ghaemiyeh.com
نام کتاب: علم مفاهیم شناسی در قرآن سری جدید جلد 105
تحقیق و تالیف : رسول ملکیان اصفهانی - 1400 ش
ناشر دیجیتالی: مركز تحقيقات رايانه اي قائميه اصفهان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 218 - 12
12 - عبداللّه بن جحش و همراهان او ، از زُمره مؤمنان و مهاجرانِ مجاهدِ در راه خدا
ان الذين امنوا و الذين هاجروا و جاهدوا فى سبيل اللّه
مفسّرين، عبداللّه بن جحش و همراهان او را - كه از سوى پيامبر (صلی الله علیه و آله) مأمور شدند تا به محلّى به نام نخله هجرت كنند و اخبار و اطلاعاتى از دشمن براى آن حضرت بفرستند - مورد نزول آيه مى دانند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 41 - 1
1- خداوند ، به مسلمانهايى كه مورد ستم واقع شده و به خاطر او هجرت كردند ، جايگاه و مكانى شايسته در دنيا و پاداشى بس بزرگ تر در آخرت عطا مى كند .
و الذين هاجروا فى الله من بعد ما ظلموا لنبوّئنّهم فى الدنيا حسنة و لأجر الأخرة أ
«فى» در «فى الله» به معناى «لام» و براى تعليل است. بنابراين معناى عبارت «هجرت براى كسب رضاى خداوند» است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 218 - 6،9
6 - مؤمنان و مهاجران مجاهد ، مشمول آمرزش الهى و رحمت او
الذين امنوا و الذين هاجروا . .. و اللّه غفور رحيم
9 - مؤمنان و مهاجران مجاهد در راه خدا نيز ، نيازمند غفران و رحمت حق هستند .
ان الّذين امنوا و الذين هاجروا و جاهدوا فى سبيل اللّه . .. و اللّه غفور رحيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 59 - 4
4 - توصيه خداوند به مؤمنان و مهاجران صدراسلام ، مبنى بر اينكه در برابر فشار ها و آزار هاى كافران ، بردبار باشند و خويشتن دارى را از دست ندهند .
و الذين هاجروا . .. ثمّ قتلوا ... و إنّ اللّه لعليم حليم
متعلق «عليم» در جمله «و إنّ اللّه لعليم حليم» محذوف است و تقدير آن به قرينه مقام چنين مى باشد: «إنّ اللّه لعليم بما فعل المشركون بالمؤمنين من إخراجهم من ديارهم و قتلهم المهاجرين حليم يمهلهم و لاينتقم منهم إلى حين; خدا به آنچه كه مشركان عليه مؤمنان انجام دادند، آگاه است و چون حليم و بردبار است، به آنان فرصت مى دهد». گفتنى است كه جمله فوق، در واقع توصيه اى است از جانب خداوند به مؤمنان صدراسلام كه فشارهاى كافران آنان را بى حوصله نكند; بلكه همان طور كه خدا حليم و بردبار است، بردبارى كنند و خويشتن دارى را از دست ندهند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 6 - 16
16 - خويشاوندان مؤمنان و مهاجران ، به ارث بردن از آنها نسبت به ديگران ، اولويت دارند .
و أُولوا الأرحام بعضهم أولى ببعض . .. من المؤمنين و المهجرين
برداشت بالا، بنابراين است كه «من المؤمنين» متعلق به عامل مقدر و وصف «أُولواالأرحام » باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 6 - 13
13 - مهاجران و برادران دينى ( انصار ) در صدراسلام ، از هم ارث مى بردند .
و أُولوا الأرحام. .. أولى... من المؤمنين و المهجرين
ذكر مفضلٌ عليه «المؤمنين» و «المهاجرين» نشان دهنده اين است كه مؤمنان به عنوان برادران دينى و مهاجران هجرت كرده از مكّه، از هم ارث مى بردند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 74 - 6
6 - هجرت و جهاد در راه خدا ، يارى كردن دين او ، پناه دادن به مهاجران مجاهد ، از ارزش هاى متعالى اسلام و تعيين كننده مرز ايمان حقيقى از غير آن
و الذين ءامنوا . .. أولئك هم المؤمنون حقا
مفعول «نصروا» هم مى تواند كلمه اى همانند «دين اللّه» باشد و هم مى تواند ضميرى محذوف باشد كه به «الذين ءامنوا . .. » برم--ى گردد ; يعنى: نص---روا المؤم---نين المهاجرين المجاهدين ... . مآل هر دو معنا يكى است ; زيرا يارى كردن مهاجران مجاهد نيز يارى دين خداست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 100 - 4
4 - پيروى از مهاجران و انصار ، تنها در طريق نيكى و درستى ستوده و ارزشمند است نه به طور مطلق .
و السبقون . .. و الذين اتبعوهم بإحسن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 100 - 5
5 - ارجمندى مهاجران و انصار ، مستلزم نفى صدور عمل غير نيك از آنان نيست .
و الذين اتبعوهم بإحسن
خداوند، ارجمندى تابعان را بدان مشروط كرده كه تنها بر اساس نيكى و در زمينه نيكيها از مهاجران و انصار تبعيت كنند نه در هر گونه عمل و به هر انگيزه اى و اين معنا نشان مى دهد كه مهاجران و انصار مبرا از عمل غير نيك نبودند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 58 - 3
3 - مرگ مهاجران در ديار هجرت ، هم سنگ شهادت آنان در آن ديار
و الذين هاجروا . .. ثمّ قتلوا أو ماتوا ... رزقًا حسنًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 9 - 4،5
4 - استقبال انصار از مهاجران ، با ايمان و امكانات خويش
و الذين تبوّءو الدار و الإيمن من قبلهم
چنانچه «تبوّءو الدار» به معناى مهيا ساختن منزل باشد، آماده كردن آن از سوى انصار، مى تواند به هدف استقبال از مهاجران صورت گرفته باشد.
5 - انصار ، مورد تمجيد خداوند ، به خاطر محبت بى دريغشان نسبت به مؤمنان مهاجر
يحبّون من هاجر إليهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 72 - 13
13 - وجوب يارى رسانى مهاجران و انصار به غير مهاجران مشروط به درخواست يارى از سوى غير مهاجران است .
و إن استنصروكم فى الدين فعليكم النصر
برداشت فوق با توجه به شرط «إن استنصروكم . .. » (اگر از شما يارى خواستند ... ) استفاده شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 72 - 2،3،4
2 - شركت در جهاد با مال و جان از سوى مجاهدان و يارى مهاجران از سوى انصار ، شرط برخوردارى هر يك از ولايت مقرر شده از جانب خدا
إن الذين ءامنوا و هاجروا . .. أولياء بعض
مشاراليه «أولئك» و مرجع ضمير در «بعضهم»، «الذين» اول و دوم، با تمام صفاتى كه براى آنان ذكر شد، است. يعنى مؤمنان مهاجر - مثلا - اگر جهاد نكنند و يا مؤمنان ساكن در مدينه اگر مهاجران را يارى ندهند از حقوق ولايت برخوردار نيستند.
3 - يارى رسانى و پناه دادن به مهاجران راه خدا ، وظيفه اى بر عهده اهل ايمان
و الذين ءاووا و نصروا
4 - تصميم گيرى درباره جهاد ، مسؤوليت مهاجران و يارى رسانى به مهاجران ، وظيفه و مسؤوليت گروه انصار در صدر اسلام
و الذين ءاووا و نصروا
توصيف مهاجران به اينكه در راه خدا جهاد كنند، در مقابل انصار كه به اين امر توصيف نشده اند، با اينكه جهاد در راه خدا يك وظيفه ايمانى است، مى تواند به اين نكته اشاره داشته باشد كه در صدر اسلام جهاد و تصميم گيرى درباره آن بر عهده مهاجران بود و انصار بايد آنان را در اين امر يارى دهند، ولى تصميم گيرنده نباشند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 74 - 4
4 - پناه دادن و يارى كردن مهاجران و مجاهدان راه خدا ، داراى ارزشى چون هجرت و جهاد
و الذين ءامنوا . .. و الذين ءاووا و نصروا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 40 - 11
11 - خداوند ، همواره يار و ياور مؤمنان مجاهد و مهاجر است .
لاتحزن إن اللّه معنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 110 - 9
9- هجرت كنندگان رنج ديده ، جهادگر و مقاوم ، مورد عنايت خاص خداوند و برخوردار از نصرت او *
ثمّ إن ربّك للذين هاجروا من بعد ما فتنوا ثمّ جهدوا و صبروا
برداشت فوق، مبتنى بر اين نكته است كه «ربّك» اسم «إن» بوده و لام حرف جر و «الذين» متعلق به خبر محذوفى مانند «هو ناصر لهم» باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 218 - 1،13
1 - اميدوارى مؤمنان و مهاجرانِ مجاهدِ در راه خداوند ، به رحمت او
ان الذين امنوا و الذين هاجروا و جاهدوا فى سبيل اللّه اولئك يرجون رحمت اللّه
13 - مؤمنان و مهاجرانِ مجاهد ، اميدواران واقعى به رحمت خداوند هستند .
الذين امنوا . .. اولئك يرجون رحمت اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 8 - 11
11 - مهاجران تهى دست ، چشم انتظار بهبود وضع اقتصادى خويش همراه با رضايت خداوند
يبتغون فضلاً من اللّه و رضونًا
«فضلاً من اللّه»، مى تواند اشاره به مسائل مادى و اقتصادى داشته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 60 - 1
1 - بردبارى و خويشتن دارى مؤمنان و مهاجران ، در برابر فشار ها و آزار هاى مشركان و پرهيز از انتقام گيرى ، امرى مهم ، سرنوشت ساز و مورد توصيه مؤكد خداوند ( در اوايل هجرت از مكّه به مدينه )
و الذين هاجروا . .. و إنّ اللّه لعليم حليم . ذلك
«ذلك» خبر براى مبتداى محذوف و اشاره است به توصيه خدا به مؤمنان و مهاجران صدراسلام مبنى بر اين كه در برابر فشارها و آزارهاى مشركان، خويشتن دارى كنند و بردبارى را از دست ندهند. گفتنى است كه در چنين مواردى معمولاً از كلمه «هذا» استفاده مى كنند. بنابراين به كارگيرى «ذلك» - كه براى اشاره به دور است - بيانگر اهميت خويشتن دارى در برابر آزارهاى مشركان صدراسلام در آن مقطع خاص مى باشد; مقطعى كه ظاهراً هنوز مؤمنان از نيروى كافى براى برخورد قهرآميز با دشمن، برخوردار نبودند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 8 - 8،12
8 - روحيه خداجويى و دين ياورى ، از ويژگى هاى بارز مهاجرانِ صدراسلام
المهجرين الذين . .. يبتغون فضلاً من اللّه و رضونًا و ينصرون اللّه و رسوله
12 - مهاجرانِ خداجو و دين باور صدراسلام ، نمونه مؤمنان راستين
المهجرين الذين . .. أُولئك هم الصدقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 74 - 7
7 - خداوند ، مهاجران و انصار را به مغفرت و روزى با كرامت نويد داد .
لهم مغفرة و رزق كريم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 100 - 11
11 - بشارت خداوند به مهاجران و انصار و تابعان نيك كردار ، به مهيّا بودن بهشت براى آنان
أعد لهم جنت تجرى تحتها الأنهر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 110 - 10
10- هجرت كنندگان مجاهد و صابر ، بشارت داده شده به مغفرت و رحمت گسترده الهى
ثمّ إن ربّك للذين هاجروا . .. إن ربّك من بعدها لغفور رحيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 8 - 14
14 - وجود عناصرى ناخالص ، در ميان مهاجران صدراسلام *
المهجرين الذين . .. يبتغون فضلاً من اللّه و رضونًا و ينصرون اللّه و رسوله أُول-
برداشت يادشده بدان احتمال است كه فعل هاى «يبتغون. ..» و «ينصرون...» قيدهاى احترازى باشد; نه توضيحى.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 41 - 1،12
1- خداوند ، به مسلمانهايى كه مورد ستم واقع شده و به خاطر او هجرت كردند ، جايگاه و مكانى شايسته در دنيا و پاداشى بس بزرگ تر در آخرت عطا مى كند .
و الذين هاجروا فى الله من بعد ما ظلموا لنبوّئنّهم فى الدنيا حسنة و لأجر الأخرة أ
«فى» در «فى الله» به معناى «لام» و براى تعليل است. بنابراين معناى عبارت «هجرت براى كسب رضاى خداوند» است.
12- مهاجران ، از فوايد دنيوى و پاداش اخروى هجرت در راه خدا بى خبرند .
و الذين هاجروا . .. لأجر الأخرة أكبر لو كانوا يعلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 58 - 5
5 - رزق نيكو ، پاداش اخروى خدا به مؤمنان مهاجر
و الذين هاجروا . .. ليرزقنّهم اللّه رزقًا حسنًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 59 - 1
1 - خدا ، عهده دار پاداش مؤمنان مهاجر در جهان آخرت
و الذين هاجروا . .. ليدخلنّهم مدخلاً يرضونه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 41 - 1،12
1- خداوند ، به مسلمانهايى كه مورد ستم واقع شده و به خاطر او هجرت كردند ، جايگاه و مكانى شايسته در دنيا و پاداشى بس بزرگ تر در آخرت عطا مى كند .
و الذين هاجروا فى الله من بعد ما ظلموا لنبوّئنّهم فى الدنيا حسنة و لأجر الأخرة أ
«فى» در «فى الله» به معناى «لام» و براى تعليل است. بنابراين معناى عبارت «هجرت براى كسب رضاى خداوند» است.
12- مهاجران ، از فوايد دنيوى و پاداش اخروى هجرت در راه خدا بى خبرند .
و الذين هاجروا . .. لأجر الأخرة أكبر لو كانوا يعلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 195 - 21
21 - پاداش مهاجران ، آوارگان ، آزارديدگان در راه خدا ، مجاهدان و شهيدان ، تضمين شده از سوى خداوند
انّى لا اضيع عمل عامل منكم . .. فالّذين هاجروا و اخرجوا من ديارهم و اوذوا فى سبي
لام قسم و نون تأكيد در «لاكفّرنّ» و در «لادخلنّ» دلالت بر تأكيد و تضمين پاداش دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 22 - 3،4،6
3 - نعمت هاى جاودان اخروى ، اجرت و مزدى است در برابر عملكرد مؤمنان مهاجر و مجاهد .
الذين ءامنوا و هاجروا و جهدوا . .. جنت لهم ... خلدين فيها أبداً إن اللّه عنده أج
«أجر» اجرت و مزد در برابر عمل است.
4 - پاداش خداوند به مؤمنان مهاجر و مجاهد ، پاداشى بزرگ است .
الذين ءامنوا و هاجروا و جهدوا . .. إن اللّه عنده أجر عظيم
6 - مؤمنان مهاجر و مجاهد ، علاوه بر بهره مندى از رحمت و رضوان الهى و بهشت ، از پاداشى ويژه و بزرگ در پيشگاه خداوند برخوردارند .
الذين ءامنوا و هاجروا و جهدوا . .. و جنت ... إن اللّه عنده أجر عظيم
قرار گرفتن جمله «إن اللّه عنده أجر عظيم» - كه داراى معنانى عام و كلى است - پس از ذكر پاداشهاى گوناگون مؤمنانِ مهاجر و مجاهد، مى تواند گوياى برداشت فوق باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 74 - 2،4،6
2 - مؤمنانى كه مهاجران را در مدينه پناه دادند و از پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مهاجران حمايت كرده و دين خدا را يارى دادند ، مؤمانى حقيقى و راستين هستند .
و الذين ءاووا و نصروا أولئك هم المؤمنون حقا
4 - پناه دادن و يارى كردن مهاجران و مجاهدان راه خدا ، داراى ارزشى چون هجرت و جهاد
و الذين ءامنوا . .. و الذين ءاووا و نصروا
6 - هجرت و جهاد در راه خدا ، يارى كردن دين او ، پناه دادن به مهاجران مجاهد ، از ارزش هاى متعالى اسلام و تعيين كننده مرز ايمان حقيقى از غير آن
و الذين ءامنوا . .. أولئك هم المؤمنون حقا
مفعول «نصروا» هم مى تواند كلمه اى همانند «دين اللّه» باشد و هم مى تواند ضميرى محذوف باشد كه به «الذين ءامنوا . .. » برم--ى گردد ; يعنى: نص---روا المؤم---نين المهاجرين المجاهدين ... . مآل هر دو معنا يكى است ; زيرا يارى كردن مهاجران مجاهد نيز يارى دين خداست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 22 - 7
7 - شهر مدينه در صدراسلام ، مأمن و پناهگاه مهاجران مسلمان بود .
و لايأتل أُوْلوا الفضل منكم و السعة أن يؤتوا . .. و المهجرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 22 - 5
5 - تأمين نيازمند هاى خويشاوندان ، بينوايان و مهاجران ، بر اغنيا و ثروتمندان واجب است .
و لايأتل أُوْلوا الفضل منكم و السعة أن يؤتوا أُوْلى القربى و المسكين و المهجري
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 22 - 6
6 - تأمين نيازمندى هاى مهاجران مسلمان صدراسلام ، وظيفه اى الهى بر عهده توانگران بود .
و لايأتل أُولوا الفضل منكم و السعة أن يؤتوا . ..المهجرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 22 - 9
9 - دستگيرى از بينوايان و خويشاوندان و مهاجران نيازمند ، نشانگر فضيلت و كرامت آدمى است .
و لايأتل أُوْلوا الفضل منكم و السعة أن يؤتوا أُوْلى القربى و المسكين و المهجري
برداشت براساس اين است كه مقصود از فضل در «أُوْلوا الفضل» فضيلت معنوى و انسانى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 74 - 3
3 - مسلمانانى كه از هجرت به مدينه سر باز زدند و يا در راه خدا جهاد نكردند و يا مهاجران و دين خدا را يارى ندادند ، از دايره مؤمنان راستين خارج هستند .
و الذين ءامنوا و هاجروا . .. أولئك هم المؤمنون حقا
«أولئك» اشاره است به هر يك از «الذين» اول و دوم با ويژگيهايى كه در توصيف آنها آمده است. با توجه به اين معنا و دلالت ضمير فصل (هم) بر حصر معلوم مى شود كسانى كه مجموع صفات ياد شده را نداشته، اگر چه برخى از آنها را دارا باشند مؤمن حقيقى نيستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 22 - 1،2
1 - خداوند ، توانگران صدراسلام را از سوگند بر ترك انفاق به خويشاوندان ، بينوايان و مهاجران به صرف گناه گذشته آنان ، بر حذر داشت .
ولايأتل أُوْلوا الفضل منكم و السعة أن يؤتوا أُوْلى القربى و المسكين و المهجرين
«إيتلاء» (مصدر «يأتلى») مى تواند مشتق از «الو» به معناى «تقصير و منع» باشد. هم چنين مى تواند از «اليّه» به معناى «حلف» و سوگند خوردن باشد. در صورتى كه به معناى «حلف» باشد، «يؤتوا» منفى به «لا» ى محذوف است; يعنى، «لايحلفوا أن لايؤتوا...» درباره شأن نزول آيه شريفه دو نظر وجود دارد: 1- آيه درباره كسانى نازل شد كه پس از ماجراى «افك»، سوگند ياد كردند كه از انفاق به گروهى كه در اين ماجرا دست داشتند خوددارى كنند. 2- در خصوص ابوبكر نازل شد كه او پس از ماجراى «افك»، از انفاق به «مسطح بن اثاثة» - كه پسرخاله يا پسر خواهر وى بود - امتناع ورزيد.
2 - سوگند بر ترك نيكى و انفاق به خويشاوندان ، مستمندان و مهاجران ، به صرف لغزش گذشته آنان ، نشانه تأثير پذيرى از وسوسه شيطان و پيروى از او است .
لاتتّبعوا خطوت الشيطن . .. و لايأتل أُوْلوا الفضل منكم و السعة أن يؤتوا أُوْلى
جمله «و لايأتل. ..» مى تواند عطف بر «و لاتتّبعوا خطوات الشيطان...» - از نوع عطف خاص بر عام - باشد كه حاكى از اهميت موضوع مورد بحث خاص است. بر اين اساس معنا و پيام آيه چنين خواهد شد: «اى مؤمنان! از گام هاى شيطان، بويژه اگر شما را به ترك انفاق خويشاوندان و ... فرا بخواند پيروى نكنيد».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 59 - 4
4 - توصيه خداوند به مؤمنان و مهاجران صدراسلام ، مبنى بر اينكه در برابر فشار ها و آزار هاى كافران ، بردبار باشند و خويشتن دارى را از دست ندهند .
و الذين هاجروا . .. ثمّ قتلوا ... و إنّ اللّه لعليم حليم
متعلق «عليم» در جمله «و إنّ اللّه لعليم حليم» محذوف است و تقدير آن به قرينه مقام چنين مى باشد: «إنّ اللّه لعليم بما فعل المشركون بالمؤمنين من إخراجهم من ديارهم و قتلهم المهاجرين حليم يمهلهم و لاينتقم منهم إلى حين; خدا به آنچه كه مشركان عليه مؤمنان انجام دادند، آگاه است و چون حليم و بردبار است، به آنان فرصت مى دهد». گفتنى است كه جمله فوق، در واقع توصيه اى است از جانب خداوند به مؤمنان صدراسلام كه فشارهاى كافران آنان را بى حوصله نكند; بلكه همان طور كه خدا حليم و بردبار است، بردبارى كنند و خويشتن دارى را از دست ندهند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 60 - 1
1 - بردبارى و خويشتن دارى مؤمنان و مهاجران ، در برابر فشار ها و آزار هاى مشركان و پرهيز از انتقام گيرى ، امرى مهم ، سرنوشت ساز و مورد توصيه مؤكد خداوند ( در اوايل هجرت از مكّه به مدينه )
و الذين هاجروا . .. و إنّ اللّه لعليم حليم . ذلك
«ذلك» خبر براى مبتداى محذوف و اشاره است به توصيه خدا به مؤمنان و مهاجران صدراسلام مبنى بر اين كه در برابر فشارها و آزارهاى مشركان، خويشتن دارى كنند و بردبارى را از دست ندهند. گفتنى است كه در چنين مواردى معمولاً از كلمه «هذا» استفاده مى كنند. بنابراين به كارگيرى «ذلك» - كه براى اشاره به دور است - بيانگر اهميت خويشتن دارى در برابر آزارهاى مشركان صدراسلام در آن مقطع خاص مى باشد; مقطعى كه ظاهراً هنوز مؤمنان از نيروى كافى براى برخورد قهرآميز با دشمن، برخوردار نبودند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 42 - 5
5- مهاجران در راه خدا ، همواره و در همه چيز تنها بر پروردگار خويش متكى هستند .
و الذين هاجروا فى الله . .. و على ربّهم يتوكّلون
تقديم «على ربّهم» مى تواند براى حصر باشد و مضارع آوردن فعل «يتوكّلون» و حذف متعلق آن، مى تواند دلالت بر استمرار و مشعر به اين باشد كه مهاجران در همه چيز توكل مى كنند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 41 - 12
12- مهاجران ، از فوايد دنيوى و پاداش اخروى هجرت در راه خدا بى خبرند .
و الذين هاجروا . .. لأجر الأخرة أكبر لو كانوا يعلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 75 - 1
1 - خداوند از انصار و مهاجران نخستين خواست تا كسانى را كه در آينده ايمان مى آورند و هجرت مى كنند و به جهاد مى پردازند ، از خود بدانند و حقوق ولايت را درباره آنان رعايت كنند .
و الذين ءامنوا من بعد و هاجروا و جهدوا معكم فأولئك منكم
مخاطبان آيه، انصار و مهاجران نخستين هستند. مضاف إليه كلمه «بعد»، كلمه «ايمانكم» و يا «الهجرة الاولى» است. جمله «فأولئك منكم» اشاره به اين دارد كه تمام قوانين و حقايقى كه درباره انصار و مهاجران نخستين بيان شده درباره آنان نيز عيناً وجود دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 74 - 2
2 - مؤمنانى كه مهاجران را در مدينه پناه دادند و از پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مهاجران حمايت كرده و دين خدا را يارى دادند ، مؤمانى حقيقى و راستين هستند .
و الذين ءاووا و نصروا أولئك هم المؤمنون حقا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ممتحنه - 60 - 7 - 3
3 - رفع نگرانى از مؤمنان مدينه از سوى خداوند ، نسبت به آينده بازماندگان ايشان در مكه
عسى اللّه . .. مودّة
با توجه به اين كه شأن نزول آيات پيشين، حركتى بود كه از حاطب بن أبى بلتعه - به انگيزه مصونيت دادن خانوده اش در مكه - صورت گرفته بود; خداوند پس از نفى شيوه وى، با اين نويد به او و امثالش، نوعى اطمينان بخشيده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ممتحنه - 60 - 1 - 17
17 - اقدام برخى از مهاجران ، به برقرارى رابطه سرّى و دوستانه با مشركان مكه
تسرّون إليهم بالمودّة
با توجه به شأن نزول آيه شريفه، مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 110 - 2
2- خداوند ، نسبت به مهاجرانى كه با هجرت ، جهاد و صبر ، دين خود را حفظ كردند ، بسيار بخشنده و مهربان است .
ثمّ إن ربّك للذين هاجروا من بعد ما فتنوا ثمّ جهدوا و صبروا
خبر «إن ربّك للذين . ..» محذوف است كه «لغفور رحيم» بر آن دلالت دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 8 - 8،12
8 - روحيه خداجويى و دين ياورى ، از ويژگى هاى بارز مهاجرانِ صدراسلام
المهجرين الذين . .. يبتغون فضلاً من اللّه و رضونًا و ينصرون اللّه و رسوله
12 - مهاجرانِ خداجو و دين باور صدراسلام ، نمونه مؤمنان راستين
المهجرين الذين . .. أُولئك هم الصدقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 117 - 1
1 - شمول رأفت و رحمت خاص الهى بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مهاجران و انصارى كه آن حضرت را در لحظه هاى دشوار ، همراهى كردند .
لقد تاب اللّه على النبى و المهجرين و الانصار
«توبة» به معناى رجوع و روى كردن است. روى كرد خدا به پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مهاجر و انصار - به قرينه ذيل آيه شريفه - كنايه از اين است كه خداوند آنان را به خاطر يارى رساندن به پيامبر (صلی الله علیه و آله) در لحظه هاى سخت و دشوار، مورد رأفت و رحمت ويژه قرار داده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 20 - 7
7 - سعادت و رستگارى حقيقى ، از آن مؤمنان مهاجر و مجاهد در راه خداست .
الذين ءامنوا و هاجروا و جهدوا . .. أولئك هم الفائزون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 100 - 8
8 - اعلام رضايت برتر خداوند ، از اولين و برترين مؤمنان از مهاجران و انصار
و السبقون الأولون من المهجرين . .. رضى اللّه عنهم
قيد «الأولون» مى تواند قيد توضيحى نباشد بلكه «السابقون» را به دو دسته تقسيم كند كه در اين صورت استفاده مى شود كه در ميان مهاجران و انصار پيشتاز، دو گروه وجود داشته اند: برخى «الأولون» و برخى غير آن ; گفتنى است كه علاوه بر نكته فوق، واژه «السابقون» و «الأولون» ممكن است تنها نظر به سبقت زمانى نداشته باشد ; بلكه سبقت و اولويت معنوى را هم برساند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 100 - 1،8
1 - خدا از نخستين پيشگامان از مهاجران و انصار و نيز دنبال كنندگان راه آنان ، راضى و ايشان نيز از خدا راضى اند .
و السبقون الأولون من المهجرين و الأنصار و الذين اتبعوهم بإحسن رضى اللّه عنهم و ر
8 - اعلام رضايت برتر خداوند ، از اولين و برترين مؤمنان از مهاجران و انصار
و السبقون الأولون من المهجرين . .. رضى اللّه عنهم
قيد «الأولون» مى تواند قيد توضيحى نباشد بلكه «السابقون» را به دو دسته تقسيم كند كه در اين صورت استفاده مى شود كه در ميان مهاجران و انصار پيشتاز، دو گروه وجود داشته اند: برخى «الأولون» و برخى غير آن ; گفتنى است كه علاوه بر نكته فوق، واژه «السابقون» و «الأولون» ممكن است تنها نظر به سبقت زمانى نداشته باشد ; بلكه سبقت و اولويت معنوى را هم برساند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 58 - 5
5 - رزق نيكو ، پاداش اخروى خدا به مؤمنان مهاجر
و الذين هاجروا . .. ليرزقنّهم اللّه رزقًا حسنًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 58 - 5
5 - رزق نيكو ، پاداش اخروى خدا به مؤمنان مهاجر
و الذين هاجروا . .. ليرزقنّهم اللّه رزقًا حسنًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 59 - 3
3 - مسكن و جايگاه دلپذير ، از برجسته ترين مصداق هاى روزى نيكوى خدا به مؤمنان مهاجر در سراى آخرت
ليرزقنّهم اللّه رزقًا حسنًا . .. ليدخلنّهم مدخلاً يرضونه
برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه جمله «ليدخلنّهم» بدل اشتمال و به تعبير ديگر از مصداق هاى رزق نيكو (ليرزقنّهم اللّه رزقاً حسناً) مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 20 - 7
7 - سعادت و رستگارى حقيقى ، از آن مؤمنان مهاجر و مجاهد در راه خداست .
الذين ءامنوا و هاجروا و جهدوا . .. أولئك هم الفائزون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 58 - 4
4 - تضمين بهشت از سوى خدا ، براى آن دسته از مهاجران صدراسلام كه تا آن زمان ( زمان نزول آيه فوق ) با مرگ طبيعى از دنيا رفته و يا به دست دشمن كشته شده بودند .
و الذين هاجروا فى سبيل اللّه ثمّ . .. ليرزقنّهم اللّه رزقًا حسنًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 42 - 1
1- مسلمانان مهاجر از ستم مشركان مكه ، مردمانى صبور بودند كه در برابر ستم ظالمان شكيبايى پيشه كردند .
و الذين هاجروا فى الله . .. الذين صبروا
«الذين» عطف بيان براى «الذين» در آيه سابق است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 59 - 4
4 - توصيه خداوند به مؤمنان و مهاجران صدراسلام ، مبنى بر اينكه در برابر فشار ها و آزار هاى كافران ، بردبار باشند و خويشتن دارى را از دست ندهند .
و الذين هاجروا . .. ثمّ قتلوا ... و إنّ اللّه لعليم حليم
متعلق «عليم» در جمله «و إنّ اللّه لعليم حليم» محذوف است و تقدير آن به قرينه مقام چنين مى باشد: «إنّ اللّه لعليم بما فعل المشركون بالمؤمنين من إخراجهم من ديارهم و قتلهم المهاجرين حليم يمهلهم و لاينتقم منهم إلى حين; خدا به آنچه كه مشركان عليه مؤمنان انجام دادند، آگاه است و چون حليم و بردبار است، به آنان فرصت مى دهد». گفتنى است كه جمله فوق، در واقع توصيه اى است از جانب خداوند به مؤمنان صدراسلام كه فشارهاى كافران آنان را بى حوصله نكند; بلكه همان طور كه خدا حليم و بردبار است، بردبارى كنند و خويشتن دارى را از دست ندهند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 218 - 2
2 - اميد داشتن به رحمت الهى - نه خود را مستحق آن شمردن - ، از ويژگى هاى مؤمنان و مهاجرانِ مجاهد
انّ الذين امنوا و الذين هاجروا و جاهدوا فى سبيل اللّه اولئك يرجون رحمت اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 22 - 12
12 - گذشت از لغزش هاى خويشاوندان ، بينوايان و مهاجرانِ راه خدا و برخورد كريمانه با آنان ، وظيفه اى الهى بر عهده توانگران
و لايأتل أُولوا الفضل منكم و السعة أن يؤتوا أُوْلى القربى . .. و ليعفوا و ليصفحو
«عفو» در لغت به معناى گذشت است و «صفح» به معناى گذشت همراه با ترك ملامت نسبت به خطا كار است (فروق اللغة). چنين گذشتى، حاكى از كرامت و بزرگوارى گذشت كننده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 42 - 3
3- صبرپيشگى و توكل بر خداوند ، از جمله شرايط و عوامل سعادت دنيوى و اخروى مهاجران راه خدا
و الذين هاجروا فى الله . .. لنبوّئنّهم فى الدنيا ... و لأجر الأخرة أكبر ... الذي
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 42 - 3
3- صبرپيشگى و توكل بر خداوند ، از جمله شرايط و عوامل سعادت دنيوى و اخروى مهاجران راه خدا
و الذين هاجروا فى الله . .. لنبوّئنّهم فى الدنيا ... و لأجر الأخرة أكبر ... الذي
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 218 - 5
5 - اهميّت و ارزش هجرت و جهاد در راه خدا ، و برترى مهاجرانِ مجاهد بر ساير مؤمنان
ان الذين امنوا و الذين هاجروا و جاهدوا فى سبيل اللّه
به نظر مى رسد تكرار موصول، دلالت بر ارزشمندى ايمان داشته باشد; اگر چه همراه با جهاد و هجرت نباشد; امّا آنگاه كه توأم با هجرت و جهاد باشد، ارزش و اهميّتى برتر مى يابد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 195 - 22
22 - مهاجر آواره و آزار ديده در راه خدا ، و جهادگر و جان باخته ، مصداق مؤمن خردمند
لايات لاولى الالباب . .. فالّذين هاجروا و اخرجوا من ديارهم ... و قاتلوا و قتلوا
اجابت دعاى خردمندان به دليل اعمال آنان است. «انّى لا اضيع ... » و جمله «فالّذين» به دليل «فا»، بيانگر آن اعمال است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 100 - 18
18 - مهاجران به سوى خدا و رسول (صلی الله علیه و آله) ، مشمول غفران و رحمت خاصّ الهى هستند .
و من يهاجر . .. فقد وقع اجره على اللّه و كان اللّه غفوراً رحيماً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 21 - 2
2 - مهاجران و مجاهدان راه خدا ، مشمول رحمت ويژه الهى اند .
هاجروا و جهدوا فى سبيل اللّه . .. يبشرهم ربهم برحمة منه
نكره آوردن كلمه «رحمة» حاكى از اين است كه: مؤمنان مهاجر و مجاهد راه خدا، برخوردار از رحمتى خاص و ويژه خواهند بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 22 - 2
2 - مؤمنان هجرت كننده و مجاهد ، برخوردار از زندگى جاودان در باغ هاى سرشار از نعمت ، در سراى بهشت
الذين ءامنوا و هاجروا و جهدوا . .. و جنت لهم فيها نعيم مقيم. خلدين فيها أبداً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 117 - 1
1 - شمول رأفت و رحمت خاص الهى بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مهاجران و انصارى كه آن حضرت را در لحظه هاى دشوار ، همراهى كردند .
لقد تاب اللّه على النبى و المهجرين و الانصار
«توبة» به معناى رجوع و روى كردن است. روى كرد خدا به پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مهاجر و انصار - به قرينه ذيل آيه شريفه - كنايه از اين است كه خداوند آنان را به خاطر يارى رساندن به پيامبر (صلی الله علیه و آله) در لحظه هاى سخت و دشوار، مورد رأفت و رحمت ويژه قرار داده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 42 - 5
5- مهاجران در راه خدا ، همواره و در همه چيز تنها بر پروردگار خويش متكى هستند .
و الذين هاجروا فى الله . .. و على ربّهم يتوكّلون
تقديم «على ربّهم» مى تواند براى حصر باشد و مضارع آوردن فعل «يتوكّلون» و حذف متعلق آن، مى تواند دلالت بر استمرار و مشعر به اين باشد كه مهاجران در همه چيز توكل مى كنند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 110 - 2،9
2- خداوند ، نسبت به مهاجرانى كه با هجرت ، جهاد و صبر ، دين خود را حفظ كردند ، بسيار بخشنده و مهربان است .
ثمّ إن ربّك للذين هاجروا من بعد ما فتنوا ثمّ جهدوا و صبروا
خبر «إن ربّك للذين . ..» محذوف است كه «لغفور رحيم» بر آن دلالت دارد.
9- هجرت كنندگان رنج ديده ، جهادگر و مقاوم ، مورد عنايت خاص خداوند و برخوردار از نصرت او *
ثمّ إن ربّك للذين هاجروا من بعد ما فتنوا ثمّ جهدوا و صبروا
برداشت فوق، مبتنى بر اين نكته است كه «ربّك» اسم «إن» بوده و لام حرف جر و «الذين» متعلق به خبر محذوفى مانند «هو ناصر لهم» باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 20 - 1
1 - تقدير و تمجيد خداوند از مؤمنان مهاجر و مجاهد صدر اسلام
الذين ءامنوا و هاجروا و جهدوا . .. أعظم درجة عند اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 8 - 16
16 - « عن الصادق ( ع ) : . . .ثمّ قال [ اللّه تعالى ] : « للفقراء المهاجرين الذين اُخرجوا . . . » فجعلها اللّه لمن هاجر من قريش مع النبى (صلی الله علیه و آله) . . . و أخرج . . . عنهم المهاجرين مع رسول اللّه من العرب لقوله « الذين اُخرجوا من ديارهم و أموالهم » لأنّ قريشاً كانت تأخذ ديار من هاجر منها و أموالهم و لم تكن العرب تفعل ذلك بمن هاجر منها . . . ;
از امام صادق(ع) روايت شده است: . ..خدا فرموده [اموالى كه بدون جنگ به دست آمده ]از آنِ فقراى مهاجر است كه از خانه ها و اموال خود اخراج شده اند.[بااين دستور ]خدا آن اموال را براى مهاجران قريش - كه در معيّت پيامبر(صلی الله علیه و آله) بوده اند - قرار داده و مهاجران عرب را كه - همراه آن حضرت بوده اند - از [شمول حكم] آنان خارج كرده است; زيرا فرموده :«الذين اُخرجوا من ديارهم و أموالهم» قريش خانه ها و اموال مهاجران خود را تصاحب مى كرده; ولى عرب با مهاجران خود اين كار را نمى كرده [و اموال را براى خود آنان باقى مى گذاشته است]».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 9 - 7
7 - انصار ، به دور از كمترين حسد و چشمداشت نسبت به اموال عطا شده به مهاجران از « فىء »
و لايجدون فى صدورهم حاجة ممّا أُوتوا
با توجه به اين كه حسد مسبوق به چشمداشت است و انصار هيچ گونه چشمداشتى نسبت به اموال عطا شده به مهاجران نداشتند; از آيه شريفه نفى هرگونه حسادت استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 10 - 2
2 - مهاجران پس از غزوه بنى نضير ، داراى سهم از « فىء » *
و الذين جاءو من بعدهم
برداشت بالا، بر اين احتمال است كه مراد از «الذين جاءو» خصوص مهاجرانى باشد كه پس از مهاجران نخستين، به مدينه هجرت كردند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 8 - 1،2
1 - مهاجرانِ نيازمند و تنگدست ، از جمله سهم بران « فىء »
للفقراء المهجرين
در مورد كلمه «للفقراء» دو احتمال وجود دارد: 1- بدل از «للّه» كه مقصود فى سبيل اللّه است; 2- بدل از «ذى القربى» و ما بعد آن. در هر دو صورت، برداشت ياد شده به دست مى آيد.
2 - مهاجرانِ فقير ، از موارد مصرف سهم خدا در فىء *
ما أفاء اللّه . .. فللّه ... للفقراء المهجرين
عبارت «للفقراء المهاجرين» مى تواند بيان مصداقى از سهم خداوند در «فىء» باشد; زيرا روشن است كه سهم رسول و ذى القربى، مصرف خاص دارد. اما «سهم اللّه» مصارف عامى دارد كه خداوند در اين آيه، به مصداقى از آن اشاره كرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 25 - 9
9- بى اطلاعى مهاجران و انصار ، از وجود مردان و زنانى مؤمن در ميان مكيان ; قبل از صلح حديبيه
و لولا رجال مؤمنون و نساء مؤمنت لم تعلموهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 72 - 14
14 - كافرانى كه با مسلمانان پيمان عدم تعرض دارند ، هر چند به انگيزه مبارزه با اسلام به غير مهاجران هجوم برند ، مهاجران و انصار موظف به يارى آنان نيستند .
فعليكم النصر إلا على قوم بينكم و بينهم ميثق
مراد از ميثاق به قرينه مقام، پيمان عدم تعرض و متاركه جنگ است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 75 - 4
4 - حق تصميم گيرى درباره جهاد از آن مهاجران نخستين بود .
جهدوا معكم
كلمه «معكم» در «جهدوا معكم» (در كنار شما جهاد كنند) مى تواند ناظر به برداشت فوق باشد. چنانچه مخاطبان «معكم» خصوص مهاجران باشند، برداشت فوق از اتقان بيشترى برخوردار است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 110 - 1
1- تمجيد خداوند از مؤمنانى كه در كوران مشكلات ، از ايمان نبريدند و با هجرت و جهاد ، صبر پيشه كردند .
ثمّ إن ربّك للذين هاجروا من بعد ما فتنوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 117 - 8
8 - تفاوت درجات ايمان مسلمانان صدر اسلام ( مهاجران و انصار )
المهجرين و الانصار . .. بعد ما كاد يزيغ قلوب فريق منهم
با توجه به اينكه تزلزل قلبى، تنها براى برخى از آنان پديد آمده بود و ديگران ثابت قدم بودند، مطلب فوق به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 100 - 9
9 - وجود تقدم و تأخر و تفاوت در فضل و كمال حتى در ميان پيشتازان از مهاجران و انصار
و السبقون الأولون من المهجرين و الأنصار
برداشت فوق بر اين اساس است كه «الأولون» قيد احترازى باشد كه در اين صورت «سابقون» را به دو گروه تقسيم مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 58 - 4
4 - تضمين بهشت از سوى خدا ، براى آن دسته از مهاجران صدراسلام كه تا آن زمان ( زمان نزول آيه فوق ) با مرگ طبيعى از دنيا رفته و يا به دست دشمن كشته شده بودند .
و الذين هاجروا فى سبيل اللّه ثمّ . .. ليرزقنّهم اللّه رزقًا حسنًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 59 - 3
3 - مسكن و جايگاه دلپذير ، از برجسته ترين مصداق هاى روزى نيكوى خدا به مؤمنان مهاجر در سراى آخرت
ليرزقنّهم اللّه رزقًا حسنًا . .. ليدخلنّهم مدخلاً يرضونه
برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه جمله «ليدخلنّهم» بدل اشتمال و به تعبير ديگر از مصداق هاى رزق نيكو (ليرزقنّهم اللّه رزقاً حسناً) مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 72 - 4،12،13
4 - تصميم گيرى درباره جهاد ، مسؤوليت مهاجران و يارى رسانى به مهاجران ، وظيفه و مسؤوليت گروه انصار در صدر اسلام
و الذين ءاووا و نصروا
توصيف مهاجران به اينكه در راه خدا جهاد كنند، در مقابل انصار كه به اين امر توصيف نشده اند، با اينكه جهاد در راه خدا يك وظيفه ايمانى است، مى تواند به اين نكته اشاره داشته باشد كه در صدر اسلام جهاد و تصميم گيرى درباره آن بر عهده مهاجران بود و انصار بايد آنان را در اين امر يارى دهند، ولى تصميم گيرنده نباشند.
12 - وجود درگيرى بين مؤمنان غير مهاجر با كافران ، به خاطر دين و ديندارى ، تنها موردى است كه مهاجران و انصار موظف به يارى غير مهاجران هستند .
و إن استنصروكم فى الدين فعليكم النصر
قيد «فى الدين» بيانگر اين است كه اگر كافران به انگيزه مبارزه با اسلام و ديندارى غير مهاجران به آنان هجوم بردند، بايد ساير مسلمانان از آنان حمايت كنند و اگر درگيرى بدين انگيزه نباشد، حمايت از آنان ضرورت ندارد. قابل ذكر است كه «ال» در «النصر» جانشين مضاف إليه است ; يعنى «فعليكم نصرهم».
13 - وجوب يارى رسانى مهاجران و انصار به غير مهاجران مشروط به درخواست يارى از سوى غير مهاجران است .
و إن استنصروكم فى الدين فعليكم النصر
برداشت فوق با توجه به شرط «إن استنصروكم . .. » (اگر از شما يارى خواستند ... ) استفاده شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 75 - 1
1 - خداوند از انصار و مهاجران نخستين خواست تا كسانى را كه در آينده ايمان مى آورند و هجرت مى كنند و به جهاد مى پردازند ، از خود بدانند و حقوق ولايت را درباره آنان رعايت كنند .
و الذين ءامنوا من بعد و هاجروا و جهدوا معكم فأولئك منكم
مخاطبان آيه، انصار و مهاجران نخستين هستند. مضاف إليه كلمه «بعد»، كلمه «ايمانكم» و يا «الهجرة الاولى» است. جمله «فأولئك منكم» اشاره به اين دارد كه تمام قوانين و حقايقى كه درباره انصار و مهاجران نخستين بيان شده درباره آنان نيز عيناً وجود دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 60 - 2
2 - مقابله به مثل يكى از مؤمنان صدراسلام ، در پى عقوبتى كه از سوى مشركان بر او رفته بود .
و من عاقب بمثل ما عوقب به
از ظاهر آيه، چنين استفاده مى شود كه يكى از مؤمنان، در پى عقوبتى كه از سوى مشركان بر او رفته بود، دست به انتقام زد و مقابله به مثل كرد. سپس دوباره از سوى آنها مورد تجاوز و ستم قرار گرفت. خداوند در پى اين تجاوز، به او وعده أكيد داد كه او را يارى خواهد كرد تا انتقام خود را بگيرد. اما در عين حال، با تذكر به اين حقيقت كه خداوند بخشنده و غفور است، توصيه نمود كه اگر كه از آن تجاوز درگذرد و متجاوز را مورد عفو و آمرزش قرار دهد، مناسب تر و پسنديده تر خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 41 - 1
1- خداوند ، به مسلمانهايى كه مورد ستم واقع شده و به خاطر او هجرت كردند ، جايگاه و مكانى شايسته در دنيا و پاداشى بس بزرگ تر در آخرت عطا مى كند .
و الذين هاجروا فى الله من بعد ما ظلموا لنبوّئنّهم فى الدنيا حسنة و لأجر الأخرة أ
«فى» در «فى الله» به معناى «لام» و براى تعليل است. بنابراين معناى عبارت «هجرت براى كسب رضاى خداوند» است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 59 - 2
2 - مؤمنان مهاجر ، برخوردار از جايگاهى مطلوب و دلپذير در جهان آخرت
و الذين هاجروا . .. ليدخلنّهم مدخلاً يرضونه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 72 - 11
11 - مؤمنان غير مهاجر در صورت هجرت ، همسان با ديگر مهاجران در برخوردارى از حقوق ولايت و حمايت مقرر شده در ميان مؤمنان
ما لكم من وليتهم من شىء حتى يهاجروا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 20 - 6
6 - مؤمنان مهاجر و مجاهد در راه خدا ، داراى برترين مرتبه و بزرگترين درجه درپيشگاه خداوند
الذين ءامنوا و هاجروا و جهدوا . .. أعظم درجة عند اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 21 - 3،6
3 - برخوردارى از مقام رضوان ( رضايت كامل خدا از انسان ) از موهبت هاى خاص خداوند به مؤمنان مهاجر و مجاهد
هاجروا و جهدوا فى سبيل اللّه . .. يبشرهم ربهم ... و رضون
6 - برخوردارى مؤمنان مهاجر ومجاهد از رحمت ويژه خدا و مقام رضوان ، نعمتى است بسيار ارجمندتر از دستيابى آنان به باغ ها و بوستان هاى بهشت .
هاجروا و جهدوا فى سبيل اللّه . .. يبشرهم ربهم برحمة منه و رضون و جنت
تقديم «رحمة» و «رضوان» بر «جنات» رساننده برداشت فوق است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 100 - 20
20 - عن ابى عبداللّه ( ع ) [ فى قوله تعالى : ] « و السّابقون الأوّلون من المهاجرين و الانصار و الذين اتّبعوهم باحسان . . . » : فبدء بالمهاجرين الاوّلين على درجة سبقهم ثم ثنّى بالأنصار ثم ثلّث بالتّابعين لهم باحسان فوضع كل قوم على قدر درجاتهم و منازلهم عنده . . . . ;
از امام صادق (ع) درباره سخن خداى تعالى: «پيشگامان نخستين از مهاجرين و انصار و كسانى كه با نيكوكارى از آنان پيروى كردند . .. » روايت شده كه فرمود: پس خداى عز و جل مهاجران نخستين را بر اساس سابقه ايمانى آنان، در آغاز ذكر فرمود ; سپس انصار را در رتبه دوم و تابعين به احسان را در رتبه سوم ياد نمود. بدين ترتيب هر گروه را بر مبناى درجه و منزلتى كه نزد او داشتند [در كلام خود] جاى داد».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 75 - 2،3،4
2 - كسانى كه در آينده ايمان آورند ، هجرت كنند و در صف مجاهدان به جهاد بپردازند ، همانند مؤمنان و مهاجران نخستين ، مؤمنانى حقيقى و راستين هستند .
أولئك هم المؤمنون حقا . .. و الذين ءامنوا من بعد ... فأولئك منكم
3 - كسانى كه پس از مؤمنان و مهاجران نخستين ايمان آورند ، همانند مؤمنان نخستين از مغفرت خدا و روزى هاى با كرامت او بهره مند خواهند شد .
لهم مغفرة و رزق كريم. و الذين ءامنوا من بعد ... فأولئك منكم
4 - حق تصميم گيرى درباره جهاد از آن مهاجران نخستين بود .
جهدوا معكم
كلمه «معكم» در «جهدوا معكم» (در كنار شما جهاد كنند) مى تواند ناظر به برداشت فوق باشد. چنانچه مخاطبان «معكم» خصوص مهاجران باشند، برداشت فوق از اتقان بيشترى برخوردار است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 22 - 4
4 - كوتاهى در تأمين نياز خويشاوندان ، بينوايان و مهاجران ، به خاطر لغزش هاى گذشته آنان ، ممنوع است .
و لايأتل أُوْلوا الفضل منكم و السعة أن يؤتوا أُوْلى القربى و المسكين و المهجري
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 58 - 2
2 - خدا ، عهده دار پاداش مؤمنان مهاجر
و الذين هاجروا فى سبيل اللّه . .. ليرزقنّهم اللّه رزقًا حسنًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 59 - 1
1 - خدا ، عهده دار پاداش مؤمنان مهاجر در جهان آخرت
و الذين هاجروا . .. ليدخلنّهم مدخلاً يرضونه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 8 - 4
4 - وضع اقتصادى مهاجران ، دشوارتر از انصار به هنگام غزوه بنى نضير
للفقراء المهجرين
از اختصاص به ذكر يافتن فقراى مهاجر، دشوارى فزون تر وضع اقتصادى آنان استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 117 - 6
6 - نيرو هاى رزمى جنگ تبوك ، متشكل از مهاجر و انصار
المهجرين و الانصار الذين اتبعوه فى ساعة العسرة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 110 - 9
9- هجرت كنندگان رنج ديده ، جهادگر و مقاوم ، مورد عنايت خاص خداوند و برخوردار از نصرت او *
ثمّ إن ربّك للذين هاجروا من بعد ما فتنوا ثمّ جهدوا و صبروا
برداشت فوق، مبتنى بر اين نكته است كه «ربّك» اسم «إن» بوده و لام حرف جر و «الذين» متعلق به خبر محذوفى مانند «هو ناصر لهم» باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 117 - 1
1 - شمول رأفت و رحمت خاص الهى بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مهاجران و انصارى كه آن حضرت را در لحظه هاى دشوار ، همراهى كردند .
لقد تاب اللّه على النبى و المهجرين و الانصار
«توبة» به معناى رجوع و روى كردن است. روى كرد خدا به پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مهاجر و انصار - به قرينه ذيل آيه شريفه - كنايه از اين است كه خداوند آنان را به خاطر يارى رساندن به پيامبر (صلی الله علیه و آله) در لحظه هاى سخت و دشوار، مورد رأفت و رحمت ويژه قرار داده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 58 - 4
4 - تضمين بهشت از سوى خدا ، براى آن دسته از مهاجران صدراسلام كه تا آن زمان ( زمان نزول آيه فوق ) با مرگ طبيعى از دنيا رفته و يا به دست دشمن كشته شده بودند .
و الذين هاجروا فى سبيل اللّه ثمّ . .. ليرزقنّهم اللّه رزقًا حسنًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 72 - 8
8 - مهاجران و انصار نبايد از مؤمنان غير مهاجر يارى طلبند و از آنان انتظار حمايت داشته باشند . *
ما لكم من وليتهم من شىء
برداشت فوق مبتنى بر اين است كه ضمير در «وليتهم» فاعل باشد. بنابراين جمله «ما لكم ... » به اين معناست كه براى شما نيست كه از پشتيبانى آنان برخوردار شويد. يعنى نبايد آنان را به نصرت خويش بخوانيد و حمايت آنان را طلب كنيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 10 - 7
7 - مؤمنان ، حتى پيشتازان ايمان ( مهاجران و انصار ) ، فاقد مصونيت از خطا و نيازمند غفران الهى
و الذين جاءو من بعدهم يقولون ربّنا اغفر لنا و لإخوننا الذين سبقونا بالإيمن
از تأييد خداوند نسبت به استغفار براى پيشتازان راه ايمان، به جا بودن اين دعا و نياز آنان استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 72 - 1،2،7
1 - خداوند هر يك از مؤمنان مهاجر و انصار را ولىّ ديگرى قرار داد و به پشتيبانى همه جانبه از يكديگر فراخواند .
إن الذين ءامنوا و هاجروا . .. أولياء بعض
جمله «أولئك بعضهم أولياء بعض» جمله اى خبرى است و مراد از آن انشاء و جعل ولايت است.
2 - شركت در جهاد با مال و جان از سوى مجاهدان و يارى مهاجران از سوى انصار ، شرط برخوردارى هر يك از ولايت مقرر شده از جانب خدا
إن الذين ءامنوا و هاجروا . .. أولياء بعض
مشاراليه «أولئك» و مرجع ضمير در «بعضهم»، «الذين» اول و دوم، با تمام صفاتى كه براى آنان ذكر شد، است. يعنى مؤمنان مهاجر - مثلا - اگر جهاد نكنند و يا مؤمنان ساكن در مدينه اگر مهاجران را يارى ندهند از حقوق ولايت برخوردار نيستند.
7 - خداوند بين مهاجران و انصار با مؤمنان غير مهاجر ، ولايتى مقرر نداشته و پشتيبانى از ايشان را بر مهاجران و انصار واجب نكرد .
و الذين ءامنوا و لم يهاجروا ما لكم من وليتهم من شىء
«ولايت» به معناى حمايت كردن و يارى رساندن است. كلمه «شىء» مبتدا و «من» در آن زايده مى باشد. «من» در «من ولايتهم» بيانيه و بيانگر معناى شىء است. كلمه لكم خبر براى «من شىء» مى باشد. گفتنى است در برداشت فوق ضمير در «ولايتهم» مفعول گرفته شده و فاعل آن ضميرى است خطاب به مهاجران انصار. بنابراين معناى جمله چنين مى شود: هيچ حق ولايتى براى شما نسبت به ايشان جعل نشده است. يعنى نبايد ايشان را يارى كنيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 75 - 13
13 - حكم ولايت مهاجر و انصار بر يكديگر و اولويت خويشان در آن ولايت ، حكمى بر اساس علم مطلق الهى
إن اللّه بكل شىء عليم
جمله «إن اللّه . .. » پس از بيان احكام ذكر شده، در اين آيه و آيات پيشين، اشاره به اين حقيقت دارد كه احكام و قوانين ياد شده احكامى عالمانه و نشأت گرفته از علم مطلق خداوند است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 8 - 8
8 - روحيه خداجويى و دين ياورى ، از ويژگى هاى بارز مهاجرانِ صدراسلام
المهجرين الذين . .. يبتغون فضلاً من اللّه و رضونًا و ينصرون اللّه و رسوله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - حمد - 1 - 7 - 2
2 - گروهى از انسان ها برخوردار از هدايت هاى ويژه الهى و بهره مند از مراحل والاى آن هستند .
صرط الذين انعمت عليهم
چنانچه گذشت مراد از «نعمت» نعمت هدايت است، و چون درخواست كنندگان اين نعمت خود از هدايت يافتگان هستند، مقصود از آن، هدايتى ويژه است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 5 - 1،3
1 - تنها اهل تقوا مردمى هدايت يافته اند .
هدًى للمتقين . .. أولئك على هدًى من ربهم
3 - مؤمنان به غيب ( خدا و . . . ) و معتقدان به رسالت و باورداران به آخرت ، هدايت يافتگانند .
الذين يؤمنون . ... أولئك على هدًى من ربهم
مشاراليه «أولئك» (اهل تقوا) ممكن است به صورت اجمالى ملاحظه شود. در اين صورت كلمه «المتقين» مشاراليه خواهد بود. و ممكن است جنبه تفصيلى آن در نظر گرفته شود; در اين لحاظ، صفات بيان شده براى «متقين» مشاراليه «أولئك» مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 157 - 4،8
4 - مؤمنانى كه در مصيبت هاى راه ايمان صابرند ، به هدايت واقعى نايل خواهند شد .
قالوا إنا للّه و إنا إليه راجعون . .. و أولئك هم المهتدون
8 - مؤمنانى كه در مصيبت ها و سختى ها صابر و تسليم قضاى الهى باشند ، تنها كسانى هستند كه به هدايت دست يافته اند .
و بشر الصبرين. الذين ... و أولئك هم المهتدون
ضمير فصل (هم) و معرفه بودن خبر (المهتدون) حاكى از حصر است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 50 - 16،17
16 - مؤمنان به پيامبر(صلی الله علیه و آله)، بينا و راه يافته و تكذيب كنندگان او كور و گمراه هستند.
فمن ءامن . .. والذين كذبوا ... قل هل يستوى الأعمى و البصير
چون موضوع آيات اثبات رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) است، مى توان گفت مراد از «البصير» مؤمنان به آن حضرت و مراد از «الأعمى» تكذيب كنندگان آن حضرت هستند.
17 - پيامبر(صلی الله علیه و آله)، بينا و راه يافته، و مشركان، كور و گمراه هستند. *
فمن ءامن . .. والذين كذبوا ... قل هل يستوى الأعمى و البصير
ظاهراً مراد از «البصير»، پيامبر(صلی الله علیه و آله)، مراد از «الأعمى»، مشركان هستند. و چون موضوع آيه، ايمان به پيامبر است، گويا آيه در صدد بيان فلسفه لزوم ايمان به آن حضرت است. يعنى از آنجا كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) بصير است، ديگران بايد از او تبعيت كنند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 75 - 7
7 - انبيا از هدايت ويژه خداوند برخوردارند.
و كذلك نرى إبرهيم ملكوت . .. و ليكون من الموقنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 82 - 8
8 - مؤمنانى كه ايمان خويش را به هيچگونه شرك و ظلمى نياميزند، برخوردار از هدايت كاملند.
الذين ءامنوا و لم يلبسوا . .. أولئك لهم الأمن و هم مهتدون
در آيه شريفه، مؤمنانى كه ايمانشان خالى از هر گونه ظلم باشد، هدايت يافته شمرده شده اند. با توجه به اينكه مؤمن در هر مرتبه اى كه باشد، از هدايتى نسبى برخوردار است، به نظر مى رسد مراد از «هم مهتدون» هدايت كامل اين گروه باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 84 - 3،6،7
3 - نوح(ع) هدايت يافته به توحيد و برهانهاى آن و داراى مرتبه اى بلند بود.
و نوحا هدينا من قبل
6 - داوود، سليمان، ايوب، يوسف(ع)، موسى و هارون(ع)، فرزندانى از نسل ابراهيم و هدايت يافته از جانب خداوند هستند.
و من ذريته داود و سليمن و أيوب و يوسف و موسى و هرون
سياق آيات پيشين، كه درباره حضرت ابراهيم(ع) بود، اين احتمال را پديد مى آورد كه ضمير در «ذريته» به «ابراهيم» برگردد. در اين صورت برخى اسامى كه در آيات بعد آمده است (همچون الياس و لوط) از باب تغليب در شمار ذريه آن حضرت ذكر شده اند.
7 - داوود، سليمان، ايوب، يوسف، موسى و هارون، فرزندانى از نسل نوح(ع) و هدايت يافته از جانب خداوند بودند.
نوحا . .. و من ذريته داود و سليمن و أيوب و يوسف و موسى و هرون
با توجه به دو نكته مى توان گفت «نوحا» مرجع ضمير در «ذريته» است: «نوحا» نزديكترين كلمه اى است كه مى تواند مرجع ضمير باشد. در ميان كسانى كه به عنوان ذريه از آنان ياد شده، افرادى هستند كه از ذريه ابراهيم(ع) نيستند، مانند حضرت لوط(ع) و الياس(ع)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 85 - 4
4 - زكريا، يحيى، عيسى و الياس(ع) از هدايت خاص خداوند بهره مند بودند.
و كلا هدينا . .. و من ذريته ... و زكريا و يحيى و عيسى و إلياس
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 87 - 1،4
1 - خداوند برخى از پدران و فرزندان و برادران انبياى گذشته را (ابراهيم، اسحاق، يعقوب(ع) و . .. ) برگزيد و به صراط مستقيم هدايت كرد.
و من ءابائهم و ذريتهم و إخونهم و اجتبينهم و هدينهم إلى صرط مستقيم
4 - پيامبران، برگزيدگان خداوند و رهيافتگان به صراط مستقيم هستند.
و اجتبينهم و هدينهم إلى صرط مستقيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 117 - 1
1 - تنها خداوند آگاهترين فرد به گمراهان و هدايت يافتگان است.
إن ربك هو أعلم . .. بالمهتدين
ضمير «هو»، كه بين اسم و خبر «إن» قرار گرفته، ضمير فصل است و نقش آن در جمله حصر و تأكيد مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 161 - 1
1 - پيامبر(صلی الله علیه و آله) هدايت يافته به صراط مستقيم
إننى هدينى ربى إلى صرط مستقيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 155 - 15
15 - گروهى از انسان ها با شكست در آزمون هاى الهى به گمراهى كشانده مى شوند و گروهى با موفقيت به هدايت بايسته مى رسند .
إن هى إلا فتنتك تضل بها من تشاء و تهدى من تشاء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 178 - 2،4،6
2 - هدايت يافته واقعى كسى است كه خدا او را هدايت كند .
من يهد اللّه فهو المهتدى
4 - تصديق كنندگان آيات الهى ، هدايت يافتگان ، و تكذيب كنندگان آيات الهى ، ضلالت پيشگانند .
الذين كذبوا بايتنا . .. من يهد اللّه فهو المهتدى و من يضلل
با توجه به آيه قبل معلوم مى شود مصداق مورد نظر براى ضلالت، تكذيب آيات خداوند است و مصاق هدايت، تصديق آيات و ايمان به آنهاست.
6 - هدايت يافتگان عمر خويش را تباه نكرده و از آن بهره مند بوده اند .
من يهد اللّه فهو المهتدى
از جمله «فأولئك هم الخسرون» - كه درباره گمراهان بيان شد - مى توان فهميد كه جمله اى مانند «و أولئك هم الرابحون براى هدايت يافتگان در تقدير است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 18 - 9
9 - ايمان به خدا و روز رستاخيز ، اقامه نماز و پرداخت زكات و نترسيدن از غير خدا ، زمينه ساز ره يابى به صراط مستقيم و قرار گرفتن در زمره ره يافتگان
من ءامن باللّه و اليوم الأخر . .. فعسى أولئك أن يكونوا من المهتدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 28 - 1
1- آنان كه ايمان آورده و دلهايشان به ياد خدا آرامش مى يابد ، از كسانى اند كه خداوند آنها را به سوى خويش هدايت كرده است .
و يهدى إليه من أناب. الذين ءامنوا و تطمئن قلوبهم بذكر الله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 121 - 4
4- خداوند ، حضرت ابراهيم ( ع ) را به « صراط مستقيم » هدايت كرد .
هده إلى صرط مستقيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 2 - 6
6- انسان موّحد و متكى به خداوند ، انسانى هدايت يافته است .
و جعلنه هدًى . .. ألاّتتخذوا من دونى وكيلاً
«أن» در «ألاّتتخذوا» براى تفسير عبارت «جعلناه هدًى لبنى إسرائيل» است و توحيد و عدم اتكا به غير خدا را مظهر و مصداق هدايت معرفى مى كند. بنابراين موّحد، شخص هدايت يافته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 97 - 1
1- بهره مندان از هدايت الهى ، راه يافتگان واقعى اند .
و من يهد الله فهو المهتد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 13 - 7
7- اصحاب كهف ، جوانمردانى مؤمن به پروردگار خويش و بهره مند از هدايت افزون الهى بودند .
انّهم فتية ءامنوا بربّهم و زدنهم هدًى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 17 - 12
12- اصحاب كهف ، گروهى بهره مند از هدايت خداونو بودند .
فأوُواْ إلى الكهف ينشر لكم ربّكم من رحمته . .. من يهد اللّه فهو المهتد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 43 - 5
5- ابراهيم ( ع ) ، پيش از مناظره اش با آزر ، موحدى هدايت يافته و آگاه بود .
يأبت إنّى قد جاءنى من العلم ما لم يأتك فاتّبعنى أهدك صرطًا سويًّا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 58 - 14
14- حضرت مريم ( س ) ، برخوردار از هدايت ويژه الهى و انسانى برگزيده در پيشگاه خداوند
و ممّن هدينا واجتبينا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 122 - 7
7 - آدم ( ع ) ، درپى برگزيدگى و آمرزيده شدن ، از هدايت الهى نيز برخوردار گرديد .
ثمّ اجتبه ربّه فتاب عليه و هدى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 135 - 11
11- اسلام ، راه اعتدال است و مسلمانان ، رهرو آن و هدايت يافته اند .
فستعلمون من أصحب الصرط السوىّ و من اهتدى
«سوى» بر وزن فعيل به معناى اسم فاعل است; يعنى، مستوى و معتدل (لسان العرب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 48 - 8
8- تقواپيشگان ، برخوردار از نور ، روشنايى و هدايت ويژه الهى در زندگى
و ضياءً و ذكرًا للمتّقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 67 - 10
10 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، شخصيتى ره يافته به صراط مستقيم
إنّك لعلى هدًى مستقيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 37 - 5
5 - مردمان تسبيح گو ، ذاكر ، بر پا دارنده نماز و پرداخت كننده زكات ، از هدايت خاص خداوند به نور خويش برخورداراند .
يهدى اللّه لنوره من يشاء . .. فى بيوت أذن اللّه ... يسبّح له فيها ... رجال لاتله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 56 - 6
6 - تنها زمينه داران هدايت ، شايسته دريافت آن از سوى خداوند
و لكنّ اللّه يهدى من يشاء و هو أعلم بالمهتدين
قيد «هو أعلم بالمهتدين» بيانگر آن است كه خداوند هدايت خويش را تنها به كسانى مى دهد كه قابليت آن را داشته باشند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 69 - 1
1 - تلاش كنندگان در راه خدا ، قطعاً ، مشمول هدايت خاص خداوندند .
و الذين جهدوا فينا لنهدينّهم سبلنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 5 - 1،2
1 - تنها برپادارندگان نماز و پرداخت كنندگان زكات و اهل يقين به آخرت ، مشمول هدايت ويژه پروردگارِ خويش اند .
الذين يقيمون الصلوة و يؤتون الزكوة و هم بالأخرة هم يوقنون . أُولئك على هدًى من
2 - تنها محسنان ، از هدايت ويژه الهى برخوردارند .
للمحسنين . .. أُولئك على هدًى من ربّهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 24 - 11
11 - مؤمنان به پيامبر (صلی الله علیه و آله) همچون خود آن حضرت ، در مسير هدايت اند .
و إنّا أو إيّاكم لعلى هدًى أو فى ضلل مبين
آوردن ضمير جمع «نا» به جاى «أنا» - كه با كلمه «قل» داراى سياق واحدى است - مى تواند بيانگر اين نكته باشد كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) در صدد همسو جلوه دادن مؤمنان با خودش مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 118 - 1
1 - موسى و هارون ( عليهماالسلام ) بر صراط مستقيم در پرتو هدايت خداوند
و هدينهما الصرط المستقيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 18 - 13
13 - تنها ، برگزيدگان و پيروى كنندگان بهترين سخن ، از هدايت الهى برخوردارند .
الذين يستمعون القول فيتّبعون أحسنه أُولئك الذين هديهم اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 22 - 6
6 - مؤمنان ، برخوردار از معرفت و نور هدايت الهى
فهو على نور من ربّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 23 - 17
17 - اهل خشيت و خداترسان ، بهره مند از هدايت الهى
كتبًا . .. تقشعرّ منه جلود الذين يخشون ربّهم ... ذلك هدى اللّه يهدى به من يشاء
از اين كه خداوند اهل خشيت را، كسانى معرفى كرد كه تحت تأثير قرآن قرار مى گيرند، به دست مى آيد كه يكى از مصاديق مورد نظر از «يهدى به من يشاء» همين گروه مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 37 - 4
4 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، برخوردارند از هدايت استوار و پايدار الهى
و من يهد اللّه فما له من مضلّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 21 - 8
8 - مؤمنان نيك كردار ، بهره مند از رحمت و هدايت الهى در دنيا و گناه پيشگان محروم از آنند .
و هدًى و رحمة لقوم يوقنون . .. أن نجعلهم كالذين ءامنوا و عملوا الصلحت
منظور از تفاوت مؤمنان صالح با گناه پيشگان در دنيا - به قرينه آيه قبل - ممكن است تمايزشان در بهرهورى از رحمت و هدايت الهى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 2 - 15
15- انديشه و قلب مؤمنان راستين ، تحت تربيت و هدايت ويژه پروردگار
و الذين ءامنوا . .. و أصلح بالهم
چنانچه واژه «بال» در «أصلح بالهم» به معناى قلب و فكر باشد; از اين كه خداوند اصلاح قلب و انديشه مؤمنان را به خود نسبت داده است، تربيت و هدايت ويژه استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 5 - 1
1- شهيدان در همه مراحل پس از شهادت ، برخوردار از هدايت و حمايت خداوند
سيهديهم و يصلح بالهم
ضمير «هم» به «الذين قتلوا فى سبيل اللّه» بازمى گردد. «بال» در «بالهم» يا به معناى شأن و أمر (مفرد اُمور) و يا قلب است. برداشت ياد شده ناظر به معناى نخست مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 2 - 10
10 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در مراحل مختلف زندگى خويش ، بهره مند از هدايت هاى الهى به سوى راستى و درستى
و يهديك صراطًا مستقيمًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 26 - 9
9 - تاريخ بشر در طول بعثت پيامبران ، شاهد هدايت پذيرى دسته اى و بيراهه رفتن دسته اى ديگر بوده است .
و لقد أرسلنا نوحًا . .. فمنهم مهتد و كثير منهم فسقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 3 - 2
2 - انسان ها در برابر هدايت الهى دو دسته اند : سپاس گزار و هدايت يافته و يا ناسپاس و هدايت ناپذير .
إمّا شاكرًا و إمّا كفورًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 105 - 18
18 - اعمال و رفتار هر يك از گمراهان و هدايت يافتگان داراى بازتاب و سزايى مناسب در قيامت
فينبئكم بما كنتم تعملون
هدف از جمله «فينبئكم بما . ..» ترغيب مردمان به هدايت و پذيرش تعاليم قرآن و تهديد كفرپيشگان و منحرفان به عذاب است و چون مجرد آگاه سازى به اعمال و كردار براى تهديد و ترغيب كافى نيست بنابراين جمله «فينبئكم» كنايه از پاداش دهى و به كيفررسانى خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 127 - 1
1 - هدايت يافتگان و يادكنندگان آيات و معارف الهى از جايگاهى آكنده از آرامش در نزد خداوند برخوردارند.
فمن يرد الله أن يهديه . .. قد فصلنا الأيت لقوم يذكرون. لهم دارالسلم عند ربهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - علق - 96 - 14 - 6
6 - كسانى كه خداوند را ناظر خويش مى دانند ، از تبليغات هدايت پيشگان و دعوت كنندگان به تقوا جلوگيرى نمى كنند .
أرءيت إن كان على الهدى . أو أمر بالتّقوى ... ألم يعلم بأنّ اللّه يرى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 76 - 1
1- هدايت يافتگان ، مشمول فزونى مستمر هدايت از جانب خداوند
و يزيد اللّه الذين اهتدوا هدًى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 55 - 7
7- ايمان و استغفار ، از نشانه هاى هدايت يافتگان است .
أن يؤمنوا إذ جاءهم الهدى و يستغفروا ربّهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 37 - 1
1 - هدايت كسانى كه با لطف الهى ارشاد شده اند ، استوار و پايدار است .
و من يهد اللّه فما له من مضلّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 115 - 1،12
1 - به گمراهى كشاندن اهل هدايت ، قبل از بيان راه هاى تقواپيشگى ، در شأن خداوند نيست .
و ما كان اللّه ليضل قوماً بعد إذ هديهم حتى يبين لهم ما يتقون
12 - از امام رضا ( ع ) روايت شده كه فرمود : « ان الامام الفرض عليه و الواجب من اللّه إذا خاف الفوت على نفسه أن يحتج فى الامام من بعده بحجة معروفة مبينة ان اللّه تبارك و تعالى يقول فى كتابه : « و ما كان ليضل قوماً بعد إذ هديهم حتى يبين لهم ما يتقون . . . » ;
. .. تكليف واجب امام از طرف خدا اين است كه: هرگاه خوف فوت براى او پيش آيد، با دليل روشن و شناخته شده درباره امام بعد از خود، حجت را بر مردم تمام كند; زيرا خداى تبارك و تعالى در كتاب خود مى فرمايد: چنين نبوده كه خداوند، قومى را پس از آنكه هدايت كرد، گمراه كند مگر آن كه چيزى را كه بايد از آن بپرهيزند، براى آنان بيان نمايد ... ».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 90 - 5،6
5 - تقليد از هدايت شدگان ضرورى است.
أولئك الذين هدى الله فبهديهم اقتده
6 - پيروى از كسانى شايسته است كه خداوند آنان را هدايت كرده باشد.
أولئك الذين هدى الله فبهديهم اقتده
توصيف انبياى سلف با جمله «هدى الله» تمهيدى براى فرمان به اقتداست. لذا خداوند معيارى را براى تبعيت تبيين كرده و آن معيار هدايت شدن از جانب اوست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 38 - 6
6 - پيروى كنندگان از رهنمود ها و هدايت هاى الهى ، هيچ ترس و اندوهى در قيامت نخواهند داشت .
فمن تبع هداى فلاخوف عليهم و لاهم يحزنون
كلمه «خوف» (ترس و نگرانى) نكره است و چون پس از حرف نفى واقع شده، معناى شمول را مى رساند; يعنى: هيچ خوف و ترسى بر آنان نيست. همچنين فعل، آن گاه كه منفى شود، دلالت بر نبود همه مصداقها دارد. بنابراين «ولاهم يحزنون» يعنى هيچ حزن و اندوهى ندارند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 143 - 18
18 - هدايت يافتگان ، داراى روحيه تعبد و تسليم در برابر خدا و احكام الهى
و إن كانت لكبيرة إلا على الذين هدى اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 59 - 7
7- به پاداشتن نماز و اهتمام به آن ، و دورى جستن از خواسته هاى نفسانى و شهوات ، دو ويژگى مهمّ و برجسته پيامبران و هدايت يافتگان است .
فخلف من بعدهم خلف أضاعوا الصلوة واتبعوا الشهوت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 55 - 7
7- ايمان و استغفار ، از نشانه هاى هدايت يافتگان است .
أن يؤمنوا إذ جاءهم الهدى و يستغفروا ربّهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 2 - 7
7 - قرآن ، كتاب مژده و بشارت براى ره يافتگان مؤمن و هشدار و انذار براى گم گشتگان غافل است .
تلك ءايت الكتب . .. أن أنذر الناس و بشّر الذين ءامنوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 61 - 3
3 - پاداش هاى اخروى ، وعده نيكوى خداوند به هدايت يافتگان
أفمن وعدنه وعدًا حسنًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 127 - 6،7،8
6 - پاداش هدايت يافتگان در نزد پروردگارشان تضمين شده است.
و من يرد الله . .. لهم دارالسلم عند ربهم
7 - پاداش دادن به هدايت يافتگان هشيار و متذكر، از شؤون ربوبيت خداوند است.
لهم دارالسلم عند ربهم
8 - دارالسلام (بهشت و جايگاه امن الهى) پاداش كردار مستمر هدايت يافتگان است.
لهم دارالسلم . .. بما كانوا يعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 21 - 9
9 - تنها انسان هاى با اخلاص و به دور از چشم داشت مادى و ره يافته ، شايسته رهبرى و پيروى اند .
اتّبعوا من لايسئلكم أجراً و هم مهتدون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - علق - 96 - 14 - 6
6 - كسانى كه خداوند را ناظر خويش مى دانند ، از تبليغات هدايت پيشگان و دعوت كنندگان به تقوا جلوگيرى نمى كنند .
أرءيت إن كان على الهدى . أو أمر بالتّقوى ... ألم يعلم بأنّ اللّه يرى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 3 - 12
12 - انسان در اين جهان ، همچون رونده اى گم كرده راه و دين راهى است درست ، و دينداران مردمى راه يافته اند .
إنّا هدينه السبيل إمّا شاكرًا و إمّا كفورًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 117 - 2
2 - شناخت عميق و گسترده راه هدايت و ضلالت و راهيان آن با راهنمايى خداوند ميسر است.
إن ربك هو أعلم من يضل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 84 - 9
9- ربوبيت الهى ، مقتضى آگاهى عميق او به هدايت پيشگان و تمايز آنان با ديگران
فربّكم أعلم بمن هو أهدى سبيلاً
ذكر صفت «ربّ» به جاى اسم «الله» و يا صفات ديگر براى بيان آگاهى خداوند از گروههاى انسانى، مشعر به نكته ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 56 - 7
7 - آگاهى كامل به هدايت پذيرى انسان ها ، از دسترس بشر دور است .
و هو أعلم بالمهتدين
تصريح خداوند به آگاه بودنش از افراد قابل هدايت، مى تواند اشاره باشد به اين كه ديگران - حتى پيامبر(صلی الله علیه و آله) كه دوست دار هدايت همه انسان ها است - قادر به دست يافتن به اين آگاهى نيستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 143 - 18
18 - هدايت يافتگان ، داراى روحيه تعبد و تسليم در برابر خدا و احكام الهى
و إن كانت لكبيرة إلا على الذين هدى اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 127 - 4
4 - هدايت يافتگان هشيار و متذكر، مقرب درگاه پروردگار و در پرتوى ولايت او قرار دارند.
فمن يرد الله . .. لقوم يذكرون. لهم دارالسلم عند ربهم و هو وليهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 170 - 18
18 - تقليد و پيروى از هدايت يافتگان و انديشمندان ، ناروا نيست .
أو لو كان ءاباؤهم لايعقلون شيئاً و لايهتدون
جمله «أو لو كان . ..» گوياى اين است كه: مجرد تقليد مورد رد و انكار قرار نگرفته است; بلكه آن تقليدى مذمت شده كه تقليد شونده خود اهل فهم و خرد نبوده و هدايت يافته نيست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 18 - 15
15 - بهره مندى از هدايت خاص خداوند ، در گرو تلاش و كوشش مناسب براى دريافت حقايق
الذين يستمعون القول . .. أُولئك الذين هديهم اللّه
برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه خداوند انسان هايى كه به تلاش براى شنيدن و برگزيدن بهترين سخنان مى پردازند، هدايت يافتگان خود شمرده است. گفتنى است مقصود از هدايت در آيه شريفه، هدايت خاص الهى است; نه هدايت عام كه براى همه انسان ها خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 61 - 4
4 - دستيابى ره يافتگان به سعادت اخروى ، امرى قطعى و وعده اى تخلف ناپذير از سوى خداوند
وعدنه وعدًا حسنًا فهو لقيه
قيد «هو لاقيه» بيانگر آن است كه خدا هرگز از وعده اى كه به هدايت يافتگان داده است، تخلف نخواهد كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 18 - 15
15 - بهره مندى از هدايت خاص خداوند ، در گرو تلاش و كوشش مناسب براى دريافت حقايق
الذين يستمعون القول . .. أُولئك الذين هديهم اللّه
برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه خداوند انسان هايى كه به تلاش براى شنيدن و برگزيدن بهترين سخنان مى پردازند، هدايت يافتگان خود شمرده است. گفتنى است مقصود از هدايت در آيه شريفه، هدايت خاص الهى است; نه هدايت عام كه براى همه انسان ها خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 58 - 19
19- گريه در حال سجده و خضوع در مقابل آيات الهى ، از آثار نعمت هدايت و برگزيدگى در پيشگاه خداوند است .
و ممّن هدينا واجتبينا إذا تتلى عليهم ءايت الرحمن خرّوا سجّدًا و بكيًّا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - حمد - 1 - 7 - 4،5
4 - گروهى از هدايت يافتگان ، بر طريق هدايت ثابت قدم نماندند و در زمره غضب شدگان و يا گمراهان قرار گرفتند .
صرط الذين انعمت عليهم غير المغضوب عليهم و لاالضآلّين
برداشت فوق بر اين اساس است كه «غير المغضوب» صفت احترازى براى «الذين انعمت» باشد. بر اين مبنا نعمت داده شدگان يعنى، هدايت يافتگان سه گروه مى شوند: 1- راه يافتگانى كه دست از هدايت شسته و از «مغضوبين» مى شوند. 2- هدايت يافتگانى كه در بين راه گمراه شده و از «ضالين» مى گردند. 3- هدايت پيشگانى كه تا آخر بر صراط مستقيم پايدار مى مانند.
5 - هدايت يافتگان نيز در خطر قرار گرفتن در زمره غضب شدگان و يا گمراهان هستند .
صرط الذين انعمت عليهم غير المغضوب عليهم و لاالضآلّين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 38 - 6
6 - پيروى كنندگان از رهنمود ها و هدايت هاى الهى ، هيچ ترس و اندوهى در قيامت نخواهند داشت .
فمن تبع هداى فلاخوف عليهم و لاهم يحزنون
كلمه «خوف» (ترس و نگرانى) نكره است و چون پس از حرف نفى واقع شده، معناى شمول را مى رساند; يعنى: هيچ خوف و ترسى بر آنان نيست. همچنين فعل، آن گاه كه منفى شود، دلالت بر نبود همه مصداقها دارد. بنابراين «ولاهم يحزنون» يعنى هيچ حزن و اندوهى ندارند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 76 - 10
10- تنها انسان درست كردار و ايستاده بر صراط مستقيم ، شايستگى دعوت ديگران به عدل را دارد .
و من يأمر بالعدل و هو على صرط مستقيم
توصيف امر كننده به عدل به اينكه خود در صراط مستقيم باشد، در حقيقت بيان شرط شايستگى براى چنين مسؤوليت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 143 - 18
18 - هدايت يافتگان ، داراى روحيه تعبد و تسليم در برابر خدا و احكام الهى
و إن كانت لكبيرة إلا على الذين هدى اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 21 - 9
9 - تنها انسان هاى با اخلاص و به دور از چشم داشت مادى و ره يافته ، شايسته رهبرى و پيروى اند .
اتّبعوا من لايسئلكم أجراً و هم مهتدون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 60 - 6
6 - زندگى هدايت يافتگان در جهان آخرت ، زندگى در جوار لطف و رحمت بيكران خداوند است .
و ما عند اللّه خير و أبقى
با توجه به قيد «عنداللّه» (نزد خدا) - كه مى تواند كنايه از لطف و رحمت واسعه او باشد - برداشت ياد شده به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 58 - 15،19
15- پيامبران و هدايت يافتگان برگزيده ، به هنگام شنيدن آيات الهى به سجده مى افتند و مى گريند .
من النبيّن . .. و ممّن هدينا واجتبينا إذا تتلى عليهم ءايت الرحمن خرّوا سجّدًا و
19- گريه در حال سجده و خضوع در مقابل آيات الهى ، از آثار نعمت هدايت و برگزيدگى در پيشگاه خداوند است .
و ممّن هدينا واجتبينا إذا تتلى عليهم ءايت الرحمن خرّوا سجّدًا و بكيًّا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 38 - 6
6 - پيروى كنندگان از رهنمود ها و هدايت هاى الهى ، هيچ ترس و اندوهى در قيامت نخواهند داشت .
فمن تبع هداى فلاخوف عليهم و لاهم يحزنون
كلمه «خوف» (ترس و نگرانى) نكره است و چون پس از حرف نفى واقع شده، معناى شمول را مى رساند; يعنى: هيچ خوف و ترسى بر آنان نيست. همچنين فعل، آن گاه كه منفى شود، دلالت بر نبود همه مصداقها دارد. بنابراين «ولاهم يحزنون» يعنى هيچ حزن و اندوهى ندارند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 61 - 2
2 - هدايت يافتگان ، برخوردار از سعادت اخروى
أفمن وعدنه وعدًا حسنًا فهو لقيه
مقصود از وعده نيكو، پاداش هاى الهى در سراى آخرت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 20 - 1
1 - برابر نبودن انسان گمراه و فرورفته در تاريكى و سرگردانى ، با انسان راه يافته و حقيقت شناس
و لا الظلمت و لا النور
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - علق - 96 - 19 - 5
5 - مخالفان نماز و تكذيب گران دين ، حقّ دستور دادن به نمازگزاران هدايت پيشه و ترويج كننده تقوا را ندارند .
ينهى . عبدًا إذا صلّى ... كذّب و تولّى ... كلاّ لاتطعه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 37 - 11
11 - كسانى كه به پاس نعمت هدايت ، به درگاه خدا سپاس مى گزارند و او را به بزرگى ياد مى كنند ، در زمره محسنان و نيكو كاران اند .
و بشّر المحسنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 5 - 4
4 - برپادارندگان نماز و انفاق كنندگان ، هدايت يافتگانند .
يقيمون الصلوة . .. أولئك على هدًى من ربهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 143 - 18
18 - هدايت يافتگان ، داراى روحيه تعبد و تسليم در برابر خدا و احكام الهى
و إن كانت لكبيرة إلا على الذين هدى اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 55 - 7
7- ايمان و استغفار ، از نشانه هاى هدايت يافتگان است .
أن يؤمنوا إذ جاءهم الهدى و يستغفروا ربّهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 38 - 2
2 - انسان هاى پاك ، تذكّرپذير ، هدايت جو و خداترس ، در قيامت چهره اى نورانى خواهند داشت .
لعلّه يزّكّى . أو يذّكّر ... جاءك يسعى . و هو يخشى ... وجوه يومئذ مسفرة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - علق - 96 - 11 - 6
6 - طغيان گران ، بى اعتنا به هدايت يافته بودن نماز گزاران و گرفتار احساس بى نيازى از رهنمود هاى آنان
ليطغى . أن رءاه استغنى ... أرءيت إن كان على الهدى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 37 - 2
2 - ناتوانى همگان ، از گمراه كردن هدايت يافته الهى
و من يهد اللّه فما له من مضلّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 125 - 18
18- خداوند ، نسبت به گمراهان و هدايت يافتگان ، برترين آگاهى را دارد .
إن ربّك هو أعلم بمن ضلّ عن سبيله و هو أعلم بالمهتدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 30 - 6
6 - هدايت يافتگان و گمراهان ، تحت احاطه علمى كامل خداوند
إنّ ربّك هو أعلم بمن ضلّ عن سبيله و هو أعلم بمن اهتدى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قلم - 68 - 7 - 2
2 - آگاهى همه جانبه و برتر خداوند ، از انسان هاى هدايت يافته و مؤمن
و هو أعلم بالمهتدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 93 - 14
14 - نظارت بىوقفه و فراگير خداوند نسبت به كردار بندگان ، تهديدى براى گمراهان و مايه دلگرمى هدايت يافتگان است .
فمن اهتدى . .. و من ضلّ ... و ما ربّك بغفل عمّا تعملون
با توجه به آيات پيشين كه در آن سخن از هدايت يافتگان و گمراهان به ميان آمده است، تأكيد بر غافل نبودن خدا از عملكرد مردمان، دلگرم كننده هدايت يافتگان از يكسو و مايه تشويش خاطر گمراهان از سوى ديگر است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 104 - 16
16 - تنها عالمان و هدايت يافتگان ، سزاوار پيروى و اطاعت اند
او لو كان ءاباؤهم لايعلمون شيئاً و لايهتدون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 37 - 10
10- هدايت شدگان ، از عنايت خداوند و از مددكار و ياورانى برخوردار خواهند بود .
فمنهم من هدى الله و منهم من حقّت عليه الضللة . .. فإن الله لايهدى من يضلّ و ما
از آن جايى كه خداوند مردم را دو گروه هدايت پذير و گمراه معرفى كرده و گمراهان را محروم از هدايت خدا و يار و ياور دانسته است، به قرينه مقابله مى توان نكته ياد شده را به دست آورد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 58 - 12
12- خداوند به افرادى ديگر غير از پيامبران نيز ، نعمت هايى ويژه داده است .
الذين أنعم اللّه عليهم من النبيّن . .. و ممّن هدينا واجتبينا
«من هدينا. ..» عطف بر «النبيّن» است و مى فهماند: كسانى كه خداوند به آنها نعمت داد عبادتند از: پيامبران و كسانى كه از افراد هدايت يافته و منتخب بودند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 31 - 4
4 - ره پويان راه خدا ، بهره مند از رحمت او
فمن شاء اتّخذ إلى ربّه سبيلاً. .. يدخل من يشاء فى رحمته
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 2 - 7
7 - قرآن ، كتاب مژده و بشارت براى ره يافتگان مؤمن و هشدار و انذار براى گم گشتگان غافل است .
تلك ءايت الكتب . .. أن أنذر الناس و بشّر الذين ءامنوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 20 - 1
1 - برابر نبودن انسان گمراه و فرورفته در تاريكى و سرگردانى ، با انسان راه يافته و حقيقت شناس
و لا الظلمت و لا النور
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 61 - 1
1 - مقايسه انسان هدايت شده ( هر چند بى بهره از موهبت هاى دنيوى ) با انسان هدايت ناپذير ( اما برخوردار از متاع مادى ) قياسى نسنجيده و باطل در بينش الهى
أفمن وعدنه وعدًا حسنًا . .. كمن متّعنه
آيه بالا ادامه آيات پيشين و مربوط به كسانى است كه به دعوت پيامبر(صلی الله علیه و آله) پاسخ مثبت داده و به هدايت الهى دست يافتند و نيز در رابطه با كسانى است كه از پذيرش دعوت آن حضرت سر باز زدند و به بهانه هاى مختلف از پيروى هدايت هاى الهى امتناع ورزيدند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 71 - 3
3 - وجود عده اندكى هدايت يافته و سعادتمند ، در ميان امت هاى پيشين
و لقد ضلّ قبلهم أكثر الأوّلين
تعبير گمراه شدن اكثريت مردم، مى رساند كه عده اى هرچند در اقليت، از ميان مردم به راه هدايت و سعادت دست يافته اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 58 - 15،19
15- پيامبران و هدايت يافتگان برگزيده ، به هنگام شنيدن آيات الهى به سجده مى افتند و مى گريند .
من النبيّن . .. و ممّن هدينا واجتبينا إذا تتلى عليهم ءايت الرحمن خرّوا سجّدًا و
19- گريه در حال سجده و خضوع در مقابل آيات الهى ، از آثار نعمت هدايت و برگزيدگى در پيشگاه خداوند است .
و ممّن هدينا واجتبينا إذا تتلى عليهم ءايت الرحمن خرّوا سجّدًا و بكيًّا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 67 - 11
11 - دعوت گمراهان به راه هدايت و صراط مستقيم ، وظيفه الهى تمامى ره يافتگان به آن
و ادع إلى ربّك إنّك لعلى هدًى مستقيم
جمله «إنّك لعلى هدًى مستقيم» تعليل براى «و ادع إلى ربّك» است; يعنى، چون تو برطريق هدايت و در صراط مستقيم هستى، آن گمراهان شرك پيشه را به سوى پروردگارت دعوت كن، تا شايد از ضلالت و گمراهى نجات يابند و به راه تو باز گردند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 39 - 9
9 - عنايت ويژه الهى به برخى هدايت يافتگان يا مستقر ساختن آنان بر راه مستقيم
يجعله على صرط مستقيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 127 - 1،4
1 - هدايت يافتگان و يادكنندگان آيات و معارف الهى از جايگاهى آكنده از آرامش در نزد خداوند برخوردارند.
فمن يرد الله أن يهديه . .. قد فصلنا الأيت لقوم يذكرون. لهم دارالسلم عند ربهم
4 - هدايت يافتگان هشيار و متذكر، مقرب درگاه پروردگار و در پرتوى ولايت او قرار دارند.
فمن يرد الله . .. لقوم يذكرون. لهم دارالسلم عند ربهم و هو وليهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - علق - 96 - 11 - 5
5 - ايجاد مزاحمت براى هدايت يافتگان ، شگفت آور و نمونه اى از طغيان است .
ليطغى . .. ينهى ... أرءيت إن كان على الهدى
تكرار «أرءيت» تأكيد بر شگفتى است. «إن» حرف شرط است و جزاى شرط يا آيه «ألم يعلم بأنّ اللّه يرى» است و يا جمله اى محذوف نظير «كيف يكون حال من ينهاه عن الصلاة» و يا «فما أعجب هذا» مى باشد. اظهار شگفتى در صورت دوم بارزتر است. ارتباط اين آيه با آيات پيشين، مصداق هاى طغيان را نمودارتر ساخته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 127 - 8
8 - دارالسلام (بهشت و جايگاه امن الهى) پاداش كردار مستمر هدايت يافتگان است.
لهم دارالسلم . .. بما كانوا يعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 127 - 5،8
5 - خداوند خود امور ره يافتگان به دارالسلام را بر عهده خواهد داشت.
لهم دارالسلم عند ربهم و هو وليهم
8 - دارالسلام (بهشت و جايگاه امن الهى) پاداش كردار مستمر هدايت يافتگان است.
لهم دارالسلم . .. بما كانوا يعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 30 - 1
1 - حضور انسانها در قيامت، مانند آفرينش نخستينشان، در دو گروه هدايت يافته و گمراه گشته
فريقا هدى
جمله «فريقا هدى . ..» حال براى فاعل «بدأكم» و بيانگر وجه مشابهت مطرح شده در جمله «كما بدأكم تعودون» است و حاصل معنى چنين مى شود: خداوند شما را آفريد در حالى كه شايستگان هدايت را هدايت كرد و مستحقان گمراهى را به گمراهى كشاند و به همين صورت (دو جناح بودن) به سوى او باز خواهيد گشت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 38 - 2
2 - انسان هاى پاك ، تذكّرپذير ، هدايت جو و خداترس ، در قيامت چهره اى نورانى خواهند داشت .
لعلّه يزّكّى . أو يذّكّر ... جاءك يسعى . و هو يخشى ... وجوه يومئذ مسفرة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 61 - 1
1 - مقايسه انسان هدايت شده ( هر چند بى بهره از موهبت هاى دنيوى ) با انسان هدايت ناپذير ( اما برخوردار از متاع مادى
) قياسى نسنجيده و باطل در بينش الهى
أفمن وعدنه وعدًا حسنًا . .. كمن متّعنه
آيه بالا ادامه آيات پيشين و مربوط به كسانى است كه به دعوت پيامبر(صلی الله علیه و آله) پاسخ مثبت داده و به هدايت الهى دست يافتند و نيز در رابطه با كسانى است كه از پذيرش دعوت آن حضرت سر باز زدند و به بهانه هاى مختلف از پيروى هدايت هاى الهى امتناع ورزيدند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 143 - 23
23 - تنها هدايت يافتگان و پيروان واقعى پيامبر ، تغيير قبله را پذيرفته و آن را امرى دشوار نمى شمردند .
و إن كانت لكبيرة إلا على الذين هدى اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 143 - 12
12 - تنها هدايت يافتگان ، بيت المقدس را به عنوان قبله پذيرفته و آن را تكليفى سنگين نمى شمردند .
و إن كانت لكبيرة إلا على الذين هدى اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 58 - 15
15- پيامبران و هدايت يافتگان برگزيده ، به هنگام شنيدن آيات الهى به سجده مى افتند و مى گريند .
من النبيّن . .. و ممّن هدينا واجتبينا إذا تتلى عليهم ءايت الرحمن خرّوا سجّدًا و
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 135 - 10
10- تنها پيروان راه اعتدال و هدايت يافتگان به حقيقت ، از عذاب رهايى خواهند يافت .
و لو أنّا أهلكنهم بعذاب . .. فستعلمون من أصحب الصرط السوىّ و من اهتدى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 58 - 19
19- گريه در حال سجده و خضوع در مقابل آيات الهى ، از آثار نعمت هدايت و برگزيدگى در پيشگاه خداوند است .
و ممّن هدينا واجتبينا إذا تتلى عليهم ءايت الرحمن خرّوا سجّدًا و بكيًّا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 58 - 12
12- خداوند به افرادى ديگر غير از پيامبران نيز ، نعمت هايى ويژه داده است .
الذين أنعم اللّه عليهم من النبيّن . .. و ممّن هدينا واجتبينا
«من هدينا. ..» عطف بر «النبيّن» است و مى فهماند: كسانى كه خداوند به آنها نعمت داد عبادتند از: پيامبران و كسانى كه از افراد هدايت يافته و منتخب بودند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 38 - 2
2 - انسان هاى پاك ، تذكّرپذير ، هدايت جو و خداترس ، در قيامت چهره اى نورانى خواهند داشت .
لعلّه يزّكّى . أو يذّكّر ... جاءك يسعى . و هو يخشى ... وجوه يومئذ مسفرة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 23 - 7
7 - تمامى ره پويان مسير هدايت ، حتى بندگان مقرب الهى ، نيازمند بشارت هاى پيوسته و مستمر خداهستند .
يبشّر اللّه عباده الذين ءامنوا و عملوا الصلحت
برداشت ياد شده باتوجّه به دومطلب است: الف) بندگان مقرب الهى از «عباده الذين ءامنوا» استفاده مى شود. ب) با توجه به واژه «يبشّر» - كه از باب تفعيل و مفيد تكرار است - اين نكته بر مى آيد كه مؤمنان صالح، نيازمند بشارت هاى مداوم خداوند هستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 61 - 3
3 - پاداش هاى اخروى ، وعده نيكوى خداوند به هدايت يافتگان
أفمن وعدنه وعدًا حسنًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - حمد - 1 - 7 - 9
9 - نعمت داده شدگان ( هدايت يافتگان ) ، كسانى هستند كه مورد غضب خدا واقع نشده و به گمراهى گرايش نداشته باشند .
صرط الذين انعمت عليهم غير المغضوب عليهم و لاالضآلّين
برداشت فوق بر اين مبناست كه «غير المغضوب» صفت توضيحى يا بدل و عطف بيان براى «الذين» باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 59 - 7
7- به پاداشتن نماز و اهتمام به آن ، و دورى جستن از خواسته هاى نفسانى و شهوات ، دو ويژگى مهمّ و برجسته پيامبران و هدايت يافتگان است .
فخلف من بعدهم خلف أضاعوا الصلوة واتبعوا الشهوت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 30 - 2
2 - هدايتيابى هدايت يافتگان و گمراهى گمراه پيشگان، به دست خدا و در اختيار اوست.
فريقا هدى و فريقا حق عليهم الضللة
كلمه «فريقا» در «فريقا حق . ..» مفعول به براى عاملى محذوف است، و جمله «حق عليهم الضلالة» دلالت مى كند بر اين كه آن عامل محذوف فعل «أضل» مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 115 - 12
12 - از امام رضا ( ع ) روايت شده كه فرمود : « ان الامام الفرض عليه و الواجب من اللّه إذا خاف الفوت على نفسه أن يحتج فى الامام من بعده بحجة معروفة مبينة ان اللّه تبارك و تعالى يقول فى كتابه : « و ما كان ليضل قوماً بعد إذ هديهم حتى يبين لهم ما يتقون . . . » ;
. .. تكليف واجب امام از طرف خدا اين است كه: هرگاه خوف فوت براى او پيش آيد، با دليل روشن و شناخته شده درباره امام
بعد از خود، حجت را بر مردم تمام كند; زيرا خداى تبارك و تعالى در كتاب خود مى فرمايد: چنين نبوده كه خداوند، قومى را پس از آنكه هدايت كرد، گمراه كند مگر آن كه چيزى را كه بايد از آن بپرهيزند، براى آنان بيان نمايد ... ».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 108 - 6
6 - منفعت و بهره هدايت ، تنها متوجه خود هدايت يافتگان است .
فمن اهتدى فإنما يهتدى لنفسه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 88 - 6
6 - پيامبران و رهنوردان صراط مستقيم نيز اگر شرك بورزند، اعمال آنان تباه و فاسد مى شود.
ذلك هدى الله يهدى . .. و لو أشركوا لحبط عنهم ما كانوا يعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 127 - 4،7
4 - هدايت يافتگان هشيار و متذكر، مقرب درگاه پروردگار و در پرتوى ولايت او قرار دارند.
فمن يرد الله . .. لقوم يذكرون. لهم دارالسلم عند ربهم و هو وليهم
7 - پاداش دادن به هدايت يافتگان هشيار و متذكر، از شؤون ربوبيت خداوند است.
لهم دارالسلم عند ربهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 37 - 10
10- هدايت شدگان ، از عنايت خداوند و از مددكار و ياورانى برخوردار خواهند بود .
فمنهم من هدى الله و منهم من حقّت عليه الضللة . .. فإن الله لايهدى من يضلّ و ما
از آن جايى كه خداوند مردم را دو گروه هدايت پذير و گمراه معرفى كرده و گمراهان را محروم از هدايت خدا و يار و ياور دانسته است، به قرينه مقابله مى توان نكته ياد شده را به دست آورد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 159 - 6،9،13
6 - مدارا ، خوش خُلقى و مهربانى پيامبر (صلی الله علیه و آله) با مردم ، از عوامل گرايش آنان به جانب آن حضرت
و لو كنت فظّا غليظ القلب لانفضّوا من حولك
9 - گرايش مردم به رهبران دينى ، در گرو مهربانى آنان و پرهيز از خشونت و سنگدلى
فبما رحمة من اللّه لنت لهم و لو كنت فظّا غليظ القلب لانفضّوا من حولك
13 - گذشت از خطاى مردم و طلب آمرزش براى آنان و نيز مشورت با مسلمانان در مسائل اجتماعى ، نمودى از مهربانى و خُلق خوش پيامبر (صلی الله علیه و آله)
و لو كنت فظّا غليظ القلب . .. فاعف عنهم و استغفر لهم و شاورهم فى الامر
تفريع جمله «فاعف عنهم و . .. » بر جمله هاى پيشين، كه بيانگر خُلق خوش پيامبر (صلی الله علیه و آله) است، در حقيقت اشاره به مصاديق و نمونه هايى از خوى نيكوى پيامبر (صلی الله علیه و آله) دارد. گفتنى است كه امر به عفو و ... به معناى ادامه دادن آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 29 - 20
20- صلابت در برابر كافران ، مهرورزى با مؤمنان و استمرار بر عبادت ، زمينه برخوردارى جامعه اسلامى از فضل و رضاى الهى
أشدّاء . .. رحماء ... ركّعًا سجّدًا يبتغون
مى توان گفت: «يبتغون. ..» نتيجه و حاصل سه برنامه مؤمنان (1- أشدّاء، 2- رحماء، 3- ركعّاً سجّداً) است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 2 - 2
2 - دعوت و برخورد از سر مهربانى و شفقت ، مؤثّر در هدايت و اصلاح جامعه
قال يقوم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 159 - 10
10 - نقش ويژه خوش خُلقى و مهربانى رهبران الهى با امت خويش ، به هنگامه هاى دشوار
فبما رحمة من اللّه لنت لهم و لو كنت فظّا غليظ القلب لانفضّوا من حولك
قرار گرفتن اين آيه در ضمن آيات مربوط به نبرد احد و مشكلات ناشى از آن، اشاره به اين حقيقت دارد كه خوش خلقى و مهربانى رهبران به هنگام رخ نمودن سختيها و مشكلات براى مردم، از اهميّت ويژه اى برخوردار است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 91 - 12،14
12 - اتحاد و روابط عاطفى در جامعه ايمانى ، زمينه ساز ذكر خدا و برپايى نماز
انما يريد الشيطن ان يوقع بينكم العدوة . .. و يصدكم عن ذكراللّه و عن الصلوة
14 - ياد خدا ، برپايى نماز ، الفت و مهربانى بين افراد جامعه ، از نشانه هاى جامعه رستگار
لعلكم تفلحون. انما يريد الشيطن ان يوقع بينكم العدوة و ... و عن الصلوة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 64 - 14
14- امانت دارى انسان ها و تعهدشان بر حفاظت از امانت ، به ترحّم و دلسوزى آنان بستگى دارد .
فالله خير حفظًا و هو أرحم الرحمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 29 - 12
12- حفظ صلابت و استحكام در برابر كافران ، نيازمند حاكميت روح رحمت و مودّت ميان مؤمنان
أشدّاء على الكفّار رحماء بينهم
ميان «أشدّاء على الكفّار» و «رحماء بينهم»، نوعى تعامل و تأثير متقابل وجود دارد; يعنى، سستى در هر زمينه، موجب خدشه دار شدن موقعيت مؤمنان در زمينه ديگر مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 21 - 8
8- انذارگرى پيامبران ، داراى ريشه در محبت عميق آنان به خلق
و اذكر أخا عاد إذ أنذر قومه
از ارتباط واژه «أخ» و «إنذار»، مى توان استفاده كرد كه هر چند انذارگرى پيامبران به دستور خداوند است; اما آنان اين كار را همراه با انگيزه هاى عميق انسانى و عاطفى صورت مى دهند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 29 - 20،42
20- صلابت در برابر كافران ، مهرورزى با مؤمنان و استمرار بر عبادت ، زمينه برخوردارى جامعه اسلامى از فضل و رضاى الهى
أشدّاء . .. رحماء ... ركّعًا سجّدًا يبتغون
مى توان گفت: «يبتغون. ..» نتيجه و حاصل سه برنامه مؤمنان (1- أشدّاء، 2- رحماء، 3- ركعّاً سجّداً) است.
42- صلابت و استقلال امت اسلامى ، در پرتو نفوذناپذيرى در برابر كافران و انعطاف پذيرى در برابر اهل ايمان و برخوردارى از روح عبوديت *
أشدّاء . .. رحماء ... تريهم ركّعًا سجّدًا ... كزرع أخرج شطه
چنانچه «كزرع أخرج. ..» بيان ديگرى از «أشدّاء على الكفّار رحماء بينهم تراهم ركّعاً سجّداً» باشد; يعنى، همان كفرستيزى، رحمت بر مؤمنان و روحيه بندگى است كه زمينه صلابت و استقلال جامعه اسلامى را فراهم مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 151 - 11
11 - غفران خداوند ، نشأت گرفته از رحمت و مهربرترين اوست .
رب اغفر لى و لأخى . .. و أنت أرحم الرحمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 99 - 18
18 - برخوردارى مؤمنان انفاقگر از رحمت خداوند ، مقتضاى غفران و مهر بى پايان اوست .
و من الأعراب من يؤمن . .. و يتخذ ما ينفق قربت ... سيدخلهم اللّه فى رحمته
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 7 - 10
10- آفرينش جهان و انسان و برآوردن نياز هاى او ، مقتضاى رأفت و رحمت پروردگار است .
خلق السموت . .. تعلى عمّا يشركون ... خلق الإنسن ... إن ربّكم لرءوف رحيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 16 - 5
5 - بخشودن گناه گنه كاران ، مقتضاى آمرزش گرى و مهرورزى خدا نسبت به بندگان
فغفر له إنّه هو الغفور الرحيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 58 - 5
5 - سلام و تحيت خداوند به بهشتيان ، برخاسته از ربوبيت و مهربانى او به خلق است .
سلم قولاً من ربّ رحيم
برداشت ياد شده، از بيان دو صفتِ «ربّ» و «رحيم» براى خداوند (در اين آيه شريفه) به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 129 - 5
5 - اشتياق شديد پيامبر (صلی الله علیه و آله) به هدايت مردم ، نشأت يافته از رحمت و رأفت آن حضرت بود ، نه معلول نياز او به آنان .
حريص عليكم . .. فإن تولوا فقل حسبى اللّه ... عليه توكلت
در آيه قبل سخن از اشتياق شديد پيامبر(صلی الله علیه و آله) به ميان آمد و خداوند براى نفى پندار غلط گمراهان - كه ممكن بود تلاش پيامبر (صلی الله علیه و آله) را ناشى از احتياج به مردم تلقى كنند - در اين آيه مى فرمايد: روى گردانى گمراهان، زيانى به پيامبر(صلی الله علیه و آله) نمى رساند، چه اينكه او متكى به خداست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 64 - 25
25 - الفت و مهربانى بين افراد يك جامعه ، كمال و ارزشى والا براى آنان
و القينا بينهم العدوة و البغضاء إلى يوم القيمة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 128 - 7
7 - هم دردى با انسان ها و اشتياق به سعادتمند شدن آنان و داشتن رأفت و محبت ، از خصلت هاى والا و ارزشمند
عزيز عليه ما عنتم حريص عليكم بالمؤمنين رءوف رحيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 13 - 3
3- ارزش والاى برخوردارى انسان از روحيه عطوفت و دل سوزى
و حنانًا من لدنّا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 24 - 4
4- تواضع دلسوزانه و از سر مهربانى براى پدر و مادر ، داراى ارزش است نه تواضع به انگيزه هاى ديگر .
و اخفض لهما جناح الذلّ من الرحمة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 49 - 1
1- پيامبر (صلی الله علیه و آله) وظيفه دار باخبر ساختن بندگان از غفران ، آمرزش ، رحمت و مهربانى خداوند
نبّىء عبادى أنى أنا الغفور الرحيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بلد - 90 - 17 - 3
3 - ايمان آوردن و تشويق يكديگر به صبر و ترحّم ، برتر از اقدام به آزادسازى بردگان و تغذيه يتيمان و مساكين است .
ثمّ كان من الذين
حرف «ثمّ» براى تراخى رتبى است و دلالت دارد كه آنچه بعد از آن آمده، در مرتبه اى والاتر از كارهاى قبل است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بلد - 90 - 18 - 1
1 - آزادكنندگان برده و غذادهندگان به يتيمان و مستمندان ، در صورت ايمان آوردن و توصيه به صبر و رحمت ، در آخرت قرين نيك بختى و سرشار از خير و بركت خواهند بود .
أُولئك أصحب الميمنة
«يُمْن» و «ميمنة» به معناى بركت است (قاموس). مصاحبت با بركت، كنايه از سرشارى و تداوم آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - حمد - 1 - 3 - 6
6 - تدبير و تربيت بايد همراه با مهربانى و عطوفت باشد .
