علم مفاهیم شناسی در قرآن سری جدید جلد 100

ghaemiyeh.com

مشخصات کتاب

نام کتاب: علم مفاهیم شناسی در قرآن سری جدید جلد 100

تحقیق و تالیف : رسول ملکیان اصفهانی - 1400 ش

ناشر دیجیتالی: مركز تحقيقات رايانه اي قائميه اصفهان

1- مكر

1- مكر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 54 - 3،4،6،7،9

3 ـ مكر و مقابله خداوند با مكر و حيله كافران توطئه گر عليه عيسى ( ع )

و مكروا و مكر اللّه

4 ـ توانايى و چيرگى خداوند در مكر با كافران

و مكروا و مكر اللّه و اللّه خير الماكرين

6 ـ ناتوانى و شكست قطعى انسان ، در مكر با خداوند

و مكر اللّه و اللّه خير الماكرين

7 ـ مكر انسان با خداوند ، مستلزم مكر الهى با اوست .

و مكروا و مكر اللّه

9 ـ مكر خداوند به انسان ، بازتاب عملِ مكرآميز خود انسان است .

و مكروا و مكر اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 55 - 1،15

1 ـ توفّى ( نجات ) ، عروج ، تطهير حضرت عيسى ( ع ) و غلبه پيروان آن حضرت بر دشمنان ، مكر خداوند در برابر مكر كافران

و مكروا و مكر اللّه . .. اذ قال اللّه يا عيسى انّى متوفّيك ... فوق الذين كفروا

بنابراينكه «اذ»، متعلّق به «مكر اللّه» باشد، يعنى مكر خداوند هنگام بوده كه عيسى را بسوى خويش عروج داد و . .. .

15 ـ دلجويى خداوند از حضرت عيسى ( ع ) ، در برابر نگرانى آن حضرت از مكر كافران

فلمّا احسّ عيسى . .. قال ... انى متوفّيك و رافعك ... و جاعل الّذين اتبعوك فوق ال

2- آثار اجتناب از مكر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 32 - 14

14 - استفاده از آيه هاى خدا ، براى رهيافت به خداشناسى ، منوط به حفظ بى طرفى و دست كشيدن از دغلكارى و حق ناپذيرى است .

و ما يجحد بأيـتنا إلاّ كلّ ختّار كفور

3- آثار مكر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 54 - 9

9 ـ مكر خداوند به انسان ، بازتاب عملِ مكرآميز خود انسان است .

و مكروا و مكر اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 107 - 3

3 ـ خيانت و نيرنگ به ديگران ، در حقيقت خدعه و خيانت به خويشتن است .

و لاتجدل عن الذين يختانون انفسهم

در آيه شريفه خيانت به ديگران، خيانت به نفس شمرده شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 33 - 11

11ـ شريك براى خدا پنداشتن و پرستش معبود هاى دروغين ، مرامى نشأت گرفته از مكر ها و حيله ها

بل زيّن للذين كفروا مكرهم

ناميدن و توصيف كردن شركورزى به مكر و حيله اشاره به اين نكته دارد كه: ريشه شرك و پرستش غير خدا ، مكر و حيله است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 43 - 4

4 - خسارت و پى آمد سوء مكر ها و حيله ها ، تنها دامنگير صاحبان آن خواهد شد .

و لايحيق المكر السّيّىِ إلاّ بأهله

4- آثار مكر با خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 143 - 10

10 ـ پذيرش دوستى و سرپرستى كفار ، خيانت در جنگ ، خدعه با خدا ، سستى در عبادت ، رياكارى و كم به ياد خدا بودن ، موجب گمراهى و محروميت دايمى از هدايت الهى است .

و من يضلل اللّه فلن تجد له سبيلا

از مصاديق مورد نظر براى (من يضلل)، كسانى هستند كه در آيات قبل (از 138 تا 143) خصلتهاى آنان بر شمرده شد.

5- آثار مكر با خود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 33 - 15،19

15ـ خودفريبى مشركان و آراسته ديدن پندار شرك ، آنان را از گرايش به توحيد باز داشت .

و صدّوا عن السبيل

«صدّ» (مصدر صدّوا) به معناى بازگرداندن است. به نظر مى رسد فاعل محذوف از «صدّوا» مكر و حيله كه مايه شركورزى مشركان شده است، باشد.

19ـ مكر ها و خودفريبى هاى مشركان در اتخاذ خدايان دروغين ، زمينه ساز تعلق اراده الهى به گمراهى آنان

بل زيّن للذين كفروا مكرهم . .. و من يضلل الله فما له من هاد

قرآن از يك سو حيله و مكرها را مايه گمراهى مشركان مى داند و از سويى ديگر خداوند را گمراه كننده ايشان مى شمرد. اين دو حقيقت اشاره به نكاتى دارد، از جمله اينكه هر چند كه خداوند گمراه كننده است ; ولى آدمى خود زمينه آن را فراهم مى سازد و در حقيقت گمراه سازى آنان، كيفر مرام خود آنهاست.

6- آثار مكر خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 21 - 11

11 ـ مكر خدا ، سريع ترين و كارآمدترين مكرهاست .

إذا لهم مكر فى ءاياتنا قل اللّه أسرع مكراً

7- آثار مكر دشمنان دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 26 - 4،9

4- خداوند ، تمامى مكر ها و توطئه هاى توطئه گران عليه دين را به خود آنان باز گرداند .

قد مكر الذين من قبلهم فأتى الله بنيـنهم من القواعد فخّر عليهم السقف من فوقهم

احتمال دارد فراز «فأتى الله بنيانهم من القواعد. ..» بيان تمثيلى باشد نه حقيقى. بنابراين مراد آيه چنين مى شود: آنان تلاشهاى زياد و بنيان هاى فكرى قوى عليه دين تدارك ديده بودند، ولى خداوند آن بنيان ها را عليه خود آنان به كار گرفت.

9- توطئه گران عليه دين ، هيچ گاه گمان نمى كردند كه مكرشان عليه دين ، دامنگير خود آنان خواهد شد .

قد مكر الذين من قبلهم فأتى الله بنيـنهم من القواعد . .. و أتـهم العذاب من حيث لا

8- آثار مكر زنان اشراف مصر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 50 - 14

14ـ يوسف ( ع ) با ابلاغ بى گناهى خويش به پادشاه ، بر اين نكته تأكيد كرد كه زندانى شدنش نتيجه مكر و كيد زنان اشراف بوده است .

إن ربى بكيدهنّ عليم

9- آثار مكر عليه دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 42 - 4

4 - مكر و توطئه كافران عليه دين و پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، شكست پذير و گريبانگير خود آنان

فالذين كفروا هم المكيدون

10- آثار مكر عليه محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 42 - 4

4 - مكر و توطئه كافران عليه دين و پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، شكست پذير و گريبانگير خود آنان

فالذين كفروا هم المكيدون

11- آثار مكر قدرتمندان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 24 - 1

1 - صاحبان زر و زور با نيرنگ هاى بزرگ خود ، تعداد بسيارى از مردم را گمراه كردند .

و قد أضلّوا كثيرًا

12- آثار مكر كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 10 - 14

14 - مكر ها و توطئه هاى سوء كافران ، موجب عذاب شديد آنان است .

و الذين يمكرون السيئات لهم عذاب شديد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 42 - 1،4

1 - اتهام هاى كافران ، عليه دين و پيامبر (صلی الله علیه و آله) ناشى از مكر و حليه آنان

أم تريدون كيدًا

4 - مكر و توطئه كافران عليه دين و پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، شكست پذير و گريبانگير خود آنان

فالذين كفروا هم المكيدون

13- آثار مكر مستكبران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 33 - 3

3 - مستضعفان در قيامت ، تلاش مكّارانه و شبانه روزى مستكبران را ، مانع ايمانشان معرفى خواهند كرد .

لولا أنتم لكنّا مؤمنين . قال الذين استكبروا ... بل كنتم مجرمين . و قال الذين است

14- آثار مكر مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 33 - 19

19ـ مكر ها و خودفريبى هاى مشركان در اتخاذ خدايان دروغين ، زمينه ساز تعلق اراده الهى به گمراهى آنان

بل زيّن للذين كفروا مكرهم . .. و من يضلل الله فما له من هاد

قرآن از يك سو حيله و مكرها را مايه گمراهى مشركان مى داند و از سويى ديگر خداوند را گمراه كننده ايشان مى شمرد. اين دو حقيقت اشاره به نكاتى دارد، از جمله اينكه هر چند كه خداوند گمراه كننده است ; ولى آدمى خود زمينه آن را فراهم مى سازد و در حقيقت گمراه سازى آنان، كيفر مرام خود آنهاست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 43 - 1

1 - استكبار و حيله گرى مشركان ، دو عامل تنفر و دورى آنان از گرايش به اسلام و دين الهى

فلمّا جاءهم نذير ما زادهم إلاّ نفورًا . استكبارًا فى الأرض و مكر السّيّىِ

برداشت ياد شده، مبتنى بر اين احتمال است كه «استكباراً» مفعول لأجله بوده و «مكر السّيّىِ» نيز بر آن عطف شده باشد.

15- اخفاى مكر زليخا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 29 - 1

1ـ عزيز مصر از يوسف ( ع ) خواست تا ماجراى زليخا را ناديده انگاشته و آن را مخفى سازد .

يوسف أعرض عن هذا

اعراض كردن از ماجراى زليخا ـ كه مفاد عبارت «أعرض عن هذا» است ـ در حقيقت توصيه به مخفى نگه داشتن و ناديده گرفتن است ، نه لب به شكايت نگشودن ; زيرا اقدام عليه زليخا با ملاحظه موقعيت يوسف(ع) - كه برده اى زرخريد بوده ـ ناسازگار است.

16- استحكام مكر خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 45 - 3

3 - كيد و تدبير خداوند ، متين و استوار است .

إنّ كيدى متين

17- بزرگترين مكر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 28 - 10

10ـ مكر و حيله زنان ، مكر و حيله اى بزرگ است .

إن كيدكنّ عظيم

هر چند جمله «إن كيدكنّ عظيم» سخن عزيز مصر است ، ولى مفسران برآنند كه هرگاه خداوند سخنى را در قرآن نقل كرده و آن را رد نكند ، معلوم مى گردد كه آن سخن حق است.

18- بى تأثيرى مكر امت هاى پيشين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 42 - 2

2ـ خداوند ، مكر هاى پيشينيان عليه پيامبران و برنامه هاى الهى را بى اثر ساخت و توطئه گران را به هلاكت رسانيد .

أولم يروا أنَّا نأتى الأرض . .. و قد مكر الذين من قبلهم فلله المكر جميعًا

نمى توان جمله «لله المكر جميعاً» را متفرع بر «قدمكرالذين . ..» دانست ; زيرا بر مكر كردن كافران اين نتيجه مترتب نمى شود كه مكرها از آنِ خداست. بنابراين «فاء» در «فلله ...» فصيحه است و دلالت بر جمله اى مقدّر دارد. كلام با تقدير آن چنين است: «قد مكر الذين من قبلهم فأبطله الله فلله المكر جميعاً». جمله «أولم يروا ...» قرينه بر اين نكته است كه خداوند با هلاك سازى آنان مكرشان را باطل ساخت.

19- بى تأثيرى مكر دشمنان دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 10 - 15

15 - همه مكر ها و توطئه هاى سوء كافران و دين ستيزان ، رو به كسادى و نابودى است .

و الذين يمكرون السيئات . .. و مكر أُولـئك هو يبور

«ال» در «السيّئات» براى جنس و مفيد استغراق و به معناى انواع مكرهاى بد است. «بوار» (مصدر «يبور» هم در معناى هلاكت به كار رفته و هم به معناى كسادى مفرط آمده است (لسان العرب). در هر صورت در اين آيه، كنايه از عدم تأثير و بى نتيجه بودن مكرهاى كافران مى باشد.

20- بى تأثيرى مكر ظالمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 46 - 5،6

5- ستمگران پيشين براى نجات خويش از عذاب استيصال به انواع گوناگون مكر و چاره انديشى متوسل شدند ; ولى از آنها هيچ نتيجه اى نگرفتند .

و سكنتم فى مسـكن الذين ظلموا أنفسهم و تبيّن لكم كيف فعلنا بهم . .. و قد مكروا مك

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه جمله «و قد مكروا مكرهم . ..» حال براى ضمير «بهم» باشد; يعنى، با اينكه آنان به انواع حيله ها و چاره انديشيها براى نجات از عذاب متوسل مى شدند گرفتار آن شدند.

6- مكر ها و چاره انديشى هاى ستمگران ، هر چند گسترده و كوه شكن باشد ، در برابر نيروى حق بى ثمر و ناموفق خواهد بود .

و قد مكروا مكرهم و عند الله مكرهم و إن كان مكرهم لتزول منه الجبال

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 47 - 6

6- خنثى و بى نتيجه كردن مكر و ترفند هاى ستمگران ، وعده خداوند به رسولان خويش

و قد مكروا مكرهم و عند الله مكرهم و إن كان مكرهم لتزول منه الجبال . فلاتحسبنّ ال

21- بى تأثيرى مكر عليه انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 42 - 2

2ـ خداوند ، مكر هاى پيشينيان عليه پيامبران و برنامه هاى الهى را بى اثر ساخت و توطئه گران را به هلاكت رسانيد .

أولم يروا أنَّا نأتى الأرض . .. و قد مكر الذين من قبلهم فلله المكر جميعًا

نمى توان جمله «لله المكر جميعاً» را متفرع بر «قدمكرالذين . ..» دانست ; زيرا بر مكر كردن كافران اين نتيجه مترتب نمى شود كه مكرها از آنِ خداست. بنابراين «فاء» در «فلله ...» فصيحه است و دلالت بر جمله اى مقدّر دارد. كلام با تقدير آن چنين است: «قد مكر الذين من قبلهم فأبطله الله فلله المكر جميعاً». جمله «أولم يروا ...» قرينه بر اين نكته است كه خداوند با هلاك سازى آنان مكرشان را باطل ساخت.

22- بى تأثيرى مكر عليه دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 42 - 2،5

2ـ خداوند ، مكر هاى پيشينيان عليه پيامبران و برنامه هاى الهى را بى اثر ساخت و توطئه گران را به هلاكت رسانيد .

أولم يروا أنَّا نأتى الأرض . .. و قد مكر الذين من قبلهم فلله المكر جميعًا

نمى توان جمله «لله المكر جميعاً» را متفرع بر «قدمكرالذين . ..» دانست ; زيرا بر مكر كردن كافران اين نتيجه مترتب نمى شود كه مكرها از آنِ خداست. بنابراين «فاء» در «فلله ...» فصيحه است و دلالت بر جمله اى مقدّر دارد. كلام با تقدير آن چنين است: «قد مكر الذين من قبلهم فأبطله الله فلله المكر جميعاً». جمله «أولم يروا ...» قرينه بر اين نكته است كه خداوند با هلاك سازى آنان مكرشان را باطل ساخت.

5ـ نابودى كفرپيشگان توطئه گر در طول تاريخ ، نشانه بى اثر بودن مكر آنان در برابر برنامه هاى الهى است .

أولم يروا أنّا نأتى الأرض ننقصها . .. و قد مكر الذين من قبلهم فلله المكر جميعًا

23- بى تأثيرى مكر فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 37 - 15

15 - كار ساز نبودن مكر و حيله فرعون در ساختن بناى بلند ، به بهانه اطلاع يافتن از خداى موسى ( ع ) و اثبات دروغ گو بودن او

يـهـمـن ابن لى صرحًا. .. فأطّلع إلى إلـه موسى... و ما كيد فرعون إلاّ فى تباب

برداشت ياد شده به اين خاطر است كه از مصاديق اصلى «كيد فرعون» ساختن بناى بلند مى باشد.

24- بى تأثيرى مكر فرعونيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 45 - 1

1 - خداوند مؤمن آل فرعون را از آثار ناپسند مكر فرعونيان محفوظ داشت .

فوقيـه اللّه سيّئات ما مكروا

25- بى تأثيرى مكر كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 42 - 4

4- خداوند ، مكر هاى كفرپيشگان را بى نتيجه مى سازد .

و قد مكر الذين من قبلهم فلله المكر جميعًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 10 - 15

15 - همه مكر ها و توطئه هاى سوء كافران و دين ستيزان ، رو به كسادى و نابودى است .

و الذين يمكرون السيئات . .. و مكر أُولـئك هو يبور

«ال» در «السيّئات» براى جنس و مفيد استغراق و به معناى انواع مكرهاى بد است. «بوار» (مصدر «يبور» هم در معناى هلاكت به كار رفته و هم به معناى كسادى مفرط آمده است (لسان العرب). در هر صورت در اين آيه، كنايه از عدم تأثير و بى نتيجه بودن مكرهاى كافران مى باشد.

26- بى تأثيرى مكر مستكبران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 37 - 17

17 - توطئه و نيرنگ هاى مستكبران و قدرت هاى فرعونى ، شكست پذير و خنثى شدنى است .

و ما كيد فرعون إلاّ فى تباب

برداشت بالا با توجه به اين نكته مهم تفسيرى است كه نقل داستان ها و ماجراهاى تاريخى در قرآن، صرفاً براى بيان واقعيت تاريخى گذشته نيست. بلكه جريانى است مستمر براى تمامى اعصار و روزگاران.

27- بيماردلان مدينه و مكر خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 12 - 5،9

5 - منافقان و بيماردلان مدينه ، وعده خدا و پيامبر را بر پيروزى ، فريب و خدعه اى بيش نمى دانستند .

و إذ يقول المنـفقون و الذين فى قلوبهم مرض ما وعدنا اللّه و رسوله إلاّ غرورًا

9 - ظن و گمان منافقان و بيماردلان مدينه ، در غزوه احزاب ، اين بود كه وعده خدا و پيامبرش ، جز فريب نيست .

و تظنّون باللّه الظنونا . .. و إذ يقول المنـفقون ... ما وعدنا اللّه و رسوله إلاّ

«و إذ يقول» مى تواند تفسير «الظنونا» باشد.

28- پاسخ مكر كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - طارق - 86 - 16 - 7

7 - خداوند در مكر و كيفر ، آغازگر نبوده و خدعه هاى او ، پاسخ كردار نارواى كافران است .

إنّهم يكيدون كيدًا . و أكيد كيدًا

29- تشويق به مكر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 12 - 10

10ـ نفوذ شيطان در انسان ها و ترغيب آنان به نفاق ، دروغ پردازى ، فريب كارى و طرح توطئه هاى شوم ، نمودى از دشمنى آشكار او با ايشان است .

إن الشيطـن للإنسـن عدو مبين . .. اقتلوا يوسف ... أرسله معنا غدًا يرتع و يلعب و إ

30- تنوع مكر ظالمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 46 - 5

5- ستمگران پيشين براى نجات خويش از عذاب استيصال به انواع گوناگون مكر و چاره انديشى متوسل شدند ; ولى از آنها هيچ نتيجه اى نگرفتند .

و سكنتم فى مسـكن الذين ظلموا أنفسهم و تبيّن لكم كيف فعلنا بهم . .. و قد مكروا مك

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه جمله «و قد مكروا مكرهم . ..» حال براى ضمير «بهم» باشد; يعنى، با اينكه آنان به انواع حيله ها و چاره انديشيها براى نجات از عذاب متوسل مى شدند گرفتار آن شدند.

31- تهديد به مكر خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 13 - 18

18ـ خداوند كفرپيشگانى كه على رغم مشاهده آيات خدا ، ربوبيت او را منكر شوند ، به عذاب شديد و مكرى سخت تهديد كرده است .

و هم يجـدلون فى الله و هو شديد المحال

32- خدا و مكر خائنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 52 - 9

9ـ خداوند نخواهد گذاشت مكر و حيله خيانتكاران به فرجام رسد و به ثمر نشيند .

و أن الله لايهدى كيد الخائنين

33- دفع مكر دشمنان انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 42 - 8

8ـ آگاهى خداوند به عملكرد و دستاورد انسانها ، زمينه ساز اقتدار او بر خنثى كردن مكر ها و توطئه هاى ايشان عليه پيامبران و برنامه هاى الهى

فلله المكر جميعًا يعلم ما تكسب كل نفس

جمله «يعلم . ..» به منزله تعليلى است براى «فلله المكر جميعاً» و اشاره به ريشه و خاستگاه اين حقيقت دارد كه مكرها و توطئه هاى كافران عليه برنامه هاى الهى بى اثر است و همه برنامه ها در اختيار خداوند است ; يعنى، چون خداوند از اعمال و رفتار انسانها آگاه است، مكر و نقشه هاى ايشان بر او مخفى نمى ماند و لذا به خوبى مى تواند آنها را خنثى سازد.

34- دفع مكر دشمنان دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 42 - 8

8ـ آگاهى خداوند به عملكرد و دستاورد انسانها ، زمينه ساز اقتدار او بر خنثى كردن مكر ها و توطئه هاى ايشان عليه پيامبران و برنامه هاى الهى

فلله المكر جميعًا يعلم ما تكسب كل نفس

جمله «يعلم . ..» به منزله تعليلى است براى «فلله المكر جميعاً» و اشاره به ريشه و خاستگاه اين حقيقت دارد كه مكرها و توطئه هاى كافران عليه برنامه هاى الهى بى اثر است و همه برنامه ها در اختيار خداوند است ; يعنى، چون خداوند از اعمال و رفتار انسانها آگاه است، مكر و نقشه هاى ايشان بر او مخفى نمى ماند و لذا به خوبى مى تواند آنها را خنثى سازد.

35- دفع مكر زنان اشراف مصر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 52 - 11

11ـ خداوند ، خنثى كننده مكر و حيله زنان اشراف و نجات بخش يوسف ( ع ) از زندان

أن الله لايهدى كيد الخائنين

36- دفع مكر كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 62 - 3

3 ـ خداوند با حمايت خويش از پيامبر (صلی الله علیه و آله) و جامعه ايمانى ، نيرنگ كافران را بى اثر خواهد كرد .

و إن يريدوا أن يخدوعوك فإن حسبك اللّه

جواب شرط «إن يريدوا . .. » محذوف است و جمله «فان حسبك اللّه» جانشين آن شده است ; يعنى: إن يريدوا أن يخدعوك فاللّه يكفيك شرهم.

37- زمينه مكر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 11 - 10

10ـ حسد ، آدمى را به گناهانى همانند دروغ گفتن و نيرنگ زدن حتى به محبوب ترين نزديكانش ، وادار مى سازد .

قالوا يـأبانا ما لك لاتأمنّا على يوسف و إنا له لنـصحون

38- زمينه مكر مشركان صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 43 - 2

2 - بعثت پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى مشركان ـ به رغم سوگند مؤكد آنان بر ايمان و پذيرش ـ موجب گردنكشى بيشتر و حيله گرى عليه اسلام گرديد .

فلمّا جاءهم نذير ما زادهم إلاّ نفورًا. .. و مكر السّيّىِ

برداشت ياد شده، مبتنى بر اين احتمال است كه «استكباراً» بدل براى «نفوراً» باشد; يعنى، «ما زادهم إلاّ استكباراً».

39- زيان مكر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 43 - 4

4 - خسارت و پى آمد سوء مكر ها و حيله ها ، تنها دامنگير صاحبان آن خواهد شد .

و لايحيق المكر السّيّىِ إلاّ بأهله

40- سرزنش مكر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 92 - 4

4- فريبكارى و خدعه با مردم ، عملى نكوهيده در بينش الهى

تتّخذون أيمـنكم دخلاً بينكم

41- سرزنش مكر با خود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 101 - 16

16 - خودفريبى و تجاهل در برخورد با حقايق ، امرى نكوهيده و ناروا

نبذ فريق من الذين أوتوا الكتب . .. كأنهم لايعلمون

42- سستى مكر كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 18 - 4

4 ـ سنت الهى بر سست كردن حيله كافران است .

ذلكم و أن اللّه موهن كيد الكفرين

«أن اللّه . .. » خبر براى مبتدايى محذوف است ; يعنى «و الأمر أن اللّه ... ».

43- شكست مكر خائنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 52 - 9،12

9ـ خداوند نخواهد گذاشت مكر و حيله خيانتكاران به فرجام رسد و به ثمر نشيند .

و أن الله لايهدى كيد الخائنين

12ـ يوسف ( ع ) با تقاضاى دادرسى درصدد بود به پادشاه مصر ثابت كند كه خيانتكاران هرگز به پيروزى نمى رسند و مكرشان فرجامى ندارد .

ذلك ليعلم . .. أن الله لايهدى كيد الخائنين

چنان چه گذشت عبارت «أن الله لايهدى . ..» عطف بر «أنى ...» است ; يعنى: «ذلك ليعلم أن الله ...». اين بدان خاطر بود كه عزيز و يا پادشاه بداند كه خداوند مكر خيانتكاران را به ثمر نمى نشاند.

44- شكست مكر كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 30 - 1

1 ـ خداوند با برنامه هاى خويش ، مكر كافران عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) را نافرجام ساخت .

إذ يمكر . .. و يمكر اللّه و اللّه خير المكرين

45- شكست ناپذيرى مكر خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 45 - 4

4 - كيد و تدبير خداوند ، شكست ناپذير است .

إنّ كيدى متين

46- عزيز مصر و مكر زنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 28 - 9

9ـ شناخت عزيز مصر از روحيه زنان و آگاهى او به ترفندهايشان

إن كيدكنّ عظيم

47- عوامل مكر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 10 - 3

3 - نفاق ، خدعه گرى و دروغ پردازى ، رذايلى هستند برخاسته از بيمارى دل

و من الناس من يقول ءامنا . .. يخدعون اللّه ... فى قلوبهم مرض

«فى قلوبهم مرض» بيانگر ريشه رذايلى است كه در آيات قبل و فرازهاى بعد، براى منافقان بيان شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 24 - 3،4،9

3 ـ احساس مصونيّت از خلود در آتش دوزخ ، عامل فريب و گمراهى اهل كتاب

ثمّ يتولّى فريق . .. ذلك بانّهم قالوا لن تمسّنا النار ... و غرّهم

4 ـ باور هاى دروغين و خرافى ، مايه فريب و گمراهى

قالوا لن تمسّنا النار . .. غرّهم فى دينهم

9 ـ اعتقاد به مصونيّت از خلود در عذاب ، دروغى كه اهل كتاب ، آن را ساخته و خود را فريب دادند .

و غرّهم فى دينهم ما كانوا يفترون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 5 - 19

19ـ شيطان ، در ايجاد دشمنى ميان انسان ها و واداشتن آنان به مكر و حيله عليه يكديگر ، نقشى بسزا دارد .

فيكيدوا . .. إن الشيطـن للإنسـن عدو مبين

48- قدرت مكر ظالمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 46 - 1،4،6

1- هلاكت و عذاب دنيوى ستم پيشگان تاريخ از سوى خداوند ، على رغم مكر و چاره انديشى هاى فراوان و قدرتمندانه آنان

و سكنتم فى مسـكن الذين ظلموا . .. و قد مكروا مكرهم ... و إن كان مكرهم لتزول منه

4- تسلى و دلدارى خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) در برابر ترفند ها و مكر هاى گوناگون و كوه شكن ستم پيشگان جامعه

و قد مكروا مكرهم و عند الله مكرهم و إن كان مكرهم لتزول منه الجبال

6- مكر ها و چاره انديشى هاى ستمگران ، هر چند گسترده و كوه شكن باشد ، در برابر نيروى حق بى ثمر و ناموفق خواهد بود .

و قد مكروا مكرهم و عند الله مكرهم و إن كان مكرهم لتزول منه الجبال

49- كيفر با مكر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 142 - 17

17 ـ خدعه خداوند با منافقان نيرنگ باز ، به مجازات كردن آنان است .

إنّ المنفقين يخدعون اللّه و هو خدعهم

امام رضا(ع) در پاسخ سؤال از معناى خدعه خداوند در آيه فوق فرمود: ان اللّه تعالى . .. لايخادع و لكنه تعالى يجازيهم ... جزاء ... الخديعة ... .


توحيد صدوق، ص 163، ح 1، ب 21; نورالثقلين، ج 1، ص 565، ح 632.

50- گناه مكر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 107 - 8

8 ـ خيانت و نيرنگ ، گناه است .

إنّ اللّه لايحب من كان خواناً اثيماً

در برداشت فوق، «اثيماً»، صفت توضيحى براى «خواناً» گرفته شده است.

51- مبارزه با مكر ديگران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 5 - 12

12ـ لزوم تلاش براى در امان ماندن از مكر و حيله ديگران

لاتقصص . .. فيكيدوا لك كيدًا

52- مبارزه با مكر مخالفان صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 50 - 2

2 - مقابله خداوند با حيله و نيرنگ مخالفان صالح

و مكرنا مكرًا

53- مبغوضيّت مكر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 108 - 7

7 ـ ناخشنودى خداوند از خيانت و نيرنگ ، حتى در مرحله پندار و گفتار

اذ يبيتون ما لايرضى من القول

«اذ يبيتون»، حاكى از انديشه خيانت و گناه است. و جمله «ما لايرضى»، تصريح به ناخشنودى خداوند و نكوهش از چنين پندار و انديشه اى دارد.

54- محدوده مكر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 204 - 6

6 ـ ظاهرسازى و فريفتن ديگران ، فقط در تنگناى حيات دنيا ممكن است .

و من الناس من يعجبك قوله فى الحيوة الدنيا

بنابراينكه «فى الحيوة الدنيا»، متعلّق به «يعجبك» باشد ; يعنى شگفتى گفتارشان در دنياست ; در آخرت كه روز حقيقت است.

55- مكر ابليس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 20 - 1

1 ـ ابليس پس از سكونت آدم و همسرش در بهشت، در انديشه فريبكارى و توطئه عليه ايشان برآمد.

فوسوس لهما الشيطن

هنگامى كه پس از كلمه «وسوسه» حرف «لام» آورده شود، به معناى نقشه كشيدن و توطئه كردن است.

56- مكر اشراف قريش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 123 - 7

7 ـ سردمداران مجرم مكه، يكسره در صدد توطئه و مكر عليه مسلمانان صدر اسلام بودند.

و كذلك جعلنا فى كل قرية

چون اين سوره مباركه مكى است، تشبيه مذكور در آيه، تشبيه سردمداران مجرم در تمامى نقاط به سردمداران مجرم شهر «مكه» است. لذا بيانگر وضعيت و شرايط آن روزگار مى باشد.

57- مكر اشراف مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 123 - 7

7 ـ سردمداران مجرم مكه، يكسره در صدد توطئه و مكر عليه مسلمانان صدر اسلام بودند.

و كذلك جعلنا فى كل قرية

چون اين سوره مباركه مكى است، تشبيه مذكور در آيه، تشبيه سردمداران مجرم در تمامى نقاط به سردمداران مجرم شهر «مكه» است. لذا بيانگر وضعيت و شرايط آن روزگار مى باشد.

58- مكر اصحاب فيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فيل - 105 - 2 - 1

1 - اصحاب فيل ، درصدد مكر با خداوند و پى گير طرحى در مقابله با اهداف الهى بودند .

كيدهم

«كيد»، نوعى چاره جويى كردن است كه گاهى مذموم و گاه پسنديده است; گرچه موارد استعمال آن در مذموم بيشتر است. (مفردات) مراد از «كيد» اصحاب فيل، هجوم آنان به مكه براى ويران ساختن كعبه و بازداشتن مردم از عبادت نزد آن بود. ابرهه پيش از آن نيز، براى منصرف ساختن مردم از زيارت كعبه، كنيسه اى در يمن ساخته بود; ولى به قرينه عنوان «اصحاب الفيل»، مى توان گفت: مراد از «كيدهم» همان هجوم به كعبه است.

59- مكر امت هاى پيشين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 42 - 1

1ـ امت هاى پيشين عليه پيامبران و برنامه هاى الهى ، توطئه مى كردند و براى مقابله با آنها به مكر و حيله مى پرداختند .

و قد مكر الذين من قبلهم

60- مكر انسان ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 34 - 14

14ـ خداوند ، به ترفند ها و مكر هاى آدميان و راه خنثى كردن و از ميان بردن آن ، آگاه است .

فصرف عنه كيدهنّ إنه هو السميع العليم

از مصداقهاى مورد نظر براى متعلق «سميع» و «عليم»، به قرينه «كيدهنّ» ترفند زنان اشراف ، و به قرينه «صرف عنه» از ميان بردن مكرهاى ايشان است.

61- مكر اهل كتاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 78 - 4،6

4 ـ فريبكارى گروهى از اهل كتاب با سعى در تحريف كتب آسمانى

و انّ منهم لفريقاً . .. لتحسبوه من الكتاب

6 ـ برخى از اهل كتاب ( عالمان آنان ) ، براى فريب مردم ، دست نوشته خود را همانند كتاب خدا تلاوت مى كردند .

و انّ منهم لفريقاً يلون السنتهم بالكتاب لتحسبوه من الكتاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 49 - 13

13 ـ تلاش موذيانه و فريبكارانه اهل كتاب ( يهود ) ، براى بازداشتن پيامبر (صلی الله علیه و آله) از حكم و داورى بر اساس قرآن

و احذرهم ان يفتنوك عن بعض ما أنزل اللّه إليك

چون «يفتنوك» به «عن» متعدى شده است علاوه بر بازداشتن و گمراه ساختن، معناى خدعه و نيرنگ نيز در آن اشراب شده است ; يعنى مبادا تو را با نيرنگ از احكام الهى بازدارند و گمراه سازند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 61 - 4

4 ـ تظاهر به اسلام ، شيوه گروهى از اهل كتاب براى فريب مسلمانان و ضربه زدن به اسلام

و إذا جاءوكم قالوا ءامنا . .. و اللّه اعلم بما كانوا يكتمون

جمله «اللّه اعلم بما كانوا يكتمون» با توجه به دشمنى اهل كتاب با مسلمانان، مى رساند كه آنان در تظاهر به اسلام اهداف پليدى را تعقيب مى كردند و آن از بين بردن اسلام بوده است.

62- مكر با خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 9 - 3،5،7

3 - منافقان با اظهار ايمان ، در پى نيرنگ زدن به خدا و فريب دادن اهل ايمان هستند .

و من الناس من يقول ءامنا . .. يخدعون اللّه و الذين ءامنوا

جمله «و ما يخدعون إلا أنفسهم» مى رساند كه: منافقان به خدا و اهل ايمان نيرنگ نزدند و نخواهند زد. بنابراين «يخادعون اللّه ...»; يعنى آنان در صدد نيرنگ زدن هستند.

5 - خدعه و نيرنگ با خدا و مؤمنان ، خودفريبى و نيرنگ زدن به خويشتن است .

و ما يخدعون إلا أنفسهم

7 - از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) روايت شده كه فرمود : « . . . من يخادع اللّه يخدعه . . . قيل له و كيف يخادع اللّه ؟ قال يعمل بما أمره اللّه عز و جل ثم يريد به غيره . . . ;

. .. كسى كه ]به خيال خود[ خدا را فريب دهد، خدا او را فريب مى دهد ... به آن حضرت گفته شد: چگونه او خدا را فريب مى دهد؟ فرمود: به آنچه خدا دستور داده عمل مى كند ولى نيت او غير خداست ...».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 54 - 6،7

6 ـ ناتوانى و شكست قطعى انسان ، در مكر با خداوند

و مكر اللّه و اللّه خير الماكرين

7 ـ مكر انسان با خداوند ، مستلزم مكر الهى با اوست .

و مكروا و مكر اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 142 - 1،5،13،19

1 ـ خدعه و نيرنگ با خداوند ، برنامه هميشگى منافقان است .

إنّ المنفقين يخدعون اللّه

فعل مضارع «يخدعون»، استمرار و اصرار منافقان بر حيله گرى را مى فهماند.

5 ـ نيرنگ با مؤمنان ، نيرنگ با خداست .

إنّ المنفقين يخدعون اللّه و هو خدعهم

با توجه به آيه قبل كه نوعى از مكر منافقان با مؤمنان را بيان كرده، گويا همان مكر و حيله را در اين آيه ـ براى عنايتى خاص ـ مكر با خداوند شمرده است.

13 ـ ريا در نماز و عبادت ، خدعه با خداست .

إنّ المنفقين يخدعون اللّه . .. قاموا كسالى يراءون الناس و لايذكرون اللّه

بنابر اينكه «اذا قاموا الى الصلوة . ..» بيانى براى (يخدعون اللّه) باشد.

19 ـ عمل به دستورات خداوند از روى ريا ، خدعه با او و نشانه نفاق است .

إنّ المنفقين يخدعون اللّه و هو خدعهم

رسول خدا(صلی الله علیه و آله) در پاسخ سؤال از چگونگى خدعه نمودن با خداوند فرمود: يعمل بما امر اللّه ثم يريد به غيره . .. .


عقاب الاعمال، ص 303، ح 1، عقاب الرياء; تفسير عياشى، ج 1، ص 283، ح 295.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فيل - 105 - 2 - 1

1 - اصحاب فيل ، درصدد مكر با خداوند و پى گير طرحى در مقابله با اهداف الهى بودند .

كيدهم

«كيد»، نوعى چاره جويى كردن است كه گاهى مذموم و گاه پسنديده است; گرچه موارد استعمال آن در مذموم بيشتر است. (مفردات) مراد از «كيد» اصحاب فيل، هجوم آنان به مكه براى ويران ساختن كعبه و بازداشتن مردم از عبادت نزد آن بود. ابرهه پيش از آن نيز، براى منصرف ساختن مردم از زيارت كعبه، كنيسه اى در يمن ساخته بود; ولى به قرينه عنوان «اصحاب الفيل»، مى توان گفت: مراد از «كيدهم» همان هجوم به كعبه است.

63- مكر با خود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 9 - 5،6

5 - خدعه و نيرنگ با خدا و مؤمنان ، خودفريبى و نيرنگ زدن به خويشتن است .

و ما يخدعون إلا أنفسهم

6 - منافقان ، به خودفريبىِ خويش و نيرنگبازى با خود ، ناآگاه هستند .

و ما يخدعون إلا أنفسهم و ما يشعرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 33 - 12

12ـ مشركان در پرستش خدايان دروغين ، خويشتن را فريب داده بودند .

بل زيّن للذين كفروا مكرهم

در اينكه فاعل محذوف از «زيّن» چيست؟ چند احتمال وجود دارد 1ـ شيطان 2ـ سران كفر و شرك 3ـخودِ كافران. برداشت فوق بر اساس سومين احتمال است. بر اين مبنا معناى جمله چنين مى شود: «زيّن الكافرون لأنفسهم مكرَهم» و مفاد آن اين است كه كفرپيشگان با دليلهايى واهى شرك را توجيه كردند و كم كم آنها را زيبا ديدند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 43 - 6

6 - برگشت مكر مكاران مخالف با اديان الهى به خود آنان ، سنت الهى است .

فهل ينظرون إلاّ سنّت الأوّلين

جمله «فهل ينظرون. ..» هم مى تواند ناظر به بازگشت مكر مكاران عليه خود آنان باشد و هم مى تواند اشاره به كيفر الهى درباره مكاران گذشته داشته باشد. برداشت ياد شده براساس احتمال نخست است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 42 - 4

4 - مكر و توطئه كافران عليه دين و پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، شكست پذير و گريبانگير خود آنان

فالذين كفروا هم المكيدون

64- مكر با سوگند

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 92 - 3

3- ممنوعيت استفاده از سوگند به عنوان وسيله اى براى فريب ديگران

و لاتكونوا . .. تتّخذون أيمـنكم دخلاً بينكم

65- مكر با كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - طارق - 86 - 17 - 5

5 - مهلت دادن به كافران ، نمونه اى از مكر خداوند با آنان است .

و أكيد كيدًا . فمهّل الكـفرين

66- مكر با منافقان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 142 - 3،7

3 ـ منافقان حيله گر ، خود گرفتار كمند نيرنگ هاى خدايند .

و هو خدعهم

7 ـ خداوند ، خود كيفر دهنده خدعه و نيرنگ منافقان خيانت پيشه است .

إنّ المنفقين يخدعون اللّه و هو خدعهم

بدان احتمال كه خدعه خداوند، همان كيفر و مجازاتهاى وى باشد.

67- مكر با موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 64 - 3

3 - فرعونيان ، به حيله و مكر بودن سِحر و برنامه هاى خود براى مقابله با موسى ( ع ) و عارى بودن آن از حقيقت معترف بودند .

فأجمعوا كيدكم

به كاربردن «كيد» در باره كار و سحر خود از سوى فرعونيان، حكايت از آن دارد كه آنان، خود به سحر و بى حقيقت بودن آن معترف بودند و آن را صرفا حيله اى در برابر موسى(ع) مى دانستند.

68- مكر با مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 9 - 3،5

3 - منافقان با اظهار ايمان ، در پى نيرنگ زدن به خدا و فريب دادن اهل ايمان هستند .

و من الناس من يقول ءامنا . .. يخدعون اللّه و الذين ءامنوا

جمله «و ما يخدعون إلا أنفسهم» مى رساند كه: منافقان به خدا و اهل ايمان نيرنگ نزدند و نخواهند زد. بنابراين «يخادعون اللّه ...»; يعنى آنان در صدد نيرنگ زدن هستند.

5 - خدعه و نيرنگ با خدا و مؤمنان ، خودفريبى و نيرنگ زدن به خويشتن است .

و ما يخدعون إلا أنفسهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 142 - 5

5 ـ نيرنگ با مؤمنان ، نيرنگ با خداست .

إنّ المنفقين يخدعون اللّه و هو خدعهم

با توجه به آيه قبل كه نوعى از مكر منافقان با مؤمنان را بيان كرده، گويا همان مكر و حيله را در اين آيه ـ براى عنايتى خاص ـ مكر با خداوند شمرده است.

69- مكر برادران يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 5 - 4

4ـ يعقوب ( ع ) مطمئن به مكر و كيد فرزندانش عليه يوسف ( ع ) در صورت آگاه شدنشان از رؤياى او

لاتقصص رءياك على إخوتك فيكيدوا لك كيدًا

چنان چه يعقوب(ع) اطمينان و يقين به كيد و مكر فرزندانش عليه يوسف(ع) نداشت ، پس از نقل رؤيا مى فرمود: «فإنى أخاف أن يكيدوا . ..» (مى ترسم نقشه اى براى تو بكشند) و جمله خويش را با مفعول مطلق (كيداً) تأكيد نمى كرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 11 - 9

9ـ فرزندان يعقوب با اظهار محبت به او ، و تحريك احساسات وى درصدد فريب دادن او بودند .

قالوا يـأبانا ما لك لاتأمنّا على يوسف

برداشت فوق ، از خطاب «يـأبانا» (اى پدر جانمان) و نيز لحن كلام «ما لك لاتأمنّا . ..» (چه شده است كه به ما درباره يوسف بى اعتماد هستى) استفاده شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 15 - 1

1ـ فرزندان يعقوب با دروغ ها و نيرنگ هاى خويش ، موافقت او را براى فرستادن يوسف ( ع ) به همراه خود جلب كردند .

إنا له لحـفظون . .. فلما ذهبوا به

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 83 - 6

6ـ آگاهى يعقوب به اينكه بازداشت بنيامين بر اساس كيد و نقشه اى از طرف فرزندانش ( يوسف ، بنيامين يا برادران ديگر ) بوده است . *

قال بل سوّلت لكم أنفسكم أمرًا

در اينكه چرا يعقوب(ع) گزارش فرزندانش را باور نكرد و آنان را على رغم داشتن شهود عينى ـ كه جاى شك باقى نمى گذاشت ـ به تسويل كردن متهم ساخت، پاسخهايى ذكر كرده اند. آنچه به نظر روشن تر مى رسد اين است كه: 1ـ يعقوب(ع) به فراست خاص خويش و اطمينانش به درست كارى بنيامين دريافته بود كه گزارش ياد شده واقعيت ندارد. 2ـ كيد و نقشه اى براى گرفتار شدن بنيامين در كار بوده و به اصطلاح كاسه اى زير نيم كاسه بوده است. 3ـ اين كيد و نقشه از ناحيه فرزندانش اجرا شده است. اينها واقعيتهايى بود كه يعقوب(ع) به فراست دريافت ; ولى نكته اى كه براى او ـ پس از آنكه فهميده بود نقشه گرفتارى بنيامين از ناحيه فرزندانش است ـ مجهول و مبهم مانده بود، اين بود كه متوجه نشد خود بنيامين و يوسف طرّاح و مجرى آن نقشه بودند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 102 - 7،8،9

7ـ تصميم و عزم برادران يوسف بر توطئه و مكر عليه وى

إذ أجمعوا أمرهم و هم يمكرون

«اجماع» (مصدر أجمعوا) به معناى تصميم گرفتن و مهيّاى انجام كارى شدن است. مراد از ضميرهاى جمع در جمله «أجمعوا ...» برادران يوسف است. گرچه اين احتمال نيز بعيد به نظر نمى رسد كه مقصود از آن ضميرها علاوه بر برادران، زليخا و هيأت حاكمه مصر نيز باشد.

8ـ جلسه توطئه و مكر برادران يوسف عليه او ، مخفى مانده ترين قسمت داستان يوسف ( ع ) تا پيش از نزول قرآن

إذ أجمعوا أمرهم و هم يمكرون

ياد كردن از اين قسمت داستان يوسف (جلسه توطئه و مكر برادران عليه وى) پس از بيان اينكه داستان يوسف از اخبار غيبى است ، مى تواند اشاره به اين معنا باشد كه اين قسمت داستان از مخفى مانده ترين قسمتهاى آن مى باشد.

9ـ بيان قرآن درباره مكر ها و توطئه هاى برادران يوسف ، زليخا و هيأت حاكمه مصر عليه او ، دليلى بس روشن بر وحى بودن و الهى بودن آن

ما كنت لديهم إذ أجمعوا أمرهم و هم يمكرون

جمله «و ما كنت لديهم. ..» به منزله تعليل براى «ذلك من أنباء الغيب...» است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 103 - 4

4ـ خداوند با بيان مكر برادران يوسف عليه وى ، تسلّى دهنده پيامبر (صلی الله علیه و آله) بر مخالفت مردمان با وى

إذ أجمعوا أمرهم و هم يمكرون. و ما أكثر الناس و لو حرصت بمؤمنين

برداشت فوق، مقتضاى ارتباط ميان «ما أكثر الناس . ..» با خصوص مكر برادران يوسف عليه وى (و هم يمكرون) است و به اين نكته اشاره دارد كه: اى پيامبر! آنان كه فرزندان يعقوب پيامبر بودند با پدر و برادرشان آن گونه رفتار كردند، پس مبادا از ايمان نياوردن مردم اندوهگين باشى و خود را مقصر پندارى چرا كه عموم مردم حق ناپذيرند.

70- مكر به خود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 26 - 4،9

4- خداوند ، تمامى مكر ها و توطئه هاى توطئه گران عليه دين را به خود آنان باز گرداند .

قد مكر الذين من قبلهم فأتى الله بنيـنهم من القواعد فخّر عليهم السقف من فوقهم

احتمال دارد فراز «فأتى الله بنيانهم من القواعد. ..» بيان تمثيلى باشد نه حقيقى. بنابراين مراد آيه چنين مى شود: آنان تلاشهاى زياد و بنيان هاى فكرى قوى عليه دين تدارك ديده بودند، ولى خداوند آن بنيان ها را عليه خود آنان به كار گرفت.

9- توطئه گران عليه دين ، هيچ گاه گمان نمى كردند كه مكرشان عليه دين ، دامنگير خود آنان خواهد شد .

قد مكر الذين من قبلهم فأتى الله بنيـنهم من القواعد . .. و أتـهم العذاب من حيث لا

71- مكر به خويشاوندان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 11 - 10

10ـ حسد ، آدمى را به گناهانى همانند دروغ گفتن و نيرنگ زدن حتى به محبوب ترين نزديكانش ، وادار مى سازد .

قالوا يـأبانا ما لك لاتأمنّا على يوسف و إنا له لنـصحون

72- مكر به دشمنان دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 26 - 4،9

4- خداوند ، تمامى مكر ها و توطئه هاى توطئه گران عليه دين را به خود آنان باز گرداند .

قد مكر الذين من قبلهم فأتى الله بنيـنهم من القواعد فخّر عليهم السقف من فوقهم

احتمال دارد فراز «فأتى الله بنيانهم من القواعد. ..» بيان تمثيلى باشد نه حقيقى. بنابراين مراد آيه چنين مى شود: آنان تلاشهاى زياد و بنيان هاى فكرى قوى عليه دين تدارك ديده بودند، ولى خداوند آن بنيان ها را عليه خود آنان به كار گرفت.

9- توطئه گران عليه دين ، هيچ گاه گمان نمى كردند كه مكرشان عليه دين ، دامنگير خود آنان خواهد شد .

قد مكر الذين من قبلهم فأتى الله بنيـنهم من القواعد . .. و أتـهم العذاب من حيث لا

73- مكر به يوسف(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 102 - 7،8،9

7ـ تصميم و عزم برادران يوسف بر توطئه و مكر عليه وى

إذ أجمعوا أمرهم و هم يمكرون

«اجماع» (مصدر أجمعوا) به معناى تصميم گرفتن و مهيّاى انجام كارى شدن است. مراد از ضميرهاى جمع در جمله «أجمعوا ...» برادران يوسف است. گرچه اين احتمال نيز بعيد به نظر نمى رسد كه مقصود از آن ضميرها علاوه بر برادران، زليخا و هيأت حاكمه مصر نيز باشد.

8ـ جلسه توطئه و مكر برادران يوسف عليه او ، مخفى مانده ترين قسمت داستان يوسف ( ع ) تا پيش از نزول قرآن

إذ أجمعوا أمرهم و هم يمكرون

ياد كردن از اين قسمت داستان يوسف (جلسه توطئه و مكر برادران عليه وى) پس از بيان اينكه داستان يوسف از اخبار غيبى است ، مى تواند اشاره به اين معنا باشد كه اين قسمت داستان از مخفى مانده ترين قسمتهاى آن مى باشد.

9ـ بيان قرآن درباره مكر ها و توطئه هاى برادران يوسف ، زليخا و هيأت حاكمه مصر عليه او ، دليلى بس روشن بر وحى بودن و الهى بودن آن

ما كنت لديهم إذ أجمعوا أمرهم و هم يمكرون

جمله «و ما كنت لديهم. ..» به منزله تعليل براى «ذلك من أنباء الغيب...» است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 103 - 4

4ـ خداوند با بيان مكر برادران يوسف عليه وى ، تسلّى دهنده پيامبر (صلی الله علیه و آله) بر مخالفت مردمان با وى

إذ أجمعوا أمرهم و هم يمكرون. و ما أكثر الناس و لو حرصت بمؤمنين

برداشت فوق، مقتضاى ارتباط ميان «ما أكثر الناس . ..» با خصوص مكر برادران يوسف عليه وى (و هم يمكرون) است و به اين نكته اشاره دارد كه: اى پيامبر! آنان كه فرزندان يعقوب پيامبر بودند با پدر و برادرشان آن گونه رفتار كردند، پس مبادا از ايمان نياوردن مردم اندوهگين باشى و خود را مقصر پندارى چرا كه عموم مردم حق ناپذيرند.

74- مكر ثروتمندان قوم نوح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 22 - 1

1 - استفاده صاحبان زر و زور از مكر و نيرنگى بس بزرگ ، عليه دعوت نوح ( ع ) و در جهت گمراه كردن مردم

من لم يزده ماله و ولده إلاّ خسارًا . و مكروا مكرًا كبّارًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 23 - 4

4 - دفاع از عقايد مذهبى و شرك آميز مردم ، از حيله ها و نيرنگ هاى صاحبان زر و زور ، براى مبارزه با دعوت توحيدى نوح ( ع )

و قالوا لاتذرنّ ءالهتكم و لاتذرنّ ودًّا . .. و نسرًا

75- مكر جادوگران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 69 - 5

5 - سِحر ، مكر و حيله ساحر است و واقعيات را تغيير نمى دهد .

إنّما صنعوا كيد سحر

76- مكر جايز

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 142 - 8

8 ـ جواز خدعه و نيرنگ ، در مقابل مكر و حيله دشمنان ( مقابله به مثل ) *

إنّ المنفقين يخدعون اللّه و هو خدعهم

77- مكر حاكمان مصرباستان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 102 - 9

9ـ بيان قرآن درباره مكر ها و توطئه هاى برادران يوسف ، زليخا و هيأت حاكمه مصر عليه او ، دليلى بس روشن بر وحى بودن و الهى بودن آن

ما كنت لديهم إذ أجمعوا أمرهم و هم يمكرون

جمله «و ما كنت لديهم. ..» به منزله تعليل براى «ذلك من أنباء الغيب...» است.

78- مكر خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 9 - 7

7 - از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) روايت شده كه فرمود : « . . . من يخادع اللّه يخدعه . . . قيل له و كيف يخادع اللّه ؟ قال يعمل بما أمره اللّه عز و جل ثم يريد به غيره . . . ;

. .. كسى كه ]به خيال خود[ خدا را فريب دهد، خدا او را فريب مى دهد ... به آن حضرت گفته شد: چگونه او خدا را فريب مى دهد؟ فرمود: به آنچه خدا دستور داده عمل مى كند ولى نيت او غير خداست ...».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 54 - 3،4،7،9،10

3 ـ مكر و مقابله خداوند با مكر و حيله كافران توطئه گر عليه عيسى ( ع )

و مكروا و مكر اللّه

4 ـ توانايى و چيرگى خداوند در مكر با كافران

و مكروا و مكر اللّه و اللّه خير الماكرين

7 ـ مكر انسان با خداوند ، مستلزم مكر الهى با اوست .

و مكروا و مكر اللّه

9 ـ مكر خداوند به انسان ، بازتاب عملِ مكرآميز خود انسان است .

و مكروا و مكر اللّه

10 ـ مكر خداوند با كافران ، مجازات نمودن آنان به سبب مكرشان است .

و مكروا و مكر اللّه

امام رضا(ع) درباره آيه فوق فرمود: انّ اللّه تبارك و تعالى . .. لا يمكر ... و لكنّه عزّ و جل يجازيهم ... جزاء المكر.


عيون اخبارالرضا (ع)، ج 1، ص 126، ح 19، ب 11 ; معانى الاخبار، ص 13، ح 3.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 55 - 1

1 ـ توفّى ( نجات ) ، عروج ، تطهير حضرت عيسى ( ع ) و غلبه پيروان آن حضرت بر دشمنان ، مكر خداوند در برابر مكر كافران

و مكروا و مكر اللّه . .. اذ قال اللّه يا عيسى انّى متوفّيك ... فوق الذين كفروا

بنابراينكه «اذ»، متعلّق به «مكر اللّه» باشد، يعنى مكر خداوند هنگام بوده كه عيسى را بسوى خويش عروج داد و . .. .

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 142 - 3،4،17

3 ـ منافقان حيله گر ، خود گرفتار كمند نيرنگ هاى خدايند .

و هو خدعهم

4 ـ امهال و واگذارى منافقان براى خدعه و نيرنگ ، مكر و نيرنگ خدا با آنهاست .

إنّ المنفقين يخدعون اللّه و هو خدعهم

جمله «و هو خدعهم» حاليه است، يعنى همان خدعه و نيرنگ آنان، خدعه خداوند عليه ايشان است. به اين معنا كه خداوند آنان را مهلت داده و به خود واگذاشته تا در گناهان بسيار، غرق شوند.

17 ـ خدعه خداوند با منافقان نيرنگ باز ، به مجازات كردن آنان است .

إنّ المنفقين يخدعون اللّه و هو خدعهم

امام رضا(ع) در پاسخ سؤال از معناى خدعه خداوند در آيه فوق فرمود: ان اللّه تعالى . .. لايخادع و لكنه تعالى يجازيهم ... جزاء ... الخديعة ... .


توحيد صدوق، ص 163، ح 1، ب 21; نورالثقلين، ج 1، ص 565، ح 632.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 143 - 11

11 ـ محروم ساختن منافقان از پيمودن راه هدايت ، خدعه و كيفر خداوند نسبت به آنان *

و من يضلل اللّه فلن تجد له سبيلا

جمله «و من يضلل اللّه»، مى تواند بيان خدعه الهى نسبت به منافقان باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 99 - 1،2

1 ـ تكذيب كنندگان انبيا ، در معرض مكر خداوند و برنامه هاى پنهانى و ناشناخته وى براى مجازات آنان

أفأمنوا مكر اللّه

2 ـ فراگيرى عذاب بر كفرپيشگان بى تقوا به هنگام غفلت هاى شبانه و سرگرمى هاى روزانه ، از مكر ها و برنامه هاى پنهانى خداوند با آنان

أن يأتيهم بأسنا بيتا . .. ضحى و هم يلعبون. أفأمنوا مكر اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 183 - 3،4،6

3 ـ تكذيب كنندگان آيات خداوند گرفتار مكر و كيد او خواهند شد .

إن كيدى متين

4 ـ تأخير در عذاب تكذيب كنندگان و كشاندن تدريجى آنان به ورطه هاى سقوط با عواملى خوشايند و خام كننده ، مكر خدا با ايشان است .

سنستدرجهم . .. و أملى لهم إن كيدى متين

مراد از «كيد» همان استدراج و امهالى است كه در آيه قبل مطرح شد.

6 ـ مكر و كيد خداوند نيرومند و شكست ناپذير است .

إن كيدى متين

«متين» به معناى نيرومند و استوار است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 30 - 6

6 ـ خداوند ، برترين برنامه ريز در مقابله با مكر كافران

و اللّه خير المكرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 21 - 14

14 ـ توطئه و نيرنگ عليه قرآن ، تلاشى مذبوحانه بوده و نيرنگ بازان پيش از به ثمر رساندن توطئه هاى خود ، در دام مكر ( عذاب ) خدا گرفتار خواهند شد .

إذا لهم مكر فى ءاياتنا قل اللّه أسرع مكراً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 13 - 24

24ـ « عن على ( ع ) : . . . قوله : « و هو شديد المحال » قال : يريد المكر ;

از على(ع) درباره سخن خدا: «و هو شديد المحال» روايت شده است كه فرمود: خداوند از «مِحال» مكر را اراده كرده است».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 42 - 3،6

3- همه نقشه ها و طرح هاى پنهانى از آنِ خداوند است .

فلله المكر جميعًا

6ـ نابودى كفرپيشگان توطئه گر ، دليل اقتدار خدا بر طرح نقشه ها و برنامه هاى پنهانى

أولم يروا . .. و قد مكر الذين من قبلهم فلله المكر جميعًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 50 - 2

2 - مقابله خداوند با حيله و نيرنگ مخالفان صالح

و مكرنا مكرًا

79- مكر خدا با كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - طارق - 86 - 16 - 1

1 - خداوند ، در برابر نيرنگ ها و توطئه هاى كافران ، ترفند ها و نقشه هايى پيچيده به كار مى گيرد .

و أكيد كيدًا

«كيد»; يعنى، احتيال (چاره جستن) كه دو نوع مذموم و ممدوح دارد; هر چند كه استعمال آن در مورد مذموم بيشتر است (مفردات راغب). «كيداً» مفعول مطلق است و بر پيچيدگى نقشه هاى خداوند دلالت دارد.

80- مكر در سخن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 108 - 7

7 ـ ناخشنودى خداوند از خيانت و نيرنگ ، حتى در مرحله پندار و گفتار

اذ يبيتون ما لايرضى من القول

«اذ يبيتون»، حاكى از انديشه خيانت و گناه است. و جمله «ما لايرضى»، تصريح به ناخشنودى خداوند و نكوهش از چنين پندار و انديشه اى دارد.

81- مكر در صلح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 61 - 2

2 ـ لزوم پذيرش صلح مطرح شده از سوى كافران ، مشروط به احرازِ نبودن فريبكارى در سايه صلح طلبى است .

