 - خيانت همسران نوح و لوط به شوهران خود
فخانتاهما
9 - بى تأثير بودن اقدام حضرت نوح و لوط ( ع ) ، براى نجات همسران خيانت كار خود از عذاب الهى
فلم يغنيا عنهما من اللّه شيئًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تحريم - 66 - 10 - 7،9
7 - خيانت همسران نوح و لوط به شوهران خود
فخانتاهما
9 - بى تأثير بودن اقدام حضرت نوح و لوط ( ع ) ، براى نجات همسران خيانت كار خود از عذاب الهى
فلم يغنيا عنهما من اللّه شيئًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 74 - 4
4 ـ بندگان خالص خدا ، از خداوند خواستار سرور و روشنى چشمان در پرتو اعطاى همسر و فرزند به آنان هستند .
و الذين يقولون ربّنا هب لنا من أزوجنا و ذرّيـّتنا قرّة أعين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 74 - 1،22
1 ـ بندگان خالص خدا ، از خداوند خواستار همسر و فرزندان شايسته اى اند كه رفتار و سير و سلوك آنان ، مايه چشم روشنى و سرفرازى آنان در زندگى باشد .
و الذين يقولون ربّنا هب لنا من أزوجنا و ذرّيّـتنا قرّة أعين
درباره «من» در «من أزواجنا. ..» دو احتمال وجود دارد: 1ـ «من» ابتدائيه باشد. در اين صورت معناى آيه چنين مى شود: «به ما از ناحيه همسران و فرزندانمان، آن ده كه مايه روشنى چشمانمان باشد». 2ـ «من» بيانيه باشد. براساس اين احتمال، معناى آيه چنين مى شود: «به ما روشنى چشمان ـ كه عبارت از همسر و فرزندان اند ببخش. برداشت ياد شده، مبتنى بر احتمال نخست است.
22 ـ جمله « و الذين يقولون ربّنا هب لنا من أزواجنا و ذرّيّتنا قرّة أعين و اجعلنا للمتّقين إماماً » متن دعاى هميشگى بندگان خالص خدا
و الذين يقولون ربّنا هب لنا من أزوجنا و ذرّيـّتنا قرّة أعين و اجعلنا للمتّقين إم
آمدن آيه شريفه در قالب جمله اسميه و نيز فعل مضارع «يقولون» حاكى از استمرار و هميشگى بودن آن دعا است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 90 - 7
7- نازايى و عقيم بودن زن ، نقصى براى وى و نيازمند اصلاح است .
و أصلحنا له زوجه
كاربرد واژه «أصلحنا» اشاره به نقص نازايى دارد; زيرا صلاح در برابر فساد و نقص است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 90 - 4
4- دعاى زكريا ( ع ) مبنى بر اصلاح نازايى همسرش ، مورد اجابت قرار گرفت و خداوند او را شايسته حمل قرار داد .
فاستجبنا له و وهبنا له يحيى و أصلحنا له زوجه
برداشت ياد شده مبتنى بر اين است كه جمله «أصلحنا له زوجه» عطف بر جمله «وهبنا له يحيى» باشد كه در اين صورت اصلاح همسر جز دعاى زكريا(ع) محسوب مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 74 - 21
21 ـ دعا براى صلاح و نيك شدن همسر و فرزندان و خيرخواهى براى ايشان ، از اوصاف بندگان خالص خدا و امرى پسنديده و مورد تشويق خداوند
و الذين يقولون ربّنا هب لنا من أزوجنا و ذرّيـّتنا قرّة أعين و اجعلنا للمتّقين إم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 35 - 12
12 ـ دعاى همسر عمران در پيشگاه خداوند و درخواست از او ، براى قبولى نذرش
ربّ انّى نذرت لك . .. انّك انت السميع العليم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 36 - 22
22 ـ اجابت دعاى همسر عمران ، در مورد حفظ مريم ( س ) و فرزندش از شرّ شيطان
و انّى اعيذها بك و ذريّتها من الشّيطان الرّجيم
رسول خدا (صلی الله علیه و آله): . .. و قال عيسى (ع) فيما يثنى على ربه: و اعاذنى و امّى من الشّيطان الرجيم فلم يكن له علينا سبيل.
الدر المنثور، ج 2، ص 184.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 37 - 2
2 ـ اجابت دعاى مادر مريم از سوى خداوند ، درباره حفظ مريم ( س ) از شر شيطان
انّى اعيذها . .. فتقبّلها ... و انبتها نباتاً حسناً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تحريم - 66 - 11 - 7،8،10،13
7 - درخواست همسر فرعون از خداوند ، به نجات خويش از شرّ فرعون
و نجّنى من فرعون
8 - درخواست همسر فرعون از خداوند ، به رهايى خويش از رفتار و برخورد فرعون
و نجّنى من فرعون و عمله
10 - همسر فرعون ، از خداوند خواستار نجات خود از شرّ مردم ستمگر ( قبطيان و كارگزاران فرعون )
و نجّنى من القوم الظـلمين
13 - همسر فرعون ، از خداوند خواستار نابودى فرعون و حكومت ستم پيشه او
نجّنى من فرعون و عمله و نجّنى من القوم الظـلمين
برداشت ياد شده، مبتنى بر اين احتمال است كه آسيه، نجات خود را با نابودى فرعون و حكومت وى از خداوند خواستار شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تحريم - 66 - 11 - 2
2 - همسر فرعون ( آسيه ) ، نمونه بارز و مثال زدنى براى ايمان و دين دارى است .
ضرب اللّه مثلاً للذين كفروا ءامنوا امرأت فرعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مسد - 111 - 5 - 3
3 - همسر ابولهب در آخرت ، در نهايت ذلّت و با گردنبندى از ليف هاى بافته شده تحقير خواهد شد .
فى جيدها حبل من مسد
برخى گفته اند: همسر ابولهب، سوگند ياد كرده بود كه گردنبند فاخر خود را در دشمنى با پيامبر(صلی الله علیه و آله) خرج كند و آيه شريفه با بيان اين كه در آخرت، او داراى گردنبند ليفى خواهد بود; اوج حقارت او را بيان كرده است. تعبير «جيد» گرچه با «عنق» به يك معنا است; ولى در موارد زينت كردن گردن «جيد» استفاده مى شود; ازاين رو بر استهزا و تحقير او افزوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تحريم - 66 - 10 - 2،7،8،9
2 - همسران نوح و لوط پيامبر ، نمونه بارز و مثال زدنى ، براى جريان كفر و نفاق اند .
جـهد الكفّار و المنـفقين . .. ضرب اللّه مثلاً للذين كفروا امرأت نوح و امرأت لوط
7 - خيانت همسران نوح و لوط به شوهران خود
فخانتاهما
8 - كفر و نفاق همسران نوح و لوط ، خيانت به آن دو پيامبر بود .
فخانتاهما
مفسران، مصداق بارز خيانت همسران نوح و لوط را، كفر و نفاق آنان دانسته اند و نيز روايت كرده اند كه آنان با تطميع ديگران عليه همسران خود اقدام كردند; مثلاً آنان اسرار خانه همسران خود را به دشمنان منتقل مى كردند و. .. .
9 - بى تأثير بودن اقدام حضرت نوح و لوط ( ع ) ، براى نجات همسران خيانت كار خود از عذاب الهى
فلم يغنيا عنهما من اللّه شيئًا
رذايل اخلاقى همسر نوح(ع)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تحريم - 66 - 10 - 2،7،8،9
2 - همسران نوح و لوط پيامبر ، نمونه بارز و مثال زدنى ، براى جريان كفر و نفاق اند .
جـهد الكفّار و المنـفقين . .. ضرب اللّه مثلاً للذين كفروا امرأت نوح و امرأت لوط
7 - خيانت همسران نوح و لوط به شوهران خود
فخانتاهما
8 - كفر و نفاق همسران نوح و لوط ، خيانت به آن دو پيامبر بود .
فخانتاهما
مفسران، مصداق بارز خيانت همسران نوح و لوط را، كفر و نفاق آنان دانسته اند و نيز روايت كرده اند كه آنان با تطميع ديگران عليه همسران خود اقدام كردند; مثلاً آنان اسرار خانه همسران خود را به دشمنان منتقل مى كردند و. .. .
9 - بى تأثير بودن اقدام حضرت نوح و لوط ( ع ) ، براى نجات همسران خيانت كار خود از عذاب الهى
فلم يغنيا عنهما من اللّه شيئًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 21 - 5،8،15
5 - پيدايش همزيستى مسالمت آميز ميان زن و مرد ، پس از ازدواج و بر انگيخته شدن عواطف ظريف دوستانه ميان آنان ، از آيات الهى است .
خلق لكم من أنفسكم أزوجًا لتسكنوا إليها و جعل بينكم مودّة و رحمة
برداشت بالا بنابراين است كه عبارت «و جعل بينكم . ..» ارائه كلام سابق باشد. در اين صورت «و جعل بينكم...» درصدد بيان اين مهم است كه زن و مرد ناآشنا، چگونه پس از ازدواج، الفت و انس و زندگى محبت آميزى پيدا مى كنند.
8 - وجود مهر و عواطف دوستانه ميان زن و شوهر ، عنايت خدادادى و از آيات الهى است .
و من ءايـته . .. و جعل بينكم مودّة و رحمة
15 - انديشمندان و متفكران ، آيه الهى بودن روابط دوستانه زن و شوهر و محبت بين انسان ها را درمى يابند .
و من ءايـته أن . .. و جعل بينكم مودّة و رحمة إنّ فى ذلك لأيـت لقوم يتفكّرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 221 - 16
16 ـ تأثير متقابل زن و شوهر ، در اعتقادات يكديگر
و لا تنكحوا المشركات . .. و لا تنكحوا المشركين ... اولئك يدعون الى النار
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مسد - 111 - 5 - 1
1 - در افتادن همسر ابولهب به آتش جهنم ، در حالتى خواهد بود كه ريسمانى از الياف به هم بافته در گردن دارد .
فى جيدها حبل من مسد
«جيد» به معناى گردن يا محل گردنبند (قاموس) و «مسد» به معناى ليف ملايمى است كه از درخت خرما گرفته مى شود (العين). اين آيه از آن جا كه حال براى «امرأته» و هم زمان با عامل خود (سيصلى) است، حالت ورود ام جميل به جهنم را ـ كه به گردن او زنجيرى از رشته هاى به هم بافته، بسته شده است ـ ترسيم مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 36 - 1
1 ـ همسر عمران پس از زايمان ، ناباورانه ، نوزاد خويش را دختر يافت .
فلمّا وضعتها قالت ربّ انّى وضعتها اُنثى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تغابن - 64 - 14 - 3
3 - ايمان به دين اسلام ، ممكن است دشمنى برخى از مردم ، حتى خويشاوندانى همچون همسر و فرزندان را برانگيزاند .
يـأيّها الذين ءامنوا إنّ من أزوجكم و أولـدكم عدوًّا لكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 102 - 30
30 - جدايى زن و شوهر در بر دارنده زيان براى ايشان است .
ما يفرقون به بين المرء و زوجه و ما هم بضارين . .. إلا بإذن اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 84 - 10
10- از دست دادن خانواده ( زن و فرزندان ) ، مهم ترين رنج و ناراحتى انسان است .
فكشفنا ما به من ضرّ و ءاتينـه أهله و مثلهم معهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مسد - 111 - 4 - 6
6 - همسر ابولهب ، زنى سخن چين و آتش بيار نزاع هاى مردم و تحريك كننده آنان به مخالفت با اسلام بود .
حمّالة الحطب
از آن جا كه ابولهب، فردى ثروتمند و متشخص بود، ممكن است گفته شود كه: توصيف همسر او به «حمّالة الحطب»، به معناى كنايى آن است كه دعواها را شعلهور مى ساخت.
سوء ظن به همسر محمد(صلی الله علیه و آله)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 12 - 1
1 - خداوند ، مسلمانان را به خاطر بدگمانى به همسر پيامبر (صلی الله علیه و آله) و موضع گيرى ترديدآميز نسبت به شايعه « افك » و رد نكردن صريح آن ، مورد سرزنش قرار داد .
إنّ الذين جاءو بالإفك . .. لولا إذ سمعتموه ظنّ المؤمنون و المؤمنـت بأنفسهم خيرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 168 - 18
18 - از امام باقر ( ع ) روايت شده كه فرمود : « ان من خطوات الشيطان الحلف بالطلاق و النذور فى المعاصى و كل يمين بغير اللّه ;
از گامهاى شيطان است قسم خوردن به طلاق همسر و نذر در گناهان و هر سوگندى كه به غير خداوند باشد».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 12 - 1،2،3،4،20
1 ـ سهم ارث شوهر ، در صورتى كه همسرش فرزندى نداشته باشد ، نصف اموال به جامانده اوست .
و لكم نصف ما ترك ازواجكم ان لم يكن لهنّ ولد
2 ـ سهم ارث شوهر ، در صورتى كه همسرش داراى فرزند باشد ، يك چهارم اموال بجامانده اوست .
فان كان لهنّ ولد فلكم الرّبع ممّا تركن
3 ـ سهم ارث زن ، در صورتى كه شوهرش فرزندى نداشته باشد ، يك چهارم اموال شوهر است .
و لهنّ الرّبع ممّا تركتم ان لم يكن لكم ولد
4 ـ سهم ارث زن ، در صورتى كه شوهرش داراى فرزند باشد ، يك هشتم مال بجامانده اوست .
فان كان لكم ولد فلهنّ الثمن ممّا تركتم
20 ـ در صورت نبودن فرزند براى ميّت ، نوه هاى وى به جاى فرزند ارث مى برند و موجب تنزل سهم زن ، شوهر ، پدر و مادر مى شوند .
فان كان لكم ولد
امام باقر و صادق (ع): . .. فان لم يكن له ولد و كان ولد الولد ذكوراً او اناثاً فانّهم بمنزلة الولد ... و يحجبون الابوين و الزوج و الزوجة عن سهامهم الاكثر ... .
تهذيب شيخ طوسى، ج 9، ص 289، ح 3، ب 27، مسلسل 1043 ; تفسير برهان، ج 1، ص 351، ح 8.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 11 - 2
2 - هم دستى و تشكل تنى چند از منافقان عصر بعثت ، براى تهمت زنى و شايعه سازى عليه خانواده پيامبر (صلی الله علیه و آله)
إنّ الذين جاءو بالإفك عصبة منكم
بيشتر مفسران بر اين باورند كه گروه بهتان زننده (عصبة منكم) از منافقان بودند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 221 - 1،2،3،6،8
1 ـ حرمت ازدواج مؤمنان با زنان مشرك ; مگر در صورتى كه ايمان بياورند .
و لا تنكحوا المشركات حتى يؤمنَّ
2 ـ بايد ايمان معيار اصلى در انتخاب همسر باشد ; نه زيبايى و يا حريّت ( برده نبودن )
و لا تنكحوا المشركات حتى يؤمنّ و لامة مؤمنة خير من مشركة و لو اعجبتكم . .. و لعب
مصداق بارز «اعجاب» در انتخاب همسر، زيبايى و دلربايى است.
3 ـ كنيز مؤمن براى همسرى شايسته تر است از آزاد زن مشرك ; هر چند زيبا و دلربا باشد .
و لاَمَة مؤمنة خير من مشركة و لو اعجبتكم
6 ـ حرمت ازدواج زنان مؤمن با مشركان ; مگر در صورتى كه ايمان بياورند .
و لا تنكحوا المشركين حتى يؤمنوا
8 ـ برده مؤمن براى همسرىِ زن مسلمان شايسته تر است از آزاد مرد مشرك ; هر چند ظاهرى فريبنده داشته باشد .
و لعبد مؤمن خير من مشرك و لو اعجبتكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 223 - 2،8
2 ـ عقيم نبودن ، از ويژگى هاى زن شايسته و كامل
نساؤكم حرث لكم
از خصوصيات مهم زن، قابليّت بارور شدن او براى بقاى نسل است; بنابراين چنانچه زن نازا باشد، از اين ويژگى مهم عارى است و طبعاً چنين زنى از جهت طبيعى كامل نخواهد بود.
8 ـ لزوم دقّت در انتخاب همسر و مراعات آداب آميزش ، براى به وجود آمدن فرزندان صالح
نساؤكم حرث لكم . .. و قدّموا لانفسكم
دقّت كشاورز در انتخاب زمين مورد كشت و نيز سعى تمام در به وجود آوردن شرايطى براى به ثمر نشاندن محصولى عالى، از وجود مشابهت بين همسر و كشتزار است كه مى تواند مورد نظرآيه باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 232 - 7
7 ـ توافق و رضايت زن و مرد بر اساس آنچه عقلا و شرعاً پسنديده است ، شرط اساسى براى ازدواج
فلا تعضلوهنّ ان ينكحن . .. اذا تراضوا بينهم بالمعروف
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تحريم - 66 - 11 - 11
11 - همسر فرعون ، افزون بر آزار ديدن از او ، از سوى كارگزاران نظام وى نيز تحت آزار و شكنجه قرار داشت .
نجّنى من فرعون و عمله و نجّنى من القوم الظـلمين
تكرار درخواست نجات (و نجّنى) درباره قوم ستمگر، مى تواند بيانگر برداشت ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 221 - 1،2،3،6،8
1 ـ حرمت ازدواج مؤمنان با زنان مشرك ; مگر در صورتى كه ايمان بياورند .
و لا تنكحوا المشركات حتى يؤمنَّ
2 ـ بايد ايمان معيار اصلى در انتخاب همسر باشد ; نه زيبايى و يا حريّت ( برده نبودن )
و لا تنكحوا المشركات حتى يؤمنّ و لامة مؤمنة خير من مشركة و لو اعجبتكم . .. و لعب
مصداق بارز «اعجاب» در انتخاب همسر، زيبايى و دلربايى است.
3 ـ كنيز مؤمن براى همسرى شايسته تر است از آزاد زن مشرك ; هر چند زيبا و دلربا باشد .
و لاَمَة مؤمنة خير من مشركة و لو اعجبتكم
6 ـ حرمت ازدواج زنان مؤمن با مشركان ; مگر در صورتى كه ايمان بياورند .
و لا تنكحوا المشركين حتى يؤمنوا
8 ـ برده مؤمن براى همسرىِ زن مسلمان شايسته تر است از آزاد مرد مشرك ; هر چند ظاهرى فريبنده داشته باشد .
و لعبد مؤمن خير من مشرك و لو اعجبتكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 223 - 2
2 ـ عقيم نبودن ، از ويژگى هاى زن شايسته و كامل
نساؤكم حرث لكم
از خصوصيات مهم زن، قابليّت بارور شدن او براى بقاى نسل است; بنابراين چنانچه زن نازا باشد، از اين ويژگى مهم عارى است و طبعاً چنين زنى از جهت طبيعى كامل نخواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 37 - 6
6 - همسر زيدبن حارثه ، با وى ناسازگار بود و زيد ، تصميم گرفت از او جدا شود .
و إذ تقول للذى أنعم اللّه عليه . .. أمسك عليك زوجك
در شأن نزول آيه آورده اند كه زينب، همسر زيد، به خاطر اين كه زيد، برده اى آزاد شده است، با او ناسازگارى مى كرد و اين، بر زيد ناگوار بود و از اين رو تصميم گرفت زينب را طلاق دهد. امر «أمسك»، به اين مطلب اشاره دارد و نيز فرمانى است به
زيد از عملى ساختن تصميم اش.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 129 - 1،2،3،4،8،16
1 ـ مردان ، ناتوان از رعايت عدالت كامل ميان همسران متعدد خويش
و لن تستطيعوا ان تعدلوا بين النساء
2 ـ مراعات عدالت در محبت قلبى به همسران متعدد ، خارج از توان و اختيار مردان
و لن تستطيعوا ان تعدلوا بين النساء و لو حرصتم
جمله «و لو حرصتم» (هر چند تمايل شديد به رعايت عدالت داشته باشيد)، مى رساند كه مراد از عدالت در جمله «و لن تستطيعوا ان تعدلوا» عدالتى است كه از اختيار و توان آدمى خارج است، بنابراين مى توان گفت عدالت در مورد محبت و مودت و نظاير آن مى باشد. برداشت فوق را فرمايش امام صادق(ع) تأييد مى كند كه در توضيح آيه فوق فرمود: يعنى فى المودة ... .
كافى، ج 5، ص 362، ح 1; نورالثقلين، ج 1، ص 558، ح 601.
3 ـ بى ثمر بودن تلاش شوهر براى رعايت عدالت كامل ، ميان همسران خويش
و لن تستطيعوا ان تعدلوا بين النساء و لو حرصتم
4 ـ شوهران نبايد ـ به بهانه امكان نداشتن رعايت عدالت كامل بين همسران ـ به برخى همسران خويش گرايش كامل و از ديگرى اعراض كنند .
و لن تستطيعوا ان تعدلوا بين النساء . .. فلاتميلوا كل الميل
8 ـ لزوم رعايت عدالت در حد توان ، ميان همسران
و لن تستطيعوا ان تعدلوا بين النساء و لو حرصتم فلاتميلوا كل الميل
16 ـ عدم رعايت عدالت نسبى بين همسران ، گناه و آمرزش آن در گرو بازگشت به عدالت و رعايت تقواست .
و لن تستطيعوا ان تعدلوا بين النساء . .. و إن تصلحوا و تتقوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 83 - 5
5 ـ همسر لوط با ماندن در ميان كافران به عذاب الهى گرفتار شد و به هلاكت رسيد .
إلا امرأته كانت من الغبرين
«غابر» به معناى باقى مانده است. بنابراين «كانت من الغبرين» بيانگر اين است كه همسر لوط به جهت باقى ماندن در ميان قومش، از عذاب الهى رهايى نيافت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 81 - 18
18ـ همسر لوط ، بايد به عذابى كه براى قوم لوط مقدر شده بود ، گرفتار مى شد .
إنه مصيبها ما أصابهم
ضمير در «إنه» به اصطلاح ضمير شأن است و حاكى از تأكيد مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 60 - 1
1- همسر لوط ( ع ) در زمره مجرمان قوم لوط و عذاب شدگان الهى بود .
إلاّ ءال لوط إنا لمنجّوهم . .. إلاّ امرأته
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 171 - 2
2 - همسر لوط ، مخالف راه او و در زمره محكومان به عذاب
إلاّ عجوزًا فى الغـبرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 57 - 1
1 - نجات لوط ( ع ) و خانواده اش ـ به جز همسر وى ـ از عذاب نازل شده بر قوم لوط
فأنجينـه و أهله إلاّ امرأته
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 32 - 7
7 - ملائكه عذاب قوم لوط ، پيشاپيش از عذاب شدن همسر لوط خبر داشتند و او رااز نجات يافتگان نمى دانستند .
لننجّينّه و أهله إلاّ امرأته كانت من الغـبرين
«غابر» ماندنِ پس از سپرى شدن چيزى است كه با او بوده است (مفردات راغب)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 33 - 14
14 - فرشتگان مأمورِ عذابِ قوم لوط ، به لوط ( ع ) اعلام كردند كه او و خانواده اش ، به جز همسرش را ، از عذاب نجات خواهند داد .
إنّا منجّوك و أهلك إلاّ امرأتك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تحريم - 66 - 10 - 9
9 - بى تأثير بودن اقدام حضرت نوح و لوط ( ع ) ، براى نجات همسران خيانت كار خود از عذاب الهى
فلم يغنيا عنهما من اللّه شيئًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تحريم - 66 - 10 - 9
9 - بى تأثير بودن اقدام حضرت نوح و لوط ( ع ) ، براى نجات همسران خيانت كار خود از عذاب الهى
فلم يغنيا عنهما من اللّه شيئًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 26 - 12
12 - كسانى كه در صدراسلام در ماجراى « افك » ( تهمت زنا ) مورد اتهام قرار گرفتند ، افرادى پاكدامن و منزه از اين تهمت و آلودگى بودند .
للخبيثين . .. للطيّبين ... أُولـئك مبرّءون ممّا يقولون
برداشت ياد شده، بر اين اساس است كه آيه شريفه مربوط به ماجراى «افك» باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تغابن - 64 - 14 - 9
9 - توصيه خداوند به مؤمنان ، مبنى بر عفو ، چشم پوشى و بخشودن دشمنى هاى همسران و فرزندان خويش
عدوًّا لكم . .. و إن تعفوا و تصفحوا و تغفروا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 57 - 4
4 - همسر لوط ، مخالف انديشه هاى وى و هم عقيده با قوم منحرف
فأنجينـه و أهله إلاّامرأته
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 5 - 5،6،7
5- همسر زكريا ، همسرى عقيم و نازا بوده است .
و كانت امرأتى عاقرًا
«عاقراً» به مرد يا زنى گفته مى شود كه از او فرزندى به عمل نمى آيد (مفردات راغب).
6- همسر زكريا ، علاوه بر عقيم بودن ديرين خود در شرايط پيرى و يائسگى بود . *
و كانت امرأتى عاقرًا
فعل «كانت»، ممكن است اين معنا را افاده كند كه همسر زكريا براى آوردن فرزند دو مشكل داشته است; 1ـ سن زياد; 2ـ عقيم بودن ديرين او از جوانى.
7- زكريا ( ع ) ، به رغم نااميدى از داشتن فرزند از همسر نازايش ، ساليانى دراز به زندگى مشترك خود با وى ادامه داد .
و كانت امرأتى عاقرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 8 - 1،7،11
1- بشارت فرزند به زكريا ( ع ) در روزگار پيرى و فرتوتى وى و نازايى همسر ، براى او نويدى شگفت آور بود .
أنّى يكون لى غلـم و كانت امرأتى عاقرًا و قد بلغت من الكبر عتيًّا
«أنّى»، يعنى چگونه و از چه راهى؟ (مصباح). «عتيّاً» جمع «عات» از ماده «عتوّ» (از حد گذشتن) است و مفاد جمله «قد بلغت...» اين است كه من از نظر پيرى به افرادى رسيده ام كه در كهن سالى از حدّ گذشته اند. برخى اهل لغت «عتيّاً» را مصدر و به معناى خشك و انعطاف ناپذير شدن مفاصل و استخوان ها دانسته اند (الكشاف). مفاد جمله دراين صورت اين است كه من از اثر پيرى به خشكيده شدن اعضاى بدنم رسيده ام.
7- زكريا ( ع ) ، هنگام بشارت تولد يحيى ( ع ) ، همسرى سال خورده داشت كه از آغاز زندگى نازا بود .
و كانت امرأتى عاقرًا
فعل «كانت» در آيه، با بيان ديرينه بودن نازايى، اشاره به گذشت زمان باردارى نيز دارد.
11- زكريا ( ع ) ، محروميت از فرزند را در دوران جوانى خود و همسرش ، تنها ناشى از نازايى همسر خويش مى دانست .
و كانت امرأتى عاقرًا و قد بلغت من الكبر عتيًّا
اختصاص وصف «نازايى» به همسر زكريا، گوياى برداشت ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 90 - 5
5- همسر زكريا ( ع ) پيش از دعاى آن حضرت نازا بود .
ربّ لاتذرنى فردًا . .. فاستجبنا له و وهبنا له يحيى و أصلحنا له زوجه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 129 - 2
2 ـ مراعات عدالت در محبت قلبى به همسران متعدد ، خارج از توان و اختيار مردان
و لن تستطيعوا ان تعدلوا بين النساء و لو حرصتم
جمله «و لو حرصتم» (هر چند تمايل شديد به رعايت عدالت داشته باشيد)، مى رساند كه مراد از عدالت در جمله «و لن تستطيعوا ان تعدلوا» عدالتى است كه از اختيار و توان آدمى خارج است، بنابراين مى توان گفت عدالت در مورد محبت و مودت و نظاير آن مى باشد. برداشت فوق را فرمايش امام صادق(ع) تأييد مى كند كه در توضيح آيه فوق فرمود: يعنى فى المودة ... .
كافى، ج 5، ص 362، ح 1; نورالثقلين، ج 1، ص 558، ح 601.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 24 - 2،4
2 ـ محبت پدر ، فرزند ، برادر ، همسر و خويشاوندان نبايد محبت خدا و رسول و جهاد در راه خدا را تحت الشعاع قرار دهد .
قل إن كان ءاباؤكم و أبناؤكم . .. أحب إليكم من اللّه و رسوله و جهاد فى سبيله
4 ـ روى گردانان از جهاد ، به خاطر علقه هاى عاطفى ( محبت پدر ، فرزند ، برادر ، همسر و خويشاوندان ) و دلبستگى مادى ( مال ، شغل و مسكن ) مورد تهديد خداوند
قل إن كان ءاباؤكم . .. و أمول اقترفتموها و ... أحب إليكم ... و جهاد فى سبيله فتر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 70 - 6
6 - انسان با تقوا ، انسانى وفادار به همسر و دلبسته به او
ادخلوا الجنّة أنتم و أزوجكم
خداوند، به عنوان نويد به اهل تقوا فرموده است: همراه همسران وارد بهشت شويد، از اين بشارت روشن مى شود كه مؤمنان دلبسته به همسر بوده و در انتظار اين نويد بوده اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - معارج - 70 - 11 - 8
8 - علاقه و دلبستگى انسان به فرزندان ، قوى تر و بيشتر از همسر ، برادر و ديگر خويشاوندان است . *
يودّ المجرم لويفتدى من عذاب يومئذ ببنيه
تقدّم ذكرى نام فرزندان بر ديگر خويشاوندان و مردمان، ممكن است براى بيان مطلب ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 90 - 12،13
12- زكريا ( ع ) و همسر و فرزند او ( يحيى ) شتابان به انجام كار هاى خير مى پرداختند و در آن پيش قدم و پيشگام بودند .
إنّهم كانوا يسـرعون فى الخيرت
برداشت ياد شده، مبتنى بر اين است كه ضميرهاى جمع در جمله «إنّهم كانوا يسارعون. ..» به زكريا(ع) و همسر و فرزند او
(يحيى) بازگردد.
13- انجام كار هاى خير ، مورد علاقه و سيره مستمر زكريا ( ع ) و همسر و فرزند او ( يحيى ) بود .
و زكريّا . .. و وهبنا له يحيى و أصلحنا له زوجه إنّهم كانوا يسـرعون فى الخيرت
فعل مضارع «يسارعون» و فعل «كانوا» پيش از آن بيانگر استمرار و تداوم است و متعدى شدن فعل «يسارعون» به «فى» حكايت از جدّيت و علاقه به كار دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 21 - 1
1 - آفرينش همسران از جنسى همگون ، از آيات الهى است .
و من ءايـته أن خلق لكم من أنفسكم أزوجًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 21 - 5،8
5 - پيدايش همزيستى مسالمت آميز ميان زن و مرد ، پس از ازدواج و بر انگيخته شدن عواطف ظريف دوستانه ميان آنان ، از آيات الهى است .
خلق لكم من أنفسكم أزوجًا لتسكنوا إليها و جعل بينكم مودّة و رحمة
برداشت بالا بنابراين است كه عبارت «و جعل بينكم . ..» ارائه كلام سابق باشد. در اين صورت «و جعل بينكم...» درصدد بيان اين مهم است كه زن و مرد ناآشنا، چگونه پس از ازدواج، الفت و انس و زندگى محبت آميزى پيدا مى كنند.
8 - وجود مهر و عواطف دوستانه ميان زن و شوهر ، عنايت خدادادى و از آيات الهى است .
و من ءايـته . .. و جعل بينكم مودّة و رحمة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تغابن - 64 - 14 - 4
4 - مؤمنان در صورت روبه رو شدن با دشمنى و مخالفت همسران و فرزندان خويش ، بايد از آنان پرهيز كرده و دورى جويند .
إنّ من أزوجكم . .. عدوًّا لكم فاحذروهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 90 - 7
7- نازايى و عقيم بودن زن ، نقصى براى وى و نيازمند اصلاح است .
و أصلحنا له زوجه
كاربرد واژه «أصلحنا» اشاره به نقص نازايى دارد; زيرا صلاح در برابر فساد و نقص است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 40 - 14
14ـ تقدير الهى بر غرق شدن و هلاك گشتن برخى از افراد خانواده نوح
و أهلك إلاّ من سبق عليه القول
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 36 - 1
1 - شوهران ، پيوند الفت و همراهى با همسران خويش را در قيامت ناديده گرفته و از آنان متوارى خواهند شد .
يوم يفرّ المرء من . .. و صـحبته
«صاحبة» همسرى است كه با شوهر خويش ملازمت و معاشرت داشته باشد. اين تعبير حاكى از شدت حوادث قيامت است; به گونه اى كه انسان، حتى همسرى را كه در دنيا با او سازگار و همراه بود، نيز رها خواهد كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مسد - 111 - 4 - 4
4 - سوختن در آتش ابدى دوزخ ، فرجام همسر ابولهب
و امرأته
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مسد - 111 - 4 - 3
3 - خداوند ، همسر ابولهب را گرفتار سرنوشتى همسان فرجام شوهرش خواند .
و امرأته
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تحريم - 66 - 10 - 13
13 - هشدار خداوند ، به دو همسر خطاكار پيامبر ( حفصه و عايشه ) ، درباره سرنوشت شوم خيانت به پيامبر (صلی الله علیه و آله) همچون سرنوشت همسران نوح و لوط
ضرب اللّه مثلاً للذين كفروا امرأت نوح . .. قيل ادخلا النار مع الدخلين
يادآورى خيانت همسران دو پيامبر ـ پس از نقل ماجارى توطئه دو همسر پيامبراسلام ـ مى تواند هشدارى به آنان باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تحريم - 66 - 10 - 13
13 - هشدار خداوند ، به دو همسر خطاكار پيامبر ( حفصه و عايشه ) ، درباره سرنوشت شوم خيانت به پيامبر (صلی الله علیه و آله) همچون سرنوشت همسران نوح و لوط
ضرب اللّه مثلاً للذين كفروا امرأت نوح . .. قيل ادخلا النار مع الدخلين
يادآورى خيانت همسران دو پيامبر ـ پس از نقل ماجارى توطئه دو همسر پيامبراسلام ـ مى تواند هشدارى به آنان باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 44 - 4
4 - ايوب ( ع ) و همسرش ، مورد لطف و عنايت خداوند بودند .
و خذ بيدك ضغثًا فاضرب به و لاتحنث
توصيه خداوند به ايوب(ع) براى وفاى به سوگند خود به شكلى آسان، در حقيقت لطف و عنايت الهى به ايشان بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تحريم - 66 - 11 - 2،4،6
2 - همسر فرعون ( آسيه ) ، نمونه بارز و مثال زدنى براى ايمان و دين دارى است .
ضرب اللّه مثلاً للذين كفروا ءامنوا امرأت فرعون
4 - بهشت و بودن در جوار لطف خداوند ، نهايت آرزو و آرمان معنوى همسر فرعون ( آسيه )
إذ قالت ربّ ابن لى عندك بيتًا فى الجنّة
6 - همسر فرعون ، در آرزوى شهادت به سر مى برد .
إذ قالت ربّ ابن لى عندك بيتًا فى الجنّة
با توجه به اين حقيقت كه آسيه، از سوى فرعون به شدت تحت شكنجه و آزار بود; مى توان استنباط كرد كه دعاى او درباره بنا شدن خانه اى در بهشت، اشاره به نائل شدن وى به فيض بزرگ شهادت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 6 - 1،2،3،4
1 - مردى كه همسرش را قذف كند ( نسبت زنا بدهد ) ، براى اثبات ادعاى خود ، نخست بايد چهار شاهد مرد ارائه كند .
والذين يرمون أزوجهم و لم يكن لهم شهداء
«شهداء» جمع «شاهد» است و شاهد مفرد مذكر است. بنابراين «شهداء» به معناى «چند مرد ناظر» مى باشد. گفتنى است كه عدد چهار، با توجه به آيه قبل ـ كه مربوط به قدف است ـ و نيز به قرينه ذيل آيه ـ كه در صورت عجز از ارائه شهود بايد چهار سوگند ياد شود ـ استفاده مى گردد.
2 - شوهر اگر براى اثبات قذف عليه همسرش ، از ارائه شاهدان ناتوان باشد ، بايد چهار بار سوگند ياد كند .
والذين يرمون أزوجهم و لم يكن لهم شهداء إلاّ أنفسهم فشهـدة أحدهم أربع شهـدت باللّ
3 - با عجز شوهر از آوردن شاهدان براى اثبات قذف عليه همسرش ، در صورتى نوبت به سوگند و لعان مى رسد كه شوهر ، مدعى مشاهده زنا باشد .
والذين يرمون أزوجهم و لم يكن لهم شهداء إلاّ أنفسهم
استثنا در جمله «و لم يكن لهم شهداء إلاّ أنفسهم» استثناى متصل است و معناى آيه چنين مى باشد: «مردانى كه همسران شان را قذف كنند، اگر فقط خودشان ناظر و شاهد زنا بودند و به جز خودشان كسى نبود، بايد سوگند ياد كنند». مفهوم آن اين مى شود كه: اگر خودشان هم شاهد نبودند، نوبت به لعان نمى رسد.
4 - شوهرى كه همسرش را قذف كند و از ارائه شاهدان ناتوان باشد و يا مدعى مشاهده زنا نباشد ، نوبت به سوگند او نمى رسد ; بلكه بايد حد قذف بر وى جارى شود .
والذين يرمون أزوجهم و لم يكن لهم شهداء إلاّ أنفسهم فشهـدة أحدهم أربع شهـدت باللّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 7 - 3
3 - مردانى كه با سوگند دروغين ، همسرانشان را متهم به زنا كنند ، مستحق لعنت خدايند .
والخـمسة أنّ لعنت اللّه عليه إن كان من الكـذبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 12 - 10
10 - قذف يكى از همسران پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، « افك » و بهتانى آشكار بود .
إنّ الذين جاءو بالإفك . .. لولا إذ سمعتموه ... و قالوا هـذا إفك مبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مسد - 111 - 4 - 8
8 - همسر ابولهب ، در حالى كه خود هيمه آتش جهنم را بر دوش مى كشد ، به دوزخ خواهد افتاد .
حمّالة الحطب
چنانچه «حمّالة الحطب» حال و هم زمان با «سيصلى» باشد; ناظر به حالت ام جميل هنگام ورود به دوزخ خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تحريم - 66 - 11 -
4،6،7،8،9،10،11،13
4 - بهشت و بودن در جوار لطف خداوند ، نهايت آرزو و آرمان معنوى همسر فرعون ( آسيه )
إذ قالت ربّ ابن لى عندك بيتًا فى الجنّة
6 - همسر فرعون ، در آرزوى شهادت به سر مى برد .
إذ قالت ربّ ابن لى عندك بيتًا فى الجنّة
با توجه به اين حقيقت كه آسيه، از سوى فرعون به شدت تحت شكنجه و آزار بود; مى توان استنباط كرد كه دعاى او درباره بنا شدن خانه اى در بهشت، اشاره به نائل شدن وى به فيض بزرگ شهادت است.
7 - درخواست همسر فرعون از خداوند ، به نجات خويش از شرّ فرعون
و نجّنى من فرعون
8 - درخواست همسر فرعون از خداوند ، به رهايى خويش از رفتار و برخورد فرعون
و نجّنى من فرعون و عمله
9 - فرعون ، شخصيتى منفور در نگاه همسرش آسيه و رفتار وى غير قابل تحمل براى او
و نجّنى من فرعون و عمله
10 - همسر فرعون ، از خداوند خواستار نجات خود از شرّ مردم ستمگر ( قبطيان و كارگزاران فرعون )
و نجّنى من القوم الظـلمين
11 - همسر فرعون ، افزون بر آزار ديدن از او ، از سوى كارگزاران نظام وى نيز تحت آزار و شكنجه قرار داشت .
نجّنى من فرعون و عمله و نجّنى من القوم الظـلمين
تكرار درخواست نجات (و نجّنى) درباره قوم ستمگر، مى تواند بيانگر برداشت ياد شده باشد.
13 - همسر فرعون ، از خداوند خواستار نابودى فرعون و حكومت ستم پيشه او
نجّنى من فرعون و عمله و نجّنى من القوم الظـلمين
برداشت ياد شده، مبتنى بر اين احتمال است كه آسيه، نجات خود را با نابودى فرعون و حكومت وى از خداوند خواستار شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تحريم - 66 - 10 - 3
3 - همسران نوح و لوط پيامبر ، تحت سرپرستى و حمايت آن دو پيامبر قرار داشتند .
كانتا تحت عبدين من عبادنا
برداشت ياد شده، از تعبير «تحت عبدين» استفاده شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تحريم - 66 - 10 - 3
3 - همسران نوح و لوط پيامبر ، تحت سرپرستى و حمايت آن دو پيامبر قرار داشتند .
كانتا تحت عبدين من عبادنا
برداشت ياد شده، از تعبير «تحت عبدين» استفاده شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 83 - 4
4 ـ همسر لوط ، از زمره كافران به وى بود .
فانجينه و أهله إلا امرأته
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 81 - 19
19ـ همسر لوط به او ايمان نياورد و به گناهى هم طراز گناهان قوم لوط آلوده بود .
فأسر بأهلك . .. إلاّ امرأتك إنه مصيبها ما أصابهم
همانندى كيفر همسر لوط با كيفر قوم لوط ـ كه جمله «إنه مصيبها ما أصابهم» دلالت بر آن دارد ـ حاكى است كه گناه وى نيز هم طراز گناه آن قوم بوده است. گويا وى به عملكرد آنان راضى بوده و يا به گونه اى - چنانچه در برخى روايات وارده شدهـ ايشان را در گناهشان يارى مى داده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 171 - 2
2 - همسر لوط ، مخالف راه او و در زمره محكومان به عذاب
إلاّ عجوزًا فى الغـبرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 32 - 10
10 - همسر لوط ، از زمره كافران بود و به او ايمان نياورد .
لننجّينّه و أهله إلاّ امرأته كانت من الغـبرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 33 - 16
16 - همسر لوط ( ع ) از زمره كافران بود و به او ايمان نياورد .
إنّا منجّوك . .. إلاّ امرأتك كانت من الغـبرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 135 - 3
3 - تمامى اعضاى خاندان لوط ، به جز همسر او ، مؤمن بودند .
إذ نجّينـه و أهله أجمعين . إلاّ عجوزًا فى الغـبرين
برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه عذاب به جهت كفر است، پس نجات خاندان لوط دليل ايمان شان و عذاب همسر لوط به نشانه كفر او است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تحريم - 66 - 10 - 2،8
2 - همسران نوح و لوط پيامبر ، نمونه بارز و مثال زدنى ، براى جريان كفر و نفاق اند .
جـهد الكفّار و المنـفقين . .. ضرب اللّه مثلاً للذين كفروا امرأت نوح و امرأت لوط
8 - كفر و نفاق همسران نوح و لوط ، خيانت به آن دو پيامبر بود .
فخانتاهما
مفسران، مصداق بارز خيانت همسران نوح و لوط را، كفر و نفاق آنان دانسته اند و نيز روايت كرده اند كه آنان با تطميع ديگران عليه همسران خود اقدام كردند; مثلاً آنان اسرار خانه همسران خود را به دشمنان منتقل مى كردند و. .. .
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 40 - 12
12ـ برخى از افراد خانواده نوح ( همسر و فرزندش ) در زمره كافران و تكذيب كنندگان رسالت او بودند . *
و أهلك إلاّ من سبق عليه القول
«ال» در «القول» عهد ذكرى و يا ذهنى است و اشاره به جمله «لاتخاطبنى فى الذين ظلموا إنهم مغرقون/37» دارد. بنابراين «إلاّ من ...»; يعنى، مگر آن كس كه از پيش به خاطر كفر و ظلمش، حكم غرق شدن را براى او مقدر ساخته ايم. مفسران برآنند كه مراد از «من سبق» همسرنوح به نام «واعله» و فرزندش به نام «يام» و يا «كنعان» است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تحريم - 66 - 10 - 2،8
2 - همسران نوح و لوط پيامبر ، نمونه بارز و مثال زدنى ، براى جريان كفر و نفاق اند .
جـهد الكفّار و المنـفقين . .. ضرب اللّه مثلاً للذين كفروا امرأت نوح و امرأت لوط
8 - كفر و نفاق همسران نوح و لوط ، خيانت به آن دو پيامبر بود .
فخانتاهما
مفسران، مصداق بارز خيانت همسران نوح و لوط را، كفر و نفاق آنان دانسته اند و نيز روايت كرده اند كه آنان با تطميع ديگران عليه همسران خود اقدام كردند; مثلاً آنان اسرار خانه همسران خود را به دشمنان منتقل مى كردند و. .. .
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مسد - 111 - 5 - 3
3 - همسر ابولهب در آخرت ، در نهايت ذلّت و با گردنبندى از ليف هاى بافته شده تحقير خواهد شد .
فى جيدها حبل من مسد
برخى گفته اند: همسر ابولهب، سوگند ياد كرده بود كه گردنبند فاخر خود را در دشمنى با پيامبر(صلی الله علیه و آله) خرج كند و آيه شريفه با بيان اين كه در آخرت، او داراى گردنبند ليفى خواهد بود; اوج حقارت او را بيان كرده است. تعبير «جيد» گرچه با «عنق» به يك معنا است; ولى در موارد زينت كردن گردن «جيد» استفاده مى شود; ازاين رو بر استهزا و تحقير او افزوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 81 - 19
19ـ همسر لوط به او ايمان نياورد و به گناهى هم طراز گناهان قوم لوط آلوده بود .
فأسر بأهلك . .. إلاّ امرأتك إنه مصيبها ما أصابهم
همانندى كيفر همسر لوط با كيفر قوم لوط ـ كه جمله «إنه مصيبها ما أصابهم» دلالت بر آن دارد ـ حاكى است كه گناه وى نيز هم طراز گناه آن قوم بوده است. گويا وى به عملكرد آنان راضى بوده و يا به گونه اى - چنانچه در برخى روايات وارده شدهـ ايشان را در گناهشان يارى مى داده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 60 - 1
1- همسر لوط ( ع ) در زمره مجرمان قوم لوط و عذاب شدگان الهى بود .
إلاّ ءال لوط إنا لمنجّوهم . .. إلاّ امرأته
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 187 - 3
3 - زن و شوهر ، لباس عفاف يكديگرند و هر كدام مايه پرهيز ديگرى از گناهان جنسى است .
هن لباس لكم و أنتم لباس لهن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 4 - 6،9
6 - ظِهار ، هيچ گاه ، همسر مرد را ، در مقام مادر او ، قرار نخواهد داد .
و ما جعل أزوجكم الّــى تظـهرون منهنّ أمّهـتكم
9 - در عصر جاهليت ، مردان ، با ظِهار همسر خود ، او را در رديف مادر خود قرار داده و با او ، ترك مراوده مى كردند .
و ما جعل أزوجكم الّــى تظـهرون منهنّ أمّهـتكم
اين كه خداوند فرموده است، ظِهار، همسر را در منزلت مادر قرار نمى دهد، به دست مى آيد كه مردان، با ظِهارِ همسر، مى خواسته اند با آنان ترك مراوده كنند; چون، بر اين باور بودند كه خلوت با مادر قطعاً، امر نادرستى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 61 - 9
9 - استفاده از خوراكى هاى اهل خانه خود ( فرزندان و همسر ) بدون اذن خواستن ، جايز است .
ليس على الأعمى حرج . .. و لا على أنفسكم أن تأكلوا من بيوتكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 36 - 3
3 - قيامت ، روز محروميت از يارى همسران حتى علاقه مندترين آنان به انسان
و صـحبته
فرار از همسرى كه مصاحبت و همراهى او در دنيا به ثبوت رسيده بود ـ تا چه رسد به همسر ناسازگار ـ نشانه سودمند نبودن آنان در قيامت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 84 - 9
9- از دست دادن خانواده ( زن و فرزندان ) ، مهم ترين رنج و ناراحتى ايوب ( ع ) بود .
أنّى مسّنى الضرّ . .. فكشفنا ما به من ضرّ و ءاتينـه أهله و مثلهم معهم
برداشت ياد شده مبتنى بر اين است كه جمله «آتيناه أهله. ..» عطف بر «فكشفنا...» باشد. در اين صورت ذكر «آتيناه أهله...» از باب ذكر خاص بعد از عام و مفيد اهميت و عظمت خواهد بود; زيرا از دست دادن خانواده، خودْ «ضرّ» است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 7 - 4
4 - همراهى خانواده موسى ( همسر و فرزندانش ) با وى در سفر از « مدين »
إذ قال موسى لأهله . .. لعلّكم تصطلون
تعبير «سئاتيكم» و «لعلّكم تصطلون» (با ضماير جمع) نشان مى دهد كه همراهيان موسى بيش از يك نفر بوده اند و تعبير «أهل» بيانگر آن است كه همه آنان از نزديكان (همسر و فرزندان) او بوده اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 19 - 10،11
10 ـ وجوب معاشرت پسنديده مردان با همسرانشان
و عاشروهنّ بالمعروف
11 ـ مرد نبايد با همسر خويش ، هر چند مورد پسند او نباشد ، بدرفتارى كند .
و عاشروهنّ بالمعروف فان كرهتموهن
جواب جمله شرطيه «فان كرهتموهن» حذف شده و «عسى ان تكرهوا» جانشين آن شده است. يعنى «فان كرهتموهنّ فايضاً عاشروهنّ بالمعروف عسى ... ».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 21 - 13
13 ـ زندگى پسنديده با همسر يا آزاد گذاردن وى با رفتار نيك ، پيمان برگرفته زن از مرد به هنگام ازدواج
و اخذن منكم ميثاقا غليظاً
از امام باقر(ع) درباره «ميثاق» در آيه فوق چنين نقل شده است كه: «الميثاق الغليظ» هو العهد المأخوذ على الزوج حالة العقد من امساك بالمعروف او تسريح باحسان.
مجمع البيان، ج 3، ص 42 ; تفسير برهان، ج 1، ص 356، ح 11.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 21 - 9،10،11،12،13
9 ـ بازپس گيرى مهريّه زنان ، شكستن پيمان محكمى است كه همسران با شوهران خويش بسته اند .
و كيف تأخذونه و قد افضى بعضكم الى بعض و اخذن منكم ميثاقاً غليظاً
10 ـ برانگيختن وجدان انسانى از روش هاى قرآن براى ايجاد تعهد نسبت به رعايت پيمان هاى زناشويى
و كيف تأخذونه . .. و اخذن منكم ميثاقاً غليظاً
11 ـ مهريّه ، حقى براى زن در قبال آميزش و پيمان زناشويى
و كيف تأخذونه و قد افضى
جمله «و قد افضى»، كه كنايه از آميزش است، و جمله «اخذن منكم»، كه دلالت بر عقد زناشويى مى كند، بيانگر اين است كه زن در قبال آن دو، مالك مهريه است.
12 ـ عقد نكاح ، پيمان استوارى كه زن از مرد گرفته است .
و اخذن منكم ميثاقاً غليظاً
امام باقر (ع) درباره ميثاق در آيه فوق فرمود: «الميثاق»، الكلمة التى عقد بها النكاح . .. .
كافى، ج 5، ص 560، ح 19 ; تفسير برهان، ج 1، ص 355، ح 8.
13 ـ زندگى پسنديده با همسر يا آزاد گذاردن وى با رفتار نيك ، پيمان برگرفته زن از مرد به هنگام ازدواج
و اخذن منكم ميثاقا غليظاً
از امام باقر(ع) درباره «ميثاق» در آيه فوق چنين نقل شده است كه: «الميثاق الغليظ» هو العهد المأخوذ على الزوج حالة العقد من امساك بالمعروف او تسريح باحسان.
مجمع البيان، ج 3، ص 42 ; تفسير برهان، ج 1، ص 356، ح 11.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 36 - 14
14 ـ تعالى روحى و معنوى مادرِ حضرت مريم ( همسر عمران )
اذ قالت . .. ربّ ... انّى سمّيتها مريم و انّى اعيذها
از توجه به خدا، خلوصش در نذر و نامى كه براى فرزند خويش انتخاب كرد (مريم به معنى عابده)، برداشت فوق استفاده شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 81 - 18
18ـ همسر لوط ، بايد به عذابى كه براى قوم لوط مقدر شده بود ، گرفتار مى شد .
إنه مصيبها ما أصابهم
ضمير در «إنه» به اصطلاح ضمير شأن است و حاكى از تأكيد مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 56 - 2
2 - دلبستگى زن ، تنها به همسر خويش و چشم ندوختن به اجنبى ، از جمله برترين ارزش هاى او است .
فيهنّ قـصرت الطرف
برداشت ياد شده با توجه به دو مطلب زير به دست مى آيد: الف) «قاصرات الطرف» به معناى چشم نداشتن به اجنبى باشد. ب) آيه شريفه در مقام بيان بهترين ارزش هاى زنان بهشت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 3 - 4
4 ـ لزوم انتخاب همسرانى كه خوشايند و مورد پسند هستند .
فانكحوا ما طاب لكم من النّساء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 25 - 21
21 ـ پاكدامنى زن ، معيارى در انتخاب وى براى همسرى
فانكحوهنّ . .. محصنات غير مسافحات و لا متّخذات اخدان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 5 - 17
17 ـ ايمان به خدا ، اعتقاد به وحى و رسالت و عفت و پاكدامنى ، از ارزش هاى والا در انتخاب همسر و تشكيل خانواده
و المحصنت . .. و المحصنت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 60 - 2
2- باقى ماندن همسر لوط ( ع ) در ميان عذاب شدگان قوم لوط ، به تقدير و دستور خدا بود .
