ghaemiyeh.com
نام کتاب: علم مفاهیم شناسی در قرآن سری جدید جلد 103
تحقیق و تالیف : رسول ملکیان اصفهانی - 1400 ش
ناشر دیجیتالی: مركز تحقيقات رايانه اي قائميه اصفهان
جلد
14
3 - حضرت موسى ( ع ) ، شخصيتى وجيه و آبرومند در پيش گاه خداوند بود .
و كان عند اللّه وجيهًا
جلد
14
4 - وجاهت و آبرومندى موسى ( ع ) در پيش گاه خداوند ، سبب شد كه خداوند ، وى را از اتهام قوم اش ، برى بداند .
لاتكونوا كالذين ءاذوا موسى فبرّأه اللّه ممّا قالواو كان عند اللّه وجيهًا
«و كان عنداللّه وجيهاً» به منزله تعليل براى «برّأه اللّه ممّا قالوا» است.
جلد
13
13 - قرار داشتن مادر موسى در آستانه افشا كردن راز فرزندش ، به خاطر شدت پريشانى و اضطراب
إن كادت لتبدى به لولا أن ربطنا على قلبها
جلد
11
35 - موسى ( ع ) زمانى توفيق مناجات با خداوند در كوه طور و دريافت حكم رسالت را يافت كه از مرحله آزمون الهى و چشيدن سختى ها ، عبور كرد و شايستگى لازم را به دست آورده بود .
و فتنّك فتونًا. .. ثمّ جئت على قدر يموسى
جلد
6
10 - اندوه موسى ( ع ) بر هلاكت همراهانش در ميقات ، موجب شكوه او به درگاه خدا و آرزوى مرگ خويش و همراهانش پيش از حضور در ميعادگاه مناجات
قال رب لو شئت أهلكتهم من قبل و إيّى
جلد
11
1 - هشدار هاى موسى ( ع ) به فرعونيان در صحنه مقابله ، موجب بروز اختلاف و تنش در ميان آنان گرديد .
ويلكم لاتفتروا . .. فتنزعوا أمرهم بينهم
«فاء» در «فتنازعوا» دال بر اين نكته است كه بلافاصله پس از هشدارهاى موسى(ع) در صحنه مقابله، در بين فرعونيان نزاع و كشمكش به وجود آمد گرديد.
جلد
15
3 - عبوديت و ايمان موسى و هارون ( عليهماالسلام ) موجب دستيابى آنان به پاداش هايى همچون پاداش هاى محسنان از سوى خداوند
إنّا كذلك نجزى المحسنين . إنّهما من عبادنا المؤمنين
برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه جمله «إنّهما من عبادنا. ..» تعليل براى جمله «إنّا كذلك نجزى المحسنين» است; يعنى، چون موسى و هارون (عليهماالسلام) از مؤمنان و بندگان خالص خدا بودند، به آنان چونان پاداش محسنان، پاداش داديم. مقصود نجات از اندوه بزرگ و باقى ماندن نام و آوازه نيك آنان در تاريخ مى باشد.
جلد
11
14 - ديدار دوباره با موسى ( ع ) ، به چشمان مادر روشنى و آرامش بخشيد و اندوه او را برطرف ساخت .
فرجعنك إلى أُمّك كى تقرّ عينها و لاتحزن
«قرة العين» يا از «قرار» به معناى آرام گرفتن مشتق است و يا از «قُرّ» به معناى سردشدن كه نتيجه توقف اشك سوزان است. در هر صورت اين تعبير، كنايه از شادمانى است كه چشم را از نگران بودن و حركت به سمت راست و چپ بازمى دارد و اشك سوزان اندوه را قطع مى كند.
17 - بازگشت موسى ( ع ) به آغوش مادر ، زمينه اى مناسب جهت رشد و پرورش او تحت نظارت دقيق خداوند
و لتصنع على عينى . إذ تمشى ... فرجعنك
«إذ» در «إذ تمشى» مى تواند ظرف براى «لتصنع» باشد. دراين صورت جملات پس از «إذ»، ظرف تحقق صنع الهى در مورد موسى(ع) را بيان كرده است.
جلد
13
11 - بازگشت موسى ( ع ) به دامن مادر ، نمود حقانيت و تخلف ناپذيرى وعده هاى خداوند
و لتعلم أنّ وعد اللّه حقّ
برداشت ياد شده بدان احتمال است كه مراد از «وعد اللّه» مطلق وعده هاى الهى باشد. بنابراين بازگشت موسى(ع) به دامان مادر نمود اين است كه تمام وعده هاى الهى، از همين قبيل بوده و تخلف در آن راه ندارد.
جلد
10
9- پاكى و برگزيدگى موسى و مقام رسالت و نبوت او ، موجب شرافت و بزرگداشت ياد او در قرآن
واذكر فى الكتب موسى إنّه كان مخلصًا و كان رسولاً نبيًّا
جمله «إنّه كان . ..» تعليل براى «اذكر» است.
جلد
1
2 - خداوند با بعثت موسى ( ع ) ، بنى اسرائيل را از سيطره فرعونيان و شكنجه هاى سهمگين آنها ر ها ساخت .
و إذ نجينكم من ءال فرعون يسومونكم سوءالعذاب
در جمله «أنعمت عليكم» و «أنى فضلتكم» نعمت دادن و برترى بخشيدن به خداوند نسبت داده شده; ولى در جمله «نجيناكم» (ما شما را نجات داديم) نجات بخشى به ضمير «نا» (ما) نسبت داده شده است. از اين مقابله
مى توان فهميد كه خداوند در نجات بخشى، نظر به سببهايى نيز دارد كه به قرينه آيات بعد مى توان گفت: آن سبب بعثت حضرت موسى (ع) بوده است.
جلد
10
9- پاكى و برگزيدگى موسى و مقام رسالت و نبوت او ، موجب شرافت و بزرگداشت ياد او در قرآن
واذكر فى الكتب موسى إنّه كان مخلصًا و كان رسولاً نبيًّا
جمله «إنّه كان . ..» تعليل براى «اذكر» است.
جلد
10
2- موسى ( ع ) خود را در صورت سؤال مجدد ( سومين تخلّف ) سزاوار محروم شدن از مصاحبت با خضر ( ع ) دانست .
قال إن سألتك من شىء بعدها فلاتصحبنى
جلد
13
5 - پيش آمدن ناگهانى حادثه طور ( مكالمه خدا ، تبديل عصا به اژد ها و يد بيضا ) باعث به هم ريختن آرامش موسى ( ع ) و چيره شدن ترس بر وى
فلمّا أتيها نودى . .. و اضمم إليك جناحك من الرّهب
جلد
17
1- موسى ( ع ) ، مورد هجوم كينه ها و تهمت هاى فرعونيان در پى ابلاغ پيام الهى
و إنّى عذت بربّى و ربّكم أن ترجمون
برداشت بالا بر اين اساس است كه «رجم» (مصدر «ترجمون»)، در اين آيه به معناى تهمت زدن باشد.
6- فرعونيان ، در صدد سنگسار كردن موسى ( ع ) پس از شنيدن پيام هاى او
و إنّى عذت . .. أن ترجمون
برداشت بالا بنابراين نكته است كه مراد از «ترجمون» سنگسار كردن باشد; نه تهمت زدن.
جلد
13
1 - به ثمر رسيدن تلاش خواهر موسى ، در بازگرداندن برادر خويش به آغوش مادر
قالت هل أدلّكم على أهل بيت . .. فرددنه إلى أُمّه
خواهر موسى با دنبال كردن برادر، ورود به كاخ فرعون و بالاخره استفاده از فرصت به دست آمده، توانست موسى را به مادرش بازگرداند.
جلد
13
3 - اتكاى موسى ( ع ) به پروردگار و هدايت خاصه او ، مايه اطمينان و آرامش وى در سخت ترين شرايط
قال كلاّإنّ معى ربّى سيهدين
جلد
16
4 - هشدار مؤمن آل فرعون به فرعونيان و قبطيان ، درباره خطر عذاب الهى در صورت مخالفت با موسى ( ع ) و قتل او
فمن ينصرنا من بأس اللّه إن جاءنا
جلد
16
3 - نفوذ آيين موسى ( ع ) در ميان خاندان فرعون و ايمان آوردن مردى از آنان
قال رجل مؤمن من ءال فرعون
جلد
17
6- درخواست رهايى بنى اسرائيل از سوى موسى ( ع ) ، نشأت يافته از رسالت آن حضرت و نه انگيزه هاى قومى و طبقاتى
أن أدّوا . .. إنّى لكم رسول أمين
از تأكيد موسى(ع) بر «إنّى لكم رسول أمين» استفاده مى شود كه آنچه آن حضرت به فرعونيان پيشنهاد كرده، نه از آن جهت است كه با بنى اسرائيل پيوند نژادى و طبقاتى دارد; بلكه صرفاً در اين سخن، پيامدارى امين از جانب خداوند است.
جلد
20
3 - رسالت موسى ( ع ) ، خطرى جدى براى فرعون و تحريك كننده او به مقابله اى پى گير در برابر آن
ثمّ أدبر يسعى
جلد
20
3 - فرعون ، تأثير رسالت موسى ( ع ) را بر ديگران پيش بينى كرده و از آن وحشت داشت .
فحشر فنادى
جلد
11
1 - برخى از فرعونيان در پى سخنان موسى ( ع ) ، به آن حضرت گرايش پيداكرده ، و موجب بروز تنش در ميان فرعونيان گرديدند .
فتنزعوا . .. قالوا إن هذن لسحرن
فاعل «قالوا» به قرينه «فأجمعوا كيدكم» (در آيه بعد) گروهى از فرعونيان بودند كه با گروهى ديگر از خودشان به گفت وگو پرداختند. آيه قبل نيز به اين معنا تصريح دارد كه در ميان فرعونيان مشاجره اى پديد آمد. اين مشاجره در باره موسى(ع) بوده و فاعل «قالوا» سعى در توجيه گروه دوم داشته است.
جلد
11
2 - اختلاف و تشتت فرعونيان پس از سخنان موسى ( ع ) ، خطرى جدى و زمينه ساز تضعيف جبهه آنان ، در
ميدان مقابله بود .
ويلكم . .. قالوا ... فأجمعوا كيدكم ثمّ ائتوا صفًّا
آيات ياد شده، جملگى نشانگر تلاش جدى فرعونيان براى حفظ اتحاد خود در برابر موسى(ع) است و از زاويه ديگر، حكايت از خطرى دارد كه به خاطر بروز اختلاف، آنان را تهديد مى كرده است.
جلد
11
2 - موسى ( ع ) ، تسبيح و تنزيه خداوند در برابر مشركان ، خود را نيازمند شرح صدر و داشتن بيان واضح مى دانست .
ربّ اشرح لى . .. كى نسبّحك كثيرًا
«كى نسبّحك» مى تواند تعليل براى تمام خواسته هاى موسى(ع)، از جمله درخواست شرح صدر و كاهش لكنت زبان باشد. موسى(ع) مى خواست براى رد آنچه گمراهان در باره خداوند توهم كرده اند، توان لازم را داشته باشد.
جلد
16
17 - هشدار مؤمن آل فرعون به مردم مصر ، از دچار شدن به گمراهى ابدى بر اثر پافشارى بر مخالفت با دعوت موسى ( ع ) و ترديد در حقانيت آن
كذلك يضلّ اللّه من هو مسرف مرتاب
جلد
10
4- غرق شدن فرعون و تمامى همراهانش به اراده خداوند ، در پى تصميم ظالمانه وى عليه موسى ( ع ) و بنى اسرائيل
فأراد . .. فأغرقنه و من معه جميعًا
جلد
15
3 - عبوديت و ايمان موسى و هارون ( عليهماالسلام ) موجب دستيابى آنان به پاداش هايى همچون پاداش هاى محسنان از سوى خداوند
إنّا كذلك نجزى المحسنين . إنّهما من عبادنا المؤمنين
برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه جمله «إنّهما من عبادنا. ..» تعليل براى جمله «إنّا كذلك نجزى المحسنين» است; يعنى، چون موسى و هارون (عليهماالسلام) از مؤمنان و بندگان خالص خدا بودند، به آنان چونان پاداش محسنان، پاداش داديم. مقصود نجات از اندوه بزرگ و باقى ماندن نام و آوازه نيك آنان در تاريخ مى باشد.
جلد
11
4 - موسى ( ع ) ، به جهت پيشى گرفتن بر قوم خود در رسيدن به ميقات ، مورد پرس و جوى خداوند قرار گرفت .
و ما أعجلك عن قومك يموسى
جلد
13
3 - جدايى موسى ( ع ) از دستگاه فرعونى ، زمينه اعطاى رسالت و سرپرستى بنى اسرائيل به وى از جانب خداوند
ففررت منكم . .. فوهب لى ربّى حكمًا و جعلنى من المرسلين
برداشت ياد شده بدان احتمال است كه تفريع «وهب» بر «ففررت» اشاره به تأثير جدايى موسى(ع) از دستگاه فرعون در شايستگى وى براى دريافت حكم و رسالت داشته باشد. گفتنى است كه در برداشت فوق واژه «حكم» به معناى ولايت و سرپرستى گرفته شد و مراد از آن سرپرستى بر بنى اسرائيل و هجرت دادن آنان از سرزمين مصر مى باشد.
جلد
10
3- تخلّف موسى از عهد خويش با خضر ( ع ) ، ناشى از فراموشى بود .
قال لاتؤاخذنى بما نسيت
جلد
11
2 - موسى ( ع ) ، تسبيح و تنزيه خداوند در برابر مشركان ، خود را نيازمند شرح صدر و داشتن بيان واضح مى دانست .
ربّ اشرح لى . .. كى نسبّحك كثيرًا
«كى نسبّحك» مى تواند تعليل براى تمام خواسته هاى موسى(ع)، از جمله درخواست شرح صدر و كاهش لكنت زبان باشد. موسى(ع) مى خواست براى رد آنچه گمراهان در باره خداوند توهم كرده اند، توان لازم را داشته باشد.
جلد
13
4 - موسى ( ع ) ، از نافرجام ماندن رسالت الهى خويش در صورت كشته شدن به دست فرعونيان نگران بود .
إلى فرعون و ملإيْه . .. قال ربّ إنّى قتلت منهم نفسًا
طرح موضوع قتل مرد قبطى، نه از آن باب است كه موسى(ع) بر جان خويش مى ترسيد; بلكه بدان جهت بود كه مبادا با دستگيرى و كشته شدن او، رسالت الهى - كه بر دوش او نهاده شده است - نافرجام بماند.
جلد
16
18 - هشدار مؤمن آل فرعون به فرعونيان ، از آسيب ديدن شديد آنان بر اثر كشتن موسى ( ع )
و إن يك صادقًا يصبكم بعض الذى يعدكم
جلد
16
4 - هشدار مؤمن آل فرعون به فرعونيان و قبطيان ، درباره خطر عذاب الهى در صورت مخالفت با موسى ( ع ) و قتل او
فمن ينصرنا من بأس اللّه إن جاءنا
جلد
16
7 - هشدار مؤمن آل فرعون به فرعونيان ، درباره اين كه قتل موسى ( ع ) موجب گمراهى ابدى و علاج ناپذير آنان خواهد شد .
أتقتلون رجلاً . .. و من يضلل اللّه فما له من هاد
برداشت يادشده به خاطر اين نكته است كه هشدار مؤمن آل فرعون نسبت به گمراه شدن آنان در مورد قتل موسى(ع) انجام پذيرفت.
جلد
11
19 - ارتكاب قتل ، مايه نگرانى موسى ( ع ) و موجب فرو رفتن او در غم و ناراحتى شده بود .
و قتلت نفسًا فنجّينك من الغم
نجات موسى(ع) از غم و غصه، فرع اضطراب خاطر داشتن آن حضرت، در باره ماجراى قتل و احساس خطر او از سوى فرعونيان است.
20 - موسى ( ع ) به خاطر ارتكاب قتل ، نزد فرعونيان امنيت جانى نداشت .
فنجّينك من الغم
26 - اقدام موسى ( ع ) به كشتن يكى از قبطيان در مصر ، زمينه ساز گرفتارى او به آزمايش سخت خداوند
و قتلت نفسًا فنجّينك من الغم و فتنّك فتونًا
چنانچه «فتنّاك» عطف بر «نجّيناك» باشد، سختى كشيدن موسى(ع) در آزمون الهى، پى آمد قتل نفس بوده است.
جلد
13
5 - پيش آمدن ناگهانى حادثه طور ( مكالمه خدا ، تبديل عصا به اژد ها و يد بيضا ) باعث به هم ريختن آرامش موسى ( ع ) و چيره شدن ترس بر وى
فلمّا أتيها نودى . .. و اضمم إليك جناحك من الرّهب
جلد
11
17 - محبوبيت موسى ( ع ) در دل فرعونيان ، زمينه رشد و نمو او با مراقبت كامل خداوند
و لتصنع على عينى
«لتصنع» بيانگر علت است براى آنچه از سياق كلام به دست مى آيد; يعنى، «و لتصنع على عينى فعلت ذلك; آنچه انجام دادم به خاطر اين بود كه با مراقبت كامل من ساخته شوى». صنيع و صنيعة (ريشه اشتقاقى «لتصنع») به شخصى گفته مى شود كه تربيت شده ديگرى باشد. هم چنين به معناى عطا، كرامت و احسان نيز
آمده است (لسان العرب).
18 - محبوبيت موسى ( ع ) در دل ها و در دربار فرعون ، مايه احترام به موسى ( ع ) و موجب خدمت فراوان به او شده بود .
و ألقيت عليك محبّة منّى و لتصنع على عينى
چنانچه «صنيعة» (ريشه اشتقاقى «لتصنع») به معناى احسان و كرامت باشد، مفاد «لتصنع. ..» چنين مى شود: محبت تو را در قلب ديگران قرار دادم تا با مراقبت كامل من، مورد احترام و احسان آنان قرار گيرى.
جلد
16
17 - هشدار مؤمن آل فرعون به مردم مصر ، از دچار شدن به گمراهى ابدى بر اثر پافشارى بر مخالفت با دعوت موسى ( ع ) و ترديد در حقانيت آن
كذلك يضلّ اللّه من هو مسرف مرتاب
جلد
11
35 - موسى ( ع ) زمانى توفيق مناجات با خداوند در كوه طور و دريافت حكم رسالت را يافت كه از مرحله آزمون الهى و چشيدن سختى ها ، عبور كرد و شايستگى لازم را به دست آورده بود .
و فتنّك فتونًا. .. ثمّ جئت على قدر يموسى
جلد
17
8- معجزات و دلايل نيرومند موسى ( ع ) ، پشتوانه آن حضرت در برخورد مقتدرانه با فرعونيان
أن أدّوا . .. و أن لاتعلوا ... إنّى ءاتيكم بسلطن مبين
تعبير «إنّى. ..» در مقام تعليل است; يعنى، موسى(ع) به دليل بهره مندى از «سلطان مبين»، به فرعونيان فرمان «أن أدّوا» و «أن لاتعلوا» مى دهد.
جلد
6
1 - ساحران با مشاهده معجزه موسى ( ع ) ربوبيت خداوند را بر تما هستى باور كردند و به آن ايمان آوردند .
قالوا ءامنا برب العلمين
جلد
6
4 - ساحران دربار فرعون پس از مشاهده معجزه موسى ( ع ) به پيامبرى وى و برادرش هارون ايمان آوردند .
ءامنا برب العلمين. رب موسى و هرون
مى توان گفت از اهداف ساحران در نام بردن خصوص «موسى و هارون»، پذيرش ايشان به عنوان پيامبران الهى بوده است.
جلد
7
2 - در پس تحقق معجزه موسى ( ع ) و شكست ساحران ، تنها گروه اندكى از بنى اسرائيل به وى گرويده و ايمان آوردند .
فما ءامن لموسى إلا ذرية من قومه
برداشت فوق بر اساس ارجاع ضمير «من قومه» به «موسى» است ; ضمناً تنكير «ذرية» دلالت بر تقليل مى كند.
جلد
11
6 - اظهار معجزه در كوه طور ، به منظور تسكين قلب موسى ( ع ) انجام يافته بود .
لنريك
ارائه معجزه به موسى(ع)، علاوه بر آن كه موسى(ع) را در برابر فرعون مجهز مى ساخت، به دليل «لنريك» آگاهى و اطمينان شخصِ آن حضرت را نيز بالا مى برد.
جلد
13
1 - اعتراف ساحران به پروردگار جهانيان و ايمان به توحيد ربوبى ، پس از مشاهده معجزه موسى و بطلان سحر خويش
فألقى موسى عصاه . .. قالوا ءامنّا بربّ العلمين
جلد
13
1 - ساحران پس از مشاهده معجزه موسى ، بيزارى خود را از فرعون و ادعاى ربوبيت او ، به صراحت و در حضور
وى ، اعلام داشتند .
قالوا ءامنّا بربّ العلمين . ربّ موسى و هرون
جمله «ربّ موسى و هارون» - كه عطف بيان براى «بربّ العالمين» مى باشد - تعريضى است به فرعون و نيز كنايه از اين نكته است كه ديگر ربّ بودن تو، پذيرفتنى نيست.
جلد
13
6 - قرار داشتن موسى و هارون ( ع ) در موضع اقتدار و تسلّط ، در پرتو آيات و معجزات الهى
و نجعل لكما سلطنًا . .. بئايتنا
جلد
17
4 - « معجزه » نشانه اى الهى بر حقانيت رسالت و پيام توحيدى موسى ( ع )
فلمّا جاءهم بايتنا
در قرآن به جاى واژه «معجزه»، «آيت و نشانه» به كار رفته است كه بيانگر مطلب ياد شده است.
جلد
10
9- پاكى و برگزيدگى موسى و مقام رسالت و نبوت او ، موجب شرافت و بزرگداشت ياد او در قرآن
واذكر فى الكتب موسى إنّه كان مخلصًا و كان رسولاً نبيًّا
جمله «إنّه كان . ..» تعليل براى «اذكر» است.
جلد
17
8 - بهره مندى بنى اسرائيل ، از نعمت هاى مادى و روزى هاى پاكيزه در پى رسالت موسى ( ع )
و رزقنهم من الطيّبت
9 - برترى يافتن بنى اسرائيل بر مردمان عصر خويش ، در پى رسالت موسى ( ع )
و فضّلنهم على العلمين
مراد از «العالمين» در برداشت ياد شده، مردمان عصر بنى اسرائيل دانسته شده است.
جلد
11
2 - سخنان نرم موسى و هارون ( ع ) ، زمينه اى مناسب براى پى بردن فرعون به حقيقت و يا پيدايش باور هاى خويش
فقولا له قولاً ليّنًا لعلّه يتذكّر أو يخشى
«خشية» ترسى است كه آميخته با احساس عظمت طرف مقابل باشد (مفردات راغب). حرف «أو» فرعون را بين دو واكنش احتمالى ترسيم كرده است. بنابراين جمله «لعلّه...» بيان مى دارد كه اميد است فرعون يا حقيقت را فهميده و به آن يقين يابد و يالااقل احتمال صداقت موسى و هارون(ع) را بدهد و در نتيجه خطر را بزرگ ديده و از آن هراسان شود.
جلد
11
3 - ابتلاى سامرى به مردم گريزى و گريز مردم از وى ، پى آمد نفرين موسى ( ع ) در حق او بود .
إنّ لك فى الحيوة أن تقول لامساس
محتمل است «فإنّ لك فى الحياة. ..» نفرين موسى(ع) در حق سامرى باشد; يعنى، آن كه سامرى به بيمارى روحى و يا جسمى خاصى مبتلا گردد، كه از مردم بگريزد و مردم نيز از او گريز داشته باشند.
جلد
13
15 - تصميم خاندان فرعون بر نگه دارى موسى ( ع ) ، اقدامى ندانسته عليه خودشان
لاتقتلوه عسى أن ينفعنا أو نتّخذه ولدًا و هم لايشعرون
جلد
13
1 - تأثير ژرف و آرامش بخش وحى الهى در دل مادر موسى
و أوحينا إلى أُمّ موسى . .. و أصبح فؤاد أُمّ موسى فرغًا
«أصبح» معادل «صار» و «فارغاً» مرادف «خالياً» است. با توجه به ارتباط اين آيه با آيه هفتم، تقدير آن چنين مى شود: «و صار فؤاد أُمّ موسى بعد الوحى خالياً من الخوف و الحزن; دل مادر موسى بعد از وحى ما از ترس و اندوه خالى گشت».
2 - دل مادر موسى ، فارغ از ترس و اندوه نسبت به فرجام نوزادش پس از دريافت وحى الهى
و أوحينا إلى أُمّ موسى . .. أن لاتخافى ... و أصبح فؤاد أُمّ موسى فرغًا
4 - اطمينان يافتن مادر موسى به بازگردانده شدن فرزندش به آغوش وى ، پس از دريافت وحى الهى
لولا أن ربطنا على قلبها لتكون من المؤمنين
12 - قرار داشتن مادر موسى در وضيعت اضطراب و پريشانى ، پيش از وحى اميدبخش الهى به وى
و أصبح فؤاد أُمّ موسى فرغًا . .. لتبدى به
جلد
13
1 - تبديل شدن مادر موسى به شخصيتى مصمم و قادر بر انجام كار هاى سترگ ، پس از دريافت پيام اميدآفرين الهى
و أوحينا إلى أُمّ موسى . .. و قالت لأُخته قصّيه
جمله «و قالت. ..» عطف بر محذوف است; يعنى، «فألقيه فى اليمّ و قالت لأخته قصّيه». مادر موسى پس از دريافت وحى، اقدام به انداختن فرزندش در رود نيل كرد; با اين كه پيش از آن از فرط ترس و نگرانى نزديك بود راز فرزندش را فاش سازد. اين موضوع، بيانگر مطلب ياد شده است.
جلد
13
5 - پيش آمدن ناگهانى حادثه طور ( مكالمه خدا ، تبديل عصا به اژد ها و يد بيضا ) باعث به هم ريختن آرامش موسى ( ع ) و چيره شدن ترس بر وى
فلمّا أتيها نودى . .. و اضمم إليك جناحك من الرّهب
جلد
13
10 - اطمينان بخشى خداوند به مادر موسى و وعده قطعى به بازگرداندن فرزندش به آغوش وى
إنّا رادّوه إليك
جلد
13
7 - آرامش موسى ( ع ) در شرايط سخت و بحرانى و تلاش وى جهت ايجاد اميد و اطمينان در خانواده خود .
إنّى ءانست نارًا سئاتيكم. .. لعلّكم تصطلون
جلد
13
4 - دعوت خداوند از موسى ( ع ) ، به حفظ آرامش و دور ساختن ترس از خود
و اضمم إليك جناحك من الرّهب
«جناح» كنايه از «بازو» يا «دست» است. «رهب» نيز معادل «خوف» و «ال» در آن براى عهد است و اشاره به ترسى دارد كه بر موسى(ع) در وادى طور، به خاطر مواجه شدن با چيزهاى ناگهانى و دور از انتظار، غلبه يافته بود. بنابراين «و اضمم إليك...»; يعنى، براى فائق آمدن بر اين ترسى كه بر تو مستولى شده، بازوانت را به خودت بچسبان.
جلد
6
10 - اندوه موسى ( ع ) بر هلاكت همراهانش در ميقات ، موجب شكوه او به درگاه خدا و آرزوى مرگ خويش و همراهانش پيش از حضور در ميعادگاه مناجات
قال رب لو شئت أهلكتهم من قبل و إيّى
جلد
1
9 - آزادى ابراز عقيده و بيان انديشه در جامعه دينى عصر موسى
أتتخذنا هزواً
جلد
13
2 - درخشش برق اميد و شادمانى در ديدگان زن فرعون با مشاهده قنداقه موسى
و قالت امرأت فرعون قرّت عين لى و لك
جلد
6
1 - موسى ( ع ) پس از مشاجره خويش با هارون و پى بردن به ناتوانى او در برابر منحرفان ، رو به درگاه خدا آورد و به مناجات با او پرداخت .
قال رب اغفر لى و لأخى
جلد
13
4 - پذيرفته شدن تقاضاى موسى ( ع ) از سوى خداوند و تعلق اراده او بر بخشودن خطاى موسى ( ع ) و نجات وى از فرعونيان
قال ربّ . .. فاغفرلى فغفر له
جلد
11
1 - فرعون براى مقابله با موسى ( ع ) به وسيله سحر مصمم شد .
فلنأتيّنك بسحر مثله
«لنأتينّك» حاوى لام تأكيد و نون تأكيد ثقليه است و بر اعلان تصميم قطعى فرعون براى مقابله با موسى(ع) دلالت مى كند.
جلد
17
2- موسى ( ع ) ، متكى به حمايت پروردگار در قبال هجوم و تهديد فرعونيان
و إنّى عذت بربّى و ربّكم أن ترجمون
جلد
5
4 - خداوند با اعطاى تورات به موسى(ع) نعمت خويش را بر وى تمام و كامل كرد.
تماما على الذى أحسن
برداشت فوق بر اين اساس است كه مفعول «تمام» كلمه اى مانند «نعمة» باشد ; يعنى: «تماما النعمة على الذى أحسن».
جلد
12
6 - هلاكت فرعون و قومش ، پس از اتمام حجت خدا با آنان به وسيله موسى و هارون ( ع ) بوده است .
فقلنا اذهبا إلى القوم الذين كذّبوا بأيتنا فدمّرنهم تدميرًا
جلد
6
1 - عصاى موسى ( ع ) با بلعيدن جادوى ساحران ، موجب به كرسى نشستن حق و پوچ گشتن دستاورد هاى ساحران شد .
فوقع الحق و بطل ما كانوا يعملون
دربرداشت فوق ضمير «كانوا» و «يعملون» به ساحران برگردانده شده است. بر اين مبنا مراد از «ما» در «ما كانوا ... » همان ابزار و آلاتى است كه با سحر خويش آنها را در چشم بينندگان به صورت جانورانى پر تحرك جلوه داده بودند.
جلد
1
4 - خداوند ، دعا و درخواست موسى ( ع ) ( دستيابى به آب ) را سريعاً اجابت كرد .
فقلنا اضرب بعصاك الحجر
حرف «فاء» در «فقلنا» اشاره به اين دارد كه ميان دعاى موسى و اجابت آن فاصله زمانى نبوده است.
جلد
1
8 - قوم موسى مطمئن به استجابت دعاى موسى ( ع ) بودند .
فادع لنا ربك يخرج لنا
فعل «يخرج» مجزوم است و حكايت از شرطى مقدر دارد; يعنى: «ادع لنا ربك ان تدع يخرج . ..; دعا كن، اگر دعا كردى خداوند پديد خواهد آورد ...» اين سخن دلالت بر اطمينان قوم موسى به استجابت دعاى او دارد.
جلد
1
8 - قوم موسى ، مطمئن به استجابت دعا هاى موسى ( ع ) و اجابت خواسته هاى او از درگاه خداوند
قالوا ادع لنا ربك يبين لنا ما هى . .. ادع لنا ربك يبين لنا ما لونها ... ادع لنا
فعل «يبين» در آيه مورد بحث و آيات پيشين مجزوم به شرط مقدر است. كلام با تقدير آن چنين مى باشد: «ادع لنا ربك ليبين لنا ان تدع اللّه يبين; از خدا بخواه براى ما بيان كند. اگر تو از خدا بخواهى بيان خواهد كرد». اين معنا (اگر بخواهى بيان خواهد كرد) رساى به برداشت فوق است.
جلد
6
3 - موسى ( ع ) پيامبرى مستجاب الدعوه و از منزلتى والا در پيشگاه خدا برخوردار بود .
ادع لنا ربك بما عهد عندك
مراد از عهدى كه خداوند بر موسى دارد، به مناسبت تقاضاى فرعونيان از موسى و درخواست دعا براى آنان، استجابت دعاى او به درگاه خداست.
4 - استجابت دعاى موسى در رفع عذاب از فرعونيان از وعده هاى خداوند به موسى ( ع )
ادع لنا ربك بما عهد عندك
برداشت فوق بر اين اساس است كه مراد از «عهد خدا با موسى» استجابت دعاى وى در خصوص برطرف شدن عذاب از فرعونيان باشد، نه مطلق دعاهاى وى. آنان با تجربه هاى گذشته و يا گفته خود موسى(ع) فهميده بودند كه خداوند به او وعده داده كه اگر براى رفع عذاب از فرعونيان دعا كند، دعايش پذيرفته است.
5 - فرعونيان به التزام پروردگار درباره استجابت دعاى موسى در رفع عذاب از ايشان آگاه بودند .
ادع لنا ربك بما عهد عندك
6 - فرعونيان ، موسى ( ع ) را به منزلتش نزد خدا ( مستجاب الدعوه بودنش ) قسم دادند تا زوال عذاب را از خداوند درخواست كند .
ادع لنا ربك بما عهد عندك
«باء» در «بما عهد» در برداشت فوق، باء قسم گرفته شده است.
8 - فرعونيان آگاه به تأثير دعاى موسى ( ع ) در رفع عذاب از ايشان
ادع لنا ربك بما عهد عندك
جلد
6
2 - خداوند با اجابت درخواست موسى ، عذاب را از فرعونيان برطرف ساخت .
فلما كشفنا عنهم الرجز
5 - خداوند پس از اجابت دعاى موسى ( ع ) و رفع عذاب از فرعونيان ، به آنان فهماند كه تا زمانى محدود به
عذاب مبتلا نخواهند شد .
فلما كشفنا عنهم الرجز إلى أجل هم بلغوه
«إلى أجل» مى رساند كه خداوند عذاب را براى هميشه از فرعونيان برطرف نساخت و براى آن زمان تعيين كرد و اگر اين حقيقت را به آنان ابلاغ نمى كرد، تعيين زمان اثر مطلوب نداشت.
جلد
6
15 - خداوند نويدبخش موسى ( ع ) به استجابت دعايش براى سعادت بنى اسرائيل در دنيا و آخرت ، به شرط رعايت تقوا ، پرداخت زكات و ايمان به همه آيات الهى
فسأكتبها للذين يتقون و يؤتون الزكوة و الذين هم بايتنا يؤمنون
جلد
7
1 - خداوند ، دعاى موسى و هارون ( ع ) ، عليه فرعون و اطرافيانش را مستجاب كرد .
قال قد أجيبت دعوتكما
4 - برآورده شدن خواسته هاى موسى و هارون ( ع ) ( سخت شدن و مهرخوردن دل فرعون و اطرافيانش و وقوع عذاب استيصال ) مستلزم گذشت زمان و وارد آمدن فشار ها و سختى هاى بسيار بر موسى ( ع ) و هارون بود .
و اشدد على قلوبهم فلايؤمنوا . .. قال قد أجيبت دعوتكما فاستقيما
از اينكه خداوند پس از اعلام استجابت دعاى موسى و هارون (ع)، به آنان دستور استقامت و پايدارى مى دهد و استقامت را با فاى سببيه به اجابت دعا مرتبط مى كند. برداشت فوق استفاده مى گردد.
12 - از امام صادق ( ع ) روايت شده است : « كان بين قول اللّه عز وجل : « قد اُجيبت دعوتكما » و بين أخذ فرعون ، أربعين عاماً ;
بين سخن خداى عزوجل [به موسى و هارون ]كه فرمود: خواسته شما اجابت شد تا زمانى كه فرعون را سرنگون كرد، چهل سال فاصله شد».
13 - از امام صادق ( ع ) روايت شده است كه رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود : « دعا موسى ( ع ) و أمَّن هارون ( ع ) و أمَّنت الملائكة ( ع ) فقال اللّه تبارك و تعالى : « قد اُجيبت دعوتكما فاستقيما . . . ;
حضرت موسى(ع) دعا كرد و هارون آمين گفت و فرشتگان نيز آمين گفتند. پس خداى تعالى فرمود: به تحقيق خواسته شما اجابت شد، پس استوار باشيد ... ».
جلد
11
1 - خداوند تمامى خواسته هاى موسى ( ع ) را پذيرفت و به او شرح صدر و بيان روان عطا كرد و هارون را وزير او قرار داد .
قال ربّ . .. قال قد أُوتيت سؤلك يموسى
«سؤل»; يعنى احتياجى كه نفس انسان بر تحصيل آن حرص مىورزد و فرق آن با آرزو اين است كه آرزو در فكر انسان مى گذرد، ولى «سؤل» پى گيرى مى شود. گويا همواره رتبه «سول» بعد از آرزو است.
3 - خداوند در وادى طوى ( در كوه طور ) موسى ( ع ) را بر اجابت خواسته هايش آگاه ساخت .
قد أُتيت سؤلك
جلد
11
1 - برآورده شدن خواسته هاى موسى ( ع ) در وادى طوى ، نعمتى سنگين از جانب خداوند بر آن حضرت بود .
قد أُتيت سؤلك يموسى . .. و لقد مننّا عليك مرّة أُخرى
«منّة» به معناى نعمت سنگين است (مفردات راغب).
جلد
13
3 - پذيرش درخواست موسى ( ع ) از سوى خدا در مورد همراهى هارون با وى
فأرسل إلى هرون . .. فاذهبا بايتنا
جلد
13
4 - پذيرفته شدن تقاضاى موسى ( ع ) از سوى خداوند و تعلق اراده او بر بخشودن خطاى موسى ( ع ) و نجات وى از فرعونيان
قال ربّ . .. فاغفرلى فغفر له
جلد
13
1 - پذيرفته شدن درخواست موسى ( مأموريت هارون براى پشتيبانى ) از سوى خداوند
و أخى هرون . .. فأرسله معى ... قال سنشدّ عضدك بأخيك
جلد
17
3 - اجابت دعاى موسى ( ع ) از سوى خداوند ، در زمينه رفع عذاب از فرعونيان
ادع لنا ربّك . .. فلمّا كشفنا عنهم العذاب
جلد
17
1- اجابت دعاى موسى ( ع ) ، از سوى خداوند در مورد مجازات فرعونيان
فدعا ربّه . .. فأسر بعبادى ليلاً
جلد
13
3 - بزرگ شدن موسى ( ع ) در دامن فرعون ، امرى اجبارى بود نه نعمتى شايان سپاس .
ألم نربّك فينا وليدًا . .. و تلك نعمة ... أن عبّدتّ بنى إسرءيل
جمله «و تلك نعمة» استفهام انكارى و به تقديم «أوَ تلك . ..» مى باشد.
جلد
4
19 - حضرت موسى ( ع ) ، بهره مند از دلايل و براهين روشن ، از جانب خداوند
و ءاتينا موسى سلطناً مبيناً
جلد
13
5 - اقدام موسى ( ع ) به ارائه معجزه ، پس از اقامه برهان و دليل عقلى بر مدعاى خويش و كارساز نيفتادن آن
قال ربّ السموت. ..قال... لأجعلنّك من المسجونين. قال أوَلوجئتك بشىء مبين
جلد
7
2 - حضرت موسى ( ع ) براى اثبات نبوت خود و هارون ( ع ) ، معجزه اى بزرگ - كه در حق و الهى بودن آن شبهه اى نبود - به فرعون و اطرافيانش ارائه كرد .
فلما جاءهم الحق من عندنا
جلد
7
2 - حضرت موسى ( ع ) براى اثبات نبوت خود و هارون ( ع ) ، معجزه اى بزرگ - كه در حق و الهى بودن آن شبهه اى نبود - به فرعون و اطرافيانش ارائه كرد .
فلما جاءهم الحق من عندنا
جلد
18
3 - احترام و موقعيت موسى ( ع ) ، نزد مشركان صدراسلام
أم لم ينبّأ بما فى صحف موسى
توبيخ شدن مردم عصر نزول به خاطر توجه نكردن به پيام آسمانى موسى(ع)، نشانگر آن است كه آن حضرت در ميان آنان موقعيت ويژه اى داشت.
احساس ناامنى موسى(ع)
جلد
11
20 - موسى ( ع ) به خاطر ارتكاب قتل ، نزد فرعونيان امنيت جانى نداشت .
فنجّينك من الغم
جلد
13
4 - موسى ( ع ) ، شخصيتى محسن و نيكوكار
و لمّا بلغ أشدّه و استوى ءاتينه حكمًا و علمًا و كذلك نجزى المحسنين
جلد
13
2 - موسى ( ع ) خواهان ملزم نشدن از سوى شعيب به ادامه كار ، پس از اتمام مدت اول ( هشت سال ) در صورت عدم تمايل به ادامه كار و مجبور نشدن به ترك كار در صورت تمايل به اتمام مدت دوم ( ده سال )
أيّما الأجلين قضيت فلاعدون علىّ
جمله «لاعدوان علىّ» انشا در قالب اخبار است. بنابراين مقصود اين است كه من هر يك از دو مدت را بخواهم پايان ببرم، نبايد برخلاف خواسته ام مرا مجبور كنى.
جلد
6
2 - خداوند به دليل خلوص موسى ( ع ) ، وى را برگزيد و بر همگان برترى داد .
قال يموسى إنى اصطفيتك على الناس
چون «اصطفا» به معناى گزينش خالص يك چيز است، جمله «اصطفيتك» مى رساند كه موسى انسانى خالص بوده و همين خلوص وى دليل اختيار و انتخاب وى شده است.
جلد
11
4 - موسى ( ع ) ، از مقامى والا و بلند مرتبه نزد خداوند و از اخلاصى كامل در برابر او برخوردار بود .
واصطنعتك لنفسى
7 - اخلاص كامل موسى ( ع ) ، يكى از نعمت هاى خداوند به آن حضرت بود .
واصطنعتك لنفسى
اين آيه ممكن است عطف به جملاتى از قبيل «قتلت نفساً» باشد كه بيانگر منت ها و نعمت هاى خداوند بود است.
جلد
10
4- موسى ( ع ) كمال ادب و متانت را در برابر معلّم خويش ( خضر ) اظهار كرد .
هل أتّبعك . .. ستجدنى ... و لا أعصى
موارد فراوانى از ادب و متانت در كلام موسى(ع) ديده مى شود: الف) درخواست خود را با استفهام آغاز كرد (هل أتّبعك); ب) مبدأ علم خضر را به جهت تكريم، با صيغه مجهول آورد (عُلِّمت); ج) علم او را رشدآفرين دانست (رشداً); د) تنها، بخشى از علم او را طلب كرد (ممّا عُلِّمت); ه-) وعده صريح به صبر نداد، بلكه به صورت «ستجدنى إن شاء اللّه. ..» ذكر كرد; و) توصيه هاى او را به عنوان امر تلقى كرد و متعهد شد كه با او در هيچ فرمانى مخالفت نكند. (الميزان، ج 13).
جلد
17
8 - فرعون ، مدعى ناتوانى موسى ( ع ) از بيان مقاصد و اثبات مطالب خويش
و لايكاد يبين
جلد
11
4 - ساحران فرعون ، به مجرد اجازه موسى ( ع ) ، ابزار سِحر خود را به كار انداختند و سِحر خويش را آغاز كردند .
قال بل ألقوا فإذا
سرعت عمل ساحران است. از اين رو مفاد آيه چنين است: «موسى گفت شما سحرتان را بيندازيد و آنان سحر خويش را ارائه كردند كه ناگهان ريسمان ها و...».
اذيت موسى(ع)
جلد
14
1 - حضرت موسى ( ع ) ، مورد آزار و اذيت قوم خود بوده است .
لاتكونوا كالذين ءاذوا موسى
5 - تهمت به موسى ( ع ) ، موجب آزردگى و اذيت آن حضرت بود .
لاتكونوا كالذين ءاذوا موسى فبرّأه اللّه ممّا قالوا
جلد
19
1 - داستان گفتوگوى موسى ( ع ) با قوم خويش و آزار هاى آنان نسبت به آن حضرت ، دربردارنده درس هاى سازنده و عبرت آموز
و إذ قال موسى لقومه يقوم لم تؤذوننى
فرمان الهى به ياد كرد گفتوگوى موسى(ع) با قومش و. ..، نشانه مشتمل بودن آن بر درس هاى سازنده براى امت اسلام است. ضمناً بايد توجه داشت كه كلمه «إذ» در «إذ قال»، مفعول براى فعل محذوف (اُذكر) است.
2 - موسى ( ع ) ، مورد اذيت و آزار مستمر قوم خويش
و إذ قال موسى . .. لم تؤذوننى
تعبير «تؤذوننى» به صيعه مضارع - به جاى «آذيتمونى» - بيانگر آن است كه موسى(ع) از سوى قومش، به صورت مكرر مورد اذيت و آزار قرار مى گرفت.
5 - بنى اسرائيل ، به رغم آگاهى از رسالت الهى موسى ( ع ) ، آن حضرت را مورد آزار قرار مى دادند .
لم تؤذوننى و قد تعلمون أنّى رسول اللّه إليكم
8 - بنى اسرائيل ، به رغم اندرز هاى موسى ( ع ) ، از اذيت و آزار آن حضرت دست برنداشتند .
يقوم لم تؤذوننى . .. فلمّا زاغوا
جمله «فلمّا زاغوا» بيانگر آن است كه بنى اسرائيل، به جاى پذيرش نصيحت هاى موسى(ع)، بر اذيت هاى خويش نسبت به آن حضرت پاى فشردند.
9 - بنى اسرائيل ، بر اثر پافشارى بر آزاررسانى به موسى ( ع ) ، از راه راست منحرف شدند .
لم تؤذوننى . .. فلمّا زاغوا
«زيغ» به معناى ميل و انحراف است.
15 - آزار رسانان به موسى ( ع ) ، مردمانى فاسق بودند .
لم تؤذوننى . .. و اللّه لايهدى القوم الفسقين
جلد
11
4 - موسى ( ع ) ، فردى نترس و داراى اراده اى قوى و همتى والا
قال يقوم . .. قال يه-رون ... قال فما خطبك يس-مرىّ
موسى(ع)، پس از بازگشت از ميقات، يك تنه و با استيضاح رئيس، مرئوس، فرد و گروه، با جوّ حاكم و غالب بر بنى اسرائيل درافتاد و با همه آنان از موضع قدرت سخن گفت. اين برخورد، برخاسته از نيرويى وابسته به قدرت لايزال الهى بود.
جلد
13
5 - اقدام موسى ( ع ) به ارائه معجزه ، پس از اقامه برهان و دليل عقلى بر مدعاى خويش و كارساز نيفتادن آن
قال ربّ السموت. ..قال... لأجعلنّك من المسجونين. قال أوَلوجئتك بشىء مبين
جلد
13
1 - اقدام موسى ( ع ) به افكندن عصاى خويش به منظور نشان دادن معجزه اى آشكار به فرعونيان
أوَلوجئتك بشىء مبين . .. فألقى عصاه
جلد
13
4 - ارائه معجزات توسط موسى ( ع ) در حضور جمع ( فرعون و اطرافيانش )
و نزع يده فإذا هى بيضاء للنظرين
جلد
13
13 - آزاد گذاشتن موسى ( ع ) از سوى شعيب ( ع ) در انتخاب كردن حداقل مهر ( هشت سال كار ) يا حداكثر آن ( ده سال كار )
على أن تأجرنى ثمنى حجج فإن أتممت عشرًا فمن عندك
21 - « عن أبى ذر قال : قال رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) : إذا سألت أى الأجلين قضى موسى ( ع ) ؟ فقل خيرهما و أبرّهما و إذا سئل أى المرأتين تزوّج ، فقل الصغرى منهما . . . ;
از ابوذر روايت شده كه گفت: رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود: اگر از تو سؤال شود كه موسى(ع) كدام يك از دو زمان مورد قرارداد با شعيب را تمام نمود; بگو بهترين و نيكوترين آن دو را و اگر سؤال شود با كدام يك از آن دو دختر ازدواج كرد; بگو با كوچك ترين آن دو. ..».
جلد
13
1 - پذيرفته شدن پيشنهاد شعيب ( هشت تا ده سال كار در قبال ازدواج ) از سوى موسى ( ع )
قال إنّى أُريد . .. أيّما الأجلين قضيت فلاعدون علىّ
جلد
13
1 - پيشنهاد يكى از دختران شعيب به پدر براى استخدام موسى ( ع )
قالت إحديهما يأبت استئجره
9 - استقبال شعيب ( ع ) از پيشنهاد دختر خويش براى استخدام موسى ( ع )
إنّ خير من استئجرت القوىّ الأمين
سكوت شعيب(ع) در برابر پيشنهاد دختر خويش، نشانگر پذيرفته شدن آن از سوى وى مى باشد. آيه بعد نيز گوياى همين مطلب است.
جلد
10
1- موسى ( ع ) و همسفرش ، كنار صخره اى در مجمع البحرين ، آرميدند .
إذ أوينا إلى الصخرة
4- همسفر موسى از بازگويى سرگذشت ماهى ، براى موسى ( ع ) ، در مدّت استراحت شان در مجمع البحرين ، غفلت كرد .
قال أرءيت إذ أوينا إلى الصخرة فإنّى نسيت الحوت
«صخرة» به معناى «تخته سنگ بزرگ» است. «أوينا إلى الصخرة» يعنى: «براى استراحت، در كنار آن صخره، جاى گرفته بوديم.».
جلد
13
4 - بازگشتن موسى ( ع ) به سايه جهت استراحت ، پس از آب دادن گوسفندان دختران شعيب
ثمّ تولّى إلى الظلّ
جلد
1
2 - موسى ( ع ) از خداوند خواست ، تا قومش را از كمبود آب رهايى بخشد .
و إذاستسقى موسى لقومه
«استسقاء» در لغت به معناى طلب كردن آب است و در اصطلاح شرعى دعا به درگاه خداوند است به نحوى خاص براى نزول باران.
3 - خداوند ، به موسى ( ع ) فرمان داد تا براى دستيابى به آب ، عصاى خويش را بر سنگ زند .
فقلنا اضرب بعصاك الحجر
«ال» در «الحجر» مى تواند تعريف جنس باشد. در اين صورت مراد از «الحجر»، سنگ در مقابل اشياى ديگر است و مى تواند «ال» براى عهد حضورى يا ذهنى باشد. در اين صورت مراد از «الحجر» سنگى مخصوص بوده است.
4 - خداوند ، دعا و درخواست موسى ( ع ) ( دستيابى به آب ) را سريعاً اجابت كرد .
فقلنا اضرب بعصاك الحجر
حرف «فاء» در «فقلنا» اشاره به اين دارد كه ميان دعاى موسى و اجابت آن فاصله زمانى نبوده است.
5 - موسى ( ع ) در پى فرمان خدا بدون هيچ تأخير ، عصاى خويش را براى به دستاوردن آب بر سنگ زد .
فقلنا اضرب بعصاك الحجر فانفجرت منه اثنتا عشرة عيناً
حرف «فاء» در «فانفجرت» فاى فصيحه است; يعنى، بيانگر معطوف عليه مقدر مى باشد. جمله با تقدير آن چنين است: «فضرب بعصاه الحجر فانفجرت». گويا حذف اين جمله براى رساندن اين معناست كه فرمان الهى (اضرب) همان و زدن همان.
15 - داستان استسقاى موسى ( ع ) و جوشيدن چشمه هاى آب از سنگ ، داستانى آموزنده و خاطره اى شايسته و بايسته به ياد داشتن
و إذاستسقى موسى لقومه . .. قد علم كل أناس مشربهم
عبارت «إذاستسقى» عطف بر «نعمتى» در آيه 47 است; يعنى: «أذكروا إذاستسقى موسى لقومه».
جلد
6
9 - موسى ( ع ) از جانب خداوند فرمان يافت تا براى دستيابى به آب عصاى خويش را به سنگ زند .
و أوحينا إلى موسى . .. أن اضرب بعصاك الحجر
«ال» در «الحجر» هم مى تواند تعريف جنس باشد، كه در اين صورت مراد از «الحجر»، سنگ در مقابل اشياى ديگر است، و هم مى تواند «ال» براى عهد حضورى و يا ذهنى باشد، كه در اين صورت مراد از «الحجر» سنگى مخصوص بوده است.
10 - موسى ( ع ) در پى فرمان الهى بدون هيچ تأخير عصاى خويش را براى به دست آوردن آب بر سنگ زد .
أن اضرب بعصاك الحجر فانبجست منه اثنتا عشرة عينا
حرف «فاء» در «فانبجست» فاء فصيحه است ; يعنى بيانگر معطوفٌ عليه مقدر مى باشد. آن معطوفٌ عليه مقدر به قرينه فراز قبل، «فضرب بعصاه الحجر» است. گويا حذف اين جمله براى رساندن اين معناست كه فرمان الهى (اضرب) همان و زدن همان.
11 - فرمان خدا به موسى ( زدن عصا بر سنگ براى تهيه آب ) فرمانى اعلام شده به او از طريق وحى
و أوحينا إلى موسى . .. أن اضرب بعصاك الحجر
12 - جوشش دوازده چشمه آب از سنگ در پى فرود آمدن عصاى موسى بر آن
أن اضرب بعصاك الحجر فانبجست منه اثنتا عشرة عينا
«انبجاس» مصدر «انبجست» به معناى جوشيدن و فوران زدن است.
جلد
1
10 - استعاذه موسى ( ع ) به خدا از اينكه در زمره جاهلان باشد .
أعوذ باللّه أن أكون من الجهلين
17 - استعاذه موسى ( ع ) به خدا ، از اينكه امرى را به دروغ ، به خداوند نسبت دهد .
أتتخذنا هزواً قال أعوذ باللّه أن أكون من الجهلين
جمله «أعوذ باللّه . ..» ناظر به اتهاماتى است كه جمله «أتتخذنا هزواً» گوياى آن است. اين جمله بيانگر دو پندار باطل و اتهام ناروا مى باشد: 1- موسى(ع) مردم را به بازيچه گرفته است. 2- دستور ذبح گاو، فرمان خدا نيست بلكه ساخته خود موسى(ع) است.
جلد
16
2 - استعاذه و پناه بردن موسى ( ع ) به پروردگار ، از شر توطئه فرعون
و قال موسى إنّى عذت بربّى و ربّكم من كلّ متكبّر
جلد
6
2 - موسى ( ع ) در مناجاتش با خدا آمرزش خويش و برادرش هارون را از خداوند درخواست كرد .
قال رب اغفر لى و لأخى
4 - موسى ( ع ) خشم شديد خويش را بر هارون خطا تلقى كرد و به خاطر آن از خداوند آمرزش طلبيد . *
قال رب اغفر لى
از اينكه موسى(ع) پس از شنيدن سخنان هارون براى خويش طلب مغفرت كرد، معلوم مى شود از برخورد شديد خويش با هارون پشيمان شد و آن را خطا تلقى كرد.
جلد
13
2 - اعتراف صريح موسى ( ع ) در پيشگاه پروردگار ، به اشتباه خويش در قتل مرد قبطى و درخواست آمرزش از ساحت او و نجات از شرّ فرعونيان
قال ربّ إنّى ظلمت نفسى فاغفرلى
مقصود موسى(ع) از آمرزش در «اغفرلى» زدوده شدن پى آمد كار وى و رهايى از انتقام فرعونيان است.
جلد
11
3 - ارشاد و هدايت فرعون ، نيازمند مقاومت و پايدارى موسى و هارون ( ع ) و پرهيز آنان از هرگونه سستى بود .
و لاتنيا فى ذكرى . اذهبا إلى فرعون إنّه طغى
جلد
13
1 - دست برنداشتن موسى ( ع ) از تبليغ رسالت خويش در برابر جوّآفرينى و لحن تمسخرآميز فرعون
قال لمن حوله ألاتستمعون . قال ربّكم و ربّ ءابائكم الأوّلين
جلد
13
1 - دست برنداشتن موسى ( ع ) از تبليغ رسالت خويش در برابر تهمت ها و سخنان نارواى فرعون عليه او
قال إنّ رسولكم . .. لمجنون . قال ربّ المشرق و المغرب و ما بينهما
جلد
13
1 - دست بر نداشتن موسى ( ع ) از تبليغ رسالت خويش در برابر تهديد هاى فرعون
قال . .. لأجعلنّك من المسجونين . قال أوَلوجئتك بشىء مبين
جلد
17
6 - درخواست عاجزانه فرعونيان از موسى ( ع ) ، در رفع عذاب از آنان
جلد
13
7 - استغاثه و يارى طلبى مرد بنى اسرائيلى ، از موسى ( ع ) عليه فرد قبطى
فاستغثه الذى من شيعته على الذى من عدوّه
جلد
13
4 - برخورد مجدد موسى ( ع ) با فرياد كمك طلبى مرد اسرائيلى ( همان كه روز پيش از وى يارى خواسته بود ) در بامداد روز بعد
فأصبح فى المدينة . .. فإذا الذى استنصره بالأمس يستصرخه
«إستصراخ» (مصدر «يستصرخ») به معناى سردادن فرياد كمك خواهى است.
جلد
13
7 - اظهار گرسنگى و نياز در پيشگاه خداوند از سوى موسى ( ع ) و درخواست كمك از ساحت او
فقال ربّ إنّى لما أنزلت إلىّ من خير فقير
جلد
10
1- موسى ( ع ) ، از خضر ( ع ) براى تجربه صبر در برابر كار هاى غيرعادى آن حضرت خواستار آخرين فرصت شد .
قال إن سألتك عن شىء بعدها فلاتصحبنى
جلد
17
2 - برخورد استهزاآميز فرعونيان با معجزات موسى ( ع )
فلمّا جاءهم بايتنا إذا هم منها يضحكون
جلد
6
2 - فرعونيان در عين اعتراف به خارق العاده بودن معجزات موسى ، با لحنى تمسخرآميز آيت بودن آنها را تكذيب مى كردند .
مهما تأتنا به من ءاية لتسحرنا بها
«لتسحرنا بها» (يعنى تا ما را به وسيله آن آيه سحر كنى)، مى رساند كه مراد از كلمه «آية» در سخن فرعونيان «سحر» است و هدف آنان از اينكه آن را «آية» ناميدند، استهزاى موسى بوده است.
جلد
13
3 - لحن مستكبرانه و تمسخرآميز فرعون ، در برابر منطق محكم موسى ( ع )
قال ربّ السموت و الأرض . .. قال لمن حوله ألاتستمعون
استفهام در جمله «ألاتستمعون» مى تواند براى استهزا باشد.
جلد
13
4 - استهزا و تهمت ، از ابزار مقابله فرعون با رسالت موسى ( ع )
قال لِمن حوله ألا تستمعون . .. قال إنّ رسولكم... لمجنون
جلد
13
3 - اهتمام موسى ( ع ) به تبيين « ربّ العالمين » على رغم روبه رو شدن با استهزا و تهمت فرعون
قال لمن حوله ألاتستمعون . .. إنّ رسولكم... لمجنون. قال ربّ المشرق و المغرب و ما
جلد
16
7 - تمسخر موسى از سوى فرعون ، در خصوص امداد الهى به وى و نزول عذاب بر دشمنان كافر
و ليدع ربّه
مقصود از جمله «وليدع ربّه» (او پروردگارش را بخواند)، خواندن خداوند براى نجات موسى(ع) و يا فرود عذاب بر فرعونيان در جهت حمايت از آن حضرت مى باشد. گفتنى است كه فرعون اين جمله را از سر استهزا و تمسخر گفته است.
جلد
10
1- موسى ( ع ) از خضر ( ع ) براى همراه شدن با او ، اجازه خواست .
قال له موسى هل أتّبعك
جلد
7
9 - فرعون و اطرافيانش ، به موسى و هارون ( ع ) اعلام كردند كه دعوت آنان را نپذيرفته و تسليم ايشان نخواهند شد .
و ما نحن لكما بؤمنين
به قرينه لام در «لكما» ; در كلمه «مؤمنين» معناى تسليم تضمين شده است.
جلد
7
5 - فرعون و اطرافيانش ، على رغم مشاهده معجزه بزرگ موسى ( ع ) ، آن را سحرى آشكار خوانده و حضرتش را متهم به جادوگرى كردند .
فلما جاءهم الحق من عندنا قالوا إن هذا لسحر مبين
6 - تهمت سحر به معجزه بزرگ حضرت موسى ( ع ) از سوى فرعون و اطرافيانش ، برخاسته از روحيه سركشى و تبه كارى آنان بود .
فاستكبروا و كانوا قوماً مجرمين. فلما جاءهم الحق من عندنا قالوا إن هذا لسحر مبين
جلد
8
3- فرعون و قوم او و بزرگان دربارش ، رسالت موسى ( ع ) را نپذيرفتند .
فاتبعوا أمر فرعون
پيروى از دستور فرعون (فاتبعوا أمر فرعون) پس از رسالت موسى(ع) (أرسلنا موسى) گوياى مخالفت قوم فرعون و بزرگان دربارش با رسالت موسى(ع) است.
جلد
12
1 - تكذيب نهايى موسى و هارون ( ع ) ، از سوى فرعون و اشراف وابسته به او
فكذّبوهما
جلد
16
13 - فرعون ، سخن مؤمن آل فرعون را قطع كرده ، به دفاع از تصميم خود مبنى بر كشتن موسى ( ع ) پرداخت .
أتقتلون رجلاً . .. فمن ينصرنا من بأس اللّه إن جاءنا قال فرعون ما أريكم إلاّ ما أ
جلد
16
5 - مبارزه با عوامل و سردمداران كفر و فساد و اصلاح نظام اجتماعى حاكم ، سرلوحه رسالت موسى ( ع ) و مرحله نخستين نهضت او
لقد أرسلنا موسى . .. إلى فرعون و هم-ن و قرون
جلد
13
7 - شرايط اضطراب آور روحى براى مادر موسى به هنگام ولادت فرزندش و نيز احساس خطر براى او از جانب
فرعونيان ، موجب سرگردانى وى در شير دادن به موسى ( ع ) بود .
و أوحينا إلى أُمّ موسى أن أرضعيه
توصيه خداوند به مادر موسى براى شير دادن به فرزندش، مى تواند گوياى مطلب ياد شده باشد.
جلد
13
12 - قرار داشتن مادر موسى در وضيعت اضطراب و پريشانى ، پيش از وحى اميدبخش الهى به وى
و أصبح فؤاد أُمّ موسى فرغًا . .. لتبدى به
جلد
11
7 - هارون ( ع ) در عين دارا بودن مقام نبوت ، موظف به پيروى از موسى ( ع ) و فرمان هاى او بود .
ما منعك . .. ألاّتتّبعن أفعصيت أمرى
«ألاّتتّبعن» خطاب به هارون(ع) و دال براين نكته است كه او در عين نبوت، موظف به پيروى از فرمان هاى موسى(ع) بوده است.
جلد
13
8 - موسى ( ع ) ، رهبرى پذيرفته شده و مورد اطاعت بنى اسرائيل ، حتى پيش از ترك مصر
و أوحينا إلى موسى أن أسر بعبادى إنّكم متّبعون
فرمان الهى به كوچاندن شبانه بنى اسرائيل، در صورتى عملى بود كه مجموعه بنى اسرائيل مطيع موسى(ع) بودند و اين حركت مخاطره آميز را به خاطر اطاعت از وى به جان مى خريدند.
جلد
13
4 - اطمينان يافتن مادر موسى به بازگردانده شدن فرزندش به آغوش وى ، پس از دريافت وحى الهى
لولا أن ربطنا على قلبها لتكون من المؤمنين
جلد
13
7 - آرامش موسى ( ع ) در شرايط سخت و بحرانى و تلاش وى جهت ايجاد اميد و اطمينان در خانواده خود .
إنّى ءانست نارًا سئاتيكم. .. لعلّكم تصطلون
جلد
11
6 - ساحران فرعون ، شكست موسى ( ع ) را در صورت اقدام او به سِحر ، حتمى ديده و نيازى به وارد عمل شدن خود احساس نمى كردند . *
إمّا أن تلقى و إمّا أن نكون أوّل من ألقى
ساحران دو شق تخيير را، به گونه اى بيان كردند كه گويا اگر موسى(ع) ابزار سحر خود را بيفكند، كار او تمام است و ناتوانى او بر همگان روشن خواهد شد و تنها در صورتى كه آنها دست به كار شوند، نوبت «اول» و «دوم» معنا پيدا مى كند از اين رو وصف «أوّل من ألقى» را در باره موسى(ع) به كار نبردند.
جلد
13
2 - اطمينان فرعون و درباريان او به غلبه ساحران كارآزموده بر موسى ( ع )
و قيل للناس هل أنتم مجتمعون
دعوت از مردم، مى تواند نشانگر اطمينان فرعونيان به پيروزى ساحران باشد. گفتنى است كه تعابيرى چون: «لعلّنا» و «إن كانوا» - كه بيانگر نوعى ترديد بوده و در آيه بعدى آمده است - شگردى تبليغى براى تهييج ساحران بود تا آنان توان خويش را در اين راه به كار گيرند.
جلد
11
3 - خداوند ، موسى ( ع ) را مطمئن ساخت كه عصاى مار شده - پس از گرفته شدن - به حالت اول بر خواهد گشت .
و لاتخف سنعيدها سيرتها الأولى
«سيرة» در اصل به معناى حالت و هيئت سير است، ولى به صورت مجاز، بر هر صفت و حالتى اطلاق مى شود. در جمله «سنعيدها سيرتها» حرف «إلى» در تقدير است، كه حذف آن، كلمه را منصوب به نزع خافض كرده است; يعنى «سنعيدها إلى سيرتها» يا «سنعيد إليها سيرتها».
جلد
11
1 - خداوند از موسى و هارون ( ع ) خواست نگران موفقيت خود نباشند و از واكنش فرعون ، ترسى به دل راه ندهند .
إنّنا نخاف . .. قال لاتخافا
2 - خداوند به موسى و هارون ( ع ) اطمينان داد كه فرعون فرصت ابلاغ پيام رسالت را از آنان نگرفته و بر طغيان خود نخواهند افزود .
نخاف أن يفرط . .. قال لاتخافا
جلد
11
13 - خداوند به موسى ( ع ) اطمينان داد كه در مسير هجرت از مصر نه با نيرو هاى دشمن درگير خواهد شد و نه مشگل جدى ديگرى براى آنان بروز خواهد كرد .
أسر بعبادى . .. لاتخف دركًا و لاتخشى
حذف متعلق «لاتخشى» بيانگر منتفى بودن هر چيزى است كه مايه دلهره و خشيت باشد; از قبيل: احتمال غرق شدن در دريا و يا خطرهاى غير قابل پيش بينى ديگر.
جلد
13
9 - راسخ شدن ايمان مادر موسى ، هدف الهى در محكم ساختن دل وى و اطمينان بخشيدن به وى
لولا أن ربطنا على قلبها لتكون من المؤمنين
جلد
11
4 - خداوند به مادر موسى ( ع ) اطمينان بخشيد كه آب خروشان نيل ، صندوق حامل موسى ( ع ) را به ساحل خواهد افكند .
فليلقه اليمّ بالساحل
امر به دريا كه بايد صندوق را به ساحل بيفكند، مجاز و براى مبالغه در اين است كه آمدن صندوق به همراه جريان آب تا كناره رودخانه و افكنده شدن آن به خشكى، قطعى است.
5 - مادر موسى ( ع ) ، به پيام خداوند ايمان داشت و به حفظ جان موسى ( ع ) از جانب او مطمئن بود .
إذ أوحينا . .. أن اقذفيه ... يأخذه عدوّ
به قرينه» القيت عليك محبه «و نيز آيات ديگر قرآن; مادر موسى(ع) به محتواى وحى الهى عمل كرد و موسى(ع) را به نيل سپرد. اين كار گواه اطمينان مادر موسى(ع) به آن است كه پيام دريافت شده وحى الهى بوده و نيز نشان از ايمان كامل او دارد.
جلد
7
5 - موسى ( ع ) ، از پيش بر پيروزى خود و شكست ساحران و ابطال سحرشان ، اطمينان داشت .
قال موسى ما جئتم به السحر إن اللّه سيبطله
جلد
11
2 - موسى ( ع ) ، برخوردار از اعتمادى قوى به وعده هاى خداوند در پيروزى بر مخالفان
قال بل ألقوا
در آيات پيشين، خداوند به موسى(ع) اطمينان داد كه بر رخدادها، اِشراف كامل دارد و جاى نگرانى نيست (لاتخافا إنّنى معكما أسمع و أرى). واگذار كردن صحنه كارزار به دشمنان و به تماشا نشستن موسى(ع) حاكى از اعتماد كامل او به آن وعده است.
جلد
13
2 - اطمينان موسى به غلبه خويش و پوچى افسون ساحران
قال لهم موسى ألقوا ما أنتم ملقون
شتاب نداشتن موسى(ع) در ارائه معجزه خويش، حاكى از اطمينان او و تعبير «ألقوا ما أنتم ملقون» نشانگر بى اعتنايى وى به همه دست مايه هاى ساحران است.
جلد
13
1 - اقدام قاطع موسى ( ع ) براى زدودن وحشت همراهان خويش و ( ترس آنان از گرفتار شدن در كمند سپاه فرعون )
قال أصحب موسى إنّا لمدركون . قال كلاّ
2 - موسى ( ع ) ، مطمئن به دست نيافتن سپاه فرعون بر وى و همراهانش
قال كلاّ
جلد
16
5 - اطمينان موسى ( ع ) به حمايت خداوند از او ، در برابر تهديد به قتل از سوى فرعون
أقتل موسى . .. قال ... عذت بربّى و ربّكم
جلد
17
3- اطمينان بخشى خداوند به موسى ( ع ) و بنى اسرائيل ، در به سلامت عبور كردن آنان از دريا و غرق شدن فرعونيان
و اترك البحر رهوًا إنّهم جند مغرقون
هر چند عبارت «واترك . ..» معناى فرمان را در خود نهفته دارد; اما قرين شدن «رهوًا» مى نماياند كه خداوند با بيان اين صفت، در صدد اطمينان بخشى و ايجاد آرامش در روح موسى(ع) و اطرافيان آن حضرت بود.
جلد
16
3 - موسى ( ع ) ، اعتقاد خود به ربوبيت مطلق خداوند و نيز اعتماد خويش بر او در انجام رسالت را به فرعونيان اعلام كرد .
و قال موسى إنّى عذت بربّى و ربّكم من كلّ متكبّر
جلد
16
1 - اعتراض و اظهار مخالفت مؤمن آل فرعون نسبت به تصميم قتل موسى ( ع ) از سوى فرعون
وقال رجل مؤمن من ءال فرعون يكتم إيمنه أتقتلون رجلاً أن يقول ربّى
جلد
13
4 - اعتراض مرد اسرائيلى به موسى ( ع ) به توهم اين كه او بر كشتن وى تصميم گرفته است .
قال يموسى أتريد أن تقتلنى
جلد
10
5- موسى ( ع ) از عملكرد خضر ( ع ) در شكافتن بدنه كشتى ، شگفت زده شد و به او اعتراض كرد .
قال أخرقتها لتغرق أهلها
جلد
10
1- خضر ( ع ) اعتراض موسى را دليل صحت پيش بينى خويش از ناشكيبايى موسى ( ع ) دانست و پيش گويى خود را به وى يادآور شد .
قال ألم أقل إنّك لن تستطيع معى صبرًا
جلد
10
5- موسى ( ع ) نوجوان مقتول را ، فردى بى گناه دانست و خضر ( ع ) را به جهت كشتن وى ، به شدّت مورد اعتراض قرار داد .
قال أقتلت نفسًا زكيّة بغير نفس لقد جئت شيئًا نكرًا
«زكاة» به معناى «طهارت» و «صلاح» و «نمو» و «بركت» و «مدح» آمده است. (لسان العرب) در آيه، مراد از «زكية»، توصيف نوجوان به طهارت و پاكى از گناه است.
11- « عن أبى عبداللّه : . . . بينما العالم يمشى مع موسى إذا هم بغلام يلعب قال : « فوكزه العالم ، فقتله . فقال له موسى : « أقتلت نفساً زكية بغير نفس لقد جئت شيئاً نكراً ؟ » . قال : « فأدخل العالم يده فاقتلع كتفه فإذا عليه مكتوب : كافر مطبوع ;
از امام صادق(ع) روايت شده: . .. آن گاه كه عالم (خضر) با موسى(ع) مى رفت، ناگاه، به پسرى برخوردند كه بازى مى كرد. امام فرمود: «پس آن عالم، مشتى بر وى زد و او را كشت. موسى(ع) به او گفت: «أقتلت نفساً زكية بغير نفس...؟». امام فرمود: «پس آن عالم، دست برد و كتف پسر را بيرون آورد كه بر آن نوشته شده بود «كافر مطبوع».(كافرى كه مهر كفر بر او زده شده است)».
جلد
10
2- ناتوانى موسى ( ع ) از تحمّل كار هاى خضر ( ع ) ، در پى سومين سؤال و اعتراض او ، به اثبات رسيد .
قال هذا فراق بينى و بينك سأنبّئك بتأويل ما لم تستطع عليه صبرًا
اعتماد به خواهر موسى(ع)
جلد
13
6 - خواهر موسى ، مورد اعتماد مادر و شريك او در مسائل با اهميت
و قالت لأُخته قصّيه
جلد
20
5 - فرعون با مشاهده معجزه موسى ( ع ) ، وحشت زده از آن روى برتافت و شتابزده گريزان شد . *
ثمّ أدبر يسعى
«إدبار» فرعون، - در يك احتمال - به معناى فرار او از ترس معجزه موسى(ع) است كه در شكل مار عظيم ظاهر شده بود.
جلد
18
1 - روى گردانى فرعون با تمام وجود ، از پذيرش رسالت موسى ( ع )
أرسلنه إلى فرعون . .. فتولّى بركنه
«ركن» در اين جا مى تواند به معناى اركان وجود و كنايه از اعراض كامل و همه جانبه باشد.
جلد
5
2 - خداوند پس از ابلاغ احكام دهگانه (پرهيز از شرك و . .. )، تورات را به موسى(ع) عطا كرد.
ثم ءاتينا موسى الكتب
4 - خداوند با اعطاى تورات به موسى(ع) نعمت خويش را بر وى تمام و كامل كرد.
تماما على الذى أحسن
برداشت فوق بر اين اساس است كه مفعول «تمام» كلمه اى مانند «نعمة» باشد ; يعنى: «تماما النعمة على الذى أحسن».
جلد
12
3 - اعطاى تورات به موسى ( ع ) ، پس از هلاكت فرعون و ياران او
فكانوا من المهلكين . و لقد ءاتينا موسى الكتب
با توجه به ذكر اعطاى كتاب به حضرت موسى(ع) پس از بيان فرجام كار فرعون و فرعونيان و هلاكت و نابودى آنان، اين برداشت به دست مى آيد.
4 - دريافت تورات توسط موسى ( ع ) و عدم مشاركت هارون با او در اين امر مهم
ثمّ أرسلنا موسى و أخاه هرون . .. و لقد ءاتينا موسى الكتب
جلد
14
1 - تورات از سوى پروردگار به موسى ( ع ) اِعطا شد .
و لقد ءاتينا موسى الكتب
«ال» در «الكتاب» مى تواند براى عهد و اشاره به تورات داشته باشد.
جلد
16
1 - اعطاى كتاب ( تورات ) به موسى ( ع ) از سوى خداوند
و لقد ءاتينا موسى الكتب
جلد
13
2 - اعطاى حكمت و دانش به موسى ( ع ) از سوى پروردگار در پى فرار او از نظام فرعونى
ففررت منكم . .. فوهب لى ربّى حكمًا
واژه «حكم» مى تواند مرادف «حكومت» (سرپرستى و تدبير امور مردم) باشد و نيز مى تواند معادل «حكمة» و به معناى دانش و معرفت باشد. برداشت ياد شده بر پايه معناى دوم است.
5 - اعطاى حكمت و دانش به موسى ( ع ) ، زمينه ساز نايل آمدن او به مقام رسالت
فوهب لى ربّى حكمًا و جعلنى من المرسلين
جدا بودن «وهب» و «جعل» و مقدم آمدن اعطاى حكمت، نشان دهنده تمايز ميان آن دو و قرار داشتن «جعل رسالت» در طول اعطاى حكمت است.
جلد
13
5 - اعطاى حكمت و دانش به موسى ( ع ) ، زمينه ساز نايل آمدن او به مقام رسالت
فوهب لى ربّى حكمًا و جعلنى من المرسلين
جدا بودن «وهب» و «جعل» و مقدم آمدن اعطاى حكمت، نشان دهنده تمايز ميان آن دو و قرار داشتن «جعل رسالت» در طول اعطاى حكمت است.
جلد
7
3 - خداوند ، استجابت دعاى موسى و هارون ( ع ) عليه فرعون و اطرافيانش را ، به آنان اعلام فرمود .
قال قد أجيبت دعوتكما
جلد
11
1 - خداوند ، موسى و هارون ( ع ) را به حضور بى باكانه و بى درنگ نزد فرعون و آگاه ساختن او از رسالت خويش فرمان داد .
لاتخافا . .. فأتياه فقولا إنّا رسولا ربّك
«فأتياه» عطف بر «لاتخافا» و تفريع بر آن است. يعنى حال كه امنيت و حفاظت شما تأمين گرديد بدون ترس و نگرانى نزد فرعون برويد. «فاء» عاطفه براى تعقيب است و دلالت دارد كه نبايد بين دو كار فاصله غير متعارفى وجود داشته باشد.
جلد
13
4 - شنود گفت و گو هاى سران حكومت فرعون به وسيله مرد ناشناس و رساندن سريع آن به موسى ( ع )
و جاء رجل . .. قال يموسى إنّ الملأ يأتمرون بك ليقتلوك
جلد
13
13 - قرار داشتن مادر موسى در آستانه افشا كردن راز فرزندش ، به خاطر شدت پريشانى و اضطراب
إن كادت لتبدى به لولا أن ربطنا على قلبها
جلد
17
8- معجزات و دلايل نيرومند موسى ( ع ) ، پشتوانه آن حضرت در برخورد مقتدرانه با فرعونيان
أن أدّوا . .. و أن لاتعلوا ... إنّى ءاتيكم بسلطن مبين
تعبير «إنّى. ..» در مقام تعليل است; يعنى، موسى(ع) به دليل بهره مندى از «سلطان مبين»، به فرعونيان فرمان «أن أدّوا» و «أن لاتعلوا» مى دهد.
جلد
13
3 - اعتراف و ايمان ساحران به رسالت موسى و هارون ( ع )
قالوا ءامنّا بربّ العلمين
قيد «ربّ موسى و هارون» اعتراف ضمنى بر ايمان آوردن ساحران به رسالت موسى و هارون(ع) است. آيه بعد (قال آمنتم له...) اين مطلب را تأييد مى كند.
جلد
17
10 - اقرار به يگايگى پروردگار هستى و اعلام پيامبرى خويش ، نخستين سخن موسى ( ع ) در برابر فرعون و فرعونيان
فقال إنّى رسول ربّ العلمين
جلد
10
4- موسى ( ع ) ، به محروميت خود از علومى كه نزد خضر بود ، اعتراف داشت و در برابر مقام علمى و عملى او ، متواضع و فروتن بود .
هل أتّبعك على أن تعلّمن ممّا علّمت
اظهار آمادگى براى تبعيت، نشانِ خضوعِ موسى(ع) در برابر كردار خضر(ع)، و اظهار اشتياق به آموختن، حاكى از تواضع موسى در برابر علم او است.
جلد
10
4- موسى ( ع ) به ناتوانى خود از تحمّل كردار خضر ( ع ) و همراهى با وى پى برد .
قال . .. قد بلغت من لدنّى عذرًا
5- موسى ( ع ) به معذور بودن خضر ( ع ) در جدا شدن از وى با مشاهده تخلّف او از پيمان سكوت در برابر كار
هاى آن حضرت ، اعتراف كرد .
قال إن سألتك . .. قد بلغت من لدنّى عذرًا
جمله «قد بلغت من لدنّى عذراً» يعنى: «از ديدگاه من، به عذرى قابل قبول جهت ترك مصاحبت دست يافتى. ». اين جمله، به قرينه «قد»، مربوط به «إن سألتك...» نيست، بلكه اعتراف موسى(ع) به اين است ترك مصاحبت تو با من، هم اكنون نيز دليل موجهى دارد، ولى طالب مهلتى ديگر هستم.
جلد
11
2 - موسى ( ع ) در عين ارائه پيشنهاد در باره امور رسالت خويش ، در محضر خداوند ، به آگاهى كامل او اعتراف كرد و تصميمات او را دقيق و صحيح دانست .
و أشركه فى أمرى . .. إنّك كنت بنا بصيرًا
جلد
13
1 - ترديد موسى ( ع ) در توانايى خويش براى رسالت ، از ناحيه كمى سعه صدر و گويا نبودن زبانش
و يضيق صدرى و لاينطلق لسانى
«ضيق صدر» مقابل «سعه صدر» و «انطلاق لسان» (رها بودن زبان) كنايه از فصاحت بيان است.
جلد
13
1 - اعتراف موسى ( ع ) در برابر فرعون به قتل غيرعمدى و ناخواسته مرد قبطى
قال فعلتها إذًا و أنا من الضالّين
تعبير «أنا من الضالّين» مى تواند اشاره به اين باشد كه موسى(ع) پيش از آن عمل نمى دانسته كه درگيرى او با مرد قبطى (براى دادخواهى مرد سبطى) منجر به قتل او خواهد شد.
جلد
13
2 - اعتراف صريح موسى ( ع ) در پيشگاه پروردگار ، به اشتباه خويش در قتل مرد قبطى و درخواست آمرزش از ساحت او و نجات از شرّ فرعونيان
قال ربّ إنّى ظلمت نفسى فاغفرلى
مقصود موسى(ع) از آمرزش در «اغفرلى» زدوده شدن پى آمد كار وى و رهايى از انتقام فرعونيان است.
جلد
5
6 - تورات كامل كننده دستورهاى دهگانه ابلاغ شده به موسى(ع) و موجب اكمال شريعت او
ثم ءاتينا موسى الكتب تماما
برداشت فوق بر اين مبناست كه مفعول «تماما» اصول دهگانه باشد.
جلد
13
2 - اقدام موسى ( ع ) مبنى بر بيان ترس و نگرانى خويش به خداوند .
قال ربّ إنّى أخاف
جلد
13
1 - اقدام موسى ( ع ) به افكندن عصاى خويش به منظور نشان دادن معجزه اى آشكار به فرعونيان
أوَلوجئتك بشىء مبين . .. فألقى عصاه
جلد
13
1 - افكندن موسى ( ع ) عصاى خويش را ، در پى ارائه افسون از سوى ساحران
فألقى موسى عصاه
جلد
13
1 - فرمان خدا به موسى ( ع ) در وادى طور ، مبنى بر افكندن عصاى خويش
و ألق عصاك
2 - تبديل ناگهانى عصاى موسى به مارى پرتحرك ، در پى افكندن آن بر زمين
فلمّا رءاها تهتزّ كأنّها جانّ
«اهتزاز» (مصدر «تهتزّ») به حركت تند و سريع گفته مى شود. «جانّ» نيز به گفته مفسران، گونه اى از مار باريك است كه بسيار چست و چالاك مى باشد.
جلد
13
1 - فرمان الهى به موسى ، در وادى طور مبنى بر افكندن عصاى خويش
و أن ألق عصاك
«إلقاء» (مصدر «ألق») به معناى انداختن است.
2 - تحرك شديد و تند و تيز عصاى موسى در پى افكندن آن بر زمين
فلمّا رءاها تهتزّ كأنّها جانّ
«إهتزاز» (مصدر «تهتزّ») به معناى به حركت در آمدن است. تشبيه حركت عصاى اژدها شده موسى به حركت مار كوچك (جان)، بيانگر آن است كه عصاى مار شده - على رغم اين كه مارى بزرگ بود - چنان چالاك بود كه گويا مارى كوچك است.
جلد
15
2 - موسى و هارون ( عليهماالسلام ) ، نمونه و الگوى نيكوكاران و احسان كنندگان
سلم على موسى و هرون . إنّا كذلك نجزى المحسنين
جلد
2
17 - در صندوق معهود ، نشانه حاكميت طالوت و شكسته هاى الواح حضرت موسى بود كه بر آن علوم آسمانى نگاشته شده بود .
ان ياتيكم التابوت
امام باقر (ع) درباره آيه «ان ياتيكم التابوت . .. » فرمود: رضاض الالواح فيها العلم و الحكمة، العلم جاء من السماء فكتب فى الالواح و جعل فى التابوت
تفسير عياشى، ج 1، ص 133، ح 440 ; نورالثقلين، ج 1، ص 247، ح 977.
جلد
18
2 - كتاب آسمانى موسى ( ع ) ، داراى صحيفه ها و الواح متعدد
بما فى صحف موسى
جلد
6
12 - موسى ( ع ) ، علاوه بر مقام نبوت ، منصب امامت و رهبرى سياسى بنى اسرائيل را نيز عهده دار بود .
و قال موسى لأخيه هرون اخلفنى فى قومى
جلد
13
6 - موسى ( ع ) ، مردى نيرومند و شخصيتى امين در ديدگاه دختر شعيب
إنّ خير من استئجرت القوىّ الأمين
12 - « عن الرضا ( ع ) : . . . و لمّا قالت : « استأجره إنّ خير من استأجرت القوىّ الأمين » قال أبوها كيف علمت ذلك ؟ قالت لمّا أتيته برسالتك فأقبل معى قال كونى خلفى و دلّينى على الطريق . . . ;
از امام رضا(ع) روايت شده [است كه فرمود] آن گاه كه دختر شعيب به پدرش گفت: موسى را اجير كن; چون بهترين اجير كسى است كه نيرومند و امين باشد; پدر گفت: چگونه به اين حقيقت پى برده اى؟ گفت: آن گاه كه پيام تو را براى او بردم با من همراه شد و گفت: تو پشت سر من باش و راه را به من نشان ده. ..».
جلد
13
2 - پيدايش نسل هاى بسيار از زمان نزول تورات تا عصر پيامبر
و ما كنت بجانب الغربىّ إذ قضينا إلى موسى الأمر . .. و لكنّا أنشأنا قرونًا
جلد
11
25 - خداوند ، پيش از ورود موسى ( ع ) به مدين ، او را به آزمايشى سخت گرفتار ساخت .
و فتنّك فتونًا فلبثت سنين فى أهل مدين
«فتنة» به معناى امتحان و اختبار است (مصباح). «فتون» مصدر و مفعول مطلق است و براى تأكيد كلام آورده شده است و جمله «فتنّاك فتوناً»; يعنى، تو را به خوبى آزموديم.
29 - آزمايش موسى ( ع ) و گرفتارى هاى سخت دوران زندگانى او ، از نعمت هاى خداوند به آن حضرت بود .
و فتنّك فتونًا
از آن جايى كه اين آيات در صدد برشمردن نعمت هاى خداوند به موسى(ع) است و در ضمن آن، گرفتارى آن حضرت به فتنه (آزمايش يا سختى) مطرح شده است، چنين برمى آيد كه اين نوع سختى ها و آزمودن ها نيز از جمله نعمت هاى الهى است.
33 - درنگ چندساله موسى ( ع ) در بين مردم مدين ، مرحله اى ديگر از آزمون و ابتلاى موسى ( ع ) بود .
و فتنّك فتونًافلبثت فى أهل مدين
«فاء» در «فلبثت» ممكن است براى عطف مفصل بر مجمل باشد. در اين صورت درنگ موسى(ع) در مدين، مصداق فتنه (آزمون يا سختى) خواهد بود.
جلد
13
2 - امتناع موسى ( ع ) از گرفتن پستان دايگان
و حرّمنا عليه المراضع من قبل
جلد
11
3 - خداوند همراهى كامل خود با موسى و هارون ( ع ) و حمايت و حفاظت از آنان را طى رويارويى با فرعون ، اعلام كرد .
إنّنى معكما
خداوند، همواره با همگان هست و در همه جا حضور دارد. آنچه كه براى رفع نگرانى موسى و هارون(ع) مورد تأييد قرار گرفته، حضور ويژه خداوند است كه حاكى از حمايت بى دريغ او از آنان است.
6 - شنوايى و بينايى خداوند ، پشتوانه اى اطمينان بخش براى تضمين يارى موسى و هارون ( ع ) در برابر فرعون بود .
إنّنى معكما أسمع و أرى
7 - وعده يارى خداوند و آگاهى گسترده او بر جزئيات ماجراى ارشاد فرعون ، مايه اميدوارى و آرامش بخش دل هاى نگران موسى و هارون ( ع ) بود .
إنّنا نخاف . .. لاتخافا إنّنى معكما أسمع و أرى
جلد
13
2 - موسى ( ع ) ، شخصيتى ضعيف نواز و ياور محرومان
قالتا لانسقى . .. و أبونا شيخ كبير . فسقى لهما
جلد
13
3 - اقدام بى درنگ موسى ( ع ) به آب دادن گوسفندان دختران شعيب پس از شنيدن اظهارات آنان
قالتا . .. و أبونا شيخ كبير . فسقى لهما
تعبير «فسقى لهما» با «فا»ى عاطفه - كه براى عدم تراخى است - بيانگر مطلب ياد شده است.
6 - كمك رسانى موسى ( ع ) به دختران شعيب ، على رغم خستگى و گرسنگى شديد وى
ثمّ تولّى إلى الظلّ فقال ربّ إنّى لما أنزلت إلىّ من خير فقير
جلد
11
4 - خداوند به موسى ( ع ) فرمان داد ، به پاس احترام محضر پروردگار خود ، نعلين از پاى درآورد و با پاى برهنه در وادى مقدس گام نهد .
فاخلع نعليك إنّك بالواد المقدّس طوًى
جلد
13
1 - فرمان ديگر خداوند به موسى ( ع ) در وادى طور مبنى بر بردن دست خويش به گريبان
اسلك يدك فى جيبك
جلد
11
4 - خداوند به مادر موسى ( ع ) اطمينان بخشيد كه آب خروشان نيل ، صندوق حامل موسى ( ع ) را به ساحل خواهد افكند .
فليلقه اليمّ بالساحل
امر به دريا كه بايد صندوق را به ساحل بيفكند، مجاز و براى مبالغه در اين است كه آمدن صندوق به همراه جريان آب تا كناره رودخانه و افكنده شدن آن به خشكى، قطعى است.
جلد
13
7 - آرامش موسى ( ع ) در شرايط سخت و بحرانى و تلاش وى جهت ايجاد اميد و اطمينان در خانواده خود .
إنّى ءانست نارًا سئاتيكم. .. لعلّكم تصطلون
جلد
13
11 - همسر فرعون ، خواستار نگه دارى موسى ( ع ) با اميد به منتفع شدن از خدمات وى ، يا برگزيدن او به فرزندى خويش
عسى أن ينفعنا أو نتّخذه ولدًا
جلد
13
11 - همسر فرعون ، خواستار نگه دارى موسى ( ع ) با اميد به منتفع شدن از خدمات وى ، يا برگزيدن او به فرزندى خويش
عسى أن ينفعنا أو نتّخذه ولدًا
جلد
6
5 - موسى ( ع ) در عين اميدوارى به هلاكت فرعون و حاكميت يافتن بنى اسرائيل ، نگران عدم ايجاد شرايط آن از سوى قوم خويش بوده است .
عسى ربكم أن يهلك عدوكم و يستخلفكم فى الأرض
كلمه «عسى» حكايت از آن دارد كه موسى(ع) يقين به هلاكت فرعون و حاكميت يافتن قومش نداشته است و شايد دغدغه خاطر او بدان جهت بود كه وى اطمينان نداشت مردمش ش---رايطى را كه براى پيروزى مطرح ساخته بود (استعينوا ب--اللّه . .. ) رعايت كنند.
جلد
13
11 - اميد موسى ( ع ) ، به يافتن اطلاعاتى از محل برافروخته شدن آتش ، براى يافتن راه و ادامه مسير سفر
ساتيكم منها بخبر
جمله «سآتيكم منها بخبر» به تقدير «سآتيكم من عندها بخبر نهتدى به» است; يعنى، به زودى از آن جا اطلاعى خواهم آورد كه با كمك آن راهمان را پيدا كنيم.
جلد
13
5 - اميد بستن موسى ( ع ) به هدايت خداوند در يافتن راهى بى خطر و رساننده به مدين
قال عسى ربّى أن يهدينى سواء السبيل
«سواء السبيل» (راه وسط) كنايه از راهى است كه خطر گم شدن در آن نباشد و به راحتى انسان را به مقصد برساند.
جلد
13
10 - موسى ( ع ) ، اميدوار به يافتن كسى يا كسانى در كنار آتش و كسب اطلاع از آنان درباره راه
قال لأهله امكثوا . .. لعلّى ءاتيكم منها بخبر
جلد
1
3 - خداوند ، پس از درگذشت موسى ( ع ) ، رسولانى را پى در پى به سوى بنى اسرائيل فرستاد .
و قفينا من بعده بالرسل
«تقفية» (مصدر قفينا) به معناى روانه كردن چيزى يا كسى در پى چيزى يا كسى ديگرى است. بنابراين جمله «قفينا ...»; يعنى، پس از درگذشت موسى(ع)، پيامبران بسيارى را يكى پس از ديگرى ]به سوى بنى اسرائيل [فرستاديم.
10 - پيامبران ، پس از موسى ( ع ) تابع او بوده و شريعت وى را تبليغ مى كردند .
و لقد ءاتينا موسى الكتب و قفينا من بعده بالرسل
جلد
18
2 - تاريخ ، شاهد بعثت پى درپى پيامبران ، از زمان موسى ( ع ) تا ظهور عيسى ( ع )
ثمّ قفّينا على ءاثرهم برسلنا
«تقفية» (مصدر «قفّينا») به معناى چيزى را به دنبال چيزى قرار دادن است. بنابراين «قفّينا برسلنا»; يعنى،
پيامبران خود را يكى پس از ديگرى مبعوث كرديم.
6 - بعثت عيسى ( ع ) ، پس از موسى ( ع ) و پيامبران بعد از او بوده است .
ثمّ قفّينا على ءاثرهم برسلنا و قفّينا بعيسى ابن مريم
جلد
7
1 - خداوند ، در فاصله زمانى بين حضرت نوح و موسى ( ع ) ، پيامبران بزرگى را مبعوث كرد .
و اتل عليهم نبأ نوح . .. ثم بعثنا من بعده رسلا ... ثم بعثنا من بعدهم موسى
2 - پيامبرانى كه در فاصله بين حضرت نوح و موسى ( ع ) مبعوث شدند ، هر كدام عهده دار هدايت قوم خود بودند .
و اتل عليهم نبأ نوح . .. ثم بعثنا من بعده رسلا إلى قومهم ... ثم بعثنا من بعدهم م
جلد
7
2 - سرگذشت حضرت نوح و موسى ( ع ) و پيامبران مبعوث شده در فاصله ميان آنان و تكذيب شدن آنان و هلاكت مكذبان به عذاب استيصال ، آياتى است كه در كتاب هاى آسمانى پيشين نيز آمده بود .
و اتل عليهم نبأ نوح . .. فإن كنت فى شك مما أنزلنا إليك فسئل الذين يقرءون الكتب م
برداشت فوق از ارتباط ميان اين آيه شريفه و مجموعه آيات 71 تا 93 - كه با هم يك بند را تشكيل مى دهند - استفاده مى شود.
جلد
6
2 - موسى ( ع ) مورد انتقام قوم خويش به سبب استمرار بيدادگرى فرعون پس از بعثت وى
قالوا أوذينا من قبل أن تأتينا و من بعد ما جئتنا
جلد
13
1 - انتقاد صريح موسى ( ع ) از فرعون به خاطر به بردگى كشاندن بنى اسرائيل
و تلك نعمة . .. أن عبّدتّ بنى إسرءيل
جمله «و تلك نعمة. ..» استفهامى و به تقدير «أوَتلك...» است. «أن عبّدتّ» مى تواند عطف بيان براى اسم اشاره «تلك» و يا منصوب به نزع خافض (لام تعليل) و به تقدير «لأن عبّدتّ» باشد. «تعبيد» (مصدر «عبّدتّ») به معناى برده و بنده [خود] ساختن است; يعنى، آيا اين كه فرزندان اسرائيل را بنده خود ساخته اى، اين نعمتى است كه منّت آن را بر من مى نهى.
جلد
11
1 - موسى و هارون ( ع ) با ابلاغ پيام هاى وحى الهى به فرعون ، مأموريت خويش را به انجام رساندند .
فقولا له . .. قال فمن ربّكما
آيات گذشته، جملگى سخن خداوند با موسى و هارون(ع) بود; ولى از مواجهه آنان با فرعون و آنچه روى داده، در اين آيات سخنى نيست. از پاسخ فرعون برمى آيد كه آنان پيام خويش را به وى رساندند و پاسخ او را دريافت كردند.
جلد
5
3 - موسى(ع)، پيامبرى كه مسؤوليت خويش را به خوبى انجام داد.
على الذى أحسن
مراد از «الذى أحسن» (آن كس كه نيكى كرده است)، هم مى تواند موسى(ع) باشد و هم مى تواند مقصود از آن هر فرد نيكوكارى باشد. برداشت فوق ناظر به احتمال اول است.
جلد
11
1 - خداوند در وادى طوى به موسى ( ع ) فرمان داد تا عصاى خويش را بر زمين بيفكند .
قال ألقها يموسى
جلد
11
1 - موسى ( ع ) به فرمان خداوند عصاى خويش را بر زمين افكند .
فألقيها
جلد
11
1 - پس از ارائه سِحر ساحران فرعون ، خداوند به موسى ( ع ) فرمان داد تا عصايش را بر زمين بيندازد .
و ألق ما فى يمينك
مراد از «ما فى يمينك»، عصاى موسى(ع) است كه در آيات پيشين در پاسخ «ما تلك بيمينك» از زبان موسى(ع) بيان شده بود. تصريح به اين وصف، براى موسى(ع) خاطره آن پرسش و پاسخ را تجديد كرده و مايه اطمينان بيشتر او بود.
جلد
11
13 - مادر موسى ، با چشم دوختن به سرنوشت نامعلوم فرزندش ، از دورى او اندوهگين بود .
كى تقرّ عينها و لاتحزن
آرام و قرارگرفتن چشم، كنايه از بر طرف شدن نگرانى شديدى است كه چشم را به سويى خيره مى كند و يا آن را همواره به چپ و راست مى چرخاند.
جلد
13
9 - توصيه مادر موسى از سوى خدا به دور كردن ترس و اندوه از خود نسبت به سرنوشت فرزندش
و لاتخافى و لاتحزنى
جلد
6
2 - موسى ( ع ) به هنگان بازگشت به سوى بنى اسرائيل از گمراه شدن قومش خشمگين و بسيار اندوهناك بود .
و لما رجع موسى إلى قومه غضبن أسفاً
«أسِف» به كسى گفته مى شود كه بسيار اندوهناك باشد. (برگرفته از لسان العرب).
جلد
11
22 - خداوند موسى ( ع ) را از اندوه و نگرانى بر ارتكاب قتل نفس ، نجات بخشيد .
و قتلت نفسًا فنجّينك من الغم
جلد
11
3 - موسى ( ع ) ، تحت تأثير خشم و اندوه
غضبن أسفًا
جلد
6
8 - موسى ( ع ) اندوهناك از هلاكت برگزيدگانش در ميعادگاه مناجات به دور از چشمان بنى اسرائيل
قال رب لو شئت أهلكتهم من قبل
جمله «لو شئت . .. » (اگر مى خواستى من و ايشان را به هلاكت رسانى، پيش از حضور در ميقات به هلاكت مى رساندى) حكايت از تحسر و اندوه موسى(ع) بر از ميان رفتن همراهانش دارد و قيد «من قبل» مى رساند كه اندوه وى برخاسته از آن است كه هلاكت آنان در ميقات و به دور از چشمان بنى اسرائيل تحقق يافته است.
10 - اندوه موسى ( ع ) بر هلاكت همراهانش در ميقات ، موجب شكوه او به درگاه خدا و آرزوى مرگ خويش و همراهانش پيش از حضور در ميعادگاه مناجات
قال رب لو شئت أهلكتهم من قبل و إيّى
جلد
16
5 - هشدار مؤمن آل فرعون به مردم مجادله گر و حق ستيز مصر ، درباره خشم انقلابى و انتقام مؤمنان طرفدار موسى ( ع )
الذين يجدلون فى ءايت اللّه . .. كبر مقتًا ... عندالذين ءامنوا
تذكر مؤمن آل فرعون به فرعونيان، مبنى بر اين كه ستيزه جويى در آيات الهى، موجب بغض و دشمنى مؤمنان مى شود; مى تواند بيانگر اين نكته باشد كه عمل آنان، موجب خشم انقلابى و شورش مؤمنان طرفدار موسى(ع) عليه آنان خواهدگرديد.
جلد
10
9- هشدار موسى ( ع ) به فرعون نسبت به فرجام هلاكت بار وى
و إنى لأظنّك يفرعون مثبورًا
«ثبور» به معناى هلاكت و فساد است.
جلد
11
4 - ترساندن فرعونيان از عذاب - به خاطر افتراى بر خداوند - سرلوحه سخنان موسى ( ع ) در صحنه مقابله با ساحران فرعون
قال لهم موسى ويلكم لاتفتروا على اللّه كذبًا فيسحتكم بعذاب
«ويل»; يعنى، «اندوه» و «هلاكت» و «هر سختى كه از ناحيه عذاب پديد آيد» (لسان العرب). «ويلكم» نفرين است; يعنى، عذاب باد بر شما. برخى آن را مفعول براى فعل محذوف دانسته اند; يعنى، ألزموا ويلكم (با هلاكت و عذابتان همدم باشيد). جمله «فيسحتكم بعذاب» روشنگر مفاد «ويلكم» است.
6 - بهره جستن موسى ( ع ) از تجمع مردم مصر جهت تماشاى صحنه مقابله او و ساحران ، براى بيم دادن مردم و دعوت آنان به توحيد و ايمان
قال لهم موسى ويلكم لاتفتروا على اللّه كذبًا
10 - موسى ( ع ) با توجه به افترا هاى فرعونيان بر خداوند ، به آنان هشدار داد و شكست و ناكامى را براى آنان پيش بينى كرد .
ويلكم لاتفتروا على اللّه . .. و قد خاب من افترى
جلد
11
14 - موسى ( ع ) ، گوساله پرستان بنى اسرائيل را مردمى عهدشكن توصيف كرده و آنها را به عذاب سخت الهى هشدار داد .
أم أردتّم أن يحلّ عليكم غضب من ربّكم
جلد
13
6 - تهديد فرعونيان از سوى موسى ( ع ) ، به فرجامى ناگوار به خاطر نپذيرفتن هدايت
قال موسى ربّى أعلم بمن جاء بالهدى . .. إنّه لايفلح الظلمون
جلد
16
19 - هشدار مستمر موسى ( ع ) به فرعونيان ، درباره گرفتار شدن آنان به عذاب هاى گوناگون الهى
و إن يك صادقًا يصبكم بعض الذى يعدكم
مقصود از وعده موسى به فرعونيان، عذاب هاى الهى است. آمدن كلمه «بعض» مى رساند كه اين وعده ها و عذاب ها، متعدد بوده است. فعل مضارع «يعد» نيز مى فهماند كه اين وعده ها، به طور دائمى و مستمر به آنان ابلاغ مى شد.
انقياد موسى(ع)
جلد
10
18- موسى ( ع ) در برابر فرمان خداوند ، تسليم بود .
رحمة من ربّك و ما فعلته عن أمرى
خضر(ع) براى قانع ساختن موسى (ع) كارهاى خود را به فرمان الهى مستند ساخت.
جلد
6
1 - فرعونيان با سحر خواندن تمامى معجزات موسى ، به وى گفتند كه هرگز رسالتش را تصديق نخواهند كرد .
مهما تأتنا به من ءاية لتسحرنا بها فما نحن لك بمؤمنين
«مهما» از أسماء شرط و به معناى «اى شىء» است. و «من» در «من آية» بيان «مهما» است. بنابراين جمله «مهما تأتنا ... » يعنى «هر چيزى را كه به عنوان معجزه بياورى ... .»
جلد
13
6 - متهم شدن موسى ( ع ) از سوى مرد اسرائيلى به داشتن انگيزه هاى جبارانه و روحيه ظلم و تجاوزگرى
إن تريد إلاّ أن تكون جبّارًا فى الأرض
جلد
1
2 - موسى ( ع ) با بيان ستمكارى قومش ، به آنان فرمان داد تا روى به درگاه خدا آورده ، توبه كنند .
و إذ قال موسى لقومه . .. فتوبوا إلى بارئكم
جلد
4
1 - ورود به سرزمين مقدس و تصرف آن ، فرمان موسى ( ع ) به قوم خويش
يقوم ادخلوا الارض المقدسة
8 - موسى ( ع ) بر حذر دارنده قوم خويش از فرار و عقب نشينى به هنگام رويارويى با ساكنان سرزمين مقدس
و لاترتدوا على ادباركم
جلد
4
1 - تأكيد بنى اسرائيل بر كناره گيرى از نبرد با زورگويان سرزمين مقدس ، على رغم فرمان موسى ( ع )
قالوا يموسى ان فيها قوماً جبارين و إنّا لن ندخلها
جلد
4
5 - خداترسى يوشع وكالب ، بر انگيزنده احساس مسؤوليت آنان در برابر فرمان هاى موسى ( ع )
قال رجلان من الذين يخافون . .. ادخلوا عليهم الباب
جلد
6
15 - اصلاح امور جامعه بنى اسرائيل از دستورالعمل هاى موسى به برادر و خليفه خود هارون
و أصلح
چون فرمان به اصلاح پس از انتخاب هارون به سرپرستى بنى اسرائيل آمده است، معلوم مى شود مراد، اصلاح امور اجتماعى، فرهنگى و . .. بنى اسرائيل است، نه درستكارى هارون در امور شخصى خودش.
جلد
11
3 - موسى ( ع ) ، وظايف و مسؤوليت هاى هارون را در زمان غيبت خود ، براى وى معين كرده بود .
ما منعك . .. ألاّتتّبعن أفعصيت أمرى
«لا» در «ألاّتتّبعن» براى تأكيد نفى مستفاد از «منعك» است و در اصل مراد چنين بوده است: «ما منعك أن تتّبعن». برخى گفته اند: «لا» زايد نيست; بلكه مراد اين است كه: «ما الذى صدّك و حملك على ألاّتتّبعن»; يعنى، چه چيز تو را بازداشت و بر پيروى نكردن من وادار ساخت (مفردات راغب).
4 - هارون ( ع ) ، متهم به مخالفت با فرمان هاى موسى ( ع ) با سكوت و بى تفاوتى در برابر انحراف بنى اسرائيل
ما منعك . .. أفعصيت أمرى
«أفعصيت. ..» خطاب موسى(ع) به هارون(ع) است. ظاهر آيه چنين دلالت دارد كه عصيان هارون از دستورات موسى(ع)، لااقل به عنوان اتهام از جانب موسى(ع) مطرح بوده است.
جلد
9
5- موسى ( ع ) از قومش درخواست كرد كه همواره به خاطر داشته باشند كه خداوند عامل رهايى آنان از شكنجه و كشتار فرعونيان بود .
إذ قال موسى لقومه اذكروا نعمة الله عليكم إذ أنجكم من ءال فرعون
جلد
12
2 - حركت به سوى فرعون و اشراف پيرامون وى ، نخستين رسالت موسى و هارون ( ع )
ثمّ أرسلنا موسى و أخاه هرون . .. إلى فرعون و ملإيه
4 - حاكميت سركوبگر فرعون ، مانع از آزادى مردم و روى آوردن موسى به هدايت آنان ، در مرحله نخست
ثمّ أرسلنا موسى . .. إلى فرعون و ملإيه
با توجه به اين كه در آيات پيشين، وقتى سخن از «انبيا» به ميان مى آمد، رسالت آنان به سوى توده هاى مردم مد نظر بود; ولى در مورد موسى(ع) سخن از رسالت او به سوى فرعون به ميان آمده است، مى توان گفت كه حركت حضرت موسى به سوى فرعون، بدان جهت بود كه نظام فرعونى، مانع از آزادى مردم و گرايش آنان به موسى - و به عبارت ديگر - سدى ميان او و مردم بوده است.
جلد
18
3 - نخستين مأموريت موسى ( ع ) ، حركت به سوى فرعون بود .
و فى موسى إذ أرسلنه إلى فرعون
اولين سخن خدا با موسى(ع)
جلد
13
8 - بيان تسبيح و تنزيه خداوند ، در نخستين مكالمه او با موسى
نودى . .. و سبحن اللّه ربّ العلمين
جلد
17
10 - اقرار به يگايگى پروردگار هستى و اعلام پيامبرى خويش ، نخستين سخن موسى ( ع ) در برابر فرعون و فرعونيان
فقال إنّى رسول ربّ العلمين
جلد
13
3 - قرار گرفتن در صف نخستين مؤمنان ، سرمايه اميد ساحران به آمرزش الهى
إنّا نطمع أن يغفر . .. أن كنّا أوّل المؤمنين
عبارت «أن كنّا. ..» تعليل براى اميد داشتن به غفران الهى است; يعنى، چون ما در صف نخستين ايمان آوردگان به موسى قرار گرفتيم اين ما را اميدوار به غفران مى نمايد.
6 - ساحرانِ گرويده به موسى ( ع ) ، از نخستين مؤمنان به وى
إنّا نطمع أن يغفر . .. إن كنّا أوّل المؤمنين
جلد
11
13 - حفظ وحدت و يك پارچگى بنى اسرائيل ، از سفارش هاى موسى ( ع ) به هارون
فرّقت بين بنى إسرءيل و لم ترقب قولى
«ترقب» به معناى «تحفّظ» است و مفاد جمله «إنّى خشيت. ..» - با توجه به عطف «لم ترقب» بر «فرّقت» - اين است كه: «من نگران آن بودم كه بگويى بنى اسرائيل را متفرق ساختى و گفته مرا حفظ و مراعات نكردى». اين گفته هارون(ع) دال بر آن است كه موسى(ع) پيش از رفتن به ميقات، در مورد حفظ وحدت بنى اسرائيل، توصيه هاى لازم را به او كرده بود.
جلد
11
1 - هدف موسى ( ع ) از تقاضاى نبوت و رسالت براى هارون ( ع ) ، به دست آوردن فرصت بسيار براى ذكر خداوند و حمد و ثناى مكرر او بود .
و أشركه فى أمرى . .. و نذكرك كثيرًا
فاعل «نذكرك» موسى و هارون(ع) است و مراد از كثرت ذكر خدا، افزايش تبليغات توحيدى - براثر همراهى آن دو - است كه متضمن مدح و ثناى خداوند مى باشد.
جلد
11
1 - هدف موسى ( ع ) از تقاضاى نبوت و رسالت براى هارون ( ع ) ، به دست آوردن فرصت بسيار براى ذكر خداوند و حمد و ثناى مكرر او بود .
و أشركه فى أمرى . .. و نذكرك كثيرًا
فاعل «نذكرك» موسى و هارون(ع) است و مراد از كثرت ذكر خدا، افزايش تبليغات توحيدى - براثر همراهى آن دو - است كه متضمن مدح و ثناى خداوند مى باشد.
جلد
6
5 - موسى ( ع ) پيامبرى از جانب خداوند براى ارشاد و هدايت فرعون زمان خويش و بزرگان دربار وى
إلى فرعون و ملإيه
كلمه «فرعون» عنوان و لقب پادشاهان و حاكمان بزرگ مصر در عصرهاى گذشته بوده است.
6 - ارشاد اهرم هاى اصلى نظام فرعونى ( فرعون و كارگزاران ارشد وى ) نخستين و مهمترين رسالت موسى ( ع )
إلى فرعون و ملإيه
جلد
13
9 - مبارزه با فسق و تجاوز ، هدف اساسى موسى ( ع ) در رويارويى با فرعون و دارودسته وى
إلى فرعون و ملإيْه إنّهم كانوا قومًا فسقين
جلد
20
2 - دعوت فرعون به خشيت از خداوند ، از اهداف رسالت موسى ( ع )
فتخشى
جلد
10
2- هدف موسى ( ع ) و همراه وى از سفر جستوجوگرانه خود ، يافتن بنده اى از بندگان خاص الهى و داراى علم لدنى بود .
فارتّدا . .. فوجدا عبدًا من عبادنا ... و علّمنه من لدنّا
واژه «وجدا» بيان كننده يافتن چيزى است كه موسى و همراه اش در جستوجوى آن بودند و نه ديدارى اتفاقى و
غير مترقبه. «لدنا» دلالت مى كند كه علم حضرت «خضر(ع)» دانش عادى و معمولى نبوده، بلكه از افاضات خاص ربّانى بوده است.
جلد
1
22 - موسى ( ع ) با دور نگه داشتن قومش از سكونت در شهر ها ، اهداف بلندى را براى آنان در نظر داشت و آن را تعقيب مى كرد .
اهبطوا مصراً فان لكم ما سألتم
جمله «اهبطوا مصراً . ..» (به يكى از شهرها در آييد، آنچه مى خواستيد در آن وجود دارد) بيانگر اين است كه: انتقال قوم موسى از بيابانها به شهر كارى سهل و آسان بوده است. و ناگزير از بيابان گردى نبودند. بنابراين موسى(ع) بيابان گردى را براى قومش انتخاب كرده بود و اين معنا بديهى است كه اگر پيامبران امرى را براى قوم خويش انتخاب كنند - خصوصاً اگر مشكلاتى را هم به دنبال داشته باشد - در پى رساندن آنان به اهداف بلندى هستند.
جلد
9
8- حضرت موسى ( ع ) ، داراى هدفى مشترك با پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) در نجات مردم از ظلمت ها و هدايت آنان به سوى نور
كتب أنزلنه إليك لتخرج الناس من الظلمت . .. لقد أرسلنا موسى بأيتنا أن أخرج قو
جلد
10
2- هدف موسى از همراه شدن با خضر ، بهرهورى از علم رشدآفرين وى بود .
هل أتّبعك على أن تعلّمن ممّا علّمت رشدًا
«رشداً» اگر مفعولٌ له باشد، مفاد آيه اين است كه: «پيروى من، به منظور رشد يافتن است» كه اگر مفعولٌ به باشد، مراد اين است كه: «تو را پيروى مى كنم بر اين اساس كه آنچه را رشد است، به من بياموزى. ».
جلد
11
1 - متذكر ساختن مردم به توحيد در پرستش ، هدف موسى ( ع ) از منهدم ساختن و خرد كردن گوساله سامرى
لنحرّقنّه . .. إنّما إلهكم اللّه
برحسب ظاهر، اين آيه ادامه سخن موسى(ع) با قوم خويش است. ارائه اين بيانات، پس از محاكمه سامرى و محكوميت وى و نيز تصميم به نابود ساختن گوساله او، نتيجه گيرى از مجموع واقعه و حاكى از اين نكته است
كه موسى(ع) براى اخذ اين نتيجه (ابطال شرك و اثبات توحيد)، آن مقدمات را به كار گرفته بود.
جلد
11
3 - روى آوردن عموم مردم به تسبيح خداوند ، از اهداف رسالت موسى و هارون ( ع ) بود .
يفقهوا قولى . .. كى نسبّحك كثيرًا
ممكن است مراد از تسبيح كثير، كثرت تسبيح كنندگان باشد. در اين صورت فاعل «نسبّحك» منحصر به موسى و هارون(ع) نخواهد بود.
جلد
11
2 - انتشار فراوان ياد خداوند در بين مردم ، از اهداف رسالت موسىو هارون ( ع ) بود .
يفقهوا قولى . .. و نذكرك كثيرًا
جلد
4
3 - عناد ، لجاجت و بهانه جويى ، ريشه درخواست هاى بى جاى اهل كتاب از حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) و موسى ( ع )
فقد سألوا موسى أكبر من ذلك . .. فأخذتهم الصعقة بظلمهم
لحن مذمت آميز آيه در بيان خواستهاى اهل كتاب، مى رساند كه آنان نه به خاطر حق جويى بلكه از سر بهانه جويى و عنادورزى چنين تقاضاهايى را مطرح مى كرده اند.
جلد
13
5 - دامدارى ، شغل اصلى مردم مدين در زمان ورود موسى ( ع ) به آن سرزمين
وجد عليه أُمّة من الناس يسقون
جمعيت انبوه چوپانان براى آب دادن به دام ها، نشان دهنده مطلب ياد شده است.
جلد
17
14 - اهميت آب در جامعه فرعونى عصر موسى ( ع )
و هذه الأنهر تجرى من تحتى
جلد
17
3- نقش مهم باغدارى و كشاورزى در اقتصاد مصريان ، در عصر موسى ( ع ) *
كم تركوا من جنّ-ت و عيون . و زروع
از اين كه خداوند تنها «جنات»، «عيون» و «زروع» را به خصوص از ميان نعمت ها نام برده است، مى توان فهميد كه نقش اين امور در شكوفايى و اقتدار اقتصادى مصريان در عصر موسى، بيش از ساير منابع بوده است.
جلد
12
6 - عصر رسالت موسى ، سر آغاز مقطعى نوين در تاريخ اديان الهى
ثمّ أرسلنا رسلنا تترا . .. ثمّ أرسلنا موسى و أخاه هرون
با توجه به اين كه در آيات پيشين، پيامبران پس از عصر نوح، به شكل كلى و عمومى مطرح شدند; ولى در اين آيات، رسالت موسى و عصر او از آن مجموعه جدا شده و مشخصاً اختصاص به ذكر يافته است، مى توان مطلب ياد شده را به دست آورد.
جلد
14
9 - هدايت بنى اسراييل ، هدف رسالت موسى ( ع ) بوده است .
و لقد ءاتينا موسى الكتب . .. و جعلنه هدًى لبنى إسرءيل
جلد
11
1 - سرگذشت حضرت موسى ( ع ) ، فصلى مهم و قابل تأمل و تأسى براى پيامبر (صلی الله علیه و آله) بود .
و هل اتيك حديث موسى
جلد
11
8 - نمايان شدن آتش و فراهم آمدن خلوت گاهى براى اعطاى رسالت به موسى ( ع ) ، حادثه اى با اهميت و درخور توجه براى پيامبر (صلی الله علیه و آله) بود .
هل اتيك حديث موسى . إذ رءا نارًا
كلمه «إذ» ظرف است براى «حديث» (در آيه قبل) و استفهام در آن آيه براى ترغيب پيامبر(صلی الله علیه و آله) به توجه به آن ماجرا است.
جلد
17
3- نقش مهم باغدارى و كشاورزى در اقتصاد مصريان ، در عصر موسى ( ع ) *
كم تركوا من جنّ-ت و عيون . و زروع
از اين كه خداوند تنها «جنات»، «عيون» و «زروع» را به خصوص از ميان نعمت ها نام برده است، مى توان فهميد كه نقش اين امور در شكوفايى و اقتدار اقتصادى مصريان در عصر موسى، بيش از ساير منابع بوده است.
جلد
20
4 - نداى خداوند به موسى ( ع ) در وادى طوى ، حادثه اى با اهميت و در خور توجه براى پيامبر (صلی الله علیه و آله)
حديث موسى . إذ ناديه ربّه
«إذ» ظرف براى «حديث» (در آيه قبل) است و از آن جا كه استفهام در آن آيه براى ترغيب پيامبر(صلی الله علیه و آله) به توجه و دقت در آن ماجرا بود، عظمت حادثه استفاده مى شود.
جلد
17
1 - معجزات موسى ( ع ) از نظر اهميت ، داراى مراتب و هر يك مهم تر از معجزه قبلى او بود .
و ما نريهم من ءاية إلاّ هى أكبر من أُختها
جلد
11
1 - ارائه معجزه عصا و يدبيضا به موسى ( ع ) در وادى طوى ، به جهت نماياندن برخى معجزات بزرگ الهى به آن حضرت بود .
لنريك من ءايتنا الكبرى
«لنريك» متعلق به فعلى است كه از «آية أُخرى» انتزاع مى شود; يعنى آيه آورديم تا . .. . «من» براى تبعيض است و دلالت مى كند كه مراد، نشان دادن بعضى از آيات بزرگ خداوند است.
4 - معجزه عصاى موسى ( ع ) و يدبيضاى او ، دو نمونه از بزرگ ترين نشانه ها ومعجزات الهى اند .
من ءايتنا الكبرى
جلد
11
1 - ارائه معجزه عصا و يدبيضا به موسى ( ع ) در وادى طوى ، به جهت نماياندن برخى معجزات بزرگ الهى به آن حضرت بود .
لنريك من ءايتنا الكبرى
«لنريك» متعلق به فعلى است كه از «آية أُخرى» انتزاع مى شود; يعنى آيه آورديم تا . .. . «من» براى تبعيض است و دلالت مى كند كه مراد، نشان دادن بعضى از آيات بزرگ خداوند است.
4 - معجزه عصاى موسى ( ع ) و يدبيضاى او ، دو نمونه از بزرگ ترين نشانه ها ومعجزات الهى اند .
من ءايتنا الكبرى
جلد
10
8- حضرت موسى ( ع ) ملاقات با حضرت خضر ( ع ) را آن اندازه مهم و با ارزش مى دانست كه حتى جستوجو در زمانى طولانى را براى آن روا مى ديد .
لاأبرح حتّى . .. أو أمضى حقبًا
«حقب» به معناى «دهر و زمانى طولانى» است اهل لغت آن را هشتاد سال نيز دانسته اند و مراد از پيمودن آن نيز، همان رسيدن به مجمع البحرين بوده است; يعنى، حتّى أبلغ مجمع البحرين بسير قريب أو أسير أزماناً طويلة.
جلد
11
5 - اصالت موسى ( ع ) در رسالت نسبت به هارون ( ع )
و أشركه فى أمرى
جلد
15
2 - نجات موسى و هارون ( عليهماالسلام ) و قوم شان ، مهم ترين و برجسته ترين نعمت و احسان خداوند به ايشان بود .
و لقد مننّا على موسى و هرون . و نجّينهما و قومهما من الكرب العظيم
برداشت ياد شده به دليل اين نكته است كه نجات موسى و هارون(عليهماالسلام) از اندوه بزرگ بخشى از نعمت هاى الهى به ايشان بود; ولى در عين حال به طور جداگانه ذكر شده است.
جلد
11
4 - پرسش خداوند از موسى ( ع ) در باره عصا ، جهت ايجاد زمينه لازم و آمادگى ذهنى براى نماياندن آيت و معجزه به او بود .
و ما تلك ييمينك . .. فألقيها فإذا هى حيةّ
تصريح موسى(ع) به خواص طبيعى عصا در پاسخ خداوند، ايجادكننده زمينه اى مناسب در ذهن او بود كه با مقايسه دو حالت عصا، هيچ ترديدى در معجزه بودن حالت جديد به خود راه ندهد.
جلد
11
5 - نماياندن معجزه به موسى ( ع ) در وادى طوى و به دور از چشم مردم ، به خاطر تجربه و آمادگى بيشتر او براى ارائه معجزه در حضور مردم بود . *
ألقها . .. خذها و لاتخف
جلد
1
4 - لزوم ايمان به تورات ، انجيل و احكام و معارف آسمانىِ اعطا شده به موسى و عيسى ( ع )
ءامنا باللّه . .. و ما أوتى موسى و عيسى
جلد
11
5 - ساحران به جهت تخصص در سِحر ، حقانيت گفته هاى موسى ( ع ) و سِحر نبودن كار او را به روشنى درك كردند .
فأُلقى السحرة سجّدًا قالوا ءامنّا
از ظاهر آيه برمى آيد، كه در ميدان مبارزه، تنها ساحران بودند كه ايمان خود را اعلام كردند و يا لااقل اولين افراد بودند. اين سبقت در ايمان از سوى ساحران، به جهت شناخت آنان از كار خود و تفاوت آن با معجزه بود.
جلد
11
5 - ساحران به جهت تخصص در سِحر ، حقانيت گفته هاى موسى ( ع ) و سِحر نبودن كار او را به روشنى درك كردند .
فأُلقى السحرة سجّدًا قالوا ءامنّا
از ظاهر آيه برمى آيد، كه در ميدان مبارزه، تنها ساحران بودند كه ايمان خود را اعلام كردند و يا لااقل اولين افراد بودند. اين سبقت در ايمان از سوى ساحران، به جهت شناخت آنان از كار خود و تفاوت آن با معجزه بود.
جلد
4
8 - ايمان واقعى به موسى ( ع ) در پى دارنده ايمان به پيامبر (صلی الله علیه و آله) است .
أوحينا إليك كما . .. كلم اللّه موسى تكليماً
برداشت فوق مبتنى بر اين است كه جمله «كلم اللّه . ..» عطف بر «اوحينا الى نوح» در آيه قبل باشد. يعنى همانگونه به تو اى پيامبر وحى كرديم كه با موسى سخن گفتيم و چون روى سخن با كسانى است كه اعتراف به پيامبرى موسى(ع) دارند آنان با توجه به اين مشابهت بايد اعتراف به پيامبرى رسول اكرم(صلی الله علیه و آله) نيز داشته باشند.
جلد
6
4 - ساحران دربار فرعون پس از مشاهده معجزه موسى ( ع ) به پيامبرى وى و برادرش هارون ايمان آوردند .
ءامنا برب العلمين. رب موسى و هرون
مى توان گفت از اهداف ساحران در نام بردن خصوص «موسى و هارون»، پذيرش ايشان به عنوان پيامبران الهى بوده است.
5 - ساحران ، ايمان خويش را به موسى ( ع ) و هارون به همگان اعلام كردند .
قالوا ءامنا برب العلمين. رب موسى و هرون
جلد
6
1 - فرعون در پى گرايش ساحران به رسالت موسى ( ع ) و ايمانشان به ربوبيت خداوند ، بشدت برآشفت و آنان را به سبب ايمانشان توبيخ كرد .
قال فرعون ءامنتم به قبل أن ءاذن لكم
ضمير در «به» هم مى تواند به موسى(ع) برگردانده شود و هم مى تواند به «رب» برگردانده شود. در هر صورت برداشت فوق از آيه استفاده مى شود.
6 - فرعون ، ايمان ساحران را به موسى ( ع ) ، خطرى براى موقعيت و حكومت خويش احساس كرد .
إن هذا لمكر مكرتموه فى المدينة لتخرجوا منها أهلها
جلد
6
1 - فرعون بر كيفر دادن تمامى ساحران مؤمن به موسى ( ع ) تصميم قطعى گرفت و بر آن سوگند ياد كرد .
لأقطعن . .. ثم لأصلبنكم
حرف «لام» در «لاقطعن» در «لاصلبن» لام تأكيد و حاكى از سوگند مقدر است.
4 - ايمان به رسالت موسى ( ع ) ، خيانتى بزرگ از ديدگاه فرعون و در پى دارنده مجازاتى سخت
لأقطعن . .. ثم لأصلبنكم
جلد
6
4 - ساحران گرويده به موسى ( ع ) به مجرد آگاهى به آيات الهى ، آنها را باور كردند و بدآنهاايمان آوردند .
ءامنا بايت ربنا لما جاءتنا
برداشت فوق با توجه به كلمه «لما» استفاده شده است.
جلد
6
12 - ايمان به رسالت موسى و آزادى بنى اسرائيل ، از مهمترين خواسته هاى موسى ( ع ) از فرعونيان
لنؤمنن لك و لنرسلن معك بنى إسراءيل
جلد
6
8 - فرعونيان ، على رغم پيمان مؤكدشان با موسى ( ع ) ( تصديق رسالت او و آزادسازى بنى اسرائيل پس از برطرف شدن عذاب ) ، حتى لحظه اى به وى ايمان نياوردند و بنى اسرائيل را آزاد نكردند .
فلما كشفنا عنهم الرجز . .. إذا هم ينكثون
جلد
6
3 - فرعونيان به دليل شكستن پيمانشان با موسى ( ع ) ( ايمان به وى و آزادسازى بنى اسرائيل ) سزاوار انتقام الهى و غرق شدن در دريا گشتند .
إذا هم ينكثون. فانتقمنا منهم
تفريع جمله «فانتقمنا» بر جمله «إذا هم ينكثون» به وسيله حرف «فاء» مى رساند كه پيمان شكنى فرعونيان در انتقام الهى از آنان دخيل بوده است.
جلد
11
1 - ساحران به خاطر ايمان به موسى ( ع ) ، مورد توبيخ و بازخواست فرعون قرار گرفتند .
قالوا ءامنّا . .. قال ءامنتم له قبل أن ءاذن لكم
«آمنتم» چه جمله خبرى باشد و چه استفهامى (به تقدير همزه)، مراد از آن توبيخ است و ضمير «له» به قرينه حرف لام - كه براى ربط «أمن» به غير خداوند به كار مى رود - و به تناسب ضمير «إنّه» در «إنّه لكبيركم» به موسى(ع) برمى گردد.
2 - ساحران فرعون ، موسى و هارون ( ع ) را پيامبر خدا دانسته و به آنان ايمان آوردند .
ءامنتم له
تعبير ساحران در آيه قبل، «آمنّا بربّ هارون و موسى» بود; ولى فرعون در توبيخ خود، آنان را مؤمن به موسى(ع) معرفى كرد. گفتنى است كه اين نكته گوياى تلازم ايمان به «ربّ موسى و هارون» با ايمان به رسالت آن دو در دعوت به ربوبيت خداوند است.
4 - ايمان به موسى ( ع ) در حكومت فرعون ، كارى غير قانونى و ممنوع بوده است .
ءامنتم له قبل أن ءاذن لكم
نياز به اذن فرعون در ايمان به موسى(ع)، نشان از ممنوعيت و غيرقانونى بودن ايمان به آن حضرت در آن عصر دارد.
جلد
11
2 - ساحران مؤمن ، برترى دادن فرعون بر خداوند و بهادادن به تهديدات او در برابر دلايل روشن موسى ( ع ) را ، به كلى منتقى دانسته و ثبات و استحكام ايمان خود را نشان دادند .
قالوا لن نؤثرك على ما جاءنا من البيّنت والذى فطرنا
جلد
13
3 - اعتراف و ايمان ساحران به رسالت موسى و هارون ( ع )
قالوا ءامنّا بربّ العلمين
قيد «ربّ موسى و هارون» اعتراف ضمنى بر ايمان آوردن ساحران به رسالت موسى و هارون(ع) است. آيه بعد (قال آمنتم له...) اين مطلب را تأييد مى كند.
جلد
13
13 - ايمان همه ساحران به موسى ( ع ) و تهديد فرعون به شكنجه و كشتن تمامى آنان
قال ءامنتم له . .. و لأُصلّبنّكم أجمعين
جلد
11
5 - مادر موسى ( ع ) ، به پيام خداوند ايمان داشت و به حفظ جان موسى ( ع ) از جانب او مطمئن بود .
إذ أوحينا . .. أن اقذفيه ... يأخذه عدوّ
به قرينه» القيت عليك محبه «و نيز آيات ديگر قرآن; مادر موسى(ع) به محتواى وحى الهى عمل كرد و موسى(ع) را به نيل سپرد. اين كار گواه اطمينان مادر موسى(ع) به آن است كه پيام دريافت شده وحى الهى بوده و نيز نشان از ايمان كامل او دارد.
جلد
6
24 - موسى ( ع ) بدون هيچ درنگ پس از دريافت حقيقت ( ناشدنى بودن رؤيت خدا ) آن را پذيرفت و بدان اعتراف كرد .
قال . .. و أنا أول المؤمنين
متعلق «المؤمنين» به قرينه فرازهاى قبل (بانك لاترى) است. كلمه «اول» در جمله «أنا أول المؤمنين» علاوه
بر معناى مقدم بودن، معناى تأخير نكردن را نيز مى رساند. زيرا صحت اين ادعا كه شخص بخواهد أول مؤمن باشد، به اين است كه بى درنگ حقيقت رخ نموده را باور كند و به آن ايمان آورد، و گرنه اين احتمال منتفى نيست كه ديگرى در اين فاصله ايمان آورد و او نتواند أول مؤمن باشد.
25 - موسى ( ع ) اولين مؤمن از قوم خويش به ناشدنى بودن رؤيت خدا
و أنا أول المؤمنين
جلد
7
3 - موسى ( ع ) ، به حقانيت راه خويش ايمان داشت و توانايى هاى دشمن را در مبارزه با خويش حقير و ناچيز مى شمرد .
فلما جاء السحرة قال لهم موسى ألقوا ما أنتم ملقون
جلد
11
1 - موسى ( ع ) با بيان آگاهى دقيق خداوند به خصوصيات او و خاندانش ، خود راپذيراى خواسته هاى خداوند و راضى به انتخاب هاى او خواند .
إنّك كنت بنا بصيرًا
مراد از «نا» موسى(ع) و اهل او از جمله هارون(ع) است، موسى(ع) پس از پيشنهاد وزارت براى هارون بيان مى دارد كه خداوندا! تو مرا و اعضاى خاندانم را خوب مى شناسى و ويژگى هاى برادرم هارون(ع) را نيز مى دانى، اين پيشنهاد من است، اما تصميم تو هر چه باشد، تصميمى آگاهانه و با بصيرت كامل است .
جلد
11
8 - موسى و هارون ( ع ) ، به قدرت برتر خداوند آگاه بودند و ديگران را از مقابله با خواست و اراده خدا ناتوان مى دانستند .
إنّنى معكما
جلد
15
1 - موسى و هارون ( عليهماالسلام ) ، از بندگان مؤمن خدا
إنّهما من عبادنا المؤمنين
جلد
10
4- موسى ( ع ) و همسفرش ، پى جويانه ، به نقطه قبلىِ توقّف خود و محل از دست دادن ماهى بازگشتند .
فارتّدا على ءاثارهما قصصًا
«إرتداد» (مصدر «إرتّدا); يعنى، «بازگشتن» و «قصّ أثره قَصَصاً»; يعنى، جاب پاى او را با دقت، دنبال و پى گيرى كرد. مراد از «فارتّدا...» اين است كه موسى(ع) و همراه او، به دقت، راه رفته را بازگشتند تا به همان نقطه كه ماهى به دريا رفته بود، بازگردند.
جلد
10
1- موسى ( ع ) و همسفرش ، پس از بازگشت به مجمع البحرين ، با خضر ( ع ) ملاقات كردند .
فارتّدا على ءاثارهما قصصًا . فوجدا
جلد
11
10 - فرعونيان ، موسى ( ع ) را به مادرش سپردند و او وى را به خانه خويش برد .
فرجعنك إلى أُمّك
بازگشت موسى نزد مادر، به اين است كه مادر، او را نزد خود برده باشد; نه اين كه براى پرستارى او به دربار رفته باشد.
38 - بازگشت موسى ( ع ) از مدين و آمدن به وادى طوى در كوه طور ، براساس تقدير و برنامه تنظيم شده از جانب خداوند بود .
فلبثت سنين فى أهل مدين ثمّ جئت على قدر يموسى
از معانى «قدر» قضاى الهى و تقدير او است. گفته شده است: اين كلمه، اسم مصدر براى «قدْر» به معناى مقدر ساختن است (لسان العرب). راغب نيز مى گويد: «قدر» زمان و مكان مقدر شده براى هر چيز است.
جلد
11
1 - موسى ( ع ) در پى آگاه شدن از گمراهى بنى اسرائيل همراه با خشم و اندوهى شديد ، به نزد آنان بازگشت .
و أضلّهم السامرىّ . فرجع موسى إلى قومه غضبن أسفًا
با توجه به آيات ديگر قرآن در اين زمينه و نيز قرينه هاى موجود در همين آيات، چنين برمى آيد كه گمراه شدن بنى اسرائيل به دست سامرى در ميقات چهل روزه موسى(ع)، اتفاق افتاده بود و رجوع موسى(ع) به قوم خود نيز پس از پايان ميقات بوده است. «غضبان» - چنان كه برخى از اهل لغت گفته اند - به شخصى گفته مى شود كه غضب شديدى داشته باشد و «أسف» به فرد خشمگينى گفته مى شود كه بر چيزى افسوس مى خورد (لسان العرب).
جلد
13
7 - اقدام به موقع خواهر موسى ، براى بازگرداندن وى به آغوش مادر
و حرّمنا عليه المراضع . .. قالت هل أدلّكم على أهل بيت يكفلونه
جلد
13
1 - به ثمر رسيدن تلاش خواهر موسى ، در بازگرداندن برادر خويش به آغوش مادر
قالت هل أدلّكم على أهل بيت . .. فرددنه إلى أُمّه
خواهر موسى با دنبال كردن برادر، ورود به كاخ فرعون و بالاخره استفاده از فرصت به دست آمده، توانست موسى را به مادرش بازگرداند.
2 - بازگشت موسى به دامان مادر ، نمودى از تدبير و اراده الهى است .
فرددنه إلى أُمّه
اسناد فعل «ردد» به ضمير «نا» بيانگر مطلب ياد شده است.
4 - تعلق اراده الهى بر بازگرداندن سريع موسى ( ع ) و دير نپاييدن زمان جدايى ميان او و مادرش
فرددنه إلى أُمّه
به كارگيرى «فاء» عاطفه - كه براى بيان عدم تراخى است- نشان مى دهد كه زمان جدايى ميان موسى(ع) و مادرش به قدرى كوتاه بود كه مى توان آن را ناديده گرفت.
جلد
6
1 - موسى ( ع ) پس از مناجات چهل شبه خويش با خدا ، به سوى قومش بازگشت .
و لما جاء موسى لميقتنا . .. و لما رجع موسى إلى قومه
2 - موسى ( ع ) به هنگان بازگشت به سوى بنى اسرائيل از گمراه شدن قومش خشمگين و بسيار اندوهناك بود .
و لما رجع موسى إلى قومه غضبن أسفاً
«أسِف» به كسى گفته مى شود كه بسيار اندوهناك باشد. (برگرفته از لسان العرب).
4 - موسى ( ع ) پس از حضور در ميان قوم منحرف خويش ، با نكوهيده خواندن شيوه آنان در غياب وى ، ايشان را بشدّت توبيخ كرد .
قال بئسما خلفتمونى من بعدى أعجلتم أمر ربكم
جلد
13
1 - بازگشتن موسى ( ع ) ، به مصر و ابلاغ رسالت الهى خويش به فرعونيان
فلمّا جاءهم موسى
جلد
6
7 - بت پرستان موجود در مسير قوم موسى معبودهايى را مى پرستيدند كه خود مالك آنها بودند .
أصنام لهم
8 - بت پرستان موجود در مسير قوم موسى ، بر پرستش خويش ملازمت داشته و همواره به عبادت آنها مشغول بودند .
يعكفون على أصنام لهم
«عكوف» (مصدر يعكفون) به معناى رو آوردن به چيزى و ملازمت داشتن بر آن است و مراد از آن با توجه به قرائن موجود در آيه، ملازمت بر پرستش است. فعل مضارع (يعكفون) نيز دلالت بر استمرار دارد. بنابراين جمله «يعكفون على ... » مى رساند كه آستان بتها هيچگاه از پرستشگران خالى نبوده است ; بدين طريق كه عده اى از طرف آن قوم مأمور عبادت بتها بودند و يا خود به طور متناوب به پرستش آنها مى آمدند.
جلد
6
5 - وجود آيين بت پرستى در عصر موسى
يعكفون على أصنام لهم
6 - بت پرستانى كه قوم موسى بر آنان گذر كردند ، داراى بت هاى متعدد بودند .
على أصنام لهم
«أصنام» (جمع «صنم») به معناى بتهاست.
جلد
11
23 - « عن أبى جعفر ( ع ) قال : ان أميرالمؤمن ين ( ع ) خطب الناس . . . فقال : . . . كان هارون أخا موسى لأبيه و أُمّه ;
از امام باقر(ع) روايت شده كه فرمود: اميرالمؤمن ين(ع) براى مردم خطبه خواند . .. پس فرمود: ... هارون برادر موسى(ع) از يك پدر و مادر بود».
جلد
11
7 - موسى و هارون ( ع ) ، برادران مادرى يكديگر بودند . *
قال يبنؤُمّ
مخاطب قرارگرفتن موسى(ع) از سوى هارون با تعبير «ابن أُمّ» (پسرمادر)، ممكن است به اين خاطر باشد كه هارون و موسى(ع) برادران مادرى يكديگر بوده اند و نيز ممكن است يادآورى كلمه «مادر»، تنها به منظور جلب عواطف موسى(ع) صورت گرفته باشد.
22 - « على بن سالم عن أبيه قال : قلت لأبى عبداللّه ( ع ) أخبرنى عن هارون لِمَ قال لموسى ( ع ) يابن أُمِّ . . . و لم يقل يابن أبى فقال : إنّ العداوات بين الإخوة أكثرها تكون إذا كانوا بنى علاّت و متى كانوا بنى أُمّ قلّت العداوة بينهم . . . قال : قلت له : فَلِمَ أخذ برأسه يجرّه إليه و بلحيته و لم يكن له فى اتّخاذهم العجل و عبادتهم له ذنب ؟ فقال : إنّما فعل ذلك به لأنّه لم يفارقهم لمّا فعلوا ذلك و لم يلحق بموسى ( ع ) و كان إذا فارقهم ينزل بهم العذاب ;
على بن سالم از پدرش نقل كرده كه گفت: به امام صادق(ع) عرض كردم: مرا از سخن هارون با خبر كن كه چرا به برادرش موسى(ع) گفت: اى فرزند مادرم . .. و نگفت اى فرزند پدرم؟ امام فرمود: دشمنى بين برادران، بيشتر زمانى است كه از مادران متعدد باشند و اگر برادران از يك مادر باشند، دشمنى بين آنان كم است ... به امام گفتم: چرا موسى(ع) سر و ريش برادر را گرفته و بسوى خود مى كشيده بود، در حالى كه در گوساله پرستى آن قوم، هارون گناهى نداشت؟ امام فرمود: براى اين كه او در زمان گوساله پرستى، از آنان جدا نشد و به موسى(ع) ملحق نگرديد و اگر آنان را ترك نموده بود، عذاب بر ايشان فرود مى آمد».
جلد
6
3 - هارون ، برادر موسى ( ع ) ، همراه و همگام وى در تبليغ رسالت و ارشاد و هدايت فرعونيان
أرجه و أخاه
جلد
6
8 - هارون ، برادر موسى و از پيروان وى
و قال موسى لأخيه هرون
جلد
10
4- هارون ، برادر موسى ( ع ) ، و داراى مقام رفيع نبوت
أاخاه هرون نبيًّا
جلد
11
1 - هارون برادر موسى ( ع ) و مورد اعتماد كامل آن حضرت بود .
واجعل لى وزيرًا من أهلى . هرون أخى
جلد
11
1 - هارون ، برادر موسى ( ع ) و شريك او در انجام رسالت الهى
هرون أخى . .. اذهب أنت و أخوك
جلد
12
3 - هارون ، برادر موسى ( ع ) بود .
موسى و أخاه هرون
جلد
12
3 - هارون ، برادر حضرت موسى ( ع ) بود .
أخاه هرون
جلد
13
1 - موسى ( ع ) ، بهره مند از برادرى شايسته به نام هارون
و أخى هرون هو أفصح منّى لسانًا
جلد
6
8 - هارون ، برادر موسى و از پيروان وى
و قال موسى لأخيه هرون
جلد
10
5- حضرت موسى ( ع ) ، در نزد خداوند ، مقامى برتر از هارون ( ع ) داشت .
و وهبنا له من رحمتنا أخاه هرون نبيًّا
چون نبوت هارون موهبت براى موسى(ع) دانسته شده; چنين برمى آيد كه مقام موسى بسى بلندتر از هارون باشد.
جلد
11
5 - خداوند ، به موسى ( ع ) اطمينان بخشيد كه توان او برتر از همه ساحران حاضر در صحنه مبارزه و مقام او رفيع تر از فرعون و فرعونيان است .
إنّك أنت الاعلى
جلد
11
5 - موسى ( ع ) ، شخصيتى برجسته تر از هارون ( ع ) در ديدگاه بنى اسرائيل
و لقد قال لهم هرون . .. قالوا لن نبرح عليه عكفين حتّى يرجع إلينا موسى
بى اعتنايى به گفته هاى هارون و مؤثر خواندن رجوع موسى(ع)، حاكى از تفاوت شخصيت آن دو در ديدگاه بنى اسرائيل است.
جلد
14
6 - قارون و فرعون و هامان ، با پيامبرى موسى ( ع ) برخوردى مستكبرانه كردند .
و قرون و . .. و لقد جاءهم موسى ... فاستكبروا
جلد
13
6 - موسى ( ع ) ، مظهر خيرات و بركات الهى در پرتو راه يافتن به بارگاه قرب
نودى أن بورك . .. و من حولها
جلد
6
3 - هفتاد مرد گزينش شده براى حضور در ميعادگاه مناجات ، بهترين و لايقترين مردم بنى اسرائيل در ديدگاه موسى ( ع )
و اختار موسى
«اختيار» به معناى انتخاب و گزينش خير است. بنابراين «اختار موسى» يعنى موسى بهترينها را انتخاب كرد.
4 - برگزيدگان موسى براى حضور در ميعادگاه مناجات ، از ميان مردان بنى اسرائيل بودند ; نه زنان ايشان
سبعين رجلا
5 - برگزيدگان بنى اسرائيل براى همراهى موسى ( ع ) در ميعادگاه مناجات ، پس از حضور در آن مقام به لرزشى شديد و كشنده گرفتار شدند .
فلما أخذتهم الرجفة
6 - خداوند ، بجز موسى ( ع ) ، همه حاضران در ميعادگاه مناجات را به هلاكت رسانيد .
قال رب لو شئت أهلكتهم من قبل
7 - موسى ( ع ) با مشاهده هلاكت همراهان خويش در ميعادگاه مناجات ، به دعا به درگاه خداوند پرداخت .
فلما أخذتهم الرجفة قال رب لو شئت أهلكتهم من قبل
11 - كردار سفيهانه گروهى از همراهان موسى در ميعادگاه مناجات ، عامل نزول عذاب الهى و به هلاكت رساندن همه آنان شد .
أتهلكنا بما فعل السفهاء منا
گفته شده مراد از كردار سفيهانه برخى از همراهان موسى، تقاضاى رؤيت خدا با چشم بوده است.
جلد
6
1 - موسى ( ع ) برگزيده خدا و برتر از همه مردم عصر خويش
قال يموسى إنى اصطفيتك على الناس
«اصطفا» به معناى به دست آوردن خالص هر چيزى است. (مفردات راغب). و چون «اصطفيتك» به «على» متعدى شده، معناى برترى نيز در آن تضمين شده است.
2 - خداوند به دليل خلوص موسى ( ع ) ، وى را برگزيد و بر همگان برترى داد .
قال يموسى إنى اصطفيتك على الناس
چون «اصطفا» به معناى گزينش خالص يك چيز است، جمله «اصطفيتك» مى رساند كه موسى انسانى خالص بوده و همين خلوص وى دليل اختيار و انتخاب وى شده است.
3 - اعلام گزينش موسى و برترى او بر همگان ، از سخنان خداوند با موسى در ميعادگاه مناجات
قال يموسى إنى اصطفيتك على الناس
5 - خداوند با اعطاى پيام هاى خويش به موسى ( ع ) و سخن گفتن با وى ، او را بر همه مردم عصرش برترى
داد .
اصطفيتك على الناس برسلتى و بكلمى
حرف «باء» در «برسالتى» و «بكلامى»، «باء» استعانت است.
12 - سخن گفتن خدا با موسى ( ع ) و گزينش وى به پيامبرى ، از نعمت هاى بزرگ خداوند به وى
اصطفيتك على الناس برسلتى و بكلمى . .. و كن من الشكرين
جلد
10
5- خداوند موسى ( ع ) را از هرگونه آلودگى مبرّا و او را براى خود خالص گردانيد .
إنّه كان مخلصًا
«مخلَص» به فتح لام، يعنى خالص شده و كسى كه خداوند او را براى خود خالص كرده و از آلودگى مصون داشته است (لسان العرب). تفاوت آن با مخلِص (به كسره) اين است كه «مخلِص» عبادتش را براى خدا خالص مى كند، ولى «مخلَص» كسى است كه خداوند او را براى خود برگزيده و خالص كرده باشد.
6- حضرت موسى ( ع ) برگزيده خداوند و داراى مقام رسالت و نبوت بود .
إنّه كان مخلصًا و كان رسولاً نبيًّا
فرق «رسول» و «نبىّ» اين است كه هر كس رسالت الهى دارد «نبىّ» نيز مى باشد، زيرا «نبىّ» يعنى داراى خبر، ولى ممكن است كسى نبىّ باشد، اما به سوى شخصى يا قومى ارسال نشده و حامل رسالت الهى نباشد.
جلد
10
3- خداوند ، موسى ( ع ) را براى نجوا و گفتوگوى با خود برگزيد .
و قرّبنه نجيًّا
5- برگزيدگى موسى ( ع ) و انقطاع او از غير خدا ، زمينه ساز سخن گفتن خداوند با او و نزديك ساختن او به خود
إنّه كان مخلصًا . .. و ندينه من جانب الطور الأيمن و قرّبنه نجيًّا
توصيف موسى(ع) - در آيه قبل - به «مخلَص» (كسى كه خداوند او را براى خود خالص گردانده است)، گوياى شايستگى او براى شنيدن نداى خداوند است.
جلد
11
1 - خداوند ، موسى ( ع ) را به پيامبرى برگزيد و در وادى طوى او را از انتخاب شدن به رسالت ، آگاه ساخت .
و أنا اخترتك فاستمع لما يوحى
به قرينه «لما يوحى»، اختيار شدن موسى(ع) به معناى گزينش او براى پيامبرى و تحمل وحى الهى است.
2 - موسى ( ع ) برگزيده خداوند و بهترين فرد زمان خويش براى دريافت وحى و ابلاغ پيام الهى بود .
و أنا اخترتك
«اختيار» از ماده خير و به معناى «اصطفاء» (برگرفتن خالص هرچيز) است (لسان العرب).
4 - خداوند ، موسى ( ع ) را پس از برگزيدن به پيامبرى ، به گوش فرادادن و دريافت وحى فرمان داد .
و أنا اخترتك فاستمع لما يوحى
جلد
6
4 - خداوند به موسى ( ع ) بشارت داد كه عصاى وى پس از ر ها شدن ، تمام ساخته هاى دروغين ساحران را خواهد بلعيد .
أن ألق عصاك فإذا هى تلقف ما يأفكون
در برداشت فوق جمله «فإذا هى . .. »، همانند «أن ألق عصاك»، تفسير «أوحينا» گرفته شده است. بر اين مبنا تقدير جمله بدين صورت خواهد شد: ألق عصاك فإذا القيتها إذا هى تلقف ما يأفكون.
جلد
6
15 - خداوند نويدبخش موسى ( ع ) به استجابت دعايش براى سعادت بنى اسرائيل در دنيا و آخرت ، به شرط رعايت تقوا ، پرداخت زكات و ايمان به همه آيات الهى
فسأكتبها للذين يتقون و يؤتون الزكوة و الذين هم بايتنا يؤمنون
جلد
6
13 - نزول انجيل از نويد ها و خبر هاى غيبى خدا به موسى ( ع )
يجدونه مكتوبا عندهم فى التورية و الإنجيل
ظاهر اين است كه آيه مورد بحث حقايقى است كه خداوند براى حضرت موسى(ع) بيان داشته است. بنابراين ياد كردن از انجيل خبرى است غيبى كه خداوند آمدن آن كتاب را به حضرت موسى(ع) نويد داده است.
جلد
6
6 - موسى ( ع ) ، نابودى حكومت فرعونى و تسلط مردمش بر سرزمين مصر را به آنان بشارت داد .
قال موسى لقومه . .. إن الأرض للّه يورثها من يشاء من عباده
چون موسى(ع) در پى تهديدهاى فرعون با جمله «إن الأرض . .. » در صدد تسلى بخشيدن به بنى اسرائيل بود، اين جمله متضمن إخبار به نابودى فرعونيان و جانشينى بنى اسرائيل خواهد بود.
جلد
6
4 - موسى ( ع ) ، قوم خويش را به هلاكت فرعونيان و حاكميت بنى اسرائيل بر سرزمين مصر اميدوار ساخت .
عسى ربكم أن يهلك عدوكم و يستخلفكم فى الأرض
جلد
11
3 - حضرت موسى ( ع ) هنگام سرگردانى در بيابان ، آتشى را ديد و به خانواده اش بشارت داد .
إذ رءا نارًا فقال . .. إنّى ءانست نارًا
«ايناس» (مصدر «ءانست») در معانى «احساس كردن»، «ديدن»، «دانستن» و «شنيدن» استعمال مى شود(لسان العرب). به مناسبت مورد آيه، مراد «ديدن» است.
جلد
13
5 - موسى ، برخوردار از روحيات و خصوصيات بشرى ( مانند ترس و گريز ) در برخورد ناگهانى با خطرات
فلمّا رءاها تهتزّ . .. ولّى مدبرًا و لم يعقّب
جلد
11
3- حضرت موسى و هارون ( ع ) ، از قدرت تشخيص حق و باطل در پرتو لطف خدا برخوردار بودند .
و لقد ءاتينا موسى و هرون الفرقان
با توجه به معناى لغوى «فرقان» (شىء جدا كننده و متمايز ساز ميان حق و باطل) برداشت ياد شده به دست مى آيد.
جلد
3
3 - اعتقاد و اعتراف يهود به پايان نيافتن پيامبرى و رسالت ، پس از بعثت حضرت موسى ( ع )
الّا نؤمن لرسول حتّى ياتينا بقربان
اگر يهود، مدعى خاتميّت نبوت حضرت موسى(ع) بودند، بايد به پيامبر (صلی الله علیه و آله) مى گفتند از ما تعهّد گرفته شده كه به هيچ مدعى رسالتى ايمان نياوريم، نه اينكه علامت پيامبر راستين را بيان كنند.
جلد
6
2 - خداوند با بعثت موسى ، بنى اسرائيل را از سيطره فرعونيان و شكنجه هاى سهمگين آنان ر ها ساخت .
و إذ أنجينكم من ءال فرعون يسومونكم سوء العذاب
در جمله «هو فضلكم» (او شما را برترى بخشيد)، برترى دادن تنها به خداوند نسبت داده شده است، ولى در جمله دوم «أنجيناكم» (ما شما را نجات داديم) نسبت نجات بخشى به ضمير «نا» (يعنى ما) داده شده است. از اين مقابله مى توان فهميد كه خداوند در نجات بخشى نظر به اسباب نيز دارد كه به مناسبت، سبب آن بعثت حضرت موسى است. بنابراين «أنجيناكم» يعنى ما با بعثت موسى شما را نجات داديم.
جلد
6
12 - سخن گفتن خدا با موسى ( ع ) و گزينش وى به پيامبرى ، از نعمت هاى بزرگ خداوند به وى
اصطفيتك على الناس برسلتى و بكلمى . .. و كن من الشكرين
جلد
13
3 - موسى ( ع ) برخوردار از اعتدال جسمى همراه با قوت فكرى در عنفوان جوانى
و لمّا بلغ أشدّه و استوى
ظاهر اين است كه جمله «بلغ أشدّه» اشاره به توان فكرى موسى(ع) و عبارت «و استوى» اشاره به توان جسمى او باشد. گفتنى است كه «أشدّه» معادل «قوّته» و «استوى» به معناى «إعتدل» مى باشد.
جلد
10
5- در عصر موسى ( ع ) ، انسان هاى ديگرى نيز - مانند خضر ( ع ) - به مقام بندگى خاص خداوند ، نائل شده بودند .
فوجدا عبدًا من عبادنا
با آن كه اگر گفته مى شد «بنده اى عالم و . .. را يافتند» معنا، تام بود، ولى عبارت «من عبادنا» نيز در كلام آمده است تا گوياى اين نكته باشد كه تنها، حضرت حضرت خضر(ع) نبود كه با مقام بندگى خداوند نائل شده بود، بلكه جز او نيز افرادى در عصر موسى مى زيستند كه بنده خاص خداوند بودند.
جلد
1
7 - بنى اسرائيل ، در غياب موسى ( ع ) به گوساله پرستى روى آوردند .
ثم اتخذتم العجل من بعده
«من بعده»; يعنى پس از غياب موسى (ع) و دور شدنش از بنى اسرائيل. «اتخذتم» از افعال تصيير است. كلمه «العجل» مفعول اول آن و مفعول دومش «الهاً» است كه به خاطر وضوحش در كلام آورده نشده است; يعنى: «ثم جعلتم العجل الهاً لكم».
جلد
1
4 - قوم موسى ، در غياب او به گوساله پرستى روى آوردند .
ثم أتخذتم العجل من بعده
جلد
11
1 - بنى اسرائيل ، در غيبت موسى ( ع ) ، مورد آزمايش الهى قرار گرفتند .
فإنّا قد فتنّا قومك من بعدك
«من بعدك»; يعنى [اى موسى] بعد از آن كه تو از قوم خويش جدا گشتى و از انظار آنان غايب شدى. گفتنى است كه «فتنة» در اصل در مورد طلا و نقره اى كاربرد دارد كه با آتش گداخته شده و خوب و بد آن جدا شده باشد (مصباح) و مراد از آن در آيه بالا، آزمايش است كه مايه تشخيص انسان هاى خوب و بد است.
2 - موسى ( ع ) در ميقات و از طريق وحى ، بر امتحان شدن بنى اسرائيل در غياب او و گمراه شدن آنان آگاهى يافت .
و عجلت إليك . .. فإنّا قد فتنّا قومك من بعدك
4 - سامرى ، موجب گمراهى بنى اسرائيل در غياب موسى ( ع ) شد .
و أضلّهم السامرىّ
«سامرىّ» نام شخصى است كه از قوم بنى اسرائيل بود و موجب گمراهى آنان گرديد.
9 - اعتراض خداوند به موسى ( ع ) در مورد جدا شدن او از مردم و پيشى گرفتن بر آنان ، به جهت بروز انحراف در آنان ، در غياب وى بوده است .
و ما أعجلك . .. فإنّا قد فتنّا قومك من بعدك
جلد
11
1 - موسى ( ع ) در پى آگاه شدن از گمراهى بنى اسرائيل همراه با خشم و اندوهى شديد ، به نزد آنان بازگشت .
و أضلّهم السامرىّ . فرجع موسى إلى قومه غضبن أسفًا
با توجه به آيات ديگر قرآن در اين زمينه و نيز قرينه هاى موجود در همين آيات، چنين برمى آيد كه گمراه شدن بنى اسرائيل به دست سامرى در ميقات چهل روزه موسى(ع)، اتفاق افتاده بود و رجوع موسى(ع) به قوم خود نيز پس از پايان ميقات بوده است. «غضبان» - چنان كه برخى از اهل لغت گفته اند - به شخصى گفته مى شود كه غضب شديدى داشته باشد و «أسف» به فرد خشمگينى گفته مى شود كه بر چيزى افسوس مى خورد (لسان العرب).
جلد
11
7 - بنى اسرائيل ، در زمان غيبت موسى ( ع ) و رفتن او به ميقات ، زيورآلات غنيمتى خود را دور انداختند .
حمّلنا أوزارًا من زينة القوم فقذفنها
«قذف» به معناى پرتاب كردن و دور انداختن است. با توجه به جمله «حمّلنا أوزاراً» به نظر مى رسد، بنى اسرائيل زيورآلات به غنيمت گرفته شده را به اين خاطر كه گناه و آلودگى است، به دور انداختند. و يا به جهت بى قدر و قيمت شدن آنها در شرايط صحرا و زندگى بيابانى، تصميم به دور انداختن آنها گرفتند.
جلد
11
10 - هارون ، وظيفه دار رهبرى و ارشاد بنى اسرائيل در غيبت موسى ( ع )
و لقد قال لهم هرون من قبل
جلد
1
2 - بنى اسرائيل عصر موسى ، خواهان مشاهده خداوند شدند .
لن نؤمن لك حتى نرى اللّه جهرة
جلد
1
7 - بنى اسرائيل عصر موسى متشكل از دوازده طايفه بودند .
فانفجرت منه اثنتا عشرة عيناً قد علم كل أناس مشربهم
«أناس» جمع إنس و مراد از آن طوايف بنى اسرائيل است كه به قرينه «إثنتا عشرة عيناً» معلوم مى شود، آنها دوازده طايفه بودند.
جلد
1
14 - قلب ها و دل هاى يهوديان عصر موسى آكنده از عشق به گوساله پرستى بود .
و أشربوا فى قلوبهم العجل
اشراب «مصدر أشربوا» به معناى آميختن و نفوذ دادن است. مراد از «عجل» (گوساله) به قرينه «فى قلوبهم» محبت و عشق گوساله است نه خود گوساله. آوردن «عجل» به جاى «محبت عجل»، بيانگر اين است كه: محبت گوساله چنان با قلبهاى آنان عجين شده بود كه گويا خود گوساله در دلهاى آنان جاى داشت.
جلد
6
12 - بنى اسرائيلِ زمان موسى ( ع ) در سيطره نظام فاسد فرعونى
فأرسل معى بنى إسراءيل
جلد
6
4 - بنى اسرائيل همگام موسى ( ع ) و پيرو او در مبارزه عليه فرعون
أتذر موسى و قومه
جلد
6
11 - بنى اسرائيلِ زمان موسى در دوران حكومت فرعون ، مردمى صبور و مقاوم در برابر دشمنان دين بودند .
و تمت كلمت ربك الحسنى على بنى إسرءيل بما صبروا
12 - صبر و مقاومت بنى اسرائيل زمان موسى در برابر ستمگرى هاى فرعون ، موجب تحقق وعده الهى بر پيروزى آنان و نابودى دشمنانشان
و تمت كلمت ربك الحسنى على بنى إسرءيل بما صبروا
حرف «باء» در «بما صبروا» سببيه است و «ما»، مصدريه. يعنى: «تمت ... بسبب صبرهم».
جلد
6
3 - خداوند ، بنى اسرائيل زمان موسى را بر همه اقوام و ملل عصرشان برترى بخشيد .
و هو فضلكم على العلمين
«ال» در «العالمين» براى عهد و اشاره به عالمين عصر موسى است.
جلد
6
18 - جامعه بنى اسرائيل در عصر موسى حاوى گروهى مفسد و با انديشه ها و روشهايى نابهنجار
و لا تتبع سبيل المفسدين
جلد
1
3 - بنى اسرائيل ، تصديق رسالت موسى را منوط به آشكارا ديدن خداوند كردند .
لن نؤمن لك حتى نرى اللّه جهرة
جلد
1
8 - قوم موسى مطمئن به استجابت دعاى موسى ( ع ) بودند .
فادع لنا ربك يخرج لنا
فعل «يخرج» مجزوم است و حكايت از شرطى مقدر دارد; يعنى: «ادع لنا ربك ان تدع يخرج . ..; دعا كن، اگر دعا كردى خداوند پديد خواهد آورد ...» اين سخن دلالت بر اطمينان قوم موسى به استجابت دعاى او دارد.
جلد
1
4 - بنى اسرائيل ، از موسى ( ع ) خواستند تا رفع يكنواختى طعامشان را از درگاه خدا مسألت كند و آنان را به غذا هاى متنوع برساند .
لن نصبر على طعام وحد فادع لنا ربك
به قرينه «لن نصبر . ..» مورد دعا بر طرف شدن يكنواختى خوراكيهاست و به دليل «يخرج لنا ...» مورد دعا دستيابى به خوراكيهاى گياهى نيز هست. بنابراين بنى اسرائيل دو تقاضا داشتند: 1- بر طرف شدن يكنواختى غذا; 2- دستيابى به خوراكيهاى گياهى.
جلد
1
7 - قوم موسى وى را به دروغ گويى در ابلاغ حكم خدا ( فرمان ذبح گاو ) ، متهم كردند .
إن اللّه يأمركم . .. قالوا أتتخذنا هزواً
با وجود اينكه موسى(ع) با جمله «إن اللّه. ..» تصريح مى كند كه خداوند چنين دستورى داده بنى اسرائيل با خطاب به موسى (ع) (أتتخذنا) او را صادر كننده آن فرمان مى پنداشتند; يعنى، بر اين گمان بودند كه وى به گزاف آن حكم را به خداوند نسبت مى دهد.
8 - قوم موسى وى را به استهزا كردن بنى اسرائيل متهم كردند .
أتتخذنا هزواً
12 - قوم موسى ، فاقد ايمان راسخ به موسى ( ع )
أتتخذنا هزواً
جلد
1
2 - قوم موسى ، از وى تقاضا كردند تا رنگ گاوى را كه بايد ذبح شود ، از خداوند سؤال كند و براى ايشان بيان دارد .
قالوا ادع لنا ربّك يبين لنا ما لونها
جلد
1
8 - قوم موسى ، مطمئن به استجابت دعا هاى موسى ( ع ) و اجابت خواسته هاى او از درگاه خداوند
قالوا ادع لنا ربك يبين لنا ما هى . .. ادع لنا ربك يبين لنا ما لونها ... ادع لنا
فعل «يبين» در آيه مورد بحث و آيات پيشين مجزوم به شرط مقدر است. كلام با تقدير آن چنين مى باشد: «ادع لنا ربك ليبين لنا ان تدع اللّه يبين; از خدا بخواه براى ما بيان كند. اگر تو از خدا بخواهى بيان خواهد كرد». اين معنا (اگر بخواهى بيان خواهد كرد) رساى به برداشت فوق است.
جلد
1
12 - قوم موسى ، على رغم اظهار پذيرش تورات و پيشمانشان بر گوش سپارى به فرمان هاى خدا و موسى ( ع ) ، تمرد كرده و عصيانگر شدند .
قالوا سمعنا و عصينا
13 - قوم موسى ، آشكارا و علنى و بدون هيچ پرده پوشى ، از فرمان هاى تورات و موسى ( ع ) سرپيچى كردند .
قالوا سمعنا و عصينا
بعيد به نظر مى رسد كه قوم موسى در پاسخ به پيروى از فرمانهاى خدا و موسى(ع) - خصوصاً با قرار گرفتن طور بر بالاى سر ايشان - اظهار كنند كه «ما نافرمانى مى كنيم». بنابراين «قالوا سمعنا و عصينا» بيان مى دارد كه اظهار اطاعت كردند و در عمل نافرمانى كردند، ولى از آن جا كه نافرمانى اينان بسيار علنى و بدون پرده پوشى بوده، گويابه زبان آوردند كه ما عصيان مى كنيم.
جلد
4
10 - بنى اسرائيل ، قومى فاسق به خاطر لجاجت و تمردشان در برابر فرامين موسى ( ع )
و بين القوم الفسقين
جلد
6
3 - رفع بيدادگرى فرعون از بنى اسرائيل ، انتظار آنان از بعثت موسى ( ع )
قالوا أوذينا من قبل أن تأتينا و من بعد ما جئتنا
جلد
6
9 - بنى اسرائيل از موسى خواستند تا خدايى مانند خدايان بت پرستان براى آنان قرار دهد .
اجعل لنا إلهاً كما لهم ءالهة
جلد
6
7 - بنى اسرائيل با توسل به موسى ( ع ) خواستار برطرف شدن مشكل كمبود آب شدند .
إذ استسقه قومه
جلد
6
5 - قوم موسى مدت زمان ميعاد خدا با وى را كمتر از آنچه واقع شد ( چهل شب ) ، مى پنداشتند .
أعجلتم أمر ربكم
عجله كردن به معناى طلب كردن امرى است پيش از فرارسيدن زمان آن. مقصود از «أمر ربكم» مواعده خدا با موسى(ع) است و استفهام در جمله «أعجلتم» استفهام توبيخى است. بنابراين جمله مذكور به اين معنى است: آيا پيش از سپرى شدن زمان مواعده خواهان انجام آن بوديد؟
6 - توهم به سر آمدن زمان ميعاد خدا با موسى ( ع ) و تأخير وى در مراجعت ، زمينه ساز گرايش قوم موسى به گوساله پرستى شد .
بئسما خلفتمونى من بعدى أعجلتم أمر ربكم
جمله «أعجلتم . .. » اشاره به علتى دارد كه بنى اسرائيل را به گوساله پرستى واداشت.
جلد
1
12 - قوم موسى ، فاقد ايمان راسخ به موسى ( ع )
أتتخذنا هزواً
جلد
19
8 - بنى اسرائيل ، به رغم اندرز هاى موسى ( ع ) ، از اذيت و آزار آن حضرت دست برنداشتند .
يقوم لم تؤذوننى . .. فلمّا زاغوا
جمله «فلمّا زاغوا» بيانگر آن است كه بنى اسرائيل، به جاى پذيرش نصيحت هاى موسى(ع)، بر اذيت هاى خويش نسبت به آن حضرت پاى فشردند.
جلد
13
6 - عصاى اژد ها شده موسى ، نسبت به انسان ها بى آزار بود .
إنّك من الأمنين
تعبير «من الآمنين» به جاى «آمن» براى بيان اين معنا است كه نه تنها موسى(ع) از آسيب عصاى اژدها شده در امان است; بلكه مردم نيز آسيبى از آن نخواهند ديد.
جلد
10
2- خضر ( ع ) به موسى ( ع ) توصيه كرد به دليل نداشتن قدرت تحمّل ، از همراه شدن با او صرف نظر كند .
إنّك لن تستطيع معى صبرًا
جلد
10
1- خضر ( ع ) اعتراض موسى را دليل صحت پيش بينى خويش از ناشكيبايى موسى ( ع ) دانست و پيش گويى خود را به وى يادآور شد .
قال ألم أقل إنّك لن تستطيع معى صبرًا
جلد
10
1- موسى ( ع ) با به ياد آوردن گفتار خضر درباره ناشكيبايى وى ، به ناروا بودن اعتراض خود پى برد .
قال لاتؤاخذنى بما نسيت
جلد
10
1- خضر ( ع ) براى دومين بار و با صراحتى افزون تر در مورد بى صبرى و پرسش هاى بى جاى موسى ( ع ) ، به
او تذكر و هشدار داد .
لقد جئت شيئًا نكرًا . قال ألم أقل لك
در دومين تذكر، خضر(ع) عبارت «لك» آمده است. اضافه شدن اين عبارت و تصريح به اين كه آن سخن در مورد شخص موسى(ع) صادر شده بود، گوياى تأكيد خضر(ع) بر موجه نبودن اعتراض موسى(ع) است.
2- خضر ( ع ) بر ناتوانى موسى ( ع ) از تحمّل كار هاى خضر براى سومين بار تأكيد كرد .
قال ألم أقل لك إنّك لن تستطيع معى صبرًا
خضر(ع) يك بار، در آغاز برخورد با موسى(ع) و بار ديگر، پس از ماجراى كشتى و مرتبه سوم در پى قتل نوجوان، جمله اى را به موسى(ع) يادآور شد كه حاوى چندين تأكيد است. (إنّك لن تستطيع...).
3- پيش بينى خضر ( ع ) در مورد ناشكيبايى موسى ( ع ) در برابر كار هاى او ، مطابق واقع بود .
لقد جئت شيئًا نكرًا . قال ألم أقل لك إنّك لن تستطيع معى صبرًا
4- خضر ( ع ) با اشاره به ناآگاهى موسى ( ع ) از انگيزه قتل نوجوان ، اعتراض وى را ناموجه دانست و آن را نشانه درستى شناخت خويش از كم طاقتى و بى صبرى موسى ( ع ) خواند .
لقد جئت شيئًا نكرًا . قال ألم أقل لك إنّك لن تستطيع معى صبرًا
جلد
10
5- موسى ( ع ) به معذور بودن خضر ( ع ) در جدا شدن از وى با مشاهده تخلّف او از پيمان سكوت در برابر كار هاى آن حضرت ، اعتراف كرد .
قال إن سألتك . .. قد بلغت من لدنّى عذرًا
جمله «قد بلغت من لدنّى عذراً» يعنى: «از ديدگاه من، به عذرى قابل قبول جهت ترك مصاحبت دست يافتى. ». اين جمله، به قرينه «قد»، مربوط به «إن سألتك...» نيست، بلكه اعتراف موسى(ع) به اين است ترك مصاحبت تو با من، هم اكنون نيز دليل موجهى دارد، ولى طالب مهلتى ديگر هستم.
جلد
10
2- ناتوانى موسى ( ع ) از تحمّل كار هاى خضر ( ع ) ، در پى سومين سؤال و اعتراض او ، به اثبات رسيد .
قال هذا فراق بينى و بينك سأنبّئك بتأويل ما لم تستطع عليه صبرًا
9- موسى ( ع ) بر روش آموختن علم تأويل حوادث ، شكيبايى نداشت .
سأنبّئك بتأويل ما لم تستطع عليه صبرًا
جلد
10
23- خضر ( ع ) پس از آموختن اسرار كار هاى خود به موسى ( ع ) ، وى را بر بى صبرى در برابر آن ، نكوهش كرد .
ذلك تأويل ما لم تسطع عليه صبرًا
جلد
13
8 - بى گناهى موسى ( ع ) در نزد خداوند به خاطر قتل مرد قبطى
و لهم علىّ ذنب فأخاف أن يقتلون . قال كلاّ
پشتيبانى خداوند از موسى(ع)، نشانگر آن است كه اقدام وى براى جلوگيرى از ستم - كه منجر به مرگ قبطى شده بود - نزد خداوند جرم و گناه نيست.
جلد
1
4 - سرزمين بيت المقدس در عصر موسى ( ع ) ، سرزمينى آباد ، پرنعمت و داراى مناطقى سرشار از خوراكى ها بود .
فكلوا منها حيث شئتم رغداً
كلمه «رغداً» (پاك، مرفه و پر خير و بركت) حال براى ضمير «منها» مى باشد كه به دليل «كلوا» مراد، فراوانى نعمتها و خوراكيهاى آن است.
جلد
6
4 - سرزمين بيت المقدس در عصر موسى ، سرزمينى آباد و پرنعمت و داراى مناطقى سرشار از خوراكيها
و كلوا منها حيث شئتم
جلد
8
3- موسى ( ع ) داراى حجت و دليلى روشن و روشنگر بر رسالت الهى خويش بود .
و لقد أرسلنا موسى بأيتنا و سلطن مبين
«سلطان» به معناى حجت و برهان است. «مبين» به معناى روشن و نيز روشنگر است; يعنى ، هم به صورت لازم و هم به صورت متعدى استعمال مى شود.
جلد
10
2- دعوت حضرت موسى ( ع ) ، همراه با دلايل روشن ( معجزات گويا ) بر حقانيت رسالتش بود .
و لقد ءاتينا موسى تسع ءايت بيّنت
جلد
11
4 - بينات ( دلايل روشن ) موسى ( ع ) ، برهان هايى واضح بر حقانيت او و باطل بودن ادعا هاى فرعون
قالوا لن نؤثرك على ما جاءنا من البيّنت
جلد
13
3 - معجزات ارائه شده از سوى موسى ( ع ) ، دلايلى روشن و غير قابل انكار بر رسالت الهى وى
فلمّا جاءهم موسى بئايتنا بيّنت
جلد
14
2 - موسى ( ع ) ، پيام الهى را ، با دلايل روشن ، به قارون و فرعون و هامان ابلاغ كرد .
و قرون و فرعون و هم-ن و لقد جاءهم موسى بالبيّنت
3 - موسى ( ع ) ، پيامبرى از جانب خداوند ، با بينات و آيات روشن بود .
و لقد جاءهم موسى بالبيّنت
جلد
16
2 - رسالت موسى ( ع ) ، همراه با نشانه هاى الهى و حجت و برهان روشن و روشنگر بود .
و لقد أرسلنا موسى بأيتنا و سلطن مبين
«سلطان» در اين آيه به معناى حجت است و «مبين» در معناى «روشن» و «روشنگر» به كار مى رود.
جلد
16
10 - موسى ( ع ) ، ارائه دهنده دلايل روشن و بى ابهام ، بر اثبات ربوبيت خداوند براى فرعونيان
و قد جاءكم بالبيّنت من ربّكم
11 - دفاع مؤمن آل فرعون از موسى ( ع ) ، به خاطر برخوردار بودن انديشه و عقيده او بر دليل و برهان روشن
أن يقول ربّى اللّه و قد جاءكم بالبيّنت من ربّكم
برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه جمله «و قد جائكم بالبيّنات . ..» - كه حال براى فاعل «يقول» يا«رجلاً» است - در مقام تعليل براى مطلب پيشين; يعنى، تقبيح كشتن موسى(ع) مى باشد.
جلد
17
5- موسى ( ع ) ، ارائه دهنده برهانى آشكار ، بر صدق خويش در دعوى رسالت
إنّى ءاتيكم بسلطن مبين
جلد
18
7 - رسالت موسى ( ع ) به سوى فرعون ، همراه با دلايل قاطع و روشن
أرسلنه إلى فرعون بسلطن مبين
«سلطان» به معناى حجت و برهان است.
10 - وضوح و روشنى ، از ويژگى هاى بارز دلايل و معجزات موسى ( ع )
أرسلنه . .. بسلطن مبين
تنها وصفى كه خداوند در اين آيه براى دلايل موسى(ع) آورده است، «مبين» مى باشد.