و إن جنحوا للسلم فاجنح لها

جنوح (مصدر جنحوا) به معناى تمايل داشتن است و با حرف «الى» متعدى مى شود. بنابراين آوردن «لام» پس از آن بيانگر اين است كه در آن كلمه معناى «قصد» تضمين شده است. يعنى: ان جنحوا إلى المسالمة قاصدين لها. (اگر تمايل به صلح دارند و هدفشان دستيابى به زندگى مسالمت آميز است، نه حيله گرى ... .)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 62 - 8

8 ـ پيامبر (صلی الله علیه و آله) و رهبران الهى نبايد صلح طلبيهايى را كه قرين نيرنگ است بپذيرند و به سبب آن از نبرد با كافران بازايستند .

و إن يريدوا أن يخدعوك فإن حسبك اللّه

برداشت فوق بر اين اساس است كه جمله «و ان يريدوا . .. » فرض ديگرى در مقابل «إن جنحوا» باشد، نه توضيح و تكميل آن. يعنى صلح به دو منظور پيشنهاد مى شود: گاهى به سبب صلح واقعى و زندگانى مسالمت آميز با مسلمانان و گاهى به منظور حيله گرى و تجديد قوا. آيه قبل (إن جنحوا ... ) بيانگر احكام و دستورات فرض اول و آيه دوم (و إن يريدوا) بيانگر احكام و دستورات فرض دوم است.

82- مكر در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 110 - 8

8 - در قيامت راهى براى تزوير و استفاده نادرست از شفاعت وجود ندارد .

لاتنفع الشفـعة إلاّمن أذن له . .. يعلم ... و لايحيطون به علمًا

83- مكر دشمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 204 - 1

1 ـ برخى با وجود دشمنى با مسلمانان ، براى اصلاح امور دنيوى آنان طرح هاى فريبنده ارائه مى دهند .

و من الناس مع يعجبك قوله فى الحيوة الدنيا . .. و هو الد الخصام

بنابراينكه «فى الحيوة» متعلق به «قوله» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 142 - 8

8 ـ جواز خدعه و نيرنگ ، در مقابل مكر و حيله دشمنان ( مقابله به مثل ) *

إنّ المنفقين يخدعون اللّه و هو خدعهم

84- مكر دشمنان اديان آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 43 - 6

6 - برگشت مكر مكاران مخالف با اديان الهى به خود آنان ، سنت الهى است .

فهل ينظرون إلاّ سنّت الأوّلين

جمله «فهل ينظرون. ..» هم مى تواند ناظر به بازگشت مكر مكاران عليه خود آنان باشد و هم مى تواند اشاره به كيفر الهى درباره مكاران گذشته داشته باشد. برداشت ياد شده براساس احتمال نخست است.

85- مكر دشمنان اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 43 - 5

5 - خسارت و پى آمد سوء مكر و حيله مخالفان دين اسلام ، دامنگير خود آنان خواهد گشت .

فلمّا جاءهم نذير ما زادهم إلاّ نفورًا. .. و مكر السّيّىِ و لايحيق المكر السّيّىِ

86- مكر دشمنان دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 26 - 7

7- دخالت خداوند در تحولات تاريخ ، آن گاه كه دشمنان عليه دين توطئه و مكر كنند .

و إذا قيل لهم ماذا أنزل ربّكم قالوا أسـطر الأولين . .. قد مكر الذين من قبلهم فأت

87- مكر دشمنان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 26 - 2

2- اسطوره خواندن و ساختگى دانستن قرآن ، مكر و توطئه دشمنان اين كتاب آسمانى است .

و إذا قيل لهم ماذا أنزل ربّكم قالوا أسـطر الأولين . .. قد مكر الذين من قبلهم

88- مكر دشمنان محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 45 - 8

8- قدرت خداوند ، فوق مكر و توطئه طراحان و توطئه گران عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله)

أفأمن الذين مكروا السيّئات أن يخسف الله بهم الأرض

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 70 - 5

5 - دلتنگى پيامبر (صلی الله علیه و آله) از توطئه هاى دشمنان عليه رسالت آن حضرت

و لاتكن فى ضيق ممّا يمكرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 43 - 3

3 - دعوت پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) ، با حيله ها و مكر هاى مخالفان روبه رو بود .

فلمّا جاءهم نذير ما زادهم إلاّ نفورًا. .. و مكر السّيّىِ

89- مكر رهبران ظالم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 123 - 2،6،8،9

2 ـ مكر و فريب، شيوه سردمداران مجرمان در ميان جوامع

جعلنا فى كل قرية أكبر مجرميها ليمكروا فيها

6 ـ تمامى جوامع بشرى در معرض تهديد حيله و مكر سردمداران مجرم خويش

و كذلك جعلنا فى كل قرية أكبر مجرميها ليمكروا فيها

8 ـ مكر و توطئه سردمداران مجرم، تنها دامنگير خودشان مى گردد.

و ما يمكرون الا بأنفسهم

9 ـ سردمداران مجرم با مكر خويش عليه دين اسلام تنها خود را مى فريبند.

و كذلك جعلنا فى كل قرية . .. و ما يمكرون إلا بأنفسهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 124 - 12

12 ـ القاى شبهات و بهانه جويى در برابر آيات الهى و رسالت رسولان او، از مكرهاى سردمداران مجرم بوده است.

أكبر مجرميها ليمكروا . .. لن نؤمن حتى نؤتى ... بما كانوا يمكرون

يادآور شدن اشكال تراشيهاى سردمداران كفر، پس از ذكر مكر و فريبكارى آنان، مى تواند بيان مصداقى بارز براى مكر و فريب آنان باشد.

90- مكر زليخا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 28 - 7،8

7ـ عزيز مصر ، به دام انداختن يوسف ( ع ) را براى كام جويى ، از مكر هاى زنانه زليخا شمرد .

إنه من كيدكنّ

محتمل است ضمير در «إنه» به حقيقتى كه از جمله «غلّقت الأبواب . ..» استفاده مى شود ، ارجاع داده شود. برداشت فوق ، بر اساس اين احتمال است.

8ـ عزيز مصر ، پيشدستى زليخا در متهم ساختن يوسف ( ع ) و تعيين كيفر براى او را ، از مكر هاى زليخا شمرد .

قالت ما جزاء من أراد بأهلك سوءًا . .. إنه من كيدكنّ

برداشت فوق، ناظر به اين احتمال است كه ضمير در «إنه . ..» به معنايى كه از «قالت ما جزاء ...» در آيه 25 استفاده مى شود ، برگردد و آن معنا ، پيشدستى كردن زليخا براى محقّ جلوه دادن خويش و گنه كار نشان دادن طرف مقابل است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 102 - 9

9ـ بيان قرآن درباره مكر ها و توطئه هاى برادران يوسف ، زليخا و هيأت حاكمه مصر عليه او ، دليلى بس روشن بر وحى بودن و الهى بودن آن

ما كنت لديهم إذ أجمعوا أمرهم و هم يمكرون

جمله «و ما كنت لديهم. ..» به منزله تعليل براى «ذلك من أنباء الغيب...» است.

91- مكر زنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 28 - 5،7،8،10،11

5ـ عزيز مصر پس از پى بردن به حقانيت يوسف ( ع ) ، زنان را انسانهايى پر مكر و حيله خواند .

إنه من كيدكنّ

7ـ عزيز مصر ، به دام انداختن يوسف ( ع ) را براى كام جويى ، از مكر هاى زنانه زليخا شمرد .

إنه من كيدكنّ

محتمل است ضمير در «إنه» به حقيقتى كه از جمله «غلّقت الأبواب . ..» استفاده مى شود ، ارجاع داده شود. برداشت فوق ، بر اساس اين احتمال است.

8ـ عزيز مصر ، پيشدستى زليخا در متهم ساختن يوسف ( ع ) و تعيين كيفر براى او را ، از مكر هاى زليخا شمرد .

قالت ما جزاء من أراد بأهلك سوءًا . .. إنه من كيدكنّ

برداشت فوق، ناظر به اين احتمال است كه ضمير در «إنه . ..» به معنايى كه از «قالت ما جزاء ...» در آيه 25 استفاده مى شود ، برگردد و آن معنا ، پيشدستى كردن زليخا براى محقّ جلوه دادن خويش و گنه كار نشان دادن طرف مقابل است.

10ـ مكر و حيله زنان ، مكر و حيله اى بزرگ است .

إن كيدكنّ عظيم

هر چند جمله «إن كيدكنّ عظيم» سخن عزيز مصر است ، ولى مفسران برآنند كه هرگاه خداوند سخنى را در قرآن نقل كرده و آن را رد نكند ، معلوم مى گردد كه آن سخن حق است.

11ـ حيله و مكر ، از ابزار هاى زنان براى ايجاد فساد و انحراف

إنه من كيدكنّ

92- مكر زنان اشراف مصر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 31 - 2

2ـ عشق زليخا به يوسف ( ع ) حربه زنان اشراف مصر ، براى جنجال و توطئه عليه او

قال نسوة فى المدينة . .. فلما سمعت بمكرهنّ

مراد از «مكر» نقل كردن و مطرح ساختن ماجراى زليخاست. اطلاق «مكر» به نقل آن ماجرا ، گوياى اين است كه زنان اشراف با مطرح كردن آن قصه ، درصدد ضربه زدن به شخصيت زليخا و توطئه عليه وى بودند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 33 - 23

23ـ « عن على بن الحسين ( ع ) : . . . و خرجن النسوة من عندها ( إمرأة العزيز ) فأرسلت كل واحدة منهنّ إلى يوسف سرّاً من صاحبتها تسأله الزيارة فأبى عليهنّ و قال : « إلاّ تصرف عنّى كيدهنّ أصب إليهنّ و أكن من الجاهلين ;

از امام سجاد(ع) روايت شده است: . .. و بانوان از نزد همسر عزيز بيرون رفته و هر كدام پنهان از رفيق خويش (=زليخا) به نزد يوسف [پيام] فرستاد و از او درخواست ديدار كرد و يوسف نپذيرفت و گفت: [پروردگار] اگر نيرنگ زنان را از من نگردانى به آنان تمايل پيدا مى كنم و از جاهلان خواهم بود...».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 50 - 15

15ـ تأكيد يوسف ( ع ) بر آگاهى كامل خداوند به كيد زنان اشراف درباره او

إن ربى بكيدهنّ عليم

93- مكر شياطين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 76 - 13

13 ـ شياطين ، همواره در صدد مكر و توطئه عليه مؤمنان

انّ كيد الشّيطان كان ضعيفاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 112 - 10

10 ـ وسوسه و ظاهر سازى فريبكارانه، روش شياطين است.

يوحى بعضهم إلى بعض زخرف القول غرورا

94- مكر شياطين انسى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 112 - 16

16 ـ لزوم هشيارى در برابر ترفندهاى هنرى و تبليغى شياطين انس و جن

و كذلك جعلنا لكل نبى عدوا . .. يوحى بعضهم إلى بعض زخرف القول غرورا

95- مكر شياطين جنى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 112 - 16

16 ـ لزوم هشيارى در برابر ترفندهاى هنرى و تبليغى شياطين انس و جن

و كذلك جعلنا لكل نبى عدوا . .. يوحى بعضهم إلى بعض زخرف القول غرورا

96- مكر شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 120 - 2

2 ـ وعده هاى شيطان ، جز دروغ و فريب نيست .

يعدهم و يمنيهم و ما يعدهم الشيطن الا غروراً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 22 - 1

1 ـ شيطان با فريبكاريها و سوگند دروغ، آدم و حوا را به پاى درخت ممنوع كشاند تا از ثمره آن تناول كنند.

و قاسمهما . .. فدليهما بغرور

«تدلية»، مصدر «دلىّ»، به معناى فرستادن است، و مراد از آن نزديك كردن آدم و حوا به شجره نهى شده براى خوردن از آن است. كلمه «غرور» مى تواند مصدر و به معناى فريب دادن باشد و مى تواند جمع غار (فريبنده) باشد، و مراد از آن سخنان دروغين و باطلى باشد كه شيطان با سوگند به آدم و حوا القا كرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 27 - 3

3 ـ فريبكاريهاى شيطان، عامل خروج آدم و حوا از بهشت شد.

كما أخرج أبوبكم من الجنة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 48 - 1

1 ـ شيطان ، عنصرى فريبكار

و إذ زين لهم الشيطن أعملهم

97- مكر ظالمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 46 - 2

2- خداوند به تمامى ترفند ها و مكر هاى ستمگران آگاهى كامل دارد .

و قد مكروا مكرهم و عند الله مكرهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 47 - 7

7- تسلى و دلدارى خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) در برابر مكر ها و ترفند هاى دشمنان ستمگر

و قد مكروا مكرهم و عند الله مكرهم . .. فلاتحسبنّ الله مخلف وعده رسله

98- مكر عليه انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 42 - 1

1ـ امت هاى پيشين عليه پيامبران و برنامه هاى الهى ، توطئه مى كردند و براى مقابله با آنها به مكر و حيله مى پرداختند .

و قد مكر الذين من قبلهم

99- مكر عليه خانواده صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 50 - 1

1 - مكر و حيله مخالفان صالح پيامبر عليه وى و خانواده اش

قالوا تقاسموا باللّه لنبيّتنّه و أهله . .. و مكروا مكرًا

متعلق «مكروا» حذف شده و تقدير آن با توجه به آيه قبل چنين است: «و مكروا به و بأهله مكراً; آنان عليه او و خانواده اش خدعه كردند».

100- مكر عليه دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 42 - 1

1ـ امت هاى پيشين عليه پيامبران و برنامه هاى الهى ، توطئه مى كردند و براى مقابله با آنها به مكر و حيله مى پرداختند .

و قد مكر الذين من قبلهم

101- مكر عليه صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 50 - 1

1 - مكر و حيله مخالفان صالح پيامبر عليه وى و خانواده اش

قالوا تقاسموا باللّه لنبيّتنّه و أهله . .. و مكروا مكرًا

متعلق «مكروا» حذف شده و تقدير آن با توجه به آيه قبل چنين است: «و مكروا به و بأهله مكراً; آنان عليه او و خانواده اش خدعه كردند».

102- مكر عليه محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 70 - 4،5

4 - مكر و توطئه گسترده و مستمر كافران عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و لاتكن فى ضيق ممّا يمكرون

به كارگيرى فعل مضارع (يمكرون)، بيانگر استمرار مكر و حيله كافران عليه پيامبر(صلی الله علیه و آله) مى باشد.

5 - دلتنگى پيامبر (صلی الله علیه و آله) از توطئه هاى دشمنان عليه رسالت آن حضرت

و لاتكن فى ضيق ممّا يمكرون

103- مكر عليه مخالفان صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 50 - 2

2 - مقابله خداوند با حيله و نيرنگ مخالفان صالح

و مكرنا مكرًا

104- مكر عليه نوح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 22 - 1

1 - استفاده صاحبان زر و زور از مكر و نيرنگى بس بزرگ ، عليه دعوت نوح ( ع ) و در جهت گمراه كردن مردم

من لم يزده ماله و ولده إلاّ خسارًا . و مكروا مكرًا كبّارًا

105- مكر فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 122 - 2،3

2 ـ ساحران مؤمن به موسى ( ع ) ، مردمى هوشيار و به ترفند ها و سياست بازى هاى فرعون و اشرافيان دربار وى آگاه بودند .

رب موسى و هرون

به نظر مى رسد از اهداف ساحران در تفسير «رب العلمين» به «رب موسى و هرون» اين باشد كه مبادا فرعونيان پس از خاتمه ماجرا چنين وانمود كنند كه ساحران به فرعون سجده كردند و او را «رب العلمين» خواندند. و اين معنا حكايت از هوشيارى ساحران و آگاهى آنان به ترفندهاى فرعون دارد.

3 ـ پيشگيرى از فريبكارى و خدعه گرى فرعون ، از اهداف ساحران در تفسير « رب العلمين » به « رب موسى و هرون »

رب موسى و هرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 60 - 3،4،5،6

3 - تهيه و تدارك براى ارائه سِحرى بزرگ در برابر موسى ( ع ) ، از حيله هاى فرعون

فلنأتيّنك بسحر . .. فجمع كيده

4 - فرعون براى مقابله با موسى ( ع ) ، تمامى حيله ها و برنامه هاى خود را جمع آورى كرد و به كار گرفت .

فتولّى فرعون فجمع كيده

«كيد»; يعنى، مكر ورزيدن و چاره انديشيدن (قاموس) و مراد از «جمع كيد»، گردآورى اهل مكر و ابزار آن است.

5 - فرعون ، از فرصت كافى براى تدارك سِحر و امكانات ديگر جهت مقابله با موسى ( ع ) برخوردار بود .

فجمع كيده ثمّ أتى

«ثمّ» براى بيان تراخى است. ممكن است اين تراخى، زمانى باشد; يعنى، پس از جمع آورى مكرها، مدتى تا رسيدن روز موعود فاصله شد و سپس آن روز فرا رسيد. براين اساس بايد گفت: فرعون فرصتى كامل براى كسب آمادگى داشت.

6 - فرعون پس از گردآورى امكانات و حيله هاى خويش ، در ميعادگاه خود با موسى ( ع ) حاضر گرديد .

موعدكم يوم الزينة . .. فجمع كيده ثمّ أتى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 35 - 4

4 - دروغ و تزوير ، دو حربه فرعون عليه موسى ( ع )

قال . .. إنّ هـذا لسـحر عليم . يريد أن يخرجكم من أرضكم بسحره

تعبير «يريد أن يخرجكم. ..» دروغى آشكار است; چه اين كه موسى(ع) خواهان خارج ساختن بنى اسرائيل از مصر بود و نه

قبطيان. و از سوى ديگر در مجموع كلام وى تزوير و فريبكارى نهفته است چه در گفتن «أرضكم» (سرزمين شما) و چه در تعبير «بسحره» (با جادويش)

106- مكر فرعونيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 64 - 3

3 - فرعونيان ، به حيله و مكر بودن سِحر و برنامه هاى خود براى مقابله با موسى ( ع ) و عارى بودن آن از حقيقت معترف بودند .

فأجمعوا كيدكم

به كاربردن «كيد» در باره كار و سحر خود از سوى فرعونيان، حكايت از آن دارد كه آنان، خود به سحر و بى حقيقت بودن آن معترف بودند و آن را صرفا حيله اى در برابر موسى(ع) مى دانستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 45 - 2

2 - مؤمن آل فرعون ، پس از اعلان مواضع اعتقادى خويش و مبارزه با عقيده شرك آلود ، با انواع مكر ها و نقشه هاى شوم فرعونيان روبه رو شد .

فوقيـه اللّه سيّئات ما مكروا

جمع آمدن «سيّئات» نشانگر تعدد و گوناگونى مكرهاى فرعونيان است.

107- مكر قدرتمندان قوم نوح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 22 - 1

1 - استفاده صاحبان زر و زور از مكر و نيرنگى بس بزرگ ، عليه دعوت نوح ( ع ) و در جهت گمراه كردن مردم

من لم يزده ماله و ولده إلاّ خسارًا . و مكروا مكرًا كبّارًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 23 - 4

4 - دفاع از عقايد مذهبى و شرك آميز مردم ، از حيله ها و نيرنگ هاى صاحبان زر و زور ، براى مبارزه با دعوت توحيدى نوح ( ع )

و قالوا لاتذرنّ ءالهتكم و لاتذرنّ ودًّا . .. و نسرًا

108- مكر قوم ابراهيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 98 - 1،2

1 - نيرنگ و توطئه گسترده مشركان براى نابودى ابراهيم ( ع )

فأرادوا به كيدًا

2 - سوزاندن ابراهيم ( ع ) با انبوهى از آتش پرشعله ، مكر و توطئه مشركان در راستاى نابودى آن حضرت

فألقوه فى الجحيم . فأرادوا به كيدًا فجعلنـهم الأسفلين

109- مكر قوم عاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 55 - 3

3ـ هود ( ع ) ، به مشركان قومش اعلام كرد كه در پى توطئه ها و مكرهايشان ، به او مهلت نداده و او را از ميان بردارند .

فكيدونى جميعًا ثم لاتنظرون

«انظار» به معناى مهلت دادن است و «لاتنظرون» (مرا مهلت ندهيد) كنايه از «نابودم سازيد» ، مى باشد.

110- مكر كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 54 - 10

10 ـ مكر خداوند با كافران ، مجازات نمودن آنان به سبب مكرشان است .

و مكروا و مكر اللّه

امام رضا(ع) درباره آيه فوق فرمود: انّ اللّه تبارك و تعالى . .. لا يمكر ... و لكنّه عزّ و جل يجازيهم ... جزاء المكر.


عيون اخبارالرضا (ع)، ج 1، ص 126، ح 19، ب 11 ; معانى الاخبار، ص 13، ح 3.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 55 - 1،15

1 ـ توفّى ( نجات ) ، عروج ، تطهير حضرت عيسى ( ع ) و غلبه پيروان آن حضرت بر دشمنان ، مكر خداوند در برابر مكر كافران

و مكروا و مكر اللّه . .. اذ قال اللّه يا عيسى انّى متوفّيك ... فوق الذين كفروا

بنابراينكه «اذ»، متعلّق به «مكر اللّه» باشد، يعنى مكر خداوند هنگام بوده كه عيسى را بسوى خويش عروج داد و . .. .

15 ـ دلجويى خداوند از حضرت عيسى ( ع ) ، در برابر نگرانى آن حضرت از مكر كافران

فلمّا احسّ عيسى . .. قال ... انى متوفّيك و رافعك ... و جاعل الّذين اتبعوك فوق ال

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 30 - 6

6 ـ خداوند ، برترين برنامه ريز در مقابله با مكر كافران

و اللّه خير المكرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 31 - 3،5

3 ـ اظهار آگاهى كافران از محتواى قرآن و غير مهم جلوه دادن آن ، از حيله هاى آنان عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و يمكرون . .. قالوا قد سمعنا لو نشاء لقلنا مثل هذا إن هذا إلا أسطير

جمله «ان هذا . .. » دلالت مى كند بر اينكه مقصود از «مثل هذا» همانندى در محتواى قرآن بوده است.

5 ـ معرفى قرآن به عنوان افسانه هاى كهن و دروغين از ترفند هاى كافران براى مقابله با قرآن

قالوا . .. إن هذا إلا أسطير الأولين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 61 - 6

6 ـ احتمال نيرنگ زدن كافران در سايه پيشنهاد صلح بدون شواهد و قرائن نبايد مانع پذيرش صلح شود .

و إن جنحوا للسلم فاجنح لها و توكل على اللّه

حرف لام در «للسلم» گوياى اين است كه بايد احراز شود كه كافران در پيشنهاد صلح در صدد حيله گرى نيستند. و هدف از لزوم توكل بر خدا پس از فرمان به پذيرش صلح اين است كه مسلمانان را از ترتيب اثر دادن به احتمال حيله گرى باز دارد. مجموع اين دو فرمان، يعنى از يك سو بايد احراز شود كه كافران در صدد فريبكارى نيستند و از سوى ديگر نبايد به احتمال نيرنگ زدن آنان ترتيب اثر داد، بيانگر برداشت فوق است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 62 - 1،2،7

1 ـ احتمال تصميم كافران بر خدعه و نيرنگ در سايه صلح طلبى ، نبايد مانعى جهت پذيرش صلح با آنان شود .

و إن يريدوا أن يخدوعوك فإن حسبك اللّه

برداشت فوق بر اين اساس كه «إن يريدوا . .. » توضيحى باشد براى «فاجنح لها». يعنى اى پيامبر(صلی الله علیه و آله) وظيفه تو اين است كه صلح پيشنهادى را بپذيرى و اگر كافران قصد نيرنگ داشتند، خداوند تو را از شر آنان حفظ مى كند. بنابراين مبادا بر اثر اين احتمال كه شايد آنان در صدد اغفال مسلمين هستند پيشنهاد صلح را نپذيرى. گفتنى است با توجه به آيه 58 معلوم مى شود اگر قرائن و شواهدى براى اين احتمال (خدعه و نيرنگ) وجود دارد، بايد از پذيرش صلح امتناع كرد.

2 ـ خداوند ، پشتيبانى كافى براى يارى پيامبر (صلی الله علیه و آله) از نيرنگ كافران

فإن حسبك اللّه

7 ـ خداوند با بيان پيشينه امدادهايش از پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، وى را به حمايت خويش در برابر كافران نيرنگباز مطمئن ساخت .

فإن حسبك اللّه هو الذى أيدك بنصره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 70 - 1

1 - حزن و اندوه پيامبر (صلی الله علیه و آله) بر حال كافران ، على رغم مكر و توطئه آنان عليه آن حضرت

و لاتحزن عليهم و لاتكن فى ضيق ممّا يمكرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 46 - 1

1 - كافران لجوج ، بى بهره از تزوير هاى خويش و بى نصيب از يارى هر پشتيبان ، هنگام سر رسيدن وقت مجازاتشان

يوم لايغنى عنهم كيدهم شيئًا و لا هم ينصرون

111- مكر كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 31 - 1

1 ـ تمسك كافران مكه به حيله براى مقابله با آنان

و يمكرون . .. و إذا تتلى عليهم ءايتنا قالوا قد سمعنا لو نشاء لقلنا

جمله «إذا تتلى . .. » مى تواند بيان مصداقى از «يمكرون» در آيه قبل باشد.

112- مكر كفران كنندگان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 32 - 16

16 - منكران آيات الهى ، جز دغلكاران ناسپاس نيستند .

و ما يجحد بأيـتنا إلاّ كلّ ختّار كفور

113- مكر مخالفان صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 49 - 10

10 - تلاش در جهت كشتن انبيا و محو پيام آنان ، بارزترين نمود فسادگرى در زمين

يفسدون فى الأرض . .. قالوا تقاسموا باللّه لنبيّتنّه

از اين كه خداوند از ميان همه فسادگرى هاى گروه هاى مورد بحث، تصميم ايشان به قتل پيامبر را مطرح ساخته است، معلوم مى شود كه اين تصميم، خطرناك ترين و خائنانه ترين برنامه اى است كه مى تواند از سوى مفسدان عملى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 50 - 1

1 - مكر و حيله مخالفان صالح پيامبر عليه وى و خانواده اش

قالوا تقاسموا باللّه لنبيّتنّه و أهله . .. و مكروا مكرًا

متعلق «مكروا» حذف شده و تقدير آن با توجه به آيه قبل چنين است: «و مكروا به و بأهله مكراً; آنان عليه او و خانواده اش خدعه كردند».

114- مكر مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 33 - 12،15

12ـ مشركان در پرستش خدايان دروغين ، خويشتن را فريب داده بودند .

بل زيّن للذين كفروا مكرهم

در اينكه فاعل محذوف از «زيّن» چيست؟ چند احتمال وجود دارد 1ـ شيطان 2ـ سران كفر و شرك 3ـخودِ كافران. برداشت فوق بر اساس سومين احتمال است. بر اين مبنا معناى جمله چنين مى شود: «زيّن الكافرون لأنفسهم مكرَهم» و مفاد آن اين است كه كفرپيشگان با دليلهايى واهى شرك را توجيه كردند و كم كم آنها را زيبا ديدند.

15ـ خودفريبى مشركان و آراسته ديدن پندار شرك ، آنان را از گرايش به توحيد باز داشت .

و صدّوا عن السبيل

«صدّ» (مصدر صدّوا) به معناى بازگرداندن است. به نظر مى رسد فاعل محذوف از «صدّوا» مكر و حيله كه مايه شركورزى مشركان شده است، باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 40 - 9،10

9 - وعده هاى مشركان به يك ديگر ، براساس فريب و مكر است .

بل إن يعد الظـلمون بعضهم بعضًا إلاّ غرورًا

10 - شرك ، متكى بر تبليغات فريبكارانه است .

بل إن يعد الظـلمون بعضهم بعضًا إلاّ غرورًا

115- مكر مشركان صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 8 - 11

11 ـ شرك پيشگان صدر اسلام تلاش مى كردند تا با ظاهر سازى و خوش زبانى ( رفتار منافقانه ) افكار عمومى مسلمانان را فريب داده و رضايت و خوشبينى آنان را نسبت به خود جلب كنند .

يرضونكم بأفوههم و تأبى قلوبهم

116- مكر معبودان باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 162 - 1

1 - مشركان و معبودهايشان ، از فريب دادن و گمراه كردن مردم و جلوگيرى از پيشرفت دين خدا ( توحيد و يگانه پرستى ) ناتوان اند .

ما أنتم عليه بفـتنين

«فاتن» (اسم فاعل و مفرد «فاتنين») به معناى كسى است كه مى فريبد و به گمراهى فرا مى خواند. گفتنى است طبق نظر بيشتر مفسران ضمير «عليه» به «اللّه» برمى گردد و مقصود از آن راه خدا و دين او (اسلام) مى باشد.

117- مكر مكذبان آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 32 - 16

16 - منكران آيات الهى ، جز دغلكاران ناسپاس نيستند .

و ما يجحد بأيـتنا إلاّ كلّ ختّار كفور

118- مكر مكذبان قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 16 - 1

1 - خداوند در وادى طوى ، خطر منكران قيامت را در بازداشتن موسى ( ع ) از توجه به قيامت ، به او گوشزد كرد و او را از فريب كارى آنان برحذر داشت .

فاعبدنى . .. فلايصدّنك عنها من لايؤمن بها

ضميرهاى «عنها» و «بها» به «الساعة» (در آيه قبل) برمى گردد.

119- مكر منافقان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 9 - 1،3،6

1 - منافقان مردمى نيرنگباز و فريبكارند .

يخدعون اللّه و الذين ءامنوا

3 - منافقان با اظهار ايمان ، در پى نيرنگ زدن به خدا و فريب دادن اهل ايمان هستند .

و من الناس من يقول ءامنا . .. يخدعون اللّه و الذين ءامنوا

جمله «و ما يخدعون إلا أنفسهم» مى رساند كه: منافقان به خدا و اهل ايمان نيرنگ نزدند و نخواهند زد. بنابراين «يخادعون اللّه ...»; يعنى آنان در صدد نيرنگ زدن هستند.

6 - منافقان ، به خودفريبىِ خويش و نيرنگبازى با خود ، ناآگاه هستند .

و ما يخدعون إلا أنفسهم و ما يشعرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 204 - 3،4،9،10

3 ـ امكان تأثيرپذيرى پيامبر (صلی الله علیه و آله) از رياكارى و فريبكارى منافقان

و من الناس من يعجبك

4 ـ منافقان براى فريب مردم ، هم سخن خوب مى گويند و هم خوبْ سخن مى گويند .

و من الناس من يعجبك قوله فى الحيوة الدنيا

خوب سخن گفتن از جمله «يعجبك قوله»، و سخن خوب از «فى الحيوة الدنيا» برداشت شده است. البتّه اگر «فى الحيوة الدنيا»، متعلّق به «قوله» باشد ; يعنى آنان درباره دنيا، طرحهاى زيبا و شگفت آورى داشتند.

9 ـ قَسَم و شاهد گرفتن خداوند ، دستاويز منافقان براى اثبات اظهاراتِ خود

و يُشهد اللّهَ على ما فى قلبه

10 ـ بهره گيرى منافقان از باور ها و مقدّسات مؤمنان ، براى رسيدن به اغراض خويش

و يُشهد اللّهَ على ما فى قلبه

قسم به خداوند كه از مقدّسات مسلمين است، دستاويز برخى از مردم براى قبولاندن عقايد بى پايه خويش.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 62 - 6،11

6 ـ دروغ ، سوگند به خدا ، توجيه اعمال ناروا و عذرتراشى ، از شگرد هاى منافقان

يصدّون عنك صدودا . .. ثمّ يحلفون باللّه ان اردنا الّا احساناً و توفيقاً

به دليل «يصدّون عنك» معلوم مى شود كه ادعاى اراده احسان دروغ بوده است. بنابراين ادعاى آنان تنها توجيه و عذرتراشى براى اعمال ناروايشان بوده است ; نه پى بردن به اشتباه و عذرخواهى واقعى.

11 ـ ادعاى نيكوكارى و صلح جويى از شگرد هاى منافقان

ان اردنا الّا احساناً و توفيقاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 63 - 12

12 ـ لزوم هشيارى پيامبر و رهبران الهى ، در برخورد با شگرد هاى منافقان

ان اردنا الّا احساناً و توفيقاً. اولئك الّذين يعلم اللّه ما فى قلوبهم فاعرض عنهم

خداوند قبل از دستور به گذشت و موعظه، به پيامبر (صلی الله علیه و آله) مى آموزد كه عذر منافقان دروغ و بى پايه است تا به اين وسيله وى را متوجّه شگردهاى آنان سازد و موعظه را بر اين اساس، پايه ريزى نمايد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 141 - 5

5 ـ لزوم هشيارى مسلمان در قبال ترفند ها و شگرد هاى منافقان

الذين يتربّصون بكم فإن كان لكم فتح من اللّه . .. و نمنعكم من المؤمنين

از اهداف افشاى منافقان و بر شمردن ويژگيهاى آنان، آگاه كردن مؤمنان به حيله ها و مكرهاى آنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 142 - 1،2،3،4،6،7،17

1 ـ خدعه و نيرنگ با خداوند ، برنامه هميشگى منافقان است .

إنّ المنفقين يخدعون اللّه

فعل مضارع «يخدعون»، استمرار و اصرار منافقان بر حيله گرى را مى فهماند.

2 ـ منافقان ، گروهى حيله گر و نيرنگ باز هستند .

إنّ المنفقين يخدعون اللّه

3 ـ منافقان حيله گر ، خود گرفتار كمند نيرنگ هاى خدايند .

و هو خدعهم

4 ـ امهال و واگذارى منافقان براى خدعه و نيرنگ ، مكر و نيرنگ خدا با آنهاست .

إنّ المنفقين يخدعون اللّه و هو خدعهم

جمله «و هو خدعهم» حاليه است، يعنى همان خدعه و نيرنگ آنان، خدعه خداوند عليه ايشان است. به اين معنا كه خداوند آنان را مهلت داده و به خود واگذاشته تا در گناهان بسيار، غرق شوند.

6 ـ خداوند ، پشتيبان و حامى مؤمنان ، در برابر مكر و نيرنگ منافقان

إنّ المنفقين يخدعون اللّه و هو خدعهم

بنابر اينكه مراد از مكر با خداوند، مكر با مؤمنان باشد.

7 ـ خداوند ، خود كيفر دهنده خدعه و نيرنگ منافقان خيانت پيشه است .

إنّ المنفقين يخدعون اللّه و هو خدعهم

بدان احتمال كه خدعه خداوند، همان كيفر و مجازاتهاى وى باشد.

17 ـ خدعه خداوند با منافقان نيرنگ باز ، به مجازات كردن آنان است .

إنّ المنفقين يخدعون اللّه و هو خدعهم

امام رضا(ع) در پاسخ سؤال از معناى خدعه خداوند در آيه فوق فرمود: ان اللّه تعالى . .. لايخادع و لكنه تعالى يجازيهم ... جزاء ... الخديعة ... .


توحيد صدوق، ص 163، ح 1، ب 21; نورالثقلين، ج 1، ص 565، ح 632.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 143 - 7

7 ـ تحير منافقان ، كيفر شوم عملكرد ( خدعه ها و . . . ) آنان است .

مذبذبين بين ذلك . .. فلن تجد له سبيلا

چون اضلال خداوند همواره جنبه كيفرى دارد و كيفر نيز به اقتضاى رفتار نارواست، معلوم مى شود گمراهى منافقان و از آن جمله ـ تحير آنان ـ كيفرى الهى است و اين كيفر برخاسته از اعمال نارواى آنان (خدعه، كسالت در نماز و . ..) است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 56 - 6

6 ـ لزوم توجه به ماهيت منافقان و شناخت ترفند ها و شگرد هاى آنان

و يحلفون باللّه إنهم لمنكم و ما هم منكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 65 - 8

8 ـ بى شرمى منافقان و اصرار آنان بر دروغ پردازى و تزوير ، حتى پس از افشاى اسرار درونى و توطئه هاى آنان

و لئن سألتهم ليقولن إنما كنا نخوض و نلعب قل أباللّه و ءايته و رسوله كنتم تستهزءو

جمله «قل أباللّه . .. » مى تواند رد ادعاى منافقان در مورد «نخوض و نلعب» باشد ; يعنى، آنان هنوز هم با اين سخنان در مقام تزويرند.

120- مكر يهود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 49 - 13

13 ـ تلاش موذيانه و فريبكارانه اهل كتاب ( يهود ) ، براى بازداشتن پيامبر (صلی الله علیه و آله) از حكم و داورى بر اساس قرآن

و احذرهم ان يفتنوك عن بعض ما أنزل اللّه إليك

چون «يفتنوك» به «عن» متعدى شده است علاوه بر بازداشتن و گمراه ساختن، معناى خدعه و نيرنگ نيز در آن اشراب شده است ; يعنى مبادا تو را با نيرنگ از احكام الهى بازدارند و گمراه سازند.

121- ممانعت از مكر كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 16 - 2

2 - بايد كافران را از طمع در ايمان مردم مأيوس كرد و زمينه هاى موفقيت كافران در فريب مؤمنان را از بين برد .

فلايصدّنك عنها من لايؤمن بها

چنان كه مفسران گفته اند: نهى «لايصدّنك» گرچه ظاهراً متوجه كافران است، ولى در حقيقت نهى از ايجاد سبب است; يعنى تو اى موسى ـ و ديگر مؤمنان ـ نبايد به گونه اى عمل كنيد كه كافران بتوانند شما را از ايمان بازدارند.

122- منافقان مدينه و مكر خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 12 - 5،9

5 - منافقان و بيماردلان مدينه ، وعده خدا و پيامبر را بر پيروزى ، فريب و خدعه اى بيش نمى دانستند .

و إذ يقول المنـفقون و الذين فى قلوبهم مرض ما وعدنا اللّه و رسوله إلاّ غرورًا

9 - ظن و گمان منافقان و بيماردلان مدينه ، در غزوه احزاب ، اين بود كه وعده خدا و پيامبرش ، جز فريب نيست .

و تظنّون باللّه الظنونا . .. و إذ يقول المنـفقون ... ما وعدنا اللّه و رسوله إلاّ

«و إذ يقول» مى تواند تفسير «الظنونا» باشد.

123- منشأ مكر برادران يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 12 - 9

9ـ رفتار هاى نارواى برادران يوسف ( توطئه ، دروغ و فريب كارى ) برخاسته از نفوذ شيطان در آنان بود .

إن الشيطـن للإنسـن عدو مبين . .. اقتلوا يوسف ... أرسله معنا غدًا يرتع و يلعب

124- موارد مكر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 32 - 15

15 - رويكرد به خدا در بلا ها و اعراض از او پس از نجات ، دغلكارى و ناسپاسى است .

فلمّا نجّيهم إلى البرّ . .. و ما يجحد بأيـتنا إلاّ كلّ ختّار كفور

125- نجات از مكر ابليس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 17 - 9

9 ـ تنها گروهى از انسانها سپاسگزار خداوند بوده و از تزوير و فريب ابليس رهايى مى يابند.

و لاتجد أكثرهم شكرين

126- نجات از مكر زليخا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 34 - 1،2،6

1ـ خداوند ، دعاى يوسف ( ع ) ( درخواست رهايى از كيد زليخا و همپالگى هاى وى ) را اجابت كرد و او را از مكر آنان مصون داشت .

فاستجاب له ربه فصرف عنه كيدهنّ

«استجابة» (مصدر استجاب) به معناى پذيرفتن درخواست است.

2ـ امداد خداوند ، مايه رهايى يوسف ( ع ) از گناه و مكر و افسون زليخا و زنان اشراف شد .

فاستجاب له ربه فصرف عنه كيدهنّ

6ـ نجات يوسف ( ع ) از كيد زليخا و ديگر زنان ، جلوه اى از ربوبيت الهى بر آن حضرت

فاستجاب له ربه فصرف عنه كيدهنّ

127- نجات از مكر زنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 33 - 13

13ـ رهايى از دام تمايلات جنسى و مكر زنان ، بدون امداد الهى حتى براى پيامبران و بندگان خالص خدا نيز ميسور نيست .

و إلاّ تصرف عنى كيدهنّ أصب إليهنّ

128- نجات از مكر زنان اشراف مصر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 34 - 2،6

2ـ امداد خداوند ، مايه رهايى يوسف ( ع ) از گناه و مكر و افسون زليخا و زنان اشراف شد .

فاستجاب له ربه فصرف عنه كيدهنّ

6ـ نجات يوسف ( ع ) از كيد زليخا و ديگر زنان ، جلوه اى از ربوبيت الهى بر آن حضرت

فاستجاب له ربه فصرف عنه كيدهنّ

129- نجات از مكر كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 16 - 4

4 - رهايى پيامبران از فريب ها و وسوسه هاى كافران ، در پرتو تذكرات و رهنمود هاى خداوند است .

فلايصدّنك عنها من لايؤمن بها

130- نشانه هاى بى تأثيرى مكر كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 42 - 5

5ـ نابودى كفرپيشگان توطئه گر در طول تاريخ ، نشانه بى اثر بودن مكر آنان در برابر برنامه هاى الهى است .

أولم يروا أنّا نأتى الأرض ننقصها . .. و قد مكر الذين من قبلهم فلله المكر جميعًا

131- نشانه هاى مكر خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 45 - 5

5 - مهلت دادن به تكذيب گران ، جلوه كيد و تدبير خداوند عليه آنان است .

إنّ كيدى متين

جمله «إنّ كيدى متين» در مقام تعليل براى «أُملى لهم» است; يعنى، مهلت دادن ما به كافران، چنين است كه ما كيد و تدبيرى متين و استوار درباره آنان انديشيده ايم و اين مهلت، جلوه همين تدبير است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - طارق - 86 - 17 - 5

5 - مهلت دادن به كافران ، نمونه اى از مكر خداوند با آنان است .

و أكيد كيدًا . فمهّل الكـفرين

132- نگرانى از مكر دشمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 70 - 6

6 - بيم پيامبر (صلی الله علیه و آله) از كارساز بودن توطئه هاى دشمنان و عقيم ماندن برنامه هاى تبليغى خود

و لاتكن فى ضيق ممّا يمكرون

ظاهراً پيامبر(صلی الله علیه و آله) نگران از اين بود كه طرح ها و نقشه هاى دشمنان عليه او و رسالت الهى اش مؤثر واقع شود و اين نگرانى، اسباب دلتنگى و آزردگى خاطر آن حضرت را فراهم كرده بود.

133- ويژگيهاى مكر خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 21 - 11

11 ـ مكر خدا ، سريع ترين و كارآمدترين مكرهاست .

إذا لهم مكر فى ءاياتنا قل اللّه أسرع مكراً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 13 - 17

17ـ مكر ها و برنامه هاى پنهانى خدا بسى پيچيده و دست نايافتنى است .

و هو شديد المحال

بر اين مبنا كه «محال» به معناى مكر و كيد باشد ، تناسب اقتضا مى كند كه مراد از شدت ، شدت در پنهان بودن آن مكر و كيد باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 50 - 6

6 - ذهن و انديشه كافران ، ناتوان از درك مكر خدا و تدبير الهى عليه آنان

و مكرنا مكرًا و هم لايشعرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 45 - 3،4

3 - كيد و تدبير خداوند ، متين و استوار است .

إنّ كيدى متين

4 - كيد و تدبير خداوند ، شكست ناپذير است .

إنّ كيدى متين

134- هوشيارى بر مكر زنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 28 - 12

12ـ ضرورت هوشيارى در برابر مكر ها و حيله هاى زنان

إنه من كيدكنّ إن كيدكنّ عظيم

135- يوسف(ع) و مكر زليخا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 33 - 7،11

7ـ يوسف ( ع ) نگران تأثير مكر و حيله زليخا و زنان اشراف در خود و واداشتنش بر گناه و معصيت

و إلاّ تصرف عنى كيدهنّ أصب إليهنّ

11ـ يوسف ( ع ) ، براى رهايى از مكر زليخا و زنان اشراف و نجات از دام شهوت ، به نيايش با خدا و استمداد از او پرداخت .

رب . .. و إلاّ تصرف عنى كيدهنّ أصب إليهنّ

«صبو» (مصدر أصب) به معناى ميل كردن و گرايش پيدا كردن است. جمله «و إلاّ تصرف ...» (اگر مكر آن زنان را از من باز نگردانى ، به آنان گرايش پيدا مى كنم) به قرينه آيه بعد (فاستجاب) خبرى است در مقام دعا و درخواست.

136- يوسف(ع) و مكر زنان اشراف مصر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 33 - 7،11

7ـ يوسف ( ع ) نگران تأثير مكر و حيله زليخا و زنان اشراف در خود و واداشتنش بر گناه و معصيت

و إلاّ تصرف عنى كيدهنّ أصب إليهنّ

11ـ يوسف ( ع ) ، براى رهايى از مكر زليخا و زنان اشراف و نجات از دام شهوت ، به نيايش با خدا و استمداد از او پرداخت .

رب . .. و إلاّ تصرف عنى كيدهنّ أصب إليهنّ

«صبو» (مصدر أصب) به معناى ميل كردن و گرايش پيدا كردن است. جمله «و إلاّ تصرف ...» (اگر مكر آن زنان را از من باز نگردانى ، به آنان گرايش پيدا مى كنم) به قرينه آيه بعد (فاستجاب) خبرى است در مقام دعا و درخواست.

2- مكه

1- مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 195 - 25،27

25 ـ شرايط دشوار محيط مكّه براى مسلمانان صدر اسلام

فالّذين هاجروا و اخرجوا من ديارهم و اوذوا فى سبيلى

چون معمولا هجرت در صدر اسلام از مكّه و اطراف آن صورت مى گرفت، مراد از «ديارهم»، مكّه و اطراف آن است.

27 ـ حاكميّت و تسلّط كافران بر سرزمين مكّه و مسلمانان آن ديار ، در صدر اسلام

فالّذين . .. اخرجوا من ديارهم و اوذوا فى سبيلى ... و قتلوا

2- آبادانى مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 126 - 3،22

3 - رونق اقتصادى شهر مكه و بهره مند شدن شهروندان مؤمن آن از انواع ثمرات و ميوه ها ، دعاى ابراهيم ( ع ) به درگاه خداوند

و ارزق أهله من الثمرت من ءامن منهم

22 - از امام باقر ( ع ) درباره درخواست ابراهيم ( ع ) كه فرمود : « و ارزق أهله من الثمرات » روايت شده كه : « ان المراد بذلك ان الثمرات تحمل إليهم من الآفاق ;

اين ميوه ها، از سرزمينهاى دور به آن جا (مكه) برده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 92 - 9

9 ـ قدمت عمران و آبادى شهر مكه

و لتنذر أم القرى و من حولها

ظاهراً مقصود از «أم القرى» شهر مكه است. كاربرد اين نام از جانب خداوند گواهى بر قدمت عمران و آبادانى و تشكيل جامعه و شهرنشينى در مكه است.

3- آثار اجابت خواسته هاى كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 8 - 5

5- در صورت تحقق درخواست كافران براى نزول ملائكه ، تمامى آنان هلاك مى شوند و مهلتى براى ايمان نخواهند داشت .

ما ننزّل الملئكة إلاّ بالحقّ و ما كانوا إذًا منظرين

انظار مصدر «منظر» به معناى تأخير انداختن است و حصر در آيه، نشان مى دهد كه با آمدن ملائكه، اجل هيچ كدام از كفار به تأخير نخواهد افتاد و به هلاكت خواهند رسيد.

4- آثار امنيت مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 57 - 15

15 - وجود امنيت در مكه ، عامل تبديل شدن آن شهر به مركز عمده اقتصاد و تجارت در جزيرة العرب

حرمًا ءامنًا يجبى إليه ثمرت كلّ شىء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تين - 95 - 3 - 4

4 - امنيت مكه ، مايه عظمت و شايستگى آن براى سوگند خداوند است .

و هـذا البلد الأمين

5- آثار باستانى مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 42 - 7

7 - آثارى از گذشتگان ، در دست رس مردم مكه بود .

سيروا فى الأرض فانظروا كيف كان عـقبة الذين من قبل

6- آثار بى عقلى اهل مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 46 - 8

8 - نسبت جنون به پيامبر (صلی الله علیه و آله) از سوى مردم مكه ، ناشى از بى انديشگى بوده است .

ثمّ تتفكّروا ما بصاحبكم من جِنّة

7- آثار تعصب مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 26 - 1

1 - تعصّب جاهلى و غرور مشركان مكه ، مايه بستن راه مسجدالحرام بر مؤمنان در حديبيه

هم الذين كفروا و صدّوكم عن المسجدالحرام. .. إذ جعل الذين كفروا فى قلوبهم الحميّة

«إذ» ظرف براى «صدّوا» است.

8- آثار تفكر طبقاتى اهل مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 31 - 6

6 - درونمايه هاى فرهنگ طبقاتى و مادى مردم مكه ، زمينه ساز گرايش آنان به كفر و شرك

و إنّا به كـفرون . و قالوا لولا نزّل هـذا القرءان

با توجه به اين كه آيه شريفه پس از بيان كفر مشركان (إنّا به كافرون) روحيه مادى گرايانه آنان را بازگو مى كند، تأثير اين بينش در انحراف و كفر استفاده مى شود.

9- آثار تكبر مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 26 - 1

1 - تعصّب جاهلى و غرور مشركان مكه ، مايه بستن راه مسجدالحرام بر مؤمنان در حديبيه

هم الذين كفروا و صدّوكم عن المسجدالحرام. .. إذ جعل الذين كفروا فى قلوبهم الحميّة

«إذ» ظرف براى «صدّوا» است.

10- آثار توحيد مسلمانان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 40 - 1

1 - اخراج ظالمانه مسلمانان صدراسلام از زادگاهشان ( مكّه ) ، تنها به جرم اعتقاد آنان به يگانگى خدا

بأنّهم ظلموا . .. الذين أُخرجوا من ديـرهم بغير حقّ

«الذين اُخرجوا» بدل از «الذين يقاتلون» و به تقدير اذن القتال للذين اُخرجوا. ..» مى باشد. «ديار» جمع «دار» است و «دار»; يعنى، خانه و جايى كه انسان در آن جا سكونت دارد. بنابراين معناى جمله ياد شده چنين مى شود: به كسانى كه به ناحق از خانه و كاشانه خود بيرون رانده شدند، رخصت پيكار داده شد.

11- آثار جنگ با مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 25 - 14،17

14- آسيب ديدن مؤمنان ناشناخته شهر مكه ، در صورت وقوع جنگ ميان مسلمانان و مكيان در حديبيه

و لولا رجال مؤمنون . .. أن تطـوهم

17- پايمال شدن حرمت مردان و زنان مؤمن در صورت جنگ در حديبيه ، مايه ننگ براى مسلمانان

و لولا رجال مؤمنون و نساء مؤمنـت . .. فتصيبكم منهم معرّة

12- آثار جهل اكثريت مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 57 - 21

21 - جهل بيشتر مشركان مكه به خاستگاه الهى امنيت و رفاه اقتصادى آن شهر ، عامل روى گردانى آنان از پذيرش هدايت الهى ( اسلام ) بود .

و قالوا إن نتّبع الهدى . .. و لـكنّ أكثرهم لايعلمون

13- آثار ختم قلب مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 46 - 2

2- مشركان مكه ، در اثر مستورى قلب و سنگينى گوشهايشان ، از ادراك صحيح آيات خدا ، محروم بودند .

و جعلنا بينك و بين الذين لايؤمنون بالأخرة حجابًا مستورًا و جعلنا على قلوبهم أكنّ

14- آثار سلطه مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 2 - 1

1 - اقدام مشركان مكه به كينه توزى و آزار مسلمانان ، در صورت دست يافتن بر ايشان

إن يثقفوكم يكونوا لكم أعداء و يبسطوا إليكم أيديهم و ألسنتهم بالسوء

«ثقف» (مصدر «يثقفون») به معناى رسيدن به چيزى و دست يافتن به آن است.

15- آثار سنگينى گوش مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 46 - 2

2- مشركان مكه ، در اثر مستورى قلب و سنگينى گوشهايشان ، از ادراك صحيح آيات خدا ، محروم بودند .

و جعلنا بينك و بين الذين لايؤمنون بالأخرة حجابًا مستورًا و جعلنا على قلوبهم أكنّ

16- آثار شبهه افكنى كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 9 - 3

3 - تأثيرپذيرى مردمان كم عقل و ضعيف الرأى ، از سخنان انكارآميز كافران مكه عليه موضوع رستاخيز و روز جزا

إنّكم لفى قول مختلف . يؤفك عنه من أُفك

ضمير در «عنه» مى تواند به «قول مختلف» بازگردد. در اين صورت «عن» تعليليه بوده و جمله «يؤفك...» صفت براى «قول» مى باشد; يعنى، «يؤفك بسببه...».

17- آثار فتح مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 10 - 4،12

4 - بروز روحيه ثروت اندوزى و كوتاهى در امر انفاق ، در ميان مسلمانان صدراسلام پس از فتح مكه

و ما لكم ألاّتنفقوا فى سبيل اللّه

آيه شريفه ـ چنان كه از عبارت هاى آن استفاده مى شود ـ پس از فتح مكه نازل شده است. توبيخ مسلمانان از سوى خداوند، به

خاطر كوتاهى آنان در امر انفاق، نشان مى دهد كه آنان، پس از استقرار اسلام در جزيرة العرب و آسوده خاطر شدن، گرفتار نوعى مال دوستى و ثروت اندوزى شدند.

12 - شرايط مسلمانان صدراسلام تا پيش از فتح مكه ، بسى سخت تر از شرايط آنان پس از آن بوده است .

لايستوى منكم من أنفق من قبل الفتح و قـتل . .. من الذين أنفقوا من بعد و قـتلوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نصر - 110 - 2 - 4،7

4 - پيروزى مسلمانان عصر بعثت بر مكه و فتح آن ، زمينه ساز مسلمان شدن جمعيت هاى فراوانى از مردم آن زمان

إذا جاء نصر اللّه و الفتح . و رأيت الناس يدخلون فى دين اللّه أفواجًا

7 - فتح مكه ، نشانه حقانيت اسلام و حمايت خداوند از پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در ديدگاه مردم عصر بعثت

إذا جاء نصر اللّه . .. يدخلون فى دين اللّه أفواجًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نصر - 110 - 3 - 8

8 - امداد هاى الهى در فتح مكه ، جلوه ربوبيت خداوند بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مايه پيشرفت اهداف رسالت آن حضرت بود .

إذا جاء نصر اللّه و الفتح . .. فسبّح بحمد ربّك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 28 - 11

11- تحقق وعده خداوند ، به ورود پيروزمندانه مسلمانان به مكه ، گواه تحقق پذيرى وعده او در غلبه اسلام بر تمامى اديان *

لتدخلنّ المسجد الحرام . .. هو الذى أرسل رسوله ... ليظهره على الدين كلّه

خداوند در آيه قبل، به مؤمنان وعده داد كه با ايمنى وارد مكه خواهند شد و اين وعده تحقق يافت. حال در اين آيه، نويد داده است كه اسلام نه بر مشركان مكه; بلكه بر تمامى اديان غلبه خواهد كرد و اين وعده، همانند وعده پيشين تحقق پذير خواهد بود.

18- آثار كفران اهل مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 112 - 14

14- روى آورى فقر ، گرسنگى و ناامنى به شهر مكه پس از آبادانى آن ، در نتيجه كفران نعمت هاى الهى

ضرب الله مثلاً قرية كانت ءامنة مطمئنّة . .. فأذقها الله لباس الجوع و الخوف بما ك

برداشت فوق ـ چنان چه عده اى از مفسّران گفته اند ـ بنابراين احتمال است كه مورد مثال آيه، قحطى شهر مكه باشد.

19- آثار گمراهى مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 48 - 4

4- گمراهى مشركان مخالف پيامبر (صلی الله علیه و آله) در مكه ، به حدى بود كه آنان زمينه هدايت را از دست داده بودند .

فضلّوا فلايستطيعون سبيلاً

«فلايستطيعون» تفريع بر «ضلّوا» است و مراد از آن، بسته شدن تمامى راههاى هدايت براى آنان است.

20- آثار ماديگرايى اهل مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 31 - 6

6 - درونمايه هاى فرهنگ طبقاتى و مادى مردم مكه ، زمينه ساز گرايش آنان به كفر و شرك

و إنّا به كـفرون . و قالوا لولا نزّل هـذا القرءان

با توجه به اين كه آيه شريفه پس از بيان كفر مشركان (إنّا به كافرون) روحيه مادى گرايانه آنان را بازگو مى كند، تأثير اين بينش در انحراف و كفر استفاده مى شود.

21- آثار هواپرستى مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 14 - 11

11- مبارزه مشركان مكه با پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، ناشى از هواپرستى آنان و نه دلايل منطقى

قريتك الّتى أخرجتك . .. و اتّبعوا أهواءهم

22- آثارباستانى مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 27 - 1

1- وجود برخى آبادى ها و ملت هاى هلاك شده به وسيله عذاب الهى ، در اطراف مكه

و لقد أهلكنا ما حولكم من القرى

23- آدم ربايى در اطراف مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 67 - 3

3 - ناامنى و آدم ربايى در پيرامون مكه ، در دوران آغاز اسلام ، رواج داشته است .

أَوَلم يروا أنّا جعلنا حرمًا ءامنًا و يتخطّف الناس من حولهم

24- آدم ربايى در مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 57 - 2

2 - ترس ربوده شدن از سرزمين مكه به وسيله مشركان عرب ( كوچ اجبارى و از دست دادن ملك و خانه و اموال ) ، بهانه شرك پيشگان مكه در نپذيرفتن دعوت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و قالوا إن نتّبع الهدى معك نتخطّف من أرضنا

25- آرزوى فتح مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نصر - 110 - 1 - 3

3 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مشتاق آزادسازى و فتح مكه و در انتظار نصرت و امداد هاى الهى

إذا جاء نصر اللّه و الفتح

مفسران، اين سوره را ناظر به فتح مكه مى دانند. مژده پيشاپيش آن به رسول اكرم(صلی الله علیه و آله)، نشانگر اشتياق آن حضرت به تحقق آن است.

26- آوارگى مسلمانان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 40 - 5

5 - تشريع حكم جهاد ، پس از آوارگى مسلمانان از مكّه و هجرت به مدينه

أُذن للذين يقـتلون . .. الذين أُخرجوا من ديـرهم بغير حقّ

27- ابتلاى كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 75 - 4

4 - ابتلاى كافران مكه به گرفتارى و سختى ، از رخداد هاى دوران پيش از هجرت

و لو رحمنـهم و كشفنا ما بهم من ضرّ

28- ابراهيم(ع) و كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 126 - 4،20

4 - ابراهيم ( ع ) ، كفرپيشگان مكه را شايسته بهره مند شدن از روزى هاى الهى نمى دانست .

و ارزق . .. من ءامن منهم باللّه و اليوم الأخر

20 - دلجويى خداوند از ابراهيم ( ع ) به خاطر اجابت نكردن دعاى او عليه كافران مكه

و ارزق . .. من ءامن منهم ... قال و من كفر فأمتعه قليلا ثم أضطره إلى عذاب النار

از هدفهاى بيان اندك بودن متاع دنيا و زمان بهره گيرى از آن و نيز بيان فرجام شوم كفرپيشگان پس از رد كردن تقاضاى ابراهيم عليه آنان، دلجويى از ابراهيم است.