إلاّ امرأته قدّرنا إنها لمن الغـبرين
ترديدى نيست كه همه مقدرات به دست خداوند است و انتساب تقدير (قدّرنا) به فرشتگان، مى تواند به خاطر اين باشد كه آنان مجرى اين تقدير بوده اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 57 - 7
7 - فرو گذاشتن همسر لوط در ميان قوم محكوم به عذاب ، براساس تقدير الهى و برنامه از پيش تعيين شده
قدّرنـها من الغـبرين
«غبور» (مصدر «غابرين») به معناى باقى ماندن است; يعنى، ما مقدر كرديم كه همسر لوط از جمله باقى ماندگان باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تغابن - 64 - 14 - 15
15 - « عن أبى جعفر ( ع ) فى قوله : « إنّ من أزواجكم و أولادكم عدوّاً لكم فاحذروهم » و ذلك إنّ الرجل كان إذا أراد الهجرةَ إلى رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) تعلّق به ابنه و امرأته و قالوا : نَنشُدُك اللّه أن تَذهب عنّا و تدعَنا فنضيع بعدك فمنهم من يطيع أهلَه فيقيم فحذّرهم اللّه أبناءَهم و نساءَهم و نهاهم عن طاعتهم . . . ;
از امام باقر(ع) درباره سخن خداوند: «إنّ من أزواجكم و أولادكم عدوّاً لكم فاحذروهم» روايت شده است: [در صدراسلام گاهى] مردى كه قصد هجرت به سوى رسول خدا(صلی الله علیه و آله) را داشت، فرزند و همسرش دامان او را مى گرفتند و مى گفتند: تو را به خدا قسم مى دهيم كه از نزد ما نروى و ما را بى كس نگذارى كه ما بعد از تو از بين خواهيم رفت. برخى از آنان مطيع اهل و عيال خود مى شدند و [نزد آنان ]مى ماندند. ازاين رو خداوند آنان را از فرزندان و همسرانشان برحذر داشته و آنان را از پيروى آنها نهى فرموده است...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تغابن - 64 - 15 - 15
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 83 - 6
6 ـ جدايى ديرينه زن لوط از آيين و روش همسرش ، عامل جدا ماندن وى از خانواده لوط و نجات نيافتن از عذاب الهى
إلا امرأته كانت من الغبرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 60 - 8
8- همسر ، جزو آل و خاندان مرد است .
ءال لوط . .. إلاّ امرأته
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 50 - 4،5
4 - ازدواج با زن در صورت پرداخت مهريه ، حلال است .
إنّا أحللنا لك أزوجك الّـتى ءاتيت أجورهنّ
5 - مهريه زنان ، به منزله پاداشى براى آنان است .
ءاتيت أجورهنّ
مراد از «اُجور» طبق گفته مفسران، مهريه هاى زنان است. تعبير از «صداق» به «اُجور» نكته ياد شده را مى رساند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 50 - 3
3 - پرداخت مهريه به همسر ، در صدراسلام ، امرى رايج و لازم بوده است .
أزوجك الّـتى ءاتيت أجورهنّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ممتحنه - 60 - 10 - 23
23 - مرد مؤمن ، داراى حق مطالبه مهر همسرش از كافران ، در صورت پيوستن همسرش به جمع كافران
و سئلوا ما أنفقتم
چنان كه از سياق آيه استفاده مى شود، مؤمن در صورتى مهريه همسر خويش را از كافران طلب مى كند كه همسر وى به جمع آنان پيوسته و در جامعه آنان پذيرفته شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ممتحنه - 60 - 10 - 24
24 - كافران ، داراى حق مطالبه مهريه همسر خود ، در صورت پيوستن همسر ايشان به جمع مؤمنان
و ليسئلوا ما أنفقوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 37 - 6
6 - همسر زيدبن حارثه ، با وى ناسازگار بود و زيد ، تصميم گرفت از او جدا شود .
و إذ تقول للذى أنعم اللّه عليه . .. أمسك عليك زوجك
در شأن نزول آيه آورده اند كه زينب، همسر زيد، به خاطر اين كه زيد، برده اى آزاد شده است، با او ناسازگارى مى كرد و اين، بر زيد ناگوار بود و از اين رو تصميم گرفت زينب را طلاق دهد. امر «أمسك»، به اين مطلب اشاره دارد و نيز فرمانى است به زيد از عملى ساختن تصميم اش.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 35 - 1،7،8،10،12،19
1 ـ همسر عمران ، فرزندى را كه در شكم داشت ، براى خداوند نذر كرد و از هر خدمتى به خود آزاد ساخت .
اذ قالت امرات عمران ربّ انّى نذرت لك ما فى بطنى محرّراً
7 ـ خلوص نيّت همسر عمران ، در نذر فرزندش براى خدمت در راه خدا
ربّ انّى نذرت لك
«لك»، بيانگر خلوص نيّت است.
8 ـ نذر مخلصانه همسر عمران ، زمينه برگزيدن آل عمران براى نبوّت از سوى خداوند
انّ اللّه اصطفى . .. ال عمران ... اذ قالت امرات عمران ربّ انّى نذرت لك
«اذ» متعلّق به «اصطفى» است; يعنى آنگاه خداوند آل عمران را برگزيد كه همسر عمران، نذرى مخلصانه كرد. و اخلاص، از «لك» استفاده شده است.
10 ـ زنده نبودن عمران ، آن زمان كه همسرش ، فرزند خويش را نذر پروردگار كرد . *
اذ قالت امرات عمران ربّ انّى نذرت لك ما فى بطنى محرّراً
زيرا مادر با وجود پدر، معمولا چنين تصميمى را نسبت به فرزند اتخاذ نمى كند.
12 ـ دعاى همسر عمران در پيشگاه خداوند و درخواست از او ، براى قبولى نذرش
ربّ انّى نذرت لك . .. انّك انت السميع العليم
19 ـ همسر عمران نذر نمود كه جنين خود را براى هميشه خدمتگزار عبادتگاه قرار دهد .
ربّ انّى نذرت لك ما فى بطنى محرّراً
امام باقر (ع): . .. انّ امراة عمران نذرت ما فى بطنها محرّراً و المحرّر للمسجد يدخله ثمّ لا يخرج منه ابداً ... .
كافى، ج 3، ص 105، ح 4 ; نورالثقلين، ج 1، ص 332، ح 113.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 36 - 3
3 ـ تأسف و اندوه همسر عمران ، به گمان عدم پذيرش نذرش
انّى نذرت . .. قالت ربّ انّى وضعتها اُنثى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 6 - 3
3- همسر زكريا ، از نسل يعقوب پيامبر ( ع ) بود . *
يرثنى و يرث من ءال يعقوب
مقابله «يرثنى» با «يرث من آل يعقوب»، ممكن است از آن جهت باشد كه همسر وى از نسل يعقوب بوده است و طبعاً آن بخش از اموال خاندان يعقوب كه به او رسيده بود، پس از وى در اختيار فرزندش قرار مى گيرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 20 - 15
15 ـ داشتن همسر ، خادم و مسكن ، از نعمت هاى خداوند بر بنى اسرائيل
و جعلكم ملوكاً
از رسوا خدا(صلی الله علیه و آله) در توضيح « جعلكم ملوكاَ» در آيه فوق روايت شده: زوجه و مسكن و خادم. حديث فوق در صدد بيان معناى تنزيلى براى «ملك» مى باشد، چنانكه در عرف عامه نيز مرسوم است كه مى گويند هر كس همسر، خادم و مسكن
داشته باشد، پادشاه است.
الدر المنثور، ج 3، ص 47، سطر 5.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 72 - 1
1- قرار دادن همسرانى از جنس خود انسان ها براى آنان ، از نعمت هاى خداوند است .
و الله جعل لكم من أنفسكم أزوجًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 6 - 6
6 - قرار دادن همسرانى از جنس خودِ انسان ها ، جلوه قدرت خدا و از نعمت هاى الهى
خلقكم من نفس وحدة ثمّ جعل منها زوجها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 11 - 5
5 - آفرينش همسر براى آدمى ، نعمتى خداوندى است .
جعل لكم من أنفسكم أزوجًا
با توجه به اين كه آيه در مقام امتنان و بيان نعمت هاى الهى است، برداشت بالا به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 54 - 3
3- ازدواج و برخوردارى از همسر ، نعمتى الهى براى انسان
كذلك و زوّجنـهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 8 - 9
9 - هم جوارى و هم زيستى با پدران ، همسران و فرزندان ، از نعمت هاى الهى و از خواسته هاى بشر
و أدخلهم جنـّت عدن الّتى وعدتّهم و من صلح من ءابائهم و أزوجهم و ذرّيـّتهم
يادآورى ورود پدران، همسران و فرزندان به بهشت در جوار مؤمنان تائب، مى تواند گوياى مطلب ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تحريم - 66 - 10 - 2،8
2 - همسران نوح و لوط پيامبر ، نمونه بارز و مثال زدنى ، براى جريان كفر و نفاق اند .
جـهد الكفّار و المنـفقين . .. ضرب اللّه مثلاً للذين كفروا امرأت نوح و امرأت لوط
8 - كفر و نفاق همسران نوح و لوط ، خيانت به آن دو پيامبر بود .
فخانتاهما
مفسران، مصداق بارز خيانت همسران نوح و لوط را، كفر و نفاق آنان دانسته اند و نيز روايت كرده اند كه آنان با تطميع ديگران عليه همسران خود اقدام كردند; مثلاً آنان اسرار خانه همسران خود را به دشمنان منتقل مى كردند و. .. .
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تحريم - 66 - 10 - 2،8
2 - همسران نوح و لوط پيامبر ، نمونه بارز و مثال زدنى ، براى جريان كفر و نفاق اند .
جـهد الكفّار و المنـفقين . .. ضرب اللّه مثلاً للذين كفروا امرأت نوح و امرأت لوط
8 - كفر و نفاق همسران نوح و لوط ، خيانت به آن دو پيامبر بود .
فخانتاهما
مفسران، مصداق بارز خيانت همسران نوح و لوط را، كفر و نفاق آنان دانسته اند و نيز روايت كرده اند كه آنان با تطميع ديگران عليه همسران خود اقدام كردند; مثلاً آنان اسرار خانه همسران خود را به دشمنان منتقل مى كردند و. .. .
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - طلاق - 65 - 7 - 5
5 - ميزان پرداخت هزينه زندگى همسران و انفاق به ديگران ، بسته به توانايى و دارايى شوهران و انفاق گران است .
لينفق ذو سعة من سعته و من قدر عليه رزقه فلينفق ممّا ءاتيه اللّه
برداشت ياد شده، براساس ديدگاه برخى از مفسران است كه گفته اند: آيه شريفه، علاوه بر مورد زنان مطلّقه، شامل همه زنان و همه انفاق هاى واجب و مستحب مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مسد - 111 - 4 - 6
6 - همسر ابولهب ، زنى سخن چين و آتش بيار نزاع هاى مردم و تحريك كننده آنان به مخالفت با اسلام بود .
حمّالة الحطب
از آن جا كه ابولهب، فردى ثروتمند و متشخص بود، ممكن است گفته شود كه: توصيف همسر او به «حمّالة الحطب»، به
معناى كنايى آن است كه دعواها را شعلهور مى ساخت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 189 - 6
6 ـ همسر مايه آرامش و راحتى انسان است .
جعل منها زوجها ليسكن اليها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 74 - 5
5 ـ همسر و فرزند ، مايه سرور و روشنى چشمان انسان است .
و الذين يقولون ربّنا هب لنا من أزوجنا و ذرّيـّتنا قرّة أعين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 21 - 4
4 - همسران ، مايه سكونت و آرامش هم اند .
لتسكنوا إليها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 74 - 1،2،8،19
1 ـ بندگان خالص خدا ، از خداوند خواستار همسر و فرزندان شايسته اى اند كه رفتار و سير و سلوك آنان ، مايه چشم روشنى و سرفرازى آنان در زندگى باشد .
و الذين يقولون ربّنا هب لنا من أزوجنا و ذرّيّـتنا قرّة أعين
درباره «من» در «من أزواجنا. ..» دو احتمال وجود دارد: 1ـ «من» ابتدائيه باشد. در اين صورت معناى آيه چنين مى شود: «به ما از ناحيه همسران و فرزندانمان، آن ده كه مايه روشنى چشمانمان باشد». 2ـ «من» بيانيه باشد. براساس اين احتمال، معناى آيه چنين مى شود: «به ما روشنى چشمان ـ كه عبارت از همسر و فرزندان اند ببخش. برداشت ياد شده، مبتنى بر احتمال نخست است.
2 ـ همسران شايسته ، مايه سرور و روشنى چشمان يكديگر
و الذين يقولون ربّنا هب لنا من أزوجنا . .. قرّة أعين
8 ـ تأثير مثبت و سازنده صلاح و نيكى همسر در تربيت و تكامل معنوى فرزندان
و الذين يقولون ربّنا هب لنا من أزوجنا و ذرّيـّتنا قرّة أعين
برداشت فوق، از آن جا است كه عبادالرحمان، دعا براى صلاح و نيكى همسرانشان را بر فرزندان خود مقدم داشته اند.
19 ـ نقش مثبت و سازنده صلاح و نيكى همسر و فرزندان ، در سرنوشت و سعادت انسان
ربّناهب لنا من أزوجنا و ذرّيـّتنا قرّة أعين و اجعلنا للمتّقين إمامًا
دعا براى همسر و فرزندان و مقدم داشتن آنان بر خود به هنگام دعا كردن، مى تواند گوياى برداشت ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 35 - 15
15 ـ مسكن ، همسر و خوراك از نياز هاى ضرورى انسان
اسكن أنت و زوجك الجنة و كلا منها
جريان آفرينش آدم(ع) و نكات ذكر شده پيرامون آن، ترسيمى كلى از چهره انسان و نيازها، روحيات، افكار و . .. اوست نه مجرد داستانى از آدم(ع) و حوا; يعنى، اگر سخن از نياز آدم(ع) و حوا به مسكن، همسر و خوراك به ميان آمده بيانگر نياز همه انسانها به اين موارد مى باشد و اگر سخن از تشريع و هدايت است، نشانگر نياز همه انسانها به هدايت و تشريع خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 187 - 4،5
4 - نياز مداوم زن و شوهر به يكديگر
هن لباس لكم و أنتم لباس لهن
در جمله «هن لباس لكم . ..» زن براى شوهر و شوهر براى زن، به لباس براى انسان، تشبيه شده اند. «نياز مداوم» وجه شبه روشنى است كه تشبيه مذكور گوياى آن مى باشد.
5 - نياز جنسى زن و شوهر به يكديگر از حكمت هاى حليت آميزش جنسى در شب هاى رمضان
أحل لكم ليلة الصيام الرفث إلى نسائكم هن لباس لكم و أنتم لباس لهن
جمله «هن لباس لكم . ..» بيانگر حكمت و دليل اعلام حليت (أحل لكم ...) است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 90 - 16
16- زكريا ( ع ) و همسر و فرزند او ( يحيى ) ، خدا را با رغبت و اميد مى خواندند .
و يدعوننا رغبًا و رهبًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مسد - 111 - 4 - 8
8 - همسر ابولهب ، در حالى كه خود هيمه آتش جهنم را بر دوش مى كشد ، به دوزخ خواهد افتاد .
حمّالة الحطب
چنانچه «حمّالة الحطب» حال و هم زمان با «سيصلى» باشد; ناظر به حالت ام جميل هنگام ورود به دوزخ خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مسد - 111 - 5 - 1
1 - در افتادن همسر ابولهب به آتش جهنم ، در حالتى خواهد بود كه ريسمانى از الياف به هم بافته در گردن دارد .
فى جيدها حبل من مسد
«جيد» به معناى گردن يا محل گردنبند (قاموس) و «مسد» به معناى ليف ملايمى است كه از درخت خرما گرفته مى شود (العين). اين آيه از آن جا كه حال براى «امرأته» و هم زمان با عامل خود (سيصلى) است، حالت ورود ام جميل به جهنم را ـ كه به گردن او زنجيرى از رشته هاى به هم بافته، بسته شده است ـ ترسيم مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 83 - 5
5 ـ همسر لوط با ماندن در ميان كافران به عذاب الهى گرفتار شد و به هلاكت رسيد .
إلا امرأته كانت من الغبرين
«غابر» به معناى باقى مانده است. بنابراين «كانت من الغبرين» بيانگر اين است كه همسر لوط به جهت باقى ماندن در ميان قومش، از عذاب الهى رهايى نيافت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 81 - 28
28ـ « عن أبى بصير و غيره عن أحدهما عليهما السلام : . . . لما قال جبرئيل : « إنا رسل ربك » قال له لوط : يا جبرئيل عجّل ، قال : نعم ، قال : يا جبرئيل عجّل ، قال : « إن موعدهم الصبح أليس الصبح بقريب » . . . فأدخل جناحه تحتها حتّى إذا استعلت قلّبها عليهم و رمى جدران المدينة بحجار من سجّيل و سمعت إمرأة لوط الهَدّة فهلكت منها ;
ابوبصير و غير او از امام باقر يا امام صادق ـعليهما السلامـ روايت كرده اند كه فرمود: هنگامى كه جبرئيل به لوط گفت: ما فرشتگان، فرستادگان پروردگار تو هستيم، لوط به او گفت: عجله كن، جبرئيل گفت: باشد. لوط گفت: عجله كن، جبرئيل گفت: «موعد هلاكت آنها صبح است، آيا صبح نزديك نيست؟»... پس بال خود را به زير زمين آن ديار فرو برد، آن گاه كه آن آبادى بالا رفت آن را به روى آنان واژگون كرد و ديوارهاى شهر را با سجيل (سنگ گِل) سنگباران كرد. همسر لوط صداى شديد فرو ريختن ديوارها را شنيد و از آن صدا به هلاكت رسيد».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 171 - 1
1 - نجات همه خانواده لوط از عذاب الهى ، به جز همسر پير او
فنجّينـه و أهله أجمعين إلاّ عجوزًا فى الغـبرين
«عجوز» به معناى پير زن و «عجوزاً» مستثنى از «أهله» است. «غبور» (مصدر «غابرين») نيز به معناى باقى ماندن است. بنابراين، «غابر» به كسى گفته مى شود كه همراهانش بروند و او باقى بماند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 174 - 1
1 - نجات لوط ( ع ) و خاندانش ـ به جز همسر وى ـ و هلاكت قوم زشت كردارش ، آيتى بزرگ و عبرت آموز براى ديگران
إنّ فى ذلك لأية
«ذلك» به جريان نجات لوط(ع) و كسان وى و نيز هلاكت قوم فساد پيشه اش اشاره دارد. «آية» در اين جا معادل «عبرة» است و نكره آمدن آن براى بيان عظمت واقعه و درسى مى باشد كه در آن نهفته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 135 - 1
1 - همسر حضرت لوط ، از هلاك شدگان عذاب الهى قوم لوط بود .
إلاّ عجوزًا فى الغـبرين
«غابر» (مفرد «غابرين») به معناى باقى و مانده است و مقصود از آن، كسانى اند كه از شهر بيرون نيامده و به عذاب الهى قوم لوط گرفتار شدند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 40 - 14
14ـ تقدير الهى بر غرق شدن و هلاك گشتن برخى از افراد خانواده نوح
و أهلك إلاّ من سبق عليه القول
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 189 - 3،4
3 ـ خداوند ، همسر آدم ( حوا ) را از او آفريد .
جعل منها زوجها
برداشت فوق بر اين اساس است كه «من» در «منها» نشويه باشد. بر اين مبنا «جعل منها زوجها» بيانگر اين است كه آدم(ع)، منشأ خلقت حوا بوده است.
4 ـ همسر آدم ( حوا ) انسانى همانند او در جنس و نوع
جعل منها زوجها
برداشت فوق مبتنى بر اين است كه «من» در «منها» جنسيه باشد. بنابراين جمله «جعل ... » گوياى اين است كه زوج آدم انسان و از جنس و نوع او بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 117 - 10
10 - حوا در بهشت مسكونى خويش ، همسر آدم ( ع ) و تحت سرپرستى وى بود .
عدوّ لك و لزوجك فلايخرجنّكما
خداوند، رهنمودهاى مربوط به حوا را، با آدم(ع) در ميان گذاشته و او را به پرهيز هر دو از زمينه هاى خروج از بهشت فرمان داده است. اين گونه خطاب را مى توان نشانِ سرپرستى آدم(ع) قلمداد كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 71 - 1،4،15
1ـ همسر ابراهيم ( ساره ) در مجلس فرشتگان پيام آورِ بشارت حضور داشت .
و لقد جاءت رسلنا إبرهيم بالبشرى . .. وامرأته قائمة فضحكت
4ـ همسر ابراهيم ، در پى اطلاع از مأموريت فرشتگان ( هلاك سازى قوم لوط ) شادان و خندان شد .
إنا أُرسلنا إلى قوم لوط. وامرأته قائمة فضحكت
برداشت فوق از تفريع جمله «ضحكت» به وسيله حرف «فاء» بر «إنا أُرسلنا. ..» در آيه قبل استفاده شده است; يعنى، آنچه مايه شادمانى همسر ابراهيم شد، اين بود كه دريافت قوم بزهكار لوط بر عذاب الهى گرفتار خواهند شد.
15ـ « عن أبى جعفر ( ع ) [ فى قوله تعالى ] : « وامرأته قائمة » قال : إنما عنى سارة قائمة . . . « فضحكت » يعنى فعجبت من قولهم . . . ;
از امام باقر(ع) درباره قول خداى تعالى: «وامرأته قائمة» روايت شده است: مقصود ساره همسر ابراهيم(ع) است كه ايستاده بود . .. و درباره «فضحكت» [روايت شده است]: يعنى ساره از سخن فرشتگان شگفت زده شد ...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 26 - 5،8
5 - محل سكونت همسر ابراهيم ( ع ) مجزا از محيط پذيرايى ميهمانان *
فراغ إلى أهله
حركت مخفيانه ابراهيم(ع) به سوى اهل، در جايى فرض مى شود كه محيط خانواده آن حضرت در معرض ديد ميهمانان نبود.
8 - سخاوت و ميهمان نوازى ابراهيم ( ع ) و همسرش
فراغ إلى أهله فجاء بعجل سمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 29 - 1،2،3،4
1 - حضور همسر ابراهيم ( ع ) ، در جمع آن حضرت و ميهمانان ايشان
و بشّروه بغلـم عليم . فأقبلت امرأته فى صرّة ... و قالت عجوز عقيم
2 - فرياد همسر ابراهيم ( ع ) و سيلى زدن وى به صورت خويش ، با شنيدن بشارت اعطاى فرزند به ايشان
فأقبلت امرأته فى صرّة
«صرّة» به معناى فرياد و «صكّ» به معناى ضربه شديد است. «صكّت وجهها»; يعنى، سيلى سختى به صورت خويش نواخت.
3 - هيجان ، تعجب و ناباورى شديد همسر ابراهيم ، از بارورى پس از پيرى و عمرى نازايى
فأقبلت امرأته فى صرّة فصكّت وجهها و قالت عجوز عقيم
4 - همسر ابراهيم ، فردى كهنسال و نازا به هنگام بشارت فرزنددار شدنش
فأقبلت امرأته . .. و قالت عجوز عقيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 30 - 1،2،6،8
1 - اطمينان بخشى فرشتگان به همسر ابراهيم ( ع ) ، در مورد خدايى بودن پيام و بشارتشان ( فرزنددار شدن او )
قالوا كذلك قال ربّك
2 - هم سخن شدن همسر ابراهيم ( ع ) با فرشتگان بشارت دهنده
قالت عجوز عقيم . قالوا كذلك قال ربّك
6 - اعطاى فرزند به همسر پير و عقيم ابراهيم ( ع ) ، متكى بر حكمت و علم الهى بود .
و قالت عجوز عقيم قالوا كذلك . .. إنّه هو الحكيم العليم
تصريح به علم و حكمت الهى، در پى نويد به اعطاى فرزند، بيانگر مطلب بالا است.
8 - همسر ابراهيم ( ع ) ، داراى شخصيتى والا و ارجمند در پيشگاه خداوند
قالت عجوز عقيم . قالوا كذلك قال ربّك
برداشت ياد شده، به خاطر اين نكته است كه همسر ابراهيم(ع)، با فرشتگان هم سخن شده و نيز درباره او تعبير «ربّك» (پروردگار تو) به كار رفته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مسد - 111 - 4 - 4،9
4 - سوختن در آتش ابدى دوزخ ، فرجام همسر ابولهب
و امرأته
9 - گناهان همسر ابولهب ، در قيامت بارى سنگين بر دوش او و برافروزاننده آتش جهنم خواهد بود .
حمّالة الحطب
مراد از «حطب»، مى تواند گناهان باشد كه مانند هيزم آتش را شعلهور مى سازد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 52 - 4
4ـ همسر پادشاه مصر از زنان حاضر در مجلس مهمانى زليخا و دلباخته يوسف ( ع ) بود .
ذلك ليعلم أنى لم أخنه بالغيب
بر اين مبنا كه ضمير در «يعلم» و «لم أخنه» به «ملك» باز گردد ، از جمله «ذلك ليعلم . ..» معلوم مى شود كه همسر ملك نيز در زمره زنانى بود كه دستهاى خويش را بريدند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 52 - 4
4ـ همسر پادشاه مصر از زنان حاضر در مجلس مهمانى زليخا و دلباخته يوسف ( ع ) بود .
ذلك ليعلم أنى لم أخنه بالغيب
بر اين مبنا كه ضمير در «يعلم» و «لم أخنه» به «ملك» باز گردد ، از جمله «ذلك ليعلم . ..» معلوم مى شود كه همسر ملك نيز در زمره زنانى بود كه دستهاى خويش را بريدند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 34 - 13،14،15
13 ـ همسران شايسته ، مطيع شوهران خويش هستند .
فالصّالحات قانتات
«قنوت» به معنى اطاعت هميشگى است كه به دليل بخش بعدى آيه (و التى تخافون . .. ) مقصود، اطاعت از شوهر است. بنابراين مراد از «الصالحات»، همسران صالح و شايسته هستند. برداشت فوق را فرمايش امام باقر (ع) تأييد مى كند كه در مورد «قانتات» فرمود: مطيعات.
تفسير قمى، ج 1، ص 137 ; نورالثقلين، ج 1، ص 477، ح 229.
14 ـ همسران شايسته ، حافظ حقوق شوهران خويش در غياب آنان
فالصّالحات . .. حافظات للغيب
در برداشت فوق مفعول «حافظات» ـ به مناسبت حكم و موضوع ـ حقوق شوهران و لام در «للغيب» به معنى «فى» گرفته شده است.
15 ـ همسرانى كه خود را در نهان از هر آلودگى حفظ مى كنند ، همسرانى شايسته هستند .
فالصّالحات . .. حافظات للغيب
بدين احتمال كه مفعول «حافظات»، «انفسهنّ» باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 30 - 4
4ـ زليخا ، همسر عزيز مصر بود .
امرأت العزيز
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 37 - 17،18،19
17 - زيدبن حارثه ، پس از كام گيرى از همسرش ، او را طلاق داد و از وى جدا شد .
فلمّا قضى زيد منها وطرًا زوّجنـكها
«وطر» در لغت «نياز مهم» را گويند (مفردات راغب). در آيه، «قضى ... وطراً» كنايه از به پايان رسيدن حاجت زيد از نكاح با زينب و به اتمام رسيدن زمان مجاز زناشويى آن دو است.
18 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) با زينب ، مطلَّقه زيد ، پس از جدا شدن او از زيد ازدواج كرد .
فلمّا قضى زيد منها وطرًا زوّجنـكها
19 - ازدواج پيامبر (صلی الله علیه و آله) با زينب ، مطلَّقه زيد به امر خداوند بود .
فلمّا قضى زيد منها وطرًا زوّجنـكها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 74 - 10
10 ـ امكان بد و ناصالح شدن زن و يا شوهر ، هر چند يكى از آنان خوب و صالح باشند .
و الذين يقولون ربّنا هب لنا من أزوجنا و ذرّيـّتنا قرّة أعين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 30 - 4
4ـ زليخا ، همسر عزيز مصر بود .
امرأت العزيز
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 35 - 5،11،13،14،18
5 ـ ولايت همسر عمران بر فرزند خويش
ربّ انّى نذرت لك ما فى بطنى
11 ـ ولايت همسر عمران بر فرزند خويش ، به هنگام در حيات نبودن عمران *
ربّ انّى نذرت لك
13 ـ اعتقاد عميق همسر عمران ، به شنوايى و علم گسترده الهى
ربّ . .. انّك انت السميع العليم
14 ـ همسر عمران بر اين باور بود كه حمل او پسر است .
ربّ انّى نذرت لك ما فى بطنى محرّراً
زيرا چنين مرسوم بود كه پسر را تحرير مى كردند و مادر مريم نذرش را، مشروط به پسر بودن حمل خويش نكرد. و از طرفى پس از زايمان، با تأسف و شگفتى گفت: انى وضعتها انثى.
18 ـ وعده خداوند به عمران كه پسرى به تو خواهم داد ، سبب شد كه همسرش گمان كند حمل او پسر خواهد بود .
ربّ انّى نذرت لك . .. فتقبّل منّى
امام صادق (ع): ان اللّه تعالى اوحى الى عمران، انى واهب لك ذكراً سوياً مباركاً . .. فحدث عمران امرأته حنّة بذلك ... .
كافى، ج 1، ص 535، ح 1 ; مجمع البيان، ج 2، ص 737.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 36 - 9،21
9 ـ همسر عمران ، نوزاد خويش را مريم ناميد .
و انّى سمّيتها مريم
21 ـ تأسف همسر عمران ، در پى زادن مريم ( س ) ، از اينكه نذرش محقق نشده و دخترش به دليل حائض شدن نمى تواند در مسجد مانده و محرّر باشد .
ربّ انّى وضعتها اُنثى . .. و ليس الذّكر كالاُنثى
امام صادق (ع): . .. «و ليس الذكّر كالاُنثى» انّ الاُنثى تحيض فتخرج من المسجد و المحرّر لا يخرج من المسجد.
تفسير عياشى، ج 1، ص 170، ح 37 ; بحار الانوار، ج 14، ص 204، ح 18.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تحريم - 66 - 10 - 10
10 - همسران نوح و لوط ، همانند كافران از دوزخيان اند .
و قيل ادخلا النار مع الدخلين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 81 - 16،17
16ـ فرشتگان به لوط ( ع ) توصيه كردند كه همسرش را براى نجات از عذاب ، به همراه خويش كوچ ندهد .
فأسر بأهلك بقطع من الّيل . .. إلاّ امرأتك
برداشت فوق، بر اين اساس است كه «امرأتك» استثنا از «أهلك» باشد.
17ـ از ميان خانواده لوط ( ع ) تنها همسرش به هنگام كوچ شبانه از سير باز ماند و به طرف ديار قوم لوط بازگشت .
و لايلتفت منكم أحد إلاّ امرأتك
برداشت فوق، مبتنى بر اين احتمال است كه «إلاّ امرأتك» استثنا از جمله «لايلتفت . ..» باشد. بر اين مبنا جمله «لايلتفت... إنه مصيبها ما أصابهم» چنين معنا مى شود: هيچ يك از شماها نبايد از سير باز ماند و به سوى خانه خود باز گردد و لكن همسرت تخلف خواهد كرد و باز خواهد گشت; زيرا بايد به عذاب گرفتار شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 25 - 12
12 - « عن البزنطى قال : سألت الرضا ( ع ) عن قوله تعالى « إنّ أبى يدعوك ليجزيك أجر ما سقيت لنا » أهى التى تزوّج بها ؟ قال : نعم . . . ;
از بزنطى نقل شده كه گفت: از امام رضا(ع) درباره قول خداى تعالى: «إنّ أبى يدعوك. ..» پرسيدم: آيا دخترى كه نزد موسى آمد و گفت پدرم تو را خواسته ... همان دخترى بود كه بعداً موسى(ع) با او ازدواج كرد؟ فرمود: آرى...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 27 - 21
21 - « عن أبى ذر قال : قال رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) : إذا سألت أى الأجلين قضى موسى ( ع ) ؟ فقل خيرهما و أبرّهما و إذا سئل أى المرأتين تزوّج ، فقل الصغرى منهما . . . ;
از ابوذر روايت شده كه گفت: رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود: اگر از تو سؤال شود كه موسى(ع) كدام يك از دو زمان مورد قرارداد با شعيب را تمام نمود; بگو بهترين و نيكوترين آن دو را و اگر سؤال شود با كدام يك از آن دو دختر ازدواج كرد; بگو با كوچك ترين آن دو. ..».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 74 - 10
10 ـ امكان بد و ناصالح شدن زن و يا شوهر ، هر چند يكى از آنان خوب و صالح باشند .
و الذين يقولون ربّنا هب لنا من أزوجنا و ذرّيـّتنا قرّة أعين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 40 - 21
21ـ « عن أبى عبدالله ( ع ) قال : جائت إمرءة نوح إليه و هو يعمل السفينة فقالت له : إن التّنّور قد خرج منه ماء فقام إليه مسرعاً حتى جعل الطبق عليه فختمه بخاتمه فقام الماء ، فلما فرغ نوح من السفينة جاء إلى خاتمه ففضّه و كشف الطبق ففار الماء ;
از امام صادق(ع) روايت شده است كه فرمود: همسر نوح درحالى كه شوهرش مشغول ساختن كشتى بود، به نزد او آمد و گفت: تنور آب درآورده. نوح باسرعت بر سر تنور رفت و سرپوشى بر روى آن گذاشت و با مُهر خود آن را ممهور كرد. پس آب ايستاد. هنگامى كه از ساختن كشتى فارغ شد مهر خود را شكست و سرپوش را كنار زد; پس آب فوران كرد».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تحريم - 66 - 10 - 10
10 - همسران نوح و لوط ، همانند كافران از دوزخيان اند .
و قيل ادخلا النار مع الدخلين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تغابن - 64 - 14 - 5
5 - مؤمنان ، بايد در برابر دشمنى و مخالفت همسران و فرزندان خويش ، هشيار بوده و آنان را زير نظر داشته باشند .
عدوًّا لكم فاحذروهم
فرمان برحذر بودن (فاحذروهم) ممكن است به معناى لزوم هشيارى و زير نظر گرفتن آنان باشد كه با غفلت از اين امر، مبادا دچار خسارت و ضربه شوند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مسد - 111 - 4 - 5
5 - همسر ابولهب ، هنگام هيزم كشى به آزار پيامبر (صلی الله علیه و آله) مى پرداخت .
حمّالة الحطب
نصب «حمّالة الحطب» يا به دليل حال بودن است و يا وصفى است كه از وصف بودن قطع شده و با فعل «اَذُمّ» ـ كه محذوف است ـ منصوب شده است. در صورت اول، مربوط به آخرت و هنگام ورود همسر ابولهب به آتش جهنم خواهد بود كه تجسمى از كار او در دنيا است. برداشت ياد شده در هر دو مبنا، قابل استفاده و ناظر به شأن نزول آيه است كه مى گويد: «همسر ابولهب با ريختن هيزم و خار در راه پيامبر(صلی الله علیه و آله)، آن حضرت را آزار مى داد».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 52 - 3
3ـ يوسف ( ع ) با تقاضاى دادرسى و درخواست بازجويى از زنان ، درصدد بود تا به پادشاه اثبات كند كه هرگز با همسر وى رابطه نامشروع نداشته و به او خيانت نكرده است .
ذلك ليعلم أنى لم أخنه بالغيب
برداشت فوق ، بر اين اساس است كه ضمير در «يعلم» و «لم أخنه» به «ملك» باز گردد.
همسردارى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 37 - 1،8،9
1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) به زيدبن حارثه ، براى ادامه زندگى با همسرش و طلاق ندادن وى ، سفارش كرد .
و إذ تقول للذى أنعم اللّه عليه . .. أمسك عليك زوجك
طبق شأن نزول، اين آيه درباره زيد بن حارثه و تصميم اش براى طلاق همسر خود، زينب است. لازم به ذكر است كه تعديه فعل «أمسك» با «على» متضمن معناى حبس و نگهدارى است.
8 - دعوت پيامبر (صلی الله علیه و آله) از زيد بن حارثه ، براى رعايت تقواى الهى درباره همسرش زينب
و إذ تقول للذى أنعم اللّه عليه . .. و اتّق اللّه
9 - سفارش پيامبر (صلی الله علیه و آله) به زيد ، براى نگهدارى همسرش و نيز رعايت تقواى الهى ، امرى شايسته ياد و يادآورى است .
و إذ تقول للذى أنعم اللّه عليه . .. و اتّق اللّه
«إذ» متعلق به «اُذكر» مقدر است و در نتيجه، نكته ياد شده، از آن فهميده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جن - 72 - 5 - 2،3،6
2 - آگاهى و اعتراف گروهى از جن ، به دروغ بودن شرك ، همسرگزينى و فرزنددارى خداوند
و أنّا ظننّا أن لن تقول الإنس و الجنّ على اللّه كذبًا
3 - جن ، پيش از نزول قرآن ، از دروغ و ساختگى بودن شرك ، همسرگزينى و فرزنددارى خداوند آگاه نبودند .
إنّا سمعنا قرءانًا عجبًا . .. و أنّا ظننّا أن لن تقول الإنس و الجنّ على اللّه كذ
6 - شريك داشتن خداوند و همسر و فرزند گزيدن او ، كذب محض و ساخته دست انس و جن است .
و أنّا ظننّا أن لن تقول الإنس و الجنّ على اللّه كذبًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 37 - 32
32 - « عن أبى جعفر ( ع ) . . .انّ رسول اللّه خطب على زيدبن حارثه ، زينب بنت جحش . . . فزوّجها إيّاه فمكثت عند زيد ماشاء اللّه ، ثمّ إنّهما تشاجرا فى شىء إلى رسول اللّه . . . فقال زيد : يا رسول اللّه ! تأذن لى فى طلاقها فإنّ فيها كبراً و إنّها لتؤذينى بلسانها ، فقال رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) : اتّق اللّه و أمسك عليك زوجك . . . ;
از امام باقر(ع) روايت شده كه رسول خدا(صلی الله علیه و آله)، زينب دختر جحش را براى زيد خواستگارى كرد . .. و او را به عقد وى در آورد. سپس مدتى را كه خدا مقدر كرده بود، زينب، پيش زيد بود. آن گاه ميان زيد و زينب، مشاجره اى رخ داد و هر دو پيش رسول خدا، شكوه بردند. زيد گفت: اى رسول خدا! آيا اجازه مى دهى او را طلاق بدهم. به خاطر اين كه او متكبر است و با زبانش مرا اذيت مى كند؟ رسول خدا فرمود: از خدا بترس و همسرت را نگه دار...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جن - 72 - 3 - 6
6 - جنيان ، پيش از نزول قرآن و بعثت پيامبراسلام ، معتقد به شرك و وجود همسر و فرزند براى خداوند
و أنّه تعـلى جدّ ربّنا ما اتّخذ صـحبة و لا ولدًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جن - 72 - 4 - 2
2 - شرك و عقيده به همسرگزينى و فرزنددارى خداوند ، عقيده اى سفيهانه و به دور از خرد
و أنّه كان يقول سفيهنا على اللّه شططًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 37 - 1
1 - حوران بهشت ، طنّاز ، بسيار خندان و عاشق و شيفته شوهرانشان
عربًا
«عُرُب» جمع «عَروب» است و «عروب» به زنى گفته مى شود كه: طنّاز، عشوه گر، عاشق شوهر، فروتن براى وى و بسيار خندان باشد (قاموس المحيط).
همسرى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 33 - 2،10
2 - نيافتن همسر مناسب و امكانات ازدواج ، مجوز آلودگى به فحشا و فساد جنسى نيست .
و ليستعفف الذين لايجدون نكاحًا
10 - زنان و مردان غير متأهل فقير و فاقد امكانات ازدواج ، بيش از ديگران در معرض آلودگى به فساد جنسى اند .
و ليستعفف الذين لايجدون نكاحًا حتّى يغنيهم اللّه من فضله
توصيه خداوند به افراد غير متأهل فقير و فاقد امكانات ازدواج مبنى بر عفت و پاكدامنى، مى تواند بيانگر نكته ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 53 - 40
40 - جايگاه همسرى پيامبر ، جايگاهى ويژه است و حرمت و احكام خاصى دارد .
و إذا سألتموهنّ متـعًا فسئلوهنّ من وراء حجاب . .. و لا أن تنكحوا أزوجه من بعده أ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 70 - 2
2 - همسرى متكى بر ايمان و تقوا ، پايدار تا قيامت و ورود به بهشت
ادخلوا الجنّة أنتم و أزوجكم
با توجه به اين كه در آيه 67 بيان شده بود كه تمامى دوستان با يكديگر دشمن خواهند شد، جز تقواپيشگان، قيد «متقى» براى همسران استفاده مى شود; زيرا رابطه زن و شوهرى يكى از مصاديق دوستى ها است كه در صورتى كه طرفين متقى باشند، دوستى آنان تا قيامت پايدار خواهد ماند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 70 - 2
2 - همسرى متكى بر ايمان و تقوا ، پايدار تا قيامت و ورود به بهشت
ادخلوا الجنّة أنتم و أزوجكم
با توجه به اين كه در آيه 67 بيان شده بود كه تمامى دوستان با يكديگر دشمن خواهند شد، جز تقواپيشگان، قيد «متقى» براى همسران استفاده مى شود; زيرا رابطه زن و شوهرى يكى از مصاديق دوستى ها است كه در صورتى كه طرفين متقى باشند، دوستى آنان تا قيامت پايدار خواهد ماند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 6 - 7
7 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) همسران متعددى داشته است .
و أزوجه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 28 - 3
3 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) در يك زمان ، چندين همسر داشته است .
قل لأزوجك
«أزواج» جمع «زوج» است و بر سه و بيش از آن دلالت مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 50 - 2
2 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، همسران متعددى داشته است .
أزوجك الّـتى ءاتيت أجورهنّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تحريم - 66 - 1 - 4
4 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در نيمه دوم بعثت ( در مدينه ) داراى چند همسر بود .
مرضات أزوجك
برداشت ياد شده، از آن جا است كه سوره ياد شده در مدينه (در نيمه دوم بعثت) پيامبر(صلی الله علیه و آله) نازل شده است و اين آيات اشاره به ماجرايى دارد كه در آن دوران رخ داده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 229 - 4،6
4 ـ لزوم تعهّد شوهر به رعايت حقوق شناخته شده همسر خويش
فامساك بمعروف
مراد از «معروف» (شناخته شده) حقوقى است كه بر اساس عقل، فطرت و شرع در بين مردم متدين و سليم الفطره، مورد شناسايى قرار گرفته است. اگر چه آيه درباره زن مطلّقه اى است كه شوهرش به او رجوع كرده بود; ولى به طور كلى بيانگر حقوق تمامى زنان است.
6 ـ رفتار مرد با زن خود پس از رجوع در طلاق ، بايد بر اساس موازين شناخته شده عقل و شرع باشد .
الطلاق مرّتان فامساك بمعروف
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 233 - 16،35،37،40
16 ـ پدر و مادر نبايد فرزند را وسيله تضييع حقوق يكديگر قرار دهند .
لا تُضارّ والدة بولدها و لا مولود له بولده
بنابراينكه «لا تُضارّ»، مجهول و باء، سببيّه باشد; يعنى نبايد به بهانه فرزند، پدر و مادر به ديگرى ضرر رسانند.
35 ـ لزوم رعايت تقوا از سوى مادر ، پدر ، وارثان پدر و دايه نسبت به حقوق متقابل يكديگر
و الوالدات يرضعن . .. و اتقوا اللّه
خطاب اصلى در«اتقوا اللّه»، متوجه كسانى است كه آيه شريفه آنها را به وظايف و رعايت حقوقى مكلّف كرد; يعنى پدر، مادر و دايه و وارثان پدر.
37 ـ خداترسى و توجّه به نظارت او بر اعمال ، عامل رعايت حقوق متقابل مادر ، پدر و دايه
و الوالدات يرضعن . .. و اتقوا اللّه و اعلموا ان اللّه بما تعملون بصير
40 ـ ممنوعيّت محروم نمودن همسر ( مرد يا زن ) از آميزش جنسى ، به بهانه وجود فرزند و شيرخوارگى او
لا تضارّ والدة بولدها و لا مولود بولده
امام صادق (ع): كانت المرأة منّا ترفع يدها الى زوجها اذا اراد مجامعتها فتقول: لا اَدعك لانّى اخاف ان احمل على ولدى و يقول الرجل لا اجامعك انى اخاف ان تعلقى فاقتل ولدى فنهى اللّه عزّ و جل اَن تضارّ المرأة الرّجل و ان يضارّ الرّجل المرأة . ..
كافى، ج 6، ص 103، ح 3 ; نورالثقلين، ج 1، ص 227، ح 884.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 237 - 1
1 ـ وجوب پرداخت نصف مهريّه تعيين شده به زن مُطلّقه از سوى شوهر ، در صورت عدم آميزش جنسى با او
و ان طلّقتموهنّ من قبل ان تمسّوهنّ و قد فرضتم لهنّ فريضة فنصف ما فرضتم
مفسّران برآنند كه جمله «اَن تمسّوهنّ»، كنايه از آميزش جنسى است ; نه مُجرّد لمس.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 19 - 11،14
11 ـ مرد نبايد با همسر خويش ، هر چند مورد پسند او نباشد ، بدرفتارى كند .
و عاشروهنّ بالمعروف فان كرهتموهن
جواب جمله شرطيه «فان كرهتموهن» حذف شده و «عسى ان تكرهوا» جانشين آن شده است. يعنى «فان كرهتموهنّ فايضاً عاشروهنّ بالمعروف عسى ... ».
14 ـ اساس زندگى خانوادگى و مصالح آن ، نبايد دستخوش تمايلات مرد قرار گيرد .
فان كرهتموهنّ فعسى ان تكرهوا شيئاً و يجعل اللّه فيه خيراً كثيراً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 34 - 16،17
16 ـ لزوم اطاعت زنان از شوهر خويش و حفظ حقوق آنان
فالصّالحات قانتات حافظات للغيب
17 ـ لزوم اطاعت زن از شوهر و حفظ حقوق وى ، مشروط به تأمين زندگى او از سوى مرد
و بما انفقوا من اموالهم فالصّالحات قانتات حافظات
ظاهراً «فالصّالحات . .. » نتيجه اى است مترتب بر جمله «الرجال ... بما انفقوا». بنابراين اطاعت زن از شوهر در موردى است كه شوهر، زندگى او را تأمين كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 128 - 2،4،5،19
2 ـ نشوز شوهر و عدم تأمين حقوق همسر ، امرى ناروا و ناپسند
و إن امراة خافت من بعلها نشوزاً او اعراضاً فلاجناح عليهما ان يصلحا
4 ـ ترديد مسلمانان صدر اسلام در جواز مصالحه زن و شوهر نسبت به حقوق يكديگر
و إن امراة خافت . .. فلاجناح عليهما ان يصلحا
كلمه «لاجناح» حاكى است كه مسلمانان صدر اسلام بر آن گمان بودند كه حقوق تعيين شده براى زن و شوهر، قابل مصالحه و گذشت نيست.
5 ـ جواز صرفنظر كردن زن از بعض حقوق خود ، براى جلب نظر شوهر و جلوگيرى از نشوز وى
و إن امراة خافت من بعلها نشوزاً . .. ان يصلحا بينهما صلحاً و الصلح خير
جمله «و احضرت الانفس الشح» حكايت از آن دارد كه مصالحه عنوان شده در آيه، منوط به گذشت از حقوق شخصى است.
19 ـ مصالحه زن و شوهر در حقوق همسرى در صورتى ارزشمند است كه بر پايه احسان و تقوا باشد .
و الصلح خير . .. و إن تحسنوا و تتقوا فإنّ اللّه كان بما تعملون خبيراً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 129 - 1،4،5،8،18
1 ـ مردان ، ناتوان از رعايت عدالت كامل ميان همسران متعدد خويش
و لن تستطيعوا ان تعدلوا بين النساء
4 ـ شوهران نبايد ـ به بهانه امكان نداشتن رعايت عدالت كامل بين همسران ـ به برخى همسران خويش گرايش كامل و از ديگرى اعراض كنند .
و لن تستطيعوا ان تعدلوا بين النساء . .. فلاتميلوا كل الميل
5 ـ بلاتكليف ر ها ساختن زن ( نه زندگى كردن و نه طلاق دادن وى ) ، كارى ممنوع و حرام بر شوهران
فلاتميلوا كل الميل فتذروها كالمعلقة
8 ـ لزوم رعايت عدالت در حد توان ، ميان همسران
و لن تستطيعوا ان تعدلوا بين النساء و لو حرصتم فلاتميلوا كل الميل
18 ـ حرمت بلاتكليف گذاشتن زن بگونه اى كه نه از مزاياى شوهردارى بهره مند باشد و نه از مزاياى بى همسرى
فلاتميلوا كل الميل فتذروها كالمعلقة
از امام باقر و امام صادق عليهما السلام درباره معناى «كالمعلقة» در آيه فوق روايت شده كه فرمودند: التى هى لا ذات زوج و لا ايم.
تفسير تبيان، ج 3، ص 349; نورالثقلين، ج 1، ص 559، ح 603.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 21 - 5،8
5 - پيدايش همزيستى مسالمت آميز ميان زن و مرد ، پس از ازدواج و بر انگيخته شدن عواطف ظريف دوستانه ميان آنان ، از آيات الهى است .
خلق لكم من أنفسكم أزوجًا لتسكنوا إليها و جعل بينكم مودّة و رحمة
برداشت بالا بنابراين است كه عبارت «و جعل بينكم . ..» ارائه كلام سابق باشد. در اين صورت «و جعل بينكم...» درصدد بيان اين مهم است كه زن و مرد ناآشنا، چگونه پس از ازدواج، الفت و انس و زندگى محبت آميزى پيدا مى كنند.
8 - وجود مهر و عواطف دوستانه ميان زن و شوهر ، عنايت خدادادى و از آيات الهى است .
و من ءايـته . .. و جعل بينكم مودّة و رحمة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 21 - 15
15 - انديشمندان و متفكران ، آيه الهى بودن روابط دوستانه زن و شوهر و محبت بين انسان ها را درمى يابند .
و من ءايـته أن . .. و جعل بينكم مودّة و رحمة إنّ فى ذلك لأيـت لقوم يتفكّرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 70 - 2
2 - همسرى متكى بر ايمان و تقوا ، پايدار تا قيامت و ورود به بهشت
ادخلوا الجنّة أنتم و أزوجكم
با توجه به اين كه در آيه 67 بيان شده بود كه تمامى دوستان با يكديگر دشمن خواهند شد، جز تقواپيشگان، قيد «متقى» براى همسران استفاده مى شود; زيرا رابطه زن و شوهرى يكى از مصاديق دوستى ها است كه در صورتى كه طرفين متقى باشند، دوستى آنان تا قيامت پايدار خواهد ماند.
نقش همسرى محمد(صلی الله علیه و آله)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 53 - 40
40 - جايگاه همسرى پيامبر ، جايگاهى ويژه است و حرمت و احكام خاصى دارد .
و إذا سألتموهنّ متـعًا فسئلوهنّ من وراء حجاب . .. و لا أن تنكحوا أزوجه من بعده أ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 55 - 10
10 - جايگاه همسرى پيامبر ، جايگاهى ويژه است و حرمت و احكام خاصى دارد .
لاجناح عليهنّ فى . .. و لانسائهنّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 60 - 7
7- آگاه ساختن فرمانبران و همراهان از مقصد نهايى سفر و مشكلات احتمالى راه ، از آداب مسافرت است .
و إذ قال موسى لفتيه لاأبرح حتّى أبلغ
موسى(ع) براى همراهِ خويش، مقصد مورد نظر و نيز مقدار همّت و عزمى را كه براى رسيدن به آن دارد، بيان كرده است و از آن جهت كه نقل كار پيامبران در قرآن جملگى، براى توصيه و تذكر است، برداشت بالا به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 62 - 6
6- همسفر موسى ( ع ) عهده دار حمل و تدارك غذا بود .
قال لفتيه ءاتنا غداءنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 40 - 6،9،10
6 ـ همسفرىِ تنها يك نفر با پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، هنگام خروج از مكه به سوى غار ثور
إذ أخرجه الذين كفروا ثانى اثنين إذ هما فى الغار
«ال» در «الغار» براى عهد است و اشاره به غار ثور دارد.
9 ـ نگرانى فردِ همراه پيامبر (صلی الله علیه و آله) ( ابوبكر ) به هنگام هجرت از مكه به مدينه و دلدارى رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به وى
إذ يقول لصحبه لاتحزن إن اللّه معنا
10 ـ اعتماد و اطمينان پيامبر (صلی الله علیه و آله) به نصرت الهى نسبت به او و فرد همراهش ( ابوبكر ) در خلاصى از توطئه كافران مكه
لاتحزن إن اللّه معنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 60 - 2،5،12
2- موسى ( ع ) در جُستار تحقيقىِ خويش براى يافتن خضر ، با خدمت كار خود ( يوشع ( ع ) ) همراه بود .
و إذ قال موسى لفتيه لاأبرح
«فتى» به معناى جوان است. در تعبيرات قرآن، از غلام و خدمت كار نيز با اين تعبير ياد شده است. لازم به ذكر است كه بنابر برخى از روايات مأثور، همراه و همسفر موسى(ع)، «يوشع بن نون» وصى آن حضرت بوده است.
5- موسى ( ع ) همسفر خود را از احتمال طولانى بودن سفرشان آگاه ساخت و احتمال بازگشت از نيمه راه را منتفى دانست .
و إذ قال موسى لفتيه لاأبرح . .. أو أمضى حقبًا
12- « عن أبى جعفر ( ع ) : كان وصىّ موسى بن عمران ، يوشع بن نون و هو فتاه الذى ذكر اللّه فى كتابه ;
از امام باقر(ع) روايت شده: جانشين موسى بن عمران، يوشع بن نون بود و او، همان جوان همراه موسى(ع) بود كه خداوند، او را در قرآن ياد كرده است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 62 - 2
2- موسى ( ع ) در پى گذر كردن و پشت سر گذاشتن مجمع البحرين ، گرسنگى و خستگى شديدى را در خود و همسفرش احساس كرد .