جلد
18
6 - اتهام سحر و جنون از سوى فرعون به موسى ( ع ) ، پس از مشاهده دلايل و برهان هاى روشن رسالت آن حضرت
أرسلنه . .. بسلطن مبين ... و قال سحر أو مجنون
جلد
6
13 - هلاكت گروهى به سبب گناه گروهى ديگر ، خلاف سنن الهى در ديدگاه موسى ( ع )
أتهلكنا بما فعل السفهاء منا
14 - آزمون بنى اسرائيل از جانب خدا ، توجيه و برداشت موسى ( ع ) از مشيت الهى بر هلاك سازى همراهان او
إن هى إلا فتنتك
17 - موسى ( ع ) هلاكت همراهان خويش را زمينه ساز تحقق مشيت الهى در گمراه سازى گروهى از بنى اسرائيل و به هدايت رساندن گروهى ديگر از آنان دانست .
إن هى إلا فتنتك تضل بها من تشاء و تهدى من تشاء
جلد
10
8- حضرت موسى ( ع ) ملاقات با حضرت خضر ( ع ) را آن اندازه مهم و با ارزش مى دانست كه حتى جستوجو در زمانى طولانى را براى آن روا مى ديد .
لاأبرح حتّى . .. أو أمضى حقبًا
«حقب» به معناى «دهر و زمانى طولانى» است اهل لغت آن را هشتاد سال نيز دانسته اند و مراد از پيمودن آن نيز، همان رسيدن به مجمع البحرين بوده است; يعنى، حتّى أبلغ مجمع البحرين بسير قريب أو أسير أزماناً طويلة.
جلد
10
6- در ديدگاه موسى ( ع ) ، خضر ( ع ) ، - فردى تعليم ديده ، و علوم ويژه او ، دانشى اكتسابى بود .
ممّا علّمت
8- دريافت آموخته هاى خضر ، در ديدگاه موسى ، وابسته به پيروى از آن حضرت بود .
هل أتّبعك على أن تعلّمن
جلد
10
8- آسيب رساندن خضر ( ع ) به كشتى ، امرى بس ناروا و غيرقابل توجيه در نظر موسى ( ع ) بود .
لقد جئت شيئًا إمرًا
«إمر» به معناى «منكَر عظيم» و نيز «منكَر عجيب» آمده است. (لسان العرب).
11- موسى ( ع ) ، لغزش هايى نظير غرق انسان ها بى گناه را ، از جانب خضر ( ع ) منتفى نمى دانست .
أخرقتها لتغرق أهلها لقد جئت شيئًا إمرًا
جلد
10
5- موسى ( ع ) نوجوان مقتول را ، فردى بى گناه دانست و خضر ( ع ) را به جهت كشتن وى ، به شدّت مورد اعتراض قرار داد .
قال أقتلت نفسًا زكيّة بغير نفس لقد جئت شيئًا نكرًا
«زكاة» به معناى «طهارت» و «صلاح» و «نمو» و «بركت» و «مدح» آمده است. (لسان العرب) در آيه، مراد از «زكية»، توصيف نوجوان به طهارت و پاكى از گناه است.
جلد
10
2- موسى ( ع ) خود را در صورت سؤال مجدد ( سومين تخلّف ) سزاوار محروم شدن از مصاحبت با خضر ( ع ) دانست .
قال إن سألتك من شىء بعدها فلاتصحبنى
جلد
11
3 - موسى ( ع ) ، جهالت مردم را پايه طغيان فرعون دانست .
يفقهوا قولى
تأكيد موسى(ع) بر آگاه سازى اطرافيان فرعون - در جهت مبارزه با طغيان گرى او - گوياى اين است كه موسى(ع)، ريشه موفقيت فرعون را در ناآگاهى اطرافيانش مى دانست.
جلد
11
2 - موسى ( ع ) ، معاونت هارون را براى خود ، موجب توان مندى بيشتر در انجام مسؤوليت مى دانست .
هرون أخى . أشدّد به أزرى
جلد
11
3 - موسى ( ع ) ، پيدايش شرح صدر و خوش بيانى را ، مايه فراهم آمدن زمينه ياد فراوان خداوند مى دانست .
قال ربّ اشرح لى صدرى . .. و نذكرك كثيرًا
تعليل «و نذكرك» مى تواند به تمامى خواسته هاى موسى(ع) - از جمله درخواست شرح صدر و روان گويى - مربوط باشد. موسى(ع) هدف خود را از آن خواسته ها، توفيق افزون تر براى ياد خدا در هر كوى و برزن و هنگام موعظه هر فرد و گروه، اعلام كرد.
جلد
11
6 - فرعون در ديدگاه موسى و هارون ( ع ) ، فردى خودكامه و سركوبگر حقيقت بود .
نخاف أن يفرط علينا أو أن يطغى
احتمال فرصت ندادن فرعون به موسى و هارون(ع)، براى بيان حقيقت، ناشى از شناخت آنان از خودكامگى فرعون است و احتمال افزايش طغيان گرى او، برخاسته از آگاهى آن دو به روحيه مقاومت و لجاجت او در برابر حق است.
جلد
11
13 - موسى ( ع ) ، رسالت خويش را پرتويى از هدايت گسترده ربوبى دانست .
من ربّكما . .. ربّنا الذى أعطى كلّ شىء خلقه ثمّ هدى
مناسبت بحث موسى(ع) با فرعون، چنين اقتضا كرده است كه آن حضرت، موضوع هدايت عام الهى را مطرح كند تاپاسخ سؤال مقدر فرعون را داده باشد; زيرا ممكن بود فرعون بگويد: بر فرض كه خداى خالق ربّ تو است، چه دليلى بر لزوم پذيرش سخن رسولان او وجود دارد؟ موسى(ع) با مطرح كردن هدايت عام الهى، علاوه بر پاسخ به سؤال احتمالى او، زمينه كلى اثبات رسالت خويش را نيز مطرح كرده است.
جلد
11
4 - موسى ( ع ) ، حضور پيش از موعد خود و جلوتر از ديگران را در ميقات موجب جلب رضايت خداوند مى پنداشت .
و ما أعجلك . .. و عجلت إليك ربّ لترضى
جلد
11
3 - موسى ( ع ) ، برادرش هارون را در انحراف بنى اسرائيل و گرايش آنان به گوساله پرستى ، مقصر دانست .
قال يه-رون ما منعك إذ رأيتهم ضلّوا
«ما منعك. ..» استفهام انكارى است و گوياى اعتراض موسى(ع) به هارون است.
جلد
11
3 - هارون ( ع ) ، داراى مسؤوليت در قبال گمراه شدن بنى اسرائيل و گوساله پرستى آنان ، از ديدگاه موسى ( ع )
يه-رون ما منعك . .. لاتأخذ بلحيتى و لابرأسى
19 - موسى ( ع ) ، در ديدگاه هارون ( ع ) ، رهبرى حساس در برابر تفرقه جامعه و قاطع در برخورد با عوامل اختلاف
إنّى خشيت أن تقول فرّقت بين بنى إسرءيل
جلد
13
5 - امتنان فرعون بر موسى ( ع ) ، امرى بى جا و مردود از نظر موسى ( ع )
و تلك نعمة تمنّها علىّ أن عبّدتّ بنى إسرءيل
جلد
13
12 - در ديدگاه موسى ( ع ) قتل ناخواسته مرد قبطى ، عملكرد شيطان بود .
قال هذا من عمل الشيطن
جلد
13
6 - فرعون و دار و دسته وى ، مردمى تبه كار در ديدگاه موساى جوان
فلن أكون ظهيرًا للمجرمين
گرچه «المجرمين» شامل همه تبه كاران مى شود; ولى مصداق بارز و مورد نظر موسى(ع) فرعون و دار و دسته اش مى باشد.
جلد
13
9 - برخورد و درگيرى با فرعونيان ، راهى نادرست و برخلاف مصالح اسرائيليان در ديدگاه موسى ( ع )
قال له موسى إنّك لغوىّ مبين
«غوى» به كسى گفته مى شود كه از راه درست و صواب منحرف شده باشد.
10 - مرد اسرائيلى ، عنصرى ماجراجو و مصلحت نينديش در نگاه موسى ( ع )
قال له موسى إنّك لغوىّ مبين
جلد
13
4 - اعتقاد موسى ( ع ) به ضرورى بودن وجود هارون در كنار وى ، در مصاف با فرعون
و أخى هرون هو أفصح منّى لسانًا . .. إنّى أخاف أن يكذّبون
جلد
6
16 - موسى ( ع ) بر اثر تجلى خداوند بر كوه و انهدام آن ، بى هوش بر زمين افتاد .
فلما تجلى ربه للجبل جعله دكا و خرّ موسى صعقا
«خرور» (مصدر «خرّ») به معناى افتادن و ساقط شدن و «صَعْق» به معناى بى هوش شدن است. قرار گرفتن جمله «خرّ موسى صعقا» پس از دو جمله «تجلى ربه» و «جعله دكا»، بيانگر اين است كه تجلى خدا بر كوه و انهدام آن در بى هوش شدن موسى(ع) دخيل بوده است.
17 - موسى ( ع ) با غرش و نهيب برآمده از انهدام كوه طور ، بى هوش شد و بر زمين افتاد .
جعله دكاً و خرّ موسى صعقا
«صَعِق» به كسى گفته مى شود كه بر اثر صدايى مهيب بى هوش شود. (برگرفته شده از لسان العرب).
18 - امكان عارض شدن بيهوشى بر انبيا
و خرّ موسى صعقا
جلد
13
5 - بهره مند شدن موسى ( ع ) از حكمت و دانش ، پاداش الهى در برابر احسان و نيكوكارى وى
ءاتينه حكمًا و علمًا و كذلك نجزى المحسنين
جلد
13
5 - بهره مند شدن موسى ( ع ) از حكمت و دانش ، پاداش الهى در برابر احسان و نيكوكارى وى
ءاتينه حكمًا و علمًا و كذلك نجزى المحسنين
جلد
15
3 - نجات موسى و هارون ( عليهماالسلام ) و قوم شان از اندوهى بزرگ ، اعطاى كتاب آسمانى و باقى ماندن نام و آوازه نيك آنان ، از پاداش هاى خداوند به ايشان
و نجّينهما و قومهما من الكرب العظيم . .. إنّا كذلك نجزى المحسنين
جلد
11
4 - پرسش خداوند از موسى ( ع ) در باره عصا ، جهت ايجاد زمينه لازم و آمادگى ذهنى براى نماياندن آيت و معجزه به او بود .
و ما تلك ييمينك . .. فألقيها فإذا هى حيةّ
تصريح موسى(ع) به خواص طبيعى عصا در پاسخ خداوند، ايجادكننده زمينه اى مناسب در ذهن او بود كه با مقايسه دو حالت عصا، هيچ ترديدى در معجزه بودن حالت جديد به خود راه ندهد.
جلد
11
3 - چگونگى برخورد خداوند با اقوام غير مؤمن گذشته ، پرسش فرعون از موسى ( ع )
أنّ العذاب على من كذّب . .. فما بال القرون الأُولى
چون در آيات گذشته، موسى(ع) سخن از امنيت پيروان هدايت و عذاب تكذيب كنندگان به ميان آورد، سؤال فرعون به منظور اظهار نظر موسى(ع) در باره حال نسل هاى پيشين بوده است. انگيزه او از اين پرسش مى تواند تحريك نسل حاضر در برابر پاسخ موسى(ع) به معذَّب بودن پدرانشان باشد. طفره رفتن موسى(ع) از جواب صريح، اين احتمال را تقويت مى كند.
4 - فرعون با ناباورى نسبت به عملى شدن وعده عذاب در باره پيشينيان ، نظر موسى ( ع ) را در مورد آنان جويا شد .
قال فما بال القرون الأُولى
سؤال فرعون از حال پيشينيان، پس از گفته موسى(ع) (أنّ العذاب على من كذّب) از ناباورى او حكايت دارد; زيرا وى آنان را نابود شده و بى نشان و اثر مى دانست.
5 - فرعون با طرح پرسش از موسى ( ع ) در باره وضعيت اقوام گذشته ، سعى در پنهان ساختن درماندگى خود در برابر سخنان او داشت .
من ربّكما . .. الذى أعطى كلّ شىء خلقه ... فما بال القرون الأُولى
ممكن است طرح سؤال فرعون در باره اقوام گذشته، صرفاً به جهت منحرف ساختن بحث و بردن آن به زاويه اى
نامشخص صورت گرفته باشد. وارد نشدن موسى(ع) در چنين بحثى، نقشه او را خنثى كرده است.
جلد
13
1 - پرسش انكار آميز فرعون از موسى ( ع ) در باره حقيقتى به نام « ربّ العالمين » ( پروردگار جهانيان )
قال فرعون و ما ربّ العلمين
واژه «ما» اسم استفهام است و غالباً با آن، از حقيقت اسم مابعدش پرسش مى شود. گفتنى است كه استفهام ياد شده براى اظهار تعجب به منظور انكار حقيقت مورد پرسش مى باشد.
4 - « عن أبى عبداللّه ( ع ) قال لمّا بعث اللّه موسى إلى فرعون . . . فقال فرعون « و ما ربّ العالمين » و إنّما سأله عن كيفية اللّه فقال موسى « ربّ السماوات و الأرض و ما بينهما إن كنتم موقنين » فقال فرعون متعجباً لأصحابه « ألاتستمعون » أسأله عن الكيفية فيجيبنى عن الصفات . . . ;
از امام صادق(ع) روايت شده كه فرمود: هنگامى كه خداوند موسى را به سوى فرعون مبعوث كرد . .. فرعون به موسى(ع) گفت «و ما ربّ العالمين» و سؤال فرعون از موسى درباره كيفيت خداوند بود. موسى(ع) در جواب فرعون گفت: «ربّ السماوات و الأرض و ما بينهما...». فرعون در حالى كه تعجب كرده بود به اصحابش گفت: آيا نمى شنويد [چه ميگويد؟] من از كيفيت خدا مى پرسم و او در جواب من از صفات مى گويد...».
جلد
13
7 - پرسش موسى ( ع ) از دختران شعيب درباره انگيزه آنان از منع كردن گوسفندانشان از آب
قال ما خطبكما
«خطب» معادل «شأن» است; يعنى، «ما الذى حملكما على الذود; چه چيزى شما را بر اين كار وا مى دارد؟»
9 - دختران شعيب به پرسش موسى پاسخ دادند .
قالتا لانسقى
جلد
6
12 - موسى ( ع ) در پى هلاكت همراهانش در ميقات ، با پرسشى شكوه آميز ، توجيه و چرايى هلاكت همه حاضران را به خاطر گناه گروهى از آنان ، از خداوند تقاضا كرد .
أتهلكنا بما فعل السفهاء منا
جلد
13
10 - اظهار ندامت ساحران ، از قرار دادن دانش خويش در خدمت فرعون ، براى مبارزه با موسى ( ع )
إنّا نطمع أن يغفر لنا ربّنا خطي-نا
كلمه «خطايانا» مى تواند اشاره به اقدامى باشد كه ساحران در خدمت نظام فرعونى، براى مبارزه با حق انجام داده اند.
جلد
6
4 - موسى ( ع ) خشم شديد خويش را بر هارون خطا تلقى كرد و به خاطر آن از خداوند آمرزش طلبيد . *
قال رب اغفر لى
از اينكه موسى(ع) پس از شنيدن سخنان هارون براى خويش طلب مغفرت كرد، معلوم مى شود از برخورد شديد خويش با هارون پشيمان شد و آن را خطا تلقى كرد.
جلد
13
10 - پى جويى خواهر موسى ، از ديد فرعونيان پنهان بود .
فبصرت به عن جُنُب و هم لايشعرون
جلد
11
2 - نگرانى موسى ( ع ) از تبعات سِحر ساحران ، تنها در دل او و بدون بروزى در ظاهر بود .
فأوجس فى نفسه خيفة موسى
جلد
14
6 - صبر و يقين برخى از پيروان موسى ( ع ) به آيات الهى ، زمينه ساز گزينش آنان از سوى خدا براى پيشوايى بنى اسراييل بود .
و جعلنا منهم أئمّة . .. لمّا صبروا و كانوا بأيتنا يوقنون
بنابراين احتمال كه در «لمّا» معناى جزا باشد; يعنى، آنان به رهبرى انتخاب شدند، به پاداش صبرى كه پيشه كردند و يقينى كه به آيات الهى پيدا كردند.
جلد
13
6 - موسى ( ع ) ، برخوردار از هوادارانى وفادار ، دلسوز و خيرخواه در كاخ فرعون
إنّى لك من النصحين
تعبير «من الناصحين» نشانگر آن است كه هواداران موسى در كاخ فرعون بسيار بودند و مرد ناشناس تنها يكى از آنان بود.
جلد
6
6 - موسى ( ع ) و قوم او در پندار اشرافيان و فرعونيان ، مردمى فسادگر بودند .
أتذر موسى و قومه ليفسدوا فى الأرض
جلد
6
2 - موسى ( ع ) مورد انتقام قوم خويش به سبب استمرار بيدادگرى فرعون پس از بعثت وى
قالوا أوذينا من قبل أن تأتينا و من بعد ما جئتنا
جلد
6
4 - فرعون ، شكست ساحران و پيروزى موسى را صحنه سازى و ايمان آنان را توطئه اى از پيش طراحى شده اعلام كرد .
إن هذا لمكر مكرتموه فى المدينة
كلمه «هذا» اشاره است به ماجراى شكست ساحران و پيروزى موسى و در آخر اظهار ايمان ساحران به ربوبيت خداوند و پيامبرى موسى و هارون.
جلد
8
4- تسلط موسى ( ع ) بر فرعونيان و مغلوب ساختن آنان ، امرى تقدير شده از ناحيه خداوند
و لقد أرسلنا موسى بأيتنا و سلطن مبين
در برداشت فوق ، «سلطان» به معناى تسلط و غلبه ظاهرى گرفته شده است.
جلد
13
2 - اطمينان موسى به غلبه خويش و پوچى افسون ساحران
قال لهم موسى ألقوا ما أنتم ملقون
شتاب نداشتن موسى(ع) در ارائه معجزه خويش، حاكى از اطمينان او و تعبير «ألقوا ما أنتم ملقون» نشانگر بى اعتنايى وى به همه دست مايه هاى ساحران است.
جلد
13
4 - غلبه سريع و برق آساى موسى ( ع ) بر ساحران ، در ميدان هماوردى و در برابر ديد همگان
فألقى موسى عصاه فإذا هى تلقف ما يأفكون
واژه «إذا» معادل ناگهان است; يعنى، انداختن عصا همان و بلعيده شدن طناب ها و چوبدستى هاى ساحران همان.
جلد
13
5 - پيروزى موسى ( ع ) بر ساحران ، بى تأثير در روحيه حق ناپذير فرعون
قال ءامنتم له قبل أن ءاذن لكم إنّه لكبيركم
جلد
15
3 - نصرت خداوند به موسى و هارون ( عليهماالسلام ) و قوم شان و نيز پيروزى آنان بر فرعونيان در سايه اين يارى ، از نعمت هاى بزرگ الهى بر ايشان بود .
و لقد مننّا على موسى و هرون . و نجّينهما... و نصرنهم فكانوا هم الغلبين
جلد
11
1 - موسى ( ع ) ، سبقت گرفتن خود بر قومش در آمدن به ميقات را ، به جهت اطمينان به قومش در پيروى از او و طى مسير تا ميقات دانست .
قال هم أُوْلاء على أثرى
«أُوْلا» اسم اشاره به بعيد است و «أثر» به معناى علامت باقى مانده از هر چيزى است. از همين رو به جاى پا نيز «اثر» گفته مى شود. «أثر» به معناى اتباع و دنباله روى نيز آمده است. (مقاييس اللغة). مفاد آيه بالا اين است كه آنان همان جماعت اند كه بر نشانه پاى من به سوى ميقات روان اند و يا اين كه به دنبال من در حال آمدن به ميقات هستند.
جلد
10
3- خضر ، خواهان تعجيل نكردن موسى در فهم اسرار بود و او را بر متابعت بى چون و چرا از خود ، الزام نكرد .
حتّى أُحدث لك منه ذكرًا
جلد
1
6 - موسى ( ع ) مخالفت و موضع گيرى قومش را درباره دستور ذبح گاو ، پيش بينى كرد .
إن اللّه يأمركم أن تذبحوا بقرة
موسى(ع) فرمان الهى (لزوم ذبح گاو) را با جمله اسميه «إن اللّه . ..» - كه قرين به حرف تأكيد «إنّ» است - بيان داشت و معمولا بيان معنا با كلامى مؤكّد، حاكى از آن است كه مخاطب پذيراى مضمون كلام نيست و يا آن را مورد ترديد قرار خواهد داد.
جلد
11
2 - موسى ( ع ) در مبارزه با فرعون ، خود را مواجه با گروهى از حاميان او مى ديد و براى ارشاد آنان چاره انديشى مى كرد .
اذهب إلى فرعون . .. يفقهوا قولى
با آن كه در فرمان رسالت فقط نام فرعون آمده بود، اما موسى(ع) براى گفتار خويش، شنوندگان بيشترى را پيش
بينى مى كرد و «يفقهوا» را با صيغه جمع آورد.
جلد
13
3 - پيش بينى موسى ( ع ) نسبت به مشكلات راه رسالت خود و استفسار وى از خدا
قال ربّ . .. و لهم علىَّ ذنب فأخاف أن يقتلون
موسى با بيان مشكلات خويش، در مقام شانه خالى كردن از زير بار رسالت نيست; بلكه با طرح مشكلات در درگاه خداوند، از او راه حل مى جويد.
جلد
11
14- پيامبران الهى ، موسى ، هارون ، ابراهيم ، لوط ، اسحاق ، يعقوب ، نوح ، داوود ، سليمان ، ايوب ، اسماعيل ، ادريس ، ذاالكفل ، يونس ، زكريا و يحيى ( عليهم السلام ) ، پيشگامان در كار هاى خير
و لقد ءاتينا موسى و هرون . .. يحيى ... إنّهم كانوا يسرعون فى الخيرت
برداشت بالا مبتنى بر اين است كه ضميرهاى جمع در جمله «إنّهم كانوا يسارعون. ..» به پيامبرانى بازگردد كه در سلسله آيات پيشين (48 - 90) از آنان ياد شده است.
جلد
7
6 - حضرت موسى ( ع ) ، از پيش به پيروزى و دستيابى به هدف هاى خود و شكست فرعون ، آگاهى داشت .
و لا يفلح السحرون
«فلاح» به معناى ظفر و دست يافتن به هدف است (مفردات راغب).
7 - حضرت موسى ( ع ) ، همراه با نفى ساحريت از خود ، فرعون و اطرافيانش را تهديد به شكست كرد و پيروزى قطعى خود را به آنان اعلام نمود .
و لا يفلح السحرون
جلد
11
10 - موسى ( ع ) با توجه به افترا هاى فرعونيان بر خداوند ، به آنان هشدار داد و شكست و ناكامى را براى آنان پيش بينى كرد .
ويلكم لاتفتروا على اللّه . .. و قد خاب من افترى
جلد
13
1 - تصميم شعيب ( ع ) به ايجاد پيوند زناشويى ميان موسى ( ع ) و يكى از دو دختر خود
قال إنّى أُريد أن أُنكحك إحدى ابنتىّ هتين
2 - اقدام شعيب ( ع ) به در ميان گذاشتن تصميم خود با موسى ( ع ) در حضور دخترانش و با رضايت آنان
قال إنّى أُريد أن أُنكحك إحدى ابنتىّ هتين
اسم اشاره «هاتين» نشان دهنده آن است كه هر دو دختر شعيب، در آن لحظه حضور داشتند. گفتنى است كه حضور دختران شعيب حكايت از رضايت آنان نسبت به مسأله ازدواج با موسى(ع) دارد.
جلد
13
8 - اعلام آمادگى خواهر موسى ، براى راهنمايى كسان فرعون به خانواده اى مناسب جهت سرپرستى وى
قالت هل أدلّكم على أهل بيت يكفلونه لكم و هم له نصحون
جلد
13
3 - اظهار آمادگى موسى ، براى ارائه دليلى روشن و محسوس ( معجزه ) برصدق رسالت خويش
قال أوَلوجئتك بشىء مبين
مراد از «بشىء مبين» به قرينه آيات بعد، معجزه عصا و يد بيضا است.
جلد
13
1 - پيشنهاد موسى ( ع ) به ساحران ، براى پيشقدم شدن در نماياندن سحر خويش
قال لهم موسى ألقوا ما أنتم ملقون
جلد
11
11 - ديدگان و قوه خيال موسى ( ع ) نيز ، تحت تأثير سِحر ساحران فرعون قرار گرفت .
يخيّل إليه من سحرهم أنّها تسعى
جلد
6
2 - تأخير در مجازات موسى ( ع ) و برادرش هارون از مصوبات جلسه مشورتى سران و بزرگان دربار فرعون
قالوا أرجه و أخاه
«ه» در «أرجه» ضميرى است كه به صورت ساكن قرائت شده و مفعول «ارجِ» مى باشد. «ارجِ» فعل امر از مصدر «ارجاء» (به تأخير انداختن) است. مشتقات كلمه «ارجاء» گاهى با همزه استعمال مى گردد و گاهى همزه آن تبديل به ياء مى شود. گفته مى شود: اَرْجأ يُرْجى يُرْجى. قابل ذكر است كه مراد از تأخير انداختن، تأخير در مجازات است.
5 - سران دربار فرعون از وى خواستند با تأخير مجازات موسى و هارون موافقت كرده و ساحران زبردست و كاردان را از اطراف و اكناف احضار كند .
و أرسل فى المدائن حشرين
«حشرين» به معناى جمع كنندگان و كوچ دهندگان است و مفعول آن به قرينه آيه قبل و بعد «ساحرين» مى باشد و خود «حشرين» مفعول براى «أرسل» است. بنابراين جمله «أرسل ... » يعنى: نيروهايى را براى جمع آورى و گسيل ساحران بسيج كن.
جلد
17
9 - رسالت موسى ( ع ) ، رسالتى دشوار و نيازمند آيات ، دلايل و تأييد هاى متعدد
بايتنا
جلد
7
1 - بعثت موسى و هارون ( ع ) پس از بعثت پيامبران بزرگ بعد از نوح ( ع ) بود .
و اتل عليهم نبأ نوح . .. ثم بعثنا من بعده رسلا ... ثم بعثنا من بعدهم موسى و هرون
جلد
4
1 - ورود به سرزمين مقدس و تصرف آن ، فرمان موسى ( ع ) به قوم خويش
يقوم ادخلوا الارض المقدسة
2 - سكنى گزينى قوم موسى ( ع ) در سرزمين مقدس ، تقديرى از جانب خداوند
الارض المقدسة التى كتب اللّه لكم
9 - خطر بروز برخورد و جنگ با ساكنان سرزمين مقدس به هنگام ورود قوم موسى ( ع ) به آن
ادخلوا . .. و لاترتدوا على ادباركم
جلد
4
4 - عصر موسى ( ع ) مصادف با حضور مردمانى قدرتمند و زورگو در سرزمين مقدس
ان فيها قوماً جبارين
جلد
6
1 - قوم موسى مورد ستم نظام فرعونى قبل از بعثت وى و پس از آن
قالوا أوذينا من قبل أن تأتينا و من بعد ما جئتنا
مراد از اتيان و مجىء «تأتينا» و «جئتنا» بعثت موسى(ع) به پيامبرى است و بيان آن به دو تعبير مى تواند به جهت تفنن در عبارت باشد.
3 - رفع بيدادگرى فرعون از بنى اسرائيل ، انتظار آنان از بعثت موسى ( ع )
قالوا أوذينا من قبل أن تأتينا و من بعد ما جئتنا
جلد
6
1 - خداوند ، فرعونيان زمان موسى را براى پذيرش رسالت هاى او ، به قحطى هاى متعدد و كم محصولى فاحشى مبتلا ساخت .
و لقد أخذنا ءال فرعون بالسنين و نقص من الثمرت لعلهم يذّكّرون
«سنة» به معناى قحطى و خشكسالى است و جمع آوردن آن (السنين) حكايت از تعدد قحطى و خشكسالى دارد. اين تعدد يا به اعتبار شهرهاى زيادى است كه قحطى در آنجاها به وجود آمده و يا به لحاظ سالهاى متعدد است. نكرده آوردن «نقص» اشاره به كمبود فاحش دارد.
2 - كم محصولى فاحش ، بارزترين اثر خشكسالى ها و قحطى هاى تحميل شده به فرعونيان
و لقد أخذنا ءال فرعون بالسنين و نقص من الثمرت
خشكسالى و قحطى در پى دارنده مشكلات فراوانى است كه از جمله آنها كم محصولى است. بنابراين ذكر
بخصوص آن مى تواند اشاره به برداشت فوق داشته باشد.
جلد
6
3 - بلا ها و مصيبت هاى فرعونيان در مقابل نعمت ها و آسايش هاى آنان اندك و ناچيز بود .
فإذا جاءتهم الحسنة . .. إن تصبهم سيئة
معرفه آوردن «الحسنة» مى تواند اشاره به اين باشد كه زندگى فرعونيان همواره قرين رفاه و آسايش بوده و لذا «حسنة» براى آنان امرى شناخته شده بود، به خلاف مشكلات عمومى كه گويا در ميان آنها نبود و يا بندرت اتفاق افتاده بود ; به گونه اى كه «سيئة» براى آنان ناشناخته بود. آوردن «إذا» در مورد «حسنة» كه گوياى حصول اطمينان به شرط است و آوردن «إن» در مورد «سيئة» كه حاكى از مشكوك بودن شرط است، نيز دلالت بر برداشت فوق دارد.
8 - اكثر فرعونيان زمان موسى مردمى جاهل و ناتوان از تحليل صحيح رخداد هاى نيك و بد
و لكن أكثرهم لايعلمون
جلد
16
2 - فرعون ، هامان و قارون ، سه عنصر سرشناس ، با نفوذ و نيرومند در عصر رسالت موسى ( ع )
و لقد أرسلنا موسى . .. إلى فرعون و هم-ن و قرون
جلد
16
8 - آيين توحيدى موسى ( ع ) در زمان حكومت فرعون ، هامان و قارون ، به شدت در حال گسترش بود .
قالوا اقتلوا أبناء الذين ءامنوا معه
فرمان قتل فرزندان مؤمنان به موسى(ع)، نشان دهنده گسترش شديد آيين موسى است; زيرا در صورت كندبودن آن، فرمان قتل به عنوان نخستين واكنش از سوى فرعونيان صادر نمى شد.
14 - توطئه مشترك فرعون ، هامان و قارون براى كشتار فرزندان ذكور مؤمنان در عصر موسى ( ع ) نافرجام ماند .
قالوا اقتلوا أبناء الذين ءامنوا معه . .. و ما كيد الكفرين إلاّ فى ضلل
جلد
13
2 - تبديل ناگهانى عصاى موسى به اژدهايى واقعى و ترديد ناپذير
فألقى عصاه فإذا هى ثعبان مبين
3 - تبديل عصاى موسى ( ع ) به اژد ها ، پديده اى شگفت و دور از انتظار فرعونيان
فألقى عصاه فإذا هى ثعبان مبين
برداشت ياد شده از «إذا» فجائيه استفاده مى شود; زيرا اين كلمه مى رساند كه مفاد جمله پس از آن، در يك حالت غير منتظره انجام شده است.
4 - عصاى موسى پس از تبديل شدن به اژد ها ، حركت و پيشروى كرد .
فإذا هى ثعبان مبين
برداشت ياد شده بدان احتمال است كه «ثعبان» از ريشه «ثعب» (آب جارى) بوده و اين اشاره اى به حركت و پيشروى اژدها داشته باشد.
جلد
13
2 - تبديل ناگهانى عصاى موسى به مارى پرتحرك ، در پى افكندن آن بر زمين
فلمّا رءاها تهتزّ كأنّها جانّ
«اهتزاز» (مصدر «تهتزّ») به حركت تند و سريع گفته مى شود. «جانّ» نيز به گفته مفسران، گونه اى از مار باريك است كه بسيار چست و چالاك مى باشد.
3 - تبديل عصاى موسى به اژدهايى بزرگ اما به چالاكى مار هاى كوچك
فلمّا رءاها تهتزّ كأنّها جانّ
با توجه به اين كه در جاى ديگر تبديل عصا به اژدهايى بزرگ (فإذا هى ثعبان مبين) آمده احتمال مى رود كه تعبير «كأنّها جانّ» در اين جا نه از آن باب باشد كه عصاى موسى در مرتبه نخست به شكل مارى كوچك و در دفعات ديگر به شكل اژدها درآمده بود بلكه تشبيه آن به مار كوچك از جهت حركت تند و سريعى است كه آن مار داشته است.
4 - ترس و گريز بى تأمل موسى ( ع ) ، با مشاهده تبديل عصاى دست خويش به مارى چالاك
فلمّا رءاها تهتزّ كأنّها جانّ ولّى مدبرًا
6 - رهنمود خدا به موسى ( ع ) مبنى بر اين كه او نبايد از عصاى مار شده بيم داشته باشد .
يموسى لاتخف
جلد
13
3 - فرار بى درنگ موسى ( ع ) در پى مشاهده عصاى خود بسان مارى چست و چالاك
فلمّا رءاها تهتزّ كأنّها جانّ
4 - ندا و فرمان خدا به موسى ( ع ) مبنى بر پيش آمدن و نترسيدن از عصاى مار شده خويش
يموسى أقبل و لاتخف
5 - تضمين خدا نسبت به امنيت داشتن موسى ( ع ) از گزند عصاى اژد ها شده
إنّك من الأمنين
متعلق «آمنين» محذوف و به تقدير «الآمنين منها» مى باشد; يعنى، تو از جمله كسانى هستى كه از آسيب عصاى اژدها شده، در امان اند.
جلد
13
3 - تبريك خداوند به موسى و فرشتگان حاضر در اطراف آتش طور
نودى أن بورك من فى النّار و من حولها
برداشت ياد شده بدان احتمال است كه «بورك من فى النار» انشاى تبريك باشد.
جلد
14
2 - خداوند ، از اتهامى كه قوم موسى به آن حضرت وارد كردند ، دفاع كرد و او را از آن مبرّا دانست .
لاتكونوا كالذين ءاذوا موسى فبرّأه اللّه ممّا قالوا
«برّأه اللّه ممّا قالوا» قرينه است بر اين كه مراد از اذيت به موسى(ع)، تهمت و افترا بوده است.
11 - « عن أبى عبداللّه ( ع ) : إنّ بنى اسرائيل كانوا يقولون ليس لموسى ما للرجال ! و كان موسى إذا أراد الإغتسال يذهب إلى موضع لايراه أحد من الناس و كان يوماً يغتسل على شطّ نهر و قد وضع ثيابه على صخرة فأمر اللّه الصخرة فتباعدت عنه حتّى نظر بنوإسرائيل إليه فعلموا أنّه ليس كما قالوا ، فأنزل اللّه « ياأيّها الذين آمنوا لاتكونوا . . . » ;
از امام صادق(ع) روايت شده كه بنى اسراييل درباره حضرت موسى(ع) مى گفتند: او فاقد آلت مردانگى است! روش موسى براى شست وشوى خود آن بود كه به مكانى مى رفت كه ديده نشود. روزى، خود را در كنار رودى مى شست و لباس خود را بر صخره اى گذاشته بود. خداوند، به آن صخره فرمان داد (از موسى دورشو!) و صخره، از او دور شد. تا آن كه بنى اسراييل، موسى(ع) را در آن حال (عريان) ديدند، پس دانستند كه آن طور كه مى گفتند نيست. پس خداوند (با اشاره به اين داستان) فرمود: ياأيّها الذين آمنوا لاتكونوا...».
12 - « فى مجمع البيان : إنّ موسى و هارون صعدا الجبل ، فمات هارون فقالت بنوإسرائيل : أنت قتلته ! فأمر اللّه الملائكة فحملته حتّى مرّوا به على بنى إسرائيل و تكلّمت الملائكة بموته حتّى عرفوا أنّه قد مات و برّأه اللّه من ذلك عن علىّ ( ع )
از حضرت على(ع): در مورد اين سخن خدا: «يا أيّها الذين آمنوا لاتكونوا كالذين آذوا موسى» روايت شده كه موسى(ع) و هارون به كوهى بالا رفتند و هارون، آن جا وفات كرد. پس بنى اسراييل، به موسى گفتند: تو او را كشته اى! خداوند به ملائكه فرمان داد و آنان جنازه هارون را حمل كردند و بر بنى اسراييل عبور دادند و ملائكه، از مرگ هارون سخن گفتند، تا اين كه بنى اسراييل دانستند هارون، مرده است و خداوند، بدين گونه موسى(ع) را از اين اتهام تبرئه كرد».
جلد
10
2- حضور موسى ( ع ) و بنى اسرائيل در سرزمين مصر ، غير قابل تحمل براى فرعون و موجب تصميم وى به اخراج قهرآميز آنان
فأراد أن يستفزّهم من الأرض
بنابر اينكه مراد از «الأرض» سرزمين مصر باشد - كه مقر حكومت فرعون بوده است - نكته فوق قابل استفاده است.
جلد
11
3 - تأكيد بر ساحربودن موسى و هارون ( ع ) ، از جمله حركت هاى تبليغى فرعونيان بود .
قالوا إن هذن لسحرن
حرف «إن» مخفف از «إنّ» و ملغى از عمل است; ولى معناى تأكيد را مى رساند.
5 - متهم ساختن موسى و هارون ( ع ) به تلاش و برنامه ريزى براى بيرون راندن قبطيان از مصر به وسيله سِحر ، از جمله محور هاى تبليغاتى فرعونيان عليه موسى ( ع )
لسحرن يريدان أن يخرجاكم من أرضكم بسحرهما
8 - فرعونيان در تبليغات خود عليه موسى و هارون ( ع ) ، آنان را درهم شكننده و نابود كننده راه و روش نمونه و برتر خويش معرفى كردند .
و يذهبا بطريقتكم المثلى
9 - بهره بردارى فرعونيان از علاقه قبطيان به وطن و سرزمين و احساسات ملى و مذهبى آنان ، در تبليغات خود عليه موسى ( ع )
يخرجاكم من أرضكم . .. بطريقتكم المثلى
11 - ايادى و طرفداران فرعون ، همان سخنان و نظرات فرعون را در باره موسى ( ع ) تكرار و تبليغ مى كردند .
أجئتنا لتخرجنا من أرضنا بسحرك . .. لسحرن يريدان أن يخرجاكم
جلد
11
1 - ايادى و مبلغان فرعون ، همه فرعونيان را به هم فكرى ، اتحاد و به كاربستن تمامى حيله ها ، عليه موسى ( ع ) دعوت مى كردند .
فتنزعوا . .. قالوا ... فأجمعوا كيدكم ثمّ ائتوا صفًّا
از آيات پيشين چنين برمى آيد كه پس از سخنان موسى(ع)، در بين فرعونيان اختلافاتى بروز كرد (فتنازعوا) و گروه حاميان و مبلغان فرعون درصدد توجيه گروه ديگر برآمدند كه نسبت به موسى(ع) و مبارزه با او ترديد داشتند. به نظر مى رسد «فأجمعوا» نيز از ناحيه همان گروه به عنوان نتيجه سخنان قبلى آنان ابراز شده باشد.
جلد
1
10 - ابلاغ حقايق تورات به بنى اسرائيل ، از وظايف اساسى موسى ( ع ) بود .
و إذ ءاتينا موسى الكتب و الفرقان لعلكم تهتدون
رابطه اعطاى كتاب به موسى (ع) و هدايت شدن بنى اسرائيل (ءاتينا موسى . .. لعلكم تهتدون) اقتضا مى كند كه: جمله اى همانند «و به او فرمان داديم تا آن كتاب را براى شما تلاوت كند و احكام و معارفش را به شما تعليم دهد» در تقدير باشد كه به خاطر روشنى و ايجاز بدان پرداخته نشده است.
جلد
1
2 - موسى ( ع ) ابلاغ كننده فرمان خدا ( لزوم ذبح گاو ) به مردم خويش
إذ قال موسى لقومه إن اللّه يأمركم أن تذبحوا بقرة
جلد
6
7 - فرونشستن فتنه گوساله پرستى در ميان قوم موسى ، فراهم آورنده زمينه اى مناسب براى مطرح شدن تورات از سوى آن حضرت
أخذ الألواح
بيان اين واقعيت كه موسى(ع) در پى فرونشستن فتنه گوساله پرستى، الواح را برگرفت، اين حقيقت را روشن مى سازد، كه زمينه از دست رفته براى تعاليم تورات بار ديگر در ميان قوم موسى ايجاد شد. گفتنى است آيه «149» مى رساند كه عموم بنى اسرائيل از گوساله پرستى توبه كردند و آيه «153» مى رساند كه خداوند توبه آنان را پذيرفت و در نتيجه فتنه گوساله پرستى فرونشست.
جلد
12
2 - هارون ، شريك و همتاى موسى ( ع ) در امر رسالت و تبليغ فرعون و قوم او
و لقد ءاتينا موسى الكتب . .. أخاه هرون وزيرًا. فقلنا اذهبا إلى القوم الذين كذّ
جلد
13
1 - شدت يافتن خشم فرعون نسبت به موسى ( ع ) با تأكيد موسى بر ربوبيت خداى يگانه هستى
قال ربّكم و ربّ ءابائكم الأوّلين . قال إنّ رسولكم... لمجنون
متهم كردن موسى به جنون، نشان دهنده شدت خشم فرعون است.
جلد
13
3 - اهتمام موسى ( ع ) به تبيين « ربّ العالمين » على رغم روبه رو شدن با استهزا و تهمت فرعون
قال لمن حوله ألاتستمعون . .. إنّ رسولكم... لمجنون. قال ربّ المشرق و المغرب و ما
جلد
13
1 - دست بر نداشتن موسى ( ع ) از تبليغ رسالت خويش در برابر تهديد هاى فرعون
قال . .. لأجعلنّك من المسجونين . قال أوَلوجئتك بشىء مبين
جلد
13
7 - فرمان الهى به موسى ( ع ) در وادى طور ، مبنى بر رفتن نزد فرعون و ابلاغ رسالت خويش به وى و مهتران حكومتش
إلى فرعون و ملإيْه
«إلى فرعون» متعلق به عامل محذوف بوده و تقدير آن چنين است: «اذهب إلى فرعون و ملإيْه».
جلد
13
1 - بازگشتن موسى ( ع ) ، به مصر و ابلاغ رسالت الهى خويش به فرعونيان
فلمّا جاءهم موسى
جلد
14
2 - موسى ( ع ) ، پيام الهى را ، با دلايل روشن ، به قارون و فرعون و هامان ابلاغ كرد .
و قرون و فرعون و هم-ن و لقد جاءهم موسى بالبيّنت
جلد
17
3 - ابلاغ رسالت از سوى موسى ( ع ) ، همراه با معجزات متعدد
فقال إنّى رسول ربّ العلمين . فلمّا جاءهم بايتنا
جلد
17
2 - سعه صدر و پيگيرى حضرت موسى ( ع ) ، در تبليغ و هدايت مردم
ادع لنا . .. فلمّا كشفنا عنهم العذاب
برداشت ياد شده بر اين اساس است كه فرعونيان حضرت موسى(ع) را ساحر مى خواندند و پيام او را به مسخره و استهزا مى گرفتند; اما آن حضرت در راستاى هدايت آنان براى نجاتشان از عذاب دعا كرد.
جلد
17
3- تأكيد موسى ( ع ) ، بر توحيد و ربوبيت يگانه خداوند در قبال جامعه فرعونى
و إنّى عذت بربّى و ربّكم
تكرار «ربّ»، اشاره به مطلب بالا دارد.
جلد
13
2 - بيان درست و به حق سرگذشت موسى ( ع ) و فرعون ، نمودى از روشنگرى هاى قرآن
تلك ءايت الكتب المبين . نتلوا عليك من نبإِ موسى و فرعون بالحقّ
با توجه به ارتباط اين آيه با آيه قبل، مطلب ياد شده به دست مى آيد.
3 - داستان موسى و فرعون ، تلاوت شده از سوى خدا بر پيامبر (صلی الله علیه و آله)
نتلوا عليك من نبإِ موسى و فرعون
جلد
13
3 - تبيين ماجراى نزول تورات بر موسى ( ع ) از سوى پيامبراسلام - با اين كه خود ، نه در وادى طور بود و نه شاهد نزول - گواهى است روشن بر رسالت الهى آن حضرت .
و ما كنت بجانب الغربىّ . .. و ما كنت من الشهدين
جلد
13
2 - تجلى خدا در آتش طور براى موسى ( ع )
نودى أن بورك من فى النّار و من حولها
در اين كه مراد از «من فى النار» (آن كه در آتش است) و «من حولها» (آن كه پيرامون آتش است) چيست، ميان مفسران اختلاف است. برخى گفته اند: مراد از «من فى النار» موسى است; زيرا وى چنان به آتش نزديك گشته بود كه گويا در ميان آن است، و مراد از «من حولها» فرشتگانند. برخى عكس آن را گفته اند; يعنى، «من فى النار» فرشتگان و «من حولها» موسى است. دسته اى نيز بر آنند كه مراد از «من فى النار» خداوند و «من حولها» موسى است; بدين معنا كه: «مبارك است آن كه در آتش تجلى كرده و آن كه پيرامون آن است». برداشت ياد شده برپايه احتمال اخير است .
جلد
11
5 - هارون ( ع ) با مشاهده غضب موسى ( ع ) ، سعى در فرونشاندن خشم آن حضرت و جلب محبت و تحريك عواطف او داشت .
قال يبنؤُمّ
مخاطب قرار دادن موسى(ع) با نداى «يابن أمِّ» گوياى اين نكته است كه هارون(ع) سعى داشت با برانگيختن احساسات موسى، غضب او را فرونشانده و سپس توضيحات خود را بيان كند. در باره مفتوح بودن كلمه «أُمّ» توجيهاتى بيان شده است; از جمله اين كه اصل آن «يابن أمّاه» بوده و براى تخفيف چنين شده است.
جلد
12
4 - تحقير حضرت موسى و هارون از سوى فرعون و اشراف دربار او ، به خاطر داشتن خاستگاه پايين اجتماعى
أنؤمن لبشرين مثلنا و قومهما لنا عبدون
جلد
17
4 - تلاش فرعون براى حقير نماياندن موسى ( ع ) و تحقير جايگاه و موقعيت اجتماعى او
أم أنا خير من هذا الذى هو مهين
جلد
13
7 - شرايط اضطراب آور روحى براى مادر موسى به هنگام ولادت فرزندش و نيز احساس خطر براى او از جانب فرعونيان ، موجب سرگردانى وى در شير دادن به موسى ( ع ) بود .
و أوحينا إلى أُمّ موسى أن أرضعيه
توصيه خداوند به مادر موسى براى شير دادن به فرزندش، مى تواند گوياى مطلب ياد شده باشد.
جلد
13
2 - موسى ، در شگفتى و حيرت از نداى برآمده از آتش وادى طور
نودى أن بورك من فى النّار . .. يموسى إنّه أنا اللّه
تصريح خداوند به «إنّه أنا اللّه» مى تواند از آن جهت باشد كه موسى با شنيدن ندا از درون آتش، در شگفتى فرو رفت و حيران ماند; به گونه اى كه سخت نيازمند راهنمايى روشن و صريح بود.
جلد
10
3- خضر ( ع ) با بيان آگاه نبودن موسى ( ع ) به راز معيوب ساختن كشتى ، پندار وى را در مورد انگيزه آن كار ، تخطئه كرد .
أخرقتها لتغرق أهلها . .. ألم أقل إنّك لن تستطيع معى صبرًا
جلد
17
2 - رسالت پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) ، ادامه رسالت موسى و ساير پيامبران بود ; نه امرى ناآشنا و دور از انتظار .
و لقد ءاتينا بنى إسرءيل . .. و النبوّة ... ثمّ جعلنك على شريعة من الأمر
الف و لام «الأمر» در اين آيه، مى تواند براى عهد ذكرى باشد و نظر به امر رسالت و اعطاى كتاب و حكومت داشته باشد كه در آيات پيشين بيان شده است.
جلد
10
16- خضر ( ع ) با توجّه دادن موسى ( ع ) به تدبير فراگير الهى ، حفاظت اموال يتيمان را ، برخاسته از گستردگى ربوبيّت خداوند دانست .
فأراد ربّك
خضر(ع) با اضافه «ربّ» به ضمير خطاب (ربّك) به موسى(ع) اين نكته را بيان داشته است كه گرچه ترميم ديوار، به تغذيه و تربيت جسم تو كمكى نكرد، ولى مالك و مدّبر تو، مالك و مدّبر يتيمان نيز هست.
جلد
9
1- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظف به يادآورى سرگذشت موسى ( ع ) و قومش و به خاطر سپردن آن
و إذ قال موسى لقومه
برداشت فوق مبتنى بر اين است كه فعل «اذكر» قبل از «إذ» مقدر باشد. بنابراين، آيه خطاب به پيامبر(صلی الله علیه و آله) و بيان وظيفهء آن حضرت است.
جلد
9
4- حضرت موسى ( ع ) سرگذشت قوم نوح ، عاد و ثمود و اقوام پس از آنان را به مردم خويش يادآورى كرد .
ألم يأتكم نبؤا الذين من قبلكم قوم نوح و عاد و ثمود و الذين من بعدهم
برداشت مزبور بر اساس اين احتمال است كه جمله «ألم يأتكم . ..» ادامه كلام موسى(ع) باشد كه فرمود: «و قال موسى إن تكفروا ...».
جلد
13
3 - ربوبيت يگانه خدا نسبت به همه انسان ها چونان ربوبيت يگانه او بر آسمان ها و زمين تذكر موسى به فرعون و فرعونيان
قال ربّ السموت و الأرض . .. قال ربّكم و ربّ ءابائكم الأوّلين
جلد
11
21 - حفظ جان موسى ( ع ) در كودكى ، با طرح افكندن او به آب و القاى محبتش در دل فرعونيان و نظارت بر تربيت و رشد او ، نعمت هايى گران سنگ از جانب خداوند به آن حضرت
مننّا عليك مرّة أُخرى . .. أن اقذفيه ... و لتصنع على عينى
جلد
13
1 - موضع گيرى فرعون ، در قبال دعوت موسى ( ع ) با به رخ كشيدن دوران سرپرستى خويش بر او
قال ألم نربّك فينا وليدًا
«تربية» (مصدر «نريّى») به معناى پروريدن است. «وليد» به نوزاد و نيز به كودكى گفته مى شود كه از وقت
ولادتش زمانى زيادى نگذشته باشد; وگرنه طفل گفته مى شود. «لبث» (مصدر«لبثت») به معناى ماندن و درنگ كردن است; يعنى، فرعون گفت: آيا تو را از كودكى در ميان خود نپروريدم [مگر ]ساليانى چند از عمرت را پيش ما نماندى.
2 - كودكى و بخشى از دوران عمر موسى ( ع ) و نيز رشد و پرورش جسمى او در خاندان فرعون گذشت .
قال ألم نربّك فينا وليدًا و لبثت فينا من عمرك سنين
جلد
16
6 - وحشت و احساس خطر فرعون ، هامان و قارون از گسترش آيين موسى و قوت گرفتن پيروان آن حضرت
قالوا اقتلوا أبناء الذين ءامنوا معه
از فرمان فرعون و. .. به قتل ايمان آورندگان به موسى(ع)، برداشت ياد شده استفاده مى شود.
جلد
20
3 - فرعون ، تأثير رسالت موسى ( ع ) را بر ديگران پيش بينى كرده و از آن وحشت داشت .
فحشر فنادى
جلد
11
2 - موسى ( ع ) از گرفتن عصاى مار شده خويش در بيم و هراس بود .
قال خذها و لاتخف
جلد
16
6 - وحشت و احساس خطر فرعون ، هامان و قارون از گسترش آيين موسى و قوت گرفتن پيروان آن حضرت
قالوا اقتلوا أبناء الذين ءامنوا معه
از فرمان فرعون و. .. به قتل ايمان آورندگان به موسى(ع)، برداشت ياد شده استفاده مى شود.
جلد
20
5 - فرعون با مشاهده معجزه موسى ( ع ) ، وحشت زده از آن روى برتافت و شتابزده گريزان شد . *
ثمّ أدبر يسعى
«إدبار» فرعون، - در يك احتمال - به معناى فرار او از ترس معجزه موسى(ع) است كه در شكل مار عظيم ظاهر شده بود.
جلد
13
9 - توصيه مادر موسى از سوى خدا به دور كردن ترس و اندوه از خود نسبت به سرنوشت فرزندش
و لاتخافى و لاتحزنى
جلد
11
12 - « عن الصادق جعفربن محمد ( ع ) إنّه قال : فى قول اللّه عزّوجلّ لموسى ( ع ) « فاخلع نعليك » قال : يعنى إرفع خوفيك ، يعنى خوفه من ضياع أهله و قد خلفها تمخض ، و خوفه من فرعون ;
از امام صادق(ع) در باره سخن خدا كه به موسى فرمود: «فاخلع نعليك» روايت شده كه فرمود: يعنى دو ترس خود را كنار بگذار; يعنى ترس او از تلف شدن همسر خويش كه وى را در حال زايمان برجاى گذاشته بود و ترس او از فرعون».
جلد
11
2 - موسى ( ع ) از گرفتن عصاى مار شده خويش در بيم و هراس بود .
قال خذها و لاتخف
جلد
13
2 - اقدام موسى ( ع ) مبنى بر بيان ترس و نگرانى خويش به خداوند .
قال ربّ إنّى أخاف
جلد
13
4 - بيم موسى ( ع ) از اقدام فرعونيان مبنى بر قتل او به خاطر رفتار گذشته اش ( قتل مرد قبطى )
فأخاف أن يقتلون
جلد
13
1 - فرار موسى ( ع ) از مصر ، در پى كشتن مرد قبطى و ترس از انتقام فرعونيان
ففررت منكم لمّا خفتكم
جلد
13
4 - ترس و گريز بى تأمل موسى ( ع ) ، با مشاهده تبديل عصاى دست خويش به مارى چالاك
فلمّا رءاها تهتزّ كأنّها جانّ ولّى مدبرًا
5 - موسى ، برخوردار از روحيات و خصوصيات بشرى ( مانند ترس و گريز ) در برخورد ناگهانى با خطرات
فلمّا رءاها تهتزّ . .. ولّى مدبرًا و لم يعقّب
جلد
13
3 - درنگ موسى ( ع ) تا بامداد روز بعد در شهر ، همراه با هراس و انتظار پيشامد حادثه اى ناگوار براى خويش
فأصبح فى المدينة خائفًا يترقّب
«ترقّب» (مصدر «يترقّب») معادل «انتظار» است; يعنى، «ينتظر وقوع المكروه به». مفعول «يترقّب» نيز حذف شده است.
جلد
13
4 - ندا و فرمان خدا به موسى ( ع ) مبنى بر پيش آمدن و نترسيدن از عصاى مار شده خويش
يموسى أقبل و لاتخف
جلد
13
3 - ترس موسى از كشته شدن به دست فرعونيان به تقاص قتل مرد قبطى
إنّى قتلت منهم نفسًا فأخاف أن يقتلون
جلد
13
7 - ترس موسى از روبه رو شدن با تكذيب فرعونيان و عدم توانايى وى در دفاع از رسالت خويش
إنّى أخاف أن يكذّبون
جلد
6
9 - ترس موسى ( ع ) از متهم شدن به كشتن حاضران در ميقات ، مايه اندوه فراوان بر هلاكت ايشان شد .
قال رب لو شئت أهلكتهم من قبل
برداشت فوق توجيهى است احتمالى بر اينكه چرا موسى(ع) به خاطر هلاكت همراهانش به دور از چشمان بنى اسرائيل، اندوهناك شد.
جلد
13
1 - تولد موسى ( ع ) ، در فضايى آكنده از خوف و خطر و به دور از چشم ديگران
يذبّح أبناءهم . .. و أوحينا إلى أُمّ موسى أن أرضعيه
جلد
13
3 - تجهيز موسى ( ع ) از سوى خدا به معجزه اى بيم آفرين و معجزه اى زيبا و پرجاذبه
و ألق عصاك . .. ولّى مدبرًا ... و أدخل يدك... بيضاء من غير سوء
جلد
6
11 - تصفيه موسى ( ع ) با مناجات چهل شبه ، مقدمه اى براى دريافت تورات بود .
يموسى إنى اصطفيتك . .. فخذ ما ءاتيتك
چون خداوند در پايان داستان مواعده خويش با موسى(ع) و مناجات چهل شبه وى، اعطاى پيامهاى خويش را، كه همان تورات باشد، مطرح ساخته، معلوم مى شود آن مواعده و مناجات به سبب اعطاى تورات بوده است.
جلد
6
19 - موسى ( ع ) پس از به هوش آمدن خداوند را تسبيح گفت و وى را منزه از آن دانست كه رؤيت شود .
فلما أفاق قال سبحنك
«سبحان» به معناى منزه دانستن از عيب و نقص است كه به مناسبت مورد آن، عيب و نقصى كه موسى(ع) خداوند را از آن منزه دانست، امكان رؤيت اوست.
جلد
11
1 - موسى ( ع ) تسبيح فراوان و تبرئه مكرر خداوند را از پندار هاى باطل مشركان ، در گرو همراهى هارون با او مى دانست .
كى نسبّحك كثيرًا
مراد از تسبيح - به قرينه مأموريت موسى(ع) براى هدايت فرعون - تنزيه خداوند از داشتن شريك و هرگونه محدوديتى در الوهيت و ربوبيت است. فاعل «نسبّحك» موسى و هارون(ع) مى باشد و «كى نسبّحك» تعليل براى جمله هاى اخير است كه درخواست همراهى هارون رامطرح كرده بود; يعنى با پشتيبانى هارون، دعوت به توحيد - كه متضمن تنزيه خداوند از داشتن شريك است - افزايش خواهد يافت.
جلد
13
3 - تسليم بودن اعضاى خانواده در برابر دستورات مادر موسى
و قالت لأُخته قصّيه فبصرت به عن جُنُب
برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه خواهر موسى، به محض شيندن فرمان مادر (قصّيه) بى درنگ به دنبال موسى روان شد.
جلد
20
1 - موسى ( ع ) از جانب خداوند ، مأمور راهنمايى فرعون به راه تكامل و درست كارى و ترغيب او به پاكسازى خويش از آلودگى ها
فقل هل لك إلى أن تزكّى
زكات به دو معنا است: 1. نمو 2. طهارت (مقاييس اللغة) و به كسى كه صالح و درست كار شود، مى گويند «تزكيه» شده است. (قاموس)
جلد
11
11 - سوزاندن گوساله سامرى به طور كامل و محو اثر آن و افشاندن سوخته آن به دريا ، تصميم قطعى و مؤكد موسى ( ع ) در باره گوساله زرّين سامرى
وانظر إلى إلهك . .. لنحرّقنّه ثمّ لننسفنّه فى اليمّ نسفًا
«تحريق» (مصدر «لنحرّقنّه») به معناى زياد سوزاندن است (مصباح). «نسف» به معناى از ريشه بركندن و منهدم ساختن و به هوا افشاندن است (قاموس). گفتنى است كه معناى اخير در آيه مناسب تر به نظر مى رسد، بنابراين «ثمّ لننسفنّه...» ; يعنى، پس از سوزاندن گوساله (ذوب كردن و تبديل آن به قطعات ريز) سوخته آن را به دريا خواهيم پاشيد.
جلد
13
3 - برداشت اشتباه مرد اسرائيلى از تصميم موسى ( ع )
قال يموسى أتريد أن تقتلنى
جلد
13
5 - تضمين خدا نسبت به امنيت داشتن موسى ( ع ) از گزند عصاى اژد ها شده
إنّك من الأمنين
متعلق «آمنين» محذوف و به تقدير «الآمنين منها» مى باشد; يعنى، تو از جمله كسانى هستى كه از آسيب عصاى اژدها شده، در امان اند.
جلد
6
1 - فرعونيان خويشتن را مبارك مى دانستند و موسى ( ع ) و مؤمنان به وى را مردمى بدشگون و نامبارك مى پنداشتند .
فإذا جاءتهم الحسنة قالوا لنا هذه و إن تصبهم سيئة يطيروا بموسى و من معه
«لام» در «لنا» تعليليه است و تقديم «لنا» دلالت بر حصر دارد. بنابراين «لنا هذه» يعنى اين رفاه و آسايش (الحسنة) تنها به سبب خود ما و ميمنت ماست. «تطير بكذا» يعنى چيزى را نامبارك دانست و به سبب آن فال بد زد.
2 - فرعونيان ، رفاه ها و آسايش ها را ناشى از ميمنت خويش ، و سختى ها و ناراحتى ها را برخاسته از بدشگونى موسى ( ع ) و پيروانش مى دانستند .
قالوا لنا هذه . .. يطيروا بموسى و من معه
9 - تحليل فرعونيان در ريشه يابى رخداد هاى خوشايند و ناخوشايند ( ميمنت خويش و نحوست موسويان ) ، تحليلى جاهلانه و نادرست بود .
و لكن أكثرهم لايعلمون
10 - اتهام شومى و نامباركى به موسى ( ع ) و پيروانش از فرعونيان ، اتهامى ناروا و برخاسته از جهل آنان بود .
يطيروا بموسى و من معه . .. و لكن أكثرهم لايعلمون
جلد
5
1 - خداوند وصاياى دهگانه (پرهيز از شرك و . .. ) را به موسى(ع) ابلاغ كرد.
ثم ءاتينا موسى الكتب
به كارگيرى فعل «وصاكم» به صورت ماضى در ذيل آيات گذشته و وجود ارتباط ميان آيه مورد بحث با آيات پيشين مى رساند كه احكام دهگانه مخصوص امت اسلامى نيست، بلكه در همه اديان و از جمله شريعت موسى(ع) بوده است. بنابراين مى توان از ميان نظرات مختلفى كه درباره معطوف عليه «ثم» داده شده، اين نظررا تأييد كرد كه معطوف عليه آن جمله اى مانند «وصينا موسى بتلك الوصايا ثم ... » است.
2 - خداوند پس از ابلاغ احكام دهگانه (پرهيز از شرك و . .. )، تورات را به موسى(ع) عطا كرد.
ثم ءاتينا موسى الكتب
6 - تورات كامل كننده دستورهاى دهگانه ابلاغ شده به موسى(ع) و موجب اكمال شريعت او
ثم ءاتينا موسى الكتب تماما
برداشت فوق بر اين مبناست كه مفعول «تماما» اصول دهگانه باشد.
7 - تورات بيانگر اصول دهگانه (توحيد و . .. ) و ديگر معارف آيين موسى(ع)
ءاتينا موسى الكتب تماما . .. و تفصيلا لكل شىء
«تفصيل» مصدر و در آيه به معناى اسم فاعل (مفصل، يعنى بيان كننده) است. «تفصيلا» عطف بر «تماما» و حال براى «الكتاب» است. مراد از «كل شىء» معارف و احكام شريعت موسى(ع) است كه از مصاديق مورد نظر آن، اصول دهگانه است.
جلد
1
13 - كشتن مرتدان ، از قوانين كيفرى در آيين حضرت موسى ( ع ) *
فتوبوا إلى بارئكم فاقتلوا أنفسكم
جلد
20
1 - حضرت ابراهيم و موسى ( ع ) ، داراى نوشته هايى متعدد و نسخه هايى مكتوب از تعاليم آسمانى
صحف إبرهيم و موسى
3 - برترى آخرت بر زندگانى دنيا و توقف رستگارى بر تزكيه ، ياد نام خدا و اداى نماز ، از معارف ياد شده در كتاب هاى آسمانى ابراهيم و موسى ( ع )
قد أفلح . .. بل تؤثرون ... صحف إبرهيم و موسى
جلد
10
3- حقايقى آموزنده ، در سرگذشت ملاقات موسى ( ع ) و خضر ( ع ) وجود دارد .
و إذ قال موسى لفتيه لاأبرح
عالمى كه موسى(ع) با او ملاقات كرده، بنابر آنچه كه در روايات آمده است، حضرت خضر(ع) است و موسى(ع) نيز همان پيامبر معروف. گرچه در اين موضوع آراى ديگرى نيز اِبراز شده، ولى به گفته علامه طباطبايى (ره) به دليل ياد فراوان از موسى(ع) در قرآن، اگر غير او مراد بود، قرينه اى در قرآن ذكر مى گرديد تا رفع التباس شود.
جلد
6
5 - موسى ( ع ) در تعاليم خويش به بنى اسرائيل ، پندار مالكيت فرعون را بر زمين ، پندارى باطل و حاكميت او را مقهور اراده خداوند خواند .
قال موسى لقومه . .. إن الأرض للّه يورثها من يشاء من عباده
15 - مالكيت خدا بر زمين ، نفوذ مشيت او بر حاكمان آن و سير تحولات جوامع بشرى به سوى حاكميت تقواپيشگان ، از تعاليم موسى ( ع ) به قوم خويش
قال موسى . .. إن الأرض للّه يورثها من يشاء من عباده و العقبة للمتقين
جلد
6
7 - خدامحورى در جريان امور عالم ، از تعاليم موسى ( ع ) به قوم خويش
عسى ربكم أن يهلك عدوكم و يستخلفكم فى الأرض
جلد
6
3 - موسى ( ع ) با تبيين فساد آيين بت پرستى ، بنى اسرائيل را كه آرزومند آن آيين بودند ، بر جهلشان واقف ساخت .
قال إنكم قوم تجهلون. إن هؤلاء متبر ما هم فيه و بطل ما كانوا يعملون
جلد
6
4 - موسى ( ع ) با بيان احسان و تفضل ويژه خداوند بر بنى اسرائيل ، تنها او را شايسته پرستش براى آنان معرفى كرد .
قال أغير اللّه أبغيكم إلهاً و هو فضلكم على العلمين
جمله «و هو فضلكم» حاليه و به منزله تعليلى است براى جمله «أغير اللّه . .. .» يعنى چگونه امكان دارد غير خدا را براى پرستش شما بجويم در حالى كه نعمتها، از جمله برترى شما بر ديگر اقوام و ملل، عطاى اوست.
جلد
6
4 - موسى ( ع ) با تكيه بر لطف خداوند به بنى اسرائيل در نجات بخشى آنان از شكنجه فرعونيان ، لزوم پرستش خداى يگانه و پرهيز از گرايش به شرك را به آنان گوشزد كرد .
قال أغير اللّه أبغيكم إلهاً . .. و إذ أنجينكم من ءال فرعون
برداشت فوق بر اين اساس است كه مفاهيم ذكر شده در آيه مورد بحث برگرفته از سخنان موسى باشد و مخاطبان اصلى آن همان مردمى باشند كه پس از عبور از دريا به بت پرستى گرايش پيدا كردند.
جلد
6
17 - پرهيز از پيروى از نظريات و روش هاى مفسدان ، وظيفه اى تعيين شده از سوى موسى براى خليفه اش هارون
و لا تتبع سبيل المفسدين
جلد
6
6 - موسى ( ع ) حامل پيامهايى متعدد از جانب خدا براى مردم
برسلتى
جمع آوردن كلمه «رسالات» بيانگر برداشت فوق است.
جلد
7
3 - موسى ( ع ) تسليم و توكل را نشانه هاى ايمان راستين به خدا اعلام كرده و قوم خويش را به دست يافتن به آن فراخواند .
و قال موسى يقوم إن كنتم ءامنتم باللّه فعليه توكلوا إن كنتم مسلمين
جلد
10
16- « عن صفوان بن عسال قال : . . . قال النبى (صلی الله علیه و آله) [ فى قوله تعالى : « و لقد آتينا موسى تسع آيات بيّنات » ] : لاتشركوا بالله شيئاً ، و لاتسرقوا ، و لاتزنوا ، و لاتقتلوا النفس التى حرم الله إلاّ بالحق ، و لاتسحروا ، و لاتأكلوا الربا و لاتمشوا ببرىء إلى ذى سلطان ليقتله و لاتقذفوا محصنة . . . و أنتم يا يهود عليكم خاصة لاتعدوا فى السبت . . . ;
صفوان بن عسال گويد:. .. پيامبر(صلی الله علیه و آله) [در باره سخن خدا « و لقد آتينا موسى ...»] فرمود: هيچ چيزى را شريك خداوند قرار ندهيد و دزدى و زنا نكنيد و كسى را كه خداوند خونش را محترم شمرده، نكشيد مگر به حق و جادو و رباخوارى نكنيد و نزد سلطان از آدم خوب بدگويى نكنيد تا موجب مرگش شود و نسبت زناى محصنه ندهيد ... و تنها براى شما يهوديان حكم كرده است كه در روز شنبه نافرمانى (صيد ماهى) نكنيد...».
جلد
11
11 - موسى ( ع ) ، با يادآورى ناكامى اهل افترا در امت هاى پيشين ، آن را درس عبرتى براى فرعونيان خواند .
و قد خاب من افترى
جمله «قد خاب. ..» خبر از حال گذشتگان است و به منظور عبرت گيرى حاضران در صحنه مبارزه موسى و فرعون، بيان شده است.
جلد
18
4 - منتهى شدن سررشته امور به خداوند ، پيام مشترك انبياى بزرگ الهى ; چون ابراهيم و موسى ( ع )
أم لم ينبّأ بما فى صحف موسى . .. و أنّ إلى ربّك المنتهى
جلد
13
3 - تبديل عصاى موسى ( ع ) به اژد ها ، پديده اى شگفت و دور از انتظار فرعونيان
فألقى عصاه فإذا هى ثعبان مبين
برداشت ياد شده از «إذا» فجائيه استفاده مى شود; زيرا اين كلمه مى رساند كه مفاد جمله پس از آن، در يك حالت غير منتظره انجام شده است.
جلد
13
4 - اظهار شگفتى فرعون از تعلّق رسالت الهى به فردى كه در خاندان وى رشد يافته بود .
قال ألم نربّك . .. من عمرك سنين
مقصود فرعون اين بود كه چگونه مى شود كسى كه در دامن ما پرورش يافته با ادعاى رسالت الهى عليه خود ما قيام كند.
جلد
6
1 - موسى ( ع ) با انكار شايستگى غير خدا براى پرستش ، از گرايش قومش به بت پرستى شگفت زده شد .
قال أغير اللّه أبغيكم إلهاً
همزه در «أغير اللّه» براى انكار و تعجب و «كم» به تقدير لام است. «إلهاً» مفعول براى «أبغى» و «غير اللّه» صفت و يا حال براى «إلهاً» است. يعنى: «أأبغى لكم إلهاً غير اللّه»
جلد
7
2 - حضرت موسى ( ع ) ، از انكار معجزه توسط فرعون و اطرافيانش و جادو خواندن آن ، اظهار تعجب و شگفتى كرد .
أسحر هذا
جلد
10
5- موسى ( ع ) از عملكرد خضر ( ع ) در شكافتن بدنه كشتى ، شگفت زده شد و به او اعتراض كرد .
قال أخرقتها لتغرق أهلها
جلد
13
2 - موسى ، در شگفتى و حيرت از نداى برآمده از آتش وادى طور
نودى أن بورك من فى النّار . .. يموسى إنّه أنا اللّه
تصريح خداوند به «إنّه أنا اللّه» مى تواند از آن جهت باشد كه موسى با شنيدن ندا از درون آتش، در شگفتى فرو رفت و حيران ماند; به گونه اى كه سخت نيازمند راهنمايى روشن و صريح بود.
جلد
10
1- اعطاى نُه معجزه روشن و گويا به موسى ( ع ) از جانب خداوند
و لقد ءاتينا موسى تسع ءايت بيّنت
جلد
13
4 - اعطاى نه معجزه و نشانه از سوى خدا به موسى ( ع ) براى هدايت فرعون و فرعونيان
فى تسع ءايت إلى فرعون و قومه
جلد
11
27 - تعدد آزمايش هاى الهى از موسى ( ع ) ، پيش از ورود به مدين
و فتنّك فتونًا
ممكن است كلمه «فتون» آن گونه كه در «كشاف» و «البحرالمحيط» آمده، جمع فتنه باشد.
جلد
20
1 - حضرت ابراهيم و موسى ( ع ) ، داراى نوشته هايى متعدد و نسخه هايى مكتوب از تعاليم آسمانى
صحف إبرهيم و موسى
جلد
17
3 - ابلاغ رسالت از سوى موسى ( ع ) ، همراه با معجزات متعدد
فقال إنّى رسول ربّ العلمين . فلمّا جاءهم بايتنا
جلد
6
26 - ظهور معجزاتى متعدد ( پديد آمدن آب ، سايه ، نزول منّ و سلوى ) براى قوم موسى در پى عبورشان از دريا
فانبجست . .. ظلّلنا عليهم الغمم و أنزلنا عليهم المن و السلوى
جلد
7
3 - موسى و هارون ( ع ) براى اثبات نبوت خود ، داراى معجزات متعددى بودند .
ثم بعثنا . .. موسى و هرون ... بأيتنا
با توجه به جمله «قالوا إن هذا لسحر مبين» در آيه بعد، استفاده مى شود كه مراد از «آيات» در اين جا عبارت از كارهايى است كه بشر بر انجام آن توانايى ندارد ; بلكه به طور يقين فعل خداست كه به دست انسانى انجام گرفته است.
جلد
8
2- موسى ( ع ) برخوردار از معجزاتى فراوان و باعظمت بر رسالت الهى خويش
و لقد أرسلنا موسى بأيتنا
مراد از آيات (نشانه ها) در آيه فوق ، معجزات است و جمع آوردن آن حاكى از كثرت آنهاست. اضافه آن به ضمير متكلم (نا) دلالت بر عظمت و بزرگى آن معجزات دارد.
جلد
9
1- حضرت موسى ( ع ) ، همراه با آيات و معجزات متعدد از سوى خداوند براى مردم عصر خويش مبعوث شد .
و لقد أرسلنا موسى بأيتنا أن أخرج قومك
جلد
11
5 - موسى و هارون ( ع ) ، از معجزات متعددى براى انجام دعوت خويش برخوردار بودند .
اذهب . .. ب--َايتى
ذكر «آيات» به صورت جمع، نشانگر تعدد آيات و معجزات اعطايى به موسى و هارون است. در توجيه اين تعدد دو احتمال وجود دارد: 1- معجزه عصا و يدبيضا - گرچه به صورت كلى دو معجزه بود - اما حاوى معجزاتى متعدد بود; زيرا مار شدن عصا و حركت آن و عصا شدن مار، هر يك مى تواند معجزه اى خاص باشد. 2- خداوند با اين تعبير به موسى(ع) وعده داده است كه پس از اين نيز معجزاتى به موسى(ع) عطا خواهد كرد.
جلد
11
5 - تبديل عصا به موجودى كه ابزار سِحر ساحران را بلعيد و به حالت اوليه برگشت ، حاوى نشانه هاى متعددى بر رسالت موسى ( ع )
ما جاءنا من البيّنت
از اين كه ساحران، از مشاهدات خود با تعبير «بيّنات» (جمع «بيّنة») ياد كردند، به دست مى آيد كه آنچه ديدند، معجزات متعددى در ضمن يك معجزه بود.
جلد
12
7 - موسى ( ع ) ، داراى معجزاتى متعدد
ثمّ أرسلنا موسى . .. بأيتنا
«آية» به معناى نشانه است و مقصود از آن در مورد بعثت پيامبران، معجزه است به اين اعتبار كه معجزه، نشانه صدق ادعاى پيامبرران است.
جلد
13
5 - تجهيز موسى و هارون ( ع ) به وسيله آيات و معجزات گوناگون الهى براى ايفاى نقش رسالت
فاذهبا بايتنا
جلد
13
5 - تجهيز موسى و هارون ( ع ) از سوى خداوند ، به آيات و معجزات متعدد براى ايفاى رسالت
بئايتنا
يكى از معانى «آية» معجزه است. بنابراين «بآياتنا» در اين جا معادل با «بمعجزاتنا» مى باشد.
جلد
13
2 - موسى ( ع ) معجزات متعددى را به فرعونيان ارائه كرد .
فلمّا جاءهم موسى بئايتنا بيّنت
جلد
16
3 - آيات و دلايل ارائه شده از سوى موسى ( ع ) ، متعدد و گوناگون بود .
بأيتنا و سلطن مبين
برداشت ياد شده از جمع آمدن «آيات» به دست مى آيد.
جلد
10
8- موسى ( ع ) نسبت به اَعمال ناروا و خلاف شرع حساسيت شديدى داشت .
قال أقتلت نفسًا زكيّة بغير نفس
اعتراض موسى به خضر(ع) على رغم قول و قرارهاى قبلى، نشان از آن دارد كه موسى(ع) به قدرى در اين مسائل حساسيّت داشت كه تحت تأثير آن، عهد و قرار خود را نيز فراموش كرده و يا آن را ناديده گرفت.
جلد
11
3 - خواهر موسى ، تا زمان نجات او از آب و مشاهده تلاش درباريان فرعون براى يافتن دايه ، به تعقيب وى ادامه داد .
إذ تمشى أُختك فتقول هل أدلّكم
ظاهر «هل أدلّكم» آن است كه خواهر موسى، تصاحب او را از سوى فرعونيان ديده و با رساندن خود به درباريان، پيشنهاد خود را بدون واسطه با مقامات دربار و كسانى كه در طلب دايه بودند، مطرح كرده بود.
جلد
13
4 - مأموريت خواهر موسى از سوى مادر براى دنبال كردن موسى در پى افكنده شدنش در آب نيل
و قالت لأُخته قصّيه
9 - تلاش خواهر موسى براى اطلاع نيافتن ديگران ، از پى جويى سرنوشت آن كودك به وسيله او
فبصرت به عن جُنُب
جلد
10
1- موسى ( ع ) به شكيبا بودن در برابر كار هاى خضر و چيزهايى كه از او فرا مى گيرد ، متعهّد گرديد .
قال ستجدنى إن شاء اللّه صابرًا و لا أعصى لك أمرًا
جمله «ستجدنى. ..» (تو مرا صابر خواهى يافت) حاكى از اين است كه موسى(ع) صبرى را نويد مى داد كه آثارش مشهود باشد. اين تعبير، در مقايسه با «سأصبر» و نظاير آن، تأكيد بيشترى دارد.
5- موسى ( ع ) داراى اشتياق فراوان به فراگيرى علوم خضر بود .
قال ستجدنى إن شاء اللّه صابرًا و لا أعصى لك أمرًا
جلد
10
8- مفارقت از خضر ( ع ) و بازماندن از يادگيرى علوم او ، براى حضرت موسى ( ع ) امرى دشوار بود .
لاتؤاخذنى بما نسيت و لاترهقنى من أمرى عسرًا
مقصود از «أمر» در «من أمرى» همان متابعت خضر(ع) و فراگيرى دانش از او است. بنابراين، مفاد اين قسمت آيه، آن است كه با لغو رخصت همراهى، مرا در مورد كار و هدف ام به زحمت و سختى مينداز
جلد
10
21- موسى ( ع ) ، سرانجام ، به اسرار كار هاى شگفت خضر آگاه شد و توجيه و تأويل برخى حوادث را از او آموخت .
ذلك تأويل ما لم تسطع عليه صبرًا
«لم تسطع» در اصل «لم تستطع» بوده و حرف «تاء» براى تخفيف حذف شده است.
جلد
10
19- « عن جعفربن محمد ( ع ) : . . . ان موسى لمّا كلّمه اللّه تكليماً . . . قال فى نفسه : « ما أرى أنّ اللّه ، عزّوجلّ خلق خلقاً أعلم منّى ! » . فأوحى اللّه ، عزّوجلّ ، إلى جبرئيل « يا جبرئيل ! أدرك عبدى موسى قبل أن يهلك و قل له : إنّ عند ملتقى البحرين رجلاً عابداً فاتبعه و تعلّم منه . » ;
از امام صادق(ع) روايت شده:. .. آن گاه كه خداوند با موسى تكلم كرد... موسى در دل خود گفت: «نمى بينم كه خداى عزّوجلّ، خلقى را آفريده باشد كه از من اعلم باشد!». پس خدا به جبرئيل وحى كرد: «بنده ام، موسى را پيش از آن كه هلاك شود، درياب و به او بگو: در محل تلاقى دو دريا، مرد عابدى هست همراه اش برو و از او علم بياموز».
جلد
10
1- موسى ( ع ) به شكيبا بودن در برابر كار هاى خضر و چيزهايى كه از او فرا مى گيرد ، متعهّد گرديد .
قال ستجدنى إن شاء اللّه صابرًا و لا أعصى لك أمرًا
جمله «ستجدنى. ..» (تو مرا صابر خواهى يافت) حاكى از اين است كه موسى(ع) صبرى را نويد مى داد كه آثارش مشهود باشد. اين تعبير، در مقايسه با «سأصبر» و نظاير آن، تأكيد بيشترى دارد.
2- موسى ( ع ) بر اطاعت كامل خود از خضر ( ع ) و سرپيچى نكردن از فرمان هاى او تأكيد كرد .
ستجدنى إن شاء اللّه صابرًا و لا أعصى لك أمرًا
3- موسى ( ع ) در عين تعهّد به خضر ، از ياد خدا و نقش مشيّت الهى در كار ها ، غافل نبود .
ستجدنى إن شاء اللّه صابرًا
جلد
11
6 - سرزمينى كه موسى ( ع ) در آن دام دارى و شبانى مى كرد ، درختانى داشت كه برگ آن براى تغذيه دام مناسب بود .
و أهشّ بها على غنمى
جلد
11
1 - سرگذشت حضرت موسى ( ع ) ، فصلى مهم و قابل تأمل و تأسى براى پيامبر (صلی الله علیه و آله) بود .
و هل اتيك حديث موسى
جلد
13
1 - سرگذشت موسى و فرعونيان ، آيتى بزرگ ، شايان تفكر و عبرت آموز
إنّ فى ذلك لأية
«ذلك» اشاره به ماجراى ميان موسى(ع) و فرعون دارد. «آية» نيز در اين جا معادل «عبرة» و نكره آمدن آن براى تفخيم است. بنابراين جمله «إنّ فى ذلك لأية»; يعنى، به راستى در اين ماجرا عبرتى بزرگ وجود دارد.
جلد
10
4- خداوند ، به هنگام اظهار گفته هاى ويژه براى موسى ( ع ) ، او را مقرب خود ساخت .
و قرّبنه نجيًّا
«نجىّ»، يعنى كسى كه با او گفت وگوى سرّى انجام گيرد (برگرفته از «لسان العرب») و اطلاق آن بر موسى به اين لحاظ است كه آنچه خداوند با او در ميان گذاشت، محرمانه بود و تنها موسى به آن آگاهى يافته بود.
جلد
13
6 - موسى ( ع ) ، مظهر خيرات و بركات الهى در پرتو راه يافتن به بارگاه قرب
نودى أن بورك . .. و من حولها
جلد
15
2 - موسى و هارون ( عليهماالسلام ) ، داراى مقام رفيع در پيشگاه خداوند
سلم على موسى و هرون
از سلام همراه با تكريمِ خداوند به موسى و هارون (عليهماالسلام)، برداشت ياد شده به دست مى آيد.
جلد
15
2 - موسى و هارون ( عليهماالسلام ) ، از بندگان برجسته و مقرب خداوند
إنّهما من عبادنا المؤمنين
برجسته و مقرب بودن موسى و هارون(عليهماالسلام)، از اضافه «عباد» به ضمير «نا» به دست مى آيد.
جلد
17
5- موسى ( ع ) ، پيامبرى با كرامت و ارجمند در پيشگاه خداوند
و جاءهم رسول كريم
جلد
16
6 - مشروعيت تقيه و كتمان ايمان ، در دين موسى ( ع )
و قال رجل مؤمن من ءال فرعون يكتم إيمنه
جلد
13
3 - لحن مستكبرانه و تمسخرآميز فرعون ، در برابر منطق محكم موسى ( ع )
قال ربّ السموت و الأرض . .. قال لمن حوله ألاتستمعون
استفهام در جمله «ألاتستمعون» مى تواند براى استهزا باشد.
جلد
20
1 - فرعون ، به تكذيب گفته هاى موسى ( ع ) اكتفا نكرده سرسختانه به مخالفت با او پرداخت .
ثمّ أدبر يسعى
حرف «ثمّ» در اين آيه، براى تراخى رتبى است; يعنى، ادبار فرعون، نارواتر از تكذيب او بود.
جلد
20
6 - خداوند ، فرعون را به دليل تكذيب رسالت و معجزه موسى ( ع ) و عصيانگرى و ادعاى ربوبيت ، هلاك ساخت .
فكذّب و عصى . .. فقال أنا ربّكم الأعلى . فأخذه اللّه نكال الأخرة و الأولى
مى توان گفت: فاء در «فأخذه اللّه»، كيفر را بر تمام كارهاى فرعون كه در آيات قبل آمده بود، تفريع كرده است.
جلد
6
8 - فرعون و بزرگان دربار او ، آيات و معجزات ارائه شده از سوى موسى را تكذيب كردند .
بئايتنا إلى فرعون و ملإيه فظلموا بها
ضمير در «بها» به «آياتنا» برمى گردد و چون «ظلم» به حرف باء متعدى شده (ظلموا بها) متضمن معناى تكذيب است.
جلد
6
2 - فرعونيان در عين اعتراف به خارق العاده بودن معجزات موسى ، با لحنى تمسخرآميز آيت بودن آنها را تكذيب مى كردند .
مهما تأتنا به من ءاية لتسحرنا بها
«لتسحرنا بها» (يعنى تا ما را به وسيله آن آيه سحر كنى)، مى رساند كه مراد از كلمه «آية» در سخن فرعونيان «سحر» است و هدف آنان از اينكه آن را «آية» ناميدند، استهزاى موسى بوده است.
جلد
13
1 - انكار معجزات الهى ، از سوى فرعونيان با وجود يقين درونى به حقانيت آن
و جحدوا بها و استيقنتها أنفسهم
«جَحْد» (مصدر «جحدوا») به معناى نفى و انكار كردن است. «استيقان» (مصدر «إستيقنت») معادل «إيقان» و جمله «استيقنتها أنفسهم» حال براى ضمير فاعل در «جحدوا» است; يعنى، در حالى كه جان هاى آنان به الهى بودن آيات يقين داشت باز آنها را انكار كردند.
جلد
13
4 - انكار معجزات موسى از سوى فرعونيان ، به اتهام سحر و ساختگى بودن آنها
فلمّا جاءهم موسى بئايتنا بيّنت قالوا ما هذا إلاّ سحر مفترًى
جلد
20
1 - فرعون ، نشانه رسالت موسى ( ع ) و معجزه بودن آن را نپذيرفت و بى درنگ آن را تكذيب كرد .
فكذّب
حرف «فاء» براى تعقيب بدون فاصله است و مى رساند كه فرعون، پيش از هر گونه تأمل و درنگ، به تكذيب و عصيان پرداخت. متعلق تكذيب - به قرينه «الآية الكبرى» در آيه قبل - معجزه موسى(ع) است. از اقدام فرعون به آوردن مثل معجزه موسى(ع)، - كه آيات بعد بر آن دلالت دارد - دانسته مى شود كه فرعون، معجزه بودن آن و دلالتش بر صداقت موسى(ع) را تكذيب كرده است.
جلد
20
6 - خداوند ، فرعون را به دليل تكذيب رسالت و معجزه موسى ( ع ) و عصيانگرى و ادعاى ربوبيت ، هلاك ساخت .
فكذّب و عصى . .. فقال أنا ربّكم الأعلى . فأخذه اللّه نكال الأخرة و الأولى
مى توان گفت: فاء در «فأخذه اللّه»، كيفر را بر تمام كارهاى فرعون كه در آيات قبل آمده بود، تفريع كرده است.
جلد
1
14 - داستان تقاضاى رؤيت خدا و اظهار ناباورى بنى اسرائيل به سخنان موسى ( ع ) و فرود آمدن صاعقه بر آنان ، داستانى آموزنده و شايسته به خاطر داشتن
و إذ قلتم يموسى لن نؤمن لك . .. و أنتم تنظرون
«إذ قلتم» عطف بر «نعمتى» در آيه 47 است; يعنى: «اذكروا إذ قلتم . ..».
جلد
6
1 - فرعونيان پس از مشاهده آيات پنجگانه ( طوفان و . . . ) و اصرارشان بر انكار رسالت موسى ، به عذابى شديدتر مبتلا شدند .
و لما وقع عليهم الرجز قالوا يموسى ادع لنا ربك
«رجز» به معناى عذاب است و «ال» در آن هم مى تواند عهد ذكرى بوده و اشاره به عذابهاى پنجگانه مطرح شده در آيه قبل باشد، و هم مى تواند «ال» در آن عهد ذهنى باشد. در اين صورت اشاره به عذابى غير از عذابهاى ذكر شده دارد كه به دليل روى آورى آنها به موسى و تقاضاى برطرف شدن آن، عذابى بسيار شديدتر از عذابهاى پنجگانه بوده است. برداشت فوق بر اساس احتمال دوم است.
جلد
13
1 - موسى ( ع ) نگران مواجه شدن با تكذيب فرعونيان
قال ربّ إنّى أخاف أن يكذّبون
3 - مهم ترين نگرانى موسى ( ع ) ، بيم او از تكذيب رسالتش بود .
قال ربّ إنّى أخاف
تقديم بيم تكذيب از ساير نگرانى ها - كه در آيات بعد آمده - مى تواند بيانگر برداشت ياد شده باشد.
جلد
13
7 - ترس موسى از روبه رو شدن با تكذيب فرعونيان و عدم توانايى وى در دفاع از رسالت خويش
إنّى أخاف أن يكذّبون
جلد
20
4 - فرعون ، گفتوگوى مستقيم خود با موسى ( ع ) و تكذيب و مخالفت با او را در سركوب آن حضرت كارساز نمى ديد .
ثمّ أدبر
«ادبار»; يعنى، پشت كردن و حاكى از نوميدى فرعون از نتيجه گفتوگوى مستقيم با موسى(ع) است.
جلد
11
10 - خداوند در وحى به مادر موسى ، فردى را كه دشمن خدا و دشمن كودك او بود ، عامل نجات آن كودك و تحت تكفل گيرنده او معرفى كرد .
يأخذه عدوّ لى و عدوّ له
جلد
11
10 - فرعونيان ، موسى ( ع ) را به مادرش سپردند و او وى را به خانه خويش برد .
فرجعنك إلى أُمّك
بازگشت موسى نزد مادر، به اين است كه مادر، او را نزد خود برده باشد; نه اين كه براى پرستارى او به دربار رفته باشد.
11 - موسى ( ع ) ، در خردسالى تحت تكفل مادر خود بود .
على من يكفله
جلد
13
8 - اعلام آمادگى خواهر موسى ، براى راهنمايى كسان فرعون به خانواده اى مناسب جهت سرپرستى وى
قالت هل أدلّكم على أهل بيت يكفلونه لكم و هم له نصحون
جلد
2
3 - خداوند با برخى از رسولانش ( حضرت موسى ) سخن گفت .
منهم من كلّم اللّه
جلد
10
19- « عن جعفربن محمد ( ع ) : . . . ان موسى لمّا كلّمه اللّه تكليماً . . . قال فى نفسه : « ما أرى أنّ اللّه ، عزّوجلّ خلق خلقاً أعلم منّى ! » . فأوحى اللّه ، عزّوجلّ ، إلى جبرئيل « يا جبرئيل ! أدرك عبدى موسى قبل أن يهلك و قل له : إنّ عند ملتقى البحرين رجلاً عابداً فاتبعه و تعلّم منه . » ;
از امام صادق(ع) روايت شده:. .. آن گاه كه خداوند با موسى تكلم كرد... موسى در دل خود گفت: «نمى بينم كه
خداى عزّوجلّ، خلقى را آفريده باشد كه از من اعلم باشد!». پس خدا به جبرئيل وحى كرد: «بنده ام، موسى را پيش از آن كه هلاك شود، درياب و به او بگو: در محل تلاقى دو دريا، مرد عابدى هست همراه اش برو و از او علم بياموز».
جلد
4
5 - خداوند ، بدون واسطه با حضرت موسى ( ع ) سخن گفت .
و كلم اللّه موسى تكليماً
تصريح به اسم جلاله «اللّه» در جمله «كلم اللّه موسى» بر خلاف فعلهاى گذشته (اوحينا و . ..) براى رساندن اين معناست كه خداوند خود با وى سخن گفت و واسطه اى در بين نبود.
6 - تكلم خداوند با حضرت موسى ( ع ) نوعى از وحى بوده است .
أوحينا إليك كما أوحينا إلى نوح . .. و كلم اللّه موسى تكليماً
بنابر اينكه «كلم اللّه» عطف بر «اوحينا الى نوح» باشد، جمله اين گونه خواهد بود، «اوحينا اليك كما كلم اللّه موسى تكليماً» يعنى وحى الهى به پيامبر نظير سخن خدا با موسى(ع) است. ، بنابراين سخن گفتن خدا نيز نوعى از وحى است.
10 - گفتگوى خداوند با موسى ( ع ) به مقدار صد و بيست و چهار هزار كلمه در مدت سه شبانه روز
و كلم اللّه موسى تكليماً
رسول خدا(صلی الله علیه و آله): ان اللّه ناجى موسى بن عمران(ع) بمائة الف كلمة و اربعة و عشرين الف كلمة فى ثلثة ايام و لياليهن . .. .
خصال صدوق، ص 641، ح 20، باب ما بعد الالف; نورالثقلين، ج 1، ص 574، ح 675.
11 - سخن خداوند با موسى ( ع ) در طور سينا بصورت ايجاد صدا در درخت و قابل شنيدن براى همران آن حضرت از هر طرف
و كلم اللّه موسى تكليماً
امام رضا(ع) درباره سخن گفتن خداوند با موسى(ع) فرمود: . .. فخرج بهم الى طور سيناء ... فكلمه اللّه تعالى ذكره و سمعوا كلامه ... لان اللّه عزوجل احدثه فى الشجرة ثم جعله منبعثاً منها حتى سمعوه من جميع الوجوه ... .
توحيد صدوق، ص 121، ح 24، ب 8; نورالثقلين، ج 1، ص 574، ح 676.
12 - تكلم خداوند با موسى ( ع ) به وسيله ايجاد سخن بدون به كارگيرى زبان و دهان
و كلم اللّه موسى تكليماً
امام رضا(ع) درباره سخن گفتن خداوند با موسى(ع) فرمود: . .. كلام الخالق للمخلوق ليس ككلام المخلوق لمخلوق و لايلفظ بشق فم و لسان و لكن يقول له «كن» فكان بمشيته ما خاطب به موسى من الامر و النهى من غير تردد فى نفس.
احتجاج طبرسى، ج 2، ص 185; نورالثقلين، ج 1، ص 575، ح 681.
جلد
6
2 - خداوند به هنگام حضور موسى ( ع ) در ميعادگاه مناجات ، با وى سخن گفت .
و لما جاء موسى لميقتنا و كلمه ربه
3 - سخن گفتن خدا با موسى ( ع ) ، از وعده هاى الهى به وى در هنگام دعوتش براى مناجات
و لما جاء موسى لميقتنا و كلمه ربه
4 - سخن گفتن خدا با موسى براى رشد و تربيت وى بود .
و كلمه ربه
5 - رؤيت خداوند ، درخواست موسى ( ع ) به هنگام سخن گفتن خدا با وى در ميعادگاه مناجات
قال رب أرنى أنظر إليك
6 - تكلم خدا با موسى ( ع ) واداركننده وى براى تقاضاى رؤيت خدا
و كلمه ربه قال رب أرنى أنظر إليك
از اينكه تقاضاى رؤيت از سوى موسى(ع) در پى سخن گفتن خدا با وى مطرح شد (و لما . .. كلمه ربه قال ... )، مى توان گفت حضرت موسى(ع) بر اثر شنيدن سخن خدا و شيوايى گفتار بارى تعالى، مشتاق ديدار جمال زيباى او شد.
جلد
6
3 - اعلام گزينش موسى و برترى او بر همگان ، از سخنان خداوند با موسى در ميعادگاه مناجات
قال يموسى إنى اصطفيتك على الناس
5 - خداوند با اعطاى پيام هاى خويش به موسى ( ع ) و سخن گفتن با وى ، او را بر همه مردم عصرش برترى داد .
اصطفيتك على الناس برسلتى و بكلمى
حرف «باء» در «برسالتى» و «بكلامى»، «باء» استعانت است.
9 - خداوند از موسى ( ع ) خواست تا در برابر نعمت رسالت و شايستگى شنيدن سخن خدا ، وى را سپاس گويد و از شاكران شود .
اصطفيتك على الناس برسلتى و بكلمى . .. و كن من الشكرين
10 - فرمان به دريافت پيام هاى خدا و به كار بستن آنها و سپاسگزارى در برابر نعمت هاى او ، از سخنان خداوند با موسى ( ع ) در ميعادگاه مناجات
قال . .. فخذ ما ءاتيتك و كن من الشكرين
جلد
11
2 - خداوند ، مادر موسى را به نهادن او در صندوق و افكندن آن به رود نيل ، فرمان داد .
أن اقذفيه فى التابوت فاقذفيه فى اليمّ
مدلول «قذف» پرتاب كردن و افكندن است (مقاييس اللغة) و «اقذفى» كه هم در مورد گذاردن موسى(ع) در
صندوق و هم افكندن صندوق به آب، به كار رفته، گوياى اين است كه بايد موسى(ع) به گونه اى در صندوق قرار داده شده و به آب افكنده شود كه هر بيننده اى گمان كند آن را دور انداخته اند. «تابوت»، يعنى صندوق (نهايه ابن اثير) و «يمّ» به معناى دريا است و در آيه، مراد رود نيل است (لسان العرب).
جلد
11
4 - خداوند به موسى ( ع ) فرمان داد ، به پاس احترام محضر پروردگار خود ، نعلين از پاى درآورد و با پاى برهنه در وادى مقدس گام نهد .
فاخلع نعليك إنّك بالواد المقدّس طوًى
جلد
11
4 - خداوند ، موسى ( ع ) را پس از برگزيدن به پيامبرى ، به گوش فرادادن و دريافت وحى فرمان داد .
و أنا اخترتك فاستمع لما يوحى
جلد
11
6 - تأكيد بر لزوم عبادت خداوند و پرهيز از پرستش غير او ، اولين تذكر خداوند به موسى ( ع ) در آغاز نبوت او
لا إله إلاّ أنا فاعبدنى
جلد
13
1 - فرمان الهى به موسى ، در وادى طور مبنى بر افكندن عصاى خويش
و أن ألق عصاك
«إلقاء» (مصدر «ألق») به معناى انداختن است.
جلد
13
2 - اقدام خداوند به تكميل و به انجام رساندن امر رسالت موسى ( ع ) با نازل كردن تورات
و ما كنت بجانب الغربىّ إذ قضينا إلى موسى الأمر
«قضاء» به معناى به انجام رساندن است. به كارگيرى واژه ياد شده نشان مى دهد كه اعطاى تورات به موسى(ع) مكمل و پايان بخش امر رسالت او مى باشد.
جلد
13
9 - تلاش خواهر موسى براى اطلاع نيافتن ديگران ، از پى جويى سرنوشت آن كودك به وسيله او
فبصرت به عن جُنُب
جلد
10
4- تلاش موسى ( ع ) براى يافتن خضر ( ع ) ، واقعه اى درخور يادآورى و توجّه است .
و إذ قال موسى لفتيه لاأبرح
«إذ» مفعول براى «اُذكر» در تقدير است.
جلد
10
3- موسى و يوشع ، در شبانگاه و صبح دم - پس از عبور از مجمع البحرين - براى يافتن خضر ( ع ) راه درازى پيمودند . *
ءاتنا غداءنا
بدان احتمال كه احساس خستگى و گرسنگى موسى(ع) در طرف صبح، ناشى از راه پيمايى طولانى در شب باشد.
جلد
10
5- موسى ( ع ) براى رسيدن به رشد و تكامل َ برتر از راه تحصيل دانش ، در تلاش بود .
هل أتّبعك على أن تعلّمن ممّا علّمت رشدًا
جلد
13
3 - تلاش موسى ( ع ) براى زنده ساختن اشتياق شناخت حق در وجود فرعون و فرعونيان
قال ربّ السموت . .. إن كنتم موقنين
اقدام موسى(ع) به معلق كردن فهم گفته خويش بر شرط (إن كنتم موقنين) مى تواند بيانگر مطلب ياد شده باشد.
جلد
13
12 - موسى ( ع ) ، درصدد آوردن پاره اى آتش براى گرم كردن خانواده اش
أو ءاتيكم بشهاب قبس لعلّكم تصطلون
«شهاب» به شعله آتش و «قبس» به شعله برگرفته از آتش گفته مى شود. «اصطلاء» (مصدر «تصطلون») نيز به معناى گرم شدن است; يعنى، يا شعله اى از آتش برگيرم و بياورم تا با آن، آتش برافروزم، باشد كه گرم شويد.
جلد
6
22 - موسى ( ع ) با مشاهده اثر تجلى خدا ( انهدام كوه ) تقاضاى رؤيت خداوند را ناروا دانست و به درگاه الهى توبه كرد .
فلما أفاق قال سبحنك تبت إليك
24 - موسى ( ع ) بدون هيچ درنگ پس از دريافت حقيقت ( ناشدنى بودن رؤيت خدا ) آن را پذيرفت و بدان اعتراف كرد .
قال . .. و أنا أول المؤمنين
متعلق «المؤمنين» به قرينه فرازهاى قبل (بانك لاترى) است. كلمه «اول» در جمله «أنا أول المؤمنين» علاوه بر معناى مقدم بودن، معناى تأخير نكردن را نيز مى رساند. زيرا صحت اين ادعا كه شخص بخواهد أول مؤمن باشد، به اين است كه بى درنگ حقيقت رخ نموده را باور كند و به آن ايمان آورد، و گرنه اين احتمال منتفى نيست كه ديگرى در اين فاصله ايمان آورد و او نتواند أول مؤمن باشد.
جلد
6
1 - موسى ( ع ) در حضور فرعون خويشتن را از هر گونه افترا بر خداوند مبرّا دانست .
حقيق على أن لا أقول على اللّه إلا الحق
جلد
10
4- موسى ( ع ) ، به محروميت خود از علومى كه نزد خضر بود ، اعتراف داشت و در برابر مقام علمى و عملى او ، متواضع و فروتن بود .
هل أتّبعك على أن تعلّمن ممّا علّمت
اظهار آمادگى براى تبعيت، نشانِ خضوعِ موسى(ع) در برابر كردار خضر(ع)، و اظهار اشتياق به آموختن، حاكى از تواضع موسى در برابر علم او است.
جلد
6
3 - موسى ( ع ) خود و همراهانش را مردمى بازگشته به سوى خدا و توبه كار به درگاه او دانست .
إنا هدنا إليك
«هَوْد» (مصدر هدنا) به معناى بازگشتن و توبه كردن است.
4 - موسى ( ع ) به دليل بازگشت خود و همراهانش به سوى خدا ، همگان را شايسته برخوردار شدن از حيات نيكوى دنيا و سعادت آخرت دانست .
و اكتب لنا فى هذه الدنيا حسنة و فى الاخرة إنا هدنا إليك
جمله «إنا هدنا إليك» تعليل براى «و اكتب لنا . .. » است. يعنى چون به سوى تو بازگشتيم، اين تقاضا و انتظار - كه زمينه و مقدمه آن را فراهم كرده ايم - گزاف نيست.
جلد
6
22 - موسى ( ع ) با مشاهده اثر تجلى خدا ( انهدام كوه ) تقاضاى رؤيت خداوند را ناروا دانست و به درگاه الهى توبه كرد .
فلما أفاق قال سبحنك تبت إليك
جلد
6
3 - موسى ( ع ) خود و همراهانش را مردمى بازگشته به سوى خدا و توبه كار به درگاه او دانست .
إنا هدنا إليك
«هَوْد» (مصدر هدنا) به معناى بازگشتن و توبه كردن است.
4 - موسى ( ع ) به دليل بازگشت خود و همراهانش به سوى خدا ، همگان را شايسته برخوردار شدن از حيات نيكوى دنيا و سعادت آخرت دانست .
و اكتب لنا فى هذه الدنيا حسنة و فى الاخرة إنا هدنا إليك
جمله «إنا هدنا إليك» تعليل براى «و اكتب لنا . .. » است. يعنى چون به سوى تو بازگشتيم، اين تقاضا و انتظار - كه زمينه و مقدمه آن را فراهم كرده ايم - گزاف نيست.
جلد
1
2 - خداوند ، عطا كننده تورات به موسى ( ع )
و إذ ءاتينا موسى الكتب
«ال» در «الكتاب» عهد ذهنى است و اشاره به تورات دارد.
جلد
13
4 - « فى خبر ابن الجهم قال : سأل المأمون الرضا ( ع ) . . . ما معنا قول موسى لفرعون « فعلتها إذاً و أنا من الضالّين » قال الرضا ( ع ) : . . . قال موسى : « فعلتها إذاً و أنا من الضالّين » عن الطريق بوقوعى إلى مدينة من مدائنك . . . ;
ابن جهم گويد: مأمون از حضرت رضا(ع) پرسيد:. .. معناى سخن موسى(ع) به فرعون «... أنا من الضالّين» چيست؟ فرمود: موسى گفت: «... أنا من الضالّين» عن الطريق بوقوعى إلى مدينة من مدائنك; يعنى، من از راه گم كردگان بودم به شهرى از شهرهاى تو برخوردم». از روايت استفاده مى شود كه حضرت موسى(ع) توريه كرده و از گفتن جمله «أنا من الضالّين» گم كردن جاده را اراده كرده بود...».
جلد
13
9 - توصيه مادر موسى از سوى خدا به دور كردن ترس و اندوه از خود نسبت به سرنوشت فرزندش
و لاتخافى و لاتحزنى
جلد
7
5 - خداوند موسى و هارون ( ع ) را در برابر فشار ها و سختيهايى كه از جانب فرعون و اطرافيانش وارد مى شد ، توصيه به استقامت و پايدارى فرمود .
قال قد أجيبت دعوتكما فاستقيما
جلد
10
2- خضر ( ع ) به موسى ( ع ) توصيه كرد به دليل نداشتن قدرت تحمّل ، از همراه شدن با او صرف نظر كند .
إنّك لن تستطيع معى صبرًا
جلد
11
2 - خداوند در وادى طوى ، از موسى ( ع ) خواست ، خصوصيات چوب دستى خود رابيان كند .
و ما تلك بيمينك يموسى
جلد
11
10 - سستى نكردن در ياد خدا و انجام رسالت و ابلاغ پيام او توصيه خداوند به موسى و هارون ( ع )
و لاتنيا فى ذكرى
«ونى» به معناى سستىورزيدن و كوتاهى كردن است (مصباح). «لاتنيا»; يعنى، تو اى موسى و اى هارون! در ياد من كوتاهى و سستى نكنيد. از جمله لوازم ياد خدا، توجه به مسؤوليت ها و مأموريت هايى است كه از جانب او واگذار گرديده است.
جلد
13
6 - رهنمود خدا به موسى ( ع ) مبنى بر اين كه او نبايد از عصاى مار شده بيم داشته باشد .
يموسى لاتخف
جلد
13
5 - مرد ناشناس ، خواهان خروج بى درنگ موسى ( ع ) از شهر بود .
فاخرج
جلد
6
14 - رعايت تقوا از توصيه هاى موسى ( ع ) به قوم خويش
و العقبة للمتقين
جلد
7
1 - قوم موسى ، پس از توصيه و دعوت او ، اعلام داشتند : ما تنها بر خدا توكل كرده و جز او بر احدى اتكال نخواهيم كرد .
و قال موسى يقوم . .. فعليه توكلوا ... فقالوا على اللّه توكلنا
جلد
11
11 - موسى ( ع ) قبل از عزيمت به ميقات ، توصيه هاى لازم را به بنى اسرائيل ارائه كرده و قول و قرار هاى لازم را براى حفظ ايمان ، با آنان گذاشته بود .
فأخلفتم موعدى
«موعد» در اين آيه مصدر و به معناى «وعده» است. از اين رو «فأخلفتم موعدى»; يعنى، شما از وعده و عهد خود با من تخلف كرديد. از اين جمله برمى آيد كه موسى(ع) قبل از رفتن به ميقات، پيش بينى هاى لازم را كرده بود و از اين نظر حجت را بر بنى اسرائيل تمام نموده بود.
جلد
11
13 - حفظ وحدت و يك پارچگى بنى اسرائيل ، از سفارش هاى موسى ( ع ) به هارون
فرّقت بين بنى إسرءيل و لم ترقب قولى
«ترقب» به معناى «تحفّظ» است و مفاد جمله «إنّى خشيت. ..» - با توجه به عطف «لم ترقب» بر «فرّقت» - اين است كه: «من نگران آن بودم كه بگويى بنى اسرائيل را متفرق ساختى و گفته مرا حفظ و مراعات نكردى». اين گفته هارون(ع) دال بر آن است كه موسى(ع) پيش از رفتن به ميقات، در مورد حفظ وحدت بنى اسرائيل، توصيه هاى لازم را به او كرده بود.
جلد
10
3- روى آوردن فرعون به اعمال قهرآميز عليه موسى ( ع ) در پى ناتوانى از رودررويى منطقى و فرهنگى با او
و لقد ءاتينا موسى تسع ءايت بيّنت . .. فقال له فرعون إنى لأظنّك يموسى مسحورًا
جلد
11
1 - ايادى و مبلغان فرعون ، همه فرعونيان را به هم فكرى ، اتحاد و به كاربستن تمامى حيله ها ، عليه موسى ( ع ) دعوت مى كردند .
فتنزعوا . .. قالوا ... فأجمعوا كيدكم ثمّ ائتوا صفًّا
از آيات پيشين چنين برمى آيد كه پس از سخنان موسى(ع)، در بين فرعونيان اختلافاتى بروز كرد (فتنازعوا) و گروه حاميان و مبلغان فرعون درصدد توجيه گروه ديگر برآمدند كه نسبت به موسى(ع) و مبارزه با او ترديد داشتند. به نظر مى رسد «فأجمعوا» نيز از ناحيه همان گروه به عنوان نتيجه سخنان قبلى آنان ابراز شده باشد.
جلد
13
3 - فرعون با تحريك احساسات قومى و ميهنى اطرافيان خود ، درصدد تهييج آنان عليه موسى ( ع ) بود .
قال . .. يريد أن يخرجكم من أرضكم بسحره
جلد
13
3 - مشاوره سران حكومت فرعون درباره كشتن موسى ( ع )
إنّ الملأيأتمرون بك ليقتلوك
«إئتمار» (مصدر «يأتمرون») به معناى مشورت و رايزنى است.
جلد
16
1 - تصميم فرعون بر قتل موسى ( ع )
و قال فرعون ذرونى أقتل موسى
2 - فرعون درباره تصميم خود مبنى بر كشتن موسى ( ع ) ، با مشاوران و درباريانش به رايزنى پرداخت .
و قال فرعون ذرونى أقتل موسى
6 - كشتن موسى ( ع ) ، راه اصلى مبارزه با رسالت وى و گسترش آيين او ، در نگاه فرعون
و قال فرعون ذرونى أقتل موسى
11 - تصميم فرعون بر قتل موسى ( ع ) ، به اتهام فسادانگيزى و اخلالگرى او در نظم عمومى كشور
أقتل موسى . .. إنّى أخاف ... أن يظهر فى الأرض الفساد
جلد
16
1 - اطلاع يافتن موسى ( ع ) از توطئه براى قتل خود به دست فرعون
ذرونى أقتل موسى . .. و قال موسى إنّى عذت بربّى و ربّكم من كلّ متكبّر
جلد
13
8 - اتكال موسى ( ع ) به خداوند در امور زندگى
و اللّه على ما نقول وكيل
جلد
13
1 - اتكال موسى ( ع ) به خداوند ، در برابر تكذيب گرى هاى فرعونيان
قالوا. .. و ما سمعنا بهذا فى ءابائنا الأوّلين . و قال موسى ربّى أعلم
تعبير «ربّى أعلم» (خداى من بهتر مى داند) در پاسخ فرعون - كه در برابر همه معجزات و براهين روشن و غير قابل انكار موسى(ع)، موضع تكذيب و انكار در پيش مى گيرد و آن حضرت را به سحر و جادوگرى متهم مى كند - بيانگر اتكال به خدا و به داورى طلبيدن او مى باشد.
جلد
13
1 - روى آورى فرعون به تهديد موسى ( ع ) با احساس ناتوانى از مقابله با منطق او
قال لئن اتّخذت إلهًا غيرى لأجعلنّك من المسجونين
6 - موسى ( ع ) ، مورد تهديد فرعون به زندانى شدن ، در صورت پذيرش الوهيت غير او
قال لئن اتّخذت إلهًا غيرى لأجعلنّك من المسجونين
جلد
13
1 - دست بر نداشتن موسى ( ع ) از تبليغ رسالت خويش در برابر تهديد هاى فرعون
قال . .. لأجعلنّك من المسجونين . قال أوَلوجئتك بشىء مبين
جلد
16
5 - اطمينان موسى ( ع ) به حمايت خداوند از او ، در برابر تهديد به قتل از سوى فرعون
أقتل موسى . .. قال ... عذت بربّى و ربّكم
جلد
17
2- موسى ( ع ) ، متكى به حمايت پروردگار در قبال هجوم و تهديد فرعونيان
و إنّى عذت بربّى و ربّكم أن ترجمون
جلد
7
7 - حضرت موسى ( ع ) ، همراه با نفى ساحريت از خود ، فرعون و اطرافيانش را تهديد به شكست كرد و پيروزى قطعى خود را به آنان اعلام نمود .
و لا يفلح السحرون
جلد
16
11 - تصميم فرعون بر قتل موسى ( ع ) ، به اتهام فسادانگيزى و اخلالگرى او در نظم عمومى كشور
أقتل موسى . .. إنّى أخاف ... أن يظهر فى الأرض الفساد
12 - موسى ( ع ) از سوى فرعون ، به فسادانگيزى و اخلالگرى در نظم عمومى سراسر كشور مصر متهم شد .
أو أن يظهر فى الأرض الفساد
آمدن تعبير «فى الأرض» (در زمين) گوياى اين نكته است كه موسى(ع) به اخلال و فسادانگيزى در سراسر كشور متهم گرديد; نه در نقطه اى خاص.
جلد
1
8 - قوم موسى وى را به استهزا كردن بنى اسرائيل متهم كردند .
أتتخذنا هزواً
جلد
16
11 - تصميم فرعون بر قتل موسى ( ع ) ، به اتهام فسادانگيزى و اخلالگرى او در نظم عمومى كشور
أقتل موسى . .. إنّى أخاف ... أن يظهر فى الأرض الفساد
12 - موسى ( ع ) از سوى فرعون ، به فسادانگيزى و اخلالگرى در نظم عمومى سراسر كشور مصر متهم شد .
أو أن يظهر فى الأرض الفساد
آمدن تعبير «فى الأرض» (در زمين) گوياى اين نكته است كه موسى(ع) به اخلال و فسادانگيزى در سراسر كشور متهم گرديد; نه در نقطه اى خاص.
جلد
16
6 - موسى ( ع ) ، متهم به فردى دروغ گو و دين ساز از سوى فرعون
و إنّى لأظنّه كذبًا
جلد
6
10 - اتهام شومى و نامباركى به موسى ( ع ) و پيروانش از فرعونيان ، اتهامى ناروا و برخاسته از جهل آنان بود .
يطيروا بموسى و من معه . .. و لكن أكثرهم لايعلمون
جلد
1
6 - قوم موسى ، ويژگى هاى اوليه گاوى را كه بايد ذبح مى شد ، نارسا پنداشته و موسى ( ع ) را به كوتاهى در بيان حقيقت متهم كردند .
قالوا الئن جئت بالحق
مفهوم كلام قوم موسى (الآن . ..; هم اكنون حق را به تمامى بيان كردى) اين است كه: وى قبل از ذكر اوصاف ياد شده در اين آيه، حق را به طور كامل بيان نكرده بود.
جلد
6
7 - فرعون با توطئه گر خواندن موسى ( ع ) و ساحران ، براندازى حكومت فرعونيان و بيرون راندن ايشان را ، از پايتخت مصر از اهداف توطئه آنان شمرد .
إن هذا لمكر . .. لتخرجوا منها أهلها
مراد از «أهلها» هم مى تواند فرعون، درباريان و وابستگان به او باشد و هم مى تواند مراد از آن تمامى ساكنان مصر باشد. برداشت فوق بر اساس احتمال اول است.
جلد
6
6 - موسى ( ع ) و قوم او در پندار اشرافيان و فرعونيان ، مردمى فسادگر بودند .
أتذر موسى و قومه ليفسدوا فى الأرض
جلد
6
10 - اتهام شومى و نامباركى به موسى ( ع ) و پيروانش از فرعونيان ، اتهامى ناروا و برخاسته از جهل آنان بود .
يطيروا بموسى و من معه . .. و لكن أكثرهم لايعلمون
جلد
13
4 - استهزا و تهمت ، از ابزار مقابله فرعون با رسالت موسى ( ع )
قال لِمن حوله ألا تستمعون . .. قال إنّ رسولكم... لمجنون
جلد
13
1 - دست برنداشتن موسى ( ع ) از تبليغ رسالت خويش در برابر تهمت ها و سخنان نارواى فرعون عليه او
قال إنّ رسولكم . .. لمجنون . قال ربّ المشرق و المغرب و ما بينهما
3 - اهتمام موسى ( ع ) به تبيين « ربّ العالمين » على رغم روبه رو شدن با استهزا و تهمت فرعون
قال لمن حوله ألاتستمعون . .. إنّ رسولكم... لمجنون. قال ربّ المشرق و المغرب و ما
جلد
13
5 - تناقض گويى فرعون ، در اتهام هاى خويش عليه موسى ( ع )
قال إنّ رسولكم . .. لمجنون ... قال ... إنّ هذا لسحر عليم
فرعون از يك سو موسى(ع) را مجنون و از سويى ديگر ساحرِ بسيار دانا و كاردان مى خواند و اين تناقض گويى آشكارى است كه در يك مجلس از فرعون به طور ناخواسته سر زده است.
جلد
13
7 - اتهام ساحران از سوى فرعون ، به شاگردى موسى ( ع ) و يادگرفتن سحر در مكتب او
إنّه لكبيركم الذى علّمكم السحر
جلد
13
7 - عارى بودن از انگيزه هاى اصلاح طلبانه ، اتهام ديگر مرد اسرائيلى به موسى ( ع )
و ما تريد أن تكون من المصلحين
جلد
14
2 - خداوند ، از اتهامى كه قوم موسى به آن حضرت وارد كردند ، دفاع كرد و او را از آن مبرّا دانست .
لاتكونوا كالذين ءاذوا موسى فبرّأه اللّه ممّا قالوا
«برّأه اللّه ممّا قالوا» قرينه است بر اين كه مراد از اذيت به موسى(ع)، تهمت و افترا بوده است.
5 - تهمت به موسى ( ع ) ، موجب آزردگى و اذيت آن حضرت بود .
لاتكونوا كالذين ءاذوا موسى فبرّأه اللّه ممّا قالوا
11 - « عن أبى عبداللّه ( ع ) : إنّ بنى اسرائيل كانوا يقولون ليس لموسى ما للرجال ! و كان موسى إذا أراد الإغتسال يذهب إلى موضع لايراه أحد من الناس و كان يوماً يغتسل على شطّ نهر و قد وضع ثيابه على صخرة فأمر اللّه الصخرة فتباعدت عنه حتّى نظر بنوإسرائيل إليه فعلموا أنّه ليس كما قالوا ، فأنزل اللّه « ياأيّها الذين آمنوا لاتكونوا . . . » ;
از امام صادق(ع) روايت شده كه بنى اسراييل درباره حضرت موسى(ع) مى گفتند: او فاقد آلت مردانگى است! روش موسى براى شست وشوى خود آن بود كه به مكانى مى رفت كه ديده نشود. روزى، خود را در كنار رودى مى شست و لباس خود را بر صخره اى گذاشته بود. خداوند، به آن صخره فرمان داد (از موسى دورشو!) و صخره، از او دور شد. تا آن كه بنى اسراييل، موسى(ع) را در آن حال (عريان) ديدند، پس دانستند كه آن طور كه مى گفتند نيست. پس خداوند (با اشاره به اين داستان) فرمود: ياأيّها الذين آمنوا لاتكونوا...».
12 - « فى مجمع البيان : إنّ موسى و هارون صعدا الجبل ، فمات هارون فقالت بنوإسرائيل : أنت قتلته ! فأمر اللّه الملائكة فحملته حتّى مرّوا به على بنى إسرائيل و تكلّمت الملائكة بموته حتّى عرفوا أنّه قد مات و برّأه اللّه من ذلك عن علىّ ( ع )
از حضرت على(ع): در مورد اين سخن خدا: «يا أيّها الذين آمنوا لاتكونوا كالذين آذوا موسى» روايت شده كه موسى(ع) و هارون به كوهى بالا رفتند و هارون، آن جا وفات كرد. پس بنى اسراييل، به موسى گفتند: تو او را كشته اى! خداوند به ملائكه فرمان داد و آنان جنازه هارون را حمل كردند و بر بنى اسراييل عبور دادند و ملائكه، از مرگ هارون سخن گفتند، تا اين كه بنى اسراييل دانستند هارون، مرده است و خداوند، بدين گونه موسى(ع) را از اين اتهام تبرئه كرد».
جلد
17
1- موسى ( ع ) ، مورد هجوم كينه ها و تهمت هاى فرعونيان در پى ابلاغ پيام الهى
و إنّى عذت بربّى و ربّكم أن ترجمون
برداشت بالا بر اين اساس است كه «رجم» (مصدر «ترجمون»)، در اين آيه به معناى تهمت زدن باشد.
جلد
13
6 - متهم شدن موسى ( ع ) از سوى مرد اسرائيلى به داشتن انگيزه هاى جبارانه و روحيه ظلم و تجاوزگرى
إن تريد إلاّ أن تكون جبّارًا فى الأرض
جلد
6
3 - فرعونيان ايمان به رسالت موسى را سحرزدگى مى دانستند .
مهما تأتنا به من ءاية لتسحرنا بها فما نحن لك بمؤمنين
جلد
6
1 - فرعونيان با سحر خواندن تمامى معجزات موسى ، به وى گفتند كه هرگز رسالتش را تصديق نخواهند كرد .
مهما تأتنا به من ءاية لتسحرنا بها فما نحن لك بمؤمنين
«مهما» از أسماء شرط و به معناى «اى شىء» است. و «من» در «من آية» بيان «مهما» است. بنابراين جمله «مهما تأتنا ... » يعنى «هر چيزى را كه به عنوان معجزه بياورى ... .»
جلد
7
5 - فرعون و اطرافيانش ، على رغم مشاهده معجزه بزرگ موسى ( ع ) ، آن را سحرى آشكار خوانده و حضرتش را متهم به جادوگرى كردند .
فلما جاءهم الحق من عندنا قالوا إن هذا لسحر مبين
6 - تهمت سحر به معجزه بزرگ حضرت موسى ( ع ) از سوى فرعون و اطرافيانش ، برخاسته از روحيه سركشى و تبه كارى آنان بود .
فاستكبروا و كانوا قوماً مجرمين. فلما جاءهم الحق من عندنا قالوا إن هذا لسحر مبين
جلد
7
2 - موسى ( ع ) ، پس از مشاهده عمل ساحران ، براى رفع اتهام ساحرى از خود ، سحر بودن آن عمل را به آنان گوشزد نمود .
فلما ألقوا قال موسى ما جئتم به السحر
جلد
11
2 - شرك و سِحر خواندن معجزات موسى و ادعاى آوردن همانند براى آن و تكذيب رسالت الهى آن حضرت ، از جمله افترا هاى فرعونيان به خداوند بود .
لاتفتروا على اللّه كذبًا
با توجه به آيات پيشين كه مشتمل بر بيان توحيد از زبان موسى(ع) و نيز ارائه معجزات، و عكس العمل فرعون در سحر خواندن آنها بود، مى توان به مواردى از افتراهاى فرعونيان اشاره كرد.
جلد
10
9- فرعون پس از مشاهده معجزه هاى نُه گانه موسى ( ع ) ، او را متهم به سحر و سحرزدگى كرد .
ءاتينا موسى تسع ءايت . .. فقال له فرعون إنى لأظنّك يموسى مسحورًا
10- اتهام جادوگرى و سحرزدگى فرعون به موسى ( ع ) ، متكى بر ظن و گمان او بود نه مبتنى بر دليل و برهان
موسى . .. فقال له فرعون إنى لأظنّك يموسى مسحورًا
جلد
6
2 - اشراف و بزرگان دربار فرعون بر مبناى ساحر بودن موسى و سحر بودن معجزات وى ، جلسه مشورتى خويش را آغاز كردند .
قال الملأ من قوم فرعون إن هذا لسحر عليم
جمله «إن هذا . .. » مى تواند از نتايج بحث و گفتگوى اشراف باشد. يعنى در ابتدا اين مسأله مطرح شد كه امور خارق العاده موسى از چه سنخى است. همچنين مى تواند بيانگر اين باشد كه آنان ساحر بودن موسى را مفروض گرفته بودند و درباره روش مبارزه با وى تبادل نظر مى كردند. برداشت فوق بر اساس احتمال دوم است.
3 - اشراف و بزرگان قوم فرعون پس از تبادل نظر در جلسه مشورتى به اين نتيجه رسيدند كه موسى ( ع ) بدون هيچ ترديد ساحرى زبردست و معجزه وى سحر است .
قال الملأ من قوم فرعون إن هذا لسحر عليم
برداشت فوق بر اساس اولين احتمالى است كه در توضيح فيش قبل درباره جمله «إن هذا . .. » بيان شد.
جلد
6
5 - انتخاب روش مبارزه با موسى پس از تصميم به ساحر خواندن وى و تحليل اهداف او ( برچيدن حكومت فرعونى ) ، از مسائل مطرح شده در جلسه مشورتى بزرگان دربار فرعون
فماذا تأمرون
جلد
10
10- اتهام جادوگرى و سحرزدگى فرعون به موسى ( ع ) ، متكى بر ظن و گمان او بود نه مبتنى بر دليل و برهان
موسى . .. فقال له فرعون إنى لأظنّك يموسى مسحورًا
جلد
10
1- تذكر موسى ( ع ) به آگاهى و اعتقاد درونى فرعون به حقانيت معجزات او على رغم سحر خواندن آنها
إنى لأظنّك يموسى مسحورًا . قال لقد علمت ما أنزل هؤلاء إلاّ ربّ السموت و الأرض
جلد
11
2 - سِحر و ساحرى ، از اتهامات فرعون به موسى ( ع )
أجئتنا . .. بسحرك يموسى
4 - فرعون آيات و معجزات الهى موسى ( ع ) را سِحر خواند و آن را وسيله اى براى بيرون راندن فرعونيان از مصر دانست .
لتخرجنا من أرضنا بسحرك يموسى
جلد
11
3 - فرعون ، معجزات موسى ( ع ) را سِحر خوانده و امكان انجام نظير آن را دليل معجزه نبودن آن دانسته بود .
فلنأتيّنك بسحر مثله
جلد
11
3 - تأكيد بر ساحربودن موسى و هارون ( ع ) ، از جمله حركت هاى تبليغى فرعونيان بود .
قالوا إن هذن لسحرن
حرف «إن» مخفف از «إنّ» و ملغى از عمل است; ولى معناى تأكيد را مى رساند.
5 - متهم ساختن موسى و هارون ( ع ) به تلاش و برنامه ريزى براى بيرون راندن قبطيان از مصر به وسيله سِحر ، از جمله محور هاى تبليغاتى فرعونيان عليه موسى ( ع )
لسحرن يريدان أن يخرجاكم من أرضكم بسحرهما
جلد
11
7 - فرعون ، موسى ( ع ) را برترين ساحر و معجزه او را سِحرى فراتر از آنچه به ديگران آموخته بود ، قلمداد كرد .
إنّه لكبيركم الذى علّمكم السحر
8 - فرعون ، موسى ( ع ) را به استادى ساحران و سر رشته دارى امور آنان متهم كرد .
ءامنتم له . .. إنّه لكبيركم الذى علّمكم السحر
جلد
13
2 - تلاش فرعون براى سحر قلمداد كردن معجزات موسى براى اطرافيانش
قال للملإ حوله إنّ هذا لسحر عليم
جلد
13
6 - اصرار و پافشارى فرعون بر سحر شمردن معجزه موسى
إنّه لكبيركم الذى علّمكم السحر
جلد
13
2 - سحر خوانده شدن معجزات الهى موسى ، از سوى فرعونيان على رغم وضوح و روشنى آن
فلمّا جاءتهم ءايتنا مبصرة قالوا هذا سحر مبين
جلد
13
4 - انكار معجزات موسى از سوى فرعونيان ، به اتهام سحر و ساختگى بودن آنها
فلمّا جاءهم موسى بئايتنا بيّنت قالوا ما هذا إلاّ سحر مفترًى
جلد
13
10 - موضع گيرى خصمانه كافران صدراسلام عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) و موسى ( ع ) و متهم ساختن آنان به ساحرى
قالوا سحران تظهرا
جلد
16
6 - تهمت سحر و دروغ گويى به موسى ( ع ) ، از سوى فرعون ، هامان و قارون
فقالوا سحر كذّاب
جلد
17
1 - متهم شدن موسى ( ع ) ، به سحر و افسون گرى از سوى فرعونيان
و قالوا يأيّه الساحر ادع
جلد
18
6 - اتهام سحر و جنون از سوى فرعون به موسى ( ع ) ، پس از مشاهده دلايل و برهان هاى روشن رسالت آن حضرت
أرسلنه . .. بسلطن مبين ... و قال سحر أو مجنون
جلد
13
3 - اقدام فرعون به متهم كردن موسى ( ع ) به جنون
قال إنّ رسولكم . .. لمجنون
جلد
18
6 - اتهام سحر و جنون از سوى فرعون به موسى ( ع ) ، پس از مشاهده دلايل و برهان هاى روشن رسالت آن حضرت
أرسلنه . .. بسلطن مبين ... و قال سحر أو مجنون
جلد
11
3 - برنامه ريزى و توطئه براى بيرون راندن فرعون و فرعونيان از مصر و تلاش براى رسيدن به حكومت ، اتهام فرعون به حضرت موسى ( ع )
أجئتنا لتخرجنا من أرضنا بسحرك يموسى
جلد
1
7 - قوم موسى وى را به دروغ گويى در ابلاغ حكم خدا ( فرمان ذبح گاو ) ، متهم كردند .
إن اللّه يأمركم . .. قالوا أتتخذنا هزواً
با وجود اينكه موسى(ع) با جمله «إن اللّه. ..» تصريح مى كند كه خداوند چنين دستورى داده بنى اسرائيل با خطاب به موسى (ع) (أتتخذنا) او را صادر كننده آن فرمان مى پنداشتند; يعنى، بر اين گمان بودند كه وى به گزاف آن حكم را به خداوند نسبت مى دهد.
جلد
13
5 - متهم شدن موسى ( ع ) به دروغ گويى در ادعاى رسالت
و ما سمعنا بهذا فى ءابائنا الأوّلين
«هذا» به ادعاى رسالت از سوى موسى اشاره دارد; زيرا فرعون وى را متهم به دروغ گويى مى كند، به اين دليل كه اگر رسالت از سوى خدا درست باشد، بايد پيش از تو در ميان نياكان ما اين امر تحقق مى يافت; در حالى كه چنين چيزى در تاريخ پيشينيان، شنيده نشده است.
جلد
13
8 - متهم شدن موسى ( ع ) به دروغ گويى از سوى فرعون ، به خاطر مردود دانستن الوهيت وى و فراخواندن همگان به پرستش خداى يگانه
و إنّى لأظنّه من الكذبين
جلد
16
6 - تهمت سحر و دروغ گويى به موسى ( ع ) ، از سوى فرعون ، هامان و قارون
فقالوا سحر كذّاب
جلد
16
5 - دستور ساختن بناى مرتفع و رصدخانه براى اطلاع پيدا كردن از خداى موسى ( ع ) ، نيرنگ و ترفند فرعون براى اثبات دروغ گويى موسى ( ع ) درادعاى وجود خداى يكتا در جهان
أسبب السموت فأطّلع إلى إله موسى
در اين كه مقصود اصلى فرعون از ساختن بناى مرتفع چه بوده، ميان مفسران چند ديدگاه وجود دارد: از جمله اين كه فرعون با ساختن بناى مرتفع، درصدد نبود كه به راه هاى آسمان دست يابد; زيرا كوه هاى مرتفعى وجود داشت كه از برج ها و بناى احداثى او بلندتر بود. از اين رو مقصود اصلى او اين بود كه براى مردم اثبات كند كه راه يافتن به آسمان، امرى ناممكن است. بنابر اين ادعاى موسى(ع) به اين كه در جهان خدايى هست كه با او ارتباط دارد، دروغ و باطل مى باشد. گفتنى است ذيل آيه - كه در آن از بى اثر بودن توطئه فرعون سخن به ميان آمده - مؤيد همين برداشت است.
6 - موسى ( ع ) ، متهم به فردى دروغ گو و دين ساز از سوى فرعون
و إنّى لأظنّه كذبًا
15 - كار ساز نبودن مكر و حيله فرعون در ساختن بناى بلند ، به بهانه اطلاع يافتن از خداى موسى ( ع ) و
اثبات دروغ گو بودن او
يه-من ابن لى صرحًا. .. فأطّلع إلى إله موسى... و ما كيد فرعون إلاّ فى تباب
برداشت ياد شده به اين خاطر است كه از مصاديق اصلى «كيد فرعون» ساختن بناى بلند مى باشد.
جلد
13
6 - متهم شدن موسى ( ع ) از سوى مرد اسرائيلى به داشتن انگيزه هاى جبارانه و روحيه ظلم و تجاوزگرى
إن تريد إلاّ أن تكون جبّارًا فى الأرض
جلد
11
9 - سامرى و پيروان او ، به دروغ مدعى فراموش شدن معرفى گوساله به عنوان معبود ، از جانب موسى ( ع ) شدند .
هذا إلهكم و إله موسى فنسى
در باره مرجع ضمير فاعلى «نسى» دو احتمال وجود دارد: 1- مرجع موسى(ع) باشد. 2- مرجع سامرى باشد. برداشت ياد شده براساس احتمال اول است.
13 - موسى ( ع ) در ديدگاه و تبلغات سامريان ، رهبرى فراموش كار حتى در اصولى ترين مسائل اعتقادى
فقالوا هذا إلهكم و إله موسى فنسى
جلد
7
1 - فرعون و اطرافيانش ، پس از شيندن سخنان موسى ( ع ) ، او و هارون ( ع ) را به تلاش براى براندازى حكومت متهم كردند .
قال موسى . .. قالوا أجئتنا لتلفتنا عما وجدنا عليه ءاباءنا و تكون لكما الكبرياء
2 - فرعون و اطرافيانش ، حضرت موسى ( ع ) را متهم كردند كه تلاش او نه به خاطر هدايت ; بلكه براى برگرداندن آنان از سنّت و روش پدرانشان و تصاحب قدرت و حكومت بر سرزمين مصر است .
قالوا أجئتنا لتلفتنا عما وجدنا عليه ءاباءنا و تكون لكما الكبرياء فى الأرض
3 - فرعون و اطرافيانش ، حضرت موسى و هارون ( ع ) را به انحصارطلبى در قدرت متهم كردند .
و تكون لكما الكبرياء فى الأرض
برداشت فوق از تقديم خبر «تكون» بر اسمش - كه مى تواند مفيد حصر باشد - استفاده شده است.
جلد
11
10 - سامرى و طرفداران و مبلغان او ، پرستش گوساله را از جمله عقايد موسى ( ع ) وانمود كردند .
فقالوا هذا إلهكم و إله موسى فنسى
جلد
11
2 - فرعون ، پس از تعيين زمان رويارويى با موسى ( ع ) ، بى درنگ و بدون از دست دادن فرصت ، به تهيه و تدارك مقدمات لازم براى مقابله پرداخت .
موعدكم يوم الزينة . .. فتولّى فرعون فجمع
«فاء» در «فتولّى» و «فجمع» براى بيان ترتيب كار و اتصال است; يعنى، فرعون به مجرد پايان مذاكره و مواعده با موسى(ع)، به تدارك مكر و جمع آورى آن پرداخت و هيچ فرصتى را از دست نداد.
5 - فرعون ، از فرصت كافى براى تدارك سِحر و امكانات ديگر جهت مقابله با موسى ( ع ) برخوردار بود .
فجمع كيده ثمّ أتى
«ثمّ» براى بيان تراخى است. ممكن است اين تراخى، زمانى باشد; يعنى، پس از جمع آورى مكرها، مدتى تا رسيدن روز موعود فاصله شد و سپس آن روز فرا رسيد. براين اساس بايد گفت: فرعون فرصتى كامل براى كسب آمادگى داشت.
6 - فرعون پس از گردآورى امكانات و حيله هاى خويش ، در ميعادگاه خود با موسى ( ع ) حاضر گرديد .
موعدكم يوم الزينة . .. فجمع كيده ثمّ أتى
جلد
13
1 - برانگيخته شدن عواطف موسى ( ع ) با شنيدن پاسخ دختران شعيب
قالتا لانسقى . .. فسقى لهما
جلد
17
3 - آشنايى مردم عصر موسى ( ع ) ، با مقوله سحر و آثار شگفت آن
و قالوا يأيّه الساحر
متهم كردن موسى(ع)، به سحر پس از مشاهده آيات شگفت الهى، نشان مى دهد كه فرعونيان مشابه آن كارها را در توان ساحران مى ديدند.
جلد
6
2 - رواج سحر در سرزمين مصر به هنگام بعثت موسى ( ع )
يأتوك بكل سحر عليم
جلد
13
2 - آگاهى قبلى ساحران از پيام توحيدى موسى ( ع ) و تنها نيازمند مشاهده دليلى روشن
قالوا ءامنّا بربّ العلمين
جلد
11
10 - ساحران فرعون ، از دعوت موسى ( ع ) و هماهنگى هارون با او ، پيش از اقدام به مبارزه با آنان آگاه بودند .
ءامنّا بربّ هرون و موسى
جلد
6
1 - ساحران با مشاهده معجزه موسى ( ع ) و بطلان سحر خويش ، به خاك افتادند و به درگاه خداوند سجده
كردند .
و ألقى السحرة سجدين
2 - ساحران با مشاهده معجزه موسى ( ع ) به عظمت خداوند پى بردند و او را شايسته و بايسته پرستش يافتند .
و ألقى السحرة سجدين
جلد
6
1 - ساحران با مشاهده معجزه موسى ( ع ) ربوبيت خداوند را بر تما هستى باور كردند و به آن ايمان آوردند .
قالوا ءامنا برب العلمين
جلد
6
1 - ساحران دربار فرعون پس از مشاهده معجزه موسى ( ع ) ، به ربوبيت خداى موسى ( ع ) و هارون بر تمام هستى ايمان آورده و بدان اعتراف كردند .
ءامنا برب العلمين. رب موسى و هرون
جلد
11
2 - ساحران با مشاهده معجزه موسى و بلعيده شدن سِحرشان با اعجاز او ، در برابر خداوند به سجده افتادند .
فأُلقى السحرة سجّدًا
3 - ساحران ، با مشاهده معجزه موسى ، آن را قدرتى الهى دانسته و در برابر عظمت خداوند اظهار فروتنى كردند .
فأُلقى السحرة سجّدًا قالوا ءامنّا بربّ هرون و موسى
جلد
6
1 - ساحران پس از اجتماع در صحنه رويارويى با موسى ( ع ) ، شروع كننده مبارزه را به انتخاب وى وانهادند .
قالوا يموسى إما أن تلقى و إما أن نكون نحن الملقين
بديهى است هر يك از طرفين (موسى از يك سو و ساحران از سوى ديگر) براى عرضه كار خود در صحنه مبارزه حاض---ر شده بودند. بنابراين تخييرِ مستفاد از جمله «إما أن تلقى ... »، ناظر به شروع كننده كار است، نه به اصل انجام آن.
2 - ساحران ، جادويى همانند معجزه موسى ( ع ) تدارك ديده بودند .
إما أن تلقى و إما أن نكون نحن الملقين
به كارگيرى «تلقى» و «ملقين»، كه هر دو از مصدر «القاء» به معناى افكندن است، مى رساند كه جادوى آنان
مشابهت صورى با معجزه موسى داشته است.
3 - ساحران دربار فرعون ، يكدل و يكزبان و يار يكديگر در مبارزه با موسى ( ع )
قالوا يموسى إما أن تلقى و إما أن نكون نحن الملقين
بديهى ست ساحران جمله هاى «إما أن تلقى» و «إما أن نكون نحن الملقين» را دسته جمعى و يا يك به يك نگفتند. بنابراين استناد اين جمله ها به آنان حكايت از هميارى و يكدلى آنان در مبارزه با موسى(ع) دارد.
جلد
6
2 - ساحران در مدتى طولانى و به طور مستمر در تدارك سحر خويش عليه موسى ( ع ) بودند .
و بطل ما كانوا يعملون
فعل مضارع «يعملون» پس از «كانوا» حكايت از مداومت ساحران به مهياسازى خويش براى جادوگرى دارد.
جلد
6
5 - برخورد و ملاقات ساحران با موسى ( ع ) در پايتخت مصر ، پيش از حضورشان در صحنه مبارزه
إن هذا لمكر مكرتموه فى المدينة
جلد
11
1 - ساحران فرعون ، در ميدان مبارزه و رويارويى با موسى ( ع ) ، تعيين آغازكننده را به آن حضرت محول كردند .
قالوا يموسى إمّا أن تلقى . .. ألقى
3 - ساحران فرعون ، نسبت به غلبه و پيروزى خود بر موسى ( ع ) در ميدان مبارزه ، اطمينان داشتند .
إمّا أن تلقى و إمّا أن نكون أوّل من ألقى
پيشنهاد به موسى(ع) براى تعيين آغازكننده، حكايت از اطمينان ساحران به كار خود و نتيجه آن و يا لااقل تظاهر به آن از سوى آنان دارد.
4 - برخورد و گفت وگوى ساحران فرعون با موسى ( ع ) در ميدان مبارزه ، همراه با نزاكت و اظهار ادب نسبت به آن حضرت بود .
يموسى إمّا أن تلقى و إمّا
احاله انتخاب آغازگر به موسى(ع) و پرهيز از تحكّم در اين زمينه، خالى از ابراز ادب و نزاكت از سوى ساحران نيست.
5 - علاقه مندى ساحران فرعون ، به پيشدستى در ارائه سِحر خويش ، قبل از اقدام موسى ( ع ) به ارائه آيات *
إمّا أن تلقى و إمّا أن نكون أوّل من ألقى
تفاوت تعبير در بخش دوم پيشنهاد، نشانگر اين نكته است كه ساحران براى شروع كردن، انگيزه بيشترى داشتند و بدين وسيله آن را ابراز مى كردند; زيرا به جاى «أن نكون . ..» مى توانستند بگويند «أمّا أن نلقى»
جلد
6
4 - ساحران به رسالت ها و پيام هاى موسى ( ع ) قبل از اقدام به مبارزه با وى آگاه بودند .
قالوا ءامنا برب العلمين
تأكيد ساحران به ربوبيت خداوند و پذيرش سريع آن پس از آگاهى به حقانيت موسى(ع)، بيانگر اين است كه آنان پيش از حضور در صحنه مبارزه به پيامهاى وى، كه بارزترين آن اعتقاد به ربوبيت مطلق خداوند است، آگاه شده بودند.
جلد
10
12- « عن أبى جعفر ( ع ) : كان وصىّ موسى بن عمران ، يوشع بن نون و هو فتاه الذى ذكر اللّه فى كتابه ;
از امام باقر(ع) روايت شده: جانشين موسى بن عمران، يوشع بن نون بود و او، همان جوان همراه موسى(ع) بود كه خداوند، او را در قرآن ياد كرده است».
جلد
10
8- مفارقت از خضر ( ع ) و بازماندن از يادگيرى علوم او ، براى حضرت موسى ( ع ) امرى دشوار بود .
لاتؤاخذنى بما نسيت و لاترهقنى من أمرى عسرًا
مقصود از «أمر» در «من أمرى» همان متابعت خضر(ع) و فراگيرى دانش از او است. بنابراين، مفاد اين قسمت آيه، آن است كه با لغو رخصت همراهى، مرا در مورد كار و هدف ام به زحمت و سختى مينداز
جلد
10
1- سومين تخلّف موسى ( ع ) از عهد خويش با خضر ( ع ) ( مطرح ساختن گرفتن مزد ) ، آغاز جدايى آن دو از هم بود .
قال لو شئت لتّخذت . .. قال هذا فراق بينى و بينك
در باره اين كه «هذا» اشاره به چيست، احتمالاتى وجود دارد، از جمله اين كه اشاره به قول موسى(ع) باشد; يعنى، هذا القول سبب فراق بيننا
3- خضر ( ع ) ، پس از آخرين تخلّف موسى ، براى جدا شدن از او ، دليل موجه و عذر پذيرفته شده داشت .
بلغت من لدنّى عذرًا . .. قال لو شئت لتّخذت عليه أجرًا . قال هذا فراق بينى و بين
جلد
10
3- همسفر موسى ( ع ) ( يوشع ) با آغاز سفر موسى و خضر ( ع ) ، از آنان جدا شد . *
فانطلقا حتّى إذا ركبا فى السفينة
در اين آيه، نامى از همسفر قبلى موسى (يوشع) مطرح نيست. ممكن است گفته شود، او در ادامه سفر، حضور نداشته و رخصتى براى او صادر نگرديده بود. توجه به ضماير تثنيه («فانطلقا»، «ركبا») گواهى روشن بر اين نكته است.
جلد
13
1 - موسى ( ع ) ، فردى مجرم ( قاتل ) از نظر نظام فرعونى
و لهم علىَّ ذنب
مقصود از «ذنب» قتل مرد قبطى است كه موسى در پى آن، از مصر فرار كرد و به مدين رفت.
2 - رفتار گذشته موسى ( ع ) ( قتل مرد قبطى ) ، از نظر دستگاه فرعونى جرم محسوب مى شد ، نه از ديدگاه خود وى
و لهم علىَّ ذنب
برداشت ياد شده بدان احتمال است كه تعبير (لهم علىّ. ..) اشاره اى باشد به اين كه آنان مرا مجرم مى دانند; گرچه واقعًا گناهكار نيستم.
جلد
13
1 - يادآورى فرعون به موسى ( ع ) نسبت به جرم گذشته او در قتل مرد قبطى
و فعلت فعلتك التى فعلت
مقصود فرعون از «فعلتك التى فعلت» قتل مرد قبطى به دست موسى(ع) است.
جلد
13
4 - قتل مرد قبطى توسط موسى ( ع ) ، از نظر نظام فرعونى جرم و گناه بود ; ولى در پيشگاه پروردگار چنين نبود .
ففررت منكم . .. فوهب لى ربّى حكمًا و جعلنى من المرسلين
موسى(ع) در دستگاه فرعون مجرم شمرده مى شود و مى گريزد; اما در پيشگاه پروردگار مورد لطف قرار گرفته و به دريافت حكمت و رسالت مفتخر مى گردد.
جلد
11
11 - « عن أبى عبداللّه ( ع ) قال : قال اللّه عزّوجلّ لموسى ( ع ) « فاخلع نعليك » لأنّها كانت من جلد حمار ميّت ;
از امام صادق(ع) روايت شده: خداى عزّوجلّ به موسى فرمود: «فاخلع نعليك»، زيرا كفش هاى او از پوست ميته الاغ بود».
جلد
13
1 - سپرى شدن دوران كودكى و نوجوانى موسى ( ع ) و رسيدن او به مرحله جوانى ، بى هيچ حادثه درخور بيان
فرددنه إلى أُمّه . .. و لمّا بلغ أشدّه و استوى
تعبير «بلغ أشدّه» كنايه از رسيدن شخص به دوره جوانى است; زيرا نوعاً بلوغ فكرى انسان هم زمان با رسيدن وى به مرحله جوانى است. بنابراين پرداختن قرآن به حوادث روزگار جوانى موسى(ع) و بعد از آن و مسكوت گذاشتن دوران پيش از جوانى (كودكى و نوجوانى)، نشانگر آن است كه كودكى و نوجوانى او در كمال آرامش سپرى شده بود و در اين مدت حادثه اى درخور بيان براى وى روى نداده بود.
2 - اعطاى حكمت و دانشى گسترده از سوى خدا به موسى ( ع ) هم زمان با رسيدن او به مرحله جوانى
و لمّا بلغ أشدّه و استوى ءاتينه حكمًا و علمًا
نكره آمدن «حكماً» و «علماً» بيانگر عظمت حكمت و دانشى است كه از سوى خدا به موسى(ع) داده شده بود.
3 - موسى ( ع ) برخوردار از اعتدال جسمى همراه با قوت فكرى در عنفوان جوانى
و لمّا بلغ أشدّه و استوى
ظاهر اين است كه جمله «بلغ أشدّه» اشاره به توان فكرى موسى(ع) و عبارت «و استوى» اشاره به توان جسمى او باشد. گفتنى است كه «أشدّه» معادل «قوّته» و «استوى» به معناى «إعتدل» مى باشد.
جلد
11
5 - فرعون ، با اعلام خطر به قبطيان در مورد خطر اخراج از مصر ، به تحريك آنان در جهت مقابله با موسى ( ع ) پرداخت .
أجئتنا لتخرجنا من أرضنا
در كلام موسى(ع) با فرعون، هيچ نشانه اى به چشم نمى خورد كه دال بر تصميم او بر اخراج فرعونيان از مصر باشد. آنچه موسى(ع) خواهان آن بود، نجات دادن بنى اسرائيل از بردگى و بيرون بردن آنان از مصر بود. بنابراين مطرح شدن اين سخن (اخراج قبطيان) از سوى فرعون، صرفاً به جهت برانگيختن احساسات آنان عليه موسى(ع) بوده است.
جلد
11
3 - آيين موسى و هارون ( ع ) ، جهانى بوده و ويژه طايفه خاصى نبوده است .
اذهب أنت و أخوك
در آيات قبل و بعد، رفتن به سوى فرعون مطرح است; ولى از آن جايى كه اين آيه مورد خاصى را براى ابلاغ رسالت مشخص نساخته است، حاكيت از اين دارد كه اصل مأموريت موسى(ع) براى همگان است و فرعون، نقطه شروع ابلاغ پيام بوده است.
جلد
13
3 - عدم معرفت همراهان نزديك موسى ( ع ) به مقام وى و شكست ناپذيرى طرح و برنامه الهى او
و أوحينا إلى موسى أن أسر بعبادى. .. قال أصحب موسى إنّا لمدركون
تعبير «أصحاب موسى» به جاى بنى اسرائيل، مى تواند تعريضى باشد به اين كه نه تنها بنى اسرائيل بلكه حتى ياران نزديك موسى(ع) نيز به موفقيت آميز بودن طرح و برنامه وى اطمينان نداشتند; بلكه با مشاهده فرعون، شكست موسى(ع) و گرفتارى خود را قطعى مى دانستند.
جلد
13
3 - عدم معرفت همراهان نزديك موسى ( ع ) به مقام وى و شكست ناپذيرى طرح و برنامه الهى او
و أوحينا إلى موسى أن أسر بعبادى. .. قال أصحب موسى إنّا لمدركون
تعبير «أصحاب موسى» به جاى بنى اسرائيل، مى تواند تعريضى باشد به اين كه نه تنها بنى اسرائيل بلكه حتى ياران نزديك موسى(ع) نيز به موفقيت آميز بودن طرح و برنامه وى اطمينان نداشتند; بلكه با مشاهده فرعون، شكست موسى(ع) و گرفتارى خود را قطعى مى دانستند.
جلد
1
3 - مدت زمان عبادت و مناجات ويژه موسى ( ع ) ، چهل شب تعيين شد .
و إذ وعدنا موسى أربعين ليلة
17 - « عن أبى جعفر ( ع ) فى قوله : « و إذ واعدنا موسى أربعين ليلة » قال كان فى العلم و التقدير ثلثين ليلة ثم بداللّه فزاد عشراً فتمّ ميقات ربه للأول و الآخر أربعين ليلة ;
از امام باقر(ع) درباره سخن خداوند كه فرموده «و واعدنا موسى أربعين ليلة» روايت شده كه در علم و تقدير الهى اين بود كه سى شب باشد; سپس براى خدا بدا حاصل شد و ده روز اضافه گرديد پس ميقات موسى (ع) در وعده اول و آخر چهل شب شد».
جلد
6
3 - موسى ( ع ) علاوه بر گذراندن سى شب براى عبادت و مناجات ، موظف به ادامه آن تا ده شب ديگر شد .
و أتممنها بعشر فتم ميقت ربه أربعين ليلة
«ميقات» به معناى زمانى است كه براى انجام كارى تعيين گردد. «ميقات ربه» يعنى زمانى را كه خدا براى انجام عبادت و مناجات موسى تعيين كرد.
4 - مناجات خاص موسى با خداوند با گذشتن چهل شب ، در دو مرحله سى شبه و ده شبه ، كامل شد و به حد مطلوب رسيد .
فتم ميقت ربه أربعين ليلة
فعل «تمَّ» متضمن معناى «بلغ» مى باشد و بدين لحاظ «اربعين» مفعولٌ به براى آن است ; يعنى: «فتم ميقات ربه بالغاً أربعين ليلة».
جلد
6
11 - تصفيه موسى ( ع ) با مناجات چهل شبه ، مقدمه اى براى دريافت تورات بود .
يموسى إنى اصطفيتك . .. فخذ ما ءاتيتك
چون خداوند در پايان داستان مواعده خويش با موسى(ع) و مناجات چهل شبه وى، اعطاى پيامهاى خويش را، كه همان تورات باشد، مطرح ساخته، معلوم مى شود آن مواعده و مناجات به سبب اعطاى تورات بوده است.
جلد
6
1 - موسى ( ع ) پس از مناجات چهل شبه خويش با خدا ، به سوى قومش بازگشت .
و لما جاء موسى لميقتنا . .. و لما رجع موسى إلى قومه
جلد
11
5 - حضرت موسى ( ع ) در راه مدين به مصر ، داراى گوسفندانى بود كه خود ، آنها را شبانى مى كرد .
أهشّ بها على غنمى
«غنم» يعنى، گوسفندان. اين كلمه از لفظ خود، مفرد ندارد و به يك گوسفند «شاة» گفته مى شود (مصباح)
جلد
13
7 - موسى ( ع ) ، از ديدگاه دختر شعيب ، بهترين و شايسته ترين مرد براى نگه دارى دام هايشان
قالت إحديهما . .. إنّ خير من استئجرت القوىّ الأمين
جلد
13
4 - شعيب ( ع ) ، خواستار حداقل هشت سال و حداكثر ده سال كار ( شبانى گوسفندان ) ، از موسى در قبال ازدواج با يكى از دخترانش بود .
قال إنّى أُريد أن أُنكحك . .. على أن تأجرنى ثمنى حجج فإن أتممت عشرًا فمن عندك
«حجج» جمع «حجه» است و مراد از آن «سنين» مى باشد; يعنى، «على أن تأجرنى ثمانى سنين».
جلد
13
2 - حمايت قاطع خداوند از موسى ( ع ) در قبال مشكلات راه رسالت .
قال كلاّ . .. إنّا معكم مستمعون
4 - موسى و هارون ( ع ) ، مأمور حركت به سوى فرعونيان با تكيه بر حمايت قاطع الهى
قال كلاّ فاذهبا بايتنا إنّا معكم
جلد
13
12 - خداوند ، پناه و پشتيبان موسى ( ع ) از مرحله شيرخوارگى تا رسيدن به مقام رسالت
إنّ فرعون . .. يذبّح أبناءهم ... و أوحينا إلى أُمّ موسى أن أرضعيه ... إنّا رادّو
جلد
16
5 - اطمينان موسى ( ع ) به حمايت خداوند از او ، در برابر تهديد به قتل از سوى فرعون
أقتل موسى . .. قال ... عذت بربّى و ربّكم
جلد
17
2- موسى ( ع ) ، متكى به حمايت پروردگار در قبال هجوم و تهديد فرعونيان
و إنّى عذت بربّى و ربّكم أن ترجمون
جلد
10
5- موسى ( ع ) همسفر خود را از احتمال طولانى بودن سفرشان آگاه ساخت و احتمال بازگشت از نيمه راه را منتفى دانست .
و إذ قال موسى لفتيه لاأبرح . .. أو أمضى حقبًا
جلد
11
5- حضرت موسى و هارون ( ع ) ، دو پيامبر برخوردار از حجت و برهان الهى
و لقد ءاتينا موسى و هرون الفرقان
يكى از معانى لغوى «فرقان» حجت و برهان است (لسان العرب).
جلد
13
4 - عصاى موسى پس از تبديل شدن به اژد ها ، حركت و پيشروى كرد .
فإذا هى ثعبان مبين
برداشت ياد شده بدان احتمال است كه «ثعبان» از ريشه «ثعب» (آب جارى) بوده و اين اشاره اى به حركت و پيشروى اژدها داشته باشد.
جلد
13
2 - تحرك شديد و تند و تيز عصاى موسى در پى افكندن آن بر زمين
فلمّا رءاها تهتزّ كأنّها جانّ
«إهتزاز» (مصدر «تهتزّ») به معناى به حركت در آمدن است. تشبيه حركت عصاى اژدها شده موسى به حركت مار كوچك (جان)، بيانگر آن است كه عصاى مار شده - على رغم اين كه مارى بزرگ بود - چنان چالاك بود كه گويا مارى كوچك است.
جلد
6
24 - موسى ( ع ) بدون هيچ درنگ پس از دريافت حقيقت ( ناشدنى بودن رؤيت خدا ) آن را پذيرفت و بدان اعتراف كرد .
قال . .. و أنا أول المؤمنين
متعلق «المؤمنين» به قرينه فرازهاى قبل (بانك لاترى) است. كلمه «اول» در جمله «أنا أول المؤمنين» علاوه بر معناى مقدم بودن، معناى تأخير نكردن را نيز مى رساند. زيرا صحت اين ادعا كه شخص بخواهد أول مؤمن باشد، به اين است كه بى درنگ حقيقت رخ نموده را باور كند و به آن ايمان آورد، و گرنه اين احتمال منتفى نيست كه ديگرى در اين فاصله ايمان آورد و او نتواند أول مؤمن باشد.
جلد
10
10- مقابله به مثل و حقيقت گويى ، از ويژگى هاى برخورد موسى ( ع ) با فرعون
إنى لأظنّك يموسى مسحورًا . .. و إنى لأظنّك يفرعون مثبورًا
جلد
16
8 - تلاش گسترده مؤمن آل فرعون ، بر ايجاد احتمال درست بودن دعوت موسى ( ع ) و راستى هشدار هاى او در افكار عمومى قومش
وإن يك كذبًا فعليه كذبه . .. فمن ينصرنا من بأس اللّه إن جاءنا
شيوه سخن مؤمن آل فرعون به فرعونيان (اگر موسى(ع) دروغ گو باشد به ضرر خودش است و اگر راستگو باشد ممكن است هشدارهاى او درباره نزول عذاب درست باشد)، گوياى اين نكته است كه او باايجاد احتمال درست بودن دعوت موسى(ع) در افكار عمومى، در صدد جلب نظر آنان به سود آن حضرت بوده است.
جلد
16
8 - تلاش گسترده مؤمن آل فرعون ، بر ايجاد احتمال درست بودن دعوت موسى ( ع ) و راستى هشدار هاى او در افكار عمومى قومش
وإن يك كذبًا فعليه كذبه . .. فمن ينصرنا من بأس اللّه إن جاءنا
شيوه سخن مؤمن آل فرعون به فرعونيان (اگر موسى(ع) دروغ گو باشد به ضرر خودش است و اگر راستگو باشد ممكن است هشدارهاى او درباره نزول عذاب درست باشد)، گوياى اين نكته است كه او باايجاد احتمال درست بودن دعوت موسى(ع) در افكار عمومى، در صدد جلب نظر آنان به سود آن حضرت بوده است.
جلد
17
2 - معجزات موسى ( ع ) ، هر يك به تنهايى آيتى بزرگ و كافى براى اثبات حقانيت رسالت آن حضرت *
و ما نريهم من ءاية إلاّ هى أكبر من أُختها
جمله «هى أكبر من أختها» ممكن است كنايه از اهميت و بزرگى هر يك از معجزات باشد (بدون در نظر گرفتن ترتيب در بزرگى); چنان كه در فارسى نيز براى بيان كامل بودن افراد گفته مى شود: «يكى از ديگرى برتر».
جلد
19
3 - بنى اسرائيل ، به حقانيت موسى ( ع ) معرفت و آگاهى داشتند .
و قد تعلمون أنّى رسول اللّه
5 - بنى اسرائيل ، به رغم آگاهى از رسالت الهى موسى ( ع ) ، آن حضرت را مورد آزار قرار مى دادند .
لم تؤذوننى و قد تعلمون أنّى رسول اللّه إليكم
جلد
7
2 - حضرت موسى ( ع ) براى اثبات نبوت خود و هارون ( ع ) ، معجزه اى بزرگ - كه در حق و الهى بودن آن شبهه اى نبود - به فرعون و اطرافيانش ارائه كرد .
فلما جاءهم الحق من عندنا
جلد
10
1- تذكر موسى ( ع ) به آگاهى و اعتقاد درونى فرعون به حقانيت معجزات او على رغم سحر خواندن آنها
إنى لأظنّك يموسى مسحورًا . قال لقد علمت ما أنزل هؤلاء إلاّ ربّ السموت و الأرض
جلد
13
5 - وجود نشانه هايى ترديدناپذير در تفاوت معجزه موسى با هرگونه افسون ، در نظر سحرشناسان
فأُلقى السحرة سجدين
برداشت ياد شده از سجده بى درنگ ساحران، در پى مشاهده معجزه موسى استفاده مى شود.
جلد
13
1 - انكار معجزات الهى ، از سوى فرعونيان با وجود يقين درونى به حقانيت آن
و جحدوا بها و استيقنتها أنفسهم
«جَحْد» (مصدر «جحدوا») به معناى نفى و انكار كردن است. «استيقان» (مصدر «إستيقنت») معادل «إيقان» و جمله «استيقنتها أنفسهم» حال براى ضمير فاعل در «جحدوا» است; يعنى، در حالى كه جان هاى آنان به الهى بودن آيات يقين داشت باز آنها را انكار كردند.
جلد
10
3- مخالفت فرعون با دعوت موسى ( ع ) ، از روى لجاجت و با آگاهى كامل از حقانيت او بود .
فقال له فرعون إنى لأظنّك يموسى مسحورًا . قال لقد علمت ما أنزل هؤلاء إلاّ ربّ ا
جلد
13
1 - پى بردن ساحران به حقانيت رسالت موسى ( ع ) ، در پى مشاهده بطلان افسون خود در برابر معجزه موسى
فإذا هى تلقف ما يأفكون . فأُلقى السحرة سجدين
برداشت ياد شده با توجه به تفريع «أُلقى» بر آيه پيش به دست مى آيد.
جلد
13
2 - اعطاى حكمت و دانشى گسترده از سوى خدا به موسى ( ع ) هم زمان با رسيدن او به مرحله جوانى
و لمّا بلغ أشدّه و استوى ءاتينه حكمًا و علمًا
نكره آمدن «حكماً» و «علماً» بيانگر عظمت حكمت و دانشى است كه از سوى خدا به موسى(ع) داده شده بود.
جلد
10
7- در زمان وقوع داستان موسى و خضر ( ع ) ، حكومتى ستم گر و غاصب وجود داشته است .
و كان وراءهم ملك يأخذ كلّ سفينة غصبًا
«وراء» به هر مكان مستور و پوشيده اى گر چه روبه رو باشد، اطلاق مى گردد. (قاموس) بنابراين، سلطان غاصب، يا پشت سر مساكين و در تعقيب كشتى داران بوده است و يا در پيش روى آنان بوده آن ها در مسير خود با او برخورد مى كردند.
جلد
13
8 - اقدام بى درنگ موسى ( ع ) براى حمايت از مرد بنى اسرائيلى عليه فرد قبطى
فوكزه موسى
«فاء» در «فوكزه» فصيحه و عطف بر جمله محذوف است; يعنى، «فأقبل موسى على الذى من عدوّه فوكزه». گفتنى است كه «اقدام بى درنگ» از به كارگيرى «فاء» - كه بيانگر عدم وجود فاصله ميان يارى طلبى مرد اسرائيلى و پاسخ مثبت موسى(ع) به وى است - استفاده مى شود.
جلد
10
5- ماهىِ بى جانِ همراه موسى ( ع ) ، در مجمع البحرين زنده شده و در مسيرى تونل مانند ، در آب دريا فرو رفت .
نسيا حوتهما فاتّخذ سبيله فى البحر سربًا
فاعل «اتخذ» ضميرى است كه به «حوت» بازمى گردد. استناد فعل به ماهى ظهور در آن دارد كه ماهى بى
جان، جان دار شده است. «سرب» به معناى نفق و سوراخ (تونل) است و در آيه حال براى «سبيل» است; يعنى، راهى تونل مانند را در دريا در پيش گرفت.
6- « عن أبى عبداللّه ( ع ) قال : . . . أرسل ( أى موسى ) إلى يوشع إنّى قد ابتليت فاصنع لنا زاداً وانطلق بنا ، و اشترى حوتاً . . .ثمّ شواه ثمّ حمله فى مكتل . . . فقطرت قطرة من السماء فى المكتل فاضطرب الحوت ثمّ جعل يَثِبُ من المكتل إلى البحر قال : و هو قوله : « واتّخذ سبيله فى البحر سرباً » ;
از امام صادق(ع) روايت شده كه فرمود: . .. موسى به يوشع پيام فرستاد: «من، در معرض آزمايش قرار گرفتم. براى ما توشه راه فراهم ساز و به همراه ما بيا!». يوشع، يك ماهى خريد ... و آن را بريان كرد و در زنبيل نهاد... سپس قطره آبى از آسمان در زنبيل چكيد و ماهى به جنب وجوش آمد و از زنبيل به دريا پريد و اين سخن خدا است كه فرمود: واتّخذ سبيله فى البحر سرباً».
جلد
10
2- موسى ( ع ) در جُستار تحقيقىِ خويش براى يافتن خضر ، با خدمت كار خود ( يوشع ( ع ) ) همراه بود .
و إذ قال موسى لفتيه لاأبرح
«فتى» به معناى جوان است. در تعبيرات قرآن، از غلام و خدمت كار نيز با اين تعبير ياد شده است. لازم به ذكر است كه بنابر برخى از روايات مأثور، همراه و همسفر موسى(ع)، «يوشع بن نون» وصى آن حضرت بوده است.
جلد
10
7- موسى ( ع ) و جوان خدمت كارِ همراه او ، در كنار هم و از يك نوع غذا مى خوردند .
ءاتنا غداءنا لقد لقينا من سفرنا هذا نصبًا
ضماير جمع در تمام آيه، گوياى همراهى و همدلى دو همسفر، حتى در تناول غذا است; زيرا، در غير اين صورت، بايد برخى ضماير را به صورت مفرد ذكر مى كرد و مثلاًمى گفت «آتنى غدائى».
جلد
12
4 - تحقير حضرت موسى و هارون از سوى فرعون و اشراف دربار او ، به خاطر داشتن خاستگاه پايين اجتماعى
أنؤمن لبشرين مثلنا و قومهما لنا عبدون
جلد
11
2 - موسى ( ع ) از خداوند ، خواهان تعيين وزير و معاونى از خاندانش شد .
واجعل لى وزيرًا من أهلى
جلد
11
4 - خانواده و همراهان موسى ( ع ) در بيابان ، آتشى را كه موسى ( ع ) مشاهده كرد ، نديدند . *
فقال لأهله امكثوا أنّى ءانست نارًا
از گفته موسى(ع) كه فرمود: «من آتشى را ديدم» مى توان احتمال داد كه ديگر همراهان موسى(ع) آن آتش را نديده بودند. و گرنه ديدن را به خود اختصاص نمى داد.
6 - موسى ( ع ) از خانواده اش خواست كه در جاى خود منتظر وى بمانند و با او به مكان آتش نيايند .
فقال لأهله امكثوا إنّى ءانست نارًا
«مكث» به معناى درنگ كردن و انتظار كشيدن است (قاموس).
جلد
13
12 - موسى ( ع ) ، درصدد آوردن پاره اى آتش براى گرم كردن خانواده اش
أو ءاتيكم بشهاب قبس لعلّكم تصطلون
«شهاب» به شعله آتش و «قبس» به شعله برگرفته از آتش گفته مى شود. «اصطلاء» (مصدر «تصطلون») نيز به معناى گرم شدن است; يعنى، يا شعله اى از آتش برگيرم و بياورم تا با آن، آتش برافروزم، باشد كه گرم شويد.
جلد
13
5 - موسى ( ع ) خانواده اش را از وجود آتش در وادى طور آگاه كرد .
قال لأهله امكثوا إنّى ءانست نارًا
7 - تصميم موسى ( ع ) به آوردن آتش از وادى طور ، براى گرم كردن خانواده اش
قال لأهله امكثوا . .. أو جذوة من النار لعلّكم تصطلون
«إصطلاء» (مصدر «تصطلون») به معناى خود را گرم كردن است.
جلد
13
9 - تحير و سرگردانى موسى ( ع ) و خانواده اش ، در صحراى سينا به خاطر گم كردن راه
لعلّى ءاتيكم منها بخبر
تعبير آيه ده سوره «طه» در اين مورد (لعلّى آتيكم منها بقبس أو أجد على النار هدًى) به روشنى، دلالت بر مطلب ياد شده دارد.
جلد
13
1 - سرگذشت موسى و خانواده اش در وادى طور ، شايان ذكر و يادآورى
إذ قال موسى لأهله
«إذ» اسم زمان در محل نصب و مفعولٌ به براى فعل محذوف است; يعنى، «اذكر إذ قال موسى لأهله. ..; زمانى را كه موسى به كسانش گفت... به يادآور».
جلد
13
2 - تدبير امور خانه و سرپرستى اعضاى آن برعهده مادر موسى
و قالت لأُخته قصّيه
در اين فراز از زندگى موسى، تنها مادر وى مطرح است و سخنى از پدر او به ميان نيامده است. اين يا بدان جهت است كه پدر موسى در قيد حيات نبوده و يا نقش چندانى در سرپرستى امور خانه نداشته است. اين نقش را مادر موسى ايفا مى كرده است.
جلد
11
5 - موسى ( ع ) پيش از نبوت و دريافت وحى نيز ، عارف به خداوند و پذيراى ربوبيت او بود .
إنّى أنا ربّك . .. إنّنى أنا اللّه لا إله إلاّ أنا
دو جمله «إنّى أنا ربّك» و «إنّنى أنا اللّه» حكايت از آن دارد كه موسى(ع) قبلاً اين نام ها را مى شناخته و بدان اعتقاد داشته است و در كوه طور به تطبيق «ربّ» و «اللّه» بر صاحب صدا پى برد.
جلد
13
5 - مرد ناشناس ، خواهان خروج بى درنگ موسى ( ع ) از شهر بود .
فاخرج
8 - توصيه به خروج از شهر ، نمود خيرخواهى مرد ناشناس نسبت به موسى ( ع )
فاخرج إنّى لك من النصحين
جلد
13
1 - خارج شدن موسى ( ع ) از شهر مصر ، در پى توصيه مرد ناشناس
قال يموسى . .. فاخرج ... فخرج منها خائفًا
جلد
13
1 - تلاش موسى ( ع ) پس از خروج از شهر مصر ، براى رساندن خود به سمت منتهى به مدين
فخرج منها . .. و لمّا توجّه تلقاء مدين
تعبير «لمّا توجّه. ..» نشان مى دهد كه موسى(ع) هم زمان با خارج شدن از شهر مصر، در جهت مدين قرار نداشت; بلكه مدتى راه پيمود تا خود را در آن سمت قرار دهد.
جلد
10
2- موسى ( ع ) در پى گذر كردن و پشت سر گذاشتن مجمع البحرين ، گرسنگى و خستگى شديدى را در خود و همسفرش احساس كرد .
ءاتنا غداءنا لقد لقينا من سفرنا هذا نصبًا
«نصب» به معناى «رنج و سختى» است.
جلد
13
6 - كمك رسانى موسى ( ع ) به دختران شعيب ، على رغم خستگى و گرسنگى شديد وى
ثمّ تولّى إلى الظلّ فقال ربّ إنّى لما أنزلت إلىّ من خير فقير
جلد
6
12 - موسى ( ع ) در پى هلاكت همراهانش در ميقات ، با پرسشى شكوه آميز ، توجيه و چرايى هلاكت همه حاضران را به خاطر گناه گروهى از آنان ، از خداوند تقاضا كرد .
أتهلكنا بما فعل السفهاء منا
جلد
6
4 - موسى ( ع ) خشم شديد خويش را بر هارون خطا تلقى كرد و به خاطر آن از خداوند آمرزش طلبيد . *
قال رب اغفر لى
از اينكه موسى(ع) پس از شنيدن سخنان هارون براى خويش طلب مغفرت كرد، معلوم مى شود از برخورد شديد خويش با هارون پشيمان شد و آن را خطا تلقى كرد.
جلد
11
43 - « روى عن النبى (صلی الله علیه و آله) أنّه قال : رحم اللّه أخى موسى قتل رجلاً خطأً و كان ابن إثنتى عشرة سنة ;
از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) روايت شده كه فرمود: خداوند برادرم موسى را رحمت كند; او مردى را از روى خطا كشت، در حالى كه دوازده ساله بود».
جلد
13
2 - اعتراف صريح موسى ( ع ) در پيشگاه پروردگار ، به اشتباه خويش در قتل مرد قبطى و درخواست آمرزش از ساحت او و نجات از شرّ فرعونيان
قال ربّ إنّى ظلمت نفسى فاغفرلى
مقصود موسى(ع) از آمرزش در «اغفرلى» زدوده شدن پى آمد كار وى و رهايى از انتقام فرعونيان است.
جلد
16
3 - اقدام بر قتل موسى ( ع ) ، كارى دشوار ، خطرآفرين و داراى بازتاب ناگوار در ميان افكار عمومى درنظر فرعون
و قال فرعون ذرونى أقتل موسى
برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه فرعون، در كشتن فرزندان ايمان آورندگان به موسى(ع) با كسى به مشاوره نپرداخت (اقتلوا أبناء الذين آمنوا معه); ولى در كشتن موسى(ع) با مشاوران و درباريان خود به رايزنى پرداخت.
جلد
6
13 - موسى ( ع ) خواهان حاكميت يافتن تقواپيشگان شد .
استعينوا . .. و العقبة للمتقين
جلد
6
12 - ايمان به رسالت موسى و آزادى بنى اسرائيل ، از مهمترين خواسته هاى موسى ( ع ) از فرعونيان
لنؤمنن لك و لنرسلن معك بنى إسراءيل
جلد
6
14 - خداوند از موسى ( ع ) خواست تا مناجات و عبادت ويژه او در مكانى به دور از بنى اسرائيل باشد .
و وعدنا موسى . .. اخلفنى فى قومى
از اينكه موسى براى آمدن به ميقات، هارون را به جانشينى خويش معرفى كرد، معلوم مى شود وى در مدت ميقات در ميان بنى اسرائيل نبوده و از آنان فاصله داشته است.
جلد
6
5 - رؤيت خداوند ، درخواست موسى ( ع ) به هنگام سخن گفتن خدا با وى در ميعادگاه مناجات
قال رب أرنى أنظر إليك
6 - تكلم خدا با موسى ( ع ) واداركننده وى براى تقاضاى رؤيت خدا
و كلمه ربه قال رب أرنى أنظر إليك
از اينكه تقاضاى رؤيت از سوى موسى(ع) در پى سخن گفتن خدا با وى مطرح شد (و لما . .. كلمه ربه قال ... )، مى توان گفت حضرت موسى(ع) بر اثر شنيدن سخن خدا و شيوايى گفتار بارى تعالى، مشتاق ديدار جمال زيباى او شد.
7 - ناممكن بودن رؤيت خدا ، پاسخ خداوند به درخواست موسى ( ع ) ( تقاضاى مشاهده او )
قال لن ترنى
11 - خداوند در پاسخ به درخواست موسى ( ع ) ( رؤيت خدا ) از وى خواست تا به كوه مقابل خويش نظر افكند و اثر تجلى خداوند را بر آن مشاهده كند .
قال لن ترنى و لكن انظر إلى الجبل
«ال» در «الجبل» عهد حضورى است ; يعنى: انظر إلى هذا الجبل.