رب العلمين. الرحمن الرحيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 286 - 21
21 - عفو و عطوفت از وظايف مديران و واليان جامعه
و اعف عنّا و اغفر لنا و ارحمنا و انت مولينا
چون جمله «انت مولينا» به منزله علّت براى جمله سابق است، مى توان نتيجه گرفت كه هر كس نسبت به ديگرى نحوى از ولايت را به اذن خداوند دارا باشد، بايد عفو و . .. را نسبت به او اعمال كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 91 - 5
5 - الفت و مهربانى مؤمنان با يكديگر ، و پرهيز از دشمنى ، مورد عنايت و خواست الهى
انما يريد الشيطن ان يوقع بينكم العدوة و البغضاء
نهى مؤكد خداوند از شرابخوارى و قماربازى و معرفى شراب و قمار به عنوان عوامل تفرقه و دشمنى حكايت از آن دارد كه الفت و مهربانى بين اهل ايمان مورد عنايت خاص خداوند است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بلد - 90 - 17 - 2
2 - مؤمنان ، تنها در صورتى دشوارترين راه هاى انفاق را مى پيمايند كه يكديگر را به شكيبايى و مهرورزى سفارش كنند .
ثمّ كان من الذين ءامنوا و تواصوا بالصبر و تواصوا بالمرحمة
«مرحمة»، مصدر ميمى و به معناى «رحمت» (رقّت، مغفرت و عطوفت داشتن) است (قاموس). تكرار «تواصوا» براى تأكيد بوده و ممكن است اشاره به اين نكته باشد كه سفارش به صبر و توصيه به محبت، دو وظيفه مستقل و در عرض هم است و با ترك يكى، زمينه ديگرى از بين نرفته و تكليف ساقط نمى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 91 - 16
16 - پاسدارى از روابط عاطفى اهل ايمان نسبت به يكديگر و نيز حفظ روابط عبادى آنان با خدا ، ملاك و حكمتى براى جعل احكام دين
انما يريد الشيطن ان يوقع بينكم العدوة . .. و يصدكم عن ذكراللّه و عن الصلوة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 61 - 4
4 - سوء استفاده منافقان از عطوفت و سعه صدر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ( گوش فرادادن آن حضرت به سخنان مردم )
الذين يؤذون النبى و يقولون هو أذن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 24 - 8
8 - اصرار و پافشارى مرفهان خوش گذران بر كفر ، در برابر پيام ملاطفت آميز و توحيدى پيامبران
قال مترفوها . .. قل أوَ لو ... قالوا إنّا بما أرسلتم به كفرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بلد - 90 - 17 - 5
5 - كافران ، از حالت شكيبايى ، مهرورزى و عطوفت ، محروم بوده و از توصيه يكديگر به آن خصلت ها خاموش اند .
الذين ءامنوا و تواصوا بالصبر و تواصوا بالمرحمة
اين آيه تعريض به كافرانى دارد كه در آيات آغاز و پايان سوره، از آنان سخن به ميان آمده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بلد - 90 - 17 - 5
5 - كافران ، از حالت شكيبايى ، مهرورزى و عطوفت ، محروم بوده و از توصيه يكديگر به آن خصلت ها خاموش اند .
الذين ءامنوا و تواصوا بالصبر و تواصوا بالمرحمة
اين آيه تعريض به كافرانى دارد كه در آيات آغاز و پايان سوره، از آنان سخن به ميان آمده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 13 - 2
2- خداوند ، منبع مهر و شفقت و عطاكننده آن به برخى از بندگان برگزيده خود
و حنانًا من لدنّا
«من لدنّا» بيانگر اين است كه عطوفت عطا شده به يحيى برگرفته از ترحم و عطوفت ذات اقدس است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 27 - 13
13 - دل هاى مردمان ، در اختيار خداوند است و او دل ها را رؤوف و مهربان مى گرداند .
و جعلنا فى قلوب الذين اتّبعوه رأفة و رحمة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 114 - 17
17 - ابراهيم ( ع ) داراى رحمت فراوان نسبت به مردم و متأسف از هدايت ناپذيرى مشركان
إن إبرهيم لأوّه حليم
يكى ديگر از معانى كه اهل لغت براى «أوّاه» نوشته اند، رقّت و رحمت است. يعنى ابراهيم (ع) بسيار رقيق القلب و نسبت به مردم، بسيار مهربان بود. برداشت فوق بر اين اساس است كه جمله «إن إبراهيم لأوّاه» بيانگر علت وعده ابراهيم (ع) به آزر باشد ; يعنى، شدت رحمت ابراهيم (ع) سبب گرديد، براى جذب آزر به ايمان، وعده استغفار به وى بدهد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 75 - 2
2- ابراهيم ( ع ) ، از گرفتار شدن مردمان به مشكلات ، متأثر مى شد و بر آنان دل مى سوزاند .
إن إبرهيم . .. أوّه
«أوّاه» به كسى گفته مى شود كه بسيار آه مى كشد و متأسف مى شود. توصيف ابراهيم(ع) به «أوّاه» پس از جمله «يجادلنا» مى رساند كه: تأسف و تأثر ابراهيم(ع) به خاطر مشكلات و گرفتاريهاى مردمان بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 43 - 6
6- راهنمايى ها و هدايت هاى حضرت ابراهيم ( ع ) به آزر ، همراه با لطف و مهربانى بوده است .
يأبت . .. فاتّبعنى أهدك صرطًا سويًّا
خطاب «يا أبت» حاكى از اظهار شفقت ابراهيم(ع) به آزر است. علاوه بر اين كه او آزر را جاهل نخواند و بر محدوديت آگاهى خود نيز تصريح كرد (من العلم); اين روش، سرشار از عطوفت به مخاطب است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 45 - 8
8- حضرت ابراهيم ( ع ) با برخوردى عاطفى و مؤدبانه سعى در ارشاد و هدايت آزر داشت .
يأبت إنّى أخاف أن يمسّك عذاب من الرحمن
خطاب «ياأبت» گوياى عطوفت ابراهيم(ع) است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 47 - 2
2- حضرت ابراهيم ( ع ) با وجود برخورد خشن و تهديد هاى آزر ، با او گفتارى ملايم و برخوردى مهربانانه داشت .
قال سلم عليك سأستغفر لك ربّى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 21 - 5
5- پيامبران ، رهبرانى دلسوز براى امت هاى خويش
و اذكر أخا عاد إذ أنذر قومه
با الغاى خصوصيت از مورد آيه، برداشت بالا به دست مى آيد; زيرا هود(ع) در دلسوزى براى امت، با ساير پيامبران تمايزى نداشته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بلد - 90 - 17 - 4
4 - ايمان به آيات الهى ، سفارش يكديگر به استقامت در تكاليف دشوار و اظهار محبت به بردگان ، يتيمان و تنگدستان ، قدردانى از نعمت هاى بينايى ، گويايى و هدايت است .
ألم نجعل له عينين . و لسانًا و شفتين . و هدينه النجدين ... ثمّ كان من الذين ءام
«الذين آمنوا» گرچه مطلق است; ولى مصداق بارز آنها - به قرينه «و الذين كفروا بآياتنا» در آيات بعد - مؤمنان به آيات الهى است و آيات پيشين - كه بعضى از تكاليف را «عقبة» ناميده بود - قرينه بر مراد از «صبر» است و سياق آيات نشان مى دهد كه مراد از «مرحمة»، ترّحم بر «رقبة»، «يتيم» و «مسكين» است. ارتباط اين آيات با آيه هاى پيشين - كه نعمت هاى الهى را برشمرده - گوياى برداشت ياد شده است; زيرا «بينايى و بصيرت»، زمينه ساز «ايمان» و «داشتن زبان و لب»، زمينه ساز توصيه است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 45 - 10
10- لزوم رعايت ادب و ملاطفت در گفتار با پدر ، اگر چه مشرك باشد . *
يأبت . .. يأبت إنّى أخاف أن يمسّك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 215 - 7
7 - توصيه الهى به پيامبر (صلی الله علیه و آله) مبنى بر گسترانيدن بال هاى مهر و عطوفت براى كسان و خويشاوندان مؤمن خويش
و أنذر عشيرتك الأقربين . و اخفض جناحك لمن اتبعك من المؤمنين
تقدير «من المؤمنين» به قرينه آيه پيش، مى تواند «من المؤمنين من عشيرتك» باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بلد - 90 - 17 - 4
4 - ايمان به آيات الهى ، سفارش يكديگر به استقامت در تكاليف دشوار و اظهار محبت به بردگان ، يتيمان و تنگدستان ، قدردانى از نعمت هاى بينايى ، گويايى و هدايت است .
ألم نجعل له عينين . و لسانًا و شفتين . و هدينه النجدين ... ثمّ كان من الذين ءام
«الذين آمنوا» گرچه مطلق است; ولى مصداق بارز آنها - به قرينه «و الذين كفروا بآياتنا» در آيات بعد - مؤمنان به آيات الهى است و آيات پيشين - كه بعضى از تكاليف را «عقبة» ناميده بود - قرينه بر مراد از «صبر» است و سياق آيات نشان مى دهد كه مراد از «مرحمة»، ترّحم بر «رقبة»، «يتيم» و «مسكين» است. ارتباط اين آيات با آيه هاى پيشين - كه نعمت هاى الهى را برشمرده - گوياى برداشت ياد شده است; زيرا «بينايى و بصيرت»، زمينه ساز «ايمان» و «داشتن زبان و لب»، زمينه ساز توصيه است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 40 - 41
41 - خداوند در كوه طور ، با ملاطفت و مهربانى با موسى ( ع ) سخن گفت .
يموسى
تصريح مكرر نام موسى(ع) در مقاطع مختلف خطاب الهى، گوياى عنايت خداوند به او است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 215 - 1،7
1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظّف به فروتنى و گسترانيدن بال هاى لطف و محبت براى پيروان مؤمن خويش
و اخفض جناحك لمن اتبعك من المؤمنين
7 - توصيه الهى به پيامبر (صلی الله علیه و آله) مبنى بر گسترانيدن بال هاى مهر و عطوفت براى كسان و خويشاوندان مؤمن خويش
و أنذر عشيرتك الأقربين . و اخفض جناحك لمن اتبعك من المؤمنين
تقدير «من المؤمنين» به قرينه آيه پيش، مى تواند «من المؤمنين من عشيرتك» باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 29 - 2،9،10،12،20،47
2- انعطاف ناپذيرى در برابر جبهه كفر و مهربانى با مؤمنان ، ويژگى مهم همگامان و اصحاب پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله)
و الذين معه أشدّاء على الكفّار رحماء بينهم
9- شدّت با دشمنان دين و عطوفت با خداجويان ، از برجسته ترين مبانى رسالت پيامبر اسلام (صلی الله علیه و آله)
محمّد رسول اللّه و الذين معه أشدّاء على الكفّار رحماء بينهم
پيامبر(صلی الله علیه و آله) در آيه با وصف رسالت معرفى گرديده و در واقع روى وصف رسالت، تكيه شده است و بر اين وصف دو خصلت مهم «أشدّاء على الكفّار» و «رحماء بينهم» مترتب گشته است.
10- مؤمنان راستين ، داراى مهر به يكديگر ، در عين انعطاف ناپذيرى در برابر كافران
و الذين معه أشدّاء على الكفّار رحماء بينهم
12- حفظ صلابت و استحكام در برابر كافران ، نيازمند حاكميت روح رحمت و مودّت ميان مؤمنان
أشدّاء على الكفّار رحماء بينهم
ميان «أشدّاء على الكفّار» و «رحماء بينهم»، نوعى تعامل و تأثير متقابل وجود دارد; يعنى، سستى در هر زمينه، موجب خدشه دار شدن موقعيت مؤمنان در زمينه ديگر مى شود.
20- صلابت در برابر كافران ، مهرورزى با مؤمنان و استمرار بر عبادت ، زمينه برخوردارى جامعه اسلامى از فضل و رضاى الهى
أشدّاء . .. رحماء ... ركّعًا سجّدًا يبتغون
مى توان گفت: «يبتغون. ..» نتيجه و حاصل سه برنامه مؤمنان (1- أشدّاء، 2- رحماء، 3- ركعّاً سجّداً) است.
47- قاطعيت با كافران و رأفت با مؤمنان و ركوع و سجود در برابر خداوند ، نمود هاى آشكار عمل صالح
أشدّاء على الكفّار رحماء بينهم تريهم ركّعًا سجّدًا . .. وعد اللّه الذين ءامنوا و
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 24 - 1،3،14
1- فرزندان در برابر والدين خويش بايد از سر مهربانى و ترحم ، تواضع و فروتنى كامل بكنند .
و اخفض لهما جناح الذلّ من الرحمة
«من» در «من الرحمة» نشويه است; يعنى، خفض جناح و تواضع، بايد ناشى از رحمت و مهربانى به آنان باشد.
3- ترّحم و مهربانى به پدر و مادر ، از وظايف فرزند است .
و اخفض لهما جناح الذلّ من الرحمة
14- « عن أبى ولادالحناط قال : سألت أباعبدالله ( ع ) عن قول الله عزّوجلّ : . . . « و اخفض لهما جناح الذلّ من الرحمة » قال : لاتملأعينيك من النظر إليهما إلاّ برحمة و رقة و لاترفع صوتك فوق أصواتهما و لايدك فوق أيديهماو لاتقدم قدامهما ;
ابى ولاد حناط گويد: از امام صادق(ع) در باره سخن خداوند عزّوجلّ . .. «و اخفض لهما جناح الذلّ من الرحمة» سؤال كردم، حضرت فرمود: به پدر و مادر نگاه مكن مگر با رأفت و مهربانى و صدايت را بيش از صداى آنان بالا مبر و دست خودت را بالاى دست آنان قرار مده و [در راه رفتن و...]از آنان پيشى مگير».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 25 - 7
7- خداوند خواهان تواضع و رحمت قلبى فرزندان به پدر و مادر است و نه صرفاً خدمات ظاهرى به آنان
و اخفض لهما جناح الذلّ من الرحمة . .. ربّكم أعلم بما فى نفوسكم
خداوند در آيات قبل دستور به احسان به والدين و فروتنى از سر رحمت در برابر آنها را داده است و در اين آيه مى فرمايد: «به نيات درونى شما آگاهى دارد». ذكر آگاهى به نيات پس از دستور ياد شده، مى تواند به اين منظور باشد كه: فروتنى بايد خالصانه و قلبى باشد و نه ظاهرى.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 81 - 6
6- پاك و صالح بودن و نيز مهرورزى فزون تر نسبت به والدين ، از ويژگى هاى فرزند شايسته است .
يبدلهما ربّهما خيرًا منه زكوة و أقرب رحمًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بلد - 90 - 17 - 4
4 - ايمان به آيات الهى ، سفارش يكديگر به استقامت در تكاليف دشوار و اظهار محبت به بردگان ، يتيمان و تنگدستان ، قدردانى از نعمت هاى بينايى ، گويايى و هدايت است .
ألم نجعل له عينين . و لسانًا و شفتين . و هدينه النجدين ... ثمّ كان من الذين ءام
«الذين آمنوا» گرچه مطلق است; ولى مصداق بارز آنها - به قرينه «و الذين كفروا بآياتنا» در آيات بعد - مؤمنان به آيات الهى است و آيات پيشين - كه بعضى از تكاليف را «عقبة» ناميده بود - قرينه بر مراد از «صبر» است و سياق آيات نشان مى دهد كه مراد از «مرحمة»، ترّحم بر «رقبة»، «يتيم» و «مسكين» است. ارتباط اين آيات با آيه هاى پيشين - كه نعمت هاى الهى را برشمرده - گوياى برداشت ياد شده است; زيرا «بينايى و بصيرت»، زمينه ساز «ايمان» و «داشتن زبان و لب»، زمينه ساز توصيه است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 13 - 2
2- خداوند ، منبع مهر و شفقت و عطاكننده آن به برخى از بندگان برگزيده خود
و حنانًا من لدنّا
«من لدنّا» بيانگر اين است كه عطوفت عطا شده به يحيى برگرفته از ترحم و عطوفت ذات اقدس است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 20 - 12
12 - دعوت حبيب نجار به پيروى از انبيا ، همراه با ملاطفت و اظهار محبت به مردم بود .
قال يقوم اتّبعوا المرسلين
برداشت ياد شده از تعبير «يا قوم» (اى قوم من) - كه معمولاً براى اظهار محبت و ابراز نزديكى به كار مى رود- استفاده شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - حمد - 1 - 1 - 6
6 - خداوند به بندگان خويش مهربان است .
بسم اللّه . .. الرحيم
در اين كه چرا دو صفت رحمانيت و رحيميت در پى يكديگر آمده اند - در حالى كه هر دو حكايت از رحمت الهى دارند - چند نظر ابراز شده است. آنچه از كاربرد آن دو صفت در قرآن به دست مى آيد اين است كه رحمانيت در رابطه با همه مخلوقات است و رحيميت تنها در ارتباط با انسان و ديگر مكلفان مى باشد. بنابراين رحيميت خدا به رحمت ويژه الهى به انسانها و ساير مكلفان اشاره دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - حمد - 1 - 3 - 1،3
1 - خداوند رحمان ( داراى رحمت گسترده ) و رحيم ( مهربان ) است .
الرحمن الرحيم
3 - خداوند به همه بندگان مهربان است .
الرحيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - حمد - 1 - 5 - 2
2 - ربوبيت خدا بر هستى ، رحمانيت و رحيميت او و مالكيتش بر روز قيامت ، دليل شايستگى او براى پرستش
رب العلمين. الرحمن الرحيم. ملك يوم الدين. إياك نعبد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 143 - 27
27 - خداوند با مردمان رئوف و مهربان است .
إن اللّه بالناس لرءوف رحيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 185 - 24
24 - لطف و مهربانى خدا با بندگان خويش
يريد اللّه بكم اليسر و لايريد بكم العسر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 29 - 14
14 - خداوند ، همواره به بندگان مؤمن ، مهربان است .
انّ اللّه كان بكم رحيماً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 64 - 17
17 - خداوند ، توّاب ( توبه پذير ) و رحيم ( مهربان ) است .
لوجدوا اللّه توّاباً رحيماً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 100 - 16
16 - خداوند ، بخشنده اى مهربان است .
و كان اللّه غفوراً رحيماً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 106 - 6،8
6 - خداوند آمرزنده اى مهربان است .
إنّ اللّه كان غفوراً رحيماً
8 - آمرزش الهى نسبت بندگان ، آميخته با مهر و محبت است .
و استغفر اللّه إنّ اللّه كان غفوراً رحيماً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 110 - 12
12 - خداوند ، آمرزنده اى مهربان است .
يجداللّه غفوراً رحيماً
بنابر اينكه «رحيم»، صفت «غفور» باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 3 - 47،48
47 - خداوند ، غفور ( بسيار آمرزنده ) و رحيم ( مهربان ) است .
فإنّ اللّه غفور رحيم
48 - بخشايش گناه بندگان از سوى خدا همراه با لطف و مهربانى بر ايشان است .
فإنّ اللّه غفور رحيم
در برداشت فوق «رحيم»، صفت براى «غفور» گرفته شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 34 - 10،11
10 - خداوند ، آمرزنده و مهربان است .
فاعلموا إنّ اللّه غفور رحيم
11 - مغفرت و آمرزندگى خداوند همواره قرين رحمت و مهر اوست .
إنّ اللّه غفور رحيم
برداشت فوق مبتنى بر اين است كه «رحيم» صفت براى «غفور» باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 39 - 9
9 - خداوند ، آمرزنده گناه تائبان و رحيم و مهربان نسبت به آنان
فمن تاب . .. إنّ اللّه غفور رحيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 74 - 5
5 - خدا ، غفور ( بسيار آمرزنده ) و رحيم ( بسيار مهربان ) است .
و اللّه غفور رحيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 54 - 27،28
27 - خداوند غفور (بسيار آمرزنده) و رحيم (مهربان) است.
فأنه غفور رحيم
28 - مغفرت خداوند آميخته با مهر و محبت اوست.
فأنه غفور رحيم
از نظر ادبى در كلمه «رحيم» دو احتمال وجود دارد. يكى آنكه خبر دوم براى «ان» باشد، و ديگر آنكه صفت براى «غفور». برداشت فوق مستفاد از تركيب دوم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 165 - 11
11 - خداوند غفور (آمرزنده گناهان) و رحيم (مهربان به بندگان) است.
لغفور رحيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 151 - 8
8 - خداوند ، مهربانترين مهربانان است .
و أنت أرحم الرحمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 153 - 3
3 - خداوند ، آمرزنده بندگان توبه كار خويش و مهربان با ايشان است .
إن ربك من بعدها لغفور رحيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 167 - 8
8 - خداوند ، پروردگارى آمرزنده گناهان و مهربان با بندگان خويش
و إنه لغفور رحيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 69 - 9
9 - خداوند ، آمرزنده گناهان و با بندگان خويش مهربان است .
إن اللّه غفور رحيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 70 - 10
10 - خداوند ، آمرزنده گناهان و با بندگان خويش مهربان است .
و اللّه غفور رحيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 5 - 19
19 - آمرزش الهى ، آميخته با رحمت و مهربانى است .
إن اللّه غفور رحيم
برداشت فوق بر اين اساس است كه «رحيم» صفت «غفور» باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 90 - 8
8- معرفى خداوند به رحيم بودن و دوست داشتن بندگان ، از تعاليم شعيب ( ع )
إن ربى رحيم ودود
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 36 - 18
18- غفران و آمرزندگى خداوند ، آميخته با مهربانى است .
فإنك غفور رحيم
برداشت فوق مبتنى بر اين است كه «رحيم» در اين آيه صفت براى «غفور» باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 7 - 6
6- رأفت و رحمت خداوند ، جلوه اى از مقام ربوبيت اوست .
إن ربّكم لرءوف رحيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 119 - 12
12- بخشش خداوند ، آميخته با مهربانى است .
إن ربّك من بعدها لغفور رحيم
برداشت فوق، مبتنى بر اين نكته است كه «رحيم» صفت براى «غفور» باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 40 - 41
41 - خداوند در كوه طور ، با ملاطفت و مهربانى با موسى ( ع ) سخن گفت .
يموسى
تصريح مكرر نام موسى(ع) در مقاطع مختلف خطاب الهى، گوياى عنايت خداوند به او است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 122 - 5
5 - خداوند با عطوفت و مهربانى توبه آدم را پذيرفت و گناه او را بخشيد .
ثمّ اجتبه ربّه فتاب عليه
«تاب»; يعنى، رجوع كرد و به دليل حرف «على» در آن معناى عطوفت و ترحم تضمين شده است; يعنى، خداوند در حالى به آدم توجه و عنايت كرد، كه بر او عطوف و مهربان بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 107 - 3
3- مجموعه تعاليم اسلام ، براساس رحمت و مهربانى ويژه خداوند به انسان است .
و ما أرسلنك إلاّ رحمة للعلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 109 - 11
11 - خدا ، بهترين و مهربان ترين مهربانان
و أنت خير الرحمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 118 - 8
8 - خدا ، بهترين رحمت كنندگان و مهربانان است .
و أنت خير الرحمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مزمل - 73 - 20 - 43
43 - گذشت خداوند از خطا هاى بندگانش ، توأم با مهربانى او است .
إنّ اللّه غفور رحيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بروج - 85 - 14 - 2
2 - خداوند ، مؤمنان نيكوكار را از گرفتارى به عذاب مصون داشته و با آنان مهربان است .
إنّ الذين ءامنوا و عملوا الصلحت . .. و هو الغفور الودود
«غفر» (ريشه «غفور»); يعنى، پوشاندن لباسى كه شخص را از آلودگى ها محفوظ دارد و غفران خداوند، ايجاد مصونيت از عذاب براى بندگان است (مفردات راغب). جمله «هو الغفور» در ارتباط با «إنّ بطش...» - كه تهديد كافران بود - نويدى به مؤمنان و بيانگر مصونيت آنان، از گرفتارى به دام عذاب است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 16 - 15
15 - اخطار و بيم دادن ، بايد از سر لطف و شفقت باشد .
ذلك يخوّف اللّه به عباده يعباد فاتّقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 84 - 2
2 - برخورد عاطفى با مردم در دعوت به حق و تبليغ ، امرى پسنديده است .
و قال موسى يقوم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 39 - 5
5- مبلغان دينى ، بايد از سر مهربانى و با ملاطفت ، مردمان را به دين فراخوانند .
يص-حبى السجن ءأرباب متفرقون خير أم الله الوحد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 42 - 10
10- لزوم به كارگيرى ملاطفت و رعايت ادب همراه با استدلال هاى منطقى در گفتوگو هاى عقيدتى و دعوت به توحيد
يأبت لِمَ تعبد ما لايسمع
حضرت ابراهيم(ع) آزر را با تعبير (اى پدر من) مورد خطاب قرار داد كه در آن ملاطفت و مهرورزى وجود دارد. جملات بعدى نيز كه در مقام استدلال بيان گرديده، همگى داراى مقدمات روشن و نتايج منطقى است. از روش برخورد ابراهيم(ع) مى توان نتيجه گرفت كه در برخوردهاى عقيدتى، اين دو ركن بايد ملاحظه گردد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 45 - 9
9- لزوم برخورد محبت آميز و مؤدبانه در مقام ارشاد و تبليغ
يأبت إنّى أخاف أن يمسّك عذاب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 20 - 13
13 - داشتن ملاطفت و برخورد محبت آميز ، روشى پسنديده و بايسته در تبليغِ دين و برخورد با افراد خاطى و گناه كار
قال يقوم اتّبعوا المرسلين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 2 - 2
2 - دعوت و برخورد از سر مهربانى و شفقت ، مؤثّر در هدايت و اصلاح جامعه
قال يقوم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 37 - 9
9 - تدبير امور آسمان ها و زمين و موجودات بين آنها از سوى خداوند ، بر پايه رحمت و عطوفت است .
لايملكون منه خطابًا
توصيف «ربّ» به «رحمان»، حاكى از نقش رحمت در تدبير نظام هستى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - حمد - 1 - 3 - 6
6 - تدبير و تربيت بايد همراه با مهربانى و عطوفت باشد .
رب العلمين. الرحمن الرحيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 90 - 10
10- مهربانى و محبت ، داراى نقشى بسزا در تربيت و اصلاح خطاكاران
واستغفروا ربكم . .. إن ربى رحيم ودود
توصيف خداوند به مهربانى و محبت داشتن به بندگان ، پس از توصيه به استغفار از گناهان ، مى تواند به برداشت فوق اشاره داشته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 24 - 6
6- تربيت اولاد توسط پدر و مادر ، بر اساس رحمت و محبت است .
ربّ ارحمهما كما ربّيانى صغيرًا
«كما ربيانى» صفت براى مصدر مقدّر (رحمت) است. بنابراين، عبارت چنين مى شود: «رب ارحمهما مثل رحمتهما و تربيتهما لى» (خداوندا! همان گونه كه آنان به من ترحم كردند تو بر آنان ترحم كن).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - حمد - 1 - 3 - 6
6 - تدبير و تربيت بايد همراه با مهربانى و عطوفت باشد .
رب العلمين. الرحمن الرحيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 54 - 11
11 - اظهار مهربانى و عطوفت ، پيش از انتقاد و نصيحت ، امرى شايسته و نيكوست .
يقوم إنكم ظلمتم أنفسكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 50 - 25
25- محبت و دل سوزى ، درون مايه ضرورى براى هر ولايت حق و سرپرست لايق است .
أفتتّخذونه و ذرّيّته أولياء من دونى و هم لكم عدوٌّ
خداوند، با به رخ كشيدن عداوت شيطان، سزاوار نبودن پذيرش ولايت او را يادآور شده است و مفهوم آن اين است كه رهبرى ولايت، بايد از كينهوزى و عداوت به دور بوده و آميخته با محبت باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 82 - 8
8- شفابخشى قرآن نسبت به بيمارى هاى روحى ، فكرى و اخلاقى توأم با رحمت ، شفقت و مهربانى است .
و ننزّل من القرءان ما هو شفاء و رحمة للمؤمنين
ذكر دو صفت «شفاء» و «رحمت» براى قرآن، در كنار يكديگر، مى تواند مشعر به معناى ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 13 - 6
6- محبت و دل سوزى عميق نسبت به ديگران ، از ضرورى ترين و مطلوب ترين صفات رهبران الهى است .
و حنانًا من لدنّا
با توجه به اين كه «حناناً» اولين صفتى است كه پس از «آتيناه الحكم» ذكر شده است، مطلب فوق از آن استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 23 - 8
8 - مهربانى و برخورد مشفقانه با مردم ، وظيفه اى بر عهده رهبران و مبلغان دينى
فقال يقوم اعبدوا اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 159 - 9،10
9 - گرايش مردم به رهبران دينى ، در گرو مهربانى آنان و پرهيز از خشونت و سنگدلى
فبما رحمة من اللّه لنت لهم و لو كنت فظّا غليظ القلب لانفضّوا من حولك
10 - نقش ويژه خوش خُلقى و مهربانى رهبران الهى با امت خويش ، به هنگامه هاى دشوار
فبما رحمة من اللّه لنت لهم و لو كنت فظّا غليظ القلب لانفضّوا من حولك
قرار گرفتن اين آيه در ضمن آيات مربوط به نبرد احد و مشكلات ناشى از آن، اشاره به اين حقيقت دارد كه خوش خلقى و مهربانى رهبران به هنگام رخ نمودن سختيها و مشكلات براى مردم، از اهميّت ويژه اى برخوردار است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 128 - 8
8 - لزوم برخوردارى رهبران از احساس هم دردى نسبت به انسان ها و سعادت خواهى براى آنان و داشتن رأفت و رحمت عميق
رسول من أنفسكم عزيز عليه ما عنتم حريص عليكم بالمؤمنين رءوف رحيم
برداشت فوق به دليل اين است كه خداوند پيامبر(صلی الله علیه و آله) را به عنوان يك رهبر الهى به داشتن اين صفات تمجيد كرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 84 - 4
4- شعيب ( ع ) حتى پيش از رسيدن به مقام رسالت ، فردى دلسوز و دوستدار مردم مدين بود .
و إلى مدين أخاهم شعيبًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 88 - 5
5- برخورد حضرت شعيب ( ع ) با مشركان و كافران ، برخوردى ترحم آميز و مشفقانه بود .
يقوم أرءيتم
تعبير «يا قوم» (اى مردم من) حكايت از شفقت و مهربانى شعيب(ع) دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 61 - 4
4- صالح ( ع ) ، دلسوز براى قوم خويش و با محبت نسبت به آنان ، حتى پيش از بعثتش به پيامبرى
و إلى ثمود أخاهم صلحًا
مراد از اخوّت صالح(ع) براى قوم ثمود ، مى تواند مهربانى و دلسوزى او نسبت به آنان باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 63 - 5
5- برخورد حضرت صالح ( ع ) با مشركان و كافران ، برخوردى ترحم آميز و مشفقانه بود .
يقوم أرءيتم
تعبير «يا قوم» (اى مردم من) حكايت از شفقت و ترحم صالح(ع) دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 64 - 3
3- صالح ( ع ) با برخوردى عاطفى ، قوم خويش را با خصوصيات معجزه خويش آشنا ساخت .
و يقوم هذه ناقة الله
تعبير «يا قوم» (اى مردم من) حكايت از مهربانى و عطوفت دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 29 - 2
2- انعطاف ناپذيرى در برابر جبهه كفر و مهربانى با مؤمنان ، ويژگى مهم همگامان و اصحاب پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله)
و الذين معه أشدّاء على الكفّار رحماء بينهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 81 - 6
6- پاك و صالح بودن و نيز مهرورزى فزون تر نسبت به والدين ، از ويژگى هاى فرزند شايسته است .
يبدلهما ربّهما خيرًا منه زكوة و أقرب رحمًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 78 - 12،13
12- لوط ( ع ) ، با تحريك عواطف مهاجمان و اظهار شفقت به ايشان ، درصدد بازدارى آنان از تعرّض به ميهمانان خويش برآمد .
قال يقوم . .. فاتقوا الله و لاتخزون فى ضيفى أليس منكم رجل رشيد
13- ملاطفت لوط ( ع ) با قوم خويش ، حتى به هنگامى كه از ناحيه آنان در فشار و آزار بود .
قال هذا يوم عصيب . .. قال يقوم هؤلاء بناتى
لوط با گفتن «يا قوم» (اى مردم من) و پيشنهاد ازدواج با دخترانش ، لطف و عنايت خويش را به مردمان ابراز مى دارد و اين در زمانى است كه حضرت لوط(ع) آن را روزى سخت و دشوار ارزيابى كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 23 - 8
8 - مهربانى و برخورد مشفقانه با مردم ، وظيفه اى بر عهده رهبران و مبلغان دينى
فقال يقوم اعبدوا اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 159 - 6،13
6 - مدارا ، خوش خُلقى و مهربانى پيامبر (صلی الله علیه و آله) با مردم ، از عوامل گرايش آنان به جانب آن حضرت
و لو كنت فظّا غليظ القلب لانفضّوا من حولك
13 - گذشت از خطاى مردم و طلب آمرزش براى آنان و نيز مشورت با مسلمانان در مسائل اجتماعى ، نمودى از مهربانى و خُلق خوش پيامبر (صلی الله علیه و آله)
و لو كنت فظّا غليظ القلب . .. فاعف عنهم و استغفر لهم و شاورهم فى الامر
تفريع جمله «فاعف عنهم و . .. » بر جمله هاى پيشين، كه بيانگر خُلق خوش پيامبر (صلی الله علیه و آله) است، در حقيقت اشاره به مصاديق و نمونه هايى از خوى نيكوى پيامبر (صلی الله علیه و آله) دارد. گفتنى است كه امر به عفو و ... به معناى ادامه دادن آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 80 - 4
4 - رأفت پيامبر (صلی الله علیه و آله) نسبت به همه مردم و تلاش آن حضرت براى هدايت همگان
إن تستغفر لهم سبعين مرة فلن يغفر اللّه لهم
لحن سخن الهى، حاكى از تمايل آن حضرت به استغفار براى منافقان است. استغفار براى مردمانى چون منافقان، نشانگر رأفت و رحمت گسترده آن حضرت نسبت به عموم مردم و تلاش او براى هدايت همگان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 128 - 3،6،12
3 - امتنان الهى بر مؤمنان به خاطر انتخاب فردى دلسوز ، رؤوف و مهربان از ميان آنان براى پيامبرى
لقد جاءكم رسول من أنفسكم عزيز عليه ما عنتم حريص عليكم بالمؤمنين رءوف رحيم
6 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) نسبت به مؤمنان ، بسيار رؤوف و مهربان بود .
رسول من أنفسكم . .. بالمؤمنين رءوف رحيم
12 - از على ( ع ) روايت شده كه در ضمن ادله اثبات افضليت رسول خدا (صلی الله علیه و آله) بر ساير انبيا فرمود : « . . . و لقد كان ارحم الناس و أرأفهم فقال اللّه تبارك و تعالى : « لقد جائكم رسول من أنفسكم . . . بالمؤمنين رؤف رحيم » ;
به تحقيق رسول خدا (صلی الله علیه و آله) دلسوزترين و مهربان ترين مردم بود. پس خداى تبارك و تعالى فرمود: براى شما پيغمبرى از خودتان آمد كه ... با مؤمنان دلسوز و مهربان بود».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 3 - 17
17- محمد (صلی الله علیه و آله) ، پيامبرى دلسوز براى مردم و نگران از آينده اى ناگوار براى مشركان و گنه كاران
فإنى أخاف عليكم عذاب يوم كبير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 215 - 1،3
1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظّف به فروتنى و گسترانيدن بال هاى لطف و محبت براى پيروان مؤمن خويش
و اخفض جناحك لمن اتبعك من المؤمنين
3 - انذارگرى و رحمت گسترى ، دو بعد شخصيت الهى و پيامبرى حضرت محمد (صلی الله علیه و آله)
و أنذر عشيرتك . .. و اخفض جناحك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 50 - 11
11 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در ابلاغ تعاليم آسمانى با ملايمت و مدارا عمل مى كرد و در مخاطبانش حساسيت واكنش آميز ايجاد نمى كرد .
قل إن ضللت فإنّما أضلّ على نفسى و إن اهتديت فبما يوحى إلىّ ربّى
اين كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) در مقام ابلاغ پيام خداوند به مشركان، از بازگشت گمراهى فرضى خود سخن به ميان مى آورد و منشأ هدايتش را خداوند معرفى مى كند و به گمراهى مشركان نمى پردازد; حاكى از مداراى او در امر تبليغ است تا به اين صورت، واكنش منفى مشركان را برنينگيزاند و بتواند به هدفش نايل شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 39 - 10
10 - رفتار محبت آميز و با شفقت ، در عين برخورد قاطع و دليرانه ، شيوه مبارزاتى پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله)
قل يقوم اعملوا . .. فسوف تعلمون
برداشت ياد شده از تعبير «ياقوم» - كه در موارد اظهار محبت به كارمى رود - به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 27 - 10
10 - پيروان عيسى ( ع ) ، انسان هايى رؤوف و مهربان بودند .
و جعلنا فى قلوب الذين اتّبعوه رأفة و رحمة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 26 - 16
16 - رأفت و مهربانى موسى ( ع ) نسبت به قوم خود ، على رغم نافرمانى و گناه آنان
فلاتأس على القوم الفسقين
«فلاتأس» از ماده «اسى» به معناى حزن و اندوه است. بر حذر داشتن موسى(ع) از تأسف بر بنى اسرائيل، دلالت بر وقوع تأسف و يا انتظار وقوع آن دارد و در هر حال، نشانه عطوفت موسى(ع) نسبت به آنان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 84 - 1
1 - موسى ( ع ) ، نسبت به قوم خود ، رهبرى مهربان و راهنمايى دلسوز بود .
و قال موسى يقوم
برداشت فوق از اضافه «قوم» به ياى متكلم به دست آمده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 29 - 10
10- مؤمنان راستين ، داراى مهر به يكديگر ، در عين انعطاف ناپذيرى در برابر كافران
و الذين معه أشدّاء على الكفّار رحماء بينهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 61 - 1
1 - نوح با پاسخى رأفت آميز به قوم خود ، خويشتن را از هر گونه گمراهى مبرا دانست .
قال يقوم ليس بى ضللة
مخاطب قرار دادن مردم با «يا قوم» (اى مردم من) دلالت بر اظهار مهربانى نوح نسبت به قوم خود دارد. نكره بودن كلمه
«ضللة» پس از نفى دلالت بر عموم دارد. بنابراين «ليس بى ضللة» يعنى حتى اندكى گمراهى در من نيست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 71 - 2
2 - برخورد حضرت نوح ( ع ) با قومش برخوردى عاطفى ، ترحم آميز و مشفقانه بود .
إذ قال لقومه يقوم
از اينكه حضرت نوح به جاى الفاظى مانند «اى مشركان»، «اى مردم» و «اى . .. » فرمود: «اى قوم من» برداشت فوق استفاده مى شود
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 26 - 12
12- نوح ( ع ) ، پيامبرى دلسوز براى مردم و نگران آينده اى ناگوار براى مشركان و كافران قوم خويش بود .
إنى أخاف عليكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 28 - 7
7- برخورد حضرت نوح ( ع ) با سران و اشراف كافر ، برخوردى ترحم آميز و مشفقانه بود .
يقوم أرءيتم
تعبير «يا قوم» (اى مردم من!) حكايت از شفقت و ترحم دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 34 - 8
8- نوح ( ع ) پيامبرى خيرخواه و دلسوز مردم
لاينفعكم نصحى إن أردت أن أنصح لكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 23 - 7
7 - نوح ( ع ) ، پيامبرى مهربان و دلسوز مردم
فقال يقوم
«يا قوم» (اى قوم من)، خطابى مهرآميز و از سر دلسوزى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 2 - 1
1 - برخورد حضرت نوح ( ع ) با قومش ، برخوردى مشفقانه و ترحّم آميز بود .
قال يقوم
حضرت نوح(ع) به جاى الفاظى مانند «اى مشركان»، «اى مردم» و «اى. ..» فرمود: «اى قوم من». از اين نكته مى توان مطلب ياد شده را استفاده كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 24 - 6
6- تربيت اولاد توسط پدر و مادر ، بر اساس رحمت و محبت است .
ربّ ارحمهما كما ربّيانى صغيرًا
«كما ربيانى» صفت براى مصدر مقدّر (رحمت) است. بنابراين، عبارت چنين مى شود: «رب ارحمهما مثل رحمتهما و تربيتهما لى» (خداوندا! همان گونه كه آنان به من ترحم كردند تو بر آنان ترحم كن).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 90 - 11
11 - سخنان هارون به گوساله پرستان بنى اسرائيل ، گفتارى محبت آميز و همراه با توجيه و ارشاد بود .
يقوم إنّما فتنتم به
انتساب بنى اسرائيل به خود، با گفتن «اى قوم من» ابراز محبت است و ريشه يابى ماجراى سامرى با فتنه خواندن آن، روشن گرى و ارشاد است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 67 - 1
1 - هود با پاسخى رأفت آميز به قوم خود ، خويشتن را از هر گونه سفاهت و دروغگويى مبرا دانست .
قال يقوم ليس بى سفاهة و لكنى رسول من رب العلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 50 - 4
4- هود ( ع ) ، حتى پيش از بعثتش به پيامبرى ، فردى دلسوز قوم خويش و با محبت نسبت به آنان بود .
و إلى عاد أخاهم هودًا قال يقوم
برخى برآنند كه «اُخوّت» در اين جا كنايه از محبت و دلسوزى است. بر اين اساس جمله و «إلى عاد أخاهم هودًا» حاكى از آن است كه: هود(ع) پيش از رسالتش نيز دلسوز قومش بوده است. تعبير «يا قوم» (اى مردم من!) نيز حكايت از مهربانى و عطوفت دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 21 - 4
4- هود ( ع ) ، برادرى دلسوز و خيرخواه براى قوم عاد
و اذكر أخا عاد
واژه «أخ» چه اشاره به روابط عاطفى خويشاوندى داشته باشد و چه اشاره به اخوت معنوى; به هر حال پيامدار دلسوزى و محبت عميق است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 13 - 1
1- خداوند ، روحيه رحمت و عطوفتى ژرف به يحيى عطا نمود .
ءاتينه . .. و حنانًا من لدنّا
«حنان» مصدر و به معناى شفقت و مهربانى است (مصباح). تنوين آن براى تفخيم است. اين كلمه عطف بر «الحكم» - در آيه قبل - است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 39 - 1
1- يوسف ( ع ) با اظهار مهربانى و ملاطفت به هم بندان خويش ، به ارشاد آنان پرداخت .
يص-حبى السجن ءأرباب متفرقون خير أم الله الوحد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 27 - 6
6 - پذيرش توبه گنهكاران ، جلوه خطاپوشى و مهربانى خداوند
ثم يتوب اللّه . .. و اللّه غفور رحيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 90 - 9
9- آمرزش گناه استغفاركنندگان و باريافتن سالكان به درگاه الهى ، پرتوى از رحمت ، مهربانى و محبت خداوند به بندگان است .
واستغفروا ربكم ثم توبوا إليه إن ربى رحيم ودود
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 92 - 12
12- مغفرت و آمرزش بندگان خطاكار ، پرتوى از رحمت و مهربانى خداوند است .
يغفر الله لكم و هو أرحم الرحمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 7 - 7
7- آفرينش دام ها ، در جهت منافع و بهرهورى انسان ، نشانه اى از رأفت و رحمت خداست .
و الأنعم خلقها لكم . .. و لكم فيها جمال ... و تحمل أثقالكم ... إن ربّكم لرءوف ر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 50 - 4
4 - ازدواج با زن در صورت پرداخت مهريه ، حلال است .
إنّا أحللنا لك أزوجك الّ-تى ءاتيت أجورهنّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 229 - 12،13
12 - هنگام طلاق ، حرام است مالى را كه شوهر به زن داده ( مهريّه و . . . ) بازپس گيرد .
و لا يحل لكم أن تأخذوا مما اتيتموهنّ شيئاً
13 - در صورت ترس از عدم اقامه حدود الهى در زندگى ، مرد مى تواند مالى را كه به زن داده است ، بازپس بگيرد و او را طلاق دهد .
و لا يحل لكم ان تأخذوا . .. الا ان يخافا الا يقيما حدود اللّه
چنانچه حرمت بازپس گيرى مَهريّه مانع طلاق ميان زن و شوهر شود و در عين حال زندگى آن دو به نحوى است كه حدود و احكام الهى بواسطه آن پايمال شود، پرداخت و گرفتن مَهريّه تجويز مى شود تا طلاق صورت گيرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 236 - 2،4،6،7،8،10،13
2 - جواز طلاق زنان ، در صورت قرار ندادن مهريّه
لا جناح عليكم ان طلّقتم النّساء ما لم تمسّوهنّ او تفرضوا لهنّ فريضة
مراد از فرض «فريضة» تعيين مهر است و جمله «او تفرضوا . .. » عطف است بر جمله «ما لم تمسّوهنّ»; يعنى طلاق زنانى كه براى آنان مهريّه تعيين نشده، بى اشكال است.
4 - پرداخت مهريه زنانى كه قبل از آميزش جنسى و تعيين مهر ، طلاق داده شوند ، واجب نيست . *
لا جناح عليكم . .. و متعوهنّ
برداشت فوق بر اين مبناست كه «لا جناح» به معناى نفى هر گونه وظيفه باشد و «او» به معناى واو جمع.
6 - لزوم پرداخت متاعى مناسب و پسنديده از سوى شوهران ، به زنان مُطلّقه اى كه براى آنان مهريّه تعيين نشده است .
و متّعوهنّ . .. متاعاً بالمعروف
ظاهر اين است كه ضمير در «متّعوهنّ»، به طايفه دوّم از زنان مُطلّقه برگردد; يعنى زنانى كه مهر براى آنان تعيين نشده است.
7 - لزوم پرداخت متاعى مناسب و پسنديده از سوى شوهران ، به زنانى كه قبل از آميزش با آنان ، طلاق داده شوند .
ان طلّقتم النساء . .. و متّعوهنّ ... بالمعروف
بنابراين احتمال كه ضمير در «متّعوهنّ»، علاوه بر اينكه به طايفه دوّم ارجاع شود، شامل طايفه اوّل (يعنى زنانى كه با آنان آميزش نشده) نيز شود.
8 - مقدار متاع و كالاى مناسب و پسنديده براى پرداخت به زن مُطلّقه ، بايد متناسب با توان مالى شوهر باشد .
و متّعوهنّ على الموسع قدرُهُ و على المقتر قدرهُ متاعاً بالمعروف
10 - لزوم تناسب كالاى پرداختى به زنان مُطلّقه ، با شؤونات اجتماعى زن و مرد
متّعوهنّ . .. متاعاً بالمعروف
در آيه مزبور توصيه شده كه «متاع»، پسنديده باشد; و متاع آنگاه پسنديده است كه نه خارج از شؤونات اجتماعى شوهر و نه خارج از شؤونات اجتماعى همسر باشد.
13 - ضرورت پرهيز از افراط ( اسراف ) و تفريط ، در كالاى پرداختى به زنان مطلّقه *
متّعوهنّ . .. بالمعروف
افراط و تفريط، خارج از حدّ متعارف است ; لذا كلمه «بالمعروف» آن دو را نفى مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 237 - 1،3،4،6،10،11
1 - وجوب پرداخت نصف مهريّه تعيين شده به زن مُطلّقه از سوى شوهر ، در صورت عدم آميزش جنسى با او
و ان طلّقتموهنّ من قبل ان تمسّوهنّ و قد فرضتم لهنّ فريضة فنصف ما فرضتم
مفسّران برآنند كه جمله «اَن تمسّوهنّ»، كنايه از آميزش جنسى است ; نه مُجرّد لمس.
3 - سقوط وظيفه شوهران از پرداخت مهر به همسرانى كه قبل از آميزش طلاق داده مى شوند ، در صورت عفو و گذشت زنان از آن
و ان طلّقتموهنّ من قبل . .. إلاّ ان يعفونَ
4 - عدم وجوب پرداخت نصف مَهر تعيين شده از سوى شوهر ، در صورت گذشتن ولىّ زن از حقّ وى
او يعفوا الّذى بيده عقدة النكاح
چون آيه در مقام بيان وظيفه ضرورى شوهران در قبال زنان مُطلقه است، ظاهر اين است كه «الاّ»، بيانگر موارد استثناء و سقوط اين وظيفه است و اين معنا در آن صورت است كه «الذى . .. » حمل بر ولىّ زن شود; نه شوهر.
6 - پرداخت تمامى مهر به زن ، در صورتى كه پيش از آميزش جنسى طلاق داده شود ، به تقوا نزديكتر است .
الا ان يعفونَ او يعفوا . .. و ان تعفوا اقرب للتقوى
ظاهر اين است كه مخاطب در «ان تعفوا . .. » به قرينه خطابهاى گذشته شوهران باشند. بنابراين جمله «ان تعفوا ... » توصيه اى است به شوهران كه در فرض مذكور، تمامى مهر تعيين شده را به همسران بپردازند و اگر پرداخته اند، چيزى از آن باز پس نگيرند.
10 - استحباب پرداخت تمامى مهريّه معين شده به زنى كه قبل از آميزش طلاق داده شود .
و ان طلّقتموهنّ . .. و ان تعفوا اقرب للتقوى
11 - ولىّ زن مطلّقه مى تواند از حقّ وى ( نصف مَهر ) ، صرفنظر كند .
او يعفوا الذى بيده عقدة النكاح
برخى مفسران برآنند كه مراد از «اَلذى . .. » ولىّ زن است ; البته اين حكم در صورتى است كه زن، ولىّ شرعى داشته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 4 - 1،4،6،7،8،9،10،16
1 - وجوب پرداخت مهريّه زنان
و اتوا النّساء صدقاتهنّ
كلمه «صدقات» جمع «صدقه»، به معناى مهريّه است.
4 - لزوم پرداخت مهريّه به خود زنان ، نه به فردى ديگر
و اتوا النّساء صدقاتهنّ
از اينكه فرمود: «و اتوا النساء صدقاتهن» و نفرمود: «اتوا صدقات النساء»، معلوم مى شود كه مهريّه زنان را بايد به خود آنان پرداخت نه به پدر يا برادر و . .. ، بر خلاف آنچه در جاهليت مرسوم بوده است.
6 - مهريّه ، دينى است براى زنان بر عهده مردان
و اتوا النّساء صدقاتهنّ نحلة
«نحلة» بنابر گفته برخى از مفسران به معناى فريضه است كه در برداشت فوق از آن تعبير به دين شده است ; زيرا فريضه مالى در حقيقت دَين است.
7 - لزوم پرداخت مهريّه ، با رغبت و به دور از هر گونه منّت و چشمداشت .
و اتوا النّساء صدقاتهنّ نحلة
در برداشت فوق، كلمه «نحلة» صفت براى مفعول مطلق محذوف گرفته شده است: «اتوهنّ ايتاء نحلة». يعنى پرداخت بايد به دور از چشمداشت و منّت باشد.
8 - زن مى تواند بخشى از مهريّه خويش را به همسرش ببخشد .
فان طبن لكم عن شىء منه نفساً
9 - حرمت تصرف شوهران در مهريّه زنان ، بدون جلب رضايت كامل آنان
و اتوا النّساء . .. فان طبن لكم عن شىء منه نفساً فكلوه
از مفهوم جمله «فان طبن لكم . .. » (اگر رضايت داشتند از مهريّه بخوريد و در آن تصرف كنيد)، حرمت تصرف بدون رضايت به دست مى آيد.
10 - تعيين مهريّه در عقد ازدواج ، از اسباب ملكيت
و اتوا النّساء صدقاتهنّ
16 - سرپرستِ زن ، ممنوع از گرفتن مهريه وى ، براى خويش
و اتوا النّساء صدقاتهنّ
امام باقر (ع) درباره آيه فوق فرمود: هذا خطاب للاولياء لانّ الرّجل منهم كان اذا زوّج ايِّمة اخذ صداقها دونها فنهاهم اللّه عن ذلك.
تفسير تبيان، ج 3، ص 110 ; مجمع البيان، ج 3، ص 12.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 19 - 8،9
8 - حرمت سختگيرى مرد بر همسر خويش به انگيزه پس گيرى حتى بخشى از مهريه
و لا تعضلوهنّ لتذهبوا ببعض ما اتيتموهنّ
«لا تعضلوهنّ» از «عضل» به معناى سختگيرى است. مراد از «ما اتيتموهنّ»، مهريه اى است كه مردان به همسران خويش مى دهند.
9 - ارتكاب زن به فحشاى آشكار ( زنا و . . . ) ، مجوّز سختگيرى شوهرش براى پس گيرى برخى از مهريّه او به هنگام طلاق
و لا تعضلوهنّ . .. الّا ان يأتين بفاحشة مبيّنة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 20 - 3،5،6،7،8
3 - عدم محدوديت ميزان مهريّه
و اتيتم احديهنّ قنطاراً فلا تأخذوا منه شيئاً
چون «قنطار» به معناى مال كثير است و اين مقدار مهريّه مورد تأييد قرآن قرار گرفته است و اگر مورد تأييد نبود، پس گيرى آن حرمتى نداشت.
5 - كراهت مرد از همسر خويش و علاقه به ازدواجى ديگر ، مجوّز پس گيرى حتّى اندكى از مهريّه به هنگام طلاق نمى شود .
فان كرهتموهنّ . .. و ان اردتم استبدال ... فلا تأخذوا منه شيئاً
جمله «ان اردتم» پس از جمله «فان كرهتموهنّ»، اشاره به اين دارد كه هر چند دليل «استبدال» ناخوشايندى از همسر موجود و علاقه به ازدواجى ديگر باشد، اين امر، مجوّز پس گيرى مهريه نمى تواند باشد.
6 - پس گيرى مهريّه از سوى شوهران ، كارى باطل و گناهى آشكار است .
فلا تاخذوا منه شيئاً اتأخذونه بهتاناً و اثماً مبيناً
در برداشت فوق، «بهتاناً» و «اثماً»، حال براى «اَخْذ» (كه از «تأخذونه» استفاده مى شود) گرفته شده است.
7 - حرمت پس گيرى مهريه همسر ، حتى اگر ثروت كلانى ( مثل پوست گاوى پر از طلا ) باشد .
و اتيتم احديهنّ قنطاراً فلا تأخذوا منه شيئاً
امام باقر و صادق (ع) درباره «قنطار» فرمودند: . .. هو ملأ مسك ثور ذهباً.
مجمع البيان، ج 2، ص 712 ; نورالثقلين، ج 1، ص 459، ح 139.
8 - مقدار افزون بر مهر السنّة در مهريّه زن ، در حكم بخشش به اوست و پس گرفتن آن جايز نيست .
و اتيتم احديهنّ قنطاراً
امام صادق (ع) در پاسخ به سؤال از حكم مهريّه بيش از مهر السنّة فرمود: اذا جاوز مهر السنّة فليس هذا مهراً انّما هو نحل لانّ اللّه يقول: «و اتيتم احديهنّ قنطاراً . .. » انّما عنى النحل و لم يعنى المهر.
تفسير عياشى، ج 1، ص 229، ح 67 ; تفسير برهان، ج 1، ص 355، ح 9.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 21 - 1،2
1 - بازپس گيرى مهريّه زنان ، دور از انسانيّت و خلاف انصاف است .
و كيف تأخذونه و قد افضى بعضكم الى بعض
در آيه قبل، بازپس گيرى مهريه، ظلم و گناه شمرده شد و اين آيه با طرح سؤال، وجدان انسانى را به قضاوت برمى انگيزاند.
2 - حرمت بازپس گيرى حتى اندكى از مهريّه زنان ، پس از آميزش
و كيف تأخذونه و قد افضى بعضكم الى بعض
بنابر اينكه «و قد افضى»، كنايه از آميزش باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 24 - 12،13،14،16
12 - وجوب تعيين مقدار مهر در ازدواج موقت
فما استمتعتم به منهُنَّ فاتوهُنَّ اجورهنّ فريضة . .. من بعد الفريضة
«فريضة»، كه فعيل به معناى مفعول است ; حال براى «اجور» مى باشد. يعنى: اجرت معين شده.
13 - وجوب پرداخت اجرت ( مهريه ) در مقابل بهره گيرى جنسى از زنان در ازدواج موقت
فما استمتعتم به منهُنَّ فاتوهُنَّ اجورهنّ فريضة
14 - تعيين مقدار مهر در ازدواج موقت ، شرط صحت عقد
فما استمتعتم به منهُنَّ فاتوهُنَّ اجورهنّ فريضة
لزوم تعيين مقدار مهر در عقد، حكايت از مشروطيّت صحت عقد به آن مهر دارد.
16 - جواز تغيير مقدار مهر ( كم يا زياد كردن ) و يا بخشيدن آن با رضايت طرفين
و لا جناح عليكم فيما تراضيتم به من بعد الفريضة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 25 - 14
14 - وجوب پرداخت اجرت ( مهريّه ) به كنيزان بر طبق معيار هاى متعارف جامعه
و اتوهُنّ اجورهنّ بالمعروف
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 5 - 21
21 - وجوب پرداخت مهريه زنان به خود آنان
و المحصنت من المؤمنت . .. إذا ءاتيتموهن اجورهن
«هن» در «ءاتيتموهن»، بيانگر آن است كه مهريه زنان را بايد به خود آنان پرداخت نه به پدر و برادر و . .. آنان اگر اين معنا مراد نبود مى فرمود: «اذا ءاتيتم اجورهن»
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ممتحنه - 60 - 10 - 23
23 - مرد مؤمن ، داراى حق مطالبه مهر همسرش از كافران ، در صورت پيوستن همسرش به جمع كافران
و سئلوا ما أنفقتم
چنان كه از سياق آيه استفاده مى شود، مؤمن در صورتى مهريه همسر خويش را از كافران طلب مى كند كه همسر وى به جمع آنان پيوسته و در جامعه آنان پذيرفته شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 19 - 8
8 - حرمت سختگيرى مرد بر همسر خويش به انگيزه پس گيرى حتى بخشى از مهريه
و لا تعضلوهنّ لتذهبوا ببعض ما اتيتموهنّ
«لا تعضلوهنّ» از «عضل» به معناى سختگيرى است. مراد از «ما اتيتموهنّ»، مهريه اى است كه مردان به همسران خويش مى دهند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 20 - 5،6،7،8
5 - كراهت مرد از همسر خويش و علاقه به ازدواجى ديگر ، مجوّز پس گيرى حتّى اندكى از مهريّه به هنگام طلاق نمى شود .
فان كرهتموهنّ . .. و ان اردتم استبدال ... فلا تأخذوا منه شيئاً
جمله «ان اردتم» پس از جمله «فان كرهتموهنّ»، اشاره به اين دارد كه هر چند دليل «استبدال» ناخوشايندى از همسر موجود و علاقه به ازدواجى ديگر باشد، اين امر، مجوّز پس گيرى مهريه نمى تواند باشد.
6 - پس گيرى مهريّه از سوى شوهران ، كارى باطل و گناهى آشكار است .
فلا تاخذوا منه شيئاً اتأخذونه بهتاناً و اثماً مبيناً
در برداشت فوق، «بهتاناً» و «اثماً»، حال براى «اَخْذ» (كه از «تأخذونه» استفاده مى شود) گرفته شده است.
7 - حرمت پس گيرى مهريه همسر ، حتى اگر ثروت كلانى ( مثل پوست گاوى پر از طلا ) باشد .
و اتيتم احديهنّ قنطاراً فلا تأخذوا منه شيئاً
امام باقر و صادق (ع) درباره «قنطار» فرمودند: . .. هو ملأ مسك ثور ذهباً.
مجمع البيان، ج 2، ص 712 ; نورالثقلين، ج 1، ص 459، ح 139.
8 - مقدار افزون بر مهر السنّة در مهريّه زن ، در حكم بخشش به اوست و پس گرفتن آن جايز نيست .
و اتيتم احديهنّ قنطاراً
امام صادق (ع) در پاسخ به سؤال از حكم مهريّه بيش از مهر السنّة فرمود: اذا جاوز مهر السنّة فليس هذا مهراً انّما هو نحل لانّ اللّه يقول: «و اتيتم احديهنّ قنطاراً . .. » انّما عنى النحل و لم يعنى المهر.
تفسير عياشى، ج 1، ص 229، ح 67 ; تفسير برهان، ج 1، ص 355، ح 9.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 21 - 1،2،3،9
1 - بازپس گيرى مهريّه زنان ، دور از انسانيّت و خلاف انصاف است .
و كيف تأخذونه و قد افضى بعضكم الى بعض
در آيه قبل، بازپس گيرى مهريه، ظلم و گناه شمرده شد و اين آيه با طرح سؤال، وجدان انسانى را به قضاوت برمى انگيزاند.
2 - حرمت بازپس گيرى حتى اندكى از مهريّه زنان ، پس از آميزش
و كيف تأخذونه و قد افضى بعضكم الى بعض
بنابر اينكه «و قد افضى»، كنايه از آميزش باشد.
3 - توجّه به پيوند زناشويى و اتحاد و يگانگى حاصل از آن ، مانعى براى اجحاف به همسر و بازپس گيرى مهريّه
و كيف تأخذونه و قد افضى بعضكم الى بعض
«افضى» از مصدر «افضاء» به معناى اتصال است و در آيه مى تواند كنايه از اتحاد و يگانگى زوجين باشد، نه كنايه از خصوص آميزش; و گر نه مى فرمود: «و قد افضيتم اليهنّ».
9 - بازپس گيرى مهريّه زنان ، شكستن پيمان محكمى است كه همسران با شوهران خويش بسته اند .
و كيف تأخذونه و قد افضى بعضكم الى بعض و اخذن منكم ميثاقاً غليظاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 50 - 8
8 - تعيين مهريه در ازدواج ، بهتر از عدم تعيين آن است . *
أزوجك الّ-تى ءاتيت أجورهنّ
«آتيت» شامل بر عهده گرفتن نيز مى شود و از به كار گيرى چنين تعبيرى براى پيامبر(صلی الله علیه و آله) به دست مى آيد كه مناسب است مهريه زن، يا پرداخت شود و يا تعيين گردد و بر عهده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ممتحنه - 60 - 11 - 8
8 - « عن يونس عن أصحابه عن أبى جعفر ( ع ) و أبى عبداللّه ( ع ) قال : قلت : . . . و قد قال اللّه عزّوجلّ فى كتابه « و إن فاتكم شىء من أزواجكم إلى الكفّار فعاقبتم . . . » ما معنى العقوبة هاهنا ؟ قال : إنّ الذى ذهبت إمرأة فعاقب على إمرأة اُخرى غيرها يعنى تزوّجها [ بعقب ] . . . فعلى الإمام أن يعطيه مهر إمرأة الذاهبة ;
از يونس از اصحابش از امام باقر(ع) و امام صادق(ع) روايت شده كه گفت: به امام(ع) عرض كردم: . .. خداوند عزّوجلّ فرموده است: «و إن فاتكم شىء من أزواجكم إلى الكفّار فعاقبتم» مراد از اين عقوبت در اين جا چيست؟ امام فرمود: مردى كه همسرش از دست او رفته [و به كفّار ملحق شده ]و در پى آن همسر ديگرى اختيار كرده ... برعهده امام است كه مهر زنى را كه رفته به آن مرد بپردازد [و معناى ]«عاقبتم» يعنى پس از رفتن آن زن، همسر ديگرى گرفته باشد».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ممتحنه - 60 - 11 - 2،3
2 - مخارج و مهريه اى كه مرد مؤمن براى همسر كافر خويش ، صرف كرده و اكنون به حكم اسلام از او جدا شده است ، بايد از بيت المال و غنايم جنگى ، به مرد مؤمن پرداخت شود .
و إن فاتكم شىء من أزوجكم إلى الكفّار فعاقبتم
واژه «عاقبتم»، به معناى «اصبتم منهم غنيمة» دانسته شده است.
3 - جبران مخارج مردان مؤمن ، به مقدار اموالى كه براى همسر كافر خود صرف كرده اند ; نه كمتر و نه فزون تر .
و إن فاتكم . .. فاتوا ... مثل ما أنفقوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 27 - 13
13 - آزاد گذاشتن موسى ( ع ) از سوى شعيب ( ع ) در انتخاب كردن حداقل مهر ( هشت سال كار ) يا حداكثر آن ( ده سال كار )
على أن تأجرنى ثمنى حجج فإن أتممت عشرًا فمن عندك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 27 - 13
13 - آزاد گذاشتن موسى ( ع ) از سوى شعيب ( ع ) در انتخاب كردن حداقل مهر ( هشت سال كار ) يا حداكثر آن ( ده سال كار )
على أن تأجرنى ثمنى حجج فإن أتممت عشرًا فمن عندك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 4 - 5
5 - مهريه ، هديه اى است از سوى مردان به همسران خويش
و اتوا النّساء صدقاتهنّ نحلة
كلمه «نحلة» حال است براى «صدقاتهن» و به معناى عطيّه و هبه بدون عوض است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 5 - 22
22 - مهريه از آنِ خود زن و اجرتى در قبال ازدواج با اوست .
ءاتيتموهن اجورهن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 27 - 4،8
4 - شعيب ( ع ) ، خواستار حداقل هشت سال و حداكثر ده سال كار ( شبانى گوسفندان ) ، از موسى در قبال ازدواج با يكى از دخترانش بود .
قال إنّى أُريد أن أُنكحك . .. على أن تأجرنى ثمنى حجج فإن أتممت عشرًا فمن عندك
«حجج» جمع «حجه» است و مراد از آن «سنين» مى باشد; يعنى، «على أن تأجرنى ثمانى سنين».
8 - جواز تعيين منفعت ( كار و خدمات ) به عنوان مهريه ، در شريعت مورد اعتقاد شعيب ( ع )
على أن تأجرنى ثمنى حجج
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ممتحنه - 60 - 10 - 13
13 - جامعه ايمانى ، پس از پناه دادن به زنان مهاجر ، موظف به پرداخت مهريه آنان به همسرشان
و ءاتوهم ما أنفقوا
آيه شريفه بيانگر اين نكته است كه پس از آزمون ايمان زنان مهاجر، بايد به ايشان پناه داد; ولى از سوى ديگر خرج هايى را كه مرد كافر پيش از اين براى آن زن متحمل شده است (مهريه)، بايد به وى بازگرداند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ممتحنه - 60 - 10 - 23،24
23 - مرد مؤمن ، داراى حق مطالبه مهر همسرش از كافران ، در صورت پيوستن همسرش به جمع كافران
و سئلوا ما أنفقتم
چنان كه از سياق آيه استفاده مى شود، مؤمن در صورتى مهريه همسر خويش را از كافران طلب مى كند كه همسر وى به جمع آنان پيوسته و در جامعه آنان پذيرفته شده باشد.
24 - كافران ، داراى حق مطالبه مهريه همسر خود ، در صورت پيوستن همسر ايشان به جمع مؤمنان
و ليسئلوا ما أنفقوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 237 - 3،4،7،11
3 - سقوط وظيفه شوهران از پرداخت مهر به همسرانى كه قبل از آميزش طلاق داده مى شوند ، در صورت عفو و گذشت زنان
از آن
و ان طلّقتموهنّ من قبل . .. إلاّ ان يعفونَ
4 - عدم وجوب پرداخت نصف مَهر تعيين شده از سوى شوهر ، در صورت گذشتن ولىّ زن از حقّ وى
او يعفوا الّذى بيده عقدة النكاح
چون آيه در مقام بيان وظيفه ضرورى شوهران در قبال زنان مُطلقه است، ظاهر اين است كه «الاّ»، بيانگر موارد استثناء و سقوط اين وظيفه است و اين معنا در آن صورت است كه «الذى . .. » حمل بر ولىّ زن شود; نه شوهر.
7 - چشمپوشى زن ، شوهر و ولىّ زن از حقوق خويش ( مهريّه ) ، به تقوا نزديكتر است .
و ان تعفوا اقرب للتقوى
در صورتى كه خطاب «اَن تعفوا» به كليّه افراد - اعم از زن و مرد و ولىّ - باشد.
11 - ولىّ زن مطلّقه مى تواند از حقّ وى ( نصف مَهر ) ، صرفنظر كند .
او يعفوا الذى بيده عقدة النكاح
برخى مفسران برآنند كه مراد از «اَلذى . .. » ولىّ زن است ; البته اين حكم در صورتى است كه زن، ولىّ شرعى داشته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 4 - 2
2 - زنان ، مالك مهريه خويش هستند .
و اتوا النّساء صدقاتهنّ
مهريه دختر شعيب(ع)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 27 - 4،21
4 - شعيب ( ع ) ، خواستار حداقل هشت سال و حداكثر ده سال كار ( شبانى گوسفندان ) ، از موسى در قبال ازدواج با يكى از دخترانش بود .
قال إنّى أُريد أن أُنكحك . .. على أن تأجرنى ثمنى حجج فإن أتممت عشرًا فمن عندك
«حجج» جمع «حجه» است و مراد از آن «سنين» مى باشد; يعنى، «على أن تأجرنى ثمانى سنين».
21 - « عن أبى ذر قال : قال رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) : إذا سألت أى الأجلين قضى موسى ( ع ) ؟ فقل خيرهما و أبرّهما و إذا سئل أى المرأتين تزوّج ، فقل الصغرى منهما . . . ;
از ابوذر روايت شده كه گفت: رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود: اگر از تو سؤال شود كه موسى(ع) كدام يك از دو زمان مورد قرارداد با شعيب را تمام نمود; بگو بهترين و نيكوترين آن دو را و اگر سؤال شود با كدام يك از آن دو دختر ازدواج كرد; بگو با كوچك ترين آن دو. ..».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 28 - 1
1 - پذيرفته شدن پيشنهاد شعيب ( هشت تا ده سال كار در قبال ازدواج ) از سوى موسى ( ع )
قال إنّى أُريد . .. أيّما الأجلين قضيت فلاعدون علىّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 24 - 8
8 - تعيين مقدارى از مال به عنوان مهريه ، از شرايط عقد ازدواج و زناشويى
ان تبتغوا باموالكم محصنين
«باموالكم»، اشاره به اين است كه انتخاب همسر براى ازدواج و زناشويى، بايد به همراه تعيين مهريّه باشد. گفتنى است كه مفعولٌ به «ان تبتغوا» حذف شده و آن، زنان غير محارم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 27 - 11
11 - لزوم تعيين مهر زن پيش از عقد ازدواج
قال إنّى أُريد أن أُنكحك . .. على أن تأجرنى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 50 - 8
8 - تعيين مهريه در ازدواج ، بهتر از عدم تعيين آن است . *
أزوجك الّ-تى ءاتيت أجورهنّ
«آتيت» شامل بر عهده گرفتن نيز مى شود و از به كار گيرى چنين تعبيرى براى پيامبر(صلی الله علیه و آله) به دست مى آيد كه مناسب است مهريه زن، يا پرداخت شود و يا تعيين گردد و بر عهده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ممتحنه - 60 - 10 - 17
17 - قرار دادن مهريه براى زنان ، از آداب همسرى در ميان عرب قبل از اسلام
و ءاتوهم ما أنفقوا
بيشتر مفسران مسأله انفاق در آيه شريفه را، به «مهريه» تفسير كرده اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 27 - 7،8،9
7 - تعيين مهريه ازدواج ، امرى لازم در شريعت مورد قبول شعيب ( ع )
على أن تأجرنى ثمنى حجج
8 - جواز تعيين منفعت ( كار و خدمات ) به عنوان مهريه ، در شريعت مورد اعتقاد شعيب ( ع )
على أن تأجرنى ثمنى حجج
9 - جواز بهره گيرى پدر از مهريه دختر ، در جهت مصالح و منافع خانواده در شريعت مورد قبول شعيب ( ع )
على أن تأجرنى ثمنى حجج
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 5 - 20،22
20 - حليت ازدواج با زنان ، در صورت پرداخت مهريه آنان
اليوم احل . .. و المحصنت من الذين اوتوا الكتب من قبلكم إذا ءاتيتموهن اجورهن
22 - مهريه از آنِ خود زن و اجرتى در قبال ازدواج با اوست .
ءاتيتموهن اجورهن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ممتحنه - 60 - 11 - 7
7 - « عن أبى جعفر ( ع ) فى قوله : « و إن فاتكم شىء من أزواجكم . . . » فلحق بالكفّار من أهل عهدكم فاسألوهم صداق ها و إن لحقن بكم من نسائهم شىء فأعطوهم صداقها ;
از امام باقر(ع) در توضيح قول خدا«وإن فاتكم شىء من أزواجكم. ..» روايت شده: هرگاه [برخى از] زنان شما به كفّارى كه با آنها معاهده داريد ملحق شدند، مهر او را از آنان مطالبه كنيد و اگر زنانى از آن كفار به شما ملحق شدند، مهر او را به آنان بپردازيد».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ممتحنه - 60 - 10 - 19
19 - ازدواج با زنان مؤمن مهاجر ، مشروط به قرار دادن مهريه براى ايشان
و لاجناح عليكم أن تنكحوهنّ إذا ءاتيتموهنّ أجورهنّ
جمله «إذا آتيتموهنّ أجورهنّ» در صدد بيان اين نكته است كه بازگرداندن مهريه زنان مهاجر به شوهران كافرشان، كافى براى ازدواج با آنان نيست; بلكه نيازمند مهر مجدد است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ممتحنه - 60 - 11 - 7
7 - « عن أبى جعفر ( ع ) فى قوله : « و إن فاتكم شىء من أزواجكم . . . » فلحق بالكفّار من أهل عهدكم فاسألوهم صداق ها و إن لحقن بكم من نسائهم شىء فأعطوهم صداقها ;
از امام باقر(ع) در توضيح قول خدا«وإن فاتكم شىء من أزواجكم. ..» روايت شده: هرگاه [برخى از] زنان شما به كفّارى كه با آنها معاهده داريد ملحق شدند، مهر او را از آنان مطالبه كنيد و اگر زنانى از آن كفار به شما ملحق شدند، مهر او را به آنان بپردازيد».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 25 - 14،15،22
14 - وجوب پرداخت اجرت ( مهريّه ) به كنيزان بر طبق معيار هاى متعارف جامعه
و اتوهُنّ اجورهنّ بالمعروف
15 - كنيز ، مالك مهريّه خويش
فمن ما ملكت ايمانكم . .. و اتوهُنّ اجورهنّ
از اينكه خداوند تصريح مى كند كه مهريّه كنيز را به خود او بدهيد (اتوهنّ اجورهنّ) و نفرمود كه: اتوا اجورهنّ، معلوم مى شود مالك مهريّه، خود كنيز است نه مالك او.
22 - پاكدامنى كنيز پس از ازدواج ، شرط لزوم پرداخت اجرت ( مهريه ) متعارف به وى *
اتوهنّ اجورهنّ بالمعروف محصنات غير مسافحات و لا متّخذات اخدان
بنابر اينكه «محصنات غير مسافحات»، حال براى مفعول اوّل «اتوهنّ» باشد كه در اين صورت «محصنات» قيد براى «اتوا» مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 50 - 4،5
4 - ازدواج با زن در صورت پرداخت مهريه ، حلال است .
إنّا أحللنا لك أزوجك الّ-تى ءاتيت أجورهنّ
5 - مهريه زنان ، به منزله پاداشى براى آنان است .
ءاتيت أجورهنّ
مراد از «اُجور» طبق گفته مفسران، مهريه هاى زنان است. تعبير از «صداق» به «اُجور» نكته ياد شده را مى رساند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 50 - 3
3 - پرداخت مهريه به همسر ، در صدراسلام ، امرى رايج و لازم بوده است .
أزوجك الّ-تى ءاتيت أجورهنّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ممتحنه - 60 - 10 - 23
23 - مرد مؤمن ، داراى حق مطالبه مهر همسرش از كافران ، در صورت پيوستن همسرش به جمع كافران
و سئلوا ما أنفقتم
چنان كه از سياق آيه استفاده مى شود، مؤمن در صورتى مهريه همسر خويش را از كافران طلب مى كند كه همسر وى به جمع آنان پيوسته و در جامعه آنان پذيرفته شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ممتحنه - 60 - 10 - 24
24 - كافران ، داراى حق مطالبه مهريه همسر خود ، در صورت پيوستن همسر ايشان به جمع مؤمنان
و ليسئلوا ما أنفقوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 50 - 1،6،7
1 - زنانى كه به ازدواج پيامبر (صلی الله علیه و آله) درآمده اند و آن حضرت ، مهريه آنان را پرداخته ( و يا برعهده گرفته ) بر او حلال اند .
يأيّها النبىّ إنّا أحللنا لك أزوجك الّ-تى ءاتيت أجورهنّ
6 - حلّيّت همسران پيامبر (صلی الله علیه و آله) با پرداخت مهريه آنان ، حكمى الهى است .
إنّا أحللنا لك أزوجك الّ-تى ءاتيت أجورهنّ
7 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) نيز موظف بود كه مهر همسران خود را بپردازد .
أزوجك الّ-تى ءاتيت أجورهنّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 21 - 11
11 - مهريّه ، حقى براى زن در قبال آميزش و پيمان زناشويى
و كيف تأخذونه و قد افضى
جمله «و قد افضى»، كه كنايه از آميزش است، و جمله «اخذن منكم»، كه دلالت بر عقد زناشويى مى كند، بيانگر اين است كه زن در قبال آن دو، مالك مهريه است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 5 - 21
21 - وجوب پرداخت مهريه زنان به خود آنان
و المحصنت من المؤمنت . .. إذا ءاتيتموهن اجورهن
«هن» در «ءاتيتموهن»، بيانگر آن است كه مهريه زنان را بايد به خود آنان پرداخت نه به پدر و برادر و . .. آنان اگر اين معنا مراد نبود مى فرمود: «اذا ءاتيتم اجورهن»
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 4 - 13،14
13 - مالى كه زن از مهريّه خويش به شوهر مى بخشد ، براى او حلال و گواراست .
فان طبن لكم عن شىء منه نفساً فكلوه هنيئاً مريئاً
14 - توصيه خداوند به زنان بر عدم بخشش تمامى مهريه خويش به همسران خود
فان طبن لكم عن شىء منه نفساً فكلوه
با توجّه به «من» تبعيضيه، به نظر مى رسد مطرح ساختن بخشش برخى از مهريه و تصريح به آن، اشاره به اين دارد كه سزاوار نيست زنان تمامى مهريه خويش را هبه كنند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 84 - 3
3- تأثير فزون تر وسوسه هاى شيطانى در مشركان و افزايش گمراهى آنان بر اثر مهلت هاى الهى ، دليل شتاب نورزيدن خداوند در عذاب آنان
فلاتعجل عليهم
«لاتعجل» به وسيله «فاء» بر آيات پيشين (نظير «فليمدد له الرحمن مدّاً» و «تؤزّهم أزّاً») تفريع شده است; يعنى، حال كه تأخير عذاب مايه افزايش گمراهى مشركان و فزونى فريب هاى شيطانى است، چه ضرورتى در تعجيل عذاب است؟ جمله «إنّما . ..» نيز كه تعليل براى «فلاتعجل عليهم» است، همين نكته را تأكيد مى كند; زيرا بر انبوه تر شدن مدارك عذاب مشركان دلالت دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 45 - 13
13 - سنت امهال الهى ، موجب دچار نشدن قوم موسى به عذاب دنيوى
و لولا كلمة سبقت من ربّك لقضى بينهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 84 - 9
9- برانگيخته شدن شاهدان در قيامت ، پايان فرصت كافران براى دفاع از خويش است . *
و يوم نبعث من كلّ أُمّة شهيدًا ثمّ لايؤذن للذين كفروا
واژه «ثمّ» كه براى ترتيب است، ممكن است بدين نكته اشاره داشته باشد كه پس از اقامه شهود - و نه قبل از آن - ديگر كافران رخصت نمى يابند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 111 - 4
4- مهلت ها و امكانات دنيوى ، در جهت آزمايش انسان ها است .
و إن أدرى لعلّه فتنة لكم و متع إلى حين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 59 - 9
9- هلاكت جوامع ، نتيجه تداوم يافتن ستم پيشگى آنان و سود نبردن از مُهلت ها است .
تلك القرى أهلكنهم لمّا ظلموا و جعلنا لمهلكهم موعدًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 75 - 10
10- عذاب الهى در دنيا و يا فرا رسيدن مرگ و قيامت ، پايان مهلت خداوند به گمراهان
حتّى إذا رأوا ما يوعدون إمّا العذاب و إمّا الساعة
«الساعة» در اغلب موارد استعمال در قرآن، به معناى «قيامت» است; ولى در اين آيه چون سخن از پايان مهلت است و پايان مهلت نيز همان مرگ است، مراد از «الساعة» قيامت با تمام مقدمات آن خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 75 - 3
3- بيان سنت « استدراج » و « امهال » خداوند در باره فرورفتگان در ورطه گمراهى ، وظيفه اى كه بر عهده پيامبر (صلی الله علیه و آله) است .
قل من كان فى الضللة
فعل «كان» - كه براى دلالت بر استمرار است - حكايت از عمق ضلالت و ديرينه بودن آن دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 84 - 3
3- تأثير فزون تر وسوسه هاى شيطانى در مشركان و افزايش گمراهى آنان بر اثر مهلت هاى الهى ، دليل شتاب نورزيدن خداوند در عذاب آنان
فلاتعجل عليهم
«لاتعجل» به وسيله «فاء» بر آيات پيشين (نظير «فليمدد له الرحمن مدّاً» و «تؤزّهم أزّاً») تفريع شده است; يعنى، حال كه تأخير عذاب مايه افزايش گمراهى مشركان و فزونى فريب هاى شيطانى است، چه ضرورتى در تعجيل عذاب است؟ جمله «إنّما . ..» نيز كه تعليل براى «فلاتعجل عليهم» است، همين نكته را تأكيد مى كند; زيرا بر انبوه تر شدن مدارك عذاب مشركان دلالت دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 183 - 1
1 - سنت خداوند بر امهال كفرپيشگانِ تكذيب كننده و تأخير در هلاكت و عذاب ايشان است .
و أملى لهم إن كيدى متين
املاء (مصدر اُملى از ماده ملاوة) به معناى مهلت دادن و تأخير انداختن است. به مناسبت اينكه حقيقت بيان شده (مهلت دادن و تأخير انداختن) درباره تكذيب كنندگان آيات الهى است، معلوم مى شود مراد از تأخير، تأخير در عذاب است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 15 - 7
7 - مهلت دادن به منافقان ، گمراهان و طغيانگران از سنت هاى الهى است .
و يمدّهم فى طغينهم يعمهون
برداشت فوق مبتنى بر اين است كه: «مدّ» (مصدر يمدّ) به معناى مهلت دادن باشد. در لسان العرب آمده است: «مده فى غيه يعنى، امهله (او را مهلت داد).»
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 11 - 1،4
1 - امهال كفرمداران و منكران قيامت ( تأخير انداختن مجازات آنان به جهان آخرت ) سنتى الهى است .
و لو يعجل اللّه للناس الشر . .. فنذر الذين لايرجون لقاءنا
4 - سنت خدا در رساندن خير به مردم « تسريع » و در مجازات كردن آنان « امهال » است .
و لو يعجل اللّه للناس الشر استعجالهم بالخير
برداشت فوق بر اين اساس است كه «هم» مفعول استعجال و فاعلش ضمير عايد به «اللّه» و به تقدير «مثل استعجاله لهم بالخير» باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 19 - 6
6 - امهال جوامع شرك پيشه و تأخير افتادن كيفر آنان به جهان آخرت ، قانون الهى حاكم برنشئه دنيا
و لو لا كلمة سبقت من ربك لقضى بينهم
خداوند هنگام هبوط آدم و حوا به زمين، فرمود: «و لكم فى الأرض مستقر و متاع إلى حين ; شما - خطاب به عموم انسانها و از جمله آدم و حواست - تا مدتى معين در زمين خواهيد ماند و از نعمتهاى آن بهره خواهيد گرفت» (بقره / 36) ; يعنى، قانون الهى حاكم بر نشئه دنيا اين است كه هر جامعه اى داراى مدت و زمانى معين است و پيش از فرارسيدن اجل، از ميان نمى رود. جمله «و لو لا كلمة سبقت من ربك» اشاره به اين قانون دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 110 - 11
11- مهلت دادن به متخلفان از حق ، از سنّت هاى خداوند است .
و لولا كلمة سبقت من ربك لقضى بينهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 110 - 5
5- مهلت دادن به امت هاى كفرپيشه و تكذيب گر و تأخير در نزول عذاب بر ايشان ، از سنت هاى خداوند است .
حتّى إذا استيئس الرسل و ظنوا أنهم قد كذبوا
از آن جا كه تأخير عذاب براى همه امتها و تكذيب كنندگان تمامى پيامبران بوده - زيرا «رسل» جمع و داراى الف و لام مى باشد و شامل همه رسولان است - استفاده مى شود كه: مهلت دادن به تكذيب گران و تعجيل نكردن در عذاب آنان، شيوه اى مستمر و از سنتهاى خداوند است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 32 - 6
6- تأخير عذاب كفرپيشگان از سنت هاى خداوند است .
و لقد استهزىء برسل من قبلك فأمليت للذين كفروا
چون تأخير عذاب براى همه كفرپيشگان بوده ، از آن «سنّت الهى بودن» استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 42 - 5
5- تأخير كيفر اصلى ظالمان به روز قيامت ، از سنت هاى خداوند است .
و لاتحسبنّ الله غفلاً عمّا يعمل الظلمون إنما يؤخّرهم ليوم تشخص فيه الأبصر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 75 - 2
2- مهلت به گمراهان و كافران ، سنت خداوند است .
من كان فى الضللة فليمدد له الرحمن مدًّا
به كارگيرى فعل امر (فليمدد) در مورد مهلت دهى به كافران، از حتمى بودن اين امهال و سنت بودن آن حكايت مى كند; چرا كه خداوند آن را به صورت الزام بر خود بيان فرموده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 24 - 5
5 - خداوند ، كافران حق ناپذير را ، به سرعت مجازات نمى كند و به آنها مدتى مهلت مى دهد .
نمتّعهم قليلاً ثمّ نضطرّهم
احتمال دارد «قليلاً» صفت براى مفعول به «نمتّع » باشد كه «زماناً» است. بنابراين، مفاد آيه چنين مى شود: «به آنان، مدت كوتاهى مهلت مى دهيم و سپس آنان را روانه عذاب جهنم مى كنيم.».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 45 - 3
3 - مهلت خداوند به بندگان گنه كار و تأخير مجازات آنان تا قيامت ، از سنّت هاى او است .
و لو يؤاخذ اللّه الناس بما كسبوا ما ترك على ظهرها من دابّة و لكن يؤخّرهم إلى أج
مقصود از «أجل مسمّى»، زمان مرگ انسان ها و آغاز عالم پس از مرگ است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 45 - 8،13
8 - سنت امهال ، مانع از كيفر دنيوى كافران است .
و لولا كلمة سبقت من ربّك لقضى بينهم
13 - سنت امهال الهى ، موجب دچار نشدن قوم موسى به عذاب دنيوى
و لولا كلمة سبقت من ربّك لقضى بينهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 14 - 11،13،14
11 - مهلت خداوند ، به عوامل اختلاف و دسته بندى هاى دينى ، سنت الهى است .
و لولا كلمة سبقت من ربّك . .. لقضى بينهم
13 - سنت مهلت دادن خداوند به تفرقه افكنان در دين ، فلسفه تأخير عذاب آنان
و لولا كلمة سبقت من ربّك إلى أجل مسمًّى لقضى بينهم
14 - سنت امهال به كافران ، جلوه اى از ربوبيت الهى است .
و لولا كلمة سبقت من ربّك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 21 - 7
7 - داورى درباره مشركان و عذاب آنان ، براساس سنت امهال تا قيامت به تأخير افتاده است .
و لولا كلمة الفصل لقضى بينهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 45 - 4
4 - سنت الهى ، بر عدم تعجيل ، در كيفر كافران
فذرهم حتّى يلقوا يومهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قلم - 68 - 45 - 1
1 - مهلت دادن به كافران تكذيب گر و شتاب نكردن در كيفر آنان ، سنت الهى
سنستدرجهم . .. و أُملى لهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - طارق - 86 - 17 - 3
3 - وعده خداوند بر مقابله به مثل با مكر كافران ، كافى براى شتاب نورزيدن پيامبر (صلی الله علیه و آله) در مورد درخواست كيفر براى آنان
و أكيد كيدًا . فمهّل
برداشت ياد شده، از حرف «فاء» در «فمهّل» استفاده شده است; يعنى، حال كه از مكر خداوند درباره كافران آگاه شدى، با خاطرى آسوده به كافران فرصت ده; زيرا آنان هر چند در هر فرصت به مكر خود ادامه دهند، ولى مكر آنان مقهور مكر خداوند است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 73 - 9
9 - بيشتر تبه كاران ، غافل از مهلت هاى خداوند و روى گردان از هشدار هاى او
و يقولون متى هذا الوعد . .. قل عسى أن يكون ردف لكم ... و لكنّ أكثرهم لايشكرون
با توجه به اين كه فضل الهى در آيه مورد بحث، ناظر به تأخير عذاب مجرمان و مهلت دادن به آنان است، جمله «أكثرهم لايشكرون» بدين معنا خواهد بود كه: بيشتر آنان از اين لطف الهى، عبرت نمى گيرند و به حق روى نمى آورند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 178 - 5
5 - مهلت دادن خداوند به كافران ، تنها به جهت افزايش يافتن گناه آنان است .
انّما نملى لهم ليزدادوا اثماً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 37 - 6
6- « و من خطبة له عليه السلام : . . . فقال سبحانه : اسجدوا لأدم فسجدوا إلاّ إبليس . . . فأعطاه الله النظرة إستحقاقاً للسخطة و إستشماماً للبلية وإنجازاً للعدة فقال : « إنك من المنظرين إلى يوم الوقت المعلوم » . . . ;
از اميرالمؤمنين(ع) روايت شده است كه ضمن خطبه اى فرمود: خداى سبحان فرمود: بر آدم سجده كنيد; پس ملائكه سجده كردند مگر ابليس . .. پس خدا به او مهلت عطا كرد تا استحقاق بيشترى براى سخط پيدا كند و آزمايش او تكميل گردد و خدا به وعده خود وفا كند. پس فرمود: إنك من المنظرين إلى يوم الوقت المعلوم...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 38 - 6
6- « عن الحسن بن عطية قال : سمعت أباعبدالله ( ع ) يقول : ان إبليس عَبَدَ الله فى السّماء الرابعة فى ركعتين ستة آلاف سنة و كان من انظار الله إيّاه إلى يوم الوقت المعلوم بما سبق من تلك العبادة ;
حسن بن عطيه گويد: از امام صادق(ع) شنيدم كه مى فرمود: همانا ابليس در آسمان چهارم با دو ركعت [نماز] شش هزار سال خدا را عبادت كرد و به خاطر همين عبادت، خدا او را تا روز وقت معين مهلت داد».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 81 - 8
8 - « و من خطبة له عليه السلام : . . .فقال سبحانه : اسجدوا لأدم فسجدوا إلاّ إبليس . . .فأعطاه اللّه النظرة إستحقاقاً للسخطة و استتماماً للبلية و إنجازاً للعدة فقال : « إنّك من المنظرين إلى يوم الوقت المعلوم » . . . ;
[در نهج البلاغه آمده است:] خداى سبحان فرمود: بر آدم(ع) سجده كنيد: . ..پس ملائكه سجده كردند; مگر ابليس... پس خدا به او مهلت داد تا استحقاق بيشترى براى سخط پيدا كند و آزمايش او تكميل گردد و خدا به وعده خود وفا كند; پس فرمود: (إنّك من المنظرين . إلى يوم الوقت المعلوم)».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 44 - 4
4 - خداوند ، به همه اقوام كافر و تكذيب گر ، فرصت مى داد تا شايد متنبه شوند و دست از مخالفت بردارند .
فأمليت للكفرين ثمّ أخذتهم
«إملاء» (مصدر «أمليت») از «مَلْو» و به معناى فرصت دادن است; يعنى، آن اقوام تكذيب گر و كافر را فرصت دادم تا به خود بيايند و دست از مخالفت بردارند. آن گاه چون آنان از فرصت داده شده استفاده نكردند و هم چنان بر كفر و تكذيب خود اصرار ورزيدند، آنان را از ميان برداشتم و نابودشان ساختم.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 93 - 15
15 - تأخير كيفر حق ستيزان ، براساس مصالح و نه معلول غفلت خداوند از كردار آنان
سيريكم ءايته . .. و ما ربّك بغفل عمّا تعملون
با توجه به اين كه بيشتر آيات اين سوره، متوجه منكران رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) و توحيد ربوبى خداوند است، خاتمه يافتن سوره با تعبير «سيريكم آياته» و «ما ربّك بغافل. ..» مى رساند كه خداوند، از نشان دادن آيات انكار ناپذير خود، عاجز نيست و از كردار بندگان نيز غافل نمى باشد و به موقع جزاى آنان را خواهد داد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 42 - 4
4 - تأخير خداوند در انتقام گرفتن از حق گريزان ، مهلتى به ايشان و احترامى به وجود پيامبر (صلی الله علیه و آله)
فإمّا نذهبنّ بك . .. فإنّا عليهم مقتدرون
از آيه قبل استفاده شد كه اگر پيامبر رحلت كند، خداوند از مخالفان حق ستيز او انتقام خواهد گرفت. مفهوم اين سخن آن است كه حضور پيامبر(صلی الله علیه و آله) مانع تسريع در انتقام است; ولى اين مانع، قطعى نيست و خداوند مى تواند حتى در زمان حضور پيامبر(صلی الله علیه و آله)، مخالفان دين را مجازات كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 61 - 3،12
3- در صورت مورد مؤاخذه دنيوى قرار گرفتن ظالمان از سوى خداوند ، هيچ جنبنده اى بر روى زمين باقى نخواهد ماند .
و لو يؤاخذ الله الناس بظلمهم ما ترك عليها من دابّة
12- اجل مقرر داشتن انسان هاى ظالم ، دليل به تعويق افتادن مؤاخذه و عقوبت آنان
و لو يؤاخذ الله الناس بظلمهم . .. و لكن يؤخّرهم إلى أجل مسمًّى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 88 - 2
2- تعجيل نكردن ذوالقرنين در كيفر ظالمان كافر ، مهلتى براى گرايش آنان به ايمان بود . *
أمّا من ظلم فسوف نعذّبه . .. و أمّا من ءامن و عمل صلحًا فله جزاءً الحسنى
مراد از «من ءامن و. ..» (هركس ايمان بياورد و...) كسانى اند كه از ظلم و كفر، دست برداشته و ايمان آورند، نه آنان كه هنگام ورود ذوالقرنين مؤمن بودند; زيرا، معنا ندارد كه او، بين عذاب و يا رفتار نيك با مؤمنان مخيّر باشد! بنابراين، درنگ ذوالقرنين در عذاب ظالمان (سوف نعذّبه) ايجاد فرصتى براى تغيير رويه آنان بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 88 - 2
2- تعجيل نكردن ذوالقرنين در كيفر ظالمان كافر ، مهلتى براى گرايش آنان به ايمان بود . *
أمّا من ظلم فسوف نعذّبه . .. و أمّا من ءامن و عمل صلحًا فله جزاءً الحسنى
مراد از «من ءامن و. ..» (هركس ايمان بياورد و...) كسانى اند كه از ظلم و كفر، دست برداشته و ايمان آورند، نه آنان كه هنگام ورود ذوالقرنين مؤمن بودند; زيرا، معنا ندارد كه او، بين عذاب و يا رفتار نيك با مؤمنان مخيّر باشد! بنابراين، درنگ ذوالقرنين در عذاب ظالمان (سوف نعذّبه) ايجاد فرصتى براى تغيير رويه آنان بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 130 - 4
4 - نزول آيات در باره فلسفه مهلت دهى به كافران ، موجب تسلّى خاطر و صبر پيامبر (صلی الله علیه و آله) در برابر فشار هاى تبليغاتى كافران
و لولا كلمة سبقت . .. فاصبر على مايقولون
«فاصبر» عطف و تفريع بر آيه قبل است; يعنى، حال كه تأخير عذاب از سر اهمال نيست بلكه امرى قانون مند است، بنابراين تحمل كن. دراين مجموعه، خداوند با بيان فلسفه امهال و سنت هاى حاكم بر تاريخ، زمينه تسلّى خاطر پيامبر(صلی الله علیه و آله) و مؤمنان را فراهم كرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 44 - 4
4 - خداوند ، به همه اقوام كافر و تكذيب گر ، فرصت مى داد تا شايد متنبه شوند و دست از مخالفت بردارند .
فأمليت للكفرين ثمّ أخذتهم
«إملاء» (مصدر «أمليت») از «مَلْو» و به معناى فرصت دادن است; يعنى، آن اقوام تكذيب گر و كافر را فرصت دادم تا به خود بيايند و دست از مخالفت بردارند. آن گاه چون آنان از فرصت داده شده استفاده نكردند و هم چنان بر كفر و تكذيب خود اصرار ورزيدند، آنان را از ميان برداشتم و نابودشان ساختم.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 45 - 6،11
6 - بقاى نسل انسان و تداوم حيات زندگان در كره زمين ، فلسفه به تأخير افتادن كيفر گناه كاران و كافران تا قيامت
و لو يؤاخذ اللّه الناس بما كسبوا ما ترك على ظهرها من دابّة و لكن يؤخّرهم إلى أج
11 - مهلت دادن به كافران و گنه كاران و به تأخير انداختن مجازات آنان ، كارى عالمانه و برخاسته از آگاهى دقيق خداوند به احوال و مصالح بندگان
و لكن يؤخّرهم إلى أجل مسمًّى فإذا جاء أجلهم فإنّ اللّه كان بعباده بصيرًا
برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه «فإنّ اللّه كان. ..» در مقام تعليل براى جمله پيش (و لكن يؤخّرهم...) مى باشد; يعنى، چون خداوند به احوال بندگانش آگاه است; از اين رو مجازات آنان را تا زمان معين به تأخير انداخته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 29 - 5
5 - مهلت الهى به كافران و مشركان ، براى اتمام حجت بر آنان
بل متّعت هؤلاء و ءاباءهم حتّى جاءهم الحقّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 159 - 5
5 - مهلت خداوند به كافران حق ستيز صدراسلام ، معلول لطف و رحمت او بود ; نه برخاسته از ضعف و ناتوانى .
و ما كان أكثرهم مؤمنين . و إنّ ربّك لهو العزيز الرحيم
يادآورى سرگذشت ثموديان، از يكسو تسلى بخش خاطر پيامبر(صلی الله علیه و آله) است و از سوى ديگر هشدارى به اكثريت مشركان لجوج و مصمم بر كفر است كه اگر بر آنان عذاب نازل نشده، نه از باب ناتوانى خداوند است; بلكه از باب رحمتى است كه او بر مردمان دارد و چون زمينه آن به پايان برسد، قهر الهى گريزناپذير خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 4 - 3
3- هشدار خداوند به كافران هدايت ناپذير مكه ، مبنى بر اينكه مهلت دادن به آنان به معناى تداوم بخشيدن به زندگيشان نيست ; بلكه همواره در معرض هلاكتند .
ربما يودّ الذين كفروا لو كانوا مسلمين. ذرهم ... فسوف يعلمون. و ما أهلكنا من قرية
ذكر اين آيه، پس از تهديد «فسوف يعلمون» احتمالاً براى دفع اشكال مقدر مى باشد و آن اشكال اين است كه: كفار پس از مهلت يافتن با امر «ذرهم يأكلوا . ..» چنين نپندارند كه زندگيشان ادامه دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 75 - 7
7- هدف از مهلت به گمراهان و ترك عذاب دنيوى آنان ، افزايش ضلالت آنها است .
من كان فى الضللة فليمدد له الرحمن مدًّا
تقابل اين آيه با آيه بعد - كه در باره هدايت يافتگان است - گوياى برداشت ياد شده است. در آن آيه آمده كه «هدايت افزايش مى يابد» و در اين آيه آمده است كه «به گمراهان مهلت مى دهيم». قرينه بودن هر آيه براى ديگرى، نتيجه مى دهد كه به هر دو فرقه فرصت داده مى شود تا هدايت راه يافتگان و ضلالت گمراهان افزايش يابد. اين گونه بيان را «فن
احتباك» مى نامند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 45 - 6،11
6 - بقاى نسل انسان و تداوم حيات زندگان در كره زمين ، فلسفه به تأخير افتادن كيفر گناه كاران و كافران تا قيامت
و لو يؤاخذ اللّه الناس بما كسبوا ما ترك على ظهرها من دابّة و لكن يؤخّرهم إلى أج
11 - مهلت دادن به كافران و گنه كاران و به تأخير انداختن مجازات آنان ، كارى عالمانه و برخاسته از آگاهى دقيق خداوند به احوال و مصالح بندگان
و لكن يؤخّرهم إلى أجل مسمًّى فإذا جاء أجلهم فإنّ اللّه كان بعباده بصيرًا
برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه «فإنّ اللّه كان. ..» در مقام تعليل براى جمله پيش (و لكن يؤخّرهم...) مى باشد; يعنى، چون خداوند به احوال بندگانش آگاه است; از اين رو مجازات آنان را تا زمان معين به تأخير انداخته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 29 - 5
5 - مهلت الهى به كافران و مشركان ، براى اتمام حجت بر آنان
بل متّعت هؤلاء و ءاباءهم حتّى جاءهم الحقّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 48 - 4
4 - تأخير در عذابِ شرك پيشگان عصر بعثت ، فرصتى بود تا شايد آنان بيدار شوند و به اسلام بگروند .
و يستعجلونك بالعذاب . .. و كأيّن من قرية أمليت لها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 44 - 4
4 - خداوند ، به همه اقوام كافر و تكذيب گر ، فرصت مى داد تا شايد متنبه شوند و دست از مخالفت بردارند .
فأمليت للكفرين ثمّ أخذتهم
«إملاء» (مصدر «أمليت») از «مَلْو» و به معناى فرصت دادن است; يعنى، آن اقوام تكذيب گر و كافر را فرصت دادم تا به خود بيايند و دست از مخالفت بردارند. آن گاه چون آنان از فرصت داده شده استفاده نكردند و هم چنان بر كفر و تكذيب خود اصرار ورزيدند، آنان را از ميان برداشتم و نابودشان ساختم.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قلم - 68 - 45 - 2
2 - مهلت دادن به تكذيب گران ، در راستاى سقوط تدريجى آنان است ; نه در جهت منافع آنان
سنستدرجهم. .. و أُملى لهم
عبارت «اُملى لهم» تأكيد و بيان ديگرى براى مسأله سقوط تدريجى كافران است; يعنى، ما به آنان مهلت داديم تا سقوط تدريجى آنان تحقق يابد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قلم - 68 - 45 - 2
2 - مهلت دادن به تكذيب گران ، در راستاى سقوط تدريجى آنان است ; نه در جهت منافع آنان
سنستدرجهم. .. و أُملى لهم
عبارت «اُملى لهم» تأكيد و بيان ديگرى براى مسأله سقوط تدريجى كافران است; يعنى، ما به آنان مهلت داديم تا سقوط تدريجى آنان تحقق يابد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 61 - 3
3- در صورت مورد مؤاخذه دنيوى قرار گرفتن ظالمان از سوى خداوند ، هيچ جنبنده اى بر روى زمين باقى نخواهد ماند .
و لو يؤاخذ الله الناس بظلمهم ما ترك عليها من دابّة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 48 - 3
3 - خداوند ، به هر جامعه بى دادگرى ، پيش از نزول عذاب ، فرصت مى داد تا شايد متنبه شوند و دست از مخالفت و مبارزه با پيامبرشان بردارند .
و كأيّن من قرية أمليت لها و هى ظالمة ثمّ أخذتها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 45 - 1،2
1 - در صورت مؤاخذه شدن مردم در دنيا از سوى خداوند ، هيچ جنبنده اى در سطح زمين باقى نخواهد ماند .
و لو يؤاخذ اللّه الناس بما كسبوا ما ترك على ظهرها من دابّة
2 - در صورت مؤاخذه شدن مردم در دنيا از سوى خداوند ، هيچ انسانى - چه خوب و چه بد - در سطح زمين باقى نخواهد ماند .
و لو يؤاخذ اللّه الناس بما كسبوا ما ترك على ظهرها من دابّة
برداشت ياد شده، مبتنى بر اين است كه مقصود از «دابّه» انسان ها باشد; زيرا مجازات و كيفر مربوط به آنان است. گفتنى است جمله «و لكن يؤخّرهم...» - كه در آن ضمير جمع به «الناس» بازمى گردد - تأييدكننده همين مطلب است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 84 - 6
6- مهلت خداوند به مشركان ، - هرچند طولانى باشد - مهلتى اندك و ناچيز است .
إنّما نعدّ لهم عدًّا
فعل «نعدّ» (شمارش مى كنيم) حاوى معناى تقليل است ; زيرا نوعاً چيز اندك قابل شمارش است. اين تعبير پس از آن كه جمله «فليمدد له الرحمن مدّاً» (در آيات پيشين) بر طولانى ساختن مدت دلالت داشت; حاكى از اندك بودن تمام عمر، در مقايسه با عاقبت انسان و جهان آخرت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 2 - 14
14 - از اميرالمؤمنين ( ع ) درباره قول خداى عز و جل « فسيحوا فى الأرض أربعة أشهر » روايت شده است : « هى عشرون من ذى الحجة و المحرم و صفر و شهر ربيع الأول و عشر من ربيع الآخر . . . ;
آن چهار ماه، بيست روز از آخر ذيحجه و تمام محرم و صفر و ماه ربيع الاول و ده روز اول ربيع الآخر است . .. ».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 32 - 10
10- مهلت الهى به كافران ستيزه جوى ، مهلتى محدود و زودگذر
إنّ الذين كفروا و . .. سيحبط أعملهم
در صورتى كه حبط عمل به معناى خنثى سازى توطئه ها باشد; سين در «سيحبط» زودرسى اين وعده را افاده مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 81 - 1،3،9
1 - مهلت خواهى ابليس براى تداوم حياتش تا روز رستاخيز ، تنها تا روز معين و مشخصى ، مورد اجابت قرار گرفت .
من المنظرين . إلى يوم الوقت المعلوم
3 - خداوند ، به ابليس تا پايان عمر جهان و انسان ، مهلت داد و به او عمر طولانى بخشيد .
من المنظرين . إلى يوم الوقت المعلوم
بسيارى از مفسران بر اين عقيده اند كه مقصود از «يوم» مطلق زمان است - نه روز - و مراد از «الوقت المعلوم» نفخه اولى مى باشد كه با آن عمر جهان و انسان به سر مى رسد. برپايه اين ديدگاه نام گذارى آن به «وقت معلوم»، براى اين است كه تنها خدا زمان دقيق آن را مى داند.
9 - « يحيى بن أبى العلا . . . انّ رجلاً دخل على أبى عبداللّه ( ع ) فقال : أخبرنى عن قول اللّه عزّوجلّ لإبليس « فإنّك من المنظرين . إلى يوم الوقت المعلوم » قال : . . . و يوم الوقت المعلوم يوم ينفخ فى الصور نفخة واحدة فيموت إبليس ما بين النفخة الأولى و الثانية ;
يحيى بن أبى العلا روايت كرده است: شخصى بر امام صادق(ع) وارد شد و گفت: مرا از سخن خداى عزّوجلّ كه به ابليس فرمود: «فإنّك من المنظرين . إلى يوم الوقت المعلوم» خبر ده; حضرت فرمود: مراد از وقت معلوم، روزى است كه يك بار در صور دميده مى شود، پس ابليس بين دميدن اول و دوم مى ميرد...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 2 - 15
15 - از امام باقر ( ع ) روايت شده است كه فرمود : « خطب على ( ع ) الناس . . . فقال : . . . من كانت له مدة فهو إلى مدته و من لم يكن له مدة فمدته أربعة أشهر و كان خطب يوم النحر . . . ;
على (ع) [هنگام اعلام براءت] براى مردم سخنرانى كرد. .. و فرمود: ... هر كس براى او مدت تعيين شده تا همان مدت، و كسى كه براى او مدت تعيين نشده تا چهار ماه مهلت دارد و اين سخنرانى روز عيد قربان بود ... ».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 68 - 5
5 - مهلت خداوند به كافران حق ستيز صدراسلام ، به خاطر رحمت و لطف او بود ; نه برخاسته از ضعف و ناتوانى .
و ما كان أكثرهم مؤمنين . و إنّ ربّك لهو العزيز الرحيم
يادكرد سرگذشت موسى و فرعون تسلّى بخش خاطر پيامبر(صلی الله علیه و آله) و نيز هشدارى است به كافران مكه كه نازل نشدن عذاب بر
آنان، نه از باب ناتوانى حق تعالى است; بلكه از باب رحمتى است كه بر مردمان دارد و چون زمينه آن به پايان برسد، عزّت و قهر الهى گريزناپذير خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 140 - 5
5 - مهلت دادن خدا به كافران و حق ستيزان ، معلول رحمت و لطف او است ; نه از روى ضعف و ناتوانى .
و ما كان أكثرهم مؤمنين . و إنّ ربّك لهو العزيز الرحيم
يادكرد سرگذشت قوم عاد از يكسو تسلى بخش خاطر پيامبر(صلی الله علیه و آله) و از سوى ديگر هشدارى است به مشركان مكه كه اگر بر آنان عذاب نازل نشده، از باب ناتوانى حق تعالى نيست; بلكه از باب رحمتى است كه او بر مردمان دارد و چون زمينه آن به پايان رسد، عزت و قهر الهى گريزناپذير خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 175 - 4
4 - مهلت خدا به كافران و حق ستيزان صدراسلام و تأخير در مجازات آنان ، معلول رحمت او بود ; نه برخاسته از ناتوانى .
و ما كان أكثرهم مؤمنين . و إنّ ربّك لهو العزيز الرحيم
ياد آورى سرگذشت قوم لوط، از يك سو تسلّى بخش خاطر پيامبر(صلی الله علیه و آله) است و از سوى ديگر هشدارى به شرك پيشگان صدر اسلام است كه اگر بر آنان عذاب نشده، نه از باب ناتوانى خداوند است; بلكه از باب رحمتى است كه او بر مردمان دارد و چون زمينه آن به پايان برسد، قهر الهى گريزناپذير خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 191 - 4
4 - مهلت خداوند به كافران حق ستيز صدراسلام و تأخير در مجازات آنان ، معلول رحمت او است ; نه برخاسته از ضعف و ناتوانى .
و ما كان أكثرهم مؤمنين . و إنّ ربّك لهو العزيز الرحيم
يادكرد سرگذشت شعيب(ع) و مردم ايكه، از يكسو تسلى بخش خاطر پيامبر(صلی الله علیه و آله) مى باشد و از سوى ديگر هشدارى به شرك پيشگان حق ستيز مكه است كه اگر بر آنان عذاب نازل نشده، نه از باب ناتوانى خداوند است; بلكه از باب رحمتى است كه او بر مردمان دارد و چون زمينه آن به پايان برسد، قهر الهى گريزناپذير خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 122 - 5
5 - مهلت خداوند به كافران حق ستيز صدراسلام ، معلول رحمت و لطف وى بود ; نه برخاسته از ضعف و ناتوانى او .