ءاتنا غداءنا لقد لقينا من سفرنا هـذا نصبًا
«نصب» به معناى «رنج و سختى» است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 66 - 11
11- موسى ( ع ) همسفر خود را به همراهى با خضر ( ع ) و دريافت علوم او ، وادار نكرد . *
هل أتّبعك على أن تعلّمن
در سفر با خضر، سخنى از همسفر موسى به ميان نيامده است; ممكن است او در اين سفر، از موسى جدا شده و يا به دليل شخصيت برجسته موسى و خضر(ع) تنها، از آن دو، در آيات بعد ياد شده باشد. جمله «ذلك ما كنّا نبغ» در آيات قبل، احتمال دوم را تأييد مى كند.
همسفران
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 43 - 9
9ـ نوح ( ع ) و همراهان او در كشتى ، بهره مندان از رحمت خدا
لا عاصم اليوم من أمر الله إلاّ من رحم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 3 - 9
9- نجات نوح ( ع ) و همراهان او ، پاداش عبوديت و شكرگزارى مداوم وى بود .
ذرّية من حملنا مع نوح إنه كان عبدًا شكورًا
«ذرّية . ..» اشاره به نجات همراهان نوح(ع) از غرق شدن دارد و جمله «إنه كان عبداً شكوراً» مى تواند تعليل براى آن نجات باشد; يعنى، چون حضرت نوح(ع) عبدى شاكر بود، او و همراهانش را نجات بخشيديم.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 58 - 9
9- همراهان نوح ( ع ) در كشتى ، افرادى با فضيلت و شايسته تمجيد بودند .
و ممّن حملنا مع نوح
تعبير «ذرّيّة آدم» براى تمام انبيا كافى بود، تصريح به برخى از آباء و اجداد ديگر، از جمله هم سفران نوح(ع)، گوياى شخصيت والاى آنها است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 58 - 9
9- همراهان نوح ( ع ) در كشتى ، افرادى با فضيلت و شايسته تمجيد بودند .
و ممّن حملنا مع نوح
تعبير «ذرّيّة آدم» براى تمام انبيا كافى بود، تصريح به برخى از آباء و اجداد ديگر، از جمله هم سفران نوح(ع)، گوياى شخصيت والاى آنها است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 28 - 3
3 - داخل كشتى نوح ، محل استقرار حيوانات و خاندان وى و عرشه آن محل استقرار او و پيروانش بود .
فاسلك فيها . .. و أهلك فإذا استويت أنت ... على الفلك
برداشت ياد شده، با توجه به عبارت هاى «اسلك فيها» (در كشتى وارد كن) و «إذا استويت. .. على الفلك» (هرگاه تو... بر كشتى استقرار يافتى)، به دست آمده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 28 - 4
4 - نجات نوح ( ع ) و خاندان و همراهان او از شر ستمگران ، به اراده خداوند
فقل الحمد للّه الذى نجّـنا من القوم الظـلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 119 - 2
2 - نجات نوح ( ع ) و همراهانش ، به اراده خدا و در پى استمداد وى براى رهايى از شرّ كافران
و نجّنى و من معى . .. فأنجينـه و من معه فى الفلك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 73 - 3
3 ـ خداوند ، حضرت نوح ( ع ) و تمام كسانى را كه با او در كشتى بودند ، از غرق شدن نجات داد .
فنجّينه و من معه فى الفلك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 120 - 1
1 - غرق شدن و هلاكت قوم نوح ، پس از نجات وى و همراهانش
ثمّ أغرقنا بعد الباقين
«إغراق» (مصدر «أغرقنا») به معناى غرق كردن است. مضاف اليه «بعد» حذف شده و تقدير آن چنين است: «بعد نجات نوح و من معه». «ألباقين» جمع همراه با«ال» جنس و مفيد استغراق مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 15 - 1
1 - خداوند ، نوح ( ع ) و اصحاب كشتى او را ، از غرق شدن در طوفان ، نجات داد .
فأخذهم الطوفان . .. فأنجينـه و أصحـب السفينة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 41 - 2
2 - سوار شدن فرزندان نوح ( ع ) و همراهان مؤمن او بر كشتى و نجات آنان از غرق شدن ، از آيات و نشانه هاى قدرت و تدبير خداوند است .
و ءاية لهم أنّا حملنا ذرّيّتهم فى الفلك المشحون
برداشت ياد شده بر اين اساس استوار است كه ضمير «لهم» و «ذرّيّتهم» به «عباد» بازگردد (البته به اعتبار اين كه عباد از بشر مى باشند). و نيز مقصود از «فلك مشحون» كشتى حضرت نوح(ع) باشد كه در آيه 119 سوره «شعراء» به همين تعبير آمده است (فأنجيناه و من معه فى الفلك المشحون). بر اين اساس معناى آيه چنين مى شود: «آية لهم أنّا حملنا ذرّيات البشر فى سفينة نوح».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 3 - 1،4
1- بنى اسرائيل ، از ذريه و نسل همراهان نوح ( ع ) در كشتى بودند .
هدًى لبنى إسرءيل . .. ذرّية من حملنا مع نوح
4- انتساب بنى اسرائيل به همراهان نوح ( ع ) ، موجب شايستگى آنان به عنايت خدا براى هدايتشان گرديد .
و ءاتينا موسى . .. ذرّية من حملنا مع نوح
برداشت فوق مبتنى بر اين نكته است كه نصب «ذرية» به تقدير فعل «اخص» و مجموع جمله «ذرّية من حملنا. ..» در مقام تعليل براى آيه قبل (و آتينا موسى...) باشد; يعنى، ما با نزول تورات، خواستار هدايت بنى اسرائيل بوديم; چون آنان از فرزندان همراهان حضرت نوح(ع) بودند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 58 - 3
3- نسل همراهان نوح در كشتى نجات ، پيامبرى بزرگ ، چون ابراهيم ( ع ) را در خود پروراند .
من النبيّن . .. ممّن حملنا مع نوح
مراد از «من حملنا مع نوح» به قرينه قبل و بعد آن «ذريّة من حملنا . ..»است. بين انبياى ذكر شده در آيات قبل، تنها ابراهيم(ع) است كه غير از «ذريّة آدم» با عنوان «نسل همراهان نوح» شناسايى شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 84 - 11
11 - همراه بودن با هم سفران در مسافرت ، و جدا نشدن از آنان در مسير ، از آداب سفر است .
و ما أعجلك . .. قال هم أُوْلاء على أثرى
همسفران ابراهيم(ع)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 99 - 13
13 - « عن ابراهيم بن أبى زيادالكرخى ، قال : سمعت أباعبداللّه ( ع ) يقول : إنّ إبراهيم ( ع ) . . . لمّا كسر أصنام نمرود . . . فأمرهم أن ينفوا إبراهيم من بلاده . . . فأخرجوا إبراهيم و لوطاً معه ( ع ) من بلادهم إلى الشام . فخرج ابراهيم ( ع ) و معه لوط لايفارقه و سارة و قال لهم « إنى ذاهب إلى ربّى سيهدين » يعنى بيت المقدس ;
ابراهيم بن ابى زياد كرخى مى گويد: از امام صادق(ع) شنيدم كه مى فرمود: ابراهيم(ع) . .. چون بت هاى نمرود را شكست ... نمرود به اصحابش دستور داد ابراهيم(ع) را از شهر برانند ... پس ابراهيم(ع) را در حالى كه لوط(ع) هم راه او بود، از شهرشان به سوى شام اخراج كردند و در حالى كه لوط و ساره با او بودند [از شهر بيرون آمدند] و ابراهيم به آنان گفت: «إنى ذاهب إلى ربى سيهدين»; يعنى، به سوى بيت المقدس مى روم».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 81 - 16،17
16ـ فرشتگان به لوط ( ع ) توصيه كردند كه همسرش را براى نجات از عذاب ، به همراه خويش كوچ ندهد .
فأسر بأهلك بقطع من الّيل . .. إلاّ امرأتك
برداشت فوق، بر اين اساس است كه «امرأتك» استثنا از «أهلك» باشد.
17ـ از ميان خانواده لوط ( ع ) تنها همسرش به هنگام كوچ شبانه از سير باز ماند و به طرف ديار قوم لوط بازگشت .
و لايلتفت منكم أحد إلاّ امرأتك
برداشت فوق، مبتنى بر اين احتمال است كه «إلاّ امرأتك» استثنا از جمله «لايلتفت . ..» باشد. بر اين مبنا جمله «لايلتفت... إنه مصيبها ما أصابهم» چنين معنا مى شود: هيچ يك از شماها نبايد از سير باز ماند و به سوى خانه خود باز گردد و لكن همسرت تخلف خواهد كرد و باز خواهد گشت; زيرا بايد به عذاب گرفتار شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 10 - 2،4
2 - موسى ( ع ) در مسير حركت خويش ، علاوه بر همسر خود ، افرادى ديگر ازاعضاى خانواده اش را به همراه داشت .
فقال لأهله امكثوا
فعل «امكثوا» كه به صورت جمع آمده است، بر نكته ياد شده دلالت دارد.
4 - خانواده و همراهان موسى ( ع ) در بيابان ، آتشى را كه موسى ( ع ) مشاهده كرد ، نديدند . *
فقال لأهله امكثوا أنّى ءانست نارًا
از گفته موسى(ع) كه فرمود: «من آتشى را ديدم» مى توان احتمال داد كه ديگر همراهان موسى(ع) آن آتش را نديده بودند. و گرنه ديدن را به خود اختصاص نمى داد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 7 - 4
4 - همراهى خانواده موسى ( همسر و فرزندانش ) با وى در سفر از « مدين »
إذ قال موسى لأهله . .. لعلّكم تصطلون
تعبير «سئاتيكم» و «لعلّكم تصطلون» (با ضماير جمع) نشان مى دهد كه همراهيان موسى بيش از يك نفر بوده اند و تعبير «أهل» بيانگر آن است كه همه آنان از نزديكان (همسر و فرزندان) او بوده اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 64 - 4،10
4 ـ مؤمنان به رسالت نوح ( ع ) ، همراه و همسفر او در كشتى
فانجينه و الذين معه فى الفلك
10 ـ گروهى از همسفران نوح ( ع ) در كشتى نجات ، نه از مؤمنان بودند و نه از تكذيب كنندگان آيات الهى
فانجينه و الذين معه فى الفلك و أغرقنا الذين كذبوا بايتنا
از اينكه خداوند نجات يافتگان را توصيف نكرد كه اهل ايمان بودند، مثلا نفرمود «و الذين آمنوا»، مى توان گفت گروهى از همراهان نوح(ع) در كشتى به وى ايمان نداشتند. و از جمله «و أغرقنا ... » مى توان فهمى آن گروه وى را تكذيب نيز نكردند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 27 - 8
8 - نوح ( ع ) ، مأمور جاى دادن حيوانات و مؤمنان خاندانش در كشتى ، با ظهور اولين نشانه هاى طوفان
فإذا جاء أمرنا . .. فاسلك فيها من كلِّ زوجين اثنين و أهلك إلاّ من سبق عليه القول
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 28 - 2
2 - استقرار نوح ( ع ) و مؤمنان همراه او در كشتى ، پس از جاى دادن حيوانات و خاندانش در آن
فاسلك فيها من كلِّ زوجين اثنين و أهلك . .. فإذا استويت أنت و من معك على الفلك
از تفريع عبارت «فإذا استويت» بر آيه قبل، استفاده مى شود كه حضرت نوح(ع) نخست حيوانات و خاندانش را در كشتى جاى داد و آن گاه خود و يارانش بر آن سوار شدند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 61 - 20
20 - نقص عضو مانند نابينايى ، لنگى و بيمارى را ، نبايد مانع از هم غذا شدن با افراد سالم دانست .
ليس على الأعمى حرج . ..و لا على أنفسكم أن تأكلوا من بيوتكم أو بيوت ءابائكم ... أ
توصيه خداوند به اين كه افراد ناقص العضو، نابينايان و. .. حق دارند با افراد سالم هم غذا شوند، مى تواند به اين دليل باشد كه كسى گمان نكند كه نقص عضو، مانع از هم غذا شدن است و بايد از افراد ناقص العضو، اجتناب كرد. گفتنى است آنچه در برخى از تواريخ آمده است كه برخى از مردم از هم غذا شدن با نابينايان و... خوددارى مى كردند، مؤيد همين برداشت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 61 - 19،38
19 - نابينايان ، لنگ ها و مريضان ، مى توانند با ديگر اعضاى خانواده خود و نيز باخويشاوندان و دوستان خويش باهم ( بر سر يك سفره ) و يا جداگانه ، غذا ميل كنند .
ليس على الأعمى حرج . ..و لا على أنفسكم أن تأكلوا من بيوتكم أو بيوت ءابائكم ... أ
38 - « عن أبى جعفر ( ع ) فى قوله « ليس على الأعمى حرج و لا على الأعرج حرج و لا على المريض حرج » وذالك أن أهل المدينة قبل أن يسلّموا كانوا يعزلون الأعمى و الأعرج و المريض و كانوا لايأكلون معهم و كان الأعمى و المريض يقولون : لعلّنا نوذيهم إذا أكلنا معهم فاعتزلوا مواكلتهم فلمّا قدم النبى (صلی الله علیه و آله) سألوه عن ذالك فأنزل اللّه « ليس عليكم جناح أن تأكلوا جميعًا أو أشتاتاً ;
از امام باقر(ع) درباره سخن خداوند «ليس على الأعمى حرج. ..» فرمود: اهل مدينه قبل از آنكه مسلمان شوند، نابينايان، لنگان و بيماران را از خود جدا مى كردند و با آنان هم غذا نمى شدند... و كوران و بيماران مى گفتند: شايد اگر ما با ديگران هم غذا شويم، موجب اذيت آنان باشيم. از اين رو از هم غذا شدن با ديگران كناره مى گرفتند. پس هنگامى كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) وارد مدينه شد، از آن حضرت سؤال كردند. خداوند اين آيه را نازل فرمود: ليس عليكم جناح أن تأكلوا جميعاً أو أشتاتاً».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 61 - 21
21 - هريك از مسلمانان ، مى توانند با اعضاى خانواده خود و نيز خويشاوندان و دوستان خويش به صورت جمعى ( بر سر يك سفره ) و يا جداگانه ، غذا ميل كنند .
ليس على الأعمى حرج. ..و لا على أنفسكم أن تأكلوا من بيوتكم أو بيوت ءابائكم ... أو
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 61 - 19،38
19 - نابينايان ، لنگ ها و مريضان ، مى توانند با ديگر اعضاى خانواده خود و نيز باخويشاوندان و دوستان خويش باهم ( بر سر يك سفره ) و يا جداگانه ، غذا ميل كنند .
ليس على الأعمى حرج . ..و لا على أنفسكم أن تأكلوا من بيوتكم أو بيوت ءابائكم ... أ
38 - « عن أبى جعفر ( ع ) فى قوله « ليس على الأعمى حرج و لا على الأعرج حرج و لا على المريض حرج » وذالك أن أهل المدينة قبل أن يسلّموا كانوا يعزلون الأعمى و الأعرج و المريض و كانوا لايأكلون معهم و كان الأعمى و المريض يقولون : لعلّنا نوذيهم إذا أكلنا معهم فاعتزلوا مواكلتهم فلمّا قدم النبى (صلی الله علیه و آله) سألوه عن ذالك فأنزل اللّه « ليس عليكم جناح أن تأكلوا جميعًا أو أشتاتاً ;
از امام باقر(ع) درباره سخن خداوند «ليس على الأعمى حرج. ..» فرمود: اهل مدينه قبل از آنكه مسلمان شوند، نابينايان، لنگان و بيماران را از خود جدا مى كردند و با آنان هم غذا نمى شدند... و كوران و بيماران مى گفتند: شايد اگر ما با ديگران هم غذا شويم، موجب اذيت آنان باشيم. از اين رو از هم غذا شدن با ديگران كناره مى گرفتند. پس هنگامى كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) وارد مدينه شد، از آن حضرت سؤال كردند. خداوند اين آيه را نازل فرمود: ليس عليكم جناح أن تأكلوا جميعاً أو أشتاتاً».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 61 - 19،38
19 - نابينايان ، لنگ ها و مريضان ، مى توانند با ديگر اعضاى خانواده خود و نيز باخويشاوندان و دوستان خويش باهم ( بر سر يك سفره ) و يا جداگانه ، غذا ميل كنند .
ليس على الأعمى حرج . ..و لا على أنفسكم أن تأكلوا من بيوتكم أو بيوت ءابائكم ... أ
38 - « عن أبى جعفر ( ع ) فى قوله « ليس على الأعمى حرج و لا على الأعرج حرج و لا على المريض حرج » وذالك أن أهل المدينة قبل أن يسلّموا كانوا يعزلون الأعمى و الأعرج و المريض و كانوا لايأكلون معهم و كان الأعمى و المريض يقولون : لعلّنا نوذيهم إذا أكلنا معهم فاعتزلوا مواكلتهم فلمّا قدم النبى (صلی الله علیه و آله) سألوه عن ذالك فأنزل اللّه « ليس عليكم جناح أن تأكلوا جميعًا أو أشتاتاً ;
از امام باقر(ع) درباره سخن خداوند «ليس على الأعمى حرج. ..» فرمود: اهل مدينه قبل از آنكه مسلمان شوند، نابينايان، لنگان و بيماران را از خود جدا مى كردند و با آنان هم غذا نمى شدند... و كوران و بيماران مى گفتند: شايد اگر ما با ديگران
هم غذا شويم، موجب اذيت آنان باشيم. از اين رو از هم غذا شدن با ديگران كناره مى گرفتند. پس هنگامى كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) وارد مدينه شد، از آن حضرت سؤال كردند. خداوند اين آيه را نازل فرمود: ليس عليكم جناح أن تأكلوا جميعاً أو أشتاتاً».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 61 - 21
21 - هريك از مسلمانان ، مى توانند با اعضاى خانواده خود و نيز خويشاوندان و دوستان خويش به صورت جمعى ( بر سر يك سفره ) و يا جداگانه ، غذا ميل كنند .
ليس على الأعمى حرج. ..و لا على أنفسكم أن تأكلوا من بيوتكم أو بيوت ءابائكم ... أو
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 72 - 8
8- نقش مهم تعاون خويشاوندى در زندگى انسان
و جعل لكم . .. حفدة
برداشت فوق از آن جاست كه خداوند ضمن برشمردن چند نعمت مهم، پس از موضوع همسردارى و فرزند، به مسأله تعاون خويشاوندى اشاره فرموده است كه از معناى لغوى «حفدة» استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 27 - 14
14- همكارى و همدلى با دشمنان اسلام ، حتى در برخى زمينه ها ، موجب عذاب فراگير به هنگام مرگ
قالوا . .. سنطيعكم فى بعض الأمر ... فكيف إذا توفّتهم الملـئكة يضربون وجوههم و أد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 27 - 13
13- ضربات شكنجه بر صورت و پشت منافقان ، بازتاب روى آورى به كافران و اعراض از اهل ايمان *
قالوا . .. سنطيعكم ... يضربون وجوههم و أدبـرهم
ضمير «هم» احتمالاً به منافقانى بازمى گردد كه در آيه قبل، روى آورى پنهانى آنان به كافران مطرح شده است. با توجه به اين نكته، احتمال مى رود كه وجود شكنجه براى آنان از دو سو، از آن جهت باشد كه اولاً رو به كفر كرده و ثانياً پشت به ايمان و مؤمنان كرده اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 47 - 16
16ـ ارائه برنامه هاى اقتصادى به دولت ها و مردم كافر براى دور ماندنشان از گرسنگى و مصونيت در برابر قحطى ها و دشواريها ، امرى جايز و پسنديده است .
قال تزرعون سبع سنين . .. إلاّ قليلاً مما تأكلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 63 - 7
7 - هشدار خداوند ، به كسانى كه براى شانه خالى كردن از مسؤوليت حل و فصل مسائل اجتماعى و حضور در كنار پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، پناه جويانه و پنهانى گريختند .
قد يعلم اللّه الذين يتسلّلون منكم لواذًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 62 - 6
6 - حضور در كنار رهبرى جامعه اسلامى براى حل و فصل امور مهم اجتماعى و مشاوره و كنكاش در مسائل عمومى ، امرى لازم و بايسته
إنّما المؤمنون الذين ءامنوا باللّه و رسوله و إذا كانوا معه على أمر جامع لم يذهبو
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 63 - 7
7 - هشدار خداوند ، به كسانى كه براى شانه خالى كردن از مسؤوليت حل و فصل مسائل اجتماعى و حضور در كنار پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، پناه جويانه و پنهانى گريختند .
قد يعلم اللّه الذين يتسلّلون منكم لواذًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 72 - 11
11- اعراض از تشكيل خانواده ، فرزنددارى ، تعاون اجتماعى و بهرهورى از روزى هاى حلال الهى ، شيوه اى باطل و نادرست است . *
و الله جعل لكم من أنفسكم أزوجًا . .. أفبالبـطل يؤمنون
بدان احتمال كه "و الله جعل لكم. .." در مقام بيان ارزش دادن به موضوع همسرى و ... باشد و در پايان بيان اعتراض آميز "أفبالباطل يؤمنون" در ردّ كسانى باشد كه از پذيرش اين ارزشها روى گردانند، اين برداشت به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 62 - 7
7 - ترك حضور در محضر رهبرى جامعه اسلامى براى حل و فصل امور مهم اجتماعى و مشاوره در مسائل عمومى بدون اذن خواستن ، نشانه نفاق و ضعف ايمان است .
و إذا كانوا معه على أمر جامع لم يذهبوا حتّى يستئذنوه إنّ الذين يستئذنونك أُولـئك
برداشت ياد شده، با توجه به شأن نزول آيه شريفه است كه درباره منافقان مى باشد و اين آيه، در حقيقت تعريضى است به آنان.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 95 - 11
11- جذب هميارى توده ها در انجام پروژه هاى عظيم و مردمى ، از اصول مديريت است .
فأعينونى بقوة أجعل بينكم و بينهم ردمًا
از آن جا كه خداوند، راه صحيح هر كار و اسباب آن را به ذى القرنين نمايانده بود، او، خواهان همكارى مردم در انجام طرح مى شود و اين نشان از آن دارد كه «ساختن» بدون ايجاد «فرهنگ سازندگى» كارساز نيست و از طريق مشاركت و حسّ هميارى است كه مى توان به اين اهداف نائل گرديد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 103 - 7،9
7- كيفر الهى به هنگام نزول ، فراگير همه ظالمان و همراهان و ياوران آنان است .
فأغرقنـه و من معه جميعًا
9- تأييد ، همراهى و تقويت عناصر فاسد و حاكميت هاى ظالم ، داراى فرجامى هلاكت بار و مشترك با آنها
فأغرقنـه و من معه جميعًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 103 - 9
9- تأييد ، همراهى و تقويت عناصر فاسد و حاكميت هاى ظالم ، داراى فرجامى هلاكت بار و مشترك با آنها
فأغرقنـه و من معه جميعًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 88 - 10
10- امكان ارتباط ، اتفاق نظر ، همكارى و تعاون ميان انسان و جن
قل لئن اجتمعت الإنس و الجنّ على أن يأتوا بمثل
از اينكه خداوند فرمود: «اگر جن و انس دست به دست هم دهند، باز نمى توانند مثل قرآن بياورند» استفاده مى شود كه امكان ارتباط و تعاون ميان آنان وجود دارد و اگر نه، تحدى لغو بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 62 - 2
2 - حضور در كنار پيامبر (صلی الله علیه و آله) و رهبرى جامعه اسلامى براى امور مهم اجتماعى و مشاوره و كنكاش پيرامون يك مسأله عمومى ، از اوصاف مؤمنان راستين
إنّما المؤمنون الذين ءامنوا باللّه و رسوله و إذا كانوا معه على أمر جامع لم يذهبو
«أمر جامع» به مسأله اى گفته مى شود كه در خور اين باشد كه مردم به خاطر آن اجتماع كنند و به مشاوره و فراگيرى و حل و فصل آن بپردازند. كلمه «مع» نيز افاده كننده معناى مشاركت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 90 - 5
5 ـ جواز معاهده و پيمان همكارى و ترك مخاصمه با غير مسلمانان
الّا الّذين يصلون الى قوم بينكم و بينهم ميثاق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 62 - 2
2 - حضور در كنار پيامبر (صلی الله علیه و آله) و رهبرى جامعه اسلامى براى امور مهم اجتماعى و مشاوره و كنكاش پيرامون يك مسأله عمومى ، از اوصاف مؤمنان راستين
إنّما المؤمنون الذين ءامنوا باللّه و رسوله و إذا كانوا معه على أمر جامع لم يذهبو
«أمر جامع» به مسأله اى گفته مى شود كه در خور اين باشد كه مردم به خاطر آن اجتماع كنند و به مشاوره و فراگيرى و حل و فصل آن بپردازند. كلمه «مع» نيز افاده كننده معناى مشاركت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 72 - 8
8- نقش مهم تعاون خويشاوندى در زندگى انسان
و جعل لكم . .. حفدة
برداشت فوق از آن جاست كه خداوند ضمن برشمردن چند نعمت مهم، پس از موضوع همسردارى و فرزند، به مسأله تعاون خويشاوندى اشاره فرموده است كه از معناى لغوى «حفدة» استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 38 - 2
2- مرد مؤمن ، با اعتراف به ربوبيّت خداى يگانه و اظهار بى زارى از شرك ، انديشه خود را از افكار انحرافى ثروت مند مغرور ، متمايز ساخت .
لـكنّاْ هو اللّه ربّى و لاأشرك بربّى أحدًا
«لـكنّاْ» در اصل «لـكنْ أنا» بوده است و پس از حذف همزه «أنا» و ادغام نون ها، دو كلمه، به صورت يك كلمه نوشته مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 71 - 14
14 - خوردن ، آشاميدن ، تجمل ، زيبايى ، داشتن همدم و همراهانى موافق ، از مهم ترين جاذبه و دلبستگى هاى انسان و وسيله آزمون او
يطاف عليهم بصحاف . .. و فيها ما تشتهيه الأنفس
برداشت ياد شده با توجه به دو نكته است: الف) موارد بالا در اين آيات بيان شده و تخصيص به ذكر يافته است. ب) خداوند به اهل تقوا نويد داده است كه اگر در اين زمينه ها كنترل و تقوا داشته باشند و از حدود الهى نگذرند، در بهشت به همه آنها دست خواهند يافت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 40 - 1
1- مرد مؤمن ، با اظهار اميدبه پروردگار خويش ، نعمتى برتر از بوستان ثروت مند مغرور را آرزو كرد .
فعسى ربّى أن يؤتين خيرًا من جنّتك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 42 - 2
2- نصايح مرد مؤمن ، در ثروت مند گرفتار كبر و غرور ، بى تأثير بود .
و أُحيط بثمره
روشن است كه اگر مرد ثروت مند، به نصايح مرد مؤمن گوش فرا مى داد، گرفتار نابودى اموال و سرمايه خود نمى شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 38 - 1،2
1- مرد مؤمن ( سمبل ايمان ) از بينش و منش كفرآلود ثروت مندِ دنياگرا ، اظهار بى زارى كرد .
لـكنّاْ هو اللّه ربّى
2- مرد مؤمن ، با اعتراف به ربوبيّت خداى يگانه و اظهار بى زارى از شرك ، انديشه خود را از افكار انحرافى ثروت مند مغرور ، متمايز ساخت .
لـكنّاْ هو اللّه ربّى و لاأشرك بربّى أحدًا
«لـكنّاْ» در اصل «لـكنْ أنا» بوده است و پس از حذف همزه «أنا» و ادغام نون ها، دو كلمه، به صورت يك كلمه نوشته مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 42 - 3
3- اميد و آرزوى مرد مؤمن ، با زوال امكانات ثروت مند مغرور ، تحقق يافت .
فعسى ربّى أن . .. و أُحيط بثمره
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 41 - 4
4- مرد مؤمن ، با بيان ناتوانى ثروت مند مغرور از دسترسى به آب فرو رفته ، او را به وابستگى نعمت ها به مشيّت الهى ، آكاه ساخت .
لولا . .. قلت ما شاء اللّه ... أو يصبح ماؤها غورًا فلن تستطيع له طلبًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 38 - 2
2- مرد مؤمن ، با اعتراف به ربوبيّت خداى يگانه و اظهار بى زارى از شرك ، انديشه خود را از افكار انحرافى ثروت مند مغرور ، متمايز ساخت .
لـكنّاْ هو اللّه ربّى و لاأشرك بربّى أحدًا
«لـكنّاْ» در اصل «لـكنْ أنا» بوده است و پس از حذف همزه «أنا» و ادغام نون ها، دو كلمه، به صورت يك كلمه نوشته مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 39 - 13
13- مؤمنان ، متّكى به مشيّت و نيروى الهى اند ، نه مال و فرزند .
لولا . .. قلت ما شاء اللّه لاقوّة إلاّ باللّه إن ترن أنا أقلّ منك مالاً و ولدًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 39 - 1
1- بى توجهى رفاه مند مغرور به نقش اساسى مشيّت خدا در امور ، مورد سرزنش مرد مؤمن قرار گرفت .
و لولا . .. قلت ما شاء اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 39 - 11
11- خودباختگى و خودكم بينى ، به خاطر كمى مال و فرزند ، در مرد مؤمن راه نيافت .
إن ترن أنا أقلّ منك مالاً و ولدًا
جمله «فعسى ربّى. ..» ـ در آيه بعد ـ جواب شرط و حاكى از اميدوارى مرد مؤمن به عنايت خداوند است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 71 - 14
14 - خوردن ، آشاميدن ، تجمل ، زيبايى ، داشتن همدم و همراهانى موافق ، از مهم ترين جاذبه و دلبستگى هاى انسان و وسيله آزمون او
يطاف عليهم بصحاف . .. و فيها ما تشتهيه الأنفس
برداشت ياد شده با توجه به دو نكته است: الف) موارد بالا در اين آيات بيان شده و تخصيص به ذكر يافته است. ب) خداوند به اهل تقوا نويد داده است كه اگر در اين زمينه ها كنترل و تقوا داشته باشند و از حدود الهى نگذرند، در بهشت به همه آنها دست خواهند يافت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 39 - 11
11- خودباختگى و خودكم بينى ، به خاطر كمى مال و فرزند ، در مرد مؤمن راه نيافت .
إن ترن أنا أقلّ منك مالاً و ولدًا
جمله «فعسى ربّى. ..» ـ در آيه بعد ـ جواب شرط و حاكى از اميدوارى مرد مؤمن به عنايت خداوند است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 25 - 3
3 - معاشران و همدمان ، داراى نقشى اساسى در عقيده ، عمل و سرنوشت انسان
و قيّضنا لهم قرناء فزيّنوا لهم ما بين أيديهم و ما خلفهم و حقّ عليهم القول
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 25 - 2
2 - گرفتارى كافران و دشمنان دين خدا ، در دام افراد وسوسه كننده و اغواگر ، كيفر الهى براى آنان است .
و قيّضنا لهم قرناء فزيّنوا لهم
از اين كه خداوند تعيين هم نشين اغواگر را براى كافران به خود نسبت داده (قيّضنا)، مطلب ياد شده استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 41 - 1
1- مرد مؤمن به ثروت مند مغرور در مورد امكان به زمين فرو رفتن آب هاى جارى در باغ و كشت زار او و خشكيدن آن با عذاب الهى هشدار داد .
أو يصبح ماؤها غورًا
«غور» مصدر و در معناى «غائر» (فرورونده) به كار رفته است، استعمال مصدر به معناى اسم فاعل در لغت عرب از شيوه هاى مبالغه است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 25 - 1
1 - دشمنان دين حق ، گرفتار هم نشينانى اغواگراند .
و قيّضنا لهم قرناء فزيّنوا لهم
«تقييض» (مصدر «قيّضنا») به معناى مقدر ساختن است كه در اين جا به مفهوم گرفتارساختن مى باشد. «قرناء» (جمع «قرين») نيز به معناى هم نشينان و هم دمان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 37 - 1
1- مصاحبت و همراهى مرد مؤمن ( سمبل ايمان ) با ثروت مندِ مغرور ، به جهت گفتوگو و ارشاد او بوده است .
قال له صاحبه و هو يحاوره
«محاوره» يعنى رد و بدل كردن منطق و كلام و پاسخ گويى به هم (لسان العرب). تصريح به جمله حاليّه «و هو يحاوره» هدف از مصاحبت را بيان مى كند كه همان پاسخ گويى به گفته هاى كفرآميز فرد منكر معاد باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 25 - 8
8 - آمال و آرزو هاى آدمى ، زمينه ساز وسوسه شياطين و هم نشينان بد
فزيّنوا لهم ما بين أيديهم و ما خلفهم
برداشت ياد شده بنابر اين احتمال است كه مراد از «ما بين أيديهم» وضعيت موجود و مقصود از «ما خلفهم» آينده اى باشد كه در پيش دارند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - تكوير - 81 - 7 - 4
4 - « عن أبى جعفر ( ع ) فى قوله « و إذا النفوس زوّجت » قال : أمّا أهل الجنّة فزوّجوا الخيرات و الحسان و أمّا أهل النار فمع كلّ إنسان منهم شيطان ;
از امام باقر(ع) در تفسير قول خداوند «و إذا النفوس زوّجت» روايت شده كه فرمود: اهل بهشت با زنان زيبا و نيكو خلق ازدواج مى كنند و اما اهل آتش، با هر انسانى از آنان شيطانى[ قرين] است».
همنشينان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 69 - 13
13 ـ ارزش والاى رفيق و همنشين خوب براى انسان
من يطع اللّه . .. و حسن اولئك رفيقاً
چون رفاقت با انبيا و . .. به عنوان پاداشى براى اطاعت كنندگان مطرح شده است، ارزش رفاقت و همنشينى با نيكان به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 94 - 5
5 - حضور در جمع ظالمان ، دربردارنده خطر شمول عذاب آنها بر انسان
ربّ فلاتجعلنى فى القوم الظـلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انشقاق - 84 - 9 - 2
2 - كسانى كه نامه عمل آنان به دست راستشان عطا شود ، در قيامت با خويشاوندان خود مأنوس خواهند بود .
و ينقلب إلى أهله
فعل «ينقلب» دلالت مى كند كه مراد از «أهل»، همان خويشاوندان انسان در دنيا است كه در قيامت نيز در كنار او خواهند بود. برخى مراد از «أهل» را، حور و غلمان بهشتى دانسته اند; ولى واژه انقلاب (رجوع كردن) و نيز جمله «إنّه كان فى أهله مسروراً» در آيات بعد، ديدگاه نخست را تأييد مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 33 - 3
3 - تقواپيشگان ، برخوردار از هم نشينى صميمانه حوريان جوان در بهشت
أترابًا
در «معجم مقاييس اللغة»، «تِرْب» با «خِدْن» (دوست و همراه) به يك معنا گرفته شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - تكوير - 81 - 7 - 3
3 - « عن نعمان بن بشير سمعت رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) يقول : « و إذا النفوس زوّجت » قال : هما الرجلان يعملان العمل ، يدخلان الجنّة و النار ;
از نعمان بن بشير روايت شده كه گفت: از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) شنيدم كه اين آيه را قرائت مى فرمود: «و إذا النفوس زوّجت» و فرمود: آنان دو مردى هستند كه هر دو يك عمل را انجام مى دهند و همراه هم داخل بهشت يا جهنم مى شوند».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 23 - 5
5ـ پدران ، همسران و فرزندان واردشدگان به بهشت عدن در صورتى كه صالح باشند به ايشان ملحق خواهند شد .
جنـّت عدن يدخلونها و من صلح من ءابائهم و أزوجهم و ذريّـتهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - تكوير - 81 - 7 - 3
3 - « عن نعمان بن بشير سمعت رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) يقول : « و إذا النفوس زوّجت » قال : هما الرجلان يعملان العمل ،
يدخلان الجنّة و النار ;
از نعمان بن بشير روايت شده كه گفت: از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) شنيدم كه اين آيه را قرائت مى فرمود: «و إذا النفوس زوّجت» و فرمود: آنان دو مردى هستند كه هر دو يك عمل را انجام مى دهند و همراه هم داخل بهشت يا جهنم مى شوند».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 69 - 6،9
6 ـ پيروان خدا و رسول (صلی الله علیه و آله) ، از همنشينان بهشتى پيامبران ، صدّيقان ، شاهدان و صالحان خواهند بود .
و من يطع اللّه . .. فاولئك مع الذين انعم اللّه عليهم من النبيّين ... و الصّالحين
چون مصاحبت و همنشينى با پيامبران براى همه پيروان آنان در دنيا تحقق نمى يابد، بنابراين زمان آن، آخرت و مكانش بهشت است.
9 ـ همنشينى و مصاحبت با پيامبران ، صديقين ، شاهدان و صالحان ، از نعمت هاى الهى در بهشت
فاولئك مع الذين انعم اللّه عليهم
از اينكه همنشينى با پيامبران و . .. پاداشى براى پيروان خدا و رسول (صلی الله علیه و آله) شمرده شده است، برداشت فوق به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 25 - 1
1 - دشمنان دين حق ، گرفتار هم نشينانى اغواگراند .
و قيّضنا لهم قرناء فزيّنوا لهم
«تقييض» (مصدر «قيّضنا») به معناى مقدر ساختن است كه در اين جا به مفهوم گرفتارساختن مى باشد. «قرناء» (جمع «قرين») نيز به معناى هم نشينان و هم دمان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 51 - 1
1 - گفتوگوى بهشتيان با يكديگر ، درباره هم نشينان خود در دنيا در بزم بهشتى
قال قائل منهم إنّى كان لى قرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 54 - 1،2
1 - بهشتيان ، درباره سرنوشت هم نشينان كافر دنيايى خود ، از ديگر بهشتيان پرسش كرده و از وضعيت آنان كسب اطلاع
خواهند كرد .
قال هل أنتم مطّلعون
استفهام «هل» براى عرض و يا امر است كه مفاد آن تقاضا و درخواست مى باشد.
2 - بهشتيان ، براى يافتن هم نشينان كافر دنيايى خود و آگاه شدن از سرنوشت آنان در قيامت ، به جستوجو خواهند پرداخت .
قال هل أنتم مطّلعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 55 - 1
1 - اطلاع يافتن بهشتيان ، از سرنوشت هم نشينان كافر دنيايى خويش در قيامت
إنّى كان لى قرين . .. قال هل أنتم مطّلعون . فاطّلع
«فا» در فاطّلع» فصيحه و عطف بر جمله مقدر است كه تقدير آن چنين مى باشد: «هل أنتم مطّلعون حتّى اطّلع أنا أيضاً فاطّلعوا و اطّلع هو بعد ذلك; آيا شما اطلاع داريد تا من هم مطلع شوم؟ پس اطلاع يافتند و سپس او نيز اطلاع يافت».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 56 - 1،3
1 - سخن گفتن بهشتيان با هم نشينان كافر دنيايى خويش ، به وقت مشاهده آنان در دوزخ
فرءاه فى سواء الجحيم . قال تاللّه إن كدتّ
3 - سوگند مؤكد بهشتيان براى هم نشينان دوزخى خود ، مبنى بر تلاش آنان در جهت هلاكت مؤمنان و معتقدان به معاد در دنيا
قال تاللّه إن كدتّ لتردين
«ارداء» (مصدر «تردين») به معناى نابودكردن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 36 - 9
9 - روى گردانان از ياد خدا و پيام وحى ، هر يك گرفتار شيطان خاص خويش
و من يعش عن ذكر الرحمـن نقيّض له شيطـنًا فهو له قرين
تكرار «له» ممكن است اشاره به اين جهت داشته باشد كه هر فردى، براى خود شيطانى خاص دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 73 - 6
6- كافران عصر بعثت ، فريفته وضعيت بهتر اقتصادى و هم نشينان به ظاهر آراسته خويش بودند .
أىّ الفريقين خير مقامًا و أحسن نديًّا
افتخار به محفل، در حقيقت افتخار به حاضران در آن است و مراد از اهل محفل به قرينه «من هو. .. أضعف جنداً» ـ در آيات بعد ـ هم فكران و ياوران كافران است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 39 - 10
10 - همدمى منحرفان با شياطين در دوزخ ، تأثيرى در تخفيف عذاب و يا آرامش آنان نخواهد داشت .
لن ينفعكم اليوم إذ ظلمتم أنّكم فى العذاب مشتركون
برداشت ياد شده بر اين اساس است كه عبارت «أنّكم فى. ..» فاعل «لن ينفع» باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 28 - 2
2- پيامبر (صلی الله علیه و آله) با تهيدستان مؤمن ، معاشرت داشت .
و اصبر نفسك مع الذين يدعون ربّهم
واژه «اصبر» چنان چه داراى مفعول باشد، امر به حبس كردن و تثبيت است. اين تعبير و نيز جمله «لاتعد عيناك عنهم» اين نكته را مى رساند كه شيوه پيامبر(صلی الله علیه و آله) در برخورد با تهيدستان، شيوه اى مطلوب بوده و خداوند، او را به پايدارى بر آن و ترك انصراف از ديدار آنان ترغيب مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 2 - 7
7 - مجلس پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، پذيراى عموم مردم و آماده بهره بردن حتى براى معلولان و طبقات غير اشراف
أن جاءه الأعمى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 30 - 2
2 - بندگان خالص خداوند و هم نشينان آنان ، در بهشت برين جاى داده خواهند شد .
فى عبـدى . و ادخلى جنّتى
همنشينى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 119 - 4
4 - ايمان به خدا و همراهى با پيامبران ، مايه نجات و بهره مندى از لطف و رحمت الهى
و نجّنى و من معى من المؤمنين . فأنجينـه و من معه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 56 - 5،7
5 - تأثير سوء هم نشينى با كافران و بَدان ، تا آستانه هلاكت و سقوط كامل
قال تاللّه إن كدتّ لتردين
7 - رهايى از آثار سوء هم نشينى با كافران و بدكاران و حفظ عقايد دينى با داشتن ارتباط با آنان ، امرى مشكل ولى ممكن است .
قال تاللّه إن كدتّ لتردين
هم نشينى با كافران، انسان را تا آستانه هلاكت مى برد; ولى در عين حال عده اى از مردم خود را از آثار هلاكت بار آن نجات مى هند و در نتيجه تهشتى مى شوند. از اين مطلب مى توان استفاده كرد كه رهايى از مشكل هم نشينى با كافران و بدكاران هر چند مشكل است; ولى محال نيست و امرى ممكن مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 57 - 2
2 - توفيق نجات از پيامد هاى هلاكت بار معاشرت با افراد فاسد و منحرف ، نعمت و لطف الهى است .
و لولا نعمة ربّى لكنت من المحضرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 94 - 5
5 - حضور در جمع ظالمان ، دربردارنده خطر شمول عذاب آنها بر انسان
ربّ فلاتجعلنى فى القوم الظـلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 56 - 5،7
5 - تأثير سوء هم نشينى با كافران و بَدان ، تا آستانه هلاكت و سقوط كامل
قال تاللّه إن كدتّ لتردين
7 - رهايى از آثار سوء هم نشينى با كافران و بدكاران و حفظ عقايد دينى با داشتن ارتباط با آنان ، امرى مشكل ولى ممكن است .
قال تاللّه إن كدتّ لتردين
هم نشينى با كافران، انسان را تا آستانه هلاكت مى برد; ولى در عين حال عده اى از مردم خود را از آثار هلاكت بار آن نجات مى هند و در نتيجه تهشتى مى شوند. از اين مطلب مى توان استفاده كرد كه رهايى از مشكل هم نشينى با كافران و بدكاران هر چند مشكل است; ولى محال نيست و امرى ممكن مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 57 - 1
1 - بهشتيان ، رهايى خود از پيامد هاى هلاكت بار هم نشينى با كافران دوزخى را ، مديون لطف خدا و به توفيق او مى دانند .
و لولا نعمة ربّى لكنت من المحضرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 57 - 3
3 - رهايى انسان از جبر محيط اجتماعى و نيز از پيامد هاى سوء معاشرت با افراد فاسد و منحرف جامعه ، در سايه ايمان به خدا و لطف و عنايت او ، امرى ممكن است .
و لولا نعمة ربّى لكنت من المحضرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 29 - 49
49- ايمان و عمل صالحِ خود انسان ، ملاك اصلى رستگارى و نه صرف مصاحبت با پيامبر (صلی الله علیه و آله)
و الذين معه . .. وعد اللّه الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت منهم مغفرة و أجرًا عظيم
چنانچه ضمير «منهم» به «الذين معه» بازگردد; از آيه شريفه استفاده مى شود كه همراهان و مصاحبان پيامبر(صلی الله علیه و آله)، نه براساس مصاحبت; بلكه بر ملاك ايمان و عمل، از مغفرت و پاداش بهره خواهند برد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 28 - 19
19- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در صورت نزديك شدن به رفاه مندان و بريدن از مؤمنان تهيدست ، در خطر گرايش به جلوه هاى دنيا بود .
و لاتعد عيناك عنهم تريد زينة الحيوة الدنيا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 16 - 3
3 - نشستن روبه روى همديگر ، از آداب نيكو در مجالس و رفتارى بهشتى گونه
متّكـين عليها متقـبلين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 72 - 2
2- صبر و تحمّل در مصاحبت با اولياى خدا و برخورداران از علوم ويژه الهى ، شرطى ضرورى جهت بهره بردن از آنها است .
ألم أقل إنّك لن تستطيع معى صبرًا
مسلم است كه حضرت موسى(ع) به جهت تعلّم، با خضر(ع) همراه گرديد و او نيز شرط لازم را صبر و شتاب نكردن در پرسش دانست. در اين آيه، مجدداً، بر آن شرط ضرورى تأكيد كرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 75 - 5
5- صبر و شكيبايى ، شرط ضرورى جهت بهره بردن از مصاحبت اولياى خاص خداوند و برخورداران از علوم الهى است .
قال ألم أقل لك إنّك لن تستطيع معى صبرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 72 - 2
2- صبر و تحمّل در مصاحبت با اولياى خدا و برخورداران از علوم ويژه الهى ، شرطى ضرورى جهت بهره بردن از آنها است .
ألم أقل إنّك لن تستطيع معى صبرًا
مسلم است كه حضرت موسى(ع) به جهت تعلّم، با خضر(ع) همراه گرديد و او نيز شرط لازم را صبر و شتاب نكردن در پرسش
دانست. در اين آيه، مجدداً، بر آن شرط ضرورى تأكيد كرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 75 - 5
5- صبر و شكيبايى ، شرط ضرورى جهت بهره بردن از مصاحبت اولياى خاص خداوند و برخورداران از علوم الهى است .
قال ألم أقل لك إنّك لن تستطيع معى صبرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 38 - 1
1 - انسان گمراه و غفلت زده ، در روز قيامت گرفتار حسرت و آرزومند عدم همنشينى با عناصر شيطانى گمراه كننده
حتّى إذا جاءنا قال يـليت بينى و بينك بعد المشرقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 56 - 6
6 - هشدار الهى به اجتناب از هم نشينى با كافران و بدكاران
قال تاللّه إن كدتّ لتردين
نقل ماجراى گفتوگوى بهشتيان با هم نشينان كافر و دوزخى خود و تأثيرى كه هم نشينان بد بر ديگران مى گذارند، در واقع هشدارى است به همه انسان ها كه در انتخاب هم نشين، نهايت دقت را مبذول دارند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 55 - 12
12 - لزوم پرهيز از هم نشينى با افراد نادان و ياوه گو
لانبتغى الجـهلين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 56 - 6
6 - هشدار الهى به اجتناب از هم نشينى با كافران و بدكاران
قال تاللّه إن كدتّ لتردين
نقل ماجراى گفتوگوى بهشتيان با هم نشينان كافر و دوزخى خود و تأثيرى كه هم نشينان بد بر ديگران مى گذارند، در واقع هشدارى است به همه انسان ها كه در انتخاب هم نشين، نهايت دقت را مبذول دارند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 55 - 12
12 - لزوم پرهيز از هم نشينى با افراد نادان و ياوه گو
لانبتغى الجـهلين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 37 - 5
5- هم نشينى و مصاحبت با كافران به منظور بحث ارشادى و هدايت آنان ، بلامانع است .
قال له صاحبه وهو يحاوره أكفرت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 53 - 6
6 - جواز ملازمت و همنشينى با كافران ، با حفظ معتقدات دينى خود *
إنّى كان لى قرين . يقول ... أءذا متنا ... لمدينون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 108 - 16
16 ـ ارزش همنشين شدن با صالحان و جويندگان طهارت ، و تأثير آن در رشد و كمال معنوى انسان
فيه رجال يحبون أن يتطهروا
«فيه رجال . .. » به منزله دليلى است براى سزاوارى اقامه نماز در مسجد قبا ; يعنى، چون در اين مسجد مردم صالح و جويندگان پاكى وجود دارند، شايسته است كه ديگران با اينان همنشين شوند، زيرا همنشينى با صالحان و پاكان داراى تأثير مثبت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 108 - 16
16 ـ ارزش همنشين شدن با صالحان و جويندگان طهارت ، و تأثير آن در رشد و كمال معنوى انسان
فيه رجال يحبون أن يتطهروا
«فيه رجال . .. » به منزله دليلى است براى سزاوارى اقامه نماز در مسجد قبا ; يعنى، چون در اين مسجد مردم صالح و جويندگان پاكى وجود دارند، شايسته است كه ديگران با اينان همنشين شوند، زيرا همنشينى با صالحان و پاكان داراى تأثير مثبت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 10 - 4
4 - لزوم استقبال از همنشينى با خداترسان و دين پژوهان و پرهيز از بى اعتنايى به آنان
فأنت عنه تلهّى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 28 - 3،18
3- رفاه مندان عصر بعثت ، براى منصرف ساختن پيامبر (صلی الله علیه و آله) از معاشرت با تهيدستان مؤمن ، تلاش مى كردند .
و اصبر نفسك مع الذين يدعون ربّهم . .. و لاتطع من أغفلنا قلبه
18- قطع ارتباط با خداخواهان تهيدست ، زمينه ساز تمايل آدمى به مظاهر ماّدى و جلوه هاى ظاهرى دنيامداران است .
و لاتعد عيناك عنهم تريد زينة الحيوة الدنيا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 28 - 5
5- پايدارى بر همدلى و همزيستى با مؤمنان مخلص تهيدست ، توصيه خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) بود .
و اصبر نفسك مع الذين يدعون ربّهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 36 - 10
10 - « عن أميرالمؤمنين ( ع ) : من تصدّى بالإثم أعشى عن ذكر اللّه تعالى و من ترك الأخذ عمّن أمر اللّه بطاعته قيّض له شيطاناً فهو له قرين ;
از اميرالمؤمنين(ع) روايت شده: هر كس مرتكب گناه شود از ياد خدا روى گردان شده و كوردل مى گردد و كسى كه ترك كند گرفتن [معارف دين] را از كسى كه خداوند اطاعت او را فرمان داده است، خداوند شيطانى را براى او قرار مى هد كه همدم او خواهد بود».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 28 - 11
11- خو گرفتن به دعا و نيايش در صبح و پسين ، مايه ارجمندى نزد خداوند و شايستگى براى همنشينى با پيامبر (صلی الله علیه و آله) است .
و اصبر نفسك مع الذين يدعون ربّهم بالغدوة و العشىّ
فعل «يدعون» مضارع و براى استمرار است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 78 - 10
10- برخوردارى از علم تأويل و تحليل حوادث و مصاحبت با عالمانى مانند خضر ( ع ) ، نيازمند صبرى برتر از صبر موسى ( ع ) و طاقتى افزون تر از طاقت او است .
سأنبّئك بتأويل ما لم تستطع عليه صبرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 101 - 27
27ـ فرمانبردارى از خداوند و تسليم او بودن ، شرط درآمدن به جرگه صالحان است .
توفنى مسلمًا و ألحقنى بالصـلحين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 78 - 10
10- برخوردارى از علم تأويل و تحليل حوادث و مصاحبت با عالمانى مانند خضر ( ع ) ، نيازمند صبرى برتر از صبر موسى ( ع ) و طاقتى افزون تر از طاقت او است .
سأنبّئك بتأويل ما لم تستطع عليه صبرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 72 - 2
2- صبر و تحمّل در مصاحبت با اولياى خدا و برخورداران از علوم ويژه الهى ، شرطى ضرورى جهت بهره بردن از آنها است .
ألم أقل إنّك لن تستطيع معى صبرًا
مسلم است كه حضرت موسى(ع) به جهت تعلّم، با خضر(ع) همراه گرديد و او نيز شرط لازم را صبر و شتاب نكردن در پرسش دانست. در اين آيه، مجدداً، بر آن شرط ضرورى تأكيد كرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 75 - 5
5- صبر و شكيبايى ، شرط ضرورى جهت بهره بردن از مصاحبت اولياى خاص خداوند و برخورداران از علوم الهى است .
قال ألم أقل لك إنّك لن تستطيع معى صبرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 78 - 10
10- برخوردارى از علم تأويل و تحليل حوادث و مصاحبت با عالمانى مانند خضر ( ع ) ، نيازمند صبرى برتر از صبر موسى ( ع ) و طاقتى افزون تر از طاقت او است .
سأنبّئك بتأويل ما لم تستطع عليه صبرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 72 - 2
2- صبر و تحمّل در مصاحبت با اولياى خدا و برخورداران از علوم ويژه الهى ، شرطى ضرورى جهت بهره بردن از آنها است .
ألم أقل إنّك لن تستطيع معى صبرًا
مسلم است كه حضرت موسى(ع) به جهت تعلّم، با خضر(ع) همراه گرديد و او نيز شرط لازم را صبر و شتاب نكردن در پرسش دانست. در اين آيه، مجدداً، بر آن شرط ضرورى تأكيد كرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 75 - 5
5- صبر و شكيبايى ، شرط ضرورى جهت بهره بردن از مصاحبت اولياى خاص خداوند و برخورداران از علوم الهى است .
قال ألم أقل لك إنّك لن تستطيع معى صبرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 78 - 10
10- برخوردارى از علم تأويل و تحليل حوادث و مصاحبت با عالمانى مانند خضر ( ع ) ، نيازمند صبرى برتر از صبر موسى ( ع ) و طاقتى افزون تر از طاقت او است .