جلد
6
4 - دلجويى خداوند از موسى ( ع ) ، به سبب پاسخ منفى او در تقاضاى رؤيت وى
قال لن ترنى . .. قال يموسى إنى اصطفيتك على الناس
به نظر مى رسد بيان نعمتهاى ويژه خداوند به موسى(ع) پس از رد تقاضاى وى (رؤيت خدا) به هدف دلجويى از او باشد. يعنى اگر رؤيت براى تو ممكن نشد، ولى خدا نعمتهايى ارزانى تو داشت كه به ديگران عطا نكرد.
جلد
6
7 - فراگيرى رحمت الهى بر موسى ( ع ) و هارون ، از دعا ها و درخواست هاى موسى ( ع ) از خداوند .
و أدخلنا فى رحمتك
9 - موسى ( ع ) با توجه به ربوبيت خدا و توصيف او به « أرحم الراحمين » ، خواسته هاى خويش را از وى تقاضا كرد .
و أنت أرحم الرحمين
جلد
6
21 - موسى ( ع ) در مناجات خويش با خداوند ، در پى هلاكت همراهانش در ميعادگاه مناجات ، از خداوند خواست تا وى و همراهانش را ببخشايد و بر آنان ترحم كند .
فاغفرلنا و ارحمنا و أنت خير الغفرين
جلد
6
1 - تقدير زندگانى نيكو در دنيا و آخرت ، درخواست موسى ( ع ) از خداوند براى خود و همراهانش در ميعادگاه مناجات
و اكتب لنا فى هذه الدنيا حسنة و فى الاخرة
با توجه به آيه قبل معلوم مى شود مراد از «نا» در «لنا»، موسى(ع) و همراهان او در ميعادگاه مناجات است. كتابت در آيه شريفه به معناى مقدّر كردن است.
جلد
7
2 - حضرت موسى ( ع ) ، پس از رويارويى با انبوه ساحران ، از آنان خواست تا با به كار گرفتن تمام توان خود آنچه را كه به قصد ميدان انداختن آورده اند ، به زمين بيندازند .
فلما جاء السحرة قال لهم موسى ألقوا ما أنتم ملقون
جلد
9
3- موسى ( ع ) از قوم خويش خواستار آن شد تا يادآور نعمت هاى اعطايى خداوند بر خود باشند .
و إذ قال موسى لقومه اذكروا نعمة الله عليكم
6- نجات بنى اسرائيل از شكنجه و كشتار فرعونيان ، نعمت چشمگير و به ياد ماندنى خداوند بر آنان بود .
إذ قال موسى لقومه اذكروا نعمة الله عليكم إذ أنجكم من ءال فرعون
جلد
9
2- موسى ( ع ) از قوم خود خواست تا به ياد فرمان و توصيه خداوند باشند كه هر كس شكرگزارى نمايد خداوند نعمتش را افزون مى كند و هر كس كفران نمايد دچار عذاب شديد خواهد شد .
اذكروا نعمة الله عليكم . .. و إذ تأذّن ربّكم لئن شكرتم لأزيدنّكم و لئن كفرتم إن
اين برداشت مبتنى بر اين نكته است كه «إذ تأذّن» مقول قول موسى(ع) و عطف به «اذكروا نعمة الله» باشد.
جلد
10
5- موسى ( ع ) پس از گذر از مجمع البحرين ، در آغاز روز ، از همسفر خويش درخواست تهيه چاشت كرد .
ءاتنا غداءنا لقد لقينا من سفرنا هذا نصبًا
«غداء» به معناى طعامى است كه در ساعات آغازين روز خورده مى شود.
جلد
10
5- همسفر موسى ، در پى درخواست تهيه چاشت از جانب موسى ( ع ) ، ماجراى رفتن ماهى به دريا را به يادآورد .
ءاتنا غداءنا . .. قال أرءيت ... فإنّى نسيت الحوت
جلد
10
1- خضر ، با درخواست موسى ( ع ) در مورد همراهى با او ، به صورت مشروط ، موافقت كرد .
قال فإن اتبعتنى فلاتسئلنى عن شىء
جلد
10
9- موسى بر همراهى با خضر ( ع ) مصرّ بود .
لاتؤاخذنى . .. و لاترهقنى من أمرى عسرًا
جلد
10
7- علمى كه موسى ( ع ) در پى آموختن آن از خضر ( ع ) بود ، علم تأويل و تحليل حوادث و شناخت حقايق پشت پرده رخداد ها بود .
هل أتّبعك على أن تعلّمن ممّا علّمت . .. سأنبّئك بتأويل ما لم تستطع عليه صبرًا
جلد
11
2 - موسى ( ع ) در عين ارائه پيشنهاد در باره امور رسالت خويش ، در محضر خداوند ، به آگاهى كامل او اعتراف كرد و تصميمات او را دقيق و صحيح دانست .
و أشركه فى أمرى . .. إنّك كنت بنا بصيرًا
جلد
11
3 - آزادى بنى اسرائيل و گسيل داشتن آنان با موسى و هارون ( ع ) ، نخستين خواسته آن دو از فرعون بود .
فقولا . .. فأرسل معنا بنى إسرءيل
جلد
13
5 - ادعاى رسالت الهى و درخواست آزاد گذاشتن بنى اسرائيل براى خروج از سرزمين مصر از سوى موسى ( ع ) ، دور از انتظار فرعون و عملى جسورانه در نظر وى بود .
فقولا إنّا رسول ربّ العلمين . أن أرسل معنا بنى إسرءيل . قال ألم نربّك ... و لبث
برداشت ياد شده از به رخ كشيدن دوران كودكى و بخشى از عمر موسى(ع) پس از اظهاراتش درباره رسالت الهى و آزاد سازى بنى اسرائيل، به دست مى آيد.
جلد
13
8 - موسى ( ع ) از خانواده اش خواست كه تا بازگشت وى از وادى طور درنگ كنند .
قال لأهله امكثوا . .. لعلّى ءاتيكم منها بخبر أو جذوة من النار
جلد
13
8 - موسى ( ع ) خواسته خويش ( همراهى هارون با وى ) را با خداوند در ميان گذاشت .
قال ربّ . .. و أخى هرون ... إنّى أخاف أن يكذّبون
جلد
13
2 - موسى ( ع ) ، داورى ميان خود و فرعونيان را به خداوند حواله كرد .
و قال موسى ربّى أعلم
وقتى موسى(ع) با ارائه معجزات روشن و غير قابل انكار، با تكذيب فرعونيان روبه رو شد; چاره اى نديد جز اين كه خدا را به داورى ميان خود و آنان بخواند.
جلد
17
1- رهايى بنى اسرائيل از نظام فرعونى ، يكى از مهم ترين خواسته هاى موسى ( ع ) از فرعونيان
أن أدّوا إلىّ عباد اللّه
چنانچه مراد از «عباداللّه» بنى اسرائيل باشد از اين كه خداوند در رأس همه سخنان موسى درخواست آزادى بنى اسرائيل را مطرح ساخته اهميت آن استفاده مى شود.
5- تذكر موسى ( ع ) به فرعونيان ، نسبت به خيرانديشى خود در پيشنهاد رهايى بنى اسرائيل
أن أدّوا . .. إنّى لكم رسول أمين
لام در «لكم» براى منفعت و «رسول أمين» تأكيدى بر رعايت امانت در نصيحت است; يعنى، بنى اسرائيل را رها كنيد و بدانيد كه در اين پيشنهاد، منفعت واقعى شما نهفته است و من در اين سخن صداقت دارم.
جلد
17
1- درخواست آزادى بيان ، پيشنهاد موسى ( ع ) به فرعونيان پس از يأس از ايمان آوردن آنان
و إن لم تؤمنوا لى فاعتزلون
«فاعتزلون»، كنايه از اين است كه اگر خود اهل ايمان نيستيد، لااقل متعرض من نباشيد تا آزادانه پيامم را به مردم برسانم.
جلد
6
9 - موسى ( ع ) در راستاى رهاسازى بنى اسرائيل از فرعون خواست تا از مهاجرت آنان با وى جلوگيرى نكند .
فأرسل معى بنى إسراءيل
جلد
13
6 - حاضر شدن خواهر موسى در جمع خاندان فرعون و دايگان
و حرّمنا عليه المراضع من قبل فقالت هل أدلّكم
جلد
11
7 - خواهر موسى ، آمادگى خود را براى معرفى دايه به فرعونيان ، مكرر به آنان گوشزد مى كرد .
فتقول هل أدلّكم
فعل مضارع «تقول» بر استمرار كار در گذشته دلالت دارد.
جلد
11
1 - موسى ( ع ) در زمان تولد ، داراى خواهرى بزرگ و رشيد بود .
إذ تمشى أُختك فتقول هل أدلّكم
تعقيب كردن موسى(ع) و نفوذ به دربار و نيز پيشنهاد دايه، جملگى گوياى آن است كه خواهر او در سنينى قرار داشته كه علاوه بر توان جسمى و فكرى براين كارها و ترفندها، سخن او نيز مورد پذيرش و قبول قرار مى گرفته است.
6 - خواهر موسى به فرعونيان اظهار آمادگى كرد تا دايه اى مناسب را براى او معرفى كند .
هل أدلّكم على من يكفله
«كافل» به كسى گفته مى شود كه پرداختن به امور كسى را بر عهده گيرد (مقاييس اللغة).
جلد
17
6- موسى ( ع ) ، پيامبرى برخوردار از اخلاق و اعمالى شايسته و ارزشمند
و جاءهم رسول كريم
وصف كَرَم هنگامى كه در توصيف خداوند به كار رود، به معناى احسان و انعام آشكار او است و چون در مقام توصيف انسان به كار رود، به معناى اخلاق و افعال شايسته او است(مفردات راغب).
جلد
15
1 - خداوند از موسى و هارون ( عليهماالسلام ) نام و آوازه نيكى در ميان آيندگان برجاى گذاشت .
و تركنا عليهما فى الأخرين
برداشت ياد شده، بر اين اساس مبتنى است كه مفعول «تركنا» محذوف بوده و تقدير آن چنين باشد: «و تركنا ثناء عليهما». گفتنى است كه فعل «تركنا» در اين آيه، به معناى «أبقينا» (باقى گذاشتيم) است.
2 - باقى ماندن نام و آوازه موسى و هارون ( عليهماالسلام ) در ميان آيندگان ، از نعمت ها و الطاف الهى به ايشان
و تركنا عليهما فى الأخرين
برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه آيه شريفه، در مقام برشمردن نعمت هاى خداوند بر موسى و هارون (عليهماالسلام) و امتنان بر ايشان است.
جلد
15
3 - نجات موسى و هارون ( عليهماالسلام ) و قوم شان از اندوهى بزرگ ، اعطاى كتاب آسمانى و باقى ماندن نام و آوازه نيك آنان ، از پاداش هاى خداوند به ايشان
و نجّينهما و قومهما من الكرب العظيم . .. إنّا كذلك نجزى المحسنين
جلد
20
2 - حضرت ابراهيم و موسى ( ع ) ، پيامبرانى شناخته شده در جزيرة العرب و داراى طرفدارانى بسيار
صحف إبرهيم و موسى
از آن جا كه كتاب هاى پيشينيان محدود به صحيفه هاى حضرت ابراهيم و موسى(ع) نبود; تصريح به اين دو مى تواند برخاسته از نفوذ چشمگير اين پيامبران در جزيرة العرب عصر پيامبر(صلی الله علیه و آله) باشد.
جلد
13
18 - « إنّ قارون كان من قوم موسى » أى كان من بنى اسرائيل ثمّ من سبط موسى و هو ابن خالته . . . روى ذلك عن أبى عبداللّه ( ع ) ;
از امام صادق(ع) درباره سخن خداوند: «إنّ قارون كان من قوم موسى» روايت شده كه قارون از قوم بنى اسرائيل و از تيره موسى(ع) و پسرخاله آن حضرت بود».
جلد
13
7 - مرد ناشناس ، از جمله خيرخواهان موسى ( ع ) بود .
إنّى لك من النصحين
جلد
13
6 - موسى ( ع ) ، برخوردار از هوادارانى وفادار ، دلسوز و خيرخواه در كاخ فرعون
إنّى لك من النصحين
تعبير «من الناصحين» نشانگر آن است كه هواداران موسى در كاخ فرعون بسيار بودند و مرد ناشناس تنها يكى از آنان بود.
جلد
1
14 - موسى ( ع ) خير و سعادت مرتدان قومش را در توبه و كشتن يكديگر دانست .
فاقتلوا أنفسكم ذلكم خير لكم عند بارئكم
جلد
16
1 - پرسش مؤمن آل فرعون از قوم خود ، درباره انگيزه مخالفت آنان با دعوت و خيرخواهى هاى او
و يقوم مالى أدعوكم إلى النجوة و تدعوننى إلى النار
گفتنى است كه به قرينه خطاب در جمله حاليّه «تدعوننى . ..»، عبارت «مالى» در اصل «مالكم» مى باشد. اين جمله در زبان عرب به جاى «أخبرونى عنكم» (از حالتان به من خبر دهيد) به كار مى رود و مقصود از آن پرسش از انگيزه و دليل وضعيت به وجود آمده از مخاطب است.
جلد
17
5- تذكر موسى ( ع ) به فرعونيان ، نسبت به خيرانديشى خود در پيشنهاد رهايى بنى اسرائيل
أن أدّوا . .. إنّى لكم رسول أمين
لام در «لكم» براى منفعت و «رسول أمين» تأكيدى بر رعايت امانت در نصيحت است; يعنى، بنى اسرائيل را رها كنيد و بدانيد كه در اين پيشنهاد، منفعت واقعى شما نهفته است و من در اين سخن صداقت دارم.
خيريت موسى(ع)
جلد
13
6 - موسى ( ع ) ، مظهر خيرات و بركات الهى در پرتو راه يافتن به بارگاه قرب
نودى أن بورك . .. و من حولها
جلد
13
5 - درماندگى خاندان فرعون از يافتن دايه اى مناسب و مورد پذيرش موسى ( ع ) و اقدام خواهر وى براى بهره گيرى از آن فرصت
حرّمنا عليه المراضع من قبل فقالت هل أدلّكم
جلد
11
8 - فرعونيان ، پذيرش دعوت هاى موسى ( ع ) را ، به توان مندى او در آوردن سِحرى بى نظير مشروط كرده بودند .
و قد أفلح اليوم من استعلى
جلد
13
8 - موسى ( ع ) از خانواده اش خواست كه تا بازگشت وى از وادى طور درنگ كنند .
قال لأهله امكثوا . .. لعلّى ءاتيكم منها بخبر أو جذوة من النار
جلد
13
10 - « عن أبى عبداللّه ( ع ) فى قول اللّه عزّوجلّ حكاية عن موسى ( ع ) « ربّ إنّى لما أنزلت إلىّ من خير فقير » فقال : سأل الطعام ;
از امام صادق(ع) درباره سخن خداوند - عزّوجلّ - كه از قول موسى(ع) حكايت كرده «ربّ إنّى لما أنزلت إلىّ من خير فقير» روايت شده كه موسى(ع) [با اين سخن ]درخواست طعام كرد».
جلد
10
3- موسى و خضر ( ع ) با احساس گرسنگى ، از مردم شهر ، تقاضاى طعام و خوراكى كردند .
استطعما أهلها
به قرينه «يضيّفوهما» مراد از استطعام، تهيه طعام براى ادامه سفر نبوده است، بلكه موسى و خضر(ع)، در همان هنگام، گرسنه بوده اند.
جلد
13
9 - زنده گذاشتن موسى ( ع ) و چشم پوشى از قتل وى ، درخواست آسيه از فرعون
و قالت امرأت فرعون . .. لاتقتلوه
11 - همسر فرعون ، خواستار نگه دارى موسى ( ع ) با اميد به منتفع شدن از خدمات وى ، يا برگزيدن او به فرزندى خويش
عسى أن ينفعنا أو نتّخذه ولدًا
جلد
11
8 - فرعون از موسى ( ع ) خواست به وى اطمينان دهد كه او نيز در ميعادگاه حاضر خواهد شد .
و لا أنت
جلد
11
3 - عصاى موسى در ميدان مقابله با ساحران ، در دست راست او قرار داشت .
و ألق ما فى يمينك
جلد
17
1 - آراسته نبودن موسى ( ع ) به دستبند هاى زرين ، دليل بطلان رسالت او از نظر فرعون
فلولا أُلقى عليه أسورة من ذهب
«أسورة» (جمع «سوار» ) به معناى دستبندها است.
جلد
7
6 - رؤسا و اشرافِ قوم موسى ، دشمنان او و وابسته به حكومت فرعون بودند .
على خوف من فرعون و ملإيهم
جلد
10
3- مخالفت فرعون با دعوت موسى ( ع ) ، از روى لجاجت و با آگاهى كامل از حقانيت او بود .
فقال له فرعون إنى لأظنّك يموسى مسحورًا . قال لقد علمت ما أنزل هؤلاء إلاّ ربّ ا
جلد
10
1- تصميم فرعون به محو موسى ( ع ) و بنى اسرائيل از صحنه زمين ، به دنبال احساس ناتوانى از مقابله با معجزات او
و لقد ءاتينا موسى تسع ءايت . .. فأراد أن يستفزّهم من الأرض
برداشت فوق بنابراين نكته است كه مراد از «الأرض» كره زمين باشد. در اين صورت لازمه «استفزاز» (بركندن)، قتل و نابود كردن است.
2- حضور موسى ( ع ) و بنى اسرائيل در سرزمين مصر ، غير قابل تحمل براى فرعون و موجب تصميم وى به اخراج قهرآميز آنان
فأراد أن يستفزّهم من الأرض
بنابر اينكه مراد از «الأرض» سرزمين مصر باشد - كه مقر حكومت فرعون بوده است - نكته فوق قابل استفاده است.
جلد
11
1 - جان موسى ( ع ) از آغاز تولد و اوان طفوليت از سوى فرعونيان در خطر بود .
أن اقذفيه فى التابوت فاقذفيه فى اليمّ
فرمان يافتن مادر موسى به افكندن فرزندش در آب رودخانه، نشان از شرايط سخت آن دوران و در خطر بودن جان موسى(ع) دارد.
8 - مادر موسى ( ع ) ، پيش از افكندن او به آب ، از جانب خداوند ، به نجات موسى ( ع ) به دست يكى از دشمنان آگاه شده بود .
أوحينا. .. يأخذه عدوّ لى و عدوّ له
9 - فرعون با خداوند و موسى ( ع ) دشمن بود و در پى شناخت موسى ( ع ) و نابود ساختن او برآمده بود .
يأخذه عدوّ لى و عدوّ له
عداوت فرعون براى موسى(ع)، آن هم پيش از پيدا شدن كودكى با ويژگى هاى او، گوياى آن است كه فرعون تصميم داشت در صورت دست يافتن بر او، وى را هلاك سازد.
10 - خداوند در وحى به مادر موسى ، فردى را كه دشمن خدا و دشمن كودك او بود ، عامل نجات آن كودك و تحت تكفل گيرنده او معرفى كرد .
يأخذه عدوّ لى و عدوّ له
جلد
11
19 - فرعون ، مصمم بر نابود ساختن و از بين بردن موسى ( ع ) و پيروان او ، و پايدار نشان دادن حكومت خود
و لتعلمنّ أيّنا أشدّ عذابًا و أبقى
وعده عذاب و قتل مؤمنان و نيز ادعاى باقى تر بودن (أبقى) از سوى فرعون، بيانگر اين نكته است كه وى به نابود كردن مؤمنان مصمم شده بود. گفتنى است در اين برداشت، تميز «عذاباً» به كلمه «أشدّ» اختصاص يافته و كلمه «أبقى» خالى از تميز، لحاظ شده است.
جلد
13
2 - ناتوانى فرعون از نابود ساختن موسى ( ع ) ، على رغم خشم و دشمنى عميق وى نسبت به او و آيينش
و أوحينا إلى موسى أن أسر بعبادى
مأموريت جديد موسى(ع)، نشانگر آن است كه فرعون على رغم تلاش براى نابودى آيين موسى(ع) نتوانست به خود وى آسيبى برساند.
جلد
13
2 - مرد قبطى ، دشمن مشترك موسى ( ع ) و مرد اسرائيلى بود .
أن يبطش بالذى هو عدوٌّ لهما
جلد
11
19 - فرعون ، مصمم بر نابود ساختن و از بين بردن موسى ( ع ) و پيروان او ، و پايدار نشان دادن حكومت خود
و لتعلمنّ أيّنا أشدّ عذابًا و أبقى
وعده عذاب و قتل مؤمنان و نيز ادعاى باقى تر بودن (أبقى) از سوى فرعون، بيانگر اين نكته است كه وى به نابود كردن مؤمنان مصمم شده بود. گفتنى است در اين برداشت، تميز «عذاباً» به كلمه «أشدّ» اختصاص يافته و كلمه «أبقى» خالى از تميز، لحاظ شده است.
جلد
13
10 - موضع گيرى خصمانه كافران صدراسلام عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) و موسى ( ع ) و متهم ساختن آنان به ساحرى
قالوا سحران تظهرا
جلد
17
1- موسى ( ع ) ، مورد هجوم كينه ها و تهمت هاى فرعونيان در پى ابلاغ پيام الهى
و إنّى عذت بربّى و ربّكم أن ترجمون
برداشت بالا بر اين اساس است كه «رجم» (مصدر «ترجمون»)، در اين آيه به معناى تهمت زدن باشد.
جلد
20
1 - فرعون ، به تكذيب گفته هاى موسى ( ع ) اكتفا نكرده سرسختانه به مخالفت با او پرداخت .
ثمّ أدبر يسعى
حرف «ثمّ» در اين آيه، براى تراخى رتبى است; يعنى، ادبار فرعون، نارواتر از تكذيب او بود.
3 - رسالت موسى ( ع ) ، خطرى جدى براى فرعون و تحريك كننده او به مقابله اى پى گير در برابر آن
ثمّ أدبر يسعى
4 - فرعون ، گفتوگوى مستقيم خود با موسى ( ع ) و تكذيب و مخالفت با او را در سركوب آن حضرت كارساز نمى ديد .
ثمّ أدبر
«ادبار»; يعنى، پشت كردن و حاكى از نوميدى فرعون از نتيجه گفتوگوى مستقيم با موسى(ع) است.
جلد
17
1- تداوم اقدامات خصمانه فرعونيان عليه موسى ( ع )
فاعتزلون . فدعا ربّه أنّ هؤلاء
فاء در «فدعا» فاء فصيحه است كه دلالت بر فعل محذوف (همچون «أصروا على آذاه») دارد; يعنى، فرعونيان از اذيت و آزار موسى(ع) دست بر نداشتند و بدين جهت آن حضرت به درگاه الهى شكايت كرد.
جلد
1
2 - موسى ( ع ) از خداوند خواست ، تا قومش را از كمبود آب رهايى بخشد .
و إذاستسقى موسى لقومه
«استسقاء» در لغت به معناى طلب كردن آب است و در اصطلاح شرعى دعا به درگاه خداوند است به نحوى خاص براى نزول باران.
جلد
4
7 - جدايى موسى ( ع ) و برادرش هارون از بنى اسرائيل ، درخواست و دعاى موسى ( ع ) به پيشگاه پروردگار
فافرق بيننا و بين القوم الفسقين
جلد
6
1 - موسى ( ع ) با پذيرش تقاضاى فرعونيان ( دعا براى رفع عذاب ) ، برطرف شدن عذاب را از خداوند درخواست كرد .
فلما كشفنا عنهم الرجز
سياق آيه نشان مى دهد كه جمله اى همانند «فدعا موسى فكشفنا عنهم الرجز» در تقدير است كه به سبب وضوحش در كلام آورده نشده است.
جلد
6
2 - موسى ( ع ) در مناجاتش با خدا آمرزش خويش و برادرش هارون را از خداوند درخواست كرد .
قال رب اغفر لى و لأخى
7 - فراگيرى رحمت الهى بر موسى ( ع ) و هارون ، از دعا ها و درخواست هاى موسى ( ع ) از خداوند .
و أدخلنا فى رحمتك
9 - موسى ( ع ) با توجه به ربوبيت خدا و توصيف او به « أرحم الراحمين » ، خواسته هاى خويش را از وى تقاضا كرد .
و أنت أرحم الرحمين
جلد
6
21 - موسى ( ع ) در مناجات خويش با خداوند ، در پى هلاكت همراهانش در ميعادگاه مناجات ، از خداوند خواست تا وى و همراهانش را ببخشايد و بر آنان ترحم كند .
فاغفرلنا و ارحمنا و أنت خير الغفرين
جلد
7
10 - موسى ( ع ) در دعاى خود ، نابودى كامل ثروت هاى فرعون و اطرافيانش را از خداوند خواستار گرديد .
ربنا اطمس على أمولهم
گاهى «طموس» به چيزى نسبت داده مى شود و از آن فساد، تباهى و نابودى خود آن شىء اراده مى شود; مانند طموس قلب، يعنى فساد و تباهى قلب; طموس طريق، يعنى خراب شدن و از بين رفتن راه و گاهى از آن تباهى آثار و لوازم شىء اراده مى شود; مانند طموس نجم، يعنى زوال نور آن; طموس چشم، يعنى محور نور آن. برداشت فوق مبتنى بر استعمال اول است.
11 - موسى ( ع ) در دعاى خود ، براى جلوگيرى از گمراه شدن مردم ، از خداوند درخواست كرد تا جاذبه هاى اموال فرعون و اطرافيانش را ( در چشم و دل مردم ) دگرگون نمايد .
ربنا ليضلوا عن سبيلك ربنا اطمس على أمولهم
13 - موسى ( ع ) در دعاى خود ، براى اينكه فرعون و اطرافيانش موفق به ايمان نشوند ، از خداوند درخواست كرد دل هاى آنان را سخت گردانيده و بر آن مهر بزند .
ربنا . .. و اشدد على قلوبهم فلايؤمنوا
«شدت» به معناى صلابت و سخت شدن است و نقيض نرمى مى باشد و چون «اشدد» با «على» استعمال شده در آن معناى «طبع» و «ختم» تضمين و اشراب شده است.
18 - موسى ( ع ) از خداوند ، خواستار عذاب استيصال براى فرعون و اطرافيانش گرديد .
و اشدد على قلوبهم فلايؤمنوا حتى يروا العذاب الأليم
برداشت فوق مبتنى بر اين است كه الف و لام «العذاب» - كه براى عهد ذهنى است - اشاره به عذاب دنيوى (استيصال) باشد. در اين صورت چنين بر مى آيد كه حضرت موسى(ع) چون به چگونگى تحقق عذاب استيصال آگاه بود، از خداوند تحقق زمينه پيدايش آن را - كه عبارت از سخت شدن دل و مهر شدن آن است - درخواست كرد.
جلد
7
2 - هارون ( ع ) با موسى ( ع ) ، در دعا عليه فرعون و اطرافيانش ، همراه و شريك بود .
دعوتكما
جلد
11
1 - موسى ( ع ) جهت انجام رسالت خويش و بازداشتن فرعون از طغيان گرى ، با دعابه درگاه خداوند ، خواهان شرح صدر خويش شد .
اذهب . .. قال ربّ اشرح لى صدرى
فراخى سينه، كنايه از خويشتن دارى و كنترل خود و اختيار از كف ندادن است.
7 - موسى ( ع ) در وادى طوى از خداوند خواست او را پذيراى حقيقت قرار دهدو توان مندى هاى او را براى دريافت پيام هاى الهى افزايش دهد .
ربّ اشرح لى صدرى
شرح صدر، گنجايش دادن آن براى قبول حق است (لسان العرب). صدر و قلب، كنايه از نفس انسان است كه داراى وصف فهم و درك است و گفته شده است كه صدر اعم از قلب است، زيرا علاوه بر عقل و علم، شامل قواى شهوت و غضب و هوس و غير آن نيز مى شود (مفردات راغب).
جلد
11
1 - موسى ( ع ) خواهان توفيق و هموار شدن او در راه انجام رسالت خويش بود .
و يسّر لى أمرى
جلد
11
2 - موسى ( ع ) در وادى طوى از خداوند خواست از لكنت زبان او بكاهد و گفتار او را واضح تر سازد .
واحلل عقدة من لسانى
«عقدة» نكره است و بر هر مقدار از لكنت صادق است «من» در «من لسانى» مى تواند براى تبعيض باشد; يعنى عقدة كائنة من عُقَد لسانى، حاكى از اين كه مطلوب موسى(ع) برطرف شدن بخشى از گرفتگى هاى زبان او بوده است. آيه بعد نيز قرينه بر اين است كه هدف او زوال مقدارى بوده كه به فهم كلامش كمك كند.
جلد
11
2 - موسى ( ع ) از خداوند ، خواهان تعيين وزير و معاونى از خاندانش شد .
واجعل لى وزيرًا من أهلى
جلد
11
1 - موسى ( ع ) ، با دعا به درگاه خداوند ، از او خواست هارون را پشتيبان و مايه تقويت وى قرار دهد .
أشدّد به ازرى
«ازر» در معانى «قوت» و «پشت» و نيز «ضعف» استعمال دارد (لسان العرب) و در آيه احتمال هريك از اين معانى وجود دارد و خواسته موسى(ع) ممكن است «افزايش قدرت» يا «داشتن پشتيبان» يا «نيرو دهنده و جبران كننده ضعف» باشد.
جلد
11
1 - موسى ( ع ) از خداوند خواست ، هارون ( ع ) را در ابلاغ پيام الهى به فرعون ، شريك او گرداند .
هرون أخى . .. و أشركه فى أمرى
مقصود از شراكت مورد درخواست موسى(ع)، مشاركت هارون با او در ابلاغ پيام خداوند به فرعونيان است، نه در دريافت وحى، زيرا موسى(ع) از تنهايى در آن هراسى نداشت.
جلد
13
3 - درخواست موسى ( ع ) از خداوند درباره همراهى و هميارى برادرش ( هارون ) با وى در امر رسالت
قال ربّ . .. فأرسل إلى هرون
جلد
13
2 - اعتراف صريح موسى ( ع ) در پيشگاه پروردگار ، به اشتباه خويش در قتل مرد قبطى و درخواست آمرزش از ساحت او و نجات از شرّ فرعونيان
قال ربّ إنّى ظلمت نفسى فاغفرلى
مقصود موسى(ع) از آمرزش در «اغفرلى» زدوده شدن پى آمد كار وى و رهايى از انتقام فرعونيان است.
جلد
13
5 - نيايش موسى ( ع ) به درگاه پروردگار ، براى نجات خويش از شر فرعونيان
قال ربّ نجّنى من القوم الظلمين
جلد
13
10 - « عن أبى عبداللّه ( ع ) فى قول اللّه عزّوجلّ حكاية عن موسى ( ع ) « ربّ إنّى لما أنزلت إلىّ من خير فقير » فقال : سأل الطعام ;
از امام صادق(ع) درباره سخن خداوند - عزّوجلّ - كه از قول موسى(ع) حكايت كرده «ربّ إنّى لما أنزلت إلىّ من خير فقير» روايت شده كه موسى(ع) [با اين سخن ]درخواست طعام كرد».
جلد
17
1 - پاسخ مثبت موسى ( ع ) به تقاضاى فرعونيان و دعاى او براى رفع عذاب از ايشان
ادع لنا ربّك . .. فلمّا كشفنا عنهم العذاب
از ارتباط اين آيه با آيه قبل، استفاده مى شود كه در آيه شريفه ايجاز و حذفى صورت گرفته است. بدين صورت كه آنان از حضرت موسى(ع) درخواست دعا كردند و او خواسته آنها را اجابت نمود.
جلد
6
7 - موسى ( ع ) با مشاهده هلاكت همراهان خويش در ميعادگاه مناجات ، به دعا به درگاه خداوند پرداخت .
فلما أخذتهم الرجفة قال رب لو شئت أهلكتهم من قبل
جلد
6
1 - تقدير زندگانى نيكو در دنيا و آخرت ، درخواست موسى ( ع ) از خداوند براى خود و همراهانش در ميعادگاه مناجات
و اكتب لنا فى هذه الدنيا حسنة و فى الاخرة
با توجه به آيه قبل معلوم مى شود مراد از «نا» در «لنا»، موسى(ع) و همراهان او در ميعادگاه مناجات است. كتابت در آيه شريفه به معناى مقدّر كردن است.
جلد
1
1 - خداوند ، پس از نجات بنى اسرائيل از سيطره فرعونيان ، موسى ( ع ) را براى عبادت و مناجاتى خاص فرا خواند .
و إذ وعدنا موسى أربعين ليلة
به كارگيرى كلمه «ليلة» (شب) - با وجود اينكه معمولا در بيان شبانه روز و مانند آن، از كلمه «يوم» (روز) استفاده مى شود - اشاره به اين معنا دارد كه: وعده خدا با موسى (ع) براى عبادت و مناجات بوده است. از آن جا كه موسى (ع) در ميان بنى اسرائيل نيز اعمال عبادى داشته، معلوم مى شود آن دعوت براى عبادت و مناجاتى خاص بوده است.
جلد
13
1 - بازگشت يكى از دختران شعيب نزد موسى به فرمان پدر
فجاءته إحديهما . .. قالت إنّ أبى يدعوك
4 - دختر شعيب ، پيامدار دعوت پدرش از موسى ( ع )
قالت إنّ أبى يدعوك
5 - دعوت شعيب از موسى ، براى پرداختن مزد در قبال آب دادن وى به گوسفندانش
إنّ أبى يدعوك ليجزيك أجر ما سقيت لنا
7 - پذيرش دعوت شعيب از سوى موسى ( ع ) و رفتن وى به نزد او
قالت إنّ أبى يدعوك . .. فلمّا جاءه
جلد
13
4 - دعوت خداوند از موسى ( ع ) ، به حفظ آرامش و دور ساختن ترس از خود
و اضمم إليك جناحك من الرّهب
«جناح» كنايه از «بازو» يا «دست» است. «رهب» نيز معادل «خوف» و «ال» در آن براى عهد است و اشاره به ترسى دارد كه بر موسى(ع) در وادى طور، به خاطر مواجه شدن با چيزهاى ناگهانى و دور از انتظار، غلبه يافته بود. بنابراين «و اضمم إليك...»; يعنى، براى فائق آمدن بر اين ترسى كه بر تو مستولى شده، بازوانت را به خودت بچسبان.
جلد
4
2 - دعوت بنى اسرائيل از سوى موسى ( ع ) به يادآورى نعمت هاى الهى بر آنان
و اذ قال موسى لقومه يقوم اذكروا نعمة اللّه عليكم
جلد
6
1 - موسى ( ع ) پس از تصميم فرعون به سركوبى بنى اسرائيل ، مردمش را به استعانت از خدا و صبر و مقاومت در برابر آزار هاى فرعونيان فراخواند .
قال موسى لقومه استعينوا باللّه و اصبروا
جلد
7
2 - موسى و هارون ( ع ) از سوى خدا مأمور بودند رسالت خود را به فرعون و سران حكومتش اعلان كنند و آنان را به ايمان فراخوانند .
ثم بعثنا من بعدهم موسى و هرون إلى فرعون و ملإيه
«ملأ» به معناى رؤساست (لسان العرب).
جلد
7
3 - موسى ( ع ) تسليم و توكل را نشانه هاى ايمان راستين به خدا اعلام كرده و قوم خويش را به دست يافتن به آن فراخواند .
و قال موسى يقوم إن كنتم ءامنتم باللّه فعليه توكلوا إن كنتم مسلمين
11 - از امام باقر ( ع ) روايت شده است : « . . . ان قوم موسى استعبدهم آل فرعون و قالوا : لو كان لهؤلاء على اللّه كرامة كما يقولون ما سلطنا عليهم فقال موسى لقومه : يا قوم إن كنتم آمنتم باللّه فعليه توكلوا . . . ;
. .. همانا آل فرعون، قوم موسى را به بردگى گرفته بودند و مى گفتند اگر آنان همان گونه كه مى گويند در نزد خداوند كرامتى داشتند، ما را بر آنان مسلط نمى ساخت. پس موسى(ع) به قوم خود گفت: اى قوم! اگر ايمان به خدا داريد، پس بر او توكل كنيد ... ».
جلد
7
1 - قوم موسى ، پس از توصيه و دعوت او ، اعلام داشتند : ما تنها بر خدا توكل كرده و جز او بر احدى اتكال نخواهيم كرد .
و قال موسى يقوم . .. فعليه توكلوا ... فقالوا على اللّه توكلنا
جلد
11
11 - دعوت موسى ( ع ) و مقابله فرعون با آن حضرت ، موضوعى مطرح در افكار عمومى مردم مصر
فاجعل . .. موعدًا ... مكانًا سوًى
سعى فرعون در مقابله با موسى(ع) به وسيله سحر، و دعوت از مردم براى شركت در اين رويارويى، حكايت از آن دارد كه موضوع دعوت آن حضرت، موضوعى مطرح در جامعه آن زمان بوده و مردم اين رويداد را تعقيب مى كرده اند.
12 - فرعون ، ناگزير از قانع كردن افكار عمومى مردم مصر ، دربرابر دعوت و معجزات حضرت موسى ( ع )
فلنأتيّنك بسحر مثله فاجعل . .. مكانًا سوًى
جلد
10
2- دعوت حضرت موسى ( ع ) ، همراه با دلايل روشن ( معجزات گويا ) بر حقانيت رسالتش بود .
و لقد ءاتينا موسى تسع ءايت بيّنت
جلد
11
21 - موسى و هارون ( ع ) ، محروميت فرعون از هدايت را به وى گوشزد نموده و او را به پيروى از هدايت دعوت كردند .
والسلم على من اتبع الهدى
جمله «السلام على. ..» خبريه است و به كار بردن عنوان «من اتبع...»، اشاره به نبود اين وصف در فرعون و براى ترغيب او به تحصيل آن است.
جلد
11
6 - بهره جستن موسى ( ع ) از تجمع مردم مصر جهت تماشاى صحنه مقابله او و ساحران ، براى بيم دادن مردم و دعوت آنان به توحيد و ايمان
قال لهم موسى ويلكم لاتفتروا على اللّه كذبًا
جلد
13
1 - گفت وگوى فرعون با سران و اشراف مصر ، درباره دعوت موسى از آنان مبنى بر پذيرش خداى يگانه
و قال فرعون يأيّها الملأما علمت لكم من إله غيرى
«ملأ» به شخصيت هاى برجسته و بزرگان قوم گفته مى شود.
2 - فرعون ، درباره خداى مورد ادعاى موسى اظهار ترديد كرد .
و قال فرعون . .. ما علمت لكم من إله غيرى
جلد
17
2 - دعوت موسى ( ع ) ، همراه با آيات و معجزاتى چند از سوى خداوند
و لقد أرسلنا موسى بايتنا
مقصود از «آيات» به قرينه سياق، معجزات مى باشد.
جلد
20
1 - موسى ( ع ) از جانب خداوند ، مأمور راهنمايى فرعون به راه تكامل و درست كارى و ترغيب او به پاكسازى خويش از آلودگى ها
فقل هل لك إلى أن تزكّى
زكات به دو معنا است: 1. نمو 2. طهارت (مقاييس اللغة) و به كسى كه صالح و درست كار شود، مى گويند «تزكيه» شده است. (قاموس)
جلد
20
2 - دعوت فرعون به خشيت از خداوند ، از اهداف رسالت موسى ( ع )
فتخشى
جلد
20
5 - ادعاى ربوبيت برتر ، موضع گيرى فرعون در برابر طرح توحيد ربوبى از سوى موسى ( ع )
و أهديك إلى ربّك . .. أنا ربّكم الأعلى
جمله «و أهديك إلى ربّك» در آيات پيشين، سخنى بود كه موسى(ع)، آن را با توجه به انكار ربوبيت خداوند از سوى فرعون، مطرح ساخت. فرعون در واكنش به اين دعوت، برترين ربوبيت را براى خود قائل شد.
دفاع از موسى(ع)
جلد
14
2 - خداوند ، از اتهامى كه قوم موسى به آن حضرت وارد كردند ، دفاع كرد و او را از آن مبرّا دانست .
لاتكونوا كالذين ءاذوا موسى فبرّأه اللّه ممّا قالوا
«برّأه اللّه ممّا قالوا» قرينه است بر اين كه مراد از اذيت به موسى(ع)، تهمت و افترا بوده است.
جلد
16
7 - دفاع مؤمن آل فرعون از موسى ( ع ) ، جلوه اى از حمايت و امداد خداوند از او
إنّى عذت بربّى و ربّكم . .. و قال رجل مؤمن من ءال فرعون يكتم إيمنه
ذكر دفاع مؤمن آل فرعون از موسى(ع) - پس از پناه بردن آن حضرت به خداوند از شر فرعون - مى تواند گوياى برداشت ياد شده باشد.
11 - دفاع مؤمن آل فرعون از موسى ( ع ) ، به خاطر برخوردار بودن انديشه و عقيده او بر دليل و برهان روشن
أن يقول ربّى اللّه و قد جاءكم بالبيّنت من ربّكم
برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه جمله «و قد جائكم بالبيّنات . ..» - كه حال براى فاعل «يقول» يا«رجلاً» است - در مقام تعليل براى مطلب پيشين; يعنى، تقبيح كشتن موسى(ع) مى باشد.
جلد
16
2 - مؤمن آل فرعون ، پس از كتمان ايمانش به مدتى چند ، آن را فاش ساخت و به موضع گيرى علنى عليه فرعون و دفاع از موسى ( ع ) پرداخت .
و قال الذى ءامن يقوم اتّبعون
فراخوانى مردم به پيروى از خويش، بيانگر علنى كردن ايمان و موضع اعتقادى شخص است.
جلد
11
3 - برخوردارى موسى ( ع ) از نعمت بزرگ خداوند در گذشته ، مايه اطمينان او به اجابت حتمى خواسته هايش در وادى طوى بود .
و لقد مننّا عليك مرّة أُخرى
تعبير «لقد» نشانه سوگند است. خبر از گذشته همراه با تأكيد، براى ايجاد اطمينان نسبت به وعده هاى مربوط به آينده (أُوتيت سؤلك) است.
جلد
11
7 - بلعيده شدن سِحر ساحران به وسيله عصاى موسى ، نشانه بطلان سِحر و حقانيت معجزه موسى
و ألق ما فى يمينك تلقف ما صنعوا إنّما صنعوا كيد سحر
جمله «إنّما صنعوا. ..» تعليل براى «تلقف» است; يعنى، بدان جهت كه سحر، كيدى بيش نيست، در برابر حقيقت اعجاز موسى نابود خواهد شد و به دين وسيله بطلان سحر ساحران و حقانيت معجزه اثبات خواهد گرديد.
جلد
6
3 - موسى ( ع ) ، برخوردار از دلايلى فراوان بر حقانيت رسالت خويش
ثم بعثنا من بعدهم موسى بئايتنا
كلمه «آيات» به معناى علامتها و نشانه هاست و از مصاديق آن به قرينه «بعثنا»، نشانه هاى راستى و درستى بعثت موسى خواهد بود.
جلد
6
5 - موسى ( ع ) براى اثبات رسالت الهى خويش برخوردار از دليلى روشن بود .
قد جئتكم ببينة من ربكم
«با» در «ببينة» به معناى مصاحبت است. بنابراين جمله «قد جئتكم ببينة» يعنى من با دليلى روشن به سوى
شما آمدم.
جلد
6
2 - سفيد گشتن دست موسى ( ع ) پس از نمايان ساختن آن ، دومين معجزه موسى و آيتى براى حقانيت رسالت او
و نزع يده فإذا هى بيضاء للنظرين
جلد
6
3 - معجزه موسى ( ع ) در صحنه مبارزه با ساحران ، عامل تثبيت حقانيت وى و از ميان رفتن تمام دستاورد هاى ديرينه فرعون و اشراف دربارش شد .
فوقع الحق و بطل ما كانوا يعملون
برداشت فوق بر اين اساس است كه مراد از ضمير «كانوا» و «يعملون» فرعون و فرعونيان باشد. بر اين مبنا مقصود از «ما» در «ما كانوا» تلاشهاى فرعونيان براى تثبيت ربوبيت فرعون و مانند آن خواهد بود.
جلد
10
2- دعوت حضرت موسى ( ع ) ، همراه با دلايل روشن ( معجزات گويا ) بر حقانيت رسالتش بود .
و لقد ءاتينا موسى تسع ءايت بيّنت
جلد
11
4 - بينات ( دلايل روشن ) موسى ( ع ) ، برهان هايى واضح بر حقانيت او و باطل بودن ادعا هاى فرعون
قالوا لن نؤثرك على ما جاءنا من البيّنت
جلد
17
9 - رسالت موسى ( ع ) ، رسالتى دشوار و نيازمند آيات ، دلايل و تأييد هاى متعدد
بايتنا
جلد
18
7 - رسالت موسى ( ع ) به سوى فرعون ، همراه با دلايل قاطع و روشن
أرسلنه إلى فرعون بسلطن مبين
«سلطان» به معناى حجت و برهان است.
جلد
13
3 - اظهار آمادگى موسى ، براى ارائه دليلى روشن و محسوس ( معجزه ) برصدق رسالت خويش
قال أوَلوجئتك بشىء مبين
مراد از «بشىء مبين» به قرينه آيات بعد، معجزه عصا و يد بيضا است.
جلد
13
1 - موافقت فرعون با پيشنهاد موسى ( ع ) مبنى بر ارائه دليل محسوس و روشن بر صدق رسالت خويش
قال أوَلوجئتك بشىء مبين . قال فأت به
3 - فرعون دلايل آفاقى و انفسى ارائه شده از سوى موسى را گوياى صدق ادعاى او ندانسته و تنها معجزه را شاهد صدق گفتارش مى دانست .
قال ربّ السموت و الأرض . .. قال ... لأجعلنّك من المسجونين . قال أوَلوجئتك بشىء
برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه فرعون دلايل آفاقى وانفسى حضرت موسى را نپذيرفت و ضمن تمسخر آنها، او را به زندان تهديد كرد; ولى آن گاه كه آن حضرت مسأله معجزه (شىء مبين) را مطرح ساخت، فرعون به ظاهر به آن تن داد و پذيرفت.
جلد
13
2 - يد بيضا ، دومين معجزه موسى ( ع ) و دليل صدق رسالت وى
و نزع يده فإذا هى بيضاء
جلد
17
5- موسى ( ع ) ، ارائه دهنده برهانى آشكار ، بر صدق خويش در دعوى رسالت
إنّى ءاتيكم بسلطن مبين
جلد
10
2- خضر ( ع ) بى اطلاعى موسى از زواياى كردار وى را ، دليل ناتوانى موسى از تحمّل عملكرد وى دانست .
إنّك لن تستطيع . .. و كيف تصبر على ما لم تحط به خبرًا
جلد
1
2 - موسى ( ع ) ، برخوردار از دلايل و معجزاتى فراوان بر پيامبرى خويش
و لقد جاء كم موسى بالبينت
جمع آوردن «بينات» همراه با «ال» استغراقى، بيانگر كثرت آن بينات است. «بينة» به معناى دليل روشن است و از مصداقهاى مورد نظر آن، معجزه مى باشد.
جلد
6
5 - موسى ( ع ) براى اثبات رسالت الهى خويش برخوردار از دليلى روشن بود .
قد جئتكم ببينة من ربكم
«با» در «ببينة» به معناى مصاحبت است. بنابراين جمله «قد جئتكم ببينة» يعنى من با دليلى روشن به سوى شما آمدم.
جلد
7
3 - موسى و هارون ( ع ) براى اثبات نبوت خود ، داراى معجزات متعددى بودند .
ثم بعثنا . .. موسى و هرون ... بأيتنا
با توجه به جمله «قالوا إن هذا لسحر مبين» در آيه بعد، استفاده مى شود كه مراد از «آيات» در اين جا عبارت از كارهايى است كه بشر بر انجام آن توانايى ندارد ; بلكه به طور يقين فعل خداست كه به دست انسانى انجام گرفته است.
جلد
8
2- موسى ( ع ) برخوردار از معجزاتى فراوان و باعظمت بر رسالت الهى خويش
و لقد أرسلنا موسى بأيتنا
مراد از آيات (نشانه ها) در آيه فوق ، معجزات است و جمع آوردن آن حاكى از كثرت آنهاست. اضافه آن به ضمير متكلم (نا) دلالت بر عظمت و بزرگى آن معجزات دارد.
3- موسى ( ع ) داراى حجت و دليلى روشن و روشنگر بر رسالت الهى خويش بود .
و لقد أرسلنا موسى بأيتنا و سلطن مبين
«سلطان» به معناى حجت و برهان است. «مبين» به معناى روشن و نيز روشنگر است; يعنى ، هم به صورت
لازم و هم به صورت متعدى استعمال مى شود.
جلد
11
4 - يدبيضا و مار شدن عصا ، دو معجزه براى اثبات رسالت موسى ( ع ) بود .
فألقيها فإذا هى حيّة تسعى . .. واضمم يدك ... ءاية أُخرى
«آية» (علامت)، حال است براى فاعل «تخرج» و به قرينه آيات بعد كه در آنها هدايت فرعون بر عهده موسى نهاده شده، مراد از «آية»، علامت رسالت او است.
جلد
11
5 - تبديل عصا به موجودى كه ابزار سِحر ساحران را بلعيد و به حالت اوليه برگشت ، حاوى نشانه هاى متعددى بر رسالت موسى ( ع )
ما جاءنا من البيّنت
از اين كه ساحران، از مشاهدات خود با تعبير «بيّنات» (جمع «بيّنة») ياد كردند، به دست مى آيد كه آنچه ديدند، معجزات متعددى در ضمن يك معجزه بود.
جلد
13
2 - يد بيضا ، دومين معجزه موسى ( ع ) و دليل صدق رسالت وى
و نزع يده فإذا هى بيضاء
جلد
13
3 - معجزات ارائه شده از سوى موسى ( ع ) ، دلايلى روشن و غير قابل انكار بر رسالت الهى وى
فلمّا جاءهم موسى بئايتنا بيّنت
جلد
16
2 - رسالت موسى ( ع ) ، همراه با نشانه هاى الهى و حجت و برهان روشن و روشنگر بود .
و لقد أرسلنا موسى بأيتنا و سلطن مبين
«سلطان» در اين آيه به معناى حجت است و «مبين» در معناى «روشن» و «روشنگر» به كار مى رود.
جلد
17
5- موسى ( ع ) ، ارائه دهنده برهانى آشكار ، بر صدق خويش در دعوى رسالت
إنّى ءاتيكم بسلطن مبين
8- معجزات و دلايل نيرومند موسى ( ع ) ، پشتوانه آن حضرت در برخورد مقتدرانه با فرعونيان
أن أدّوا . .. و أن لاتعلوا ... إنّى ءاتيكم بسلطن مبين
تعبير «إنّى. ..» در مقام تعليل است; يعنى، موسى(ع) به دليل بهره مندى از «سلطان مبين»، به فرعونيان فرمان «أن أدّوا» و «أن لاتعلوا» مى دهد.
جلد
6
4 - دلجويى خداوند از موسى ( ع ) ، به سبب پاسخ منفى او در تقاضاى رؤيت وى
قال لن ترنى . .. قال يموسى إنى اصطفيتك على الناس
به نظر مى رسد بيان نعمتهاى ويژه خداوند به موسى(ع) پس از رد تقاضاى وى (رؤيت خدا) به هدف دلجويى از او باشد. يعنى اگر رؤيت براى تو ممكن نشد، ولى خدا نعمتهايى ارزانى تو داشت كه به ديگران عطا نكرد.
جلد
13
6 - قرار گرفتن خانواده موسى در شرايط نياز به دلگرمى و اميد
إذ قال موسى لأهله . .. سئاتيكم منها بخبر... تصطلون
از تعبير «إنّى آنست ناراً» و «سأتيكم» - كه جمله اول به صورت مؤكد به «إنّ» و جمله دوم به صورت مؤكد با حرف تنفيس آمده است - استفاده مى شود كه خانواده موسى در شرايط اضطراب آور و دلهره آميزى قرار داشتند كه موسى مى بايست به آنان دلگرمى مى داد و اميد مى بخشيد.
جلد
13
10 - اطمينان بخشى خداوند به مادر موسى و وعده قطعى به بازگرداندن فرزندش به آغوش وى
إنّا رادّوه إليك
جلد
6
9 - خداوند با بيان عدم تقدير عذاب بر همگان و جريان آن بر اساس مشيت خويش ، موسى ( ع ) را از نگرانى شمول عذاب بر همه بنى اسرائيل ر ها ساخت .
قال عذابى أصيب به من أشاء و رحمتى وسعت كل شىء
جمله «عذابى أصيب به من أشاء» در مقابل «و رحمتى وسعت كل شىء»، بيانگر اين است كه خداوند خواهان عذاب همگان نخواهد شد.
جلد
11
1 - خداوند از موسى و هارون ( ع ) خواست نگران موفقيت خود نباشند و از واكنش فرعون ، ترسى به دل راه ندهند .
إنّنا نخاف . .. قال لاتخافا
جلد
11
5 - خداوند ، به موسى ( ع ) اطمينان بخشيد كه توان او برتر از همه ساحران حاضر در صحنه مبارزه و مقام او رفيع تر از فرعون و فرعونيان است .
إنّك أنت الاعلى
جلد
13
1 - اطمينان بخشيدن خداوند به موسى ( ع ) ; مبنى بر ناتوانى فرعونيان از قتل وى
فأخاف أن يقتلون . قال كلاّ
بنابراين احتمال كه «كلاّ» پاسخ «أخاف أن يقتلون» است، برداشت ياد شده به دست مى آيد.
جلد
13
9 - اقدام شعيب به دلدارى موسى ( ع ) رفع نگرانى و ترس از وى و اعلام نجات يافتنش از شر فرعونيان
قال لاتخف نجوت من القوم الظلمين
جلد
6
1 - خداوند ، موسى ( ع ) را پس از نوح ، هود ، صالح ، لوط و شعيب به پيامبرى مبعوث كرد .
ثم بعثنا من بعدهم موسى
مراد از ضمير در «من بعدهم» پيامبرانى است كه داستانشان در آيات پيشين مطرح شد.
جلد
6
2 - فاصله زمانى بين بعثت موسى ( ع ) و پيامبران پيش از او ( نوح و . . . ) فاصله اى طولانى
ثم بعثنا من بعدهم موسى
كلمه «ثم» دلالت مى كند كه بعثت موسى(ع) با فاصله اى طولانى نسبت به بعثت پيامبران پيشين، تحقق يافته است.
جلد
2
11 - صندوق معهود ، يادآور و موجب برانگيختن بنى اسرائيل به پيروى از آيين موسى ( پيكار در راه خدا و رهايى از اسارت متجاوزان ) *
و بقية ممّا ترك ال موسى و ال هرون
ذكر جمله «بقيّة ممّا ترك . .. » شايد از اين جهت باشد كه به بنى اسرائيل خاطرنشان سازد كه پيوند مذهبى خود را با موسى (ع) قطع ننمايند.
جلد
15
1 - موسى و هارون ( عليهماالسلام ) ، برخوردار از كتاب آسمانى ( تورات ) و شريعت مستقل و جدا از شريعت الهى پيشين
و ءاتينهما الكتب
دريافت كتاب آسمانى، مى تواند حاكى از دريافت شريعت مستقل و جدا از شريعت سابق باشد.
جلد
16
6 - ربوبيت مطلق الهى ، نقطه اصلى تضاد ميان آيين موسى و آيين فرعونيان
و قال فرعون ذرونى أقتل موسى و ليدع ربّه . .. و قال موسى إنّى عذت بربّى و ربّكم
جلد
16
2 - موسى ( ع ) ، از پيامبران صاحب شريعت و كتاب آسمانى
و لقد ءاتينا موسى الكتب
جلد
16
4 - نوح ، ابراهيم ، موسى ، عيسى ( ع ) و پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) ، پيامبران اولواالعزم و داراى شريعت
شرع لكم من الدين ما وصّى به نوحًا . .. و موسى و عيسى
13 - شرايع آسمانى ، منحصر در شريعت نوح ، ابراهيم ، موسى ، عيسى ( ع ) و پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) است .
شرع لكم من الدين ما وصّى به نوحًا . .. و عيسى
از اين كه خداوند به يادآورى شريعت هاى ياد شده بسنده نموده، برداشت بالا به دست مى آيد.
جلد
17
1 - اعطاى دلايل آشكار از سوى خداوند به بنى اسرائيل ، درباره شريعت موسى
و ءاتينهم بيّنت من الأمر
«من» در «من الأمر» مى تواند به معناى «فى» باشد و كلمه «الأمر» اشاره به كتاب و شريعت موسى(ع) داشته باشد.
جلد
9
1- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظف به يادآورى سرگذشت موسى ( ع ) و قومش و به خاطر سپردن آن
و إذ قال موسى لقومه
برداشت فوق مبتنى بر اين است كه فعل «اذكر» قبل از «إذ» مقدر باشد. بنابراين، آيه خطاب به پيامبر(صلی الله علیه و آله) و بيان وظيفهء آن حضرت است.
2- سرگذشت موسى ( ع ) و قومش ، درس آموز و شايسته به خاطر سپردن
و إذ قال موسى لقومه
اينكه خداوند پيامبر(صلی الله علیه و آله) را موظف به يادآورى سرگذشت حضرت موسى(ع) كرده است، حكايت از اهميت و سودمندى آن دارد و شايسته است انسانها آن را به خاطر بسپارند.
جلد
10
4- تلاش موسى ( ع ) براى يافتن خضر ( ع ) ، واقعه اى درخور يادآورى و توجّه است .
و إذ قال موسى لفتيه لاأبرح
«إذ» مفعول براى «اُذكر» در تقدير است.
جلد
10
1- پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) وظيفه دار يادكرد سرگذشت حضرت موسى در قرآن
واذكر فى الكتب موسى
جلد
11
2 - تاريخ زندگى موسى ( ع ) و حوادث آن ، درس آموز و شايان توجه و تأمل براى رهبران و مبلغان دين است .
و هل اتيك حديث موسى
جلد
13
1 - سرگذشت مبارزه موسى ( ع ) با فرعونيان ، شايان توجه و درس آموزى
و إذ نادى ربّك موسى
واژه «إذ» در محل نصب و مفعول براى فعل محذوف است; يعنى، «واذكر إذ نادى. ..» فرمان الهى مبنى بر به خاطر آوردن سرگذشت موسى بيانگر حقيقت ياد شده است.
جلد
13
1 - سرگذشت موسى و خانواده اش در وادى طور ، شايان ذكر و يادآورى
إذ قال موسى لأهله
«إذ» اسم زمان در محل نصب و مفعولٌ به براى فعل محذوف است; يعنى، «اذكر إذ قال موسى لأهله. ..; زمانى را كه موسى به كسانش گفت... به يادآور».
جلد
11
9 - خواهر موسى ، دخترى زيرك و راز نگه دار بود .
هل أدلّكم على من يكفله
جلد
13
5 - اميد بستن موسى ( ع ) به هدايت خداوند در يافتن راهى بى خطر و رساننده به مدين
قال عسى ربّى أن يهدينى سواء السبيل
«سواء السبيل» (راه وسط) كنايه از راهى است كه خطر گم شدن در آن نباشد و به راحتى انسان را به مقصد برساند.
جلد
10
1- برانگيخته شدن هارون ( ع ) به نبوت ، موهبت خداوند و پرتوى از رحمت او به موسى ( ع ) بود .
و وهبنا له من رحمتنا أخاه هرون نبيًّا
3- حضرت موسى ( ع ) مشمول رحمت الهى
و وهبنا له من رحمتنا
جلد
10
1- موسى ( ع ) با به ياد آوردن گفتار خضر درباره ناشكيبايى وى ، به ناروا بودن اعتراض خود پى برد .
قال لاتؤاخذنى بما نسيت
جلد
10
4- خضر ( ع ) با اشاره به ناآگاهى موسى ( ع ) از انگيزه قتل نوجوان ، اعتراض وى را ناموجه دانست و آن را نشانه درستى شناخت خويش از كم طاقتى و بى صبرى موسى ( ع ) خواند .
لقد جئت شيئًا نكرًا . قال ألم أقل لك إنّك لن تستطيع معى صبرًا
جلد
10
4- هيچ يك از مردم شهر ، حاضر به ميزبانى و اطعام موسى و خضر ( ع ) نشد .
استطعما أهلها فأبوا أن يضيّفوهما
«إباء» به معناى «امتناع و سرباز زدن» است.
جلد
6
11 - موسى ( ع ) علاوه بر رسالت رهبرى بنى اسرائيل را نيز از جانب خداوند عهده دار بود .
إنى رسول من رب العلمين . .. فأرسل معى بنى إسراءيل
جلد
7
2 - موسى و هارون ( ع ) از سوى خدا مأمور بودند رسالت خود را به فرعون و سران حكومتش اعلان كنند و آنان را به ايمان فراخوانند .
ثم بعثنا من بعدهم موسى و هرون إلى فرعون و ملإيه
«ملأ» به معناى رؤساست (لسان العرب).
جلد
8
1- خداوند ، موسى ( ع ) را براى هدايت فرعون و بزرگان دربارش ، به سوى آنان فرستاد .
و لقد أرسلنا موسى . .. إلى فرعون و ملإيه
جلد
9
1- موسى ( ع ) در راستاى رسالت خويش به بنى اسرائيل اعلام كرد كه كفر آنان و تمامى ساكنان زمين زيانى به خداوند نمى رساند .
و قال موسى إن تكفروا أنتم و من فى الأرض جميعًا فإن الله لغنى حميد
«إن» در «إن تكفروا» شرطيه است و جواب آن «لم يتضرر هو» مى باشد كه محذوف است و «فإن الله لغنى» تعليل جزاى شرط محذوف مى باشد.
جلد
11
2 - خداوند ، موسى ( ع ) را به حركت به سوى فرعون و بازداشتن او از طغيان گرى ، فرمان داد .
اذهب إلى فرعون إنّه طغى
جلد
11
2 - موسى و هارون ( ع ) ، به همراه با آيات و معجزات الهى - مأمور حركت براى انجام رسالت خويش شدند .
اذهب أنت و أخوك ب--َايتى
14 - خداوند ، موسى ( ع ) را مأمور ابلاغ حكم رسالت به هارون كرد و از او خواست وى را به سستى نورزيدن در ذكر خدا توصيه كند .
اذهب أنت و أخوك ب--َايتى و لاتنيا فى ذكرى
خطاب به موسى(ع) در وظايف مشترك بين او و هارون(ع) اقتضا مى كند كه موسى(ع) دستورات ارائه شده را به هارون(ع) برساند.
جلد
11
2 - حركت موسى و هارون ( ع ) به سوى فرعون و بازداشتن او از طغيان گرى ، فرمان مؤكد و مكرر خداوند به آن دو بود .
اذهب . .. اذهب أنت و أخوك ... اذهبا إلى فرعون
جلد
11
5 - نگرانى موسى و هارون ( ع ) از ناكامى در ابلاغ پيام خداوند به فرعون
إنّنا نخاف أن يفرط علينا أو أن يطغى
جلد
11
9 - موسى و هارون ( ع ) ، با خطابى مشترك از سوى خداوند ، وحى الهى رادريافت كردند .
قال لاتخافا إنّنى معكما
جلد
11
11 - موسى و هارون ( ع ) ، از جانب خداوند مأمور بازداشتن فرعون از شكنجه بنى اسرائيل بودند .
إنّا رسولا ربّك . .. و لاتعذّبهم
13 - خداوند ، به موسى و هارون ( ع ) فرمان داد تا داشتن معجزه براى اثبات رسالت خويش را به فرعون ابلاغ كنند .
قد جئنك ب--َاية
«آية» اسم جنس و قابل اطلاق بر كم و زياد است. بنابراين مى توان بر معجزات متعدد نيز «آية» اطلاق كرد.
14 - توجه دادن فرعون به وابستگى امور زندگانى او به ربوبيت خداوند ، از جمله برنامه هاى ديدار موسى و هارون ( ع ) با فرعون بود .
إنّا رسولا ربّك . .. ب--َاية من ربّك
تكرار «ربّك» در اين آيه و در خطاب به فرعون - باتوجه به ادعاى ربوبيت او - براى متذكر ساختن وى به انحصار ربوبيت براى خداوند است.
جلد
11
3 - انذار فرعون از عذاب ، با لحنى ملايم و پس از تبشير وى ، از وظايف موسى و هارون بود .
والسلم على من . .. العذاب على من كذّب
ظاهر كلام آن است كه انذار فرعون پس از تبشير او صورت گرفته باشد. به كار گرفتن صيغه هاى غايب در انذار، و نيز تصريح به وحى بودن آن همراه با تأكيد، جملگى گواه نرمى گفتار موسى و هارون در سخن گفتن با فرعون است.
5 - موسى و هارون ( ع ) در برابر فرعون ، موظف به تأكيد بر وحى بودن هشدار عذاب
إنّا قد أُوحى إلينا أنّ العذاب
جمله «إنّا قد. ..» حاوى تأكيد با «إن» و «قد» است، كه بر وحى بودن پيام ها - به خصوص پيام انذار از عذاب - تأكيد دارد.
جلد
11
5 - با وجود مشاركت موسى و هارون ( ع ) در وحى و رسالت ، مسؤوليت آن با موسى ( ع ) بود .
قال فمن ربّكما يموسى
موسى و هارون(ع)، در كليه مكالمات خود موظف بودند كه پيام مشترك خويش را به فرعون ابلاغ كنند و از اين رو كليه ضماير در آيات گذشته به صورت تثنيه و مشترك آمده است (اذهبا، قولا، لاتخافا، معكما، فقولا، رسولا، جئناك، إنّا، إلينا); ولى فرعون در مطرح كردن سؤال خود در عين مخاطب قرار دادن هر دو، پاسخ را از موسى(ع) طلب مى كند (يا موسى). اين قرينه ها نشان دهنده آن است كه در عين اشتراك موسى و هارون(ع) در رسالت، رهبرى با موسى(ع) بوده و فرعون به آن پى برده بود.
جلد
11
13 - موسى ( ع ) ، رسالت خويش را پرتويى از هدايت گسترده ربوبى دانست .
من ربّكما . .. ربّنا الذى أعطى كلّ شىء خلقه ثمّ هدى
مناسبت بحث موسى(ع) با فرعون، چنين اقتضا كرده است كه آن حضرت، موضوع هدايت عام الهى را مطرح كند تاپاسخ سؤال مقدر فرعون را داده باشد; زيرا ممكن بود فرعون بگويد: بر فرض كه خداى خالق ربّ تو است، چه دليلى بر لزوم پذيرش سخن رسولان او وجود دارد؟ موسى(ع) با مطرح كردن هدايت عام الهى، علاوه بر پاسخ به سؤال احتمالى او، زمينه كلى اثبات رسالت خويش را نيز مطرح كرده است.
جلد
11
1 - موسى ( ع ) ، مأمور به حركت در آوردن شبانه بنى اسرائيل ، جهت خروج و هجرت از مصر
و لقد أوحينا إلى موسى أن أسر بعبادى
«إسراء» به معناى سير شبانه و حرف «باء» براى تعديه است، «أسر بعبادى»; يعنى، بندگان مرا شبانه حركت بده [و از مصر خارج كن].
8 - ايجاد راهى خشك در عمق درياى سرخ براى عبور بنى اسرائيل ، از مأموريت هاى موسى ( ع )
فاضرب لهم طريقًا فى البحر يبسًا
«اضرب لهم. ..»، يعنى براى آنان راهى را ايجاد كن. «يَبَس» به معناى خشك است. «ال» در «البحر» عهد
ذهنى و اشاره به درياى مشخصى است كه در مسير هجرت قرار داشت. گروهى از مفسران آن را درياى سرخ و برخى رود نيل دانسته اند.
جلد
12
2 - رسالت موسى و هارون ، در تداوم خط رسولان پيشين بود .
ثمّ أرسلنا رسلنا تترا . .. ثمّ أرسلنا موسى و أخاه هرون
جلد
13
3 - ندا و فرمان الهى به موسى ( ع ) براى ارشاد فرعونيان
و إذ نادى ربّك موسى أن ائت القوم الظلمين
جلد
13
4 - هشدار موسى ( ع ) به خاندان فرعون نسبت به فرجام شوم ستم كارى ، مأموريتى از سوى خداوند
أن ائت . .. قوم فرعون ألايتّقون
عبارت «ألايتّقون» مقول براى قول محذوف است; يعنى،«فقل لهم ألايتّقون». گفتنى است كه مفعول «يتّقون» در اين آيه حذف شده و تقدير آن به قرينه آيه قبل چنين است: «ألايتّقون عاقبة ظلمهم».
جلد
13
4 - موسى و هارون ( ع ) ، مأمور حركت به سوى فرعونيان با تكيه بر حمايت قاطع الهى
قال كلاّ فاذهبا بايتنا إنّا معكم
5 - تجهيز موسى و هارون ( ع ) به وسيله آيات و معجزات گوناگون الهى براى ايفاى نقش رسالت
فاذهبا بايتنا
جلد
13
1 - فرمان الهى به موسى و هارون ( ع ) مبنى بر مواجهه مستقيم با فرعون و اعلام رسالت خويش به وى
فأتيا فرعون فقولا إنّا رسول ربّ العلمين
«اَتْى و إتيان» در اين جا به معناى حاضر شدن و خود را رساندن است. بنابراين «فأتيا فرعون»; يعنى، خود را به فرعون برسانيد و... .
4 - نخستين سخن موسى و هارون ( ع ) ، اعلام رسالت خويش از سوى پروردگار جهانيان
فأتيا فرعون فقولا إنّا رسول ربّ العلمين
6 - موسى و هارون ( ع ) ، پيام دار رسالتى واحد و مأموريتى يگانه
إنّا رسول ربّ العلمين
با اين كه خبر مشتق بايد از حيث اِفراد، تثنيه و جمع با مبتدا مطابقت كند، به كارگيرى «رسول» به صورت مفرد، بيانگر برداشت ياد شده است.
جلد
13
2 - موسى و هارون ( ع ) ، مأمور هجرت از سرزمين مصر به همراه بنى اسرائيل
أن أرسل معنا بنى إسرءيل
جلد
13
1 - وحى خداوند به موسى ( ع ) در خارج ساختن شبانه بنى اسرائيل از سرزمين مصر
و أوحينا إلى موسى أن أسر بعبادى
جلد
13
1 - فرمان خدا به موسى ( ع ) مبنى بر فروبردن دست در گريبان خويش و خارج ساختن آن با سپيديى جذّاب و غيرزننده
و أدخل يدك فى جيبك تخرج بيضاء من غير سوء
جلد
14
3 - رسالت پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) ، امر بى سابقه اى نبوده و در ادامه رسالت پيامبران گذشته است .
بل هو الحقّ من ربّك لتنذر قومًا . .. و لقد ءاتينا موسى الكتب
احتمال دارد ذكر «و لقد آتينا موسى. ..» در اين سوره به منظور اثبات نبوت پيامبر(صلی الله علیه و آله) باشد كه در آيه سه از آن، سخن گفته شده است. لازم به ذكر است كه ذكر حضرت موسى(ع) از ميان انبياى پيشين، مى تواند به خاطر مورد اتفاق نظر بودن آن حضرت در ميان پيروان اديان آسمانى باشد.
جلد
16
10 - رسالت موسى ، داراى محتوايى ضد استكبارى و مخالف منافع صاحبان زر و زور
ولقد أرسلنا موسى . .. إلى فرعون و هم-ن و قرون فقالوا سحر كذّاب
اعزام موسى(ع) از سوى خداوند به سوى مستكبران و صاحبان زر و زور (مانند فرعون، هامان و قارون) و مخالفت شديد آنان با آن حضرت حاكى از مطلب يادشده است.
جلد
16
1 - موسى ( ع ) با راه يافتن به دربار فرعونيان ، پيام حق الهى را به آنان ارائه كرد .
لقد أرسلنا موسى . .. إلى فرعون و هم-ن و قرون ... فلمّا جاءهم بالحقّ من عندنا
جلد
16
5 - دستور ساختن بناى مرتفع و رصدخانه براى اطلاع پيدا كردن از خداى موسى ( ع ) ، نيرنگ و ترفند فرعون براى اثبات دروغ گويى موسى ( ع ) درادعاى وجود خداى يكتا در جهان
أسبب السموت فأطّلع إلى إله موسى
در اين كه مقصود اصلى فرعون از ساختن بناى مرتفع چه بوده، ميان مفسران چند ديدگاه وجود دارد: از جمله اين كه فرعون با ساختن بناى مرتفع، درصدد نبود كه به راه هاى آسمان دست يابد; زيرا كوه هاى مرتفعى وجود داشت كه از برج ها و بناى احداثى او بلندتر بود. از اين رو مقصود اصلى او اين بود كه براى مردم اثبات كند كه راه يافتن به آسمان، امرى ناممكن است. بنابر اين ادعاى موسى(ع) به اين كه در جهان خدايى هست كه با او ارتباط دارد، دروغ و باطل مى باشد. گفتنى است ذيل آيه - كه در آن از بى اثر بودن توطئه فرعون سخن به ميان آمده - مؤيد همين برداشت است.
جلد
17
1 - خداوند ، موسى ( ع ) را به سوى فرعون و درباريانش فرستاد .
و لقد أرسلنا موسى بايتنا إلى فرعون و ملإيه
جلد
17
7- پيام موسى ( ع ) براى انسان ها ، عبوديت آنان به درگاه خدا و پايبندى به وظايف بندگى است .
أن أدّوا إلىّ عباد اللّه
«عباد اللّه» ممكن است منادا به حذف حرف ندا باشد و نه مفعولٌ به براى «أدّوا».
جلد
17
2- موسى ( ع ) ، مأمور خارج ساختن شبانه و مخفيانه بنى اسرائيل از مصر
فأسر بعبادى ليلاً
«إسراء» (مصدر «أسر») به معناى رفتن در شب است و «ليلاً» تأكيد آن مى باشد.
جلد
17
1- دستور خداوند به موسى ( ع ) و بنى اسرائيل ، در عبور از نيل و وانهادن رود آرام و فروهشته به حال خويش
و اترك البحر رهوًا
«رهو»، به معناى حالت آرام و يا گودى و شكافتگى شىء است.
جلد
19
3 - خداوند ، همانند رسول گرامى اسلام ، پيامبرى به سوى فرعون گسيل داشت .
كما أرسلنا إلى فرعون رسولاً
جلد
20
2 - وحى به موسى ( ع ) ، جلوه ربوبيت خداوند بر او و از عوامل رشد و تربيت آن حضرت براى انجام رسالت خويش بود .
إذ ناديه ربّه
جلد
20
2 - حركت به سوى فرعون و باز داشتن او از طغيان گرى ، فرمان خداوند به موسى ( ع ) در وادى طوى
اذهب إلى فرعون إنّه طغى
جلد
20
1 - موسى ( ع ) از جانب خداوند ، مأمور راهنمايى فرعون به راه تكامل و درست كارى و ترغيب او به پاكسازى خويش از آلودگى ها
فقل هل لك إلى أن تزكّى
زكات به دو معنا است: 1. نمو 2. طهارت (مقاييس اللغة) و به كسى كه صالح و درست كار شود، مى گويند «تزكيه» شده است. (قاموس)
جلد
20
1 - موسى ( ع ) به فرمان خداوند ، مأمور اظهار آمادگى نزد فرعون براى هدايت او به خداوند
و أهديك إلى ربّك
6 - توجه دادن فرعون به سيطره ربوبيت خداوند بر او ، از رسالت هاى موسى ( ع )
و أهديك إلى ربّك فتخشى
تصريح به «ربّك» در برابر كسى كه مدعى ربوبيت بر انسان ها است - چنان چه در آيات بعد خواهد آمد - گوياى برداشت ياد شده است.
جلد
13
3 - موسى ( ع ) برخوردار از اعتدال جسمى همراه با قوت فكرى در عنفوان جوانى
و لمّا بلغ أشدّه و استوى
ظاهر اين است كه جمله «بلغ أشدّه» اشاره به توان فكرى موسى(ع) و عبارت «و استوى» اشاره به توان جسمى او باشد. گفتنى است كه «أشدّه» معادل «قوّته» و «استوى» به معناى «إعتدل» مى باشد.
جلد
13
2 - كودكى و بخشى از دوران عمر موسى ( ع ) و نيز رشد و پرورش جسمى او در خاندان فرعون گذشت .
قال ألم نربّك فينا وليدًا و لبثت فينا من عمرك سنين
جلد
13
3 - بزرگ شدن موسى ( ع ) در دامن فرعون ، امرى اجبارى بود نه نعمتى شايان سپاس .
ألم نربّك فينا وليدًا . .. و تلك نعمة ... أن عبّدتّ بنى إسرءيل
جمله «و تلك نعمة» استفهام انكارى و به تقديم «أوَ تلك . ..» مى باشد.
جلد
16
4 - وجود علم ستاره شناسى و وسايل آن ( همچون رصدخانه ) در عصر فرعون و موسى ( ع )
و قال فرعون يه-من ابن لى صرحًا
جلد
13
6 - مأموريت مادر موسى از سوى خداوند ، به شير دادن فرزندش دور از چشم بيگانگان
و أوحينا إلى أُمّ موسى أن أرضعيه
7 - شرايط اضطراب آور روحى براى مادر موسى به هنگام ولادت فرزندش و نيز احساس خطر براى او از جانب
فرعونيان ، موجب سرگردانى وى در شير دادن به موسى ( ع ) بود .
و أوحينا إلى أُمّ موسى أن أرضعيه
توصيه خداوند به مادر موسى براى شير دادن به فرزندش، مى تواند گوياى مطلب ياد شده باشد.
جلد
13
1 - احضار دايگان به كاخ فرعون ، براى شير دادن به موسى ( ع )
و حرّمنا عليه المراضع من قبل فقالت هل أدلّكم على أهل بيت يكفلونه لكم
جلد
13
2 - دل مادر موسى ، فارغ از ترس و اندوه نسبت به فرجام نوزادش پس از دريافت وحى الهى
و أوحينا إلى أُمّ موسى . .. أن لاتخافى ... و أصبح فؤاد أُمّ موسى فرغًا
جلد
13
7 - شادى كردن مادر موسى و زدايش غم از دل وى ، از هدف هاى خداوند در بازگرداندن موسى ( ع ) به دامان وى
فرددنه إلى أُمّه كى تقرّ عينها و لاتحزن
كلمه «كى» به اصطلاح، «تعليليه» و بيانگر هدف الهى در بازگرداندن موسى به دامان مادرش مى باشد. در اين آيه به دو هدف اشاره شده است: الف) شاد شدن مادر موسى و زدودن غم و اندوه ناشى از فراق فرزند. ب) عمل كردن خدا به وعده خود و يقين پيدا كردن مادر موسى به حقانيت وعده هاى الهى. برداشت ياد شده بيان مضمون هدف نخست است.
جلد
15
1 - موسى و هارون ( عليهماالسلام ) و قوم شان ، به عنايت خداوند از اندوه بزرگ نجات يافتند .
و نجّينهما و قومهما من الكرب العظيم
جلد
15
3 - نجات موسى و هارون ( عليهماالسلام ) و قوم شان از اندوهى بزرگ ، اعطاى كتاب آسمانى و باقى ماندن نام و آوازه نيك آنان ، از پاداش هاى خداوند به ايشان
و نجّينهما و قومهما من الكرب العظيم . .. إنّا كذلك نجزى المحسنين
جلد
13
2 - دل مادر موسى ، فارغ از ترس و اندوه نسبت به فرجام نوزادش پس از دريافت وحى الهى
و أوحينا إلى أُمّ موسى . .. أن لاتخافى ... و أصبح فؤاد أُمّ موسى فرغًا
جلد
11
1 - دل قوى داشتن و نگران نبودن از پى آمد هاى سِحر ساحران فرعون ، مفاد وحى خداوند به موسى ( ع ) در ميدان مقابله با ساحران
فأوجس . .. قلنا لاتخف
جلد
13
9 - اقدام شعيب به دلدارى موسى ( ع ) رفع نگرانى و ترس از وى و اعلام نجات يافتنش از شر فرعونيان
قال لاتخف نجوت من القوم الظلمين
جلد
11
6 - حفاظت از جان موسى ( ع ) و بر طرف كردن نگرانى مادر او ، به تدبير خداوند بود .
إذ أوحينا إلى أُمّك
جلد
13
9 - اقدام شعيب به دلدارى موسى ( ع ) رفع نگرانى و ترس از وى و اعلام نجات يافتنش از شر فرعونيان
قال لاتخف نجوت من القوم الظلمين
جلد
13
7 - دلبستگى عميق موسى ( ع ) به بنى اسرائيل و رنج شديد وى از بردگى و استثمار آنان توسط فرعون
و تلك نعمة تمنّها علىّ أن عبّدتّ بنى إسرءيل
جلد
10
4- حضرت خضر ( ع ) ، نسبت به خصوصيّات روحى موسى ( ع ) از پيش ، مطلع بود . *
قال إنّك لن تستطيع معى صبرًا
پيش بينى قطعى عدم تحمّل موسى از جانب خضر(ع) مى تواند مستند به يكى از دو امر باشد: 1- اطلاع خضر از خصوصيات روحى و فكرى موسى(ع) 2- اين كه اصولاً، تحمّل چنين علومى، براى غير خضر ممكن نبوده است. برداشت فوق مبتنى بر احتمال نخست است.
جلد
11
12 - رود نيل در عهد موسى ( ع ) و فرعون ، پُرآب بود و فاصله زيادى با مقرّ فرعون نداشته است .
فليلقه اليمّ بالساحل يأخذه عدوّ لى
«يمّ» به معناى دريا است و اطلاق دريا بر رود، حاكى از فراوانى آب آن است.
جلد
17
4- رود نيل ، رودى گسترده و درياگونه در عصر موسى ( ع )
و اترك البحر
طبق نظر مفسران منظور از دريا در اين آيات رود نيل است.
جلد
11
5 - روز مقابله ساحران فرعون با موسى ( ع ) روزى سرنوشت ساز و تعيين كننده ، از ديدگاه فرعونيان
و قد أفلح اليوم من استعلى
«فلاح» به معناى موفقيت و پيروزى است. ابراز اين سخن از ناحيه فرعونيان، گواه اين مدعا است كه آنان اين مبارزه را، مبارزه مرگ و زندگى و نقطه عطفى در تاريخ خود تلقى مى كردند.
جلد
11
3 - موسى ( ع ) با احاله علم و آگاهى در باره اقوام پيشين به خداوند ، از منحرف شدن بحث به مسائل غير اصلى جلوگيرى كرد .
فما بال . .. قال علمها عند ربّى
موسى(ع) به جاى پاسخ صريح به سؤال فرعون، علم آن را به خداوند احاله كرده است. بعيد نيست فرعون با درماندگى در برابر منطق او، با طرح پرسشى در باره اقوام گذشته، سعى در منحرف ساختن بحث داشته است. از اين رو موسى(ع) با احاله پاسخ به خداوند، نقشه فرعون را خنثى نموده است.
جلد
10
11- برخورد دوگانه و سياستمدارانه فرعون با موسى ( ع ) و معجزات او
موسى . .. فقال له فرعون إنى لأظنّك يموسى مسحورًا
فرعون، دعوت موسى(ع) و معجزات او را قاطعانه رد نكرد; بلكه با لحن دو پهلو (گمان مى كنم) خواسته تا راه توجيه انكار و مخالفت خود را باز نگهداشته باشد و در صورت مقتضى نبودن ادامه انكار و مخالفتش، بتواند بگويد كه، مخالفت گذشته اش يك حدس و گمان بود.
جلد
11
12 - فرعون ، ناگزير از قانع كردن افكار عمومى مردم مصر ، دربرابر دعوت و معجزات حضرت موسى ( ع )
فلنأتيّنك بسحر مثله فاجعل . .. مكانًا سوًى
جلد
13
10 - اقدام فريبكارانه فرعون ، براى مقابله با روشنگرى هاى موسى ( ع )
فاجعل لى صرحًا لعلّى أطّلع إلى إله موسى
دستور ساختن برج براى تحقيق درباره خداى يگانه - كه موسى همگان را به پرستش او فراخوانده بود - مى تواند بدان منظور باشد كه افكار عمومى را از توجه به تبليغات موسى منحرف سازد. برداشت ياد شده براساس اين احتمال است.
جلد
16
4 - همگونى برخورد هاى مشركان عصر بعثت با كافران عصر موسى ، در مورد كتاب آسمانى
و لو جعلنه قرءانًا . .. و لقد ءاتينا ... فاختلف فيه
جلد
11
2 - موسى ( ع ) با گرفتن سر و ريش هارون ، او را در باره گوساله پرست شدن بنى اسرائيل در غياب خود مورد بازخواست قرار داد .
يه-رون ما منعك . .. لاتأخذ بلحيتى و لابرأسى
جلد
11
1 - موسى ( ع ) ، پس از توبيخ بنى اسرائيل و برخورد شديد با هارون ( ع ) با مشاهده دخالت مستقيم سامرى در گوساله پرستى بنى اسرائيل ، به بازخواست و محاكمه او پرداخت .
قال فما خطبك يس-مرىّ
جلد
13
9 - تحقير فرعون و فرعونيان از سوى موسى ( ع ) به خاطر نينديشيدن در نظام هستى و انكار پروردگار جهان
قال ربّ المشرق و المغرب و ما بينهما إن كنتم تعقلون
برداشت ياد شده بدان احتمال است كه تعبير «إن كنتم تعقلون» تعريضى به عدم تعقل فرعون و فرعونيان و
مقابله به مثل با اتهام جنون به موسى(ع) باشد.
جلد
13
4 - برخورد منطقى موسى ( ع ) ، در برابر تهديد فرعون
قال . .. لأجعلنّك من المسجونين . قال أوَلوجئتك بشىء مبين
جلد
11
2 - موسى ( ع ) در مبارزه با فرعون ، خود را مواجه با گروهى از حاميان او مى ديد و براى ارشاد آنان چاره انديشى مى كرد .
اذهب إلى فرعون . .. يفقهوا قولى
با آن كه در فرمان رسالت فقط نام فرعون آمده بود، اما موسى(ع) براى گفتار خويش، شنوندگان بيشترى را پيش بينى مى كرد و «يفقهوا» را با صيغه جمع آورد.
جلد
11
6 - بهره جستن موسى ( ع ) از تجمع مردم مصر جهت تماشاى صحنه مقابله او و ساحران ، براى بيم دادن مردم و دعوت آنان به توحيد و ايمان
قال لهم موسى ويلكم لاتفتروا على اللّه كذبًا
جلد
12
3 - به ميان مردم رفتن و در متن جامعه بودن ، شيوه موسى و هارون در دعوت و انجام رسالت الهى
فقلنا اذهبا إلى القوم الذين كذّبوا بأيتنا
جلد
17
4- برنامه موسى ( ع ) ، پيشبرد رسالت خويش با منطق و نه جنگ و ستيز
و إن لم تؤمنوا لى فاعتزلون
تعبير «فاعتزلون» مى نماياند كه موسى(ع)، با وجود در دست داشتن معجزات و «سلطان مبين»، خواهان درگيرى و ستيز نبوده است.
جلد
13
4 - تلاش فرعون براى تكذيب موسى ( ع ) با يادآورى ارتكاب قتل و ناسپاسى وى
و فعلت فعلتك التى فعلت و أنت من الكفرين
جلد
11
15 - مبارزه با زمينه هاى فكرى و عينى شرك و نابود كردن آنها ، شيوه موسى ( ع ) در ستيز با گوساله پرستى بنى اسرائيل
إلهك الذى . .. لنحرّقنّه ثمّ لننسفنّه
سوزاندن گوساله سامرى از چند جهت قابل تأمل است: 1- از جهت نابود كردن و محو ساختن آن از ديدگان مردم تا مبادا دوباره به آن گرايش يابند. 2- اثبات «اله» نبودن آن براى ظاهر بينان، با سوزاندن و خردكردن تنديس زرّين گوسال. جهت اول، جهتى عينى و جهت دوم، جهت فكرى است.
جلد
11
7 - فرعونيان ، با اتفاق نظر بر لزوم مقابله با موسى ( ع ) ، در باره روش آن اختلاف نظر داشتند . *
فتنزعوا أمرهم . .. و أسرّوا
از فعل «أسرّوا» استفاده مى شود كه طرفين نزاع، خواهان مخفى ماندن گفتوگوهاى خود بودند و آنچه رسماً به مردم اعلام شد - چنانچه مطالب آيه بعد گفته فرعونيان به مردم باشد - گفته مشترك آنان بوده كه به منظور مقابله با موسى(ع) و خنثى سازى فعاليت او، القا شده بود. كلمه «أمرهم» - كه نزاع را در مورد امور فرعونيان قرار داده - تأييدى براين نكته است.
جلد
11
22 - شكنجه ، كشتار ، تهديد و ارعاب ، از آخرين حربه هاى فرعون براى جلوگيرى از نهضت موسى ( ع ) و بقاى حكومت خويش
فلأقطّعنّ . .. لأصلّبنّكم ... و لتعلمنّ
جلد
13
4 - دروغ و تزوير ، دو حربه فرعون عليه موسى ( ع )
قال . .. إنّ هذا لسحر عليم . يريد أن يخرجكم من أرضكم بسحره
تعبير «يريد أن يخرجكم. ..» دروغى آشكار است; چه اين كه موسى(ع) خواهان خارج ساختن بنى اسرائيل از مصر بود و نه قبطيان. و از سوى ديگر در مجموع كلام وى تزوير و فريبكارى نهفته است چه در گفتن «أرضكم» (سرزمين شما) و چه در تعبير «بسحره» (با جادويش)
6 - مشاوره فرعون با اطرافيان خويش و نظر خواهى از آنان براى مبارزه با موسى ( ع )
فماذا تأمرون
«أمر» (مصدر «تأمرون») به معناى فرمان دادن است. مقصود از آن در اين جا فرمان مشورتى است. بنابراين «چه فرمان مى دهيد»; يعنى، رأيتان چيست.
8 - فرعون ، از چاره انديشى و پيدا كردن راه مبارزه با موسى ( ع ) - به تنهايى - احساس ناتوانى مى كرد .
يريد أن يخرجكم من أرضكم بسحره فماذا تأمرون
مشورت و نظرخواهى فرعون از ديگران - در عين ادعاى خدايى - بيانگر ناتوانى او در مبارزه با موسى(ع) مى باشد.
جلد
13
4 - صلاحديد مشاوران فرعون ، مبارزه با موسى به شيوه اى همسان شيوه خود وى بود و نه زندان و قتل .
قالوا أرجه و أخاه و ابعث فى المدائن حشرين
برداشت ياد شده از آن جا است كه منطق فرعون «لأجعلنّك من المسجونين» بود; ولى مشاوران وى با ديدن معجزات موسى اين راه را نپسنديدند; بلكه در پيش گرفتن راهى منطقى تر و ظاهراً همسان راه موسى را ترجيح دادند.
5 - تدبير مشاوران فرعون ، مبنى بر اعزام اشخاصى به تمام شهر ها و گردآورى نيروى لازم جهت مبارزه با موسى ( ع ) و برادرش
قالوا . .. و ابعث فى المدائن حشرين
«المدائن» جمع محلّى به «ال» و مفيد عموم است; يعنى، همه شهرها.
جلد
13
1 - گردآورى تمامى ساحران كارآزموده و ماهر براى مقابله با معجزات موسى ، طرح مشاوران فرعون بود .
و ابعث فى المدائن حشرين . يأتوك بكلّ سحّار عليم
جلد
13
3 - نياز فرعونيان به جلب افكار عمومى ، در مبارزه با موسى ( ع ) و در جهت حفظ منافع خويش
و قيل للناس هل أنتم مجتمعون
جلد
6
12 - موسى ( ع ) ، علاوه بر مقام نبوت ، منصب امامت و رهبرى سياسى بنى اسرائيل را نيز عهده دار بود .
و قال موسى لأخيه هرون اخلفنى فى قومى
جلد
6
11 - موسى ( ع ) علاوه بر رسالت رهبرى بنى اسرائيل را نيز از جانب خداوند عهده دار بود .
إنى رسول من رب العلمين . .. فأرسل معى بنى إسراءيل
جلد
11
5 - موسى و هارون ( ع ) به فرمان خداوند ، وظيفه دار رهبرى بنى اسرائيل پس از موافقت فرعون با خروج آنان
فأرسل معنا بنى إسرءيل
9 - بنى اسرائيل ، داراى آمادگى براى هجرت از مصر به رهبرى موسى و هارون ( ع )
فأرسل معنا بنى إسرءيل و لاتعذّبهم
مطرح شدن اين درخواست نزد فرعون، بر وجود آمادگى روحى و فكرى در بنى اسرائيل براى هجرت از مصر دلالت دارد.
جلد
11
5 - با وجود مشاركت موسى و هارون ( ع ) در وحى و رسالت ، مسؤوليت آن با موسى ( ع ) بود .
قال فمن ربّكما يموسى
موسى و هارون(ع)، در كليه مكالمات خود موظف بودند كه پيام مشترك خويش را به فرعون ابلاغ كنند و از اين رو كليه ضماير در آيات گذشته به صورت تثنيه و مشترك آمده است (اذهبا، قولا، لاتخافا، معكما، فقولا، رسولا، جئناك، إنّا، إلينا); ولى فرعون در مطرح كردن سؤال خود در عين مخاطب قرار دادن هر دو، پاسخ را از موسى(ع) طلب مى كند (يا موسى). اين قرينه ها نشان دهنده آن است كه در عين اشتراك موسى و هارون(ع) در رسالت، رهبرى با موسى(ع) بوده و فرعون به آن پى برده بود.
جلد
13
8 - موسى ( ع ) ، رهبرى پذيرفته شده و مورد اطاعت بنى اسرائيل ، حتى پيش از ترك مصر
و أوحينا إلى موسى أن أسر بعبادى إنّكم متّبعون
فرمان الهى به كوچاندن شبانه بنى اسرائيل، در صورتى عملى بود كه مجموعه بنى اسرائيل مطيع موسى(ع) بودند و اين حركت مخاطره آميز را به خاطر اطاعت از وى به جان مى خريدند.
جلد
11
26 - اقدام موسى ( ع ) به كشتن يكى از قبطيان در مصر ، زمينه ساز گرفتارى او به آزمايش سخت خداوند
و قتلت نفسًا فنجّينك من الغم و فتنّك فتونًا
چنانچه «فتنّاك» عطف بر «نجّيناك» باشد، سختى كشيدن موسى(ع) در آزمون الهى، پى آمد قتل نفس بوده است.
جلد
17
3 - پديد آمدن زمينه هاى گرايش قبطيان به موسى ( ع ) و ايمان آوردن به دعوت او *
و نادى فرعون فى قومه قال يقوم أليس لى ملك مصر
برداشت ياد شده با توجه به دو نكته است: الف) مراد از «قوم» قبطيان است; زيرا مسلّماً فرعون بنى اسرائيل را قوم خويش خطاب نمى كرد. ب) تبليغات فرعونى نشان دهنده آن است كه زمينه هاى گسترده براى پيوستن به موسى(ع) در ميان قبطيان به وجود آمده بود و بدين جهت فرعون احساس خطر كرده و با سفسطه بازى و به رخ كشيدن قدرت و مكنت خويش، مى خواست جلوى نفوذ موسى(ع) را در افكار مردم مصر بگيرد.
جلد
13
9 - راسخ شدن ايمان مادر موسى ، هدف الهى در محكم ساختن دل وى و اطمينان بخشيدن به وى
لولا أن ربطنا على قلبها لتكون من المؤمنين
جلد
15
3 - عبوديت و ايمان موسى و هارون ( عليهماالسلام ) موجب دستيابى آنان به پاداش هايى همچون پاداش هاى محسنان از سوى خداوند
إنّا كذلك نجزى المحسنين . إنّهما من عبادنا المؤمنين
برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه جمله «إنّهما من عبادنا. ..» تعليل براى جمله «إنّا كذلك نجزى المحسنين» است; يعنى، چون موسى و هارون (عليهماالسلام) از مؤمنان و بندگان خالص خدا بودند، به آنان چونان پاداش محسنان، پاداش داديم. مقصود نجات از اندوه بزرگ و باقى ماندن نام و آوازه نيك آنان در تاريخ مى باشد.
جلد
11
17 - بازگشت موسى ( ع ) به آغوش مادر ، زمينه اى مناسب جهت رشد و پرورش او تحت نظارت دقيق خداوند
و لتصنع على عينى . إذ تمشى ... فرجعنك
«إذ» در «إذ تمشى» مى تواند ظرف براى «لتصنع» باشد. دراين صورت جملات پس از «إذ»، ظرف تحقق صنع الهى در مورد موسى(ع) را بيان كرده است.
جلد
11
2 - موسى ( ع ) ، تسبيح و تنزيه خداوند در برابر مشركان ، خود را نيازمند شرح صدر و داشتن بيان واضح مى دانست .
ربّ اشرح لى . .. كى نسبّحك كثيرًا
«كى نسبّحك» مى تواند تعليل براى تمام خواسته هاى موسى(ع)، از جمله درخواست شرح صدر و كاهش لكنت زبان باشد. موسى(ع) مى خواست براى رد آنچه گمراهان در باره خداوند توهم كرده اند، توان لازم را داشته باشد.
جلد
17
6 - همراه نبودن فرشتگان با موسى ( ع ) ، دستاويزى براى فرعون در انكار رسالت او
فلولا . .. أو جاء معه الملئكة مقترنين
«مقترنين» حال براى ملائكه و تأكيدكننده معناى «معه» است.
جلد
11
17 - محبوبيت موسى ( ع ) در دل فرعونيان ، زمينه رشد و نمو او با مراقبت كامل خداوند
و لتصنع على عينى
«لتصنع» بيانگر علت است براى آنچه از سياق كلام به دست مى آيد; يعنى، «و لتصنع على عينى فعلت ذلك; آنچه انجام دادم به خاطر اين بود كه با مراقبت كامل من ساخته شوى». صنيع و صنيعة (ريشه اشتقاقى «لتصنع») به شخصى گفته مى شود كه تربيت شده ديگرى باشد. هم چنين به معناى عطا، كرامت و احسان نيز آمده است (لسان العرب).
19 - خداوند از آغاز زندگى موسى ( ع ) ، بر او نظارت دقيق داشته و زمينه هاى تربيت و رشد او را فراهم ساخته بود .
و لتصنع على عينى
مراد از «عين» در «على عينى» معناى مجازى آن (مراقبت) است و «على» دلالت مى كند كه مراقبت الهى، به منزله پايه اى است كه تربيت و يا گرامى داشت موسى(ع)، بر آن استوار بوده است.
جلد
11
17 - بازگشت موسى ( ع ) به آغوش مادر ، زمينه اى مناسب جهت رشد و پرورش او تحت نظارت دقيق خداوند
و لتصنع على عينى . إذ تمشى ... فرجعنك
«إذ» در «إذ تمشى» مى تواند ظرف براى «لتصنع» باشد. دراين صورت جملات پس از «إذ»، ظرف تحقق صنع الهى در مورد موسى(ع) را بيان كرده است.
جلد
17
6- فرعونيان ، در صدد سنگسار كردن موسى ( ع ) پس از شنيدن پيام هاى او
و إنّى عذت . .. أن ترجمون
برداشت بالا بنابراين نكته است كه مراد از «ترجمون» سنگسار كردن باشد; نه تهمت زدن.
جلد
10
5- برگزيدگى موسى ( ع ) و انقطاع او از غير خدا ، زمينه ساز سخن گفتن خداوند با او و نزديك ساختن او به خود
إنّه كان مخلصًا . .. و ندينه من جانب الطور الأيمن و قرّبنه نجيًّا
توصيف موسى(ع) - در آيه قبل - به «مخلَص» (كسى كه خداوند او را براى خود خالص گردانده است)، گوياى شايستگى او براى شنيدن نداى خداوند است.
جلد
16
1 - مؤمن آل فرعون براى بيدار كردن مردم و انصراف آنان از قتل موسى ( ع ) ، سرگذشت يوسف پيامبر رايادآور شد .
أتقتلون رجلاً . .. إنّى أخاف عليكم ... و لقد جاءكم يوسف
جلد
11
35 - موسى ( ع ) زمانى توفيق مناجات با خداوند در كوه طور و دريافت حكم رسالت را يافت كه از مرحله آزمون الهى و چشيدن سختى ها ، عبور كرد و شايستگى لازم را به دست آورده بود .
و فتنّك فتونًا. .. ثمّ جئت على قدر يموسى
جلد
13
1 - قتل مرد قبطى ، ظلم موسى ( ع ) به خود و باعث به خطر افتادن جان او از سوى فرعونيان
فوكزه موسى فقضى عليه . .. قال ربّ إنّى ظلمت نفسى
موسى(ع) در پيشگاه پروردگار اعتراف كرد كه مرتكب خطاى بزرگى شده و با كشتن مرد قبطى، در معرض خطرى جدى قرار گرفته است.
جلد
11
34 - سختى هاى زندگى موسى ( ع ) و آزمون هاى الهى او ، جهت رسيدن به رتبه و شايستگى لازم براى تحمل رسالت الهى بود .
و فتنّك فتونًا. .. ثمّ جئت على قدر يموسى
«قدَر»; يعنى، مبلغ و حد مطلوب. اين كلمه با قدْر و مقدار به يك معنا است (لسان العرب). «على قدر» حال براى فاعل «جئت» است; يعنى، اى موسى! تو در حالى كه بر مقدار لازم از شايستگى و استوارى رسيدى، به اين وادى گام نهادى.
35 - موسى ( ع ) زمانى توفيق مناجات با خداوند در كوه طور و دريافت حكم رسالت را يافت كه از مرحله آزمون الهى و چشيدن سختى ها ، عبور كرد و شايستگى لازم را به دست آورده بود .
و فتنّك فتونًا. .. ثمّ جئت على قدر يموسى
40 - زندگانى طولانى موسى ( ع ) در مدين ، داراى نقشى به سزا در رسيدن او به شايستگى لازم براى رسالت بود .
فلبثت سنين فى أهل مدين ثمّ جئت على قدر يموسى
«ثمّ» براى تراخى است و دلالت مى كند كه آمدن موسى(ع) به كوه طور، با گذشت زمان قابل توجهى از آغاز سكونت در مدين همراه بوده است.
جلد
13
3 - جدايى موسى ( ع ) از دستگاه فرعونى ، زمينه اعطاى رسالت و سرپرستى بنى اسرائيل به وى از جانب خداوند
ففررت منكم . .. فوهب لى ربّى حكمًا و جعلنى من المرسلين
برداشت ياد شده بدان احتمال است كه تفريع «وهب» بر «ففررت» اشاره به تأثير جدايى موسى(ع) از دستگاه فرعون در شايستگى وى براى دريافت حكم و رسالت داشته باشد. گفتنى است كه در برداشت فوق واژه «حكم» به معناى ولايت و سرپرستى گرفته شد و مراد از آن سرپرستى بر بنى اسرائيل و هجرت دادن آنان از سرزمين مصر مى باشد.
5 - اعطاى حكمت و دانش به موسى ( ع ) ، زمينه ساز نايل آمدن او به مقام رسالت
فوهب لى ربّى حكمًا و جعلنى من المرسلين
جدا بودن «وهب» و «جعل» و مقدم آمدن اعطاى حكمت، نشان دهنده تمايز ميان آن دو و قرار داشتن «جعل رسالت» در طول اعطاى حكمت است.
جلد
13
2 - آتش طور ، وسيله اى براى كشاندن موسى ( ع ) به وادى طور ، جهت سخن گفتن خدا با وى و دريافت رسالت الهى
فلمّا أتيها نودى . .. يموسى إنّى أنا اللّه ربّ العلمين
جلد
17
3- نفرين موسى ( ع ) به درگاه پروردگار ، پس از نااميدى از هدايت فرعونيان
و إن لم تؤمنوا . .. فدعا ربّه أنّ هؤلاء قوم مجرمون
«دعا» در مقام شكايت، دربردارنده درخواست مجازات است.
جلد
13
3 - جدايى موسى ( ع ) از دستگاه فرعونى ، زمينه اعطاى رسالت و سرپرستى بنى اسرائيل به وى از جانب خداوند
ففررت منكم . .. فوهب لى ربّى حكمًا و جعلنى من المرسلين
برداشت ياد شده بدان احتمال است كه تفريع «وهب» بر «ففررت» اشاره به تأثير جدايى موسى(ع) از دستگاه فرعون در شايستگى وى براى دريافت حكم و رسالت داشته باشد. گفتنى است كه در برداشت فوق واژه «حكم» به معناى ولايت و سرپرستى گرفته شد و مراد از آن سرپرستى بر بنى اسرائيل و هجرت دادن آنان از سرزمين مصر مى باشد.
جلد
6
5 - زندگانى قبيله اى ، شيوه زندگى بنى اسرائيل در عصر موسى
و قطّعنهم اثنتى عشرة أسباطا أمما
جلد
13
3 - تجهيز موسى ( ع ) از سوى خدا به معجزه اى بيم آفرين و معجزه اى زيبا و پرجاذبه
و ألق عصاك . .. ولّى مدبرًا ... و أدخل يدك... بيضاء من غير سوء
جلد
17
7 - موسى ( ع ) ، داراى ظاهرى ساده و به دور از تشريفات و تشخص
الذى هو مهين
خوار شمردن موسى(ع) از سوى فرعون، نشان مى دهد كه آن حضرت ظاهرى ساده و پيراسته داشته و همين نكته مستمسك فرعون قرار گرفته است.
جلد
16
4 - وجود علم ستاره شناسى و وسايل آن ( همچون رصدخانه ) در عصر فرعون و موسى ( ع )
و قال فرعون يه-من ابن لى صرحًا
جلد
10
16- زكريا ، يحيى ، مريم ( س ) ، عيسى ، ابراهيم ، اسحق ، يعقوب ، موسى ، هارون ، اسماعيل ، و ادريس ( ع ) ، هنگام شنيدن آيات الهى به سجده مى افتادند و در حال سجود اشك مى ريختند .
أُولئك . .. إذا تتلى عليهم ءايت الرحمن خرّوا سجّدًا و بكيًّا
جلد
11
2 - موسى ( ع ) به دشوارى هاى رسالت خويش و مشكلات ارشاد و هدايت فرعون آگاه بود .
و يسّر لى أمرى
جلد
12
5 - دشوارى رسالت موسى ، در مبارزه با فرعون
ثمّ أرسلنا موسى و أخاه هرون
رسالت هارون به همراه موسى(ع)، مى تواند بدان جهت باشد كه بار مسؤوليت موسى در مبارزه با فرعون و اشراف
پيرامون او، بسيار سنگين بود و براى سبك تر شدن آن، خداوند هارون را نيز به همراه او مبعوث كرد.
جلد
14
6 - يادآورى رسالت دشوار موسى ( ع ) تسلى بخش پيامبر (صلی الله علیه و آله) در برابر آزار مشركان بود .
و لقد ءاتينا موسى الكتب فلاتكن فى مرية من لقائه
احتمال دارد مرجع ضمير در «لقائه» آزار و اذيتى باشد كه از فحواى كلام، به دليل طرح رسالت موسى(ع)، برمى آيد. در اين صورت، آيه درصدد دلدارى و تسلى دادن به پيامبر(صلی الله علیه و آله) است.
جلد
17
9 - رسالت موسى ( ع ) ، رسالتى دشوار و نيازمند آيات ، دلايل و تأييد هاى متعدد
بايتنا
جلد
16
3 - اقدام بر قتل موسى ( ع ) ، كارى دشوار ، خطرآفرين و داراى بازتاب ناگوار در ميان افكار عمومى درنظر فرعون
و قال فرعون ذرونى أقتل موسى
برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه فرعون، در كشتن فرزندان ايمان آورندگان به موسى(ع) با كسى به مشاوره نپرداخت (اقتلوا أبناء الذين آمنوا معه); ولى در كشتن موسى(ع) با مشاوران و درباريان خود به رايزنى پرداخت.
جلد
11
10 - خداوند در وحى به مادر موسى ، فردى را كه دشمن خدا و دشمن كودك او بود ، عامل نجات آن كودك و تحت تكفل گيرنده او معرفى كرد .
يأخذه عدوّ لى و عدوّ له
جلد
16
9 - كشتن موسى ( ع ) به صرف اعتقاد او به ربوبيت خداوند ، كارى نكوهيده و نابه جا در نظر مؤمن آل فرعون
أتقتلون رجلاً أن يقول ربّى اللّه
از استفهام انكارى در جمله «أتقتلون رجلاً. ..» - كه در مقام تقبيح عمل فرعون مى باشد - برداشت ياد شده استفاده مى شود.
15 - ناروا بودن قتل موسى ( ع ) ، در نظر مؤمن آل فرعون حتى در صورت دروغ گو بودن او
و إن يك كذبًا فعليه كذبه
جلد
10
23- خضر ( ع ) پس از آموختن اسرار كار هاى خود به موسى ( ع ) ، وى را بر بى صبرى در برابر آن ، نكوهش كرد .
ذلك تأويل ما لم تسطع عليه صبرًا
جلد
11
4 - موسى ( ع ) ، به جهت پيشى گرفتن بر قوم خود در رسيدن به ميقات ، مورد پرس و جوى خداوند قرار گرفت .
و ما أعجلك عن قومك يموسى
5 - پرسش خداوند از موسى ( ع ) درباره تعجيل در آمدن به كوه طور ، نخستين سخن او با وى نبود .
و ما أعجلك
حرف «واو» در «و ما أعجلك» براى عطف بر محذوف است; يعنى، پس از حضور موسى(ع) در كوه طور، سخن يا سخنانى به ميان آمد، آن گاه اين پرسش مطرح شد.
جلد
1
16 - موسى ( ع ) مردمش را به خاطر تقاضاى غذايى پست تر در مقابل از دست دادن غذايى بهتر ، سرزنش كرد .
قال أتستبدلون الذى هو أدنى بالذى هو خير
استفهام در «أتستبدلون» انكار توبيخى است. ضمير در «قال» مى تواند به «ربك» برگردد و مى تواند به
«موسى» ارجاع شود در برداشت فوق دومين احتمال لحاظ شده است.
جلد
6
4 - موسى ( ع ) پس از حضور در ميان قوم منحرف خويش ، با نكوهيده خواندن شيوه آنان در غياب وى ، ايشان را بشدّت توبيخ كرد .
قال بئسما خلفتمونى من بعدى أعجلتم أمر ربكم
جلد
7
1 - حضرت موسى ( ع ) ، فرعون و سران حكومتش را ، به خاطر انكار معجزه اى كه در حق بودن آن ترديدى نبود ، مورد ملامت و سرزنش قرار داد .
قال موسى أتقولون للحق لما جاءكم أسحر هذا
جلد
9
6- موسى ( ع ) قوم خود را به دليل عبرت نگرفتن از سرگذشت پيشينيان ، سرزنش كرد .
ألم يأتكم نبؤا الذين من قبلكم قوم نوح و عاد و ثمود
جلد
11
1 - بنى اسرائيل در برابر بازخواست و توبيخ خود از جانب موسى ( ع ) ، سعى در بى تقصير نشان دادن خود در ماجراى گوساله پرستى داشتند .
ألم يعدكم . .. أفطال ... أم أردتّم ... قالوا ما أخلفنا موعدك بملكنا
جمله «ما أخلفنا» و نيز «حمّلنا»، جملگى توجيهات بنى اسرائيل براى پذيرش گوساله پرستى از سوى آنان است.
جلد
11
1 - موسى ( ع ) ، پس از بازگشت از ميقات ، هارون را در باره عكس العمل وى در مقابل گوساله پرستان بنى اسرائيل ، مورد بازخواست و توبيخ قرار داد .
يه-رون ما منعك إذ رأيتهم ضلّوا
جلد
11
1 - موسى ( ع ) ، پس از توبيخ بنى اسرائيل و برخورد شديد با هارون ( ع ) با مشاهده دخالت مستقيم سامرى در گوساله پرستى بنى اسرائيل ، به بازخواست و محاكمه او پرداخت .
قال فما خطبك يس-مرىّ
جلد
11
2 - استجابت دعا هاى موسى ( ع ) در وادى طوى بسيار سريع بود .
قال ربّ اشرح . .. قال قد أُوتيت سؤلك
«أُوتيت» فعل ماضى مجهول است و مفاد آن چنين است كه استجابت خواسته هاى موسى(ع) به صورت وعده و مربوط به آينده نبود، بلكه به قدرى سريع بود كه گويا در گذشته عنايت شده است.
جلد
11
1 - موسى ( ع ) و خانواده اش در سيرى شبانه و در بيابان ، دچار سرگردانى شده و راه را گم كردند .
إذ رءا نارًا . .. بقبس أو أجد على النار هدًى
جمله «أجد على النار هدًى» دلالت مى كند كه موسى(ع) و همراهيانش راه را گم كرده بودند و از نبود آتش فهميده مى شود كه آنها در بيابانى سرگردان بودند. ديدن آتش از فاصله اى نسبتاً دور كه حتى با احتمال وجود آتش، تصميم به حركت جمعى به سوى آن نگرفتند، حاكى از شب بودن و تاريكى منطقه است.
جلد
13
9 - تحير و سرگردانى موسى ( ع ) و خانواده اش ، در صحراى سينا به خاطر گم كردن راه
لعلّى ءاتيكم منها بخبر
تعبير آيه ده سوره «طه» در اين مورد (لعلّى آتيكم منها بقبس أو أجد على النار هدًى) به روشنى، دلالت بر مطلب ياد شده دارد.
جلد
11
1 - موسى ( ع ) و خانواده اش در سيرى شبانه و در بيابان ، دچار سرگردانى شده و راه را گم كردند .
إذ رءا نارًا . .. بقبس أو أجد على النار هدًى
جمله «أجد على النار هدًى» دلالت مى كند كه موسى(ع) و همراهيانش راه را گم كرده بودند و از نبود آتش
فهميده مى شود كه آنها در بيابانى سرگردان بودند. ديدن آتش از فاصله اى نسبتاً دور كه حتى با احتمال وجود آتش، تصميم به حركت جمعى به سوى آن نگرفتند، حاكى از شب بودن و تاريكى منطقه است.
3 - حضرت موسى ( ع ) هنگام سرگردانى در بيابان ، آتشى را ديد و به خانواده اش بشارت داد .
إذ رءا نارًا فقال . .. إنّى ءانست نارًا
«ايناس» (مصدر «ءانست») در معانى «احساس كردن»، «ديدن»، «دانستن» و «شنيدن» استعمال مى شود(لسان العرب). به مناسبت مورد آيه، مراد «ديدن» است.
جلد
13
9 - تحير و سرگردانى موسى ( ع ) و خانواده اش ، در صحراى سينا به خاطر گم كردن راه
لعلّى ءاتيكم منها بخبر
تعبير آيه ده سوره «طه» در اين مورد (لعلّى آتيكم منها بقبس أو أجد على النار هدًى) به روشنى، دلالت بر مطلب ياد شده دارد.
جلد
10
4- همسفر موسى از بازگويى سرگذشت ماهى ، براى موسى ( ع ) ، در مدّت استراحت شان در مجمع البحرين ، غفلت كرد .
قال أرءيت إذ أوينا إلى الصخرة فإنّى نسيت الحوت
«صخرة» به معناى «تخته سنگ بزرگ» است. «أوينا إلى الصخرة» يعنى: «براى استراحت، در كنار آن صخره، جاى گرفته بوديم.».
5- همسفر موسى ، در پى درخواست تهيه چاشت از جانب موسى ( ع ) ، ماجراى رفتن ماهى به دريا را به يادآورد .
ءاتنا غداءنا . .. قال أرءيت ... فإنّى نسيت الحوت
6- خدمت كار موسى ، غفلت خود را از يادآورى ماجراى ماهى به موسى ( ع ) ، ناشى از نفوذ شيطان در خود دانست .
و ما أنسنيه إلاّ الشيطن أن أذكره
جلد
15
1 - سلام و تحيت بزرگ خداوند به موسى و هارون ( عليهماالسلام )
سلم على موسى و هرون
تنوين «سلام» براى تعظيم است.
3 - باقى ماندن سنت سلام و تحيت بر موسى و هارون ( عليهماالسلام ) در ميان نسل هاى پس از ايشان
و تركنا عليهما فى الأخرين . سلم على موسى و هرون
برداشت ياد شده مبتنى بر اين اساس است كه جمله «سلام على موسى و هارون» تفسير براى جمله «و تركنا عليهما. ..» باشد; يعنى، آنچه براى موسى و هارون بر جاى گذاشتيم، عبارت است از سنت سلام و تحيت بر ايشان.
جلد
11
20 - سلام در پايان سخن ، شعار موسى و هارون ( ع ) *
والسلم على من اتبع الهدى
جلد
13
10 - « عن أبى عبداللّه فى قول اللّه عزّوجلّ : « و لما بلغ أشدّه واستوى آتيناه حكماً و علماً » قال : أشدّه ثمان عشر سنة و « استوى » التحى ;
از امام صادق(ع) درباره سخن خداى عزّوجلّ: «و لمّا بلغ أشدّه و استوى. ..» روايت شده كه «بلغ أشدّه»; يعنى، موسى(ع) هجده ساله شد و «استوى»; يعنى، موى صورتش روييد».
جلد
11
2 - موسى ( ع ) متوجه سنگينى بار مسؤوليت رسالت و دشوارى هاى ارشاد و هدايت فرعون بود .
اذهب . .. قال ربّ اشرح لى صدرى
درخواست شرح صدر موسى(ع) از خداوند، پس از نصب به رسالت و فرمان حركت به سوى فرعون، نشان از توجه كامل آن حضرت به مشكلات و موانع و نيازهاى روحى لازم براى طى اين راه است.
جلد
6
6 - فرعونيان ، موسى ( ع ) را به منزلتش نزد خدا ( مستجاب الدعوه بودنش ) قسم دادند تا زوال عذاب را از خداوند درخواست كند .
ادع لنا ربك بما عهد عندك
«باء» در «بما عهد» در برداشت فوق، باء قسم گرفته شده است.
جلد
13
4 - سوگند موسى به قدرت دشمن شكن و خدادادى خويش
قال ربّ بما أنعمت علىّ
درباره «با» در «بما أنعمت» دو ديدگاه از سوى مفسران ارائه شده است برخى آن را سببيه و برخى هم قسم دانسته اند. برداشت ياد شده بر پايه احتمال دوم است.
جلد
10
12- سكوت در برابر منكرات و بى تفاوتى در رخداد هاى زيان بار براى مردم ، به دور از خوى و منش موسى ( ع ) بود .
أخرقتها لتغرق أهلها لقد جئت شيئًا إمرًا
جلد
6
9 - خداوند از موسى ( ع ) خواست تا در برابر نعمت رسالت و شايستگى شنيدن سخن خدا ، وى را سپاس گويد و از شاكران شود .
اصطفيتك على الناس برسلتى و بكلمى . .. و كن من الشكرين
جلد
13
10 - خواهر موسى ، شجاع ، زيرك و كاردان بود .
بصرت به عن جُنُب . .. قالت هل أدلّكم على أهل بيت يكفلونه لكم و هم له نصحون
جلد
10
12- صراحت لهجه و شجاعت موسى ( ع ) در برابر فرعون
و إنى لأظنّك يفرعون مثبورًا
جلد
11
4 - موسى ( ع ) ، فردى نترس و داراى اراده اى قوى و همتى والا
قال يقوم . .. قال يه-رون ... قال فما خطبك يس-مرىّ
موسى(ع)، پس از بازگشت از ميقات، يك تنه و با استيضاح رئيس، مرئوس، فرد و گروه، با جوّ حاكم و غالب بر بنى اسرائيل درافتاد و با همه آنان از موضع قدرت سخن گفت. اين برخورد، برخاسته از نيرويى وابسته به قدرت لايزال الهى بود.
جلد
11
2 - موسى ( ع ) برگزيده خداوند و بهترين فرد زمان خويش براى دريافت وحى و ابلاغ پيام الهى بود .
و أنا اخترتك
«اختيار» از ماده خير و به معناى «اصطفاء» (برگرفتن خالص هرچيز) است (لسان العرب).
جلد
11
2 - وجود موسى ( ع ) ، وقف راه خدا بود .
لنفسى
«تو را براى خود ساختم»، كنايه از خالص ساختن مخاطب براى خويش است.
جلد
6
19 - تقواپيشگى ، پرداخت زكات و ايمان به آيات الهى ، شرط برخوردار شدن همراهان موسى در ميعادگاه مناجات ، از مغفرت و رحمت خاص الهى بود .
فاغفرلنا و ارحمنا و أنت خير الغفرين . .. فسأكتبها للذين يتقون
جمله «فسأكتبها . .. » پاسخى است به درخواستهاى موسى(ع) و از جمله آنهاست تقاضاى رحمت و مغفرت براى همراهان خويش در ميعادگاه مناجات
جلد
11
8 - فرعونيان ، پذيرش دعوت هاى موسى ( ع ) را ، به توان مندى او در آوردن سِحرى بى نظير مشروط كرده بودند .
و قد أفلح اليوم من استعلى
جلد
11
1 - خداوند تمامى خواسته هاى موسى ( ع ) را پذيرفت و به او شرح صدر و بيان روان عطا كرد و هارون را وزير او قرار داد .
قال ربّ . .. قال قد أُوتيت سؤلك يموسى
«سؤل»; يعنى احتياجى كه نفس انسان بر تحصيل آن حرص مىورزد و فرق آن با آرزو اين است كه آرزو در فكر انسان مى گذرد، ولى «سؤل» پى گيرى مى شود. گويا همواره رتبه «سول» بعد از آرزو است.
5 - وادى طوى در كوه طور ، مكان اعطاى شرح صدر و بيان روان به موسى ( ع ) ونصب هارون به مقام وزارت موسى ( ع ) بود .
قال ربّ اشرح . .. قال قد أُتيت سؤلك
جلد
13
4 - سعه صدر موسى ( ع ) در برابر تكبر ، استهزا و تهمت فرعون
قال لمن حوله ألاتستمعون . .. إنّ رسولكم... لمجنون. قال ربّ المشرق و المغرب
پرداختن موسى به تبيين «ربّ العالمين» بدون توجه به عكس العمل هاى متكبرانه و استهزا آميز فرعون، بيانگر مطلب ياد شده است.
جلد
17
2 - سعه صدر و پيگيرى حضرت موسى ( ع ) ، در تبليغ و هدايت مردم
ادع لنا . .. فلمّا كشفنا عنهم العذاب
برداشت ياد شده بر اين اساس است كه فرعونيان حضرت موسى(ع) را ساحر مى خواندند و پيام او را به مسخره و استهزا مى گرفتند; اما آن حضرت در راستاى هدايت آنان براى نجاتشان از عذاب دعا كرد.
جلد
12
9 - موسى ( ع ) ، در راستاى اثبات توحيد ربوبى و ابطال شرك ، منطقى قوى و كوبنده و برهانى روشن و غير قابل ترديد داشت .
ثمّ أرسلنا موسى . .. و سلطن مبين
كلمه «سلطان» به معناى قهر و غلبه است. حجت و برهان را نيز بدان اعتبار كه صاحب آن، بر قلوب مخاطبان هجوم مى برد و آنها را فتح مى كند، سلطان گفته مى شود.
جلد
13
7 - مبارزه با شرك و دعوت مردم به ربوبيت مطلق خداوند بر جهان هستى ، پيام اصلى حضرت موسى ( ع )
قالوا ءامنّا بربّ العلمين
برداشت ياد شده از اعتراف ساحران در حضور موسى(ع)، به ربوبيت مطلق خداوند بر جهان به دست مى آيد.
جلد
1
1 - موسى ( ع ) از پيامبران داراى كتاب و شريعت
و إذ ءاتينا موسى الكتب
جلد
7
2 - هارون ( ع ) با موسى ( ع ) ، در دعا عليه فرعون و اطرافيانش ، همراه و شريك بود .
دعوتكما
جلد
6
3 - هارون ، برادر موسى ( ع ) ، همراه و همگام وى در تبليغ رسالت و ارشاد و هدايت فرعونيان
أرجه و أخاه
جلد
6
6 - هارون همراه و همگام موسى ( ع ) در ابلاغ رسالت هاى الهى
رب موسى و هرون
هدف ساحران از ياد كردن «هارون» در كنار موسى مى تواند بدان جهت باشد كه وى نيز در ارشاد آنان نقشى بسزا داشته و يا بدان جهت بوده كه مبادا فرعون چنين وانمود كند كه منظور ساحران از رب موسى، فرعون است. زيرا همگان مى دانستند كه او براى مدتى سرپرستى موسى(ع) را به عهده گرفته بود. چنانچه گفته است: «الم نربك فينا وليداً» (شعرا، 18). بنابراين ساحران با يادكردن از هارون در صدد دفع اين توهم بودند.
جلد
7
4 - هارون ( ع ) ، شريك و همتاى موسى ( ع ) در رسالت و مبارزه با فرعون و اشراف پيرامون او بوده است .
ثم بعثنا من بعدهم موسى و هرون إلى فرعون و ملإيه
جلد
7
3 - برادر موسى ( هارون ) شريك او در دريافت وحى و ياور او در امر رسالت بود .
و أوحينا إلى موسى و أخيه أن تبوّءا لقومكما بمصر بيوتاً
جلد
11
1 - موسى ( ع ) از خداوند خواست ، هارون ( ع ) را در ابلاغ پيام الهى به فرعون ، شريك او گرداند .
هرون أخى . .. و أشركه فى أمرى
مقصود از شراكت مورد درخواست موسى(ع)، مشاركت هارون با او در ابلاغ پيام خداوند به فرعونيان است، نه در دريافت وحى، زيرا موسى(ع) از تنهايى در آن هراسى نداشت.
جلد
11
1 - هارون ، برادر موسى ( ع ) و شريك او در انجام رسالت الهى
هرون أخى . .. اذهب أنت و أخوك
جلد
11
1- حضرت موسى و هارون ( ع ) ، دو پيامبر داراى كتاب آسمانى و رسالت مشترك
و لقد ءاتينا موسى و هرون الفرقان و ضياءً و ذكرًا
برداشت ياد شده مبتنى بر اين است كه مقصود از «الفرقان» كتاب آسمانى تورات باشد. بر اين اساس دادن كتاب آسمانى به هارون در كنار حضرت موسى(ع)، بيانگر اين است كه او نيز مانند موسى(ع) در نبوت و دريافت كتاب آسمانى شريك و برابر بود.
جلد
13
7 - هارون ، شريك و همراه موسى ( ع ) در امر رسالت
فاذهبا بايتنا
جلد
13
3 - هارون در كنار موسى ( ع ) و همراه وى در تمام مراحل مناظره و رو در رويى با فرعون
قالوا أرجه و أخاه
جلد
13
4 - هارون همراه و همگام موسى ( ع ) ، در ابلاغ رسالت الهى
ربّ موسى و هرون
جلد
13
2 - هارون بازوى موسى و مايه توان و اقتدار وى در مصاف با فرعونيان
قال سنشدّ عضدك بأخيك
جلد
15
3 - هارون ( ع ) ، شريك موسى ( ع ) در امر رسالت
و ءاتينهما الكتب المستبين
جلد
13
1 - ترديد موسى ( ع ) در توانايى خويش براى رسالت ، از ناحيه كمى سعه صدر و گويا نبودن زبانش
و يضيق صدرى و لاينطلق لسانى
«ضيق صدر» مقابل «سعه صدر» و «انطلاق لسان» (رها بودن زبان) كنايه از فصاحت بيان است.
جلد
4
3 - شكايت موسى ( ع ) به پيشگاه پروردگار ، از تمرد بنى اسرائيل در مبارزه با جباران
قال رب انى لااملك الا نفسى و اخى
جلد
13
3 - غرور و اطمينان سرشار ساحران به غلبه خويش بر موسى ( ع )
و قالوا بعزّة فرعون إنّا لنحن الغلبون
جلد
7
7 - حضرت موسى ( ع ) ، از فرعون و اطرافيانش براى به كار بستن اموال و زينت هاى فراوان خويش در مسير گمراهى و فريب مردم ، در پيشگاه خداوند به شكوه پرداخت .
و قال موسى ربنا إنك ءاتيت فرعون و ملأه زينة و أمولا فى الحيوة الدنيا ربنا ليضلوا
جلد
17
2- شكواى موسى ( ع ) ، به درگاه الهى ، از رفتار فرعونيان
و جاءهم رسول كريم . .. فدعا ربّه أنّ هؤلاء قوم مجرمون
جلد
13
3 - سفيد گشتن دست موسى ( ع ) پس از نمايان ساختن آن ، امرى شگفت و دور از انتظار بينندگان
و نزع يده فإذا هى بيضاء
به كارگيرى «إذا» فجائيه مى رساند كه مفاد جمله بعد از آن در يك حالت غير منتظره تحقق پذيرفته است .
جلد
13
5 - راه يافتن خبر معجزات موسى ( ع ) در ميان توده مردم
و قيل للناس هل أنتم مجتمعون
جلد
10
1- موسى ( ع ) به شكيبا بودن در برابر كار هاى خضر و چيزهايى كه از او فرا مى گيرد ، متعهّد گرديد .
قال ستجدنى إن شاء اللّه صابرًا و لا أعصى لك أمرًا
جمله «ستجدنى. ..» (تو مرا صابر خواهى يافت) حاكى از اين است كه موسى(ع) صبرى را نويد مى داد كه آثارش مشهود باشد. اين تعبير، در مقايسه با «سأصبر» و نظاير آن، تأكيد بيشترى دارد.
8- « عن جعفربن محمد ( ع ) : « . . . قال موسى : « ستجدنى إن شاء اللّه صابراً و لاأعصى لك أمراً » فلمّا استثنى المشية قبِله . . . ;
از امام صادق(ع) روايت شده: «موسى(ع) به خضر گفت: «ستجدنى إن شاء اللّه صابراً. ..» پس چون مشيّت الهى را استثنا كرد (يعنى «إن شاء اللّه» گفت) خضر، او را پذيرفت...».
جلد
10
3- خضر ، خواهان تعجيل نكردن موسى در فهم اسرار بود و او را بر متابعت بى چون و چرا از خود ، الزام نكرد .
حتّى أُحدث لك منه ذكرًا
جلد
20
5 - صحيفه هاى حضرت ابراهيم و موسى ( ع ) ، از نخستين كتاب هاى آسمانى بوده است .
لفى الصحف الأُولى . صحف إبرهيم و موسى
وصف «الاُولى» (در آيه قبل)، ممكن است در مقايسه با زمان نزول قرآن بوده و تنها ناظر به تقدم «صحف» بر قرآن باشد همچنين مى تواند به معناى حقيقى آن بوده و به دوران آغازين نزول كتاب هاى آسمانى، نظر داشته باشد. برداشت ياد شده، ناظر به احتمال دوم است.
جلد
6
1 - فرعون ، ناباور به صداقت موسى ( ع ) در ادعاى رسالت و برخورداريش از معجزه و آيتى از جانب خدا
قال إن كنت جئت بئاية فأت بها إن كنت من الصدقين
متعلق «الصدقين» اصل رسالت و نيز داشتن «بينة» است. يعنى: إن كنت من الصادقين فى دعوى الرسالة و دعوى البينة.
جلد
10
12- صراحت لهجه و شجاعت موسى ( ع ) در برابر فرعون
و إنى لأظنّك يفرعون مثبورًا
جلد
11
9 - خواهر موسى ، دخترى زيرك و راز نگه دار بود .
هل أدلّكم على من يكفله
جلد
11
1 - موسى ( ع ) قبل از رسالت خويش ، لكنت زبان داشت .
واحلل عقدة من لسانى
جلد
13
11 - موسى ( ع ) برخوردار از توان جسمى فوق العاده و دشمن شكن
فوكزه موسى فقضى عليه
جلد
11
6 - رود نيل از جانب خداوند ، مأمور افكندن صندوق حامل موسى ( ع ) به ساحل بود .
فليلقه اليمّ بالساحل
جمله «فليلقه اليم»، علاوه بر اين كه به مادر موسى مى فهماند كه افكنده شدن موسى(ع) به ساحل قطعى است، ازاين حقيقت نيز حكايت مى كند كه آب به امر تكوينى خداوند، مأمور است كه اين عمل را انجام دهد.
جلد
13
1 - ترديد موسى ( ع ) در توانايى خويش براى رسالت ، از ناحيه كمى سعه صدر و گويا نبودن زبانش
و يضيق صدرى و لاينطلق لسانى
«ضيق صدر» مقابل «سعه صدر» و «انطلاق لسان» (رها بودن زبان) كنايه از فصاحت بيان است.
جلد
10
2- موسى و همسفر او ، به هنگام رسيدن به مجمع البحرين ، يك ماهى ، به عنوان غذا ، همراه داشتند .
فلمّا بلغا مجمع بينهما نسيا حوتهما
«حوت» يعنى «ماهى» و برخى آن را ماهى بزرگ معنا كرده اند. (ر.ك. لسان العرب) به قرينه «غداءنا» - در آيه بعد - آن ماهى، به منظور تغذيه فراهم شده بود.
3- موسى ( ع ) و همسفرش هنگام رسيدن به محلِّ تلاقى دو دريا ، از ماهىِ همراه خويش ، غفلت كردند .
فلمّا بلغا مجمع بينهما نسيا حوتهما
جلد
10
7- موسى ( ع ) و جوان خدمت كارِ همراه او ، در كنار هم و از يك نوع غذا مى خوردند .
ءاتنا غداءنا لقد لقينا من سفرنا هذا نصبًا
ضماير جمع در تمام آيه، گوياى همراهى و همدلى دو همسفر، حتى در تناول غذا است; زيرا، در غير اين صورت، بايد برخى ضماير را به صورت مفرد ذكر مى كرد و مثلاًمى گفت «آتنى غدائى».
جلد
6
1 - قوم موسى مورد ستم نظام فرعونى قبل از بعثت وى و پس از آن
قالوا أوذينا من قبل أن تأتينا و من بعد ما جئتنا
مراد از اتيان و مجىء «تأتينا» و «جئتنا» بعثت موسى(ع) به پيامبرى است و بيان آن به دو تعبير مى تواند به جهت تفنن در عبارت باشد.
جلد
13
5 - مبارزه باظلم و ظالمان و ايجاد عدالت اجتماعى ، در رأس وظايف موسى ( ع ) قرار داشت .
و إذ نادى . .. أن ائت القوم الظلمين
تعبير «أن ائت القوم الظالمين» به جاى «ائت فرعون و قومه» نشان مى دهد كه هدف الهى از رسالت موسى، مبارزه با ظلم و بى عدالتى است كه جامعه فرعونى گرفتار آن شده بود.
جلد
13
9 - مبارزه با فسق و تجاوز ، هدف اساسى موسى ( ع ) در رويارويى با فرعون و دارودسته وى
إلى فرعون و ملإيْه إنّهم كانوا قومًا فسقين
جلد
16
5 - مبارزه با عوامل و سردمداران كفر و فساد و اصلاح نظام اجتماعى حاكم ، سرلوحه رسالت موسى ( ع ) و مرحله نخستين نهضت او
لقد أرسلنا موسى . .. إلى فرعون و هم-ن و قرون
10 - رسالت موسى ، داراى محتوايى ضد استكبارى و مخالف منافع صاحبان زر و زور
ولقد أرسلنا موسى . .. إلى فرعون و هم-ن و قرون فقالوا سحر كذّاب
اعزام موسى(ع) از سوى خداوند به سوى مستكبران و صاحبان زر و زور (مانند فرعون، هامان و قارون) و مخالفت شديد آنان با آن حضرت حاكى از مطلب يادشده است.
جلد
1
1 - خداوند ، پس از نجات بنى اسرائيل از سيطره فرعونيان ، موسى ( ع ) را براى عبادت و مناجاتى خاص فرا خواند .
و إذ وعدنا موسى أربعين ليلة
به كارگيرى كلمه «ليلة» (شب) - با وجود اينكه معمولا در بيان شبانه روز و مانند آن، از كلمه «يوم» (روز) استفاده مى شود - اشاره به اين معنا دارد كه: وعده خدا با موسى (ع) براى عبادت و مناجات بوده است. از آن جا كه موسى (ع) در ميان بنى اسرائيل نيز اعمال عبادى داشته، معلوم مى شود آن دعوت براى عبادت و مناجاتى خاص بوده است.
جلد
6
1 - خداوند ، موسى ( ع ) را پس از عبور بنى اسرائيل از دريا ، براى عبادت و مناجاتى خاص فراخواند .
و وعدنا موسى ثلثين ليلة
به كارگيرى كلمه «ليلة» (شب)، با وجود اينكه معمولاً در بيان شبانه روز و مانند آن از كلمه «يوم» استفاده مى شود، اشاره به اين دارد كه مواعده خدا با موسى براى عبادت بوده است. و چون موسى در ميان قومش نيز عبادت و مناجات داشته، معلوم مى شود كه اين، عبادت و مناجاتى خاص بوده است.
14 - خداوند از موسى ( ع ) خواست تا مناجات و عبادت ويژه او در مكانى به دور از بنى اسرائيل باشد .
و وعدنا موسى . .. اخلفنى فى قومى
از اينكه موسى براى آمدن به ميقات، هارون را به جانشينى خويش معرفى كرد، معلوم مى شود وى در مدت ميقات در ميان بنى اسرائيل نبوده و از آنان فاصله داشته است.
جلد
6
2 - مدت مناجات و عبادت ويژه موسى ( ع ) در مرحله نخست سى شب تعيين گرديد .
و وعدنا موسى ثلثين ليلة
3 - موسى ( ع ) علاوه بر گذراندن سى شب براى عبادت و مناجات ، موظف به ادامه آن تا ده شب ديگر شد .
و أتممنها بعشر فتم ميقت ربه أربعين ليلة
«ميقات» به معناى زمانى است كه براى انجام كارى تعيين گردد. «ميقات ربه» يعنى زمانى را كه خدا براى انجام عبادت و مناجات موسى تعيين كرد.
7 - بروز بدا براى خدا در مقدار زمان تعيين شده جهت عبادت و مناجات موسى ( ع )
و أتممنها بعشر
جلد
10
2- تاريخ زندگى موسى ( ع ) و خصوصيات او ، درس آموز و سازنده است .
واذكر فى الكتب موسى
جلد
11
2 - تاريخ زندگى موسى ( ع ) و حوادث آن ، درس آموز و شايان توجه و تأمل براى رهبران و مبلغان دين است .
و هل اتيك حديث موسى
جلد
13
1 - سرگذشت مبارزه موسى ( ع ) با فرعونيان ، شايان توجه و درس آموزى
و إذ نادى ربّك موسى
واژه «إذ» در محل نصب و مفعول براى فعل محذوف است; يعنى، «واذكر إذ نادى. ..» فرمان الهى مبنى بر به خاطر آوردن سرگذشت موسى بيانگر حقيقت ياد شده است.
جلد
13
1 - سرگذشت موسى و فرعونيان ، آيتى بزرگ ، شايان تفكر و عبرت آموز
إنّ فى ذلك لأية
«ذلك» اشاره به ماجراى ميان موسى(ع) و فرعون دارد. «آية» نيز در اين جا معادل «عبرة» و نكره آمدن آن براى تفخيم است. بنابراين جمله «إنّ فى ذلك لأية»; يعنى، به راستى در اين ماجرا عبرتى بزرگ وجود دارد.
جلد
13
7 - داستان موسى و فرعون ، دربردارنده درس عبرت براى انسان هاى مؤمن و حق پذير
نتلوا عليك من نبإِ موسى و فرعون بالحقّ لقوم يؤمنون
جلد
18
1 - سرگذشت موسى ( ع ) و رسالت او در هدايت فرعون ، آيتى الهى و درس آموز
و فى موسى إذ أرسلنه إلى فرعون
عبارت «و فى موسى» عطف بر جمله «تركنا فيها آية» است; يعنى، «و فى قصة موسى آية».
جلد
19
1 - داستان گفتوگوى موسى ( ع ) با قوم خويش و آزار هاى آنان نسبت به آن حضرت ، دربردارنده درس هاى سازنده و عبرت آموز
و إذ قال موسى لقومه يقوم لم تؤذوننى
فرمان الهى به ياد كرد گفتوگوى موسى(ع) با قومش و. ..، نشانه مشتمل بودن آن بر درس هاى سازنده براى امت اسلام است. ضمناً بايد توجه داشت كه كلمه «إذ» در «إذ قال»، مفعول براى فعل محذوف (اُذكر) است.
جلد
20
1 - سرگذشت موسى ( ع ) ، قابل دقت و مايه عبرت حتى براى پيامبر (صلی الله علیه و آله)
هل أتيك حديث موسى
«حديث»; يعنى، خبر. (لسان العرب)
2 - خداوند ، برانگيزاننده همگان به آگاهى از داستان موسى ( ع ) و عبرت گيرى از آن
هل أتيك حديث موسى
استفهام در «هل أتاك. ..» براى ترغيب به شنيدن پاسخ است. نقل داستان موسى(ع) در قرآن، نشانه آن است كه گرچه ضمير «هل أتاك» در خطاب به پيامبر(صلی الله علیه و آله) به كار رفته است; ولى مراد گزارش سرگذشت موسى(ع) به تمام مردم است.
جلد
15
1 - موسى و هارون ( عليهماالسلام ) ، از بندگان مؤمن خدا
إنّهما من عبادنا المؤمنين
2 - موسى و هارون ( عليهماالسلام ) ، از بندگان برجسته و مقرب خداوند
إنّهما من عبادنا المؤمنين
برجسته و مقرب بودن موسى و هارون(عليهماالسلام)، از اضافه «عباد» به ضمير «نا» به دست مى آيد.
جلد
17
3- اطمينان بخشى خداوند به موسى ( ع ) و بنى اسرائيل ، در به سلامت عبور كردن آنان از دريا و غرق شدن فرعونيان
و اترك البحر رهوًا إنّهم جند مغرقون
هر چند عبارت «واترك . ..» معناى فرمان را در خود نهفته دارد; اما قرين شدن «رهوًا» مى نماياند كه خداوند با بيان اين صفت، در صدد اطمينان بخشى و ايجاد آرامش در روح موسى(ع) و اطرافيان آن حضرت بود.
جلد
17
1- دستور خداوند به موسى ( ع ) و بنى اسرائيل ، در عبور از نيل و وانهادن رود آرام و فروهشته به حال خويش
و اترك البحر رهوًا
«رهو»، به معناى حالت آرام و يا گودى و شكافتگى شىء است.
جلد
13
2 - ناتوانى فرعونيان در مبارزه با موسى ( ع ) و منحصر شدن تمام قدرت و تدبير نظام فرعونى در وجود ساحران
لعلّنا نتّبع السحرة إن كانوا هم الغلبين
با اين كه در نظام فرعونى تلاش بر حذف همه نيروها و منحصر دانستن فرعون در جايگاه رهبرى بوده است; اما ناتوانى او از مقابله با موسى(ع) و نياز وى به كارآيى ساحران، سبب گشت تا به جاى فرعون، ساحران پيشواى مردم قلمداد شوند.
جلد
10
1- خضر ، موسى ( ع ) را از تحمّل همراهى با وى ، براى فراگيرى علوم ويژه ، ناتوان ديد .
هل أتّبعك . .. قال إنّك لن تستطيع معى صبرًا
2- خضر ( ع ) به موسى ( ع ) توصيه كرد به دليل نداشتن قدرت تحمّل ، از همراه شدن با او صرف نظر كند .
إنّك لن تستطيع معى صبرًا
جلد
10
2- خضر ( ع ) بر ناتوانى موسى ( ع ) از تحمّل كار هاى خضر براى سومين بار تأكيد كرد .
قال ألم أقل لك إنّك لن تستطيع معى صبرًا
خضر(ع) يك بار، در آغاز برخورد با موسى(ع) و بار ديگر، پس از ماجراى كشتى و مرتبه سوم در پى قتل نوجوان، جمله اى را به موسى(ع) يادآور شد كه حاوى چندين تأكيد است. (إنّك لن تستطيع...).
جلد
10
4- موسى ( ع ) به ناتوانى خود از تحمّل كردار خضر ( ع ) و همراهى با وى پى برد .
قال . .. قد بلغت من لدنّى عذرًا
جلد
10
2- ناتوانى موسى ( ع ) از تحمّل كار هاى خضر ( ع ) ، در پى سومين سؤال و اعتراض او ، به اثبات رسيد .
قال هذا فراق بينى و بينك سأنبّئك بتأويل ما لم تستطع عليه صبرًا
جلد
11
3 - موسى ( ع ) ، در رسيدن به ميقات ، تعجيل كرده و بر قوم خود پيشى گرفه بود .
و ما أعجلك عن قومك يموسى
5 - پرسش خداوند از موسى ( ع ) درباره تعجيل در آمدن به كوه طور ، نخستين سخن او با وى نبود .
و ما أعجلك
حرف «واو» در «و ما أعجلك» براى عطف بر محذوف است; يعنى، پس از حضور موسى(ع) در كوه طور، سخن يا سخنانى به ميان آمد، آن گاه اين پرسش مطرح شد.
جلد
11
1 - موسى ( ع ) ، سبقت گرفتن خود بر قومش در آمدن به ميقات را ، به جهت اطمينان به قومش در پيروى از او و طى مسير تا ميقات دانست .
قال هم أُوْلاء على أثرى
«أُوْلا» اسم اشاره به بعيد است و «أثر» به معناى علامت باقى مانده از هر چيزى است. از همين رو به جاى پا نيز «اثر» گفته مى شود. «أثر» به معناى اتباع و دنباله روى نيز آمده است. (مقاييس اللغة). مفاد آيه بالا اين است كه آنان همان جماعت اند كه بر نشانه پاى من به سوى ميقات روان اند و يا اين كه به دنبال من در حال آمدن به ميقات هستند.
2 - ورود موسى ( ع ) به ميقات ، اندكى پيش از ورود قومش به آن مكان بود .
و ما أعجلك . .. قال هم أُوْلاء على أثرى
مورد اشاره قرارگرفتن همراهان موسى از سوى آن حضرت، نشان مى دهد كه آنان در چشم انداز موسى(ع) بودند و براى رسيدن به ميقات، زمان زيادى لازم نداشتند. بنابراين بين ورود موسى(ع) به ميقات و ورود قوم او، چندان فاصله اى نبوده است.
4 - موسى ( ع ) ، حضور پيش از موعد خود و جلوتر از ديگران را در ميقات موجب جلب رضايت خداوند مى پنداشت .
و ما أعجلك . .. و عجلت إليك ربّ لترضى
جلد
11
9 - اعتراض خداوند به موسى ( ع ) در مورد جدا شدن او از مردم و پيشى گرفتن بر آنان ، به جهت بروز انحراف در آنان ، در غياب وى بوده است .
و ما أعجلك . .. فإنّا قد فتنّا قومك من بعدك
جلد
6
2 - جارى شدن سيلاب و هجوم ملخ ها ، شپش ها و قورباغه ها و آلوده شدن زندگانى به خون ، از عذاب هاى نازل شده بر فرعونيانِ منكر رسالت موسى
فأرسلنا عليهم الطوفان و الجراد و القمل و الضفادع و الدم
«طوفان» آب فراوانى است كه بر منطقه و يا مناطقى مستولى مى شود. هر يك از «جراد» (ملخ) و «قمل» (شپش) اسم جنس است. ضفادع جمع ضَفدَع يا ضفدَع (قورباغه) است.
جلد
4
1 - عذر خواستن موسى ( ع ) در پيشگاه پروردگار ، از ناتوانى خويش در بسيج بنى اسرائيل براى مبارزه با جباران
قال رب انى لااملك الا نفسى و اخى
جلد
10
2- موسى ( ع ) به دليل تخلّف از شرط همراهى با خضر ( ع ) و اعتراض ناروا به او ، خود را سزاوار مؤاخذه ديد و از خضر ( ع ) تقاضاى چشم پوشى كرد .
قال لاتؤاخذنى بما نسيت
7- موسى ( ع ) عفو و عدم سخت گيرى خضر بر او را به خاطر نسيان و تخلّف از عهد خويش ، تقاضا كرد .
قال لاتؤاخذنى بما نسيت و لاترهقنى من أمرى عسرًا
«إرهاق» به معناى «تحميل كارى طاقت سوز بر ديگرى» است. (قاموس) و مفاد «لاترهقنى...» اين است كه كارى دشوار(مانند جدا شدن و لغو رخصت همراهى) را بر من تحميل مكن و مرا به زحمت مينداز. لازم به ذكر است كه «عسراً» مفعول دوم براى «لاترهقنى» است.
جلد
10
1- موسى ( ع ) براى يافتن خضر ، با عزمى راسخ و جدّى ، سفر خود را به مجمع البحرين آغاز كرد .
لاأبرح حتّى أبلغ مجمع البحرين
«لاأبرح» صيغه متكلم از «برح» و به معناى «دست برنمى دارم» و تأكيد بر پشتكار در انجام دادن كار است.
جلد
1
3 - خداوند ، به موسى ( ع ) فرمان داد تا براى دستيابى به آب ، عصاى خويش را بر سنگ زند .
فقلنا اضرب بعصاك الحجر
«ال» در «الحجر» مى تواند تعريف جنس باشد. در اين صورت مراد از «الحجر»، سنگ در مقابل اشياى ديگر است و مى تواند «ال» براى عهد حضورى يا ذهنى باشد. در اين صورت مراد از «الحجر» سنگى مخصوص بوده است.
5 - موسى ( ع ) در پى فرمان خدا بدون هيچ تأخير ، عصاى خويش را براى به دستاوردن آب بر سنگ زد .
فقلنا اضرب بعصاك الحجر فانفجرت منه اثنتا عشرة عيناً
حرف «فاء» در «فانفجرت» فاى فصيحه است; يعنى، بيانگر معطوف عليه مقدر مى باشد. جمله با تقدير آن چنين است: «فضرب بعصاه الحجر فانفجرت». گويا حذف اين جمله براى رساندن اين معناست كه فرمان الهى (اضرب) همان و زدن همان.
6 - در پى فرود آمدن عصاى موسى بر سنگ ، دوازده چشمه آب از آن جوشش كرد .
فانفجرت منه اثنتا عشرة عيناً
جلد
6
1 - موسى ( ع ) در پاسخ فرعون ( درخواست آيت رسالت ) عصاى خويش را ر ها ساخت .
فألقى عصاه
2 - عصاى موسى ( ع ) در برابر فرعون به مارى بزرگ تبديل شد .
فألقى عصاه فإذا هى ثعبان مبين
4 - نبودن هيچ فاصله زمانى بين افكنده شدن عصاى موسى ( ع ) و تبديل آن به مارى بزرگ
فألقى عصاه فإذا هى ثعبان مبين
5 - اژد هاى تبديل شده از عصاى موسى ( ع ) ، اژدهايى واقعى و ترديدناپذير
فإذا هى ثعبان مبين
توصيف «ثعبان» به «مبين» (آشكار و واضح)، به اين نكته اشاره دارد كه آن اژدها واقعى بود، نه وهمى و خيالى، و حركات و سكناتش به گونه اى بوده است كه در اژدها بودن آن براى كسى جاى ترديد وجود نداشت.
جلد
6
1 - خداوند پس از جادوگرى ساحران به موسى فرمان داد تا عصاى خويش را در صحنه مبارزه ر ها سازد .
و أوحينا إلى موسى أن ألق عصاك
2 - خداوند ، فرمانش را ( افكندن عصا ) از طريق وحى به موسى ابلاغ كرد .
و أوحينا إلى موسى أن ألق عصاك
3 - عصاى موسى ( ع ) پس از افكنده شدن ، تمام بافته هاى جادويى ساحران را بلعيد و به كام خويش فروبرد .
فإذا هى تلقف ما يأفكون
«لَقْف» (مصدر تلقف) به معناى گرفتن چيزى با سرعت است و در آيه شريفه به مناسبت مورد به «بلعيدن» تفسير شده است. جمله «فإذا هى ... » مى تواند خبر از رخدادى باشد كه در صحنه مبارزه اتفاق افتاده است. در اين صورت تقدير جمله چنين خواهد بود: أوحينا إلى موسى أن ألق عصاك فالقيها فإذا هى تلقف.
4 - خداوند به موسى ( ع ) بشارت داد كه عصاى وى پس از ر ها شدن ، تمام ساخته هاى دروغين ساحران را خواهد بلعيد .
أن ألق عصاك فإذا هى تلقف ما يأفكون
در برداشت فوق جمله «فإذا هى . .. »، همانند «أن ألق عصاك»، تفسير «أوحينا» گرفته شده است. بر اين مبنا تقدير جمله بدين صورت خواهد شد: ألق عصاك فإذا القيتها إذا هى تلقف ما يأفكون.
5 - عصاى موسى ( ع ) با بلعيدن ابزار جادويى ساحران ، صحنه اى شگفت و به دور از انتظار همگان به وجود
آورد .
فإذا هى تلقف ما يأفكون
«إذا» براى مفاجات است و دلالت مى كند كه جمله پس از آن در يك حالت غير منتظره واقع شده است.
جلد
6
1 - عصاى موسى ( ع ) با بلعيدن جادوى ساحران ، موجب به كرسى نشستن حق و پوچ گشتن دستاورد هاى ساحران شد .
فوقع الحق و بطل ما كانوا يعملون
دربرداشت فوق ضمير «كانوا» و «يعملون» به ساحران برگردانده شده است. بر اين مبنا مراد از «ما» در «ما كانوا ... » همان ابزار و آلاتى است كه با سحر خويش آنها را در چشم بينندگان به صورت جانورانى پر تحرك جلوه داده بودند.
جلد
6
9 - موسى ( ع ) از جانب خداوند فرمان يافت تا براى دستيابى به آب عصاى خويش را به سنگ زند .
و أوحينا إلى موسى . .. أن اضرب بعصاك الحجر
«ال» در «الحجر» هم مى تواند تعريف جنس باشد، كه در اين صورت مراد از «الحجر»، سنگ در مقابل اشياى ديگر است، و هم مى تواند «ال» براى عهد حضورى و يا ذهنى باشد، كه در اين صورت مراد از «الحجر» سنگى مخصوص بوده است.
10 - موسى ( ع ) در پى فرمان الهى بدون هيچ تأخير عصاى خويش را براى به دست آوردن آب بر سنگ زد .
أن اضرب بعصاك الحجر فانبجست منه اثنتا عشرة عينا
حرف «فاء» در «فانبجست» فاء فصيحه است ; يعنى بيانگر معطوفٌ عليه مقدر مى باشد. آن معطوفٌ عليه مقدر به قرينه فراز قبل، «فضرب بعصاه الحجر» است. گويا حذف اين جمله براى رساندن اين معناست كه فرمان الهى (اضرب) همان و زدن همان.
11 - فرمان خدا به موسى ( زدن عصا بر سنگ براى تهيه آب ) فرمانى اعلام شده به او از طريق وحى
و أوحينا إلى موسى . .. أن اضرب بعصاك الحجر
12 - جوشش دوازده چشمه آب از سنگ در پى فرود آمدن عصاى موسى بر آن
أن اضرب بعصاك الحجر فانبجست منه اثنتا عشرة عينا
«انبجاس» مصدر «انبجست» به معناى جوشيدن و فوران زدن است.
جلد
11
1 - موسى ( ع ) هنگام جدا شدن از خانواده اش براى آوردن آتش ، چوب دستى خود رانيز به همراه داشت .
و ما تلك بيمينك يموسى
«تلك» براى اشاره به مؤنث به كار مى رود و دلالت دارد كه اطلاق نام خشبة يا عودة (چوب) بر آنچه در دست موسى(ع) است، مسلم گرفته شده است; بنابراين از موسى(ع) خواسته شده بود كه در جواب، خصوصيات آن
چوب را بيان كند تا متوجه باشد كه چه چيزى تبديل به مار خواهد شد. گفتنى است كه از جمله «أهشّ بها على غنمى» (در آيه بعد)، استفاده مى شود كه موسى(ع) پيش از آمدن به كوه طور، آن عصا را به همراه داشت.
جلد
11
1 - موسى ( ع ) در پاسخ به پرسش خداوند - در باره آنچه در دست دارد - آن را عصاى خويش اعلام كرد .
و ما تلك بيمينك . .. قال هى عصاى
جلد
11
4 - تبديل عصاى موسى ( ع ) به مار و بازگشت آن به صورت اوّليه ، وابسته به اراده خداوند بود .
سنعيدها
5 - نماياندن معجزه به موسى ( ع ) در وادى طوى و به دور از چشم مردم ، به خاطر تجربه و آمادگى بيشتر او براى ارائه معجزه در حضور مردم بود . *
ألقها . .. خذها و لاتخف
جلد
11
4 - يدبيضا و مار شدن عصا ، دو معجزه براى اثبات رسالت موسى ( ع ) بود .
فألقيها فإذا هى حيّة تسعى . .. واضمم يدك ... ءاية أُخرى
«آية» (علامت)، حال است براى فاعل «تخرج» و به قرينه آيات بعد كه در آنها هدايت فرعون بر عهده موسى نهاده شده، مراد از «آية»، علامت رسالت او است.
جلد
11
6 - اعطاى معجزاتى در كنار معجزه عصا و يدبيضا به موسى ( ع ) ، وعده خداوند به او در كوه طور *
ب--َايتى
جمع آوردن «آيات» با آن كه تا آن زمان، تنها دو معجزه به موسى(ع) عطا شده بود، مى تواند وعده ضمنى خداوند به عطاى معجزاتى ديگر به موسى(ع) باشد.
جلد
11
3 - عصاى موسى در ميدان مقابله با ساحران ، در دست راست او قرار داشت .
و ألق ما فى يمينك
جلد
13
6 - « عصا » و « يد بيضا » دو معجزه و برهان الهى در اختيار موسى ( ع )
فذنك برهنان من ربّك
جلد
6
4 - موسى ( ع ) و ديگر رسولان الهى برخوردار از عصمت در ابلاغ رسالت هاى الهى
حقيق على أن لا أقول على اللّه إلا الحق
جلد
10
5- خداوند موسى ( ع ) را از هرگونه آلودگى مبرّا و او را براى خود خالص گردانيد .
إنّه كان مخلصًا
«مخلَص» به فتح لام، يعنى خالص شده و كسى كه خداوند او را براى خود خالص كرده و از آلودگى مصون داشته است (لسان العرب). تفاوت آن با مخلِص (به كسره) اين است كه «مخلِص» عبادتش را براى خدا خالص مى كند، ولى «مخلَص» كسى است كه خداوند او را براى خود برگزيده و خالص كرده باشد.
جلد
1
12 - قوم موسى ، على رغم اظهار پذيرش تورات و پيشمانشان بر گوش سپارى به فرمان هاى خدا و موسى ( ع ) ، تمرد كرده و عصيانگر شدند .
قالوا سمعنا و عصينا
13 - قوم موسى ، آشكارا و علنى و بدون هيچ پرده پوشى ، از فرمان هاى تورات و موسى ( ع ) سرپيچى كردند .
قالوا سمعنا و عصينا
بعيد به نظر مى رسد كه قوم موسى در پاسخ به پيروى از فرمانهاى خدا و موسى(ع) - خصوصاً با قرار گرفتن طور بر بالاى سر ايشان - اظهار كنند كه «ما نافرمانى مى كنيم». بنابراين «قالوا سمعنا و عصينا» بيان مى دارد كه اظهار اطاعت كردند و در عمل نافرمانى كردند، ولى از آن جا كه نافرمانى اينان بسيار علنى و بدون پرده پوشى بوده، گويابه زبان آوردند كه ما عصيان مى كنيم.
16 - تمرد و سرپيچى قوم موسى از فرمان هاى تورات و دستورات موسى ، برخاسته از شوق آنان به گوساله پرستى بود .
و عصينا و أشربوا فى قلوبهم العجل
جمله «و أشربوا . ..» حال معلله است; يعنى، بيان مى دارد كه علت عصيان و نافرمانى يهود، عشقشان به گوساله پرستى بوده است.
جلد
20
4 - فرعون ، از پذيرش رهنمود هاى موسى ( ع ) سرپيچى كرد .
و عصى
متعلق «عصى» - به قرينه «أهديك» - رهنمودهاى موسى(ع) بوده است.
جلد
4
11 - گستاخى و بى پروايى قوم موسى ( ع ) در برابر خداوند ، زمينه سرپيچى آنان از فرمان موسى ( ع ) ( ورود به سرزمين مقدس و مبارزه با جباران )
إنّا لن ندخلها . .. قال رجلان من الذين يخافون انعم اللّه عليهما ادخلوا
جلد
4
10 - بنى اسرائيل ، قومى فاسق به خاطر لجاجت و تمردشان در برابر فرامين موسى ( ع )
و بين القوم الفسقين
جلد
4
2 - محروميت قوم موسى ( ع ) از تسلط بر سرزمين مقدس و سكونت در آن ، پيامد و كيفر فسق و سرپيچى آنان از فرمان موسى ( ع )
إنّا لن ندخل ابداً . .. فانها محرمة عليهم
جمله «فانها محرمة . ..»، تفريع بر نافرمانى آنان از دستور موسى(ع) است، نه اينكه متفرع بر نفرين او (فافرق بيننا ...) باشد.
4 - سرگردانى قوم موسى ( ع ) در بيابان ، پيامد و كيفر فسق و سرپيچى آن از فرمان موسى ( ع )
إنّا لن ندخلها . .. يتيهون فى الارض
5 - زمان سرپيچى قوم موسى ( ع ) از فرمان وى ، سرآغاز سرگردانى چهل ساله آنان و محروميت از تسلط بر قدس
إنّا لن ندخلها . .. اربعين سنة يتيهون فى الارض
15 - لجاجت قوم موسى در برابر فرمان هاى وى ، نشانه فسق آنان
إنّا لن ندخلها . .. فلاتأس على القوم الفسقين
17 - سرگردانى قوم موسى در سرزمينى به مساحت چهار فرسخ در مدت چهل سال ، تاوان نافرمانى آنان در برابر موسى ( ع )
ادخلوا الارض المقدسة . .. قال فانها محرمة عليهم اربعين سنة يتيهون فى الارض
از امام باقر(ع) در توضيح آيه فوق روايت شده: فلما ابوا ان يدخلوها حرمها اللّه عليهم فناهوا فى اربع فراسخ اربعين سنة . .. .
اختصاص منصوب به شيخ مفيد، ص 265; تفسير برهان، ج 1، ص 456، ح 1.
18 - سرگردانى بنى اسرائيل در پى سرپيچى از فرمان موسى ( ع ) با چرخيدن زمين به هنگام سفر شبانه آنان و بازگردانده شدن به محل سكونت اوليه خويش
قال فانها محرمة عليهم اربعين سنة يتيهون فى الارض
از امام صادق(ع) در بيان كيفيت سرگردانى بنى اسرائيل روايت شده: . .. اذا كان العشاء و اخذوا فى الرحيل ... اذا ارتحلوا و استوت بهم الارض قال اللّه للارض ديرى بهم فلايزالوا كذلك ... فاذا اصبحوا اذا ابنيتهم و منازلهم التى كانوا فيها بالامس ... .
تفسير عياشى، ج 1، ص 305، ح 74; نورالثقلين، ج 1، ص 608، ح 116.
جلد
6
15 - سرپيچى فرعون و درباريانش از پذيرش رسالت موسى ، پيامد آلودگى آنان به فساد و تبهكارى بود .
فظلموا بها فانظر كيف كان عقبة المفسدين
برداشت فوق بر اين اساس است كه عنوان «مفسدين» بر فرعونيان، اشاره به علت تكذيب داشته باشد. يعنى چون مردمى مفسد بودند، رسالت موسى را انكار كردند و آيات الهى را دروغ پنداشتند.
جلد
11
4 - هارون ( ع ) ، متهم به مخالفت با فرمان هاى موسى ( ع ) با سكوت و بى تفاوتى در برابر انحراف بنى اسرائيل
ما منعك . .. أفعصيت أمرى
«أفعصيت. ..» خطاب موسى(ع) به هارون(ع) است. ظاهر آيه چنين دلالت دارد كه عصيان هارون از دستورات موسى(ع)، لااقل به عنوان اتهام از جانب موسى(ع) مطرح بوده است.
جلد
19
1 - عصيان و سرپيچى فرعون ، در برابر دعوت رسول الهى ( موسى ( ع ) )
فعصى فرعون الرسول
جلد
6
4 - معجزات موسى ( ع ) در ديدگاه اشراف قوم فرعون ، امورى با عظمت ، خارق العاده و شگفت آور
إن هذا لسحر عليم
توصي---ف موسى به «عليم» (بسيار دانا) و بيان جمله «ان هذا . .. » با چندين تأكيد (اسميه آوردن جمله، مقرون ساختن آن به دو حرف تأكيد «إن» و «لام») حكايت از آن دارد كه همگان به عظمت كار موسى پى برده بودند و بدان اقرار داشتند.
جلد
6
4 - فرعونيان ، مرعوب عظمت و شگفتى معجزات موسى ( ع ) شدند .
يأتوك بكل سحر عليم
احضار همه ساحران زبردست مصر براى مقابله و مبارزه با موسى(ع)، بيانگر برداشت فوق است.
جلد
13
3 - اقرار ناخواسته فرعون به عظمت كار موسى ( ع ) در ارائه معجزات
إنّ هذا لسحر عليم
جلد
13
3 - عظمت معجزه موسى در نظر فرعونيان
يأتوك بكلّ سحّار عليم
جمع آورى تمامى ساحران ماهر، نشان دهنده آن است كه فرعونيان مرعوب معجزه موسى شده و معتقد بودند كه جز با گردآورى تمام توان خويش، قادر به مقابله با آن نيستند.
جلد
4
7 - عظمت خاص حضرت موسى ( ع ) در پيشگاه خداوند *
و كلم اللّه موسى تكليماً
ذكر نام موسى(ع) جداى از ساير پيامبران و توصيف او به كليم اللّه، دلالت بر مقام والاى وى دارد.
جلد
13
12 - « عن الرضا ( ع ) : . . . و لمّا قالت : « استأجره إنّ خير من استأجرت القوىّ الأمين » قال أبوها كيف علمت ذلك ؟ قالت لمّا أتيته برسالتك فأقبل معى قال كونى خلفى و دلّينى على الطريق . . . ;
از امام رضا(ع) روايت شده [است كه فرمود] آن گاه كه دختر شعيب به پدرش گفت: موسى را اجير كن; چون بهترين اجير كسى است كه نيرومند و امين باشد; پدر گفت: چگونه به اين حقيقت پى برده اى؟ گفت: آن گاه كه پيام تو را براى او بردم با من همراه شد و گفت: تو پشت سر من باش و راه را به من نشان ده. ..».
جلد
16
5 - آموزه هاى موسى ( ع ) و كتاب آسمانى او ( تورات ) ، مطابق با عقل و خرد ناب بود .
و ذكرى لأُولى الألبب
خداوند عاقلان و صاحبان خرد جامعه بنى اسرائيل را مخاطب خود ساخته و تورات را تنها براى ايشان مايه پند و بيدارى دانسته است. از اين نكته مى توان حقيقت بالا را به دست آورد.
جلد
16
8 - تصميم فرعونيان به قتل موسى ( ع ) ، به خاطر اعتقاد آن حضرت به ربوبيت مطلق خداوند بود .
أتقتلون رجلاً أن يقول ربّى اللّه
9 - كشتن موسى ( ع ) به صرف اعتقاد او به ربوبيت خداوند ، كارى نكوهيده و نابه جا در نظر مؤمن آل فرعون
أتقتلون رجلاً أن يقول ربّى اللّه
از استفهام انكارى در جمله «أتقتلون رجلاً. ..» - كه در مقام تقبيح عمل فرعون مى باشد - برداشت ياد شده استفاده مى شود.
جلد
13
2 - درخشش برق اميد و شادمانى در ديدگان زن فرعون با مشاهده قنداقه موسى
و قالت امرأت فرعون قرّت عين لى و لك
جلد
11
14 - فرعون و اطرافيان او ، به موسى ( ع ) بسيار علاقه مند بودند و او را دوست مى داشتند .
و ألقيت عليك محبّة منّى
جلد
11
3 - موسى ( ع ) ، علاقه مداوم خود و برادرش هارون ( ع ) را به تسبيح و ذكر خداوند ، ابراز داشت و خداوند را بر آن گواه دانست .
إنّك كنت بنا بصيرًا
جمله «إنّك. ..» مى تواند تعليل براى «كى نسبّحك كثيراً» باشد; يعنى خدايا! تو خوب مى دانى كه من و برادرم هارون چه روحيه اى داريم و نسبت به تسبيح و ذكر تو، تا چه حد علاقه منديم، بنابراين با پذيرش وزارت هارون، راه تسبيح و ذكر فراوان تر را بر ما هموار ساز.
جلد
10
4- موسى ( ع ) بسيار مشتاق ديدار با خضر ( ع ) و ملاقات با او بود .
لاأبرح حتّى . .. ءاتنا غداءنا لقد لقينا من سفرنا هذا نصبًا
جلد
10
5- موسى ( ع ) داراى اشتياق فراوان به فراگيرى علوم خضر بود .
قال ستجدنى إن شاء اللّه صابرًا و لا أعصى لك أمرًا
جلد
11
5 - شوق موسى ( ع ) به ملاقات و گفت وگوى با پروردگار و جلب رضايت او ، موجب شتاب وى در آمدن به ميقات بود .
و عجلت إليك ربّ لترضى
جلد
13
7 - دلبستگى عميق موسى ( ع ) به بنى اسرائيل و رنج شديد وى از بردگى و استثمار آنان توسط فرعون
و تلك نعمة تمنّها علىّ أن عبّدتّ بنى إسرءيل
جلد
11
2 - خواهر موسى ، از افكنده شدن برادر كوچكش به نيل مطلع و نگران بود و گام به گام به تعقيب جعبه حامل وى پرداخت .
إذ تمشى أختك فتقول
حركت كردن خواهر موسى در پى او، نشانگر آن است كه وى از جريان موسى(ع) و به آب افكنده شدن او و نيز اجمال حوادثى كه در پيش است، مطلع بوده است.
جلد
7
5 - موسى ( ع ) ، از پيش بر پيروزى خود و شكست ساحران و ابطال سحرشان ، اطمينان داشت .
قال موسى ما جئتم به السحر إن اللّه سيبطله
جلد
10
1- تذكر موسى ( ع ) به آگاهى و اعتقاد درونى فرعون به حقانيت معجزات او على رغم سحر خواندن آنها
إنى لأظنّك يموسى مسحورًا . قال لقد علمت ما أنزل هؤلاء إلاّ ربّ السموت و الأرض
جلد
10
7- موسى ( ع ) ، از برخى امور غيبى ، آگاه بود .
أقتلت نفسًا زكيّة بغير نفس
آگاهى موسى(ع) از قاتل نبودن نوجوان مقتول، ممكن است از علوم غيبى آن حضرت باشد.
8- موسى ( ع ) نسبت به اَعمال ناروا و خلاف شرع حساسيت شديدى داشت .
قال أقتلت نفسًا زكيّة بغير نفس
اعتراض موسى به خضر(ع) على رغم قول و قرارهاى قبلى، نشان از آن دارد كه موسى(ع) به قدرى در اين مسائل حساسيّت داشت كه تحت تأثير آن، عهد و قرار خود را نيز فراموش كرده و يا آن را ناديده گرفت.
جلد
10
7- علمى كه موسى ( ع ) در پى آموختن آن از خضر ( ع ) بود ، علم تأويل و تحليل حوادث و شناخت حقايق پشت پرده رخداد ها بود .
هل أتّبعك على أن تعلّمن ممّا علّمت . .. سأنبّئك بتأويل ما لم تستطع عليه صبرًا
جلد
11
8 - مادر موسى ( ع ) ، پيش از افكندن او به آب ، از جانب خداوند ، به نجات موسى ( ع ) به دست يكى از دشمنان آگاه شده بود .
أوحينا. .. يأخذه عدوّ لى و عدوّ له
جلد
11
2 - موسى ( ع ) به دشوارى هاى رسالت خويش و مشكلات ارشاد و هدايت فرعون آگاه بود .
و يسّر لى أمرى
جلد
11
3 - خداوند در وادى طوى ( در كوه طور ) موسى ( ع ) را بر اجابت خواسته هايش آگاه ساخت .
قد أُتيت سؤلك
جلد
13
2 - اعطاى حكمت و دانش به موسى ( ع ) از سوى پروردگار در پى فرار او از نظام فرعونى
ففررت منكم . .. فوهب لى ربّى حكمًا
واژه «حكم» مى تواند مرادف «حكومت» (سرپرستى و تدبير امور مردم) باشد و نيز مى تواند معادل «حكمة» و به معناى دانش و معرفت باشد. برداشت ياد شده بر پايه معناى دوم است.
جلد
13
2 - اعطاى حكمت و دانشى گسترده از سوى خدا به موسى ( ع ) هم زمان با رسيدن او به مرحله جوانى
و لمّا بلغ أشدّه و استوى ءاتينه حكمًا و علمًا
نكره آمدن «حكماً» و «علماً» بيانگر عظمت حكمت و دانشى است كه از سوى خدا به موسى(ع) داده شده بود.
جلد
16
1 - اطلاع يافتن موسى ( ع ) از توطئه براى قتل خود به دست فرعون
ذرونى أقتل موسى . .. و قال موسى إنّى عذت بربّى و ربّكم من كلّ متكبّر
جلد
6
11 - كردار سفيهانه گروهى از همراهان موسى در ميعادگاه مناجات ، عامل نزول عذاب الهى و به هلاكت رساندن همه آنان شد .
أتهلكنا بما فعل السفهاء منا
گفته شده مراد از كردار سفيهانه برخى از همراهان موسى، تقاضاى رؤيت خدا با چشم بوده است.
جلد
1
11 - فهميدن فرمان هاى خدا و موسى ( ع ) و به كار بستن آن فرمان ها ، از پيمان هاى خدا با بنى اسرائيل
و إذ أخذنا ميثقكم . .. واسمعوا
چون جمله «سمعنا و عصينا» (گوش سپرديم و سرپيچى كرديم) در جواب «اسمعوا» (گوش بسپاريد) قرار گرفته است، معلوم مى شود مراد از گوش سپارى (اسمعوا) فهميدن و اطاعت كردن است. متعلق «اسمعوا» به قرينه مقام، فرمانهاى خدا و دستورات موسى(ع) مى باشد.
جلد
11
1 - موسى ( ع ) به فرمان خداوند عصاى خويش را بر زمين افكند .
فألقيها
جلد
11
1 - موسى ( ع ) به فرمان خداوند ، بنى اسرائيل را شبانه از مصر كوچ داد و از دريا گذراند .
أسر بعبادى . .. فأتبعهم
حرف «فاء» در «فأتبعهم» فصيحه است; يعنى، از يك سرى جملات محذوف قبل از خود حكايت مى كند. حاصل آن جملات اين است كه موسى(ع) بنى اسرائيل را از مصر كوچ داد و فرعونيان نيز از حركت آنان آگاه شدند.
جلد
13
5 - نگرانى موسى ( ع ) از عدم ايفاى كامل رسالت بود ، نه صرف كشته شدن .
أخاف أن يكذّبون . .. فأخاف أن يقتلون
سخنان پيشين موسى، در باره بررسى موانع رسالت و رفع آنهابود. اظهار نگرانى او از كشته شدن نيز مى تواند در آن جهت باشد.
جلد
13
5 - تجهيز موسى و هارون ( ع ) به وسيله آيات و معجزات گوناگون الهى براى ايفاى نقش رسالت
فاذهبا بايتنا
جلد
16
1 - موسى ( ع ) با راه يافتن به دربار فرعونيان ، پيام حق الهى را به آنان ارائه كرد .
لقد أرسلنا موسى . .. إلى فرعون و هم-ن و قرون ... فلمّا جاءهم بالحقّ من عندنا
جلد
17
14 - اقدام سريع و بى درنگ موسى ( ع ) به انجام رسالت الهى خويش ، پس از فرمان خداوند به او
لقد أرسلنا موسى . .. فقال إنّى رسول
از حرف «فاء»، مى توان استفاده كرد كه موسى(ع) پس از دريافت رسالت خويش، بى درنگ و بدون تأخير به انجام آن اقدام نمود.
جلد
11
15- انجام كار هاى خير ، مورد علاقه و سيره مستمر پيامبران الهى ، موسى ، هارون ، ابراهيم ، لوط ، اسحاق ، يعقوب ، نوح ، داوود ، سليمان ، ايوب ، اسماعيل ، ادريس ، ذوالكفل ، يونس ، زكريا ، و يحيى ( عليهم السلام ) بود .
و لقد ءاتينا موسى و هرون . .. يحيى ... إنّهم كانوا يسرعون فى الخيرت
جلد
17
6- موسى ( ع ) ، پيامبرى برخوردار از اخلاق و اعمالى شايسته و ارزشمند
و جاءهم رسول كريم
وصف كَرَم هنگامى كه در توصيف خداوند به كار رود، به معناى احسان و انعام آشكار او است و چون در مقام توصيف انسان به كار رود، به معناى اخلاق و افعال شايسته او است(مفردات راغب).