و ما كان أكثرهم مؤمنين . و إنّ ربّك لهو العزيز الرحيم
يادكرد سرگذشت قوم نوح، از يكسو تسلى خاطر پيامبر(صلی الله علیه و آله) و از سوى ديگر هشدارى بود به مشركان كه اگر بر آنان عذاب نازل نشده; نه از باب ناتوانى حق تعالى است; بلكه از باب رحمتى است كه بر مردمان دارد و چون زمينه آن به پايان رسد،
عزت و قهر الهى گريزناپذير خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 9 - 6
6 - مهلت يافتن كافران در دنيا ، ناشى از رحمت خدا است و نه معلول عجز او از مكافات .
فسيأتيهم أنبؤا ما كانوا به يستهزءون . .. و إنّ ربّك لهو العزيز الرحيم
تأكيد بر شكست ناپذيرى و رحمت خدا، پس از تهديد كافران به عذاب اخروى (فسيأتيهم أنباؤا ما كانوا به يستهزءون) مى تواند بيانگر اين حقيقت باشد كه تأخير عذاب كافران در دنيا، به خاطر ناتوانى خدا نيست; بلكه رحمت و مهر او سبب شده است تا آنان را مهلت دهد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 140 - 5
5 - مهلت دادن خدا به كافران و حق ستيزان ، معلول رحمت و لطف او است ; نه از روى ضعف و ناتوانى .
و ما كان أكثرهم مؤمنين . و إنّ ربّك لهو العزيز الرحيم
يادكرد سرگذشت قوم عاد از يكسو تسلى بخش خاطر پيامبر(صلی الله علیه و آله) و از سوى ديگر هشدارى است به مشركان مكه كه اگر بر آنان عذاب نازل نشده، از باب ناتوانى حق تعالى نيست; بلكه از باب رحمتى است كه او بر مردمان دارد و چون زمينه آن به پايان رسد، عزت و قهر الهى گريزناپذير خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 191 - 4
4 - مهلت خداوند به كافران حق ستيز صدراسلام و تأخير در مجازات آنان ، معلول رحمت او است ; نه برخاسته از ضعف و ناتوانى .
و ما كان أكثرهم مؤمنين . و إنّ ربّك لهو العزيز الرحيم
يادكرد سرگذشت شعيب(ع) و مردم ايكه، از يكسو تسلى بخش خاطر پيامبر(صلی الله علیه و آله) مى باشد و از سوى ديگر هشدارى به شرك پيشگان حق ستيز مكه است كه اگر بر آنان عذاب نازل نشده، نه از باب ناتوانى خداوند است; بلكه از باب رحمتى است كه او بر مردمان دارد و چون زمينه آن به پايان برسد، قهر الهى گريزناپذير خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 73 - 2
2 - تأخير عذاب كافران و اعطاى مهلت به آنان ، ناشى از فضل و رحمت الهى
و يقولون متى هذا الوعد . .. و إنّ ربّك لذو فضل على الناس
اين آيه در ادامه آيات قبل و بيانگر حكمت تأخير انداخته شدن عذاب كافران و اعطاى مهلت به آنان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 3 - 7
7 - مهلت يافتن كافران در دنيا ، معلول حكمت و مصلحت سنجى خداوند است ; نه عجز و ناتوانى او .
و هو العزيز الحكيم . .. و لولا أن كتب اللّه عليهم الجلاء لعذّبهم فى الدنيا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 68 - 5
5 - مهلت خداوند به كافران حق ستيز صدراسلام ، به خاطر رحمت و لطف او بود ; نه برخاسته از ضعف و ناتوانى .
و ما كان أكثرهم مؤمنين . و إنّ ربّك لهو العزيز الرحيم
يادكرد سرگذشت موسى و فرعون تسلّى بخش خاطر پيامبر(صلی الله علیه و آله) و نيز هشدارى است به كافران مكه كه نازل نشدن عذاب بر آنان، نه از باب ناتوانى حق تعالى است; بلكه از باب رحمتى است كه بر مردمان دارد و چون زمينه آن به پايان برسد، عزّت و قهر الهى گريزناپذير خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 104 - 5
5 - مهلت خداوند به كافران حق ستيز صدراسلام ، ناشى از رحمت و لطف او بود ; نه برخاسته از ضعف و ناتوانى وى .
و ما كان أكثرهم مؤمنين . و إنّ ربّك لهو العزيز الرحيم
يادكرد سرگذشت حضرت ابراهيم(ع) و فرجام اخروى مشركان، هشدارى است به شرك پيشگان صدراسلام كه اگر بر آنان عذاب نازل نمى شود، نه از ناتوانى حق تعالى است; بلكه از باب رحمت او بر مردمان است و چون زمينه آن به پايان برسد، عزّت و قهر الهى گريز ناپذير خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 122 - 5
5 - مهلت خداوند به كافران حق ستيز صدراسلام ، معلول رحمت و لطف وى بود ; نه برخاسته از ضعف و ناتوانى او .
و ما كان أكثرهم مؤمنين . و إنّ ربّك لهو العزيز الرحيم
يادكرد سرگذشت قوم نوح، از يكسو تسلى خاطر پيامبر(صلی الله علیه و آله) و از سوى ديگر هشدارى بود به مشركان كه اگر بر آنان عذاب نازل نشده; نه از باب ناتوانى حق تعالى است; بلكه از باب رحمتى است كه بر مردمان دارد و چون زمينه آن به پايان رسد، عزت و قهر الهى گريزناپذير خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 175 - 4
4 - مهلت خدا به كافران و حق ستيزان صدراسلام و تأخير در مجازات آنان ، معلول رحمت او بود ; نه برخاسته از ناتوانى .
و ما كان أكثرهم مؤمنين . و إنّ ربّك لهو العزيز الرحيم
ياد آورى سرگذشت قوم لوط، از يك سو تسلّى بخش خاطر پيامبر(صلی الله علیه و آله) است و از سوى ديگر هشدارى به شرك پيشگان صدر اسلام است كه اگر بر آنان عذاب نشده، نه از باب ناتوانى خداوند است; بلكه از باب رحمتى است كه او بر مردمان دارد و چون
زمينه آن به پايان برسد، قهر الهى گريزناپذير خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 74 - 2
2 - تأخير كيفر مجرمان و اعطاى مهلت به آنان ، ناشى از فضل و رحمت الهى است نه معلول نا آگاهى او به اسرار و اعمال زشت آنها .
و يقولون متى هذا الوعد. .. و إنّ ربّك لذو فضل... و إنّ ربّك ليعلم
از ارتباط اين آيه با دو آيه پيشين، استفاده مى شود كه نازل نشدن عذاب بر كافران، نتيجه فضل خدا است; نه اين كه او از سخنان گستاخانه و تعجيل آنان در عذاب بى اطلاع بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 48 - 7
7 - موضع گيرى تكذيب گران در برابر پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مهلت دهى خداوند به آنان و تأخير در مجازات آنان ، قضاى الهى و مقتضاى ربوبيت او است .
و اصبر لحكم ربّك
«حكم» به معناى قضا است. مفسران با توجه به ارتباط آيه با آيات پيشين، بر آنند كه مراد از «لحكم ربّك» قضاى الهى درباره تكذيب كنندگان و افعال آنان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 13 - 8،10
8 - مهلت خواهى منافقان از مؤمنان در قيامت ، براى برگرفتن مقدارى از نور ايشان
يوم يقول المنفقون . .. انظرونا نقتبس من نوركم
ماده «نظر» هرگاه بدون واسطه متعدى شود، به معناى انتظار كشيدن و مهلت دادن خواهد بود. بنابراين «انظرونا»; يعنى، انتظار ما را بكشيد و ما را مهلت دهيد. «قبس» (مبدأ اشتقاق «نقتبس») به شعله اى از يك آتش گفته مى شود. بنابراين «نقتبس من نوركم»; يعنى، تا شعله اى از نور شما برگيريم.
10 - پاسخ استهزاآميز فرشتگان به منافقان در قيامت ، در قبال مهلت خواهى آنان از مؤمنان براى كسب نور
يوم يقول المنفقون . .. نقتبس من نوركم قيل ارجعوا وراءكم فالتمسوا نورًا
امر در «ارجعوا ورائكم» امر تهكمى و استهزايى است; زيرا در پشت سر منافقان نورى وجود ندارد تا آنان برگردند و از آن برگيرند. گفتنى است كه در اين كه گوينده «ارجعوا ورائكم» كيست، چند ديدگاه وجود دارد. آنچه در برداشت بالا آمده،
منطبق با يكى از آنها است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 14 - 11،13
11 - مهلت خداوند ، به عوامل اختلاف و دسته بندى هاى دينى ، سنت الهى است .
و لولا كلمة سبقت من ربّك . .. لقضى بينهم
13 - سنت مهلت دادن خداوند به تفرقه افكنان در دين ، فلسفه تأخير عذاب آنان
و لولا كلمة سبقت من ربّك إلى أجل مسمًّى لقضى بينهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 32 - 4،5
4- خداوند كفرپيشگان و استهزا كنندگان پيامبران را مهلت مى داد و فوراً آنان را عذاب نمى كرد .
فأمليت للذين كفروا
املاء (مصدر أمليت) به معناى مهلت دادن ، به تأخير انداختن و طولانى كردن عمر است.
5- خداوند پس از مدت ها و گذشت زمانهايى ، كفرپيشگان و استهزاگران انبيا را به عقوبت هاى خويش گرفتار مى ساخت .
فأمليت . .. ثم أخذتهم فكيف كان عقاب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 48 - 3
3 - خداوند ، به هر جامعه بى دادگرى ، پيش از نزول عذاب ، فرصت مى داد تا شايد متنبه شوند و دست از مخالفت و مبارزه با پيامبرشان بردارند .
و كأيّن من قرية أمليت لها و هى ظالمة ثمّ أخذتها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 110 - 5
5- مهلت دادن به امت هاى كفرپيشه و تكذيب گر و تأخير در نزول عذاب بر ايشان ، از سنت هاى خداوند است .
حتّى إذا استيئس الرسل و ظنوا أنهم قد كذبوا
از آن جا كه تأخير عذاب براى همه امتها و تكذيب كنندگان تمامى پيامبران بوده - زيرا «رسل» جمع و داراى الف و لام مى باشد و شامل همه رسولان است - استفاده مى شود كه: مهلت دادن به تكذيب گران و تعجيل نكردن در عذاب آنان، شيوه اى مستمر و از سنتهاى خداوند است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مزمل - 73 - 11 - 6
6 - توصيه خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) در آغاز رسالت ، مبنى بر دادن مهلتى اندك به تكذيب گران و بدگويان دين ستيز
و اصبر على ما يقولون . .. و ذرنى و المكذّبين ... و مهّلهم قليلاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 77 - 6
6 - مشركان و كافران حق ستيز ، چون از بازگشت به سوى خدا و گرفتار شدن به عذاب جهنم راه فرارى ندارند ، مهلت دادن خداوند به آنان نگران كننده نيست .
فإمّا نرينّك بعض الذى نعدهم أو نتوفّينّك فإلينا يرجعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 76 - 3
3- مهلت دادن به خطاكاران و فراموش كاران تا سه مرتبه ، امرى روا است .
قال إن سألتك عن شىء بعدها فلاتصحبنى
موسى(ع) در صورت تكرار ناشكيبايى براى بار سوم و عمل بر خلاف توصيه خضر، خود را مستحق جدايى و محروميت از مصاحبت خضر(ع) دانست. بنابراين، مى توان گفت كه تا سه مرتبه مهلت دادن به افراد، كارى قابل قبول است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 2 - 2
2 - لزوم دادن فرصت مناسب به دشمنان پيمان شكن ، براى توبه و بازگشت به دامن اسلام ، پيش از جنگ با آنان
براءة من اللّه و رسوله . .. فسيحوا فى الارض أربعة أشهر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 46 - 3
3 - مشركان ، كافران و دين ستيزان ، چون از بازگشت به سوى خدا و گرفتار شدن به عذاب جهنم مفرّى ندارند ، مهلت دادن خداوند به آنان نبايد نگران كننده باشد .
و إما نرينك بعض الذى نعدهم أو نتوفينك فإلينا مرجعهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مزمل - 73 - 11 - 6
6 - توصيه خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) در آغاز رسالت ، مبنى بر دادن مهلتى اندك به تكذيب گران و بدگويان دين ستيز
و اصبر على ما يقولون . .. و ذرنى و المكذّبين ... و مهّلهم قليلاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 15 - 7
7 - مهلت دادن به منافقان ، گمراهان و طغيانگران از سنت هاى الهى است .
و يمدّهم فى طغينهم يعمهون
برداشت فوق مبتنى بر اين است كه: «مدّ» (مصدر يمدّ) به معناى مهلت دادن باشد. در لسان العرب آمده است: «مده فى غيه يعنى، امهله (او را مهلت داد).»
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 133 - 11
11 - بى نيازى و رحمت خداوند موجب امهال به جوامع كفر و ستم پيشه و نابود ساختن آنان است.
و ربك الغنى ذو الرحمة إن يشأ يذهبكم و يستخلف من بعدكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 42 - 5
5- تأخير كيفر اصلى ظالمان به روز قيامت ، از سنت هاى خداوند است .
و لاتحسبنّ الله غفلاً عمّا يعمل الظلمون إنما يؤخّرهم ليوم تشخص فيه الأبصر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 61 - 1،9،14
1- خداوند ، به انسان هاى ظالم مهلت مى دهد و آنها را در قبال كار خلافشان بلافاصله به هلاكت نمى رساند .
و لو يؤاخذ الله الناس بظلمهم ما ترك عليها من دابّة و لكن يؤخّرهم إلى أجل مسمًّى
مراد از «ظلم» با توجه به معناى آن - كه قرار دادن اشياء در غير جايگاه مناسب خود است - هر عمل خطا و ناشايستى مى باشد.
9- عفو موقت و تأخير در مؤاخذه و عقوبت ظالمان ، به معناى ر ها كردن هميشگى آنان نيست .
و لو يؤاخذ الله الناس بظلمهم ما ترك عليها من دابّة و لكن يؤخّرهم إلى أجل مسمًّى
14- مصلحت بقاى حيات در زمين ، مهمتر از مصلحت عقوبت دنيوى ظالمان
و لو يؤاخذ الله الناس بظلمهم ما ترك عليها من دابّة و لكن يؤخّرهم إلى أجل مسمًّى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 76 - 3
3- مهلت دادن به خطاكاران و فراموش كاران تا سه مرتبه ، امرى روا است .
قال إن سألتك عن شىء بعدها فلاتصحبنى
موسى(ع) در صورت تكرار ناشكيبايى براى بار سوم و عمل بر خلاف توصيه خضر، خود را مستحق جدايى و محروميت از مصاحبت خضر(ع) دانست. بنابراين، مى توان گفت كه تا سه مرتبه مهلت دادن به افراد، كارى قابل قبول است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 135 - 6،7
6 - خداوند با برطرف سازى عذاب از فرعونيان براى وفاى آنان به عهد هاى خويش مهلتى را تعيين كرد .
فلما كشفنا عنهم الرجز إلى أجل
«إلى أجل» متعلق به «كشفنا» است ; يعنى ما عذاب را برطرف كرديم، ولى نه براى هميشه، بلكه براى مدتى محدود. گفتنى است كه متعلق شدن «إلى أجل» به «كشفنا» به اعتبار استمرار كشف است نه تحقق آن ; زيرا تحقق كشف عذاب داراى مهلت نبوده است.
7 - مهلت مقرر شده براى فرعونيان ، مهلتى محدود كه عموم آنان به پايان آن مهلت مى رسيدند .
فلما كشفنا عنهم الرجز إلى أجل هم بلغوه
جمله «هم بلغوه» (آنان به پايان آن مهلت مى رسيدند)، توصيفى است براى «أجل» و دلالت مى كند كه آن مهلت تعيين
شده آن مقدار بود كه فرعونيان (همه و يا عموم آنان) تا پايان آن مهلت زنده مى ماندند. يعنى آنقدر طولانى نبود كه نسل موجود با مرگ طبيعى بميرند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 65 - 3
3- قوم ثمود ، پس از كشتن ناقه صالح ، بيش از سه روز مهلت ماندن در دنيا و بهره بردن از متاع آن را نداشتند .
فقال تمتعوا فى داركم ثلثة أيام
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 66 - 1
1- قوم ثمود ، بدون بهره گرفتن از مهلت سه روزه ، از كشتن ناقه اظهار ندامت نكردند و بر شركورزى و انكار رسالت صالح ( ع ) اصرار ورزيدند .
فلما جاء أمرنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 43 - 2،3
2 - اتمام حجت خداوند بر قوم ثمود ، با اعطاى مهلتى محدود به ايشان
قيل لهم تمتّعوا حتّى حين
3 - ثموديان ، مجاز به بهره بردارى از امكانات زندگى در مدت مهلت داده شده
قيل لهم تمتّعوا حتّى حين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 26 - 3
3 - مجازات الهى براى قوم ثمود ، از پى اعطاى فرصت به ايشان
سيعلمون غدًا
مراد از«غداً»، آينده و فرصتى است كه به ثموديان داده شده است; نه روزى كه از پس امروز مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 178 - 1،2،5،11،13،16
1 - هشدار خداوند به كافران ، بر اينكه مهلت يافتن آنان به سودشان نيست .
و لا يحسبنّ الّذين كفروا انّما نملى لهم خير لانفسهم
«املاء» از ماده «ملو»، به معناى مهلت دادن است و مراد از آن، تأخير در عذاب كافران با طولانى شدن مدت عمر و بهره
گيريشان از مواهب دنياست.
2 - كافران ، مهلت يافتن در دنيا را ، خير و نيك و به سود خويش مى پندارند .
و لا يحسبنّ الّذين كفروا انّما نملى لهم خير لانفسهم
5 - مهلت دادن خداوند به كافران ، تنها به جهت افزايش يافتن گناه آنان است .
انّما نملى لهم ليزدادوا اثماً
11 - مهلت خداوند به كافران ، زمينه ساز دورى آنان از خير و سعادت با ارتكاب اعمال ناروا
و لا يحسبنّ الّذين كفروا انّما نملى لهم خير لانفسهم انّما نملى لهم ليزدادوا اثما
«اثم»، در لغت به اعمالى گفته مى شود كه آدمى را از خير و سعادت بازمى دارد. (مفردات راغب).
13 - مهلت يافتن كافران در دنيا ( امهال ) ، زمينه ساز خوارى و ذلّت آنها در آخرت
انّما نملى لهم ليزدادوا اثماً و لهم عذاب مهين
16 - مهلت يافتن و عمر طولانى كافران ، گوياى عزّت و قرب آنان در نزد خدا نيست .
انّما نملى لهم ليزدادوا اثماً و لهم عذاب مهين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 133 - 3
3 - مهلت دهى خداوند به كافران ، ناشى از مشيت وى و نه ناتوانى و عجز او
ان يشأ يذهبكم . .. و كان اللّه على ذلك قديراً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 8 - 3،5
3 - هلاكت فورى كافران و پايان مهلت آنان، در صورت نزول محسوس فرشتگان به عنوان معجزه بر پيامبر(صلی الله علیه و آله)
و لو أنزلنا ملكا لقضى الأمر ثم لا ينظرون
5 - پايان يافتن مهلت كافران در صورت نزول محسوس فرشتگان به عنوان معجزه بر پيامبر(صلی الله علیه و آله)
و لو أنزلنا ملكا لقضى الأمر ثم لا ينظرون
قطع مهلت كافران با نزول محسوس فرشته كه مفاد جمله «لقضى الأمر» و «ثم لاينظرون» است، بر اين نكته دلالت دارد كه تا قبل از نزول چنين آياتى، كفار از مهلت الهى برخوردارند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 65 - 6
6 - خداوند در عين قدرت بر فرستادن انواع عذاب بر مشركان و كافران، به آنان مهلت مى دهد.
قل هو القادر على أن يبعث عليكم
چون در آيات گذشته سخن از نزول عذاب و درخواست مشركان در اين زمينه بود، اين آيه با بيان قدرت خداوند بر عذاب به طور ضمنى دلالت بر مهلت دادن به مشركان دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 133 - 11
11 - بى نيازى و رحمت خداوند موجب امهال به جوامع كفر و ستم پيشه و نابود ساختن آنان است.
و ربك الغنى ذو الرحمة إن يشأ يذهبكم و يستخلف من بعدكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 183 - 1،5
1 - سنت خداوند بر امهال كفرپيشگانِ تكذيب كننده و تأخير در هلاكت و عذاب ايشان است .
و أملى لهم إن كيدى متين
املاء (مصدر اُملى از ماده ملاوة) به معناى مهلت دادن و تأخير انداختن است. به مناسبت اينكه حقيقت بيان شده (مهلت دادن و تأخير انداختن) درباره تكذيب كنندگان آيات الهى است، معلوم مى شود مراد از تأخير، تأخير در عذاب است.
5 - امهال خداوند به كفرپيشگان تكذيب كننده ، زمينه ساز افزايش عذاب آنان است .
و أملى لهم إن كيدى متين
چون امهال به عنوان «كيد» مطرح شده است، معلوم مى شود مهلت دادن در اينجا براى افزون شدن عذاب است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 11 - 1
1 - امهال كفرمداران و منكران قيامت ( تأخير انداختن مجازات آنان به جهان آخرت ) سنتى الهى است .
و لو يعجل اللّه للناس الشر . .. فنذر الذين لايرجون لقاءنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 46 - 3
3 - مشركان ، كافران و دين ستيزان ، چون از بازگشت به سوى خدا و گرفتار شدن به عذاب جهنم مفرّى ندارند ، مهلت دادن خداوند به آنان نبايد نگران كننده باشد .
و إما نرينك بعض الذى نعدهم أو نتوفينك فإلينا مرجعهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 32 - 4،5،6
4- خداوند كفرپيشگان و استهزا كنندگان پيامبران را مهلت مى داد و فوراً آنان را عذاب نمى كرد .
فأمليت للذين كفروا
املاء (مصدر أمليت) به معناى مهلت دادن ، به تأخير انداختن و طولانى كردن عمر است.
5- خداوند پس از مدت ها و گذشت زمانهايى ، كفرپيشگان و استهزاگران انبيا را به عقوبت هاى خويش گرفتار مى ساخت .
فأمليت . .. ثم أخذتهم فكيف كان عقاب
6- تأخير عذاب كفرپيشگان از سنت هاى خداوند است .
و لقد استهزىء برسل من قبلك فأمليت للذين كفروا
چون تأخير عذاب براى همه كفرپيشگان بوده ، از آن «سنّت الهى بودن» استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 75 - 2،4
2- مهلت به گمراهان و كافران ، سنت خداوند است .
من كان فى الضللة فليمدد له الرحمن مدًّا
به كارگيرى فعل امر (فليمدد) در مورد مهلت دهى به كافران، از حتمى بودن اين امهال و سنت بودن آن حكايت مى كند; چرا كه خداوند آن را به صورت الزام بر خود بيان فرموده است.
4- مهلت خداوند به كافران و گمراهان ، جلوه اى از رحمت گسترده او است .
فليمدد له الرحمن مدًّا
«رحمان»; يعنى، داراى رحمت گسترده و فراگير.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 83 - 8
8- گرفتارى كافران به وسوسه ها و تحريكات شيطانى ، نمودى از « استدراج » و رهاشدن آنان در كفر و گمراهى است .
الرحمن مدًّا . .. ألم تر أنّا أرسلنا الشيطين
اين آيه با آيه «من كان فى الضلالة فليمدد له الرحمن مدّاً» - كه بيانگر سنت «امهال» بود - در ارتباط است و بيانگر نمونه و گواه ديگرى بر جريان سنت «فليمدد. .. مدّاً» است كه همان «امهال» و «استدراج» مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 129 - 10
10 - خداوند ، زندگانى دنيا را عرصه مؤاخذه فورى همه كافران قرار نداده است .
و لولا . .. أجل مسمًّى
سنت خداوند - كه «لولا كلمة. ..» بر آن دلالت دارد - اين نيست كه خداوند هيچ مخالفى را هلاك نكند; بلكه سنّت او اين است كه تمامى آنان را نابود نسازد; زيرا اگر بنا بود هر كافرى نابود گردد، نسل بشر در خطر انقراض قرار مى گرفت و تا «أجل مسمّى» ادامه نمى يافت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 44 - 8
8 - مهلت دادن به كافران حق ستيز و سپس هلاك ساختن آنها ، سنت الهى در طول تاريخ
فقد كذّبت قبلهم . .. فأمليت للكفرين ثمّ أخذتهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 82 - 9
9 - ارائه معجزه اى سترگ ، اعطاى فرصتى از سوى خداوند به كافران براى گرايش به ايمان
و إذا وقع القول عليهم أخرجنا لهم دابّة من الأرض تكلّمهم
ارائه معجزه به يك معنا اعطاى فرصت به كافران است تا آن دسته اى كه زمينه ايمان آوردن دارند، از اين فرصت استفاده كرده و ايمان آورند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 34 - 9
9 - مشركان ، به رغم كفران نعمت هاى الهى ، از آن نعمت ها ، برخوردار مى شوند و مهلت زندگى مى يابند .
فتمتّعوا فسوف تعلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 24 - 5
5 - خداوند ، كافران حق ناپذير را ، به سرعت مجازات نمى كند و به آنها مدتى مهلت مى دهد .
نمتّعهم قليلاً ثمّ نضطرّهم
احتمال دارد «قليلاً» صفت براى مفعول به «نمتّع » باشد كه «زماناً» است. بنابراين، مفاد آيه چنين مى شود: «به آنان، مدت كوتاهى مهلت مى دهيم و سپس آنان را روانه عذاب جهنم مى كنيم.».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 77 - 6
6 - مشركان و كافران حق ستيز ، چون از بازگشت به سوى خدا و گرفتار شدن به عذاب جهنم راه فرارى ندارند ، مهلت دادن خداوند به آنان نگران كننده نيست .
فإمّا نرينّك بعض الذى نعدهم أو نتوفّينّك فإلينا يرجعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 45 - 7،8
7 - مهلت دادن به كافران در دنيا ، از سنت هاى الهى است .
و لولا كلمة سبقت من ربّك لقضى بينهم
8 - سنت امهال ، مانع از كيفر دنيوى كافران است .
و لولا كلمة سبقت من ربّك لقضى بينهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 14 - 14
14 - سنت امهال به كافران ، جلوه اى از ربوبيت الهى است .
و لولا كلمة سبقت من ربّك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 16 - 2
2- انتقام اصلى خداوند از كفر پيشگان ، موكول به روز قيامت
يوم نبطش البطشة الكبرى إنّا منتقمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 8 - 15
15- مهلت خداوند به كافران ، ناشى از غفران و رحمت او است ; نه جهل و ناتوانى او .
فلا تملكون . .. هو أعلم ... و هو الغفور الرحيم
تعبير «و هو الغفور الرحيم» در پى تهديد كافران، مى تواند بيانگر مطلب ياد شده باشد. بدين معنا كه خداوند، قادر است
كافران را كيفر دهد; اما آن را به تأخير انداخته، تا مگر بنده اى استغفار نموده و رو به سوى حق آورد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 59 - 9
9 - مجازات الهى در حق كافران ، در پى مهلت ها و داراى زمان و برنامه اى خاص
فإنّ للذين ظلموا ذنوبًا . .. فلايستعجلون
تعبير «فلايستعجلون» مى رساند كه خداوند در مجازات كافران عجله ندارد; بلكه براساس مصلحت به ايشان مهلت داده و طبق برنامه و زمانى خاص آن را به اجرا درمى آورد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 45 - 4
4 - سنت الهى ، بر عدم تعجيل ، در كيفر كافران
فذرهم حتّى يلقوا يومهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 3 - 6
6 - كافران مهلت يافته در دنيا ، ناگزير از چشيدن عذاب آتش ، در آخرت اند .
و لولا أن . .. لعذّبهم فى الدنيا و لهم فى الأخرة عذاب النار
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قلم - 68 - 48 - 2
2 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور صبر و شكيبايى در مدت مهلت يافتن كافران تكذيب گر و به تأخير افتادن نصرت و پيروزى مسلمانان بر آنان
و أُملى لهم . .. فاصبر لحكم ربّك
به گفته مفسران، آيه شريفه اشاره به مسأله مهلت يافتن مشركان است كه در آيه پيش ذكر شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - طارق - 86 - 17 - 4،5
4 - خداوند در كيفر كافران ، شتاب نمىورزد و به آنان مهلت مى دهد .
و أكيد كيدًا . فمهّل الكفرين
5 - مهلت دادن به كافران ، نمونه اى از مكر خداوند با آنان است .
و أكيد كيدًا . فمهّل الكفرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 129 - 7
7 - مهلت خداوند به كافران و گمراهان عصر بعثت ، مرتبط با عنايت ويژه او نسبت به پيامبر (صلی الله علیه و آله) بود .
ربّك
اضافه شدن نام مقدس «ربّ» به ضميرى كه خطاب به پيامبر(صلی الله علیه و آله) است، مى تواند به نقش عنايت خداوند به پيامبر(صلی الله علیه و آله) در تأخير عذاب و مهلت به كافران اشاره داشته باشد; چنان كه در سوره اى ديگر فرموده است: «و ما كان اللّه ليعذّبهم و أنت فيهم».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - طارق - 86 - 17 - 1
1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور فرصت دادن به كافران عصر بعثت و پرهيز از نفرين و درخواست عذاب سريع براى آنان
فمهّل الكفرين أمهلهم رويدًا
«مَهِّل» و «أمهِل» به يك معنا است; گرچه برخى گفته اند: «مَهِّل» فرمان به مهلت لحظه به لحظه و تدريجى است و «أمهل» فرمان به يك مهلت. تكرار فرمان با دو لفظ متفاوت - به گونه اى كه دو فرمان مستقل به نظر آيد - تأكيد بيشترى به همراه دارد. كلمه «رويداً» ممكن است، تصغير «رَوْد» (مهلت دادن) باشد; يعنى، مهلت كوتاه و نيز مى تواند اسم فعل و به معناى «أمهل» باشد كه براى سومين بار فرمان مهلت را تكرار كرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 8 - 6
6- فلسفه عدم تحقق درخواست كافران مكه ، مبنى بر نزول ملائكه ، مهلت دادن به آنان و جلو نينداختن اجلشان است .
ما تسبق من أمة أجلها . .. ما ننزّل الملئكة إلاّ بالحقّ و ما كانوا إذًا منظرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 15 - 7
7 - مهلت دادن به منافقان ، گمراهان و طغيانگران از سنت هاى الهى است .
و يمدّهم فى طغينهم يعمهون
برداشت فوق مبتنى بر اين است كه: «مدّ» (مصدر يمدّ) به معناى مهلت دادن باشد. در لسان العرب آمده است: «مده فى غيه يعنى، امهله (او را مهلت داد).»
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 75 - 1،2،4،15،16
1- مهلت دهى خداوند ، به ماندگان در وادى گمراهى و عدم تعجيل در عذاب آنها
قل من كان فى الضللة فليمدد له الرحمن مدًّا
«ليمدد» فعل امر از «مدّ» است و «مدّ له»; يعنى، او را رها ساخت و به وى مهلت داد (لسان العرب). گفتنى است كه اين معنا، مصداق معناى اصلى «مدّ» است كه كشاندن چيزى در ناحيه طول آن مى باشد. در آيه مورد بحث مقصود، مهلت خداوند به كافران و پايان ندادن كار آنها با عذاب است.
2- مهلت به گمراهان و كافران ، سنت خداوند است .
من كان فى الضللة فليمدد له الرحمن مدًّا
به كارگيرى فعل امر (فليمدد) در مورد مهلت دهى به كافران، از حتمى بودن اين امهال و سنت بودن آن حكايت مى كند; چرا كه خداوند آن را به صورت الزام بر خود بيان فرموده است.
4- مهلت خداوند به كافران و گمراهان ، جلوه اى از رحمت گسترده او است .
فليمدد له الرحمن مدًّا
«رحمان»; يعنى، داراى رحمت گسترده و فراگير.
15- تأخير عذاب دنيوى از زمان استحقاق آن ، مهلت خداوند به گمراهان است .
من كان فى الضللة فليمدد . .. حتّى إذا رأوا ما يوعدون إمّا العذاب
16- تأخير يافتن زمان عذاب برخى از گمراهان تا آخرت و ترك عذاب آنان در دنيا ، مهلت خداوند به آنان است .
فليمدد له الرحمن مدًّا حتّى إذا رأوا ما يوعدون إمّا العذاب و إمّا الساعة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 41 - 2
2 - وجود پيامبر در جامعه ، مهلتى به گمراهان براى حق شنوى و مايه تأخير انتقام الهى از ايشان
فإمّا نذهبنّ بك فإنّا منهم منتقمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 129 - 7
7 - مهلت خداوند به كافران و گمراهان عصر بعثت ، مرتبط با عنايت ويژه او نسبت به پيامبر (صلی الله علیه و آله) بود .
ربّك
اضافه شدن نام مقدس «ربّ» به ضميرى كه خطاب به پيامبر(صلی الله علیه و آله) است، مى تواند به نقش عنايت خداوند به پيامبر(صلی الله علیه و آله) در تأخير عذاب و مهلت به كافران اشاره داشته باشد; چنان كه در سوره اى ديگر فرموده است: «و ما كان اللّه ليعذّبهم و أنت فيهم».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 58 - 6،7
6- مهلت يافتن گنه كاران و تأخير مجازات ايشان ، به معناى ايمنى ابدى آنان از كيفر نيست .
لو يؤاخذهم . .. بل لهم موعد لن يجدوا من دونه موئلاً
7- اِعطاى مهلت از سوى خداوند به گنه كاران ، براى روى آورى به توبه ، جلوه ربوبيّت الهى است .
و ربّك الغفور ذوالرحمة لو يؤاخذهم بما كسبوا لعجّل لهم العذاب بل لهم موعد
يادآورى رحمت و غفران خداوند، در ضمن آياتى كه نشان دهنده حال هدايت ناپذيران و عذاب حتمى آنان است، دربردارنده اين پيام نيز هست كه در هر صورت، راه بازگشت، مسدود نشده و مجرم، مى تواند به سوى او بازگردد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 45 - 3
3 - مهلت خداوند به بندگان گنه كار و تأخير مجازات آنان تا قيامت ، از سنّت هاى او است .
و لو يؤاخذ اللّه الناس بما كسبوا ما ترك على ظهرها من دابّة و لكن يؤخّرهم إلى أج
مقصود از «أجل مسمّى»، زمان مرگ انسان ها و آغاز عالم پس از مرگ است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 16 - 16
16 - فرصت دهى خداوند به متخلفان و گنه كاران ، براى توبه و بازگشت و عدم تعجيل او در كيفر ايشان
قل للمخلّفين . .. فإن تطيعوا ... و إن تتولّوا... يعذّبكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 110 - 11
11- مهلت دادن به متخلفان از حق ، از سنّت هاى خداوند است .
و لولا كلمة سبقت من ربك لقضى بينهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 147 - 7
7 - ربوبيت الهى، مقتضى اميدبخشى به همگان و امهال و هشدار به مجرمان
فإن كذبوك فقل ربكم ذو رحمة وسعة و لا يرد بأسه عن القوم المجرمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 65 - 6
6 - خداوند در عين قدرت بر فرستادن انواع عذاب بر مشركان و كافران، به آنان مهلت مى دهد.
قل هو القادر على أن يبعث عليكم
چون در آيات گذشته سخن از نزول عذاب و درخواست مشركان در اين زمينه بود، اين آيه با بيان قدرت خداوند بر عذاب به طور ضمنى دلالت بر مهلت دادن به مشركان دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 3 - 7
7 - توصيه و تشويق الهى به عموم مشركان عهدشكن ، مبنى بر توبه و بازگشت به اسلام در ظرف چهار ماه مهلت داده شده به آنان
فسيحوا فى الأرض أربعة أشهر . .. و أذن من اللّه ... فإن تبتم فهو خير لكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 6 - 1
1 - فرمان الهى به پيامبر (صلی الله علیه و آله) مبنى بر به حضور پذيرفتن مشركانى كه پس از انقضاى مهلت چهار ماهه ، به منظور شنيدن پيام وحى ، درخواست ملاقات كنند .
فإذا انسلخ الأشهر الحرم فاقتلوا المشركين . .. و إن أحد من المشركين استجارك فأجره
«استجارة» به معناى درخواست جوار و همسايگى است. درخواست جوار از سوى مشركان پس از انقضاى مهلت چهار ماهه - به قرينه «حتى يسمع كلام اللّه» - درخواست رسيدن به حضور پيامبر (صلی الله علیه و آله) به منظور استماع دعوت آن حضرت و تحقيق پيرامون وحى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 19 - 6،11
6 - امهال جوامع شرك پيشه و تأخير افتادن كيفر آنان به جهان آخرت ، قانون الهى حاكم برنشئه دنيا
و لو لا كلمة سبقت من ربك لقضى بينهم
خداوند هنگام هبوط آدم و حوا به زمين، فرمود: «و لكم فى الأرض مستقر و متاع إلى حين ; شما - خطاب به عموم انسانها و از جمله آدم و حواست - تا مدتى معين در زمين خواهيد ماند و از نعمتهاى آن بهره خواهيد گرفت» (بقره / 36) ; يعنى، قانون الهى حاكم بر نشئه دنيا اين است كه هر جامعه اى داراى مدت و زمانى معين است و پيش از فرارسيدن اجل، از ميان نمى رود. جمله «و لو لا كلمة سبقت من ربك» اشاره به اين قانون دارد.
11 - امهال جوامع شرك پيشه در دنيا و تأخير انداختن كيفر آنان به جهان آخرت ، مقتضاى ربوبيت و پروردگارى خدا نسبت به انسانها
و لو لا كلمة سبقت من ربك لقضى بينهم فيما فيه يختلفون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 46 - 3
3 - مشركان ، كافران و دين ستيزان ، چون از بازگشت به سوى خدا و گرفتار شدن به عذاب جهنم مفرّى ندارند ، مهلت دادن خداوند به آنان نبايد نگران كننده باشد .
و إما نرينك بعض الذى نعدهم أو نتوفينك فإلينا مرجعهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 55 - 5
5- مشركان ناسپاس ، على رغم كفران نعمت هاى الهى ، از آنها برخوردار بوده و به آنان مهلت حيات داده مى شود .
بربّهم يشركون . ليكفروا بما ءاتينهم فتمتّعوا فسوف تعلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 52 - 1
1- خداوند ، در قيامت ، به مشركان فرصت خواهد داد تا از معبود هاى پندارى خويش استمداد كنند .
نادوا شركاءى الذين زعمتم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 77 - 6
6 - مشركان و كافران حق ستيز ، چون از بازگشت به سوى خدا و گرفتار شدن به عذاب جهنم راه فرارى ندارند ، مهلت دادن خداوند به آنان نگران كننده نيست .
فإمّا نرينّك بعض الذى نعدهم أو نتوفّينّك فإلينا يرجعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 21 - 7
7 - داورى درباره مشركان و عذاب آنان ، براساس سنت امهال تا قيامت به تأخير افتاده است .
و لولا كلمة الفصل لقضى بينهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 2 - 1،3،4،10
1 - اعطاى چهار ماه مهلت به مشركان پيمان شكنِ صدر اسلام ، در پى ابطال پيمان عدم تعرض مسلمانان با آنان
براءة من اللّه و رسوله . .. فسيحوا فى الارض أربعة أشهر
3 - دستور خداوند مبنى بر منع تعرض مسلمانان به مشركان پيمان شكنِ صدر اسلام ، در مدت مهلت چهار ماهه
فسيحوا فى الارض أربعة أشهر
مهلت دادن به مشركان و مجاز دانستن رفت و آمدشان در هر جاى زمين در حقيقت دستورى است به مسلمانان كه نبايد در مدت مقرر متعرض آنان شوند.
4 - اعطاى آزادى رفت و آمد و سير و سياحت به مشركان صدر اسلام ، در ظرف مهلت چهار ماهه
فسيحوا فى الارض أربعة أشهر
«سَيْح» و «سياحت» (مصدر سيحوا) به معناى سير كردن است و امر در «سيحوا» به معناى اباحه و اعطاى آزادى سير و سياحت مى باشد.
10 - خداوند در پى اعطاى مهلت چهار ماهه به مشركان ، آنان را به ر ها كردن شرك و گرويدن به آيين توحيد ، سفارش كرد .
فسيحوا فى الأرض أربعة أشهر و اعلموا أنكم غير معجزى اللّه و أن اللّه مخزى الكفرين
اعلام حاكميت گسترده خداوند به مشركان پيمان شكن و عدم امكان مقاومت در برابر او و فرار از حاكميت او (اعلموا أنكم غير معجزى اللّه) و نيز هشدار به فرجام شوم و ذلت بار مستكبران كفرپيشه (و أن الله مخزى الكافرين) در حقيقت توصيه و اندرزى است از جانب خداوند به اينكه از فرصت داده شده استفاده كنند و به دامن توحيد و اسلام بازگردند و خود را گرفتار عاقبت شوم خوارى و ذلت شكست نسازند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 61 - 6
6- مشركان مكه ، على رغم اسناد سخنان ناروا به خداوند ، مورد عقوبت دنيوى قرار نگرفتند و مهلت حيات پيدا كردند .
كنتم تفترون . و يجعلون لله البنت ... و لو يؤاخذ الله الناس بظلمهم ما ترك عليها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 280 - 1،4،7
1 - لزوم مهلت دادن به بدهكارِ تنگدست ، تا هنگام پرداخت بدهى خويش به سهولت
و ان كان ذو عسرة فنظرة الى ميسرة
4 - لزوم مهلت دادن رباخوار تائب به بدهكار تنگدست ، به هنگام باز پس گيرى اصل سرمايه اش
و ان تبتم . .. فنظرة الى ميسرة
7 - ارجمندى والاتر گذشت طلبكار از بدهى وامداران تنگدست ، نسبت به مهلت دادن آنان
و ان تصدقوا خير لكم
بنابراين احتمال كه بهتر بودن گذشت، نسبت به مهلت دادن باشد; يعنى ثواب گذشت بيشتر از ثواب مهلت دادن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مزمل - 73 - 11 - 6
6 - توصيه خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) در آغاز رسالت ، مبنى بر دادن مهلتى اندك به تكذيب گران و بدگويان دين ستيز
و اصبر على ما يقولون . .. و ذرنى و المكذّبين ... و مهّلهم قليلاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 183 - 1،4،5
1 - سنت خداوند بر امهال كفرپيشگانِ تكذيب كننده و تأخير در هلاكت و عذاب ايشان است .
و أملى لهم إن كيدى متين
املاء (مصدر اُملى از ماده ملاوة) به معناى مهلت دادن و تأخير انداختن است. به مناسبت اينكه حقيقت بيان شده (مهلت دادن و تأخير انداختن) درباره تكذيب كنندگان آيات الهى است، معلوم مى شود مراد از تأخير، تأخير در عذاب است.
4 - تأخير در عذاب تكذيب كنندگان و كشاندن تدريجى آنان به ورطه هاى سقوط با عواملى خوشايند و خام كننده ، مكر خدا با ايشان است .
سنستدرجهم . .. و أملى لهم إن كيدى متين
مراد از «كيد» همان استدراج و امهالى است كه در آيه قبل مطرح شد.
5 - امهال خداوند به كفرپيشگان تكذيب كننده ، زمينه ساز افزايش عذاب آنان است .
و أملى لهم إن كيدى متين
چون امهال به عنوان «كيد» مطرح شده است، معلوم مى شود مهلت دادن در اينجا براى افزون شدن عذاب است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 110 - 9
9- خداوند بر اساس تقدير خويش ، به منكران حقانيت تورات مهلت داده است و درباره آنان در دنيا داورى نخواهد كرد .
فاختلف فيه و لولا كلمة سبقت من ربك لقضى بينهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قلم - 68 - 45 - 5
5 - مهلت دادن به تكذيب گران ، جلوه كيد و تدبير خداوند عليه آنان است .
إنّ كيدى متين
جمله «إنّ كيدى متين» در مقام تعليل براى «أُملى لهم» است; يعنى، مهلت دادن ما به كافران، چنين است كه ما كيد و تدبيرى متين و استوار درباره آنان انديشيده ايم و اين مهلت، جلوه همين تدبير است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 11 - 11
11 - طغيان و سركشى ، نشانه بى ايمانى به روز رستاخيز
فنذر الذين لايرجون لقاءنا فى طغينهم يعمهون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 147 - 4
4 - مهلت الهى به تكذيب كنندگان پيامبر(صلی الله علیه و آله) و هلاك نساختن آنان جلوه رحمت گسترده پروردگار است.
فإن كذبوك فقل ربكم ذو رحمة وسعة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 48 - 5
5 - هشدار خداوند به تكذيب كنندگان پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مبنى بر اين كه از فرصت داد شده استفاده كنند و خود را چونان جوامع پيشين ، گرفتار خشم و قهر الهى نسازند .
و إن يكذّبوك . .. و كأيّن من قرية أمليت لها ... أخذتها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قلم - 68 - 45 - 5
5 - مهلت دادن به تكذيب گران ، جلوه كيد و تدبير خداوند عليه آنان است .
إنّ كيدى متين
جمله «إنّ كيدى متين» در مقام تعليل براى «أُملى لهم» است; يعنى، مهلت دادن ما به كافران، چنين است كه ما كيد و تدبيرى متين و استوار درباره آنان انديشيده ايم و اين مهلت، جلوه همين تدبير است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 15 - 7،8
7 - مهلت دادن به منافقان ، گمراهان و طغيانگران از سنت هاى الهى است .
و يمدّهم فى طغينهم يعمهون
برداشت فوق مبتنى بر اين است كه: «مدّ» (مصدر يمدّ) به معناى مهلت دادن باشد. در لسان العرب آمده است: «مده فى
غيه يعنى، امهله (او را مهلت داد).»
8 - مهلت دادن به منافقان در طغيانگرى و سرگردانى ، استهزاى خداوند نسبت به ايشان است .
اللّه يستهزئ بهم و يمدّهم فى طغينهم يعمهون
برداشت فوق بر اساس اين احتمال است كه: جمله «يمدّهم . ..» تفسير وبيان جمله «اللّه يستهزئ بهم» باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 17 - 4
4 - خداوند محدود كننده فرصت منافقان براى سوء استفاده آنان از تظاهر به ايمان
ذهب اللّه بنورهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 20 - 4
4 - خداوند با سلب درك و فهم از برخى منافقان ، آنان را حق ناپذير كرده و برخى ديگر را براى انتخاب هدايت ، مهلت مى دهد .
و لو شاء اللّه لذهب بسمعهم و أبصرهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 142 - 4
4 - امهال و واگذارى منافقان براى خدعه و نيرنگ ، مكر و نيرنگ خدا با آنهاست .
إنّ المنفقين يخدعون اللّه و هو خدعهم
جمله «و هو خدعهم» حاليه است، يعنى همان خدعه و نيرنگ آنان، خدعه خداوند عليه ايشان است. به اين معنا كه خداوند آنان را مهلت داده و به خود واگذاشته تا در گناهان بسيار، غرق شوند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 36 - 1
1 - پيشنهاد مشاوران فرعون به خود وانهادن موقتى موسى و هارون ( ع ) و شتاب نكردن در مجازات آنان ( زندانى كردن )
قال لئن اتّخذت إلهًا غيرى لأجعلنّك من المسجونين . ..فماذا تأمرون . قالوا أرجه و
«ارجاء» (مصدر «ارج») به معناى وانهادن و مهلت دادن است. گفتنى است كه «ارج» در اصل «ارجى» بوده كه لام الفعل آن حذف شده است. ضمير «ه» ساكن در آخر آن، مفعولى و راجع به موسى مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 36 - 1
1 - پيشنهاد مشاوران فرعون به خود وانهادن موقتى موسى و هارون ( ع ) و شتاب نكردن در مجازات آنان ( زندانى كردن )
قال لئن اتّخذت إلهًا غيرى لأجعلنّك من المسجونين . ..فماذا تأمرون . قالوا أرجه و
«ارجاء» (مصدر «ارج») به معناى وانهادن و مهلت دادن است. گفتنى است كه «ارج» در اصل «ارجى» بوده كه لام الفعل آن حذف شده است. ضمير «ه» ساكن در آخر آن، مفعولى و راجع به موسى مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 55 - 3
3- هود ( ع ) ، به مشركان قومش اعلام كرد كه در پى توطئه ها و مكرهايشان ، به او مهلت نداده و او را از ميان بردارند .
فكيدونى جميعًا ثم لاتنظرون
«انظار» به معناى مهلت دادن است و «لاتنظرون» (مرا مهلت ندهيد) كنايه از «نابودم سازيد» ، مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 133 - 3
3 - مهلت دهى خداوند به كافران ، ناشى از مشيت وى و نه ناتوانى و عجز او
ان يشأ يذهبكم . .. و كان اللّه على ذلك قديراً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 142 - 4
4 - امهال و واگذارى منافقان براى خدعه و نيرنگ ، مكر و نيرنگ خدا با آنهاست .
إنّ المنفقين يخدعون اللّه و هو خدعهم
جمله «و هو خدعهم» حاليه است، يعنى همان خدعه و نيرنگ آنان، خدعه خداوند عليه ايشان است. به اين معنا كه خداوند آنان را مهلت داده و به خود واگذاشته تا در گناهان بسيار، غرق شوند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 101 - 14
14 - خداوند بردبار با بندگان ، و فرصت دهنده به ايشان براى بازگشت از خطا هاى خويش *
و اللّه غفور حليم
برداشت فوق از ارتباط بين «غفور» و «حليم» به دست مى آيد يعنى خداوند سريعاً گنهكاران را مؤاخذه نخواهد كرد بلكه به آنان فرصت خواهد داد تا زمينه هاى جلب مغفرت الهى را براى خويش فراهم كنند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 60 - 17
17 - آدمى در دنيا از حقيقت اعمال خود و بازتابهاى آن غافل است.
ثم ينبئكم بما كنتم تعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 65 - 6
6 - خداوند در عين قدرت بر فرستادن انواع عذاب بر مشركان و كافران، به آنان مهلت مى دهد.
قل هو القادر على أن يبعث عليكم
چون در آيات گذشته سخن از نزول عذاب و درخواست مشركان در اين زمينه بود، اين آيه با بيان قدرت خداوند بر عذاب به طور ضمنى دلالت بر مهلت دادن به مشركان دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 147 - 4
4 - مهلت الهى به تكذيب كنندگان پيامبر(صلی الله علیه و آله) و هلاك نساختن آنان جلوه رحمت گسترده پروردگار است.
فإن كذبوك فقل ربكم ذو رحمة وسعة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 135 - 6
6 - خداوند با برطرف سازى عذاب از فرعونيان براى وفاى آنان به عهد هاى خويش مهلتى را تعيين كرد .
فلما كشفنا عنهم الرجز إلى أجل
«إلى أجل» متعلق به «كشفنا» است ; يعنى ما عذاب را برطرف كرديم، ولى نه براى هميشه، بلكه براى مدتى محدود. گفتنى است كه متعلق شدن «إلى أجل» به «كشفنا» به اعتبار استمرار كشف است نه تحقق آن ; زيرا تحقق كشف عذاب داراى مهلت نبوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 183 - 5
5 - امهال خداوند به كفرپيشگان تكذيب كننده ، زمينه ساز افزايش عذاب آنان است .
و أملى لهم إن كيدى متين
چون امهال به عنوان «كيد» مطرح شده است، معلوم مى شود مهلت دادن در اينجا براى افزون شدن عذاب است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 65 - 6
6 - خداوند در عين قدرت بر فرستادن انواع عذاب بر مشركان و كافران، به آنان مهلت مى دهد.
قل هو القادر على أن يبعث عليكم
چون در آيات گذشته سخن از نزول عذاب و درخواست مشركان در اين زمينه بود، اين آيه با بيان قدرت خداوند بر عذاب به
طور ضمنى دلالت بر مهلت دادن به مشركان دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 110 - 5
5- مهلت دادن به امت هاى كفرپيشه و تكذيب گر و تأخير در نزول عذاب بر ايشان ، از سنت هاى خداوند است .
حتّى إذا استيئس الرسل و ظنوا أنهم قد كذبوا
از آن جا كه تأخير عذاب براى همه امتها و تكذيب كنندگان تمامى پيامبران بوده - زيرا «رسل» جمع و داراى الف و لام مى باشد و شامل همه رسولان است - استفاده مى شود كه: مهلت دادن به تكذيب گران و تعجيل نكردن در عذاب آنان، شيوه اى مستمر و از سنتهاى خداوند است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 11 - 4
4 - سنت خدا در رساندن خير به مردم « تسريع » و در مجازات كردن آنان « امهال » است .
و لو يعجل اللّه للناس الشر استعجالهم بالخير
برداشت فوق بر اين اساس است كه «هم» مفعول استعجال و فاعلش ضمير عايد به «اللّه» و به تقدير «مثل استعجاله لهم بالخير» باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 88 - 12
12- تسريع در پاداش و تأخير در مجازات ، امرى لازم است . *
من ظلم فسوف نعذّبه . .. من ءامن ... فله جزاءً الحسنى
ذكر «سوف نعذّبه» با أدات استقبال، در قبال «فله جزاءًالحسنى» به صورت قطعى و بدون أدات استقبال، مى تواند اشاره به برداشت فوق باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 40 - 7
7- كافران ، برخوردار از مهلت الهى در دنيا و نه در آخرت
و لا هم ينظرون
تذكر خداوند به كافران نسبت به نداشتن مهلت در آخرت، اشعار به وجود مهلت براى آنان در دنيا دارد و در واقع آنان را تشويق به بهره گيرى از اين مهلت دنيوى مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 110 - 9
9- خداوند بر اساس تقدير خويش ، به منكران حقانيت تورات مهلت داده است و درباره آنان در دنيا داورى نخواهد كرد .
فاختلف فيه و لولا كلمة سبقت من ربك لقضى بينهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 32 - 4
4- خداوند كفرپيشگان و استهزا كنندگان پيامبران را مهلت مى داد و فوراً آنان را عذاب نمى كرد .
فأمليت للذين كفروا
املاء (مصدر أمليت) به معناى مهلت دادن ، به تأخير انداختن و طولانى كردن عمر است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 4 - 3
3- هشدار خداوند به كافران هدايت ناپذير مكه ، مبنى بر اينكه مهلت دادن به آنان به معناى تداوم بخشيدن به زندگيشان نيست ; بلكه همواره در معرض هلاكتند .
ربما يودّ الذين كفروا لو كانوا مسلمين. ذرهم ... فسوف يعلمون. و ما أهلكنا من قرية
ذكر اين آيه، پس از تهديد «فسوف يعلمون» احتمالاً براى دفع اشكال مقدر مى باشد و آن اشكال اين است كه: كفار پس از مهلت يافتن با امر «ذرهم يأكلوا . ..» چنين نپندارند كه زندگيشان ادامه دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 61 - 1،6
1- خداوند ، به انسان هاى ظالم مهلت مى دهد و آنها را در قبال كار خلافشان بلافاصله به هلاكت نمى رساند .
و لو يؤاخذ الله الناس بظلمهم ما ترك عليها من دابّة و لكن يؤخّرهم إلى أجل مسمًّى
مراد از «ظلم» با توجه به معناى آن - كه قرار دادن اشياء در غير جايگاه مناسب خود است - هر عمل خطا و ناشايستى مى باشد.
6- مشركان مكه ، على رغم اسناد سخنان ناروا به خداوند ، مورد عقوبت دنيوى قرار نگرفتند و مهلت حيات پيدا كردند .
كنتم تفترون . و يجعلون لله البنت ... و لو يؤاخذ الله الناس بظلمهم ما ترك عليها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 52 - 1
1- خداوند ، در قيامت ، به مشركان فرصت خواهد داد تا از معبود هاى پندارى خويش استمداد كنند .
نادوا شركاءى الذين زعمتم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 58 - 7
7- اِعطاى مهلت از سوى خداوند به گنه كاران ، براى روى آورى به توبه ، جلوه ربوبيّت الهى است .
و ربّك الغفور ذوالرحمة لو يؤاخذهم بما كسبوا لعجّل لهم العذاب بل لهم موعد
يادآورى رحمت و غفران خداوند، در ضمن آياتى كه نشان دهنده حال هدايت ناپذيران و عذاب حتمى آنان است، دربردارنده اين پيام نيز هست كه در هر صورت، راه بازگشت، مسدود نشده و مجرم، مى تواند به سوى او بازگردد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 75 - 1،4،15،16
1- مهلت دهى خداوند ، به ماندگان در وادى گمراهى و عدم تعجيل در عذاب آنها
قل من كان فى الضللة فليمدد له الرحمن مدًّا
«ليمدد» فعل امر از «مدّ» است و «مدّ له»; يعنى، او را رها ساخت و به وى مهلت داد (لسان العرب). گفتنى است كه اين معنا، مصداق معناى اصلى «مدّ» است كه كشاندن چيزى در ناحيه طول آن مى باشد. در آيه مورد بحث مقصود، مهلت خداوند به كافران و پايان ندادن كار آنها با عذاب است.
4- مهلت خداوند به كافران و گمراهان ، جلوه اى از رحمت گسترده او است .
فليمدد له الرحمن مدًّا
«رحمان»; يعنى، داراى رحمت گسترده و فراگير.
15- تأخير عذاب دنيوى از زمان استحقاق آن ، مهلت خداوند به گمراهان است .
من كان فى الضللة فليمدد . .. حتّى إذا رأوا ما يوعدون إمّا العذاب
16- تأخير يافتن زمان عذاب برخى از گمراهان تا آخرت و ترك عذاب آنان در دنيا ، مهلت خداوند به آنان است .
فليمدد له الرحمن مدًّا حتّى إذا رأوا ما يوعدون إمّا العذاب و إمّا الساعة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 84 - 6
6- مهلت خداوند به مشركان ، - هرچند طولانى باشد - مهلتى اندك و ناچيز است .
إنّما نعدّ لهم عدًّا
فعل «نعدّ» (شمارش مى كنيم) حاوى معناى تقليل است ; زيرا نوعاً چيز اندك قابل شمارش است. اين تعبير پس از آن كه جمله «فليمدد له الرحمن مدّاً» (در آيات پيشين) بر طولانى ساختن مدت دلالت داشت; حاكى از اندك بودن تمام عمر، در مقايسه با عاقبت انسان و جهان آخرت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 129 - 7
7 - مهلت خداوند به كافران و گمراهان عصر بعثت ، مرتبط با عنايت ويژه او نسبت به پيامبر (صلی الله علیه و آله) بود .
ربّك
اضافه شدن نام مقدس «ربّ» به ضميرى كه خطاب به پيامبر(صلی الله علیه و آله) است، مى تواند به نقش عنايت خداوند به پيامبر(صلی الله علیه و آله) در تأخير عذاب و مهلت به كافران اشاره داشته باشد; چنان كه در سوره اى ديگر فرموده است: «و ما كان اللّه ليعذّبهم و أنت فيهم».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 44 - 4
4 - خداوند ، به همه اقوام كافر و تكذيب گر ، فرصت مى داد تا شايد متنبه شوند و دست از مخالفت بردارند .
فأمليت للكفرين ثمّ أخذتهم
«إملاء» (مصدر «أمليت») از «مَلْو» و به معناى فرصت دادن است; يعنى، آن اقوام تكذيب گر و كافر را فرصت دادم تا به خود بيايند و دست از مخالفت بردارند. آن گاه چون آنان از فرصت داده شده استفاده نكردند و هم چنان بر كفر و تكذيب خود اصرار ورزيدند، آنان را از ميان برداشتم و نابودشان ساختم.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 48 - 5
5 - هشدار خداوند به تكذيب كنندگان پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مبنى بر اين كه از فرصت داد شده استفاده كنند و خود را چونان جوامع پيشين ، گرفتار خشم و قهر الهى نسازند .
و إن يكذّبوك . .. و كأيّن من قرية أمليت لها ... أخذتها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 104 - 5
5 - مهلت خداوند به كافران حق ستيز صدراسلام ، ناشى از رحمت و لطف او بود ; نه برخاسته از ضعف و ناتوانى وى .
و ما كان أكثرهم مؤمنين . و إنّ ربّك لهو العزيز الرحيم
يادكرد سرگذشت حضرت ابراهيم(ع) و فرجام اخروى مشركان، هشدارى است به شرك پيشگان صدراسلام كه اگر بر آنان عذاب نازل نمى شود، نه از ناتوانى حق تعالى است; بلكه از باب رحمت او بر مردمان است و چون زمينه آن به پايان برسد، عزّت و قهر الهى گريز ناپذير خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 122 - 5
5 - مهلت خداوند به كافران حق ستيز صدراسلام ، معلول رحمت و لطف وى بود ; نه برخاسته از ضعف و ناتوانى او .
و ما كان أكثرهم مؤمنين . و إنّ ربّك لهو العزيز الرحيم
يادكرد سرگذشت قوم نوح، از يكسو تسلى خاطر پيامبر(صلی الله علیه و آله) و از سوى ديگر هشدارى بود به مشركان كه اگر بر آنان عذاب نازل نشده; نه از باب ناتوانى حق تعالى است; بلكه از باب رحمتى است كه بر مردمان دارد و چون زمينه آن به پايان رسد، عزت و قهر الهى گريزناپذير خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 140 - 5
5 - مهلت دادن خدا به كافران و حق ستيزان ، معلول رحمت و لطف او است ; نه از روى ضعف و ناتوانى .
و ما كان أكثرهم مؤمنين . و إنّ ربّك لهو العزيز الرحيم
يادكرد سرگذشت قوم عاد از يكسو تسلى بخش خاطر پيامبر(صلی الله علیه و آله) و از سوى ديگر هشدارى است به مشركان مكه كه اگر بر آنان عذاب نازل نشده، از باب ناتوانى حق تعالى نيست; بلكه از باب رحمتى است كه او بر مردمان دارد و چون زمينه آن به پايان رسد، عزت و قهر الهى گريزناپذير خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 159 - 5
5 - مهلت خداوند به كافران حق ستيز صدراسلام ، معلول لطف و رحمت او بود ; نه برخاسته از ضعف و ناتوانى .
و ما كان أكثرهم مؤمنين . و إنّ ربّك لهو العزيز الرحيم
يادآورى سرگذشت ثموديان، از يكسو تسلى بخش خاطر پيامبر(صلی الله علیه و آله) است و از سوى ديگر هشدارى به اكثريت مشركان لجوج و مصمم بر كفر است كه اگر بر آنان عذاب نازل نشده، نه از باب ناتوانى خداوند است; بلكه از باب رحمتى است كه او بر مردمان دارد و چون زمينه آن به پايان برسد، قهر الهى گريزناپذير خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 175 - 4
4 - مهلت خدا به كافران و حق ستيزان صدراسلام و تأخير در مجازات آنان ، معلول رحمت او بود ; نه برخاسته از ناتوانى .
و ما كان أكثرهم مؤمنين . و إنّ ربّك لهو العزيز الرحيم
ياد آورى سرگذشت قوم لوط، از يك سو تسلّى بخش خاطر پيامبر(صلی الله علیه و آله) است و از سوى ديگر هشدارى به شرك پيشگان صدر اسلام است كه اگر بر آنان عذاب نشده، نه از باب ناتوانى خداوند است; بلكه از باب رحمتى است كه او بر مردمان دارد و چون زمينه آن به پايان برسد، قهر الهى گريزناپذير خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 191 - 4
4 - مهلت خداوند به كافران حق ستيز صدراسلام و تأخير در مجازات آنان ، معلول رحمت او است ; نه برخاسته از ضعف و ناتوانى .
و ما كان أكثرهم مؤمنين . و إنّ ربّك لهو العزيز الرحيم
يادكرد سرگذشت شعيب(ع) و مردم ايكه، از يكسو تسلى بخش خاطر پيامبر(صلی الله علیه و آله) مى باشد و از سوى ديگر هشدارى به شرك پيشگان حق ستيز مكه است كه اگر بر آنان عذاب نازل نشده، نه از باب ناتوانى خداوند است; بلكه از باب رحمتى است كه او بر مردمان دارد و چون زمينه آن به پايان برسد، قهر الهى گريزناپذير خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 82 - 9
9 - ارائه معجزه اى سترگ ، اعطاى فرصتى از سوى خداوند به كافران براى گرايش به ايمان
و إذا وقع القول عليهم أخرجنا لهم دابّة من الأرض تكلّمهم
ارائه معجزه به يك معنا اعطاى فرصت به كافران است تا آن دسته اى كه زمينه ايمان آوردن دارند، از اين فرصت استفاده كرده و ايمان آورند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 24 - 5
5 - خداوند ، كافران حق ناپذير را ، به سرعت مجازات نمى كند و به آنها مدتى مهلت مى دهد .
نمتّعهم قليلاً ثمّ نضطرّهم
احتمال دارد «قليلاً» صفت براى مفعول به «نمتّع » باشد كه «زماناً» است. بنابراين، مفاد آيه چنين مى شود: «به آنان، مدت كوتاهى مهلت مى دهيم و سپس آنان را روانه عذاب جهنم مى كنيم.».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 77 - 6
6 - مشركان و كافران حق ستيز ، چون از بازگشت به سوى خدا و گرفتار شدن به عذاب جهنم راه فرارى ندارند ، مهلت دادن خداوند به آنان نگران كننده نيست .
فإمّا نرينّك بعض الذى نعدهم أو نتوفّينّك فإلينا يرجعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 45 - 7
7 - مهلت دادن به كافران در دنيا ، از سنت هاى الهى است .
و لولا كلمة سبقت من ربّك لقضى بينهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 48 - 7
7 - موضع گيرى تكذيب گران در برابر پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مهلت دهى خداوند به آنان و تأخير در مجازات آنان ، قضاى الهى و مقتضاى ربوبيت او است .
و اصبر لحكم ربّك
«حكم» به معناى قضا است. مفسران با توجه به ارتباط آيه با آيات پيشين، بر آنند كه مراد از «لحكم ربّك» قضاى الهى درباره تكذيب كنندگان و افعال آنان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 26 - 3
3 - مجازات الهى براى قوم ثمود ، از پى اعطاى فرصت به ايشان
سيعلمون غدًا
مراد از«غداً»، آينده و فرصتى است كه به ثموديان داده شده است; نه روزى كه از پس امروز مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - منافقون - 63 - 11 - 7
7 - خداوند ، هيچ كس را پس از فرارسيدن مرگش ، مهلت نمى دهد .
و لن يؤخّر اللّه نفسًا إذا جاء أجلها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 68 - 4
4- تعرّض و اهانت به مهمان ، تعرّض و اهانتى است به ميزبان
قال إن هؤلاء ضيفى فلاتفضحون
درخواست لوط(ع) از قومش براى پرهيز از هتك حرمت مهمانانش با بيان«فلاتفضحون» (مرا شرمسار نكنيد) إشعار به نكته ياد شده دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 69 - 7
7- تعرّض و اهانت به مهمان ، تعرض و اهانتى است به ميزبان .
قال إن هؤلاء ضيفى . .. و اتقوا الله و لاتخزون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 69 - 9،11،14،15
9- تهيه غذا براى مهمانان ، از آداب معاشرت و خصلتى نيكوست .
فما لبث أن جاء بعجل حنيذ
11- مباشرت حضرت ابراهيم ( ع ) در پذيرايى از ميهمانان خويش
فما لبث أن جاء بعجل حنيذ
14- استفسار نكردن از مهمان درباره تهيه غذا و نوع آن و درنگ نكردن در آماده كردن و آوردن آن ، از آداب مهمان نوازى است .
فما لبث أن جاء بعجل حنيذ
15- مباشرت ميزبان در پذيرايى از ميهمانان ، از خصلت هاى نيكو و پسنديده است .
فما لبث أن جاء بعجل حنيذ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 68 - 2
2- حفظ حرمت مهمان و دفاع از او در برابر هرگونه تعرض و تجاوز ، امرى لازم و بايسته است .
قال إن هؤلاء ضيفى فلاتفضحون
از اينكه حضرت لوط(ع) براى منصرف كردن قومش از تعرض به مهمانانش روى مهمان بودن آنان تكيه كرد، مى تواند بيانگر مطلب فوق باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 27 - 3،4
3 - در دسترس قرار دادن غذا و تقاضا ار ميهمانان براى تناول آن ، كارى پسنديده و از آداب ميهمان نوازى است .
فقربّه إليهم قال ألاتأكلون
4 - مباشرت ميزبان در پذيرايى از ميهمانان - هر چند او در اوج موقعيت اجتماعى و معنوى قرار داشته باشد - عملى شايسته و از آداب مهمان نوازى است .
فقربّه إليهم قال ألاتأكلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 68 - 3
3- حفظ حرمت مهمان ، از آداب و سنت هاى پذيرفته شده در ميان قوم لوط
قال إن هؤلاء ضيفى فلاتفضحون
از اينكه حضرت لوط(ع) براى جلوگيرى از تجاوز مردم به مهمانانش، عنوان «مهمانان» را به آنان يادآورى كرد، حكايت از اين نكته مى كند كه: آنان به رسم حفظ حرمت مهمان آشنا بوده اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 24 - 4
4 - اجلال و گرامى داشت ميهمانان ، خصلتى پسنديده و پيامبرگونه
حديث ضيف إبرهيم المكرمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 59 - 11
11- مهمان نوازى ، خصلتى نيك و ارزشمند است .
ألا ترون . .. أنا خير المنزلين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 28 - 3
3 - امتناع ميهمان از خوردن غذاى صاحب خانه ، امرى منفى و نگران كننده در فرهنگ مردم عصر ابراهيم ( ع ) *
قال ألا تأكلون . فأوجس منهم خيفة
نگران شدن ابراهيم(ع)، نشانگر اين است كه از نظر مردم عصر آن حضرت، نخوردن غذا به منزله تهديد به حساب مى آمده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 69 - 6
6- حفظ حرمت مهمان و دفاع از آن در برابر تجاوز ديگران ، تكليفى برعهده ميزبان
قال إن هؤلاء ضيفى . .. و اتقوا الله و لاتخزون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 68 - 2
2- حفظ حرمت مهمان و دفاع از او در برابر هرگونه تعرض و تجاوز ، امرى لازم و بايسته است .
قال إن هؤلاء ضيفى فلاتفضحون
از اينكه حضرت لوط(ع) براى منصرف كردن قومش از تعرض به مهمانانش روى مهمان بودن آنان تكيه كرد، مى تواند بيانگر مطلب فوق باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 77 - 5
5 - لوط ( ع ) ، خويشتن را موظف به محافظت از ميهمانان خويش مى دانست .
و لما جاءت رسلنا . .. قال هذا يوم عصيب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 78 - 22
22- ضرورت دفاع از مهمانان و محافظت از ايشان در برابر متجاوزان
يقوم هؤلاء بناتى . .. أليس منكم رجل رشيد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 80 - 4
4- ضرورت دفاع از مهمانان در مقابل تعرض تبه كاران به آنان
لو أن لى بكم قوّة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 68 - 2
2- حفظ حرمت مهمان و دفاع از او در برابر هرگونه تعرض و تجاوز ، امرى لازم و بايسته است .
قال إن هؤلاء ضيفى فلاتفضحون
از اينكه حضرت لوط(ع) براى منصرف كردن قومش از تعرض به مهمانانش روى مهمان بودن آنان تكيه كرد، مى تواند بيانگر مطلب فوق باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 69 - 6
6- حفظ حرمت مهمان و دفاع از آن در برابر تجاوز ديگران ، تكليفى برعهده ميزبان
قال إن هؤلاء ضيفى . .. و اتقوا الله و لاتخزون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 29 - 11
11 - مهمان نوازى ، خصلتى نيكو و خلقى الهى است .
و أنت خير المنزلين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 26 - 9
9 - لزوم پذيرايى شايسته ، از ميهمان
فجاء بعجل سمين
نقل سرگذشت ابراهيم(ع)، در حقيقت درسى شايسته پيروى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 148 - 16
16 - پذيرايى ناشايسته از مهمان دعوت شده ، ظلم و بازگويى آن توسط مهمان ، جايز است .
لايحب اللّه الجهر بالسوء من القول إلاّ من ظلم
امام صادق(ع) در توضيح آيه فوق فرمود: من اضاف قوماً فاساء ضيافتهم فهم ممن ظلم فلاجناح عليهم فيما قالوا فيه.
تفسير عياشى، ج 1، ص 283، ح 296; تفسير برهان، ج 1، ص 425، ح 1.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 69 - 9،14
9- تهيه غذا براى مهمانان ، از آداب معاشرت و خصلتى نيكوست .
فما لبث أن جاء بعجل حنيذ
14- استفسار نكردن از مهمان درباره تهيه غذا و نوع آن و درنگ نكردن در آماده كردن و آوردن آن ، از آداب مهمان نوازى است .
فما لبث أن جاء بعجل حنيذ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 27 - 3،4
3 - در دسترس قرار دادن غذا و تقاضا ار ميهمانان براى تناول آن ، كارى پسنديده و از آداب ميهمان نوازى است .
فقربّه إليهم قال ألاتأكلون
4 - مباشرت ميزبان در پذيرايى از ميهمانان - هر چند او در اوج موقعيت اجتماعى و معنوى قرار داشته باشد - عملى شايسته و از آداب مهمان نوازى است .
فقربّه إليهم قال ألاتأكلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 24 - 3
3 - اهل بهشت ، همچون مهمانان گرامى ، مورد پذيرايى قرار خواهند گرفت .
كلوا و اشربوا هنيئًا
جمله «كلوا و اشربوا هنيئاً» مقول قول محذوف است و تقدير آن چنين است: «يقال للذين يؤتون كتبهم بأيمانهم كلوا و اشربوا هنيئاً». اين تعبير درباره مهمانان به كار مى رود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 28 - 5
5 - نپذيرفتن ميهمان و اجازه ندادن به كسى براى ورود به خانه و محل سكونت خود ، جايز است .
و إن قيل لكم ارجعوا فارجعوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 78 - 7،12،14
7- لوط ( ع ) ، با پيشنهاد ازدواج مهاجمان با دخترانش ، از آنان خواست تا از كردار ناشايست لواط و تعرض به مهمانانش برحذر باشند .
يقوم هؤلاء بناتى هنّ أطهر لكم
12- لوط ( ع ) ، با تحريك عواطف مهاجمان و اظهار شفقت به ايشان ، درصدد بازدارى آنان از تعرّض به ميهمانان خويش برآمد .
قال يقوم . .. فاتقوا الله و لاتخزون فى ضيفى أليس منكم رجل رشيد
14- لوط ( ع ) ، از مهاجمان تبه كار خواست تا از خدا پروا كنند و متعرض مهمانانش نشوند .
فاتقوا الله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 81 - 7
7- لوط ( ع ) براى دفاع از مهمانان خويش ( فرشتگان حاضر در منزلش ) آماده مبارزه و درگيرى با تبه كاران مهاجم بود .
لن يصلوا إليك
آيات پيشين بيان كرد كه مهاجمان قصد تعرض به فرشتگان را داشتند. بر اين اساس ظاهر آن بود كه فرشتگان مى گفتند: «لن يصلوا إلينا; آنان از دسترسى به ما ناتوانند». اين جا به جايى اشاره به دو نكته دارد: يكى اينكه، تعرض به مهمان به منزله تعرض به ميزبان است و دوم اينكه، لوط(ع) آماده مبارزه بود و تا توان داشت در مقابل مهاجمان ايستادگى مى كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 71 - 2
2- حضرت لوط ( ع ) شخصيتى مهمان نواز و مدافع حريم مهمانان خود .
و جاء أهل المدينة يستبشرون . قال إن هؤلاء ضيفى فلاتفضحون ... و لاتخزون ... قال
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 68 - 6
6- تعرّض و اهانت به مهمان ديگران ، عملى ناپسند و ممنوع است .
قال إن هؤلاء ضيفى فلاتفضحون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 69 - 8
8- تعرّض و اهانت به مهمان ديگران ، عملى ناپسند و به دور از تقواپيشگى
قال إن هؤلاء ضيفى . .. و اتقوا الله و لاتخزون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 78 - 24
24- « عن أبى جعفر ( ع ) : إن قرية قوم لوط كانت على طريق السيّارة إلى الشام و مصر فكانت السيّارة تنزل بهم فيضيّفونهم . . . فدعاهم البخل إلى أن كانوا إذا نزل بهم الضيف فضحوه . . . و إنما كانوا يفعلون ذلك بالضيف حتى ينكل النازل عنهم . . . فأورثهم البخل بلاء لايستطيعون دفعه عن أنفسهم . . . حتى صاروا يطلبونه من الرجال فى البلاد و يعطونهم عليه الجعل . . . ;
از امام باقر(ع) روايت شده است كه آبادى لوط بر سر راه مسافرانى بود كه به شام و مصر مى رفتند. كاروانيان بر آن قوم وارد مى شدند و مهمانشان مى شدند. بخل آنان سبب شد كه هر گاه مهمان بر آنان وارد مى شد [با انجام عمل زشت ]رسوايشان مى كردند ... و اين كار را بدين جهت انجام مى دادندكه مهمان از آنان بهراسد وباز گردد. پس بخل سبب شد كه آنان مبتلا به بلايى شدند (مرض ابنه) نمى توانستند آن را از خود دور كنند ... تا آن جا كه از مردان شهرهادفع آن بلا را درخواست مى كردند و به آنهااجرت مى پرداختند».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 68 - 3
3- حفظ حرمت مهمان ، از آداب و سنت هاى پذيرفته شده در ميان قوم لوط
قال إن هؤلاء ضيفى فلاتفضحون
از اينكه حضرت لوط(ع) براى جلوگيرى از تجاوز مردم به مهمانانش، عنوان «مهمانان» را به آنان يادآورى كرد، حكايت از اين نكته مى كند كه: آنان به رسم حفظ حرمت مهمان آشنا بوده اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 70 - 3
3- قوم لوط ، حضرت لوط ( ع ) را از پذيرش هرگونه مهمان بيگانه و حمايت از آن ، منع كرده و برحذر داشتند .
قال إن هؤلاء ضيفى . .. قالوا أو لم ننهك عن العلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 69 - 10،11،16
10- حضرت ابراهيم ( ع ) ، از خصلت مهمان نوازى برخوردار بود .
فما لبث أن جاء بعجل حنيذ
تهيه غذايى نيكو و درنگ نكردن در آوردن آن، حكايت از روحيه مهمان نوازى ابراهيم(ع) دارد.
11- مباشرت حضرت ابراهيم ( ع ) در پذيرايى از ميهمانان خويش
فما لبث أن جاء بعجل حنيذ
16- « عن أبى عبدالله ( ع ) قال : إن الله تعالى بعث أربعة أملاك فى إهلاك قوم لوط : جبرئيل و ميكائيل و اسرافيل و كرّوبيل ( ع ) فمرّوا بابراهيم ( ع ) . . . و كان صاحب أضياف فشوى لهم عجلاً سميناً حتى أنضجه ثم قرّبه إليهم . . . ;
از امام صادق(ع) روايت شده است كه فرمود: خداى تعالى براى هلاك كردن قوم لوط چهار فرشته فرستاد: جبرئيل، ميكائيل، اسرافيل و كرّوبيل. پس بر ابراهيم گذر كردند و ابراهيم مهمانپذير و مهمان دوست بود. از اين رو گوساله فربهى برايشان بر آتش نهاد تا آن را پخت و نزد آنان آورد ...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 52 - 5
5- پذيرش مهمان - هر چند كه ناشناس باشد - از خلق و خوى ابراهيم ( ع ) بود .
و نبّئهم عن ضيف إبرهيم . إذ دخلوا عليه ... قال إنا منكم وجلون
ترس و اضطراب ابراهيم(ع) از حضور مهمانان (إنا منكم وجلون) نشان مى دهد كه آنان براى ابراهيم(ع) ناشناخته بودند و اگر آن حضرت آنان را مى شناخت هراس برنمى داشت. پذيرش مهمان ناشناخته گوياى برداشت فوق است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 24 - 3
3 - اكرام و اجلال ابراهيم ( ع ) نسبت به ميهمانان خويش
ضيف إبرهيم المكرمين
واژه «مكرمين» (اسم مفعول) بيانگر اين معنا است كه ابراهيم(ع)، نسبت به آنان اكرام كرده بود; نه اين كه با صرف نظر از عمل ابراهيم(ع) آيه شريفه در مقام بيان مقام و جلالت ميهمانان وى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 26 - 1،3،6،7،8
1 - اقدام بى درنگ و نهانى حضرت ابراهيم ( ع ) در تهيه غذا ، براى ميهمانان گرامى خويش
فراغ إلى أهله فجاء بعجل سمين
از «فاء» در «فراغ» تسريع استفاده مى شود. ماده «راغ» نيز بيانگر اقدام پنهانى و غيرعلنى است.
3 - مراجعه حضرت ابراهيم ( ع ) به همسر خود ، براى تهيه غذاى ميهمانان
فراغ إلى أهله فجاء بعجل سمين
6 - پذيرايى كامل ابراهيم ( ع ) از ميهمانان خود ، در عين ناشناس بودن آنان براى آن حضرت
قوم منكرون . فراغ ... فجاء بعجل سمين
«عجل سمين» (گوساله چاق)، نشان مى دهد كه به هر حال ابراهيم(ع)، درصدد پذيرايى مفصل از ميهمانان ناشناس خويش بود.
7 - پذيرايى ابراهيم ( ع ) از ميهمانان خويش ، با گوساله اى فربه و بريان
فجاء بعجل سمين
8 - سخاوت و ميهمان نوازى ابراهيم ( ع ) و همسرش
فراغ إلى أهله فجاء بعجل سمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 27 - 1،2
1 - تقاضاى حضرت ابراهيم ( ع ) از ميهمانان ، براى خوردن غذا همراه با نهادن آن در دسترس آنان
فقربّه إليهم
2 - پذيرايى شخص ابراهيم ( ع ) ، از ميهمانان خويش
فراغ . .. فجاء بعجل ... فقربّه إليهم قال
استناد افعال ذكر شده در آيات به شخص ابراهيم(ع)، بيانگر مطلب بالا است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 29 - 10
10 - خدا ، بهترين ميزبان و مهمان نواز است .
و أنت خير المنزلين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 26 - 8
8 - سخاوت و ميهمان نوازى ابراهيم ( ع ) و همسرش
فراغ إلى أهله فجاء بعجل سمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 77 - 5،7
5 - لوط ( ع ) ، خويشتن را موظف به محافظت از ميهمانان خويش مى دانست .
و لما جاءت رسلنا . .. قال هذا يوم عصيب
7- « عن أبى جعفر ( ع ) : . . . و كان لوط إبن خالة ابراهيم و كانت إمرأة ابراهيم سارة اُخت لوط و كان لوط و ابراهيم نبيين مرسلين منذرين و كان لوط رجلاً سخياً كريماً يقرى الضيف إذا نزل به و يحذّرهم قومه . . . ;
از امام باقر(ع) روايت شده است: . .. لوط پسر خاله ابراهيم و ساره همسر ابراهيم خواهر لوط بود. لوط و ابراهيم هر دو پيغمبر مرسل و انذاركننده بودند و لوط مردى سخاوتمند و كريم بود و از ميهمانى كه بر او وارد مى شد پذيرايى مى كرد و ميهمانان را از قوم خود برحذر مى داشت».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 78 - 7،14،17
7- لوط ( ع ) ، با پيشنهاد ازدواج مهاجمان با دخترانش ، از آنان خواست تا از كردار ناشايست لواط و تعرض به مهمانانش برحذر باشند .
يقوم هؤلاء بناتى هنّ أطهر لكم
14- لوط ( ع ) ، از مهاجمان تبه كار خواست تا از خدا پروا كنند و متعرض مهمانانش نشوند .
فاتقوا الله
17- لوط ( ع ) از مهاجمان تبه كار خواست تا متعرض مهمانانش نشده و او را خوار و بى مقدار نسازند .
و لاتخزون فى ضيفى
اخزاء (مصدر لاتخزون) به معناى خوار ساختن و رسوا كردن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 80 - 2،3
2- آرزوى لوط ( ع ) به داشتن نيرويى براى مقابله با تبه كاران و دفاع از مهمانان خويش در برابر آنان
قال لو أن لى بكم قوّة
«لو» در جمله فوق ، حرف تمنّا و به معناى ليت (اى كاش) است.
3- آرزوى لوط ( ع ) به داشتن پناهگاهى مطمئن كه بتواند مهمانانش را در پناه آن ، از تعرض تبه كاران برهاند .
قال لو . .. أو ءاوى إلى ركن شديد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 81 - 7
7- لوط ( ع ) براى دفاع از مهمانان خويش ( فرشتگان حاضر در منزلش ) آماده مبارزه و درگيرى با تبه كاران مهاجم بود .
لن يصلوا إليك
آيات پيشين بيان كرد كه مهاجمان قصد تعرض به فرشتگان را داشتند. بر اين اساس ظاهر آن بود كه فرشتگان مى گفتند: «لن يصلوا إلينا; آنان از دسترسى به ما ناتوانند». اين جا به جايى اشاره به دو نكته دارد: يكى اينكه، تعرض به مهمان به منزله تعرض به ميزبان است و دوم اينكه، لوط(ع) آماده مبارزه بود و تا توان داشت در مقابل مهاجمان ايستادگى مى كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 70 - 1،2،8
1- حضرت لوط ( ع ) به خاطر پذيرش مهمان بيگانه و حمايت از آن ، مورد سرزنش قومش قرار گرفت .
قال إن هؤلاء ضيفى . .. قالوا أو لم ننهك عن العلمين
2- حضرت لوط ( ع ) به خاطر دفاع از مهمانانش ، مورد اعتراض قوم خود قرار گرفت .
قال إن هؤلاء ضيفى فلاتفضحون . .. قالوا أو لم ننهك عن العلمين
8- « قال أبوجعفر ( ع ) : . . . و كان لوط رجلاً سخياًكريماً يقرى الضيف إذا نزل به و يحذرهم قومه ، قال : فلمّا رأى قوم لوط ذلك منه قالوا له : إنا ننهاك عن العالمين لاتقرى ضيفاً ينزّل بك ، إن فعلت فضحنا ضيفك الذى ينزل بك و أخزيناك . . . ;
امام باقر(ع) فرمود:. .. لوط(ع) مردى سخاوتمند و بزرگوار بود از مهمانانى كه بر او وارد مى شدند، پذيرايى مى كرد و آنان را از قوم خود برحذر مى داشت.[امام باقر(ع)] فرمود: هنگامى كه قوم لوط اين ميهمان پذيرى را ديدند، به آن حضرت گفتند: ما تو را از پذيرش هر مهمانى برحذر داشتيم و گفتيم: هيچ يك از ميهمانانى را كه بر تو وارد مى شوند، نپذير كه اگر پذيرفتى، مهمانانت را مفتضح و تو را خوار خواهيم كرد...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 71 - 2
2- حضرت لوط ( ع ) شخصيتى مهمان نواز و مدافع حريم مهمانان خود .
و جاء أهل المدينة يستبشرون . قال إن هؤلاء ضيفى فلاتفضحون ... و لاتخزون ... قال
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 37 - 5
5 - تلاش لوط ( ع ) براى حمايت از ميهمانانش در برابر قوم آلوده و فسادگر خويش
و لقد رودوه عن ضيفه
«مراوده» به معناى تنازع ميان دو فرد است كه هر يك، خلاف خواست ديگرى را دنبال مى كند (مفردات راغب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 59 - 7،8،9،12
7- يوسف ( ع ) از ميهمانان و كسانى كه براى تهيه آذوقه و دريافت سهميه به او مراجعه مى كردند ، به خوبى پذيرايى مى كرد .
ألا ترون . .. أنا خير المنزلين
«نزول» به طعام و مانند آن كه براى ميهمان تهيه شده گفته مى شود و «نزيل» به معناى ميهمان است. «منزلين» در آيه شريفه از همين ماده گرفته شده و به معناى ميزبانها و مهمان نوازان مى باشد.
8- يوسف ( ع ) از برادرانش به نيكى پذيرايى كرد و سهميه ايشان را از خوار و بار به طور كامل پرداخت نمود .
ألا ترون أنى أُوفى الكيل و أنا خير المنزلين
9- يوسف ( ع ) با توجه دادن برادرانش به عدالت خويش در معامله و پذيرايى نيكويش از مهمانان ، آنان را به آوردن بنيامين ترغيب كرد .
ائتونى بأخ لكم من أبيكم ألا ترون أنى أُوفى الكيل و أنا خير المنزلين
جمله «ألا ترون . ..» (آيا ملاحظه نمى كنيد كه...) پس از «ائتونى بأخ لكم» بيانگر هدف يوسف(ع) (ترغيب به آوردن بنيامين) از توجه دادن برادرانش به مهمان نوازى و عدالتش در معامله است.
12- يوسف ( ع ) به برادرانش وعده داد كه اگر در سفر بعد ، بنيامين را به همراه بياورند ، باز هم از آنان به خوبى پذيرايى خواهد كرد .
ألا ترون . .. أنا خير المنزلين
مهمان نوازى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 69 - 9،11،14،15
9- تهيه غذا براى مهمانان ، از آداب معاشرت و خصلتى نيكوست .
فما لبث أن جاء بعجل حنيذ
11- مباشرت حضرت ابراهيم ( ع ) در پذيرايى از ميهمانان خويش
فما لبث أن جاء بعجل حنيذ
14- استفسار نكردن از مهمان درباره تهيه غذا و نوع آن و درنگ نكردن در آماده كردن و آوردن آن ، از آداب مهمان نوازى است .
فما لبث أن جاء بعجل حنيذ
15- مباشرت ميزبان در پذيرايى از ميهمانان ، از خصلت هاى نيكو و پسنديده است .
فما لبث أن جاء بعجل حنيذ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 68 - 2
2- حفظ حرمت مهمان و دفاع از او در برابر هرگونه تعرض و تجاوز ، امرى لازم و بايسته است .
قال إن هؤلاء ضيفى فلاتفضحون
از اينكه حضرت لوط(ع) براى منصرف كردن قومش از تعرض به مهمانانش روى مهمان بودن آنان تكيه كرد، مى تواند بيانگر مطلب فوق باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 27 - 3،4
3 - در دسترس قرار دادن غذا و تقاضا ار ميهمانان براى تناول آن ، كارى پسنديده و از آداب ميهمان نوازى است .
فقربّه إليهم قال ألاتأكلون
4 - مباشرت ميزبان در پذيرايى از ميهمانان - هر چند او در اوج موقعيت اجتماعى و معنوى قرار داشته باشد - عملى شايسته و از آداب مهمان نوازى است .
فقربّه إليهم قال ألاتأكلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 59 - 11
11- مهمان نوازى ، خصلتى نيك و ارزشمند است .
ألا ترون . .. أنا خير المنزلين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 29 - 11
11 - مهمان نوازى ، خصلتى نيكو و خلقى الهى است .
و أنت خير المنزلين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 26 - 9
9 - لزوم پذيرايى شايسته ، از ميهمان
فجاء بعجل سمين
نقل سرگذشت ابراهيم(ع)، در حقيقت درسى شايسته پيروى است.
مهمان نوازى ابراهيم(ع)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 69 - 10،11،16
10- حضرت ابراهيم ( ع ) ، از خصلت مهمان نوازى برخوردار بود .
فما لبث أن جاء بعجل حنيذ
تهيه غذايى نيكو و درنگ نكردن در آوردن آن، حكايت از روحيه مهمان نوازى ابراهيم(ع) دارد.
11- مباشرت حضرت ابراهيم ( ع ) در پذيرايى از ميهمانان خويش
فما لبث أن جاء بعجل حنيذ
16- « عن أبى عبدالله ( ع ) قال : إن الله تعالى بعث أربعة أملاك فى إهلاك قوم لوط : جبرئيل و ميكائيل و اسرافيل و كرّوبيل ( ع ) فمرّوا بابراهيم ( ع ) . . . و كان صاحب أضياف فشوى لهم عجلاً سميناً حتى أنضجه ثم قرّبه إليهم . . . ;
از امام صادق(ع) روايت شده است كه فرمود: خداى تعالى براى هلاك كردن قوم لوط چهار فرشته فرستاد: جبرئيل، ميكائيل، اسرافيل و كرّوبيل. پس بر ابراهيم گذر كردند و ابراهيم مهمانپذير و مهمان دوست بود. از اين رو گوساله فربهى برايشان بر آتش نهاد تا آن را پخت و نزد آنان آورد ...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 52 - 5
5- پذيرش مهمان - هر چند كه ناشناس باشد - از خلق و خوى ابراهيم ( ع ) بود .
و نبّئهم عن ضيف إبرهيم . إذ دخلوا عليه ... قال إنا منكم وجلون
ترس و اضطراب ابراهيم(ع) از حضور مهمانان (إنا منكم وجلون) نشان مى دهد كه آنان براى ابراهيم(ع) ناشناخته بودند و اگر
آن حضرت آنان را مى شناخت هراس برنمى داشت. پذيرش مهمان ناشناخته گوياى برداشت فوق است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 24 - 3
3 - اكرام و اجلال ابراهيم ( ع ) نسبت به ميهمانان خويش
ضيف إبرهيم المكرمين
واژه «مكرمين» (اسم مفعول) بيانگر اين معنا است كه ابراهيم(ع)، نسبت به آنان اكرام كرده بود; نه اين كه با صرف نظر از عمل ابراهيم(ع) آيه شريفه در مقام بيان مقام و جلالت ميهمانان وى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 26 - 1،3،6،7،8
1 - اقدام بى درنگ و نهانى حضرت ابراهيم ( ع ) در تهيه غذا ، براى ميهمانان گرامى خويش
فراغ إلى أهله فجاء بعجل سمين
از «فاء» در «فراغ» تسريع استفاده مى شود. ماده «راغ» نيز بيانگر اقدام پنهانى و غيرعلنى است.
3 - مراجعه حضرت ابراهيم ( ع ) به همسر خود ، براى تهيه غذاى ميهمانان
فراغ إلى أهله فجاء بعجل سمين
6 - پذيرايى كامل ابراهيم ( ع ) از ميهمانان خود ، در عين ناشناس بودن آنان براى آن حضرت
قوم منكرون . فراغ ... فجاء بعجل سمين
«عجل سمين» (گوساله چاق)، نشان مى دهد كه به هر حال ابراهيم(ع)، درصدد پذيرايى مفصل از ميهمانان ناشناس خويش بود.
7 - پذيرايى ابراهيم ( ع ) از ميهمانان خويش ، با گوساله اى فربه و بريان
فجاء بعجل سمين
8 - سخاوت و ميهمان نوازى ابراهيم ( ع ) و همسرش
فراغ إلى أهله فجاء بعجل سمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 27 - 1،2
1 - تقاضاى حضرت ابراهيم ( ع ) از ميهمانان ، براى خوردن غذا همراه با نهادن آن در دسترس آنان
فقربّه إليهم
2 - پذيرايى شخص ابراهيم ( ع ) ، از ميهمانان خويش
فراغ . .. فجاء بعجل ... فقربّه إليهم قال
استناد افعال ذكر شده در آيات به شخص ابراهيم(ع)، بيانگر مطلب بالا است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 29 - 10
10 - خدا ، بهترين ميزبان و مهمان نواز است .
و أنت خير المنزلين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 26 - 8
8 - سخاوت و ميهمان نوازى ابراهيم ( ع ) و همسرش
فراغ إلى أهله فجاء بعجل سمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 77 - 5،7
5 - لوط ( ع ) ، خويشتن را موظف به محافظت از ميهمانان خويش مى دانست .
و لما جاءت رسلنا . .. قال هذا يوم عصيب
7- « عن أبى جعفر ( ع ) : . . . و كان لوط إبن خالة ابراهيم و كانت إمرأة ابراهيم سارة اُخت لوط و كان لوط و ابراهيم نبيين مرسلين منذرين و كان لوط رجلاً سخياً كريماً يقرى الضيف إذا نزل به و يحذّرهم قومه . . . ;
از امام باقر(ع) روايت شده است: . .. لوط پسر خاله ابراهيم و ساره همسر ابراهيم خواهر لوط بود. لوط و ابراهيم هر دو پيغمبر مرسل و انذاركننده بودند و لوط مردى سخاوتمند و كريم بود و از ميهمانى كه بر او وارد مى شد پذيرايى مى كرد و ميهمانان را از قوم خود برحذر مى داشت».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 78 - 7،14،17
7- لوط ( ع ) ، با پيشنهاد ازدواج مهاجمان با دخترانش ، از آنان خواست تا از كردار ناشايست لواط و تعرض به مهمانانش برحذر باشند .
يقوم هؤلاء بناتى هنّ أطهر لكم
14- لوط ( ع ) ، از مهاجمان تبه كار خواست تا از خدا پروا كنند و متعرض مهمانانش نشوند .
فاتقوا الله
17- لوط ( ع ) از مهاجمان تبه كار خواست تا متعرض مهمانانش نشده و او را خوار و بى مقدار نسازند .
و لاتخزون فى ضيفى
اخزاء (مصدر لاتخزون) به معناى خوار ساختن و رسوا كردن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 80 - 2،3
2- آرزوى لوط ( ع ) به داشتن نيرويى براى مقابله با تبه كاران و دفاع از مهمانان خويش در برابر آنان
قال لو أن لى بكم قوّة
«لو» در جمله فوق ، حرف تمنّا و به معناى ليت (اى كاش) است.
3- آرزوى لوط ( ع ) به داشتن پناهگاهى مطمئن كه بتواند مهمانانش را در پناه آن ، از تعرض تبه كاران برهاند .
قال لو . .. أو ءاوى إلى ركن شديد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 81 - 7
7- لوط ( ع ) براى دفاع از مهمانان خويش ( فرشتگان حاضر در منزلش ) آماده مبارزه و درگيرى با تبه كاران مهاجم بود .
لن يصلوا إليك
آيات پيشين بيان كرد كه مهاجمان قصد تعرض به فرشتگان را داشتند. بر اين اساس ظاهر آن بود كه فرشتگان مى گفتند: «لن يصلوا إلينا; آنان از دسترسى به ما ناتوانند». اين جا به جايى اشاره به دو نكته دارد: يكى اينكه، تعرض به مهمان به منزله تعرض به ميزبان است و دوم اينكه، لوط(ع) آماده مبارزه بود و تا توان داشت در مقابل مهاجمان ايستادگى مى كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 70 - 1،2،8
1- حضرت لوط ( ع ) به خاطر پذيرش مهمان بيگانه و حمايت از آن ، مورد سرزنش قومش قرار گرفت .
قال إن هؤلاء ضيفى . .. قالوا أو لم ننهك عن العلمين
2- حضرت لوط ( ع ) به خاطر دفاع از مهمانانش ، مورد اعتراض قوم خود قرار گرفت .
قال إن هؤلاء ضيفى فلاتفضحون . .. قالوا أو لم ننهك عن العلمين
8- « قال أبوجعفر ( ع ) : . . . و كان لوط رجلاً سخياًكريماً يقرى الضيف إذا نزل به و يحذرهم قومه ، قال : فلمّا رأى قوم لوط ذلك منه قالوا له : إنا ننهاك عن العالمين لاتقرى ضيفاً ينزّل بك ، إن فعلت فضحنا ضيفك الذى ينزل بك و أخزيناك . . . ;
امام باقر(ع) فرمود:. .. لوط(ع) مردى سخاوتمند و بزرگوار بود از مهمانانى كه بر او وارد مى شدند، پذيرايى مى كرد و آنان را از قوم خود برحذر مى داشت.[امام باقر(ع)] فرمود: هنگامى كه قوم لوط اين ميهمان پذيرى را ديدند، به آن حضرت گفتند: ما تو را از پذيرش هر مهمانى برحذر داشتيم و گفتيم: هيچ يك از ميهمانانى را كه بر تو وارد مى شوند، نپذير كه اگر پذيرفتى، مهمانانت را مفتضح و تو را خوار خواهيم كرد...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 71 - 2
2- حضرت لوط ( ع ) شخصيتى مهمان نواز و مدافع حريم مهمانان خود .
و جاء أهل المدينة يستبشرون . قال إن هؤلاء ضيفى فلاتفضحون ... و لاتخزون ... قال
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 37 - 5
5 - تلاش لوط ( ع ) براى حمايت از ميهمانانش در برابر قوم آلوده و فسادگر خويش
و لقد رودوه عن ضيفه
«مراوده» به معناى تنازع ميان دو فرد است كه هر يك، خلاف خواست ديگرى را دنبال مى كند (مفردات راغب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 59 - 7،8،9،12
7- يوسف ( ع ) از ميهمانان و كسانى كه براى تهيه آذوقه و دريافت سهميه به او مراجعه مى كردند ، به خوبى پذيرايى مى كرد .
ألا ترون . .. أنا خير المنزلين
«نزول» به طعام و مانند آن كه براى ميهمان تهيه شده گفته مى شود و «نزيل» به معناى ميهمان است. «منزلين» در آيه شريفه از همين ماده گرفته شده و به معناى ميزبانها و مهمان نوازان مى باشد.
8- يوسف ( ع ) از برادرانش به نيكى پذيرايى كرد و سهميه ايشان را از خوار و بار به طور كامل پرداخت نمود .
ألا ترون أنى أُوفى الكيل و أنا خير المنزلين
9- يوسف ( ع ) با توجه دادن برادرانش به عدالت خويش در معامله و پذيرايى نيكويش از مهمانان ، آنان را به آوردن بنيامين ترغيب كرد .
ائتونى بأخ لكم من أبيكم ألا ترون أنى أُوفى الكيل و أنا خير المنزلين
جمله «ألا ترون . ..» (آيا ملاحظه نمى كنيد كه...) پس از «ائتونى بأخ لكم» بيانگر هدف يوسف(ع) (ترغيب به آوردن بنيامين) از توجه دادن برادرانش به مهمان نوازى و عدالتش در معامله است.
12- يوسف ( ع ) به برادرانش وعده داد كه اگر در سفر بعد ، بنيامين را به همراه بياورند ، باز هم از آنان به خوبى پذيرايى خواهد كرد .
ألا ترون . .. أنا خير المنزلين
مهمانى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 61 - 25
25 - سلام كردن ، از آداب معاشرت و رفت و آمد و مهمانى ميان مسلمانان
فإذا دخلتم بيوتًا فسلّموا على أنفسكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 53 -
6،10،11،12،14،15،24
6 - مؤمنان ، در صورتى كه وارد خانه پيامبر (صلی الله علیه و آله) شدند ، نبايد منتظر صرف غذا در آنجا باشند .
يأيّها الذين ءامنوا لاتدخلوا بيوت النبىّ إلاّ أن يؤذن لكم إلى طعام غير نظرين إ
«إناء» در لغت به معناى «وقت و ساعت» است (مفردات راغب). مراد از «غير ناظرين إناه» منتظر بودن براى فرارسيدن وقت غذا است.
10 - مؤمنان ، موظف بودند پس از صرف غذا در ميهمانى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از خانه آن حضرت پراكنده شوند .
فإذا طعمتم فانتشروا
11 - مؤمنان ، نبايد ميهمانى در خانه پيامبر (صلی الله علیه و آله) را طولانى مى كردند و به گفتوگو و مذاكره مى پرداختند .
فإذا طعمتم فانتشروا . .. و لامستئنسين لحديث
12 - حضور در ميهمانى پيامبر (صلی الله علیه و آله) آداب ويژه اى داشت كه بايد مؤمنان آن را رعايت مى كردند .
إلى طعام غير نظرين إنيه . .. إذا دعيتم فادخلوا فإذا طعمتم فانتشروا و لامستئنسين
14 - فلسفه فرمان به زود پراكنده شدن از ميهمانى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، رفع زحمت و اذيت از آن حضرت است .
و لامستئنسين لحديث إنّ ذلكم كان يؤذى النبىّ
بنابراين كه مشاراليه «ذلكم» همين جمله «و لامستئنسين لحديث» باشد، نكته بالا، قابل استفاده است.
15 - ميهمانان پيامبر (صلی الله علیه و آله) پس از صرف غذا ، نبايد به انتظار گفت وگو با اهل خانه آن حضرت ، مجلس را طولانى مى كردند .
فانتشروا و لامستئنسين لحديث
برداشت بالا، بنابراين احتمال است كه سرگرم شدن به گفت وگو، مربوط به اهل خانه باشد و نه گفت وگو با هم. لازم به ذكر است كه فراز «و إذا سألتموهنّ...» مؤيد اين برداشت است.
24 - فرمان به خروج از خانه پيامبر (صلی الله علیه و آله) پس از صرف غذا ، سخن و فرمان حق است .
فإذا طعمتم فانتشروا و لامستئنسين لحديث إنّ ذلكم كان يؤذى النبىّ فيستحيى منكم و ا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 31 - 6
6- زليخا به هر يك از زنان دعوت شده ، كاردى براى استفاده از خوردنى ها داد .
و ءاتت كل وحدة منهنّ سكّينًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 53 - 9
9 - در صورت دعوت شدن مؤمنان به ميهمانى پيامبر (صلی الله علیه و آله) بايد در آن ميهمانى شركت مى كردند .
و لكن إذا دعيتم فادخلوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 31 - 4،5،6،7،10،29
4- زليخا براى پاسخ گويى به زنان ملامت كننده ، ضيافتى ترتيب داد و مجلس ويژه اى آراست .
أرسلت إليهنّ و أعتدت لهنّ متّكئًا
5- زليخا براى لميدن زنانى كه به مهمانى دعوت كرده بود ، تكيه گاهى ويژه فراهم ساخت .
و أعتدت لهنّ متّكئًا
«اعتاد» (مصدر أعتدت) به معناى مهيّا ساختن و آماده كردن است. «متّكئاً» به چيزى گفته مى شود كه به آن تكيه مى دهند و نكره آوردن آن دلالت بر ويژگى آن دارد. قابل ذكر است كه «متّكئاً» به معناى طعام نيز آمده است. مفرد بودن آن و نيز آوردن جمله «آتت ...» (به هر يك كاردى [براى استفاده از خوراكيها] داد) مى تواند مؤيد اين احتمال باشد كه مراد از «متّكئاً» در آيه «طعام» است.
6- زليخا به هر يك از زنان دعوت شده ، كاردى براى استفاده از خوردنى ها داد .
و ءاتت كل وحدة منهنّ سكّينًا
7- زليخا خود ، آرايش دهنده مجلس ضيافت و پذيرايى كننده از زنان اشراف بود .
و أعتدت لهنّ متّكئًا و ءاتت كل وحدة منهنّ سكّينًا
ضمير در «أعتدت» و «آتت» به «امرأت العزيز» برمى گردد. بنابراين ظاهر اين است كه او خود به انجام آن كارها پرداخته بود و گرنه فعلهاى مذكور به صورت مجهول (اُعتِد) و (اوتيت) آورده مى شد.
10- زليخا به منظور برخورد نكردن زنان دعوت شده با يوسف ( ع ) ، از او خواسته بود در اتاق هاى اندرونى ساختمان بماند .
و قالت اخرج عليهنّ
كلمه «خروج» به معناى از داخل به بيرون آمدن است. بنابراين «اخرج عليهنّ» مى رساند كه يوسف(ع) هنگامى كه زنان در مجلس ضيافت حاضر شدند، در مكانى بود كه نسبت به مجلس آنان داخل حساب مى شد ; يعنى، اگر مجلس پذيرايى در اتاق بيرونى بود زليخا، يوسف(ع) را در اتاق اندرونى نگه داشته بود.
29- « عن على بن الحسين ( ع ) : . . . فأرسلت إليهنّ و هيأت لهنّ طعاماً و مجلساً ثم أتتهنّ باترج و « آتت كل واحدة منهنّ سكّيناً . . . » ;
از امام سجاد(ع) روايت شده است: . .. پس همسر عزيز [پيكى] به سوى بانوان فرستاد و از آنان دعوت كرد و برايشان طعامى آماده كرد و مجلسى آراست و آن گاه براى بانوان ترنج آورد و به هر يك كاردى داد ...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 29 - 8
8 - زمين ، ضيافتگاه الهى براى انسان ها
و قل ربّ أنزلنى منزلاً مباركًا
عبارت «منزلاً مباركاً» كنايه از سرزمينى پر خير و بركت است. به كارگيرى «منزل» براى سرزمين ها، مفيد برداشت فوق است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 31 - 5،8،10
5- زليخا براى لميدن زنانى كه به مهمانى دعوت كرده بود ، تكيه گاهى ويژه فراهم ساخت .
و أعتدت لهنّ متّكئًا
«اعتاد» (مصدر أعتدت) به معناى مهيّا ساختن و آماده كردن است. «متّكئاً» به چيزى گفته مى شود كه به آن تكيه مى دهند و نكره آوردن آن دلالت بر ويژگى آن دارد. قابل ذكر است كه «متّكئاً» به معناى طعام نيز آمده است. مفرد بودن آن و نيز آوردن جمله «آتت ...» (به هر يك كاردى [براى استفاده از خوراكيها] داد) مى تواند مؤيد اين احتمال باشد كه مراد از «متّكئاً» در آيه «طعام» است.
8- تعداد زنانى كه زليخا آنان را براى ديدار يوسف ( ع ) دعوت كرد ، بيش از ده نفر نبودند .
و قال نسوة فى المدينة . .. فلما سمعت بمكرهنّ أرسلت إليهنّ
ضمير در «مكرهنّ . ..» و «إليهنّ» به «نسوة» در آيه قبل برمى گردد و از آن جا كه «نسوة» از صيغه هاى جمع قلّه است ، معلوم مى شود تعداد زنان دعوت شده بيش از ده نفر نبود.
10- زليخا به منظور برخورد نكردن زنان دعوت شده با يوسف ( ع ) ، از او خواسته بود در اتاق هاى اندرونى ساختمان بماند .
و قالت اخرج عليهنّ
كلمه «خروج» به معناى از داخل به بيرون آمدن است. بنابراين «اخرج عليهنّ» مى رساند كه يوسف(ع) هنگامى كه زنان در مجلس ضيافت حاضر شدند، در مكانى بود كه نسبت به مجلس آنان داخل حساب مى شد ; يعنى، اگر مجلس پذيرايى در اتاق بيرونى بود زليخا، يوسف(ع) را در اتاق اندرونى نگه داشته بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 198 - 12
12 - بهشت و بشارت خلود در آن ، تنها بخشى از ضيافت الهى براى تقواپيشگان است .
نزلا من عند اللّه
كلمه «نزل»، به چيزهايى گفته مى شود كه در آغاز ورود ميهمان براى پذيرايى از وى فراهم مى گردد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 32 - 1
1 - يكتاپرستان پايدار بر توحيد ، ميهمانان خداوند در بهشت
إنّ الذين قالوا ربّنا اللّه ثمّ استقموا . .. نزلاً من غفور رحيم
«نُزُل» به چيزى گفته مى شود كه براى پذيرايى از ميهمان آماده مى كنند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مرسلات - 77 - 43 - 3
3 - تقواپيشگان در بهشت ، مورد ضيافت و تكريم و تجليل الهى اند .
كلوا و اشربوا هنيئًا
«هنيئاً» واژه اى است كه به در وقت اطعام به ميهمانان و براى تكريم به آنان گفته مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 31 - 4
4- زليخا براى پاسخ گويى به زنان ملامت كننده ، ضيافتى ترتيب داد و مجلس ويژه اى آراست .
أرسلت إليهنّ و أعتدت لهنّ متّكئًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 53 - 8،13،18،20
8 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به مؤمنان اطعام مى كرد و براى آنان ، ميهمانى ترتيب مى داد .