29- اتحاد مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 13 - 3

3- همدلى مشركان مكه ، در خالى ساختن سرزمين مكه ، از وجود پيامبر (صلی الله علیه و آله) *

قريتك الّتى أخرجتك

نسبت دادن «إخراج» به قريه، مى تواند از آن جهت باشد كه همه مردم شهر و يا بيشتر آنان، بر اخراج پيامبر(صلی الله علیه و آله) مصمم و همدل بوده اند.

30- اتمام حجت بر كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 135 - 1

1- كافران مكه با انكار آيات الهى ـ پس از اتمام حجت بر ايشان ـ مستحق نابودى و عذاب بودند .

و لو أنّا أهلكنـهم . .. فستعلمون من أصحـب الصرط السوىّ و من اهتدى

31- اتمام حجت بر مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 156 - 1

1 ـ نزول قرآن اتمام حجتى است براى مشركان مكه و ساير انسانها

هذا كتب أنزل نه . .. أن تقولوا إنما أنزل الكتب على طائفتين

«أن تقولوا» به تقدير «لام» و «لا» نافيه متعلق به «أنزلناه» در آيه قبل است ; يعنى: «أنزلنا القرآن لئلا تقولوا . .. » مخاطبان آيه همه انسانها، بجز يهود و نصارا، هستند و مشركان مكه نيز به دليل آيات گذشته و نيز مكى بودن سوره، مصداق مورد نظر هستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 157 - 2

2 ـ نزول قرآن موجب اتمام حجت خدا بر مشركان مكه و ساير انسانها

أنزل نه . .. أو تقولوا لو أنا أنزل علينا الكتب لكنا أهدى منهم

32- اجابت خواسته هاى كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 8 - 8

8- در صورت تحقق خواسته كافران مكه ، مبنى بر نزول ملائكه ، آنان گرفتار عذابى مرگبار مى شدند .

ما ننزّل الملئكة إلاّ بالحقّ و ما كانوا إذًا منظرين

يكى از احتمالاتى كه براى آيه داده شده، اين است كه ملائكه، در صورتى كه بخواهند براى كافران نازل شوند، برايشان عذاب به ارمغان خواهند آورد; عذابى كه هيچ كدام از آنان را زنده نخواهد گذاشت.

33- احترام اهل مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - قريش - 106 - 2 - 6

6 - احترام كعبه و ساكنان مكه ، نزد مردم در مسير كاروان هاى قريش ، مرهون ظهور حمايت خداوند از كعبه در « عام الفيل »

إيلـفهم رحلة الشتاء و الصيف

تأمين امنيت براى كاروان هاى قريش به وسيله نابود ساختن اصحاب فيل، مى تواند از آن جهت باشد كه قبيله هاى بين راه، پس از

حادثه فيل براى كعبه و قريش ـ كه اهل حرم بودند ـ احترام ويژه اى قائل شدند.

34- احترام مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 57 - 11

11 - مكه ، مكانى مقدس و محترم براى مردم جزيرة العرب

أوَلم نمكّن لهم حرمًا ءامنًا

مكه از آن جهت «حرم» نام گرفته كه مورد حرمت و احترام مردم آن ديار بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 67 - 4

4 - مردم جزيرة العرب ، به حفظ حرمت و امنيت مكه ، پابند بوده اند .

أَوَلم يروا أنّا جعلنا حرمًا ءامنًا و يتخطّف الناس من حولهم

35- احكام حرم مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 1 - 10،11

10 ـ حرمت صيد در حرم مكه

غير محلى الصيد و انتم حرم

برداشت فوق بر اين اساس است كه مراد از «حُرُم» «داخلون فى الحرم» باشد گفتنى است مراد از حَرَم بر اساس اين احتمال حرم مكه است.

11 ـ حرمت گوشت و ساير بهره بردارى ها ، از حيوانى كه در حرم مكه صيد شود .

غير محلى الصيد و انتم حرم

36- احكام مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 126 - 8

8 - شهر مكه ، حتى براى كافران نيز بايد جايگاهى امن باشد .

رب اجعل هذا بلداً ءامناً و ارزق . .. من ءامن منهم باللّه و اليوم الأخر

از اينكه ابراهيم(ع) دومين دعاى خويش; يعنى، اعطاى ثمرات را به مؤمنان اختصاص داد، ولى امنيت شهر مكه را به طور مطلق آورد، مى توان به اين نتيجه رسيد كه: آن حضرت امنيت مكه را براى همگان حتى براى كافران خواسته بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 2 - 1،2

1 - شهر مكه ، داراى محرّماتى ويژه و احكامى خاص است .

لا أُقسم . .. و أنت حلّ بهـذا البلد

جمله «و أنت حلّ . ..»، يكى از خصايص پيامبراكرم(صلی الله علیه و آله) را بيان كرده است و آن اباحه برخى از امورى است كه بر ديگران مباح نبود. بنابراين شهر مكه براى غير پيامبر(صلی الله علیه و آله)، احكامى ويژه و محرّماتى خاص دارد.

2 - تكليف پيامبر (صلی الله علیه و آله) درباره محرّمات شهر مكه ، با ديگر مردم يكسان نبود .

و أنت حلّ بهـذا البلد

«حِلٌّ» و «حَلالٌ»، به يك معنا است و به مردى كه از احرام بيرون آمده و يا از حرم خارج شده باشد، «حَلال» و «مُحِلّ» گفته مى شود(مفردات راغب). بر اين مبنا «حِلّ» بودن پيامبر(صلی الله علیه و آله); يعنى، آنچه درباره مكه بر ديگران تحريم شده، براى آن حضرت مباح است. در اين معنا جمله «و أنت حلّ»، مستأنفه خواهد بود. مشهور گفته اند: محرمات مكه براى حضرت رسول(صلی الله علیه و آله)، تنها در «لحظه اى از روز فتح مكه» مباح شد و در غير آن زمان با ديگران يكسان بوده است.

37- اختلاف كافران مكه با محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 28 - 9

9 - كافران مكه ، در انتظار وقوع روزى براى حل و فصل شدن اختلاف شان با پيامبر (صلی الله علیه و آله) بودند . *

و يقولون متى هـذا الفتح

احتمال دارد مراد از «الفتح» فصل و قضا ميان كافران و پيامبر(صلی الله علیه و آله) باشد. در اين صورت، «يوم الفتح»، روزى خواهد بود كه چنين ايده اى، جامه عمل بپوشد.

38- اختلاف مشركان مكه با محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 35 - 2

2- مسأله معاد ، از محور هاى اختلاف مشركان مكه با پيامبر (صلی الله علیه و آله)

إنّ هـؤلاء ليقولون . إن هى إلاّ موتتنا الأُولى

39- اختناق در مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 40 - 9

9 - حاكميت اختناق شديد بر سرزمين مكّه

الذين أُخرجوا من ديـرهم . .. إلاّ أن يقولوا ربّنا اللّه

از آن جايى كه مشركان مكّه در برابر عقايد توحيدى مسلمانان، آنان را تبعيد و اخراج كردند، برداشت ياد شده به دست مى آيد.

40- اخراج محمد(صلی الله علیه و آله) از مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 13 - 6

6 ـ مشركان ، در راستاى خاموش كردن آواى توحيد ، تصميم گرفته بودند پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) را از مكه اخراج كنند .

و همّوا بإخراج الرسول

41- اخراج مسلمانان از مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 191 - 4

4 - مشركان مكه ، مسلمانان صدر اسلام را از مكه اخراج و آنان را به هجرت وادار كردند .

و أخرجوهم من حيث أخرجوكم

42- اخراج مسلمانان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 40 - 1

1 - اخراج ظالمانه مسلمانان صدراسلام از زادگاهشان ( مكّه ) ، تنها به جرم اعتقاد آنان به يگانگى خدا

بأنّهم ظلموا . .. الذين أُخرجوا من ديـرهم بغير حقّ

«الذين اُخرجوا» بدل از «الذين يقاتلون» و به تقدير اذن القتال للذين اُخرجوا. ..» مى باشد. «ديار» جمع «دار» است و «دار»; يعنى، خانه و جايى كه انسان در آن جا سكونت دارد. بنابراين معناى جمله ياد شده چنين مى شود: به كسانى كه به ناحق از خانه و كاشانه خود بيرون رانده شدند، رخصت پيكار داده شد.

43- اخراج مشركان از مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 191 - 3

3 - مسلمانان صدر اسلام به نبرد با مشركان مكه و بيرون راندن آنان از آن سرزمين موظف شدند .

و أخرجوهم من حيث أخرجوكم

مراد از «من حيث أخرجوكم» بنا به گفته مفسران، مكه است و به مجبور شدن مسلمانان به ترك مكه و هجرت به مدينه و حبشه اشاره دارد.

44- اخلاق كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 47 - 2

2 ـ كفرپيشگان مكه با سرمستى و خودنمايى ، از ديار مكه رهسپار منطقه بدر شدند .

و لاتكونوا كالذين خرجوا من ديرهم بطرا

45- ادعاهاى كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 31 - 2

2 ـ كافران مكه مدعى توان خويش در آوردن آيات و معارفى چون قرآن

قالوا قد سمعنا لو نشاء لقلنا مثل هذا

46- ادعاهاى مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 58 - 1

1 - مجادله مشركان مكه با پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در مقايسه معبود هاى خويش با عيسى ( ع )

و قالوا ءألهتنا خير أم هو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 14 - 4

4- مشركان مكه ، مدعى تأثيرپذيرى پيامبر (صلی الله علیه و آله) از عوامل مرموز

و قالوا معلّم مجنون

واژه مجنون ممكن است به معناى جن زده و متأثر از عوامل مرموز و ناپيدا باشد.

47- ادعاى مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 13 - 23

23 - ادعاى تازگى و پيشينه نداشتن معارف اسلام ، از بهانه هاى مشركان مكه

شرع لكم . .. كبر على المشركين ما تدعوهم إليه

با توجه به اين كه آيات پيشين در مورد مشركان بوده است، ذكر سابقه معارف توحيدى در شرايعت هاى پيشين; مى تواند ناظر به اين نكته باشد كه مشركان مكه به بهانه تازگى معارف اسلامى تلاش در انكار آن داشتند.

48- اذيت مسلمانان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 96 - 3

3- مسلمانان صدراسلام ( در مكه ) از سوى كافران و مشركان گرفتار فشار هاى روحى و تنگنا هاى روانى بودند .

إنّ الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت سيجعل

با توجه به نزول اين آيات در مكّه، جمله «سيجعل . ..» بايد وعده اى نزديك به مسلمانان صدراسلام باشد. اين نويد حكايت از آن دارد كه مسلمانان در زمان نزول آيات، در شرايط سختى از نظر روحى و روانى و مقبوليت اجتماعى قرار داشتند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 12 - 5

5 - مسلمانان در مكه ، هم مورد آزار و اذيت جسمى بودند و هم در معرض تبليغات منفى كافران قرار داشتند .

و من الناس من يقول ءامنّا باللّه فإذا أوذى فى اللّه. ..و قال الذين كفروا... اتّب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 56 - 3

3 - مسلمانان مكه ، مورد اذيت و آزار مشركان بودند و از عبادت خدا منع مى شدند .

يـعبادى الذين ءامنوا إنّ أرضى وسعة

مراد از «عبادى» مؤمنان مكه اند. و «إنّ أرضى واسعة» كنايه از فرمان به هجرت است. چنين فرمانى، حاكى است كه آنان در مكه، مورد آزار قرار مى گرفتند و نمى توانستند خداوند را، به درستى، بندگى كنند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 14 - 4

4 - مسلمانان در مكه ، مواجه با حركت هاى ايذايى و خصمانه مشركان و در انديشه مقابله با آنان

قل للذين ءامنوا يغفروا للذين لا يرجون أيّام اللّه

فرمان الهى به غفران و چشم پوشى، از دو واقعيت تاريخى خبر مى دهد: 1ـ حركت هاى ايذايى مشركان مكه; 2ـ راه يافتن انديشه انتقام و مقابله به مثل در ذهن مؤمنان.

49- اذيتهاى اهل مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 2 - 6

6 - تجويز آزار رسانى به پيامبر (صلی الله علیه و آله) از سوى ساكنان مكه ، هتك حرمت آن سرزمين و اقدامى شگفت انگيز است .

لا أُقسم بهـذا البلد . و أنت حلّ بهـذا البلد

جمله «و أنت حلّ» ـ در سومين معناى «حلّ» (حلال شمردن نقض حريم پيامبر(صلی الله علیه و آله) ـ بيانگر نمونه اى براى آيات بعد است كه انسان را با رنج و زحمت، همراه خوانده است. خداوند با بيان آزار رسانى مردم مكه، به پيامبر(صلی الله علیه و آله) و ابراز تعجب از رفتار آنان، رسول اكرم را براى شكيبايى و مقاومت در برابر آزارهاى آنان، آماده مى سازد.

50- اذيتهاى كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 96 - 3

3- مسلمانان صدراسلام ( در مكه ) از سوى كافران و مشركان گرفتار فشار هاى روحى و تنگنا هاى روانى بودند .

إنّ الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت سيجعل

با توجه به نزول اين آيات در مكّه، جمله «سيجعل . ..» بايد وعده اى نزديك به مسلمانان صدراسلام باشد. اين نويد حكايت از آن دارد كه مسلمانان در زمان نزول آيات، در شرايط سختى از نظر روحى و روانى و مقبوليت اجتماعى قرار داشتند.

51- اذيتهاى مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 96 - 3

3- مسلمانان صدراسلام ( در مكه ) از سوى كافران و مشركان گرفتار فشار هاى روحى و تنگنا هاى روانى بودند .

إنّ الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت سيجعل

با توجه به نزول اين آيات در مكّه، جمله «سيجعل . ..» بايد وعده اى نزديك به مسلمانان صدراسلام باشد. اين نويد حكايت از آن دارد كه مسلمانان در زمان نزول آيات، در شرايط سختى از نظر روحى و روانى و مقبوليت اجتماعى قرار داشتند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 2 - 1

1 - اقدام مشركان مكه به كينه توزى و آزار مسلمانان ، در صورت دست يافتن بر ايشان

إن يثقفوكم يكونوا لكم أعداء و يبسطوا إليكم أيديهم و ألسنتهم بالسوء

«ثقف» (مصدر «يثقفون») به معناى رسيدن به چيزى و دست يافتن به آن است.

52- ارزش انفاق پس از فتح مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 10 - 14

14 - جهاد و انفاق مسلمانان در مقطع پيش از فتح مكه ، بسى ارزشمندتر از جهاد و انفاق آنان در مقطع پس از آن بود .

لايستوى منكم من أنفق من قبل الفتح و قـتل . .. من الذين أنفقوا من بعد و قـتلوا

53- ارزش انفاق قبل از فتح مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 10 - 14

14 - جهاد و انفاق مسلمانان در مقطع پيش از فتح مكه ، بسى ارزشمندتر از جهاد و انفاق آنان در مقطع پس از آن بود .

لايستوى منكم من أنفق من قبل الفتح و قـتل . .. من الذين أنفقوا من بعد و قـتلوا

54- ارزش جهاد پس از فتح مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 10 - 14

14 - جهاد و انفاق مسلمانان در مقطع پيش از فتح مكه ، بسى ارزشمندتر از جهاد و انفاق آنان در مقطع پس از آن بود .

لايستوى منكم من أنفق من قبل الفتح و قـتل . .. من الذين أنفقوا من بعد و قـتلوا

55- ارزش جهاد قبل از فتح مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 10 - 14

14 - جهاد و انفاق مسلمانان در مقطع پيش از فتح مكه ، بسى ارزشمندتر از جهاد و انفاق آنان در مقطع پس از آن بود .

لايستوى منكم من أنفق من قبل الفتح و قـتل . .. من الذين أنفقوا من بعد و قـتلوا

56- ارزش مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تين - 95 - 3 - 2

2 - « مكه » ، شهرى با عظمت و داراى ارزشى درخور سوگند خداوند

و هـذا البلد الأمين

عظمت مكه، از سوگند خداوند به آن و از اشاره با كلمه «هـذا» دانسته مى شود; زيرا آوردن اشاره ـ به جاى ذكر نام ـ يا براى تحقير است و يا تعظيم. سياق آيه شريفه، حاكى از تعظيم است.

57- استبعاد مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 61 - 4

4 - ترديد و استبعاد مشركان مكه ، در امكان وقوع قيامت

و إنّه لعلم للساعة فلاتمترنّ بها

58- استقلال فكرى كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 12 - 4

4 - كافران مكه ، براى عقيده خود ، هويتى مستقل ، قائل بودند .

اتّبعوا سبيلنا

59- استكبار مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 10 - 10

10- موضع تكبّرآميز و مستكبرانه مشركان مكه در برابر قرآن

و استكبرتم

60- استهزاهاى كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 6 - 1

1- خطاب استهزاگرانه و بى ادبانه كافران مكه به پيامبر (صلی الله علیه و آله) به هنگام سخن گفتن با آن حضرت

و قالوا يأيها الذى نزّل عليه الذّكر

از اينكه كفار، در مخاطب قرار دادن پيامبر(صلی الله علیه و آله) به جاى خطاب مستقيم با اسم و عنوان، با عنوان موصول و غايب آن حضرت را صدا مى زدند و نيز از اينكه به او نسبتى مى دادند كه خود آن را قبول نداشتند، حاكى از نكته فوق است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 11 - 3

3- خداوند ، تسلى بخش پيامبر (صلی الله علیه و آله) در برابر برخورد هاى تمسخرآميز كافران مكه

و قالوا يأيها الذى نزّل عليه الذّكر إنك لمجنون . .. و ما يأتيهم من رسول إلاّ كان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 13 - 8

8- خداوند ، تسلّى بخش پيامبر (صلی الله علیه و آله) در برابر برخورد هاى تمسخرآميز كافران مكه

و ما يأتيهم من رسول إلاّ كانوا به يستهزءون. كذلك نسلكه فى قلوب المجرمين . لايؤمن

آيات قبل، درباره برخورد عنادآلود كفار مكه با نبوت پيامبراكرم(صلی الله علیه و آله) بود. اينكه در اين آيه ها، برخورد مردمان پيشين با انبياى الهى را توضيح مى دهد، احتمالاً به جهت ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 36 - 1،2

1- كافران و مشركان مكه ، به هنگام رو به رو شدن با پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، آن حضرت را مورد تمسخر و استهزا قرار مى دادند .

و إذا رءاك الذين كفروا إن يتّخذونك إلاّهزوًا

2- تمسخر و استهزا ، تنها شيوه برخورد مشركان و كافران مكه با شخص پيامبر (صلی الله علیه و آله) بود .

و إذا رءاك الذين كفروا إن يتّخذونك إلاّهزوًا

حرف نفى «إن» و حرف استثنا «إلاّ» پس از آن ـ كه بر قصر دلالت مى كند ـ و نيز آمدن «هزواً» به صورت مصدر، همگى بيانگر

استمرار و شدت در كار استهزا و تمسخر است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 38 - 4

4- كافران دين ستيز مكه ، وعده ها و تهديد هاى الهى ( عذاب ، كيفراخروى و . . . ) را مورد استهزا و تمسخر قرار مى دادند .

و يقولون متى هـذا الوعد

جمله استفهاميه «و يقولون متى هـذا الوعد» براى تهكّم و استهزا است.

61- استهزاهاى مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 36 - 1،2

1- كافران و مشركان مكه ، به هنگام رو به رو شدن با پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، آن حضرت را مورد تمسخر و استهزا قرار مى دادند .

و إذا رءاك الذين كفروا إن يتّخذونك إلاّهزوًا

2- تمسخر و استهزا ، تنها شيوه برخورد مشركان و كافران مكه با شخص پيامبر (صلی الله علیه و آله) بود .

و إذا رءاك الذين كفروا إن يتّخذونك إلاّهزوًا

حرف نفى «إن» و حرف استثنا «إلاّ» پس از آن ـ كه بر قصر دلالت مى كند ـ و نيز آمدن «هزواً» به صورت مصدر، همگى بيانگر استمرار و شدت در كار استهزا و تمسخر است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 50 - 4

4 - مشركان مكه ، با درخواست تحقق معجزه از سوى پيامبر (صلی الله علیه و آله) در صدد تمسخر او بودند .

و قالوا لولا أنزل عليه

تعبير «و قالوا لولا أنزل عليه آيات من ربّه» به جاى «لولا يأتينا» ويا «لولا أنزل علينا»، مى تواند براى استهزا و مسخره كردن باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 57 - 3

3 - موضع گيرى استهزاآميز مشركان مكه ، نسبت به بيان قرآن درباره تولد و زندگى عيسى بن مريم ( ع )

و لمّا ضرب ابن مريم مثلاً إذا قومك منه يصدّون

«صديد» (مصدر «يصدّون») به معناى خنديدن و فرياد كشيدن و سر و صدا راه انداختن است. اين امور معمولاً به هنگام استهزا، تحقق پيدا مى كند.

62- اسكان اسماعيل(ع) در مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 37 - 20

20- « عن أبى الحسن موسى بن جعفر ( ع ) قال : إن إبراهيم ( ع ) لمّا أسكن اسماعيل ( ع ) و هاجر مكة . . . قال : « اللّهم إنى أسكنت من ذرّيتى بواد غير ذى زرع عند بيتك المحرم . . . فاجعل أفئدة من الناس تهوى إليهم . . . » فأوحى الله إلى ابراهيم عن أصعد أباقبيس فناد فى الناس : يا معشر الخلائق إن الله يأمركم بحج هـذا البيت الذى بمكة . . . فهناك . . . وجب الحج على جميع الخلائق . . . ;

از امام كاظم(ع) روايت شده است كه فرمود: آن گاه كه ابراهيم(ع)، اسماعيل و هاجر را در مكه اسكان داد . .. گفت: پروردگارا! «إنى أسكنت من ذرّيتى بواد غير ذى رزع ...». پس خداوند به او وحى كرد: بر بالاى كوه ابوقبيس برو، پس در ميان مردم ندا ده: اى مردمان! همانا خداوند شما را به حج اين خانه اى كه در مكه است امر كرده ... پس آن جا بود كه حج بر تمام خلايق واجب شد».

63- اسكان نسل ابراهيم(ع) در مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 37 - 1،2،18

1- حضرت ابراهيم ( ع ) برخى از ذريه ( نسل و فرزندان ) خود را در نزديكى خانه خدا اسكان داد .

ربّنا إنى أسكنت من ذرّيتى بواد غير ذى زرع عند بيتك المحرّم

2- محل سكونت ذريه حضرت ابراهيم ( ع ) در مكه در نزديكى خانه خدا ، غير قابل كشت و زرع بود .

ربّنا إنى أسكنت من ذريّتى بواد غير ذى زرع عند بيتك المحرم

18- « عن أبى عبدالله ( ع ) قال : إن إبراهيم ( ع ) كان نازلاً فى بادية الشام فلمّا ولد له من هاجر اسماعيل . . . فأوحى الله إليه . . . ثم أمره أن يخرج اسماعيل و أُمّه عنها فقال : يا ربِّ إلى أىّ مكان ؟ قال : إلى حرمى و أمنى . . . و هى مكة فأنزل الله عليه جبرائيل بالبراق فحمل هاجر و اسماعيل . . . فوضعه فى موضع البيت . . . فلمّا سرههم ابراهيم و وضعهم . . . ثمّ انصرف عنهم فلمّا بلغ كداء و هو جبل بذى طوى إلتفت إليهم ابراهيم فقال : « ربّنا إنى أسكنت من ذرّيتى بواد غير ذى زرع عند بيتك المحرم . . . » . . . ;

از امام صادق(ع) روايت شده است كه فرمود: آن گاه كه ابراهيم(ع) در صحراى شام مسكن گزيد و فرزندش اسماعيل از هاجر متولد شد . .. پس خداوند به او وحى كرد ... سپس به او امر كرد كه اسماعيل و مادرش را از آن صحرا خارج كند. پس ابراهيم(ع) گفت: پروردگارا! به كدامين مكان ببرم؟ خداوند فرمود: به سوى حرم امن من ... و آن مكه است. پس خداوند، جبرئيل را با براق ( مركب آسمانى) بر او نازل كرد. پس هاجر و اسماعيل را سوار كرد ... پس او را در جايگاه بيت (كعبه) قرار داد ... پس آن گاه كه ابراهيم(ع) آنان را جايگزين كرد ... سپس از آنان جدا گشته و برگشت ... پس آن گاه كه به «كداء» ـ كه كوهى در منطقه ذى طوى است ـ رسيد، به سوى آنان توجه كرد و گفت: «ربّنا إنى أسكنت من ذرّيتى بواد غير ذى زرع عند بيتك المحرم ...» ...».

64- اسكان هاجر در مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 37 - 20

20- « عن أبى الحسن موسى بن جعفر ( ع ) قال : إن إبراهيم ( ع ) لمّا أسكن اسماعيل ( ع ) و هاجر مكة . . . قال : « اللّهم إنى أسكنت من ذرّيتى بواد غير ذى زرع عند بيتك المحرم . . . فاجعل أفئدة من الناس تهوى إليهم . . . » فأوحى الله إلى ابراهيم عن أصعد أباقبيس فناد فى الناس : يا معشر الخلائق إن الله يأمركم بحج هـذا البيت الذى بمكة . . . فهناك . . . وجب الحج على جميع الخلائق . . . ;

از امام كاظم(ع) روايت شده است كه فرمود: آن گاه كه ابراهيم(ع)، اسماعيل و هاجر را در مكه اسكان داد . .. گفت: پروردگارا! «إنى أسكنت من ذرّيتى بواد غير ذى رزع ...». پس خداوند به او وحى كرد: بر بالاى كوه ابوقبيس برو، پس در ميان مردم ندا ده: اى مردمان! همانا خداوند شما را به حج اين خانه اى كه در مكه است امر كرده ... پس آن جا بود كه حج بر تمام خلايق واجب شد».

65- اطمينان كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 47 - 3

3 ـ اطمينان كفار مكه به پيروزى خويش هنگام خروج براى جنگ بدر

و لاتكونوا كالذين خرجوا

66- اعتراض اخروى مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 157 - 4

4 ـ نازل نشدن قرآن موجب اعتراض گمراهان و مشركان در قيامت به سبب نداشتن كتاب آسمانى و دور ماندن از هدايتهاى الهى

أو تقولوا لو أنا أنزل علينا الكتب لكنا أهدى منهم

67- اعراض مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 14 - 1

1- توبيخ مشركان مكه از سوى خداوند ، به خاطر روى گردانى از پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) ، به رغم دلايل آشكار آن حضرت

و قد جاءهم رسول مبين . ثمّ تولّوا عنه و قالوا معلّم مجنون

68- اغواگرى كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 14 - 11

11 - هشدار خداوند ، به كافران مكه ، درباره تلاش شان براى اغواى مسلمانان

و قال الذين كفروا للذين ءامنوا اتّبعوا سبيلنا. ..و لقد أرسلنا نوحًا إلى قومه ...

بيان قصه طوفان نوح(ع) پس از ذكر برخوردهاى كافران مكه با مسلمانان، احتمال دارد براى هشدار به آنان باشد.

69- افتراهاى مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 61 - 6

6- مشركان مكه ، على رغم اسناد سخنان ناروا به خداوند ، مورد عقوبت دنيوى قرار نگرفتند و مهلت حيات پيدا كردند .

كنتم تفترون . و يجعلون لله البنـت ... و لو يؤاخذ الله الناس بظلمهم ما ترك عليها

70- افساد كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 12 - 5

5- كافران مكه ، مردمانى مجرم و تبهكار بودند .

ربما يودّ الذين كفروا . .. كذلك نسلكه فى قلوب المجرمين

71- افساد مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 191 - 8

8 - فتنه انگيزى مشركان مكه عليه مسلمانان صدر اسلام

أخرجوكم و الفتنة أشد من القتل

72- اقرار مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 30 - 4

4 - اعتراف ناخودآگاه مشركان مكه ، به تأثير خارق العاده قرآن در مخاطبان خود

قالوا هـذا سحر

اگر مشركان مكه شاهد چنين تأثيرى نبودند، دليلى نداشت كه آن را سحر معرفى كنند.

73- اكثريت كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 34 - 10

10 ـ اكثر كافران مكه ناآگاه به مستحق بودن عذاب الهى به سبب بازداشتن مؤمنان از مسجدالحرام

و ما لهم ألا يعذبهم اللّه و هم يصدون عن المسجدالحرام . .. و لكن أكثرهم لايعلمون

74- اكثريت مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 44 - 4

4 ـ بيشتر مشركان مكّه ، مردمانى حق نشنو و نابخرد

إذا رأوك إن يتّخذونك . .. أم تحسب أنّ أكثرهم يسمعون أو يعقلون

برداشت فوق، با توجه به نزول آيه شريفه در مكه است; چرا كه بيشتر مشركان آن شهر در نيمه نخست بعثت داراى چنين خصلتى بودند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 47 - 10

10 - اكثر مشركان مكه ، كافر بوده و به آيات خدا ، ايمان نياوردند .

و من هـؤلاء من يؤمن به و ما يجحد بأيـتنا إلاّ الكـفرون

به قرينه «و من هـؤُلاء من يؤمن به»، «الكافرون»، اكثر مشركان مكه را تشكيل مى دهند.

75- امكانات مادى مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 45 - 5

5 - مشركان مكه ( قريش ) ، اندازه يك دهم برخوردارى ملت هاى پيشين را نداشته اند .

و ما بلغوا معشار ما ءاتينـهم

«معشار» يك دهم چيزى را مى گويند (مفردات راغب).

76- امكانات مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 26 - 1

1- قوم عاد ، برخوردار از قدرت و امكانات بس فزون تر از مشركان مكه

و لقد مكّنّـهم فيما إن مكّنّـكم فيه

حرف «إن» نافيه است.

77- امنيت اهل مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تين - 95 - 3 - 3

3 - مكه در عصر بعثت ، شهرى امن بوده و ساكنان آن ، بايد همواره در امنيت باشند .

و هـذا البلد الأمين

توصيف مكه به «أمين»، يا به معناى «ذو الأمن» و يا به معناى مفعولى (مأمون فيه) است. اين توصيف، علاوه بر بيان وجود امنيت در آن، نشانگر آن است كه خداوند، خواهان تداوم يافتن امنيت آن در همه زمان ها است.

78- امنيت حرم مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 67 - 1،2،4

1 - مكه ، به خواست خداوند ، حرمى امن است .

أَوَلم يروا أنّا جعلنا حرمًا ءامنًا

2 - امنيت مكه حتى پيش از ظهور اسلام ، برخاسته از خواست خدا بوده است .

أَوَلم يروا أنّا جعلنا حرمًا ءامنًا

4 - مردم جزيرة العرب ، به حفظ حرمت و امنيت مكه ، پابند بوده اند .

أَوَلم يروا أنّا جعلنا حرمًا ءامنًا و يتخطّف الناس من حولهم

79- امنيت مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 126 - 1،7،8،12،13

1 - تبديل زمين هاى اطراف كعبه به شهرى داراى امنيت ، درخواست ابراهيم ( ع ) از درگاه خداوند

و إذ قال إبرهيم رب اجعل هذا بلداً ءامناً

ظاهر آن است كه مشاراليه «هذا» زمينهاى اطراف كعبه باشد. بر اين مبنا جمله «اجعل ...» حاكى از دو درخواست است: 1ـ شهر شدن زمينهاى اطراف كعبه; 2ـ برقرار بودن امنيت در آن شهر. قابل ذكر است كه كلمه «بلد» به معناى سرزمينِ داراى حدود و مشخصات و نيز به معناى شهر است. برداشت فوق بر اساس دومين احتمال مى باشد.

7 - امنيت و فراوانى نعمت در شهر مكه ، امورى كارساز در تحقّق اهداف ابراهيم ( ع )

إنى جاعلك للناس إماماً . .. إذ قال إبرهيم رب اجعل هذا بلداً ءامناً و ارزق أهله

مطرح شدن امامت ابراهيم(ع) و مسؤوليت او براى تطهير كعبه و آماده سازى آن براى پرستش خدا، و سپس نقل دعاى آن حضرت (درخواست امنيت شهر مكه و رونق اقتصادى آن)، بيانگر برداشت فوق است.

8 - شهر مكه ، حتى براى كافران نيز بايد جايگاهى امن باشد .

رب اجعل هذا بلداً ءامناً و ارزق . .. من ءامن منهم باللّه و اليوم الأخر

از اينكه ابراهيم(ع) دومين دعاى خويش; يعنى، اعطاى ثمرات را به مؤمنان اختصاص داد، ولى امنيت شهر مكه را به طور مطلق آورد، مى توان به اين نتيجه رسيد كه: آن حضرت امنيت مكه را براى همگان حتى براى كافران خواسته بود.

12 - خداوند ، دعاى حضرت ابراهيم ( ع ) ( شهر شدن سرزمين مكه و امنيت و رفاه مؤمنان آن ) را مستجاب كرد .

رب اجعل . .. قال و من كفر فأمتعه قليلا

ابراهيم، در دعاى خويش اشاره به اين داشت كه: خداوند، كافران مكه را از روزيهاى خويش محروم سازد. جمله «و من كفر فأمتعه» (ولى آن كس كه كافر شود او را بهره اى اندك خواهم داد) پاسخ منفى خداوند به اين تقاضاى ابراهيم است. رد بخشى از يك درخواست، حكايت از اجابت ديگر درخواستها دارد.

13 - دعاى ابراهيم ( ع ) براى امنيت مكه و برخوردار شدن مؤمنان آن سرزمين از مواهب الهى ، خاطره اى شايسته و بايسته به يادداشتن

و إذ قال إبرهيم رب اجعل هذا بلداً ءامناً و ارزق أهله

برداشت فوق بر اين اساس است كه «إذ» مفعول براى فعل مقدر «اذكر» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 35 - 4

4- مكه ، حرم امن الهى است .

ربّ اجعل هـذا البلد ءامنًا

نقل دعاى حضرت ابراهيم(ع) با لسان تمجيد، گوياى استجابت آن دعا از جانب خداوند است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 44 - 7

7- سرزمين مكه از ديرباز ، از نعمت هاى دنيوى برخوردار و از حوادث هلاكت بار و عذاب هاى الهى محفوظ بود .

بل متّعنا هـؤلاء و ءاباءهم حتّى طال عليهم العمر

اين كه خداوند مردم مكه و اجدادشان را از بهره هاى دنيوى به مدت طولانى، برخوردار كرد، حكايت از امنيت و مصونيت دير پاى سرزمين مكه از حوادث هلاكت بار دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 25 - 13

13 - مكّه ( مسجد الحرام و محدوده آن ) بايد محيطى أمن براى همگان باشد .

سواء العـكف فيه و الباد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 57 - 10

10 - سرزمين مكه ، حرم امن الهى

أوَلم نمكّن لهم حرمًا ءامنًا

80- امنيت مكه در صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تين - 95 - 3 - 3

3 - مكه در عصر بعثت ، شهرى امن بوده و ساكنان آن ، بايد همواره در امنيت باشند .

و هـذا البلد الأمين

توصيف مكه به «أمين»، يا به معناى «ذو الأمن» و يا به معناى مفعولى (مأمون فيه) است. اين توصيف، علاوه بر بيان وجود امنيت در آن، نشانگر آن است كه خداوند، خواهان تداوم يافتن امنيت آن در همه زمان ها است.

81- اميدوارى كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 26 - 7

7 - اميدوارى كافران مكه ، به پيروزى خود بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) از طريق ايجاد هياهو و فضاى ناآرام

و قال الذين كفروا لاتسمعوا . .. و الغوا فيه لعلّكم تغلبون

82- انبيا در مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 134 - 8

8 - اهل مكه پيش از بعثت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از تعاليم رسولان الهى محروم بودند .

من قبله لقالوا ربّنا لولا أرسلت إلينا رسولاً فنتّبع ءايـتك

83- انتقاد مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 31 - 2

2 - انتقاد جاهلانه مشركان مكه به نزول وحى بر محمد (صلی الله علیه و آله) و نه فردى از اشراف

و قالوا لولا نزّل هـذا القرءان على رجل من القريتين عظيم

84- انتقام از مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 16 - 5

5- جنگ بدر ، ميدان انتقام الهى از مشركان و ضربه اى سخت و شكننده بر جبهه شرك *

يوم نبطش البطشة الكبرى إنّا منتقمون

طبق نظر مفسران، ممكن است اين آيه نظر به جنگ بدر داشته باشد. اين در صورتى است كه عذاب ذكر شده در آيات پيشين را عذاب دنيوى بدانيم.

85- انذار اهل مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 7 - 4،15

4 - هدف آغازين بعثت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، انذار مردم مكه و نواحى آن بوده است .

لتنذر أُمّ القرى و من حولها

برداشت ياد شده بر اين اساس است كه مراد از «حولها» فقط حاشيه مكه باشد و با توجه به اين كه دعوت پيامبر(صلی الله علیه و آله) همگانى بوده ـ و نه مخصوص مردم مكه و اطراف آن ـ در اين برداشت قيد آغازين افزوده شده است.

15 - انذار مردم مكه ( أُمّ القرى ) و اطراف آن ، از اهداف نزول قرآن است .

أوحينا إليك . .. لتنذر أُمّ القرى

86- انذار كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 4 - 3

3- هشدار خداوند به كافران هدايت ناپذير مكه ، مبنى بر اينكه مهلت دادن به آنان به معناى تداوم بخشيدن به زندگيشان نيست ; بلكه همواره در معرض هلاكتند .

ربما يودّ الذين كفروا لو كانوا مسلمين. ذرهم ... فسوف يعلمون. و ما أهلكنا من قرية

ذكر اين آيه، پس از تهديد «فسوف يعلمون» احتمالاً براى دفع اشكال مقدر مى باشد و آن اشكال اين است كه: كفار پس از مهلت يافتن با امر «ذرهم يأكلوا . ..» چنين نپندارند كه زندگيشان ادامه دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 34 - 13

13- هشدار خداوند به كافران استهزاگر مكه

هل ينظرون إلاّ أن تأتيهم الملـئكة . .. كذلك فعل الذين من قبلهم ... فأصابهم سيئات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 53 - 1

1 - هشدار خداوند به كفار مكه ، مبنى بر پيروزى نزديك مسلمانان بر آنان

سنريهم ءايـتنا فى الأفاق و فى أنفسهم

برداشت ياد شده مبتنى بر اين نكته است كه مراد از ضمير «هم» ـ به قرينه آيه قبل (ثمّ كفرتم) ـ كفار مكه بوده و مقصود از «آفاق» نواحى زمين و از «أنفس» مردم سرزمين جزيرة العرب باشد. بنابر اين جمله «سنريهم آياتنا فى الآفاق و فى أنفسهم» مى تواند اشاره به پيروزى مسلمانان بر كافران داشته باشد.

87- انذار مردم اطراف مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 7 - 4،15

4 - هدف آغازين بعثت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، انذار مردم مكه و نواحى آن بوده است .

لتنذر أُمّ القرى و من حولها

برداشت ياد شده بر اين اساس است كه مراد از «حولها» فقط حاشيه مكه باشد و با توجه به اين كه دعوت پيامبر(صلی الله علیه و آله) همگانى بوده ـ و نه مخصوص مردم مكه و اطراف آن ـ در اين برداشت قيد آغازين افزوده شده است.

15 - انذار مردم مكه ( أُمّ القرى ) و اطراف آن ، از اهداف نزول قرآن است .

أوحينا إليك . .. لتنذر أُمّ القرى

88- انذار مردم مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 92 - 8

8 ـ انذار مردم مكه (ام القرى) و اطراف آن، از اهداف نزول قرآن است.

و هذا كتب . .. و لتنذر أم القرى و من حولها

89- انذار مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 63 - 15

15- هشدار خداوند به مشركان مكه براى اجتناب از اغوا ها و ظاهرسازى هاى شيطان

تالله لقد أرسلنا إلى أمم من قبلك فزيّن لهم الشيطـن أعمـلهم . .. و لهم عذاب أليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 92 - 3

3- تهديد پيامبر (صلی الله علیه و آله) به مشركان مكه ، در امكان نزول عذاب با سقوط قطعاتى از آسمان بر سر آنان

أو تسقط السّماء كما زعمت علينا كسفًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 49 - 7

7- تهديد سران مشرك و ستيزه جوى مكه از سوى خداوند

ذق إنّك أنت العزيز الكريم

چنان كه از لحن آيات و برخى از تفاسير استفاده مى شود، اين آيات تعريضى به سردمداران شرك مكه دارد.

90- انفاق پس از فتح مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 10 - 21

21 - برابر دانستن مؤمنان مجاهد و انفاق گر قبل از فتح مكه ، با مجاهدان و انفاق گران بعد از آن ، از نظر مقام و منزلت در

پيشگاه خداوند ، پندارى باطل است .

لايستوى منكم من أنفق من قبل الفتح و قـتل

91- انفاق قبل از فتح مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 10 - 21

21 - برابر دانستن مؤمنان مجاهد و انفاق گر قبل از فتح مكه ، با مجاهدان و انفاق گران بعد از آن ، از نظر مقام و منزلت در پيشگاه خداوند ، پندارى باطل است .

لايستوى منكم من أنفق من قبل الفتح و قـتل

92- انگيزه كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 46 - 10

10- برخورد منكرانه كافران و مشركان مكه با قرآن ، برخاسته از منطق و عقل نبود ; بلكه انگيزه نفسانى ـ روانى داشت .

و إذا ذكرت ربّك فى القرءان وحده ولّوا على أدبـرهم نفورًا

«نفرت» از مقولات نفسانى - روانى است. بنابراين موضع نفرت آلود مشركان با قرآن، برخاسته از انگيزه هاى نفسانى - روانى آنان بود.

93- انگيزه مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 46 - 10

10- برخورد منكرانه كافران و مشركان مكه با قرآن ، برخاسته از منطق و عقل نبود ; بلكه انگيزه نفسانى ـ روانى داشت .

و إذا ذكرت ربّك فى القرءان وحده ولّوا على أدبـرهم نفورًا

«نفرت» از مقولات نفسانى - روانى است. بنابراين موضع نفرت آلود مشركان با قرآن، برخاسته از انگيزه هاى نفسانى - روانى آنان بود.

94- اولين نبى در مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 44 - 6

6 - خداوند ، براى مشركان مكه قبل از رسول گرامى اسلام ، پيامبرى مبعوث نكرده بود .

و ما أرسلنا إليهم قبلك من نذير

95- اولين نبى سرزمين مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 46 - 8

8 - رسول خدا (صلی الله علیه و آله) ، نخستين پيامبر مبعوث شده در سرزمين مكه

لتنذر قومًا ما أتيهم من نذير من قبلك

مراد از «قوماً» مردم سرزمين مكه است و «ما» در «ما أتاهم» نافيه مى باشد; يعنى، مردمى كه پيش از تو براى آنان هشدار دهنده اى مبعوث نشده است.

96- اهتمام ابراهيم(ع) به امنيت مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 35 - 8

8- عنايت و توجه خاص حضرت ابراهيم ( ع ) به حرمت و امنيت مكه

و إذ قال إبرهيم ربّ اجعل هـذا البلد ءامنًا

از اينكه حضرت ابراهيم(ع) در دعاى خويش ابتدا امنيت شهر مكه را مطرح ساخت و آن را از هدايت فرزندانش مقدم شمرد، اهميت امنيت مكه نزد ايشان و عنايت ويژه او نسبت به اين مسأله به دست مى آيد.

97- اهل مكه در صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 133 - 13

13 ـ مردم مكه در صدر اسلام از نسلى غير از ساكنان قبلى آن سرزمين بودند. *

كما أنشأكم من ذرية قوم ءاخرين

ظاهراً مخاطب «أنشأكم» مردم مكه بوده اند. زيرا مكه محل نزول اين آيات بوده است. بنابراين مردم مكه و سرزمينهاى مجاور آن از نسل مردمى غير از ساكنان اصلى آن بوده اند.

98- اهل مكه و آثار باستانى اصحاب ايكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 79 - 5

5- آثار تاريخى قوم لوط و مردم « ايكه » ( قوم شعيب ) در دسترس مردم جزيرة العرب عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) و بر سر راه آنان به طور آشكار قرار داشت .

فانتقمنا منهم و إنهما لبإمام مبين

ضمير تثنيه «إنهما» به «قوم لوط» و «ايكه» باز مى گردد و يكى از معانى امام طريق است (لسان العرب) و «مبين» فاعل به معناى مفعول و به معناى واضح و روشن است. بنابراين معناى جمله «إنهما لبإمام مبين» چنين مى شود: آثار شهر قوم لوط و ايكه بر سر راهى آشكارا برجاست.

99- اهل مكه و آثار باستانى قوم لوط

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 40 - 1

1 ـ مردم مكّه ، آثار به جا مانده از شهر هلاكت زده قوم لوط را مى ديدند و از آن شهر گذر مى كردند .

و لقد أتوا على القرية التى أُمطرت مطر السوء

فعل «أتوا» به خاطر متعدى شدنش به «على» متضمن معناى «مروا» است. مقصود از آن مردم مكه مى باشد. گفتنى است، طبق نظر مفسران، مقصود از «قريه» در آيه شريفه، ديار قوم لوط است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 79 - 5

5- آثار تاريخى قوم لوط و مردم « ايكه » ( قوم شعيب ) در دسترس مردم جزيرة العرب عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) و بر سر راه آنان به طور آشكار قرار داشت .

فانتقمنا منهم و إنهما لبإمام مبين

ضمير تثنيه «إنهما» به «قوم لوط» و «ايكه» باز مى گردد و يكى از معانى امام طريق است (لسان العرب) و «مبين» فاعل به معناى مفعول و به معناى واضح و روشن است. بنابراين معناى جمله «إنهما لبإمام مبين» چنين مى شود: آثار شهر قوم لوط و ايكه بر سر راهى آشكارا برجاست.

100- اهل مكه و تاريخ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 26 - 12

12 - خبر هلاكت ملت هاى كفرپيشه پيشين ، كراراً به گوش مردم مكه رسيده بود .

أوَلم يهد لهم كم أهلكنا من قبلهم من القرون . .. أفلايسمعون

فعل مضارع «يسمعون» در آيه مى تواند اشعار به تكرار شنيدن اين گونه خبرها داشته باشد.

101- اهل مكه و دعوت محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 2 - 15

15 ـ مردم مكه در واكنش به دعوت پيامبر (صلی الله علیه و آله) دو دسته بودند : مؤمن و كافر .

أن أنذر الناس و بشّر الذين ءامنوا . .. قال الكفرون

102- اهل مكه و سرزمين قوم لوط

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 40 - 2

2 ـ شهر قوم لوط نه چندان دور از شهر مكه و قابل دسترسى براى مردم آن جا

و لقد أتوا على القرية التى أُمطرت مطر السوء

103- اهل مكه و فرجام فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بروج - 85 - 18 - 5

5 - فرجام فرعون و قوم ثمود ، داستانى آشنا براى اهل مكّه و مايه عبرت براى همه مردمان

هل أتيك . .. فرعون و ثمود

سوره «بروج» از سوره هاى مكى است و نام بردن امت هايى مخصوص براى عبرت گرفتن مكّيان از فرجام آنها، بيانگر آگاهى آنان از تاريخ اجمالى آن امت ها است.

104- اهل مكه و فرجام قوم ثمود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بروج - 85 - 18 - 5

5 - فرجام فرعون و قوم ثمود ، داستانى آشنا براى اهل مكّه و مايه عبرت براى همه مردمان

هل أتيك . .. فرعون و ثمود

سوره «بروج» از سوره هاى مكى است و نام بردن امت هايى مخصوص براى عبرت گرفتن مكّيان از فرجام آنها، بيانگر آگاهى آنان از تاريخ اجمالى آن امت ها است.

105- اهل مكه و محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 2 - 3

3 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، شخصيتى آشنا و شناخته شده براى مردم مكه

ما ضلّ صاحبكم

خطاب در «ما ضلّ صاحبكم» متوجه مردم مكه است و «صاحب» از ريشه «صحبت» (ملازم و همدم بودن) مشتق است. بنابراين «صاحبكم»; يعنى، كسى كه با شما همدم است و در ميان شما زندگى مى كند و شما از تمام حالات و رفتار او آگاهى داريد.

106- اهميت امنيت مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 24 - 7

7 - اهميت آرامش و امنيت شهر مكه و مخدوش نشدن آن ، با درگيرى مؤمنان و مكيان *

و هو الذى كفّ أيديهم عنكم و أيديكم عنهم ببطن مكّة

برداشت ياد شده بدان احتمال است كه آيه شريفه در عين امتنان بر مؤمنان، اشاره اى داشته باشد به حرمت سرزمين مكه و اين كه خداوند نخواسته است با درگيرى مؤمنان و مشركان، اين حرمت شكسته شود.

107- اهميت فتح مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نصر - 110 - 1 - 5

5 - آزادسازى مكّه براى مسلمانان ، به منزله فتح كامل سنگر هاى دشمن بود .

و الفتح

مطلق آوردن فتح در مورد «فتح مكه» نشانگر صدق فتح كامل بر آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نصر - 110 - 2 - 5

5 - مردم پس از فتح مكه ، با رضايت و بدون تحميل ، اسلام را پذيرفتند .

يدخلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 3 - 3

3 - فتح مكه ، پيروزى بزرگ و بدون شكست پيامبر (صلی الله علیه و آله) در پرتو امداد هاى الهى *

و ينصرك اللّه نصرًا عزيزًا

آرمان فتح مكه و مقهور ساختن مشركان لجوج آن، از بالاترين آرزوها و اهداف مسلمانان به شمار مى رفت. با توجه به اين نكته احتمال مى رود كه نويد الهى به نصرت بدون شكست، نويد به تحقق همين آرمان باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 10 - 12

12 - صلح حديبيه و فتح مكه ، پاداش بزرگ الهى به ثابت قدمان بر پيمان با پيامبر (صلی الله علیه و آله) *

و من أوفى . .. فسيؤتيه أجرًا عظيمًا

با توجّه به اين كه پيمان ياد شده، قبل از انعقاد صلح حديبيه صورت گرفته است; احتمال مى رود كه نويد «فسيؤتيه. ..» بر صلح حديبيه و فتح مكه منطبق شود كه پس از اين پيمان رخ داده است; زيرا اگر آن بيعت و پايدارى نبود، نوبت به چنان پيروزى هايى نمى رسيد.

108- اهميت مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 37 - 9

9- عبادت و نماز در كنار خانه خدا ، برخوردار از فضيلت و ارزش بيشترى در مقايسه با ساير سرزمينها

ربّنا إنى أسكنت من ذرّيتى . .. عند بيتك المحرّم ربّنا ليقيموا الصلوة

برداشت فوق مبتنى بر اين احتمال است كه اقامه نماز در غير مكه براى فرزندان حضرت ابراهيم(ع) ممكن بود; ولى حضرت ابراهيم(ع) براى فضيلت عبادت در جوار خانه خدا آن مكان را براى فرزندانش برگزيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 91 - 5

5 - شهر مكه ، داراى اهميت ، كرامت و حرمت در پيشگاه خداوند

ربّ هـذه البلدة الذى حرّمها

«هـذه» اشاره به مكه دارد كه به دليل اهميتش نزد خداوند، اختصاص به ذكر يافته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 7 - 27

27 - « عن محمدبن على الرضا ( ع ) ، ( جواد ) قال : . . .و مكة من أمّهات القرى و ذلك قول اللّه عزّوجلّ : « لتنذر أُمّ القرى و من حولها » ;

از امام جواد(ع) روايت شده كه فرمود: . ..مكه يكى از «أمّ القرا»ها است و اين است سخن خداى عزّوجلّ: لتنذر أُمّ القرى و من حولها».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 31 - 8

8 - مكه و طائف ، دو شهر مهم جامعه عصر بعثت ، نزد عرب جاهلى

و قالوا . .. على رجل من القريتين

109- ايمان مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 47 - 8

8 - تعداد كمى از مشركان مكه ، به قرآن ، ايمان آوردند .

و من هـؤلاء من يؤمن به

«من» در «من هـؤُلاء» تبعيض است و «هـؤُلاء» اشاره به مشركان مكه دارد. گفتنى است كه تعبير «من هـؤُلاء» ـ همان گونه كه برخى گفته اند ـ دلالت بر قلّت مى كند.

110- ايمان نسل كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 25 - 30

30- وجود مؤمنانى در نسل و صلب كافران مكه ، مانع نزول عذاب الهى بر آنان *

لولا رجال مؤمنون . .. لم تعلموهم ... لو تزيّلوا لعذّبنا الذين كفروا منهم عذابًا

برداشت ياد شده بدان احتمال است كه مراد از مردان و زنان مؤمن در آيه شريفه، فرزندانى باشند كه از كافران مكه تولد خواهند يافت و به ايمان خواهند گرويد. آنچه مؤيد اين احتمال است، تعبير «لم تعلموهم» و نيز «لو تزيّلوا» مى باشد; زيرا «لو»ى امتناعيه، تفكيك ناپذيرى نسل مؤمن از كافران عصر بعثت را مى رساند.

111- بازگشت محمد(صلی الله علیه و آله) به مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 85 - 4،5

4 - اقدام خداوند به دلدارى دادن به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، اعلام حمايت از وى و تضمين بازگشت مجدد آن حضرت به مكه

إنّ الذى فرض عليك القرءان لرادّك إلى معاد

كلمه «معاد» اسم مكان و به معناى بازگشت گاه است و بر محل سكونت افراد (خانه، دِه و شهر) اطلاق مى شود; زيرا انسان هر كجا كه برود سرانجام به آن محل بازمى گردد. در آيه مراد از «معاد» شهر پيامبر (مكه) است. درباره شأن نزول اين آيه گفته اند: هنگامى كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) به قصد هجرت از مكه خارج شد و به محلى به نام جحفه رسيد دلش هواى مكه كرد و از اين كه زادگاه خود و پدرانش و حرم جدش حضرت ابراهيم(ع) را به ناچار ترك مى كند، سخت ناراحت شد. در اين حال آيه بالا نازل گرديد و خداوند او را دلدارى داد و حمايت قطعى خود را از آن حضرت اعلام كرد و وعده فرمود كه او را بار ديگر به مكه باز خواهد گرداند.

5 - نويد خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) مبنى بر دگرگون ساختن وضع مكه و غلبه دادن توحيد و ايمان بر شرك و كفر ( به هنگام بازگرداندن مجدد وى به آن شهر )

لرادّك إلى معاد

«معاد» در آيه، نكره موصوفه است كه صفت آن حذف شده و تقدير آن چنين است: «لرادُّك إلى معاد غير ما هو الآن; ترا به شهرى بازمى گرداند كه وضع آن غير از وضعى باشد كه الآن دارد». بنابراين تعبير ياد شده به بازگشت فاتحانه پيامبر(صلی الله علیه و آله) به مكه و دگرگون شدن اوضاع آن شهر با ورود آن حضرت اشاره دارد.

112- بانيان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 3 - 3

3 - ابراهيم و اسماعيل ( ع ) ، در تأسيس مكه نقش به سزايى داشتند .

لا أُقسم بهـذا البلد . .. و والد و ما ولد

113- بت پرستى اهل مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 29 - 6

6 - مردم مكّه پيش از بعثت پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) و نزول قرآن ، برهه اى طولانى در شرك و بت پرستى بسر مى بردند .

بل متّعت هـؤلاء و ءاباءهم حتّى جاءهم الحقّ و رسول مبين

114- بت پرستى در مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 54 - 1

1 - شرك و بت پرستى در كنار كعبه ( خانه توحيد ) ، نمونه اى بارز از اقدام انسان ها براى تغيير آيين پيامبران و انحراف از طريقه آنان

فتقطّعوا أمرهم بينهم . .. فذرهم فى غمرتهم

«وَذْر» (مصدر «ذرهم») به معناى ترك كردن و وا نهادن است. ضمير «هم» ـ به قرينه مقام ـ كنايه از مردم مكّه و پيرامون آن است; كه سيره يكتاپرستى حضرت ابراهيم(ع) را تغيير دادند و به شرك ورزى روى آوردند و بر آن پافشارى كردند «غمرة» به معناى غرقاب است و در اين جا استعاره از ورطه جهل و گمراهى مى باشد.

115- بت پرستى مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 19 - 1

1 - سرزنش مشركان مكه از سوى خداوند ، به خاطر پرستش خدايان ( لات ، عزى ، و منات ) بدون هيچ برهان و پشتوانه علمى

أفرءيتم اللّـت و العزّى . و منوة الثالثة الأُخرى

آيات پيشين ـ به ضميمه استفهام انكارى در «أرأيتم» ـ اشاره به آن دارد كه رهنمودهاى پيامبر(صلی الله علیه و آله) متكى به شهود بود; اما مشركان در دعاوى خويش از هرگونه دليل و برهان بى بهره بودند.

116- بشارت فتح مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 2 - 7

7 - نويد الهى ، به تحقق نعمت كامل فتح مكه ، در پى صلح حديبيه

إنّا فتحنا لك . .. و يتمّ نعمته عليك

«يتمّ نعمته» بيانگر نتيجه اى است كه خداوند نويد تحقق آن را به پيامبر(صلی الله علیه و آله) داد; يعنى، صلح حديبيه راه را با مسالمت بر روى مسلمانان باز كرد و اين نعمت بزرگى بود; اما اتمام اين نعمت در آن روز صورت مى گرفت كه مسلمانان فاتح مكه و صاحب اختيار آن باشند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 13 - 10

10 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) مأمور ابلاغ بشارت خداوند ( قريب الوقوع بودن فتح مكه ) ، به مسلمانان مشتاق و منتظر

و أُخرى تحبّونها . .. و بشّر المؤمنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نصر - 110 - 1 - 4

4 - خداوند ، مسلمانان صدر اسلام را از پيش به فتح مكه و امداد هاى خود بشارت داد .

إذا جاء نصر اللّه و الفتح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نصر - 110 - 2 - 2

2 - خداوند ، به پيامبر (صلی الله علیه و آله) بشارت داد كه فتح مكه را درك خواهد كرد و استقبال قبايل عرب را از اسلام ، به چشم خود خواهد ديد .

و رأيت الناس يدخلون فى دين اللّه أفواجًا

117- بلندى مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 27 - 12

12 - ارتفاع سطح زمين مكّه ، بيشتر از مناطق پيرامون آن است .

يأتوك. .. من كلّ فجّ عميق

«عمق» (مصدر «عميق») به مسافت طولانى اى گفته مى شود كه امتداد آن به طرف پايين كشيده شده است. بنابراين به كارگيرى كلمه «عميق» به جاى «بعيد» يا بدان اعتبار است كه سرزمين مكه چون از ديگر مناطق پيرامونش مرتفع تر است، مردمى كه به سوى آن مى آيند، از پايين به بالا در حركت اند. و يا اين كه چون زمين، سطحى دايره اى دارد حركت مردم از دور به صورت حركت به بالا ديده مى شود. برداشت ياد شده بر پايه فرض اول است.

118- بنى اسرائيل و مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 80 - 1

1 ـ بسيارى از بنى اسرائيل عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) داراى روابط دوستانه با مشركان مكه و پذيراى ولايت آنان بودند .

ترى كثيراً منهم يتولون الذين كفروا

بنا به گفته برخى از مفسران مراد از «الذين كفروا» مشركان مكه مى باشد.

119- بهانه جويى اشراف مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 124 - 1

1 ـ مجرمان سردمدار مكه از ايمان به رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) و آيات خدا به بهانه هاى واهى سر باز مى زدند.

أكبر مجرميها . .. قالوا لن نؤمن

120- بهانه جويى كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 8 - 4

4- درخواست نزول ملائكه ، جهت اثبات حقانيت ادعاى پيامبر (صلی الله علیه و آله) از سوى كافران مكه ، بهانه اى بيش نبود .