جلد
13
11 - برگزيدن موسى ( ع ) براى مقام رسالت ، وعده الهى به مادرش جهت آرام بخشيدن خاطر وى
و لاتخافى و لاتحزنى . .. و جاعلوه من المرسلين
جلد
13
1 - تأثير ژرف و آرامش بخش وحى الهى در دل مادر موسى
و أوحينا إلى أُمّ موسى . .. و أصبح فؤاد أُمّ موسى فرغًا
«أصبح» معادل «صار» و «فارغاً» مرادف «خالياً» است. با توجه به ارتباط اين آيه با آيه هفتم، تقدير آن چنين مى شود: «و صار فؤاد أُمّ موسى بعد الوحى خالياً من الخوف و الحزن; دل مادر موسى بعد از وحى ما از ترس و اندوه خالى گشت».
2 - دل مادر موسى ، فارغ از ترس و اندوه نسبت به فرجام نوزادش پس از دريافت وحى الهى
و أوحينا إلى أُمّ موسى . .. أن لاتخافى ... و أصبح فؤاد أُمّ موسى فرغًا
جلد
11
18 - محبوبيت موسى ( ع ) در دل ها و در دربار فرعون ، مايه احترام به موسى ( ع ) و موجب خدمت فراوان به او شده بود .
و ألقيت عليك محبّة منّى و لتصنع على عينى
چنانچه «صنيعة» (ريشه اشتقاقى «لتصنع») به معناى احسان و كرامت باشد، مفاد «لتصنع. ..» چنين مى شود: محبت تو را در قلب ديگران قرار دادم تا با مراقبت كامل من، مورد احترام و احسان آنان قرار گيرى.
جلد
11
6 - اظهار معجزه در كوه طور ، به منظور تسكين قلب موسى ( ع ) انجام يافته بود .
لنريك
ارائه معجزه به موسى(ع)، علاوه بر آن كه موسى(ع) را در برابر فرعون مجهز مى ساخت، به دليل «لنريك» آگاهى و اطمينان شخصِ آن حضرت را نيز بالا مى برد.
جلد
11
6 - شنوايى و بينايى خداوند ، پشتوانه اى اطمينان بخش براى تضمين يارى موسى و هارون ( ع ) در برابر فرعون بود .
إنّنى معكما أسمع و أرى
7 - وعده يارى خداوند و آگاهى گسترده او بر جزئيات ماجراى ارشاد فرعون ، مايه اميدوارى و آرامش بخش دل هاى نگران موسى و هارون ( ع ) بود .
إنّنا نخاف . .. لاتخافا إنّنى معكما أسمع و أرى
جلد
13
9 - اطمينان بخشى خداوند به موسى ( ع ) با يادآورى حضور خود در همه صحنه هاى مباحثه او با فرعون .
فاذهبا بايتنا إنّا معكم مستمعون
جلد
13
3 - اتكاى موسى ( ع ) به پروردگار و هدايت خاصه او ، مايه اطمينان و آرامش وى در سخت ترين شرايط
قال كلاّإنّ معى ربّى سيهدين
جلد
12
7 - نژادپرستى و خوى برترى جويى فرعون و اشراف دربار او ، عامل ناديده گرفتن معجزات و دلايل روشن حضرت موسى و هارون ( ع )
ثمّ أرسلنا . .. بأيتنا و سلطن مبين ... فقالوا أنؤمن لبشرين ... و قومهما لنا ع-
جلد
13
4 - انس گرفتن پيشين موسى با آغوش و شير مادر ، باعث امتناع او از خوردن شير دايگان شد .
و أوحينا إلى أُمّ موسى أن أرضعيه . .. و حرّمنا عليه المراضع من قبل
خداوند پيش از اين، به مادر موسى فرمان داد وى را شير دهد. از تعبير «حرّمنا عليه المراضع من قبل» استفاده مى شود كه فلسفه آن دستور، اين بود كه ذائقه موسى(ع)، تنها با پستان و شير مادرش شكل بگيرد، تا از گرفتن پستان ديگران امتناع ورزد.
جلد
13
1 - تبديل شدن مادر موسى به شخصيتى مصمم و قادر بر انجام كار هاى سترگ ، پس از دريافت پيام اميدآفرين الهى
و أوحينا إلى أُمّ موسى . .. و قالت لأُخته قصّيه
جمله «و قالت. ..» عطف بر محذوف است; يعنى، «فألقيه فى اليمّ و قالت لأخته قصّيه». مادر موسى پس از دريافت وحى، اقدام به انداختن فرزندش در رود نيل كرد; با اين كه پيش از آن از فرط ترس و نگرانى نزديك بود راز فرزندش را فاش سازد. اين موضوع، بيانگر مطلب ياد شده است.
جلد
11
7 - وعده يارى خداوند و آگاهى گسترده او بر جزئيات ماجراى ارشاد فرعون ، مايه اميدوارى و آرامش بخش دل هاى نگران موسى و هارون ( ع ) بود .
إنّنا نخاف . .. لاتخافا إنّنى معكما أسمع و أرى
جلد
11
19 - ارتكاب قتل ، مايه نگرانى موسى ( ع ) و موجب فرو رفتن او در غم و ناراحتى شده بود .
و قتلت نفسًا فنجّينك من الغم
نجات موسى(ع) از غم و غصه، فرع اضطراب خاطر داشتن آن حضرت، در باره ماجراى قتل و احساس خطر او از سوى فرعونيان است.
جلد
11
1 - موسى ( ع ) در پى آگاه شدن از گمراهى بنى اسرائيل همراه با خشم و اندوهى شديد ، به نزد آنان بازگشت .
و أضلّهم السامرىّ . فرجع موسى إلى قومه غضبن أسفًا
با توجه به آيات ديگر قرآن در اين زمينه و نيز قرينه هاى موجود در همين آيات، چنين برمى آيد كه گمراه شدن بنى اسرائيل به دست سامرى در ميقات چهل روزه موسى(ع)، اتفاق افتاده بود و رجوع موسى(ع) به قوم خود نيز پس از پايان ميقات بوده است. «غضبان» - چنان كه برخى از اهل لغت گفته اند - به شخصى گفته مى شود كه غضب شديدى داشته باشد و «أسف» به فرد خشمگينى گفته مى شود كه بر چيزى افسوس مى خورد (لسان العرب).
جلد
15
3 - موسى و هارون ( عليهماالسلام ) و قوم شان ، گرفتار غم بزرگ و مشكلات اندوه بار از سوى فرعونيان
و نجّينهما و قومهما من الكرب العظيم
اندوهى كه موسى و هارون(عليهماالسلام) و قوم شان به آن گرفتار بودند، ناشى از مسائل و مشكلات شخصى نبود; بلكه بر اثر تبليغ رسالت شان در ميان فرعونيان به وجود آمده بود.
جلد
11
12 - « عن موسى بن جعفر ( ع ) : . . . أمّا قوله : « لعلّه يتذكّر أو يخشى » فإنّما قال ليكون أحرص لموسى على الذهاب ;
از امام موسى بن جعفر(ع) روايت شده است: اما سخن خداوند: «لعلّه يتذكّر أو يخشى» [اين را] بدين خاطر گفت كه اشتياق موسى(ع) براى رفتن [به سوى فرعون ]افزون شود».
جلد
11
12 - خواهر موسى ، تلاش و نقشى مؤثر در بازگرداندن او به مادرش داشت .
إذ تمشى أُختك . .. فرجعنك إلى أُمّك
يادكردن از خواهر موسى(ع) و تلاش او، نشان از نقش مؤثر و كارساز او در بازگرداندن وى به مادر دارد.
جلد
13
6 - آيات الهى ( معجزات ) توشه راه و حربه پيروزى موسى و هارون ( ع )
قال كلاّ فاذهبا بايتنا
جلد
14
4 - وجاهت و آبرومندى موسى ( ع ) در پيش گاه خداوند ، سبب شد كه خداوند ، وى را از اتهام قوم اش ، برى بداند .
لاتكونوا كالذين ءاذوا موسى فبرّأه اللّه ممّا قالواو كان عند اللّه وجيهًا
«و كان عنداللّه وجيهاً» به منزله تعليل براى «برّأه اللّه ممّا قالوا» است.
جلد
20
2 - وحى به موسى ( ع ) ، جلوه ربوبيت خداوند بر او و از عوامل رشد و تربيت آن حضرت براى انجام رسالت خويش بود .
إذ ناديه ربّه
جلد
13
5 - پيش آمدن ناگهانى حادثه طور ( مكالمه خدا ، تبديل عصا به اژد ها و يد بيضا ) باعث به هم ريختن آرامش موسى ( ع ) و چيره شدن ترس بر وى
فلمّا أتيها نودى . .. و اضمم إليك جناحك من الرّهب
جلد
10
9- پاكى و برگزيدگى موسى و مقام رسالت و نبوت او ، موجب شرافت و بزرگداشت ياد او در قرآن
واذكر فى الكتب موسى إنّه كان مخلصًا و كان رسولاً نبيًّا
جمله «إنّه كان . ..» تعليل براى «اذكر» است.
جلد
11
1 - موسى ( ع ) ، با دعا به درگاه خداوند ، از او خواست هارون را پشتيبان و مايه تقويت وى قرار دهد .
أشدّد به ازرى
«ازر» در معانى «قوت» و «پشت» و نيز «ضعف» استعمال دارد (لسان العرب) و در آيه احتمال هريك از اين معانى وجود دارد و خواسته موسى(ع) ممكن است «افزايش قدرت» يا «داشتن پشتيبان» يا «نيرو دهنده و جبران كننده ضعف» باشد.
2 - موسى ( ع ) ، معاونت هارون را براى خود ، موجب توان مندى بيشتر در انجام مسؤوليت مى دانست .
هرون أخى . أشدّد به أزرى
جلد
10
5- موسى ( ع ) براى رسيدن به رشد و تكامل َ برتر از راه تحصيل دانش ، در تلاش بود .
هل أتّبعك على أن تعلّمن ممّا علّمت رشدًا
جلد
6
15 - سرپيچى فرعون و درباريانش از پذيرش رسالت موسى ، پيامد آلودگى آنان به فساد و تبهكارى بود .
فظلموا بها فانظر كيف كان عقبة المفسدين
برداشت فوق بر اين اساس است كه عنوان «مفسدين» بر فرعونيان، اشاره به علت تكذيب داشته باشد. يعنى چون مردمى مفسد بودند، رسالت موسى را انكار كردند و آيات الهى را دروغ پنداشتند.
جلد
6
4 - شيفتگى فرعونيان به حكومت و سلطنت و وابستگى شديدشان به موطن خويش ، از عوامل تكذيب موسى و جبهه گيرى آنان در برابر وى
يريد أن يخرجكم من أرضكم
جلد
10
9- پاكى و برگزيدگى موسى و مقام رسالت و نبوت او ، موجب شرافت و بزرگداشت ياد او در قرآن
واذكر فى الكتب موسى إنّه كان مخلصًا و كان رسولاً نبيًّا
جمله «إنّه كان . ..» تعليل براى «اذكر» است.
جلد
6
4 - سخن گفتن خدا با موسى براى رشد و تربيت وى بود .
و كلمه ربه
جلد
20
2 - وحى به موسى ( ع ) ، جلوه ربوبيت خداوند بر او و از عوامل رشد و تربيت آن حضرت براى انجام رسالت
خويش بود .
إذ ناديه ربّه
جلد
11
14 - ديدار دوباره با موسى ( ع ) ، به چشمان مادر روشنى و آرامش بخشيد و اندوه او را برطرف ساخت .
فرجعنك إلى أُمّك كى تقرّ عينها و لاتحزن
«قرة العين» يا از «قرار» به معناى آرام گرفتن مشتق است و يا از «قُرّ» به معناى سردشدن كه نتيجه توقف اشك سوزان است. در هر صورت اين تعبير، كنايه از شادمانى است كه چشم را از نگران بودن و حركت به سمت راست و چپ بازمى دارد و اشك سوزان اندوه را قطع مى كند.
جلد
13
4 - التجاى موسى ( ع ) به ربوبيت الهى براى كسب توان و زدودن نگرانى هاى خود
قال ربّ إنّى أخاف
جلد
13
7 - شادى كردن مادر موسى و زدايش غم از دل وى ، از هدف هاى خداوند در بازگرداندن موسى ( ع ) به دامان وى
فرددنه إلى أُمّه كى تقرّ عينها و لاتحزن
كلمه «كى» به اصطلاح، «تعليليه» و بيانگر هدف الهى در بازگرداندن موسى به دامان مادرش مى باشد. در اين آيه به دو هدف اشاره شده است: الف) شاد شدن مادر موسى و زدودن غم و اندوه ناشى از فراق فرزند. ب) عمل كردن خدا به وعده خود و يقين پيدا كردن مادر موسى به حقانيت وعده هاى الهى. برداشت ياد شده بيان مضمون هدف نخست است.
جلد
13
1 - به هم ريختن آرامش موسى در پى كشته شدن مرد قبطى به دست وى
فوكزه موسى فقضى عليه . .. فأصبح فى المدينة خائفًا يترقّب
جلد
11
5 - شوق موسى ( ع ) به ملاقات و گفت وگوى با پروردگار و جلب رضايت او ، موجب شتاب وى در آمدن به ميقات بود .
و عجلت إليك ربّ لترضى
جلد
11
1 - موسى ( ع ) در پى آگاه شدن از گمراهى بنى اسرائيل همراه با خشم و اندوهى شديد ، به نزد آنان بازگشت .
و أضلّهم السامرىّ . فرجع موسى إلى قومه غضبن أسفًا
با توجه به آيات ديگر قرآن در اين زمينه و نيز قرينه هاى موجود در همين آيات، چنين برمى آيد كه گمراه شدن بنى اسرائيل به دست سامرى در ميقات چهل روزه موسى(ع)، اتفاق افتاده بود و رجوع موسى(ع) به قوم خود نيز پس از پايان ميقات بوده است. «غضبان» - چنان كه برخى از اهل لغت گفته اند - به شخصى گفته مى شود كه غضب شديدى داشته باشد و «أسف» به فرد خشمگينى گفته مى شود كه بر چيزى افسوس مى خورد (لسان العرب).
جلد
11
1 - موسى ( ع ) با مشاهده گوساله پرستى بنى اسرائيل ، پس از بازگشت از ميقات ، به شدت خشمگين شد .
يبنؤُمّ لاتأخذ بلحيتى و لابرأسى
گرفتن سر و ريش هارون، نشان شدت از ناراحتى موسى(ع) در مورد انحراف بنى اسرائيل دارد.
جلد
13
7 - برانگيخته شدن خشم موسى ( ع ) با مشاهده مرد اسرائيلى در حال درگيرى مجدد با يكى ديگر از قبطيان
قال له موسى إنّك لغوىّ مبين
جلد
6
4 - شيفتگى فرعونيان به حكومت و سلطنت و وابستگى شديدشان به موطن خويش ، از عوامل تكذيب موسى و جبهه گيرى آنان در برابر وى
يريد أن يخرجكم من أرضكم
جلد
7
10 - خودكامگى ، سلطه مدارى و خوى اسراف گرانه فرعون ، عامل رويارويى وى با موسى ( ع ) و آزار و اذيت پيروانش بود .
فما ءامن لموسى إلا ذرية من قومه على خوف من فرعون و ملإيهم أن يفتنهم و إن فرعون ل
جلد
6
11 - آمرزش گناه گوساله پرستان بنى اسرائيل مؤثر در پيشبرد اهداف رسالت موسى ( ع )
إن ربك من بعدها لغفور رحيم
مخاطب در جمله «إن ربك . .. » حضرت موسى(ع) است. در اينكه چرا خداوند در بيان آمرزش گناهان بنى اسرائيل، موسى(ع) را مورد خطاب قرار داده و كلمه «رب» را به آن اضافه كرده، دو وجه مى توان ذكر كرد: بخشش گناه بنى اسرائيل در راستاى ربوبيت خدا بر موسى و طبعاً در راستاى پيشبرد رسالت اوست. توصيه اى است به موسى(ع) كه تو نيز از خطاها و لغزشهاى قومت، در صورت توبه، درگذر و آنها را ناديده انگار. برداشت فوق بر اساس احتمال اول است.
جلد
13
9 - زنده گذاشتن موسى ( ع ) و چشم پوشى از قتل وى ، درخواست آسيه از فرعون
و قالت امرأت فرعون . .. لاتقتلوه
جلد
11
19 - ارتكاب قتل ، مايه نگرانى موسى ( ع ) و موجب فرو رفتن او در غم و ناراحتى شده بود .
و قتلت نفسًا فنجّينك من الغم
نجات موسى(ع) از غم و غصه، فرع اضطراب خاطر داشتن آن حضرت، در باره ماجراى قتل و احساس خطر او از سوى فرعونيان است.
جلد
11
1 - موسى ( ع ) ، پس از مشاهده سِحر ساحران فرعون ، در دل خويش از پى آمد هاى احتمالى آن احساس نگرانى كرد .
من سحرهم . .. فأوجس فى نفسه خيفة موسى
«أوجس» به معناى «أحسَّ» و نيز به معناى «أضمر(اخفاكرد)» آمده است (لسان العرب). در اين آيه، معناى «أحسَّ» به نظر مناسب تر مى رسد; چرا كه معناى «اخفا» در «فى نفسه» آمده است. بنابراين «أوجس فى نفسه...»; يعنى، موسى(ع) در دل خود نگرانى و ترسى را احساس كرد.
جلد
11
3 - موسى ( ع ) از القاى شبهه و احتمال گمراهى مردم به واسطه سِحر ساحران نگران بود .
قلنا لاتخف إنّك أنت الاعلى
جمله «إنّك أنت الاعلى» تعليل براى «لاتخف» است و دلالت مى كند كه موسى(ع) از اين نگران بود كه معجزه او با سحر ساحران مشتبه گردد و مردم به حقانيت او پى نبرند. خداوند با بيان برترى قطعى او، زمينه هراسش را از بين برد.
جلد
13
5 - نگرانى موسى ( ع ) از عدم ايفاى كامل رسالت بود ، نه صرف كشته شدن .
أخاف أن يكذّبون . .. فأخاف أن يقتلون
سخنان پيشين موسى، در باره بررسى موانع رسالت و رفع آنهابود. اظهار نگرانى او از كشته شدن نيز مى تواند در آن جهت باشد.
جلد
13
4 - موسى ( ع ) ، از نافرجام ماندن رسالت الهى خويش در صورت كشته شدن به دست فرعونيان نگران بود .
إلى فرعون و ملإيْه . .. قال ربّ إنّى قتلت منهم نفسًا
طرح موضوع قتل مرد قبطى، نه از آن باب است كه موسى(ع) بر جان خويش مى ترسيد; بلكه بدان جهت بود كه
مبادا با دستگيرى و كشته شدن او، رسالت الهى - كه بر دوش او نهاده شده است - نافرجام بماند.
5 - موسى ( ع ) در وادى طور ، نگرانى خويش نسبت به موانع راه رسالت را با خدا در ميان گذاشت .
قال ربّ إنّى قتلت منهم نفسًا
جلد
6
11 - كردار سفيهانه گروهى از همراهان موسى در ميعادگاه مناجات ، عامل نزول عذاب الهى و به هلاكت رساندن همه آنان شد .
أتهلكنا بما فعل السفهاء منا
گفته شده مراد از كردار سفيهانه برخى از همراهان موسى، تقاضاى رؤيت خدا با چشم بوده است.
جلد
14
3 - خداوند ، از پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) و نوح و ابراهيم و موسى و عيسى ( ع ) پيمان و تعهّدى شديد ، گرفته است .
و إذا أخذنا . .. و منك و من نوح و إبرهيم و موسى و عيسى ابن مريم و أخذنا منهم ميث
جلد
6
10 - فرعونيان با موسى ( ع ) پيمان بستند و سوگند ياد كردند كه در صورت برطرف ساختن عذاب شديد از آنان ، به وى ايمان آورند و بنى اسرائيل را آزاد سازند .
لئن كشفت عنا الرجز لنؤمنن لك و لنرسلن معك بنى إسراءيل
11 - فرعونيان پس از وقوع هر يك از عذاب هاى پنجگانه ( طوفان . . . ) با موسى پيمان بستند كه در صورت برطرف ساختن آن ، به وى ايمان آورند و بنى اسرائيل را آزاد كنند .
لئن كشفت عنا الرجز لنؤمنن لك و لنرسلن معك بنى إسراءيل
برداشت فوق بر اين اساس است كه «ال» در «الرجز» عهد ذكرى باشد. در اين صورت «الرجز» اشاره به عذابهاى پنجگانه در آيه قبل است.
جلد
6
8 - فرعونيان ، على رغم پيمان مؤكدشان با موسى ( ع ) ( تصديق رسالت او و آزادسازى بنى اسرائيل پس از برطرف شدن عذاب ) ، حتى لحظه اى به وى ايمان نياوردند و بنى اسرائيل را آزاد نكردند .
فلما كشفنا عنهم الرجز . .. إذا هم ينكثون
9 - پيمان شكنى فرعونيان و پايبند نبودن آنان به عهد هاى خويش با موسى ( ع )
إذا هم ينكثون
جلد
6
3 - فرعونيان به دليل شكستن پيمانشان با موسى ( ع ) ( ايمان به وى و آزادسازى بنى اسرائيل ) سزاوار انتقام الهى و غرق شدن در دريا گشتند .
إذا هم ينكثون. فانتقمنا منهم
تفريع جمله «فانتقمنا» بر جمله «إذا هم ينكثون» به وسيله حرف «فاء» مى رساند كه پيمان شكنى فرعونيان در انتقام الهى از آنان دخيل بوده است.
جلد
11
11 - موسى ( ع ) قبل از عزيمت به ميقات ، توصيه هاى لازم را به بنى اسرائيل ارائه كرده و قول و قرار هاى لازم را براى حفظ ايمان ، با آنان گذاشته بود .
فأخلفتم موعدى
«موعد» در اين آيه مصدر و به معناى «وعده» است. از اين رو «فأخلفتم موعدى»; يعنى، شما از وعده و عهد خود با من تخلف كرديد. از اين جمله برمى آيد كه موسى(ع) قبل از رفتن به ميقات، پيش بينى هاى لازم را كرده بود و از اين نظر حجت را بر بنى اسرائيل تمام نموده بود.
جلد
13
5 - پيمان موسى با خداوند بر پاس داشتن نعمت او و پرهيز از پشتيبانى مجرمان و تبه كاران
قال ربّ بما أنعمت علىّ فلن أكون ظهيرًا للمجرمين
«ظهير» به معناى معين و ياور است.
جلد
10
3- تخلّف موسى از عهد خويش با خضر ( ع ) ، ناشى از فراموشى بود .
قال لاتؤاخذنى بما نسيت
جلد
11
2 - بنى اسرائيل ، به پيمان شكنى و تخلف از قول و قرار خود با موسى ( ع ) معترف بودند .
ما أخلفنا موعدك بملكنا
جلد
10
2- موسى ( ع ) به دليل تخلّف از شرط همراهى با خضر ( ع ) و اعتراض ناروا به او ، خود را سزاوار مؤاخذه ديد و از خضر ( ع ) تقاضاى چشم پوشى كرد .
قال لاتؤاخذنى بما نسيت
3- تخلّف موسى از عهد خويش با خضر ( ع ) ، ناشى از فراموشى بود .
قال لاتؤاخذنى بما نسيت
7- موسى ( ع ) عفو و عدم سخت گيرى خضر بر او را به خاطر نسيان و تخلّف از عهد خويش ، تقاضا كرد .
قال لاتؤاخذنى بما نسيت و لاترهقنى من أمرى عسرًا
«إرهاق» به معناى «تحميل كارى طاقت سوز بر ديگرى» است. (قاموس) و مفاد «لاترهقنى...» اين است كه كارى دشوار(مانند جدا شدن و لغو رخصت همراهى) را بر من تحميل مكن و مرا به زحمت مينداز. لازم به ذكر است كه «عسراً» مفعول دوم براى «لاترهقنى» است.
جلد
10
5- موسى ( ع ) به معذور بودن خضر ( ع ) در جدا شدن از وى با مشاهده تخلّف او از پيمان سكوت در برابر كار هاى آن حضرت ، اعتراف كرد .
قال إن سألتك . .. قد بلغت من لدنّى عذرًا
جمله «قد بلغت من لدنّى عذراً» يعنى: «از ديدگاه من، به عذرى قابل قبول جهت ترك مصاحبت دست يافتى. ». اين جمله، به قرينه «قد»، مربوط به «إن سألتك...» نيست، بلكه اعتراف موسى(ع) به اين است ترك مصاحبت تو با من، هم اكنون نيز دليل موجهى دارد، ولى طالب مهلتى ديگر هستم.
جلد
10
18- سخنِ شِكوه آميز موسى ( ع ) به خضر ( ع ) در مورد نگرفتن مزد ، سومين تخلّف وى از پيمان خويش بود .
قال لو شئت لتّخذت عليه أجرًا
جلد
10
1- سومين تخلّف موسى ( ع ) از عهد خويش با خضر ( ع ) ( مطرح ساختن گرفتن مزد ) ، آغاز جدايى آن دو از هم بود .
قال لو شئت لتّخذت . .. قال هذا فراق بينى و بينك
در باره اين كه «هذا» اشاره به چيست، احتمالاتى وجود دارد، از جمله اين كه اشاره به قول موسى(ع) باشد; يعنى، هذا القول سبب فراق بيننا
جلد
10
8- مقارن با وقوع داستان موسى و خضر ( ع ) ، پادشاهى ، كلّيه كشتى هاى سالم را در آن منطقه ، مصادره مى كرد .
و كان وراءهم ملك يأخذ كلّ سفينة غصبًا
مراد از «كلّ سفينة» - به قرينه «أن أعيبها» «كلّ سفينة صالحة» بوده است.
جلد
6
2 - موسى ( ع ) به هنگان بازگشت به سوى بنى اسرائيل از گمراه شدن قومش خشمگين و بسيار اندوهناك بود .
و لما رجع موسى إلى قومه غضبن أسفاً
«أسِف» به كسى گفته مى شود كه بسيار اندوهناك باشد. (برگرفته از لسان العرب).
7 - موسى ( ع ) بر اثر شدّت غضب به خاطر گوساله پرستى قومش ، لوحه هاى تورات را بر زمين افكند .
لما رجع موسى إلى قومه غضبن أسفاً . .. و ألقى الألواح
جلد
6
4 - موسى ( ع ) خشم شديد خويش را بر هارون خطا تلقى كرد و به خاطر آن از خداوند آمرزش طلبيد . *
قال رب اغفر لى
از اينكه موسى(ع) پس از شنيدن سخنان هارون براى خويش طلب مغفرت كرد، معلوم مى شود از برخورد شديد خويش با هارون پشيمان شد و آن را خطا تلقى كرد.
جلد
11
3 - موسى ( ع ) ، تحت تأثير خشم و اندوه
غضبن أسفًا
جلد
11
2 - موسى ( ع ) با گرفتن سر و ريش هارون ، او را در باره گوساله پرست شدن بنى اسرائيل در غياب خود مورد بازخواست قرار داد .
يه-رون ما منعك . .. لاتأخذ بلحيتى و لابرأسى
5 - هارون ( ع ) با مشاهده غضب موسى ( ع ) ، سعى در فرونشاندن خشم آن حضرت و جلب محبت و تحريك عواطف او داشت .
قال يبنؤُمّ
مخاطب قرار دادن موسى(ع) با نداى «يابن أمِّ» گوياى اين نكته است كه هارون(ع) سعى داشت با برانگيختن احساسات موسى، غضب او را فرونشانده و سپس توضيحات خود را بيان كند. در باره مفتوح بودن كلمه «أُمّ» توجيهاتى بيان شده است; از جمله اين كه اصل آن «يابن أمّاه» بوده و براى تخفيف چنين شده است.
جلد
13
8 - پرخاش كردن موسى ( ع ) نسبت به مرد اسرائيلى
قال له موسى إنّك لغوىّ مبين
جلد
13
6 - جوامع معاصر موسى ، گرفتار غفلت و بى خبرى از تعاليم الهى
و لقد ءاتينا موسى الكتب . .. لعلّهم يتذكّرون
جلد
1
3 - مدت زمان عبادت و مناجات ويژه موسى ( ع ) ، چهل شب تعيين شد .
و إذ وعدنا موسى أربعين ليلة
جلد
10
5- ماهىِ بى جانِ همراه موسى ( ع ) ، در مجمع البحرين زنده شده و در مسيرى تونل مانند ، در آب دريا فرو رفت .
نسيا حوتهما فاتّخذ سبيله فى البحر سربًا
فاعل «اتخذ» ضميرى است كه به «حوت» بازمى گردد. استناد فعل به ماهى ظهور در آن دارد كه ماهى بى جان، جان دار شده است. «سرب» به معناى نفق و سوراخ (تونل) است و در آيه حال براى «سبيل» است; يعنى، راهى تونل مانند را در دريا در پيش گرفت.
6- « عن أبى عبداللّه ( ع ) قال : . . . أرسل ( أى موسى ) إلى يوشع إنّى قد ابتليت فاصنع لنا زاداً وانطلق بنا ، و اشترى حوتاً . . .ثمّ شواه ثمّ حمله فى مكتل . . . فقطرت قطرة من السماء فى المكتل فاضطرب الحوت ثمّ جعل يَثِبُ من المكتل إلى البحر قال : و هو قوله : « واتّخذ سبيله فى البحر سرباً » ;
از امام صادق(ع) روايت شده كه فرمود: . .. موسى به يوشع پيام فرستاد: «من، در معرض آزمايش قرار گرفتم. براى ما توشه راه فراهم ساز و به همراه ما بيا!». يوشع، يك ماهى خريد ... و آن را بريان كرد و در زنبيل نهاد... سپس قطره آبى از آسمان در زنبيل چكيد و ماهى به جنب وجوش آمد و از زنبيل به دريا پريد و اين سخن خدا است كه فرمود: واتّخذ سبيله فى البحر سرباً».
جلد
10
2- ماهىِ همراه موسى و يوشع ، در مجمع البحرين ، در آب دريا فرو غلتيد و از دسترس آنان دور شد .
واتخذ سبيله فى البحر عجبًا
3- حركت ماهى بى جان به سمت دريا و فرو رفتن در آن ، از چشم موسى ( ع ) پنهان مانده ، ولى خدمت كارِ وى آن را ديده بود .
أرءيت إذ أوينا إلى الصخرة فإنّى نسيت الحوت . .. أن أذكره
«أن أذكره»، بدل براى ضمير مفعولى در «ما أنسانيه» است و مفاد جمله اين است كه شيطان، ذكر ماجراى ماهى را براى تو، از ياد من برد. اين گفته نشان مى دهد كه يوشع، ماجراى ماهى را مى دانست، ولى موسى(ع) از آن خبر نداشت.
10- فرو غلتيدن ماهى و حركت آن در آب - در نظر همسفر موسى - به گونه اى غيرعادى و عجيب بوده است .
واتخذ سبيله فى البحر عجبًا
11- « عن أبى جعفر ( ع ) و أبى عبداللّه ( ع ) قال : إنّه لما كان من أمر موسى الذى كان أعطى مكتل فيه حوت مملّح قيل له : هذا يدلّك على صاحبك عند عين مجمع البحرين . . . فانطلق الفتى يغسل الحوت فى العين
فاضطرب الحوت فى يده حتّى خدشه فانفلت و نسيه الفتى ;
از امام باقر و امام صادق (عليهماالسلام) روايت شده: آن گاه كه از كار موسى(ع) گذشت آنچه در زندگى او پيش آمد، زنبيلى به او داده شد كه در آن يك ماهى نمك زده بود. به وى گفته شد: «اين ماهى، تو را به صاحب ات، نزد چشمه اى در محل تلاقى دو دريا، راهنمايى مى كند ... پس آن جوانى كه همراه موسى(ع) بود، رفت كه ماهى را در آن چشمه بشويد، ماهى در دست او به حركت درآمد تا اين كه به او خراش وارد كرد و از چنگ او درآمد (و رفت) و جوان آن را فراموش كرد».
جلد
10
1- مسأله ماهى و حركت غيرعادى آن در آب ، نشانه اى براى جايگاه ملاقات موسى و خضر ( ع ) بود .
قال ذلك ما كنّا نبغ
«بغى» به معناى «طلب» است و «ذلك ما كنّا نبغ» يعنى: «آنچه پيوسته در طلب او بوديم، همان علامت و نشانه است. ». ياء «نبغى» - در پايان سخن موسى(ع) - به منظور تخفيف كلام، حذف شده است.
جلد
13
1 - فرار موسى ( ع ) از مصر ، در پى كشتن مرد قبطى و ترس از انتقام فرعونيان
ففررت منكم لمّا خفتكم
جلد
13
4 - ترس و گريز بى تأمل موسى ( ع ) ، با مشاهده تبديل عصاى دست خويش به مارى چالاك
فلمّا رءاها تهتزّ كأنّها جانّ ولّى مدبرًا
5 - موسى ، برخوردار از روحيات و خصوصيات بشرى ( مانند ترس و گريز ) در برخورد ناگهانى با خطرات
فلمّا رءاها تهتزّ . .. ولّى مدبرًا و لم يعقّب
جلد
13
3 - فرار بى درنگ موسى ( ع ) در پى مشاهده عصاى خود بسان مارى چست و چالاك
فلمّا رءاها تهتزّ كأنّها جانّ
جلد
10
3- موسى ( ع ) و همسفرش هنگام رسيدن به محلِّ تلاقى دو دريا ، از ماهىِ همراه خويش ، غفلت كردند .
فلمّا بلغا مجمع بينهما نسيا حوتهما
جلد
10
7- موسى ( ع ) عفو و عدم سخت گيرى خضر بر او را به خاطر نسيان و تخلّف از عهد خويش ، تقاضا كرد .
قال لاتؤاخذنى بما نسيت و لاترهقنى من أمرى عسرًا
«إرهاق» به معناى «تحميل كارى طاقت سوز بر ديگرى» است. (قاموس) و مفاد «لاترهقنى...» اين است كه كارى دشوار(مانند جدا شدن و لغو رخصت همراهى) را بر من تحميل مكن و مرا به زحمت مينداز. لازم به ذكر است كه «عسراً» مفعول دوم براى «لاترهقنى» است.
جلد
6
13 - فرعون به اشراف دربارش اطمينان داد كه نظامش از تسلط كامل بر موسى ( ع ) و قومش برخوردار است .
إنا فوقهم قهرون
«قاهر» به معناى غالب است و كلمه «فوقهم» متعلق به «قهرون» مى باشد. يعنى ما از جهت بالا بر آنها مسلط هستيم. و اين كنايه از سلطه كامل است.
جلد
6
2 - فرعون به سبب تعيين نكردن مجازات براى موسى ( ع ) و قوم او مورد انتقاد اشراف دربار قرار گرفت .
و قال الملأ من قوم فرعون أتذر موسى و قومه
گويا اشراف از اينكه ساحران تهديد به اعدام شدند، ولى سخنى از مجازات موسى و قوم او نرفت، چنين استنباط كردند كه فرعون تصميمى براى مجازات او مردمش ندارد و لذا زبان به انتقاد گشودند و گفتند آيا موسى و قومش را رها مى سازى و مجازات نمى كنى.
جلد
6
8 - فرعون و بزرگان دربار او ، آيات و معجزات ارائه شده از سوى موسى را تكذيب كردند .
بئايتنا إلى فرعون و ملإيه فظلموا بها
ضمير در «بها» به «آياتنا» برمى گردد و چون «ظلم» به حرف باء متعدى شده (ظلموا بها) متضمن معناى تكذيب است.
جلد
6
4 - فرعون بر اثر خودباختگى در برابر معجزات موسى ( ع ) مهياى پرداخت بهاى سنگينى براى خنثى سازى آن شد .
قال نعم و إنكم لمن المقربين
از اينكه فرعون براى پيروزى بر موسى(ع) حاضر شد هر بهايى را بپردازد، معلوم مى شود روحيه خويش را باخته بود و در خود عجز شديدى احساس مى كرد.
جلد
7
1 - فرعون ، براى مبارزه با حضرت موسى ( ع ) و مقابله با معجزه بزرگ او ، دستور داد تا تمام جادوگران كاردان و ماهر را به پايتختش احضار كنند .
و قال فرعون ائتونى بكل سحر عليم
جلد
6
8 - فرعون و بزرگان دربار او ، آيات و معجزات ارائه شده از سوى موسى را تكذيب كردند .
بئايتنا إلى فرعون و ملإيه فظلموا بها
ضمير در «بها» به «آياتنا» برمى گردد و چون «ظلم» به حرف باء متعدى شده (ظلموا بها) متضمن معناى تكذيب است.
جلد
6
7 - فرعون و بزرگان دربارش در انتظار بينه اى از سوى موسى بر حقانيت ادعاى خويش
قد جئتكم ببينة من ربكم
برداشت فوق بر اين اساس است كه «قد» در «قد جئتكم» براى توقع باشد.
جلد
6
2 - فرعون از موسى خواست چنانچه قادر به ارائه معجزه است ، آن را ارائه كند .
قال إن كنت جئت بئاية فأت بها
روشن است كه در جمله هاى شرطيه نبايد شرط و جزا از نظر مفهوم همانند باشد و نمى توان گفت: اگر آورده اى بياور. بنابراين جمله «إن كنت جئت باية» (اگر آيت و معجزه اى آورده اى) به اين معناست: اگر قادر به ارائه معجزه هستى.
جلد
6
2 - فرعون و درباريان او آگاه به توان و اقتدار موسى ( ع ) براى برچيدن نظام حكومتى آنان
يريد أن يخرجكم من أرضكم
تشكيل جلسه مشورتى از سوى سران حكومت مصر براى ارزيابى روشهاى مبارزه با موسى بدين سبب كه وى در صدد برچيدن حكومت است، نشانگر اين نكته است كه فرعونيان به توانايى و اقتدار موسى پى برده و سخت بيمناك بودند.
جلد
6
7 - فرعون با توطئه گر خواندن موسى ( ع ) و ساحران ، براندازى حكومت فرعونيان و بيرون راندن ايشان را ، از پايتخت مصر از اهداف توطئه آنان شمرد .
إن هذا لمكر . .. لتخرجوا منها أهلها
مراد از «أهلها» هم مى تواند فرعون، درباريان و وابستگان به او باشد و هم مى تواند مراد از آن تمامى ساكنان مصر باشد. برداشت فوق بر اساس احتمال اول است.
جلد
6
13 - فرعون به اشراف دربارش اطمينان داد كه نظامش از تسلط كامل بر موسى ( ع ) و قومش برخوردار است .
إنا فوقهم قهرون
«قاهر» به معناى غالب است و كلمه «فوقهم» متعلق به «قهرون» مى باشد. يعنى ما از جهت بالا بر آنها مسلط هستيم. و اين كنايه از سلطه كامل است.
جلد
7
5 - فرعون و اطرافيانش ، على رغم مشاهده معجزه بزرگ موسى ( ع ) ، آن را سحرى آشكار خوانده و حضرتش را متهم به جادوگرى كردند .
فلما جاءهم الحق من عندنا قالوا إن هذا لسحر مبين
6 - تهمت سحر به معجزه بزرگ حضرت موسى ( ع ) از سوى فرعون و اطرافيانش ، برخاسته از روحيه سركشى و تبه كارى آنان بود .
فاستكبروا و كانوا قوماً مجرمين. فلما جاءهم الحق من عندنا قالوا إن هذا لسحر مبين
جلد
7
2 - شخصيت حضرت موسى ( ع ) براى فرعون ، چنان خيره كننده و تهديدآميز بود كه خود شخصاً رهبرى مبارزه با او را به عهده گرفت .
و قال فرعون ائتونى بكل سحر عليم
4 - فرعون ، براى مبارزه با موسى و هارون ( ع ) به سحر و جادو متوسل شد .
و قال فرعون ائتونى بكل سحر عليم
جلد
7
10 - خودكامگى ، سلطه مدارى و خوى اسراف گرانه فرعون ، عامل رويارويى وى با موسى ( ع ) و آزار و اذيت پيروانش بود .
فما ءامن لموسى إلا ذرية من قومه على خوف من فرعون و ملإيهم أن يفتنهم و إن فرعون ل
جلد
8
3- فرعون و قوم او و بزرگان دربارش ، رسالت موسى ( ع ) را نپذيرفتند .
فاتبعوا أمر فرعون
پيروى از دستور فرعون (فاتبعوا أمر فرعون) پس از رسالت موسى(ع) (أرسلنا موسى) گوياى مخالفت قوم فرعون و بزرگان دربارش با رسالت موسى(ع) است.
جلد
11
4 - فرعون ، به نگه دارى و حفاظت از موسى ( ع ) مصمم شد .
هل أدلّكم على من يكفله
تلاش براى يافتن دايه و سرپرست، حكايت از آن دارد كه فرعون بر نگه دارى موسى مصمم شده بود.
جلد
11
3 - چگونگى برخورد خداوند با اقوام غير مؤمن گذشته ، پرسش فرعون از موسى ( ع )
أنّ العذاب على من كذّب . .. فما بال القرون الأُولى
چون در آيات گذشته، موسى(ع) سخن از امنيت پيروان هدايت و عذاب تكذيب كنندگان به ميان آورد، سؤال فرعون به منظور اظهار نظر موسى(ع) در باره حال نسل هاى پيشين بوده است. انگيزه او از اين پرسش مى تواند تحريك نسل حاضر در برابر پاسخ موسى(ع) به معذَّب بودن پدرانشان باشد. طفره رفتن موسى(ع) از جواب صريح، اين احتمال را تقويت مى كند.
6 - فرعون با استناد به عقايد و افكار اقوام گذشته ، سعى در مقابله با موسى ( ع ) و تثبيت حقانيت شرك داشت
.
قال فما بال القرون الأُولى
تمسّك فرعون به افكار پيشينيان و اين كه اگر رسالت موسى حق است، چرا براى اقوام گذشته چنين رسولى نيامد و چرا آنها عذاب نشدند، نشان مى دهد كه در ديدگاه او، پذيرفته هاى نسل هاى قبل، صحيح و قابل تبعيت است.
جلد
11
11 - ايادى و طرفداران فرعون ، همان سخنان و نظرات فرعون را در باره موسى ( ع ) تكرار و تبليغ مى كردند .
أجئتنا لتخرجنا من أرضنا بسحرك . .. لسحرن يريدان أن يخرجاكم
جلد
12
1 - تكذيب نهايى موسى و هارون ( ع ) ، از سوى فرعون و اشراف وابسته به او
فكذّبوهما
جلد
13
1 - موافقت فرعون با پيشنهاد موسى ( ع ) مبنى بر ارائه دليل محسوس و روشن بر صدق رسالت خويش
قال أوَلوجئتك بشىء مبين . قال فأت به
3 - فرعون دلايل آفاقى و انفسى ارائه شده از سوى موسى را گوياى صدق ادعاى او ندانسته و تنها معجزه را شاهد صدق گفتارش مى دانست .
قال ربّ السموت و الأرض . .. قال ... لأجعلنّك من المسجونين . قال أوَلوجئتك بشىء
برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه فرعون دلايل آفاقى وانفسى حضرت موسى را نپذيرفت و ضمن تمسخر آنها، او را به زندان تهديد كرد; ولى آن گاه كه آن حضرت مسأله معجزه (شىء مبين) را مطرح ساخت، فرعون به ظاهر به آن تن داد و پذيرفت.
جلد
18
8 - آشفتگى و سردرگمى فرعون ، در انكار دلايل روشن موسى ( ع )
و قال سحر أو مجنون
سحر و جنون، فاصله بسيارى از يكديگر دارند; زيرا سحر، نوعى تبّحر و جنون سراسر آشفتگى و اشمئزازآور است و ميان اين دو سنخيتى نيست. از اين رو سخن فرعون، نشانگر اضطراب شديد او در موضع گيرى عليه منطق روشن موسى(ع) است.
جلد
13
5 - ادعاى رسالت الهى و درخواست آزاد گذاشتن بنى اسرائيل براى خروج از سرزمين مصر از سوى موسى ( ع ) ، دور از انتظار فرعون و عملى جسورانه در نظر وى بود .
فقولا إنّا رسول ربّ العلمين . أن أرسل معنا بنى إسرءيل . قال ألم نربّك ... و لبث
برداشت ياد شده از به رخ كشيدن دوران كودكى و بخشى از عمر موسى(ع) پس از اظهاراتش درباره رسالت الهى و آزاد سازى بنى اسرائيل، به دست مى آيد.
جلد
6
8 - آمادگى موسى ( ع ) و قومش براى شورش عليه نظام فرعونى و به انزوا كشاندن فرعون و خدايان او ، دليل اشراف دربار براى ضرورت مجازات و سركوبى آنان
أتذر موسى و قومه ليفسدوا فى الأرض و يذرك و ءالهتك
جلد
17
7 - فرعونيان ، گرفتار تناقض فكرى و رفتارى در برابر دعوت موسى ( ع )
و قالوا يأيّه الساحر ادع لنا ربّك
فرعونيان، از يك سو موسى(ع) را ساحر مى خوانند و از سوى ديگر براى رفع بلا دست به دامان او مى شوند و اين خود نمايانگر تشتت و تناقضى است كه بدان گرفتار آمده اند.
جلد
6
3 - تبديل عصاى موسى ( ع ) به مارى بزرگ ، دور از انتظار فرعونيان
فألقى عصاه فإذا هى ثعبان مبين
«إذا» در «فإذا هى . .. » براى مفاجات و بيانگر دو معناست: بين مفاد جمله قبل و بعد اقتران زمانى است، مفاد جمله پس از آن در يك حالت غير منتظره انجام شده است.
جلد
6
1 - اشراف و بزرگان قوم فرعون پس از مشاهده معجزات موسى ، براى چاره انديشى و مبارزه با موسى جلسه مشورتى تشكيل دادند .
قال الملأ من قوم فرعون
در آيات پيشين روى سخن موسى با فرعون بود و در اين آيه عكس العمل اشراف دربار او مطرح شده است. اين تغيير سياق با توجه به جمله «فماذا تأمرون» در آيه بعد (چه نظرى داريد و چه دستورى پيشنهاد مى كنيد)، حاكى از تبادل نظر آنان درباره برخورد با موسى است كه از آن در برداشت فوق به «جلسه مشورتى» تعبير شد.
2 - اشراف و بزرگان دربار فرعون بر مبناى ساحر بودن موسى و سحر بودن معجزات وى ، جلسه مشورتى خويش را آغاز كردند .
قال الملأ من قوم فرعون إن هذا لسحر عليم
جمله «إن هذا . .. » مى تواند از نتايج بحث و گفتگوى اشراف باشد. يعنى در ابتدا اين مسأله مطرح شد كه امور خارق العاده موسى از چه سنخى است. همچنين مى تواند بيانگر اين باشد كه آنان ساحر بودن موسى را مفروض گرفته بودند و درباره روش مبارزه با وى تبادل نظر مى كردند. برداشت فوق بر اساس احتمال دوم است.
3 - اشراف و بزرگان قوم فرعون پس از تبادل نظر در جلسه مشورتى به اين نتيجه رسيدند كه موسى ( ع ) بدون هيچ ترديد ساحرى زبردست و معجزه وى سحر است .
قال الملأ من قوم فرعون إن هذا لسحر عليم
برداشت فوق بر اساس اولين احتمالى است كه در توضيح فيش قبل درباره جمله «إن هذا . .. » بيان شد.
4 - معجزات موسى ( ع ) در ديدگاه اشراف قوم فرعون ، امورى با عظمت ، خارق العاده و شگفت آور
إن هذا لسحر عليم
توصي---ف موسى به «عليم» (بسيار دانا) و بيان جمله «ان هذا . .. » با چندين تأكيد (اسميه آوردن جمله، مقرون ساختن آن به دو حرف تأكيد «إن» و «لام») حكايت از آن دارد كه همگان به عظمت كار موسى پى برده بودند و بدان اقرار داشتند.
جلد
6
2 - فرعونيان در عين اعتراف به خارق العاده بودن معجزات موسى ، با لحنى تمسخرآميز آيت بودن آنها را تكذيب مى كردند .
مهما تأتنا به من ءاية لتسحرنا بها
«لتسحرنا بها» (يعنى تا ما را به وسيله آن آيه سحر كنى)، مى رساند كه مراد از كلمه «آية» در سخن فرعونيان «سحر» است و هدف آنان از اينكه آن را «آية» ناميدند، استهزاى موسى بوده است.
جلد
6
8 - فرعون و بزرگان دربار او ، آيات و معجزات ارائه شده از سوى موسى را تكذيب كردند .
بئايتنا إلى فرعون و ملإيه فظلموا بها
ضمير در «بها» به «آياتنا» برمى گردد و چون «ظلم» به حرف باء متعدى شده (ظلموا بها) متضمن معناى تكذيب است.
جلد
6
7 - فرعون و بزرگان دربارش در انتظار بينه اى از سوى موسى بر حقانيت ادعاى خويش
قد جئتكم ببينة من ربكم
برداشت فوق بر اين اساس است كه «قد» در «قد جئتكم» براى توقع باشد.
جلد
6
1 - اشراف و بزرگان قوم فرعون پس از مشاهده معجزات موسى ، براى چاره انديشى و مبارزه با موسى جلسه مشورتى تشكيل دادند .
قال الملأ من قوم فرعون
در آيات پيشين روى سخن موسى با فرعون بود و در اين آيه عكس العمل اشراف دربار او مطرح شده است. اين تغيير سياق با توجه به جمله «فماذا تأمرون» در آيه بعد (چه نظرى داريد و چه دستورى پيشنهاد مى كنيد)، حاكى از تبادل نظر آنان درباره برخورد با موسى است كه از آن در برداشت فوق به «جلسه مشورتى» تعبير شد.
جلد
6
2 - فرعون و درباريان او آگاه به توان و اقتدار موسى ( ع ) براى برچيدن نظام حكومتى آنان
يريد أن يخرجكم من أرضكم
تشكيل جلسه مشورتى از سوى سران حكومت مصر براى ارزيابى روشهاى مبارزه با موسى بدين سبب كه وى در صدد برچيدن حكومت است، نشانگر اين نكته است كه فرعونيان به توانايى و اقتدار موسى پى برده و سخت بيمناك بودند.
جلد
6
1 - اشراف قوم فرعون براى تحريك وى به سركوبى موسى ( ع ) و قوم او تلاشى پيگير داشتند .
و قال الملأ من قوم فرعون أتذر موسى و قومه
3 - اشراف دربار فرعون بيمناك از برچيده شدن نظام فرعونى و به قدرت رسيدن موسى ( ع ) و قوم او
أتذر موسى و قومه ليفسدوا فى الأرض و يذرك و ءالهتك
5 - روآوردن موسى ( ع ) و قومش به فسادگرى عليه نظام فرعونى ، هشدار اشرافيان به فرعون
أتذر موسى و قومه ليفسدوا فى الأرض
«لام» در «ليفسدوا» در اصطلاح اهل ادب لام عاقبت مى باشد. بنابراين مقصود اشراف از جمله «أتذر ... » اين است كه ترك مجازات موسى(ع) و قومش به فسادگرى آنان مى انجامد. قابل ذكر است كه مراد از فسادگرى، به قرينه «و يذرك و ءالهتك»، شورش كردن عليه نظام فرعونى است.
6 - موسى ( ع ) و قوم او در پندار اشرافيان و فرعونيان ، مردمى فسادگر بودند .
أتذر موسى و قومه ليفسدوا فى الأرض
8 - آمادگى موسى ( ع ) و قومش براى شورش عليه نظام فرعونى و به انزوا كشاندن فرعون و خدايان او ، دليل اشراف دربار براى ضرورت مجازات و سركوبى آنان
أتذر موسى و قومه ليفسدوا فى الأرض و يذرك و ءالهتك
جلد
6
1 - خداوند ، فرعونيان زمان موسى را براى پذيرش رسالت هاى او ، به قحطى هاى متعدد و كم محصولى فاحشى مبتلا ساخت .
و لقد أخذنا ءال فرعون بالسنين و نقص من الثمرت لعلهم يذّكّرون
«سنة» به معناى قحطى و خشكسالى است و جمع آوردن آن (السنين) حكايت از تعدد قحطى و خشكسالى دارد. اين تعدد يا به اعتبار شهرهاى زيادى است كه قحطى در آنجاها به وجود آمده و يا به لحاظ سالهاى متعدد است. نكرده آوردن «نقص» اشاره به كمبود فاحش دارد.
جلد
6
1 - فرعونيان خويشتن را مبارك مى دانستند و موسى ( ع ) و مؤمنان به وى را مردمى بدشگون و نامبارك مى پنداشتند .
فإذا جاءتهم الحسنة قالوا لنا هذه و إن تصبهم سيئة يطيروا بموسى و من معه
«لام» در «لنا» تعليليه است و تقديم «لنا» دلالت بر حصر دارد. بنابراين «لنا هذه» يعنى اين رفاه و آسايش (الحسنة) تنها به سبب خود ما و ميمنت ماست. «تطير بكذا» يعنى چيزى را نامبارك دانست و به سبب آن فال بد زد.
2 - فرعونيان ، رفاه ها و آسايش ها را ناشى از ميمنت خويش ، و سختى ها و ناراحتى ها را برخاسته از بدشگونى موسى ( ع ) و پيروانش مى دانستند .
قالوا لنا هذه . .. يطيروا بموسى و من معه
جلد
6
1 - فرعونيان با سحر خواندن تمامى معجزات موسى ، به وى گفتند كه هرگز رسالتش را تصديق نخواهند كرد .
مهما تأتنا به من ءاية لتسحرنا بها فما نحن لك بمؤمنين
«مهما» از أسماء شرط و به معناى «اى شىء» است. و «من» در «من آية» بيان «مهما» است. بنابراين جمله
«مهما تأتنا ... » يعنى «هر چيزى را كه به عنوان معجزه بياورى ... .»
3 - فرعونيان ايمان به رسالت موسى را سحرزدگى مى دانستند .
مهما تأتنا به من ءاية لتسحرنا بها فما نحن لك بمؤمنين
جلد
6
6 - فرعونيان على رغم مشاهده آياتى متعدد بر حقانيت رسالت موسى ، از پذيرش آن سرباز زدند .
فأرسلنا عليهم . .. فاستكبروا
جلد
6
2 - فرعونيان پس از گرفتار شدن به عذاب شديد ، رو به موسى ( ع ) آورده از وى خواستند تا براى برطرف شدن آن دعا كند .
و لما وقع عليهم الرجز قالوا يموسى ادع لنا ربك
5 - فرعونيان به التزام پروردگار درباره استجابت دعاى موسى در رفع عذاب از ايشان آگاه بودند .
ادع لنا ربك بما عهد عندك
6 - فرعونيان ، موسى ( ع ) را به منزلتش نزد خدا ( مستجاب الدعوه بودنش ) قسم دادند تا زوال عذاب را از خداوند درخواست كند .
ادع لنا ربك بما عهد عندك
«باء» در «بما عهد» در برداشت فوق، باء قسم گرفته شده است.
جلد
8
3- فرعون و قوم او و بزرگان دربارش ، رسالت موسى ( ع ) را نپذيرفتند .
فاتبعوا أمر فرعون
پيروى از دستور فرعون (فاتبعوا أمر فرعون) پس از رسالت موسى(ع) (أرسلنا موسى) گوياى مخالفت قوم فرعون و بزرگان دربارش با رسالت موسى(ع) است.
جلد
11
10 - فرعونيان ، موسى ( ع ) را به مادرش سپردند و او وى را به خانه خويش برد .
فرجعنك إلى أُمّك
بازگشت موسى نزد مادر، به اين است كه مادر، او را نزد خود برده باشد; نه اين كه براى پرستارى او به دربار رفته باشد.
20 - موسى ( ع ) به خاطر ارتكاب قتل ، نزد فرعونيان امنيت جانى نداشت .
فنجّينك من الغم
جلد
11
11 - ايادى و طرفداران فرعون ، همان سخنان و نظرات فرعون را در باره موسى ( ع ) تكرار و تبليغ مى كردند .
أجئتنا لتخرجنا من أرضنا بسحرك . .. لسحرن يريدان أن يخرجاكم
جلد
11
3 - تكذيب موسى ( ع ) از سوى فرعونيان
و كذّب موسى
از اين كه تكذيب حضرت موسى(ع) به قومش نسبت داده نشده، استفاده مى شود كه تنها فرعونيان با او به مخالفت برخاستند و بنى اسرائيل به او ايمان آوردند و دعوتش را پذيرفتند.
جلد
12
2 - فرعونيان ، منكر هر گونه امتياز براى موسى و هارون ( ع )
فقالوا أنؤمن لبشرين مثلنا
جلد
17
2 - استمرار مواضع خصمانه و حق ستيزانه فرعونيان در مقابل موسى ( ع ) ، حتى پس از گرفتار آمدن آنان به عذاب الهى
إذا هم منها يضحكون . .. و أخذنهم بالعذاب ... و قالوا يأيّه الساحر
فرعونيان پس از گرفتار شدن به عذاب هاى متعدد، همچنان راه كج خويش را ادامه داده و موسى(ع) را ساحر مى ناميدند.
جلد
1
3 - خداوند ، به جز تورات حقايق ديگرى را - كه وسيله تمييز حق از باطل بود - در اختيار موسى ( ع ) قرار داد .
و إذ ءاتينا موسى الكتب و الفرقان
عطف «الفرقان» بر «الكتاب» مى تواند عطف صفتى بر صفت ديگر گرفته شود و هر كدام بيانگر بعدى از ابعاد تورات باشد; يعنى، ما به موسى (ع) چيزى را عطا كرديم كه هم كتاب بود و هم فرقان و مى تواند مراد از كتاب و فرقان دو چيز متفاوت باشد; يعنى، به موسى كتاب (تورات) داديم و نيز به او فرقان عطا كرديم. بر اين مبنا مراد از «فرقان» معجزات، براهين و مانند آن خواهد بود. (اقتباس از الكشاف)
جلد
11
1 - خداوند تمامى خواسته هاى موسى ( ع ) را پذيرفت و به او شرح صدر و بيان روان عطا كرد و هارون را وزير او قرار داد .
قال ربّ . .. قال قد أُوتيت سؤلك يموسى
«سؤل»; يعنى احتياجى كه نفس انسان بر تحصيل آن حرص مىورزد و فرق آن با آرزو اين است كه آرزو در فكر انسان مى گذرد، ولى «سؤل» پى گيرى مى شود. گويا همواره رتبه «سول» بعد از آرزو است.
5 - وادى طوى در كوه طور ، مكان اعطاى شرح صدر و بيان روان به موسى ( ع ) ونصب هارون به مقام وزارت موسى ( ع ) بود .
قال ربّ اشرح . .. قال قد أُتيت سؤلك
جلد
11
5 - در بين اعضاى خانواده موسى ( ع ) براى همگامى با او در ابلاغ رسالت هاى الهى ، افرادى شايسته اى وجود داشتند .
واجعل لى وزيرًا من أهلى
موسى(ع) در خواسته خود ابتدا نام هارون را ذكر نكرد، بلكه به صورت كلى وزيرى خواست كه از خاندان او باشد، اين بيان نشان مى دهد كه او افراد ديگرى را نيز در بين خاندان خويش، شايسته آن كار مى ديد وگرنه از همان ابتدا نام هارون را در خواسته خود ذكر مى كرد.
جلد
13
10 - خواهر موسى ، شجاع ، زيرك و كاردان بود .
بصرت به عن جُنُب . .. قالت هل أدلّكم على أهل بيت يكفلونه لكم و هم له نصحون
جلد
2
3 - خداوند با برخى از رسولانش ( حضرت موسى ) سخن گفت .
منهم من كلّم اللّه
جلد
5
3 - ابراهيم، اسحاق، يعقوب، نوح، داوود، سليمان، ايوب، يوسف، موسى و هارون(ع) پيامبرانى بودند كه بر همه مردم عصر خويش برترى يافته بودند.
و وهبنا له إسحق و يعقوب . .. و كلا فضلنا على العلمين
برترى يافتن هر يك از پيامبران بر همه مردم - كه در اولين نظر از كلمه «العالمين» به ذهن مى آيد - مستلزم برترى يافتن هر يك از پيامبران بر ديگرى است. لذا نمى توان عموم «العالمين» را حقيقى دانست، بلكه داراى عموم عرفى بوده و ناظر به همه جوامع عصر خود آنهاست.
جلد
5
3 - موسى(ع)، پيامبرى كه مسؤوليت خويش را به خوبى انجام داد.
على الذى أحسن
مراد از «الذى أحسن» (آن كس كه نيكى كرده است)، هم مى تواند موسى(ع) باشد و هم مى تواند مقصود از آن هر فرد نيكوكارى باشد. برداشت فوق ناظر به احتمال اول است.
جلد
8
5- خداوند ، موسى ( ع ) را در آغاز رسالتش از آيت و معجزه بهره مند ساخت نه پس از درخواست و پيشنهاد مردم .
و لقد أرسلنا موسى بأيتنا و سلطن مبين
«باء» در «بأياتنا» براى مصاحبت است و لذا مفاد جمله «لقد أرسلنا . ..» اين است كه موسى(ع) به هنگام بعثتش ، آيات و معجزات داشت; برخلاف پيامبران پيش از او كه خداوند پس از پيشنهاد و درخواست مردم به آنان معجزه مى داد.
جلد
10
5- خداوند موسى ( ع ) را از هرگونه آلودگى مبرّا و او را براى خود خالص گردانيد .
إنّه كان مخلصًا
«مخلَص» به فتح لام، يعنى خالص شده و كسى كه خداوند او را براى خود خالص كرده و از آلودگى مصون داشته است (لسان العرب). تفاوت آن با مخلِص (به كسره) اين است كه «مخلِص» عبادتش را براى خدا خالص
مى كند، ولى «مخلَص» كسى است كه خداوند او را براى خود برگزيده و خالص كرده باشد.
جلد
10
3- خداوند ، موسى ( ع ) را براى نجوا و گفتوگوى با خود برگزيد .
و قرّبنه نجيًّا
جلد
10
1- زكريا ، يحيى ، مريم ، عيسى ، ابراهيم ، اسحاق ، يعقوب ، موسى ، هارون ، اسماعيل و ادريس ( ع ) برخوردار از نعمت ويژه خداوند
أُولئك الذين أنعم اللّه عليهم
«ؤُولئك» اشاره به تمامى موارد ذكر شده در سوره مريم از آغاز تا اين آيه است و روشن است كه مراد از نعمت در جمله «أنعم اللّه . ..» نعمت هاى معمولى و متعارف نيست، چرا كه افراد ديگر نيز از اين گونه نعمت ها برخوردارند. پس نعمتى كه با لسان امتنان بر اين گروه بيان گرديده، نعمتى ويژه است.
جلد
11
3 - خداوند نسبت به موسى ( ع ) لطف و عنايت ويژه اى داشت .
و ما تلك بيمينك يموسى
روشن است كه پرسش خداوند از موسى(ع) به جهت كسب اطلاع نبوده است، بلكه اين سؤال مى تواند آغاز باب گفت وگو باشد و علاوه بر توجه دادن موسى به استثنايى نبودن عصايش، اضطراب و هراس آن حضرت را نيز برطرف سازد; طرح اين پرسش و نيز خطاب دو باره «ياموسى» نشانه ابراز لطف و عنايت الهى به موسى(ع) است.
جلد
11
2 - مكالمه خداوند با موسى ( ع ) ، همراه با ابراز لطف و رأفت به آن حضرت بود .
يموسى . .. قال ألقها يموسى
تكرار اسم، نشانه ابراز كمال علاقه به مخاطب است. در اين آيات، علاوه بر لحن محبت آميز آيات، نام موسى(ع) در خطاب الهى چند بار تكرار گرديده است كه نشان از لطف و عنايت خاص خداوند به آن حضرت دارد.
جلد
11
1 - ارائه معجزه عصا و يدبيضا به موسى ( ع ) در وادى طوى ، به جهت نماياندن برخى معجزات بزرگ الهى به آن حضرت بود .
لنريك من ءايتنا الكبرى
«لنريك» متعلق به فعلى است كه از «آية أُخرى» انتزاع مى شود; يعنى آيه آورديم تا . .. . «من» براى تبعيض است و دلالت مى كند كه مراد، نشان دادن بعضى از آيات بزرگ خداوند است.
جلد
11
7 - موسى ( ع ) ، بسيار مورد عنايت خداوند بود .
يموسى
اجابت سريع خواسته هاى موسى(ع) و تكرار تصريح به نام وى، بر توجه و عنايت خداوند به موسى(ع) دلالت دارد.
جلد
11
2 - موسى ( ع ) پيش از گام نهادن در وادى طوى نيز مورد لطف و عنايت و مشمول نعمت سنگين خداوند شده بود .
و لقد مننّا عليك مرّة أُخرى
3 - برخوردارى موسى ( ع ) از نعمت بزرگ خداوند در گذشته ، مايه اطمينان او به اجابت حتمى خواسته هايش در وادى طوى بود .
و لقد مننّا عليك مرّة أُخرى
تعبير «لقد» نشانه سوگند است. خبر از گذشته همراه با تأكيد، براى ايجاد اطمينان نسبت به وعده هاى مربوط به آينده (أُوتيت سؤلك) است.
4 - نعمت عطا شده به موسى ( ع ) در كوه طور ، هم سان نعمت گران قدرى بود كه در گذشته موسى ( ع ) به او عطا شده بود .
و لقد مننّا عليك مرّة أُخرى
جلد
11
2 - موسى ( ع ) از طفوليت ، مورد عنايت ويژه خداوند قرار داشت .
إذ أوحينا إلى أُمّك مايوحى
3 - وحى و پيام خداوند به مادر موسى ( ع ) از نعمت هاى بزرگ او به موسى ( ع ) بود .
و لقد مننّا . .. إذ أوحينا إلى أُمّك مايوحى
«إذ» ظرف است براى «مننّا»; يعنى نعمت بزرگى كه در آيه قبل ياد شد، در آن زمان بوده است.
جلد
11
17 - محبوبيت موسى ( ع ) در دل فرعونيان ، زمينه رشد و نمو او با مراقبت كامل خداوند
و لتصنع على عينى
«لتصنع» بيانگر علت است براى آنچه از سياق كلام به دست مى آيد; يعنى، «و لتصنع على عينى فعلت ذلك; آنچه انجام دادم به خاطر اين بود كه با مراقبت كامل من ساخته شوى». صنيع و صنيعة (ريشه اشتقاقى
«لتصنع») به شخصى گفته مى شود كه تربيت شده ديگرى باشد. هم چنين به معناى عطا، كرامت و احسان نيز آمده است (لسان العرب).
19 - خداوند از آغاز زندگى موسى ( ع ) ، بر او نظارت دقيق داشته و زمينه هاى تربيت و رشد او را فراهم ساخته بود .
و لتصنع على عينى
مراد از «عين» در «على عينى» معناى مجازى آن (مراقبت) است و «على» دلالت مى كند كه مراقبت الهى، به منزله پايه اى است كه تربيت و يا گرامى داشت موسى(ع)، بر آن استوار بوده است.
21 - حفظ جان موسى ( ع ) در كودكى ، با طرح افكندن او به آب و القاى محبتش در دل فرعونيان و نظارت بر تربيت و رشد او ، نعمت هايى گران سنگ از جانب خداوند به آن حضرت
مننّا عليك مرّة أُخرى . .. أن اقذفيه ... و لتصنع على عينى
23 - « عن أبى جعفر ( ع ) قال كان موسى لايراه أحد إّلا أحبّه و هو قول اللّه : « و ألقيت عليك محبّة منّى » ;
از امام باقر(ع) روايت شده است: موسى به گونه اى بود كه هيچ كس او را نمى ديد، مگر اين كه او را دوست مى داشت و اين است سخن خدا كه مى فرمايد: «و ألقيت عليك محبّة منّى»».
جلد
11
36 - سپرى شدن سال هايى از عمر موسى ( ع ) در مدين و پيدا كردن شايستگى هاى لازم براى رسالت ، از جمله نعمت هاى خداوند به موسى ( ع ) بود .
و لقد مننا عليك مرّة أُخرى. .. إذ تمشى أُختك
جلد
11
2 - وجود موسى ( ع ) ، وقف راه خدا بود .
لنفسى
«تو را براى خود ساختم»، كنايه از خالص ساختن مخاطب براى خويش است.
7 - اخلاص كامل موسى ( ع ) ، يكى از نعمت هاى خداوند به آن حضرت بود .
واصطنعتك لنفسى
اين آيه ممكن است عطف به جملاتى از قبيل «قتلت نفساً» باشد كه بيانگر منت ها و نعمت هاى خداوند بود است.
جلد
11
4 - موسى ( ع ) ، فردى نترس و داراى اراده اى قوى و همتى والا
قال يقوم . .. قال يه-رون ... قال فما خطبك يس-مرىّ
موسى(ع)، پس از بازگشت از ميقات، يك تنه و با استيضاح رئيس، مرئوس، فرد و گروه، با جوّ حاكم و غالب بر بنى اسرائيل درافتاد و با همه آنان از موضع قدرت سخن گفت. اين برخورد، برخاسته از نيرويى وابسته به قدرت لايزال الهى بود.
جلد
11
3- حضرت موسى و هارون ( ع ) ، از قدرت تشخيص حق و باطل در پرتو لطف خدا برخوردار بودند .
و لقد ءاتينا موسى و هرون الفرقان
با توجه به معناى لغوى «فرقان» (شىء جدا كننده و متمايز ساز ميان حق و باطل) برداشت ياد شده به دست مى آيد.
جلد
11
3- موسى و هارون ( ع ) دو پيامبر رشد يافته و بهره مند از كمال ، بعد از ابراهيم ( ع ) بودند .
ءاتينا موسى و هرون الفرقان . .. و لقد ءاتينا إبرهيم رشده من قبل
برداشت ياد شده بر اين مبنا استوار است كه مراد از «من قبل» زمان پيش از موسى و هارون(ع) باشد. از اين مطلب به دست مى آيد كه آن دو پيامبر نيز از چنين رشدى بهره مند بودند.
جلد
12
7 - موسى ( ع ) ، داراى معجزاتى متعدد
ثمّ أرسلنا موسى . .. بأيتنا
«آية» به معناى نشانه است و مقصود از آن در مورد بعثت پيامبران، معجزه است به اين اعتبار كه معجزه، نشانه صدق ادعاى پيامبرران است.
جلد
13
5 - اعطاى حكمت و دانش به موسى ( ع ) ، زمينه ساز نايل آمدن او به مقام رسالت
فوهب لى ربّى حكمًا و جعلنى من المرسلين
جدا بودن «وهب» و «جعل» و مقدم آمدن اعطاى حكمت، نشان دهنده تمايز ميان آن دو و قرار داشتن «جعل رسالت» در طول اعطاى حكمت است.
جلد
13
2 - تجلى خدا در آتش طور براى موسى ( ع )
نودى أن بورك من فى النّار و من حولها
در اين كه مراد از «من فى النار» (آن كه در آتش است) و «من حولها» (آن كه پيرامون آتش است) چيست، ميان مفسران اختلاف است. برخى گفته اند: مراد از «من فى النار» موسى است; زيرا وى چنان به آتش نزديك گشته بود كه گويا در ميان آن است، و مراد از «من حولها» فرشتگانند. برخى عكس آن را گفته اند; يعنى، «من فى النار» فرشتگان و «من حولها» موسى است. دسته اى نيز بر آنند كه مراد از «من فى النار» خداوند و «من
حولها» موسى است; بدين معنا كه: «مبارك است آن كه در آتش تجلى كرده و آن كه پيرامون آن است». برداشت ياد شده برپايه احتمال اخير است .
3 - تبريك خداوند به موسى و فرشتگان حاضر در اطراف آتش طور
نودى أن بورك من فى النّار و من حولها
برداشت ياد شده بدان احتمال است كه «بورك من فى النار» انشاى تبريك باشد.
7 - مكالمه خدا با موسى در وادى طور
نودى أن بورك من فى النّار و من حولها
جلد
13
3 - سخن گفتن بىواسطه خدا با موسى در وادى طور
فلمّا جاءها نودى . .. إنّه أنا اللّه العزيز الحكيم
جلد
13
2 - اعطاى حكمت و دانشى گسترده از سوى خدا به موسى ( ع ) هم زمان با رسيدن او به مرحله جوانى
و لمّا بلغ أشدّه و استوى ءاتينه حكمًا و علمًا
نكره آمدن «حكماً» و «علماً» بيانگر عظمت حكمت و دانشى است كه از سوى خدا به موسى(ع) داده شده بود.
4 - موسى ( ع ) ، شخصيتى محسن و نيكوكار
و لمّا بلغ أشدّه و استوى ءاتينه حكمًا و علمًا و كذلك نجزى المحسنين
جلد
13
2 - موسى ( ع ) ، شخصيتى ضعيف نواز و ياور محرومان
قالتا لانسقى . .. و أبونا شيخ كبير . فسقى لهما
جلد
13
7 - موسى ( ع ) ، از ديدگاه دختر شعيب ، بهترين و شايسته ترين مرد براى نگه دارى دام هايشان
قالت إحديهما . .. إنّ خير من استئجرت القوىّ الأمين
12 - « عن الرضا ( ع ) : . . . و لمّا قالت : « استأجره إنّ خير من استأجرت القوىّ الأمين » قال أبوها كيف علمت ذلك ؟ قالت لمّا أتيته برسالتك فأقبل معى قال كونى خلفى و دلّينى على الطريق . . . ;
از امام رضا(ع) روايت شده [است كه فرمود] آن گاه كه دختر شعيب به پدرش گفت: موسى را اجير كن; چون بهترين اجير كسى است كه نيرومند و امين باشد; پدر گفت: چگونه به اين حقيقت پى برده اى؟ گفت: آن گاه كه پيام تو را براى او بردم با من همراه شد و گفت: تو پشت سر من باش و راه را به من نشان ده. ..».
جلد
13
5 - تجهيز موسى و هارون ( ع ) از سوى خداوند ، به آيات و معجزات متعدد براى ايفاى رسالت
بئايتنا
يكى از معانى «آية» معجزه است. بنابراين «بآياتنا» در اين جا معادل با «بمعجزاتنا» مى باشد.
جلد
15
1 - موسى و هارون ( عليهماالسلام ) ، برخوردار از احسان ها و نعمت هاى خداوند
و لقد مننّا على موسى و هرون
«مَنّ» به معناى «أحسَنَ» (احسان كرد) و «أنعم» (نعمت داد) است.
2 - موسى و هارون ( عليهماالسلام ) ، مورد لطف و عنايت ويژه خداوند
و لقد مننّا على موسى و هرون
تصريح خداوند به اين كه به موسى و هارون نعمت داديم - در حالى كه همه انسان ها از نعمت هاى الهى برخورداراند - گوياى اين حقيقت است كه اين دو پيامبر، از لطف و عنايت بزرگ و ويژه اى برخوردار بودند.
جلد
15
1 - موسى و هارون ( عليهماالسلام ) بر صراط مستقيم در پرتو هدايت خداوند
و هدينهما الصرط المستقيم
جلد
15
1 - خداوند از موسى و هارون ( عليهماالسلام ) نام و آوازه نيكى در ميان آيندگان برجاى گذاشت .
و تركنا عليهما فى الأخرين
برداشت ياد شده، بر اين اساس مبتنى است كه مفعول «تركنا» محذوف بوده و تقدير آن چنين باشد: «و تركنا ثناء عليهما». گفتنى است كه فعل «تركنا» در اين آيه، به معناى «أبقينا» (باقى گذاشتيم) است.
جلد
15
2 - موسى و هارون ( عليهماالسلام ) ، نمونه و الگوى نيكوكاران و احسان كنندگان
سلم على موسى و هرون . إنّا كذلك نجزى المحسنين
جلد
16
1 - خداوند ، آنچه مايه هدايت بود به موسى ( ع ) عطا فرمود .
لقد ءاتينا موسى الهدى
جلد
17
5- موسى ( ع ) ، پيامبرى با كرامت و ارجمند در پيشگاه خداوند
و جاءهم رسول كريم
6- موسى ( ع ) ، پيامبرى برخوردار از اخلاق و اعمالى شايسته و ارزشمند
و جاءهم رسول كريم
وصف كَرَم هنگامى كه در توصيف خداوند به كار رود، به معناى احسان و انعام آشكار او است و چون در مقام توصيف انسان به كار رود، به معناى اخلاق و افعال شايسته او است(مفردات راغب).
جلد
13
3 - اقدام خداوند به محكم ساختن دل مادر موسى ، به منظور پيش گيرى از فاش شدن راز نوزادش توسط خود وى
إن كادت لتبدى به لولا أن ربطنا على قلبها
«ربط» (مصدر «ربطنا») به معناى بستن و محكم كردن است.
جلد
10
7- قرار گرفتن سرنشينان كشتى در معرض غرق ، علّت اعتراض موسى ( ع ) به عمل خضر ( ع ) بود .
قال أخرقتها لتغرق أهلها
جلد
13
4 - التجاى موسى ( ع ) به ربوبيت الهى براى كسب توان و زدودن نگرانى هاى خود
قال ربّ إنّى أخاف
جلد
11
34 - سختى هاى زندگى موسى ( ع ) و آزمون هاى الهى او ، جهت رسيدن به رتبه و شايستگى لازم براى تحمل رسالت الهى بود .
و فتنّك فتونًا. .. ثمّ جئت على قدر يموسى
«قدَر»; يعنى، مبلغ و حد مطلوب. اين كلمه با قدْر و مقدار به يك معنا است (لسان العرب). «على قدر» حال براى فاعل «جئت» است; يعنى، اى موسى! تو در حالى كه بر مقدار لازم از شايستگى و استوارى رسيدى، به اين وادى گام نهادى.
جلد
13
7 - شادى كردن مادر موسى و زدايش غم از دل وى ، از هدف هاى خداوند در بازگرداندن موسى ( ع ) به دامان وى
فرددنه إلى أُمّه كى تقرّ عينها و لاتحزن
كلمه «كى» به اصطلاح، «تعليليه» و بيانگر هدف الهى در بازگرداندن موسى به دامان مادرش مى باشد. در اين آيه به دو هدف اشاره شده است: الف) شاد شدن مادر موسى و زدودن غم و اندوه ناشى از فراق فرزند. ب) عمل كردن خدا به وعده خود و يقين پيدا كردن مادر موسى به حقانيت وعده هاى الهى. برداشت ياد شده بيان مضمون هدف نخست است.
10 - يقين پيدا كردن مادر موسى به درستى و تخلف ناپذير بودن وعده هاى خداوند ، يكى ديگر از اهداف بازگرداندن موسى ( ع ) به آغوش وى
فرددنه إلى أُمّه . .. و لتعلم أنّ وعد اللّه حقّ
جلد
11
3 - مراقبت و سرپرستى خداوند از موسى ( ع ) ، در جهت انجام خواسته ها واجراى دستورات الهى در بين انسان ها بود .
واصطنعتك لنفسى
قيد «لنفسى» گوياى اين نكته است كه خداوند موسى(ع) را براى اهداف خويش پروراند و او را بر عملى كردن خواسته ها و دستورات آسمانى خود نيرومند ساخت. آيه - بعد كه فرمان رفتن به سوى فرعون را مى دهد - گواه اين معنا است.
جلد
11
6 - « عن أميرالمؤمن ين ( ع ) : لم يوجس موسى ( ع ) خيفة على نفسه بل أشفق من غلبه الجهّال و دُوَل الضلال ;
از اميرالمؤمن ين(ع): روايت شده است: موسى(ع) بر جان خويش نترسيد، بلكه ترسيد كه مبادا جاهلان و حكومت هاى گمراه غلبه يابند».
جلد
11
1 - موسى ( ع ) تسبيح فراوان و تبرئه مكرر خداوند را از پندار هاى باطل مشركان ، در گرو همراهى هارون با او مى دانست .
كى نسبّحك كثيرًا
مراد از تسبيح - به قرينه مأموريت موسى(ع) براى هدايت فرعون - تنزيه خداوند از داشتن شريك و هرگونه محدوديتى در الوهيت و ربوبيت است. فاعل «نسبّحك» موسى و هارون(ع) مى باشد و «كى نسبّحك» تعليل براى جمله هاى اخير است كه درخواست همراهى هارون رامطرح كرده بود; يعنى با پشتيبانى هارون، دعوت به توحيد - كه متضمن تنزيه خداوند از داشتن شريك است - افزايش خواهد يافت.
جلد
10
12- فرعون ، به خاطر ناتوانى از مقابله با معجزات موسى ( ع ) و احساس خطر از آن ، او را متهم به جادوگرى كرد .
و لقد ءاتينا موسى تسع ءايت بيّنت . .. فقال له فرعون إنى لأظنّك يموسى مسحورًا
احتمال دارد «مسحور» اسم مفعول جانشين اسم فاعل «ساحر» شده و به همان معناى فاعل باشد. به قرينه معجزه هاى موسى(ع) كه بيشتر با اتهام ساحرى سازگار است.
جلد
11
1 - هدف موسى ( ع ) از تقاضاى نبوت و رسالت براى هارون ( ع ) ، به دست آوردن فرصت بسيار براى ذكر خداوند و حمد و ثناى مكرر او بود .
و أشركه فى أمرى . .. و نذكرك كثيرًا
فاعل «نذكرك» موسى و هارون(ع) است و مراد از كثرت ذكر خدا، افزايش تبليغات توحيدى - براثر همراهى آن دو - است كه متضمن مدح و ثناى خداوند مى باشد.
جلد
11
1 - هدف موسى ( ع ) از دعا به درگاه خداوند براى بهبود لكنت زبان خويش ، مفهوم بودن سخنانش براى مردم بوده است .
واحلل عقدة من لسانى. يفقهوا قولى
جلد
11
3 - تغيير حالت عصاى موسى ( ع ) و يدبيضاى او ، دو آيت و معجزه براى ارشاد و هدايت فرعون بود .
ءاية أُخرى . .. اذهب إلى فرعون
جلد
16
9 - حفظ آيين مردم ( قبطيان ) ، بهانه فرعون براى كشتن موسى ( ع )
أقتل موسى . .. إنّى أخاف أن يبدّل دينكم
جلد
16
8 - تصميم فرعونيان به قتل موسى ( ع ) ، به خاطر اعتقاد آن حضرت به ربوبيت مطلق خداوند بود .
أتقتلون رجلاً أن يقول ربّى اللّه
جلد
16
4 - كشتار فرزندان ذكور مؤمنان از سوى فرعونيان ، براى جلوگيرى از گسترش دعوت موسى ( ع ) كافى و كارساز نبود .
قالوا اقتلوا أبناء الذين ءامنوا معه . .. و قال فرعون ذرونى أقتل موسى
تصميم شخص فرعون مبنى بر كشتن موسى(ع)، پس از اقدام او و درباريانش به كشتن مؤمنان طرفدار موسى(ع)، گوياى حقيقت ياد شده است.
جلد
11
3 - مراقبت و سرپرستى خداوند از موسى ( ع ) ، در جهت انجام خواسته ها واجراى دستورات الهى در بين انسان ها بود .
واصطنعتك لنفسى
قيد «لنفسى» گوياى اين نكته است كه خداوند موسى(ع) را براى اهداف خويش پروراند و او را بر عملى كردن خواسته ها و دستورات آسمانى خود نيرومند ساخت. آيه - بعد كه فرمان رفتن به سوى فرعون را مى دهد - گواه اين معنا است.
جلد
11
34 - سختى هاى زندگى موسى ( ع ) و آزمون هاى الهى او ، جهت رسيدن به رتبه و شايستگى لازم براى تحمل رسالت الهى بود .
و فتنّك فتونًا. .. ثمّ جئت على قدر يموسى
«قدَر»; يعنى، مبلغ و حد مطلوب. اين كلمه با قدْر و مقدار به يك معنا است (لسان العرب). «على قدر» حال براى فاعل «جئت» است; يعنى، اى موسى! تو در حالى كه بر مقدار لازم از شايستگى و استوارى رسيدى، به اين وادى گام نهادى.
جلد
11
5 - نماياندن معجزه به موسى ( ع ) در وادى طوى و به دور از چشم مردم ، به خاطر تجربه و آمادگى بيشتر او براى ارائه معجزه در حضور مردم بود . *
ألقها . .. خذها و لاتخف
جلد
10
19- « عن جعفربن محمد ( ع ) : . . . ان موسى لمّا كلّمه اللّه تكليماً . . . قال فى نفسه : « ما أرى أنّ اللّه ، عزّوجلّ خلق خلقاً أعلم منّى ! » . فأوحى اللّه ، عزّوجلّ ، إلى جبرئيل « يا جبرئيل ! أدرك عبدى موسى قبل أن يهلك و قل له : إنّ عند ملتقى البحرين رجلاً عابداً فاتبعه و تعلّم منه . » ;
از امام صادق(ع) روايت شده:. .. آن گاه كه خداوند با موسى تكلم كرد... موسى در دل خود گفت: «نمى بينم كه خداى عزّوجلّ، خلقى را آفريده باشد كه از من اعلم باشد!». پس خدا به جبرئيل وحى كرد: «بنده ام، موسى را پيش از آن كه هلاك شود، درياب و به او بگو: در محل تلاقى دو دريا، مرد عابدى هست همراه اش برو و از او علم بياموز».
جلد
11
9 - اعتراض خداوند به موسى ( ع ) در مورد جدا شدن او از مردم و پيشى گرفتن بر آنان ، به جهت بروز انحراف در آنان ، در غياب وى بوده است .
و ما أعجلك . .. فإنّا قد فتنّا قومك من بعدك
جلد
13
11 - همسر فرعون ، خواستار نگه دارى موسى ( ع ) با اميد به منتفع شدن از خدمات وى ، يا برگزيدن او به فرزندى خويش
عسى أن ينفعنا أو نتّخذه ولدًا
جلد
11
3 - تغيير حالت عصاى موسى ( ع ) و يدبيضاى او ، دو آيت و معجزه براى ارشاد و هدايت فرعون بود .
ءاية أُخرى . .. اذهب إلى فرعون
جلد
11
2 - موسى ( ع ) تكيه زدن بر عصا و زدن و ريختن برگ هاى سست درختان را براى گوسفندان خويش ، از فوايد عصا برشمرد .
هى عصاى أتوكوا عليها و أهشّ بها على غنمى
«هشّ» به معناى ضربه زدن به درخت خشك براى ريختن برگ هاى آن است (لسان العرب). اين كلمه در مورد چيزهاى ملايم و بدون صلابت به كار مى رود (مفردات راغب). حرف «على» در «على غنمى» به حضور گوسفندان در پاى درخت براى استفاده از برگ ها است.
3 - موسى ( ع ) غير از تكيه دادن و ريختن برگ درختان ، عصاى خويش را در رفع چندين نياز ديگر كارساز خواند .
ولى فيها مَ--َاربّ أُخرى
«مأربة» مفرد «مأرب» به معناى حاجت و نياز است (مصباح).
جلد
13
6 - داستان موسى و فرعون ، از فراز هاى بسيار مفيد و شايان توجه تاريخ
نتلوا عليك من نبإِ موسى و فرعون
واژه «نبأ» در خبرهايى به كار مى رود كه دربردارنده فائده اى بزرگ و قابل توجّه باشد.
جلد
11
5 - موسى ( ع ) با قاطعيت براى مقابله با فرعون در برابر مردم ، اعلام آمادگى كرد .
قال موعدكم يوم الزينة
كلمه «موعد» در اين آيه، اسم زمان و به معناى زمان وعده است. تعيين قاطع و روشن زمان وعده و انتخاب روز عيد و اجتماع مردم، جملگى حكايت از قاطعيت موسى(ع) در امر مقابله با فرعون دارد.
جلد
11
19 - موسى ( ع ) ، در ديدگاه هارون ( ع ) ، رهبرى حساس در برابر تفرقه جامعه و قاطع در برخورد با عوامل اختلاف
إنّى خشيت أن تقول فرّقت بين بنى إسرءيل
جلد
10
1- خضر ( ع ) درخواست مهلت موسى ( ع ) را پذيرفت و براى بار سوم ، به او فرصت همراهى داد .
إن سألتك عن شىء بعدها فلاتصحبنى . .. فانطلقا
جلد
11
8 - دايه پيشنهادى خواهر موسى ، از سوى درباريان فرعون پذيرفته و از وى استقبال شد .
هل أدلّكم على من يكفله فرجعنك إلى أُمّك
«فاء» در «فرجعناك» فصيحه است; يعنى، از جملاتى محذوف خبر مى دهد كه از پذيرش پيشنهاد خواهر موسى حكايت دارد.
جلد
13
1 - موافقت فرعون با پيشنهاد موسى ( ع ) مبنى بر ارائه دليل محسوس و روشن بر صدق رسالت خويش
قال أوَلوجئتك بشىء مبين . قال فأت به
جلد
10
1- خضر ( ع ) عذرخواهى موسى ( ع ) را پذيرفت و اجازه ادامه همراهى را به او داد .
فانطلقا
جلد
13
13 - پذيرفته شدن خواسته آسيه ( نگه دارى موسى ( ع ) ) از سوى فرعون
و قالت امرأت فرعون . .. لاتقتلوه
سكوت فرعون در برابر خواسته آسيه، نشان از پذيرفته شدن آن از سوى فرعون دارد.
جلد
10
1- تصميم فرعون به محو موسى ( ع ) و بنى اسرائيل از صحنه زمين ، به دنبال احساس ناتوانى از مقابله با معجزات او
و لقد ءاتينا موسى تسع ءايت . .. فأراد أن يستفزّهم من الأرض
برداشت فوق بنابراين نكته است كه مراد از «الأرض» كره زمين باشد. در اين صورت لازمه «استفزاز» (بركندن)، قتل و نابود كردن است.
جلد
13
4 - بيم موسى ( ع ) از اقدام فرعونيان مبنى بر قتل او به خاطر رفتار گذشته اش ( قتل مرد قبطى )
فأخاف أن يقتلون
جلد
13
3 - غلبه اراده الهى بر خواست و تصميم فرعون در نابود كردن موسى ( ع )
يذبّح أبناءهم . .. فرددنه إلى أُمّه
موسى(ع) زمانى به دنيا آمد كه فرعون به بهانه از بين بردن او، هر كودك پسر بنى اسرائيلى را سر مى بريد; اما خداوند حوادث را طورى ترتيب داد كه شخص فرعون به حمايت از موسى(ع) برخيزد و او را تحت سرپرستى خود قرار دهد.
جلد
16
17 - فرعون كشتن موسى ( ع ) را ، سياستى درست در حكومت و به صلاح جامعه دانست .
و ما أهديكم إلاّ سبيل الرشاد
جلد
11
18 - موسى ( ع ) ، پيش از دريافت وحى در كوه طور و رسيدن به مقام رسالت ، شخصى را به قتل رسانده بود .
و قتلت نفسًا
اين آيه به كشته شدن مردى از قبطيان در مصر نظر دارد كه با يكى از هم كيشان موسى(ع) درگير شده و آن حضرت او را كشته بود. ولى فكر پى آمد آن، او را آسوده نمى گذاشت، تا آن كه از مصر گريخت و در مدين از خطر رهايى يافت و غم و غصه او زايل گشت.
22 - خداوند موسى ( ع ) را از اندوه و نگرانى بر ارتكاب قتل نفس ، نجات بخشيد .
و قتلت نفسًا فنجّينك من الغم
43 - « روى عن النبى (صلی الله علیه و آله) أنّه قال : رحم اللّه أخى موسى قتل رجلاً خطأً و كان ابن إثنتى عشرة سنة ;
از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) روايت شده كه فرمود: خداوند برادرم موسى را رحمت كند; او مردى را از روى خطا كشت، در حالى كه دوازده ساله بود».
جلد
13
1 - موسى ( ع ) ، فردى مجرم ( قاتل ) از نظر نظام فرعونى
و لهم علىَّ ذنب
مقصود از «ذنب» قتل مرد قبطى است كه موسى در پى آن، از مصر فرار كرد و به مدين رفت.
2 - رفتار گذشته موسى ( ع ) ( قتل مرد قبطى ) ، از نظر دستگاه فرعونى جرم محسوب مى شد ، نه از ديدگاه خود وى
و لهم علىَّ ذنب
برداشت ياد شده بدان احتمال است كه تعبير (لهم علىّ. ..) اشاره اى باشد به اين كه آنان مرا مجرم مى دانند; گرچه واقعًا گناهكار نيستم.
4 - بيم موسى ( ع ) از اقدام فرعونيان مبنى بر قتل او به خاطر رفتار گذشته اش ( قتل مرد قبطى )
فأخاف أن يقتلون
جلد
13
8 - بى گناهى موسى ( ع ) در نزد خداوند به خاطر قتل مرد قبطى
و لهم علىّ ذنب فأخاف أن يقتلون . قال كلاّ
پشتيبانى خداوند از موسى(ع)، نشانگر آن است كه اقدام وى براى جلوگيرى از ستم - كه منجر به مرگ قبطى شده بود - نزد خداوند جرم و گناه نيست.
جلد
13
1 - يادآورى فرعون به موسى ( ع ) نسبت به جرم گذشته او در قتل مرد قبطى
و فعلت فعلتك التى فعلت
مقصود فرعون از «فعلتك التى فعلت» قتل مرد قبطى به دست موسى(ع) است.
2 - ناراحتى عميق فرعون از عمل موسى ( ع ) و كشته شدن مرد قبطى به دست او
و فعلت فعلتك التى فعلت
از اين كه فرعون نفس عمل را نام نبرده; بلكه بدان اشاره كرده (التى فعلت) و موسى(ع) را بدان خاطر كافر و ناسپاس شمرده است، مطلب ياد شده استفاده مى شود.
3 - قتل مرد قبطى توسط موسى ( ع ) ، نشانه ناسپاسى و كفران نعمتى بزرگ در نظر فرعون
و فعلت فعلتك . .. و أنت من الكفرين
مراد فرعون از «و أنت من الكافرين» ناسپاسى موسى(ع) در قبال خدمات گذشته وى به او مى باشد.
4 - تلاش فرعون براى تكذيب موسى ( ع ) با يادآورى ارتكاب قتل و ناسپاسى وى
و فعلت فعلتك التى فعلت و أنت من الكفرين
5 - قتل نفس و ناسپاسى نعمت ، دو رفتار نامناسب با شأن و ادعاى پيامبرى در نظر فرعون
و فعلت فعلتك التى فعلت و أنت من الكفرين
به رخ كشيدن قتل نفس و ناسپاسى موسى(ع) از جانب فرعون، مى تواند به منظور خدشه دار كردن پيامبرى آن حضرت و منافى دانستن مقام نبوت با قتل نفس و ناسپاسى ادا شده باشد. گفتنى است آيه بعد - كه در آن حضرت موسى(ع) قتل نفس را عملى غير عمدى و ناخواسته مى شمرد - مؤيد برداشت ياد شده است.
جلد
13
1 - اعتراف موسى ( ع ) در برابر فرعون به قتل غيرعمدى و ناخواسته مرد قبطى
قال فعلتها إذًا و أنا من الضالّين
تعبير «أنا من الضالّين» مى تواند اشاره به اين باشد كه موسى(ع) پيش از آن عمل نمى دانسته كه درگيرى او با مرد قبطى (براى دادخواهى مرد سبطى) منجر به قتل او خواهد شد.
2 - قتل مرد قبطى ، قبل از رسيدن موسى ( ع ) به مقام رسالت بود .
قال فعلتها إذًا و أنا من الضالّين
برداشت ياد شده بدان احتمال است كه مراد موسى از «و أنا من الضالّين» اين باشد كه او در آن زمان رسول نبوده است. اين احتمال با توجه به اين كه فرعون براى ردّ رسالت او آن را يادآورى كرده است، تقويت مى شود.
جلد
13
1 - فرار موسى ( ع ) از مصر ، در پى كشتن مرد قبطى و ترس از انتقام فرعونيان
ففررت منكم لمّا خفتكم
4 - قتل مرد قبطى توسط موسى ( ع ) ، از نظر نظام فرعونى جرم و گناه بود ; ولى در پيشگاه پروردگار چنين نبود .
ففررت منكم . .. فوهب لى ربّى حكمًا و جعلنى من المرسلين
موسى(ع) در دستگاه فرعون مجرم شمرده مى شود و مى گريزد; اما در پيشگاه پروردگار مورد لطف قرار گرفته و به دريافت حكمت و رسالت مفتخر مى گردد.
جلد
13
10 - جان باختن فرد قبطى با ضربه مشت موسى
فوكزه موسى فقضى عليه
عبارت «قضى عليه» مرادف با «قتله» است.
جلد
13
1 - آگاهى يافتن موسى ( ع ) به قدرت بدنى فوق العاده خويش پس از قتل مرد قبطى
فوكزه موسى فقضى عليه . .. قال ربّ بما أنعمت علىّ
موسى(ع) وقتى ديد، مرد قبطى تنها با يك ضربه مشت او از پاى در آمد و جان باخت، دريافت كه داراى نيروى فوق العاده اى است و خداوند او را علاوه بر دانش و حكمت، از توان جسمى دشمن شكن نيز برخوردار ساخته است. از اين رو به سپاس اين نعمت، با خدا پيمان بست كه آن نيرو را هرگز در جهت تقويت مجرمان به كار نگيرد.
جلد
13
3 - موسى ( ع ) برخوردار از اعتدال جسمى همراه با قوت فكرى در عنفوان جوانى
و لمّا بلغ أشدّه و استوى
ظاهر اين است كه جمله «بلغ أشدّه» اشاره به توان فكرى موسى(ع) و عبارت «و استوى» اشاره به توان جسمى او باشد. گفتنى است كه «أشدّه» معادل «قوّته» و «استوى» به معناى «إعتدل» مى باشد.
جلد
13
11 - موسى ( ع ) برخوردار از توان جسمى فوق العاده و دشمن شكن
جلد
13
1 - آگاهى يافتن موسى ( ع ) به قدرت بدنى فوق العاده خويش پس از قتل مرد قبطى
فوكزه موسى فقضى عليه . .. قال ربّ بما أنعمت علىّ
موسى(ع) وقتى ديد، مرد قبطى تنها با يك ضربه مشت او از پاى در آمد و جان باخت، دريافت كه داراى نيروى فوق العاده اى است و خداوند او را علاوه بر دانش و حكمت، از توان جسمى دشمن شكن نيز برخوردار ساخته است. از اين رو به سپاس اين نعمت، با خدا پيمان بست كه آن نيرو را هرگز در جهت تقويت مجرمان به كار نگيرد.
2 - توان جسمى موسى ، نعمتى عطا شده از سوى خداوند به وى
قال ربّ بما أنعمت علىّ
4 - سوگند موسى به قدرت دشمن شكن و خدادادى خويش
قال ربّ بما أنعمت علىّ
درباره «با» در «بما أنعمت» دو ديدگاه از سوى مفسران ارائه شده است برخى آن را سببيه و برخى هم قسم دانسته اند. برداشت ياد شده بر پايه احتمال دوم است.
جلد
13
2 - فرعون ، عاجز از مقابله با منطق موسى ( ع )
قال إنّ رسولكم . .. لمجنون
اقدام فرعون به متهم كردن موسى به جنون در مقابل منطق قوى او، نشانگر عجز و ناتوانى وى مى باشد.
جلد
13
1 - روى آورى فرعون به تهديد موسى ( ع ) با احساس ناتوانى از مقابله با منطق او
قال لئن اتّخذت إلهًا غيرى لأجعلنّك من المسجونين
جلد
4
20 - حضرت موسى ( ع ) ، داراى قدرت و توانى بالا در ايفاى رسالت و اتمام حجت بر مردم
و ءاتينا موسى سلطناً مبيناً
جلد
6
2 - فرعون و درباريان او آگاه به توان و اقتدار موسى ( ع ) براى برچيدن نظام حكومتى آنان
يريد أن يخرجكم من أرضكم
تشكيل جلسه مشورتى از سوى سران حكومت مصر براى ارزيابى روشهاى مبارزه با موسى بدين سبب كه وى در صدد برچيدن حكومت است، نشانگر اين نكته است كه فرعونيان به توانايى و اقتدار موسى پى برده و سخت بيمناك بودند.
3 - فرعونيان ، هراسان از قدرت يابى موسى ( ع ) و بنى اسرائيل و از دست دادن حكومت و سرزمين خويش
يريد أن يخرجكم من أرضكم
جلد
11
9 - فرعون به قدرت يك تنه موسى ( ع ) در برابر تشكيلات عريض و طويل خويش اعتراف كرد .
فاجعل بيننا . .. لانخلفه نحن و لاأنت
برداشت ياد شده از آنجا است كه فرعون ضمير مربوط به خود را جمع (نحن) و ضمير مربوط به موسى(ع) را مفرد (أنت) ذكر كرده است. البته محتمل است انتخاب اين نحوه سخن براى تعظيم خود باشد; ولى اين نكته را نمى توان از نظر دور داشت كه در هر صورت، فرعون با مجموع امكانات و قدرت خود، در برابر موسى(ع) موضع گيرى كرده بود.
جلد
11
4 - موسى ( ع ) ، فردى نترس و داراى اراده اى قوى و همتى والا
قال يقوم . .. قال يه-رون ... قال فما خطبك يس-مرىّ
موسى(ع)، پس از بازگشت از ميقات، يك تنه و با استيضاح رئيس، مرئوس، فرد و گروه، با جوّ حاكم و غالب بر بنى اسرائيل درافتاد و با همه آنان از موضع قدرت سخن گفت. اين برخورد، برخاسته از نيرويى وابسته به قدرت لايزال الهى بود.
جلد
13
2 - ناتوانى فرعونيان در مبارزه با موسى ( ع ) و منحصر شدن تمام قدرت و تدبير نظام فرعونى در وجود ساحران
لعلّنا نتّبع السحرة إن كانوا هم الغلبين
با اين كه در نظام فرعونى تلاش بر حذف همه نيروها و منحصر دانستن فرعون در جايگاه رهبرى بوده است; اما ناتوانى او از مقابله با موسى(ع) و نياز وى به كارآيى ساحران، سبب گشت تا به جاى فرعون، ساحران پيشواى مردم قلمداد شوند.
جلد
13
2 - ناتوانى فرعون از نابود ساختن موسى ( ع ) ، على رغم خشم و دشمنى عميق وى نسبت به او و آيينش
و أوحينا إلى موسى أن أسر بعبادى
مأموريت جديد موسى(ع)، نشانگر آن است كه فرعون على رغم تلاش براى نابودى آيين موسى(ع) نتوانست به خود وى آسيبى برساند.
جلد
13
6 - موسى ( ع ) ، مردى نيرومند و شخصيتى امين در ديدگاه دختر شعيب
إنّ خير من استئجرت القوىّ الأمين
جلد
13
3 - ترس موسى از كشته شدن به دست فرعونيان به تقاص قتل مرد قبطى
إنّى قتلت منهم نفسًا فأخاف أن يقتلون
جلد
1
1 - خداوند ، پس از نجات بنى اسرائيل از سيطره فرعونيان ، موسى ( ع ) را براى عبادت و مناجاتى خاص فرا خواند .
و إذ وعدنا موسى أربعين ليلة
به كارگيرى كلمه «ليلة» (شب) - با وجود اينكه معمولا در بيان شبانه روز و مانند آن، از كلمه «يوم» (روز) استفاده مى شود - اشاره به اين معنا دارد كه: وعده خدا با موسى (ع) براى عبادت و مناجات بوده است. از آن جا كه موسى (ع) در ميان بنى اسرائيل نيز اعمال عبادى داشته، معلوم مى شود آن دعوت براى عبادت و مناجاتى خاص بوده است.
3 - مدت زمان عبادت و مناجات ويژه موسى ( ع ) ، چهل شب تعيين شد .
و إذ وعدنا موسى أربعين ليلة
جلد
1
2 - موسى ( ع ) با بيان ستمكارى قومش ، به آنان فرمان داد تا روى به درگاه خدا آورده ، توبه كنند .
و إذ قال موسى لقومه . .. فتوبوا إلى بارئكم
9 - حضرت موسى ( ع ) با زمينه سازى فكرى و روانى براى مرتدان بنى اسرائيل ، آنان را براى پذيرش و اجراى امر خدا ( كشتن يكديگر ) آماده كرد .
يقوم إنكم ظلمتم أنفسكم
موسى(ع) از انتساب بنى اسرائيل به خويش با گفتن «يا قوم» (اى مردم من) در صدد تفهيم اين حقيقت است كه: او از روى دلسوزى آنان را به توبه دعوت مى كند و از آنان مى خواهد كه به حكم خدا گردن نهند. تصريح به اينكه بنى اسرائيل با گوساله پرستى به خود ستم كردند نيز در راستاى اين معناست.
15 - موسى ( ع ) با توجه دادن مرتدان به خالقيت خدا ، كيفر قتل را براى آنان امرى سازنده دانست .
ذلكم خير لكم عند بارئكم
انتخاب «بارء» در بيان ضرورت اجراى حكم قتل، به اين معنا اشاره دارد كه: هر چند كشته شدن به ظاهر از ميان رفتن و نابود شدن است، ولى در حقيقت زندگى يافتن و دوباره آفريده شدن است. گفتنى است كه تكرار «بارئكم» در دو جمله «توبوا إلى بارئكم» و «ذلكم خير لكم عند بارئكم» رساى به اين است كه هر كدام به هدفى خاص آورده شده است.
جلد
1
15 - از امام رضا ( ع ) روايت شده كه فرموده اند : « ان كليم اللّه موسى بن عمران . . . لما كلمه اللّه عز و جل . . . رجع إلى قومه . . . فقالوا لن نؤمن لك حتى نسمع كلامه . . . ثم اختار منهم سبعين رجلا . . . فكلمه اللّه تعالى ذكره و سمعوا كلامه . . . فقالوا لن نؤمن لك بان هذا الذى سمعناه كلام اللّه حتى نرى اللّه جهرة . . . ;
موسى بن عمران چون خداوند با او سخن گفت . .. به سوى قومش بازگشت ... آن قوم گفتند: به تو ايمان نمى آوريم مگر اينكه كلام خدا را بشنويم ... سپس موسى (ع) از بين قومش هفتاد نفر را انتخاب كرد ]و به سوى كوه طور رفتند[ ... و در آن جا موسى(ع) با خداى سبحان سخن گفت و آن قوم كلامش را شنيدند ... و گفتند: ما ايمان نمى آوريم كه اين كلامى كه شنيديم كلام خدا باشد مگر اينكه خدا را آشكارا ببينيم ...».
جلد
1
19 - « عن الباقر ( ع ) قال فى قوله تعالى « و ادخلوا الباب سجداً » ان ذلك حين فصل موسى من أرض التيّه فدخلوا العمران . . . ;
از امام باقر(ع) درباره «و ادخلوا الباب سجداً» روايت شده كه اين دستور هنگامى بود كه موسى (ع) از سرزمين «تيه» رهايى يافته و به سرزمين آبادى وارد گشته بودند . ..».
جلد
1
2 - موسى ( ع ) از خداوند خواست ، تا قومش را از كمبود آب رهايى بخشد .
و إذاستسقى موسى لقومه
«استسقاء» در لغت به معناى طلب كردن آب است و در اصطلاح شرعى دعا به درگاه خداوند است به نحوى خاص براى نزول باران.
3 - خداوند ، به موسى ( ع ) فرمان داد تا براى دستيابى به آب ، عصاى خويش را بر سنگ زند .
فقلنا اضرب بعصاك الحجر
«ال» در «الحجر» مى تواند تعريف جنس باشد. در اين صورت مراد از «الحجر»، سنگ در مقابل اشياى ديگر است و مى تواند «ال» براى عهد حضورى يا ذهنى باشد. در اين صورت مراد از «الحجر» سنگى مخصوص بوده است.
4 - خداوند ، دعا و درخواست موسى ( ع ) ( دستيابى به آب ) را سريعاً اجابت كرد .
فقلنا اضرب بعصاك الحجر
حرف «فاء» در «فقلنا» اشاره به اين دارد كه ميان دعاى موسى و اجابت آن فاصله زمانى نبوده است.
5 - موسى ( ع ) در پى فرمان خدا بدون هيچ تأخير ، عصاى خويش را براى به دستاوردن آب بر سنگ زد .
فقلنا اضرب بعصاك الحجر فانفجرت منه اثنتا عشرة عيناً
حرف «فاء» در «فانفجرت» فاى فصيحه است; يعنى، بيانگر معطوف عليه مقدر مى باشد. جمله با تقدير آن چنين است: «فضرب بعصاه الحجر فانفجرت». گويا حذف اين جمله براى رساندن اين معناست كه فرمان الهى (اضرب) همان و زدن همان.
6 - در پى فرود آمدن عصاى موسى بر سنگ ، دوازده چشمه آب از آن جوشش كرد .
فانفجرت منه اثنتا عشرة عيناً
15 - داستان استسقاى موسى ( ع ) و جوشيدن چشمه هاى آب از سنگ ، داستانى آموزنده و خاطره اى شايسته و بايسته به ياد داشتن
و إذاستسقى موسى لقومه . .. قد علم كل أناس مشربهم
عبارت «إذاستسقى» عطف بر «نعمتى» در آيه 47 است; يعنى: «أذكروا إذاستسقى موسى لقومه».
جلد
1
16 - موسى ( ع ) مردمش را به خاطر تقاضاى غذايى پست تر در مقابل از دست دادن غذايى بهتر ، سرزنش كرد .
قال أتستبدلون الذى هو أدنى بالذى هو خير
استفهام در «أتستبدلون» انكار توبيخى است. ضمير در «قال» مى تواند به «ربك» برگردد و مى تواند به «موسى» ارجاع شود در برداشت فوق دومين احتمال لحاظ شده است.
21 - موسى ( ع ) در پى تقاضاى قومش ( درخواست خوراكى هاى زمينى ) از آنان خواست تا به يكى از شهر ها در آيند و شهرنشينى را انتخاب كنند .
قال أتستبدلون . .. اهبطوا مصراً فان لكم ما سألتم
چنانچه ضمير در «قال» به «ربك» برگردد، جمله «اهبطوا . ..» سخن خداوند است و اگر به موسى (ع) ارجاع شود، آن جمله گفته موسى(ع) خواهد بود. برداشت فوق به لحاظ احتمال دوم است.
جلد
1
6 - موسى ( ع ) مخالفت و موضع گيرى قومش را درباره دستور ذبح گاو ، پيش بينى كرد .
إن اللّه يأمركم أن تذبحوا بقرة
موسى(ع) فرمان الهى (لزوم ذبح گاو) را با جمله اسميه «إن اللّه . ..» - كه قرين به حرف تأكيد «إنّ» است -
بيان داشت و معمولا بيان معنا با كلامى مؤكّد، حاكى از آن است كه مخاطب پذيراى مضمون كلام نيست و يا آن را مورد ترديد قرار خواهد داد.
7 - قوم موسى وى را به دروغ گويى در ابلاغ حكم خدا ( فرمان ذبح گاو ) ، متهم كردند .
إن اللّه يأمركم . .. قالوا أتتخذنا هزواً
با وجود اينكه موسى(ع) با جمله «إن اللّه. ..» تصريح مى كند كه خداوند چنين دستورى داده بنى اسرائيل با خطاب به موسى (ع) (أتتخذنا) او را صادر كننده آن فرمان مى پنداشتند; يعنى، بر اين گمان بودند كه وى به گزاف آن حكم را به خداوند نسبت مى دهد.
8 - قوم موسى وى را به استهزا كردن بنى اسرائيل متهم كردند .
أتتخذنا هزواً
10 - استعاذه موسى ( ع ) به خدا از اينكه در زمره جاهلان باشد .
أعوذ باللّه أن أكون من الجهلين
11 - موسى ( ع ) با جاهلانه خواندن استهزاى مردم ، پندار قوم خويش را درباره خود ناروا دانست .
قال أعوذ باللّه أن أكون من الجهلين
جلد
1
3 - قوم موسى ، از وى خواستند تا مشخصه هاى گاوى را كه بايد ذبح شود از خداوند بخواهد و براى ايشان بيان كند .
قالوا ادع لنا ربك يبين لنا ما هى
5 - موسى ( ع ) مردم خويش را به انجام مأموريتشان ( ذبح گاو ميانسال ) فرمان داد .
إنها بقرة لافارض و لابكر عوان بين ذلك فافعلوا ما تؤمرون
7 - موسى ( ع ) از مردم خواست تا با سؤال درباره گاوى كه به ذبح آن مأمور شدند ، تكليف را بر خود مشكل نسازند .
فافعلوا ما تؤمرون
جلد
1
2 - قوم موسى ، از وى تقاضا كردند تا رنگ گاوى را كه بايد ذبح شود ، از خداوند سؤال كند و براى ايشان بيان دارد .
قالوا ادع لنا ربّك يبين لنا ما لونها
جلد
1
6 - قوم موسى ، ويژگى هاى اوليه گاوى را كه بايد ذبح مى شد ، نارسا پنداشته و موسى ( ع ) را به كوتاهى در بيان حقيقت متهم كردند .
قالوا الئن جئت بالحق
مفهوم كلام قوم موسى (الآن . ..; هم اكنون حق را به تمامى بيان كردى) اين است كه: وى قبل از ذكر اوصاف ياد
شده در اين آيه، حق را به طور كامل بيان نكرده بود.
جلد
1
17 - بزنطى از امام رضا ( ع ) روايت نموده كه : « ان رجلا من بنى اسرائيل قتل قرابة له . . . فقالوا لموسى ( ع ) ان سبط آل فلان قتلوا فلاناً فاخبرنا من قتله ؟ قال ايتونى ببقرة . . . فاشترو ها و جاؤا بها فأمر بذبح ها ثم أمر ان يضرب الميت بذنب ها فلما فعلوا ذلك حيى المقتول و قال يا رسول اللّه ابن عمّى قتلنى دون من يدعى عليه قتلى فعلموا بذلك قاتله . . . ;
شخصى از بنى اسرائيل يكى از نزديكان خود را كشت . .. بنى اسرائيل به موسى گفتند: فلان قبيله، فلانى را كشته است و تو قاتل را معرفى كن. موسى (ع) فرمود: گاوى را نزد من آوريد ... آنان گاو را خريده و نزد موسى(ع) بردند و موسى امر به ذبح آن كرد. سپس امر نمود كه دم آن گاو را به مقتول بزنند و چون اين كار را كردند آن مرده زنده شد و گفت اى پيامبر خدا! پسر عمويم مرا كشته است نه آن كس كه او را متهم به كشتن من كرده اند، پس با اين عمل قاتل را شناسايى نمودند ...».
جلد
1
1 - موسى ( ع ) پيامبرى از نژاد اسرائيل و مبعوث شده براى بنى اسرائيل
قالوا نؤمن بما أنزل علينا . .. و لقد جاء كم موسى بالبينت
3 - موسى ( ع ) ، برجسته ترين و بارزترين چهره در ميان انبياى بنى اسرائيل
و لقد جاء كم موسى بالبينت
ذكر نام موسى(ع)، از ميان پيامبران بنى اسرائيل، براى ارائه نمونه اى از برخوردهاى كفرآميز يهود با پيامبران اسرائيلى; اشاره به برداشت فوق دارد.
4 - قوم موسى ، در غياب او به گوساله پرستى روى آوردند .
ثم أتخذتم العجل من بعده
7 - يهوديان ، على رغم دريافت دلايل و معجزات موسى ( ع ) با رسالت هاى او مخالفت كردند .
لقد جاء كم موسى بالبينت ثم أتخذتم العجل من بعده
جلد
1
5 - موسى ( ع ) ، پيامبرى مبعوث شده پيش از پيامبر اسلام (صلی الله علیه و آله)
كما سئل موسى من قبل
جلد
4
20 - حضرت موسى ( ع ) ، داراى قدرت و توانى بالا در ايفاى رسالت و اتمام حجت بر مردم
و ءاتينا موسى سلطناً مبيناً
جلد
4
10 - گفتگوى خداوند با موسى ( ع ) به مقدار صد و بيست و چهار هزار كلمه در مدت سه شبانه روز
و كلم اللّه موسى تكليماً
رسول خدا(صلی الله علیه و آله): ان اللّه ناجى موسى بن عمران(ع) بمائة الف كلمة و اربعة و عشرين الف كلمة فى ثلثة ايام و لياليهن . .. .
خصال صدوق، ص 641، ح 20، باب ما بعد الالف; نورالثقلين، ج 1، ص 574، ح 675.
11 - سخن خداوند با موسى ( ع ) در طور سينا بصورت ايجاد صدا در درخت و قابل شنيدن براى همران آن حضرت از هر طرف
و كلم اللّه موسى تكليماً
امام رضا(ع) درباره سخن گفتن خداوند با موسى(ع) فرمود: . .. فخرج بهم الى طور سيناء ... فكلمه اللّه تعالى ذكره و سمعوا كلامه ... لان اللّه عزوجل احدثه فى الشجرة ثم جعله منبعثاً منها حتى سمعوه من جميع الوجوه ... .
توحيد صدوق، ص 121، ح 24، ب 8; نورالثقلين، ج 1، ص 574، ح 676.
جلد
4
1 - سرگذشت موسى ( ع ) با قوم خويش ، شايسته يادآورى و پندگيرى
و اذ قال موسى لقومه يقوم
«اذ» در «اذ قال . ..»، مفعول براى فعلى مقدر مانند «اذكر» يا «اذكروا» مى باشد.
جلد
4
8 - موسى ( ع ) بر حذر دارنده قوم خويش از فرار و عقب نشينى به هنگام رويارويى با ساكنان سرزمين مقدس
و لاترتدوا على ادباركم
جلد
4
1 - يورش به سرزمين مقدس از دروازه آن ، پيشنهاد دو نفر از ياران موسى ( ع )
قال رجلان . .. ادخلوا عليهم الباب
جلد
4
1 - عذر خواستن موسى ( ع ) در پيشگاه پروردگار ، از ناتوانى خويش در بسيج بنى اسرائيل براى مبارزه با جباران
قال رب انى لااملك الا نفسى و اخى
3 - شكايت موسى ( ع ) به پيشگاه پروردگار ، از تمرد بنى اسرائيل در مبارزه با جباران
قال رب انى لااملك الا نفسى و اخى
7 - جدايى موسى ( ع ) و برادرش هارون از بنى اسرائيل ، درخواست و دعاى موسى ( ع ) به پيشگاه پروردگار
فافرق بيننا و بين القوم الفسقين
9 - نفرين موسى ( ع ) بر قوم خويش با درخواست محروم شدن آنان از فيض وجود او و برادرش هارون
فافرق بيننا و بين القوم الفسقين
جلد
6
8 - فرعون و بزرگان دربار او ، آيات و معجزات ارائه شده از سوى موسى را تكذيب كردند .
بئايتنا إلى فرعون و ملإيه فظلموا بها
ضمير در «بها» به «آياتنا» برمى گردد و چون «ظلم» به حرف باء متعدى شده (ظلموا بها) متضمن معناى تكذيب است.
جلد
6
1 - موسى پس از بعثت به نبوّت با حضور در برابر فرعون و گفتگو با وى ، رسالت الهى خويش را به او اعلان كرد .
و قال موسى يفرعون إنى رسول من رب العلمين
كلمه «واو» در «و قال . .. » بيانگر اين است كه در قبل از بيان رسالت سخنانى بين موسى و فرعون مبادله شده بود كه به سبب دخالت نداشتن آنها در موضوع بحث، بيان نشده است.
جلد
6
1 - موسى ( ع ) در حضور فرعون خويشتن را از هر گونه افترا بر خداوند مبرّا دانست .
حقيق على أن لا أقول على اللّه إلا الحق
9 - موسى ( ع ) در راستاى رهاسازى بنى اسرائيل از فرعون خواست تا از مهاجرت آنان با وى جلوگيرى نكند .
فأرسل معى بنى إسراءيل
10 - رهاسازى بنى اسرائيل از نظام فاسد فرعونى ، از وظايف الهى موسى ( ع )
فأرسل معى بنى إسراءيل
تفريع جمله «فأرسل . .. » بر «إنى رسول ... » حكايت از آن دارد كه رهايى بنى اسرائيل از رسالتهاى الهى موسى بوده است. يعنى به امر خداوند موظف به انجام اين كار بود، نه به تصميم شخصى خويش
جلد
6
2 - فرعون از موسى خواست چنانچه قادر به ارائه معجزه است ، آن را ارائه كند .
قال إن كنت جئت بئاية فأت بها
روشن است كه در جمله هاى شرطيه نبايد شرط و جزا از نظر مفهوم همانند باشد و نمى توان گفت: اگر آورده
اى بياور. بنابراين جمله «إن كنت جئت باية» (اگر آيت و معجزه اى آورده اى) به اين معناست: اگر قادر به ارائه معجزه هستى.
جلد
6
1 - موسى ( ع ) در پاسخ فرعون ( درخواست آيت رسالت ) عصاى خويش را ر ها ساخت .
فألقى عصاه
2 - عصاى موسى ( ع ) در برابر فرعون به مارى بزرگ تبديل شد .
فألقى عصاه فإذا هى ثعبان مبين
4 - نبودن هيچ فاصله زمانى بين افكنده شدن عصاى موسى ( ع ) و تبديل آن به مارى بزرگ
فألقى عصاه فإذا هى ثعبان مبين
جلد
6
1 - موسى ( ع ) در پى درخواست فرعون ( آوردن معجزه ) دومين آيت رسالت خويش را ارائه كرد .
إن كنت جئت بئاية فأت بها . .. و نزع يده فإذا هى بيضاء للنظرين
3 - سفيد گشتن دست موسى ( ع ) ، پس از نمايان ساختن آن ، امرى غير منتظره و خارق العاده و قابل رؤيت براى همه بينندگان
فإذا هى بيضاء للنظرين
جلد
6
1 - اشراف و بزرگان قوم فرعون پس از مشاهده معجزات موسى ، براى چاره انديشى و مبارزه با موسى جلسه مشورتى تشكيل دادند .
قال الملأ من قوم فرعون
در آيات پيشين روى سخن موسى با فرعون بود و در اين آيه عكس العمل اشراف دربار او مطرح شده است. اين تغيير سياق با توجه به جمله «فماذا تأمرون» در آيه بعد (چه نظرى داريد و چه دستورى پيشنهاد مى كنيد)، حاكى از تبادل نظر آنان درباره برخورد با موسى است كه از آن در برداشت فوق به «جلسه مشورتى» تعبير شد.
2 - اشراف و بزرگان دربار فرعون بر مبناى ساحر بودن موسى و سحر بودن معجزات وى ، جلسه مشورتى خويش را آغاز كردند .
قال الملأ من قوم فرعون إن هذا لسحر عليم
جمله «إن هذا . .. » مى تواند از نتايج بحث و گفتگوى اشراف باشد. يعنى در ابتدا اين مسأله مطرح شد كه امور خارق العاده موسى از چه سنخى است. همچنين مى تواند بيانگر اين باشد كه آنان ساحر بودن موسى را مفروض گرفته بودند و درباره روش مبارزه با وى تبادل نظر مى كردند. برداشت فوق بر اساس احتمال دوم است.
3 - اشراف و بزرگان قوم فرعون پس از تبادل نظر در جلسه مشورتى به اين نتيجه رسيدند كه موسى ( ع ) بدون هيچ ترديد ساحرى زبردست و معجزه وى سحر است .
قال الملأ من قوم فرعون إن هذا لسحر عليم
برداشت فوق بر اساس اولين احتمالى است كه در توضيح فيش قبل درباره جمله «إن هذا . .. » بيان شد.
4 - معجزات موسى ( ع ) در ديدگاه اشراف قوم فرعون ، امورى با عظمت ، خارق العاده و شگفت آور
إن هذا لسحر عليم
توصي---ف موسى به «عليم» (بسيار دانا) و بيان جمله «ان هذا . .. » با چندين تأكيد (اسميه آوردن جمله، مقرون ساختن آن به دو حرف تأكيد «إن» و «لام») حكايت از آن دارد كه همگان به عظمت كار موسى پى برده بودند و بدان اقرار داشتند.
جلد
6
1 - به قدرت رساندن بنى اسرائيل براى برچيدن نظام فرعونى ، تحليل اشراف دربار از پيشنهاد موسى ( رهاسازى بنى اسرائيل )
فأرسل معى بنى إسراءيل . .. يريد أن يخرجكم من أرضكم
3 - فرعونيان ، هراسان از قدرت يابى موسى ( ع ) و بنى اسرائيل و از دست دادن حكومت و سرزمين خويش
يريد أن يخرجكم من أرضكم
5 - انتخاب روش مبارزه با موسى پس از تصميم به ساحر خواندن وى و تحليل اهداف او ( برچيدن حكومت فرعونى ) ، از مسائل مطرح شده در جلسه مشورتى بزرگان دربار فرعون
فماذا تأمرون
جلد
6
1 - مجازات موسى ( ع ) و برادرش هارون از پيشنهاد هاى ارائه شده در جلسه مشورتى اشراف و سران حكومت فرعونى
قالوا أرجه و أخاه
پيشنهاد تأخير در مجازات موسى و هارون حكايت از آن دارد كه فرعون و يا برخى از اشراف دربار مجازات موسى و هارون را مطرح كرده بودند.
2 - تأخير در مجازات موسى ( ع ) و برادرش هارون از مصوبات جلسه مشورتى سران و بزرگان دربار فرعون
قالوا أرجه و أخاه
«ه» در «أرجه» ضميرى است كه به صورت ساكن قرائت شده و مفعول «ارجِ» مى باشد. «ارجِ» فعل امر از مصدر «ارجاء» (به تأخير انداختن) است. مشتقات كلمه «ارجاء» گاهى با همزه استعمال مى گردد و گاهى همزه آن تبديل به ياء مى شود. گفته مى شود: اَرْجأ يُرْجى يُرْجى. قابل ذكر است كه مراد از تأخير انداختن، تأخير در مجازات است.
3 - هارون ، برادر موسى ( ع ) ، همراه و همگام وى در تبليغ رسالت و ارشاد و هدايت فرعونيان
أرجه و أخاه
4 - خنثى سازى معجزه موسى ( ع ) با استمداد از ساحران زبردست ، از آراى تصويب شده از جلسه سران و بزرگان حكومت فرعونيان
و أرسل فى المدائن حشرين
5 - سران دربار فرعون از وى خواستند با تأخير مجازات موسى و هارون موافقت كرده و ساحران زبردست و
كاردان را از اطراف و اكناف احضار كند .
و أرسل فى المدائن حشرين
«حشرين» به معناى جمع كنندگان و كوچ دهندگان است و مفعول آن به قرينه آيه قبل و بعد «ساحرين» مى باشد و خود «حشرين» مفعول براى «أرسل» است. بنابراين جمله «أرسل ... » يعنى: نيروهايى را براى جمع آورى و گسيل ساحران بسيج كن.
جلد
6
3 - احضار همه ساحران زبردست براى مبارزه با موسى ( ع ) ، درخواست اشرافيان دربار فرعون از فرعون
يأتوك بكل سحر عليم
جلد
6
1 - ساحرانى زبردست و كارآمد پس از فراخوانى آنان براى مبارزه با موسى ، به درگاه فرعون حاضر شدند .
و جاء السحرة فرعون
«ال» در «السحرة» عهد ذكرى است و اشاره به «كل سحر عليم» دارد.
4 - فرعون در تلاش براى بهره گيرى از عالمان عصر خويش در مبارزه با موسى ( ع )
و جاء السحرة فرعون
7 - ساحران پس از اعلام آمادگى براى مبارزه با موسى ( ع ) از فرعون خواستند تا در صورت پيروزى از پاداشى گران برخوردار شوند .
قالوا إن لنا لأجراً إن كنا نحن الغلبين
جمله «إن لنا . .. » استفهامى است و حرف استفهام مقدر مى باشد. يعنى: إن لنا ... . نكره آمدن كلمه «أجراً» دلالت بر بزرگى و گرانسنگى پاداش دارد.
8 - سودجويى ، از انگيزه هاى ساحران براى مبارزه با موسى ( ع )
قالوا إن لنا لأجراً إن كنا نحن الغلبين
جلد
6
4 - فرعون بر اثر خودباختگى در برابر معجزات موسى ( ع ) مهياى پرداخت بهاى سنگينى براى خنثى سازى آن شد .
قال نعم و إنكم لمن المقربين
از اينكه فرعون براى پيروزى بر موسى(ع) حاضر شد هر بهايى را بپردازد، معلوم مى شود روحيه خويش را باخته بود و در خود عجز شديدى احساس مى كرد.
جلد
6
1 - ساحران پس از اجتماع در صحنه رويارويى با موسى ( ع ) ، شروع كننده مبارزه را به انتخاب وى وانهادند .
قالوا يموسى إما أن تلقى و إما أن نكون نحن الملقين
بديهى است هر يك از طرفين (موسى از يك سو و ساحران از سوى ديگر) براى عرضه كار خود در صحنه مبارزه حاض---ر شده بودند. بنابراين تخييرِ مستفاد از جمله «إما أن تلقى ... »، ناظر به شروع كننده كار است، نه به اصل انجام آن.
2 - ساحران ، جادويى همانند معجزه موسى ( ع ) تدارك ديده بودند .
إما أن تلقى و إما أن نكون نحن الملقين
به كارگيرى «تلقى» و «ملقين»، كه هر دو از مصدر «القاء» به معناى افكندن است، مى رساند كه جادوى آنان مشابهت صورى با معجزه موسى داشته است.
3 - ساحران دربار فرعون ، يكدل و يكزبان و يار يكديگر در مبارزه با موسى ( ع )
قالوا يموسى إما أن تلقى و إما أن نكون نحن الملقين
بديهى ست ساحران جمله هاى «إما أن تلقى» و «إما أن نكون نحن الملقين» را دسته جمعى و يا يك به يك نگفتند. بنابراين استناد اين جمله ها به آنان حكايت از هميارى و يكدلى آنان در مبارزه با موسى(ع) دارد.
4 - ساحران دربار فرعون مطمئن به غلبه سحرشان بر معجزه موسى ( ع )
إما أن تلقى و إما أن نكون نحن الملقين
از اينكه ساحران اختيار شروع كننده مبارزه را به موسى(ع) واگذاشتند و جمله مربوط به خويش را با تأكيد بيان داشتند، معلوم مى شود آنان به غلبه خويش اطمينان داشتند.
جلد
6
1 - موسى ( ع ) با بى اعتنايى به جادوگرى ساحران شروع مبارزه را به آنان واگذاشت .
قال ألقوا
2 - ساحران پس از رخصت دهى موسى ( ع ) آنچه را براى جادوگرى تدارك ديده بودند ، در مقابل تماشاگران ر ها كردند و چشم هاى آنان را سحر كردند .
فلما ألقوا سحروا أعين الناس
6 - ساحران فرعونى با افكندن ابزار سحر خويش و ايجاد هول و هراس در مردم ، سحرى بس بزرگ و شگفت آور را به نمايش گذاشتند .
سحروا أعين الناس و استرهبوهم و جاءو بسحر عظيم
جلد
6
1 - خداوند پس از جادوگرى ساحران به موسى فرمان داد تا عصاى خويش را در صحنه مبارزه ر ها سازد .
و أوحينا إلى موسى أن ألق عصاك
3 - عصاى موسى ( ع ) پس از افكنده شدن ، تمام بافته هاى جادويى ساحران را بلعيد و به كام خويش فروبرد .
فإذا هى تلقف ما يأفكون
«لَقْف» (مصدر تلقف) به معناى گرفتن چيزى با سرعت است و در آيه شريفه به مناسبت مورد به «بلعيدن» تفسير شده است. جمله «فإذا هى ... » مى تواند خبر از رخدادى باشد كه در صحنه مبارزه اتفاق افتاده است. در اين صورت تقدير جمله چنين خواهد بود: أوحينا إلى موسى أن ألق عصاك فالقيها فإذا هى تلقف.
4 - خداوند به موسى ( ع ) بشارت داد كه عصاى وى پس از ر ها شدن ، تمام ساخته هاى دروغين ساحران را خواهد بلعيد .
أن ألق عصاك فإذا هى تلقف ما يأفكون
در برداشت فوق جمله «فإذا هى . .. »، همانند «أن ألق عصاك»، تفسير «أوحينا» گرفته شده است. بر اين مبنا تقدير جمله بدين صورت خواهد شد: ألق عصاك فإذا القيتها إذا هى تلقف ما يأفكون.
5 - عصاى موسى ( ع ) با بلعيدن ابزار جادويى ساحران ، صحنه اى شگفت و به دور از انتظار همگان به وجود آورد .
فإذا هى تلقف ما يأفكون
«إذا» براى مفاجات است و دلالت مى كند كه جمله پس از آن در يك حالت غير منتظره واقع شده است.
جلد
6
1 - عصاى موسى ( ع ) با بلعيدن جادوى ساحران ، موجب به كرسى نشستن حق و پوچ گشتن دستاورد هاى ساحران شد .
فوقع الحق و بطل ما كانوا يعملون
دربرداشت فوق ضمير «كانوا» و «يعملون» به ساحران برگردانده شده است. بر اين مبنا مراد از «ما» در «ما كانوا ... » همان ابزار و آلاتى است كه با سحر خويش آنها را در چشم بينندگان به صورت جانورانى پر تحرك جلوه داده بودند.
2 - ساحران در مدتى طولانى و به طور مستمر در تدارك سحر خويش عليه موسى ( ع ) بودند .
و بطل ما كانوا يعملون
فعل مضارع «يعملون» پس از «كانوا» حكايت از مداومت ساحران به مهياسازى خويش براى جادوگرى دارد.
3 - معجزه موسى ( ع ) در صحنه مبارزه با ساحران ، عامل تثبيت حقانيت وى و از ميان رفتن تمام دستاورد هاى ديرينه فرعون و اشراف دربارش شد .
فوقع الحق و بطل ما كانوا يعملون
برداشت فوق بر اين اساس است كه مراد از ضمير «كانوا» و «يعملون» فرعون و فرعونيان باشد. بر اين مبنا مقصود از «ما» در «ما كانوا» تلاشهاى فرعونيان براى تثبيت ربوبيت فرعون و مانند آن خواهد بود.
جلد
6
2 - ساحران دربار فرعون پس از بطلان سحرشان شكست خوردند و در صحنه مبارزه به ذلت افتادند .
فغلبوا هنالك و انقلبوا صغرين
برداشت فوق مبتنى بر اين است كه مراد از ضمير «فغلبوا» و «انقلبوا» ساحران باشد.
جلد
6
1 - ساحران با مشاهده معجزه موسى ( ع ) و بطلان سحر خويش ، به خاك افتادند و به درگاه خداوند سجده كردند .
و ألقى السحرة سجدين
جلد
6
1 - ساحران با مشاهده معجزه موسى ( ع ) ربوبيت خداوند را بر تما هستى باور كردند و به آن ايمان آوردند .
قالوا ءامنا برب العلمين
4 - ساحران به رسالت ها و پيام هاى موسى ( ع ) قبل از اقدام به مبارزه با وى آگاه بودند .
قالوا ءامنا برب العلمين
تأكيد ساحران به ربوبيت خداوند و پذيرش سريع آن پس از آگاهى به حقانيت موسى(ع)، بيانگر اين است كه آنان پيش از حضور در صحنه مبارزه به پيامهاى وى، كه بارزترين آن اعتقاد به ربوبيت مطلق خداوند است، آگاه شده بودند.
جلد
6
1 - ساحران دربار فرعون پس از مشاهده معجزه موسى ( ع ) ، به ربوبيت خداى موسى ( ع ) و هارون بر تمام هستى ايمان آورده و بدان اعتراف كردند .
ءامنا برب العلمين. رب موسى و هرون
4 - ساحران دربار فرعون پس از مشاهده معجزه موسى ( ع ) به پيامبرى وى و برادرش هارون ايمان آوردند .
ءامنا برب العلمين. رب موسى و هرون
مى توان گفت از اهداف ساحران در نام بردن خصوص «موسى و هارون»، پذيرش ايشان به عنوان پيامبران الهى بوده است.
5 - ساحران ، ايمان خويش را به موسى ( ع ) و هارون به همگان اعلام كردند .
قالوا ءامنا برب العلمين. رب موسى و هرون
جلد
6
1 - فرعون در پى گرايش ساحران به رسالت موسى ( ع ) و ايمانشان به ربوبيت خداوند ، بشدت برآشفت و آنان را به سبب ايمانشان توبيخ كرد .
قال فرعون ءامنتم به قبل أن ءاذن لكم
ضمير در «به» هم مى تواند به موسى(ع) برگردانده شود و هم مى تواند به «رب» برگردانده شود. در هر صورت برداشت فوق از آيه استفاده مى شود.
4 - فرعون ، شكست ساحران و پيروزى موسى را صحنه سازى و ايمان آنان را توطئه اى از پيش طراحى شده اعلام كرد .
إن هذا لمكر مكرتموه فى المدينة
كلمه «هذا» اشاره است به ماجراى شكست ساحران و پيروزى موسى و در آخر اظهار ايمان ساحران به ربوبيت خداوند و پيامبرى موسى و هارون.
5 - برخورد و ملاقات ساحران با موسى ( ع ) در پايتخت مصر ، پيش از حضورشان در صحنه مبارزه
إن هذا لمكر مكرتموه فى المدينة
8 - بيرون راندن و آواره ساختن مردم پايتخت مصر ، تحليل فرعون از داستان مبارزه ساحران با موسى و ايمان آوردن آنان
إن هذا لمكر مكرتموه فى المدينة لتخرجوا منها أهلها
برداشت فوق بر اين مبناست كه مراد از «أهلها» همه مردم مصر (عوامل حكومت و توده مردم) باشد، نه خصوص عوامل حكومتى.
جلد
6
1 - فرعون بر كيفر دادن تمامى ساحران مؤمن به موسى ( ع ) تصميم قطعى گرفت و بر آن سوگند ياد كرد .
لأقطعن . .. ثم لأصلبنكم
حرف «لام» در «لاقطعن» در «لاصلبن» لام تأكيد و حاكى از سوگند مقدر است.
جلد
6
1 - ساحران مؤمن با بيان انگيزه فرعون بر نابودى آنان ، اتهام هاى دروغين وى ( توطئه گرى و آواره سازى مردمان ) را قاطعانه مردود دانستند .
و ما تنقم منا إلا أن ءامنا بايت ربنا
3 - ساحران گرويده به موسى ( ع ) ، برخوردار از ايمانى راسخ به آيات خداوند
و ما تنقم منا إلا أن ءامنا بايت ربنا
جلد
6
3 - اشراف دربار فرعون بيمناك از برچيده شدن نظام فرعونى و به قدرت رسيدن موسى ( ع ) و قوم او
أتذر موسى و قومه ليفسدوا فى الأرض و يذرك و ءالهتك
4 - بنى اسرائيل همگام موسى ( ع ) و پيرو او در مبارزه عليه فرعون
أتذر موسى و قومه
5 - روآوردن موسى ( ع ) و قومش به فسادگرى عليه نظام فرعونى ، هشدار اشرافيان به فرعون
أتذر موسى و قومه ليفسدوا فى الأرض
«لام» در «ليفسدوا» در اصطلاح اهل ادب لام عاقبت مى باشد. بنابراين مقصود اشراف از جمله «أتذر ... » اين است كه ترك مجازات موسى(ع) و قومش به فسادگرى آنان مى انجامد. قابل ذكر است كه مراد از فسادگرى، به قرينه «و يذرك و ءالهتك»، شورش كردن عليه نظام فرعونى است.
7 - اشرافيان دربار ، سركوب نشدن موسى ( ع ) را مايه انزواى فرعون و ترك پرستش خدايان وى دانسته و آن را به فرعون گوشزد كردند .
أتذر موسى و قومه . .. و يذرك و ءالهتك
8 - آمادگى موسى ( ع ) و قومش براى شورش عليه نظام فرعونى و به انزوا كشاندن فرعون و خدايان او ، دليل اشراف دربار براى ضرورت مجازات و سركوبى آنان
أتذر موسى و قومه ليفسدوا فى الأرض و يذرك و ءالهتك
11 - فرعون با پذيرش پيشنهاد اشرافيان ( سركوبى موسى ( ع ) و قوم او ) بر كشتار وسيع پسران بنى اسرائيل و زنده نگاه داشتن زنانشان مصمم شد .
قال سنقتّل أبناءهم و نستحى نساءهم
تقتيل (مصدر تقتّل) به معناى كشتار وسيع است. «استحياء» از ماده «حيات» به معناى زنده نگاه داشتن است.
13 - فرعون به اشراف دربارش اطمينان داد كه نظامش از تسلط كامل بر موسى ( ع ) و قومش برخوردار است .
إنا فوقهم قهرون
«قاهر» به معناى غالب است و كلمه «فوقهم» متعلق به «قهرون» مى باشد. يعنى ما از جهت بالا بر آنها مسلط هستيم. و اين كنايه از سلطه كامل است.
جلد
6
1 - موسى ( ع ) پس از تصميم فرعون به سركوبى بنى اسرائيل ، مردمش را به استعانت از خدا و صبر و مقاومت در برابر آزار هاى فرعونيان فراخواند .
قال موسى لقومه استعينوا باللّه و اصبروا
5 - موسى ( ع ) در تعاليم خويش به بنى اسرائيل ، پندار مالكيت فرعون را بر زمين ، پندارى باطل و حاكميت او را مقهور اراده خداوند خواند .
قال موسى لقومه . .. إن الأرض للّه يورثها من يشاء من عباده
جلد
6
2 - موسى ( ع ) مورد انتقام قوم خويش به سبب استمرار بيدادگرى فرعون پس از بعثت وى
قالوا أوذينا من قبل أن تأتينا و من بعد ما جئتنا
4 - موسى ( ع ) ، قوم خويش را به هلاكت فرعونيان و حاكميت بنى اسرائيل بر سرزمين مصر اميدوار ساخت .
عسى ربكم أن يهلك عدوكم و يستخلفكم فى الأرض
5 - موسى ( ع ) در عين اميدوارى به هلاكت فرعون و حاكميت يافتن بنى اسرائيل ، نگران عدم ايجاد شرايط آن از سوى قوم خويش بوده است .
عسى ربكم أن يهلك عدوكم و يستخلفكم فى الأرض
كلمه «عسى» حكايت از آن دارد كه موسى(ع) يقين به هلاكت فرعون و حاكميت يافتن قومش نداشته است و شايد دغدغه خاطر او بدان جهت بود كه وى اطمينان نداشت مردمش ش---رايطى را كه براى پيروزى مطرح ساخته بود (استعينوا ب--اللّه . .. ) رعايت كنند.
6 - موسى ( ع ) از ايمان آوردن فرعونيان به خدا و پذيرش تعاليم وى نااميد شد .
عسى ربكم أن يهلك عدوكم
جلد
6
1 - فرعونيان با سحر خواندن تمامى معجزات موسى ، به وى گفتند كه هرگز رسالتش را تصديق نخواهند كرد .
مهما تأتنا به من ءاية لتسحرنا بها فما نحن لك بمؤمنين
«مهما» از أسماء شرط و به معناى «اى شىء» است. و «من» در «من آية» بيان «مهما» است. بنابراين جمله «مهما تأتنا ... » يعنى «هر چيزى را كه به عنوان معجزه بياورى ... .»
جلد
6
6 - فرعونيان على رغم مشاهده آياتى متعدد بر حقانيت رسالت موسى ، از پذيرش آن سرباز زدند .
فأرسلنا عليهم . .. فاستكبروا
جلد
6
2 - فرعونيان پس از گرفتار شدن به عذاب شديد ، رو به موسى ( ع ) آورده از وى خواستند تا براى برطرف شدن آن دعا كند .
و لما وقع عليهم الرجز قالوا يموسى ادع لنا ربك
10 - فرعونيان با موسى ( ع ) پيمان بستند و سوگند ياد كردند كه در صورت برطرف ساختن عذاب شديد از آنان ، به وى ايمان آورند و بنى اسرائيل را آزاد سازند .
لئن كشفت عنا الرجز لنؤمنن لك و لنرسلن معك بنى إسراءيل
11 - فرعونيان پس از وقوع هر يك از عذاب هاى پنجگانه ( طوفان . . . ) با موسى پيمان بستند كه در صورت برطرف ساختن آن ، به وى ايمان آورند و بنى اسرائيل را آزاد كنند .
لئن كشفت عنا الرجز لنؤمنن لك و لنرسلن معك بنى إسراءيل
برداشت فوق بر اين اساس است كه «ال» در «الرجز» عهد ذكرى باشد. در اين صورت «الرجز» اشاره به عذابهاى پنجگانه در آيه قبل است.
جلد
6
1 - موسى ( ع ) با پذيرش تقاضاى فرعونيان ( دعا براى رفع عذاب ) ، برطرف شدن عذاب را از خداوند درخواست كرد .
فلما كشفنا عنهم الرجز
سياق آيه نشان مى دهد كه جمله اى همانند «فدعا موسى فكشفنا عنهم الرجز» در تقدير است كه به سبب وضوحش در كلام آورده نشده است.
5 - خداوند پس از اجابت دعاى موسى ( ع ) و رفع عذاب از فرعونيان ، به آنان فهماند كه تا زمانى محدود به عذاب مبتلا نخواهند شد .
فلما كشفنا عنهم الرجز إلى أجل هم بلغوه
«إلى أجل» مى رساند كه خداوند عذاب را براى هميشه از فرعونيان برطرف نساخت و براى آن زمان تعيين كرد و اگر اين حقيقت را به آنان ابلاغ نمى كرد، تعيين زمان اثر مطلوب نداشت.
جلد
6
3 - موسى ( ع ) با تبيين فساد آيين بت پرستى ، بنى اسرائيل را كه آرزومند آن آيين بودند ، بر جهلشان واقف ساخت .
قال إنكم قوم تجهلون. إن هؤلاء متبر ما هم فيه و بطل ما كانوا يعملون
جلد
6
1 - موسى ( ع ) با انكار شايستگى غير خدا براى پرستش ، از گرايش قومش به بت پرستى شگفت زده شد .
قال أغير اللّه أبغيكم إلهاً
همزه در «أغير اللّه» براى انكار و تعجب و «كم» به تقدير لام است. «إلهاً» مفعول براى «أبغى» و «غير اللّه» صفت و يا حال براى «إلهاً» است. يعنى: «أأبغى لكم إلهاً غير اللّه»
5 - موسى ( ع ) تمايل قوم خويش را به بت پرستى ، ناسپاسى به نعمت هاى خداوند دانست .
أغير اللّه أبغيكم إلهاً و هو فضلكم على العلمين
جلد
6
2 - خداوند با بعثت موسى ، بنى اسرائيل را از سيطره فرعونيان و شكنجه هاى سهمگين آنان ر ها ساخت .
و إذ أنجينكم من ءال فرعون يسومونكم سوء العذاب
در جمله «هو فضلكم» (او شما را برترى بخشيد)، برترى دادن تنها به خداوند نسبت داده شده است، ولى در جمله دوم «أنجيناكم» (ما شما را نجات داديم) نسبت نجات بخشى به ضمير «نا» (يعنى ما) داده شده است. از اين مقابله مى توان فهميد كه خداوند در نجات بخشى نظر به اسباب نيز دارد كه به مناسبت، سبب آن بعثت حضرت موسى است. بنابراين «أنجيناكم» يعنى ما با بعثت موسى شما را نجات داديم.
جلد
6
1 - خداوند ، موسى ( ع ) را پس از عبور بنى اسرائيل از دريا ، براى عبادت و مناجاتى خاص فراخواند .
و وعدنا موسى ثلثين ليلة
به كارگيرى كلمه «ليلة» (شب)، با وجود اينكه معمولاً در بيان شبانه روز و مانند آن از كلمه «يوم» استفاده مى شود، اشاره به اين دارد كه مواعده خدا با موسى براى عبادت بوده است. و چون موسى در ميان قومش نيز عبادت و مناجات داشته، معلوم مى شود كه اين، عبادت و مناجاتى خاص بوده است.
3 - موسى ( ع ) علاوه بر گذراندن سى شب براى عبادت و مناجات ، موظف به ادامه آن تا ده شب ديگر شد .
و أتممنها بعشر فتم ميقت ربه أربعين ليلة
«ميقات» به معناى زمانى است كه براى انجام كارى تعيين گردد. «ميقات ربه» يعنى زمانى را كه خدا براى انجام عبادت و مناجات موسى تعيين كرد.
7 - بروز بدا براى خدا در مقدار زمان تعيين شده جهت عبادت و مناجات موسى ( ع )
و أتممنها بعشر
9 - موسى ( ع ) ، برادرش هارون را به رهبرى بنى اسرائيل تا پايان مناجاتش با خدا منصوب كرد .
و قال موسى لأخيه هرون اخلفنى فى قومى
10 - موسى ( ع ) امت خويش را حتى براى مدتى كوتاه ( زمان دورى از قوم براى مناجات ) بدون رهبر ر ها نساخت .
و قال موسى لأخيه هرون اخلفنى فى قومى
14 - خداوند از موسى ( ع ) خواست تا مناجات و عبادت ويژه او در مكانى به دور از بنى اسرائيل باشد .
و وعدنا موسى . .. اخلفنى فى قومى
از اينكه موسى براى آمدن به ميقات، هارون را به جانشينى خويش معرفى كرد، معلوم مى شود وى در مدت ميقات در ميان بنى اسرائيل نبوده و از آنان فاصله داشته است.
15 - اصلاح امور جامعه بنى اسرائيل از دستورالعمل هاى موسى به برادر و خليفه خود هارون
و أصلح
چون فرمان به اصلاح پس از انتخاب هارون به سرپرستى بنى اسرائيل آمده است، معلوم مى شود مراد، اصلاح امور اجتماعى، فرهنگى و . .. بنى اسرائيل است، نه درستكارى هارون در امور شخصى خودش.
17 - پرهيز از پيروى از نظريات و روش هاى مفسدان ، وظيفه اى تعيين شده از سوى موسى براى خليفه اش هارون
و لا تتبع سبيل المفسدين
19 - موسى ( ع ) نگران توطئه مفسدان بنى اسرائيل در غياب خويش
و لا تتبع سبيل المفسدين
جلد
6
1 - موسى با تشرّف به ميعادگاه مناجات با خدا ، دعوت وى را بى هيچ تأخير اجابت كرد .
و لما جاء موسى لميقتنا
«لام» در «لميقاتنا» به معناى «عند» است. بنابراين «جاء موسى لميقاتنا» يعنى موسى(ع) در همان هنگامى كه براى او تعيين كرديم، آمد و تأخيرى نداشت.
2 - خداوند به هنگام حضور موسى ( ع ) در ميعادگاه مناجات ، با وى سخن گفت .
و لما جاء موسى لميقتنا و كلمه ربه
3 - سخن گفتن خدا با موسى ( ع ) ، از وعده هاى الهى به وى در هنگام دعوتش براى مناجات
و لما جاء موسى لميقتنا و كلمه ربه
5 - رؤيت خداوند ، درخواست موسى ( ع ) به هنگام سخن گفتن خدا با وى در ميعادگاه مناجات
قال رب أرنى أنظر إليك
6 - تكلم خدا با موسى ( ع ) واداركننده وى براى تقاضاى رؤيت خدا
و كلمه ربه قال رب أرنى أنظر إليك
از اينكه تقاضاى رؤيت از سوى موسى(ع) در پى سخن گفتن خدا با وى مطرح شد (و لما . .. كلمه ربه قال ... )، مى توان گفت حضرت موسى(ع) بر اثر شنيدن سخن خدا و شيوايى گفتار بارى تعالى، مشتاق ديدار جمال زيباى او شد.
7 - ناممكن بودن رؤيت خدا ، پاسخ خداوند به درخواست موسى ( ع ) ( تقاضاى مشاهده او )
قال لن ترنى
11 - خداوند در پاسخ به درخواست موسى ( ع ) ( رؤيت خدا ) از وى خواست تا به كوه مقابل خويش نظر افكند و اثر تجلى خداوند را بر آن مشاهده كند .
قال لن ترنى و لكن انظر إلى الجبل
«ال» در «الجبل» عهد حضورى است ; يعنى: انظر إلى هذا الجبل.
12 - خداوند به موسى ( ع ) اعلام كرد در صورتى وى را مشاهده خواهد كرد كه كوه بر اثر تجلى او پايدار بماند .
و لكن انظر إلى الجبل فإن استقر مكانه فسوف ترنى
16 - موسى ( ع ) بر اثر تجلى خداوند بر كوه و انهدام آن ، بى هوش بر زمين افتاد .
فلما تجلى ربه للجبل جعله دكا و خرّ موسى صعقا
«خرور» (مصدر «خرّ») به معناى افتادن و ساقط شدن و «صَعْق» به معناى بى هوش شدن است. قرار گرفتن جمله «خرّ موسى صعقا» پس از دو جمله «تجلى ربه» و «جعله دكا»، بيانگر اين است كه تجلى خدا بر كوه و انهدام آن در بى هوش شدن موسى(ع) دخيل بوده است.
17 - موسى ( ع ) با غرش و نهيب برآمده از انهدام كوه طور ، بى هوش شد و بر زمين افتاد .
جعله دكاً و خرّ موسى صعقا
«صَعِق» به كسى گفته مى شود كه بر اثر صدايى مهيب بى هوش شود. (برگرفته شده از لسان العرب).
19 - موسى ( ع ) پس از به هوش آمدن خداوند را تسبيح گفت و وى را منزه از آن دانست كه رؤيت شود .
فلما أفاق قال سبحنك
«سبحان» به معناى منزه دانستن از عيب و نقص است كه به مناسبت مورد آن، عيب و نقصى كه موسى(ع) خداوند را از آن منزه دانست، امكان رؤيت اوست.
22 - موسى ( ع ) با مشاهده اثر تجلى خدا ( انهدام كوه ) تقاضاى رؤيت خداوند را ناروا دانست و به درگاه الهى توبه كرد .
فلما أفاق قال سبحنك تبت إليك
24 - موسى ( ع ) بدون هيچ درنگ پس از دريافت حقيقت ( ناشدنى بودن رؤيت خدا ) آن را پذيرفت و بدان اعتراف كرد .
قال . .. و أنا أول المؤمنين
متعلق «المؤمنين» به قرينه فرازهاى قبل (بانك لاترى) است. كلمه «اول» در جمله «أنا أول المؤمنين» علاوه بر معناى مقدم بودن، معناى تأخير نكردن را نيز مى رساند. زيرا صحت اين ادعا كه شخص بخواهد أول مؤمن باشد، به اين است كه بى درنگ حقيقت رخ نموده را باور كند و به آن ايمان آورد، و گرنه اين احتمال منتفى نيست كه ديگرى در اين فاصله ايمان آورد و او نتواند أول مؤمن باشد.
جلد
6
3 - اعلام گزينش موسى و برترى او بر همگان ، از سخنان خداوند با موسى در ميعادگاه مناجات
قال يموسى إنى اصطفيتك على الناس
4 - دلجويى خداوند از موسى ( ع ) ، به سبب پاسخ منفى او در تقاضاى رؤيت وى
قال لن ترنى . .. قال يموسى إنى اصطفيتك على الناس
به نظر مى رسد بيان نعمتهاى ويژه خداوند به موسى(ع) پس از رد تقاضاى وى (رؤيت خدا) به هدف دلجويى از او باشد. يعنى اگر رؤيت براى تو ممكن نشد، ولى خدا نعمتهايى ارزانى تو داشت كه به ديگران عطا نكرد.
5 - خداوند با اعطاى پيام هاى خويش به موسى ( ع ) و سخن گفتن با وى ، او را بر همه مردم عصرش برترى داد .
اصطفيتك على الناس برسلتى و بكلمى
حرف «باء» در «برسالتى» و «بكلامى»، «باء» استعانت است.
10 - فرمان به دريافت پيام هاى خدا و به كار بستن آنها و سپاسگزارى در برابر نعمت هاى او ، از سخنان خداوند با موسى ( ع ) در ميعادگاه مناجات
قال . .. فخذ ما ءاتيتك و كن من الشكرين
11 - تصفيه موسى ( ع ) با مناجات چهل شبه ، مقدمه اى براى دريافت تورات بود .
يموسى إنى اصطفيتك . .. فخذ ما ءاتيتك
چون خداوند در پايان داستان مواعده خويش با موسى(ع) و مناجات چهل شبه وى، اعطاى پيامهاى خويش را، كه همان تورات باشد، مطرح ساخته، معلوم مى شود آن مواعده و مناجات به سبب اعطاى تورات بوده است.
12 - سخن گفتن خدا با موسى ( ع ) و گزينش وى به پيامبرى ، از نعمت هاى بزرگ خداوند به وى
اصطفيتك على الناس برسلتى و بكلمى . .. و كن من الشكرين
جلد
6
1 - خداوند در ميعادگاه مناجات ، الواح نگارش يافته اى را به موسى عطا كرد .
و كتبنا له فى الألواح . .. فخذها
«ال» در «الألواح» عهد ذكرى و اشاره به «ما اتيتك» در آيه قبل است.
7 - خداوند دعوت كننده موسى ( ع ) به جدّيت در فراگيرى لوحه هاى دريافتى و به كار بستن آن
فخذها بقوة
8 - خداوند از موسى خواست تا قومش را به فراگيرى معارف نوشته شده بر الواح و احكام ياد شده در آن فرمان دهد .
و أمر قومك يأخذوا بأحسنها
جلد
6
1 - قوم موسى در غياب وى ( زمان حضورش در ميعادگاه مناجات ) به پرستش تنديس گوساله روى آوردند .
و اتخذ قوم موسى من بعده من حليهم عجلا جسداً
جلد
6
1 - موسى ( ع ) پس از مناجات چهل شبه خويش با خدا ، به سوى قومش بازگشت .
و لما جاء موسى لميقتنا . .. و لما رجع موسى إلى قومه
2 - موسى ( ع ) به هنگان بازگشت به سوى بنى اسرائيل از گمراه شدن قومش خشمگين و بسيار اندوهناك بود .
و لما رجع موسى إلى قومه غضبن أسفاً
«أسِف» به كسى گفته مى شود كه بسيار اندوهناك باشد. (برگرفته از لسان العرب).
3 - موسى ( ع ) در زمان مناجات با خدا و پيش از حضور در ميان بنى اسرائيل ، از ارتداد و گوساله پرستى آنان آگاه شد .
و لما رجع موسى إلى قومه غضبن أسفاً
4 - موسى ( ع ) پس از حضور در ميان قوم منحرف خويش ، با نكوهيده خواندن شيوه آنان در غياب وى ، ايشان را بشدّت توبيخ كرد .
قال بئسما خلفتمونى من بعدى أعجلتم أمر ربكم
7 - موسى ( ع ) بر اثر شدّت غضب به خاطر گوساله پرستى قومش ، لوحه هاى تورات را بر زمين افكند .
لما رجع موسى إلى قومه غضبن أسفاً . .. و ألقى الألواح
9 - موسى ( ع ) ، برادرش هارون را در انحراف بنى اسرائيل و گرايش آنان به گوساله پرستى مقصر شناخت .
و أخذ برأس أخيه يجره إليه
10 - موسى ( ع ) به خاطر مقصر شناختن هارون در انحراف بنى اسرائيل ، با گرفتن مو هاى سر او و كشيدنش به سوى خود ، در صدد مؤاخذه وى برآمد .
أخذ برأس أخيه يجره إليه
مفسران در معناى جمله «أخذ برأس أخيه» گفته اند كه موسى موهاى هارون را گرفت. گويا تفسير «راس» به موهاى سر به دليل جمله بعد (يجره إليه، او را به سوى خود مى كشيد) باشد. زيرا اگر موسى سر هارون را گرفته بود، طبعاً هارون با او فاصله اى نداشت تا او را به سوى خود بكشد.
14 - هارون با تحريك عواطف موسى ( ع ) در صدد تسكين غضب او و مطمئن ساختنش بر انجام وظايف و مسؤوليت هاى خويش در برابر منحرفان بنى اسرائيل برآمد .
قال ابن أم إن القوم استضعفونى و كادوا يقتلوننى
به نظر مى رسد هارون با انتخاب «اى فرزند مادرم» در خطاب به موسى، در صدد تحريك عواطف وى به سوى خود بوده است.
جلد
6
1 - موسى ( ع ) پس از مشاجره خويش با هارون و پى بردن به ناتوانى او در برابر منحرفان ، رو به درگاه خدا آورد و به مناجات با او پرداخت .
قال رب اغفر لى و لأخى
2 - موسى ( ع ) در مناجاتش با خدا آمرزش خويش و برادرش هارون را از خداوند درخواست كرد .
قال رب اغفر لى و لأخى
4 - موسى ( ع ) خشم شديد خويش را بر هارون خطا تلقى كرد و به خاطر آن از خداوند آمرزش طلبيد . *
قال رب اغفر لى
از اينكه موسى(ع) پس از شنيدن سخنان هارون براى خويش طلب مغفرت كرد، معلوم مى شود از برخورد شديد خويش با هارون پشيمان شد و آن را خطا تلقى كرد.
5 - موسى ( ع ) در عين قانع شدن به بى تقصيرى هارون در گرايش بنى اسرائيل به گوساله پرستى ، وى را كاملا دور از خطا ندانست . *
قال رب اغفر لى و لأخى
طلب مغفرت براى هارون مى تواند گوياى برداشت فوق باشد.
7 - فراگيرى رحمت الهى بر موسى ( ع ) و هارون ، از دعا ها و درخواست هاى موسى ( ع ) از خداوند .
و أدخلنا فى رحمتك
9 - موسى ( ع ) با توجه به ربوبيت خدا و توصيف او به « أرحم الراحمين » ، خواسته هاى خويش را از وى تقاضا كرد .
و أنت أرحم الرحمين
جلد
6
11 - آمرزش گناه گوساله پرستان بنى اسرائيل مؤثر در پيشبرد اهداف رسالت موسى ( ع )
إن ربك من بعدها لغفور رحيم
مخاطب در جمله «إن ربك . .. » حضرت موسى(ع) است. در اينكه چرا خداوند در بيان آمرزش گناهان بنى اسرائيل، موسى(ع) را مورد خطاب قرار داده و كلمه «رب» را به آن اضافه كرده، دو وجه مى توان ذكر كرد: بخشش گناه بنى اسرائيل در راستاى ربوبيت خدا بر موسى و طبعاً در راستاى پيشبرد رسالت اوست. توصيه اى است به موسى(ع) كه تو نيز از خطاها و لغزشهاى قومت، در صورت توبه، درگذر و آنها را ناديده انگار. برداشت فوق بر اساس احتمال اول است.
جلد
6
1 - موسى ( ع ) پس از دريافت وعده الهى ( آمرزش گوساله پرستان تائب و به كيفر رساندن غير تائبان ) خشمش فرو نشست .
و لما سكت عن موسى الغضب
وقوع جمله «و لما سكت . .. »، پس از دو آيه گذشته، بيانگر اين است كه فرو نشستن غضب موسى(ع) به خاطر پذيرش توبه تائبان از سوى خدا و تهديد اصراركنندگان بر گوساله پرستى به كيفرى زودرس بوده است.
2 - موسى ( ع ) پس از فرونشستن خشمش ، لوحه هاى تورات را كه بر اثر غضب ر ها ساخته بود ، از زمين برگرفت .
و لما سكت عن موسى الغضب أخذ الألواح
جلد
6
1 - خداوند از موسى ( ع ) خواست تا گروهى از قومش را همراه خود به ميعادگاه مناجات بياورد .
و اختار موسى قومه سبعين رجلا لميقتنا
2 - موسى ( ع ) از ميان بنى اسرائيل هفتاد نفر را براى بردن به ميعادگاه مناجات انتخاب كرد .
و اختار موسى قومه سبعين رجلا لميقتنا
كلمه «سبعين» مفعول براى «اختار» مى باشد و «قومه» به سبب حذف حرف جر، منصوب شده است ; يعنى «من قومه». البته برخى «قومه» را مفعول و «سبعين» را بدل از آن گرفته اند.
3 - هفتاد مرد گزينش شده براى حضور در ميعادگاه مناجات ، بهترين و لايقترين مردم بنى اسرائيل در ديدگاه موسى ( ع )
و اختار موسى
«اختيار» به معناى انتخاب و گزينش خير است. بنابراين «اختار موسى» يعنى موسى بهترينها را انتخاب كرد.
4 - برگزيدگان موسى براى حضور در ميعادگاه مناجات ، از ميان مردان بنى اسرائيل بودند ; نه زنان ايشان
سبعين رجلا
5 - برگزيدگان بنى اسرائيل براى همراهى موسى ( ع ) در ميعادگاه مناجات ، پس از حضور در آن مقام به لرزشى شديد و كشنده گرفتار شدند .
فلما أخذتهم الرجفة
6 - خداوند ، بجز موسى ( ع ) ، همه حاضران در ميعادگاه مناجات را به هلاكت رسانيد .
قال رب لو شئت أهلكتهم من قبل
7 - موسى ( ع ) با مشاهده هلاكت همراهان خويش در ميعادگاه مناجات ، به دعا به درگاه خداوند پرداخت .
فلما أخذتهم الرجفة قال رب لو شئت أهلكتهم من قبل
8 - موسى ( ع ) اندوهناك از هلاكت برگزيدگانش در ميعادگاه مناجات به دور از چشمان بنى اسرائيل
قال رب لو شئت أهلكتهم من قبل
جمله «لو شئت . .. » (اگر مى خواستى من و ايشان را به هلاكت رسانى، پيش از حضور در ميقات به هلاكت مى رساندى) حكايت از تحسر و اندوه موسى(ع) بر از ميان رفتن همراهانش دارد و قيد «من قبل» مى رساند كه اندوه وى برخاسته از آن است كه هلاكت آنان در ميقات و به دور از چشمان بنى اسرائيل تحقق يافته است.
9 - ترس موسى ( ع ) از متهم شدن به كشتن حاضران در ميقات ، مايه اندوه فراوان بر هلاكت ايشان شد .
قال رب لو شئت أهلكتهم من قبل
برداشت فوق توجيهى است احتمالى بر اينكه چرا موسى(ع) به خاطر هلاكت همراهانش به دور از چشمان بنى اسرائيل، اندوهناك شد.
10 - اندوه موسى ( ع ) بر هلاكت همراهانش در ميقات ، موجب شكوه او به درگاه خدا و آرزوى مرگ خويش و همراهانش پيش از حضور در ميعادگاه مناجات
قال رب لو شئت أهلكتهم من قبل و إيّى
11 - كردار سفيهانه گروهى از همراهان موسى در ميعادگاه مناجات ، عامل نزول عذاب الهى و به هلاكت رساندن همه آنان شد .
أتهلكنا بما فعل السفهاء منا
گفته شده مراد از كردار سفيهانه برخى از همراهان موسى، تقاضاى رؤيت خدا با چشم بوده است.
12 - موسى ( ع ) در پى هلاكت همراهانش در ميقات ، با پرسشى شكوه آميز ، توجيه و چرايى هلاكت همه حاضران را به خاطر گناه گروهى از آنان ، از خداوند تقاضا كرد .
أتهلكنا بما فعل السفهاء منا
14 - آزمون بنى اسرائيل از جانب خدا ، توجيه و برداشت موسى ( ع ) از مشيت الهى بر هلاك سازى همراهان او
إن هى إلا فتنتك
17 - موسى ( ع ) هلاكت همراهان خويش را زمينه ساز تحقق مشيت الهى در گمراه سازى گروهى از بنى اسرائيل و به هدايت رساندن گروهى ديگر از آنان دانست .
إن هى إلا فتنتك تضل بها من تشاء و تهدى من تشاء
21 - موسى ( ع ) در مناجات خويش با خداوند ، در پى هلاكت همراهانش در ميعادگاه مناجات ، از خداوند خواست تا وى و همراهانش را ببخشايد و بر آنان ترحم كند .
فاغفرلنا و ارحمنا و أنت خير الغفرين
جلد
6
1 - تقدير زندگانى نيكو در دنيا و آخرت ، درخواست موسى ( ع ) از خداوند براى خود و همراهانش در ميعادگاه مناجات
و اكتب لنا فى هذه الدنيا حسنة و فى الاخرة
با توجه به آيه قبل معلوم مى شود مراد از «نا» در «لنا»، موسى(ع) و همراهان او در ميعادگاه مناجات است. كتابت در آيه شريفه به معناى مقدّر كردن است.
3 - موسى ( ع ) خود و همراهانش را مردمى بازگشته به سوى خدا و توبه كار به درگاه او دانست .
إنا هدنا إليك
«هَوْد» (مصدر هدنا) به معناى بازگشتن و توبه كردن است.
4 - موسى ( ع ) به دليل بازگشت خود و همراهانش به سوى خدا ، همگان را شايسته برخوردار شدن از حيات نيكوى دنيا و سعادت آخرت دانست .
و اكتب لنا فى هذه الدنيا حسنة و فى الاخرة إنا هدنا إليك
جمله «إنا هدنا إليك» تعليل براى «و اكتب لنا . .. » است. يعنى چون به سوى تو بازگشتيم، اين تقاضا و انتظار - كه زمينه و مقدمه آن را فراهم كرده ايم - گزاف نيست.
8 - موسى ( ع ) ، نگران شمول عذاب الهى بر همه قوم خويش *
و اكتب لنا فى هذه الدنيا حسنة و فى الاخرة . .. قال عذابى أصيب به من أشاء
به نظر مى رسد تقاضاى موسى(ع) با جمله «و اكتب لنا . .. » و تعليل آن با جمله «إنا هدنا إليك»، ناشى از واقعه اى است كه در آيه قبل بيان شد و آن عبارت بود از هلاكت همه همراهان به سبب سفاهت گروهى از ايشان. گويا موسى(ع) از آن واقعه چنين برداشت كرد كه با گناه گروهى از بنى اسرائيل همه آنان در خطر نابودى خواهند بود و لذا نگران شد و از خدا چنين تقاضايى كرد.
9 - خداوند با بيان عدم تقدير عذاب بر همگان و جريان آن بر اساس مشيت خويش ، موسى ( ع ) را از نگرانى شمول عذاب بر همه بنى اسرائيل ر ها ساخت .
قال عذابى أصيب به من أشاء و رحمتى وسعت كل شىء
جمله «عذابى أصيب به من أشاء» در مقابل «و رحمتى وسعت كل شىء»، بيانگر اين است كه خداوند خواهان عذاب همگان نخواهد شد.
جلد
6
9 - موسى ( ع ) از جانب خداوند فرمان يافت تا براى دستيابى به آب عصاى خويش را به سنگ زند .
و أوحينا إلى موسى . .. أن اضرب بعصاك الحجر
«ال» در «الحجر» هم مى تواند تعريف جنس باشد، كه در اين صورت مراد از «الحجر»، سنگ در مقابل اشياى ديگر است، و هم مى تواند «ال» براى عهد حضورى و يا ذهنى باشد، كه در اين صورت مراد از «الحجر» سنگى مخصوص بوده است.
10 - موسى ( ع ) در پى فرمان الهى بدون هيچ تأخير عصاى خويش را براى به دست آوردن آب بر سنگ زد .
أن اضرب بعصاك الحجر فانبجست منه اثنتا عشرة عينا
حرف «فاء» در «فانبجست» فاء فصيحه است ; يعنى بيانگر معطوفٌ عليه مقدر مى باشد. آن معطوفٌ عليه مقدر به قرينه فراز قبل، «فضرب بعصاه الحجر» است. گويا حذف اين جمله براى رساندن اين معناست كه فرمان الهى (اضرب) همان و زدن همان.
12 - جوشش دوازده چشمه آب از سنگ در پى فرود آمدن عصاى موسى بر آن
أن اضرب بعصاك الحجر فانبجست منه اثنتا عشرة عينا
«انبجاس» مصدر «انبجست» به معناى جوشيدن و فوران زدن است.
جلد
7
2 - حضرت موسى ( ع ) ، از انكار معجزه توسط فرعون و اطرافيانش و جادو خواندن آن ، اظهار تعجب و شگفتى كرد .
أسحر هذا
4 - حضرت موسى ( ع ) ، سحر بودن كار خود را نفى كرده ، معجزه بودن آن را امرى بديهى ، روشن و غير قابل ترديد خواند .
أتقولون للحق لما جاءكم أسحر هذا
با توجه به استفهام انكارى و اسم اشاره و جمله قبل، معناى جمله (أسحر هذا) چنين است كه: اين عمل سحر نيست و مايه تعجب است اگر كسى حق و معجزه بودن آن را انكار كند.
7 - حضرت موسى ( ع ) ، همراه با نفى ساحريت از خود ، فرعون و اطرافيانش را تهديد به شكست كرد و پيروزى قطعى خود را به آنان اعلام نمود .
و لا يفلح السحرون
جلد
7
2 - حضرت موسى ( ع ) ، پس از رويارويى با انبوه ساحران ، از آنان خواست تا با به كار گرفتن تمام توان خود آنچه را كه به قصد ميدان انداختن آورده اند ، به زمين بيندازند .
فلما جاء السحرة قال لهم موسى ألقوا ما أنتم ملقون
جلد
7
1 - پس از درخواست موسى ( ع ) ، ساحران با به ميدان ريختن آنچه داشتند ( چوب ها و طناب ها ) به كار سحر پرداختند .
قال لهم موسى ألقوا . .. فلما ألقوا
2 - موسى ( ع ) ، پس از مشاهده عمل ساحران ، براى رفع اتهام ساحرى از خود ، سحر بودن آن عمل را به آنان گوشزد نمود .
فلما ألقوا قال موسى ما جئتم به السحر
3 - موسى ( ع ) ، شكست ساحران و ابطال سحر آنان را ، قطعى و غير قابل ترديد اعلام كرد .
قال موسى ما جئتم به السحر إن اللّه سيبطله
4 - موسى ( ع ) ، شكست ساحران و ابطال سحر آنان را ، به خدا مرتبط نموده و خود را صرفاً واسطه فعل او اعلام كرد .
قال موسى ما جئتم به السحر إن اللّه سيبطله إن اللّه لايصلح عمل المفسدين. و يحق ال
5 - موسى ( ع ) ، از پيش بر پيروزى خود و شكست ساحران و ابطال سحرشان ، اطمينان داشت .
قال موسى ما جئتم به السحر إن اللّه سيبطله
6 - موسى ( ع ) ، با خطاب به ساحران ، آنان را گروهى مفسد و مقابله آنان با خود را عملى فسادانگيز خواند .
قال موسى ما جئتم به السحر . .. إن اللّه لايصلح عمل المفسدين
جلد
7
10 - موسى ( ع ) در دعاى خود ، نابودى كامل ثروت هاى فرعون و اطرافيانش را از خداوند خواستار گرديد .
ربنا اطمس على أمولهم
گاهى «طموس» به چيزى نسبت داده مى شود و از آن فساد، تباهى و نابودى خود آن شىء اراده مى شود; مانند طموس قلب، يعنى فساد و تباهى قلب; طموس طريق، يعنى خراب شدن و از بين رفتن راه و گاهى از آن تباهى آثار و لوازم شىء اراده مى شود; مانند طموس نجم، يعنى زوال نور آن; طموس چشم، يعنى محور نور آن. برداشت فوق مبتنى بر استعمال اول است.
11 - موسى ( ع ) در دعاى خود ، براى جلوگيرى از گمراه شدن مردم ، از خداوند درخواست كرد تا جاذبه هاى اموال فرعون و اطرافيانش را ( در چشم و دل مردم ) دگرگون نمايد .
ربنا ليضلوا عن سبيلك ربنا اطمس على أمولهم
جلد
7
10 - موسى ( ع ) و برادرش ( هارون ) ، تحت فشار فرعون و اطرافيان او بودند .
قال موسى ربنا إنك ءاتيت فرعون و ملأه زينة و أمولا . .. ليضلوا عن سبيلك ... فاستق
جلد
7
12 - « عن ابى جعفر ( ع ) فى قوله : « و جاوزنا ببنى اسرائيل . . . » . . . فخرج موسى ببنى اسرائيل و أتبعهم فرعون . . . فدعا موسى ربه فأوحى اللّه إليه : أن اضرب بعصاك البحر فضربه فانفلق البحر فمضى موسى و أصحابه حتى قطعوا البحر . . . فلما توسط فرعون و من معه أمر اللّه البحر فانطبق عليهم فغرقهم أجمعين . . . ;
از امام باقر (ع) درباره سخن خدا كه مى فرمايد: «بنى اسرائيل را از دريا عبور داديم . .. » روايت شده است: موسى (ع) بنى اسرائيل را بيرون برد و فرعون آنان را تعقيب كرد ... پس موسى (ع) پروردگار خود را خواند. خداوند به او وحى كرد كه عصاى خود را به دريا بزن. موسى (ع) عصا را به دريا زد ; آن گاه دريا شكافته شد و موسى (ع) و اصحابش از دريا گذشتند ... در آن هنگام فرعون و همراهانش به وسط دريا رسيده بودند كه خداوند فرمان داد تا امواج آب آنان را در كام خود فرو برد و [بدين ترتيب] همه آنان را غرق كرد».