سأنبّئك بتأويل ما لم تستطع عليه صبرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انشقاق - 84 - 13 - 2
2 - دوزخيان در آخرت ، از حضور شادمانه نزد خويشاوندان خود محروم خواهند بود .
إنّه كان فى أهله مسرورًا
مقايسه دو تعبير «ينقلب إلى أهله» (در آيات پيشين) و «كان فى أهله»، گوياى اين است كه گرفتاران دوزخ، از لذت همنشينى با خويشاوندان خود بهره اى نمى برند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 28 - 4
4- توانگران ، با اظهار آمادگى براى كمك هاى مادّى ، حضور مؤمنان تهيدست را در پيرامون پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مانع نشست با آن حضرت مى شمردند .
و اصبر نفسك . .. و لاتعد عيناك عنهم تريد زينة الحيوة الدنيا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 25 - 4
4 - تناسب دوستان و هم نشينان انسان با شخصيت وى
و قيّضنا لهم قرناء فزيّنوا لهم
بنابر اين كه معناى «قيّضنا» تبديل باشد، استفاده مى شود كه انسان به تناسب شخصيت خودش دوستان و هم نشينانى پيدا مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 118 - 6
6 - تنها ايمان ، ملاك پيوند و همراهى نمودن با پيامبران است .
و نجّنى و من معى من المؤمنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - تكوير - 81 - 7 - 2
2 - هر انسانى در قيامت ، براساس كردار دنيوى خود ، هم نشينى مناسب خواهد يافت .
و إذا النفوس زوّجت
از جمله معانى «زوج» فردى است كه داراى قرين باشد (لسان العرب). تناسب حكم و موضوع در اين مورد، گوياى آن است كه انسان مؤمن، هم نشينى نظير حورالعين خواهد يافت و غير مؤمن، با شيطان هاى هم رديف خود همراه خواهد شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 28 - 4
4- توانگران ، با اظهار آمادگى براى كمك هاى مادّى ، حضور مؤمنان تهيدست را در پيرامون پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مانع نشست با آن حضرت مى شمردند .
و اصبر نفسك . .. و لاتعد عيناك عنهم تريد زينة الحيوة الدنيا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 8 - 9
9 - هم جوارى و هم زيستى با پدران ، همسران و فرزندان ، از نعمت هاى الهى و از خواسته هاى بشر
و أدخلهم جنـّت عدن الّتى وعدتّهم و من صلح من ءابائهم و أزوجهم و ذرّيـّتهم
يادآورى ورود پدران، همسران و فرزندان به بهشت در جوار مؤمنان تائب، مى تواند گوياى مطلب ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 101 - 22
22ـ زيستن با صالحان در سراى آخرت از نعمت هاى گران سنگ الهى است .
و ألحقنى بالصـلحين
جمله «ألحقنى» پس از «توفنى مسلماً» مى رساند كه مراد از الحاق ، الحاق در قيامت و سراى آخرت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 8 - 9
9 - هم جوارى و هم زيستى با پدران ، همسران و فرزندان ، از نعمت هاى الهى و از خواسته هاى بشر
و أدخلهم جنـّت عدن الّتى وعدتّهم و من صلح من ءابائهم و أزوجهم و ذرّيـّتهم
يادآورى ورود پدران، همسران و فرزندان به بهشت در جوار مؤمنان تائب، مى تواند گوياى مطلب ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 8 - 9
9 - هم جوارى و هم زيستى با پدران ، همسران و فرزندان ، از نعمت هاى الهى و از خواسته هاى بشر
و أدخلهم جنـّت عدن الّتى وعدتّهم و من صلح من ءابائهم و أزوجهم و ذرّيـّتهم
يادآورى ورود پدران، همسران و فرزندان به بهشت در جوار مؤمنان تائب، مى تواند گوياى مطلب ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 28 - 16
16- خداوند ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) را از ترك همنشينى با خداجويان تهيدست و عطف توجه از آنان به طبقه اشراف ، برحذر داشت .
و اصبر نفسك . .. و لاتعد عيناك عنهم
نهى در «لاتعد عيناك» گرچه متوجه چشمان است (چشمان ات از آن گروه نگذرد) ولى مراد، نهى پيامبر(صلی الله علیه و آله) از برگرداندن
نظر و توجه خود از تهيدستان به ثروت مندان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 28 - 16
16- خداوند ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) را از ترك همنشينى با خداجويان تهيدست و عطف توجه از آنان به طبقه اشراف ، برحذر داشت .
و اصبر نفسك . .. و لاتعد عيناك عنهم
نهى در «لاتعد عيناك» گرچه متوجه چشمان است (چشمان ات از آن گروه نگذرد) ولى مراد، نهى پيامبر(صلی الله علیه و آله) از برگرداندن نظر و توجه خود از تهيدستان به ثروت مندان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انشقاق - 84 - 13 - 4
4 - شادمانى از حضور بين خانواده و دودمان خويش در آخرت ، غير قابل قياس با دل خوشى به حضور بين آنان در دنيا است .
و ينقلب إلى أهله مسرورًا . .. إنّه كان فى أهله مسرورًا
آيه شريفه حضور فرح بخش بين خويشاوندان در آخرت را به عنوان پاداش ياد كرده و شادكامى بين خاندان در دنيا را ناپايدار و بى اثر در رفع مشكلات قيامت معرفى كرده است; تا تفاوت دو حالت نمودار گردد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 101 - 22،23،24،25
22ـ زيستن با صالحان در سراى آخرت از نعمت هاى گران سنگ الهى است .
و ألحقنى بالصـلحين
جمله «ألحقنى» پس از «توفنى مسلماً» مى رساند كه مراد از الحاق ، الحاق در قيامت و سراى آخرت است.
23ـ ملحق شدن به صالحان در سراى آخرت ، از تقاضا هاى يوسف ( ع ) در نيايشش به درگاه خداوند
و ألحقنى بالصـلحين
24ـ انسان بايد براى تسليم بودن در برابر خدا و عاقبت به خير شدن و زيستن با صالحان در سراى آخرت ، دعا كرده و به درگاه خدا نيايش كند .
توفنى مسلمًا و ألحقنى بالصـلحين
25ـ پذيرش ولايت خداوند ، زمينه ساز تسليم شدن در برابر خدا و شايسته بودن براى همزيستى با صالحان در سراى آخرت
أنت ولىّ فى الدنيا و الأخرة توفنى مسلمًا و ألحقنى بالصـلحين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 29 - 4
4 - همنشين شدن با بندگان خالص خداوند در قيامت ، حركت به سوى او و بهره مندى از جلوه هاى ربوبيت او است .
ارجعى إلى ربّك . .. فادخلى فى عبـدى
از معانى حرف «فاء»، تفصيل بعد از اجمال است و اين آيه، رجوع به پروردگار را با تفصيل بيشترى بيان مى دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 69 - 1،3،4،6
1 ـ بر كسانى كه از همنشينى با بيهوده گويان درباره قرآن و اسلام پرهيز مى كنند، ولى بناچار سخنان آنها را مى شنوند، گناهى نيست.
و ما على الذين يتقون من حسابهم من شىء و لكن ذكرى لعلهم يتقون
در اين برداشت، «يتقون» به معناى لغوى آن گرفته شده است.
3 ـ بر كسانى كه در همنشينى با مغالطه گران درباره قرآن و اسلام از بحث پرهيز نموده و سعى در بازداشتن ديگران كنند، گناهى نيست.
و ما على الذين يتقون من حسابهم من شىء و لكن ذكرى
در اين برداشت، «يتقون» به معناى لغوى آن و متعلق آن «خوض» گرفته شده است. علاوه بر اين كه «ذكرى» نيز مفعول مطلق براى فعل محذوف «يذكرونهم» فرض شده است; يعنى: «يتقون الخوض و لكن يذكرونهم ذكرى».
4 ـ بر مؤمنانى كه از همنشينى با مغالطه گران و ياوه گويان در مورد قرآن و اسلام پرهيز كنند، گناهى نيست، هر چند مغالطه و استهزاى آنان ادامه يابد.
و ما على الذين يتقون من حسابهم من شىء
ممكن است اين آيه در صدد پاسخ به سؤال برخى مؤمنان باشد. بدين گونه كه آنان فكر كنند كه اگر ما مجالس كافران را تحريم كنيم، آنان زمينه مساعد بيشترى براى مغلطه و استهزا دارند. اين آيه مى فرمايد شما پرهيز كنيد، گناه كار آنان به شما تسرّى نمى كند.
6 ـ همنشينى با كافران و مشركانى كه به استهزا و مغالطه در قرآن و اسلام نپردازند، حرام نيست. *
و ما على الذين يتقون من حسابهم من شىء
در اين آيه فاعل «يتقون» كافران، و مرجع ضمير «حسابهم» خوض كنندگان فرض شده است; يعنى حساب كافرانى كه از خوض پرهيز مى كنند، از حساب خوض كنندگان جدا و همنشينى با آنان بى اشكال است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 69 - 6
6 ـ همنشينى با كافران و مشركانى كه به استهزا و مغالطه در قرآن و اسلام نپردازند، حرام نيست. *
و ما على الذين يتقون من حسابهم من شىء
در اين آيه فاعل «يتقون» كافران، و مرجع ضمير «حسابهم» خوض كنندگان فرض شده است; يعنى حساب كافرانى كه از خوض پرهيز مى كنند، از حساب خوض كنندگان جدا و همنشينى با آنان بى اشكال است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 69 - 1،6،9،12
1 ـ مصاحبت با پيامبران ، صدّيقان ، شاهدان و گواهان اعمال و صالحان ، پاداش اطاعت از خدا و رسول (صلی الله علیه و آله)
و من يطع اللّه و الرّسول . .. و الصّالحين
«صدّيق»، يعنى بسيار راستگو و شايد مبالغه بودن آن اشاره به صداقت آنان در گفتار و عمل باشد. برخى برآنند كه مقصود از صديقين، اولين كسانى هستند كه پيامبران را تصديق كردند و شاهدان، يا به معناى كشته شدگان در راه خدا و يا گواهان بر اعمال انسانها و يا عالمان واقعى دين است.
6 ـ پيروان خدا و رسول (صلی الله علیه و آله) ، از همنشينان بهشتى پيامبران ، صدّيقان ، شاهدان و صالحان خواهند بود .
و من يطع اللّه . .. فاولئك مع الذين انعم اللّه عليهم من النبيّين ... و الصّالحين
چون مصاحبت و همنشينى با پيامبران براى همه پيروان آنان در دنيا تحقق نمى يابد، بنابراين زمان آن، آخرت و مكانش بهشت است.
9 ـ همنشينى و مصاحبت با پيامبران ، صديقين ، شاهدان و صالحان ، از نعمت هاى الهى در بهشت
فاولئك مع الذين انعم اللّه عليهم
از اينكه همنشينى با پيامبران و . .. پاداشى براى پيروان خدا و رسول (صلی الله علیه و آله) شمرده شده است، برداشت فوق به دست مى آيد.
12 ـ پيامبران ، صديقين ، شاهدان و صالحان ، رفيقان و همنشينانى نيكو براى پيروان خدا و رسول (صلی الله علیه و آله)
و من يطع اللّه و الرّسول . .. و حسن اولئك رفيقاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 70 - 1،2
1 ـ معاشرت و همنشينى با پيامبران ، صدّيقان ، شاهدان و صالحان ، داراى فضيلتى كامل
فاولئك مع الذين انعم اللّه عليهم من النبيّين . .. ذلك الفضل من اللّه
بنابر اينكه «ذلك»، اشاره به معيّت و رفاقت در آيه قبل باشد، و فضيلت كامل بر اين مبناست كه «الفضل» خبر براى «ذلك» باشد.
2 ـ معاشرت و همنشينى با پيامبران ، صديقان ، شاهدان و صالحان ، تفضّلى الهى براى اطاعت كنندگان از خدا و رسول (صلی الله علیه و آله)
فاولئك مع الّذين . .. ذلك الفضل من اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 71 - 5
5 ـ مجاهدان راه خدا ، همنشين با پيامبران ، صدّيقان ، شاهدان و صالحان
فاولئك مع الذين انعم اللّه عليهم . .. يا ايّها الّذين امنوا خذوا حذركم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 65 - 9
9- حضور در جمع مستحقان عذاب الهى ، انسان را در معرض گرفتار شدن در عذاب آنها قرار مى دهد .
فأسر بأهلك . .. و لايلتفت منكم أحد
برداشت فوق، بر اين احتمال است كه غرض از دستور به عدم بازگشت به خاطر گرفتار نيامدن به عذاب الهى در سرزمين قوم لوط است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 94 - 6
6 - نبودن در جمع ظالمان به هنگام نزول عذاب الهى بر آنان ، درخواست پيامبر (صلی الله علیه و آله) از خداوند
ربّ فلاتجعلنى فى القوم الظـلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 37 - 1
1- مصاحبت و همراهى مرد مؤمن ( سمبل ايمان ) با ثروت مندِ مغرور ، به جهت گفتوگو و ارشاد او بوده است .
قال له صاحبه و هو يحاوره
«محاوره» يعنى رد و بدل كردن منطق و كلام و پاسخ گويى به هم (لسان العرب). تصريح به جمله حاليّه «و هو يحاوره» هدف از مصاحبت را بيان مى كند كه همان پاسخ گويى به گفته هاى كفرآميز فرد منكر معاد باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 33 - 3
3 - تقواپيشگان ، برخوردار از هم نشينى صميمانه حوريان جوان در بهشت
أترابًا
در «معجم مقاييس اللغة»، «تِرْب» با «خِدْن» (دوست و همراه) به يك معنا گرفته شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انشقاق - 84 - 9 - 2،4
2 - كسانى كه نامه عمل آنان به دست راستشان عطا شود ، در قيامت با خويشاوندان خود مأنوس خواهند بود .
و ينقلب إلى أهله
فعل «ينقلب» دلالت مى كند كه مراد از «أهل»، همان خويشاوندان انسان در دنيا است كه در قيامت نيز در كنار او خواهند بود. برخى مراد از «أهل» را، حور و غلمان بهشتى دانسته اند; ولى واژه انقلاب (رجوع كردن) و نيز جمله «إنّه كان فى أهله مسروراً» در آيات بعد، ديدگاه نخست را تأييد مى كند.
4 - انس با خويشاوندان و سربلندى نزد آنان در قيامت ، از زمره پاداش هاى الهى است .
و ينقلب إلى أهله مسرورًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 39 - 10
10 - همدمى منحرفان با شياطين در دوزخ ، تأثيرى در تخفيف عذاب و يا آرامش آنان نخواهد داشت .
لن ينفعكم اليوم إذ ظلمتم أنّكم فى العذاب مشتركون
برداشت ياد شده بر اين اساس است كه عبارت «أنّكم فى. ..» فاعل «لن ينفع» باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 38 - 9
9 - مشاهده شياطين در قيامت و همنشينى با آنان ، خود نوعى عذاب براى گمراهان است .
قال يـليت بينى و بينك بعد المشرقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - تكوير - 81 - 7 - 4
4 - « عن أبى جعفر ( ع ) فى قوله « و إذا النفوس زوّجت » قال : أمّا أهل الجنّة فزوّجوا الخيرات و الحسان و أمّا أهل النار
فمع كلّ إنسان منهم شيطان ;
از امام باقر(ع) در تفسير قول خداوند «و إذا النفوس زوّجت» روايت شده كه فرمود: اهل بهشت با زنان زيبا و نيكو خلق ازدواج مى كنند و اما اهل آتش، با هر انسانى از آنان شيطانى[ قرين] است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 69 - 1،6،9،12
1 ـ مصاحبت با پيامبران ، صدّيقان ، شاهدان و گواهان اعمال و صالحان ، پاداش اطاعت از خدا و رسول (صلی الله علیه و آله)
و من يطع اللّه و الرّسول . .. و الصّالحين
«صدّيق»، يعنى بسيار راستگو و شايد مبالغه بودن آن اشاره به صداقت آنان در گفتار و عمل باشد. برخى برآنند كه مقصود از صديقين، اولين كسانى هستند كه پيامبران را تصديق كردند و شاهدان، يا به معناى كشته شدگان در راه خدا و يا گواهان بر اعمال انسانها و يا عالمان واقعى دين است.
6 ـ پيروان خدا و رسول (صلی الله علیه و آله) ، از همنشينان بهشتى پيامبران ، صدّيقان ، شاهدان و صالحان خواهند بود .
و من يطع اللّه . .. فاولئك مع الذين انعم اللّه عليهم من النبيّين ... و الصّالحين
چون مصاحبت و همنشينى با پيامبران براى همه پيروان آنان در دنيا تحقق نمى يابد، بنابراين زمان آن، آخرت و مكانش بهشت است.
9 ـ همنشينى و مصاحبت با پيامبران ، صديقين ، شاهدان و صالحان ، از نعمت هاى الهى در بهشت
فاولئك مع الذين انعم اللّه عليهم
از اينكه همنشينى با پيامبران و . .. پاداشى براى پيروان خدا و رسول (صلی الله علیه و آله) شمرده شده است، برداشت فوق به دست مى آيد.
12 ـ پيامبران ، صديقين ، شاهدان و صالحان ، رفيقان و همنشينانى نيكو براى پيروان خدا و رسول (صلی الله علیه و آله)
و من يطع اللّه و الرّسول . .. و حسن اولئك رفيقاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 70 - 1،2
1 ـ معاشرت و همنشينى با پيامبران ، صدّيقان ، شاهدان و صالحان ، داراى فضيلتى كامل
فاولئك مع الذين انعم اللّه عليهم من النبيّين . .. ذلك الفضل من اللّه
بنابر اينكه «ذلك»، اشاره به معيّت و رفاقت در آيه قبل باشد، و فضيلت كامل بر اين مبناست كه «الفضل» خبر براى «ذلك» باشد.
2 ـ معاشرت و همنشينى با پيامبران ، صديقان ، شاهدان و صالحان ، تفضّلى الهى براى اطاعت كنندگان از خدا و رسول (صلی الله علیه و آله)
فاولئك مع الّذين . .. ذلك الفضل من اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 71 - 5
5 ـ مجاهدان راه خدا ، همنشين با پيامبران ، صدّيقان ، شاهدان و صالحان
فاولئك مع الذين انعم اللّه عليهم . .. يا ايّها الّذين امنوا خذوا حذركم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 84 - 5
5 ـ همنشينى و همراهى با صالحان آرمانى مقدس و ارزشمند
و نطمع ان يدخلنا ربنا مع القوم الصلحين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 69 - 1،6،9،12
1 ـ مصاحبت با پيامبران ، صدّيقان ، شاهدان و گواهان اعمال و صالحان ، پاداش اطاعت از خدا و رسول (صلی الله علیه و آله)
و من يطع اللّه و الرّسول . .. و الصّالحين
«صدّيق»، يعنى بسيار راستگو و شايد مبالغه بودن آن اشاره به صداقت آنان در گفتار و عمل باشد. برخى برآنند كه مقصود از صديقين، اولين كسانى هستند كه پيامبران را تصديق كردند و شاهدان، يا به معناى كشته شدگان در راه خدا و يا گواهان بر اعمال انسانها و يا عالمان واقعى دين است.
6 ـ پيروان خدا و رسول (صلی الله علیه و آله) ، از همنشينان بهشتى پيامبران ، صدّيقان ، شاهدان و صالحان خواهند بود .
و من يطع اللّه . .. فاولئك مع الذين انعم اللّه عليهم من النبيّين ... و الصّالحين
چون مصاحبت و همنشينى با پيامبران براى همه پيروان آنان در دنيا تحقق نمى يابد، بنابراين زمان آن، آخرت و مكانش بهشت است.
9 ـ همنشينى و مصاحبت با پيامبران ، صديقين ، شاهدان و صالحان ، از نعمت هاى الهى در بهشت
فاولئك مع الذين انعم اللّه عليهم
از اينكه همنشينى با پيامبران و . .. پاداشى براى پيروان خدا و رسول (صلی الله علیه و آله) شمرده شده است، برداشت فوق به دست مى آيد.
12 ـ پيامبران ، صديقين ، شاهدان و صالحان ، رفيقان و همنشينانى نيكو براى پيروان خدا و رسول (صلی الله علیه و آله)
و من يطع اللّه و الرّسول . .. و حسن اولئك رفيقاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 70 - 1،2
1 ـ معاشرت و همنشينى با پيامبران ، صدّيقان ، شاهدان و صالحان ، داراى فضيلتى كامل
فاولئك مع الذين انعم اللّه عليهم من النبيّين . .. ذلك الفضل من اللّه
بنابر اينكه «ذلك»، اشاره به معيّت و رفاقت در آيه قبل باشد، و فضيلت كامل بر اين مبناست كه «الفضل» خبر براى «ذلك» باشد.
2 ـ معاشرت و همنشينى با پيامبران ، صديقان ، شاهدان و صالحان ، تفضّلى الهى براى اطاعت كنندگان از خدا و رسول (صلی الله علیه و آله)
فاولئك مع الّذين . .. ذلك الفضل من اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 71 - 5
5 ـ مجاهدان راه خدا ، همنشين با پيامبران ، صدّيقان ، شاهدان و صالحان
فاولئك مع الذين انعم اللّه عليهم . .. يا ايّها الّذين امنوا خذوا حذركم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 69 - 6،7
6 ـ همنشينى با كافران و مشركانى كه به استهزا و مغالطه در قرآن و اسلام نپردازند، حرام نيست. *
و ما على الذين يتقون من حسابهم من شىء
در اين آيه فاعل «يتقون» كافران، و مرجع ضمير «حسابهم» خوض كنندگان فرض شده است; يعنى حساب كافرانى كه از خوض پرهيز مى كنند، از حساب خوض كنندگان جدا و همنشينى با آنان بى اشكال است.
7 ـ مسلمانان در همنشينى با كافران و مشركان بى طرف بايد با تذكر آنان را از مغلطه و استهزاى در اسلام و قرآن بر حذر دارند. *
و ما على الذين يتقون من حسابهم من شىء و لكن ذكرى لعلهم يتقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 140 - 3،10،12
3 ـ گروهى از مسلمانان صدر اسلام ، پذيراى دوستى و ولايت كفار ، در عين نهى خداوند حتى از همنشينى با آنها
الذين يتّخذون الكفرين أولياء . .. يكفر بها و يستهزأ بها فلاتقعدوا معهم
10 ـ جواز معاشرت و مجالست با كافران ، آنگاه كه آيات الهى را استهزا نكنند و سخنانشان كفر به آيات الهى نباشد .
فلاتقعدوا معهم حتّى يخوضوا فى حديث غيره
مفهوم جمله «حتى يخوضوا . ..»، جواز معاشرت با شرط ذكر شده است.
12 ـ شركت كنندگان در مجالس كفر و استهزاى به آيات الهى ، همسانِ با كافرانِ استهزاگر
يكفر بها . .. فلاتقعدوا معهم حتّى يخوضوا فى حديث غيره إنّكم إذاً مثلهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 37 - 5
5- هم نشينى و مصاحبت با كافران به منظور بحث ارشادى و هدايت آنان ، بلامانع است .
قال له صاحبه وهو يحاوره أكفرت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 53 - 6
6 - جواز ملازمت و همنشينى با كافران ، با حفظ معتقدات دينى خود *
إنّى كان لى قرين . يقول ... أءذا متنا ... لمدينون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 79 - 10
10 ـ لعن شدن گروهى از بنى اسرائيل به سبب تأثيرناپذيرى آنان در برابر نهى از منكر و نيز گروه ناهى از منكر به سبب همنشينى با گنهكاران
لعن الذين كفروا من بنى اسرءيل . .. كانوا لايتناهون عن منكر فعلوه
از حضرت على(ع) روايت شده: . .. و لما وقع التقصير فى بنى اسرائيل جعل الرجل منهم يرى اخاه على الذنب فينهاه فلاينهى فلايمنعه ذلك من ان يكون اكيله و جليسه و شربيه حتى ضرب اللّه عزوجل قلوب بعضهم ببعض و نزل فيهم القرآن حيث يقول عزوجل «لعن الذين كفروا من بنى اسرئيل ... كانوا لايتناهون عن منكر فعلوه ... .»
ثواب الاعمال مترجم، ص 597، ح 3; نورالثقلين، ج 1، ص 660، ح 312.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 69 - 6،9،12
6 ـ پيروان خدا و رسول (صلی الله علیه و آله) ، از همنشينان بهشتى پيامبران ، صدّيقان ، شاهدان و صالحان خواهند بود .
و من يطع اللّه . .. فاولئك مع الذين انعم اللّه عليهم من النبيّين ... و الصّالحين
چون مصاحبت و همنشينى با پيامبران براى همه پيروان آنان در دنيا تحقق نمى يابد، بنابراين زمان آن، آخرت و مكانش بهشت است.
9 ـ همنشينى و مصاحبت با پيامبران ، صديقين ، شاهدان و صالحان ، از نعمت هاى الهى در بهشت
فاولئك مع الذين انعم اللّه عليهم
از اينكه همنشينى با پيامبران و . .. پاداشى براى پيروان خدا و رسول (صلی الله علیه و آله) شمرده شده است، برداشت فوق به دست مى آيد.
12 ـ پيامبران ، صديقين ، شاهدان و صالحان ، رفيقان و همنشينانى نيكو براى پيروان خدا و رسول (صلی الله علیه و آله)
و من يطع اللّه و الرّسول . .. و حسن اولئك رفيقاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 70 - 1،2
1 ـ معاشرت و همنشينى با پيامبران ، صدّيقان ، شاهدان و صالحان ، داراى فضيلتى كامل
فاولئك مع الذين انعم اللّه عليهم من النبيّين . .. ذلك الفضل من اللّه
بنابر اينكه «ذلك»، اشاره به معيّت و رفاقت در آيه قبل باشد، و فضيلت كامل بر اين مبناست كه «الفضل» خبر براى «ذلك» باشد.
2 ـ معاشرت و همنشينى با پيامبران ، صديقان ، شاهدان و صالحان ، تفضّلى الهى براى اطاعت كنندگان از خدا و رسول (صلی الله علیه و آله)
فاولئك مع الّذين . .. ذلك الفضل من اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 71 - 5
5 ـ مجاهدان راه خدا ، همنشين با پيامبران ، صدّيقان ، شاهدان و صالحان
فاولئك مع الذين انعم اللّه عليهم . .. يا ايّها الّذين امنوا خذوا حذركم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 69 - 1
1 ـ مصاحبت با پيامبران ، صدّيقان ، شاهدان و گواهان اعمال و صالحان ، پاداش اطاعت از خدا و رسول (صلی الله علیه و آله)
و من يطع اللّه و الرّسول . .. و الصّالحين
«صدّيق»، يعنى بسيار راستگو و شايد مبالغه بودن آن اشاره به صداقت آنان در گفتار و عمل باشد. برخى برآنند كه مقصود از صديقين، اولين كسانى هستند كه پيامبران را تصديق كردند و شاهدان، يا به معناى كشته شدگان در راه خدا و يا گواهان بر اعمال انسانها و يا عالمان واقعى دين است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 73 - 3
3 ـ آرزوى همراهى با مجاهدان پس از مشاهده پيروزى ، و خوشحالى از ترك جهاد پس از شكست ، روحيه و منشى ناشايست
فان اصابتكم مصيبة . .. و لئن اصابكم فضل من اللّه ... يا ليتنى كنت معهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 68 - 8
8 ـ گفتگو و مجالست با مشركان و مخالفان، در صورتى كه به ياوه گويى و مغالطه گرى در دين نپردازند، ممنوع نيست.
فأعرض عنهم حتى يخوضوا فى حديث غيره
ظاهراً «حتى» غايت براى حكم «اعراض» است ; يعنى تا زمانى از مشركان اعراض كن كه در آيات الهى خوض مى كنند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 69 - 6،7
6 ـ همنشينى با كافران و مشركانى كه به استهزا و مغالطه در قرآن و اسلام نپردازند، حرام نيست. *
و ما على الذين يتقون من حسابهم من شىء
در اين آيه فاعل «يتقون» كافران، و مرجع ضمير «حسابهم» خوض كنندگان فرض شده است; يعنى حساب كافرانى كه از خوض پرهيز مى كنند، از حساب خوض كنندگان جدا و همنشينى با آنان بى اشكال است.
7 ـ مسلمانان در همنشينى با كافران و مشركان بى طرف بايد با تذكر آنان را از مغلطه و استهزاى در اسلام و قرآن بر حذر دارند. *
و ما على الذين يتقون من حسابهم من شىء و لكن ذكرى لعلهم يتقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 93 - 11
11 ـ ارزش گذارى غلط و ترجيح دادن همنشينى با عاجزان بر شركت در جهاد ، معلول جهل و نابخردى
رضوا بأن يكونوا مع الخوالف و طبع اللّه على قلوبهم فهم لا يعلمون
برداشت فوق بر اين مبنا است كه طبع قلب و عدم علم، عامل موضع گيريهاى متخلفان از جهاد باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 68 - 15
15 ـ همنشينى و مجالست با مغالطه گران و ياوه گويان و جدل كنندگان در مورد قرآن و آيات الهى حرام است.
الذين يخوضون فى ءايتنا . .. فلاتقعد بعد الذكرى مع القوم الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 69 - 5
5 ـ فلسفه تحريم همنشينى با ياوه گويان مغالطه گر در آيات الهى، بازداشتن آنها از اين عمل ناپسند است.
فلاتقعد بعد الذكرى . ..و ما على الذين يتقون من حسابهم من شىء و لكن ذكرى لعلهم يت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 68 - 13
13 ـ شيطان در صدد است حكم حرمت حضور در مجلس ياوه گويان مغالطه گر درباره دين فراموش شود.
و إما ينسينك الشيطن
نون «ينسينك» زايده در «اما»، كه براى تأكيد مى باشد، بيانگر اين است كه شيطان در صدد به فراموشى كشاندن انسان در
اين گونه موارد است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 68 - 15
15 ـ همنشينى و مجالست با مغالطه گران و ياوه گويان و جدل كنندگان در مورد قرآن و آيات الهى حرام است.
الذين يخوضون فى ءايتنا . .. فلاتقعد بعد الذكرى مع القوم الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 69 - 1،3،4،6
1 ـ بر كسانى كه از همنشينى با بيهوده گويان درباره قرآن و اسلام پرهيز مى كنند، ولى بناچار سخنان آنها را مى شنوند، گناهى نيست.
و ما على الذين يتقون من حسابهم من شىء و لكن ذكرى لعلهم يتقون
در اين برداشت، «يتقون» به معناى لغوى آن گرفته شده است.
3 ـ بر كسانى كه در همنشينى با مغالطه گران درباره قرآن و اسلام از بحث پرهيز نموده و سعى در بازداشتن ديگران كنند، گناهى نيست.
و ما على الذين يتقون من حسابهم من شىء و لكن ذكرى
در اين برداشت، «يتقون» به معناى لغوى آن و متعلق آن «خوض» گرفته شده است. علاوه بر اين كه «ذكرى» نيز مفعول مطلق براى فعل محذوف «يذكرونهم» فرض شده است; يعنى: «يتقون الخوض و لكن يذكرونهم ذكرى».
4 ـ بر مؤمنانى كه از همنشينى با مغالطه گران و ياوه گويان در مورد قرآن و اسلام پرهيز كنند، گناهى نيست، هر چند مغالطه و استهزاى آنان ادامه يابد.
و ما على الذين يتقون من حسابهم من شىء
ممكن است اين آيه در صدد پاسخ به سؤال برخى مؤمنان باشد. بدين گونه كه آنان فكر كنند كه اگر ما مجالس كافران را تحريم كنيم، آنان زمينه مساعد بيشترى براى مغلطه و استهزا دارند. اين آيه مى فرمايد شما پرهيز كنيد، گناه كار آنان به شما تسرّى نمى كند.
6 ـ همنشينى با كافران و مشركانى كه به استهزا و مغالطه در قرآن و اسلام نپردازند، حرام نيست. *
و ما على الذين يتقون من حسابهم من شىء
در اين آيه فاعل «يتقون» كافران، و مرجع ضمير «حسابهم» خوض كنندگان فرض شده است; يعنى حساب كافرانى كه از خوض پرهيز مى كنند، از حساب خوض كنندگان جدا و همنشينى با آنان بى اشكال است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 140 - 19
19 ـ لزوم پرهيز از همنشينى با منكران و تكذيب گران حق و بدگويى كنندگان نسبت به حقگرايان
إذا سمعتم ءايت اللّه يكفر بها و يستهزأ بها
امام رضا(ع) درباره آيه فوق فرمود: اذا سمعت الرجل يجحد الحق و يكذب به و يقع فى اهله فقم من عنده و لاتقاعده.
تفسير عياشى، ج 1، ص 281، ح 290; نورالثقلين، ج 1، ص 564، ح 627.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 54 - 4
4 ـ تواضع در برابر مؤمنان و همنشينى با آنان، از صفات لازم براى رهبران دينى جامعه است.
و إذا جاءك الذين يؤمنون بأيتنا فقل سلم عليكم
گر چه خطاب آيه به پيامبر(صلی الله علیه و آله) است، ولى چون آن حضرت نمونه اى براى همه است، اين ويژگى براى همه رهبران دينى ضرورى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 14 - 1
1 - منافقان ، بدان پندار كه در دنيا با مؤمنان بوده اند و در انجام اعمال و تكاليف دينى ( نماز ، روزه و . . . ) با آنان همراهى داشته اند ، خود را همچون مؤمنان سزاوار رحمت الهى مى دانند .
فضرب بينهم بسور له باب باطنه فيه الرحمة . .. ينادونهم ألم نكن معكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 28 - 2
2- پيامبر (صلی الله علیه و آله) با تهيدستان مؤمن ، معاشرت داشت .
و اصبر نفسك مع الذين يدعون ربّهم
واژه «اصبر» چنان چه داراى مفعول باشد، امر به حبس كردن و تثبيت است. اين تعبير و نيز جمله «لاتعد عيناك عنهم» اين نكته را مى رساند كه شيوه پيامبر(صلی الله علیه و آله) در برخورد با تهيدستان، شيوه اى مطلوب بوده و خداوند، او را به پايدارى بر آن و ترك انصراف از ديدار آنان ترغيب مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 69 - 1،3،6
1 ـ بر كسانى كه از همنشينى با بيهوده گويان درباره قرآن و اسلام پرهيز مى كنند، ولى بناچار سخنان آنها را مى شنوند،
گناهى نيست.
و ما على الذين يتقون من حسابهم من شىء و لكن ذكرى لعلهم يتقون
در اين برداشت، «يتقون» به معناى لغوى آن گرفته شده است.
3 ـ بر كسانى كه در همنشينى با مغالطه گران درباره قرآن و اسلام از بحث پرهيز نموده و سعى در بازداشتن ديگران كنند، گناهى نيست.
و ما على الذين يتقون من حسابهم من شىء و لكن ذكرى
در اين برداشت، «يتقون» به معناى لغوى آن و متعلق آن «خوض» گرفته شده است. علاوه بر اين كه «ذكرى» نيز مفعول مطلق براى فعل محذوف «يذكرونهم» فرض شده است; يعنى: «يتقون الخوض و لكن يذكرونهم ذكرى».
6 ـ همنشينى با كافران و مشركانى كه به استهزا و مغالطه در قرآن و اسلام نپردازند، حرام نيست. *
و ما على الذين يتقون من حسابهم من شىء
در اين آيه فاعل «يتقون» كافران، و مرجع ضمير «حسابهم» خوض كنندگان فرض شده است; يعنى حساب كافرانى كه از خوض پرهيز مى كنند، از حساب خوض كنندگان جدا و همنشينى با آنان بى اشكال است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 140 - 1،2،4
1 ـ شركت جستن در مجالسى كه آيات الهى مورد استهزا و انكار قرار گيرد ، حرام است .
و قد نزل عليكم فى الكتب . .. فلاتقعدوا معهم حتّى يخوضوا فى حديث غيره
2 ـ حرمت نشست در مجالس استهزاى به آيات الهى و كفر به آنها ، حكمى كه قبلا نيز در قرآن بيان شده بود .
و قد نزّل عليكم فى الكتب أن إذا سمعتم . .. و يستهزأُ بها فلاتقعدوا معهم
4 ـ حرمت حضور در مجالس گناه و لزوم ترك آن مجالس
إذا سمعتم ءايت اللّه يكفر بها و يستهزأ بها فلاتقعدوا معهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 68 - 13،15
13 ـ شيطان در صدد است حكم حرمت حضور در مجلس ياوه گويان مغالطه گر درباره دين فراموش شود.
و إما ينسينك الشيطن
نون «ينسينك» زايده در «اما»، كه براى تأكيد مى باشد، بيانگر اين است كه شيطان در صدد به فراموشى كشاندن انسان در اين گونه موارد است.
15 ـ همنشينى و مجالست با مغالطه گران و ياوه گويان و جدل كنندگان در مورد قرآن و آيات الهى حرام است.
الذين يخوضون فى ءايتنا . .. فلاتقعد بعد الذكرى مع القوم الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انشقاق - 84 - 13 - 4
4 - شادمانى از حضور بين خانواده و دودمان خويش در آخرت ، غير قابل قياس با دل خوشى به حضور بين آنان در دنيا است .
و ينقلب إلى أهله مسرورًا . .. إنّه كان فى أهله مسرورًا
آيه شريفه حضور فرح بخش بين خويشاوندان در آخرت را به عنوان پاداش ياد كرده و شادكامى بين خاندان در دنيا را ناپايدار و بى اثر در رفع مشكلات قيامت معرفى كرده است; تا تفاوت دو حالت نمودار گردد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 38 - 12
12 - همنشينى شياطين با ترك كنندگان ياد خدا در روز واپسين *
فهو له قرين . .. حتّى إذا جاءنا ... فبئس القرين
به قرينه «فبئس القرين»، مى توان گفت: غايت در «حتّى إذا جاءنا» نقطه نهايى قرين بودن را نمى رساند; بلكه بعد از «حتّى» نيز مانند قبل از آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 28 - 5
5- پايدارى بر همدلى و همزيستى با مؤمنان مخلص تهيدست ، توصيه خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) بود .
و اصبر نفسك مع الذين يدعون ربّهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 2 - 5
5 - حضور هميشگى پيامبر (صلی الله علیه و آله) در ميان مردم ، گواه روشنى براى آنان بر مبرّا بودن ساحت آن حضرت از گمراهى و فسادرأى
ما ضلّ صاحبكم و ما غوى
آوردن وصف «صاحب» (همدم، همنشين) براى پيامبر(صلی الله علیه و آله) و اضافه آن به «كم»، پيامدار اين معنا است كه رسول اكرم(صلی الله علیه و آله) هميشه با شما بوده و اين حضور خود گواهى است بر پاكى و درستى آن حضرت در طول عمرشان.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 27 - 12
12 - از امام باقر ( ع ) روايت شده كه فرمود : « قال لى أبى على بن الحسين . . . إياك و مصاحبة القاطع لرحمه . . . قال اللّه عز و جل « الذين . . . يقطعون ما امر اللّه به أن يوصل . . . أولئك هم الخاسرون » ;
پدرم، امام سجاد (ع)، به من فرمود: . .. از همنشينى با كسى كه قطع رحم مى كند بپرهيز ... خداى عز و جل فرمود: «آنان كه ... قطع مى كنند آنچه را كه خدا امر به وصل آن نموده ... اينانند زيانكاران».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 140 - 19
19 ـ لزوم پرهيز از همنشينى با منكران و تكذيب گران حق و بدگويى كنندگان نسبت به حقگرايان
إذا سمعتم ءايت اللّه يكفر بها و يستهزأ بها
امام رضا(ع) درباره آيه فوق فرمود: اذا سمعت الرجل يجحد الحق و يكذب به و يقع فى اهله فقم من عنده و لاتقاعده.
تفسير عياشى، ج 1، ص 281، ح 290; نورالثقلين، ج 1، ص 564، ح 627.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 44 - 7
7 - وجود تمدن ، هنر و صنعت پيشرفته در عهد سليمان ( ع )
حسبته لجّة . .. قال إنّه صرح ممرّد من قوارير
ساختن صحنى از آبگينه ها به گونه اى طبيعى كه آب جلوه كند و بيننده آن را آب بپندارد، نشانگر صنعت و هنر پيشرفته دستگاه سليمانى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 112 - 14
14 ـ شياطين انس و جن از هنر و تبليغات فريبنده براى فريب دادن مردم و مبارزه با انبيا بهره مى برند.
يوحى بعضهم إلى بعض زخرف القول غرورا
«زخرف القول» به كلام آراسته شده مى گويند كه از مصاديق هنر است و مى توان گفت كه اين مورد به عنوان نمونه ذكر شده است. گفتنى است «غرورا» در برداشت فوق مفعول له واقع شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 97 - 17
17 - ارزش هاى مادى و هنرى ، نبايد موجب سستى در مبارزه با شرك و نابود كردن نمود ها و زمينه هاى آن گردد .
وانظر إلى إلـهك . .. لنحرّقنّه ثمّ لننسفنّه فى اليمّ نسفًا
با وجود آن كه گوساله سامرى از فلزات قيمتى ساخته شده بود و امكان اين وجود داشت كه از آن استفاده هاى صحيح نيز صورت گيرد; در عين حال موسى(ع) به سوزاندن و نابود ساختن آن فرمان داد; چرا كه ارزش حفاظت از عقايد صحيح و مبارزه با انحرافات عقيدتى، قابل مقايسه با ارزش هاى مادى نيست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 64 - 6،7
6- ابراهيم ( ع ) براى مبارزه با بت پرستى و اثبات توحيد ، از هنر نمايش استفاده كرد .
فجعلهم جذذًا إلاّكبيرًا لهم . .. قال بل فعله كبيرهم هـذا فسـلوهم ... فقالوا إنّك
7- بهره جستن از هنر نمايش در تبليغ دين ، راهى شايسته و موفق
فجعلهم جذذًا إلاّكبيرًا لهم . .. قال بل فعله كبيرهم هـذا فسـلوهم ...فقالوا إنّكم
از اين كه حضرت ابراهيم(ع) در تبليغ توحيد، از هنر تجسمى و صحنه نمايش بهره گرفت و به هدف خود دست يافت، مى توان برداشت ياد شده را استفاده كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 64 - 6
6- ابراهيم ( ع ) براى مبارزه با بت پرستى و اثبات توحيد ، از هنر نمايش استفاده كرد .
فجعلهم جذذًا إلاّكبيرًا لهم . .. قال بل فعله كبيرهم هـذا فسـلوهم ... فقالوا إنّك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 64 - 7
7- بهره جستن از هنر نمايش در تبليغ دين ، راهى شايسته و موفق
فجعلهم جذذًا إلاّكبيرًا لهم . .. قال بل فعله كبيرهم هـذا فسـلوهم ...فقالوا إنّكم
از اين كه حضرت ابراهيم(ع) در تبليغ توحيد، از هنر تجسمى و صحنه نمايش بهره گرفت و به هدف خود دست يافت، مى توان برداشت ياد شده را استفاده كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 44 - 7
7 - وجود تمدن ، هنر و صنعت پيشرفته در عهد سليمان ( ع )
حسبته لجّة . .. قال إنّه صرح ممرّد من قوارير
ساختن صحنى از آبگينه ها به گونه اى طبيعى كه آب جلوه كند و بيننده آن را آب بپندارد، نشانگر صنعت و هنر پيشرفته
دستگاه سليمانى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 128 - 6
6 - نياز و هنرمند بودن ، از معيار هاى لازم براى خلق آثار و معمارى ها و بناسازى ها
أتبنون بكلّ ريع ءاية تعبثون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 112 - 14،16
14 ـ شياطين انس و جن از هنر و تبليغات فريبنده براى فريب دادن مردم و مبارزه با انبيا بهره مى برند.
يوحى بعضهم إلى بعض زخرف القول غرورا
«زخرف القول» به كلام آراسته شده مى گويند كه از مصاديق هنر است و مى توان گفت كه اين مورد به عنوان نمونه ذكر شده است. گفتنى است «غرورا» در برداشت فوق مفعول له واقع شده است.
16 ـ لزوم هشيارى در برابر ترفندهاى هنرى و تبليغى شياطين انس و جن
و كذلك جعلنا لكل نبى عدوا . .. يوحى بعضهم إلى بعض زخرف القول غرورا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 18 - 9،10
9ـ يعقوب ( ع ) فريب كارى هاى نفس و جلوه پردازى هاى نفسانى را ، وادار كننده فرزندانش بر توطئه عليه يوسف ( ع ) دانست .
بل سوّلت لكم أنفسكم أمرًا
10ـ نفس آدمى ، بر آراستن كار هاى زشت و ناروا و واداشتن او به ارتكاب آنها تواناست .
بل سوّلت لكم أنفسكم أمرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 96 - 9
9 - تسويلات و وسوسه هاى نفس ، زمينه ساز به كارگيرى دين و دانش براى ايجاد انحراف و گمراه ساختن مردم
بصرت . .. فنبذتها و كذلك سوّلت لى نفسى
آنچه كه سامرى در اختيار داشت و موجب گمراهى او و مردم بسيارى شد، علوم و معارفى بود كه وى آن را در راه گمراه كردن مردم به كار گرفت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 96 - 12
12 - لزوم هشيارى انسان در برابر تسويلات نفس خويش
و كذلك سوّلت لى نفسى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 96 - 11
11 - خوب و زيبانمايى كار هاى ناروا ، از جمله ويژگى هاى نفس انسان
و كذلك سوّلت لى نفسى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 18 - 9،21
9ـ يعقوب ( ع ) فريب كارى هاى نفس و جلوه پردازى هاى نفسانى را ، وادار كننده فرزندانش بر توطئه عليه يوسف ( ع ) دانست .
بل سوّلت لكم أنفسكم أمرًا
21ـ « عن على بن الحسين ( ع ) . . . قال [ يعقوب لهم ] بل سوّلت لكم أنفسكم أمراً و ما كان الله ليطعم لحم يوسف الذئب من قبل أن أرى تأويل رؤياه الصادقة ;
از امام سجاد(ع) روايت شده است: . .. يعقوب به برادران يوسف گفت: «بل سوّلت لكم أنفسكم أمراً» و چنين نيست كه خدا گوشت يوسف را به خورد گرگ بدهد، قبل از آنكه تأويل خواب راستين او را ببينم».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 5 - 8
8 - اهميت نور ، تاريكى ، آب و هوا در حيات زمين
و اختلـف الّيل و النهار و ما أنزل اللّه . .. و تصريف الريـح
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - زلزله - 99 - 7 - 2
2 - كار هاى خير ، هر چند به وزن مورچه اى ريز و يا ذرّات معلق در هوا باشد ، باقى مانده ، در قيامت بر انسان عرضه خواهد شد .
فمن يعمل مثقال ذرّة خيرًا يره
«مثقال»; يعنى، وسيله اى كه با آن، وزن چيزى سنجيده شود (مفردات). «ذرّة» (مفرد «ذرّ») به معناى كوچك ترين نوع مورچه است (صحاح اللغة). برخى آن را يك صدم وزن «جو» دانسته و برخى گفته اند: مراد ذرّاتى است كه در شعاع خورشيد، مشاهده مى شود. (لسان العرب)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - زلزله - 99 - 8 - 2
2 - كار هاى ناروا ، هر چند به وزن مورچه ريز و يا ذرّات معلق در هوا باشد ، باقى مانده ، در قيامت بر انسان عرضه خواهد شد .
و من يعمل مثقال ذرّة شرًّا يره
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 50 - 8
8 - مطلوبيت زندگى در سرزمين هاى خوش آب و هوا
و ءاوينـهما إلى ربوة ذات قرار و معين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 27 - 4
4 - محروميت دوزخيان از هواى مطبوع و آب ، عقوبتى مناسب با انكار معاد
لايذوقون فيها بردًا و لا شرابًا . .. إنّهم كانوا لايرجون حسابًا
كيفر دوزخيان در آيات پيشين، به دو صورت نفى و اثبات بيان شده است; آنان از هواى سرد و نوشيدنى، محروم اند(نفى) و به نوشيدن «حميم» و «غسّاق» مجبور خواهند بود(اثبات). «جزاء وفاقاً» آن را كيفرى مناسب با كردار آنان ـ كه آن هم به صورت نفى و اثبات بوده ـ بيان كرده است; آنها معاد را باور نداشتند(نفى) و آيات خدا را تكذيب مى كردند(اثبات). آيه «جزاء وفاقاً» دلالت دارد كه محروميت، كيفرى مناسب با بى اعتقادى است و نوشيدن مايع داغ و چركين، كيفر مناسب تكذيب است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 81 - 11
11 ـ گرمى هوا ، بهانه منافقان صدر اسلام براى تخلف از جنگ و دستاويزى براى تبليغ و بازداشتن از شركت ديگران در جهاد
و قالوا لاتنفروا فى الحر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 48 - 7
7 - هوا ، در زمان تشكيل ابر ، ناپايدار است .
يرسل الرياح فتثير سحابًا
كاربرد كلمه «تثير» ـ كه به معناى به حركت درآوردن و پراكندن است ـ نشان مى دهد كه در حال تشكيل ابر، هوا پايدار نيست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 59 - 10
10- اهتمام به نماز و پشت پازدن به هوا هاى نفسانى ، موجب هدايت و نجات از عذاب است .
أضاعوا الصلوة واتبعوا الشهوت فسوف يلقون غيًّا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نازعات - 79 - 40 - 18
18 - رهايى از هواى نفس ، از ميان برنده روحيه طغيان گرى است .
فأمّا من طغى . .. و أمّا من ... و نهى النفس عن الهوى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 120 - 10
10 - آيين موجود در ميان يهود و نصارا ، آيينى است تشكيل يافته از آرا و افكارِ برخاسته از هوا هاى نفسانى .
و لئن اتبعت أهواءهم
مراد از «أهواءهم» به قرينه «حتى تتبع ملتهم» دين و آيين يهود و نصاراست. تعبير كردن از آيين آنان به «أهواء» (خواهشهاى نفسانى)، بيانگر اين است كه: آنچه يهود و نصارا به عنوان دين مطرح مى كردند افكار و انديشه هاى برخاسته از هواهاى نفسانى آنان بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 27 - 9
9 ـ هواپرستى و شهوترانى ، مايه دورى از رحمت الهى
و اللّه يريد ان يتوب عليكم و يريد الّذين يتّبعون الشّهوات ان تميلوا ميلاً عظيماً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 135 - 18،19،23
18 ـ پيروى از هوا و هوس مانع اجراى عدالت
فلاتتبعوا الهوى ان تعدلوا
نهى خداوند از تبعيت هواى نفس در پى فرمان به اقامه عدل، مى رساند كه هواى نفس از بارزترين موانع عدالتخواهى است و خداوند، با صراحت بدان هشدار داده است.
19 ـ پيروى از هوا هاى نفسانى ، موجب انحراف و عدول از حق
فلاتتبعوا الهوى ان تعدلوا
بنابر اينكه «ان تعدلوا» از عدول به معنى انحراف، و مفعول له براى «فلاتتبعوا» باشد، البته در اين صورت بايد قبل از «تعدلوا» لاى نافيه مقدر باشد، يعنى «ان لاتعدلوا» (خداوند شما را از پيروى هوا و هوس نهى كرد تا منحرف نشويد. )
23 ـ شانه خالى كردن از اجراى عدالت اجتماعى ، نشأت گرفته از هوا هاى نفسانى است .
كونوا قومين بالقسط شهداء للّه . .. فلاتتبعوا الهوى ان تعدلوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 48 - 20
20 ـ هوا هاى نفسانى و تمايلات اشخاص و گروه ها ، لغزشگاهى بس خطرناك براى حاكم و قاضى
فاحكم . .. و لاتتبع اهواءهم عما جاءك من الحق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 49 - 19
19 ـ رويگردانى از حكم و داورى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، نتيجه پيروى از هواى نفس
و إن احكم بينهم بما أنزل اللّه و لاتتبع اهواءهم . .. فان تولوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 50 - 6
6 ـ خواسته هاى نفسانى ، ريشه گرايش به احكام جاهلى
و لاتتبع اهواءهم . .. افحكم الجهلية يبغون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 70 - 8،11،12
8 ـ بنى اسرائيل با نقض پيمان هاى الهى و پيروى از هوا هاى نفسانى ، فاقد پايگاه مطمئن براى اقامه تورات ، انجيل و ديگر معارف الهى
لستم على شىء . .. لقد اخذنا ميثق بنى اسرءيل
بنابر اينكه جمله «لستم على شىء . ..» به اين معنا باشد كه شما پايگاهى نداريد تا بتوانيد تورات و انجيل را اقامه كنيد، مى توان گفت آيه مورد بحث آن پايگاه را تفسير مى كند ; يعنى آن پايگاه عبارت است از تعهد به ميثاق الهى و پرهيز از هواپرستى.
11 ـ هواپرستى بنى اسرائيل ، زمينه ساز تكذيب انبيا و قتل آنان
رسول بما لاتهوى انفسهم فريقاً كذبوا و فريقاً يقتلون
12 ـ مخالفت و رويارويى با انبيا و شكستن ميثاق الهى ، برخاسته از هواپرستى انسانها
كلما جاءهم رسول . .. فريقاً كذبوا و فريقاً يقتلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 77 - 14،15،19
14 ـ غلو و افراط در دين ، برخاسته از تمايلات نفسانى و بدور از دليل و برهان
لاتغلوا فى دينكم غير الحق و لاتتبعوا اهواء قوم قد ضلوا
15 ـ پى ريزى عقايد دينى بر پايه هواپرستى و تمايلات نفسانى ، موجب گمراهى و گمراه سازى ديگران
و لاتتبعوا اهواء قوم قد ضلوا من قبل و اضلوا كثيراً
19 ـ اضلال و به گمراهى كشاندن جوامع ، پيامد گمراهى و هواپرستى و در پى دارنده محروميت از هدايت به اسلام
و لاتتبعوا اهواء قوم قد ضلوا . .. و اضلوا كثيراً و ضلوا عن سواء السبيل
تكرار «ضلوا» مى تواند اشاره به مراحل ضلالت هواپرستان گمراه داشته باشد كه در اين صورت فاعل در هر سه فعل «قد ضلوا» و «اضلوا» و «ضلوا» يك طايفه خواهد بود. بنابراين «لاتتبعوا ...» يعنى متابعت نكنيد از هواپرستانى گمراه كه ديگران را به گمراهى كشاندند و در نتيجه از هدايت به سواء السبيل (اسلام) باز ماندند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 56 - 4،6
4 ـ شرك و پرستش غير خدا، پندارى مبتنى بر هوا و هوس و تمايلات نفسانى است.