و لكن إذا دعيتم فادخلوا فإذا طعمتم فانتشروا
13 - اقامت طولانى در ميهمانى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موجب آزار و اذيت زياد آن حضرت
فإذا طعمتم فانتشروا و لامستئنسين لحديث إنّ ذلكم كان يؤذى النبىّ
آوردن فعل مضارع «يؤذى» براى بيان اذيت شدن آن حضرت، به جاى آوردن اسم فاعل و يا امثال آن، مى تواند به خاطر بيان تكرار آن - كه كنايه از شدت و زيادى است - باشد.
18 - مسلمانان صدراسلام ، در ورود وقت و بىوقت به خانه پيامبر (صلی الله علیه و آله) و طولانى كردن ميهمانى ، مراعات حال آن حضرت را نمى كردند .
يأيّها الذين ءامنوا لاتدخلوا بيوت النبىّ . .. غير نظرين إنيه ... فإذا طعمتم فا
20 - حياى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، او را از اخراج ميهمانان اش باز مى داشت .
فإذا طعمتم فانتشروا و لامستئنسين لحديث إنّ ذلكم كان يؤذى النبىّ فيستحيى منكم
جمله «فيستحيى منكم» تعليل براى محذوفى است كه سياق بر آن دلالت مى كند و آن محذوف، چيزى مانند «اخراج» است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 31 - 11،12،14
11- زليخا ، هنگامى كه زنان بر جايگاه هاى خود تكيه زده و آماده استفاده از خوراكى ها شدند ، از يوسف ( ع ) خواست بر آنان گذر كند .
و قالت اخرج عليهنّ
12- يوسف ( ع ) پس از دستور زليخا بدون درنگ در مجلس زنان اشراف حاضر شد .
قالت اخرج عليهنّ فلما رأينه
«فاء» در «فلما. ..» فصيحه است و گوياى جمله هايى مقدر مى باشد ; يعنى: «فخرج عليهنّ فرأينه فلما رأينه...». حذف اين جمله ها براى رساندن اين نكته است كه دستور زليخا همان و اطاعت يوسف(ع) همان.
14- زنان اشراف مصر در مجلس ضيافت زليخا ، براى اولين بار يوسف ( ع ) را مشاهده كردند .
فلما رأينه أكبرنه . .. و قلن حش لله ما هذا بشرًا
ميزبان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 68 - 4
4- تعرّض و اهانت به مهمان ، تعرّض و اهانتى است به ميزبان
قال إن هؤلاء ضيفى فلاتفضحون
درخواست لوط(ع) از قومش براى پرهيز از هتك حرمت مهمانانش با بيان«فلاتفضحون» (مرا شرمسار نكنيد) إشعار به نكته ياد شده دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 69 - 7
7- تعرّض و اهانت به مهمان ، تعرض و اهانتى است به ميزبان .
قال إن هؤلاء ضيفى . .. و اتقوا الله و لاتخزون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 29 - 10
10 - خدا ، بهترين ميزبان و مهمان نواز است .
و أنت خير المنزلين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 69 - 6
6- حفظ حرمت مهمان و دفاع از آن در برابر تجاوز ديگران ، تكليفى برعهده ميزبان
قال إن هؤلاء ضيفى . .. و اتقوا الله و لاتخزون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 85 - 3
3- خداى رحمان ، در قيامت ميزبان تقواپيشگان ( موحدان ) خواهد بود .
يوم نحشر المتّقين إلى الرحمن وفدًا
«وفداً» چه مصدر و بيان كننده نوع حشر باشد و چه به معناى «وافدين» گرفته شود، بر ميهمان بودن متقين دلالت دارد; با اين تفاوت كه در صورت دوم، مى رساند كه حضور آنان در صحنه قيامت فردى نبوده; بلكه به صورت گروهى خواهد بود. دراين صورت بايد گفت: «وفداً» حال مقدره است; يعنى، زمان گروهى بودن از زمان حشر متأخر است; زيرا آيات بعد به حضور فردى همگان تصريح دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 85 - 3
3- خداى رحمان ، در قيامت ميزبان تقواپيشگان ( موحدان ) خواهد بود .
يوم نحشر المتّقين إلى الرحمن وفدًا
«وفداً» چه مصدر و بيان كننده نوع حشر باشد و چه به معناى «وافدين» گرفته شود، بر ميهمان بودن متقين دلالت دارد; با اين تفاوت كه در صورت دوم، مى رساند كه حضور آنان در صحنه قيامت فردى نبوده; بلكه به صورت گروهى خواهد بود. دراين صورت بايد گفت: «وفداً» حال مقدره است; يعنى، زمان گروهى بودن از زمان حشر متأخر است; زيرا آيات بعد به حضور فردى همگان تصريح دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 21 - 11
11 - توجّه به پايان زندگى و مدفون شدن انسان ها در قبر ، مانع كفرورزى به خداوند است .
ما أكفره . .. فأقبره
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 84 - 9
9 - نماز گزاردن بر جنازه منافقان و حضور يافتن بر قبر آنان ، حرام است .
و لاتصل على أحد منهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 31 - 14
14 - ضرروت دفن و خاكسپارى مردگان *
ليريه كيف يورى سوءة اخيه
مى توان گفت هدف از آموزش خاكسپارى به قابيل، تنها امداد ويژه خداوند به وى نبوده، بلكه برخاسته از ضرورت دفن مردگان نيز بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 11 - 45
45 - لزوم پرداخت بدهى هاى ميّت ، قبل از انجام وصيت وى
من بعد وصية يوصى به او دين
امام صادق (ع) فرمود: اِنّ الدّينَ قبل الوصية . .. .
تفسير عياشى، ج 1، ص 226، ح 55 ; نورالثقلين، ج 1، ص 453، ح 110.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 12 - 8،10،13،14،16،17،19
8 - پيش از تقسيم ارث ، اموال مورد وصيّت ميّت ودَين او ، بايد از اصل اموال به جا مانده از او ، جدا شود .
من بعد وصيّة يوصين بها او دين . .. من بعد وصيّة توصون بها او دين ... من بعد وصيّ
10 - لزوم اهتمام به وصيّت ميت و پرداخت ديون او
من بعد وصيّة يوصين بها او دين . .. من بعد وصيّة توصون بها او دين ... من بعد وصيّ
تكرار مسأله وصيت و دَين، دلالت بر اهميّت ويژه آن دارد.
13 - دَيْن نبايد به گونه اى باشد كه به ضرر وارث تمام شود .
او دين غير مضارّ
14 - ديون ميت در صورتى كه به ضرر وارث باشد ، پرداخت آن لازم نيست .
من بعد وصيّة يوصى بها او دين غير مضارّ
مراد از ديون معنايى است عام كه شامل معاملات نسيه اى نيز مى شود ; بنابراين اگر ميت معامله اى نسيه انجام داده، ولى اين معامله ضررى بوده است، وارثان مى توانند ديون را نپردازند. يعنى معامله را فسخ كنند.
16 - احكام و حدود ارث ، عمل به وصيّت ميت و پرداخت ديون وى ، وصيّت و سفارش اكيد خداوند به مردم
و لكم نصف ما ترك . .. وصيّة من اللّه
«وصيّة»، مفعول مطلق است و مى تواند تأكيدى بر كليّه قوانين و احكامى باشد كه در آيات پيشين بيان شد.
17 - سفارش اكيد خداوند مبنى بر ضرر نرساندن به وارثان به واسطه دَين و وصيت
من بعد وصيّة يوصى بها او دين غير مضارّ وصية من اللّه
برداشت فوق بر اين اساس است كه «وصيّة»، تأكيد بر آخرين بخش آيه باشد كه ضرر نزدن به وارث به واسطه وصيّت و دين است.
19 - هشدار خداوند به مؤمنان در مورد مقررات ارث ، وصيّت و دَين ميّت
و لكم نصف ما ترك من بعد وصيّة . .. و اللّه عليم حليم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 13 - 1
1 - لزوم عمل به وصيّت ميّت ، اداى دين او ، احكام و قوانين ارث ، حدود الهى است .
تلك حدود اللّه
«تلك»، اشاره به تمامى احكامى است كه در آيات ارث بيان شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 176 - 3،4
3 - برادران و خواهران ميت از جمله وارثان وى
قل اللّه يفتيكم فى الكللة . .. و إن كانوا اخوة و رجالا و نساءً
مراد از برادران و خواهران در اين آيه - بنا به گفته تمامى مفسران - خواهر و برادر پدر و مادرى و خواهر و برادر پدرى است، و سهام خواهر و برادر مادرى در آيه 21 از همين سوره تبيين شده است.
4 - برادر و خواهر ميت در صورتى از وى ارث خواهند برد كه وى پدر و يا فرزند - چه دختر و چه پسر - نداشته باشد .
قل اللّه يفتيكم فى الكللة ان امرؤا هلك ليس له ولد و له اخت . .. و هو
جمله «ليس له ولد» بيان شرطى براى اصل ارث برى خواهر از برادر است نه شرط براى مقدار سهم او (نصف) ; زيرا در اين صورت بايد سهم خواهر را با وجود فرزند ميت نيز ذكر مى كرد و با توجه به موضوع آيه يعنى كلاله به دست مى آيد كه نبود پدر نيز شرط است. چون كلاله در لغت به كسى گفته مى شود كه نه پدر دارد نه فرزند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 31 - 13
13 - سابقه ديرينه دفن و خاكسپارى مردگان
ليريه كيف يورى سوءة اخيه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - تكاثر - 102 - 2 - 5
5 - خاك سپارى مردگان در گورستان هاى عمومى ، داراى پيشينه در تاريخ بشر
حتّى زرتم المقابر
«مقبرة»، (مفرد «مقابر»)، مكانى است كه قبرهاى متعددى در آن باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 176 - 3،4
3 - برادران و خواهران ميت از جمله وارثان وى
قل اللّه يفتيكم فى الكللة . .. و إن كانوا اخوة و رجالا و نساءً
مراد از برادران و خواهران در اين آيه - بنا به گفته تمامى مفسران - خواهر و برادر پدر و مادرى و خواهر و برادر پدرى است، و سهام خواهر و برادر مادرى در آيه 21 از همين سوره تبيين شده است.
4 - برادر و خواهر ميت در صورتى از وى ارث خواهند برد كه وى پدر و يا فرزند - چه دختر و چه پسر - نداشته باشد .
قل اللّه يفتيكم فى الكللة ان امرؤا هلك ليس له ولد و له اخت . .. و هو
جمله «ليس له ولد» بيان شرطى براى اصل ارث برى خواهر از برادر است نه شرط براى مقدار سهم او (نصف) ; زيرا در اين صورت بايد سهم خواهر را با وجود فرزند ميت نيز ذكر مى كرد و با توجه به موضوع آيه يعنى كلاله به دست مى آيد كه نبود
پدر نيز شرط است. چون كلاله در لغت به كسى گفته مى شود كه نه پدر دارد نه فرزند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 21 - 8
8 - خاك سپارى مردگان ، شيوه اى سابقه دار در دوران جاهليت
فأقبره
يادآورى مراسم خاك سپارى در ضمن بر شمردن نعمت هاى خداوند براى مردم عصر بعثت، نشانه جارى بودن آن مراسم در آن روزگار است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 21 - 5
5 - خداوند ، الهام بخش دفن مردگان در قبر ها است .
فأقبره
تفاوت فعل «أقْبَر» با «قَبَر»، اين است كه «قابر»; يعنى، كسى كه با دست خود مرده اى را دفن كند و «إقبار» اين است كه براى مرده قبرى فراهم سازند و يا فرمان به دفن او دهند. (لسان العرب)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 21 - 7
7 - مرگ براى انسان و دفن اموات ، دو نعمت از جانب خداوند و سزوار شكرگزارى است .
قتل الإنسن ماأكفره . .. ثمّ أماته فأقبره
برداشت يادشده، بر اين اساس است كه كفر در «ماأكفره» به معناى كفران نعمت باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 84 - 9
9 - نماز گزاردن بر جنازه منافقان و حضور يافتن بر قبر آنان ، حرام است .
و لاتصل على أحد منهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 84 - 5
5 - وجود سنت نماز و دعا براى ميت مسلمان و رفتن بر سر قبر وى در زمان پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله)
و لاتصل . .. و لاتقم على قبره
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 33 - 1،2،4،7
1 - خداوند براى هر كس وارثانى تعيين نموده است .
و لكلّ جعلنا موالى
«موالى»، جمع كلمه «مولى»، يعنى آنان كه داراى حق اولويّت هستند، و مراد از آن در آيه شريفه به قرينه «ممّا ترك»، وارثان مى باشند.
2 - اموالى كه پدر و مادر و خويشان باقى مى گذارند ، داراى وارثانى معين
و لكلّ جعلنا موالى ممّا ترك الوالدان و الاقربون
در برداشت فوق، «الوالدان و الاقربون»، فاعل براى «ترك» گرفته شده است.
4- پدر و مادر و خويشان ، وارثان ميت
و لكلّ جعلنا موالى ممّا ترك الوالدان و الاقربون
فاعل «ترك» در برداشت فوق، ضميرى است كه به «كلٍّ» برمى گردد و «الوالدان و الاقربون»، خبر براى ضميرى محذوف است كه به موالى برمى گردد; يعنى آن وارثان، پدر و مادر و خويشان ميّت هستند. لازم به تذكر است كه «ممّا ترك» متعلق به فعل مقدر (يرثون) مى باشد.
7 - زن و شوهر ، وارث يكديگر *
و لكلّ جعلنا موالى . .. و الذين عقدت ايمانكم
برخى برآنند كه مراد از پيمان در آيه شريفه، پيمان زناشويى است كه منطبق بر زن و شوهر مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 181 - 7
7 - خداوند ، به وصيت هاى ميت آگاه و به عملكرد وصى و بازماندگان او داناست .
فمن بدله . .. فإنما إثمه على الذين يبدلونه إن اللّه سميع عليم
ميته
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 3 -
1،11،12،35،36،37،39،56
1 - حرمت استفاده از مردار ، خون و گوشت خوك
حرمت عليكم الميتة و الدم و لحم الخنزير
11 - استفاده از مردار ، خون ، گوشت خوك ، حيوان خفه شده ، زده شده ، پرت شده ، شاخ خورده ، دريده شده و بدون تذكيه ، فسق و خروج از طاعت خداوند است .
حرمت عليكم . .. ذلكم فسق
بنابر اينكه «ذلكم» اشاره باشد به جميع عناوين ياد شده در آيه، نه خصوص آخرين عنوان.
12 - قسمت بندى گوشت به حكم قمار و استفاده از آن و خوردن گوشت حيوانى كه به نام غير خدا و يا بر آستان بت ها ذبح شود ، فسق است .
حرمت عليكم . .. و ما ذبح على النصب و إن تستقسموا بالازلم ذلكم فسق
35 - استفاده از مردار ، خون ، گوشت خوك و حيوانى كه نام غير خدا به هنگام ذبح بر آن برده شود ، در حال اضطرار جايز است .
حرمت عليكم . .. فمن اضطر فى مخمصة غير متجانف لاثم فإنّ اللّه غفور رحيم
36 - استفاده از حيوانى كه بر اثر خفگى ، زده شدن ، پرت شدن و ضربه ديدن از شاخ حيوانى ديگر بميرد و يا درنده اى آن را بكشد ، در حال اضطرار جايز است .
حرمت عليكم . .. فمن اضطر فى مخمصة غير متجانف لاثم فإنّ اللّه غفور رحيم
37 - استفاده از حيوان قربانى شده بر آستان بت ها و گوشت هاى سهمبندى شده با تير هاى قمار ، در حال اضطرار جايز است .
و ما ذبح على النصب و إن تستقسموا بالازلم . .. فإنّ اللّه غفور رحيم
39 - استفاده از مردار ، خون ، گوشت خوك ، تنها به مقدار ضرورت جايز است .
حرمت . .. فمن اضطر فى مخمصة غير متجانف لاثم فإنّ اللّه غفور رحيم
56 - بهره گيرى مضطر از مردار ، خون ، گوشت خوك و حيوان ذبح شده به نام غير خدا و . . . ، مشروط به آن است كه از روى عمد و قصد گناه نباشد .
فمن اضطر فى مخمصة غير متجانف لاثم
از امام باقر(ع) در توضيح «غير متجانف» در آيه فوق روايت شده: غير متعمد لاثم.
تفسير قمى، ج 1، ص 162; تفسير برهان، ج 1، ص 447، ح 1.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 3 - 3،4،11،36
3 - حرمت استفاده از حيوانى كه در اثر خفگى ، زده شدن ، پرت شدن و شاخ خوردن بميرد .
حرمت . .. و المنخنقة و الموقوذة و المتردية و النطيحة
مراد از عناوين ياد شده اين است كه حيوان بر اثر آنها بميرد، نه اينكه - به مجرد پرت شدن از بلندى، استفاده از آن حرام باشد. دليل اين معنا جمله استثنائيه «الا ما ذكيتم» است.
4 - حرمت استفاده از حيوانى كه طعمه و شكار درندگان شده و بميرد .
حرمت . .. و ما اكل السبع
11 - استفاده از مردار ، خون ، گوشت خوك ، حيوان خفه شده ، زده شده ، پرت شده ، شاخ خورده ، دريده شده و بدون تذكيه ، فسق و خروج از طاعت خداوند است .
حرمت عليكم . .. ذلكم فسق
بنابر اينكه «ذلكم» اشاره باشد به جميع عناوين ياد شده در آيه، نه خصوص آخرين عنوان.
36 - استفاده از حيوانى كه بر اثر خفگى ، زده شدن ، پرت شدن و ضربه ديدن از شاخ حيوانى ديگر بميرد و يا درنده اى آن را بكشد ، در حال اضطرار جايز است .
حرمت عليكم . .. فمن اضطر فى مخمصة غير متجانف لاثم فإنّ اللّه غفور رحيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 3 - 1،3،4
1 - حرمت استفاده از مردار ، خون و گوشت خوك
حرمت عليكم الميتة و الدم و لحم الخنزير
3 - حرمت استفاده از حيوانى كه در اثر خفگى ، زده شدن ، پرت شدن و شاخ خوردن بميرد .
حرمت . .. و المنخنقة و الموقوذة و المتردية و النطيحة
مراد از عناوين ياد شده اين است كه حيوان بر اثر آنها بميرد، نه اينكه - به مجرد پرت شدن از بلندى، استفاده از آن حرام باشد. دليل اين معنا جمله استثنائيه «الا ما ذكيتم» است.
4 - حرمت استفاده از حيوانى كه طعمه و شكار درندگان شده و بميرد .
حرمت . .. و ما اكل السبع
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 7 - 5
5 - برقرارى ميزان و ابزار سنجش حق و باطل در ميان مردم از سوى خداوند
و السّماء رفعها و وضع الميزان
برداشت ياد شده، مبتنى بر اين احتمال است كه مقصود از «وضع الميزان» برقرارى ابزار سنجش در ميان مردم باشد - نه آسمان ها - ; آن گونه كه در آيه 25 سوره «حديد» آمده است (و أنزلنا معهم الكتاب و الميزان ليقوم الناس بالقسط). گفتنى است آيه بعد - كه توصيه به پرهيز از طغيان در ميزان مى كند - مؤيد همين برداشت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 47 - 3
3- ابزار سنجش اعمال ( ميزان ) در قيامت ، متعدد است .
و نضع الموزين القسط
«موازين» (جمع «ميزان») به معناى ترازوها است و جمع آمدن آن دليل بر تعدد است. هرچند ميان مفسران در باره چگونگى متعدد بودن ترازوهاى قسط و عدل اختلاف هست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - قارعه - 101 - 8 - 6
6 - كردار هاى ناروا ، هنگام حسابرسى در قيامت - با وجود تهى بودن همه آنها از وزن و ارزش - گوناگون بوده و ابزار سنجش آنها متفاوت است .
و أمّا من خفّت موزينه
جمع بودن «موازين»; بيانگر تعدد ميزان و موزون و تغاير آنها است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 103 - 1
1 - سبكى كفّه ترازوى عمل ، نشان خسران و زيان كارى واقعى انسان در قيامت
و من خفّت موزينه فأُولئك الذين خسروا أنفسهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - قارعه - 101 - 8 - 2
2 - وزنه هاى محاسبه اعمال در قيامت ، متناسب با آنها و سنگين يا سبك خواهد بود .
فأمّا من ثقلت موزينه . .. و أمّا من خفّت موزينه
چنانچه كلمه «موازين» جمع «ميزان» (وزنه اى كه با آن متاع را مى سنجند)، باشد، نكته ياد شده استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 102 - 1
1 - سنگينى كفه ترازوى اعمال خود انسان ، تنها عامل مؤثر در سرنوشت وى در قيامت
فمن ثقلت موزينه فأُولئك هم المفلحون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - قارعه - 101 - 8 - 2
2 - وزنه هاى محاسبه اعمال در قيامت ، متناسب با آنها و سنگين يا سبك خواهد بود .
فأمّا من ثقلت موزينه . .. و أمّا من خفّت موزينه
چنانچه كلمه «موازين» جمع «ميزان» (وزنه اى كه با آن متاع را مى سنجند)، باشد، نكته ياد شده استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 9 - 6
6 - عن اميرالمؤمنين(ع): . .. و أما قوله: «... و من خفت موازينه» فإنما يعنى الحساب ... و السيئات خفة الميزان ... .
از اميرالمؤمنين(ع) روايت شده است: مراد از آيه «و من خفت موازينه»، حسابرسى (در قيامت) است . .. و گناهان، موجب سبكى ميزان هستند ... .
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 8 - 8
8 - عن اميرالمؤمنين(ع) . .. و اما قوله: « فمن ثقلت موزينه ...» فإنما يعنى الحساب ... و الحسنات ثقل الميزان ... .
از اميرالمؤمنين(ع) روايت شده است: . .. مراد از آيه «فمن ثقلت موازينه»، حسابرسى (در قيامت) است ... و حسنات، موجب سنگينى ميزان است ... .
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - قارعه - 101 - 6 - 6
6 - « قال علىّ ( ع ) . . . و معنى قوله « فمن ثقلت موازينه » و « من خفّت موازينه » فهو قلة الحساب و كثرته ;
على(ع) فرمود: معناى سخن خداوند «فمن ثقلت موازينه» و «من خفّت موازينه»، پس آن [سنگينى و سبكى، به معناى ]كمى و زيادى [مدت] حسابرسى است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - قارعه - 101 - 6 - 6
6 - « قال علىّ ( ع ) . . . و معنى قوله « فمن ثقلت موازينه » و « من خفّت موازينه » فهو قلة الحساب و كثرته ;
على(ع) فرمود: معناى سخن خداوند «فمن ثقلت موازينه» و «من خفّت موازينه»، پس آن [سنگينى و سبكى، به معناى ]كمى و زيادى [مدت] حسابرسى است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 7 - 3
3 - برقرارى قانون ، محاسبه و سنجش به اراده الهى ، در ساختار نظام جهان
و السّماء رفعها و وضع الميزان
با توجه به اين كه «ميزان» به ابزار سنجش گفته مى شود; وضع ميزان در آسمان، مى تواند اشاره به حاكميت قانون و محاسبه در نظام جهان داشته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 85 - 19
19 - شعيب ( ع ) از مردم خويش خواست تا در فروش اجناس پيمانه ها را پر كنند و از وزنه هاى ترازو نكاهند .
فأوفوا الكيل و الميزان
كلمه «كَيل» مصدر است و در آيه مورد بحث به معناى چيزى است كه به وسيله آن كيل مى كنند ; يعنى پيمانه. «ايفاء» (مصدر اوفوا) به معناى اتمام مى باشد و «اتمام كيل» به اين است كه گنجايش پيمانه مورد استفاده كمتر از حد متعارف نباشد و تا حد معمول آن پر شود. و ايفاى ميزان به اين است كه مقدار وزنه هاى مورد استفاده كمتر از حد معمول نباشد و جنس پرداخت شده كمتر از مقدار وزنه ها نباشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 9 - 3
3 - همطراز نبودن اعمال و عقايد آدمى با حق بيانگر بىوزنى و سبكى اعمال و عقايد است.
و الوزن يومئذ الحق . .. و من خفت موزينه فأولئك الذين خسروا أنفسهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 161 - 13
13 - پاداش و جزاىِ كردار آدمى در قيامت بر اساس عدل
ثمّ توفّى كلّ نفس ما كسبت و هم لا يظلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 8 - 2،5
2 - حق (نوع شايسته و بايسته رفتار و انديشه ها در پيشگاه خداوند)، وسيله سنجش اعمال و عقايد در قيامت است.
و الوزن يومئذ الحق
برداشت فوق مبتنى بر اين است كه «الحق» خبر براى «الوزن» باشد و كلمه «الوزن» به معناى ميزان (مقياس سنجش) باشد. مانند مثقال و كيلو كه مقياس سنجش و تعيين كننده سبكى و سنگينى اشياء است.
5 - هر يك از رفتارها و عقايد آدمى داراى مقياسى مخصوص براى ارزيابى آنها در قيامت است.
و الوزن يومئذ الحق فمن ثقلت موزينه
كلمه «موازين» (جمع موزون) مى رساند كه هر يك از اعمال و عقايد آدمى مورد سنجش قرار مى گيرد و چون اعمال و عقايد مختلف است، مقياس و وسيله سنجش آن نيز متفاوت خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 47 - 1،11
1- حسابرسى مردم در قيامت بر ميزان قسط و عدالت است .
و نضع الموزين القسط ليوم القيمة
برداشت ياد شده مبتنى بر اين است كه لام در «ليوم القيامة» براى ظرفيت و به معناى «فى»، يا «عند» باشد.
11- « عن هشام بن سالم قال : سألت أباعبداللّه ( ع ) عن قول اللّه عزّوجلّ : « ونضع الموازين القسط ليوم القيامة فلاتظلم نفس شيئاً » قال : هم الأنبياء و الأوصيا ( ع ) ;
از هشام بن سالم نقل شده كه گفت: از امام صادق(ع) در باره قول خداى عزّوجلّ «ونضع الموازين القسط ليوم القيامة. ..» پرسيدم فرمود: موازين قسط، پيامبران و اوصيا هستند».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 102 - 2،3،4
2 - تنها عقايد درست و اعمال صالح ، داراى وزن و مقدار در قيامت
فمن ثقلت موزينه فأُولئك هم المفلحون
با توجه به اين كه فلاح و رستگارى در نتيجه ايمان و عمل صالح به دست مى آيد و در اين آيه، تنها كسانى رستگار دانسته شده اند كه از ميزانى سنگين برخوردار باشند، برداشت بالا استفاده مى شود.
3 - وجود معيار ها و ميزان هاى متعدد در قيامت ، براى سنجش اعمال انسان ها
فمن ثقلت موزينه
«موازين» جمع «ميزان» است. به كارگيرى جمع، بيانگر اين معنا است كه هر نوع عمل فرد، داراى ميزان مخصوصى مى باشد.
4 - هر نوع عمل انسان ، داراى معيار و ميزانى مخصوص در قيامت
فمن ثقلت موزينه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 17 - 15
15 - قرآن و قانون الهى ، ابزار سنجش و داورى در قيامت
اللّه الذى . .. و ما يدريك لعلّ الساعة قريب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 100 - 6
6 - قرآن ، محور و ميزان سنجش اعمال در قيامت است .
من أعرض عنه فإنّه يحمل يوم القيمة وزرًا
منطوق آيه دلالت مى كند كه اعراض از قرآن وزرآور است و مفهوم آيه مى رساند كه روى آوردن به قرآن، مايه نجات مى باشد. بنابراين ارزش اعمال و عقايد آدميان در روز قيامت، به دورى و نزديكى آنان به قرآن، وابسته است و بدين وسيله براى آنها تعيين درجات و يا دركات مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 99 - 10
10 - تنوع ميوه ها و درختان زيتون و انار از آيات خداشناسى و توحيد است.
و الزيتون و الرمان مشتبها و غير متشبه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 266 - 8
8 - خرما و انگور ، داراى ارزش ممتاز در ميان ديگر ميوه ها و از نمونه هاى بارز فراوانى ثمر *
له جنّة من نخيل و اعناب
از اختصاص به ذكر اين دو ميوه از ميان ساير ميوه ها، استفاده شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 141 - 9
9 - جواز استفاده از انواع ميوه ها و محصولات كشاورزى براى انسان
كلوا من ثمره إذا أثمر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 25 - 12
12 - بهشتيان در بهره گيرى از ميوه ها و روزى هاى بهشت ، كمترين رنج و محنت را نخواهند برد .
كلما رزقوا منها . .. وأتوا به متشبها
مجهول آوردن كلمه «رزقوا» و «أتوا» اشاره به اين دارد كه: خدمتكارانى در بهشت روزيها و ميوه ها را در اختيار بهشتيان قرار مى دهند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 73 - 1،2
1 - بهرهورى متقين در بهشت ، از ميوه هاى فراوان آماده شده براى ايشان
لكم فيها فكهة
2 - ميوه هاى بهشت ، چندان فراوان اند كه تقواپيشگان تنها از بخشى از آن بهره مى برند .
لكم فيها فكهة كثيرة منها تأكلون
از «منها» - كه براى تبعيض است - استفاده مى شود كه مؤمنان تنها از گوشه اى از نعمت هاى بهشت استفاده مى كنند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 32 - 3
3 - برخوردارى تقواپيشگان از باغ ها و ميوه جات بهشت و موهبت هاى مادى جهان آخرت نمونه اى از سعادتمندى آنها است .
مفازًا . حدائق و أعنبًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 55 - 2
2- اهميت ميوه ، در ميان ساير خوراكى هاى انسان
يدعون فيها بكلّ فكهة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 11 - 2
2 - اهميت ميوه هاى زمين ، در زندگى و حيات خلق
فيها فكهة
برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه در ميان همه مزايا و امكانات زمين، نخستين چيزى كه خداوند مطرح كرده «فاكهه» است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 22 - 3
3 - ميوه و گوشت ، دو غذاى مهم در بهشت
و أمددنهم بفكهة و لحم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 4 - 5
5- خداوند ، ايجاد كننده تفاوت در ميوه ها و ثمرات به دست آمده از درختان و گياهان و برترى دهنده برخى از آنها بر برخى ديگر
و نفضل بعضها على بعض فى الأُكل
«اُكُل» به معناى ميوه و ثمره است و بر مطلق خوراكيها نيز اطلاق شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قلم - 68 - 17 - 5
5 - سوگند باغداران يمنى ، به چيدن تمامى ميوه هاى باغ براى خود در صبحگاهان
إذ أقسموا ليصرمنّها مصبحين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 33 - 1
1 - وجود ميوه هاى فراوان در بهشت اصحاب اليمين ، هميشگى است ; نه فصلى و مقطعى
و فكهة كثيرة . لامقطوعة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 99 - 9
9 - درختان و ميوه هاى زيتون و انار، در عين تشابه، با يكديگر متفاوت هستند.
و الزيتون و الرمان مشتبها و غير متشبه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 141 - 7،8
7 - انواع درختان و ميوه هاى زيتون و انار، در عين تشابه با يكديگر، متفاوت هستند.
و الزيتون و الرمان متشبها و غير متشبه
8 - همگونى ميوه ها در شكل و گوناگونى آنها در طعم و كيفيت، نشانى از قدرت خداوند است.
و هو الذى . .. الزيتون و الرمان متشبها و غير متشبه
محتمل است مراد از زيتون و انار در آيه، ميوه هاى آن باشد. در اين صورت «متشابه» يعنى تشابه ميوه هاى زيتون با يكديگر و همچنين انار، «و غير متشابه» يعنى تفاوت آنها از نظر رنگ و طعم و ... در عين تشابه با يكديگر.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 65 - 1
1 - ميوه و ثمره درخت « زقّوم » ، در زشتى همانند سر هاى شيطان ها است .
طلعها كأنّه رءوس الشيطين
«طلع»، به معناى «ثمره» است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 99 - 14
14 - لزوم مطالعه و تحقيق در چگونگى ثمر دادن و رشد و رسيدن ميوه هاى درختان
أنظروا إلى ثمره إذا أثمر و ينعه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 35 - 1
1 - هدف و فلسفه آفرينش نخلستان ها و تاكستان ها از سوى خداوند ، تغذيه و بهره مندى انسان ها از ميوه ها و محصولات آنها است .
و جعلنا فيها من نخيل و أعنب . .. ليأكلوا من ثمره
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 69 - 1،2
1- خداوند ، پس از الهام به زنبور هاى عسل در امر خانه سازى ، آنها را به تغذيه از گل و غنچه هاى ميوه ها ، درختان و محصولات كوهستانى راهنمايى كرده است .
و أوحى ربّك إلى النحل أن اتخذى من الجبال بيوتًا . .. ثمّ كلى من كلّ الثمرت
2- زنبور عسل ، موجودى كه از ميوه ها و شكوفه هاى درختان و گياهان تغذيه مى كند .
ثمّ كلى من كلّ الثمرت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 141 - 8
8 - همگونى ميوه ها در شكل و گوناگونى آنها در طعم و كيفيت، نشانى از قدرت خداوند است.
و هو الذى . .. الزيتون و الرمان متشبها و غير متشبه
محتمل است مراد از زيتون و انار در آيه، ميوه هاى آن باشد. در اين صورت «متشابه» يعنى تشابه ميوه هاى زيتون با يكديگر و همچنين انار، «و غير متشابه» يعنى تفاوت آنها از نظر رنگ و طعم و ... در عين تشابه با يكديگر.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 99 - 9
9 - درختان و ميوه هاى زيتون و انار، در عين تشابه، با يكديگر متفاوت هستند.
و الزيتون و الرمان مشتبها و غير متشبه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 141 - 7
7 - انواع درختان و ميوه هاى زيتون و انار، در عين تشابه با يكديگر، متفاوت هستند.
و الزيتون و الرمان متشبها و غير متشبه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 27 - 4،6
4 - آب ، عامل پديد آمدن انواع ميوه ها با رنگ هاى گوناگون
ماء فأخرجنا به ثمرت مختلفًا ألونها
6 - وجود انواع ميوه ها با رنگ ها ، طعم ها و خواص گوناگون ، از نعمت هاى خداوند براى بشر
ألم تر أنّ اللّه أنزل من السماء ماء فأخرجنا به ثمرت مختلفًا ألونها
برخى از مفسران بر اين باورند كه اختلاف رنگ ميوه ها اشاره به طعم ها و خواص گوناگون آنها دارد; زيرا نوعاً ميوه هاى رنگارنگ، طعم ها و خواص گوناگونى دارند. گفتنى است اين آيه و آيه بعد، ضمن تبيين قدرت و يكتايى خداوند، در صدد برشمردن نعمت هاى الهى نيز مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 27 - 6
6 - وجود انواع ميوه ها با رنگ ها ، طعم ها و خواص گوناگون ، از نعمت هاى خداوند براى بشر
ألم تر أنّ اللّه أنزل من السماء ماء فأخرجنا به ثمرت مختلفًا ألونها
برخى از مفسران بر اين باورند كه اختلاف رنگ ميوه ها اشاره به طعم ها و خواص گوناگون آنها دارد; زيرا نوعاً ميوه هاى رنگارنگ، طعم ها و خواص گوناگونى دارند. گفتنى است اين آيه و آيه بعد، ضمن تبيين قدرت و يكتايى خداوند، در صدد برشمردن نعمت هاى الهى نيز مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 27 - 4
4 - آب ، عامل پديد آمدن انواع ميوه ها با رنگ هاى گوناگون
ماء فأخرجنا به ثمرت مختلفًا ألونها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 99 - 11
11 - گوناگونى درختان يك ميوه و تفاوت ثمره هاى آن، در عين شباهت با يكديگر، از آيات خداشناسى و توحيد است.
و هو الذى . .. و الزيتون و الرمان مشتبها و غير متشبه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 141 - 5
5 - گوناگونى ميوه ها و محصولات كشاورزى از آثار قدرت الهى
و الزرع مختلفا أكله
«اكل» به معناى ميوه و ثمرهاى خوراكى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 4 - 4،7
4- درختان انگور ، نخل هاى خرما و نيز ساير گياهان على رغم مشروب شدن از آبى با طبيعت واحد ، ثمرات و ميوه هاى مختلف و گوناگون به بار مى آورند .
جن-ّت من أعنب و زرع و نخيل . .. يسقى بماء وحد و نفضل بعضها على بعض فى الأُكل
7- گوناگون شدن ميوه هاى درختان و محصولات كشاورزى ، على رغم بهرهورى آنها از آب با طبيعتى واحد ، از نشانه هاى توحيد و يكتايى خدا در تدبير هستى
يسقى بماء وحد و نفضل بعضها على بعض فى الأُكل إن فى ذلك الأيت لقوم يعقلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 19 - 6
6 - پيدايش گياهان مختلف با ميوه هاى متفاوت به وسيله ريزش باران ، يكى از جلوه هاى تدبير و ربوبيت خداوند است .
فأنشأنا لكم به جنّت . .. لكم فيها فوكه كثيرة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 42 - 1
1 - انواع ميوه ها ، رزق و روزى مخصوص و ممتاز بندگان مخلَص خدا در بهشت
أُولئك لهم رزق معلوم . فوكه
«فواكه» (جمع «فاكهة») بدل كل از «رزق معلوم» و يا خبر براى مبتداى محذوف است و تقدير آن «ذلك الرزق فواكه» مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 51 - 4
4 - باغ هاى بهشتى ، داراى انواع ميوه ها و نوشيدنى هاى عالى و نفيس
بفكهة كثيرة و شراب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 52 - 1،2،3
1 - دو بوستان عطا شده به خداترسان ، داراى دو گونه متمايز از هر نوع ميوه
فيهما من كلّ فكهة زوجان
2 - دو بوستان خائفان از خدا ، هر يك داراى ميوه هايى مخصوص به خود و متمايز از ديگرى *
فيهما من كلّ فكهة زوجان
برداشت ياد شده بدين احتمال است كه «زوجان» به معناى وجود دو نوع در دو بهشت باشد كه در هر بهشت يك نوع از هر ميوه وجود داشته باشد.
3 - بهشت ، داراى همه گونه ميوه ها
فيهما من كلّ فكهة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 53 - 1،2
1 - وجود انواع مختلف از هر ميوه در بهشت ، نعمتى غير قابل انكار و تكذيب ناپذير
فيهما من كلّ فكهة زوجان . فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
2 - ميوه هاى متنوع بهشت ، نمود ربوبيت الهى به جن و انس
فيهما من كلّ فكهة زوجان . فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 69 - 1،2
1 - وجود انواع ميوه ها - خصوصاً خرما و انار- در بهشت ، نعمتى انكارناپذير و غيرقابل تكذيب
فيهما فكهة و نخل و رمّان . فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
2 - ميوه هاى متنوع - به ويژه خرما و انار - در بهشت ، نمود ربوبيت الهى به جن و انس
فيهما فكهة و نخل و رمّان . فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 20 - 1،2
1 - وجود ميوه هاى متنوع و گوناگون در بهشت پيشتازان ( سابقون )
و فكهة ممّا يتخيّرون
2 - جوانان خدمت گذار ، آماده پذيرايى از پيشتازان ( سابقون ) در بهشت با هر نوع ميوه اى كه آنان انتخاب كنند .
و فكهة ممّا يتخيّرون
واژه «فاكهة» عطف بر «أكواب» (در دو آيه پيش) است; يعنى، «و يطوف عليهم ولدان مخلّدون بفاكهة ممّا يتخيّرون».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 32 - 2
2 - تنوع و فراوانى ميوه ها در بهشت اصحاب اليمين
و فكهة كثيرة
«كثرت» در آيه شريفه هم شامل كثرت در مقدار و هم شامل كثرت در نوع ميوه مى شود، برداشت ياد شده ناظر به معناى دوم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مرسلات - 77 - 42 - 2
2 - وجود انواع ميوه هاى دلخواه در بهشت
و فوكه ممّا يشتهون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 35 - 6
6- ميوه ها و خوراكى هاى بهشت و هواى مطبوع آن ، دائمى و زوال ناپذير است .
أُكلها دائم و ظلّها
«ظلّها» مبتداست و خبر آن (دائم) در تقدير است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 3 - 3
3- خداوند ، آفريننده گياهان و ميوه جات در زمين
و من كل الثمرت جعل فيها زوجين اثنين
«ثمرات» (جمع ثمرة) به معناى ميوه ها و نيز درختان است (برگرفته شده از قاموس المحيط).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 32 - 1
1 - آب ، زمين ، دانه ها ، انگور ، سبزيجات ، زيتون ، نخل ، بوستان ، ميوه و چراگاه ، آفريده هاى خداوند و در خدمت منافع انسان و دام هاى آنان است .
متعًا لكم و لأنعمكم
«متاعاً» اسم مصدر و جايگزين مصدر حقيقى «تمتيعاً»(بهره رساندن) است (لسان العرب). اين كلمه، مفعول له و بيانگر علت پيدايش نعمت هايى است كه در آيات پيشين ذكر شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 99 - 11
11 - گوناگونى درختان يك ميوه و تفاوت ثمره هاى آن، در عين شباهت با يكديگر، از آيات خداشناسى و توحيد است.
و هو الذى . .. و الزيتون و الرمان مشتبها و غير متشبه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 51 - 3
3 - تقواپيشگان در باغ هاى بهشتى ، خواستار ميوه ها و نوشيدنى هاى بسيار عالى ، متنوع و گوناگون
يدعون فيها بفكهة كثيرة و شراب
مقصود از كثرت ميوه ها و نوشيدنى ها، تنوع آنها است و تنكير «فاكهة» و «شراب» براى تفخيم مى باشد; يعنى، ميوه هاى عالى و نفيس.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 57 - 7
7 - خداوند به وسيله آب هاى فروآمده از ابر ها ، انواع ميوه ها را به ثمر مى نشاند .
فأنزلنا به الماء فأخرجنا به من كل الثمرت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 65 - 1
1 - ميوه و ثمره درخت « زقّوم » ، در زشتى همانند سر هاى شيطان ها است .
طلعها كأنّه رءوس الشيطين
«طلع»، به معناى «ثمره» است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 31 - 1
1 - خداوند ، باران و زمين مساعد را وسيله فراهم آمدن ميوه مصرفى انسان و علوفه حيوانات قرار داده است .
صببنا الماء . .. شققنا الأرض ... و فكهة و أبًّا
«أبّ»; يعنى، علوفه چرندگان، چه براى آنها چيده شود و چه خود به چرا مشغول شوند. (لسان العرب)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 3 - 4
4- گياهان و ميوه جات هر يك داراى دو نوع نر و ماده
و من كل الثمرت جعل فيها زوجين اثنين
«زوج» در لغت به معناى يك جفت و نيز به معناى يك تاى از يك جفت است. تثنيه آن (زوجين) به اعتبار معناى دوم است. بنابراين «زوجين» ; يعنى ، دو چيز كه هر يك زوج و همتاى ديگرى است و «اثنين» تأكيد براى زوجين است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 47 - 10
10 - آگاهى به روند پيدايش ميوه ها و تكوين و تولد جنين ، مقتضاى ربوبيت الهى است .
و ما ربّك . .. و ما تخرج ... إلاّ بعلمه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 99 - 8
8 - خداوند با آب باران تاكستانهاى انگور و باغهاى زيتون و انار را پديدار مى سازد.
و جنت من أعناب و الزيتون و الرمان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 32 - 4
4- آب ، عامل حيات و رويش گياهان ، ميوه ها و نباتات است .
و أنزل من السّماء ماء فأخرج به من الثمرت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 32 - 6
6- رويش گياهان ، نباتات و ميوه ها براى تأمين رزق و روزى انسان است .
فأخرج به من الثمرت رزقًا لكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 57 - 3
3 - نقش مفيد و مؤثر ميوه ها در تغذيه انسان
لهم فيها فكهة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 51 - 6
6 - نقش مفيد و مؤثر ميوه ها در تغذيه انسان
يدعون فيها بفكهة كثيرة و شراب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 27 - 1
1 - تشويق و ترغيب خداوند به مطالعه و دقت نظر در مظاهر طبيعت ; چون نزول باران و چگونگى پيدايش انواع ميوه ها
ألم تر أنّ اللّه أنزل من السماء ماء فأخرجنا به ثمرت مختلفًا ألونها
«ثمرة» (مفرد «ثمرات») به معناى ميوه است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 27 - 4
4 - آب ، عامل پديد آمدن انواع ميوه ها با رنگ هاى گوناگون
ماء فأخرجنا به ثمرت مختلفًا ألونها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 4 - 5
5- خداوند ، ايجاد كننده تفاوت در ميوه ها و ثمرات به دست آمده از درختان و گياهان و برترى دهنده برخى از آنها بر برخى ديگر
و نفضل بعضها على بعض فى الأُكل
«اُكُل» به معناى ميوه و ثمره است و بر مطلق خوراكيها نيز اطلاق شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قلم - 68 - 17 - 5
5 - سوگند باغداران يمنى ، به چيدن تمامى ميوه هاى باغ براى خود در صبحگاهان
إذ أقسموا ليصرمنّها مصبحين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قلم - 68 - 18 - 2
2 - اطمينان همراه با غرور باغداران يمنى ، به موفقيت خويش در چيدن تمامى محصولات باغ براى خود
إذ أقسموا ليصرمنّها مصبحين . و لايستثنون
سوگند باغداران، همراه با تأكيد بر اين كه تمامى محصولات را بدون استثنا براى خود خواهند چيد، گوياى مطلب ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قلم - 68 - 23 - 1،3
1 - به راه افتادن تمامى صاحبان بوستان يمنى با عزمى جدى ، براى چيدن ميوه ها در سپيده صبح
فانطلقوا و هم يتخفتون
3 - تلاش باغداران يمنى ، در مخفى نگه داشتن كار برداشت ميوه ها از ديد ديگران
فانطلقوا و هم يتخفتون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قلم - 68 - 25 - 2
2 - باغداران يمنى ، خود را در بر چيدن تمامى محصولات باغ براى خود و محروم ساختن بينوايان از آن ، توانا مى پنداشتند .
و غدوا على حرد قدرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 126 - 22
22 - از امام باقر ( ع ) درباره درخواست ابراهيم ( ع ) كه فرمود : « و ارزق أهله من الثمرات » روايت شده كه : « ان المراد بذلك ان الثمرات تحمل إليهم من الآفاق ;
اين ميوه ها، از سرزمينهاى دور به آن جا (مكه) برده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 53 - 1
1 - دوزخيان از فرط گرسنگى به پر كردن شكم خود از ميوه « زقّوم » مى پردازند .
فمالون منها البطون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 45 - 1
1- ثمره درخت زقوم ، چونان موادى آلوده و مذاب و جوشان در درون دوزخيان
إنّ شجرت الزقّوم . طعام الأثيم . كالمهل يغلى فى البطون
در معناى «مُهل»، برخى به آلودگى و عده اى به مذاب بودن آن اشاره كرده اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 22 - 11
11 - ميوه درختان از مواهب الهى و رزق و روزى انسانهاست .
فأخرج به من الثمرت رزقاً لكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قلم - 68 - 23 - 1
1 - به راه افتادن تمامى صاحبان بوستان يمنى با عزمى جدى ، براى چيدن ميوه ها در سپيده صبح
فانطلقوا و هم يتخفتون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قلم - 68 - 25 - 2
2 - باغداران يمنى ، خود را در بر چيدن تمامى محصولات باغ براى خود و محروم ساختن بينوايان از آن ، توانا مى پنداشتند
.
و غدوا على حرد قدرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 25 - 7،8
7 - بهشت داراى درختانى انبوه و ميوه دار
أن لهم جنّت . .. كلما رزقوا منها من ثمرة
«ثمرة» به ميوه درختان گفته مى شود. بهشت و بستان را از آن جهت جنت مى گويند كه پوشيده از درختان انبوه است.
8 - ميوه درختان بهشت از روزى هاى بهشتيان
كلما رزقوا منها من ثمرة رزقاً
«رزقاً» به معناى روزى است و مفعول دوم براى «رزقوا» مى باشد. ضمير در «منها» به «جنات» بر مى گردد و «من ثمرة» به منزله بيان براى «منها» است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 35 - 5
5- بهشت دربردارنده ميوه و خوراكى و داراى هوايى مطبوع است .
أُكلها دائم و ظلّها
«أُكل» به معناى ميوه و ثمره است و گاهى به مطلق خوراكى نيز اطلاق مى شود. «ظلّ» به معناى سايه و در آيه شريفه كنايه از خوش آب و هوا بودن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 57 - 1،2
1 - بهشتيان ، از ميوه هاى بسيار عالى و مطلوب برخوردارند .
لهم فيها فكهة
در برداشت ياد شده عالى و مطلوب بودن ميوه ها، از تنكير «فاكهة» - كه براى تفخيم است - استفاده مى شود.
2 - ميوه ها ، از غذا هاى اصلى بهشتيان است .
لهم فيها فكهة
از اختصاص به ذكر يافتن ميوه ها از ميان ديگر غذاها و خوراكى ها، مى توان برداشت ياد شده را به دست آورد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 62 - 3
3 - انواع بوستان ها ، ميوه ها ، شراب ها ، تخت ها ، بزم انس و همسران زيبا ، مجموعه پذيرايى خداوند از بهشتيان و بندگان مخلَص خدا
إلاّ عباد اللّه المخلصين . .. فى جنّ-ت النعيم ... و عندهم قصرت الطرف ... أذلك خ
«نزل» به مجموعه اى گفته مى شود كه براى پذيرايى از مهمان آماده مى سازند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 51 - 5
5 - ميوه ها ، از غذا هاى اصلى بهشتيان است .
يدعون فيها بفكهة كثيرة
از اختصاص به ذكر يافتن ميوه ها، از ميان ديگر غذاها و خوراكى هاى درخواستى بهشتيان، برداشت ياد شده به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 55 - 1
1- تقواپيشگان بهشتى ، برخوردار از هرگونه ميوه مورد تمايل خويش
يدعون فيها بكلّ فكهة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 15 - 10
10- متّقين در بهشت ، بهره مند از همه ميوه ها
و لهم فيها من كلّ الثمرت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 22 - 1
1 - بهره مندى تقواپيشگان ، از ميوه ها و گوشت هاى مورد تمايل خويش در بهشت ، علاوه بر نعمت هاى سرشار ديگر
فى جنّ-ت و نعيم . .. و أمددنهم بفكهة و لحم ممّا يشتهون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 68 - 2
2 - خرما و انار ، داراى ويژگى و امتياز در ميان ميوه هاى بهشت
فيهما فكهة و نخل و رمّان
«فاكهه» به مطلق ميوه گفته مى شود و شامل خرما و انار نيز مى گردد. بنابراين ذكر «نخل و رمان» پس از آن، از باب ذكر خاص بعد از عام و نشانگر ويژگى خاص آن دو ميوه در ميان ميوه هاى بهشتى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 22 - 2
2 - تخت هاى مزيّن در هوايى مطبوع ، ميوه هاى آماده ، انواع شراب هاى دلپذير ، جوانكان خدمت گزار و لباس هاى فاخر ، از نعمت هاى اختصاصى براى ابرار در بهشت
متّكئين فيها على الأرائك . .. و ذلّلت قطوفها... يسقون فيها كأسًا ... يطوف عليهم
تقديم جار و مجرور (لكم) مفيد اختصاص است. ضمن آن كه لام در «لكم»، مى تواند براى اختصاص باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مرسلات - 77 - 42 - 1
1 - تقواپيشگان ، برخوردار از انواع ميوه هاى دلخواه در بهشت
و فوكه ممّا يشتهون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مرسلات - 77 - 44 - 1
1 - محسنان ، بهره مند از سايه ها ، چشمه سار ها ، ميوه هاى دل خواه و انواع خوردنى ها و نوشيدنى هاى گوارا در بهشت
فى ظلل و عيون . .. كلوا و اشربوا هنيئًا ... إنّا كذلك نجزى المحسنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قلم - 68 - 20 - 2
2 - نابود شدن تمامى محصولات بوستانِ باغداران يمنى ، بر اثر نزول بلا
فاصبحت كالصريم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 54 - 3
3 - ميوه هاى رسيده برشاخساران باغ هاى بهشت ، در دسترس بهشتيان تكيه زده بر مسندها
متّكين . .. و جنى الجنّتين دان
«جنى» به ميوه رسيده گفته مى شود و «دان» (از ريشه «دُنوّ») به معناى نزديك و در دسترس است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 23 - 1
1 - ميوه هاى بوستان هاى بهشتى ، نزديك و در دسترس بهشتيان است .
قطوفها دانية
«قِطْف» (مفرد «قطوف») در معناى ميوه چيده شده و نيز ميوه آماده چيدن به كار مى رود. (لسان العرب)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 14 - 3
3 - ميوه هاى بهشتى ، نزديك و در دست رس بهشتيان ، بى هيچ زحمت و رنجى
و ذلّلت قطوفها تذليلاً
«قِطُفُ» (مفرد «قطوف») به معناى خوشه هاى ميوه است و «تذليل» مصدر مجهول «ذلّلت» و به معناى رام شده است. مقصود اين است كه چيدن خوشه هاى ميوه، براى بهشتيان آسان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 27 - 6
6 - وجود انواع ميوه ها با رنگ ها ، طعم ها و خواص گوناگون ، از نعمت هاى خداوند براى بشر
ألم تر أنّ اللّه أنزل من السماء ماء فأخرجنا به ثمرت مختلفًا ألونها
برخى از مفسران بر اين باورند كه اختلاف رنگ ميوه ها اشاره به طعم ها و خواص گوناگون آنها دارد; زيرا نوعاً ميوه هاى رنگارنگ، طعم ها و خواص گوناگونى دارند. گفتنى است اين آيه و آيه بعد، ضمن تبيين قدرت و يكتايى خداوند، در صدد برشمردن نعمت هاى الهى نيز مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 32 - 8
8- ميوه ها و نباتات تأمين رزق و روزى انسان ، نمودى از نعمت و لطف الهى بر بندگان و شايسته شكر و سپاس
الله الذى خلق السموت و الأرض و أنزل من السّماء ماء فأخرج به من الثمرت رزقًا لكم
آيه در مقام امتنان و برشمارى نعمتهاى الهى است و آهنگ آن، تشويق كننده بندگان به شكر و سپاس در برابر نعمتهاى پروردگار است. گفتنى است جمله «إن الاءنسان لظلوم كفّار» در دو آيه بعد (آيه 34) مؤيد برداشت فوق است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 11 - 1
1 - امتنان الهى بر خلق ، به خاطر قرار دادن انواع ميوه ها در زمين ، براى آنان
و الأرض وضعها للأنام . فيها فكهة
واژه «فاكهة» بر مطلق ميوه - از هر نوع باشد - اطلاق مى شود (قاموس المحيط).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 31 - 2
2 - دستيابى انسان به ميوه ها و مراتع ، نعمت خداوند و مقتضى شكرگزارى انسان از او است .
ما أكفره . .. و فكهة و أبًّا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 27 - 7
7 - نقش سازنده تنوع ميوه ها در تغذيه انسان ها
ثمرت مختلفًا ألونها
برداشت ياد شده را مى توان از تصريح خداوند به گوناگونى ميوه ها، استفاده كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 32 - 7
7- نزول باران و رويش نباتات و ميوه ها ، دليل و نشانه توحيد خداوند است .
الله الذى خلق السموت و الأرض و أنزل من السّماء ماء فأخرج به من الثمرت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 4 - 6
6- زمين و بخش هاى متفاوت آن و درختان و كشتزارها ، از نشانه هاى خدا و يكتايى او در تدبير هستى
إن فى ذلك لأيت لقوم يعقلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 12 - 5
5 - وجود آدمى ، نيازمند خواص متنوع نهفته در انواع ميوه ها ، حبوبات و سبزى ها *
و الأرض وضعها للأنام . فيها فكهة و النخل ... و الحبّ ... الريحان
از اين كه خداوند، پس از يادآورى آمادگى زمين براى زندگى انسان، ميوه هاى مختلف، حبوبات و سبزى ها را مورد اشاره قرار داده است; مى توان استفاده كرد كه انسان در زندگى خويش، به همه اين نعمت ها و خواص نهفته در آنها نيازمند است و كمبود هر يك، مى تواند انسان را با مشكل مواجه سازد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 53 - 1
1 - بهشت و نعمت هاى آن مانند انواع ميوه ها و نوشيدنى ها و زنان زيبا ، وعده الهى به تقواپيشگان
جنّ-ت . .. يدعون فيها بفكهة كثيرة و شراب . و عندهم قصرت الطرف أتراب . هذا ما
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 73 - 1،2
1 - بهرهورى متقين در بهشت ، از ميوه هاى فراوان آماده شده براى ايشان
لكم فيها فكهة
2 - ميوه هاى بهشت ، چندان فراوان اند كه تقواپيشگان تنها از بخشى از آن بهره مى برند .
لكم فيها فكهة كثيرة منها تأكلون
از «منها» - كه براى تبعيض است - استفاده مى شود كه مؤمنان تنها از گوشه اى از نعمت هاى بهشت استفاده مى كنند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 15 - 11
11- وفور و فراوانى نعمت ها و ميوه ها در بهشت
و لهم فيها من كلّ الثمرت
تعبير «من كلّ الثمرات»، مى فهماند كه اولاً ميوه هاى بهشت گوناگون و بسيار متنوع است. ثانياً هر نوع ميوه آن به وفور و فراوانى وجود دارد; نه به صورت نمونه و اندك. مطلب نخست از واژه «كل» و مطلب دوم از جمع آمدن «الثمرات»، برداشت مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 32 - 1
1 - بهشت اصحاب اليمين ، داراى ميوه هاى فراوان
و فكهة كثيرة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قلم - 68 - 22 - 1
1 - باغداران يمنى ، همديگر را به چيدن ميوه ها در سپيده صبح تحريك و ترغيب كردند .
أن اغدوا على حرثكم إن كنتم صرمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 65 - 1
1 - ميوه و ثمره درخت « زقّوم » ، در زشتى همانند سر هاى شيطان ها است .
طلعها كأنّه رءوس الشيطين
«طلع»، به معناى «ثمره» است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 25 - 10،11
10 - ميوه ها و روزى هاى بهشت به نوعى ، همسان و مشابه يكديگرند .
كلما رزقوا منها من ثمرة رزقاً . .. وأتوا به متشبها
ضمير در «به» به «رزقاً» بر مى گردد و «متشابهاً» به معناى همسان است و حال براى اين ضمير مى باشد; يعنى، و روزيهاى بهشتى را به حضور مؤمنان مى آورند در حالى كه همسان يكديگرند. گفتنى است كه برداشت فوق مبتنى بر اين است كه جمله «أتوا به ...» مستأنفه بيانيه باشد.
11 - هرگاه ميوه اى از درختان بهشت چيده شود ، ميوه اى همانند آن بر آن درختان نمايان مى شود .
كلما رزقوا منها من ثمرة رزقاً قالوا هذا . .. وأتوا به متشبها
برداشت فوق مبتنى بر اين است كه: جمله «أتوا به . ..» عطف بر «قالوا ...» باشد كه در نتيجه «أتوا به ....» جواب شرط (كلما رزقوا ...) خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 22 - 2
2 - كاستى نيافتن ميوه ها و غذا هاى بهشتى ، با بهرهورى اهل بهشت
و أمددنهم بفكهة و لحم ممّا يشتهون
«مدّ» (ريشه «أمددنا») به معناى جريان داشتن است. بنابراين در معناى «امداد» پيوستگى و استمرار نهفته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 33 - 1
1 - وجود ميوه هاى فراوان در بهشت اصحاب اليمين ، هميشگى است ; نه فصلى و مقطعى
و فكهة كثيرة . لامقطوعة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 23 - 1
1 - ميوه هاى بوستان هاى بهشتى ، نزديك و در دسترس بهشتيان است .
قطوفها دانية
«قِطْف» (مفرد «قطوف») در معناى ميوه چيده شده و نيز ميوه آماده چيدن به كار مى رود. (لسان العرب)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 25 - 10،11
10 - ميوه ها و روزى هاى بهشت به نوعى ، همسان و مشابه يكديگرند .
كلما رزقوا منها من ثمرة رزقاً . .. وأتوا به متشبها
ضمير در «به» به «رزقاً» بر مى گردد و «متشابهاً» به معناى همسان است و حال براى اين ضمير مى باشد; يعنى، و روزيهاى بهشتى را به حضور مؤمنان مى آورند در حالى كه همسان يكديگرند. گفتنى است كه برداشت فوق مبتنى بر اين است كه جمله «أتوا به ...» مستأنفه بيانيه باشد.
11 - هرگاه ميوه اى از درختان بهشت چيده شود ، ميوه اى همانند آن بر آن درختان نمايان مى شود .
كلما رزقوا منها من ثمرة رزقاً قالوا هذا . .. وأتوا به متشبها
برداشت فوق مبتنى بر اين است كه: جمله «أتوا به . ..» عطف بر «قالوا ...» باشد كه در نتيجه «أتوا به ....» جواب شرط (كلما رزقوا ...) خواهد بود.
ميوه ها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 99 - 10
10 - تنوع ميوه ها و درختان زيتون و انار از آيات خداشناسى و توحيد است.
و الزيتون و الرمان مشتبها و غير متشبه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 141 - 9
9 - جواز استفاده از انواع ميوه ها و محصولات كشاورزى براى انسان
كلوا من ثمره إذا أثمر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 11 - 2
2 - اهميت ميوه هاى زمين ، در زندگى و حيات خلق
فيها فكهة
برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه در ميان همه مزايا و امكانات زمين، نخستين چيزى كه خداوند مطرح كرده «فاكهه» است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 4 - 5
5- خداوند ، ايجاد كننده تفاوت در ميوه ها و ثمرات به دست آمده از درختان و گياهان و برترى دهنده برخى از آنها بر برخى ديگر
و نفضل بعضها على بعض فى الأُكل
«اُكُل» به معناى ميوه و ثمره است و بر مطلق خوراكيها نيز اطلاق شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 141 - 7،8
7 - انواع درختان و ميوه هاى زيتون و انار، در عين تشابه با يكديگر، متفاوت هستند.
و الزيتون و الرمان متشبها و غير متشبه
8 - همگونى ميوه ها در شكل و گوناگونى آنها در طعم و كيفيت، نشانى از قدرت خداوند است.
و هو الذى . .. الزيتون و الرمان متشبها و غير متشبه
محتمل است مراد از زيتون و انار در آيه، ميوه هاى آن باشد. در اين صورت «متشابه» يعنى تشابه ميوه هاى زيتون با يكديگر و همچنين انار، «و غير متشابه» يعنى تفاوت آنها از نظر رنگ و طعم و ... در عين تشابه با يكديگر.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 99 - 14
14 - لزوم مطالعه و تحقيق در چگونگى ثمر دادن و رشد و رسيدن ميوه هاى درختان
أنظروا إلى ثمره إذا أثمر و ينعه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 141 - 8
8 - همگونى ميوه ها در شكل و گوناگونى آنها در طعم و كيفيت، نشانى از قدرت خداوند است.
و هو الذى . .. الزيتون و الرمان متشبها و غير متشبه
محتمل است مراد از زيتون و انار در آيه، ميوه هاى آن باشد. در اين صورت «متشابه» يعنى تشابه ميوه هاى زيتون با يكديگر و همچنين انار، «و غير متشابه» يعنى تفاوت آنها از نظر رنگ و طعم و ... در عين تشابه با يكديگر.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 141 - 7
7 - انواع درختان و ميوه هاى زيتون و انار، در عين تشابه با يكديگر، متفاوت هستند.
و الزيتون و الرمان متشبها و غير متشبه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 99 - 11
11 - گوناگونى درختان يك ميوه و تفاوت ثمره هاى آن، در عين شباهت با يكديگر، از آيات خداشناسى و توحيد است.
و هو الذى . .. و الزيتون و الرمان مشتبها و غير متشبه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 141 - 5
5 - گوناگونى ميوه ها و محصولات كشاورزى از آثار قدرت الهى
و الزرع مختلفا أكله
«اكل» به معناى ميوه و ثمرهاى خوراكى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 4 - 4،7
4- درختان انگور ، نخل هاى خرما و نيز ساير گياهان على رغم مشروب شدن از آبى با طبيعت واحد ، ثمرات و ميوه هاى مختلف و گوناگون به بار مى آورند .
جن-ّت من أعنب و زرع و نخيل . .. يسقى بماء وحد و نفضل بعضها على بعض فى الأُكل
7- گوناگون شدن ميوه هاى درختان و محصولات كشاورزى ، على رغم بهرهورى آنها از آب با طبيعتى واحد ، از نشانه هاى توحيد و يكتايى خدا در تدبير هستى
يسقى بماء وحد و نفضل بعضها على بعض فى الأُكل إن فى ذلك الأيت لقوم يعقلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 19 - 6
6 - پيدايش گياهان مختلف با ميوه هاى متفاوت به وسيله ريزش باران ، يكى از جلوه هاى تدبير و ربوبيت خداوند است .
فأنشأنا لكم به جنّت . .. لكم فيها فوكه كثيرة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 3 - 3
3- خداوند ، آفريننده گياهان و ميوه جات در زمين
و من كل الثمرت جعل فيها زوجين اثنين
«ثمرات» (جمع ثمرة) به معناى ميوه ها و نيز درختان است (برگرفته شده از قاموس المحيط).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 32 - 1
1 - آب ، زمين ، دانه ها ، انگور ، سبزيجات ، زيتون ، نخل ، بوستان ، ميوه و چراگاه ، آفريده هاى خداوند و در خدمت منافع انسان و دام هاى آنان است .
متعًا لكم و لأنعمكم
«متاعاً» اسم مصدر و جايگزين مصدر حقيقى «تمتيعاً»(بهره رساندن) است (لسان العرب). اين كلمه، مفعول له و بيانگر علت پيدايش نعمت هايى است كه در آيات پيشين ذكر شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 31 - 1
1 - خداوند ، باران و زمين مساعد را وسيله فراهم آمدن ميوه مصرفى انسان و علوفه حيوانات قرار داده است .
صببنا الماء . .. شققنا الأرض ... و فكهة و أبًّا
«أبّ»; يعنى، علوفه چرندگان، چه براى آنها چيده شود و چه خود به چرا مشغول شوند. (لسان العرب)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 3 - 4
4- گياهان و ميوه جات هر يك داراى دو نوع نر و ماده
و من كل الثمرت جعل فيها زوجين اثنين
«زوج» در لغت به معناى يك جفت و نيز به معناى يك تاى از يك جفت است. تثنيه آن (زوجين) به اعتبار معناى دوم است. بنابراين «زوجين» ; يعنى ، دو چيز كه هر يك زوج و همتاى ديگرى است و «اثنين» تأكيد براى زوجين است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 32 - 4
4- آب ، عامل حيات و رويش گياهان ، ميوه ها و نباتات است .
و أنزل من السّماء ماء فأخرج به من الثمرت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 32 - 6
6- رويش گياهان ، نباتات و ميوه ها براى تأمين رزق و روزى انسان است .
فأخرج به من الثمرت رزقًا لكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 4 - 5
5- خداوند ، ايجاد كننده تفاوت در ميوه ها و ثمرات به دست آمده از درختان و گياهان و برترى دهنده برخى از آنها بر برخى ديگر
و نفضل بعضها على بعض فى الأُكل
«اُكُل» به معناى ميوه و ثمره است و بر مطلق خوراكيها نيز اطلاق شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 27 - 6
6 - وجود انواع ميوه ها با رنگ ها ، طعم ها و خواص گوناگون ، از نعمت هاى خداوند براى بشر
ألم تر أنّ اللّه أنزل من السماء ماء فأخرجنا به ثمرت مختلفًا ألونها
برخى از مفسران بر اين باورند كه اختلاف رنگ ميوه ها اشاره به طعم ها و خواص گوناگون آنها دارد; زيرا نوعاً ميوه هاى
رنگارنگ، طعم ها و خواص گوناگونى دارند. گفتنى است اين آيه و آيه بعد، ضمن تبيين قدرت و يكتايى خداوند، در صدد برشمردن نعمت هاى الهى نيز مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 32 - 8
8- ميوه ها و نباتات تأمين رزق و روزى انسان ، نمودى از نعمت و لطف الهى بر بندگان و شايسته شكر و سپاس
الله الذى خلق السموت و الأرض و أنزل من السّماء ماء فأخرج به من الثمرت رزقًا لكم
آيه در مقام امتنان و برشمارى نعمتهاى الهى است و آهنگ آن، تشويق كننده بندگان به شكر و سپاس در برابر نعمتهاى پروردگار است. گفتنى است جمله «إن الاءنسان لظلوم كفّار» در دو آيه بعد (آيه 34) مؤيد برداشت فوق است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 11 - 1
1 - امتنان الهى بر خلق ، به خاطر قرار دادن انواع ميوه ها در زمين ، براى آنان
و الأرض وضعها للأنام . فيها فكهة
واژه «فاكهة» بر مطلق ميوه - از هر نوع باشد - اطلاق مى شود (قاموس المحيط).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 31 - 2
2 - دستيابى انسان به ميوه ها و مراتع ، نعمت خداوند و مقتضى شكرگزارى انسان از او است .
ما أكفره . .. و فكهة و أبًّا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 32 - 7
7- نزول باران و رويش نباتات و ميوه ها ، دليل و نشانه توحيد خداوند است .
الله الذى خلق السموت و الأرض و أنزل من السّماء ماء فأخرج به من الثمرت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 4 - 6
6- زمين و بخش هاى متفاوت آن و درختان و كشتزارها ، از نشانه هاى خدا و يكتايى او در تدبير هستى
إن فى ذلك لأيت لقوم يعقلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 12 - 5
5 - وجود آدمى ، نيازمند خواص متنوع نهفته در انواع ميوه ها ، حبوبات و سبزى ها *
و الأرض وضعها للأنام . فيها فكهة و النخل ... و الحبّ ... الريحان
از اين كه خداوند، پس از يادآورى آمادگى زمين براى زندگى انسان، ميوه هاى مختلف، حبوبات و سبزى ها را مورد اشاره قرار داده است; مى توان استفاده كرد كه انسان در زندگى خويش، به همه اين نعمت ها و خواص نهفته در آنها نيازمند است و كمبود هر يك، مى تواند انسان را با مشكل مواجه سازد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 98 - 5
5 - برترى رسولان الهى بر فرشتگان حتى بر جبرئيل و ميكائيل *
من كان عدواً للّه و ملئكته و رسله و جبريل و ميكل
چنانچه گذشت ذكر بخصوص جبرئيل و ميكائيل از ميان ساير فرشتگان حكايت از برترى اين دو فرشته دارد و تقديم ذكرى «رسله» بر «جبريل و ميكال» اشاره به به برترى بر جبرئيل و ميكائيل دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 98 - 2
2 - خداوند ، دشمن كسانى است كه با جبرئيل و ميكائيل دشمنى دارند .
من كان عدواً للّه . .. و جبريل و ميكل فإن اللّه عدو للكفرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 98 - 7
7 - دشمنان جبرئيل و ميكائيل كافرند .
من كان عدواً للّه . .. و جبريل و ميكل فإن اللّه عدو للكفرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 98 - 4
4 - جبرئيل و ميكائيل داراى مقامى برتر از ساير فرشتگان در پيشگاه خدا
من كان عدواً للّه و ملئكته و رسله جبريل و ميكل
كلمه «ملائكته» شامل جبرئيل و ميكائيل مى شود. بنابراين ذكر بخصوص آنها از ميان ساير فرشتگان، مى تواند اشاره به برترى مقام آنان باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 68 - 12
12 - « قال رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) : « و نفخ فى الصور فصعق من فى السماوات و من فى الأرض إلاّ من شاء اللّه » قالوا : يا رسول اللّه من هؤلاء الذين استثنى اللّه ، قال : جبرئيل و ميكائيل و ملك الموت و اسرائيل و حملة العرش . . . ;
از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) روايت شده كه فرمود: «و نفخ فى الصور. .. إلاّ من شاء اللّه». [اصحاب] گفتند: اى رسول خدا! اين كسانى كه استثنا شده اند چه كسانى هستند؟ فرمود: جبرئيل، ميكائيل، ملك الموت، اسرائيل و حاملان عرش هستند...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 40 - 20
20 - موسى ( ع ) به خاطر ارتكاب قتل ، نزد فرعونيان امنيت جانى نداشت .
فنجّينك من الغم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 112 - 8
8- گرسنگى و ناامنى ، از بلا هاى مهم اجتماعى است .
قرية كانت ءامنة مطمئنّة . .. فأذقها الله لباس الجوع و الخوف
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 13 - 11
11 - مستحكم نبودن خانه و كاشانه ، بهانه منافقان و افراد بيماردل براى گريز از جهاد در غزوه احزاب بود .
و يستئذن فريق منهم النبىّ يقولون إنّ بيوتنا عورة و ما هى بعورة إن يريدون إلاّ فر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 33 - 16،27
16 - مجازات دنيوى محاربان و فسادانگيزان در مقايسه با مجازات اخروى آنان ، بسى اندك و ناچيز است .
ذلك لهم خزى فى الدنيا و لهم فى الاخرة عذاب عظيم
تصريح به بزرگى عذاب محاربان در آخرت در مقابل كيفر دنيوى آنان، گوياى برداشت فوق است.
27 - بريدن يك دست و يك پا از جهت مخالف و سپس به دار آويختن ، كيفر ايجاد ناامنى در راه ها به همراه قتل و غارت اموال
انما جزؤا الذين يحاربون اللّه و رسوله . .. و ارجلهم من خلف
از امام جواد(ع) روايت شده كه در پاسخ سؤال از حكم فسادگرانى كه راه بر مردم بسته اند فرمود: . .. و ان كانوا اخافوا السبيل و قتلوا النفس و اخذوا المال امر بقطع ايديهم و ارجلهم من خلاف و صلبهم بعد ذلك ... .
تفسير عياشى، ج 1، ص 315، ح 91; تفسير برهان، ج 1، ص 467، ح 16.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 112 - 15
15- فقر و گرسنگى مردم ، زمينه ساز ناامنى اجتماعى است . *
فكفرت بأنعم الله فأذقها الله لباس الجوع و الخوف
از اينكه خداوند در كيفر كفران نعمت، ابتدا فقر و گرسنگى و سپس ترس و ناامنى را مطرح ساخته است، مى توان به دست آورد كه فقر و گرسنگى زمينه ناامنى اجتماعى، همچون دزدى و . .. را فراهم مى آورد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 16 - 1
1 - قتل مرد قبطى ، ظلم موسى ( ع ) به خود و باعث به خطر افتادن جان او از سوى فرعونيان
فوكزه موسى فقضى عليه . .. قال ربّ إنّى ظلمت نفسى
موسى(ع) در پيشگاه پروردگار اعتراف كرد كه مرتكب خطاى بزرگى شده و با كشتن مرد قبطى، در معرض خطرى جدى قرار گرفته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 31 - 13
13- ناامن بودن اطراف و حوالى يك منطقه ، مايه زوال امنيت آن منطقه است .
أو تحلّ قريبًا من دارهم
ناامن بودن حوالى مكّه به عنوان تهديدى براى آن ديار ، گوياى برداشت فوق است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 112 - 6،7،9،16
6- مبتلا شدن جامعه به فقر ، گرسنگى و ناامنى ، در نتيجه كفران نعمت هاى الهى
قرية كانت ءامنة مطمئنّة . .. فكفرت بأنعم الله فأذقها الله لباس الجوع و الخوف
7- كمترين كيفر الهى براى جامعه ناسپاس ، پيدايش فقر ، گرسنگى و ناامنى فراگير است . *
فأذقها الله لباس الجوع و الخوف
برداشت فوق، بر اساس اين احتمال است كه «اذاق» اشاره به چشاندن و ظاهر ساختن گوشه اى از كيفر باشد و «لباس» اشاره به اثرات و فراگيرى آن كيفر داشته باشد.
9- ابداع روش هاى جديد براى گناه و استمرار آن و نيز ناسپاسى در برابر خدا ، عامل پيدايش فقر ، گرسنگى و ناامنى اجتماعى
فكفرت بأنعم الله . .. بما كانوا يصنعون
برداشت فوق، با توجه به واژه «يصنعون» كه دربردارنده معناى ابداع و ايجاد مسبوق به عدم است، استفاده گرديد.
16- دستيابى جامعه به امنيت ، رشد و رفاه اقتصادى و يا ابتلاى آن به فقر ، گرسنگى ، ناامنى و ترس ، در گرو اعمال افراد آن جامعه است .
و ضرب الله مثلاً قرية كانت ءامنة مطمئنّة . .. فكفرت بأنعم الله فأذقها الله لباس
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 113 - 7
7- فقر ، ناامنى و عذاب دنيوى ، دستاورد تكذيب كنندگان انبيا و رسولان الهى
فأذقها الله لباس الجوع و الخوف . .. رسول منهم فكذّبوه فأخذهم العذاب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 112 - 14
14- روى آورى فقر ، گرسنگى و ناامنى به شهر مكه پس از آبادانى آن ، در نتيجه كفران نعمت هاى الهى
ضرب الله مثلاً قرية كانت ءامنة مطمئنّة . .. فأذقها الله لباس الجوع و الخوف بما ك
برداشت فوق - چنان چه عده اى از مفسّران گفته اند - بنابراين احتمال است كه مورد مثال آيه، قحطى شهر مكه باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 33 - 20،25،26،27
20 - سلاح بر گرفتن و ايجاد ناامنى در راه ها - همراه با قتل ، - محاربه با خدا و رسول و كيفر آن اعدام است .
انما جزؤا الذين يحاربون اللّه . .. ان يقتلوا
از امام جواد(ع) روايت شده كه در پاسخ از سؤال حكم فسادگرانى كه راه بر مردم بسته اند فرمود: . .. و ان كانوا اخافوا السبيل و قتلوا النفس امر بقتلهم ... .
تفسير عياشى، ج 1، ص 315، ح 91; تفسير برهان، ج 1، ص 467، ح 16.
25 - تبعيد محارب ( از محل ارتكاب جرم به شهرى ديگر ) و قطع معاشرت وى با مردم ، كيفر سلاح بر كشيدن بدون قتل و غارت
انما جزؤا الذين يحاربون اللّه . .. او ينفوا من الارض
از امام رضا(ع) درباره آيه فوق روايت شده: . .. و ان شهر السيف فحارب اللّه و رسوله و سعى فى الارض فساداً و لم يقتل و لم يأخذ المال ... ينفى من المصر الذى فعل فيه ما فعل الى مصر غيره و يكتب الى اهل ذلك المصر انه منفى فلا تجالسوه و لا تبايعوه و لا تناكحوه و لا تواكلوه و لا تشاربوه ... .
كافى، ج 7، ص 247، ح 8; نورالثقلين، ج 1، ص 623، ح 165.
26 - زندانى كردن ، كيفر ايجاد ناامنى در راه ها ، بدون قتل و غارت
انما جزؤا الذين يحاربون اللّه . .. او ينفوا من الارض
از امام جواد(ع) روايت شده كه در پاسخ سؤال از حكم فسادگرانى كه راه بر مرم بسته اند فرمود: . .. فان كانوا اخافوا السبيل فقط و لم يقتلوا احداً و لم يأخذوا مالا امر بايداعهم الحبس فان ذلك معنى نفيهم من الارض ... .
تفسير عياشى، ج 1، ص 315، ح 91; تفسير برهان، ج 1، ص 467، ح 16.
27 - بريدن يك دست و يك پا از جهت مخالف و سپس به دار آويختن ، كيفر ايجاد ناامنى در راه ها به همراه قتل و غارت اموال
انما جزؤا الذين يحاربون اللّه و رسوله . .. و ارجلهم من خلف
از امام جواد(ع) روايت شده كه در پاسخ سؤال از حكم فسادگرانى كه راه بر مردم بسته اند فرمود: . .. و ان كانوا اخافوا السبيل و قتلوا النفس و اخذوا المال امر بقطع ايديهم و ارجلهم من خلاف و صلبهم بعد ذلك ... .
تفسير عياشى، ج 1، ص 315، ح 91; تفسير برهان، ج 1، ص 467، ح 16.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 22 - 3
3 - دنيا جويان آسايش طلب ، فاقد امنيت و آسايش در آخرت
يستعجل بها الذين لايؤمنون . .. و من كان يريد حرث الدنيا ... ترى الظلمين مشفقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 5 - 8
8- در امان نبودن بنى اسرائيل حتى در زواياى خانه هاى خود ، به دنبال فسادانگيزى و تعقيب قرار گرفتنشان از سوى مردانى جنگاور
فجاسوا خلل الديار
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 33 - 7
7- اتهام زنندگان به مريم ( س ) ، از سلامت و امنيت بى بهره بودند .
و السلم علىّ
«السلام»، يعنى سلام كامل و داراى همه خصوصيات. اين سخن دارى حصر اضافى است و در برابر كسانى كه براى توبيخ مريم گرد آمده بودند، حاوى نوعى تعريض است; يعنى تنها من از آن سلامت كامل برخوردارم، ولى شما چنين نيستيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 69 - 11
11 - « عن رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) قال : إذا أخذتم الساحر فاقتلوه ثمّ قرأ « و لايفلح الساحر حيث أتى » قال : لايأمن حيث وجد ;
از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) روايت شده كه فرمود: هرگاه بر ساحرى دست يافتيد او را بكشيد; سپس اين آيه را قرائت فرمود: «و لايفلح الساحر حيث أتى» [آن گاه]فرمود: ساحر هرجا يافت شود در امان نيست».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 67 - 3
3 - ناامنى و آدم ربايى در پيرامون مكه ، در دوران آغاز اسلام ، رواج داشته است .
أَوَلم يروا أنّا جعلنا حرمًا ءامنًا و يتخطّف الناس من حولهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 24 - 10
10 - دنيا سرايى است ناامن و آرميدن در آن و گردش بر مدار آن ، نشانه اى است از كوته نظرى .
إنما مثل الحيوة الدنيا . .. كذلك نفصل الأيت لقوم يتفكرون
غرض از تمثيل در آيه شريفه - به قرينه آيه بعد (و اللّه يدعوا إلى دارالسلام . .. ) - بيان اين حقيقت است كه: اين سرا، سرايى است كه در معرض انواع حوادث و رخدادهاى مرگبار است و انسان نبايد به چنين جايى بسنده كند و آن را وجهه همت خود قرار دهد. گفتنى است كه از ذيل آيه (لقوم يتفكرون) استفاده مى شود كه اهل دنيا مردمانى فاقد فكر و انديشه هستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 49 - 4
4 - مؤمنان راهى بهشت با فرمان اصحاب اعراف به آن جايگاه رفيع وارد خواهند شد .
ادخلوا الجنة
ظاهر اين است كه جمله «اهؤلاء الذين . .. » دنباله سخنان اصحاب اعراف با كافران مستكبر باشد. يعنى: قالوا ... اهؤلاء الذين ... بر اين تقدير جمله «ادخلوا ... » نيز سخن اعرافيان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 55 - 17
17 - زندگى مؤمنان نيكوكار صدراسلام در بيشترين دوران بعثت ، همراه با ترس و ناامنى از سوى دشمنان بود .
وعد اللّه الذين ءامنوا منكم و عملوا الصلحت . .. و ليبدّلنّهم من بعد خوفهم أمنً
مقصود از خوف و ناامنى در آيه شريفه - به قرينه وعده جايگزين شدن آنان به جاى كافران حاكم - ناامنى و ترسى است كه از ناحيه كافران و دشمنان به وجود آمده بود و چون اين آيات، در سال هاى پايانى دوران بعثت نازل گرديده بود، مى رساند كه مؤمنان، بيشترين دوران بعثت را به حالت ترس و اضطراب گذرانده اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 67 - 11
11 - امنيت ، نعمتى الهى است و ناامنى و جوّ آدم ربايى ، امرى نامطلوب و نكوهيده است .
أَوَلم يروا أنّا جعلنا حرمًا ءامنًا و يتخطّف الناس من حولهم أفبالبطل . .. و بنع
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 7 - 37
37 - آيات منسوخ ، از مصاديق متشابه و ناسخ آنها از محكمات است .
منه ايات محكمات . .. و اخر متشابهات
امام باقر (ع): . .. فالمنسوخات من المتشابهات و المحكمات من الناسخات.
كافى، ج 2، ص 28، ح 1 ; نورالثقلين، ج 1، ص 313، ح 19.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 110 - 18
18 - اسلام ، ناسخ اديان گذشته
و لو أمن من اهل الكتب لكان خيراً لهم
بنابر اينكه «خير»، اسم تفضيل نباشد و منظور از ايمان، ايمان به اسلام و پيامبر (صلی الله علیه و آله) باشد.
ناسخ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 102 - 2
2- آيات ناسخ و منسوخ ، همه از جانب پروردگار نازل شده است .
قل نزّله روح القدس من ربّك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 110 - 23
23- « عن أبى عبدالله ( ع ) فى قوله : « و لاتجهر بصلاتك و لاتخافت بها » قال : نسختها « فاصدع بما تؤمر » السورة حجر الأية 94 ;
از امام صادق(ع) روايت شده است كه درباره سخن خدا «و لاتجهر بصلاتك و لاتخافت بها» فرمود: اين آيه شريفه، به وسيله آيه 94 از سوره حجر: «فاصدع بما تؤمر» نسخ شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 9 - 17
17 - « عن مسعدة ابن صدقة قال : دخل سفيان الثورى على أبى عبداللّه . . . فأتاه قوم ممّن يظهرون الزهد . . . فقالوا يقول اللّه تبارك و تعالى مخبراً عن قوم من أصحاب النبىّ (صلی الله علیه و آله) « و يؤثرون على أنفسهم و لو كان بهم خصاصة . . . « فمدح فعلهم . . . فقال أبوعبداللّه ( ع ) : . . . أخبرونى . . . ألكم علم بناسخ القرآن و منسوخه . . . فقالوا له أو بعضه و أمّا كلّه فلا فقال لهم . . . فأمّا ما ذكرتم من أخبار اللّه عزّوجلّ إيّانا فى كتابه عن القوم الذين اخبر عنهم بحسن فعالهم فقد كان مباحاً جائزاً و لم يكونوا نهوا عنه و ثوابهم منه على اللّه عزّوجلّ و . . . انّ اللّه جلّ و تقدس أمر بخلاف ما عملوا به فصار أمره ناسخاً لفعلهم . . . هذا ما نطق به الكتاب . . . « والذين إذا أنفقوا لم يسرفوا و لم يقتروا و كان بين ذلك قواماً » ;
از مسعدة بن صدقه روايت شده است: سفيان ثورى وارد بر امام صادق(ع) شد . .. و جمعى از كسانى كه اظهار زهد مى كردند وارد شدند ... و گفتند: خداى تعالى در حالى كه از قومى از اصحاب پيغمبر خبر مى دهد، مى فرمايد: «ويؤثرون على أنفسهم ...» و فعل آنان را ستوده است ... پس امام صادق(ع) فرمود: آيا شما از ناسخ و منسوخ قرآن آگاهى داريد ... گفتند: بعضى را مى دانيم; ولى همه رانمى دانيم. امام به آنان فرمود: ... آنچه را ياد نموديد كه خداوند در كتاب خود از حسن عمل قومى خبر داده، اين عمل در آن زمان مباح بوده و از آن نهى نشده بود و ثواب آن عمل براى آنان نزد خداوند بوده است; ولى خداوند برخلاف عمل آنان، امر فرموده و امر خدا ناسخ فعل آنان است ... اين است آنچه كتاب خدا به آن سخن گفته: والذين إذا أنفقوا لم يسرفوا...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 102 - 7
7- نزول تدريجى قرآن و ناسخ و منسوخ آن ، امرى به حق و بايسته
و إذا بدّلنا ءاية مكان ءاية . .. قل نزّله روح القدس من ربّك بالحقّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 106 - 17
17 - از امام باقر ( ع ) درباره سخن خدا كه مى فرمايد : « ما ننسخ من آية او ننس ها نأت بخير من ها أو مثل ها » روايت شده كه فرمود : « الناسخ ما حوّل . . . مثل قوم يونس إذ بداله فرحمهم . . . ;
ناسخ عبارت است از چيزى كه تغيير دهد . .. مثل قوم يونس زمانى كه براى خدا نسبت به عذاب آنان بداء حاصل شد و مورد رحمت خدا قرار گرفتند ...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 85 - 5
5 - اسلام ، ناسخ تمامى اديان گذشته
و من يبتغ غير الاسلام ديناً فلن يقبل منه
بنابراينكه «الاسلام»، نام شريعت پيامبر (صلی الله علیه و آله) باشد.
نسخ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 85 - 5
5 - اسلام ، ناسخ تمامى اديان گذشته
و من يبتغ غير الاسلام ديناً فلن يقبل منه
بنابراينكه «الاسلام»، نام شريعت پيامبر (صلی الله علیه و آله) باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 93 - 12،13
12 - تورات ، ناسخ حرمت برخى از خوردنى ها بر بنى اسرائيل
كل الطعام كان حلا لبنى اسرائيل الا ما حرم اسرائيل على نفسه من قبل ان تنزل التوري
بنابراينكه «من قبل» متعلق به «حرّم» باشد; يعنى حرمتهاى وضع شده براى بنى اسرائيل توسط يعقوب (ع)، تا قبل از نزول تورات بوده است.
13 - راه نداشتن نسخ در احكام شريعت ، پندار باطل يهود
الا ما حرم اسرائيل على نفسه من قبل ان تنزّل التورية قل فاْتوا بالتورية فاتلوها
بنابراينكه «من قبل» متعلق به «كان حلا» باشد; يعنى برخى طعامها قبل از نزول تورات حلال بوده و تورات آن را حرام كرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 108 - 3
3 - نسخ اديان و نيز نسخ برخى از آيات و احكام قرآن ، برانگيزنده مسلمانان به طرح پرسشهايى نا به جا از پيامبر (صلی الله علیه و آله)
أم تريدون أن تسئلوا رسولكم
برداشت فوق بر اين مبناست كه «أن تسئلوا» به معناى پرسش كردن باشد. از آن جا كه لحن آيه گوياى مذمت است، از آن پرسشها به پرسشهاى نا به جا تعبير شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 108 - 2،3
2 - امكان نسخ و تبديل احكام ، ترغيب كننده برخى از مسلمان ها به درخواست تغيير و تبديل برخى از آن احكام
ما ننسخ من ءاية . .. أم تريدون أن تسئلوا رسولكم
با توجه به آيه قبل، مى توان گفت: منشأ گرايش مسلمانان به درخواست نسخ برخى از احكام، طرح مسأله نسخ و امكان آن بوده است.
3 - نسخ اديان و نيز نسخ برخى از آيات و احكام قرآن ، برانگيزنده مسلمانان به طرح پرسشهايى نا به جا از پيامبر (صلی الله علیه و آله)
أم تريدون أن تسئلوا رسولكم
برداشت فوق بر اين مبناست كه «أن تسئلوا» به معناى پرسش كردن باشد. از آن جا كه لحن آيه گوياى مذمت است، از آن پرسشها به پرسشهاى نا به جا تعبير شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 108 - 3
3 - نسخ اديان و نيز نسخ برخى از آيات و احكام قرآن ، برانگيزنده مسلمانان به طرح پرسشهايى نا به جا از پيامبر (صلی الله علیه و آله)
أم تريدون أن تسئلوا رسولكم
برداشت فوق بر اين مبناست كه «أن تسئلوا» به معناى پرسش كردن باشد. از آن جا كه لحن آيه گوياى مذمت است، از آن پرسشها به پرسشهاى نا به جا تعبير شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 101 - 2
2- نسخ و تغيير برخى از پيام هاى الهى ، دستاويزى براى مشركان در مبارزه با پيامبر (صلی الله علیه و آله) و متهم كردن او به دروغ گويى
و إذا بدّلنا ءاية مكان ءاية . .. قالوا إنما أنت مفتر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 142 - 5
5 - نسخ احكام دين امرى ممكن و ناروا شمردن آن ، نشانه سفاهت و كم خردى است .
سيقول السفهاء من الناس ما وليهم عن قبلتهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 101 - 7
7- بيشتر منكران و تكذيب كنندگان قرآن و رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به حقيقت نسخ و حكمت آن جاهل بودند .
و إذا بدّلنا ءاية . .. أكثرهم لايعلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 108 - 4،9
4 - مسلمانانى كه در صدد درخواست نسخ و تبديل برخى از احكام بودند ، مورد نكوهش شديد خداوند قرار گرفتند .
أم تريدون أن تسئلوا رسولكم
در اينكه مخاطب «أن تسئلوا» مسلمانان هستند يا اهل كتاب، دو نظر ابراز شده است. «كما سئل موسى» تأييد كننده اين نظر است كه مخاطب مسلمانان هستند و گرنه در عبارت بعد گفته مى شد: «كما سألتم موسى». جمله «أم تريدون» (آيا مى خواهيد) دلالت مى كند كه درخواست يا پرسش، انجام نشده بود و لذا در برداشت گفته شد: «در صدد درخواست ...».
9 - درخواست نسخ و تبديل برخى از احكام ، زمينه ساز از دست دادن ايمان و گرايش به كفر است .
أم تريدون أن تسئلوا . .. و من يتبدل الكفر بالإيمن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 107 - 7
7 - توجه به قدرت همه جانبه خداوند و انحصار حاكميت او بر هستى زايل كننده هر شبهه اى درباره نسخ اديان و احكام دين است .
ما ننسخ من ءاية أو ننسها . .. ألم تعلم أن اللّه على كل شىء قدير. ألم تعلم أن الل
استفهام تقريرى در دو جمله «ألم تعلم أن اللّه على . ..» و «ألم تعلم أن اللّه له ...» بيانگر اين است كه: مخاطبان (انسانها) در ارتباط با نسخ دين و جايگزينى آن شبهه هايى داشته يا براى آنان رخ خواهد داد. خداوند، براى يافتن پاسخ شبهات، آنان رابه توجه در قدرت همه جانبه و حاكميت مطلق خويش، سفارش كرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 187 - 11
11 - نافرمانى مسلمانان و ناديده گرفتن حرمت آميزش در شب هاى رمضان ، از زمينه هاى نسخ آن حكم بود .
أحل لكم . .. علم اللّه أنكم كنتم تختانون أنفسكم فتاب عليكم و عفا عنكم
جمله «علم اللّه . ..» نيز همانند «هن لباس لكم ...» بيان حكمت و دليل جعل حليت آميزش در شبهاى ماه رمضان (أحل لكم ...) است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 107 - 9
9 - نسخ اديان و جايگزينى دينى ديگر از سوى خدا ، در جهت تدبير امور انسان ها و به منظور يارى آنهاست .
ما ننسخ من ءاية . .. و ما لكم من دون اللّه من ولى و لانصير
برداشت فوق مقتضاى ارتباط بين جمله «ما ننسخ من ءاية . ..» با جمله «و ما لكم ...» است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 101 - 6،7
6- نسخ و تبديل آيات و پيام هاى قرآن ، داراى حكمت و دليلى عالمانه است .
و إذا بدّلنا ءاية مكان ءاية و الله أعلم بما ينزّل
7- بيشتر منكران و تكذيب كنندگان قرآن و رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به حقيقت نسخ و حكمت آن جاهل بودند .
و إذا بدّلنا ءاية . .. أكثرهم لايعلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 102 - 10
10- تثبيت ايمان مؤمنان و هدايت و بشارت به مسلمانان ، از اهداف نسخ و تغيير پيام هاى الهى و نزول تدريجى آيات قرآن
و إذا بدّلنا ءاية مكان ءاية . .. قل نزّله ... ليثبّت الذين ءامنوا و هدًى و بشرى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 106 - 4،14
4 - نسخ اديان و نسخ آياتى از قرآن و احكامى از دين اسلام ، تنها به دست خدا و در اختيار اوست .
ما ننسخ من ءاية . .. ألم تعلم أن اللّه على كل شىء قدير
از اينكه نسخ به خداوند نسبت داده شده و نيز از تعليل آن به اقتدار خداوند با جمله «ألم تعلم . ..»، برداشت فوق به دست مى آيد.
14 - نسخ اديان و احكامى از دين ، درخورِ دارنده قدرت مطلق است .
ما ننسخ من ءاية أو ننسها . .. ألم تعلم أن اللّه كل شىء قدير
جمله «ألم تعلم . ..» (البته دانستى كه خدا بر هر چيز تواناست) دليل براى حقايقى است كه در آيه مطرح شده است و از آنهاست نسخ كردن احكام و يا به فراموشى انداختن آنها; يعنى، چون خداوند داراى قدرت مطلق است، مى تواند دينى را نسخ كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 109 - 23
23 - خداوند بر اثبات حكمى و برداشتن آن در زمانى مناسب ، و نيز جايگزين كردن آن با دستورى ديگر ، تواناست .
فاعفوا و اصفحوا حتى يأتى اللّه بأمره إن اللّه على كل شىء قدير
جمله «إن اللّه . ...» را مى توان با هر يك از حقايق مطرح شده در آيه ملاحظه كرد و به مناسبت آن، هدف از توجه دادن مخاطبان را به قدرت فراگير خداوند، دريافت. دربرداشت فوق جمله «إن اللّه ...» در ارتباط با فرمان به عفو و گذشت و نسخ آن در آينده لحاظ شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 144 - 10
10 - تشريع احكام دين ونسخ آنها به دست خداوند و در اختيار اوست .
قد نرى تقلب وجهك فى السماء فلنولينك قبلة ترضيها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 144 - 10
10 - تشريع احكام دين ونسخ آنها به دست خداوند و در اختيار اوست .
قد نرى تقلب وجهك فى السماء فلنولينك قبلة ترضيها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 106 - 7
7 - خداوند ، هرگاه آيه اى از قرآن يا حكمى از اسلام را نسخ كند و يا به متاركه آن فرمان دهد ، آيه و حكمى بهتر يا همسان با آن را نازل مى كند .
ما ننسخ من ءاية أو ننسها نأت بخير منها أو مثلها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 106 - 14،15
14 - نسخ اديان و احكامى از دين ، درخورِ دارنده قدرت مطلق است .
ما ننسخ من ءاية أو ننسها . .. ألم تعلم أن اللّه كل شىء قدير
جمله «ألم تعلم . ..» (البته دانستى كه خدا بر هر چيز تواناست) دليل براى حقايقى است كه در آيه مطرح شده است و از آنهاست نسخ كردن احكام و يا به فراموشى انداختن آنها; يعنى، چون خداوند داراى قدرت مطلق است، مى تواند دينى را نسخ كند.
15 - تشريع دينى به جاى دين نسخ شده و نازل كردن حكمى به جاى حكم منسوخ ، درخورِ دارنده قدرت مطلق است .
نأت بخير منها أو مثلها ألم تعلم أن اللّه كل شىء قدير
در برداشت فوق جمله تعليليه «ألم تعلم . ..» در ارتباط با «نأت بخير ...» معنا شده است; يعنى، چون خداوند داراى قدرت مطلق است، بر جاى گزينى شريعتى بهتر و يا همانند شريعت منسوخ، تواناست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 107 - 7
7 - توجه به قدرت همه جانبه خداوند و انحصار حاكميت او بر هستى زايل كننده هر شبهه اى درباره نسخ اديان و احكام دين است .
ما ننسخ من ءاية أو ننسها . .. ألم تعلم أن اللّه على كل شىء قدير. ألم تعلم أن الل
استفهام تقريرى در دو جمله «ألم تعلم أن اللّه على . ..» و «ألم تعلم أن اللّه له ...» بيانگر اين است كه: مخاطبان (انسانها) در ارتباط با نسخ دين و جايگزينى آن شبهه هايى داشته يا براى آنان رخ خواهد داد. خداوند، براى يافتن پاسخ شبهات، آنان رابه توجه در قدرت همه جانبه و حاكميت مطلق خويش، سفارش كرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 109 - 23
23 - خداوند بر اثبات حكمى و برداشتن آن در زمانى مناسب ، و نيز جايگزين كردن آن با دستورى ديگر ، تواناست .
فاعفوا و اصفحوا حتى يأتى اللّه بأمره إن اللّه على كل شىء قدير
جمله «إن اللّه . ...» را مى توان با هر يك از حقايق مطرح شده در آيه ملاحظه كرد و به مناسبت آن، هدف از توجه دادن مخاطبان را به قدرت فراگير خداوند، دريافت. دربرداشت فوق جمله «إن اللّه ...» در ارتباط با فرمان به عفو و گذشت و نسخ آن در آينده لحاظ شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 142 - 5
5 - نسخ احكام دين امرى ممكن و ناروا شمردن آن ، نشانه سفاهت و كم خردى است .
سيقول السفهاء من الناس ما وليهم عن قبلتهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 144 - 7
7 - انتظار و اشتياق پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى نسخ قبله سابق ( بيت المقدس ) داراى نقشى بسزا در نسخ آن بود .
قد نرى تقلب وجهك فى السماء فلنولينك قبلة ترضيها
تفريع جمله «فلنولينك . ..» بر «قد نرى ...» به وسيله حرف «فاء» مى رساند كه انتظار و اشتياق پيامبر(صلی الله علیه و آله) به تغيير قبله در آن امر مؤثر بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 187 - 2
2 - حرمت آميزش با همسران در شب هاى رمضان پس از مدتى نسخ شده و اين عمل حلال گشت .
أحل لكم ليلة الصيام الرفث إلى نسائكم . .. فالن بشروهن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 50 - 7،10،14
7 - نقش زمان ، در تغيير و تبديل برخى احكام الهى
و لاحلّ لكم بعض الذى حرّم عليكم
10 - معجزات عيسى ( ع ) ، نشانه اى از سوى پروردگار ، براى اثبات رسالت او و صحّت تغيير برخى احكام الهى توسط وى
و لاحلّ لكم . .. و جئتكم باية من ربّكم
جمله «و جئتكم باية»، پس از بيان تغيير برخى احكام، تذكر به اين معناست كه تغيير احكام بايد تنها از جانب پيامبران - با ارائه معجزه براى اثبات نبوّت - صورت گيرد.
14 - نپذيرفتن تغييرات احكام - كه توسّط پيامبر جديد ابلاغ مى شود - خلاف تقواست .
و لاحلّ لكم . .. فاتّقوا اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 15 - 14،16،17،18
14 - نويد خداوند به نسخ كيفر زنا ( حبس ابد )
و الّتى يأتين الفاحشة . .. فامسكوهنّ ... او يجعل اللّه لهنّ سبيلاً
16 - امكان نسخ در احكام الهى
او يجعل اللّه لهُنّ سبيلا
17 - حكم خدا ( شلاق ) در مورد فحشاى زنان ، ناسخ حكم حبس ابد در مورد آنان
والّتى يأتين الفاحشة من نسائكم . .. فامسكوهنّ فى البيوت حتى يتوفيهنّ الموت او يج
امام صادق (ع) درباره «سبيل» در آيه فوق فرمود: منسوخة و السبيل هو الحدود.
تفسير عياشى، ج 1، ص 227، ح 60 ; تفسير برهان، ج 1، ص 353، ح 2.
18 - حبس ابد و محروميت از گفتگو و همنشينى ، كيفر منسوخ شده فحشاى زنان
فامسكوهنّ فى البيوت
امام صادق (ع) درباره آيه فوق فرمود: هذه منسوخة . .. كانت المرأة ... ادخلت بيتاً و لم تحدث و لم تكلّم و لم تجالس و اوتيت فيه بطعامها و شرابها حتى تموت ... .
تفسير عياشى، ج 1، ص 227، ح 61 ; نورالثقلين، ج 1، ص 456، ح 124.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 66 - 3
3 - لزوم پايدارى هر مؤمن در ميدان نبرد با دو كافر ، نسخ كننده حكم پيشين ( لزوم پايدارى هر مؤمن در برابر ده كافر )
ان يكن منكم عشرون . .. الئن خفف اللّه عنكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - مجادله - 58 - 13 - 5
5 - خداوند ، حكم صدقه نجوا را در پى امتناع ورزيدن مسلمانان از آن و ترك كردن گفتوگوى محرمانه با پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) لغو و نسخ كرد .
فإذ لم تفعلوا و تاب اللّه عليكم
مفسران، بر آنند كه اين آيه ناسخ حكم صدقه نجوا است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 106 - 3،4،7
3 - امكان نسخ در آيات قرآن و احكام اسلام
ما ننسخ من ءاية أو ننسها
از مصاديق «ءاية» مى تواند آيه اى از قرآن و يا حكمى از اسلام باشد.
4 - نسخ اديان و نسخ آياتى از قرآن و احكامى از دين اسلام ، تنها به دست خدا و در اختيار اوست .
ما ننسخ من ءاية . .. ألم تعلم أن اللّه على كل شىء قدير
از اينكه نسخ به خداوند نسبت داده شده و نيز از تعليل آن به اقتدار خداوند با جمله «ألم تعلم . ..»، برداشت فوق به دست مى آيد.
7 - خداوند ، هرگاه آيه اى از قرآن يا حكمى از اسلام را نسخ كند و يا به متاركه آن فرمان دهد ، آيه و حكمى بهتر يا همسان با آن را نازل مى كند .
ما ننسخ من ءاية أو ننسها نأت بخير منها أو مثلها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 50 - 3
3 - نسخ بعضى از احكام تورات ، توسط حضرت عيسى ( ع )
و لاحلّ لكم بعض الذى حرّم عليكم
چون مخاطبان عيسى (ع)، بنى اسرائيل بودند، و شريعت بنى اسرائيل تا قبل از عيسى (ع)، شريعت حضرت موسى (ع) بوده، بنابراين چيزهايى كه عيسى (ع) براى آنان حلال مى كند، چيزهايى است كه تورات آنها را تحريم كرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 106 - 1،4،6،11،14،15
1 - اديان الهى قابل نسخ شدن است .
ما ننسخ من ءاية أو ننسها
از مصاديق مورد نظر براى «ءاية» - به دليل آيات گذشته كه درباره بعثت پيامبر و دعوت اهل كتاب به شريعت اسلام بود - اديان گذشته است. «ما» در «ما ننسخ» شرطيه و مفعول براى «ننسخ» مى باشد و «من»بيانيه است; يعنى، آنچه از آيات را كه نسخ كنيم و باطل سازيم ...
4 - نسخ اديان و نسخ آياتى از قرآن و احكامى از دين اسلام ، تنها به دست خدا و در اختيار اوست .
ما ننسخ من ءاية . .. ألم تعلم أن اللّه على كل شىء قدير
از اينكه نسخ به خداوند نسبت داده شده و نيز از تعليل آن به اقتدار خداوند با جمله «ألم تعلم . ..»، برداشت فوق به دست مى آيد.
6 - خداوند ، در پى نسخ اديان گذشته و واداشتن مردم به ترك آن ، دينى بهتر و يا همانند آن را به مردم ارائه مى كند .
ما ننسخ من ءاية أو ننسها نأت بخير منها أو مثلها
حرف «أو» براى بيان تنويع است. بنابراين مراد از «نأت بخير منها ...»(بهتر از آن يا همانند آنها را مى آوريم) اين است كه احكام جايگزين شده، برخى بهتر از احكام منسوخ و برخى همانند آن است.
11 - نسخ اديان گذشته و ارائه آيينى بهتر و يا همانند آن ، رحمت و فضلى است از جانب خدا بر بندگان .
و اللّه ذوالفضل العظيم. ما ننسخ من ءاية ... نأت بخير منها أو مثلها
بيان فضل و رحمت الهى در آيه قبل و سپس بيان نسخ دينى و جايگزين كردن شريعتى ديگر، حاكى از آن است كه: نسخ دينى و ارائه آيينى جديد، از مصاديق رحمت و فضل خداوند است.
14 - نسخ اديان و احكامى از دين ، درخورِ دارنده قدرت مطلق است .
ما ننسخ من ءاية أو ننسها . .. ألم تعلم أن اللّه كل شىء قدير
جمله «ألم تعلم . ..» (البته دانستى كه خدا بر هر چيز تواناست) دليل براى حقايقى است كه در آيه مطرح شده است و از آنهاست نسخ كردن احكام و يا به فراموشى انداختن آنها; يعنى، چون خداوند داراى قدرت مطلق است، مى تواند دينى را نسخ كند.
15 - تشريع دينى به جاى دين نسخ شده و نازل كردن حكمى به جاى حكم منسوخ ، درخورِ دارنده قدرت مطلق است .
نأت بخير منها أو مثلها ألم تعلم أن اللّه كل شىء قدير
در برداشت فوق جمله تعليليه «ألم تعلم . ..» در ارتباط با «نأت بخير ...» معنا شده است; يعنى، چون خداوند داراى قدرت مطلق است، بر جاى گزينى شريعتى بهتر و يا همانند شريعت منسوخ، تواناست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 107 - 7
7 - توجه به قدرت همه جانبه خداوند و انحصار حاكميت او بر هستى زايل كننده هر شبهه اى درباره نسخ اديان و احكام دين است .
ما ننسخ من ءاية أو ننسها . .. ألم تعلم أن اللّه على كل شىء قدير. ألم تعلم أن الل
استفهام تقريرى در دو جمله «ألم تعلم أن اللّه على . ..» و «ألم تعلم أن اللّه له ...» بيانگر اين است كه: مخاطبان (انسانها) در ارتباط با نسخ دين و جايگزينى آن شبهه هايى داشته يا براى آنان رخ خواهد داد. خداوند، براى يافتن پاسخ شبهات، آنان رابه توجه در قدرت همه جانبه و حاكميت مطلق خويش، سفارش كرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 109 - 12
12 - يهود و نصارا با بهانه قرار دادن نسخ اديان و نسخ برخى از آيات قرآن ، در صدد ايجاد شبهه در اذهان مسلمانان بودند .
ما ننسخ من ءاية . .. أم تريدون أن تسئلوا رسولكم ... ودّ كثير من أهل الكتب
بيان تلاش اهل كتاب براى مرتد ساختن مسلمانان پس از مطرح ساختن پرسشها و درخواستهاى نابه جا درباره نسخ و بيان اثر سوء آن در خواستها (تبديل شدن ايمان به كفر)، گوياى اين است كه: اهل كتاب در صدد بودند مسلمانان را درباره نسخ به شبهه اندازند و آنان رادر ايمانشان به پيامبر(صلی الله علیه و آله) دچار ترديد كنند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 85 - 5
5 - اسلام ، ناسخ تمامى اديان گذشته
و من يبتغ غير الاسلام ديناً فلن يقبل منه
بنابراينكه «الاسلام»، نام شريعت پيامبر (صلی الله علیه و آله) باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 66 - 1،3،4
1 - لزوم پايدارى اهل ايمان در برابر لشكرى با نيرويى ده برابر ، حكمى كه پس از گذشت مدتى تخفيف داده شد .
الئن خفف اللّه عنكم
3 - لزوم پايدارى هر مؤمن در ميدان نبرد با دو كافر ، نسخ كننده حكم پيشين ( لزوم پايدارى هر مؤمن در برابر ده كافر )
ان يكن منكم عشرون . .. الئن خفف اللّه عنكم
4 - بروز ضعف در جامعه ايمانى صدر اسلام ، موجب تخفيف حكم پايدارى در برابر دشمنان شد .
الئن خفف اللّه عنكم و علم أن فيكم ضعفا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 106 - 3،4
3 - امكان نسخ در آيات قرآن و احكام اسلام
ما ننسخ من ءاية أو ننسها
از مصاديق «ءاية» مى تواند آيه اى از قرآن و يا حكمى از اسلام باشد.