جلد
7
2 - سرگذشت حضرت نوح و موسى ( ع ) و پيامبران مبعوث شده در فاصله ميان آنان و تكذيب شدن آنان و هلاكت مكذبان به عذاب استيصال ، آياتى است كه در كتاب هاى آسمانى پيشين نيز آمده بود .
و اتل عليهم نبأ نوح . .. فإن كنت فى شك مما أنزلنا إليك فسئل الذين يقرءون الكتب م
برداشت فوق از ارتباط ميان اين آيه شريفه و مجموعه آيات 71 تا 93 - كه با هم يك بند را تشكيل مى دهند - استفاده مى شود.
جلد
8
3- فرعون و قوم او و بزرگان دربارش ، رسالت موسى ( ع ) را نپذيرفتند .
فاتبعوا أمر فرعون
پيروى از دستور فرعون (فاتبعوا أمر فرعون) پس از رسالت موسى(ع) (أرسلنا موسى) گوياى مخالفت قوم فرعون و بزرگان دربارش با رسالت موسى(ع) است.
جلد
10
9- فرعون پس از مشاهده معجزه هاى نُه گانه موسى ( ع ) ، او را متهم به سحر و سحرزدگى كرد .
ءاتينا موسى تسع ءايت . .. فقال له فرعون إنى لأظنّك يموسى مسحورًا
جلد
10
12- صراحت لهجه و شجاعت موسى ( ع ) در برابر فرعون
و إنى لأظنّك يفرعون مثبورًا
جلد
10
1- تصميم فرعون به محو موسى ( ع ) و بنى اسرائيل از صحنه زمين ، به دنبال احساس ناتوانى از مقابله با معجزات او
و لقد ءاتينا موسى تسع ءايت . .. فأراد أن يستفزّهم من الأرض
برداشت فوق بنابراين نكته است كه مراد از «الأرض» كره زمين باشد. در اين صورت لازمه «استفزاز» (بركندن)، قتل و نابود كردن است.
3- روى آوردن فرعون به اعمال قهرآميز عليه موسى ( ع ) در پى ناتوانى از رودررويى منطقى و فرهنگى با او
و لقد ءاتينا موسى تسع ءايت بيّنت . .. فقال له فرعون إنى لأظنّك يموسى مسحورًا
جلد
10
1- موسى ( ع ) براى يافتن خضر ، با عزمى راسخ و جدّى ، سفر خود را به مجمع البحرين آغاز كرد .
لاأبرح حتّى أبلغ مجمع البحرين
«لاأبرح» صيغه متكلم از «برح» و به معناى «دست برنمى دارم» و تأكيد بر پشتكار در انجام دادن كار است.
2- موسى ( ع ) در جُستار تحقيقىِ خويش براى يافتن خضر ، با خدمت كار خود ( يوشع ( ع ) ) همراه بود .
و إذ قال موسى لفتيه لاأبرح
«فتى» به معناى جوان است. در تعبيرات قرآن، از غلام و خدمت كار نيز با اين تعبير ياد شده است. لازم به ذكر است كه بنابر برخى از روايات مأثور، همراه و همسفر موسى(ع)، «يوشع بن نون» وصى آن حضرت بوده است.
5- موسى ( ع ) همسفر خود را از احتمال طولانى بودن سفرشان آگاه ساخت و احتمال بازگشت از نيمه راه را منتفى دانست .
و إذ قال موسى لفتيه لاأبرح . .. أو أمضى حقبًا
6- موسى ( ع ) از امكان دسترسى به خضر ، در محل تلاقى دو دريا ، مطلع بود .
لاأبرح حتّى أبلغ مجمع البحرين
11- داستان موسى و خضر ( ع ) ، نمونه اى از مثال هاى متنوع قرآنى ، در جهت هدايت مردم است .
و لقد صرّفنا فى هذا القرءان للناس من كلّ مثل . .. و إذ قال موسى لفتيه لاأبرح
جلد
10
1- موسى ( ع ) و همسفر او به محلِّ تلاقى دو دريا رسيدند و در آن جا توقف كردند .
فلمّا بلغا مجمع بينهما
2- موسى و همسفر او ، به هنگام رسيدن به مجمع البحرين ، يك ماهى ، به عنوان غذا ، همراه داشتند .
فلمّا بلغا مجمع بينهما نسيا حوتهما
«حوت» يعنى «ماهى» و برخى آن را ماهى بزرگ معنا كرده اند. (ر.ك. لسان العرب) به قرينه «غداءنا» - در آيه بعد - آن ماهى، به منظور تغذيه فراهم شده بود.
3- موسى ( ع ) و همسفرش هنگام رسيدن به محلِّ تلاقى دو دريا ، از ماهىِ همراه خويش ، غفلت كردند .
فلمّا بلغا مجمع بينهما نسيا حوتهما
6- « عن أبى عبداللّه ( ع ) قال : . . . أرسل ( أى موسى ) إلى يوشع إنّى قد ابتليت فاصنع لنا زاداً وانطلق بنا ، و اشترى حوتاً . . .ثمّ شواه ثمّ حمله فى مكتل . . . فقطرت قطرة من السماء فى المكتل فاضطرب الحوت ثمّ جعل يَثِبُ من المكتل إلى البحر قال : و هو قوله : « واتّخذ سبيله فى البحر سرباً » ;
از امام صادق(ع) روايت شده كه فرمود: . .. موسى به يوشع پيام فرستاد: «من، در معرض آزمايش قرار گرفتم. براى ما توشه راه فراهم ساز و به همراه ما بيا!». يوشع، يك ماهى خريد ... و آن را بريان كرد و در زنبيل نهاد... سپس قطره آبى از آسمان در زنبيل چكيد و ماهى به جنب وجوش آمد و از زنبيل به دريا پريد و اين سخن خدا است كه فرمود: واتّخذ سبيله فى البحر سرباً».
جلد
10
1- موسى ( ع ) و همسفرش ، پس از توقف در مجمع البحرين ، در جستوجوى خضر ( ع ) ، مجدداً به حركت خويش ادامه داده و آن جا را پشت سر گذاشتند .
فلمّا بلغا مجمع بينهما . .. فلمّا جاوزا
موسى(ع) در سخن خود با يوشع، مجمع البحرين را هدف و مقصد نهايى خود اعلام كرد، ولى هنگام رسيدن به آن جا، از آن نيز گذشت. اين حركت و نيز گفتارى كه در آيات بعد از موسى(ع) نقل شده است، نشانه آن است كه آن دو نمى دانستند به محلِّ مورد نظر موسى(ع) رسيده اند.
2- موسى ( ع ) در پى گذر كردن و پشت سر گذاشتن مجمع البحرين ، گرسنگى و خستگى شديدى را در خود و همسفرش احساس كرد .
ءاتنا غداءنا لقد لقينا من سفرنا هذا نصبًا
«نصب» به معناى «رنج و سختى» است.
3- موسى و يوشع ، در شبانگاه و صبح دم - پس از عبور از مجمع البحرين - براى يافتن خضر ( ع ) راه درازى پيمودند . *
ءاتنا غداءنا
بدان احتمال كه احساس خستگى و گرسنگى موسى(ع) در طرف صبح، ناشى از راه پيمايى طولانى در شب باشد.
4- موسى ( ع ) بسيار مشتاق ديدار با خضر ( ع ) و ملاقات با او بود .
لاأبرح حتّى . .. ءاتنا غداءنا لقد لقينا من سفرنا هذا نصبًا
5- موسى ( ع ) پس از گذر از مجمع البحرين ، در آغاز روز ، از همسفر خويش درخواست تهيه چاشت كرد .
ءاتنا غداءنا لقد لقينا من سفرنا هذا نصبًا
«غداء» به معناى طعامى است كه در ساعات آغازين روز خورده مى شود.
6- همسفر موسى ( ع ) عهده دار حمل و تدارك غذا بود .
قال لفتيه ءاتنا غداءنا
7- موسى ( ع ) و جوان خدمت كارِ همراه او ، در كنار هم و از يك نوع غذا مى خوردند .
ءاتنا غداءنا لقد لقينا من سفرنا هذا نصبًا
ضماير جمع در تمام آيه، گوياى همراهى و همدلى دو همسفر، حتى در تناول غذا است; زيرا، در غير اين صورت، بايد برخى ضماير را به صورت مفرد ذكر مى كرد و مثلاًمى گفت «آتنى غدائى».
جلد
10
1- موسى ( ع ) و همسفرش ، كنار صخره اى در مجمع البحرين ، آرميدند .
إذ أوينا إلى الصخرة
4- همسفر موسى از بازگويى سرگذشت ماهى ، براى موسى ( ع ) ، در مدّت استراحت شان در مجمع البحرين ، غفلت كرد .
قال أرءيت إذ أوينا إلى الصخرة فإنّى نسيت الحوت
«صخرة» به معناى «تخته سنگ بزرگ» است. «أوينا إلى الصخرة» يعنى: «براى استراحت، در كنار آن صخره، جاى گرفته بوديم.».
7- شيطان ، براى عدمِ ملاقات موسى و خضر ( ع ) تلاش مى كرد .
فإنّى نسيت . .. و ما أنسنيه إلاّ الشيطن أن أذكره
همسفر موسى با ادات حصر، فراموشى خود را، تنها، به شيطان منتسب كرد; يعنى، هيچ عاملِ ديگرى در كار نبوده است. لذا اين نتيجه به دست مى آيد كه شيطان، به هر طريق، مى خواسته كه مانع ملاقات موسى و
خضر(ع) شود.
11- « عن أبى جعفر ( ع ) و أبى عبداللّه ( ع ) قال : إنّه لما كان من أمر موسى الذى كان أعطى مكتل فيه حوت مملّح قيل له : هذا يدلّك على صاحبك عند عين مجمع البحرين . . . فانطلق الفتى يغسل الحوت فى العين فاضطرب الحوت فى يده حتّى خدشه فانفلت و نسيه الفتى ;
از امام باقر و امام صادق (عليهماالسلام) روايت شده: آن گاه كه از كار موسى(ع) گذشت آنچه در زندگى او پيش آمد، زنبيلى به او داده شد كه در آن يك ماهى نمك زده بود. به وى گفته شد: «اين ماهى، تو را به صاحب ات، نزد چشمه اى در محل تلاقى دو دريا، راهنمايى مى كند ... پس آن جوانى كه همراه موسى(ع) بود، رفت كه ماهى را در آن چشمه بشويد، ماهى در دست او به حركت درآمد تا اين كه به او خراش وارد كرد و از چنگ او درآمد (و رفت) و جوان آن را فراموش كرد».
جلد
10
1- مسأله ماهى و حركت غيرعادى آن در آب ، نشانه اى براى جايگاه ملاقات موسى و خضر ( ع ) بود .
قال ذلك ما كنّا نبغ
«بغى» به معناى «طلب» است و «ذلك ما كنّا نبغ» يعنى: «آنچه پيوسته در طلب او بوديم، همان علامت و نشانه است. ». ياء «نبغى» - در پايان سخن موسى(ع) - به منظور تخفيف كلام، حذف شده است.
2- حضرت موسى ( ع ) ، از رخداد علائمى براى يافتن جايگاه حضرت خضر ( ع ) قبلاً مطلع بود .
قال ذلك ما كنّا نبغ
3- همسفر موسى ، با وجود ناآگاهى از علائم جايگاه ملاقات او با خضر ، همگام موسى ( ع ) وخواهان به مقصد رسيدن او بود .
ذلك ما كنّا نبغ
4- موسى ( ع ) و همسفرش ، پى جويانه ، به نقطه قبلىِ توقّف خود و محل از دست دادن ماهى بازگشتند .
فارتّدا على ءاثارهما قصصًا
«إرتداد» (مصدر «إرتّدا); يعنى، «بازگشتن» و «قصّ أثره قَصَصاً»; يعنى، جاب پاى او را با دقت، دنبال و پى گيرى كرد. مراد از «فارتّدا...» اين است كه موسى(ع) و همراه او، به دقت، راه رفته را بازگشتند تا به همان نقطه كه ماهى به دريا رفته بود، بازگردند.
5- مسير رفت و بازگشت موسى ( ع ) پس از عبور از مجمع البحرين ، در خشكى بود .
على ءاثارهما
«أثر» نشانه اى است كه در زمين پديد آيد و به وسيله آن بتوان به راه پيموده شده، دست يافت.
جلد
10
1- موسى ( ع ) و همسفرش ، پس از بازگشت به مجمع البحرين ، با خضر ( ع ) ملاقات كردند .
فارتّدا على ءاثارهما قصصًا . فوجدا
2- هدف موسى ( ع ) و همراه وى از سفر جستوجوگرانه خود ، يافتن بنده اى از بندگان خاص الهى و داراى علم لدنى بود .
فارتّدا . .. فوجدا عبدًا من عبادنا ... و علّمنه من لدنّا
واژه «وجدا» بيان كننده يافتن چيزى است كه موسى و همراه اش در جستوجوى آن بودند و نه ديدارى اتفاقى و غير مترقبه. «لدنا» دلالت مى كند كه علم حضرت «خضر(ع)» دانش عادى و معمولى نبوده، بلكه از افاضات خاص ربّانى بوده است.
جلد
10
1- موسى ( ع ) از خضر ( ع ) براى همراه شدن با او ، اجازه خواست .
قال له موسى هل أتّبعك
2- هدف موسى از همراه شدن با خضر ، بهرهورى از علم رشدآفرين وى بود .
هل أتّبعك على أن تعلّمن ممّا علّمت رشدًا
«رشداً» اگر مفعولٌ له باشد، مفاد آيه اين است كه: «پيروى من، به منظور رشد يافتن است» كه اگر مفعولٌ به باشد، مراد اين است كه: «تو را پيروى مى كنم بر اين اساس كه آنچه را رشد است، به من بياموزى. ».
3- موسى ( ع ) به « علم لدنىِ » حضرت خضر احساس نياز مى كرد .
هل أتّبعك على أن تعلّمن ممّا علّمت رشدًا
4- موسى ( ع ) ، به محروميت خود از علومى كه نزد خضر بود ، اعتراف داشت و در برابر مقام علمى و عملى او ، متواضع و فروتن بود .
هل أتّبعك على أن تعلّمن ممّا علّمت
اظهار آمادگى براى تبعيت، نشانِ خضوعِ موسى(ع) در برابر كردار خضر(ع)، و اظهار اشتياق به آموختن، حاكى از تواضع موسى در برابر علم او است.
5- موسى ( ع ) براى رسيدن به رشد و تكامل َ برتر از راه تحصيل دانش ، در تلاش بود .
هل أتّبعك على أن تعلّمن ممّا علّمت رشدًا
11- موسى ( ع ) همسفر خود را به همراهى با خضر ( ع ) و دريافت علوم او ، وادار نكرد . *
هل أتّبعك على أن تعلّمن
در سفر با خضر، سخنى از همسفر موسى به ميان نيامده است; ممكن است او در اين سفر، از موسى جدا شده و يا به دليل شخصيت برجسته موسى و خضر(ع) تنها، از آن دو، در آيات بعد ياد شده باشد. جمله «ذلك ما كنّا نبغ» در آيات قبل، احتمال دوم را تأييد مى كند.
جلد
10
1- خضر ، موسى ( ع ) را از تحمّل همراهى با وى ، براى فراگيرى علوم ويژه ، ناتوان ديد .
هل أتّبعك . .. قال إنّك لن تستطيع معى صبرًا
2- خضر ( ع ) به موسى ( ع ) توصيه كرد به دليل نداشتن قدرت تحمّل ، از همراه شدن با او صرف نظر كند .
إنّك لن تستطيع معى صبرًا
3- كار هاى خضر ، براى ديگران ، حتى فردى چون موسى ( ع ) غير قابل تحمّل و درك بود .
قال إنّك لن تستطيع معى صبرًا
تأكيد بر «معى» نشان مى دهد كه صرف تعليم علوم مشكل آفرين نبوده است، بلكه همراه شدن با خضر - كه مستلزم مشاهده رفتارى است كه از علوم وى نشئت گرفته - غيرقابل تحمّل بوده است.
4- حضرت خضر ( ع ) ، نسبت به خصوصيّات روحى موسى ( ع ) از پيش ، مطلع بود . *
قال إنّك لن تستطيع معى صبرًا
پيش بينى قطعى عدم تحمّل موسى از جانب خضر(ع) مى تواند مستند به يكى از دو امر باشد: 1- اطلاع خضر از خصوصيات روحى و فكرى موسى(ع) 2- اين كه اصولاً، تحمّل چنين علومى، براى غير خضر ممكن نبوده است. برداشت فوق مبتنى بر احتمال نخست است.
جلد
10
2- خضر ( ع ) بى اطلاعى موسى از زواياى كردار وى را ، دليل ناتوانى موسى از تحمّل عملكرد وى دانست .
إنّك لن تستطيع . .. و كيف تصبر على ما لم تحط به خبرًا
3- اَعمال خضر ( ع ) ، داراى ظاهرى غيرمتعارف و زوايايى ناشناخته ، حتى براى فردى مانند موسى ( ع ) بود .
و كيف تصبر على ما لم تحط به خبرًا
جلد
10
1- موسى ( ع ) به شكيبا بودن در برابر كار هاى خضر و چيزهايى كه از او فرا مى گيرد ، متعهّد گرديد .
قال ستجدنى إن شاء اللّه صابرًا و لا أعصى لك أمرًا
جمله «ستجدنى. ..» (تو مرا صابر خواهى يافت) حاكى از اين است كه موسى(ع) صبرى را نويد مى داد كه آثارش مشهود باشد. اين تعبير، در مقايسه با «سأصبر» و نظاير آن، تأكيد بيشترى دارد.
2- موسى ( ع ) بر اطاعت كامل خود از خضر ( ع ) و سرپيچى نكردن از فرمان هاى او تأكيد كرد .
ستجدنى إن شاء اللّه صابرًا و لا أعصى لك أمرًا
4- موسى ( ع ) كمال ادب و متانت را در برابر معلّم خويش ( خضر ) اظهار كرد .
هل أتّبعك . .. ستجدنى ... و لا أعصى
موارد فراوانى از ادب و متانت در كلام موسى(ع) ديده مى شود: الف) درخواست خود را با استفهام آغاز كرد (هل أتّبعك); ب) مبدأ علم خضر را به جهت تكريم، با صيغه مجهول آورد (عُلِّمت); ج) علم او را رشدآفرين دانست (رشداً); د) تنها، بخشى از علم او را طلب كرد (ممّا عُلِّمت); ه-) وعده صريح به صبر نداد، بلكه به صورت «ستجدنى إن شاء اللّه. ..» ذكر كرد; و) توصيه هاى او را به عنوان امر تلقى كرد و متعهد شد كه با او در هيچ فرمانى مخالفت نكند. (الميزان، ج 13).
5- موسى ( ع ) داراى اشتياق فراوان به فراگيرى علوم خضر بود .
قال ستجدنى إن شاء اللّه صابرًا و لا أعصى لك أمرًا
جلد
10
1- خضر ، با درخواست موسى ( ع ) در مورد همراهى با او ، به صورت مشروط ، موافقت كرد .
قال فإن اتبعتنى فلاتسئلنى عن شىء
2- شرط خضر براى همراهى موسى ( ع ) با او ، سؤال نكردن از چيزى قبل از توضيح خود او بود .
فلاتسئلنى عن شىء حتّى أُحدث لك منه ذكرًا
3- خضر ، خواهان تعجيل نكردن موسى در فهم اسرار بود و او را بر متابعت بى چون و چرا از خود ، الزام نكرد .
حتّى أُحدث لك منه ذكرًا
5- خضر ( ع ) به موسى ( ع ) وعده داد كه در نهايت ، بخشى از اسرار كار خود را براى او تبيين خواهد كرد .
أُحدث لك منه ذكرًا
«من» در «منه» براى تبعيض است و گوياى اين كه خضر، تنها، به بيان گوشه اى از ويژگى هاى كردار خويش وعده داد.
جلد
10
1- موسى ( ع ) با پذيرش شروط خضر ، همراه او حركت كرد .
فانطلقا حتّى إذا ركبا فى السفينة
«انطلاق» به معناى «روانه شدن و حركت كردن» است. «فاء» در «فانطلقا» دلالت دارد كه موسى(ع) شرايط خضر را پذيرفت و خضر(ع) به همراهى وى رخصت داد.
2- موسى و خضر ( ع ) در نخستين مراحل همراهى ، سوار كشتى شدند .
فانطلقا حتّى إذا ركبا فى السفينة
3- همسفر موسى ( ع ) ( يوشع ) با آغاز سفر موسى و خضر ( ع ) ، از آنان جدا شد . *
فانطلقا حتّى إذا ركبا فى السفينة
در اين آيه، نامى از همسفر قبلى موسى (يوشع) مطرح نيست. ممكن است گفته شود، او در ادامه سفر، حضور نداشته و رخصتى براى او صادر نگرديده بود. توجه به ضماير تثنيه («فانطلقا»، «ركبا») گواهى روشن بر اين نكته است.
4- خضر ( ع ) پس از سوار شدن بر كشتى ، در بدنه آن شكافى ايجاد كرد كه سرنشنيان آن در خطر غرق شدن قرار گرفتند .
حتّى إذا ركبا فى السفينة خرقها
«خرق» به معناى «شكافتن و دريدن» است.
5- موسى ( ع ) از عملكرد خضر ( ع ) در شكافتن بدنه كشتى ، شگفت زده شد و به او اعتراض كرد .
قال أخرقتها لتغرق أهلها
6- اقدام خضر به سوراخ كردن كشتى ، دور از چشم سرنشينان كشتى بوده است .
خرقها قال أخرقتها لتغرق أهلها
روشن است كه اگر سوراخ كردن كشتى، در ديد مردم قرار داشت، خضر(ع)، مورد اعتراض آن ها قرار مى گرفت و مانع او مى شدند. از اين كه تنها، موسى(ع)اعتراض كرده، چنين بر مى آيد كه اين كار، از چشم ديگران به دور بوده است .
7- قرار گرفتن سرنشينان كشتى در معرض غرق ، علّت اعتراض موسى ( ع ) به عمل خضر ( ع ) بود .
قال أخرقتها لتغرق أهلها
8- آسيب رساندن خضر ( ع ) به كشتى ، امرى بس ناروا و غيرقابل توجيه در نظر موسى ( ع ) بود .
لقد جئت شيئًا إمرًا
«إمر» به معناى «منكَر عظيم» و نيز «منكَر عجيب» آمده است. (لسان العرب).
11- موسى ( ع ) ، لغزش هايى نظير غرق انسان ها بى گناه را ، از جانب خضر ( ع ) منتفى نمى دانست .
أخرقتها لتغرق أهلها لقد جئت شيئًا إمرًا
جلد
10
1- خضر ( ع ) اعتراض موسى را دليل صحت پيش بينى خويش از ناشكيبايى موسى ( ع ) دانست و پيش گويى خود را به وى يادآور شد .
قال ألم أقل إنّك لن تستطيع معى صبرًا
3- خضر ( ع ) با بيان آگاه نبودن موسى ( ع ) به راز معيوب ساختن كشتى ، پندار وى را در مورد انگيزه آن كار ، تخطئه كرد .
أخرقتها لتغرق أهلها . .. ألم أقل إنّك لن تستطيع معى صبرًا
جلد
10
1- موسى ( ع ) با به ياد آوردن گفتار خضر درباره ناشكيبايى وى ، به ناروا بودن اعتراض خود پى برد .
قال لاتؤاخذنى بما نسيت
2- موسى ( ع ) به دليل تخلّف از شرط همراهى با خضر ( ع ) و اعتراض ناروا به او ، خود را سزاوار مؤاخذه ديد و از خضر ( ع ) تقاضاى چشم پوشى كرد .
قال لاتؤاخذنى بما نسيت
3- تخلّف موسى از عهد خويش با خضر ( ع ) ، ناشى از فراموشى بود .
قال لاتؤاخذنى بما نسيت
7- موسى ( ع ) عفو و عدم سخت گيرى خضر بر او را به خاطر نسيان و تخلّف از عهد خويش ، تقاضا كرد .
قال لاتؤاخذنى بما نسيت و لاترهقنى من أمرى عسرًا
«إرهاق» به معناى «تحميل كارى طاقت سوز بر ديگرى» است. (قاموس) و مفاد «لاترهقنى...» اين است كه كارى دشوار(مانند جدا شدن و لغو رخصت همراهى) را بر من تحميل مكن و مرا به زحمت مينداز. لازم به ذكر است كه «عسراً» مفعول دوم براى «لاترهقنى» است.
جلد
10
1- خضر ( ع ) عذرخواهى موسى ( ع ) را پذيرفت و اجازه ادامه همراهى را به او داد .
فانطلقا
2- موسى و خضر ( ع ) پس از ماجراى كشتى ، از آن پياده شده و در خشكى ، با نوجوانى برخورد كردند .
فانطلقا حتّى إذا لقيا غلمًا
«غلام» يعنى «كسى كه سبيل او تازه روييده باشد». (معجم مقاييس اللغة).
4- خضر ( ع ) بى درنگ ، پس از مشاهده نوجوان ، او را به قتل رسانيد .
حتّى إذا لقيا غلمًا فقتله
ظاهر عطف به «فاء» در «فقتله» آن است كه خضر(ع) بدون هيچ مقدمه اى، در پى برخورد با نوجوان، به كشتن او اقدام كرده است.
5- موسى ( ع ) نوجوان مقتول را ، فردى بى گناه دانست و خضر ( ع ) را به جهت كشتن وى ، به شدّت مورد اعتراض قرار داد .
قال أقتلت نفسًا زكيّة بغير نفس لقد جئت شيئًا نكرًا
«زكاة» به معناى «طهارت» و «صلاح» و «نمو» و «بركت» و «مدح» آمده است. (لسان العرب) در آيه، مراد از «زكية»، توصيف نوجوان به طهارت و پاكى از گناه است.
11- « عن أبى عبداللّه : . . . بينما العالم يمشى مع موسى إذا هم بغلام يلعب قال : « فوكزه العالم ، فقتله . فقال له موسى : « أقتلت نفساً زكية بغير نفس لقد جئت شيئاً نكراً ؟ » . قال : « فأدخل العالم يده فاقتلع كتفه فإذا عليه مكتوب : كافر مطبوع ;
از امام صادق(ع) روايت شده: . .. آن گاه كه عالم (خضر) با موسى(ع) مى رفت، ناگاه، به پسرى برخوردند كه بازى مى كرد. امام فرمود: «پس آن عالم، مشتى بر وى زد و او را كشت. موسى(ع) به او گفت: «أقتلت نفساً زكية بغير نفس...؟». امام فرمود: «پس آن عالم، دست برد و كتف پسر را بيرون آورد كه بر آن نوشته شده بود «كافر مطبوع».(كافرى كه مهر كفر بر او زده شده است)».
12- « عن أبى عبداللّه ( ع ) : . . . و خرجا ( موسى و خضر ( ع ) ) على ساحل البحر فإذا غلام يلعب مع غلمان . . . فتورّكه العالم فذبحه ;
از امام صادق(ع) روايت شده: . .. آن دو (موسى و خضر(ع)) در كنار ساحل دريا (از كشتى) بيرون آمدند، ناگهان به پسرى برخوردند كه با چند پسر ديگر بازى مى كرد... پس آن عالم (يعنى خضر) آن پسر را بر زانوى خود گذاشت و ذبح اش كرد».
جلد
10
1- خضر ( ع ) براى دومين بار و با صراحتى افزون تر در مورد بى صبرى و پرسش هاى بى جاى موسى ( ع ) ، به او تذكر و هشدار داد .
لقد جئت شيئًا نكرًا . قال ألم أقل لك
در دومين تذكر، خضر(ع) عبارت «لك» آمده است. اضافه شدن اين عبارت و تصريح به اين كه آن سخن در مورد شخص موسى(ع) صادر شده بود، گوياى تأكيد خضر(ع) بر موجه نبودن اعتراض موسى(ع) است.
2- خضر ( ع ) بر ناتوانى موسى ( ع ) از تحمّل كار هاى خضر براى سومين بار تأكيد كرد .
قال ألم أقل لك إنّك لن تستطيع معى صبرًا
خضر(ع) يك بار، در آغاز برخورد با موسى(ع) و بار ديگر، پس از ماجراى كشتى و مرتبه سوم در پى قتل نوجوان، جمله اى را به موسى(ع) يادآور شد كه حاوى چندين تأكيد است. (إنّك لن تستطيع...).
3- پيش بينى خضر ( ع ) در مورد ناشكيبايى موسى ( ع ) در برابر كار هاى او ، مطابق واقع بود .
لقد جئت شيئًا نكرًا . قال ألم أقل لك إنّك لن تستطيع معى صبرًا
4- خضر ( ع ) با اشاره به ناآگاهى موسى ( ع ) از انگيزه قتل نوجوان ، اعتراض وى را ناموجه دانست و آن را نشانه درستى شناخت خويش از كم طاقتى و بى صبرى موسى ( ع ) خواند .
لقد جئت شيئًا نكرًا . قال ألم أقل لك إنّك لن تستطيع معى صبرًا
جلد
10
1- موسى ( ع ) ، از خضر ( ع ) براى تجربه صبر در برابر كار هاى غيرعادى آن حضرت خواستار آخرين فرصت شد .
قال إن سألتك عن شىء بعدها فلاتصحبنى
2- موسى ( ع ) خود را در صورت سؤال مجدد ( سومين تخلّف ) سزاوار محروم شدن از مصاحبت با خضر ( ع ) دانست .
قال إن سألتك من شىء بعدها فلاتصحبنى
4- موسى ( ع ) به ناتوانى خود از تحمّل كردار خضر ( ع ) و همراهى با وى پى برد .
قال . .. قد بلغت من لدنّى عذرًا
5- موسى ( ع ) به معذور بودن خضر ( ع ) در جدا شدن از وى با مشاهده تخلّف او از پيمان سكوت در برابر كار هاى آن حضرت ، اعتراف كرد .
قال إن سألتك . .. قد بلغت من لدنّى عذرًا
جمله «قد بلغت من لدنّى عذراً» يعنى: «از ديدگاه من، به عذرى قابل قبول جهت ترك مصاحبت دست يافتى. ». اين جمله، به قرينه «قد»، مربوط به «إن سألتك...» نيست، بلكه اعتراف موسى(ع) به اين است ترك مصاحبت تو با من، هم اكنون نيز دليل موجهى دارد، ولى طالب مهلتى ديگر هستم.
جلد
10
1- خضر ( ع ) درخواست مهلت موسى ( ع ) را پذيرفت و براى بار سوم ، به او فرصت همراهى داد .
إن سألتك عن شىء بعدها فلاتصحبنى . .. فانطلقا
2- موسى و خضر ( ع ) در مسير حركت و سفر خويش ، به يك آبادى رسيدند و با اهل آن ملاقات كردند .
فانطلقا حتّى إذا أتيا أهل قرية
در اين كه چه شهرى در مسير موسى و خضر(ع) قرار داشته، احتمالات گوناگونى ارائه شده است. از جمله آن ها شهر «ناصره» است كه در ساحل دريا قرار داشته است اين وجه را مجمع البيان از امام صادق (ع) روايت كرده است.
3- موسى و خضر ( ع ) با احساس گرسنگى ، از مردم شهر ، تقاضاى طعام و خوراكى كردند .
استطعما أهلها
به قرينه «يضيّفوهما» مراد از استطعام، تهيه طعام براى ادامه سفر نبوده است، بلكه موسى و خضر(ع)، در همان هنگام، گرسنه بوده اند.
4- هيچ يك از مردم شهر ، حاضر به ميزبانى و اطعام موسى و خضر ( ع ) نشد .
استطعما أهلها فأبوا أن يضيّفوهما
«إباء» به معناى «امتناع و سرباز زدن» است.
5- مردم شهرى كه موسى و خضر ( ع ) به آن وارد شدند ، مردمى دور از خوى مهمان دوستى و غريب نوازى ، دور بودند .
فأبوا أن يضيّفوهما
8- موسى و خضر ( ع ) در آبادى ، با ديوارى مواجه شدند كه در حال سقوط و خرابى بود .
فوجدا فيها جدارًا يريد أن ينقضّ
«إنقضاض» از ماده «قضض» به معناى «از هم پاشيدن» است (قاموس). به كار بردن فعل «يريد» كه نوعاً در
باره موجودات داراى اختيار به كار مى رود، نوعى استعاره است; يعنى، به قدرى ديوار در معرض افتادن بود كه گويا خود بر خرابى و از هم پاشيدگى تصميم گرفته است .
9- خضر ( ع ) ديوار در حال سقوط را ترميم و بازسازى كرد .
يريد أن ينقضّ فأقامه
10- ترميم ديوار مشرفِ بر ويرانى ، به دست خضر ، در برابر ديدگان مردم شهر انجام گرفت . *
حتّى إذا أتيا أهل قرية . .. فأقامه
ورود بر اهل قريه و نيز وجود ديوار در متن شهر كه از تعبير «فوجدا فيها جداراً» استفاده مى شود، ممكن است اشاره به اين داشته باشد كه مردم، ناظر رفتا خضر(ع) بوده اند.
11- خضر ( ع ) براى تعمير ديوار و برپا داشتن آن ، از موسى ( ع ) كمك نطلبيد .
فأقامه
مفرد آمدن «أقامه» ممكن است از آن جهت باشد كه كار بازسازى ديوار، فقط به دست خضر(ع) صورت گرفته باشد; چه اين كه در موارد پيشين، «استطعما» به صورت تثنيه آمده و نقش هر دو را در طلب غذا نمايانده است.
13- موسى ( ع ) از دست مزد نخواستن خضر ( ع ) در برابر كار خويش ، با وجود نياز آنان به اجرتى براى تهيه غذا ناخرسند و گلايه مند بود .
استطعما أهلها . .. قال لو شئت لتّخذت عليه أجرًا
آنچه خضر و موسى(ع) از مردم طلب كردند، غذا بود، آن هم به صورت مجانى، نه خريد - چون پولى براى خريد در اختيارشان نبود - لذا موسى(ع)، پايان گرفتن كار ديوار، موضوع گرفتن مزد را مطرح ساخت، تا به وسيله آن طعامى را خريدارى كنند.
18- سخنِ شِكوه آميز موسى ( ع ) به خضر ( ع ) در مورد نگرفتن مزد ، سومين تخلّف وى از پيمان خويش بود .
قال لو شئت لتّخذت عليه أجرًا
19- « عن جعفربن محمد ( ع ) : . . . « فانطلقا حتّى إذا أتيا أهل قرية » و هى الناصرة ;
از امام صادق(ع) روايت شده:. .. مقصود از قريه، در آيه شريف قريه ناصره است».
20- « عن جعفربن محمد ( ع ) : . . . فوجدا فيها جداراً يريد أن ينقضّ ، فوضع الخضر يده عليه فأقامه ;
از امام صادق(ع) روايت شده: (خضر و موسى(ع)) ديوارى را يافتند كه مى خواست بيفتد. خضر، دست خود را بر آن نهاد و آن را راست كرد».
21- « عن أبى عبداللّه ( ع ) : . . . فوجدا فيها جداراً يريد أن ينقضّ فأقامه قال : « لو شئت لتّخذت عليه أجراً خبزاً نأكله فقد جُعْنا » ;
از امام صادق(ع) روايت شده:. .. خضر و موسى(ع) در آن آبادى ديوارى را يافتند كه مى خواست بيفتد. خضر، آن را راست كرد. موسى(ع) گفت: «مى خواستى براى اين كار، مزدى بگيرى (يعنى) نانى بگيرى تا بخوريم زيرا گرسنه ايم».
جلد
10
1- سومين تخلّف موسى ( ع ) از عهد خويش با خضر ( ع ) ( مطرح ساختن گرفتن مزد ) ، آغاز جدايى آن دو از هم بود .
قال لو شئت لتّخذت . .. قال هذا فراق بينى و بينك
در باره اين كه «هذا» اشاره به چيست، احتمالاتى وجود دارد، از جمله اين كه اشاره به قول موسى(ع) باشد;
يعنى، هذا القول سبب فراق بيننا
2- ناتوانى موسى ( ع ) از تحمّل كار هاى خضر ( ع ) ، در پى سومين سؤال و اعتراض او ، به اثبات رسيد .
قال هذا فراق بينى و بينك سأنبّئك بتأويل ما لم تستطع عليه صبرًا
3- خضر ( ع ) ، پس از آخرين تخلّف موسى ، براى جدا شدن از او ، دليل موجه و عذر پذيرفته شده داشت .
بلغت من لدنّى عذرًا . .. قال لو شئت لتّخذت عليه أجرًا . قال هذا فراق بينى و بين
4- خضر ، موسى ( ع ) را مطمئن ساخت كه اسرار كار هاى شگفت خويش را پيش از جدايى ، براى او بازگو خواهد كرد .
سأنبّئك بتأويل ما لم تستطع عليه صبرًا
جلد
10
8- مقارن با وقوع داستان موسى و خضر ( ع ) ، پادشاهى ، كلّيه كشتى هاى سالم را در آن منطقه ، مصادره مى كرد .
و كان وراءهم ملك يأخذ كلّ سفينة غصبًا
مراد از «كلّ سفينة» - به قرينه «أن أعيبها» «كلّ سفينة صالحة» بوده است.
جلد
10
1- خضر ( ع ) علّت اقدام به بازسازى ديوار فرسوده را براى موسى ( ع ) تشريح كرد .
و أمّا الجدار . .. ما فعلته عن أمرى
2- ديوار ترميم شده به دست خضر ( ع ) در مالكيّت دو پسر بچه يتيم بود .
و أمّا الجدار فكان لغلمين يتيمين
3- خضر ( ع ) با وجود حضور نداشتن مالكان ديوار در آبادى ، به ترميم آن پرداخته بود . *
فكان لغلمين يتيمين فى المدينة
احتمال مى رود كه به كار رفتن واژه «المدينة» در اين آيه، به جاى واژه «القرية» كه در آيات قبل آمده بود، اشاره به اين جهت باشد كه آن دو يتيم در آن آبادى حضور نداشته، بلكه در شهرى ديگر اقامت داشته اند و آن شهر - چنان چه از حرف «ال» در «المدينة» استفاده مى شود - براى خضر و موسى(ع) شناخته شده بود.
4- هدف خضر ( ع ) از ترميم ديوار فرسوده ، محفوظ داشتن گنج نهاده شده در زير آن براى دو يتيم ساكن در شهر بود .
و أمّا الجدار فكان لغلمين يتيمين فى المدينة و كان تحته كنز لهما
16- خضر ( ع ) با توجّه دادن موسى ( ع ) به تدبير فراگير الهى ، حفاظت اموال يتيمان را ، برخاسته از گستردگى ربوبيّت خداوند دانست .
فأراد ربّك
خضر(ع) با اضافه «ربّ» به ضمير خطاب (ربّك) به موسى(ع) اين نكته را بيان داشته است كه گرچه ترميم ديوار، به تغذيه و تربيت جسم تو كمكى نكرد، ولى مالك و مدّبر تو، مالك و مدّبر يتيمان نيز هست.
21- موسى ( ع ) ، سرانجام ، به اسرار كار هاى شگفت خضر آگاه شد و توجيه و تأويل برخى حوادث را از او آموخت .
ذلك تأويل ما لم تسطع عليه صبرًا
«لم تسطع» در اصل «لم تستطع» بوده و حرف «تاء» براى تخفيف حذف شده است.
23- خضر ( ع ) پس از آموختن اسرار كار هاى خود به موسى ( ع ) ، وى را بر بى صبرى در برابر آن ، نكوهش كرد .
ذلك تأويل ما لم تسطع عليه صبرًا
جلد
10
1- خداوند از سمت راست كوه طور ، موسى ( ع ) را مورد خطاب قرار داد و با او سخن گفت .
و ندينه من جانب الطور الأيمن
«أيمن» يا از «يُمن» به معناى خير و بركت داشتن گرفته شده و يا از «يمين» كه به معناى «سمت راست» است. دراين برداشت معناى دوم مورد نظر است. در اين صورت «الأيمن» وصف كلمه «جانب» خواهد بود.
2- كوه طور ، مكانى مبارك و محلى كه خداوند از آن ناحيه با موسى ( ع ) سخن گفت .
و ندينه من جانب الطور الأيمن
«الأيمن» - كه دراين برداشت به معناى مبارك گرفته شده است - ممكن است وصف براى «الطور» باشد و ممكن است وصف براى «جانب» گرفته شود.
جلد
11
1 - موسى ( ع ) و خانواده اش در سيرى شبانه و در بيابان ، دچار سرگردانى شده و راه را گم كردند .
إذ رءا نارًا . .. بقبس أو أجد على النار هدًى
جمله «أجد على النار هدًى» دلالت مى كند كه موسى(ع) و همراهيانش راه را گم كرده بودند و از نبود آتش فهميده مى شود كه آنها در بيابانى سرگردان بودند. ديدن آتش از فاصله اى نسبتاً دور كه حتى با احتمال وجود آتش، تصميم به حركت جمعى به سوى آن نگرفتند، حاكى از شب بودن و تاريكى منطقه است.
2 - موسى ( ع ) در مسير حركت خويش ، علاوه بر همسر خود ، افرادى ديگر ازاعضاى خانواده اش را به همراه داشت .
فقال لأهله امكثوا
فعل «امكثوا» كه به صورت جمع آمده است، بر نكته ياد شده دلالت دارد.
3 - حضرت موسى ( ع ) هنگام سرگردانى در بيابان ، آتشى را ديد و به خانواده اش بشارت داد .
إذ رءا نارًا فقال . .. إنّى ءانست نارًا
«ايناس» (مصدر «ءانست») در معانى «احساس كردن»، «ديدن»، «دانستن» و «شنيدن» استعمال مى شود(لسان العرب). به مناسبت مورد آيه، مراد «ديدن» است.
4 - خانواده و همراهان موسى ( ع ) در بيابان ، آتشى را كه موسى ( ع ) مشاهده كرد ، نديدند . *
فقال لأهله امكثوا أنّى ءانست نارًا
از گفته موسى(ع) كه فرمود: «من آتشى را ديدم» مى توان احتمال داد كه ديگر همراهان موسى(ع) آن آتش را نديده بودند. و گرنه ديدن را به خود اختصاص نمى داد.
5 - موسى ( ع ) تصميم گرفت براى آوردن پاره آتشى جهت روشن كردن آتش و يا پيدا كردن راهنما ، خود را
به محل آتش برساند .
لعلّى ءاتيكم منه بقبس أو أجد على النار هدًى
«قبس»، يعنى اخگر و آن، چوب آتش گرفته اى است كه براى برافروختن آتش ديگر، از آتش آماده اقتباس كرده باشند (لسان العرب). «هدىً» مصدر و به معناى اسم فاعل (هادى) است. حرف «أو» در آيه براى تعيين يكى از دو كار است، يعنى موسى(ع) در نظر داشت اگر با راهنمايى برخورد كرد، به راه ادامه دهند وگرنه با فراهم كردن آتش، خود را گرم نگه دارند.
جلد
11
1 - موسى ( ع ) درپى مشاهده آتش ، از خانواده خويش جدا شده و به طرف آتش حركت كرد .
رءا نارًا . .. فلمّا أتيها
2 - آتشى كه موسى ( ع ) مشاهده كرد ، امرى واقعى بود و موسى ( ع ) خود را به آن رسانيد .
فلمّا أتيها
3 - موسى ( ع ) با نزديك شدن به آتش ، با ندايى مواجه شد كه او را با نام صدا مى زد .
فلمّا أتيها نودى يموسى
4 - نداى « ياموسى » ناگهانى و بدون گذشت زمانى از لحظه رسيدن موسى ( ع ) به آتش ، به او خطاب شد .
فلمّا أتيها نودى يموسى
5 - موسى ( ع ) ، گوينده « ياموسى » را نشناخت .
نودى يموسى
مجهول آمدن «نودى» و نيز جمله «إنّى أنا ربّك» (در آيه بعد) گوياى ناشناخته بودن صاحب صدا براى موسى در اولين برخورد است.
جلد
11
1 - دره طوى - در صحراى سينا - سرزمين تكلم خداوند با موسى ( ع )
يموسى . إنّى أنا ربّك ... إنّك بالواد المقدّس طوًى
«واد» مخفف «وادى»، يعنى حد فاصل بين كوه ها كه راه عبور سيلاب باشد (مصباح). «طُوى» ممكن است نام دره اى پايين كوه طور باشد (لسان العرب). در اين صورت بدل يا عطف بيان براى «الواد المقدس» خواهد بود و ممكن است به معناى «ساعة» و «لحظة» باشد (لسان العرب). كه ظرف براى «المقدس» مى شود; يعنى دره اى كه در برهه اى از زمان (اشاره به لحظه تكلم خداوند با موسى(ع)) تقدس يافته است.
2 - خداوند در خطاب به موسى ( ع ) ، خود را به او شناساند و به او فهماند كه در محضر پروردگار خود قرار دارد و كلام او را مى شنود .
يموسى . إنّى أنا ربّك
4 - خداوند به موسى ( ع ) فرمان داد ، به پاس احترام محضر پروردگار خود ، نعلين از پاى درآورد و با پاى برهنه در وادى مقدس گام نهد .
فاخلع نعليك إنّك بالواد المقدّس طوًى
جلد
11
1 - خداوند در وادى طوى ، خطر منكران قيامت را در بازداشتن موسى ( ع ) از توجه به قيامت ، به او گوشزد كرد و او را از فريب كارى آنان برحذر داشت .
فاعبدنى . .. فلايصدّنك عنها من لايؤمن بها
ضميرهاى «عنها» و «بها» به «الساعة» (در آيه قبل) برمى گردد.
جلد
11
1 - موسى ( ع ) هنگام جدا شدن از خانواده اش براى آوردن آتش ، چوب دستى خود رانيز به همراه داشت .
و ما تلك بيمينك يموسى
«تلك» براى اشاره به مؤنث به كار مى رود و دلالت دارد كه اطلاق نام خشبة يا عودة (چوب) بر آنچه در دست موسى(ع) است، مسلم گرفته شده است; بنابراين از موسى(ع) خواسته شده بود كه در جواب، خصوصيات آن چوب را بيان كند تا متوجه باشد كه چه چيزى تبديل به مار خواهد شد. گفتنى است كه از جمله «أهشّ بها على غنمى» (در آيه بعد)، استفاده مى شود كه موسى(ع) پيش از آمدن به كوه طور، آن عصا را به همراه داشت.
2 - خداوند در وادى طوى ، از موسى ( ع ) خواست ، خصوصيات چوب دستى خود رابيان كند .
و ما تلك بيمينك يموسى
جلد
11
1 - موسى ( ع ) در پاسخ به پرسش خداوند - در باره آنچه در دست دارد - آن را عصاى خويش اعلام كرد .
و ما تلك بيمينك . .. قال هى عصاى
5 - حضرت موسى ( ع ) در راه مدين به مصر ، داراى گوسفندانى بود كه خود ، آنها را شبانى مى كرد .
أهشّ بها على غنمى
«غنم» يعنى، گوسفندان. اين كلمه از لفظ خود، مفرد ندارد و به يك گوسفند «شاة» گفته مى شود (مصباح)
6 - سرزمينى كه موسى ( ع ) در آن دام دارى و شبانى مى كرد ، درختانى داشت كه برگ آن براى تغذيه دام مناسب بود .
و أهشّ بها على غنمى
جلد
11
1 - خداوند در وادى طوى به موسى ( ع ) فرمان داد تا عصاى خويش را بر زمين بيفكند .
قال ألقها يموسى
جلد
11
1 - موسى ( ع ) به فرمان خداوند عصاى خويش را بر زمين افكند .
فألقيها
2 - عصاى موسى ( ع ) در پى افكنده شدن ، به مارى در حال حركت تبديل شد .
فألقيها فإذا هى حيّة تسعى
جلد
11
1 - خداوند به موسى ( ع ) فرمان داد عصاى تبديل شده به مار را بدون ترس از زمين برگيرد .
قال خذها
2 - موسى ( ع ) از گرفتن عصاى مار شده خويش در بيم و هراس بود .
قال خذها و لاتخف
3 - خداوند ، موسى ( ع ) را مطمئن ساخت كه عصاى مار شده - پس از گرفته شدن - به حالت اول بر خواهد گشت .
و لاتخف سنعيدها سيرتها الأولى
«سيرة» در اصل به معناى حالت و هيئت سير است، ولى به صورت مجاز، بر هر صفت و حالتى اطلاق مى شود. در جمله «سنعيدها سيرتها» حرف «إلى» در تقدير است، كه حذف آن، كلمه را منصوب به نزع خافض كرده است; يعنى «سنعيدها إلى سيرتها» يا «سنعيد إليها سيرتها».
5 - نماياندن معجزه به موسى ( ع ) در وادى طوى و به دور از چشم مردم ، به خاطر تجربه و آمادگى بيشتر او براى ارائه معجزه در حضور مردم بود . *
ألقها . .. خذها و لاتخف
جلد
11
1 - خداوند ، در وادى طوى به موسى ( ع ) فرمان داد كه با گذاردن دست در زير بغل و بيرون آوردن آن ، با معجزه اى ديگر آشنا شود .
واضمم يدك إلى جناحك . .. ءاية أُخرى
«جناح» در معانى «دست»، «بازو»، «زير بغل» و «پهلو» به كار مى رود (قاموس). فعل «تخرج» قرينه است براين كه مراد از «جناح» در آيه «زير بغل» است، زيرا بر دور شدن دست از بازو و پهلو خروج صادق نيست.
جلد
11
1 - ارائه معجزه عصا و يدبيضا به موسى ( ع ) در وادى طوى ، به جهت نماياندن برخى معجزات بزرگ الهى به آن حضرت بود .
لنريك من ءايتنا الكبرى
«لنريك» متعلق به فعلى است كه از «آية أُخرى» انتزاع مى شود; يعنى آيه آورديم تا . .. . «من» براى تبعيض است و دلالت مى كند كه مراد، نشان دادن بعضى از آيات بزرگ خداوند است.
جلد
11
2 - خداوند ، موسى ( ع ) را به حركت به سوى فرعون و بازداشتن او از طغيان گرى ، فرمان داد .
اذهب إلى فرعون إنّه طغى
جلد
11
1 - موسى ( ع ) جهت انجام رسالت خويش و بازداشتن فرعون از طغيان گرى ، با دعابه درگاه خداوند ، خواهان شرح صدر خويش شد .
اذهب . .. قال ربّ اشرح لى صدرى
فراخى سينه، كنايه از خويشتن دارى و كنترل خود و اختيار از كف ندادن است.
7 - موسى ( ع ) در وادى طوى از خداوند خواست او را پذيراى حقيقت قرار دهدو توان مندى هاى او را براى دريافت پيام هاى الهى افزايش دهد .
ربّ اشرح لى صدرى
شرح صدر، گنجايش دادن آن براى قبول حق است (لسان العرب). صدر و قلب، كنايه از نفس انسان است كه داراى وصف فهم و درك است و گفته شده است كه صدر اعم از قلب است، زيرا علاوه بر عقل و علم، شامل قواى شهوت و غضب و هوس و غير آن نيز مى شود (مفردات راغب).
جلد
11
2 - موسى ( ع ) در مبارزه با فرعون ، خود را مواجه با گروهى از حاميان او مى ديد و براى ارشاد آنان چاره انديشى مى كرد .
اذهب إلى فرعون . .. يفقهوا قولى
با آن كه در فرمان رسالت فقط نام فرعون آمده بود، اما موسى(ع) براى گفتار خويش، شنوندگان بيشترى را پيش بينى مى كرد و «يفقهوا» را با صيغه جمع آورد.
جلد
11
1 - موسى ( ع ) از خداوند خواست ، هارون ( ع ) را در ابلاغ پيام الهى به فرعون ، شريك او گرداند .
هرون أخى . .. و أشركه فى أمرى
مقصود از شراكت مورد درخواست موسى(ع)، مشاركت هارون با او در ابلاغ پيام خداوند به فرعونيان است، نه در دريافت وحى، زيرا موسى(ع) از تنهايى در آن هراسى نداشت.
جلد
11
1 - خداوند تمامى خواسته هاى موسى ( ع ) را پذيرفت و به او شرح صدر و بيان روان عطا كرد و هارون را وزير او قرار داد .
قال ربّ . .. قال قد أُوتيت سؤلك يموسى
«سؤل»; يعنى احتياجى كه نفس انسان بر تحصيل آن حرص مىورزد و فرق آن با آرزو اين است كه آرزو در فكر انسان مى گذرد، ولى «سؤل» پى گيرى مى شود. گويا همواره رتبه «سول» بعد از آرزو است.
3 - خداوند در وادى طوى ( در كوه طور ) موسى ( ع ) را بر اجابت خواسته هايش آگاه ساخت .
قد أُتيت سؤلك
جلد
11
1 - جان موسى ( ع ) از آغاز تولد و اوان طفوليت از سوى فرعونيان در خطر بود .
أن اقذفيه فى التابوت فاقذفيه فى اليمّ
فرمان يافتن مادر موسى به افكندن فرزندش در آب رودخانه، نشان از شرايط سخت آن دوران و در خطر بودن جان موسى(ع) دارد.
2 - خداوند ، مادر موسى را به نهادن او در صندوق و افكندن آن به رود نيل ، فرمان داد .
أن اقذفيه فى التابوت فاقذفيه فى اليمّ
مدلول «قذف» پرتاب كردن و افكندن است (مقاييس اللغة) و «اقذفى» كه هم در مورد گذاردن موسى(ع) در صندوق و هم افكندن صندوق به آب، به كار رفته، گوياى اين است كه بايد موسى(ع) به گونه اى در صندوق قرار داده شده و به آب افكنده شود كه هر بيننده اى گمان كند آن را دور انداخته اند. «تابوت»، يعنى صندوق (نهايه ابن اثير) و «يمّ» به معناى دريا است و در آيه، مراد رود نيل است (لسان العرب).
4 - خداوند به مادر موسى ( ع ) اطمينان بخشيد كه آب خروشان نيل ، صندوق حامل موسى ( ع ) را به ساحل خواهد افكند .
فليلقه اليمّ بالساحل
امر به دريا كه بايد صندوق را به ساحل بيفكند، مجاز و براى مبالغه در اين است كه آمدن صندوق به همراه جريان آب تا كناره رودخانه و افكنده شدن آن به خشكى، قطعى است.
5 - مادر موسى ( ع ) ، به پيام خداوند ايمان داشت و به حفظ جان موسى ( ع ) از جانب او مطمئن بود .
إذ أوحينا . .. أن اقذفيه ... يأخذه عدوّ
به قرينه» القيت عليك محبه «و نيز آيات ديگر قرآن; مادر موسى(ع) به محتواى وحى الهى عمل كرد و موسى(ع) را به نيل سپرد. اين كار گواه اطمينان مادر موسى(ع) به آن است كه پيام دريافت شده وحى الهى بوده و نيز نشان از ايمان كامل او دارد.
6 - رود نيل از جانب خداوند ، مأمور افكندن صندوق حامل موسى ( ع ) به ساحل بود .
فليلقه اليمّ بالساحل
جمله «فليلقه اليم»، علاوه بر اين كه به مادر موسى مى فهماند كه افكنده شدن موسى(ع) به ساحل قطعى است، ازاين حقيقت نيز حكايت مى كند كه آب به امر تكوينى خداوند، مأمور است كه اين عمل را انجام دهد.
8 - مادر موسى ( ع ) ، پيش از افكندن او به آب ، از جانب خداوند ، به نجات موسى ( ع ) به دست يكى از دشمنان آگاه شده بود .
أوحينا. .. يأخذه عدوّ لى و عدوّ له
9 - فرعون با خداوند و موسى ( ع ) دشمن بود و در پى شناخت موسى ( ع ) و نابود ساختن او برآمده بود .
يأخذه عدوّ لى و عدوّ له
عداوت فرعون براى موسى(ع)، آن هم پيش از پيدا شدن كودكى با ويژگى هاى او، گوياى آن است كه فرعون
تصميم داشت در صورت دست يافتن بر او، وى را هلاك سازد.
18 - محبوبيت موسى ( ع ) در دل ها و در دربار فرعون ، مايه احترام به موسى ( ع ) و موجب خدمت فراوان به او شده بود .
و ألقيت عليك محبّة منّى و لتصنع على عينى
چنانچه «صنيعة» (ريشه اشتقاقى «لتصنع») به معناى احسان و كرامت باشد، مفاد «لتصنع. ..» چنين مى شود: محبت تو را در قلب ديگران قرار دادم تا با مراقبت كامل من، مورد احترام و احسان آنان قرار گيرى.
20 - زندگى موسى ( ع ) ، نمونه اى از نظارت خداوند بر پرورش پيامبران از آغاز ولادت آنان است .
و لتصنع على عينى
22 - « عن أبى جعفر ( ع ) قال : أنزل اللّه على موسى التابوت و نوديت أُمّه ضعيه فى التابوت فاقذفيه فى اليمّ و هو البحر ;
از امام باقر(ع) روايت شده كه فرمود: خداوند تابوت را بر موسى(ع) نازل كرد و به مادر وى ندا داده شد كه او را در تابوت قرار ده، پس آن را به دريا بيفكن».
جلد
11
1 - موسى ( ع ) در زمان تولد ، داراى خواهرى بزرگ و رشيد بود .
إذ تمشى أُختك فتقول هل أدلّكم
تعقيب كردن موسى(ع) و نفوذ به دربار و نيز پيشنهاد دايه، جملگى گوياى آن است كه خواهر او در سنينى قرار داشته كه علاوه بر توان جسمى و فكرى براين كارها و ترفندها، سخن او نيز مورد پذيرش و قبول قرار مى گرفته است.
2 - خواهر موسى ، از افكنده شدن برادر كوچكش به نيل مطلع و نگران بود و گام به گام به تعقيب جعبه حامل وى پرداخت .
إذ تمشى أختك فتقول
حركت كردن خواهر موسى در پى او، نشانگر آن است كه وى از جريان موسى(ع) و به آب افكنده شدن او و نيز اجمال حوادثى كه در پيش است، مطلع بوده است.
3 - خواهر موسى ، تا زمان نجات او از آب و مشاهده تلاش درباريان فرعون براى يافتن دايه ، به تعقيب وى ادامه داد .
إذ تمشى أُختك فتقول هل أدلّكم
ظاهر «هل أدلّكم» آن است كه خواهر موسى، تصاحب او را از سوى فرعونيان ديده و با رساندن خود به درباريان، پيشنهاد خود را بدون واسطه با مقامات دربار و كسانى كه در طلب دايه بودند، مطرح كرده بود.
4 - فرعون ، به نگه دارى و حفاظت از موسى ( ع ) مصمم شد .
هل أدلّكم على من يكفله
تلاش براى يافتن دايه و سرپرست، حكايت از آن دارد كه فرعون بر نگه دارى موسى مصمم شده بود.
6 - خواهر موسى به فرعونيان اظهار آمادگى كرد تا دايه اى مناسب را براى او معرفى كند .
هل أدلّكم على من يكفله
«كافل» به كسى گفته مى شود كه پرداختن به امور كسى را بر عهده گيرد (مقاييس اللغة).
7 - خواهر موسى ، آمادگى خود را براى معرفى دايه به فرعونيان ، مكرر به آنان گوشزد مى كرد .
فتقول هل أدلّكم
فعل مضارع «تقول» بر استمرار كار در گذشته دلالت دارد.
8 - دايه پيشنهادى خواهر موسى ، از سوى درباريان فرعون پذيرفته و از وى استقبال شد .
هل أدلّكم على من يكفله فرجعنك إلى أُمّك
«فاء» در «فرجعناك» فصيحه است; يعنى، از جملاتى محذوف خبر مى دهد كه از پذيرش پيشنهاد خواهر موسى حكايت دارد.
10 - فرعونيان ، موسى ( ع ) را به مادرش سپردند و او وى را به خانه خويش برد .
فرجعنك إلى أُمّك
بازگشت موسى نزد مادر، به اين است كه مادر، او را نزد خود برده باشد; نه اين كه براى پرستارى او به دربار رفته باشد.
11 - موسى ( ع ) ، در خردسالى تحت تكفل مادر خود بود .
على من يكفله
12 - خواهر موسى ، تلاش و نقشى مؤثر در بازگرداندن او به مادرش داشت .
إذ تمشى أُختك . .. فرجعنك إلى أُمّك
يادكردن از خواهر موسى(ع) و تلاش او، نشان از نقش مؤثر و كارساز او در بازگرداندن وى به مادر دارد.
13 - مادر موسى ، با چشم دوختن به سرنوشت نامعلوم فرزندش ، از دورى او اندوهگين بود .
كى تقرّ عينها و لاتحزن
آرام و قرارگرفتن چشم، كنايه از بر طرف شدن نگرانى شديدى است كه چشم را به سويى خيره مى كند و يا آن را همواره به چپ و راست مى چرخاند.
14 - ديدار دوباره با موسى ( ع ) ، به چشمان مادر روشنى و آرامش بخشيد و اندوه او را برطرف ساخت .
فرجعنك إلى أُمّك كى تقرّ عينها و لاتحزن
«قرة العين» يا از «قرار» به معناى آرام گرفتن مشتق است و يا از «قُرّ» به معناى سردشدن كه نتيجه توقف اشك سوزان است. در هر صورت اين تعبير، كنايه از شادمانى است كه چشم را از نگران بودن و حركت به سمت راست و چپ بازمى دارد و اشك سوزان اندوه را قطع مى كند.
18 - موسى ( ع ) ، پيش از دريافت وحى در كوه طور و رسيدن به مقام رسالت ، شخصى را به قتل رسانده بود .
و قتلت نفسًا
اين آيه به كشته شدن مردى از قبطيان در مصر نظر دارد كه با يكى از هم كيشان موسى(ع) درگير شده و آن حضرت او را كشته بود. ولى فكر پى آمد آن، او را آسوده نمى گذاشت، تا آن كه از مصر گريخت و در مدين از خطر رهايى يافت و غم و غصه او زايل گشت.
20 - موسى ( ع ) به خاطر ارتكاب قتل ، نزد فرعونيان امنيت جانى نداشت .
فنجّينك من الغم
25 - خداوند ، پيش از ورود موسى ( ع ) به مدين ، او را به آزمايشى سخت گرفتار ساخت .
و فتنّك فتونًا فلبثت سنين فى أهل مدين
«فتنة» به معناى امتحان و اختبار است (مصباح). «فتون» مصدر و مفعول مطلق است و براى تأكيد كلام آورده شده است و جمله «فتنّاك فتوناً»; يعنى، تو را به خوبى آزموديم.
27 - تعدد آزمايش هاى الهى از موسى ( ع ) ، پيش از ورود به مدين
و فتنّك فتونًا
ممكن است كلمه «فتون» آن گونه كه در «كشاف» و «البحرالمحيط» آمده، جمع فتنه باشد.
28 - موسى ( ع ) در دوران زندگانى خويش ، با سختى هاى فراوانى مواجه شد .
و فتنّك فتونًا
«فتون» - چنانچه برخى گفته اند - جمع فتنة است و «فتنة»، در مورد شدايد و سختى ها استعمال بيشترى دارد (مفردات راغب).
32 - موسى ( ع ) در پى رهايى از چنگ فرعونيان ، با سختى به مدين رسيد و در آن جا چندين سال اقامت گزيد .
و فتنّك فتونًافلبثت فى أهل مدين
«فاء» در «فلبثت. ..» دلالت دارد كه ورود موسى به مدين، بعد از سختى كشيدن او در راه مصر و مدين بوده است.
33 - درنگ چندساله موسى ( ع ) در بين مردم مدين ، مرحله اى ديگر از آزمون و ابتلاى موسى ( ع ) بود .
و فتنّك فتونًافلبثت فى أهل مدين
«فاء» در «فلبثت» ممكن است براى عطف مفصل بر مجمل باشد. در اين صورت درنگ موسى(ع) در مدين، مصداق فتنه (آزمون يا سختى) خواهد بود.
جلد
11
1 - موسى و هارون ( ع ) قبل از حركت به طرف فرعون ، با يكديگر ملاقات نموده و موانع احتمالى ارشاد او را بررسى كردند .
قالا ربّنا إنّنا نخاف
قسمت هايى از داستان موسى(ع) - از قبيل بازگشت او نزد خانواده اش و پيداكردن راه مصر و ملاقات با برادرش هارون(ع) - به اين جهت كه در ماجراى برخورد با فرعون، چندان دخيل نبوده، دراين آيات ذكر نشده است. اين احتمال نيز وجود دارد كه آيه 42 (اذهب أنت و أخوك) به بعد، سخنان خداوند به موسى و هارون(ع)، پس از ملاقات آن دو باشد.
2 - موسى و هارون ( ع ) با مناجات به درگاه خداوند و برشمردن موانع احتمالى اقدام خود ، از خداوند راه چاره خواستند .
قالا ربّنا إنّنا نخاف أن يفرط علينا
3 - موسى و هارون ( ع ) از پيشدستى فرعون و اقدام او به كيفر فورى آنان ، پيش از هرگونه فرصت اظهار معجزه و بيان حقيقت ، نگران بودند .
قالا ربّنا إنّنا نخاف أن يفرط علينا
«فَرَطَ»; يعنى، پيشى گرفت بدون آن كه افراط يا تفريط كرده باشد (مفردات راغب). مراد موسى و هارون(ع)، احتمال دست زدن فرعون به كارى است كه فرصت ابلاغ پيام الهى را از آنان بگيرد.
4 - موسى و هارون ( ع ) ، از احتمال افزايش طغيان فرعون ، درپى ابلاغ دعوت الهى به او ، نگران بودند .
أو أن يطغى
خداوند در سخن با موسى(ع)، به طغيان گرى فرعون تصريح كرده بود. بنابراين مراد موسى و هارون(ع) از اين سخن، احتمال افزايش طغيان او است; به گونه اى كه زمينه پذيرش دعوت را در او به كلى از ميان ببرد.
5 - نگرانى موسى و هارون ( ع ) از ناكامى در ابلاغ پيام خداوند به فرعون
إنّنا نخاف أن يفرط علينا أو أن يطغى
جلد
11
2 - خداوند به موسى و هارون ( ع ) اطمينان داد كه فرعون فرصت ابلاغ پيام رسالت را از آنان نگرفته و بر طغيان خود نخواهند افزود .
نخاف أن يفرط . .. قال لاتخافا
3 - خداوند همراهى كامل خود با موسى و هارون ( ع ) و حمايت و حفاظت از آنان را طى رويارويى با فرعون ، اعلام كرد .
إنّنى معكما
خداوند، همواره با همگان هست و در همه جا حضور دارد. آنچه كه براى رفع نگرانى موسى و هارون(ع) مورد تأييد قرار گرفته، حضور ويژه خداوند است كه حاكى از حمايت بى دريغ او از آنان است.
6 - شنوايى و بينايى خداوند ، پشتوانه اى اطمينان بخش براى تضمين يارى موسى و هارون ( ع ) در برابر فرعون بود .
إنّنى معكما أسمع و أرى
7 - وعده يارى خداوند و آگاهى گسترده او بر جزئيات ماجراى ارشاد فرعون ، مايه اميدوارى و آرامش بخش دل هاى نگران موسى و هارون ( ع ) بود .
إنّنا نخاف . .. لاتخافا إنّنى معكما أسمع و أرى
جلد
11
1 - خداوند ، موسى و هارون ( ع ) را به حضور بى باكانه و بى درنگ نزد فرعون و آگاه ساختن او از رسالت خويش فرمان داد .
لاتخافا . .. فأتياه فقولا إنّا رسولا ربّك
«فأتياه» عطف بر «لاتخافا» و تفريع بر آن است. يعنى حال كه امنيت و حفاظت شما تأمين گرديد بدون ترس و نگرانى نزد فرعون برويد. «فاء» عاطفه براى تعقيب است و دلالت دارد كه نبايد بين دو كار فاصله غير متعارفى وجود داشته باشد.
3 - آزادى بنى اسرائيل و گسيل داشتن آنان با موسى و هارون ( ع ) ، نخستين خواسته آن دو از فرعون بود .
فقولا . .. فأرسل معنا بنى إسرءيل
5 - موسى و هارون ( ع ) به فرمان خداوند ، وظيفه دار رهبرى بنى اسرائيل پس از موافقت فرعون با خروج آنان
فأرسل معنا بنى إسرءيل
11 - موسى و هارون ( ع ) ، از جانب خداوند مأمور بازداشتن فرعون از شكنجه بنى اسرائيل بودند .
إنّا رسولا ربّك . .. و لاتعذّبهم
13 - خداوند ، به موسى و هارون ( ع ) فرمان داد تا داشتن معجزه براى اثبات رسالت خويش را به فرعون ابلاغ كنند .
قد جئنك ب--َاية
«آية» اسم جنس و قابل اطلاق بر كم و زياد است. بنابراين مى توان بر معجزات متعدد نيز «آية» اطلاق كرد.
14 - توجه دادن فرعون به وابستگى امور زندگانى او به ربوبيت خداوند ، از جمله برنامه هاى ديدار موسى و هارون ( ع ) با فرعون بود .
إنّا رسولا ربّك . .. ب--َاية من ربّك
تكرار «ربّك» در اين آيه و در خطاب به فرعون - باتوجه به ادعاى ربوبيت او - براى متذكر ساختن وى به انحصار ربوبيت براى خداوند است.
جلد
11
3 - انذار فرعون از عذاب ، با لحنى ملايم و پس از تبشير وى ، از وظايف موسى و هارون بود .
والسلم على من . .. العذاب على من كذّب
ظاهر كلام آن است كه انذار فرعون پس از تبشير او صورت گرفته باشد. به كار گرفتن صيغه هاى غايب در انذار، و نيز تصريح به وحى بودن آن همراه با تأكيد، جملگى گواه نرمى گفتار موسى و هارون در سخن گفتن با فرعون است.
جلد
11
1 - موسى و هارون ( ع ) با ابلاغ پيام هاى وحى الهى به فرعون ، مأموريت خويش را به انجام رساندند .
فقولا له . .. قال فمن ربّكما
آيات گذشته، جملگى سخن خداوند با موسى و هارون(ع) بود; ولى از مواجهه آنان با فرعون و آنچه روى داده، در اين آيات سخنى نيست. از پاسخ فرعون برمى آيد كه آنان پيام خويش را به وى رساندند و پاسخ او را دريافت كردند.
2 - فرعون با گوش فرادادن به سخنان موسى و هارون ( ع ) ، اجازه داد آنان پيام الهى خويش را به او برسانند .
فقولا إنّا رسولا . .. قال فمن ربّكما
3 - اظهار بى اطلاعى و تجاهل نسبت به پروردگار موسى و هارون ، عكس العمل فرعون در برابر سخنان آن دو
إنّا رسولا ربّك . .. ب--َاية من ربّك ... قال فمن ربّكما
گرچه موسى و هارون(ع)، مبدأ پيام را با عنوان «ربّك» به فرعون معرفى كردند; ولى فرعون در مقام سؤال «ربّكما» به كار برده است تا ضمن انكار ربوبيت خداوند، نسبت به آن اظهار بى خبرى نيز كرده باشد.
4 - فرعون با اظهار بى اطلاعى از پروردگار موسى و هارون ، ركن اصلى پيام هاى آنان را زير سؤال برد .
إنّا رسولا ربّك . .. أُوحى إلينا ... فمن ربّكما
5 - با وجود مشاركت موسى و هارون ( ع ) در وحى و رسالت ، مسؤوليت آن با موسى ( ع ) بود .
قال فمن ربّكما يموسى
موسى و هارون(ع)، در كليه مكالمات خود موظف بودند كه پيام مشترك خويش را به فرعون ابلاغ كنند و از اين رو كليه ضماير در آيات گذشته به صورت تثنيه و مشترك آمده است (اذهبا، قولا، لاتخافا، معكما، فقولا، رسولا، جئناك، إنّا، إلينا); ولى فرعون در مطرح كردن سؤال خود در عين مخاطب قرار دادن هر دو، پاسخ را از موسى(ع) طلب مى كند (يا موسى). اين قرينه ها نشان دهنده آن است كه در عين اشتراك موسى و هارون(ع) در رسالت، رهبرى با موسى(ع) بوده و فرعون به آن پى برده بود.
جلد
11
1 - موسى ( ع ) در پاسخ فرعون ، پروردگارش را آفريننده و هدايتگر همه موجودات معرفى كرد .
من ربّكما . .. قال ربّنا الذى أعطى ... ثمّ هدى
9 - تأكيد موسى ( ع ) در برابر فرعون ، بر يگانگى خالق و ربّ جهان
من ربّكما . .. ربّنا الذى أعطى كلّ شىءء خلقه
جلد
11
3 - چگونگى برخورد خداوند با اقوام غير مؤمن گذشته ، پرسش فرعون از موسى ( ع )
أنّ العذاب على من كذّب . .. فما بال القرون الأُولى
چون در آيات گذشته، موسى(ع) سخن از امنيت پيروان هدايت و عذاب تكذيب كنندگان به ميان آورد، سؤال فرعون به منظور اظهار نظر موسى(ع) در باره حال نسل هاى پيشين بوده است. انگيزه او از اين پرسش مى تواند تحريك نسل حاضر در برابر پاسخ موسى(ع) به معذَّب بودن پدرانشان باشد. طفره رفتن موسى(ع) از جواب صريح، اين احتمال را تقويت مى كند.
5 - فرعون با طرح پرسش از موسى ( ع ) در باره وضعيت اقوام گذشته ، سعى در پنهان ساختن درماندگى خود در برابر سخنان او داشت .
من ربّكما . .. الذى أعطى كلّ شىء خلقه ... فما بال القرون الأُولى
ممكن است طرح سؤال فرعون در باره اقوام گذشته، صرفاً به جهت منحرف ساختن بحث و بردن آن به زاويه اى نامشخص صورت گرفته باشد. وارد نشدن موسى(ع) در چنين بحثى، نقشه او را خنثى كرده است.
6 - فرعون با استناد به عقايد و افكار اقوام گذشته ، سعى در مقابله با موسى ( ع ) و تثبيت حقانيت شرك داشت .
قال فما بال القرون الأُولى
تمسّك فرعون به افكار پيشينيان و اين كه اگر رسالت موسى حق است، چرا براى اقوام گذشته چنين رسولى نيامد و چرا آنها عذاب نشدند، نشان مى دهد كه در ديدگاه او، پذيرفته هاى نسل هاى قبل، صحيح و قابل تبعيت است.
جلد
11
2 - موسى ( ع ) در پاسخ فرعون ، آگاهى دقيق خداوند از مشركان نابود شده را ، دليل امكان پذير بودن عذاب آنان خواند .
قال فما بال القرون الأُولى . قال علمها عند ربّى
3 - موسى ( ع ) با احاله علم و آگاهى در باره اقوام پيشين به خداوند ، از منحرف شدن بحث به مسائل غير اصلى جلوگيرى كرد .
فما بال . .. قال علمها عند ربّى
موسى(ع) به جاى پاسخ صريح به سؤال فرعون، علم آن را به خداوند احاله كرده است. بعيد نيست فرعون با درماندگى در برابر منطق او، با طرح پرسشى در باره اقوام گذشته، سعى در منحرف ساختن بحث داشته است. از
اين رو موسى(ع) با احاله پاسخ به خداوند، نقشه فرعون را خنثى نموده است.
جلد
11
2 - فرعون ، معجزات ارائه شده از جانب موسى ( ع ) را تكذيب كرد و منكر دلالت آنها بر رسالت او شد .
و لقد أرينه ءايتنا كلّها فكذّب
جلد
11
3 - برنامه ريزى و توطئه براى بيرون راندن فرعون و فرعونيان از مصر و تلاش براى رسيدن به حكومت ، اتهام فرعون به حضرت موسى ( ع )
أجئتنا لتخرجنا من أرضنا بسحرك يموسى
4 - فرعون آيات و معجزات الهى موسى ( ع ) را سِحر خواند و آن را وسيله اى براى بيرون راندن فرعونيان از مصر دانست .
لتخرجنا من أرضنا بسحرك يموسى
5 - فرعون ، با اعلام خطر به قبطيان در مورد خطر اخراج از مصر ، به تحريك آنان در جهت مقابله با موسى ( ع ) پرداخت .
أجئتنا لتخرجنا من أرضنا
در كلام موسى(ع) با فرعون، هيچ نشانه اى به چشم نمى خورد كه دال بر تصميم او بر اخراج فرعونيان از مصر باشد. آنچه موسى(ع) خواهان آن بود، نجات دادن بنى اسرائيل از بردگى و بيرون بردن آنان از مصر بود. بنابراين مطرح شدن اين سخن (اخراج قبطيان) از سوى فرعون، صرفاً به جهت برانگيختن احساسات آنان عليه موسى(ع) بوده است.
جلد
11
1 - فرعون براى مقابله با موسى ( ع ) به وسيله سحر مصمم شد .
فلنأتيّنك بسحر مثله
«لنأتينّك» حاوى لام تأكيد و نون تأكيد ثقليه است و بر اعلان تصميم قطعى فرعون براى مقابله با موسى(ع) دلالت مى كند.
2 - فرعون ، مدعى قدرت ارائه سِحرى همانند معجزات و آيات موسى ( ع )
فلنأتيّنك بسحر مثله
3 - فرعون ، معجزات موسى ( ع ) را سِحر خوانده و امكان انجام نظير آن را دليل معجزه نبودن آن دانسته بود .
فلنأتيّنك بسحر مثله
5 - فرعون ، مطمئن به توانايى خويش در جمع آورى امكانات ( سِحر و ساحران ) براى مقابله با موسى ( ع )
موعدًا لانخلفه نحن
تأكيد فرعون بر عدم تخلف از زمان موعود، حكايت از آمادگى او براى جمع آورى ساحران و ارائه سحرى بزرگ دارد.
6 - فرعون با تظاهر به اطمينان خويش بر پيروزى بر موسى ( ع ) ، تعيين مكان و زمان رويارويى را به او واگذار كرد .
فاجعل بيننا و بينك موعدًا لانخلفه
در اين كه «موعداً» مصدر است يا اسم زمان و يا اسم مكان، نظرياتى چند ابراز شده است. گفتنى است كه به قرينه وصف «لانخلفه» و كلمه «مكاناً» و كلمه «يوم الزينة» (در آيه بعد) مى توان پى برد كه مجموعه هر سه معنا، مورد نظر بوده است; هر چند براى برخى از آن معانى كلام داراى تقديراتى باشد.
7 - فرعون به موسى ( ع ) اطمينان داد كه او و يارانش ، از حضور در ميعادگاه تخلف نخواهند ورزيد .
موعدًا لانخلفه نحن
8 - فرعون از موسى ( ع ) خواست به وى اطمينان دهد كه او نيز در ميعادگاه حاضر خواهد شد .
و لا أنت
9 - فرعون به قدرت يك تنه موسى ( ع ) در برابر تشكيلات عريض و طويل خويش اعتراف كرد .
فاجعل بيننا . .. لانخلفه نحن و لاأنت
برداشت ياد شده از آنجا است كه فرعون ضمير مربوط به خود را جمع (نحن) و ضمير مربوط به موسى(ع) را مفرد (أنت) ذكر كرده است. البته محتمل است انتخاب اين نحوه سخن براى تعظيم خود باشد; ولى اين نكته را نمى توان از نظر دور داشت كه در هر صورت، فرعون با مجموع امكانات و قدرت خود، در برابر موسى(ع) موضع گيرى كرده بود.
10 - فرعون ، براى مقابله با معجزات موسى ( ع ) از او خواست مكانى مناسب و هموار را در نظر گيرد .
فاجعل . .. مكانًا سوًى
«مكاناً» بدل است براى «موعداً» و «سوى» به معناى مستوى است. «مكاناً سوى»; يعنى، زمينى كه مسطح باشد. اين وصف، آگاهى طرفين را بر آنچه انجام مى گيرد، ممكن مى سازد.
11 - دعوت موسى ( ع ) و مقابله فرعون با آن حضرت ، موضوعى مطرح در افكار عمومى مردم مصر
فاجعل . .. موعدًا ... مكانًا سوًى
سعى فرعون در مقابله با موسى(ع) به وسيله سحر، و دعوت از مردم براى شركت در اين رويارويى، حكايت از آن دارد كه موضوع دعوت آن حضرت، موضوعى مطرح در جامعه آن زمان بوده و مردم اين رويداد را تعقيب مى كرده اند.
12 - فرعون ، ناگزير از قانع كردن افكار عمومى مردم مصر ، دربرابر دعوت و معجزات حضرت موسى ( ع )
فلنأتيّنك بسحر مثله فاجعل . .. مكانًا سوًى
جلد
11
2 - موسى ( ع ) ، روز عيد را به عنوان روز موعود براى مقابله با فرعون برگزيد .
قال موعدكم يوم الزينة
4 - هنگام بالا آمدن آفتاب و اجتماع مردم در روز عيد ، زمان مواعده موسى ( ع ) و فرعون
موعدكم يوم الزينة و أن يحشرالناس ضحًى
5 - موسى ( ع ) با قاطعيت براى مقابله با فرعون در برابر مردم ، اعلام آمادگى كرد .
قال موعدكم يوم الزينة
كلمه «موعد» در اين آيه، اسم زمان و به معناى زمان وعده است. تعيين قاطع و روشن زمان وعده و انتخاب روز
عيد و اجتماع مردم، جملگى حكايت از قاطعيت موسى(ع) در امر مقابله با فرعون دارد.
6 - موسى ( ع ) ، مناسب ترين زمان را براى تبليغ و ارائه معجزات خويش و منكوب ساختن فرعون برگزيد .
قال موعدكم يوم الزينة و أن يحشرالناس ضحًى
روز عيد، نوعاً روز فراغت و آمادگى فكرى مردم است. انتخاب چنين روزى از سوى موسى(ع) و نيز توجه به حضور گسترده مردم در روشنايى روز، حكايت از انتخاب مناسب آن حضرت دارد.
9 - موسى ( ع ) همراه با تعيين زمان و مكان مبارزه ، تلاش فرعونيان را براى جمع كردن مردم در صحنه مبارزه ، شرط كرد .
موعدكم يوم الزينة و أن يحشر الناس ضحًى
مجهول آوردن «يُحشر» حاكى از نقش عواملى در جمع شدن مردم است. چنانچه حرف «واو» در «و أن يحشر...» به معناى «مع» باشد، قيد «محشور شدن مردم» گوياى اين نكته است كه موسى(ع)، وعده خويش را به احضار مردم مشروط ساخت.
جلد
11
1 - فرعون با پذيرفتن زمان و مكان پيشنهادى موسى ( ع ) براى مبارزه ، از ادامه بحث و گفت وگو با او لب فرو بست و مجلس مناظره را ترك كرد .
فتولّى فرعون
2 - فرعون ، پس از تعيين زمان رويارويى با موسى ( ع ) ، بى درنگ و بدون از دست دادن فرصت ، به تهيه و تدارك مقدمات لازم براى مقابله پرداخت .
موعدكم يوم الزينة . .. فتولّى فرعون فجمع
«فاء» در «فتولّى» و «فجمع» براى بيان ترتيب كار و اتصال است; يعنى، فرعون به مجرد پايان مذاكره و مواعده با موسى(ع)، به تدارك مكر و جمع آورى آن پرداخت و هيچ فرصتى را از دست نداد.
3 - تهيه و تدارك براى ارائه سِحرى بزرگ در برابر موسى ( ع ) ، از حيله هاى فرعون
فلنأتيّنك بسحر . .. فجمع كيده
4 - فرعون براى مقابله با موسى ( ع ) ، تمامى حيله ها و برنامه هاى خود را جمع آورى كرد و به كار گرفت .
فتولّى فرعون فجمع كيده
«كيد»; يعنى، مكر ورزيدن و چاره انديشيدن (قاموس) و مراد از «جمع كيد»، گردآورى اهل مكر و ابزار آن است.
5 - فرعون ، از فرصت كافى براى تدارك سِحر و امكانات ديگر جهت مقابله با موسى ( ع ) برخوردار بود .
فجمع كيده ثمّ أتى
«ثمّ» براى بيان تراخى است. ممكن است اين تراخى، زمانى باشد; يعنى، پس از جمع آورى مكرها، مدتى تا رسيدن روز موعود فاصله شد و سپس آن روز فرا رسيد. براين اساس بايد گفت: فرعون فرصتى كامل براى كسب آمادگى داشت.
6 - فرعون پس از گردآورى امكانات و حيله هاى خويش ، در ميعادگاه خود با موسى ( ع ) حاضر گرديد .
موعدكم يوم الزينة . .. فجمع كيده ثمّ أتى
جلد
11
2 - شرك و سِحر خواندن معجزات موسى و ادعاى آوردن همانند براى آن و تكذيب رسالت الهى آن حضرت ، از جمله افترا هاى فرعونيان به خداوند بود .
لاتفتروا على اللّه كذبًا
با توجه به آيات پيشين كه مشتمل بر بيان توحيد از زبان موسى(ع) و نيز ارائه معجزات، و عكس العمل فرعون در سحر خواندن آنها بود، مى توان به مواردى از افتراهاى فرعونيان اشاره كرد.
4 - ترساندن فرعونيان از عذاب - به خاطر افتراى بر خداوند - سرلوحه سخنان موسى ( ع ) در صحنه مقابله با ساحران فرعون
قال لهم موسى ويلكم لاتفتروا على اللّه كذبًا فيسحتكم بعذاب
«ويل»; يعنى، «اندوه» و «هلاكت» و «هر سختى كه از ناحيه عذاب پديد آيد» (لسان العرب). «ويلكم» نفرين است; يعنى، عذاب باد بر شما. برخى آن را مفعول براى فعل محذوف دانسته اند; يعنى، ألزموا ويلكم (با هلاكت و عذابتان همدم باشيد). جمله «فيسحتكم بعذاب» روشنگر مفاد «ويلكم» است.
6 - بهره جستن موسى ( ع ) از تجمع مردم مصر جهت تماشاى صحنه مقابله او و ساحران ، براى بيم دادن مردم و دعوت آنان به توحيد و ايمان
قال لهم موسى ويلكم لاتفتروا على اللّه كذبًا
10 - موسى ( ع ) با توجه به افترا هاى فرعونيان بر خداوند ، به آنان هشدار داد و شكست و ناكامى را براى آنان پيش بينى كرد .
ويلكم لاتفتروا على اللّه . .. و قد خاب من افترى
11 - موسى ( ع ) ، با يادآورى ناكامى اهل افترا در امت هاى پيشين ، آن را درس عبرتى براى فرعونيان خواند .
و قد خاب من افترى
جمله «قد خاب. ..» خبر از حال گذشتگان است و به منظور عبرت گيرى حاضران در صحنه مبارزه موسى و فرعون، بيان شده است.
جلد
11
1 - هشدار هاى موسى ( ع ) به فرعونيان در صحنه مقابله ، موجب بروز اختلاف و تنش در ميان آنان گرديد .
ويلكم لاتفتروا . .. فتنزعوا أمرهم بينهم
«فاء» در «فتنازعوا» دال بر اين نكته است كه بلافاصله پس از هشدارهاى موسى(ع) در صحنه مقابله، در بين فرعونيان نزاع و كشمكش به وجود آمد گرديد.
4 - فرعونيان ، اختلاف نظر خويش در باره موسى ( ع ) را به شدت از مردم پنهان مى كردند .
فتنزعوا . .. و أسرّوا النجوى
«نجوا» به معناى سخن پنهانى و درگوشى است. «أسرّوا» نيز; يعنى، پنهان ساختند. پنهان ساختن نجوا - كه خود نيز نهان است - نشان از شدت پنهان كارى فرعونيان در امور مربوط به موسى(ع) دارد.
5 - فرعونيان ، با پنهان نگه داشتن اختلاف نظر خود در باره موسى ( ع ) ، از دست يابى مردم به گفته هاى محرمانه آنان ، پيشگيرى كردند .
فتنزعوا . .. و أسرّوا النجوى
«ال» در «النجوى» عهد ذكرى و اشاره به نزاع و گفته هاى رد و بدل شده بين فرعونيان دارد و فعل «أسرّوا»،
مى رساند كه آن را از ديگران پوشيده داشته و نگذاشتند كسى به آن پى ببرد.
7 - فرعونيان ، با اتفاق نظر بر لزوم مقابله با موسى ( ع ) ، در باره روش آن اختلاف نظر داشتند . *
فتنزعوا أمرهم . .. و أسرّوا
از فعل «أسرّوا» استفاده مى شود كه طرفين نزاع، خواهان مخفى ماندن گفتوگوهاى خود بودند و آنچه رسماً به مردم اعلام شد - چنانچه مطالب آيه بعد گفته فرعونيان به مردم باشد - گفته مشترك آنان بوده كه به منظور مقابله با موسى(ع) و خنثى سازى فعاليت او، القا شده بود. كلمه «أمرهم» - كه نزاع را در مورد امور فرعونيان قرار داده - تأييدى براين نكته است.
جلد
11
1 - برخى از فرعونيان در پى سخنان موسى ( ع ) ، به آن حضرت گرايش پيداكرده ، و موجب بروز تنش در ميان فرعونيان گرديدند .
فتنزعوا . .. قالوا إن هذن لسحرن
فاعل «قالوا» به قرينه «فأجمعوا كيدكم» (در آيه بعد) گروهى از فرعونيان بودند كه با گروهى ديگر از خودشان به گفت وگو پرداختند. آيه قبل نيز به اين معنا تصريح دارد كه در ميان فرعونيان مشاجره اى پديد آمد. اين مشاجره در باره موسى(ع) بوده و فاعل «قالوا» سعى در توجيه گروه دوم داشته است.
2 - فرعونيان براى جلب نظر و توجيه تمايل يافتگان به موسى ( ع ) ، دست به حركت تبليغاتى و توجيهى زدند .
فتنزعوا . .. و أسرّوا النجوى . قالوا إن هذن لسحرن
3 - تأكيد بر ساحربودن موسى و هارون ( ع ) ، از جمله حركت هاى تبليغى فرعونيان بود .
قالوا إن هذن لسحرن
حرف «إن» مخفف از «إنّ» و ملغى از عمل است; ولى معناى تأكيد را مى رساند.
4 - هارون ، همگام موسى ( ع ) در مبارزه با فرعون و حاضر در صحنه مقابله موسى و ساحران
إن هذن لسحرن
5 - متهم ساختن موسى و هارون ( ع ) به تلاش و برنامه ريزى براى بيرون راندن قبطيان از مصر به وسيله سِحر ، از جمله محور هاى تبليغاتى فرعونيان عليه موسى ( ع )
لسحرن يريدان أن يخرجاكم من أرضكم بسحرهما
جلد
11
1 - ايادى و مبلغان فرعون ، همه فرعونيان را به هم فكرى ، اتحاد و به كاربستن تمامى حيله ها ، عليه موسى ( ع ) دعوت مى كردند .
فتنزعوا . .. قالوا ... فأجمعوا كيدكم ثمّ ائتوا صفًّا
از آيات پيشين چنين برمى آيد كه پس از سخنان موسى(ع)، در بين فرعونيان اختلافاتى بروز كرد (فتنازعوا) و گروه حاميان و مبلغان فرعون درصدد توجيه گروه ديگر برآمدند كه نسبت به موسى(ع) و مبارزه با او ترديد داشتند. به نظر مى رسد «فأجمعوا» نيز از ناحيه همان گروه به عنوان نتيجه سخنان قبلى آنان ابراز شده باشد.
2 - اختلاف و تشتت فرعونيان پس از سخنان موسى ( ع ) ، خطرى جدى و زمينه ساز تضعيف جبهه آنان ، در ميدان مقابله بود .
ويلكم . .. قالوا ... فأجمعوا كيدكم ثمّ ائتوا صفًّا
آيات ياد شده، جملگى نشانگر تلاش جدى فرعونيان براى حفظ اتحاد خود در برابر موسى(ع) است و از زاويه ديگر، حكايت از خطرى دارد كه به خاطر بروز اختلاف، آنان را تهديد مى كرده است.
4 - حضور با تمام قوا و با آرايش منظم و با هيبت ، طرح پيشنهادى فرعونيان براى قدرت نمايى در صحنه مقابله با موسى ( ع )
فأجمعوا كيدكم ثمّ ائتوا صفًّا
5 - روز مقابله ساحران فرعون با موسى ( ع ) روزى سرنوشت ساز و تعيين كننده ، از ديدگاه فرعونيان
و قد أفلح اليوم من استعلى
«فلاح» به معناى موفقيت و پيروزى است. ابراز اين سخن از ناحيه فرعونيان، گواه اين مدعا است كه آنان اين مبارزه را، مبارزه مرگ و زندگى و نقطه عطفى در تاريخ خود تلقى مى كردند.
6 - فرعونيان نجات و بقاى خود را در گرو غلبه ساحران بر موسى ( ع ) در صحنه مقابله مى دانستند .
و قد أفلح اليوم من استعلى
8 - فرعونيان ، پذيرش دعوت هاى موسى ( ع ) را ، به توان مندى او در آوردن سِحرى بى نظير مشروط كرده بودند .
و قد أفلح اليوم من استعلى
جلد
11
1 - ساحران فرعون ، در ميدان مبارزه و رويارويى با موسى ( ع ) ، تعيين آغازكننده را به آن حضرت محول كردند .
قالوا يموسى إمّا أن تلقى . .. ألقى
2 - ساحران فرعون ، آمادگى خويش را براى پيش قدم شدن در ارائه سِحر خود ، اعلام كردند .
إمّا أن تلقى و إمّا أن نكون أوّل من ألقى
3 - ساحران فرعون ، نسبت به غلبه و پيروزى خود بر موسى ( ع ) در ميدان مبارزه ، اطمينان داشتند .
إمّا أن تلقى و إمّا أن نكون أوّل من ألقى
پيشنهاد به موسى(ع) براى تعيين آغازكننده، حكايت از اطمينان ساحران به كار خود و نتيجه آن و يا لااقل تظاهر به آن از سوى آنان دارد.
4 - برخورد و گفت وگوى ساحران فرعون با موسى ( ع ) در ميدان مبارزه ، همراه با نزاكت و اظهار ادب نسبت به آن حضرت بود .
يموسى إمّا أن تلقى و إمّا
احاله انتخاب آغازگر به موسى(ع) و پرهيز از تحكّم در اين زمينه، خالى از ابراز ادب و نزاكت از سوى ساحران نيست.
5 - علاقه مندى ساحران فرعون ، به پيشدستى در ارائه سِحر خويش ، قبل از اقدام موسى ( ع ) به ارائه آيات *
إمّا أن تلقى و إمّا أن نكون أوّل من ألقى
تفاوت تعبير در بخش دوم پيشنهاد، نشانگر اين نكته است كه ساحران براى شروع كردن، انگيزه بيشترى داشتند و بدين وسيله آن را ابراز مى كردند; زيرا به جاى «أن نكون . ..» مى توانستند بگويند «أمّا أن نلقى»
6 - ساحران فرعون ، شكست موسى ( ع ) را در صورت اقدام او به سِحر ، حتمى ديده و نيازى به وارد عمل شدن
خود احساس نمى كردند . *
إمّا أن تلقى و إمّا أن نكون أوّل من ألقى
ساحران دو شق تخيير را، به گونه اى بيان كردند كه گويا اگر موسى(ع) ابزار سحر خود را بيفكند، كار او تمام است و ناتوانى او بر همگان روشن خواهد شد و تنها در صورتى كه آنها دست به كار شوند، نوبت «اول» و «دوم» معنا پيدا مى كند از اين رو وصف «أوّل من ألقى» را در باره موسى(ع) به كار نبردند.
8 - ساحران فرعون ، جادويى هم نوع با معجزه موسى ( ع ) تدارك ديده بودند .
أن تلقى . .. من ألقى
9 - ساحرانِ فرعون ، يك دل و يك زبان و يار يكديگر ، در مبارزه با موسى ( ع ) بودند .
و إمّا أن نكون أوّل من ألقى
صدق «أوّل من ألقى» بر همه ساحران، گوياى هدف مشترك و وحدت رويه آنان است.
جلد
11
1 - موسى ( ع ) ، شروع مبارزه را به ساحران فرعون واگذار نمود و بر آغاز كار از سوى آنان تأكيد كرد .
إمّا أن تلقى . .. قال بل ألقوا
4 - ساحران فرعون ، به مجرد اجازه موسى ( ع ) ، ابزار سِحر خود را به كار انداختند و سِحر خويش را آغاز كردند .
قال بل ألقوا فإذا
سرعت عمل ساحران است. از اين رو مفاد آيه چنين است: «موسى گفت شما سحرتان را بيندازيد و آنان سحر خويش را ارائه كردند كه ناگهان ريسمان ها و...».
6 - ساحران فرعون ، با سِحر خود چنين وانمود كردند كه ريسمان ها و عصا هاى آنان به هر طرف شتافته و حركت مى كند .
فإذا حبالهم و عصيّهم يخيّل إليه من سحرهم أنّها تسعى
«أنّها تسعى» نائب فاعل «يخيّل» است و فعل «يخيّل إليه» دلالت دارد كه ريسمان ها و چوب دستى ها در واقع بى حركت بودند; نه آن كه با ماده اى آغشته شده باشند كه براثر تابش آفتاب، واقعاً به حركت درآمده باشند.
9 - ساحران فرعون ، پيش از حضور در صحنه مقابله با موسى ( ع ) ، ريسمان ها وعصا هاى فراوانى را تدارك ديده بودند .
فإذا حبالهم و عصيّهم
11 - ديدگان و قوه خيال موسى ( ع ) نيز ، تحت تأثير سِحر ساحران فرعون قرار گرفت .
يخيّل إليه من سحرهم أنّها تسعى
جلد
11
1 - موسى ( ع ) ، پس از مشاهده سِحر ساحران فرعون ، در دل خويش از پى آمد هاى احتمالى آن احساس نگرانى كرد .
من سحرهم . .. فأوجس فى نفسه خيفة موسى
«أوجس» به معناى «أحسَّ» و نيز به معناى «أضمر(اخفاكرد)» آمده است (لسان العرب). در اين آيه، معناى «أحسَّ» به نظر مناسب تر مى رسد; چرا كه معناى «اخفا» در «فى نفسه» آمده است. بنابراين «أوجس فى نفسه...»; يعنى، موسى(ع) در دل خود نگرانى و ترسى را احساس كرد.
2 - نگرانى موسى ( ع ) از تبعات سِحر ساحران ، تنها در دل او و بدون بروزى در ظاهر بود .
فأوجس فى نفسه خيفة موسى
3 - سِحر ارائه شده از سوى ساحران فرعون ، سِحرى چشمگير و جذاب و اغواكننده بود .
فأوجس فى نفسه خيفة موسى
«خيفة» به معناى نوعى از خوف و نگرانى است. بروز اين نگرانى براى موسى(ع)، پس از سحر ساحران فرعون، از چشمگير و هنرمندانه بودن كار آنان حكايت دارد، به گونه اى كه موسى(ع) خطر فريب خوردن مردم را به وضوح مى ديد.
6 - « عن أميرالمؤمن ين ( ع ) : لم يوجس موسى ( ع ) خيفة على نفسه بل أشفق من غلبه الجهّال و دُوَل الضلال ;
از اميرالمؤمن ين(ع): روايت شده است: موسى(ع) بر جان خويش نترسيد، بلكه ترسيد كه مبادا جاهلان و حكومت هاى گمراه غلبه يابند».
جلد
11
1 - دل قوى داشتن و نگران نبودن از پى آمد هاى سِحر ساحران فرعون ، مفاد وحى خداوند به موسى ( ع ) در ميدان مقابله با ساحران
فأوجس . .. قلنا لاتخف
3 - موسى ( ع ) از القاى شبهه و احتمال گمراهى مردم به واسطه سِحر ساحران نگران بود .
قلنا لاتخف إنّك أنت الاعلى
جمله «إنّك أنت الاعلى» تعليل براى «لاتخف» است و دلالت مى كند كه موسى(ع) از اين نگران بود كه معجزه او با سحر ساحران مشتبه گردد و مردم به حقانيت او پى نبرند. خداوند با بيان برترى قطعى او، زمينه هراسش را از بين برد.
5 - خداوند ، به موسى ( ع ) اطمينان بخشيد كه توان او برتر از همه ساحران حاضر در صحنه مبارزه و مقام او رفيع تر از فرعون و فرعونيان است .
إنّك أنت الاعلى
جلد
11
1 - پس از ارائه سِحر ساحران فرعون ، خداوند به موسى ( ع ) فرمان داد تا عصايش را بر زمين بيندازد .
و ألق ما فى يمينك
مراد از «ما فى يمينك»، عصاى موسى(ع) است كه در آيات پيشين در پاسخ «ما تلك بيمينك» از زبان موسى(ع) بيان شده بود. تصريح به اين وصف، براى موسى(ع) خاطره آن پرسش و پاسخ را تجديد كرده و مايه اطمينان بيشتر او بود.
2 - بلعيده شدن سِحر ساحران فرعون و بطلان گرديدن ساخته هاى آنان با عصاى موسى ( ع ) ، وعده خداوند به
آن حضرت .
و ألق ما فى يمينك تلقف ما صنعوا
فعل «تلقف» و نظاير آن (نزد برخى از اهل لغت) در موردى به كار مى رود كه چيزى گرفته شود و خورده يا بلعيده گردد (لسان العرب).
3 - عصاى موسى در ميدان مقابله با ساحران ، در دست راست او قرار داشت .
و ألق ما فى يمينك
6 - خداوند با بيان هم سنخ بودن سحرِ ارائه شده از سوى همه ساحران فرعون ، ابطال آن را براى موسى ( ع ) ، امرى سهل و آسان جلوه داد .
كيد سحر
«ساحر» نكره است و بر وحدت دلالت دارد; يعنى، يك ساحر. مراد از آن، واحد حقيقى نيست; بلكه مراد اين است كه كيد همه ساحران به جهت تشابه و هم سنخى، به منزله مكر يك ساحر است و كثرت ساحران برپيچيده بودن آن نيافزوده است.
جلد
11
1 - عصاى موسى با اعجاز او ، تمامى ابزار و آلات سِحر جادوى ساحران فرعون ( بند ها و عصا ها ) را بلعيد .
تلقف ما صنعوا . .. فأُلقى السحرة
«فاء» در «فألقى» فصيحه و حاكى از جملاتى محذوفى است. مفاد آيه با تقديرات آن چنين مى شود: موسى(ع) عصاى خود را انداخت و عصا آلات سحر را بلعيد، آن گاه ساحران به سجده افتادند.
2 - ساحران با مشاهده معجزه موسى و بلعيده شدن سِحرشان با اعجاز او ، در برابر خداوند به سجده افتادند .
فأُلقى السحرة سجّدًا
3 - ساحران ، با مشاهده معجزه موسى ، آن را قدرتى الهى دانسته و در برابر عظمت خداوند اظهار فروتنى كردند .
فأُلقى السحرة سجّدًا قالوا ءامنّا بربّ هرون و موسى
5 - ساحران به جهت تخصص در سِحر ، حقانيت گفته هاى موسى ( ع ) و سِحر نبودن كار او را به روشنى درك كردند .
فأُلقى السحرة سجّدًا قالوا ءامنّا
از ظاهر آيه برمى آيد، كه در ميدان مبارزه، تنها ساحران بودند كه ايمان خود را اعلام كردند و يا لااقل اولين افراد بودند. اين سبقت در ايمان از سوى ساحران، به جهت شناخت آنان از كار خود و تفاوت آن با معجزه بود.
4 - جاذبه نيرومند معجزه موسى ، توان هرگونه درنگ و مقاومت را از ساحران فرعون سلب كرد .
فأُلقى السحرة
فعل «أُلقى» مجهول است و دلالت دارد كه ساحران وادار به سجده شدند، به گونه اى كه گويا عاملى آنها را بر سجده مجبور ساخته است.
6 - ساحران با مشاهده بطلان سِحرشان ، ربوبيت خداوند بر همه موجودات را باور كرده و به آن ايمان آوردند .
قالوا ءامنّا بربّ هرون و موسى
8 - ساحران ، ايمان خود به خداوند را به گونه اى اعلام كردند كه فرعون نتواند آن را تحريف و از آن سوء استفاده كند .
قالوا ءامنّا بربّ هرون و موسى
از آن جايى كه موسى(ع) مدتى در خانه فرعون پرورش يافته بود، اگر ساحران «ربّ موسى» مى گفتند، اين احتمال وجود داشت كه فرعون سجده آنان و گفته هايشان را به نفع خود توجيه كند و خود را «ربّ موسى» بداند. آنان با آوردن اسم هارون در كنار اسم موسى(ع) (ربّ هارون و موسى) راه سوء استفاده از كلام خود را به روى فرعون بستند.
10 - ساحران فرعون ، از دعوت موسى ( ع ) و هماهنگى هارون با او ، پيش از اقدام به مبارزه با آنان آگاه بودند .
ءامنّا بربّ هرون و موسى
13 - هارون در صحنه مبارزه با ساحران فرعون ، در كنار موسى ( ع ) حاضر بود .
ءامنّا بربّ هرون و موسى
جلد
11
2 - ساحران فرعون ، موسى و هارون ( ع ) را پيامبر خدا دانسته و به آنان ايمان آوردند .
ءامنتم له
تعبير ساحران در آيه قبل، «آمنّا بربّ هارون و موسى» بود; ولى فرعون در توبيخ خود، آنان را مؤمن به موسى(ع) معرفى كرد. گفتنى است كه اين نكته گوياى تلازم ايمان به «ربّ موسى و هارون» با ايمان به رسالت آن دو در دعوت به ربوبيت خداوند است.
7 - فرعون ، موسى ( ع ) را برترين ساحر و معجزه او را سِحرى فراتر از آنچه به ديگران آموخته بود ، قلمداد كرد .
إنّه لكبيركم الذى علّمكم السحر
8 - فرعون ، موسى ( ع ) را به استادى ساحران و سر رشته دارى امور آنان متهم كرد .
ءامنتم له . .. إنّه لكبيركم الذى علّمكم السحر
9 - فراگرفتن سِحر از موسى ( ع ) و هم دستى با او در توطئه عليه فرعون ، از اتهامات فرعون به ساحران مؤمن بود .
إنّه لكبيركم الذى علّمكم السحر
11 - در ديدگاه فرعون ، ساحران پيش از حضور در ميدان مبارزه ، به موسى ( ع ) ايمان داشتند و ايمان آنان در صحنه مبارزه ، ايمانى صورى و برنامه ريزى شده بود .
ءامنتم له قبل أن ءاذن لكم إنّه لكبيركم الذى علّمكم السحر
13 - قطع يك دست و يك پا در جهت مخالف يكديگر و دار زدن بر تنه درختان خرما ، از جمله مجازات هاى تعيين شده براى ساحران مؤمن از سوى فرعون بود .
فلأقطّعنّ أيديكم و أرجلكم من خلف و لأصلّبنّكم
«جذع» (مفرد «جذوع») به معناى ساق درخت است و حرف «فى» نشانه آن است كه فرعون در تهديد خود، مكان هميشگى ساحران را پس از قطع دست و پايشان، چوبه هاى دار در نظر گرفته بود. اين مطلب كنايه از آن دارد كه بدن آنان هرگز از دار پايين آورده نخواهد شد.
15 - تصميم فرعون بر شكنجه و به صليب كشيدن ساحران مؤمن و نظارت مستقيم خود بر اجراى آن ، تصميمى قاطع و مستبدانه بود .
لأقطّعنّ . .. لأصلّبنّكم ... لتعلمنّ أيّنا أشدّ عذابًا و أبقى
فرعون در واكنش هاى قبلى خود در برابر موسى(ع) با اطرافيان خويش به مشورت مى نشست; ولى در مجازات ساحران، تصميم مستبدانه و شخصى خود را با سوگند بر اجراى آن اعلام كرد و با لام قسم و نون تأكيد ثقيله و فعل هايى از باب تفعيل، قاطعيت خود را در اين تصميم ابراز كرد. گفتنى كه فعل هاى «لأقطّعنّ» و «لأصلبنّ» كه از باب تفعيل اند، با ثلاثى مجرد در معنا يكسان بوده و تفاوتى جز تأكيد افزون تر ندارند.
21 - پايه هاى حكومت فرعون پس از ماجراى ساحران و ايمان آنان به موسى ( ع ) ، بسيار متزلزل شد .
و لتعلمنّ أيّنا أشدّ عذابًا و أبقى
تفاوت برخوردهاى اوليه فرعون با برخوردهاى پس از ايمان ساحران، نشان از تزلزل حكومت فرعون و احساس خطر شديد او از ناحيه موسى(ع) و مؤمنان به او دارد.
22 - شكنجه ، كشتار ، تهديد و ارعاب ، از آخرين حربه هاى فرعون براى جلوگيرى از نهضت موسى ( ع ) و بقاى حكومت خويش
فلأقطّعنّ . .. لأصلّبنّكم ... و لتعلمنّ
24 - موسى و هارون ( ع ) ، مصون از گزند فرعون و بيرون از سلطه فرعونيان
إنّه لكبيركم . .. فلأقطّعنّ أيديكم ... أشدّ عذابًا و أبقى
تهديد ساحران به شكنجه و دار، به دليل گرايش به موسى و هارون(ع) و سكوت از مجازات آن دو، نشانه ميسر نبودن آن براى فرعون است.
جلد
11
2 - ساحران مؤمن ، برترى دادن فرعون بر خداوند و بهادادن به تهديدات او در برابر دلايل روشن موسى ( ع ) را ، به كلى منتقى دانسته و ثبات و استحكام ايمان خود را نشان دادند .
قالوا لن نؤثرك على ما جاءنا من البيّنت والذى فطرنا
جلد
11
5 - ساحران مؤمن ، برخلاف ميل باطنى و با اجبار حكومت فرعونى ، وادار به مقابله با موسى ( ع ) شده بودند .
و ما أكرهتنا عليه من السحر
«إكراه»; يعنى، وادار كردن كسى به كارى كه خود تمايل به آن نداشته باشد. گفتنى است كه «أكرهتنا» سخن ساحران مؤمن، خطاب به فرعون است; يعنى، تو ما را به سحر و مبارزه عليه موسى(ع) وادار كردى. اقداماتى كه ساحران در شيوه اجراى سحر انجام دادند، گرچه اختيارى بود; ولى احضار آنان در صحنه مبارزه با موسى(ع) اجبارى بوده است.
جلد
11
1 - موسى ( ع ) ، مأمور به حركت در آوردن شبانه بنى اسرائيل ، جهت خروج و هجرت از مصر
و لقد أوحينا إلى موسى أن أسر بعبادى
«إسراء» به معناى سير شبانه و حرف «باء» براى تعديه است، «أسر بعبادى»; يعنى، بندگان مرا شبانه حركت بده [و از مصر خارج كن].
8 - ايجاد راهى خشك در عمق درياى سرخ براى عبور بنى اسرائيل ، از مأموريت هاى موسى ( ع )
فاضرب لهم طريقًا فى البحر يبسًا
«اضرب لهم. ..»، يعنى براى آنان راهى را ايجاد كن. «يَبَس» به معناى خشك است. «ال» در «البحر» عهد ذهنى و اشاره به درياى مشخصى است كه در مسير هجرت قرار داشت. گروهى از مفسران آن را درياى سرخ و برخى رود نيل دانسته اند.
12 - موسى ( ع ) ، از برخورد با نيرو هاى فرعون و بروز مشكلات ديگر در مسير هجرت از مصر نگران بود .
أسر بعبادى . .. لاتخف دركًا و لاتخشى
«درك» به معناى ملحق شدن و رسيدن و نيز به معناى پى آمد است (قاموس). نفى هرگونه پى گيرى و پى آمد و نيز اطمينان بخشيدن به موسى(ع) در مورد امنيت مسير هجرت، نشان از وجود زمينه تعقيب شدن و نيز نگرانى هاى ديگر در اين مسير دارد.
13 - خداوند به موسى ( ع ) اطمينان داد كه در مسير هجرت از مصر نه با نيرو هاى دشمن درگير خواهد شد و نه مشگل جدى ديگرى براى آنان بروز خواهد كرد .
أسر بعبادى . .. لاتخف دركًا و لاتخشى
حذف متعلق «لاتخشى» بيانگر منتفى بودن هر چيزى است كه مايه دلهره و خشيت باشد; از قبيل: احتمال غرق شدن در دريا و يا خطرهاى غير قابل پيش بينى ديگر.
جلد
11
1 - موسى ( ع ) به فرمان خداوند ، بنى اسرائيل را شبانه از مصر كوچ داد و از دريا گذراند .
أسر بعبادى . .. فأتبعهم
حرف «فاء» در «فأتبعهم» فصيحه است; يعنى، از يك سرى جملات محذوف قبل از خود حكايت مى كند. حاصل آن جملات اين است كه موسى(ع) بنى اسرائيل را از مصر كوچ داد و فرعونيان نيز از حركت آنان آگاه شدند.
6 - امواج بزرگ و سهمگين دريا ، فرعون و سپاهيانش را فرا گرفت و آنان را در كام خود فرو برد .
فغشيهم من اليمّ ما غشيهم
«يمّ» به معناى دريا است و نيز به رودخانه بزرگى كه آب آن شيرين باشد اطلاق مى گردد (لسان العرب). «غشاوة» (مصدر «غشى») به معناى پوشاندن و فراگرفتن است. ابهامى كه در «ما غشيهم» وجود دارد، براى بيان عظمت امواجى است كه موجب غرق شدن فرعونيان گرديد.
جلد
11
1 - خداوند با موسى ( ع ) و قوم او ، قرار گفت وگو در كنار كوه طور نهاده بود .
وعدنكم جانب الطور الأيمن . .. و ما أعجلك عن قومك
در آيه 80 اين سوره از مواعده خداوند با بنى اسرائيل (در كوه طور) سخن به ميان آمده بود. ظاهر اين است كه «ما أعجلك» - كه حاكى از شتاب موسى(ع) در آمدن به ميقات است - مربوط به همان مواعده باشد.
2 - موسى ( ع ) ، وظيفه دار همراهى با قوم خود در مسير وصول به ميقات بود .
و ما أعجلك عن قومك يموسى
پرسش خداوند از موسى(ع) به قرينه پاسخ او در آيه بعد سؤالى توبيخى و در مقام ملامت است. از اين سرزنش، برمى آيد كه موسى(ع) در رها ساختن قوم خود و جدا شدن از آنان، ترك اولى كرده است و مى بايست همراه قوم خويش حركت مى كرد و بر آنان پيشى نمى گرفت.
3 - موسى ( ع ) ، در رسيدن به ميقات ، تعجيل كرده و بر قوم خود پيشى گرفه بود .
و ما أعجلك عن قومك يموسى
جلد
11
1 - موسى ( ع ) ، سبقت گرفتن خود بر قومش در آمدن به ميقات را ، به جهت اطمينان به قومش در پيروى از او و طى مسير تا ميقات دانست .
قال هم أُوْلاء على أثرى
«أُوْلا» اسم اشاره به بعيد است و «أثر» به معناى علامت باقى مانده از هر چيزى است. از همين رو به جاى پا نيز «اثر» گفته مى شود. «أثر» به معناى اتباع و دنباله روى نيز آمده است. (مقاييس اللغة). مفاد آيه بالا اين است كه آنان همان جماعت اند كه بر نشانه پاى من به سوى ميقات روان اند و يا اين كه به دنبال من در حال آمدن به ميقات هستند.
2 - ورود موسى ( ع ) به ميقات ، اندكى پيش از ورود قومش به آن مكان بود .
و ما أعجلك . .. قال هم أُوْلاء على أثرى
مورد اشاره قرارگرفتن همراهان موسى از سوى آن حضرت، نشان مى دهد كه آنان در چشم انداز موسى(ع) بودند و براى رسيدن به ميقات، زمان زيادى لازم نداشتند. بنابراين بين ورود موسى(ع) به ميقات و ورود قوم او، چندان فاصله اى نبوده است.
3 - قوم موسى ، با فاصله زمانى كوتاهى ، به دنبال موسى ( ع ) و رد پاى او به سوى ميقات روانه شدند .
و ما أعجلك . .. قال هم أُوْلاء على أثرى
5 - شوق موسى ( ع ) به ملاقات و گفت وگوى با پروردگار و جلب رضايت او ، موجب شتاب وى در آمدن به ميقات بود .
و عجلت إليك ربّ لترضى
جلد
11
2 - موسى ( ع ) در ميقات و از طريق وحى ، بر امتحان شدن بنى اسرائيل در غياب او و گمراه شدن آنان آگاهى يافت .
و عجلت إليك . .. فإنّا قد فتنّا قومك من بعدك
4 - سامرى ، موجب گمراهى بنى اسرائيل در غياب موسى ( ع ) شد .
و أضلّهم السامرىّ
«سامرىّ» نام شخصى است كه از قوم بنى اسرائيل بود و موجب گمراهى آنان گرديد.
9 - اعتراض خداوند به موسى ( ع ) در مورد جدا شدن او از مردم و پيشى گرفتن بر آنان ، به جهت بروز انحراف در آنان ، در غياب وى بوده است .
و ما أعجلك . .. فإنّا قد فتنّا قومك من بعدك
جلد
11
1 - موسى ( ع ) در پى آگاه شدن از گمراهى بنى اسرائيل همراه با خشم و اندوهى شديد ، به نزد آنان بازگشت .
و أضلّهم السامرىّ . فرجع موسى إلى قومه غضبن أسفًا
با توجه به آيات ديگر قرآن در اين زمينه و نيز قرينه هاى موجود در همين آيات، چنين برمى آيد كه گمراه شدن بنى اسرائيل به دست سامرى در ميقات چهل روزه موسى(ع)، اتفاق افتاده بود و رجوع موسى(ع) به قوم خود نيز پس از پايان ميقات بوده است. «غضبان» - چنان كه برخى از اهل لغت گفته اند - به شخصى گفته مى شود كه غضب شديدى داشته باشد و «أسف» به فرد خشمگينى گفته مى شود كه بر چيزى افسوس مى خورد (لسان العرب).
11 - موسى ( ع ) قبل از عزيمت به ميقات ، توصيه هاى لازم را به بنى اسرائيل ارائه كرده و قول و قرار هاى لازم را براى حفظ ايمان ، با آنان گذاشته بود .
فأخلفتم موعدى
«موعد» در اين آيه مصدر و به معناى «وعده» است. از اين رو «فأخلفتم موعدى»; يعنى، شما از وعده و عهد خود با من تخلف كرديد. از اين جمله برمى آيد كه موسى(ع) قبل از رفتن به ميقات، پيش بينى هاى لازم را كرده بود و از اين نظر حجت را بر بنى اسرائيل تمام نموده بود.
14 - موسى ( ع ) ، گوساله پرستان بنى اسرائيل را مردمى عهدشكن توصيف كرده و آنها را به عذاب سخت الهى هشدار داد .
أم أردتّم أن يحلّ عليكم غضب من ربّكم
جلد
11
2 - تصميم گوساله پرستان بنى اسرائيل بر عبادت گوساله سامرى ، تا زمان بازگشتن موسى ( ع ) از ميقات و تعيين تكليف
لن نبرح عليه عكفين حتّى يرجع إلينا موسى
جلد
11
1 - موسى ( ع ) ، پس از بازگشت از ميقات ، هارون را در باره عكس العمل وى در مقابل گوساله پرستان بنى اسرائيل ، مورد بازخواست و توبيخ قرار داد .
يه-رون ما منعك إذ رأيتهم ضلّوا
3 - موسى ( ع ) ، برادرش هارون را در انحراف بنى اسرائيل و گرايش آنان به گوساله پرستى ، مقصر دانست .
قال يه-رون ما منعك إذ رأيتهم ضلّوا
«ما منعك. ..» استفهام انكارى است و گوياى اعتراض موسى(ع) به هارون است.
جلد
11
2 - هارون در غياب موسى ( ع ) ، وظيفه رهبرى و هدايت بنى اسرائيل را به عهده داشت .
يه-رون ما منعك . .. ألاّتتّبعن
3 - موسى ( ع ) ، وظايف و مسؤوليت هاى هارون را در زمان غيبت خود ، براى وى معين كرده بود .
ما منعك . .. ألاّتتّبعن أفعصيت أمرى
«لا» در «ألاّتتّبعن» براى تأكيد نفى مستفاد از «منعك» است و در اصل مراد چنين بوده است: «ما منعك أن تتّبعن». برخى گفته اند: «لا» زايد نيست; بلكه مراد اين است كه: «ما الذى صدّك و حملك على ألاّتتّبعن»; يعنى، چه چيز تو را بازداشت و بر پيروى نكردن من وادار ساخت (مفردات راغب).
4 - هارون ( ع ) ، متهم به مخالفت با فرمان هاى موسى ( ع ) با سكوت و بى تفاوتى در برابر انحراف بنى اسرائيل
ما منعك . .. أفعصيت أمرى
«أفعصيت. ..» خطاب موسى(ع) به هارون(ع) است. ظاهر آيه چنين دلالت دارد كه عصيان هارون از دستورات موسى(ع)، لااقل به عنوان اتهام از جانب موسى(ع) مطرح بوده است.
جلد
11
1 - موسى ( ع ) با مشاهده گوساله پرستى بنى اسرائيل ، پس از بازگشت از ميقات ، به شدت خشمگين شد .
يبنؤُمّ لاتأخذ بلحيتى و لابرأسى
گرفتن سر و ريش هارون، نشان شدت از ناراحتى موسى(ع) در مورد انحراف بنى اسرائيل دارد.
2 - موسى ( ع ) با گرفتن سر و ريش هارون ، او را در باره گوساله پرست شدن بنى اسرائيل در غياب خود مورد بازخواست قرار داد .
يه-رون ما منعك . .. لاتأخذ بلحيتى و لابرأسى
3 - هارون ( ع ) ، داراى مسؤوليت در قبال گمراه شدن بنى اسرائيل و گوساله پرستى آنان ، از ديدگاه موسى ( ع )
يه-رون ما منعك . .. لاتأخذ بلحيتى و لابرأسى
5 - هارون ( ع ) با مشاهده غضب موسى ( ع ) ، سعى در فرونشاندن خشم آن حضرت و جلب محبت و تحريك عواطف او داشت .
قال يبنؤُمّ
مخاطب قرار دادن موسى(ع) با نداى «يابن أمِّ» گوياى اين نكته است كه هارون(ع) سعى داشت با برانگيختن احساسات موسى، غضب او را فرونشانده و سپس توضيحات خود را بيان كند. در باره مفتوح بودن كلمه «أُمّ» توجيهاتى بيان شده است; از جمله اين كه اصل آن «يابن أمّاه» بوده و براى تخفيف چنين شده است.
8 - هارون ( ع ) ، براى اداى توضيح در باره علل نحوه برخورد خود با گوساله پرستان ، از موسى ( ع ) تقاضاى فرصت كرد .
لاتأخذ بلحيتى و لابرأسى إنّى خشيت
13 - حفظ وحدت و يك پارچگى بنى اسرائيل ، از سفارش هاى موسى ( ع ) به هارون
فرّقت بين بنى إسرءيل و لم ترقب قولى
«ترقب» به معناى «تحفّظ» است و مفاد جمله «إنّى خشيت. ..» - با توجه به عطف «لم ترقب» بر «فرّقت» - اين است كه: «من نگران آن بودم كه بگويى بنى اسرائيل را متفرق ساختى و گفته مرا حفظ و مراعات نكردى».
اين گفته هارون(ع) دال بر آن است كه موسى(ع) پيش از رفتن به ميقات، در مورد حفظ وحدت بنى اسرائيل، توصيه هاى لازم را به او كرده بود.
17 - گوساله پرستان ، گروه حاكم بر جوّ عمومى بنى اسرائيل در غياب موسى ( ع )
إنّى خشيت أن تقول فرّقت بين بنى إسرءيل
نماى اتحاد و يك پارچگى بنى اسرائيل، در فاصله ارتداد آنان، گوياى حاكميت مرتدان و گوساله پرستان است.
18 - هارون ( ع ) ، در صدد اجراى دقيق فرمان هاى موسى ( ع ) و تخطى نكردن از معيار هاى او ، در طول مدت ميقات موسى ( ع ) و غيبت او
إنّى خشيت أن تقول . .. و لم ترقب قولى
جلد
11
1 - موسى ( ع ) ، پس از توبيخ بنى اسرائيل و برخورد شديد با هارون ( ع ) با مشاهده دخالت مستقيم سامرى در گوساله پرستى بنى اسرائيل ، به بازخواست و محاكمه او پرداخت .
قال فما خطبك يس-مرىّ
2 - پرسش از انگيزه و هدف سامرى در ساختن گوساله زرّين و گمراه ساختن مردم ، از موارد بازخواست موسى ( ع ) از سامرى
فما خطبك يس-مرىّ
«خطب» - نزد برخى لغت دانان - به معناى «سبب الأمر» است (لسان العرب). زمخشرى آن را به معناى «طلب» دانسته است. در نتيجه «ماخطبك»; يعنى، سبب كار تو يا مطلوب و خواسته تو چه بوده است؟ معانى «شأن» و «أمر» نيز از جمله معانى ذكر شده براى اين كلمه است (قاموس).
جلد
11
1 - موسى ( ع ) درپى محاكمه سامرى ، وى را به خروج فورى از جامعه و انزوا و قطع رابطه با مردم در طول زندگى محكوم كرد .
قال فاذهب فإنّ لك فى الحيوة أن تقول لامساس
فا در «فاذهب» علاوه بر ترتب فرمان رفتن بر محكوميت سامرى، بر فوريت آن نيز دلالت دارد. «مساس» مصدر باب مفاعله است و «لامساس» به معناى نفى هرگونه تماس و برخورد است; يعنى، تو در زندگانى خود، سزاوار سرنوشتى هستى كه سخن اول و آخر تو خبر دادن از بى كسى خود و نبود هرگونه تماس گيرنده اى با تو باشد.
3 - ابتلاى سامرى به مردم گريزى و گريز مردم از وى ، پى آمد نفرين موسى ( ع ) در حق او بود .
إنّ لك فى الحيوة أن تقول لامساس
محتمل است «فإنّ لك فى الحياة. ..» نفرين موسى(ع) در حق سامرى باشد; يعنى، آن كه سامرى به بيمارى روحى و يا جسمى خاصى مبتلا گردد، كه از مردم بگريزد و مردم نيز از او گريز داشته باشند.
11 - سوزاندن گوساله سامرى به طور كامل و محو اثر آن و افشاندن سوخته آن به دريا ، تصميم قطعى و مؤكد موسى ( ع ) در باره گوساله زرّين سامرى
وانظر إلى إلهك . .. لنحرّقنّه ثمّ لننسفنّه فى اليمّ نسفًا
«تحريق» (مصدر «لنحرّقنّه») به معناى زياد سوزاندن است (مصباح). «نسف» به معناى از ريشه بركندن و
منهدم ساختن و به هوا افشاندن است (قاموس). گفتنى است كه معناى اخير در آيه مناسب تر به نظر مى رسد، بنابراين «ثمّ لننسفنّه...» ; يعنى، پس از سوزاندن گوساله (ذوب كردن و تبديل آن به قطعات ريز) سوخته آن را به دريا خواهيم پاشيد.
12 - سوزاندن گوساله سامرى و ريختن سوخته آن به دريا ، در برابر ديدگان سامرى و ديگر مردم انجام گرفت .
وانظر . .. لنحرّقنّه ثمّ لننسفنّه فى اليمّ
«انظر» فرمان موسى(ع) به سامرى است و ظاهر آن است كه مقصود، مشاهده مراسم سوزاندن و به دريا ريختن باشد. ضميرهاى جمع در «لنحرّقنّه» و «لننسفنّه»، گوياى حضور مردم در آن صحنه است.
13 - موسى ( ع ) ، براى نابود ساختن گوساله سامرى ، همكارى و هم يارى بنى اسرائيل را تدارك ديده و بر شركت دادن آنان دراين اقدام مصمم بود .
لنحرّقنّه ثمّ لننسفنّه
ضميرهاى جمع در افعال «لنحرّقنّه» و «لننسفنّه» گوياى نكته ياد شده است.
14 - تراشيدن و تبديل گوساله سامرى به براده ها و خرده فلزهايى بى مصرف و پراكنده ساختن آن در آب دريا ، برنامه موسى ( ع ) در ريشه كن ساختن انحراف گوساله پرستى بنى اسرائيل
لنحرّقنّه
از معانى ذكر شده براى «حرق» و «تحريق»، سوهان كارى كردن و ساييدن است و «تحريق» بر متوالى بودن و شدت بيشتر آن دلالت دارد (لسان العرب). برداشت ياد شده بر مبناى اين معنا استفاده شده است.
15 - مبارزه با زمينه هاى فكرى و عينى شرك و نابود كردن آنها ، شيوه موسى ( ع ) در ستيز با گوساله پرستى بنى اسرائيل
إلهك الذى . .. لنحرّقنّه ثمّ لننسفنّه
سوزاندن گوساله سامرى از چند جهت قابل تأمل است: 1- از جهت نابود كردن و محو ساختن آن از ديدگان مردم تا مبادا دوباره به آن گرايش يابند. 2- اثبات «اله» نبودن آن براى ظاهر بينان، با سوزاندن و خردكردن تنديس زرّين گوسال. جهت اول، جهتى عينى و جهت دوم، جهت فكرى است.
جلد
12
1 - مسؤوليت مشترك موسى و هارون ، در رسالت و مبارزه با فرعون و اشراف قوم او
ثمّ أرسلنا موسى و أخاه هرون . .. إلى فرعون و ملإيه
«ملأ» اسم جمع و به معناى اشراف و سران است. «إستكبار» (مصدر «استكبروا»); يعنى، كبر ورزيدن و تكبّر نمودن «علّو» (مصدر «عالين») نيز به معناى برترى جويى و سلطه طلبى است.
6 - موضع گيرى مستكبرانه فرعون و اشراف دربار او ، در برابر موسى و هارون ( ع )
ثمّ أرسلنا موسى و أخاه هرون . .. إلى فرعون و ملإيه فاستكبروا
جلد
13
1 - موسى ( ع ) ، فردى مجرم ( قاتل ) از نظر نظام فرعونى
و لهم علىَّ ذنب
مقصود از «ذنب» قتل مرد قبطى است كه موسى در پى آن، از مصر فرار كرد و به مدين رفت.
2 - رفتار گذشته موسى ( ع ) ( قتل مرد قبطى ) ، از نظر دستگاه فرعونى جرم محسوب مى شد ، نه از ديدگاه خود وى
و لهم علىَّ ذنب
برداشت ياد شده بدان احتمال است كه تعبير (لهم علىّ. ..) اشاره اى باشد به اين كه آنان مرا مجرم مى دانند; گرچه واقعًا گناهكار نيستم.
4 - بيم موسى ( ع ) از اقدام فرعونيان مبنى بر قتل او به خاطر رفتار گذشته اش ( قتل مرد قبطى )
فأخاف أن يقتلون
جلد
13
3 - پذيرش درخواست موسى ( ع ) از سوى خدا در مورد همراهى هارون با وى
فأرسل إلى هرون . .. فاذهبا بايتنا
4 - موسى و هارون ( ع ) ، مأمور حركت به سوى فرعونيان با تكيه بر حمايت قاطع الهى
قال كلاّ فاذهبا بايتنا إنّا معكم
7 - هارون ، شريك و همراه موسى ( ع ) در امر رسالت
فاذهبا بايتنا
جلد
13
1 - فرمان الهى به موسى و هارون ( ع ) مبنى بر مواجهه مستقيم با فرعون و اعلام رسالت خويش به وى
فأتيا فرعون فقولا إنّا رسول ربّ العلمين
«اَتْى و إتيان» در اين جا به معناى حاضر شدن و خود را رساندن است. بنابراين «فأتيا فرعون»; يعنى، خود را به فرعون برسانيد و... .
10 - طرح ربوبيت مطلق خداوند در برابر فرعون ، اولين گام مبارزه صريح موسى و هارون ( ع ) با وى
فأتيا فرعون فقولا إنّا رسول ربّ العلمين
تصريح موسى و هارون(ع) به اين كه عوالم جهان آفرينش تحت ربوبيت خدا است، مى تواند اولين گام در مبارزه با فرعون و ردّ صريح ادعاى وى باشد كه مى گفت: «أنا ربّكم الأعلى». (79/24).
جلد
13
1 - رهانيدن بنى اسرائيل از سلطه و ستم فرعونى ، در رأس اهداف موسى ( ع ) و هارون ( ع ) قرار داشت .
أن ائت القوم الظلمين . .. فأتيا فرعون فقولا... أن أرسل معنا بنى إسرءيل
مقصود از «إرسال» (فرستادن) در اين جا آزاد كردن و رها ساختن بنى اسرائيل است. بنابراين از آيه ياد شده استفاده مى شود كه اساسى ترين مأموريت موسى(ع) اين بود كه بنى اسرائيل را از سرزمين فرعونيان خارج كند و آنان را از بند اسارت و بردگى مصريان آزاد سازد.
جلد
13
1 - موضع گيرى فرعون ، در قبال دعوت موسى ( ع ) با به رخ كشيدن دوران سرپرستى خويش بر او
قال ألم نربّك فينا وليدًا
«تربية» (مصدر «نريّى») به معناى پروريدن است. «وليد» به نوزاد و نيز به كودكى گفته مى شود كه از وقت ولادتش زمانى زيادى نگذشته باشد; وگرنه طفل گفته مى شود. «لبث» (مصدر«لبثت») به معناى ماندن و درنگ كردن است; يعنى، فرعون گفت: آيا تو را از كودكى در ميان خود نپروريدم [مگر ]ساليانى چند از عمرت را پيش ما نماندى.
2 - كودكى و بخشى از دوران عمر موسى ( ع ) و نيز رشد و پرورش جسمى او در خاندان فرعون گذشت .
قال ألم نربّك فينا وليدًا و لبثت فينا من عمرك سنين
3 - تلاش فرعون در جهت بى اساس جلوه دادن رسالت موسى ( ع ) ، از طريق به رخ كشيدن گذشته زندگى او
قال ألم نربّك فينا وليدًا . .. سنين
5 - ادعاى رسالت الهى و درخواست آزاد گذاشتن بنى اسرائيل براى خروج از سرزمين مصر از سوى موسى ( ع ) ، دور از انتظار فرعون و عملى جسورانه در نظر وى بود .
فقولا إنّا رسول ربّ العلمين . أن أرسل معنا بنى إسرءيل . قال ألم نربّك ... و لبث
برداشت ياد شده از به رخ كشيدن دوران كودكى و بخشى از عمر موسى(ع) پس از اظهاراتش درباره رسالت الهى و آزاد سازى بنى اسرائيل، به دست مى آيد.
جلد
13
1 - يادآورى فرعون به موسى ( ع ) نسبت به جرم گذشته او در قتل مرد قبطى
و فعلت فعلتك التى فعلت
مقصود فرعون از «فعلتك التى فعلت» قتل مرد قبطى به دست موسى(ع) است.
2 - ناراحتى عميق فرعون از عمل موسى ( ع ) و كشته شدن مرد قبطى به دست او
و فعلت فعلتك التى فعلت
از اين كه فرعون نفس عمل را نام نبرده; بلكه بدان اشاره كرده (التى فعلت) و موسى(ع) را بدان خاطر كافر و ناسپاس شمرده است، مطلب ياد شده استفاده مى شود.
4 - تلاش فرعون براى تكذيب موسى ( ع ) با يادآورى ارتكاب قتل و ناسپاسى وى
و فعلت فعلتك التى فعلت و أنت من الكفرين
جلد
13
1 - اعتراف موسى ( ع ) در برابر فرعون به قتل غيرعمدى و ناخواسته مرد قبطى
قال فعلتها إذًا و أنا من الضالّين
تعبير «أنا من الضالّين» مى تواند اشاره به اين باشد كه موسى(ع) پيش از آن عمل نمى دانسته كه درگيرى او با مرد قبطى (براى دادخواهى مرد سبطى) منجر به قتل او خواهد شد.
جلد
13
1 - فرار موسى ( ع ) از مصر ، در پى كشتن مرد قبطى و ترس از انتقام فرعونيان
ففررت منكم لمّا خفتكم
2 - اعطاى حكمت و دانش به موسى ( ع ) از سوى پروردگار در پى فرار او از نظام فرعونى
ففررت منكم . .. فوهب لى ربّى حكمًا
واژه «حكم» مى تواند مرادف «حكومت» (سرپرستى و تدبير امور مردم) باشد و نيز مى تواند معادل «حكمة» و به معناى دانش و معرفت باشد. برداشت ياد شده بر پايه معناى دوم است.
3 - جدايى موسى ( ع ) از دستگاه فرعونى ، زمينه اعطاى رسالت و سرپرستى بنى اسرائيل به وى از جانب خداوند
ففررت منكم . .. فوهب لى ربّى حكمًا و جعلنى من المرسلين
برداشت ياد شده بدان احتمال است كه تفريع «وهب» بر «ففررت» اشاره به تأثير جدايى موسى(ع) از دستگاه فرعون در شايستگى وى براى دريافت حكم و رسالت داشته باشد. گفتنى است كه در برداشت فوق واژه «حكم» به معناى ولايت و سرپرستى گرفته شد و مراد از آن سرپرستى بر بنى اسرائيل و هجرت دادن آنان از سرزمين مصر مى باشد.
7 - طرح موضوع پيشينه داشتن خط رسالت و بى سابقه نبودن رسالت بشرى ، از سوى موسى ( ع ) براى فرعون
و جعلنى من المرسلين
تعبير «و جعلنى من المرسلين» (مرا از پيامبران قرارداد) به جاى «جعلنى رسولاً» (مرا پيامبر قرار داد) مى تواند اشاره به مطلب ياد شده باشد.
جلد
13
1 - انتقاد صريح موسى ( ع ) از فرعون به خاطر به بردگى كشاندن بنى اسرائيل
و تلك نعمة . .. أن عبّدتّ بنى إسرءيل
جمله «و تلك نعمة. ..» استفهامى و به تقدير «أوَتلك...» است. «أن عبّدتّ» مى تواند عطف بيان براى اسم اشاره «تلك» و يا منصوب به نزع خافض (لام تعليل) و به تقدير «لأن عبّدتّ» باشد. «تعبيد» (مصدر «عبّدتّ») به معناى برده و بنده [خود] ساختن است; يعنى، آيا اين كه فرزندان اسرائيل را بنده خود ساخته اى، اين نعمتى است كه منّت آن را بر من مى نهى.
5 - امتنان فرعون بر موسى ( ع ) ، امرى بى جا و مردود از نظر موسى ( ع )
و تلك نعمة تمنّها علىّ أن عبّدتّ بنى إسرءيل
جلد
13
1 - پرسش انكار آميز فرعون از موسى ( ع ) در باره حقيقتى به نام « ربّ العالمين » ( پروردگار جهانيان )
قال فرعون و ما ربّ العلمين
واژه «ما» اسم استفهام است و غالباً با آن، از حقيقت اسم مابعدش پرسش مى شود. گفتنى است كه استفهام ياد شده براى اظهار تعجب به منظور انكار حقيقت مورد پرسش مى باشد.
4 - « عن أبى عبداللّه ( ع ) قال لمّا بعث اللّه موسى إلى فرعون . . . فقال فرعون « و ما ربّ العالمين » و إنّما
سأله عن كيفية اللّه فقال موسى « ربّ السماوات و الأرض و ما بينهما إن كنتم موقنين » فقال فرعون متعجباً لأصحابه « ألاتستمعون » أسأله عن الكيفية فيجيبنى عن الصفات . . . ;
از امام صادق(ع) روايت شده كه فرمود: هنگامى كه خداوند موسى را به سوى فرعون مبعوث كرد . .. فرعون به موسى(ع) گفت «و ما ربّ العالمين» و سؤال فرعون از موسى درباره كيفيت خداوند بود. موسى(ع) در جواب فرعون گفت: «ربّ السماوات و الأرض و ما بينهما...». فرعون در حالى كه تعجب كرده بود به اصحابش گفت: آيا نمى شنويد [چه ميگويد؟] من از كيفيت خدا مى پرسم و او در جواب من از صفات مى گويد...».
جلد
13
1 - اقدام موسى ( ع ) ، به معرفى پروردگار جهانيان براى فرعون وحاضران مجلس او
قال ربّ السموت و الأرض و ما بينهما إن كنتم موقنين
3 - تلاش موسى ( ع ) براى زنده ساختن اشتياق شناخت حق در وجود فرعون و فرعونيان
قال ربّ السموت . .. إن كنتم موقنين
اقدام موسى(ع) به معلق كردن فهم گفته خويش بر شرط (إن كنتم موقنين) مى تواند بيانگر مطلب ياد شده باشد.
5 - بيان توحيد و يگانگى پروردگار ، مهم ترين پيام عقيدتى موسى ( ع ) براى فرعونيان
إنّا رسول ربّ العلمين . .. قال فرعون و ما ربّ العلمين . قال ربّ السموت و الأر
جلد
13
1 - مناظره موسى و فرعون در منظر جمعى از فرعونيان
قال لمن حوله
«حَوْل» به چيزى كه شىء را احاطه كرده باشد، گفته مى شود. استفهام در «ألاتستمعون» براى اظهار تعجب است. يعنى «[ فرعون] به كسانى كه پيرامونش بودند [با تعجب ]گفت آيا نمى شنويد».
2 - شدت انكار و شگفتى فرعون نسبت به سخنان موسى ( ع ) درباره پروردگار جهانيان
قال ربّ السموت و الأرض . .. قال لمن حوله ألاتستمعون
لحن استهزاآميز فرعون بيانگر مطلب ياد شده است.
3 - لحن مستكبرانه و تمسخرآميز فرعون ، در برابر منطق محكم موسى ( ع )
قال ربّ السموت و الأرض . .. قال لمن حوله ألاتستمعون
استفهام در جمله «ألاتستمعون» مى تواند براى استهزا باشد.
4 - فرعون ، هنگام شنيدن مواضع اعتقادى موسى ( ع ) اطرافيانش را عليه او تحريك و تهييج كرد .
قال ربّ السموت و الأرض . .. قال لمن حوله ألاتستمعون
برداشت ياد شده از آن جا است كه سخن فرعون مى تواند به هدف تحريك و تهييج اطرافيان ادا شده باشد.
جلد
13
1 - دست برنداشتن موسى ( ع ) از تبليغ رسالت خويش در برابر جوّآفرينى و لحن تمسخرآميز فرعون
قال لمن حوله ألاتستمعون . قال ربّكم و ربّ ءابائكم الأوّلين
جلد
13
1 - شدت يافتن خشم فرعون نسبت به موسى ( ع ) با تأكيد موسى بر ربوبيت خداى يگانه هستى
قال ربّكم و ربّ ءابائكم الأوّلين . قال إنّ رسولكم... لمجنون
متهم كردن موسى به جنون، نشان دهنده شدت خشم فرعون است.
2 - فرعون ، عاجز از مقابله با منطق موسى ( ع )
قال إنّ رسولكم . .. لمجنون
اقدام فرعون به متهم كردن موسى به جنون در مقابل منطق قوى او، نشانگر عجز و ناتوانى وى مى باشد.
4 - استهزا و تهمت ، از ابزار مقابله فرعون با رسالت موسى ( ع )
قال لِمن حوله ألا تستمعون . .. قال إنّ رسولكم... لمجنون
جلد
13
1 - دست برنداشتن موسى ( ع ) از تبليغ رسالت خويش در برابر تهمت ها و سخنان نارواى فرعون عليه او
قال إنّ رسولكم . .. لمجنون . قال ربّ المشرق و المغرب و ما بينهما
3 - اهتمام موسى ( ع ) به تبيين « ربّ العالمين » على رغم روبه رو شدن با استهزا و تهمت فرعون
قال لمن حوله ألاتستمعون . .. إنّ رسولكم... لمجنون. قال ربّ المشرق و المغرب و ما
9 - تحقير فرعون و فرعونيان از سوى موسى ( ع ) به خاطر نينديشيدن در نظام هستى و انكار پروردگار جهان
قال ربّ المشرق و المغرب و ما بينهما إن كنتم تعقلون
برداشت ياد شده بدان احتمال است كه تعبير «إن كنتم تعقلون» تعريضى به عدم تعقل فرعون و فرعونيان و مقابله به مثل با اتهام جنون به موسى(ع) باشد.
جلد
13
1 - روى آورى فرعون به تهديد موسى ( ع ) با احساس ناتوانى از مقابله با منطق او
قال لئن اتّخذت إلهًا غيرى لأجعلنّك من المسجونين
6 - موسى ( ع ) ، مورد تهديد فرعون به زندانى شدن ، در صورت پذيرش الوهيت غير او
قال لئن اتّخذت إلهًا غيرى لأجعلنّك من المسجونين
جلد
13
3 - اظهار آمادگى موسى ، براى ارائه دليلى روشن و محسوس ( معجزه ) برصدق رسالت خويش
قال أوَلوجئتك بشىء مبين
مراد از «بشىء مبين» به قرينه آيات بعد، معجزه عصا و يد بيضا است.
5 - اقدام موسى ( ع ) به ارائه معجزه ، پس از اقامه برهان و دليل عقلى بر مدعاى خويش و كارساز نيفتادن آن
قال ربّ السموت. ..قال... لأجعلنّك من المسجونين. قال أوَلوجئتك بشىء مبين
جلد
13
1 - موافقت فرعون با پيشنهاد موسى ( ع ) مبنى بر ارائه دليل محسوس و روشن بر صدق رسالت خويش
قال أوَلوجئتك بشىء مبين . قال فأت به
2 - ترديد فرعون نسبت به توان موسى ( ع ) در ارائه دليل روشن بر مدعاى خويش
قال فأت به إن كنت من الصدقين
برداشت ياد شده، در صورتى است كه امر در «فأت به» تعجيزى باشد. بنابراين فرعون بدان جهت كه از توانايى موسى نسبت به آن كار اطمينان نداشت،از او خواست تا معجزه خويش را ارائه دهد.
3 - فرعون دلايل آفاقى و انفسى ارائه شده از سوى موسى را گوياى صدق ادعاى او ندانسته و تنها معجزه را شاهد صدق گفتارش مى دانست .
قال ربّ السموت و الأرض . .. قال ... لأجعلنّك من المسجونين . قال أوَلوجئتك بشىء
برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه فرعون دلايل آفاقى وانفسى حضرت موسى را نپذيرفت و ضمن تمسخر آنها، او را به زندان تهديد كرد; ولى آن گاه كه آن حضرت مسأله معجزه (شىء مبين) را مطرح ساخت، فرعون به ظاهر به آن تن داد و پذيرفت.
جلد
13
1 - اقدام موسى ( ع ) به افكندن عصاى خويش به منظور نشان دادن معجزه اى آشكار به فرعونيان
أوَلوجئتك بشىء مبين . .. فألقى عصاه
3 - تبديل عصاى موسى ( ع ) به اژد ها ، پديده اى شگفت و دور از انتظار فرعونيان
فألقى عصاه فإذا هى ثعبان مبين
برداشت ياد شده از «إذا» فجائيه استفاده مى شود; زيرا اين كلمه مى رساند كه مفاد جمله پس از آن، در يك حالت غير منتظره انجام شده است.
جلد
13
4 - ارائه معجزات توسط موسى ( ع ) در حضور جمع ( فرعون و اطرافيانش )
و نزع يده فإذا هى بيضاء للنظرين
جلد
13
1 - واكنش حق ستيزانه فرعون در قبال دو معجزه روشن موسى ( ع )
قال للملإ حوله إنّ هذا لسحر عليم
2 - تلاش فرعون براى سحر قلمداد كردن معجزات موسى براى اطرافيانش
قال للملإ حوله إنّ هذا لسحر عليم
3 - اقرار ناخواسته فرعون به عظمت كار موسى ( ع ) در ارائه معجزات
إنّ هذا لسحر عليم
5 - تناقض گويى فرعون ، در اتهام هاى خويش عليه موسى ( ع )
قال إنّ رسولكم . .. لمجنون ... قال ... إنّ هذا لسحر عليم
فرعون از يك سو موسى(ع) را مجنون و از سويى ديگر ساحرِ بسيار دانا و كاردان مى خواند و اين تناقض گويى آشكارى است كه در يك مجلس از فرعون به طور ناخواسته سر زده است.
جلد
13
1 - اقدام فرعون براى ايجاد نگرانى در اطرافيان خويش ، نسبت به اهداف نهايى موسى ( ع )
يريد أن يخرجكم من أرضكم بسحره
2 - نگرانى فرعون از تأثير معجزات موسى در اطرافيانش
يريد أن يخرجكم من أرضكم بسحره
3 - فرعون با تحريك احساسات قومى و ميهنى اطرافيان خود ، درصدد تهييج آنان عليه موسى ( ع ) بود .
قال . .. يريد أن يخرجكم من أرضكم بسحره
4 - دروغ و تزوير ، دو حربه فرعون عليه موسى ( ع )
قال . .. إنّ هذا لسحر عليم . يريد أن يخرجكم من أرضكم بسحره
تعبير «يريد أن يخرجكم. ..» دروغى آشكار است; چه اين كه موسى(ع) خواهان خارج ساختن بنى اسرائيل از مصر بود و نه قبطيان. و از سوى ديگر در مجموع كلام وى تزوير و فريبكارى نهفته است چه در گفتن «أرضكم» (سرزمين شما) و چه در تعبير «بسحره» (با جادويش)
5 - بيم فرعون از ناگزير شدن قبطيان به ترك سرزمين خويش با پيروزى موسى ( ع )
يريد أن يخرجكم من أرضكم بسحره
6 - مشاوره فرعون با اطرافيان خويش و نظر خواهى از آنان براى مبارزه با موسى ( ع )
فماذا تأمرون
«أمر» (مصدر «تأمرون») به معناى فرمان دادن است. مقصود از آن در اين جا فرمان مشورتى است. بنابراين «چه فرمان مى دهيد»; يعنى، رأيتان چيست.
8 - فرعون ، از چاره انديشى و پيدا كردن راه مبارزه با موسى ( ع ) - به تنهايى - احساس ناتوانى مى كرد .
يريد أن يخرجكم من أرضكم بسحره فماذا تأمرون
مشورت و نظرخواهى فرعون از ديگران - در عين ادعاى خدايى - بيانگر ناتوانى او در مبارزه با موسى(ع) مى باشد.
جلد
13
1 - پيشنهاد مشاوران فرعون به خود وانهادن موقتى موسى و هارون ( ع ) و شتاب نكردن در مجازات آنان ( زندانى كردن )
قال لئن اتّخذت إلهًا غيرى لأجعلنّك من المسجونين . ..فماذا تأمرون . قالوا أرجه و
«ارجاء» (مصدر «ارج») به معناى وانهادن و مهلت دادن است. گفتنى است كه «ارج» در اصل «ارجى» بوده كه لام الفعل آن حذف شده است. ضمير «ه» ساكن در آخر آن، مفعولى و راجع به موسى مى باشد.
3 - هارون در كنار موسى ( ع ) و همراه وى در تمام مراحل مناظره و رو در رويى با فرعون
قالوا أرجه و أخاه
4 - صلاحديد مشاوران فرعون ، مبارزه با موسى به شيوه اى همسان شيوه خود وى بود و نه زندان و قتل .
قالوا أرجه و أخاه و ابعث فى المدائن حشرين
برداشت ياد شده از آن جا است كه منطق فرعون «لأجعلنّك من المسجونين» بود; ولى مشاوران وى با ديدن معجزات موسى اين راه را نپسنديدند; بلكه در پيش گرفتن راهى منطقى تر و ظاهراً همسان راه موسى را ترجيح دادند.
5 - تدبير مشاوران فرعون ، مبنى بر اعزام اشخاصى به تمام شهر ها و گردآورى نيروى لازم جهت مبارزه با موسى ( ع ) و برادرش
قالوا . .. و ابعث فى المدائن حشرين
«المدائن» جمع محلّى به «ال» و مفيد عموم است; يعنى، همه شهرها.
جلد
13
1 - گردآورى تمامى ساحران كارآزموده و ماهر براى مقابله با معجزات موسى ، طرح مشاوران فرعون بود .
و ابعث فى المدائن حشرين . يأتوك بكلّ سحّار عليم
جلد
13
2 - گردآورى ساحران در سريع ترين وقت ، پس از پيشنهاد مشاوران فرعون
قالوا . .. و ابعث فى المدائن ... فجمع السحرة
برداشت ياد شده با توجه به آمدن «فاء» - كه بيانگر نبودن فاصله زمانى است - استفاده مى شود.
3 - گردآورى ساحران ، براى هماوردى با موسى ( ع ) در وقت و روزى معين ( پيش از ظهر روز عيد ) بود .
فجمع السحرة لميقت يوم معلوم
«ميقات» به زمان معين گفته مى شود و مراد از آن در اين جا - به قرينه آيه 59 سوره طه - پيش از ظهر (ضحى) مى باشد. مقصود از «يوم معلوم» به دليل آيه ياد شده روز جشن (يوم الزينة) است و روز جشن همان روز عيد مى باشد.
4 - اهميت زمان و روز خاص در بازتاب هماوردى موسى ( ع ) با ساحران در نگاه فرعونيان
فجمع السحرة لميقت يوم معلوم
تصريح به زمان معين، نشانگر اهميت و نقش آن است .
جلد
13
1 - دعوت همگانى از مردم و تشويق آنان براى اجتماع در صحنه هماوردى موسى ( ع ) با ساحران
و قيل للناس هل أنتم مجتمعون
استفهام در عبارت «هل أنتم مجتمعون» براى تشويق و ترغيب است.
2 - اطمينان فرعون و درباريان او به غلبه ساحران كارآزموده بر موسى ( ع )
و قيل للناس هل أنتم مجتمعون
دعوت از مردم، مى تواند نشانگر اطمينان فرعونيان به پيروزى ساحران باشد. گفتنى است كه تعابيرى چون: «لعلّنا» و «إن كانوا» - كه بيانگر نوعى ترديد بوده و در آيه بعدى آمده است - شگردى تبليغى براى تهييج ساحران بود تا آنان توان خويش را در اين راه به كار گيرند.
جلد
13
1 - پاسخ مثبت فرعون ، به امتيازطلبى ساحران براى غلبه بر موسى ( ع )
قالوا لفرعون أئنّ لنا لأجرًا . .. قال نعم
6 - فرعون از پيروزى خود در برابر معجزه موسى ( ع ) مأيوس شده و تنها به حمايت ساحران چشم دوخته بود .
قال نعم و إنّكم إذًا لمن المقرّبين
تلاش فرعون براى جلب حمايت ساحران از خود، به هر قيمت ممكن و بيش از انتظار آنها، گوياى برداشت ياد شده است.
جلد
13
1 - پيشنهاد موسى ( ع ) به ساحران ، براى پيشقدم شدن در نماياندن سحر خويش
قال لهم موسى ألقوا ما أنتم ملقون
2 - اطمينان موسى به غلبه خويش و پوچى افسون ساحران
قال لهم موسى ألقوا ما أنتم ملقون
شتاب نداشتن موسى(ع) در ارائه معجزه خويش، حاكى از اطمينان او و تعبير «ألقوا ما أنتم ملقون» نشانگر بى اعتنايى وى به همه دست مايه هاى ساحران است.
3 - تلاش ساحران براى انجام كارى شبيه به معجزه موسى
ألقوا ما أنتم ملقون
جلد
13
1 - استفاده ساحران از ريسمان و چوب براى انجام سحر خود
فألقوا حبالهم و عصيّهم
«حبال» (جمع «حبل») به معناى ريسمان ها و «عِصّى» (جمع «عصا») به معناى چوبدستى ها است.
2 - اقدام ساحران ، پس از پيشنهاد موسى ( ع ) ، به افكندن ريسمان ها و عصا هاى خود براى نماياندن سحر خويش
قال لهم موسى ألقوا . .. فألقوا حبالهم و عصيّهم
3 - غرور و اطمينان سرشار ساحران به غلبه خويش بر موسى ( ع )
و قالوا بعزّة فرعون إنّا لنحن الغلبون
4 - تبليغات روانى ساحران به هنگام انجام عمليات خود
فألقوا . .. و قالوا بعزّة فرعون إنّا لنحن الغلبون
7 - سعى ساحران بر ارائه كارى قوى تر و چشمگيرتر از معجزه موسى و در عين حال هم سنخ با آن
فألقوا حبالهم و عصيّهم
برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه ساحران از ريسمان ها و عصاهاى متعدد براى مبارزه با معجزه (عصاى اژدها شوند) موسى(ع) استفاده كردند.
8 - اقدام ساحران به ستايش فرعون در لحظه شروع عمليات خود ، با هدف جلب حمايت او و نزديك ساختن خويش بهوى
فألقوا . .. و قالوا بعزّة فرعون إنّا لنحن الغلبون
جلد
13
1 - افكندن موسى ( ع ) عصاى خويش را ، در پى ارائه افسون از سوى ساحران
فألقى موسى عصاه
2 - بلعيده شدن ابزار ساحران ( ريسمان ها و عصا ها ) به وسيله عصاى موسى
فإذا هى تلقف ما يأفكون
4 - غلبه سريع و برق آساى موسى ( ع ) بر ساحران ، در ميدان هماوردى و در برابر ديد همگان
فألقى موسى عصاه فإذا هى تلقف ما يأفكون
واژه «إذا» معادل ناگهان است; يعنى، انداختن عصا همان و بلعيده شدن طناب ها و چوبدستى هاى ساحران همان.
5 - عصاى موسى با بلعيدن ابزار جادويى ساحران ، صحنه اى شگفت و به دور از انتظار همگان به وجود آورد .
فإذا هى تلقف ما يأفكون
برداشت ياد شده از آن جا است كه «إذا» براى مفاجات است و نشانگر آن است كه جمله پس از آن، در يك حالت غير منتظره واقع شده است.
جلد
13
1 - پى بردن ساحران به حقانيت رسالت موسى ( ع ) ، در پى مشاهده بطلان افسون خود در برابر معجزه موسى
فإذا هى تلقف ما يأفكون . فأُلقى السحرة سجدين
برداشت ياد شده با توجه به تفريع «أُلقى» بر آيه پيش به دست مى آيد.
2 - به سجده در افتادن بى درنگ ساحران ، با مشاهده معجزه پيروز موسى
فأُلقى السحرة سجدين
به كارگيرى «فاء» تعقيب و فعل مجهول «أُلقى» بيانگر آن است كه ساحران با مشاهده آن منظره عجيب، اختيار از كف دادند و بلافاصله به سجده درافتادند.
جلد
13
1 - اعتراف ساحران به پروردگار جهانيان و ايمان به توحيد ربوبى ، پس از مشاهده معجزه موسى و بطلان سحر خويش
فألقى موسى عصاه . .. قالوا ءامنّا بربّ العلمين
جلد
13
4 - اتهام ساحران از سوى فرعون ، به هم دستى با موسى ( ع ) براى توطئه عليه وى
إنّه لكبيركم الذى علّمكم السحر
6 - اصرار و پافشارى فرعون بر سحر شمردن معجزه موسى
إنّه لكبيركم الذى علّمكم السحر
7 - اتهام ساحران از سوى فرعون ، به شاگردى موسى ( ع ) و يادگرفتن سحر در مكتب او
إنّه لكبيركم الذى علّمكم السحر
8 - تهديد ساحران مؤمن از سوى فرعون به داشتن فرجامى تيره و وحشتناك
فلسوف تعلمون
9 - ساحران مؤمن به موسى ( ع ) ، مورد تهديد فرعون به قطع دست و پا و كشيده شدن بر صليب
لأُقطّعنّ أيديكم و أرجلكم من خلف و لأُصلّبنّكم أجمعين
13 - ايمان همه ساحران به موسى ( ع ) و تهديد فرعون به شكنجه و كشتن تمامى آنان
قال ءامنتم له . .. و لأُصلّبنّكم أجمعين
جلد
13
1 - اعلام آمادگى ساحران مؤمن به موسى ( ع ) در برابر فرعون براى پذيرش هر شكنجه در راه ايمان خويش
لأُقطّعنّ أيديكم و أرجلكم من خلف . .. قالوا لاضير
2 - خشم و تهديد شديد فرعون ، فاقد كمترين تأثير در ساحران مؤمن به موسى ( ع )
لأُقطّعنّ أيديكم و أرجلكم من خلف . .. قالوا لاضير
جلد
13
2 - ندامت ساحران از گذشته شرك آلود و غفلت بار خود در پيشگاه خدا
إنّا نطمع أن يغفر لنا ربّنا خطي-نا
جلد
13
1 - وحى خداوند به موسى ( ع ) در خارج ساختن شبانه بنى اسرائيل از سرزمين مصر
و أوحينا إلى موسى أن أسر بعبادى
8 - موسى ( ع ) ، رهبرى پذيرفته شده و مورد اطاعت بنى اسرائيل ، حتى پيش از ترك مصر
و أوحينا إلى موسى أن أسر بعبادى إنّكم متّبعون
فرمان الهى به كوچاندن شبانه بنى اسرائيل، در صورتى عملى بود كه مجموعه بنى اسرائيل مطيع موسى(ع) بودند و اين حركت مخاطره آميز را به خاطر اطاعت از وى به جان مى خريدند.
جلد
13
2 - تشويق مردم از سوى مأموران فرعون ، به تسريع در پيوستن به سپاه وى
و إنّا لجميع حذرون
جلد
13
1 - اقدام قاطع موسى ( ع ) براى زدودن وحشت همراهان خويش و ( ترس آنان از گرفتار شدن در كمند سپاه فرعون )
قال أصحب موسى إنّا لمدركون . قال كلاّ
2 - موسى ( ع ) ، مطمئن به دست نيافتن سپاه فرعون بر وى و همراهانش
قال كلاّ
جلد
13
2 - وحى الهى به موسى ( ع ) مبنى بر زدن عصاى خويش به دريا
فأوحينا إلى موسى أن اضرب بعصاك البحر
3 - شكافته شدن دريا با ضربت عصاى موسى و باز شدن راه نجات براى بنى اسرائيل
أن اضرب بعصاك البحر فانفلق
«انفلاق» (مصدر «انفلق») به معناى شكافته شدن است.
5 - بنى اسرائيل و فرعونيان ، شاهد معجزه اى ديگر از موسى ( ع ) با شكافتن دريا
أن اضرب بعصاك البحر فانفلق
7 - شكافته شدن دريا با عصاى موسى و تقسيم شدن آب هاى آن به دو ديوار ; چون دو كوه بزرگ
فانفلق فكان كلّ فرق كالطود العظيم
فعل «كان» در اين جا به معناى «صار» است. «فرق» نيز معادل قطعه (پاره) و «طود» مرادف «جبل» (كوه) است. بنابراين «كان كلّ فرق...»; يعنى، هر پاره اى از آب دريا، مانند كوهى بزرگ شد.
جلد
13
1 - نجات يافتن موسى ( ع ) و همراهان وى ( بنى اسرائيل ) از شرّ فرعونيان ، با عبور از دريا به اراده الهى بود .
و أنجينا موسى و من معه أجمعين
جلد
13
2 - ماجراى ميان موسى ( ع ) و فرعونيان ، نمودى از سنت مستمر الهى در يارى حق و سركوب باطل
إنّ فى ذلك لأية
چنان كه گفته شد «آية» به معناى عبرت است و عبرت بودن ماجراى موسى و فرعونيان، در صورتى است كه تكرار نظاير آن همواره ممكن باشد.
جلد
13
2 - بيان دقيق سرگذشت موسى و خانواده اش در وادى طور ( ماجرايى كه به جز خدا كسى از آن خبر نداشت ) دليلى روشن بر آسمانى بودن قرآن
و إنّك لتلقّى القرءان . .. إذ قال موسى لأهله
بيان ماجراى موسى در وادى طور، كه مى تواند دليلى براى «إنّك لتلقّى القرآن. ..» باشد; زيرا آن واقعه اى است كه جز خدا احدى از آن اطلاع نداشته است.
4 - همراهى خانواده موسى ( همسر و فرزندانش ) با وى در سفر از « مدين »
إذ قال موسى لأهله . .. لعلّكم تصطلون
تعبير «سئاتيكم» و «لعلّكم تصطلون» (با ضماير جمع) نشان مى دهد كه همراهيان موسى بيش از يك نفر بوده اند و تعبير «أهل» بيانگر آن است كه همه آنان از نزديكان (همسر و فرزندان) او بوده اند.
5 - گرفتارى موسى ( ع ) و خانواده اش در سردى هوا ، تاريكى شب و گم كردن راه در مسير سفر
إذ قال موسى لأهله . .. سئاتيكم منها بخبر... لعلّكم تصطلون
6 - قرار گرفتن خانواده موسى در شرايط نياز به دلگرمى و اميد
إذ قال موسى لأهله . .. سئاتيكم منها بخبر... تصطلون
از تعبير «إنّى آنست ناراً» و «سأتيكم» - كه جمله اول به صورت مؤكد به «إنّ» و جمله دوم به صورت مؤكد با حرف تنفيس آمده است - استفاده مى شود كه خانواده موسى در شرايط اضطراب آور و دلهره آميزى قرار داشتند كه موسى مى بايست به آنان دلگرمى مى داد و اميد مى بخشيد.
7 - آرامش موسى ( ع ) در شرايط سخت و بحرانى و تلاش وى جهت ايجاد اميد و اطمينان در خانواده خود .
إنّى ءانست نارًا سئاتيكم. .. لعلّكم تصطلون
8 - مشاهده موسى ، آتشى را از دور در وادى طور
إنّى ءانست نارًا
«إيناس» (مصدر «آنست») معادل «إبصار» (ديدن) است; يعنى، آتشى به نظرم رسيد.
9 - تنها موسى ( ع ) ، نظاره گر آتش وادى طور و همراهانش محروم از مشاهده آن
إنّى ءانست نارًا
10 - تصميم موسى ( ع ) به حركت به سمت آتش طور
ساتيكم منها بخبر أو ءاتيكم
11 - اميد موسى ( ع ) ، به يافتن اطلاعاتى از محل برافروخته شدن آتش ، براى يافتن راه و ادامه مسير سفر
ساتيكم منها بخبر
جمله «سآتيكم منها بخبر» به تقدير «سآتيكم من عندها بخبر نهتدى به» است; يعنى، به زودى از آن جا اطلاعى خواهم آورد كه با كمك آن راهمان را پيدا كنيم.
12 - موسى ( ع ) ، درصدد آوردن پاره اى آتش براى گرم كردن خانواده اش
أو ءاتيكم بشهاب قبس لعلّكم تصطلون
«شهاب» به شعله آتش و «قبس» به شعله برگرفته از آتش گفته مى شود. «اصطلاء» (مصدر «تصطلون») نيز
به معناى گرم شدن است; يعنى، يا شعله اى از آتش برگيرم و بياورم تا با آن، آتش برافروزم، باشد كه گرم شويد.
جلد
13
1 - نداى خداوند به موسى ( ع ) در پى رسيدن وى به آتش طور
فلمّا جاءها نودى
3 - تبريك خداوند به موسى و فرشتگان حاضر در اطراف آتش طور
نودى أن بورك من فى النّار و من حولها
برداشت ياد شده بدان احتمال است كه «بورك من فى النار» انشاى تبريك باشد.
4 - قرار گرفتن موسى ( ع ) در احاطه آتش طور
نودى أن بورك من فى النّار
جلد
13
1 - تأكيد خداوند ، بر الهى بودن نداى برخاسته از دل آتش وادى طور
نودى أن بورك من فى النّار . .. يموسى إنّه أنا اللّه
2 - موسى ، در شگفتى و حيرت از نداى برآمده از آتش وادى طور
نودى أن بورك من فى النّار . .. يموسى إنّه أنا اللّه
تصريح خداوند به «إنّه أنا اللّه» مى تواند از آن جهت باشد كه موسى با شنيدن ندا از درون آتش، در شگفتى فرو رفت و حيران ماند; به گونه اى كه سخت نيازمند راهنمايى روشن و صريح بود.
3 - سخن گفتن بىواسطه خدا با موسى در وادى طور
فلمّا جاءها نودى . .. إنّه أنا اللّه العزيز الحكيم
جلد
13
1 - فرمان خدا به موسى ( ع ) در وادى طور ، مبنى بر افكندن عصاى خويش
و ألق عصاك
2 - تبديل ناگهانى عصاى موسى به مارى پرتحرك ، در پى افكندن آن بر زمين
فلمّا رءاها تهتزّ كأنّها جانّ
«اهتزاز» (مصدر «تهتزّ») به حركت تند و سريع گفته مى شود. «جانّ» نيز به گفته مفسران، گونه اى از مار باريك است كه بسيار چست و چالاك مى باشد.
3 - تبديل عصاى موسى به اژدهايى بزرگ اما به چالاكى مار هاى كوچك
فلمّا رءاها تهتزّ كأنّها جانّ
با توجه به اين كه در جاى ديگر تبديل عصا به اژدهايى بزرگ (فإذا هى ثعبان مبين) آمده احتمال مى رود كه تعبير «كأنّها جانّ» در اين جا نه از آن باب باشد كه عصاى موسى در مرتبه نخست به شكل مارى كوچك و در دفعات ديگر به شكل اژدها درآمده بود بلكه تشبيه آن به مار كوچك از جهت حركت تند و سريعى است كه آن مار داشته است.
4 - ترس و گريز بى تأمل موسى ( ع ) ، با مشاهده تبديل عصاى دست خويش به مارى چالاك
فلمّا رءاها تهتزّ كأنّها جانّ ولّى مدبرًا
6 - رهنمود خدا به موسى ( ع ) مبنى بر اين كه او نبايد از عصاى مار شده بيم داشته باشد .
يموسى لاتخف
8 - اعطاى مقام رسالت از جانب خداوند به موسى ( ع ) در وادى طور
يموسى لاتخف إنّى لايخاف لدىّ المرسلون
جلد
13
1 - فرمان خدا به موسى ( ع ) مبنى بر فروبردن دست در گريبان خويش و خارج ساختن آن با سپيديى جذّاب و غيرزننده
و أدخل يدك فى جيبك تخرج بيضاء من غير سوء
جلد
13
2 - سحر خوانده شدن معجزات الهى موسى ، از سوى فرعونيان على رغم وضوح و روشنى آن
فلمّا جاءتهم ءايتنا مبصرة قالوا هذا سحر مبين
جلد
13
4 - مردم عصر بعثت ، اطلاعاتى مخدوش و نادرست از داستان موسى و فرعون داشتند .
نتلوا عليك من نبإِ موسى و فرعون بالحقّ
قيد «بالحقّ» نشان مى دهد كه آنچه در ميان مردم عصر پيامبر(صلی الله علیه و آله) از ماجراى موسى(ع) و فرعون مطرح بود، با واقعيت انطباق نداشت.
5 - سوره « قصص » دربردارنده تنها گوشه اى از داستان موسى و فرعون
نتلوا عليك من نبإِ موسى و فرعون
به كارگيرى «من» تبعيضيه در «من نبإ» بيانگر آن است كه آنچه در سوره «قصص» مطرح شده; تنها بخشى از سرگذشت موسى(ع) و فرعون است و نه همه آن.
جلد
13
1 - تولد موسى ( ع ) ، در فضايى آكنده از خوف و خطر و به دور از چشم ديگران
يذبّح أبناءهم . .. و أوحينا إلى أُمّ موسى أن أرضعيه
6 - مأموريت مادر موسى از سوى خداوند ، به شير دادن فرزندش دور از چشم بيگانگان
و أوحينا إلى أُمّ موسى أن أرضعيه
7 - شرايط اضطراب آور روحى براى مادر موسى به هنگام ولادت فرزندش و نيز احساس خطر براى او از جانب فرعونيان ، موجب سرگردانى وى در شير دادن به موسى ( ع ) بود .
و أوحينا إلى أُمّ موسى أن أرضعيه
توصيه خداوند به مادر موسى براى شير دادن به فرزندش، مى تواند گوياى مطلب ياد شده باشد.
8 - مادر موسى ، مأمور افكندن فرزندش به رود نيل در صورت احساس خطر براى وى از جانب فرعونيان
فإذا خفت عليه فألقيه فى اليمّ
واژه «يمّ» به آب زياد گفته مى شود. بدين جهت به دريا «يمّ» گفته مى شود و هم به رود بزرگ. در اين آيه معناى دوم مراد است و مقصود از آن رود نيل مى باشد.
10 - اطمينان بخشى خداوند به مادر موسى و وعده قطعى به بازگرداندن فرزندش به آغوش وى
إنّا رادّوه إليك
11 - برگزيدن موسى ( ع ) براى مقام رسالت ، وعده الهى به مادرش جهت آرام بخشيدن خاطر وى
و لاتخافى و لاتحزنى . .. و جاعلوه من المرسلين
جلد
13
1 - برگرفته شدن موسى ( ع ) از آب نيل به وسيله نزديكان فرعون
فالتقطه ءال فرعون
«إلتقاط» به معناى برگرفتن چيزى از زمين است و «آل» به كسان و نزديكان شخص گفته مى شود.
3 - برگرفتن موسى ( ع ) از آب به وسيله فرعونيان ، اقدامى ناخواسته عليه خود آنان
فالتقطه ءال فرعون ليكون لهم عدوًّا و حزنًا
7 - كشتن پسران بنى اسرائيل از سويى و برگرفتن موسى ( ع ) از آب از سوى ديگر ، نمود خطاپيشگى و نابخردى فرعونيان
يذبّح أبناءهم . .. فالتقطه ءال فرعون
جلد
13
1 - انتقال موسى ( ع ) پس از برگرفته شدن از آب ، به نزد فرعون و همسرش
فالتقطه ءال فرعون . .. و قالت امرأت فرعون قرّت عين لى و لك
2 - درخشش برق اميد و شادمانى در ديدگان زن فرعون با مشاهده قنداقه موسى
و قالت امرأت فرعون قرّت عين لى و لك
7 - تحريك شدن غريزه فرزندخواهى زن فرعون با ديدن قنداق موسى
و قالت امرأت فرعون قرّت عين لى و لك
9 - زنده گذاشتن موسى ( ع ) و چشم پوشى از قتل وى ، درخواست آسيه از فرعون
و قالت امرأت فرعون . .. لاتقتلوه
11 - همسر فرعون ، خواستار نگه دارى موسى ( ع ) با اميد به منتفع شدن از خدمات وى ، يا برگزيدن او به فرزندى خويش
عسى أن ينفعنا أو نتّخذه ولدًا
13 - پذيرفته شدن خواسته آسيه ( نگه دارى موسى ( ع ) ) از سوى فرعون
و قالت امرأت فرعون . .. لاتقتلوه
سكوت فرعون در برابر خواسته آسيه، نشان از پذيرفته شدن آن از سوى فرعون دارد.
جلد
13
1 - تأثير ژرف و آرامش بخش وحى الهى در دل مادر موسى
و أوحينا إلى أُمّ موسى . .. و أصبح فؤاد أُمّ موسى فرغًا
«أصبح» معادل «صار» و «فارغاً» مرادف «خالياً» است. با توجه به ارتباط اين آيه با آيه هفتم، تقدير آن چنين مى شود: «و صار فؤاد أُمّ موسى بعد الوحى خالياً من الخوف و الحزن; دل مادر موسى بعد از وحى ما از ترس و اندوه خالى گشت».
2 - دل مادر موسى ، فارغ از ترس و اندوه نسبت به فرجام نوزادش پس از دريافت وحى الهى
و أوحينا إلى أُمّ موسى . .. أن لاتخافى ... و أصبح فؤاد أُمّ موسى فرغًا
3 - اقدام خداوند به محكم ساختن دل مادر موسى ، به منظور پيش گيرى از فاش شدن راز نوزادش توسط خود وى
إن كادت لتبدى به لولا أن ربطنا على قلبها
«ربط» (مصدر «ربطنا») به معناى بستن و محكم كردن است.
4 - اطمينان يافتن مادر موسى به بازگردانده شدن فرزندش به آغوش وى ، پس از دريافت وحى الهى
لولا أن ربطنا على قلبها لتكون من المؤمنين
9 - راسخ شدن ايمان مادر موسى ، هدف الهى در محكم ساختن دل وى و اطمينان بخشيدن به وى
لولا أن ربطنا على قلبها لتكون من المؤمنين
13 - قرار داشتن مادر موسى در آستانه افشا كردن راز فرزندش ، به خاطر شدت پريشانى و اضطراب
إن كادت لتبدى به لولا أن ربطنا على قلبها
جلد
13
1 - تبديل شدن مادر موسى به شخصيتى مصمم و قادر بر انجام كار هاى سترگ ، پس از دريافت پيام اميدآفرين الهى
و أوحينا إلى أُمّ موسى . .. و قالت لأُخته قصّيه
جمله «و قالت. ..» عطف بر محذوف است; يعنى، «فألقيه فى اليمّ و قالت لأخته قصّيه». مادر موسى پس از دريافت وحى، اقدام به انداختن فرزندش در رود نيل كرد; با اين كه پيش از آن از فرط ترس و نگرانى نزديك بود راز فرزندش را فاش سازد. اين موضوع، بيانگر مطلب ياد شده است.