لو ما تأتينا بالملئكة . .. ما ننزّل الملئكة إلاّ بالحقّ

قيد «إلاّبالحق» مى تواند احترازى باشد; يعنى، نزول فرشتگان تنها در صورت وجود مصلحت و حكمت تحقق پذير است، در حالى كه در تقاضاى كفار چنين مصلحتى نيست. مضافاً به اينكه «إذاً منظرين» نيز دلالت مى كند بر اينكه آنان، حتى پس از آمدن ملائكه هم حقانيت پيامبر(صلی الله علیه و آله) را نمى پذيرفتند.

121- بهانه جويى مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 90 - 3

3- مشركان مكه ، با درخواست معجزه ، درصدد بهانه جويى و دستيابى به منافع خويش بودند نه كشف حقانيت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و لقد صرّفنا للناس فى هـذا القرءان من كلّ مثل فأبى أكثر الناس إلاّ كفورًا . و قا

از اينكه مشركان براى شناخت حقانيت پيامبر(صلی الله علیه و آله) راههاى گوناگون موجود را رها كرده و ايمان خود را منحصر به برآوردن پيشنهادهاى محدودى، كردند كه بيشتر منافع مادى اشان را تأمين مى كرد، مطلب فوق قابل استفاده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 94 - 3

3- تنها دستاويز مشركان مكه براى ايمان نياوردن به پيامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) ، بشر بودن آن حضرت بود .

قالوا أبعث الله بشرًا رسولاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 6 - 8

8- درخواست معجزه از سوى مشركان ستم پيشه مكه ، در جهت بهانه جويى بود ; نه حقيقت طلبى .

فليأتنا. .. أفهم يؤمنون

خداوند، درخواست معجزه از طرف مشركان را به اين دليل ردّ فرمود كه آنان مانند مشركان اقوام گذشته، قصد ايمان آوردن

نداشتند. بنابراين چنين درخواستى بهانه و دست آويزى بيش نبود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 57 - 8،22

8 - رد شدن ادعاى مشركان مكه ( ربوده شدن آنان در صورت گرويدن به آيين پيامبر (صلی الله علیه و آله) ) از سوى خداوند

و قالوا . .. نتخطّف من أرضنا أوَلم نمكّن لهم حرمًا ءامنًا

22 - « عن زين العابدين ( ع ) إنّه اجتمعت قريش إلى أبى طالب و رسول اللّه عنده . . . و قالت و اللّه لو سمعت بهـذا فارس و الروم لأختطفتنا من أرضنا و لقلعت الكعبة حجراً حجراً ، فنزل « و قالوا إن نتّبع الهدى معك » . . . ;

از امام سجاد(ع) روايت شده: همانا قريش نزد ابى طالب جمع شدند، در حالى كه رسول خدا(صلی الله علیه و آله) نزد وى بود. .. و گفتند به خدا سوگند اگر اين پيروى از محمد(صلی الله علیه و آله) را اهل فارس و روم بشنوند، ما را از سرزمينمان مى ربايند و كعبه را سنگ به سنگ از جا خواهند كند پس اين آيه نازل شد: «و قالوا إن نتّبع الهدى معك نتخطّف من أرضنا»...».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 44 - 2

2 - مشركان مكه ، مردمى عناد پيشه و بهانه جو بودند .

و لو جعلنـه قرءانًا أعجميًّا لقالوا لولا فصّلت ءايـته ءاْعجمىّ و عربىّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 13 - 23

23 - ادعاى تازگى و پيشينه نداشتن معارف اسلام ، از بهانه هاى مشركان مكه

شرع لكم . .. كبر على المشركين ما تدعوهم إليه

با توجه به اين كه آيات پيشين در مورد مشركان بوده است، ذكر سابقه معارف توحيدى در شرايعت هاى پيشين; مى تواند ناظر به اين نكته باشد كه مشركان مكه به بهانه تازگى معارف اسلامى تلاش در انكار آن داشتند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 31 - 5

5 - بهانه جويى هاى پياپى و گوناگون مشركان مكه ، در برابر پيامبر (صلی الله علیه و آله) و قرآن

قالوا هـذا سحر . .. و قالوا لولا نزّل هـذا القرءان

از اين كه مشركان مكه گاهى قرآن را به سحر متهم مى كردند و گاهى فقر و تنگدستى پيامبر(صلی الله علیه و آله) را بهانه قرار مى دادند، مطلب بالا استفاده مى شود.

122- بى احترامى اهل مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 2 - 3،6

3 - مردم مكه ، حرمت پيامبر (صلی الله علیه و آله) را پاس نداشته ، به ساحت آن حضرت اسائه ادب مى كردند .

و أنت حلّ بهـذا البلد

«حِلّ» نقطه مقابل «حرمت» است; اطلاق آن بر امور حلال، از باب توصيف به مصدر است(مصباح). حلال شمرده شدن پيامبر(صلی الله علیه و آله)، به اين معنا است كه آن حضرت را از حقوق اجتماعى خود در مكه محروم كرده و او را همسان ديگر ساكنان مكه، گرامى نمى داشتند.

6 - تجويز آزار رسانى به پيامبر (صلی الله علیه و آله) از سوى ساكنان مكه ، هتك حرمت آن سرزمين و اقدامى شگفت انگيز است .

لا أُقسم بهـذا البلد . و أنت حلّ بهـذا البلد

جمله «و أنت حلّ» ـ در سومين معناى «حلّ» (حلال شمردن نقض حريم پيامبر(صلی الله علیه و آله) ـ بيانگر نمونه اى براى آيات بعد است كه انسان را با رنج و زحمت، همراه خوانده است. خداوند با بيان آزار رسانى مردم مكه، به پيامبر(صلی الله علیه و آله) و ابراز تعجب از رفتار آنان، رسول اكرم را براى شكيبايى و مقاومت در برابر آزارهاى آنان، آماده مى سازد.

123- بى ادبى كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 6 - 1

1- خطاب استهزاگرانه و بى ادبانه كافران مكه به پيامبر (صلی الله علیه و آله) به هنگام سخن گفتن با آن حضرت

و قالوا يأيها الذى نزّل عليه الذّكر

از اينكه كفار، در مخاطب قرار دادن پيامبر(صلی الله علیه و آله) به جاى خطاب مستقيم با اسم و عنوان، با عنوان موصول و غايب آن حضرت را صدا مى زدند و نيز از اينكه به او نسبتى مى دادند كه خود آن را قبول نداشتند، حاكى از نكته فوق است.

124- بى اعتنايى به مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 112 - 21

21 ـ پيامبر(صلی الله علیه و آله) موظف به مبارزه منفى با مشركان مكه از راه بى اعتنايى به شبهات و دروغپردازيهاى آنان است.

و لو شاء ربك ما فعلوه فذرهم و ما يفترون

رها كردن مشركان و اعتنا نكردن به گفته هاى آنان نوعى مبارزه منفى است كه خداوند پيامبر(صلی الله علیه و آله) را به آن فرمان مى دهد.

125- بى ايمانى مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 92 - 4

4- ناباورى مشركان مكه در نزول عذاب ، با فرو ريختن اجرام و قطعه هايى از آسمان بر آنان

أو تسقط السّماء كما زعمت علينا كسفًا

«الزعم» به معناى حكايت سخنى است كه در مظنه دروغ باشد (مفردات راغب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 93 - 9

9- مشركان مكه ، نسبت به آسمانى بودن قرآن و رسالت الهى پيامبر (صلی الله علیه و آله) بى اعتقاد بودند .

أو ترقى فى السّماء و لن نؤمن لرقيّك حتى تنزّل علينا كتـبًا نقرؤه

از اينكه آنان، نامه و كتابى را از پيامبر(صلی الله علیه و آله) خواستند كه خود از آسمان آورده باشد، حكايت از آن دارد كه: قرآن را ـكه به صورت وحى بر آن حضرت نازل مى شده است ـ قبول نداشتند.

126- بى تأثيرى جوسازى كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 26 - 8

8 - كافران مكه ، شاهد تأثير ژرف قرآن بر قلب ها و نامطمئن از كارآيى جنجال آفرينى و تدابير خود ، در جلوگيرى از اين تأثيرگذارى

قال الذين كفروا . .. لعلّكم تغلبون

واژه «لعلّ» در موردى به كار مى رود كه نتيجه آن قطعى نيست.

127- بى عقلى مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 44 - 4

4 ـ بيشتر مشركان مكّه ، مردمانى حق نشنو و نابخرد

إذا رأوك إن يتّخذونك . .. أم تحسب أنّ أكثرهم يسمعون أو يعقلون

برداشت فوق، با توجه به نزول آيه شريفه در مكه است; چرا كه بيشتر مشركان آن شهر در نيمه نخست بعثت داراى چنين خصلتى بودند.

128- بى منطقى كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 41 - 9

9- برخورد كافران و مشركان مكه با قرآن ، اساس علمى و عقلانى نداشت ; بلكه برخاسته از انگيزه هاى نفسانى ـ روانى آنان بود .

و لقد صرّفنا فى هـذا القرءان ليذّكّروا و ما يزيدهم إلاّ نفورًا

خداوند، حاصل تبيين تنوع و گوناگونى آيات خويش را براى مشركان، نفرت آنان معرفى مى كند و اين، نشان مى دهد كه آنان، به جاى برخورد منطقى با آيات الهى، برخورد روانى ـ نفسانى داشتند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 46 - 10

10- برخورد منكرانه كافران و مشركان مكه با قرآن ، برخاسته از منطق و عقل نبود ; بلكه انگيزه نفسانى ـ روانى داشت .

و إذا ذكرت ربّك فى القرءان وحده ولّوا على أدبـرهم نفورًا

«نفرت» از مقولات نفسانى - روانى است. بنابراين موضع نفرت آلود مشركان با قرآن، برخاسته از انگيزه هاى نفسانى - روانى آنان بود.

129- بى منطقى مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 41 - 9

9- برخورد كافران و مشركان مكه با قرآن ، اساس علمى و عقلانى نداشت ; بلكه برخاسته از انگيزه هاى نفسانى ـ روانى آنان بود .

و لقد صرّفنا فى هـذا القرءان ليذّكّروا و ما يزيدهم إلاّ نفورًا

خداوند، حاصل تبيين تنوع و گوناگونى آيات خويش را براى مشركان، نفرت آنان معرفى مى كند و اين، نشان مى دهد كه آنان، به جاى برخورد منطقى با آيات الهى، برخورد روانى ـ نفسانى داشتند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 42 - 10

10 ـ مشركان مكّه ، پذيراى هيچ سخن حق و منطقى در جهت مخالفت با عقيده شان نبودند .

إن كاد ليضلّنا عن ءالهتنا . .. و سوف يعلمون حين يرون العذاب من أضلّ سبيلاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 30 - 5

5 - اقدام مشركان مكه به جنگ تبليغاتى عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به دليل ناتوانى از مقابله منطقى با آن حضرت

و لمّا جاءهم الحقّ قالوا هـذا سحر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 58 - 8

8 - مشركان مكه ، مردمانى ستيزه جو و بى منطق

بل هم قوم خصمون

130- بينش اشراف مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 124 - 4

4 ـ سردمداران مشركان مكه خود را همشأن پيامبر(صلی الله علیه و آله) در استحقاق نزول وحى و كتاب آسمانى مى دانستند.

أكبر مجرميها . .. لن نؤمن حتى نؤتى مثل ما أوتى رسل الله

131- بينش اهل مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 46 - 16

16 - هشدار دادن به مردم از عذابى كه در پيش رو دارند ، در نگاه مردم مكه سخن جنون آميز تلقى مى شد .

ثمّ تتفكّروا ما بصاحبكم من جِنّة إن هو إلاّ نذير لكم بين يدى عذاب شديد

132- بينش كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 6 - 4،5

4- كافران مكه ، نزول وحى بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) را ، ادعايى بيش نمى دانستند .

قالوا يأيها الذى نزّل عليه الذّكر

ذكر نكردن منشأ نزول ذكر و مجهول آوردن فعل «نُزِّل» و نيز با استهزا بيان كردن آن، مى تواند به منظور ياد شده باشد.

5- نزول وحى از جانب خداوند بر بشر ، امرى غير قابل قبول و به دور از عقل و خرد و در حد ديوانگى در بينش كافران مكه

قالوا يأيها الذى نزّل عليه الذّكر إنك لمجنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 7 - 2،4،6

2- كافران مكه ، دليل صداقت پيامبر (صلی الله علیه و آله) را در ادعاى نزول وحى ، آمدن ملائكه براى تصديق او مى دانستند .

لو ما تأتينا بالملئكة إن كنت من الصدقين

4- كافران مكه ، بر اين باور بودند كه نزول هر نوع پيام آسمانى بر بشر ، بايد همراه با شاهد آسمانى محسوسى باشد . *

قالوا . .. لو ما تأتينا بالملئكة إن كنت من الصدقين

درخواست كافران از پيامبر(صلی الله علیه و آله) براى آوردن ملائكه جهت تصديق نبوتش، ممكن است از اين رو باشد كه: آنان ارتباط بشر با خداوند را غير ممكن مى دانستند و براى قبول نبوت بشر، خواستار آوردن شاهد آسمانى بودند و ذكر نام ملائكه شايد به عنوان نمونه و يا شناخته شده بودن آنان باشد.

6- كافران و مشركان مكه ، ملائكه را موجوداتى قابل احساس براى همگان مى دانستند .

قالوا . .. لو ما تأتينا بالملئكة

از تعبير «لو ما تأتينابالملئكة» (چرا فرشته اى نمى آورى؟) استفاده مى شود كه آنان، فرشتگان را موجوداتى محسوس و قابل رؤيت مى دانستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 36 - 7،8،9

7- كافران و مشركان مكه ، نسبت به نام « رحمان » براى خداوند ، بسيار حساس و منكر رحمانيت او بودند .

و هم بذكر الرحمـن هم كـفرون

اختصاص به ذكر يافتن نام «رحمان» از ميان ديگر نام هاى مقدس پروردگار و نيز تكرار «هم»، بيانگر برداشت ياد شده است.

8- كافران مكه ، منكر خداى رحمان بودند .

و هم بذكر الرحمـن هم كـفرون

گفتنى است كه كافران منكر نام رحمان بودند; به اولويت استفاده مى شود كه منكر ذات خداى رحمان نيز بوده اند.

9- آسمانى بودن قرآن ، مورد انكار كافران و مشركان مكه بود .

و هم بذكر الرحمـن هم كـفرون

برداشت ياد شده مبتنى براين است كه مقصود از «ذكر» قرآن كريم باشد، چنان كه در موارد متعدد در قرآن ـ از جمله آيه دوم همين سوره ـ از قرآن به «ذكر» ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 12 - 4

4 - كافران مكه ، براى عقيده خود ، هويتى مستقل ، قائل بودند .

اتّبعوا سبيلنا

133- بينش مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 156 - 5

5 ـ مشركان و گمراهان مكه، در صورت نازل نشدن قرآن، خويشتن را در قيامت معذور مى دانستند و دورى از رحمت خدا را بى

عدالتى مى شمردند.

أن تقولوا إنما أنزل الكتب على طائفتين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 157 - 3

3 ـ مشركان مكه خويشتن را شايسته تر از ديگران براى دريافت حقايق مى پنداشتند.

لو أنا أنزل علينا الكتب لكنا أهدى منهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 35 - 2

2ـ مشركان مكه ، سرگذشت نوح و قوم او را ، داستانى ساختگى و بافته پيامبر (صلی الله علیه و آله) مى پنداشتند .

و لقد أرسلنا نوحًا . .. أم يقولون افتريـه

برداشت فوق ، براين اساس است كه ضمير مفعولى در «إفتراه» به داستان نوح(ع) و قوم او كه در آيات پيشين آمده ، باز گردد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 35 - 1،2

1- مشركان مكه ، بت پرستى خود و پدرانشان را برخاسته از مشيت خداوند مى دانستند .

و قال الذين أشركوا لو شاء الله ما عبدنا من دونه من شىء نحن و لا ءاباؤنا

با توجه به مكى بودن سورهء نحل و نيز قرينه «كذلك فعل الذين من قبلهم» مراد از «الذين أشركوا» مشركان مكه است.

2- مشركان مكه ، جبرى مسلك بوده و عمل خود را بر اساس مشيت خداوند مى دانستند .

و قال الذين أشركوا لو شاء الله ما عبدنا من دونه من شىء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 38 - 7

7- مشركان مكه ، مبعوث شدن انسان زوال پذير را براى نبوت ، قبول نداشتند . *

و أقسموا بالله جهد أيمـنهم لايبعث الله من يموت

به قرينه آيات قبل ـ كه درباره بعثت انبيا و مورد انكار قرار گرفتن آن از سوى مشركان بود ـ احتمال دارد مراد آيه نكته ياد شده باشد; يعنى، منظور از «يبعث» برانگيختن براى نبوت باشد نه حشر اخروى.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 43 - 5

5- مشركان مكه ، نزول وحى به انسان را قبول نداشتند .

و ما أرسلنا من قبلك إلاّ رجالاً نوحى إليهم

آيه درصدد تعريض به مشركان و جواب گويى به آنان است كه طبق قرينه ها و آيات ديگر قرآن كريم (سوره يونس ، آيه 2) آنها مبعوث شدن انسان را از جانب خداوند براى پيامبرى قبول نداشتند. فعل «نوحى» در آيه قرينه و نشانه اى است بر نكته فوق.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 40 - 7

7- مشركان مكه ، جنس مذكر را بسى ارزشمندتر و با اهميت تر از زن مى دانستند .

أفأصفـكم ربّكم بالبنين و اتّخذ من الملـئكة إنـثًا

از اينكه از واژه «إناث» (زنان) به جاى هر واژه ديگرى مثل «بنات» (دختران) براى بيان مقصود استفاده شده است، مى تواند به منظور اشاره به اين واقعيت داشته باشد كه مشركان با ادعاى مؤنث بودن ملائكه در صدد عيب جويى از خدا بودند و چنين امرى، حكايت مى كند كه آنان، ذهنيت منفى در باره زن داشته اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 90 - 5

5- مشركان مكه ، قرآن را على رغم بى مانندى اش ، معجزه نمى دانستند .

قل لئن اجتمعت الإنس و الجنّ . .. و قالوا لن نؤمن لك

از اينكه خداوند، پس از توصيف قرآن به معجزه و بى مانند بودن، درخواست معجزه حسى آنان را نقل مى كند، مى تواند به نكته فوق اِشعار داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 91 - 2

2- توانايى مادى و امكانات سرشار دنيوى ، ملاك پيامبرى و پيشوايى در ديد مشركان مكه

لن نؤمن لك حتى . .. تكون لك جنّة من نخيل و عنب

برداشت فوق مبتنى بر اين احتمال است كه خواسته مشركان مكه، داشتن مال، مكنت و باغ بوده است نه معجزه اقتراحى.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 92 - 9

9- مشركان مكه ، داراى تصورى مادى و جسمانى از خدا و ملائكه

تأتى بالله و الملـئكة قبيلاً

«قبيلاً» به معناى رو در رو شدن و مشاهده آمده است و از آن نكته فوق استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 94 - 1

1- مشركان مكه ، برگزيده شدن نوع بشر براى پيامبرى را منكر بودند و آن را امرى امكان ناپذير و ناشدنى تلقى مى كردند .

و ما منع الناس . .. إلاّ أن قالوا أبعث الله بشرًا رسولاً

«ال» در «الناس» عهد است و با توجه به آيات سابق مراد از آن، مشركان مكه هستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 5 - 5

5- زيبايى و گيرايى قرآن ، پذيرفته شده و مسلّم در نظر مشركان مكه

بل هو شاعر

از آن جايى كه شعر از زيبايى و گيرايى خاصى برخودار است; بدين سبب مشركان، پيامبر(صلی الله علیه و آله) را شاعر مى دانستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 7 - 13

13- عالمان دينى و آگاهان به كتاب هاى آسمانى ، داراى منزلت و جايگاه اجتماعى نزد مشركان مكه

فسـلوا أهل الذكر

ارجاع مشركان به عالمان دينى و آگاهان به تاريخ انبيا، بيانگر اين نكته است كه اين عالمان، از جايگاهى خاص در ميان مشركان برخوردار بودند و سخنان اين قشر نزد آنان مورد پذيرش بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 36 - 7،9

7- كافران و مشركان مكه ، نسبت به نام « رحمان » براى خداوند ، بسيار حساس و منكر رحمانيت او بودند .

و هم بذكر الرحمـن هم كـفرون

اختصاص به ذكر يافتن نام «رحمان» از ميان ديگر نام هاى مقدس پروردگار و نيز تكرار «هم»، بيانگر برداشت ياد شده است.

9- آسمانى بودن قرآن ، مورد انكار كافران و مشركان مكه بود .

و هم بذكر الرحمـن هم كـفرون

برداشت ياد شده مبتنى براين است كه مقصود از «ذكر» قرآن كريم باشد، چنان كه در موارد متعدد در قرآن ـ از جمله آيه دوم همين سوره ـ از قرآن به «ذكر» ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 17 - 4

4 - در ديدگاه مشركان مكه فرشتگان ، دختران خدا و همانند او در صفات

و إذا بشّر أحدهم بما ضرب للرحمـن مثلاً

با توجه به اين كه «مَثَل» در آيه به معناى شبيه است، مى توان گفت كه مشركان مكه معتقد به همسانى فرشتگان با خدا بوده اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 31 - 3

3 - ثروت و اشرافيت ، ملاك تمامى ارزش ها ـ حتى ارزش هاى دينى ـ در نگاه مشركان مكه

لولا نزّل هـذا القرءان . .. عظيم

مشركان در مقام اعتراض به پيامبر(صلی الله علیه و آله) اظهار مى داشتند: اگر وحى اصالت داشت، مى بايست بر اشراف نازل مى شد. از اين نكته استفاده مى شود كه ملاك ارزش براى آنان، مال و مقام بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 35 - 1

1- مرگ ، پايانى ابدى بر حيات انسان ، در بينش مشركان مكه

إنّ هـؤلاء ليقولون . إن هى إلاّ موتتنا الأُولى و ما نحن بمنشرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 2 - 12

12 - « قال الرضا ( ع ) : لم يكن أحد عند مشركى أهل مكّة أعظم ذنباً من رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) لأنّهم كانوا يعبدون من دون اللّه ثلثمأة و ستّين صنماً ، فلمّا جاءهم (صلی الله علیه و آله) بالدعوة إلى كلمة الإخلاص ، كبر ذلك عليهم و عظم . . . فلمّا فتح اللّه عزّوجلّ على نبيّه (صلی الله علیه و آله) مكة قال له يا محمّد : « إنّا فتحنا لك [ مكة ] فتحاً مبيناً ليغفر لك اللّه ما تقدّم من ذنبك و ما تأخّر » عند مشركى أهل مكة ;

امام رضا(ع) فرمود: هيچ كس در نزد مشركان عرب، گناهش از گناه رسول خدا(صلی الله علیه و آله) بزرگ تر نبود; زيرا مشركان 360 بت را مى پرستيدند و چون پيامبر(صلی الله علیه و آله) آنان را به كلمه توحيد و اخلاص دعوت كرد، در نظر آنان [گناه] بزرگ و عظيم بود . .. پس چون خداى عزّوجلّ، مكه را براى پيامبرش فتح كرد; به آن حضرت فرمود: اى محمد! ما مكه را با فتح آشكارى براى تو فتح كرديم، تا خدا گناهان گذشته و آينده تو در نزد مشركان اهل مكه را بپوشاند».

134- پرسشهاى اهل مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 1 - 6

6 - يگانگى خداوند در تدبير جهان ، محور پرسش هاى ترديدآميز اهل مكّه در عصربعثت *

عمّ يتساءلون

گرچه بخش عظيمى از آيات اين سوره درباره حوادث قيامت است; ولى آيات آغازين آن ـ كه درباره قدرت خدا و حاكميت خواست او بر جهان است ـ مى تواند قرينه باشد كه مورد سؤال در «يتسائلون» وابستگى همه كارها به خداوند و بى نقش بودن بت ها در كار تدبير جهان است.

135- پسردوستى مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 40 - 7

7- مشركان مكه ، جنس مذكر را بسى ارزشمندتر و با اهميت تر از زن مى دانستند .

أفأصفـكم ربّكم بالبنين و اتّخذ من الملـئكة إنـثًا

از اينكه از واژه «إناث» (زنان) به جاى هر واژه ديگرى مثل «بنات» (دختران) براى بيان مقصود استفاده شده است، مى تواند به منظور اشاره به اين واقعيت داشته باشد كه مشركان با ادعاى مؤنث بودن ملائكه در صدد عيب جويى از خدا بودند و چنين امرى، حكايت مى كند كه آنان، ذهنيت منفى در باره زن داشته اند.

136- پيشگويى ارتداد مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 15 - 2

2- اخبار خداوند از رفع محدود عذاب دنيوى مشركان مكه و بازگشت دوباره آنان به كفر و شرك

إنّا كاشفوا العذاب قليلاً إنّكم عائدون

برداشت يادشده بر اين اساس است كه عذابى كه در آيات پيشين از آن ياد شده، عذاب دنيوى باشد. در اين صورت معناى آيه چنين مى شود: ما عذاب دنيوى را براى زمانى اندك برخواهيم داشت; يعنى، در دنيا كه اصولاً مجالى اندك است عذاب را از شما برمى داريم; اما انتقام به قيامت موكول خواهد شد.

137- پيشگويى فتح مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 7 - 4

4 - اخبار ضمنى خداوند ، از فتح مكه به دست مسلمانان *

عسى اللّه . .. مودّة

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه اين مودّت، عملاً با فتح مكه تحقق يافت.

138- تأمين معاش مسلمانان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 60 - 5

5 - مسلمانان مكه ، در صورت هجرت از مكه ، نگران معاش خود بودند .

إنّ أرضى وسعة . .. و كأيّن من دابّة لاتحمل رزقها اللّه يرزقها و إيّاكم

اين كه خداوند پس از توصيه به هجرت براى حفظ ارزش دينى، رازقيت خود را مطرح مى كند و يادآورى مى كند كه خيلى از جنبندگان، قادر به تأمين روزى خود نيستند، احتمال دارد درصدد دفع توهم و پرسشى باشد كه مسلمانان، آن را در ذهن خود داشته اند. برداشت بالا براساس احتمال ياد شده است.

139- تاريخ مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 126 - 1،12

1 - تبديل زمين هاى اطراف كعبه به شهرى داراى امنيت ، درخواست ابراهيم ( ع ) از درگاه خداوند

و إذ قال إبرهيم رب اجعل هذا بلداً ءامناً

ظاهر آن است كه مشاراليه «هذا» زمينهاى اطراف كعبه باشد. بر اين مبنا جمله «اجعل ...» حاكى از دو درخواست است: 1ـ شهر شدن زمينهاى اطراف كعبه; 2ـ برقرار بودن امنيت در آن شهر. قابل ذكر است كه كلمه «بلد» به معناى سرزمينِ داراى حدود و مشخصات و نيز به معناى شهر است. برداشت فوق بر اساس دومين احتمال مى باشد.

12 - خداوند ، دعاى حضرت ابراهيم ( ع ) ( شهر شدن سرزمين مكه و امنيت و رفاه مؤمنان آن ) را مستجاب كرد .

رب اجعل . .. قال و من كفر فأمتعه قليلا

ابراهيم، در دعاى خويش اشاره به اين داشت كه: خداوند، كافران مكه را از روزيهاى خويش محروم سازد. جمله «و من كفر فأمتعه» (ولى آن كس كه كافر شود او را بهره اى اندك خواهم داد) پاسخ منفى خداوند به اين تقاضاى ابراهيم است. رد بخشى از يك درخواست، حكايت از اجابت ديگر درخواستها دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 92 - 9،11

9 ـ قدمت عمران و آبادى شهر مكه

و لتنذر أم القرى و من حولها

ظاهراً مقصود از «أم القرى» شهر مكه است. كاربرد اين نام از جانب خداوند گواهى بر قدمت عمران و آبادانى و تشكيل جامعه و شهرنشينى در مكه است.

11 ـ شهر مكه، مركز سرزمين حجاز در اوان ظهور اسلام

و لتنذر أم القرى و من حولها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 133 - 13

13 ـ مردم مكه در صدر اسلام از نسلى غير از ساكنان قبلى آن سرزمين بودند. *

كما أنشأكم من ذرية قوم ءاخرين

ظاهراً مخاطب «أنشأكم» مردم مكه بوده اند. زيرا مكه محل نزول اين آيات بوده است. بنابراين مردم مكه و سرزمينهاى مجاور آن از نسل مردمى غير از ساكنان اصلى آن بوده اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 35 - 7

7- مكه در عصر حضرت ابراهيم ( ع ) داراى بافت شهرى بود .

و إذ قال إبرهيم ربّ اجعل هـذا البلد ءامنًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 37 - 6

6- سرزمين مكه و محدوده اطراف خانه خدا ، محلى مناسب براى ابراز عقيده توحيدى و عبادت خداى يگانه

ربّنا إنى أسكنت من ذرّيتى بواد غير ذى زرع عند بيتك المحرّم ربّنا ليقيموا الصلوة

از اينكه حضرت ابراهيم(ع) فرزندانش را از محل سابق، كه سرزمين بت پرستان بود، به سرزمين مكه برد و هدف از هجرت را عبادت و نماز اعلام كرد، برداشت فوق به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 41 - 5

5- شهر مكه ، قبل از هجرت براى مسلمانان ، شايسته و مناسب زندگى نبود

و الذين هاجروا فى الله من بعد ما ظلموا لنبوّئنّهم فى الدنيا حسنة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 112 - 14

14- روى آورى فقر ، گرسنگى و ناامنى به شهر مكه پس از آبادانى آن ، در نتيجه كفران نعمت هاى الهى

ضرب الله مثلاً قرية كانت ءامنة مطمئنّة . .. فأذقها الله لباس الجوع و الخوف بما ك

برداشت فوق ـ چنان چه عده اى از مفسّران گفته اند ـ بنابراين احتمال است كه مورد مثال آيه، قحطى شهر مكه باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 90 - 6

6- مكه در آغاز بعثت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، سرزمينى كم آب بود و مكيان نيازمند به منابع دايمى آب بودند .

تفجر لنا من الأرض ينبوعًا

درخواست مشركان مكه از پيامبر(صلی الله علیه و آله) براى ايجاد چشمه اى جوشان، احتمال دارد به خاطر، نياز شديد آنان به منابع آب باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 44 - 4،7

4- انديشه كفر و شرك ، داراى سابقه طولانى در سرزمين مكه

عن ذكر ربّهم معرضون . أم لهم ءالهة ... بل متّعنا هـؤلاء و ءاباءهم حتّى طال عليهم

از اين كه خداوند، پدران و اجداد مردم مكه را جزء اعراض كنندگان از خدا و بهره مندان از متاع هاى دنيوى و عمرى طولانى برشمرده، برداشت ياد شده قابل استفاده است.

7- سرزمين مكه از ديرباز ، از نعمت هاى دنيوى برخوردار و از حوادث هلاكت بار و عذاب هاى الهى محفوظ بود .

بل متّعنا هـؤلاء و ءاباءهم حتّى طال عليهم العمر

اين كه خداوند مردم مكه و اجدادشان را از بهره هاى دنيوى به مدت طولانى، برخوردار كرد، حكايت از امنيت و مصونيت دير پاى

سرزمين مكه از حوادث هلاكت بار دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 40 - 9

9 - حاكميت اختناق شديد بر سرزمين مكّه

الذين أُخرجوا من ديـرهم . .. إلاّ أن يقولوا ربّنا اللّه

از آن جايى كه مشركان مكّه در برابر عقايد توحيدى مسلمانان، آنان را تبعيد و اخراج كردند، برداشت ياد شده به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 91 - 7

7 - حرمت سرزمين مكه ، داراى ديرينه و وضع شده از سوى خداوند

ربّ هـذه البلدة الذى حرّمها

ماضى آمدن «حرّم» بيانگر دير پا بودن حرمت مكه و انتساب آن (حرّم) به خداوند، بيانگر جعل آن از سوى او است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 46 - 9

9 - بى بهره بودن مردم سرزمين مكه از تعليمات آسمانى ، عامل عقب ماندگى آنان و فراگير شدن غفلت و بى خبرى در ميان آنها

لتنذر قومًا ما أتيهم من نذير من قبلك لعلّهم يتذكّرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 59 - 11

11 - مكه ، محور و مركز عمده شهر ها و قراى جزيرة العرب در صدراسلام

حتّى يبعث فى أُمّها رسولاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 67 - 2

2 - امنيت مكه حتى پيش از ظهور اسلام ، برخاسته از خواست خدا بوده است .

أَوَلم يروا أنّا جعلنا حرمًا ءامنًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 44 - 4،6

4 - مشركان مكه ، پيش از قرآن ، از هيچ كتاب آسمانى برخوردار نبودند .

و ما ءاتينـهم من كتب يدرسونها

6 - خداوند ، براى مشركان مكه قبل از رسول گرامى اسلام ، پيامبرى مبعوث نكرده بود .

و ما أرسلنا إليهم قبلك من نذير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 31 - 8

8 - مكه و طائف ، دو شهر مهم جامعه عصر بعثت ، نزد عرب جاهلى

و قالوا . .. على رجل من القريتين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تين - 95 - 3 - 3

3 - مكه در عصر بعثت ، شهرى امن بوده و ساكنان آن ، بايد همواره در امنيت باشند .

و هـذا البلد الأمين

توصيف مكه به «أمين»، يا به معناى «ذو الأمن» و يا به معناى مفعولى (مأمون فيه) است. اين توصيف، علاوه بر بيان وجود امنيت در آن، نشانگر آن است كه خداوند، خواهان تداوم يافتن امنيت آن در همه زمان ها است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - قريش - 106 - 1 - 4،7

4 - تسلّط قريش بر مكه پيش از اسلام *

لإيلـف قريش

دفع مهاجمان به مكه، در صورتى امتنان بر قريش شمرده مى شود كه مكه در تصرف آنان باشد.

7 - نابودى اصحاب فيل ، مايه استحكام پيوند قريش با شهر مكه و باقى ماندنشان در آن *

لإيلـف قريش

آيه بعد يا تفسير اين آيه است كه در نتيجه «ايلافهم» در آن بدل خواهد بود و يا ذكر خاص بعد از عام است كه در نتيجه، اين آيه به الفتى ديگر نيز علاوه بر الفت با كوچ هاى تابستانى و زمستانى، نظر خواهد داشت. ارتباط آيه شريفه با سوره قبل مى تواند بيانگر آن باشد كه استمرار پيوند قريش با مكه، مصداق برجسته اى براى عموم «ايلاف قريش» است.

140- تبعيد از مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 13 - 1

1- تبعيدكنندگان پيامبر (صلی الله علیه و آله) از شهر مكه ، مورد تهديد خداوند به هلاكت و نابودى

و كأيّن من قرية هى أشدّ قوّة من قريتك . .. أهلكنـهم

با اين كه خروج پيامبر(صلی الله علیه و آله)، از مكه و هجرت ايشان به سوى مدينه ظاهراً به انتخاب خود حضرت صورت گرفته بود; ولى شرايط سختى كه مشركان براى آن حضرت پديد آورده بودند، منتهى به تصميم هجرت شد. ازاين رو خداوند خروج آن حضرت را به منزله تبعيد شمرده و فعل را به صورت متعدى به همه مشركان مكه نسبت داده است.

141- تبعيد اهل مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 217 - 11،37

11 ـ در نظر خداوند ، بيرون راندن و آواره ساختن ساكنان مكه ، گناهى بزرگتر از جنگيدن در ماه هاى حرام است .

يسئلونك عن الشهر الحرام قتال فيه قل قتال فيه اكبر . .. و اخراج اهله منه اكبر

37 ـ تبعيد و بيرون راندن اهل مسجدالحرام ( پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان ) ، از سوى مشركان مكه

و المسجد الحرام و اخراج اهله

142- تبليغ عليه مسلمانان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 12 - 5،8

5 - مسلمانان در مكه ، هم مورد آزار و اذيت جسمى بودند و هم در معرض تبليغات منفى كافران قرار داشتند .

و من الناس من يقول ءامنّا باللّه فإذا أوذى فى اللّه. ..و قال الذين كفروا... اتّب

8 - كافران مكه ، براى باز داشتن مسلمانان ، از ايمان شان به دروغ متوسل شدند .

و قال الذين كفروا للذين ءامنوا اتّبعوا سبيلنا و لنحمل خطـيـكم . .. إنّهم لكـذبون

143- تبليغ مسلمانان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 40 - 7

7 - فعاليت مسلمانان صدراسلام پيش از هجرت ، محدود به مسائل فرهنگى و تبليغى

إلاّ أن يقولوا ربّنا اللّه

144- تبليغ مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 119 - 21

21 ـ اتهام بدعتگذارى و تجاوز به احكام دين الهى به اسلام و مسلمانان در تبليغات مشركان مكه

إن ربك هو أعلم بالمعتدين

كاربرد فعل تفضيل «أعلم» و تأكيد و حصر آن با «إن» و ضمير فصل «هو» در مواردى است كه مدعيان و منكرانى در برابر

وجود داشته باشند. بدين معنى كه چه بسا مشركان، مسلمانان را به سبب پايبندى به احكام اسلام به بدعتگذارى متهم مى ساختند.

145- تجارت در مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 57 - 16

16 - بازار تجارت در مكه ، در تمام فصول سال رونق داشت .

يجبى إليه ثمرت كلّ شىء

با توجه به آمدن فعل مضارع (يجبى) ـ كه بيانگر استمرار است ـ برداشت ياد شده به دست مى آيد.

146- تجاهل مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 7 - 12

12- تجاهل مشركان مكه ، نسبت به بشر بودن پيامبران گذشته

فسـلوا أهل الذكر إن كنتم لاتعلمون

قيد «إن كنتم لاتعلمون» اشاره به علم و آگاهى مشركان دارد; زيرا اگر آنان واقعاً نمى دانستند، قيد ياد شده (اگر نمى دانيد) لغو و زايد مى شد.

147- ترس كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 26 - 3

3 - وحشت كافران مكه ، از تأثير شگفت قرآن و پيام وحى در شنوندگان

لاتسمعوا لهـذا القرءان و الغوا فيه

148- ترك احتجاج با كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 3 - 1

1- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به هنگام مواجهه با حق ناپذيرى كافران مكه ، مأمور به ر ها كردن آنان به حال خود و ترك محاجه با آنها شد .

ذرهم يأكلوا و يتمتّعوا

149- ترك مجادله با مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 89 - 2

2 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور ترك مناظره و منازعه با مشركان لجوج مكه و دعوت ايشان به مسالمت اجتماعى با مسلمانان

فاصفح عنهم و قل سلـم

با توجه به مفهوم «سلام» كه به معناى مسالمت است، برداشت ياد شده استفاده مى شود.

150- ترويج قصه هاى خرافى در مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 6 - 2

2 - برخى از كافران عصر پيامبر ، به منظور دور ساختن مردم از هدايت قرآنى ، داستان هاى بيهوده را فرامى گرفتند و ترويج مى دادند .

و من الناس من يشترى لهو الحديث ليضلّ عن سبيل اللّه

درباره اين كه «مراد از «من الناس» در اين آيه و نيز «خريد حديث لهو» چيست؟»، مفسران گفته اند، بعضى از كافرانِ مكه، به كشورهايى مانند ايران مسافرت مى كردند و كتاب هاى افسانه مى خريدند و يا مى آموختند و آنها را به مكه منتقل مى كردند و به منظور مبارزه با قرآن، رواج مى دادند. لازم به ذكر است كه مراد از «سبيل اللّه» در اين آيه، به قرينه آيات آغاز سوره، مى تواند قرآن باشد.

151- تشبيه موقعيت فرهنگى اهل مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 13 - 1

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) مأمور تشبيه كردن وضعيت فرهنگى و دينى مردم مكه ، به وضعيت مردمى همانند آنان در طول تاريخ

و اضرب لهم مثلاً أصحـب القرية

«مَثَل» گاهى در معناى شبيه و مانند به كار مى رود كه در اين صورت معناى آيه چنين خواهد بود: اى پيامبر! براى وضعيت مردم مكه، شبيه و مانندى از تاريخ (اصحاب قريه) بياور. و گاهى به معناى خبر است; يعنى، اى پيامبر! براى مردم مكه خبر و داستان اصحاب قريه را نقل كن تا مردم از اين داستان عبرت گيرند. گفتنى است برداشت ياد شده براساس معناى نخست است.

152- تشريع انفاق در مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 31 - 3

3- تشريع نماز و انفاق در مكه و پيش از هجرت پيامبر (صلی الله علیه و آله) بود .

قل لعبادى الذين ءامنوا يقيموا الصلوة و ينفقوا

برداشت فوق با توجه به مكى بودن سوره ابراهيم است.

153- تشريع نماز در مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 31 - 3

3- تشريع نماز و انفاق در مكه و پيش از هجرت پيامبر (صلی الله علیه و آله) بود .

قل لعبادى الذين ءامنوا يقيموا الصلوة و ينفقوا

برداشت فوق با توجه به مكى بودن سوره ابراهيم است.

154- تعدد معبودان مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 58 - 2

2 - مشركان مكه ، داراى معبودهايى متعدد

ءألهتنا خير

155- تعصب كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 36 - 11

156- تعصب مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 36 - 11

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 36 - 11

11- كافران و مشركان مكه مردمى تنگ نظر ، متعصب و ناتوان در تحمل افكار مخالفان بودند .

أهـذا الذى يذكر ءالهتكم و هم بذكر الرحمـن هم كـفرون

برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه كافران مكه، حتى تحمّل شنيدن نام خداى رحمان را نداشتند، و با پيامبر اسلام، همواره با تمسخر و استهزا برخورد مى كردند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 26 - 7،9،10

7 - نزول آرامش بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان از سوى خدا ، در قبال تعصب ورزى جاهلانه مشركان در حديبيه

فأنزل اللّه سكينته على رسوله و على المؤمنين

9 - تحمل تعصب هاى جاهلانه مشركان در حديبيه ، امرى دشوار براى پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان

فأنزل اللّه سكينته على رسوله و على المؤمنين

از نزول «آرامش» استفاده مى شود كه دستكم زمينه نگرانى و دشوارى براى مؤمنان وجود داشته است.

10 - اصرار تعصب آميز مشركان مكه ، بر نيامدن « بسمله » و عنوان « رسول اللّه » در متن صلحنامه حديبيه *

إذ جعل الذين كفروا فى قلوبهم الحميّة حميّة الجـهليّة

با توجّه به شأن نزول آيه شريفه، استفاده مى شود كه خشم و عصبيت مشركان در زمينه يادشده بود.

157- تقويت عقيده مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 35 - 3

3- مشركان مكه ، درصدد تقويت پايگاه عقيدتى خويش با استناد به ريشه تاريخى داشتن آن

و قال الذين أشركوا لو شاء الله ما عبدنا من دونه من شىء نحن و لا ءاباؤنا

ذكر «و لا ءاباؤنا» در كلام مشركان در حالى كه بحثى از آنها در ميان نبوده است، مى تواند مشعر به نكته ياد شده باشد.

158- تقيه مسلمانان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 25 - 10

10- مؤمنان مكه قبل از صلح حديبيه ، داراى شرايطى دشوار و ناگزير از تقيه شديد

رجال مؤمنون و نساء مؤمنـت لم تعلموهم

آگاهى نداشتن مؤمنان مدينه از مؤمنان مكه، از آن جهت بوده است كه مؤمنان مكه در آن محيط، قادر به ابراز ايمان نبوده و شديداً تقيه مى كردند.

159- تكبر كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 47 - 2

2 ـ كفرپيشگان مكه با سرمستى و خودنمايى ، از ديار مكه رهسپار منطقه بدر شدند .

و لاتكونوا كالذين خرجوا من ديرهم بطرا

160- تكذيبگرى كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 18 - 1،5

1 - كافران مكه ، رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) را تكذيب مى كردند .

و قال الذين كفروا للذين ءامنوا اتّبعوا سبيلنا . .. و إن تكذّبوا فقد كذّب

بنابراين كه مخاطَب آيه ـ طبق سياق ـ كافران مكه باشند، نكته ياد شده، به دست مى آيد.

5 - هشدار خداوند ، به كافران مكه ، به جهت تكذيب كردن پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و إن تكذّبوا فقد كذّب أمم من قبلكم

برداشت بالا، بنابراين احتمال است كه جواب شرط «إن تكذّبوا» محذوف بوده و چيزى از قبيل «فاستعدوا للعذاب» باشد; يعنى، اگر تكذيب مى كنيد، آماده عذاب باشيد!

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 19 - 3

3 - كافران مكه ، منكر تحقق معاد بودند .

أَوَلم يروا كيف يبدئ اللّه الخلق ثمّ يعيده

آيه بعد، قرينه است بر اين كه اين آيه، در صدد اثبات تحقق معاد است. دعوت از كافران براى ژرف نگرى در قدرت خدا، نشان از انكار معاد از سوى آنان دارد.

161- تكذيبگرى مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 49 - 9

9 - مشركان مكه ، مردمى ستم پيشه و منكر آيات الهى بودند .

ما يجحد بأيـتنا إلاّ الكـفرون . .. و ما يجحد بأيـتنا إلاّ الظـلمون

«ال» در «الظالمون» عهد بوده و اشاره به «الكافرون» در آيه چهل و هفت دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 45 - 1

1 - ملت هاى قبل از مشركان مكه نيز ، پيامبران خود را تكذيب كردند .

و كذّب الذين من قبلهم . .. فكذّبوا رسلى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 34 - 1،2

1- موضع گيرى انكارآميز مشركان صدراسلام در برابر مسأله معاد

إنّ هـؤلاء ليقولون

«إنّ هـؤلاء. ..» جمله مستأنفه و «هـؤلاء» اشاره به مشركان مكه است. گفته انكارآميز آنان (مفعول «يقولون») در آيه بعد آمده است.

2- مشركان مكه بر موضع انكارآميز خود در باره معاد پافشارى كرده و بر آن اصرار مىورزيدند .

إنّ هـؤلاء ليقولون

به كارگيرى فعل مضارع (يقولون) ـ كه مفيد استمرار است ـ بيانگر مطلب فوق مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 8 - 2

2- مشركان مكه ، معتقد به وجود خداوند و در تلاش براى انكار رسالت پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله)

أم يقولون افتريـه

اتهام افترا و كذب به پيامبر(صلی الله علیه و آله) در زمينه آيات از سوى كافران، نمايانگر اين حقيقت است كه آنان، در بخشى از ادعاها و جوسازى هاى خويش، بر وجود خداوند صحه گذاشته بودند; ليكن رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) و آيات وحى را انكار مى نمودند.

162- تلاش كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 47 - 5،6

5 ـ كفرپيشگان مكه در عصر بعثت ، همواره در تلاش براى بازداشتن مردم از پيوستن به راه خدا

و يصدون عن سبيل اللّه

6 ـ خروج كافران مكه به سوى بدر ، در راستاى تلاششان براى بازدارى مردم از راه خدا

و لاتكونوا كالذين خرجوا من ديرهم . .. و يصدون عن سبيل اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 12 - 3

3 - كافران مكه ، به هنگام دعوت از مسلمانان به بازگشت از اسلام ، به آنان اعلام كردند كه در صورت مرتد شدن ، گناهان شان را برعهده خواهند گرفت .

و قال الذين كفروا للذين ءامنوا اتّبعوا سبيلنا و لنحمل خطـيـكم

امر «لنحمل» دلالت بر تعهد كافران در قبول گناه ارتداد مسلمانان مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 13 - 2

2 - تلاش كافران مكه براى مرتد ساختن مسلمانان ، گناه سنگينى است .

و قال الذين كفروا . .. اتّبعوا سبيلنا ... و ليحملنّ أثقالهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 26 - 6

6 - كافران مكه ، در تلاش براى غلبه بر قرآن و پيام وحى

و قال الذين كفروا لاتسمعوا . .. لعلّكم تغلبون

163- تلاش مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 35 - 3

3- مشركان مكه ، درصدد تقويت پايگاه عقيدتى خويش با استناد به ريشه تاريخى داشتن آن

و قال الذين أشركوا لو شاء الله ما عبدنا من دونه من شىء نحن و لا ءاباؤنا

ذكر «و لا ءاباؤنا» در كلام مشركان در حالى كه بحثى از آنها در ميان نبوده است، مى تواند مشعر به نكته ياد شده باشد.

164- تناقض گويى كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 8 - 3

3 - تناقض گويى كافران مكه ، در انكار معاد و كيفر كردار

إنّكم لفى قول مختلف

با توجه به اين كه آيات پيشين در مورد معاد و جزاى كردار و آيات بعد در زمينه روز جزا است، ممكن است «قول مختلف» نظر به همين موضوع (معاد) داشته باشد.

165- تنفر كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 41 - 5

5- بهره كفرپيشگان مكه از آيه هاى بيدارگر قرآن ، تنها تنفر و فرار از آنها بود .

و لقد صرّفنا فى هـذا القرءان ليذّكّروا و ما يزيدهم إلاّ نفورًا

166- توحيد در مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 37 - 6

6- سرزمين مكه و محدوده اطراف خانه خدا ، محلى مناسب براى ابراز عقيده توحيدى و عبادت خداى يگانه

ربّنا إنى أسكنت من ذرّيتى بواد غير ذى زرع عند بيتك المحرّم ربّنا ليقيموا الصلوة

از اينكه حضرت ابراهيم(ع) فرزندانش را از محل سابق، كه سرزمين بت پرستان بود، به سرزمين مكه برد و هدف از هجرت را عبادت و نماز اعلام كرد، برداشت فوق به دست مى آيد.

167- توصيه به مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 58 - 8

8 - توصيه خداوند به مشركان مكه بر عبرت گرفتن از سرنوشت جوامع هلاك شده پيشين

و قالوا إن نتّبع الهدى . .. و كم أهلكنا من قرية بطرت معيشتها

168- توطئه اشراف مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 123 - 7

7 ـ سردمداران مجرم مكه، يكسره در صدد توطئه و مكر عليه مسلمانان صدر اسلام بودند.

و كذلك جعلنا فى كل قرية

چون اين سوره مباركه مكى است، تشبيه مذكور در آيه، تشبيه سردمداران مجرم در تمامى نقاط به سردمداران مجرم شهر «مكه» است. لذا بيانگر وضعيت و شرايط آن روزگار مى باشد.

169- توطئه كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 30 - 2،3

2 ـ توطئه گرى هاى كافران مكه عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) و نجات وى از آن توطئه ها با برنامه هاى الهى ، امرى شايسته و بايسته به ياد داشتن

إذ يمكر بك الذين كفروا . .. و اللّه خير المكرين

«إذ يمكر . .. » عطف بر «إذ أنتم قليل ... » در آيه 26 است.

3 ـ محبوس ساختن يا كشتن و يا تبعيد پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از جمله توطئه هاى كافران مكه عليه آن حضرت

ليثبتوك او يقتلوك او يخرجوك و يمكرون

جمله «و يمكرون» بيانگر اين است كه كافران علاوه بر تصميم داشتن به قتل پيامبر(صلی الله علیه و آله) و . .. برنامه هاى ديگرى نيز عليه پيامبر(صلی الله علیه و آله) در نظر داشته اند. لذا در برداشت فوق از آن به «از جمله» تعبير شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 32 - 2

2 ـ نابحق جلوه دادن قرآن با درخواست عذاب از درگاه خدا ، از حيله هاى كافران مكه در مبارزه با قرآن و رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و يمكرون . .. و إذ قالوا اللّهم ... فأمطر علينا حجارة من السماء

برخى در توجيه عذاب خواهى كافران (فامطر علينا . .. ) چنين گفته اند كه آنان براى فريب ديگران و يا اقناع خويش اين نفرين را در حق خود روا داشتند تا با اجابت نشدن آن، خويشتن را در انكار قرآن و حقانيت رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) محق بشمارند. آيه قبل كه سخن از مكر كافران داشت، مى تواند تأييدى براى اين نظريه باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 40 - 19

19 ـ رهايى پيامبر (صلی الله علیه و آله) از توطئه كافران مكه و اعتلاى كلمة اللّه ، جلوه عزّت ( شكست ناپذيرى ) و حكمت خدا

فقد نصره اللّه إذ أخرجه . .. كلمة اللّه هى العليا و اللّه عزيز حكيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 2 - 16

16 ـ اتهام سحر و افسونگرى ، از حربه هاى تبليغاتى كفرپيشگان مكه عليه قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله)

قال الكفرون إن هذا لسحر مبين

170- توطئه مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 5 - 3،4

3ـ مشركان مكه در عصر بعثت ، داراى جلسات مخفى براى توطئه چينى عليه اسلام و پيامبر (صلی الله علیه و آله)

ألا حين يستغشون ثيابهم يعلم مايسرّون ومايعلنون

«إستغشى ثيابه» يعنى با جامه هايش خود را مخفى ساخت تا ديده نشود(لسان العرب) «حين» متعلق به «يعلم» است و لذا جمله «ألا حين يستغشون ثيابهم يعلم . ..» مى رساند كه مشركان در همان هنگامى كه خود را مخفى و مستور مى كردند مسايلى را مطرح مى كردند برخى از آنها را پنهان مى داشتند (ما يسرّون) و برخى را آشكار مى نمودند (و ما يعلنون) اين معنا گوياى آن است كه مراد از «يستغشون ثيابهم ...» اين است كه مشركان براى توطئه عليه پيامبر جلسات مخفى تشكيل مى دادند نه مجرد پنهان ساختن خويش.

4ـ مشركان مكه ، داراى مواضع علنى و آشكار عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) و توطئه هاى سرّى و محرمانه عليه آن حضرت

ألا حين يستغشون ثيابهم يعلم ما يسرّون و ما يعلنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 79 - 6

6 - تهديد مشركان مكه از سوى خداوند ، در برابر توطئه چينى آنان عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله)

أم أبرموا أمرًا فإنّا مبرمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 13 - 3

3- همدلى مشركان مكه ، در خالى ساختن سرزمين مكه ، از وجود پيامبر (صلی الله علیه و آله) *

قريتك الّتى أخرجتك

نسبت دادن «إخراج» به قريه، مى تواند از آن جهت باشد كه همه مردم شهر و يا بيشتر آنان، بر اخراج پيامبر(صلی الله علیه و آله) مصمم و همدل بوده اند.

171- توطئه هاى پنهانى مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 80 - 5

5 - توطئه هاى مخفيانه مشركان مكه ، عليه پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله)

أم يحسبون أنّا لانسمع سرّهم و نجويهم

172- توقع نبوت اشراف مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 31 - 1

1 - توقع بى جاى مشركان مكه در لزوم انتخاب پيامبر ، از ميان اشراف « مكه » و « طائف »

و قالوا لولا نزّل هـذا القرءان على رجل من القريتين عظيم

عموم مفسران مراد از «قريتين» را مكه و طائف دانسته اند.

173- توقعات بيجاى مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 31 - 1

1 - توقع بى جاى مشركان مكه در لزوم انتخاب پيامبر ، از ميان اشراف « مكه » و « طائف »

و قالوا لولا نزّل هـذا القرءان على رجل من القريتين عظيم

عموم مفسران مراد از «قريتين» را مكه و طائف دانسته اند.

174- تهديد كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 25 - 27

27- كافران مكه ، مورد تهديد خداوند به عذابى دردناك

لو تزيّلوا لعذّبنا الذين كفروا منهم عذابًا أليمًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 31 - 2

2 - تهديد كافران مكّه از سوى خداوند ، به وقوع حوادثى ناگوار و مرگ آفرين براى ايشان در آينده

قل تربّصوا فإنّى معكم من المتربّصين

175- تهديد مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 36 - 17

17- مشركان مكه ، مورد تهديد خداوند به فرجامى شوم

و قال الذين أشركوا . .. فسيروا فى الأرض فانظروا كيف كان عـقبة المكذّبين

بنابراين احتمال كه مخاطبان امر «سيروا» مشركان مكه اند استفاده مى شود كه دعوت از آنان براى سير و سفر در زمين جهت مطالعه سرانجام تكذيب كنندگان انبيا پس از بازگويى ديدگاه آن مشركان در باره خداوند، هشدارى است به آنان.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 58 - 11

11 - خداوند ، مشركان بهانه جوى مكه را به عذاب استيصال تهديد كرد .

و قالوا إن نتّبع الهدى . .. و كم أهلكنا من قرية بطرت معيشتها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 59 - 12

12 - خداوند ، مشركان مكه را به عذاب استيصال تهديد كرد .

و ما كان ربّك مهلك القرى حتّى يبعث فى أُمّها رسولاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 45 - 7

7 - تهديد شديد مشركان مكه از سوى خداوند ، به خاطر تن در ندادن به تعاليم پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و إذا تتلى عليهم ءايـتنا بيّنت قالوا ما هـذا إلاّ رجل. .. و كذّب الذين من قبلهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 79 - 6

6 - تهديد مشركان مكه از سوى خداوند ، در برابر توطئه چينى آنان عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله)

أم أبرموا أمرًا فإنّا مبرمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 10 - 3

3- تهديد مشركان حق ستيز مكه ، از سوى خداوند به عذابى دنيوى و تيره كننده زندگى

فارتقب يوم تأتى السماء بدخان مبين

برداشت ياد شده بنابراين نكته است كه «دخان مبين»، كنايه از تيره روزى و عذاب دنيوى باشد، چه اين كه برخى از مفسران اين آيه را پاسخى به دعاى پيامبر(صلی الله علیه و آله) دانسته اند كه از خداوند خواست تا براى بيدار شدن مشركان، آنان را به قحطى اى همچون دوران يوسف مبتلا كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 13 - 1

1- تبعيدكنندگان پيامبر (صلی الله علیه و آله) از شهر مكه ، مورد تهديد خداوند به هلاكت و نابودى

و كأيّن من قرية هى أشدّ قوّة من قريتك . .. أهلكنـهم

با اين كه خروج پيامبر(صلی الله علیه و آله)، از مكه و هجرت ايشان به سوى مدينه ظاهراً به انتخاب خود حضرت صورت گرفته بود; ولى شرايط سختى كه مشركان براى آن حضرت پديد آورده بودند، منتهى به تصميم هجرت شد. ازاين رو خداوند خروج آن حضرت را به منزله تبعيد شمرده و فعل را به صورت متعدى به همه مشركان مكه نسبت داده است.

176- تهمتهاى كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 2 - 16

16 ـ اتهام سحر و افسونگرى ، از حربه هاى تبليغاتى كفرپيشگان مكه عليه قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله)

قال الكفرون إن هذا لسحر مبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 6 - 3

3- كافران مكه ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) را به خاطر ادعاى نزول وحى بر خود ، فردى مجنون و ديوانه مى دانستند .

و قالوا يأيها الذى نزّل عليه الذّكر إنك لمجنون

شواهد تاريخى گواهند كه قبل از ادعاى نبوت پيامبر(صلی الله علیه و آله) آنان چنين تهمتى را به آن حضرت نسبت نمى دادند، پس اين تهمت به خاطر نكته ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 15 - 5

5- كافران مكه ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) را متهم به سحر مى كردند .

بل نحن قوم مسحورون

در آيه فوق، هر چند به «سحر كننده» تصريح نشده، ولى تناسب حكم و موضوع و نيز آيه هاى ديگرى كه به اين موضوع تصريح كرده است، مقصود پيامبراسلام(صلی الله علیه و آله) مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 38 - 5

5- كافران دين ستيز مكه ، پيامبراسلام و مؤمنان را در باره وعده هاى الهى دروغگو مى پنداشتند .