الذين تدعون من دون اللّه قل لا أتبع أهواءكم
6 ـ پيروى از هواها و تمايلات نفسانى مشركان، موجب ضلالت و محروم ماندن از هدايت مى شود.
قل لا أتبع أهواءكم قد ضللت إذاً و ما أنا من المهتدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 119 - 12،13،14،15
12 ـ بسيارى از مردم با هواى نفس خود نادانسته موجب گمراهى ديگران مى شوند.
و إن كثيرا ليضلون بأهوائهم بغير علم
«با» در «بأهوائهم» سببيه است، ولى در «بغير علم» معنى الصاق دارد.
13 ـ كسانى كه با انديشه هاى مبتنى بر تمايلاتِ خود ديگران را به گمراهى مى كشانند، مردمى نادان هستند.
و إن كثيرا ليضلون بأهوائهم بغير علم
14 ـ جهل و هواى نفس از عوامل اصلى گمراهى است.
و إن كثيرا ليضلون بأهوائهم بغير علم
15 ـ هواى نفس موجب خدشه و تشكيك در احكام حلال و حرام خداوند مى شود.
و ما لكم ألا تأكلوا . .. و إن كثيرا ليضلون بأهوائهم بغير علم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 128 - 18
18 ـ اعتراف گمراهان در قيامت به تبعيت از خواهشهاى نفسانى خويش تا آخرين لحظه عمر
ربنا استمتع بعضنا ببعض و بلغنا أجلنا الذى أجلت لنا
جمله «و بلغنا»، پس از «ربنا استمتع . .. »، بيان استمرار بهره گيرى گمراهان از تمتعات دنيا تا لحظه رسيدن اجل است. بنابراين عمر آنها در اين منظور صرف شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 150 - 10،11
10 ـ تحريمهاى بى دليل (بدعتگذارى)، تحت تأثير تمايلات نفسانى است.
الذين يشهدون أن الله حرم . .. و لا تتبع أهواء
11 ـ پيروى از هواهاى نفسانى زمينه ساز شهادت نابحق است.
فإن شهدوا فلا تشهد معهم و لا تتبع أهواء الذين كذبوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 17 - 11
11 ـ شكرگزاران، رهپويان صراط مستقيم الهى هستند.
لأقعدن لهم صرطك المستقيم . .. لاتجد أكثرهم شكرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 176 - 3،5،12
3 ـ بلعم باعورا به خاطر دنياگرايى و هواپرستى از نايل شدن به منزلت هاى والا و قرب الهى محروم شد .
و لو شئنا لرفعنه بها و لكنه أخلد إلى الأرض و اتبع هوه
5 ـ دنياگرايى و پيروى از هوا هاى نفسانى مانع كارسازى دانش هاى الهى است .
و لو شئنا لرفعنه بها و لكنه أخلد إلى الأرض و اتبع هوه
12 ـ دنياخواهى و هواپرستى بلعم باعورا موجب فاصله گرفتن او از آيات الهى و تكذيب آنها شد .
فانسلخ منها . .. و لكنه أخلد إلى الأرض
جمله «و لكنه أخلد . .. » مى تواند بيانگر علت «فانسلخ منها» باشد. يعنى دنياخواهى و هواپرستى بلعم باعورا باعث شد كه از آيات الهى فاصله گيرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 178 - 9
9 ـ دنيادوستى و هواپرستى ، زمينه ساز گمراهى و زيانكارى است .
و لكنه أخلد إلى الأرض . .. و من يضلل فأولئك هم الخسرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 59 - 3،6
3- ضايع كردن نماز و پيروى از شهوات ، موجب گمراهى و گرفتارى به عذاب است .
أضاعوا الصلوة واتبعوا الشهوت فسوف يلقون غيًّا
«غىّ» به معناى گمراهى است. گفتنى است كه در جمله «يلقون غيّاً» ـ به قرينه آيه بعد ( ... يدخلون الجنّة) ـ مضافى در تقدير است; يعنى، «يلقون جزاء غيّهم; آنان سزاى گمراهى خود را ـ كه جهنم و عذاب آن است ـ خواهند چشيد».
6- ضايع كردن نماز و پيروى از شهوات ، ريشه اصلى انحرافات پس از رحلت پيامبران
فخلف من بعدهم خلف أضاعوا الصلوة واتبعوا الشهوت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 60 - 6
6- ضايع كردن نماز و پيروى از شهوات ، كفر عملى است .
أضاعوا الصلوة واتبعوا الشهوت . .. إلاّ من تاب و ءامن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 16 - 6،7،10
6 - پيروى از هوا ها و اميال نفسانى ، در پى دارنده كفر و بى ايمانى به قيامت است .
من لايؤمن بها واتبع هويه
«اتبع» ماضى است و عطف بر «لايؤمن» كه مضارع است; بنابراين پيروى از هوس ها كه در زمان قبل انجام گرفته است، سبب بى ايمان در زمان بعد خواهد شد.
7 - هوا هاى نفسانى ، ريشه اشكال تراشى در عقيده به معاد و مجازات هاى الهى در آخرت است .
فلايصدّنك عنها من . .. اتبع هويه
10 - پيروى از هواى نفس ، عامل تباهى و هلاكت است .
فلايصدّنك عنها من . .. اتبع هويه فتردى
آيه، كسانى را كه از هواپرستان فريب خورده اند، هلاك شده مى داند; قهراً هواپرستان، خود نيز چنين سرنوشتى خواهند داشت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 13 - 5
5- خوش گذرانى و فرورفتن در ناز و نعمت و رفاه ، از زمينه هاى عذاب و هلاكت دنيوى
و كم قصمنا من قرية . .. وارجعوا إلى ما أُترفتم فيه
برداشت ياد شده از آمدن «فيه» ـ كه براى ظرفيت است ـ استفاده مى شود; بدين صورت كه نعمت و رفاه، ظرف و انسان برخوردار، مظروف قرار گرفته است. اين مطلب حاكى از فرورفتن مترفان ستمگر در ناز و نعمت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 43 - 2،4
2 ـ هواپرستى ، منشأ گرايش مشركان به شرك و بت پرستى است .
أرءيت من اتّخذ إلـهه هويه
جمله «أرءيت من اتّخذ إلـهه هواه» استينافيه بيانيه است و در مقام بيان منشأ و علت گرايش مشركان به معبودهاى متعدد و مقاومت آنان بر اين عقيده باطل مى باشد.
4 ـ هواپرستى ، مانع اصلى حق پذيرى و هدايت است .
أرءيت من اتّخذ إلـهه هويه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 44 - 2،11
2 ـ هواپرستى ، مانع حق شنوى و خردورزى است .
من اتّخذ إلـهه هويه . .. أم تحسب أنّ أكثرهم يسمعون أو يعقلون
11 ـ هواپرستى و شرك ، موجب سقوط انسان از منزلت انسانى خويش
أرءيت من اتّخذ إلـهه هويه . .. إن هم إلاّ كالأنعـم بل هم أضلّ سبيلاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 50 - 2،8،10
2 - كفرورزى به قرآن و تورات ، على رغم عدم وجود كتابى هدايت بخش تر از آنها ، نشان از حق ستيزى و پيروى از هواى نفس دارد .
قل فأتوا بكتـب . .. أهدى منهما... فاعلم أنّما يتّبعون أهواءهم
8 - هواپرستى ، ظلم و موجب محروميت از هدايت خداوند
إنّ اللّه لايهدى القوم الظـلمين
10 - انكار بدون دليل حق ، ظلم و برخاسته از هواپرستى
فلمّا جاءهم الحقّ . .. قالوا سحران تظـهرا ... إنّ اللّه لايهدى القوم الظـلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 29 - 3،9،12
3 - پيروى از هواى نفس ، از عوامل انكار توحيد و گريز از پذيرش حق است .
هل لكم من ما ملكت أيمـنكم . .. بل اتّبع الذين ظلموا أهواءهم بغير علم
9 - تبعيت جاهلانه از هواى نفس ، درپى دارنده محروميت از هدايت الهى و عامل غوطهور شدن در گمراهى است .
بل اتّبع الذين ظلموا أهواءهم بغير علم فمن يهدى من أضلّ اللّه
12 - تبعيت از هواى نفس ، مانع هدايت پذيرى است .
بل اتّبع الذين ظلموا أهواءهم . .. فمن يهدى من أضلّ اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 35 - 4
4 - شرك ، برخواسته از هواپرستى است و نه باورى منطقى .
بل اتّبع الذين ظلموا أهواءهم بغير علم . .. أم أنزلنا عليهم سلطـنًا
«أمِ» استفهام، بايد بين دو جمله استفهامى قرار بگيرد. در اين كه استفهام قبلى آن چيست؟ احتمال دارد، فراز «بل اتّبع الذين ...» باشد. بنابراين، معنا چنين مى شود: «آيا آنان، جاهلانه، تابع هواهاى خودند و يا بر عقيده خود دليلى دارند؟. دليلى كه ندارند، پس تابع هواى نفس اند.».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 46 - 11
11 - انگيزه هاى ناخالص نفسانى و جوّ ناسالم فكرى جامعه ، از موانع شناخت درست حقايق
أن تقوموا للّه مثنى و فردى ثمّ تتفكّروا
توصيه به قيام براى خدا، حاكى از رد انگيزه هاى ناخالص است و «مثنى و فرادى» دعوت به پرهيز از جوّ زدگى است. اين مى رساند كه ناخالصى و غوغاسالارى، به فهم درست آسيب مى زند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 26 - 10،11،15،16،17،20،22
10 - پيروى از هواى نفس ، مانع اجراى حق است .
فاحكم بين الناس بالحقّ و لاتتبع الهوى
نهى از پيروى هواى نفس، پس از فرمان به داورى به حق ميان مردم، مى تواند به منظور بيان حقيقت ياد شده باشد.
11 - پيروى از هواى نفس ، مهم ترين خطر تهديد كننده قاضيان و داوران
فاحكم بين الناس بالحقّ و لاتتّبع الهوى
15 - حق پرستى و حق مدارى ، در تضاد با هواپرستى است .
فاحكم بين الناس بالحقّ و لاتتّبع الهوى
16 - هواپرستى ، موجب گمراهى و دورى از راه خدا است .
و لاتتّبع الهوى فيضلّك عن سبيل اللّه
17 - پيروى از هواى نفس ، ناسازگار با حركت در مسير خدا و مانعى بزرگ و خطرى جدى بر سر راه كمال آدمى
و لاتتّبع الهوى فيضلّك عن سبيل اللّه
20 - داورى ظالمانه و متكى بر هوا و هوس ، در پى دارنده عذاب شديد الهى
فاحكم بين الناس بالحقّ و لاتتّبع الهوى . ..إنّ الذين يضلّون عن سبيل اللّه لهم عذ
22 - هواپرستى ، علت نخستين و زمينه اصلى ابتلاى انسان به عذاب شديد الهى
و لاتتّبع الهوى . .. إنّ الذين يضلّون عن سبيل اللّه لهم عذاب شديد بما نسوا يوم ا
آيه شريفه، پيروى از هواى نفس را سبب گمراهى و گمراهى را، موجب ابتلا به عذاب شديد دانسته است; ولى در پايان، فراموشى روز حساب را سبب عذاب شديد معرفى كرده است. از اين بيان استفاده مى شود كه براى عذاب شديد، سبب هاى گوناگونى هست و چون پيروى از هواى نفس مقدم ذكر شد، مى توان استفاده كرد كه اين سبب از نخستين سبب هاى عذاب است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 15 - 9،12
9 - هواپرستى و تمايلات نفسانى ، مخالف اهداف دعوت الهى است .
و لاتتّبع أهواءهم
12 - هواپرستى ، عامل تفرقه و دسته بندى هاى مذهبى *
و ما تفرّقوا . .. إلاّ ... بغيًا ... و لاتتّبع أهواءهم
بنابراين كه ضمير «أهوائهم» ـ به قرينه آيه قبل ـ به اختلاف كنندگان اهل كتاب بازگردد، عبارت «لاتتّبع أهوائهم» مى تواند اين نكته را برساند كه هواپرستى موجب تفرقه آنان شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 18 - 10،13
10 - پيروى از تمايلات و درخواست هاى جاهلانه ، عامل بروز اختلاف و رخداد تفرقه ميان امت ها
فما اختلفوا إلاّ من بعد . .. و لاتتّبع أهواء الذين لايعلمون
خداوند در پى طرح اختلافات بنى اسرائيل، پيامبر(صلی الله علیه و آله) را موظف به پيروى از دين و مخالفت با هواها و هوس هاى جاهلانه نموده است. از اين نكته مى توان به دست آورد كه منشأ اختلافات، در پيروى از هوس ها نهفته است.
13 - جهل و هواپرستى ، منشأ و خاستگاه مخالفت با شريعت و آيين الهى
جعلنـك على شريعة . .. و لاتتّبع أهواء الذين لايعلمون
از تقابل ميان «أهواء» با «شريعة» مى توان استفاده كرد كه هر آنچه مخالف با شريعت باشد، ريشه در هوا و هوس هاى جاهلانه دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 23 - 2،5،6،11
2 - هواپرستى ، ريشه مخالفت برخى آگاهان و اهل دانش با پياميران
أفرءيت . .. على علم
5 - هواپرستى مايه پوچ انگاشتن نظام هستى و ناديده گرفتن عدل الهى
و خلق اللّه . .. بالحقّ و لتجزى ... و هم لايظلمون . أفرءيت من اتّخذ إلـهه هويه
خداوند پس از بيان هدفمندى هستى و عدل حاكم بر نظام مجازات با تعبير «أفرأيت من اتّخذ إلـهه هواه» در حقيقت تقابل ميان هواپرستى و باور به هدفمندى هستى و عدل الهى را ياد آور شده است.
6 - اطاعت و پيروى مطلق از هواى نفس ، به منزله شرك و پرستش غير خداوند است .
أفرءيت من اتّخذ إلـهه هويه
از آن جا كه اطاعت مردمان از هواى نفس خويش، با هدف عبوديت و پرستش صورت نمى پذيرد; خداوند با تعابير هشداردهنده آيه شريفه، به اين نكته تذكر مى دهد كه تبعيت و پيروى مطلق از هوا و هوس، به منزله شرك و عبوديت غير خداوند است.
11 - حركت براساس هوا ها ، با وجود شناخت حق ، زمينه ساز تثبيت گمراهى در انسان
من اتّخذ إلـهه هويه و أضلّه اللّه على علم
برداشت بالا بدان احتمال است كه بيان «أضلّه اللّه» ـ پس از «اتّخذ إلـهه هواه» ـ به عنوان نتيجه و بازتاب باشد; يعنى، چون آنان هوس خويش را به خدايى گرفتند، خداوند نيز آنان را به گونه اى گمراه ساخت كه با وجود بهره مندى از تمام ابزار ادراكاتى، طرفى نبستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 24 - 4
4 - گناه پيشگى و هواپرستى ، داراى پيوند با بى اعتقادى به حيات اخروى
اجترحوا السيّئات . .. اتّخذ إلـهه هويه ... و قالوا ما هى إلاّ حياتنا الدنيا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 20 - 14
14- كفر ، هواپرستى ، استكبار و عصيان گرى ، عناصرى به هم پيوسته
يعرض الذين كفروا . .. و استمتعتم بها... تستكبرون فى الأرض بغيرالحقّ و بما كنتم ت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 9 - 3
3- ناخشنودى از پيام هاى وحى و انكار آن از روى هوس ، مايه حبط تمامى اعمال
كرهوا ما أنزل اللّه فأحبط أعمـلهم
با توجه به اطلاق كلمه «أعمالهم»، حبط تمامى اعمال از آيه برداشت مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 14 - 4
4- راه كفر ، داراى ريشه در هوس ها و فاقد منطق روشن
كمن زيّن له . .. و اتّبعوا أهواءهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 16 - 8،9،11
8- عدم درك كافران نسبت به وحى و سخنان پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، ناشى از هواپرستى و تيرگى قلب آنان
قالوا . .. ماذا قال ... أولـئك الذين طبع اللّه على قلوبهم و اتّبعوا أهواءهم
بنابر اين كه تعبير «طبع اللّه على قلوبهم» به عنوان علت «يستمع إليك . .. قالوا ... ماذا قال آنفاً» ياد شده باشد ـ و نه معلول آن ـ برداشت بالا استفاده مى شود.
9- هواپرستى و ناتوانى از درك حقايق معنوى ، دو عنصر به هم پيوسته
طبع اللّه على قلوبهم و اتّبعوا أهواءهم
عطف دو جمله، ارتباط و پيوستگى تنگاتنگ ميان محتواى آن دو را مى رساند.
11- هواپرستى ، مانع درك حقايق وحى و عامل مهر شدن قلب انسان به اراده خداوند *
أولـئك الذين طبع اللّه على قلوبهم واتّبعوا أهواءهم
جمله «واتّبعوا أهوائهم» مى تواند بيانگر علت «طبع اللّه . ..» باشد; چه اين كه «طبع اللّه» مى تواند بيانگر علت ناتوانى كافران و منافقان از درك پيام وحى به شمار آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 11 - 3
3 - غفلت از ارزش ها ، معلول غرق شدن در گرداب پندار ها و تمنيات نفسانى است . *
الخرّصون . الذين هم فى غمرة ساهون
از ارتباط «فى غمرة» با «ساهون» ممكن است چنين استفاده شود كه انسان، زمانى گرفتار غفلت و حق ستيزى مى شود كه دل مشغولى هاى دنيا و حفره هاى جاه و مال و شهوت، او را در خود فرو برده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 23 - 8،10
8 - شرك و باور هاى خرافى مشركان ، برخاسته از هوا و هوس و اغراض آلوده آنان
إن يتّبعون إلاّ الظنّ و ما تهوى الأنفس
10 - هواپرستى ، انگيزه اصلى بى توجهى انسان به دليل و برهان ، در تحصيل معارف
ما أنزل اللّه بها من سلطـن إن يتّبعون إلاّ الظنّ و ما تهوى الأنفس
با توجه به ارتباط بين صدر آيه شريفه با «و ما تهوى الأنفس» ـ كه علت بى توجهى مشركان به يقين و برهان را بازگو مى كند ـ مطلب ياد شده استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 4 - 3
3 - هواپرستى ها ، مانع عبرت آموزى و متأثر شدن انسان از پيام هاى هشداردهنده وحى
و اتّبعوا أهواءهم . .. و لقد جاءهم من الأنباء ما فيه مزدجر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 5 - 5
5 - گرفتارى در دام هواى نفس ، مانع تأثير حكيمانه ترين هشدار ها و پيام ها در انسان
و اتّبعوا أهواءهم . .. حكمة بـلغة فما تغن النذر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قيامه - 75 - 5 - 4
4 - هوا هاى نفسانى ، مانع پذيرش حقايق دينى و ايمان و اذعان به آن
بل يريد الإنسـن ليفجر أمامه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نازعات - 79 - 37 - 2
2 - طغيان گرى ، سركشى در برابر دستورات خداوند و زياده روى در هواپرستى ، در پى دارنده مجازات در آخرت
فأمّا من طغى
«طغيان»; يعنى، از حد گذراندن (لسان العرب). متعلق «طغى» ـ به قرينه «من خاف مقام ربّه و نهى النفس عن الهوى» (در آيات بعد) ـ بى اعتنايى به پروردگار و پيروى از هواى نفس است. جمله «فإنّ الجحيم هى المأوى» در آيات بعد ـ كه جزاى «فأمّا» است ـ بر مجازات اخروى دلالت دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نازعات - 79 - 40 - 17
17 - هواى نفس ، زمينه ساز گرفتارى به كيفر الهى
من خاف مقام ربّه و نهى النفس عن الهوى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نازعات - 79 - 41 - 3
3 - بى پروايى در برابر خداوند و پيروى از هواى نفس ، مانع ورود به بهشت است .
و نهى النفس عن الهوى . فإنّ الجنّة هى المأوى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 96 - 8
8 - فريب كارى هاى نفس و جلوه پردازى هاى نفسانى ، وادار كننده سامرى به ايجاد انحراف گوساله پرستى در بنى اسرائيل بود .
و كذلك سوّلت لى نفسى
«كذلك» در اين موارد براى تشبيه چيزى به خود آن است. بنابراين مراد سامرى از اين تشبيه، اين است كه براى تسويلات نفسانى من، مثالى بهتر از همين تسويل ـ كه دعوت مردم به گوساله پرستى است ـ وجود ندارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 3 - 1
1 - تكذيب آيات الهى و معجزات پيامبر (صلی الله علیه و آله) از سوى كافران ، معلول هواپرستى آنان
و كذّبوا و اتّبعوا أهواءهم
آمدن عبارت «و اتّبعوا أهواءهم» ـ پس از «كذّبوا»، اين نكته را مى رساند كه خواهش هاى نفسانى كافران، بازدارنده ايشان از تصديق به آيات و معجزات مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 8 - 6
6 - سرخوشى و هواپرستى كافران در دنيا ، درپى دارنده دشوارى هاى ديرپاى قيامت
و اتّبعوا أهواءهم . .. يقول الكـفرون هـذا يوم عسر
«عسر» (صفت مشبهه) دال بر ثبات و دوام وصف است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 50 - 3
3 - اتهام بى دليل سحر به قرآن و تورات از سوى كافران صدراسلام ، برخاسته از هواپرستى آنان بود .
قالوا سحران تظـهرا . .. فاعلم أنّما يتّبعون أهواءهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 28 - 32
32- هواپرستى ثروت مندان عصر بعثت ، عامل امتيازخواهى آنان از پيامبر (صلی الله علیه و آله) بود .
و لاتطع من . .. اتبع هويه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 57 - 9
9- اظهار نظر مشركان درباره دختر داشتن خداوند و فرزند دلخواه ( پسر ) داشتن خود ، مبتنى بر خواهش نفسانى بوده است .
و يجعلون لله البنـت . .. و لهم ما يشتهون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 14 - 11
11- مبارزه مشركان مكه با پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، ناشى از هواپرستى آنان و نه دلايل منطقى
قريتك الّتى أخرجتك . .. و اتّبعوا أهواءهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 145 - 18
18 - معارف و قوانينى شايسته و بايسته پذيرش و پيروى اند كه از هوا هاى نفسانى پيراسته و بر پايه علم بنا شده باشند .
و لئن اتبعت اهواءهم من بعد جاءك من العلم إنك إذاً لمن الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 48 - 18
18 ـ لزوم پايبندى به حق در حكم و داورى و پرهيز از تمايلات نفسانى افراد
فاحكم بينهم بما أنزل اللّه و لاتتبع اهواءهم عما جاءك من الحق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 70 - 6
6 ـ پذيرش احكام و تعاليم الهى در گرو پرهيز از هواپرستى و تمايلات نفسانى
كلما جاءهم رسول بما لاتهوى انفسهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 176 - 6،8،11
6 ـ نيل به مقام قرب الهى ، مشروط به پرهيز از دنياگرايى و دورى از متابعت هواى نفس است .
و لو شئنا لرفعنه بها و لكنه أخلد إلى الأرض و اتبع هوه
8 ـ مشيت خداوند در اعطاى منزلت هاى معنوى به انسان ها ، منوط به پرهيزشان از دنياگرايى و هوا هاى نفسانى است .
و لو شئنا لرفعنه بها و لكنه أخلد إلى الأرض
جمله «و لكنه أخلد . .. » تعليل براى مفهوم جمله «و لــو شئنا ... » است ; يعنى: و لو شئنا لرفعنه بها و لكنا لم نشأ ذلك لانه أخلد إلى الأرض.
11 ـ كسانى كه دنياگرا نباشند و از پيروى هواهان نفسانى پرهيز كنند ، شيطان راه نفوذى در آنان نخواهد داشت .
فانسلخ منها فأتبعه الشيطن . .. و لو شئنا لرفعنه بها و لكنه أخلد إلى الأرض
آيه قبل شيطان را سوق دهنده بلعم به گمراهى معرفى كرد، و آيه مورد بحث بيان مى دارد كه اگر او دنياگرا و پيرو هواى خويش نبود، به درجات رفيع مى رسيد ; يعنى شيطان به تعقيب او نمى پرداخت. بنابراين تلاش شيطان براى گمراه سازى پس از تمايل آدمى به دنيا و هواى خويش است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 59 - 7
7- به پاداشتن نماز و اهتمام به آن ، و دورى جستن از خواسته هاى نفسانى و شهوات ، دو ويژگى مهمّ و برجسته پيامبران و هدايت يافتگان است .
فخلف من بعدهم خلف أضاعوا الصلوة واتبعوا الشهوت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 26 - 9
9 - هشدار خداوند به داوود ( ع ) ، براى پيروى نكردن از هواى نفس ، در داورى ميان مردم
فاحكم بين الناس بالحقّ و لاتتّبع الهوى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 17 - 8
8- تقوا ، بازداشتن نفس از پيروى هوا ها و هوس ها است .
واتّبعوا أهواءهم و الذين اهتدوا . .. و ءاتيـهم تقويـهم
از اين آيه و آيه قبل، نوعى تقابل ميان «طبع قلب» با «زادهم هدىً» و ميان «اتّبعوا أهوائهم» با «آتاهم تقواهم» استفاده
مى شود; بدان گونه كه هر يك ضد ديگرى به شمار مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 26 - 14
14 - همه انسان ها ، حتى پيامبران ، در معرض افتادن در دام هواى نفس اند .
يـداود . .. فاحكم بين الناس بالحقّ و لاتتّبع الهوى
توصيه به پرهيز از پيروى هواى نفس به داوود(ع)، گوياى اين حقيقت است كه همه انسان ها، حتى پيامبران، در معرض چنين خطرى قرار دارند; و گرنه چنين توصيه اى لغو خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 15 - 17
17 ـ پرهيز از محور قرار دادن جلب رضايت مردم و سخن گفتن بر وفق و تمايلات و خواسته هاى نفسانى آنان ، از وظايف مهم و اساسى رهبران و مبلغان دينى
و إذا تتلى عليهم ءاياتنا . .. ائت بقرءان غير هذا ... قل ما يكون لى أن أبدّله من
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نازعات - 79 - 40 - 13
13 - لزوم بازداشتن خويشتن از تمايلات و خواسته هاى ناروا
و نهى النفس عن الهوى
نفس هر انسان، خود او است و خواسته نفس انسان از وى، تعبيرى مجازى است; گويا شخص فرمان خودش را اطاعت مى كند. «هوى» مصدر، به معناى مفعول است; يعنى، آنچه محبوب نفس است. البته متعارف اين است كه كلمه «هوى» تنها در مورد خواسته هاى ناروا به كار رود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 48 - 19
19 ـ قضاوت بر اساس احكام الهى در گرو پرهيز از تمايلات و هوا هاى نفسانى منحرفان
فاحكم بينهم بما أنزل اللّه و لاتتبع اهواءهم
نهى «لاتتبع» پس از «فاحكم» براى تفهيم اين معناست كه در صورت تبعيت از خواسته ديگران، قضاوت بر اساس احكام الهى ميسر نيست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 80 - 20
20 ـ غضب خدا و عذاب هميشگى ، پيامد دوستى بسيارى از بنى اسرائيل با پادشاهان ستمگر و زيبا جلوه دادن هوا هاى نفسانى آنان ، به اميد دستيابى به بهره هاى دنيايى آنان
ترى كثيراً منهم يتولون الذين كفروا . .. و فى العذاب هم خلدون
از امام باقر(ع) در توضيح آيه فوق روايت شده: يتولون الملوك الجبارين و يزيّنون لهم اهوائهم ليصيبوا من دنياهم.
تفسير تبيان، ج 3، ص 611; نورالثقلين، ج 1، ص 661، ح 315.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 3 - 2
2 - تعارض و ناهمسازى ميان پيام انبيا و هوا هاى نفسانى انسان *
و إن يروا ءاية . .. و كذّبوا و اتّبعوا أهواءهم
در صورتى كه «و اتّبعوا أهواءهم» علت تكذيب باشد، استفاده مى شود كه آنچه انسان را در قبال آيات الهى به ستيز وامى دارد; هواهاى نفسانى است. بنابراين سازگارى ميان هواهاى نفسانى و پيام هاى الهى وجود ندارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 49 - 6
6 ـ حرمت پيروى و تأثيرپذيرى از تمايلات نفسانى ديگران در حكم و قضاوت
و إن احكم بينهم بما أنزل اللّه و لاتتبع اهواءهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 59 - 5
5- پيروى از خواسته هاى نفسانى حرام است .
واتبعوا الشهوت فسوف يلقون غيًّا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 49 - 7
7 ـ هوا هاى نفسانى و تمايلات اشخاص و گروه ها ، لغزشگاهى خطرناك براى حاكم و قاضى
و إن احكم بينهم بما أنزل اللّه و لاتتبع اهواءهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 56 - 5
5 ـ لغزيدن در دام هوسها و تمايلات مشركان و منحرفان، خطرى براى رهبران دين و همه موحدان
الذين تدعون من دون اللّه قل لا أتبع أهواءكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 26 - 14
14 - همه انسان ها ، حتى پيامبران ، در معرض افتادن در دام هواى نفس اند .
يـداود . .. فاحكم بين الناس بالحقّ و لاتتّبع الهوى
توصيه به پرهيز از پيروى هواى نفس به داوود(ع)، گوياى اين حقيقت است كه همه انسان ها، حتى پيامبران، در معرض چنين خطرى قرار دارند; و گرنه چنين توصيه اى لغو خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 24 - 5
5 - ايمان به معاد و حيات اخروى ، مستلزم دورى از گناه و هواپرستى
أفرءيت من اتّخذ إلـهه هويه . .. و قالوا ما هى إلاّ
تأكيد مشركان بر انكار معاد، ممكن است بر اين اساس بوده باشد كه عقيده به معاد، در تغيير مسير زندگى هوس آلود تأثير اساسى داشته و آدميان را از ميل به گناه بازمى دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 20 - 14
14- كفر ، هواپرستى ، استكبار و عصيان گرى ، عناصرى به هم پيوسته
يعرض الذين كفروا . .. و استمتعتم بها... تستكبرون فى الأرض بغيرالحقّ و بما كنتم ت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 26 - 13
13 - حكومت و منصب قضاوت ، بستر بسيار لغزنده و رهبران و داوران در معرض مقهور شدن به دست هواى نفس
يـداود إنّا جعلنـك خليفة فى الأرض فاحكم بين الناس بالحقّ و لاتتّبع الهوى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 26 - 13
13 - حكومت و منصب قضاوت ، بستر بسيار لغزنده و رهبران و داوران در معرض مقهور شدن به دست هواى نفس
يـداود إنّا جعلنـك خليفة فى الأرض فاحكم بين الناس بالحقّ و لاتتّبع الهوى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 28 - 33
33- پيروى از هواى نفس ، نكوهيده و نشانه غفلت از ياد خدا است .
و لاتطع من أغفلنا قلبه عن ذكرنا و اتبع هويـه
جمله «اتبع هواه» مى تواند عطف تفسيرى براى «أغفلنا» باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 23 - 13
13 - نكوهش مضاعف هواپرستى و پيروى از حدس و گمان ، در شرايط وضوح و تجلى حقيقت
إن يتّبعون . .. و لقد جاءهم من ربّهم الهدى
ضميمه شدن ذيل آيه شريفه، مى تواند بيانگر اين باشد كه هواپرستى و متابعت مشركان از حدس و گمان در شرايط وضوح حقيقت، داراى زشتى فزون ترى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 50 - 8
8 - هواپرستى ، ظلم و موجب محروميت از هدايت خداوند
إنّ اللّه لايهدى القوم الظـلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 14 - 13
13- انحراف در بينش ، عامل هواپرستى و انحراف در گرايش *
زيّن له سوء عمله و اتّبعوا أهواءهم
از تقديم «زيّن له سوء عمله» ـ كه دلالت بر انحراف در بينش دارد ـ بر «اتّبعوا أهوائهم» ـ كه بيانگر انحراف درگرايش است ـ مطلب بالا قابل برداشت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 15 - 20
20- بى تقوايى و هواپرستى ، منتهى به خلود در آتش دوزخ
زيّن له سوء عمله و اتّبعوا أهواءهم . .. هو خـلد فى النار
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نازعات - 79 - 39 - 2
2 - ناديده گرفتن مقام ربوبيت خداوند و زياده روى در هواپرستى ، فرجامى جز آتش دوزخ ندارد .
فأمّا من طغى . .. فإنّ الجحيم هى المأوى
از آن جا كه مراد از طغيان در «من طغى» ـ به قرينه «من خاف مقام ربّه و نهى النفس عن الهوى» (در آيات بعد) ـ بى اعتنايى به پروردگار و پيروى از هواى نفس است، تهديد به جحيم نيز، درباره كسانى است كه اين گونه باشند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 27 - 2
2- مرگ ، خط پايانى بر توطئه ها و هواپرستى عناصر سست ايمان منافق
قالوا للذين كرهوا . .. فكيف إذا توفّتهم الملـئكة
از ارتباط دو آيه، مطلب بالا قابل برداشت است; يعنى، سست ايمان هاى منافق، گرچه در دنيا به هر كارى دست مى زنند; اما با مرگ ـ كه به تمامى توطئه هاشان پايان خواهد داد ـ چه خواهند كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 99 - 10
10 - هواپرستى ، حسد ، نژادپرستى ، خود بزرگ بينى و خويشتن را بدون هيچ دليل اهل بهشت پنداشتن ، از مصاديق فسق است .
و ما يكفر بها إلا الفسقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 179 - 10
10 ـ عالمان دينى دنيادوست و هواپرست و تكذيب كنندگان آيات الهى ، اهل دوزخند .
لكنه أخلد إلى الأرض و اتبع هوه . .. و لقد ذرأنا لجهنم كثيراً
برداشت فوق مقتضاى ارتباط آيه مورد بحث با آيات پيشين است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 37 - 15
15ـ پيروى از آرا و قوانين برخاسته از هوا هاى نفسانى ، با وجود احكام و قوانين قرآن ، موجب گرفتار شدن به عقوبتهايى از ناحيه خداوند است .
و لـئن اتبعت أهواءهم بعد ما جاءك من العلم مالك من الله من ولىّ و لاواق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 15 - 11
11 - جامعه اسلامى ، نبايد تمايلات اجتماعى ناروا را بر قوانين الهى برترى دهد .
فادع و . .. و لاتتّبع أهواءهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نازعات - 79 - 40 - 15
15 - انسان ، بر مهار نفس خويش از هوس هاى ناروا ، توانا است .
و نهى النفس عن الهوى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 71 - 2
2 - لزوم پايدارى حق و حق طلبان ، در برابر هوس ها و تمايلات فساد انگيز كافران
و لو اتبع الحقّ أهواءهم لفسدت السمـوت و الأرض و من فيهنّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 3 - 1
1 - تأكيد خداوند ، بر اصالت سخنان پيامبر (صلی الله علیه و آله) و متكى نبودن پيام هاى آن حضرت به هواى نفس
و ما ينطق عن الهوى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 135 - 20،21
20 ـ مقدم داشتن مصالح خويش ، والدين و بستگان بر شهادت به حق ، هواپرستى و عدالت شكنى است .
كونوا قومين بالقسط شهداء للّه و لو على أنفسكم . .. فلاتتبعوا الهوى
21 ـ ملاحظه فقر و غناى افراد در اداى شهادت ، هواپرستى است .
شهداء للّه . .. ان يكن غنياً او فقيراً فاللّه اولى بهما فلاتتبعوا الهوى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 17 - 3
3ـ توجه انسان به وجود دو مراقب بر اعمال وى ، زمينه ساز تبعيت نكردن از وسوسه هاى نفس
و نعلم ما توسوس به نفسه . .. إذ يتلقّى المتلقّيان عن اليمين و عن الشمال قعيد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نازعات - 79 - 40 - 14
14 - خداترسى ، مانع هواپرستى است .
و أمّا من خاف مقام ربّه و نهى النفس عن الهوى
ترتيبى كه در ذكر خداترسى و نهى از هواى نفس مراعات شده، حاكى از ترتّب حقيقى آن دو است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 135 - 16،17
16 ـ نهى خداوند از پيروى هوا و هوس
فلاتتبعوا الهوى ان تعدلوا
17 ـ اجراى عدالت ، در گرو پيروى نكردن از هوا و هوس و تمايلات نفسانى است .
فلاتتبعوا الهوى ان تعدلوا
بنابر اينكه «ان تعدلوا» از عدل به معناى عدالت، و مفعول له براى «لاتتبعوا» باشد. يعنى خداوند از پيروى هوا و هوس نهى كرد تا عدالت را اجرا كنيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 49 - 5
5 ـ خداوند ، بر حذر دارنده پيامبر (صلی الله علیه و آله) از پيروى تمايلات نفسانى اهل كتاب در قضاوت
و لاتتبع اهواءهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 49 - 5
5 ـ خداوند ، بر حذر دارنده پيامبر (صلی الله علیه و آله) از پيروى تمايلات نفسانى اهل كتاب در قضاوت
و لاتتبع اهواءهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 43 - 1
1 ـ مشركان و بت پرستان ، مردمانى هواپرست
أرءيت من اتّخذ إلـهه هويه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 83 - 5
5ـ يعقوب ( ع ) ، ماجراى گرفتارى بنيامين را نتيجه توطئه اى برخاسته از جلوه پرداز هاى نفس فرزندان خويش دانست .
قال بل سوّلت لكم أنفسكم أمرًا
جمله «سوّلت لكم . ..» ; يعنى ، نفس شما امر ناپسندى را براى شما زيبا جلوه داد و ارتكاب آن را براى شما آسان ساخت. اين جمله حاكى از اطمينان يعقوب به توطئه فرزندانش است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 176 - 2،3،12
2 ـ بلعم باعورا عالمى دنياگرا و پيرو هوا و هوس خويش بود .
و لكنه أخلد إلى الأرض و اتبع هوه
«اخلاد»، مصدر «أخلد»، هنگامى كه به «إلى» متعدى شود، به معناى تمايل پيدا كردن و اعتماد داشتن است. كلمه «الأرض» چون در مقابل رفعت و منزلت معنوى و تقرب به خدا قرار گرفته، مراد از آن امور پست و حقير مادى و دنيوى است. بنابراين «أخلد إلى الأرض» يعنى او به امور پست مادى و لذتهاى دنيوى تمايل پيدا كرد و به آنها دل خوش نمود.
3 ـ بلعم باعورا به خاطر دنياگرايى و هواپرستى از نايل شدن به منزلت هاى والا و قرب الهى محروم شد .
و لو شئنا لرفعنه بها و لكنه أخلد إلى الأرض و اتبع هوه
12 ـ دنياخواهى و هواپرستى بلعم باعورا موجب فاصله گرفتن او از آيات الهى و تكذيب آنها شد .
فانسلخ منها . .. و لكنه أخلد إلى الأرض
جمله «و لكنه أخلد . .. » مى تواند بيانگر علت «فانسلخ منها» باشد. يعنى دنياخواهى و هواپرستى بلعم باعورا باعث شد كه از آيات الهى فاصله گيرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 70 - 7،8،11،16
7 ـ بنى اسرائيل ، مردمى پيمان شكن و هواپرست
لقد اخذنا ميثق بنى اسرءيل . .. كلما جاءهم رسول بما لاتهوى انفسهم
8 ـ بنى اسرائيل با نقض پيمان هاى الهى و پيروى از هوا هاى نفسانى ، فاقد پايگاه مطمئن براى اقامه تورات ، انجيل و ديگر معارف الهى
لستم على شىء . .. لقد اخذنا ميثق بنى اسرءيل
بنابر اينكه جمله «لستم على شىء . ..» به اين معنا باشد كه شما پايگاهى نداريد تا بتوانيد تورات و انجيل را اقامه كنيد، مى توان گفت آيه مورد بحث آن پايگاه را تفسير مى كند ; يعنى آن پايگاه عبارت است از تعهد به ميثاق الهى و پرهيز از هواپرستى.
11 ـ هواپرستى بنى اسرائيل ، زمينه ساز تكذيب انبيا و قتل آنان
رسول بما لاتهوى انفسهم فريقاً كذبوا و فريقاً يقتلون
16 ـ هشدار خداوند به مسلمانان در مورد خطر گرفتارى آنان به لغزشهايى همانند لغزش هاى بنى اسرائيل : ( نقض پيمان
هاى الهى ، هواپرستى ، تكذيب و قتل انبيا )
إنّ الذين ءامنوا . .. لاتهوى انفسهم فريقاً كذبوا و فريقاً يقتلون
از اهداف اين بخش از آيات با توجه به ذكر مسلمانان در ابتداء كلام (ان الذين ءامنوا) و آنگاه بيان سرگذشت شوم بنى اسرائيل، اين است كه مسلمانان را از گرفتار شدن به چنين سرنوشتى پرهيز دهد و به آنان گوشزد كند كه آنان نيز در خطر آلودگى به چنين اعمال ناروايى هستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 59 - 1
1- با رفتن هر پيامبرى از بين قوم خويش ، نااهلانى كه نماز را تباه و شهوات ( هوا هاى نفسانى ) را پيروى مى كردند ، جايگزين آنان شدند .
«خلَف» (به فتح لام) در مورد جانشين خوب و «خلْف» (به سكون لام) در مورد جانشين بد به كار مى رود (مقاييس اللغة). براين اساس «خلف من بعدهم خلف»; يعنى، جانشينان بدى جايگزين آنان شدند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 164 - 13
13 ـ هواپرستى و رواج ضدارزش ها ، جهل و محروميّت از تعاليم دين ، از جلوه هاى گمراهى مردم ، پيش از ظهور پيامبر (صلی الله علیه و آله)
يزكّيهم و يعلّمهم الكتب و الحكمة و ان كانوا من قبل لفى ضلال مبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 77 - 15،16
15 ـ پى ريزى عقايد دينى بر پايه هواپرستى و تمايلات نفسانى ، موجب گمراهى و گمراه سازى ديگران
و لاتتبعوا اهواء قوم قد ضلوا من قبل و اضلوا كثيراً
16 ـ پيروى از تمايلات در عقايد دينى ، موجب خارج شدن از حد اعتدال و راه ميانه
و لاتتبعوا اهواء قوم . .. و ضلوا عن سواء السبيل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 26 - 9
9 - هشدار خداوند به داوود ( ع ) ، براى پيروى نكردن از هواى نفس ، در داورى ميان مردم
فاحكم بين الناس بالحقّ و لاتتّبع الهوى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 50 - 7
7 - دشمنان دين خدا و كتاب هاى آسمانى ، عناصرى هواپرست و ظالم
و من أضلّ ممّن اتّبع هويه . .. إنّ اللّه لايهدى القوم الظـلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 50 - 7
7 - دشمنان دين خدا و كتاب هاى آسمانى ، عناصرى هواپرست و ظالم
و من أضلّ ممّن اتّبع هويه . .. إنّ اللّه لايهدى القوم الظـلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نازعات - 79 - 40 - 19
19 - ترجيح دهندگان دنيا بر آخرت ، پيروان هواى نفس خويش اند .
و ءاثر الحيوة الدنيا . .. و أمّا من ... نهى النفس عن الهوى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 19 - 11
11 - متقين ، نفوذناپذير و مصون در برابر تمايلات هواپرستانه ستمكاران
و لاتتّبع أهواء . .. و إنّ الظـلمين ... و اللّه ولىّ المتّقين
يادكرد وصف «تقوا» براى كسانى كه در پرتو ولايت حق قرار دارند و با اطاعت از خدا، از آمال جاهلانه و ظالمانه تبعيت نمى
كنند، بيانگر برداشت ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 49 - 7
7 ـ هوا هاى نفسانى و تمايلات اشخاص و گروه ها ، لغزشگاهى خطرناك براى حاكم و قاضى
و إن احكم بينهم بما أنزل اللّه و لاتتبع اهواءهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 26 - 11
11 - پيروى از هواى نفس ، مهم ترين خطر تهديد كننده قاضيان و داوران
فاحكم بين الناس بالحقّ و لاتتّبع الهوى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 27 - 9
9 - هواپرستى ، انكار روز قيامت ، باطل و بى هدف شمردن جهان آفرينش ، از اوصاف كافران است .
و لاتتّبع الهوى فيضلّك عن سبيل اللّه . .. بما نسوا يوم الحساب . و ما خلقنا السما
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 9 - 2
2- كافران ، هواپرستانى ، ناخشنود از پيام هاى خداوند
و الذين كفروا . .. بأنّهم كرهوا ما أنزل اللّه
تعبير «كرهوا»، مى رساند كه كافران نه اين كه حقيقت دين را نفهميده و انكار مى كنند بلكه پس از فهم پيام دين، براساس تمايلات و گرايش هاى درونى، پذيرش پيام وحى بر آنان دشوار است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 14 - 1
1- مؤمنان ، متكى به برهان و عقل و كافران ، دلخوش به پندار و هواى نفس
أفمن كان على بيّنة من ربّه . .. و اتّبعوا أهواءهم
در واژه «بيّنة» شناخت عقلى نهفته است. از مقابله آن با «أهواء»، مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 16 - 8
8- عدم درك كافران نسبت به وحى و سخنان پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، ناشى از هواپرستى و تيرگى قلب آنان
قالوا . .. ماذا قال ... أولـئك الذين طبع اللّه على قلوبهم و اتّبعوا أهواءهم
بنابر اين كه تعبير «طبع اللّه على قلوبهم» به عنوان علت «يستمع إليك . .. قالوا ... ماذا قال آنفاً» ياد شده باشد ـ و نه معلول آن ـ برداشت بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 18 - 2
2- تنها برپايى ناگهانى قيامت ، به هوش آورنده كافران لجوج هواپرست
اتّبعوا أهواءهم . .. فهل ينظرون إلاّ الساعة أن تأتيهم بغتة
از مضمون آيه شريفه استفاده مى شود كه خداوند، همه دلايل لازم را به كافران نمايانده و حتى نشانه هاى قيامت را نيز براى آنان محقق ساخته است. تنها چيزى كه باقى مانده برپايى خود قيامت است. اما آنان با مشاهده همه دلايل، ايمان نياورده و منتظراند تا آخرين مهلت نيز سپرى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 41 - 9
9- برخورد كافران و مشركان مكه با قرآن ، اساس علمى و عقلانى نداشت ; بلكه برخاسته از انگيزه هاى نفسانى ـ روانى آنان بود .
و لقد صرّفنا فى هـذا القرءان ليذّكّروا و ما يزيدهم إلاّ نفورًا
خداوند، حاصل تبيين تنوع و گوناگونى آيات خويش را براى مشركان، نفرت آنان معرفى مى كند و اين، نشان مى دهد كه آنان، به جاى برخورد منطقى با آيات الهى، برخورد روانى ـ نفسانى داشتند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 46 - 10
10- برخورد منكرانه كافران و مشركان مكه با قرآن ، برخاسته از منطق و عقل نبود ; بلكه انگيزه نفسانى ـ روانى داشت .
و إذا ذكرت ربّك فى القرءان وحده ولّوا على أدبـرهم نفورًا
«نفرت» از مقولات نفسانى - روانى است. بنابراين موضع نفرت آلود مشركان با قرآن، برخاسته از انگيزه هاى نفسانى - روانى آنان بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 128 - 18
18 ـ اعتراف گمراهان در قيامت به تبعيت از خواهشهاى نفسانى خويش تا آخرين لحظه عمر
ربنا استمتع بعضنا ببعض و بلغنا أجلنا الذى أجلت لنا
جمله «و بلغنا»، پس از «ربنا استمتع . .. »، بيان استمرار بهره گيرى گمراهان از تمتعات دنيا تا لحظه رسيدن اجل است. بنابراين عمر آنها در اين منظور صرف شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 23 - 3
3 - گناه پيشگان ، پرستشگر و اطاعت كننده هوس هاى خويش
أم حسب الذين اجترحوا السيّئات . .. من اتّخذ إلـهه هويه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 15 - 7
7 - تسليم نشدن در برابر فشارِ خواسته ها و تمايلات گوناگون مخالفان فرمان خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله)
فادع و استقم كما أمرت و لاتتّبع أهواءهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 120 - 11
11 - يهود و نصارا ، آيين الهى خويش را با آرايى برخاسته از هوا هاى نفسانى ، به انحراف كشانده بودند .
و لئن اتبعت أهواءهم
بديهى است كه آيين يهوديت و نصرانيت، ريشه الهى و آسمانى دارد. بنابراين تعبير كردن از آيين آنان به هواهاى نفسانى، مى رساند كه: يهوديان و نصرانيان با نفوذ دادن آرا و هواهاى نفسانى خويش در معارف و احكام دين، وجهه الهى آن را از ميان برده بودند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 145 - 11،15
11 - يهود و نصارا آيين الهى خويش را با آرايى برخاسته از هوا هاى نفسانى ، آميخته بودند .
و لئن اتبعت اهواءهم
مقصود از «أهواءهم» (آراى برخاسته از هواهاى نفسانى) آيين و مرام دينى يهود و نصاراست; زيرا مبارزه آنان با پيامبر(صلی الله علیه و آله) و اهل ايمان بر سر باورها و احكام دينى بوده است و از آنجا كه آيين اهل كتاب، آيينى الهى بوده ولى در آيه شريفه از آن به هواهاى نفسانى تعبير شده، برداشت فوق به دست مى آيد.
15 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) موظف به پرهيز از پيروى يهود و نصارا و ردّ آراى نفسانى ايشان
و لئن اتبعت اهواءهم . .. إنك إذاً لمن الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 77 - 18
18 ـ گروهى از يهوديان و مسيحيان عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، هواپرستان گمراه و ناشر عقايد افراطى و غلوآميز در ميان همكيشان خود
و لاتتبعوا اهواء قوم . .. و اضلوا كثيراً و ضلوا عن سواء السبيل
كلمه «ضلوا» در دو بخش از آيه مى تواند اشاره به دو طايفه از گمراهان داشته باشد، طائفه اى پيش از بعثت كه جمله «قد ضلوا من قبل» بيانگر آن است و طائفه اى معاصر پيامبر(صلی الله علیه و آله) كه جمله «ضلوا عن سواء السبيل» حاكى از آنان مى باشد. گفتنى است كه آوردن قيد «من قبل» در يك بخش و نيامدن آن در بخش بعد، گوياى اين تفسير است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 37 - 5
5ـ عقايد و آراى يهود و نصارا در عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، عقايد و آرايى برخاسته از هوا هاى نفسانى بود .
و لـئن اتبعت أهواءهم
«أهواء» (جمع هوى) به معناى خواهشها و تمايلات نفس است و مراد از آن در آيه شريفه ـ به قرينه مقابله آن با احكام قرآن ـ آرا ، عقايد و قوانين برخاسته از تمايلات نفسانى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 56 - 5،6
5 ـ لغزيدن در دام هوسها و تمايلات مشركان و منحرفان، خطرى براى رهبران دين و همه موحدان
الذين تدعون من دون اللّه قل لا أتبع أهواءكم
6 ـ پيروى از هواها و تمايلات نفسانى مشركان، موجب ضلالت و محروم ماندن از هدايت مى شود.
قل لا أتبع أهواءكم قد ضللت إذاً و ما أنا من المهتدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 150 - 7
7 ـ تحريمهاى بى جاى مشركان برخاسته از هواپرستى و فاقد ارزش و اعتبار است.
فإن شهدوا فلا تشهد معهم و لا تتبع أهواء الذين كذبوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 57 - 7
7- گرايش هاى مشركان مبتنى بر خواهش هاى نفسانى بوده است .
و لهم ما يشتهون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 43 - 1
1 ـ مشركان و بت پرستان ، مردمانى هواپرست
أرءيت من اتّخذ إلـهه هويه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 29 - 1،4،7،11،13،15
1 - مشركان ، از تمايلات و هوا هاى نفسانى خويش پيروى جاهلانه مى كنند .
هل لكم . .. من شركاء ... بل اتّبع الذين ظلموا أهواءهم بغير علم
با توجه به اين كه آيه، در سياق آياتى آمده كه در اثبات توحيد و رد عقيده مشركان است، مراد از «الذين ظلموا» مشركان است.
4 - مشركان ، در انكار وحدانيت خداوند و گزينش معبودان خويش ، دليل و منطقى نداشته و از هواى نفس خويش تبعيت كردند .
بل اتّبع الذين ظلموا أهواءهم بغير علم
مراد از ظلم ـ كه در آيه، به عنوان صفت مشركان ذكر شده است ـ عقيده شرك آلود است.
7 - مشركان ، مردمانى هواپرست ، گمراه و محروم از هدايت خداوند
بل اتّبع الذين ظلموا أهواءهم . .. فمن يهدى من أضلّ اللّه
11 - هرگونه تلاشى براى هدايت مشركان تابع هواى نفس ، نافرجام است .
الذين ظلموا . .. فمن يهدى من أضلّ اللّه
13 - مشركان هواپرست ، از داشتن هرگونه ياورى ، در برابر اراده الهى ، محروم اند .
فمن يهدى من أضلّ اللّه و ما لهم من نـصرين
15 - هيچ كس ، نمى تواند مشركان هواپرست را از اضلال الهى نجات بدهد .
فمن يهدى من أضلّ اللّه و ما لهم من نـصرين
مراد از «ناصرين» به قرينه سياق و فراز قبلى، مى تواند «نجات دهنده» باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 23 - 9،12
9 - مشركان ، مردمى خودبين ، هواپرست و منفعت طلب
ألكم الذّكر و له الأُنثى . .. إن يتّبعون إلاّ الظنّ و ما تهوى الأنفس
با توجه بدين نكته كه حتى شرك مشركان، برخاسته از هواپرستى و منفعت خواهى آنان است، مطلب بالا استفاده مى شود. گفتنى است كه در آيه «ألكم الذّكر...»، نمودى از اين خودبينى ارائه شده است.