4 - نسخ اديان و نسخ آياتى از قرآن و احكامى از دين اسلام ، تنها به دست خدا و در اختيار اوست .
ما ننسخ من ءاية . .. ألم تعلم أن اللّه على كل شىء قدير
از اينكه نسخ به خداوند نسبت داده شده و نيز از تعليل آن به اقتدار خداوند با جمله «ألم تعلم . ..»، برداشت فوق به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 109 - 12
12 - يهود و نصارا با بهانه قرار دادن نسخ اديان و نسخ برخى از آيات قرآن ، در صدد ايجاد شبهه در اذهان مسلمانان بودند .
ما ننسخ من ءاية . .. أم تريدون أن تسئلوا رسولكم ... ودّ كثير من أهل الكتب
بيان تلاش اهل كتاب براى مرتد ساختن مسلمانان پس از مطرح ساختن پرسشها و درخواستهاى نابه جا درباره نسخ و بيان اثر سوء آن در خواستها (تبديل شدن ايمان به كفر)، گوياى اين است كه: اهل كتاب در صدد بودند مسلمانان را درباره نسخ به شبهه اندازند و آنان رادر ايمانشان به پيامبر(صلی الله علیه و آله) دچار ترديد كنند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 101 - 1،3،5
1- متهم شدن پيامبر (صلی الله علیه و آله) به دروغ گويى از سوى مشركان ، با رخ دادن نسخ و تبديل پيامى به پيام ديگر در برخى از آيات قرآن
و إذا بدّلنا ءاية مكان ءاية . .. قالوا إنما أنت مفتر
3- وجود نسخ و تغيير برخى از پيام هاى الهى در قرآن به وسيله خود قرآن
و إذا بدّلنا ءاية مكان ءاية
5- نزول تدريجى آيات قرآن و تغيير برخى از آنها از نظر مفاد به مرور زمان ، ناشى از علم الهى است .
و إذا بدّلنا ءاية مكان ءاية و الله أعلم بما ينزّل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 102 - 2
2- آيات ناسخ و منسوخ ، همه از جانب پروردگار نازل شده است .
قل نزّله روح القدس من ربّك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - مجادله - 58 - 13 - 5
5 - خداوند ، حكم صدقه نجوا را در پى امتناع ورزيدن مسلمانان از آن و ترك كردن گفتوگوى محرمانه با پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) لغو و نسخ كرد .
فإذ لم تفعلوا و تاب اللّه عليكم
مفسران، بر آنند كه اين آيه ناسخ حكم صدقه نجوا است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 144 - 7
7 - انتظار و اشتياق پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى نسخ قبله سابق ( بيت المقدس ) داراى نقشى بسزا در نسخ آن بود .
قد نرى تقلب وجهك فى السماء فلنولينك قبلة ترضيها
تفريع جمله «فلنولينك . ..» بر «قد نرى ...» به وسيله حرف «فاء» مى رساند كه انتظار و اشتياق پيامبر(صلی الله علیه و آله) به تغيير قبله در آن امر مؤثر بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 77 - 19
19- « عن جعفربن محمد ( ع ) : . . . « فانطلقا حتّى إذا أتيا أهل قرية » و هى الناصرة ;
از امام صادق(ع) روايت شده:. .. مقصود از قريه، در آيه شريف قريه ناصره است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 77 - 5
5- مردم شهرى كه موسى و خضر ( ع ) به آن وارد شدند ، مردمى دور از خوى مهمان دوستى و غريب نوازى ، دور بودند .
فأبوا أن يضيّفوهما
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 77 - 2
2- موسى و خضر ( ع ) در مسير حركت و سفر خويش ، به يك آبادى رسيدند و با اهل آن ملاقات كردند .
فانطلقا حتّى إذا أتيا أهل قرية
در اين كه چه شهرى در مسير موسى و خضر(ع) قرار داشته، احتمالات گوناگونى ارائه شده است. از جمله آن ها شهر «ناصره» است كه در ساحل دريا قرار داشته است اين وجه را مجمع البيان از امام صادق (ع) روايت كرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 77 - 2
2- موسى و خضر ( ع ) در مسير حركت و سفر خويش ، به يك آبادى رسيدند و با اهل آن ملاقات كردند .
فانطلقا حتّى إذا أتيا أهل قرية
در اين كه چه شهرى در مسير موسى و خضر(ع) قرار داشته، احتمالات گوناگونى ارائه شده است. از جمله آن ها شهر «ناصره» است كه در ساحل دريا قرار داشته است اين وجه را مجمع البيان از امام صادق (ع) روايت كرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 77 - 19
19- « عن جعفربن محمد ( ع ) : . . . « فانطلقا حتّى إذا أتيا أهل قرية » و هى الناصرة ;
از امام صادق(ع) روايت شده:. .. مقصود از قريه، در آيه شريف قريه ناصره است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 78 - 13
13- « عن أبى عبدالله ( ع ) انه سئل عن قول الله عزّوجلّ : « و قرآن الفجر إن قرآن الفجر كان مشهوداً » قال : هو الركعتان قبل صلاة الفجر ;
از امام صادق(ع) درباره سخن خداى عزّوجلّ «و قرآن الفجر إن قرآن الفجر كان مشهوداً» سؤال شد، حضرت در جواب فرمود: آن دو ركعت (نماز نافله)، قبل از نماز صبح است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 40 - 5
5 - اهميت تعقيبات نماز و نوافل آن *
و من اليل فسبّحه و أدبر السجود
در صورتى كه سجده، اشاره به نماز داشته باشد; تعبير «أدبار السجود» مى تواند ناظر به تعقيبات نماز و نوافل باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - معارج - 70 - 23 - 5،6
5 - « محمدبن فُضَيل عن أبى الحسن ( ع ) أنّه قال : أولئك أصحاب الخمسين صلاة من شيعتنا . . . ;
محمدبن فضيل از امام كاظم(ع) [درباره آيه «الذين هم على صلاتهم دائمون» ]روايت نموده كه فرمود: آنان اصحابِ پنجاه ركعت نماز، از شيعيان ما هستند». گفتنى است كه: الف - مقصود از «پنجاه ركعت نماز» نمازهاى يوميه به علاوه نافله هاى آن است. ب - تعداد ركعات نمازهاى يوميه و نوافل آن 51 ركعت است لكن در برخى روايات درباره نافله عشاء آمده كه اين يك ركعت از نوافل بشمار نمى آيد بلكه مستحبى است كه صرفاً به منظور دو برابر شدن تعداد ركعات نافله نسبت به نمازهاى يوميه اضافه شده است. (من لايحضره الفقيه، ج 1، ص 455، ح 1318). براساس اين روايات، مجموع عدد نمازهاى يوميه و نوافل پنجاه ركعت است.
6 - « عن فُضَيل ، قال : سألت أباجعفر ( ع ) عن قول اللّه عزّوجلّ : « . . .الذين هم على صلاتهم دائمون » قال : هى النافلة ;
فضيل مى گويد: از امام باقر(ع) از سخن خداى عزّوجلّ «. ..الذين هم على صلاتهم دائمون» سؤال كردم فرمود: مراد نماز نافله است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 80 - 3
3- فرمان خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى دعا و نيايش همراه با نماز و نوافل
أقم الصلوة . .. فتهجّد به نافلة لك ... و قل ربّ أدخلنى مدخل صدق
برداشت فوق، مبتنى بر اين نكته است كه عبارت «و قل رب» عطف به «فتهجّد. ..» بوده و ذكر خاص بعد از عام بيانگر يكى از اعمال باشد كه شايسته است در تهجّد و نماز شب انجام گردد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 62 - 10
10 - « عن عنبسة العابد ، قال : سألت أباعبداللّه ( ع ) : عن قول اللّه عزّوجلّ : « و هو الذى جعل الليل و النهار خلفة لمن أراد أن يذّكّر أو أراد شكوراً » قال : قضاء صلاة الليل بالنهار و قضاء صلاة النهار بالليل ;
امام صادق در باره آيه ياد شده فرمود: مراد قضاى نمازهاى شب در روز و قضاى نمازهاى روز در شب است». توضيح: با توجه به روايات قبل از حديث ياد شده، در تهذيب و روايت صفحه 116 از تفسير قمى به نظر مى رسد، قضاى نماز نافله مقصود است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 72 - 8
8- « عن أبى عبداللّه ( ع ) فى قول اللّه عزّوجلّ : « و وهبنا له اسحاق و يعقوب نافلة » قال : ولد الولد نافلة ;
از امام صادق(ع) در باره قول خداى عزّوجلّ : «و وهبنا له اسحاق و يعقوب نافلة» روايت شده كه فرمود: فرزندِ فرزند، نافله است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 40 - 7،8
7 - « عن زرارة عن أبى جعفر ( ع ) قال : قلت له : . . . « و أدبار السجود » قال : ركعتان بعد المغرب ;
زراره گويد: ازامام باقر(ع) پرسيدم: . .. مراد از تسبيح در «و أدبار السجود» چيست ؟ فرمود: مراد دو ركعت نماز بعد از [نماز]
مغرب است».
8 - « عن إبن أبى نصر قال : سألت الرضا ( ع ) عن قول اللّه « و من اليل فسبّحه و أدبار السجود » قال : أربع ركعات بعد المغرب ;
ابن ابى نصر گويد: از امام رضا(ع) درباره سخن خداوند «و من الليل فسب-ّحه و أدبار السجود» پرسيدم; حضرت فرمود: مراد چهار ركعت [نماز] بعد از نماز مغرب است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - اعلى - 87 - 15 - 8
8 - ذكر نام خدا و روى آوردن به نماز ، نشانه پندپذيرى از قرآن ، ترس از خداوند و مايه دورى از آتش دوزخ است .
سيذّكّر من يخشى . و يتجنّبها الأشقى . الذى يصلى النار ... قد أفلح من ... فصلّى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - اعلى - 87 - 18 - 3
3 - كتاب هاى آسمانى امت هاى گذشته ، رستگارى را در گرو تزكيه ، يادِ نام خدا و اداى نماز دانسته ، از ترجيح زندگانى دنيا بر آخرت نكوهش كرده اند .
قد أفلح . .. إنّ هذا لفى الصحف الأُولى
مشاراليه «هذا» مى تواند آيه قبل (و الآخرة خير و أبقى) باشد و ممكن است آن را اشاره به مفاد آيات «قد أفلح. ..» به بعد بدانيم. برداشت ياد شده، ناظر به احتمال دوم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - اعلى - 87 - 19 - 3
3 - برترى آخرت بر زندگانى دنيا و توقف رستگارى بر تزكيه ، ياد نام خدا و اداى نماز ، از معارف ياد شده در كتاب هاى آسمانى ابراهيم و موسى ( ع )
قد أفلح . .. بل تؤثرون ... صحف إبرهيم و موسى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - اعلى - 87 - 1 - 5
5 - لزوم پرهيز از حمل نام هاى خداوند ، بر معنايى كه زيبنده او نيست .
سبّح اسم ربّك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - اعلى - 87 - 1 - 4
4 - نام خداوند ، هرگز نبايد با اثبات صفات ناشايست و سلب صفات بايسته ، همراه شود .
سبّح اسم ربّك
تسبيح و تقديس و تنزيه به يك معنا است (مصباح). مراد از تسبيح نام خداوند، پاك و دور از عيب معرفى كردن آن است كه مستلزم چند چيز است: 1. همراه نساختن نام خداوند با وصفى ناشايست; 2. حمل نكردن نام او بر معنايى نادرست; 3. سلب نكردن صفات نيكو از آن; 4. به كار نبردن نام هاى اختصاصى خداوند براى غير او; 5. پرهيز از بى احترامى به نام هاى او. برداشت ياد شده به برخى از امور ياد شده نظر دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 7 - 6
6 - نام « يحيى » ، بيش از عصر زكريا ، در بين مردم بى سابقه بود .
اسمه يحيى لم نجعل له من قبل سميًّا
«سَمىّ»; يعنى، هم نام (تاج العروس) و مراد از جمله «لم نجعل. ..» اين است كه قبل از فرزندِ زكريا، كسى به نام «يحيى» نام گذارى نشده بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - اعلى - 87 - 15 - 4
4 - لزوم ذكر نام خدا پيش از نماز
ذكر اسم ربّه فصلّى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 7 - 5
5- اهميت نام و نام گذارنده و نقش آن در شخصيت كودك
اسمه يحيى لم نجعل له من قبل سميًّا
تعبير «اسمه يحيى» از آن جهت مورد تصريح قرار گرفته است كه تعيين آن از سوى خدا، خود شرافتى برجسته و قابل تأمل است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - حمد - 1 - 1 - 7،8
7 - رحمت گسترده خداوند و مهربانى او به بندگان ، دليل لزوم انجام كار ها با نام او
بسم اللّه الرحمن الرحيم
توصيف «اللّه» به رحمان و رحيم پس از اشاره به لزوم انجام كارها با نام خدا، گوياى حكمت اين دستور است ; يعنى، چون خدا رحمان و رحيم است، كارها را با نام او آغاز كنيد.
8 - انجام كار ها با نام خدا ، مايه جلب رحمت اوست .
بسم اللّه الرحمن الرحيم
توصيه به انجام دادن كارها با نام خدا و تذكر به رحمانيت و رحيميت او به عنوان حكمت اين توصيه، گوياى اين است كه نام خدا در كارها، موجب جلب رحمت الهى و در نتيجه به كمال رسيدن آن كارهاست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - اعلى - 87 - 1 - 6
6 - لزوم پرهيز از هرگونه جسارت و بى احترامى ، به نام هاى خداوند
سبّح اسم ربّك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 180 - 1
1 - تماى نام هاى بهتر و نيكوتر ( أسماء حسنى ) از آن خداوند است .
و للّه الأسماء الحسنى
«ال» در «الأسماء» براى استغراق و به معناى كل است. «حسنى» مؤنث احسن و به معناى نيكوترين مى باشد. توصيف «الأسماء» به وصف «الحسنى» مى رساند كه مراد از اسم، نامى است كه معناى آن لحاظ شده باشد، يعنى اگر خداوند به «الرحمن» ناميده مى شود ; به لحاظ رحمت واسعه اوست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 110 - 5
5- تنها خداوند ، داراى اسماى حسنى ( بهترين نام ها ) و برخوردار از برترين صفات
أيًّاما تدعوا فله الأسماء الحسنى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 8 - 3
3 - بهترين نام ها و اوصاف ، از آن خداى يگانه و زيبنده او است .
له الأسماء الحسنى
«الأسماء» جمع با الف و لام است و افاده عموم مى كند و «الحسنى» اسم تفضيل است و مفاد آيه اين است كه تمامى نام هاى بهتر و نيكوتر، مخصوص خداوند است. توصيف اسم ها به حسن و خوبى، حكايت از آن دارد كه مقصود نام هايى است كه در اصطلاح صرفى، صفت ناميده مى شود، مانند: رازق، شكور و رحيم، زيرا اسمى كه معناى وصفى ندارد، تنها براى اشاره به ذات است و زشتى و زيبايى در باره آن معنا ندارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 78 - 2
2 - تبرك جستن به نام خداوند در همه امور ، امرى شايسته و پسنديده
تبرك اسم ربّك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - اعلى - 87 - 1 - 4
4 - نام خداوند ، هرگز نبايد با اثبات صفات ناشايست و سلب صفات بايسته ، همراه شود .
سبّح اسم ربّك
تسبيح و تقديس و تنزيه به يك معنا است (مصباح). مراد از تسبيح نام خداوند، پاك و دور از عيب معرفى كردن آن است كه مستلزم چند چيز است: 1. همراه نساختن نام خداوند با وصفى ناشايست; 2. حمل نكردن نام او بر معنايى نادرست; 3. سلب نكردن صفات نيكو از آن; 4. به كار نبردن نام هاى اختصاصى خداوند براى غير او; 5. پرهيز از بى احترامى به نام هاى او. برداشت ياد شده به برخى از امور ياد شده نظر دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - اعلى - 87 - 1 - 1،4،5
1 - تسبيح خداوند و دور نگه داشتن نام هاى او از اوصاف ناروا ، وظيفه اى الهى برعهده پيامبر (صلی الله علیه و آله)
سبّح
4 - نام خداوند ، هرگز نبايد با اثبات صفات ناشايست و سلب صفات بايسته ، همراه شود .
سبّح اسم ربّك
تسبيح و تقديس و تنزيه به يك معنا است (مصباح). مراد از تسبيح نام خداوند، پاك و دور از عيب معرفى كردن آن است كه مستلزم چند چيز است: 1. همراه نساختن نام خداوند با وصفى ناشايست; 2. حمل نكردن نام او بر معنايى نادرست; 3. سلب نكردن صفات نيكو از آن; 4. به كار نبردن نام هاى اختصاصى خداوند براى غير او; 5. پرهيز از بى احترامى به نام هاى او.
برداشت ياد شده به برخى از امور ياد شده نظر دارد.
5 - لزوم پرهيز از حمل نام هاى خداوند ، بر معنايى كه زيبنده او نيست .
سبّح اسم ربّك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - اعلى - 87 - 1 - 7،14
7 - نام هاى اختصاصى خداوند ، نبايد بر غير او نهاده شود .
سبّح اسم ربّك الأعلى
پاكيزه نگه داشتن نام خداوند، معنايى عام است و شامل نكته ياد شده نيز مى باشد.
14 - خداوند ، داراى نام هايى منزّه از دلالت بر كمترين عيب و سازگار با مقام والاى او است .
سبّح اسم ربّك الأعلى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - اعلى - 87 - 15 - 1،6
1 - به زبان آوردن نام خداوند ، درست كارى و مايه نجات است .
قد أفلح من . .. و ذكر اسم ربّه
ذكر دو نوع است: ذكر با قلب و ذكر با زبان (مفردات راغب) و مراد از آن در آيه شريفه - به قرينه كلمه «اسم» - ذكر با زبان است.
6 - ياد نام و اوصاف خداوند ، سوق دهنده انسان به عبادت و نماز است .
و ذكر اسم ربّه فصلّى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - اعلى - 87 - 1 - 9
9 - باور به ربوبيت خداوند ، زمينه ساز پرهيز از همراه ساختن نام او با هرگونه وصف ناشايست .
سبّح اسم ربّك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 74 - 3
3 - نام خداوند ، بزرگ و ارجمند است .
فسبّح باسم ربّك العظيم
برداشت بالا، بر اين احتمال است كه «العظيم» وصف «اسم» باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 96 - 4
4 - نام خدا ، بزرگ و ارجمند است .
فسبّح باسم ربّك العظيم
برداشت ياد شده بدان احتمال است كه «العظيم» وصف «اسم» باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 52 - 3
3 - نام خداوند ، بزرگ و ارجمند است .
باسم ربّك العظيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 78 - 1
1 - نام خداوند ، نامى خجسته و مبارك
تبرك اسم ربّك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - اعلى - 87 - 15 - 3
3 - توجّه به جلوه هاى ربوبيت خداوند ، وادارسازنده انسان به عبادت و ذكر خدا و جارى ساختن نام او بر زبان است .
و ذكر اسم ربّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 13 - 6
6 - يثرب ، نام پيشين مدينه پيامبر است .
يأهل يثرب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - حمد - 1 - 1 - 2،3،10
2 - قرآن ، كتابى است آغاز شده با نام خدا و همراه با اعلام رحمت بر بندگان .
بسم اللّه الرحمن الرحيم
3 - لزوم آغاز كردن كار ها با نام خدا و گفتن « بسم اللّه »
بسم اللّه
از آنجا كه قرآن كتاب هدايت است و سخن خويش را با «بسم اللّه» آغاز كرده اين نكته را به مخاطبانش القا مى كند كه كارهاى خود را با «بسم اللّه» شروع كنند.
10 - عبداللّه بن سنان مى گويد از امام صادق ( ع ) از معناى « بسم اللّه الرحمن الرحيم » سؤال كردم ، آن حضرت فرمود : « الباء بهاء اللّه و السين سناء اللّه و الميم مجد اللّه - و روى بعضهم ملك اللّه - واللّه إله كل شىء ] و [ الرحمن لجميع العالم و الرحيم بالمؤمنين خاصة ;
«باى» بسم اللّه، نشانگر خوبى و حسن خداوند و «سين» اشاره به رفعت او و «ميم» اشاره به مجد و عظمت اوست. و بعضى روايت كرده اند كه: ]ميم[ اشاره به ملك و سلطنت خداوند است و «اللّه» معبود همه چيز است ]و[ «رحمان» نظر به رحمت او در باره همه عالم و «رحيم» نظر به رحمت او فقط درباره مؤمنان دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 224 - 3
3 - لزوم تعظيم و اجلال نام خداوند
لا تجعلوا اللّه عُرضةً لايمانكم . .. و اللّه سميع عليم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 118 - 1،2،7
1 - بردن نام خدا به هنگام ذبح حيوان، شرط حليت خوردن آن است.
فكلوا مما ذكر اسم الله عليه
جمله «مما ذكر اسم . ..» گرچه بيان اباحه خوردن از گوشتى است كه نام خدا به هنگام ذبح آن برده شده، در عين حال مى تواند ارشاد به شرط بودن «تسمية» هنگام ذبح باشد.
2 - خوردن ذبيحه اى كه هنگام ذبح نام خدا بر آن برده شده، مجاز است.
فكلوا مما ذكر اسم الله عليه إن كنتم بأيته مؤمنين
7 - ترديد افكنى درباره حليت حيوانى كه با نام خدا ذبح شده باشد، از محورهاى تبليغاتى عليه اسلام و پيامبر(صلی الله علیه و آله) در مكه بوده است.
و إن تطع أكثر من فى الأرض . .. فكلوا مما ذكر اسم الله عليه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 119 - 4
4 - نكوهش خداوند از برخى مسلمانان صدر اسلام به سبب تحريم خوردن گوشت حيوانى كه با نام خدا ذبح شده است.
و ما لكم ألا تأكلوا مما ذكر اسم الله عليه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 121 - 1،2،3
1 - خوردن ذبيحه اى كه نام خدا بر آن برده نشده، حرام است.
و لا تأكلوا مما لم يذكر اسم الله عليه
2 - خوردن از ذبيحه اى كه نام خدا بر آن برده نشده، فسق (خروج از طاعت خداوند) است.
و لا تأكلوا مما لم يذكر اسم الله عليه و إنه لفسق
مرجع ضمير «إنه»، «أكل» مى تواند باشد كه از جمله «لا تأكلوا» گرفته شده است.
3 - ياد نكردن عمدى نام خداوند در هنگام ذبح حيوان، فسق است.
و لا تأكلوا مما لم يذكر اسم الله عليه و إنه لفسق
مرجع ضمير «إنه»، «ترك التسمية» مى تواند باشد كه از مضمون جمله «مما لم يذكر» انتزاع شده و نتيجه آن برداشت فوق است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 138 - 5،7
5 - تعمد مشركان عصر جاهلى به نبردن نام خدا بر بعضى از چهارپايان به هنگام ذبح
و أنعم لايذكرون اسم الله عليها
7 - وعده الهى به كيفر مشركان به سبب افتراهاى آنان به خدا (ممنوعيت خوردن برخى از چهارپايان و محصولات، سوار نشدن بر برخى از چهارپايان، نبردن نام خدا به هنگام ذبح)
سيجزيهم بما كانوا يفترون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 145 - 6،12
6 - خوردن گوشت مردار، خوك، خون و حيوانى كه هنگام ذبح نام خدا بر آن برده نشده، حرام است.
إلا أن يكون ميتة أو دما مسفوحا أو لحم خنزير فإنه رجس أو فسقا أهل لغير اللّه به
12 - بردن نامى جز نام خدا بر حيوان به هنگام ذبح، فسق و خروج از طاعت خداست.
أو فسقا أهل لغير الله به
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - اعلى - 87 - 1 - 8
8 - هر نام كه بر ربوبيت دلالت كند ، ويژه خداوند است و بر غير او روا نيست .
سبّح اسم ربّك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - اعلى - 87 - 15 - 5
5 - به جا آوردن نماز پس از ذكر نام خداوند ، مايه رستگارى است .
قد أفلح من . .. ذكر اسم ربّه فصلّى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - صف - 61 - 7 - 6
6 - « اسلام » ، نام دين حضرت رسول اكرم (صلی الله علیه و آله)
و هو يدعى إلى الإسلم
برداشت ياد شده، بدان احتمال است كه كلمه «اسلام» در آيه شريفه، در معناى لغوى آن به كار نرفته باشد; بلكه مقصود از آن دين الهى پيامبر(صلی الله علیه و آله) باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 83 - 8
8- « عن أبى عبداللّه ( ع ) قال : ملك الأرض كلّها أربعة : مؤمنان و كافران . فأمّا المؤمنان : فسليمان بن داوود و ذوالقرنين ;
از امام صادق(ع) روايت شده كه فرمود: چهار نفر بودند كه بر تمام زمين حكومت كردند: دو نفر مؤمن و دو نفر كافر. آن دو نفر مؤمن: سليمان بن داوود و ذوالقرنين بودند».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 11 - 6
6 - نام معبد هم كيشان حضرت زكريا ، « محراب » بود . *
فخرج على قومه من المحراب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 171 - 10
10 - مسيح ، لقب حضرت عيسى ، و عيسى ، اسم او *
انما المسيح عيسى ابن مريم
معمولا اسم را توصيف به «ابن» مى كنند بنابراين «عيسى» اسم آن حضرت و در نتيجه «مسيح» لقب او خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 98 - 3
3 - « اللّه » ، نام مخصوص و ويژه معبود يگانه و حقيقى هستى
إنّما إلهكم اللّه الذى لا إله الاّهو
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 7 - 6
6 - نام « يحيى » ، بيش از عصر زكريا ، در بين مردم بى سابقه بود .
اسمه يحيى لم نجعل له من قبل سميًّا
«سَمىّ»; يعنى، هم نام (تاج العروس) و مراد از جمله «لم نجعل. ..» اين است كه قبل از فرزندِ زكريا، كسى به نام «يحيى» نام گذارى نشده بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 180 - 9
9 - توصيف و ناميدن غير خدا با نام ها و وصف هاى الهى ، الحاد در اسماء او و انحراف از اعتدال است .
و للّه الأسماء الحسنى . .. و ذروا الذين يلحدون فى أسمئه
جمله «و للّه الأسماء الحسنى» دلالت مى كند كه هيچكس جز خدا داراى اسماء حسنى نيست. بنابراين ناميدن و توصيف غير خدا با نيكوترين اسم و وصف - كه ويژه خداوند است - از موارد الحاد در اسماء الهى خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 31 - 4
4 - نام و علامت اشيا ، داراى نقشى اساسى در فراگيرى علوم و معارف
و علّم ءادم الأسماء كلها
مراد از «الاسماء» حقايق هستى است نه فقط نامها و علامتهاى آنها. بنابراين تعبير كردن از حقايق هستى به نامها و علامتها، بيانگر اين است كه نام و نشان اشيا نقشى بسزا در علوم و معارف دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 198 - 18
18 - خطاب جبرئيل به حضرت ابراهيم ، در عرفات : « اعرف بها مناسكك و اعترف بذنبك » سبب نامگذارى عرفات به اين نام
فاذا افضتم من عرفات
امام باقر (ع) و امام صادق (ع): . .. فقال «جبرئيل» هذه عرفات، فاعرف بها مناسكك و اعترف بذنبك فسمّى عرفات
كافى، ج 4، ص 207، ح 9 ; علل الشرايع، ج 2، ص 436، ح 1، ب 173.
نامگذارى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 65 - 14
14- از نام گذارى افراد و اشيا به نام هاى اختصاصى خداوند بايد اجتناب كرد .
هل تعلم له سميًّا
چنان كه گفته شد، «سمىّ» به معناى هم نام است گفتنى است كه آيه در صدد بيان امرى حقيقى در مورد يكتايى خداوند و بى نظير بودن او است; ولى نفى هم نام مى تواند متضمن اين پيام نيز باشد كه نام گذارى افراد به نام هاى ويژه خداوند - هر چند اعتبارى بيش نيست - ولى كارى ناروا است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 180 - 7،8،10
7 - ياد خدا با نام و وصفى كه حكايتگر نقص و كاستى است ، انحراف و خارج شدن از حق و اعتدال است .
و ذروا الذين يلحدون فى أسمئه
«إلحاد» مصدر «يلحدون» به معناى انحراف و خروج از حد اعتدال است. انحراف در أسماء الهى به قرينه «للّه الأسماء الحسنى» به اين است كه خداوند با نامى ياد شود و توصيف گردد كه حاكى از نقص و كاستى است.
8 - در ناميدن خدا و توصيف او بايد نام ها و وصفهايى را عنوان كرد كه گوياى كمال مطلق است .
و للّه الأسماء الحسنى فادعوه بها
10 - ناميدن خداوند به اوصافى كه حكايتگر نقص و كاستى است ، مستلزم كيفرى از جانب او خواهد شد .
و ذروا الذين يلحدون فى أسمئه سيجزون ما كانوا يعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - طارق - 86 - 2 - 4
4 - « عن ضحاك بن مزاحم قال سئل على ( ع ) عن الطارق قال : هو أحسن نجم فى السماء و ليس تعرفه الناس و انما سمّى الطارق لأنّه يطرق نوره سماءً سماءً إلى سبع سماوات ثمّ يطرق راجعاً حتّى يرجع إلى مكانه ;
از ضحاك بن مزاحم روايت شده است: از امام على(ع) از معناى «طارق» سؤال شد، حضرت فرمود: نيكوترين ستاره اى است كه در آسمان است و مردم آن را نمى شناسند و همانا «طارق» ناميده شده; چون نور آن در آسمان ها، يكى پس از ديگرى تا هفت آسمان نفوذ مى كند. سپس در بازگشت نيز هم چنان نفوذ مى كند تا به محل اول برسد».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 1 - 13
13 - « عن ابن عباس . . . قال عبداللّه بن سلام : . . . يا محمّد (صلی الله علیه و آله) فاخبرنى هل أنزل عليك كتاباً ؟ قال : نعم قال : و أىّ كتاب هو ؟ قال : الفرقان ، قال : ولِمَ سمّاه ربّك فرقاناً ؟ قال : لأنّه متفرق الأيات و السور . . . ;
ابن عباس گويد: عبدالله بن سلام [به رسول خدا(صلی الله علیه و آله). .. ]گفت: يا محمد(صلی الله علیه و آله)! به من خبر ده كه آيا خدا كتابى بر تو نازل كرده است؟ فرمود: آرى. گفت: آن كتاب كدام است؟ فرمود: فرقان است. گفت: چرا پروردگارت آن را فرقان ناميده است؟ فرمود: براى اين كه، آيه ها و سوره هاى آن متفرق نازل شده است ...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 29 - 10،11
10 - « عن أبى عبد اللّه ( ع ) قال : إنّ اللّه عزّوجلّ أغرق الأرض كلّها يوم نوح إلاّ البيت فيومئذ سمّى العتيق لأنّه اُعتق يومئذ من الغرق . . . ;
از امام صادق(ع) روايت شده است كه فرمود: خداى عزّوجلّ در روز طوفان نوح، همه زمين را غرق كرد، مگر «بيت[اللّه]».
پس در آن روز عتيق ناميده شد; زيرا در آن روز از غرق شدن آزاد شد».
11 - « عن أبى حمزة الثمالى قال : قلت لأبى جعفر ( ع ) فى المسجد الحرام : لأىّ شىء سمّاه اللّه العتيق ؟ فقال : إنّه ليس من بيت وضعه اللّه على وجه الأرض إلاّ له ربّ و سكان يسكنونه غير هذا البيت فإنّه لاربّ له إلاّ اللّه عزّوجلّ و هو الحرّ . . . ;
ابوحمزه ثمالى گويد: به امام باقر(ع) در مسجدالحرام گفتم: چرا خدا[ بيت اللّه] را عتيق ناميده است؟ فرمود: خداوند هيچ خانه اى را بر روى زمين ننهاده است مگر اين كه صاحب و ساكنانى دارد كه در آن سكنى گزيده اند; غير از اين بيت كه صاحبى به جز خداى عزّوجلّ ندارد و آن [از مالكيت اشخاص] آزاد است. ..».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - صف - 61 - 6 - 16
16 - « الحسن بن على بن أبى طالب ( ع ) قال : جاء نفر من اليهود إلى رسول اللّه فسأله أعلمهم . . . لأىِّ شىء سُمّيتَ محمّداً و أحمد . . . ؟ فقال النبىّ (صلی الله علیه و آله) : أمّا محمّد فإنّى محمود فى الأرض و أمّا أحمد فإنّى محمود فى السماء . . . ;
امام مجتبى(ع) فرمود: گروهى از يهوديان، نزد رسول خدا(صلی الله علیه و آله) آمدند. پس عالم ترين ايشان از آن حضرت پرسيد: براى چه محمّد و احمد ناميده شدى؟ پيامبر(صلی الله علیه و آله) فرمود: اما محمّد براى اين است كه در زمين ستايش شده ام و احمد براى اين است كه در آسمان ستايش گشته ام».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 25 - 7
7- « عن أبى عبدالله ( ع ) إنه قال : كان اسم نوح عبدالغفار و إنما سمى نوحاً لأنه كان ينوح على نفسه ;
از امام صادق(ع) روايت شده است كه فرمود: نام حضرت نوح ، عبدالغفار بود و اينكه نوح ناميده شد ، براى اين بود كه بر خويشتن مى گريست».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 13 - 7
7 - منافقان ، به نام سابق مدينه ، علاقه مند بودند و از نامگذارى آن شهر به « مدينة النبى » ناخرسند بودند .
يأهل يثرب
با توجه به اين كه نام مدينه، در آيه صدو بيست از سوره توبه و آيه شصت از سوره احزاب آمده و در اين جا، از قول منافقان، آن شهر به نام سابق اش خوانده شده، نكته بالا به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 7 - 11
11- اسامى همه انسان ها را خداوند تعيين مى كند . *
لم نجعل له من قبل سميًّا
مراد از جمله «لم نجعل. ..»، اين نيست كه در بين آن اسامى كه خداوند مستقيماً تعيين كرده است، نام «يحيى» وجود نداشته، بلكه اين است كه نام «يحيى»، نامى بى سابقه در بشر آن روزگار بوده است; بنابراين اسناد آن به خداوند در فعل «لم نجعل» گوياى اين است كه باقى اسامى نيز به جعل خداوند است، گرچه اين ارتباط بر همه كس آشكار نيست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 66 - 3
3 - آيه ، نامى نهاده شده از سوى خدا بر بندبند نثر قرآن
قد كانت ءايتى تتلى عليكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 34 - 3
3 - نام گذارى هر يك از عبارت هاى مشخص قرآن به « آيه » از سوى خداوند
و لقد أنزلنا إليكم ءايت مبيّنت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 87 - 5
5 - آيه ، نامى است نهاده شده از جانب خدا بر بند هاى عبارات قرآن .
و لايصدّنّك عن ءايت اللّه
مراد از «آيات اللّه» آيات قرآن است و «آيه» براى هر جمله مستقلى گفته مى شود كه با سجع ويژه اى از جمله ديگر جدا مى گردد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 46 - 4
4 - نام گذارى بند بند قرآن ، به « آيه » از سوى خداوند
و ما تأتيهم من ءاية من ءايت ربّهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 1 - 7
7- آيه ، نامى از سوى خدا براى هر بند بند سوره هاى قرآن
سورة . .. فيها ءايت بيّنت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 1 - 2
2- سوره ، نامى است از سوى خداوند براى دسته اى از آيات به هم پيوسته .
سورة أنزلنها . .. فيها ءايت بيّنت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 78 - 14
14 - « مسلمان » ، نامى برگزيده از سوى خدا براى امت پيامبر (صلی الله علیه و آله)
هو سمّيكم المسلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 7 - 4
4 - « يحيى » ، نامى تعيين شده از سوى خدا براى فرزند زكريا
اسمه يحيى لم نجعل له من قبل سميًّا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 71 - 8
8- خداوند ، فرزند ابراهيم و همسرش ساره را - پيش از تولدش - اسحاق ناميد . *
فبشّرنها بإسحق
ظاهر جمله «فبشرناها بإسحاق . .. يعقوب» اين است كه فرشتگان، نام اسحاق و يعقوب را نيز در بشارت آورده باشند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 28 - 16
16 - نسيان آدمى ، علت نامگذارى وى به انسان
و خلق الانسان ضعيفاً
امام صادق (ع) درباره علّت نامگذارى آدميان به انسان فرمود: لانّه ينسى.
علل الشرايع، ص 15، ح 1، ب 11 ; معانى الاخبار، ص 48، ح 1.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 65 - 14
14- از نام گذارى افراد و اشيا به نام هاى اختصاصى خداوند بايد اجتناب كرد .
هل تعلم له سميًّا
چنان كه گفته شد، «سمىّ» به معناى هم نام است گفتنى است كه آيه در صدد بيان امرى حقيقى در مورد يكتايى خداوند و بى نظير بودن او است; ولى نفى هم نام مى تواند متضمن اين پيام نيز باشد كه نام گذارى افراد به نام هاى ويژه خداوند - هر چند اعتبارى بيش نيست - ولى كارى ناروا است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 180 - 9
9 - توصيف و ناميدن غير خدا با نام ها و وصف هاى الهى ، الحاد در اسماء او و انحراف از اعتدال است .
و للّه الأسماء الحسنى . .. و ذروا الذين يلحدون فى أسمئه
جمله «و للّه الأسماء الحسنى» دلالت مى كند كه هيچكس جز خدا داراى اسماء حسنى نيست. بنابراين ناميدن و توصيف غير خدا با نيكوترين اسم و وصف - كه ويژه خداوند است - از موارد الحاد در اسماء الهى خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 7 - 4
4 - « يحيى » ، نامى تعيين شده از سوى خدا براى فرزند زكريا
اسمه يحيى لم نجعل له من قبل سميًّا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 198 - 18
18 - خطاب جبرئيل به حضرت ابراهيم ، در عرفات : « اعرف بها مناسكك و اعترف بذنبك » سبب نامگذارى عرفات به اين نام
فاذا افضتم من عرفات
امام باقر (ع) و امام صادق (ع): . .. فقال «جبرئيل» هذه عرفات، فاعرف بها مناسكك و اعترف بذنبك فسمّى عرفات
كافى، ج 4، ص 207، ح 9 ; علل الشرايع، ج 2، ص 436، ح 1، ب 173.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 45 - 6
6 - نامگذارى فرزند مريم به عيسى و مسيح ، از جانب خداوند
اسمه المسيح عيسى ابن مريم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 1 - 5
5- نام گذارى آخرين كتاب آسمانى به « قرآن » و تقسيم بندى آن به « آيات » ، از جانب خداوند بود .
الر تلك ءايت الكتب و قرءان مبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 97 - 21
21 - ممنوعيت ورود مشركان به خانه خدا ، سبب نامگذارى آن به بيت اللّه الحرام
جعل اللّه الكعبة البيت الحرام
از امام صادق(ع) نقل شده كه در پاسخ سؤال از سبب نامگذارى خانه خدا به بيت اللّه الحرام فرمود: لانه حرم على المشركين ان يدخلوه.
علل الشرايع، ص 398، ح 1، ب 139; نورالثقلين، ج 1، ص 680، ح 401.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 36 - 9
9 - همسر عمران ، نوزاد خويش را مريم ناميد .
و انّى سمّيتها مريم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 96 - 12
12 - ازدحام جمعيت در مكّه ، سبب نامگذارى آن به « بكّة »
وضع للناس للذى ببكّة
امام صادق (ع) در پاسخ از علت نامگذارى مكه به بكّه فرمود: لانَ الناس يبكّ بعضهم بعضاً فيها بالأيدى.
علل الشرايع، ج 2، ص 398، ح 5 ; تفسير عياشى، ج 1، ص 187، ح 95.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 27 - 1
1 - برگزيدن نام هاى زنانه براى فرشتگان ، نمودى از باور مشركان ، به دختر بودن فرشتگان براى خداوند
ألكم الذّكر و له الأُنثى. .. إنّ الذين لايؤمنون...ليسمّون الملئكة تسمية الأُنثى
از ارتباط بين آيات، استفاده مى شود از آن جايى كه مشركان فرشتگان را دختران خدا مى انگاشتند، نام هاى زنانه را براى آنان برمى گزيدند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 180 - 10
10 - ناميدن خداوند به اوصافى كه حكايتگر نقص و كاستى است ، مستلزم كيفرى از جانب او خواهد شد .
و ذروا الذين يلحدون فى أسمئه سيجزون ما كانوا يعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 39 - 9
9 - نامگذارى يحيى ( ع ) ، از جانب خداوند
انّ اللّه يبشّرك بيحيى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 71 - 10
10- خداوند ، پيش از تولد يعقوب ، نام يعقوب را براى او برگزيد و آن را به ابراهيم ( ع ) و همسرش اعلام كرد .
فبشّرنها بإسحق و من ورآء إسحق يعقوب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 53 - 31
31 - رويارويى مستقيم زنان و مردان نامحرم ، لغزش آفرين است و بايد از آن اجتناب كرد .
فسئلوهنّ من وراء حجاب ذلكم أطهر لقلوبكم و قلوبهنّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 18 - 9
9- خلوت كردن زن و مرد نامحرم - حتى براى تقواپيشگان - دامى خطرناك و زمينه سقوط به ورطه گناه است .
إنّى أعوذ بالرحمن منك إن كنت تقيًّا
جواب شرط «إن كنت» محذوف است. برخى مراد از جمله شرطيه را ترغيب به تقوا دانسته و برخى اشتراط را حقيقى مى دانند; در صورت دوم، مفاد آيه اين است كه اگر اهل تقوا باشى جا دارد كه من به خدا پناه ببرم (تا چه رسد به اين كه متقى نباشى). بنابراين، نكته شرط آن است كه چنين موقعيتى، حتى براى تقواپيشگان خطرناك است، تاچه رسد به غير آنان.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 30 - 7
7 - خيره شدن به نامحرمان و چشم چرانى ، زمينه ساز آلودگى به فحشا و فساد جنسى است .
قل للمؤمنين يغضّوا من أبصرهم و يحفظوا فروجهم
در آيه شريفه حكم حرمت چشم چرانى و نگاه به نامحرمان، بر حكم عفت گزينى و اجتناب از فحشا، مقدم داشته شده است و اين تقدم ذكرى، مى تواند حكايت از تقدم رتبى و ارتباط ميان اين دو حكم داشته باشد; به اين معنا كه پرهيز از چشم چرانى، زمينه عفت گزينى و اجتناب از آلودگى جنسى خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 31 - 7
7 - خيره شدن به نامحرمان و چشم چرانى ، زمينه ساز آلودگى به فحشا و فساد جنسى است .
قل للمؤمنت . .. يحفظن فروجهنّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 23 - 12،13
12 - پرهيز از اختلاط با مردان نامحرم ، انگيزه دختران شعيب در ندادن آب به گوسفندان خود
قالتا لانسقى حتّى يصدر الرعاء
13 - لزوم اجتناب زنان از اختلاط با مردان نامحرم
قالتا لانسقى حتّى يصدر الرعاء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 31 - 28
28 - زنان مؤمن ، وظيفه دار پرهيز از هر گونه رفتار تحريك آميز و جلب كننده توجه نامحرمان به سوى خويش
و لايضربن بأرجلهنّ ليعلم ما يخفين من زينتهنّ
لام در «ليعلم» براى تعليل و بيان علت حرمت پاى كوبيدن بر زمين است و در چنين مواردى، تعليل موجب تعميم حكم مى شود. از اين رو مى توان استفاده كرد كه هر آنچه موجب آشكار شدن زينت زنان شود، همين حكم را دارد و حرام خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 18 - 10
10- لزوم اجتناب از خلوت با نامحرم
قالت إنّى أعوذ بالرحمن منك إن كنت تقيًّا
با اين كه مرد ناشناس هيچ حركتى از خود نشان نداده بود كه حمل بر برخى اغراض گردد، ولى حضرت مريم از صرف خلوت بودن مكان متأثر گشته و به خدا پناه مى برد و زبان به نصيحت مى گشايد. با اين مقدمات مى توان نتيجه گرفت كه اصل خلوت با نامحرم، كارى دور از تقوا است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 33 - 4
4 - شايسته است كه زنان ، خود را از معرض نگاه نامحرمان ، دور نگاه داشته و از خودآرايى ، به منظور در معرض نمايش گذاشتن زيبايى هايشان ، خوددارى كنند .
و قرن فى بيوتكنّ و لاتبرّجن تبرّج الجهليّة الأُولى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 53 - 27
27 - همسران پيامبر ، موظف به حفظ حجاب و پوشش مناسب و نگهدارى خود از نگاه نامحرمان بودند .
و إذا سألتموهنّ متعًا فسئلوهنّ من وراء حجاب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 30 - 1،17
1 - مردان مؤمن ، وظيفه دار پرهيز از نظر دوختن و خيره شدن به نامحرمان اند .
و قل للمؤمنين يغضّوا من أبصرهم
برداشت ياد شده با توجه به دو نكته است: 1. «غضّ» (مصدر «يغضّوا») به معناى كاستن از نگاه و صدا است (مفردات راغب). مقصود از آن در آيه شريقه، اجتناب از نظر دوختن و خيره شدن به نامحرمان است، نه نگاه اوليه و ناخودآگاه. 2. «من» در «من أبصارهم» براى تبعيض است و مقصود، فرو بستن چشم از چيزهايى است كه نگاه به آنها ناشايست و حرام است (مثل نگاه به نامحرمان).
17 « عن أبى عبداللّه ( ع ) : . . . ( فى قوله تعالى ) « قل للمؤمنين يغضّوا من أبصارهم و يحفظوا فروجهم » . . . « و قل للمؤمنات يغضضن من أبصارهنّ و يحفظن فروجهنّ » . . . قال : كلّ شىء فى القرآن من حفظ الفرج فهو من الزنا إلاّ هذه الآية فإنّ ها من النظر . . . ;
از امام صادق(ع) [درباره سخن خداى - تبارك و تعالى -] «قل للمؤمنين يغضّوا من أبصارهم و يحفظوا فروجهم. ..» روايت شده است: هر چيزى كه در قرآن درباره حفظ فرج آمده، مراد حفظ آن، از زنا است; مگر در اين آيه مراد حفظ آن، از نگاه ديگران است...
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 31 - 1
1 - زنان مؤمن ، وظيفه دار پرهيز از نظر دوختن و خيره شدن به مردان نامحرم
و قل للمؤمنت يغضضن من أبصرهنّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 37 - 22
22 - جواز گفتگوى زن و مرد نامحرم
كلما دخل عليها . .. قال يا مريم ... قالت هو
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 26 - 21
21- سخن گفتن زن جوان با مرد اجنبى ، جايز است .
فلن أكلم اليوم إنسيًّا
اگر اصل سخن گفتن زن با نامحرمان حرام بود، به ايجاد عذر شرعى ديگر و نذر روزه سكوت، نيازى نبود. گفتنى است اين آيه در غير مورد روزه سكوت كه بر نسخ آن نص خاص وارد شده است، قابل تمسك است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 29 - 8،9
8- سخن گفتن مرد با زن اجنبى در آيين يهود جايز بود .
قالوا يمريم . .. قالوا كيف نكلّم
كسانى كه به سراغ مريم(س) آمده و با او سخن گفتند، داعيه دين دارى داشته و از همين رو با احساساتى برافروخته به مريم(س) اعتراض كردند. روشن است كه چنانچه اين كار در آيين آنها روا نبود، راه ديگرى را براى آن در نظر مى گرفتند.
9- شنيدن سخنان نامحرم و گفتوگو با وى جايز است . *
قالوا يمريم . .. قالوا كيف نكلّم
نقل ماجراى گفت وگوى هم كيشان مريم با وى بدون رد و ايراد بر آن در قرآن، مى تواند دليل مشروعيت آن باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 23 - 8،10
8 - جواز گفت وگوى مردان با زنان نامحرم ، با هدف خيرخواهانه و انگيزه دستگيرى و مدد رسانى به آنان
قال ما خطبكما
10 - جواز پاسخ زنان به پرسش خيرخواهانه مردان نامحرم
قالتا لانسقى حتّى يصدر الرعاء و أبونا شيخ كبير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 26 - 4
4 - جواز ستايش زنان از مردان نامحرم
إنّ خير من استئجرت القوىّ الأمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 32 - 12
12 - همسران پيامبر ، به سخن گفتن با مردان نامحرم ، در صورت رعايت موازين تعيين شده ، مجاز بودند .
فلاتخضعن بالقول . .. و قلن قولاً معروفًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 32 - 12
12 - همسران پيامبر ، به سخن گفتن با مردان نامحرم ، در صورت رعايت موازين تعيين شده ، مجاز بودند .
فلاتخضعن بالقول . .. و قلن قولاً معروفًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 31 - 2
2 - نظر دوختن به نامحرمان و چشم چرانى ، حرام است .
و قل للمؤمنت يغضضن من أبصرهنّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 29 - 4
4- رابطه زناشويى زن با غيرشوهر خويش ، رابطه اى ناروا و نامشروع است .
واستغفرى لذنبك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 60 - 5
5 - آرايش و خودآرايى زنان در برابر نامحرمان ، امرى مهم و غير قابل اغماض در نظام اسلامى
و القوعد من النساء الّ-تى لايرجون نكاحًا . .. غير متبرّجت بزينة
ممنوعيت زنان سالخورده و بى ميل به امور جنسى از خودآرايى، مى تواند گوياى مطلب ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 32 - 12
12 - همسران پيامبر ، به سخن گفتن با مردان نامحرم ، در صورت رعايت موازين تعيين شده ، مجاز بودند .
فلاتخضعن بالقول . .. و قلن قولاً معروفًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 32 - 10
10 - بيمار دلى ، باعث طمع ورزى در زنان نامحرم است .
فلاتخضعن بالقول فيطمع الذى فى قلبه مرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 30 - 15
15 - كسانى كه از نگاه كردن به نامحرمان و شرمگاه ديگران ابايى ندارند ، به مجازات الهى تهديد شده اند .
قل للمؤمنين يغضّوا . .. إنّ اللّه خبير بما يصنعون
جمله «إنّ اللّه خبير بما يصنعون» - كه آگاهى همه جانبه الهى به بشر را يادآورى مى كند - هشدارى است به كسانى كه احكام يادشده را رعايت نكنند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 235 - 8
8 - جواز گفتگوى مردان با زنان در عدّه ، به گونه اى متعارف و شايسته ( دور از گستاخى و فريب )
لا تواعدوهنّ سرّاً الاّ ان تقولوا قولا معروف اً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 37 - 22
22 - جواز گفتگوى زن و مرد نامحرم
كلما دخل عليها . .. قال يا مريم ... قالت هو
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 26 - 21
21- سخن گفتن زن جوان با مرد اجنبى ، جايز است .
فلن أكلم اليوم إنسيًّا
اگر اصل سخن گفتن زن با نامحرمان حرام بود، به ايجاد عذر شرعى ديگر و نذر روزه سكوت، نيازى نبود. گفتنى است اين آيه در غير مورد روزه سكوت كه بر نسخ آن نص خاص وارد شده است، قابل تمسك است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 29 - 9
9- شنيدن سخنان نامحرم و گفتوگو با وى جايز است . *
قالوا يمريم . .. قالوا كيف نكلّم
نقل ماجراى گفت وگوى هم كيشان مريم با وى بدون رد و ايراد بر آن در قرآن، مى تواند دليل مشروعيت آن باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 23 - 8،10
8 - جواز گفت وگوى مردان با زنان نامحرم ، با هدف خيرخواهانه و انگيزه دستگيرى و مدد رسانى به آنان
قال ما خطبكما
10 - جواز پاسخ زنان به پرسش خيرخواهانه مردان نامحرم
قالتا لانسقى حتّى يصدر الرعاء و أبونا شيخ كبير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 29 - 8
8- سخن گفتن مرد با زن اجنبى در آيين يهود جايز بود .
قالوا يمريم . .. قالوا كيف نكلّم
كسانى كه به سراغ مريم(س) آمده و با او سخن گفتند، داعيه دين دارى داشته و از همين رو با احساساتى برافروخته به مريم(س) اعتراض كردند. روشن است كه چنانچه اين كار در آيين آنها روا نبود، راه ديگرى را براى آن در نظر مى گرفتند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 23 - 11
11 - لزوم رعايت گزيده گويى از سوى مردان و زنان نامحرم در گفت وگو با يكديگر و پرداختن به امور مهم و بسنده كردن به مقدار ضرورت
قال ما خطبكما قالتا . .. و أبونا شيخ كبير
در آيات مربوط به گفت وگوى موسى(ع) و دختران شعيب، رعايت گزيده گويى و پرهيز از زياده گويى كاملاً مشهود است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 26 - 4
4 - جواز ستايش زنان از مردان نامحرم
إنّ خير من استئجرت القوىّ الأمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 30 - 2
2 - نظر دوختن به نامحرمان و چشم چرانى ، حرام است .
قل للمؤمنين يغضّوا من أبصرهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 52 - 6
6 - نگاه به زن ، به قصد ازداوج با او ، جايز است .
و لو أعجبك حسنهنّ
از اين كه خداوند، به پيامبر(صلی الله علیه و آله) فرموده است: «اگرچه زيبايى آنان، براى تو خوشايند باشد»، استفاده مى شود كه چنين امرى، قبل از ازدواج بوده و احتمالاً آن حضرت زنى را مى ديده كه موجب خوشايندى اش مى شده است. اين عمل پيامبر(صلی الله علیه و آله) حجت است و مى تواند نكته بالا را برساند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 33 - 5
5- حرمت روابط جنسى با زنان شوهردار
قال رب السجن أحب إلىّ مما يدعوننى إليه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - معارج - 70 - 31 - 1،5
1 - ارضاى غرايز جنسى ، جز از طريق همسر يا كنيز مملوك ، تجاوز به حدود الهى و به دور از حق و اعتدال است .
فمن ابتغى وراء ذلك فأُولئك هم العادون
«عدوان» (مصدر «عادون»)، به معناى تجاوز كردن و از حد گذشتن است.
5 - « سُئِلَ الصادق ( ع ) عن الخَضْخَضَة فقال : إثمٌ عظيمٌ قد نهى اللّه عنه فى كتابه . . . فقال السائل : بيّن لى يابن رسول اللّه ( ع ) من كتاب اللّه نهيه فقال : قول اللّه « فمن ابتغى وراء ذلك فأُولئك هم العادون » و هو ممّا وراء ذلك . . . ;
از امام صادق(ع) درباره خضخضه (عمل استمنا) سؤال شد، فرمود: گناه بزرگى است كه خداوند در قرآن از آن نهى فرموده است . .. سؤال كننده پرسيد: اى فرزند رسول خدا! نهى آن را از قرآن براى من بيان كن، فرمود: سخن خداوند «فمن ابتغى وراء ذلك فأُولئك هم العادون» و آن [عمل استمناء] از مصاديق «وراء ذلك» است...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 174 - 19
19 - كسب در آمد از راه هاى نامشروع ، حرام و موجب عذاب الهى است .
و يشترون به ثمناً قليلا أولئك . .. لايكلمهم اللّه ... و لهم عذاب اليم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 55 - 9
9 - هرگونه حكومت و ولايت بر اهل ايمان ، به جز ولايت خدا ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان واجد شرايط ، حكومت و ولايتى نامشروع و غير قانونى
انما وليكم اللّه و رسوله و الذين ءامنوا
برداشت فوق با توجه به كلمه «انما» كه براى حصر است، استفاده شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 29 - 5
5- بشر از ديرباز به ناروايى رابطه زناشويى زن با غير همسر خويش ، معتقد بود و بر آن تأكيد مى كرد .
واستغفرى لذنبك إنك كنت من الخاطئين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 29 - 5
5- بشر از ديرباز به ناروايى رابطه زناشويى زن با غير همسر خويش ، معتقد بود و بر آن تأكيد مى كرد .
واستغفرى لذنبك إنك كنت من الخاطئين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 174 - 19
19 - كسب در آمد از راه هاى نامشروع ، حرام و موجب عذاب الهى است .
و يشترون به ثمناً قليلا أولئك . .. لايكلمهم اللّه ... و لهم عذاب اليم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 56 - 7
7 - چشم پاكى ، زمينه مصونيت از ابتلا به آلودگى
فيهنّ قصرت الطرف لم يطمثهنّ إنس قبلهم و لاجانّ
«قاصرات الطرف» مى تواند كنايه از پاكى چشم باشد. از اين كه اين عبارت قبل از «لم يطمثهنّ...» مطرح گرديده، مطلب بالا احتمال مى رود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 49 - 11
11- مجرمان ، هنگام مشاهده كتاب اَعمال شان آرزومند مرگ خويش اند . *
و يقولون يويلتنا مال هذا الكتب
«ويلة» و «ويل» به معناى «هلاكت» است و مؤنث بودن «ويلة» مفيد مبالغه است. منادا قرار گرفتن «ويل» از سوى مجرمان، گوياى اين است كه آنان، با مشاهده نامه عمل خود، راهى جز هلاك و عذاب براى خود نديده، لذا آن را منادا قرار داده و آمدن اش را مى طلبند و يا اين كه به قدرى حال خود را وخيم مى بينند كه مرگ و هلاكت را، تنها راه رهايى خود از آن وضعيّت مى پندارند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انشقاق - 84 - 11 - 1
1 - مشاهده نامه اعمال در قيامت ، مايه آگاهى به كردار ها و پيش بينى كيفر ها است .
و أمّا من أُوتى . .. فسوف يدعوا ثبورًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - تكوير - 81 - 14 - 7
7 - اطلاع بر پرونده اعمال ، راهى براى آگاهى انسان در قيامت بر كردار خويش
و إذا الصحف نشرت . .. علمت نفس ما أحضرت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 30 - 5
5 - نام خداوند ، بهترين سرآغاز هر سخن و نامه و هر كار و برنامه
إنّى أُلقى إلىّ كتب كريم. .. و إنّه بسم اللّه الرحمن الرحيم
با توجه به اين كه سليمان(ع) به عنوان پيامبر، نامه اش را با نام خدا آغاز كرده و خداوند آن را به عنوان يك ارزش ياد نموده است، مطلب ياد شده به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 29 - 3
3 - عدم اطلاع بلقيس از مشخصات آورنده نامه سليمان
إنّى أُلقى إلىّ
مجهول آمدن فعل «أُلقى» نشانگر آن است كه هدهد، نامه سليمان را طورى به سوى ملكه انداخت كه كسى متوجه او نشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - تكوير - 81 - 10 - 3
3 - پرونده اعمال هر كس تا قيامت ، بسته است و بر كسى مكشوف نيست .
و إذا الصحف نشرت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 105 - 15
15 - خداوند در قيامت انسان ها را به تمامى اعمال دنيويشان آگاه ساخته و دستاوردشان را به آنان نشان خواهد داد .
إلى اللّه مرجعكم جميعاً فينبئكم بما كنتم تعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 69 - 5،6،7،9
5 - نامه اعمال همه بندگان در قيامت ، عرضه خواهد شد .
و وضع الكتب
«وضع» به معناى نهادن است و در اين جا كنايه از عرضه شدن مى باشد. «كتاب» در آيه شريفه به معناى نامه اعمال است.
6 - تمامى اعمال بندگان ثبت و درج شده و در قيامت به صورت نوشته اى ظاهر خواهد شد .
و وضع الكتب
7 - حضور پيامبران در قيامت براى گواهى دادن بر اعمال بندگان ، هنگام عرضه اعمالشان
و جاىء بالنبيّين
مقصود از آوردن پيامبران در قيامت هنگام عرضه نامه اعمال بندگان - به قرينه آيه «فكيف إذا جئنا من كلّ اُمّة بشهيد و جئنابك على هؤلاء شهيداً (نساء(4)، 41) گواهى دادن آنان است.
9 - احضار شاهدانى چند در عرصه قيامت براى گواهى دادن بر اعمال بندگان ، هنگام عرضه نامه اعمالشان
و الشهداء
«شهدا» جمع «شاهد» (گواه) است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - تكوير - 81 - 10 - 2،5
2 - قيامت ، روز باز شدن نامه عمل انسان و آگاهى او بر محتواى آن
و إذا الصحف نشرت
«نشر»، مخالف پيچيدن است (لسان العرب). براساس اين معنا، فعل «نشرت»، دلالت دارد كه نامه اعمال پيش از نشر، به شكل طومار است.
5 - نامه هاى اعمال در قيامت ، بر اهل محشر پراكنده و پخش خواهد شد .
و إذا الصحف نشرت
«نشر» به معناى تفريق (پراكنده ساختن) آمده است (تاج العروس). مراد از «نُشرت»، در اين معنا پراكنده شدن نامه ها بر صاحبان آن و رسيدن نامه عمل هر كس به دست او است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انشقاق - 84 - 7 - 1،6
1 - براى هر انسان ، نامه عملى است كه در قيامت آن را دريافت خواهد كرد .
فأمّا من أُوتى كتبه
6 - انسان ها هنگام حضور در پيشگاه خداوند نامه هاى اعمال خود را در اختيار داشته و به كردار خويش آگاهى يافته اند .
فملقيه . فأمّا من أُوتى كتبه بيمينه
«فاء» در «فأمّا» بيانگر ارتباط مفاد اين آيه با ملاقات خداوند است كه در آيه قبل مطرح شده بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 104 - 11
11- « عن أبى جعفر ( ع ) : إنّ فى الهواء ملكاً يقال له إسماعيل على ثلاثمأة ألف ملك كلّ واحد منهم على مائة ألف يحصون أعمال العباد فإذا كان رأس السنة بعث اللّه إليهم ملكاً يقال له : السجلّ فانتسخ ذلك منهم و هو قول اللّه تبارك و تعالى : « يوم نطوى السماء كطىّ السجلّ للكتب » ;
از امام باقر(ع) روايت شده كه در فضا فرشته اى است به نام اسماعيل كه سيصدهزار فرشته تحت فرمان دارد و هر كدام از فرشتگان صدهزار فرشته را فرماندهى مى كند و آنان كارهاى بندگان را احصا مى كنند و با شروع هر سالى خداوند فرشته اى را به نام «سجل» مى فرستد تا از [نامه اعمال ]بندگان [كه در اختيار فرشتگان فضا است] نسخه بردارى كند و اين است سخن خداوند - تبارك و تعالى - كه: «يوم نطوى السماء كطىّ السجلّ للكتب»».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 29 - 6
6 - نسخه بردارى مداوم و ثبت دقيق اعمال آدميان
إنّا كنّا نستنسخ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 29 - 2
2 - جلوه عظمت و گران سنگى نامه سليمان و پيام آن در نظر ملكه سبا ( بلقيس )
قالت يأيّها الملؤا إنّى أُلقى إلىّ كتب كريم
«كريم»، صفت «كتاب» و به معناى گران مايه است. «كتاب كريم»; يعنى، نامه اى عظيم و گران سنگ.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 26 - 10
10 - اصرار تعصب آميز مشركان مكه ، بر نيامدن « بسمله » و عنوان « رسول اللّه » در متن صلحنامه حديبيه *
إذ جعل الذين كفروا فى قلوبهم الحميّة حميّة الجهليّة
با توجّه به شأن نزول آيه شريفه، استفاده مى شود كه خشم و عصبيت مشركان در زمينه يادشده بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 30 - 3،4،6
3 - « بسم اللّه الرحمن الرحيم » سرآغاز نامه سليمان به ملكه سبا
و إنّه بسم اللّه الرحمن الرحيم
4 - آغاز نامه سليمان با نام و ياد خدا ، سبب شكوه و عظمت آن نزد بلقيس
إنّى أُلقى إلىّ كتب كريم . .. و إنّه بسم اللّه الرحمن الرحيم
جمله «و إنّه بسم اللّه. ..» تعليل ديگرى براى بيان گرانمايه بودن مكتوب سليمان است; يعنى، نامه اى كه براى من آورده شده، از دو جهت كريم و گران سنگ است: يكى اين كه از شخصيتى مانند سليمان است و ديگر آن كه با نام خداى رحمان و رحيم آغاز شده است.
6 - اعلام موضع توحيدى و هدف الهى سليمان ( ع ) ، با آغاز نامه خود به نام و ياد خدا
و إنّه بسم اللّه الرحمن الرحيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مدثر - 74 - 53 - 2
2 - نازل شدن نامه اى سرگشاده از سوى خداوند ، براى يكايك انسان ها در اثبات رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، درخواستى نابجا و غيرمنطقى
بل يريد كلّ امرىء منهم . .. كلاّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 28 - 3
3 - استفاده از پرنده پيك براى ارتباطات ، به عصر سليمان بازمى گردد .
اذهب بكتبى هذا فألقه إليهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مطففين - 83 - 19 - 1
1 - ابزار شناخت ديوان نامه هاى عمل نيكوكاران ، در دسترس همگان نيست .
و ما أدريك ما علّيّون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مطففين - 83 - 8 - 1
1 - ابزار شناخت ديوان نامه هاى اعمال بد ، در دسترس همگان نيست .
و ما أدريك ما سجّين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 30 - 6
6 - اعلام موضع توحيدى و هدف الهى سليمان ( ع ) ، با آغاز نامه خود به نام و ياد خدا
و إنّه بسم اللّه الرحمن الرحيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 31 - 3
3 - نامه سليمان ، پيامدار رحمت و مهر و نشانگر قدرت و قهر
بسم اللّه الرحمن الرحيم . ألاّ تعلوا علىّ و أتونى مسلمين
آوردن اوصاف «رحمان» و «رحيم» در سرآغاز نامه، پيامدار رحمت و لحن قاطع و آمرانه متن آن، بيانگر قدرت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انشقاق - 84 - 10 - 5
5 - واگذاركنندگان نامه عمل به انسان ها در قيامت ، برخى را محترم شمرده و با گروهى ديگر برخوردى تحقيرآميز و خفّت بار خواهند داشت .
فأمّا من أُوتى كتبه بيمينه . .. و أمّا من أُوتى كتبه وراء ظهره
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مطففين - 83 - 11 - 5
5 - تكذيب قيامت ، در نامه عمل تكذيب كنندگان ثبت شده و براساس آن كيفر خواهند ديد .
كتب مرقوم . ويل يومئذ للمكذّبين . الذين يكذّبون بيوم الدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 14 - 5
5- « عن أبى عبدالله ( ع ) فى قوله : « اقرأ كتابك كفى بنفسك اليوم » قال : يذكر بالعبد جميع ما عمل و ما كتب عليه حتى كأنه فعله تلك الساعة فلذلك قالوا : يا ويلتنا ما لهذا الكتاب لايغادر صغيرة و لا كبيرة إلاّ أحصاها » ;
از امام صادق(ع) در باره سخن خدا «اقرأ كتابك كفى بنفسك اليوم» روايت شده است كه فرمود: همه اعمالى كه بنده انجام داده و بر او نوشته شده است به يادش مى آورند; به گونه اى كه گويى همان لحظه انجام داده است. پس بدين جهت گويند: يا ويلتنا ما لهذا الكتاب لايغادر صغيرة و لا كبيرة إلاّ أحصاها».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 49 - 10،12
10- مجرمان ، از جامعيّت و دقّت كتاب اَعمال آدميان ، شگفت زده و به شدت نگران خواهند شد .
يويلتنا مال هذا الكتب لايغادر صغيرة و لاكبيرة
12- نامه اَعمال ، دربرگيرنده ريز و درشت كردار ها و به شمارآورنده كمترين عمل انسان است .
لايغادر صغيرة و لاكبيرة إلاّ أحصيها
«غدر» و «مغادرة» به معناى ترك است و «لايغادر. ..» يعنى هيچ كوچك و بزرگى را فروگذار نكرده و نمى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 33 - 3
3 - انسان ، در برابر عقايد و باور هاى خويش ، مسؤول بوده و همه آنها در نامه اعمال او ثبت است .
من أُوتى كتبه . .. و لم أدر ما حسابيه... خذوه... فاسلكوه . إنّه كان لايؤمن بالل
خداوند علت سرنوشت بد و عذاب كافران را، ايمان نياوردن به خداى بزرگ دانسته است. از اين نكته مى توان استفاده كرد كه انسان در برابر مجموعه عقايد و انديشه هاى خويش، مسؤول است و بايد در برابر خداى بزرگ پاسخگو باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مطففين - 83 - 19 - 2
2 - جايگاه نامه هاى عمل نيكوكاران ، داراى ويژگى هايى فراتر از حد بيان است .
و ما أدريك ما علّيّون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انشقاق - 84 - 7 - 4
4 - امتناع كردن از دريافت نامه اعمال در قيامت ، امكان پذير نيست .
فأمّا من أُوتى كتبه بيمينه
برداشت ياد شده، از مجهول بودن «اُوتى» استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انشقاق - 84 - 10 - 2
2 - امتناع كردن از دريافت نامه عمل در قيامت ، امكان پذير نيست .
و أمّا من أُوتى كتبه
برداشت ياد شده، از مجهول بودن «اُوتى» استفاده شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انفطار - 82 - 12 - 2
2 - نامه عمل سراسر حقيقت و خالى از هرگونه خطا است .
يعلمون ما تفعلون
تصريح به علم كاتبان نامه عمل، توجّه دادن به راستى و درستى آن نامه است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 19 - 4
4 - مؤمنان بهشتى ، خواستار مشاهده و قرائت شدن نامه اعمالشان در عرصه قيامت
فيقول هآؤُم اقرءوا كتبيه
«هآؤُم» اسم فعل امر و به معناى «خذوا» (بياييد بگيريد) است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 19 - 4
4 - مؤمنان بهشتى ، خواستار مشاهده و قرائت شدن نامه اعمالشان در عرصه قيامت
فيقول هآؤُم اقرءوا كتبيه
«هآؤُم» اسم فعل امر و به معناى «خذوا» (بياييد بگيريد) است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 93 - 5،6
5- صعود پيامبر (صلی الله علیه و آله) به آسمان و آوردن دستخطى قابل خواندن و گواه بر صعود واقعى خويش ، معجزه درخواستى مشركان مكه از آن حضرت
أو ترقى فى السّماء و لن نؤمن لرقيّك حتى تنزّل علينا كتبًا نقرؤه
6- صعود پيامبر (صلی الله علیه و آله) به آسمان و آوردن نامه اى براى حقانيت خويش ، پيش شرط مشركان مكه براى ايمان آوردن به آن حضرت
و قالوا لن نؤمن لك حتى . .. أو ترقى فى السّماء و لن نؤمن لرقيّك حتى تنزّل علينا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مدثر - 74 - 52 - 1،3،5
1 - كافران پندناپذير ، ايمان به پيامبر (صلی الله علیه و آله) را به آمدن نامه هاى سرگشاده براى يكايكشان ، مشروط دانستند .
بل يريد كلّ امرىء منهم أن يوتى صحفًا منشّرة
3 - درخواست نامه هاى سرگشاده و جداگانه براى خود ، جلوه نابخردى و سبك مغزى كافران مخالف پيامبر (صلی الله علیه و آله)
فما لهم عن التذكرة معرضين . .. بل يريد كلّ امرىء منهم أن يوتى صحفًا منشّرة
5 - « عن أبى جعفر ( ع ) فى قوله « بل يريد كلّ امرىء منهم أن يؤتى صحفاً منشّرة » و ذلك أنّهم قالوا : يا محمد قد بلغنا أنّ الرجل من بنى اسرائيل كان يذنب الذنب فيصبح و ذنبه مكتوب عند رأسه و كفّارته ، فنزل جبرئيل على النبىّ (صلی الله علیه و آله) و قال : يسألك قومك سنّة بنى إسرائيل فى الذنوب فإن شاؤوا فعلنا ذلك بهم و أخذناهم بما كنّا نأخذ به بنى إسرائيل . . . ;
از امام باقر(ع) درباره سخن خداوند «بل يريد كلّ امرىء منهم أن يؤتى صحفاً منشّرة» روايت شده كه آنان [به رسول خدا ]گفتند: اى محمد! به ما خبر رسيده كه مردى از بنى اسرائيل، گناهى مرتكب مى شد و از خواب برمى خاست، در حالى كه گناهش در بالاى سرش همراه با كفّاره آن نوشته شده بود. سپس جبرئيل بر رسول خدا(صلی الله علیه و آله) نازل شد و فرمود: قومت از تو مى خواهند، همان سنّت بنى اسرائيل در مورد گناهان درباره آنان جارى شود، اگر آنان بخواهند ما درباره آنان انجام مى دهيم و آنان را گرفتار مى كنيم; به همان عذابى كه بنى اسرائيل را گرفتار مى كرديم...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مدثر - 74 - 53 - 1
1 - مشروط دانستن ايمان به رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به نازل شدن نامه هاى سرگشاده از سوى خداوند در تأييدِ آن ، بهانه اى از سوى كافران بود .
بل يريد كلّ امرىء منهم . .. كلاّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مدثر - 74 - 54 - 1
1 - درخواست نزول نامه سرگشاده از سوى خداوند ، در تأييد رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و بر درستى قرآن ، درخواستى نابجا و نشانه بهانه جويى كافران
بل يريد كلّ امرىء منهم أن يوتى صحفًا منشّرة . .. كلاّ إنّه تذكرة
كلمه «كلاّ»، تأكيد مطلبى است كه در آيه پيش (كلاّ بل لايخافون. ..) بيان شده است; يعنى، قرآن كريم تذكره است و اگر بنا بود كه كافران به سبب آن متذكر شوند، نزول قرآن به همين صورت براى پندآموزى آنان كافى بود. پس درخواست كافران مبنى بر نامه اختصاصى از جانبِ خداوند، بهانه اى بيش از سوى آنان نيست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انشقاق - 84 - 10 - 3،6
3 - نامه عمل برخى از انسان ها در قيامت ، از پشت سرشان به آنان واگذار خواهد شد .
و أمّا من أُوتى كتبه وراء ظهره
از ضميمه اين آيه با آيه اى كه از گرفتن نامه عمل با دست چپ سخن گفته است (الحاقه، آيه 25)، به دست مى آيد كه اين گروه، نامه عمل خود را با دست چپ از پشت سر خود تحويل خواهند گرفت.
6 - « عن أبى جعفر ( ع ) قال : . . . ان اللّه . . . أنزل فى « إذا السماء انشقت » « و أمّا من اُوتى كتابه وراء ظهره . . . » فهذا مشرك . . . ;
از امام باقر(ع) روايت شده كه فرمود: . .. خداوند... در سوره «إذا السماء انشقت» فرمود: «و أمّا من اُوتى كتابه وراء ظهره...». اين شخص [كه نامه عملش از پشت سر به او داده مى شود] مشرك است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انشقاق - 84 - 11 - 2،3،4
2 - گرفتن نامه عمل از پشت سر در قيامت ، سرآغاز گرفتارى در موقعيتى دشوار كه هر كس ، فرياد هلاكت خواهى و آرزوى مرگ سر خواهد داد .
فسوف يدعوا ثبورًا
«ثبور» به معناى هلاكت و تباهى است. (مفردات راغب)
3 - دريافت نامه عمل از پشت سر ، رمز و نشانه محكوميت در عرصه حسابرسى است .
فسوف يحاسب . .. فسوف يدعوا ثبورًا
تقابل دو گروه دريافت كننده نامه عمل، بيانگر اين است كه هر دو حسابرسى خواهند شد; ولى نتيجه آن در مورد آنان متفاوت است. بنابراين گرچه «فسوف يحاسب» تنها در مورد يك دسته آمده است; ولى دسته ديگر نيز به قرينه حرف «سوف» - كه بين گرفتن نامه عمل از پشت سر و فرياد واويلاى شخص، فاصله اى را مفروض گرفته - مورد محاسبه قرار خواهند گرفت.
4 - محاسبه و رسيدگى به اعمال كسانى كه نامه عمل خود را از پشت سر دريافت كرده اند ، سخت و اندوه بار خواهد بود .
حسابًا يسيرًا . .. مسرورًا ... فسوف يدعوا ثبورًا
برداشت ياد شده، از مقابله دو گروه استفاده شده است. از آنجا كه گروه اول حسابى آسان داشته و شادمان خواهند شد، دانسته مى شود كه براى گروه دوم، جز سختى حساب و غمگين شدن نخواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انشقاق - 84 - 12 - 1
1 - كسانى كه نامه عمل خود را از پشت سر دريافت مى كنند ، به آتش برافروخته جهنم گرفتار شده و در آن خواهند سوخت .
و يصلى سعيرًا
«صَلى»; يعنى، حرارت را چشيد (مصباح). در لسان العرب آمده است: صَلِىَ فلان بالنار يَصْلى صُلِيّاً احترق (سوخت). راغب مى گويد: «صَلِىَ بالنار»; يعنى، به آتش مبتلا شد و از برخى اهل لغت نقل مى كند كه: «صلى النار»: دَخَلَ فيها (درون آتش رفت). «سعير» (بر وزن فعيل) به معناى مفعول است; يعنى، داغ و برافروخته. (مفردات راغب)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انشقاق - 84 - 14 - 5
5 - اعطاى نامه عمل از پشت سر ، فرياد هلاكت خواهى در قيامت و گرفتارى به آتش جهنم ، برخاسته از استبعاد معاد است .
و أمّا من أُوتى . .. إنّه ظنّ أن لن يحور
اين آيه، مى تواند بيانگر علت براى مطالب قبل باشد كه از جمله آنها «اُوتى كتابه وراء ظهره» بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انشقاق - 84 - 15 - 11،12
11 - كسانى كه در قيامت نامه عمل را از پشت سر دريافت كرده و به دوزخ گرفتار مى شوند ، خود عامل پيدايش چنين سرنوشتى اند .
أمّا من أُوتى كتبه . .. و يصلى سعيرًا ... بلى إنّ ربّه كان به بصيرًا
12 - عذاب دوزخيان و اعطاى نامه عمل به آنان از پشت سرشان ، نظام جزايى آگاهانه و مدبرانه خداوند است .
و أمّا من أُوتى كتبه . .. و يصلى سعيرًا ... بلى إنّ ربّه كان به بصيرًا
حرف «بلى» ممكن است به تمام مشخصات دسته دوم (و أمّا من اُوتى . ..) ارتباط داشته باشد. در اين صورت پندار رجوع نكردن را، پندارى باطل و حوادث پيش آمده (اُوتى كتابه وراء ظهره ... يصلى سعيراً) را، رخدادى ثابت معرفى مى كند. جمله «إنّه ...» بيانگر اين است كه آن حادثه ها، برخاسته از ربوبيت و بصيرت خداوند است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انشقاق - 84 - 20 - 8
8 - مردم بى ايمان در قيامت ، نامه عمل خويش را از پشت سر دريافت كرده و به آتش جهنم گرفتار خواهند شد .
أمّا من أُوتى كتبه وراء ظهره . .. و يصلى سعيرًا ... فما لهم لايؤمنون
ارتباط مجموع آيات اين سوره، اقتضا مى كند كه مراد از ضمير «هم» و تعبير «الذين كفروا» (در آيات بعد) همان كسانى باشند كه در آيه دهم، با تعبير «من اُوتى كتابه وراء ظهره» از آنان ياد گرديد. همان طور كه مراد از «الذين آمنوا» (در آيات بعد)، همان «من اُوتى كتابه بيمينه» در آيات پيشين خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انشقاق - 84 - 22 - 5
5 - نامه عمل كافر ، از پشت سر به او داده شده و آتش دوزخ فرجام او خواهد بود .
و أمّا من أوتى كتبه وراء ظهره . .. و يصلى سعيرًا ... بل الذين كفروا
ارتباط مجموع آيات سوره با يكديگر، اقتضا مى كند كه دو دسته آخر سوره (الذين كفروا) و (الذين آمنوا)، همان دو دسته قبل باشند كه با عنوان «من اُوتى كتابه بيمينه» و «من اُوتى كتابه وراء ظهره» از آنان ياد شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 29 - 7
7 - مستند بودن نامه اعمال آدميان ، دليل حق بودن و كاستى نداشتن آن
ينطق عليكم بالحقّ إنّا كنّا نستنسخ
«إنّا كنّا. ..» در مقام تعليل است و تكرار ضماير متكلم و نيز تأكيد به وسيله «إنّ»، مطلب بالا را افاده مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 26 - 10
10 - اصرار تعصب آميز مشركان مكه ، بر نيامدن « بسمله » و عنوان « رسول اللّه » در متن صلحنامه حديبيه *
إذ جعل الذين كفروا فى قلوبهم الحميّة حميّة الجهليّة
با توجّه به شأن نزول آيه شريفه، استفاده مى شود كه خشم و عصبيت مشركان در زمينه يادشده بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 19 - 5
5 - شادمانى و رضايت مندى كامل مؤمنان بهشتى ، از نامه اعمال و كارنامه خويش در عرصه قيامت
فيقول هآؤُم اقرءوا كتبيه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انشقاق - 84 - 10 - 5
5 - واگذاركنندگان نامه عمل به انسان ها در قيامت ، برخى را محترم شمرده و با گروهى ديگر برخوردى تحقيرآميز و خفّت بار خواهند داشت .
فأمّا من أُوتى كتبه بيمينه . .. و أمّا من أُوتى كتبه وراء ظهره
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 49 - 1،3،7
1- در قيامت ، نامه عمل هر فرد ، در برابر ديدگان او نهاده شده ، آن را مشاهده خواهد كرد .
و وضع الكتب . .. و يقولون يويلتنا مال هذا الكتب
مقصود از «الكتاب» به قرينه جملات بعدى، نوشته هايى است كه در آن، همه اَعمال آدميان، ثبت و ضبط شده است. حرف
«ال» در «وضع الكتاب»، براى استغراق اَفراد است، يعنى «كلّ كتاب». در نتيجه، مراد اين است كه همه كتاب ها را در برابر ديدگان آحاد انسان ها قرار خواهند داد و هر فرد، كتاب خودش را ملاحظه خواهد كرد.
3- در قيامت مجرمان ، هنگام مشاهده نامه عمل ، از كردار خود وحشت و دلهره پيدا مى كنند .
فترى المجرمين مشفقين ممّا فيه
7- پرهيز كنندگان از جرم و گناه ، به هنگام مشاهده نامه اَعمال خود در قيامت ، بيم و هراس نخواهند داشت .
و وضع الكتب فترى المجرمين مشفقين ممّا فيه
جمله «وضع الكتاب» وضع و مشاهده كتاب را به مجرمان اختصاص نداده است، ولى جمله «فترى المجرمين. ..» تنها، از ترس مجرمان سخن گفته است، بنابراين، ديگران، با مشاهده كتابِ خود، اضطرابى نخواهند يافت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انشقاق - 84 - 8 - 2
2 - مرحله حسابرسى در قيامت ، مرحله اى پس از دريافت نامه هاى اعمال است .
فسوف يحاسب حسابًا يسيرًا
«سوف»، براى وعده دادن به كار مى رود (مصباح) و دلالت بر تأخير دارد. (مقاييس اللغة)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انشقاق - 84 - 10 - 5
5 - واگذاركنندگان نامه عمل به انسان ها در قيامت ، برخى را محترم شمرده و با گروهى ديگر برخوردى تحقيرآميز و خفّت بار خواهند داشت .
فأمّا من أُوتى كتبه بيمينه . .. و أمّا من أُوتى كتبه وراء ظهره
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 2 - 5
5 - سوگند خداوند ، به نامه اعمال آدميان
و كتب مسطور
برخى از مفسران مراد از «كتاب مسطور» را نامه اعمال دانسته اند. برداشت بالا بر پايه اين احتمال است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 30 - 4
4 - آغاز نامه سليمان با نام و ياد خدا ، سبب شكوه و عظمت آن نزد بلقيس
إنّى أُلقى إلىّ كتب كريم . .. و إنّه بسم اللّه الرحمن الرحيم
جمله «و إنّه بسم اللّه. ..» تعليل ديگرى براى بيان گرانمايه بودن مكتوب سليمان است; يعنى، نامه اى كه براى من آورده شده، از دو جهت كريم و گران سنگ است: يكى اين كه از شخصيتى مانند سليمان است و ديگر آن كه با نام خداى رحمان و رحيم آغاز شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 26 - 2
2 - كافران دوزخى ، پس از دريافت نامه اعمال خود ، از محتوا و حكم نهايى آن درباره خويش آگاه خواهند شد .
و لم أدر ما حسابيه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انشقاق - 84 - 7 - 5
5 - تحويل دهندگان نامه هاى اعمال به انسان ها در قيامت ، از فرجام آنها آگاه اند .
من أُوتى كتبه بيمينه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انشقاق - 84 - 10 - 1
1 - براى هر انسان ، نامه عملى است كه آن را در قيامت دريافت خواهد كرد .
يأيّها الإنسن . .. فأمّا من أُوتى كتبه ... و أمّا من أُوتى كتبه وراء ظهره
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 36 - 7
7 - هدف سليمان ( ع ) از نوشتن نامه به دربار سبا ، ايفاى رسالت الهى و معنوى خود بود ، نه رسيدن به مال و حكومت بزرگ تر .
قال أتمدّونن بمال فما ءاتين اللّه خير ممّا ءاتيكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 14 - 1،2
1- خداوند ، فراخوان انسان ها در قيامت ، به خواندن نامه عمل خويش
و نخرج له يوم القيمة كتبًا . .. اقرأ كتبك
2- هر انسانى در قيامت ، با خواندن پرونده اعمال خويش ، خود حسابگر آنها خواهد بود .
اقرأ كتبك كفى بنفسك اليوم عليك حسيبًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مطففين - 83 - 7 - 4
4 - نامه عمل فاجران ، در ديوانى تغييرناپذير و زندانى منحطّ ، بايگانى و حفاظت مى شود .
إنّ كتب الفجّار لفى سجّين
سجّين همان سجن (زندان) است، علاوه بر رساندن معناى خلود; زيرا اين وزن براى مبالغه است (مجمع البيان). تفسير آن به «كتاب مرقوم» - در دو آيه بعد - دلالت دارد كه «سجّين» كتابى است كه نامه عمل فاجران، به گونه اى در آن قرار داده شده است كه گويا نوشته ها در آن حبس شده است. مقابله آن با «علّيين» - كه در آيات بعد آمده است - بيانگر انحطاط و پستى آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مطففين - 83 - 7 - 6
6 - نامه عمل كم فروشان ، در جايگاهى پست نگه دارى خواهد شد .
ويل للمطفّفين . .. إنّ كتب الفجّار لفى سجّين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مطففين - 83 - 18 - 5
5 - نامه عمل نيكوكاران ، در ديوانى تغييرناپذير و جايگاهى رفيع ، ( علّيّين ) ، بايگانى و حفاظت مى شود .
إنّ كتب الأبرار لفى علّيّين
«علّيّين» گرچه به لفظ جمع آمده است; ولى به قرينه «كتاب مرقوم» و ضمير مفرد در «يشهده المقرّبون»، معناى مفرد دارد. لسان العرب از ابو اسحاق نقل كرده است: چون «علّيّين» در لفظ به صورت جمع است، اِعراب جمع دارد. برخى از اهل لغت، آن را جمع «عِلّىّ» و به معناى سلسله مراتب رفيع تا بى نهايت مى دانند. (مقاييس اللغة)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 29 - 4
4 - اقدام بلقيس به در ميان گذاشتن خبر نامه سليمان با درباريان خود
قالت يأيّها الملؤا إنّى أُلقى إلىّ كتب كريم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 32 - 1
1 - نظرخواهى بلقيس از درباريان خود ، درباره چگونگى پاسخ به سليمان ( ع )
قالت يأيّها الملؤا أفتونى فى أمرى
«إفتاء» (مصدر «أفتونى») به معناى اظهار نظر است. «أفتونى فى أمرى»; يعنى، نظرتان را در اين كه بايد چه كار انجام دهم، بيان كنيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 71 - 13
13- سعادتمندان ، نامه اعمال خويش را در قيامت ، خود مورد مطالعه قرار مى دهند .
فمن أوتى كتبه بيمينه فأُولئك يقرءون كتبهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مطففين - 83 - 7 - 6
6 - نامه عمل كم فروشان ، در جايگاهى پست نگه دارى خواهد شد .
ويل للمطفّفين . .. إنّ كتب الفجّار لفى سجّين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 32 - 2،5
2 - برخورد جدى ملكه سبا با نامه سليمان و عدم ترديد وى در صحت آن
قالت يأيّها الملؤا أفتونى فى أمرى
در عبارات بلقيس، كلامى كه حاكى از ترديد باشد مشاهده نمى شود; بلكه اقدام وى به مشاوره درباره محتواى نامه، نشانگر اطمينان او است.
5 - احساس خطر جدى ملكه سبا از نامه سليمان و تلاش وى براى تحكيم روابط در درون دربار
أفتونى فى أمرى ما كنت قاطعة أمرًا حتّى تشهدون
در صورتى كه كار مشاوره براى بلقيس امرى معمولى بود، وى نيازى نداشته تا در خصوص اين موضوع، بر شيوه مشاوره خود تأكيد كند. احتمال مى رود اين تأكيد از آن جهت باشد كه موضوع را بسيار جدى و خطرناك تلقى كرده و با اين سخنان سعى داشته تا دل درباريان را به دست آورد و آنان را با خود همراه سازد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 28 - 1،2
1 - مأموريت هدهد از سوى سليمان ، براى بردن نامه وى به جانب ملكه سبا
اذهب بكتبى هذا فألقه إليهم
«كتاب» معادل «مكتوب» و به معناى نامه است; يعنى، اين نامه مرا ببر، آن گاه. .. .
2 - افكندن نامه به محلّ تجمع ملكه و درباريان سبا ، مأموريت هدهد از جانب سليمان ( ع )
اذهب بكتبى هذا فألقه إليهم
«ها» ساكن در «ألقه» ها سكت و «إلقاء» (مصدر «ألق») به معناى افكندن است; يعنى، آن گاه [نامه را] به سوى آنان بيفكن.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 29 - 1
1 - قرار گرفتن نامه سليمان در اختيار ملكه سبا ( بلقيس )
قالت يأيّها الملؤا إنّى أُلقى إلىّ كتب كريم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 28 - 3
3 - استفاده از پرنده پيك براى ارتباطات ، به عصر سليمان بازمى گردد .
اذهب بكتبى هذا فألقه إليهم
نامه رسانى هدهد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 28 - 1،2،4
1 - مأموريت هدهد از سوى سليمان ، براى بردن نامه وى به جانب ملكه سبا
اذهب بكتبى هذا فألقه إليهم
«كتاب» معادل «مكتوب» و به معناى نامه است; يعنى، اين نامه مرا ببر، آن گاه. .. .
2 - افكندن نامه به محلّ تجمع ملكه و درباريان سبا ، مأموريت هدهد از جانب سليمان ( ع )
اذهب بكتبى هذا فألقه إليهم
«ها» ساكن در «ألقه» ها سكت و «إلقاء» (مصدر «ألق») به معناى افكندن است; يعنى، آن گاه [نامه را] به سوى آنان بيفكن.
4 - هدهد ، موظف به روى برتافتن از درباريان سبا ( پس از افكندن نامه سليمان ) نزد ايشان
ثمّ تولّ عنهم فانظر ماذا يرجعون
«تولّى» (مصدر «تولّ») به معناى روى برتافتن است; يعنى، از آنان روى برتاب و سپس بنگر چه پاسخ مى دهند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 28 - 1،2،5
1 - مأموريت هدهد از سوى سليمان ، براى بردن نامه وى به جانب ملكه سبا
اذهب بكتبى هذا فألقه إليهم
«كتاب» معادل «مكتوب» و به معناى نامه است; يعنى، اين نامه مرا ببر، آن گاه. .. .
2 - افكندن نامه به محلّ تجمع ملكه و درباريان سبا ، مأموريت هدهد از جانب سليمان ( ع )
اذهب بكتبى هذا فألقه إليهم
«ها» ساكن در «ألقه» ها سكت و «إلقاء» (مصدر «ألق») به معناى افكندن است; يعنى، آن گاه [نامه را] به سوى آنان بيفكن.
5 - مأموريت هدهد براى مشاهده بازتاب نامه سليمان در ميان درباريان سبا و شنود كردن سخنان ايشان .
ثمّ تولّ عنهم فانظر ماذا يرجعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 29 - 1
1 - قرار گرفتن نامه سليمان در اختيار ملكه سبا ( بلقيس )
قالت يأيّها الملؤا إنّى أُلقى إلىّ كتب كريم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 30 - 1
1 - اقدام بلقيس به معرفى نويسنده نامه براى درباريان ، پيش از خواندن محتواى آن
إنّه من سليمن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 36 - 3،6
3 - ناخشنودى سليمان ( ع ) از عكس العمل دربار سبا در قبال نامه وى
قال أتمدّونن بمال
6 - توبيخ دربار سبا توسط سليمان ( ع ) ، به خاطر تلقى مادى و نادرست آنان از نامه و دعوت وى
قال أتمدّونن بمال
استفهام در «أتمدّونن» براى توبيخ و سرزنش است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 70 - 4
4 - اعمال مردمان در نامه اى ثبت و نگه دارى مى شود .
اللّه أعلم بما تعملون . .. إنّ ذلك فى كتب
«ذلك» اشاره دارد به مضمون جمله «ما تعملون» در آيه 68; يعنى، آنها (اعمال شما)، همگى در كتابى ثبت و ضبط مى شوند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 41 - 2
2 - كسانى كه در قيامت نامه عملشان را در دست چپ داشته باشند ، اصحاب الشمال هستند .
و أصحب الشمال ما أصحب الشمال
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 25 - 1
1 - نامه اعمال گروهى از اهل محشر ، به دست چپ آنان داده مى شود .
و أمّا من أُوتى كتبه بشماله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 71 - 11
11- برخى از انسان ها پس از حضور در قيامت ، نامه اعمال خود را با دست راست خويش دريافت مى كنند .
يوم ندعوا . .. فمن أُوتى كتبه بيمينه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 27 - 1،2
1 - در قيامت ، نامه اعمال دسته اى از مردم در دست راستشان خواهد بود .
و أصحب اليمين ما أصحب اليمين
«يمين» در مقابل «شمال» و به معناى دست راست است با توجه به آيه 19 سوره «حاقه» (فأمّا من اُوتى كتابه بيمينه. ..) بايد گفت: «أصحاب اليمين»; يعنى، آنان كه نامه عمل خود را در دست راست دارند.
2 - آنان كه در قيامت نامه عمل خود را در دست راست دارند ، « اصحاب اليمين » هستند .
و أصحب اليمين ما أصحب اليمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 90 - 1،2
1 - دسته اى از مردم در قيامت ، نامه اعمالشان به دست راست آنان داده مى شود .
و أمّا إن كان من أصحب اليمين
«اصحاب اليمين» (ياران دست راست) كسانى اند كه در سوره هاى «اسراء»، «حاقه» و «انشقاق» از آنان به «من اُتى كتابه بيمينه» (كسانى كه نامه اعمالشان را به دست راست آنان داده اند) تعبير شده است.
2 - به كسانى كه در قيامت ، نامه عمل خويش را در دست راست گيرند ، « اصحاب اليمين » گفته مى شود .
و أمّا إن كان من أصحب اليمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 19 - 1
1 - نامه اعمال گروهى از اهل محشر ، به دست راست آنان داده خواهد شد .
فأمّا من أُوتى كتبه بيمينه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 21 - 1
1 - كسانى كه نامه اعمالشان به دست راست آنان داده مى شود ، از زندگى پسنديده و رضايت مندى در آخرت برخوردار خواهند بود .
فأمّا من أُوتى كتبه بيمينه . .. فهو فى عيشة راضية
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 22 - 1
1 - كسانى كه نامه اعمالشان به دست راست آنان داده مى شود ، در بهشت برين جاى خواهند داشت .
إنّى ظننت أنّى ملق حسابيه . .. فى جنّة عالية
«عالية» هم مى تواند بيانگر علوّ قدر و منزلت باشد و هم به علوّ مكانى اشاره داشته باشد. در اين صورت مقصود از آن، مسرّت آفرين بودن بوستان هاى بهشتى است; زيرا صاحبان آنها به خوبى بر همه مناظر آن اشراف داشته و از اين رهگذر لذت برده و مسرور خواهند شد. برداشت بالا براساس معناى نخست است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انشقاق - 84 - 7 - 2
2 - برخى از انسان ها در قيامت ، نامه عمل خود را با دست راست دريافت خواهند كرد .
فأمّا من أُوتى كتبه بيمينه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 28 - 8،9
8 - فراخوانده شدن هر امت ، به سوى نامه اعمال خويش در قيامت
كلّ أمّة تدعى إلى كتبها
9 - هر امّت ، داراى نامه عملى ويژه و گروهى ، در قيامت
كلّ أمّة تدعى إلى كتبها
بازگشت ضمير «كتابها» به امت، ظهور در اين معنا دارد كه هر جامعه و امت - به عنوان يك جمع و گروه - كتاب و پرونده اى ويژه و مخصوص به خود دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 29 - 3
3 - صحيفه اعمال امت ها در قيامت ، بيان كننده تمامى كردار ايشان ، به صورتى دقيق و بدون كمترين كاستى و فزونى
ينطق عليكم بالحقّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 19 - 3
3 - هر انسانى ، داراى كارنامه و پرونده اى مستقل در محكمه عدل الهى
فأمّا من أُوتى كتبه بيمينه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 25 - 3
3 - هر انسانى ، داراى كارنامه و پرونده اى مستقل در محكمه عدل الهى
و أمّا من أُوتى كتبه بشماله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 19 - 2،4
2 - نامه اعمال مؤمنان بهشتى در قيامت ، در دست راست آنان قرار دارد .
فأمّا من أُوتى كتبه بيمينه
از اوصاف بيان شده براى اين گروه در آيات بعدى به دست مى آيد كه آنان مؤمنانى بهشتى و از همان گروهى اند كه در آيه 38 سوره «واقعه»، از آنان به «اصحاب اليمين» نام برده شده است.
4 - مؤمنان بهشتى ، خواستار مشاهده و قرائت شدن نامه اعمالشان در عرصه قيامت
فيقول هآؤُم اقرءوا كتبيه
«هآؤُم» اسم فعل امر و به معناى «خذوا» (بياييد بگيريد) است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انشقاق - 84 - 20 - 8
8 - مردم بى ايمان در قيامت ، نامه عمل خويش را از پشت سر دريافت كرده و به آتش جهنم گرفتار خواهند شد .
أمّا من أُوتى كتبه وراء ظهره . .. و يصلى سعيرًا ... فما لهم لايؤمنون
ارتباط مجموع آيات اين سوره، اقتضا مى كند كه مراد از ضمير «هم» و تعبير «الذين كفروا» (در آيات بعد) همان كسانى باشند كه در آيه دهم، با تعبير «من اُوتى كتابه وراء ظهره» از آنان ياد گرديد. همان طور كه مراد از «الذين آمنوا» (در آيات بعد)، همان «من اُوتى كتابه بيمينه» در آيات پيشين خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 25 - 2
2 - نامه اعمال كافران دوزخى در قيامت ، به دست چپ آنان داده مى شود .
و أمّا من أُوتى كتبه بشماله
از اوصاف ياد شده براى اين گروه در آيات بعدى، استفاده مى شود كه آنان كافران دوزخى و از همان گروهى اند كه در آيه 41 سوره «واقعه» از آنان به «أصحاب الشمال» ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 41 - 1،2
1 - در قيامت دسته اى از مردم ، نامه عملشان را در دست چپ خواهند داشت .
و أصحب الشمال ما أصحب الشمال
«شمال» (در مقابل «يمين») به معناى دست چپ است. طبق آيه 25 سوره «حاقه» (و أمّا من اُوتى كتابه بشماله فيقول ياليتنى لم اُوت كتابيه) اصحاب الشمال، كسانى اند كه نامه عملشان در دست چپ آنان خواهد بود.
2 - كسانى كه در قيامت نامه عملشان را در دست چپ داشته باشند ، اصحاب الشمال هستند .
و أصحب الشمال ما أصحب الشمال
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 25 - 1،2،6
1 - نامه اعمال گروهى از اهل محشر ، به دست چپ آنان داده مى شود .
و أمّا من أُوتى كتبه بشماله
2 - نامه اعمال كافران دوزخى در قيامت ، به دست چپ آنان داده مى شود .
و أمّا من أُوتى كتبه بشماله
از اوصاف ياد شده براى اين گروه در آيات بعدى، استفاده مى شود كه آنان كافران دوزخى و از همان گروهى اند كه در آيه 41 سوره «واقعه» از آنان به «أصحاب الشمال» ياد شده است.
6 - « عن أبى جعفر ( ع ) قال : . . . و أنزل فى الحاقّة ، « و أمّا من أُوتى كتابه بشماله فيقول يا ليتنى لم اُوت كتابيه . . . » فهذا مشرك ;
از امام باقر(ع) روايت شده كه فرمود: . ..خداوند در سوره «الحاقّه» مى فرمايد: (و أمّا من اُوتى كتابه بشماله فيقول يا ليتنى لم اُوت كتابيه...) اين [كسى كه كتابش را به دست چپش مى دهند ]مشرك است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بلد - 90 - 19 - 4
4 - كافران در آخرت ، نامه عمل خويش را با دست چپ ، دريافت خواهند كرد .
هم أصحب المشئمة
«سمت چپ و راست» در قيامت، ممكن است به معناى حقيقى آن نباشد تا از وجود جايگاهى حكايت كند كه داراى سمت چپ و راست است; بلكه كنايه از مطلبى باشد كه در آيات ديگر قرآن، با صراحت آمده است. بدين صورت كه برخى نامه عمل خود را با دست راست و برخى با دست چپ دريافت مى كنند; در نتيجه دسته اول به «اصحاب اليمين» و «اصحاب الميمنة» نام گذارى شده و دسته دوم «اصحاب الشمال» و «اصحاب المشأمة»نام گرفته اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 71 - 12
12- در دست راست داشتن نامه عمل در قيامت ، نشانه سعادت و نيك فرجامى است .
فمن أوتى كتبه بيمينه فأُولئك يقرءون كتبهم و لايظلمون فتيلاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 27 - 1،2
1 - در قيامت ، نامه اعمال دسته اى از مردم در دست راستشان خواهد بود .
و أصحب اليمين ما أصحب اليمين
«يمين» در مقابل «شمال» و به معناى دست راست است با توجه به آيه 19 سوره «حاقه» (فأمّا من اُوتى كتابه بيمينه. ..) بايد گفت: «أصحاب اليمين»; يعنى، آنان كه نامه عمل خود را در دست راست دارند.
2 - آنان كه در قيامت نامه عمل خود را در دست راست دارند ، « اصحاب اليمين » هستند .
و أصحب اليمين ما أصحب اليمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 90 - 1،2
1 - دسته اى از مردم در قيامت ، نامه اعمالشان به دست راست آنان داده مى شود .
و أمّا إن كان من أصحب اليمين
«اصحاب اليمين» (ياران دست راست) كسانى اند كه در سوره هاى «اسراء»، «حاقه» و «انشقاق» از آنان به «من اُتى كتابه بيمينه» (كسانى كه نامه اعمالشان را به دست راست آنان داده اند) تعبير شده است.
2 - به كسانى كه در قيامت ، نامه عمل خويش را در دست راست گيرند ، « اصحاب اليمين » گفته مى شود .
و أمّا إن كان من أصحب اليمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 19 - 1،2
1 - نامه اعمال گروهى از اهل محشر ، به دست راست آنان داده خواهد شد .
فأمّا من أُوتى كتبه بيمينه
2 - نامه اعمال مؤمنان بهشتى در قيامت ، در دست راست آنان قرار دارد .
فأمّا من أُوتى كتبه بيمينه
از اوصاف بيان شده براى اين گروه در آيات بعدى به دست مى آيد كه آنان مؤمنانى بهشتى و از همان گروهى اند كه در آيه 38 سوره «واقعه»، از آنان به «اصحاب اليمين» نام برده شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 20 - 1
1 - نامه اعمال معتقدان به قيامت و حساب رسى ، به دست راست آنان داده خواهد شد .
فأمّا من أُوتى كتبه بيمينه . .. إنّى ظننت أنّى ملق حسابيه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 21 - 1
1 - كسانى كه نامه اعمالشان به دست راست آنان داده مى شود ، از زندگى پسنديده و رضايت مندى در آخرت برخوردار خواهند بود .
فأمّا من أُوتى كتبه بيمينه . .. فهو فى عيشة راضية
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 22 - 1
1 - كسانى كه نامه اعمالشان به دست راست آنان داده مى شود ، در بهشت برين جاى خواهند داشت .
إنّى ظننت أنّى ملق حسابيه . .. فى جنّة عالية
«عالية» هم مى تواند بيانگر علوّ قدر و منزلت باشد و هم به علوّ مكانى اشاره داشته باشد. در اين صورت مقصود از آن، مسرّت آفرين بودن بوستان هاى بهشتى است; زيرا صاحبان آنها به خوبى بر همه مناظر آن اشراف داشته و از اين رهگذر لذت برده و مسرور خواهند شد. برداشت بالا براساس معناى نخست است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انشقاق - 84 - 7 - 2
2 - برخى از انسان ها در قيامت ، نامه عمل خود را با دست راست دريافت خواهند كرد .
فأمّا من أُوتى كتبه بيمينه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انشقاق - 84 - 8 - 3،4
3 - كسانى كه نامه عمل آنان به دست راستشان داده شود ، حسابرسىِ آسانى خواهند داشت .
فأمّا من أُوتى كتبه بيمينه . فسوف يحاسب حسابًا يسيرًا
«يسير» دو معنا دارد: 1. آسان، 2. قليل (مفردات راغب). در آيه شريفه، اولين معنا مناسب است.
4 - اعطاى نامه عمل به دست راست حاضرانِ در قيامت ، رمز و نشانه چشم پوشى از لغزش هاى آنان است . *
فأمّا من أُوتى كتبه بيمينه . فسوف يحاسب حسابًا يسيرًا
ناديده گرفتن «سيئات» - كه در بعضى از سوره هاى ديگر درباره گروهى از حاضران قيامت مطرح شده - مصداق حساب آسان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انشقاق - 84 - 9 - 1،3
1 - اعطاى نامه عمل به دست راست انسان در قيامت و حسابرسى آسان از او ، فرح بخش و شادى آفرين است .
و ينقلب إلى أهله مسرورًا
3 - دريافت كنندگان نامه عمل با دست راست ، با آسان گذراندن مرحله حسابرسى ، شادمان به نزد خويشاوندان خود بر خواهند گشت .
فأمّا من أُوتى كتبه بيمينه . .. و ينقلب إلى أهله مسرورًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بلد - 90 - 18 - 4
4 - مؤمنان در آخرت ، نامه عمل خويش را با دست راست ، دريافت خواهند كرد .
أُولئك أصحب الميمنة
اين احتمال وجود دارد كه اصحاب الميمنه بودن كنايه از گرفتن نامه اعمال با دست راست (يمين) باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 7 - 1،2
1 - خداوند در قيامت رفتار و عقايد آدميان را به گونه اى دقيق و عالمانه براى آنان بيان خواهد كرد.
فلنقصن عليهم بعلم و ما كنا غائبين
حرف «باء» به معناى مصاحبت و ملابست است; يعنى: «فلنقصن عليهم مصاحبين و متلبسين بعلم. و نكره بودن «علم» دلالت بر عظمت آن علم دارد كه از آن به «دقيق بودن» تعبير شد.
2 - خداوند در قيامت سرگذشت پيامبران را در ابلاغ رسالت به گونه اى دقيق براى آنان بيان خواهد كرد.
و لنسئلن المرسلين. فلنقصن عليهم بعلم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 27 - 1
1 - در قيامت ، نامه اعمال دسته اى از مردم در دست راستشان خواهد بود .
و أصحب اليمين ما أصحب اليمين
«يمين» در مقابل «شمال» و به معناى دست راست است با توجه به آيه 19 سوره «حاقه» (فأمّا من اُوتى كتابه بيمينه. ..) بايد گفت: «أصحاب اليمين»; يعنى، آنان كه نامه عمل خود را در دست راست دارند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 41 - 1
1 - در قيامت دسته اى از مردم ، نامه عملشان را در دست چپ خواهند داشت .
و أصحب الشمال ما أصحب الشمال
«شمال» (در مقابل «يمين») به معناى دست چپ است. طبق آيه 25 سوره «حاقه» (و أمّا من اُوتى كتابه بشماله فيقول ياليتنى لم اُوت كتابيه) اصحاب الشمال، كسانى اند كه نامه عملشان در دست چپ آنان خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 19 - 3،5
3 - هر انسانى ، داراى كارنامه و پرونده اى مستقل در محكمه عدل الهى
فأمّا من أُوتى كتبه بيمينه
5 - شادمانى و رضايت مندى كامل مؤمنان بهشتى ، از نامه اعمال و كارنامه خويش در عرصه قيامت
فيقول هآؤُم اقرءوا كتبيه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 25 - 1،3،6
1 - نامه اعمال گروهى از اهل محشر ، به دست چپ آنان داده مى شود .
و أمّا من أُوتى كتبه بشماله
3 - هر انسانى ، داراى كارنامه و پرونده اى مستقل در محكمه عدل الهى
و أمّا من أُوتى كتبه بشماله
6 - « عن أبى جعفر ( ع ) قال : . . . و أنزل فى الحاقّة ، « و أمّا من أُوتى كتابه بشماله فيقول يا ليتنى لم اُوت كتابيه . . . » فهذا مشرك ;
از امام باقر(ع) روايت شده كه فرمود: . ..خداوند در سوره «الحاقّه» مى فرمايد: (و أمّا من اُوتى كتابه بشماله فيقول يا ليتنى لم اُوت كتابيه...) اين [كسى كه كتابش را به دست چپش مى دهند ]مشرك است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - تكوير - 81 - 10 - 4،5
4 - بسته ماندن و باز شدن نامه اعمال انسان در قيامت ، در اختيار او نيست .
و إذا الصحف نشرت
مجهول بودن «نشرت»، گوياى برداشت ياد شده است.
5 - نامه هاى اعمال در قيامت ، بر اهل محشر پراكنده و پخش خواهد شد .
و إذا الصحف نشرت
«نشر» به معناى تفريق (پراكنده ساختن) آمده است (تاج العروس). مراد از «نُشرت»، در اين معنا پراكنده شدن نامه ها بر صاحبان آن و رسيدن نامه عمل هر كس به دست او است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انفطار - 82 - 12 - 3
3 - پاداش و كيفر اعمال در قيامت ، براساس نامه عمل و كردار انسان در دنيا است .
يعلمون ما تفعلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انشقاق - 84 - 7 - 1
1 - براى هر انسان ، نامه عملى است كه در قيامت آن را دريافت خواهد كرد .
فأمّا من أُوتى كتبه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انشقاق - 84 - 10 - 3
3 - نامه عمل برخى از انسان ها در قيامت ، از پشت سرشان به آنان واگذار خواهد شد .
و أمّا من أُوتى كتبه وراء ظهره
از ضميمه اين آيه با آيه اى كه از گرفتن نامه عمل با دست چپ سخن گفته است (الحاقه، آيه 25)، به دست مى آيد كه اين گروه، نامه عمل خود را با دست چپ از پشت سر خود تحويل خواهند گرفت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انشقاق - 84 - 11 - 3
3 - دريافت نامه عمل از پشت سر ، رمز و نشانه محكوميت در عرصه حسابرسى است .