4 - مأموريت خواهر موسى از سوى مادر براى دنبال كردن موسى در پى افكنده شدنش در آب نيل
و قالت لأُخته قصّيه
5 - حضور خواهر موسى در كنار مادر ، هنگام افكندن موسى در رود نيل
و قالت لأُخته قصّيه
7 - خواهر موسى ، از دور نظاره گر سرنوشت برادر خود بر روى آب نيل
فبصرت به عن جُنُب
«جُنُب» معادل دور است; يعنى، او موسى را از دور زير نظر گرفت.
8 - خواهر موسى ، شاهد برگرفته شدن برادرش از آب به وسيله كسان فرعون
فبصرت به عن جُنُب
برداشت ياد شده برپايه اين احتمال است كه «بصرت به. ..» به اين معنا باشد كه خواهر موسى، از دور ديد كه فرعونيان او را از آب گرفتند.
9 - تلاش خواهر موسى براى اطلاع نيافتن ديگران ، از پى جويى سرنوشت آن كودك به وسيله او
فبصرت به عن جُنُب
10 - پى جويى خواهر موسى ، از ديد فرعونيان پنهان بود .
فبصرت به عن جُنُب و هم لايشعرون
جلد
13
1 - احضار دايگان به كاخ فرعون ، براى شير دادن به موسى ( ع )
و حرّمنا عليه المراضع من قبل فقالت هل أدلّكم على أهل بيت يكفلونه لكم
2 - امتناع موسى ( ع ) از گرفتن پستان دايگان
و حرّمنا عليه المراضع من قبل
4 - انس گرفتن پيشين موسى با آغوش و شير مادر ، باعث امتناع او از خوردن شير دايگان شد .
و أوحينا إلى أُمّ موسى أن أرضعيه . .. و حرّمنا عليه المراضع من قبل
خداوند پيش از اين، به مادر موسى فرمان داد وى را شير دهد. از تعبير «حرّمنا عليه المراضع من قبل» استفاده مى شود كه فلسفه آن دستور، اين بود كه ذائقه موسى(ع)، تنها با پستان و شير مادرش شكل بگيرد، تا از گرفتن پستان ديگران امتناع ورزد.
5 - درماندگى خاندان فرعون از يافتن دايه اى مناسب و مورد پذيرش موسى ( ع ) و اقدام خواهر وى براى بهره گيرى از آن فرصت
حرّمنا عليه المراضع من قبل فقالت هل أدلّكم
6 - حاضر شدن خواهر موسى در جمع خاندان فرعون و دايگان
و حرّمنا عليه المراضع من قبل فقالت هل أدلّكم
7 - اقدام به موقع خواهر موسى ، براى بازگرداندن وى به آغوش مادر
و حرّمنا عليه المراضع . .. قالت هل أدلّكم على أهل بيت يكفلونه
8 - اعلام آمادگى خواهر موسى ، براى راهنمايى كسان فرعون به خانواده اى مناسب جهت سرپرستى وى
قالت هل أدلّكم على أهل بيت يكفلونه لكم و هم له نصحون
جلد
13
1 - به ثمر رسيدن تلاش خواهر موسى ، در بازگرداندن برادر خويش به آغوش مادر
قالت هل أدلّكم على أهل بيت . .. فرددنه إلى أُمّه
خواهر موسى با دنبال كردن برادر، ورود به كاخ فرعون و بالاخره استفاده از فرصت به دست آمده، توانست موسى را به مادرش بازگرداند.
3 - غلبه اراده الهى بر خواست و تصميم فرعون در نابود كردن موسى ( ع )
يذبّح أبناءهم . .. فرددنه إلى أُمّه
موسى(ع) زمانى به دنيا آمد كه فرعون به بهانه از بين بردن او، هر كودك پسر بنى اسرائيلى را سر مى بريد; اما خداوند حوادث را طورى ترتيب داد كه شخص فرعون به حمايت از موسى(ع) برخيزد و او را تحت سرپرستى خود قرار دهد.
7 - شادى كردن مادر موسى و زدايش غم از دل وى ، از هدف هاى خداوند در بازگرداندن موسى ( ع ) به دامان وى
فرددنه إلى أُمّه كى تقرّ عينها و لاتحزن
كلمه «كى» به اصطلاح، «تعليليه» و بيانگر هدف الهى در بازگرداندن موسى به دامان مادرش مى باشد. در اين آيه به دو هدف اشاره شده است: الف) شاد شدن مادر موسى و زدودن غم و اندوه ناشى از فراق فرزند. ب) عمل كردن خدا به وعده خود و يقين پيدا كردن مادر موسى به حقانيت وعده هاى الهى. برداشت ياد شده بيان مضمون هدف نخست است.
9 - وعده خدا به مادر موسى ، مبنى بر بازگرداندن فرزندش به آغوش وى
و لتعلم أنّ وعد اللّه حقّ
اين آيه اشاره به وعده اى دارد كه خداوند قبلاً به مادر موسى داده بود: «ما او را قطعاً به تو باز خواهيم گرداند»، (إنّا رادّوه إليك).
10 - يقين پيدا كردن مادر موسى به درستى و تخلف ناپذير بودن وعده هاى خداوند ، يكى ديگر از اهداف بازگرداندن موسى ( ع ) به آغوش وى
فرددنه إلى أُمّه . .. و لتعلم أنّ وعد اللّه حقّ
14 - « عن محمدبن مسلم قال : . . . قلت لأبى جعفر ( ع ) فكم مكث موسى غائباً عن أُمّه حتّى ردّه اللّه عليها ؟ قال : ثلاثة أيّام . . . ;
محمدبن مسلم مى گويد:. .. از امام باقر(ع) سؤال كردم: موسى(ع) چند روز از مادرش غايب بود تا اين كه خداوند او را دوباره به دامان او برگردانيد؟ حضرت فرمود: سه روز...».
جلد
13
1 - سپرى شدن دوران كودكى و نوجوانى موسى ( ع ) و رسيدن او به مرحله جوانى ، بى هيچ حادثه درخور بيان
فرددنه إلى أُمّه . .. و لمّا بلغ أشدّه و استوى
تعبير «بلغ أشدّه» كنايه از رسيدن شخص به دوره جوانى است; زيرا نوعاً بلوغ فكرى انسان هم زمان با رسيدن وى به مرحله جوانى است. بنابراين پرداختن قرآن به حوادث روزگار جوانى موسى(ع) و بعد از آن و مسكوت گذاشتن دوران پيش از جوانى (كودكى و نوجوانى)، نشانگر آن است كه كودكى و نوجوانى او در كمال آرامش سپرى شده بود و در اين مدت حادثه اى درخور بيان براى وى روى نداده بود.
جلد
13
1 - ورود موسى ( ع ) به شهر مصر ، در ساعت استراحت و غفلت و بى خبرى مردم
و دخل المدينة على حين غفلة من أهلها
«غفلت» به معناى بى خبرى و مراد از «على حين غفلة من أهلها» (ساعت بى خبرى مردم شهر) زمانى است
كه مردم دست از كسب و كار مى كشند و به خانه هايشان برمى گردند و از آنچه در شهر مى گذرد بى خبر مى مانند.
3 - برخورد موسى ( ع ) در شهر مصر ، با زد و خورد دو مرد به قصد كشتن يكديگر
فوجد فيها رجلين يقتتلان
واژه «يقتتلان» نشان مى دهد كه نزاع ميان آن دو مرد، نزاعى عادى نبوده است; بلكه آن دو به قصد كشتن، همديگر را مى زدند.
4 - يكى از دو مرد در حال زد و خورد ، اسرائيلى و از پيروان موسى ( ع ) و ديگرى قبطى و از دشمنان او بود .
هذا من شيعته و هذا من عدوّه
7 - استغاثه و يارى طلبى مرد بنى اسرائيلى ، از موسى ( ع ) عليه فرد قبطى
فاستغثه الذى من شيعته على الذى من عدوّه
8 - اقدام بى درنگ موسى ( ع ) براى حمايت از مرد بنى اسرائيلى عليه فرد قبطى
فوكزه موسى
«فاء» در «فوكزه» فصيحه و عطف بر جمله محذوف است; يعنى، «فأقبل موسى على الذى من عدوّه فوكزه». گفتنى است كه «اقدام بى درنگ» از به كارگيرى «فاء» - كه بيانگر عدم وجود فاصله ميان يارى طلبى مرد اسرائيلى و پاسخ مثبت موسى(ع) به وى است - استفاده مى شود.
9 - حمله موسى ( ع ) به فرد قبطى و وارد آوردن ضربه مشتى بر وى
فوكزه موسى
«وَكْز» (مصدر «وَكَزَ») زدن با مشت است.
10 - جان باختن فرد قبطى با ضربه مشت موسى
فوكزه موسى فقضى عليه
عبارت «قضى عليه» مرادف با «قتله» است.
جلد
13
1 - قتل مرد قبطى ، ظلم موسى ( ع ) به خود و باعث به خطر افتادن جان او از سوى فرعونيان
فوكزه موسى فقضى عليه . .. قال ربّ إنّى ظلمت نفسى
موسى(ع) در پيشگاه پروردگار اعتراف كرد كه مرتكب خطاى بزرگى شده و با كشتن مرد قبطى، در معرض خطرى جدى قرار گرفته است.
2 - اعتراف صريح موسى ( ع ) در پيشگاه پروردگار ، به اشتباه خويش در قتل مرد قبطى و درخواست آمرزش از ساحت او و نجات از شرّ فرعونيان
قال ربّ إنّى ظلمت نفسى فاغفرلى
مقصود موسى(ع) از آمرزش در «اغفرلى» زدوده شدن پى آمد كار وى و رهايى از انتقام فرعونيان است.
جلد
13
1 - به هم ريختن آرامش موسى در پى كشته شدن مرد قبطى به دست وى
فوكزه موسى فقضى عليه . .. فأصبح فى المدينة خائفًا يترقّب
2 - موسى ( ع ) ، پس از حادثه قتل مرد قبطى به كاخ فرعون بازنگشت .
فأصبح فى المدينة
3 - درنگ موسى ( ع ) تا بامداد روز بعد در شهر ، همراه با هراس و انتظار پيشامد حادثه اى ناگوار براى خويش
فأصبح فى المدينة خائفًا يترقّب
«ترقّب» (مصدر «يترقّب») معادل «انتظار» است; يعنى، «ينتظر وقوع المكروه به». مفعول «يترقّب» نيز حذف شده است.
4 - برخورد مجدد موسى ( ع ) با فرياد كمك طلبى مرد اسرائيلى ( همان كه روز پيش از وى يارى خواسته بود ) در بامداد روز بعد
فأصبح فى المدينة . .. فإذا الذى استنصره بالأمس يستصرخه
«إستصراخ» (مصدر «يستصرخ») به معناى سردادن فرياد كمك خواهى است.
5 - درگيرى دوباره مرد اسرائيلى با فردى ديگر از قبطيان در روز بعد
فإذا الذى استنصره بالأمس يستصرخه
6 - نزاع مجدد مرد اسرائيلى - آن هم با پيشامد حادثه روز پيش - امرى غير مترقبه و دور از انتظار براى موسى ( ع )
فإذا الذى استنصره بالأمس يستصرخه
مطلب ياد شده با توجه به آمدن «إذا»ى فجائيه به دست مى آيد.
7 - برانگيخته شدن خشم موسى ( ع ) با مشاهده مرد اسرائيلى در حال درگيرى مجدد با يكى ديگر از قبطيان
قال له موسى إنّك لغوىّ مبين
8 - پرخاش كردن موسى ( ع ) نسبت به مرد اسرائيلى
قال له موسى إنّك لغوىّ مبين
جلد
13
1 - اقدام موسى ( ع ) به حمله به مرد قبطى و وارد كردن ضربه سخت و كوبنده بر وى
فلمّا أن أراد أن يبطش بالذى هو عدوٌّ لهما
«بطش» (مصدر «يبطش») به دست گشودن براى هجوم قهرآميز گفته مى شود.
3 - برداشت اشتباه مرد اسرائيلى از تصميم موسى ( ع )
قال يموسى أتريد أن تقتلنى
4 - اعتراض مرد اسرائيلى به موسى ( ع ) به توهم اين كه او بر كشتن وى تصميم گرفته است .
قال يموسى أتريد أن تقتلنى
5 - افشا شدن راز قتل مرد قبطى به وسيله مرد اسرائيلى
قال يموسى . .. كما قتلت نفسًا بالأمس
6 - متهم شدن موسى ( ع ) از سوى مرد اسرائيلى به داشتن انگيزه هاى جبارانه و روحيه ظلم و تجاوزگرى
إن تريد إلاّ أن تكون جبّارًا فى الأرض
7 - عارى بودن از انگيزه هاى اصلاح طلبانه ، اتهام ديگر مرد اسرائيلى به موسى ( ع )
و ما تريد أن تكون من المصلحين
جلد
13
1 - ورود شتابزده مردى ناشناس از دورترين نقطه شهر به حضور موسى ( ع )
و جاء رجل من أقصا المدينة يسعى
2 - مرد ناشناس ، حامل خبرى مهم و سرنوشت ساز براى موسى ( ع ) بود .
قال يموسى إنّ الملأ يأتمرون بك ليقتلوك
3 - مشاوره سران حكومت فرعون درباره كشتن موسى ( ع )
إنّ الملأيأتمرون بك ليقتلوك
«إئتمار» (مصدر «يأتمرون») به معناى مشورت و رايزنى است.
4 - شنود گفت و گو هاى سران حكومت فرعون به وسيله مرد ناشناس و رساندن سريع آن به موسى ( ع )
و جاء رجل . .. قال يموسى إنّ الملأ يأتمرون بك ليقتلوك
5 - مرد ناشناس ، خواهان خروج بى درنگ موسى ( ع ) از شهر بود .
فاخرج
جلد
13
1 - خارج شدن موسى ( ع ) از شهر مصر ، در پى توصيه مرد ناشناس
قال يموسى . .. فاخرج ... فخرج منها خائفًا
2 - موسى ( ع ) نگران پيش آمدن حادثه اى ناگوار براى خويش ، به هنگام خروج از شهر مصر بود .
فخرج منها خائفًا يترقّب
«تَرَقُّب» (مصدر «يترقّب») به معناى انتظار است. در اين جا مفعول «يترقّب» حذف شده است; يعنى، «ينتظر وقوع المكروه به».
5 - نيايش موسى ( ع ) به درگاه پروردگار ، براى نجات خويش از شر فرعونيان
قال ربّ نجّنى من القوم الظلمين
جلد
13
1 - تلاش موسى ( ع ) پس از خروج از شهر مصر ، براى رساندن خود به سمت منتهى به مدين
فخرج منها . .. و لمّا توجّه تلقاء مدين
تعبير «لمّا توجّه. ..» نشان مى دهد كه موسى(ع) هم زمان با خارج شدن از شهر مصر، در جهت مدين قرار نداشت; بلكه مدتى راه پيمود تا خود را در آن سمت قرار دهد.
2 - قرار گرفتن موسى ( ع ) در جهت منتهى به مدين و روانه شدن وى به سوى آن
و لمّا توجّه تلقاء مدين
«توجُّه» (مصدر «توجّه») به معناى روى آوردن و «تلقاء» معادل جانب است. «و لمّا توجّه تلقاء مدين»; يعنى، «لمّا صرف وجهه هذاء مدين»، (همين كه روى به جانب مدين آورد...».
4 - موسى ( ع ) ناآشنا به راه منتهى به مدين
و لمّا توجّه تلقاء مدين قال عسى ربّى أن يهدينى سواء السبيل
مطلب ياد شده با توجه به نيايش موسى(ع) به دست مى آيد.
جلد
13
1 - موسى ( ع ) مسافت ميان مصر تا مدين را بدون حادثه اى در خور بيان طى كرد .
فخرج منها . .. و لمّا ورد ماء مدين
پرداختن قرآن به مقطع ورود موسى(ع) به حوالى مدين و سكوت از حوادث بين راه، نشان مى دهد كه براى وى از مصر تا مدين رخداد درخور ذكرى اتفاق نيفتاده بود.
2 - ورود موسى ( ع ) به حوالى مدين در اثناى روز
و لمّا ورد ماء مدين وجد عليه أُمّة من الناس يسقون
3 - ورود موسى ( ع ) به محل آب شرب مدين هم زمان با آمدن چوپانان براى آب دادن دام هايشان
و لمّا ورد ماء مدين وجد عليه أُمّة من الناس يسقون
4 - روبرو شدن موسى ( ع ) با جمعيت انبوهى از چوپانان بر سر آب مدين
و لمّا ورد ماء مدين وجد عليه أُمّة من الناس يسقون
كلمه «أُمّة» به جماعتى از مردم گفته مى شود و نكره آمدن آن،نشان دهنده كثرت چوپانان است.
6 - جلب توجه موسى ( ع ) به دو زن تنها كه به جاى آب دادن به گوسفندانشان ، آنها را از نزديك شدن به آب باز مى داشتند .
و وجد من دونهم امرأتين تذودان
«ذود» (مصدر «تذودان») به معناى دور كردن است; يعنى، آن دو زن گوسفندانشان را دور مى كردند و نمى گذاشتند كه به آب نزديك شوند. گفتنى است، كه دو زن - چنان كه از عبارت هاى بعد استفاده مى شود - دختران شعيب بودند.
7 - پرسش موسى ( ع ) از دختران شعيب درباره انگيزه آنان از منع كردن گوسفندانشان از آب
قال ما خطبكما
«خطب» معادل «شأن» است; يعنى، «ما الذى حملكما على الذود; چه چيزى شما را بر اين كار وا مى دارد؟»
9 - دختران شعيب به پرسش موسى پاسخ دادند .
قالتا لانسقى
20 - تقارن هجرت موسى ( ع ) به مدين با دوران پيرى شعيب ( ع )
قالتا . .. و أبونا شيخ كبير
جلد
13
1 - برانگيخته شدن عواطف موسى ( ع ) با شنيدن پاسخ دختران شعيب
قالتا لانسقى . .. فسقى لهما
3 - اقدام بى درنگ موسى ( ع ) به آب دادن گوسفندان دختران شعيب پس از شنيدن اظهارات آنان
قالتا . .. و أبونا شيخ كبير . فسقى لهما
تعبير «فسقى لهما» با «فا»ى عاطفه - كه براى عدم تراخى است - بيانگر مطلب ياد شده است.
4 - بازگشتن موسى ( ع ) به سايه جهت استراحت ، پس از آب دادن گوسفندان دختران شعيب
ثمّ تولّى إلى الظلّ
5 - هم زمانى هجرت موسى ( ع ) به مدين با فصل گرما
ثمّ تولّى إلى الظلّ
6 - كمك رسانى موسى ( ع ) به دختران شعيب ، على رغم خستگى و گرسنگى شديد وى
ثمّ تولّى إلى الظلّ فقال ربّ إنّى لما أنزلت إلىّ من خير فقير
7 - اظهار گرسنگى و نياز در پيشگاه خداوند از سوى موسى ( ع ) و درخواست كمك از ساحت او
فقال ربّ إنّى لما أنزلت إلىّ من خير فقير
10 - « عن أبى عبداللّه ( ع ) فى قول اللّه عزّوجلّ حكاية عن موسى ( ع ) « ربّ إنّى لما أنزلت إلىّ من خير فقير » فقال : سأل الطعام ;
از امام صادق(ع) درباره سخن خداوند - عزّوجلّ - كه از قول موسى(ع) حكايت كرده «ربّ إنّى لما أنزلت إلىّ من خير فقير» روايت شده كه موسى(ع) [با اين سخن ]درخواست طعام كرد».
جلد
13
1 - بازگشت يكى از دختران شعيب نزد موسى به فرمان پدر
فجاءته إحديهما . .. قالت إنّ أبى يدعوك
4 - دختر شعيب ، پيامدار دعوت پدرش از موسى ( ع )
قالت إنّ أبى يدعوك
7 - پذيرش دعوت شعيب از سوى موسى ( ع ) و رفتن وى به نزد او
قالت إنّ أبى يدعوك . .. فلمّا جاءه
8 - گفت وگوى موسى ( ع ) با شعيب و بيان سرگذشت خويش براى وى
فلمّا جاءه و قصّ عليه القصص
9 - اقدام شعيب به دلدارى موسى ( ع ) رفع نگرانى و ترس از وى و اعلام نجات يافتنش از شر فرعونيان
قال لاتخف نجوت من القوم الظلمين
12 - « عن البزنطى قال : سألت الرضا ( ع ) عن قوله تعالى « إنّ أبى يدعوك ليجزيك أجر ما سقيت لنا » أهى التى تزوّج بها ؟ قال : نعم . . . ;
از بزنطى نقل شده كه گفت: از امام رضا(ع) درباره قول خداى تعالى: «إنّ أبى يدعوك. ..» پرسيدم: آيا دخترى كه نزد موسى آمد و گفت پدرم تو را خواسته ... همان دخترى بود كه بعداً موسى(ع) با او ازدواج كرد؟ فرمود: آرى...».
جلد
13
1 - پيشنهاد يكى از دختران شعيب به پدر براى استخدام موسى ( ع )
قالت إحديهما يأبت استئجره
3 - ستايش دختر شعيب از موسى ( ع ) نزد پدر
إنّ خير من استئجرت القوىّ الأمين
6 - موسى ( ع ) ، مردى نيرومند و شخصيتى امين در ديدگاه دختر شعيب
إنّ خير من استئجرت القوىّ الأمين
7 - موسى ( ع ) ، از ديدگاه دختر شعيب ، بهترين و شايسته ترين مرد براى نگه دارى دام هايشان
قالت إحديهما . .. إنّ خير من استئجرت القوىّ الأمين
9 - استقبال شعيب ( ع ) از پيشنهاد دختر خويش براى استخدام موسى ( ع )
إنّ خير من استئجرت القوىّ الأمين
سكوت شعيب(ع) در برابر پيشنهاد دختر خويش، نشانگر پذيرفته شدن آن از سوى وى مى باشد. آيه بعد نيز گوياى همين مطلب است.
12 - « عن الرضا ( ع ) : . . . و لمّا قالت : « استأجره إنّ خير من استأجرت القوىّ الأمين » قال أبوها كيف علمت ذلك ؟ قالت لمّا أتيته برسالتك فأقبل معى قال كونى خلفى و دلّينى على الطريق . . . ;
از امام رضا(ع) روايت شده [است كه فرمود] آن گاه كه دختر شعيب به پدرش گفت: موسى را اجير كن; چون بهترين اجير كسى است كه نيرومند و امين باشد; پدر گفت: چگونه به اين حقيقت پى برده اى؟ گفت: آن گاه كه پيام تو را براى او بردم با من همراه شد و گفت: تو پشت سر من باش و راه را به من نشان ده. ..».
جلد
13
1 - تصميم شعيب ( ع ) به ايجاد پيوند زناشويى ميان موسى ( ع ) و يكى از دو دختر خود
قال إنّى أُريد أن أُنكحك إحدى ابنتىّ هتين
2 - اقدام شعيب ( ع ) به در ميان گذاشتن تصميم خود با موسى ( ع ) در حضور دخترانش و با رضايت آنان
قال إنّى أُريد أن أُنكحك إحدى ابنتىّ هتين
اسم اشاره «هاتين» نشان دهنده آن است كه هر دو دختر شعيب، در آن لحظه حضور داشتند. گفتنى است كه حضور دختران شعيب حكايت از رضايت آنان نسبت به مسأله ازدواج با موسى(ع) دارد.
4 - شعيب ( ع ) ، خواستار حداقل هشت سال و حداكثر ده سال كار ( شبانى گوسفندان ) ، از موسى در قبال ازدواج با يكى از دخترانش بود .
قال إنّى أُريد أن أُنكحك . .. على أن تأجرنى ثمنى حجج فإن أتممت عشرًا فمن عندك
«حجج» جمع «حجه» است و مراد از آن «سنين» مى باشد; يعنى، «على أن تأجرنى ثمانى سنين».
13 - آزاد گذاشتن موسى ( ع ) از سوى شعيب ( ع ) در انتخاب كردن حداقل مهر ( هشت سال كار ) يا حداكثر آن ( ده سال كار )
على أن تأجرنى ثمنى حجج فإن أتممت عشرًا فمن عندك
15 - شعيب ( ع ) ، نگران رد شدن پيشنهاد وى از سوى موسى ( ع )
و ما أُريد أن أشقّ عليك
اين كه حضرت شعيب(ع) بلافاصله اعلام مى كند من قصد ندارم بر تو سخت بگيرم، در بردارنده نوعى درخواست از سوى شعيب(ع) است كه موسى(ع) پيشنهاد او را رد نكند.
16 - تضمين مدارا كردن با موسى ( ع ) و سخت نگرفتن بر وى در كار ها از سوى شعيب ( ع )
و ما أُريد أن أشقّ عليك
جلد
13
1 - پذيرفته شدن پيشنهاد شعيب ( هشت تا ده سال كار در قبال ازدواج ) از سوى موسى ( ع )
قال إنّى أُريد . .. أيّما الأجلين قضيت فلاعدون علىّ
2 - موسى ( ع ) خواهان ملزم نشدن از سوى شعيب به ادامه كار ، پس از اتمام مدت اول ( هشت سال ) در صورت عدم تمايل به ادامه كار و مجبور نشدن به ترك كار در صورت تمايل به اتمام مدت دوم ( ده سال )
أيّما الأجلين قضيت فلاعدون علىّ
جمله «لاعدوان علىّ» انشا در قالب اخبار است. بنابراين مقصود اين است كه من هر يك از دو مدت را بخواهم پايان ببرم، نبايد برخلاف خواسته ام مرا مجبور كنى.
7 - موسى ( ع ) خدا را بر قرارداد ميان خود و شعيب ( ع ) گواه گرفت .
قال ذلك بينى و بينك . .. و اللّه على ما نقول وكيل
جلد
13
1 - اقامت موسى در مدين تا پايان مدت قراردادش با شعيب ( ع )
فلمّا قضى موسى الأجل
«قضاء» (مصدر «قضى») به معناى تمام كردن و به پايان رساندن است. «الأجل» اشاره به مدتى دارد كه ميان موسى و شعيب(ع) مقرر شده بود.
2 - هجرت موسى ( ع ) به همراه همسر و فرزندانش از مدين ، پس از پايان يافتن مدت قراردادش با شعيب ( ع )
فلمّا قضى موسى الأجل و سار بأهله
گرچه واژه «أهل» انصراف به زوجه دارد; لكن با توجه به تعبير «امكثوا» (با خطاب جمع) معلوم مى شود علاوه بر همسر حداقل دو نفر ديگر نيز - كه به احتمال قوى فرزندانش بوده اند - او را همراهى مى كردند.
3 - ورود موسى ( ع ) به صحراى سينا در مهاجرت از مدين
ءانس من جانب الطور نارًا
«طور» معادل «جبل» (كوه) است و مراد از آن، طور واقع در سرزمين سينا مى باشد.
4 - موسى ( ع ) آتشى را در سمت وادى طور مشاهده كرد .
ءانس من جانب الطور نارًا
«إيناس» (مصدر «آنس») مرادف «إبصار» (ديدن) است. بنابراين «آنس»; يعنى، «بصر و رأى».
5 - موسى ( ع ) خانواده اش را از وجود آتش در وادى طور آگاه كرد .
قال لأهله امكثوا إنّى ءانست نارًا
6 - تنها موسى ( ع ) نظاره گر آتش وادى طور بود .
إنّى ءانست نارًا
نسبت داده شدن مشاهده آتش به موسى(ع) و نيز نكره آمدن «ناراً»، نشان دهنده آن است كه آتش مزبور، تنها به وسيله موسى(ع) قابل مشاهده بوده است.
7 - تصميم موسى ( ع ) به آوردن آتش از وادى طور ، براى گرم كردن خانواده اش
قال لأهله امكثوا . .. أو جذوة من النار لعلّكم تصطلون
«إصطلاء» (مصدر «تصطلون») به معناى خود را گرم كردن است.
8 - موسى ( ع ) از خانواده اش خواست كه تا بازگشت وى از وادى طور درنگ كنند .
قال لأهله امكثوا . .. لعلّى ءاتيكم منها بخبر أو جذوة من النار
9 - تحير و سرگردانى موسى ( ع ) و خانواده اش ، در صحراى سينا به خاطر گم كردن راه
لعلّى ءاتيكم منها بخبر
تعبير آيه ده سوره «طه» در اين مورد (لعلّى آتيكم منها بقبس أو أجد على النار هدًى) به روشنى، دلالت بر مطلب ياد شده دارد.
10 - موسى ( ع ) ، اميدوار به يافتن كسى يا كسانى در كنار آتش و كسب اطلاع از آنان درباره راه
قال لأهله امكثوا . .. لعلّى ءاتيكم منها بخبر
11 - « عن أبى جعفر ( ع ) قال : لمّا قضى موسى الأجل و سار بأهله نحو بيت المقدس أخطأ الطريق ليلاً « فقال لأهله امكثوا إنّى آنست ناراً » . . . ;
از امام باقر(ع) روايت شده كه فرمود: هنگامى كه قرارداد موسى [با شعيب] پايان يافت و همراه با اهلش به سوى بيت المقدس رهسپار گرديد، شب هنگام راه را گم كرد. پس به اهلش گفت: «امكثوا إنّى آنست ناراً»...».
جلد
13
1 - موسى ( ع ) براى بردن آتش ، خود را به وادى طور رساند .
لعلّى ءاتيكم منها . .. أو جذوة من النار ... فلمّا أتيها
2 - آتش طور ، وسيله اى براى كشاندن موسى ( ع ) به وادى طور ، جهت سخن گفتن خدا با وى و دريافت رسالت الهى
فلمّا أتيها نودى . .. يموسى إنّى أنا اللّه ربّ العلمين
3 - آمدن نداى الهى به موسى ( ع ) از درختى واقع در جانب راست وادى طور ، هم زمان بانزديك شدن وى به آتش
فلمّا أتيها نودى من شطى الواد . .. من الشجرة
«شاطئ» به معناى «جانب» است و «الأيمن» - مقابل «الأيسر» (چپ) - صفت براى شاطئ» مى باشد. بنابراين «شاطئ الواد الأيمن»; يعنى، طرف راست وادى.
6 - اقدام خداوند به معرفى خود در آغاز مكالمه اش با موسى ( ع )
يموسى إنّى أنا اللّه
جلد
13
2 - تحرك شديد و تند و تيز عصاى موسى در پى افكندن آن بر زمين
فلمّا رءاها تهتزّ كأنّها جانّ
«إهتزاز» (مصدر «تهتزّ») به معناى به حركت در آمدن است. تشبيه حركت عصاى اژدها شده موسى به حركت مار كوچك (جان)، بيانگر آن است كه عصاى مار شده - على رغم اين كه مارى بزرگ بود - چنان چالاك بود كه گويا مارى كوچك است.
3 - فرار بى درنگ موسى ( ع ) در پى مشاهده عصاى خود بسان مارى چست و چالاك
فلمّا رءاها تهتزّ كأنّها جانّ
4 - ندا و فرمان خدا به موسى ( ع ) مبنى بر پيش آمدن و نترسيدن از عصاى مار شده خويش
يموسى أقبل و لاتخف
7 - « عن أبى عبداللّه ( ع ) . . . فلمّا قضى موسى الأجل و سار بأهله نحو بيت المقدس فنودى . . . أن ألق عصاك فلمّا رأها تهتزّ كأنّها جانّ ولّى مدبراً و لم يعقّب » فإذا حيّة مثل الجذع يخرج منها مثل لهب النار . . . ;
از امام صادق(ع) روايت شد. .. كه چون موسى(ع) قرارداد خود را به پايان رسانيد و همراه با اهلش به سوى بيت المقدس حركت كرد ... آن گاه به وى ندا شد ... عصاى خود را بيفكن [و چون موسى(ع) آن را افكند ]ديد كه مانند مار كوچك پر جست و خيزى به حركت درآمد رو برگرداند و (پا بفرار گذاشت) و حتى پشت سر خود را نگاه نكرد پس ناگهان (آن عصا) مارى چون تنه درخت خرما گشته بود كه از دهانش شعله هاى آتش زبانه مى كشيد...».
جلد
13
2 - درخشش دست موسى ، به هنگام بيرون آوردن آن از گريبان
تخرج بيضاء
3 - « يد بيضاى » موسى ، داراى منظرى زيبا و مبرا از هر گونه زشتى و عيب
تخرج بيضاء من غير سوء
5 - پيش آمدن ناگهانى حادثه طور ( مكالمه خدا ، تبديل عصا به اژد ها و يد بيضا ) باعث به هم ريختن آرامش موسى ( ع ) و چيره شدن ترس بر وى
فلمّا أتيها نودى . .. و اضمم إليك جناحك من الرّهب
جلد
13
1 - بر جاى ماندن حادثه كشته شدن مرد قبطى در خاطره موسى ، با گذشت چندين سال
قال ربّ إنّى قتلت منهم نفسًا
3 - ترس موسى از كشته شدن به دست فرعونيان به تقاص قتل مرد قبطى
إنّى قتلت منهم نفسًا فأخاف أن يقتلون
5 - موسى ( ع ) در وادى طور ، نگرانى خويش نسبت به موانع راه رسالت را با خدا در ميان گذاشت .
قال ربّ إنّى قتلت منهم نفسًا
جلد
13
4 - اعتقاد موسى ( ع ) به ضرورى بودن وجود هارون در كنار وى ، در مصاف با فرعون
و أخى هرون هو أفصح منّى لسانًا . .. إنّى أخاف أن يكذّبون
5 - بهره گيرى از منطق فصيح و برتر هارون ، انگيزه موسى ( ع ) در بودن او با وى
فأرسله معى ردءًا يصدّقنى إنّى أخاف أن يكذّبون
7 - ترس موسى از روبه رو شدن با تكذيب فرعونيان و عدم توانايى وى در دفاع از رسالت خويش
إنّى أخاف أن يكذّبون
8 - موسى ( ع ) خواسته خويش ( همراهى هارون با وى ) را با خداوند در ميان گذاشت .
قال ربّ . .. و أخى هرون ... إنّى أخاف أن يكذّبون
جلد
13
1 - پذيرفته شدن درخواست موسى ( مأموريت هارون براى پشتيبانى ) از سوى خداوند
و أخى هرون . .. فأرسله معى ... قال سنشدّ عضدك بأخيك
2 - هارون بازوى موسى و مايه توان و اقتدار وى در مصاف با فرعونيان
قال سنشدّ عضدك بأخيك
جلد
13
1 - بازگشتن موسى ( ع ) ، به مصر و ابلاغ رسالت الهى خويش به فرعونيان
فلمّا جاءهم موسى
2 - موسى ( ع ) معجزات متعددى را به فرعونيان ارائه كرد .
فلمّا جاءهم موسى بئايتنا بيّنت
4 - انكار معجزات موسى از سوى فرعونيان ، به اتهام سحر و ساختگى بودن آنها
فلمّا جاءهم موسى بئايتنا بيّنت قالوا ما هذا إلاّ سحر مفترًى
جلد
13
1 - اتكال موسى ( ع ) به خداوند ، در برابر تكذيب گرى هاى فرعونيان
قالوا. .. و ما سمعنا بهذا فى ءابائنا الأوّلين . و قال موسى ربّى أعلم
تعبير «ربّى أعلم» (خداى من بهتر مى داند) در پاسخ فرعون - كه در برابر همه معجزات و براهين روشن و غير قابل انكار موسى(ع)، موضع تكذيب و انكار در پيش مى گيرد و آن حضرت را به سحر و جادوگرى متهم مى كند - بيانگر اتكال به خدا و به داورى طلبيدن او مى باشد.
2 - موسى ( ع ) ، داورى ميان خود و فرعونيان را به خداوند حواله كرد .
و قال موسى ربّى أعلم
وقتى موسى(ع) با ارائه معجزات روشن و غير قابل انكار، با تكذيب فرعونيان روبه رو شد; چاره اى نديد جز اين كه خدا را به داورى ميان خود و آنان بخواند.
جلد
13
2 - فرعون ، درباره خداى مورد ادعاى موسى اظهار ترديد كرد .
و قال فرعون . .. ما علمت لكم من إله غيرى
8 - متهم شدن موسى ( ع ) به دروغ گويى از سوى فرعون ، به خاطر مردود دانستن الوهيت وى و فراخواندن همگان به پرستش خداى يگانه
و إنّى لأظنّه من الكذبين
10 - اقدام فريبكارانه فرعون ، براى مقابله با روشنگرى هاى موسى ( ع )
فاجعل لى صرحًا لعلّى أطّلع إلى إله موسى
دستور ساختن برج براى تحقيق درباره خداى يگانه - كه موسى همگان را به پرستش او فراخوانده بود - مى تواند بدان منظور باشد كه افكار عمومى را از توجه به تبليغات موسى منحرف سازد. برداشت ياد شده براساس اين احتمال است.
جلد
14
1 - حضرت موسى ( ع ) ، مورد آزار و اذيت قوم خود بوده است .
لاتكونوا كالذين ءاذوا موسى
2 - خداوند ، از اتهامى كه قوم موسى به آن حضرت وارد كردند ، دفاع كرد و او را از آن مبرّا دانست .
لاتكونوا كالذين ءاذوا موسى فبرّأه اللّه ممّا قالوا
«برّأه اللّه ممّا قالوا» قرينه است بر اين كه مراد از اذيت به موسى(ع)، تهمت و افترا بوده است.
5 - تهمت به موسى ( ع ) ، موجب آزردگى و اذيت آن حضرت بود .
لاتكونوا كالذين ءاذوا موسى فبرّأه اللّه ممّا قالوا
جلد
15
1 - موسى و هارون ( عليهماالسلام ) و قوم شان ، به عنايت خداوند از اندوه بزرگ نجات يافتند .
و نجّينهما و قومهما من الكرب العظيم
3 - موسى و هارون ( عليهماالسلام ) و قوم شان ، گرفتار غم بزرگ و مشكلات اندوه بار از سوى فرعونيان
و نجّينهما و قومهما من الكرب العظيم
اندوهى كه موسى و هارون(عليهماالسلام) و قوم شان به آن گرفتار بودند، ناشى از مسائل و مشكلات شخصى نبود; بلكه بر اثر تبليغ رسالت شان در ميان فرعونيان به وجود آمده بود.
جلد
15
2 - غلبه و پيروزى موسى و هارون ( عليهماالسلام ) و قوم شان بر فرعونيان ، نتيجه نصرت الهى بود .
و نصرنهم فكانوا هم الغلبين
جلد
16
5 - مبارزه با عوامل و سردمداران كفر و فساد و اصلاح نظام اجتماعى حاكم ، سرلوحه رسالت موسى ( ع ) و مرحله نخستين نهضت او
لقد أرسلنا موسى . .. إلى فرعون و هم-ن و قرون
6 - تهمت سحر و دروغ گويى به موسى ( ع ) ، از سوى فرعون ، هامان و قارون
فقالوا سحر كذّاب
7 - موضع گيرى واحد فرعون ، هامان و قارون در چگونگى و شيوه مبارزه با موسى ( ع )
فقالوا سحر كذّاب
جلد
16
1 - موسى ( ع ) با راه يافتن به دربار فرعونيان ، پيام حق الهى را به آنان ارائه كرد .
لقد أرسلنا موسى . .. إلى فرعون و هم-ن و قرون ... فلمّا جاءهم بالحقّ من عندنا
5 - فرمان فرعون ، هامان و قارون ، بر كشتن فرزندان ذكور مؤمنان همراه موسى ( ع )
قالوا اقتلوا أبناء الذين ءامنوا معه
6 - وحشت و احساس خطر فرعون ، هامان و قارون از گسترش آيين موسى و قوت گرفتن پيروان آن حضرت
قالوا اقتلوا أبناء الذين ءامنوا معه
از فرمان فرعون و. .. به قتل ايمان آورندگان به موسى(ع)، برداشت ياد شده استفاده مى شود.
7 - كشتار فرزندان ذكور مؤمنان ، تنها راه پيشگيرى از رواج آيين موسى ، در نگاه فرعون ، هامان و قارون
قالوا اقتلوا أبناء الذين ءامنوا معه
برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه نخستين واكنش فرعون و. .. در برابر ايمان آورندگان به موسى(ع)، قتل پسران آنان بود.
8 - آيين توحيدى موسى ( ع ) در زمان حكومت فرعون ، هامان و قارون ، به شدت در حال گسترش بود .
قالوا اقتلوا أبناء الذين ءامنوا معه
فرمان قتل فرزندان مؤمنان به موسى(ع)، نشان دهنده گسترش شديد آيين موسى است; زيرا در صورت كندبودن آن، فرمان قتل به عنوان نخستين واكنش از سوى فرعونيان صادر نمى شد.
9 - زنده گذاشتن دختران مؤمنان - على رغم كشتار پسران آنان - اقدام بى رحمانه ديگر فرعون ، هامان و قارون عليه موسى ( ع ) و بنى اسرائيل بود .
و استحيوا نساءهم
12 - موضع گيرى واحد فرعون ، هامان و قارون در چگونگى و شيوه مبارزه با موسى ( ع ) و پيروان او
قالوا اقتلوا أبناء الذين ءامنوا معه و استحيوا نساءهم
جلد
16
1 - تصميم فرعون بر قتل موسى ( ع )
و قال فرعون ذرونى أقتل موسى
2 - فرعون درباره تصميم خود مبنى بر كشتن موسى ( ع ) ، با مشاوران و درباريانش به رايزنى پرداخت .
و قال فرعون ذرونى أقتل موسى
3 - اقدام بر قتل موسى ( ع ) ، كارى دشوار ، خطرآفرين و داراى بازتاب ناگوار در ميان افكار عمومى درنظر فرعون
و قال فرعون ذرونى أقتل موسى
برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه فرعون، در كشتن فرزندان ايمان آورندگان به موسى(ع) با كسى به مشاوره نپرداخت (اقتلوا أبناء الذين آمنوا معه); ولى در كشتن موسى(ع) با مشاوران و درباريان خود به رايزنى
پرداخت.
4 - كشتار فرزندان ذكور مؤمنان از سوى فرعونيان ، براى جلوگيرى از گسترش دعوت موسى ( ع ) كافى و كارساز نبود .
قالوا اقتلوا أبناء الذين ءامنوا معه . .. و قال فرعون ذرونى أقتل موسى
تصميم شخص فرعون مبنى بر كشتن موسى(ع)، پس از اقدام او و درباريانش به كشتن مؤمنان طرفدار موسى(ع)، گوياى حقيقت ياد شده است.
6 - كشتن موسى ( ع ) ، راه اصلى مبارزه با رسالت وى و گسترش آيين او ، در نگاه فرعون
و قال فرعون ذرونى أقتل موسى
7 - تمسخر موسى از سوى فرعون ، در خصوص امداد الهى به وى و نزول عذاب بر دشمنان كافر
و ليدع ربّه
مقصود از جمله «وليدع ربّه» (او پروردگارش را بخواند)، خواندن خداوند براى نجات موسى(ع) و يا فرود عذاب بر فرعونيان در جهت حمايت از آن حضرت مى باشد. گفتنى است كه فرعون اين جمله را از سر استهزا و تمسخر گفته است.
11 - تصميم فرعون بر قتل موسى ( ع ) ، به اتهام فسادانگيزى و اخلالگرى او در نظم عمومى كشور
أقتل موسى . .. إنّى أخاف ... أن يظهر فى الأرض الفساد
12 - موسى ( ع ) از سوى فرعون ، به فسادانگيزى و اخلالگرى در نظم عمومى سراسر كشور مصر متهم شد .
أو أن يظهر فى الأرض الفساد
آمدن تعبير «فى الأرض» (در زمين) گوياى اين نكته است كه موسى(ع) به اخلال و فسادانگيزى در سراسر كشور متهم گرديد; نه در نقطه اى خاص.
جلد
16
1 - اطلاع يافتن موسى ( ع ) از توطئه براى قتل خود به دست فرعون
ذرونى أقتل موسى . .. و قال موسى إنّى عذت بربّى و ربّكم من كلّ متكبّر
3 - موسى ( ع ) ، اعتقاد خود به ربوبيت مطلق خداوند و نيز اعتماد خويش بر او در انجام رسالت را به فرعونيان اعلام كرد .
و قال موسى إنّى عذت بربّى و ربّكم من كلّ متكبّر
5 - اطمينان موسى ( ع ) به حمايت خداوند از او ، در برابر تهديد به قتل از سوى فرعون
أقتل موسى . .. قال ... عذت بربّى و ربّكم
جلد
16
1 - اعتراض و اظهار مخالفت مؤمن آل فرعون نسبت به تصميم قتل موسى ( ع ) از سوى فرعون
وقال رجل مؤمن من ءال فرعون يكتم إيمنه أتقتلون رجلاً أن يقول ربّى
7 - دفاع مؤمن آل فرعون از موسى ( ع ) ، جلوه اى از حمايت و امداد خداوند از او
إنّى عذت بربّى و ربّكم . .. و قال رجل مؤمن من ءال فرعون يكتم إيمنه
ذكر دفاع مؤمن آل فرعون از موسى(ع) - پس از پناه بردن آن حضرت به خداوند از شر فرعون - مى تواند گوياى
برداشت ياد شده باشد.
8 - تصميم فرعونيان به قتل موسى ( ع ) ، به خاطر اعتقاد آن حضرت به ربوبيت مطلق خداوند بود .
أتقتلون رجلاً أن يقول ربّى اللّه
9 - كشتن موسى ( ع ) به صرف اعتقاد او به ربوبيت خداوند ، كارى نكوهيده و نابه جا در نظر مؤمن آل فرعون
أتقتلون رجلاً أن يقول ربّى اللّه
از استفهام انكارى در جمله «أتقتلون رجلاً. ..» - كه در مقام تقبيح عمل فرعون مى باشد - برداشت ياد شده استفاده مى شود.
10 - موسى ( ع ) ، ارائه دهنده دلايل روشن و بى ابهام ، بر اثبات ربوبيت خداوند براى فرعونيان
و قد جاءكم بالبيّنت من ربّكم
11 - دفاع مؤمن آل فرعون از موسى ( ع ) ، به خاطر برخوردار بودن انديشه و عقيده او بر دليل و برهان روشن
أن يقول ربّى اللّه و قد جاءكم بالبيّنت من ربّكم
برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه جمله «و قد جائكم بالبيّنات . ..» - كه حال براى فاعل «يقول» يا«رجلاً» است - در مقام تعليل براى مطلب پيشين; يعنى، تقبيح كشتن موسى(ع) مى باشد.
14 - اطمينان دادن مؤمن آل فرعون به فرعونيان ، از آسيب ديدن موسى ( ع ) در صورت دروغ گو بودن ايشان در ادعا هاى خود
و إن يك كذبًا فعليه كذبه
15 - ناروا بودن قتل موسى ( ع ) ، در نظر مؤمن آل فرعون حتى در صورت دروغ گو بودن او
و إن يك كذبًا فعليه كذبه
18 - هشدار مؤمن آل فرعون به فرعونيان ، از آسيب ديدن شديد آنان بر اثر كشتن موسى ( ع )
و إن يك صادقًا يصبكم بعض الذى يعدكم
19 - هشدار مستمر موسى ( ع ) به فرعونيان ، درباره گرفتار شدن آنان به عذاب هاى گوناگون الهى
و إن يك صادقًا يصبكم بعض الذى يعدكم
مقصود از وعده موسى به فرعونيان، عذاب هاى الهى است. آمدن كلمه «بعض» مى رساند كه اين وعده ها و عذاب ها، متعدد بوده است. فعل مضارع «يعد» نيز مى فهماند كه اين وعده ها، به طور دائمى و مستمر به آنان ابلاغ مى شد.
جلد
16
8 - تلاش گسترده مؤمن آل فرعون ، بر ايجاد احتمال درست بودن دعوت موسى ( ع ) و راستى هشدار هاى او در افكار عمومى قومش
وإن يك كذبًا فعليه كذبه . .. فمن ينصرنا من بأس اللّه إن جاءنا
شيوه سخن مؤمن آل فرعون به فرعونيان (اگر موسى(ع) دروغ گو باشد به ضرر خودش است و اگر راستگو باشد ممكن است هشدارهاى او درباره نزول عذاب درست باشد)، گوياى اين نكته است كه او باايجاد احتمال درست بودن دعوت موسى(ع) در افكار عمومى، در صدد جلب نظر آنان به سود آن حضرت بوده است.
17 - فرعون كشتن موسى ( ع ) را ، سياستى درست در حكومت و به صلاح جامعه دانست .
و ما أهديكم إلاّ سبيل الرشاد
جلد
16
1 - مؤمن آل فرعون - به رغم قطع شدن سخنانش به وسيله فرعون - به گفتار هشداردهنده خود ادامه داد و فرعونيان را از پيامد هلاكت بار قتل موسى ( ع ) آگاه ساخت .
يقوم لكم الملك . .. قال فرعون ما أريكم إلاّ ما أرى ... و قال الذى ءامن يقوم إن
جلد
16
5 - دستور ساختن بناى مرتفع و رصدخانه براى اطلاع پيدا كردن از خداى موسى ( ع ) ، نيرنگ و ترفند فرعون براى اثبات دروغ گويى موسى ( ع ) درادعاى وجود خداى يكتا در جهان
أسبب السموت فأطّلع إلى إله موسى
در اين كه مقصود اصلى فرعون از ساختن بناى مرتفع چه بوده، ميان مفسران چند ديدگاه وجود دارد: از جمله اين كه فرعون با ساختن بناى مرتفع، درصدد نبود كه به راه هاى آسمان دست يابد; زيرا كوه هاى مرتفعى وجود داشت كه از برج ها و بناى احداثى او بلندتر بود. از اين رو مقصود اصلى او اين بود كه براى مردم اثبات كند كه راه يافتن به آسمان، امرى ناممكن است. بنابر اين ادعاى موسى(ع) به اين كه در جهان خدايى هست كه با او ارتباط دارد، دروغ و باطل مى باشد. گفتنى است ذيل آيه - كه در آن از بى اثر بودن توطئه فرعون سخن به ميان آمده - مؤيد همين برداشت است.
6 - موسى ( ع ) ، متهم به فردى دروغ گو و دين ساز از سوى فرعون
و إنّى لأظنّه كذبًا
8 - ساختن بناى بلند و رصدخانه ، به منظور اطلاع يافتن از خداى موسى ( ع ) ، رفتار زشتى بود كه فرعون آن را زيبا و آراسته مى يافت .
ابن لى صرحًا . .. فأطّلع إلى إله موسى ... و كذلك زيّن لفرعون سوء عمله
15 - كار ساز نبودن مكر و حيله فرعون در ساختن بناى بلند ، به بهانه اطلاع يافتن از خداى موسى ( ع ) و اثبات دروغ گو بودن او
يه-من ابن لى صرحًا. .. فأطّلع إلى إله موسى... و ما كيد فرعون إلاّ فى تباب
برداشت ياد شده به اين خاطر است كه از مصاديق اصلى «كيد فرعون» ساختن بناى بلند مى باشد.
16 - عقب نشينى تاكتيكى فرعون در مقابل موسى ( ع ) و دست برداشتن از قتل او به طور موقت ، پس از هشدار هاى مؤمن آل فرعون
و قال فرعون ذرونى أقتل موسى. .. و قال فرعون يه-من ابن لى صرحًا... و ما كيد فرع
مطلب ياد شده با توجه به اين نكته است كه فرعون، در آغاز مبارزه با موسى(ع) طرح قتل او را داده بود; ولى پس از هشدارها و تبليغات مؤمن آل فرعون احداث بناى مرتفع براى جست و جو از خداى موسى(ع) را مطرح ساخت.
جلد
16
2 - مؤمن آل فرعون ، پس از كتمان ايمانش به مدتى چند ، آن را فاش ساخت و به موضع گيرى علنى عليه فرعون و دفاع از موسى ( ع ) پرداخت .
و قال الذى ءامن يقوم اتّبعون
فراخوانى مردم به پيروى از خويش، بيانگر علنى كردن ايمان و موضع اعتقادى شخص است.
جلد
16
1 - پرسش مؤمن آل فرعون از قوم خود ، درباره انگيزه مخالفت آنان با دعوت و خيرخواهى هاى او
و يقوم مالى أدعوكم إلى النجوة و تدعوننى إلى النار
گفتنى است كه به قرينه خطاب در جمله حاليّه «تدعوننى . ..»، عبارت «مالى» در اصل «مالكم» مى باشد. اين جمله در زبان عرب به جاى «أخبرونى عنكم» (از حالتان به من خبر دهيد) به كار مى رود و مقصود از آن پرسش از انگيزه و دليل وضعيت به وجود آمده از مخاطب است.
جلد
17
14 - اقدام سريع و بى درنگ موسى ( ع ) به انجام رسالت الهى خويش ، پس از فرمان خداوند به او
لقد أرسلنا موسى . .. فقال إنّى رسول
از حرف «فاء»، مى توان استفاده كرد كه موسى(ع) پس از دريافت رسالت خويش، بى درنگ و بدون تأخير به انجام آن اقدام نمود.
جلد
17
1 - ارائه معجزات از سوى موسى ( ع ) ، به فرعون و درباريانش
فلمّا جاءهم بايتنا
جلد
17
10 - وعده خداوند به موسى ( ع ) ، درباره رفع عذاب فرعونيان ، در صورت روى آوردن آنان به حق
ادع لنا ربّك بما عهد عندك إنّنا لمهتدون
به قرينه ذيل اين آيه و آيه بعد، به دست مى آيد كه مراد از «ما عهد عندك»، وعده خداوند به رفع عذاب از فرعونيان در صورت پذيرش هدايت است.
12 - فرعونيان پس از گرفتارى به عذاب الهى به موسى ( ع ) وعده دادند كه در صورت رفع عذاب ، ايمان خواهند آورد .
و قالوا يأيّه السحر ادع لنا ربّك بما عهد عندك إنّنا لمهتدون
جلد
17
1 - پاسخ مثبت موسى ( ع ) به تقاضاى فرعونيان و دعاى او براى رفع عذاب از ايشان
ادع لنا ربّك . .. فلمّا كشفنا عنهم العذاب
از ارتباط اين آيه با آيه قبل، استفاده مى شود كه در آيه شريفه ايجاز و حذفى صورت گرفته است. بدين صورت كه آنان از حضرت موسى(ع) درخواست دعا كردند و او خواسته آنها را اجابت نمود.
3 - اجابت دعاى موسى ( ع ) از سوى خداوند ، در زمينه رفع عذاب از فرعونيان
ادع لنا ربّك . .. فلمّا كشفنا عنهم العذاب
جلد
17
3 - لكنت زبان و نقص گفتارى موسى ( ع ) ، به هنگام طرح دعوت در برابر فرعون *
و لايكاد يبين
4 - تلاش فرعون براى حقير نماياندن موسى ( ع ) و تحقير جايگاه و موقعيت اجتماعى او
أم أنا خير من هذا الذى هو مهين
جلد
17
5- تذكر موسى ( ع ) به فرعونيان ، نسبت به خيرانديشى خود در پيشنهاد رهايى بنى اسرائيل
أن أدّوا . .. إنّى لكم رسول أمين
لام در «لكم» براى منفعت و «رسول أمين» تأكيدى بر رعايت امانت در نصيحت است; يعنى، بنى اسرائيل را رها كنيد و بدانيد كه در اين پيشنهاد، منفعت واقعى شما نهفته است و من در اين سخن صداقت دارم.
جلد
17
1- درخواست آزادى بيان ، پيشنهاد موسى ( ع ) به فرعونيان پس از يأس از ايمان آوردن آنان
و إن لم تؤمنوا لى فاعتزلون
«فاعتزلون»، كنايه از اين است كه اگر خود اهل ايمان نيستيد، لااقل متعرض من نباشيد تا آزادانه پيامم را به مردم برسانم.
جلد
17
2- موسى ( ع ) ، مأمور خارج ساختن شبانه و مخفيانه بنى اسرائيل از مصر
فأسر بعبادى ليلاً
«إسراء» (مصدر «أسر») به معناى رفتن در شب است و «ليلاً» تأكيد آن مى باشد.
جلد
18
3 - نخستين مأموريت موسى ( ع ) ، حركت به سوى فرعون بود .
و فى موسى إذ أرسلنه إلى فرعون
7 - رسالت موسى ( ع ) به سوى فرعون ، همراه با دلايل قاطع و روشن
أرسلنه إلى فرعون بسلطن مبين
«سلطان» به معناى حجت و برهان است.
جلد
18
1 - روى گردانى فرعون با تمام وجود ، از پذيرش رسالت موسى ( ع )
أرسلنه إلى فرعون . .. فتولّى بركنه
«ركن» در اين جا مى تواند به معناى اركان وجود و كنايه از اعراض كامل و همه جانبه باشد.
3 - نگرانى فرعون ، از نفوذ سخنان موسى ( ع ) در دل اركان حكومت خويش
فتولّى بركنه
6 - اتهام سحر و جنون از سوى فرعون به موسى ( ع ) ، پس از مشاهده دلايل و برهان هاى روشن رسالت آن حضرت
أرسلنه . .. بسلطن مبين ... و قال سحر أو مجنون
8 - آشفتگى و سردرگمى فرعون ، در انكار دلايل روشن موسى ( ع )
و قال سحر أو مجنون
سحر و جنون، فاصله بسيارى از يكديگر دارند; زيرا سحر، نوعى تبّحر و جنون سراسر آشفتگى و اشمئزازآور است و ميان اين دو سنخيتى نيست. از اين رو سخن فرعون، نشانگر اضطراب شديد او در موضع گيرى عليه منطق روشن موسى(ع) است.
جلد
19
2 - موسى ( ع ) ، مورد اذيت و آزار مستمر قوم خويش
و إذ قال موسى . .. لم تؤذوننى
تعبير «تؤذوننى» به صيعه مضارع - به جاى «آذيتمونى» - بيانگر آن است كه موسى(ع) از سوى قومش، به صورت مكرر مورد اذيت و آزار قرار مى گرفت.
جلد
20
1 - خداوند ، در وادى طوى با موسى ( ع ) سخن گفت .
إذ ناديه ربّه بالواد المقدّس طوًى
«واد» (مخفف «وادى»); يعنى، حد فاصل بين كوه ها و تپه ها كه راه عبور سيلاب باشد (مصباح). برخى از اهل لغت «طوى» را نام درّه اى مى دانند كه پايين كوه طور در صحراى «سينا» قرار دارد. (لسان العرب)
جلد
20
2 - حركت به سوى فرعون و باز داشتن او از طغيان گرى ، فرمان خداوند به موسى ( ع ) در وادى طوى
اذهب إلى فرعون إنّه طغى
جلد
20
1 - موسى ( ع ) به فرمان خداوند ، مأمور اظهار آمادگى نزد فرعون براى هدايت او به خداوند
و أهديك إلى ربّك
جلد
20
1 - موسى ( ع ) در پى گفت وگو با فرعون و اظهار آمادگى براى ارشاد و هدايت او ، بزرگ ترين معجزه خويش را به وى ارائه كرد .
فأريه الأية الكبرى
جلد
20
1 - فرعون ، نشانه رسالت موسى ( ع ) و معجزه بودن آن را نپذيرفت و بى درنگ آن را تكذيب كرد .
فكذّب
حرف «فاء» براى تعقيب بدون فاصله است و مى رساند كه فرعون، پيش از هر گونه تأمل و درنگ، به تكذيب و عصيان پرداخت. متعلق تكذيب - به قرينه «الآية الكبرى» در آيه قبل - معجزه موسى(ع) است. از اقدام فرعون به آوردن مثل معجزه موسى(ع)، - كه آيات بعد بر آن دلالت دارد - دانسته مى شود كه فرعون، معجزه بودن آن و دلالتش بر صداقت موسى(ع) را تكذيب كرده است.
4 - فرعون ، از پذيرش رهنمود هاى موسى ( ع ) سرپيچى كرد .
و عصى
متعلق «عصى» - به قرينه «أهديك» - رهنمودهاى موسى(ع) بوده است.
جلد
20
1 - فرعون ، به تكذيب گفته هاى موسى ( ع ) اكتفا نكرده سرسختانه به مخالفت با او پرداخت .
ثمّ أدبر يسعى
حرف «ثمّ» در اين آيه، براى تراخى رتبى است; يعنى، ادبار فرعون، نارواتر از تكذيب او بود.
4 - فرعون ، گفتوگوى مستقيم خود با موسى ( ع ) و تكذيب و مخالفت با او را در سركوب آن حضرت كارساز نمى ديد .
ثمّ أدبر
«ادبار»; يعنى، پشت كردن و حاكى از نوميدى فرعون از نتيجه گفتوگوى مستقيم با موسى(ع) است.
5 - فرعون با مشاهده معجزه موسى ( ع ) ، وحشت زده از آن روى برتافت و شتابزده گريزان شد . *
ثمّ أدبر يسعى
«إدبار» فرعون، - در يك احتمال - به معناى فرار او از ترس معجزه موسى(ع) است كه در شكل مار عظيم ظاهر شده بود.
جلد
20
1 - فرعون براى مبارزه با موسى ( ع ) ، مردم را در اجتماعى گردآورد و با آنان در اين زمينه سخن گفت .
فحشر فنادى
«حشر»، به معناى جمع كردن همراه با سوق دادن است (مصباح).
3 - فرعون ، تأثير رسالت موسى ( ع ) را بر ديگران پيش بينى كرده و از آن وحشت داشت .
فحشر فنادى
جلد
20
5 - ادعاى ربوبيت برتر ، موضع گيرى فرعون در برابر طرح توحيد ربوبى از سوى موسى ( ع )
و أهديك إلى ربّك . .. أنا ربّكم الأعلى
جمله «و أهديك إلى ربّك» در آيات پيشين، سخنى بود كه موسى(ع)، آن را با توجه به انكار ربوبيت خداوند از سوى فرعون، مطرح ساخت. فرعون در واكنش به اين دعوت، برترين ربوبيت را براى خود قائل شد.
جلد
13
1 - سرگذشت موسى و فرعونيان ، آيتى بزرگ ، شايان تفكر و عبرت آموز
إنّ فى ذلك لأية
«ذلك» اشاره به ماجراى ميان موسى(ع) و فرعون دارد. «آية» نيز در اين جا معادل «عبرة» و نكره آمدن آن براى تفخيم است. بنابراين جمله «إنّ فى ذلك لأية»; يعنى، به راستى در اين ماجرا عبرتى بزرگ وجود دارد.
جلد
5
2 - نوح، ابراهيم، اسحاق، يعقوب، داوود، يوسف، موسى و هارون(ع) بهره مند از تعاليم آسمانى (كتاب) و داراى منصب قضاوت و مقام نبوت بودند.
أولئك الذين ءاتينهم الكتب و الحكم و النبوة
«أولئك» اشاره به انبياى مذكور در آيات قبل است.
جلد
11
1 - موسى ( ع ) درپى محاكمه سامرى ، وى را به خروج فورى از جامعه و انزوا و قطع رابطه با مردم در طول زندگى محكوم كرد .
قال فاذهب فإنّ لك فى الحيوة أن تقول لامساس
فا در «فاذهب» علاوه بر ترتب فرمان رفتن بر محكوميت سامرى، بر فوريت آن نيز دلالت دارد. «مساس» مصدر باب مفاعله است و «لامساس» به معناى نفى هرگونه تماس و برخورد است; يعنى، تو در زندگانى خود، سزاوار سرنوشتى هستى كه سخن اول و آخر تو خبر دادن از بى كسى خود و نبود هرگونه تماس گيرنده اى با تو باشد.
جلد
10
1- خداوند به « موسى ( ع ) » كتاب آسمانى ( تورات ) اعطا كرد تا بنى اسرائيل به وسيله آن هدايت شوند .
و ءاتينا موسى الكتب و جعلنه هدًى لبنى إسرءيل
جلد
12
1 - موسى ( ع ) ، داراى كتاب آسمانى بود .
و لقد ءاتينا موسى الكتب
2 - كتاب آسمانى موسى ( ع ) ( تورات ) ، كتاب هدايت
لعلّهم يهتدون
جلد
12
1 - موسى ( ع ) ، از پيامبران داراى كتاب ( تورات ) و شريعت مستقل از جانب خداوند
و لقد ءاتينا موسى الكتب
دريافت كتاب آسمانى، حاكى از دريافت شريعت مستقل و جدا از شريعت سابق است.
جلد
14
2 - برخوردار بودن موسى ( ع ) از كتاب آسمانى ، امرى قطعى بوده و هيچ ترديدى در آن روا نيست .
و لقد ءاتينا موسى الكتب فلاتكن فى مرية من لقائه
برداشت بالا، بر اين اساس است كه «لقاء» مصدر مضاف به مفعول بوده و فاعل اش - كه موسى است - محذوف باشد. بنابراين، مرجع ضمير در «لقائه» واژه «الكتاب» است. امكان دارد كه «لقاء» به ضمير فاعلى اضافه شده و
مفعول اش محذوف باشد كه در اين صورت، مرجع ضمير در «لقائه» خود حضرت موسى(ع) خواهد بود.
8 - كتاب آسمانى موسى ، هدايت كننده قوم بنى اسرائيل بود .
و جعلنه هدًى لبنى إسرءيل
جلد
15
1 - موسى و هارون ( عليهماالسلام ) ، برخوردار از كتاب آسمانى ( تورات ) و شريعت مستقل و جدا از شريعت الهى پيشين
و ءاتينهما الكتب
دريافت كتاب آسمانى، مى تواند حاكى از دريافت شريعت مستقل و جدا از شريعت سابق باشد.
جلد
15
3 - نجات موسى و هارون ( عليهماالسلام ) و قوم شان از اندوهى بزرگ ، اعطاى كتاب آسمانى و باقى ماندن نام و آوازه نيك آنان ، از پاداش هاى خداوند به ايشان
و نجّينهما و قومهما من الكرب العظيم . .. إنّا كذلك نجزى المحسنين
جلد
16
2 - موسى ( ع ) ، از پيامبران صاحب شريعت و كتاب آسمانى
و لقد ءاتينا موسى الكتب
جلد
1
1 - موسى ( ع ) از پيامبران داراى كتاب و شريعت
و إذ ءاتينا موسى الكتب
جلد
2
3 - موسى و عيسى از انبياى الهى و داراى كتاب
و ما اُوتى موسى و عيسى
ظاهراً مراد از «ما اُوتى»، كتاب است.
جلد
5
7 - موسى(ع) داراى كتاب (تورات) نازل شده از جانب خداوند بود.
قل من أنزل الكتب الذى جاء به موسى
جلد
8
8- تورات ، كتابى نازل شده بر موسى ( ع )
و من قبله كتب موسى
جلد
11
1- حضرت موسى و هارون ( ع ) ، دو پيامبر داراى كتاب آسمانى و رسالت مشترك
و لقد ءاتينا موسى و هرون الفرقان و ضياءً و ذكرًا
برداشت ياد شده مبتنى بر اين است كه مقصود از «الفرقان» كتاب آسمانى تورات باشد. بر اين اساس دادن كتاب آسمانى به هارون در كنار حضرت موسى(ع)، بيانگر اين است كه او نيز مانند موسى(ع) در نبوت و دريافت كتاب آسمانى شريك و برابر بود.
جلد
13
9 - تلاش خواهر موسى براى اطلاع نيافتن ديگران ، از پى جويى سرنوشت آن كودك به وسيله او
فبصرت به عن جُنُب
جلد
20
2 - حضرت ابراهيم و موسى ( ع ) ، پيامبرانى شناخته شده در جزيرة العرب و داراى طرفدارانى بسيار
صحف إبرهيم و موسى
از آن جا كه كتاب هاى پيشينيان محدود به صحيفه هاى حضرت ابراهيم و موسى(ع) نبود; تصريح به اين دو مى تواند برخاسته از نفوذ چشمگير اين پيامبران در جزيرة العرب عصر پيامبر(صلی الله علیه و آله) باشد.
جلد
17
5- موسى ( ع ) ، پيامبرى با كرامت و ارجمند در پيشگاه خداوند
و جاءهم رسول كريم
جلد
10
3- كشتى و حمل و نقل دريايى ، در زمان حضرت موسى ( ع ) از منابع درامد بود .
فكانت لمسكين يعملون فى البحر
جلد
6
14 - هارون با تحريك عواطف موسى ( ع ) در صدد تسكين غضب او و مطمئن ساختنش بر انجام وظايف و مسؤوليت هاى خويش در برابر منحرفان بنى اسرائيل برآمد .
قال ابن أم إن القوم استضعفونى و كادوا يقتلوننى
به نظر مى رسد هارون با انتخاب «اى فرزند مادرم» در خطاب به موسى، در صدد تحريك عواطف وى به سوى خود بوده است.
جلد
6
1 - موسى ( ع ) پس از دريافت وعده الهى ( آمرزش گوساله پرستان تائب و به كيفر رساندن غير تائبان ) خشمش فرو نشست .
و لما سكت عن موسى الغضب
وقوع جمله «و لما سكت . .. »، پس از دو آيه گذشته، بيانگر اين است كه فرو نشستن غضب موسى(ع) به خاطر پذيرش توبه تائبان از سوى خدا و تهديد اصراركنندگان بر گوساله پرستى به كيفرى زودرس بوده است.
2 - موسى ( ع ) پس از فرونشستن خشمش ، لوحه هاى تورات را كه بر اثر غضب ر ها ساخته بود ، از زمين برگرفت .
و لما سكت عن موسى الغضب أخذ الألواح
جلد
1
1 - قوم موسى از تصديق رسالت او سرباز زدند و بر ايمان نداشتن به او تأكيد ورزيدند .
و إذ قلتم يموسى لن نؤمن لك
«لن نؤمن لك»; يعنى، تو را هرگز تصديق نمى كنيم. «آمن» چه با لام آورده شود (آمن له) و چه با حرف باء «آمن به» به يك معناست. (مجمع البيان)
5 - قوم موسى در پى كفر به او و تقاضاى ناروايشان ( ديدن خداوند ) ، به هلاكت رسيدند .
لن نؤمن لك . .. فأخذتكم الصعقة
«اخذ» (مصدر اخذت) به معناى گرفتن است و به قرينه آيه بعد كنايه از كشتن مى باشد.
جلد
6
1 - فرعونيان با سحر خواندن تمامى معجزات موسى ، به وى گفتند كه هرگز رسالتش را تصديق نخواهند كرد .
مهما تأتنا به من ءاية لتسحرنا بها فما نحن لك بمؤمنين
«مهما» از أسماء شرط و به معناى «اى شىء» است. و «من» در «من آية» بيان «مهما» است. بنابراين جمله «مهما تأتنا ... » يعنى «هر چيزى را كه به عنوان معجزه بياورى ... .»
جلد
6
1 - خداوند فرعونيان را پس از اعلام صريحشان بر ايمان نياوردن به موسى ( ع ) ، به عذاب هاى متعدد گرفتار ساخت .
فما نحن لك بمؤمنين. فأرسلنا عليهم ... ءايت مفصلت
6 - فرعونيان على رغم مشاهده آياتى متعدد بر حقانيت رسالت موسى ، از پذيرش آن سرباز زدند .
فأرسلنا عليهم . .. فاستكبروا
7 - كبرورزى و خودبزرگ بينى فرعونيان ، ريشه كفرورزى آنان به آيات الهى و رسالت موسى
فأرسلنا عليهم . .. فاستكبروا
استكبار به معناى خود بزرگ بينى است و چون «استكبروا» با حرف «فا» بر ارسال آيات تفريع شده، لازمه معناى آن (انكار كردن و نپذيرفتن) اراده شده است. به كارگيرى استكبار به جاى انكار و نپذيرفتن، براى رساندن علت انكار است ; يعنى انكار فرعونيان از سر خود بزرگ بينى و تكبر بود.
جلد
13
3 - قتل مرد قبطى توسط موسى ( ع ) ، نشانه ناسپاسى و كفران نعمتى بزرگ در نظر فرعون
و فعلت فعلتك . .. و أنت من الكفرين
مراد فرعون از «و أنت من الكافرين» ناسپاسى موسى(ع) در قبال خدمات گذشته وى به او مى باشد.
4 - تلاش فرعون براى تكذيب موسى ( ع ) با يادآورى ارتكاب قتل و ناسپاسى وى
و فعلت فعلتك التى فعلت و أنت من الكفرين
جلد
16
5 - مبارزه با عوامل و سردمداران كفر و فساد و اصلاح نظام اجتماعى حاكم ، سرلوحه رسالت موسى ( ع ) و مرحله نخستين نهضت او
لقد أرسلنا موسى . .. إلى فرعون و هم-ن و قرون
جلد
11
3- موسى و هارون ( ع ) دو پيامبر رشد يافته و بهره مند از كمال ، بعد از ابراهيم ( ع ) بودند .
ءاتينا موسى و هرون الفرقان . .. و لقد ءاتينا إبرهيم رشده من قبل
برداشت ياد شده بر اين مبنا استوار است كه مراد از «من قبل» زمان پيش از موسى و هارون(ع) باشد. از اين مطلب به دست مى آيد كه آن دو پيامبر نيز از چنين رشدى بهره مند بودند.
جلد
11
2 - موسى ( ع ) از طفوليت ، مورد عنايت ويژه خداوند قرار داشت .
إذ أوحينا إلى أُمّك مايوحى
جلد
11
11 - موسى ( ع ) ، در خردسالى تحت تكفل مادر خود بود .
على من يكفله
جلد
13
1 - موضع گيرى فرعون ، در قبال دعوت موسى ( ع ) با به رخ كشيدن دوران سرپرستى خويش بر او
قال ألم نربّك فينا وليدًا
«تربية» (مصدر «نريّى») به معناى پروريدن است. «وليد» به نوزاد و نيز به كودكى گفته مى شود كه از وقت ولادتش زمانى زيادى نگذشته باشد; وگرنه طفل گفته مى شود. «لبث» (مصدر«لبثت») به معناى ماندن و درنگ كردن است; يعنى، فرعون گفت: آيا تو را از كودكى در ميان خود نپروريدم [مگر ]ساليانى چند از عمرت را پيش ما نماندى.
2 - كودكى و بخشى از دوران عمر موسى ( ع ) و نيز رشد و پرورش جسمى او در خاندان فرعون گذشت .
قال ألم نربّك فينا وليدًا و لبثت فينا من عمرك سنين
جلد
13
6 - ناخشنودى موسى ( ع ) ، از زندگى گذشته خويش در دربار فرعون
قال ألم نربّك فينا وليدًا . .. و تلك نعمة تمنّها علىّ أن عبّدتّ بنى إسرءيل
جلد
13
12 - خداوند ، پناه و پشتيبان موسى ( ع ) از مرحله شيرخوارگى تا رسيدن به مقام رسالت
إنّ فرعون . .. يذبّح أبناءهم ... و أوحينا إلى أُمّ موسى أن أرضعيه ... إنّا رادّو
جلد
13
1 - سپرى شدن دوران كودكى و نوجوانى موسى ( ع ) و رسيدن او به مرحله جوانى ، بى هيچ حادثه درخور بيان
فرددنه إلى أُمّه . .. و لمّا بلغ أشدّه و استوى
تعبير «بلغ أشدّه» كنايه از رسيدن شخص به دوره جوانى است; زيرا نوعاً بلوغ فكرى انسان هم زمان با رسيدن وى به مرحله جوانى است. بنابراين پرداختن قرآن به حوادث روزگار جوانى موسى(ع) و بعد از آن و مسكوت گذاشتن دوران پيش از جوانى (كودكى و نوجوانى)، نشانگر آن است كه كودكى و نوجوانى او در كمال آرامش سپرى شده بود و در اين مدت حادثه اى درخور بيان براى وى روى نداده بود.
جلد
17
6 - ابتلاى فرعونيان ، به عذابى سخت و دردناك ، در پى انكار لجاجت آميز دلايل و معجزات موسى ( ع ) از سوى آنان
و أخذنهم بالعذاب
جلد
12
2 - هلاكت و نابودى فرعون و اشراف حكومت او ، در نتيجه تكذيب رسولان الهى ( موسى و هارون )
فكذّبوهما فكانوا من المهلكين
جلد
16
1 - هشدار مؤمن آل فرعون به قوم خود ، از دچار شدن به كيفر كردار قوم نوح ، عاد ، ثمود و اقوام پس از آنان ( لوط و اصحاب ايكه ) در صورت اقدام به قتل موسى ( ع )
مثل دأب قوم نوح . .. و الذين من بعدهم
«دأب» به معناى عادت است و مقصود از «الذين من بعدهم» قوم لوط و اصحاب ايكه است; چنان كه در سوره «ص» آيه 13، به آن تصريح شده است. گفتنى است برابر نظر مفسران «اصحاب أيكه» همان مردم مدين است كه از قوم حضرت شعيب بودند.
جلد
16
1 - هشدار مؤمن آل فرعون به قوم خويش ، از دچار شدن به عذاب الهى در روز قيامت در صورت اقدام به قتل موسى ( ع )
و يقوم إنّى أخاف عليكم يوم التناد
جلد
16
4 - هشدار مؤمن آل فرعون به فرعونيان ، از دچار شدن آنان به عذاب گريزناپذير الهى در قيامت در صورت كشتن موسى ( ع )
يقوم إنّى أخاف عليكم . .. يوم تولّون مدبرين ما لكم من اللّه من عاصم
جلد
11
1 - برخى از فرعونيان در پى سخنان موسى ( ع ) ، به آن حضرت گرايش پيداكرده ، و موجب بروز تنش در ميان فرعونيان گرديدند .
فتنزعوا . .. قالوا إن هذن لسحرن
فاعل «قالوا» به قرينه «فأجمعوا كيدكم» (در آيه بعد) گروهى از فرعونيان بودند كه با گروهى ديگر از خودشان به گفت وگو پرداختند. آيه قبل نيز به اين معنا تصريح دارد كه در ميان فرعونيان مشاجره اى پديد آمد. اين مشاجره در باره موسى(ع) بوده و فاعل «قالوا» سعى در توجيه گروه دوم داشته است.
جلد
10
2- موسى ( ع ) در پى گذر كردن و پشت سر گذاشتن مجمع البحرين ، گرسنگى و خستگى شديدى را در خود و همسفرش احساس كرد .
ءاتنا غداءنا لقد لقينا من سفرنا هذا نصبًا
«نصب» به معناى «رنج و سختى» است.
جلد
10
3- موسى و خضر ( ع ) با احساس گرسنگى ، از مردم شهر ، تقاضاى طعام و خوراكى كردند .
استطعما أهلها
به قرينه «يضيّفوهما» مراد از استطعام، تهيه طعام براى ادامه سفر نبوده است، بلكه موسى و خضر(ع)، در همان هنگام، گرسنه بوده اند.
جلد
13
6 - كمك رسانى موسى ( ع ) به دختران شعيب ، على رغم خستگى و گرسنگى شديد وى
ثمّ تولّى إلى الظلّ فقال ربّ إنّى لما أنزلت إلىّ من خير فقير
7 - اظهار گرسنگى و نياز در پيشگاه خداوند از سوى موسى ( ع ) و درخواست كمك از ساحت او
فقال ربّ إنّى لما أنزلت إلىّ من خير فقير
جلد
11
1 - خداوند به موسى ( ع ) فرمان داد عصاى تبديل شده به مار را بدون ترس از زمين برگيرد .
قال خذها
3 - خداوند ، موسى ( ع ) را مطمئن ساخت كه عصاى مار شده - پس از گرفته شدن - به حالت اول بر خواهد گشت .
و لاتخف سنعيدها سيرتها الأولى
«سيرة» در اصل به معناى حالت و هيئت سير است، ولى به صورت مجاز، بر هر صفت و حالتى اطلاق مى شود. در جمله «سنعيدها سيرتها» حرف «إلى» در تقدير است، كه حذف آن، كلمه را منصوب به نزع خافض كرده است; يعنى «سنعيدها إلى سيرتها» يا «سنعيد إليها سيرتها».
جلد
10
16- زكريا ، يحيى ، مريم ( س ) ، عيسى ، ابراهيم ، اسحق ، يعقوب ، موسى ، هارون ، اسماعيل ، و ادريس ( ع ) ، هنگام شنيدن آيات الهى به سجده مى افتادند و در حال سجود اشك مى ريختند .
أُولئك . .. إذا تتلى عليهم ءايت الرحمن خرّوا سجّدًا و بكيًّا
جلد
16
8 - آيين توحيدى موسى ( ع ) در زمان حكومت فرعون ، هامان و قارون ، به شدت در حال گسترش بود .
قالوا اقتلوا أبناء الذين ءامنوا معه
فرمان قتل فرزندان مؤمنان به موسى(ع)، نشان دهنده گسترش شديد آيين موسى است; زيرا در صورت كندبودن آن، فرمان قتل به عنوان نخستين واكنش از سوى فرعونيان صادر نمى شد.
جلد
1
15 - از امام رضا ( ع ) روايت شده كه فرموده اند : « ان كليم اللّه موسى بن عمران . . . لما كلمه اللّه عز و جل . . . رجع إلى قومه . . . فقالوا لن نؤمن لك حتى نسمع كلامه . . . ثم اختار منهم سبعين رجلا . . . فكلمه اللّه تعالى ذكره و سمعوا كلامه . . . فقالوا لن نؤمن لك بان هذا الذى سمعناه كلام اللّه حتى نرى اللّه جهرة . . . ;
موسى بن عمران چون خداوند با او سخن گفت . .. به سوى قومش بازگشت ... آن قوم گفتند: به تو ايمان نمى آوريم مگر اينكه كلام خدا را بشنويم ... سپس موسى (ع) از بين قومش هفتاد نفر را انتخاب كرد ]و به سوى كوه طور رفتند[ ... و در آن جا موسى(ع) با خداى سبحان سخن گفت و آن قوم كلامش را شنيدند ... و گفتند: ما ايمان نمى آوريم كه اين كلامى كه شنيديم كلام خدا باشد مگر اينكه خدا را آشكارا ببينيم ...».
جلد
10
1- خداوند از سمت راست كوه طور ، موسى ( ع ) را مورد خطاب قرار داد و با او سخن گفت .
و ندينه من جانب الطور الأيمن
«أيمن» يا از «يُمن» به معناى خير و بركت داشتن گرفته شده و يا از «يمين» كه به معناى «سمت راست» است. دراين برداشت معناى دوم مورد نظر است. در اين صورت «الأيمن» وصف كلمه «جانب» خواهد بود.
3- خداوند ، موسى ( ع ) را براى نجوا و گفتوگوى با خود برگزيد .
و قرّبنه نجيًّا
4- خداوند ، به هنگام اظهار گفته هاى ويژه براى موسى ( ع ) ، او را مقرب خود ساخت .
و قرّبنه نجيًّا
«نجىّ»، يعنى كسى كه با او گفت وگوى سرّى انجام گيرد (برگرفته از «لسان العرب») و اطلاق آن بر موسى به اين لحاظ است كه آنچه خداوند با او در ميان گذاشت، محرمانه بود و تنها موسى به آن آگاهى يافته بود.
جلد
11
2 - خداوند در خطاب به موسى ( ع ) ، خود را به او شناساند و به او فهماند كه در محضر پروردگار خود قرار دارد و كلام او را مى شنود .
يموسى . إنّى أنا ربّك
3 - مكالمه خداوند با موسى ( ع ) در وادى طوى ، جلوه اى از ربوبيت او نسبت به آن حضر بود .
يموسى . إنّى أنا ربّك
جلد
11
5 - سخن خداوند با موسى ( ع ) در وادى طوى ( پاى كوه طور ) ، به صورت وحى بوده است .
فاستمع لما يوحى
جمله «إنّنى أنا اللّه» (در آيه بعد) بدل براى «ما يوحى» است. بنابراين آنچه در پايين كوه طور با موسى(ع) گفته شده بود، وحى بوده است.
جلد
11
2 - خداوند در سرزمين طوى ( پايين كوه طور ) به موسى ( ع ) فهماند كه خطاب را مستقيماً از « اللّه » دريافت مى كند و كلام او را مى شنود .
إنّنى أنا اللّه
جلد
11
7 - موسى ( ع ) ، فرصت سخن گفتن با خداوند را غنيمت شمرده و از آن لذت مى برد .
ما تلك . .. قال هى عصاى أتوكّؤا عليها و أهشّ ... ولى فيها مَ--َاربّ أُخرى
جمله «هى عصاى» براى پاسخ گويى به سؤال خداوند كافى بود; افزودن ديگر جملات، گويا به خاطر اشتياق موسى(ع) به سخن گفتن با خداوند بوده است.
جلد
11
2 - مكالمه خداوند با موسى ( ع ) ، همراه با ابراز لطف و رأفت به آن حضرت بود .
يموسى . .. قال ألقها يموسى
تكرار اسم، نشانه ابراز كمال علاقه به مخاطب است. در اين آيات، علاوه بر لحن محبت آميز آيات، نام موسى(ع) در خطاب الهى چند بار تكرار گرديده است كه نشان از لطف و عنايت خاص خداوند به آن حضرت دارد.
جلد
11
41 - خداوند در كوه طور ، با ملاطفت و مهربانى با موسى ( ع ) سخن گفت .
يموسى
تصريح مكرر نام موسى(ع) در مقاطع مختلف خطاب الهى، گوياى عنايت خداوند به او است.
جلد
11
5 - پرسش خداوند از موسى ( ع ) درباره تعجيل در آمدن به كوه طور ، نخستين سخن او با وى نبود .
و ما أعجلك
حرف «واو» در «و ما أعجلك» براى عطف بر محذوف است; يعنى، پس از حضور موسى(ع) در كوه طور، سخن يا سخنانى به ميان آمد، آن گاه اين پرسش مطرح شد.
جلد
11
5 - شوق موسى ( ع ) به ملاقات و گفت وگوى با پروردگار و جلب رضايت او ، موجب شتاب وى در آمدن به ميقات بود .
و عجلت إليك ربّ لترضى
جلد
13
7 - مكالمه خدا با موسى در وادى طور
نودى أن بورك من فى النّار و من حولها
جلد
13
3 - سخن گفتن بىواسطه خدا با موسى در وادى طور
فلمّا جاءها نودى . .. إنّه أنا اللّه العزيز الحكيم
جلد
13
2 - آتش طور ، وسيله اى براى كشاندن موسى ( ع ) به وادى طور ، جهت سخن گفتن خدا با وى و دريافت رسالت الهى
فلمّا أتيها نودى . .. يموسى إنّى أنا اللّه ربّ العلمين
3 - آمدن نداى الهى به موسى ( ع ) از درختى واقع در جانب راست وادى طور ، هم زمان بانزديك شدن وى به آتش
فلمّا أتيها نودى من شطى الواد . .. من الشجرة
«شاطئ» به معناى «جانب» است و «الأيمن» - مقابل «الأيسر» (چپ) - صفت براى شاطئ» مى باشد. بنابراين «شاطئ الواد الأيمن»; يعنى، طرف راست وادى.
6 - اقدام خداوند به معرفى خود در آغاز مكالمه اش با موسى ( ع )
يموسى إنّى أنا اللّه
جلد
13
1 - مكالمه خداوند با موسى ( ع ) در وادى طور
و ما كنت بجانب الطور إذ نادينا
جلد
20
1 - خداوند ، در وادى طوى با موسى ( ع ) سخن گفت .
إذ ناديه ربّه بالواد المقدّس طوًى
«واد» (مخفف «وادى»); يعنى، حد فاصل بين كوه ها و تپه ها كه راه عبور سيلاب باشد (مصباح). برخى از اهل لغت «طوى» را نام درّه اى مى دانند كه پايين كوه طور در صحراى «سينا» قرار دارد. (لسان العرب)
جلد
13
2 - حركت توأم با حيا و آزرم دختر شعيب به هنگام بازگشت نزد موسى ( ع ) و گفتوگو با وى
فجاءته إحديهما تمشى على استحياء
جلد
13
3 - پيش بينى موسى ( ع ) نسبت به مشكلات راه رسالت خود و استفسار وى از خدا
قال ربّ . .. و لهم علىَّ ذنب فأخاف أن يقتلون
موسى با بيان مشكلات خويش، در مقام شانه خالى كردن از زير بار رسالت نيست; بلكه با طرح مشكلات در درگاه خداوند، از او راه حل مى جويد.
جلد
13
5 - موسى ( ع ) در وادى طور ، نگرانى خويش نسبت به موانع راه رسالت را با خدا در ميان گذاشت .
قال ربّ إنّى قتلت منهم نفسًا
جلد
13
8 - موسى ( ع ) خواسته خويش ( همراهى هارون با وى ) را با خداوند در ميان گذاشت .
قال ربّ . .. و أخى هرون ... إنّى أخاف أن يكذّبون
جلد
13
8 - گفت وگوى موسى ( ع ) با شعيب و بيان سرگذشت خويش براى وى
فلمّا جاءه و قصّ عليه القصص
جلد
20
1 - موسى ( ع ) در پى گفت وگو با فرعون و اظهار آمادگى براى ارشاد و هدايت او ، بزرگ ترين معجزه خويش را به وى ارائه كرد .
فأريه الأية الكبرى
جلد
6
10 - اندوه موسى ( ع ) بر هلاكت همراهانش در ميقات ، موجب شكوه او به درگاه خدا و آرزوى مرگ خويش و همراهانش پيش از حضور در ميعادگاه مناجات
قال رب لو شئت أهلكتهم من قبل و إيّى
12 - موسى ( ع ) در پى هلاكت همراهانش در ميقات ، با پرسشى شكوه آميز ، توجيه و چرايى هلاكت همه حاضران را به خاطر گناه گروهى از آنان ، از خداوند تقاضا كرد .
أتهلكنا بما فعل السفهاء منا
جلد
10
13- موسى ( ع ) از دست مزد نخواستن خضر ( ع ) در برابر كار خويش ، با وجود نياز آنان به اجرتى براى تهيه غذا ناخرسند و گلايه مند بود .
استطعما أهلها . .. قال لو شئت لتّخذت عليه أجرًا
آنچه خضر و موسى(ع) از مردم طلب كردند، غذا بود، آن هم به صورت مجانى، نه خريد - چون پولى براى خريد در اختيارشان نبود - لذا موسى(ع)، پايان گرفتن كار ديوار، موضوع گرفتن مزد را مطرح ساخت، تا به وسيله آن طعامى را خريدارى كنند.
18- سخنِ شِكوه آميز موسى ( ع ) به خضر ( ع ) در مورد نگرفتن مزد ، سومين تخلّف وى از پيمان خويش بود .
قال لو شئت لتّخذت عليه أجرًا
جلد
13
4 - « فى خبر ابن الجهم قال : سأل المأمون الرضا ( ع ) . . . ما معنا قول موسى لفرعون « فعلتها إذاً و أنا من الضالّين » قال الرضا ( ع ) : . . . قال موسى : « فعلتها إذاً و أنا من الضالّين » عن الطريق بوقوعى إلى مدينة من مدائنك . . . ;
ابن جهم گويد: مأمون از حضرت رضا(ع) پرسيد:. .. معناى سخن موسى(ع) به فرعون «... أنا من الضالّين» چيست؟ فرمود: موسى گفت: «... أنا من الضالّين» عن الطريق بوقوعى إلى مدينة من مدائنك; يعنى، من از راه گم كردگان بودم به شهرى از شهرهاى تو برخوردم». از روايت استفاده مى شود كه حضرت موسى(ع) توريه كرده و از گفتن جمله «أنا من الضالّين» گم كردن جاده را اراده كرده بود...».
جلد
13
7 - موسى ( ع ) خدا را بر قرارداد ميان خود و شعيب ( ع ) گواه گرفت .
قال ذلك بينى و بينك . .. و اللّه على ما نقول وكيل
جلد
13
7 - موسى ( ع ) خدا را بر قرارداد ميان خود و شعيب ( ع ) گواه گرفت .
قال ذلك بينى و بينك . .. و اللّه على ما نقول وكيل
جلد
11
17 - گوساله پرستان ، گروه حاكم بر جوّ عمومى بنى اسرائيل در غياب موسى ( ع )
إنّى خشيت أن تقول فرّقت بين بنى إسرءيل
نماى اتحاد و يك پارچگى بنى اسرائيل، در فاصله ارتداد آنان، گوياى حاكميت مرتدان و گوساله پرستان است.
جلد
11
5 - حضرت موسى ( ع ) در راه مدين به مصر ، داراى گوسفندانى بود كه خود ، آنها را شبانى مى كرد .
أهشّ بها على غنمى
«غنم» يعنى، گوسفندان. اين كلمه از لفظ خود، مفرد ندارد و به يك گوسفند «شاة» گفته مى شود (مصباح)
جلد
11
7 - موسى ( ع ) ، فرصت سخن گفتن با خداوند را غنيمت شمرده و از آن لذت مى برد .
ما تلك . .. قال هى عصاى أتوكّؤا عليها و أهشّ ... ولى فيها مَ--َاربّ أُخرى
جمله «هى عصاى» براى پاسخ گويى به سؤال خداوند كافى بود; افزودن ديگر جملات، گويا به خاطر اشتياق موسى(ع) به سخن گفتن با خداوند بوده است.
جلد
11
1 - موسى ( ع ) قبل از رسالت خويش ، لكنت زبان داشت .
واحلل عقدة من لسانى
2 - موسى ( ع ) در وادى طوى از خداوند خواست از لكنت زبان او بكاهد و گفتار او را واضح تر سازد .
واحلل عقدة من لسانى
«عقدة» نكره است و بر هر مقدار از لكنت صادق است «من» در «من لسانى» مى تواند براى تبعيض باشد; يعنى عقدة كائنة من عُقَد لسانى، حاكى از اين كه مطلوب موسى(ع) برطرف شدن بخشى از گرفتگى هاى زبان او بوده است. آيه بعد نيز قرينه بر اين است كه هدف او زوال مقدارى بوده كه به فهم كلامش كمك كند.
جلد
11
1 - هدف موسى ( ع ) از دعا به درگاه خداوند براى بهبود لكنت زبان خويش ، مفهوم بودن سخنانش براى مردم بوده است .
واحلل عقدة من لسانى. يفقهوا قولى
جلد
17
3 - لكنت زبان و نقص گفتارى موسى ( ع ) ، به هنگام طرح دعوت در برابر فرعون *
و لايكاد يبين
جلد
13
1 - ترديد موسى ( ع ) در توانايى خويش براى رسالت ، از ناحيه كمى سعه صدر و گويا نبودن زبانش
و يضيق صدرى و لاينطلق لسانى
«ضيق صدر» مقابل «سعه صدر» و «انطلاق لسان» (رها بودن زبان) كنايه از فصاحت بيان است.
جلد
13
1 - به ثمر رسيدن تلاش خواهر موسى ، در بازگرداندن برادر خويش به آغوش مادر
قالت هل أدلّكم على أهل بيت . .. فرددنه إلى أُمّه
خواهر موسى با دنبال كردن برادر، ورود به كاخ فرعون و بالاخره استفاده از فرصت به دست آمده، توانست موسى را به مادرش بازگرداند.
2 - بازگشت موسى به دامان مادر ، نمودى از تدبير و اراده الهى است .
فرددنه إلى أُمّه
اسناد فعل «ردد» به ضمير «نا» بيانگر مطلب ياد شده است.
4 - تعلق اراده الهى بر بازگرداندن سريع موسى ( ع ) و دير نپاييدن زمان جدايى ميان او و مادرش
فرددنه إلى أُمّه
به كارگيرى «فاء» عاطفه - كه براى بيان عدم تراخى است- نشان مى دهد كه زمان جدايى ميان موسى(ع) و مادرش به قدرى كوتاه بود كه مى توان آن را ناديده گرفت.
جلد
10
2- موسى و همسفر او ، به هنگام رسيدن به مجمع البحرين ، يك ماهى ، به عنوان غذا ، همراه داشتند .
فلمّا بلغا مجمع بينهما نسيا حوتهما
«حوت» يعنى «ماهى» و برخى آن را ماهى بزرگ معنا كرده اند. (ر.ك. لسان العرب) به قرينه «غداءنا» - در آيه بعد - آن ماهى، به منظور تغذيه فراهم شده بود.
جلد
6
11 - فرعون با پذيرش پيشنهاد اشرافيان ( سركوبى موسى ( ع ) و قوم او ) بر كشتار وسيع پسران بنى اسرائيل و زنده نگاه داشتن زنانشان مصمم شد .
قال سنقتّل أبناءهم و نستحى نساءهم
تقتيل (مصدر تقتّل) به معناى كشتار وسيع است. «استحياء» از ماده «حيات» به معناى زنده نگاه داشتن است.
جلد
6
4 - خنثى سازى معجزه موسى ( ع ) با استمداد از ساحران زبردست ، از آراى تصويب شده از جلسه سران و بزرگان حكومت فرعونيان
و أرسل فى المدائن حشرين
جلد
6
4 - ساحران دربار فرعون مطمئن به غلبه سحرشان بر معجزه موسى ( ع )
إما أن تلقى و إما أن نكون نحن الملقين
از اينكه ساحران اختيار شروع كننده مبارزه را به موسى(ع) واگذاشتند و جمله مربوط به خويش را با تأكيد بيان داشتند، معلوم مى شود آنان به غلبه خويش اطمينان داشتند.
جلد
6
1 - اشراف و بزرگان قوم فرعون پس از مشاهده معجزات موسى ، براى چاره انديشى و مبارزه با موسى جلسه مشورتى تشكيل دادند .
قال الملأ من قوم فرعون
در آيات پيشين روى سخن موسى با فرعون بود و در اين آيه عكس العمل اشراف دربار او مطرح شده است. اين تغيير سياق با توجه به جمله «فماذا تأمرون» در آيه بعد (چه نظرى داريد و چه دستورى پيشنهاد مى كنيد)، حاكى از تبادل نظر آنان درباره برخورد با موسى است كه از آن در برداشت فوق به «جلسه مشورتى» تعبير شد.
جلد
6
5 - انتخاب روش مبارزه با موسى پس از تصميم به ساحر خواندن وى و تحليل اهداف او ( برچيدن حكومت فرعونى ) ، از مسائل مطرح شده در جلسه مشورتى بزرگان دربار فرعون
فماذا تأمرون
جلد
6
6 - بسيج نيرو هاى حكومتى به تمامى شهر هاى تحت نفوذ فرعون ، طرح كارگزاران دربار براى گردآورى و احضار ساحران زبردست
و أرسل فى المدائن حشرين
«ال» در «المدائن» عهد ذهنى است و اشاره به شهرهاى تحت نفوذ حكومت فرعون دارد. زيرا معهود بين فرعون و اشراف دربار همان شهرهاى كشور خودشان است.
جلد
6
3 - احضار همه ساحران زبردست براى مبارزه با موسى ( ع ) ، درخواست اشرافيان دربار فرعون از فرعون
يأتوك بكل سحر عليم
جلد
6
1 - ساحرانى زبردست و كارآمد پس از فراخوانى آنان براى مبارزه با موسى ، به درگاه فرعون حاضر شدند .
و جاء السحرة فرعون
«ال» در «السحرة» عهد ذكرى است و اشاره به «كل سحر عليم» دارد.
3 - ساحران بدون هيچ اجبارى از سوى نيرو هاى فرعونى براى مبارزه با موسى ( ع ) به دربار فرعون حاضر شدند .
و جاء السحرة فرعون
بيان حضور ساحران به دربار فرعون با جمله «و جاء السحرة» (ساحران آمدند) و نه با جمله اى همانند «و اَتَوا بالسحرة» (ساحران را آوردند)، حكايت از اين دارد كه ساحران به دلخواه خويش، و نه از روى اجبار و اكراه، به دربار حاضر شدند.
4 - فرعون در تلاش براى بهره گيرى از عالمان عصر خويش در مبارزه با موسى ( ع )
و جاء السحرة فرعون
7 - ساحران پس از اعلام آمادگى براى مبارزه با موسى ( ع ) از فرعون خواستند تا در صورت پيروزى از پاداشى گران برخوردار شوند .
قالوا إن لنا لأجراً إن كنا نحن الغلبين
جمله «إن لنا . .. » استفهامى است و حرف استفهام مقدر مى باشد. يعنى: إن لنا ... . نكره آمدن كلمه «أجراً» دلالت بر بزرگى و گرانسنگى پاداش دارد.
8 - سودجويى ، از انگيزه هاى ساحران براى مبارزه با موسى ( ع )
قالوا إن لنا لأجراً إن كنا نحن الغلبين
جلد
6
4 - فرعون بر اثر خودباختگى در برابر معجزات موسى ( ع ) مهياى پرداخت بهاى سنگينى براى خنثى سازى آن شد .
قال نعم و إنكم لمن المقربين
از اينكه فرعون براى پيروزى بر موسى(ع) حاضر شد هر بهايى را بپردازد، معلوم مى شود روحيه خويش را باخته بود و در خود عجز شديدى احساس مى كرد.
جلد
6
3 - ساحران دربار فرعون ، يكدل و يكزبان و يار يكديگر در مبارزه با موسى ( ع )
قالوا يموسى إما أن تلقى و إما أن نكون نحن الملقين
بديهى ست ساحران جمله هاى «إما أن تلقى» و «إما أن نكون نحن الملقين» را دسته جمعى و يا يك به يك نگفتند. بنابراين استناد اين جمله ها به آنان حكايت از هميارى و يكدلى آنان در مبارزه با موسى(ع) دارد.
جلد
6
1 - موسى ( ع ) با بى اعتنايى به جادوگرى ساحران شروع مبارزه را به آنان واگذاشت .
قال ألقوا
جلد
6
4 - ساحران به رسالت ها و پيام هاى موسى ( ع ) قبل از اقدام به مبارزه با وى آگاه بودند .
قالوا ءامنا برب العلمين
تأكيد ساحران به ربوبيت خداوند و پذيرش سريع آن پس از آگاهى به حقانيت موسى(ع)، بيانگر اين است كه آنان پيش از حضور در صحنه مبارزه به پيامهاى وى، كه بارزترين آن اعتقاد به ربوبيت مطلق خداوند است، آگاه شده بودند.
جلد
6
8 - بيرون راندن و آواره ساختن مردم پايتخت مصر ، تحليل فرعون از داستان مبارزه ساحران با موسى و ايمان آوردن آنان
إن هذا لمكر مكرتموه فى المدينة لتخرجوا منها أهلها
برداشت فوق بر اين مبناست كه مراد از «أهلها» همه مردم مصر (عوامل حكومت و توده مردم) باشد، نه خصوص عوامل حكومتى.
جلد
6
1 - اشراف قوم فرعون براى تحريك وى به سركوبى موسى ( ع ) و قوم او تلاشى پيگير داشتند .
و قال الملأ من قوم فرعون أتذر موسى و قومه
7 - اشرافيان دربار ، سركوب نشدن موسى ( ع ) را مايه انزواى فرعون و ترك پرستش خدايان وى دانسته و آن را به فرعون گوشزد كردند .
أتذر موسى و قومه . .. و يذرك و ءالهتك
8 - آمادگى موسى ( ع ) و قومش براى شورش عليه نظام فرعونى و به انزوا كشاندن فرعون و خدايان او ، دليل اشراف دربار براى ضرورت مجازات و سركوبى آنان
أتذر موسى و قومه ليفسدوا فى الأرض و يذرك و ءالهتك
9 - تحريك احساسات مذهبى و استكبارى فرعون ، از روش هاى اشرافيان براى واداشتن وى به سركوب موسى ( ع )
و يذرك و ءالهتك
گويا درباريان با ياد كردن از الهه فرعون و مخاطب قرار دادن فرعون در صدد تحريك احساسات مذهبى وى بودند.
11 - فرعون با پذيرش پيشنهاد اشرافيان ( سركوبى موسى ( ع ) و قوم او ) بر كشتار وسيع پسران بنى اسرائيل و زنده نگاه داشتن زنانشان مصمم شد .
قال سنقتّل أبناءهم و نستحى نساءهم
تقتيل (مصدر تقتّل) به معناى كشتار وسيع است. «استحياء» از ماده «حيات» به معناى زنده نگاه داشتن است.
جلد
11
6 - فرعون با استناد به عقايد و افكار اقوام گذشته ، سعى در مقابله با موسى ( ع ) و تثبيت حقانيت شرك داشت .
قال فما بال القرون الأُولى
تمسّك فرعون به افكار پيشينيان و اين كه اگر رسالت موسى حق است، چرا براى اقوام گذشته چنين رسولى نيامد و چرا آنها عذاب نشدند، نشان مى دهد كه در ديدگاه او، پذيرفته هاى نسل هاى قبل، صحيح و قابل تبعيت است.
جلد
11
5 - فرعون ، مطمئن به توانايى خويش در جمع آورى امكانات ( سِحر و ساحران ) براى مقابله با موسى ( ع )
موعدًا لانخلفه نحن
تأكيد فرعون بر عدم تخلف از زمان موعود، حكايت از آمادگى او براى جمع آورى ساحران و ارائه سحرى بزرگ دارد.
11 - دعوت موسى ( ع ) و مقابله فرعون با آن حضرت ، موضوعى مطرح در افكار عمومى مردم مصر
فاجعل . .. موعدًا ... مكانًا سوًى
سعى فرعون در مقابله با موسى(ع) به وسيله سحر، و دعوت از مردم براى شركت در اين رويارويى، حكايت از آن دارد كه موضوع دعوت آن حضرت، موضوعى مطرح در جامعه آن زمان بوده و مردم اين رويداد را تعقيب مى كرده اند.
جلد
11
9 - ساحرانِ فرعون ، يك دل و يك زبان و يار يكديگر ، در مبارزه با موسى ( ع ) بودند .
و إمّا أن نكون أوّل من ألقى
صدق «أوّل من ألقى» بر همه ساحران، گوياى هدف مشترك و وحدت رويه آنان است.
جلد
13
1 - دعوت همگانى از مردم و تشويق آنان براى اجتماع در صحنه هماوردى موسى ( ع ) با ساحران
و قيل للناس هل أنتم مجتمعون
استفهام در عبارت «هل أنتم مجتمعون» براى تشويق و ترغيب است.
جلد
13
3 - خط دادن فرعونيان به مردم ، در گرايش به جبهه مخالفان موسى
و قيل للناس هل أنتم مجتمعون . لعلّنا نتّبع السحرة إن كانوا هم الغلبين
جلد
16
7 - كشتار فرزندان ذكور مؤمنان ، تنها راه پيشگيرى از رواج آيين موسى ، در نگاه فرعون ، هامان و قارون
قالوا اقتلوا أبناء الذين ءامنوا معه
برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه نخستين واكنش فرعون و. .. در برابر ايمان آورندگان به موسى(ع)، قتل پسران آنان بود.
9 - زنده گذاشتن دختران مؤمنان - على رغم كشتار پسران آنان - اقدام بى رحمانه ديگر فرعون ، هامان و قارون عليه موسى ( ع ) و بنى اسرائيل بود .
و استحيوا نساءهم
12 - موضع گيرى واحد فرعون ، هامان و قارون در چگونگى و شيوه مبارزه با موسى ( ع ) و پيروان او
قالوا اقتلوا أبناء الذين ءامنوا معه و استحيوا نساءهم
جلد
16
4 - كشتار فرزندان ذكور مؤمنان از سوى فرعونيان ، براى جلوگيرى از گسترش دعوت موسى ( ع ) كافى و كارساز نبود .
قالوا اقتلوا أبناء الذين ءامنوا معه . .. و قال فرعون ذرونى أقتل موسى
تصميم شخص فرعون مبنى بر كشتن موسى(ع)، پس از اقدام او و درباريانش به كشتن مؤمنان طرفدار موسى(ع)، گوياى حقيقت ياد شده است.
6 - كشتن موسى ( ع ) ، راه اصلى مبارزه با رسالت وى و گسترش آيين او ، در نگاه فرعون
و قال فرعون ذرونى أقتل موسى
جلد
20
1 - فرعون براى مبارزه با موسى ( ع ) ، مردم را در اجتماعى گردآورد و با آنان در اين زمينه سخن گفت .
فحشر فنادى
«حشر»، به معناى جمع كردن همراه با سوق دادن است (مصباح).
جلد
7
4 - هارون ( ع ) ، شريك و همتاى موسى ( ع ) در رسالت و مبارزه با فرعون و اشراف پيرامون او بوده است .
ثم بعثنا من بعدهم موسى و هرون إلى فرعون و ملإيه
جلد
12
5 - دشوارى رسالت موسى ، در مبارزه با فرعون
ثمّ أرسلنا موسى و أخاه هرون
رسالت هارون به همراه موسى(ع)، مى تواند بدان جهت باشد كه بار مسؤوليت موسى در مبارزه با فرعون و اشراف پيرامون او، بسيار سنگين بود و براى سبك تر شدن آن، خداوند هارون را نيز به همراه او مبعوث كرد.
جلد
12
1 - مسؤوليت مشترك موسى و هارون ، در رسالت و مبارزه با فرعون و اشراف قوم او
ثمّ أرسلنا موسى و أخاه هرون . .. إلى فرعون و ملإيه
«ملأ» اسم جمع و به معناى اشراف و سران است. «إستكبار» (مصدر «استكبروا»); يعنى، كبر ورزيدن و تكبّر نمودن «علّو» (مصدر «عالين») نيز به معناى برترى جويى و سلطه طلبى است.
جلد
13
10 - طرح ربوبيت مطلق خداوند در برابر فرعون ، اولين گام مبارزه صريح موسى و هارون ( ع ) با وى
فأتيا فرعون فقولا إنّا رسول ربّ العلمين
تصريح موسى و هارون(ع) به اين كه عوالم جهان آفرينش تحت ربوبيت خدا است، مى تواند اولين گام در مبارزه با فرعون و ردّ صريح ادعاى وى باشد كه مى گفت: «أنا ربّكم الأعلى». (79/24).
جلد
6
1 - مجازات موسى ( ع ) و برادرش هارون از پيشنهاد هاى ارائه شده در جلسه مشورتى اشراف و سران حكومت
فرعونى
قالوا أرجه و أخاه
پيشنهاد تأخير در مجازات موسى و هارون حكايت از آن دارد كه فرعون و يا برخى از اشراف دربار مجازات موسى و هارون را مطرح كرده بودند.
جلد
11
6 - حفاظت از جان موسى ( ع ) و بر طرف كردن نگرانى مادر او ، به تدبير خداوند بود .
إذ أوحينا إلى أُمّك
جلد
11
4 - خداوند به مادر موسى ( ع ) اطمينان بخشيد كه آب خروشان نيل ، صندوق حامل موسى ( ع ) را به ساحل خواهد افكند .
فليلقه اليمّ بالساحل
امر به دريا كه بايد صندوق را به ساحل بيفكند، مجاز و براى مبالغه در اين است كه آمدن صندوق به همراه جريان آب تا كناره رودخانه و افكنده شدن آن به خشكى، قطعى است.
5 - مادر موسى ( ع ) ، به پيام خداوند ايمان داشت و به حفظ جان موسى ( ع ) از جانب او مطمئن بود .
إذ أوحينا . .. أن اقذفيه ... يأخذه عدوّ
به قرينه» القيت عليك محبه «و نيز آيات ديگر قرآن; مادر موسى(ع) به محتواى وحى الهى عمل كرد و موسى(ع) را به نيل سپرد. اين كار گواه اطمينان مادر موسى(ع) به آن است كه پيام دريافت شده وحى الهى بوده و نيز نشان از ايمان كامل او دارد.
17 - محبوبيت موسى ( ع ) در دل فرعونيان ، زمينه رشد و نمو او با مراقبت كامل خداوند
و لتصنع على عينى
«لتصنع» بيانگر علت است براى آنچه از سياق كلام به دست مى آيد; يعنى، «و لتصنع على عينى فعلت ذلك; آنچه انجام دادم به خاطر اين بود كه با مراقبت كامل من ساخته شوى». صنيع و صنيعة (ريشه اشتقاقى «لتصنع») به شخصى گفته مى شود كه تربيت شده ديگرى باشد. هم چنين به معناى عطا، كرامت و احسان نيز آمده است (لسان العرب).
19 - خداوند از آغاز زندگى موسى ( ع ) ، بر او نظارت دقيق داشته و زمينه هاى تربيت و رشد او را فراهم ساخته بود .
و لتصنع على عينى
مراد از «عين» در «على عينى» معناى مجازى آن (مراقبت) است و «على» دلالت مى كند كه مراقبت الهى، به منزله پايه اى است كه تربيت و يا گرامى داشت موسى(ع)، بر آن استوار بوده است.
21 - حفظ جان موسى ( ع ) در كودكى ، با طرح افكندن او به آب و القاى محبتش در دل فرعونيان و نظارت بر
تربيت و رشد او ، نعمت هايى گران سنگ از جانب خداوند به آن حضرت
مننّا عليك مرّة أُخرى . .. أن اقذفيه ... و لتصنع على عينى
جلد
11
4 - فرعون ، به نگه دارى و حفاظت از موسى ( ع ) مصمم شد .
هل أدلّكم على من يكفله
تلاش براى يافتن دايه و سرپرست، حكايت از آن دارد كه فرعون بر نگه دارى موسى مصمم شده بود.
جلد
11
3 - خداوند همراهى كامل خود با موسى و هارون ( ع ) و حمايت و حفاظت از آنان را طى رويارويى با فرعون ، اعلام كرد .
إنّنى معكما
خداوند، همواره با همگان هست و در همه جا حضور دارد. آنچه كه براى رفع نگرانى موسى و هارون(ع) مورد تأييد قرار گرفته، حضور ويژه خداوند است كه حاكى از حمايت بى دريغ او از آنان است.
جلد
13
2 - تدبير الهى در حفاظت از جان موسى ( ع ) از خطر فرعونيان
و أوحينا إلى أُمّ موسى أن أرضعيه فإذا خفت عليه فألقيه فى اليمّ
جلد
11
21 - حفظ جان موسى ( ع ) در كودكى ، با طرح افكندن او به آب و القاى محبتش در دل فرعونيان و نظارت بر تربيت و رشد او ، نعمت هايى گران سنگ از جانب خداوند به آن حضرت
مننّا عليك مرّة أُخرى . .. أن اقذفيه ... و لتصنع على عينى
23 - « عن أبى جعفر ( ع ) قال كان موسى لايراه أحد إّلا أحبّه و هو قول اللّه : « و ألقيت عليك محبّة منّى » ;
از امام باقر(ع) روايت شده است: موسى به گونه اى بود كه هيچ كس او را نمى ديد، مگر اين كه او را دوست مى داشت و اين است سخن خدا كه مى فرمايد: «و ألقيت عليك محبّة منّى»».
جلد
1
1 - موسى ( ع ) پيامبرى از نژاد اسرائيل و مبعوث شده براى بنى اسرائيل
قالوا نؤمن بما أنزل علينا . .. و لقد جاء كم موسى بالبينت
جلد
6
11 - موسى ( ع ) علاوه بر رسالت رهبرى بنى اسرائيل را نيز از جانب خداوند عهده دار بود .
إنى رسول من رب العلمين . .. فأرسل معى بنى إسراءيل
جلد
6
4 - فرعونيان نيز همچون بنى اسرائيل در دايره رسالت موسى بودند .
مهما تأتنا به من ءاية لتسحرنا بها فما نحن لك بمؤمنين
جلد
8
2- فرعون و قوم او ، در محدوده رسالت موسى ( ع ) بودند .
و لقد أرسلنا موسى . .. إلى فرعون و ملإيه
كلمه «ملإيه» به معناى گروه و جمعيت و نيز به معناى اَشراف و بزرگان مى باشد. بر اساس معناى اول، جمله «أرسلنا موسى... إلى فرعون و ملإيه» در اينكه قوم فرعون و جمعيت وابسته به او در محدوده رسالت موسى(ع) بودند، صراحت دارد و بر اساس دومين معنا، اين جمله به حقيقت ياد شده اشاره دارد; زيرا اگر فرعون و بزرگان دربارش در محدوده رسالت موسى(ع) باشند، طبعاً قوم او نيز چنين خواهند بود.
جلد
9
7- رسالت حضرت موسى ( ع ) جهانى نبود . *
أن أخرج قومك من الظلمت إلى النور
به قرينه مقابله و مقايسه بين رسالت پيامبراسلام(صلی الله علیه و آله) (لتخرج الناس) و رسالت حضرت موسى(ع) (أخرج قومك) ممكن است كه قيد «قومك» براى انحصار و محدود كردن رسالت حضرت موسى(ع) به قوم خود باشد.
جلد
15
4 - اعتقاد مشركان عرب ، به محدود بودن قلمرو رسالت پيامبران الهى چون ابراهيم ، موسى و عيسى ( ع ) به امت ها و اقوام غير ايشان
و أقسموا باللّه . .. لئن جاءهم نذير ليكوننّ أهدى من إحدى الأُمم
از اين كه مشركان، آمدن پيامبرى ويژه براى خود را; شرط ايمان خود برمى شمردند، مى توان استفاده كرد كه آنان اعتقاد نداشتند كه قلمرو اديان الهى در گذشته شامل آنان نيز مى شود; وگرنه اين تقاضا لغو و غير منطقى
بود.
جلد
16
1 - فرعون ، هامان و قارون ، در قلمرو رسالت موسى ( ع )
و لقد أرسلنا موسى . .. إلى فرعون و هم-ن و قرون
جلد
16
22 - فرعونيان و قبطيان ، در قلمرو رسالت موسى ( ع )
قد جاءكم بالبيّنت . .. يصبكم بعض الذى يعدكم
برداشت يادشده به خاطر اين نكته است كه مخاطب «جائكم» و «يعدكم» فرعونيان و قبطيان مى باشند.
جلد
16
2 - هدايت ، بيدار سازى ، پند آموزى و احياى خردناب ، قلمرو رسالت موسى ( ع ) و كتاب آسمانى او ( تورات )
هدًى و ذكرى لأُولى الألبب
جلد
17
5 - رسالت موسى ( ع ) ، متوجه قبطيان نيز بوده است .
و نادى فرعون فى قومه
جلد
17
3- دعوت رسالت موسى ( ع ) ، شامل قوم فرعون و غير محدود به بنى اسرائيل
و إن لم تؤمنوا لى
جلد
10
4- موسى ( ع ) ، به محروميت خود از علومى كه نزد خضر بود ، اعتراف داشت و در برابر مقام علمى و عملى او ، متواضع و فروتن بود .
هل أتّبعك على أن تعلّمن ممّا علّمت
اظهار آمادگى براى تبعيت، نشانِ خضوعِ موسى(ع) در برابر كردار خضر(ع)، و اظهار اشتياق به آموختن، حاكى از
تواضع موسى در برابر علم او است.
19- « عن جعفربن محمد ( ع ) : . . . ان موسى لمّا كلّمه اللّه تكليماً . . . قال فى نفسه : « ما أرى أنّ اللّه ، عزّوجلّ خلق خلقاً أعلم منّى ! » . فأوحى اللّه ، عزّوجلّ ، إلى جبرئيل « يا جبرئيل ! أدرك عبدى موسى قبل أن يهلك و قل له : إنّ عند ملتقى البحرين رجلاً عابداً فاتبعه و تعلّم منه . » ;
از امام صادق(ع) روايت شده:. .. آن گاه كه خداوند با موسى تكلم كرد... موسى در دل خود گفت: «نمى بينم كه خداى عزّوجلّ، خلقى را آفريده باشد كه از من اعلم باشد!». پس خدا به جبرئيل وحى كرد: «بنده ام، موسى را پيش از آن كه هلاك شود، درياب و به او بگو: در محل تلاقى دو دريا، مرد عابدى هست همراه اش برو و از او علم بياموز».
جلد
10
1- موسى ( ع ) از اسرار نهفته در زندگى و عملكرد خضر ( ع ) و زواياى آن ، اطلاع دقيقى نداشت .
و كيف تصبر على ما لم تحط به خبرًا
«إحاطة» (مصدر «لم تحط») يعنى: «به چيزى احاطه و وقوف كامل يافتن» و در آيه مورد بحث، با توجه به كلمه «خبراً» - كه به معناى «علماً» و تمييز براى نسبت احاطه است - مراد، احاطه كامل علمى است.
2- خضر ( ع ) بى اطلاعى موسى از زواياى كردار وى را ، دليل ناتوانى موسى از تحمّل عملكرد وى دانست .
إنّك لن تستطيع . .. و كيف تصبر على ما لم تحط به خبرًا
جلد
10
3- خضر ( ع ) با بيان آگاه نبودن موسى ( ع ) به راز معيوب ساختن كشتى ، پندار وى را در مورد انگيزه آن كار ، تخطئه كرد .
أخرقتها لتغرق أهلها . .. ألم أقل إنّك لن تستطيع معى صبرًا
جلد
11
3 - محدوديت علم موسى ( ع ) در مورد حقايق
فإنّا قد فتنّا قومك
جلد
13
9 - عدم اطلاع قلبى موسى ( ع ) از مراحل بعدى برنامه الهى براى او ، پس از مهاجرت از مصر
إنّ معى ربّى سيهدين
تعبير «سيهدين» مى رساند كه موسى(ع) از آغاز تمامى برنامه را نمى دانسته و در لحظه نزديكى سپاه فرعون و روبه رو شدن با دريا، منتظر دستور خداوند بوده است.
جلد
13
4 - موسى ( ع ) ناآشنا به راه منتهى به مدين
و لمّا توجّه تلقاء مدين قال عسى ربّى أن يهدينى سواء السبيل
مطلب ياد شده با توجه به نيايش موسى(ع) به دست مى آيد.
جلد
13
2 - عدم دسترسى جوامع هم عصر موسى ( ع ) به تعاليم آسمانى ، بر اثر انقراض نسل هاى پيشين
و لقد ءاتينا موسى الكتب من بعد ما أهلكنا القرون الاُولى
قيد «من بعد ما أهلكنا. ..» مى رساند كه با انقراض نسل هاى پيشين، تعليمات پيامبران قبل نيز از ميان رفته بود و مردم عصر موسى(ع) به كلى از آموزه هاى آنان فاصله گرفته بودند.
جلد
13
2 - اطلاعات دقيق پيامبر (صلی الله علیه و آله) از جريان بعثت موسى ( ع ) و سخن گفتن خداوند با وى در طور - با اين كه خود در آن جا حضور نداشت - گواهى است روشن بر رسالت الهى آن حضرت .
و ما كنت بجانب الطور إذ نادينا
جلد
9
1- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظف به يادآورى سرگذشت موسى ( ع ) و قومش و به خاطر سپردن آن
و إذ قال موسى لقومه
برداشت فوق مبتنى بر اين است كه فعل «اذكر» قبل از «إذ» مقدر باشد. بنابراين، آيه خطاب به پيامبر(صلی الله علیه و آله) و بيان وظيفهء آن حضرت است.
جلد
11
8 - نمايان شدن آتش و فراهم آمدن خلوت گاهى براى اعطاى رسالت به موسى ( ع ) ، حادثه اى با اهميت و درخور توجه براى پيامبر (صلی الله علیه و آله) بود .
هل اتيك حديث موسى . إذ رءا نارًا
كلمه «إذ» ظرف است براى «حديث» (در آيه قبل) و استفهام در آن آيه براى ترغيب پيامبر(صلی الله علیه و آله) به توجه به آن ماجرا است.
جلد
20
4 - نداى خداوند به موسى ( ع ) در وادى طوى ، حادثه اى با اهميت و در خور توجه براى پيامبر (صلی الله علیه و آله)
حديث موسى . إذ ناديه ربّه
«إذ» ظرف براى «حديث» (در آيه قبل) است و از آن جا كه استفهام در آن آيه براى ترغيب پيامبر(صلی الله علیه و آله) به توجه و دقت در آن ماجرا بود، عظمت حادثه استفاده مى شود.
جلد
10
2- بنى اسرائيل ، مخاطبان اصلى دعوت موسى ( ع ) و هدايت آنان ، مهم ترين هدف و وظيفه آن حضرت
و ءاتينا موسى الكتب و جعلنه هدًى لبنى إسرءيل
از مجموع آيات مربوط به حضرت موسى(ع) برمى آيد كه دعوت ايشان، دعوتى فراگير بوده است و ذكر بنى اسرائيل در اين آيه، مى تواند براى اين باشد كه آنان مخاطبان اصلى دعوت بودند.
جلد
6
15 - خداوند قوم موسى را از مخالفت با رسالت هاى وى بر حذر داشت و متخلفان را مردمى فاسق خواند .
سأوريكم دار الفسقين
برداشت فوق بر اين اساس است كه مراد از «الفاسقين» متمردان خود بنى اسرائيل باشد. بر اين مبنا جمله «ساوريكم»، كه پس از فرمان به فراگيرى تورات و به كار بستن تعاليم آن واقع شده، اشاره به اين معنا دارد كه اگر گروهى اين فرمان را اطاعت نكنند، فاسقند. گفتنى است در اين صورت مقصود از «دار» جايگاه شوم و فرجام ناميمون آن گروه است.
جلد
16
1 - پرسش مؤمن آل فرعون از قوم خود ، درباره انگيزه مخالفت آنان با دعوت و خيرخواهى هاى او
و يقوم مالى أدعوكم إلى النجوة و تدعوننى إلى النار
گفتنى است كه به قرينه خطاب در جمله حاليّه «تدعوننى . ..»، عبارت «مالى» در اصل «مالكم» مى باشد.
اين جمله در زبان عرب به جاى «أخبرونى عنكم» (از حالتان به من خبر دهيد) به كار مى رود و مقصود از آن پرسش از انگيزه و دليل وضعيت به وجود آمده از مخاطب است.
جلد
17
4 - لجاجت و عناد شديد فرعونيان ، در مخالفت با پيام موسى ( ع )
و ما نريهم من ءاية إلاّ هى أكبر من أُختها
از اين كه خداوند براى هدايت فرعونيان، معجزاتى پياپى و يكى از ديگرى مهم تر نشان داد، لجاجت آنان استفاده مى شود.
جلد
1
7 - يهوديان ، على رغم دريافت دلايل و معجزات موسى ( ع ) با رسالت هاى او مخالفت كردند .
لقد جاء كم موسى بالبينت ثم أتخذتم العجل من بعده
جلد
13
16 - تضمين مدارا كردن با موسى ( ع ) و سخت نگرفتن بر وى در كار ها از سوى شعيب ( ع )
و ما أُريد أن أشقّ عليك
جلد
1
3 - مدت زمان عبادت و مناجات ويژه موسى ( ع ) ، چهل شب تعيين شد .
و إذ وعدنا موسى أربعين ليلة
جلد
11
42 - « عن محمد بن مسلم : قلت لأبى جعفر ( ع ) : فكم مكث موسى غائباً عن أُمّه حتّى ردّه اللّه عليها ؟ قال : ثلاثة أيّام ;
محمدبن مسلم مى گويد: به امام باقر(ع) گفتم: موسى(ع) چه مدتى از مادرش غايب بود تا خدا او را به وى برگرداند؟ فرمود: سه روز».
جلد
13
14 - « عن محمدبن مسلم قال : . . . قلت لأبى جعفر ( ع ) فكم مكث موسى غائباً عن أُمّه حتّى ردّه اللّه عليها ؟ قال : ثلاثة أيّام . . . ;
محمدبن مسلم مى گويد:. .. از امام باقر(ع) سؤال كردم: موسى(ع) چند روز از مادرش غايب بود تا اين كه خداوند او را دوباره به دامان او برگردانيد؟ حضرت فرمود: سه روز...».
جلد
1
3 - مدت زمان عبادت و مناجات ويژه موسى ( ع ) ، چهل شب تعيين شد .
و إذ وعدنا موسى أربعين ليلة
جلد
6
2 - مدت مناجات و عبادت ويژه موسى ( ع ) در مرحله نخست سى شب تعيين گرديد .
و وعدنا موسى ثلثين ليلة
3 - موسى ( ع ) علاوه بر گذراندن سى شب براى عبادت و مناجات ، موظف به ادامه آن تا ده شب ديگر شد .
و أتممنها بعشر فتم ميقت ربه أربعين ليلة
«ميقات» به معناى زمانى است كه براى انجام كارى تعيين گردد. «ميقات ربه» يعنى زمانى را كه خدا براى انجام عبادت و مناجات موسى تعيين كرد.
جلد
13
3 - ستايش دختر شعيب از موسى ( ع ) نزد پدر
إنّ خير من استئجرت القوىّ الأمين
جلد
17
1 - معجزات موسى ( ع ) از نظر اهميت ، داراى مراتب و هر يك مهم تر از معجزه قبلى او بود .
و ما نريهم من ءاية إلاّ هى أكبر من أُختها
جلد
13
9 - عدم اطلاع قلبى موسى ( ع ) از مراحل بعدى برنامه الهى براى او ، پس از مهاجرت از مصر
إنّ معى ربّى سيهدين
تعبير «سيهدين» مى رساند كه موسى(ع) از آغاز تمامى برنامه را نمى دانسته و در لحظه نزديكى سپاه فرعون و روبه رو شدن با دريا، منتظر دستور خداوند بوده است.
جلد
13
4 - تعيين مرحله به مرحله وظيفه موسى ( ع ) ، از سوى خداوند در مقابله با فرعون
و أوحينا إلى موسى أن أسر بعبادى . .. فأوحينا إلى موسى أن اضرب بعصاك البحر
جلد
6
4 - مناجات خاص موسى با خداوند با گذشتن چهل شب ، در دو مرحله سى شبه و ده شبه ، كامل شد و به حد مطلوب رسيد .
فتم ميقت ربه أربعين ليلة
فعل «تمَّ» متضمن معناى «بلغ» مى باشد و بدين لحاظ «اربعين» مفعولٌ به براى آن است ; يعنى: «فتم ميقات ربه بالغاً أربعين ليلة».
جلد
11
3 - مكالمه خداوند با موسى ( ع ) در وادى طوى ، جلوه اى از ربوبيت او نسبت به آن حضر بود .
يموسى . إنّى أنا ربّك
جلد
11
19 - خداوند از آغاز زندگى موسى ( ع ) ، بر او نظارت دقيق داشته و زمينه هاى تربيت و رشد او را فراهم ساخته بود .
و لتصنع على عينى
مراد از «عين» در «على عينى» معناى مجازى آن (مراقبت) است و «على» دلالت مى كند كه مراقبت الهى، به منزله پايه اى است كه تربيت و يا گرامى داشت موسى(ع)، بر آن استوار بوده است.
جلد
11
1 - موسى ( ع ) پرورش يافته خداوند
اصطنعتك
«إصطناع»; يعنى، تربيت كردن و مؤدب ساختن (قاموس) و بر مبالغه در شايسته ساختن دلالت دارد (مفردات راغب).
جلد
11
13 - موسى ( ع ) ، رسالت خويش را پرتويى از هدايت گسترده ربوبى دانست .
من ربّكما . .. ربّنا الذى أعطى كلّ شىء خلقه ثمّ هدى
مناسبت بحث موسى(ع) با فرعون، چنين اقتضا كرده است كه آن حضرت، موضوع هدايت عام الهى را مطرح كند تاپاسخ سؤال مقدر فرعون را داده باشد; زيرا ممكن بود فرعون بگويد: بر فرض كه خداى خالق ربّ تو است، چه دليلى بر لزوم پذيرش سخن رسولان او وجود دارد؟ موسى(ع) با مطرح كردن هدايت عام الهى، علاوه بر پاسخ به سؤال احتمالى او، زمينه كلى اثبات رسالت خويش را نيز مطرح كرده است.
جلد
11
11 - خداوند ، تدبيركننده موسى و هارون ( ع ) در انجام رسالت و ابلاغ پيام توحيد
ربّ هرون و موسى
جلد
13
3 - تجهيز موسى ( ع ) از سوى خدا به معجزه اى بيم آفرين و معجزه اى زيبا و پرجاذبه
و ألق عصاك . .. ولّى مدبرًا ... و أدخل يدك... بيضاء من غير سوء
جلد
20
2 - وحى به موسى ( ع ) ، جلوه ربوبيت خداوند بر او و از عوامل رشد و تربيت آن حضرت براى انجام رسالت خويش بود .
إذ ناديه ربّه
جلد
12
3 - به ميان مردم رفتن و در متن جامعه بودن ، شيوه موسى و هارون در دعوت و انجام رسالت الهى
فقلنا اذهبا إلى القوم الذين كذّبوا بأيتنا
جلد
13
5 - دعوت شعيب از موسى ، براى پرداختن مزد در قبال آب دادن وى به گوسفندانش
إنّ أبى يدعوك ليجزيك أجر ما سقيت لنا
جلد
10
14- نظام كارمزدى ، در زمان موسى ( ع ) وجود داشته است .
قال لو شئت لتّخذت عليه أجرًا
جلد
13
4 - همراهى خانواده موسى ( همسر و فرزندانش ) با وى در سفر از « مدين »
إذ قال موسى لأهله . .. لعلّكم تصطلون
تعبير «سئاتيكم» و «لعلّكم تصطلون» (با ضماير جمع) نشان مى دهد كه همراهيان موسى بيش از يك نفر بوده اند و تعبير «أهل» بيانگر آن است كه همه آنان از نزديكان (همسر و فرزندان) او بوده اند.
5 - گرفتارى موسى ( ع ) و خانواده اش در سردى هوا ، تاريكى شب و گم كردن راه در مسير سفر
إذ قال موسى لأهله . .. سئاتيكم منها بخبر... لعلّكم تصطلون
جلد
11
1 - موسى ( ع ) و خانواده اش در سيرى شبانه و در بيابان ، دچار سرگردانى شده و راه را گم كردند .
إذ رءا نارًا . .. بقبس أو أجد على النار هدًى
جمله «أجد على النار هدًى» دلالت مى كند كه موسى(ع) و همراهيانش راه را گم كرده بودند و از نبود آتش فهميده مى شود كه آنها در بيابانى سرگردان بودند. ديدن آتش از فاصله اى نسبتاً دور كه حتى با احتمال وجود آتش، تصميم به حركت جمعى به سوى آن نگرفتند، حاكى از شب بودن و تاريكى منطقه است.
جلد
11
1 - موسى ( ع ) و خانواده اش در سيرى شبانه و در بيابان ، دچار سرگردانى شده و راه را گم كردند .
إذ رءا نارًا . .. بقبس أو أجد على النار هدًى
جمله «أجد على النار هدًى» دلالت مى كند كه موسى(ع) و همراهيانش راه را گم كرده بودند و از نبود آتش فهميده مى شود كه آنها در بيابانى سرگردان بودند. ديدن آتش از فاصله اى نسبتاً دور كه حتى با احتمال وجود آتش، تصميم به حركت جمعى به سوى آن نگرفتند، حاكى از شب بودن و تاريكى منطقه است.
جلد
13
4 - همراهى خانواده موسى ( همسر و فرزندانش ) با وى در سفر از « مدين »
إذ قال موسى لأهله . .. لعلّكم تصطلون
تعبير «سئاتيكم» و «لعلّكم تصطلون» (با ضماير جمع) نشان مى دهد كه همراهيان موسى بيش از يك نفر بوده اند و تعبير «أهل» بيانگر آن است كه همه آنان از نزديكان (همسر و فرزندان) او بوده اند.
جلد
10
6- موسى ( ع ) از امكان دسترسى به خضر ، در محل تلاقى دو دريا ، مطلع بود .
لاأبرح حتّى أبلغ مجمع البحرين
جلد
10
6- « عن أبى عبداللّه ( ع ) قال : . . . أرسل ( أى موسى ) إلى يوشع إنّى قد ابتليت فاصنع لنا زاداً وانطلق بنا ، و اشترى حوتاً . . .ثمّ شواه ثمّ حمله فى مكتل . . . فقطرت قطرة من السماء فى المكتل فاضطرب الحوت ثمّ جعل يَثِبُ من المكتل إلى البحر قال : و هو قوله : « واتّخذ سبيله فى البحر سرباً » ;
از امام صادق(ع) روايت شده كه فرمود: . .. موسى به يوشع پيام فرستاد: «من، در معرض آزمايش قرار گرفتم. براى ما توشه راه فراهم ساز و به همراه ما بيا!». يوشع، يك ماهى خريد ... و آن را بريان كرد و در زنبيل نهاد... سپس قطره آبى از آسمان در زنبيل چكيد و ماهى به جنب وجوش آمد و از زنبيل به دريا پريد و اين سخن خدا است كه فرمود: واتّخذ سبيله فى البحر سرباً».
جلد
10
1- موسى ( ع ) و همسفرش ، پس از توقف در مجمع البحرين ، در جستوجوى خضر ( ع ) ، مجدداً به حركت خويش ادامه داده و آن جا را پشت سر گذاشتند .
فلمّا بلغا مجمع بينهما . .. فلمّا جاوزا
موسى(ع) در سخن خود با يوشع، مجمع البحرين را هدف و مقصد نهايى خود اعلام كرد، ولى هنگام رسيدن به آن جا، از آن نيز گذشت. اين حركت و نيز گفتارى كه در آيات بعد از موسى(ع) نقل شده است، نشانه آن است كه آن دو نمى دانستند به محلِّ مورد نظر موسى(ع) رسيده اند.
3- موسى و يوشع ، در شبانگاه و صبح دم - پس از عبور از مجمع البحرين - براى يافتن خضر ( ع ) راه درازى پيمودند . *
ءاتنا غداءنا
بدان احتمال كه احساس خستگى و گرسنگى موسى(ع) در طرف صبح، ناشى از راه پيمايى طولانى در شب باشد.
جلد
10
1- موسى ( ع ) با پذيرش شروط خضر ، همراه او حركت كرد .
فانطلقا حتّى إذا ركبا فى السفينة
«انطلاق» به معناى «روانه شدن و حركت كردن» است. «فاء» در «فانطلقا» دلالت دارد كه موسى(ع) شرايط
خضر را پذيرفت و خضر(ع) به همراهى وى رخصت داد.
2- موسى و خضر ( ع ) در نخستين مراحل همراهى ، سوار كشتى شدند .
فانطلقا حتّى إذا ركبا فى السفينة
3- همسفر موسى ( ع ) ( يوشع ) با آغاز سفر موسى و خضر ( ع ) ، از آنان جدا شد . *
فانطلقا حتّى إذا ركبا فى السفينة
در اين آيه، نامى از همسفر قبلى موسى (يوشع) مطرح نيست. ممكن است گفته شود، او در ادامه سفر، حضور نداشته و رخصتى براى او صادر نگرديده بود. توجه به ضماير تثنيه («فانطلقا»، «ركبا») گواهى روشن بر اين نكته است.
جلد
10
1- خضر ( ع ) عذرخواهى موسى ( ع ) را پذيرفت و اجازه ادامه همراهى را به او داد .
فانطلقا
جلد
10
2- موسى و خضر ( ع ) در مسير حركت و سفر خويش ، به يك آبادى رسيدند و با اهل آن ملاقات كردند .
فانطلقا حتّى إذا أتيا أهل قرية
در اين كه چه شهرى در مسير موسى و خضر(ع) قرار داشته، احتمالات گوناگونى ارائه شده است. از جمله آن ها شهر «ناصره» است كه در ساحل دريا قرار داشته است اين وجه را مجمع البيان از امام صادق (ع) روايت كرده است.
جلد
10
1- موسى ( ع ) براى يافتن خضر ، با عزمى راسخ و جدّى ، سفر خود را به مجمع البحرين آغاز كرد .
لاأبرح حتّى أبلغ مجمع البحرين
«لاأبرح» صيغه متكلم از «برح» و به معناى «دست برنمى دارم» و تأكيد بر پشتكار در انجام دادن كار است.
جلد
13
4 - همراهى خانواده موسى ( همسر و فرزندانش ) با وى در سفر از « مدين »
إذ قال موسى لأهله . .. لعلّكم تصطلون
تعبير «سئاتيكم» و «لعلّكم تصطلون» (با ضماير جمع) نشان مى دهد كه همراهيان موسى بيش از يك نفر بوده اند و تعبير «أهل» بيانگر آن است كه همه آنان از نزديكان (همسر و فرزندان) او بوده اند.
جلد
6
3 - موسى ( ع ) علاوه بر گذراندن سى شب براى عبادت و مناجات ، موظف به ادامه آن تا ده شب ديگر شد .
و أتممنها بعشر فتم ميقت ربه أربعين ليلة
«ميقات» به معناى زمانى است كه براى انجام كارى تعيين گردد. «ميقات ربه» يعنى زمانى را كه خدا براى انجام عبادت و مناجات موسى تعيين كرد.
جلد
10
6- همسفر موسى ( ع ) عهده دار حمل و تدارك غذا بود .
قال لفتيه ءاتنا غداءنا
جلد
10
12- سكوت در برابر منكرات و بى تفاوتى در رخداد هاى زيان بار براى مردم ، به دور از خوى و منش موسى ( ع ) بود .
أخرقتها لتغرق أهلها لقد جئت شيئًا إمرًا
جلد
13
4 - مأموريت خواهر موسى از سوى مادر براى دنبال كردن موسى در پى افكنده شدنش در آب نيل
و قالت لأُخته قصّيه
جلد
13
6 - مأموريت مادر موسى از سوى خداوند ، به شير دادن فرزندش دور از چشم بيگانگان
و أوحينا إلى أُمّ موسى أن أرضعيه
8 - مادر موسى ، مأمور افكندن فرزندش به رود نيل در صورت احساس خطر براى وى از جانب فرعونيان
فإذا خفت عليه فألقيه فى اليمّ
واژه «يمّ» به آب زياد گفته مى شود. بدين جهت به دريا «يمّ» گفته مى شود و هم به رود بزرگ. در اين آيه معناى دوم مراد است و مقصود از آن رود نيل مى باشد.
مسؤوليت موسى(ع)
جلد
1
10 - ابلاغ حقايق تورات به بنى اسرائيل ، از وظايف اساسى موسى ( ع ) بود .
و إذ ءاتينا موسى الكتب و الفرقان لعلكم تهتدون
رابطه اعطاى كتاب به موسى (ع) و هدايت شدن بنى اسرائيل (ءاتينا موسى . .. لعلكم تهتدون) اقتضا مى كند كه: جمله اى همانند «و به او فرمان داديم تا آن كتاب را براى شما تلاوت كند و احكام و معارفش را به شما تعليم دهد» در تقدير باشد كه به خاطر روشنى و ايجاز بدان پرداخته نشده است.
جلد
1
2 - موسى ( ع ) ابلاغ كننده فرمان خدا ( لزوم ذبح گاو ) به مردم خويش
إذ قال موسى لقومه إن اللّه يأمركم أن تذبحوا بقرة
جلد
4
5 - هارون ، همانند موسى ( ع ) ، مأمور بسيج بنى اسرائيل براى فتح سرزمين مقدس
قال رب انى لااملك الا نفسى و اخى
آيه بيست و سوم (و قال رجلان . ..) بيانگر آن است كه آن دو مرد نيز همانند هارون مطيع موسى(ع) بودند و اين حقيقت با تفسير جمله «لااملك الا نفسى و اخى» به اينكه تنها اختياردار خود و برادرم هستم و در ميان بنى اسرائيل تنها هارون فرمانبردار من است، سازگار نيست. بنابراين بايد گفت «اخى» مبتدايى است با حذف خبر (و
اخى لايملك الانفسه) و نام بردن از خود و برادرش به اين دليل است كه بسيج بنى اسرائيل بر عهده هارون نيز بوده است.
جلد
6
10 - رهاسازى بنى اسرائيل از نظام فاسد فرعونى ، از وظايف الهى موسى ( ع )
فأرسل معى بنى إسراءيل
تفريع جمله «فأرسل . .. » بر «إنى رسول ... » حكايت از آن دارد كه رهايى بنى اسرائيل از رسالتهاى الهى موسى بوده است. يعنى به امر خداوند موظف به انجام اين كار بود، نه به تصميم شخصى خويش
جلد
6
8 - خداوند از موسى ( ع ) خواست تا پيام هاى او را دريافت كند و فراگيرد و اعمال و رفتارش را بر اساس آنها استوار سازد .
فخذ ما ءاتيتك
«أخذ» (مصدر «خذ») به معناى گرفتن است و گرفتن پيامهاى الهى به اين است كه انسان آنها را فراگيرد و به آنها عمل كند.
9 - خداوند از موسى ( ع ) خواست تا در برابر نعمت رسالت و شايستگى شنيدن سخن خدا ، وى را سپاس گويد و از شاكران شود .
اصطفيتك على الناس برسلتى و بكلمى . .. و كن من الشكرين
جلد
6
7 - خداوند دعوت كننده موسى ( ع ) به جدّيت در فراگيرى لوحه هاى دريافتى و به كار بستن آن
فخذها بقوة
8 - خداوند از موسى خواست تا قومش را به فراگيرى معارف نوشته شده بر الواح و احكام ياد شده در آن فرمان دهد .
و أمر قومك يأخذوا بأحسنها
جلد
6
1 - خداوند از موسى ( ع ) خواست تا گروهى از قومش را همراه خود به ميعادگاه مناجات بياورد .
و اختار موسى قومه سبعين رجلا لميقتنا
جلد
7
1 - خداوند ، از طريق وحى به موسى و هارون ( ع ) فرمان داد تا در شهر مصر ( مركز حكومت فرعون ) به تهيه
مسكن براى قوم خود اقدام كنند .
و أوحينا إلى موسى و أخيه أن تبوّءا لقومكما بمصر بيوتاً
برداشت فوق مبتنى بر اين است كه اولاً «مصر» به معناى شهر مصر باشد ; چنان كه به همين معنا در مفردات و لسان تصريح شده است. ثانياً: جار و مجرور (بمصر) متعلق به «تبوءاً» باشد نه حال براى «قومكما».
2 - موسى و هارون ( ع ) مأموريت يافتند تا براى آن دسته از بنى اسرائيل كه ساكن شهر مصر بودند ، اقدام به تهيه مسكن نمايند .
و أوحينا إلى موسى و أخيه أن تبوّءا لقومكما بمصر بيوتاً
برداشت فوق بر اين اساس است كه «بمصر» متعلق به عامل مقدر و حال يا صفت براى «قوم» باشد ; يعنى: تبوئاً لقومكما كائنين يا الكائنين بمصر.
4 - موسى و هارون ( ع ) ، از طرف خداوند مأموريت يافتند قوم خود را از مناطق مختلف ، گرد آورده و در شهر مصر متمركز كنند .
و أوحينا إلى موسى و أخيه أن تبوّءا لقومكما بمصر بيوتاً
برداشت فوق مبتنى بر اين است كه «بمصر» متعلق به «تبوئاً» باشد. به اين صورت كه بنى اسرائيل چون در مناطق مختلف مصر پراكنده بودند و خارج كردن آنان از آن سرزمين در اين حال براى موسى (ع) عادتاً ممكن نبود، خداوند با اين دستور مى خواست آنان در يك جا متمركز شوند تا در خارج كردنشان از مصر مواجه با مشكل نشوند.
10 - خداوند به موسى ( ع ) فرمان داد تا رهايى بنى اسرائيل از چنگال فرعون را به آنان بشارت دهد .
و نجنا برحمتك من القوم الكفرين . .. و بشّر المؤمنين
13 - از امام كاظم ( ع ) روايت شده است : « لما خافت بنو اسرائيل جبابرت ها أوحى اللّه إلى موسى و هارون ( ع ) : « أن تبوّءا لقومكما بمصر بيوتاً و اجعلوا بيوتكم قبلة » قال : امروا أن يصلوا فى بيوتهم ;
هنگامى كه بنى اسرائيل از حكام ستمگر زمان خود بيمناك شدند، خداوند به موسى و هارون (ع) وحى فرستاد كه براى قوم خود در مصر خانه هايى مهيّا سازيد و خانه هايتان را قبله قرار دهيد. امام فرمود: آنان مأمور شدند كه در خانه هايشان نماز بخوانند».
جلد
7
7 - خداوند ، موسى و هارون ( ع ) را از ترك استقامت در برابر فشار هاى فرعون و اطرافيانش و در پيش گرفتن راهى جز آن ، بر حذر داشت .
فاستقيما و لاتتبعان سبيل الذين لايعلمون
9 - خداوند ، موسى و هارون ( ع ) را از پيروى راه و روش افراد نادان برحذر داشت .
و لاتتبعان سبيل الذين لايعلمون
جلد
9
3- موسى ( ع ) ، وظيفه دار هدايت مردم خويش به سوى نور و خارج كردن آنان از ظلمت ها ، با آيات و معجزات الهى .
و لقد أرسلنا موسى بأيتنا أن أخرج قومك من الظلمت إلى النور
11- موسى ( ع ) ، وظيفه دار يادآورى « أيام الله » به مردم خويش
و لقد أرسلنا موسى . .. و ذكّرهم بأيّ-م الله
جلد
10
2- بنى اسرائيل ، مخاطبان اصلى دعوت موسى ( ع ) و هدايت آنان ، مهم ترين هدف و وظيفه آن حضرت
و ءاتينا موسى الكتب و جعلنه هدًى لبنى إسرءيل
از مجموع آيات مربوط به حضرت موسى(ع) برمى آيد كه دعوت ايشان، دعوتى فراگير بوده است و ذكر بنى اسرائيل در اين آيه، مى تواند براى اين باشد كه آنان مخاطبان اصلى دعوت بودند.
جلد
11
1 - موسى و هارون ( ع ) ، موظف به نرمش در گفتار و پرهيز از درشتگويى در گفت وگو با فرعون
فقولا له قولاً ليّنًا
«لين» نقطه مقابل خشن بودن است (مفردات راغب) و «لين» صفت مشبهه است; يعنى، نرم و لطيف.
جلد
11
2 - موسى ( ع ) ، وظيفه دار همراهى با قوم خود در مسير وصول به ميقات بود .
و ما أعجلك عن قومك يموسى
پرسش خداوند از موسى(ع) به قرينه پاسخ او در آيه بعد سؤالى توبيخى و در مقام ملامت است. از اين سرزنش، برمى آيد كه موسى(ع) در رها ساختن قوم خود و جدا شدن از آنان، ترك اولى كرده است و مى بايست همراه قوم خويش حركت مى كرد و بر آنان پيشى نمى گرفت.
جلد
12
1 - مسؤوليت مشترك موسى و هارون ، در رسالت و مبارزه با فرعون و اشراف قوم او
ثمّ أرسلنا موسى و أخاه هرون . .. إلى فرعون و ملإيه
«ملأ» اسم جمع و به معناى اشراف و سران است. «إستكبار» (مصدر «استكبروا»); يعنى، كبر ورزيدن و تكبّر نمودن «علّو» (مصدر «عالين») نيز به معناى برترى جويى و سلطه طلبى است.
جلد
12
1 - موسى و هارون ( ع ) به فرمان خداوند ، براى هدايت تكذيب كنندگان آيات و معجزات الهى ، به جانب آنان فرستاده شدند .
فقلنا اذهبا إلى القوم الذين كذّبوا بأيتنا
مقصود از «القوم الذين كذّبوا» فرعون و قوم او (قبطيان) است و مراد از «آياتنا» نشانه ها و معجزات الهى مى
باشد نه آيات الهى در تورات; زيرا تورات پس از به هلاكت رسيدن فرعون و قوم او، براى بنى اسرائيل نازل گرديد.
جلد
14
10 - موسى ( ع ) ، از سوى خداوند مأمور هدايت بنى اسراييل بود .
و جعلنه هدًى لبنى إسرءيل
بنابراين احتمال كه مرجع ضمير مفعولى «جعلناه» حضرت موسى(ع) باشد، نكته ياد شده به دست مى آيد.
جلد
10
5- مسير رفت و بازگشت موسى ( ع ) پس از عبور از مجمع البحرين ، در خشكى بود .
على ءاثارهما
«أثر» نشانه اى است كه در زمين پديد آيد و به وسيله آن بتوان به راه پيموده شده، دست يافت.
جلد
13
1 - تلاش موسى ( ع ) پس از خروج از شهر مصر ، براى رساندن خود به سمت منتهى به مدين
فخرج منها . .. و لمّا توجّه تلقاء مدين
تعبير «لمّا توجّه. ..» نشان مى دهد كه موسى(ع) هم زمان با خارج شدن از شهر مصر، در جهت مدين قرار نداشت; بلكه مدتى راه پيمود تا خود را در آن سمت قرار دهد.
2 - قرار گرفتن موسى ( ع ) در جهت منتهى به مدين و روانه شدن وى به سوى آن
و لمّا توجّه تلقاء مدين
«توجُّه» (مصدر «توجّه») به معناى روى آوردن و «تلقاء» معادل جانب است. «و لمّا توجّه تلقاء مدين»; يعنى، «لمّا صرف وجهه هذاء مدين»، (همين كه روى به جانب مدين آورد...».
4 - موسى ( ع ) ناآشنا به راه منتهى به مدين
و لمّا توجّه تلقاء مدين قال عسى ربّى أن يهدينى سواء السبيل
مطلب ياد شده با توجه به نيايش موسى(ع) به دست مى آيد.
5 - اميد بستن موسى ( ع ) به هدايت خداوند در يافتن راهى بى خطر و رساننده به مدين
قال عسى ربّى أن يهدينى سواء السبيل
«سواء السبيل» (راه وسط) كنايه از راهى است كه خطر گم شدن در آن نباشد و به راحتى انسان را به مقصد برساند.
جلد
11
1 - موسى و هارون ( ع ) قبل از حركت به طرف فرعون ، با يكديگر ملاقات نموده و موانع احتمالى ارشاد او را بررسى كردند .
قالا ربّنا إنّنا نخاف
قسمت هايى از داستان موسى(ع) - از قبيل بازگشت او نزد خانواده اش و پيداكردن راه مصر و ملاقات با برادرش هارون(ع) - به اين جهت كه در ماجراى برخورد با فرعون، چندان دخيل نبوده، دراين آيات ذكر نشده است. اين احتمال نيز وجود دارد كه آيه 42 (اذهب أنت و أخوك) به بعد، سخنان خداوند به موسى و هارون(ع)، پس از ملاقات آن دو باشد.
جلد
11
2 - موسى ( ع ) به دشوارى هاى رسالت خويش و مشكلات ارشاد و هدايت فرعون آگاه بود .
و يسّر لى أمرى
جلد
11
5 - دربار فرعون در نگه دارى ، پرستارى و تغذيه موسى ( ع ) دچار مشكل شد .
هل أدلّكم على من يكفله
«هل أدلّكم» گوياى آن است كه دربار فرعون در طلب دايه و سرپرستى براى موسى(ع) بوده است. قبول پيشنهاد خواهر موسى، اين نكته را مى رساند كه هيچ يك از درباريان از عهده كار برنيامده بود و آنان براى نگه دارى و تغذيه موسى درمانده شده بودند.
جلد
13
5 - گرفتارى موسى ( ع ) و خانواده اش در سردى هوا ، تاريكى شب و گم كردن راه در مسير سفر
إذ قال موسى لأهله . .. سئاتيكم منها بخبر... لعلّكم تصطلون
جلد
7
4 - برآورده شدن خواسته هاى موسى و هارون ( ع ) ( سخت شدن و مهرخوردن دل فرعون و اطرافيانش و وقوع عذاب استيصال ) مستلزم گذشت زمان و وارد آمدن فشار ها و سختى هاى بسيار بر موسى ( ع ) و هارون بود .
و اشدد على قلوبهم فلايؤمنوا . .. قال قد أجيبت دعوتكما فاستقيما
از اينكه خداوند پس از اعلام استجابت دعاى موسى و هارون (ع)، به آنان دستور استقامت و پايدارى مى دهد و استقامت را با فاى سببيه به اجابت دعا مرتبط مى كند. برداشت فوق استفاده مى گردد.
10 - موسى ( ع ) و برادرش ( هارون ) ، تحت فشار فرعون و اطرافيان او بودند .
قال موسى ربنا إنك ءاتيت فرعون و ملأه زينة و أمولا . .. ليضلوا عن سبيلك ... فاستق
جلد
10
8- مفارقت از خضر ( ع ) و بازماندن از يادگيرى علوم او ، براى حضرت موسى ( ع ) امرى دشوار بود .
لاتؤاخذنى بما نسيت و لاترهقنى من أمرى عسرًا
مقصود از «أمر» در «من أمرى» همان متابعت خضر(ع) و فراگيرى دانش از او است. بنابراين، مفاد اين قسمت آيه، آن است كه با لغو رخصت همراهى، مرا در مورد كار و هدف ام به زحمت و سختى مينداز
جلد
11
28 - موسى ( ع ) در دوران زندگانى خويش ، با سختى هاى فراوانى مواجه شد .
و فتنّك فتونًا
«فتون» - چنانچه برخى گفته اند - جمع فتنة است و «فتنة»، در مورد شدايد و سختى ها استعمال بيشترى دارد (مفردات راغب).
29 - آزمايش موسى ( ع ) و گرفتارى هاى سخت دوران زندگانى او ، از نعمت هاى خداوند به آن حضرت بود .
و فتنّك فتونًا
از آن جايى كه اين آيات در صدد برشمردن نعمت هاى خداوند به موسى(ع) است و در ضمن آن، گرفتارى آن حضرت به فتنه (آزمايش يا سختى) مطرح شده است، چنين برمى آيد كه اين نوع سختى ها و آزمودن ها نيز از جمله نعمت هاى الهى است.
جلد
12
4 - موسى ( ع ) در انجام رسالت الهى اش ، درگير با دشوارى هاى بسيار و توانفرسا و نيازمند به يار و ياورى
همچون هارون بود .
و جعلنا معه أخاه هرون وزيرًا
جلد
13
3 - پيش بينى موسى ( ع ) نسبت به مشكلات راه رسالت خود و استفسار وى از خدا
قال ربّ . .. و لهم علىَّ ذنب فأخاف أن يقتلون
موسى با بيان مشكلات خويش، در مقام شانه خالى كردن از زير بار رسالت نيست; بلكه با طرح مشكلات در درگاه خداوند، از او راه حل مى جويد.
جلد
13
2 - حمايت قاطع خداوند از موسى ( ع ) در قبال مشكلات راه رسالت .
قال كلاّ . .. إنّا معكم مستمعون
جلد
11
24 - موسى و هارون ( ع ) ، مصون از گزند فرعون و بيرون از سلطه فرعونيان
إنّه لكبيركم . .. فلأقطّعنّ أيديكم ... أشدّ عذابًا و أبقى
تهديد ساحران به شكنجه و دار، به دليل گرايش به موسى و هارون(ع) و سكوت از مجازات آن دو، نشانه ميسر نبودن آن براى فرعون است.
جلد
14
4 - موسى ( ع ) ، از معجزات متعدد برخوردار بود .
و لقد جاءهم موسى بالبيّنت
«بيّنة»، دلالت واضح، اعم از عقلى و حسى است (مفردات راغب). با توجه به معناى لغوى، احتمال دارد مراد از «البيّنات»، معجزات باشد.
جلد
17
2 - دعوت موسى ( ع ) ، همراه با آيات و معجزاتى چند از سوى خداوند
و لقد أرسلنا موسى بايتنا
مقصود از «آيات» به قرينه سياق، معجزات مى باشد.
جلد
17
1 - ارائه معجزات از سوى موسى ( ع ) ، به فرعون و درباريانش
فلمّا جاءهم بايتنا
معجزه عصاى موسى(ع)
جلد
11
5 - معجزه عصا و يدبيضاى موسى ( ع ) ، مقدمه اى براى نماياندن معجزات بزرگ ترى به وى در آينده بود .
لنريك من ءايتنا الكبرى
چون در آيه قبل، آيت بودن يدبيضا و نيز عصا ذكر گرديده است; ممكن است گفته شود «لنريك. ..» در صدد بيان نكته تازه اى است و به موسى وعده مى دهد كه اين دو معجزه، مقدمه اى بود تا در آينده، آياتى بزرگ تر از آنچه اكنون ارائه شد، به تو نمايانده شود.
جلد
11
8 - ساحران فرعون ، جادويى هم نوع با معجزه موسى ( ع ) تدارك ديده بودند .
أن تلقى . .. من ألقى
جلد
1
6 - قرار دادن ابر هاى سايه گستر و نازل كردن « منّ » و « سلوى » از معجزات ارائه شده به قوم موسى
و ظللنا عليكم الغمام و أنزلنا عليكم المنّ و السلوى
جلد
1
13 - جوشش چشمه هاى متعدد از سنگ و ويژگى هاى مخصوص آنها ، از معجزات ارائه شده به قوم موسى
فانفجرت منه اثنتا عشرة عيناً قد علم كل أناس مشربهم
جلد
1
2 - موسى ( ع ) ، برخوردار از دلايل و معجزاتى فراوان بر پيامبرى خويش
و لقد جاء كم موسى بالبينت
جمع آوردن «بينات» همراه با «ال» استغراقى، بيانگر كثرت آن بينات است. «بينة» به معناى دليل روشن است و از مصداقهاى مورد نظر آن، معجزه مى باشد.
جلد
4
4 - قرار دادن كوه طور بر سر يهود ، از معجزات حضرت موسى ( ع )
و ءاتينا موسى سلطناً مبيناً. و رفعنا فوقهم الطور
بر افراشتن كوه طور، مى تواند بيان مصداقى براى جمله «و ءاتينا موسى سلطناً مبيناً» باشد.
جلد
6
4 - معجزه و دلايل روشنگر موسى ( ع ) ، عطيه اى بود از جانب خداوند به وى
ثم بعثنا من بعدهم موسى بئايتنا
كلمه «نا» در «آياتنا» بيانگر اين است كه نشانه هاى نبوت از جانب خداوند به موسى اعطا شده بود ; يعنى: آيات منّا.
جلد
6
6 - دلايل و معجزات موسى ( ع ) ، موهبتى الهى پيشاروى فرعونيان و نشأت گرفته از مقام ربوبى خداوند
قد جئتكم ببينة من ربكم
7 - فرعون و بزرگان دربارش در انتظار بينه اى از سوى موسى بر حقانيت ادعاى خويش
قد جئتكم ببينة من ربكم
برداشت فوق بر اين اساس است كه «قد» در «قد جئتكم» براى توقع باشد.
جلد
6
1 - فرعون ، ناباور به صداقت موسى ( ع ) در ادعاى رسالت و برخورداريش از معجزه و آيتى از جانب خدا
قال إن كنت جئت بئاية فأت بها إن كنت من الصدقين
متعلق «الصدقين» اصل رسالت و نيز داشتن «بينة» است. يعنى: إن كنت من الصادقين فى دعوى الرسالة و دعوى البينة.
2 - فرعون از موسى خواست چنانچه قادر به ارائه معجزه است ، آن را ارائه كند .
قال إن كنت جئت بئاية فأت بها
روشن است كه در جمله هاى شرطيه نبايد شرط و جزا از نظر مفهوم همانند باشد و نمى توان گفت: اگر آورده اى بياور. بنابراين جمله «إن كنت جئت باية» (اگر آيت و معجزه اى آورده اى) به اين معناست: اگر قادر به ارائه
معجزه هستى.
جلد
6
1 - موسى ( ع ) در پاسخ فرعون ( درخواست آيت رسالت ) عصاى خويش را ر ها ساخت .
فألقى عصاه
2 - عصاى موسى ( ع ) در برابر فرعون به مارى بزرگ تبديل شد .
فألقى عصاه فإذا هى ثعبان مبين
3 - تبديل عصاى موسى ( ع ) به مارى بزرگ ، دور از انتظار فرعونيان
فألقى عصاه فإذا هى ثعبان مبين
«إذا» در «فإذا هى . .. » براى مفاجات و بيانگر دو معناست: بين مفاد جمله قبل و بعد اقتران زمانى است، مفاد جمله پس از آن در يك حالت غير منتظره انجام شده است.
5 - اژد هاى تبديل شده از عصاى موسى ( ع ) ، اژدهايى واقعى و ترديدناپذير
فإذا هى ثعبان مبين
توصيف «ثعبان» به «مبين» (آشكار و واضح)، به اين نكته اشاره دارد كه آن اژدها واقعى بود، نه وهمى و خيالى، و حركات و سكناتش به گونه اى بوده است كه در اژدها بودن آن براى كسى جاى ترديد وجود نداشت.
جلد
6
1 - موسى ( ع ) در پى درخواست فرعون ( آوردن معجزه ) دومين آيت رسالت خويش را ارائه كرد .
إن كنت جئت بئاية فأت بها . .. و نزع يده فإذا هى بيضاء للنظرين
2 - سفيد گشتن دست موسى ( ع ) پس از نمايان ساختن آن ، دومين معجزه موسى و آيتى براى حقانيت رسالت او
و نزع يده فإذا هى بيضاء للنظرين
جلد
6
1 - خداوند پس از جادوگرى ساحران به موسى فرمان داد تا عصاى خويش را در صحنه مبارزه ر ها سازد .
و أوحينا إلى موسى أن ألق عصاك
2 - خداوند ، فرمانش را ( افكندن عصا ) از طريق وحى به موسى ابلاغ كرد .
و أوحينا إلى موسى أن ألق عصاك
3 - عصاى موسى ( ع ) پس از افكنده شدن ، تمام بافته هاى جادويى ساحران را بلعيد و به كام خويش فروبرد .
فإذا هى تلقف ما يأفكون
«لَقْف» (مصدر تلقف) به معناى گرفتن چيزى با سرعت است و در آيه شريفه به مناسبت مورد به «بلعيدن» تفسير شده است. جمله «فإذا هى ... » مى تواند خبر از رخدادى باشد كه در صحنه مبارزه اتفاق افتاده است. در اين صورت تقدير جمله چنين خواهد بود: أوحينا إلى موسى أن ألق عصاك فالقيها فإذا هى تلقف.
جلد
6
3 - معجزه موسى ( ع ) در صحنه مبارزه با ساحران ، عامل تثبيت حقانيت وى و از ميان رفتن تمام دستاورد هاى ديرينه فرعون و اشراف دربارش شد .
فوقع الحق و بطل ما كانوا يعملون
برداشت فوق بر اين اساس است كه مراد از ضمير «كانوا» و «يعملون» فرعون و فرعونيان باشد. بر اين مبنا مقصود از «ما» در «ما كانوا» تلاشهاى فرعونيان براى تثبيت ربوبيت فرعون و مانند آن خواهد بود.
جلد
6
9 - موسى ( ع ) از جانب خداوند فرمان يافت تا براى دستيابى به آب عصاى خويش را به سنگ زند .
و أوحينا إلى موسى . .. أن اضرب بعصاك الحجر
«ال» در «الحجر» هم مى تواند تعريف جنس باشد، كه در اين صورت مراد از «الحجر»، سنگ در مقابل اشياى ديگر است، و هم مى تواند «ال» براى عهد حضورى و يا ذهنى باشد، كه در اين صورت مراد از «الحجر» سنگى مخصوص بوده است.
10 - موسى ( ع ) در پى فرمان الهى بدون هيچ تأخير عصاى خويش را براى به دست آوردن آب بر سنگ زد .
أن اضرب بعصاك الحجر فانبجست منه اثنتا عشرة عينا
حرف «فاء» در «فانبجست» فاء فصيحه است ; يعنى بيانگر معطوفٌ عليه مقدر مى باشد. آن معطوفٌ عليه مقدر به قرينه فراز قبل، «فضرب بعصاه الحجر» است. گويا حذف اين جمله براى رساندن اين معناست كه فرمان الهى (اضرب) همان و زدن همان.
11 - فرمان خدا به موسى ( زدن عصا بر سنگ براى تهيه آب ) فرمانى اعلام شده به او از طريق وحى
و أوحينا إلى موسى . .. أن اضرب بعصاك الحجر
12 - جوشش دوازده چشمه آب از سنگ در پى فرود آمدن عصاى موسى بر آن
أن اضرب بعصاك الحجر فانبجست منه اثنتا عشرة عينا
«انبجاس» مصدر «انبجست» به معناى جوشيدن و فوران زدن است.
جلد
8
5- خداوند ، موسى ( ع ) را در آغاز رسالتش از آيت و معجزه بهره مند ساخت نه پس از درخواست و پيشنهاد مردم .
و لقد أرسلنا موسى بأيتنا و سلطن مبين
«باء» در «بأياتنا» براى مصاحبت است و لذا مفاد جمله «لقد أرسلنا . ..» اين است كه موسى(ع) به هنگام بعثتش ، آيات و معجزات داشت; برخلاف پيامبران پيش از او كه خداوند پس از پيشنهاد و درخواست مردم به آنان معجزه مى داد.
جلد
9
2- معجزات حضرت موسى ( ع ) ، فعل خدا بود كه توسط آن حضرت تحقق يافت .
و لقد أرسلنا موسى بأيتنا
برداشت فوق مبتنى بر اين است كه: مراد از «آياتنا» معجزاتى باشد كه توسط حضرت موسى(ع) انجام مى گرفت.
جلد
10
2- دعوت حضرت موسى ( ع ) ، همراه با دلايل روشن ( معجزات گويا ) بر حقانيت رسالتش بود .
و لقد ءاتينا موسى تسع ءايت بيّنت
3- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور اقرار گرفتن از بنى اسرائيل نسبت به حق ناپذيرى فرعون و پيروان او ، على رغم اعطاى معجزات فراوان به موسى ( ع )
و لقد ءاتينا موسى تسع ءايت بيّنت فسئل بنى إسرءيل إذ جاءهم فقال له فرعون إنى لأ
4- معجزات متعدد موسى ( ع ) ، در فرعون هيچ گونه اثرى نبخشيد .
و لقد ءاتينا موسى تسع ءايت بيّنت . .. فقال له فرعون إنى لأظنّك يموسى مسحورًا
9- فرعون پس از مشاهده معجزه هاى نُه گانه موسى ( ع ) ، او را متهم به سحر و سحرزدگى كرد .
ءاتينا موسى تسع ءايت . .. فقال له فرعون إنى لأظنّك يموسى مسحورًا
14- « عن أبى جعفر ( ع ) فى قوله : « و لقد آتينا موسى تسع آيات بيّنات » قال : الطوفان و الجراد و القمّل و الضفادع و الدم و الحجر و البحر و العصا و يده ;
از امام باقر(ع) روايت شده است كه درباره سخن خدا «و لقد آتينا موسى تسع آيات بيّنات» فرمود: [آيات موسى(ع) عبارت بود از]: طوفان، ملخ، شپش، قورباغه، خون، سنگ، دريا، عصا و يد [بيضاى]موسى».
15- « عن موسى بن جعفر ( ع ) قال : نفر من اليهود . . . قالوا : أخبرنا عن الأيات التسع التى أوتيها موسى بن عمران قلت : العصا و إخراجه يده من جيبه بيضاء و الجراد و القمّل و الضفادع و الدم و رفع الطور و المنّ و السلوى آية واحدة و فلق البحر . . . ;
امام كاظم(ع) فرمود: گروهى از يهوديان . .. گفتند: به ما خبر ده از آيات نُه گانه اى كه به موسى بن عمران داده شده بود. گفتم: عصا، بيرون آوردن دست از گريبان خويش در حالى كه نورانى بود، ملخ، شپش، قورباغه، خون، قرار گرفتن كوه طور بر سر بنى اسرائيل، منّ و سلوى - كه [هر دو] يك نشانه واحد هستند - و شكافتن رود نيل...».
جلد
11
4 - پرسش خداوند از موسى ( ع ) در باره عصا ، جهت ايجاد زمينه لازم و آمادگى ذهنى براى نماياندن آيت و معجزه به او بود .
و ما تلك ييمينك . .. فألقيها فإذا هى حيةّ
تصريح موسى(ع) به خواص طبيعى عصا در پاسخ خداوند، ايجادكننده زمينه اى مناسب در ذهن او بود كه با مقايسه دو حالت عصا، هيچ ترديدى در معجزه بودن حالت جديد به خود راه ندهد.
جلد
11
1 - خداوند ، در وادى طوى به موسى ( ع ) فرمان داد كه با گذاردن دست در زير بغل و بيرون آوردن آن ، با معجزه اى ديگر آشنا شود .
واضمم يدك إلى جناحك . .. ءاية أُخرى
«جناح» در معانى «دست»، «بازو»، «زير بغل» و «پهلو» به كار مى رود (قاموس). فعل «تخرج» قرينه است براين كه مراد از «جناح» در آيه «زير بغل» است، زيرا بر دور شدن دست از بازو و پهلو خروج صادق نيست.
2 - دست حضرت موسى ( ع ) با قرارگرفتن در زير بغل او ، به هنگام بيرون آمدن تغيير رنگ داده و سپيد مى شد .
تخرج بيضاء
4 - يدبيضا و مار شدن عصا ، دو معجزه براى اثبات رسالت موسى ( ع ) بود .
فألقيها فإذا هى حيّة تسعى . .. واضمم يدك ... ءاية أُخرى
«آية» (علامت)، حال است براى فاعل «تخرج» و به قرينه آيات بعد كه در آنها هدايت فرعون بر عهده موسى نهاده شده، مراد از «آية»، علامت رسالت او است.
جلد
11
1 - ارائه معجزه عصا و يدبيضا به موسى ( ع ) در وادى طوى ، به جهت نماياندن برخى معجزات بزرگ الهى به آن حضرت بود .
لنريك من ءايتنا الكبرى
«لنريك» متعلق به فعلى است كه از «آية أُخرى» انتزاع مى شود; يعنى آيه آورديم تا . .. . «من» براى تبعيض است و دلالت مى كند كه مراد، نشان دادن بعضى از آيات بزرگ خداوند است.
4 - معجزه عصاى موسى ( ع ) و يدبيضاى او ، دو نمونه از بزرگ ترين نشانه ها ومعجزات الهى اند .
من ءايتنا الكبرى
5 - معجزه عصا و يدبيضاى موسى ( ع ) ، مقدمه اى براى نماياندن معجزات بزرگ ترى به وى در آينده بود .
لنريك من ءايتنا الكبرى
چون در آيه قبل، آيت بودن يدبيضا و نيز عصا ذكر گرديده است; ممكن است گفته شود «لنريك. ..» در صدد بيان نكته تازه اى است و به موسى وعده مى دهد كه اين دو معجزه، مقدمه اى بود تا در آينده، آياتى بزرگ تر از آنچه اكنون ارائه شد، به تو نمايانده شود.
جلد
11
2 - موسى و هارون ( ع ) ، به همراه با آيات و معجزات الهى - مأمور حركت براى انجام رسالت خويش شدند .
اذهب أنت و أخوك ب--َايتى
6 - اعطاى معجزاتى در كنار معجزه عصا و يدبيضا به موسى ( ع ) ، وعده خداوند به او در كوه طور *
ب--َايتى
جمع آوردن «آيات» با آن كه تا آن زمان، تنها دو معجزه به موسى(ع) عطا شده بود، مى تواند وعده ضمنى خداوند به عطاى معجزاتى ديگر به موسى(ع) باشد.
جلد
11
12 - فرعون ، ناگزير از قانع كردن افكار عمومى مردم مصر ، دربرابر دعوت و معجزات حضرت موسى ( ع )
فلنأتيّنك بسحر مثله فاجعل . .. مكانًا سوًى
جلد
11
1 - عصاى موسى با اعجاز او ، تمامى ابزار و آلات سِحر جادوى ساحران فرعون ( بند ها و عصا ها ) را بلعيد .
تلقف ما صنعوا . .. فأُلقى السحرة
«فاء» در «فألقى» فصيحه و حاكى از جملاتى محذوفى است. مفاد آيه با تقديرات آن چنين مى شود: موسى(ع) عصاى خود را انداخت و عصا آلات سحر را بلعيد، آن گاه ساحران به سجده افتادند.
جلد
11
8 - نزول « منّ و سلوى » ، از معجزات ارائه شده به قوم موسى ( ع )
و نزّلنا
اختصاص يافتن «منّ و سلوى» از بين خوراكى ها و يادآورى نزول آن بر بنى اسرائيل، نشان از غير عادى بودن نزول آن دو دارد.
جلد
13
6 - آيات الهى ( معجزات ) توشه راه و حربه پيروزى موسى و هارون ( ع )
قال كلاّ فاذهبا بايتنا
جلد
13
3 - اظهار آمادگى موسى ، براى ارائه دليلى روشن و محسوس ( معجزه ) برصدق رسالت خويش
قال أوَلوجئتك بشىء مبين
مراد از «بشىء مبين» به قرينه آيات بعد، معجزه عصا و يد بيضا است.
جلد
13
1 - موافقت فرعون با پيشنهاد موسى ( ع ) مبنى بر ارائه دليل محسوس و روشن بر صدق رسالت خويش
قال أوَلوجئتك بشىء مبين . قال فأت به
2 - ترديد فرعون نسبت به توان موسى ( ع ) در ارائه دليل روشن بر مدعاى خويش
قال فأت به إن كنت من الصدقين
برداشت ياد شده، در صورتى است كه امر در «فأت به» تعجيزى باشد. بنابراين فرعون بدان جهت كه از توانايى موسى نسبت به آن كار اطمينان نداشت،از او خواست تا معجزه خويش را ارائه دهد.
3 - فرعون دلايل آفاقى و انفسى ارائه شده از سوى موسى را گوياى صدق ادعاى او ندانسته و تنها معجزه را شاهد صدق گفتارش مى دانست .
قال ربّ السموت و الأرض . .. قال ... لأجعلنّك من المسجونين . قال أوَلوجئتك بشىء
برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه فرعون دلايل آفاقى وانفسى حضرت موسى را نپذيرفت و ضمن تمسخر آنها، او را به زندان تهديد كرد; ولى آن گاه كه آن حضرت مسأله معجزه (شىء مبين) را مطرح ساخت، فرعون به ظاهر به آن تن داد و پذيرفت.