و يقولون متى هـذا الوعد إن كنتم صـدقين

177- تهمتهاى مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 119 - 21

21 ـ اتهام بدعتگذارى و تجاوز به احكام دين الهى به اسلام و مسلمانان در تبليغات مشركان مكه

إن ربك هو أعلم بالمعتدين

كاربرد فعل تفضيل «أعلم» و تأكيد و حصر آن با «إن» و ضمير فصل «هو» در مواردى است كه مدعيان و منكرانى در برابر وجود داشته باشند. بدين معنى كه چه بسا مشركان، مسلمانان را به سبب پايبندى به احكام اسلام به بدعتگذارى متهم مى ساختند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 35 - 2

2ـ مشركان مكه ، سرگذشت نوح و قوم او را ، داستانى ساختگى و بافته پيامبر (صلی الله علیه و آله) مى پنداشتند .

و لقد أرسلنا نوحًا . .. أم يقولون افتريـه

برداشت فوق ، براين اساس است كه ضمير مفعولى در «إفتراه» به داستان نوح(ع) و قوم او كه در آيات پيشين آمده ، باز گردد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 14 - 2،3

2- اتهام مشركان مكه به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، درباره الهى نبودن سخنان آن حضرت و دريافت و آموزش مطالب از ديگران

و قالوا معلّم

3- اتهام جنون به پيامبر (صلی الله علیه و آله) از سوى مشركان مكه

ثمّ تولّوا عنه و قالوا معلّم مجنون

178- جبرگرايى مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 35 - 1،2،17

1- مشركان مكه ، بت پرستى خود و پدرانشان را برخاسته از مشيت خداوند مى دانستند .

و قال الذين أشركوا لو شاء الله ما عبدنا من دونه من شىء نحن و لا ءاباؤنا

با توجه به مكى بودن سورهء نحل و نيز قرينه «كذلك فعل الذين من قبلهم» مراد از «الذين أشركوا» مشركان مكه است.

2- مشركان مكه ، جبرى مسلك بوده و عمل خود را بر اساس مشيت خداوند مى دانستند .

و قال الذين أشركوا لو شاء الله ما عبدنا من دونه من شىء

17- مشركان مكه ، با اشاعه فكر جبرگرايى ، درصدد اثبات عبث بودن بعثت انبيا بودند .

و قال الذين أشركوا لو شاء الله ما عبدنا من دونه من شىء . .. فهل على الرسل إلاّ ا

عبارت «فهل على الرسل إلاّ البلاغ المبين» پس از بيان اعتقادات مشركان، مى تواند جوابى براى آنان باشد; با اين توضيح كه مشركان مى خواستند با استناد ايمان و كفر به خداوند، بيان كنند كه با چنين امرى، جايى براى آمدن انبيا نيست و خداوند با «فهل على الرسل. ..» جواب آنان را مى دهد كه آمدن پيامبران، بيهوده نيست و براى ابلاغ پيام الهى است.

179- جلسات مخفى مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 5 - 3

3ـ مشركان مكه در عصر بعثت ، داراى جلسات مخفى براى توطئه چينى عليه اسلام و پيامبر (صلی الله علیه و آله)

ألا حين يستغشون ثيابهم يعلم مايسرّون ومايعلنون

«إستغشى ثيابه» يعنى با جامه هايش خود را مخفى ساخت تا ديده نشود(لسان العرب) «حين» متعلق به «يعلم» است و لذا جمله «ألا حين يستغشون ثيابهم يعلم . ..» مى رساند كه مشركان در همان هنگامى كه خود را مخفى و مستور مى كردند مسايلى را مطرح مى كردند برخى از آنها را پنهان مى داشتند (ما يسرّون) و برخى را آشكار مى نمودند (و ما يعلنون) اين معنا گوياى آن است كه مراد از «يستغشون ثيابهم ...» اين است كه مشركان براى توطئه عليه پيامبر جلسات مخفى تشكيل مى دادند نه مجرد پنهان ساختن خويش.

180- جنگ با مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 7 - 6

6 ـ خداوند خواهان رويارويى مسلمانان با سپاه مسلح قريش و مشركان مكه

تودون أن . .. و يريد اللّه أن يحق الحق بكلمته

از مقابله دو جمله «تودون . .. » و «يريد اللّه ... » به دست مى آيد كه اراده خداوند بر خلاف خواسته مسلمانان در انتخاب يكى از دو گروه (كاروان تجارى و سپاه مسلح مشركان) بوده است.

181- جوسازى كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 26 - 7

7 - اميدوارى كافران مكه ، به پيروزى خود بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) از طريق ايجاد هياهو و فضاى ناآرام

و قال الذين كفروا لاتسمعوا . .. و الغوا فيه لعلّكم تغلبون

182- جوسازى مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 57 - 5

5 - هوچى گرى و تبليغات منفى ، از ابزار هاى مقابله مشركان مكه با پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله)

و لمّا ضرب . .. إذا قومك منه يصدّون

183- جهاد با اهل مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 24 - 6

6 - رخ دادن درگيرى هايى منتهى به پيروزى مؤمنان بر مكيان ، قبل از انعقاد صلح حديبيه *

من بعد أن أظفركم عليهم

در صورتى كه مراد از «بطن مكّة» سرزمين حديبيه باشد; احتمال مى رود كه تعبير «من بعد أن أظفر» بيانگر درگيرى هاى محدودى باشد كه قبل از انعقاد صلح حديبيه، ميان كافران و مؤمنان صورت گرفت و به پيروزى مؤمنان منتهى گرديد.

184- جهاد با مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 191 - 3

3 - مسلمانان صدر اسلام به نبرد با مشركان مكه و بيرون راندن آنان از آن سرزمين موظف شدند .

و أخرجوهم من حيث أخرجوكم

مراد از «من حيث أخرجوكم» بنا به گفته مفسران، مكه است و به مجبور شدن مسلمانان به ترك مكه و هجرت به مدينه و حبشه اشاره دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 5 - 1

1 ـ پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى نبرد با مشركان مكه از مدينه به سوى بدر حركت كرد .

أخرجك ربك من بيتك بالحق

با توجه به آيات بعد معلوم مى شود مراد از جمله «أخرجك . .. »، خروج پيامبر(صلی الله علیه و آله) براى جنگ بدر بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 7 - 8

8 ـ پياده شدن حق و ريشه كن شدن بنيان كافران ، هدف از فرمان خداوند به نبرد با مشركان مكه در بدر

و يريد اللّه أن يحق الحق بكلمته و يقطع دابر الكفرين

185- جهاد پس از فتح مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 10 - 21

21 - برابر دانستن مؤمنان مجاهد و انفاق گر قبل از فتح مكه ، با مجاهدان و انفاق گران بعد از آن ، از نظر مقام و منزلت در پيشگاه خداوند ، پندارى باطل است .

لايستوى منكم من أنفق من قبل الفتح و قـتل

186- جهاد قبل از فتح مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 10 - 21

21 - برابر دانستن مؤمنان مجاهد و انفاق گر قبل از فتح مكه ، با مجاهدان و انفاق گران بعد از آن ، از نظر مقام و منزلت در پيشگاه خداوند ، پندارى باطل است .

لايستوى منكم من أنفق من قبل الفتح و قـتل

187- جهل اكثريت اهل مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 57 - 20

20 - بيشتر مردم مكه در عصر بعثت ، گرفتار جهل و ناآگاهى نسبت به تعلق اراده الهى بر تضمين امنيت آن مكان مقدس و تأمين روزى ساكنان آن بودند .

أوَلم نمكّن لهم حرمًا ءامنًا . .. و لـكنّ أكثرهم لايعلمون

188- جهل اكثريت مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 38 - 10

10- اكثر مشركان مكه ، از قدرت خداوند بر احياى مجدد انسان ها بى خبر بودند .

بلى وعدًا عليه حقًّا و لـكنّ أكثر الناس لايعلمون

برداشت فوق، بر اساس اين نكته است كه «ال» در «الناس» عهد ذكرى بوده و مراد از آن مشركانى باشند كه در آيات قبل از آنها سخن به ميان آمده است.

189- جهل كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 6 - 6

6 - جهل ، عامل رويكرد كافران مكه به خريد داستان هاى بى اساس بود .

و من الناس من يشترى لهو الحديث . .. بغير علم

«بغير علم» متعلق به فعل «يشترى» است.

190- حاطب ابن ابى بلتعه و مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 1 - 13

13 - اقدام حاطب ابن ابى بلتعه به ارتباط مخفيانه با مشركان ، در آستانه آمادگى مسلمانان براى فتح مكه

لاتتّخذوا . .. إن كنتم خرجتم جهـدًا فى سبيلى

با توجه به شأن نزول آيه، عبارت «إن كنتم خرجتم. ..» نظر به آمادگى مسلمانان براى فتح مكه دارد.

191- حاكمان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - قريش - 106 - 1 - 4

4 - تسلّط قريش بر مكه پيش از اسلام *

لإيلـف قريش

دفع مهاجمان به مكه، در صورتى امتنان بر قريش شمرده مى شود كه مكه در تصرف آنان باشد.

192- حس گرايى كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 7 - 4

4- كافران مكه ، بر اين باور بودند كه نزول هر نوع پيام آسمانى بر بشر ، بايد همراه با شاهد آسمانى محسوسى باشد . *

قالوا . .. لو ما تأتينا بالملئكة إن كنت من الصدقين

درخواست كافران از پيامبر(صلی الله علیه و آله) براى آوردن ملائكه جهت تصديق نبوتش، ممكن است از اين رو باشد كه: آنان ارتباط بشر با خداوند را غير ممكن مى دانستند و براى قبول نبوت بشر، خواستار آوردن شاهد آسمانى بودند و ذكر نام ملائكه شايد به عنوان نمونه و يا شناخته شده بودن آنان باشد.

193- حس گرايى مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 90 - 4

4- مشركان مكه ، على رغم مشاهده آيات گوناگون الهى ، از پيامبر (صلی الله علیه و آله) درخواست معجزه حسى كردند .

و لقد صرّفنا . .. من كلّ مثل فأبى ... و قالوا لن نؤمن لك حتى تفجر لنا من الأرض ي

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 92 - 10

10- اتكاى مشركان مكه در عقايد و جهان بينى خود ، تنها بر محسوسات و دريافت هاى حسى بود .

تأتى بالله و الملـئكة قبيلاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 93 - 4،8

4- مشركان مكه ، على رغم مشاهده آيات گوناگون الهى ، از پيامبر (صلی الله علیه و آله) درخواست معجزه حسى كردند .

و لقد صرّفنا . .. من كلّ مثل فأبى ... و قالوا لن نؤمن لك حتى ... يكون لك بيت من

8- اتكاى مشركان مكه به ملاك هاى مادى و حسى ، در شناخت معجزات و آيات الهى

حتى تفجر لنا . .. حتى تنزّل علينا كتـبًا نقرؤه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 50 - 2

2 - مشركان مكه ، نزول وحى را ، به عنوان آيه اى از جانب خدا قبول نكرده و خواستار معجزه حسّى شدند .

و كذلك أنزلنا إليك الكتـب . .. و ما يجحد بأيـتنا ... و قالوا لولا أنزل عليه ءايـ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 36 - 3

3- مشركان مكه ، خواهان شهود حسى براى ايمان به حقايق غيبى

فأتوا بـابائنا إن كنتم صـدقين

با اين كه معاد اخروى از امور غيبى به حساب مى آيد، مشركان با پيشنهاد زنده شدن پدرانشان، خواهان محسوس شدن آن بودند.

194- حسادت اهل مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 103 - 6

6ـ حسادت مردم مكه بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) از ريشه هاى ايمان نياوردن ايشان به آن حضرت *

و ما أكثر الناس و لو حرصت بمؤمنين

برداشت فوق با توجه به توضيحى كه در شماره قبل آورده شد معلوم مى شود.

195- حق ستيزى كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 26 - 6

6 - كافران مكه ، در تلاش براى غلبه بر قرآن و پيام وحى

و قال الذين كفروا لاتسمعوا . .. لعلّكم تغلبون

196- حق ستيزى مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 17 - 3

3- وجود نوعى مشابهت در عملكرد ، ميان مشركان مكه و فرعونيان در حق ستيزى و مقابله با رسول الهى

و لقد فتنّا قبلهم قوم فرعون و جاءهم رسول كريم

تعبير «قبلهم»، نوعى ارتباط و همگونى ميان مشركان مكه و فرعونيان را مى رساند.

197- حق ناپذيرى كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 7 - 2

2 ـ حق ناپذيرى و عناد و لجاجت شديد كافران مكه در عصر بعثت، در برابر وحى و معجزات الهى

و لو نزلنا عليك كتبا . .. إن هذا إلا سحر مبين

سوره انعام در مكه نازل شده است و بنابراين طبيعى است كه ناظر به مردم آن سامان، خصوصاً مشركان مكه، باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 3 - 1

1- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به هنگام مواجهه با حق ناپذيرى كافران مكه ، مأمور به ر ها كردن آنان به حال خود و ترك محاجه با آنها شد .

ذرهم يأكلوا و يتمتّعوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 14 - 1

1- اگر درى از آسمان به قدرت خداوند گشوده شود كه كافران مكه براى دريافت حقايق به آنجا بروند ، ايمان نخواهند آورد .

كذلك نسلكه فى قلوب المجرمين . لايؤمنون به ... و لو فتحنا عليهم بابًا من السّماء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 15 - 1،2،4

1- كافران هدايت ناپذير مكه ، در صورت مشاهده گشايش درى از آسمان براى بالا رفتن خود و درك حقايق ، آن را نوعى چشم بندى و سحر وانمود خواهند كرد .

و لو فتحنا عليهم بابًا من السّماء فظلّوا فيه يعرجون . لقالوا إنما سكّرت أبصرنا

«سكر» در لغت حالتى را گفته اند كه عارض بر عقل مى شود. بنابراين مراد از ادعاى آنان اين مى شود كه: آنان خود را گرفتار نوعى چشم بندى مى دانستند.

2- كافران مكه ، مردمى حق ناپذير و لجاجت پيشه در برابر آيات الهى

و لو فتحنا عليهم بابًا من السّماء فظلّوا فيه يعرجون . لقالوا إنما سكّرت أبصرنا

4- كافران مكه براى گريز از پذيرفتن حقايق الهى ، آنها را امورى موهوم جلوه مى دادند .

لقالوا إنما سكّرت أبصرنا بل نحن قوم مسحورون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 41 - 5

5- بهره كفرپيشگان مكه از آيه هاى بيدارگر قرآن ، تنها تنفر و فرار از آنها بود .

و لقد صرّفنا فى هـذا القرءان ليذّكّروا و ما يزيدهم إلاّ نفورًا

198- حق ناپذيرى مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 42 - 10

10 ـ مشركان مكّه ، پذيراى هيچ سخن حق و منطقى در جهت مخالفت با عقيده شان نبودند .

إن كاد ليضلّنا عن ءالهتنا . .. و سوف يعلمون حين يرون العذاب من أضلّ سبيلاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 49 - 10

10 - انكار قرآن از سوى مشركان مكه ، از سر لجاجت و حق ناپذيرى بود .

ما يجحد بأيـتنا إلاّ الكـفرون . .. و ما يجحد بأيـتنا إلاّ الظـلمون

«جحود» در لغت نفى چيزى است كه دل آن را اثبات مى كند و اثبات چيزى است كه دل نفى مى كند. (مفردات راغب). «جحود» طبق معناى لغوى منطبق بر لجاجت است. گفتنى است: «ال» در «الظالمون» عهد بوده و اشاره به «الكافرون» در آيه چهل و هفت دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 45 - 7

7 - تهديد شديد مشركان مكه از سوى خداوند ، به خاطر تن در ندادن به تعاليم پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و إذا تتلى عليهم ءايـتنا بيّنت قالوا ما هـذا إلاّ رجل. .. و كذّب الذين من قبلهم

199- حق ناشنوايى مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 44 - 4

4 ـ بيشتر مشركان مكّه ، مردمانى حق نشنو و نابخرد

إذا رأوك إن يتّخذونك . .. أم تحسب أنّ أكثرهم يسمعون أو يعقلون

برداشت فوق، با توجه به نزول آيه شريفه در مكه است; چرا كه بيشتر مشركان آن شهر در نيمه نخست بعثت داراى چنين خصلتى بودند.

200- حقوق مسلمانان مكه مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 25 - 7

7 - تمامى مسلمانان ( مكّى و آفاقى ) ، نسبت به مسجدالحرام از حق مساوى برخورداراند .

الذى جعلنـه للناس سواء العـكف فيه و الباد

«سواء» به معناى «مستوى» و حال براى «الناس»است. «عاكف» به معناى مقيم (منظور اهل مكّه) است. «بادى» يعنى اهل باديه و مقصود از آن مردمى است كه بيرون مكّه و در سرزمين هاى ديگر زندگى مى كنند; يعنى، ما مسجدالحرام را براى همه انسان ها قرار داديم و در بهره مندى از آن، مكّى و آفاقى برابراند و كسى را بر ديگرى امتيازى نيست.

201- حمايت از مسلمانان ناشناخته مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 25 - 21

21- تعلّق مشيت الهى ، به حمايت از مؤمنان ناشناخته مكه

ليدخل اللّه فى رحمته من يشاء

تعبير «من يشاء»، ممكن است نظر به مردان و زنان مؤمنى داشته باشد كه در جمله هاى پيشين آيه، از آنهايادشد.

202- خانواده مهاجران به مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 7 - 3

3 - رفع نگرانى از مؤمنان مدينه از سوى خداوند ، نسبت به آينده بازماندگان ايشان در مكه

عسى اللّه . .. مودّة

با توجه به اين كه شأن نزول آيات پيشين، حركتى بود كه از حاطب بن أبى بلتعه ـ به انگيزه مصونيت دادن خانوده اش در مكه ـ صورت گرفته بود; خداوند پس از نفى شيوه وى، با اين نويد به او و امثالش، نوعى اطمينان بخشيده است.

203- خداشناسى مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 35 - 7

7- مشركان مكه ، على رغم عقيده به خدايان متعدد ، اظهار عقيده به خداوند كرده و قضاى او را در عالم نافذ مى دانستند .

و قال الذين أشركوا لو شاء الله ما عبدنا من دونه من شىء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 38 - 2

2- مشركان مكه ، معتقد به وجود خداوند بودند .

و أقسموا بالله جهد أيمـنهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 52 - 10

10 - اعتقاد مشركان مكه به وجود خداوند

إن كان من عند اللّه

از ظاهر جمله شرطيه بر مى آيد كه اصل وجود خداوند براى مشركان، مسلم بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 9 - 2

2 - مشركان مكه ، با نبوت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و پيام توحيدى آن حضرت در ستيز بودند ، نه منكر وجود آفريدگار عزيز و داناى جهان .

و لئن سألتهم . .. ليقولنّ خلقهنّ العزيز العليم

با توجه به آيات پيشين ـ كه نوعى خطاب و عتاب نسبت به منكران پيامبر(صلی الله علیه و آله) دارد ـ برداشت ياد شده به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 17 - 7

7 - مشركان مكه ، خداوند را با نام « رحمان » مى شناختند و ياد مى كردند .

بما ضرب للرحمـن مثلاً

بنابراين كه واژه «رحمان» در آيه شريفه، به خاطر بار معنايى آن نيامده باشد; بلكه صرفاً نقل قول ساده اى از كلام عرب جاهلى باشد كه به جاى «اللّه» ـ يا هر صفت ديگر براى خداوند ـ كلمه «رحمان» را به كار مى بردند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 87 - 1

1 - اعتقاد مشركان مكه ، به خالقيت خداوند و توحيد در آفرينش

و لئن سألتهم من خلقهم ليقولنّ اللّه فأنّى يؤفكون

از آيه شريفه استفاده مى شود كه شرك مشركان، در ناحيه خالقيت خداوند نبوده است; بلكه آنان در ربوبيت، تدبير، كارگشايى امور و وساطت براى تقرب به خدا، گرفتار شرك بوده اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 8 - 2

2- مشركان مكه ، معتقد به وجود خداوند و در تلاش براى انكار رسالت پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله)

أم يقولون افتريـه

اتهام افترا و كذب به پيامبر(صلی الله علیه و آله) در زمينه آيات از سوى كافران، نمايانگر اين حقيقت است كه آنان، در بخشى از ادعاها و جوسازى هاى خويش، بر وجود خداوند صحه گذاشته بودند; ليكن رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) و آيات وحى را انكار مى نمودند.

204- خطاى مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 14 - 1

1 - خداوند مؤمنان مكه را به صبر در برابر حركات ناشايست مشركان و عفو از خطاكارى آنان فرمان داد .

قل للذين ءامنوا يغفروا للذين لايرجون أيّام اللّه

با توجه به اين كه اين آيات در مكه نازل شده، به دست مى آيد كه اين فرمان در مقطع قبل از هجرت بوده است و منظور از «الذين لايرجون. ..» مشركان اند.

205- خواسته كافران كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 32 - 1،2،5

1 ـ كافران مكه از خداوند خواستند چنانچه قرآن حقيقتى از جانب اوست ، آنان را سنگباران كند و يا عذاب دردناك ديگرى بر آنان فروفرستد .

و إذ قالوا . .. فأمطر علينا حجارة

2 ـ نابحق جلوه دادن قرآن با درخواست عذاب از درگاه خدا ، از حيله هاى كافران مكه در مبارزه با قرآن و رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و يمكرون . .. و إذ قالوا اللّهم ... فأمطر علينا حجارة من السماء

برخى در توجيه عذاب خواهى كافران (فامطر علينا . .. ) چنين گفته اند كه آنان براى فريب ديگران و يا اقناع خويش اين نفرين را در حق خود روا داشتند تا با اجابت نشدن آن، خويشتن را در انكار قرآن و حقانيت رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) محق بشمارند. آيه قبل كه سخن از مكر كافران داشت، مى تواند تأييدى براى اين نظريه باشد.

5 ـ كافران مكه معتقد به تأثير دعا به درگاه خدا براى تحقق بخشى به درخواست هاى آنان

اللّهم إن كان هذا هو الحق من عندك فأمطر علينا حجارة

206- خواسته هاى كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 7 - 1،3

1- كافران مكه ، از پيامبر (صلی الله علیه و آله) خواستار آوردن فرشتگان براى تصديق نبوت آن حضرت بودند .

قالوا . .. لو ما تأتينا بالملئكة إن كنت من الصدقين

«لو ما» مانند «هلا» و «لولا» براى تحضيض است.

3- كافران مكه ، از پيامبر (صلی الله علیه و آله) خواستار آوردن ملائكه به عنوان معجزه بودند .

لو ما تأتينا بالملئكة إن كنت من الصدقين

آوردن ملائكه توسط پيامبر(صلی الله علیه و آله) ـ كه مورد درخواست كفار بود ـ احتمال دارد براى تصديق نبوت پيامبر(صلی الله علیه و آله) باشد و احتمال دارد معجزه درخواستى باشد. برداشت فوق مبتنى بر احتمال دوم است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 8 - 3،4

3- درخواست كافران مكه ، براى آوردن ملائكه توسط پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، درخواستى نابه جا و باطل بود .

لو ما تأتينا بالملئكة . .. ما ننزّل الملئكة إلاّ بالحقّ

جمله «ما ننزل الملائكة إلاّ بالحق» حصرى و احترازى است و كنايه از اين است كه درخواست كفار نابه جاست.

4- درخواست نزول ملائكه ، جهت اثبات حقانيت ادعاى پيامبر (صلی الله علیه و آله) از سوى كافران مكه ، بهانه اى بيش نبود .

لو ما تأتينا بالملئكة . .. ما ننزّل الملئكة إلاّ بالحقّ

قيد «إلاّبالحق» مى تواند احترازى باشد; يعنى، نزول فرشتگان تنها در صورت وجود مصلحت و حكمت تحقق پذير است، در حالى كه در تقاضاى كفار چنين مصلحتى نيست. مضافاً به اينكه «إذاً منظرين» نيز دلالت مى كند بر اينكه آنان، حتى پس از آمدن ملائكه هم حقانيت پيامبر(صلی الله علیه و آله) را نمى پذيرفتند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 33 - 2

2- كافران حق ناپذير مكه ، در انتظار معجزه آمدن فرشتگان و يا امر ويژه اى از جانب خداوند براى تأييد حقانيت قرآن بودند

و إذا قيل لهم ماذا أنزل ربّكم قالوا أسـطر الأولين . .. هل ينظرون إلاّ أن تأتيهم

برداشت فوق، مبتنى بر اين احتمال است كه عبارت «تأتيهم الملائكة أو يأتى أمر ربك» (ملائكه براى آنان بيايد و يا امر پروردگارت بيايد) ـ به قرينه آيات سابق كه درباره قرآن كريم بود ـ بر آمدن ملائكه يا امر خداوند جهت تأييد قرآن دلالت داشته باشد.

207- خواسته هاى مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 58 - 3

3 ـ مشركان مكه خواهان تحقق سريع عذاب موعود پيامبر(صلی الله علیه و آله) بر خويش بودند.

قل لو أن عندى ما تستعجلون به

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 110 - 6

6 ـ مشركان مكه با وجود ايمان نياوردن به پيامبر(صلی الله علیه و آله) با معجزات ارائه شده، مجدداً خواهان معجزات ديگرى از پيامبر(صلی الله علیه و آله) بودند.

و أقسموا . .. لئن جاءتهم ءاية ... إذا جاءت لايؤمنون ... كما لم يؤمنوا به أول مرة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 90 - 1،2،4

1- ايجاد چشمه اى پر آب و جوشان در مكه توسط پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى مشركان ، پيش شرط آنان در ايمان به پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و قالوا لن نؤمن لك حتى تفجر لنا من الأرض ينبوعًا

2- ايجاد چشمه اى جوشان براى مشركان مكه ، معجزه درخواستى ( اقتراحى ) آنان از پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و قالوا لن نؤمن لك حتى تفجر لنا من الأرض ينبوعًا

4- مشركان مكه ، على رغم مشاهده آيات گوناگون الهى ، از پيامبر (صلی الله علیه و آله) درخواست معجزه حسى كردند .

و لقد صرّفنا . .. من كلّ مثل فأبى ... و قالوا لن نؤمن لك حتى تفجر لنا من الأرض ي

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 91 - 3،4

3- مشركان مكه ، على رغم مشاهده آيات گوناگون الهى ، از پيامبر (صلی الله علیه و آله) درخواست معجزه حسى كردند .

و لقد صرّفنا . .. من كلّ مثل فأبى ... و قالوا لن نؤمن لك حتى ... تكون لك جنّة من

نكته ياد شده با اين احتمال در آيه قابل استفاده است كه: آنان ايجاد باغى با صفات ياد شده را به وسيله معجزه درخواست كرده باشند.

4- ايجاد باغ بزرگ خرما و انگور با نهر هاى آب جارى ، معجزه درخواستى ( اقتراحى ) مشركان مكه از پيامبر (صلی الله علیه و آله)

لن نؤمن لك حتى . .. تكون لك جنّة من نخيل و عنب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 92 - 1،6،8

1- فرود آوردن قطعاتى از آسمان ، از معجزات اقتراحى و مورد درخواست مشركان مكه از پيامبر (صلی الله علیه و آله)

أو تسقط السّماء . .. علينا كسفًا

«كِسَف» جمع «كَسْف» به معناى قطعه است (لسان العرب).

6- مشركان مكه ، خواهان حضور يافتن خدا و ملائكه نزد آنان ، براى گواهى دادن به حقانيت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

أو تأتى بالله و الملـئكة قبيلاً

«قبيلاً» به معناى «مقابله» (رو در رو شدن) آمده است و در اين آيه، مى تواند به منظور افاده مطلب فوق باشد.

8- آوردن خداوند و ملائكه به صورت دسته دسته در نزد مشركان مكه ، معجزه درخواستى ( اقتراحى ) آنان از پيامبر (صلی الله علیه و آله)

لن نؤمن لك حتى . .. أو تأتى بالله و الملـئكة قبيلاً

برداشت فوق، مبتنى بر اين است كه «قبيلاً» جمع «قبيله» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 93 - 1،4،5،10،15

1- ايجاد خانه اى از طلا براى خود ، معجزه مورد درخواست ( معجزه اقتراحى ) مشركان مكه ، از پيامبر (صلی الله علیه و آله)

أو يكون لك بيت من زخرف

به قرينه سياق آيات كه در آنها معجزه هاى درخواستى مشركان مطرح شده است مراد از «أو يكون لك بيت من زخرف» ايجاد خانه اى طلايى از طريق معجزه است.

4- مشركان مكه ، على رغم مشاهده آيات گوناگون الهى ، از پيامبر (صلی الله علیه و آله) درخواست معجزه حسى كردند .

و لقد صرّفنا . .. من كلّ مثل فأبى ... و قالوا لن نؤمن لك حتى ... يكون لك بيت من

5- صعود پيامبر (صلی الله علیه و آله) به آسمان و آوردن دستخطى قابل خواندن و گواه بر صعود واقعى خويش ، معجزه درخواستى مشركان مكه از آن حضرت

أو ترقى فى السّماء و لن نؤمن لرقيّك حتى تنزّل علينا كتـبًا نقرؤه

10- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور پاسخ گويى به معجزه هاى درخواستى بيجاى مشركان مكه و تنزيه خداوند از برآوردن چنين خواسته هايى

و قالوا لن نؤمن لك حتى تفجر لنا . .. قل سبحان ربّى

15- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظف به اعلام محدوده مسؤوليت خويش و بيان ناتوانى خود از ارائه معجزات درخواستى مشركان

قالوا . .. قل ... هل كنت إلاّ بشرًا رسولاً

پاسخ «هل كنت. ..» در قبال درخواستهاى مشركان، مى تواند گوياى اين معنا باشد كه: درخواستهاى آنان، ربطى به رسالت و مسؤوليتهاى پيامبر(صلی الله علیه و آله) نداشته و يا در توان او نبوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 50 - 1،2

1 - مشركان مكه ، خواستار تحقق معجزاتى چند به دست پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) بودند .

و قالوا لولا أنزل عليه ءايـت من ربّه

2 - مشركان مكه ، نزول وحى را ، به عنوان آيه اى از جانب خدا قبول نكرده و خواستار معجزه حسّى شدند .

و كذلك أنزلنا إليك الكتـب . .. و ما يجحد بأيـتنا ... و قالوا لولا أنزل عليه ءايـ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 36 - 1،3

1- مشركان براى پذيرش درستى معاد ، زنده شدن نياكانشان را از پيامبر (صلی الله علیه و آله) خواستار شدند .

فأتوا بـابائنا إن كنتم صـدقين

3- مشركان مكه ، خواهان شهود حسى براى ايمان به حقايق غيبى

فأتوا بـابائنا إن كنتم صـدقين

با اين كه معاد اخروى از امور غيبى به حساب مى آيد، مشركان با پيشنهاد زنده شدن پدرانشان، خواهان محسوس شدن آن بودند.

208- خويشاوندى اهل مكه و ابراهيم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 78 - 10

10 - پيوند نسبى مردم مكّه صدراسلام با حضرت ابراهيم ( ع )

ملّة أبيكم إبرهيم

مخاطب ضمير «كم» در «أبيكم»، مى تواند عموم مسلمانان و يا خصوص مردم مكّه باشد. برداشت فوق برپايه احتمال دوم است.

209- درب خانه هاى مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 25 - 16

16 - « عن على ( ع ) ان رسول اللّه صلى اللّه عليه و آله نهى أهل مكّة أن يؤاجروا دورهم ، و أن يعلّقوا عليها أبواباً ، و قال : « سواء العاكف فيه و الباد » ;

از حضرت على(ع) روايت شده است كه رسول خدا(صلی الله علیه و آله) اهل مكّه را از اجاره دادن خانه ها و گذاشتن درب براى آنها نهى كرد و فرمود: «سواء العاكف فيه و الباد»».

210- درخواست امنيت مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 35 - 2،3،5

2- حضرت ابراهيم ( ع ) از خداوند درخواست امنيت براى سرزمين مكه كرد .

و إذ قال إبرهيم ربّ اجعل هـذا البلد ءامناً

3- حضرت ابراهيم ( ع ) از خداوند ، وضع قوانين براى تأمين امنيت و حفظ حرمت مكه را خواستار گرديد .

و إذ قال إبرهيم ربّ اجعل هـذا البلد ءامنًا

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه مقصود از «اجعل»، جعل تشريعى باشد، چنان كه دستورهاى متعددى در همين باره در اسلام تشريع شد.

5- حضرت ابراهيم ( ع ) از خداوند درخواست امنيت و مصونيت سرزمين مكه از نفوذ و رخنه آيين شرك و بت پرستى كرد . *

و إذ قال إبرهيم ربّ اجعل هـذا البلد ءامنًا

درخواست حضرت ابراهيم(ع) براى مصونيت خود و خاندانش از گرايش به شرك، مى تواند قرينه اى باشد بر اينكه مقصود از امنيت مكه، مصونيت آن از شرّ نفوذ آيين شرك و بت پرستى است.

211- درخواست رونق اقتصادى مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 37 - 15

15- حضرت ابراهيم ( ع ) از خداوند خواستار رونق اقتصادى شهر مكه با جلب توجه مردم دنيا به آن شهر شد .

فاجعل أفئدة من الناس تهوى إليهم و ارزقهم من الثمرت

212- درخواست علاقه مردم به مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 37 - 15

15- حضرت ابراهيم ( ع ) از خداوند خواستار رونق اقتصادى شهر مكه با جلب توجه مردم دنيا به آن شهر شد .

فاجعل أفئدة من الناس تهوى إليهم و ارزقهم من الثمرت

213- درخواست نعمت براى اهل مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 37 - 14

14- حضرت ابراهيم ( ع ) از خداوند خواستار بهبود وضعيت معيشتى و برخوردارى از انواع نعمت ها و محصولات براى فرزندانش و ساكنان مكه شد .

و ارزقهم من الثمرت

با توجه به اينكه حضرت ابراهيم(ع) فرزندانش را در سرزمين بى كشت و زرع اسكان داد، مقصود از «ثمرات» مى تواند انواع نعمتها و محصولات مادى و خوراكى باشد.

214- دروغگويى كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 12 - 8،9،11

8 - كافران مكه ، براى باز داشتن مسلمانان ، از ايمان شان به دروغ متوسل شدند .

و قال الذين كفروا للذين ءامنوا اتّبعوا سبيلنا و لنحمل خطـيـكم . .. إنّهم لكـذبون

9 - كافران مكه ، مردمى دروغگو بودند .

و قال الذين كفروا . .. إنّهم لكـذبون

11 - برعهده گرفتن خطا و گناه ارتداد مسلمانان ، از سوى كافران مكه ، ادعايى دروغ و خالى از واقعيت بود .

و قال الذين كفروا للذين ءامنوا اتّبعوا سبيلنا و لنحمل خطـيـكم . ..إنّهم لكـذبون

215- دروغگويى مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 112 - 21

21 ـ پيامبر(صلی الله علیه و آله) موظف به مبارزه منفى با مشركان مكه از راه بى اعتنايى به شبهات و دروغپردازيهاى آنان است.

و لو شاء ربك ما فعلوه فذرهم و ما يفترون

رها كردن مشركان و اعتنا نكردن به گفته هاى آنان نوعى مبارزه منفى است كه خداوند پيامبر(صلی الله علیه و آله) را به آن فرمان مى دهد.

216- دشمنى اهل مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 25 - 2

2- تن دادن مكيان به صلح ، با همه كفر و عناد خويش نسبت به مؤمنان ، نمودى از اراده و تدبير نافذ خداوند

و هو الذى كفّ . .. هم الذين كفروا

على رغم كفر و ستيز مشركان با اسلام، به تدبير الهى زمينه اى پديد آمد كه آنان به صلح تن دادند و شرّشان از سر مسلمانان دفع گرديد.

217- دشمنى با مسلمانان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 14 - 4

4 - مسلمانان در مكه ، مواجه با حركت هاى ايذايى و خصمانه مشركان و در انديشه مقابله با آنان

قل للذين ءامنوا يغفروا للذين لا يرجون أيّام اللّه

فرمان الهى به غفران و چشم پوشى، از دو واقعيت تاريخى خبر مى دهد: 1ـ حركت هاى ايذايى مشركان مكه; 2ـ راه يافتن انديشه انتقام و مقابله به مثل در ذهن مؤمنان.

218- دشمنى كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 7 - 2

2 ـ حق ناپذيرى و عناد و لجاجت شديد كافران مكه در عصر بعثت، در برابر وحى و معجزات الهى

و لو نزلنا عليك كتبا . .. إن هذا إلا سحر مبين

سوره انعام در مكه نازل شده است و بنابراين طبيعى است كه ناظر به مردم آن سامان، خصوصاً مشركان مكه، باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 32 - 4

4 ـ كافران مكه مردمانى لجوج و داراى عنادى خاص در برابر رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و حقانيت قرآن

فأمطر علينا حجارة من السماء أو ائتنا بعذاب أليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 28 - 9

9 - انكار و برخورد عنادآميز با قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، شيوه مستمر كافران مكه

كانوا بأيـتنا يجحدون

فعل «كان» هرگاه بر مضارع داخل شود افاده استمرار مى كند.

219- دشمنى مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 13 - 2

2 ـ مخالفت و دشمنى مشركان مكه با خدا و رسول او مايه فرمان الهى به سركوبى و نابودى آنان

ذلك بأنهم شاقوا اللّه و رسوله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 35 - 17

17- مشركان مكه ، با اشاعه فكر جبرگرايى ، درصدد اثبات عبث بودن بعثت انبيا بودند .

و قال الذين أشركوا لو شاء الله ما عبدنا من دونه من شىء . .. فهل على الرسل إلاّ ا

عبارت «فهل على الرسل إلاّ البلاغ المبين» پس از بيان اعتقادات مشركان، مى تواند جوابى براى آنان باشد; با اين توضيح كه مشركان مى خواستند با استناد ايمان و كفر به خداوند، بيان كنند كه با چنين امرى، جايى براى آمدن انبيا نيست و خداوند با «فهل على الرسل. ..» جواب آنان را مى دهد كه آمدن پيامبران، بيهوده نيست و براى ابلاغ پيام الهى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 44 - 2

2 - مشركان مكه ، مردمى عناد پيشه و بهانه جو بودند .

و لو جعلنـه قرءانًا أعجميًّا لقالوا لولا فصّلت ءايـته ءاْعجمىّ و عربىّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 9 - 2

2 - مشركان مكه ، با نبوت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و پيام توحيدى آن حضرت در ستيز بودند ، نه منكر وجود آفريدگار عزيز و داناى جهان .

و لئن سألتهم . .. ليقولنّ خلقهنّ العزيز العليم

با توجه به آيات پيشين ـ كه نوعى خطاب و عتاب نسبت به منكران پيامبر(صلی الله علیه و آله) دارد ـ برداشت ياد شده به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 58 - 8

8 - مشركان مكه ، مردمانى ستيزه جو و بى منطق

بل هم قوم خصمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 2 - 1

1 - اقدام مشركان مكه به كينه توزى و آزار مسلمانان ، در صورت دست يافتن بر ايشان

إن يثقفوكم يكونوا لكم أعداء و يبسطوا إليكم أيديهم و ألسنتهم بالسوء

«ثقف» (مصدر «يثقفون») به معناى رسيدن به چيزى و دست يافتن به آن است.

220- دعاى كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 35 - 3

3 ـ كافران مكه به سبب انجام امورى لغو و بيهوده در پيرامون كعبه به عنوان عبادت و نيايش ، مستحق عذاب الهى بودند .

و ما لهم ألا ليعذبهم اللّه . .. و ما كان صلاتهم عند البيت إلا مكاء و تصدية

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه جمله «ما كان صلاتهــم . .. » عطف بر «و هم يصدون ... » باشد.

221- دعاى مستضعفان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 75 - 18

18 ـ استجابت دعاى مستضعفان مكّه ، با صدور فرمان جهاد از سوى خدا براى رهايى آنان

و ما لكم لا تقاتلون . .. الّذين يقولون ربّنا اخرجنا

222- دعوت از اهل مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 46 - 6

6 - دعوت پيامبر (صلی الله علیه و آله) از مردم مكه براى انديشيدن درباره جنون نسبت داده شده به آن حضرت

ثمّ تتفكّروا ما بصاحبكم من جِنّة

مراد از «صاحب»، به قرينه «هو» در عبارت بعدى، پيامبر(صلی الله علیه و آله) است.

223- دعوت از مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 43 - 10

10- دعوت خداوند از مشركان مكه براى تفحص و تحقيق از عالمان ، جهت به دست آوردن حقانيت وحى به انسان

و ما أرسلنا من قبلك إلاّ رجالاً . .. فسئلوا أهل الذكر إن كنتم لاتعلمون

مخاطب فعل «فسئلوا» به قرينه آيات قبل ـ كه درباره مشركان بود ـ مى تواند مشركان باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 7 - 8

8- دعوت خداوند از مشركان مكه ، مبنى بر پرسش از آگاهان در زمينه بشر بودن پيامبران پيشين

فسـلوا أهل الذكر إن كنتم لاتعلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 89 - 2

2 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور ترك مناظره و منازعه با مشركان لجوج مكه و دعوت ايشان به مسالمت اجتماعى با مسلمانان

فاصفح عنهم و قل سلـم

با توجه به مفهوم «سلام» كه به معناى مسالمت است، برداشت ياد شده استفاده مى شود.

224- دعوت به مسافرت مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 11 - 4

4 - دعوت پيامبر (صلی الله علیه و آله) از مؤمنان ، براى شركت در سفر مكه ( قبل از صلح حديبيه )

سيقول لك المخلّفون من الأعراب

از واژه «مخلّفون» و عذرتراشى هاى آنان، استفاده مى شود كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) براى اين سفر، دعوت همگانى كرده است.

225- دلايل كفر مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 94 - 3

3- تنها دستاويز مشركان مكه براى ايمان نياوردن به پيامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) ، بشر بودن آن حضرت بود .

قالوا أبعث الله بشرًا رسولاً

226- دنياطلبى مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 29 - 1

1 ـ مشركان لجاجت پيشه مكه، منكر قيامت و هر گونه زندگى جز زندگانى دنيا بودند.

و قالوا إن هى إلا حياتنا الدنيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 93 - 3

3- مشركان مكه ، از مفاهيم عالى قرآن غافل بوده و به زخارف دنيا چشم دوخته بودند .

و لقد صرّفنا فى هـذا القرءان من كلّ مثل فأبى . .. و قالوا لن نؤمن لك حتى ... أو

227- دوستى اهل مدينه و اهل مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 7 - 1

1 - اميدبخشى خداوند به مؤمنان مدينه ، درباره اصلاح روابط آنان و اهل مكه

عسى اللّه أن يجعل بينكم و بين الذين عاديتم منهم مودّة

228- دوستى با مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 1 - 17

17 - اقدام برخى از مهاجران ، به برقرارى رابطه سرّى و دوستانه با مشركان مكه

تسرّون إليهم بالمودّة

با توجه به شأن نزول آيه شريفه، مطلب بالا استفاده مى شود.

229- دين اهل مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 96 - 2

2- آيين شرك و عقيده به وجود خدايى جز الله ، دين غالب و آيين مردم مكه بود .

و أعرض عن المشركين . .. الذين يجعلون مع الله إلـهًا ءاخر

بود.

230- ذلت دنيوى مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 10 - 2

2 - پيشگويى خداوند ، از حقارت و ذلّت سران مشرك مكه در دنيا *

لهم عذاب مهين . من ورائهم جهنّم

برداشت بالا بدان احتمال است كه تعبير «لهم عذاب مهين» ناظر به دنيا و «من ورائهم. ..» ناظر به آخرت باشد.

231- رحمت بر مسلمانان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 25 - 20

20- مصونيت مؤمنان مكه و بهره مندى آنان از رحمت الهى ، از اهداف برقرارى صلح حديبيه

ليدخل اللّه فى رحمته من يشاء

از ارتباط جمله «ليدخل . ..» با آيه قبل، مطلب بالا استفاده مى شود; زيرا «ليدخل ...» غايت براى جواب محذوف است; يعنى، ما بدين سبب اجازه جنگ نداديم تا مؤمنان مكه آسيب نبينند و از رحمت الهى بهره مند گردند.

232- رد ادعاى مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 57 - 8

8 - رد شدن ادعاى مشركان مكه ( ربوده شدن آنان در صورت گرويدن به آيين پيامبر (صلی الله علیه و آله) ) از سوى خداوند

و قالوا . .. نتخطّف من أرضنا أوَلم نمكّن لهم حرمًا ءامنًا

233- رفاه اهل مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 126 - 3،12

3 - رونق اقتصادى شهر مكه و بهره مند شدن شهروندان مؤمن آن از انواع ثمرات و ميوه ها ، دعاى ابراهيم ( ع ) به درگاه خداوند

و ارزق أهله من الثمرت من ءامن منهم

12 - خداوند ، دعاى حضرت ابراهيم ( ع ) ( شهر شدن سرزمين مكه و امنيت و رفاه مؤمنان آن ) را مستجاب كرد .

رب اجعل . .. قال و من كفر فأمتعه قليلا

ابراهيم، در دعاى خويش اشاره به اين داشت كه: خداوند، كافران مكه را از روزيهاى خويش محروم سازد. جمله «و من كفر فأمتعه» (ولى آن كس كه كافر شود او را بهره اى اندك خواهم داد) پاسخ منفى خداوند به اين تقاضاى ابراهيم است. رد بخشى از يك درخواست، حكايت از اجابت ديگر درخواستها دارد.

234- رفتار ناپسند كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 48 - 2

2 ـ شيطان رفتار هاى ناشايست كافران مكه را در نظرشان زيبا جلوه داد .

و إذ زين لهم الشيطن أعملهم

235- رفع عذاب دنيوى مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 15 - 2

2- اخبار خداوند از رفع محدود عذاب دنيوى مشركان مكه و بازگشت دوباره آنان به كفر و شرك

إنّا كاشفوا العذاب قليلاً إنّكم عائدون

برداشت يادشده بر اين اساس است كه عذابى كه در آيات پيشين از آن ياد شده، عذاب دنيوى باشد. در اين صورت معناى آيه چنين مى شود: ما عذاب دنيوى را براى زمانى اندك برخواهيم داشت; يعنى، در دنيا كه اصولاً مجالى اندك است عذاب را از شما برمى داريم; اما انتقام به قيامت موكول خواهد شد.

236- روش برخور اشراف مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 53 - 5

5 ـ اشراف مكه در صدر اسلام مؤمنان تهيدست را تحقير مى كردند.

أهؤلاء منّ اللّه عليهم من بيننا

237- روش برخورد كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 5 - 8

8 ـ تمسخر حق (قرآن) و آيات الهى، شيوه كافران مكه بوده است.

فسوف تأتيهم أنبؤا ما كانوا به يستهزءون

مفاد جمله «كانوا به يستهزءون» ماضى استمرارى است و بيانگر تداوم استهزا از سوى كافران عصر نزول اين سوره است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 54 - 1

1 ـ روش كافران مكه در برخورد با آيات الهى همسان با روش فرعونيان و كافران پيش از آنها

كدأب ءال فرعون و الذين من قبلهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 6 - 1،3

1- خطاب استهزاگرانه و بى ادبانه كافران مكه به پيامبر (صلی الله علیه و آله) به هنگام سخن گفتن با آن حضرت

و قالوا يأيها الذى نزّل عليه الذّكر

از اينكه كفار، در مخاطب قرار دادن پيامبر(صلی الله علیه و آله) به جاى خطاب مستقيم با اسم و عنوان، با عنوان موصول و غايب آن حضرت را صدا مى زدند و نيز از اينكه به او نسبتى مى دادند كه خود آن را قبول نداشتند، حاكى از نكته فوق است.

3- كافران مكه ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) را به خاطر ادعاى نزول وحى بر خود ، فردى مجنون و ديوانه مى دانستند .

و قالوا يأيها الذى نزّل عليه الذّكر إنك لمجنون

شواهد تاريخى گواهند كه قبل از ادعاى نبوت پيامبر(صلی الله علیه و آله) آنان چنين تهمتى را به آن حضرت نسبت نمى دادند، پس اين تهمت به خاطر نكته ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 41 - 9

9- برخورد كافران و مشركان مكه با قرآن ، اساس علمى و عقلانى نداشت ; بلكه برخاسته از انگيزه هاى نفسانى ـ روانى آنان بود .

و لقد صرّفنا فى هـذا القرءان ليذّكّروا و ما يزيدهم إلاّ نفورًا

خداوند، حاصل تبيين تنوع و گوناگونى آيات خويش را براى مشركان، نفرت آنان معرفى مى كند و اين، نشان مى دهد كه آنان، به جاى برخورد منطقى با آيات الهى، برخورد روانى ـ نفسانى داشتند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 36 - 1،2،5

1- كافران و مشركان مكه ، به هنگام رو به رو شدن با پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، آن حضرت را مورد تمسخر و استهزا قرار مى دادند .

و إذا رءاك الذين كفروا إن يتّخذونك إلاّهزوًا

2- تمسخر و استهزا ، تنها شيوه برخورد مشركان و كافران مكه با شخص پيامبر (صلی الله علیه و آله) بود .

و إذا رءاك الذين كفروا إن يتّخذونك إلاّهزوًا

حرف نفى «إن» و حرف استثنا «إلاّ» پس از آن ـ كه بر قصر دلالت مى كند ـ و نيز آمدن «هزواً» به صورت مصدر، همگى بيانگر استمرار و شدت در كار استهزا و تمسخر است.

5- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مورد تحقير مداوم كافران مكه قرار مى گرفت .

و إذا رءاك . .. أهـذا الذى يذكر ءالهتكم

همزه استفهاميه در «أهـذا. ..» براى تعجب است و اسم اشاره «هـذا» ـ به قرينه استهزا ـ در تحقير استعمال گرديده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 60 - 10،11

10 - كافران مكه ، درصدد تحقير و خوار ساختن پيامبر (صلی الله علیه و آله) بودند .

و لايستخفّنّك الذين لايوقنون

دعوت از پيامبر(صلی الله علیه و آله) به صبر در برابر كافران و نيز توصيه به مراقبت از خود كه مبادا كافران آن حضرت را خفيف و خوار كنند، مى تواند بازگو كننده وضعيّت رفتارى كافران درباره پيامبر(صلی الله علیه و آله) باشد.

11 - كافران مكه ، درصدد بودند تا با تبليغات خود ، در مواضع عقيدتى پيامبر (صلی الله علیه و آله) سستى ايجاد كنند .

إن أنتم إلاّ مبطلون. .. و لايستخفّنّك الذين لايوقنون

برخى بر اين عقيده اند كه معناى «لايستخفّنّك»، «لاينفز عن دينك» (بيرون نبرند تو را از دين ات) است (لسان العرب). «و لايستخفّنّك الذين لايوقنون» مى تواند بيانِ نوعِ اثرى باشد كه مشركان، با «إن أنتم إلاّ مبطلون» درصدد ايجاد آن بودند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 28 - 9

9 - انكار و برخورد عنادآميز با قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، شيوه مستمر كافران مكه

كانوا بأيـتنا يجحدون

فعل «كان» هرگاه بر مضارع داخل شود افاده استمرار مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 11 - 1

1- تلاش كافران مكه ، براى تحقير مؤمنان و بى اهميت جلوه دادن ايمان آنان

و قال الذين كفروا للذين ءامنوا لو كان خيرًا ما سبقونا إليه

238- روش برخورد مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 119 - 21

21 ـ اتهام بدعتگذارى و تجاوز به احكام دين الهى به اسلام و مسلمانان در تبليغات مشركان مكه

إن ربك هو أعلم بالمعتدين

كاربرد فعل تفضيل «أعلم» و تأكيد و حصر آن با «إن» و ضمير فصل «هو» در مواردى است كه مدعيان و منكرانى در برابر وجود داشته باشند. بدين معنى كه چه بسا مشركان، مسلمانان را به سبب پايبندى به احكام اسلام به بدعتگذارى متهم مى ساختند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 41 - 9

9- برخورد كافران و مشركان مكه با قرآن ، اساس علمى و عقلانى نداشت ; بلكه برخاسته از انگيزه هاى نفسانى ـ روانى آنان بود .

و لقد صرّفنا فى هـذا القرءان ليذّكّروا و ما يزيدهم إلاّ نفورًا

خداوند، حاصل تبيين تنوع و گوناگونى آيات خويش را براى مشركان، نفرت آنان معرفى مى كند و اين، نشان مى دهد كه آنان، به جاى برخورد منطقى با آيات الهى، برخورد روانى ـ نفسانى داشتند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 101 - 6

6- موضع گيرى مشركان مكه در برابر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، استمرار موضع گيرى فرعون در برابر موسى ( ع ) بود .

و قالوا لن نؤمن لك . .. و لقد ءاتينا موسى ... فقال له فرعون إنى لأظنّك يـموسى مس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 36 - 1،2

1- كافران و مشركان مكه ، به هنگام رو به رو شدن با پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، آن حضرت را مورد تمسخر و استهزا قرار مى دادند .

و إذا رءاك الذين كفروا إن يتّخذونك إلاّهزوًا

2- تمسخر و استهزا ، تنها شيوه برخورد مشركان و كافران مكه با شخص پيامبر (صلی الله علیه و آله) بود .

و إذا رءاك الذين كفروا إن يتّخذونك إلاّهزوًا

حرف نفى «إن» و حرف استثنا «إلاّ» پس از آن ـ كه بر قصر دلالت مى كند ـ و نيز آمدن «هزواً» به صورت مصدر، همگى بيانگر استمرار و شدت در كار استهزا و تمسخر است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 30 - 5

5 - اقدام مشركان مكه به جنگ تبليغاتى عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به دليل ناتوانى از مقابله منطقى با آن حضرت

و لمّا جاءهم الحقّ قالوا هـذا سحر

239- روش مبارزه مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 57 - 5

5 - هوچى گرى و تبليغات منفى ، از ابزار هاى مقابله مشركان مكه با پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله)

و لمّا ضرب . .. إذا قومك منه يصدّون

240- رونق اقتصادى مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 126 - 3،7

3 - رونق اقتصادى شهر مكه و بهره مند شدن شهروندان مؤمن آن از انواع ثمرات و ميوه ها ، دعاى ابراهيم ( ع ) به درگاه خداوند

و ارزق أهله من الثمرت من ءامن منهم

7 - امنيت و فراوانى نعمت در شهر مكه ، امورى كارساز در تحقّق اهداف ابراهيم ( ع )

إنى جاعلك للناس إماماً . .. إذ قال إبرهيم رب اجعل هذا بلداً ءامناً و ارزق أهله

مطرح شدن امامت ابراهيم(ع) و مسؤوليت او براى تطهير كعبه و آماده سازى آن براى پرستش خدا، و سپس نقل دعاى آن حضرت (درخواست امنيت شهر مكه و رونق اقتصادى آن)، بيانگر برداشت فوق است.

241- زمينه آمرزش اهل مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 7 - 10

10 - رحمت و غفران گسترده الهى ، پشتوانه بخشايش گناه اهل مكه و پيدايش مودّت ميان آنان و مؤمنان

عسى اللّه أن يجعل بينكم . .. و اللّه غفور رحيم

از ارتباط ميان «واللّه غفور رحيم» با صدر آيه ـ كه نويد به اصلاح روابط مؤمنان مدينه و مكيان ستيزه جو را دربردارد ـ استفاده مى شود كه آن عداوت ها، پايان خواهد يافت و معاندان به سوى توبه روى خواهند آورد و رحمت و غفران گسترده الهى آنان را

دربرخواهد گرفت و در پرتو اين رحمت و آمرزش، مودّت حاصل خواهد شد.

242- زمينه اسلام مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 78 - 13

13 - بهره گيرى از عواطف خويشاوندى براى ترغيب مشركان مكّه به گرويدن به اسلام

و ما جعل عليكم فى الدين من حرج ملّة أبيكم إبرهيم

243- زمينه شرك اهل مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 31 - 6

6 - درونمايه هاى فرهنگ طبقاتى و مادى مردم مكه ، زمينه ساز گرايش آنان به كفر و شرك

و إنّا به كـفرون . و قالوا لولا نزّل هـذا القرءان

با توجه به اين كه آيه شريفه پس از بيان كفر مشركان (إنّا به كافرون) روحيه مادى گرايانه آنان را بازگو مى كند، تأثير اين بينش در انحراف و كفر استفاده مى شود.

244- زمينه عجله كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 38 - 6

6- خوى شتاب زدگى آدمى ، زمينه ساز درخواست كافران مكه براى تحقق وعده هاى الهى ( عذاب ، برپايى قيامت و . . . )

خلق الإنسـن من عجل . .. يقولون متى هـذا الوعد إن كنتم صـدقين

برداشت ياد شده مبتنى براين است كه جمله «و يقولون متى . ..» عطف بر جمله «سأُوريكم...» باشد و اين دو جمله، با جمله «خلق الإنسان من عجل» ـ كه بيان گر خصلت عمومى انسان ها است ـ مرتبط باشند.

245- زمينه عذاب كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 8 - 8

8- در صورت تحقق خواسته كافران مكه ، مبنى بر نزول ملائكه ، آنان گرفتار عذابى مرگبار مى شدند .

ما ننزّل الملئكة إلاّ بالحقّ و ما كانوا إذًا منظرين

يكى از احتمالاتى كه براى آيه داده شده، اين است كه ملائكه، در صورتى كه بخواهند براى كافران نازل شوند، برايشان عذاب به ارمغان خواهند آورد; عذابى كه هيچ كدام از آنان را زنده نخواهد گذاشت.

246- زمينه كفر اهل مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 31 - 6

6 - درونمايه هاى فرهنگ طبقاتى و مادى مردم مكه ، زمينه ساز گرايش آنان به كفر و شرك

و إنّا به كـفرون . و قالوا لولا نزّل هـذا القرءان

با توجه به اين كه آيه شريفه پس از بيان كفر مشركان (إنّا به كافرون) روحيه مادى گرايانه آنان را بازگو مى كند، تأثير اين بينش در انحراف و كفر استفاده مى شود.

247- زمينه محبت اهل مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 7 - 10

10 - رحمت و غفران گسترده الهى ، پشتوانه بخشايش گناه اهل مكه و پيدايش مودّت ميان آنان و مؤمنان

عسى اللّه أن يجعل بينكم . .. و اللّه غفور رحيم

از ارتباط ميان «واللّه غفور رحيم» با صدر آيه ـ كه نويد به اصلاح روابط مؤمنان مدينه و مكيان ستيزه جو را دربردارد ـ استفاده مى شود كه آن عداوت ها، پايان خواهد يافت و معاندان به سوى توبه روى خواهند آورد و رحمت و غفران گسترده الهى آنان را دربرخواهد گرفت و در پرتو اين رحمت و آمرزش، مودّت حاصل خواهد شد.

248- زمينه مسافرت محمد(صلی الله علیه و آله) به مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 27 - 3

3- نقش مهم رؤياى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در حركت آن حضرت به سوى مكه و حديبيه

الرءيا بالحقّ لتدخلنّ المسجد الحرام

با توجه به اين كه آيات پيشين در مورد مسائل حديبيه بود; از اين آيه شريفه استفاده مى شود كه حركت پيامبر(صلی الله علیه و آله) در سفر منتهى به حديبيه، مسبوق به رؤيايى بود كه خداوند به آن حضرت نمايانده بود.

249- زمينه هلاكت كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 8 - 5

5- در صورت تحقق درخواست كافران براى نزول ملائكه ، تمامى آنان هلاك مى شوند و مهلتى براى ايمان نخواهند داشت .