فسوف يحاسب . .. فسوف يدعوا ثبورًا
تقابل دو گروه دريافت كننده نامه عمل، بيانگر اين است كه هر دو حسابرسى خواهند شد; ولى نتيجه آن در مورد آنان متفاوت است. بنابراين گرچه «فسوف يحاسب» تنها در مورد يك دسته آمده است; ولى دسته ديگر نيز به قرينه حرف «سوف» - كه بين گرفتن نامه عمل از پشت سر و فرياد واويلاى شخص، فاصله اى را مفروض گرفته - مورد محاسبه قرار خواهند گرفت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بلد - 90 - 19 - 4
4 - كافران در آخرت ، نامه عمل خويش را با دست چپ ، دريافت خواهند كرد .
هم أصحب المشئمة
«سمت چپ و راست» در قيامت، ممكن است به معناى حقيقى آن نباشد تا از وجود جايگاهى حكايت كند كه داراى سمت چپ و راست است; بلكه كنايه از مطلبى باشد كه در آيات ديگر قرآن، با صراحت آمده است. بدين صورت كه برخى نامه عمل خود را با دست راست و برخى با دست چپ دريافت مى كنند; در نتيجه دسته اول به «اصحاب اليمين» و «اصحاب الميمنة» نام گذارى شده و دسته دوم «اصحاب الشمال» و «اصحاب المشأمة»نام گرفته اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 13 - 4،9
4- خداوند اعمال انسان را در دنيا ثبت كرده و در قيامت ، به صورت كتابى گشوده در برابر او ظاهر خواهد ساخت .
و نخرج له يوم القيمة كتبًا يلقه منشورًا
9- « عن النبى قال : الكتب كلّها تحت العرش فإذا كان يوم القيامة بعث الله تبارك و تعالى ريحاً تطيرها بالأيمان و الشمائل أوّل حرفه : « إقرأ كتابك كفى بنفسك اليوم عليك حسيباً » ;
از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) روايت شده است كه فرمود: تمام نامه ها زير عرش قرار دارند و آن گاه كه روز قيامت فرا رسد، خداوند - تبارك و تعالى - بادى را برمى انگيزد تا آنها را به پرواز درآورد و به دستهاى چپ و راست مردم برساند و اولين حرف آن كتاب اين است: إقرأ كتابك كفى بنفسك اليوم عليك حسيباً».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 14 - 1،3،5
1- خداوند ، فراخوان انسان ها در قيامت ، به خواندن نامه عمل خويش
و نخرج له يوم القيمة كتبًا . .. اقرأ كتبك
3- حساب انسان در پرونده عمل وى در قيامت ، روشن و آشكار است .
كفى بنفسك اليوم عليك حسيبًا
از اينكه خداوند فرموده است: «خودت براى حسابرسى عمل خود كافى هستى» نشان مى دهد كه اعمال و حسابرسى آنها روشن و آشكار است و نياز به تبيين از سوى كسى ندارد.
5- « عن أبى عبدالله ( ع ) فى قوله : « اقرأ كتابك كفى بنفسك اليوم » قال : يذكر بالعبد جميع ما عمل و ما كتب عليه حتى كأنه فعله تلك الساعة فلذلك قالوا : يا ويلتنا ما لهذا الكتاب لايغادر صغيرة و لا كبيرة إلاّ أحصاها » ;
از امام صادق(ع) در باره سخن خدا «اقرأ كتابك كفى بنفسك اليوم» روايت شده است كه فرمود: همه اعمالى كه بنده انجام داده و بر او نوشته شده است به يادش مى آورند; به گونه اى كه گويى همان لحظه انجام داده است. پس بدين جهت گويند: يا ويلتنا ما لهذا الكتاب لايغادر صغيرة و لا كبيرة إلاّ أحصاها».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 71 - 9،10،11،12،22
9- انسان ها ، عملكرد دنيوى خويش را در قيامت ، به صورت مجموعه اى ثبت شده و مكتوب دريافت مى كنند .
فمن أُوتى كتبه بيمينه
10- محاكمه انسان ها در قيامت ، بر اساس دلايل و اسناد مكتوب است .
ندعوا . .. فمن أُوتى كتبه بيمينه
11- برخى از انسان ها پس از حضور در قيامت ، نامه اعمال خود را با دست راست خويش دريافت مى كنند .
يوم ندعوا . .. فمن أُوتى كتبه بيمينه
12- در دست راست داشتن نامه عمل در قيامت ، نشانه سعادت و نيك فرجامى است .
فمن أوتى كتبه بيمينه فأُولئك يقرءون كتبهم و لايظلمون فتيلاً
22- « عن أبى جعفر ( ع ) : . . . أما المؤمن فيعطى كتابه بيمينه قال الله عزّوجلّ : . . . « من أُوتى كتابه بيمينه فأُولئك يقرؤن كتابهم . . . » . . . ;
از امام باقر(ع) روايت شده است: . .. اما مؤمن كتاب او به دست راستش داده مى شود. خداوند عزّوجلّ مى فرمايد:... «من أوتى كتابه بيمينه فأُولئك يقرؤن كتابهم...»...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 49 - 1
1- در قيامت ، نامه عمل هر فرد ، در برابر ديدگان او نهاده شده ، آن را مشاهده خواهد كرد .
و وضع الكتب . .. و يقولون يويلتنا مال هذا الكتب
مقصود از «الكتاب» به قرينه جملات بعدى، نوشته هايى است كه در آن، همه اَعمال آدميان، ثبت و ضبط شده است. حرف «ال» در «وضع الكتاب»، براى استغراق اَفراد است، يعنى «كلّ كتاب». در نتيجه، مراد اين است كه همه كتاب ها را در برابر ديدگان آحاد انسان ها قرار خواهند داد و هر فرد، كتاب خودش را ملاحظه خواهد كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 69 - 5،6،9،14
5 - نامه اعمال همه بندگان در قيامت ، عرضه خواهد شد .
و وضع الكتب
«وضع» به معناى نهادن است و در اين جا كنايه از عرضه شدن مى باشد. «كتاب» در آيه شريفه به معناى نامه اعمال است.
6 - تمامى اعمال بندگان ثبت و درج شده و در قيامت به صورت نوشته اى ظاهر خواهد شد .
و وضع الكتب
9 - احضار شاهدانى چند در عرصه قيامت براى گواهى دادن بر اعمال بندگان ، هنگام عرضه نامه اعمالشان
و الشهداء
«شهدا» جمع «شاهد» (گواه) است.
14 - داورى خداوند ميان بندگان در قيامت ، بر پايه مستندات پرونده اعمال ، گواهى پيامبران و گواهانى چند خواهد بود .
و وضع الكتب و جاىء بالنبيّين و الشهداء و قضى بينهم بالحقّ و هم لايظلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 28 - 9
9 - هر امّت ، داراى نامه عملى ويژه و گروهى ، در قيامت
كلّ أمّة تدعى إلى كتبها
بازگشت ضمير «كتابها» به امت، ظهور در اين معنا دارد كه هر جامعه و امت - به عنوان يك جمع و گروه - كتاب و پرونده اى ويژه و مخصوص به خود دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 71 - 13
13- سعادتمندان ، نامه اعمال خويش را در قيامت ، خود مورد مطالعه قرار مى دهند .
فمن أوتى كتبه بيمينه فأُولئك يقرءون كتبهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انفطار - 82 - 14 - 6
6 - كردار بدكاران ، از نظر مأموران الهى مخفى نمانده و در نامه عمل آنان ثبت خواهد شد .
كتبين . يعلمون ما تفعلون ... و إنّ الفجّار لفى جحيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مطففين - 83 - 7 - 3
3 - كردار بدكاران ، ثبت و ضبط شده و در نامه عمل آنان باقى خواهد ماند .
كتب الفجّار
«كتاب الفجّار»، صحيفه اى است كه در آن، اعمال فاجران ثبت شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مطففين - 83 - 7 - 4
4 - نامه عمل فاجران ، در ديوانى تغييرناپذير و زندانى منحطّ ، بايگانى و حفاظت مى شود .
إنّ كتب الفجّار لفى سجّين
سجّين همان سجن (زندان) است، علاوه بر رساندن معناى خلود; زيرا اين وزن براى مبالغه است (مجمع البيان). تفسير آن به «كتاب مرقوم» - در دو آيه بعد - دلالت دارد كه «سجّين» كتابى است كه نامه عمل فاجران، به گونه اى در آن قرار داده شده است كه گويا نوشته ها در آن حبس شده است. مقابله آن با «علّيين» - كه در آيات بعد آمده است - بيانگر انحطاط و پستى آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 84 - 8
8- خداوند ، پرونده كردار كافران و مشركان را مورد حسابرسى دقيق قرار خواهد داد .
إنّما نعدّ لهم عدًّا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 25 - 2،4،5
2 - نامه اعمال كافران دوزخى در قيامت ، به دست چپ آنان داده مى شود .
و أمّا من أُوتى كتبه بشماله
از اوصاف ياد شده براى اين گروه در آيات بعدى، استفاده مى شود كه آنان كافران دوزخى و از همان گروهى اند كه در آيه 41 سوره «واقعه» از آنان به «أصحاب الشمال» ياد شده است.
4 - كافران دوزخى ، از عرضه شدن نامه اعمالشان اظهار ناخورسندى مى كنند .
فيقول يليتنى لم أُوت كتبيه
5 - ناراحتى و اندوه شديد كافران دوزخى ، از نامه اعمال و كارنامه خويش در عرصه قيامت
فيقول يليتنى لم أُوت كتبيه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 26 - 1
1 - كافران دوزخى ، از آگاه شدنشان نسبت به حساب و محتواى پرونده اعمال خود اظهار ناخرسندى مى كنند .
فيقول يليتنى . .. و لم أدر ما حسابيه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انشقاق - 84 - 22 - 5
5 - نامه عمل كافر ، از پشت سر به او داده شده و آتش دوزخ فرجام او خواهد بود .
و أمّا من أوتى كتبه وراء ظهره . .. و يصلى سعيرًا ... بل الذين كفروا
ارتباط مجموع آيات سوره با يكديگر، اقتضا مى كند كه دو دسته آخر سوره (الذين كفروا) و (الذين آمنوا)، همان دو دسته قبل
باشند كه با عنوان «من اُوتى كتابه بيمينه» و «من اُوتى كتابه وراء ظهره» از آنان ياد شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بلد - 90 - 19 - 4
4 - كافران در آخرت ، نامه عمل خويش را با دست چپ ، دريافت خواهند كرد .
هم أصحب المشئمة
«سمت چپ و راست» در قيامت، ممكن است به معناى حقيقى آن نباشد تا از وجود جايگاهى حكايت كند كه داراى سمت چپ و راست است; بلكه كنايه از مطلبى باشد كه در آيات ديگر قرآن، با صراحت آمده است. بدين صورت كه برخى نامه عمل خود را با دست راست و برخى با دست چپ دريافت مى كنند; در نتيجه دسته اول به «اصحاب اليمين» و «اصحاب الميمنة» نام گذارى شده و دسته دوم «اصحاب الشمال» و «اصحاب المشأمة»نام گرفته اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 49 - 10،11
10- مجرمان ، از جامعيّت و دقّت كتاب اَعمال آدميان ، شگفت زده و به شدت نگران خواهند شد .
يويلتنا مال هذا الكتب لايغادر صغيرة و لاكبيرة
11- مجرمان ، هنگام مشاهده كتاب اَعمال شان آرزومند مرگ خويش اند . *
و يقولون يويلتنا مال هذا الكتب
«ويلة» و «ويل» به معناى «هلاكت» است و مؤنث بودن «ويلة» مفيد مبالغه است. منادا قرار گرفتن «ويل» از سوى مجرمان، گوياى اين است كه آنان، با مشاهده نامه عمل خود، راهى جز هلاك و عذاب براى خود نديده، لذا آن را منادا قرار داده و آمدن اش را مى طلبند و يا اين كه به قدرى حال خود را وخيم مى بينند كه مرگ و هلاكت را، تنها راه رهايى خود از آن وضعيّت مى پندارند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 49 - 7
7- پرهيز كنندگان از جرم و گناه ، به هنگام مشاهده نامه اَعمال خود در قيامت ، بيم و هراس نخواهند داشت .
و وضع الكتب فترى المجرمين مشفقين ممّا فيه
جمله «وضع الكتاب» وضع و مشاهده كتاب را به مجرمان اختصاص نداده است، ولى جمله «فترى المجرمين. ..» تنها، از ترس مجرمان سخن گفته است، بنابراين، ديگران، با مشاهده كتابِ خود، اضطرابى نخواهند يافت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مطففين - 83 - 18 - 4
4 - كردار نيكوكاران ، ثبت و ضبط شده ، در نامه عمل آنان باقى خواهد ماند .
كتب الأبرار
«كتاب الأبرار» صحيفه اى است كه در آن اعمال نيكوكاران ثبت شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مطففين - 83 - 20 - 2
2 - نامه هاى عمل نيكوكاران در ديوان جامع ( علّيّين ) ، با يك ديگر مشتبه نخواهد شد .
كتب مرقوم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مطففين - 83 - 21 - 3
3 - مقرّبان درگاه خداوند گواهان نامه اعمال نيكوكاران اند .
يشهده المقرّبون
فعل «يشهد»، يا از «شهود» به معناى حضور است و يا از «شهادة» كه ابن اثير در نهايه آن را «خبر دادن از مشاهدات خويش» معنا كرده است; در هر صورت گواه بودن «مقرّبون» استفاده مى شود; زيرا در معناى اول حضور و نظارت آنان به منظور گواهى دادن است و معناى دوم - كه در آن صورت «يشهده» به معناى «يشهد به» خواهد بود - صريح در نكته ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 84 - 8
8- خداوند ، پرونده كردار كافران و مشركان را مورد حسابرسى دقيق قرار خواهد داد .
إنّما نعدّ لهم عدًّا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 25 - 6
6 - « عن أبى جعفر ( ع ) قال : . . . و أنزل فى الحاقّة ، « و أمّا من أُوتى كتابه بشماله فيقول يا ليتنى لم اُوت كتابيه . . . » فهذا مشرك ;
از امام باقر(ع) روايت شده كه فرمود: . ..خداوند در سوره «الحاقّه» مى فرمايد: (و أمّا من اُوتى كتابه بشماله فيقول يا ليتنى لم اُوت كتابيه...) اين [كسى كه كتابش را به دست چپش مى دهند ]مشرك است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انشقاق - 84 - 10 - 6
6 - « عن أبى جعفر ( ع ) قال : . . . ان اللّه . . . أنزل فى « إذا السماء انشقت » « و أمّا من اُوتى كتابه وراء ظهره . . . » فهذا مشرك . . . ;
از امام باقر(ع) روايت شده كه فرمود: . .. خداوند... در سوره «إذا السماء انشقت» فرمود: «و أمّا من اُوتى كتابه وراء ظهره...». اين شخص [كه نامه عملش از پشت سر به او داده مى شود] مشرك است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انشقاق - 84 - 23 - 4
4 - تكذيب كنندگان قرآن و منكران معاد ، خود رقم زننده نامه عمل خويش اند و كردار ناپسند خود را در آن ذخيره مى سازند .
بمايوعون
به قرينه آيات پيشين - كه درباره نامه هاى اعمال بود - مى توان گفت: مراد از «وعاء» در «يوعون»، همان نامه عمل است كه منكران معاد آن را ظرف كردار خود ساخته اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مطففين - 83 - 11 - 5
5 - تكذيب قيامت ، در نامه عمل تكذيب كنندگان ثبت شده و براساس آن كيفر خواهند ديد .
كتب مرقوم . ويل يومئذ للمكذّبين . الذين يكذّبون بيوم الدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انشقاق - 84 - 23 - 4
4 - تكذيب كنندگان قرآن و منكران معاد ، خود رقم زننده نامه عمل خويش اند و كردار ناپسند خود را در آن ذخيره مى سازند .
بمايوعون
به قرينه آيات پيشين - كه درباره نامه هاى اعمال بود - مى توان گفت: مراد از «وعاء» در «يوعون»، همان نامه عمل است كه منكران معاد آن را ظرف كردار خود ساخته اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 71 - 22
22- « عن أبى جعفر ( ع ) : . . . أما المؤمن فيعطى كتابه بيمينه قال الله عزّوجلّ : . . . « من أُوتى كتابه بيمينه فأُولئك يقرؤن كتابهم . . . » . . . ;
از امام باقر(ع) روايت شده است: . .. اما مؤمن كتاب او به دست راستش داده مى شود. خداوند عزّوجلّ مى فرمايد:... «من أوتى كتابه بيمينه فأُولئك يقرؤن كتابهم...»...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 19 - 2،4
2 - نامه اعمال مؤمنان بهشتى در قيامت ، در دست راست آنان قرار دارد .
فأمّا من أُوتى كتبه بيمينه
از اوصاف بيان شده براى اين گروه در آيات بعدى به دست مى آيد كه آنان مؤمنانى بهشتى و از همان گروهى اند كه در آيه 38 سوره «واقعه»، از آنان به «اصحاب اليمين» نام برده شده است.
4 - مؤمنان بهشتى ، خواستار مشاهده و قرائت شدن نامه اعمالشان در عرصه قيامت
فيقول هآؤُم اقرءوا كتبيه
«هآؤُم» اسم فعل امر و به معناى «خذوا» (بياييد بگيريد) است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 20 - 1
1 - نامه اعمال معتقدان به قيامت و حساب رسى ، به دست راست آنان داده خواهد شد .
فأمّا من أُوتى كتبه بيمينه . .. إنّى ظننت أنّى ملق حسابيه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انشقاق - 84 - 8 - 6
6 - « قاسم بن محمد عن على قال : سمعت أباعبداللّه ( ع ) يقول : إنّ اللّه تبارك و تعالى إذا أراد أن يحاسب المؤمن أعطاه كتابه بيمينه و حاسبه فيما بينه و بينه فيقول : عبدى ! فعلت كذا . . . قد غفرتها لك و ابدلتها حسنات . . . و هو قول اللّه عزّوجلّ « فأمّا من اُوتى كتابه بيمينه فسوف يحاسب حساباً يسيراً » ;
قاسم بن محمد از على [بن أبى حمزه] روايت نموده كه گفت: از امام صادق(ع) شنيدم كه مى فرمود: خداى - تبارك و تعالى - زمانى كه بخواهد مؤمنى را محاسبه كند، نامه عملش را به دست راست وى مى دهد و او را در آنچه بين خود و او است محاسبه كرده، مى فرمايد: بنده من فلان كار را كردى؟ . .. من آن را براى تو بخشيدم و آن را به حسنه هايى تبديل كردم ... و اين سخن خداى عزّوجلّ است «فأمّا من اُوتى كتابه بيمينه . فسوف يحاسب حساباً يسيراً»».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بلد - 90 - 18 - 4
4 - مؤمنان در آخرت ، نامه عمل خويش را با دست راست ، دريافت خواهند كرد .
أُولئك أصحب الميمنة
اين احتمال وجود دارد كه اصحاب الميمنه بودن كنايه از گرفتن نامه اعمال با دست راست (يمين) باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مطففين - 83 - 20 - 1
1 - ديوان نامه هاى عمل نيكوكاران ، نوشته اى خوانا و نشانه دار است .
كتب مرقوم
«مرقوم»; يعنى، داراى علامت و به معناى واضح و درشت خط نيز آمده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مطففين - 83 - 21 - 2
2 - مقام قرب خداوند ، والاتر از مقام نيكوكاران ، و مايه شايستگى انسان براى آگاهى از كردار نيكوكاران و مشاهده نامه اعمال آنان است .
يشهده المقرّبون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 79 - 6
6- عذاب آدميان ، مستند به اسنادى مكتوب و ثبت شده است .
سنكتب ما يقول و نمدّ له من العذاب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 94 - 7
7- تنظيم نامه عمل براى هر يك از انسان ها از سوى خدا ، پشتوانه تضمين پاداش كامل آنان است .
فمن يعمل . .. إنّا له كتبون
جمله «إنّا له كاتبون» عطف بر جمله «فلاكفران لسعيه» و تأكيد كننده مضمون آن است و در حقيقت، بيانگر اين نكته است كه چون اعمال همه انسان ها را مى نويسيم، پس بدون كم و كاست، پاداش آنان را خواهيم داد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 28 - 14
14 - داورى خداوند درباره امت ها ، براساس نامه عمل شان
تدعى إلى كتبها اليوم تجزون ما كنتم تعملون
از اين كه پس از فراخوانى انسان ها به نامه عمل خويش، مسأله جزاى آنان مطرح شده است; به دست مى آيد كه نامه عمل شان ملاك داورى حق خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 29 - 2،3
2 - احتجاج الهى در قيامت با امت ها ، براساس مدرك و سند
هذا كتبنا
3 - صحيفه اعمال امت ها در قيامت ، بيان كننده تمامى كردار ايشان ، به صورتى دقيق و بدون كمترين كاستى و فزونى
ينطق عليكم بالحقّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انفطار - 82 - 12 - 3
3 - پاداش و كيفر اعمال در قيامت ، براساس نامه عمل و كردار انسان در دنيا است .
يعلمون ما تفعلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 14 - 3
3- حساب انسان در پرونده عمل وى در قيامت ، روشن و آشكار است .
كفى بنفسك اليوم عليك حسيبًا
از اينكه خداوند فرموده است: «خودت براى حسابرسى عمل خود كافى هستى» نشان مى دهد كه اعمال و حسابرسى آنها روشن و آشكار است و نياز به تبيين از سوى كسى ندارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 29 - 5
5 - نامه اعمال امت ها ، خود گويا و بى نياز از شرح و تفسير
ينطق عليكم بالحقّ
واژه «نطق» - چه در معناى حقيقى (سخن گفتن) باشد و چه در معناى كنايى (گويايى و روشنى) - بى نيازى از تفسير و توضيح را مى رساند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مطففين - 83 - 9 - 1
1 - ديوان نامه هاى عمل بدكاران ، نوشته اى خوانا و علامت دار و بى ابهام است .
كتب مرقوم
«كتاب» خبر براى ضمير محذوفى است كه به «سجّين» برمى گردد. «مرقوم» - از ريشه «رَقْم» (علامت و ماركى كه بر پارچه زده شود) (مصباح) - يعنى، داراى علامتى كه تشخيص آن را آسان سازد. ماده «رقم» به معناى «خط درشت» و «برطرف ساختن ابهام نوشته» نيز آمده است. (مفردات راغب)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مطففين - 83 - 8 - 2
2 - مخزن نامه هاى عمل بدكاران ، داراى ويژگى هايى فراتر از حد بيان است و پستى و گريزناپذير بودن آن قابل توصيف نيست .
و ما أدريك ما سجّين
ريشه كلمه «سجّين» بر زندان بودن جايگاه نامه عمل بدكاران دلالت دارد و پستىِ آن، از تقابل با «علّيّين» در آيات بعد استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 3 - 2
2 - اعمال آدميان ، مدون در صحيفه اى باز و گسترده
و كتب مسطور . فى رقّ منشور
برداشت ياد شده بر اين اساس است كه مراد از «كتاب مسطور» نامه اعمال باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مطففين - 83 - 9 - 2
2 - كردار هر كس ، تنها گريبان گير شخص او بوده و نامه عمل او با ديگر نامه هاى اعمال ، مشتبه نخواهد شد .
ما سجّين . كتب مرقوم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مطففين - 83 - 9 - 1
1 - ديوان نامه هاى عمل بدكاران ، نوشته اى خوانا و علامت دار و بى ابهام است .
كتب مرقوم
«كتاب» خبر براى ضمير محذوفى است كه به «سجّين» برمى گردد. «مرقوم» - از ريشه «رَقْم» (علامت و ماركى كه بر پارچه زده شود) (مصباح) - يعنى، داراى علامتى كه تشخيص آن را آسان سازد. ماده «رقم» به معناى «خط درشت» و «برطرف ساختن ابهام نوشته» نيز آمده است. (مفردات راغب)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مطففين - 83 - 20 - 1
1 - ديوان نامه هاى عمل نيكوكاران ، نوشته اى خوانا و نشانه دار است .
كتب مرقوم
«مرقوم»; يعنى، داراى علامت و به معناى واضح و درشت خط نيز آمده است.
نامه آسمانى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 93 - 5،6
5- صعود پيامبر (صلی الله علیه و آله) به آسمان و آوردن دستخطى قابل خواندن و گواه بر صعود واقعى خويش ، معجزه درخواستى مشركان مكه از آن حضرت
أو ترقى فى السّماء و لن نؤمن لرقيّك حتى تنزّل علينا كتبًا نقرؤه
6- صعود پيامبر (صلی الله علیه و آله) به آسمان و آوردن نامه اى براى حقانيت خويش ، پيش شرط مشركان مكه براى ايمان آوردن به آن حضرت
و قالوا لن نؤمن لك حتى . .. أو ترقى فى السّماء و لن نؤمن لرقيّك حتى تنزّل علينا
نامه رسانى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 28 - 3
3 - استفاده از پرنده پيك براى ارتباطات ، به عصر سليمان بازمى گردد .
اذهب بكتبى هذا فألقه إليهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 28 - 3
3 - استفاده از پرنده پيك براى ارتباطات ، به عصر سليمان بازمى گردد .
اذهب بكتبى هذا فألقه إليهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 28 - 1،2،4
1 - مأموريت هدهد از سوى سليمان ، براى بردن نامه وى به جانب ملكه سبا
اذهب بكتبى هذا فألقه إليهم
«كتاب» معادل «مكتوب» و به معناى نامه است; يعنى، اين نامه مرا ببر، آن گاه. .. .
2 - افكندن نامه به محلّ تجمع ملكه و درباريان سبا ، مأموريت هدهد از جانب سليمان ( ع )
اذهب بكتبى هذا فألقه إليهم
«ها» ساكن در «ألقه» ها سكت و «إلقاء» (مصدر «ألق») به معناى افكندن است; يعنى، آن گاه [نامه را] به سوى آنان بيفكن.
4 - هدهد ، موظف به روى برتافتن از درباريان سبا ( پس از افكندن نامه سليمان ) نزد ايشان
ثمّ تولّ عنهم فانظر ماذا يرجعون
«تولّى» (مصدر «تولّ») به معناى روى برتافتن است; يعنى، از آنان روى برتاب و سپس بنگر چه پاسخ مى دهند.
نامه عمل
{نامه عمل}
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 49 - 2
2- اَعمال تمام انسان ها ، در كتابى جامع ثبت مى شود .
و وضع الكتب فترى المجرمين مشفقين ممّا فيه
چنان چه مراد از «الكتاب» جنس و ماهيّت كتاب باشد. ممكن است، جمله «وضع الكتاب» دلالت كند كه اعمال همه آدميان، در يك كتاب ثبت شده و در قيامت، به آن ها نشان داده خواهد شد. برداشت بالا، ناظر به اين احتمال است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 79 - 3
3- ثبت گناهان در نامه اعمال ، فورى نيست و با انجام آن با تأخير صورت مى گيرد .
سنكتب ما يقول
حرف «سين» براى استقبال است و دلالت دارد كه ثبت گفتارى كه از شخص صادر مى شود، با اندكى فرصت انجام مى
گيرد. دليل اين تأخير ممكن است احتمال توبه از گناه باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 62 - 5
5 - ثبت دقيق اعمال آدميان در كتابى نزد خداوند
و لدينا كتب ينطق بالحقّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 70 - 4
4 - كسانى كه مرتكب گناه شرك ، آدم كشى و زنا شده اند ، در صورتى كه به توبه ، ايمان و عمل صالح روى آورند ، خداوند كردار بد آنان را از نامه عملشان محو كرده و به جاى آنها كردار نيك قرار مى دهد .
و من يفعل ذلك . .. يضعف له العذاب ... إلاّ من تاب ... فأُولئك يبدّل اللّه سيّئ
در اين كه مقصود از تبديل «سيئات» به «حسنات» چيست؟ ميان مفسران دو ديدگاه عمده وجود دارد: 1- تبديل خود اعمال بد به اعمال نيك; به گونه اى كه در پرونده اعمال مؤمنان به جاى «سيئه»، «حسنه» نوشته شود. 2- تبديل آثار و پيامدهاى «سيئات» - كه عقاب است - به آثار و پيامدهاى «حسنات» - كه ثواب است - . گفتنى است برداشت فوق مبتنى بر ديدگاه نخست است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 12 - 9
9 - تمامى رفتار و آثار انسان ، در كارنامه روشن و در لوح محفوظ ، شمارش و ثبت مى شود .
و كلّ شىء أحصينه فى إمام مبين
برداشت ياد شده مبتنى بر اين است كه جمله «و كلّ شىء. ..» تأكيد براى جمله «و نكتب ما قدّموا...» و مربوط به اعمال انسان باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 53 - 1
1 - تمامى اعمال كوچك و بزرگ آدميان ، مكتوب در صحيفه اعمال ايشان
و كلّ صغير و كبير مستطر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 34 - 4
4 - انسان ، در برابر تمامى رفتار هاى فردى و اجتماعى خويش ، مسؤول بوده و همه آنها در نامه اعمال او ثبت است .
من أُوتى كتبه. .. و لم أدر ما حسابيه ... و لايحضّ على طعام المسكين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قيامه - 75 - 13 - 4
4 - تمام نشدن پرونده اعمال انسان ها پس از مرگ
ينبّؤا الإنسن يومئذ بما قدّم و أخّر
برداشت ياد شده، براساس احتمال دوم در آيه شريفه است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 29 - 3
3 - هيچ يك از كردار و پندار هاى انسان ها نابود نمى شود و در نامه عمل آنان باقى مى ماند .
و كلّ شىء أحصينه كتبا
«كلّ شىء» ممكن است جمع عرفى باشد; يعنى، هر چيزى كه در ثواب و عقاب مؤثر است. به قرينه دو آيه قبل، باور نداشتن معاد و نيز تكذيب آيات الهى، از جمله آنها است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - تكوير - 81 - 10 - 1
1 - اعمال انسان ها ، در طومارهايى ، نوشته و ثبت مى گردد .
و إذا الصحف نشرت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 49 - 11
11- مجرمان ، هنگام مشاهده كتاب اَعمال شان آرزومند مرگ خويش اند . *
و يقولون يويلتنا مال هذا الكتب
«ويلة» و «ويل» به معناى «هلاكت» است و مؤنث بودن «ويلة» مفيد مبالغه است. منادا قرار گرفتن «ويل» از سوى مجرمان، گوياى اين است كه آنان، با مشاهده نامه عمل خود، راهى جز هلاك و عذاب براى خود نديده، لذا آن را منادا قرار داده و آمدن اش را مى طلبند و يا اين كه به قدرى حال خود را وخيم مى بينند كه مرگ و هلاكت را، تنها راه رهايى خود از آن وضعيّت مى پندارند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انشقاق - 84 - 11 - 1
1 - مشاهده نامه اعمال در قيامت ، مايه آگاهى به كردار ها و پيش بينى كيفر ها است .
و أمّا من أُوتى . .. فسوف يدعوا ثبورًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - تكوير - 81 - 14 - 7
7 - اطلاع بر پرونده اعمال ، راهى براى آگاهى انسان در قيامت بر كردار خويش
و إذا الصحف نشرت . .. علمت نفس ما أحضرت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - تكوير - 81 - 10 - 3
3 - پرونده اعمال هر كس تا قيامت ، بسته است و بر كسى مكشوف نيست .
و إذا الصحف نشرت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 69 - 5،6،7،9
5 - نامه اعمال همه بندگان در قيامت ، عرضه خواهد شد .
و وضع الكتب
«وضع» به معناى نهادن است و در اين جا كنايه از عرضه شدن مى باشد. «كتاب» در آيه شريفه به معناى نامه اعمال است.
6 - تمامى اعمال بندگان ثبت و درج شده و در قيامت به صورت نوشته اى ظاهر خواهد شد .
و وضع الكتب
7 - حضور پيامبران در قيامت براى گواهى دادن بر اعمال بندگان ، هنگام عرضه اعمالشان
و جاىء بالنبيّين
مقصود از آوردن پيامبران در قيامت هنگام عرضه نامه اعمال بندگان - به قرينه آيه «فكيف إذا جئنا من كلّ اُمّة بشهيد و جئنابك على هؤلاء شهيداً (نساء(4)، 41) گواهى دادن آنان است.
9 - احضار شاهدانى چند در عرصه قيامت براى گواهى دادن بر اعمال بندگان ، هنگام عرضه نامه اعمالشان
و الشهداء
«شهدا» جمع «شاهد» (گواه) است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - تكوير - 81 - 10 - 2،5
2 - قيامت ، روز باز شدن نامه عمل انسان و آگاهى او بر محتواى آن
و إذا الصحف نشرت
«نشر»، مخالف پيچيدن است (لسان العرب). براساس اين معنا، فعل «نشرت»، دلالت دارد كه نامه اعمال پيش از نشر، به شكل طومار است.
5 - نامه هاى اعمال در قيامت ، بر اهل محشر پراكنده و پخش خواهد شد .
و إذا الصحف نشرت
«نشر» به معناى تفريق (پراكنده ساختن) آمده است (تاج العروس). مراد از «نُشرت»، در اين معنا پراكنده شدن نامه ها بر صاحبان آن و رسيدن نامه عمل هر كس به دست او است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انشقاق - 84 - 7 - 1،6
1 - براى هر انسان ، نامه عملى است كه در قيامت آن را دريافت خواهد كرد .
فأمّا من أُوتى كتبه
6 - انسان ها هنگام حضور در پيشگاه خداوند نامه هاى اعمال خود را در اختيار داشته و به كردار خويش آگاهى يافته اند .
فملقيه . فأمّا من أُوتى كتبه بيمينه
«فاء» در «فأمّا» بيانگر ارتباط مفاد اين آيه با ملاقات خداوند است كه در آيه قبل مطرح شده بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 105 - 15
15 - خداوند در قيامت انسان ها را به تمامى اعمال دنيويشان آگاه ساخته و دستاوردشان را به آنان نشان خواهد داد .
إلى اللّه مرجعكم جميعاً فينبئكم بما كنتم تعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 104 - 11
11- « عن أبى جعفر ( ع ) : إنّ فى الهواء ملكاً يقال له إسماعيل على ثلاثمأة ألف ملك كلّ واحد منهم على مائة ألف يحصون أعمال العباد فإذا كان رأس السنة بعث اللّه إليهم ملكاً يقال له : السجلّ فانتسخ ذلك منهم و هو قول اللّه تبارك و تعالى : « يوم نطوى السماء كطىّ السجلّ للكتب » ;
از امام باقر(ع) روايت شده كه در فضا فرشته اى است به نام اسماعيل كه سيصدهزار فرشته تحت فرمان دارد و هر كدام از فرشتگان صدهزار فرشته را فرماندهى مى كند و آنان كارهاى بندگان را احصا مى كنند و با شروع هر سالى خداوند فرشته اى را به نام «سجل» مى فرستد تا از [نامه اعمال ]بندگان [كه در اختيار فرشتگان فضا است] نسخه بردارى كند و اين است سخن خداوند - تبارك و تعالى - كه: «يوم نطوى السماء كطىّ السجلّ للكتب»».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 29 - 6
6 - نسخه بردارى مداوم و ثبت دقيق اعمال آدميان
إنّا كنّا نستنسخ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مطففين - 83 - 19 - 1
1 - ابزار شناخت ديوان نامه هاى عمل نيكوكاران ، در دسترس همگان نيست .
و ما أدريك ما علّيّون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مطففين - 83 - 8 - 1
1 - ابزار شناخت ديوان نامه هاى اعمال بد ، در دسترس همگان نيست .
و ما أدريك ما سجّين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انشقاق - 84 - 10 - 5
5 - واگذاركنندگان نامه عمل به انسان ها در قيامت ، برخى را محترم شمرده و با گروهى ديگر برخوردى تحقيرآميز و خفّت بار خواهند داشت .
فأمّا من أُوتى كتبه بيمينه . .. و أمّا من أُوتى كتبه وراء ظهره
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مطففين - 83 - 11 - 5
5 - تكذيب قيامت ، در نامه عمل تكذيب كنندگان ثبت شده و براساس آن كيفر خواهند ديد .
كتب مرقوم . ويل يومئذ للمكذّبين . الذين يكذّبون بيوم الدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 14 - 5
5- « عن أبى عبدالله ( ع ) فى قوله : « اقرأ كتابك كفى بنفسك اليوم » قال : يذكر بالعبد جميع ما عمل و ما كتب عليه حتى كأنه فعله تلك الساعة فلذلك قالوا : يا ويلتنا ما لهذا الكتاب لايغادر صغيرة و لا كبيرة إلاّ أحصاها » ;
از امام صادق(ع) در باره سخن خدا «اقرأ كتابك كفى بنفسك اليوم» روايت شده است كه فرمود: همه اعمالى كه بنده انجام داده و بر او نوشته شده است به يادش مى آورند; به گونه اى كه گويى همان لحظه انجام داده است. پس بدين جهت گويند: يا ويلتنا ما لهذا الكتاب لايغادر صغيرة و لا كبيرة إلاّ أحصاها».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 49 - 10،12
10- مجرمان ، از جامعيّت و دقّت كتاب اَعمال آدميان ، شگفت زده و به شدت نگران خواهند شد .
يويلتنا مال هذا الكتب لايغادر صغيرة و لاكبيرة
12- نامه اَعمال ، دربرگيرنده ريز و درشت كردار ها و به شمارآورنده كمترين عمل انسان است .
لايغادر صغيرة و لاكبيرة إلاّ أحصيها
«غدر» و «مغادرة» به معناى ترك است و «لايغادر. ..» يعنى هيچ كوچك و بزرگى را فروگذار نكرده و نمى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 33 - 3
3 - انسان ، در برابر عقايد و باور هاى خويش ، مسؤول بوده و همه آنها در نامه اعمال او ثبت است .
من أُوتى كتبه . .. و لم أدر ما حسابيه... خذوه... فاسلكوه . إنّه كان لايؤمن بالل
خداوند علت سرنوشت بد و عذاب كافران را، ايمان نياوردن به خداى بزرگ دانسته است. از اين نكته مى توان استفاده كرد كه انسان در برابر مجموعه عقايد و انديشه هاى خويش، مسؤول است و بايد در برابر خداى بزرگ پاسخگو باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مطففين - 83 - 19 - 2
2 - جايگاه نامه هاى عمل نيكوكاران ، داراى ويژگى هايى فراتر از حد بيان است .
و ما أدريك ما علّيّون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انشقاق - 84 - 7 - 4
4 - امتناع كردن از دريافت نامه اعمال در قيامت ، امكان پذير نيست .
فأمّا من أُوتى كتبه بيمينه
برداشت ياد شده، از مجهول بودن «اُوتى» استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انشقاق - 84 - 10 - 2
2 - امتناع كردن از دريافت نامه عمل در قيامت ، امكان پذير نيست .
و أمّا من أُوتى كتبه
برداشت ياد شده، از مجهول بودن «اُوتى» استفاده شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انفطار - 82 - 12 - 2
2 - نامه عمل سراسر حقيقت و خالى از هرگونه خطا است .
يعلمون ما تفعلون
تصريح به علم كاتبان نامه عمل، توجّه دادن به راستى و درستى آن نامه است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 19 - 4
4 - مؤمنان بهشتى ، خواستار مشاهده و قرائت شدن نامه اعمالشان در عرصه قيامت
فيقول هآؤُم اقرءوا كتبيه
«هآؤُم» اسم فعل امر و به معناى «خذوا» (بياييد بگيريد) است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 19 - 4
4 - مؤمنان بهشتى ، خواستار مشاهده و قرائت شدن نامه اعمالشان در عرصه قيامت
فيقول هآؤُم اقرءوا كتبيه
«هآؤُم» اسم فعل امر و به معناى «خذوا» (بياييد بگيريد) است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انشقاق - 84 - 10 - 3،6
3 - نامه عمل برخى از انسان ها در قيامت ، از پشت سرشان به آنان واگذار خواهد شد .
و أمّا من أُوتى كتبه وراء ظهره
از ضميمه اين آيه با آيه اى كه از گرفتن نامه عمل با دست چپ سخن گفته است (الحاقه، آيه 25)، به دست مى آيد كه اين گروه، نامه عمل خود را با دست چپ از پشت سر خود تحويل خواهند گرفت.
6 - « عن أبى جعفر ( ع ) قال : . . . ان اللّه . . . أنزل فى « إذا السماء انشقت » « و أمّا من اُوتى كتابه وراء ظهره . . . » فهذا مشرك . . . ;
از امام باقر(ع) روايت شده كه فرمود: . .. خداوند... در سوره «إذا السماء انشقت» فرمود: «و أمّا من اُوتى كتابه وراء ظهره...». اين شخص [كه نامه عملش از پشت سر به او داده مى شود] مشرك است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انشقاق - 84 - 11 - 2،3،4
2 - گرفتن نامه عمل از پشت سر در قيامت ، سرآغاز گرفتارى در موقعيتى دشوار كه هر كس ، فرياد هلاكت خواهى و آرزوى مرگ سر خواهد داد .
فسوف يدعوا ثبورًا
«ثبور» به معناى هلاكت و تباهى است. (مفردات راغب)
3 - دريافت نامه عمل از پشت سر ، رمز و نشانه محكوميت در عرصه حسابرسى است .
فسوف يحاسب . .. فسوف يدعوا ثبورًا
تقابل دو گروه دريافت كننده نامه عمل، بيانگر اين است كه هر دو حسابرسى خواهند شد; ولى نتيجه آن در مورد آنان متفاوت است. بنابراين گرچه «فسوف يحاسب» تنها در مورد يك دسته آمده است; ولى دسته ديگر نيز به قرينه حرف «سوف» - كه بين گرفتن نامه عمل از پشت سر و فرياد واويلاى شخص، فاصله اى را مفروض گرفته - مورد محاسبه قرار خواهند گرفت.
4 - محاسبه و رسيدگى به اعمال كسانى كه نامه عمل خود را از پشت سر دريافت كرده اند ، سخت و اندوه بار خواهد بود .
حسابًا يسيرًا . .. مسرورًا ... فسوف يدعوا ثبورًا
برداشت ياد شده، از مقابله دو گروه استفاده شده است. از آنجا كه گروه اول حسابى آسان داشته و شادمان خواهند شد، دانسته مى شود كه براى گروه دوم، جز سختى حساب و غمگين شدن نخواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انشقاق - 84 - 12 - 1
1 - كسانى كه نامه عمل خود را از پشت سر دريافت مى كنند ، به آتش برافروخته جهنم گرفتار شده و در آن خواهند سوخت .
و يصلى سعيرًا
«صَلى»; يعنى، حرارت را چشيد (مصباح). در لسان العرب آمده است: صَلِىَ فلان بالنار يَصْلى صُلِيّاً احترق (سوخت). راغب مى گويد: «صَلِىَ بالنار»; يعنى، به آتش مبتلا شد و از برخى اهل لغت نقل مى كند كه: «صلى النار»: دَخَلَ فيها (درون آتش رفت). «سعير» (بر وزن فعيل) به معناى مفعول است; يعنى، داغ و برافروخته. (مفردات راغب)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انشقاق - 84 - 14 - 5
5 - اعطاى نامه عمل از پشت سر ، فرياد هلاكت خواهى در قيامت و گرفتارى به آتش جهنم ، برخاسته از استبعاد معاد است .
و أمّا من أُوتى . .. إنّه ظنّ أن لن يحور
اين آيه، مى تواند بيانگر علت براى مطالب قبل باشد كه از جمله آنها «اُوتى كتابه وراء ظهره» بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انشقاق - 84 - 15 - 11،12
11 - كسانى كه در قيامت نامه عمل را از پشت سر دريافت كرده و به دوزخ گرفتار مى شوند ، خود عامل پيدايش چنين سرنوشتى اند .
أمّا من أُوتى كتبه . .. و يصلى سعيرًا ... بلى إنّ ربّه كان به بصيرًا
12 - عذاب دوزخيان و اعطاى نامه عمل به آنان از پشت سرشان ، نظام جزايى آگاهانه و مدبرانه خداوند است .
و أمّا من أُوتى كتبه . .. و يصلى سعيرًا ... بلى إنّ ربّه كان به بصيرًا
حرف «بلى» ممكن است به تمام مشخصات دسته دوم (و أمّا من اُوتى . ..) ارتباط داشته باشد. در اين صورت پندار رجوع نكردن را، پندارى باطل و حوادث پيش آمده (اُوتى كتابه وراء ظهره ... يصلى سعيراً) را، رخدادى ثابت معرفى مى كند. جمله «إنّه ...» بيانگر اين است كه آن حادثه ها، برخاسته از ربوبيت و بصيرت خداوند است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انشقاق - 84 - 20 - 8
8 - مردم بى ايمان در قيامت ، نامه عمل خويش را از پشت سر دريافت كرده و به آتش جهنم گرفتار خواهند شد .
أمّا من أُوتى كتبه وراء ظهره . .. و يصلى سعيرًا ... فما لهم لايؤمنون
ارتباط مجموع آيات اين سوره، اقتضا مى كند كه مراد از ضمير «هم» و تعبير «الذين كفروا» (در آيات بعد) همان كسانى باشند كه در آيه دهم، با تعبير «من اُوتى كتابه وراء ظهره» از آنان ياد گرديد. همان طور كه مراد از «الذين آمنوا» (در آيات بعد)، همان «من اُوتى كتابه بيمينه» در آيات پيشين خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انشقاق - 84 - 22 - 5
5 - نامه عمل كافر ، از پشت سر به او داده شده و آتش دوزخ فرجام او خواهد بود .
و أمّا من أوتى كتبه وراء ظهره . .. و يصلى سعيرًا ... بل الذين كفروا
ارتباط مجموع آيات سوره با يكديگر، اقتضا مى كند كه دو دسته آخر سوره (الذين كفروا) و (الذين آمنوا)، همان دو دسته قبل باشند كه با عنوان «من اُوتى كتابه بيمينه» و «من اُوتى كتابه وراء ظهره» از آنان ياد شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 29 - 7
7 - مستند بودن نامه اعمال آدميان ، دليل حق بودن و كاستى نداشتن آن
ينطق عليكم بالحقّ إنّا كنّا نستنسخ
«إنّا كنّا. ..» در مقام تعليل است و تكرار ضماير متكلم و نيز تأكيد به وسيله «إنّ»، مطلب بالا را افاده مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 19 - 5
5 - شادمانى و رضايت مندى كامل مؤمنان بهشتى ، از نامه اعمال و كارنامه خويش در عرصه قيامت
فيقول هآؤُم اقرءوا كتبيه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انشقاق - 84 - 10 - 5
5 - واگذاركنندگان نامه عمل به انسان ها در قيامت ، برخى را محترم شمرده و با گروهى ديگر برخوردى تحقيرآميز و خفّت بار خواهند داشت .
فأمّا من أُوتى كتبه بيمينه . .. و أمّا من أُوتى كتبه وراء ظهره
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 49 - 1،3،7
1- در قيامت ، نامه عمل هر فرد ، در برابر ديدگان او نهاده شده ، آن را مشاهده خواهد كرد .
و وضع الكتب . .. و يقولون يويلتنا مال هذا الكتب
مقصود از «الكتاب» به قرينه جملات بعدى، نوشته هايى است كه در آن، همه اَعمال آدميان، ثبت و ضبط شده است. حرف «ال» در «وضع الكتاب»، براى استغراق اَفراد است، يعنى «كلّ كتاب». در نتيجه، مراد اين است كه همه كتاب ها را در برابر ديدگان آحاد انسان ها قرار خواهند داد و هر فرد، كتاب خودش را ملاحظه خواهد كرد.
3- در قيامت مجرمان ، هنگام مشاهده نامه عمل ، از كردار خود وحشت و دلهره پيدا مى كنند .
فترى المجرمين مشفقين ممّا فيه
7- پرهيز كنندگان از جرم و گناه ، به هنگام مشاهده نامه اَعمال خود در قيامت ، بيم و هراس نخواهند داشت .
و وضع الكتب فترى المجرمين مشفقين ممّا فيه
جمله «وضع الكتاب» وضع و مشاهده كتاب را به مجرمان اختصاص نداده است، ولى جمله «فترى المجرمين. ..» تنها، از ترس مجرمان سخن گفته است، بنابراين، ديگران، با مشاهده كتابِ خود، اضطرابى نخواهند يافت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انشقاق - 84 - 8 - 2
2 - مرحله حسابرسى در قيامت ، مرحله اى پس از دريافت نامه هاى اعمال است .
فسوف يحاسب حسابًا يسيرًا
«سوف»، براى وعده دادن به كار مى رود (مصباح) و دلالت بر تأخير دارد. (مقاييس اللغة)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انشقاق - 84 - 10 - 5
5 - واگذاركنندگان نامه عمل به انسان ها در قيامت ، برخى را محترم شمرده و با گروهى ديگر برخوردى تحقيرآميز و خفّت بار خواهند داشت .
فأمّا من أُوتى كتبه بيمينه . .. و أمّا من أُوتى كتبه وراء ظهره
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 2 - 5
5 - سوگند خداوند ، به نامه اعمال آدميان
و كتب مسطور
برخى از مفسران مراد از «كتاب مسطور» را نامه اعمال دانسته اند. برداشت بالا بر پايه اين احتمال است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 26 - 2
2 - كافران دوزخى ، پس از دريافت نامه اعمال خود ، از محتوا و حكم نهايى آن درباره خويش آگاه خواهند شد .
و لم أدر ما حسابيه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انشقاق - 84 - 7 - 5
5 - تحويل دهندگان نامه هاى اعمال به انسان ها در قيامت ، از فرجام آنها آگاه اند .
من أُوتى كتبه بيمينه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انشقاق - 84 - 10 - 1
1 - براى هر انسان ، نامه عملى است كه آن را در قيامت دريافت خواهد كرد .
يأيّها الإنسن . .. فأمّا من أُوتى كتبه ... و أمّا من أُوتى كتبه وراء ظهره
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 14 - 1،2
1- خداوند ، فراخوان انسان ها در قيامت ، به خواندن نامه عمل خويش
و نخرج له يوم القيمة كتبًا . .. اقرأ كتبك
2- هر انسانى در قيامت ، با خواندن پرونده اعمال خويش ، خود حسابگر آنها خواهد بود .
اقرأ كتبك كفى بنفسك اليوم عليك حسيبًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مطففين - 83 - 7 - 4
4 - نامه عمل فاجران ، در ديوانى تغييرناپذير و زندانى منحطّ ، بايگانى و حفاظت مى شود .
إنّ كتب الفجّار لفى سجّين
سجّين همان سجن (زندان) است، علاوه بر رساندن معناى خلود; زيرا اين وزن براى مبالغه است (مجمع البيان). تفسير آن به «كتاب مرقوم» - در دو آيه بعد - دلالت دارد كه «سجّين» كتابى است كه نامه عمل فاجران، به گونه اى در آن قرار داده شده است كه گويا نوشته ها در آن حبس شده است. مقابله آن با «علّيين» - كه در آيات بعد آمده است - بيانگر انحطاط و پستى آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مطففين - 83 - 7 - 6
6 - نامه عمل كم فروشان ، در جايگاهى پست نگه دارى خواهد شد .
ويل للمطفّفين . .. إنّ كتب الفجّار لفى سجّين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مطففين - 83 - 18 - 5
5 - نامه عمل نيكوكاران ، در ديوانى تغييرناپذير و جايگاهى رفيع ، ( علّيّين ) ، بايگانى و حفاظت مى شود .
إنّ كتب الأبرار لفى علّيّين
«علّيّين» گرچه به لفظ جمع آمده است; ولى به قرينه «كتاب مرقوم» و ضمير مفرد در «يشهده المقرّبون»، معناى مفرد دارد. لسان العرب از ابو اسحاق نقل كرده است: چون «علّيّين» در لفظ به صورت جمع است، اِعراب جمع دارد. برخى از اهل لغت، آن را جمع «عِلّىّ» و به معناى سلسله مراتب رفيع تا بى نهايت مى دانند. (مقاييس اللغة)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 71 - 13
13- سعادتمندان ، نامه اعمال خويش را در قيامت ، خود مورد مطالعه قرار مى دهند .
فمن أوتى كتبه بيمينه فأُولئك يقرءون كتبهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مطففين - 83 - 7 - 6
6 - نامه عمل كم فروشان ، در جايگاهى پست نگه دارى خواهد شد .
ويل للمطفّفين . .. إنّ كتب الفجّار لفى سجّين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 70 - 4
4 - اعمال مردمان در نامه اى ثبت و نگه دارى مى شود .
اللّه أعلم بما تعملون . .. إنّ ذلك فى كتب
«ذلك» اشاره دارد به مضمون جمله «ما تعملون» در آيه 68; يعنى، آنها (اعمال شما)، همگى در كتابى ثبت و ضبط مى شوند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 41 - 2
2 - كسانى كه در قيامت نامه عملشان را در دست چپ داشته باشند ، اصحاب الشمال هستند .
و أصحب الشمال ما أصحب الشمال
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 25 - 1
1 - نامه اعمال گروهى از اهل محشر ، به دست چپ آنان داده مى شود .
و أمّا من أُوتى كتبه بشماله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 71 - 11
11- برخى از انسان ها پس از حضور در قيامت ، نامه اعمال خود را با دست راست خويش دريافت مى كنند .
يوم ندعوا . .. فمن أُوتى كتبه بيمينه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 27 - 1،2
1 - در قيامت ، نامه اعمال دسته اى از مردم در دست راستشان خواهد بود .
و أصحب اليمين ما أصحب اليمين
«يمين» در مقابل «شمال» و به معناى دست راست است با توجه به آيه 19 سوره «حاقه» (فأمّا من اُوتى كتابه بيمينه. ..) بايد گفت: «أصحاب اليمين»; يعنى، آنان كه نامه عمل خود را در دست راست دارند.
2 - آنان كه در قيامت نامه عمل خود را در دست راست دارند ، « اصحاب اليمين » هستند .
و أصحب اليمين ما أصحب اليمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 90 - 1،2
1 - دسته اى از مردم در قيامت ، نامه اعمالشان به دست راست آنان داده مى شود .
و أمّا إن كان من أصحب اليمين
«اصحاب اليمين» (ياران دست راست) كسانى اند كه در سوره هاى «اسراء»، «حاقه» و «انشقاق» از آنان به «من اُتى كتابه بيمينه» (كسانى كه نامه اعمالشان را به دست راست آنان داده اند) تعبير شده است.
2 - به كسانى كه در قيامت ، نامه عمل خويش را در دست راست گيرند ، « اصحاب اليمين » گفته مى شود .
و أمّا إن كان من أصحب اليمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 19 - 1
1 - نامه اعمال گروهى از اهل محشر ، به دست راست آنان داده خواهد شد .
فأمّا من أُوتى كتبه بيمينه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 21 - 1
1 - كسانى كه نامه اعمالشان به دست راست آنان داده مى شود ، از زندگى پسنديده و رضايت مندى در آخرت برخوردار خواهند بود .
فأمّا من أُوتى كتبه بيمينه . .. فهو فى عيشة راضية
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 22 - 1
1 - كسانى كه نامه اعمالشان به دست راست آنان داده مى شود ، در بهشت برين جاى خواهند داشت .
إنّى ظننت أنّى ملق حسابيه . .. فى جنّة عالية
«عالية» هم مى تواند بيانگر علوّ قدر و منزلت باشد و هم به علوّ مكانى اشاره داشته باشد. در اين صورت مقصود از آن، مسرّت آفرين بودن بوستان هاى بهشتى است; زيرا صاحبان آنها به خوبى بر همه مناظر آن اشراف داشته و از اين رهگذر لذت برده و مسرور خواهند شد. برداشت بالا براساس معناى نخست است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انشقاق - 84 - 7 - 2
2 - برخى از انسان ها در قيامت ، نامه عمل خود را با دست راست دريافت خواهند كرد .
فأمّا من أُوتى كتبه بيمينه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 28 - 8،9
8 - فراخوانده شدن هر امت ، به سوى نامه اعمال خويش در قيامت
كلّ أمّة تدعى إلى كتبها
9 - هر امّت ، داراى نامه عملى ويژه و گروهى ، در قيامت
كلّ أمّة تدعى إلى كتبها
بازگشت ضمير «كتابها» به امت، ظهور در اين معنا دارد كه هر جامعه و امت - به عنوان يك جمع و گروه - كتاب و پرونده اى ويژه و مخصوص به خود دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 29 - 3
3 - صحيفه اعمال امت ها در قيامت ، بيان كننده تمامى كردار ايشان ، به صورتى دقيق و بدون كمترين كاستى و فزونى
ينطق عليكم بالحقّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 19 - 3
3 - هر انسانى ، داراى كارنامه و پرونده اى مستقل در محكمه عدل الهى
فأمّا من أُوتى كتبه بيمينه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 25 - 3
3 - هر انسانى ، داراى كارنامه و پرونده اى مستقل در محكمه عدل الهى
و أمّا من أُوتى كتبه بشماله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 19 - 2،4
2 - نامه اعمال مؤمنان بهشتى در قيامت ، در دست راست آنان قرار دارد .
فأمّا من أُوتى كتبه بيمينه
از اوصاف بيان شده براى اين گروه در آيات بعدى به دست مى آيد كه آنان مؤمنانى بهشتى و از همان گروهى اند كه در آيه 38 سوره «واقعه»، از آنان به «اصحاب اليمين» نام برده شده است.
4 - مؤمنان بهشتى ، خواستار مشاهده و قرائت شدن نامه اعمالشان در عرصه قيامت
فيقول هآؤُم اقرءوا كتبيه
«هآؤُم» اسم فعل امر و به معناى «خذوا» (بياييد بگيريد) است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انشقاق - 84 - 20 - 8
8 - مردم بى ايمان در قيامت ، نامه عمل خويش را از پشت سر دريافت كرده و به آتش جهنم گرفتار خواهند شد .
أمّا من أُوتى كتبه وراء ظهره . .. و يصلى سعيرًا ... فما لهم لايؤمنون
ارتباط مجموع آيات اين سوره، اقتضا مى كند كه مراد از ضمير «هم» و تعبير «الذين كفروا» (در آيات بعد) همان كسانى
باشند كه در آيه دهم، با تعبير «من اُوتى كتابه وراء ظهره» از آنان ياد گرديد. همان طور كه مراد از «الذين آمنوا» (در آيات بعد)، همان «من اُوتى كتابه بيمينه» در آيات پيشين خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 25 - 2
2 - نامه اعمال كافران دوزخى در قيامت ، به دست چپ آنان داده مى شود .
و أمّا من أُوتى كتبه بشماله
از اوصاف ياد شده براى اين گروه در آيات بعدى، استفاده مى شود كه آنان كافران دوزخى و از همان گروهى اند كه در آيه 41 سوره «واقعه» از آنان به «أصحاب الشمال» ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 41 - 1،2
1 - در قيامت دسته اى از مردم ، نامه عملشان را در دست چپ خواهند داشت .
و أصحب الشمال ما أصحب الشمال
«شمال» (در مقابل «يمين») به معناى دست چپ است. طبق آيه 25 سوره «حاقه» (و أمّا من اُوتى كتابه بشماله فيقول ياليتنى لم اُوت كتابيه) اصحاب الشمال، كسانى اند كه نامه عملشان در دست چپ آنان خواهد بود.
2 - كسانى كه در قيامت نامه عملشان را در دست چپ داشته باشند ، اصحاب الشمال هستند .
و أصحب الشمال ما أصحب الشمال
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 25 - 1،2،6
1 - نامه اعمال گروهى از اهل محشر ، به دست چپ آنان داده مى شود .
و أمّا من أُوتى كتبه بشماله
2 - نامه اعمال كافران دوزخى در قيامت ، به دست چپ آنان داده مى شود .
و أمّا من أُوتى كتبه بشماله
از اوصاف ياد شده براى اين گروه در آيات بعدى، استفاده مى شود كه آنان كافران دوزخى و از همان گروهى اند كه در آيه 41 سوره «واقعه» از آنان به «أصحاب الشمال» ياد شده است.
6 - « عن أبى جعفر ( ع ) قال : . . . و أنزل فى الحاقّة ، « و أمّا من أُوتى كتابه بشماله فيقول يا ليتنى لم اُوت كتابيه . . . » فهذا مشرك ;
از امام باقر(ع) روايت شده كه فرمود: . ..خداوند در سوره «الحاقّه» مى فرمايد: (و أمّا من اُوتى كتابه بشماله فيقول يا ليتنى لم اُوت كتابيه...) اين [كسى كه كتابش را به دست چپش مى دهند ]مشرك است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بلد - 90 - 19 - 4
4 - كافران در آخرت ، نامه عمل خويش را با دست چپ ، دريافت خواهند كرد .
هم أصحب المشئمة
«سمت چپ و راست» در قيامت، ممكن است به معناى حقيقى آن نباشد تا از وجود جايگاهى حكايت كند كه داراى سمت چپ و راست است; بلكه كنايه از مطلبى باشد كه در آيات ديگر قرآن، با صراحت آمده است. بدين صورت كه برخى نامه عمل خود را با دست راست و برخى با دست چپ دريافت مى كنند; در نتيجه دسته اول به «اصحاب اليمين» و «اصحاب الميمنة» نام گذارى شده و دسته دوم «اصحاب الشمال» و «اصحاب المشأمة»نام گرفته اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 71 - 12
12- در دست راست داشتن نامه عمل در قيامت ، نشانه سعادت و نيك فرجامى است .
فمن أوتى كتبه بيمينه فأُولئك يقرءون كتبهم و لايظلمون فتيلاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 27 - 1،2
1 - در قيامت ، نامه اعمال دسته اى از مردم در دست راستشان خواهد بود .
و أصحب اليمين ما أصحب اليمين
«يمين» در مقابل «شمال» و به معناى دست راست است با توجه به آيه 19 سوره «حاقه» (فأمّا من اُوتى كتابه بيمينه. ..) بايد گفت: «أصحاب اليمين»; يعنى، آنان كه نامه عمل خود را در دست راست دارند.
2 - آنان كه در قيامت نامه عمل خود را در دست راست دارند ، « اصحاب اليمين » هستند .
و أصحب اليمين ما أصحب اليمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 90 - 1،2
1 - دسته اى از مردم در قيامت ، نامه اعمالشان به دست راست آنان داده مى شود .
و أمّا إن كان من أصحب اليمين
«اصحاب اليمين» (ياران دست راست) كسانى اند كه در سوره هاى «اسراء»، «حاقه» و «انشقاق» از آنان به «من اُتى كتابه بيمينه» (كسانى كه نامه اعمالشان را به دست راست آنان داده اند) تعبير شده است.
2 - به كسانى كه در قيامت ، نامه عمل خويش را در دست راست گيرند ، « اصحاب اليمين » گفته مى شود .
و أمّا إن كان من أصحب اليمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 19 - 1،2
1 - نامه اعمال گروهى از اهل محشر ، به دست راست آنان داده خواهد شد .
فأمّا من أُوتى كتبه بيمينه
2 - نامه اعمال مؤمنان بهشتى در قيامت ، در دست راست آنان قرار دارد .
فأمّا من أُوتى كتبه بيمينه
از اوصاف بيان شده براى اين گروه در آيات بعدى به دست مى آيد كه آنان مؤمنانى بهشتى و از همان گروهى اند كه در آيه 38 سوره «واقعه»، از آنان به «اصحاب اليمين» نام برده شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 20 - 1
1 - نامه اعمال معتقدان به قيامت و حساب رسى ، به دست راست آنان داده خواهد شد .
فأمّا من أُوتى كتبه بيمينه . .. إنّى ظننت أنّى ملق حسابيه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 21 - 1
1 - كسانى كه نامه اعمالشان به دست راست آنان داده مى شود ، از زندگى پسنديده و رضايت مندى در آخرت برخوردار خواهند بود .
فأمّا من أُوتى كتبه بيمينه . .. فهو فى عيشة راضية
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 22 - 1
1 - كسانى كه نامه اعمالشان به دست راست آنان داده مى شود ، در بهشت برين جاى خواهند داشت .
إنّى ظننت أنّى ملق حسابيه . .. فى جنّة عالية
«عالية» هم مى تواند بيانگر علوّ قدر و منزلت باشد و هم به علوّ مكانى اشاره داشته باشد. در اين صورت مقصود از آن، مسرّت آفرين بودن بوستان هاى بهشتى است; زيرا صاحبان آنها به خوبى بر همه مناظر آن اشراف داشته و از اين رهگذر لذت برده و مسرور خواهند شد. برداشت بالا براساس معناى نخست است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انشقاق - 84 - 7 - 2
2 - برخى از انسان ها در قيامت ، نامه عمل خود را با دست راست دريافت خواهند كرد .
فأمّا من أُوتى كتبه بيمينه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انشقاق - 84 - 8 - 3،4
3 - كسانى كه نامه عمل آنان به دست راستشان داده شود ، حسابرسىِ آسانى خواهند داشت .
فأمّا من أُوتى كتبه بيمينه . فسوف يحاسب حسابًا يسيرًا
«يسير» دو معنا دارد: 1. آسان، 2. قليل (مفردات راغب). در آيه شريفه، اولين معنا مناسب است.
4 - اعطاى نامه عمل به دست راست حاضرانِ در قيامت ، رمز و نشانه چشم پوشى از لغزش هاى آنان است . *
فأمّا من أُوتى كتبه بيمينه . فسوف يحاسب حسابًا يسيرًا
ناديده گرفتن «سيئات» - كه در بعضى از سوره هاى ديگر درباره گروهى از حاضران قيامت مطرح شده - مصداق حساب آسان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انشقاق - 84 - 9 - 1،3
1 - اعطاى نامه عمل به دست راست انسان در قيامت و حسابرسى آسان از او ، فرح بخش و شادى آفرين است .
و ينقلب إلى أهله مسرورًا
3 - دريافت كنندگان نامه عمل با دست راست ، با آسان گذراندن مرحله حسابرسى ، شادمان به نزد خويشاوندان خود بر خواهند گشت .
فأمّا من أُوتى كتبه بيمينه . .. و ينقلب إلى أهله مسرورًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بلد - 90 - 18 - 4
4 - مؤمنان در آخرت ، نامه عمل خويش را با دست راست ، دريافت خواهند كرد .
أُولئك أصحب الميمنة
اين احتمال وجود دارد كه اصحاب الميمنه بودن كنايه از گرفتن نامه اعمال با دست راست (يمين) باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 13 - 4،9
4- خداوند اعمال انسان را در دنيا ثبت كرده و در قيامت ، به صورت كتابى گشوده در برابر او ظاهر خواهد ساخت .
و نخرج له يوم القيمة كتبًا يلقه منشورًا
9- « عن النبى قال : الكتب كلّها تحت العرش فإذا كان يوم القيامة بعث الله تبارك و تعالى ريحاً تطيرها بالأيمان و الشمائل أوّل حرفه : « إقرأ كتابك كفى بنفسك اليوم عليك حسيباً » ;
از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) روايت شده است كه فرمود: تمام نامه ها زير عرش قرار دارند و آن گاه كه روز قيامت فرا رسد، خداوند - تبارك و تعالى - بادى را برمى انگيزد تا آنها را به پرواز درآورد و به دستهاى چپ و راست مردم برساند و اولين حرف آن كتاب اين است: إقرأ كتابك كفى بنفسك اليوم عليك حسيباً».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 14 - 1،3،5
1- خداوند ، فراخوان انسان ها در قيامت ، به خواندن نامه عمل خويش
و نخرج له يوم القيمة كتبًا . .. اقرأ كتبك
3- حساب انسان در پرونده عمل وى در قيامت ، روشن و آشكار است .
كفى بنفسك اليوم عليك حسيبًا
از اينكه خداوند فرموده است: «خودت براى حسابرسى عمل خود كافى هستى» نشان مى دهد كه اعمال و حسابرسى آنها روشن و آشكار است و نياز به تبيين از سوى كسى ندارد.
5- « عن أبى عبدالله ( ع ) فى قوله : « اقرأ كتابك كفى بنفسك اليوم » قال : يذكر بالعبد جميع ما عمل و ما كتب عليه حتى كأنه فعله تلك الساعة فلذلك قالوا : يا ويلتنا ما لهذا الكتاب لايغادر صغيرة و لا كبيرة إلاّ أحصاها » ;
از امام صادق(ع) در باره سخن خدا «اقرأ كتابك كفى بنفسك اليوم» روايت شده است كه فرمود: همه اعمالى كه بنده انجام داده و بر او نوشته شده است به يادش مى آورند; به گونه اى كه گويى همان لحظه انجام داده است. پس بدين جهت گويند: يا ويلتنا ما لهذا الكتاب لايغادر صغيرة و لا كبيرة إلاّ أحصاها».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 71 - 9،10،11،12،22
9- انسان ها ، عملكرد دنيوى خويش را در قيامت ، به صورت مجموعه اى ثبت شده و مكتوب دريافت مى كنند .
فمن أُوتى كتبه بيمينه
10- محاكمه انسان ها در قيامت ، بر اساس دلايل و اسناد مكتوب است .
ندعوا . .. فمن أُوتى كتبه بيمينه
11- برخى از انسان ها پس از حضور در قيامت ، نامه اعمال خود را با دست راست خويش دريافت مى كنند .
يوم ندعوا . .. فمن أُوتى كتبه بيمينه
12- در دست راست داشتن نامه عمل در قيامت ، نشانه سعادت و نيك فرجامى است .
فمن أوتى كتبه بيمينه فأُولئك يقرءون كتبهم و لايظلمون فتيلاً
22- « عن أبى جعفر ( ع ) : . . . أما المؤمن فيعطى كتابه بيمينه قال الله عزّوجلّ : . . . « من أُوتى كتابه بيمينه فأُولئك يقرؤن كتابهم . . . » . . . ;
از امام باقر(ع) روايت شده است: . .. اما مؤمن كتاب او به دست راستش داده مى شود. خداوند عزّوجلّ مى فرمايد:... «من أوتى كتابه بيمينه فأُولئك يقرؤن كتابهم...»...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 49 - 1
1- در قيامت ، نامه عمل هر فرد ، در برابر ديدگان او نهاده شده ، آن را مشاهده خواهد كرد .
و وضع الكتب . .. و يقولون يويلتنا مال هذا الكتب
مقصود از «الكتاب» به قرينه جملات بعدى، نوشته هايى است كه در آن، همه اَعمال آدميان، ثبت و ضبط شده است. حرف «ال» در «وضع الكتاب»، براى استغراق اَفراد است، يعنى «كلّ كتاب». در نتيجه، مراد اين است كه همه كتاب ها را در برابر ديدگان آحاد انسان ها قرار خواهند داد و هر فرد، كتاب خودش را ملاحظه خواهد كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 69 - 5،6،9،14
5 - نامه اعمال همه بندگان در قيامت ، عرضه خواهد شد .
و وضع الكتب
«وضع» به معناى نهادن است و در اين جا كنايه از عرضه شدن مى باشد. «كتاب» در آيه شريفه به معناى نامه اعمال است.
6 - تمامى اعمال بندگان ثبت و درج شده و در قيامت به صورت نوشته اى ظاهر خواهد شد .
و وضع الكتب
9 - احضار شاهدانى چند در عرصه قيامت براى گواهى دادن بر اعمال بندگان ، هنگام عرضه نامه اعمالشان
و الشهداء
«شهدا» جمع «شاهد» (گواه) است.
14 - داورى خداوند ميان بندگان در قيامت ، بر پايه مستندات پرونده اعمال ، گواهى پيامبران و گواهانى چند خواهد بود .
و وضع الكتب و جاىء بالنبيّين و الشهداء و قضى بينهم بالحقّ و هم لايظلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 28 - 9
9 - هر امّت ، داراى نامه عملى ويژه و گروهى ، در قيامت
كلّ أمّة تدعى إلى كتبها
بازگشت ضمير «كتابها» به امت، ظهور در اين معنا دارد كه هر جامعه و امت - به عنوان يك جمع و گروه - كتاب و پرونده اى ويژه و مخصوص به خود دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 7 - 1،2
1 - خداوند در قيامت رفتار و عقايد آدميان را به گونه اى دقيق و عالمانه براى آنان بيان خواهد كرد.
فلنقصن عليهم بعلم و ما كنا غائبين
حرف «باء» به معناى مصاحبت و ملابست است; يعنى: «فلنقصن عليهم مصاحبين و متلبسين بعلم. و نكره بودن «علم» دلالت بر عظمت آن علم دارد كه از آن به «دقيق بودن» تعبير شد.
2 - خداوند در قيامت سرگذشت پيامبران را در ابلاغ رسالت به گونه اى دقيق براى آنان بيان خواهد كرد.
و لنسئلن المرسلين. فلنقصن عليهم بعلم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 27 - 1
1 - در قيامت ، نامه اعمال دسته اى از مردم در دست راستشان خواهد بود .
و أصحب اليمين ما أصحب اليمين
«يمين» در مقابل «شمال» و به معناى دست راست است با توجه به آيه 19 سوره «حاقه» (فأمّا من اُوتى كتابه بيمينه. ..) بايد گفت: «أصحاب اليمين»; يعنى، آنان كه نامه عمل خود را در دست راست دارند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 41 - 1
1 - در قيامت دسته اى از مردم ، نامه عملشان را در دست چپ خواهند داشت .
و أصحب الشمال ما أصحب الشمال
«شمال» (در مقابل «يمين») به معناى دست چپ است. طبق آيه 25 سوره «حاقه» (و أمّا من اُوتى كتابه بشماله فيقول ياليتنى لم اُوت كتابيه) اصحاب الشمال، كسانى اند كه نامه عملشان در دست چپ آنان خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 19 - 3،5
3 - هر انسانى ، داراى كارنامه و پرونده اى مستقل در محكمه عدل الهى
فأمّا من أُوتى كتبه بيمينه
5 - شادمانى و رضايت مندى كامل مؤمنان بهشتى ، از نامه اعمال و كارنامه خويش در عرصه قيامت
فيقول هآؤُم اقرءوا كتبيه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 25 - 1،3،6
1 - نامه اعمال گروهى از اهل محشر ، به دست چپ آنان داده مى شود .
و أمّا من أُوتى كتبه بشماله
3 - هر انسانى ، داراى كارنامه و پرونده اى مستقل در محكمه عدل الهى
و أمّا من أُوتى كتبه بشماله
6 - « عن أبى جعفر ( ع ) قال : . . . و أنزل فى الحاقّة ، « و أمّا من أُوتى كتابه بشماله فيقول يا ليتنى لم اُوت كتابيه . . . » فهذا مشرك ;
از امام باقر(ع) روايت شده كه فرمود: . ..خداوند در سوره «الحاقّه» مى فرمايد: (و أمّا من اُوتى كتابه بشماله فيقول يا ليتنى لم اُوت كتابيه...) اين [كسى كه كتابش را به دست چپش مى دهند ]مشرك است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - تكوير - 81 - 10 - 4،5
4 - بسته ماندن و باز شدن نامه اعمال انسان در قيامت ، در اختيار او نيست .
و إذا الصحف نشرت
مجهول بودن «نشرت»، گوياى برداشت ياد شده است.
5 - نامه هاى اعمال در قيامت ، بر اهل محشر پراكنده و پخش خواهد شد .
و إذا الصحف نشرت
«نشر» به معناى تفريق (پراكنده ساختن) آمده است (تاج العروس). مراد از «نُشرت»، در اين معنا پراكنده شدن نامه ها بر صاحبان آن و رسيدن نامه عمل هر كس به دست او است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انفطار - 82 - 12 - 3
3 - پاداش و كيفر اعمال در قيامت ، براساس نامه عمل و كردار انسان در دنيا است .
يعلمون ما تفعلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انشقاق - 84 - 7 - 1
1 - براى هر انسان ، نامه عملى است كه در قيامت آن را دريافت خواهد كرد .
فأمّا من أُوتى كتبه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انشقاق - 84 - 10 - 3
3 - نامه عمل برخى از انسان ها در قيامت ، از پشت سرشان به آنان واگذار خواهد شد .
و أمّا من أُوتى كتبه وراء ظهره
از ضميمه اين آيه با آيه اى كه از گرفتن نامه عمل با دست چپ سخن گفته است (الحاقه، آيه 25)، به دست مى آيد كه اين گروه، نامه عمل خود را با دست چپ از پشت سر خود تحويل خواهند گرفت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انشقاق - 84 - 11 - 3
3 - دريافت نامه عمل از پشت سر ، رمز و نشانه محكوميت در عرصه حسابرسى است .
فسوف يحاسب . .. فسوف يدعوا ثبورًا
تقابل دو گروه دريافت كننده نامه عمل، بيانگر اين است كه هر دو حسابرسى خواهند شد; ولى نتيجه آن در مورد آنان متفاوت است. بنابراين گرچه «فسوف يحاسب» تنها در مورد يك دسته آمده است; ولى دسته ديگر نيز به قرينه حرف «سوف» - كه بين گرفتن نامه عمل از پشت سر و فرياد واويلاى شخص، فاصله اى را مفروض گرفته - مورد محاسبه قرار خواهند گرفت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بلد - 90 - 19 - 4
4 - كافران در آخرت ، نامه عمل خويش را با دست چپ ، دريافت خواهند كرد .
هم أصحب المشئمة
«سمت چپ و راست» در قيامت، ممكن است به معناى حقيقى آن نباشد تا از وجود جايگاهى حكايت كند كه داراى سمت چپ و راست است; بلكه كنايه از مطلبى باشد كه در آيات ديگر قرآن، با صراحت آمده است. بدين صورت كه برخى نامه عمل خود را با دست راست و برخى با دست چپ دريافت مى كنند; در نتيجه دسته اول به «اصحاب اليمين» و «اصحاب الميمنة» نام گذارى شده و دسته دوم «اصحاب الشمال» و «اصحاب المشأمة»نام گرفته اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 71 - 13
13- سعادتمندان ، نامه اعمال خويش را در قيامت ، خود مورد مطالعه قرار مى دهند .
فمن أوتى كتبه بيمينه فأُولئك يقرءون كتبهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انفطار - 82 - 14 - 6
6 - كردار بدكاران ، از نظر مأموران الهى مخفى نمانده و در نامه عمل آنان ثبت خواهد شد .
كتبين . يعلمون ما تفعلون ... و إنّ الفجّار لفى جحيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مطففين - 83 - 7 - 3
3 - كردار بدكاران ، ثبت و ضبط شده و در نامه عمل آنان باقى خواهد ماند .
كتب الفجّار
«كتاب الفجّار»، صحيفه اى است كه در آن، اعمال فاجران ثبت شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مطففين - 83 - 7 - 4
4 - نامه عمل فاجران ، در ديوانى تغييرناپذير و زندانى منحطّ ، بايگانى و حفاظت مى شود .
إنّ كتب الفجّار لفى سجّين
سجّين همان سجن (زندان) است، علاوه بر رساندن معناى خلود; زيرا اين وزن براى مبالغه است (مجمع البيان). تفسير آن به «كتاب مرقوم» - در دو آيه بعد - دلالت دارد كه «سجّين» كتابى است كه نامه عمل فاجران، به گونه اى در آن قرار داده شده است كه گويا نوشته ها در آن حبس شده است. مقابله آن با «علّيين» - كه در آيات بعد آمده است - بيانگر انحطاط و پستى آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 84 - 8
8- خداوند ، پرونده كردار كافران و مشركان را مورد حسابرسى دقيق قرار خواهد داد .
إنّما نعدّ لهم عدًّا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 25 - 2،4،5
2 - نامه اعمال كافران دوزخى در قيامت ، به دست چپ آنان داده مى شود .
و أمّا من أُوتى كتبه بشماله
از اوصاف ياد شده براى اين گروه در آيات بعدى، استفاده مى شود كه آنان كافران دوزخى و از همان گروهى اند كه در آيه 41 سوره «واقعه» از آنان به «أصحاب الشمال» ياد شده است.
4 - كافران دوزخى ، از عرضه شدن نامه اعمالشان اظهار ناخورسندى مى كنند .
فيقول يليتنى لم أُوت كتبيه
5 - ناراحتى و اندوه شديد كافران دوزخى ، از نامه اعمال و كارنامه خويش در عرصه قيامت
فيقول يليتنى لم أُوت كتبيه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 26 - 1
1 - كافران دوزخى ، از آگاه شدنشان نسبت به حساب و محتواى پرونده اعمال خود اظهار ناخرسندى مى كنند .
فيقول يليتنى . .. و لم أدر ما حسابيه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انشقاق - 84 - 22 - 5
5 - نامه عمل كافر ، از پشت سر به او داده شده و آتش دوزخ فرجام او خواهد بود .
و أمّا من أوتى كتبه وراء ظهره . .. و يصلى سعيرًا ... بل الذين كفروا
ارتباط مجموع آيات سوره با يكديگر، اقتضا مى كند كه دو دسته آخر سوره (الذين كفروا) و (الذين آمنوا)، همان دو دسته قبل باشند كه با عنوان «من اُوتى كتابه بيمينه» و «من اُوتى كتابه وراء ظهره» از آنان ياد شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بلد - 90 - 19 - 4
4 - كافران در آخرت ، نامه عمل خويش را با دست چپ ، دريافت خواهند كرد .
هم أصحب المشئمة
«سمت چپ و راست» در قيامت، ممكن است به معناى حقيقى آن نباشد تا از وجود جايگاهى حكايت كند كه داراى سمت چپ و راست است; بلكه كنايه از مطلبى باشد كه در آيات ديگر قرآن، با صراحت آمده است. بدين صورت كه برخى نامه عمل خود را با دست راست و برخى با دست چپ دريافت مى كنند; در نتيجه دسته اول به «اصحاب اليمين» و «اصحاب الميمنة» نام گذارى شده و دسته دوم «اصحاب الشمال» و «اصحاب المشأمة»نام گرفته اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 49 - 10،11
10- مجرمان ، از جامعيّت و دقّت كتاب اَعمال آدميان ، شگفت زده و به شدت نگران خواهند شد .
يويلتنا مال هذا الكتب لايغادر صغيرة و لاكبيرة
11- مجرمان ، هنگام مشاهده كتاب اَعمال شان آرزومند مرگ خويش اند . *
و يقولون يويلتنا مال هذا الكتب
«ويلة» و «ويل» به معناى «هلاكت» است و مؤنث بودن «ويلة» مفيد مبالغه است. منادا قرار گرفتن «ويل» از سوى مجرمان، گوياى اين است كه آنان، با مشاهده نامه عمل خود، راهى جز هلاك و عذاب براى خود نديده، لذا آن را منادا قرار داده و آمدن اش را مى طلبند و يا اين كه به قدرى حال خود را وخيم مى بينند كه مرگ و هلاكت را، تنها راه رهايى خود از آن وضعيّت مى پندارند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 49 - 7
7- پرهيز كنندگان از جرم و گناه ، به هنگام مشاهده نامه اَعمال خود در قيامت ، بيم و هراس نخواهند داشت .
و وضع الكتب فترى المجرمين مشفقين ممّا فيه
جمله «وضع الكتاب» وضع و مشاهده كتاب را به مجرمان اختصاص نداده است، ولى جمله «فترى المجرمين. ..» تنها، از ترس مجرمان سخن گفته است، بنابراين، ديگران، با مشاهده كتابِ خود، اضطرابى نخواهند يافت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مطففين - 83 - 18 - 4
4 - كردار نيكوكاران ، ثبت و ضبط شده ، در نامه عمل آنان باقى خواهد ماند .
كتب الأبرار
«كتاب الأبرار» صحيفه اى است كه در آن اعمال نيكوكاران ثبت شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مطففين - 83 - 20 - 2
2 - نامه هاى عمل نيكوكاران در ديوان جامع ( علّيّين ) ، با يك ديگر مشتبه نخواهد شد .
كتب مرقوم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مطففين - 83 - 21 - 3
3 - مقرّبان درگاه خداوند گواهان نامه اعمال نيكوكاران اند .
يشهده المقرّبون
فعل «يشهد»، يا از «شهود» به معناى حضور است و يا از «شهادة» كه ابن اثير در نهايه آن را «خبر دادن از مشاهدات خويش» معنا كرده است; در هر صورت گواه بودن «مقرّبون» استفاده مى شود; زيرا در معناى اول حضور و نظارت آنان به منظور گواهى دادن است و معناى دوم - كه در آن صورت «يشهده» به معناى «يشهد به» خواهد بود - صريح در نكته ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 84 - 8
8- خداوند ، پرونده كردار كافران و مشركان را مورد حسابرسى دقيق قرار خواهد داد .
إنّما نعدّ لهم عدًّا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 25 - 6
6 - « عن أبى جعفر ( ع ) قال : . . . و أنزل فى الحاقّة ، « و أمّا من أُوتى كتابه بشماله فيقول يا ليتنى لم اُوت كتابيه . . . » فهذا مشرك ;
از امام باقر(ع) روايت شده كه فرمود: . ..خداوند در سوره «الحاقّه» مى فرمايد: (و أمّا من اُوتى كتابه بشماله فيقول يا ليتنى لم اُوت كتابيه...) اين [كسى كه كتابش را به دست چپش مى دهند ]مشرك است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انشقاق - 84 - 10 - 6
6 - « عن أبى جعفر ( ع ) قال : . . . ان اللّه . . . أنزل فى « إذا السماء انشقت » « و أمّا من اُوتى كتابه وراء ظهره . . . » فهذا مشرك . . . ;
از امام باقر(ع) روايت شده كه فرمود: . .. خداوند... در سوره «إذا السماء انشقت» فرمود: «و أمّا من اُوتى كتابه وراء ظهره...». اين شخص [كه نامه عملش از پشت سر به او داده مى شود] مشرك است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انشقاق - 84 - 23 - 4
4 - تكذيب كنندگان قرآن و منكران معاد ، خود رقم زننده نامه عمل خويش اند و كردار ناپسند خود را در آن ذخيره مى سازند .
بمايوعون
به قرينه آيات پيشين - كه درباره نامه هاى اعمال بود - مى توان گفت: مراد از «وعاء» در «يوعون»، همان نامه عمل است كه منكران معاد آن را ظرف كردار خود ساخته اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مطففين - 83 - 11 - 5
5 - تكذيب قيامت ، در نامه عمل تكذيب كنندگان ثبت شده و براساس آن كيفر خواهند ديد .
كتب مرقوم . ويل يومئذ للمكذّبين . الذين يكذّبون بيوم الدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انشقاق - 84 - 23 - 4
4 - تكذيب كنندگان قرآن و منكران معاد ، خود رقم زننده نامه عمل خويش اند و كردار ناپسند خود را در آن ذخيره مى سازند .
بمايوعون
به قرينه آيات پيشين - كه درباره نامه هاى اعمال بود - مى توان گفت: مراد از «وعاء» در «يوعون»، همان نامه عمل است كه منكران معاد آن را ظرف كردار خود ساخته اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 71 - 22
22- « عن أبى جعفر ( ع ) : . . . أما المؤمن فيعطى كتابه بيمينه قال الله عزّوجلّ : . . . « من أُوتى كتابه بيمينه فأُولئك يقرؤن كتابهم . . . » . . . ;
از امام باقر(ع) روايت شده است: . .. اما مؤمن كتاب او به دست راستش داده مى شود. خداوند عزّوجلّ مى فرمايد:... «من أوتى كتابه بيمينه فأُولئك يقرؤن كتابهم...»...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 19 - 2،4
2 - نامه اعمال مؤمنان بهشتى در قيامت ، در دست راست آنان قرار دارد .
فأمّا من أُوتى كتبه بيمينه
از اوصاف بيان شده براى اين گروه در آيات بعدى به دست مى آيد كه آنان مؤمنانى بهشتى و از همان گروهى اند كه در آيه 38 سوره «واقعه»، از آنان به «اصحاب اليمين» نام برده شده است.
4 - مؤمنان بهشتى ، خواستار مشاهده و قرائت شدن نامه اعمالشان در عرصه قيامت
فيقول هآؤُم اقرءوا كتبيه
«هآؤُم» اسم فعل امر و به معناى «خذوا» (بياييد بگيريد) است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 20 - 1
1 - نامه اعمال معتقدان به قيامت و حساب رسى ، به دست راست آنان داده خواهد شد .
فأمّا من أُوتى كتبه بيمينه . .. إنّى ظننت أنّى ملق حسابيه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انشقاق - 84 - 8 - 6
6 - « قاسم بن محمد عن على قال : سمعت أباعبداللّه ( ع ) يقول : إنّ اللّه تبارك و تعالى إذا أراد أن يحاسب المؤمن أعطاه
كتابه بيمينه و حاسبه فيما بينه و بينه فيقول : عبدى ! فعلت كذا . . . قد غفرتها لك و ابدلتها حسنات . . . و هو قول اللّه عزّوجلّ « فأمّا من اُوتى كتابه بيمينه فسوف يحاسب حساباً يسيراً » ;
قاسم بن محمد از على [بن أبى حمزه] روايت نموده كه گفت: از امام صادق(ع) شنيدم كه مى فرمود: خداى - تبارك و تعالى - زمانى كه بخواهد مؤمنى را محاسبه كند، نامه عملش را به دست راست وى مى دهد و او را در آنچه بين خود و او است محاسبه كرده، مى فرمايد: بنده من فلان كار را كردى؟ . .. من آن را براى تو بخشيدم و آن را به حسنه هايى تبديل كردم ... و اين سخن خداى عزّوجلّ است «فأمّا من اُوتى كتابه بيمينه . فسوف يحاسب حساباً يسيراً»».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بلد - 90 - 18 - 4
4 - مؤمنان در آخرت ، نامه عمل خويش را با دست راست ، دريافت خواهند كرد .
أُولئك أصحب الميمنة
اين احتمال وجود دارد كه اصحاب الميمنه بودن كنايه از گرفتن نامه اعمال با دست راست (يمين) باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مطففين - 83 - 20 - 1
1 - ديوان نامه هاى عمل نيكوكاران ، نوشته اى خوانا و نشانه دار است .
كتب مرقوم
«مرقوم»; يعنى، داراى علامت و به معناى واضح و درشت خط نيز آمده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مطففين - 83 - 21 - 2
2 - مقام قرب خداوند ، والاتر از مقام نيكوكاران ، و مايه شايستگى انسان براى آگاهى از كردار نيكوكاران و مشاهده نامه اعمال آنان است .
يشهده المقرّبون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 79 - 6
6- عذاب آدميان ، مستند به اسنادى مكتوب و ثبت شده است .
سنكتب ما يقول و نمدّ له من العذاب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 94 - 7
7- تنظيم نامه عمل براى هر يك از انسان ها از سوى خدا ، پشتوانه تضمين پاداش كامل آنان است .
فمن يعمل . .. إنّا له كتبون
جمله «إنّا له كاتبون» عطف بر جمله «فلاكفران لسعيه» و تأكيد كننده مضمون آن است و در حقيقت، بيانگر اين نكته است كه چون اعمال همه انسان ها را مى نويسيم، پس بدون كم و كاست، پاداش آنان را خواهيم داد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 28 - 14
14 - داورى خداوند درباره امت ها ، براساس نامه عمل شان
تدعى إلى كتبها اليوم تجزون ما كنتم تعملون
از اين كه پس از فراخوانى انسان ها به نامه عمل خويش، مسأله جزاى آنان مطرح شده است; به دست مى آيد كه نامه عمل شان ملاك داورى حق خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 29 - 2،3
2 - احتجاج الهى در قيامت با امت ها ، براساس مدرك و سند
هذا كتبنا
3 - صحيفه اعمال امت ها در قيامت ، بيان كننده تمامى كردار ايشان ، به صورتى دقيق و بدون كمترين كاستى و فزونى
ينطق عليكم بالحقّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انفطار - 82 - 12 - 3
3 - پاداش و كيفر اعمال در قيامت ، براساس نامه عمل و كردار انسان در دنيا است .
يعلمون ما تفعلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 14 - 3
3- حساب انسان در پرونده عمل وى در قيامت ، روشن و آشكار است .
كفى بنفسك اليوم عليك حسيبًا
از اينكه خداوند فرموده است: «خودت براى حسابرسى عمل خود كافى هستى» نشان مى دهد كه اعمال و حسابرسى آنها روشن و آشكار است و نياز به تبيين از سوى كسى ندارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 29 - 5
5 - نامه اعمال امت ها ، خود گويا و بى نياز از شرح و تفسير
ينطق عليكم بالحقّ
واژه «نطق» - چه در معناى حقيقى (سخن گفتن) باشد و چه در معناى كنايى (گويايى و روشنى) - بى نيازى از تفسير و توضيح را مى رساند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مطففين - 83 - 9 - 1
1 - ديوان نامه هاى عمل بدكاران ، نوشته اى خوانا و علامت دار و بى ابهام است .
كتب مرقوم
«كتاب» خبر براى ضمير محذوفى است كه به «سجّين» برمى گردد. «مرقوم» - از ريشه «رَقْم» (علامت و ماركى كه بر پارچه زده شود) (مصباح) - يعنى، داراى علامتى كه تشخيص آن را آسان سازد. ماده «رقم» به معناى «خط درشت» و «برطرف ساختن ابهام نوشته» نيز آمده است. (مفردات راغب)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مطففين - 83 - 8 - 2
2 - مخزن نامه هاى عمل بدكاران ، داراى ويژگى هايى فراتر از حد بيان است و پستى و گريزناپذير بودن آن قابل توصيف نيست .
و ما أدريك ما سجّين
ريشه كلمه «سجّين» بر زندان بودن جايگاه نامه عمل بدكاران دلالت دارد و پستىِ آن، از تقابل با «علّيّين» در آيات بعد استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 3 - 2
2 - اعمال آدميان ، مدون در صحيفه اى باز و گسترده
و كتب مسطور . فى رقّ منشور
برداشت ياد شده بر اين اساس است كه مراد از «كتاب مسطور» نامه اعمال باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مطففين - 83 - 9 - 2
2 - كردار هر كس ، تنها گريبان گير شخص او بوده و نامه عمل او با ديگر نامه هاى اعمال ، مشتبه نخواهد شد .
ما سجّين . كتب مرقوم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مطففين - 83 - 9 - 1
1 - ديوان نامه هاى عمل بدكاران ، نوشته اى خوانا و علامت دار و بى ابهام است .
كتب مرقوم
«كتاب» خبر براى ضمير محذوفى است كه به «سجّين» برمى گردد. «مرقوم» - از ريشه «رَقْم» (علامت و ماركى كه بر پارچه زده شود) (مصباح) - يعنى، داراى علامتى كه تشخيص آن را آسان سازد. ماده «رقم» به معناى «خط درشت» و «برطرف ساختن ابهام نوشته» نيز آمده است. (مفردات راغب)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مطففين - 83 - 20 - 1
1 - ديوان نامه هاى عمل نيكوكاران ، نوشته اى خوانا و نشانه دار است .
كتب مرقوم
«مرقوم»; يعنى، داراى علامت و به معناى واضح و درشت خط نيز آمده است.
نامه نگارى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 30 - 5
5 - نام خداوند ، بهترين سرآغاز هر سخن و نامه و هر كار و برنامه
إنّى أُلقى إلىّ كتب كريم. .. و إنّه بسم اللّه الرحمن الرحيم
با توجه به اين كه سليمان(ع) به عنوان پيامبر، نامه اش را با نام خدا آغاز كرده و خداوند آن را به عنوان يك ارزش ياد نموده است، مطلب ياد شده به دست مى آيد.
فلسفه نامه نگارى سليمان(ع)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 36 - 7
7 - هدف سليمان ( ع ) از نوشتن نامه به دربار سبا ، ايفاى رسالت الهى و معنوى خود بود ، نه رسيدن به مال و حكومت بزرگ تر .
قال أتمدّونن بمال فما ءاتين اللّه خير ممّا ءاتيكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 41 - 3
3- يوسف ( ع ) ، رؤياى حمل نان و خوردن پرندگان از آن را ، به دار كشيده شدن صاحب رؤيا و خوردن پرندگان از سر او تفسير كرد .
و أما الأخر فيصلب فتأكل الطير من رأسه
«صلب» (مصدر يصلب) يعنى ، كشتن به طريق بستن به چوبه دار
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 36 - 5
5- حمل نان بر بالاى سر و خوردن پرندگان از آن ، رؤياى يكى ديگر از هم بندان يوسف ( ع )
و قال الأخر إنى أرينى أحمل فوق رأسى خبزًا تأكل الطير منه
«طير» جمع طائر و به معناى پرندگان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 115 - 9
9 - نزول نان و گوشت ( مائده آسمانى ) بر حواريين از سوى خداوند پس از درخواست حضرت عيسى ( ع )
قال اللّه انى منزلها عليكم
رسول خدا(صلی الله علیه و آله) در توصيف مائده اى كه بر حواريين نازل شد فرمود: نزلت المائدة خبزاً و لحماً . .. .
مجمع البيان، ج 3، ص 410; نورالثقلين، ج 1، ص 691، ح 437.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 164 - 14
14 - تنها مصلحان و نهى كنندگان از منكر در جوامع فسادپيشه ، داراى عذرى قابل قبول در پيشگاه خداوند هستند .
لم تعظون قوماً . .. قالوا معذرة إلى ربكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 164 - 1،3،10
1 - يهوديان ساكن در ايله متشكل از سه گروه بودند : تجاوزگران فاسق ، صالحان موعظه گر و نهى كننده از منكرات ، تاركان نهى از منكر .
إذ قالت أمة منهم لم تعظون قوماً
مقصود از موعظه، به دليل «الذين ينهون عن السوء» در آيه بعد، نهى از منكر است.
3 - موعظه گران يهود در آبادى ايله ، همكيشان خويش را از نافرمانى خدا ( شكستن احكام روز شنبه ) برحذر مى داشتند .
لم تعظون قوماً
10 - باور مصلحان يهود به ربوبيت خداوند بر بندگان ، واداركننده ايشان به تلاش براى اصلاح جامعه و بازدارى منحرفان از گناه و تجاوز
قالوا معذرة إلى ربكم
برداشت فوق از آوردن اسم «رب» استفاده شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 165 - 1
1 - يهوديان متخلف در آبادى ايله ، به نصايح و مواعظ مصلحان و نهى كنندگان از منكر اعتنا نكردند و آن را به فراموشى سپردند .
فلما نسوا ما ذكروا به
ناهيان از منكر و افساد اقوام پيشين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 116 - 11
11- ناهيان از منكر در ميان اقوام هلاك شده پيشين به دليل اندك بودنشان ، نتوانستند جامعه خويش را از فساد و تباهى بازدارند .
إلاّ قليلاً ممن أنجينا منهم
جمله «إلاّ قليلاً. ..» به قرينه «أنجيناهم» دلالت مى كند كه خداوند ناهيان از فساد را كه در برخى از جوامع بودند نجات داد و جامعه ايشان را به عذاب هلاك كرد. بنابراين آن صاحب خردان نتوانسته بودند جامعه خويش را از فساد بازدارند و لذا عذاب بر جامعه آنان نازل شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 116 - 9
9- خداوند ، تنها صالحان ناهى از منكر را از عذاب هاى نازل شده بر امت هاى پيشين ، نجات داد .
إلاّ قليلاً ممن أنجينا منهم
«منهم» قيد براى «قليلاً» است و ضمير در آن به «القرون» باز مى گردد و «من» در «ممن = مِن مَن» بيانيه است بنابراين «إلاّ قليلاً . ..»; يعنى، مگر اندكى از جوامع گذشته كه در آنها صاحب خردانى ناهى از فساد بودند همانها كه نجاتشان داديم.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 165 - 3
3 - خداوند از ميان يهوديان ايله تنها مصلحانِ نهى كننده از منكر را از گرفتار شدن به عذاب رهايى بخشيد .
أنجينا الذين ينهون عن السوء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 39 - 10،14
10 - يحيى ، تصديق كننده و مبلغ رسالت و نبوت عيسى بن مريم ( س )
مصدقاً بكلمة من اللّه
«كلمة اللّه»، عيسى بن مريم است; به دليل آيه چهل و پنجم از سوره آل عمران.
14 - اعتقاد به نبوّت عيسى ( ع ) ، ارزشى براى يحيى
مصدقاً بكلمة من اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 49 - 3،7
3 - ارسال رسول همراه با آيات روشنگر ( معجزه ) ، جلوه اى از ربوبيّت خداست .
و رسولا . .. انّى قد جئتكم باية من ربّكم
7 - معجزه ، وسيله ايجاد و باور به صدق نبوت پيامبران در انسانها
قد جئتكم باية من ربّكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 50 - 9
9 - ربوبيّت حق ، مقتضى فرستادن انبيا ، همراه با معجزات
و جئتكم باية من ربّكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 73 - 15
15 - پيامبرى و هدايت ، تفضّلى است از خداوند كه به هر كس بخواهد اعطا مى كند .
و لا تؤمنوا الاّ لمن تبع دينكم . .. قل انّ الفضل بيد اللّه يؤتيه من يشاء
ظاهراً «قل ان الفضل . .. »، ردّ پندار يهوديان است كه مى گفتند پيامبر فقط از ميان آنان بايد برگزيده شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 79 - 9
9 - ناسازگارى مقام نبوّت و دارا بودن كتاب و حكمت ، با دعوت مردم به پرستش خويش
ما كان لبشر . .. ثم يقول للناس كونوا عباداً لى من دون اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 81 - 1،4،9،19
1 - پيمان الهى از پيامبران و پيروان آنان براى ايمان به پيامبر بعدى و يارى وى
و اذ اخذ اللّه ميثاق النّبيّن . .. ثم جاءكم رسول ... لتؤمننّ به و لتنصرنّه
«ميثاق النبيّن»، مى تواند ميثاقى باشد كه خدا از پيامبران گرفته و يا از مردم براى پيامبران گرفته است.
4 - پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) ، مأمور يادآورى ميثاق الهى از انبياى پيشين ، مبنى بر لزوم ايمان به پيامبران بعدى
و اذ اخذ اللّه ميثاق النّبيّن . .. لتؤمننّ به
بنابراينكه «اذ»، متعلق به «اذكر» باشد.
9 - ايمان به پيامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) و يارى كردن او ، ميثاقى الهى از انبياى گذشته و پيروان آنان
ثم جاءكم رسول مصدق لما معكم
بنابراين كه آيه، خطاب به اهل كتاب و مراد از «رسول»، پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) باشد.
19 - خداوند و انبيا ، گواهان بر ميثاق الهى در مورد ايمان آوردن به انبيا و يارى كردن آنان
و انا معكم من الشاهدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 84 - 2،3
2 - ابرهيم ، اسماعيل ، اسحاق ، يعقوب و فرزندانش ، از انبيا و دريافت كنندگان وحى از جانب خداوند
و ما انزل على ابراهيم . .. و الاسباط
چون «الاسباط» - به معناى نوه ها - پس از يعقوب ذكر شده است، به نظر مى رسد منظور از آن، فرزندان يعقوب باشند.
3 - موسى و عيسى از انبياى الهى و داراى كتاب
و ما اُوتى موسى و عيسى
ظاهراً مراد از «ما اُوتى»، كتاب است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 161 - 2
2 - ناسازگارى خيانت با مقام نبوّت و رسالت الهى
و ما كان لنبىّ ان يغلّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 187 - 20
20 - بيان و اظهار نبوّت پيامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) توسط اهل كتاب پس از بعثت ايشان ، پيمان خداوند از آنان
و اذ اخذ اللّه ميثاق الّذين اوتوا الكتب لتبيّننّه للنّاس و لا تكتمونه
امام باقر (ع) درباره آيه فوق فرمود: انّ اللّه اخذ ميثاق الّذين اوتوا الكتاب فى محمّد (صلی الله علیه و آله) «لتبيّننّه للناس» اذا خرج و لا يكتمونه . .. .
تفسير قمى، ج 1، ص 128 ; بحارالانوار، ج 9، ص 192، ح 35.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 71 - 1
1 - خداوند ، قوم عاد را به سبب شركورزى و انكار رسالت هود به پليدى گرفتار ساخت و بر آنان غضب كرد .
قال قد وقع عليكم من ربكم رجس و غضب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 14 - 8
8 - ترديد و ناباورى نسبت به مبانى اسلام ( توحيد ، معاد ، نبوت ، قرآن و . . . ) ، عامل شقاوت و بدبختى اهل نفاق
قالوا بلى و لكنّكم . .. ارتبتم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 79 - 5
5- مقام پيامبرى و رهبرى امت ، در پى دارنده تكاليفى سنگين تر و افزون بر ديگران
و من الّيل فتهجّد به نافلة لك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 53 - 6
6- مقام نبوت ، مانع پيروى از پيامبر ديگر نيست .
و وهبنا له من رحمتنا أخاه هرون نبيًّا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 6 - 4
4 - مقام نبوّت ، براى پيامبر (صلی الله علیه و آله) حق ولايت و تصميم گيرى ايجاد كرده است .
النبىّ أولى بالمؤمنين من أنفسهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 56 - 5
5 - پيامبرى و نبوّت رسول اكرم (صلی الله علیه و آله) ، مايه فضيلت و مورد عنايت خاص خدا بودن است .
إنّ اللّه و ملئكته يصلّون على النبىّ
احتمال دارد كه ذكر «نبىّ» با «ال» به جاى اسم خاص رسول اكرم(صلی الله علیه و آله) براى بيان شأن و منزلت آن حضرت به خاطر وصف نبوّت باشد. به عبارت ديگر، وصف «النبىّ» مشعر به علت صلوات خداوند بر او و نيز لزوم صلوات مؤمنان بر او است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 41 - 7
7- مقام نبوت و صدّيق بودن ابراهيم ( ع ) ، موجب تجليل و ياد از او در قرآن
واذكر فى الكتب إبرهيم إنّه كان صدّيقًا نبيًّا
جمله «إنّه كان صدّيقاً نبيّاً» به منزله تعليل براى «اذكر. ..» است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 56 - 5
5- صداقت و راستى كامل ادريس ( ع ) و نبوت آن حضرت ، مايه گرامى داشت ياد و خاطره او در قرآن است .
واذكر فى الكتب إدريس إنّه كان صدّيقًا نبيًّا
«إنّه كان صدّيقاً» به منزله علت براى «واذكر . ..» است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 16 - 10
10 - كتاب ، حكومت ، نبوت و اقتصادى شكوفا ، عوامل برترى بنى اسرائيل بر ملت هاى عصر خويش *
و لقد ءاتينا بنى إسرءيل الكتب . .. و فضّلنهم على العلمين
«فضّلناهم. ..»، ناظر به نتيجه موهبت هايى است كه خداوند در گذشته به بنى اسرائيل عطا كرده بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 88 - 9
9- برخوردارى شعيب ( ع ) از مقام نبوت ، برانگيزنده او به فراخوانى مردمان به توحيد و رعايت عدل و انصاف در مبادلات
قالوا يشعيب أصلوتك تأمرك . .. قال يقوم أرءيتم إن كنت على بيّنة من ربى و رزقنى
سخنان شعيب(ع) در آيه مورد بحث ، پاسخى است به تحليل استهزاآميز قومش (أصلوتك). شعيب(ع) با جمله «أرءيتم ...» بيان مى دارد كه منشأ مخالفت وى با آرا و عقايد آنان و عملكرد ناصوابشان ، مسؤوليتى است كه خداوند برعهده او قرار داده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 178 - 5
5 - تأكيد شعيب ( ع ) بر خيرخواهى خود ، مبنى بر تضمين منافع مردم « ايكه » در پرتو رسالت وى
إنّى لكم رسول أمين
برداشت ياد شده با توجه به قيد «لكم» (با لام انتفاع) استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 143 - 5
5 - تصريح صالح ( ع ) بر خيرخواهى خود و تضمين منافع ثموديان در پرتو رسالت خويش
إنّى لكم رسول أمين
برداشت ياد شده، با توجه به قيد «لكم» (همراه با لام انتفاع) استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 162 - 5
5 - تصريح لوط ( ع ) بر خيرخواهى خود و تضمين منافع ثموديان در پرتو رسالت وى
إنّى لكم رسول أمين
برداشت ياد شده با توجه به قيد «لكم» (براى شما) به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 43 - 2
2 - بعثت پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى مشركان - به رغم سوگند مؤكد آنان بر ايمان و پذيرش - موجب گردنكشى بيشتر و حيله گرى عليه اسلام گرديد .
فلمّا جاءهم نذير ما زادهم إلاّ نفورًا. .. و مكر السّيّىِ
برداشت ياد شده، مبتنى بر اين احتمال است كه «استكباراً» بدل براى «نفوراً» باشد; يعنى، «ما زادهم إلاّ استكباراً».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 18 - 4،5
4 - نويد خداوند به امت اسلامى در برخوردارى از حكومت ، اقتصاد شكوفا و شرافت ، در پرتو تعاليم قرآن و رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) *
و لقد ءاتينا بنى إسرءيل . .. ثمّ جعلنك على شريعة من الأمر
واژه «الأمر» در اين آيه همانند واژه «الأمر» در آيه قبل مى تواند نظر به كتاب، حكومت، نبوت، رزق پاكيزه و فضيلت اجتماعى داشته باشد. در اين صورت تعبير «جعلناك على شريعة من الأمر»، نويد به بهره مندى پيامبر(صلی الله علیه و آله) و امتش از آن مواهب خواهد بود.
5 - بعثت پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) ، در ادامه تبيين حقايق و زدايش اختلافات ديرين دينى *
فما اختلفوا إلاّ من بعد . .. ثمّ جعلنك على شريعة من الأمر
طرح رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) (جعلناك على شريعة) در پى يادكرد اختلاف بنى اسرائيل، مى تواند پيامدار اين معنا باشد كه: پيدايش و گسترش آن اختلاف ها، مقتضى آمدن رسول جديد و به منظور تبيين حقايق و پايان بخشيدن به تفرقه ها بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 18 - 7،8
7- بعثت پيامبر خاتم (صلی الله علیه و آله) و نزول قرآن ، از نشانه هاى تحقق حتمى قيامت *
فقد جاء أشراطها
به قرينه آيات پيشين و به ميان آمدن نام پيامبر(صلی الله علیه و آله) و استماع كلمات وحى از آن حضرت (من يستمع إليك. ..)، احتمال دارد مراد از شرايط قيامت، آمدن پيامبرخاتم(صلی الله علیه و آله) و قرآن باشد.