جلد
13
2 - تبديل ناگهانى عصاى موسى به اژدهايى واقعى و ترديد ناپذير
فألقى عصاه فإذا هى ثعبان مبين
جلد
13
1 - درخشندگى دست موسى براى بينندگان ، در پى بيرون كشيدن آن از گريبان خويش
فإذا هى بيضاء للنظرين
«نَزْع» (مصدر «نَزَع») معادل «اخراج» (بيرون آوردن) است و منزوع منه در آيه فوق حذف شده و تقدير آن چنين است: «و نزع يده من جيب قميصه». گفتنى است كه «بيضاء» (مؤنث أبيض) به معناى سفيد است و سفيدى دست موسى مى تواند كنايه از اشراق و درخشندگى آن به هنگام بيرون آوردن از گريبان باشد.
2 - يد بيضا ، دومين معجزه موسى ( ع ) و دليل صدق رسالت وى
و نزع يده فإذا هى بيضاء
جلد
13
1 - واكنش حق ستيزانه فرعون در قبال دو معجزه روشن موسى ( ع )
قال للملإ حوله إنّ هذا لسحر عليم
جلد
13
3 - تلاش ساحران براى انجام كارى شبيه به معجزه موسى
ألقوا ما أنتم ملقون
جلد
13
7 - سعى ساحران بر ارائه كارى قوى تر و چشمگيرتر از معجزه موسى و در عين حال هم سنخ با آن
فألقوا حبالهم و عصيّهم
برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه ساحران از ريسمان ها و عصاهاى متعدد براى مبارزه با معجزه (عصاى اژدها شوند) موسى(ع) استفاده كردند.
جلد
13
5 - بنى اسرائيل و فرعونيان ، شاهد معجزه اى ديگر از موسى ( ع ) با شكافتن دريا
أن اضرب بعصاك البحر فانفلق
جلد
13
1 - فرمان خدا به موسى ( ع ) مبنى بر فروبردن دست در گريبان خويش و خارج ساختن آن با سپيديى جذّاب و غيرزننده
و أدخل يدك فى جيبك تخرج بيضاء من غير سوء
2 - « يد بيضا » ، دومين معجزه عطا شده به موسى ( ع ) از جانب خدا در وادى طور
و ألق عصاك . .. و أدخل يدك فى جيبك تخرج بيضاء
8 - « عن أبى عبداللّه ( ع ) [ فى قوله تعالى ] « أدخل يدك فى جيبك تخرج بيضاء من غير سوء » قال : من غير برص ;
از امام صادق(ع) درباره سخن خداوند متعال خطاب به موسى(ع) كه مى فرمايد: «أدخل يدك فى جيبك من غير سوء» روايت شده كه فرمود: مراد از «سوء» بيمارى برص و پيسى است».
جلد
13
6 - « عصا » و « يد بيضا » دو معجزه و برهان الهى در اختيار موسى ( ع )
فذنك برهنان من ربّك
جلد
16
2 - رسالت موسى ( ع ) ، همراه با نشانه هاى الهى و حجت و برهان روشن و روشنگر بود .
و لقد أرسلنا موسى بأيتنا و سلطن مبين
«سلطان» در اين آيه به معناى حجت است و «مبين» در معناى «روشن» و «روشنگر» به كار مى رود.
جلد
20
1 - موسى ( ع ) در پى گفت وگو با فرعون و اظهار آمادگى براى ارشاد و هدايت او ، بزرگ ترين معجزه خويش را به وى ارائه كرد .
فأريه الأية الكبرى
جلد
11
5 - معجزه عصا و يدبيضاى موسى ( ع ) ، مقدمه اى براى نماياندن معجزات بزرگ ترى به وى در آينده بود .
لنريك من ءايتنا الكبرى
چون در آيه قبل، آيت بودن يدبيضا و نيز عصا ذكر گرديده است; ممكن است گفته شود «لنريك. ..» در صدد بيان نكته تازه اى است و به موسى وعده مى دهد كه اين دو معجزه، مقدمه اى بود تا در آينده، آياتى بزرگ تر از آنچه اكنون ارائه شد، به تو نمايانده شود.
جلد
11
6 - خواهر موسى به فرعونيان اظهار آمادگى كرد تا دايه اى مناسب را براى او معرفى كند .
هل أدلّكم على من يكفله
«كافل» به كسى گفته مى شود كه پرداختن به امور كسى را بر عهده گيرد (مقاييس اللغة).
7 - خواهر موسى ، آمادگى خود را براى معرفى دايه به فرعونيان ، مكرر به آنان گوشزد مى كرد .
فتقول هل أدلّكم
فعل مضارع «تقول» بر استمرار كار در گذشته دلالت دارد.
8 - دايه پيشنهادى خواهر موسى ، از سوى درباريان فرعون پذيرفته و از وى استقبال شد .
هل أدلّكم على من يكفله فرجعنك إلى أُمّك
«فاء» در «فرجعناك» فصيحه است; يعنى، از جملاتى محذوف خبر مى دهد كه از پذيرش پيشنهاد خواهر موسى حكايت دارد.
جلد
10
5- موسى ( ع ) داراى اشتياق فراوان به فراگيرى علوم خضر بود .
قال ستجدنى إن شاء اللّه صابرًا و لا أعصى لك أمرًا
جلد
10
23- خضر ( ع ) پس از آموختن اسرار كار هاى خود به موسى ( ع ) ، وى را بر بى صبرى در برابر آن ، نكوهش كرد .
ذلك تأويل ما لم تسطع عليه صبرًا
جلد
6
18 - جامعه بنى اسرائيل در عصر موسى حاوى گروهى مفسد و با انديشه ها و روشهايى نابهنجار
و لا تتبع سبيل المفسدين
جلد
10
10- مقابله به مثل و حقيقت گويى ، از ويژگى هاى برخورد موسى ( ع ) با فرعون
إنى لأظنّك يموسى مسحورًا . .. و إنى لأظنّك يفرعون مثبورًا
جلد
11
1 - موسى ( ع ) با بيان آگاهى دقيق خداوند به خصوصيات او و خاندانش ، خود راپذيراى خواسته هاى خداوند و راضى به انتخاب هاى او خواند .
إنّك كنت بنا بصيرًا
مراد از «نا» موسى(ع) و اهل او از جمله هارون(ع) است، موسى(ع) پس از پيشنهاد وزارت براى هارون بيان مى دارد كه خداوندا! تو مرا و اعضاى خاندانم را خوب مى شناسى و ويژگى هاى برادرم هارون(ع) را نيز مى دانى، اين پيشنهاد من است، اما تصميم تو هر چه باشد، تصميمى آگاهانه و با بصيرت كامل است .
جلد
11
15 - مادر موسى ، داراى مرتبت و مقامى ويژه در نزد خداوند
فرجعنك إلى أُمّك كى تقرّ عينها و لاتحزن
جلد
13
5 - مادر موسى ، برخوردار از منزلتى بلند در پيشگاه خداوند و مورد لطف و عنايت ويژه او
و أوحينا إلى أُمّ موسى . .. و لتعلم أنّ وعد اللّه حقّ
مادر موسى، در اين بخش از آيات محور داستان موسى قرار گرفته است و اين مى تواند حاكى از منزلت و جايگاه بلند او در نزد خداوند باشد.
جلد
13
4 - برخوردارى مادر موسى از مقام بالاى معنوى
و أوحيناإلى أُمّ موسى
شايستگى مادر موسى براى دريافت وحى از جانب خداوند، بيانگر مطلب ياد شده است.
جلد
1
2 - موسى ( ع ) داراى مقامى والا در پيشگاه خداوند
و إذ وعدنا موسى أربعين ليلة
جلد
4
5 - خداوند ، بدون واسطه با حضرت موسى ( ع ) سخن گفت .
و كلم اللّه موسى تكليماً
تصريح به اسم جلاله «اللّه» در جمله «كلم اللّه موسى» بر خلاف فعلهاى گذشته (اوحينا و . ..) براى رساندن اين معناست كه خداوند خود با وى سخن گفت و واسطه اى در بين نبود.
7 - عظمت خاص حضرت موسى ( ع ) در پيشگاه خداوند *
و كلم اللّه موسى تكليماً
ذكر نام موسى(ع) جداى از ساير پيامبران و توصيف او به كليم اللّه، دلالت بر مقام والاى وى دارد.
10 - گفتگوى خداوند با موسى ( ع ) به مقدار صد و بيست و چهار هزار كلمه در مدت سه شبانه روز
و كلم اللّه موسى تكليماً
رسول خدا(صلی الله علیه و آله): ان اللّه ناجى موسى بن عمران(ع) بمائة الف كلمة و اربعة و عشرين الف كلمة فى ثلثة ايام و لياليهن . .. .
خصال صدوق، ص 641، ح 20، باب ما بعد الالف; نورالثقلين، ج 1، ص 574، ح 675.
جلد
5
2 - نوح، ابراهيم، اسحاق، يعقوب، داوود، يوسف، موسى و هارون(ع) بهره مند از تعاليم آسمانى (كتاب) و داراى منصب قضاوت و مقام نبوت بودند.
أولئك الذين ءاتينهم الكتب و الحكم و النبوة
«أولئك» اشاره به انبياى مذكور در آيات قبل است.
جلد
6
3 - موسى ( ع ) پيامبرى مستجاب الدعوه و از منزلتى والا در پيشگاه خدا برخوردار بود .
ادع لنا ربك بما عهد عندك
مراد از عهدى كه خداوند بر موسى دارد، به مناسبت تقاضاى فرعونيان از موسى و درخواست دعا براى آنان، استجابت دعاى او به درگاه خداست.
جلد
6
12 - موسى ( ع ) ، علاوه بر مقام نبوت ، منصب امامت و رهبرى سياسى بنى اسرائيل را نيز عهده دار بود .
و قال موسى لأخيه هرون اخلفنى فى قومى
جلد
6
1 - موسى ( ع ) برگزيده خدا و برتر از همه مردم عصر خويش
قال يموسى إنى اصطفيتك على الناس
«اصطفا» به معناى به دست آوردن خالص هر چيزى است. (مفردات راغب). و چون «اصطفيتك» به «على» متعدى شده، معناى برترى نيز در آن تضمين شده است.
2 - خداوند به دليل خلوص موسى ( ع ) ، وى را برگزيد و بر همگان برترى داد .
قال يموسى إنى اصطفيتك على الناس
چون «اصطفا» به معناى گزينش خالص يك چيز است، جمله «اصطفيتك» مى رساند كه موسى انسانى خالص بوده و همين خلوص وى دليل اختيار و انتخاب وى شده است.
3 - اعلام گزينش موسى و برترى او بر همگان ، از سخنان خداوند با موسى در ميعادگاه مناجات
قال يموسى إنى اصطفيتك على الناس
5 - خداوند با اعطاى پيام هاى خويش به موسى ( ع ) و سخن گفتن با وى ، او را بر همه مردم عصرش برترى داد .
اصطفيتك على الناس برسلتى و بكلمى
حرف «باء» در «برسالتى» و «بكلامى»، «باء» استعانت است.
جلد
8
1- موسى ( ع ) از پيامبران داراى كتاب آسمانى است .
و لقد ءاتينا موسى الكتب
جلد
9
1- حضرت موسى ( ع ) ، همراه با آيات و معجزات متعدد از سوى خداوند براى مردم عصر خويش مبعوث شد .
و لقد أرسلنا موسى بأيتنا أن أخرج قومك
جلد
10
6- خضر ، داراى مرتبه اى برتر از موسى ( ع ) بود . *
إنّك لن تستطيع معى صبرًا
جلد
10
6- حضرت موسى ( ع ) برگزيده خداوند و داراى مقام رسالت و نبوت بود .
إنّه كان مخلصًا و كان رسولاً نبيًّا
فرق «رسول» و «نبىّ» اين است كه هر كس رسالت الهى دارد «نبىّ» نيز مى باشد، زيرا «نبىّ» يعنى داراى خبر، ولى ممكن است كسى نبىّ باشد، اما به سوى شخصى يا قومى ارسال نشده و حامل رسالت الهى نباشد.
جلد
10
5- حضرت موسى ( ع ) ، در نزد خداوند ، مقامى برتر از هارون ( ع ) داشت .
و وهبنا له من رحمتنا أخاه هرون نبيًّا
چون نبوت هارون موهبت براى موسى(ع) دانسته شده; چنين برمى آيد كه مقام موسى بسى بلندتر از هارون باشد.
جلد
11
1 - خداوند ، موسى ( ع ) را به پيامبرى برگزيد و در وادى طوى او را از انتخاب شدن به رسالت ، آگاه ساخت .
و أنا اخترتك فاستمع لما يوحى
به قرينه «لما يوحى»، اختيار شدن موسى(ع) به معناى گزينش او براى پيامبرى و تحمل وحى الهى است.
2 - موسى ( ع ) برگزيده خداوند و بهترين فرد زمان خويش براى دريافت وحى و ابلاغ پيام الهى بود .
و أنا اخترتك
«اختيار» از ماده خير و به معناى «اصطفاء» (برگرفتن خالص هرچيز) است (لسان العرب).
4 - خداوند ، موسى ( ع ) را پس از برگزيدن به پيامبرى ، به گوش فرادادن و دريافت وحى فرمان داد .
و أنا اخترتك فاستمع لما يوحى
جلد
11
5 - اصالت موسى ( ع ) در رسالت نسبت به هارون ( ع )
و أشركه فى أمرى
جلد
11
4 - موسى ( ع ) ، از مقامى والا و بلند مرتبه نزد خداوند و از اخلاصى كامل در برابر او برخوردار بود .
واصطنعتك لنفسى
جلد
11
5 - خداوند ، به موسى ( ع ) اطمينان بخشيد كه توان او برتر از همه ساحران حاضر در صحنه مبارزه و مقام او رفيع تر از فرعون و فرعونيان است .
إنّك أنت الاعلى
جلد
11
1- حضرت موسى و هارون ( ع ) ، دو پيامبر داراى كتاب آسمانى و رسالت مشترك
و لقد ءاتينا موسى و هرون الفرقان و ضياءً و ذكرًا
برداشت ياد شده مبتنى بر اين است كه مقصود از «الفرقان» كتاب آسمانى تورات باشد. بر اين اساس دادن كتاب آسمانى به هارون در كنار حضرت موسى(ع)، بيانگر اين است كه او نيز مانند موسى(ع) در نبوت و دريافت كتاب آسمانى شريك و برابر بود.
5- حضرت موسى و هارون ( ع ) ، دو پيامبر برخوردار از حجت و برهان الهى
و لقد ءاتينا موسى و هرون الفرقان
يكى از معانى لغوى «فرقان» حجت و برهان است (لسان العرب).
جلد
12
1 - موسى و هارون ( ع ) ، دو پيام آور الهى
ثمّ أرسلنا موسى و أخاه هرون بأيتنا و سلطن مبين
«آية» (مفرد «آيات») به معناى نشانه است و «سلطان» مرادف حجت و «مبين» (از «إبانة») به معناى روشن و آشكار است.
جلد
13
5 - موسى ( ع ) ، داراى مقامى ويژه در نزد خدا و واسطه وصول رحمت و هدايت الهى به بنى اسرائيل
إنّ معى ربّى سيهدين
آمدن تعبير «إنّ معى ربّى» (پروردگار من با من است) به جاى «إنّ معنا ربّنا» (پروردگار ما با ما است) نشان دهنده برخوردارى شخص موسى(ع) از امداد خاصه الهى است; كه در پرتو آن امداد، بنى اسرائيل نيز نجات مى يافتند.
جلد
13
8 - اعطاى مقام رسالت از جانب خداوند به موسى ( ع ) در وادى طور
يموسى لاتخف إنّى لايخاف لدىّ المرسلون
جلد
13
2 - آتش طور ، وسيله اى براى كشاندن موسى ( ع ) به وادى طور ، جهت سخن گفتن خدا با وى و دريافت رسالت الهى
فلمّا أتيها نودى . .. يموسى إنّى أنا اللّه ربّ العلمين
جلد
13
1 - موسى ( ع ) ، از پيامبران صاحب كتاب
و لقد ءاتينا موسى الكتب
جلد
14
5 - پيامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) و نوح و ابراهيم و موسى و عيسى ( ع ) چهره هاى شاخص انبياى الهى اند .
و إذا أخذنا من النبيّن ميثقهم و منك و من نوح و إبرهيم و موسى و عيسى ابن مريم
ذكر نام اين انبيا پس از آوردن واژه «النبيّين» ذكر خاص پس از عام بوده و مى تواند نشانه برترى آنان باشد.
جلد
15
2 - موسى و هارون ( عليهماالسلام ) ، داراى مقام رفيع در پيشگاه خداوند
سلم على موسى و هرون
از سلام همراه با تكريمِ خداوند به موسى و هارون (عليهماالسلام)، برداشت ياد شده به دست مى آيد.
جلد
15
1 - موسى و هارون ( عليهماالسلام ) ، از بندگان مؤمن خدا
إنّهما من عبادنا المؤمنين
2 - موسى و هارون ( عليهماالسلام ) ، از بندگان برجسته و مقرب خداوند
إنّهما من عبادنا المؤمنين
برجسته و مقرب بودن موسى و هارون(عليهماالسلام)، از اضافه «عباد» به ضمير «نا» به دست مى آيد.
جلد
16
4 - نوح ، ابراهيم ، موسى ، عيسى ( ع ) و پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) ، پيامبران اولواالعزم و داراى شريعت
شرع لكم من الدين ما وصّى به نوحًا . .. و موسى و عيسى
جلد
18
2 - موسى ( ع ) ، رسول الهى
و فى موسى إذ أرسلنه
جلد
19
4 - موسى ( ع ) ، پيامبرى مبعوث شده براى بنى اسرائيل
و قد تعلمون أنّى رسول اللّه إليكم
جلد
6
14 - خداوند از موسى ( ع ) خواست تا مناجات و عبادت ويژه او در مكانى به دور از بنى اسرائيل باشد .
و وعدنا موسى . .. اخلفنى فى قومى
از اينكه موسى براى آمدن به ميقات، هارون را به جانشينى خويش معرفى كرد، معلوم مى شود وى در مدت ميقات در ميان بنى اسرائيل نبوده و از آنان فاصله داشته است.
جلد
11
6 - سرزمينى كه موسى ( ع ) در آن دام دارى و شبانى مى كرد ، درختانى داشت كه برگ آن براى تغذيه دام مناسب بود .
و أهشّ بها على غنمى
جلد
17
5- محل عبور موسى ( ع ) و بنى اسرائيل از رود نيل ، گذرگاهى وسيع و گسترده دامن
و اترك البحر رهوًا
برداشت يادشده بنابر اين نكته است كه «رهوًا» به معناى راه وسيع باشد; همان گونه كه راغب در «مفردات» آن را پذيرفته است.
جلد
10
2- كوه طور ، مكانى مبارك و محلى كه خداوند از آن ناحيه با موسى ( ع ) سخن گفت .
و ندينه من جانب الطور الأيمن
«الأيمن» - كه دراين برداشت به معناى مبارك گرفته شده است - ممكن است وصف براى «الطور» باشد و ممكن است وصف براى «جانب» گرفته شود.
جلد
11
1 - دره طوى - در صحراى سينا - سرزمين تكلم خداوند با موسى ( ع )
يموسى . إنّى أنا ربّك ... إنّك بالواد المقدّس طوًى
«واد» مخفف «وادى»، يعنى حد فاصل بين كوه ها كه راه عبور سيلاب باشد (مصباح). «طُوى» ممكن است نام دره اى پايين كوه طور باشد (لسان العرب). در اين صورت بدل يا عطف بيان براى «الواد المقدس» خواهد بود و ممكن است به معناى «ساعة» و «لحظة» باشد (لسان العرب). كه ظرف براى «المقدس» مى شود; يعنى دره اى كه در برهه اى از زمان (اشاره به لحظه تكلم خداوند با موسى(ع)) تقدس يافته است.
جلد
10
1- مسأله ماهى و حركت غيرعادى آن در آب ، نشانه اى براى جايگاه ملاقات موسى و خضر ( ع ) بود .
قال ذلك ما كنّا نبغ
«بغى» به معناى «طلب» است و «ذلك ما كنّا نبغ» يعنى: «آنچه پيوسته در طلب او بوديم، همان علامت و نشانه است. ». ياء «نبغى» - در پايان سخن موسى(ع) - به منظور تخفيف كلام، حذف شده است.
2- حضرت موسى ( ع ) ، از رخداد علائمى براى يافتن جايگاه حضرت خضر ( ع ) قبلاً مطلع بود .
قال ذلك ما كنّا نبغ
جلد
10
6- موسى ( ع ) از امكان دسترسى به خضر ، در محل تلاقى دو دريا ، مطلع بود .
لاأبرح حتّى أبلغ مجمع البحرين
جلد
12
2 - فرعونيان ، منكر هر گونه امتياز براى موسى و هارون ( ع )
فقالوا أنؤمن لبشرين مثلنا
جلد
11
2 - فرعون ، معجزات ارائه شده از جانب موسى ( ع ) را تكذيب كرد و منكر دلالت آنها بر رسالت او شد .
و لقد أرينه ءايتنا كلّها فكذّب
3 - فرعون ، على رغم مشاهده تمامى معجزات و آيات موسى ( ع ) ، از پذيرفتن رسالت او امتناع كرد .
و لقد أرينه ءايتنا كلّها فكذّب و أبى
جلد
11
4 - فرعون آيات و معجزات الهى موسى ( ع ) را سِحر خواند و آن را وسيله اى براى بيرون راندن فرعونيان از مصر دانست .
لتخرجنا من أرضنا بسحرك يموسى
جلد
7
7 - فرعون و اطرافيان او ، على رغم مشاهده نشانه هاى حقانيت رسالت موسى و هارون ( ع ) ، آن را انكار كردند .
ثم بعثنا من بعدهم موسى و هرون إلى فرعون و ملإيه بأيتنا فاستكبروا
8 - خودبرتربينى فرعون و اطرافيانش ، مانع از پذيرش رسالت موسى و هارون ( ع )
ثم بعثنا من بعدهم موسى و هرون إلى فرعون و ملإيه بأيتنا فاستكبروا
10 - تبه كارى مستمر فرعون و اطرافيانش ، عامل سركشى آنان از پذيرش رسالت موسى و هارون ( ع )
ثم بعثنا . .. موسى و هرون إلى فرعون و ملإيه بأيتنا فاستكبروا و كانوا قوماً مجرمي
جلد
8
3- فرعون و قوم او و بزرگان دربارش ، رسالت موسى ( ع ) را نپذيرفتند .
فاتبعوا أمر فرعون
پيروى از دستور فرعون (فاتبعوا أمر فرعون) پس از رسالت موسى(ع) (أرسلنا موسى) گوياى مخالفت قوم فرعون و بزرگان دربارش با رسالت موسى(ع) است.
4- درباريان و قوم فرعون به فرمان وى ، با رسالت موسى ( ع ) به مخالفت برخاستند .
فاتبعوا أمر فرعون
بيان مخالفت قوم فرعون با جمله «آنان از فرمان فرعون پيروى كردند» براى رساندن اين نكته است كه: مخالفت قوم فرعون با رسالت موسى(ع) برخاسته از فرمان فرعون بود.
جلد
11
3 - تكذيب موسى ( ع ) از سوى فرعونيان
و كذّب موسى
از اين كه تكذيب حضرت موسى(ع) به قومش نسبت داده نشده، استفاده مى شود كه تنها فرعونيان با او به مخالفت برخاستند و بنى اسرائيل به او ايمان آوردند و دعوتش را پذيرفتند.
جلد
12
1 - تكذيب نهايى موسى و هارون ( ع ) ، از سوى فرعون و اشراف وابسته به او
فكذّبوهما
جلد
12
4 - فرعون و قوم او ، دعوت حضرت موسى و هارون ( ع ) را نپذيرفته و آيات و معجزات الهى را تكذيب كردند .
فقلنا اذهبا إلى القوم الذين كذّبوا بأيتنا فدمّرنهم تدميرًا
جلد
13
3 - تلاش فرعون در جهت بى اساس جلوه دادن رسالت موسى ( ع ) ، از طريق به رخ كشيدن گذشته زندگى او
قال ألم نربّك فينا وليدًا . .. سنين
جلد
13
2 - شدت انكار و شگفتى فرعون نسبت به سخنان موسى ( ع ) درباره پروردگار جهانيان
قال ربّ السموت و الأرض . .. قال لمن حوله ألاتستمعون
لحن استهزاآميز فرعون بيانگر مطلب ياد شده است.
جلد
13
5 - تكبر فرعون و اباى وى از تصور رسالت موسى ( ع ) به سوى خود
قال إنّ رسولكم الذى أُرسل إليكم لمجنون
تعبير «رسولكم» به جاى «رسولنا» مى تواند از آن جهت باشد كه او در يك گفتار استهزاآميز نيز حاضر نبود رسالت موسى را متوجه خود بداند.
جلد
13
3 - فرعون دلايل آفاقى و انفسى ارائه شده از سوى موسى را گوياى صدق ادعاى او ندانسته و تنها معجزه را شاهد صدق گفتارش مى دانست .
قال ربّ السموت و الأرض . .. قال ... لأجعلنّك من المسجونين . قال أوَلوجئتك بشىء
برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه فرعون دلايل آفاقى وانفسى حضرت موسى را نپذيرفت و ضمن تمسخر آنها، او را به زندان تهديد كرد; ولى آن گاه كه آن حضرت مسأله معجزه (شىء مبين) را مطرح ساخت، فرعون به ظاهر به آن تن داد و پذيرفت.
جلد
13
4 - انكار معجزات موسى از سوى فرعونيان ، به اتهام سحر و ساختگى بودن آنها
فلمّا جاءهم موسى بئايتنا بيّنت قالوا ما هذا إلاّ سحر مفترًى
جلد
11
2 - فرعون ، معجزات ارائه شده از جانب موسى ( ع ) را تكذيب كرد و منكر دلالت آنها بر رسالت او شد .
و لقد أرينه ءايتنا كلّها فكذّب
3 - فرعون ، على رغم مشاهده تمامى معجزات و آيات موسى ( ع ) ، از پذيرفتن رسالت او امتناع كرد .
و لقد أرينه ءايتنا كلّها فكذّب و أبى
جلد
11
2 - شرك و سِحر خواندن معجزات موسى و ادعاى آوردن همانند براى آن و تكذيب رسالت الهى آن حضرت ، از جمله افترا هاى فرعونيان به خداوند بود .
لاتفتروا على اللّه كذبًا
با توجه به آيات پيشين كه مشتمل بر بيان توحيد از زبان موسى(ع) و نيز ارائه معجزات، و عكس العمل فرعون در سحر خواندن آنها بود، مى توان به مواردى از افتراهاى فرعونيان اشاره كرد.
جلد
11
3 - فرعونيان ، به حيله و مكر بودن سِحر و برنامه هاى خود براى مقابله با موسى ( ع ) و عارى بودن آن از حقيقت معترف بودند .
فأجمعوا كيدكم
به كاربردن «كيد» در باره كار و سحر خود از سوى فرعونيان، حكايت از آن دارد كه آنان، خود به سحر و بى حقيقت بودن آن معترف بودند و آن را صرفا حيله اى در برابر موسى(ع) مى دانستند.
جلد
14
7 - ملاقات پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) با حضرت موسى ( ع ) ، در شب معراج و يا در قيامت ، قطعى است .
و لقد ءاتينا موسى الكتب فلاتكن فى مرية من لقائه
برداشت بالا، بنابراين احتمال است كه مرجع ضمير در «لقائه» موسى(ع) باشد. لازم به ذكر است كه اين نكته، مورد تأييد روايت نيز هست.
جلد
10
2- موسى و خضر ( ع ) در مسير حركت و سفر خويش ، به يك آبادى رسيدند و با اهل آن ملاقات كردند .
فانطلقا حتّى إذا أتيا أهل قرية
در اين كه چه شهرى در مسير موسى و خضر(ع) قرار داشته، احتمالات گوناگونى ارائه شده است. از جمله آن ها شهر «ناصره» است كه در ساحل دريا قرار داشته است اين وجه را مجمع البيان از امام صادق (ع) روايت كرده است.
جلد
11
5 - شوق موسى ( ع ) به ملاقات و گفت وگوى با پروردگار و جلب رضايت او ، موجب شتاب وى در آمدن به ميقات بود .
و عجلت إليك ربّ لترضى
جلد
10
3- حقايقى آموزنده ، در سرگذشت ملاقات موسى ( ع ) و خضر ( ع ) وجود دارد .
و إذ قال موسى لفتيه لاأبرح
عالمى كه موسى(ع) با او ملاقات كرده، بنابر آنچه كه در روايات آمده است، حضرت خضر(ع) است و موسى(ع) نيز همان پيامبر معروف. گرچه در اين موضوع آراى ديگرى نيز اِبراز شده، ولى به گفته علامه طباطبايى (ره) به دليل ياد فراوان از موسى(ع) در قرآن، اگر غير او مراد بود، قرينه اى در قرآن ذكر مى گرديد تا رفع التباس شود.
جلد
10
4- موسى ( ع ) بسيار مشتاق ديدار با خضر ( ع ) و ملاقات با او بود .
لاأبرح حتّى . .. ءاتنا غداءنا لقد لقينا من سفرنا هذا نصبًا
جلد
10
7- شيطان ، براى عدمِ ملاقات موسى و خضر ( ع ) تلاش مى كرد .
فإنّى نسيت . .. و ما أنسنيه إلاّ الشيطن أن أذكره
همسفر موسى با ادات حصر، فراموشى خود را، تنها، به شيطان منتسب كرد; يعنى، هيچ عاملِ ديگرى در كار نبوده است. لذا اين نتيجه به دست مى آيد كه شيطان، به هر طريق، مى خواسته كه مانع ملاقات موسى و خضر(ع) شود.
جلد
10
1- موسى ( ع ) و همسفرش ، پس از بازگشت به مجمع البحرين ، با خضر ( ع ) ملاقات كردند .
فارتّدا على ءاثارهما قصصًا . فوجدا
جلد
10
2- موسى و خضر ( ع ) پس از ماجراى كشتى ، از آن پياده شده و در خشكى ، با نوجوانى برخورد كردند .
فانطلقا حتّى إذا لقيا غلمًا
«غلام» يعنى «كسى كه سبيل او تازه روييده باشد». (معجم مقاييس اللغة).
جلد
11
1 - موسى و هارون ( ع ) قبل از حركت به طرف فرعون ، با يكديگر ملاقات نموده و موانع احتمالى ارشاد او را بررسى كردند .
قالا ربّنا إنّنا نخاف
قسمت هايى از داستان موسى(ع) - از قبيل بازگشت او نزد خانواده اش و پيداكردن راه مصر و ملاقات با برادرش هارون(ع) - به اين جهت كه در ماجراى برخورد با فرعون، چندان دخيل نبوده، دراين آيات ذكر نشده است. اين احتمال نيز وجود دارد كه آيه 42 (اذهب أنت و أخوك) به بعد، سخنان خداوند به موسى و هارون(ع)، پس از ملاقات آن دو باشد.
جلد
13
3 - اقدام خداوند به محكم ساختن دل مادر موسى ، به منظور پيش گيرى از فاش شدن راز نوزادش توسط خود وى
إن كادت لتبدى به لولا أن ربطنا على قلبها
«ربط» (مصدر «ربطنا») به معناى بستن و محكم كردن است.
جلد
20
4 - فرعون ، در تلاش براى بازداشتن مردم از گرايش به موسى ( ع )
ثمّ أدبر يسعى . فحشر فنادى
جمله «حشر فنادى»، تفسير «يسعى» (در آيه قبل) است.
جلد
18
2 - فرعون ، مانع توجه و گرايشِ نيرو هاى تحت امر خويش ، به پيام و رسالت موسى ( ع )
فتولّى بركنه
در صورتى كه «باء» براى تعديه و «ركن» كنايه از نيروهاى حكومتى باشد، معناى آيه چنين مى شود: «فجعل ركنه متولّين».
جلد
16
21 - تلاش منطقى و عالمانه مؤمن آل فرعون ، براى منصرف ساختن فرعونيان از كشتن موسى ( ع )
و قال رجل من ءال فرعون يكتم إيمنه . .. و إن يك صادقًا يصبكم بعض الذى يعدكم
برداشت ياد شده از مجموع گفته ها، برخوردها، چگونگى استدلال و منطق مؤمن آل فرعون در مقابل فرعونيان
استفاده مى شود.
جلد
16
15 - تلاش گسترده مؤمن آل فرعون در جهت انصراف فرعون از قتل موسى ( ع ) ، مؤثر واقع شد .
و قال رجل مؤمن من ءال فرعون . .. أتقتلون رجلاً ... كذلك يطبع اللّه على كلّ قلب م
برداشت بالا به خاطر اين نكته است كه فرعون، در آغاز برخورد با موسى(ع) بركشتن او مصمم گشته، اين مطلب را به همه اطرافيانش اعلام كرده بود (قال فرعون ما أريكم إلاّ ما أرى); ولى پس از سخنان مؤمن آل فرعون، به جاى كشتن وى دستور داد برجى بسازند تا او نسبت به درستى ادعاى آن حضرت به تحقيق بپردازد.
جلد
16
4 - كشتار فرزندان ذكور مؤمنان از سوى فرعونيان ، براى جلوگيرى از گسترش دعوت موسى ( ع ) كافى و كارساز نبود .
قالوا اقتلوا أبناء الذين ءامنوا معه . .. و قال فرعون ذرونى أقتل موسى
تصميم شخص فرعون مبنى بر كشتن موسى(ع)، پس از اقدام او و درباريانش به كشتن مؤمنان طرفدار موسى(ع)، گوياى حقيقت ياد شده است.
جلد
10
3- كشتى و حمل و نقل دريايى ، در زمان حضرت موسى ( ع ) از منابع درامد بود .
فكانت لمسكين يعملون فى البحر
جلد
6
4 - مناجات خاص موسى با خداوند با گذشتن چهل شب ، در دو مرحله سى شبه و ده شبه ، كامل شد و به حد مطلوب رسيد .
فتم ميقت ربه أربعين ليلة
فعل «تمَّ» متضمن معناى «بلغ» مى باشد و بدين لحاظ «اربعين» مفعولٌ به براى آن است ; يعنى: «فتم
ميقات ربه بالغاً أربعين ليلة».
مناجات موسى(ع)
جلد
1
1 - خداوند ، پس از نجات بنى اسرائيل از سيطره فرعونيان ، موسى ( ع ) را براى عبادت و مناجاتى خاص فرا خواند .
و إذ وعدنا موسى أربعين ليلة
به كارگيرى كلمه «ليلة» (شب) - با وجود اينكه معمولا در بيان شبانه روز و مانند آن، از كلمه «يوم» (روز) استفاده مى شود - اشاره به اين معنا دارد كه: وعده خدا با موسى (ع) براى عبادت و مناجات بوده است. از آن جا كه موسى (ع) در ميان بنى اسرائيل نيز اعمال عبادى داشته، معلوم مى شود آن دعوت براى عبادت و مناجاتى خاص بوده است.
جلد
6
1 - خداوند ، موسى ( ع ) را پس از عبور بنى اسرائيل از دريا ، براى عبادت و مناجاتى خاص فراخواند .
و وعدنا موسى ثلثين ليلة
به كارگيرى كلمه «ليلة» (شب)، با وجود اينكه معمولاً در بيان شبانه روز و مانند آن از كلمه «يوم» استفاده مى شود، اشاره به اين دارد كه مواعده خدا با موسى براى عبادت بوده است. و چون موسى در ميان قومش نيز عبادت و مناجات داشته، معلوم مى شود كه اين، عبادت و مناجاتى خاص بوده است.
جلد
6
1 - موسى ( ع ) پس از مشاجره خويش با هارون و پى بردن به ناتوانى او در برابر منحرفان ، رو به درگاه خدا آورد و به مناجات با او پرداخت .
قال رب اغفر لى و لأخى
2 - موسى ( ع ) در مناجاتش با خدا آمرزش خويش و برادرش هارون را از خداوند درخواست كرد .
قال رب اغفر لى و لأخى
جلد
11
2 - موسى و هارون ( ع ) با مناجات به درگاه خداوند و برشمردن موانع احتمالى اقدام خود ، از خداوند راه چاره خواستند .
قالا ربّنا إنّنا نخاف أن يفرط علينا
جلد
6
2 - مدت مناجات و عبادت ويژه موسى ( ع ) در مرحله نخست سى شب تعيين گرديد .
و وعدنا موسى ثلثين ليلة
3 - موسى ( ع ) علاوه بر گذراندن سى شب براى عبادت و مناجات ، موظف به ادامه آن تا ده شب ديگر شد .
و أتممنها بعشر فتم ميقت ربه أربعين ليلة
«ميقات» به معناى زمانى است كه براى انجام كارى تعيين گردد. «ميقات ربه» يعنى زمانى را كه خدا براى انجام عبادت و مناجات موسى تعيين كرد.
4 - مناجات خاص موسى با خداوند با گذشتن چهل شب ، در دو مرحله سى شبه و ده شبه ، كامل شد و به حد مطلوب رسيد .
فتم ميقت ربه أربعين ليلة
فعل «تمَّ» متضمن معناى «بلغ» مى باشد و بدين لحاظ «اربعين» مفعولٌ به براى آن است ; يعنى: «فتم ميقات ربه بالغاً أربعين ليلة».
7 - بروز بدا براى خدا در مقدار زمان تعيين شده جهت عبادت و مناجات موسى ( ع )
و أتممنها بعشر
9 - موسى ( ع ) ، برادرش هارون را به رهبرى بنى اسرائيل تا پايان مناجاتش با خدا منصوب كرد .
و قال موسى لأخيه هرون اخلفنى فى قومى
جلد
6
11 - تصفيه موسى ( ع ) با مناجات چهل شبه ، مقدمه اى براى دريافت تورات بود .
يموسى إنى اصطفيتك . .. فخذ ما ءاتيتك
چون خداوند در پايان داستان مواعده خويش با موسى(ع) و مناجات چهل شبه وى، اعطاى پيامهاى خويش را، كه همان تورات باشد، مطرح ساخته، معلوم مى شود آن مواعده و مناجات به سبب اعطاى تورات بوده است.
جلد
6
21 - موسى ( ع ) در مناجات خويش با خداوند ، در پى هلاكت همراهانش در ميعادگاه مناجات ، از خداوند خواست تا وى و همراهانش را ببخشايد و بر آنان ترحم كند .
فاغفرلنا و ارحمنا و أنت خير الغفرين
جلد
11
5 - موسى ( ع ) ، گوينده « ياموسى » را نشناخت .
نودى يموسى
مجهول آمدن «نودى» و نيز جمله «إنّى أنا ربّك» (در آيه بعد) گوياى ناشناخته بودن صاحب صدا براى موسى در اولين برخورد است.
جلد
11
1 - فرعون با پذيرفتن زمان و مكان پيشنهادى موسى ( ع ) براى مبارزه ، از ادامه بحث و گفت وگو با او لب فرو بست و مجلس مناظره را ترك كرد .
فتولّى فرعون
جلد
13
1 - مناظره موسى و فرعون در منظر جمعى از فرعونيان
قال لمن حوله
«حَوْل» به چيزى كه شىء را احاطه كرده باشد، گفته مى شود. استفهام در «ألاتستمعون» براى اظهار تعجب است. يعنى «[ فرعون] به كسانى كه پيرامونش بودند [با تعجب ]گفت آيا نمى شنويد».
جلد
13
1 - موضع گيرى فرعون ، در قبال دعوت موسى ( ع ) با به رخ كشيدن دوران سرپرستى خويش بر او
قال ألم نربّك فينا وليدًا
«تربية» (مصدر «نريّى») به معناى پروريدن است. «وليد» به نوزاد و نيز به كودكى گفته مى شود كه از وقت ولادتش زمانى زيادى نگذشته باشد; وگرنه طفل گفته مى شود. «لبث» (مصدر«لبثت») به معناى ماندن و درنگ كردن است; يعنى، فرعون گفت: آيا تو را از كودكى در ميان خود نپروريدم [مگر ]ساليانى چند از عمرت را پيش ما نماندى.
3 - تلاش فرعون در جهت بى اساس جلوه دادن رسالت موسى ( ع ) ، از طريق به رخ كشيدن گذشته زندگى او
قال ألم نربّك فينا وليدًا . .. سنين
جلد
13
9 - راسخ شدن ايمان مادر موسى ، هدف الهى در محكم ساختن دل وى و اطمينان بخشيدن به وى
لولا أن ربطنا على قلبها لتكون من المؤمنين
جلد
13
4 - اطمينان يافتن مادر موسى به بازگردانده شدن فرزندش به آغوش وى ، پس از دريافت وحى الهى
لولا أن ربطنا على قلبها لتكون من المؤمنين
جلد
11
2 - خداوند با آگاه ساختن موسى ( ع ) از موفقيت قطعى در ميدان مبارزه با ساحران ، دل او را محكم كرده و به او اطمينان بخشيد .
قلنا لاتخف إنّك أنت الاعلى
جلد
13
4 - اقدام خداوند به اطمينان بخشيدن به موسى ( ع ) و برطرف ساختن نگرانى وى ( ترس او از كشته شدن به تقاص قتل مرد قبطى )
قال ربّ إنّى قتلت منهم نفسًا . .. و نجعل لكما سلطنًا فلايصلون إليكما
جلد
13
3 - موسى ( ع ) به اراده خداوند ، از خوردن شير دايگان ممنوع بود .
و حرّمنا عليه المراضع من قبل
جلد
17
3- انتخاب بنى اسرائيل و بعثت موسى ( ع ) در ميان آنان ، انتخابى عالمانه و آگاهانه از سوى خداوند
و لقد اخترنهم على علم
متعلق «علم»، استحقاق و شايستگى بنى اسرائيل براى برگزيدن است.
جلد
13
3 - تعلق اراده الهى بر تسلّط بخشيدن به موسى و هارون ( ع ) ، در عرصه هاى مبارزه و ناكام گردانيدن فرعون و دارودسته وى
و نجعل لكما سلطنًا فلايصلون إليكما
جلد
15
2 - غلبه و پيروزى موسى و هارون ( عليهماالسلام ) و قوم شان بر فرعونيان ، نتيجه نصرت الهى بود .
و نصرنهم فكانوا هم الغلبين
جلد
13
3 - تصميم گيرى و حركت موسى ( ع ) ، در مقاطع مختلف بر اساس برنامه وحى
و أوحينا إلى موسى أن أسر بعبادى
جلد
17
6- درخواست رهايى بنى اسرائيل از سوى موسى ( ع ) ، نشأت يافته از رسالت آن حضرت و نه انگيزه هاى قومى
و طبقاتى
أن أدّوا . .. إنّى لكم رسول أمين
از تأكيد موسى(ع) بر «إنّى لكم رسول أمين» استفاده مى شود كه آنچه آن حضرت به فرعونيان پيشنهاد كرده، نه از آن جهت است كه با بنى اسرائيل پيوند نژادى و طبقاتى دارد; بلكه صرفاً در اين سخن، پيامدارى امين از جانب خداوند است.
جلد
11
4 - خداوند ، راهنماى موسى ( ع ) در لحظات حساس و سرنوشت ساز و رهاننده او از بحران هاى روحى و اضطراب هاى درونى
قلنا لاتخف
جلد
13
4 - اقدام خداوند به اطمينان بخشيدن به موسى ( ع ) و برطرف ساختن نگرانى وى ( ترس او از كشته شدن به تقاص قتل مرد قبطى )
قال ربّ إنّى قتلت منهم نفسًا . .. و نجعل لكما سلطنًا فلايصلون إليكما
جلد
13
4 - اقدام خداوند به اطمينان بخشيدن به موسى ( ع ) و برطرف ساختن نگرانى وى ( ترس او از كشته شدن به تقاص قتل مرد قبطى )
قال ربّ إنّى قتلت منهم نفسًا . .. و نجعل لكما سلطنًا فلايصلون إليكما
جلد
8
4- تسلط موسى ( ع ) بر فرعونيان و مغلوب ساختن آنان ، امرى تقدير شده از ناحيه خداوند
و لقد أرسلنا موسى بأيتنا و سلطن مبين
در برداشت فوق ، «سلطان» به معناى تسلط و غلبه ظاهرى گرفته شده است.
جلد
13
3 - تعلق اراده الهى بر تسلّط بخشيدن به موسى و هارون ( ع ) ، در عرصه هاى مبارزه و ناكام گردانيدن فرعون و دارودسته وى
و نجعل لكما سلطنًا فلايصلون إليكما
6 - قرار داشتن موسى و هارون ( ع ) در موضع اقتدار و تسلّط ، در پرتو آيات و معجزات الهى
و نجعل لكما سلطنًا . .. بئايتنا
جلد
13
6 - قرار داشتن موسى و هارون ( ع ) در موضع اقتدار و تسلّط ، در پرتو آيات و معجزات الهى
و نجعل لكما سلطنًا . .. بئايتنا
جلد
10
22- رخداد هاى داستان خضر و موسى ( ع ) ، برخاسته از اراده خداوند و داراى تفسيرى پيچيده و نيازمند آگاهى هايى ويژه است كه از جانب او افاضه شود .
و ما فعلته عن أمرى ذلك تأويل ما لم تسطع عليه صبرًا
جلد
18
4 - « فرعون » ، محور حاكميت كفر در عصر موسى
و فى موسى إذ أرسلنه إلى فرعون
از اين كه موسى(ع) قبل از تبليغ تودهاى مردم، مأموريت يافته بود تا به سوى فرعون حركت كند، به دست مى آيد كه فرعون بر مجموعه نظام اجتماعى آن عصر حاكميت داشت.
جلد
11
13 - خداوند ، با افاضه محبوبيتى ويژه از جانب خويش به موسى ( ع ) ، او را در نظر هر بيننده اى محبوب و دوست داشتنى ساخته بود .
و ألقيت عليك محبّة منى
«ألقيت» عطف بر «أوحينا» در آيه قبل است. نكره آوردن «محبّة» - به قرينه مقام مدح - براى بيان ويژه بودن آن است و قيد «منّى» بيانگر منشأ محبوبيت موسى است و مى فهماند محبوبيت عطا شده به موسى(ع)، از ذات بارى تعالى نشأت گرفته بود.
جلد
16
11 - اعتقاد مردم مصر به ختم نبوت و نيامدن هيچ پيامبرى پس از يوسف ( ع ) ، منشأ مخالفت آنان با دعوت موسى ( ع )
حتّى إذا هلك قلتم لن يبعث اللّه من بعده رسولاً
اعلام ختم نبوت پس از يوسف(ع) از سوى مردم مصر، مى تواند دليل و يا بهانه آنان در مخالفت با دعوت موسى(ع) باشد.
جلد
10
2- معجزات نُه گانه موسى ( ع ) ، زداينده هرگونه ابهام و شك نسبت به خدايى بودن آنها
و لقد ءاتينا موسى تسع ءايت . .. قال لقد علمت ما أنزل هؤلاء إلاّ ربّ السموت و ا
جلد
13
3 - تجهيز موسى ( ع ) از سوى خدا به معجزه اى بيم آفرين و معجزه اى زيبا و پرجاذبه
و ألق عصاك . .. ولّى مدبرًا ... و أدخل يدك... بيضاء من غير سوء
جلد
11
4 - خداوند ، راهنماى موسى ( ع ) در لحظات حساس و سرنوشت ساز و رهاننده او از بحران هاى روحى و اضطراب هاى درونى
قلنا لاتخف
جلد
13
1 - نجات يافتن موسى ( ع ) و همراهان وى ( بنى اسرائيل ) از شرّ فرعونيان ، با عبور از دريا به اراده الهى بود .
و أنجينا موسى و من معه أجمعين
جلد
13
3 - غلبه اراده الهى بر خواست و تصميم فرعون در نابود كردن موسى ( ع )
يذبّح أبناءهم . .. فرددنه إلى أُمّه
موسى(ع) زمانى به دنيا آمد كه فرعون به بهانه از بين بردن او، هر كودك پسر بنى اسرائيلى را سر مى بريد; اما خداوند حوادث را طورى ترتيب داد كه شخص فرعون به حمايت از موسى(ع) برخيزد و او را تحت سرپرستى خود قرار دهد.
4 - تعلق اراده الهى بر بازگرداندن سريع موسى ( ع ) و دير نپاييدن زمان جدايى ميان او و مادرش
فرددنه إلى أُمّه
به كارگيرى «فاء» عاطفه - كه براى بيان عدم تراخى است- نشان مى دهد كه زمان جدايى ميان موسى(ع) و مادرش به قدرى كوتاه بود كه مى توان آن را ناديده گرفت.
جلد
13
4 - موسى ( ع ) ، پيام آور هدايت مردمان از نزد خداوند
و قال موسى ربّى أعلم بمن جاء بالهدى
مراد موسى از «من جاء بالهدى» خود وى مى باشد.
جلد
17
4- برنامه موسى ( ع ) ، پيشبرد رسالت خويش با منطق و نه جنگ و ستيز
و إن لم تؤمنوا لى فاعتزلون
تعبير «فاعتزلون» مى نماياند كه موسى(ع)، با وجود در دست داشتن معجزات و «سلطان مبين»، خواهان درگيرى و ستيز نبوده است.
موانع ايمان به موسى(ع)
جلد
12
8 - روحيه خود بزرگ بينى و سلطه طلبى فرعون و اشراف دربار او ، مانع از پذيرش دعوت موسى و هارون
فاستكبروا و كانوا قومًا عالين
جمله «و كانوا قوماً عالين» تعليل براى «فاستكبروا» است; يعنى، چون آنان مردمى متكبر بودند، از پذيرش دعوت حضرت موسى و هارون امتناع كردند.
11 - حاكميت طولانى خاندان فرعون و اشراف بر توده ها و عادت به دستور دادن ، مانع از پذيرش دعوت موسى و سرنهادن به دستور هاى او ، از سوى آنان بود .
فاستكبروا و كانوا قومًا عالين
جلد
18
5 - اقتدار حكومت فرعون ، اغواگر او و بازدارنده وى از پذيرش پيام روشن موسى ( ع )
فتولّى بركنه
در صورتى كه «باء» براى بيان سببيت يا استعانت و «ركن» كنايه از اركان اقتدار حكومت فرعونى باشد، استفاده مى شود كه فرعون به اتكاى همين نيروها، به مبارزه با موسى(ع) پرداخت و از پذيرش دعوت او سر بر تافت.
جلد
18
5 - تمركز اقتدار در شخص فرعون ، مانع تلاش و تبليغ موسى ( ع ) در ميان توده ها *
و فى موسى إذ أرسلنه إلى فرعون
با اين كه پيامبران به سوى توده هاى مردم، مبعوث شده اند، موسى(ع)، در نخستين مأموريت، به سوى فرعون فرستاده شد. از اين نكته مى توان برداشت ياد شده را به دست آورد.
جلد
13
4 - موسى ( ع ) ، از نافرجام ماندن رسالت الهى خويش در صورت كشته شدن به دست فرعونيان نگران بود .
إلى فرعون و ملإيْه . .. قال ربّ إنّى قتلت منهم نفسًا
طرح موضوع قتل مرد قبطى، نه از آن باب است كه موسى(ع) بر جان خويش مى ترسيد; بلكه بدان جهت بود كه مبادا با دستگيرى و كشته شدن او، رسالت الهى - كه بر دوش او نهاده شده است - نافرجام بماند.
5 - موسى ( ع ) در وادى طور ، نگرانى خويش نسبت به موانع راه رسالت را با خدا در ميان گذاشت .
قال ربّ إنّى قتلت منهم نفسًا
جلد
6
9 - ترس موسى ( ع ) از متهم شدن به كشتن حاضران در ميقات ، مايه اندوه فراوان بر هلاكت ايشان شد .
قال رب لو شئت أهلكتهم من قبل
برداشت فوق توجيهى است احتمالى بر اينكه چرا موسى(ع) به خاطر هلاكت همراهانش به دور از چشمان بنى اسرائيل، اندوهناك شد.
جلد
12
3 - موسى و هارون ، از طايفه بنى اسرائيل بودند .
و قومهما لنا عبدون
جلد
5
3 - ابراهيم، اسحاق، يعقوب، نوح، داوود، سليمان، ايوب، يوسف، موسى، هارون، زكريا، يحيى، عيسى و الياس(ع) از صالحان بودند.
و وهبنا له . .. كل من الصلحين
جلد
5
8 - نوح، ابراهيم، اسحاق، يعقوب، داوود، سليمان، ايوب، يوسف، موسى و هارون(ع) از نيكوكاران هستند.
و من ذريته . .. و كذلك نجزى المحسنين
مشاراليه «كذلك» هم مى تواند هدايت باشد، كه از «هدينا» استفاده مى شود، و هم مى تواند كثرت ذريه صالح باشد، كه از «وهبنا» و «من ذريته» به دست مى آيد. برداشت فوق بر اساس احتمال اول است.
جلد
13
4 - موسى ( ع ) ، شخصيتى محسن و نيكوكار
و لمّا بلغ أشدّه و استوى ءاتينه حكمًا و علمًا و كذلك نجزى المحسنين
جلد
6
11 - موسى ( ع ) در ميان قومش از نفوذى فراوان برخوردار بود .
و أمر قومك يأخذوا
فعل «يأخذوا» چون در جواب امر واقع شده، به «إن» شرطيه مقدر مجزوم شده است. تقدير جمله چنين است: «و أمر قومك إن تامرهم يأخذوا ... .» يعنى قومت را به فراگيرى الواح فرمان ده كه اگر فرمان دادى انجام خواهند داد. اين معنا كه «اگر فرمان دادى انجام خواهند داد»، نشان از نفوذ فراوان موسى دارد.
جلد
2
26 - حضور حضرت موسى ( ع ) در ميان بنى اسرائيل ، مانع تجاوز دشمنان
الم تر الى الملأ من بنى اسرائيل من بعد موسى . .. و قد اُخرجنا من ديارنا
«من بعد موسى» مى تواند اشاره باشد به اينكه تا آنگاه كه موسى (ع) در ميان بنى اسرائيل بود، آنان مورد تجاوز دشمنان قرار نگرفتند.
جلد
13
1 - موضع گيرى فرعون ، در قبال دعوت موسى ( ع ) با به رخ كشيدن دوران سرپرستى خويش بر او
قال ألم نربّك فينا وليدًا
«تربية» (مصدر «نريّى») به معناى پروريدن است. «وليد» به نوزاد و نيز به كودكى گفته مى شود كه از وقت ولادتش زمانى زيادى نگذشته باشد; وگرنه طفل گفته مى شود. «لبث» (مصدر«لبثت») به معناى ماندن و درنگ كردن است; يعنى، فرعون گفت: آيا تو را از كودكى در ميان خود نپروريدم [مگر ]ساليانى چند از عمرت را پيش ما نماندى.
2 - كودكى و بخشى از دوران عمر موسى ( ع ) و نيز رشد و پرورش جسمى او در خاندان فرعون گذشت .
قال ألم نربّك فينا وليدًا و لبثت فينا من عمرك سنين
جلد
13
3 - بزرگ شدن موسى ( ع ) در دامن فرعون ، امرى اجبارى بود نه نعمتى شايان سپاس .
ألم نربّك فينا وليدًا . .. و تلك نعمة ... أن عبّدتّ بنى إسرءيل
جمله «و تلك نعمة» استفهام انكارى و به تقديم «أوَ تلك . ..» مى باشد.
4 - راه يافتن موسى ( ع ) به دستگاه فرعون حلقه اى از زنجير بردگى بنى اسرائيل
قال ألم نربّك فينا وليدًا . .. و تلك نعمة تمنّها علىّ أن عبّدتّ بنى إسرءيل
مقصود موسى(ع) از بيان مطلب ياد شده اين بود كه اگر ظلم تو بر بنى اسرائيل (كشتن نوزادان) نبود، هرگز مادرم مرا به نيل رها نمى كرد تا اسير تو شوم و امروز تو بر من منّت نهى.
6 - ناخشنودى موسى ( ع ) ، از زندگى گذشته خويش در دربار فرعون
قال ألم نربّك فينا وليدًا . .. و تلك نعمة تمنّها علىّ أن عبّدتّ بنى إسرءيل
جلد
13
1 - اقدام موسى ( ع ) ، به معرفى پروردگار جهانيان براى فرعون وحاضران مجلس او
قال ربّ السموت و الأرض و ما بينهما إن كنتم موقنين
جلد
13
1 - مناظره موسى و فرعون در منظر جمعى از فرعونيان
قال لمن حوله
«حَوْل» به چيزى كه شىء را احاطه كرده باشد، گفته مى شود. استفهام در «ألاتستمعون» براى اظهار تعجب است. يعنى «[ فرعون] به كسانى كه پيرامونش بودند [با تعجب ]گفت آيا نمى شنويد».
جلد
16
1 - موسى ( ع ) با راه يافتن به دربار فرعونيان ، پيام حق الهى را به آنان ارائه كرد .
لقد أرسلنا موسى . .. إلى فرعون و هم-ن و قرون ... فلمّا جاءهم بالحقّ من عندنا
جلد
11
3 - مكالمه خداوند با موسى ( ع ) در وادى طوى ، جلوه اى از ربوبيت او نسبت به آن حضر بود .
يموسى . إنّى أنا ربّك
جلد
20
1 - خداوند ، در وادى طوى با موسى ( ع ) سخن گفت .
إذ ناديه ربّه بالواد المقدّس طوًى
«واد» (مخفف «وادى»); يعنى، حد فاصل بين كوه ها و تپه ها كه راه عبور سيلاب باشد (مصباح). برخى از اهل لغت «طوى» را نام درّه اى مى دانند كه پايين كوه طور در صحراى «سينا» قرار دارد. (لسان العرب)
4 - نداى خداوند به موسى ( ع ) در وادى طوى ، حادثه اى با اهميت و در خور توجه براى پيامبر (صلی الله علیه و آله)
حديث موسى . إذ ناديه ربّه
«إذ» ظرف براى «حديث» (در آيه قبل) است و از آن جا كه استفهام در آن آيه براى ترغيب پيامبر(صلی الله علیه و آله) به توجه و دقت در آن ماجرا بود، عظمت حادثه استفاده مى شود.
جلد
20
2 - حركت به سوى فرعون و باز داشتن او از طغيان گرى ، فرمان خداوند به موسى ( ع ) در وادى طوى
اذهب إلى فرعون إنّه طغى
جلد
13
8 - مادر موسى ، مأمور افكندن فرزندش به رود نيل در صورت احساس خطر براى وى از جانب فرعونيان
فإذا خفت عليه فألقيه فى اليمّ
واژه «يمّ» به آب زياد گفته مى شود. بدين جهت به دريا «يمّ» گفته مى شود و هم به رود بزرگ. در اين آيه معناى دوم مراد است و مقصود از آن رود نيل مى باشد.
جلد
13
4 - مأموريت خواهر موسى از سوى مادر براى دنبال كردن موسى در پى افكنده شدنش در آب نيل
و قالت لأُخته قصّيه
5 - حضور خواهر موسى در كنار مادر ، هنگام افكندن موسى در رود نيل
و قالت لأُخته قصّيه
7 - خواهر موسى ، از دور نظاره گر سرنوشت برادر خود بر روى آب نيل
فبصرت به عن جُنُب
«جُنُب» معادل دور است; يعنى، او موسى را از دور زير نظر گرفت.
جلد
11
4 - خداوند به مادر موسى ( ع ) اطمينان بخشيد كه آب خروشان نيل ، صندوق حامل موسى ( ع ) را به ساحل خواهد افكند .
فليلقه اليمّ بالساحل
امر به دريا كه بايد صندوق را به ساحل بيفكند، مجاز و براى مبالغه در اين است كه آمدن صندوق به همراه جريان آب تا كناره رودخانه و افكنده شدن آن به خشكى، قطعى است.
6 - رود نيل از جانب خداوند ، مأمور افكندن صندوق حامل موسى ( ع ) به ساحل بود .
فليلقه اليمّ بالساحل
جمله «فليلقه اليم»، علاوه بر اين كه به مادر موسى مى فهماند كه افكنده شدن موسى(ع) به ساحل قطعى است، ازاين حقيقت نيز حكايت مى كند كه آب به امر تكوينى خداوند، مأمور است كه اين عمل را انجام دهد.
جلد
13
7 - آرامش موسى ( ع ) در شرايط سخت و بحرانى و تلاش وى جهت ايجاد اميد و اطمينان در خانواده خود .
إنّى ءانست نارًا سئاتيكم. .. لعلّكم تصطلون
جلد
11
3 - حضرت موسى ( ع ) هنگام سرگردانى در بيابان ، آتشى را ديد و به خانواده اش بشارت داد .
إذ رءا نارًا فقال . .. إنّى ءانست نارًا
«ايناس» (مصدر «ءانست») در معانى «احساس كردن»، «ديدن»، «دانستن» و «شنيدن» استعمال مى شود(لسان العرب). به مناسبت مورد آيه، مراد «ديدن» است.
4 - خانواده و همراهان موسى ( ع ) در بيابان ، آتشى را كه موسى ( ع ) مشاهده كرد ، نديدند . *
فقال لأهله امكثوا أنّى ءانست نارًا
از گفته موسى(ع) كه فرمود: «من آتشى را ديدم» مى توان احتمال داد كه ديگر همراهان موسى(ع) آن آتش را نديده بودند. و گرنه ديدن را به خود اختصاص نمى داد.
جلد
11
1 - خداوند ، موسى ( ع ) را به پيامبرى برگزيد و در وادى طوى او را از انتخاب شدن به رسالت ، آگاه ساخت .
و أنا اخترتك فاستمع لما يوحى
به قرينه «لما يوحى»، اختيار شدن موسى(ع) به معناى گزينش او براى پيامبرى و تحمل وحى الهى است.
5 - سخن خداوند با موسى ( ع ) در وادى طوى ( پاى كوه طور ) ، به صورت وحى بوده است .
فاستمع لما يوحى
جمله «إنّنى أنا اللّه» (در آيه بعد) بدل براى «ما يوحى» است. بنابراين آنچه در پايين كوه طور با موسى(ع) گفته شده بود، وحى بوده است.
جلد
11
1 - يگانگى خداوند و حقيقت نداشتن هيچ معبودى جز او ، سرلوحه وحى الهى به موسى ( ع ) در وادى طوى بود .
إنّنى أنا اللّه لا إله إلاّ أنا
2 - خداوند در سرزمين طوى ( پايين كوه طور ) به موسى ( ع ) فهماند كه خطاب را مستقيماً از « اللّه » دريافت مى كند و كلام او را مى شنود .
إنّنى أنا اللّه
جلد
11
1 - خداوند ، در وادى طوى به موسى ( ع ) فرمان داد كه با گذاردن دست در زير بغل و بيرون آوردن آن ، با معجزه اى ديگر آشنا شود .
واضمم يدك إلى جناحك . .. ءاية أُخرى
«جناح» در معانى «دست»، «بازو»، «زير بغل» و «پهلو» به كار مى رود (قاموس). فعل «تخرج» قرينه است براين كه مراد از «جناح» در آيه «زير بغل» است، زيرا بر دور شدن دست از بازو و پهلو خروج صادق نيست.
جلد
10
2- حضور موسى ( ع ) و بنى اسرائيل در سرزمين مصر ، غير قابل تحمل براى فرعون و موجب تصميم وى به
اخراج قهرآميز آنان
فأراد أن يستفزّهم من الأرض
بنابر اينكه مراد از «الأرض» سرزمين مصر باشد - كه مقر حكومت فرعون بوده است - نكته فوق قابل استفاده است.
جلد
13
3 - ورود موسى ( ع ) به صحراى سينا در مهاجرت از مدين
ءانس من جانب الطور نارًا
«طور» معادل «جبل» (كوه) است و مراد از آن، طور واقع در سرزمين سينا مى باشد.
9 - تحير و سرگردانى موسى ( ع ) و خانواده اش ، در صحراى سينا به خاطر گم كردن راه
لعلّى ءاتيكم منها بخبر
تعبير آيه ده سوره «طه» در اين مورد (لعلّى آتيكم منها بقبس أو أجد على النار هدًى) به روشنى، دلالت بر مطلب ياد شده دارد.
جلد
14
7 - ملاقات پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) با حضرت موسى ( ع ) ، در شب معراج و يا در قيامت ، قطعى است .
و لقد ءاتينا موسى الكتب فلاتكن فى مرية من لقائه
برداشت بالا، بنابراين احتمال است كه مرجع ضمير در «لقائه» موسى(ع) باشد. لازم به ذكر است كه اين نكته، مورد تأييد روايت نيز هست.
جلد
13
2 - واقع شدن كاخ فرعون و محل زندگى موسى ( ع ) در نقطه اى خارج از شهر مصر
و دخل المدينة
با توجه به اين كه موسى(ع) در آن زمان پيش فرعون و در كاخ وى زندگى مى كرد، تعبير «دخل المدينة» نشان مى دهد كه قصر فرعون در محلى بيرون از شهر مصر واقع شده بود.
جلد
7
2 - سرگذشت حضرت نوح و موسى ( ع ) و پيامبران مبعوث شده در فاصله ميان آنان و تكذيب شدن آنان و هلاكت مكذبان به عذاب استيصال ، آياتى است كه در كتاب هاى آسمانى پيشين نيز آمده بود .
و اتل عليهم نبأ نوح . .. فإن كنت فى شك مما أنزلنا إليك فسئل الذين يقرءون الكتب م
برداشت فوق از ارتباط ميان اين آيه شريفه و مجموعه آيات 71 تا 93 - كه با هم يك بند را تشكيل مى دهند - استفاده مى شود.
جلد
10
2- موسى و خضر ( ع ) در نخستين مراحل همراهى ، سوار كشتى شدند .
فانطلقا حتّى إذا ركبا فى السفينة
جلد
10
1- خداوند از سمت راست كوه طور ، موسى ( ع ) را مورد خطاب قرار داد و با او سخن گفت .
و ندينه من جانب الطور الأيمن
«أيمن» يا از «يُمن» به معناى خير و بركت داشتن گرفته شده و يا از «يمين» كه به معناى «سمت راست» است. دراين برداشت معناى دوم مورد نظر است. در اين صورت «الأيمن» وصف كلمه «جانب» خواهد بود.
جلد
11
5 - موسى ( ع ) تصميم گرفت براى آوردن پاره آتشى جهت روشن كردن آتش و يا پيدا كردن راهنما ، خود را به محل آتش برساند .
لعلّى ءاتيكم منه بقبس أو أجد على النار هدًى
«قبس»، يعنى اخگر و آن، چوب آتش گرفته اى است كه براى برافروختن آتش ديگر، از آتش آماده اقتباس كرده باشند (لسان العرب). «هدىً» مصدر و به معناى اسم فاعل (هادى) است. حرف «أو» در آيه براى تعيين يكى از دو كار است، يعنى موسى(ع) در نظر داشت اگر با راهنمايى برخورد كرد، به راه ادامه دهند وگرنه با فراهم كردن آتش، خود را گرم نگه دارند.
جلد
11
2 - آتشى كه موسى ( ع ) مشاهده كرد ، امرى واقعى بود و موسى ( ع ) خود را به آن رسانيد .
فلمّا أتيها
3 - موسى ( ع ) با نزديك شدن به آتش ، با ندايى مواجه شد كه او را با نام صدا مى زد .
فلمّا أتيها نودى يموسى
4 - نداى « ياموسى » ناگهانى و بدون گذشت زمانى از لحظه رسيدن موسى ( ع ) به آتش ، به او خطاب شد .
فلمّا أتيها نودى يموسى
جلد
11
3 - خداوند در وادى طوى ( در كوه طور ) موسى ( ع ) را بر اجابت خواسته هايش آگاه ساخت .
قد أُتيت سؤلك
5 - وادى طوى در كوه طور ، مكان اعطاى شرح صدر و بيان روان به موسى ( ع ) ونصب هارون به مقام وزارت موسى ( ع ) بود .
قال ربّ اشرح . .. قال قد أُتيت سؤلك
جلد
11
4 - نعمت عطا شده به موسى ( ع ) در كوه طور ، هم سان نعمت گران قدرى بود كه در گذشته موسى ( ع ) به او عطا شده بود .
و لقد مننّا عليك مرّة أُخرى
جلد
11
35 - موسى ( ع ) زمانى توفيق مناجات با خداوند در كوه طور و دريافت حكم رسالت را يافت كه از مرحله آزمون الهى و چشيدن سختى ها ، عبور كرد و شايستگى لازم را به دست آورده بود .
و فتنّك فتونًا. .. ثمّ جئت على قدر يموسى
38 - بازگشت موسى ( ع ) از مدين و آمدن به وادى طوى در كوه طور ، براساس تقدير و برنامه تنظيم شده از جانب خداوند بود .
فلبثت سنين فى أهل مدين ثمّ جئت على قدر يموسى
از معانى «قدر» قضاى الهى و تقدير او است. گفته شده است: اين كلمه، اسم مصدر براى «قدْر» به معناى مقدر ساختن است (لسان العرب). راغب نيز مى گويد: «قدر» زمان و مكان مقدر شده براى هر چيز است.
41 - خداوند در كوه طور ، با ملاطفت و مهربانى با موسى ( ع ) سخن گفت .
يموسى
تصريح مكرر نام موسى(ع) در مقاطع مختلف خطاب الهى، گوياى عنايت خداوند به او است.
جلد
11
6 - اعطاى معجزاتى در كنار معجزه عصا و يدبيضا به موسى ( ع ) ، وعده خداوند به او در كوه طور *
ب--َايتى
جمع آوردن «آيات» با آن كه تا آن زمان، تنها دو معجزه به موسى(ع) عطا شده بود، مى تواند وعده ضمنى خداوند به عطاى معجزاتى ديگر به موسى(ع) باشد.
جلد
13
1 - سرگذشت موسى و خانواده اش در وادى طور ، شايان ذكر و يادآورى
إذ قال موسى لأهله
«إذ» اسم زمان در محل نصب و مفعولٌ به براى فعل محذوف است; يعنى، «اذكر إذ قال موسى لأهله. ..; زمانى را كه موسى به كسانش گفت... به يادآور».
جلد
13
7 - مكالمه خدا با موسى در وادى طور
نودى أن بورك من فى النّار و من حولها
جلد
13
3 - سخن گفتن بىواسطه خدا با موسى در وادى طور
فلمّا جاءها نودى . .. إنّه أنا اللّه العزيز الحكيم
جلد
13
1 - فرمان خدا به موسى ( ع ) در وادى طور ، مبنى بر افكندن عصاى خويش
و ألق عصاك
8 - اعطاى مقام رسالت از جانب خداوند به موسى ( ع ) در وادى طور
يموسى لاتخف إنّى لايخاف لدىّ المرسلون
جلد
13
2 - « يد بيضا » ، دومين معجزه عطا شده به موسى ( ع ) از جانب خدا در وادى طور
و ألق عصاك . .. و أدخل يدك فى جيبك تخرج بيضاء
جلد
13
4 - موسى ( ع ) آتشى را در سمت وادى طور مشاهده كرد .
ءانس من جانب الطور نارًا
«إيناس» (مصدر «آنس») مرادف «إبصار» (ديدن) است. بنابراين «آنس»; يعنى، «بصر و رأى».
6 - تنها موسى ( ع ) نظاره گر آتش وادى طور بود .
إنّى ءانست نارًا
نسبت داده شدن مشاهده آتش به موسى(ع) و نيز نكره آمدن «ناراً»، نشان دهنده آن است كه آتش مزبور، تنها به وسيله موسى(ع) قابل مشاهده بوده است.
جلد
13
1 - موسى ( ع ) براى بردن آتش ، خود را به وادى طور رساند .
لعلّى ءاتيكم منها . .. أو جذوة من النار ... فلمّا أتيها
جلد
13
1 - فرمان الهى به موسى ، در وادى طور مبنى بر افكندن عصاى خويش
و أن ألق عصاك
«إلقاء» (مصدر «ألق») به معناى انداختن است.
جلد
13
1 - فرمان ديگر خداوند به موسى ( ع ) در وادى طور مبنى بر بردن دست خويش به گريبان
اسلك يدك فى جيبك
جلد
13
5 - موسى ( ع ) در وادى طور ، نگرانى خويش نسبت به موانع راه رسالت را با خدا در ميان گذاشت .
قال ربّ إنّى قتلت منهم نفسًا
جلد
13
1 - مكالمه خداوند با موسى ( ع ) در وادى طور
و ما كنت بجانب الطور إذ نادينا
موسى(ع) در مجمع البحرين
جلد
10
1- موسى ( ع ) و همسفر او به محلِّ تلاقى دو دريا رسيدند و در آن جا توقف كردند .
فلمّا بلغا مجمع بينهما
2- موسى و همسفر او ، به هنگام رسيدن به مجمع البحرين ، يك ماهى ، به عنوان غذا ، همراه داشتند .
فلمّا بلغا مجمع بينهما نسيا حوتهما
«حوت» يعنى «ماهى» و برخى آن را ماهى بزرگ معنا كرده اند. (ر.ك. لسان العرب) به قرينه «غداءنا» - در آيه بعد - آن ماهى، به منظور تغذيه فراهم شده بود.
3- موسى ( ع ) و همسفرش هنگام رسيدن به محلِّ تلاقى دو دريا ، از ماهىِ همراه خويش ، غفلت كردند .
فلمّا بلغا مجمع بينهما نسيا حوتهما
جلد
10
1- موسى ( ع ) و همسفرش ، پس از توقف در مجمع البحرين ، در جستوجوى خضر ( ع ) ، مجدداً به حركت خويش ادامه داده و آن جا را پشت سر گذاشتند .
فلمّا بلغا مجمع بينهما . .. فلمّا جاوزا
موسى(ع) در سخن خود با يوشع، مجمع البحرين را هدف و مقصد نهايى خود اعلام كرد، ولى هنگام رسيدن به آن جا، از آن نيز گذشت. اين حركت و نيز گفتارى كه در آيات بعد از موسى(ع) نقل شده است، نشانه آن است كه آن دو نمى دانستند به محلِّ مورد نظر موسى(ع) رسيده اند.
جلد
10
1- موسى ( ع ) و همسفرش ، كنار صخره اى در مجمع البحرين ، آرميدند .
إذ أوينا إلى الصخرة
جلد
10
1- موسى ( ع ) و همسفرش ، پس از بازگشت به مجمع البحرين ، با خضر ( ع ) ملاقات كردند .
فارتّدا على ءاثارهما قصصًا . فوجدا
جلد
11
2 - خداوند در خطاب به موسى ( ع ) ، خود را به او شناساند و به او فهماند كه در محضر پروردگار خود قرار دارد
و كلام او را مى شنود .
يموسى . إنّى أنا ربّك
4 - خداوند به موسى ( ع ) فرمان داد ، به پاس احترام محضر پروردگار خود ، نعلين از پاى درآورد و با پاى برهنه در وادى مقدس گام نهد .
فاخلع نعليك إنّك بالواد المقدّس طوًى
جلد
11
32 - موسى ( ع ) در پى رهايى از چنگ فرعونيان ، با سختى به مدين رسيد و در آن جا چندين سال اقامت گزيد .
و فتنّك فتونًافلبثت فى أهل مدين
«فاء» در «فلبثت. ..» دلالت دارد كه ورود موسى به مدين، بعد از سختى كشيدن او در راه مصر و مدين بوده است.
33 - درنگ چندساله موسى ( ع ) در بين مردم مدين ، مرحله اى ديگر از آزمون و ابتلاى موسى ( ع ) بود .
و فتنّك فتونًافلبثت فى أهل مدين
«فاء» در «فلبثت» ممكن است براى عطف مفصل بر مجمل باشد. در اين صورت درنگ موسى(ع) در مدين، مصداق فتنه (آزمون يا سختى) خواهد بود.
36 - سپرى شدن سال هايى از عمر موسى ( ع ) در مدين و پيدا كردن شايستگى هاى لازم براى رسالت ، از جمله نعمت هاى خداوند به موسى ( ع ) بود .
و لقد مننا عليك مرّة أُخرى. .. إذ تمشى أُختك
40 - زندگانى طولانى موسى ( ع ) در مدين ، داراى نقشى به سزا در رسيدن او به شايستگى لازم براى رسالت بود .
فلبثت سنين فى أهل مدين ثمّ جئت على قدر يموسى
«ثمّ» براى تراخى است و دلالت مى كند كه آمدن موسى(ع) به كوه طور، با گذشت زمان قابل توجهى از آغاز سكونت در مدين همراه بوده است.
جلد
13
4 - روبرو شدن موسى ( ع ) با جمعيت انبوهى از چوپانان بر سر آب مدين
و لمّا ورد ماء مدين وجد عليه أُمّة من الناس يسقون
كلمه «أُمّة» به جماعتى از مردم گفته مى شود و نكره آمدن آن،نشان دهنده كثرت چوپانان است.
6 - جلب توجه موسى ( ع ) به دو زن تنها كه به جاى آب دادن به گوسفندانشان ، آنها را از نزديك شدن به آب باز مى داشتند .
و وجد من دونهم امرأتين تذودان
«ذود» (مصدر «تذودان») به معناى دور كردن است; يعنى، آن دو زن گوسفندانشان را دور مى كردند و نمى گذاشتند كه به آب نزديك شوند. گفتنى است، كه دو زن - چنان كه از عبارت هاى بعد استفاده مى شود - دختران شعيب بودند.
7 - پرسش موسى ( ع ) از دختران شعيب درباره انگيزه آنان از منع كردن گوسفندانشان از آب
قال ما خطبكما
«خطب» معادل «شأن» است; يعنى، «ما الذى حملكما على الذود; چه چيزى شما را بر اين كار وا مى دارد؟»
جلد
13
4 - بازگشتن موسى ( ع ) به سايه جهت استراحت ، پس از آب دادن گوسفندان دختران شعيب
ثمّ تولّى إلى الظلّ
جلد
13
1 - اقامت موسى در مدين تا پايان مدت قراردادش با شعيب ( ع )
فلمّا قضى موسى الأجل
«قضاء» (مصدر «قضى») به معناى تمام كردن و به پايان رساندن است. «الأجل» اشاره به مدتى دارد كه ميان موسى و شعيب(ع) مقرر شده بود.
جلد
6
5 - برخورد و ملاقات ساحران با موسى ( ع ) در پايتخت مصر ، پيش از حضورشان در صحنه مبارزه
إن هذا لمكر مكرتموه فى المدينة
جلد
13
3 - درنگ موسى ( ع ) تا بامداد روز بعد در شهر ، همراه با هراس و انتظار پيشامد حادثه اى ناگوار براى خويش
فأصبح فى المدينة خائفًا يترقّب
«ترقّب» (مصدر «يترقّب») معادل «انتظار» است; يعنى، «ينتظر وقوع المكروه به». مفعول «يترقّب» نيز حذف شده است.
جلد
14
7 - ملاقات پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) با حضرت موسى ( ع ) ، در شب معراج و يا در قيامت ، قطعى است .
و لقد ءاتينا موسى الكتب فلاتكن فى مرية من لقائه
برداشت بالا، بنابراين احتمال است كه مرجع ضمير در «لقائه» موسى(ع) باشد. لازم به ذكر است كه اين نكته، مورد تأييد روايت نيز هست.
جلد
6
1 - موسى با تشرّف به ميعادگاه مناجات با خدا ، دعوت وى را بى هيچ تأخير اجابت كرد .
و لما جاء موسى لميقتنا
«لام» در «لميقاتنا» به معناى «عند» است. بنابراين «جاء موسى لميقاتنا» يعنى موسى(ع) در همان هنگامى كه براى او تعيين كرديم، آمد و تأخيرى نداشت.
2 - خداوند به هنگام حضور موسى ( ع ) در ميعادگاه مناجات ، با وى سخن گفت .
و لما جاء موسى لميقتنا و كلمه ربه
5 - رؤيت خداوند ، درخواست موسى ( ع ) به هنگام سخن گفتن خدا با وى در ميعادگاه مناجات
قال رب أرنى أنظر إليك
جلد
6
3 - اعلام گزينش موسى و برترى او بر همگان ، از سخنان خداوند با موسى در ميعادگاه مناجات
قال يموسى إنى اصطفيتك على الناس
10 - فرمان به دريافت پيام هاى خدا و به كار بستن آنها و سپاسگزارى در برابر نعمت هاى او ، از سخنان خداوند با موسى ( ع ) در ميعادگاه مناجات
قال . .. فخذ ما ءاتيتك و كن من الشكرين
جلد
6
1 - خداوند در ميعادگاه مناجات ، الواح نگارش يافته اى را به موسى عطا كرد .
و كتبنا له فى الألواح . .. فخذها
«ال» در «الألواح» عهد ذكرى و اشاره به «ما اتيتك» در آيه قبل است.
جلد
6
1 - قوم موسى در غياب وى ( زمان حضورش در ميعادگاه مناجات ) به پرستش تنديس گوساله روى آوردند .
و اتخذ قوم موسى من بعده من حليهم عجلا جسداً
جلد
6
3 - موسى ( ع ) در زمان مناجات با خدا و پيش از حضور در ميان بنى اسرائيل ، از ارتداد و گوساله پرستى آنان آگاه شد .
و لما رجع موسى إلى قومه غضبن أسفاً
جلد
11
3 - موسى ( ع ) ، در رسيدن به ميقات ، تعجيل كرده و بر قوم خود پيشى گرفه بود .
و ما أعجلك عن قومك يموسى
4 - موسى ( ع ) ، به جهت پيشى گرفتن بر قوم خود در رسيدن به ميقات ، مورد پرس و جوى خداوند قرار گرفت .
و ما أعجلك عن قومك يموسى
جلد
11
1 - موسى ( ع ) ، سبقت گرفتن خود بر قومش در آمدن به ميقات را ، به جهت اطمينان به قومش در پيروى از او و طى مسير تا ميقات دانست .
قال هم أُوْلاء على أثرى
«أُوْلا» اسم اشاره به بعيد است و «أثر» به معناى علامت باقى مانده از هر چيزى است. از همين رو به جاى پا نيز «اثر» گفته مى شود. «أثر» به معناى اتباع و دنباله روى نيز آمده است. (مقاييس اللغة). مفاد آيه بالا اين است كه آنان همان جماعت اند كه بر نشانه پاى من به سوى ميقات روان اند و يا اين كه به دنبال من در حال آمدن به ميقات هستند.
2 - ورود موسى ( ع ) به ميقات ، اندكى پيش از ورود قومش به آن مكان بود .
و ما أعجلك . .. قال هم أُوْلاء على أثرى
مورد اشاره قرارگرفتن همراهان موسى از سوى آن حضرت، نشان مى دهد كه آنان در چشم انداز موسى(ع) بودند و براى رسيدن به ميقات، زمان زيادى لازم نداشتند. بنابراين بين ورود موسى(ع) به ميقات و ورود قوم او، چندان فاصله اى نبوده است.
3 - قوم موسى ، با فاصله زمانى كوتاهى ، به دنبال موسى ( ع ) و رد پاى او به سوى ميقات روانه شدند .
و ما أعجلك . .. قال هم أُوْلاء على أثرى
4 - موسى ( ع ) ، حضور پيش از موعد خود و جلوتر از ديگران را در ميقات موجب جلب رضايت خداوند مى پنداشت .
و ما أعجلك . .. و عجلت إليك ربّ لترضى
5 - شوق موسى ( ع ) به ملاقات و گفت وگوى با پروردگار و جلب رضايت او ، موجب شتاب وى در آمدن به ميقات بود .
و عجلت إليك ربّ لترضى
جلد
10
19- « عن جعفربن محمد ( ع ) : . . . « فانطلقا حتّى إذا أتيا أهل قرية » و هى الناصرة ;
از امام صادق(ع) روايت شده:. .. مقصود از قريه، در آيه شريف قريه ناصره است».
جلد
11
2 - خداوند ، مادر موسى را به نهادن او در صندوق و افكندن آن به رود نيل ، فرمان داد .
أن اقذفيه فى التابوت فاقذفيه فى اليمّ
مدلول «قذف» پرتاب كردن و افكندن است (مقاييس اللغة) و «اقذفى» كه هم در مورد گذاردن موسى(ع) در صندوق و هم افكندن صندوق به آب، به كار رفته، گوياى اين است كه بايد موسى(ع) به گونه اى در صندوق قرار داده شده و به آب افكنده شود كه هر بيننده اى گمان كند آن را دور انداخته اند. «تابوت»، يعنى صندوق (نهايه ابن اثير) و «يمّ» به معناى دريا است و در آيه، مراد رود نيل است (لسان العرب).
جلد
11
2 - خواهر موسى ، از افكنده شدن برادر كوچكش به نيل مطلع و نگران بود و گام به گام به تعقيب جعبه حامل وى پرداخت .
إذ تمشى أختك فتقول
حركت كردن خواهر موسى در پى او، نشانگر آن است كه وى از جريان موسى(ع) و به آب افكنده شدن او و نيز اجمال حوادثى كه در پيش است، مطلع بوده است.
جلد
11
5 - موسى ( ع ) پيش از نبوت و دريافت وحى نيز ، عارف به خداوند و پذيراى ربوبيت او بود .
إنّى أنا ربّك . .. إنّنى أنا اللّه لا إله إلاّ أنا
دو جمله «إنّى أنا ربّك» و «إنّنى أنا اللّه» حكايت از آن دارد كه موسى(ع) قبلاً اين نام ها را مى شناخته و بدان
اعتقاد داشته است و در كوه طور به تطبيق «ربّ» و «اللّه» بر صاحب صدا پى برد.
جلد
13
8 - مشاهده موسى ، آتشى را از دور در وادى طور
إنّى ءانست نارًا
«إيناس» (مصدر «آنست») معادل «إبصار» (ديدن) است; يعنى، آتشى به نظرم رسيد.
9 - تنها موسى ( ع ) ، نظاره گر آتش وادى طور و همراهانش محروم از مشاهده آن
إنّى ءانست نارًا
10 - تصميم موسى ( ع ) به حركت به سمت آتش طور
ساتيكم منها بخبر أو ءاتيكم
11 - اميد موسى ( ع ) ، به يافتن اطلاعاتى از محل برافروخته شدن آتش ، براى يافتن راه و ادامه مسير سفر
ساتيكم منها بخبر
جمله «سآتيكم منها بخبر» به تقدير «سآتيكم من عندها بخبر نهتدى به» است; يعنى، به زودى از آن جا اطلاعى خواهم آورد كه با كمك آن راهمان را پيدا كنيم.
12 - موسى ( ع ) ، درصدد آوردن پاره اى آتش براى گرم كردن خانواده اش
أو ءاتيكم بشهاب قبس لعلّكم تصطلون
«شهاب» به شعله آتش و «قبس» به شعله برگرفته از آتش گفته مى شود. «اصطلاء» (مصدر «تصطلون») نيز به معناى گرم شدن است; يعنى، يا شعله اى از آتش برگيرم و بياورم تا با آن، آتش برافروزم، باشد كه گرم شويد.
جلد
13
1 - نداى خداوند به موسى ( ع ) در پى رسيدن وى به آتش طور
فلمّا جاءها نودى
4 - قرار گرفتن موسى ( ع ) در احاطه آتش طور
نودى أن بورك من فى النّار
جلد
13
1 - تأكيد خداوند ، بر الهى بودن نداى برخاسته از دل آتش وادى طور
نودى أن بورك من فى النّار . .. يموسى إنّه أنا اللّه
2 - موسى ، در شگفتى و حيرت از نداى برآمده از آتش وادى طور
نودى أن بورك من فى النّار . .. يموسى إنّه أنا اللّه
تصريح خداوند به «إنّه أنا اللّه» مى تواند از آن جهت باشد كه موسى با شنيدن ندا از درون آتش، در شگفتى فرو
رفت و حيران ماند; به گونه اى كه سخت نيازمند راهنمايى روشن و صريح بود.
جلد
13
8 - موسى ( ع ) از خانواده اش خواست كه تا بازگشت وى از وادى طور درنگ كنند .
قال لأهله امكثوا . .. لعلّى ءاتيكم منها بخبر أو جذوة من النار
11 - « عن أبى جعفر ( ع ) قال : لمّا قضى موسى الأجل و سار بأهله نحو بيت المقدس أخطأ الطريق ليلاً « فقال لأهله امكثوا إنّى آنست ناراً » . . . ;
از امام باقر(ع) روايت شده كه فرمود: هنگامى كه قرارداد موسى [با شعيب] پايان يافت و همراه با اهلش به سوى بيت المقدس رهسپار گرديد، شب هنگام راه را گم كرد. پس به اهلش گفت: «امكثوا إنّى آنست ناراً»...».
جلد
4
20 - حضرت موسى ( ع ) ، داراى قدرت و توانى بالا در ايفاى رسالت و اتمام حجت بر مردم
و ءاتينا موسى سلطناً مبيناً
جلد
6
3 - موسى ( ع ) در زمان مناجات با خدا و پيش از حضور در ميان بنى اسرائيل ، از ارتداد و گوساله پرستى آنان آگاه شد .
و لما رجع موسى إلى قومه غضبن أسفاً
جلد
7
2 - موسى و هارون ( ع ) از سوى خدا مأمور بودند رسالت خود را به فرعون و سران حكومتش اعلان كنند و آنان را به ايمان فراخوانند .
ثم بعثنا من بعدهم موسى و هرون إلى فرعون و ملإيه
«ملأ» به معناى رؤساست (لسان العرب).
4 - هارون ( ع ) ، شريك و همتاى موسى ( ع ) در رسالت و مبارزه با فرعون و اشراف پيرامون او بوده است .
ثم بعثنا من بعدهم موسى و هرون إلى فرعون و ملإيه
جلد
7
1 - حضرت موسى ( ع ) ، فرعون و سران حكومتش را ، به خاطر انكار معجزه اى كه در حق بودن آن ترديدى نبود ، مورد ملامت و سرزنش قرار داد .
قال موسى أتقولون للحق لما جاءكم أسحر هذا
2 - حضرت موسى ( ع ) ، از انكار معجزه توسط فرعون و اطرافيانش و جادو خواندن آن ، اظهار تعجب و شگفتى كرد .
أسحر هذا
جلد
7
13 - موسى ( ع ) در دعاى خود ، براى اينكه فرعون و اطرافيانش موفق به ايمان نشوند ، از خداوند درخواست كرد دل هاى آنان را سخت گردانيده و بر آن مهر بزند .
ربنا . .. و اشدد على قلوبهم فلايؤمنوا
«شدت» به معناى صلابت و سخت شدن است و نقيض نرمى مى باشد و چون «اشدد» با «على» استعمال شده در آن معناى «طبع» و «ختم» تضمين و اشراب شده است.
18 - موسى ( ع ) از خداوند ، خواستار عذاب استيصال براى فرعون و اطرافيانش گرديد .
و اشدد على قلوبهم فلايؤمنوا حتى يروا العذاب الأليم
برداشت فوق مبتنى بر اين است كه الف و لام «العذاب» - كه براى عهد ذهنى است - اشاره به عذاب دنيوى (استيصال) باشد. در اين صورت چنين بر مى آيد كه حضرت موسى(ع) چون به چگونگى تحقق عذاب استيصال آگاه بود، از خداوند تحقق زمينه پيدايش آن را - كه عبارت از سخت شدن دل و مهر شدن آن است - درخواست كرد.
جلد
7
10 - موسى ( ع ) و برادرش ( هارون ) ، تحت فشار فرعون و اطرافيان او بودند .
قال موسى ربنا إنك ءاتيت فرعون و ملأه زينة و أمولا . .. ليضلوا عن سبيلك ... فاستق
جلد
17
1 - خداوند ، موسى ( ع ) را به سوى فرعون و درباريانش فرستاد .
و لقد أرسلنا موسى بايتنا إلى فرعون و ملإيه
جلد
13
7 - عارى بودن از انگيزه هاى اصلاح طلبانه ، اتهام ديگر مرد اسرائيلى به موسى ( ع )
و ما تريد أن تكون من المصلحين
جلد
7
7 - حضرت موسى ( ع ) ، از فرعون و اطرافيانش براى به كار بستن اموال و زينت هاى فراوان خويش در مسير گمراهى و فريب مردم ، در پيشگاه خداوند به شكوه پرداخت .
و قال موسى ربنا إنك ءاتيت فرعون و ملأه زينة و أمولا فى الحيوة الدنيا ربنا ليضلوا
جلد
7
7 - حضرت موسى ( ع ) ، از فرعون و اطرافيانش براى به كار بستن اموال و زينت هاى فراوان خويش در مسير گمراهى و فريب مردم ، در پيشگاه خداوند به شكوه پرداخت .
و قال موسى ربنا إنك ءاتيت فرعون و ملأه زينة و أمولا فى الحيوة الدنيا ربنا ليضلوا
جلد
1
17 - استعاذه موسى ( ع ) به خدا ، از اينكه امرى را به دروغ ، به خداوند نسبت دهد .
أتتخذنا هزواً قال أعوذ باللّه أن أكون من الجهلين
جمله «أعوذ باللّه . ..» ناظر به اتهاماتى است كه جمله «أتتخذنا هزواً» گوياى آن است. اين جمله بيانگر دو پندار باطل و اتهام ناروا مى باشد: 1- موسى(ع) مردم را به بازيچه گرفته است. 2- دستور ذبح گاو، فرمان خدا نيست بلكه ساخته خود موسى(ع) است.
جلد
6
7 - موسى ( ع ) بر اثر شدّت غضب به خاطر گوساله پرستى قومش ، لوحه هاى تورات را بر زمين افكند .
لما رجع موسى إلى قومه غضبن أسفاً . .. و ألقى الألواح
جلد
7
1 - فرعون و اطرافيانش ، پس از شيندن سخنان موسى ( ع ) ، او و هارون ( ع ) را به تلاش براى براندازى حكومت متهم كردند .
قال موسى . .. قالوا أجئتنا لتلفتنا عما وجدنا عليه ءاباءنا و تكون لكما الكبرياء
جلد
1
16 - موسى ( ع ) مردمش را به خاطر تقاضاى غذايى پست تر در مقابل از دست دادن غذايى بهتر ، سرزنش كرد .
قال أتستبدلون الذى هو أدنى بالذى هو خير
استفهام در «أتستبدلون» انكار توبيخى است. ضمير در «قال» مى تواند به «ربك» برگردد و مى تواند به «موسى» ارجاع شود در برداشت فوق دومين احتمال لحاظ شده است.
21 - موسى ( ع ) در پى تقاضاى قومش ( درخواست خوراكى هاى زمينى ) از آنان خواست تا به يكى از شهر ها در آيند و شهرنشينى را انتخاب كنند .
قال أتستبدلون . .. اهبطوا مصراً فان لكم ما سألتم
چنانچه ضمير در «قال» به «ربك» برگردد، جمله «اهبطوا . ..» سخن خداوند است و اگر به موسى (ع) ارجاع شود، آن جمله گفته موسى(ع) خواهد بود. برداشت فوق به لحاظ احتمال دوم است.
22 - موسى ( ع ) با دور نگه داشتن قومش از سكونت در شهر ها ، اهداف بلندى را براى آنان در نظر داشت و آن را تعقيب مى كرد .
اهبطوا مصراً فان لكم ما سألتم
جمله «اهبطوا مصراً . ..» (به يكى از شهرها در آييد، آنچه مى خواستيد در آن وجود دارد) بيانگر اين است كه: انتقال قوم موسى از بيابانها به شهر كارى سهل و آسان بوده است. و ناگزير از بيابان گردى نبودند. بنابراين موسى(ع) بيابان گردى را براى قومش انتخاب كرده بود و اين معنا بديهى است كه اگر پيامبران امرى را براى قوم خويش انتخاب كنند - خصوصاً اگر مشكلاتى را هم به دنبال داشته باشد - در پى رساندن آنان به اهداف بلندى هستند.
جلد
1
5 - موسى ( ع ) مردم خويش را به انجام مأموريتشان ( ذبح گاو ميانسال ) فرمان داد .
إنها بقرة لافارض و لابكر عوان بين ذلك فافعلوا ما تؤمرون
جلد
4
2 - دعوت بنى اسرائيل از سوى موسى ( ع ) به يادآورى نعمت هاى الهى بر آنان
و اذ قال موسى لقومه يقوم اذكروا نعمة اللّه عليكم
جلد
4
1 - ورود به سرزمين مقدس و تصرف آن ، فرمان موسى ( ع ) به قوم خويش
يقوم ادخلوا الارض المقدسة
8 - موسى ( ع ) بر حذر دارنده قوم خويش از فرار و عقب نشينى به هنگام رويارويى با ساكنان سرزمين مقدس
و لاترتدوا على ادباركم
جلد
4
2 - نااميدى موسى ( ع ) از حركت بنى اسرائيل و مبارزه با جباران براى ورود به سرزمين مقدس
قال رب انى لااملك الا نفسى و اخى
7 - جدايى موسى ( ع ) و برادرش هارون از بنى اسرائيل ، درخواست و دعاى موسى ( ع ) به پيشگاه پروردگار
فافرق بيننا و بين القوم الفسقين
9 - نفرين موسى ( ع ) بر قوم خويش با درخواست محروم شدن آنان از فيض وجود او و برادرش هارون
فافرق بيننا و بين القوم الفسقين
12 - تمرد و گناه بنى اسرائيل ، موجب نفرين موسى ( ع ) بر آنان
فافرق بيننا و بين القوم الفسقين
جلد
4
12 - پرهيز از تأسف و اندوه بر گناهكاران بنى اسرائيل ، فرمان خداوند به موسى ( ع )
فلاتأس على القوم الفسقين
16 - رأفت و مهربانى موسى ( ع ) نسبت به قوم خود ، على رغم نافرمانى و گناه آنان
فلاتأس على القوم الفسقين
«فلاتأس» از ماده «اسى» به معناى حزن و اندوه است. بر حذر داشتن موسى(ع) از تأسف بر بنى اسرائيل، دلالت بر وقوع تأسف و يا انتظار وقوع آن دارد و در هر حال، نشانه عطوفت موسى(ع) نسبت به آنان است.
جلد
6
5 - موسى ( ع ) در تعاليم خويش به بنى اسرائيل ، پندار مالكيت فرعون را بر زمين ، پندارى باطل و حاكميت او را مقهور اراده خداوند خواند .
قال موسى لقومه . .. إن الأرض للّه يورثها من يشاء من عباده
جلد
6
5 - موسى ( ع ) در عين اميدوارى به هلاكت فرعون و حاكميت يافتن بنى اسرائيل ، نگران عدم ايجاد شرايط آن از سوى قوم خويش بوده است .
عسى ربكم أن يهلك عدوكم و يستخلفكم فى الأرض
كلمه «عسى» حكايت از آن دارد كه موسى(ع) يقين به هلاكت فرعون و حاكميت يافتن قومش نداشته است و شايد دغدغه خاطر او بدان جهت بود كه وى اطمينان نداشت مردمش ش---رايطى را كه براى پيروزى مطرح ساخته بود (استعينوا ب--اللّه . .. ) رعايت كنند.
جلد
6
4 - فرعونيان نيز همچون بنى اسرائيل در دايره رسالت موسى بودند .
مهما تأتنا به من ءاية لتسحرنا بها فما نحن لك بمؤمنين
جلد
6
3 - موسى ( ع ) با تبيين فساد آيين بت پرستى ، بنى اسرائيل را كه آرزومند آن آيين بودند ، بر جهلشان واقف ساخت .
قال إنكم قوم تجهلون. إن هؤلاء متبر ما هم فيه و بطل ما كانوا يعملون
جلد
6
5 - موسى ( ع ) تمايل قوم خويش را به بت پرستى ، ناسپاسى به نعمت هاى خداوند دانست .
أغير اللّه أبغيكم إلهاً و هو فضلكم على العلمين
جلد
6
4 - موسى ( ع ) با تكيه بر لطف خداوند به بنى اسرائيل در نجات بخشى آنان از شكنجه فرعونيان ، لزوم پرستش خداى يگانه و پرهيز از گرايش به شرك را به آنان گوشزد كرد .
قال أغير اللّه أبغيكم إلهاً . .. و إذ أنجينكم من ءال فرعون
برداشت فوق بر اين اساس است كه مفاهيم ذكر شده در آيه مورد بحث برگرفته از سخنان موسى باشد و مخاطبان اصلى آن همان مردمى باشند كه پس از عبور از دريا به بت پرستى گرايش پيدا كردند.
جلد
6
1 - خداوند از موسى ( ع ) خواست تا گروهى از قومش را همراه خود به ميعادگاه مناجات بياورد .
و اختار موسى قومه سبعين رجلا لميقتنا
2 - موسى ( ع ) از ميان بنى اسرائيل هفتاد نفر را براى بردن به ميعادگاه مناجات انتخاب كرد .
و اختار موسى قومه سبعين رجلا لميقتنا
كلمه «سبعين» مفعول براى «اختار» مى باشد و «قومه» به سبب حذف حرف جر، منصوب شده است ; يعنى «من قومه». البته برخى «قومه» را مفعول و «سبعين» را بدل از آن گرفته اند.
8 - موسى ( ع ) اندوهناك از هلاكت برگزيدگانش در ميعادگاه مناجات به دور از چشمان بنى اسرائيل
قال رب لو شئت أهلكتهم من قبل
جمله «لو شئت . .. » (اگر مى خواستى من و ايشان را به هلاكت رسانى، پيش از حضور در ميقات به هلاكت مى رساندى) حكايت از تحسر و اندوه موسى(ع) بر از ميان رفتن همراهانش دارد و قيد «من قبل» مى رساند كه اندوه وى برخاسته از آن است كه هلاكت آنان در ميقات و به دور از چشمان بنى اسرائيل تحقق يافته است.
جلد
7
1 - موسى ( ع ) ، نسبت به قوم خود ، رهبرى مهربان و راهنمايى دلسوز بود .
و قال موسى يقوم
برداشت فوق از اضافه «قوم» به ياى متكلم به دست آمده است.
جلد
9
6- نجات بنى اسرائيل از شكنجه و كشتار فرعونيان ، نعمت چشمگير و به ياد ماندنى خداوند بر آنان بود .
إذ قال موسى لقومه اذكروا نعمة الله عليكم إذ أنجكم من ءال فرعون
جلد
20
7 - رسالت موسى ( ع ) ، فراتر از هدايت و رهبرى بنى اسرائيل بود .
اذهب إلى فرعون إنّه طغى
جلد
6
15 - جسم موسى ( ع ) در صورت تجلى خدا بر وى ، از هم گسيخته و متلاشى مى شد .
و لكن انظر إلى الجبل . .. فلما تجلى ربه للجبل جعله دكا
22 - موسى ( ع ) با مشاهده اثر تجلى خدا ( انهدام كوه ) تقاضاى رؤيت خداوند را ناروا دانست و به درگاه الهى توبه كرد .
فلما أفاق قال سبحنك تبت إليك
جلد
1
11 - موسى ( ع ) با جاهلانه خواندن استهزاى مردم ، پندار قوم خويش را درباره خود ناروا دانست .
قال أعوذ باللّه أن أكون من الجهلين
جلد
17
6- درخواست رهايى بنى اسرائيل از سوى موسى ( ع ) ، نشأت يافته از رسالت آن حضرت و نه انگيزه هاى قومى و طبقاتى
أن أدّوا . .. إنّى لكم رسول أمين
از تأكيد موسى(ع) بر «إنّى لكم رسول أمين» استفاده مى شود كه آنچه آن حضرت به فرعونيان پيشنهاد كرده، نه از آن جهت است كه با بنى اسرائيل پيوند نژادى و طبقاتى دارد; بلكه صرفاً در اين سخن، پيامدارى امين از جانب خداوند است.
جلد
6
4 - موسى ( ع ) با بيان احسان و تفضل ويژه خداوند بر بنى اسرائيل ، تنها او را شايسته پرستش براى آنان معرفى كرد .
قال أغير اللّه أبغيكم إلهاً و هو فضلكم على العلمين
جمله «و هو فضلكم» حاليه و به منزله تعليلى است براى جمله «أغير اللّه . .. .» يعنى چگونه امكان دارد غير خدا را براى پرستش شما بجويم در حالى كه نعمتها، از جمله برترى شما بر ديگر اقوام و ملل، عطاى اوست.
جلد
7
10 - موسى ( ع ) در دعاى خود ، نابودى كامل ثروت هاى فرعون و اطرافيانش را از خداوند خواستار گرديد .
ربنا اطمس على أمولهم
گاهى «طموس» به چيزى نسبت داده مى شود و از آن فساد، تباهى و نابودى خود آن شىء اراده مى شود; مانند طموس قلب، يعنى فساد و تباهى قلب; طموس طريق، يعنى خراب شدن و از بين رفتن راه و گاهى از آن تباهى آثار و لوازم شىء اراده مى شود; مانند طموس نجم، يعنى زوال نور آن; طموس چشم، يعنى محور نور آن. برداشت فوق مبتنى بر استعمال اول است.
11 - موسى ( ع ) در دعاى خود ، براى جلوگيرى از گمراه شدن مردم ، از خداوند درخواست كرد تا جاذبه هاى اموال فرعون و اطرافيانش را ( در چشم و دل مردم ) دگرگون نمايد .
ربنا ليضلوا عن سبيلك ربنا اطمس على أمولهم
جلد
7
10 - موسى ( ع ) در دعاى خود ، نابودى كامل ثروت هاى فرعون و اطرافيانش را از خداوند خواستار گرديد .
ربنا اطمس على أمولهم
گاهى «طموس» به چيزى نسبت داده مى شود و از آن فساد، تباهى و نابودى خود آن شىء اراده مى شود; مانند طموس قلب، يعنى فساد و تباهى قلب; طموس طريق، يعنى خراب شدن و از بين رفتن راه و گاهى از آن تباهى آثار و لوازم شىء اراده مى شود; مانند طموس نجم، يعنى زوال نور آن; طموس چشم، يعنى محور نور آن. برداشت فوق مبتنى بر استعمال اول است.
11 - موسى ( ع ) در دعاى خود ، براى جلوگيرى از گمراه شدن مردم ، از خداوند درخواست كرد تا جاذبه هاى اموال فرعون و اطرافيانش را ( در چشم و دل مردم ) دگرگون نمايد .
ربنا ليضلوا عن سبيلك ربنا اطمس على أمولهم
جلد
6
1 - موسى ( ع ) با بى اعتنايى به جادوگرى ساحران شروع مبارزه را به آنان واگذاشت .
قال ألقوا
2 - ساحران پس از رخصت دهى موسى ( ع ) آنچه را براى جادوگرى تدارك ديده بودند ، در مقابل تماشاگران ر
ها كردند و چشم هاى آنان را سحر كردند .
فلما ألقوا سحروا أعين الناس
جلد
7
2 - حضرت موسى ( ع ) ، پس از رويارويى با انبوه ساحران ، از آنان خواست تا با به كار گرفتن تمام توان خود آنچه را كه به قصد ميدان انداختن آورده اند ، به زمين بيندازند .
فلما جاء السحرة قال لهم موسى ألقوا ما أنتم ملقون
جلد
7
1 - پس از درخواست موسى ( ع ) ، ساحران با به ميدان ريختن آنچه داشتند ( چوب ها و طناب ها ) به كار سحر پرداختند .
قال لهم موسى ألقوا . .. فلما ألقوا
2 - موسى ( ع ) ، پس از مشاهده عمل ساحران ، براى رفع اتهام ساحرى از خود ، سحر بودن آن عمل را به آنان گوشزد نمود .
فلما ألقوا قال موسى ما جئتم به السحر
6 - موسى ( ع ) ، با خطاب به ساحران ، آنان را گروهى مفسد و مقابله آنان با خود را عملى فسادانگيز خواند .
قال موسى ما جئتم به السحر . .. إن اللّه لايصلح عمل المفسدين
جلد
11
1 - موسى ( ع ) ، شروع مبارزه را به ساحران فرعون واگذار نمود و بر آغاز كار از سوى آنان تأكيد كرد .
إمّا أن تلقى . .. قال بل ألقوا
جلد
13
1 - پيشنهاد موسى ( ع ) به ساحران ، براى پيشقدم شدن در نماياندن سحر خويش
قال لهم موسى ألقوا ما أنتم ملقون
جلد
7
4 - حضرت موسى ( ع ) ، سحر بودن كار خود را نفى كرده ، معجزه بودن آن را امرى بديهى ، روشن و غير قابل ترديد خواند .
أتقولون للحق لما جاءكم أسحر هذا
با توجه به استفهام انكارى و اسم اشاره و جمله قبل، معناى جمله (أسحر هذا) چنين است كه: اين عمل سحر نيست و مايه تعجب است اگر كسى حق و معجزه بودن آن را انكار كند.
7 - حضرت موسى ( ع ) ، همراه با نفى ساحريت از خود ، فرعون و اطرافيانش را تهديد به شكست كرد و پيروزى قطعى خود را به آنان اعلام نمود .
و لا يفلح السحرون
جلد
1
10 - استعاذه موسى ( ع ) به خدا از اينكه در زمره جاهلان باشد .
أعوذ باللّه أن أكون من الجهلين
جلد
7
9 - خداوند ، موسى و هارون ( ع ) را از پيروى راه و روش افراد نادان برحذر داشت .
و لاتتبعان سبيل الذين لايعلمون
جلد
10
9- موسى ( ع ) بر روش آموختن علم تأويل حوادث ، شكيبايى نداشت .
سأنبّئك بتأويل ما لم تستطع عليه صبرًا
جلد
7
18 - موسى ( ع ) از خداوند ، خواستار عذاب استيصال براى فرعون و اطرافيانش گرديد .
و اشدد على قلوبهم فلايؤمنوا حتى يروا العذاب الأليم
برداشت فوق مبتنى بر اين است كه الف و لام «العذاب» - كه براى عهد ذهنى است - اشاره به عذاب دنيوى (استيصال) باشد. در اين صورت چنين بر مى آيد كه حضرت موسى(ع) چون به چگونگى تحقق عذاب استيصال آگاه بود، از خداوند تحقق زمينه پيدايش آن را - كه عبارت از سخت شدن دل و مهر شدن آن است - درخواست
كرد.
جلد
16
14 - اطمينان دادن مؤمن آل فرعون به فرعونيان ، از آسيب ديدن موسى ( ع ) در صورت دروغ گو بودن ايشان در ادعا هاى خود
و إن يك كذبًا فعليه كذبه
15 - ناروا بودن قتل موسى ( ع ) ، در نظر مؤمن آل فرعون حتى در صورت دروغ گو بودن او
و إن يك كذبًا فعليه كذبه
جلد
13
1 - اقدام موسى ( ع ) ، به معرفى پروردگار جهانيان براى فرعون وحاضران مجلس او
قال ربّ السموت و الأرض و ما بينهما إن كنتم موقنين
جلد
6
21 - دليل محروميت موسى ( ع ) از رؤيت خدا ، محال بودن آن بود ، نه ناشايست بودن وى براى ديدار خدا
قال سبحنك
از اينكه موسى پس از تقاضاى رؤيت و تجلى خدا بر كوه و انهدام آن، خداوند را تسبيح كرد و منزه از ديده شدن دانست، معلوم مى شود دليل محروميت وى ناشدنى بودن رؤيت خداست، نه اينكه وى شايسته اين مقام نبوده و لياقت آن را نداشته است.
22 - موسى ( ع ) با مشاهده اثر تجلى خدا ( انهدام كوه ) تقاضاى رؤيت خداوند را ناروا دانست و به درگاه الهى توبه كرد .
فلما أفاق قال سبحنك تبت إليك
جلد
7
2 - فرعون و اطرافيانش ، حضرت موسى ( ع ) را متهم كردند كه تلاش او نه به خاطر هدايت ; بلكه براى برگرداندن آنان از سنّت و روش پدرانشان و تصاحب قدرت و حكومت بر سرزمين مصر است .
قالوا أجئتنا لتلفتنا عما وجدنا عليه ءاباءنا و تكون لكما الكبرياء فى الأرض
جلد
6
1 - موسى ( ع ) با انكار شايستگى غير خدا براى پرستش ، از گرايش قومش به بت پرستى شگفت زده شد .
قال أغير اللّه أبغيكم إلهاً
همزه در «أغير اللّه» براى انكار و تعجب و «كم» به تقدير لام است. «إلهاً» مفعول براى «أبغى» و «غير اللّه» صفت و يا حال براى «إلهاً» است. يعنى: «أأبغى لكم إلهاً غير اللّه»
جلد
13
20 - عدم آشنايى قبلى موسى ( ع ) با شعيب ( ع )
ستجدنى إن شاء اللّه من الصلحين
جلد
7
6 - حضرت موسى ( ع ) ، از پيش به پيروزى و دستيابى به هدف هاى خود و شكست فرعون ، آگاهى داشت .
و لا يفلح السحرون
«فلاح» به معناى ظفر و دست يافتن به هدف است (مفردات راغب).
7 - حضرت موسى ( ع ) ، همراه با نفى ساحريت از خود ، فرعون و اطرافيانش را تهديد به شكست كرد و پيروزى قطعى خود را به آنان اعلام نمود .
و لا يفلح السحرون
جلد
7
3 - موسى ( ع ) ، شكست ساحران و ابطال سحر آنان را ، قطعى و غير قابل ترديد اعلام كرد .
قال موسى ما جئتم به السحر إن اللّه سيبطله
4 - موسى ( ع ) ، شكست ساحران و ابطال سحر آنان را ، به خدا مرتبط نموده و خود را صرفاً واسطه فعل او اعلام كرد .
قال موسى ما جئتم به السحر إن اللّه سيبطله إن اللّه لايصلح عمل المفسدين. و يحق ال
5 - موسى ( ع ) ، از پيش بر پيروزى خود و شكست ساحران و ابطال سحرشان ، اطمينان داشت .
قال موسى ما جئتم به السحر إن اللّه سيبطله
جلد
7
7 - حضرت موسى ( ع ) ، همراه با نفى ساحريت از خود ، فرعون و اطرافيانش را تهديد به شكست كرد و پيروزى قطعى خود را به آنان اعلام نمود .
و لا يفلح السحرون
جلد
7
7 - موسى ( ع ) ، فرعون و اطرافيانش را گروهى مفسد و توطئه هاى آنان را محكوم به شكست دانست .
إن اللّه لايصلح عمل المفسدين
جلد
7
7 - موسى ( ع ) ، فرعون و اطرافيانش را گروهى مفسد و توطئه هاى آنان را محكوم به شكست دانست .
إن اللّه لايصلح عمل المفسدين
جلد
13
1 - قتل مرد قبطى ، ظلم موسى ( ع ) به خود و باعث به خطر افتادن جان او از سوى فرعونيان
فوكزه موسى فقضى عليه . .. قال ربّ إنّى ظلمت نفسى
موسى(ع) در پيشگاه پروردگار اعتراف كرد كه مرتكب خطاى بزرگى شده و با كشتن مرد قبطى، در معرض خطرى جدى قرار گرفته است.
جلد
7
3 - موسى ( ع ) ، به حقانيت راه خويش ايمان داشت و توانايى هاى دشمن را در مبارزه با خويش حقير و ناچيز مى شمرد .
فلما جاء السحرة قال لهم موسى ألقوا ما أنتم ملقون
جلد
6
5 - موسى ( ع ) پيامبرى از جانب خداوند براى ارشاد و هدايت فرعون زمان خويش و بزرگان دربار وى
إلى فرعون و ملإيه
كلمه «فرعون» عنوان و لقب پادشاهان و حاكمان بزرگ مصر در عصرهاى گذشته بوده است.
6 - ارشاد اهرم هاى اصلى نظام فرعونى ( فرعون و كارگزاران ارشد وى ) نخستين و مهمترين رسالت موسى ( ع )
إلى فرعون و ملإيه
جلد
6
1 - موسى پس از بعثت به نبوّت با حضور در برابر فرعون و گفتگو با وى ، رسالت الهى خويش را به او اعلان كرد .
و قال موسى يفرعون إنى رسول من رب العلمين
كلمه «واو» در «و قال . .. » بيانگر اين است كه در قبل از بيان رسالت سخنانى بين موسى و فرعون مبادله شده بود كه به سبب دخالت نداشتن آنها در موضوع بحث، بيان نشده است.
جلد
6
1 - موسى ( ع ) در حضور فرعون خويشتن را از هر گونه افترا بر خداوند مبرّا دانست .
حقيق على أن لا أقول على اللّه إلا الحق
8 - ربوبيت خداوند بر تمام هستى و نيز بر فرعون و بزرگان دربارش ، مورد تأكيد موسى در محاوراتش با فرعون
إنى رسول من رب العلمين . .. قد جئتكم ببينة من ربكم
9 - موسى ( ع ) در راستاى رهاسازى بنى اسرائيل از فرعون خواست تا از مهاجرت آنان با وى جلوگيرى نكند .
فأرسل معى بنى إسراءيل
جلد
6
1 - فرعون ، ناباور به صداقت موسى ( ع ) در ادعاى رسالت و برخورداريش از معجزه و آيتى از جانب خدا
قال إن كنت جئت بئاية فأت بها إن كنت من الصدقين
متعلق «الصدقين» اصل رسالت و نيز داشتن «بينة» است. يعنى: إن كنت من الصادقين فى دعوى الرسالة و دعوى البينة.
جلد
6
1 - موسى ( ع ) در پاسخ فرعون ( درخواست آيت رسالت ) عصاى خويش را ر ها ساخت .
فألقى عصاه
2 - عصاى موسى ( ع ) در برابر فرعون به مارى بزرگ تبديل شد .
فألقى عصاه فإذا هى ثعبان مبين
جلد
6
1 - موسى ( ع ) در پى درخواست فرعون ( آوردن معجزه ) دومين آيت رسالت خويش را ارائه كرد .
إن كنت جئت بئاية فأت بها . .. و نزع يده فإذا هى بيضاء للنظرين
جلد
7
2 - موسى و هارون ( ع ) از سوى خدا مأمور بودند رسالت خود را به فرعون و سران حكومتش اعلان كنند و آنان را به ايمان فراخوانند .
ثم بعثنا من بعدهم موسى و هرون إلى فرعون و ملإيه
«ملأ» به معناى رؤساست (لسان العرب).
4 - هارون ( ع ) ، شريك و همتاى موسى ( ع ) در رسالت و مبارزه با فرعون و اشراف پيرامون او بوده است .
ثم بعثنا من بعدهم موسى و هرون إلى فرعون و ملإيه
جلد
7
1 - حضرت موسى ( ع ) ، فرعون و سران حكومتش را ، به خاطر انكار معجزه اى كه در حق بودن آن ترديدى نبود ، مورد ملامت و سرزنش قرار داد .
قال موسى أتقولون للحق لما جاءكم أسحر هذا
2 - حضرت موسى ( ع ) ، از انكار معجزه توسط فرعون و اطرافيانش و جادو خواندن آن ، اظهار تعجب و شگفتى كرد .
أسحر هذا
جلد
7
13 - موسى ( ع ) در دعاى خود ، براى اينكه فرعون و اطرافيانش موفق به ايمان نشوند ، از خداوند درخواست كرد دل هاى آنان را سخت گردانيده و بر آن مهر بزند .
ربنا . .. و اشدد على قلوبهم فلايؤمنوا
«شدت» به معناى صلابت و سخت شدن است و نقيض نرمى مى باشد و چون «اشدد» با «على» استعمال شده در آن معناى «طبع» و «ختم» تضمين و اشراب شده است.
18 - موسى ( ع ) از خداوند ، خواستار عذاب استيصال براى فرعون و اطرافيانش گرديد .
و اشدد على قلوبهم فلايؤمنوا حتى يروا العذاب الأليم
برداشت فوق مبتنى بر اين است كه الف و لام «العذاب» - كه براى عهد ذهنى است - اشاره به عذاب دنيوى (استيصال) باشد. در اين صورت چنين بر مى آيد كه حضرت موسى(ع) چون به چگونگى تحقق عذاب استيصال آگاه بود، از خداوند تحقق زمينه پيدايش آن را - كه عبارت از سخت شدن دل و مهر شدن آن است - درخواست كرد.
جلد
7
10 - موسى ( ع ) و برادرش ( هارون ) ، تحت فشار فرعون و اطرافيان او بودند .
قال موسى ربنا إنك ءاتيت فرعون و ملأه زينة و أمولا . .. ليضلوا عن سبيلك ... فاستق
جلد
8
2- فرعون و قوم او ، در محدوده رسالت موسى ( ع ) بودند .
و لقد أرسلنا موسى . .. إلى فرعون و ملإيه
كلمه «ملإيه» به معناى گروه و جمعيت و نيز به معناى اَشراف و بزرگان مى باشد. بر اساس معناى اول، جمله «أرسلنا موسى... إلى فرعون و ملإيه» در اينكه قوم فرعون و جمعيت وابسته به او در محدوده رسالت موسى(ع) بودند، صراحت دارد و بر اساس دومين معنا، اين جمله به حقيقت ياد شده اشاره دارد; زيرا اگر فرعون و بزرگان دربارش در محدوده رسالت موسى(ع) باشند، طبعاً قوم او نيز چنين خواهند بود.
جلد
10
10- مقابله به مثل و حقيقت گويى ، از ويژگى هاى برخورد موسى ( ع ) با فرعون
إنى لأظنّك يموسى مسحورًا . .. و إنى لأظنّك يفرعون مثبورًا
جلد
11
2 - موسى ( ع ) در مبارزه با فرعون ، خود را مواجه با گروهى از حاميان او مى ديد و براى ارشاد آنان چاره انديشى مى كرد .
اذهب إلى فرعون . .. يفقهوا قولى
با آن كه در فرمان رسالت فقط نام فرعون آمده بود، اما موسى(ع) براى گفتار خويش، شنوندگان بيشترى را پيش بينى مى كرد و «يفقهوا» را با صيغه جمع آورد.
جلد
16
1 - فرعون ، هامان و قارون ، در قلمرو رسالت موسى ( ع )
و لقد أرسلنا موسى . .. إلى فرعون و هم-ن و قرون
جلد
17
1 - خداوند ، موسى ( ع ) را به سوى فرعون و درباريانش فرستاد .
و لقد أرسلنا موسى بايتنا إلى فرعون و ملإيه
جلد
18
3 - نخستين مأموريت موسى ( ع ) ، حركت به سوى فرعون بود .
و فى موسى إذ أرسلنه إلى فرعون
جلد
20
2 - حركت به سوى فرعون و باز داشتن او از طغيان گرى ، فرمان خداوند به موسى ( ع ) در وادى طوى
اذهب إلى فرعون إنّه طغى
جلد
6
5 - موسى ( ع ) پيامبرى از جانب خداوند براى ارشاد و هدايت فرعون زمان خويش و بزرگان دربار وى
إلى فرعون و ملإيه
كلمه «فرعون» عنوان و لقب پادشاهان و حاكمان بزرگ مصر در عصرهاى گذشته بوده است.
6 - ارشاد اهرم هاى اصلى نظام فرعونى ( فرعون و كارگزاران ارشد وى ) نخستين و مهمترين رسالت موسى ( ع )
إلى فرعون و ملإيه
جلد
6
6 - دلايل و معجزات موسى ( ع ) ، موهبتى الهى پيشاروى فرعونيان و نشأت گرفته از مقام ربوبى خداوند
قد جئتكم ببينة من ربكم
جلد
6
4 - فرعونيان نيز همچون بنى اسرائيل در دايره رسالت موسى بودند .
مهما تأتنا به من ءاية لتسحرنا بها فما نحن لك بمؤمنين
جلد
6
12 - ايمان به رسالت موسى و آزادى بنى اسرائيل ، از مهمترين خواسته هاى موسى ( ع ) از فرعونيان
لنؤمنن لك و لنرسلن معك بنى إسراءيل
جلد
6
1 - موسى ( ع ) با پذيرش تقاضاى فرعونيان ( دعا براى رفع عذاب ) ، برطرف شدن عذاب را از خداوند درخواست كرد .
فلما كشفنا عنهم الرجز
سياق آيه نشان مى دهد كه جمله اى همانند «فدعا موسى فكشفنا عنهم الرجز» در تقدير است كه به سبب وضوحش در كلام آورده نشده است.
جلد
8
2- فرعون و قوم او ، در محدوده رسالت موسى ( ع ) بودند .
و لقد أرسلنا موسى . .. إلى فرعون و ملإيه
كلمه «ملإيه» به معناى گروه و جمعيت و نيز به معناى اَشراف و بزرگان مى باشد. بر اساس معناى اول، جمله «أرسلنا موسى... إلى فرعون و ملإيه» در اينكه قوم فرعون و جمعيت وابسته به او در محدوده رسالت موسى(ع) بودند، صراحت دارد و بر اساس دومين معنا، اين جمله به حقيقت ياد شده اشاره دارد; زيرا اگر فرعون و بزرگان دربارش در محدوده رسالت موسى(ع) باشند، طبعاً قوم او نيز چنين خواهند بود.
جلد
13
4 - بيم موسى ( ع ) از اقدام فرعونيان مبنى بر قتل او به خاطر رفتار گذشته اش ( قتل مرد قبطى )
فأخاف أن يقتلون
جلد
13
4 - موسى و هارون ( ع ) ، مأمور حركت به سوى فرعونيان با تكيه بر حمايت قاطع الهى
قال كلاّ فاذهبا بايتنا إنّا معكم
جلد
16
3 - موسى ( ع ) ، اعتقاد خود به ربوبيت مطلق خداوند و نيز اعتماد خويش بر او در انجام رسالت را به فرعونيان اعلام كرد .
و قال موسى إنّى عذت بربّى و ربّكم من كلّ متكبّر
جلد
16
22 - فرعونيان و قبطيان ، در قلمرو رسالت موسى ( ع )
قد جاءكم بالبيّنت . .. يصبكم بعض الذى يعدكم
برداشت يادشده به خاطر اين نكته است كه مخاطب «جائكم» و «يعدكم» فرعونيان و قبطيان مى باشند.
جلد
17
6 - درخواست عاجزانه فرعونيان از موسى ( ع ) ، در رفع عذاب از آنان
جلد
17
5 - رسالت موسى ( ع ) ، متوجه قبطيان نيز بوده است .
و نادى فرعون فى قومه
جلد
17
1- رهايى بنى اسرائيل از نظام فرعونى ، يكى از مهم ترين خواسته هاى موسى ( ع ) از فرعونيان
أن أدّوا إلىّ عباد اللّه
چنانچه مراد از «عباداللّه» بنى اسرائيل باشد از اين كه خداوند در رأس همه سخنان موسى درخواست آزادى بنى اسرائيل را مطرح ساخته اهميت آن استفاده مى شود.
جلد
17
8- معجزات و دلايل نيرومند موسى ( ع ) ، پشتوانه آن حضرت در برخورد مقتدرانه با فرعونيان
أن أدّوا . .. و أن لاتعلوا ... إنّى ءاتيكم بسلطن مبين
تعبير «إنّى. ..» در مقام تعليل است; يعنى، موسى(ع) به دليل بهره مندى از «سلطان مبين»، به فرعونيان فرمان «أن أدّوا» و «أن لاتعلوا» مى دهد.
جلد
17
3- تأكيد موسى ( ع ) ، بر توحيد و ربوبيت يگانه خداوند در قبال جامعه فرعونى
و إنّى عذت بربّى و ربّكم
تكرار «ربّ»، اشاره به مطلب بالا دارد.
جلد
17
1- درخواست آزادى بيان ، پيشنهاد موسى ( ع ) به فرعونيان پس از يأس از ايمان آوردن آنان
و إن لم تؤمنوا لى فاعتزلون
«فاعتزلون»، كنايه از اين است كه اگر خود اهل ايمان نيستيد، لااقل متعرض من نباشيد تا آزادانه پيامم را به مردم برسانم.
جلد
17
2- شكواى موسى ( ع ) ، به درگاه الهى ، از رفتار فرعونيان
و جاءهم رسول كريم . .. فدعا ربّه أنّ هؤلاء قوم مجرمون
جلد
6
6 - موسى ( ع ) و قوم او در پندار اشرافيان و فرعونيان ، مردمى فسادگر بودند .
أتذر موسى و قومه ليفسدوا فى الأرض
جلد
16
1 - فرعون ، هامان و قارون ، در قلمرو رسالت موسى ( ع )
و لقد أرسلنا موسى . .. إلى فرعون و هم-ن و قرون
جلد
13
15 - قتل ناخواسته فرد قبطى به وسيله موسى ( ع ) ، نمود دشمنى و گمراه گرى شيطان
هذا من عمل الشيطن إنّه عدوٌّ مضلّ مبين
جلد
13
1 - بر جاى ماندن حادثه كشته شدن مرد قبطى در خاطره موسى ، با گذشت چندين سال
قال ربّ إنّى قتلت منهم نفسًا
جلد
6
2 - موسى ( ع ) به هنگان بازگشت به سوى بنى اسرائيل از گمراه شدن قومش خشمگين و بسيار اندوهناك بود .
و لما رجع موسى إلى قومه غضبن أسفاً
«أسِف» به كسى گفته مى شود كه بسيار اندوهناك باشد. (برگرفته از لسان العرب).
جلد
11
11 - سوزاندن گوساله سامرى به طور كامل و محو اثر آن و افشاندن سوخته آن به دريا ، تصميم قطعى و مؤكد موسى ( ع ) در باره گوساله زرّين سامرى
وانظر إلى إلهك . .. لنحرّقنّه ثمّ لننسفنّه فى اليمّ نسفًا
«تحريق» (مصدر «لنحرّقنّه») به معناى زياد سوزاندن است (مصباح). «نسف» به معناى از ريشه بركندن و منهدم ساختن و به هوا افشاندن است (قاموس). گفتنى است كه معناى اخير در آيه مناسب تر به نظر مى رسد، بنابراين «ثمّ لننسفنّه...» ; يعنى، پس از سوزاندن گوساله (ذوب كردن و تبديل آن به قطعات ريز) سوخته آن را به دريا خواهيم پاشيد.
جلد
7
1 - خداوند ، از طريق وحى به موسى و هارون ( ع ) فرمان داد تا در شهر مصر ( مركز حكومت فرعون ) به تهيه مسكن براى قوم خود اقدام كنند .
و أوحينا إلى موسى و أخيه أن تبوّءا لقومكما بمصر بيوتاً
برداشت فوق مبتنى بر اين است كه اولاً «مصر» به معناى شهر مصر باشد ; چنان كه به همين معنا در مفردات و لسان تصريح شده است. ثانياً: جار و مجرور (بمصر) متعلق به «تبوءاً» باشد نه حال براى «قومكما».
2 - موسى و هارون ( ع ) مأموريت يافتند تا براى آن دسته از بنى اسرائيل كه ساكن شهر مصر بودند ، اقدام به تهيه مسكن نمايند .
و أوحينا إلى موسى و أخيه أن تبوّءا لقومكما بمصر بيوتاً
برداشت فوق بر اين اساس است كه «بمصر» متعلق به عامل مقدر و حال يا صفت براى «قوم» باشد ; يعنى: تبوئاً لقومكما كائنين يا الكائنين بمصر.
جلد
4
4 - برادر موسى ( ع ) ( هارون ) ، تنها مطيع و ياور مورد اعتماد وى در ميان بنى اسرائيل
قال رب انى لااملك الا نفسى و اخى
برداشت فوق بر اين مبناست كه كلمه «اخى»، عطف بر «نفسى»، باشد.
جلد
6
9 - موسى ( ع ) ، برادرش هارون را به رهبرى بنى اسرائيل تا پايان مناجاتش با خدا منصوب كرد .
و قال موسى لأخيه هرون اخلفنى فى قومى
15 - اصلاح امور جامعه بنى اسرائيل از دستورالعمل هاى موسى به برادر و خليفه خود هارون
و أصلح
چون فرمان به اصلاح پس از انتخاب هارون به سرپرستى بنى اسرائيل آمده است، معلوم مى شود مراد، اصلاح امور اجتماعى، فرهنگى و . .. بنى اسرائيل است، نه درستكارى هارون در امور شخصى خودش.
17 - پرهيز از پيروى از نظريات و روش هاى مفسدان ، وظيفه اى تعيين شده از سوى موسى براى خليفه اش هارون
و لا تتبع سبيل المفسدين
جلد
6
9 - موسى ( ع ) ، برادرش هارون را در انحراف بنى اسرائيل و گرايش آنان به گوساله پرستى مقصر شناخت .
و أخذ برأس أخيه يجره إليه
10 - موسى ( ع ) به خاطر مقصر شناختن هارون در انحراف بنى اسرائيل ، با گرفتن مو هاى سر او و كشيدنش به سوى خود ، در صدد مؤاخذه وى برآمد .
أخذ برأس أخيه يجره إليه
مفسران در معناى جمله «أخذ برأس أخيه» گفته اند كه موسى موهاى هارون را گرفت. گويا تفسير «راس» به موهاى سر به دليل جمله بعد (يجره إليه، او را به سوى خود مى كشيد) باشد. زيرا اگر موسى سر هارون را گرفته بود، طبعاً هارون با او فاصله اى نداشت تا او را به سوى خود بكشد.
11 - بازدارى بنى اسرائيل از گرايش به شرك و گوساله پرستى ، مسؤوليت هارون از ديدگاه موسى ( ع )
و أخذ برأس أخيه يجره إليه
جلد
6
1 - موسى ( ع ) پس از مشاجره خويش با هارون و پى بردن به ناتوانى او در برابر منحرفان ، رو به درگاه خدا آورد و به مناجات با او پرداخت .
قال رب اغفر لى و لأخى
4 - موسى ( ع ) خشم شديد خويش را بر هارون خطا تلقى كرد و به خاطر آن از خداوند آمرزش طلبيد . *
قال رب اغفر لى
از اينكه موسى(ع) پس از شنيدن سخنان هارون براى خويش طلب مغفرت كرد، معلوم مى شود از برخورد شديد خويش با هارون پشيمان شد و آن را خطا تلقى كرد.
5 - موسى ( ع ) در عين قانع شدن به بى تقصيرى هارون در گرايش بنى اسرائيل به گوساله پرستى ، وى را كاملا دور از خطا ندانست . *
قال رب اغفر لى و لأخى
طلب مغفرت براى هارون مى تواند گوياى برداشت فوق باشد.
جلد
11
19 - موسى ( ع ) ، در ديدگاه هارون ( ع ) ، رهبرى حساس در برابر تفرقه جامعه و قاطع در برخورد با عوامل اختلاف
إنّى خشيت أن تقول فرّقت بين بنى إسرءيل
جلد
11
1 - موسى ( ع ) ، پس از توبيخ بنى اسرائيل و برخورد شديد با هارون ( ع ) با مشاهده دخالت مستقيم سامرى در گوساله پرستى بنى اسرائيل ، به بازخواست و محاكمه او پرداخت .
قال فما خطبك يس-مرىّ
جلد
13
4 - هارون ( ع ) ، فردى شايسته در نظر موسى ( ع ) براى همراهى با وى در ايفاى نقش رسالت
فأرسل إلى هرون
جلد
16
1 - فرعون ، هامان و قارون ، در قلمرو رسالت موسى ( ع )
و لقد أرسلنا موسى . .. إلى فرعون و هم-ن و قرون
جلد
10
2- موسى ( ع ) در جُستار تحقيقىِ خويش براى يافتن خضر ، با خدمت كار خود ( يوشع ( ع ) ) همراه بود .
و إذ قال موسى لفتيه لاأبرح
«فتى» به معناى جوان است. در تعبيرات قرآن، از غلام و خدمت كار نيز با اين تعبير ياد شده است. لازم به ذكر است كه بنابر برخى از روايات مأثور، همراه و همسفر موسى(ع)، «يوشع بن نون» وصى آن حضرت بوده است.
جلد
10
16- زكريا ، يحيى ، مريم ( س ) ، عيسى ، ابراهيم ، اسحق ، يعقوب ، موسى ، هارون ، اسماعيل ، و ادريس ( ع ) ، هنگام شنيدن آيات الهى به سجده مى افتادند و در حال سجود اشك مى ريختند .
أُولئك . .. إذا تتلى عليهم ءايت الرحمن خرّوا سجّدًا و بكيًّا
جلد
13
2 - موسى ( ع ) نگران پيش آمدن حادثه اى ناگوار براى خويش ، به هنگام خروج از شهر مصر بود .
فخرج منها خائفًا يترقّب
«تَرَقُّب» (مصدر «يترقّب») به معناى انتظار است. در اين جا مفعول «يترقّب» حذف شده است; يعنى، «ينتظر وقوع المكروه به».
جلد
10
6- موضع گيرى مشركان مكه در برابر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، استمرار موضع گيرى فرعون در برابر موسى ( ع ) بود .
و قالوا لن نؤمن لك . .. و لقد ءاتينا موسى ... فقال له فرعون إنى لأظنّك يموسى مس
جلد
11
2 - خداوند با آگاه ساختن موسى ( ع ) از موفقيت قطعى در ميدان مبارزه با ساحران ، دل او را محكم كرده و به او اطمينان بخشيد .
قلنا لاتخف إنّك أنت الاعلى
جلد
17
4 - تلاش فرعون براى حقير نماياندن موسى ( ع ) و تحقير جايگاه و موقعيت اجتماعى او
أم أنا خير من هذا الذى هو مهين
جلد
18
3 - احترام و موقعيت موسى ( ع ) ، نزد مشركان صدراسلام
أم لم ينبّأ بما فى صحف موسى
توبيخ شدن مردم عصر نزول به خاطر توجه نكردن به پيام آسمانى موسى(ع)، نشانگر آن است كه آن حضرت در
ميان آنان موقعيت ويژه اى داشت.
جلد
13
5 - درماندگى خاندان فرعون از يافتن دايه اى مناسب و مورد پذيرش موسى ( ع ) و اقدام خواهر وى براى بهره گيرى از آن فرصت
حرّمنا عليه المراضع من قبل فقالت هل أدلّكم
جلد
11
6 - بهره جستن موسى ( ع ) از تجمع مردم مصر جهت تماشاى صحنه مقابله او و ساحران ، براى بيم دادن مردم و دعوت آنان به توحيد و ايمان
قال لهم موسى ويلكم لاتفتروا على اللّه كذبًا
جلد
13
1 - ورود شتابزده مردى ناشناس از دورترين نقطه شهر به حضور موسى ( ع )
و جاء رجل من أقصا المدينة يسعى
جلد
7
2 - در پس تحقق معجزه موسى ( ع ) و شكست ساحران ، تنها گروه اندكى از بنى اسرائيل به وى گرويده و ايمان آوردند .
فما ءامن لموسى إلا ذرية من قومه
برداشت فوق بر اساس ارجاع ضمير «من قومه» به «موسى» است ; ضمناً تنكير «ذرية» دلالت بر تقليل مى كند.
3 - مؤمنان و گرويدگان به موسى ( ع ) ، همگى از قشر جوان بنى اسرائيل بودند .
فما ءامن لموسى إلا ذرية من قومه
«ذرية» به معناى «ابناء و أولاد» به كار مى رود، با توجه به جو وحشت و ارعاب كه فرعون در ميان بنى اسرائيل به وجود آورده بود و معمولا در چنين شرايطى پيران به حكم مصلحت انديشى كنار مى كشند، مى توان گفت كه مراد از «ذرية»، جوانان بنى اسرائيل است.
جلد
11
11 - در ديدگاه فرعون ، ساحران پيش از حضور در ميدان مبارزه ، به موسى ( ع ) ايمان داشتند و ايمان آنان در صحنه مبارزه ، ايمانى صورى و برنامه ريزى شده بود .
ءامنتم له قبل أن ءاذن لكم إنّه لكبيركم الذى علّمكم السحر
جلد
11
7 - ساحران مؤمن ، معتقد به رسالت موسى ( ع ) از جانب خالق آنان
على ما جاءنا من البيّنت والذى فطرنا
جلد
16
5 - فرمان فرعون ، هامان و قارون ، بر كشتن فرزندان ذكور مؤمنان همراه موسى ( ع )
قالوا اقتلوا أبناء الذين ءامنوا معه
7 - كشتار فرزندان ذكور مؤمنان ، تنها راه پيشگيرى از رواج آيين موسى ، در نگاه فرعون ، هامان و قارون
قالوا اقتلوا أبناء الذين ءامنوا معه
برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه نخستين واكنش فرعون و. .. در برابر ايمان آورندگان به موسى(ع)، قتل پسران آنان بود.
جلد
16
3 - نفوذ آيين موسى ( ع ) در ميان خاندان فرعون و ايمان آوردن مردى از آنان
قال رجل مؤمن من ءال فرعون
جلد
17
4- جامعه جن ، مؤمن به موسى ( ع ) و كتاب آسمانى او
إنّا سمعنا كتبًا أُنزل من بعد موسى مصدّقًا
انذارگران جن براى گرايش دادن قوم خويش به قرآن، تصديق گرى آن براى تورات را يادآور شده اند. اين سخن در صورتى ثمربخش است كه جامعه جن، به تورات معتقد باشد.
جلد
11
41 - خداوند در كوه طور ، با ملاطفت و مهربانى با موسى ( ع ) سخن گفت .
يموسى
تصريح مكرر نام موسى(ع) در مقاطع مختلف خطاب الهى، گوياى عنايت خداوند به او است.
جلد
4
16 - رأفت و مهربانى موسى ( ع ) نسبت به قوم خود ، على رغم نافرمانى و گناه آنان
فلاتأس على القوم الفسقين
«فلاتأس» از ماده «اسى» به معناى حزن و اندوه است. بر حذر داشتن موسى(ع) از تأسف بر بنى اسرائيل، دلالت بر وقوع تأسف و يا انتظار وقوع آن دارد و در هر حال، نشانه عطوفت موسى(ع) نسبت به آنان است.
جلد
7
1 - موسى ( ع ) ، نسبت به قوم خود ، رهبرى مهربان و راهنمايى دلسوز بود .
و قال موسى يقوم
برداشت فوق از اضافه «قوم» به ياى متكلم به دست آمده است.
جلد
13
1 - پيشنهاد مشاوران فرعون به خود وانهادن موقتى موسى و هارون ( ع ) و شتاب نكردن در مجازات آنان ( زندانى كردن )
قال لئن اتّخذت إلهًا غيرى لأجعلنّك من المسجونين . ..فماذا تأمرون . قالوا أرجه و
«ارجاء» (مصدر «ارج») به معناى وانهادن و مهلت دادن است. گفتنى است كه «ارج» در اصل «ارجى» بوده كه لام الفعل آن حذف شده است. ضمير «ه» ساكن در آخر آن، مفعولى و راجع به موسى مى باشد.
جلد
6
6 - ربوبيت مطلق خداوند ، مهمترين و بارزترين پيام موسى ( ع ) براى مردم كافر عصر خويش
قالوا ءامنا برب العلمين
جلد
11
9 - ياد خدا و سخن از او ، محور و شعار دعوت و رسالت موسى و هارون ( ع )
و لاتنيا فى ذكرى
جلد
11
9 - موسى و هارون ( ع ) ، دعوت به پذيرش ربوبيت خداوند را سرلوحه دعوت هاى خويش قرار داده بودند .
بربّ هرون و موسى
جلد
11
4 - نجات بنى اسرائيل از شكنجه و آزار فرعونيان و بيرون آوردن آنان از محدوده حكومت فرعون ، از اهداف مهم رسالت موسى و هارون ( ع ) بود .
فقولا إنّا رسولا ربّك فأرسل معنا بنى إسرءيل و لاتعذّبهم
«فا» در «فأرسل» تفريع بر «إنّا رسولا ربّك» است و مى رساند كه كوچ دادن بنى اسرائيل، از رسالت هاى الهى موسى و هارون(ع) بود.
جلد
12
5 - رسالت و مسؤوليت اصلى هدايت و رهبرى جامعه بر دوش حضرت موسى ( ع ) بود و هارون تنها نقش معاونت و مشاورت او را بر عهده داشت .
و لقد ءاتينا موسى الكتب و جعلنا معه أخاه هرون وزيرًا
برداشت فوق، به خاطر اين نكته است كه دريافت كننده كتاب و شريعت، حضرت موسى(ع) بود و برادرش هارون، تنها به عنوان معاون و مشاور او معرفى گرديده بود.
جلد
13
5 - مبارزه باظلم و ظالمان و ايجاد عدالت اجتماعى ، در رأس وظايف موسى ( ع ) قرار داشت .
و إذ نادى . .. أن ائت القوم الظلمين
تعبير «أن ائت القوم الظالمين» به جاى «ائت فرعون و قومه» نشان مى دهد كه هدف الهى از رسالت موسى، مبارزه با ظلم و بى عدالتى است كه جامعه فرعونى گرفتار آن شده بود.
جلد
13
5 - بيان توحيد و يگانگى پروردگار ، مهم ترين پيام عقيدتى موسى ( ع ) براى فرعونيان
إنّا رسول ربّ العلمين . .. قال فرعون و ما ربّ العلمين . قال ربّ السموت و الأر
جلد
13
7 - مبارزه با شرك و دعوت مردم به ربوبيت مطلق خداوند بر جهان هستى ، پيام اصلى حضرت موسى ( ع )
قالوا ءامنّا بربّ العلمين
برداشت ياد شده از اعتراف ساحران در حضور موسى(ع)، به ربوبيت مطلق خداوند بر جهان به دست مى آيد.
جلد
13
6 - مبارزه با فسق و تجاوزگرى فرعون و فرعونيان ، در رأس برنامه ها و وظايف موسى
فى تسع ءايت إلى فرعون و قومه إنّهم كانوا قومًا فسقين
جلد
16
5 - مبارزه با عوامل و سردمداران كفر و فساد و اصلاح نظام اجتماعى حاكم ، سرلوحه رسالت موسى ( ع ) و مرحله نخستين نهضت او
لقد أرسلنا موسى . .. إلى فرعون و هم-ن و قرون
جلد
16
11 - اعتقاد به روز حساب ، از اصول دعوت موسى ( ع )
لايؤمن بيوم الحساب
جلد
17
12 - دعوت به توحيد ربوبى ، برجسته ترين عنصر در رسالت حضرت موسى ( ع )
فقال إنّى رسول ربّ العلمين
از اين كه موسى(ع) در اولين گام رسالت خويش، از ربوبيت خداوند سخن به ميان آورده است، مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد
6
6 - ارشاد اهرم هاى اصلى نظام فرعونى ( فرعون و كارگزاران ارشد وى ) نخستين و مهمترين رسالت موسى ( ع )
إلى فرعون و ملإيه
جلد
9
6- موسى ( ع ) از جانب خداوند وظيفه داشت كه قوم خود را در هدايت ، در اولويت قرار دهد .
و لقد أرسلنا موسى بأيتنا أن أخرج قومك من الظلمت إلى النور
دستور خداوند به پيامبر(صلی الله علیه و آله) اين بود: «لتخرج الناس من الظلمات إلى النور» در حالى كه به حضرت موسى(ع) فرموده است: «أخرج قومك من الظلمات». از آن جايى كه بى شك رسالت موسى(ع) فراتر از قوم بنى اسرائيل بوده است، مراد از قيد «قومك» احتمالاً در اولويت قرار دادن آنهاست.
جلد
15
2 - نجات موسى و هارون ( عليهماالسلام ) و قوم شان ، مهم ترين و برجسته ترين نعمت و احسان خداوند به ايشان بود .
و لقد مننّا على موسى و هرون . و نجّينهما و قومهما من الكرب العظيم
برداشت ياد شده به دليل اين نكته است كه نجات موسى و هارون(عليهماالسلام) از اندوه بزرگ بخشى از نعمت هاى الهى به ايشان بود; ولى در عين حال به طور جداگانه ذكر شده است.
جلد
13
3 - مهم ترين نگرانى موسى ( ع ) ، بيم او از تكذيب رسالتش بود .
قال ربّ إنّى أخاف
تقديم بيم تكذيب از ساير نگرانى ها - كه در آيات بعد آمده - مى تواند بيانگر برداشت ياد شده باشد.
جلد
11
6 - فرعون با تظاهر به اطمينان خويش بر پيروزى بر موسى ( ع ) ، تعيين مكان و زمان رويارويى را به او واگذار كرد .
فاجعل بيننا و بينك موعدًا لانخلفه
در اين كه «موعداً» مصدر است يا اسم زمان و يا اسم مكان، نظرياتى چند ابراز شده است. گفتنى است كه به قرينه وصف «لانخلفه» و كلمه «مكاناً» و كلمه «يوم الزينة» (در آيه بعد) مى توان پى برد كه مجموعه هر سه معنا، مورد نظر بوده است; هر چند براى برخى از آن معانى كلام داراى تقديراتى باشد.
7 - فرعون به موسى ( ع ) اطمينان داد كه او و يارانش ، از حضور در ميعادگاه تخلف نخواهند ورزيد .
موعدًا لانخلفه نحن
10 - فرعون ، براى مقابله با معجزات موسى ( ع ) از او خواست مكانى مناسب و هموار را در نظر گيرد .
فاجعل . .. مكانًا سوًى
«مكاناً» بدل است براى «موعداً» و «سوى» به معناى مستوى است. «مكاناً سوى»; يعنى، زمينى كه مسطح باشد. اين وصف، آگاهى طرفين را بر آنچه انجام مى گيرد، ممكن مى سازد.
جلد
11
2 - موسى ( ع ) ، روز عيد را به عنوان روز موعود براى مقابله با فرعون برگزيد .
قال موعدكم يوم الزينة
4 - هنگام بالا آمدن آفتاب و اجتماع مردم در روز عيد ، زمان مواعده موسى ( ع ) و فرعون
موعدكم يوم الزينة و أن يحشرالناس ضحًى
6 - موسى ( ع ) ، مناسب ترين زمان را براى تبليغ و ارائه معجزات خويش و منكوب ساختن فرعون برگزيد .
قال موعدكم يوم الزينة و أن يحشرالناس ضحًى
روز عيد، نوعاً روز فراغت و آمادگى فكرى مردم است. انتخاب چنين روزى از سوى موسى(ع) و نيز توجه به حضور گسترده مردم در روشنايى روز، حكايت از انتخاب مناسب آن حضرت دارد.
9 - موسى ( ع ) همراه با تعيين زمان و مكان مبارزه ، تلاش فرعونيان را براى جمع كردن مردم در صحنه مبارزه ، شرط كرد .
موعدكم يوم الزينة و أن يحشر الناس ضحًى
مجهول آوردن «يُحشر» حاكى از نقش عواملى در جمع شدن مردم است. چنانچه حرف «واو» در «و أن يحشر...» به معناى «مع» باشد، قيد «محشور شدن مردم» گوياى اين نكته است كه موسى(ع)، وعده خويش را به احضار مردم مشروط ساخت.
جلد
11
6 - فرعون پس از گردآورى امكانات و حيله هاى خويش ، در ميعادگاه خود با موسى ( ع ) حاضر گرديد .
موعدكم يوم الزينة . .. فجمع كيده ثمّ أتى
جلد
1
17 - « عن أبى جعفر ( ع ) فى قوله : « و إذ واعدنا موسى أربعين ليلة » قال كان فى العلم و التقدير ثلثين ليلة ثم بداللّه فزاد عشراً فتمّ ميقات ربه للأول و الآخر أربعين ليلة ;
از امام باقر(ع) درباره سخن خداوند كه فرموده «و واعدنا موسى أربعين ليلة» روايت شده كه در علم و تقدير الهى اين بود كه سى شب باشد; سپس براى خدا بدا حاصل شد و ده روز اضافه گرديد پس ميقات موسى (ع) در وعده اول و آخر چهل شب شد».
جلد
6
1 - خداوند ، موسى ( ع ) را پس از عبور بنى اسرائيل از دريا ، براى عبادت و مناجاتى خاص فراخواند .
و وعدنا موسى ثلثين ليلة
به كارگيرى كلمه «ليلة» (شب)، با وجود اينكه معمولاً در بيان شبانه روز و مانند آن از كلمه «يوم» استفاده مى شود، اشاره به اين دارد كه مواعده خدا با موسى براى عبادت بوده است. و چون موسى در ميان قومش نيز عبادت و مناجات داشته، معلوم مى شود كه اين، عبادت و مناجاتى خاص بوده است.
14 - خداوند از موسى ( ع ) خواست تا مناجات و عبادت ويژه او در مكانى به دور از بنى اسرائيل باشد .
و وعدنا موسى . .. اخلفنى فى قومى
از اينكه موسى براى آمدن به ميقات، هارون را به جانشينى خويش معرفى كرد، معلوم مى شود وى در مدت ميقات در ميان بنى اسرائيل نبوده و از آنان فاصله داشته است.
جلد
11
10 - خداوند در وحى به مادر موسى ، فردى را كه دشمن خدا و دشمن كودك او بود ، عامل نجات آن كودك و تحت تكفل گيرنده او معرفى كرد .
يأخذه عدوّ لى و عدوّ له
جلد
13
6 - ناخشنودى موسى ( ع ) ، از زندگى گذشته خويش در دربار فرعون
قال ألم نربّك فينا وليدًا . .. و تلك نعمة تمنّها علىّ أن عبّدتّ بنى إسرءيل
جلد
14
7 - مسلمانان ، از تهمتى كه قوم موسى به او زده بود ، ناخشنود بودند .
يأيّها الذين ءامنوا لاتكونوا كالذين ءاذوا موسى
از اين كه خداوند، براى نهى مؤمنان از آزار پيامبر(صلی الله علیه و آله) به جاى فرمان صريح، فرموده است: «مانند قوم موسى نباشيد كه او را با تهمت آزردند»، مى توان به دست آورد كه مؤمنان، خود، از كار قوم موسى، ناخشنود بوده اند و خداوند، از اين تشبيه، براى تفهيم مقصود بهره گرفته است.
جلد
1
1 - موسى ( ع ) از پيامبران داراى كتاب و شريعت
و إذ ءاتينا موسى الكتب
جلد
1
5 - موسى ( ع ) ، پيامبرى مبعوث شده پيش از پيامبر اسلام (صلی الله علیه و آله)
كما سئل موسى من قبل
جلد
2
3 - موسى و عيسى از انبياى الهى و داراى كتاب
و ما اُوتى موسى و عيسى
ظاهراً مراد از «ما اُوتى»، كتاب است.
جلد
5
2 - نوح، ابراهيم، اسحاق، يعقوب، داوود، يوسف، موسى و هارون(ع) بهره مند از تعاليم آسمانى (كتاب) و داراى منصب قضاوت و مقام نبوت بودند.
أولئك الذين ءاتينهم الكتب و الحكم و النبوة
«أولئك» اشاره به انبياى مذكور در آيات قبل است.
جلد
6
5 - موسى ( ع ) پيامبرى از جانب خداوند براى ارشاد و هدايت فرعون زمان خويش و بزرگان دربار وى
إلى فرعون و ملإيه
كلمه «فرعون» عنوان و لقب پادشاهان و حاكمان بزرگ مصر در عصرهاى گذشته بوده است.
جلد
6
1 - موسى پس از بعثت به نبوّت با حضور در برابر فرعون و گفتگو با وى ، رسالت الهى خويش را به او اعلان كرد .
و قال موسى يفرعون إنى رسول من رب العلمين
كلمه «واو» در «و قال . .. » بيانگر اين است كه در قبل از بيان رسالت سخنانى بين موسى و فرعون مبادله شده بود كه به سبب دخالت نداشتن آنها در موضوع بحث، بيان نشده است.
جلد
6
6 - هارون همراه و همگام موسى ( ع ) در ابلاغ رسالت هاى الهى
رب موسى و هرون
هدف ساحران از ياد كردن «هارون» در كنار موسى مى تواند بدان جهت باشد كه وى نيز در ارشاد آنان نقشى بسزا داشته و يا بدان جهت بوده كه مبادا فرعون چنين وانمود كند كه منظور ساحران از رب موسى، فرعون است. زيرا همگان مى دانستند كه او براى مدتى سرپرستى موسى(ع) را به عهده گرفته بود. چنانچه گفته است: «الم نربك فينا وليداً» (شعرا، 18). بنابراين ساحران با يادكردن از هارون در صدد دفع اين توهم بودند.
جلد
6
12 - موسى ( ع ) ، علاوه بر مقام نبوت ، منصب امامت و رهبرى سياسى بنى اسرائيل را نيز عهده دار بود .
و قال موسى لأخيه هرون اخلفنى فى قومى
جلد
8
1- موسى ( ع ) از پيامبران الهى است .
و لقد أرسلنا موسى
جلد
8
1- موسى ( ع ) از پيامبران داراى كتاب آسمانى است .
و لقد ءاتينا موسى الكتب
جلد
9
1- حضرت موسى ( ع ) ، همراه با آيات و معجزات متعدد از سوى خداوند براى مردم عصر خويش مبعوث شد .
و لقد أرسلنا موسى بأيتنا أن أخرج قومك
جلد
10
3- موسى ( ع ) از پيامبران داراى شريعت بود .
و ءاتينا موسى الكتب
اعطاى كتاب مستقل به موسى(ع) نشانگر تعاليمى جديد و شريعتى جدا از شريعتهاى سابق است و اين حكايت از آن دارد كه موسى(ع) داراى شريعت مستقل بوده است.
جلد
10
6- حضرت موسى ( ع ) برگزيده خداوند و داراى مقام رسالت و نبوت بود .
إنّه كان مخلصًا و كان رسولاً نبيًّا
فرق «رسول» و «نبىّ» اين است كه هر كس رسالت الهى دارد «نبىّ» نيز مى باشد، زيرا «نبىّ» يعنى داراى خبر، ولى ممكن است كسى نبىّ باشد، اما به سوى شخصى يا قومى ارسال نشده و حامل رسالت الهى نباشد.
جلد
11
1 - خداوند ، موسى ( ع ) را به پيامبرى برگزيد و در وادى طوى او را از انتخاب شدن به رسالت ، آگاه ساخت .
و أنا اخترتك فاستمع لما يوحى
به قرينه «لما يوحى»، اختيار شدن موسى(ع) به معناى گزينش او براى پيامبرى و تحمل وحى الهى است.
4 - خداوند ، موسى ( ع ) را پس از برگزيدن به پيامبرى ، به گوش فرادادن و دريافت وحى فرمان داد .
و أنا اخترتك فاستمع لما يوحى
5 - سخن خداوند با موسى ( ع ) در وادى طوى ( پاى كوه طور ) ، به صورت وحى بوده است .
فاستمع لما يوحى
جمله «إنّنى أنا اللّه» (در آيه بعد) بدل براى «ما يوحى» است. بنابراين آنچه در پايين كوه طور با موسى(ع)
گفته شده بود، وحى بوده است.
جلد
11
36 - سپرى شدن سال هايى از عمر موسى ( ع ) در مدين و پيدا كردن شايستگى هاى لازم براى رسالت ، از جمله نعمت هاى خداوند به موسى ( ع ) بود .
و لقد مننا عليك مرّة أُخرى. .. إذ تمشى أُختك
جلد
11
2 - ساحران فرعون ، موسى و هارون ( ع ) را پيامبر خدا دانسته و به آنان ايمان آوردند .
ءامنتم له
تعبير ساحران در آيه قبل، «آمنّا بربّ هارون و موسى» بود; ولى فرعون در توبيخ خود، آنان را مؤمن به موسى(ع) معرفى كرد. گفتنى است كه اين نكته گوياى تلازم ايمان به «ربّ موسى و هارون» با ايمان به رسالت آن دو در دعوت به ربوبيت خداوند است.
جلد
11
1- حضرت موسى و هارون ( ع ) ، دو پيامبر داراى كتاب آسمانى و رسالت مشترك
و لقد ءاتينا موسى و هرون الفرقان و ضياءً و ذكرًا
برداشت ياد شده مبتنى بر اين است كه مقصود از «الفرقان» كتاب آسمانى تورات باشد. بر اين اساس دادن كتاب آسمانى به هارون در كنار حضرت موسى(ع)، بيانگر اين است كه او نيز مانند موسى(ع) در نبوت و دريافت كتاب آسمانى شريك و برابر بود.
5- حضرت موسى و هارون ( ع ) ، دو پيامبر برخوردار از حجت و برهان الهى
و لقد ءاتينا موسى و هرون الفرقان
يكى از معانى لغوى «فرقان» حجت و برهان است (لسان العرب).
جلد
11
1 - موسى و شعيب ( ع ) ، از پيامبران الهى
فقد كذّبت . .. و أصحب مدين و كذّب موسى
اصحاب مدين، قوم شعيب بودند; همان طور كه در آيه 8 سوره «اعراف» آمده است: «و إلى مدين أخاهم شعيباً. ..».
جلد
12
1 - موسى و هارون ( ع ) ، دو پيام آور الهى
ثمّ أرسلنا موسى و أخاه هرون بأيتنا و سلطن مبين
«آية» (مفرد «آيات») به معناى نشانه است و «سلطان» مرادف حجت و «مبين» (از «إبانة») به معناى روشن و آشكار است.
جلد
12
1 - موسى ( ع ) ، از پيامبران داراى كتاب ( تورات ) و شريعت مستقل از جانب خداوند
و لقد ءاتينا موسى الكتب
دريافت كتاب آسمانى، حاكى از دريافت شريعت مستقل و جدا از شريعت سابق است.
جلد
13
2 - قتل مرد قبطى ، قبل از رسيدن موسى ( ع ) به مقام رسالت بود .
قال فعلتها إذًا و أنا من الضالّين
برداشت ياد شده بدان احتمال است كه مراد موسى از «و أنا من الضالّين» اين باشد كه او در آن زمان رسول نبوده است. اين احتمال با توجه به اين كه فرعون براى ردّ رسالت او آن را يادآورى كرده است، تقويت مى شود.
جلد
13
8 - اعطاى مقام رسالت از جانب خداوند به موسى ( ع ) در وادى طور
يموسى لاتخف إنّى لايخاف لدىّ المرسلون
جلد
13
12 - خداوند ، پناه و پشتيبان موسى ( ع ) از مرحله شيرخوارگى تا رسيدن به مقام رسالت
إنّ فرعون . .. يذبّح أبناءهم ... و أوحينا إلى أُمّ موسى أن أرضعيه ... إنّا رادّو
جلد
14
3 - موسى ( ع ) ، پيامبرى از جانب خداوند ، با بينات و آيات روشن بود .
و لقد جاءهم موسى بالبيّنت
جلد
16
1 - حضرت موسى ( ع ) از رسولان الهى بود .
و لقد أرسلنا موسى
جلد
17
20- « سماعة بن مهران قال : قلت لأبى عبداللّه ( ع ) قول اللّه عزّوجلّ « فاصبر كما صبر اُولواالعزم من الرسل » فقال : نوح و ابراهيم و موسى و عيسى و محمد (صلی الله علیه و آله) . . . ;
سماعة بن مهران مى گويد: از امام صادق(ع) درباره آيه «فاصبر كما صبر اُولواالعزم من الرسل» سؤال كردم، حضرت فرمود: آنان نوح، ابراهيم، موسى، عيسى (ع) و محمد(صلی الله علیه و آله) هستند. ..».
جلد
18
1 - سرگذشت موسى ( ع ) و رسالت او در هدايت فرعون ، آيتى الهى و درس آموز
و فى موسى إذ أرسلنه إلى فرعون
عبارت «و فى موسى» عطف بر جمله «تركنا فيها آية» است; يعنى، «و فى قصة موسى آية».
2 - موسى ( ع ) ، رسول الهى
و فى موسى إذ أرسلنه
جلد
18
1 - بعثت موسى ( ع ) ، آغاز مرحله اى جديد از بعثت پيامبران
و لقد أرسلنا نوحًا و إبرهيم . .. ثمّ قفّينا على ءاثرهم برسلنا
«ثمّ» در «ثمّ قفّينا. ..» - چنان كه برخى مفسران گفته اند - براى تراخى رتبى است; نه زمانى. بر اين اساس تعبير «ثمّ قفّينا»، بيانگر شروع مرحله اى جديد از بعثت پيامبران است و با مراحل قبلى (مرحله نوح(ع) تا ابراهيم(ع) و مرحله ابراهيم(ع) به بعد) از نظر اهميت، متفاوت است. اين مرحله - با توجه به اين كه قبل از بعثت حضرت عيسى(ع) و بعد از بعثت نوح و ابراهيم(ع) قرار گرفته - بايد مرحله اى باشد كه با بعثت حضرت موسى آغاز مى شود.
جلد
19
4 - موسى ( ع ) ، پيامبرى مبعوث شده براى بنى اسرائيل
و قد تعلمون أنّى رسول اللّه إليكم
جلد
19
4 - حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) و موسى ( ع ) ، از رسولان الهى
إنّا أرسلنا إليكم رسولاً . .. كما أرسلنا إلى فرعون رسولاً
جلد
13
1 - رهانيدن بنى اسرائيل از سلطه و ستم فرعونى ، در رأس اهداف موسى ( ع ) و هارون ( ع ) قرار داشت .
أن ائت القوم الظلمين . .. فأتيا فرعون فقولا... أن أرسل معنا بنى إسرءيل
مقصود از «إرسال» (فرستادن) در اين جا آزاد كردن و رها ساختن بنى اسرائيل است. بنابراين از آيه ياد شده استفاده مى شود كه اساسى ترين مأموريت موسى(ع) اين بود كه بنى اسرائيل را از سرزمين فرعونيان خارج كند و آنان را از بند اسارت و بردگى مصريان آزاد سازد.
جلد
11
8 - مادر موسى ( ع ) ، پيش از افكندن او به آب ، از جانب خداوند ، به نجات موسى ( ع ) به دست يكى از دشمنان آگاه شده بود .
أوحينا. .. يأخذه عدوّ لى و عدوّ له
جلد
11
22 - خداوند موسى ( ع ) را از اندوه و نگرانى بر ارتكاب قتل نفس ، نجات بخشيد .
و قتلت نفسًا فنجّينك من الغم
23 - رهايى موسى ( ع ) از عواقب وخيم قتل نفس ، نعمتى بزرگ از جانب خداوند بر آن حضرت بود .
و قتلت نفسًا فنجّينك من الغم
«قتلت» عطف بر «لقد مننّا» در آيات قبل است و بازگوكننده منّت و نعمت جديدى پس از ياد نعمت رهايى موسى(ع) از مشكلات دوران ولادت خويش است.
32 - موسى ( ع ) در پى رهايى از چنگ فرعونيان ، با سختى به مدين رسيد و در آن جا چندين سال اقامت گزيد .
و فتنّك فتونًافلبثت فى أهل مدين
«فاء» در «فلبثت. ..» دلالت دارد كه ورود موسى به مدين، بعد از سختى كشيدن او در راه مصر و مدين بوده است.
جلد
13
1 - برگرفته شدن موسى ( ع ) از آب نيل به وسيله نزديكان فرعون
فالتقطه ءال فرعون
«إلتقاط» به معناى برگرفتن چيزى از زمين است و «آل» به كسان و نزديكان شخص گفته مى شود.
3 - برگرفتن موسى ( ع ) از آب به وسيله فرعونيان ، اقدامى ناخواسته عليه خود آنان
فالتقطه ءال فرعون ليكون لهم عدوًّا و حزنًا
7 - كشتن پسران بنى اسرائيل از سويى و برگرفتن موسى ( ع ) از آب از سوى ديگر ، نمود خطاپيشگى و نابخردى فرعونيان
يذبّح أبناءهم . .. فالتقطه ءال فرعون
جلد
13
1 - انتقال موسى ( ع ) پس از برگرفته شدن از آب ، به نزد فرعون و همسرش
فالتقطه ءال فرعون . .. و قالت امرأت فرعون قرّت عين لى و لك
جلد
13
8 - خواهر موسى ، شاهد برگرفته شدن برادرش از آب به وسيله كسان فرعون
فبصرت به عن جُنُب
برداشت ياد شده برپايه اين احتمال است كه «بصرت به. ..» به اين معنا باشد كه خواهر موسى، از دور ديد كه فرعونيان او را از آب گرفتند.
جلد
13
4 - پذيرفته شدن تقاضاى موسى ( ع ) از سوى خداوند و تعلق اراده او بر بخشودن خطاى موسى ( ع ) و نجات وى از فرعونيان
قال ربّ . .. فاغفرلى فغفر له
جلد
13
9 - اقدام شعيب به دلدارى موسى ( ع ) رفع نگرانى و ترس از وى و اعلام نجات يافتنش از شر فرعونيان
قال لاتخف نجوت من القوم الظلمين
جلد
15
1 - موسى و هارون ( عليهماالسلام ) و قوم شان ، به عنايت خداوند از اندوه بزرگ نجات يافتند .
و نجّينهما و قومهما من الكرب العظيم
جلد
17
3- اطمينان بخشى خداوند به موسى ( ع ) و بنى اسرائيل ، در به سلامت عبور كردن آنان از دريا و غرق شدن
فرعونيان
و اترك البحر رهوًا إنّهم جند مغرقون
هر چند عبارت «واترك . ..» معناى فرمان را در خود نهفته دارد; اما قرين شدن «رهوًا» مى نماياند كه خداوند با بيان اين صفت، در صدد اطمينان بخشى و ايجاد آرامش در روح موسى(ع) و اطرافيان آن حضرت بود.
جلد
11
3 - موسى ( ع ) با نزديك شدن به آتش ، با ندايى مواجه شد كه او را با نام صدا مى زد .
فلمّا أتيها نودى يموسى
4 - نداى « ياموسى » ناگهانى و بدون گذشت زمانى از لحظه رسيدن موسى ( ع ) به آتش ، به او خطاب شد .
فلمّا أتيها نودى يموسى
جلد
13
3 - ندا و فرمان الهى به موسى ( ع ) براى ارشاد فرعونيان
و إذ نادى ربّك موسى أن ائت القوم الظلمين
جلد
13
1 - نداى خداوند به موسى ( ع ) در پى رسيدن وى به آتش طور
فلمّا جاءها نودى
جلد
13
1 - تأكيد خداوند ، بر الهى بودن نداى برخاسته از دل آتش وادى طور
نودى أن بورك من فى النّار . .. يموسى إنّه أنا اللّه
2 - موسى ، در شگفتى و حيرت از نداى برآمده از آتش وادى طور
نودى أن بورك من فى النّار . .. يموسى إنّه أنا اللّه
تصريح خداوند به «إنّه أنا اللّه» مى تواند از آن جهت باشد كه موسى با شنيدن ندا از درون آتش، در شگفتى فرو رفت و حيران ماند; به گونه اى كه سخت نيازمند راهنمايى روشن و صريح بود.
جلد
13
3 - آمدن نداى الهى به موسى ( ع ) از درختى واقع در جانب راست وادى طور ، هم زمان بانزديك شدن وى به
آتش
فلمّا أتيها نودى من شطى الواد . .. من الشجرة
«شاطئ» به معناى «جانب» است و «الأيمن» - مقابل «الأيسر» (چپ) - صفت براى شاطئ» مى باشد. بنابراين «شاطئ الواد الأيمن»; يعنى، طرف راست وادى.
جلد
11
1 - موسى و هارون ( ع ) ، موظف به نرمش در گفتار و پرهيز از درشتگويى در گفت وگو با فرعون
فقولا له قولاً ليّنًا
«لين» نقطه مقابل خشن بودن است (مفردات راغب) و «لين» صفت مشبهه است; يعنى، نرم و لطيف.
جلد
11
3 - انذار فرعون از عذاب ، با لحنى ملايم و پس از تبشير وى ، از وظايف موسى و هارون بود .
والسلم على من . .. العذاب على من كذّب
ظاهر كلام آن است كه انذار فرعون پس از تبشير او صورت گرفته باشد. به كار گرفتن صيغه هاى غايب در انذار، و نيز تصريح به وحى بودن آن همراه با تأكيد، جملگى گواه نرمى گفتار موسى و هارون در سخن گفتن با فرعون است.
جلد
13
7 - اعطاى تورات به موسى ( ع ) از سوى خدا ، با هدف بيدار كردن انسان ها و رهانيدن ايشان از غفلت
و لقد ءاتينا موسى الكتب . .. لعلّهم يتذكّرون
جلد
11
22 - « عن أبى جعفر ( ع ) قال : أنزل اللّه على موسى التابوت و نوديت أُمّه ضعيه فى التابوت فاقذفيه فى اليمّ و هو البحر ;
از امام باقر(ع) روايت شده كه فرمود: خداوند تابوت را بر موسى(ع) نازل كرد و به مادر وى ندا داده شد كه او را
در تابوت قرار ده، پس آن را به دريا بيفكن».
جلد
14
4 - قطعى بودن نزول كتاب آسمانى بر موسى ( ع ) جايى براى ترديد در نزول وحى بر پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) باقى نمى گذارد .
و لقد ءاتينا موسى الكتب فلاتكن فى مرية من لقائه
برداشت بالا، با توجه به دو نكته زير است: 1- انتخاب موسى(ع) از ميان پيامبران پيشين، براى استدلال به آن، جهت حقانيت پيامبر بعدى، احتمال دارد به خاطر مقبول بودن ايشان نزد همه پيروان اديان آسمانى باشد. 2- مرجع ضمير در «لقائه» احتمال دارد به قرآن برگردد كه از محتواى كلام و آيه سه استفاده مى شود و «فاء» در «فلاتكن» تفريعى است.
5 - نزول كتابى آسمانى بر موسى ( ع ) ، دليلى بر حقانيت و تحقق لقاءاللّه است .
فذوقوا بما نسيتم لقاء يومكم هذا. .. و لقد ءاتينا موسى الكتب فلاتكن فى مرية من
احتمال دارد - به قرينه سياق - مراد از «لقاء»، روز قيامت و معاد باشد و مرجع ضمير در «لقائه» واژه «بعث» باشد كه مستفاد از آيه هاى ده و چهارده است. بنابراين، معنا چنين مى شود: «تو در لقاى ربّ - كه قرآن درباره آن سخن گفته - ترديدى به خود راه نده! چرا كه قرآن - حاوى مسأله لقاى ربّ - نازل شده از ناحيه كسى است كه تورات را به موسى(ع) داده است.
جلد
1
1 - موسى ( ع ) پيامبرى از نژاد اسرائيل و مبعوث شده براى بنى اسرائيل
قالوا نؤمن بما أنزل علينا . .. و لقد جاء كم موسى بالبينت
جلد
10
5- برخى از پيامبران ياد شده در سوره مريم ( زكريا ، يحيى ، عيسى ، موسى و هارون ( ع ) ) از نسل اسرائيل ( يعقوب ) بودند .
من النبيّن . .. من ذرّيّة إبرهيم و إسرءيل
جلد
6
3 - هر يك از عذاب هاى نازل شده بر فرعونيان به تنهايى آيت و نشانى بر حقانيت رسالت موسى بود .
فأرسلنا عليهم . .. ءايت مفصلت
جمع آوردن كلمه «ءايت» دلالت دارد كه هر كدام از عذابهاى ذكر شده به تنهايى آيت و نشان حقانيت موسى بوده است.
6 - فرعونيان على رغم مشاهده آياتى متعدد بر حقانيت رسالت موسى ، از پذيرش آن سرباز زدند .
فأرسلنا عليهم . .. فاستكبروا
جلد
17
4 - « معجزه » نشانه اى الهى بر حقانيت رسالت و پيام توحيدى موسى ( ع )
فلمّا جاءهم بايتنا
در قرآن به جاى واژه «معجزه»، «آيت و نشانه» به كار رفته است كه بيانگر مطلب ياد شده است.
جلد
15
1 - خداوند ، ناصر و ياور موسى و هارون ( عليهماالسلام ) و قوم شان در مبارزه با فرعونيان
و نصرنهم
جلد
13
7 - خواهر موسى ، از دور نظاره گر سرنوشت برادر خود بر روى آب نيل
فبصرت به عن جُنُب
«جُنُب» معادل دور است; يعنى، او موسى را از دور زير نظر گرفت.
8 - خواهر موسى ، شاهد برگرفته شدن برادرش از آب به وسيله كسان فرعون
فبصرت به عن جُنُب
برداشت ياد شده برپايه اين احتمال است كه «بصرت به. ..» به اين معنا باشد كه خواهر موسى، از دور ديد كه فرعونيان او را از آب گرفتند.
جلد
11
4 - خداوند به موسى ( ع ) فرمان داد ، به پاس احترام محضر پروردگار خود ، نعلين از پاى درآورد و با پاى برهنه در وادى مقدس گام نهد .
فاخلع نعليك إنّك بالواد المقدّس طوًى
جلد
6
12 - سخن گفتن خدا با موسى ( ع ) و گزينش وى به پيامبرى ، از نعمت هاى بزرگ خداوند به وى
اصطفيتك على الناس برسلتى و بكلمى . .. و كن من الشكرين
جلد
10
1- زكريا ، يحيى ، مريم ، عيسى ، ابراهيم ، اسحاق ، يعقوب ، موسى ، هارون ، اسماعيل و ادريس ( ع ) برخوردار از نعمت ويژه خداوند
أُولئك الذين أنعم اللّه عليهم
«ؤُولئك» اشاره به تمامى موارد ذكر شده در سوره مريم از آغاز تا اين آيه است و روشن است كه مراد از نعمت در جمله «أنعم اللّه . ..» نعمت هاى معمولى و متعارف نيست، چرا كه افراد ديگر نيز از اين گونه نعمت ها برخوردارند. پس نعمتى كه با لسان امتنان بر اين گروه بيان گرديده، نعمتى ويژه است.