12 - مشركان ، گرفتار هواپرستى و پيروى از حدس و گمان ، به رغم تجلى انوار هدايت الهى در حق ايشان
إن يتّبعون إلاّ الظنّ و ما تهوى الأنفس و لقد جاءهم من ربّهم الهدى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 41 - 9
9- برخورد كافران و مشركان مكه با قرآن ، اساس علمى و عقلانى نداشت ; بلكه برخاسته از انگيزه هاى نفسانى ـ روانى آنان بود .
و لقد صرّفنا فى هـذا القرءان ليذّكّروا و ما يزيدهم إلاّ نفورًا
خداوند، حاصل تبيين تنوع و گوناگونى آيات خويش را براى مشركان، نفرت آنان معرفى مى كند و اين، نشان مى دهد كه آنان، به جاى برخورد منطقى با آيات الهى، برخورد روانى ـ نفسانى داشتند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 46 - 10
10- برخورد منكرانه كافران و مشركان مكه با قرآن ، برخاسته از منطق و عقل نبود ; بلكه انگيزه نفسانى ـ روانى داشت .
و إذا ذكرت ربّك فى القرءان وحده ولّوا على أدبـرهم نفورًا
«نفرت» از مقولات نفسانى - روانى است. بنابراين موضع نفرت آلود مشركان با قرآن، برخاسته از انگيزه هاى نفسانى - روانى آنان بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 27 - 5
5 - پيروى از هوا و گمان و آرزوپردازى هاى بى حاصل ، از ويژگى هاى ناباوران به آخرت
إن هى إلاّ أسماء سمّيتموها . .. إن يتّبعون إلاّ الظنّ و ما تهوى الأنفس ... أم لل
ارتباط آيات، نشانگر اين است كه منكران آخرت، از ويژگى هاى ياد شده برخوردارند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 17 - 5
5 - بى تقوايى و هواپرستى ، بزرگ ترين مشكل تكذيب كنندگان دين در قيامت
فويل يومئذ للمكذّبين . .. هـذه النار الّتى كنتم بها تكذّبون ... إنّ المتّقين فى
در اين آيات، «متّقين» جبهه مقابل «مكذّبين» قرار گرفته است. از اين تقابل مطلب استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 12 - 1
1 - تكذيب كنندگان قيامت ، عناصرى فرو رفته در باطل و سرگرم هوسرانى
للمكذّبين . الذين هم فى خوض يلعبون
«خوض» به معناى وارد شدن در كارهاى بيهوده و باطل و «لعب» (مصدر «يلعبون») به معناى سرگرمى و هوسرانى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 71 - 7
7 - تمايلات و هوس هاى نفسانى ، در ضديت با حق
و لو اتبع الحقّ أهواءهم لفسدت السمـوت و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 120 - 11
11 - يهود و نصارا ، آيين الهى خويش را با آرايى برخاسته از هوا هاى نفسانى ، به انحراف كشانده بودند .
و لئن اتبعت أهواءهم
بديهى است كه آيين يهوديت و نصرانيت، ريشه الهى و آسمانى دارد. بنابراين تعبير كردن از آيين آنان به هواهاى نفسانى، مى رساند كه: يهوديان و نصرانيان با نفوذ دادن آرا و هواهاى نفسانى خويش در معارف و احكام دين، وجهه الهى آن را از ميان برده بودند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 145 - 11،15
11 - يهود و نصارا آيين الهى خويش را با آرايى برخاسته از هوا هاى نفسانى ، آميخته بودند .
و لئن اتبعت اهواءهم
مقصود از «أهواءهم» (آراى برخاسته از هواهاى نفسانى) آيين و مرام دينى يهود و نصاراست; زيرا مبارزه آنان با پيامبر(صلی الله علیه و آله) و اهل ايمان بر سر باورها و احكام دينى بوده است و از آنجا كه آيين اهل كتاب، آيينى الهى بوده ولى در آيه شريفه از آن به هواهاى نفسانى تعبير شده، برداشت فوق به دست مى آيد.
15 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) موظف به پرهيز از پيروى يهود و نصارا و ردّ آراى نفسانى ايشان
و لئن اتبعت اهواءهم . .. إنك إذاً لمن الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 77 - 18
18 ـ گروهى از يهوديان و مسيحيان عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، هواپرستان گمراه و ناشر عقايد افراطى و غلوآميز در ميان همكيشان خود
و لاتتبعوا اهواء قوم . .. و اضلوا كثيراً و ضلوا عن سواء السبيل
كلمه «ضلوا» در دو بخش از آيه مى تواند اشاره به دو طايفه از گمراهان داشته باشد، طائفه اى پيش از بعثت كه جمله «قد ضلوا من قبل» بيانگر آن است و طائفه اى معاصر پيامبر(صلی الله علیه و آله) كه جمله «ضلوا عن سواء السبيل» حاكى از آنان مى باشد. گفتنى است كه آوردن قيد «من قبل» در يك بخش و نيامدن آن در بخش بعد، گوياى اين تفسير است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 37 - 5
5ـ عقايد و آراى يهود و نصارا در عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، عقايد و آرايى برخاسته از هوا هاى نفسانى بود .
و لـئن اتبعت أهواءهم
«أهواء» (جمع هوى) به معناى خواهشها و تمايلات نفس است و مراد از آن در آيه شريفه ـ به قرينه مقابله آن با احكام قرآن ـ آرا ، عقايد و قوانين برخاسته از تمايلات نفسانى است.
هواپرستان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 70 - 7،11،16
7 ـ بنى اسرائيل ، مردمى پيمان شكن و هواپرست
لقد اخذنا ميثق بنى اسرءيل . .. كلما جاءهم رسول بما لاتهوى انفسهم
11 ـ هواپرستى بنى اسرائيل ، زمينه ساز تكذيب انبيا و قتل آنان
رسول بما لاتهوى انفسهم فريقاً كذبوا و فريقاً يقتلون
16 ـ هشدار خداوند به مسلمانان در مورد خطر گرفتارى آنان به لغزشهايى همانند لغزش هاى بنى اسرائيل : ( نقض پيمان هاى الهى ، هواپرستى ، تكذيب و قتل انبيا )
إنّ الذين ءامنوا . .. لاتهوى انفسهم فريقاً كذبوا و فريقاً يقتلون
از اهداف اين بخش از آيات با توجه به ذكر مسلمانان در ابتداء كلام (ان الذين ءامنوا) و آنگاه بيان سرگذشت شوم بنى اسرائيل، اين است كه مسلمانان را از گرفتار شدن به چنين سرنوشتى پرهيز دهد و به آنان گوشزد كند كه آنان نيز در خطر آلودگى به چنين اعمال ناروايى هستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 77 - 18
18 ـ گروهى از يهوديان و مسيحيان عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، هواپرستان گمراه و ناشر عقايد افراطى و غلوآميز در ميان همكيشان خود
و لاتتبعوا اهواء قوم . .. و اضلوا كثيراً و ضلوا عن سواء السبيل
كلمه «ضلوا» در دو بخش از آيه مى تواند اشاره به دو طايفه از گمراهان داشته باشد، طائفه اى پيش از بعثت كه جمله «قد ضلوا من قبل» بيانگر آن است و طائفه اى معاصر پيامبر(صلی الله علیه و آله) كه جمله «ضلوا عن سواء السبيل» حاكى از آنان مى باشد. گفتنى است كه آوردن قيد «من قبل» در يك بخش و نيامدن آن در بخش بعد، گوياى اين تفسير است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 159 - 13
13 ـ إن رسول الله(صلی الله علیه و آله) قال: . .. «إن الذين فرقوا دينهم و كانوا شيعا»، هم اصحاب البدع و اصحاب الأهواء و اصحاب الضلالة من هذه الأمة ... .
رسول خدا(صلی الله علیه و آله) پس از تلاوت آيه «إن الذين فرقوا . .. » فرمود: آنان همان بدعتگذاران و هواپرستان و گمراهان از اين امت هستند ... .
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 43 - 1
1 ـ مشركان و بت پرستان ، مردمانى هواپرست
أرءيت من اتّخذ إلـهه هويه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 50 - 7
7 - دشمنان دين خدا و كتاب هاى آسمانى ، عناصرى هواپرست و ظالم
و من أضلّ ممّن اتّبع هويه . .. إنّ اللّه لايهدى القوم الظـلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 29 - 7
7 - مشركان ، مردمانى هواپرست ، گمراه و محروم از هدايت خداوند
بل اتّبع الذين ظلموا أهواءهم . .. فمن يهدى من أضلّ اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 9 - 2
2- كافران ، هواپرستانى ، ناخشنود از پيام هاى خداوند
و الذين كفروا . .. بأنّهم كرهوا ما أنزل اللّه
تعبير «كرهوا»، مى رساند كه كافران نه اين كه حقيقت دين را نفهميده و انكار مى كنند بلكه پس از فهم پيام دين، براساس تمايلات و گرايش هاى درونى، پذيرش پيام وحى بر آنان دشوار است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 71 - 3
3 - استوارى نظام تكوين ، مرهون راه نداشتن آراى هوسبازان در قوانين به حق آن
و لو اتبع الحقّ أهواءهم لفسدت السمـوت و الأرض و من فيهنّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 29 - 22
22- رفاه مندانِ هواپرست ، در قيامت ، گرفتار آتشى فراگير و آشاميدنى هايى ناگوارند .
و لاتطع من أغفلنا قلبه . .. بئس الشراب و ساءت مرتفقًا
نكته ياد شده از ارتباط دو آيه استفاده شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 27 - 5
5 ـ تلاش هواپرستان براى انحراف جوامع دينى از محدوده احكام و قوانين الهى
و لا تنكحوا . .. حرّمت ... و يريد الّذين يتّبعون الشّهوات ان تميلوا ميلاً عظيماً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 27 - 7
7 ـ پيروى از آراء و انديشه هاى هواپرستان ، مايه دورى از رحمت الهى
و اللّه يريد ان يتوب عليكم و يريد الّذين يتّبعون الشّهوات ان تميلوا ميلاً عظيماً
از تقابل اراده الهى به رحمت با اراده هواپرستان به انحراف، استفاده مى شود كه پيروى از هواپرستان عامل دورى از رحمت خداوند است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 49 - 10
10 ـ دست شستن از تعاليم قرآن ـ حتى اندكى از آن ـ ، حرام و نشانه پيروى از انديشه هاى هواپرستان
و لاتتبع اهواءهم و احذرهم ان يفتنوك عن بعض ما أنزل اللّه إليك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 77 - 8
8 ـ پيروى اهل كتاب از پيشينيان گمراه و هواپرست خويش ، منشأ غلو و گزافه بستن آنان به دين
ياهل الكتب لاتغلوا . .. و لاتتبعوا اهواء قوم قد ضلوا من قبل
بنابر اينكه مخاطبان «يا اهل الكتب» نصارا و يهود در عصر پيامبر(صلی الله علیه و آله) باشند، به نظر مى رسد مراد از «قوم قد ضلوا من قبل» پيشينيانى از خود اهل كتاب باشد و مصداق مورد نظر در ضلالت آن قوم، غلو و تجاوزشان در طرح مسائل دينى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 20 - 9
9 - تسليم نشدن در برابر القائات هواپرستان ، لازمه بصيرت دينى است .
و لاتتّبع أهواء الذين . .. هـذا بصائر للناس
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 44 - 1
1 ـ پندار حق شنوى و خرد ورزى بيشتر هواپرستان ، پندارى بس واهى و به دور از واقعيت
من اتّخذ إلـهه هويه . .. أم تحسب أنّ أكثرهم يسمعون أو يعقلون
برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه «أم» در آيه شريفه، از نوع منقطعه و براى اضراب (مانند «بل») و متضمن معناى استفهام انكارى است. گفتنى است مقصود از «يسمعون» شنيدن ظاهرى نيست; بلكه مراد شنيدن با گوش دل و حرف شنوى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 28 - 31
31- آرا و پيشنهاد هاى هواپرستان ، بى ارزش ، و اطاعت از آن ناروا است .
و لاتطع من . .. اتبع هويه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 29 - 4
4- تنها راه شناخت شيوه برخورد با مؤمنان تهيدست ، وحى الهى است نه آراى هواپرستان غافل از خداوند
و لاتطع من . .. و قل الحقّ من ربّكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 60 - 5
5- ضايع كنندگان نماز و پيروان هوا هاى نفسانى ، ايمان واقعى ندارند .
أضاعوا الصلوة واتبعوا الشهوت . ..إلاّ من ... ءامن
برحسب ظاهر اشخاص ياد شده در آيه قبل، در زمره پيروان انبيا و مؤمنان به آنان قرار داشته اند. بنابراين ايمان مجدد آنان بدان معنا است كه ايمان آنان در حال ضايع كردن نماز و پيروى از شهوات، ايمان واقعى نبوده است; بلكه ايمان صورى و سطحى بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 44 - 1،6
1 ـ پندار حق شنوى و خرد ورزى بيشتر هواپرستان ، پندارى بس واهى و به دور از واقعيت
من اتّخذ إلـهه هويه . .. أم تحسب أنّ أكثرهم يسمعون أو يعقلون
برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه «أم» در آيه شريفه، از نوع منقطعه و براى اضراب (مانند «بل») و متضمن معناى استفهام انكارى است. گفتنى است مقصود از «يسمعون» شنيدن ظاهرى نيست; بلكه مراد شنيدن با گوش دل و حرف شنوى است.
6 ـ مردمان هواپرست را ، در حق نشنوى و بى خردى ، جز به چهارپايان ( شتر ، گاو و گوسفند ) نمى توان تشبيه كرد .
إن هم إلاّ كالأنعـم
«أنعام» نامى است كه شامل سه نوع حيوان مى شود: شتر و گاو و گوسفند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 44 - 6
6 ـ مردمان هواپرست را ، در حق نشنوى و بى خردى ، جز به چهارپايان ( شتر ، گاو و گوسفند ) نمى توان تشبيه كرد .
إن هم إلاّ كالأنعـم
«أنعام» نامى است كه شامل سه نوع حيوان مى شود: شتر و گاو و گوسفند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 44 - 10
10 ـ هواپرستان ، در شناخت راه آدميت و سعادت و گام زدن در آن ، بسى ناتوان تر و گمراه تر از چهارپايان
إن هم إلاّ كالأنعـم بل هم أضلّ سبيلاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 23 - 12
12 - پرستشگران هواى نفس ـ براساس سنت الهى ـ ناشنوا ، نابينا و تأثيرناپذير در برابر حق
من اتّخذ إلـهه هويه و أضلّه اللّه على علم و ختم على سمعه و قلبه و جعل على بصره غ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 44 - 1،6
1 ـ پندار حق شنوى و خرد ورزى بيشتر هواپرستان ، پندارى بس واهى و به دور از واقعيت
من اتّخذ إلـهه هويه . .. أم تحسب أنّ أكثرهم يسمعون أو يعقلون
برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه «أم» در آيه شريفه، از نوع منقطعه و براى اضراب (مانند «بل») و متضمن معناى استفهام انكارى است. گفتنى است مقصود از «يسمعون» شنيدن ظاهرى نيست; بلكه مراد شنيدن با گوش دل و حرف شنوى است.
6 ـ مردمان هواپرست را ، در حق نشنوى و بى خردى ، جز به چهارپايان ( شتر ، گاو و گوسفند ) نمى توان تشبيه كرد .
إن هم إلاّ كالأنعـم
«أنعام» نامى است كه شامل سه نوع حيوان مى شود: شتر و گاو و گوسفند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 7 - 2
2 - تكذيب گران هواپرست ، گرفتار ذلت و خوارى در رستاخيز
و كذّبوا و اتّبعوا أهواءهم . .. خشّعًا أبصـرهم يخرجون من الأجداث
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 15 - 10
10 - سازش با هواپرستان و تمايلات نامشروع آنان ، موجب انحراف رهبران دينى
فادع و استقم كما أمرت و لاتتّبع أهواءهم
استقامت (مصدر «استقم») به معناى ادامه حركت در راه راست است و تقابل «استقم» با «لاتتّبع أهوائهم» مطلب بالا را مى رساند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 28 - 31
31- آرا و پيشنهاد هاى هواپرستان ، بى ارزش ، و اطاعت از آن ناروا است .
و لاتطع من . .. اتبع هويه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 33 - 21
21ـ اسيران دام هوس و تمايلات جنسى نامشروع ، از زمره سفيهان و بى خردانند .
أصب إليهنّ و أكن من الجـهلين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 23 - 18
18 - لزوم عبرت آموزى مردمان از گمراهى هواپرستان
أفرءيت من اتّخذ إلـهه هويه . .. أفلاتذكّرون
«أفلاتذكّرون» مى تواند به مجموع آيه نظر داشته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 44 - 10
10 ـ هواپرستان ، در شناخت راه آدميت و سعادت و گام زدن در آن ، بسى ناتوان تر و گمراه تر از چهارپايان
إن هم إلاّ كالأنعـم بل هم أضلّ سبيلاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 29 - 22
22- رفاه مندانِ هواپرست ، در قيامت ، گرفتار آتشى فراگير و آشاميدنى هايى ناگوارند .
و لاتطع من أغفلنا قلبه . .. بئس الشراب و ساءت مرتفقًا
نكته ياد شده از ارتباط دو آيه استفاده شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 77 - 11
11 ـ ضلالت هاى فراوان و ريشه دار بشر ، ميراث عقايد و افكار هواپرستان تاريخ
و لاتتبعوا اهواء قوم قد ضلوا من قبل و اضلوا كثيراً
بدان احتمال كه «كثيراً» صفت مفعول مطلق محذوف باشد ; يعنى (اضلوا اضلالا كثيراً).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 24 - 3
3 - هواپرستان ، معتقد به منحصر بودن زندگى انسان در دنيا و پايان يافتن آن با مرگ *
من اتّخذ إلـهه هويه . .. و قالوا ما هى إلاّ حياتنا الدنيا نموت و نحيا
برداشت بالا بدان احتمال است كه فاعل «قالوا» هواپرستان باشد كه در آيه قبل مطرح بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 23 - 7
7 - گمراهى هواپرستان و محروميت آنان از هدايت الهى ، به رغم برخوردارى آنان از علم و آگاهى
و أضلّه اللّه على علم
مراد از «على علم» ممكن است علم هواپرستان باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 60 - 1
1- توبه ، ايمان واقعى و عمل صالح ، تنها راه رهايى ضايع كنندگان نماز و پيروان شهو ها از عذاب الهى است .
فسوف يلقون غيًّا . إلاّ من تاب و ءامن و عمل صلحًا
استثنا در «إلاّ من تاب. ..» متصل است و مراد از توبه، پشيمانى از ضايع كردن نماز و پيروى از تمايلات نفسانى است. در مورد ايمان بدان جهت قيد «واقعى» ذكر شده است كه بر حسب ظاهر افراد ياد شده در آيه قبل، در زمره مؤمنان بودند; ولى نماز را ضايع مى كردند; يعنى، ايمان ظاهرى و اسمى را دارا بودند، ولى ايمان واقعى را نداشتند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 60 - 3
3- توبه ضايع كنندگان نماز و پيروان هواى نفس پذيرفته مى شود .
أضاعوا الصلوة واتبعوا الشهوت . .. إلاّ من تاب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 23 - 12
12 - پرستشگران هواى نفس ـ براساس سنت الهى ـ ناشنوا ، نابينا و تأثيرناپذير در برابر حق
من اتّخذ إلـهه هويه و أضلّه اللّه على علم و ختم على سمعه و قلبه و جعل على بصره غ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 23 - 12
12 - پرستشگران هواى نفس ـ براساس سنت الهى ـ ناشنوا ، نابينا و تأثيرناپذير در برابر حق
من اتّخذ إلـهه هويه و أضلّه اللّه على علم و ختم على سمعه و قلبه و جعل على بصره غ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 106 - 15
15 ـ هواپرستان و بدعتگزاران در جامعه اسلامى ، روسياهان در قيامت
فامّا الّذين اسودّت وجوههم
اميرالمؤمنين (ع): «فامّا الّذين اسودّت وجوههم . .. »، انهم اهل البدع و الاهواء من هذه الامة.
مجمع البيان، ج 2، ص 809 ; نورالثقلين، ج 1، ص 382، ح 325.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 27 - 6
6 ـ هشدار خداوند به مؤمنان در مورد نفوذ آراء و انديشه هاى انحرافى هواپرستان
و يريد الّذين يتّبعون الشّهوات ان تميلوا ميلاً عظيماً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 50 - 4
4 - هواپرستان ، گمراه ترين مردمان
و من أضلّ ممّن اتّبع هويه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 23 - 7
7 - گمراهى هواپرستان و محروميت آنان از هدايت الهى ، به رغم برخوردارى آنان از علم و آگاهى
و أضلّه اللّه على علم
مراد از «على علم» ممكن است علم هواپرستان باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نازعات - 79 - 40 - 16
16 - ربوبيت خداوند ، مقتضى برخوردى سخت با هواپرستان
خاف مقام ربّه و نهى النفس عن الهوى
در آيه شريفه ترس هر كس از ربوبيت خداوند، مقدمه نهى خود از هوا و هوس قرار داده شده است. بنابراين هواپرستان، بايد از خداوند به دليل ربوبيت او، هراس داشته باشند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 50 - 9
9 - هواپرستان و ظالمان ، محروم از هدايت خداوند
و من أضلّ ممّن اتّبع هويه . .. إنّ اللّه لايهدى القوم الظـلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 23 - 7
7 - گمراهى هواپرستان و محروميت آنان از هدايت الهى ، به رغم برخوردارى آنان از علم و آگاهى
و أضلّه اللّه على علم
مراد از «على علم» ممكن است علم هواپرستان باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 59 - 12
12- « فى جوامع الجامع « واتبعوا الشهوات » : رووا عن على ( ع ) : من بنى الشديد و ركب المنظور و لبس المشهور ;
در كتاب جوامع الجامع، ذيل آيه «واتبعوا الشهوات» آمده است كه: از حضرت على(ع) روايت كرده اند كه فرمود:[ تابع شهوات] كسى است كه بناى محكم بسازد و مركبى را سوار شود كه آن مركب، مورد توجه مردم باشد و لباس شهرت بپوشد».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 23 - 1
1 - هواى نفس ، معبود و خداى گروهى از مردمان
أفرءيت من اتّخذ إلـهه هويه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 23 - 9
9 - اضلال الهى نسبت به هواپرستان ، داراى ملاك علمى و نه بى دليل و برهان *
و أضلّه اللّه على علم
بنابراين كه منظور از «علم» در آيه شريفه علم الهى باشد; تذكر به «على علم» در حقيقت عالمانه بودن و فلسفه داشتن
افعال الهى، از جمله اضلال هواپرستان را مى رساند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 43 - 6
6 ـ هيچ كس ، حتى پيامبران الهى ، توانايى هدايت هواپرستان حق ناپذير را ندارد .
من اتّخذ إلـهه هويه أفأنت تكون عليه وكيلاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 5 - 4
4 - بى تأثيرى انذارگران الهى در هواپرستان حق گريز ، به رغم حكيمانه بودن پيام هاى آنان
حكمة بـلغة فما تغن النذر
از مترتب شدن «ما تغن النذر» بر «حكمة بالغة»، استفاده مى شود كه هر چند هشدارهاى وحى، حكيمانه و رسا است; ولى در اهل هوا مؤثر نيفتاده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 77 - 9
9 ـ غاليان هواپرست و گمراه از اهل كتاب ، گمراه كننده بسيارى از مردم
و لاتتبعوا اهواء قوم قد ضلوا من قبل و اضلوا كثيراً
در برداشت فوق «كثيراً» مفعول به براى «ضلوا» گرفته شده است ; يعنى «اضلوا كثيراً من الناس».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 29 - 22
22- رفاه مندانِ هواپرست ، در قيامت ، گرفتار آتشى فراگير و آشاميدنى هايى ناگوارند .
و لاتطع من أغفلنا قلبه . .. بئس الشراب و ساءت مرتفقًا
نكته ياد شده از ارتباط دو آيه استفاده شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 7 - 2
2 - تكذيب گران هواپرست ، گرفتار ذلت و خوارى در رستاخيز
و كذّبوا و اتّبعوا أهواءهم . .. خشّعًا أبصـرهم يخرجون من الأجداث
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 23 - 1
1 - هواى نفس ، معبود و خداى گروهى از مردمان
أفرءيت من اتّخذ إلـهه هويه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 16 - 3،4
3ـ نفس آدمى ، داراى انگيزش هاى منفى و مرموز
و نعلم ما توسوس به نفسه
«وسوسه» (مصدر «توسوس» ) در اصل به معناى صداى آهسته است و در اين جا كنايه از خواطر مذموم و ناپسند مى باشد.
4ـ انكار معاد ، ناشى از وسوسه هاى مرموز نفس و نه نارسايى برهان آن *
بل هم فى لبس من خلق جديد . .. و نعلم ما توسوس به نفسه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 3 - 5
5 - هواى نفس ، منشأ اصلى سخنان باطل و القاى مفاهيم گمراه كننده
و ما ينطق عن الهوى
از اين كه «الهوى» به خصوص نفى گشته و عوامل ديگر ياد نشده است، مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 30 - 11
11 ـ حسد و هواى نفس آدمى ، جلوگير وى از پندپذيرى و عاقبت انديشى
انى اخاف اللّه رب العلمين انى اريد . .. فطوعت له نفسه قتل اخيه فقتله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 30 - 15
15 ـ پيروان هواى نفس ، در معرض خسارت و زيان
فطوعت له نفسه قتل اخيه فقتله فاصبح من الخسرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 16 - 8
8ـ علم الهى به اعماق وجود آدمى ، هشدارى به وى در تأثيرپذيرى از وسوسه هاى نفس
و نعلم ما توسوس به نفسه و نحن أقرب إليه من حبل الوريد
تعبير و «نحن أقرب. ..» ـ در پى «نعلم ما توسوس...» ـ مى تواند از آن جهت باشد كه آدمى با ناظر ديدن خدا، خود را از بند وسوسه هاى نفس رها مى سازد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 30 - 8
8 ـ توانايى هواى نفس در سركوبى عواطف برادرى و انسانى
فطوعت له نفسه قتل اخيه
تصريح به كلمه «اخيه» براى رساندن اين است كه حتى عواطف برادرى نيز نتوانست نفس قابيل را از خواسته خويش (كشتن هابيل) باز دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 4 - 2
2 - راه نداشتن كمترين سخن متكى بر هوا و هوس ، در قلمرو پيام ها و رهنمود هاى پيامبر (صلی الله علیه و آله)
و ما ينطق عن الهوى . إن هو إلاّ وحى يوحى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 30 - 6
6 ـ هواى نفس آدمى ، گرايش دهنده او به اعمال ناپسند
فطوعت له نفسه قتل اخيه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 30 - 1،3،4،16
1 ـ درگيرى و كشمكش درونى قابيل با هواى نفس خويش در مورد قتل هابيل
فطوعت له نفسه قتل اخيه
3 ـ وسوسه هاى نفسانى قابيل ، وادار كننده وى به كشتن هابيل
فطوعت له نفسه قتل اخيه فقتله
4 ـ قابيل ، فريفته وسوسه هاى نفس خويش
فطوعت له نفسه قتل اخيه فقتله
16 ـ نفس قابيل ، دام خواسته وى و پذيراى تصميم او بر قتل برادرش هابيل
فطوعت له نفسه قتل اخيه
«طوعت» مى تواند به معناى «تابعت» باشد، يعنى نفس قابيل در قتل برادرش هابيل پيرو او گرديد. بر اساس اين احتمال، قابيل نفس خو را فريب داده و آن را رام خود ساخته بود، نه اينكه فريفته وسوسه هاى خويش شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 71 - 1
1 ـ خداوند ، قوم عاد را به سبب شركورزى و انكار رسالت هود به پليدى گرفتار ساخت و بر آنان غضب كرد .
قال قد وقع عليكم من ربكم رجس و غضب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 125 - 5
5 - تصريح هود ( ع ) بر خيرخواهى خود و تضمين منافع عاديان در پرتو رسالت خويش
إنّى لكم رسول أمين
برداشت ياد شده با توجه به قيد «لكم» ـ با لام انتقاع ـ استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 57 - 3
3ـ هود ( ع ) ، پس از ابلاغ پيام هاى الهى و اتمام حجت بر مردم ، خويشتن را مسؤول اعراض آنان نمى دانست .
فإن تولّوا فقد أبلغتكم ما أُرسلت به إليكم
روشن است كه جمله «فقد أبلغتكم . ..» نمى تواند جواب شرط «فإن تولّوا ...» باشد; زيرا هود(ع) رسالت خويش را ابلاغ كرده بود ـ چه مردم اعراض كنند و چه ايمان آورند ـ بلكه آن جمله سببِ جواب و جانشين آن مى باشد; يعنى، اگر اعراض كنيد، من مسؤوليتى ندارم و مؤاخذه اى بر من نيست; زيرا آنچه را كه به خاطر آن به سوى شما فرستاده شده بودم، به شما ابلاغ كردم.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 40 - 1
1 - استجابت دعاى ( نصرت خواهى ) پيامبرِ پس از نوح از سوى خداوند
قال ربّ انصرنى . .. قال عمّا قليل ليصبحنّ نـدمين
«عن» در «عمّا قليل» به معناى «بَعد» و «ما» نكره موصوفه و كنايه از «زمان» مى باشد. «قليل» نيز صفت «ما» است; يعنى، «بعد زمان قليل». «عمّا قليل» متعلق به «يصبحنّ» و «إصباح» (مصدر يصبحنّ) به معناى صيرورت و شدن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 127 - 1
1 - تصريح هود ( ع ) به نداشتن كمترين چشمداشت مادى از مردم ، در قبال رسالت خويش
و ما أسئلكم عليه من أجر . .. إلاّ على ربّ العـلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 56 - 1
1ـ قوم عاد ، درصدد آزار و اذيت هود ( ع ) و از ميان برداشتن او بودند .
فكيدونى جميعًا ثم لاتنظرون. إنى توكلت على الله ربى و ربكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 54 - 6
6ـ هود ( ع ) ، خداوند را بر بى تأثير دانستن معبود هاى اهل شرك و اعلان بيزارى از آنان ، گواه گرفت .
قال إنى أُشهد الله واشهدوا أنى برىءٌ مما تشركون
اشهاد (مصدر اشهد) به معناى گواه گرفتن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 68 - 4
4 ـ هود ، استوارى خويش را در تبليغ رسالت هاى الهى به مردم گوشزد كرد .
أبلغكم رسلت ربى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 56 - 5
5ـ هود ( ع ) مصمم به ابلاغ رسالت هاى الهى و تحمل هر گونه گزند و آزار در طريق آن بود .
فكيدونى جميعًا ثم لاتنظرون. إنى توكلت على الله ربى و ربكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 39 - 2
2 - فرستاده الهى پس از نوح خواستارى يارى خدا در برابر تكذيب گرى هاى قومش بود .
قال ربّ انصرنى بما كذّبون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 40 - 1
1 - استجابت دعاى ( نصرت خواهى ) پيامبرِ پس از نوح از سوى خداوند
قال ربّ انصرنى . .. قال عمّا قليل ليصبحنّ نـدمين
«عن» در «عمّا قليل» به معناى «بَعد» و «ما» نكره موصوفه و كنايه از «زمان» مى باشد. «قليل» نيز صفت «ما» است; يعنى، «بعد زمان قليل». «عمّا قليل» متعلق به «يصبحنّ» و «إصباح» (مصدر يصبحنّ) به معناى صيرورت و شدن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 41 - 1
1 - نزول عذابى فراگير بر نخستين جامعه پس از نوح ، در پى استمداد پيامبر آنان از خداوند
قال ربّ انصرنى . .. فأخذتهم الصيحة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 126 - 2
2 - هود ( ع ) ، خواهان اطاعت قومش از او ، به دليل آشكار بودن صداقت وامانت دارى وى
إنّى لكم رسول أمين . فاتّقوا اللّه و أطيعون
تفريع «اتقوا اللّه وأطيعون» بر «إنّى لكم رسول أمين» مفيد مطلب ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 131 - 1
1 - دعوت مجدّد هود ( ع ) از قوم عاد ، براى اطاعت از وى ، رعايت تقواى الهى و پرهيز از بيهودگى ، غرور و خشونت
أتبنون . .. تعبثون ... بطشتم جبّارين . فاتّقوا اللّه و أطيعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 125 - 5
5 - تصريح هود ( ع ) بر خيرخواهى خود و تضمين منافع عاديان در پرتو رسالت خويش
إنّى لكم رسول أمين
برداشت ياد شده با توجه به قيد «لكم» ـ با لام انتقاع ـ استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 125 - 2
2 - دعوت هود ( ع ) از قومش مبنى بر پذيرفتن رسالت وى ، اعتماد كردن به او و جدى گرفتن هشدارهايش
ألاتتّقون . إنّى لكم رسول أمين
واژه «أمين» مى تواند از ريشه «أمْن» و به معناى «مأمون»; (فرد مورد اعتماد) باشد. در اين صورت آوردن قيد «أمين» دعوتى است از جانب هود(ع) به قومش كه به او اعتماد كنند (به سخنانش گوش فرا دهند و هشدارهايش را جدى بگيرند).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 39 - 6
6 - مردمِ جامعه پس از نوح ، هشدار عذاب را جدى نگرفتند و فرستاده الهى را به دروغ گويى متهم كردند .
قال ربّ انصرنى بما كذّبون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 54 - 5
5ـ هود ( ع ) به مشركان اعلان كرد كه از معبودهايشان بيزار است و آنها را منشأ هيچ تأثيرى نمى داند و شايسته پرستش نمى شمارد .
قال . .. اشهدوا أنى برىءٌ مما تشركون
بيزارى و تنفر هود(ع) از بتها و معبودهاى اهل شرك، به معناى منشأ أثر ندانستن آنها و شايسته عبادت نشمردنشان است. از اينكه هود(ع) در خطاب به مردم نگفت: «اشهدكم»، ولى در گواه خواهى از خداوند گفت: «اُشهد الله» معلوم مى شود مراد از «واشهدوا»، مجرد اعلان است نه شاهد گرفتن مردم.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 39 - 1،4
1 - التجاى پيامبرِ پس از نوح به درگاه پروردگار ، پس از نااميدى از تأثير تبليغاتش در مردم
قال ربّ انصرنى بما كذّبون
ظرف «قال» محذوف است; يعنى، «قال بعد ما ايس من إيمانهم». «باء» در «بما كذّبون» سببيه و «ما» مصدريه (موصول حرفى ) است. بنابراين «بما كذّبون» به تأويل «بتكذيبهم إيّاى» مى باشد.
4 - التجاى فرستادهء الهى پس از نوح به درگاه پروردگار ، براى نزول عذاب استيصال
قال ربّ انصرنى بما كذّبون
«باء» در«بماكذّبون» مى تواند براى آليت باشد. در اين صورت «ما» اسم موصول و به معناى «الذى» بوده و عايد آن محذوف است; يعنى، «ربّ انصرنى بالذى كذّبونى به» (پرودگارا! مرا با همان چيزى كه[دروغش پنداشتند و] تكذيبم كردند، يارى فرما).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 68 - 1
1 ـ هود ( ع ) در پاسخ قوم عاد ، خويشتن را مبلّغ پيام هاى خداوند ، خيرخواه مردم و فردى امين و سزاوار اطمينان خواند .
أبلغكم رسلت ربى و أنا لكم ناصح أمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 125 - 3،6
3 - تأكيد هود ( ع ) بر امانت دارى خويش در ابلاغ پيام الهى
إنّى لكم رسول أمين
برداشت ياد شده بدان احتمال است كه «أمين» از ريشه «أمانة» ـ مقابل خيانت ـ مشتق شده باشد.
6 - هود ( ع ) ، شخصيتى خوشنام و امانت دار در ميان قوم خويش
إنّى لكم رسول أمين
تأكيد هود(ع) بر «أمين» بودن خود، در صورتى ثمربخش است كه وى از پيشينه امانت دارى و خوشنامى برخوردار باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 126 - 2
2 - هود ( ع ) ، خواهان اطاعت قومش از او ، به دليل آشكار بودن صداقت وامانت دارى وى
إنّى لكم رسول أمين . فاتّقوا اللّه و أطيعون
تفريع «اتقوا اللّه وأطيعون» بر «إنّى لكم رسول أمين» مفيد مطلب ياد شده است.
امنيت هود(ع)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 56 - 2
2ـ هود ( ع ) به خاطر توكلش بر خداوند ، مطمئن به محفوظ ماندن از دسيسه ها و توطئه هاى قوم عاد بود .
فكيدونى جميعًا ثم لاتنظرون. إنى توكلت على الله
جمله «إنى توكلت. ..» بيان علت براى معناى كنايى «فكيدونى جمياً...» است و آن معناى كنايى ، عجز و ناتوانى قوم عاد بر ضربه زدن به هود(ع) مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 66 - 5
5 ـ قوم عاد برخوردار از وجود پيامبرانى قبل از هود
قال الملأ الذين كفروا . .. إنا لنظنك من الكذبين
«ال» در «الكذبين» مى تواند عهديه باشد. بر اين مبنا مقصود قوم عاد از كلمه «الكذبين» پيامبرانى است كه پيش از هود مبعوث شدند و مورد تكذيب قرار گرفتند و در بين آنان به دروغگويان معروف شدند. و نيز مى تواند «ال» براى جنس باشد. در اين صورت «الكذبين» اشاره به گروهى خاص نخواهد بود. برداشت فوق بر اساس احتمال اول است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 21 - 10
10- وجود پيامبرانى قبل و بعد از هود ( ع ) و همزمان با وى ، در ميان مردم
و قد خلت النذر من بين يديه و من خلفه
عبارت «من بين يديه» مى تواند به معناى زمان معاصر وى و «من خلفه» به گذشته اشاره داشته باشد و مى توان گفت: «من بين يديه»; يعنى، پيش از او و «من خلفه»; يعنى، بعد از آن حضرت. برداشت ياد شده ناظر به تمام احتمالات است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 21 - 10
10- وجود پيامبرانى قبل و بعد از هود ( ع ) و همزمان با وى ، در ميان مردم
و قد خلت النذر من بين يديه و من خلفه
عبارت «من بين يديه» مى تواند به معناى زمان معاصر وى و «من خلفه» به گذشته اشاره داشته باشد و مى توان گفت: «من بين يديه»; يعنى، پيش از او و «من خلفه»; يعنى، بعد از آن حضرت. برداشت ياد شده ناظر به تمام احتمالات است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 21 - 10
10- وجود پيامبرانى قبل و بعد از هود ( ع ) و همزمان با وى ، در ميان مردم
و قد خلت النذر من بين يديه و من خلفه
عبارت «من بين يديه» مى تواند به معناى زمان معاصر وى و «من خلفه» به گذشته اشاره داشته باشد و مى توان گفت: «من بين يديه»; يعنى، پيش از او و «من خلفه»; يعنى، بعد از آن حضرت. برداشت ياد شده ناظر به تمام احتمالات است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 71 - 18
18 ـ هود در انتظار نزول عذاب الهى بر قوم عاد ، پس از ابلاغ رسالت هاى الهى و اصرار آنان بر انكار توحيد و رسالت وى
فانتظروا إنى معكم من المنتظرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 32 - 10
10 - پيامبر پس از نوح ( هود يا صالح ) ، قوم خود را به عواقب شوم شركورزى هشدار داد .
ما لكم من إلـه غيره أفلاتتّقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 36 - 2
2 - انذار پيوسته مردم به معاد ، از سوى پيامبر جامعه پس از نوح
هيهات هيهات لما توعدون
به كارگيرى فعل مضارع، بيانگر اين نكته است كه پيامبران جامعه پس از نوح، مردم را مستمراً نسبت به مسأله قيامت و معاد، بيم مى دادند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 39 - 5
5 - هشدار قبلى مردم به عذاب استيصال ، از سوى پيامبرِ پس از نوح
قال ربّ انصرنى بما كذّبون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 135 - 2،5
2 - اقدام هود ( ع ) به انذار دادن قوم عاد به عذاب قيامت
إنّى أخاف عليكم عذاب يوم عظيم
5 - هشدار هود ( ع ) به امكان نزول عذاب سخت دنيوى بر قوم كفرپيشه عاد
إنّى أخاف عليكم عذاب يوم عظيم
مراد از «يوم عظيم» مى تواند روز قيامت باشد(برداشت هاى پيش بر اين احتمال است). همچنين مى تواند روز استيصال در دنيا باشد. برداشت ياد شده بر پايه اين احتمال است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 21 - 1،7،9
1- پيامبر (صلی الله علیه و آله) مأمور يادكرد سرگذشت پيامبر قوم عاد و تلاش هاى وى در جهت انذار قومش
و اذكر أخا عاد إذ أنذر قومه
7- اقدام هود ( ع ) به هدايت و انذار قوم عاد
و اذكر أخا عاد إذ أنذر قومه
9- سرگذشت هود و انذار هاى او به قوم خود ، نمونه اى از سرگذشت رسولان الهى و تلاش آنان براى هدايت مردم در طول تاريخ
و قد خلت النذر من بين يديه و من خلفه
مى توان گفت: تعبير «قد خلت . .. و من خلفه» در آيه شريفه، به صورت جمله معترضه آمده، تا بيانگر اين معنا باشد كه يادكرد سرگذشت هود به مثابه يادكرد ديگر پيامبران است; زيرا آنان در هدف مشترك بوده اند و سرگذشت هود به عنوان نمونه ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 22 - 1
1- موضع گيرى خصمانه قوم عاد ، در برابر انذار هاى برادرانه پيامبرشان ( هود ( ع ) )
و اذكر أخا عاد إذ أنذر . .. قالوا أجئتنا لتأفكنا عن ءالهتنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 18 - 4
4 - قوم عاد ، گرفتار عذاب الهى ، در پى درس نگرفتن از انذار هاى مكرر پيامبر خويش
كذّبت عاد فكيف كان عذابى و نذر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 30 - 3
3 - قوم ثمود ، گرفتار عذاب الهى ، در پى درس نگرفتن از انذار هاى مكرر پيامبر خويش
كذّبت ثمود بالنّذر . .. فكيف كان عذابى و نذر
عطف «نذر» بر «عذابى»، ممكن است بيانگر اين معنا باشد كه عذاب الهى در حق ثموديان، بدون انذارهاى مكرر و اتمام حجت نبوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 65 - 6
6 ـ دعوت به پرستش خداى يكتا ، مهمترين و نخستين پيام هود براى قوم عاد
قال يقوم اعبدوا اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 33 - 8
8 - تحقير پيامبر پس از نوح و توهين به او ، از سوى اشراف و سران قومش
ما هـذا إلاّ بشر مثلكم
به كارگيرى «هـذا» ـ كه براى اشاره به نزديك است ـ بيانگر نوعى توهين و تحقير نسبت به پيامبر و مقام رسالت او است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 69 - 8
8 ـ بيم دادن از عذاب الهى ، از اهداف مهم رسالت هود
أن جاءكم ذكر من ربكم على رجل منكم لينذركم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 72 - 2
2 ـ گروهى از قوم هود رسالت وى را پذيرفتند و آيات الهى را تصديق كردند و به يگانگى خداوند ايمان آوردند .
و الذين معه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 36 - 4
4 - اشراف جامعه پس از نوح ، نگران گرايش توده مردم به پيامبرشان
هيهات هيهات لما توعدون
تأكيدهاى مكرر اشراف و اصرار شديد آنان بر دروغ بودن ادعاهاى پيامبر جامعه پس از نوح، حكايت از آن دارد كه وحشت آنان از اين بود كه مبادا توده هاى مردم، تحت تأثير سخنان آن پيامبر قرار گرفته و به او گرايش پيدا كنند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 71 - 11
11 ـ هود با پرخاش به قوم خويش خواهان ترك بحث و جدال آنان با وى درباره معبودان دروغين شد .
اتجدلوننى فى أسماء سميتموها أنتم و ءاباؤكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 40 - 2
2 - نزديك بودن زمان نزول عذاب ، نويد خداوند به نخستين پيامبرِ پس از نوح
قال عمّا قليل ليصبحنّ نـدمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 52 - 8،13
8ـ نزول باران هاى فراوان ، در صورت پرهيز از شرك و گرايش به توحيد و پرستش خدا ، از نويد هاى هود ( ع ) به قوم خويش
و يـقوم استغفروا ربكم ثم توبوا إليه يرسل السماء عليكم مدرارًا
فعل مضارع «يرسل» به اصطلاح در جواب فعل امر (استغفروا ربكم ثم توبوا إليه) قرار گرفته و با «إنْ» شرطيه مقدر مجزوم
شده است; يعنى: «إنْ تستغفروا و تتوبوا يرسل . ..; اگر استغفار كنيد و به سوى خدا حركت كنيد، او ابرهاى پر باران را براى شما خواهد فرستاد».
13ـ هود ( ع ) مردم خويش را در صورت استغفار از گناهان ، گرايش به توحيد و پرستش خدا ، به افزايش نيرو و توانشان بشارت داد .
و يـقوم استغفروا ربكم ثم توبوا إليه . .. يزدكم قوّة إلى قوّتكم
«يزدكم» عطف بر «يرسل» و جواب براى شرط مقدر مى باشد; يعنى: «إن تستغفروا . .. يزدكم; اگر استغفار كنيد و ... خداوند نيروى شما را افزايش مى دهد».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 50 - 15
15ـ « عن الصادق ( ع ) : لما حضرت نوحاً ( ع ) الوفاة دعا الشيعة فقال لهم : إعلموا أنه ستكون من بعدى غيبة تظهر فيه الطواغيت و أن الله عزوجل يفرّج عنكم بالقائم من ولدى اسمه هود . . . ;
از امام صادق(ع) روايت شده: هنگامى كه وفات نوح فرارسيد، پيروانش را فرا خواند و فرمود: بدانيد همانا به زودى بعد از من غيبتى خواهد بود كه در آن طاغوتها پديد مى آيند و خداى عزوجل بهوسيله فردى قيام كننده از نسل من، كه نام او هود است، براى شما گشايش پديد مى آورد. ..».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 139 - 2
2 - ناباورى قوم عاد نسبت به هشدار هاى هود ( ع ) ، ريشه تكذيب رسالت آن حضرت
و ما نحن بمعذّبين فكذّبوه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 9 - 11
11- رسولان الهى با دلايل و براهين روشن در ميان اقوام مختلف و از جمله قوم نوح ، عاد و ثمود ، مبعوث شدند .
جاءتهم رسلهم بالبيّنـت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 57 - 3
3ـ هود ( ع ) ، پس از ابلاغ پيام هاى الهى و اتمام حجت بر مردم ، خويشتن را مسؤول اعراض آنان نمى دانست .
فإن تولّوا فقد أبلغتكم ما أُرسلت به إليكم
روشن است كه جمله «فقد أبلغتكم . ..» نمى تواند جواب شرط «فإن تولّوا ...» باشد; زيرا هود(ع) رسالت خويش را ابلاغ كرده بود ـ چه مردم اعراض كنند و چه ايمان آورند ـ بلكه آن جمله سببِ جواب و جانشين آن مى باشد; يعنى، اگر اعراض كنيد، من مسؤوليتى ندارم و مؤاخذه اى بر من نيست; زيرا آنچه را كه به خاطر آن به سوى شما فرستاده شده بودم، به شما ابلاغ كردم.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 51 - 5
5ـ هود ( ع ) ، به قومش اعلام كرد كه پاداش رسالتش ، تنها برعهده خداوند است .
قال يـقوم . .. إن أجرى إلاّ على الذى فطرنى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 40 - 3
3 - پشيمانى سخت تكذيب گران پيامبر جامعه پس از نوح ، به هنگام مشاهده عذاب استيصال
قال عمّا قليل ليصبحنّ نـدمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 89 - 9
9ـ فاصله زمانى ميان عصر شعيب با عصر نوح ، هود و صالح ( ع ) زياد بوده است .
مثل ما أصاب قوم نوح أو قوم هود أو قوم صـلح و ما قوم لوط منكم ببعيد
از اينكه شعيب(ع) از ميان اقوام ياد شده تنها قوم لوط را به نزديك بودن با مردم مدين (عصر خويش) توصيف كرد ، برداشت فوق استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 55 - 6
6ـ ناتوانى بت ها براى از ميان بردن هود ( ع ) ، على رغم بيزارى جستن علنى او از آنها ، نشانه حقيقت نداشتن ادعاى قوم عاد ( ابتلاى هود به جنون از ناحيه بت ها )
إن نقول إلاّ اعتريك بعض ءالهتنا بسوء . .. فكيدونى جميعًا ثم لاتنظرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 65 - 13
13 ـ هود برحذردارنده قوم خويش از گرفتار شدن به عذاب هاى الهى به سبب پرستش نكردن خداى يكتا و پرهيز نكردن از گرايش هاى شرك آلود
أفلاتتقون
«اتقاء» مصدر «تتقون» به معناى گرفتن حفاظ براى دورى از مكروه و مانع شدن از رسيدن مكروه است. در اينجا به مناسبت مورد و تأييد آيات بعد (همانند آيه 70)، مراد از مكروه، عذابهاى الهى است، يعنى: أفلا تتقون عذاب اللّه.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 68 - 1،2،4
1 ـ هود ( ع ) در پاسخ قوم عاد ، خويشتن را مبلّغ پيام هاى خداوند ، خيرخواه مردم و فردى امين و سزاوار اطمينان خواند .
أبلغكم رسلت ربى و أنا لكم ناصح أمين
2 ـ هود ، مبلّغ پيام هاى الهى ، و نه بازگوكننده نظريات شخصى خويش
أبلغكم رسلت ربى
4 ـ هود ، استوارى خويش را در تبليغ رسالت هاى الهى به مردم گوشزد كرد .
أبلغكم رسلت ربى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 57 - 1،2،3
1ـ هود ( ع ) ، موظف به ابلاغ پيامهايى از ناحيه خداوند به قوم عاد
فقد أبلغتكم ما أُرسلت به إليكم
2ـ هود ( ع ) ، پيام هاى الهى را به مردم رسانيد و وظيفه رسالت را به خوبى انجام داد .
فقد أبلغتكم ما أُرسلت به إليكم
3ـ هود ( ع ) ، پس از ابلاغ پيام هاى الهى و اتمام حجت بر مردم ، خويشتن را مسؤول اعراض آنان نمى دانست .
فإن تولّوا فقد أبلغتكم ما أُرسلت به إليكم
روشن است كه جمله «فقد أبلغتكم . ..» نمى تواند جواب شرط «فإن تولّوا ...» باشد; زيرا هود(ع) رسالت خويش را ابلاغ كرده بود ـ چه مردم اعراض كنند و چه ايمان آورند ـ بلكه آن جمله سببِ جواب و جانشين آن مى باشد; يعنى، اگر اعراض
كنيد، من مسؤوليتى ندارم و مؤاخذه اى بر من نيست; زيرا آنچه را كه به خاطر آن به سوى شما فرستاده شده بودم، به شما ابلاغ كردم.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 125 - 3
3 - تأكيد هود ( ع ) بر امانت دارى خويش در ابلاغ پيام الهى
إنّى لكم رسول أمين
برداشت ياد شده بدان احتمال است كه «أمين» از ريشه «أمانة» ـ مقابل خيانت ـ مشتق شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 65 - 6
6 ـ دعوت به پرستش خداى يكتا ، مهمترين و نخستين پيام هود براى قوم عاد
قال يقوم اعبدوا اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 69 - 18
18 ـ هود از مردم خويش خواست تا همواره نعمت هاى الهى را به خاطر داشته باشند .
فاذكروا ءالاء اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 70 - 1
1 ـ هود با ابلاغ مأموريت خويش از جانب خداوند ، مردمش را به توحيد ، عبادت خداوند و ترك پرستش معبودان دروغين فراخواند .
أجئتنا لنعبد اللّه وحده و نذر ما كان يعبد ءاباؤنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 50 - 5
5ـ دعوت به پرستش خداى يكتا ، مهمترين و نخستين پيام هود ( ع ) براى قوم عاد
قال يـقوم اعبدوا الله ما لكم من إلـه غيره
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 52 - 2،4،18
2ـ طلب بخشايش گناهان از خداوند ، حركت به سوى او و استغفار از شرك ، از توصيه هاو پيام هاى هود ( ع ) به مردم خويش
و يـقوم استغفروا ربكم ثم توبوا إليه
4ـ حصر ربوبيت به خداوند و او را مدبر امور همگان دانستن ، از تعاليم هود ( ع ) به قوم خويش
استغفروا ربكم
18ـ سلطه و حاكميت خداوند بر هستى ، از تعاليم هود ( ع ) به مردم خويش
يرسل السماء عليكم مدرارًا و يزدكم قوّة إلى قوّتكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 56 - 10
10ـ ربوبيت فراگير خداوند ، سيطره او بر همه جنبندگان و ضرورت توكل بر او ، از تعاليم حضرت هود ( ع )
إنى توكلت على الله ربى و ربكم ما من دابّة إلاّ هو ءاخذ بناصيتها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 59 - 10
10ـ تعاليم هود ( ع ) ، ناسازگار با منافع سران جبار و سركش قوم عاد
و اتبعوا أمر كل جبار عنيد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 132 - 1
1 - تأكيد هود ( ع ) بر تقواى الهى و پرهيز از ناسپاسى در برابر خداى نعمت بخش
و اتّقوا الذى أمدّكم بما تعلمون
«إمداد» (مصدر «أمدّكم») به معناى كمك كردن و «ما» در «بما تعلمون» كنايه از نعمت هايى است كه تفصيل آن در آيات بعد آمده است. متعلق «تعلمون» به خاطر رعايت فاصله آيات حذف شده و تقدير آن چنين است: «أمدّكم بما تعلمون أنّها من إمداده».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 21 - 15
15- هود ( ع ) ، پيامدار توحيد و خداپرستى براى قوم خويش
و اذكر أخا عاد إذ أنذر قومه بالأحقاف . .. ألاّتعبدوا إلاّ اللّه
در برداشت ياد شده «ألاّتعبدوا. ..» ادامه انذارها و سخنان هود(ع) دانسته شده است. در اين صورت تنها جمله «و قد خلت النذر...» جمله معترضه مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 68 - 3
3 ـ هود ، پيامبرى از جانب خداوند و حامل رسالت هاى متعدد
أبلغكم رسلت ربى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 59 - 3
3ـ هود ( ع ) ، معجزات متعددى را براى اثبات ربوبيت خداوند در اختيار قوم عاد قرار داد . *
و تلك عاد جحدوا بأيـت ربهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 53 - 2
2ـ قوم عاد ، هود ( ع ) را به نداشتن معجزه و دليلى روشن بر حقانيت نبوتش ، متهم مى كردند .