8- برپايى قيامت و نظام كيفر و پاداش منوط به آمدن پيامبر و قوانين روشنگر *
فقد جاء أشراطها
اگر اين احتمال را بپذيريم كه مراد از «أشراط»، بعثت پيامبر(صلی الله علیه و آله) و نزول قرآن است و در صورتى كه «أشراط» را شرط بدانيم - و نه صرفاً نشانه - از آيه شريفه استفاده مى شود كه آمدن پيامبر و قرآن، شرط كيفر و پاداش است; زيرا تا اتمام حجت نشود، مجازات معنا ندارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 33 - 5
5- ولايت پيامبر (صلی الله علیه و آله) بر مردم ، نشأت يافته از منصب رسالت الهى آن حضرت
أطيعوا اللّه و أطيعوا الرسول
وصف «الرسول»، مى تواند مشعر به عليت باشد; يعنى، رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله)، ولايت بر خلق را براى او به ارمغان آورده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بينه - 98 - 3 - 6
6 - بعثت پيامبر (صلی الله علیه و آله) همراه با قرآن ، تحقّق بخش پيش شرط اهل كتاب و مشركان براى ترك آيين خويش
لم يكن . .. منفكّين حتّى تأتيهم البيّنة . رسول ... فيها كتب قيّمة
برداشت ياد شده، براساس يكى از احتمالاتى است كه درباره نخستين آيه بيان شد. در آن احتمال، آيه شريفه، بيانگر ادّعاى كافران دانسته شده بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 51 - 9
9- پاكى و برگزيدگى موسى و مقام رسالت و نبوت او ، موجب شرافت و بزرگداشت ياد او در قرآن
واذكر فى الكتب موسى إنّه كان مخلصًا و كان رسولاً نبيًّا
جمله «إنّه كان . ..» تعليل براى «اذكر» است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 16 - 8،9
8 - بهره مندى بنى اسرائيل ، از نعمت هاى مادى و روزى هاى پاكيزه در پى رسالت موسى ( ع )
و رزقنهم من الطيّبت
9 - برترى يافتن بنى اسرائيل بر مردمان عصر خويش ، در پى رسالت موسى ( ع )
و فضّلنهم على العلمين
مراد از «العالمين» در برداشت ياد شده، مردمان عصر بنى اسرائيل دانسته شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 107 - 5
5 - تلاش نوح ( ع ) براى نماياندن خيرخواهى خود و تضمين منافع قومش در پرتو رسالت خويش
إنّى لكم رسول أمين
برداشت ياد شده با توجه به قيد «لكم» به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 125 - 5
5 - تصريح هود ( ع ) بر خيرخواهى خود و تضمين منافع عاديان در پرتو رسالت خويش
إنّى لكم رسول أمين
برداشت ياد شده با توجه به قيد «لكم» - با لام انتقاع - استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 121 - 25
25 - « عن الرضا ( ع ) ( فى قوله تعالى ) : « و عصى آدم ربّه فغوى » قال : . . . كان ذلك من آدم قبل النبّوة و لم يكن ذلك بذنب كبير استحقّ به دخول النار و إنّما كان من الصغائر الموهوبة التى تجوز على الأنبياء قبل نزول الوحى عليهم ;
از امام رضا(ع) (در باره قول خدا) «و عصى آدم ربّه فغوى» روايت شده كه فرمود: اين عصيان از آدم قبل از نبوت بود و اين گناه بزرگى نبود كه آدم بسبب آن مستحق دخول آتش شود بلكه از صغائرى بود كه بخشيده شده و براى پيامبران قبل از نزول وحى جايز است. ..».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 134 - 5
5 - آيات قرآن ، اتمام حجت خداوند بر منكران رسالت
أوَلم تأتهم بيّنة . .. و لو أنّا أهلكنهم بعذاب من قبله ... فنتّبع ءايتك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 63 - 2
2 - ادعاى نبوت از سوى پيامبران ، با دلايل روشن ، قانع كننده و خردپذير ، همراه بود .
و لمّا جاء عيسى بالبيّنت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 94 - 7
7- مشركان معتقد به برتر بودن مقام رسالت از شأن بشر
قالوا أبعث الله بشرًا رسولاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 73 - 4
4- امامت ، مقام و منصبى برتر و سنگين تر از نبوت و پيامبرى است .
و كلاًّ جعلنا صلحين . و جعلنهم أئمة يهدون بأمرنا
صالح قرار دادن و اعطاى منصب امامت به ابراهيم(ع) از جانب خداوند، پس از نبوت و پيامبرى ايشان بود. اين مى تواند بيانگر برترى و سنگينى مقام امامت در مقايسه با منصب نبوت باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 90 - 7
7 - پيامبرى ، فضل و بخششى است از جانب خدا براى گزينش شدگان به نبوت
أن ينزل اللّه من فضله على من يشاء من عباده
مراد از «فضله» وحى و در نتيجه پيامبر شدن كسى است كه به وى وحى مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 32 - 16
16 - وحى و رسالت ، داراى ارزشى والا و غيرقابل قياس با اندوخته هاى مادى
أهم يقسمون رحمت ربّك . .. و رحمت ربّك خير ممّا يجمعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 2 - 1
1- شگفتى بيجاى كافران ، از آمدن فردى از جنس خودشان ، براى انذار ايشان
بل عجبوا أن جاءهم منذر منهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 158 - 3
3 - آمدن فرشتگان به عنوان پيامبر و يا تصديق كننده قرآن امرى ناشدنى
هل ينظرون إلا أن تأتيهم الملئكة
با توجه به اينكه آيه مورد بحث ناظر به آيه قبل است و در آن آيه سخن از قرآن و منكران آن بود، معلوم مى شود انتظارات مطرح شده در اين آيه شرايطى است كه براى ايمان به قرآن مطرح شده است. بيان نكردن پيامد نزول ملائكه، در مقابل تحليل سومين پيشنهاد و بيان نتايج آن، اشاره به ناممكن بودن نزول ملائكه بر عموم مردم دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 45 - 2
2 - رسالت پيامبر اسلام ، تداوم خط رسولان پيشين
و إنّك لتلقّى القرءان من لدن حكيم عليم . .. و لقد أرسلنا إلى ثمود أخاهم صلحًا
با توجه به ارتباط بخش هاى اين سوره با يكديگر، استفاده مى شود كه يادكرد رسالت پيامبران گذشته، در مقام افاده اين معنا است كه رسالت پيامبراسلام(صلی الله علیه و آله) امرى شگفت و بى سابقه نيست; بلكه حركتى در تداوم خط رسولان قبلى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 28 - 8
8- سران و اشراف قوم نوح ، كوردلانى ناتوان از درك دلايل نبوت و فهم و معارف الهى
أرءيتم إن . .. ءاتنى رحمة من عنده فعمّيت عليكم
تعمية (مصدر عمّيت) به معناى كور ساختن است و آن گاه كه به «على» متعدى شود ، به معناى مخفى كردن مى باشد. بنابراين «فعميت عليكم»; يعنى ، آن بيّنه و رحمتى كه خداوند به من عطا كرده است ، بر شما مخفى مانده و از دركش ناتوانيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 27 - 2
2- سران كفرپيشه قوم نوح ، بشر را شايسته رسالت نمى پنداشتند .
فقال الملأ . .. ما نريك إلاّ بشرًا مثلنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 63 - 4
4 - اشراف قوم نوح به دليل نامعقول شمردن پيامبرى براى فردى از بشر ، رسالت وى را انكار كردند .
إنا لنريك فى ضلل مبين . .. أو عجبتم أن جاءكم ذكر من ربكم على رجل منكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 90 - 7
7 - پيامبرى ، فضل و بخششى است از جانب خدا براى گزينش شدگان به نبوت
أن ينزل اللّه من فضله على من يشاء من عباده
مراد از «فضله» وحى و در نتيجه پيامبر شدن كسى است كه به وى وحى مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 71 - 10
10 - اعتراف كافران در حضور نگهبانان و دربانان دوزخ ، به آمدن پيامبران تلاوت گر آيات خداوند و انذارگران الهى براى هدايت آنان
ألم يأتكم رسل منكم يتلون عليكم ءايت ربّكم و ينذرونكم لقاء يومكم هذا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - منافقون - 63 - 1 - 3،5
3 - منافقان در هر بار ملاقات با رسول اكرم (صلی الله علیه و آله) ، اظهار ايمان كرده و به رسالت الهى آن حضرت شهادت أكيد مى دادند .
إذا جاءك المنفقون قالوا نشهد إنّك لرسول اللّه
5 - شهادت صريح و أكيد به رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) در حضور آن حضرت ، از شگرد هاى منافقان براى پنهان نگه داشتن چهره نفاق خود از آن حضرت
إذا جاءك المنفقون قالوا نشهد إنّك لرسول اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 48 - 3
3 - اعتراف و ايمان ساحران به رسالت موسى و هارون ( ع )
قالوا ءامنّا بربّ العلمين
قيد «ربّ موسى و هارون» اعتراف ضمنى بر ايمان آوردن ساحران به رسالت موسى و هارون(ع) است. آيه بعد (قال آمنتم له...) اين مطلب را تأييد مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 46 - 10
10 - اقرار به يگايگى پروردگار هستى و اعلام پيامبرى خويش ، نخستين سخن موسى ( ع ) در برابر فرعون و فرعونيان
فقال إنّى رسول ربّ العلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 48 - 3
3 - اعتراف و ايمان ساحران به رسالت موسى و هارون ( ع )
قالوا ءامنّا بربّ العلمين
قيد «ربّ موسى و هارون» اعتراف ضمنى بر ايمان آوردن ساحران به رسالت موسى و هارون(ع) است. آيه بعد (قال آمنتم له...) اين مطلب را تأييد مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 121 - 25
25 - « عن الرضا ( ع ) ( فى قوله تعالى ) : « و عصى آدم ربّه فغوى » قال : . . . كان ذلك من آدم قبل النبّوة و لم يكن ذلك بذنب كبير استحقّ به دخول النار و إنّما كان من الصغائر الموهوبة التى تجوز على الأنبياء قبل نزول الوحى عليهم ;
از امام رضا(ع) (در باره قول خدا) «و عصى آدم ربّه فغوى» روايت شده كه فرمود: اين عصيان از آدم قبل از نبوت بود و اين گناه بزرگى نبود كه آدم بسبب آن مستحق دخول آتش شود بلكه از صغائرى بود كه بخشيده شده و براى پيامبران قبل از نزول وحى جايز است. ..».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 75 - 2
2 - پيامبران ، شخصيت هايى ناب ، خالص و شايسته ، پيش از احراز مقام نبوت
اللّه يصطفى . .. و من الناس
«إصطفا» (مصدر «يصطفى») مشتق از «صفوة» است. و «صفوة» به معناى ناب و خالص مى باشد. بنابراين معناى «اللّه يصطفى...» چنين است: «خدا از ميان فرشتگان و انسان ها، افرادى ناب، خالص و شايسته را براى رسالت خويش برمى گزيند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 45 - 7
7 - بررسى مشكلات و موانع احتمالى مسؤوليت ها و ترس از ناكامى در ابلاغ رسالت هاى الهى ، منافاتى با مقام نبوت و اخلاص در برابر خداوند ندارد .
واصطنعتك لنفسى . .. إنّنا نخاف أن يفرط علينا أو أن يطغى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 33 - 3
3 - روى آوردن عموم مردم به تسبيح خداوند ، از اهداف رسالت موسى و هارون ( ع ) بود .
يفقهوا قولى . .. كى نسبّحك كثيرًا
ممكن است مراد از تسبيح كثير، كثرت تسبيح كنندگان باشد. در اين صورت فاعل «نسبّحك» منحصر به موسى و هارون(ع) نخواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 34 - 2
2 - انتشار فراوان ياد خداوند در بين مردم ، از اهداف رسالت موسىو هارون ( ع ) بود .
يفقهوا قولى . .. و نذكرك كثيرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 33 - 3
3 - روى آوردن عموم مردم به تسبيح خداوند ، از اهداف رسالت موسى و هارون ( ع ) بود .
يفقهوا قولى . .. كى نسبّحك كثيرًا
ممكن است مراد از تسبيح كثير، كثرت تسبيح كنندگان باشد. در اين صورت فاعل «نسبّحك» منحصر به موسى و هارون(ع) نخواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 34 - 1،2
1 - هدف موسى ( ع ) از تقاضاى نبوت و رسالت براى هارون ( ع ) ، به دست آوردن فرصت بسيار براى ذكر خداوند و حمد و ثناى مكرر او بود .
و أشركه فى أمرى . .. و نذكرك كثيرًا
فاعل «نذكرك» موسى و هارون(ع) است و مراد از كثرت ذكر خدا، افزايش تبليغات توحيدى - براثر همراهى آن دو - است كه متضمن مدح و ثناى خداوند مى باشد.
2 - انتشار فراوان ياد خداوند در بين مردم ، از اهداف رسالت موسىو هارون ( ع ) بود .
يفقهوا قولى . .. و نذكرك كثيرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 146 - 1
1 - اطمينان اهل كتاب به نبوت پيامبر (صلی الله علیه و آله) همانند اطمينان آنان به فرزندى پسرانشان بود .
الذين ءاتينهم الكتب يعرفونه كما يعرفون أبناءهم
ظاهر اين است كه مراد از ضمير مفعولى در «يعرفونه» پيامبر(صلی الله علیه و آله) مى باشد; گرچه اين احتمال نيز وجود دارد كه آن ضمير به تغيير قبله باز گردد. از آن جا كه «مشبه به» فرزندان مى باشد، اين احتمال قوى به نظر نمى رسد; زيرا تشبيه شناخت قبله به شناخت فرزندان، تناسب چندانى ندارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 165 - 7
7 - نياز همواره انسان ها به پيامبران براى هدايت و راهيابى
رسلا . .. لئلا يكون للناس على اللّه حجة بعد الرسل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 2 - 3
3 - نبوت ، امرى ضرورى و لازم و از مقتضيات ربوبيت خدا نسبت به انسان است .
أكان للناس عجباً أن أوحينا إلى رجل منهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 28 - 4
4- هدف از اعطاى معجزه و دليل هاى روشن به پيامبران ، تدبير امر نبوت و پيشبرد هدف هاى رسالت آنان است . *
إن كنت على بيّنة من ربى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 88 - 4
4- هدف از اعطاى معجزه و دلايل روشن به پيامبران ، تدبير امر نبوت و پيشبرد هدف هاى رسالت آنان است . *
إن كنت على بيّنة من ربى
برداشت فوق، احتمالى است كه مى توان از اضافه «رب» به ياى متكلم استفاده كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 95 - 3
3- ساكنان زمين - چه انسان باشند و چه فرشته - نيازمند رسولانى از جنس خويشند .
قل لو كان فى الأرض ملئكة . .. لنزّلنا عليهم من السّماء ملكًا رسولاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 54 - 6
6 - رسالت و پيامبرى ، بارى سنگين و مسؤوليت ى خطير بر دوش رسولان و پيامبران
قل أطيعوا اللّه . .. فإن تولّوا فإنّما عليه ما حمّل
برداشت ياد شده، از تعبير «حمّل» استفاده گرديد; زيرا «حمل» به معناى اشياى سنگين وزن است; مثل حمل بچه در شكم مادر (مفردات راغب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 24 - 2
2 - رسالت الهى ، مرتبتى غير قابل دستيابى براى بشر در ديدگاه قوم ثمود
فقالوا أبشرًا منّا وحدًا نتّبعه
برداشت ياد شده در صورتى است كه گفتار قوم ثمود و انكار آنان، صرفاً جنبه بهانه جويى نداشته; بلكه ريشه در باورهاى آنان داشته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تحريم - 66 - 10 - 5
5 - بنده صالح و شايسته بودن ، مايه اصلى رسيدن پيامبران ( نوح ، لوط و . . . ) به مقام نبوّت
عبدين من عبادنا صلحين
توصيف حضرت نوح و لوط(ع)، به صفت «عبدصالح» - در ميان ديگر اوصاف والاى انسانى و الهى آنان - گوياى مطلب ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قلم - 68 - 3 - 4
4 - رسالت و پيامبرى ، مسؤوليتى بس سنگين و خطير
و إنّ لك لأجرًا غير ممنون
برداشت ياد شده، به سبب اين نكته است كه اجر و پاداش ها، در قبال مسؤليت ها است و به هر ميزان كه مسؤوليت سنگين تر و پرزحمت تر باشد، اجر و پاداش آن نيز بزرگ تر و بيشتر خواهد بود. بنابراين اجر بزرگ، نشانگر مسؤوليت بزرگ و خطير است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 63 - 4
4- هدف از اعطاى معجزه و دليل هاى روشن به پيامبران ، تدبير امر نبوت و پيشبرد هدف هاى رسالت آنان است . *
إن كنت على بيّنة من ربى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 134 - 6
6 - هدايت ناپذيرى برخى مردم ، مانع فرستادن رسول الهى به سوى آنان نيست .
أوَلم تأتهم . .. و لو أنّا أهلكنهم ... لولا أرسلت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 6 - 3
3- فرستادن رسولان ، رحمتى از جانب خداوند بر خلق
إنّا كنّا مرسلين . رحمة من ربّك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 2 - 8
8- رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از پيام هاى متقن ، روشن و اساسىِ قرآن
كتب أُحكمت ءايته ثم فصلت . .. إننى لكم منه نذير و بشير
جمله «إننى لكم منه . ..» نيز همانند «لاتعبدوا ...» تفسير «كتاب اُحكمت ...» مى باشد; يعنى ، از پيامهاى اين كتاب ، رسالت و نبوت پيامبر(صلی الله علیه و آله) است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 66 - 14
14- قدرت شكست ناپذير خداوند ، پشتوانه پيشبرد هدف هاى رسالت و تدبير امور نبوّت رسول خداست .
إن ربك هو القوىُّ العزيز
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 32 - 5
5 - اصالت موسى ( ع ) در رسالت نسبت به هارون ( ع )
و أشركه فى أمرى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 253 - 13
13 - آزادى انسان ها در انتخاب كفر و ايمان به رسالت انبيا ، سُنّت الهى
و لو شاء اللّه ما اقتتل . .. و لكن اختلفوا فمنهم من امن و منهم من كفر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 81 - 1،4،9،19
1 - پيمان الهى از پيامبران و پيروان آنان براى ايمان به پيامبر بعدى و يارى وى
و اذ اخذ اللّه ميثاق النّبيّن . .. ثم جاءكم رسول ... لتؤمننّ به و لتنصرنّه
«ميثاق النبيّن»، مى تواند ميثاقى باشد كه خدا از پيامبران گرفته و يا از مردم براى پيامبران گرفته است.
4 - پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) ، مأمور يادآورى ميثاق الهى از انبياى پيشين ، مبنى بر لزوم ايمان به پيامبران بعدى
و اذ اخذ اللّه ميثاق النّبيّن . .. لتؤمننّ به
بنابراينكه «اذ»، متعلق به «اذكر» باشد.
9 - ايمان به پيامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) و يارى كردن او ، ميثاقى الهى از انبياى گذشته و پيروان آنان
ثم جاءكم رسول مصدق لما معكم
بنابراين كه آيه، خطاب به اهل كتاب و مراد از «رسول»، پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) باشد.
19 - خداوند و انبيا ، گواهان بر ميثاق الهى در مورد ايمان آوردن به انبيا و يارى كردن آنان
و انا معكم من الشاهدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 150 - 3،4
3 - اعتقاد به خدا و همه انبيا و رسالت آنان ، شرط تحقق ايمان
إنّ الذين يكفرون باللّه و رسله و يريدون أن يفرقوا . .. أولئك هم الكفرون
4 - وجود تلازم ميان ايمان به خدا و ايمان به رسالت انبياى الهى
و يريدون أن يفرقوا بين اللّه و رسله . .. و يريدون ان يتخذوا بين ذلك سبيلا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 5 - 17،19
17 - ايمان به خدا ، اعتقاد به وحى و رسالت و عفت و پاكدامنى ، از ارزش هاى والا در انتخاب همسر و تشكيل خانواده
و المحصنت . .. و المحصنت
19 - اعتقاد به خدا و رسالت انبيا ، ملاك حليت غذاى اهل كتاب و حليت ازدواج با زنان آنان
احل لكم الطيبت و طعام الذين اوتوا الكتب . .. و المحصنت من الذين اوتوا الكتب
مراد از «الذين اتوا الكتب»، يهود و نصارا هستند، ولى از آنان به «اوتوا الكتاب» تعبير شده تا به علت حكم اشاره داشته باشد. و مشخصه اهل كتاب در بين ساير كافران، اعتقاد به خدا و رسالت پيامبران است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 110 - 21
21- ايمان به توحيد و نبوت و معاد و دعوت به انجام دادن عمل صالح ، چكيده دعوت پيامبر (صلی الله علیه و آله) است .
قل إنّما أنا بشر . .. و لايشرك بعبادة ربّه أحدًا
جمله «يوحى إلىّ . ..» نبوت و «أنّما إلهكم...» توحيد و «يرجو لقاء ...» معاد و «عملاً صالحاً» عمل صالح را مطرح كرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 87 - 1
1 - گروهى از مردم مدين به رسالت شعيب ( ع ) ايمان آوردند و گروهى ديگر از پذيرش آن سر باز زدند .
و إن كان طائفة منكم ءامنوا بالذى أرسلت به و طائفة لم يؤمنوا فاصبروا
«إن كان طائفة . .. » به دليل آيه قبل از مواردى است كه در آن «إن» شرطيه در مورد تحقق شرط به كار رفته است ; مانند «ان كنت ابنى فلا تفعل كذا». بنابراين «إن كان طائفة منكم ... فاصبروا» يعنى چنانچه گروهى از شما ايمان آورديد پس صبر پيشه سازيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 21 - 5
5 - رؤيت پروردگار ، شرط ديگر مشركان و منكران معاد براى ايمان آوردن به خداى يكتا و پذيرش نبوت پيامبر (صلی الله علیه و آله)
و قال الذين لايرجون لقاءنا . .. أو نرى ربّنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 95 - 7
7- « نشيط . . . قال : قلت لأبى عبدالله ( ع ) : أكان إخوة يوسف صلوات الله عليه أنبياء قال : لا و لابررة أتقياء و كيف و هم يقولون لأبيهم يعقوب : « تالله إنك لفى ضلالك القديم » ;
نشيط گفت: به امام صادق(ع) گفتم: آيا برادران يوسف پيامبر بودند؟ حضرت فرمود: نه، از نيكان و پرهيزكاران نيز نبودند و چگونه پيامبر بودند در حالى كه به پدرشان يعقوب مى گفتند: تالله إنك لفى ضلالك القديم».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - صف - 61 - 6 - 6،13
6 - بشارت مردم به بعثت پيامبراسلام در آينده ، از سرفصل هاى مهم پيام و دعوت عيسى ( ع )
و مبشّرًا برسول يأتى من بعدى اسمه أحمد
ذكر موضوع بشارت به رسالت پيامبراكرم(صلی الله علیه و آله) در دعوت عيسى(ع)، نشان از جايگاه مهم آن در برنامه حضرت عيسى(ع) دارد.
13 - بنى اسرائيل ، به رغم در دست داشتن بشارت عيسى ( ع ) ، در برابر رسول اكرم (صلی الله علیه و آله) موضع گيرى كرده و رسالت آن حضرت را نپذيرفتند .
و مبشّرًا برسول يأتى من بعدى اسمه . .. فلمّا جاءهم بالبيّنت قالوا هذا سحر مبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 109 - 4
4 - انكار معجزه بودن معجزات ارائه شده از جانب پيامبر(صلی الله علیه و آله)، از بهانه هاى منكران رسالت
لئن جاءتهم ءاية ليؤمننّ بها
ترديدى نيست كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) معجزاتى را به مردم ارائه مى كرد، ولى مشركان با درخواست نزول آيات گويا در صدد انكار آن معجزات بودند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 91 - 27
27 - گفتگو و مجادله هاى لجاجت پيشگان مخالف وحى و رسالت، بازيگرى و فاقد ريشه و بنيان است.
قل الله ثم ذرهم فى خوضهم يلعبون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - صف - 61 - 6 - 7
7 - رسول اكرم (صلی الله علیه و آله) ، تنها پيامبر مبعوث شده بعد از عيسى ( ع )
و مبشّرًا برسول يأتى من بعدى اسمه أحمد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 21 - 7
7 - طرح موضوع پيشينه داشتن خط رسالت و بى سابقه نبودن رسالت بشرى ، از سوى موسى ( ع ) براى فرعون
و جعلنى من المرسلين
تعبير «و جعلنى من المرسلين» (مرا از پيامبران قرارداد) به جاى «جعلنى رسولاً» (مرا پيامبر قرار داد) مى تواند اشاره به مطلب ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 59 - 1
1 - به جا آوردن سپاس و ستايش خدا ، به خاطر بقاى خط رسالت و اضمحلال جبهه كفر و فرستادن سلام و درود بر رسولان او ، رهنمود الهى به پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله)
قل الحمد للّه و سلم على عباده الذين اصطفى
با توجه به اين كه در آيات پيشين نام چند تن از پيامبران (موسى، داوود، سليمان، صالح و لوط) و ياد تلاش ها و مبارزات آنان و پيروزى نهايى حق و اضمحلال كافران به ميان آمده است، آيه ياد شده مى تواند ختامى بر آن مجموعه يادها باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 27 - 2
2 - تاريخ ، شاهد بعثت پى درپى پيامبران ، از زمان موسى ( ع ) تا ظهور عيسى ( ع )
ثمّ قفّينا على ءاثرهم برسلنا
«تقفية» (مصدر «قفّينا») به معناى چيزى را به دنبال چيزى قرار دادن است. بنابراين «قفّينا برسلنا»; يعنى، پيامبران خود را يكى پس از ديگرى مبعوث كرديم.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 7 - 1
1- كافران مكه ، از پيامبر (صلی الله علیه و آله) خواستار آوردن فرشتگان براى تصديق نبوت آن حضرت بودند .
قالوا . .. لو ما تأتينا بالملئكة إن كنت من الصدقين
«لو ما» مانند «هلا» و «لولا» براى تحضيض است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 18 - 4
4 - اظهار شگفتى فرعون از تعلّق رسالت الهى به فردى كه در خاندان وى رشد يافته بود .
قال ألم نربّك . .. من عمرك سنين
مقصود فرعون اين بود كه چگونه مى شود كسى كه در دامن ما پرورش يافته با ادعاى رسالت الهى عليه خود ما قيام كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 30 - 10
10- « عن يزيد الكناسى قال : سألت أباجعفر ( ع ) أكان عيسى بن مريم حين تكلّم فى المهد حجة اللّه على أهل زمانه ؟ فقال : كان يومئذ نبيّاً حجة اللّه غير مرسل ، أما تسمع لقوله حين قال : « إنّى عبداللّه آتانى الكتاب و جعلنى نبيّاً » . . . فلمّا بلغ عيسى سبع سنين تكلّم بالنبوة والرسالة حين أوحى اللّه تعالى إليه ;
از يزيد كناسى نقل شده كه گفت: از امام باقر(ع) سؤال كردم آيا عيسى بن مريم(ع) آن گاه كه در گهواره بود حجت خدا بر اهل زمانش بود؟ فرمود: (عيسى(ع)) در آن زمان پيامبر و حجت خدا بود، اما مأموريت رسالت نداشت، آيا سخن او را نمى شنوى آن گاه كه گفت: «. .. و جعلنى نبيّاً» ... پس آن گاه كه به هفت سالگى رسيد، ابراز نبوت و رسالت كرد، همان هنگام كه خدا به او وحى كرد.».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 64 - 1
1 - اكثريت عمده قوم نوح ( ع ) وى را تكذيب كردند و يگانگى خداوند ، معاد و رسالت را باورهايى دروغين پنداشتند .
فكذبوه
از اينكه خداوند تكذيب نوح(ع) را به همگان نسبت داده (فكذبوه)، در حالى كه عده اى از آنان، يعنى همراهانش در كشتى، رسالت وى را تصديق كردند، معلوم مى شود نسبت مؤمنان به كافران بسيار اندك بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 92 - 4
4 - نزول قرآن گواه ديگرى بر بطلان ادعاى عدم نزول وحى بر بشر است.
ما أنزل الله على بشر . .. من أنزل الكتب الذى جاء به موسى ... و هذا كتب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 2 - 2
2 - انكار وحى و رسالت انسان از جانب خدا ، نشانه بى خردى و كوته نظرى
أكان للناس عجباً أن أوحينا إلى رجل منهم
استفهام در «أكان للناس عجباً» استفهام انكارى و براى اظهار شگفتى از موضع گيرى انكارآميز مردم مكه در برابر پديده وحى و رسالت انسان از جانب خداست. اظهار شگفتى خداوند، نشان دهنده اين حقيقت است كه: مسأله وحى و نبوت مسأله اى بديهى و ضرورى و از مقتضيات ربوبيت خدا نسبت به انسان است و انكار آن به منزله انكار امور بديهى و ضرورى بوده و بيانگر بى خردى و كوته نظرى منكران آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 150 - 5
5 - اهل كتاب با انكار رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در حقيقت به خدا و تمامى پيامبران و پيامبر خويش كافرند .
إنّ الذين يكفرون . .. و يقولون نؤمن ببعض و نكفر ببعض ... أولئك هم الكفرون
بنا به گفته مفسران و به دليل آيات بعد، مراد از «الذين يكفرون . ..»، اهل كتاب هستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 164 - 2
2 - انكار رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، انكار رسالت ديگر پيامبران الهى است . *
أوحينا إليك كما أوحينا إلى نوح . .. و رسلا قد قصصنهم عليك
برداشت فوق با توجه به توضيح برداشت قبل استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 167 - 3
3 - انكار رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و كفر به قرآن و بازداشتن ديگران از راه خدا ، گمراهى عميق است .
إنّ الذين كفروا و صدوا عن سبيل اللّه قد ضلوا ضللا بعيداً
متعلق «كفروا» - به قرينه آيات قبل - قرآن و پيامبر(صلی الله علیه و آله) است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 168 - 2
2 - انكار رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و كفر به قرآن و بازداشتن ديگران از راه خدا ، موجب محروميت از هدايت و آمرزش الهى
إنّ الذين كفروا و ظلموا لم يكن اللّه ليغفر لهم و لاليهديهم طريقاً
با توجه به آيات قبل مراد از «كفر»، كفر به پيامبر(صلی الله علیه و آله) و قرآن است و مراد از ظلم، بازداشتن ديگران از راه خداست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 169 - 6
6 - كفر به قرآن و انكار رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و بازدارى مردمان از پيوستن به اسلام ، مايه خلود در جهنم
إنّ الذين كفروا و ظلموا . .. خلدين فيها ابداً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 69 - 1
1 - انكار رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) از سوى كافران و رفاه زدگان
أم لم يعرفوا رسولهم فهم له منكرون
همان طورى كه در ذيل آيه قبل آمده، اين بخش از آيات، در ردّ اتهاماتى است از سوى كافران نسبت به قرآن و پيامبر(صلی الله علیه و آله) وارد مى شد.
خداوند با ارائه دلايل گوناگون، همه آنها را بى اساس خوانده و تهمت زنندگان را سخت مورد سرزنش قرار داده است. آيه فوق نيز، ظاهراً مربوط به تكذيب پيامبر(صلی الله علیه و آله) و نسبت دروغ گويى به ساحت آن حضرت مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 24 - 6
6 - « از جنس بشر بودن نوح ( ع ) » دستاويز اشراف كافر در انكار رسالت آن حضرت
فقال الملؤا . .. ما هذا إلاّ بشر مثلكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 14 - 5
5 - رسالت حضرت نوح ( ع ) ، مورد تكذيب و انكار مردم قرار گرفت .
جزاء لمن كان كفر
برداشت ياد شده، مبتنى بر اين احتمال است كه «كفر» در اين آيه - چنان كه مفسران نيز گفته اند - به معناى انكار باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 52 - 7
7 - توطئه عليه خط رسالت و رهبران الهى ، بارزترين نمود ظلم
قالوا تقاسموا باللّه لنبيّتنّه و أهله . .. فتلك بيوتهم خاوية بما ظلموا
با توجه به ارتباط آيه مورد بحث با آيات پيشين و اين كه در آيات گذشته، تصميم گروه هاى نُه گانه فسادگر مبنى بر ترور صالح پيامبر(ع) و خانواده اش، به عنوان مهم ترين فسادگرى مطرح شده، قيد «بما ظلموا» بيانگر آن است كه توطئه، بارزترين و مهم ترين مصداق ظلم نيز مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 31 - 1
1 - توقع بى جاى مشركان مكه در لزوم انتخاب پيامبر ، از ميان اشراف « مكه » و « طائف »
و قالوا لولا نزّل هذا القرءان على رجل من القريتين عظيم
عموم مفسران مراد از «قريتين» را مكه و طائف دانسته اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 31 - 1
1 - توقع بى جاى مشركان مكه در لزوم انتخاب پيامبر ، از ميان اشراف « مكه » و « طائف »
و قالوا لولا نزّل هذا القرءان على رجل من القريتين عظيم
عموم مفسران مراد از «قريتين» را مكه و طائف دانسته اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 9 - 2
2- جدى نگرفتن حقايق و برخورد بازيگرانه با هستى ، ريشه حق ناپذيرى منكران وحى و رسالت
بل هم فى شكّ يلعبون
تعبير «يلعبون» بيانگر اين نكته است كه كافران، علاوه بر سست انديشى، گرفتار نوعى بازيگرى و دلبستگى كودكانه به مظاهر مادى و جدى نگرفتن حقايق هستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 166 - 1،10
1 - خداوند و فرشتگان او گواه بر حقانيت قرآن و رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله)
لكن اللّه يشهد بما أنزل إليك . .. و الملئكة يشهدون
در برداشت فوق جمله «و الملئكة يشهدون» عطف بر «اللّه يشهد» گرفته شده است و در نتيجه متعلق «يشهدون» نيز «بما انزل اليك» خواهد بود.
10 - قرآن دليلى كافى براى باور به حقانيت رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله)
لكن اللّه يشهد بما أنزل إليك أنزله بعلمه
«باء» در «بما انزل اليك» مى تواند سببيه باشد ; در اين صورت متعلق شهادت - به قرينه آيات گذشته - رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) خواهد بود ; بنابراين مبنا مفاد جمله «يشهد بما انزل . ..» اين است كه علت شهادت خداوند بر رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله)، نزول قرآن بر وى است، يعنى هر كس قرآن را ملاحظه كند به حقانيت رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) شهادت مى دهد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 174 - 3
3 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) خود حجت و برهانى روشن بر حقانيت رسالت خويش
قد جاءكم برهن من ربكم
مصداق بارز و مورد نظر از «برهان» پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) است. كه با توجه به آيه 170 و آيات قبل از آن مى توان گفت چيزى كه برهان بر آن اقامه شده، حقانيت رسالت آن حضرت است. مؤيد برداشت فوق فرمايش امام صادق(ع) است كه درباره «برهان» در آيه فوق فرمود البرهان، محمد(صلی الله علیه و آله) ... .
تفسير عياشى، ج 1، ص 285، ح 308; نورالثقلين، ج 1، ص 579، ح 700.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 24 - 3
3 - فرستادن حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) به پيامبرى ، ارسالى به جا و بايسته در نظام هدايتى بشر
إنّا أرسلنك بالحقّ
برداشت ياد شده مبتنى بر اين است كه «بالحق» قيد براى ارسال باشد; يعنى، «إنّا أرسلناك إرسالاً بالحقّ; اى پيامبر! تو را به سوى مردم به رسالت برانگيختيم و اين ارسال بحق و بايسته بود».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 1 - 2
2- تأكيد خداوند ، بر حقانيت رسالت پيامبراسلام
ق و القرءان المجيد . بل عجبوا أن جاءهم منذر
سوگند به قرآن در حقيقت تثبيت حقانيت آن و در نتيجه تأكيد بر حقانيت رسالت پيامبراسلام(صلی الله علیه و آله) و نوعى تأييد غيرمستقيم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 5 - 2
2- قرآن و رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از نمود هاى بارز حق
و القرءان المجيد . بل عجبوا أن جاءهم منذر ... بل كذّبوا بالحقّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 46 - 1
1 - پى بردن ساحران به حقانيت رسالت موسى ( ع ) ، در پى مشاهده بطلان افسون خود در برابر معجزه موسى
فإذا هى تلقف ما يأفكون . فأُلقى السحرة سجدين
برداشت ياد شده با توجه به تفريع «أُلقى» بر آيه پيش به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 40 - 8،13
8 - پيامبرى و نبوت ، امرى دائمى و هميشگى نيست .
خاتم النبيّن
13 - آنچه را كه خداوند درباره نبوت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و ختم آن بيان كرده ، براساس علم و آگاهى همه جانبه او است .
و لكن رسول اللّه و خاتم النبيّن و كان اللّه بكلّ شىء عليمًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 9 - 2
2 - درخواست نزول فرشته به عنوان پيامبر، از بهانه هاى كفرپيشگان
و لو جعلنه ملكا
جمله «و لو جعلناه ملكا . .. »، مى تواند منقطع از آيه قبل بوده و جواب از درخواست ديگر كفار، كه فرستادن فرشته به عنوان پيامبر است، باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 71 - 9
9 - حضرت نوح ( ع ) ، قومش را بر قتل خود تحدى كرد و عدم توانايى آنان را بر انجام اين كار ، شاهد درستى ادعاى نبوت خود ، اعلام نمود .
إن كان كبر عليكم مقامى . .. فأجمعوا أمركم ... و لا تنظرون
جمله «فعلى اللّه توكلت» بيانگر شكست ناپذيرى حضرت نوح (ع) به علت متكى بودنش به قدرت لايزال الهى و جمله «أجمعوا أمركم و شركاءكم» بيان ناچيزى قدرت قومش مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 50 - 10
10 - معجزات عيسى ( ع ) ، نشانه اى از سوى پروردگار ، براى اثبات رسالت او و صحّت تغيير برخى احكام الهى توسط وى
و لاحلّ لكم . .. و جئتكم باية من ربّكم
جمله «و جئتكم باية»، پس از بيان تغيير برخى احكام، تذكر به اين معناست كه تغيير احكام بايد تنها از جانب پيامبران - با ارائه معجزه براى اثبات نبوّت - صورت گيرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 73 - 10
10 - علماى يهود ، منكر توان مسلمانان در احتجاج بر نبوّت پيامبر اسلام (صلی الله علیه و آله)
و لا تؤمنوا الاّ لمن تبع دينكم . .. او يجاجّوكم عند ربّكم
بنابراينكه «او يحاجّوكم»، كه عطف به «ان يؤتى» است، مفعول له براى «لا تؤمنوا» باشد; به تقدير «لا» يعنى: لان لا يحاجّوكم عند ربّكم.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 81 - 12
12 - تصديق كتب آسمانى و انبياى گذشته ، شرطى براى صحت ادعاى پيامبرى
ثم جاءكم رسول مصدق لما معكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 183 - 11
11 - معجزه ، از راه هاى اثبات نبوت
قد جآءكم رسل من قبلى بالبيّنات و بالّذى قلتم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 174 - 3
3 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) خود حجت و برهانى روشن بر حقانيت رسالت خويش
قد جاءكم برهن من ربكم
مصداق بارز و مورد نظر از «برهان» پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) است. كه با توجه به آيه 170 و آيات قبل از آن مى توان گفت چيزى كه برهان بر آن اقامه شده، حقانيت رسالت آن حضرت است. مؤيد برداشت فوق فرمايش امام صادق(ع) است كه درباره «برهان» در آيه فوق فرمود البرهان، محمد(صلی الله علیه و آله) ... .
تفسير عياشى، ج 1، ص 285، ح 308; نورالثقلين، ج 1، ص 579، ح 700.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 112 - 16
16 - ضرورت پرهيز پيروان اديان الهى از درخواست معجزه مجدد پس از اثبات رسالت انبيا با معجزات و دلايل روشن
قال اتقوا اللّه ان كنتم مؤمنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 47 - 13
13 - خداوند ، به موسى و هارون ( ع ) فرمان داد تا داشتن معجزه براى اثبات رسالت خويش را به فرعون ابلاغ كنند .
قد جئنك ب--َاية
«آية» اسم جنس و قابل اطلاق بر كم و زياد است. بنابراين مى توان بر معجزات متعدد نيز «آية» اطلاق كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 8 - 4
4 - داشتن ثروتى بى نياز كننده از هرگونه داد و ستد با مردم ، و تأمين شدن نياز هاى مادى از سوى خداوند و يا داشتن بوستانى پر ثمر ، نشانه درستى ادعا پيامبرى در ديدگاه كافران
أو يلقى إليه كنز أو تكون له جنّة يأكل منها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 28 - 2
2- خداوند ، عطاكننده معجزه و دليل هاى روشن به پيامبران ( ع )
إن كنت على بيّنة من ربى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 88 - 2
2- خداوند ، عطا كننده معجزه و دليل هاى روشن به پيامبران
إن كنت على بيّنة من ربى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 25 - 6
6 - رسالت پيامبران ، متكى بر معجزات و دلايل روشن بود .
جاءتهم رسلهم بالبيّنت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 63 - 2
2 - ادعاى نبوت از سوى پيامبران ، با دلايل روشن ، قانع كننده و خردپذير ، همراه بود .
و لمّا جاء عيسى بالبيّنت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 19 - 7
7- معجزات پيامبران ، دلايل روشن و آشكار بر صدق نبوت آنان
إنّى لكم رسول أمين . .. إنّى ءاتيكم بسلطن مبين
بنابراين كه مراد از «سلطان» معجزه باشد و با الغاى خصوصيت از مورد آيه، مطلب ياد شده استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 38 - 4
4 - رسالت پيامبران ، همراه با دلايل قطعى و آشكار
فليأت مستمعهم بسلطن مبين
لازمه دعوت از كافران براى ارائه دليل، اين است كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) نيز، براى اثبات رسالت و ارتباط خود با عالم بالا، دليل قاطع و روشن ارائه كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 25 - 3
3 - معجزه ، نشانه روشن و غيرقابل ترديد براى نبوت پيامبران بود .
لقد أرسلنا رسلنا بالبيّنت
«بيّنات» در آيه شريفه دربرگيرنده دلايل معقول (حجت ها و برهان) و دلايل محسوس (معجزات) است. بنابراين از مصداق هاى مورد نظر از بيّنات، معجزات پيامبران است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 80 - 16
16- ساختن اسلحه و زره ، معجزه داوود ( ع ) و دليل نبوت او
داود . .. و علّمنه صنعة لبوس لكم ... فهل أنتم شكرون
نوع مفسران برآنند كه اين آيه و آيات پيشين، در مقام بيان معجزه هاى پيامبران گذشته و شواهد نبوت آنان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 81 - 4
4- مسخر و رام بودن تندباد ها در دست سليمان ( ع ) و فرمان روايى ايشان بر آنها ، معجزه آن حضرت و دليل پيامبرى او
و لسليمن الريح عاصفة
نوع مفسران برآنند كه اين آيه و آيات ديگر، در مقام بيان معجزه هاى پيامبران گذشته و دلايل نبوت آنان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 88 - 1
1- حضرت شعيب ( ع ) برخوردار از معجزه و دليلى روشن بر پيامبرى خويش
يقوم أرءيتم إن كنت على بيّنة من ربى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 73 - 15،16،18
15 - خداوند بدون جريان اسباب و علل عادى ، شترى آفريد تا معجزه اى باشد بر اثبات رسالت صالح ( ع )
هذه ناقة اللّه لكم ءاية
چون ناقه نشانه اى بر رسالت صالح(ع) بود، معلوم مى شود به گونه اى خارق العاده به وجود آمده بود.
16 - ناقه صالح ، شاهد و دليلى آشكار بر حقانيت رسالت آن حضرت
قد جاءتكم بينة من ربكم
18 - قوم ثمود در انتظار دليل و معجزه اى از جانب خداوند براى اثبات رسالت صالح ( ع )
قد جاءتكم بينة من ربكم
برداشت فوق بر اين اساس است كه «قد» در «قد جاءتكم» براى توقع باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 75 - 5
5 - مبارزه اشراف كفرپيشه ثمود با صالح ( ع ) ، على رغم مشاهده معجزه و دليل روشن بر رسالت آن حضرت
قال الملأ الذين استكبروا من قومه . .. أتعلمون أن صلحاً مرسل من ربه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 63 - 1
1- صالح ( ع ) ، برخوردار از معجزه و دليلى روشن بر پيامبرى خويش
قال يقوم أرءيتم إن كنت على بيّنة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 64 - 1
1- پيدايش شترى به اراده خداوند و بدون جريان اسباب و علل عادى ، معجزه صالح ( ع ) براى اثبات رسالت خويش
و يقوم هذه ناقة الله لكم ءاية
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - شمس - 91 - 13 - 2
2 - ناقه صالح ، معجزه الهى و نشانه رسالت آن حضرت بود .
فقال لهم رسول اللّه ناقة اللّه
اضافه «ناقة» به «اللّه» - پس از بيان رسالت صالح(ع) - بيانگر معجزه بودن آن براى اثبات رسالت او است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 87 - 5
5 - عيسى ( ع ) از پيامبران الهى و برخوردار از معجزات و دلايلى روشن بر پيامبرى خويش
و ءاتينا عيسى ابن مريم البينت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 63 - 1
1 - رسالت عيسى ( ع ) ، متكى به ادله و براهين آشكار
و لمّا جاء عيسى بالبيّنت
«بيّنات» (جمع «بيّنة») به معناى دلايل و حجت هاى روشن و آشكار است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - صف - 61 - 6 - 8
8 - معجزات و دلايل روشن ، پشتوانه رسالت عيسى ( ع ) بود .
فلمّا جاءهم بالبيّنت
«بيّنه» (مفرد «بيّنات») به معناى دليل روشن است. از مصاديق بينات، معجزات مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 23 - 5
5 - قرآن ، سندى اساسى براى اثبات رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) است .
و إن كنتم فى ريب . .. إن كنتم صدقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 24 - 3،4
3 - ناتوانى انسان ها از آوردن سخنى همانند سوره اى از قرآن ، دليل آسمانى بودن قرآن و حقانيت رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله)
است .
فإن لم تفعلوا و لن تفعلوا فاتقوا النار
چنانچه ناتوانى از آوردن همانند براى قرآن، دلالت بر آسمانى بودن آن نمى كرد; حجت بر مخالفان تمام نمى شد و تفريع «اتقوا النار» بر آن صحيح نمى بود.
4 - قرآن ، دليل حقانيت خود و سند راستى و درستى نبوت پيامبر (صلی الله علیه و آله) است .
فإن لم تفعلوا و لن تفعلوا فاتقوا النار
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 118 - 6،8
6 - مشركان ، آيات و نشانه هاى رسالت پيامبر را ناديده گرفته مدعى نبودن هيچگونه نشانه اى بر حقانيت او بودند .
و قال الذين لايعلمون لولا . .. أو تأتينا ءاية
8 - ادعاى مشركان بر نبود آيه و معجزه اى براى رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، نشانه جهل آنان است .
و قال الذين لايعلمون لولا . .. أو تأتينا ءاية
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 82 - 2
2 - قرآن ، دليل حقانيت رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله)
و ارسلناك للنّاس رسولا و كفى باللّه شهيداً . .. افلا يتدبّرون القران
در آيه 79 بيان شد كه خدا، شاهد حقانيت رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) است و در اين آيه چگونگى شهادت را اين چنين توضيح مى دهد كه خداوند قرآن را به صورت معجزه بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) فرستاد تا شاهد حقانيّت او باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 37 - 1
1 - مشركان، مدعى نارسايى معجزات پيامبر (قرآن) براى اثبات رسالت آن حضرت.
و قالوا لو لا نزل عليه ءاية من ربه
درخواست معجزه از سوى مشركان، على رغم معجزاتى مانند قرآن، حكايت از آن دارد كه آنان معجزات آن حضرت را براى اثبات رسالت كافى نمى دانستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 38 - 6
6 - قرآن خالى از هرگونه نقص و كاستى براى اثبات رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله)
لولا نزل عليه ءاية . .. ما فرطنا فى الكتب من شىء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 115 - 4
4 - قرآن كتابى تمام و كافى براى اثبات نبوت و رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) است.
و تمت كلمت ربك صدقا و عدلا
اگر مراد از «كلمت»، قرآن باشد، تمام بودن آن بدين معنى مى تواند باشد كه قرآن از جهت مقاصدى كه براى آن آمده وافى و كافى است. و از جمله مقاصد، به قرينه آيات قبل، اثبات حقانيت رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 42 - 11
11 - خداوند به منظور تبيين حقانيت توحيد و رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، جنگ بدر را تحقق بخشيد و مسلمانان را به پيروزى رسانيد .
ليقضى اللّه أمرا كان مفعولا ليهلك من هلك عن بينة و يحيى من حى عن بينة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 16 - 7
7 - زندگى و شخصيت پيش از بعثت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، دليلى روشن براى رسالت و نبوت او
قل لو شاء اللّه ما تلوته عليكم . .. فقد لبثت فيكم عمراً من قبله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 37 - 2
2 - قرآن ، معجزه حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) و دليل رسالت و نبوت وى
و ما كان هذا القرءان أن يفترى من دون اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 133 - 10
10 - قرآن ، معجزه پيامبر (صلی الله علیه و آله) و دليل روشن بر اثبات نبوت آن حضرت
أوَلم تأتهم بيّنة ما فى الصحف الأُولى
بيان; يعنى، وضوح و انكشاف (مصباح). بنابراين «بيّنة» به چيزى گفته مى شود كه واضح باشد. ضمير مذكر - كه از كلمه «من قبله» (در آيه بعد) به اين كلمه بازمى گردد - دلالت مى كند كه از آن برهان و دليل اراده شده است (كشاف).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 8 - 3
3 - ارائه معجزه اى محسوس و قابل رؤيت ، توقع مشركان از پيامبر (صلی الله علیه و آله) جهت اثبات درستى ادعاى نبوت خويش *
أو يلقى إليه كنز أو تكون له جنّة يأكل منها
درخواست و انتظار فرود آمدن گنجى براى پيامبر(صلی الله علیه و آله) و يا داشتن باغ هاى پرثمر - كه امرى محسوس و مملوس است - مى تواند به اين خاطر باشد كه كافران، به دنبال معجزه اى محسوس و قابل رؤيت از پيامبر(صلی الله علیه و آله) بودند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 44 - 3
3 - تبيين ماجراى نزول تورات بر موسى ( ع ) از سوى پيامبراسلام - با اين كه خود ، نه در وادى طور بود و نه شاهد نزول - گواهى است روشن بر رسالت الهى آن حضرت .
و ما كنت بجانب الغربىّ . .. و ما كنت من الشهدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 45 - 7
7 - بيان سرگذشت اهل مدين از سوى پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى مردم - با اين كه خود آن حضرت در ميان مدينيان اقامت نداشت - نشانه ديگرى بر رسالت آن حضرت است .
و ما كنت ثاويًا فى أهل مدين تتلوا عليهم ءايتنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 46 - 2
2 - اطلاعات دقيق پيامبر (صلی الله علیه و آله) از جريان بعثت موسى ( ع ) و سخن گفتن خداوند با وى در طور - با اين كه خود در آن جا حضور نداشت - گواهى است روشن بر رسالت الهى آن حضرت .
و ما كنت بجانب الطور إذ نادينا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 51 - 5
5 - قرآن ، براى اثبات حقّانيت نبوّت پيامبر (صلی الله علیه و آله) از هر معجزه ديگرى برتر است .
قالوا لولا أنزل عليه ءايت . .. أَوَلم يكفهم أنّا أنزلنا عليك الكتب
«كفاية» رسيدن به حدّى است كه نياز بر طرف شود و با توجه به اين كه معجزه، براى اثبات حقانيت است، نزول قرآن، به جاى هر معجزه ديگرى و اعلام كافى بودن آن، حكايت از حقيقت بالا مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - صف - 61 - 6 - 12
12 - رسالت پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) ، همراه با معجزات و دلايل روشن
يأتى من بعدى اسمه أحمد فلمّا جاءهم بالبيّنت
درباره مرجع ضمير در «جاء» دو احتمال وجود دارد. 1- ضمير مزبور به عيسى(ع) بازمى گردد. برداشت هاى پيشين براساس اين احتمال است. 2- ضميربه كلمه «أحمد»(صلی الله علیه و آله) بازمى گردد. برداشت بالا و نيز برداشت هاى بعدى بر اين احتمال استوار است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 92 - 2
2 - موسى ( ع ) ، برخوردار از دلايل و معجزاتى فراوان بر پيامبرى خويش
و لقد جاء كم موسى بالبينت
جمع آوردن «بينات» همراه با «ال» استغراقى، بيانگر كثرت آن بينات است. «بينة» به معناى دليل روشن است و از
مصداقهاى مورد نظر آن، معجزه مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 105 - 5
5 - موسى ( ع ) براى اثبات رسالت الهى خويش برخوردار از دليلى روشن بود .
قد جئتكم ببينة من ربكم
«با» در «ببينة» به معناى مصاحبت است. بنابراين جمله «قد جئتكم ببينة» يعنى من با دليلى روشن به سوى شما آمدم.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 75 - 3
3 - موسى و هارون ( ع ) براى اثبات نبوت خود ، داراى معجزات متعددى بودند .
ثم بعثنا . .. موسى و هرون ... بأيتنا
با توجه به جمله «قالوا إن هذا لسحر مبين» در آيه بعد، استفاده مى شود كه مراد از «آيات» در اين جا عبارت از كارهايى است كه بشر بر انجام آن توانايى ندارد ; بلكه به طور يقين فعل خداست كه به دست انسانى انجام گرفته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 96 - 2،3
2- موسى ( ع ) برخوردار از معجزاتى فراوان و باعظمت بر رسالت الهى خويش
و لقد أرسلنا موسى بأيتنا
مراد از آيات (نشانه ها) در آيه فوق ، معجزات است و جمع آوردن آن حاكى از كثرت آنهاست. اضافه آن به ضمير متكلم (نا) دلالت بر عظمت و بزرگى آن معجزات دارد.
3- موسى ( ع ) داراى حجت و دليلى روشن و روشنگر بر رسالت الهى خويش بود .
و لقد أرسلنا موسى بأيتنا و سلطن مبين
«سلطان» به معناى حجت و برهان است. «مبين» به معناى روشن و نيز روشنگر است; يعنى ، هم به صورت لازم و هم به صورت متعدى استعمال مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 22 - 4
4 - يدبيضا و مار شدن عصا ، دو معجزه براى اثبات رسالت موسى ( ع ) بود .
فألقيها فإذا هى حيّة تسعى . .. واضمم يدك ... ءاية أُخرى
«آية» (علامت)، حال است براى فاعل «تخرج» و به قرينه آيات بعد كه در آنها هدايت فرعون بر عهده موسى نهاده شده، مراد از «آية»، علامت رسالت او است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 72 - 5
5 - تبديل عصا به موجودى كه ابزار سِحر ساحران را بلعيد و به حالت اوليه برگشت ، حاوى نشانه هاى متعددى بر رسالت موسى ( ع )
ما جاءنا من البيّنت
از اين كه ساحران، از مشاهدات خود با تعبير «بيّنات» (جمع «بيّنة») ياد كردند، به دست مى آيد كه آنچه ديدند، معجزات متعددى در ضمن يك معجزه بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 33 - 2
2 - يد بيضا ، دومين معجزه موسى ( ع ) و دليل صدق رسالت وى
و نزع يده فإذا هى بيضاء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 36 - 3
3 - معجزات ارائه شده از سوى موسى ( ع ) ، دلايلى روشن و غير قابل انكار بر رسالت الهى وى
فلمّا جاءهم موسى بئايتنا بيّنت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 23 - 2
2 - رسالت موسى ( ع ) ، همراه با نشانه هاى الهى و حجت و برهان روشن و روشنگر بود .
و لقد أرسلنا موسى بأيتنا و سلطن مبين
«سلطان» در اين آيه به معناى حجت است و «مبين» در معناى «روشن» و «روشنگر» به كار مى رود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 19 - 5،8
5- موسى ( ع ) ، ارائه دهنده برهانى آشكار ، بر صدق خويش در دعوى رسالت
إنّى ءاتيكم بسلطن مبين
8- معجزات و دلايل نيرومند موسى ( ع ) ، پشتوانه آن حضرت در برخورد مقتدرانه با فرعونيان
أن أدّوا . .. و أن لاتعلوا ... إنّى ءاتيكم بسلطن مبين
تعبير «إنّى. ..» در مقام تعليل است; يعنى، موسى(ع) به دليل بهره مندى از «سلطان مبين»، به فرعونيان فرمان «أن أدّوا» و «أن لاتعلوا» مى دهد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 28 - 1
1- نوح ( ع ) برخوردار از معجزه و دليلى روشن ، بر پيامبرى خويش
قال يقوم أرءيتم إن كنت على بيّنة
قابل ذكر است كه «أرءيتم» به معناى «أخبرونى» است و مفعول آن جمله «أنلزمكموها» است و اين هر دو به منزله جواب
شرط «إن كنت . ..» مى باشد و تقدير جمله چنين است «إن كنت على بيّنة ... فاخبرونى أنلزمكموها»
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 75 - 3
3 - موسى و هارون ( ع ) براى اثبات نبوت خود ، داراى معجزات متعددى بودند .
ثم بعثنا . .. موسى و هرون ... بأيتنا
با توجه به جمله «قالوا إن هذا لسحر مبين» در آيه بعد، استفاده مى شود كه مراد از «آيات» در اين جا عبارت از كارهايى است كه بشر بر انجام آن توانايى ندارد ; بلكه به طور يقين فعل خداست كه به دست انسانى انجام گرفته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 34 - 3،19
3 - يوسف ( ع ) ارائه دهنده دلايل روشن و بى ابهام ، بر رسالت خويش براى مردم مصر
و لقد جاءكم يوسف من قبل بالبيّنت
19 - « عن محمّدبن مسلم قال : قلت لأبى جعفر ( ع ) . . .كان يوسف رسولاً نبيّاً ؟ قال : نعم أما تسمع قول اللّه تعالى : « و لقد جاءكم يوسف من قبل بالبيّنات » ;
از محمدبن مسلم نقل شده كه گفت : به امام باقر(ع) عرض كردم : . ..آيا يوسف(ع) داراى رسالت و نبوت بود؟ حضرت فرمود: آرى آيا نشنيده اى سخن خداى تعالى را [كه فرمود]: و لقد جاءكم يوسف من قبل بالبيّنات».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 103 - 1
1 - خداوند ، موسى ( ع ) را پس از نوح ، هود ، صالح ، لوط و شعيب به پيامبرى مبعوث كرد .
ثم بعثنا من بعدهم موسى
مراد از ضمير در «من بعدهم» پيامبرانى است كه داستانشان در آيات پيشين مطرح شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 105 - 12
12 - « روى عن أميرالمؤمنين ( ع ) و عن ابى جعفر الباقر ( ع ) ان المراد برحمته هنا النبوة . . . ;
از اميرالمؤمنين و امام باقر(ع) درباره «رحمت» در آيه فوق روايت شده كه مراد نبوت است . ..».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 74 - 1
1 - نبوت و هدايت ، رحمت خاص خداوند
و لا تؤمنوا الا لمن تبع دينكم قل ان الهدى هدى الله . .. قل ان الفضل بيد اللّه ..
جمله «يختص برحمته»، رد پندار يهود است كه مى پنداشتند پيامبر فقط از ميان ايشان مبعوث مى شود، بنابراين مقصود از «رحمة» در آيه، پيامبرى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 58 - 13
13- حضرت مريم ( س ) ، از پيامبران الهى نبوده است .
أُولئك . .. من النبيّن ... و ممّن هدينا واجتبينا
چنان كه «ممّن هدينا» عطف بر «من النبيّن» باشد، بايد در بين مذكورين در آيات قبل كه به وسيله «اُولئك» به آنان اشاره شد، غير نبىّ نيز وجود داشته باشد، زيرا عطف، ظهور در تغاير دارد و بدان لحاظ كه در آيات قبل به جز در مورد مريم صريحاً و يا با اشاره نبوت مذكورين مطرح گرديده، تنها موردى كه براى «من هدينا. ..» باقى مى ماند، مريم(س) است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 8 - 5
5 - خودكفايى مالى و بى نيازى از تلاش اقتصادى ، حداقل شرط پيامبرى و كمترين شايستگى لازم براى احراز مقام نبوت ، در ديدگاه سران كفر و شرك
أو يلقى إليه كنز أو تكون له جنّة يأكل منها
برداشت ياد شده، از آن جا است كه در آيه پيش آمده بود: «كافران اين نكته را القا كردند كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) از نظر جسمى نبايد نيازمند به تغذيه و داد و ستد اقتصادى باشد»; ولى در اين آيه از آن نكته صرف نظر كردند و گفتند: «پيامبر بايد از نظر معيشتى و مالى خودكفا باشد».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 8 - 5
5 - خودكفايى مالى و بى نيازى از تلاش اقتصادى ، حداقل شرط پيامبرى و كمترين شايستگى لازم براى احراز مقام نبوت ، در ديدگاه سران كفر و شرك
أو يلقى إليه كنز أو تكون له جنّة يأكل منها
برداشت ياد شده، از آن جا است كه در آيه پيش آمده بود: «كافران اين نكته را القا كردند كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) از نظر جسمى نبايد نيازمند به تغذيه و داد و ستد اقتصادى باشد»; ولى در اين آيه از آن نكته صرف نظر كردند و گفتند: «پيامبر بايد از نظر معيشتى و مالى خودكفا باشد».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 25 - 8
8 - نبوت و دريافت وحى ، نيازمند سينه اى فراخ و ظرفيتى گسترده است .
قال ربّ اشرح لى صدرى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 8 - 6
6 - بعثت پيامبران ، مقتضاى ربوبيت خداوند و در راستاى تربيت و رشد و كمال انسان ها
و الرسول يدعوكم لتؤمنوا بربّكم
«ربّ»; يعنى، تربيت كننده و تربيتْ ايجاد حالتى در شىء پس از حالت قبل است، تا آن گاه كه به حد تمام و كمال برسد (مفردات راغب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 1 - 7
7- نقش عبادت و عبوديت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در نايل شدن آن حضرت به مقام رسالت و نزول قرآن برايشان
أنزل على عبده الكتب
وصف و ياد كردن از پيامبر(صلی الله علیه و آله) به عنوان «بندى خداوند» در بيان نازل كردن قرآن بر او، مى تواند اين معنا را برساند كه: «بنده خدا» بودن و او را بندگى و عبادت كردن، از زمينه هاى مهم براى تحمّل رسالت و دريافت وحى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 9 - 4
4 - نقش عبوديت حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) ، در دستيابى آن حضرت به مقام نبوت و دريافت پيام وحى از جانب خداوند
هو الذى ينزّل على عبده
تعبير «عبده» درباره پيامبر(صلی الله علیه و آله) - به جاى هر تعبير ديگر - مى تواند حاكى از مطلب ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 40 - 34،35،40
34 - سختى هاى زندگى موسى ( ع ) و آزمون هاى الهى او ، جهت رسيدن به رتبه و شايستگى لازم براى تحمل رسالت الهى بود .
و فتنّك فتونًا. .. ثمّ جئت على قدر يموسى
«قدَر»; يعنى، مبلغ و حد مطلوب. اين كلمه با قدْر و مقدار به يك معنا است (لسان العرب). «على قدر» حال براى فاعل «جئت» است; يعنى، اى موسى! تو در حالى كه بر مقدار لازم از شايستگى و استوارى رسيدى، به اين وادى گام نهادى.
35 - موسى ( ع ) زمانى توفيق مناجات با خداوند در كوه طور و دريافت حكم رسالت را يافت كه از مرحله آزمون الهى و چشيدن سختى ها ، عبور كرد و شايستگى لازم را به دست آورده بود .
و فتنّك فتونًا. .. ثمّ جئت على قدر يموسى
40 - زندگانى طولانى موسى ( ع ) در مدين ، داراى نقشى به سزا در رسيدن او به شايستگى لازم براى رسالت بود .
فلبثت سنين فى أهل مدين ثمّ جئت على قدر يموسى
«ثمّ» براى تراخى است و دلالت مى كند كه آمدن موسى(ع) به كوه طور، با گذشت زمان قابل توجهى از آغاز سكونت در مدين همراه بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 21 - 3،5
3 - جدايى موسى ( ع ) از دستگاه فرعونى ، زمينه اعطاى رسالت و سرپرستى بنى اسرائيل به وى از جانب خداوند
ففررت منكم . .. فوهب لى ربّى حكمًا و جعلنى من المرسلين
برداشت ياد شده بدان احتمال است كه تفريع «وهب» بر «ففررت» اشاره به تأثير جدايى موسى(ع) از دستگاه فرعون در شايستگى وى براى دريافت حكم و رسالت داشته باشد. گفتنى است كه در برداشت فوق واژه «حكم» به معناى ولايت و سرپرستى گرفته شد و مراد از آن سرپرستى بر بنى اسرائيل و هجرت دادن آنان از سرزمين مصر مى باشد.
5 - اعطاى حكمت و دانش به موسى ( ع ) ، زمينه ساز نايل آمدن او به مقام رسالت
فوهب لى ربّى حكمًا و جعلنى من المرسلين
جدا بودن «وهب» و «جعل» و مقدم آمدن اعطاى حكمت، نشان دهنده تمايز ميان آن دو و قرار داشتن «جعل رسالت» در طول اعطاى حكمت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 30 - 2
2 - آتش طور ، وسيله اى براى كشاندن موسى ( ع ) به وادى طور ، جهت سخن گفتن خدا با وى و دريافت رسالت الهى
فلمّا أتيها نودى . .. يموسى إنّى أنا اللّه ربّ العلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 32 - 4
4 - موسى ( ع ) در اعطاى مقام نبوت به هارون ( ع ) ، وساطت كرد .
و أشركه فى أمرى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قلم - 68 - 3 - 4
4 - رسالت و پيامبرى ، مسؤوليتى بس سنگين و خطير
و إنّ لك لأجرًا غير ممنون
برداشت ياد شده، به سبب اين نكته است كه اجر و پاداش ها، در قبال مسؤليت ها است و به هر ميزان كه مسؤوليت سنگين تر و پرزحمت تر باشد، اجر و پاداش آن نيز بزرگ تر و بيشتر خواهد بود. بنابراين اجر بزرگ، نشانگر مسؤوليت بزرگ و خطير است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 28 - 10
10- نويد الهى به پيامبر (صلی الله علیه و آله) در شرايط سخت رسالت ، درباره جهانى شدن پيام و قوانين مكتب آن حضرت
هو الذى أرسل رسوله بالهدى . .. ليظهره
با توجه به اين كه آيه شريفه در شرايطى بر پيامبر(صلی الله علیه و آله) نازل شده كه مشركان مكه، مانع ورود مسلمانان به مسجد الحرام بودند; برداشت بالا قابل استفاده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 19 - 7
7- پيامبر (صلی الله علیه و آله) مأمور درخواست كمك از خداوند ، براى زدايش سختى ها و پيامد هاى سنگين رسالت *
و استغفر لذنبك
برداشت بالا بنابر اين نكته است كه واژه «استغفر» در معناى طلب ايجاد مصونيت و «ذنب» در معناى پيامدها، به كار رفته
باشد; يعنى، رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) سختى هايى را براى خود آن حضرت و مؤمنان واقعى (از قبيل هجرت، جهاد و. ..) به دنبال داشته و حضرت براى كاهش اين دشوارى ها، بايد از خداوند استمداد كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 34 - 8
8 - نكوهش مؤمن آل فرعون از مردم مصر ، به خاطر ترديد كردن در رسالت يوسف ( ع ) در گذشته ( على رغم مشاهده دلايل روشن او )
فمازلتم فى شكّ ممّا جاءكم به
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 54 - 6
6 - رسالت و پيامبرى ، بارى سنگين و مسؤوليت ى خطير بر دوش رسولان و پيامبران
قل أطيعوا اللّه . .. فإن تولّوا فإنّما عليه ما حمّل
برداشت ياد شده، از تعبير «حمّل» استفاده گرديد; زيرا «حمل» به معناى اشياى سنگين وزن است; مثل حمل بچه در شكم مادر (مفردات راغب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 60 - 2
2 - انتخاب پيامبران از ميان فرشتگان ، امرى آسان براى خداوند
و لو نشاء لجعلنا منكم ملئكة فى الأرض
برداشت ياد شده بدين احتمال است كه آيه شريفه پاسخى باشد به انتظار مشركان مكه كه توقع فرشته بودن پيامبر را داشتند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 53 - 3
3- ادعاى نبوت و رسالت ، بايد همراه با ارائه معجزه و دليل روشن باشد . *
قالوا يهود ما جئتنا ببيّنة
«بيّنة» به معناى دليل و حجت روشن است و مراد از آن در آيه شريفه معجزه مى باشد. قوم هود مدعى آنند كه وى معجزه اى ارائه نكرده است و اين سخن از ناحيه او رد نمى شود و بيان نمى كند كه اثبات پيامبرى نيازمند معجزه نيست. گويا اين معنا كه پيامبران بايد معجزه داشته باشند، مورد تأييد قرار مى گيرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 19 - 6
6- ادعاى رسالت ، بايد همراه با دلايل روشن و قانع كننده باشد .
إنّى لكم رسول أمين . .. إنّى ءاتيكم بسلطن مبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 188 - 19
19 - برخى از مردم عصر بعثت پيامبرى و نبوت را مستلزم آگاهى به امور غيبى مى پنداشتند .
لو كنت أعلم الغيب لاستكثرت من الخير . .. إن أنا إلا نذير
حصر در جمله «إن أنا . .. » ناظر به پندارهايى است كه مردم درباره پيامبر(صلی الله علیه و آله) داشتند كه از جمله آنها عالم بودن پيامبر(صلی الله علیه و آله) به امور غيبى است. جمله «إن أنا ... » بيان مى دارد كه او تنها نذير و بشير است ; يعنى عالم به غيب بودن، لازمه پيامبرى نيست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 31 - 3،4
3- در اختيار داشتن همه نعمت هاى الهى و توان دسترسى به گنجينه هاى هستى و دانستن غيب ، از لوازم و شرايط پيامبرى نيست .
و لاأقول لكم عندى خزائن الله و لاأعلم الغيب
4- فرشته بودن ، از شرايط احراز مقام نبوت و پيامبرى نيست .
و لاأقول إنى ملك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 22 - 7
7- رسيدن به مقام نبوت ، مشروط به داشتن زمينه و صلاحيّت است .
و لما بلغ أشدّه ءاتينه حكمًا و علمًا و كذلك نجزى المحسنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 38 - 13
13- توانايى به ارائه هر گونه معجزه و در هر زمان ، از شرايط پيامبرى در ديدگاه ناصواب مردم عصر بعثت
و لقد أرسلنا رسلاً . .. و ما كان لرسول أن يأتى بأية إلاّ بإذن الله لكل أجل كتاب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 38 - 7
7- مشركان مكه ، مبعوث شدن انسان زوال پذير را براى نبوت ، قبول نداشتند . *
و أقسموا بالله جهد أيمنهم لايبعث الله من يموت
به قرينه آيات قبل - كه درباره بعثت انبيا و مورد انكار قرار گرفتن آن از سوى مشركان بود - احتمال دارد مراد آيه نكته ياد شده باشد; يعنى، منظور از «يبعث» برانگيختن براى نبوت باشد نه حشر اخروى.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 43 - 7
7- پيامبرى ، مسؤوليتى است الهى كه تنها بر عهدهء مردان گذاشته شده است .
و ما أرسلنا من قبلك إلاّ رجالاً نوحى إليهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 66 - 15
15- برخوردارى از تمام مراتب علم و نيز كمال نهايى ، شرط نبّوت نيست .
هل أتّبعك على أن تعلّمن ممّا علّمت رشدًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 30 - 7،8،9
7- دارا شدن مقام نبوت و كتاب آسمانى ، به سن و سال خاصى مقيد نيست .
كيف نكلّم من كان فى المهد . .. قال إنّى عبداللّه ءاتينى الكتب و جعلنى نبيًّا
8- طهارت مولد از جمله شرايط احراز مقام نبوت است .
قال . .. و جعلنى نبيًّا
گرچه سخن گفتن عيسى(ع) خود معجزه اى براى اثبات طهارت مريم(س) بود; ولى در مفاد جملات نيز نوعى استدلال وجود دارد و آن اين كه من پيامبرم و متولد از حرام نمى تواند پيامبر باشد، پس من طهارت مولد دارم.
9- احراز مقام نبوت بر تربيت هاى عملى و كسب زمينه ها و قابليت ها ، وابسته نيست .
قال إنّى عبداللّه ءاتينى الكتب و جعلنى نبيًّا
حضرت عيسى(ع) در گهواره خود را پيامبر و داراى كتاب مى داند; از اين موضوع مى توان دريافت كه مقام نبوت بر كسب زمينه هاى قبلى و تلاش هاى شخصى افراد متكى نيست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 41 - 10
10- صداقت ، شرط رسيدن به مقام نبوت است .
إنّه كان صدّيقًا نبيًّا
تقديم «صدّيقاً» بر «نبيّاً» به نكته ياد شده اشاره دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 56 - 8
8- صداقت ، شرط رسيدن به مقام نبوت است .
إنّه كان صدّيقًا نبيًّا
تقديم «صدّيقاً» بر «نبيّاً» حاكى از برداشت فوق است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 40 - 37
37 - نبوت و رسالت الهى ، ويژه كسانى است كه شايستگى لازم را كسب كرده باشند .
ثمّ جئت على قدر يموسى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 41 - 6
6 - شايستگى براى رسالت و نبوت ، وابسته به اخلاص كامل براى خداوند است .
واصطنعتك لنفسى
اين آيه، تفسير آخرين بخش آيه قبل است و بيانگر قدر و ميزانى است كه پيامبران بايد داراى آن باشند و موسى(ع) با رسيدن به آن رتبه و مقام به كوه طور آمده بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 7 - 6
6- دريافت وحى الهى ، لازمه منصب رسالت
و ما أرسلنا . .. نوحى إليهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 72 - 4
4 - استغنا از مردم ، شرط لازم نبوت و درخواست كمترين مزد از آنان ، نشانه عدم صداقت مدعى پيامبرى است .
أم تسئلهم خرجًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 32 - 2
2 - منوط دانستن نبوت و رسالت ، به اشرافيت و توانمندى هاى مادى ، امرى نامعقول
لولا نزّل . .. أهم يقسمون رحمت ربّك
از استفهام توبيخى «أهم» استفاده مى شود كه هيچ نوع ارتباطى بين دستيابى به مقام نبوت و برخوردارى از امكانات مادى، وجود ندارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 2 - 2
2- از نگاه كافران عصر نزول ، مقام رسالت شايسته موجودى آسمانى و فرابشرى است .
بل عجبوا أن جاءهم منذر منهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 84 - 4
4- شعيب ( ع ) حتى پيش از رسيدن به مقام رسالت ، فردى دلسوز و دوستدار مردم مدين بود .
و إلى مدين أخاهم شعيبًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 14 - 7
7 - منافقان ، گرفتار شك و ترديد نسبت به مبانى اسلام ( توحيد ، نبوت ، معاد ، قرآن و . . . )
قالوا بلى و لكنّكم . .. ارتبتم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 154 - 7
7 - ثموديان در توانايى صالح ( ع ) براى ارائه معجزه بر اثبات درستى ادعايش ، ترديد داشتند .
فأت بئاية إن كنت من الصدقين
برداشت ياد شده از به كار گرفتن «إن» - كه در موارد ترديد به كار مى رود - استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 34 - 5
5 - شك و ترديد مستمر مردم مصر در رسالت يوسف ( ع ) تاپايان عمر ايشان ( على رغم مشاهده دلايل روشن بر صدق رسالت آن حضرت ) .
لقد جاءكم يوسف من قبل بالبيّنت فمازلتم فى شكّ ممّا جاءكم به
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 41 - 4
4 - رسالت مدارى انسان از سوى خداوند ، امرى شگفت آور و غير قابل قبول از ديدگاه مشركان
أهذا الذى بعث اللّه رسولاً
استفهام در «أهذا» انكارى و براى اظهار تعجب و شگفتى آمده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 8 - 1
1 - برگزيده شدن پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) از ميان توده هاى عرب براى پيامبرى ، امرى غيرمنطقى و ناممكن در نظر كافران و مشركان
أءنزل عليه الذكر من بيننا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 61 - 4
4- صالح ( ع ) ، دلسوز براى قوم خويش و با محبت نسبت به آنان ، حتى پيش از بعثتش به پيامبرى
و إلى ثمود أخاهم صلحًا
مراد از اخوّت صالح(ع) براى قوم ثمود ، مى تواند مهربانى و دلسوزى او نسبت به آنان باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 62 - 1
1- صالح ( ع ) ، حتى پيش از نبوتش ، انسانى فرزانه و داراى استعدادى ويژه در ميان قوم ثمود
قالوا يص-لح قد كنت فينا مرجوًّا قبل هذا
برداشت فوق مبتنى بر دو نكته است: الف) جمله «قوم ثمود به تو اميدها داشتند» - كه مضمون جمله «قدكنت . ..» است - حكايت از نبوغ صالح(ع) و استعدادهاى خاص و سابقه نيك او دارد. ب) مشاراليه «هذا» ادعاى نبوت صالح(ع)و اعلام توحيد ولزوم يكتاپرستى از سوى اوست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جمعه - 62 - 4 - 2
2 - فضل الهى به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ( فضل نبوت ) ، بس بزرگ و ارجمند
ذلك فضل اللّه
به كارگيرى «ذلك» (اشاره بعيد) مى تواند به خاطر بلندى درجه و فضلى باشد كه خداوند به پيامبر(صلی الله علیه و آله) عطا كرده است (فضل نبوت و رسالات).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 91 - 1،2،4
1 - كسانى كه نزول وحى بر بشر و رسالت يافتن او را انكار مى كنند، خداوند را، آن گونه كه هست، نشناخته اند.
و ما قدروا الله حق قدره إذ قالوا ما أنزل الله على بشر
2 - انكار وحى و رسالت يافتن بشر، معلول نقصان معرفت آدمى به خداوند است.
و ما قدروا الله حق قدره إذ قالوا ما أنزل الله على بشر
4 - يهود به سبب انكار رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) منكر نزول هرگونه وحى بر افراد بشر شدند.
إذ قالوا ما أنزل الله على بشر من شىء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 69 - 2
2 - قوم عاد به دليل نامعقول شمردن پيامبرى براى فردى از بشر ، رسالت هود را انكار كردند .
إنا لنريك فى سفاهة . .. أو عجبتم أن جاءكم ذكر من ربكم على رجل منكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 19 - 8
8 - وجود فاصله اى طولانى بين بعثت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و رسولان گذشته
على فترة من الرسل
«فترة» به معناى سكون و انقطاع است. بنابراين «فترة من الرسل» به معناى انقطاع پيامبرى است. نكره آوردن «فترة» دلالت مى كند بر اينكه آن انقطاع به طول انجاميده بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 18 - 5
5 - ادعاى رسالت الهى و درخواست آزاد گذاشتن بنى اسرائيل براى خروج از سرزمين مصر از سوى موسى ( ع ) ، دور از انتظار فرعون و عملى جسورانه در نظر وى بود .
فقولا إنّا رسول ربّ العلمين . أن أرسل معنا بنى إسرءيل . قال ألم نربّك ... و لبث
برداشت ياد شده از به رخ كشيدن دوران كودكى و بخشى از عمر موسى(ع) پس از اظهاراتش درباره رسالت الهى و آزاد سازى بنى اسرائيل، به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 52 - 2
2 - فضيلت و برترى مقام رسالت بر نبوت
و ما أرسلنا من قبلك من رسول و لانبىّ
با توجه به تقديم «رسول» بر «نبى»، مطلب فوق را به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 69 - 7
7 - پيامبرى ، صدّيق ، شاهد و صالح بودن ، مقامى رفيع و نعمتى بزرگ *
فاولئك مع الذين انعم اللّه عليهم من النبيّين . .. و الصّالحين
بنابراين احتمال كه مراد از نعمت در «انعم اللّه عليهم»، همان مقام نبوّت و . .. باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 70 - 4
4 - نبوت ، صداقت كامل ، گواه بودن بر اعمال بندگان و صالح شدن ، تفضل خاص الهى
فاولئك . .. ذلك الفضل من اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 59 - 5
5 - نبوت ، مرتبتى والا و از نعمت هاى ارجمند خدادادى است .
إن هو إلاّ عبد أنعمنا عليه
مراد از نعمت در «أنعمنا» ممكن است خصوص نبوت باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 29 - 3
3 - نبوت ، نمود فضل و فزون بخشى خداوند است .
ألاّيقدرون على شىء من فضل اللّه
مراد از «شىء من فضل اللّه» فضل نبوت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 19 - 10
10 - بعثت پيامبران ، اتمام حجت خداوند بر مردم
ان تقولوا ما جاءنا من بشير و لانذير
اگر چه خطاب آيه متوجه اهل كتاب است، ولى قطعاً در اتمام حجت به سبب پيامبر(صلی الله علیه و آله) بين اهل كتاب و ساير مردم تفاوتى نيست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 49 - 5
5 - بعثت پيامبران و تعاليم اديان ، در جهت تأمين منافع و مصالح انسان ها است .
إنّما أنا لكم نذير مبين
به كارگيرى «لام» انتفاع در «لكم» مى تواند گوياى برداشت ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 24 - 3
3 - وحى و رسالت ، در راستاى رشد و تكامل انسان ; و نه برآوردن تمنيات هواپرستانه او *
و لقد جاءهم من ربّهم الهدى . أم للإنسن ما تمنّى
برداشت ياد شده بدان احتمال است كه: الف) مراد از «الهدى» در آيه پيش، وحى و رسالت باشد. ب) آيه «أم للإنسان...» با «و لقد جاءهم من ربّهم...» مرتبط باشد; يعنى، انسان نبايد انتظار آن را داشته باشد كه آمال هواپرستانه اش، در شريعت ارضا شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 10 - 2
2- فرستادن انبيا از جانب خداوند ، براى جوامع و امتهاست نه افراد . *
و لقد أرسلنا من قبلك فى شيع الأولين
ذكر «شيع» در جمله، در حالى كه بدون آن هم معنا تمام بود، مشعر به نكته فوق است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 134 - 1
1 - اتمام حجت و سلب حقانيت از هرگونه اعتراض ، از اهداف فرستادن پيامبران و نزول آيات و معجزات
و لو أنّا أهلكنهم بعذاب من قبله لقالوا ربّنا لولا أرسلت
مراد از ضمير در «من قبله» - به قرينه «لولا أرسلت» - رسول است و ممكن است مربوط به كلمه «بيّنة» (در آيه قبل) باشد گرچه كلمه «بيّنة» مؤنث است; ولى به اعتبار اين كه به معناى برهان است، ارجاع ضمير مذكر به آن صحيح مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 107 - 2
2- مورد لطف و مرحمت قرار گرفتن انسان ، فلسفه دين و حكمت فرستاده رسولان
و ما أرسلنك إلاّ رحمة للعلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 8 - 6
6 - يكسان سازى سرنوشت انسان ها در قيامت ، ناهماهنگ با فلسفه نزول وحى و بعثت پيامبران
و كذلك أوحينا . .. لتنذر ... و لو شاء اللّه لجعلهم أمّة وحدة
از آنجا كه آيه شريفه در ادامه آيات مربوط به وحى مى باشد، مى توان استفاده كرد كه نزول وحى با يكسان ساختن انسان ها، از نظر كفر و ايمان و در نتيجه وحدت سرنوشت آنان ناسازگار است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تحريم - 66 - 10 - 5
5 - بنده صالح و شايسته بودن ، مايه اصلى رسيدن پيامبران ( نوح ، لوط و . . . ) به مقام نبوّت
عبدين من عبادنا صلحين
توصيف حضرت نوح و لوط(ع)، به صفت «عبدصالح» - در ميان ديگر اوصاف والاى انسانى و الهى آنان - گوياى مطلب ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مزمل - 73 - 15 - 5
5 - مشترك بودن فلسفه بعثت پيامبران
إنّا أرسلنا إليكم رسولاً . .. كما أرسلنا إلى فرعون رسولاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تحريم - 66 - 10 - 5
5 - بنده صالح و شايسته بودن ، مايه اصلى رسيدن پيامبران ( نوح ، لوط و . . . ) به مقام نبوّت
عبدين من عبادنا صلحين
توصيف حضرت نوح و لوط(ع)، به صفت «عبدصالح» - در ميان ديگر اوصاف والاى انسانى و الهى آنان - گوياى مطلب ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 19 - 6
6 - تبيين و تشريح راه هاى سعادت و شقاوت ، از اهداف رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله)
قد جاءكم رسولنا يبين لكم
مفعول «يبين» مى تواند مفهومى باشد كه از «بشير» و «نذير» به دست مى آيد، يعنى سعادت و شقاوت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 30 - 4
4- تلاوت قرآن بر مردم ، از وظايف پيامبر (صلی الله علیه و آله) و از هدف هاى ارسال او به پيامبرى
أرسلنك . .. لتتلوا عليهم الذى أوحينا إليك
«تلاوت» (مصدر تتلوا) به معناى خواندن است و «لتتلوا» متعلق به «أرسلناك» مى باشد و بيانگر وظيفه پيامبر و هدف ارسال او به پيامبرى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 1 - 11
11 - انذار و اخطار به همه انسان ها در تمام گيتى ، از اهداف قرآن و پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله)
نزّل الفرقان على عبده ليكون للعلمين نذيرًا
ضمير در «ليكون» ممكن است به دو چيز بازگردد: 1- «فرقان» 2- «عبده» (پيامبر اسلام).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 47 - 1
1 - بستن راه بهانه جويى كافران و حق ستيزان ( به اين كه چرا براى مارسولى نفرستادى ) به هنگام گرفتار شدن به عذاب ، از اهداف رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله)
و لولا أن تصيبهم مصيبة بما قدّمت أيديهم فيقولوا ربّنا لولا أرسلت إلينا رسولاً
جواب «لولا» در «لولا أن تصيبهم مصيبة. ..» حذف شده و تقدير آن چنين است: «لولا أن تصيبهم مصيبة ... لمّا أرسلناك إليهم». گفتنى است كه آيه پيش، هدف از بعثت پيامبر(صلی الله علیه و آله) را تنبّه و بيدارى مردم بيان كرده است. بنابراين آيه ياد شده بيانگر يكى ديگراز هدف هاى رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 7 - 4
4 - هدف آغازين بعثت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، انذار مردم مكه و نواحى آن بوده است .
لتنذر أُمّ القرى و من حولها
برداشت ياد شده بر اين اساس است كه مراد از «حولها» فقط حاشيه مكه باشد و با توجه به اين كه دعوت پيامبر(صلی الله علیه و آله) همگانى بوده - و نه مخصوص مردم مكه و اطراف آن - در اين برداشت قيد آغازين افزوده شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 8 - 1
1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، فرستاده الهى براى گواهى بر خلق و بشارت و انذار آنان
إنّا أرسلنك شهدًا و مبشّرًا و نذيرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 9 - 1
1 - ايمان به خدا و رسول او ، يارى دين و تعظيم و تقديس پيوسته ذات الهى ، هدف عالى و نهايى رسالت پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله)
إنّا أرسلنك . .. لتؤمنوا باللّه و رسوله و تعزّروه و توقّروه و تسبّحوه بكرة و أص
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 28 - 2
2- هدايت خلق در مسير بايسته زندگى و ارائه قوانين حق ، دو هدف مهم رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله)
أرسل رسوله بالهدى و دين الحقّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 9 - 7
7 - هدايت انسان ها و بيرون آوردن آنان از ورطه گمراهى ، هدف الهى در بعثت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و نازل كردن قرآن
هو الذى ينزّل على عبده . .. ليخرجكم من الظلمت إلى النور
واژه «ظلمات»، استعاره از گمراهى و واژه «نور» استعاره از هدايت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جمعه - 62 - 2 - 5،10
5 - برانگيخته شدن رسول اكرم (صلی الله علیه و آله) از ميان غير اهل كتاب ، براى هدايت خلق از سوى خداوند ، جلوه اى از عزّت و حكمت خداوند
العزيز الحكيم . هو الذى بعث فى الأُمّيّن رسولاً منهم
كلمه «اُمّيين» در قرآن، در مقابل اهل كتاب نيز به كار رفته است. برداشت بالا بر پايه اين احتمال است.
10 - هدف بعثت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، هدايت مردم و بيرون آوردن آنان از گمراهى ها است .
يتلوا عليهم . .. و إن كانوا من قبل لفى ضلل مبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جن - 72 - 23 - 2
2 - رساندن پيام هاى خداوند به انسان ها ، از اهداف پيامبر (صلی الله علیه و آله)
إلاّ بلغًا من اللّه و رسل-ته
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تحريم - 66 - 10 - 5
5 - بنده صالح و شايسته بودن ، مايه اصلى رسيدن پيامبران ( نوح ، لوط و . . . ) به مقام نبوّت
عبدين من عبادنا صلحين
توصيف حضرت نوح و لوط(ع)، به صفت «عبدصالح» - در ميان ديگر اوصاف والاى انسانى و الهى آنان - گوياى مطلب ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 24 - 2
2 - رسالت الهى ، مرتبتى غير قابل دستيابى براى بشر در ديدگاه قوم ثمود
فقالوا أبشرًا منّا وحدًا نتّبعه
برداشت ياد شده در صورتى است كه گفتار قوم ثمود و انكار آنان، صرفاً جنبه بهانه جويى نداشته; بلكه ريشه در باورهاى آنان داشته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 73 - 19
19 - قوم ثمود ، بر خلاف قوم نوح و هود ، منكر وحى و رسالت و پيامبرى فردى از بشر نبودند .
و إلى ثمود أخاهم صلحاً
نيامدن جمله اى همانند «أو عجبتم أن جاءكم . .. » در داستان صالح، به خلاف ذكر آن جمله در داستان نوح و هود (آيه 63 و 69) دلالت بر اين دارد كه قوم صالح، وحى و رسالت و پيامبرى فردى از بشر را امرى مستبعد نمى شمردند و آن را انكار نمى كردند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 77 - 6
6 - قوم ثمود ، پيامبرى و بعثت انسانهايى را از جانب خدا ناممكن نمى شمردند .
إن كنت من المرسلين
جمع آوردن كلمه «المرسلين»، اشاره به آن دارد كه قوم ثمود پذيرفته بودند كه انسانهايى از جانب خدا به پيامبرى مبعوث
مى شوند، ولى درباره رسالت حضرت صالح(ع) شك و ترديد مى كردند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 75 - 11
11 - تلاش تبليغاتى كفرپيشگان قوم ثمود براى ايجاد شك در رسالت صالح ، تلاشى بى ثمر بود .
قالوا إنا بما ارسل به مؤمنون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 69 - 1،2
1 - بعثت فردى از بشر براى رسالت ، شگفت آور و نامعقول در ديدگاه قوم هود
أو عجبتم أن جاءكم ذكر من ربكم على رجل منكم
2 - قوم عاد به دليل نامعقول شمردن پيامبرى براى فردى از بشر ، رسالت هود را انكار كردند .
إنا لنريك فى سفاهة . .. أو عجبتم أن جاءكم ذكر من ربكم على رجل منكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 73 - 19
19 - قوم ثمود ، بر خلاف قوم نوح و هود ، منكر وحى و رسالت و پيامبرى فردى از بشر نبودند .
و إلى ثمود أخاهم صلحاً
نيامدن جمله اى همانند «أو عجبتم أن جاءكم . .. » در داستان صالح، به خلاف ذكر آن جمله در داستان نوح و هود (آيه 63 و 69) دلالت بر اين دارد كه قوم صالح، وحى و رسالت و پيامبرى فردى از بشر را امرى مستبعد نمى شمردند و آن را انكار نمى كردند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 69 - 3
3 - ادعاى پيامبرى از سوى هود ( ع ) ، نشانه سفاهت وى در پندار قوم عاد
إنا لنريك فى سفاهة . .. أو عجبتم أن جاءكم ذكر من ربكم على رجل منكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 70 - 2
2 - قوم عاد ، رسالت هود را از سوى خداوند ، براى دعوت به توحيد و مبارزه با شرك باور نداشتند .
أجئتنا لنعبد اللّه وحده
استفهام در جمله «أجئتنا . .. » استفهام انكارى ابطالى است. يعنى دلالت مى كند كه آنچه مورد استفهام واقع شده (مأموريت هود براى دعوت به يكتاپرستى)، بى اساس است و مدعى آن (حضرت هود) دروغگوست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 63 - 5
5 - ادعاى پيامبرى ، نشانه گمراهى نوح در پندار ناصواب قوم وى
يقوم ليس بى ضللة . .. أو عجبتم أن جاءكم ذكر من ربكم على رجل منكم
جمله «أو عجبتم . .. » عطف بر «ليس بى ضللة» است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 73 - 19
19 - قوم ثمود ، بر خلاف قوم نوح و هود ، منكر وحى و رسالت و پيامبرى فردى از بشر نبودند .
و إلى ثمود أخاهم صلحاً
نيامدن جمله اى همانند «أو عجبتم أن جاءكم . .. » در داستان صالح، به خلاف ذكر آن جمله در داستان نوح و هود (آيه 63 و 69) دلالت بر اين دارد كه قوم صالح، وحى و رسالت و پيامبرى فردى از بشر را امرى مستبعد نمى شمردند و آن را انكار نمى كردند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 27 - 3
3- بشر بودن نوح ( ع ) ، بهانه و دستاويز كفرپيشگان براى انكار پيامبرى و رسالت آن حضرت
فقال الملأ . .. ما نريك إلاّ بشرًا مثلنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 71 - 6
6 - نبوّت حضرت نوح ( ع ) و نزول آيات الهى بر او براى قومش امرى دشوار و باور نكردنى بود .
يقوم إن كان كبر عليكم مقامى و تذكيرى بأيت اللّه
جمله «فكذبوه» در دو آيه بعد (73) دلالت مى كند بر اينكه موضوع مورد بحث، نبوت و رسالت حضرت نوح (ع) است و
حضرت در مقام تحدى و اثبات اين ادعاست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 6 - 5
5- نزول وحى از جانب خداوند بر بشر ، امرى غير قابل قبول و به دور از عقل و خرد و در حد ديوانگى در بينش كافران مكه
قالوا يأيها الذى نزّل عليه الذّكر إنك لمجنون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 8 - 4
4 - داشتن ثروتى بى نياز كننده از هرگونه داد و ستد با مردم ، و تأمين شدن نياز هاى مادى از سوى خداوند و يا داشتن بوستانى پر ثمر ، نشانه درستى ادعا پيامبرى در ديدگاه كافران
أو يلقى إليه كنز أو تكون له جنّة يأكل منها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 9 - 4
4 - كافران، مدعى عدم شايستگى بشر براى احراز مقام رسالت و اختصاص آن به فرشتگان
و لو جعلنه ملكا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 9 - 11
11 - كافران به رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله)، حق پوش و مغالطه كارند.
و للبسنا عليهم ما يلبسون
«يلبسون»، فعل مضارع و بيانگر استمرار تلبيس كافران است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 9 - 4
4 - كافران، مدعى عدم شايستگى بشر براى احراز مقام رسالت و اختصاص آن به فرشتگان
و لو جعلنه ملكا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 77 - 5
5 - قوم ثمود ، ناباور به رسالت حضرت صالح ( ع )
إن كنت من المرسلين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 47 - 2
2 - مرگ و نابودى ، كيفر قطعى و رهايى ناپذير گناه دروغ بستن بر خدا و ادعاى دروغين نبوت
فما منكم من أحد عنه حجزين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 19 - 5،27
5 - خداوند، بزرگترين گواه رسالت پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) در برابر منكران است.
قل أى شىء أكبر شهدة قل اللّه شهيد بينى و بينكم
با توجه به اين حقيقت كه نزاع بين پيامبر(صلی الله علیه و آله) و مشركان، نزاع شخصى نبوده، بلكه اختلاف بر سر درستى ادعاى پيامبر(صلی الله علیه و آله) به نزول وحى بر ايشان بوده است.
27 - عن أبى جعفر(ع) فى قوله: «قل أى شىء أكبر شهادة قل اللّه شهيد بينى و بينكم» و ذلك ان مشركى أهل مكة قالوا: يا محمّد ما وجد اللّه رسولا يرسله غيرك؟ ما نرى أحداً يصدقك بالذى تقول . .. قتأتينا من يشهد إنك رسول اللّه؟ قال رسول اللّه(صلی الله علیه و آله): «اللّه شهيد بينى و بينكم ... ».
از امام باقر(ع) درباره آيه «قل أى شىء أكبر شهادة . .. » روايت شده است كه مشركان مكه به حضرت محمّد(صلی الله علیه و آله) گفتند: خداوند رسولى غير از تو نيافت كه بفرستد؟ كسى را نمى بينيم درباره آنچه مى گويى تو را تصديق كند ... پس كسى كه به رسالت تو گواهى دهد، براى ما مى آورى؟ رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود: خداوند بين من و شما گواه است ... .
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 111 - 4
4 - لجاجت پيشگان، حتى در صورت سخن گفتن مردگان با ايشان و شهادت بر رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله)، ايمان نمى آورند.
و لو أننا . .. و كلمهم الموتى ... ما كانوا ليؤمنوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 38 - 4
4 - قرآن ، معجزه جاودان حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) و گواه صدق نبوت آن حضرت
أم يقولون افتريه قل فأتوا بسورة مثله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 43 - 5
5- خداوند خود گواهى دهنده به حقانيت رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و الهى بودن بعثت او
كفى بالله شهيدًا بينى و بينكم
«بالله» فاعل براى «كفى» است و حرف «باء» در آن به اصطلاح زايده و دلالت بر تأكيد انتساب فعل به فاعل دارد. قابل ذكر است كه گواهى هاى خداوند بر رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) بسيار است و آن آيات گوناگون و متعددى است كه در آنها تصريح شده كه او فرستاده اى از ناحيه خداوند است. و چون قرآن معجزه است و الهى بودن آن براى حق جويان امرى روشن مى باشد، شهادت خداوند به رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) ثابت مى شود و جمله «كفى بالله ...» برهانى تام خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 52 - 8
8 - احاطه علمى خداوند بر موجودات جهان ، دليل كفايت گواهى او براى حقانيت نبوت پيامبر (صلی الله علیه و آله) است .
قل كفى باللّه بينى و بينكم شهيدًا يعلم ما فى السموت و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - منافقون - 63 - 1 - 7
7 - گواهى أكيد خداوند ، به صدق رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله)
و اللّه يعلم إنّك لرسوله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 14 - 3،13
3 - نوح ( ع ) به مدت نهصدوپنجاه سال ، در ميان قوم خود ، عهده دار پيامبرى بود .
و لقد أرسلنا نوحًا . .. فلبث فيهم ألف سنة إلاّ خمسين عامًا
13 - « عن أبى عبداللّه ( ع ) قال : « عاش نوح ألفى سنة و ثلاث مائة سنة . منها ثمانمائة و خمسين سنة ، قبل أن يبعث و
ألف سنة إلاّ خمسين عاماً و هو فى قومه يدعوهم و خمس مائة عام بعد ما نزل من السفينة . . . ;
از امام صادق(ع) روايت شده كه نوح(ع)، دو هزار و سيصد سال عمر كرد. كه هشتصد و پنجاه سال آن، پيش از بعثت او بود و نهصدوپنجاه سال، دورانى بود كه در ميان قوم خود مشغول دعوت آنها بود و پانصد سال نيز، بعد از آنكه از كشتى پياده شد، (زندگانى كرد)... .»
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 15 - 5
5 - مدت رسالت نهصدوپنجاه ساله نوح ( ع ) در ميان قوم اش ، تنها ، مربوط به زمان قبل از طوفان است .
و لقد أرسلنا نوحًا إلى قومه فلبث فيهم . .. فأخذهم الطوفان ... فأنجينه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 93 - 5،9
5 - مدعيان دروغى نزول وحى بر خود (متنبيان) ظالمترين مردمانند.
و من أظلم . .. أو قال أوحى إلىّ و لم يوح إليه شىء
9 - ادعاى عدم نزول وحى، به دروغ مدعى نبوت شدن و ادعاى آوردن مانند براى قرآن، از روشهاى مخالفان براى مبارزه با اسلام و پيامبر(صلی الله علیه و آله) بود.
ما أنزل الله على بشر . .. افترى على الله كذبا أو قال أوحى إلىّ ... سأنزل مثل ما
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 38 - 13
13- توانايى به ارائه هر گونه معجزه و در هر زمان ، از شرايط پيامبرى در ديدگاه ناصواب مردم عصر بعثت
و لقد أرسلنا رسلاً . .. و ما كان لرسول أن يأتى بأية إلاّ بإذن الله لكل أجل كتاب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 38 - 7
7- مردم عصر بعثت ، پيامبرىِ فردى از افراد بشر را امرى بعيد مى شمردند .
و لقد أرسلنا رسلاً من قبلك و جعلنا لهم أزوجًا و ذريّة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 38 - 7
7- مشركان مكه ، مبعوث شدن انسان زوال پذير را براى نبوت ، قبول نداشتند . *
و أقسموا بالله جهد أيمنهم لايبعث الله من يموت
به قرينه آيات قبل - كه درباره بعثت انبيا و مورد انكار قرار گرفتن آن از سوى مشركان بود - احتمال دارد مراد آيه نكته ياد شده باشد; يعنى، منظور از «يبعث» برانگيختن براى نبوت باشد نه حشر اخروى.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 43 - 5
5- مشركان مكه ، نزول وحى به انسان را قبول نداشتند .
و ما أرسلنا من قبلك إلاّ رجالاً نوحى إليهم
آيه درصدد تعريض به مشركان و جواب گويى به آنان است كه طبق قرينه ها و آيات ديگر قرآن كريم (سوره يونس ، آيه 2) آنها مبعوث شدن انسان را از جانب خداوند براى پيامبرى قبول نداشتند. فعل «نوحى» در آيه قرينه و نشانه اى است بر نكته فوق.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 94 - 9
9- اصل وجود خدا و نياز به رسالت ، امرى پذيرفته شده حتى در بينش مشركان
أبعث الله بشرًا رسولاً
از اينكه مشركان به جاى انكار اصل رسالت به استبعاد نبوت بشر پرداختند، مى توان استفاده كرد كه اصل رسالت و نبوت براى آنان، امرى محرز بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 9 - 12
12 - خداوند حق پوشان و مغالطه كاران در رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) را در گمراهى رها مى كند.
و للبسنا عليهم ما يلبسون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 124 - 8
8 - امامت ، مقامى برتر از نبوت *
و إذ ابتلى إبرهيم ربه بكلمت فاتمهن قال إنى جاعلك للناس إماماً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 9 - 4،5،8
4 - كافران، مدعى عدم شايستگى بشر براى احراز مقام رسالت و اختصاص آن به فرشتگان
و لو جعلنه ملكا
5 - خداوند، جز از جنس بشر، پيامبرى براى آدميان قرار نخواهد داد.
و لو جعلنه ملكا لجعلنه رجلا
8 - خداوند، فرشتگان را براى آدميان به پيامبرى برنمى گزيند.
و لو جعلنه ملكا لجعلنه رجلا
حرف «لو» در مواردى به كار مى رود كه شرط، امرى ممتنع و غيرعملى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 89 - 5
5 - خداوند عطا كننده كتاب و منصب قضاوت و نبوت به پيامبران است.
أولئك الذين ءاتينهم الكتب و الحكم و النبوة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 142 - 13
13 - امامت و پيشوايى بر امت ها ، منصبى غير از نبوت و رسالت است .
و قال موسى لأخيه هرون اخلفنى فى قومى
جمله «اخلفنى فى قومى» مى رساند كه موسى(ع) رسماً هارون را به امامت و رهبرى بنى اسرائيل منصوب كرد. اگر پيامبرى با امامت و رهبرى تفاوتى نداشت نيازى نبود كه موسى(ع) هارون را - كه از پيامبران بود - به امامت منصوب كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 31 - 5
5- بشر ، شايسته دستيابى به مقام رسالت و پيامبرى است .
و لاأقول إنى ملك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 63 - 7
7- مقام نبوت ، رحمت خاص خداوند به پيامبران است .
و ءاتنى منه رحمة
نكره آوردن «رحمة» دلالت بر عظمت آن دارد كه در برداشت از آن به رحمت خاص تعبير شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 11 - 5
5- انبياى الهى ، برگزيدگى خويش را از سوى خداوند به مقام پيامبرى ، نعمتى بزرگ از سوى او بر خود مى دانستند .
و لكنّ الله يمنّ على من يشاء من عباده
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 49 - 7
7- نبوت ، مقامى انتصابى از ناحيه خداوند
و كلاًّ جعلنا نبيًّا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 10 - 3
3- درخواست علامت از خدا براى اطمينان فزون تر ، با مقام پيامبرى سازگار است .
قال ربّ اجعل لى ءاية قال ءايتك ألاّ تكلّم الناس
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 105 - 4
4 - قوم نوح ، منكر حقيقتى به نام رسالت
كذّبت قوم نوح المرسلين
برداشت ياد شده بدان احتمال است كه جمع آمدن واژه «المرسلين» از آن جهت باشد كه قوم نوح، اصولاً حقيقتى به عنوان رسالت را قبول نداشتند و اين به معناى انكار همه رسولان الهى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 123 - 4
4 - قوم عاد ، منكر حقيقتى به نام رسالت
كذّبت عاد المرسلين
برداشت ياد شده بدان احتمال است كه قوم عاد اصولاً حقيقتى به عنوان رسالت را قبول نداشتند. بديهى است كه اين امر، به منزله انكار همه پيامبران الهى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 141 - 4
4 - ثموديان ، منكر حقيقتى به نام رسالت
كذّبت ثمود المرسلين
برداشت ياد شده بدان احتمال است كه نسبت دادن تكذيب همه فرستادگان الهى به ثمود، از آن جهت باشد كه آنان اصولاً حقيقتى به نام «رسالت» را قبول نداشتند و اين به منزله انكار همه رسولان الهى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 160 - 4
4 - قوم لوط ، منكر حقيقتى به نام رسالت
كذّبت قوم لوط المرسلين
برداشت ياد شده بدان احتمال است كه جمع آمدن واژه «المرسلين» از آن جهت باشد كه قوم لوط، اصولاً حقيقتى به نام رسالت را قبول نداشتند و اين به منزله انكار همه رسولان بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 176 - 4
4 - اصحاب ايكه ، منكر حقيقتى به نام رسالت
كذّب أصحب ليكة المرسلين
برداشت ياد شده بدان احتمال است كه نسبت دادن تكذيب همه رسولان به اصحاب ايكه، از آن جهت باشد كه آنان اصولاً حقيقتى به عنوان «رسالت» را قبول نداشتند و اين امر به منزله انكار همه رسولان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 36 - 6،7
6 - فرعونيان ، مدعى بى سابقه بودن مسأله نبوت در تاريخ گذشته آنان
و ما سمعنا بهذا فى ءابائنا الأوّلين
7 - ديرينه نداشتن موضوع نبوت در تاريخ گذشته مصر ، دستاويز فرعونيان براى انكار رسالت موسى ( ع )
و ما سمعنا بهذا فى ءابائنا الأوّلين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 9 - 1
1 - قوم نوح ، نمونه اى عبرت انگيز از اقوام تكذيب كننده وحى و رسالت در طول تاريخ
من الأنباء ما فيه مزدجر . .. كذّبت قبلهم قوم نوح
با توجه به ارتباط اين آيه با آيه «من أنباء ما فيه مزدجر»، استفاده مى شود كه بيان كفر قوم نوح، از جمله اخبار هشداردهنده قرآن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 91 - 1،6،23
1 - كسانى كه نزول وحى بر بشر و رسالت يافتن او را انكار مى كنند، خداوند را، آن گونه كه هست، نشناخته اند.
و ما قدروا الله حق قدره إذ قالوا ما أنزل الله على بشر
6 - گفتار يهود زمان پيامبر(صلی الله علیه و آله) مبنى بر نازل نشدن وحى بر بشر، در تناقض با عقيده آنان در مورد نبوت موسى(ع) و نزول وحى بر آن حضرت بود.
إذ قالوا ما أنزل الله على بشر من شىء قل من أنزل الكتب الذى جاء به موسى
23 - نزول تورات دليلى بر امكان نزول وحى بر پيامبر(صلی الله علیه و آله) و گواهى بر بطلان پندار منكران نزول وحى بر بشر است.
إذ قالوا ما أنزل الله على بشر . .. قل من أنزل الكتب ... قل الله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 27 - 2
2- سران كفرپيشه قوم نوح ، بشر را شايسته رسالت نمى پنداشتند .
فقال الملأ . .. ما نريك إلاّ بشرًا مثلنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 38 - 7
7- مشركان مكه ، مبعوث شدن انسان زوال پذير را براى نبوت ، قبول نداشتند . *
و أقسموا بالله جهد أيمنهم لايبعث الله من يموت
به قرينه آيات قبل - كه درباره بعثت انبيا و مورد انكار قرار گرفتن آن از سوى مشركان بود - احتمال دارد مراد آيه نكته ياد شده باشد; يعنى، منظور از «يبعث» برانگيختن براى نبوت باشد نه حشر اخروى.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 94 - 1
1- مشركان مكه ، برگزيده شدن نوع بشر براى پيامبرى را منكر بودند و آن را امرى امكان ناپذير و ناشدنى تلقى مى كردند .
و ما منع الناس . .. إلاّ أن قالوا أبعث الله بشرًا رسولاً
«ال» در «الناس» عهد است و با توجه به آيات سابق مراد از آن، مشركان مكه هستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 3 - 10
10- ناسازگارى بشر بودن با دستيابى به مقام نبوت ، از ديدگاه مشركان
هل هذا إلاّبشر مثلكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 7 - 2
2- منافات داشتن پيامبرى با بشر بودن ، پندار باطل مشركان
هل هذا إلاّبشر مثلكم . .. ما أرسلنا قبلك إلاّرجالاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 24 - 7
7 - اعتقاد اشراف قوم نوح ، به عدم صلاحيت بشر براى رسالت الهى
فقال الملؤا . .. ما هذا إلاّ بشر مثلكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 47 - 1
1 - فرعون و اشراف دربار او ، منكر صلاحيت بشر براى دستيابى به مقام رسالت الهى
فقالوا أنؤمن لبشرين مثلنا
همزه در «أنؤمن» براى استفهام انكارى است. «قوم» به معناى طايفه و «عبادة» (مصدر «عابدون») در اين آيه، به معناى خدمت گذارى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 7 - 4
4 - در پندار مشركان ، بشر بودن و همچون مردم عادى زيستن ، ناسازگار با رسيدن به مقام نبوت و دريافت وحى از جانب خداوند
مالِ هذا الرسول يأكل الطعام و يمشى فى الأسواق
برداشت فوق، از اسم استفهام «ما» - كه در اين جا براى اظهار تعجب است - استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 186 - 2
2 - بشر بودن ، مانع رسالت و پيامبرى در ديد مردم اَيكه
و ما أنت إلاّ بشر مثلنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 15 - 2،3
2 - مردم انطاكيه ، مسؤوليت پيامبرى را در شأن انسان نمى دانستند و او را شايسته تلقى وحى از جانب خداوند نمى انگاشتند .
قالوا ما أنتم إلاّ بشر مثلنا
برداشت ياد شده از آن جا است كه آيه شريفه، در مقام بيان علل و انگيزه هاى تكذيب رسولان الهى از جانب مردم است; همان طور كه به اين نكته در ذيل آيه تصريح شده است: «ما أنزل الرحمان من شىء إن أنتم إلاّ تكذبون».
3 - انسان بودن ، دليل رد رسالت رسولان و نادرستى ادعا هاى آنان ، در ديدگاه مردم انطاكيه
قالوا ما أنتم إلاّ بشر مثلنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 93 - 9
9- مشركان مكه ، نسبت به آسمانى بودن قرآن و رسالت الهى پيامبر (صلی الله علیه و آله) بى اعتقاد بودند .
أو ترقى فى السّماء و لن نؤمن لرقيّك حتى تنزّل علينا كتبًا نقرؤه
از اينكه آنان، نامه و كتابى را از پيامبر(صلی الله علیه و آله) خواستند كه خود از آسمان آورده باشد، حكايت از آن دارد كه: قرآن را -كه به صورت وحى بر آن حضرت نازل مى شده است - قبول نداشتند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 56 - 2،3
2 - فرعون ، معجزات ارائه شده از جانب موسى ( ع ) را تكذيب كرد و منكر دلالت آنها بر رسالت او شد .