جلد
11
1 - برآورده شدن خواسته هاى موسى ( ع ) در وادى طوى ، نعمتى سنگين از جانب خداوند بر آن حضرت بود .
قد أُتيت سؤلك يموسى . .. و لقد مننّا عليك مرّة أُخرى
«منّة» به معناى نعمت سنگين است (مفردات راغب).
3 - برخوردارى موسى ( ع ) از نعمت بزرگ خداوند در گذشته ، مايه اطمينان او به اجابت حتمى خواسته هايش در وادى طوى بود .
و لقد مننّا عليك مرّة أُخرى
تعبير «لقد» نشانه سوگند است. خبر از گذشته همراه با تأكيد، براى ايجاد اطمينان نسبت به وعده هاى مربوط به آينده (أُوتيت سؤلك) است.
4 - نعمت عطا شده به موسى ( ع ) در كوه طور ، هم سان نعمت گران قدرى بود كه در گذشته موسى ( ع ) به
او عطا شده بود .
و لقد مننّا عليك مرّة أُخرى
جلد
11
3 - وحى و پيام خداوند به مادر موسى ( ع ) از نعمت هاى بزرگ او به موسى ( ع ) بود .
و لقد مننّا . .. إذ أوحينا إلى أُمّك مايوحى
«إذ» ظرف است براى «مننّا»; يعنى نعمت بزرگى كه در آيه قبل ياد شد، در آن زمان بوده است.
جلد
11
21 - حفظ جان موسى ( ع ) در كودكى ، با طرح افكندن او به آب و القاى محبتش در دل فرعونيان و نظارت بر تربيت و رشد او ، نعمت هايى گران سنگ از جانب خداوند به آن حضرت
مننّا عليك مرّة أُخرى . .. أن اقذفيه ... و لتصنع على عينى
جلد
11
23 - رهايى موسى ( ع ) از عواقب وخيم قتل نفس ، نعمتى بزرگ از جانب خداوند بر آن حضرت بود .
و قتلت نفسًا فنجّينك من الغم
«قتلت» عطف بر «لقد مننّا» در آيات قبل است و بازگوكننده منّت و نعمت جديدى پس از ياد نعمت رهايى موسى(ع) از مشكلات دوران ولادت خويش است.
29 - آزمايش موسى ( ع ) و گرفتارى هاى سخت دوران زندگانى او ، از نعمت هاى خداوند به آن حضرت بود .
و فتنّك فتونًا
از آن جايى كه اين آيات در صدد برشمردن نعمت هاى خداوند به موسى(ع) است و در ضمن آن، گرفتارى آن حضرت به فتنه (آزمايش يا سختى) مطرح شده است، چنين برمى آيد كه اين نوع سختى ها و آزمودن ها نيز از جمله نعمت هاى الهى است.
جلد
11
7 - اخلاص كامل موسى ( ع ) ، يكى از نعمت هاى خداوند به آن حضرت بود .
واصطنعتك لنفسى
اين آيه ممكن است عطف به جملاتى از قبيل «قتلت نفساً» باشد كه بيانگر منت ها و نعمت هاى خداوند بود است.
جلد
13
2 - توان جسمى موسى ، نعمتى عطا شده از سوى خداوند به وى
قال ربّ بما أنعمت علىّ
جلد
15
1 - موسى و هارون ( عليهماالسلام ) ، برخوردار از احسان ها و نعمت هاى خداوند
و لقد مننّا على موسى و هرون
«مَنّ» به معناى «أحسَنَ» (احسان كرد) و «أنعم» (نعمت داد) است.
جلد
15
4 - نجات موسى و هارون ( عليهماالسلام ) و قوم شان از شر حكومت فرعونيان ، از احسان ها و نعمت هاى بزرگ الهى به آنان
و لقد مننّا على موسى و هرون . و نجّينهما و قومهما من الكرب العظيم
جلد
15
3 - نصرت خداوند به موسى و هارون ( عليهماالسلام ) و قوم شان و نيز پيروزى آنان بر فرعونيان در سايه اين يارى ، از نعمت هاى بزرگ الهى بر ايشان بود .
و لقد مننّا على موسى و هرون . و نجّينهما... و نصرنهم فكانوا هم الغلبين
جلد
15
4 - اعطاى كتاب ( تورات ) به موسى و هارون ( عليهماالسلام ) ، از نعمت هاى بزرگ الهى به ايشان
و لقد مننّا على موسى و هرون . .. و ءاتينهما الكتب المستبين
جلد
15
2 - هدايت به صراط مستقيم ، از نعمت هاى بزرگ خداوند به موسى و هارون ( عليهماالسلام )
و لقد مننّا على موسى و هرون . .. و هدينهما الصرط المستقيم
جلد
15
2 - باقى ماندن نام و آوازه موسى و هارون ( عليهماالسلام ) در ميان آيندگان ، از نعمت ها و الطاف الهى به ايشان
و تركنا عليهما فى الأخرين
برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه آيه شريفه، در مقام برشمردن نعمت هاى خداوند بر موسى و هارون (عليهماالسلام) و امتنان بر ايشان است.
نفرين موسى(ع)
جلد
4
9 - نفرين موسى ( ع ) بر قوم خويش با درخواست محروم شدن آنان از فيض وجود او و برادرش هارون
فافرق بيننا و بين القوم الفسقين
12 - تمرد و گناه بنى اسرائيل ، موجب نفرين موسى ( ع ) بر آنان
فافرق بيننا و بين القوم الفسقين
جلد
6
11 - موسى ( ع ) در ميان قومش از نفوذى فراوان برخوردار بود .
و أمر قومك يأخذوا
فعل «يأخذوا» چون در جواب امر واقع شده، به «إن» شرطيه مقدر مجزوم شده است. تقدير جمله چنين است: «و أمر قومك إن تامرهم يأخذوا ... .» يعنى قومت را به فراگيرى الواح فرمان ده كه اگر فرمان دادى انجام خواهند داد. اين معنا كه «اگر فرمان دادى انجام خواهند داد»، نشان از نفوذ فراوان موسى دارد.
جلد
11
12 - خواهر موسى ، تلاش و نقشى مؤثر در بازگرداندن او به مادرش داشت .
إذ تمشى أُختك . .. فرجعنك إلى أُمّك
يادكردن از خواهر موسى(ع) و تلاش او، نشان از نقش مؤثر و كارساز او در بازگرداندن وى به مادر دارد.
جلد
13
5 - حضور خواهر موسى در كنار مادر ، هنگام افكندن موسى در رود نيل
و قالت لأُخته قصّيه
6 - خواهر موسى ، مورد اعتماد مادر و شريك او در مسائل با اهميت
و قالت لأُخته قصّيه
جلد
13
5 - درماندگى خاندان فرعون از يافتن دايه اى مناسب و مورد پذيرش موسى ( ع ) و اقدام خواهر وى براى بهره گيرى از آن فرصت
حرّمنا عليه المراضع من قبل فقالت هل أدلّكم
7 - اقدام به موقع خواهر موسى ، براى بازگرداندن وى به آغوش مادر
و حرّمنا عليه المراضع . .. قالت هل أدلّكم على أهل بيت يكفلونه
جلد
13
1 - به ثمر رسيدن تلاش خواهر موسى ، در بازگرداندن برادر خويش به آغوش مادر
قالت هل أدلّكم على أهل بيت . .. فرددنه إلى أُمّه
خواهر موسى با دنبال كردن برادر، ورود به كاخ فرعون و بالاخره استفاده از فرصت به دست آمده، توانست موسى را به مادرش بازگرداند.
جلد
11
2 - بلعيده شدن سِحر ساحران فرعون و بطلان گرديدن ساخته هاى آنان با عصاى موسى ( ع ) ، وعده خداوند به آن حضرت .
و ألق ما فى يمينك تلقف ما صنعوا
فعل «تلقف» و نظاير آن (نزد برخى از اهل لغت) در موردى به كار مى رود كه چيزى گرفته شود و خورده يا بلعيده گردد (لسان العرب).
جلد
11
1 - عصاى موسى با اعجاز او ، تمامى ابزار و آلات سِحر جادوى ساحران فرعون ( بند ها و عصا ها ) را بلعيد .
تلقف ما صنعوا . .. فأُلقى السحرة
«فاء» در «فألقى» فصيحه و حاكى از جملاتى محذوفى است. مفاد آيه با تقديرات آن چنين مى شود: موسى(ع) عصاى خود را انداخت و عصا آلات سحر را بلعيد، آن گاه ساحران به سجده افتادند.
جلد
11
5 - تبديل عصا به موجودى كه ابزار سِحر ساحران را بلعيد و به حالت اوليه برگشت ، حاوى نشانه هاى متعددى بر رسالت موسى ( ع )
ما جاءنا من البيّنت
از اين كه ساحران، از مشاهدات خود با تعبير «بيّنات» (جمع «بيّنة») ياد كردند، به دست مى آيد كه آنچه ديدند، معجزات متعددى در ضمن يك معجزه بود.
جلد
13
2 - بلعيده شدن ابزار ساحران ( ريسمان ها و عصا ها ) به وسيله عصاى موسى
فإذا هى تلقف ما يأفكون
5 - عصاى موسى با بلعيدن ابزار جادويى ساحران ، صحنه اى شگفت و به دور از انتظار همگان به وجود آورد .
فإذا هى تلقف ما يأفكون
برداشت ياد شده از آن جا است كه «إذا» براى مفاجات است و نشانگر آن است كه جمله پس از آن، در يك حالت غير منتظره واقع شده است.
جلد
13
2 - وحى الهى به موسى ( ع ) مبنى بر زدن عصاى خويش به دريا
فأوحينا إلى موسى أن اضرب بعصاك البحر
3 - شكافته شدن دريا با ضربت عصاى موسى و باز شدن راه نجات براى بنى اسرائيل
أن اضرب بعصاك البحر فانفلق
«انفلاق» (مصدر «انفلق») به معناى شكافته شدن است.
5 - بنى اسرائيل و فرعونيان ، شاهد معجزه اى ديگر از موسى ( ع ) با شكافتن دريا
أن اضرب بعصاك البحر فانفلق
7 - شكافته شدن دريا با عصاى موسى و تقسيم شدن آب هاى آن به دو ديوار ; چون دو كوه بزرگ
فانفلق فكان كلّ فرق كالطود العظيم
فعل «كان» در اين جا به معناى «صار» است. «فرق» نيز معادل قطعه (پاره) و «طود» مرادف «جبل» (كوه) است. بنابراين «كان كلّ فرق...»; يعنى، هر پاره اى از آب دريا، مانند كوهى بزرگ شد.
جلد
11
10 - فرعونيان ، موسى ( ع ) را به مادرش سپردند و او وى را به خانه خويش برد .
فرجعنك إلى أُمّك
بازگشت موسى نزد مادر، به اين است كه مادر، او را نزد خود برده باشد; نه اين كه براى پرستارى او به دربار رفته باشد.
11 - موسى ( ع ) ، در خردسالى تحت تكفل مادر خود بود .
على من يكفله
جلد
13
2 - تدبير امور خانه و سرپرستى اعضاى آن برعهده مادر موسى
و قالت لأُخته قصّيه
در اين فراز از زندگى موسى، تنها مادر وى مطرح است و سخنى از پدر او به ميان نيامده است. اين يا بدان جهت است كه پدر موسى در قيد حيات نبوده و يا نقش چندانى در سرپرستى امور خانه نداشته است. اين نقش را مادر موسى ايفا مى كرده است.
3 - تسليم بودن اعضاى خانواده در برابر دستورات مادر موسى
و قالت لأُخته قصّيه فبصرت به عن جُنُب
برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه خواهر موسى، به محض شيندن فرمان مادر (قصّيه) بى درنگ به دنبال موسى روان شد.
5 - حضور خواهر موسى در كنار مادر ، هنگام افكندن موسى در رود نيل
و قالت لأُخته قصّيه
جلد
11
4 - جاذبه نيرومند معجزه موسى ، توان هرگونه درنگ و مقاومت را از ساحران فرعون سلب كرد .
فأُلقى السحرة
فعل «أُلقى» مجهول است و دلالت دارد كه ساحران وادار به سجده شدند، به گونه اى كه گويا عاملى آنها را بر سجده مجبور ساخته است.
جلد
13
2 - نگرانى فرعون از تأثير معجزات موسى در اطرافيانش
يريد أن يخرجكم من أرضكم بسحره
جلد
13
2 - به سجده در افتادن بى درنگ ساحران ، با مشاهده معجزه پيروز موسى
فأُلقى السحرة سجدين
به كارگيرى «فاء» تعقيب و فعل مجهول «أُلقى» بيانگر آن است كه ساحران با مشاهده آن منظره عجيب، اختيار از كف دادند و بلافاصله به سجده درافتادند.
جلد
13
3 - تجهيز موسى ( ع ) از سوى خدا به معجزه اى بيم آفرين و معجزه اى زيبا و پرجاذبه
و ألق عصاك . .. ولّى مدبرًا ... و أدخل يدك... بيضاء من غير سوء
جلد
7
4 - موسى ( ع ) ، شكست ساحران و ابطال سحر آنان را ، به خدا مرتبط نموده و خود را صرفاً واسطه فعل او اعلام كرد .
قال موسى ما جئتم به السحر إن اللّه سيبطله إن اللّه لايصلح عمل المفسدين. و يحق ال
جلد
9
2- معجزات حضرت موسى ( ع ) ، فعل خدا بود كه توسط آن حضرت تحقق يافت .
و لقد أرسلنا موسى بأيتنا
برداشت فوق مبتنى بر اين است كه: مراد از «آياتنا» معجزاتى باشد كه توسط حضرت موسى(ع) انجام مى گرفت.
جلد
11
4 - موسى ( ع ) در اعطاى مقام نبوت به هارون ( ع ) ، وساطت كرد .
و أشركه فى أمرى
جلد
11
8 - فرعونيان در تبليغات خود عليه موسى و هارون ( ع ) ، آنان را درهم شكننده و نابود كننده راه و روش نمونه و برتر خويش معرفى كردند .
و يذهبا بطريقتكم المثلى
جلد
11
9 - فراگرفتن سِحر از موسى ( ع ) و هم دستى با او در توطئه عليه فرعون ، از اتهامات فرعون به ساحران مؤمن بود .
إنّه لكبيركم الذى علّمكم السحر
جلد
11
6 - اقدام بنى اسرائيل در به همراه آوردن زينت آلات فرعونيان و مصادره آنها ، بدون صدور دستورى از جانب موسى ( ع ) صورت گرفته بود .
و لكنّا حمّلنا أوزارًا من زينة القوم
تعبير «حمّلنا» و كلمه «وزر»، حكايت از آن دارد كه موسى(ع) در اين زمينه دستورى صادر نكرده بوده، و بنى اسرائيل، خودسرانه اين كار را انجام داده بودند.
جلد
13
5 - موسى ( ع ) ، داراى مقامى ويژه در نزد خدا و واسطه وصول رحمت و هدايت الهى به بنى اسرائيل
إنّ معى ربّى سيهدين
آمدن تعبير «إنّ معى ربّى» (پروردگار من با من است) به جاى «إنّ معنا ربّنا» (پروردگار ما با ما است) نشان دهنده برخوردارى شخص موسى(ع) از امداد خاصه الهى است; كه در پرتو آن امداد، بنى اسرائيل نيز نجات مى يافتند.
جلد
13
2 - موسى ( ع ) دشمن آينده خاندان فرعون و مايه حزن و اندوه آنان بود .
ليكون لهم عدوًّا و حزنًا
جلد
13
7 - تحريك شدن غريزه فرزندخواهى زن فرعون با ديدن قنداق موسى
و قالت امرأت فرعون قرّت عين لى و لك
8 - از ديدگاه آسيه ، نگه دارى موسى ( ع ) پركننده خلأ بى فرزندى ، مايه روشنى ديدگان و ارمغان آور سرور و شادمانى براى وى و فرعون بود .
و قالت . .. قرّت عين لى و لك ... عسى أن ينفعنا أو نتّخذه ولدًا
جلد
16
5 - موسى ( ع ) ، كانون اصلى خطر در نگاه فرعون
و قال فرعون ذرونى أقتل موسى
تصميم بر قتل موسى(ع)، پس از كشتار فرزندان پيروان او، گوياى مطلب ياد شده است.
19 - دخالت موسى ( ع ) ، در امور سياسى و اجتماعى عصر خويش
أقتل موسى . .. إنّى أخاف ... أن يظهر فى الأرض الفساد
متهم شدن موسى(ع) به فسادانگيزى گسترده در سراسر كشور مصر، نشان دهنده اين حقيقت است كه آن حضرت در امور مهم سياسى و اجتماعى مردم عصر خويش دخالت مى كرد.
جلد
10
6- همسفر موسى ( ع ) عهده دار حمل و تدارك غذا بود .
قال لفتيه ءاتنا غداءنا
جلد
13
5 - بيم فرعون از ناگزير شدن قبطيان به ترك سرزمين خويش با پيروزى موسى ( ع )
يريد أن يخرجكم من أرضكم بسحره
جلد
17
4 - بيم و نگرانى فرعون از گسترش و تأثير پيام موسى ( ع ) در ميان مردم مصر
و نادى فرعون . .. أفلاتبصرون
تبليغات فرعون، در جهت جلوگيرى از نفوذ پيام موسى(ع)، نشانگر نگرانى فرعون از گسترش آن است.
جلد
18
3 - نگرانى فرعون ، از نفوذ سخنان موسى ( ع ) در دل اركان حكومت خويش
فتولّى بركنه
جلد
11
2 - خواهر موسى ، از افكنده شدن برادر كوچكش به نيل مطلع و نگران بود و گام به گام به تعقيب جعبه حامل وى پرداخت .
إذ تمشى أختك فتقول
حركت كردن خواهر موسى در پى او، نشانگر آن است كه وى از جريان موسى(ع) و به آب افكنده شدن او و نيز اجمال حوادثى كه در پيش است، مطلع بوده است.
3 - خواهر موسى ، تا زمان نجات او از آب و مشاهده تلاش درباريان فرعون براى يافتن دايه ، به تعقيب وى ادامه داد .
إذ تمشى أُختك فتقول هل أدلّكم
ظاهر «هل أدلّكم» آن است كه خواهر موسى، تصاحب او را از سوى فرعونيان ديده و با رساندن خود به درباريان، پيشنهاد خود را بدون واسطه با مقامات دربار و كسانى كه در طلب دايه بودند، مطرح كرده بود.
جلد
6
5 - موسى ( ع ) در عين اميدوارى به هلاكت فرعون و حاكميت يافتن بنى اسرائيل ، نگران عدم ايجاد شرايط آن از سوى قوم خويش بوده است .
عسى ربكم أن يهلك عدوكم و يستخلفكم فى الأرض
كلمه «عسى» حكايت از آن دارد كه موسى(ع) يقين به هلاكت فرعون و حاكميت يافتن قومش نداشته است و شايد دغدغه خاطر او بدان جهت بود كه وى اطمينان نداشت مردمش ش---رايطى را كه براى پيروزى مطرح ساخته بود (استعينوا ب--اللّه . .. ) رعايت كنند.
جلد
6
19 - موسى ( ع ) نگران توطئه مفسدان بنى اسرائيل در غياب خويش
و لا تتبع سبيل المفسدين
جلد
6
8 - موسى ( ع ) ، نگران شمول عذاب الهى بر همه قوم خويش *
و اكتب لنا فى هذه الدنيا حسنة و فى الاخرة . .. قال عذابى أصيب به من أشاء
به نظر مى رسد تقاضاى موسى(ع) با جمله «و اكتب لنا . .. » و تعليل آن با جمله «إنا هدنا إليك»، ناشى از واقعه اى است كه در آيه قبل بيان شد و آن عبارت بود از هلاكت همه همراهان به سبب سفاهت گروهى از
ايشان. گويا موسى(ع) از آن واقعه چنين برداشت كرد كه با گناه گروهى از بنى اسرائيل همه آنان در خطر نابودى خواهند بود و لذا نگران شد و از خدا چنين تقاضايى كرد.
9 - خداوند با بيان عدم تقدير عذاب بر همگان و جريان آن بر اساس مشيت خويش ، موسى ( ع ) را از نگرانى شمول عذاب بر همه بنى اسرائيل ر ها ساخت .
قال عذابى أصيب به من أشاء و رحمتى وسعت كل شىء
جمله «عذابى أصيب به من أشاء» در مقابل «و رحمتى وسعت كل شىء»، بيانگر اين است كه خداوند خواهان عذاب همگان نخواهد شد.
جلد
11
22 - خداوند موسى ( ع ) را از اندوه و نگرانى بر ارتكاب قتل نفس ، نجات بخشيد .
و قتلت نفسًا فنجّينك من الغم
جلد
11
5 - نگرانى موسى و هارون ( ع ) از ناكامى در ابلاغ پيام خداوند به فرعون
إنّنا نخاف أن يفرط علينا أو أن يطغى
جلد
11
جلد
11
12 - موسى ( ع ) ، از برخورد با نيرو هاى فرعون و بروز مشكلات ديگر در مسير هجرت از مصر نگران بود .
أسر بعبادى . .. لاتخف دركًا و لاتخشى
«درك» به معناى ملحق شدن و رسيدن و نيز به معناى پى آمد است (قاموس). نفى هرگونه پى گيرى و پى آمد و نيز اطمينان بخشيدن به موسى(ع) در مورد امنيت مسير هجرت، نشان از وجود زمينه تعقيب شدن و نيز نگرانى هاى ديگر در اين مسير دارد.
جلد
13
1 - موسى ( ع ) نگران مواجه شدن با تكذيب فرعونيان
قال ربّ إنّى أخاف أن يكذّبون
2 - اقدام موسى ( ع ) مبنى بر بيان ترس و نگرانى خويش به خداوند .
قال ربّ إنّى أخاف
جلد
13
2 - موسى ( ع ) نگران پيش آمدن حادثه اى ناگوار براى خويش ، به هنگام خروج از شهر مصر بود .
فخرج منها خائفًا يترقّب
«تَرَقُّب» (مصدر «يترقّب») به معناى انتظار است. در اين جا مفعول «يترقّب» حذف شده است; يعنى، «ينتظر وقوع المكروه به».
جلد
7
13 - از امام كاظم ( ع ) روايت شده است : « لما خافت بنو اسرائيل جبابرت ها أوحى اللّه إلى موسى و هارون ( ع ) : « أن تبوّءا لقومكما بمصر بيوتاً و اجعلوا بيوتكم قبلة » قال : امروا أن يصلوا فى بيوتهم ;
هنگامى كه بنى اسرائيل از حكام ستمگر زمان خود بيمناك شدند، خداوند به موسى و هارون (ع) وحى فرستاد كه براى قوم خود در مصر خانه هايى مهيّا سازيد و خانه هايتان را قبله قرار دهيد. امام فرمود: آنان مأمور شدند كه در خانه هايشان نماز بخوانند».
جلد
9
4- موسى ( ع ) ، بنى اسرائيل را از كفران نعمت هاى الهى برحذر داشت .
و إذ قال موسى لقومه اذكروا نعمة الله عليكم . .. و قال موسى إن تكفروا أنتم و من ف
جلد
13
1 - سپرى شدن دوران كودكى و نوجوانى موسى ( ع ) و رسيدن او به مرحله جوانى ، بى هيچ حادثه درخور بيان
فرددنه إلى أُمّه . .. و لمّا بلغ أشدّه و استوى
تعبير «بلغ أشدّه» كنايه از رسيدن شخص به دوره جوانى است; زيرا نوعاً بلوغ فكرى انسان هم زمان با رسيدن وى به مرحله جوانى است. بنابراين پرداختن قرآن به حوادث روزگار جوانى موسى(ع) و بعد از آن و مسكوت گذاشتن دوران پيش از جوانى (كودكى و نوجوانى)، نشانگر آن است كه كودكى و نوجوانى او در كمال آرامش سپرى شده بود و در اين مدت حادثه اى درخور بيان براى وى روى نداده بود.
جلد
6
8 - آمادگى موسى ( ع ) و قومش براى شورش عليه نظام فرعونى و به انزوا كشاندن فرعون و خدايان او ، دليل اشراف دربار براى ضرورت مجازات و سركوبى آنان
أتذر موسى و قومه ليفسدوا فى الأرض و يذرك و ءالهتك
جلد
6
8 - آمادگى موسى ( ع ) و قومش براى شورش عليه نظام فرعونى و به انزوا كشاندن فرعون و خدايان او ، دليل اشراف دربار براى ضرورت مجازات و سركوبى آنان
أتذر موسى و قومه ليفسدوا فى الأرض و يذرك و ءالهتك
جلد
13
6 - قرار گرفتن خانواده موسى در شرايط نياز به دلگرمى و اميد
إذ قال موسى لأهله . .. سئاتيكم منها بخبر... تصطلون
از تعبير «إنّى آنست ناراً» و «سأتيكم» - كه جمله اول به صورت مؤكد به «إنّ» و جمله دوم به صورت مؤكد با حرف تنفيس آمده است - استفاده مى شود كه خانواده موسى در شرايط اضطراب آور و دلهره آميزى قرار داشتند كه موسى مى بايست به آنان دلگرمى مى داد و اميد مى بخشيد.
جلد
13
3 - نياز مردم عصر موسى به تعاليم آسمانى جديد
و لقد ءاتينا موسى الكتب من بعد ما أهلكنا القرون الاُولى
جلد
10
3- موسى ( ع ) به « علم لدنىِ » حضرت خضر احساس نياز مى كرد .
هل أتّبعك على أن تعلّمن ممّا علّمت رشدًا
جلد
11
1 - موسى ( ع ) براى انجام رسالت الهى خويش در ارشاد و هدايت فرعون ، به داشتن وزير و معاون احساس نياز مى كرد .
واجعل لى وزيرًا
«وزير» به كسى گفته مى شود كه كارهاى سنگين و مسؤوليت هاى فرمانده خود را به عهده گيرد (مفردات راغب).
جلد
12
4 - موسى ( ع ) در انجام رسالت الهى اش ، درگير با دشوارى هاى بسيار و توانفرسا و نيازمند به يار و ياورى همچون هارون بود .
و جعلنا معه أخاه هرون وزيرًا
جلد
5
6 - داوود، سليمان، ايوب، يوسف(ع)، موسى و هارون(ع)، فرزندانى از نسل ابراهيم و هدايت يافته از جانب خداوند هستند.
و من ذريته داود و سليمن و أيوب و يوسف و موسى و هرون
سياق آيات پيشين، كه درباره حضرت ابراهيم(ع) بود، اين احتمال را پديد مى آورد كه ضمير در «ذريته» به «ابراهيم» برگردد. در اين صورت برخى اسامى كه در آيات بعد آمده است (همچون الياس و لوط) از باب تغليب در شمار ذريه آن حضرت ذكر شده اند.
7 - داوود، سليمان، ايوب، يوسف، موسى و هارون، فرزندانى از نسل نوح(ع) و هدايت يافته از جانب خداوند بودند.
نوحا . .. و من ذريته داود و سليمن و أيوب و يوسف و موسى و هرون
با توجه به دو نكته مى توان گفت «نوحا» مرجع ضمير در «ذريته» است: «نوحا» نزديكترين كلمه اى است كه مى تواند مرجع ضمير باشد. در ميان كسانى كه به عنوان ذريه از آنان ياد شده، افرادى هستند كه از ذريه
ابراهيم(ع) نيستند، مانند حضرت لوط(ع) و الياس(ع)
جلد
11
1 - مادر موسى ( ع ) ، دريافت كننده وحى و پيام از جانب خداوند
إذ أوحينا إلى أُمّك
«وحى» در آيه ممكن است به معناى سخن گفتن خداوند با مادر موسى(ع) باشد و ممكن است از آن الهام اراده شده باشد; برخى از وعده هاى خداوند به مادر موسى(ع) كه در سوره قصص آمده است، با معناى اول سازگارتر است.
3 - وحى و پيام خداوند به مادر موسى ( ع ) از نعمت هاى بزرگ او به موسى ( ع ) بود .
و لقد مننّا . .. إذ أوحينا إلى أُمّك مايوحى
«إذ» ظرف است براى «مننّا»; يعنى نعمت بزرگى كه در آيه قبل ياد شد، در آن زمان بوده است.
4 - دسترسى مادر موسى ( ع ) به اطلاعات القا شده به او ، جز از طريق وحى الهى ممكن نبود .
مايوحى
مراد از «مايوحى» (آنچه وحى مى شود) امورى است كه قاعدتاً وحى مى شود و انسان، خود به آن نمى رسد.
جلد
11
10 - خداوند در وحى به مادر موسى ، فردى را كه دشمن خدا و دشمن كودك او بود ، عامل نجات آن كودك و تحت تكفل گيرنده او معرفى كرد .
يأخذه عدوّ لى و عدوّ له
22 - « عن أبى جعفر ( ع ) قال : أنزل اللّه على موسى التابوت و نوديت أُمّه ضعيه فى التابوت فاقذفيه فى اليمّ و هو البحر ;
از امام باقر(ع) روايت شده كه فرمود: خداوند تابوت را بر موسى(ع) نازل كرد و به مادر وى ندا داده شد كه او را در تابوت قرار ده، پس آن را به دريا بيفكن».
جلد
13
3 - رهنمود الهى به مادر موسى در رابطه با فرزندش از طريق وحى
و أوحينا إلى أُمّ موسى أن أرضعيه . .. فألقيه فى اليمّ
جلد
5
21 - خداوند نازل كننده كتاب تورات بر موسى(ع)
قل من أنزل الكتب الذى جاء به موسى . .. قل الله
جلد
6
2 - خداوند ، فرمانش را ( افكندن عصا ) از طريق وحى به موسى ابلاغ كرد .
و أوحينا إلى موسى أن ألق عصاك
جلد
6
11 - فرمان خدا به موسى ( زدن عصا بر سنگ براى تهيه آب ) فرمانى اعلام شده به او از طريق وحى
و أوحينا إلى موسى . .. أن اضرب بعصاك الحجر
جلد
7
1 - خداوند ، از طريق وحى به موسى و هارون ( ع ) فرمان داد تا در شهر مصر ( مركز حكومت فرعون ) به تهيه مسكن براى قوم خود اقدام كنند .
و أوحينا إلى موسى و أخيه أن تبوّءا لقومكما بمصر بيوتاً
برداشت فوق مبتنى بر اين است كه اولاً «مصر» به معناى شهر مصر باشد ; چنان كه به همين معنا در مفردات و لسان تصريح شده است. ثانياً: جار و مجرور (بمصر) متعلق به «تبوءاً» باشد نه حال براى «قومكما».
3 - برادر موسى ( هارون ) شريك او در دريافت وحى و ياور او در امر رسالت بود .
و أوحينا إلى موسى و أخيه أن تبوّءا لقومكما بمصر بيوتاً
14 - « عن محمد بن مسلم عن ابى جعفر ( ع ) قال : قلت : كان هارون أخا موسى لأبيه و أمه ؟ قال : نعم . . . قلت : و كان الوحى ينزل عليهما جميعاً ؟ قال : الوحى ينزل على موسى و موسى يوحيه الى هارون ؟
محمد بن مسلم گويد به امام باقر (ع) گفتم: آيا هارون برادر پدرى و مادرى موسى (ع) بود؟ حضرت فرمود: آرى . .. گفتم: آيا وحى بر هر دوى آنان نازل مى شد. حضرت فرمود: وحى بر موسى (ع) نازل مى شد و موسى (ع) وحى را به هارون منتقل مى كرد».
جلد
10
1- خداوند از سمت راست كوه طور ، موسى ( ع ) را مورد خطاب قرار داد و با او سخن گفت .
و ندينه من جانب الطور الأيمن
«أيمن» يا از «يُمن» به معناى خير و بركت داشتن گرفته شده و يا از «يمين» كه به معناى «سمت راست» است. دراين برداشت معناى دوم مورد نظر است. در اين صورت «الأيمن» وصف كلمه «جانب» خواهد بود.
جلد
11
5 - سخن خداوند با موسى ( ع ) در وادى طوى ( پاى كوه طور ) ، به صورت وحى بوده است .
فاستمع لما يوحى
جمله «إنّنى أنا اللّه» (در آيه بعد) بدل براى «ما يوحى» است. بنابراين آنچه در پايين كوه طور با موسى(ع) گفته شده بود، وحى بوده است.
جلد
11
1 - يگانگى خداوند و حقيقت نداشتن هيچ معبودى جز او ، سرلوحه وحى الهى به موسى ( ع ) در وادى طوى بود .
إنّنى أنا اللّه لا إله إلاّ أنا
10 - فرمان مداومت بر نماز و برپاداشتن آن ، از نخستين برنامه هاى عملى ابلاغ شده به موسى ( ع ) در وادى طوى بود .
أقم الصلوة
«اقامه نماز» (برپاداشتن آن) به مداومت بر آن است.
جلد
11
1 - خداوند در وادى طوى ، خطر منكران قيامت را در بازداشتن موسى ( ع ) از توجه به قيامت ، به او گوشزد كرد و او را از فريب كارى آنان برحذر داشت .
فاعبدنى . .. فلايصدّنك عنها من لايؤمن بها
ضميرهاى «عنها» و «بها» به «الساعة» (در آيه قبل) برمى گردد.
جلد
11
9 - موسى و هارون ( ع ) ، با خطابى مشترك از سوى خداوند ، وحى الهى رادريافت كردند .
قال لاتخافا إنّنى معكما
جلد
11
1 - هارون نيز مانند موسى ( ع ) ، دريافت كننده وحى الهى بود .
إنّا قد أُوحى إلينا
جلد
11
1 - دل قوى داشتن و نگران نبودن از پى آمد هاى سِحر ساحران فرعون ، مفاد وحى خداوند به موسى ( ع ) در ميدان مقابله با ساحران
فأوجس . .. قلنا لاتخف
جلد
11
3 - مسير هجرت بنى اسرائيل از مصر ، از طريق وحى به موسى ( ع ) مشخص شده بود .
و لقد أوحينا إلى موسى . .. فاضرب لهم طريقًا فى البحر
فرمان به كوچ دادن شبانه بنى اسرائيل و بيان برخورد آنان در مسير خود با دريا، دال براين است كه مسير حركت نيز از طريق وحى مشخص شده بود.
4 - وحى الهى ، راهنماى موسى ( ع ) در مراحل دشوار و تنگنا هاى مسير رسالت .
و لقد أوحينا إلى موسى
جلد
11
2 - موسى ( ع ) در ميقات و از طريق وحى ، بر امتحان شدن بنى اسرائيل در غياب او و گمراه شدن آنان آگاهى يافت .
و عجلت إليك . .. فإنّا قد فتنّا قومك من بعدك
جلد
13
1 - وحى خداوند به موسى ( ع ) در خارج ساختن شبانه بنى اسرائيل از سرزمين مصر
و أوحينا إلى موسى أن أسر بعبادى
3 - تصميم گيرى و حركت موسى ( ع ) ، در مقاطع مختلف بر اساس برنامه وحى
و أوحينا إلى موسى أن أسر بعبادى
6 - خبردادن خداوند به موسى ( ع ) مبنى بر تعقيب بنى اسرائيل از سوى فرعونيان در صورت خروج از مصر
أسر بعبادى إنّكم متّبعون
جلد
13
2 - وحى الهى به موسى ( ع ) مبنى بر زدن عصاى خويش به دريا
فأوحينا إلى موسى أن اضرب بعصاك البحر
جلد
13
1 - فرمان الهى به موسى ، در وادى طور مبنى بر افكندن عصاى خويش
و أن ألق عصاك
«إلقاء» (مصدر «ألق») به معناى انداختن است.
جلد
20
2 - وحى به موسى ( ع ) ، جلوه ربوبيت خداوند بر او و از عوامل رشد و تربيت آن حضرت براى انجام رسالت خويش بود .
إذ ناديه ربّه
جلد
13
1 - ورود موسى ( ع ) به شهر مصر ، در ساعت استراحت و غفلت و بى خبرى مردم
و دخل المدينة على حين غفلة من أهلها
«غفلت» به معناى بى خبرى و مراد از «على حين غفلة من أهلها» (ساعت بى خبرى مردم شهر) زمانى است كه مردم دست از كسب و كار مى كشند و به خانه هايشان برمى گردند و از آنچه در شهر مى گذرد بى خبر مى مانند.
جلد
11
1 - موسى ( ع ) براى انجام رسالت الهى خويش در ارشاد و هدايت فرعون ، به داشتن وزير و معاون احساس نياز مى كرد .
واجعل لى وزيرًا
«وزير» به كسى گفته مى شود كه كارهاى سنگين و مسؤوليت هاى فرمانده خود را به عهده گيرد (مفردات راغب).
2 - موسى ( ع ) از خداوند ، خواهان تعيين وزير و معاونى از خاندانش شد .
واجعل لى وزيرًا من أهلى
جلد
11
2 - هارون ( ع ) ، نامزد مقام وزارت و معاونت از جانب موسى ( ع )
واجعل لى وزيرًا من أهلى . هرون أخى
كلمه «هارون» بدل براى «وزيراً» و كلمه «أخى» عطف بيان براى «هارون» است.
جلد
12
5 - رسالت و مسؤوليت اصلى هدايت و رهبرى جامعه بر دوش حضرت موسى ( ع ) بود و هارون تنها نقش معاونت و مشاورت او را بر عهده داشت .
و لقد ءاتينا موسى الكتب و جعلنا معه أخاه هرون وزيرًا
برداشت فوق، به خاطر اين نكته است كه دريافت كننده كتاب و شريعت، حضرت موسى(ع) بود و برادرش هارون، تنها به عنوان معاون و مشاور او معرفى گرديده بود.
جلد
12
2 - هارون ، شريك و همتاى موسى ( ع ) در امر رسالت و تبليغ فرعون و قوم او
و لقد ءاتينا موسى الكتب . .. أخاه هرون وزيرًا. فقلنا اذهبا إلى القوم الذين كذّ
جلد
10
3- كشتى و حمل و نقل دريايى ، در زمان حضرت موسى ( ع ) از منابع درامد بود .
فكانت لمسكين يعملون فى البحر
جلد
20
7 - رسالت موسى ( ع ) ، فراتر از هدايت و رهبرى بنى اسرائيل بود .
اذهب إلى فرعون إنّه طغى
جلد
12
9 - موسى ( ع ) ، در راستاى اثبات توحيد ربوبى و ابطال شرك ، منطقى قوى و كوبنده و برهانى روشن و غير قابل ترديد داشت .
ثمّ أرسلنا موسى . .. و سلطن مبين
كلمه «سلطان» به معناى قهر و غلبه است. حجت و برهان را نيز بدان اعتبار كه صاحب آن، بر قلوب مخاطبان هجوم مى برد و آنها را فتح مى كند، سلطان گفته مى شود.
جلد
11
2 - ساحران مؤمن ، برترى دادن فرعون بر خداوند و بهادادن به تهديدات او در برابر دلايل روشن موسى ( ع ) را ، به كلى منتقى دانسته و ثبات و استحكام ايمان خود را نشان دادند .
قالوا لن نؤثرك على ما جاءنا من البيّنت والذى فطرنا
جلد
7
4 - حضرت موسى ( ع ) ، سحر بودن كار خود را نفى كرده ، معجزه بودن آن را امرى بديهى ، روشن و غير قابل ترديد خواند .
أتقولون للحق لما جاءكم أسحر هذا
با توجه به استفهام انكارى و اسم اشاره و جمله قبل، معناى جمله (أسحر هذا) چنين است كه: اين عمل سحر نيست و مايه تعجب است اگر كسى حق و معجزه بودن آن را انكار كند.
جلد
13
2 - سحر خوانده شدن معجزات الهى موسى ، از سوى فرعونيان على رغم وضوح و روشنى آن
فلمّا جاءتهم ءايتنا مبصرة قالوا هذا سحر مبين
جلد
13
3 - معجزات ارائه شده از سوى موسى ( ع ) ، دلايلى روشن و غير قابل انكار بر رسالت الهى وى
فلمّا جاءهم موسى بئايتنا بيّنت
جلد
18
10 - وضوح و روشنى ، از ويژگى هاى بارز دلايل و معجزات موسى ( ع )
أرسلنه . .. بسلطن مبين
تنها وصفى كه خداوند در اين آيه براى دلايل موسى(ع) آورده است، «مبين» مى باشد.
جلد
13
10 - اطمينان بخشى خداوند به مادر موسى و وعده قطعى به بازگرداندن فرزندش به آغوش وى
إنّا رادّوه إليك
جلد
13
9 - وعده خدا به مادر موسى ، مبنى بر بازگرداندن فرزندش به آغوش وى
و لتعلم أنّ وعد اللّه حقّ
اين آيه اشاره به وعده اى دارد كه خداوند قبلاً به مادر موسى داده بود: «ما او را قطعاً به تو باز خواهيم گرداند»، (إنّا رادّوه إليك).
جلد
13
11 - برگزيدن موسى ( ع ) براى مقام رسالت ، وعده الهى به مادرش جهت آرام بخشيدن خاطر وى
و لاتخافى و لاتحزنى . .. و جاعلوه من المرسلين
جلد
13
10 - اطمينان بخشى خداوند به مادر موسى و وعده قطعى به بازگرداندن فرزندش به آغوش وى
إنّا رادّوه إليك
11 - برگزيدن موسى ( ع ) براى مقام رسالت ، وعده الهى به مادرش جهت آرام بخشيدن خاطر وى
و لاتخافى و لاتحزنى . .. و جاعلوه من المرسلين
جلد
13
9 - وعده خدا به مادر موسى ، مبنى بر بازگرداندن فرزندش به آغوش وى
و لتعلم أنّ وعد اللّه حقّ
اين آيه اشاره به وعده اى دارد كه خداوند قبلاً به مادر موسى داده بود: «ما او را قطعاً به تو باز خواهيم گرداند»، (إنّا رادّوه إليك).
جلد
10
5- خضر ( ع ) به موسى ( ع ) وعده داد كه در نهايت ، بخشى از اسرار كار خود را براى او تبيين خواهد كرد .
أُحدث لك منه ذكرًا
«من» در «منه» براى تبعيض است و گوياى اين كه خضر، تنها، به بيان گوشه اى از ويژگى هاى كردار خويش وعده داد.
جلد
11
6 - اعطاى معجزاتى در كنار معجزه عصا و يدبيضا به موسى ( ع ) ، وعده خداوند به او در كوه طور *
ب--َايتى
جمع آوردن «آيات» با آن كه تا آن زمان، تنها دو معجزه به موسى(ع) عطا شده بود، مى تواند وعده ضمنى خداوند به عطاى معجزاتى ديگر به موسى(ع) باشد.
جلد
11
2 - بلعيده شدن سِحر ساحران فرعون و بطلان گرديدن ساخته هاى آنان با عصاى موسى ( ع ) ، وعده خداوند به آن حضرت .
و ألق ما فى يمينك تلقف ما صنعوا
فعل «تلقف» و نظاير آن (نزد برخى از اهل لغت) در موردى به كار مى رود كه چيزى گرفته شود و خورده يا بلعيده گردد (لسان العرب).
جلد
17
10 - وعده خداوند به موسى ( ع ) ، درباره رفع عذاب فرعونيان ، در صورت روى آوردن آنان به حق
ادع لنا ربّك بما عهد عندك إنّنا لمهتدون
به قرينه ذيل اين آيه و آيه بعد، به دست مى آيد كه مراد از «ما عهد عندك»، وعده خداوند به رفع عذاب از فرعونيان در صورت پذيرش هدايت است.
12 - فرعونيان پس از گرفتارى به عذاب الهى به موسى ( ع ) وعده دادند كه در صورت رفع عذاب ، ايمان خواهند آورد .
و قالوا يأيّه السحر ادع لنا ربّك بما عهد عندك إنّنا لمهتدون
جلد
11
16 - وعده خداوند به موسى ( ع ) در مورد برترى و غلبه او در ميدان مبارزه با ساحران ، به بهترين شكل تحقق يافت .
إنّك أنت الأعلى . .. فأُلقى السحرة سجّدًا قالوا ءامنّا
جلد
11
2 - موسى ( ع ) ، برخوردار از اعتمادى قوى به وعده هاى خداوند در پيروزى بر مخالفان
قال بل ألقوا
در آيات پيشين، خداوند به موسى(ع) اطمينان داد كه بر رخدادها، اِشراف كامل دارد و جاى نگرانى نيست (لاتخافا إنّنى معكما أسمع و أرى). واگذار كردن صحنه كارزار به دشمنان و به تماشا نشستن موسى(ع) حاكى از اعتماد كامل او به آن وعده است.
جلد
13
7 - شكست نهايى فرعون و غلبه موسى ، هارون ( ع ) و پيروانشان بر وى ، وعده الهى به موسى در وادى طور
أنتما و من اتّبعكما الغلبون
جلد
13
11 - برگزيدن موسى ( ع ) براى مقام رسالت ، وعده الهى به مادرش جهت آرام بخشيدن خاطر وى
و لاتخافى و لاتحزنى . .. و جاعلوه من المرسلين
جلد
13
1 - اقامت موسى در مدين تا پايان مدت قراردادش با شعيب ( ع )
فلمّا قضى موسى الأجل
«قضاء» (مصدر «قضى») به معناى تمام كردن و به پايان رساندن است. «الأجل» اشاره به مدتى دارد كه ميان موسى و شعيب(ع) مقرر شده بود.
جلد
11
6 - موسى ( ع ) ، مناسب ترين زمان را براى تبليغ و ارائه معجزات خويش و منكوب ساختن فرعون برگزيد .
قال موعدكم يوم الزينة و أن يحشرالناس ضحًى
روز عيد، نوعاً روز فراغت و آمادگى فكرى مردم است. انتخاب چنين روزى از سوى موسى(ع) و نيز توجه به حضور گسترده مردم در روشنايى روز، حكايت از انتخاب مناسب آن حضرت دارد.
جلد
13
3 - گردآورى ساحران ، براى هماوردى با موسى ( ع ) در وقت و روزى معين ( پيش از ظهر روز عيد ) بود .
فجمع السحرة لميقت يوم معلوم
«ميقات» به زمان معين گفته مى شود و مراد از آن در اين جا - به قرينه آيه 59 سوره طه - پيش از ظهر (ضحى) مى باشد. مقصود از «يوم معلوم» به دليل آيه ياد شده روز جشن (يوم الزينة) است و روز جشن همان روز عيد مى باشد.
4 - اهميت زمان و روز خاص در بازتاب هماوردى موسى ( ع ) با ساحران در نگاه فرعونيان
فجمع السحرة لميقت يوم معلوم
تصريح به زمان معين، نشانگر اهميت و نقش آن است .
جلد
13
2 - ورود موسى ( ع ) به حوالى مدين در اثناى روز
و لمّا ورد ماء مدين وجد عليه أُمّة من الناس يسقون
3 - ورود موسى ( ع ) به محل آب شرب مدين هم زمان با آمدن چوپانان براى آب دادن دام هايشان
و لمّا ورد ماء مدين وجد عليه أُمّة من الناس يسقون
جلد
13
20 - تقارن هجرت موسى ( ع ) به مدين با دوران پيرى شعيب ( ع )
قالتا . .. و أبونا شيخ كبير
جلد
13
5 - هم زمانى هجرت موسى ( ع ) به مدين با فصل گرما
ثمّ تولّى إلى الظلّ
جلد
8
6- پيام ها و رسالت هاى موسى ( ع ) ، هدايتگر مردمان به راه درست و طريق صواب
أرسلنا موسى . .. إلى فرعون و ملإيه فاتبعوا أمر فرعون و ما أمر فرعون برشيد
جلد
6
4 - نبودن هيچ فاصله زمانى بين افكنده شدن عصاى موسى ( ع ) و تبديل آن به مارى بزرگ
فألقى عصاه فإذا هى ثعبان مبين
جلد
6
3 - سفيد گشتن دست موسى ( ع ) ، پس از نمايان ساختن آن ، امرى غير منتظره و خارق العاده و قابل رؤيت براى همه بينندگان
فإذا هى بيضاء للنظرين
جلد
12
9 - موسى ( ع ) ، در راستاى اثبات توحيد ربوبى و ابطال شرك ، منطقى قوى و كوبنده و برهانى روشن و غير قابل ترديد داشت .
ثمّ أرسلنا موسى . .. و سلطن مبين
كلمه «سلطان» به معناى قهر و غلبه است. حجت و برهان را نيز بدان اعتبار كه صاحب آن، بر قلوب مخاطبان هجوم مى برد و آنها را فتح مى كند، سلطان گفته مى شود.
جلد
10
10- مقابله به مثل و حقيقت گويى ، از ويژگى هاى برخورد موسى ( ع ) با فرعون
إنى لأظنّك يموسى مسحورًا . .. و إنى لأظنّك يفرعون مثبورًا
جلد
7
1 - موسى ( ع ) ، نسبت به قوم خود ، رهبرى مهربان و راهنمايى دلسوز بود .
و قال موسى يقوم
برداشت فوق از اضافه «قوم» به ياى متكلم به دست آمده است.
جلد
11
2 - خداوند در وادى طوى ، از موسى ( ع ) خواست ، خصوصيات چوب دستى خود رابيان كند .
و ما تلك بيمينك يموسى
جلد
11
2 - عصاى موسى ( ع ) در پى افكنده شدن ، به مارى در حال حركت تبديل شد .
فألقيها فإذا هى حيّة تسعى
3 - افكنده شدن عصاى موسى و تبديل شدن آن به مار ، هم زمان بود .
فإذا هى حيّة
«اذا» براى مفاجاة است و بر وحدت زمان جمله قبل و بعد دلالت دارد.
5 - عصاى موسى ( ع ) پس از تبديل شدن به مار ، جان داشت و با اراده خود جست و خيز مى كرد .
حيّة تسعى
خداوند در داستان مقابله موسى(ع) و ساحران در آيات بعد، در باره سحر ساحران فرموده است: «يخيّل إليه من سحرهم أنّها تسعى»; مقايسه آن با فعل «تسعى» (در اين آيه) گوياى حقيقى بودن حركت عصاى موسى(ع) است.
جلد
13
6 - عصاى اژد ها شده موسى ، نسبت به انسان ها بى آزار بود .
إنّك من الأمنين
تعبير «من الآمنين» به جاى «آمن» براى بيان اين معنا است كه نه تنها موسى(ع) از آسيب عصاى اژدها شده در امان است; بلكه مردم نيز آسيبى از آن نخواهند ديد.
7 - « عن أبى عبداللّه ( ع ) . . . فلمّا قضى موسى الأجل و سار بأهله نحو بيت المقدس فنودى . . . أن ألق عصاك فلمّا رأها تهتزّ كأنّها جانّ ولّى مدبراً و لم يعقّب » فإذا حيّة مثل الجذع يخرج منها مثل لهب النار . . . ;
از امام صادق(ع) روايت شد. .. كه چون موسى(ع) قرارداد خود را به پايان رسانيد و همراه با اهلش به سوى بيت المقدس حركت كرد ... آن گاه به وى ندا شد ... عصاى خود را بيفكن [و چون موسى(ع) آن را افكند ]ديد كه مانند مار كوچك پر جست و خيزى به حركت درآمد رو برگرداند و (پا بفرار گذاشت) و حتى پشت سر خود را نگاه نكرد پس ناگهان (آن عصا) مارى چون تنه درخت خرما گشته بود كه از دهانش شعله هاى آتش زبانه مى كشيد...».
جلد
15
2 - كتاب آسمانى موسى و هارون ( عليهماالسلام ) ( تورات ) ، برخوردار از پيام ها و مضامينى بسيار روشن و قابل فهم براى همگان
و ءاتينهما الكتب المستبين
«مستبين» به معناى «مبين» (روشن و روشنگر) است و «سين» و «تا» در آن براى تأكيد و مبالغه است; يعنى، بسيار روشن و روشنگر.
جلد
17
2 - معجزات موسى ( ع ) ، هر يك به تنهايى آيتى بزرگ و كافى براى اثبات حقانيت رسالت آن حضرت *
و ما نريهم من ءاية إلاّ هى أكبر من أُختها
جمله «هى أكبر من أختها» ممكن است كنايه از اهميت و بزرگى هر يك از معجزات باشد (بدون در نظر گرفتن ترتيب در بزرگى); چنان كه در فارسى نيز براى بيان كامل بودن افراد گفته مى شود: «يكى از ديگرى برتر».
جلد
13
4 - عصاى موسى پس از تبديل شدن به اژد ها ، حركت و پيشروى كرد .
فإذا هى ثعبان مبين
برداشت ياد شده بدان احتمال است كه «ثعبان» از ريشه «ثعب» (آب جارى) بوده و اين اشاره اى به حركت و پيشروى اژدها داشته باشد.
جلد
18
10 - وضوح و روشنى ، از ويژگى هاى بارز دلايل و معجزات موسى ( ع )
أرسلنه . .. بسلطن مبين
تنها وصفى كه خداوند در اين آيه براى دلايل موسى(ع) آورده است، «مبين» مى باشد.
جلد
1
3 - موسى ( ع ) ، برجسته ترين و بارزترين چهره در ميان انبياى بنى اسرائيل
و لقد جاء كم موسى بالبينت
ذكر نام موسى(ع)، از ميان پيامبران بنى اسرائيل، براى ارائه نمونه اى از برخوردهاى كفرآميز يهود با پيامبران اسرائيلى; اشاره به برداشت فوق دارد.
جلد
10
12- صراحت لهجه و شجاعت موسى ( ع ) در برابر فرعون
و إنى لأظنّك يفرعون مثبورًا
جلد
10
4- حضرت خضر ( ع ) ، نسبت به خصوصيّات روحى موسى ( ع ) از پيش ، مطلع بود . *
قال إنّك لن تستطيع معى صبرًا
پيش بينى قطعى عدم تحمّل موسى از جانب خضر(ع) مى تواند مستند به يكى از دو امر باشد: 1- اطلاع خضر از خصوصيات روحى و فكرى موسى(ع) 2- اين كه اصولاً، تحمّل چنين علومى، براى غير خضر ممكن نبوده است. برداشت فوق مبتنى بر احتمال نخست است.
جلد
17
7 - موسى ( ع ) ، داراى ظاهرى ساده و به دور از تشريفات و تشخص
الذى هو مهين
خوار شمردن موسى(ع) از سوى فرعون، نشان مى دهد كه آن حضرت ظاهرى ساده و پيراسته داشته و همين نكته مستمسك فرعون قرار گرفته است.
جلد
13
1 - تولد موسى ( ع ) ، در فضايى آكنده از خوف و خطر و به دور از چشم ديگران
يذبّح أبناءهم . .. و أوحينا إلى أُمّ موسى أن أرضعيه
جلد
11
3 - يدبيضاى موسى ( ع ) داراى نوعى سپيدى بود كه نقص و مرض و پيسى شمرده نمى شد .
تخرج بيضاء من غير سوء
«سو» كلمه اى است كه براى هر آفت و دردى به كار مى رود و كنايه از پيسى نيز مى باشد (لسان العرب).
جلد
13
2 - درخشش دست موسى ، به هنگام بيرون آوردن آن از گريبان
تخرج بيضاء
3 - « يد بيضاى » موسى ، داراى منظرى زيبا و مبرا از هر گونه زشتى و عيب
تخرج بيضاء من غير سوء
جلد
11
14 - هارون ، داراى حق ولايت و اطاعت بر بنى اسرائيل در زمان غيبت موسى ( ع ) بود .
و لقد قال لهم هرون . .. فاتّبعونى و أطيعوا أمرى
فرمان هارون(ع) به پيروى و اطاعت مردم از او، حاكى از ثبوت حق ولايت و اطاعت او، بر عهده بنى اسرائيل است.
16 - هارون ( ع ) ، در غياب موسى ( ع ) ، وظيفه ارشاد ، هشدار ، امر به معروف و نهى از منكر را به نحو وافى انجام داد .
و لقد قال لهم هرون من قبل يقوم . .. فاتّبعونى و أطيعوا أمرى
جلد
11
2 - جلوگيرى از انحراف و گمراهى بنى اسرائيل ، از وظايف هارون در غياب موسى ( ع )
يه-رون ما منعك إذ رأيتهم ضلّوا
6 - جلوگيرى از انحراف و گمراهى بنى اسرائيل ، از وظايف هارون در غياب موسى ( ع )
يه-رون ما منعك إذ رأيتهم ضلّوا
جلد
11
2 - هارون در غياب موسى ( ع ) ، وظيفه رهبرى و هدايت بنى اسرائيل را به عهده داشت .
يه-رون ما منعك . .. ألاّتتّبعن
3 - موسى ( ع ) ، وظايف و مسؤوليت هاى هارون را در زمان غيبت خود ، براى وى معين كرده بود .
ما منعك . .. ألاّتتّبعن أفعصيت أمرى
«لا» در «ألاّتتّبعن» براى تأكيد نفى مستفاد از «منعك» است و در اصل مراد چنين بوده است: «ما منعك أن تتّبعن». برخى گفته اند: «لا» زايد نيست; بلكه مراد اين است كه: «ما الذى صدّك و حملك على ألاّتتّبعن»; يعنى، چه چيز تو را بازداشت و بر پيروى نكردن من وادار ساخت (مفردات راغب).
جلد
11
18 - هارون ( ع ) ، در صدد اجراى دقيق فرمان هاى موسى ( ع ) و تخطى نكردن از معيار هاى او ، در طول مدت ميقات موسى ( ع ) و غيبت او
إنّى خشيت أن تقول . .. و لم ترقب قولى
جلد
6
14 - هارون با تحريك عواطف موسى ( ع ) در صدد تسكين غضب او و مطمئن ساختنش بر انجام وظايف و مسؤوليت هاى خويش در برابر منحرفان بنى اسرائيل برآمد .
قال ابن أم إن القوم استضعفونى و كادوا يقتلوننى
به نظر مى رسد هارون با انتخاب «اى فرزند مادرم» در خطاب به موسى، در صدد تحريك عواطف وى به سوى خود بوده است.
22 - هارون با بيان موضع خويش در برابر منحرفان بنى اسرائيل از موسى ( ع ) خواست تا با مؤاخذه وى دشمنان دين را شاد نسازد .
و كادوا يقتلوننى فلا تشمت بى الأعداء
«ال» در «الأعداء» براى جنس است و مراد از آن، به قرينه «القوم الظلمين»، دشمنان دين و توحيد، يعنى همان گوساله پرستان، است. «اشمات» (مصدر «لا تشمت») به معناى خشنود ساختن و «باء» در «بى» سببيه است. بنابراين «لا تشمت بى الأعداء» يعنى دشمنان دين را با مؤاخذه من شاد نكن.
26 - هارون با بيان مبارزه خويش عليه شركورزى بنى اسرائيل ، از موسى ( ع ) خواست تا وى را همسنگ ستمكاران شرك پيشه قرار ندهد .
إن القوم استضعفونى و كادوا يقتلوننى . .. و لاتجعلنى مع القوم الظلمين
روشن است كه موسى(ع) هرگز گمان نمى كرد كه هارون از ستمكاران باشد. بنابراين «مع» در جمله «لا تجعلنى مع» معيت حكمى است ; يعنى مرا در حكم ستمكاران قرار مده.
جلد
7
3 - برادر موسى ( هارون ) شريك او در دريافت وحى و ياور او در امر رسالت بود .
و أوحينا إلى موسى و أخيه أن تبوّءا لقومكما بمصر بيوتاً
جلد
7
2 - هارون ( ع ) با موسى ( ع ) ، در دعا عليه فرعون و اطرافيانش ، همراه و شريك بود .
دعوتكما
جلد
11
13 - هارون در صحنه مبارزه با ساحران فرعون ، در كنار موسى ( ع ) حاضر بود .
ءامنّا بربّ هرون و موسى
جلد
11
8 - هارون ( ع ) ، براى اداى توضيح در باره علل نحوه برخورد خود با گوساله پرستان ، از موسى ( ع ) تقاضاى فرصت كرد .
لاتأخذ بلحيتى و لابرأسى إنّى خشيت
جلد
12
6 - هارون ، شخصيتى شايسته و توانا براى هم فكرى و هم گامى با برادرش موسى ( ع ) در رهبرى و هدايت مردم
و جعلنا معه أخاه هرون وزيرًا
جلد
13
2 - هجرت موسى ( ع ) به همراه همسر و فرزندانش از مدين ، پس از پايان يافتن مدت قراردادش با شعيب ( ع )
فلمّا قضى موسى الأجل و سار بأهله
گرچه واژه «أهل» انصراف به زوجه دارد; لكن با توجه به تعبير «امكثوا» (با خطاب جمع) معلوم مى شود علاوه بر همسر حداقل دو نفر ديگر نيز - كه به احتمال قوى فرزندانش بوده اند - او را همراهى مى كردند.
جلد
13
2 - هجرت موسى ( ع ) به همراه همسر و فرزندانش از مدين ، پس از پايان يافتن مدت قراردادش با شعيب ( ع )
فلمّا قضى موسى الأجل و سار بأهله
گرچه واژه «أهل» انصراف به زوجه دارد; لكن با توجه به تعبير «امكثوا» (با خطاب جمع) معلوم مى شود علاوه بر همسر حداقل دو نفر ديگر نيز - كه به احتمال قوى فرزندانش بوده اند - او را همراهى مى كردند.
3 - ورود موسى ( ع ) به صحراى سينا در مهاجرت از مدين
ءانس من جانب الطور نارًا
«طور» معادل «جبل» (كوه) است و مراد از آن، طور واقع در سرزمين سينا مى باشد.
جلد
13
9 - عدم اطلاع قلبى موسى ( ع ) از مراحل بعدى برنامه الهى براى او ، پس از مهاجرت از مصر
إنّ معى ربّى سيهدين
تعبير «سيهدين» مى رساند كه موسى(ع) از آغاز تمامى برنامه را نمى دانسته و در لحظه نزديكى سپاه فرعون و روبه رو شدن با دريا، منتظر دستور خداوند بوده است.
جلد
13
1 - تلاش موسى ( ع ) پس از خروج از شهر مصر ، براى رساندن خود به سمت منتهى به مدين
فخرج منها . .. و لمّا توجّه تلقاء مدين
تعبير «لمّا توجّه. ..» نشان مى دهد كه موسى(ع) هم زمان با خارج شدن از شهر مصر، در جهت مدين قرار نداشت; بلكه مدتى راه پيمود تا خود را در آن سمت قرار دهد.
2 - قرار گرفتن موسى ( ع ) در جهت منتهى به مدين و روانه شدن وى به سوى آن
و لمّا توجّه تلقاء مدين
«توجُّه» (مصدر «توجّه») به معناى روى آوردن و «تلقاء» معادل جانب است. «و لمّا توجّه تلقاء مدين»; يعنى، «لمّا صرف وجهه هذاء مدين»، (همين كه روى به جانب مدين آورد...».
4 - موسى ( ع ) ناآشنا به راه منتهى به مدين
و لمّا توجّه تلقاء مدين قال عسى ربّى أن يهدينى سواء السبيل
مطلب ياد شده با توجه به نيايش موسى(ع) به دست مى آيد.
جلد
13
1 - موسى ( ع ) مسافت ميان مصر تا مدين را بدون حادثه اى در خور بيان طى كرد .
فخرج منها . .. و لمّا ورد ماء مدين
پرداختن قرآن به مقطع ورود موسى(ع) به حوالى مدين و سكوت از حوادث بين راه، نشان مى دهد كه براى وى از مصر تا مدين رخداد درخور ذكرى اتفاق نيفتاده بود.
20 - تقارن هجرت موسى ( ع ) به مدين با دوران پيرى شعيب ( ع )
قالتا . .. و أبونا شيخ كبير
جلد
13
5 - هم زمانى هجرت موسى ( ع ) به مدين با فصل گرما
ثمّ تولّى إلى الظلّ
جلد
13
9 - حمله موسى ( ع ) به فرد قبطى و وارد آوردن ضربه مشتى بر وى
فوكزه موسى
«وَكْز» (مصدر «وَكَزَ») زدن با مشت است.
جلد
13
1 - اقدام موسى ( ع ) به حمله به مرد قبطى و وارد كردن ضربه سخت و كوبنده بر وى
فلمّا أن أراد أن يبطش بالذى هو عدوٌّ لهما
«بطش» (مصدر «يبطش») به دست گشودن براى هجوم قهرآميز گفته مى شود.
جلد
5
6 - داوود، سليمان، ايوب، يوسف(ع)، موسى و هارون(ع)، فرزندانى از نسل ابراهيم و هدايت يافته از جانب خداوند هستند.
و من ذريته داود و سليمن و أيوب و يوسف و موسى و هرون
سياق آيات پيشين، كه درباره حضرت ابراهيم(ع) بود، اين احتمال را پديد مى آورد كه ضمير در «ذريته» به «ابراهيم» برگردد. در اين صورت برخى اسامى كه در آيات بعد آمده است (همچون الياس و لوط) از باب تغليب در شمار ذريه آن حضرت ذكر شده اند.
7 - داوود، سليمان، ايوب، يوسف، موسى و هارون، فرزندانى از نسل نوح(ع) و هدايت يافته از جانب خداوند بودند.
نوحا . .. و من ذريته داود و سليمن و أيوب و يوسف و موسى و هرون
با توجه به دو نكته مى توان گفت «نوحا» مرجع ضمير در «ذريته» است: «نوحا» نزديكترين كلمه اى است كه مى تواند مرجع ضمير باشد. در ميان كسانى كه به عنوان ذريه از آنان ياد شده، افرادى هستند كه از ذريه ابراهيم(ع) نيستند، مانند حضرت لوط(ع) و الياس(ع)
جلد
11
4 - خداوند ، راهنماى موسى ( ع ) در لحظات حساس و سرنوشت ساز و رهاننده او از بحران هاى روحى و اضطراب هاى درونى
قلنا لاتخف
جلد
11
4 - وحى الهى ، راهنماى موسى ( ع ) در مراحل دشوار و تنگنا هاى مسير رسالت .
و لقد أوحينا إلى موسى
جلد
15
1 - موسى و هارون ( عليهماالسلام ) بر صراط مستقيم در پرتو هدايت خداوند
و هدينهما الصرط المستقيم
2 - هدايت به صراط مستقيم ، از نعمت هاى بزرگ خداوند به موسى و هارون ( عليهماالسلام )
و لقد مننّا على موسى و هرون . .. و هدينهما الصرط المستقيم
جلد
20
2 - خداوند ، راهنماى موسى ( ع ) در شيوه برخورد با طغيان گرى فرعون
إنّه طغى . فقل
جلد
6
5 - موسى ( ع ) پيامبرى از جانب خداوند براى ارشاد و هدايت فرعون زمان خويش و بزرگان دربار وى
إلى فرعون و ملإيه
كلمه «فرعون» عنوان و لقب پادشاهان و حاكمان بزرگ مصر در عصرهاى گذشته بوده است.
6 - ارشاد اهرم هاى اصلى نظام فرعونى ( فرعون و كارگزاران ارشد وى ) نخستين و مهمترين رسالت موسى ( ع )
إلى فرعون و ملإيه
جلد
7
1 - موسى ( ع ) ، نسبت به قوم خود ، رهبرى مهربان و راهنمايى دلسوز بود .
و قال موسى يقوم
برداشت فوق از اضافه «قوم» به ياى متكلم به دست آمده است.
جلد
8
1- خداوند ، موسى ( ع ) را براى هدايت فرعون و بزرگان دربارش ، به سوى آنان فرستاد .
و لقد أرسلنا موسى . .. إلى فرعون و ملإيه
6- پيام ها و رسالت هاى موسى ( ع ) ، هدايتگر مردمان به راه درست و طريق صواب
أرسلنا موسى . .. إلى فرعون و ملإيه فاتبعوا أمر فرعون و ما أمر فرعون برشيد
جلد
9
3- موسى ( ع ) ، وظيفه دار هدايت مردم خويش به سوى نور و خارج كردن آنان از ظلمت ها ، با آيات و معجزات الهى .
و لقد أرسلنا موسى بأيتنا أن أخرج قومك من الظلمت إلى النور
8- حضرت موسى ( ع ) ، داراى هدفى مشترك با پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) در نجات مردم از ظلمت ها و هدايت آنان به سوى نور
كتب أنزلنه إليك لتخرج الناس من الظلمت . .. لقد أرسلنا موسى بأيتنا أن أخرج قو
جلد
10
2- بنى اسرائيل ، مخاطبان اصلى دعوت موسى ( ع ) و هدايت آنان ، مهم ترين هدف و وظيفه آن حضرت
و ءاتينا موسى الكتب و جعلنه هدًى لبنى إسرءيل
از مجموع آيات مربوط به حضرت موسى(ع) برمى آيد كه دعوت ايشان، دعوتى فراگير بوده است و ذكر بنى اسرائيل در اين آيه، مى تواند براى اين باشد كه آنان مخاطبان اصلى دعوت بودند.
جلد
11
1 - موسى ( ع ) براى انجام رسالت الهى خويش در ارشاد و هدايت فرعون ، به داشتن وزير و معاون احساس نياز مى كرد .
واجعل لى وزيرًا
«وزير» به كسى گفته مى شود كه كارهاى سنگين و مسؤوليت هاى فرمانده خود را به عهده گيرد (مفردات راغب).
جلد
11
2 - موسى ( ع ) ، تسبيح و تنزيه خداوند در برابر مشركان ، خود را نيازمند شرح صدر و داشتن بيان واضح مى دانست .
ربّ اشرح لى . .. كى نسبّحك كثيرًا
«كى نسبّحك» مى تواند تعليل براى تمام خواسته هاى موسى(ع)، از جمله درخواست شرح صدر و كاهش لكنت زبان باشد. موسى(ع) مى خواست براى رد آنچه گمراهان در باره خداوند توهم كرده اند، توان لازم را داشته باشد.
جلد
12
4 - حاكميت سركوبگر فرعون ، مانع از آزادى مردم و روى آوردن موسى به هدايت آنان ، در مرحله نخست
ثمّ أرسلنا موسى . .. إلى فرعون و ملإيه
با توجه به اين كه در آيات پيشين، وقتى سخن از «انبيا» به ميان مى آمد، رسالت آنان به سوى توده هاى مردم مد نظر بود; ولى در مورد موسى(ع) سخن از رسالت او به سوى فرعون به ميان آمده است، مى توان گفت كه حركت حضرت موسى به سوى فرعون، بدان جهت بود كه نظام فرعونى، مانع از آزادى مردم و گرايش آنان به موسى - و به عبارت ديگر - سدى ميان او و مردم بوده است.
جلد
12
1 - موسى و هارون ( ع ) به فرمان خداوند ، براى هدايت تكذيب كنندگان آيات و معجزات الهى ، به جانب آنان فرستاده شدند .
فقلنا اذهبا إلى القوم الذين كذّبوا بأيتنا
مقصود از «القوم الذين كذّبوا» فرعون و قوم او (قبطيان) است و مراد از «آياتنا» نشانه ها و معجزات الهى مى باشد نه آيات الهى در تورات; زيرا تورات پس از به هلاكت رسيدن فرعون و قوم او، براى بنى اسرائيل نازل گرديد.
جلد
13
4 - اعطاى نه معجزه و نشانه از سوى خدا به موسى ( ع ) براى هدايت فرعون و فرعونيان
فى تسع ءايت إلى فرعون و قومه
جلد
13
10 - اقدام فريبكارانه فرعون ، براى مقابله با روشنگرى هاى موسى ( ع )
فاجعل لى صرحًا لعلّى أطّلع إلى إله موسى
دستور ساختن برج براى تحقيق درباره خداى يگانه - كه موسى همگان را به پرستش او فراخوانده بود - مى تواند بدان منظور باشد كه افكار عمومى را از توجه به تبليغات موسى منحرف سازد. برداشت ياد شده براساس اين احتمال است.
جلد
14
10 - موسى ( ع ) ، از سوى خداوند مأمور هدايت بنى اسراييل بود .
و جعلنه هدًى لبنى إسرءيل
بنابراين احتمال كه مرجع ضمير مفعولى «جعلناه» حضرت موسى(ع) باشد، نكته ياد شده به دست مى آيد.
جلد
16
2 - هدايت ، بيدار سازى ، پند آموزى و احياى خردناب ، قلمرو رسالت موسى ( ع ) و كتاب آسمانى او ( تورات )
هدًى و ذكرى لأُولى الألبب
جلد
17
2 - سعه صدر و پيگيرى حضرت موسى ( ع ) ، در تبليغ و هدايت مردم
ادع لنا . .. فلمّا كشفنا عنهم العذاب
برداشت ياد شده بر اين اساس است كه فرعونيان حضرت موسى(ع) را ساحر مى خواندند و پيام او را به مسخره و استهزا مى گرفتند; اما آن حضرت در راستاى هدايت آنان براى نجاتشان از عذاب دعا كرد.
جلد
18
1 - سرگذشت موسى ( ع ) و رسالت او در هدايت فرعون ، آيتى الهى و درس آموز
و فى موسى إذ أرسلنه إلى فرعون
عبارت «و فى موسى» عطف بر جمله «تركنا فيها آية» است; يعنى، «و فى قصة موسى آية».
جلد
20
1 - موسى ( ع ) از جانب خداوند ، مأمور راهنمايى فرعون به راه تكامل و درست كارى و ترغيب او به پاكسازى خويش از آلودگى ها
فقل هل لك إلى أن تزكّى
زكات به دو معنا است: 1. نمو 2. طهارت (مقاييس اللغة) و به كسى كه صالح و درست كار شود، مى گويند «تزكيه» شده است. (قاموس)
جلد
20
1 - موسى ( ع ) به فرمان خداوند ، مأمور اظهار آمادگى نزد فرعون براى هدايت او به خداوند
و أهديك إلى ربّك
جلد
20
1 - موسى ( ع ) در پى گفت وگو با فرعون و اظهار آمادگى براى ارشاد و هدايت او ، بزرگ ترين معجزه خويش را به وى ارائه كرد .
فأريه الأية الكبرى
جلد
10
1- خضر ( ع ) براى دومين بار و با صراحتى افزون تر در مورد بى صبرى و پرسش هاى بى جاى موسى ( ع ) ، به او تذكر و هشدار داد .
لقد جئت شيئًا نكرًا . قال ألم أقل لك
در دومين تذكر، خضر(ع) عبارت «لك» آمده است. اضافه شدن اين عبارت و تصريح به اين كه آن سخن در مورد شخص موسى(ع) صادر شده بود، گوياى تأكيد خضر(ع) بر موجه نبودن اعتراض موسى(ع) است.
جلد
11
1 - خداوند در وادى طوى ، خطر منكران قيامت را در بازداشتن موسى ( ع ) از توجه به قيامت ، به او گوشزد كرد و او را از فريب كارى آنان برحذر داشت .
فاعبدنى . .. فلايصدّنك عنها من لايؤمن بها
ضميرهاى «عنها» و «بها» به «الساعة» (در آيه قبل) برمى گردد.
جلد
17
8- هشدار خداوند به موسى ( ع ) ، در غافل نبودن از تعقيب فرعونيان نسبت به بنى اسرائيل
فأسر . .. إنّكم متّبعون
جلد
4
10 - هشدار موسى ( ع ) به زيانكارى قوم خويش در صورت فرار و عقب نشينى به هنگام رويارويى با جباران سرزمين مقدس
و لاترتدوا على ادباركم فتنقلبوا خسرين
جلد
6
13 - آزمايش بنى اسرائيل از سوى خدا پس از دستيابى آنان به حكومت و قدرت ، هشدار موسى ( ع ) به آنان
فينظر كيف تعملون
جلد
17
1- هشدار موسى ( ع ) به فرعونيان ، در برترى نجستن بر خداوند و روى برنتافتن از فرمان هاى او
و أن لاتعلوا على اللّه
جلد
6
6 - خداوند ، بجز موسى ( ع ) ، همه حاضران در ميعادگاه مناجات را به هلاكت رسانيد .
قال رب لو شئت أهلكتهم من قبل
7 - موسى ( ع ) با مشاهده هلاكت همراهان خويش در ميعادگاه مناجات ، به دعا به درگاه خداوند پرداخت .
فلما أخذتهم الرجفة قال رب لو شئت أهلكتهم من قبل
8 - موسى ( ع ) اندوهناك از هلاكت برگزيدگانش در ميعادگاه مناجات به دور از چشمان بنى اسرائيل
قال رب لو شئت أهلكتهم من قبل
جمله «لو شئت . .. » (اگر مى خواستى من و ايشان را به هلاكت رسانى، پيش از حضور در ميقات به هلاكت مى رساندى) حكايت از تحسر و اندوه موسى(ع) بر از ميان رفتن همراهانش دارد و قيد «من قبل» مى رساند كه اندوه وى برخاسته از آن است كه هلاكت آنان در ميقات و به دور از چشمان بنى اسرائيل تحقق يافته است.
9 - ترس موسى ( ع ) از متهم شدن به كشتن حاضران در ميقات ، مايه اندوه فراوان بر هلاكت ايشان شد .
قال رب لو شئت أهلكتهم من قبل
برداشت فوق توجيهى است احتمالى بر اينكه چرا موسى(ع) به خاطر هلاكت همراهانش به دور از چشمان بنى اسرائيل، اندوهناك شد.
10 - اندوه موسى ( ع ) بر هلاكت همراهانش در ميقات ، موجب شكوه او به درگاه خدا و آرزوى مرگ خويش و همراهانش پيش از حضور در ميعادگاه مناجات
قال رب لو شئت أهلكتهم من قبل و إيّى
12 - موسى ( ع ) در پى هلاكت همراهانش در ميقات ، با پرسشى شكوه آميز ، توجيه و چرايى هلاكت همه حاضران را به خاطر گناه گروهى از آنان ، از خداوند تقاضا كرد .
أتهلكنا بما فعل السفهاء منا
14 - آزمون بنى اسرائيل از جانب خدا ، توجيه و برداشت موسى ( ع ) از مشيت الهى بر هلاك سازى همراهان او
إن هى إلا فتنتك
17 - موسى ( ع ) هلاكت همراهان خويش را زمينه ساز تحقق مشيت الهى در گمراه سازى گروهى از بنى اسرائيل و به هدايت رساندن گروهى ديگر از آنان دانست .
إن هى إلا فتنتك تضل بها من تشاء و تهدى من تشاء
21 - موسى ( ع ) در مناجات خويش با خداوند ، در پى هلاكت همراهانش در ميعادگاه مناجات ، از خداوند
خواست تا وى و همراهانش را ببخشايد و بر آنان ترحم كند .
فاغفرلنا و ارحمنا و أنت خير الغفرين
جلد
12
1 - خداوند ، پيش از هلاكت تكذيب كنندگان موسى ( ع ) و اقوام نوح ، عاد ، ثمود و اصحاب رسّ براى اتمام حجت و عبرت آموزى آنان ، مثل هاى روشنگرانه اى زده بود .
فقلنا اذهبا إلى القوم الذين كذّبوا بأيتنا . .. و قوم نوح ... و عادًا و ثمودا و
جلد
11
2 - فرعون ، مدعى قدرت ارائه سِحرى همانند معجزات و آيات موسى ( ع )
فلنأتيّنك بسحر مثله
جلد
11
2 - شرك و سِحر خواندن معجزات موسى و ادعاى آوردن همانند براى آن و تكذيب رسالت الهى آن حضرت ، از جمله افترا هاى فرعونيان به خداوند بود .
لاتفتروا على اللّه كذبًا
با توجه به آيات پيشين كه مشتمل بر بيان توحيد از زبان موسى(ع) و نيز ارائه معجزات، و عكس العمل فرعون در سحر خواندن آنها بود، مى توان به مواردى از افتراهاى فرعونيان اشاره كرد.
جلد
16
12 - موضع گيرى واحد فرعون ، هامان و قارون در چگونگى و شيوه مبارزه با موسى ( ع ) و پيروان او
قالوا اقتلوا أبناء الذين ءامنوا معه و استحيوا نساءهم
هماهنگى مخالفان موسى(ع)
جلد
16
7 - موضع گيرى واحد فرعون ، هامان و قارون در چگونگى و شيوه مبارزه با موسى ( ع )
فقالوا سحر كذّاب
جلد
11
10 - ساحران فرعون ، از دعوت موسى ( ع ) و هماهنگى هارون با او ، پيش از اقدام به مبارزه با آنان آگاه بودند .
ءامنّا بربّ هرون و موسى
جلد
10
1- موسى ( ع ) از خضر ( ع ) براى همراه شدن با او ، اجازه خواست .
قال له موسى هل أتّبعك
2- هدف موسى از همراه شدن با خضر ، بهرهورى از علم رشدآفرين وى بود .
هل أتّبعك على أن تعلّمن ممّا علّمت رشدًا
«رشداً» اگر مفعولٌ له باشد، مفاد آيه اين است كه: «پيروى من، به منظور رشد يافتن است» كه اگر مفعولٌ به باشد، مراد اين است كه: «تو را پيروى مى كنم بر اين اساس كه آنچه را رشد است، به من بياموزى. ».
جلد
10
1- خضر ، موسى ( ع ) را از تحمّل همراهى با وى ، براى فراگيرى علوم ويژه ، ناتوان ديد .
هل أتّبعك . .. قال إنّك لن تستطيع معى صبرًا
2- خضر ( ع ) به موسى ( ع ) توصيه كرد به دليل نداشتن قدرت تحمّل ، از همراه شدن با او صرف نظر كند .
إنّك لن تستطيع معى صبرًا
جلد
10
1- خضر ، با درخواست موسى ( ع ) در مورد همراهى با او ، به صورت مشروط ، موافقت كرد .
قال فإن اتبعتنى فلاتسئلنى عن شىء
2- شرط خضر براى همراهى موسى ( ع ) با او ، سؤال نكردن از چيزى قبل از توضيح خود او بود .
فلاتسئلنى عن شىء حتّى أُحدث لك منه ذكرًا
جلد
10
1- موسى ( ع ) با پذيرش شروط خضر ، همراه او حركت كرد .
فانطلقا حتّى إذا ركبا فى السفينة
«انطلاق» به معناى «روانه شدن و حركت كردن» است. «فاء» در «فانطلقا» دلالت دارد كه موسى(ع) شرايط خضر را پذيرفت و خضر(ع) به همراهى وى رخصت داد.
2- موسى و خضر ( ع ) در نخستين مراحل همراهى ، سوار كشتى شدند .
فانطلقا حتّى إذا ركبا فى السفينة
جلد
10
9- موسى بر همراهى با خضر ( ع ) مصرّ بود .
لاتؤاخذنى . .. و لاترهقنى من أمرى عسرًا
جلد
10
1- خضر ( ع ) عذرخواهى موسى ( ع ) را پذيرفت و اجازه ادامه همراهى را به او داد .
فانطلقا
جلد
13
4 - هارون همراه و همگام موسى ( ع ) ، در ابلاغ رسالت الهى
ربّ موسى و هرون
جلد
13
12 - « عن البزنطى قال : سألت الرضا ( ع ) عن قوله تعالى « إنّ أبى يدعوك ليجزيك أجر ما سقيت لنا » أهى التى تزوّج بها ؟ قال : نعم . . . ;
از بزنطى نقل شده كه گفت: از امام رضا(ع) درباره قول خداى تعالى: «إنّ أبى يدعوك. ..» پرسيدم: آيا دخترى كه نزد موسى آمد و گفت پدرم تو را خواسته ... همان دخترى بود كه بعداً موسى(ع) با او ازدواج كرد؟ فرمود: آرى...».
جلد
13
21 - « عن أبى ذر قال : قال رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) : إذا سألت أى الأجلين قضى موسى ( ع ) ؟ فقل خيرهما و أبرّهما و إذا سئل أى المرأتين تزوّج ، فقل الصغرى منهما . . . ;
از ابوذر روايت شده كه گفت: رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود: اگر از تو سؤال شود كه موسى(ع) كدام يك از دو زمان مورد قرارداد با شعيب را تمام نمود; بگو بهترين و نيكوترين آن دو را و اگر سؤال شود با كدام يك از آن دو دختر ازدواج كرد; بگو با كوچك ترين آن دو. ..».
جلد
10
2- موسى ( ع ) در جُستار تحقيقىِ خويش براى يافتن خضر ، با خدمت كار خود ( يوشع ( ع ) ) همراه بود .
و إذ قال موسى لفتيه لاأبرح
«فتى» به معناى جوان است. در تعبيرات قرآن، از غلام و خدمت كار نيز با اين تعبير ياد شده است. لازم به ذكر است كه بنابر برخى از روايات مأثور، همراه و همسفر موسى(ع)، «يوشع بن نون» وصى آن حضرت بوده است.
5- موسى ( ع ) همسفر خود را از احتمال طولانى بودن سفرشان آگاه ساخت و احتمال بازگشت از نيمه راه را منتفى دانست .
و إذ قال موسى لفتيه لاأبرح . .. أو أمضى حقبًا
12- « عن أبى جعفر ( ع ) : كان وصىّ موسى بن عمران ، يوشع بن نون و هو فتاه الذى ذكر اللّه فى كتابه ;
از امام باقر(ع) روايت شده: جانشين موسى بن عمران، يوشع بن نون بود و او، همان جوان همراه موسى(ع) بود كه خداوند، او را در قرآن ياد كرده است».
جلد
10
2- موسى ( ع ) در پى گذر كردن و پشت سر گذاشتن مجمع البحرين ، گرسنگى و خستگى شديدى را در خود و همسفرش احساس كرد .
ءاتنا غداءنا لقد لقينا من سفرنا هذا نصبًا
«نصب» به معناى «رنج و سختى» است.
جلد
10
11- موسى ( ع ) همسفر خود را به همراهى با خضر ( ع ) و دريافت علوم او ، وادار نكرد . *
هل أتّبعك على أن تعلّمن
در سفر با خضر، سخنى از همسفر موسى به ميان نيامده است; ممكن است او در اين سفر، از موسى جدا شده و يا به دليل شخصيت برجسته موسى و خضر(ع) تنها، از آن دو، در آيات بعد ياد شده باشد. جمله «ذلك ما كنّا نبغ» در آيات قبل، احتمال دوم را تأييد مى كند.
جلد
11
2 - موسى ( ع ) در مسير حركت خويش ، علاوه بر همسر خود ، افرادى ديگر ازاعضاى خانواده اش را به همراه داشت .
فقال لأهله امكثوا
فعل «امكثوا» كه به صورت جمع آمده است، بر نكته ياد شده دلالت دارد.
4 - خانواده و همراهان موسى ( ع ) در بيابان ، آتشى را كه موسى ( ع ) مشاهده كرد ، نديدند . *
فقال لأهله امكثوا أنّى ءانست نارًا
از گفته موسى(ع) كه فرمود: «من آتشى را ديدم» مى توان احتمال داد كه ديگر همراهان موسى(ع) آن آتش را نديده بودند. و گرنه ديدن را به خود اختصاص نمى داد.
جلد
13
4 - همراهى خانواده موسى ( همسر و فرزندانش ) با وى در سفر از « مدين »
إذ قال موسى لأهله . .. لعلّكم تصطلون
تعبير «سئاتيكم» و «لعلّكم تصطلون» (با ضماير جمع) نشان مى دهد كه همراهيان موسى بيش از يك نفر بوده اند و تعبير «أهل» بيانگر آن است كه همه آنان از نزديكان (همسر و فرزندان) او بوده اند.
جلد
11
9 - خواهر موسى ، دخترى زيرك و راز نگه دار بود .
هل أدلّكم على من يكفله
جلد
13
10 - خواهر موسى ، شجاع ، زيرك و كاردان بود .
بصرت به عن جُنُب . .. قالت هل أدلّكم على أهل بيت يكفلونه لكم و هم له نصحون
جلد
4
2 - نااميدى موسى ( ع ) از حركت بنى اسرائيل و مبارزه با جباران براى ورود به سرزمين مقدس
قال رب انى لااملك الا نفسى و اخى
جلد
6
6 - موسى ( ع ) از ايمان آوردن فرعونيان به خدا و پذيرش تعاليم وى نااميد شد .
عسى ربكم أن يهلك عدوكم
جلد
17
3- نفرين موسى ( ع ) به درگاه پروردگار ، پس از نااميدى از هدايت فرعونيان
و إن لم تؤمنوا . .. فدعا ربّه أنّ هؤلاء قوم مجرمون
«دعا» در مقام شكايت، دربردارنده درخواست مجازات است.
جلد
4
1 - يورش به سرزمين مقدس از دروازه آن ، پيشنهاد دو نفر از ياران موسى ( ع )
قال رجلان . .. ادخلوا عليهم الباب
2 - وجود يارانى خداترس و داراى حس مسؤوليت در ميان قوم موسى ( ع )
قال رجلان من الذين يخافون . .. ادخلوا عليهم الباب
برداشت فوق بر اين اساس است كه مفعول محذوف «يخافون»، «اللّه» باشد، يعنى «يخافون اللّه».
3 - ياران موسى ( ع ) و وفاداران به او براى نبرد با زورگويان سرزمين مقدس ، جمعى اندك و ناچيز
ان فيها قوماً جبارين . .. قال رجلان من الذين يخافون
4 - يوشع و كالب از ياران خداترس موسى ( ع )
قال رجلان من الذين يخافون انعم اللّه عليهما
بسيارى از مفسران برآنند كه مقصود از «رجلان»، يوشع و كالب مى باشد.
24 - تبليغات ياوران خداترس موسى ( ع ) ( يوشع و كالب ) به هدف برانگيختن و بسيج بنى اسرائيل براى هجوم به سرزمين مقدس و نبرد با زورگويان
قال رجلان . .. ان كنتم مؤمنين
جلد
4
4 - برادر موسى ( ع ) ( هارون ) ، تنها مطيع و ياور مورد اعتماد وى در ميان بنى اسرائيل
قال رب انى لااملك الا نفسى و اخى
برداشت فوق بر اين مبناست كه كلمه «اخى»، عطف بر «نفسى»، باشد.
جلد
7
3 - برادر موسى ( هارون ) شريك او در دريافت وحى و ياور او در امر رسالت بود .
و أوحينا إلى موسى و أخيه أن تبوّءا لقومكما بمصر بيوتاً
جلد
10
2- هارون ( ع ) ، در خدمت اهداف موسى ( ع ) بود و او را در انجام رسالت هاى الهى اش يارى مى كرد .
و وهبنا له . .. هرون
تعبير «بخشيدن هارون به موسى» مبالغه در خدمت گزارى كامل او به اهداف الهى برادرش موسى(ع) است. «نبيّاً» حال است و بيانگر اين كه «هارون» در حالى كه خود نيز پيامبر بود، كمر به خدمت موسى(ع) بسته بود.
جلد
12
4 - هارون ، يار و مددكار موسى ( ع ) در رسالت
ثمّ أرسلنا موسى و أخاه هرون
ذكر «اخوت» - كه در تعبيرات كنايى به معناى معين و پشتيبان به كار مى رود - علاوه براين كه بيانگر نسبت سببى هارون با موسى(ع) است، مى تواند اشعار به اين نكته نيز داشته باشد كه رسالت اصلى، بر دوش موسى بوده و رسالت هارون، يارى كردن و مدد رساندن به او بوده است.
جلد
12
2 - هارون ، برگزيده خداوند براى معاونت و يارى حضرت موسى ( ع ) در امر خطير رسالت
و لقد ءاتينا موسى الكتب و جعلنا معه أخاه هرون وزيرًا
«وزير» - كه از واژه «وزر» (به معناى ثقل) گرفته شده است - اسم براى شخصى است كه بارسنگين مسؤوليت پادشاهى را بر دوش گيرد و نقش مشاور او را داشته باشد و با رأى خود او را كمك كند (قاموس المحيط).
5 - رسالت و مسؤوليت اصلى هدايت و رهبرى جامعه بر دوش حضرت موسى ( ع ) بود و هارون تنها نقش معاونت و مشاورت او را بر عهده داشت .
و لقد ءاتينا موسى الكتب و جعلنا معه أخاه هرون وزيرًا
برداشت فوق، به خاطر اين نكته است كه دريافت كننده كتاب و شريعت، حضرت موسى(ع) بود و برادرش هارون، تنها به عنوان معاون و مشاور او معرفى گرديده بود.
جلد
12
2 - هارون ، شريك و همتاى موسى ( ع ) در امر رسالت و تبليغ فرعون و قوم او
و لقد ءاتينا موسى الكتب . .. أخاه هرون وزيرًا. فقلنا اذهبا إلى القوم الذين كذّ
جلد
6
2 - سفيد گشتن دست موسى ( ع ) پس از نمايان ساختن آن ، دومين معجزه موسى و آيتى براى حقانيت رسالت او
و نزع يده فإذا هى بيضاء للنظرين
3 - سفيد گشتن دست موسى ( ع ) ، پس از نمايان ساختن آن ، امرى غير منتظره و خارق العاده و قابل رؤيت براى همه بينندگان
فإذا هى بيضاء للنظرين
جلد
11
1 - خداوند ، در وادى طوى به موسى ( ع ) فرمان داد كه با گذاردن دست در زير بغل و بيرون آوردن آن ، با معجزه اى ديگر آشنا شود .
واضمم يدك إلى جناحك . .. ءاية أُخرى
«جناح» در معانى «دست»، «بازو»، «زير بغل» و «پهلو» به كار مى رود (قاموس). فعل «تخرج» قرينه است براين كه مراد از «جناح» در آيه «زير بغل» است، زيرا بر دور شدن دست از بازو و پهلو خروج صادق نيست.
2 - دست حضرت موسى ( ع ) با قرارگرفتن در زير بغل او ، به هنگام بيرون آمدن تغيير رنگ داده و سپيد مى شد .
تخرج بيضاء
4 - يدبيضا و مار شدن عصا ، دو معجزه براى اثبات رسالت موسى ( ع ) بود .
فألقيها فإذا هى حيّة تسعى . .. واضمم يدك ... ءاية أُخرى
«آية» (علامت)، حال است براى فاعل «تخرج» و به قرينه آيات بعد كه در آنها هدايت فرعون بر عهده موسى نهاده شده، مراد از «آية»، علامت رسالت او است.
جلد
11
6 - اعطاى معجزاتى در كنار معجزه عصا و يدبيضا به موسى ( ع ) ، وعده خداوند به او در كوه طور *
ب--َايتى
جمع آوردن «آيات» با آن كه تا آن زمان، تنها دو معجزه به موسى(ع) عطا شده بود، مى تواند وعده ضمنى خداوند به عطاى معجزاتى ديگر به موسى(ع) باشد.
جلد
13
1 - درخشندگى دست موسى براى بينندگان ، در پى بيرون كشيدن آن از گريبان خويش
فإذا هى بيضاء للنظرين
«نَزْع» (مصدر «نَزَع») معادل «اخراج» (بيرون آوردن) است و منزوع منه در آيه فوق حذف شده و تقدير آن چنين است: «و نزع يده من جيب قميصه». گفتنى است كه «بيضاء» (مؤنث أبيض) به معناى سفيد است و سفيدى دست موسى مى تواند كنايه از اشراق و درخشندگى آن به هنگام بيرون آوردن از گريبان باشد.
2 - يد بيضا ، دومين معجزه موسى ( ع ) و دليل صدق رسالت وى
و نزع يده فإذا هى بيضاء
جلد
13
1 - فرمان خدا به موسى ( ع ) مبنى بر فروبردن دست در گريبان خويش و خارج ساختن آن با سپيديى جذّاب و غيرزننده
و أدخل يدك فى جيبك تخرج بيضاء من غير سوء
2 - « يد بيضا » ، دومين معجزه عطا شده به موسى ( ع ) از جانب خدا در وادى طور
و ألق عصاك . .. و أدخل يدك فى جيبك تخرج بيضاء
8 - « عن أبى عبداللّه ( ع ) [ فى قوله تعالى ] « أدخل يدك فى جيبك تخرج بيضاء من غير سوء » قال : من غير برص ;
از امام صادق(ع) درباره سخن خداوند متعال خطاب به موسى(ع) كه مى فرمايد: «أدخل يدك فى جيبك من غير سوء» روايت شده كه فرمود: مراد از «سوء» بيمارى برص و پيسى است».
جلد
13
1 - فرمان ديگر خداوند به موسى ( ع ) در وادى طور مبنى بر بردن دست خويش به گريبان
اسلك يدك فى جيبك
6 - « عصا » و « يد بيضا » دو معجزه و برهان الهى در اختيار موسى ( ع )
فذنك برهنان من ربّك
جلد
13
10 - يقين پيدا كردن مادر موسى به درستى و تخلف ناپذير بودن وعده هاى خداوند ، يكى ديگر از اهداف بازگرداندن موسى ( ع ) به آغوش وى
فرددنه إلى أُمّه . .. و لتعلم أنّ وعد اللّه حقّ
جلد
4
18 - گوساله پرستى و ارتداد يهوديان عصر موسى ( ع ) و عفو خداوند از آنان
ثم اتخذوا العجل من بعد ما جاءتهم البينت فعفونا عن ذلك
جلد
4
6 - يهوديان عصر موسى ، مأمور ورود به بيت المقدس ، با حالتى خاضعانه
و قلنا لهم ادخلوا الباب سجداً
مراد از «الباب» بنابه گفته بسيارى از مفسران، دروازه شهر بيت المقدس است و «سجداً» جمع ساجد مى باشد و مراد از سجده مى تواند معناى لغوى آن (خضوع) باشد.
7 - ورود به بيت المقدس و سجده به درگاه الهى در آن هنگام ، فرمان خداوند به يهوديان عصر موسى ( ع )
و قلنا لهم ادخلوا الباب سجداً
جلد
10
8- اطلاع يهود عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) از سرگذشت موسى ( ع ) و فرعون
فسئل بنى إسرءيل إذ جاءهم فقال له فرعون
جلد
4
2 - آشكارا ديدن خداوند ، تقاضاى نابجاى يهوديان از موسى ( ع )
فقد سألوا موسى أكبر من ذلك فقالوا أرنا اللّه جهرة
9 - درخواست يهود از موسى ( ع ) ( ديدن خدا ) ، نابجاتر از درخواست آنان از پيامبر (صلی الله علیه و آله) ( نزول كتاب آسمانى بر آنان )
يسئلك أهل الكتب . .. فقد سألوا موسى أكبر من ذلك
جلد
5
6 - گفتار يهود زمان پيامبر(صلی الله علیه و آله) مبنى بر نازل نشدن وحى بر بشر، در تناقض با عقيده آنان در مورد نبوت موسى(ع) و نزول وحى بر آن حضرت بود.
إذ قالوا ما أنزل الله على بشر من شىء قل من أنزل الكتب الذى جاء به موسى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 173 - 18
18 - سرنوشت اخروى انسان در گرو موضعگيرى فكرى و عملى وى در دنيا
فاما الذين ءامنوا . .. و اما الذين استنكفوا و استكبروا فيعذبهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 58 - 10
10 - موضع گيرى پيشينِ كفرآلود ، باعث آميختن حقايق به امور موهوم و غير حق است .
و لئن جئتهم بأية ليقولنّ الذين كفروا إن أنتم إلاّ مبطلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 38 - 3
3 - عزم ملكه سبا بر تسليم شدن در برابر سليمان ( ع ) ، پس از رد هداياى وى
قبل أن يأتونى مسلمين
از سخنان سليمان و تعبير «قبل أن يأتونى مسلمين» استفاده مى شود كه بلقيس مصمم بر تسليم شده بود و سليمان از قبل آن را مى دانست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 26 - 7
7 - فرجام ملت ها در گرو كيفيت موضعگيرى ايشان در برابر فرمان هاى خداوند
إنّا لن ندخلها ابداً . .. فانها محرمة عليهم اربعين سنة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 217 - 2
2 - موضع گيرى پيامبر (صلی الله علیه و آله) در قبال كفرورزى و عصيان خويشاوندان ، داراى پى آمد هاى دشوار و نگران كننده
و أنذر عشيرتك . .. فإن عصوك فقل إنّى برىءٌ ... و توكّل على العزيزالرحيم
دستور «توكّل على اللّه» پس از «فقل إنّى برىءٌ ممّا تعملون» بيانگر مطلب ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 217 - 2
2 - موضع گيرى پيامبر (صلی الله علیه و آله) در قبال كفرورزى و عصيان خويشاوندان ، داراى پى آمد هاى دشوار و نگران كننده
و أنذر عشيرتك . .. فإن عصوك فقل إنّى برىءٌ ... و توكّل على العزيزالرحيم
دستور «توكّل على اللّه» پس از «فقل إنّى برىءٌ ممّا تعملون» بيانگر مطلب ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 83 - 11
11 - نقش اساسى برخى مواضع و عملكرد هاى نخستين انسان ، در عملكرد و مواضع آينده وى
لن تخرجوا معى . .. إنكم رضيتم بالقعود أول مرّة
تصريح به «أول مرّة» نقش داشتن عملكرد نخستين را در حركتهاى آينده انسان مى رساند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 121 - 4
4- پيامبر (صلی الله علیه و آله) از ناحيه خداوند مأمور بود تا پايدارى خود و مؤمنان و ايستادگى بر مواضعشان را به كافران تأكيد كند .
و قل للذين لا يؤمنون . .. إنا عملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 217 - 34
34 - لزوم پاسخگويى به تبليغات و شُبهات دشمن و مقابله مناسب در برابر آنان
يسئلونك عن الشهر الحرام قتال فيه قل قتال فيه كبير
وقوع قتل از سوى مسلمانان در ماه حرام، موجب اعتراض و تبليغات دشمنان دين گرديد. قرآن در عين تحريم قتل در ماه حرام، با بيان اعمال خلاف مشركان، تبليغات دشمن را خنثى كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 26 - 6
6 - لزوم موضع گيرى قاطعانه در برابر عقايد و باور هاى غلط جامعه ، حتى در برابر نزديك ترين خويشاوندان
و إذ قال إبرهيم لأبيه و قومه إنّنى براء ممّا تعبدون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 14 - 9
9 - ناخوشايندى كافران و دگرانديشان ، نبايد مانع اظهار حق در اصول دين و موجب دست برداشتن از مواضع اصولى در نهضت توحيدى شود .
فادعوا اللّه مخلصين له الدين و لو كره الكفرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 143 - 3
3 - نفاق ، موجب تحير آدمى در موضعگيرى ها و مايه فقدان قدرت وى در انتخاب صحيح مسير زندگى است .
مذبذبين بين ذلك لا إلى هؤلاء و لا إلى هؤلاء و من يضلل اللّه فلن تجد له سبيلا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 81 - 1
1 - موضع گيرى كافران رفاه زده عصر بعثت ، در برابر رهنمود هاى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، همانند موضع گيرى كافران پيشين در برابر رهنمود هاى پيامبرانشان
بل قالوا مثل ما قال الأوّلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 81 - 1
1 - موضع گيرى كافران رفاه زده عصر بعثت ، در برابر رهنمود هاى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، همانند موضع گيرى كافران پيشين در برابر رهنمود هاى پيامبرانشان
بل قالوا مثل ما قال الأوّلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 60 - 14
14 - تأثيرگذارى كمك هاى اقتصادى در موضع گيرى هاى اجتماعى و فكرى برخى از انسانها
و المؤلفة قلوبهم
دلجويى به وسيله كمكهاى مادى، در مورد افراد ضعيف الايمان و يا مخالفان، مى تواند بدين منظور باشد كه يا از جهت عقيده متمايل به حق شوند و يا دست كم در مواضع اجتماعى خود، از اسلام حمايت كنند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 57 - 8
8 - موضع گيرى عجولانه و مسخره آميز در برابر مسائل ، امرى نكوهيده و ناپسند
و لمّا ضرب ابن مريم مثلاً إذا قومك منه يصدّون
با توجه به واژه «إذا» استفاده مى شود كه مشركان بدون تأمل و تعقل در برابر داستان عيسى(ع)، موضع گيرى مى كردند و خداوند اين را مورد سرزنش قرار داده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 97 - 5
5 - تأثير محيط اجتماعى وفرهنگى در موضع گيرى انسان ها نسبت به حقايق و معارف اديان الهى
الأعراب أشد كفراً و نفاقاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 6 - 15
15 - نقش مهم توجّه به فرجام امور ، در موضع گيرى ها و گرايش هاى انسان
ليدخل المؤمنين و المؤمنت جنّ-ت . .. و يعذّب المنفقين و ... و أعدّ لهم جهنّم
خداوند، آخرين سخنى را كه درباره مؤمنان و نيز منافقان و مشركان يادآور شده، فرجام نيك مؤمنان و سرنوشت سخت منافقان و مشركان است و اين سخنان از سر تشويق و تهديد صادر شده است; مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 41 - 3
3 - نقش تيزهوشى ملكه سبا ، در نحوه موضع گيرى و تصميم سليمان ( ع ) در قبال وى
ننظر أتهتدى أم تكون من الذين لايهتدون
اهميت پى بردن به ميزان هوش بلقيس، مى تواند از آن جهت باشد كه نحوه موضع گيرى سليمان(ع) را در قبال وى مشخص سازد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 84 - 2
2- اعمال و موضع گيرى هاى انسان ها ، بازتابى از روحيه ها ، انگيزه ها و خصلت هاى درونى آنهاست .
كلّ يعمل على شاكلته
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 1 - 14
14 - ايمان و اعتقاد راسخ ، زيربناى موضعگيرى هاى مثبت و اعمال ارزشى انسان
فاتقوا اللّه و أصلحوا . .. و أطيعوا اللّه و رسوله إن كنتم مؤمنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 10 - 2
2 - تجلّى مشيّت و خواست خداوند ، در تصميم گيرى ها ، پيمان ها و موضع گيرى هاى پيامبر (صلی الله علیه و آله)
إنّ الذين يبايعونك إنّما يبايعون اللّه
تعبير «إنّما يبايعون» مى رساند كه عمل و تصميم پيامبر(صلی الله علیه و آله)، همان خواست و اراده خدا است و بدين جهت پيمان با او عين پيمان با خدا است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 67 - 4
4 - مواضع و عملكرد سياسى ، اجتماعى و دينى زنان منافق ، داراى اهميتى همانند مواضع و عملكرد مردان منافق
المنفقون و المنفقت بعضهم من بعض يأمرون بالمنكر
مطرح شدن زنان منافق، در كنار مردان منافق و هم سطح شمرده شدن با آنان، بيانگر برداشت فوق است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 71 - 15
15 - عملكرد ، مواضع اجتماعى و خصلت هاى مؤمنان و منافقان ، كاملاً متفاوت و متضاد است .
المنفقون و المنفقت . .. يأمرون بالمنكر ... و المؤمنون و المؤمنت ... يأمرون بالمع
با توجه به تقابل اين آيه با آيه 67 - كه در مورد خصلتهاى منافقان بود - برداشت فوق استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 51 - 5
5 - منافقان ، از نظر رفتار و مواضع سياسى و اجتماعى در قطب مخالف مؤمنان قرار دارند .
و يقولون ءامنّا. .. و أطعنا ثمّ يتولّى ... فريق منهم معرضون ...إنّما كان قول الم
«داورى « از مهم ترين مسائل اجتماعى است و در آيات پيشين، منافقان به عنوان مخالفان داورى پيامبر(صلی الله علیه و آله) و متمردان از حكم آن حضرت معرفى شدنده اند; ولى در آيه ياد شده، مؤمنان به عنوان انسان هاى مطيع و تن دهنده به حكم و داورى پيامبر(صلی الله علیه و آله) شناسانده شدنده اند. بنابراين مى توان استفاده كرد كه مؤمنان و منافقان، در مواضع اجتماعى در جهت مخالف هم قرار دارند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 71 - 15
15 - عملكرد ، مواضع اجتماعى و خصلت هاى مؤمنان و منافقان ، كاملاً متفاوت و متضاد است .
المنفقون و المنفقت . .. يأمرون بالمنكر ... و المؤمنون و المؤمنت ... يأمرون بالمع
با توجه به تقابل اين آيه با آيه 67 - كه در مورد خصلتهاى منافقان بود - برداشت فوق استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 51 - 5
5 - منافقان ، از نظر رفتار و مواضع سياسى و اجتماعى در قطب مخالف مؤمنان قرار دارند .
و يقولون ءامنّا. .. و أطعنا ثمّ يتولّى ... فريق منهم معرضون ...إنّما كان قول الم
«داورى « از مهم ترين مسائل اجتماعى است و در آيات پيشين، منافقان به عنوان مخالفان داورى پيامبر(صلی الله علیه و آله) و متمردان از حكم آن حضرت معرفى شدنده اند; ولى در آيه ياد شده، مؤمنان به عنوان انسان هاى مطيع و تن دهنده به حكم و داورى پيامبر(صلی الله علیه و آله) شناسانده شدنده اند. بنابراين مى توان استفاده كرد كه مؤمنان و منافقان، در مواضع اجتماعى در جهت مخالف هم قرار دارند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 7 - 14
14 - گمراهان و رواج دهندگان سخنان باطل در برابر قرآن كريم ، در مقابل هر پيامى كه نشانه الهى داشت ، موضع گيرى مى كردند و حساسيت شان ، تنها مربوط به تلاوت آيات خدا از سوى پيامبر (صلی الله علیه و آله) نبود .
و إذا تتلى عليه ءايتنا ولّى مستكبرًا
مجهول آورده شدن فعل «تُتلى» به جاى فعل معلوم، مى تواند به منظور اشاره به نكته ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 59 - 4
4 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور مقابله با موضعگيرى هاى مغرضانه اهل كتاب نسبت به مسلمانان
قل يأهل الكتب هل تنقمون منا الا ان ءامنا باللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 74 - 9
9 - لزوم پرهيز از تصميم گيرى و موضع گيرى به هنگام هيجانات و دغدغه ها
فلما ذهب عن إبرهيم الروع . .. يجدلنا فى قوم لوط
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 68 - 11
11 - موضع گيرى در برابر انديشه هاى نو و بى سابقه ، امرى طبيعى و عذرى قابل قبول
أم جاءهم ما لم يأت ءاباءهم الأوّلين
از اين آيه استفاده مى شود كه: اگر نزول كتاب امرى بى سابقه بود، موضع گيرى كافران در برابر قرآن قابل پذيرش بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 67 - 4
4 - مواضع و عملكرد سياسى ، اجتماعى و دينى زنان منافق ، داراى اهميتى همانند مواضع و عملكرد مردان منافق
المنفقون و المنفقت بعضهم من بعض يأمرون بالمنكر
مطرح شدن زنان منافق، در كنار مردان منافق و هم سطح شمرده شدن با آنان، بيانگر برداشت فوق است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 51 - 5
5 - منافقان ، از نظر رفتار و مواضع سياسى و اجتماعى در قطب مخالف مؤمنان قرار دارند .
و يقولون ءامنّا. .. و أطعنا ثمّ يتولّى ... فريق منهم معرضون ...إنّما كان قول الم
«داورى « از مهم ترين مسائل اجتماعى است و در آيات پيشين، منافقان به عنوان مخالفان داورى پيامبر(صلی الله علیه و آله) و متمردان از حكم آن حضرت معرفى شدنده اند; ولى در آيه ياد شده، مؤمنان به عنوان انسان هاى مطيع و تن دهنده به حكم و داورى پيامبر(صلی الله علیه و آله) شناسانده شدنده اند. بنابراين مى توان استفاده كرد كه مؤمنان و منافقان، در مواضع اجتماعى در جهت مخالف هم قرار دارند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 51 - 5
5 - منافقان ، از نظر رفتار و مواضع سياسى و اجتماعى در قطب مخالف مؤمنان قرار دارند .
و يقولون ءامنّا. .. و أطعنا ثمّ يتولّى ... فريق منهم معرضون ...إنّما كان قول الم
«داورى « از مهم ترين مسائل اجتماعى است و در آيات پيشين، منافقان به عنوان مخالفان داورى پيامبر(صلی الله علیه و آله) و متمردان از
حكم آن حضرت معرفى شدنده اند; ولى در آيه ياد شده، مؤمنان به عنوان انسان هاى مطيع و تن دهنده به حكم و داورى پيامبر(صلی الله علیه و آله) شناسانده شدنده اند. بنابراين مى توان استفاده كرد كه مؤمنان و منافقان، در مواضع اجتماعى در جهت مخالف هم قرار دارند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 4 - 4
4 - واكنش كافران در برابر قرآن و رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، رفتارى بس ظالمانه و مزورانه بود .
فقد جاءو ظلمًا و زورًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 43 - 4
4 - مشركان ، به بهانه حفظ سنت هاى دينى به يادگار مانده از پدرانشان ، در مقابل آيات روشن الهى موضع گيرى كردند .
إذا تتلى عليهم ءايتنا بيّنت قالوا ما هذا إلاّ رجل يريد أن يصدّكم عمّا كان يعب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 81 - 1
1 - موضع گيرى كافران رفاه زده عصر بعثت ، در برابر رهنمود هاى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، همانند موضع گيرى كافران پيشين در برابر رهنمود هاى پيامبرانشان
بل قالوا مثل ما قال الأوّلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 24 - 11
11 - پيروى از سنت هاى جاهلى ، عامل اصلى ايمان نياوردن كافران و موضع گيرى در برابر پيامبران
إنّا وجدنا ءاباءنا على أمّة . .. قالوا إنّا بما أرسلتم به كفرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 11 - 16
16- موضع منفى مشركان مكه در برابر تعاليم پيامبران پيشين
و إذ لم يهتدوا به فسيقولون هذا إفك قديم
تعبير به «إفك قديم»، نمايانگر باور كافران مكه به ديرينه بودن پيام وحى و كذب بودن آن از ابتداى تاريخى آن است. به ديگر بيان قرآن در نظر ايشان، همچون تعاليم ديگر پيامبران تاريخ، افترا است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 53 - 1
1 - موضع گيرى همگون كافران عليه پيامبران در طول تاريخ ، تداعى گر تبانى آنان بر مواضع يكسان و از شگفتى هاى تاريخ است .
أتواصوا به
«تواصى» (مصدر «تواصوا») به معناى سفارش كردن برخى به بعضى ديگر است و استفهام در «أتواصوا به» براى تعجب است. در آيه شريفه، از موضع گيرى يكسان كافران تاريخ در برابر رسولان الهى - از آن جهت كه گويا آنان همديگر را بر اين امر توصيه و سفارش كرده بودند - اظهار تعجب شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 108 - 3
3 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) و رهبر جامعه اسلامى ، بايد در موضع گيرى عليه جريان هاى باطل ( نفاق ) پيشگام باشد .
لا تقم فيه أبداً
مخاطب قرار گرفتن شخص پيامبر(صلی الله علیه و آله) در اين آيه ظاهراً به خاطر موقعيتى است كه آن حضرت داشتند (موقعيت رهبرى).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 16 - 9
9 - اظهار تنفر و نشان دادن واكنش منفى ، وظيفه مسلمانان در برابر شايعه ها و تهمت هاى بى دليل جنسى عليه ديگر مسلمانان
و لولا إذ سمعتموه قلتم ما يكون لنا أن نتكلّم بهذا سبحنك هذا بهتن عظيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 35 - 6
6 - لزوم موضع گرفتن و بى تفاوت نبودن در برابر دشمنان ديانت و ستيزه جويان حق ناپذير
الذين يجدلون فى ءايت اللّه . .. كبر مقتًا ... عند الذين ءامنوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 35 - 6
6 - لزوم موضع گرفتن و بى تفاوت نبودن در برابر دشمنان ديانت و ستيزه جويان حق ناپذير
الذين يجدلون فى ءايت اللّه . .. كبر مقتًا ... عند الذين ءامنوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 16 - 4
4 - مسلمانان ، موظف اند در برابر شايعه ها و تهمت هاى بى اساس عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) و حريم آن حضرت ، واكنشى صريح و منفى نشان دهند و به مقابله جدى با آنها برخيزند .
و لولا إذ سمعتموه قلتم . .. هذا بهتن عظيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 4 - 4
4 - واكنش كافران در برابر قرآن و رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، رفتارى بس ظالمانه و مزورانه بود .
فقد جاءو ظلمًا و زورًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 36 - 5
5 - موضع گيرى هاى كافران در قبال قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، متكى به پندار - و نه دليل يقينى -
أم خلقوا السموت و الأرض بل لايوقنون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 16 - 2
2 - مسلمانان ، موظف بودند با توطئه « افك » به عنوان بهتانى بزرگ عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) و حريم آن حضرت ، مقابله كنند .
و لولا إذ سمعتموه قلتم . .. سبحنك هذا بهتن عظيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 101 - 6
6- موضع گيرى مشركان مكه در برابر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، استمرار موضع گيرى فرعون در برابر موسى ( ع ) بود .
و قالوا لن نؤمن لك . .. و لقد ءاتينا موسى ... فقال له فرعون إنى لأظنّك يموسى مس
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 81 - 1
1 - موضع گيرى كافران رفاه زده عصر بعثت ، در برابر رهنمود هاى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، همانند موضع گيرى كافران پيشين در برابر رهنمود هاى پيامبرانشان
بل قالوا مثل ما قال الأوّلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 4 - 4
4 - واكنش كافران در برابر قرآن و رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، رفتارى بس ظالمانه و مزورانه بود .
فقد جاءو ظلمًا و زورًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 28 - 5
5 - موضع گيرى بيشتر مشركان عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به دليل ناآگاهانه بودن آن ، فاقد وجاهت و اعتبار است .
و ما أرسلنك إلاّ كافّة للناس . .. و لكنّ أكثر الناس لايعلمون
ذكر «و لكنّ أكثر الناس لايعلمون» پس از بيان قلمرو رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) و نقش آن حضرت، مى تواند به منظور دفع توهم باشد. آن توهم اين است كه اكثريت مشركان با رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) مخالف اند و چنين امرى تأثيرى منفى در رسالت آن حضرت دارد. خداوند جواب مى دهد كه نظر چنين اكثريتى بى فايده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 88 - 4
4 - نظارت الهى بر موضع گيرى مشركان عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، پشتوانه مجازات و محاكمه آنان
و عنده علم الساعة و إليه ترجعون . .. و قيله يربّ إنّ هؤلاء قوم لايؤمنون
عطف «قيله» بر «الساعة» در دو آيه قبل گوياى ارتباط اين آيه با «إليه ترجعون» در آن آيه است و از مجموع دو آيه، براشت ياد شده استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 29 - 8
8 - تناقض آشكار ، در موضع گيرى كافران عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله)
فما أنت بنعمت ربّك بكاهن و لامجنون
با توجه به اين كه «كهانت» خود شيوه اى پيچيده و در اختيار تعدادى از افراد بوده و با جنون هرگز جمع نمى شود; متهم گشتن پيامبر(صلی الله علیه و آله) به كهانت و جنون، نشانگر سردرگمى كافران و تناقض گويى آشكار آنان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 36 - 5
5 - موضع گيرى هاى كافران در قبال قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، متكى به پندار - و نه دليل يقينى -
أم خلقوا السموت و الأرض بل لايوقنون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 40 - 2
2 - توبيخ كافران از سوى خداوند ، به خاطر موضع گيرى عليه دعوت حق و بى چشمداشت پيامبر (صلی الله علیه و آله)
أم تسئلهم أجرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 48 - 7
7 - موضع گيرى تكذيب گران در برابر پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مهلت دهى خداوند به آنان و تأخير در مجازات آنان ، قضاى الهى و مقتضاى ربوبيت او است .
و اصبر لحكم ربّك
«حكم» به معناى قضا است. مفسران با توجه به ارتباط آيه با آيات پيشين، بر آنند كه مراد از «لحكم ربّك» قضاى الهى درباره تكذيب كنندگان و افعال آنان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 101 - 6
6- موضع گيرى مشركان مكه در برابر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، استمرار موضع گيرى فرعون در برابر موسى ( ع ) بود .
و قالوا لن نؤمن لك . .. و لقد ءاتينا موسى ... فقال له فرعون إنى لأظنّك يموسى مس
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 108 - 3
3 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) و رهبر جامعه اسلامى ، بايد در موضع گيرى عليه جريان هاى باطل ( نفاق ) پيشگام باشد .
لا تقم فيه أبداً
مخاطب قرار گرفتن شخص پيامبر(صلی الله علیه و آله) در اين آيه ظاهراً به خاطر موقعيتى است كه آن حضرت داشتند (موقعيت رهبرى).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 5 - 6
6 - بناى كافران بر خصومت و موضع گيرى عليه هر پيام جديدالهى ، در طول تاريخ
و ما يأتيهم من ذكر من الرحمن محدث . .. معرضين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نازعات - 79 - 24 - 5
5 - ادعاى ربوبيت برتر ، موضع گيرى فرعون در برابر طرح توحيد ربوبى از سوى موسى ( ع )
و أهديك إلى ربّك . .. أنا ربّكم الأعلى
جمله «و أهديك إلى ربّك» در آيات پيشين، سخنى بود كه موسى(ع)، آن را با توجه به انكار ربوبيت خداوند از سوى فرعون، مطرح ساخت. فرعون در واكنش به اين دعوت، برترين ربوبيت را براى خود قائل شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 105 - 10
10 - جامعه ايمانى وظيفه دار هشيارى در برابر موضعگيرى هاى گمراه كننده كافران
يايها الذين ءامنوا عليكم انفسكم لايضركم من ضل إذا اهتديتم
«لا» در لايضركم مى تواند نافيه باشد بر اين مبنا مراد از جمله «لايضركم . ..» اين است كه چنانچه از ايمان خود مراقبت كنيد از دام گمراهان مى رهيد و مى تواند «لا» ناهيه باشد، يعنى اى مؤمنان مبادا گمراهان شما را از راه بدر برده و ايمان شما را بربايند برداشت فوق بر اساس احتمال دوم است. گفتنى است كه مراد از «من ضل» به قرينه «ءامنوا» كفرپيشگان مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 32 - 7
7 - موضعگيرى خصمانه كافران و مشركان در قبال پيامبر ، على رغم اعتقادشان به خدا
و إذ قالوا اللّهم إن كان هذا هو الحق من عندك فأمطر علينا حجارة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 53 - 1
1 - موضع گيرى همگون كافران عليه پيامبران در طول تاريخ ، تداعى گر تبانى آنان بر مواضع يكسان و از شگفتى هاى تاريخ است .
أتواصوا به
«تواصى» (مصدر «تواصوا») به معناى سفارش كردن برخى به بعضى ديگر است و استفهام در «أتواصوا به» براى تعجب است. در آيه شريفه، از موضع گيرى يكسان كافران تاريخ در برابر رسولان الهى - از آن جهت كه گويا آنان همديگر را بر اين امر توصيه و سفارش كرده بودند - اظهار تعجب شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 29 - 8
8 - تناقض آشكار ، در موضع گيرى كافران عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله)
فما أنت بنعمت ربّك بكاهن و لامجنون
با توجه به اين كه «كهانت» خود شيوه اى پيچيده و در اختيار تعدادى از افراد بوده و با جنون هرگز جمع نمى شود; متهم گشتن پيامبر(صلی الله علیه و آله) به كهانت و جنون، نشانگر سردرگمى كافران و تناقض گويى آشكار آنان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 36 - 5
5 - موضع گيرى هاى كافران در قبال قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، متكى به پندار - و نه دليل يقينى -
أم خلقوا السموت و الأرض بل لايوقنون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 40 - 2
2 - توبيخ كافران از سوى خداوند ، به خاطر موضع گيرى عليه دعوت حق و بى چشمداشت پيامبر (صلی الله علیه و آله)
أم تسئلهم أجرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 61 - 5
5 - مردمان عصر نوح ( ع ) پيرو اشراف و بزرگان قوم خويش و تحت تأثير موضعگيرى هاى آنان بودند .
قال الملأ . .. قال يقوم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 7 - 14
14 - گمراهان و رواج دهندگان سخنان باطل در برابر قرآن كريم ، در مقابل هر پيامى كه نشانه الهى داشت ، موضع گيرى
مى كردند و حساسيت شان ، تنها مربوط به تلاوت آيات خدا از سوى پيامبر (صلی الله علیه و آله) نبود .
و إذا تتلى عليه ءايتنا ولّى مستكبرًا
مجهول آورده شدن فعل «تُتلى» به جاى فعل معلوم، مى تواند به منظور اشاره به نكته ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 39 - 5
5 - تكذيب و انكار قيامت ، موضع گيرى مشترك همه شرك پيشگان تاريخ
بل كذبوا بما لم يحيطوا بعلمه . .. كذلك كذب الذين من قبلهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 32 - 7
7 - موضعگيرى خصمانه كافران و مشركان در قبال پيامبر ، على رغم اعتقادشان به خدا
و إذ قالوا اللّهم إن كان هذا هو الحق من عندك فأمطر علينا حجارة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 5 - 5
5- خداوند ، آگاه به توطئه هاى محرمانه و سرّى مشركان و مطلع از مواضع علنى و آشكار آنان
ألا حين يستغشون ثيابهم يعلم ما يسرّون و ما يعلنون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 68 - 1
1 - موضع گيرى ناباورانه مشركان در قبال وعده برپايى قيامت
لقد وعدنا هذا . .. إن هذا إلاّ أسطير الأوّلين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 43 - 4
4 - مشركان ، به بهانه حفظ سنت هاى دينى به يادگار مانده از پدرانشان ، در مقابل آيات روشن الهى موضع گيرى كردند .
إذا تتلى عليهم ءايتنا بيّنت قالوا ما هذا إلاّ رجل يريد أن يصدّكم عمّا كان يعب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 88 - 4
4 - نظارت الهى بر موضع گيرى مشركان عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، پشتوانه مجازات و محاكمه آنان
و عنده علم الساعة و إليه ترجعون . .. و قيله يربّ إنّ هؤلاء قوم لايؤمنون
عطف «قيله» بر «الساعة» در دو آيه قبل گوياى ارتباط اين آيه با «إليه ترجعون» در آن آيه است و از مجموع دو آيه، براشت ياد شده استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 42 - 4
4 - مشركان ، در برخورد با سخنان پيامبر (صلی الله علیه و آله) داراى موضعى لجوجانه بودند .
أفأنت تسمع الصمّ و لو كانوا لا يعقلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 5 - 4
4- مشركان مكه ، داراى مواضع علنى و آشكار عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) و توطئه هاى سرّى و محرمانه عليه آن حضرت
ألا حين يستغشون ثيابهم يعلم ما يسرّون و ما يعلنون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 11 - 16
16- موضع منفى مشركان مكه در برابر تعاليم پيامبران پيشين
و إذ لم يهتدوا به فسيقولون هذا إفك قديم
تعبير به «إفك قديم»، نمايانگر باور كافران مكه به ديرينه بودن پيام وحى و كذب بودن آن از ابتداى تاريخى آن است. به ديگر بيان قرآن در نظر ايشان، همچون تعاليم ديگر پيامبران تاريخ، افترا است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 48 - 7
7 - موضع گيرى تكذيب گران در برابر پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مهلت دهى خداوند به آنان و تأخير در مجازات آنان ، قضاى الهى و مقتضاى ربوبيت او است .
و اصبر لحكم ربّك
«حكم» به معناى قضا است. مفسران با توجه به ارتباط آيه با آيات پيشين، بر آنند كه مراد از «لحكم ربّك» قضاى الهى درباره تكذيب كنندگان و افعال آنان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 41 - 19
19 - همسويى منافقان و يهود عصر بعثت در گرايش ها و موضعگيرى هاى خويش در برابر پيامبر (صلی الله علیه و آله) و اسلام
الذين يسرعون فى الكفر . .. سمعون للكذب سمعون لقوم ءاخرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 87 - 7
7 - ناتوانى منافقان از درك عميق زشتى مواضع و عملكرد خويش و نيز ارزش جهاد در راه خدا
و طبع . .. فهم لايفقهون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 124 - 2
2 - موضع گيرى منفى و تمسخرآميز در برابر آيات الهى قرآن و ارزش هاى دينى ، نشانه نفاق است .
و إذا ما أنزلت سورة فمنهم من يقول أيّكم زادته هذه إيمناً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 124 - 2
2 - موضع گيرى منفى و تمسخرآميز در برابر آيات الهى قرآن و ارزش هاى دينى ، نشانه نفاق است .
و إذا ما أنزلت سورة فمنهم من يقول أيّكم زادته هذه إيمناً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 41 - 19
19 - همسويى منافقان و يهود عصر بعثت در گرايش ها و موضعگيرى هاى خويش در برابر پيامبر (صلی الله علیه و آله) و اسلام
الذين يسرعون فى الكفر . .. سمعون للكذب سمعون لقوم ءاخرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 91 - 5
5 - يهوديان صدر اسلام در برابر دعوت پيامبر(صلی الله علیه و آله) موضعى غير منطقى و لجوجانه داشتند.
إذ قالوا ما أنزل الله على بشر من شىء
جملات بعدى اين آيه قرينه نزول اين آيه در شأن يهود است. و چون يهود، گرچه ظاهراً، معتقد به نبوت موسى(ع) و ديگر انبياى الهى بودند، ادعاى عدم نزول وحى بر هيچيك از افراد بشر بايد از سر مكابره و عناد باشد.
موضعگيرى ها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 51 - 11
11 - موضعگيرى مشترك عالمان يهود و مشركان مكه عليه اهل ايمان
الم تر الى الّذين . .. و يقولون للّذين كفروا هؤلاء اهدى من الّذين امنوا سبيلاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 60 - 6،7
6 - لزوم كفر به طاغوت و موضعگيرى در مقابل آن
و قد امروا ان يكفروا به
7 - لزوم كفر به طاغوت و موضعگيرى در مقابل آن ، فرمان مشترك همه اديان الهى
يزعمون انّهم امنوا بما انزل اليك و ما انزل من قبلك يريدون ان يتحاكموا الى الطّاغ
چون خداوند مراجعه به طاغوت را با ايمان به كتب آسمانى گذشته ناسازگار دانسته، معلوم مى شود كه در آن كتابها نيز چنين كردارى محكوم و ناپسند شمرده شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 63 - 13
13 - موضعگيرى سازنده ، همراه با پند و اندرز پنهانى ، روش برخورد با منافقان
فاعرض عنهم و عظهم و قل لهم فى انفسهم قولا بليغاً
چنانچه «فى انفسهم» متعلّق به «قل» باشد، به اين معناست كه اين گفتار پندآموز تو بايد در بين خود آنان و به دور از چشم ديگران باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 83 - 11
11 - نقش اساسى برخى مواضع و عملكرد هاى نخستين انسان ، در عملكرد و مواضع آينده وى
لن تخرجوا معى . .. إنكم رضيتم بالقعود أول مرّة
تصريح به «أول مرّة» نقش داشتن عملكرد نخستين را در حركتهاى آينده انسان مى رساند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 121 - 4
4- پيامبر (صلی الله علیه و آله) از ناحيه خداوند مأمور بود تا پايدارى خود و مؤمنان و ايستادگى بر مواضعشان را به كافران تأكيد كند .
و قل للذين لا يؤمنون . .. إنا عملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 84 - 2
2- اعمال و موضع گيرى هاى انسان ها ، بازتابى از روحيه ها ، انگيزه ها و خصلت هاى درونى آنهاست .
كلّ يعمل على شاكلته
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 124 - 6
6 - موفقيت ابراهيم ( ع ) در آزمون هاى الهى ، موجب شايستگى او براى مقام امامت شد .
فاتمهن قال إنى جاعلك للناس إماماً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 50 - 8
8 - پيروزى بنى اسرائيل در آزمون الهى با تحمل رنج ها و سختى ها ، موجب تحقق نصرت الهى و نجاتشان شد .
يسومونكم سوء العذاب . .. و فى ذلكم بلاء من ربكم عظيم. و إذ فرقنا بكم البحر
آيه قبل كه بيانگر آزمون الهى از بنى اسرائيل و تحمل رنجها و سختيها از سوى آنان بود، توضيح دهنده سببيت بنى اسرائيل در شكافته شدن درياست; يعنى، چون بنى اسرائيل آن گونه عمل كردند شايستگى آن را پيدا كردند كه خداوند با شكافتن دريا، آنان را نجات دهد و دشمنانشان را هلاك سازد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 165 - 12
12 - كسانى كه در آزمونهاى الهى موفق باشند، از مغفرت الهى برخوردار و از رحمت او بهره مند خواهند شد.
ليبلوكم فى ما ءاتيكم . .. إنه لغفور رحيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 155 - 7
7 - ارائه راه هدايت به همراه بيان مشكلات آن و نيز ارائه طريق موفقيت بر آنها ، از روش هاى قرآن است .
يأيها الذين ءامنوا . .. لنبلونكم بشىء من الخوف ... و بشر الصبرين
خداوند در اين بخش از آيات علاوه بر ارائه راه هدايت - كه همان ايمان به رسالت و . .. مى باشد - مشكلات سلوك در اين راه را نيز بر شمرده و براى فايق آمدن بر آنها، استعانت از نماز و صبر را مطرح ساخته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 155 - 8
8 - مربيان و مديران جامعه ، بايد مشكلات راه هاى پيشنهادى را براى سالكان آن راه ها ، بيان كنند و عوامل موفقيت را نيز يادآور شوند .
و لنبلونكم بشىء من الخوف . .. و بشر الصبرين
ارائه راه صحيح و بيان مشكلات آن و نيز طريق پيروزى بر آنها - كه از آيات قبل و آيه مورد بحث به دست مى آيد - درسى است به همه مربيان و مديران كه تنها به پيشنهاد راه صحيح اكتفا نكنند; بلكه مشكلات و روش پيروزى بر آنها را نيز بيان دارند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 200 - 18،19
18 - صبر در برابر مشكلات ، مقاومت در برابر دشمن ، حفاظت از مرز هاى جامعه اسلامى و تقواپيشگى ، زمينه پيروزى و سعادت
يا ايّها الّذين امنوا اصبروا و صابروا و رابطوا لعلّكم تفلحون
«فلاح»، به معناى نيل به نجات و پيروزى است (لسان العرب).
19 - پيروزى و سعادت جامعه ايمانى ، در گرو ايجاد پيوند و ارتباط با يكديگر
و رابطوا . .. لعلّكم تفلحون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 48 - 10
10 - التجا به پروردگار ، هنگام حركت در مسير دين و مسؤوليت ، ضامن شكيبايى و موفقيت
و اصبر . .. و سبّح بحمد ربّك حين تقوم
از ارتباط «و سبّح» با «و اصبر»، مى توان به مطلب بالا ره برد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 44 - 10
10 - هماهنگى مبلغان دينى در شيوه برخورد با مفاسد جامعه ، كارسازتر و به موفقيت نزديك تر است .
اذهبا . .. فقولا له قولاً ليّنًا لعلّه يتذكّر
موسى و هارون(ع)، هر دو به يك شيوه برخورد با فرعون مأمور شدند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - منافقون - 63 - 2 - 6
6 - كارآمد بودن استفاده ابزارى از دين عليه خود دين ، براى منافقان
اتّخذوا أيمنهم جنّة فصدّوا عن سبيل اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 96 - 8
8 - قدرت و علم شرط لازم براى برنامه ريزى و موفقيت در اجراى آن است.
ذلك تقدير العزيز العليم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 90 - 4
4 - هارون ، پايدارى بر توحيد و ايمان به ربوبيت خداوند را ، شرط پيروزى در آزمون الهى خواند .
إنّما فتنتم به و إنّ ربّكم الرحمن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 45 - 3
3 - پيشه ساختن صبر و اقامه نماز ، طريق هاى موفقيت و پيروزى بر مشكلات و ناملايمات
و استعينوا بالصبر و الصلوة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 153 - 3
3 - پيشه ساختن صبر و اقامه نماز ، دو طريق كارساز براى موفقيت و پيروزى بر مشكلات و ناملايمات راه ايمان
يأيها الذين ءامنوا استعينوا بالصبر و الصلوة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 189 - 22
22 - موفقيت انسان ها در كار ها ، در گرو انجام دادن آنها از طريق و روش صحيح است .
و أتوا البيوت من أبوبها . ... لعلكم تفلحون
برداشت فوق ناظر به اين است كه: «لعلكم تفلحون» متعلق به «و أوتوا البيوت من أبوابها» باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 186 - 7
7 - توجّه به مرگ و اجر اخروى و نيز فريبندگى دنيا ، زمينه ساز پيروزى انسان در آزمايش الهى
كلّ نفس ذائقة الموت . .. لتبلونّ فى اموالكم و انفسكم
ظاهراً آيه قبل (كلّ نفس . .. ) رهنمودى براى پيروز شدن مؤمنان درامتحانهاى جانى و مالى است. چون بهترين راه براى از جان گذشتگى و جهاد اين است كه آدمى بداند چه جهاد كند و يا سستى نمايد، طعم مرگ را خواهد چشيد. و راه معقول براى صرفنظر كردن از اموال اين است كه آدمى بداند دنيا و آنچه در آن است، فريبنده و پوچ است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 40 - 13
13 - آرامش روحى در سختى ها ، نعمتى الهى و رمز موفقيت و پيروزى است .
فقد نصره اللّه . .. فأنزل اللّه سكينته عليه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 88 - 26
26- موفقيت آدمى در انجام كار هاى نيك ، در گرو امداد و يارى خداوند است .
و ما توفيقى إلاّ بالله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 217 - 3
3 - توكل بر خداوند ، پشتوانه موفقيت انسان در انجام وظايف دشوار
فقل إنّى برىءٌ ممّا تعملون . و توكّل على العزيز الرحيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 53 - 7
7- رحمت خداوند به پيامبران ، پديدآورنده زمينه هاى موفقيت آنان در اهداف رسالت
و وهبنا له من رحمتنا أخاه هرون نبيًّا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 11 - 7
7- موفقيت در آزمون هاى الهى ، در گرو صبرپيشگى و انجام كار هاى شايسته است .
ليبلوكم أيّكم أحسن عملاً . .. لئن أذقنا الإنسن ... إلاّ الذين صبروا و عملوا ال
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 7 - 8
8- عمل انسان در دنيا ، تعيين كننده موفّقيت يا شكست وى در آزمون الهى است .
لنبلوهم أيّهم أحسن عملاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 20 - 8
8 - صبر ، رمز موفقيت انسان در برابر آزمايش الهى
و جعلنا بعضكم لبعض فتنة أتصبرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جن - 72 - 17 - 7
7 - ذكر دائم خداوند ، موجب قبولى و پيروزى در آزمايش هاى الهى است .
لنفتنهم فيه و من يعرض عن ذكر ربّه يسلكه عذابًا صعدًا
جمله «و من يعرض عن ذكر ربّه. ..» در حقيقت توصيه به يادآوردن نام و ياد خدا در دل ها است. اين توصيه - پس از طرح مسأله آزمايش انسان ها - مى تواند بيانگر برداشت ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 84 - 5
5 - نقش قلب سالم و پاك ، در موفقيت رهبران و مبلغان دينى
إذ جاء ربّه بقلب سليم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مدثر - 74 - 4 - 4
4 - طهارت و پاكيزگى جسم و جان ، از شرايط بايسته براى رهبران و مبلغان جامعه اسلامى و تأثيرگذار در موفقيت آنان
و ثيابك فطهّر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مدثر - 74 - 5 - 2
2 - پرهيز از پليدى و آلودگى ، از شرايط بايسته براى رهبران و مبلغان جامعه اسلامى و تأثيرگذار در موفقيت آنان
و الرجز فاهجر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مدثر - 74 - 6 - 4
4 - دورى از منت نهادن و زياد شمردن عطايا و خدمات خود ، از شرايط بايسته براى رهبران و مبلغان جامعه اسلامى و تأثيرگذار در موفقيت آنان
و لاتمنن تستكثر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 84 - 5
5 - نقش قلب سالم و پاك ، در موفقيت رهبران و مبلغان دينى
إذ جاء ربّه بقلب سليم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مدثر - 74 - 4 - 4
4 - طهارت و پاكيزگى جسم و جان ، از شرايط بايسته براى رهبران و مبلغان جامعه اسلامى و تأثيرگذار در موفقيت آنان
و ثيابك فطهّر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مدثر - 74 - 5 - 2
2 - پرهيز از پليدى و آلودگى ، از شرايط بايسته براى رهبران و مبلغان جامعه اسلامى و تأثيرگذار در موفقيت آنان
و الرجز فاهجر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مدثر - 74 - 6 - 4
4 - دورى از منت نهادن و زياد شمردن عطايا و خدمات خود ، از شرايط بايسته براى رهبران و مبلغان جامعه اسلامى و تأثيرگذار در موفقيت آنان
و لاتمنن تستكثر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 30 - 18
18 - سيطره و تسلط بر حريفان ، همواره نشانه كاميابى نهايى نيست .
فقتله فاصبح من الخسرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 17 - 6
6 - ضرورت توجه به نقش اصلى خداوند در توفيق آدمى به انجام اعمال شايسته
فلم تقتلوهم و لكن اللّه قتلهم و ما رميت إذ رميت و لكن اللّه رمى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 88 - 29
29- كارساز نبودن هيچ نيرويى جز خداوند در موفق ساختن آدمى ، دليل لزوم توكل بر او و روى آوردن به درگاه اوست .
ما توفيقى إلاّ بالله عليه توكلت و إليه أُنيب
جمله هاى «عليه توكلت و إليه اُنيب» به منزله نتيجه اى براى «ما توفيقى . ..» است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - شرح - 94 - 2 - 2
2 - خداوند با امداد هاى ويژه به پيامبر (صلی الله علیه و آله) او را به انجام دادن رسالت هاى الهى و اجراى برنامه هاى سنگين اسلام ، موفّق ساخت .
و وضعنا عنك وزرك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 24 - 8
8 - لزوم توجه مؤمنان به الهى بودن تمامى پيروزى ها و پيشرفت هاى آنان
و هو الذى كفّ أيديهم عنكم
خداوند در اين آيه و آيات پيشين پيروزى ها و موفقيت هاى مؤمنان را به خود نسبت داده است. بنابراين مؤمنان بايد پيروزى ها را از خدا بدانند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 119 - 11
11 - بهره مندى از بهشت جاويدان ، جلب خشنودى خدا ، و دلشاد بودن از وى ، رستگارى و موفقيتى بس بزرگ
لهم جنت . .. رضى اللّه عنهم و رضوا عنه ذلك الفوز العظيم
در برداشت فوق «ذلك» اشاره به تمامى پاداشهاى مذكور در آيه گرفته شده است. و «ال» در «الفوز» براى استغراق مجازى است يعنى پاداشهاى مذكور كمال رستگارى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 49 - 15
15 - اراده خداوند بر عذاب گنهكاران ، مانع توفيق آنان به پذيرش احكام الهى و داورى هاى پيامبر (صلی الله علیه و آله)
فان تولوا فاعلم انما يريداللّه ان يصيبهم ببعض ذنوبهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 59 - 11
11- تسلط متكبران و سركشان حق ناپذير بر توده هاى مردم ، از موانع موفقيت پيامبران
و تلك عاد جحدوا بأيت ربهم . .. و اتبعوا أمر كل جبار عنيد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 14 - 2
2 - روحيه سركشى امت ها ، عامل ناكامى پيامبران اولواالعزم در دعوت به وحدت دينى
شرع لكم . .. أن أقيموا الدين ... و ما تفرّقواإلاّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 124 - 4،23
4 - ابراهيم ( ع ) ، همه آزمون هاى الهى را با موفقيت كامل به پايان رسانيد .
و إذ ابتلى إبرهيم ربه بكلمت فاتمهن
«اتمام» (مصدر أتمَّ) به معناى انجام دادن كار به طور كامل است. بنابراين «أتمهن»; يعنى، ابراهيم(ع) آن تكاليف را به طور كامل به انجام رسانيد.
23 - آزمون ابراهيم ( ع ) با تكاليفى دشوار ، و پيروزى او در اين آزمون ، خاطره اى شايسته و بايسته به يادداشتن
يبنى إسرءيل اذكروا . .. إذ ابتلى إبرهيم ربه ... قال لاينال عهدى الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 10 - 17
17- اصحاب كهف ، از جلوه هاى ناپايدار زندگى گريختند و در ميدان آزمون الهى پيروز شدند .
إنّا جعلنا ما على الأرض زينة لها . .. إذ أوى الفتية إلى الكهف فقالوا ... و هيّىء
از نكاتى كه مى توان درباره ارتباط اين آيه با آيات قبل مطرح كرد، سرفرازى اصحاب كهف در امتحان به وسيله زينت هاى دنيا (زينة لها) و حركت آنان براى تحقّق دادن عمل نيكو (أحسن عملاً) است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 20 - 6
6 - حبيب نجار ، مردى آشنا به پيامبران عصر خويش و مؤمن و پيرو ايشان
و جاء من أقصا المدينة رجل يسعى قال يقوم اتّبعوا المرسلين
دفاع حبيب نجار از پيامبران و توصيه به پيروى از آنان، گوياى برداشت ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 186 - 7،20
7 - توجّه به مرگ و اجر اخروى و نيز فريبندگى دنيا ، زمينه ساز پيروزى انسان در آزمايش الهى
كلّ نفس ذائقة الموت . .. لتبلونّ فى اموالكم و انفسكم
ظاهراً آيه قبل (كلّ نفس . .. ) رهنمودى براى پيروز شدن مؤمنان درامتحانهاى جانى و مالى است. چون بهترين راه براى از جان گذشتگى و جهاد اين است كه آدمى بداند چه جهاد كند و يا سستى نمايد، طعم مرگ را خواهد چشيد. و راه معقول براى صرفنظر كردن از اموال اين است كه آدمى بداند دنيا و آنچه در آن است، فريبنده و پوچ است.
20 - صبر توأم با تقوا ، شرط موفقيّت در آزمايش هاى الهى
لتبلونّ . .. و ان تصبروا و تتّقوا فانّ ذلك من عزم الامور
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 155 - 15
15 - گروهى از انسان ها با شكست در آزمون هاى الهى به گمراهى كشانده مى شوند و گروهى با موفقيت به هدايت بايسته مى رسند .
إن هى إلا فتنتك تضل بها من تشاء و تهدى من تشاء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 28 - 5،7
5 - پيروزى مردمان در آزمونشان به وسيله مال و فرزند ، امرى بسيار مشكل و بس ارزشمند
و اعلموا أنما أمولكم و أولدكم فتنة
برداشت فوق از تأكيدات متعددى استفاده شده كه در آيه مورد بحث به كار رفته است. از جمله شروع سخن با فعل «اعلموا» و سپس منحصر كردن مال و اولاد براى آزمايش با كلمه «انما» و آنگاه مال و فرزند را آزمايش خواندن و نه وسيله آزمايش. اين همه تأكيد براى رساندن اين حقيقت است كه آزمون با مال و فرزند آزمونى دشوار و پيروزى در آن بسيار مشكل است.
7 - پيروزى و موفقيت مؤمنان در آزمونشان به وسيله مال و اولاد ، موجب بهره مندى آنان از پاداش بزرگ الهى است .
و اعلموا أنما أمولكم و أولدكم فتنة و أن اللّه عنده أجر عظيم
بيان پاداش عظيم الهى پس از تأكيد بر اينكه ثروتها و فرزندان وسيله آزمون هستند، مى تواند بيانگر نكته اى باشد كه در برداشت فوق بدان اشاره شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 29 - 5
5 - موفقيت مؤمنان در آزمونشان از طريق مال و فرزند در گرو تقواپيشگى و نيازمند به بينشى الهى
و اعلموا أنما أمولكم و أولدكم فتنة . .. إن تتقوا اللّه يجعل لكم فرقانا
طرح بصيرت و ابزار شناخت ويژه به عنوان ثمره تقوا، پس از تأكيد بر آزمون مؤمنان به وسيله مال و فرزند، مى تواند اشاره به اين باشد كه تنها با تقواپيشگى و بصيرت خاص مى توان رضايت الهى را در چگونه برخورد كردن با مال و فرزند تشخيص داد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 5 - 6
6 - اميدواران به لقاءاللّه ، مؤمنان راستين سرفراز برآمده از آزمون الهى اند .
أحسب الناس أن يتركوا أن يقولوا ءامنّا و هم لايفتنون . و لقد فتنّا ... فليعلمنّ ا
ذكر «من كان يرجوا لقاءاللّه. ..» پس از بيان آزمون حتمى مدعيان ايمان، جهت بازشناسى مؤمنان راستين، مى تواند اشاره
به اين حقيقت داشته باشد كه آنان، اميدوار به لقاءاللّه اند. در ضمن، با اين بيان، تشويقى هم از آنان به عمل آمده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 106 - 6
6 - محسنان ، پيروزمندان در ميدان آزمايش هاى الهى اند .
إنّا كذلك نجزى المحسنين . إنّ هذا لهو البلؤا المبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 4 - 28
28- كشته شدگان راه خدا ، پيروزمندان صحنه آزمون الهى ( جهاد )
و لكن ليبلواْ بعضكم ببعض و الذين قتلوا فى سبيل اللّه فلن يضلّ أعملهم
خداوند، پس از معرّفى جهاد به عنوان آزمون مؤمنان و كافران، تنها به يك گروه نويد داده است و آن كشته شدگان راه حق و شهيدان اند. از اين نويد استفاده مى شود كه پيروزمندان اين آزمون همانان هستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 10 - 17
17- اصحاب كهف ، از جلوه هاى ناپايدار زندگى گريختند و در ميدان آزمون الهى پيروز شدند .
إنّا جعلنا ما على الأرض زينة لها . .. إذ أوى الفتية إلى الكهف فقالوا ... و هيّىء
از نكاتى كه مى توان درباره ارتباط اين آيه با آيات قبل مطرح كرد، سرفرازى اصحاب كهف در امتحان به وسيله زينت هاى دنيا (زينة لها) و حركت آنان براى تحقّق دادن عمل نيكو (أحسن عملاً) است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 88 - 26
26- موفقيت آدمى در انجام كار هاى نيك ، در گرو امداد و يارى خداوند است .
و ما توفيقى إلاّ بالله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 88 - 24
24- شعيب ( ع ) ، موفقيت خويش در اصلاح جامعه را ، در گرو امداد الهى مى دانست .
إن أُريد إلاّ الإصلح ما استطعت و ما توفيقى إلاّ بالله عليه توكلت
«توفيق» در آيه شريفه ، مصدر مجهولى است كه به نايب فاعلش (ياى متكلم) اضافه شده است و «باء» براى استعانت است. بنابراين «و ما توفيقى ...»; يعنى ، تنها به كمك خداوند بر انجام كارهاى خير ، موفق خواهم بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 96 - 5
5- نويد خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) از پيشبرد اهداف و موفقيت آن حضرت در رسالت خويش به گونه اى كه مشركان و دشمنان آن را لمس كرده و نظاره كنند .
إنا كفينك المستهزءين . الذين يجعلون مع الله إلهًا ءاخر فسوف يعلمون
برداشت فوق، مبتنى بر اين احتمال است كه مفعول «يعلمون» موفقيت پيامبر(صلی الله علیه و آله) در رسالت خويش باشد كه با بطلان و شكست راه مشركان و دشمنان همراه است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 40 - 5
5 - موفقيت پيامبر (صلی الله علیه و آله) در خروج از مكه و خلاصى از توطئه كافران ، مرهون نصرت خاص خداوند بود .
نصره اللّه إذ أخرجه الذين كفروا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 68 - 2
2 - خداوند با آگاه ساختن موسى ( ع ) از موفقيت قطعى در ميدان مبارزه با ساحران ، دل او را محكم كرده و به او اطمينان بخشيد .
قلنا لاتخف إنّك أنت الاعلى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 5 - 6
6 - اميدواران به لقاءاللّه ، مؤمنان راستين سرفراز برآمده از آزمون الهى اند .
أحسب الناس أن يتركوا أن يقولوا ءامنّا و هم لايفتنون . و لقد فتنّا ... فليعلمنّ ا
ذكر «من كان يرجوا لقاءاللّه. ..» پس از بيان آزمون حتمى مدعيان ايمان، جهت بازشناسى مؤمنان راستين، مى تواند اشاره به اين حقيقت داشته باشد كه آنان، اميدوار به لقاءاللّه اند. در ضمن، با اين بيان، تشويقى هم از آنان به عمل آمده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 157 - 5
5 - تنها مؤمنان صابر ، به موفقيت دست يافته و به هدف هاى خويش ( سعادت دنيا و آخرت ) خواهند رسيد . *
و أولئك هم المهتدون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 58 - 2
2- يوسف ( ع ) در طى هفت سال آبادانى ، به كشت و برداشت و ذخيره سازى غلات براى دوران قحطى كاملاً موفق شد .
و جاء إخوة يوسف
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 76 - 21
21- موفقيت يوسف ( ع ) در طرح و اجراى نقشه براى نگه داشتن بنيامين ، جلوه اى از برترى او بر برادران خويش و نمودى از دانش افزون تر وى
كذلك كدنا ليوسف . .. نرفع درجت من نشاء و فوق كل ذى علم عليم
مصداق مورد نظر براى «من نشاء» يوسف(ع) است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 88 - 31
31- « عبدالله بن الفضل الهاشمى قال : سألت أباعبدالله جعفربن محمد ( ع ) عن قول الله عزوجل : . . . « و ما توفيقى إلاّ بالله » . . . قال : إذا فعل العبد ما أمره الله عزوجل به من الطاعة كان فعله وفقاً لأمرالله عزوجل و سمى العبد به موفّقاً و إذا أراد العبد أن يدخل فى شىء من معاصى الله فحال الله تبارك و تعالى بينه و بين تلك المعصية فترك ها كان تركه ل ها بتوفيق الله تعالى ذكره . . . ;
عبدالله بن فضل هاشمى گويد: از امام صادق(ع) درباره سخن خداى عزوجل: . .. «و ما توفيقى إلاّ بالله» پرسيدم، فرمود: هرگاه بنده طاعتى را كه خدا به آن امر كرده انجام دهد، عمل او با امر خدا موافق است و آن بنده موفق خوانده مى شود (توفيق خدا
شامل حال او شده) و هرگاه بنده اى بخواهد گناهى انجام دهد و خداوند تبارك و تعالى بين او و آن معصيت مانعى ايجاد كند كه موجب ترك آن گردد، اين تركِ گناه به توفيق خداوند متعال خواهد بود ...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 40 - 18
18 - شكرگزارى و يا كفران انسان ، نمود پيروزى و يا شكست او در آزمون الهى
ليبلونى ءأشكر أم أكفر
برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه سليمان فرجام و نتيجه آزمون الهى را در دو بعد كلى «شكرگزارى يا كفران» مطرح ساخته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - حجرات - 49 - 3 - 1
1 - نرمش در گفتار و رعايت ادب در محضر رسول خدا (صلی الله علیه و آله) ، نشانه توفيق يافتگان در آزمون تقوا
إنّ الذين يغضّون . .. أولئك الذين امتحن اللّه قلوبهم للتقوى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 44 - 11
11 - سوء استفاده علماى يهود و دانشمندان اهل كتاب از علم و مقام خويش براى گمراهى مسلمانان
الم تر الى الذين . .. ان تضلوا السبيل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 47 - 11
11 - خوارى و ذلت و از دست دادن منزلت اجتماعى ، پيامد انكار قرآن از سوى اهل كتاب
امنوا . .. من قبل ان نطمس وجوهاً فنردّها على ادبارها
بدان احتمال كه مراد از «وجوه»، وجاهت باشد. بر اين مبنا «فنردها» به اين معناست كه آن وجاهتها مبدّل به ذلت و خوارى مى گردد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 24 - 6
6 - مكانت و شوكت اجتماعى ، از بالاترين ملاك هاى ارزشى در نظر قوم ثمود
فقالوا أبشرًا منّا وحدًا نتّبعه
در صورتى كه تعبير «واحداً» بيانگر عدم برخوردارى صالح(ع) از قدرت، شوكت و اشرافيت باشد; مى توان استفاده كرد كه قوم ثمود، انتظار داشتند كه پيامبر از ميان اشراف جامعه، انتخاب شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 75 - 19
19- پوچى و بى اثرى امكانات دنيايى ، موقعيت هاى اجتماعى و گروه بندى ها ، در هنگام نزول عذاب و يا فرارسيدن مرگ و قيامت
فسيعلمون من هو شرّ مكانًا و أضعف جندًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 73 - 12
12- تلاوت آيات قرآن ، در افرادى كه به امكانات مادى و موقعيت هاى اجتماعى خود فخر و مباهات مى كنند ، بى تأثير است .
و إذا تتلى عليهم ءايتنا بيّنت قال الذين كفروا . .. أىّ الفريقين خير مقامًا و أح
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 34 - 4
4- كثرت مال و عزّت اجتماعى حاصل آمده از آن ، مهم ترين ارزش در نظر دنياگرايان است .
فقال لصحبه . .. أنا أكثر منك مالاً و أعزّ نفرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 52 - 22
22 - طرد كردن مؤمنان به سبب نداشتن پايگاه اجتماعى، ستمگرى است.
فتطردهم فتكون من الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 53 - 3،7
3 - مؤمنان مستمند و محروم از پايگاه اجتماعى، وسيله آزمايش ديگر مردم هستند.
و لا تطرد الذين يدعون ربهم . .. و كذلك فتنا بعضهم ببعض
7 - مؤمنان در پيشگاه خداوند ارزشمندند ; هر چند كه فقير و فاقد موقعيت اجتماعى باشند.
أهؤلاء منّ اللّه عليهم من بيننا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 74 - 4
4 - آزر، فردى برجسته در ميان قوم خويش
و إذ قال إبرهيم لأبيه ءازر . .. إنى أريك و قومك
انتساب «قوم» به آزر بيانگر موقعيت برجسته وى در ميان مردم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 52 - 8
8- پدر حضرت ابراهيم ، موقعيت ممتاز و متشخصى در جهت دادن به عقايد جامعه خويش داشت .
إذ قال لأبيه و قومه
از اختصاص ذكر «أب» احتمالاً اين نكته استفاده مى شود كه پدر ابراهيم، نقش اساسى در گرايش هاى اعتقادى جامعه داشته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 74 - 2
2 - ابراهيم(ع) شخصيتى شناخته شده نزد مردم مكه، و مورد احترام آنان بود.
و إذ قال إبرهيم لأبيه ءازر
همان گونه كه مفسرانى مانند فخر رازى و آلوسى گفته اند، چون حضرت ابراهيم(ع) براى مشركان مكه مورد احترام و شناخته شده بود، خداوند از زبان آن حضرت براى ابطال پندارهاى مشركان مطالبى ذكر فرموده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 60 - 4
4- ابراهيم ( ع ) در ديدگاه قوم خود ، موقعيت اجتماعى ممتازى نداشت و مورد تحقير آنان قرار مى گرفت .
سمعنا فتًى يذكرهم يقال له إبرهيم
توصيف ابراهيم(ع) به جوان بودن از سوى بت پرستان، ممكن است تعريضى به ناپختگى و كم تجربگى حضرت ابراهيم(ع) باشد; نه اين كه او واقعاً از نظر سنى جوان باشد. اين و تعبير «يقال له إبراهيم» را نوعى تحقير آن حضرت و ناشناخته بودن او به حساب آورد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 97 - 4
4 - ابراهيم ( ع ) ، در آغاز مبارزه اش با شرك و بت پرستى ، قدرت اجتماعى و جايگاه نيرومندى در ميان قوم خود نداشت .
قالوا ابنوا له بنينًا فألقوه فى الجحيم
تصميم بر نابودى ابراهيم(ع) با سوزاندن او، در انبوهى از آتشى كه مردم هيزم آور آن بودند - بدون اين كه احدى از او دفاع كند - مى تواند گوياى برداشت بالا باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 37 - 5
5 - احترام و موقعيت حضرت ابراهيم ( ع ) ، نزد مشركان صدراسلام
أم لم ينبّأ. .. و إبرهيم الذى وفّى
توبيخ شدن مردم عصر نزول، به خاطر توجه نكردن به پيام آسمانى ابراهيم(ع)، نشانگر آن است كه آن حضرت در ميان آنان موقعيت ويژه اى داشت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 28 - 3
3 - كافران دوزخى ( اصحاب الشمال ) ، از قشر ثروتمند و مرفّه جامعه اند .
ما أغنى عنّى ماليه
يادآورى اين مطلب كه ثروت و اموال، ما را نجات نداد; مى رساند كه اين گروه از قشر مرفه و ثروتمند جامعه اند. در آيه 45 سوره «واقعه» از آنان به عنوان «مترفان» (نازپروردگان و برخورداران) ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 74 - 1
1- وجود جامعه هايى چند در تاريخ كه از نظر امكانات زندگى و موقعيت اقتصادى و اجتماعى ، از كافران عصر بعثت برتر بوده اند .
و كم . .. من قرن هم أحسن أثثًا ورءيًا
«قرن» به معناى جامعه و مردمى است كه اهل يك زمان و نزديك به يكديگر باشند و با هم زيست كنند (مفردات راغب). «أثاثاً» به معناى لوازم زندگى است و وصف «أحسن أثاثاً» نشانه پيشرفت اقتصادى و بهبود آن است. «رءْيا» اسمى است كه مرادف «منظر» و «مرأى» (نما و منظره) مى باشد (لسان العرب). بنابراين «أحسن رءياً» ;يعنى، خوش نماتر. اين نيز كنايه از بهينه بودن وضعيت اجتماعى و جذاب بودن آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 45 - 4
4 - موقعيت ممتاز و برجسته اهل كتاب در جامعه عرب عصر بعثت
و سئل من أرسلنا من قبلك من رسلنا
حَكَم قرار دادن اهل كتاب درباره شرك و توحيد، نشانى از موقعيت برجسته آنان دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 76 - 3
3 - بنى اسرائيل ، داراى موقعيت و نقشى بارز در جامعه عصر بعثت پيامبر (صلی الله علیه و آله)
إنّ هذا القرءان يقصّ على بنى إسرءيل أكثر الذى هم فيه يختلفون
از اين كه خداوند بنى اسرائيل را اختصاص به ذكر كرده است، موقعيت و نقش آنان در جامعه عصر بعثت استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 49 - 5
5 - ساحران ، داراى موقعيت و احترام در ميان جامعه فرعونى *
و قالوا يأيّه الساحر
برداشت ياد شده بدين احتمال است كه خطاب «يأيّه الساحر»، استهزايى نباشد; بلكه براى احترام ادا شده باشد. و مؤيد آن، ذيل آيه شريفه است كه فرعونيان از موسى(ع) تقاضاى رفع عذاب كردند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 41 - 4
4- محل هجرت مسلمانان مهاجر از مكه ( به مدينه يا حبشه ) جايگاهى شايسته و مناسب براى آنان
و الذين هاجروا فى الله من بعد ما ظلموا لنبوّئنّهم فى الدنيا حسنة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 22 - 12
12 - داوود ( ع ) ، داورى عادل ، راهنمايى مطمئن در زندگى و مرجعى صالح براى رسيدگى به امور اجتماعى در نظر مردم عصر خود
هل أتيك نبؤا الخصم . .. إذ دخلوا على داود... خصمان بغى بعضنا على بعض فاحكم بينن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 75 - 19
19- پوچى و بى اثرى امكانات دنيايى ، موقعيت هاى اجتماعى و گروه بندى ها ، در هنگام نزول عذاب و يا فرارسيدن مرگ و قيامت
فسيعلمون من هو شرّ مكانًا و أضعف جندًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 186 - 3
3 - عدم برخوردارى شعيب ( ع ) از موقعيت برتر اجتماعى و طبقاتى ، مانع پذيرش رسالت او از سوى مردم اَيكه
و ما أنت إلاّ بشر مثلنا
تعبير «مثلنا» مى تواند به معناى همانندى در بشر بودن نباشد; بلكه مراد، مثل بودن از جهت موقعيت اجتماعى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 154 - 4
4 - برخوردار نبودن صالح ( ع ) از موقعيت برتر اجتماعى و طبقاتى ، مانع از پذيرش رسالت وى از سوى ثموديان
قالوا . .. ما أنت إلاّ بشر مثلنا
تعبير «مثلنا» مى تواند به معناى مثليت در بشر بودن نباشد; بلكه مراد مثل بودن از جهت موقعيت اجتماعى و طبقاتى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 24 - 5
5 - صالح پيامبر ( ع ) ، فاقد پايگاه اجتماعى از نظر قوم ثمود
فقالوا أبشرًا منّا وحدًا
برداشت ياد شده بدان احتمال است كه تعبير «واحداً»، نظر به عدم برخوردارى صالح(ع) از عِدّه و عُدّه و قدرت اجتماعى، داشته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 13 - 8
8- موقعيت ممتاز اجتماعى و اقتصادى مرفهان جوامع ستمگر
ارجعوا . .. لعلّكم تسلون
در اين كه سؤال در «تسئلون» چيست و سؤال كنندگان چه كسانى اند، ميان مفسران چند ديدگاه وجود دارد. از جمله آنها اين است كه سؤال كنندگان مردم هستند و مراد از سؤال، مشورت در مسائل اجتماعى و كمك و درخواست در مسائل اقتصادى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 9 - 7
7 - ابن ام مكتوم ، از طيف ثروتمندان نبود . *
أمّا من استغنى . .. و هو يخشى
در اين آيات بين اوصاف دو فرد تقابل شيوايى به نام احتباك پديد آمده است. اين گونه سخن گفتن، نوعى بلاغت است كه با ذكر وصف ثروتمندى در يك طرف (استغنى) اشاره به نبود ثروت در طرف مقابل شود و با ذكر وصف خشيت در طرف ديگر، به نبود آن وصف در فرد نخست اشاره گردد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 7 - 13
13- عالمان دينى و آگاهان به كتاب هاى آسمانى ، داراى منزلت و جايگاه اجتماعى نزد مشركان مكه
فسلوا أهل الذكر
ارجاع مشركان به عالمان دينى و آگاهان به تاريخ انبيا، بيانگر اين نكته است كه اين عالمان، از جايگاهى خاص در ميان مشركان برخوردار بودند و سخنان اين قشر نزد آنان مورد پذيرش بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 4 - 9
9 - نسبت دهندگان بى دليل زنا به زنان پاكدامن ، مردمى فرومايه و بى اعتبار در جامعه اسلامى
والذين يرمون المحصنت ثمّ لم يأتوا بأربعة شهداء . .. و لاتقبلوا لهم شهدة أبدًا
پذيرفته نشدن گواهى نسبت دهندگان دروغين زنا به زنان پاكدامن و نيز توصيف آنان با كلمه «فاسقان»، حاكى از فرومايگى و بى اعتبارى آنان در جامعه اسلامى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 27 - 7
7 - دورانديشى و آينده نگرى نوح ( ع ) و آگاهى كامل آن حضرت از وضعيت اجتماعى و فرهنگى جامعه خويش
إنّك إن تذرهم يضلّوا عبادك و لايلدوا إلاّ فاجرًا كفّارًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 73 - 7
7- پاسخ كافران عصر بعثت ، در برابر آيات روشن و دلايل كافى توحيد و اسلام ، بيان وضعيت بهتر اقتصادى و اجتماعى خود نسبت به مؤمنان بود .
قال الذين كفروا للذين ءامنوا . .. أىّ الفريقين خير مقامًا و أحسن نديًّا
لام در «للذين آمنوا» ممكن است براى تبليغ باشد. در اين صورت مؤمنان مخاطب كافران خواهند بود. همچين مى تواند براى تعليل بوده و مراد اين باشد كه كافران، به خاطر مؤمنان و در باره آنان، پرسش يادشده را مطرح كرده بودند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تحريم - 66 - 9 - 5
5 - جايگاه اجتماعى منافقان در نظام اسلامى و جامعه ايمانى ، همانند جايگاه كافران است .
جهد الكفّار و المنفقين و اغلظ عليهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 73 - 8
8- كفرورزان عصر بعثت ، برترى وضعيت اقتصادى و اجتماعى خود را نشانه حقانيت عقايد خويش مى دانستند .
أىّ الفريقين خير مقامًا و أحسن نديًّا
پاسخ كافران به دلايل روشن و آيات الهى، صرفاً تكيه بر مظاهر مادى و نظام اجتماعى خود بوده است و اين نشان دهنده تفكر آنان و ارزش هايى است كه در نظر آنها، معيار ارجحيت يك مكتب است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 74 - 1
1- وجود جامعه هايى چند در تاريخ كه از نظر امكانات زندگى و موقعيت اقتصادى و اجتماعى ، از كافران عصر بعثت برتر بوده اند .
و كم . .. من قرن هم أحسن أثثًا ورءيًا
«قرن» به معناى جامعه و مردمى است كه اهل يك زمان و نزديك به يكديگر باشند و با هم زيست كنند (مفردات راغب). «أثاثاً» به معناى لوازم زندگى است و وصف «أحسن أثاثاً» نشانه پيشرفت اقتصادى و بهبود آن است. «رءْيا» اسمى است كه مرادف «منظر» و «مرأى» (نما و منظره) مى باشد (لسان العرب). بنابراين «أحسن رءياً» ;يعنى، خوش نماتر. اين نيز كنايه از بهينه بودن وضعيت اجتماعى و جذاب بودن آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 73 - 4
4- در آغاز بعثت ، كافران مكه از وضعيت اقتصادى و اجتماعى بهترى نسبت به مسلمانان برخوردار بودند .
أىّ الفريقين خير مقامًا و أحسن نديًّا
«مقام» اسم مكان و مشتق شده از قيام است كه در معناى مجازى موقعيت اجتماعى به كار رفته است و «خير مقاماً» كنايه از بهتر بودن وضعيت اقتصادى مى باشد. «ندى» به معناى جليس و مجلس است (مفردات راغب). افتخار كافران به بهتر بودن مجلس و هم نشينان خويش، كنايه از بهتربودن وضعيت سياسى و نظام اجتماعى آنان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 70 - 7
7- موقعيت حضرت لوط ( ع ) در ميان قومش ضعيف بود و آنان نسبت به او گستاخ بودند .
قالوا أو لم ننهك عن العلمين
از اينكه قوم لوط آن حضرت را از تماس با ديگران نهى كردند و در موردى كه او از اين نهى تخلف ورزيد، مورد عتاب و اعتراض قرار گرفت، مى توان برداشت فوق را به دست آورد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 167 - 5
5 - لوط ( ع ) ، فاقد پايگاه قوى ، در برابر منحرفان و دشمنان نيرومند خود
قالوا لئن لم تنته يلوط لتكوننّ من المخرجين
از تهديد حضرت لوط(ع) به وسيله قوم خود، نيرومندى آنان در مقايسه با او استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 118 - 3
3 - تنگ شدن عرصه زندگى بر سه مسلمان متخلف از جنگ تبوك ، در اثر رو به رو شدن با پيامد هاى عمل خطايى كه كرده بودند .
حتى اذا ضاقت عليهم الأرض بما رحبت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 41 - 4
4- محل هجرت مسلمانان مهاجر از مكه ( به مدينه يا حبشه ) جايگاهى شايسته و مناسب براى آنان
و الذين هاجروا فى الله من بعد ما ظلموا لنبوّئنّهم فى الدنيا حسنة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 13 - 8
8- موقعيت ممتاز اجتماعى و اقتصادى مرفهان جوامع ستمگر
ارجعوا . .. لعلّكم تسلون
در اين كه سؤال در «تسئلون» چيست و سؤال كنندگان چه كسانى اند، ميان مفسران چند ديدگاه وجود دارد. از جمله آنها اين است كه سؤال كنندگان مردم هستند و مراد از سؤال، مشورت در مسائل اجتماعى و كمك و درخواست در مسائل اقتصادى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 23 - 12
12- مريم ( س ) ، چهره اى سرشناس و مورد توجه مردم بود .
يليتنى . .. كنت نسيًا منسيًّا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 37 - 6
6- سرزمين مكه و محدوده اطراف خانه خدا ، محلى مناسب براى ابراز عقيده توحيدى و عبادت خداى يگانه
ربّنا إنى أسكنت من ذرّيتى بواد غير ذى زرع عند بيتك المحرّم ربّنا ليقيموا الصلوة
از اينكه حضرت ابراهيم(ع) فرزندانش را از محل سابق، كه سرزمين بت پرستان بود، به سرزمين مكه برد و هدف از هجرت را عبادت و نماز اعلام كرد، برداشت فوق به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 41 - 5
5- شهر مكه ، قبل از هجرت براى مسلمانان ، شايسته و مناسب زندگى نبود
و الذين هاجروا فى الله من بعد ما ظلموا لنبوّئنّهم فى الدنيا حسنة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تحريم - 66 - 9 - 5
5 - جايگاه اجتماعى منافقان در نظام اسلامى و جامعه ايمانى ، همانند جايگاه كافران است .
جهد الكفّار و المنفقين و اغلظ عليهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 85 - 1،6،7
1 - منافقان عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، برخوردار از مال و اولاد فراوان و امكانات مادى و مفاخر اجتماعى
و لاتعجبك أمولهم و أولدهم
6 - تعجب پيامبر (صلی الله علیه و آله) نسبت به برخوردارى منافقان از امكانات مادى و مفاخر اجتماعى
و لاتصل . .. و لاتعجبك أمولهم و أولدهم
برداشت فوق مبتنى بر اين احتمال است كه خطاب در «لاتعجبك» به شخص پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) باشد.
7 - ضعف مالى و امكانات اجتماعى مؤمنان عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) در مقايسه با منافقان
و لاتعجبك أمولهم و أولدهم
تعجب از امكانات رفاهى و مفاخر اجتماعى منافقان، نشان از ضعف مالى و امكانات مؤمنان در مقايسه با آنان دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 52 - 4
4 - تلاش فرعون براى حقير نماياندن موسى ( ع ) و تحقير جايگاه و موقعيت اجتماعى او
أم أنا خير من هذا الذى هو مهين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 36 - 3
3 - احترام و موقعيت موسى ( ع ) ، نزد مشركان صدراسلام
أم لم ينبّأ بما فى صحف موسى
توبيخ شدن مردم عصر نزول به خاطر توجه نكردن به پيام آسمانى موسى(ع)، نشانگر آن است كه آن حضرت در ميان آنان موقعيت ويژه اى داشت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 29 - 2
2 - مؤمن آل فرعون ، برخوردار از موقعيت اجتماعى و نفوذ در جامعه
يقوم لكم الملك اليوم
تعبير «اى قوم من» و نيز محتوا و آهنگ كلام مؤمن آل فرعون و برخى از روايات وارده درباره ايشان، گوياى مطلب ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 32 - 3
3 - مؤمن آل فرعون ، برخوردار از موقعيت اجتماعى و نفوذ در جامعه
يقوم إنّى أخاف عليكم يوم التناد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 85 - 7
7 - ضعف مالى و امكانات اجتماعى مؤمنان عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) در مقايسه با منافقان
و لاتعجبك أمولهم و أولدهم
تعجب از امكانات رفاهى و مفاخر اجتماعى منافقان، نشان از ضعف مالى و امكانات مؤمنان در مقايسه با آنان دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 75 - 19
19- پوچى و بى اثرى امكانات دنيايى ، موقعيت هاى اجتماعى و گروه بندى ها ، در هنگام نزول عذاب و يا فرارسيدن مرگ و قيامت
فسيعلمون من هو شرّ مكانًا و أضعف جندًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 75 - 19
19- پوچى و بى اثرى امكانات دنيايى ، موقعيت هاى اجتماعى و گروه بندى ها ، در هنگام نزول عذاب و يا فرارسيدن مرگ و قيامت
فسيعلمون من هو شرّ مكانًا و أضعف جندًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 29 - 10
10 - موقعيت انسان ها ، در كيفيت پاداش عمل خيرشان ، نقش دارد .
إن كنتنّ تردن اللّه و رسوله . .. فإنّ اللّه أعدّ للمحسنت منكنّ أجرًاعظيمًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 30 - 3
3 - موقعيت افراد ، در برخوردارى شان از پاداش و كيفر الهى ، نقش دارد .
و إن كنتنّ تردن اللّه. .. فإنّ اللّه أعدّ... أجرًا عظيمًا... من يأت منكنّ بفحشة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 31 - 4
4 - موقعيت افراد در برخوردارى شان از پاداش مضاعف خداوند در مقابل عمل صالح شان نقش دارد .
و من يقنت منكنّ للّه و رسوله و تعمل صلحًا نؤتها أجرها مرّتين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 53 - 41
41 - موقعيت و جايگاه افراد ، گاهى در تكليف شان نقش دارد .
و لا أن تنكحوا أزوجه من بعده أبدًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 55 - 6
6 - موقعيت و جايگاه افراد ، در مكلّف شدن شان به تكليفى ويژه ، نقش دارد .
لاجناح عليهنّ فى . .. و لانسائهنّ ... و اتّقين اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 59 - 13
13 - موقعيت و جايگاه افراد ، مى تواند براى آنها هويتى خاص ، در پوشش و امثال آن ، ببخشد .
قل لأزوجك و بناتك و نساء المؤمنين يدنين عليهنّ من جلبيبهنّ ذلك أدنى أن يعرفن فل
موقعيت نظامى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 67 - 5
5 - تثبيت موقعيت برتر رزمى سپاه اسلام از وظايف رزمندگان
ما كان لنبى أن يكون له أسرى حتى يثخن فى الأرض