ما ننزّل الملئكة إلاّ بالحقّ و ما كانوا إذًا منظرين

انظار مصدر «منظر» به معناى تأخير انداختن است و حصر در آيه، نشان مى دهد كه با آمدن ملائكه، اجل هيچ كدام از كفار به تأخير نخواهد افتاد و به هلاكت خواهند رسيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 8 - 8

250- زنان مؤمن مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 25 - 8،9

8- وجود زنان و مردانى مؤمن ـ اما ناشناخته ـ در ميان كافران مكه ، قبل از حديبيه

و لولا رجال مؤمنون و نساء مؤمنـت لم تعلموهم

9- بى اطلاعى مهاجران و انصار ، از وجود مردان و زنانى مؤمن در ميان مكيان ; قبل از صلح حديبيه

و لولا رجال مؤمنون و نساء مؤمنـت لم تعلموهم

251- زيان به مسلمانان ناشناخته مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 25 - 14

14- آسيب ديدن مؤمنان ناشناخته شهر مكه ، در صورت وقوع جنگ ميان مسلمانان و مكيان در حديبيه

و لولا رجال مؤمنون . .. أن تطـوهم

252- سختيهاى اهل مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 11 - 1

1- تهديد شدن كافران سست انديش و بيهوده گرا ، به فرجامى سخت و جانكاه

فارتقب يوم تأتى السماء بدخان مبين

تعبير «بدخان مبين»، مى تواند حكايت از عذاب دنيوى و نيز سختى هاى صحنه قيامت داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 11 - 1

1- پيشگويى خداوند ، از درد و رنج فراگير مردم مكه هنگام گرفتارى آنان به عذاب الهى در دنيا

يغشى الناس هـذا عذاب أليم

چنانچه اين آيات در مورد عذاب دنيوى باشد، برداشت بالا قابل استفاده است.

253- سرزنش كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 19 - 1

1 - كافران مكه ، از سوى خداوند ، به خاطر ژرف نگرى نكردن درباره توانايى خدا بر خلق موجودات ، سرزنش شده اند .

أَوَلم يروا كيف يبدئ اللّه الخلق

همزه «أَوَلم يروا» استفهام توبيخى است.

254- سرزنش مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 60 - 13

13 - توبيخ مشركان مكه از سوى خداوند ، به خاطر انحراف آنان از حق و ناديده گرفتن دلايل روشن توحيد

أمّن خلق السمـوت . .. أءلـه مع اللّه بل هم قوم يعدلون

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه مخاطبان نخستين آيه، مشركان مكه بوده اند. گفتنى است كه واژه «عدول» (مصدر «يعدلون») به معناى ميل و انحراف است; يعنى، «بل هم قوم عادتهم العدول عن طريق الحق و الإنحراف عنها».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 67 - 5،10

5 - مشركان مكه ، به خاطر ايمان به باطل ، از سوى خداوند سرزنش شدند .

أَوَلم يروا أنّا جعلنا حرمًا ءامنًا . .. أفبالبـطل يؤمنون

10 - مشركان مكه ، به خاطر ناسپاسى نعمت هاى الهى ، از سوى خداوند سرزنش شدند .

أَوَلم يروا أنّا جعلنا حرمًا ءامنًا . .. أفبالبـطل يؤمنون و بنعمة اللّه يكفرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 14 - 1

1- توبيخ مشركان مكه از سوى خداوند ، به خاطر روى گردانى از پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) ، به رغم دلايل آشكار آن حضرت

و قد جاءهم رسول مبين . ثمّ تولّوا عنه و قالوا معلّم مجنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 10 - 11

11- سرزنش مشركان عرب از سوى خداوند ، به سبب كفرورزى به قرآن ، على رغم ايمان برخى غير عرب به حقانيت آن *

و شهد شـهد من بنى إسرءيل على مثله فـامن و استكبرتم

اين احتمال در آيه وجود دارد كه تذكر قرآن به ايمان فردى از بنى اسرائيل; از آن جهت براى مشركان عرب سرزنش بار باشد كه بنى اسرائيل در اصل عرب نبودند و عوامل نژادى و زبانى، مقتضى آن بوده تا در برابر قرآن خاضع نشوند. با اين وصف برخى از آنان به قرآن ايمان آوردند; در حالى كه مشركان عرب ـ كه قرآن به لغت آنان نازل شده ـ از پذيرش آن امتناع ورزيدند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 19 - 1

1 - سرزنش مشركان مكه از سوى خداوند ، به خاطر پرستش خدايان ( لات ، عزى ، و منات ) بدون هيچ برهان و پشتوانه علمى

أفرءيتم اللّـت و العزّى . و منوة الثالثة الأُخرى

آيات پيشين ـ به ضميمه استفهام انكارى در «أرأيتم» ـ اشاره به آن دارد كه رهنمودهاى پيامبر(صلی الله علیه و آله) متكى به شهود بود; اما مشركان در دعاوى خويش از هرگونه دليل و برهان بى بهره بودند.

255- سركوبى مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 14 - 1

1 ـ سركوبى و شكست مشركان در بدر ، عقوبت دنيوى آنان

ذلكم فذوقوه و أن للكفرين عذاب النار

«كم» در «ذلكم» خطاب به مشركان و «ذا» اشاره به شكست و سركوبى آنان دارد. و «ذلكم» مبتدا و خبر آن به قرينه فراز بعد ـ «و أن للكافرين ... » ـ «عقابكم فى الدنيا» است.

256- سرگردانى كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 75 - 7

7 - لجاجت و تعصب كوركورانه اشراف كافر مكه و تحير و سرگردانى آنها در طغيان و سركشى ، على رغم مشاهده لطف و رحمت الهى در حق ايشان

و لو رحمنـهم . .. للجّوا فى طغيـنهم يعمهون

257- سطح زندگى كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 131 - 3

3 - سطح زندگى پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مسلمانان ، با كافران مكه ، تفاوت قابل ملاحظه اى داشت .

و لاتمدّنّ عينيك إلى ما متّعنا به أزوجًا منهم

258- سكونت قريش در مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - قريش - 106 - 1 - 7

7 - نابودى اصحاب فيل ، مايه استحكام پيوند قريش با شهر مكه و باقى ماندنشان در آن *

لإيلـف قريش

آيه بعد يا تفسير اين آيه است كه در نتيجه «ايلافهم» در آن بدل خواهد بود و يا ذكر خاص بعد از عام است كه در نتيجه، اين آيه به الفتى ديگر نيز علاوه بر الفت با كوچ هاى تابستانى و زمستانى، نظر خواهد داشت. ارتباط آيه شريفه با سوره قبل مى تواند بيانگر آن باشد كه استمرار پيوند قريش با مكه، مصداق برجسته اى براى عموم «ايلاف قريش» است.

259- سكونت محمد(صلی الله علیه و آله) در مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 2 - 5

5 - سكونت پيامبر (صلی الله علیه و آله) در مكه ، مايه عظمت و ارجمندى آن شهر بود .

لا أُقسم . .. و أنت حلّ

جمله «و أنت حِلّ»، حاليّه و بيانگر علت سوگند يادكردن خداوند است.

260- سلطه كافران بر مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 40 - 8

8 ـ سلطه كافران بر سرزمين مكه و ضعف و قلّت مسلمانان ، به هنگام هجرت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

إذ أخرجه الذين كفروا ثانى اثنين

261- سوگند به مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 1 - 1

1 - سوگند مؤكّد خداوند به شهر مكه

لا أُقسم بهـذا البلد

حرف «لا» در «لا أُقسم»، زايد و تأكيدى بر سوگند است. برخى گفته اند: «لا أُقسم» با همين تركيب، كلمه قسم است و در سوگند مؤكّد، به كار مى رود، و برخى ديگر آن را براى نفى قسم دانسته و گفته اند: مراد اين است كه مدّعا بقدرى واضح است كه سوگند نمى خواهد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 4 - 3

3 - خداوند ، با سوگند به شهر مكه و حضرت ابراهيم و اسماعيل ( ع ) ، برآميخته بودن زندگانى انسان با رنج و سختى ، تأكيد كرده است .

لا أُقسم . .. لقد خلقنا الإنسـن فى كبد

اين آيه، جواب قسم هايى است كه در آيات پيشين آمده بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تين - 95 - 1 - 5

5 - « عن أبى الحسن الاوّل قال : قال رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) : إنّ اللّه تبارك و تعالى . . . اختار من البلدان أربعة فقال عزّوجلّ : « و التين و الزيتون . و طور سينين . و هـذا البلد الأمين » فالتين المدينة ، و الزيتون بيت المقدّس ، و طور سينين الكوفة و هـذا البلد الأمين مكّة ;

از امام موسى بن جعفر(ع) روايت شده است كه فرمود: رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود: خداوند تبارك و تعالى . .. از بين شهرها، چهار شهر را انتخاب كرد. او ـ كه عزيز و جليل است ـ فرمود: « والتين و الزيتون . و طور سينين . و هـذا البلد الأمين». پس «تين» مدينه و «زيتون» بيت المقدس و «طور سينين» كوفه و «هـذا البلد الأمين» مكه است.»

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تين - 95 - 3 - 1،2،4

1 - سوگند خداوند ، به شهر مكه

و هـذا البلد الأمين

2 - « مكه » ، شهرى با عظمت و داراى ارزشى درخور سوگند خداوند

و هـذا البلد الأمين

عظمت مكه، از سوگند خداوند به آن و از اشاره با كلمه «هـذا» دانسته مى شود; زيرا آوردن اشاره ـ به جاى ذكر نام ـ يا براى تحقير است و يا تعظيم. سياق آيه شريفه، حاكى از تعظيم است.

4 - امنيت مكه ، مايه عظمت و شايستگى آن براى سوگند خداوند است .

و هـذا البلد الأمين

262- سوگند مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 109 - 1

1 ـ مشركان مكه سوگند اكيد ياد كردند كه در صورت مشاهده معجزه مورد نظر خود ايمان مى آورند.

و أقسموا بالله جهد أيمنهم لئن جاءتهم ءاية

263- شرايط ايمان مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 90 - 1

1- ايجاد چشمه اى پر آب و جوشان در مكه توسط پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى مشركان ، پيش شرط آنان در ايمان به پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و قالوا لن نؤمن لك حتى تفجر لنا من الأرض ينبوعًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 91 - 1

1- برخوردارى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از باغستانى بزرگ با درخت هاى خرما و انگور و جارى ساختن نهر هاى آب فراوان در لابه لاى آنها ، پيش شرط مشركان مكه براى ايمان آوردن به آن حضرت

و قالوا لن نؤمن لك حتى . .. أو تكون لك جنّة من نخيل و عنب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 92 - 2،7

2- فرود آوردن قطعاتى از آسمان بر مشركان مكه ، پيش شرط آنان در ايمان به پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و قالوا لن نؤمن لك . .. أو تسقط السّماء كما زعمت علينا كسفًا

7- مشركان مكه ، ايمان خود را به پيامبر (صلی الله علیه و آله) منوط به آوردن خدا و فرشتگان ، به صورتى قابل مشاهده كردند .

قالوا لن نؤمن لك حتى . .. أو تأتى بالله و الملـئكة قبيلاً

برداشت فوق، مبتنى بر اين است كه «قبيلاً» به معناى مشاهده رو در رو باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 93 - 2،6

2- مشركان مكه ، ايمان خود را به پيامبر (صلی الله علیه و آله) منوط به ايجاد خانه اى از طلا به صورت معجزه آسا كردند .

قالوا لن نؤمن لك حتى . .. أو يكون لك بيت من زخرف

6- صعود پيامبر (صلی الله علیه و آله) به آسمان و آوردن نامه اى براى حقانيت خويش ، پيش شرط مشركان مكه براى ايمان آوردن به آن حضرت

و قالوا لن نؤمن لك حتى . .. أو ترقى فى السّماء و لن نؤمن لرقيّك حتى تنزّل علينا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 36 - 1،3

1- مشركان براى پذيرش درستى معاد ، زنده شدن نياكانشان را از پيامبر (صلی الله علیه و آله) خواستار شدند .

فأتوا بـابائنا إن كنتم صـدقين

3- مشركان مكه ، خواهان شهود حسى براى ايمان به حقايق غيبى

فأتوا بـابائنا إن كنتم صـدقين

با اين كه معاد اخروى از امور غيبى به حساب مى آيد، مشركان با پيشنهاد زنده شدن پدرانشان، خواهان محسوس شدن آن بودند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بينه - 98 - 2 - 6

6 - اهل كتاب و مشركان مكه و مدينه ، خود را منتظر فرستاده ويژه خداوند مى دانستند و ترك مرام خويش را به آن مشروط ساخته بودند .

لم يكن . .. منفكّين حتّى تأتيهم البيّنة . رسول من اللّه

برداشت ياد شده، ناظر به احتمال اراده «منفكّين عن الكفر» است كه در برداشت هاى آيه پيشين توضيح داده شد.

264- شرك اكثريت اهل مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 96 - 2

2- آيين شرك و عقيده به وجود خدايى جز الله ، دين غالب و آيين مردم مكه بود .

و أعرض عن المشركين . .. الذين يجعلون مع الله إلـهًا ءاخر

بود.

265- شرك اهل مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 29 - 4،6

4 - شرك ، داراى پيشينه تاريخى در ميان مردم مكه

بل متّعت هـؤلاء و ءاباءهم

6 - مردم مكّه پيش از بعثت پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) و نزول قرآن ، برهه اى طولانى در شرك و بت پرستى بسر مى بردند .

بل متّعت هـؤلاء و ءاباءهم حتّى جاءهم الحقّ و رسول مبين

266- شرك در مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 54 - 1

1 - شرك و بت پرستى در كنار كعبه ( خانه توحيد ) ، نمونه اى بارز از اقدام انسان ها براى تغيير آيين پيامبران و انحراف از طريقه آنان

فتقطّعوا أمرهم بينهم . .. فذرهم فى غمرتهم

«وَذْر» (مصدر «ذرهم») به معناى ترك كردن و وا نهادن است. ضمير «هم» ـ به قرينه مقام ـ كنايه از مردم مكّه و پيرامون آن است; كه سيره يكتاپرستى حضرت ابراهيم(ع) را تغيير دادند و به شرك ورزى روى آوردند و بر آن پافشارى كردند «غمرة» به معناى غرقاب است و در اين جا استعاره از ورطه جهل و گمراهى مى باشد.

267- شرك مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 42 - 3

3- مشركان مكه ، به وجود خدايانى متعدد در كنار پروردگار جهان معتقد بودند .

قل لو كان معه ءالهة كما يقولون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 9 - 4

4 - مشركان مكه ، گرفتار شرك در زمينه هايى غير از زمينه خالقيت خداوند

و لئن سألتهم من خلق

268- شك اهل مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 1 - 6

6 - يگانگى خداوند در تدبير جهان ، محور پرسش هاى ترديدآميز اهل مكّه در عصربعثت *

عمّ يتساءلون

گرچه بخش عظيمى از آيات اين سوره درباره حوادث قيامت است; ولى آيات آغازين آن ـ كه درباره قدرت خدا و حاكميت خواست او بر جهان است ـ مى تواند قرينه باشد كه مورد سؤال در «يتسائلون» وابستگى همه كارها به خداوند و بى نقش بودن بت ها در كار تدبير جهان است.

269- شك كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 26 - 8

8 - كافران مكه ، شاهد تأثير ژرف قرآن بر قلب ها و نامطمئن از كارآيى جنجال آفرينى و تدابير خود ، در جلوگيرى از اين تأثيرگذارى

قال الذين كفروا . .. لعلّكم تغلبون

واژه «لعلّ» در موردى به كار مى رود كه نتيجه آن قطعى نيست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 54 - 1

1 - ترديد و شك كافران مكه ، نسبت به برپايى قيامت

ألا إنّهم فى مرية من لقاء ربّهم

270- شك مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 61 - 4

4 - ترديد و استبعاد مشركان مكه ، در امكان وقوع قيامت

و إنّه لعلم للساعة فلاتمترنّ بها

271- شكايت از كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 30 - 1

1 ـ شكوه پيامبر (صلی الله علیه و آله) به پيشگاه خداوند از مردم عصر خويش ( كافران شهر مكّه ) ، به خاطر متروك و مهجور ساختن قرآن كريم

و قال الرسول يـربّ إنّ قومى اتّخذوا هـذا القرءان مهجورًا

در اين كه شكوائيه پيامبر(صلی الله علیه و آله) در اين دنيا است و يا در آخرت؟ دو نظريه ميان مفسران وجود دارد. برداشت ياد شده مبتنى بر ديدگاه اول است كه مطابق نظر بيشتر مفسران مى باشد. گفتنى است واژه «مهجور» به معناى متروك ورها شده است.

272- شكست اهل مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 24 - 6

6 - رخ دادن درگيرى هايى منتهى به پيروزى مؤمنان بر مكيان ، قبل از انعقاد صلح حديبيه *

من بعد أن أظفركم عليهم

در صورتى كه مراد از «بطن مكّة» سرزمين حديبيه باشد; احتمال مى رود كه تعبير «من بعد أن أظفر» بيانگر درگيرى هاى محدودى باشد كه قبل از انعقاد صلح حديبيه، ميان كافران و مؤمنان صورت گرفت و به پيروزى مؤمنان منتهى گرديد.

273- شكست كافران اطراف مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 31 - 16

16ـ شكست و نابودى كفرپيشگان مكه و حوالى آن ، از پيشگويى هاى قرآن

لايزال الذين كفروا تصيبهم بما صنعوا قارعة . .. حتى يأتى وعد الله

274- شكست كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 31 - 16

16ـ شكست و نابودى كفرپيشگان مكه و حوالى آن ، از پيشگويى هاى قرآن

لايزال الذين كفروا تصيبهم بما صنعوا قارعة . .. حتى يأتى وعد الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 37 - 4

4- كافران مكه ، در آستانه شكست و عذاب دنيوى قرار گرفته بودند .

سأُوريكم ءايـتى

برداشت ياد شده مبتنى براين است كه مراد از «آيات» شكست كفار مكه و عذاب دنيوى آنان باشد. گفتنى است مكى بودن اين آيات، مؤيد برداشت ياد شده است.

275- شكست مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 15 - 2

2 - فرجام يهود بنى نضير در موضع گيرى عليه اسلام ، منتهى به شكست آنان ، همچون فرجام مشركان مكه در بدر *

كمثل الذين من قبلهم قريبًا

برخى برآنند كه مراد از «الذين من قبلهم قريبًا»، مشركان مكه در بدر است.

276- شگفتى بى احترامى به مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 2 - 6

6 - تجويز آزار رسانى به پيامبر (صلی الله علیه و آله) از سوى ساكنان مكه ، هتك حرمت آن سرزمين و اقدامى شگفت انگيز است .

لا أُقسم بهـذا البلد . و أنت حلّ بهـذا البلد

جمله «و أنت حلّ» ـ در سومين معناى «حلّ» (حلال شمردن نقض حريم پيامبر(صلی الله علیه و آله) ـ بيانگر نمونه اى براى آيات بعد است كه انسان را با رنج و زحمت، همراه خوانده است. خداوند با بيان آزار رسانى مردم مكه، به پيامبر(صلی الله علیه و آله) و ابراز تعجب از رفتار آنان، رسول اكرم را براى شكيبايى و مقاومت در برابر آزارهاى آنان، آماده مى سازد.

277- شگفتى تكذيبگرى كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بروج - 85 - 19 - 6

6 - اصرار كافران مكّه بر تكذيب تهديد هاى الهى ، با وجود آگاهى آنان از هلاكت فرعونيان و ثموديان ، شگفت آورتر از كفرورزى پيشينيان است .

بل الذين كفروا فى تكذيب

اضراب كه از حرف «بل» استفاده مى شود ممكن است نظر به اين داشته باشد كه تكذيب گرى مردم مكّه در قياس با كفر پيشينيان اعجاب آورتر است; زيرا به رغم ديدن سرنوشت آنها، تهديد را دروغ شمردند.

278- شگفتى مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 31 - 4

4 - اظهار شگفتى و ناباورى مشركان مكه ، نسبت به نزول وحى بر فردى عادى و غيراشرافى

لولا نزّل هـذا القرءان على رجل من القريتين عظيم

با توجه به اعتراض مشركان مكه كه چرا پيامبر، از ميان اشراف و ثروتمندان برگزيده نشد، فقر و تنگدستى پيامبر(صلی الله علیه و آله) به دست مى آيد.

279- شهر مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 126 - 12

12 - خداوند ، دعاى حضرت ابراهيم ( ع ) ( شهر شدن سرزمين مكه و امنيت و رفاه مؤمنان آن ) را مستجاب كرد .

رب اجعل . .. قال و من كفر فأمتعه قليلا

ابراهيم، در دعاى خويش اشاره به اين داشت كه: خداوند، كافران مكه را از روزيهاى خويش محروم سازد. جمله «و من كفر فأمتعه» (ولى آن كس كه كافر شود او را بهره اى اندك خواهم داد) پاسخ منفى خداوند به اين تقاضاى ابراهيم است. رد بخشى از يك درخواست، حكايت از اجابت ديگر درخواستها دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 35 - 7

7- مكه در عصر حضرت ابراهيم ( ع ) داراى بافت شهرى بود .

و إذ قال إبرهيم ربّ اجعل هـذا البلد ءامنًا

280- شيطان و كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 48 - 8

8 ـ تجسم شيطان براى كافران مكه ، قبل از جنگ بدر

و إذ زين لهم الشيطن أعملهم

281- صاحب مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 91 - 6

6 - مكه مكرّمه ، شهر خدا و خدا صاحب آن است .

أن أعبد ربّ هـذه البلدة

282- صبر بر ظلم مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 42 - 1

1- مسلمانان مهاجر از ستم مشركان مكه ، مردمانى صبور بودند كه در برابر ستم ظالمان شكيبايى پيشه كردند .

و الذين هاجروا فى الله . .. الذين صبروا

«الذين» عطف بيان براى «الذين» در آيه سابق است.

283- صبر مسلمانان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 14 - 1

1 - خداوند مؤمنان مكه را به صبر در برابر حركات ناشايست مشركان و عفو از خطاكارى آنان فرمان داد .

قل للذين ءامنوا يغفروا للذين لايرجون أيّام اللّه

با توجه به اين كه اين آيات در مكه نازل شده، به دست مى آيد كه اين فرمان در مقطع قبل از هجرت بوده است و منظور از «الذين لايرجون. ..» مشركان اند.

284- صفات كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 15 - 2

2- كافران مكه ، مردمى حق ناپذير و لجاجت پيشه در برابر آيات الهى

و لو فتحنا عليهم بابًا من السّماء فظلّوا فيه يعرجون . لقالوا إنما سكّرت أبصرنا

285- صيد در حرم مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 1 - 10،11

10 ـ حرمت صيد در حرم مكه

غير محلى الصيد و انتم حرم

برداشت فوق بر اين اساس است كه مراد از «حُرُم» «داخلون فى الحرم» باشد گفتنى است مراد از حَرَم بر اساس اين احتمال حرم مكه است.

11 ـ حرمت گوشت و ساير بهره بردارى ها ، از حيوانى كه در حرم مكه صيد شود .

غير محلى الصيد و انتم حرم

286- ضيق صدر كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 36 - 11

287- ضيق صدر مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 36 - 11

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 36 - 11

11- كافران و مشركان مكه مردمى تنگ نظر ، متعصب و ناتوان در تحمل افكار مخالفان بودند .

أهـذا الذى يذكر ءالهتكم و هم بذكر الرحمـن هم كـفرون

برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه كافران مكه، حتى تحمّل شنيدن نام خداى رحمان را نداشتند، و با پيامبر اسلام، همواره با تمسخر و استهزا برخورد مى كردند.

288- طغيان كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 75 - 7

7 - لجاجت و تعصب كوركورانه اشراف كافر مكه و تحير و سرگردانى آنها در طغيان و سركشى ، على رغم مشاهده لطف و رحمت الهى در حق ايشان

و لو رحمنـهم . .. للجّوا فى طغيـنهم يعمهون

289- ظلم كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 75 - 9،15

9 ـ گروهى از مسلمانان صدر اسلام ، تحت سيطره ستم كافران مكه

و ما لكم لا تقاتلون فى سبيل اللّه و المستضعفين . .. يقولون ربّنا اخرجنا من هذه ا

بسيارى از مفسران برآنند كه آيه مورد بحث درباره مسلمانانى است كه تا قبل از فتح مكّه در آنجا بودند و از مهاجرت آنان جلوگيرى مى شد.

15 ـ مسلمانان مستضعف صدر اسلام ، خواستار فرمانده و نيروى انسانى از جانب خداوند براى رهايى از ستم كفرپيشگان مكّه

و اجعل لنا من لدنك وليّاً و اجعل لنا من لدنك نصيراً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 54 - 10

10 ـ فرعونيان ، امت هاى پيش از آنان و كفرپيشگان مكه ، از زمره ظالمان

و كل كانوا ظلمين

290- ظلم مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 41 - 2،3

2- عده اى از مسلمانان صدراسلام براى رهايى از ظلم و ستم مشركان مكه ، از آن شهر هجرت كردند .

و الذين هاجروا فى الله من بعد ما ظلموا

به دليل اينكه سوره نحل در مكه نازل شده است، احتمال دارد مراد از «الذين هاجروا» مسلمانانى باشد كه از مكه هجرت كرده و به حبشه يا مدينه رفتند.

3- مسلمانان در مكه ، مورد ظلم و ستم مشركان بودند .

و الذين هاجروا فى الله من بعد ما ظلموا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 59 - 15

15 - مشركان مكه ، مردمانى ستم پيشه

و ما كنّا مهلكى القرى إلاّ و أهلها ظـلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 49 - 9

9 - مشركان مكه ، مردمى ستم پيشه و منكر آيات الهى بودند .

ما يجحد بأيـتنا إلاّ الكـفرون . .. و ما يجحد بأيـتنا إلاّ الظـلمون

«ال» در «الظالمون» عهد بوده و اشاره به «الكافرون» در آيه چهل و هفت دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 13 - 2

2- دلجويى خداوند از پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در قبال ستم مشركان و ناگزيرى آن حضرت به ترك سرزمين خويش

و كأيّن من قرية هى أشدّ قوّة من قريتك الّتى أخرجتك أهلكنـهم

يادآورى خداوند به فرجام هلاكت بار مشركان، در حقيقت مرهمى بر آلام پيامبر(صلی الله علیه و آله) از ستم مشركان است.

291- عبادت كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 35 - 2،3

2 ـ سوت كشيدن و كف زدن در اطراف كعبه به عنوان عبادت و نيايش از سوى كافران مكه ، دليل عدم شايستگى آنان براى ولايت بر مسجدالحرام

إن أولياؤه إلا المتقون . .. مكاء و تصدية

جمله «ما كان صلاتهم . .. » مى تواند بيان مصداقى براى بى تقوايى متوليان كفرپيشه مسجدالحرام باشد و در نتيجه دليلى براى عدم شايستگى آنان براى ولايت بر مسجدالحرام.

3 ـ كافران مكه به سبب انجام امورى لغو و بيهوده در پيرامون كعبه به عنوان عبادت و نيايش ، مستحق عذاب الهى بودند .

و ما لهم ألا ليعذبهم اللّه . .. و ما كان صلاتهم عند البيت إلا مكاء و تصدية

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه جمله «ما كان صلاتهــم . .. » عطف بر «و هم يصدون ... » باشد.

292- عجز كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 36 - 3

3- ناتوانى و درماندگى كافران و مشركان مكه ، در مبارزه با اسلام و منطق پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و إذا رءاك الذين كفروا إن يتّخذونك إلاّهزوًا

از اين كه كافران و مشركان، به گونه اى مستمر به استهزاى پيامبر(صلی الله علیه و آله) مى پرداختند، برمى آيد كه آنان در توسل به منطق و دليل و برهان ناتوان بودند و هيچ راهى جز اين نداشتند.

293- عجز مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 36 - 3

3- ناتوانى و درماندگى كافران و مشركان مكه ، در مبارزه با اسلام و منطق پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و إذا رءاك الذين كفروا إن يتّخذونك إلاّهزوًا

از اين كه كافران و مشركان، به گونه اى مستمر به استهزاى پيامبر(صلی الله علیه و آله) مى پرداختند، برمى آيد كه آنان در توسل به منطق و دليل و برهان ناتوان بودند و هيچ راهى جز اين نداشتند.

294- عذاب استيصال مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 102 - 2

2 ـ مشركان مكه ، به دليل از دست دادن زمينه ايمان به آيات الهى و هشدار هاى پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) ، مستحق عذاب استيصال بودند .

و ما تغنى الأيت و النذر عن قوم لايؤمنون. فهل ينتظرون إلا مثل أيام الذين خلوا من

با توجه به اينكه يكى از مصاديق «قوم لايؤمنون» در آيه قبل، مشركان مكه مى باشد، برداشت فوق استفاده مى شود.

295- عذاب اهل مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 113 - 10

10- مبتلا شدن مكيان به عذاب ، پس از تكذيب پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله)

قرية كانت ءامنة . .. و لقد جاءهم رسول منهم فكذّبوه فأخذهم العذاب

برداشت فوق، بنابراين نكته است كه مراد از قريه ياد شده در آيه قبل، «مكه» باشد و ضماير «جائهم» و «فأخذهم» به مكيان برگردد.

296- عذاب دنيوى اهل مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 11 - 1

1- تهديد شدن كافران سست انديش و بيهوده گرا ، به فرجامى سخت و جانكاه

فارتقب يوم تأتى السماء بدخان مبين

تعبير «بدخان مبين»، مى تواند حكايت از عذاب دنيوى و نيز سختى هاى صحنه قيامت داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 11 - 1

1- پيشگويى خداوند ، از درد و رنج فراگير مردم مكه هنگام گرفتارى آنان به عذاب الهى در دنيا

يغشى الناس هـذا عذاب أليم

چنانچه اين آيات در مورد عذاب دنيوى باشد، برداشت بالا قابل استفاده است.

297- عذاب دنيوى كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 37 - 4

4- كافران مكه ، در آستانه شكست و عذاب دنيوى قرار گرفته بودند .

سأُوريكم ءايـتى

برداشت ياد شده مبتنى براين است كه مراد از «آيات» شكست كفار مكه و عذاب دنيوى آنان باشد. گفتنى است مكى بودن اين آيات، مؤيد برداشت ياد شده است.

298- عذاب دنيوى مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 10 - 3

3- تهديد مشركان حق ستيز مكه ، از سوى خداوند به عذابى دنيوى و تيره كننده زندگى

فارتقب يوم تأتى السماء بدخان مبين

برداشت ياد شده بنابراين نكته است كه «دخان مبين»، كنايه از تيره روزى و عذاب دنيوى باشد، چه اين كه برخى از مفسران اين آيه را پاسخى به دعاى پيامبر(صلی الله علیه و آله) دانسته اند كه از خداوند خواست تا براى بيدار شدن مشركان، آنان را به قحطى اى همچون دوران يوسف مبتلا كند.

299- عذاب كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 135 - 1

1- كافران مكه با انكار آيات الهى ـ پس از اتمام حجت بر ايشان ـ مستحق نابودى و عذاب بودند .

و لو أنّا أهلكنـهم . .. فستعلمون من أصحـب الصرط السوىّ و من اهتدى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 37 - 5

5- كافران مكه به عذاب و نابودى قريب الوقوع تهديد شدند .

سأُوريكم ءايـتى فلاتستعجلون

مقصود از «آياتى» به قرينه آيات بعد (. ..بل تأتيهم بغتة...) عذاب و هلاكت است.

300- عذاب مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 66 - 3

3 ـ پيشگويى قرآن در مورد عملى شدن وعده هاى عذاب بر مشركان مكه و قبيله پيامبر*

و كذّب به قومك و هو الحق

از معانى حق، «ثابت» و «واجب» است و در مورد آيه به دليل اينكه خبر از وقوع حادثه اى در آينده است، يعنى چيزى كه تثبيت شده و واقع خواهد شد. لذا اگر مرجع ضمير «به»، «عذاب» در آيه قبل باشد، جمله «و هو الحق» تأكيد بر وقوع حتمى آن در آينده خواهد بود. همان گونه كه تاريخ نيز اين نكته را به وضوح تأييد كرد.

301- عصيان اهل مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 2 - 3

3 - مردم مكه ، حرمت پيامبر (صلی الله علیه و آله) را پاس نداشته ، به ساحت آن حضرت اسائه ادب مى كردند .

و أنت حلّ بهـذا البلد

«حِلّ» نقطه مقابل «حرمت» است; اطلاق آن بر امور حلال، از باب توصيف به مصدر است(مصباح). حلال شمرده شدن پيامبر(صلی الله علیه و آله)، به اين معنا است كه آن حضرت را از حقوق اجتماعى خود در مكه محروم كرده و او را همسان ديگر ساكنان مكه، گرامى نمى داشتند.

302- عظمت مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 1 - 2

2 - شهر مكه ، سرزمينى باعظمت در پيشگاه خداوند

لا أُقسم بهـذا البلد

تعبير «لا أُقسم» ـ چه سوگند باشد و يا نفى سوگند ـ بيانگر عظمت شهر مكه است; زيرا در هر دو صورت، حاكى از شايستگى مكه براى سوگند است. جز اين كه در صورت نفى قسم، علاوه بر آن مى رساند كه محتواى «لقد خلقنا الإنسان فى كبد» واضح و بى نياز از سوگند است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تين - 95 - 3 - 2،4

2 - « مكه » ، شهرى با عظمت و داراى ارزشى درخور سوگند خداوند

و هـذا البلد الأمين

عظمت مكه، از سوگند خداوند به آن و از اشاره با كلمه «هـذا» دانسته مى شود; زيرا آوردن اشاره ـ به جاى ذكر نام ـ يا براى تحقير است و يا تعظيم. سياق آيه شريفه، حاكى از تعظيم است.

4 - امنيت مكه ، مايه عظمت و شايستگى آن براى سوگند خداوند است .

و هـذا البلد الأمين

303- عفو از مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 14 - 1

1 - خداوند مؤمنان مكه را به صبر در برابر حركات ناشايست مشركان و عفو از خطاكارى آنان فرمان داد .

قل للذين ءامنوا يغفروا للذين لايرجون أيّام اللّه

با توجه به اين كه اين آيات در مكه نازل شده، به دست مى آيد كه اين فرمان در مقطع قبل از هجرت بوده است و منظور از «الذين لايرجون. ..» مشركان اند.

304- عقيده كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 32 - 5،6

5 ـ كافران مكه معتقد به تأثير دعا به درگاه خدا براى تحقق بخشى به درخواست هاى آنان

اللّهم إن كان هذا هو الحق من عندك فأمطر علينا حجارة

6 ـ كافران مكه معتقد به خدا و معتقد به تأثير او در جهان هستى

و إذ قالوا اللّهم إن كان هذا هو الحق من عندك فأمطر علينا حجارة من السماء

305- عقيده مسلمانان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 40 - 1

1 - اخراج ظالمانه مسلمانان صدراسلام از زادگاهشان ( مكّه ) ، تنها به جرم اعتقاد آنان به يگانگى خدا

بأنّهم ظلموا . .. الذين أُخرجوا من ديـرهم بغير حقّ

«الذين اُخرجوا» بدل از «الذين يقاتلون» و به تقدير اذن القتال للذين اُخرجوا. ..» مى باشد. «ديار» جمع «دار» است و «دار»; يعنى، خانه و جايى كه انسان در آن جا سكونت دارد. بنابراين معناى جمله ياد شده چنين مى شود: به كسانى كه به ناحق از خانه و كاشانه خود بيرون رانده شدند، رخصت پيكار داده شد.

306- عقيده مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 195 - 6

6 ـ مشركان مكه بر اين باور بودند كه معبودانشان بر يارى آنها عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) توانا هستند .

قل ادعوا شركاءكم ثم كيدون فلاتنظرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 35 - 4،7

4- مشركان مكه ، باورمند به مشيت خداوند بودند و تفسير نادرستى از آن داشتند .

و قال الذين أشركوا لو شاء الله ما عبدنا من دونه من شىء

7- مشركان مكه ، على رغم عقيده به خدايان متعدد ، اظهار عقيده به خداوند كرده و قضاى او را در عالم نافذ مى دانستند .

و قال الذين أشركوا لو شاء الله ما عبدنا من دونه من شىء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 38 - 2

2- مشركان مكه ، معتقد به وجود خداوند بودند .

و أقسموا بالله جهد أيمـنهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 40 - 3

3- مشركان مكه ، معتقد بودند كه ملائكه از جنس زن هستند .

و اتّخذ من الملـئكة إنـثًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 92 - 10

10- اتكاى مشركان مكه در عقايد و جهان بينى خود ، تنها بر محسوسات و دريافت هاى حسى بود .

تأتى بالله و الملـئكة قبيلاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 50 - 3

3 - مشركان مكه ، ربوبيت خداوند را بر همه قبول نداشتند .

لولا أنزل عليه ءايـت من ربّه

تعبير «ربّه» و اضافه «ربّ» به ضمير مفرد مذكر غايب ـ كه مرجع اش پيامبر است ـ حكايت از نكته فوق مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 32 - 3

3 - مشركان مكّه ، داراى گرايش ها و آيين هاى مذهبى مختلف بودند .

و لاتكونوا من المشركين . من الذين فرّقوا دينهم

«المشركين» به قرينه آيات قبل و سياق، ممكن است مشركان مكه باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 52 - 10

10 - اعتقاد مشركان مكه به وجود خداوند

إن كان من عند اللّه

از ظاهر جمله شرطيه بر مى آيد كه اصل وجود خداوند براى مشركان، مسلم بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 9 - 4

4 - مشركان مكه ، گرفتار شرك در زمينه هايى غير از زمينه خالقيت خداوند

و لئن سألتهم من خلق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 17 - 7

7 - مشركان مكه ، خداوند را با نام « رحمان » مى شناختند و ياد مى كردند .

بما ضرب للرحمـن مثلاً

بنابراين كه واژه «رحمان» در آيه شريفه، به خاطر بار معنايى آن نيامده باشد; بلكه صرفاً نقل قول ساده اى از كلام عرب جاهلى باشد كه به جاى «اللّه» ـ يا هر صفت ديگر براى خداوند ـ كلمه «رحمان» را به كار مى بردند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 58 - 4

4 - مشركان مكه ، معتقد به برترى فرشتگان بر عيسى ( ع ) *

و جعلوا الملـئكة . .. و قالوا لو شاء الرحمـن ما عبدنـهم ... ءألهتنا خير أم هو

از آيه نوزده و بيست همين سوره استفاده مى شود كه مصداق مورد نظر مشركان از «الهة» ملائكه بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 87 - 1

1 - اعتقاد مشركان مكه ، به خالقيت خداوند و توحيد در آفرينش

و لئن سألتهم من خلقهم ليقولنّ اللّه فأنّى يؤفكون

از آيه شريفه استفاده مى شود كه شرك مشركان، در ناحيه خالقيت خداوند نبوده است; بلكه آنان در ربوبيت، تدبير، كارگشايى امور و وساطت براى تقرب به خدا، گرفتار شرك بوده اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 24 - 6

6 - وجود اعتقاد به تناسخ ، در ميان مشركان مكه *

نموت و نحيا

تقدم «نموت» بر «نحيا» ـ با اين كه انسان نخست بايد زنده باشد تا بميرد ـ اين احتمال را به ذهن مى آورد كه برخى از مشركان، معتقد به تناسخ و حيات پس از مرگ در دنيا بوده اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 8 - 2

2- مشركان مكه ، معتقد به وجود خداوند و در تلاش براى انكار رسالت پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله)

أم يقولون افتريـه

اتهام افترا و كذب به پيامبر(صلی الله علیه و آله) در زمينه آيات از سوى كافران، نمايانگر اين حقيقت است كه آنان، در بخشى از ادعاها و جوسازى هاى خويش، بر وجود خداوند صحه گذاشته بودند; ليكن رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) و آيات وحى را انكار مى نمودند.

307- عقيدهء باطل مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 42 - 3

3- مشركان مكه ، به وجود خدايانى متعدد در كنار پروردگار جهان معتقد بودند .

قل لو كان معه ءالهة كما يقولون

308- علاقه به فتح مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 13 - 8

8 - مسلمانان صدراسلام ، مشتاق فتح مكه و در انتظار نصرت و امداد هاى الهى

و أُخرى تحبّونها نصر من اللّه و فتح قريب

مفسران، برآنند كه آيه شريفه ناظر به فتح مكه و قريب الوقوع بودن آن است.

309- علاقه به مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 13 - 4

4- دلبستگى پيامبر (صلی الله علیه و آله) به شهر مكه

من قريتك

از انتساب قريه به پيامبر(صلی الله علیه و آله) و دلجويى خداوند از آن حضرت به خاطر ناچار شدن ايشان به ترك مكه، مطلب بالا به دست مى آيد.

310- علاقه به هدايت كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 6 - 6

6 - علاقه شديد برخى از مسلمانان عصر بعثت ، به ارشاد كافران سرشناس مكه و مسلمان ساختن آنان

فأنت له تصدّى

براساس شأن نزول اين آيات، افراد معروفى از قريش (نظير ابوجهل) در مجلسى كه ابن ام مكتوم وارد شد، حضور داشتند و تعبير «من استغنى» در مورد آنان نازل شده است.

311- علاقه مندان به اسلام در مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 10 - 14

14 - وجود عناصر علاقمند به اسلام در مكه كه با احساس رفع خطر ، اِعلام اسلام مى كردند و با احساس سختى و دشوارى ، بى تابى مى نمودند .

و من الناس من يقول ءامنّا باللّه فإذا أوذى فى اللّه جعل فتنة الناس كعذاب اللّه و

با توجه به مكّى بودن سوره عنكبوت و قدرت فائق نداشتن پيامبر(صلی الله علیه و آله) و مؤمنان، رفتارى كه از برخى مردم مكه بيان شده، مى تواند نشانه علاقه مندى آنان به اسلام باشد.

312- علايق مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 46 - 7

7- مشركان مكه ، به عقايد شرك آلود خويش شديداً علاقه مند و دلبسته بودند .

و إذا ذكرت ربّك . .. ولّوا على أدبـرهم

313- علم اهل مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 26 - 2

2 - مردم مكه ، از نسل هاى پيشين كه به سبب كفرپيشگى ، به قدرت الهى هلاك و منقرض شدند ، آگاه بودند .

أوَلم يهد لهم كم أهلكنا

«يهد» متعدى به «لام» شده و معناى «يبيّن» مى دهد. لازم به ذكر است كه به دليل مكى بودن سوره سجده، مرجع ضمير در «لهم» مشركان مكه اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 37 - 4

4- آگاهى اهل مكه ، از سرگذشت هلاكت بار قوم تبّع

أهم خير أم قوم تبّع

از اين كه قرآن، قبلاً سخنى از قوم «تبّع» به ميان نياورده و در اين جا به ذكر نام آن براى عبرت آموزى مشركان مكه اكتفا كرده است، مطلب بالا قابل استفاده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بروج - 85 - 18 - 5

5 - فرجام فرعون و قوم ثمود ، داستانى آشنا براى اهل مكّه و مايه عبرت براى همه مردمان

هل أتيك . .. فرعون و ثمود

سوره «بروج» از سوره هاى مكى است و نام بردن امت هايى مخصوص براى عبرت گرفتن مكّيان از فرجام آنها، بيانگر آگاهى آنان از تاريخ اجمالى آن امت ها است.

314- عمر طولانى اهل مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 44 - 2

2- برخوردارى از نعمت هاى دنيايى همراه با عمر طولانى ، موجب غرور و غفلت مردم مكه و پدران آنان گرديده بود .

بل هم عن ذكر ربّهم معرضون . .. بل متّعنا هـؤلاء و ءاباءهم حتّى طال عليهم العمر

برداشت ياد شده مبتنى بر اين است كه «هـؤلاء» اشاره به حاضرين در اذهان مخاطبان (مردم مكه) باشد; همان طور كه مشاراليه در بسيارى از آيات نازل شده در مكه، مردم آن سرزمين هستند.

315- عواطف خويشاوندى مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 78 - 13

13 - بهره گيرى از عواطف خويشاوندى براى ترغيب مشركان مكّه به گرويدن به اسلام

و ما جعل عليكم فى الدين من حرج ملّة أبيكم إبرهيم

316- عوامل امنيت مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 57 - 13

13 - حرمت و قداست كعبه در نزد مردم جزيرة العرب مانع از تجاوز ديگران به مكه و برهم زدن امنيت و آرامش ساكنان آن

أوَلم نمكّن لهم حرمًا ءامنًا

317- عوامل تكبر اهل مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 44 - 2

2- برخوردارى از نعمت هاى دنيايى همراه با عمر طولانى ، موجب غرور و غفلت مردم مكه و پدران آنان گرديده بود .

بل هم عن ذكر ربّهم معرضون . .. بل متّعنا هـؤلاء و ءاباءهم حتّى طال عليهم العمر

برداشت ياد شده مبتنى بر اين است كه «هـؤلاء» اشاره به حاضرين در اذهان مخاطبان (مردم مكه) باشد; همان طور كه مشاراليه در بسيارى از آيات نازل شده در مكه، مردم آن سرزمين هستند.

318- عوامل سرور مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 14 - 10

10- مشركان مكه ، سرخوش از بيرون راندن پيامبر (صلی الله علیه و آله) از سرزمين خويش

قريتك الّتى أخرجتك . .. زيّن له سوء عمله

مورد «سوء عمله» در آيه شريفه، همان اخراج پيامبر(صلی الله علیه و آله) از سرزمين مكه است.

319- عوامل عظمت مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 2 - 5

5 - سكونت پيامبر (صلی الله علیه و آله) در مكه ، مايه عظمت و ارجمندى آن شهر بود .

لا أُقسم . .. و أنت حلّ

جمله «و أنت حِلّ»، حاليّه و بيانگر علت سوگند يادكردن خداوند است.

320- عوامل عقب ماندگى اهل مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 46 - 9

9 - بى بهره بودن مردم سرزمين مكه از تعليمات آسمانى ، عامل عقب ماندگى آنان و فراگير شدن غفلت و بى خبرى در ميان آنها

لتنذر قومًا ما أتيهم من نذير من قبلك لعلّهم يتذكّرون

321- عوامل غفلت اهل مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 44 - 2

2- برخوردارى از نعمت هاى دنيايى همراه با عمر طولانى ، موجب غرور و غفلت مردم مكه و پدران آنان گرديده بود .

بل هم عن ذكر ربّهم معرضون . .. بل متّعنا هـؤلاء و ءاباءهم حتّى طال عليهم العمر

برداشت ياد شده مبتنى بر اين است كه «هـؤلاء» اشاره به حاضرين در اذهان مخاطبان (مردم مكه) باشد; همان طور كه مشاراليه در بسيارى از آيات نازل شده در مكه، مردم آن سرزمين هستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 46 - 9

9 - بى بهره بودن مردم سرزمين مكه از تعليمات آسمانى ، عامل عقب ماندگى آنان و فراگير شدن غفلت و بى خبرى در ميان آنها

لتنذر قومًا ما أتيهم من نذير من قبلك لعلّهم يتذكّرون

322- عوامل فقر در مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 112 - 14

14- روى آورى فقر ، گرسنگى و ناامنى به شهر مكه پس از آبادانى آن ، در نتيجه كفران نعمت هاى الهى

ضرب الله مثلاً قرية كانت ءامنة مطمئنّة . .. فأذقها الله لباس الجوع و الخوف بما ك

برداشت فوق ـ چنان چه عده اى از مفسّران گفته اند ـ بنابراين احتمال است كه مورد مثال آيه، قحطى شهر مكه باشد.

323- عوامل گرسنگى در مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 112 - 14

14- روى آورى فقر ، گرسنگى و ناامنى به شهر مكه پس از آبادانى آن ، در نتيجه كفران نعمت هاى الهى

ضرب الله مثلاً قرية كانت ءامنة مطمئنّة . .. فأذقها الله لباس الجوع و الخوف بما ك

برداشت فوق ـ چنان چه عده اى از مفسّران گفته اند ـ بنابراين احتمال است كه مورد مثال آيه، قحطى شهر مكه باشد.

324- عوامل مصونيت كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 25 - 24

24- حضور مؤمنان در محيط زندگى كافران مكه ، باعث نجات موقت كفّار از عذاب الهى

لو تزيّلوا لعذّبنا الذين كفروا منهم

325- عوامل مؤثر در اسلام اهل مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 7 - 14

14 - فصاحت قرآن ، عاملى مؤثر در اسلام مردم مكه و نواحى آن

أوحينا إليك قرءانًا عربيًّا لتنذر أُمّ القرى

برداشت ياد شده بر اين پايه است كه «عربيّاً» به معناى فصاحت و روشنى قرآن بوده و «لتنذر» تعليل براى نزول قرآن با وصف فصاحت باشد.

326- عوامل مؤثر در اسلام مردم اطراف مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 7 - 14

14 - فصاحت قرآن ، عاملى مؤثر در اسلام مردم مكه و نواحى آن

أوحينا إليك قرءانًا عربيًّا لتنذر أُمّ القرى

برداشت ياد شده بر اين پايه است كه «عربيّاً» به معناى فصاحت و روشنى قرآن بوده و «لتنذر» تعليل براى نزول قرآن با وصف فصاحت باشد.

327- عوامل ناامنى در مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 112 - 14

14- روى آورى فقر ، گرسنگى و ناامنى به شهر مكه پس از آبادانى آن ، در نتيجه كفران نعمت هاى الهى

ضرب الله مثلاً قرية كانت ءامنة مطمئنّة . .. فأذقها الله لباس الجوع و الخوف بما ك

برداشت فوق ـ چنان چه عده اى از مفسّران گفته اند ـ بنابراين احتمال است كه مورد مثال آيه، قحطى شهر مكه باشد.

328- عوامل هدايت ناپذيرى مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 57 - 21

21 - جهل بيشتر مشركان مكه به خاستگاه الهى امنيت و رفاه اقتصادى آن شهر ، عامل روى گردانى آنان از پذيرش هدايت الهى ( اسلام ) بود .

و قالوا إن نتّبع الهدى . .. و لـكنّ أكثرهم لايعلمون

329- عهد مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 109 - 1

1 ـ مشركان مكه سوگند اكيد ياد كردند كه در صورت مشاهده معجزه مورد نظر خود ايمان مى آورند.

و أقسموا بالله جهد أيمنهم لئن جاءتهم ءاية

330- غفلت مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 93 - 3،7

3- مشركان مكه ، از مفاهيم عالى قرآن غافل بوده و به زخارف دنيا چشم دوخته بودند .

و لقد صرّفنا فى هـذا القرءان من كلّ مثل فأبى . .. و قالوا لن نؤمن لك حتى ... أو

7- غفلت مشركان مكه از نقش اصلى اراده خدا در تحقق معجزات

تفجر لنا . .. تسقط السّماء ... تأتى بالله ... تنزّل علينا كتـبًا نقرؤه

از اينكه آنان، تمامى معجزات درخواستى خود، حتى آمدن خدا را از شخص پيامبر(صلی الله علیه و آله) مى خواستند، نشان دهنده نكته ياد شده است.

331- فرجام شوم مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 36 - 17

17- مشركان مكه ، مورد تهديد خداوند به فرجامى شوم

و قال الذين أشركوا . .. فسيروا فى الأرض فانظروا كيف كان عـقبة المكذّبين

بنابراين احتمال كه مخاطبان امر «سيروا» مشركان مكه اند استفاده مى شود كه دعوت از آنان براى سير و سفر در زمين جهت مطالعه سرانجام تكذيب كنندگان انبيا پس از بازگويى ديدگاه آن مشركان در باره خداوند، هشدارى است به آنان.

332- فرجام مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 15 - 2

2 - فرجام يهود بنى نضير در موضع گيرى عليه اسلام ، منتهى به شكست آنان ، همچون فرجام مشركان مكه در بدر *

كمثل الذين من قبلهم قريبًا

برخى برآنند كه مراد از «الذين من قبلهم قريبًا»، مشركان مكه در بدر است.

333- فضايل مسلمانان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 56 - 1

1 - مسلمانان مكه ، مورد توجه ويژه خداوند بودند .

يـعبادى الذين ءامنوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 25 - 24

24- حضور مؤمنان در محيط زندگى كافران مكه ، باعث نجات موقت كفّار از عذاب الهى

لو تزيّلوا لعذّبنا الذين كفروا منهم

334- فضايل مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 30 - 28

28 ـ رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود : « دحيت الأرض من مكة . . . و هى الأرض التى قال اللّه « إنى جاعل فى الأرض خليفة . . . » ;

گسترش زمين از مكه آغاز شده و مكه همان زمينى است كه خداوند فرموده: من مى خواهم در زمين خليفه قرار دهم . ..».

335- فضايل مؤمنان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 126 - 21

21 - از امام صادق ( ع ) درباره سخن ابراهيم : « و ارزق أهله من الثمرات . . . » روايت شده كه فرمود : « من الثمرات القلوب اى حببهم إلى الناس لينتابوا إليهم و يعودوا إليهم ;

مراد ثمرات دلهاست بدين گونه كه محبت مؤمنان از اهل مكه را در دل مردم بينداز تا مشتاق مؤمنان مكه گشته، به سوى آنان بازگردند».

336- فضيلت مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 125 - 26

26 - از امام صادق ( ع ) روايت شده كه فرمود : . . . « ان اللّه فضل مكة و جعل بعض ها أفضل من بعض . فقال تعالى « واتخذوا من مقام إبراهيم مصلًّى » . . . ;

خداوند، مكه را فضيلت و برترى داده و بعضى از قسمتهاى آن را بر قسمتهاى ديگر برترى داده و فرموده است: از مقام ابراهيم جايگاهى براى نماز خود قرار دهيد . .. ».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 35 - 4

4- مكه ، حرم امن الهى است .

ربّ اجعل هـذا البلد ءامنًا

نقل دعاى حضرت ابراهيم(ع) با لسان تمجيد، گوياى استجابت آن دعا از جانب خداوند است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 44 - 7

7- سرزمين مكه از ديرباز ، از نعمت هاى دنيوى برخوردار و از حوادث هلاكت بار و عذاب هاى الهى محفوظ بود .

بل متّعنا هـؤلاء و ءاباءهم حتّى طال عليهم العمر

اين كه خداوند مردم مكه و اجدادشان را از بهره هاى دنيوى به مدت طولانى، برخوردار كرد، حكايت از امنيت و مصونيت دير پاى سرزمين مكه از حوادث هلاكت بار دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 91 - 5،6

5 - شهر مكه ، داراى اهميت ، كرامت و حرمت در پيشگاه خداوند

ربّ هـذه البلدة الذى حرّمها

«هـذه» اشاره به مكه دارد كه به دليل اهميتش نزد خداوند، اختصاص به ذكر يافته است.

6 - مكه مكرّمه ، شهر خدا و خدا صاحب آن است .

أن أعبد ربّ هـذه البلدة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 59 - 11

11 - مكه ، محور و مركز عمده شهر ها و قراى جزيرة العرب در صدراسلام

حتّى يبعث فى أُمّها رسولاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 7 - 11

11 - مكه ، داراى قداست و مرتبه اى والا در ميان شهر ها و آبادى ها

لتنذر أُمّ القرى و من حولها

از اين كه مكه به عنوان أُمّ القرى ياد شده است، برداشت بالا به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 1 - 2

2 - شهر مكه ، سرزمينى باعظمت در پيشگاه خداوند

لا أُقسم بهـذا البلد

تعبير «لا أُقسم» ـ چه سوگند باشد و يا نفى سوگند ـ بيانگر عظمت شهر مكه است; زيرا در هر دو صورت، حاكى از شايستگى مكه براى سوگند است. جز اين كه در صورت نفى قسم، علاوه بر آن مى رساند كه محتواى «لقد خلقنا الإنسان فى كبد» واضح و بى نياز از سوگند است.

337- فلسفه اسكان نسل ابراهيم(ع) در مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 37 - 3

3- هدف حضرت ابراهيم ( ع ) از اسكان دادن برخى از فرزندانش در جوار خانه خدا ، توفيق يافتن آنان براى عبادت و اقامه نماز بود .

ربّنا إنى أسكنت من ذرّيتى . .. عند بيتك المحرّم ربّنا ليقيموا الصلوة

338- فلسفه امنيت اهل مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - قريش - 106 - 4 - 15

15 - رفع گرسنگى و ناامنى از ساكنان مكه ، در راستاى اعتلا و شكوفايى كعبه و از جلوه هاى ربوبيت خداوند است .

ربّ هـذا البيت . الذى أطعمهم من جوع و ءامنهم من خوف

«الذى»، وصف «ربّ» و بيانگر جلوه هاى آن است.

339- فلسفه خواسته هاى مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 6 - 8

8- درخواست معجزه از سوى مشركان ستم پيشه مكه ، در جهت بهانه جويى بود ; نه حقيقت طلبى .

فليأتنا. .. أفهم يؤمنون

خداوند، درخواست معجزه از طرف مشركان را به اين دليل ردّ فرمود كه آنان مانند مشركان اقوام گذشته، قصد ايمان آوردن نداشتند. بنابراين چنين درخواستى بهانه و دست آويزى بيش نبود.

340- فلسفه ردّ خواسته هاى كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 8 - 6

6- فلسفه عدم تحقق درخواست كافران مكه ، مبنى بر نزول ملائكه ، مهلت دادن به آنان و جلو نينداختن اجلشان است .

ما تسبق من أمة أجلها . .. ما ننزّل الملئكة إلاّ بالحقّ و ما كانوا إذًا منظرين

341- فلسفه رفع گرسنگى اهل مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - قريش - 106 - 4 - 15

15 - رفع گرسنگى و ناامنى از ساكنان مكه ، در راستاى اعتلا و شكوفايى كعبه و از جلوه هاى ربوبيت خداوند است .

ربّ هـذا البيت . الذى أطعمهم من جوع و ءامنهم من خوف

«الذى»، وصف «ربّ» و بيانگر جلوه هاى آن است.

342- فلسفه سوگند به مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تين - 95 - 4 - 4

4 - برخوردارى انسان از خلقت برتر ، حقيقتى است كه خداوند آن را با سوگند به انجير ، زيتون ، طور سينا و شهر مكه ، بيان داشته و بر آن تأكيد كرده است .

و التين . .. لقد خلقنا الإنسـن فى أحسن تقويم

343- فلسفه فتح مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 1 - 14

14 - حركت مسلمانان براى فتح مكه ، حركتى جهادى و در راستاى خشنودى خداوند

إن كنتم خرجتم جهـدًا فى سبيلى و ابتغاء مرضاتى

از اين كه پس از برشمردن ستم مشركان نسبت به مسلمانان، تعبير «جهاداً فى سبيلى. ..» آمده، مى توان نتيجه گرفت كه آيه شريفه، انگيزه فتح مكه را مشخص ساخته است.

344- فلسفه مهلت به كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 4 - 3

3- هشدار خداوند به كافران هدايت ناپذير مكه ، مبنى بر اينكه مهلت دادن به آنان به معناى تداوم بخشيدن به زندگيشان نيست ; بلكه همواره در معرض هلاكتند .

ربما يودّ الذين كفروا لو كانوا مسلمين. ذرهم ... فسوف يعلمون. و ما أهلكنا من قرية

ذكر اين آيه، پس از تهديد «فسوف يعلمون» احتمالاً براى دفع اشكال مقدر مى باشد و آن اشكال اين است كه: كفار پس از مهلت يافتن با امر «ذرهم يأكلوا . ..» چنين نپندارند كه زندگيشان ادامه دارد.

345- فوايد اقتصادى مشركان در مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 28 - 9

9 ـ آمدن مشركان به مكه در مراسم سالانه حج ، داراى ثمرات اقتصادى براى مكيان ( از جمله مسلمانان ) بود .