قالوا يـهود ما جئتنا ببيّنة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 53 - 2
2ـ قوم عاد ، هود ( ع ) را به نداشتن معجزه و دليلى روشن بر حقانيت نبوتش ، متهم مى كردند .
قالوا يـهود ما جئتنا ببيّنة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 22 - 5
5- اظهار ناباورى قوم عاد ، نسبت به وعده ها و سخنان هود ( ع )
قالوا . .. فأتنا بما تعدنا إن كنت من الصـدقين
قوم عاد با پيشنهاد نزول عذاب، در واقع مى خواستند بنمايانند كه به نادرستى و كذب سخنان هود(ع) يقين دارند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 66 - 1،4
1 ـ گروهى از اشراف قوم هود به وى ايمان آوردند و گروهى ديگر با انكار رسالت او در برابرش جبهه گيرى كردند .
قال الملأ الذين كفروا من قومه
4 ـ تكذيب هود از سوى كافران قومش ، مبتنى بر حدس و گمان ، و نه علم و يقين *
إنا لنظنك من الكذبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 53 - 7
7ـ تأكيد قوم عاد ، بر ايمان نياوردن به هود ( ع ) و تصديق نكردن پيام ها و رسالت هاى او
و ما نحن لك بمؤمنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 139 - 2
2 - ناباورى قوم عاد نسبت به هشدار هاى هود ( ع ) ، ريشه تكذيب رسالت آن حضرت
و ما نحن بمعذّبين فكذّبوه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 67 - 1،3،4
1 ـ هود با پاسخى رأفت آميز به قوم خود ، خويشتن را از هر گونه سفاهت و دروغگويى مبرا دانست .
قال يقوم ليس بى سفاهة و لكنى رسول من رب العلمين
3 ـ هود با استناد به رسالت الهى خود ، خويشتن را از هر گونه سفاهت و كم خردى مبرا دانست .
قال يقوم ليس بى سفاهة و لكنى رسول من رب العلمين
4 ـ هود و ديگر پيامبران الهى ، مبرا از هر گونه سفاهت و كم خردى
قال يقوم ليس بى سفاهة
هود در بيان علت پيراستگى خود از سفاهت جمله «و لكنى رسول . .. » را به كار برد تا اين نكته را گوشزد كند كه ره يافتن سفاهت در رسولان الهى امكان پذير نيست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 55 - 1
1ـ هود ( ع ) ، به مشركان قومش اعلام كرد كه تنها خداوند را مؤثر در جهان دانسته و تنها او را شايسته عبادت مى داند .
أنى برىءٌ مما تشركون. من دونه
ضمير در «دونه» به «الله» در آيه قبل برمى گردد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 55 - 1
1ـ هود ( ع ) ، به مشركان قومش اعلام كرد كه تنها خداوند را مؤثر در جهان دانسته و تنها او را شايسته عبادت مى داند .
أنى برىءٌ مما تشركون. من دونه
ضمير در «دونه» به «الله» در آيه قبل برمى گردد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 55 - 3
3ـ هود ( ع ) ، به مشركان قومش اعلام كرد كه در پى توطئه ها و مكرهايشان ، به او مهلت نداده و او را از ميان بردارند .
فكيدونى جميعًا ثم لاتنظرون
«انظار» به معناى مهلت دادن است و «لاتنظرون» (مرا مهلت ندهيد) كنايه از «نابودم سازيد» ، مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 56 - 1
1ـ قوم عاد ، درصدد آزار و اذيت هود ( ع ) و از ميان برداشتن او بودند .
فكيدونى جميعًا ثم لاتنظرون. إنى توكلت على الله ربى و ربكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 56 - 2
2ـ هود ( ع ) به خاطر توكلش بر خداوند ، مطمئن به محفوظ ماندن از دسيسه ها و توطئه هاى قوم عاد بود .
فكيدونى جميعًا ثم لاتنظرون. إنى توكلت على الله
جمله «إنى توكلت. ..» بيان علت براى معناى كنايى «فكيدونى جمياً...» است و آن معناى كنايى ، عجز و ناتوانى قوم عاد بر ضربه زدن به هود(ع) مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 137 - 3
3 - تهمت ارتجاع و واپس گرايى به هود ( ع ) از سوى قوم عاد
إن هـذا إلاّ خلق الأوّلين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 66 - 2
2 ـ اشراف كفرپيشه قوم هود ، وى را به سفاهت و دروغگويى متهم كردند .
قال الملأ الذين كفروا . .. انا لنريك فى سفاهة و إنا لنظنك من الكذبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 53 - 2
2ـ قوم عاد ، هود ( ع ) را به نداشتن معجزه و دليلى روشن بر حقانيت نبوتش ، متهم مى كردند .
قالوا يـهود ما جئتنا ببيّنة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 54 - 2
2ـ قوم عاد ، هود ( ع ) را متهم به اغتشاش روانى كردند و سخنان او را برخاسته از جنون پنداشتند .
إن نقول إلاّ اعتريك بعض ءالهتنا بسوء
«سوء» به معناى رنج ، سختى ، مرض و آفت و مانند اينهاست. و مراد از آن ، در آيه شريفه ـ به مناسبت مورد ـ مرض جنون و مانند آن مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 55 - 6
6ـ ناتوانى بت ها براى از ميان بردن هود ( ع ) ، على رغم بيزارى جستن علنى او از آنها ، نشانه حقيقت نداشتن ادعاى قوم عاد ( ابتلاى هود به جنون از ناحيه بت ها )
إن نقول إلاّ اعتريك بعض ءالهتنا بسوء . .. فكيدونى جميعًا ثم لاتنظرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 38 - 1
1 - فرستاده الهى پس از نوح ، متهم به دروغ گويى از سوى اشراف و عناصر مرفه قومش
و قال الملأ من قومه . .. إن هو إلاّ رجل افترى ... و ما نحن له بمؤمنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 39 - 6
6 - مردمِ جامعه پس از نوح ، هشدار عذاب را جدى نگرفتند و فرستاده الهى را به دروغ گويى متهم كردند .
قال ربّ انصرنى بما كذّبون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 22 - 2
2- قوم عاد ، متهم كننده هود ( ع ) ، به دروغ پردازى براى جداسازى آنان از خدايانشان
قالوا أجئتنا لتأفكنا عن ءالهتنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 55 - 1
1ـ هود ( ع ) ، به مشركان قومش اعلام كرد كه تنها خداوند را مؤثر در جهان دانسته و تنها او را شايسته عبادت مى داند .
أنى برىءٌ مما تشركون. من دونه
ضمير در «دونه» به «الله» در آيه قبل برمى گردد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 126 - 2
2 - هود ( ع ) ، خواهان اطاعت قومش از او ، به دليل آشكار بودن صداقت وامانت دارى وى
إنّى لكم رسول أمين . فاتّقوا اللّه و أطيعون
تفريع «اتقوا اللّه وأطيعون» بر «إنّى لكم رسول أمين» مفيد مطلب ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 125 - 6
6 - هود ( ع ) ، شخصيتى خوشنام و امانت دار در ميان قوم خويش
إنّى لكم رسول أمين
تأكيد هود(ع) بر «أمين» بودن خود، در صورتى ثمربخش است كه وى از پيشينه امانت دارى و خوشنامى برخوردار باشد.
خويشاوندان هود(ع)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 50 - 3
3ـ وجود رابطه خويشاوندى و نسبى ميان هود ( ع ) و قوم عاد
و إلى عاد أخاهم هودًا
تصريح به اينكه هود(ع) برادر قوم عاد بود ، مى تواند به خويشاوندى آن حضرت با قوم عاد ، اشاره داشته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 124 - 1
1 - هود ( ع ) ، پيامبرى از نژاد قوم عاد و داراى پيوند خويشاوندى با آنان
إذ قال لهم أخوهم هود
قيد «أخوهم» مى تواند براى بيان پيوند خويشاوندى هود(ع) با قومش و يا تعبيرى كنايى از شفقت و دلسوزى آن حضرت نسبت به آن قوم باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 21 - 3
3- پيامبر قوم عاد ( هود ) ، از تبار ايشان و داراى رابطه خويشاوندى با آنان *
و اذكر أخا عاد . .. إذ أنذر
واژه «أخ» ممكن است اشاره به رابطه خويشاوندى داشته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 124 - 1
1 - هود ( ع ) ، پيامبرى از نژاد قوم عاد و داراى پيوند خويشاوندى با آنان
إذ قال لهم أخوهم هود
قيد «أخوهم» مى تواند براى بيان پيوند خويشاوندى هود(ع) با قومش و يا تعبيرى كنايى از شفقت و دلسوزى آن حضرت نسبت به آن قوم باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 65 - 3
3 ـ وجود رابطه خويشاندى و نسبى ميان هود ( ع ) و قوم عاد
و إلى عاد أخاهم هوداً
تصريح به اينكه هود برادر قوم عاد بود، مى تواند اشاره به اين باشد كه آن حضرت از خويشان قوم عاد بوده و نيز مى تواند اشاره به اين باشد كه وى براى آنان، حتى پيش از نبوتش، انسانى دلسوز بوده و به آنان محبت داشته است. برداشت فوق بر اساس احتمال اول است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 21 - 3
3- پيامبر قوم عاد ( هود ) ، از تبار ايشان و داراى رابطه خويشاوندى با آنان *
و اذكر أخا عاد . .. إذ أنذر
واژه «أخ» ممكن است اشاره به رابطه خويشاوندى داشته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 68 - 1،6،7،8
1 ـ هود ( ع ) در پاسخ قوم عاد ، خويشتن را مبلّغ پيام هاى خداوند ، خيرخواه مردم و فردى امين و سزاوار اطمينان خواند .
أبلغكم رسلت ربى و أنا لكم ناصح أمين
6 ـ خيرخواهى هود ، تنها در جهت منافع مردم بود ، نه آميخته به منفعت هاى شخصى خويش
و أنا لكم ناصح أمين
«لام» در «لكم» اشاره به خلوص هود در خيرخواهى دارد.
7 ـ ابلاغ پيام هاى خداوند به مردم ، جلوه اى از درستكارى و خيرخواهى هود براى مردم خويش
أبلغكم رسلت ربى و أنا لكم ناصح أمين
8 ـ هود در ميان قومش به درستكارى و خيرخواهى شهرت داشت .
أبلغكم . .. و أنا لكم ناصح أمين
آوردن «ناصح» و «أمين» به صورت وصف، در مقابل بيان تبليغ رسالت به صورت فعل «أبلغكم»، مى تواند اشاره به اين نكته داشته باشد كه خيرخواهى و درستكارى هود(ع) مخصوص زمان رسالت وى نبوده بلكه پيش از آن نيز بدان شهرت داشته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 21 - 4
4- هود ( ع ) ، برادرى دلسوز و خيرخواه براى قوم عاد
و اذكر أخا عاد
واژه «أخ» چه اشاره به روابط عاطفى خويشاوندى داشته باشد و چه اشاره به اخوت معنوى; به هر حال پيامدار دلسوزى و محبت عميق است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 33 - 2
2 - پيشگامى سران و اشراف جامعه پس از نوح ، در مخالفت با پيامبرشان
و قال الملأ من قومه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 22 - 1
1- موضع گيرى خصمانه قوم عاد ، در برابر انذار هاى برادرانه پيامبرشان ( هود ( ع ) )
و اذكر أخا عاد إذ أنذر . .. قالوا أجئتنا لتأفكنا عن ءالهتنا
دشمنى با هود(ع)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 34 - 1
1 - مبارزه اشراف جامعه پس از نوح با پيامبرشان ، در چهره خير انديشى و مصلحت طلبى براى مردم
و لئن أطعتم بشرًا . .. لخـسرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 65 - 5
5 ـ هود با برانگيختن عواطف قومى مردم ، دعوت خويش را آغاز كرد .
قال يقوم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 69 - 16،18،19
16 ـ هود ( ع ) به منظور ايجاد زمينه رستگارى در قوم خويش آنان را به يادآورى دو نعمت بزرگ الهى ( جانشينى قوم نوح ، برخوردارى از نيرويى چشمگير ) فراخواند .
و اذكروا إذ جعلكم خلفاء من بعد قوم نوح . .. لعلكم تفلحون
18 ـ هود از مردم خويش خواست تا همواره نعمت هاى الهى را به خاطر داشته باشند .
فاذكروا ءالاء اللّه
19 ـ توجه دادن مردم به نعمت هاى الهى ، از روش هاى تبليغى ـ هدايتى هود ( ع )
فاذكروا ءالاء اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 70 - 1،12
1 ـ هود با ابلاغ مأموريت خويش از جانب خداوند ، مردمش را به توحيد ، عبادت خداوند و ترك پرستش معبودان دروغين فراخواند .
أجئتنا لنعبد اللّه وحده و نذر ما كان يعبد ءاباؤنا
12 ـ قوم عاد ، مردمى مغرور ، متعصب و لجوج در برابر دعوت توحيدى هود ( ع )
فأتنا بما تعدنا إن كنت من الصدقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 71 - 2
2 ـ هود ( ع ) در پاسخ ناباورى قوم عاد به اخطار هاى عذاب ، فراهم آمدن زمينه هاى عذاب ( پليد گشتن و گرفتارى به غضب خدا ) را به آنان ابلاغ كرد .
فأتنا بما تعدنا . .. قال قد وقع عليكم من ربكم رجس و غضب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 50 - 5
5ـ دعوت به پرستش خداى يكتا ، مهمترين و نخستين پيام هود ( ع ) براى قوم عاد
قال يـقوم اعبدوا الله ما لكم من إلـه غيره
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 51 - 11
11ـ هود ( ع ) ، قومش را به انديشه كردن و فهميدن حقايق و معارف دين فراخواند .
أفلاتعقلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 52 - 20
20ـ هود ( ع ) از قوم عاد خواست تا از دعوتش ( پذيرش توحيد ، يكتاپرستى و ترك شرك و استغفار از گناهان ) اعراض نكنند و بر گناه خويش اصرار نورزند .
و لاتتولوا مجرمين
«تولّى» (مصدر لاتتولوا) به معناى اعراض كردن و نپذيرفتن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 53 - 6
6ـ دعوت هود ( ع ) و سخنان او ، بى تأثير در بازدارى قومش از شرك و پرستش خدايان دروغين
و ما نحن بتاركى ءالهتنا عن قولك
«عن» در «عن قولك» براى تعليل است. بنابراين معناى جمله «ما نحن ...» چنين مى شود: سخن و ادعاى تو ، باعث نخواهد شد كه ما خدايان خويش را رها كنيم.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 55 - 2
2ـ هود ( ع ) ، همه مشركان قوم عاد و خدايان آنان را ، به توطئه و مبارزه عليه خويش فرا خواند .
فكيدونى جميعًا
چون در آيه قبل ، سخن از مشركان و نيز بتهاى آنان بود ، مقصود از «جميعاً» تمامى مشركان و همه بتهاست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 125 - 2
2 - دعوت هود ( ع ) از قومش مبنى بر پذيرفتن رسالت وى ، اعتماد كردن به او و جدى گرفتن هشدارهايش
ألاتتّقون . إنّى لكم رسول أمين
واژه «أمين» مى تواند از ريشه «أمْن» و به معناى «مأمون»; (فرد مورد اعتماد) باشد. در اين صورت آوردن قيد «أمين» دعوتى است از جانب هود(ع) به قومش كه به او اعتماد كنند (به سخنانش گوش فرا دهند و هشدارهايش را جدى بگيرند).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 126 - 1
1 - دعوت مجدد هود ( ع ) از عاديان ، براى رعايت تقواى الهى و پرهيز از گناه
إذ قال لهم أخوهم هود ألاتتّقون . .. فاتّقوا اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 131 - 1
1 - دعوت مجدّد هود ( ع ) از قوم عاد ، براى اطاعت از وى ، رعايت تقواى الهى و پرهيز از بيهودگى ، غرور و خشونت
أتبنون . .. تعبثون ... بطشتم جبّارين . فاتّقوا اللّه و أطيعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 55 - 5
5ـ عجز و ناتوانى قوم عاد و خدايانشان ، براى از ميان بردن هود ( ع ) ، دليل و آيتى بر حقانيت رسالت او
فكيدونى جميعًا ثم لاتنظرون
«فاء» در «فكيدونى» فصيحه و حاكى از جمله اى مقدر است. آن جمله به قرينه «إن نقول إلاّ اعتريك ...» چنين است: «إن كان كما تقولون فكيدونى ...; اگر بتها چنين نيرويى دارند پس شما و آنها با من به مبارزه برخيزيد و كار را يكسره كنيد».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 65 - 4
4 ـ هود ، پيامبرى دلسوز و با محبت به مردم خويش ( قوم عاد )
و إلى عاد أخاهم هوداً قال يقوم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 124 - 2
2 - سخن دلسوزانه هود ( ع ) با عاديان ، در دعوت آنان به تقوا و پرهيز از گناه
إذ قال لهم أخوهم هود ألاتتّقون
قيد «أخوهم» و وجود لحن مشفقانه در تعبير «ألا تتّقون» (آيا نمى خواهيد تقوا پيشه كنيد)، بيانگر مطلب ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 70 - 1
1 ـ هود با ابلاغ مأموريت خويش از جانب خداوند ، مردمش را به توحيد ، عبادت خداوند و ترك پرستش معبودان دروغين فراخواند .
أجئتنا لنعبد اللّه وحده و نذر ما كان يعبد ءاباؤنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 50 - 12
12ـ مبارزه با شرك ، از وظايف اصلى حضرت هود ( ع )
يـقوم اعبدوا الله ما لكم من إلـه غيره
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 57 - 1،2
1ـ هود ( ع ) ، موظف به ابلاغ پيامهايى از ناحيه خداوند به قوم عاد
فقد أبلغتكم ما أُرسلت به إليكم
2ـ هود ( ع ) ، پيام هاى الهى را به مردم رسانيد و وظيفه رسالت را به خوبى انجام داد .
فقد أبلغتكم ما أُرسلت به إليكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 125 - 1
1 - تأكيد هود ( ع ) بر رسالت الهى خويش براى قومش
إنّى لكم رسول
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 14 - 2
2 - فرستادگان الهى ( هود و صالح ) ، مبلغ توحيد در ميان قوم عاد و ثمود
إذ جاءتهم الرّسل . .. ألاّ تعبدوا إلاّ اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 124 - 2
2 - سخن دلسوزانه هود ( ع ) با عاديان ، در دعوت آنان به تقوا و پرهيز از گناه
إذ قال لهم أخوهم هود ألاتتّقون
قيد «أخوهم» و وجود لحن مشفقانه در تعبير «ألا تتّقون» (آيا نمى خواهيد تقوا پيشه كنيد)، بيانگر مطلب ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 136 - 5
5 - موعظه و پنددهى ، روش تبليغى حضرت هود ( ع ) در ارتباط با قوم عاد
قالوا سواء علينا أَوَعظت أم لم تكن من الوعظين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 136 - 4
4 - تلاش قوم عاد ، به ايجاد يأس و نااميدى در حضرت هود ( ع ) نسبت به دستيابى او به اهداف رسالتش
قالوا سواء علينا أَوَعظت أم لم تكن من الوعظين
يادآورى قوم عاد به حضرت هود(ع) مبنى بر مؤثر نبودن موعظه هايش، مى تواند به منظور ايجاد يأس در آن حضرت و نيز بازداشتن ايشان از تلاش براى ادامه رسالت و تبليغ خود باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 124 - 6
6 - عاديان ، مورد سرزنش هود ( ع ) به خاطر بى تقوايى و گنه پيشگى
إذ قال لهم أخوهم هود ألاتتّقون
استفهام در جمله «ألا تتّقون» مى تواند براى توبيخ و سرزنش باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 128 - 3
3 - سرزنش عاديان توسط هود ( ع ) به خاطر ساختن بناهايى بى فايده و بازيگرانه
أتبنون بكلّ ريع ءاية تعبثون
استفهام در «أتنبون» براى توبيخ و سرزنش است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 129 - 4
4 - سرزنش عاديان از سوى هود ( ع ) ، به خاطر احداث قصر ها و روحيه كاخ نشينى آنان
و تتّخذون مصانع لعلّكم تخلدون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 130 - 3
3 - نكوهش قوم عاد از سوى هود ( ع ) ، به خاطر خشونت و زورگويى آنان
و إذا بطشتم بطشتم جبّارين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 50 - 12
12ـ مبارزه با شرك ، از وظايف اصلى حضرت هود ( ع )
يـقوم اعبدوا الله ما لكم من إلـه غيره
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 54 - 8
8ـ قاطعيت و صلابت هود ( ع ) ، در امر رسالت و مبارزه با شرك و بت پرستى
قال إنى أُشهد الله واشهدوا أنى برىءٌ مما تشركون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 55 - 2
2ـ هود ( ع ) ، همه مشركان قوم عاد و خدايان آنان را ، به توطئه و مبارزه عليه خويش فرا خواند .
فكيدونى جميعًا
چون در آيه قبل ، سخن از مشركان و نيز بتهاى آنان بود ، مقصود از «جميعاً» تمامى مشركان و همه بتهاست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 68 - 7،8
7 ـ ابلاغ پيام هاى خداوند به مردم ، جلوه اى از درستكارى و خيرخواهى هود براى مردم خويش
أبلغكم رسلت ربى و أنا لكم ناصح أمين
8 ـ هود در ميان قومش به درستكارى و خيرخواهى شهرت داشت .
أبلغكم . .. و أنا لكم ناصح أمين
آوردن «ناصح» و «أمين» به صورت وصف، در مقابل بيان تبليغ رسالت به صورت فعل «أبلغكم»، مى تواند اشاره به اين نكته داشته باشد كه خيرخواهى و درستكارى هود(ع) مخصوص زمان رسالت وى نبوده بلكه پيش از آن نيز بدان شهرت داشته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 70 - 10،11
10 ـ قوم عاد ناباور به صداقت و راستگويى حضرت هود ( ع )
فأتنا . .. إن كنت من الصدقين
11 ـ قوم عاد با ناباورى به صداقت و راستگويى هود ، از وى خواستند تا تهديد هاى خويش را تحقق بخشد .
فأتنا بما تعدنا إن كنت من الصدقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 126 - 2
2 - هود ( ع ) ، خواهان اطاعت قومش از او ، به دليل آشكار بودن صداقت وامانت دارى وى
إنّى لكم رسول أمين . فاتّقوا اللّه و أطيعون
تفريع «اتقوا اللّه وأطيعون» بر «إنّى لكم رسول أمين» مفيد مطلب ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 59 - 10
10ـ تعاليم هود ( ع ) ، ناسازگار با منافع سران جبار و سركش قوم عاد
و اتبعوا أمر كل جبار عنيد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 139 - 5
5 - سرگذشت هود ( ع ) و قوم عاد ، آيتى بزرگ و عبرت آموز براى ديگران
فكذّبوه فأهلكنـهم إنّ فى ذلك لأية
واژه «ذلك» اشاره دارد به: نصيحت هاى هود(ع) و هشدارهاى وى به عاديان، تأثير ناپذيرى آنان، تكذيب رسالت او و سرانجام هلاكت آنان به اراده خداوند. گفتنى است كه كلمه «آية» در اصل، به معناى نشانه است و در اين جا معنايى معادل «عبرة» دارد و نكره آمدن آن براى تفخيم و بيانگر وجود مايه هاى بزرگ عبرت در داستان هود و عاديان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 68 - 5
5 ـ اعتقاد راسخ هود به ربوبيت خدا بر وى ، موجب استواريش در تبليغ رسالت هاى الهى
و لكنى رسول من رب العلمين. أبلغكم رسلت ربى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 55 - 1
1ـ هود ( ع ) ، به مشركان قومش اعلام كرد كه تنها خداوند را مؤثر در جهان دانسته و تنها او را شايسته عبادت مى داند .
أنى برىءٌ مما تشركون. من دونه
ضمير در «دونه» به «الله» در آيه قبل برمى گردد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 56 - 2
2ـ هود ( ع ) به خاطر توكلش بر خداوند ، مطمئن به محفوظ ماندن از دسيسه ها و توطئه هاى قوم عاد بود .
فكيدونى جميعًا ثم لاتنظرون. إنى توكلت على الله
جمله «إنى توكلت. ..» بيان علت براى معناى كنايى «فكيدونى جمياً...» است و آن معناى كنايى ، عجز و ناتوانى قوم عاد بر ضربه زدن به هود(ع) مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 56 - 5
5ـ هود ( ع ) مصمم به ابلاغ رسالت هاى الهى و تحمل هر گونه گزند و آزار در طريق آن بود .
فكيدونى جميعًا ثم لاتنظرون. إنى توكلت على الله ربى و ربكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 57 - 2
2ـ هود ( ع ) ، پيام هاى الهى را به مردم رسانيد و وظيفه رسالت را به خوبى انجام داد .
فقد أبلغتكم ما أُرسلت به إليكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 69 - 2
2 ـ قوم عاد به دليل نامعقول شمردن پيامبرى براى فردى از بشر ، رسالت هود را انكار كردند .
إنا لنريك فى سفاهة . .. أو عجبتم أن جاءكم ذكر من ربكم على رجل منكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 59 - 13
13ـ تكبر ، سركشى و لجاجت سران قوم عاد ، مايه انكار رسالت هود ( ع ) از سوى آنان و نپذيرفتن تعاليم او
و تلك عاد جحدوا بأيـت ربهم و عصوا رسله واتبعوا أمر كل جبار عنيد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 33 - 12
12 - انكار بُعد معنوى انسان و منحصر پنداشتن او در بعد حيوانى ( چون خوردن و آشاميدن ) ، عامل تكذيب رسالت پيامبرِ پس از نوح ، از سوى اشراف
ما هـذا إلاّ بشر مثلكم يأكل ممّا تأكلون منه و يشرب ممّا تشربون
تكيه اشراف برخوردن و آشاميدن براى انكار رسالت پيامبرشان، نشانگر اين حقيقت است كه آنان، انسان را موجودى در حد حيوان مى پنداشتند و منكر بعد معنوى او بودند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 65 - 4
4 ـ هود ، پيامبرى دلسوز و با محبت به مردم خويش ( قوم عاد )
و إلى عاد أخاهم هوداً قال يقوم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 68 - 1،4،5،6،7،8
1 ـ هود ( ع ) در پاسخ قوم عاد ، خويشتن را مبلّغ پيام هاى خداوند ، خيرخواه مردم و فردى امين و سزاوار اطمينان خواند .
أبلغكم رسلت ربى و أنا لكم ناصح أمين
4 ـ هود ، استوارى خويش را در تبليغ رسالت هاى الهى به مردم گوشزد كرد .
أبلغكم رسلت ربى
5 ـ اعتقاد راسخ هود به ربوبيت خدا بر وى ، موجب استواريش در تبليغ رسالت هاى الهى
و لكنى رسول من رب العلمين. أبلغكم رسلت ربى
6 ـ خيرخواهى هود ، تنها در جهت منافع مردم بود ، نه آميخته به منفعت هاى شخصى خويش
و أنا لكم ناصح أمين
«لام» در «لكم» اشاره به خلوص هود در خيرخواهى دارد.
7 ـ ابلاغ پيام هاى خداوند به مردم ، جلوه اى از درستكارى و خيرخواهى هود براى مردم خويش
أبلغكم رسلت ربى و أنا لكم ناصح أمين
8 ـ هود در ميان قومش به درستكارى و خيرخواهى شهرت داشت .
أبلغكم . .. و أنا لكم ناصح أمين
آوردن «ناصح» و «أمين» به صورت وصف، در مقابل بيان تبليغ رسالت به صورت فعل «أبلغكم»، مى تواند اشاره به اين نكته داشته باشد كه خيرخواهى و درستكارى هود(ع) مخصوص زمان رسالت وى نبوده بلكه پيش از آن نيز بدان شهرت داشته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 50 - 4
4ـ هود ( ع ) ، حتى پيش از بعثتش به پيامبرى ، فردى دلسوز قوم خويش و با محبت نسبت به آنان بود .
و إلى عاد أخاهم هودًا قال يـقوم
برخى برآنند كه «اُخوّت» در اين جا كنايه از محبت و دلسوزى است. بر اين اساس جمله و «إلى عاد أخاهم هودًا» حاكى از آن است كه: هود(ع) پيش از رسالتش نيز دلسوز قومش بوده است. تعبير «يا قوم» (اى مردم من!) نيز حكايت از مهربانى و عطوفت دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 125 - 6
6 - هود ( ع ) ، شخصيتى خوشنام و امانت دار در ميان قوم خويش
إنّى لكم رسول أمين
تأكيد هود(ع) بر «أمين» بودن خود، در صورتى ثمربخش است كه وى از پيشينه امانت دارى و خوشنامى برخوردار باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 21 - 4
4- هود ( ع ) ، برادرى دلسوز و خيرخواه براى قوم عاد
و اذكر أخا عاد
واژه «أخ» چه اشاره به روابط عاطفى خويشاوندى داشته باشد و چه اشاره به اخوت معنوى; به هر حال پيامدار دلسوزى و محبت عميق است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 55 - 4
4ـ آشكار شدن عجز بت ها و تأثير نداشتن آنها در امور آدميان و نيز روشن شدن ناتوانى قوم عاد در برابر خواست خداوند ، هدف هود ( ع ) از فراخوانى مردم ، به مبارزه و توطئه عليه خويش
فكيدونى جميعًا ثم لاتنظرون
«كيدوا» فعل امر از مصدر «كِيْد» (مكر كردن) است. امر در جمله فوق ـ به تناسب مورد ـ امر تعجيزى است; يعنى ، درخواستى است براى نشان دادن عجز و ناتوانى مخاطب از انجام كار.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 54 - 8
8ـ قاطعيت و صلابت هود ( ع ) ، در امر رسالت و مبارزه با شرك و بت پرستى
قال إنى أُشهد الله واشهدوا أنى برىءٌ مما تشركون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 56 - 5
5ـ هود ( ع ) مصمم به ابلاغ رسالت هاى الهى و تحمل هر گونه گزند و آزار در طريق آن بود .
فكيدونى جميعًا ثم لاتنظرون. إنى توكلت على الله ربى و ربكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 125 - 2
2 - دعوت هود ( ع ) از قومش مبنى بر پذيرفتن رسالت وى ، اعتماد كردن به او و جدى گرفتن هشدارهايش
ألاتتّقون . إنّى لكم رسول أمين
واژه «أمين» مى تواند از ريشه «أمْن» و به معناى «مأمون»; (فرد مورد اعتماد) باشد. در اين صورت آوردن قيد «أمين» دعوتى است از جانب هود(ع) به قومش كه به او اعتماد كنند (به سخنانش گوش فرا دهند و هشدارهايش را جدى بگيرند).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 65 - 3،4،5،6
3 ـ وجود رابطه خويشاندى و نسبى ميان هود ( ع ) و قوم عاد
و إلى عاد أخاهم هوداً
تصريح به اينكه هود برادر قوم عاد بود، مى تواند اشاره به اين باشد كه آن حضرت از خويشان قوم عاد بوده و نيز مى تواند اشاره به اين باشد كه وى براى آنان، حتى پيش از نبوتش، انسانى دلسوز بوده و به آنان محبت داشته است. برداشت فوق بر اساس احتمال اول است.
4 ـ هود ، پيامبرى دلسوز و با محبت به مردم خويش ( قوم عاد )
و إلى عاد أخاهم هوداً قال يقوم
5 ـ هود با برانگيختن عواطف قومى مردم ، دعوت خويش را آغاز كرد .
قال يقوم
6 ـ دعوت به پرستش خداى يكتا ، مهمترين و نخستين پيام هود براى قوم عاد
قال يقوم اعبدوا اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 66 - 1،2،4
1 ـ گروهى از اشراف قوم هود به وى ايمان آوردند و گروهى ديگر با انكار رسالت او در برابرش جبهه گيرى كردند .
قال الملأ الذين كفروا من قومه
2 ـ اشراف كفرپيشه قوم هود ، وى را به سفاهت و دروغگويى متهم كردند .
قال الملأ الذين كفروا . .. انا لنريك فى سفاهة و إنا لنظنك من الكذبين
4 ـ تكذيب هود از سوى كافران قومش ، مبتنى بر حدس و گمان ، و نه علم و يقين *
إنا لنظنك من الكذبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 67 - 1،2،3
1 ـ هود با پاسخى رأفت آميز به قوم خود ، خويشتن را از هر گونه سفاهت و دروغگويى مبرا دانست .
قال يقوم ليس بى سفاهة و لكنى رسول من رب العلمين
2 ـ هود ، رسولى از جانب خدا
و لكنى رسول من رب العلمين
3 ـ هود با استناد به رسالت الهى خود ، خويشتن را از هر گونه سفاهت و كم خردى مبرا دانست .
قال يقوم ليس بى سفاهة و لكنى رسول من رب العلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 68 - 1،4
1 ـ هود ( ع ) در پاسخ قوم عاد ، خويشتن را مبلّغ پيام هاى خداوند ، خيرخواه مردم و فردى امين و سزاوار اطمينان خواند .
أبلغكم رسلت ربى و أنا لكم ناصح أمين
4 ـ هود ، استوارى خويش را در تبليغ رسالت هاى الهى به مردم گوشزد كرد .
أبلغكم رسلت ربى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 69 - 3،16
3 ـ ادعاى پيامبرى از سوى هود ( ع ) ، نشانه سفاهت وى در پندار قوم عاد
إنا لنريك فى سفاهة . .. أو عجبتم أن جاءكم ذكر من ربكم على رجل منكم
16 ـ هود ( ع ) به منظور ايجاد زمينه رستگارى در قوم خويش آنان را به يادآورى دو نعمت بزرگ الهى ( جانشينى قوم نوح ، برخوردارى از نيرويى چشمگير ) فراخواند .
و اذكروا إذ جعلكم خلفاء من بعد قوم نوح . .. لعلكم تفلحون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 70 - 1،7،11
1 ـ هود با ابلاغ مأموريت خويش از جانب خداوند ، مردمش را به توحيد ، عبادت خداوند و ترك پرستش معبودان دروغين فراخواند .
أجئتنا لنعبد اللّه وحده و نذر ما كان يعبد ءاباؤنا
7 ـ تقليد از نياكان و حفظ سنت هاى پيشينيان ، از انگيزه هاى قوم عاد براى پرستش معبودان دروغين و رويارويى با دعوت هود
قالوا . .. و نذر ما كان يعبد ءاباؤنا
11 ـ قوم عاد با ناباورى به صداقت و راستگويى هود ، از وى خواستند تا تهديد هاى خويش را تحقق بخشد .
فأتنا بما تعدنا إن كنت من الصدقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 71 - 2،10،11،17،18
2 ـ هود ( ع ) در پاسخ ناباورى قوم عاد به اخطار هاى عذاب ، فراهم آمدن زمينه هاى عذاب ( پليد گشتن و گرفتارى به غضب خدا ) را به آنان ابلاغ كرد .
فأتنا بما تعدنا . .. قال قد وقع عليكم من ربكم رجس و غضب
10 ـ هود ، گرفتار جدال و كشمكش مدام قوم عاد درباره معبودان بى اساسشان
اتجدلوننى فى أسماء سميتموها أنتم و ءاباؤكم
11 ـ هود با پرخاش به قوم خويش خواهان ترك بحث و جدال آنان با وى درباره معبودان دروغين شد .
اتجدلوننى فى أسماء سميتموها أنتم و ءاباؤكم
17 ـ هود ( ع ) ، قوم مشرك خويش را به نزول عذابى از جانب خداوند آگاه ساخت .
فانتظروا إنى معكم من المنتظرين
متعلق «انتظروا» به دليل آيه بعد، عذاب الهى است.
18 ـ هود در انتظار نزول عذاب الهى بر قوم عاد ، پس از ابلاغ رسالت هاى الهى و اصرار آنان بر انكار توحيد و رسالت وى
فانتظروا إنى معكم من المنتظرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 72 - 2،3
2 ـ گروهى از قوم هود رسالت وى را پذيرفتند و آيات الهى را تصديق كردند و به يگانگى خداوند ايمان آوردند .
و الذين معه
3 ـ خداوند ، هود و مؤمنان به وى را از عذاب نازل شده بر قوم عاد ، نجات بخشيد .
فأنجينه و الذين معه برحمة منا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 51 - 5،11
5ـ هود ( ع ) ، به قومش اعلام كرد كه پاداش رسالتش ، تنها برعهده خداوند است .
قال يـقوم . .. إن أجرى إلاّ على الذى فطرنى
11ـ هود ( ع ) ، قومش را به انديشه كردن و فهميدن حقايق و معارف دين فراخواند .
أفلاتعقلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 52 - 2،20
2ـ طلب بخشايش گناهان از خداوند ، حركت به سوى او و استغفار از شرك ، از توصيه هاو پيام هاى هود ( ع ) به مردم خويش
و يـقوم استغفروا ربكم ثم توبوا إليه
20ـ هود ( ع ) از قوم عاد خواست تا از دعوتش ( پذيرش توحيد ، يكتاپرستى و ترك شرك و استغفار از گناهان ) اعراض نكنند و بر گناه خويش اصرار نورزند .
و لاتتولوا مجرمين
«تولّى» (مصدر لاتتولوا) به معناى اعراض كردن و نپذيرفتن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 53 - 6
6ـ دعوت هود ( ع ) و سخنان او ، بى تأثير در بازدارى قومش از شرك و پرستش خدايان دروغين
و ما نحن بتاركى ءالهتنا عن قولك
«عن» در «عن قولك» براى تعليل است. بنابراين معناى جمله «ما نحن ...» چنين مى شود: سخن و ادعاى تو ، باعث نخواهد شد كه ما خدايان خويش را رها كنيم.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 54 - 5،6
5ـ هود ( ع ) به مشركان اعلان كرد كه از معبودهايشان بيزار است و آنها را منشأ هيچ تأثيرى نمى داند و شايسته پرستش
نمى شمارد .
قال . .. اشهدوا أنى برىءٌ مما تشركون
بيزارى و تنفر هود(ع) از بتها و معبودهاى اهل شرك، به معناى منشأ أثر ندانستن آنها و شايسته عبادت نشمردنشان است. از اينكه هود(ع) در خطاب به مردم نگفت: «اشهدكم»، ولى در گواه خواهى از خداوند گفت: «اُشهد الله» معلوم مى شود مراد از «واشهدوا»، مجرد اعلان است نه شاهد گرفتن مردم.
6ـ هود ( ع ) ، خداوند را بر بى تأثير دانستن معبود هاى اهل شرك و اعلان بيزارى از آنان ، گواه گرفت .
قال إنى أُشهد الله واشهدوا أنى برىءٌ مما تشركون
اشهاد (مصدر اشهد) به معناى گواه گرفتن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 55 - 2،3،4
2ـ هود ( ع ) ، همه مشركان قوم عاد و خدايان آنان را ، به توطئه و مبارزه عليه خويش فرا خواند .
فكيدونى جميعًا
چون در آيه قبل ، سخن از مشركان و نيز بتهاى آنان بود ، مقصود از «جميعاً» تمامى مشركان و همه بتهاست.
3ـ هود ( ع ) ، به مشركان قومش اعلام كرد كه در پى توطئه ها و مكرهايشان ، به او مهلت نداده و او را از ميان بردارند .
فكيدونى جميعًا ثم لاتنظرون
«انظار» به معناى مهلت دادن است و «لاتنظرون» (مرا مهلت ندهيد) كنايه از «نابودم سازيد» ، مى باشد.
4ـ آشكار شدن عجز بت ها و تأثير نداشتن آنها در امور آدميان و نيز روشن شدن ناتوانى قوم عاد در برابر خواست خداوند ، هدف هود ( ع ) از فراخوانى مردم ، به مبارزه و توطئه عليه خويش
فكيدونى جميعًا ثم لاتنظرون
«كيدوا» فعل امر از مصدر «كِيْد» (مكر كردن) است. امر در جمله فوق ـ به تناسب مورد ـ امر تعجيزى است; يعنى ، درخواستى است براى نشان دادن عجز و ناتوانى مخاطب از انجام كار.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 58 - 5،10
5ـ خداوند ، هود ( ع ) و پيروانش را ، از عذاب نازل شده بر قوم عاد نجات داد .
و لما جاء أمرنا نجّينا هودًا والذين ءامنوا معه
10ـ خداوند ، هود ( ع ) و پيروان او را ، از گرفتار شدن به عذاب آخرت نجات داد .
و نجّينـهم من عذاب غليظ
بر اين اساس كه مقصود از «عذاب غليظ» عذاب اخروى باشد ، ماضى آوردن فعل «نجّينا» اشاره به اين نكته دارد كه: مؤمنان به هود(ع) پس از نزول عذاب استيصال بر قوم عاد ، همچنان به ايمان خويش پايبند بودند و مستحق عذاب اخروى نشدند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 38 - 1
1 - فرستاده الهى پس از نوح ، متهم به دروغ گويى از سوى اشراف و عناصر مرفه قومش
و قال الملأ من قومه . .. إن هو إلاّ رجل افترى ... و ما نحن له بمؤمنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 39 - 1،2،4،5،6
1 - التجاى پيامبرِ پس از نوح به درگاه پروردگار ، پس از نااميدى از تأثير تبليغاتش در مردم
قال ربّ انصرنى بما كذّبون
ظرف «قال» محذوف است; يعنى، «قال بعد ما ايس من إيمانهم». «باء» در «بما كذّبون» سببيه و «ما» مصدريه (موصول حرفى ) است. بنابراين «بما كذّبون» به تأويل «بتكذيبهم إيّاى» مى باشد.
2 - فرستاده الهى پس از نوح خواستارى يارى خدا در برابر تكذيب گرى هاى قومش بود .
قال ربّ انصرنى بما كذّبون
4 - التجاى فرستادهء الهى پس از نوح به درگاه پروردگار ، براى نزول عذاب استيصال
قال ربّ انصرنى بما كذّبون
«باء» در«بماكذّبون» مى تواند براى آليت باشد. در اين صورت «ما» اسم موصول و به معناى «الذى» بوده و عايد آن محذوف است; يعنى، «ربّ انصرنى بالذى كذّبونى به» (پرودگارا! مرا با همان چيزى كه[دروغش پنداشتند و] تكذيبم كردند، يارى فرما).
5 - هشدار قبلى مردم به عذاب استيصال ، از سوى پيامبرِ پس از نوح
قال ربّ انصرنى بما كذّبون
6 - مردمِ جامعه پس از نوح ، هشدار عذاب را جدى نگرفتند و فرستاده الهى را به دروغ گويى متهم كردند .
قال ربّ انصرنى بما كذّبون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 40 - 1
1 - استجابت دعاى ( نصرت خواهى ) پيامبرِ پس از نوح از سوى خداوند
قال ربّ انصرنى . .. قال عمّا قليل ليصبحنّ نـدمين
«عن» در «عمّا قليل» به معناى «بَعد» و «ما» نكره موصوفه و كنايه از «زمان» مى باشد. «قليل» نيز صفت «ما» است; يعنى، «بعد زمان قليل». «عمّا قليل» متعلق به «يصبحنّ» و «إصباح» (مصدر يصبحنّ) به معناى صيرورت و شدن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 123 - 1
1 - تكذيب رسالت هود ( ع ) ، از سوى قوم عاد
كذّبت عاد المرسلين
گفتنى است كه «عاد» اسم جد اعلاى قوم هود است. بنابراين تمسيه آن قوم به عاد، از باب تسميه يك قبيله به نام نياى آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 124 - 6
6 - عاديان ، مورد سرزنش هود ( ع ) به خاطر بى تقوايى و گنه پيشگى
إذ قال لهم أخوهم هود ألاتتّقون
استفهام در جمله «ألا تتّقون» مى تواند براى توبيخ و سرزنش باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 125 - 2،5
2 - دعوت هود ( ع ) از قومش مبنى بر پذيرفتن رسالت وى ، اعتماد كردن به او و جدى گرفتن هشدارهايش
ألاتتّقون . إنّى لكم رسول أمين
واژه «أمين» مى تواند از ريشه «أمْن» و به معناى «مأمون»; (فرد مورد اعتماد) باشد. در اين صورت آوردن قيد «أمين» دعوتى است از جانب هود(ع) به قومش كه به او اعتماد كنند (به سخنانش گوش فرا دهند و هشدارهايش را جدى بگيرند).
5 - تصريح هود ( ع ) بر خيرخواهى خود و تضمين منافع عاديان در پرتو رسالت خويش
إنّى لكم رسول أمين
برداشت ياد شده با توجه به قيد «لكم» ـ با لام انتقاع ـ استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 126 - 1،2
1 - دعوت مجدد هود ( ع ) از عاديان ، براى رعايت تقواى الهى و پرهيز از گناه
إذ قال لهم أخوهم هود ألاتتّقون . .. فاتّقوا اللّه
2 - هود ( ع ) ، خواهان اطاعت قومش از او ، به دليل آشكار بودن صداقت وامانت دارى وى
إنّى لكم رسول أمين . فاتّقوا اللّه و أطيعون
تفريع «اتقوا اللّه وأطيعون» بر «إنّى لكم رسول أمين» مفيد مطلب ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 127 - 1
1 - تصريح هود ( ع ) به نداشتن كمترين چشمداشت مادى از مردم ، در قبال رسالت خويش
و ما أسئلكم عليه من أجر . .. إلاّ على ربّ العـلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 128 - 3
3 - سرزنش عاديان توسط هود ( ع ) به خاطر ساختن بناهايى بى فايده و بازيگرانه
أتبنون بكلّ ريع ءاية تعبثون
استفهام در «أتنبون» براى توبيخ و سرزنش است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 129 - 4
4 - سرزنش عاديان از سوى هود ( ع ) ، به خاطر احداث قصر ها و روحيه كاخ نشينى آنان
و تتّخذون مصانع لعلّكم تخلدون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 131 - 1
1 - دعوت مجدّد هود ( ع ) از قوم عاد ، براى اطاعت از وى ، رعايت تقواى الهى و پرهيز از بيهودگى ، غرور و خشونت
أتبنون . .. تعبثون ... بطشتم جبّارين . فاتّقوا اللّه و أطيعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 135 - 1،2
1 - تأكيد هود ( ع ) بر بيمناك بودن درباره سرنوشت قومش ، به خاطر بى تقوايى و ناسپاسى آنان
فاتّقوا اللّه . .. الذى أمدّكم ... إنّى أخاف عليكم عذاب يوم عظيم
2 - اقدام هود ( ع ) به انذار دادن قوم عاد به عذاب قيامت
إنّى أخاف عليكم عذاب يوم عظيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 136 - 1،4
1 - بى تأثير خوانده شدن موعظه ها و اندرز هاى هود از سوى قوم عاد
قالوا سواء علينا أَوَعظت أم لم تكن من الوعظين
4 - تلاش قوم عاد ، به ايجاد يأس و نااميدى در حضرت هود ( ع ) نسبت به دستيابى او به اهداف رسالتش
قالوا سواء علينا أَوَعظت أم لم تكن من الوعظين
يادآورى قوم عاد به حضرت هود(ع) مبنى بر مؤثر نبودن موعظه هايش، مى تواند به منظور ايجاد يأس در آن حضرت و نيز بازداشتن ايشان از تلاش براى ادامه رسالت و تبليغ خود باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 137 - 3،6
3 - تهمت ارتجاع و واپس گرايى به هود ( ع ) از سوى قوم عاد
إن هـذا إلاّ خلق الأوّلين
6 - تكيه و پافشارى قوم عاد بر سنت هاى نياكانشان ، عامل رويارويى آنان با هود ( ع ) و رد كردن نصايح وى
إن هـذا إلاّ خلق الأوّلين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 139 - 2
2 - ناباورى قوم عاد نسبت به هشدار هاى هود ( ع ) ، ريشه تكذيب رسالت آن حضرت
و ما نحن بمعذّبين فكذّبوه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 21 - 9،17
9- سرگذشت هود و انذار هاى او به قوم خود ، نمونه اى از سرگذشت رسولان الهى و تلاش آنان براى هدايت مردم در طول تاريخ
و قد خلت النذر من بين يديه و من خلفه
مى توان گفت: تعبير «قد خلت . .. و من خلفه» در آيه شريفه، به صورت جمله معترضه آمده، تا بيانگر اين معنا باشد كه يادكرد سرگذشت هود به مثابه يادكرد ديگر پيامبران است; زيرا آنان در هدف مشترك بوده اند و سرگذشت هود به عنوان نمونه ياد شده است.
17- اظهار نگرانى و هشدار هود ( ع ) ، نسبت به فرجام شوم قوم خويش و نزول عذاب الهى بر آنان
و اذكر أخا عاد . .. إنّى أخاف عليكم عذاب يوم عظيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 22 - 2
2- قوم عاد ، متهم كننده هود ( ع ) ، به دروغ پردازى براى جداسازى آنان از خدايانشان
قالوا أجئتنا لتأفكنا عن ءالهتنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 23 - 1
1- اظهار بى اطلاعى هود ( ع ) ، از كيفيت و زمان نزول عذاب الهى بر كافران قومش
فأتنا . .. قال إنّما العلم عند اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 139 - 5
5 - سرگذشت هود ( ع ) و قوم عاد ، آيتى بزرگ و عبرت آموز براى ديگران
فكذّبوه فأهلكنـهم إنّ فى ذلك لأية
واژه «ذلك» اشاره دارد به: نصيحت هاى هود(ع) و هشدارهاى وى به عاديان، تأثير ناپذيرى آنان، تكذيب رسالت او و سرانجام هلاكت آنان به اراده خداوند. گفتنى است كه كلمه «آية» در اصل، به معناى نشانه است و در اين جا معنايى معادل «عبرة» دارد و نكره آمدن آن براى تفخيم و بيانگر وجود مايه هاى بزرگ عبرت در داستان هود و عاديان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 69 - 3
3 ـ ادعاى پيامبرى از سوى هود ( ع ) ، نشانه سفاهت وى در پندار قوم عاد
إنا لنريك فى سفاهة . .. أو عجبتم أن جاءكم ذكر من ربكم على رجل منكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 70 - 2
2 ـ قوم عاد ، رسالت هود را از سوى خداوند ، براى دعوت به توحيد و مبارزه با شرك باور نداشتند .
أجئتنا لنعبد اللّه وحده
استفهام در جمله «أجئتنا . .. » استفهام انكارى ابطالى است. يعنى دلالت مى كند كه آنچه مورد استفهام واقع شده (مأموريت هود براى دعوت به يكتاپرستى)، بى اساس است و مدعى آن (حضرت هود) دروغگوست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 69 - 2
2 ـ قوم عاد به دليل نامعقول شمردن پيامبرى براى فردى از بشر ، رسالت هود را انكار كردند .
إنا لنريك فى سفاهة . .. أو عجبتم أن جاءكم ذكر من ربكم على رجل منكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 70 - 10،11
10 ـ قوم عاد ناباور به صداقت و راستگويى حضرت هود ( ع )
فأتنا . .. إن كنت من الصدقين
11 ـ قوم عاد با ناباورى به صداقت و راستگويى هود ، از وى خواستند تا تهديد هاى خويش را تحقق بخشد .
فأتنا بما تعدنا إن كنت من الصدقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 53 - 6،7
6ـ دعوت هود ( ع ) و سخنان او ، بى تأثير در بازدارى قومش از شرك و پرستش خدايان دروغين
و ما نحن بتاركى ءالهتنا عن قولك
«عن» در «عن قولك» براى تعليل است. بنابراين معناى جمله «ما نحن ...» چنين مى شود: سخن و ادعاى تو ، باعث نخواهد شد كه ما خدايان خويش را رها كنيم.
7ـ تأكيد قوم عاد ، بر ايمان نياوردن به هود ( ع ) و تصديق نكردن پيام ها و رسالت هاى او
و ما نحن لك بمؤمنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 31 - 2
2 - قوم نوح ، عاد ، ثمود و اقوام پس از آنان ، پيوسته با دعوت پيامبران خود به مخالفت برمى خاستند .
مثل دأب قوم نوح . .. و الذين من بعدهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 71 - 18
18 ـ هود در انتظار نزول عذاب الهى بر قوم عاد ، پس از ابلاغ رسالت هاى الهى و اصرار آنان بر انكار توحيد و رسالت وى
فانتظروا إنى معكم من المنتظرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 72 - 1
1 ـ خداوند ، قوم عاد را پس از اصرارشان به شرك و انكار رسالت هود ، به عذابى فراگير گرفتار ساخت .
فأنجينه و الذين معه برحمة منا و قطعنا دابر الذين كذبوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 139 - 1
1 - هلاكت قوم عاد ، به اراده الهى و در پى تكذيب رسالت هود ( ع ) از سوى آنان بود .
فكذّبوه فأهلكنـهم
مبارزه با هود(ع)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 66 - 1
1 ـ گروهى از اشراف قوم هود به وى ايمان آوردند و گروهى ديگر با انكار رسالت او در برابرش جبهه گيرى كردند .
قال الملأ الذين كفروا من قومه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 70 - 7
7 ـ تقليد از نياكان و حفظ سنت هاى پيشينيان ، از انگيزه هاى قوم عاد براى پرستش معبودان دروغين و رويارويى با دعوت هود
قالوا . .. و نذر ما كان يعبد ءاباؤنا
مجادله هود(ع)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 71 - 10
10 ـ هود ، گرفتار جدال و كشمكش مدام قوم عاد درباره معبودان بى اساسشان
اتجدلوننى فى أسماء سميتموها أنتم و ءاباؤكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 65 - 4
4 ـ هود ، پيامبرى دلسوز و با محبت به مردم خويش ( قوم عاد )
و إلى عاد أخاهم هوداً قال يقوم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 65 - 2
2 ـ رسالت هود ( ع ) در محدوده قوم عاد بود .