و لقد أرينه ءايتنا كلّها فكذّب
3 - فرعون ، على رغم مشاهده تمامى معجزات و آيات موسى ( ع ) ، از پذيرفتن رسالت او امتناع كرد .
و لقد أرينه ءايتنا كلّها فكذّب و أبى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 61 - 2
2 - شرك و سِحر خواندن معجزات موسى و ادعاى آوردن همانند براى آن و تكذيب رسالت الهى آن حضرت ، از جمله افترا هاى فرعونيان به خداوند بود .
لاتفتروا على اللّه كذبًا
با توجه به آيات پيشين كه مشتمل بر بيان توحيد از زبان موسى(ع) و نيز ارائه معجزات، و عكس العمل فرعون در سحر خواندن آنها بود، مى توان به مواردى از افتراهاى فرعونيان اشاره كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 91 - 2
2- توانايى مادى و امكانات سرشار دنيوى ، ملاك پيامبرى و پيشوايى در ديد مشركان مكه
لن نؤمن لك حتى . .. تكون لك جنّة من نخيل و عنب
برداشت فوق مبتنى بر اين احتمال است كه خواسته مشركان مكه، داشتن مال، مكنت و باغ بوده است نه معجزه اقتراحى.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 95 - 4
4- در نظر مشركان تنها ملائكه ، شايسته رسالت و پيامبرى بودند .
قالوا أبعث الله بشرًا رسولاً. قل لو كان فى الأرض ملئكة ... لنزّلنا عليهم من الس
از پاسخ خداوند در قبال اعجاب مشركان و از گفته آنان (أبعث الله بشراً رسولاً) استفاده مى شود كه آنان، توقع داشتند كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) از جنس ملائكه باشد نه از جنس بشر.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 24 - 2
2 - رسالت الهى ، مرتبتى غير قابل دستيابى براى بشر در ديدگاه قوم ثمود
فقالوا أبشرًا منّا وحدًا نتّبعه
برداشت ياد شده در صورتى است كه گفتار قوم ثمود و انكار آنان، صرفاً جنبه بهانه جويى نداشته; بلكه ريشه در باورهاى آنان داشته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 25 - 3
3 - قوم ثمود ، براساس ملاك هاى مادى خود ، معتقد به وجود افرادى شايسته تر از صالح ( ع ) براى پيامبرى
أءلقى الذكر عليه من بيننا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 29 - 2
2 - اهل كتاب ، بر اين باور بودند كه آنان تنها قوم صاحب فضيلت و شايسته نبوت اند .
لئلاّيعلم أهل الكتب ألاّيقدرون على شىء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تغابن - 64 - 6 - 5
5 - در بينش كافران ، بشر شايسته مقام پيامبرى ، واسطه ارتباط ميان خدا و خلق و هادى براى انسان ها نيست .
فقالوا أبشر يهدوننا فكفروا و تولّوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 31 - 4
4- فرشته بودن ، از شرايط احراز مقام نبوت و پيامبرى نيست .
و لاأقول إنى ملك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 11 - 6
6- رسيدن به مقام نبوت منوط به مشيت الهى است .
و لكنّ الله يمنّ على من يشاء من عباده
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 30 - 6
6- اعطاى كتاب آسمانى و مقام نبوت ، به دست خداوند است .
ءاتينى الكتب و جعلنى نبيًّا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 49 - 7
7- نبوت ، مقامى انتصابى از ناحيه خداوند
و كلاًّ جعلنا نبيًّا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 16 - 5
5 - فرستادن رسولان ، برخاسته از مقام ربوبيت و پروردگارى خداوند
فقولا إنّا رسول ربّ العلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 21 - 6
6 - دريافت حكمت الهى و نيل به مقام رسالت ، موهبتى خدا دادى است ، نه اكتسابى .
فوهب لى ربّى حكمًا و جعلنى من المرسلين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 9 - 2،5
2 - مقام نبوت ، موهبت خداوند و جلوه اى از رحمت او است .
أم عندهم خزائن رحمة ربّك
مفسران بر اين عقيده اند كه آيه شريفه، درصدد پاسخ گفتن به كافران معترض به انتخاب پيامبراسلام براى رسالت است. ازاين رو مقصود از «رحمت» مى تواند مقام نبوت و رسالت باشد.
5 - برگزيدن انسانى از ميان توده هاى مردم براى دريافت وحى و رسيدن به پيامبرى ، مقتضاى ربوبيت خداوند است .
أم عندهم خزائن رحمة ربّك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 32 - 15
15 - نبوت و رسالت ، تبلور رحمت الهى بر انسان ها
لولا نزّل . .. أهم يقسمون رحمت ربّك ... و رحمت ربّك خير ممّايجمعون
از آن جا كه آيات پيشين در مورد رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) بوده است، معلوم مى شود كه مراد از «رحمت ربّك» نبوت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 60 - 8
8 - نبوت و رسالت ، امرى برخاسته از مشيت و اراده خداوند است .
و لو نشاء لجعلنا منكم ملئكة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قلم - 68 - 50 - 3
3 - برگزيدن افرادى از ميان مردم به رسالت و پيامبرى ، مقتضاى ربوبيت خداوند است .
فاجتبيه ربّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 18 - 9
9 - حضرت ابراهيم ( ع ) ، پيامبرى از جانب خداوند بود .
و ما على الرسول إلاّ البلغ المبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 90 - 10
10 - خداوند ، بر اساس مشيت خويش ، پيامبران را به پيامبرى بر مى گزيند و انتخاب مى كند .
أن ينزل اللّه من فضله على من يشاء من عباده
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 10 - 9
9 - امور طبيعى ، مجراى عملى شدن اراده خداوند در باره اعطاى رسالت به پيامبران است .
إذ رءا نارًا . .. لعلّى ءاتيكم منها بقبس
كشاندن موسى(ع) به كوه طور - كه از آيات بعد استفاده مى شود - با فراهم آوردن مقدماتى طبيعى (از قبيل گم كردن راه، احساس نياز به آتش و. ..)، گوياى نكته مذكور است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 134 - 9
9 - اتمام حجت و فرستادن پيامبران براى ابلاغ آيات الهى ، مقتضاى ربوبيت الهى است .
ربّنا لولا أرسلت إلينا رسولاً فنتّبع ءايتك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 28 - 13
13 - ربوبيت الهى ، مقتضى فرستادن رسول و ارائه دين به بشر ، همراه با دليل و برهان روشن و اثباتگر
و قد جاءكم بالبيّنت من ربّكم
برداشت ياد شده از آمدن قيد «من ربّكم» استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 4 - 2
2 - وحى و بعثت پيامبران ، مقتضاى مالكيت و ربوبيت بى شريك خدا بر جهان و انسان
كذلك يوحى إليك . .. له ما فى السموت و ما فى الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 7 - 1
1- فرستنده قرآن و رسولان ، همان پروردگار يگانه آسمان ها و زمين و موجودات است .
إنّا أنزلنه . .. إنّا كنّا مرسلين ... ربّ السموت و الأرض و ما بينهما
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 37 - 2
2 - يگانه مالك گنجينه هاى وجود ، داراى اختيار در اعطاى رسالت به برگزيدگان خود
أم عندهم خزائن ربّك
از ارتباط آيات - كه در زمينه اثبات حقانيت رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) و رد منكران آن است - مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 20 - 13
13 - انتخاب پيامبران از ميان انسان ها و با ويژگى هاى انسانى ، برخاسته از بصيرت و بينايى همه جانبه خداوند بر احوال و نياز هاى انسان ها
و ما أرسلنا قبلك من المرسلين إلاّإنّهم ليأكلون الطعام . .. و كان ربّك بصيرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 32 - 17
17 - دستيابى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به منصب رسالت در پرتو برخوردارى آن حضرت از ربوبيت ويژه الهى
و رحمت ربّك خير ممّا يجمعون
اضافه «ربّ» به كاف خطاب گوياى برداشت ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 28 - 1
1- خداوند ، فرستنده رسول خويش ( محمد (صلی الله علیه و آله) ) ، با دو ارمغانِ هدايت و دين حق
هو الذى أرسل رسوله بالهدى و دين الحقّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 70 - 2
2 - قوم عاد ، رسالت هود را از سوى خداوند ، براى دعوت به توحيد و مبارزه با شرك باور نداشتند .
أجئتنا لنعبد اللّه وحده
استفهام در جمله «أجئتنا . .. » استفهام انكارى ابطالى است. يعنى دلالت مى كند كه آنچه مورد استفهام واقع شده (مأموريت هود براى دعوت به يكتاپرستى)، بى اساس است و مدعى آن (حضرت هود) دروغگوست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 48 - 4
4 - در صورتى كه پيامبر (صلی الله علیه و آله) دانش خواندن و نوشتن داشت ، باطل انديشان ، درباره نبوت او ، به ترديد مى افتادند .
و ما كنت تتلوا من قبله . .. إذًا لاَرتاب المبطلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 69 - 5
5 - مشخص نبودن پيشنيه زندگى شخص ، مانع از پذيرش ادعاى او در رابطه با نبوت و وحى
أم لم يعرفوا رسولهم فهم له منكرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 22 - 10
10- نيكوكارى يوسف ( ع ) ، مايه رسيدن او به مقام نبوت بود .
ءاتينه حكمًا و علمًا و كذلك نجزى المحسنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 14 - 5
5 - موسى ( ع ) پيش از نبوت و دريافت وحى نيز ، عارف به خداوند و پذيراى ربوبيت او بود .
إنّى أنا ربّك . .. إنّنى أنا اللّه لا إله إلاّ أنا
دو جمله «إنّى أنا ربّك» و «إنّنى أنا اللّه» حكايت از آن دارد كه موسى(ع) قبلاً اين نام ها را مى شناخته و بدان اعتقاد داشته است و در كوه طور به تطبيق «ربّ» و «اللّه» بر صاحب صدا پى برد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 35 - 8
8 - نذر مخلصانه همسر عمران ، زمينه برگزيدن آل عمران براى نبوّت از سوى خداوند
انّ اللّه اصطفى . .. ال عمران ... اذ قالت امرات عمران ربّ انّى نذرت لك
«اذ» متعلّق به «اصطفى» است; يعنى آنگاه خداوند آل عمران را برگزيد كه همسر عمران، نذرى مخلصانه كرد. و اخلاص، از «لك» استفاده شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 124 - 7
7 - رسيدن ابراهيم ( ع ) به مقام امامت ، پس از احراز مقام نبوت بوده است .
قال إنى جاعلك للناس إماماً
«من ذريتى» دلالت مى كند كه: ابراهيم(ع) آن هنگام كه به مقام امامت رسيد، داراى فرزند بوده است و قطعاً ابراهيم(ع) پيش از آن كه داراى فرزند شود، به مقام نبوت رسيده بود. بنابراين، نبوت او پيش از امامتش بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 84 - 2
2 - ابرهيم ، اسماعيل ، اسحاق ، يعقوب و فرزندانش ، از انبيا و دريافت كنندگان وحى از جانب خداوند
و ما انزل على ابراهيم . .. و الاسباط
چون «الاسباط» - به معناى نوه ها - پس از يعقوب ذكر شده است، به نظر مى رسد منظور از آن، فرزندان يعقوب باشند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 163 - 4
4 - ابراهيم ، اسماعيل ، اسحاق ، يعقوب ، عيسى ، ايوب ، يونس ، هارون و سليمان عليهم السلام از پيامبران پس از نوح ( ع ) و مخاطب وحى
و أوحينا إلى إبرهيم . .. و سليمن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 89 - 2
2 - نوح، ابراهيم، اسحاق، يعقوب، داوود، يوسف، موسى و هارون(ع) بهره مند از تعاليم آسمانى (كتاب) و داراى منصب قضاوت و مقام نبوت بودند.
أولئك الذين ءاتينهم الكتب و الحكم و النبوة
«أولئك» اشاره به انبياى مذكور در آيات قبل است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 38 - 6
6- ابراهيم ، اسحاق و يعقوب ( ع ) ، پيامبرانى شناخته شده براى مردم مصر
واتبعت ملّة ءاباءِى إبرهيم و إسحق و يعقوب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 41 - 5
5- حضرت ابراهيم ( ع ) از صدّيقان و از پيامبران الهى بود .
واذكر فى الكتب إبرهيم إنّه كان صدّيقًا نبيًّا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 42 - 4
4- گفت وگوى ابراهيم ( ع ) با آزر ، در زمان نبوت آن حضرت بوده است . *
إنّه كان صدّيقًا نبيًّا . إذ قال لأبيه
در باره «إذ قال . ..» چندين احتمال ادبى وجود دارد. 1- بدل براى «ابراهيم» باشد كه دراين صورت حكم مفعولٌ به براى «اذكر» در آيه قبل را دارد. 2- ظرف براى «كان» و يا «نبيّاً» باشد. برداشت فوق بر احتمال دوم مبتنى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 73 - 10
10- ابراهيم ، اسحاق و يعقوب ( ع ) ، پيامبرانى كه از سوى خداوند به آنان وحى مى شد .
و أوحينا إليهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 43 - 1
1 - ابراهيم و لوط ( ع ) ، از پيامبران الهى
و قوم إبرهيم و قوم لوط
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 35 - 20
20- « سماعة بن مهران قال : قلت لأبى عبداللّه ( ع ) قول اللّه عزّوجلّ « فاصبر كما صبر اُولواالعزم من الرسل » فقال : نوح و ابراهيم و موسى و عيسى و محمد (صلی الله علیه و آله) . . . ;
سماعة بن مهران مى گويد: از امام صادق(ع) درباره آيه «فاصبر كما صبر اُولواالعزم من الرسل» سؤال كردم، حضرت فرمود: آنان نوح، ابراهيم، موسى، عيسى (ع) و محمد(صلی الله علیه و آله) هستند. ..».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 26 - 1،2
1 - نوح و ابراهيم ( ع ) ، از رسولان الهى
و لقد أرسلنا نوحًا و إبرهيم
2 - حضرت نوح ( ع ) ، پيش از حضرت ابراهيم ( ع ) مى زيسته است .
و لقد أرسلنا نوحًا و إبرهيم
تقديم ذكرى نوح(ع) در آيه شريفه، مى تواند براى بيان تقدم زمانى آن حضرت بر حضرت ابراهيم(ع) باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 56 - 3
3- حضرت ادريس ( ع ) ، از صدّيقان و داراى مقام نبوت بود .
إنّه كان صدّيقًا نبيًّا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 84 - 2
2 - ابرهيم ، اسماعيل ، اسحاق ، يعقوب و فرزندانش ، از انبيا و دريافت كنندگان وحى از جانب خداوند
و ما انزل على ابراهيم . .. و الاسباط
چون «الاسباط» - به معناى نوه ها - پس از يعقوب ذكر شده است، به نظر مى رسد منظور از آن، فرزندان يعقوب باشند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 163 - 4
4 - ابراهيم ، اسماعيل ، اسحاق ، يعقوب ، عيسى ، ايوب ، يونس ، هارون و سليمان عليهم السلام از پيامبران پس از نوح ( ع ) و مخاطب وحى
و أوحينا إلى إبرهيم . .. و سليمن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 89 - 2
2 - نوح، ابراهيم، اسحاق، يعقوب، داوود، يوسف، موسى و هارون(ع) بهره مند از تعاليم آسمانى (كتاب) و داراى منصب قضاوت و مقام نبوت بودند.
أولئك الذين ءاتينهم الكتب و الحكم و النبوة
«أولئك» اشاره به انبياى مذكور در آيات قبل است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 38 - 5،6
5- اسحاق و يعقوب ( ع ) ، پيامبرانى پيرو شريعت پدرشان ابراهيم ( ع )
واتبعت ملّة ءاباءِى إبرهيم و إسحق و يعقوب
6- ابراهيم ، اسحاق و يعقوب ( ع ) ، پيامبرانى شناخته شده براى مردم مصر
واتبعت ملّة ءاباءِى إبرهيم و إسحق و يعقوب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 49 - 5
5- اسحاق و يعقوب ( ع ) ، فرزندان ابراهيم و از پيامبران الهى بودند .
وهبنا له إسحق و يعقوب و كلاًّ جعلنا نبيًّا
اسحاق(ع)، فرزند ابراهيم(ع) بود، ولى يعقوب(ع) به دليل آيه بيست و هفتم سوره هود (و من وراء إسحاق يعقوب) فرزند اسحاق و نوه ابراهيم(ع) بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 73 - 10
10- ابراهيم ، اسحاق و يعقوب ( ع ) ، پيامبرانى كه از سوى خداوند به آنان وحى مى شد .
و أوحينا إليهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 27 - 3
3 - اسحاق و يعقوب ( ع ) از مقام نبوت و كتاب آسمانى ، برخوردار بودند .
و وهبنا له إسحق و يعقوب و جعلنا فى ذرّيّته النبوّة
از مصداق هاى اتمّ و اكمل ذريه ابراهيم، اسحاق و يعقوب اند كه خداوند به آنها، نبوت و كتاب عطا كرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 112 - 2
2 - اسحاق ( ع ) ( فرزند ابراهيم ( ع ) ) ، از پيامبران الهى
و بشّرنه بإسحق نبيًّا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 84 - 2
2 - ابرهيم ، اسماعيل ، اسحاق ، يعقوب و فرزندانش ، از انبيا و دريافت كنندگان وحى از جانب خداوند
و ما انزل على ابراهيم . .. و الاسباط
چون «الاسباط» - به معناى نوه ها - پس از يعقوب ذكر شده است، به نظر مى رسد منظور از آن، فرزندان يعقوب باشند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 163 - 4
4 - ابراهيم ، اسماعيل ، اسحاق ، يعقوب ، عيسى ، ايوب ، يونس ، هارون و سليمان عليهم السلام از پيامبران پس از نوح ( ع ) و مخاطب وحى
و أوحينا إلى إبرهيم . .. و سليمن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 89 - 3
3 - زكريا، يحيى، عيسى، الياس، اسماعيل، اليسع، يونس و لوط(ع)، بهره مند از تعاليم آسمانى (كتاب) و داراى منصب قضاوت و مقام نبوت بودند.
أولئك الذين ءاتينهم الكتب و الحكم و النبوة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 54 - 5
5- صداقت در وعده ، رسالت و نبوت اسماعيل ( ع ) ، علت گرامى داشت ياد و نام او در قرآن
واذكر فى الكتب إسمعيل إنّه كان صادق الوعد و كان رسولاً نبيًّا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 89 - 3
3 - زكريا، يحيى، عيسى، الياس، اسماعيل، اليسع، يونس و لوط(ع)، بهره مند از تعاليم آسمانى (كتاب) و داراى منصب قضاوت و مقام نبوت بودند.
أولئك الذين ءاتينهم الكتب و الحكم و النبوة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 123 - 1
1 - الياس ( ع ) ، از رسولان الهى
و إنّ إلياس لمن المرسلين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 89 - 3
3 - زكريا، يحيى، عيسى، الياس، اسماعيل، اليسع، يونس و لوط(ع)، بهره مند از تعاليم آسمانى (كتاب) و داراى منصب قضاوت و مقام نبوت بودند.
أولئك الذين ءاتينهم الكتب و الحكم و النبوة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 33 - 8
8 - خداوند با اعطاى علم ، ايمان ، اسم اكبر ، ميراث علم و آثار علم نبوّت به انبيا ، آنان را برگزيده است .
انّ اللّه اصطفى ادم و نوحاً
امام باقر (ع): . .. يا محمّد ... فانّى لم اقطع العلم و الايمان و الاسم الاكبر و ميراث العلم و آثار علم النّبوة ... من بيوتات الانبياء الذين كانوا بينك و بين ابيك آدم و ذلك قول اللّه تبارك و تعالى: «انّ اللّه اصطفى ادم و ... ».
كافى، ج 8، ص 117، ح 92 ; تفسير عياشى، ج 1، ص 168، ح 31.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 49 - 7
7 - معجزه ، وسيله ايجاد و باور به صدق نبوت پيامبران در انسانها
قد جئتكم باية من ربّكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 79 - 9
9 - ناسازگارى مقام نبوّت و دارا بودن كتاب و حكمت ، با دعوت مردم به پرستش خويش
ما كان لبشر . .. ثم يقول للناس كونوا عباداً لى من دون اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 56 - 2
2 - كتب آسمانى ، نبوّت و حكومت پيامبران ، از آيات خداوند
فقد اتينا ال ابرهيم الكتب و الحكمة و اتيناهم ملكاً عظيماً. .. انّ الذين كفروا با
با توجه به آيه 54 مى توان گفت: كتاب، حكمت و ملك عظيم از مصاديق «بآياتنا» است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 164 - 1
1 - حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) پيامبر و فرستاده اى از جانب خدا همانند ديگر پيامبران و فرستادگان خدا
و رسلا قد قصصنهم عليك من قبل و رسلا لم نقصصهم عليك
«رسلا» مفعول براى «ارسلنا»ى مقدر مى باشد، يعنى و ارسلنا رسلا و اين جمله عطف شده به «اوحينا الى . ..» بنابراين در تشبيه با آن شريك است. با اين تفاوت كه لازمه معناى مشبه (انا اوحينا اليك) كه رسالت باشد، اراده شده است ; يعنى اى پيامبر تو رسول ما هستى چنانچه پيامبران پيشين عهده دار رسالت بودند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 165 - 10
10 - فرستادن پيامبران مقتضاى عزتمندى و حكمت خداوند
رسلا مبشرين و منذرين . .. و كان اللّه عزيزاً حكيماً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 89 - 5
5 - خداوند عطا كننده كتاب و منصب قضاوت و نبوت به پيامبران است.
أولئك الذين ءاتينهم الكتب و الحكم و النبوة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 28 - 6
6- مقام نبوت ، رحمت خاص خداوند به پيامبران
و ءاتنى رحمة من عنده
نكره آوردن «رحمة» دلالت بر عظمت دارد و توصيفش به «من عنده» حاكى از ارجمندى آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 88 - 10
10- مقام نبوت ، روزى خاص و نيكوى خداوند به پيامبران است .
و رزقنى منه رزقًا حسنًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 38 - 2
2- رسول اكرم (صلی الله علیه و آله) و ساير پيامبران ، از ناحيه خداوند به رسالت برانگيخته شدند .
و لقد أرسلنا رسلاً من قبلك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 44 - 2
2- تفاوت انبيا با ساير انسان ها ، در دريافت وحى از خدا ، داشتن مقام نبوت و كتاب آسمانى است .
و ما أرسلنا من قبلك إلاّ رجالاً نوحى إليهم . .. بالبيّنت و الزبر
برداشت فوق، بنابراين نكته است كه آيه در ادامه معرفى انبيا باشد بدين صورت كه: آنان از جنس بشر هستند (و ما أرسلنا من قبلك إلاّ رجالاً نوحى إليهم. ..) و به آنان وحى مى شود و....
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 71 - 13
13 - فرستادگان الهى ، با در دست داشتن وحى الهى در قالب عبارت هاى قابل تلاوت در ميان مردم ، مبعوث مى شدند .
ألم يأتكم رسل منكم يتلون عليكم ءايت ربّكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 78 - 1
1 - خداوند ، پيش از بعثت پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) ، رسولانى بسيار فرستاده است .
و لقد أرسلنا رسلاً من قبلك
تنكير «رسلاً» براى بيان تكثير است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 83 - 1
1 - جوامع وامت هاى پيشين ، برخوردار از فرستادگان الهى ، با پيام ها و دلايل روشن
فلمّا جاءتهم رسلهم بالبيّنت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 51 - 7
7 - بعثت رسولان و پيامبران ، يكى از راه هاى گفتوگوى خداوند با انسان ها
أو يرسل رسولاً
برداشت ياد شده بنابراين نكته است كه فرستادن رسول غير از وساطت فرشتگان در ابلاغ وحى بوده و «فيوحى» نظر به ابلاغ وحى داشته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 6 - 2
2 - رسالت پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) ، در ادامه سنت الهى بر بعثت پيامبران
و كم أرسلنا من نبىّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 89 - 4
4 - برخى از پدران و فرزندان و برادران پيامبران پيشين (ابراهيم(ع)، اسحق و . ..) بهره مند از تعاليم آسمانى (كتاب) و داراى منصب قضاوت و مقام نبوت بوده اند.
و من ءابائهم و ذريتهم و إخونهم . .. أولئك الذين ءاتينهم الكتب و الحكم و النبوة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 63 - 3،4
3 - بعثت فردى از بشر براى رسالت ، شگفت آور و نامعقول در ديدگاه قوم نوح
أو عجبتم أن جاءكم ذكر من ربكم على رجل منكم
4 - اشراف قوم نوح به دليل نامعقول شمردن پيامبرى براى فردى از بشر ، رسالت وى را انكار كردند .
إنا لنريك فى ضلل مبين . .. أو عجبتم أن جاءكم ذكر من ربكم على رجل منكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 31 - 5
5- بشر ، شايسته دستيابى به مقام رسالت و پيامبرى است .
و لاأقول إنى ملك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 10 - 18
18- كافران معتقد بودند كه آدميان توان نيل به مقام رسالت را ندارند .
إن أنتم إلاّ بشر مثلنا
كافران، در پاسخ دعوت انبيا به ايمان، مى گفتند: «إن أنتم إلاّ بشر مثلنا»، و اين جواب، حاكى از آن است كه آنان به اين معتقد بودند كه بشر، نمى تواند پيامبر شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 11 - 1
1- انبيا در مقابل اقوام كافر كه بشر بودن را با مقام پيامبرى منافى مى دانستند ، بر بشر بودن خود تأكيد مى كردند و عدم تنافى آن را با مقام نبوت اعلام مى داشتند .
قالوا إن أنتم إلاّ بشر مثلنا . .. قالت لهم رسلهم إن نحن إلاّ بشر مثلكم و لكنّ ا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 24 - 11
11 - بعثت رسولى از ميان نسل بشر ، پديده اى نو و بى سابقه در نظر قوم نوح
ما سمعنا بهذا فى ءابائنا الأوّلين
كلمه «هذا» به قرينه «و لوشاء اللّه لأنزل ملائكة» اشاره دارد به موضوع بعثت رسولى از ميان نسل بشر.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 21 - 7
7 - طرح موضوع پيشينه داشتن خط رسالت و بى سابقه نبودن رسالت بشرى ، از سوى موسى ( ع ) براى فرعون
و جعلنى من المرسلين
تعبير «و جعلنى من المرسلين» (مرا از پيامبران قرارداد) به جاى «جعلنى رسولاً» (مرا پيامبر قرار داد) مى تواند اشاره به مطلب ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 89 - 4
4 - برخى از پدران و فرزندان و برادران پيامبران پيشين (ابراهيم(ع)، اسحق و . ..) بهره مند از تعاليم آسمانى (كتاب) و داراى منصب قضاوت و مقام نبوت بوده اند.
و من ءابائهم و ذريتهم و إخونهم . .. أولئك الذين ءاتينهم الكتب و الحكم و النبوة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 65 - 6
6- حصرت خضر ، داراى مقام نبوت بود . *
ءاتينه رحمة من عندنا
بدان احتمال كه مراد از «رحمة من عندنا» نبوت باشد. آوردن ضمير جمع در «عندنا» كه حاكى از نقش وسايط در رحمت مورد نظر است و نيز اطلاق «رحمت» بر «نبوت» در برخى آيات ديگر، اين احتمال را تأييد مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 89 - 4
4 - برخى از پدران و فرزندان و برادران پيامبران پيشين (ابراهيم(ع)، اسحق و . ..) بهره مند از تعاليم آسمانى (كتاب) و داراى منصب قضاوت و مقام نبوت بوده اند.
و من ءابائهم و ذريتهم و إخونهم . .. أولئك الذين ءاتينهم الكتب و الحكم و النبوة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 163 - 14
14 - حضرت داود ( ع ) از پيامبران پس از نوح ( ع ) و داراى كتابى از جانب خدا به نام زبور
و ءاتينا داود زبوراً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 78 - 8
8 - حضرت داود ( ع ) و عيسى ( ع ) از پيامبران بنى اسرائيل مى باشند .
لعن الذين كفروا من بنى اسرءيل على لسان داود و عيسى ابن مريم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 89 - 2
2 - نوح، ابراهيم، اسحاق، يعقوب، داوود، يوسف، موسى و هارون(ع) بهره مند از تعاليم آسمانى (كتاب) و داراى منصب قضاوت و مقام نبوت بودند.
أولئك الذين ءاتينهم الكتب و الحكم و النبوة
«أولئك» اشاره به انبياى مذكور در آيات قبل است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 26 - 5
5 - داوود ( ع ) ، از سوى خدا مأمور حكومت و داورى ميان مردم برپايه حق
إنّا جعلنك خليفة فى الأرض فاحكم بين الناس بالحقّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 16 - 1
1 - اعطاى كتاب آسمانى ، حكومت و نبوت به بنى اسرائيل از سوى خداوند
ءاتينا بنى إسرءيل الكتب و الحكم و النبوّة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 68 - 12
12 - وحى و رسالت ، داراى پيشينه در تاريخ جزيرة العرب
أم جاءهم ما لم يأت ءاباءهم الأوّلين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 22 - 6
6- يوسف ( ع ) در سن جوانى و برخوردار شدن از رشد ، به مقام نبوّت نايل گرديد .
و لما بلغ أشدّه ءاتينه حكمًا و علمًا
برداشت فوق ، بر اساس نظر برخى از مفسران است كه «حكم» را به مقام نبوت و «علم» را به دانش شريعت ، تفسير كرده اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 15 - 12
12- يوسف ( ع ) در سنين كودكى به نبوت رسيد . *
و أوحينا إليه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 12 - 14
14- « علىّ بن اسباط قال : رأيت أباجعفر ( ع ) . . . فقال يا علىّ إنّ اللّه إحتج فى الإمامة بمثل ما احتّج به فى النبوّة فقال : « و آتيناه الحكم صبيّاً » . . . فقد يجوز أن يؤتى الحكمة و هو صبىّ . . . ;
على بن اسباط گفت: امام جواد(ع) را ديدم . .. به من فرمود اى على همان خداوند احتجاج نموده در مورد امامت به حجتى نظير آنچه در مورد نبوت احتجاج نموده است، پس فرمود: «و آتيناه الحكم صبيّاً» ... پس روا است كه حكمت به كودك هم داده شود...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 30 - 4،10،11
4- حضرت عيسى ( ع ) در خردسالى ، خود را بنده خدا ، صاحب كتاب آسمانى و پيامبرى الهى معرفى كرد .
قال إنّى عبداللّه ءاتينى الكتب و جعلنى نبيًّا
10- « عن يزيد الكناسى قال : سألت أباجعفر ( ع ) أكان عيسى بن مريم حين تكلّم فى المهد حجة اللّه على أهل زمانه ؟ فقال : كان يومئذ نبيّاً حجة اللّه غير مرسل ، أما تسمع لقوله حين قال : « إنّى عبداللّه آتانى الكتاب و جعلنى نبيّاً » . . . فلمّا بلغ عيسى سبع سنين تكلّم بالنبوة والرسالة حين أوحى اللّه تعالى إليه ;
از يزيد كناسى نقل شده كه گفت: از امام باقر(ع) سؤال كردم آيا عيسى بن مريم(ع) آن گاه كه در گهواره بود حجت خدا بر اهل زمانش بود؟ فرمود: (عيسى(ع)) در آن زمان پيامبر و حجت خدا بود، اما مأموريت رسالت نداشت، آيا سخن او را نمى شنوى آن گاه كه گفت: «. .. و جعلنى نبيّاً» ... پس آن گاه كه به هفت سالگى رسيد، ابراز نبوت و رسالت كرد، همان هنگام كه خدا به او وحى كرد.».
11- « عن رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) : . . . و هذا عيسى بن مريم ( ع ) . . . حين أشارت إليه . . . قال : إنّى عبداللّه آتانى الكتاب » . . . أُعطى كتاب النبوة و أُوصى بالصلاة والزكاة فى ثلاثة أيّام من مولده و كلّمهم فى اليوم الثانى من مولده . . . ;
از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) روايت شده كه فرمود: . .. و اين عيسى بن مريم(ع) است كه وقتى مريم به او اشاره كرد گفت: «إنّى عبداللّه آتانى الكتاب» ... كتابِ نبوت به او داده شد و به نماز و زكات سفارش گرديد (و اين همه) ظرف سه روز پس از ولادت او بود و در روز دوم ولادت با مردم سخن گفت...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 77 - 4
4 - « عن أبى جعفر ( ع ) فى قوله : « و جعلنا ذرّيّته هم الباقين » يقول : بالحقّ و النبوّة و الكتاب و الإيمان فى عقبه ، و ليس كلّ من فى الأرض من بنى آدم من ولد نوح ( ع ) . . . ;
از امام باقر(ع) [درباره سخن خداوند كه مى فرمايد: ]«و جعلنا ذريته هم الباقين» روايت شده است: خدا مى فرمايد: ذريه او را با حق و نبوت و كتاب و ايمان باقى قرار داديم و آن طور نيست كه تمام فرزندان آدم - كه در روى زمين زندگى مى كنند - از فرزندان نوح(ع) باشند. ..».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 30 - 3
3- حضرت عيسى ( ع ) در دوران نوزادى ، داراى كتاب الهى و مقام نبوت بوده است .
ءاتينى الكتب و جعلنى نبيًّا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 83 - 9
9- « عن أبى جعفر ( ع ) قال : إنّ ذاالقرنين لم يكن نبياً و لكنّه كان عبداً صالحاً أحبّ اللّه فأحبّه اللّه و ناصح للّه فناصحه
اللّه . أمر قومه بتقوى اللّه فضربوه على قرنه ، فغاب عنهم زماناً ، ثمّ رجع إليهم ، فضربوه على قرنه آخر و فيكم من هو على سنّته ;
از امام باقر(ع) روايت شده: ذى القرنين، پيامبر نبود و لكن بنده صالحى بود كه خدا را دوست داشت، پس خدا نيز او را دوست داشت; براى خدا خالصانه عمل مى كرد، پس خدا هم خير او را خواست. او قوم خود را به تقواى خدا امر كرد، آن قوم ضربتى بر قرن او (يعنى يك طرف سر او) وارد كردند، پس، مدّت زمانى را از آن ها پنهان شد، سپس به سوى آنان بازگشت، پس ضربتى به قرن ديگرش (يعنى طرف ديگر سرش) وارد كردند و در ميان شما [نيز] كسى وجود دارد كه همانگونه خواهد شد».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 84 - 9
9- « عن الأصبغ بن نباتة ، عن أميرالمؤمنين ( ع ) أنّه قال : سُئِل عن ذى القرنين قال : . . . و جعل عزّ ملكه و آية نبوّته فى قرنه . . . و آتاه اللّه من كلّ شىء علماً يعرف به الحقّ و الباطل . . . و أوحى اللّه إليه . . . فقد طويت لك البلاد و ذلّلت لك العباد فأرهبتهم منك . . . فلم يبلغ مغرب الشمس حتّى دان له أهل المشرق والمغرب قال : و ذلك قول اللّه : « إنّا مكّنّا له فى الأرض و آتيناه من كلّ شىء سبباً » ;
از اصبغ بن نباته، روايت شده كه اميرالمؤمنين(ع) در پاسخ سؤال از ذى القرنين فرمود: . .. (خداوند) قدرت پادشاهى و نشانه نبوّت او را در شاخ اش قرار داد ... و از هر چيزى، خداوند، به او دانشى عطا كرد تا به وسيله آن، حق و باطل را بشناسد ... و خدا به او وحى فرمود: ... شهرها را در اختيار تو قرار دادم و بندگان را براى تو رام و دل آنان را از بيم تو پر كردم ... پس هنوز به محل غروب خورشيد نرسيده بود كه اهل شرق و غرب عالم، تسليم او شدند. سپس (اميرالمؤمنين) فرمود: و اين سخن خداوند است كه مى فرمايد: إنّا مكّنّا له فى الأرض و آتيناه من كلّ شىء سبباً».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 86 - 11
11- ذوالقرنين از پيامبران بود و به مقام دريافت سخن هاى خداوند نايل شده بود . *
قلنا يذا القرنين
ظاهر كلمه «قلنا» خطاب مستقيم است، گرچه احتمال الهام و يا رساندن پيام به وسيله پيامبرى ديگر نيز وجود دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 89 - 3
3 - زكريا، يحيى، عيسى، الياس، اسماعيل، اليسع، يونس و لوط(ع)، بهره مند از تعاليم آسمانى (كتاب) و داراى منصب قضاوت و مقام نبوت بودند.
أولئك الذين ءاتينهم الكتب و الحكم و النبوة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 7 - 3
3- زكريا ( ع ) از مقام نبوّت و تلقى وحى ، برخوردار بود .
يزكريا إنّا نبشّرك بغلم
ظاهر آيه اين است كه زكريا، خود پيام الهى را دريافت كرده است، نه اين كه پيام خداوند را پيامبرى ديگرى دريافت كرده و به زكريا رسانده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 102 - 1
1 - حضرت سليمان ، پيامبرى داراى سلطنت و حكومت
على ملك سليمن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 163 - 4
4 - ابراهيم ، اسماعيل ، اسحاق ، يعقوب ، عيسى ، ايوب ، يونس ، هارون و سليمان عليهم السلام از پيامبران پس از نوح ( ع ) و مخاطب وحى
و أوحينا إلى إبرهيم . .. و سليمن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 36 - 9
9 - افتخار سليمان ( ع ) به مقام نبوت و رسالت الهى خود و نه مال و قدرت مادى
فما ءاتين اللّه خير ممّا ءاتيكم
مراد از «ما آتان اللّه» حقيقتى متفاوت با امكانات مادى است; چرا كه اولاً دربار سبا نيز از آن امكانات مادى برخوردار بود ثانياً بجاى «خير» بايد مى فرمود «ما آتانى اللّه أكثر ممّا آتاكم».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 85 - 1
1 - شعيب از انبيا و فرستادگان الهى
و إلى مدين أخاهم شعيباً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 93 - 5،7
5 - شعيب ( ع ) ، پيامبرى از جانب خداوند و حامل رسالت هاى متعدد
لقد أبلغتكم رسلت ربى
7 - شعيب ( ع ) ، پيامبرى دلسوز و خيرخواه مردم
و نصحت لكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 103 - 1
1 - خداوند ، موسى ( ع ) را پس از نوح ، هود ، صالح ، لوط و شعيب به پيامبرى مبعوث كرد .
ثم بعثنا من بعدهم موسى
مراد از ضمير در «من بعدهم» پيامبرانى است كه داستانشان در آيات پيشين مطرح شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 84 - 1
1- شعيب ( ع ) ، از انبيا و فرستادگان الهى است .
و إلى مدين أخاهم شعيبًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 88 - 8
8- خداوند ، شعيب ( ع ) را از روزى و نعمت خاص و نيكوى خويش بهره مند ساخت و او را به مقام نبوت رسانيد .
أرءيتم إن . .. رزقنى منه رزقًا حسنًا
مقصود از «رزقاً حسناً» به مناسبت مورد ، مقام نبوت و پيامبرى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 44 - 1
1 - موسى و شعيب ( ع ) ، از پيامبران الهى
فقد كذّبت . .. و أصحب مدين و كذّب موسى
اصحاب مدين، قوم شعيب بودند; همان طور كه در آيه 8 سوره «اعراف» آمده است: «و إلى مدين أخاهم شعيباً. ..».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 36 - 1
1 - شعيب ( ع ) از پيامبران الهى بود كه به شهر مدين فرستاده شد .
و لقد أرسلنا نوحًا و . .. و إلى مدين أخاهم شعيبًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 73 - 1
1 - صالح ( ع ) ، از انبيا و فرستادگان الهى
و إلى ثمود أخاهم صلحاً
«إلى ثمود» عطف بر «إلى قومه» و «أخاهم» عطف بر «نوحاً» در آيه 59 است، يعنى: أرسلنا إلى ثمود أخاهم صالحاً.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 75 - 1،6،8
1 - صالح ( ع ) ، از پيامبران الهى
أتعلمون أن صلحاً مرسل من ربه
6 - اشراف كفرپيشه قوم ثمود براى ايجاد ترديد در مؤمنان ، از باور و اطمينان آنان به رسالت صالح پرسش كردند .
قال الملأ . .. أتعلمون أن صلحاً مرسل من ربه
8 - مستضعفان مؤمن قوم ثمود با پاسخى قاطع به كفرپيشگان ، ايمان و باور خويش را به صالح و تمامى رسالت هاى وى اعلان كردند .
أتعلمون . .. قالوا إنا بما ارسل به مؤمنون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 103 - 1
1 - خداوند ، موسى ( ع ) را پس از نوح ، هود ، صالح ، لوط و شعيب به پيامبرى مبعوث كرد .
ثم بعثنا من بعدهم موسى
مراد از ضمير در «من بعدهم» پيامبرانى است كه داستانشان در آيات پيشين مطرح شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 61 - 1
1- صالح ( ع ) ، از پيامبران و رسولان الهى بود .
و لقد أرسلنا . .. و إلى ثمود أخاهم صلحًا
«إلى ثمود» عطف بر «إلى قومه» و «أخاهم» عطف بر «نوحاً» در آيه بيست و پنجم است; يعنى: لقد أرسلنا إلى ثمود أخاهم صالحاً.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 63 - 6
6- خداوند ، صالح ( ع ) را از رحمت ويژه خويش بهره مند ساخت و به مقام نبوت رسانيد .
و ءاتنى منه رحمة
مقصود از «رحمة»، به مناسبت مورد، مقام نبوت و پيامبرى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 42 - 4
4 - نوح ، هود و صالح ( ع ) ، از پيامبران الهى
فقد كذّبت قبلهم قوم نوح و عاد و ثمود
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 45 - 1
1 - صالح ( ع ) ، رسول و فرستاده خدا به سوى قوم ثمود
و لقد أرسلنا إلى ثمود . .. صلحًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 25 - 3
3 - قوم ثمود ، براساس ملاك هاى مادى خود ، معتقد به وجود افرادى شايسته تر از صالح ( ع ) براى پيامبرى
أءلقى الذكر عليه من بيننا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - شمس - 91 - 13 - 1
1 - حضرت صالح ( ع ) ، رسول خدا و پيامبر قوم ثمود بود .
فقال لهم رسول اللّه
ذكر وصف «رسالت» به جاى نام صالح(ع) تأكيد بر الهى بودن گفته هاى آن حضرت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 39 - 10،14
10 - يحيى ، تصديق كننده و مبلغ رسالت و نبوت عيسى بن مريم ( س )
مصدقاً بكلمة من اللّه
«كلمة اللّه»، عيسى بن مريم است; به دليل آيه چهل و پنجم از سوره آل عمران.
14 - اعتقاد به نبوّت عيسى ( ع ) ، ارزشى براى يحيى
مصدقاً بكلمة من اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 66 - 1
1 - احتجاج بحقّ نصارا ، با يهود ، درباره اثبات نبوّت حضرت عيسى ( ع )
حاججتم فيما لكم به علم
احتجاج نصارا در موردى كه علم داشتند، عبارت بود از نبوّت حضرت عيسى (ع) كه اين احتجاج، حق بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 84 - 3
3 - موسى و عيسى از انبياى الهى و داراى كتاب
و ما اُوتى موسى و عيسى
ظاهراً مراد از «ما اُوتى»، كتاب است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 157 - 5
5 - حضرت عيسى ( ع ) ، فرزند مريم ( ع ) و رسولى از جانب خداست .
و قولهم إنّا قتلنا المسيح عيسى ابن مريم رسول اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 163 - 4
4 - ابراهيم ، اسماعيل ، اسحاق ، يعقوب ، عيسى ، ايوب ، يونس ، هارون و سليمان عليهم السلام از پيامبران پس از نوح ( ع ) و مخاطب وحى
و أوحينا إلى إبرهيم . .. و سليمن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 171 - 8
8 - حضرت عيسى ( ع ) ، فرزند مريم و پيامبر خداست .
انما المسيح عيسى ابن مريم رسول اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 46 - 1
1 - حضرت عيسى ( ع ) ، فرستاده اى از جانب خدا پس از پيامبران يهود
و قفينا على ءاثرهم بعيسى ابن مريم
«قفينا» از مصدر «تقفية» به معناى چيزى را به دنبال چيزى ديگر آوردن است و ضمير «ءاثرهم» به «النبيين» بر مى گردد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 78 - 8
8 - حضرت داود ( ع ) و عيسى ( ع ) از پيامبران بنى اسرائيل مى باشند .
لعن الذين كفروا من بنى اسرءيل على لسان داود و عيسى ابن مريم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 89 - 3
3 - زكريا، يحيى، عيسى، الياس، اسماعيل، اليسع، يونس و لوط(ع)، بهره مند از تعاليم آسمانى (كتاب) و داراى منصب قضاوت و مقام نبوت بودند.
أولئك الذين ءاتينهم الكتب و الحكم و النبوة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 30 - 3،4،11
3- حضرت عيسى ( ع ) در دوران نوزادى ، داراى كتاب الهى و مقام نبوت بوده است .
ءاتينى الكتب و جعلنى نبيًّا
4- حضرت عيسى ( ع ) در خردسالى ، خود را بنده خدا ، صاحب كتاب آسمانى و پيامبرى الهى معرفى كرد .
قال إنّى عبداللّه ءاتينى الكتب و جعلنى نبيًّا
11- « عن رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) : . . . و هذا عيسى بن مريم ( ع ) . . . حين أشارت إليه . . . قال : إنّى عبداللّه آتانى الكتاب » . . . أُعطى كتاب النبوة و أُوصى بالصلاة والزكاة فى ثلاثة أيّام من مولده و كلّمهم فى اليوم الثانى من مولده . . . ;
از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) روايت شده كه فرمود: . .. و اين عيسى بن مريم(ع) است كه وقتى مريم به او اشاره كرد گفت: «إنّى عبداللّه آتانى الكتاب» ... كتابِ نبوت به او داده شد و به نماز و زكات سفارش گرديد (و اين همه) ظرف سه روز پس از ولادت او بود و در روز دوم ولادت با مردم سخن گفت...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 59 - 7،12
7 - تنها امتياز عيسى ( ع ) بر ساير بنى اسرائيل ، برخوردارى آن حضرت از نعمت خدادادى نبوت بود .
إن هو إلاّ عبد أنعمنا عليه
12 - عيسى ( ع ) ، پيامبرى مبعوث شده براى بنى اسرائيل *
و جعلنه مثلاً لبنى إسرءيل
برداشت ياد شده بدين احتمال است كه ذكر «مثلاً لبنى اسرائيل» از اين باب باشد كه عيسى(ع) تنها براى بنى اسرائيل مبعوث شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 35 - 20
20- « سماعة بن مهران قال : قلت لأبى عبداللّه ( ع ) قول اللّه عزّوجلّ « فاصبر كما صبر اُولواالعزم من الرسل » فقال : نوح و ابراهيم و موسى و عيسى و محمد (صلی الله علیه و آله) . . . ;
سماعة بن مهران مى گويد: از امام صادق(ع) درباره آيه «فاصبر كما صبر اُولواالعزم من الرسل» سؤال كردم، حضرت فرمود: آنان نوح، ابراهيم، موسى، عيسى (ع) و محمد(صلی الله علیه و آله) هستند. ..».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 27 - 4،6
4 - عيسى ( ع ) ، از پيامبران الهى
و قفّينا بعيسى
6 - بعثت عيسى ( ع ) ، پس از موسى ( ع ) و پيامبران بعد از او بوده است .
ثمّ قفّينا على ءاثرهم برسلنا و قفّينا بعيسى ابن مريم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - صف - 61 - 6 - 2
2 - عيسى ( ع ) ، پيامبرى مبعوث شده براى بنى اسرائيل
يبنى إسرءيل إنّى رسول اللّه إليكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 89 - 4
4 - برخى از پدران و فرزندان و برادران پيامبران پيشين (ابراهيم(ع)، اسحق و . ..) بهره مند از تعاليم آسمانى (كتاب) و داراى منصب قضاوت و مقام نبوت بوده اند.
و من ءابائهم و ذريتهم و إخونهم . .. أولئك الذين ءاتينهم الكتب و الحكم و النبوة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 89 - 3
3 - زكريا، يحيى، عيسى، الياس، اسماعيل، اليسع، يونس و لوط(ع)، بهره مند از تعاليم آسمانى (كتاب) و داراى منصب قضاوت و مقام نبوت بودند.
أولئك الذين ءاتينهم الكتب و الحكم و النبوة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 80 - 1
1 - لوط ، از پيامبران و فرستادگان خداوند
و لوطا إذ قال لقومه
كلمه «لوط» مى تواند عطف بر «نوحاً» در آيه 59 باشد ; يعنى «و أرسلنا لوطاً». و نيز مى تواند مفعولٌ به براى فعل مقدر «اذكر» باشد. برداشت فوق مبتنى بر احتمال اول است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 103 - 1
1 - خداوند ، موسى ( ع ) را پس از نوح ، هود ، صالح ، لوط و شعيب به پيامبرى مبعوث كرد .
ثم بعثنا من بعدهم موسى
مراد از ضمير در «من بعدهم» پيامبرانى است كه داستانشان در آيات پيشين مطرح شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 43 - 1
1 - ابراهيم و لوط ( ع ) ، از پيامبران الهى
و قوم إبرهيم و قوم لوط
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 54 - 1
1 - لوط ( ع ) ، از پيامبران الهى و ادامه دهنده خط رسالت
و لقد أرسلنا إلى ثمود أخاهم صلحًا . .. و لوطًا
كلمه «لوطاً» مى تواند عطف به «صالحاً» و به تقدير «و أرسلنا لوطاً» باشد. هم چنين مى تواند مفعول براى فعل محذوف و به تقدير «و اذكر لوطاً» باشد. برداشت ياد شده بر پايه احتمال نخست است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 28 - 1
1 - حضرت لوط ( ع ) ، پيامبرى فرستاده شده از جانب خداوند
و لقد أرسلنا نوحًا . .. و إبرهيم ... و لوطًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 133 - 1
1 - لوط ( ع ) ، از رسولان الهى
و إنّ لوطًا لمن المرسلين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 90 - 11
11 - يهوديان ، به خاطر نزول وحى بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) و رسالت آن حضرت ، بر او حسادت مىورزيدند .
بغياً أن ينزل اللّه من فضله على من يشاء من عباده
عبارت «أن ينزل اللّه . ..» به تقدير «لام» بيانگر علت و منشأ حسادت است و حاصل معناى «أن يكفروا ... من عباده» چنين است: يهوديان به خاطر حسادتشان بر پيامبر(صلی الله علیه و آله)، به قرآن كافر شدند و منشأ حسادتشان اين بود كه خدا محمد(صلی الله علیه و آله) - كه از نژاد عرب بود - به پيامبرى برگزيد و به آن حضرت وحى فرستاد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 129 - 14
14 - رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود : « انا دعوة ابراهيم قال و هو يرفع القواعد من البيت ربنا و ابعث فيهم رسولا منهم . . . »
من اجابت شده دعاى ابراهيم(ع) هستم. ابراهيم در حالى كه پايه هاى خانه كعبه را بالا مى برد، گفت: پروردگارا! در ميان آنان پيامبرى از خودشان مبعوث كن ... ».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 147 - 9
9 - اصبغ بن نباته از على ( ع ) روايت كرده كه آن حضرت درباره آيه « الحق من ربك . . . » فرمود : « . . . الحق من ربك ( انك الرسول إليهم ) فلاتكونن من الممترين . . . ;
. .. تو رسول به سوى آنان هستى، پس هيچ گونه شكى در آن نداشته باش ... ».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 187 - 20
20 - بيان و اظهار نبوّت پيامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) توسط اهل كتاب پس از بعثت ايشان ، پيمان خداوند از آنان
و اذ اخذ اللّه ميثاق الّذين اوتوا الكتب لتبيّننّه للنّاس و لا تكتمونه
امام باقر (ع) درباره آيه فوق فرمود: انّ اللّه اخذ ميثاق الّذين اوتوا الكتاب فى محمّد (صلی الله علیه و آله) «لتبيّننّه للناس» اذا خرج و لا يكتمونه . .. .
تفسير قمى، ج 1، ص 128 ; بحارالانوار، ج 9، ص 192، ح 35.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 163 - 1
1 - خداوند به حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) وحى كرد و وى را به پيامبرى برانگيخت .
إنّا أوحينا إليك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 164 - 1
1 - حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) پيامبر و فرستاده اى از جانب خدا همانند ديگر پيامبران و فرستادگان خدا
و رسلا قد قصصنهم عليك من قبل و رسلا لم نقصصهم عليك
«رسلا» مفعول براى «ارسلنا»ى مقدر مى باشد، يعنى و ارسلنا رسلا و اين جمله عطف شده به «اوحينا الى . ..» بنابراين در تشبيه با آن شريك است. با اين تفاوت كه لازمه معناى مشبه (انا اوحينا اليك) كه رسالت باشد، اراده شده است ; يعنى اى پيامبر تو رسول ما هستى چنانچه پيامبران پيشين عهده دار رسالت بودند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 170 - 1
1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) فرستاده اى از جانب خدا به همراه رسالت و معارفى سراسر حق
قد جاءكم الرسول بالحق
در برداشت فوق «باء» در «بالحق» به معناى مصاحبت گرفته شده است و مراد از آن مى تواند تعاليم و معارف الهى كه همان رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) است، باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 15 - 2
2 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، فرستاده خداوند
قد جاءكم رسولنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 89 - 8
8 - حضرت محمّد(صلی الله علیه و آله)، داراى كتاب و مقام حكم و قضاوت و نبوت از جانب خداوند است.
أولئك الذين ءاتينهم الكتب و الحكم و النبوة فإن يكفر بها هؤلاء
گر چه در اين آيه نام حضرت محمّد(صلی الله علیه و آله) به صراحت نيامده، ولى ياد انبياى گذشته و اشاره به مقامات آنان و همچنين سخن از كفر مردم مكه، با لطافتى تمام، اشاره به اين دارد كه خداوند همان مقامات را به حضرت محمّد(صلی الله علیه و آله) نيز عطا كرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 157 - 6،9
6 - پيامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) فرستاده اى از جانب خدا كه هرگز نوشتن را آموزش نديد .
الرسول النبى الأمّى
«امّى» به كسى گفته مى شود كه نوشتن را نياموخته است. برخى از اهل لغت نخواندن كتاب را نيز در معناى امى ذكر كرده اند.
9 - تصريح تورات و انجيل به برخوردار بودن پيامبر موعود از مقام رسالت علاوه بر مقام نبوت
الرسول النبى الأمّى الذى يجدونه مكتوبا عندهم فى التورية و الإنجيل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 2 - 1
1 - ادعاى نبوت از سوى حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) امرى شگفت و باور نكردنى براى مردم عصر بعثت
أكان للناس عجباً أن أوحينا إلى رجل منهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 3 - 3
3 - بعثت پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) و نزول قرآن ، از مقتضيات ربوبيت خدا بر انسان ها و در راستاى تربيت و رشد آنان است .
أكان للناس عجباً أن أوحينا إلى رجل منهم . .. إن ربكم اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 2 - 7
7- محمد (صلی الله علیه و آله) ، پيامبرى از ناحيه خداوند
إننى لكم منه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 30 - 1
1- پيامبر (صلی الله علیه و آله) فرستاده و رسولى از ناحيه خداوند در ميان مردم
أرسلنك فى أُمّة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 38 - 2
2- رسول اكرم (صلی الله علیه و آله) و ساير پيامبران ، از ناحيه خداوند به رسالت برانگيخته شدند .
و لقد أرسلنا رسلاً من قبلك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 43 - 1
1- پيامبر (صلی الله علیه و آله) فرستاده و رسولى از ناحيه خداوند
و يقول الذين كفروا لست مرسلاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 86 - 2
2- پيامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) ، شخصيتى كه از جانب خداوند به او وحى مى شد .
و لئن شئنا لنذهبنّ بالذى أوحينا إليك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 93 - 14
14- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، انسانى همانند ديگر انسان ها و امتياز و ويژگى او تنها به رسالت و پيامبرى است .
قل سبحان ربّى هل كنت إلاّ بشرًا رسولاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 218 - 4
4 - « عن أبى جعفر ( ع ) قال « الذى يراك حين تقوم فى النبوّة . . . ;
از امام باقر(ع) درباره «الذى يراك حين تقوم» روايت شده كه فرمود: [مراد از قيام، قيام] در مسأله نبوت است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 93 - 5
5 - برخوردارى پيامبر (صلی الله علیه و آله) از هدايت هاى قرآن و مقام رسالت ، مقتضى سپاس گزارى او به درگاه الهى و ستايش ذات خداى يگانه در همه حال
و أن أتلوا القرءان . .. المنذرين . و قل الحمدللّه
آيات پيشين، در زمينه رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) بود و نيز آن حضرت مأموريت يافت كه بر طريق تلاوت قرآن استوار بماند; بنابراين آمدن عبارت "قل الحمد للّه" در پى تلاوت آن، مطلب ياد شده را مى رساند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 45 - 8
8 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) فرستاده اى از جانب خداوند
و ما كنت ثاويًا فى أهل مدين . .. و لكنّا كنّا مرسلين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 40 - 6،9،13
6 - محمد (صلی الله علیه و آله) ، پيامبرى از جانب خداوند براى مردم است .
و لكن رسول اللّه
9 - پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) ، داراى مقام رسالت ( پيامرسان خدا به مردم ) و نبوت ( آورنده اخبار غيبى درباره شريعت ) بود .
و لكن رسول اللّه و خاتم النبيّن
در تفاوت ميان مقام رسالت و نبوت، آمده است: «رسول»، صاحب كتاب است و «نبىّ»، از خداوند خبر مى دهد. و «رسالت» به خداوند اضافه مى شود در حالى كه «نبوّت» چنين نيست. «رسول»، پيام آور و «نبىّ»، انجام دهنده امر رسالت است (معجم الفروق اللغويه).
13 - آنچه را كه خداوند درباره نبوت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و ختم آن بيان كرده ، براساس علم و آگاهى همه جانبه او است .
و لكن رسول اللّه و خاتم النبيّن و كان اللّه بكلّ شىء عليمًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 44 - 6
6 - خداوند ، براى مشركان مكه قبل از رسول گرامى اسلام ، پيامبرى مبعوث نكرده بود .
و ما أرسلنا إليهم قبلك من نذير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 3 - 4
4 - حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) ، از رسولان الهى است .
إنّك لمن المرسلين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 52 - 7
7 - پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) ، پيش از نزول وحى با كتاب هاى آسمانى و مفاهيم قرآن هيچ آشنا نبود .
ما كنت تدرى ما الكتب و لا الإيمن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 29 - 3
3 - بعثت پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) ، تحقق اراده الهى به استمرار آيين توحيدى در نسل ابراهيم ( ع )
و جعلها كلمة باقية فى عقبه . .. حتّى جاءهم الحقّ و رسول مبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 35 - 20
20- « سماعة بن مهران قال : قلت لأبى عبداللّه ( ع ) قول اللّه عزّوجلّ « فاصبر كما صبر اُولواالعزم من الرسل » فقال : نوح و ابراهيم و موسى و عيسى و محمد (صلی الله علیه و آله) . . . ;
سماعة بن مهران مى گويد: از امام صادق(ع) درباره آيه «فاصبر كما صبر اُولواالعزم من الرسل» سؤال كردم، حضرت فرمود: آنان نوح، ابراهيم، موسى، عيسى (ع) و محمد(صلی الله علیه و آله) هستند. ..».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - حجرات - 49 - 7 - 3
3 - وجود پيامبر (صلی الله علیه و آله) به عنوان فرستاده خدا در ميان امت ، مقتضى تبعيت مردم از آن حضرت و نه تحميل آراى عمومى بر ايشان
و اعلموا أنّ فيكم رسول اللّه لو يطيعكم . .. لعنتّم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 7 - 2
2 - حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) ، رسول و فرستاده خداوند است .
ءامنوا باللّه و رسوله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 8 - 4
4 - حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) ، رسول و فرستاده خداوند است .
و الرسول يدعوكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 9 - 16
16 - بعثت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و نزول قرآن ، جلوه اى از رأفت و رحمت خداوند بر خلق
هو الذى ينزّل . .. و إنّ اللّه بكم لرءوف رحيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 28 - 2
2 - حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) ، رسول خدا و پيام آور او است .
اتّقوا اللّه و ءامنوا برسوله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - مجادله - 58 - 9 - 4
4 - حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) ، رسول خدا و پيام آور از جانب او
و معصيت الرسول
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - مجادله - 58 - 12 - 2
2 - حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) ، رسول خدا و پيام آور از جانب او بود .
يأيّها الذين ءامنوا إذا نجيتم الرسول
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - مجادله - 58 - 13 - 11
11 - حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) ، رسول خدا و پيام آور از جانب او
و أطيعوا اللّه و رسوله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - مجادله - 58 - 20 - 3
3 - حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) ، رسول و پيام آور از جانب خداوند
يحادّون اللّه و رسوله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - مجادله - 58 - 22 - 7
7 - حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) ، رسول و پيام آور از جانب خداوند
من حادّ اللّه و رسوله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - صف - 61 - 11 - 4
4 - حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) ، رسول خدا و پيام آور از جانب او
تؤمنون باللّه و رسوله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جمعه - 62 - 2 - 4
4 - تجلى عزّت و حكمت خداوند در بعثت پيامبر (صلی الله علیه و آله)
العزيز الحكيم . هو الذى بعث فى الأُمّيّن رسولاً منهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جمعه - 62 - 4 - 1
1 - بعثت پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) و برگزيده شدن آن حضرت از جانب خداوند به نبوت و رسالت ، فضل الهى به ايشان
ذلك فضل اللّه
در مشاراليه «ذلك» چند احتمال وجود دارد برداشت ياد شده بدان احتمال است كه «ذلك» اشاره به بعثت پيامبراكرم(صلی الله علیه و آله) داشته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - منافقون - 63 - 1 - 6
6 - حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) ، رسول خدا و پيام آور از جانب او
و اللّه يعلم إنّك لرسوله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - منافقون - 63 - 5 - 4
4 - حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) رسول خدا و پيام آور از جانب او
يستغفر لكم رسول اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - منافقون - 63 - 7 - 7
7 - حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) رسول خدا و پيام آور از جانب او
على من عند رسول اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مزمل - 73 - 15 - 4
4 - حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) و موسى ( ع ) ، از رسولان الهى
إنّا أرسلنا إليكم رسولاً . .. كما أرسلنا إلى فرعون رسولاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 9 - 1،8
1 - خداوند بر فرض انتخاب فرشتگان براى پيامبرى، آنان را به صورت بشر قرار مى داد.
و لو جعلنه ملكا لجعلنه رجلا
8 - خداوند، فرشتگان را براى آدميان به پيامبرى برنمى گزيند.
و لو جعلنه ملكا لجعلنه رجلا
حرف «لو» در مواردى به كار مى رود كه شرط، امرى ممتنع و غيرعملى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 95 - 4
4- در نظر مشركان تنها ملائكه ، شايسته رسالت و پيامبرى بودند .
قالوا أبعث الله بشرًا رسولاً. قل لو كان فى الأرض ملئكة ... لنزّلنا عليهم من الس
از پاسخ خداوند در قبال اعجاب مشركان و از گفته آنان (أبعث الله بشراً رسولاً) استفاده مى شود كه آنان، توقع داشتند كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) از جنس ملائكه باشد نه از جنس بشر.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 24 - 9
9 - تنها فرشتگان ، شايسته رسالت الهى در بينش اشراف كافر قوم نوح
و لوشاء اللّه لأنزل ملئكة
«مشيئة» (مصدر «شاء») به معناى خواستن و اراده كردن و «إنزال» (مصدر «أنزل») به معناى فرو فرستادن است. «ملائكة»، جمع «ملك» (فرشتگان) مى باشد; يعنى: «اگر خدا مى خواست، قطعاً فرشتگانى فرو مى فرستاد».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 14 - 9،11
9 - پندار باطل قوم عاد و ثمود ، مبنى بر لزوم فرشته بودن رسولان الهى
قالوا لو شاء ربّنا لأنزل ملئكة
11 - فرشتگان - در ديد قوم عاد و ثمود - موجوداتى برتر از آدميان و شايسته تر براى رسالت از جانب خداوند
قالوا لو شاء ربّنا لأنزل ملئكة
از اين كه قوم عاد و ثمود، پيامبران خويش را به واسطه بشر بودن انكار مى كردند و نبوت را فقط لايق فرشتگان مى دانستند، مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 53 - 1
1 - موسى ( ع ) از پيامبران داراى كتاب و شريعت
و إذ ءاتينا موسى الكتب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 108 - 5
5 - موسى ( ع ) ، پيامبرى مبعوث شده پيش از پيامبر اسلام (صلی الله علیه و آله)
كما سئل موسى من قبل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 84 - 3
3 - موسى و عيسى از انبياى الهى و داراى كتاب
و ما اُوتى موسى و عيسى
ظاهراً مراد از «ما اُوتى»، كتاب است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 89 - 2
2 - نوح، ابراهيم، اسحاق، يعقوب، داوود، يوسف، موسى و هارون(ع) بهره مند از تعاليم آسمانى (كتاب) و داراى منصب قضاوت و مقام نبوت بودند.
أولئك الذين ءاتينهم الكتب و الحكم و النبوة
«أولئك» اشاره به انبياى مذكور در آيات قبل است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 103 - 5
5 - موسى ( ع ) پيامبرى از جانب خداوند براى ارشاد و هدايت فرعون زمان خويش و بزرگان دربار وى
إلى فرعون و ملإيه
كلمه «فرعون» عنوان و لقب پادشاهان و حاكمان بزرگ مصر در عصرهاى گذشته بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 104 - 1
1 - موسى پس از بعثت به نبوّت با حضور در برابر فرعون و گفتگو با وى ، رسالت الهى خويش را به او اعلان كرد .
و قال موسى يفرعون إنى رسول من رب العلمين
كلمه «واو» در «و قال . .. » بيانگر اين است كه در قبل از بيان رسالت سخنانى بين موسى و فرعون مبادله شده بود كه به سبب دخالت نداشتن آنها در موضوع بحث، بيان نشده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 122 - 6
6 - هارون همراه و همگام موسى ( ع ) در ابلاغ رسالت هاى الهى
رب موسى و هرون
هدف ساحران از ياد كردن «هارون» در كنار موسى مى تواند بدان جهت باشد كه وى نيز در ارشاد آنان نقشى بسزا داشته و يا بدان جهت بوده كه مبادا فرعون چنين وانمود كند كه منظور ساحران از رب موسى، فرعون است. زيرا همگان مى دانستند كه او براى مدتى سرپرستى موسى(ع) را به عهده گرفته بود. چنانچه گفته است: «الم نربك فينا وليداً» (شعرا، 18). بنابراين ساحران با يادكردن از هارون در صدد دفع اين توهم بودند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 142 - 12
12 - موسى ( ع ) ، علاوه بر مقام نبوت ، منصب امامت و رهبرى سياسى بنى اسرائيل را نيز عهده دار بود .
و قال موسى لأخيه هرون اخلفنى فى قومى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 96 - 1
1- موسى ( ع ) از پيامبران الهى است .
و لقد أرسلنا موسى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 110 - 1
1- موسى ( ع ) از پيامبران داراى كتاب آسمانى است .
و لقد ءاتينا موسى الكتب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 5 - 1
1- حضرت موسى ( ع ) ، همراه با آيات و معجزات متعدد از سوى خداوند براى مردم عصر خويش مبعوث شد .
و لقد أرسلنا موسى بأيتنا أن أخرج قومك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 2 - 3
3- موسى ( ع ) از پيامبران داراى شريعت بود .
و ءاتينا موسى الكتب
اعطاى كتاب مستقل به موسى(ع) نشانگر تعاليمى جديد و شريعتى جدا از شريعتهاى سابق است و اين حكايت از آن دارد كه موسى(ع) داراى شريعت مستقل بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 51 - 6
6- حضرت موسى ( ع ) برگزيده خداوند و داراى مقام رسالت و نبوت بود .
إنّه كان مخلصًا و كان رسولاً نبيًّا
فرق «رسول» و «نبىّ» اين است كه هر كس رسالت الهى دارد «نبىّ» نيز مى باشد، زيرا «نبىّ» يعنى داراى خبر، ولى ممكن است كسى نبىّ باشد، اما به سوى شخصى يا قومى ارسال نشده و حامل رسالت الهى نباشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 13 - 1،4،5
1 - خداوند ، موسى ( ع ) را به پيامبرى برگزيد و در وادى طوى او را از انتخاب شدن به رسالت ، آگاه ساخت .
و أنا اخترتك فاستمع لما يوحى
به قرينه «لما يوحى»، اختيار شدن موسى(ع) به معناى گزينش او براى پيامبرى و تحمل وحى الهى است.
4 - خداوند ، موسى ( ع ) را پس از برگزيدن به پيامبرى ، به گوش فرادادن و دريافت وحى فرمان داد .
و أنا اخترتك فاستمع لما يوحى
5 - سخن خداوند با موسى ( ع ) در وادى طوى ( پاى كوه طور ) ، به صورت وحى بوده است .
فاستمع لما يوحى
جمله «إنّنى أنا اللّه» (در آيه بعد) بدل براى «ما يوحى» است. بنابراين آنچه در پايين كوه طور با موسى(ع) گفته شده بود، وحى بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 40 - 36
36 - سپرى شدن سال هايى از عمر موسى ( ع ) در مدين و پيدا كردن شايستگى هاى لازم براى رسالت ، از جمله نعمت هاى خداوند به موسى ( ع ) بود .
و لقد مننا عليك مرّة أُخرى. .. إذ تمشى أُختك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 71 - 2
2 - ساحران فرعون ، موسى و هارون ( ع ) را پيامبر خدا دانسته و به آنان ايمان آوردند .
ءامنتم له
تعبير ساحران در آيه قبل، «آمنّا بربّ هارون و موسى» بود; ولى فرعون در توبيخ خود، آنان را مؤمن به موسى(ع) معرفى كرد. گفتنى است كه اين نكته گوياى تلازم ايمان به «ربّ موسى و هارون» با ايمان به رسالت آن دو در دعوت به ربوبيت خداوند است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 48 - 1،5
1- حضرت موسى و هارون ( ع ) ، دو پيامبر داراى كتاب آسمانى و رسالت مشترك
و لقد ءاتينا موسى و هرون الفرقان و ضياءً و ذكرًا
برداشت ياد شده مبتنى بر اين است كه مقصود از «الفرقان» كتاب آسمانى تورات باشد. بر اين اساس دادن كتاب آسمانى به هارون در كنار حضرت موسى(ع)، بيانگر اين است كه او نيز مانند موسى(ع) در نبوت و دريافت كتاب آسمانى شريك و برابر بود.
5- حضرت موسى و هارون ( ع ) ، دو پيامبر برخوردار از حجت و برهان الهى
و لقد ءاتينا موسى و هرون الفرقان
يكى از معانى لغوى «فرقان» حجت و برهان است (لسان العرب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 44 - 1
1 - موسى و شعيب ( ع ) ، از پيامبران الهى
فقد كذّبت . .. و أصحب مدين و كذّب موسى
اصحاب مدين، قوم شعيب بودند; همان طور كه در آيه 8 سوره «اعراف» آمده است: «و إلى مدين أخاهم شعيباً. ..».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 45 - 1
1 - موسى و هارون ( ع ) ، دو پيام آور الهى
ثمّ أرسلنا موسى و أخاه هرون بأيتنا و سلطن مبين
«آية» (مفرد «آيات») به معناى نشانه است و «سلطان» مرادف حجت و «مبين» (از «إبانة») به معناى روشن و آشكار است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 35 - 1
1 - موسى ( ع ) ، از پيامبران داراى كتاب ( تورات ) و شريعت مستقل از جانب خداوند
و لقد ءاتينا موسى الكتب
دريافت كتاب آسمانى، حاكى از دريافت شريعت مستقل و جدا از شريعت سابق است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 20 - 2
2 - قتل مرد قبطى ، قبل از رسيدن موسى ( ع ) به مقام رسالت بود .
قال فعلتها إذًا و أنا من الضالّين
برداشت ياد شده بدان احتمال است كه مراد موسى از «و أنا من الضالّين» اين باشد كه او در آن زمان رسول نبوده است. اين احتمال با توجه به اين كه فرعون براى ردّ رسالت او آن را يادآورى كرده است، تقويت مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 10 - 8
8 - اعطاى مقام رسالت از جانب خداوند به موسى ( ع ) در وادى طور
يموسى لاتخف إنّى لايخاف لدىّ المرسلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 7 - 12
12 - خداوند ، پناه و پشتيبان موسى ( ع ) از مرحله شيرخوارگى تا رسيدن به مقام رسالت
إنّ فرعون . .. يذبّح أبناءهم ... و أوحينا إلى أُمّ موسى أن أرضعيه ... إنّا رادّو
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 39 - 3
3 - موسى ( ع ) ، پيامبرى از جانب خداوند ، با بينات و آيات روشن بود .
و لقد جاءهم موسى بالبيّنت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 23 - 1
1 - حضرت موسى ( ع ) از رسولان الهى بود .
و لقد أرسلنا موسى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 35 - 20
20- « سماعة بن مهران قال : قلت لأبى عبداللّه ( ع ) قول اللّه عزّوجلّ « فاصبر كما صبر اُولواالعزم من الرسل » فقال : نوح و ابراهيم و موسى و عيسى و محمد (صلی الله علیه و آله) . . . ;
سماعة بن مهران مى گويد: از امام صادق(ع) درباره آيه «فاصبر كما صبر اُولواالعزم من الرسل» سؤال كردم، حضرت فرمود: آنان نوح، ابراهيم، موسى، عيسى (ع) و محمد(صلی الله علیه و آله) هستند. ..».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 38 - 1،2
1 - سرگذشت موسى ( ع ) و رسالت او در هدايت فرعون ، آيتى الهى و درس آموز
و فى موسى إذ أرسلنه إلى فرعون
عبارت «و فى موسى» عطف بر جمله «تركنا فيها آية» است; يعنى، «و فى قصة موسى آية».
2 - موسى ( ع ) ، رسول الهى
و فى موسى إذ أرسلنه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 27 - 1
1 - بعثت موسى ( ع ) ، آغاز مرحله اى جديد از بعثت پيامبران
و لقد أرسلنا نوحًا و إبرهيم . .. ثمّ قفّينا على ءاثرهم برسلنا
«ثمّ» در «ثمّ قفّينا. ..» - چنان كه برخى مفسران گفته اند - براى تراخى رتبى است; نه زمانى. بر اين اساس تعبير «ثمّ قفّينا»، بيانگر شروع مرحله اى جديد از بعثت پيامبران است و با مراحل قبلى (مرحله نوح(ع) تا ابراهيم(ع) و مرحله ابراهيم(ع) به بعد) از نظر اهميت، متفاوت است. اين مرحله - با توجه به اين كه قبل از بعثت حضرت عيسى(ع) و بعد از بعثت نوح و ابراهيم(ع) قرار گرفته - بايد مرحله اى باشد كه با بعثت حضرت موسى آغاز مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - صف - 61 - 5 - 4
4 - موسى ( ع ) ، پيامبرى مبعوث شده براى بنى اسرائيل
و قد تعلمون أنّى رسول اللّه إليكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مزمل - 73 - 15 - 4
4 - حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) و موسى ( ع ) ، از رسولان الهى
إنّا أرسلنا إليكم رسولاً . .. كما أرسلنا إلى فرعون رسولاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 27 - 6،7
6 - اعطاى اسحاق و يعقوب ( ع ) به ابراهيم ( ع ) و نيز قرار دادن مقام نبوت در نسل آن حضرت ، پاداش دنيوى ابراهيم ( ع ) از سوى خداوند بود .
و وهبنا له إسحق . .. و جعلنا فى ذرّيّته النبوّة... و ءاتينه أجره فى الدنيا
7 - ذريه ابراهيم ( ع ) از مقام نبوت و كتاب آسمانى ، برخوردار بودند .
و جعلنا فى ذرّيّته النبوّة و الكتب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 26 - 3،4
3 - تداوم يافتن بعثت پيامبران ، در نسل هاى پس از نوح و ابراهيم ( ع )
و جعلنا فى ذرّيّتهما النبوّة
4 - پيامبران مبعوث شده پس از نوح ( ع ) از ذريه حضرت نوح و پيامبران مبعوث شده پس از ابراهيم ( ع ) از ذريه حضرت ابراهيم ( ع ) بودند .
و لقد أرسلنا نوحًا و إبرهيم و جعلنا فى ذرّيّتهما النبوّة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 26 - 3،4
3 - تداوم يافتن بعثت پيامبران ، در نسل هاى پس از نوح و ابراهيم ( ع )
و جعلنا فى ذرّيّتهما النبوّة
4 - پيامبران مبعوث شده پس از نوح ( ع ) از ذريه حضرت نوح و پيامبران مبعوث شده پس از ابراهيم ( ع ) از ذريه حضرت ابراهيم ( ع ) بودند .
و لقد أرسلنا نوحًا و إبرهيم و جعلنا فى ذرّيّتهما النبوّة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 163 - 2،4
2 - خداوند نوح ( ع ) را به پيامبرى برانگيخت و به وى وحى كرد .
كما أوحينا إلى نوح
4 - ابراهيم ، اسماعيل ، اسحاق ، يعقوب ، عيسى ، ايوب ، يونس ، هارون و سليمان عليهم السلام از پيامبران پس از نوح ( ع ) و مخاطب وحى
و أوحينا إلى إبرهيم . .. و سليمن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 89 - 2
2 - نوح، ابراهيم، اسحاق، يعقوب، داوود، يوسف، موسى و هارون(ع) بهره مند از تعاليم آسمانى (كتاب) و داراى منصب قضاوت و مقام نبوت بودند.
أولئك الذين ءاتينهم الكتب و الحكم و النبوة
«أولئك» اشاره به انبياى مذكور در آيات قبل است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 59 - 1
1 - نوح ( ع ) ، از رسولان الهى است .
لقد أرسلنا نوحاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 61 - 2
2 - نوح ( ع ) ، رسولى از جانب خداوند بود .
و لكنى رسول من رب العلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 62 - 1،5
1 - نوح ( ع ) ، پيامبرى از جانب خداوند و حامل رسالت هاى متعدد
أبلغكم رسلت ربى
5 - نوح ( ع ) ، پيامبرى دلسوز و خيرخواه مردم
و أنصح لكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 64 - 7
7 - پيامبرى نوح ( ع ) و معارف ارائه شده از سوى وى ، از آيات خداوند
فكذبوه . .. و أغرقنا الذين كذبوا بايتنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 103 - 1
1 - خداوند ، موسى ( ع ) را پس از نوح ، هود ، صالح ، لوط و شعيب به پيامبرى مبعوث كرد .
ثم بعثنا من بعدهم موسى
مراد از ضمير در «من بعدهم» پيامبرانى است كه داستانشان در آيات پيشين مطرح شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 72 - 3
3 - حضرت نوح ( ع ) خود را فرستاده خداوند دانسته و اجر و مزد خود را نيز تنها بر عهده او اعلام كرد .
إن كان كبر عليكم مقامى و تذكيرى بأيت اللّه . .. فإن توليتم فما سألتكم من أجر إن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 25 - 1
1- نوح ( ع ) ، از پيامبران و رسولان الهى است .
و لقد أرسلنا نوحًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 28 - 5
5- خداوند ، نوح ( ع ) را از رحمت ويژه خويش بهره مند ساخت و به مقام نبوت رسانيد .
ءاتنى رحمة من عنده
مقصود از «رحمة»، به مناسبت مورد، مقام نبوت و پيامبرى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 42 - 4
4 - نوح ، هود و صالح ( ع ) ، از پيامبران الهى
فقد كذّبت قبلهم قوم نوح و عاد و ثمود
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 23 - 1
1 - نوح ( ع ) ، از رسولان الهى بود .
و لقد أرسلنا نوحًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 106 - 1
1 - نوح ( ع ) ، پيامبرى از نژاد قوم خويش و داراى پيوند خويشاوندى با آنان
إذ قال لهم أخوهم نوح
قيد «أخوهم» هم مى تواند بيانگر پيوند خويشاوندى نوح(ع) با قومش باشد و هم تعبير كنايى از اشفاق و دلسوزى آن حضرت نسبت به آنان.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 79 - 2
2 - نوح ( ع ) ، پيامبرى برجسته در سلسله پيامبران الهى و داراى مقام رفيع در پيشگاه خداوند
سلم على نوح فى العلمين
برداشت ياد شده از قيد «فى العالمين» براى سلام به دست مى آيد; زيرا در اين سوره خداوند سلام و تحيت خود را نسبت به چند پيامبر بزرگ (همچون ابراهيم، موسى و هارون عليهم السلام) نقل فرموده، ولى بدون اين قيد آورده است; مانند: آيه 109 (سلام على ابراهيم) و آيه 120 (سلام على موسى و هارون).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 35 - 20
20- « سماعة بن مهران قال : قلت لأبى عبداللّه ( ع ) قول اللّه عزّوجلّ « فاصبر كما صبر اُولواالعزم من الرسل » فقال : نوح و ابراهيم و موسى و عيسى و محمد (صلی الله علیه و آله) . . . ;
سماعة بن مهران مى گويد: از امام صادق(ع) درباره آيه «فاصبر كما صبر اُولواالعزم من الرسل» سؤال كردم، حضرت فرمود: آنان نوح، ابراهيم، موسى، عيسى (ع) و محمد(صلی الله علیه و آله) هستند. ..».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 26 - 1
1 - نوح و ابراهيم ( ع ) ، از رسولان الهى
و لقد أرسلنا نوحًا و إبرهيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 1 - 1
1 - حضرت نوح ( ع ) ، از رسولان الهى
إنّا أرسلنا نوحًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 32 - 2
2 - منوط دانستن نبوت و رسالت ، به اشرافيت و توانمندى هاى مادى ، امرى نامعقول
لولا نزّل . .. أهم يقسمون رحمت ربّك
از استفهام توبيخى «أهم» استفاده مى شود كه هيچ نوع ارتباطى بين دستيابى به مقام نبوت و برخوردارى از امكانات مادى، وجود ندارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 31 - 3
3- در اختيار داشتن همه نعمت هاى الهى و توان دسترسى به گنجينه هاى هستى و دانستن غيب ، از لوازم و شرايط پيامبرى نيست .
و لاأقول لكم عندى خزائن الله و لاأعلم الغيب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 44 - 16
16 - عدم تنافى شكوه و قدرت و امكانات مادى با مقام نبوت و مراتب عالى معنوى
قال إنّه صرح ممرّد من قوارير
تعبير «صرح ممرّد من قوارير» بيان گوشه اى از برخوردارى ها و حشمت و شوكت سليمان(ع) است. اين در حالى است كه او پيامبرى بزرگ و داراى جايگاهى ارجمند در مقامات معنوى بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 32 - 2
2 - منوط دانستن نبوت و رسالت ، به اشرافيت و توانمندى هاى مادى ، امرى نامعقول
لولا نزّل . .. أهم يقسمون رحمت ربّك
از استفهام توبيخى «أهم» استفاده مى شود كه هيچ نوع ارتباطى بين دستيابى به مقام نبوت و برخوردارى از امكانات مادى، وجود ندارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 84 - 8
8- گريستن و اندوهگين شدن در فراق عزيزان و تأسف خوردن بر دورى آنان ، با مقام نبوت ناسازگار نيست .
قال يأسفى على يوسف وابيضت عيناه من الحزن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 28 - 4
4 - عدم منافات ترس از چيز هاى هراسناك ، با مقام نبوت *
فأوجس منهم خيفة قالوا لاتخف
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 87 - 10
10- عدم تنافى مقام نبوت با آگاهى نداشتن از مقدرات الهى نسبت به خويش
فظنّ أن لن نقدر عليه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 44 - 16
16 - عدم تنافى شكوه و قدرت و امكانات مادى با مقام نبوت و مراتب عالى معنوى
قال إنّه صرح ممرّد من قوارير
تعبير «صرح ممرّد من قوارير» بيان گوشه اى از برخوردارى ها و حشمت و شوكت سليمان(ع) است. اين در حالى است كه او
پيامبرى بزرگ و داراى جايگاهى ارجمند در مقامات معنوى بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 31 - 3
3- در اختيار داشتن همه نعمت هاى الهى و توان دسترسى به گنجينه هاى هستى و دانستن غيب ، از لوازم و شرايط پيامبرى نيست .
و لاأقول لكم عندى خزائن الله و لاأعلم الغيب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 19 - 5
5 - قتل نفس و ناسپاسى نعمت ، دو رفتار نامناسب با شأن و ادعاى پيامبرى در نظر فرعون
و فعلت فعلتك التى فعلت و أنت من الكفرين
به رخ كشيدن قتل نفس و ناسپاسى موسى(ع) از جانب فرعون، مى تواند به منظور خدشه دار كردن پيامبرى آن حضرت و منافى دانستن مقام نبوت با قتل نفس و ناسپاسى ادا شده باشد. گفتنى است آيه بعد - كه در آن حضرت موسى(ع) قتل نفس را عملى غير عمدى و ناخواسته مى شمرد - مؤيد برداشت ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 44 - 16
16 - عدم تنافى شكوه و قدرت و امكانات مادى با مقام نبوت و مراتب عالى معنوى
قال إنّه صرح ممرّد من قوارير
تعبير «صرح ممرّد من قوارير» بيان گوشه اى از برخوردارى ها و حشمت و شوكت سليمان(ع) است. اين در حالى است كه او پيامبرى بزرگ و داراى جايگاهى ارجمند در مقامات معنوى بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 19 - 5
5 - قتل نفس و ناسپاسى نعمت ، دو رفتار نامناسب با شأن و ادعاى پيامبرى در نظر فرعون
و فعلت فعلتك التى فعلت و أنت من الكفرين
به رخ كشيدن قتل نفس و ناسپاسى موسى(ع) از جانب فرعون، مى تواند به منظور خدشه دار كردن پيامبرى آن حضرت و منافى دانستن مقام نبوت با قتل نفس و ناسپاسى ادا شده باشد. گفتنى است آيه بعد - كه در آن حضرت موسى(ع) قتل نفس را عملى غير عمدى و ناخواسته مى شمرد - مؤيد برداشت ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 84 - 8
8- گريستن و اندوهگين شدن در فراق عزيزان و تأسف خوردن بر دورى آنان ، با مقام نبوت ناسازگار نيست .
قال يأسفى على يوسف وابيضت عيناه من الحزن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 38 - 13
13- توانايى به ارائه هر گونه معجزه و در هر زمان ، از شرايط پيامبرى در ديدگاه ناصواب مردم عصر بعثت
و لقد أرسلنا رسلاً . .. و ما كان لرسول أن يأتى بأية إلاّ بإذن الله لكل أجل كتاب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 163 - 4
4 - ابراهيم ، اسماعيل ، اسحاق ، يعقوب ، عيسى ، ايوب ، يونس ، هارون و سليمان عليهم السلام از پيامبران پس از نوح ( ع ) و مخاطب وحى
و أوحينا إلى إبرهيم . .. و سليمن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 89 - 2
2 - نوح، ابراهيم، اسحاق، يعقوب، داوود، يوسف، موسى و هارون(ع) بهره مند از تعاليم آسمانى (كتاب) و داراى منصب قضاوت و مقام نبوت بودند.
أولئك الذين ءاتينهم الكتب و الحكم و النبوة
«أولئك» اشاره به انبياى مذكور در آيات قبل است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 53 - 1،4
1- برانگيخته شدن هارون ( ع ) به نبوت ، موهبت خداوند و پرتوى از رحمت او به موسى ( ع ) بود .
و وهبنا له من رحمتنا أخاه هرون نبيًّا
4- هارون ، برادر موسى ( ع ) ، و داراى مقام رفيع نبوت
أاخاه هرون نبيًّا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 32 - 5
5 - اصالت موسى ( ع ) در رسالت نسبت به هارون ( ع )
و أشركه فى أمرى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 36 - 6
6 - هارون ( ع ) در وادى طوى به مقام نبوت و رسالت برگزيده شد .
هرون أخى . .. و أشركه فى أمرى ... قد أُتيت سؤلك
چنانچه مراد از «أشركه فى أمرى» درخواست نبوت و رسالت براى هارون(ع) باشد، اجابت آن در وادى طوى انجام پذيرفت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 71 - 2
2 - ساحران فرعون ، موسى و هارون ( ع ) را پيامبر خدا دانسته و به آنان ايمان آوردند .
ءامنتم له
تعبير ساحران در آيه قبل، «آمنّا بربّ هارون و موسى» بود; ولى فرعون در توبيخ خود، آنان را مؤمن به موسى(ع) معرفى كرد. گفتنى است كه اين نكته گوياى تلازم ايمان به «ربّ موسى و هارون» با ايمان به رسالت آن دو در دعوت به ربوبيت خداوند است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 93 - 7
7 - هارون ( ع ) در عين دارا بودن مقام نبوت ، موظف به پيروى از موسى ( ع ) و فرمان هاى او بود .
ما منعك . .. ألاّتتّبعن أفعصيت أمرى
«ألاّتتّبعن» خطاب به هارون(ع) و دال براين نكته است كه او در عين نبوت، موظف به پيروى از فرمان هاى موسى(ع) بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 48 - 1،5
1- حضرت موسى و هارون ( ع ) ، دو پيامبر داراى كتاب آسمانى و رسالت مشترك
و لقد ءاتينا موسى و هرون الفرقان و ضياءً و ذكرًا
برداشت ياد شده مبتنى بر اين است كه مقصود از «الفرقان» كتاب آسمانى تورات باشد. بر اين اساس دادن كتاب آسمانى به
هارون در كنار حضرت موسى(ع)، بيانگر اين است كه او نيز مانند موسى(ع) در نبوت و دريافت كتاب آسمانى شريك و برابر بود.
5- حضرت موسى و هارون ( ع ) ، دو پيامبر برخوردار از حجت و برهان الهى
و لقد ءاتينا موسى و هرون الفرقان
يكى از معانى لغوى «فرقان» حجت و برهان است (لسان العرب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 45 - 1
1 - موسى و هارون ( ع ) ، دو پيام آور الهى
ثمّ أرسلنا موسى و أخاه هرون بأيتنا و سلطن مبين
«آية» (مفرد «آيات») به معناى نشانه است و «سلطان» مرادف حجت و «مبين» (از «إبانة») به معناى روشن و آشكار است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 65 - 1
1 - هود ، از انبيا و فرستادگان الهى است .
لقد أرسلنا . .. و إلى عاد أخاهم هوداً
«إلى عاد» عطف بر «إلى قومه» و «أخاهم» عطف بر «نوحاً» در آيه 59 است، يعنى: أرسلنا إلى عاد أخاهم هوداً.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 67 - 2،3
2 - هود ، رسولى از جانب خدا
و لكنى رسول من رب العلمين
3 - هود با استناد به رسالت الهى خود ، خويشتن را از هر گونه سفاهت و كم خردى مبرا دانست .
قال يقوم ليس بى سفاهة و لكنى رسول من رب العلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 68 - 3
3 - هود ، پيامبرى از جانب خداوند و حامل رسالت هاى متعدد
أبلغكم رسلت ربى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 103 - 1
1 - خداوند ، موسى ( ع ) را پس از نوح ، هود ، صالح ، لوط و شعيب به پيامبرى مبعوث كرد .
ثم بعثنا من بعدهم موسى
مراد از ضمير در «من بعدهم» پيامبرانى است كه داستانشان در آيات پيشين مطرح شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 50 - 1
1- هود ( ع ) ، از پيامبران و رسولان الهى است .
و لقد أرسلنا . .. و إلى عاد أخاهم هودًا
«إلى عاد» عطف بر «إلى قومه» و «أخاهم» عطف بر «نوحاً» در آيه 25 است; يعنى: و لقد أرسلنا إلى عاد أخاهم هودًا.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 42 - 4
4 - نوح ، هود و صالح ( ع ) ، از پيامبران الهى
فقد كذّبت قبلهم قوم نوح و عاد و ثمود
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 124 - 1
1 - هود ( ع ) ، پيامبرى از نژاد قوم عاد و داراى پيوند خويشاوندى با آنان
إذ قال لهم أخوهم هود
قيد «أخوهم» مى تواند براى بيان پيوند خويشاوندى هود(ع) با قومش و يا تعبيرى كنايى از شفقت و دلسوزى آن حضرت نسبت به آن قوم باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 89 - 3
3 - زكريا، يحيى، عيسى، الياس، اسماعيل، اليسع، يونس و لوط(ع)، بهره مند از تعاليم آسمانى (كتاب) و داراى منصب قضاوت و مقام نبوت بودند.
أولئك الذين ءاتينهم الكتب و الحكم و النبوة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 12 - 2
2- يحيى ( ع ) دريافت كننده وحى و داراى شخصيتى ممتاز در پيشگاه خداوند بود .
ييحيى خذ الكتب بقوّة
در باره اين كه نداى «يا يحيى» گفته چه كسى بود، دو احتمال وجود دارد: 1- از جانب خداوند و توسط فرشته وحى; 2- توصيه زكريا به فرزندش يحيى. ظاهر آيه مؤيد احتمال اول است. برداشت ياد شده نيز بر همين اساس است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 84 - 2
2 - ابرهيم ، اسماعيل ، اسحاق ، يعقوب و فرزندانش ، از انبيا و دريافت كنندگان وحى از جانب خداوند
و ما انزل على ابراهيم . .. و الاسباط
چون «الاسباط» - به معناى نوه ها - پس از يعقوب ذكر شده است، به نظر مى رسد منظور از آن، فرزندان يعقوب باشند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 163 - 4
4 - ابراهيم ، اسماعيل ، اسحاق ، يعقوب ، عيسى ، ايوب ، يونس ، هارون و سليمان عليهم السلام از پيامبران پس از نوح ( ع ) و مخاطب وحى
و أوحينا إلى إبرهيم . .. و سليمن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 89 - 2
2 - نوح، ابراهيم، اسحاق، يعقوب، داوود، يوسف، موسى و هارون(ع) بهره مند از تعاليم آسمانى (كتاب) و داراى منصب قضاوت و مقام نبوت بودند.
أولئك الذين ءاتينهم الكتب و الحكم و النبوة
«أولئك» اشاره به انبياى مذكور در آيات قبل است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 38 - 5،6
5- اسحاق و يعقوب ( ع ) ، پيامبرانى پيرو شريعت پدرشان ابراهيم ( ع )
واتبعت ملّة ءاباءِى إبرهيم و إسحق و يعقوب
6- ابراهيم ، اسحاق و يعقوب ( ع ) ، پيامبرانى شناخته شده براى مردم مصر
واتبعت ملّة ءاباءِى إبرهيم و إسحق و يعقوب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 49 - 5
5- اسحاق و يعقوب ( ع ) ، فرزندان ابراهيم و از پيامبران الهى بودند .
وهبنا له إسحق و يعقوب و كلاًّ جعلنا نبيًّا
اسحاق(ع)، فرزند ابراهيم(ع) بود، ولى يعقوب(ع) به دليل آيه بيست و هفتم سوره هود (و من وراء إسحاق يعقوب) فرزند اسحاق و نوه ابراهيم(ع) بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 73 - 10
10- ابراهيم ، اسحاق و يعقوب ( ع ) ، پيامبرانى كه از سوى خداوند به آنان وحى مى شد .
و أوحينا إليهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 27 - 3
3 - اسحاق و يعقوب ( ع ) از مقام نبوت و كتاب آسمانى ، برخوردار بودند .
و وهبنا له إسحق و يعقوب و جعلنا فى ذرّيّته النبوّة
از مصداق هاى اتمّ و اكمل ذريه ابراهيم، اسحاق و يعقوب اند كه خداوند به آنها، نبوت و كتاب عطا كرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 89 - 2
2 - نوح، ابراهيم، اسحاق، يعقوب، داوود، يوسف، موسى و هارون(ع) بهره مند از تعاليم آسمانى (كتاب) و داراى منصب قضاوت و مقام نبوت بودند.
أولئك الذين ءاتينهم الكتب و الحكم و النبوة
«أولئك» اشاره به انبياى مذكور در آيات قبل است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 15 - 12
12- يوسف ( ع ) در سنين كودكى به نبوت رسيد . *
و أوحينا إليه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 22 - 6
6- يوسف ( ع ) در سن جوانى و برخوردار شدن از رشد ، به مقام نبوّت نايل گرديد .
و لما بلغ أشدّه ءاتينه حكمًا و علمًا
برداشت فوق ، بر اساس نظر برخى از مفسران است كه «حكم» را به مقام نبوت و «علم» را به دانش شريعت ، تفسير كرده اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 24 - 15
15- « عن الصادق ( ع ) [ فى البرهان الذى رأى يوسف ] : انه النبوة المانعة من إرتكاب الفواحش والحكمة الصارفة عن القبايح ;
از امام صادق(ع) [درباره برهانى كه يوسف(ع) ديده ]روايت شده: آن برهان نبوت بود كه مانع از ارتكاب گناهان مى شود و
حكمتى كه از كارهاى زشت باز مى دارد».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 34 - 2
2 - يوسف ( ع ) ، پيامبر مردم مصر پيش از حضرت موسى ( ع )
و لقد جاءكم يوسف من قبل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 163 - 4
4 - ابراهيم ، اسماعيل ، اسحاق ، يعقوب ، عيسى ، ايوب ، يونس ، هارون و سليمان عليهم السلام از پيامبران پس از نوح ( ع ) و مخاطب وحى
و أوحينا إلى إبرهيم . .. و سليمن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 89 - 3
3 - زكريا، يحيى، عيسى، الياس، اسماعيل، اليسع، يونس و لوط(ع)، بهره مند از تعاليم آسمانى (كتاب) و داراى منصب قضاوت و مقام نبوت بودند.
أولئك الذين ءاتينهم الكتب و الحكم و النبوة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 139 - 1
1 - يونس ( ع ) ، از رسولان الهى
و إنّ يونس لمن المرسلين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 147 - 5
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 148 - 1
1 - تمامى قوم يونس ، پس از رسالت و مأموريت مجدد آن حضرت به سوى آنان ايمان آوردند .
و أرسلنه . .. ف--َامنوا فمتّعنهم إلى حين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 50 - 6
6 - از ديدگاه برخى مردم در اختيار داشتن خزاين الهى و آگاهى به غيب و فرشته بودن، نشانه پيامبرى است.
قل لا أقول لكم عندى خزائن اللّه و لاأعلم الغيب و لاأقول لكم إنى ملك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 86 - 10
10 - دشمنى با كفرپيشگان حق ستيز و پرهيز از تقويت آنان ، نشانه پيامبرى و لازم جدايى ناپذير آن
و ما كنت ترجوا أن يلقى إليك الكتب . ..فلاتكوننّ ظهيرًا للكفرين
برداشت ياد شده با توجه به تفريع «لاتكوننّ. ..» بر صدر آيه به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 157 - 20
20 - برداشتن تكاليف شاق ، گسستن زنجير هاى جهل و خرافه و زدودن بدعت هاى دينى از وظايف پيامبر (صلی الله علیه و آله) در انجام رسالت خويش
و يضع عنهم إصرهم و الأغلل التى كانت عليهم
«إصر» به معناى عهد و پيمان سنگين و نيز به هر چيز دشوار و طاقت شكن گفته مى شود. در آيه شريفه بدين مناسبت كه در مقام بين تشريع احكام از سوى پيامبر(صلی الله علیه و آله) است، مراد از آن تكاليف مشقتبارى است كه امتهاى گذشته بدانها پايبند بوده اند. غُلّ (مفرد اغلال) به معناى طوق و زنجيرى است كه به گردن و يا دستها بسته مى شود و مراد از آن جهل و خرافه و بدعت و مانند اينهاست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 144 - 16،17،19
16 - پايدارى در دين و حركت در مسير انبياى الهى ، شكر نعمتِ هدايت و رسالت انبياست .
افاين مات او قتل انقلبتم . .. و سيجزى اللّه الشّاكرين
مراد از «الشّاكرين» در اين آيه، يا خصوص كسانى است كه هرگز مرتد نمى شوند و همچنان پايبند دين الهى هستند، و يا مؤمنان پايدار، مصداق مورد نظر براى «الشّاكرين» هستند.
17 - واپسگرايى و ارتداد ، كفران نعمتِ رسالت انبيا و هدايت الهى است .
و من ينقلب على عقبيه . .. و سيجزى اللّه الشّاكرين
مفهوم جمله «و سيجزى اللّه الشّاكرين» اين است كه مرتدان، ناسپاس هستند، و به مناسبت حكم و موضوع، اين ناسپاسى در ارتباط با رسالت انبيا و هدايت الهى است.
19 - استقامت پيشگان و پايمردان پيكار احد ، شاكران نعمت رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله)
انقلبتم على اعقابكم . .. و سيجزى اللّه الشّاكرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 164 - 1،2،5،15
1 - بعثت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، نعمتى بزرگ براى مؤمنان
لقد منّ اللّه على المؤمنين اذ بعث فيهم رسولا
فعل «منّ» از مصدر «منّة» به معناى نعمت بزرگ است.
2 - بهره جستن از نعمت بزرگ بعثت انبيا ، در گرو ايمان به آنهاست .
لقد منّ اللّه على المؤمنين اذ بعث فيهم رسولا
بعثت رسول اكرم (صلی الله علیه و آله) نعمتى بزرگ براى همه انسانهاست ; بنابراين ذكر خصوص مؤمنان بدان جهت است كه بهره گيرى از آن نعمت بزرگ، مشروط به ايمان به اوست.
5 - برخاستن انبيا از ميان مردم و از جنس آنان بودن ، نعمتى براى انسانها
لقد منّ اللّه على المؤمنين اذ بعث فيهم رسولا من انفسهم
جمله «منّ اللّه» علاوه بر بيان نعمت بودن اصل بعثت، بر نعمت بودن هر يك از قيدهاى مذكور در آيه نيز دلالت دارد كه از جمله آنها، از ميان مردم و از جنس آنان بودن است.
15 - يادآورى وضعيّت نابهنجار ( گمراهى آشكار ) مردم پيش از بعثت ، برانگيزنده توجّه و قدردانى از نعمت بزرگ رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله)
لقد منّ اللّه . .. و ان كانوا من قبل لفى ضلال مبين
جمله «ان كانوا . .. » به منزله دليل است براى بزرگى نعمتِ رسالت. يعنى روشن است كه پيش از بعثت پيامبر (صلی الله علیه و آله) در چه منجلابى از گمراهى و ضلالت فرو رفته بوديد و اين پيامبر (صلی الله علیه و آله) و تعاليم قرآنى بود كه شما را هدايت كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 11 - 5،7
5- انبياى الهى ، برگزيدگى خويش را از سوى خداوند به مقام پيامبرى ، نعمتى بزرگ از سوى او بر خود مى دانستند .
و لكنّ الله يمنّ على من يشاء من عباده
7- مقام پيامبرى ، موهبت و نعمتى بزرگ از سوى خداوند براى بندگانى خاص است .
و لكنّ الله يمنّ على من يشاء من عباده
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 43 - 6
6- پيامبرى ، موهبتى است الهى كه خداوند ، به پيامبران اعطا كرده است .
و ما أرسلنا من قبلك إلاّ رجالاً نوحى إليهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 9 - 2
2 - مقام نبوت ، موهبت خداوند و جلوه اى از رحمت او است .
أم عندهم خزائن رحمة ربّك
مفسران بر اين عقيده اند كه آيه شريفه، درصدد پاسخ گفتن به كافران معترض به انتخاب پيامبراسلام براى رسالت است. ازاين رو مقصود از «رحمت» مى تواند مقام نبوت و رسالت باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 59 - 5،7
5 - نبوت ، مرتبتى والا و از نعمت هاى ارجمند خدادادى است .
إن هو إلاّ عبد أنعمنا عليه
مراد از نعمت در «أنعمنا» ممكن است خصوص نبوت باشد.
7 - تنها امتياز عيسى ( ع ) بر ساير بنى اسرائيل ، برخوردارى آن حضرت از نعمت خدادادى نبوت بود .
إن هو إلاّ عبد أنعمنا عليه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 16 - 6
6 - برخوردارى از حكومت الهى ، موهبتى والا همچون برخوردارى از كتاب آسمانى و نبوت
و لقد ءاتينا بنى إسرءيل الكتب و الحكم و النبوّة
در صورتى كه «الحكم» نظر به حكومت داشته باشد; از اين كه در زمره كتاب و نبوت به عنوان موهبتى الهى براى بنى اسرائيل معرفى شده است، مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قلم - 68 - 2 - 3
3 - برخوردارى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از نعمت نبوت و عقل
ما أنت بنعمة ربّك بمجنون
واژه «جنون»، قرينه است بر اين كه نعمت اعطايى به پيامبر(صلی الله علیه و آله) «عقل» است و برخى از مفسران آن را نعمت «نبوت» دانسته اند; چنان كه در آيه 164 سوره «آل عمران» بدان اشاره شده است: «لقد منّ اللّه على المؤمنين إذ بعث فيهم رسولاً من أنفسهم. ..».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 14 - 4
4 - بعثت نوح ( ع ) ، نعمت الهى براى قومش
لمن كان كفر
از اينكه تكذيب نوح(ع) از سوى قومش كفران خوانده شده برداشت بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 42 - 8
8 - نفرت شديد مشركان از بعثت رسول اكرم (صلی الله علیه و آله) ، به رغم سوگند مؤكد قبلى خود مبنى بر ايمان به پيامبر برخاسته از ميان نژاد آنان
و أقسموا باللّه . .. فلمّا جاءهم نذير ما زادهم إلاّ نفورًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 23 - 15
15 - وحى و رسالت ، برنامه كامل هدايت و در راستاى رشد و تعالى بشر
و لقد جاءهم من ربّهم الهدى
بنابراين كه «الهدى» اشاره به وحى و رسالت باشد، برداشت بالا به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 7 - 6
6- دريافت وحى الهى ، لازمه منصب رسالت
و ما أرسلنا . .. نوحى إليهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 19 - 6
6- ادعاى رسالت ، بايد همراه با دلايل روشن و قانع كننده باشد .
إنّى لكم رسول أمين . .. إنّى ءاتيكم بسلطن مبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 72 - 2
2 - ساحران مؤمن ، برترى دادن فرعون بر خداوند و بهادادن به تهديدات او در برابر دلايل روشن موسى ( ع ) را ، به كلى
منتقى دانسته و ثبات و استحكام ايمان خود را نشان دادند .
قالوا لن نؤثرك على ما جاءنا من البيّنت والذى فطرنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 2 - 8
8- رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از پيام هاى متقن ، روشن و اساسىِ قرآن
كتب أُحكمت ءايته ثم فصلت . .. إننى لكم منه نذير و بشير
جمله «إننى لكم منه . ..» نيز همانند «لاتعبدوا ...» تفسير «كتاب اُحكمت ...» مى باشد; يعنى ، از پيامهاى اين كتاب ، رسالت و نبوت پيامبر(صلی الله علیه و آله) است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 12 - 7
7 - پيامبرى محمد (صلی الله علیه و آله) ، امرى شناخته شده براى همه مردم در مدينه بود .
و إذ يقول المنفقون . .. هذا ما وعدنا اللّه و رسوله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 7 - 11
11 - برگزيدن موسى ( ع ) براى مقام رسالت ، وعده الهى به مادرش جهت آرام بخشيدن خاطر وى
و لاتخافى و لاتحزنى . .. و جاعلوه من المرسلين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 63 - 1
1 - رسالت عيسى ( ع ) ، متكى به ادله و براهين آشكار
و لمّا جاء عيسى بالبيّنت
«بيّنات» (جمع «بيّنة») به معناى دلايل و حجت هاى روشن و آشكار است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 91 - 4،6
4 - يهود به سبب انكار رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) منكر نزول هرگونه وحى بر افراد بشر شدند.
إذ قالوا ما أنزل الله على بشر من شىء
6 - گفتار يهود زمان پيامبر(صلی الله علیه و آله) مبنى بر نازل نشدن وحى بر بشر، در تناقض با عقيده آنان در مورد نبوت موسى(ع) و نزول وحى بر آن حضرت بود.
إذ قالوا ما أنزل الله على بشر من شىء قل من أنزل الكتب الذى جاء به موسى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 89 - 5
5 - يهوديان ، پيش از بعثت ، به نازل شدن قرآن و مبعوث شدن پيامبر (صلی الله علیه و آله) آگاهى داشتند .
و كانوا من قبل يستفتحون على الذين كفروا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 90 - 13
13 - يهوديان ، معترض به خداوند به خاطر گزينش رسول اكرم (صلی الله علیه و آله) به پيامبرى و نازل كردن وحى بر آن حضرت
بغياً أن ينزل اللّه من فضله على من يشاء من عباده
از اينكه قرآن در بيان ريشه حسادت يهود (أن ينزل . ..) به دو چيز اشاره كرده است (پيامبرى رسول اكرم (صلی الله علیه و آله) و اينكه خدا اين مقام را به او عطا كرده) مى توان چنين نتيجه گرفت كه يهوديان علاوه بر حسادتشان بر رسول اكرم(صلی الله علیه و آله) به خداوند نيز به سبب اعطاى اين مقام، معترض بودند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 91 - 6
6 - گفتار يهود زمان پيامبر(صلی الله علیه و آله) مبنى بر نازل نشدن وحى بر بشر، در تناقض با عقيده آنان در مورد نبوت موسى(ع) و نزول وحى بر آن حضرت بود.
إذ قالوا ما أنزل الله على بشر من شىء قل من أنزل الكتب الذى جاء به موسى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 40 - 7
7 - پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) خاتم پيامبران است .
و لكن رسول اللّه و خاتم النبيّن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 23 - 2
2 - نوح ، نخستين فرستاده خدا به سوى جامعه بشرى
و لقد أرسلنا نوحًا إلى قومه
با توجه به اين كه در آيات پيشين، بحث با چگونگى خلقت انسان شروع شده بود و در ادامه آن، به اسرار نهفته در موجودات طبيعت اشاره گشته بود، ذكر حضرت نوح(ع) به عنوان فرستاده خدا به سوى خلق، مى تواند رساننده مطلب بالا باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 44 - 6
6 - خداوند ، براى مشركان مكه قبل از رسول گرامى اسلام ، پيامبرى مبعوث نكرده بود .
و ما أرسلنا إليهم قبلك من نذير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 46 - 8
8 - رسول خدا (صلی الله علیه و آله) ، نخستين پيامبر مبعوث شده در سرزمين مكه
لتنذر قومًا ما أتيهم من نذير من قبلك
مراد از «قوماً» مردم سرزمين مكه است و «ما» در «ما أتاهم» نافيه مى باشد; يعنى، مردمى كه پيش از تو براى آنان هشدار دهنده اى مبعوث نشده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 54 - 13
13- « عن زرارة قال : سألت أباجعفر ( ع ) عن قول اللّه - عزّوجلّ- : « و كان رسولاً نبيّاً » ما الرسول و ما النبىّ ؟ قال : النبىّ الذى يرى فى منامه و يسمع الصوت و لايعاين الملك و الرسول الذى يسمع الصوت و يرى فى المنام و يعاين الملك ;
مشاهده مى كند».