و إن خفتم عيلة فسوف يغنيكم اللّه من فضله

346- قبله اهل مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 150 - 19

19 - از ابن عباس روايت شده كه رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود : « البيت قبلة لأهل المسجد و المسجد قبلة لأهل الحرم و الحرم قبلة لأهل الأرض فى مشارق ها و مغارب ها من أمتى ;

كعبه، قبله اهل مسجد الحرام و مسجدالحرام قبله اهل حرم (مكه و حوالى آن) و حرم قبله تمامى اهل زمين از امت من در مشرقها و مغربهاى آن است».

347- قبله مردم دور از مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 150 - 19

19 - از ابن عباس روايت شده كه رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود : « البيت قبلة لأهل المسجد و المسجد قبلة لأهل الحرم و الحرم قبلة لأهل الأرض فى مشارق ها و مغارب ها من أمتى ;

كعبه، قبله اهل مسجد الحرام و مسجدالحرام قبله اهل حرم (مكه و حوالى آن) و حرم قبله تمامى اهل زمين از امت من در مشرقها و مغربهاى آن است».

348- قحطى در مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 76 - 6

6 - عدم تنبه كافران مكه ، از بلا هاى هشدار دهنده الهى ( مثل قحطى و خشكسالى )

و لقد أخذنـهم بالعذاب فما استكانوا لربّهم و ما يتضرّعون

349- قداست مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 91 - 5،7،8

5 - شهر مكه ، داراى اهميت ، كرامت و حرمت در پيشگاه خداوند

ربّ هـذه البلدة الذى حرّمها

«هـذه» اشاره به مكه دارد كه به دليل اهميتش نزد خداوند، اختصاص به ذكر يافته است.

7 - حرمت سرزمين مكه ، داراى ديرينه و وضع شده از سوى خداوند

ربّ هـذه البلدة الذى حرّمها

ماضى آمدن «حرّم» بيانگر دير پا بودن حرمت مكه و انتساب آن (حرّم) به خداوند، بيانگر جعل آن از سوى او است.

8 - اعتقاد مشركان به حرمت و شرافت مكه و تقدّس آن

ربّ هـذه البلدة الذى حرّمها

از اين كه آيه نسبت به شهر مكه تعبير «هـذه البلدة الذى حرّمها» آورده است، احتمالاً از آن جهت باشد كه مشركان آن را قبول داشته و تذكر آنان به امر مورد قبولشان، زمينه جذب و هدايت آنان را فراهم مى ساخته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 57 - 11

11 - مكه ، مكانى مقدس و محترم براى مردم جزيرة العرب

أوَلم نمكّن لهم حرمًا ءامنًا

مكه از آن جهت «حرم» نام گرفته كه مورد حرمت و احترام مردم آن ديار بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 7 - 11

11 - مكه ، داراى قداست و مرتبه اى والا در ميان شهر ها و آبادى ها

لتنذر أُمّ القرى و من حولها

از اين كه مكه به عنوان أُمّ القرى ياد شده است، برداشت بالا به دست مى آيد.

350- قدرت مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 26 - 1

1- قوم عاد ، برخوردار از قدرت و امكانات بس فزون تر از مشركان مكه

و لقد مكّنّـهم فيما إن مكّنّـكم فيه

حرف «إن» نافيه است.

351- قصه فتح مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 1 - 13

13 - اقدام حاطب ابن ابى بلتعه به ارتباط مخفيانه با مشركان ، در آستانه آمادگى مسلمانان براى فتح مكه

لاتتّخذوا . .. إن كنتم خرجتم جهـدًا فى سبيلى

با توجه به شأن نزول آيه، عبارت «إن كنتم خرجتم. ..» نظر به آمادگى مسلمانان براى فتح مكه دارد.

352- قلت مسلمانان در مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 40 - 8

8 ـ سلطه كافران بر سرزمين مكه و ضعف و قلّت مسلمانان ، به هنگام هجرت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

إذ أخرجه الذين كفروا ثانى اثنين

353- قياس مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 58 - 6

6 - مقايسه ميان بت ها و عيسى بن مريم ( ع ) ، حركتى جدلى از سوى مشركان مكه

ما ضربوه لك إلاّ جدلاً

در مكتب پيامبر(صلی الله علیه و آله) سخن از الوهيت عيسى(ع) به ميان نيامده بود تا مشركان او را با آلهه خود مقايسه كنند.

354- كافران در مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 126 - 8

8 - شهر مكه ، حتى براى كافران نيز بايد جايگاهى امن باشد .

رب اجعل هذا بلداً ءامناً و ارزق . .. من ءامن منهم باللّه و اليوم الأخر

از اينكه ابراهيم(ع) دومين دعاى خويش; يعنى، اعطاى ثمرات را به مؤمنان اختصاص داد، ولى امنيت شهر مكه را به طور مطلق آورد، مى توان به اين نتيجه رسيد كه: آن حضرت امنيت مكه را براى همگان حتى براى كافران خواسته بود.

355- كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 217 - 16

16 ـ اقدام برخى از مسلمين ( عبداللّه بن جحش و همراهان او ) به جنگ با كفارِ مكه در ماه حرام

يسئلونك عن الشهر الحرام قتال فيه قل قتال فيه كبير

در شأن نزول آيه آمده كه عبداللّه بن جحش و همراهان او در ماه رجب به گروهى از كفار كه داراى مال التجاره بودند، حمله بردند و آنان را كشته و يا اسير كردند. (مجمع البيان و ديگر تفاسير.)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 195 - 27

27 ـ حاكميّت و تسلّط كافران بر سرزمين مكّه و مسلمانان آن ديار ، در صدر اسلام

فالّذين . .. اخرجوا من ديارهم و اوذوا فى سبيلى ... و قتلوا

356- كافران مكه در غزوه بدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 47 - 6

6 ـ خروج كافران مكه به سوى بدر ، در راستاى تلاششان براى بازدارى مردم از راه خدا

و لاتكونوا كالذين خرجوا من ديرهم . .. و يصدون عن سبيل اللّه

357- كافران مكه در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 36 - 12

12 ـ كفرپيشگان مكه در قيامت گردآورى و به سوى جهنم رانده خواهند شد .

و الذين كفروا إلى جهنم يحشرون

358- كافران مكه و آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 5 - 8

8 ـ تمسخر حق (قرآن) و آيات الهى، شيوه كافران مكه بوده است.

فسوف تأتيهم أنبؤا ما كانوا به يستهزءون

مفاد جمله «كانوا به يستهزءون» ماضى استمرارى است و بيانگر تداوم استهزا از سوى كافران عصر نزول اين سوره است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 52 - 1

1 ـ روش كافران مكه در برخورد با آيات الهى ، همانند روش فرعونيان و كافران پيش از آنان

كدأب ءال فرعون و الذين من قبلهم

«دأب» به معناى عادت و روش است. و چون آيه به دنبال قضاياى جنگ بدر آمده، معلوم مى شود مشبه كافران مكه هستند و تقدير جمله چنين است: داب هؤلاء الكفره كدأب ءال فرعون. قابل ذكر است مراد از ضمير در «قبلهم» آل فرعون هستند.

359- كافران مكه و اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 33 - 7

7 ـ پيشگويى قرآن از گرايش كافران مكه به اسلام و پذيرش توحيد

و ما كان اللّه معذبهم و هم يستغفرون

360- كافران مكه و حق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 5 - 8

8 ـ تمسخر حق (قرآن) و آيات الهى، شيوه كافران مكه بوده است.

فسوف تأتيهم أنبؤا ما كانوا به يستهزءون

مفاد جمله «كانوا به يستهزءون» ماضى استمرارى است و بيانگر تداوم استهزا از سوى كافران عصر نزول اين سوره است.

361- كافران مكه و خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 32 - 6

6 ـ كافران مكه معتقد به خدا و معتقد به تأثير او در جهان هستى

و إذ قالوا اللّهم إن كان هذا هو الحق من عندك فأمطر علينا حجارة من السماء

362- كافران مكه و دعا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 32 - 5

5 ـ كافران مكه معتقد به تأثير دعا به درگاه خدا براى تحقق بخشى به درخواست هاى آنان

اللّهم إن كان هذا هو الحق من عندك فأمطر علينا حجارة

363- كافران مكه و قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 5 - 1،8

1 ـ كافران مكه در پى نزول قرآن به عنوان معجزه، بدون درنگ به تكذيب آن پرداختند.

فقد كذّبوا بالحق لمّا جاءهم

جمله ظرفيه «لمّا جاءهم» به اين نكته اشاره دارد كه تكذيب كافران به مجرد آمدن حق صورت گرفته است.

8 ـ تمسخر حق (قرآن) و آيات الهى، شيوه كافران مكه بوده است.

فسوف تأتيهم أنبؤا ما كانوا به يستهزءون

مفاد جمله «كانوا به يستهزءون» ماضى استمرارى است و بيانگر تداوم استهزا از سوى كافران عصر نزول اين سوره است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 31 - 1،2،4

1 ـ تمسك كافران مكه به حيله براى مقابله با آنان

و يمكرون . .. و إذا تتلى عليهم ءايتنا قالوا قد سمعنا لو نشاء لقلنا

جمله «إذا تتلى . .. » مى تواند بيان مصداقى از «يمكرون» در آيه قبل باشد.

2 ـ كافران مكه مدعى توان خويش در آوردن آيات و معارفى چون قرآن

قالوا قد سمعنا لو نشاء لقلنا مثل هذا

4 ـ كافران مكه معارف قرآن را نوشتار ها و سخنان بى اساس مردمان نخستين قلمداد مى كردند .

إن هذا إلا أسطير الأولين

«اساطير» به معناى نوشتارهاى بى اساس است و «الأولين» به معناى انسانهاى نخستين. گفتنى است كه «اساطير الأولين» مى تواند به اين معنا باشد كه اين اسطوره ها در باره انسانهاى اوليه است و مى تواند به اين معنا باشد كه اينها اسطوره هايى است ساخته و پرداخته انسانهاى نخستين.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 32 - 1،2،4

1 ـ كافران مكه از خداوند خواستند چنانچه قرآن حقيقتى از جانب اوست ، آنان را سنگباران كند و يا عذاب دردناك ديگرى بر آنان فروفرستد .

و إذ قالوا . .. فأمطر علينا حجارة

2 ـ نابحق جلوه دادن قرآن با درخواست عذاب از درگاه خدا ، از حيله هاى كافران مكه در مبارزه با قرآن و رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و يمكرون . .. و إذ قالوا اللّهم ... فأمطر علينا حجارة من السماء

برخى در توجيه عذاب خواهى كافران (فامطر علينا . .. ) چنين گفته اند كه آنان براى فريب ديگران و يا اقناع خويش اين نفرين را در حق خود روا داشتند تا با اجابت نشدن آن، خويشتن را در انكار قرآن و حقانيت رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) محق بشمارند. آيه قبل كه سخن از مكر كافران داشت، مى تواند تأييدى براى اين نظريه باشد.

4 ـ كافران مكه مردمانى لجوج و داراى عنادى خاص در برابر رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و حقانيت قرآن

فأمطر علينا حجارة من السماء أو ائتنا بعذاب أليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 33 - 6،7

6 ـ گرايش كافران مكه به قرآن در آينده دوران بعثت ، دليل گرفتار نشدن آنان به عذاب استيصال ، نه حقانيت ايشان در انكار قرآن

و ما كان اللّه معذبهم و هم يستغفرون

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه جمله «و هم يستغفرون» حال مقدر باشد. يعنى خداوند اكنون (زمان انكار قرآن) كافران مكه را عذاب نمى كند، در حالى كه در آينده توبه خواهند كرد. گفتنى است كه استغفار و توبه كافر به ايمان آوردن اوست.

7 ـ پيشگويى قرآن از گرايش كافران مكه به اسلام و پذيرش توحيد

و ما كان اللّه معذبهم و هم يستغفرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 6 - 2

2- « ذكر بودن قرآن » ، وصفى كه كافران مكه با آن آشنا بودند .

و قالوا يأيها الذى نزّل عليه الذّكر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 13 - 2

2- خداوند آيات قرآن را ، على رغم تصميم كافران مكه بر ايمان نياوردن ، در قلب آنان رسوخ داد .

كذلك نسلكه فى قلوب المجرمين . لايؤمنون به

برداشت فوق، مبتنى بر اين است كه جمله «لايؤمنون به» جمله حاليه براى «المجرمين» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 41 - 5،9

5- بهره كفرپيشگان مكه از آيه هاى بيدارگر قرآن ، تنها تنفر و فرار از آنها بود .

و لقد صرّفنا فى هـذا القرءان ليذّكّروا و ما يزيدهم إلاّ نفورًا

9- برخورد كافران و مشركان مكه با قرآن ، اساس علمى و عقلانى نداشت ; بلكه برخاسته از انگيزه هاى نفسانى ـ روانى آنان بود .

و لقد صرّفنا فى هـذا القرءان ليذّكّروا و ما يزيدهم إلاّ نفورًا

خداوند، حاصل تبيين تنوع و گوناگونى آيات خويش را براى مشركان، نفرت آنان معرفى مى كند و اين، نشان مى دهد كه آنان، به

جاى برخورد منطقى با آيات الهى، برخورد روانى ـ نفسانى داشتند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 26 - 8

8 - كافران مكه ، شاهد تأثير ژرف قرآن بر قلب ها و نامطمئن از كارآيى جنجال آفرينى و تدابير خود ، در جلوگيرى از اين تأثيرگذارى

قال الذين كفروا . .. لعلّكم تغلبون

واژه «لعلّ» در موردى به كار مى رود كه نتيجه آن قطعى نيست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 28 - 6

6 - آشكار بودن حقانيت قرآن ، براى كافران مكه

كانوا بأيـتنا يجحدون

واژه «جحد» در مواردى به كار مى رود كه حقانيت چيزى معلوم باشد و در عين حال مورد انكار قرار گيرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 41 - 7

7 - مخالفت مستمر كافران مكه ، نسبت به آيات قرآن

إنّ الذين كفروا بالذّكر لمّا جاءهم

برداشت ياد شده با توجه به معناى «لمّا» است كه در مورد استمرار زمان به كار مى رود.

364- كافران مكه و كعبه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 35 - 3

3 ـ كافران مكه به سبب انجام امورى لغو و بيهوده در پيرامون كعبه به عنوان عبادت و نيايش ، مستحق عذاب الهى بودند .

و ما لهم ألا ليعذبهم اللّه . .. و ما كان صلاتهم عند البيت إلا مكاء و تصدية

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه جمله «ما كان صلاتهــم . .. » عطف بر «و هم يصدون ... » باشد.

365- كافران مكه و گناه ارتداد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 12 - 6

6 - كافران مكه ، به رغم اعلام صريح ، هرگز اندكى از گناه ارتداد مسلمانان را ، برعهده نمى گرفتند .

و قال الذين كفروا . .. و لنحمل خطـيـكم و ما هم بحـملين من خطـيـهم من شىء

در «و ما هم بحاملين. ..» دو احتمال وجود دارد: يكى، به قرينه اعلام دروغ بودن ادعاى برعهده گيرى گناه ارتداد، اين است كه آنان، حاضر به قبول گناه نيستند. ديگر اين كه چنين امرى، شدنى نيست. برداشت بالا، بنابراحتمال نخست است.

366- كافران مكه و محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 30 - 3،5

3 ـ محبوس ساختن يا كشتن و يا تبعيد پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از جمله توطئه هاى كافران مكه عليه آن حضرت

ليثبتوك او يقتلوك او يخرجوك و يمكرون

جمله «و يمكرون» بيانگر اين است كه كافران علاوه بر تصميم داشتن به قتل پيامبر(صلی الله علیه و آله) و . .. برنامه هاى ديگرى نيز عليه پيامبر(صلی الله علیه و آله) در نظر داشته اند. لذا در برداشت فوق از آن به «از جمله» تعبير شده است.

5 ـ شكست كافران مكه در توطئه عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، عبرتى براى همه خائنان به خدا و رسول

لاتخونوا اللّه و الرسول . .. و يمكرون و يمكر اللّه

يادآورى شكست توطئه هاى كافران مكه پس از اشاره به خيانت برخى از مسلمانان براى تفهيم اين حقيقت است كه خائنان به خدا و رسول، هر چند اظهار اسلام كنند، همان گونه كه كافران موفق نشدند، آنان نيز موفق نمى شوند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 32 - 4

4 ـ كافران مكه مردمانى لجوج و داراى عنادى خاص در برابر رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و حقانيت قرآن

فأمطر علينا حجارة من السماء أو ائتنا بعذاب أليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 40 - 3،5

3 ـ خروج پيامبر (صلی الله علیه و آله) از مكه و اقدام آن حضرت به هجرت ، امرى ناخواسته و تحت فشار كافران بود .

إذ أخرجه الذين كفروا

بديهى است كه خروج پيامبر (صلی الله علیه و آله) از مكه، به اراده خود آن حضرت صورت گرفت ولى از آن جهت كه تحت فشار و جوّ ارعاب بود، خداوند اخراج را به كافران نسبت داده است.

5 ـ موفقيت پيامبر (صلی الله علیه و آله) در خروج از مكه و خلاصى از توطئه كافران ، مرهون نصرت خاص خداوند بود .

نصره اللّه إذ أخرجه الذين كفروا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 6 - 1،3

1- خطاب استهزاگرانه و بى ادبانه كافران مكه به پيامبر (صلی الله علیه و آله) به هنگام سخن گفتن با آن حضرت

و قالوا يأيها الذى نزّل عليه الذّكر

از اينكه كفار، در مخاطب قرار دادن پيامبر(صلی الله علیه و آله) به جاى خطاب مستقيم با اسم و عنوان، با عنوان موصول و غايب آن حضرت را صدا مى زدند و نيز از اينكه به او نسبتى مى دادند كه خود آن را قبول نداشتند، حاكى از نكته فوق است.

3- كافران مكه ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) را به خاطر ادعاى نزول وحى بر خود ، فردى مجنون و ديوانه مى دانستند .

و قالوا يأيها الذى نزّل عليه الذّكر إنك لمجنون

شواهد تاريخى گواهند كه قبل از ادعاى نبوت پيامبر(صلی الله علیه و آله) آنان چنين تهمتى را به آن حضرت نسبت نمى دادند، پس اين تهمت به خاطر نكته ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 7 - 3

3- كافران مكه ، از پيامبر (صلی الله علیه و آله) خواستار آوردن ملائكه به عنوان معجزه بودند .

لو ما تأتينا بالملئكة إن كنت من الصدقين

آوردن ملائكه توسط پيامبر(صلی الله علیه و آله) ـ كه مورد درخواست كفار بود ـ احتمال دارد براى تصديق نبوت پيامبر(صلی الله علیه و آله) باشد و احتمال دارد معجزه درخواستى باشد. برداشت فوق مبتنى بر احتمال دوم است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 8 - 4

4- درخواست نزول ملائكه ، جهت اثبات حقانيت ادعاى پيامبر (صلی الله علیه و آله) از سوى كافران مكه ، بهانه اى بيش نبود .

لو ما تأتينا بالملئكة . .. ما ننزّل الملئكة إلاّ بالحقّ

قيد «إلاّبالحق» مى تواند احترازى باشد; يعنى، نزول فرشتگان تنها در صورت وجود مصلحت و حكمت تحقق پذير است، در حالى كه در تقاضاى كفار چنين مصلحتى نيست. مضافاً به اينكه «إذاً منظرين» نيز دلالت مى كند بر اينكه آنان، حتى پس از آمدن ملائكه هم حقانيت پيامبر(صلی الله علیه و آله) را نمى پذيرفتند.

367- كافران مكه و معجزه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 7 - 2

2 ـ حق ناپذيرى و عناد و لجاجت شديد كافران مكه در عصر بعثت، در برابر وحى و معجزات الهى

و لو نزلنا عليك كتبا . .. إن هذا إلا سحر مبين

سوره انعام در مكه نازل شده است و بنابراين طبيعى است كه ناظر به مردم آن سامان، خصوصاً مشركان مكه، باشد.

368- كافران مكه و ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 7 - 5،6

5- ملائكه ، به عنوان موجودات آسمانى شناخته شده براى كافران مكه

قالوا . .. لو ما تأتينا بالملئكة إن كنت من الصدقين

6- كافران و مشركان مكه ، ملائكه را موجوداتى قابل احساس براى همگان مى دانستند .

قالوا . .. لو ما تأتينا بالملئكة

از تعبير «لو ما تأتينابالملئكة» (چرا فرشته اى نمى آورى؟) استفاده مى شود كه آنان، فرشتگان را موجوداتى محسوس و قابل رؤيت مى دانستند.

369- كافران مكه و نبوت بشر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 6 - 5

5- نزول وحى از جانب خداوند بر بشر ، امرى غير قابل قبول و به دور از عقل و خرد و در حد ديوانگى در بينش كافران مكه

قالوا يأيها الذى نزّل عليه الذّكر إنك لمجنون

370- كافران مكه و وحى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 7 - 2

2 ـ حق ناپذيرى و عناد و لجاجت شديد كافران مكه در عصر بعثت، در برابر وحى و معجزات الهى

و لو نزلنا عليك كتبا . .. إن هذا إلا سحر مبين

سوره انعام در مكه نازل شده است و بنابراين طبيعى است كه ناظر به مردم آن سامان، خصوصاً مشركان مكه، باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 6 - 4

4- كافران مكه ، نزول وحى بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) را ، ادعايى بيش نمى دانستند .

قالوا يأيها الذى نزّل عليه الذّكر

ذكر نكردن منشأ نزول ذكر و مجهول آوردن فعل «نُزِّل» و نيز با استهزا بيان كردن آن، مى تواند به منظور ياد شده باشد.

371- كفر اشراف مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 124 - 1

1 ـ مجرمان سردمدار مكه از ايمان به رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) و آيات خدا به بهانه هاى واهى سر باز مى زدند.

أكبر مجرميها . .. قالوا لن نؤمن

372- كفر اهل مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 25 - 2

2- تن دادن مكيان به صلح ، با همه كفر و عناد خويش نسبت به مؤمنان ، نمودى از اراده و تدبير نافذ خداوند

و هو الذى كفّ . .. هم الذين كفروا

على رغم كفر و ستيز مشركان با اسلام، به تدبير الهى زمينه اى پديد آمد كه آنان به صلح تن دادند و شرّشان از سر مسلمانان دفع گرديد.

373- كفر كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 13 - 1

1- كافران مجرم مكه ، على رغم دريافت آيات قرآن ، به آن ايمان نياوردند .

كذلك نسلكه فى قلوب المجرمين . لايؤمنون به

برداشت فوق، بنابراين است كه جمله «لايؤمنون به» جمله تفسيريه براى «المجرمين» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 14 - 1

1- اگر درى از آسمان به قدرت خداوند گشوده شود كه كافران مكه براى دريافت حقايق به آنجا بروند ، ايمان نخواهند آورد .

كذلك نسلكه فى قلوب المجرمين . لايؤمنون به ... و لو فتحنا عليهم بابًا من السّماء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 15 - 1

1- كافران هدايت ناپذير مكه ، در صورت مشاهده گشايش درى از آسمان براى بالا رفتن خود و درك حقايق ، آن را نوعى چشم بندى و سحر وانمود خواهند كرد .

و لو فتحنا عليهم بابًا من السّماء فظلّوا فيه يعرجون . لقالوا إنما سكّرت أبصرنا

«سكر» در لغت حالتى را گفته اند كه عارض بر عقل مى شود. بنابراين مراد از ادعاى آنان اين مى شود كه: آنان خود را گرفتار نوعى چشم بندى مى دانستند.

374- كفر مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 89 - 9،11

9 ـ مشركان مكه به پيامبر(صلی الله علیه و آله) و انبياى پيشين كفر مىورزيدند.

أولئك الذين ءاتينهم . .. فإن يكفر بها هؤلاء

«هؤلاء» اشاره به مشركان مكه است.

11 ـ خداوند تسلى دهنده پيامبر(صلی الله علیه و آله) با بشارت به پديدار شدن مؤمنانى پايدار، على رغم كفر مشركان مكه

فإن يكفر بها هؤلاء فقد و كلنا بها قوما ليسوا بها بكفرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 53 - 12

12 ـ هلاكت و نابودى مشركان مكه در كارزار بدر ، پيامد گناهان و كفرشان به آيات الهى بود .

ذلك بأن اللّه لم يك مغيرا نعمة أنعمها على قوم حتى يغيروا ما بأنفسهم

«ذلك» علاوه بر اينكه اشاره به فرجام شوم فرعونيان و كافران پيش از آنان است، مى تواند اشاره به قضاياى جنگ بدر و نابودى مشركان مكه نيز داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 49 - 1

1- مشركان مكه ، ناباورى و بى اعتقادى خود را به امكان حيات مجدد پس از تبديل شدن به استخوان خُرد و ريز ريز شده ، اعلام داشتند .

و قالوا أءذا كنّا عظـمًا و رفـتًا أءنَّا لمبعوثون خلقًا جديدًا

«رفات» از ريشه «رَفْت» به معناى شكستن و خُرد و ريز ريز شدن است (مفردات راغب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 101 - 7

7- دلدارى خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) در قبال كفر مشركان مكه به معجزه آن حضرت ( قرآن )

و قالوا لن نؤمن لك . .. و لقد ءاتينا موسى تسع ءايـت بيّنـت ... فقال له فرعون إنى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 10 - 11

11- سرزنش مشركان عرب از سوى خداوند ، به سبب كفرورزى به قرآن ، على رغم ايمان برخى غير عرب به حقانيت آن *

و شهد شـهد من بنى إسرءيل على مثله فـامن و استكبرتم

اين احتمال در آيه وجود دارد كه تذكر قرآن به ايمان فردى از بنى اسرائيل; از آن جهت براى مشركان عرب سرزنش بار باشد كه بنى اسرائيل در اصل عرب نبودند و عوامل نژادى و زبانى، مقتضى آن بوده تا در برابر قرآن خاضع نشوند. با اين وصف برخى از آنان به قرآن ايمان آوردند; در حالى كه مشركان عرب ـ كه قرآن به لغت آنان نازل شده ـ از پذيرش آن امتناع ورزيدند.

375- كفران مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 29 - 1

1 - بهره مندى مشركان مكه از موهبت هاى الهى ، به رغم بى اعتنايى آنان به آيين توحيدى ابراهيم ( ع )

و إذ قال إبرهيم . .. لعلّهم يرجعون . بل متّعت هـؤلاء و ءاباءهم

از آن جا كه در آيات پيشين سخن از ابراهيم(ع) و نسل آن حضرت بود و با توجه به اين كه مشركان مكه از نسل او به شمار مى آمدند، مى توان گفت كه «هـؤلاء» اشاره به مشركان مكه دارد.

376- كفران نعمت مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 67 - 8

8 - مشركان مكه ، به نعمت هاى خداوند ، كفر ورزيدند .

هم يشركون . .. و بنعمة اللّه يكفرون

377- كم آبى در مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 90 - 6

6- مكه در آغاز بعثت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، سرزمينى كم آب بود و مكيان نيازمند به منابع دايمى آب بودند .

تفجر لنا من الأرض ينبوعًا

درخواست مشركان مكه از پيامبر(صلی الله علیه و آله) براى ايجاد چشمه اى جوشان، احتمال دارد به خاطر، نياز شديد آنان به منابع آب باشد.

378- كنيزان مغنى در مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 6 - 5

5 - كافران مكه براى بازداشتن مردم از گوش فرا دادن به آيات قرآن و سخنان پيامبر (صلی الله علیه و آله) كنيزان آوازه خوان را مى خريدند و مردم را به آواز مشغول مى كردند .

و من الناس من يشترى لهو الحديث ليضلّ عن سبيل اللّه

منظور از «لهوالحديث» طبق برخى از شأن نزول ها، غنا است كه به وسيله كنيزانى خوانده مى شد. لازم به گفتن است كه طبق اين معنا «اشتراء» حقيقى است.

379- كيفر دنيوى مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 14 - 1

1 ـ سركوبى و شكست مشركان در بدر ، عقوبت دنيوى آنان

ذلكم فذوقوه و أن للكفرين عذاب النار

«كم» در «ذلكم» خطاب به مشركان و «ذا» اشاره به شكست و سركوبى آنان دارد. و «ذلكم» مبتدا و خبر آن به قرينه فراز بعد ـ «و أن للكافرين ... » ـ «عقابكم فى الدنيا» است.

380- كيفر مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 13 - 5

5 ـ سركوبى و شكست مشركان در جنگ بدر ، عقاب شديد الهى براى آنان

فاضربوا فوق الأعناق . .. فإن اللّه شديد العقاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 14 - 3

3 ـ مشركان حاضر در كارزار بدر ، مردمى كفرپيشه و مستحق عذاب با آتش دوزخ

و أن للكفرين عذاب النار

از مصاديق مورد نظر براى «للكفرين» مشركان حاضر در كارزار بدر مى باشد.

381- گمراهان مكه و قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 156 - 5

5 ـ مشركان و گمراهان مكه، در صورت نازل نشدن قرآن، خويشتن را در قيامت معذور مى دانستند و دورى از رحمت خدا را بى عدالتى مى شمردند.

أن تقولوا إنما أنزل الكتب على طائفتين

382- گناه ظلم در مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 25 - 17

17 - « عن75 أبى الصباح الكنانى قال : سألت أباعبداللّه ( ع ) عن قول اللّه عزّوجلّ : و من يرد فيه بالحاد بظلم نذقه من عذاب أليم » فقال : كلّ ظلم يظلمه الرجل نفسه بمكّة من سرقه أو ظلم أحد أو شىء من الظلم فإنّى أراه ألحاداً ;

ابى الصباح كنانى گفت: از امام صادق(ع) درباره سخن خداوند عزّوجلّ «و من يرد فيه بالحاد بظلم نذقه من عذاب أليم» سؤال كردم فرمود: هر ظلمى كه شخص در مكّه بر خويش كند; خواه دزدى باشد، يا ستم به ديگرى و يا هرگونه ستمى، من آن را الحاد و انحراف مى بينم».

383- گناه كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 13 - 2

2 - تلاش كافران مكه براى مرتد ساختن مسلمانان ، گناه سنگينى است .

و قال الذين كفروا . .. اتّبعوا سبيلنا ... و ليحملنّ أثقالهم

384- گناه مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 53 - 12

12 ـ هلاكت و نابودى مشركان مكه در كارزار بدر ، پيامد گناهان و كفرشان به آيات الهى بود .

ذلك بأن اللّه لم يك مغيرا نعمة أنعمها على قوم حتى يغيروا ما بأنفسهم

«ذلك» علاوه بر اينكه اشاره به فرجام شوم فرعونيان و كافران پيش از آنان است، مى تواند اشاره به قضاياى جنگ بدر و نابودى مشركان مكه نيز داشته باشد.

385- لجاجت كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 7 - 2

2 ـ حق ناپذيرى و عناد و لجاجت شديد كافران مكه در عصر بعثت، در برابر وحى و معجزات الهى

و لو نزلنا عليك كتبا . .. إن هذا إلا سحر مبين

سوره انعام در مكه نازل شده است و بنابراين طبيعى است كه ناظر به مردم آن سامان، خصوصاً مشركان مكه، باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 32 - 4

4 ـ كافران مكه مردمانى لجوج و داراى عنادى خاص در برابر رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و حقانيت قرآن

فأمطر علينا حجارة من السماء أو ائتنا بعذاب أليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 13 - 1

1- كافران مجرم مكه ، على رغم دريافت آيات قرآن ، به آن ايمان نياوردند .

كذلك نسلكه فى قلوب المجرمين . لايؤمنون به

برداشت فوق، بنابراين است كه جمله «لايؤمنون به» جمله تفسيريه براى «المجرمين» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 14 - 1

1- اگر درى از آسمان به قدرت خداوند گشوده شود كه كافران مكه براى دريافت حقايق به آنجا بروند ، ايمان نخواهند آورد .

كذلك نسلكه فى قلوب المجرمين . لايؤمنون به ... و لو فتحنا عليهم بابًا من السّماء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 15 - 1،2

1- كافران هدايت ناپذير مكه ، در صورت مشاهده گشايش درى از آسمان براى بالا رفتن خود و درك حقايق ، آن را نوعى چشم بندى و سحر وانمود خواهند كرد .

و لو فتحنا عليهم بابًا من السّماء فظلّوا فيه يعرجون . لقالوا إنما سكّرت أبصرنا

«سكر» در لغت حالتى را گفته اند كه عارض بر عقل مى شود. بنابراين مراد از ادعاى آنان اين مى شود كه: آنان خود را گرفتار نوعى چشم بندى مى دانستند.

2- كافران مكه ، مردمى حق ناپذير و لجاجت پيشه در برابر آيات الهى

و لو فتحنا عليهم بابًا من السّماء فظلّوا فيه يعرجون . لقالوا إنما سكّرت أبصرنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 75 - 7

7 - لجاجت و تعصب كوركورانه اشراف كافر مكه و تحير و سرگردانى آنها در طغيان و سركشى ، على رغم مشاهده لطف و رحمت الهى در حق ايشان

و لو رحمنـهم . .. للجّوا فى طغيـنهم يعمهون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 31 - 1

1 - كافران مكه اعلام كردند كه به هيچ رو به قرآن و كتاب هاى پيشينِ آسمانى ايمان نمى آورند .

و قال الذين كفروا لن نؤمن بهـذا القرءان و لا بالذى بين يديه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بروج - 85 - 19 - 6

6 - اصرار كافران مكّه بر تكذيب تهديد هاى الهى ، با وجود آگاهى آنان از هلاكت فرعونيان و ثموديان ، شگفت آورتر از كفرورزى پيشينيان است .

بل الذين كفروا فى تكذيب

اضراب كه از حرف «بل» استفاده مى شود ممكن است نظر به اين داشته باشد كه تكذيب گرى مردم مكّه در قياس با كفر پيشينيان اعجاب آورتر است; زيرا به رغم ديدن سرنوشت آنها، تهديد را دروغ شمردند.

386- لجاجت مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 29 - 1

1 ـ مشركان لجاجت پيشه مكه، منكر قيامت و هر گونه زندگى جز زندگانى دنيا بودند.

و قالوا إن هى إلا حياتنا الدنيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 90 - 4

4- مشركان مكه ، على رغم مشاهده آيات گوناگون الهى ، از پيامبر (صلی الله علیه و آله) درخواست معجزه حسى كردند .

و لقد صرّفنا . .. من كلّ مثل فأبى ... و قالوا لن نؤمن لك حتى تفجر لنا من الأرض ي

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 91 - 3

3- مشركان مكه ، على رغم مشاهده آيات گوناگون الهى ، از پيامبر (صلی الله علیه و آله) درخواست معجزه حسى كردند .

و لقد صرّفنا . .. من كلّ مثل فأبى ... و قالوا لن نؤمن لك حتى ... تكون لك جنّة من

نكته ياد شده با اين احتمال در آيه قابل استفاده است كه: آنان ايجاد باغى با صفات ياد شده را به وسيله معجزه درخواست كرده باشند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 92 - 5

5- سرسختى و لجاجت مشركان مكه در برابر پيامبر (صلی الله علیه و آله) و تعاليم بر حق او

لن نؤمن لك حتى . .. تسقط السّماء كما زعمت علينا كسفًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 93 - 4

4- مشركان مكه ، على رغم مشاهده آيات گوناگون الهى ، از پيامبر (صلی الله علیه و آله) درخواست معجزه حسى كردند .

و لقد صرّفنا . .. من كلّ مثل فأبى ... و قالوا لن نؤمن لك حتى ... يكون لك بيت من

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 47 - 12

12 - مشركان مكه ، از سر لجاجت ، قرآن را نپذيرفتند و به آن ايمان نياوردند .

و كذلك أنزلنا إليك الكتـب . .. و ما يجحد بأيـتنا إلاّ الكـفرون

«جحود» نفى كردن چيزى است كه دل، اثبات مى كند و اثباتِ چيزى است كه دل، نفى كرده است (مفردات راغب) بنابر معناى لغوى، «جحود»، منطبق بر لجاجت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 49 - 10

10 - انكار قرآن از سوى مشركان مكه ، از سر لجاجت و حق ناپذيرى بود .

ما يجحد بأيـتنا إلاّ الكـفرون . .. و ما يجحد بأيـتنا إلاّ الظـلمون

«جحود» در لغت نفى چيزى است كه دل آن را اثبات مى كند و اثبات چيزى است كه دل نفى مى كند. (مفردات راغب). «جحود» طبق معناى لغوى منطبق بر لجاجت است. گفتنى است: «ال» در «الظالمون» عهد بوده و اشاره به «الكافرون» در آيه چهل و هفت دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 30 - 2

2 - انكار لجاجت آميز وحى و قرآن ، از سوى مشركان مكه

و رسول مبين . و لمّا جاءهم الحقّ قالوا هـذا سحر و إنّا به كـفرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 34 - 2

2- مشركان مكه بر موضع انكارآميز خود در باره معاد پافشارى كرده و بر آن اصرار مىورزيدند .

إنّ هـؤلاء ليقولون

به كارگيرى فعل مضارع (يقولون) ـ كه مفيد استمرار است ـ بيانگر مطلب فوق مى باشد.

387- ماده گرايى مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 92 - 9

9- مشركان مكه ، داراى تصورى مادى و جسمانى از خدا و ملائكه

تأتى بالله و الملـئكة قبيلاً

«قبيلاً» به معناى رو در رو شدن و مشاهده آمده است و از آن نكته فوق استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 93 - 8

8- اتكاى مشركان مكه به ملاك هاى مادى و حسى ، در شناخت معجزات و آيات الهى

حتى تفجر لنا . .. حتى تنزّل علينا كتـبًا نقرؤه

388- ماديگرايى مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 31 - 3

3 - ثروت و اشرافيت ، ملاك تمامى ارزش ها ـ حتى ارزش هاى دينى ـ در نگاه مشركان مكه

لولا نزّل هـذا القرءان . .. عظيم

مشركان در مقام اعتراض به پيامبر(صلی الله علیه و آله) اظهار مى داشتند: اگر وحى اصالت داشت، مى بايست بر اشراف نازل مى شد. از اين نكته استفاده مى شود كه ملاك ارزش براى آنان، مال و مقام بوده است.

389- ماههاى مهلت به مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 2 - 14

14 ـ از اميرالمؤمنين ( ع ) درباره قول خداى عز و جل « فسيحوا فى الأرض أربعة أشهر » روايت شده است : « هى عشرون من ذى الحجة و المحرم و صفر و شهر ربيع الأول و عشر من ربيع الآخر . . . ;

آن چهار ماه، بيست روز از آخر ذيحجه و تمام محرم و صفر و ماه ربيع الاول و ده روز اول ربيع الآخر است . .. ».

390- مبارزه با مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 112 - 21

21 ـ پيامبر(صلی الله علیه و آله) موظف به مبارزه منفى با مشركان مكه از راه بى اعتنايى به شبهات و دروغپردازيهاى آنان است.

و لو شاء ربك ما فعلوه فذرهم و ما يفترون

رها كردن مشركان و اعتنا نكردن به گفته هاى آنان نوعى مبارزه منفى است كه خداوند پيامبر(صلی الله علیه و آله) را به آن فرمان مى دهد.

391- مبارزه كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 36 - 3

3- ناتوانى و درماندگى كافران و مشركان مكه ، در مبارزه با اسلام و منطق پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و إذا رءاك الذين كفروا إن يتّخذونك إلاّهزوًا

از اين كه كافران و مشركان، به گونه اى مستمر به استهزاى پيامبر(صلی الله علیه و آله) مى پرداختند، برمى آيد كه آنان در توسل به منطق و دليل و برهان ناتوان بودند و هيچ راهى جز اين نداشتند.

392- مبارزه مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 36 - 3

3- ناتوانى و درماندگى كافران و مشركان مكه ، در مبارزه با اسلام و منطق پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و إذا رءاك الذين كفروا إن يتّخذونك إلاّهزوًا

از اين كه كافران و مشركان، به گونه اى مستمر به استهزاى پيامبر(صلی الله علیه و آله) مى پرداختند، برمى آيد كه آنان در توسل به منطق و دليل و برهان ناتوان بودند و هيچ راهى جز اين نداشتند.

393- مبانى عقيدتى مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 35 - 3

3- مشركان مكه ، درصدد تقويت پايگاه عقيدتى خويش با استناد به ريشه تاريخى داشتن آن

و قال الذين أشركوا لو شاء الله ما عبدنا من دونه من شىء نحن و لا ءاباؤنا

ذكر «و لا ءاباؤنا» در كلام مشركان در حالى كه بحثى از آنها در ميان نبوده است، مى تواند مشعر به نكته ياد شده باشد.

394- مجادله بامشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 40 - 8

8- مجادله قرآن با مشركان ، با بهره گيرى از باور هاى ايشان در رد عقايد شرك آلودشان

أفأصفـكم ربّكم بالبنين و اتّخذ من الملـئكة إنـثًا

395- مجادله مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 57 - 1

1 - مجادله مشركان مكه درباره عيسى ( ع ) ، اقدامى در جهت تخطئه آيات قرآن

و لمّا ضرب ابن مريم مثلاً

تأمل در آيات بعد، نشان مى دهد كه مَثَل مذكور در اين آيه، از ناحيه مشركان و براى توجيه روى آورى آنان به پرستش بت ها و انكار مورد عذاب واقع شدن معبودهاى شرك بوده است; چنان كه در آيه بعد مى فرمايد: «ما ضربوه إلاّ جدلاً. ..».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 58 - 1،6

1 - مجادله مشركان مكه با پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در مقايسه معبود هاى خويش با عيسى ( ع )

و قالوا ءألهتنا خير أم هو

6 - مقايسه ميان بت ها و عيسى بن مريم ( ع ) ، حركتى جدلى از سوى مشركان مكه

ما ضربوه لك إلاّ جدلاً

در مكتب پيامبر(صلی الله علیه و آله) سخن از الوهيت عيسى(ع) به ميان نيامده بود تا مشركان او را با آلهه خود مقايسه كنند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 36 - 2

2- مجادله مشركان مكه با مؤمنان ، در مسأله معاد

فأتوا بـابائنا إن كنتم صـدقين

تعبير «فأتوا» (با صيغه جمع) مى رساند كه مخاطب مشركان، تنها پيامبر(صلی الله علیه و آله) نبوده; بلكه مؤمنان نيز مورد خطاب آنان بودند.

396- محافظت از مسلمانان ناشناخته مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 25 - 15

15- تدبير صلح حديبيه از جانب خداوند ، به منظور حفظ جانِ مؤمنان ناشناخته مكه

و لولا رجال مؤمنون . .. أن تطـوهم

397- محبت اهل مكه به مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 7 - 10

10 - رحمت و غفران گسترده الهى ، پشتوانه بخشايش گناه اهل مكه و پيدايش مودّت ميان آنان و مؤمنان

عسى اللّه أن يجعل بينكم . .. و اللّه غفور رحيم

از ارتباط ميان «واللّه غفور رحيم» با صدر آيه ـ كه نويد به اصلاح روابط مؤمنان مدينه و مكيان ستيزه جو را دربردارد ـ استفاده مى شود كه آن عداوت ها، پايان خواهد يافت و معاندان به سوى توبه روى خواهند آورد و رحمت و غفران گسترده الهى آنان را دربرخواهد گرفت و در پرتو اين رحمت و آمرزش، مودّت حاصل خواهد شد.

398- محدوده تلاش مسلمانان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 40 - 7

7 - فعاليت مسلمانان صدراسلام پيش از هجرت ، محدود به مسائل فرهنگى و تبليغى

إلاّ أن يقولوا ربّنا اللّه

399- محروميت اهل مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 134 - 8

8 - اهل مكه پيش از بعثت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از تعاليم رسولان الهى محروم بودند .

من قبله لقالوا ربّنا لولا أرسلت إلينا رسولاً فنتّبع ءايـتك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 46 - 9

9 - بى بهره بودن مردم سرزمين مكه از تعليمات آسمانى ، عامل عقب ماندگى آنان و فراگير شدن غفلت و بى خبرى در ميان آنها

لتنذر قومًا ما أتيهم من نذير من قبلك لعلّهم يتذكّرون

400- محروميت اهل مكه از كتاب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 3 - 10

10 - مردم مكه ، پيش از رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) از پيامبرِ صاحبِ كتاب آسمانى محروم بوده اند .

ما أتيـهم من نذير من قبلك

به قرينه مكى بودن سوره، احتمال دارد مراد از «هم» در «ما أتاهم من نذير. ..» مكيان باشند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 44 - 4

4 - مشركان مكه ، پيش از قرآن ، از هيچ كتاب آسمانى برخوردار نبودند .

و ما ءاتينـهم من كتب يدرسونها

401- محروميت كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 126 - 5

5 - ابراهيم ( ع ) از خداوند خواست تا كافران مكه را از روزى هاى خويش بهره مند نسازد .

و ارزق . .. من ءامن منهم باللّه و اليوم الأخر

«من ءامن» به عنوان بدل براى «أهله» بيانگر مقصود ابراهيم(ع) از كلمه «أهله» است. آن حضرت با آوردن «من ءامن» اشاره به اين معنا دارد كه: خواهان اعطاى ثمرات به كافران مكه نيست.

402- محروميت مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 101 - 11

11 ـ مشركان مكه ، گروهى بودند كه زمينه ايمان به آيات الهى و هشدار هاى پيامبران را ، از دست داده بودند .

أفأنت تكره الناس حتى يكونوا مؤمنين . .. و ما تغنى الأيت و النذر عن قوم لايؤمنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 46 - 2

2- مشركان مكه ، در اثر مستورى قلب و سنگينى گوشهايشان ، از ادراك صحيح آيات خدا ، محروم بودند .

و جعلنا بينك و بين الذين لايؤمنون بالأخرة حجابًا مستورًا و جعلنا على قلوبهم أكنّ

403- محمد(صلی الله علیه و آله) از اهل مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 2 - 5

5 ـ حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) اهل مكه و بزرگ شده در ميان مردم آن شهر بود .

أكان للناس عجباً أن أوحينا إلى رجل منهم

404- محمد(صلی الله علیه و آله) در مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 77 - 1

1 ـ پيامبر (صلی الله علیه و آله) در مكّه ، مسلمانان را از درگيرى مسلّحانه با كافران بازمى داشت .

الم تر الى الّذين قيل لهم كفّوا ايديكم

بنابر آنچه در شأن نزول آمده، نهى از مبارزه مسلّحانه در مكّه و قبل از هجرت رسول خدا (صلی الله علیه و آله) بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 76 - 2

2- حضور پيامبر (صلی الله علیه و آله) در مكه ، براى مشركان غير قابل تحمل بود .

و إن كادوا ليستفزّونك من الأرض ليخرجوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 2 - 4

4 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، هنگام نازل شدن سوره « بلد » ، در شهر مكه سكونت داشت .

و أنت حلّ بهـذا البلد

اين احتمال وجود دارد كه «حِلّ» به معناى اقامت كننده باشد، آن گونه كه در البحرالمحيط آمده است. بر اين مبنا اين كلمه يا مرادف «حالٌّ» و يا مصدر و به معناى «حلول» است و توصيف پيامبر(صلی الله علیه و آله) به آن، براى مبالغه در استقرار آن حضرت در مكه خواهد بود.

405- محمد(صلی الله علیه و آله) و مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 112 - 21

21 ـ پيامبر(صلی الله علیه و آله) موظف به مبارزه منفى با مشركان مكه از راه بى اعتنايى به شبهات و دروغپردازيهاى آنان است.

و لو شاء ربك ما فعلوه فذرهم و ما يفترون

رها كردن مشركان و اعتنا نكردن به گفته هاى آنان نوعى مبارزه منفى است كه خداوند پيامبر(صلی الله علیه و آله) را به آن فرمان مى دهد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 42 - 1،2

1- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظف به ابلاغ رهنمود خداوند به مشركان ، در اثبات توحيد و نفى شرك

قل لو كان معه ءالهة كما يقولون إذًا لاَبتغوا إلى ذى العرش سبيلاً

2- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظف شد تا به مشركان اعلام كند : اگر با خداى واحد ، خدايان ديگرى وجود دارد ، بايد آنان براى گرفتن عرش چاره انديشى نموده و وسيله اى فراهم آورند .

قل لو كان معه ءالهة كما يقولون إذًا لاَبتغوا إلى ذى العرش سبيلاً

406- مخالفت اشراف مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 4 - 7

7 - پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) به هنگام بعثت ، با مخالفت قدرت هاى سياسى و اقتصادى عصر خويش ـ مانند اشراف مكه ـ روبه رو بود .

فلايغررك تقلّبهم فى البلـد

407- مخالفت قدرتمندان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 8 - 6

6 - صاحبان قدرت و شوكت ، مخالفان اصلى پيامبر (صلی الله علیه و آله) در مكه

فأهلكنا أشدّ منهم بطشًا

با توجه به واژه «أشد» ـ كه افعل التفضيل است ـ استفاده مى شود كه مخالفان پيامبر(صلی الله علیه و آله) در مكه، به نوعى از قدرت ظاهرى برخوردار بودند.

408- مدت مهلت به مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 2 - 15

15 ـ از امام باقر ( ع ) روايت شده است كه فرمود : « خطب على ( ع ) الناس . . . فقال : . . . من كانت له مدة فهو إلى مدته و من لم يكن له مدة فمدته أربعة أشهر و كان خطب يوم النحر . . . ;

على (ع) [هنگام اعلام براءت] براى مردم سخنرانى كرد. .. و فرمود: ... هر كس براى او مدت تعيين شده تا همان مدت، و كسى كه براى او مدت تعيين نشده تا چهار ماه مهلت دارد و اين سخنرانى روز عيد قربان بود ... ».

409- مردان مؤمن مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 25 - 8،9

8- وجود زنان و مردانى مؤمن ـ اما ناشناخته ـ در ميان كافران مكه ، قبل از حديبيه

و لولا رجال مؤمنون و نساء مؤمنـت لم تعلموهم

9- بى اطلاعى مهاجران و انصار ، از وجود مردان و زنانى مؤمن در ميان مكيان ; قبل از صلح حديبيه

و لولا رجال مؤمنون و نساء مؤمنـت لم تعلموهم

410- مركزيت مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 92 - 11

11 ـ شهر مكه، مركز سرزمين حجاز در اوان ظهور اسلام

و لتنذر أم القرى و من حولها

411- مسافرت محمد(صلی الله علیه و آله) به مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 12 - 2

2 - سفر پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان به سوى مكه قبل از حديبيه ، بدون همراهى خانواده هايشان *

بل ظننتم أن لن ينقلب الرسول و المؤمنون إلى أهليهم

تعبير «إلى أهليهم»، اين احتمال را تقويت مى كند كه خانواده سپاه اسلام در مدينه باقى مانده و در سفر همراهشان نبوده اند.

412- مسافرت مؤمنان به مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 12 - 2

2 - سفر پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان به سوى مكه قبل از حديبيه ، بدون همراهى خانواده هايشان *

بل ظننتم أن لن ينقلب الرسول و المؤمنون إلى أهليهم

تعبير «إلى أهليهم»، اين احتمال را تقويت مى كند كه خانواده سپاه اسلام در مدينه باقى مانده و در سفر همراهشان نبوده اند.

413- مسلمانان پس از فتح مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 10 - 11،12،16

11 - تفاوت وضع مسلمانان صدراسلام از نظر عِدّه و عُدّه ( نفرات و امكانات ) ، در مقطع پيش از فتح مكه و مقطع بعد از آن

لايستوى منكم من أنفق من قبل الفتح و قـتل . .. من الذين أنفقوا من بعد و قـتلوا

12 - شرايط مسلمانان صدراسلام تا پيش از فتح مكه ، بسى سخت تر از شرايط آنان پس از آن بوده است .

لايستوى منكم من أنفق من قبل الفتح و قـتل . .. من الذين أنفقوا من بعد و قـتلوا

16 - مسلمانانى كه در دوران سخت پيش از فتح مكه ، از جهاد و انفاق در راه خدا كوتاهى نكردند ، داراى درجه و منزلتى بزرگ تر از مسلمانانى اند كه پس از آن اقدام به جهاد و انفاق مى كردند .

لايستوى منكم من أنفق . .. أُولـئك أعظم درجة من الذين أنفقوا من بعد و قـتلوا

414- مسلمانان قبل از فتح مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 10 - 11،12،16

11 - تفاوت وضع مسلمانان صدراسلام از نظر عِدّه و عُدّه ( نفرات و امكانات ) ، در مقطع پيش از فتح مكه و مقطع بعد از آن

لايستوى منكم من أنفق من قبل الفتح و قـتل . .. من الذين أنفقوا من بعد و قـتلوا

12 - شرايط مسلمانان صدراسلام تا پيش از فتح مكه ، بسى سخت تر از شرايط آنان پس از آن بوده است .

لايستوى منكم من أنفق من قبل الفتح و قـتل . .. من الذين أنفقوا من بعد و قـتلوا

16 - مسلمانانى كه در دوران سخت پيش از فتح مكه ، از جهاد و انفاق در راه خدا كوتاهى نكردند ، داراى درجه و منزلتى بزرگ تر از مسلمانانى اند كه پس از آن اقدام به جهاد و انفاق مى كردند .

لايستوى منكم من أنفق . .. أُولـئك أعظم درجة من الذين أنفقوا من بعد و قـتلوا

415- مسلمانان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 75 - 10

10 ـ دعاى مسلمانان مظلوم و مستضعف مكّه به درگاه پروردگار براى رهايى از ستم حاكم بر آنان

و المستضعفين . .. الّذين يقولون ربّنا اخرجنا من هذه القرية الظّالم اهلها

416- مسلمانان ناشناخته مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 25 - 8،9،12

8- وجود زنان و مردانى مؤمن ـ اما ناشناخته ـ در ميان كافران مكه ، قبل از حديبيه

و لولا رجال مؤمنون و نساء مؤمنـت لم تعلموهم

9- بى اطلاعى مهاجران و انصار ، از وجود مردان و زنانى مؤمن در ميان مكيان ; قبل از صلح حديبيه

و لولا رجال مؤمنون و نساء مؤمنـت لم تعلموهم

12- پى بردن مسلمانان ، پس از حديبيه به وجود عناصرى مؤمن ; اما مخفى در قلب محيط شرك ( مكه )

و لولا رجال مؤمنون . .. لم تعلموهم

تعبير «لم تعلموهم»، بيانگر عدم اطلاع قبلى مسلمانان از وجود مؤمنانى در مكه است و نفس همين تعبير، تذكرى به مسلمانان نسبت به وجود مؤمنان ناشناخته در مكه است.

417- مسيحيان در مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 46 - 3

3 - وجود افرادى يهودى و يا مسيحى در مكّه ، در دوران بعثت پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله)

و لاتجـدلوا أهل الكتـب إلاّ بالتى هى أحسن

سوره عنكبوت، طبق نظر مشهور، مكّى است و برداشت بالا، براساس آن است.

418- مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 217 - 17،37

17 ـ مشركان مكه ، مردمانى كفرپيشه و بازدارندگان از راه خداوند و مسجدالحرام

و صدّ عن سبيل اللّه و كفر به و المسجدالحرام و اخراج اهله

37 ـ تبعيد و بيرون راندن اهل مسجدالحرام ( پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان ) ، از سوى مشركان مكه

و المسجد الحرام و اخراج اهله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 20 - 6

6 ـ پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور دعوت اهل كتاب و مشركان مكه و درس نخواندگان فاقد كتاب به تسليم در برابر خدا

و قل للّذين اوتوا الكتاب و الامّيّن ءاسلمتم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 51 - 9،11

9 ـ برخى از اهل كتاب ، مشركان مكّه را هدايت يافته تر از مسلمانان قلمداد مى كردند .

و يقولون للّذين كفروا هؤلاء اهدى من الّذين امنوا سبيلاً

11 ـ موضعگيرى مشترك عالمان يهود و مشركان مكه عليه اهل ايمان

الم تر الى الّذين . .. و يقولون للّذين كفروا هؤلاء اهدى من الّذين امنوا سبيلاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 84 - 8

8 ـ وعده خداوند به مصونيت جامعه ايمانى از آسيب مشركان مكّه در صورت شركت مسلمانان در جنگ بدر ( بدر صغرا )

فقاتل . .. و حرّض المؤمنين عسى اللّه ان يكفّ بأس الّذين كفروا

419- مشركان مكه در غزوه احزاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 10 - 4

4 - يهود بنى نضير و بنى قريظه و غطفان ، با مشركان مكه ، عليه مسلمانان ، ائتلاف كردند .

إذ جاءوكم من فوقكم و من أسفل منكم

طبق شواهد تاريخى، غزوه احزاب، با ائتلاف يهوديان بنى نضير و بنى قريظه و غطفان و مشركان مكه به وجود آمد. «من فوقكم» اشاره به يهوديانى دارد كه از بخش شرقى مدينه هجوم آوردند و «من أسفل منكم» اشاره به مشركانى دارد كه از بخش غربى مدينه به آن ديار هجوم آورده بودند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 26 - 4

4 - يهود بنى قريظه ، در غزوه احزاب ، همْ پيمان مشركان مكه بودند و از آنان پشتيبانى مى كردند .

و أنزل الذين ظـهروهم من أهل الكتـب

مراد از «الذين ظاهروا» يهود بنى قريظه، و مرجع ضمير «هم»، مشركانى اند كه سردمدارى احزاب متحد عليه مسلمانان مدينه را بر عهده داشتند.

420- مشركان مكه در غزوه بدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 13 - 1،5

1 ـ مشركان مكه به دليل حضورشان در كارزار بدر ، از دشمنان و مخالفان خدا و رسول او بودند .

ذلك بأنهم شاقوا اللّه و رسوله

5 ـ سركوبى و شكست مشركان در جنگ بدر ، عقاب شديد الهى براى آنان

فاضربوا فوق الأعناق . .. فإن اللّه شديد العقاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 14 - 1،3

1 ـ سركوبى و شكست مشركان در بدر ، عقوبت دنيوى آنان

ذلكم فذوقوه و أن للكفرين عذاب النار

«كم» در «ذلكم» خطاب به مشركان و «ذا» اشاره به شكست و سركوبى آنان دارد. و «ذلكم» مبتدا و خبر آن به قرينه فراز بعد ـ «و أن للكافرين ... » ـ «عقابكم فى الدنيا» است.

3 ـ مشركان حاضر در كارزار بدر ، مردمى كفرپيشه و مستحق عذاب با آتش دوزخ

و أن للكفرين عذاب النار

از مصاديق مورد نظر براى «للكفرين» مشركان حاضر در كارزار بدر مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 15 - 2

2 - فرجام يهود بنى نضير در موضع گيرى عليه اسلام ، منتهى به شكست آنان ، همچون فرجام مشركان مكه در بدر *

كمثل الذين من قبلهم قريبًا

برخى برآنند كه مراد از «الذين من قبلهم قريبًا»، مشركان مكه در بدر است.

421- مشركان مكه و آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 101 - 11

11 ـ مشركان مكه ، گروهى بودند كه زمينه ايمان به آيات الهى و هشدار هاى پيامبران را ، از دست داده بودند .

أفأنت تكره الناس حتى يكونوا مؤمنين . .. و ما تغنى الأيت و النذر عن قوم لايؤمنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 93 - 8

8- اتكاى مشركان مكه به ملاك هاى مادى و حسى ، در شناخت معجزات و آيات الهى

حتى تفجر لنا . .. حتى تنزّل علينا كتـبًا نقرؤه

422- مشركان مكه و احكام ذبح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 121 - 7

7 ـ واكنش شديد مشركان مكه در قبال احكام ذبيحه و شرايط حليت آن در اسلام

فكلوا مما ذكر اسم الله . .. و ما لكم ألا تأكلوا ... و ذروا ظهر الإثم ... و لا تأ

از تأكيد خداوند بر اين حكم استفاده مى شود كه مشركان در قبال آن واكنش شديدى نشان مى دادند.