و إلى عاد أخاهم هوداً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 50 - 2
2ـ رسالت هود ( ع ) ، محدود به قوم عاد بود .
و إلى عاد أخاهم هودًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 23 - 4
4- هود ( ع ) ، تنها موظف به ابلاغ رسالت خويش و نه تعيين زمان عذاب و آوردن آن
فأتنا بما تعدنا . .. قال إنّما العلم عند اللّه و أُبلّغكم ما أُرسلت به
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 23 - 1
1- اظهار بى اطلاعى هود ( ع ) ، از كيفيت و زمان نزول عذاب الهى بر كافران قومش
فأتنا . .. قال إنّما العلم عند اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 68 - 2
2 ـ هود ، مبلّغ پيام هاى الهى ، و نه بازگوكننده نظريات شخصى خويش
أبلغكم رسلت ربى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 42 - 3
3 - مخالفت همگانى قوم نوح ، عاد و ثمود با پيامبرانشان ( نوح ، هود و صالح )
و ان يكذّبوك فقد كذّبت قبلهم قوم نوح و عاد و ثمود
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 127 - 1
1 - تصريح هود ( ع ) به نداشتن كمترين چشمداشت مادى از مردم ، در قبال رسالت خويش
و ما أسئلكم عليه من أجر . .. إلاّ على ربّ العـلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 65 - 11
11 ـ مبارزه با شرك ، از وظايف اصلى هود
قال يقوم اعبدوا اللّه ما لكم من إله غيره
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 67 - 2،3
2 ـ هود ، رسولى از جانب خدا
و لكنى رسول من رب العلمين
3 ـ هود با استناد به رسالت الهى خود ، خويشتن را از هر گونه سفاهت و كم خردى مبرا دانست .
قال يقوم ليس بى سفاهة و لكنى رسول من رب العلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 68 - 3
3 ـ هود ، پيامبرى از جانب خداوند و حامل رسالت هاى متعدد
أبلغكم رسلت ربى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 50 - 2
2ـ رسالت هود ( ع ) ، محدود به قوم عاد بود .
و إلى عاد أخاهم هودًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 23 - 1
1 - قوم ثمود ، تكذيب گر انذار ها و هشدار هاى پيامبر خويش
كذّبت ثمود بالنّذر
«نذر» جمع «نذير» است. «نذير» بر دو معنا اطلاق مى شود: «انذار» و «منذر». در برداشت، معناى اول در نظر گرفته شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 58 - 1
1ـ قوم عاد ، رسالت هود ( ع ) را نپذيرفتند و به شرك و كفر اصرار ورزيدند .
فإن تولّوا . .. يستخلف ربى قومًا غيركم ... و لما جاء أمرنا نجّينا هودًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 123 - 1
1 - تكذيب رسالت هود ( ع ) ، از سوى قوم عاد
كذّبت عاد المرسلين
گفتنى است كه «عاد» اسم جد اعلاى قوم هود است. بنابراين تمسيه آن قوم به عاد، از باب تسميه يك قبيله به نام نياى آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 38 - 3
3 - اشراف جامعه پس از نوح ، مردم را از گرويدن به فرستاده الهى برحذر مى داشتند .
و ما نحن له بمؤمنين
اعلام اشراف مبنى بر اين كه به اين مرد (فرستاده الهى) ايمان ندارند، مى تواند دستورى ضمنى به مردم باشد كه بايد از آنان پيروى كنند و به فرستاده الهى گرايش نداشته باشند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 21 - 11
11- وجود انذارگرانى قبل و بعد از هود ( ع ) و همزمان با وى ، در ميان قوم عاد *
و قد خلت النذر من بين يديه و من خلفه
در صورتى كه واژه «النذر» شامل مطلق انذارگران شود ـ چه نبى و چه غير نبى ـ احتمال مى رود مراد آيه شريفه اين باشد كه تنها هود(ع) انذارگر قوم عاد نبود; بلكه قبل از او نيز انذارگرانى آمدند و حتى در زمان او هم موحدانى بودند كه مشركان را انذار مى كردند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 21 - 11
11- وجود انذارگرانى قبل و بعد از هود ( ع ) و همزمان با وى ، در ميان قوم عاد *
و قد خلت النذر من بين يديه و من خلفه
در صورتى كه واژه «النذر» شامل مطلق انذارگران شود ـ چه نبى و چه غير نبى ـ احتمال مى رود مراد آيه شريفه اين باشد كه تنها هود(ع) انذارگر قوم عاد نبود; بلكه قبل از او نيز انذارگرانى آمدند و حتى در زمان او هم موحدانى بودند كه مشركان را انذار مى كردند.
منذران معاصر هود(ع)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 21 - 11
11- وجود انذارگرانى قبل و بعد از هود ( ع ) و همزمان با وى ، در ميان قوم عاد *
و قد خلت النذر من بين يديه و من خلفه
در صورتى كه واژه «النذر» شامل مطلق انذارگران شود ـ چه نبى و چه غير نبى ـ احتمال مى رود مراد آيه شريفه اين باشد كه تنها هود(ع) انذارگر قوم عاد نبود; بلكه قبل از او نيز انذارگرانى آمدند و حتى در زمان او هم موحدانى بودند كه مشركان را انذار مى كردند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 70 - 2
2 ـ قوم عاد ، رسالت هود را از سوى خداوند ، براى دعوت به توحيد و مبارزه با شرك باور نداشتند .
أجئتنا لنعبد اللّه وحده
استفهام در جمله «أجئتنا . .. » استفهام انكارى ابطالى است. يعنى دلالت مى كند كه آنچه مورد استفهام واقع شده (مأموريت هود براى دعوت به يكتاپرستى)، بى اساس است و مدعى آن (حضرت هود) دروغگوست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 136 - 1،5
1 - بى تأثير خوانده شدن موعظه ها و اندرز هاى هود از سوى قوم عاد
قالوا سواء علينا أَوَعظت أم لم تكن من الوعظين
5 - موعظه و پنددهى ، روش تبليغى حضرت هود ( ع ) در ارتباط با قوم عاد
قالوا سواء علينا أَوَعظت أم لم تكن من الوعظين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 137 - 1،6
1 - عاديان ، نصيحت هاى هود ( ع ) را تكرار شيوه مدعيان پيامبرى در گذشته خوانده و آن را فاقد ارزش و اعتبار اعلام كردند .
إن هـذا إلاّ خلق الأوّلين
واژه «خُلُق» به معناى شيوه و رفتار است. بنابراين «خلق الأوّلين»; يعنى، رفتار پيشينيان. گفتنى است كه برداشت ياد شده بدان احتمال است كه كلمه «هـذا» اشاره به رفتار ناصحانه هود(ع) داشته باشد. بر اين اساس مراد از«خلق الأوّلين» (شيوه پيشينيان)، شيوه پيامبران پيش از هود(ع) مى باشد.
6 - تكيه و پافشارى قوم عاد بر سنت هاى نياكانشان ، عامل رويارويى آنان با هود ( ع ) و رد كردن نصايح وى
إن هـذا إلاّ خلق الأوّلين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 71 - 7
7 ـ آلودگى قوم عاد به پليدى و گرفتارى ايشان به خشم خدا ، مانع آنان از تصديق رسالت هود و گرايش به توحيد و يكتاپرستى
قال قد وقع عليكم من ربكم رجس و غضب
برداشت فــوق بر اساس اين احتمال است كه جمله «قد وقع . .. » به منزله دليلى باشد بر كفرورزى قوم عاد، نه نتيجه اى
براى انكار توحيد و رسالت. يعنى هود با اين جمله اشاره به ريشه عنادورزى آنان دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 58 - 4،12
4ـ گروهى از قوم عاد ، توحيد را پذيرفتند و به رسالت هود ( ع ) ايمان آوردند .
والذين ءامنوا معه
12ـ « عن أبى عبدالله ( ع ) قال : لما بعث الله عزوجل هوداً ( ع ) أسلم له العقب من ولد سام و أما الأخرون . . . فأهلكوا بالريح العقيم . . . ;
از امام صادق(ع) روايت شده است: هنگامى كه خداوند هود(ع) را مبعوث فرمود، باقى ماندگان از نسل سام به او گرويدند اما ديگران . .. به وسيله باد عقيم و بى حاصل هلاك شدند ...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 15 - 19
19 - « عن الصادق ( ع ) قال : لمّا بعث اللّه عزّوجلّ هوداً ( ع ) أسلم له العقب من ولد سام و أمّا الآخرون فقالوا : « من أشدّ منّا قوّة » ;
از امام صادق(ع) روايت شده كه چون خداوند هود(ع) را به رسالت مبعوث كرد نسل باقى مانده از سام(بن نوح) به او ايمان آورده و تسليم او شدند. و امّا ديگران گفتند: من أشدّ منّا قوّة».
مهربانى هود(ع)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 67 - 1
1 ـ هود با پاسخى رأفت آميز به قوم خود ، خويشتن را از هر گونه سفاهت و دروغگويى مبرا دانست .
قال يقوم ليس بى سفاهة و لكنى رسول من رب العلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 50 - 4
4ـ هود ( ع ) ، حتى پيش از بعثتش به پيامبرى ، فردى دلسوز قوم خويش و با محبت نسبت به آنان بود .
و إلى عاد أخاهم هودًا قال يـقوم
برخى برآنند كه «اُخوّت» در اين جا كنايه از محبت و دلسوزى است. بر اين اساس جمله و «إلى عاد أخاهم هودًا» حاكى از آن است كه: هود(ع) پيش از رسالتش نيز دلسوز قومش بوده است. تعبير «يا قوم» (اى مردم من!) نيز حكايت از مهربانى و عطوفت دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 21 - 4
4- هود ( ع ) ، برادرى دلسوز و خيرخواه براى قوم عاد
و اذكر أخا عاد
واژه «أخ» چه اشاره به روابط عاطفى خويشاوندى داشته باشد و چه اشاره به اخوت معنوى; به هر حال پيامدار دلسوزى و محبت عميق است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 55 - 3
3ـ هود ( ع ) ، به مشركان قومش اعلام كرد كه در پى توطئه ها و مكرهايشان ، به او مهلت نداده و او را از ميان بردارند .
فكيدونى جميعًا ثم لاتنظرون
«انظار» به معناى مهلت دادن است و «لاتنظرون» (مرا مهلت ندهيد) كنايه از «نابودم سازيد» ، مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 35 - 3
3 - وعده معاد و حيات دوباره انسان ها در قيامت ، يكى ديگر از مهم ترين پيام هاى پيامبر جامعه پس از نوح
أيعدكم . .. و كنتم ترابًا و عظـمًا انّكم مخرجون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 32 - 4
4 - دعوت به توحيد و پرستش خداى يگانه ، اولين و مهم ترين پيام نخستين پيامبر پس از نوح ( هود يا صالح )
أن اعبدوا اللّه ما لكم من إلـه غيره
«أن» براى تفسير پيامى است كه پيامبر (پيامبرى كه براى جامعه پس از طوفان نوح برانگيخته شده بود)، مأمور ابلاغ آن به مردم بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 124 - 5
5 - دعوت به تقوا ، محور تبليغات و هدايت گرى هود پيامبر
إذ قال لهم أخوهم هود ألاتتّقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 65 - 1
1 ـ هود ، از انبيا و فرستادگان الهى است .
لقد أرسلنا . .. و إلى عاد أخاهم هوداً
«إلى عاد» عطف بر «إلى قومه» و «أخاهم» عطف بر «نوحاً» در آيه 59 است، يعنى: أرسلنا إلى عاد أخاهم هوداً.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 67 - 2،3
2 ـ هود ، رسولى از جانب خدا
و لكنى رسول من رب العلمين
3 ـ هود با استناد به رسالت الهى خود ، خويشتن را از هر گونه سفاهت و كم خردى مبرا دانست .
قال يقوم ليس بى سفاهة و لكنى رسول من رب العلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 68 - 3
3 ـ هود ، پيامبرى از جانب خداوند و حامل رسالت هاى متعدد
أبلغكم رسلت ربى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 103 - 1
1 ـ خداوند ، موسى ( ع ) را پس از نوح ، هود ، صالح ، لوط و شعيب به پيامبرى مبعوث كرد .
ثم بعثنا من بعدهم موسى
مراد از ضمير در «من بعدهم» پيامبرانى است كه داستانشان در آيات پيشين مطرح شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 50 - 1
1ـ هود ( ع ) ، از پيامبران و رسولان الهى است .
و لقد أرسلنا . .. و إلى عاد أخاهم هودًا
«إلى عاد» عطف بر «إلى قومه» و «أخاهم» عطف بر «نوحاً» در آيه 25 است; يعنى: و لقد أرسلنا إلى عاد أخاهم هودًا.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 42 - 4
4 - نوح ، هود و صالح ( ع ) ، از پيامبران الهى
فقد كذّبت قبلهم قوم نوح و عاد و ثمود
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 124 - 1
1 - هود ( ع ) ، پيامبرى از نژاد قوم عاد و داراى پيوند خويشاوندى با آنان
إذ قال لهم أخوهم هود
قيد «أخوهم» مى تواند براى بيان پيوند خويشاوندى هود(ع) با قومش و يا تعبيرى كنايى از شفقت و دلسوزى آن حضرت نسبت به آن قوم باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 58 - 5،6،10
5ـ خداوند ، هود ( ع ) و پيروانش را ، از عذاب نازل شده بر قوم عاد نجات داد .
و لما جاء أمرنا نجّينا هودًا والذين ءامنوا معه
6ـ نجات هود ( ع ) و پيروانش از عذاب استيصال ، جلوه اى از رحمت خداوند بر آنان بود .
نجّينا هودًا والذين ءامنوا معه برحمة منا
«برحمة» متعلق به «نجّينا» مى باشد.
10ـ خداوند ، هود ( ع ) و پيروان او را ، از گرفتار شدن به عذاب آخرت نجات داد .
و نجّينـهم من عذاب غليظ
بر اين اساس كه مقصود از «عذاب غليظ» عذاب اخروى باشد ، ماضى آوردن فعل «نجّينا» اشاره به اين نكته دارد كه: مؤمنان به هود(ع) پس از نزول عذاب استيصال بر قوم عاد ، همچنان به ايمان خويش پايبند بودند و مستحق عذاب اخروى نشدند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 72 - 3،4
3 ـ خداوند ، هود و مؤمنان به وى را از عذاب نازل شده بر قوم عاد ، نجات بخشيد .
فأنجينه و الذين معه برحمة منا
4 ـ نجات هود و همراهانش ، جلوه اى از رحمت خاص خداوند
فأنجينه و الذين معه برحمة منا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 58 - 5،6،10
5ـ خداوند ، هود ( ع ) و پيروانش را ، از عذاب نازل شده بر قوم عاد نجات داد .
و لما جاء أمرنا نجّينا هودًا والذين ءامنوا معه
6ـ نجات هود ( ع ) و پيروانش از عذاب استيصال ، جلوه اى از رحمت خداوند بر آنان بود .
نجّينا هودًا والذين ءامنوا معه برحمة منا
«برحمة» متعلق به «نجّينا» مى باشد.
10ـ خداوند ، هود ( ع ) و پيروان او را ، از گرفتار شدن به عذاب آخرت نجات داد .
و نجّينـهم من عذاب غليظ
بر اين اساس كه مقصود از «عذاب غليظ» عذاب اخروى باشد ، ماضى آوردن فعل «نجّينا» اشاره به اين نكته دارد كه: مؤمنان به هود(ع) پس از نزول عذاب استيصال بر قوم عاد ، همچنان به ايمان خويش پايبند بودند و مستحق عذاب اخروى نشدند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 124 - 1
1 - هود ( ع ) ، پيامبرى از نژاد قوم عاد و داراى پيوند خويشاوندى با آنان
إذ قال لهم أخوهم هود
قيد «أخوهم» مى تواند براى بيان پيوند خويشاوندى هود(ع) با قومش و يا تعبيرى كنايى از شفقت و دلسوزى آن حضرت نسبت به آن قوم باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 51 - 3
3ـ هود ( ع ) ، پاداش نخواستن از مردم را ، نشانه اى بر صداقت خويش در ادعاى نبوت دانست .
لاأسئلكم عليه أجرًا إن أجرى إلاّ على الذى فطرنى أفلاتعقلون
در برداشت فوق ، جمله «أفلاتعقلون» در ارتباط با «لاأسئلكم . ..» معنا شده است. بر اين اساس ، هود(ع) به مردم مى گويد: اگر در اين معنا انديشه كنيد كه من هيچ مزدى از شما درخواست نمى كنم ، خواهيد فهميد كه در ادعاى نبوت راستگو هستم.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 135 - 1
1 - تأكيد هود ( ع ) بر بيمناك بودن درباره سرنوشت قومش ، به خاطر بى تقوايى و ناسپاسى آنان
فاتّقوا اللّه . .. الذى أمدّكم ... إنّى أخاف عليكم عذاب يوم عظيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 21 - 17
17- اظهار نگرانى و هشدار هود ( ع ) ، نسبت به فرجام شوم قوم خويش و نزول عذاب الهى بر آنان
و اذكر أخا عاد . .. إنّى أخاف عليكم عذاب يوم عظيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 65 - 13
13 ـ هود برحذردارنده قوم خويش از گرفتار شدن به عذاب هاى الهى به سبب پرستش نكردن خداى يكتا و پرهيز نكردن از گرايش هاى شرك آلود
أفلاتتقون
«اتقاء» مصدر «تتقون» به معناى گرفتن حفاظ براى دورى از مكروه و مانع شدن از رسيدن مكروه است. در اينجا به مناسبت مورد و تأييد آيات بعد (همانند آيه 70)، مراد از مكروه، عذابهاى الهى است، يعنى: أفلا تتقون عذاب اللّه.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 124 - 5
5 - دعوت به تقوا ، محور تبليغات و هدايت گرى هود پيامبر
إذ قال لهم أخوهم هود ألاتتّقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 21 - 7
7- اقدام هود ( ع ) به هدايت و انذار قوم عاد
و اذكر أخا عاد إذ أنذر قومه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 70 - 9
9 ـ هود ( ع ) مردمش را در صورت مقامت بر شرك و پرستش نكردن خداى يگانه به عذاب الهى تهديد كرد .
فأتنا بما تعدنا إن كنت من الصدقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 57 - 5
5ـ نابودى كفرپيشگان قوم عاد و جايگزينى اقوامى ديگر به جاى آنها ، هشدار هود ( ع ) به آنان
فإن تولّوا . .. و يستخلف ربى قومًا غيركم
«إستخلاف» به معناى جانشين ساختن و جايگزين كردن است و اين معنا در آيه شريفه ، مستلزم نابود كردن قوم عاد مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 21 - 17
17- اظهار نگرانى و هشدار هود ( ع ) ، نسبت به فرجام شوم قوم خويش و نزول عذاب الهى بر آنان
و اذكر أخا عاد . .. إنّى أخاف عليكم عذاب يوم عظيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 139 - 1
1 - هلاكت قوم عاد ، به اراده الهى و در پى تكذيب رسالت هود ( ع ) از سوى آنان بود .
فكذّبوه فأهلكنـهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 54 - 3
3ـ قوم عاد ، برخى از آلهه خويش را عامل جنون و اغتشاش روانى هود ( ع ) مى پنداشتند .
إن نقول إلاّ اعتريك بعض ءالهتنا بسوء
«إعتراء» به معناى شامل شدن و اصابت كردن است (لسان العرب). و از آن جا كه «إعتراء» در آيه شريفه، به وسيله حرف «باء» به مفعول دوم (بسوء) متعدى شده، به معناى رسانيدن و شامل كردن مى باشد. بنابراين جمله «إن نقول ...; يعنى، ما سخنى جز اين نمى گوييم كه يكى از خدايان ما، مرض و آفتى بر تو افكنده است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 65 - 2،4
2 ـ رسالت هود ( ع ) در محدوده قوم عاد بود .
و إلى عاد أخاهم هوداً
4 ـ هود ، پيامبرى دلسوز و با محبت به مردم خويش ( قوم عاد )
و إلى عاد أخاهم هوداً قال يقوم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 68 - 1
1 ـ هود ( ع ) در پاسخ قوم عاد ، خويشتن را مبلّغ پيام هاى خداوند ، خيرخواه مردم و فردى امين و سزاوار اطمينان خواند .
أبلغكم رسلت ربى و أنا لكم ناصح أمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 71 - 2،10،11،17،18
2 ـ هود ( ع ) در پاسخ ناباورى قوم عاد به اخطار هاى عذاب ، فراهم آمدن زمينه هاى عذاب ( پليد گشتن و گرفتارى به غضب خدا ) را به آنان ابلاغ كرد .
فأتنا بما تعدنا . .. قال قد وقع عليكم من ربكم رجس و غضب
10 ـ هود ، گرفتار جدال و كشمكش مدام قوم عاد درباره معبودان بى اساسشان
اتجدلوننى فى أسماء سميتموها أنتم و ءاباؤكم
11 ـ هود با پرخاش به قوم خويش خواهان ترك بحث و جدال آنان با وى درباره معبودان دروغين شد .
اتجدلوننى فى أسماء سميتموها أنتم و ءاباؤكم
17 ـ هود ( ع ) ، قوم مشرك خويش را به نزول عذابى از جانب خداوند آگاه ساخت .
فانتظروا إنى معكم من المنتظرين
متعلق «انتظروا» به دليل آيه بعد، عذاب الهى است.
18 ـ هود در انتظار نزول عذاب الهى بر قوم عاد ، پس از ابلاغ رسالت هاى الهى و اصرار آنان بر انكار توحيد و رسالت وى
فانتظروا إنى معكم من المنتظرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 50 - 2،3،4
2ـ رسالت هود ( ع ) ، محدود به قوم عاد بود .
و إلى عاد أخاهم هودًا
3ـ وجود رابطه خويشاوندى و نسبى ميان هود ( ع ) و قوم عاد
و إلى عاد أخاهم هودًا
تصريح به اينكه هود(ع) برادر قوم عاد بود ، مى تواند به خويشاوندى آن حضرت با قوم عاد ، اشاره داشته باشد.
4ـ هود ( ع ) ، حتى پيش از بعثتش به پيامبرى ، فردى دلسوز قوم خويش و با محبت نسبت به آنان بود .
و إلى عاد أخاهم هودًا قال يـقوم
برخى برآنند كه «اُخوّت» در اين جا كنايه از محبت و دلسوزى است. بر اين اساس جمله و «إلى عاد أخاهم هودًا» حاكى از آن است كه: هود(ع) پيش از رسالتش نيز دلسوز قومش بوده است. تعبير «يا قوم» (اى مردم من!) نيز حكايت از مهربانى و عطوفت دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 52 - 4،8،13،18،20
4ـ حصر ربوبيت به خداوند و او را مدبر امور همگان دانستن ، از تعاليم هود ( ع ) به قوم خويش
استغفروا ربكم
8ـ نزول باران هاى فراوان ، در صورت پرهيز از شرك و گرايش به توحيد و پرستش خدا ، از نويد هاى هود ( ع ) به قوم خويش
و يـقوم استغفروا ربكم ثم توبوا إليه يرسل السماء عليكم مدرارًا
فعل مضارع «يرسل» به اصطلاح در جواب فعل امر (استغفروا ربكم ثم توبوا إليه) قرار گرفته و با «إنْ» شرطيه مقدر مجزوم شده است; يعنى: «إنْ تستغفروا و تتوبوا يرسل . ..; اگر استغفار كنيد و به سوى خدا حركت كنيد، او ابرهاى پر باران را براى شما خواهد فرستاد».
13ـ هود ( ع ) مردم خويش را در صورت استغفار از گناهان ، گرايش به توحيد و پرستش خدا ، به افزايش نيرو و توانشان بشارت داد .
و يـقوم استغفروا ربكم ثم توبوا إليه . .. يزدكم قوّة إلى قوّتكم
«يزدكم» عطف بر «يرسل» و جواب براى شرط مقدر مى باشد; يعنى: «إن تستغفروا . .. يزدكم; اگر استغفار كنيد و ... خداوند نيروى شما را افزايش مى دهد».
18ـ سلطه و حاكميت خداوند بر هستى ، از تعاليم هود ( ع ) به مردم خويش
يرسل السماء عليكم مدرارًا و يزدكم قوّة إلى قوّتكم
20ـ هود ( ع ) از قوم عاد خواست تا از دعوتش ( پذيرش توحيد ، يكتاپرستى و ترك شرك و استغفار از گناهان ) اعراض نكنند و بر گناه خويش اصرار نورزند .
و لاتتولوا مجرمين
«تولّى» (مصدر لاتتولوا) به معناى اعراض كردن و نپذيرفتن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 54 - 5
5ـ هود ( ع ) به مشركان اعلان كرد كه از معبودهايشان بيزار است و آنها را منشأ هيچ تأثيرى نمى داند و شايسته پرستش نمى شمارد .
قال . .. اشهدوا أنى برىءٌ مما تشركون
بيزارى و تنفر هود(ع) از بتها و معبودهاى اهل شرك، به معناى منشأ أثر ندانستن آنها و شايسته عبادت نشمردنشان است. از اينكه هود(ع) در خطاب به مردم نگفت: «اشهدكم»، ولى در گواه خواهى از خداوند گفت: «اُشهد الله» معلوم مى شود مراد از «واشهدوا»، مجرد اعلان است نه شاهد گرفتن مردم.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 55 - 1،2،3،4
1ـ هود ( ع ) ، به مشركان قومش اعلام كرد كه تنها خداوند را مؤثر در جهان دانسته و تنها او را شايسته عبادت مى داند .
أنى برىءٌ مما تشركون. من دونه
ضمير در «دونه» به «الله» در آيه قبل برمى گردد.
2ـ هود ( ع ) ، همه مشركان قوم عاد و خدايان آنان را ، به توطئه و مبارزه عليه خويش فرا خواند .
فكيدونى جميعًا
چون در آيه قبل ، سخن از مشركان و نيز بتهاى آنان بود ، مقصود از «جميعاً» تمامى مشركان و همه بتهاست.
3ـ هود ( ع ) ، به مشركان قومش اعلام كرد كه در پى توطئه ها و مكرهايشان ، به او مهلت نداده و او را از ميان بردارند .
فكيدونى جميعًا ثم لاتنظرون
«انظار» به معناى مهلت دادن است و «لاتنظرون» (مرا مهلت ندهيد) كنايه از «نابودم سازيد» ، مى باشد.
4ـ آشكار شدن عجز بت ها و تأثير نداشتن آنها در امور آدميان و نيز روشن شدن ناتوانى قوم عاد در برابر خواست خداوند ، هدف هود ( ع ) از فراخوانى مردم ، به مبارزه و توطئه عليه خويش
فكيدونى جميعًا ثم لاتنظرون
«كيدوا» فعل امر از مصدر «كِيْد» (مكر كردن) است. امر در جمله فوق ـ به تناسب مورد ـ امر تعجيزى است; يعنى ، درخواستى است براى نشان دادن عجز و ناتوانى مخاطب از انجام كار.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 57 - 1،3
1ـ هود ( ع ) ، موظف به ابلاغ پيامهايى از ناحيه خداوند به قوم عاد
فقد أبلغتكم ما أُرسلت به إليكم
3ـ هود ( ع ) ، پس از ابلاغ پيام هاى الهى و اتمام حجت بر مردم ، خويشتن را مسؤول اعراض آنان نمى دانست .
فإن تولّوا فقد أبلغتكم ما أُرسلت به إليكم
روشن است كه جمله «فقد أبلغتكم . ..» نمى تواند جواب شرط «فإن تولّوا ...» باشد; زيرا هود(ع) رسالت خويش را ابلاغ كرده بود ـ چه مردم اعراض كنند و چه ايمان آورند ـ بلكه آن جمله سببِ جواب و جانشين آن مى باشد; يعنى، اگر اعراض كنيد، من مسؤوليتى ندارم و مؤاخذه اى بر من نيست; زيرا آنچه را كه به خاطر آن به سوى شما فرستاده شده بودم، به شما ابلاغ كردم.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 51 - 1
1ـ هود ( ع ) ، به مردم خويش اعلام كرد كه در برابر ابلاغ رسالت كمترين مزدى از آنان نخواهد خواست .
يـقوم لاأسئلكم عليه أجرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 51 - 1،3،5
1ـ هود ( ع ) ، به مردم خويش اعلام كرد كه در برابر ابلاغ رسالت كمترين مزدى از آنان نخواهد خواست .
يـقوم لاأسئلكم عليه أجرًا
3ـ هود ( ع ) ، پاداش نخواستن از مردم را ، نشانه اى بر صداقت خويش در ادعاى نبوت دانست .
لاأسئلكم عليه أجرًا إن أجرى إلاّ على الذى فطرنى أفلاتعقلون
در برداشت فوق ، جمله «أفلاتعقلون» در ارتباط با «لاأسئلكم . ..» معنا شده است. بر اين اساس ، هود(ع) به مردم مى گويد: اگر در اين معنا انديشه كنيد كه من هيچ مزدى از شما درخواست نمى كنم ، خواهيد فهميد كه در ادعاى نبوت راستگو هستم.
5ـ هود ( ع ) ، به قومش اعلام كرد كه پاداش رسالتش ، تنها برعهده خداوند است .
قال يـقوم . .. إن أجرى إلاّ على الذى فطرنى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 71 - 17
17 ـ هود ( ع ) ، قوم مشرك خويش را به نزول عذابى از جانب خداوند آگاه ساخت .
فانتظروا إنى معكم من المنتظرين
متعلق «انتظروا» به دليل آيه بعد، عذاب الهى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 75 - 4،5
4- شناخت صحيح آيات الهى ، در گرو هوشيارى ، فراست و ژرف نگرى است .
إن فى ذلك لأيـت للمتوسّمين
5- شناخت صحيح حوادث عبرت انگيز تاريخ و پندپذيرى و درس آموزى از آنها ، در گرو ژرف نگرى و برخورد هوشمندانه است .
و نبّئهم عن ضيف إبرهيم . .. و أمطرنا عليهم حجارة من سجّيل . إن فى ذلك لأيـت للمت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 17 - 5
5- متذكر بودن و هوشمندى ، عامل گرايش به توحيد و ناسازگار با شرك است .
أفمن يخلق كمن لايخلق أفلاتذكّرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 17 - 8
8 - بهره گيرى از رهنمود هاى قرآن ، در گرو هشيارى و به دور بودن از غفلت
و لقد يسّرنا القرءان . .. فهل من مدّكر
اين كه خداوند اهل ذكر و هشياران را به تأمل در قرآن فرامى خواند، روشن مى شود كه اهل غفلت، شايستگى درك معارف آن را ندارند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 22 - 8
8 - بهره گيرى از رهنمود هاى قرآن ، در گرو هشيارى و به دور بودن از غفلت
و لقد يسّرنا القرءان للذّكر فهل من مدّكر
از اين كه خداوند متذكران و هشياران را به تأمل در قرآن فراخوانده است; روشن مى شود كه اهل غفلت، شايستگى درك معارف آن را ندارند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 32 - 8
8 - بهره گيرى از معارف و رهنمود هاى قرآن ، در گرو بيدارى و به دور بودن از غفلت
و لقد يسّرنا القرءان . .. فهل من مدّكر
اين كه خداوند انسان هاى متذكر و بيدار را به تأمل در قرآن فراخوانده است; معلوم مى شود كه غافلان، شايستگى درك معارف و حقايق آن را ندارند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 40 - 8
8 - بهره گيرى از رهنمود هاى قرآن ، در گرو بيدارى و غافل نبودن
و لقد يسّرنا القرءان . .. فهل من مدّكر
از اين كه خداوند متذكران و هشياران را به تأمل در قرآن فراخوانده است; دانسته مى شود كسانى كه در دام غفلت گرفتاراند، شايستگى درك معارف آن را ندارند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 41 - 3
3 - نقش تيزهوشى ملكه سبا ، در نحوه موضع گيرى و تصميم سليمان ( ع ) در قبال وى
ننظر أتهتدى أم تكون من الذين لايهتدون
اهميت پى بردن به ميزان هوش بلقيس، مى تواند از آن جهت باشد كه نحوه موضع گيرى سليمان(ع) را در قبال وى مشخص سازد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 217 - 21
21 ـ لزوم هُشيارى مسلمانان در برابر كفار
و لا يزالون يقاتلونكم حتى يردّوكم عن دينكم ان استطاعوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 8 - 2
2 ـ لزوم هشيارى و بيدارى مسلمانان نسبت به ترفند ها و ظاهرسازى هاى دشمنان اسلام
كيف و إن يظهروا عليكم لايرقبوا فيكم إلّاً و لاذمة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 53 - 10
10ـ ضرورت هوشيارى در برابر تمايلات نفسانى و لزوم فراهم آوردن زمينه هاى جلب رحمت الهى براى مصون ماندن از خطرات آن
إن النفس لأمّارة بالسوء إلاّ ما رحم ربى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 30 - 11
11- لزوم هشيارى جامعه اسلامى ، نسبت به خطر ها و توطئه هاى بيماردلان و منافقان عليه دين
و لتعرفنّهم فى لحن القول
با توجه به اين كه خداوند، در آيات گذشته به روحيات، خصلت ها، موضع گيرى ها و توطئه گرى هاى منافقان بيماردل پرداخته و در اين آيه نيز مؤمنان را نسبت به شناخت آنان رهنمون ساخته است (و لتعرفنّهم فى لحن القول)، مطلب بالا قابل برداشت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تغابن - 64 - 14 - 6
6 - ضرورت هشيارى در برابر دشمنان ديانت و لزوم دورى از آنان
عدوًّا لكم فاحذروهم
هر چند آيه شريفه، درباره همسران و فرزندانى است كه با ديندارى پدر، مادر و همسرانشان به مخالفت برمى خيزند; ولى به مقتضاى تعبير «عدوًّا لكم» شامل تمامى دشمنان ديانت نيز مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 101 - 9
9 ـ لزوم هشيارى هميشگى جوامع اسلامى ، نسبت به وجود و عملكرد منافقان مرموز
و ممن حولكم من الأعراب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 96 - 12
12 - لزوم هشيارى انسان در برابر تسويلات نفس خويش
و كذلك سوّلت لى نفسى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 48 - 3
3 ـ ضرورت هشيارى رهبران جامعه اسلامى ، در برابر ترفند ها و فتنه انگيزى هاى منافقان ( وارونه جلوه دادن امور و . . . )
و قلبوا لك الأمور
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 11 - 3
3 - لزوم هشيارى رهبرى و جامعه اسلامى ، در برابر عناصر ظاهر فريب و دوچهره
سيقول لك المخلّفون من الأعراب
پيشگويى خداوند و افشاى چهره متخلفان، در حقيقت بيانگر ضرورت بر اين هشيارى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 90 - 21
21- موعظه ، از روش هاى تربيتى و هدايتى قرآن براى بيدارى و هوشيارى مردمان است .
يعظكم لعلّكم تذكّرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 11 - 3
3 - لزوم هشيارى رهبرى و جامعه اسلامى ، در برابر عناصر ظاهر فريب و دوچهره
سيقول لك المخلّفون من الأعراب
پيشگويى خداوند و افشاى چهره متخلفان، در حقيقت بيانگر ضرورت بر اين هشيارى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - حجرات - 49 - 6 - 4
4 - جامعه مؤمنان ، موظّف به هشيارى و احتياط در قبال اخبار مهم اجتماعى
يـأيّها الذين ءامنوا إن جاءكم فاسق بنبإ فتبيّنوا
خطاب «يا أيّها الذين آمنوا» عام و متوجه جامعه ايمانى است و تعليل «أن تصيبوا قوماً» مى نماياند كه موضوع، بيش از آن كه درباره مسائل فردى و جزئى باشد، در زمينه امور اجتماعى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ممتحنه - 60 - 10 - 5
5 - لزوم هشيارى مؤمنان نسبت به مدعيان ايمان ، براى جلوگيرى از سوءاستفاده
يـأيّها الذين ءامنوا إذا جاءكم المؤمنـت مهـجرت فامتحنوهنّ
آيه شريفه به مؤمنان هشدار مى دهد كه ممكن است، زنانى با انگيزه هاى غير دينى ادعاى ايمان كنند. بنابراين در چنين مواردى كه ادعاى ايمان مجال سوء استفاده دارد، شما به صرف ادعا اكتفا نكنيد; بلكه ايمان آنان را بيازماييد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 24 - 1
1- خداوند ، فراخوان مردم به مطالعه و تيزبينى در چگونگى مثالهايش براى دريافت حقايق
ألم تر كيف ضرب الله مثلاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 75 - 6
6- قرآن ، فراخوان مردم به هوشمندى و ژرف نگرى در آيات الهى و حوادث و تحولات تاريخى
و نبّئهم عن ضيف إبرهيم . .. و أمطرنا عليهم حجارة من سجّيل . إن فى ذلك لأيـت للمت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 17 - 7
7- سؤال از وجدان و برانگيختن حس حق جويى ، وسيله اى براى هوشيارى و روشى در اثبات حقايق
أفمن يخلق كمن لايخلق أفلاتذكّرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انفطار - 82 - 6 - 9
9 - توجّه انسان به وابستگى اش در رشد ، تربيت و نعمت ها به خداوند ، مانع كفر او و زمينه ساز فريفته نشدن به آنچه مايه بى پروايى ، در برابر گناه مى گردد .
ما غرّك بربّك الكريم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 43 - 13
13- علم ، عامل هوشيارى انسان و آگاه شدن وى به حقايق
فسئلوا أهل الذكر إن كنتم لاتعلمون
«ذكر» در لغت بودن چيزى (صورت علمى) در قلب است و طبق اين معنا «ذكر» ضد غفلت و نسيان خواهد بود. مراد از «أهل الذكر»» به قرينه «لاتعلمون» اهل علم است. با توجه به اينكه از علم به «ذكر» تعبير شده است، مى توان نكته ياد شده را به دست آورد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 17 - 5
5- متذكر بودن و هوشمندى ، عامل گرايش به توحيد و ناسازگار با شرك است .
أفمن يخلق كمن لايخلق أفلاتذكّرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تغابن - 64 - 14 - 5
5 - مؤمنان ، بايد در برابر دشمنى و مخالفت همسران و فرزندان خويش ، هشيار بوده و آنان را زير نظر داشته باشند .
عدوًّا لكم فاحذروهم
فرمان برحذر بودن (فاحذروهم) ممكن است به معناى لزوم هشيارى و زير نظر گرفتن آنان باشد كه با غفلت از اين امر، مبادا دچار خسارت و ضربه شوند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تغابن - 64 - 14 - 5
5 - مؤمنان ، بايد در برابر دشمنى و مخالفت همسران و فرزندان خويش ، هشيار بوده و آنان را زير نظر داشته باشند .
عدوًّا لكم فاحذروهم
فرمان برحذر بودن (فاحذروهم) ممكن است به معناى لزوم هشيارى و زير نظر گرفتن آنان باشد كه با غفلت از اين امر، مبادا دچار خسارت و ضربه شوند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 28 - 12
12ـ ضرورت هوشيارى در برابر مكر ها و حيله هاى زنان
إنه من كيدكنّ إن كيدكنّ عظيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 118 - 12
12 ـ لزوم هوشيارى مستمر جامعه ايمانى ، در برابر توطئه ها و نفوذ هاى دشمنان دين
يا ايها الذين امنوا . .. لا يألونكم خبالا ... ودّوا ما عنتّم ... قد بدت البغضاء
بيان دشمنى و كينه بيگانگان، دلالت بر لزوم هوشيارى جامعه ايمانى در قبال آنان دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 123 - 5
5 ـ فرمان الهى به غفلت نورزيدن جامعه اسلامى از خطر نفوذ و كارشكنى دشمنان همجوار
قتلوا الذين يلونكم من الكفار و ليجدوا فيكم غلظة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 40 - 9
9 - خواهر موسى ، دخترى زيرك و راز نگه دار بود .
هل أدلّكم على من يكفله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 12 - 10
10 - خواهر موسى ، شجاع ، زيرك و كاردان بود .
بصرت به عن جُنُب . .. قالت هل أدلّكم على أهل بيت يكفلونه لكم و هم له نـصحون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 53 - 10
10ـ ضرورت هوشيارى در برابر تمايلات نفسانى و لزوم فراهم آوردن زمينه هاى جلب رحمت الهى براى مصون ماندن از خطرات آن
إن النفس لأمّارة بالسوء إلاّ ما رحم ربى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 48 - 2
2- مؤمنان ، بايد به شگرد هاى تبليغى دشمنان ، توجه لازم را داشته باشند .
انظر كيف ضربوا لك الأمثال
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 48 - 1
1- مأموريت پيامبر (صلی الله علیه و آله) از جانب خداوند براى نگرشى كنجكاوانه و دقيق به اتهامات و شگرد هاى تبليغى مشركان و دشمنان خويش
انظر كيف ضربوا لك الأمثال
جمله «ضربوا لك الأمثال» در زبان عرب به معناى «شبهوك بالأشياء» استعمال مى شود; يعنى، تو را به چيزهايى تشبيه مى كنند و مراد از آن ـ به قرينه آيه قبل ـ نسبت دادن صفات ناپسند چون: مجنون، مسحور و . .. به پيامبر(صلی الله علیه و آله) است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 48 - 1
1- مأموريت پيامبر (صلی الله علیه و آله) از جانب خداوند براى نگرشى كنجكاوانه و دقيق به اتهامات و شگرد هاى تبليغى مشركان و دشمنان خويش
انظر كيف ضربوا لك الأمثال
جمله «ضربوا لك الأمثال» در زبان عرب به معناى «شبهوك بالأشياء» استعمال مى شود; يعنى، تو را به چيزهايى تشبيه مى كنند و مراد از آن ـ به قرينه آيه قبل ـ نسبت دادن صفات ناپسند چون: مجنون، مسحور و . .. به پيامبر(صلی الله علیه و آله) است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 12 - 7
7 - لزوم هوشيارى مؤمنان در برابر فسادگرى ها و تبهكارى هاى منافقان
ألا إنهم هم المفسدون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 11 - 3
3 - لزوم هشيارى رهبرى و جامعه اسلامى ، در برابر عناصر ظاهر فريب و دوچهره
سيقول لك المخلّفون من الأعراب
پيشگويى خداوند و افشاى چهره متخلفان، در حقيقت بيانگر ضرورت بر اين هشيارى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تغابن - 64 - 14 - 6
6 - ضرورت هشيارى در برابر دشمنان ديانت و لزوم دورى از آنان
عدوًّا لكم فاحذروهم
هر چند آيه شريفه، درباره همسران و فرزندانى است كه با ديندارى پدر، مادر و همسرانشان به مخالفت برمى خيزند; ولى به مقتضاى تعبير «عدوًّا لكم» شامل تمامى دشمنان ديانت نيز مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 73 - 5
5- رهبران الهى بايد در برابر نقشه ها و ترفند هاى دشمنان دين جهت ايجادسستى در مواضع دينى آنان ، هوشيار باشند .
و إن كادوا ليفتنونك عن الذى أوحينا إليك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 27 - 14
14 ـ ضرورت هشيارى كامل در برابر اغواگريهاى شيطان به دليل توان وى بر نفوذ مخفيانه بر آدميان و سيطره و حاكميت او بر اغواشدگان
لا يفتننكم الشيطن . .. إنا جعلنا الشيطين أولياء للذين لايؤمنون
دو جمله «إنه يراكم . .. » و «إنا جعلنا ... » به منزله تعليلى است براى تأكيد خداوند به پرهيز از اغواگريهاى شيطان. يعنى توصيه و تأكيد ما بدان جهت است كه وى راه نفوذ مخفيانه را دارد و پس از گمراه كردنتان بر شما ولايت پيدا خواهد كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 125 - 9
9 - غافلان از ياد خدا به هنگام حضور در قيامت ، با هوشمندانه خواندن زندگانى خود در دنيا ، از بسته بودن راه درك و فهم خود شگفت زده خواهند شد . *
قال ربّ لم حشرتنى أعمى و قد كنت بصيرًا
برداشت ياد شده براساس اين احتمال است كه «أعمى» به معناى كور باطن باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 73 - 5
5- رهبران الهى بايد در برابر نقشه ها و ترفند هاى دشمنان دين جهت ايجادسستى در مواضع دينى آنان ، هوشيار باشند .
و إن كادوا ليفتنونك عن الذى أوحينا إليك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 27 - 9
9 - هشيارى ، نظارت دقيق و صبر و بردبارى ، لازمه رهبرى
فارتقبهم و اصطبر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 31 - 18
18ـ زليخا ، زنى زيرك ، طرّاح و هوشيار بود .
فلما سمعت بمكرهنّ أرسلت إليهنّ . .. و ءاتت كل وحدة منهنّ سكّينًا ... فلما رأينه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 62 - 15
15ـ دعوت به توحيد و بيان ضرورت يكتاپرستى از سوى حضرت صالح ( ع ) ، مايه ترديد قوم ثمود در خردمندى و هوشيارى او
و إنّنا لفى شك مما تدعونا إليه مريب
«مريب» (ترديدافكن) صفت براى «شك» است و متعلق آن ـ به قرينه جمله «قد كنت فينا مرجوّاً» ـ خردمندى و هوشيارى صالح(ع) مى باشد. بنابراين جمله «إنّنا لفى ...»; يعنى، ما در درستى تعاليم تو شك داريم، آن چنان شكى كه باعث شده درباره خردمندى و هوشيارى ات نيز ترديدكنيم.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 48 - 1
1- مأموريت پيامبر (صلی الله علیه و آله) از جانب خداوند براى نگرشى كنجكاوانه و دقيق به اتهامات و شگرد هاى تبليغى مشركان و دشمنان خويش
انظر كيف ضربوا لك الأمثال
جمله «ضربوا لك الأمثال» در زبان عرب به معناى «شبهوك بالأشياء» استعمال مى شود; يعنى، تو را به چيزهايى تشبيه مى كنند و مراد از آن ـ به قرينه آيه قبل ـ نسبت دادن صفات ناپسند چون: مجنون، مسحور و . .. به پيامبر(صلی الله علیه و آله) است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 34 - 1
1 - كياست ملكه سبا و عدم تمايل وى به تسريع و پيشقدمى در جنگ
قالت إنّ الملوك إذا دخلوا قرية أفسدوها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 41 - 2
2 - اهميت پى بردن به ميزان هوش و فراست ملكه سبا براى سليمان ( ع )
قال نكّروا لها عرشها ننظر أتهتدى
ظاهراً اقدام سليمان(ع) به آزمودن بلقيس، دانستن هوش وى بوده است. بنابراين تقدير «ننظر أتهتدى...» چنين است: «ننظر أتهتدى إلى معرفة عرشها...; بنگريم آيا مى تواند به شناختن تختش پى ببرد يا از كسانى است كه نمى توانند راه يابند».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 42 - 3،4
3 - فراست بلقيس در بازشناسى تخت تغييريافته خويش
قالت كأنّه هو
نحوه پاسخ بلقيس، نشان دهنده فراست او است; زيرا نه تصريح كرد كه آن اريكه، تخت او است و نه شباهت زياد آن را با تخت خويش مخفى داشت.
4 - درك سريع بلقيس نسبت به هدف سليمان ( ع ) در احضار اعجازگونه تخت وى
قالت كأنّه هو و أُوتينا العلم من قبلها
بلقيس پس از شناخت اريكه خويش، بدون تأمل گفت: آنچه را كه سليمان(ع) با اين كار مى خواهد به ما بفهماند، ما خود از قبل فهميده ايم.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 12 - 7
7 - لزوم هوشيارى مؤمنان در برابر فسادگرى ها و تبهكارى هاى منافقان
ألا إنهم هم المفسدون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 77 - 3
3- هوشيارى ، فراست و ژرف انديشى ، از اوصاف مؤمنان راستين
إن فى ذلك لأيـت للمتوسّمين . .. إن فى ذلك لأية للمؤمنين
از اينكه خداوند در آيه قبل داستان قوم لوط را آيه براى ژرف انديشان هوشيار قرار داد و در اين آيه همين داستان را آيه براى مؤمنان دانسته است، مى توان استفاده كرد كه ژرف انديشان همان مؤمنان راستينند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 83 - 4
4ـ يعقوب ( ع ) برخوردار از نگرشى عميق و بهره مند از فراستى خاص در تحليل حوادث و به دور از زودباورى
قال بل سوّلت لكم أنفسكم أمرًا
هوشياران
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 75 - 1
1- در سرگذشت قوم لوط براى هوشمندان ژرف نگر و پژوهندگان روشن بين ، نشانه هاى بسيارى از خدا و عظمت او وجود دارد .
و أمطرنا عليهم حجارة من سجّيل. إن فى ذلك لأيـت للمتوسّمين
«متوسم» در لغت به كسى گفته مى شود كه در علامتها و نشانه ها به دقت بنگرد و مقصود از آن كسى است كه در جست و جوى علل و عوامل بروز حوادث و نيز عواقب و پيامدهاى امور بوده و هوشمندانه در آنها نظر افكند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - اعلى - 87 - 5 - 2
2 - پژمرده ساختن گياهان و تبديل آن به هيزم و خرده كاه ، جلوه هاى حاكميت تدبير خداوند بر جهان هستى است .
ربّك . .. الذى أخرج المرعى . فجعله غثاء أحوى
در اين آيات، همان گونه كه روياندن گياهان از جلوه هاى ربوبيت خداوند معرفى شده; پژمرده ساختن آنها نيز براساس تدبير و ربوبيت او دانسته شده است. اين تدبير، ممكن است ناظر به منافعى نظير تهيه هيزم و كود، غذاى زمستانى حيوانات و غير آن باشد كه از گياهان خشك شده حاصل مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جن - 72 - 15 - 1
1 - ظالمان و منحرفان از حق ، هيزم جهنم اند .
و أمّا القـسطون فكانوا لجهنّم حطبًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مسد - 111 - 4 - 5
5 - همسر ابولهب ، هنگام هيزم كشى به آزار پيامبر (صلی الله علیه و آله) مى پرداخت .
حمّالة الحطب
نصب «حمّالة الحطب» يا به دليل حال بودن است و يا وصفى است كه از وصف بودن قطع شده و با فعل «اَذُمّ» ـ كه
محذوف است ـ منصوب شده است. در صورت اول، مربوط به آخرت و هنگام ورود همسر ابولهب به آتش جهنم خواهد بود كه تجسمى از كار او در دنيا است. برداشت ياد شده در هر دو مبنا، قابل استفاده و ناظر به شأن نزول آيه است كه مى گويد: «همسر ابولهب با ريختن هيزم و خار در راه پيامبر(صلی الله علیه و آله)، آن حضرت را آزار مى داد».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بروج - 85 - 5 - 1
1 - حفره اصحاب اخدود ، يكپارچه آتش برافروخته و داراى سوخت فراوان و كافى بود .
النار ذات الوقود
«النار»، بدل از «الاُخدود» است. بدل قرار گرفتن آتش براى مكان آن، مبالغه است و از شدت آتش حكايت دارد; گويى كه آن حفره چيزى جز آتش نبود. «وقود» به معناى مواد سوختنى (هيزم و غير آن) است و به شعله نيز اطلاق مى شود(مفردات راغب). توصيف آتش به «ذات الوقود»، گوياى فراهم بودن سوخت كافى و سلطه آتش بر تمام آن است; به گونه اى كه گويا آتش مالك آن مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - صف - 61 - 14 - 2،4
2 - مجاهدان راه خدا ، ياران خدا هستند .
تؤمنون باللّه و رسوله و تجـهدون فى سبيل اللّه. .. يـأيّها الذين ءامنوا كونوا أنص
ارتباط آيه شريفه با آيات پيشين، بيانگر مطلب بالا است.
4 - خداوند ، از مؤمنان مى خواهد در يارى او مانند حواريون عيسى ( ع ) باشند .
يـأيّها الذين ءامنوا كونوا أنصار اللّه كما قال عيسى ابن مريم . .. قال الحواريّون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 41 - 2
2 - اقامه نماز ، پرداخت زكات ، امر به معروف و نهى از منكر ، از بارزترين ويژگى هاى ياران خدا و پيكاركنندگان راه دين او
الذين إن مكّنّـهم . .. و نهوا عن المنكر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 41 - 2
2 - اقامه نماز ، پرداخت زكات ، امر به معروف و نهى از منكر ، از بارزترين ويژگى هاى ياران خدا و پيكاركنندگان راه دين او
الذين إن مكّنّـهم . .. و نهوا عن المنكر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 41 - 2
2 - اقامه نماز ، پرداخت زكات ، امر به معروف و نهى از منكر ، از بارزترين ويژگى هاى ياران خدا و پيكاركنندگان راه دين او
الذين إن مكّنّـهم . .. و نهوا عن المنكر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 25 - 20
20 - شناخته شدن ياران خدا و پيامبران و جدا گشتن صفوف آنان از ديگران ، حكمت تشريع جهاد از سوى خداوند
و أنزلنا الحديد . .. و ليعلم اللّه من ينصره و رسله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 41 - 2
2 - اقامه نماز ، پرداخت زكات ، امر به معروف و نهى از منكر ، از بارزترين ويژگى هاى ياران خدا و پيكاركنندگان راه دين او
الذين إن مكّنّـهم . .. و نهوا عن المنكر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 25 - 21
21 - دين داران راستين ، كسانى اند كه به يارى خدا برمى خيزند و با دشمنان دين او به جهاد و پيكار مى پردازند ، در حالى كه او را نمى بينند .
من ينصره و رسله بالغيب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 41 - 2
2 - اقامه نماز ، پرداخت زكات ، امر به معروف و نهى از منكر ، از بارزترين ويژگى هاى ياران خدا و پيكاركنندگان راه دين او
الذين إن مكّنّـهم . .. و نهوا عن المنكر