423- مشركان مكه و پيروان انجيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 157 - 1

1 ـ اعتراف مشركان مكه به هدايت يافتگى پيروان تورات و انجيل

لو أنا أنزل علينا الكتب لكنا أهدى منهم

424- مشركان مكه و پيروان تورات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 157 - 1

1 ـ اعتراف مشركان مكه به هدايت يافتگى پيروان تورات و انجيل

لو أنا أنزل علينا الكتب لكنا أهدى منهم

425- مشركان مكه و قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 156 - 5

5 ـ مشركان و گمراهان مكه، در صورت نازل نشدن قرآن، خويشتن را در قيامت معذور مى دانستند و دورى از رحمت خدا را بى عدالتى مى شمردند.

أن تقولوا إنما أنزل الكتب على طائفتين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 41 - 5،9

5- بهره كفرپيشگان مكه از آيه هاى بيدارگر قرآن ، تنها تنفر و فرار از آنها بود .

و لقد صرّفنا فى هـذا القرءان ليذّكّروا و ما يزيدهم إلاّ نفورًا

9- برخورد كافران و مشركان مكه با قرآن ، اساس علمى و عقلانى نداشت ; بلكه برخاسته از انگيزه هاى نفسانى ـ روانى آنان بود .

و لقد صرّفنا فى هـذا القرءان ليذّكّروا و ما يزيدهم إلاّ نفورًا

خداوند، حاصل تبيين تنوع و گوناگونى آيات خويش را براى مشركان، نفرت آنان معرفى مى كند و اين، نشان مى دهد كه آنان، به جاى برخورد منطقى با آيات الهى، برخورد روانى ـ نفسانى داشتند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 90 - 5

5- مشركان مكه ، قرآن را على رغم بى مانندى اش ، معجزه نمى دانستند .

قل لئن اجتمعت الإنس و الجنّ . .. و قالوا لن نؤمن لك

از اينكه خداوند، پس از توصيف قرآن به معجزه و بى مانند بودن، درخواست معجزه حسى آنان را نقل مى كند، مى تواند به نكته فوق اِشعار داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 93 - 3

3- مشركان مكه ، از مفاهيم عالى قرآن غافل بوده و به زخارف دنيا چشم دوخته بودند .

و لقد صرّفنا فى هـذا القرءان من كلّ مثل فأبى . .. و قالوا لن نؤمن لك حتى ... أو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 47 - 12

12 - مشركان مكه ، از سر لجاجت ، قرآن را نپذيرفتند و به آن ايمان نياوردند .

و كذلك أنزلنا إليك الكتـب . .. و ما يجحد بأيـتنا إلاّ الكـفرون

«جحود» نفى كردن چيزى است كه دل، اثبات مى كند و اثباتِ چيزى است كه دل، نفى كرده است (مفردات راغب) بنابر معناى لغوى، «جحود»، منطبق بر لجاجت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 31 - 5

5 - بهانه جويى هاى پياپى و گوناگون مشركان مكه ، در برابر پيامبر (صلی الله علیه و آله) و قرآن

قالوا هـذا سحر . .. و قالوا لولا نزّل هـذا القرءان

از اين كه مشركان مكه گاهى قرآن را به سحر متهم مى كردند و گاهى فقر و تنگدستى پيامبر(صلی الله علیه و آله) را بهانه قرار مى دادند، مطلب بالا استفاده مى شود.

426- مشركان مكه و قصه نوح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 35 - 2

2ـ مشركان مكه ، سرگذشت نوح و قوم او را ، داستانى ساختگى و بافته پيامبر (صلی الله علیه و آله) مى پنداشتند .

و لقد أرسلنا نوحًا . .. أم يقولون افتريـه

برداشت فوق ، براين اساس است كه ضمير مفعولى در «إفتراه» به داستان نوح(ع) و قوم او كه در آيات پيشين آمده ، باز گردد.

427- مشركان مكه و محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 5 - 3،4

3ـ مشركان مكه در عصر بعثت ، داراى جلسات مخفى براى توطئه چينى عليه اسلام و پيامبر (صلی الله علیه و آله)

ألا حين يستغشون ثيابهم يعلم مايسرّون ومايعلنون

«إستغشى ثيابه» يعنى با جامه هايش خود را مخفى ساخت تا ديده نشود(لسان العرب) «حين» متعلق به «يعلم» است و لذا جمله «ألا حين يستغشون ثيابهم يعلم . ..» مى رساند كه مشركان در همان هنگامى كه خود را مخفى و مستور مى كردند مسايلى را مطرح مى كردند برخى از آنها را پنهان مى داشتند (ما يسرّون) و برخى را آشكار مى نمودند (و ما يعلنون) اين معنا گوياى آن است كه مراد از «يستغشون ثيابهم ...» اين است كه مشركان براى توطئه عليه پيامبر جلسات مخفى تشكيل مى دادند نه مجرد

پنهان ساختن خويش.

4ـ مشركان مكه ، داراى مواضع علنى و آشكار عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) و توطئه هاى سرّى و محرمانه عليه آن حضرت

ألا حين يستغشون ثيابهم يعلم ما يسرّون و ما يعلنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 92 - 5

5- سرسختى و لجاجت مشركان مكه در برابر پيامبر (صلی الله علیه و آله) و تعاليم بر حق او

لن نؤمن لك حتى . .. تسقط السّماء كما زعمت علينا كسفًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 50 - 11

11 - مشركان ، براى پيامبر (صلی الله علیه و آله) در تحقق معجزه ، نقشى چشمگير قائل بودند .

و قالوا لولا أنزل عليه ءايـت . .. قل إنّما الأيـت عند اللّه و إنّما أنا نذير

مشركان، اگرچه در معجزه خواهى خود، منشأ معجزه را ذكر كرده اند، اما پاسخى كه خداوند مى دهد (قل . .. إنّما أنا نذير...) حاكى است كه آنان، براى پيامبر(صلی الله علیه و آله) نقش اساسى قائل بوده اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 9 - 2

2 - مشركان مكه ، با نبوت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و پيام توحيدى آن حضرت در ستيز بودند ، نه منكر وجود آفريدگار عزيز و داناى جهان .

و لئن سألتهم . .. ليقولنّ خلقهنّ العزيز العليم

با توجه به آيات پيشين ـ كه نوعى خطاب و عتاب نسبت به منكران پيامبر(صلی الله علیه و آله) دارد ـ برداشت ياد شده به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 31 - 5

5 - بهانه جويى هاى پياپى و گوناگون مشركان مكه ، در برابر پيامبر (صلی الله علیه و آله) و قرآن

قالوا هـذا سحر . .. و قالوا لولا نزّل هـذا القرءان

از اين كه مشركان مكه گاهى قرآن را به سحر متهم مى كردند و گاهى فقر و تنگدستى پيامبر(صلی الله علیه و آله) را بهانه قرار مى دادند، مطلب بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 36 - 1

1- مشركان براى پذيرش درستى معاد ، زنده شدن نياكانشان را از پيامبر (صلی الله علیه و آله) خواستار شدند .

فأتوا بـابائنا إن كنتم صـدقين

428- مشركان مكه و مسلمانان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 191 - 4

4 - مشركان مكه ، مسلمانان صدر اسلام را از مكه اخراج و آنان را به هجرت وادار كردند .

و أخرجوهم من حيث أخرجوكم

429- مشركان مكه و مشيت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 35 - 4،7

4- مشركان مكه ، باورمند به مشيت خداوند بودند و تفسير نادرستى از آن داشتند .

و قال الذين أشركوا لو شاء الله ما عبدنا من دونه من شىء

7- مشركان مكه ، على رغم عقيده به خدايان متعدد ، اظهار عقيده به خداوند كرده و قضاى او را در عالم نافذ مى دانستند .

و قال الذين أشركوا لو شاء الله ما عبدنا من دونه من شىء

430- مشركان مكه و معجزه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 109 - 1

1 ـ مشركان مكه سوگند اكيد ياد كردند كه در صورت مشاهده معجزه مورد نظر خود ايمان مى آورند.

و أقسموا بالله جهد أيمنهم لئن جاءتهم ءاية

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 93 - 8

8- اتكاى مشركان مكه به ملاك هاى مادى و حسى ، در شناخت معجزات و آيات الهى

حتى تفجر لنا . .. حتى تنزّل علينا كتـبًا نقرؤه

431- مشركان مكه و مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 36 - 2

2- مجادله مشركان مكه با مؤمنان ، در مسأله معاد

فأتوا بـابائنا إن كنتم صـدقين

تعبير «فأتوا» (با صيغه جمع) مى رساند كه مخاطب مشركان، تنها پيامبر(صلی الله علیه و آله) نبوده; بلكه مؤمنان نيز مورد خطاب آنان بودند.

432- مشركان مكه و نبوت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 38 - 7

7- مشركان مكه ، مبعوث شدن انسان زوال پذير را براى نبوت ، قبول نداشتند . *

و أقسموا بالله جهد أيمـنهم لايبعث الله من يموت

به قرينه آيات قبل ـ كه درباره بعثت انبيا و مورد انكار قرار گرفتن آن از سوى مشركان بود ـ احتمال دارد مراد آيه نكته ياد شده باشد; يعنى، منظور از «يبعث» برانگيختن براى نبوت باشد نه حشر اخروى.

433- مشركان مكه و نبوت بشر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 43 - 5

5- مشركان مكه ، نزول وحى به انسان را قبول نداشتند .

و ما أرسلنا من قبلك إلاّ رجالاً نوحى إليهم

آيه درصدد تعريض به مشركان و جواب گويى به آنان است كه طبق قرينه ها و آيات ديگر قرآن كريم (سوره يونس ، آيه 2) آنها مبعوث شدن انسان را از جانب خداوند براى پيامبرى قبول نداشتند. فعل «نوحى» در آيه قرينه و نشانه اى است بر نكته فوق.

434- مشركان مكه و نزول وحى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 31 - 4

4 - اظهار شگفتى و ناباورى مشركان مكه ، نسبت به نزول وحى بر فردى عادى و غيراشرافى

لولا نزّل هـذا القرءان على رجل من القريتين عظيم

با توجه به اعتراض مشركان مكه كه چرا پيامبر، از ميان اشراف و ثروتمندان برگزيده نشد، فقر و تنگدستى پيامبر(صلی الله علیه و آله) به دست مى آيد.

435- مشركان مكه و هشدارهاى انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 101 - 11

11 ـ مشركان مكه ، گروهى بودند كه زمينه ايمان به آيات الهى و هشدار هاى پيامبران را ، از دست داده بودند .

أفأنت تكره الناس حتى يكونوا مؤمنين . .. و ما تغنى الأيت و النذر عن قوم لايؤمنون

436- مشكلات كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 75 - 4

4 - ابتلاى كافران مكه به گرفتارى و سختى ، از رخداد هاى دوران پيش از هجرت

و لو رحمنـهم و كشفنا ما بهم من ضرّ

437- مشكلات محمد(صلی الله علیه و آله) در مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 13 - 3

3- تسليت و دلدارى خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان ، در شرايط سخت و دشوار مكه

إنّ الذين قالوا ربّنا اللّه ثمّ استقـموا

438- مشكلات مسلمانان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 96 - 3

3- مسلمانان صدراسلام ( در مكه ) از سوى كافران و مشركان گرفتار فشار هاى روحى و تنگنا هاى روانى بودند .

إنّ الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت سيجعل

با توجه به نزول اين آيات در مكّه، جمله «سيجعل . ..» بايد وعده اى نزديك به مسلمانان صدراسلام باشد. اين نويد حكايت از آن دارد كه مسلمانان در زمان نزول آيات، در شرايط سختى از نظر روحى و روانى و مقبوليت اجتماعى قرار داشتند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 13 - 3

3- تسليت و دلدارى خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان ، در شرايط سخت و دشوار مكه

إنّ الذين قالوا ربّنا اللّه ثمّ استقـموا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 25 - 10

10- مؤمنان مكه قبل از صلح حديبيه ، داراى شرايطى دشوار و ناگزير از تقيه شديد

رجال مؤمنون و نساء مؤمنـت لم تعلموهم

آگاهى نداشتن مؤمنان مدينه از مؤمنان مكه، از آن جهت بوده است كه مؤمنان مكه در آن محيط، قادر به ابراز ايمان نبوده و شديداً تقيه مى كردند.

439- مصايب كافران اطراف مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 31 - 11

11ـ كفرپيشگان مكه و حوالى آن در عصر بعثت به مصيبتهايى سخت و كوبنده گرفتار بودند .

و لايزال الذين كفروا تصيبهم بما صنعوا قارعة أو تحلّ قريبًا من دارهم

«قرع» به معناى زدن و كوبيدن چيزى به چيزى ديگر است و «قارعة» به معناى كوبنده مى باشد. اين كلمه صفت براى موصوفى محذوف مانند «مصيبة» است. ضمير در «تحلّ» نيز به «قارعة» باز مى گردد و سياق جمله «لايزال ...» حكايت از قضيه خارجيه دارد. بنابراين «الذين كفروا» اشاره به كافرانى خاص دارد كه بنابر گفته مفسران، مقصود كافران مكّه هستند و بر اين اساس مراد از «دار» مكّه و مقصود از «قريبًا من دارهم» حوالى آن است.

440- مصايب كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 31 - 11

11ـ كفرپيشگان مكه و حوالى آن در عصر بعثت به مصيبتهايى سخت و كوبنده گرفتار بودند .

و لايزال الذين كفروا تصيبهم بما صنعوا قارعة أو تحلّ قريبًا من دارهم

«قرع» به معناى زدن و كوبيدن چيزى به چيزى ديگر است و «قارعة» به معناى كوبنده مى باشد. اين كلمه صفت براى موصوفى محذوف مانند «مصيبة» است. ضمير در «تحلّ» نيز به «قارعة» باز مى گردد و سياق جمله «لايزال ...» حكايت از قضيه خارجيه دارد. بنابراين «الذين كفروا» اشاره به كافرانى خاص دارد كه بنابر گفته مفسران، مقصود كافران مكّه هستند و بر اين اساس مراد از «دار» مكّه و مقصود از «قريبًا من دارهم» حوالى آن است.

441- مصونيت از مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 24 - 5

5 - ورود مسلمانان به سرزمين مكه و آسيب نديدن از ناحيه دشمن ، ظفرى الهى براى ايشان

و هو الذى كفّ . .. من بعد أن أظفركم عليهم

442- مصونيت مسلمانان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 25 - 20

20- مصونيت مؤمنان مكه و بهره مندى آنان از رحمت الهى ، از اهداف برقرارى صلح حديبيه

ليدخل اللّه فى رحمته من يشاء

از ارتباط جمله «ليدخل . ..» با آيه قبل، مطلب بالا استفاده مى شود; زيرا «ليدخل ...» غايت براى جواب محذوف است; يعنى، ما بدين سبب اجازه جنگ نداديم تا مؤمنان مكه آسيب نبينند و از رحمت الهى بهره مند گردند.

443- معاهده مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 26 - 4

4 - يهود بنى قريظه ، در غزوه احزاب ، همْ پيمان مشركان مكه بودند و از آنان پشتيبانى مى كردند .

و أنزل الذين ظـهروهم من أهل الكتـب

مراد از «الذين ظاهروا» يهود بنى قريظه، و مرجع ضمير «هم»، مشركانى اند كه سردمدارى احزاب متحد عليه مسلمانان مدينه را بر عهده داشتند.

444- مكر اشراف مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 123 - 7

7 ـ سردمداران مجرم مكه، يكسره در صدد توطئه و مكر عليه مسلمانان صدر اسلام بودند.

و كذلك جعلنا فى كل قرية

چون اين سوره مباركه مكى است، تشبيه مذكور در آيه، تشبيه سردمداران مجرم در تمامى نقاط به سردمداران مجرم شهر «مكه» است. لذا بيانگر وضعيت و شرايط آن روزگار مى باشد.

445- مكر كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 31 - 1

1 ـ تمسك كافران مكه به حيله براى مقابله با آنان

و يمكرون . .. و إذا تتلى عليهم ءايتنا قالوا قد سمعنا لو نشاء لقلنا

جمله «إذا تتلى . .. » مى تواند بيان مصداقى از «يمكرون» در آيه قبل باشد.

446- مكه در دوران ابراهيم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 35 - 7

7- مكه در عصر حضرت ابراهيم ( ع ) داراى بافت شهرى بود .

و إذ قال إبرهيم ربّ اجعل هـذا البلد ءامنًا

447- مكه مسلمانان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 195 - 25،27

25 ـ شرايط دشوار محيط مكّه براى مسلمانان صدر اسلام

فالّذين هاجروا و اخرجوا من ديارهم و اوذوا فى سبيلى

چون معمولا هجرت در صدر اسلام از مكّه و اطراف آن صورت مى گرفت، مراد از «ديارهم»، مكّه و اطراف آن است.

27 ـ حاكميّت و تسلّط كافران بر سرزمين مكّه و مسلمانان آن ديار ، در صدر اسلام

فالّذين . .. اخرجوا من ديارهم و اوذوا فى سبيلى ... و قتلوا

448- ممانعت از جنگ با مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 24 - 1،4

1 - رخداد صلح حديبيه و باز نشدن دست مكيان و مؤمنان عليه يكديگر ، تنها به تدبير و اراده الهى

و هو الذى كفّ أيديهم عنكم و أيديكم عنهم ببطن مكّة

4 - درگير نشدن مؤمنان و مكيان با يكديگر در « عمرة القضا » ، نعمتى مهم براى اهل ايمان *

و هو الذى كفّ أيديهم عنكم و أيديكم عنهم ببطن مكّة

برداشت بالا بدان احتمال است كه تعبير «ببطن مكّة» اشاره به «عمرة القضا» داشته باشد كه مسلمانان پس از پيروزى حديبيه براساس قرارداد، سال بعد به شهر مكه وارد شدند و با آرامش كامل، مناسك عمره را به جا آوردند.

449- ممانعت حاجيان از مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 25 - 8

8 - ممانعت از ورود حاجيان به مكّه ، تجاوز به حقّى است كه خدا براى آنان قرار داده است .

و يصدّون . .. الذى جعلنـه للناس

450- منشأ امنيت مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 57 - 12،20،21

12 - بهره مندى ساكنان مكه از امنيت و آسايش كامل ، در سايه عنايت و توجه خداوند به آن سرزمين

أوَلم نمكّن لهم حرمًا ءامنًا

20 - بيشتر مردم مكه در عصر بعثت ، گرفتار جهل و ناآگاهى نسبت به تعلق اراده الهى بر تضمين امنيت آن مكان مقدس و تأمين روزى ساكنان آن بودند .

أوَلم نمكّن لهم حرمًا ءامنًا . .. و لـكنّ أكثرهم لايعلمون

21 - جهل بيشتر مشركان مكه به خاستگاه الهى امنيت و رفاه اقتصادى آن شهر ، عامل روى گردانى آنان از پذيرش هدايت الهى ( اسلام ) بود .

و قالوا إن نتّبع الهدى . .. و لـكنّ أكثرهم لايعلمون

451- منشأ بت پرستى مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 35 - 1

1- مشركان مكه ، بت پرستى خود و پدرانشان را برخاسته از مشيت خداوند مى دانستند .

و قال الذين أشركوا لو شاء الله ما عبدنا من دونه من شىء نحن و لا ءاباؤنا

با توجه به مكى بودن سورهء نحل و نيز قرينه «كذلك فعل الذين من قبلهم» مراد از «الذين أشركوا» مشركان مكه است.

452- منشأ بهانه جويى مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 58 - 5

5 - غرور و سرمستى ، ريشه بهانه جويى هاى مشركان عصر بعثت

و كم أهلكنا من قرية بطرت معيشتها

با توجه به ارتباط اين آيه با آيات پيشين ـ كه درباره بهانه جويى هاى مشركان مكه است ـ برداشت ياد شده استفاده مى شود.

453- منشأ رشد اقتصادى مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 57 - 21

21 - جهل بيشتر مشركان مكه به خاستگاه الهى امنيت و رفاه اقتصادى آن شهر ، عامل روى گردانى آنان از پذيرش هدايت الهى ( اسلام ) بود .

و قالوا إن نتّبع الهدى . .. و لـكنّ أكثرهم لايعلمون

454- منشأ روزى اهل مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 57 - 18،20

18 - مركزيت يافتن مكه براى تجارت و اقتصاد ، نمودى از تدبير الهى براى تأمين رزق ساكنان آن بود .

يجبى إليه ثمرت كلّ شىء رزقًا من لدنّا

20 - بيشتر مردم مكه در عصر بعثت ، گرفتار جهل و ناآگاهى نسبت به تعلق اراده الهى بر تضمين امنيت آن مكان مقدس و تأمين روزى ساكنان آن بودند .

أوَلم نمكّن لهم حرمًا ءامنًا . .. و لـكنّ أكثرهم لايعلمون

455- منشأ صلح اهل مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 25 - 2

2- تن دادن مكيان به صلح ، با همه كفر و عناد خويش نسبت به مؤمنان ، نمودى از اراده و تدبير نافذ خداوند

و هو الذى كفّ . .. هم الذين كفروا

على رغم كفر و ستيز مشركان با اسلام، به تدبير الهى زمينه اى پديد آمد كه آنان به صلح تن دادند و شرّشان از سر مسلمانان دفع گرديد.

456- منشأ فتح مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 1 - 8

8 - « قال الرضا ( ع ) . . . فلمّا فتح اللّه عزّوجلّ على نبيّه مكة قال له يا محمّد (صلی الله علیه و آله) « إنّا فتحنا لك فتحًا مبينًا » . . . ;

امام رضا(ع) فرمود: . .. آن هنگام كه خداوند مكه را براى پيامبرش فتح نمود، به آن حضرت فرمود: اى محمّد! «إنّا فتحنا لك فتحاً مبيناً»...».

457- منفعت طلبى مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 90 - 3

3- مشركان مكه ، با درخواست معجزه ، درصدد بهانه جويى و دستيابى به منافع خويش بودند نه كشف حقانيت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و لقد صرّفنا للناس فى هـذا القرءان من كلّ مثل فأبى أكثر الناس إلاّ كفورًا . و قا

از اينكه مشركان براى شناخت حقانيت پيامبر(صلی الله علیه و آله) راههاى گوناگون موجود را رها كرده و ايمان خود را منحصر به برآوردن پيشنهادهاى محدودى، كردند كه بيشتر منافع مادى اشان را تأمين مى كرد، مطلب فوق قابل استفاده است.

458- موانع تجاوز به مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 57 - 13

13 - حرمت و قداست كعبه در نزد مردم جزيرة العرب مانع از تجاوز ديگران به مكه و برهم زدن امنيت و آرامش ساكنان آن

أوَلم نمكّن لهم حرمًا ءامنًا

459- موانع دوستى با مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 1 - 12

12 - هجرت از مكه به مدينه براى جلب رضاى الهى ، ناسازگار با مودت نسبت به مشركان مكه

لاتتّخذوا عدوّى و عدوّكم أولياء . .. إن كنتم خرجتم جهادًا

آيه شريفه در مرحله نخست، نظر به موضوعى دارد كه در صدراسلام رخ داده است. مخاطب اوليه آيه مهاجرى به نام حاطب بن ابى بلتعه است كه براى خدا هجرت كرده; ولى گام در مسير دوستى با مشركان نهاده بود (غافل از اين كه آن هجرت و اين حركت با هم سازگار نيستند).

460- موانع عذاب كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 25 - 30

30- وجود مؤمنانى در نسل و صلب كافران مكه ، مانع نزول عذاب الهى بر آنان *

لولا رجال مؤمنون . .. لم تعلموهم ... لو تزيّلوا لعذّبنا الذين كفروا منهم عذابًا

برداشت ياد شده بدان احتمال است كه مراد از مردان و زنان مؤمن در آيه شريفه، فرزندانى باشند كه از كافران مكه تولد خواهند يافت و به ايمان خواهند گرويد. آنچه مؤيد اين احتمال است، تعبير «لم تعلموهم» و نيز «لو تزيّلوا» مى باشد; زيرا «لو»ى امتناعيه، تفكيك ناپذيرى نسل مؤمن از كافران عصر بعثت را مى رساند.

461- موضعگيرى مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 5 - 4

4ـ مشركان مكه ، داراى مواضع علنى و آشكار عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) و توطئه هاى سرّى و محرمانه عليه آن حضرت

ألا حين يستغشون ثيابهم يعلم ما يسرّون و ما يعلنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 11 - 16

16- موضع منفى مشركان مكه در برابر تعاليم پيامبران پيشين

و إذ لم يهتدوا به فسيقولون هـذا إفك قديم

تعبير به «إفك قديم»، نمايانگر باور كافران مكه به ديرينه بودن پيام وحى و كذب بودن آن از ابتداى تاريخى آن است. به ديگر بيان قرآن در نظر ايشان، همچون تعاليم ديگر پيامبران تاريخ، افترا است.

462- موقعيت اجتماعى كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 73 - 4

4- در آغاز بعثت ، كافران مكه از وضعيت اقتصادى و اجتماعى بهترى نسبت به مسلمانان برخوردار بودند .

أىّ الفريقين خير مقامًا و أحسن نديًّا

«مقام» اسم مكان و مشتق شده از قيام است كه در معناى مجازى موقعيت اجتماعى به كار رفته است و «خير مقاماً» كنايه از بهتر بودن وضعيت اقتصادى مى باشد. «ندى» به معناى جليس و مجلس است (مفردات راغب). افتخار كافران به بهتر بودن مجلس و هم نشينان خويش، كنايه از بهتربودن وضعيت سياسى و نظام اجتماعى آنان است.

463- موقعيت اجتماعى مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 37 - 6

6- سرزمين مكه و محدوده اطراف خانه خدا ، محلى مناسب براى ابراز عقيده توحيدى و عبادت خداى يگانه

ربّنا إنى أسكنت من ذرّيتى بواد غير ذى زرع عند بيتك المحرّم ربّنا ليقيموا الصلوة

از اينكه حضرت ابراهيم(ع) فرزندانش را از محل سابق، كه سرزمين بت پرستان بود، به سرزمين مكه برد و هدف از هجرت را عبادت و نماز اعلام كرد، برداشت فوق به دست مى آيد.

464- موقعيت اجتماعى مكه در صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 41 - 5

5- شهر مكه ، قبل از هجرت براى مسلمانان ، شايسته و مناسب زندگى نبود

و الذين هاجروا فى الله من بعد ما ظلموا لنبوّئنّهم فى الدنيا حسنة

465- موقعيت اقتصادى كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 73 - 4

4- در آغاز بعثت ، كافران مكه از وضعيت اقتصادى و اجتماعى بهترى نسبت به مسلمانان برخوردار بودند .

أىّ الفريقين خير مقامًا و أحسن نديًّا

«مقام» اسم مكان و مشتق شده از قيام است كه در معناى مجازى موقعيت اجتماعى به كار رفته است و «خير مقاماً» كنايه از

بهتر بودن وضعيت اقتصادى مى باشد. «ندى» به معناى جليس و مجلس است (مفردات راغب). افتخار كافران به بهتر بودن مجلس و هم نشينان خويش، كنايه از بهتربودن وضعيت سياسى و نظام اجتماعى آنان است.

466- موقعيت اقتصادى مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 57 - 17،18

17 - بازرگانان همه گونه محصولات را به مكه وارد مى كردند .

يجبى إليه ثمرت كلّ شىء

18 - مركزيت يافتن مكه براى تجارت و اقتصاد ، نمودى از تدبير الهى براى تأمين رزق ساكنان آن بود .

يجبى إليه ثمرت كلّ شىء رزقًا من لدنّا

467- موقعيت جغرافيايى مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 27 - 12

12 - ارتفاع سطح زمين مكّه ، بيشتر از مناطق پيرامون آن است .

يأتوك. .. من كلّ فجّ عميق

«عمق» (مصدر «عميق») به مسافت طولانى اى گفته مى شود كه امتداد آن به طرف پايين كشيده شده است. بنابراين به كارگيرى كلمه «عميق» به جاى «بعيد» يا بدان اعتبار است كه سرزمين مكه چون از ديگر مناطق پيرامونش مرتفع تر است، مردمى كه به سوى آن مى آيند، از پايين به بالا در حركت اند. و يا اين كه چون زمين، سطحى دايره اى دارد حركت مردم از دور به صورت حركت به بالا ديده مى شود. برداشت ياد شده بر پايه فرض اول است.

468- موقعيت جوى مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 37 - 2،18

2- محل سكونت ذريه حضرت ابراهيم ( ع ) در مكه در نزديكى خانه خدا ، غير قابل كشت و زرع بود .

ربّنا إنى أسكنت من ذريّتى بواد غير ذى زرع عند بيتك المحرم

18- « عن أبى عبدالله ( ع ) قال : إن إبراهيم ( ع ) كان نازلاً فى بادية الشام فلمّا ولد له من هاجر اسماعيل . . . فأوحى الله إليه . . . ثم أمره أن يخرج اسماعيل و أُمّه عنها فقال : يا ربِّ إلى أىّ مكان ؟ قال : إلى حرمى و أمنى . . . و هى مكة فأنزل الله عليه جبرائيل بالبراق فحمل هاجر و اسماعيل . . . فوضعه فى موضع البيت . . . فلمّا سرههم ابراهيم و وضعهم . . . ثمّ انصرف عنهم فلمّا بلغ كداء و

هو جبل بذى طوى إلتفت إليهم ابراهيم فقال : « ربّنا إنى أسكنت من ذرّيتى بواد غير ذى زرع عند بيتك المحرم . . . » . . . ;

از امام صادق(ع) روايت شده است كه فرمود: آن گاه كه ابراهيم(ع) در صحراى شام مسكن گزيد و فرزندش اسماعيل از هاجر متولد شد . .. پس خداوند به او وحى كرد ... سپس به او امر كرد كه اسماعيل و مادرش را از آن صحرا خارج كند. پس ابراهيم(ع) گفت: پروردگارا! به كدامين مكان ببرم؟ خداوند فرمود: به سوى حرم امن من ... و آن مكه است. پس خداوند، جبرئيل را با براق ( مركب آسمانى) بر او نازل كرد. پس هاجر و اسماعيل را سوار كرد ... پس او را در جايگاه بيت (كعبه) قرار داد ... پس آن گاه كه ابراهيم(ع) آنان را جايگزين كرد ... سپس از آنان جدا گشته و برگشت ... پس آن گاه كه به «كداء» ـ كه كوهى در منطقه ذى طوى است ـ رسيد، به سوى آنان توجه كرد و گفت: «ربّنا إنى أسكنت من ذرّيتى بواد غير ذى زرع عند بيتك المحرم ...» ...».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 90 - 6

6- مكه در آغاز بعثت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، سرزمينى كم آب بود و مكيان نيازمند به منابع دايمى آب بودند .

تفجر لنا من الأرض ينبوعًا

درخواست مشركان مكه از پيامبر(صلی الله علیه و آله) براى ايجاد چشمه اى جوشان، احتمال دارد به خاطر، نياز شديد آنان به منابع آب باشد.

469- موقعيت مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 59 - 11

11 - مكه ، محور و مركز عمده شهر ها و قراى جزيرة العرب در صدراسلام

حتّى يبعث فى أُمّها رسولاً

470- مؤمنان پس از فتح مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 10 - 21

21 - برابر دانستن مؤمنان مجاهد و انفاق گر قبل از فتح مكه ، با مجاهدان و انفاق گران بعد از آن ، از نظر مقام و منزلت در پيشگاه خداوند ، پندارى باطل است .

لايستوى منكم من أنفق من قبل الفتح و قـتل

471- مؤمنان قبل از فتح مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 10 - 21

21 - برابر دانستن مؤمنان مجاهد و انفاق گر قبل از فتح مكه ، با مجاهدان و انفاق گران بعد از آن ، از نظر مقام و منزلت در پيشگاه خداوند ، پندارى باطل است .

لايستوى منكم من أنفق من قبل الفتح و قـتل

472- مهلت به كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 8 - 6

6- فلسفه عدم تحقق درخواست كافران مكه ، مبنى بر نزول ملائكه ، مهلت دادن به آنان و جلو نينداختن اجلشان است .

ما تسبق من أمة أجلها . .. ما ننزّل الملئكة إلاّ بالحقّ و ما كانوا إذًا منظرين

473- مهلت به مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 61 - 6

6- مشركان مكه ، على رغم اسناد سخنان ناروا به خداوند ، مورد عقوبت دنيوى قرار نگرفتند و مهلت حيات پيدا كردند .

كنتم تفترون . و يجعلون لله البنـت ... و لو يؤاخذ الله الناس بظلمهم ما ترك عليها

474- ميوه در مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 126 - 22

22 - از امام باقر ( ع ) درباره درخواست ابراهيم ( ع ) كه فرمود : « و ارزق أهله من الثمرات » روايت شده كه : « ان المراد بذلك ان الثمرات تحمل إليهم من الآفاق ;

اين ميوه ها، از سرزمينهاى دور به آن جا (مكه) برده مى شود.

475- ناامنى در اطراف مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 67 - 3

3 - ناامنى و آدم ربايى در پيرامون مكه ، در دوران آغاز اسلام ، رواج داشته است .

أَوَلم يروا أنّا جعلنا حرمًا ءامنًا و يتخطّف الناس من حولهم

476- نامگذارى مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 96 - 12

12 ـ ازدحام جمعيت در مكّه ، سبب نامگذارى آن به « بكّة »

وضع للناس للذى ببكّة

امام صادق (ع) در پاسخ از علت نامگذارى مكه به بكّه فرمود: لانَ الناس يبكّ بعضهم بعضاً فيها بالأيدى.


علل الشرايع، ج 2، ص 398، ح 5 ; تفسير عياشى، ج 1، ص 187، ح 95.

477- نامهاى مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 96 - 8،9

8 ـ بكّه ، نام سرزمينى كه خانه خداوند ( كعبه ) در آن است .

انّ اوّل بيت وضع للناس للذى ببكّة

9 ـ بكّه ، از نام هاى مكّه

وضع للناس للذى ببكّة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 7 - 9

9 - « أُمّ القرى » از نام هاى شهر مكه

لتنذر أُمّ القرى

478- نجات از توطئه كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 40 - 10

10 ـ اعتماد و اطمينان پيامبر (صلی الله علیه و آله) به نصرت الهى نسبت به او و فرد همراهش ( ابوبكر ) در خلاصى از توطئه كافران مكه

لاتحزن إن اللّه معنا

479- نزديكى سرزمين قوم ثمود به مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 38 - 5

5 - منطقه زيستى دو قوم عاد و ثمود ، به مكه ، نزديك بود و اهل مكه ، آن جا را مى شناختند .

و عادًا و ثمودًا و قد تبيّن لكم من مسـكنهم

480- نزديكى سرزمين قوم عاد به مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 38 - 5

5 - منطقه زيستى دو قوم عاد و ثمود ، به مكه ، نزديك بود و اهل مكه ، آن جا را مى شناختند .

و عادًا و ثمودًا و قد تبيّن لكم من مسـكنهم

481- نعمت امنيت مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 67 - 9

9 - امنيت مكه ، نعمت الهى و شايسته سپاسگزارى است .

أَوَلم يروا أنّا جعلنا حرمًا ءامنًا. .. أفبالبـطل يؤمنون و بنعمة اللّه يكفرون

482- نعمت صلح با اهل مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 24 - 4

4 - درگير نشدن مؤمنان و مكيان با يكديگر در « عمرة القضا » ، نعمتى مهم براى اهل ايمان *

و هو الذى كفّ أيديهم عنكم و أيديكم عنهم ببطن مكّة

برداشت بالا بدان احتمال است كه تعبير «ببطن مكّة» اشاره به «عمرة القضا» داشته باشد كه مسلمانان پس از پيروزى حديبيه براساس قرارداد، سال بعد به شهر مكه وارد شدند و با آرامش كامل، مناسك عمره را به جا آوردند.

483- نعمتهاى اهل مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 126 - 13

13 - دعاى ابراهيم ( ع ) براى امنيت مكه و برخوردار شدن مؤمنان آن سرزمين از مواهب الهى ، خاطره اى شايسته و بايسته به يادداشتن

و إذ قال إبرهيم رب اجعل هذا بلداً ءامناً و ارزق أهله

برداشت فوق بر اين اساس است كه «إذ» مفعول براى فعل مقدر «اذكر» باشد.

484- نعمتهاى دنيوى اهل مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 44 - 2

2- برخوردارى از نعمت هاى دنيايى همراه با عمر طولانى ، موجب غرور و غفلت مردم مكه و پدران آنان گرديده بود .

بل هم عن ذكر ربّهم معرضون . .. بل متّعنا هـؤلاء و ءاباءهم حتّى طال عليهم العمر

برداشت ياد شده مبتنى بر اين است كه «هـؤلاء» اشاره به حاضرين در اذهان مخاطبان (مردم مكه) باشد; همان طور كه مشاراليه در بسيارى از آيات نازل شده در مكه، مردم آن سرزمين هستند.

485- نعمتهاى مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 29 - 1

1 - بهره مندى مشركان مكه از موهبت هاى الهى ، به رغم بى اعتنايى آنان به آيين توحيدى ابراهيم ( ع )

و إذ قال إبرهيم . .. لعلّهم يرجعون . بل متّعت هـؤلاء و ءاباءهم

از آن جا كه در آيات پيشين سخن از ابراهيم(ع) و نسل آن حضرت بود و با توجه به اين كه مشركان مكه از نسل او به شمار مى آمدند، مى توان گفت كه «هـؤلاء» اشاره به مشركان مكه دارد.

486- نقش رهبران مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 28 - 8

8- رهبران و سردمداران كفر و شرك در مكه ، افرادى ناسپاس و عامل اصلى سقوط و بدبختى مردم بودند .

ألم تر إلى الذين بدّلوا نعمت الله كفرًا و أحلّوا قومهم دار البوار

با توجه به اينكه آيه فوق در مكه نازل شده است، مى توان استفاده كرد كه مصداق مورد نظر آيه «الذين بدّلوا . .. و أحلّوا قومهم» سران كفر و شرك، همچون ابوجهل و ابولهب است.

487- نقش مسلمانان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 25 - 24

24- حضور مؤمنان در محيط زندگى كافران مكه ، باعث نجات موقت كفّار از عذاب الهى

لو تزيّلوا لعذّبنا الذين كفروا منهم

488- نقش مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 7 - 10

10 - مكه ، مركز جهان اسلام

لتنذر أُمّ القرى و من حولها

از اين كه مكه به عنوان «أُمّ القرى» ياد شده است، مى توان استفاده كرد كه خداوند مكه را به عنوان مركز جهان اسلام قرار داده است.

489- نگرانى مسلمانان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 60 - 5

5 - مسلمانان مكه ، در صورت هجرت از مكه ، نگران معاش خود بودند .

إنّ أرضى وسعة . .. و كأيّن من دابّة لاتحمل رزقها اللّه يرزقها و إيّاكم

اين كه خداوند پس از توصيه به هجرت براى حفظ ارزش دينى، رازقيت خود را مطرح مى كند و يادآورى مى كند كه خيلى از جنبندگان، قادر به تأمين روزى خود نيستند، احتمال دارد درصدد دفع توهم و پرسشى باشد كه مسلمانان، آن را در ذهن خود داشته اند. برداشت بالا براساس احتمال ياد شده است.

490- نهى از اجاره خانه هاى مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 25 - 16

16 - « عن على ( ع ) ان رسول اللّه صلى اللّه عليه و آله نهى أهل مكّة أن يؤاجروا دورهم ، و أن يعلّقوا عليها أبواباً ، و قال : « سواء العاكف فيه و الباد » ;

از حضرت على(ع) روايت شده است كه رسول خدا(صلی الله علیه و آله) اهل مكّه را از اجاره دادن خانه ها و گذاشتن درب براى آنها نهى كرد و فرمود: «سواء العاكف فيه و الباد»».

491- نيازهاى اهل مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 90 - 6

6- مكه در آغاز بعثت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، سرزمينى كم آب بود و مكيان نيازمند به منابع دايمى آب بودند .

تفجر لنا من الأرض ينبوعًا

درخواست مشركان مكه از پيامبر(صلی الله علیه و آله) براى ايجاد چشمه اى جوشان، احتمال دارد به خاطر، نياز شديد آنان به منابع آب باشد.

492- واردات مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 57 - 17

17 - بازرگانان همه گونه محصولات را به مكه وارد مى كردند .

يجبى إليه ثمرت كلّ شىء

493- ورود مسلمانان به مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 28 - 11

11- تحقق وعده خداوند ، به ورود پيروزمندانه مسلمانان به مكه ، گواه تحقق پذيرى وعده او در غلبه اسلام بر تمامى اديان *

لتدخلنّ المسجد الحرام . .. هو الذى أرسل رسوله ... ليظهره على الدين كلّه

خداوند در آيه قبل، به مؤمنان وعده داد كه با ايمنى وارد مكه خواهند شد و اين وعده تحقق يافت. حال در اين آيه، نويد داده است كه اسلام نه بر مشركان مكه; بلكه بر تمامى اديان غلبه خواهد كرد و اين وعده، همانند وعده پيشين تحقق پذير خواهد بود.

494- ورود مؤمنان به مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 24 - 5

5 - ورود مسلمانان به سرزمين مكه و آسيب نديدن از ناحيه دشمن ، ظفرى الهى براى ايشان

و هو الذى كفّ . .. من بعد أن أظفركم عليهم

495- وعده شكست كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 38 - 1

1- هلاكت و شكست كافران مكه و پيروزى مؤمنان ، وعده الهى

سأُوريكم ءايـتى . .. و يقولون متى هـذا الوعد

برداشت يادشده مبتنى براين است كه مقصود از «وعد» دراين آيه، غلبه مؤمنان و شكست كافران باشد.

496- وعده فتح مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 13 - 9

9 - خداوند ، مسلمانان صدراسلام را از پيش ، به فتح مكه و امداد هاى خود وعده داد .

و أُخرى تحبّونها نصر من اللّه و فتح قريب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 1 - 7

7 - وعده قطعى خداوند به فتح بزرگ مكه در پى صلح حديبيه

إنّا فتحنا لك فتحًا مبينًا

مراد از «فتح»، ممكن است فتح مكه باشد و فعل ماضى «فتحنا» در واقع تأكيدى باشد بر فتحى كه در آينده صورت خواهد گرفت.

497- وعده هلاكت كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 38 - 1

1- هلاكت و شكست كافران مكه و پيروزى مؤمنان ، وعده الهى

سأُوريكم ءايـتى . .. و يقولون متى هـذا الوعد

برداشت يادشده مبتنى براين است كه مقصود از «وعد» دراين آيه، غلبه مؤمنان و شكست كافران باشد.

498- ويژگيهاى مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 25 - 13

13 - مكّه ( مسجد الحرام و محدوده آن ) بايد محيطى أمن براى همگان باشد .

سواء العـكف فيه و الباد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 57 - 10،16،17

10 - سرزمين مكه ، حرم امن الهى

أوَلم نمكّن لهم حرمًا ءامنًا

16 - بازار تجارت در مكه ، در تمام فصول سال رونق داشت .

يجبى إليه ثمرت كلّ شىء

با توجه به آمدن فعل مضارع (يجبى) ـ كه بيانگر استمرار است ـ برداشت ياد شده به دست مى آيد.

17 - بازرگانان همه گونه محصولات را به مكه وارد مى كردند .

يجبى إليه ثمرت كلّ شىء

499- هتك قداست مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 2 - 7

7 - « عن ابراهيم بن ابى يحيى قال : سئل أبوعبداللّه ( ع ) عن قول اللّه تعالى « لااُقسم بهـذا البلد و أنت حلّ بهـذا البلد » قال إنّ قريشاً كانوا يُحرّمون البلد . . . فاستحلّوا من نبىّ اللّه (صلی الله علیه و آله) الشتم و التكذيب فقال : لا أُقسم بهـذا البلد و أنت حلّ بهـذا البلد « إنّهم عظّموا البلد و استحلّوا ما حرّم اللّه تعالى ;

از ابراهيم بن ابى يحيى روايت شده كه گفت: از امام صادق(ع) از سخن خداى تعالى «لا اُقسم بهـذا البلد . و أنت حلّ بهـذا البلد» سؤال شد، امام فرمود: قريش احترام شهر [مكه] را نگه مى داشتند ... ولى ناسزاگويى و تكذيب پيامبرخدا(صلی الله علیه و آله) را حلال شمردند[و حرمت مكه را درباره ايشان رعايت نكردند]. پس خدا فرمود: «لا اُقسم بهـذا البلد. و أنت حلّ بهـذا البلد» آنان براى اين شهر عظمت قائل شدند، ولى حرام خداى تعالى را حلال شمردند».

500- هجرت از مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 97 - 8

8 ـ گروهى از مسلمانان در صدر اسلام ، از مكّه هجرت نكردند و همچنان تحت ستم كافران باقى ماندند .

انّ الّذين توفّيهم الملئكة . .. قالوا كنّا مستضعفين فى الارض

ابن عباس گويد: گروهى از اهل مكّه ايمان آوردند، ولى به علت ترس، از هجرت سر باز زدند و اين آيه درباره آنان نازل شد. (روح المعانى، ذيل آيه).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 8 - 6

6 - هجرت مسلمانان از مكه ، تحت فشار دشمن بود ; نه به اختيار و دلخواه آنان .

الذين أُخرجوا من ديـرهم و أمولهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 1 - 8،14

8 - نهى خداوند از دوستى اهل ايمان با كافران كه باعث خروج ناخواسته پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان از سرزمينشان ( مكه ) شده بودند .

لاتتّخذوا . .. يخرجون الرسول و إيّاكم أن تؤمنوا باللّه

14 - حركت مسلمانان براى فتح مكه ، حركتى جهادى و در راستاى خشنودى خداوند

إن كنتم خرجتم جهـدًا فى سبيلى و ابتغاء مرضاتى

از اين كه پس از برشمردن ستم مشركان نسبت به مسلمانان، تعبير «جهاداً فى سبيلى. ..» آمده، مى توان نتيجه گرفت كه آيه شريفه، انگيزه فتح مكه را مشخص ساخته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 10 - 4

4 - اقدام برخى از زنان مؤمن ، به هجرت از مكه به سوى مدينه ، پس از پيمان حديبيه

يـأيّها الذين ءامنوا

آيه شريفه ـ بر اساس شأن نزول ـ پس از هجرت برخى از زنان مكه به مدينه، نازل شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 41 - 2،4

2- عده اى از مسلمانان صدراسلام براى رهايى از ظلم و ستم مشركان مكه ، از آن شهر هجرت كردند .

و الذين هاجروا فى الله من بعد ما ظلموا

به دليل اينكه سوره نحل در مكه نازل شده است، احتمال دارد مراد از «الذين هاجروا» مسلمانانى باشد كه از مكه هجرت كرده و به حبشه يا مدينه رفتند.

4- محل هجرت مسلمانان مهاجر از مكه ( به مدينه يا حبشه ) جايگاهى شايسته و مناسب براى آنان

و الذين هاجروا فى الله من بعد ما ظلموا لنبوّئنّهم فى الدنيا حسنة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 85 - 2

2 - دفاع از حريم قرآن و پيروى از تعاليم آن ، عامل هجرت پيامبر (صلی الله علیه و آله) از مكه

إنّ الذى فرض عليك القرءان لرادّك إلى معاد

اين كه خداوند پيش از وعده به بازگشت پيامبر(صلی الله علیه و آله) به مكه، مسأله وجوب عمل به تعاليم قرآن را مطرح ساخته است; مى تواند به علّتِ هجرت پيامبر(صلی الله علیه و آله) از مكه به مدينه اشاره داشته باشد.

501- هجرت مسلمانان از مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 56 - 4

4 - توصيه خداوند ، به مسلمانان مكه براى هجرت از مكه جهت انجام شايسته عبادت خدا

يـعبادى . .. إنّ أرضى وسعة فإيّـى فاعبدون

502- هجرت مسلمانان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 40 - 5

5 - تشريع حكم جهاد ، پس از آوارگى مسلمانان از مكّه و هجرت به مدينه

أُذن للذين يقـتلون . .. الذين أُخرجوا من ديـرهم بغير حقّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 60 - 5

5 - مسلمانان مكه ، در صورت هجرت از مكه ، نگران معاش خود بودند .

إنّ أرضى وسعة . .. و كأيّن من دابّة لاتحمل رزقها اللّه يرزقها و إيّاكم

اين كه خداوند پس از توصيه به هجرت براى حفظ ارزش دينى، رازقيت خود را مطرح مى كند و يادآورى مى كند كه خيلى از جنبندگان، قادر به تأمين روزى خود نيستند، احتمال دارد درصدد دفع توهم و پرسشى باشد كه مسلمانان، آن را در ذهن خود داشته اند. برداشت بالا براساس احتمال ياد شده است.

503- هجوم ابرهه به مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فيل - 105 - 1 - 5

5 - هجوم ابرهه به مكه با سپاهيانى فيل سوار و سركوب شديد آنان از جانب خداوند

ألم تر كيف فعل ربّك بأصحـب الفيل

آيات اين سوره، به داستان «ابرهه» نظر دارد كه شهرت آن تا حد مبدأ تاريخ شدن، از تصريح به نام او، بى نياز ساخته است.

504- هجوم اصحاب فيل به مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - قريش - 106 - 2 - 4

4 - هجوم اصحاب فيل به مكه ، كاروان هاى تجارتى قريش در تابستان و زمستان را با خطرى جدّى مواجه ساخته بود .

إيلـفهم رحلة الشتاء و الصيف

505- هدايت كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 6 - 5

5 - عثمان بن عفان ، از حاضران مجلس پيامبر (صلی الله علیه و آله) در ماجراى ابن ام مكتوم و ارشاد كننده كافران مكه در عصر بعثت *

أمّا من استغنى . فأنت له تصدّى

در شأن نزول آيه شريفه از تفسير قمى نقل شده كه فرد مورد نظر از ضمير خطاب در «أنت له تصدّى»، عثمان بوده است. او در صدد مسلمان ساختن حاضران مجلس ـ كه از چهره هاى برجسته قريش بودند ـ برآمده بود.

506- هدايت ناپذيرى كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 76 - 6

6 - عدم تنبه كافران مكه ، از بلا هاى هشدار دهنده الهى ( مثل قحطى و خشكسالى )

و لقد أخذنـهم بالعذاب فما استكانوا لربّهم و ما يتضرّعون

507- هدايت ناپذيرى مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 48 - 4

4- گمراهى مشركان مخالف پيامبر (صلی الله علیه و آله) در مكه ، به حدى بود كه آنان زمينه هدايت را از دست داده بودند .

فضلّوا فلايستطيعون سبيلاً

«فلايستطيعون» تفريع بر «ضلّوا» است و مراد از آن، بسته شدن تمامى راههاى هدايت براى آنان است.

508- هشدار به اشراف مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 56 - 2

2 - بيان فرجام فرعونيان ، هشدارى به مستكبران و اشراف مشرك مكه

فجعلنـهم سلفًا و مثلاً للأخرين

509- هشدار به حق ناپذيران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 27 - 3

3- تذكر به هلاكت اقوامى كافر در اطراف مكه ، هشدارى به مكيان حق ناپذير

و لقد أهلكنا ما حولكم من القرى

مخاطب «كم» مشركان مكه اند.

510- هشدار به كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 37 - 5

5- كافران مكه به عذاب و نابودى قريب الوقوع تهديد شدند .

سأُوريكم ءايـتى فلاتستعجلون

مقصود از «آياتى» به قرينه آيات بعد (. ..بل تأتيهم بغتة...) عذاب و هلاكت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 14 - 11

11 - هشدار خداوند ، به كافران مكه ، درباره تلاش شان براى اغواى مسلمانان

و قال الذين كفروا للذين ءامنوا اتّبعوا سبيلنا. ..و لقد أرسلنا نوحًا إلى قومه ...

بيان قصه طوفان نوح(ع) پس از ذكر برخوردهاى كافران مكه با مسلمانان، احتمال دارد براى هشدار به آنان باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 18 - 5

5 - هشدار خداوند ، به كافران مكه ، به جهت تكذيب كردن پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و إن تكذّبوا فقد كذّب أمم من قبلكم

برداشت بالا، بنابراين احتمال است كه جواب شرط «إن تكذّبوا» محذوف بوده و چيزى از قبيل «فاستعدوا للعذاب» باشد; يعنى، اگر تكذيب مى كنيد، آماده عذاب باشيد!

511- هشدار به مستكبران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 56 - 2

2 - بيان فرجام فرعونيان ، هشدارى به مستكبران و اشراف مشرك مكه

فجعلنـهم سلفًا و مثلاً للأخرين

512- هشدار به مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 71 - 1

1 ـ پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) از سوى خداوند دستور يافت تا سرگذشت نوح ( ع ) و قومش را ، به عنوان هشدار براى مشركان مكه ، بازگو كند .

و اتل عليهم نبأ نوح إذ قال لقومه

«نبأ» خبرى است كه براى شنونده داراى فائده عظيم باشد. (مفردات راغب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 42 - 3

3 - هشدار خداوند ، مشركان مكه را به فرجامى مانند فرجام مشركان پيشين

قل سيروا فى الأرض فانظروا كيف كان عـقبة الذين من قبل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 56 - 2

2 - بيان فرجام فرعونيان ، هشدارى به مستكبران و اشراف مشرك مكه

فجعلنـهم سلفًا و مثلاً للأخرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 28 - 2

2- مكيان ستيزه گر ، به سرنوشت عبرت آموز فرعونيان هشدار داده شدند .

بل هم فى شكّ يلعبون . .. كذلك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 37 - 1

1- سرنوشت قوم « تبّع » و اقوام قبل از آن ، پيامدار عبرت و هشدار براى مشركان مكه

أهم خير أم قوم تبّع و الذين من قبلهم

513- هلاكت كافران اطراف مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 31 - 16

16ـ شكست و نابودى كفرپيشگان مكه و حوالى آن ، از پيشگويى هاى قرآن

لايزال الذين كفروا تصيبهم بما صنعوا قارعة . .. حتى يأتى وعد الله

514- هلاكت كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 31 - 16

16ـ شكست و نابودى كفرپيشگان مكه و حوالى آن ، از پيشگويى هاى قرآن

لايزال الذين كفروا تصيبهم بما صنعوا قارعة . .. حتى يأتى وعد الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 135 - 1

1- كافران مكه با انكار آيات الهى ـ پس از اتمام حجت بر ايشان ـ مستحق نابودى و عذاب بودند .

و لو أنّا أهلكنـهم . .. فستعلمون من أصحـب الصرط السوىّ و من اهتدى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 37 - 5

5- كافران مكه به عذاب و نابودى قريب الوقوع تهديد شدند .

سأُوريكم ءايـتى فلاتستعجلون

مقصود از «آياتى» به قرينه آيات بعد (. ..بل تأتيهم بغتة...) عذاب و هلاكت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 31 - 2

2 - تهديد كافران مكّه از سوى خداوند ، به وقوع حوادثى ناگوار و مرگ آفرين براى ايشان در آينده

قل تربّصوا فإنّى معكم من المتربّصين

515- هلاكت مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 53 - 12

12 ـ هلاكت و نابودى مشركان مكه در كارزار بدر ، پيامد گناهان و كفرشان به آيات الهى بود .

ذلك بأن اللّه لم يك مغيرا نعمة أنعمها على قوم حتى يغيروا ما بأنفسهم

«ذلك» علاوه بر اينكه اشاره به فرجام شوم فرعونيان و كافران پيش از آنان است، مى تواند اشاره به قضاياى جنگ بدر و نابودى مشركان مكه نيز داشته باشد.

516- هماهنگى مشركان مكه و فرعونيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 17 - 3

3- وجود نوعى مشابهت در عملكرد ، ميان مشركان مكه و فرعونيان در حق ستيزى و مقابله با رسول الهى

و لقد فتنّا قبلهم قوم فرعون و جاءهم رسول كريم

تعبير «قبلهم»، نوعى ارتباط و همگونى ميان مشركان مكه و فرعونيان را مى رساند.

517- هواپرستى كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 41 - 9

9- برخورد كافران و مشركان مكه با قرآن ، اساس علمى و عقلانى نداشت ; بلكه برخاسته از انگيزه هاى نفسانى ـ روانى آنان بود .

و لقد صرّفنا فى هـذا القرءان ليذّكّروا و ما يزيدهم إلاّ نفورًا

خداوند، حاصل تبيين تنوع و گوناگونى آيات خويش را براى مشركان، نفرت آنان معرفى مى كند و اين، نشان مى دهد كه آنان، به جاى برخورد منطقى با آيات الهى، برخورد روانى ـ نفسانى داشتند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 46 - 10

10- برخورد منكرانه كافران و مشركان مكه با قرآن ، برخاسته از منطق و عقل نبود ; بلكه انگيزه نفسانى ـ روانى داشت .

و إذا ذكرت ربّك فى القرءان وحده ولّوا على أدبـرهم نفورًا

«نفرت» از مقولات نفسانى - روانى است. بنابراين موضع نفرت آلود مشركان با قرآن، برخاسته از انگيزه هاى نفسانى - روانى آنان بود.

518- هواپرستى مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 41 - 9

9- برخورد كافران و مشركان مكه با قرآن ، اساس علمى و عقلانى نداشت ; بلكه برخاسته از انگيزه هاى نفسانى ـ روانى آنان بود .

و لقد صرّفنا فى هـذا القرءان ليذّكّروا و ما يزيدهم إلاّ نفورًا

خداوند، حاصل تبيين تنوع و گوناگونى آيات خويش را براى مشركان، نفرت آنان معرفى مى كند و اين، نشان مى دهد كه آنان، به جاى برخورد منطقى با آيات الهى، برخورد روانى ـ نفسانى داشتند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 46 - 10

10- برخورد منكرانه كافران و مشركان مكه با قرآن ، برخاسته از منطق و عقل نبود ; بلكه انگيزه نفسانى ـ روانى داشت .

و إذا ذكرت ربّك فى القرءان وحده ولّوا على أدبـرهم نفورًا

«نفرت» از مقولات نفسانى - روانى است. بنابراين موضع نفرت آلود مشركان با قرآن، برخاسته از انگيزه هاى نفسانى - روانى آنان بود.

519- يأس از ايمان مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 88 - 2

2 - يأس و نااميدى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از ايمان آوردن مشركان مكه

و قيله يـربّ إنّ هـؤلاء قوم لايؤمنون

520- يهود در مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 46 - 3

3 - وجود افرادى يهودى و يا مسيحى در مكّه ، در دوران بعثت پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله)

و لاتجـدلوا أهل الكتـب إلاّ بالتى هى أحسن

سوره عنكبوت، طبق نظر مشهور، مكّى است و برداشت بالا، براساس آن است.

3- ملاكها

1- تزاحم ملاكها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 219 - 8،11

8 ـ گناه شرابخوارى و قماربازى ، از منفعت آنها بيشتر است .

يسئلونك عن الخمر و الميسر . .. اثمهما اكبر من نفعهما

11 ـ لزوم ترجيح اهمّ در تزاحم ملاكها

و اثمهما اكبر من نفعهما

در صورتى كه ملاكِ حرمت شراب و قمار، زيان آنها باشد; با وجود تصريح به منفعت در آنها، جانب ملاك اقوى (زيان) ترجيح داده شده و حرمت آنها، جعل شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 79 - 13

13- عملكرد خضر ( ع ) در مورد كشتى ، مصداقى از تقديم اهم ، به هنگام مزاحمت آن با امرى مهم است .

و أمّا السفينة فكانت لمسكين . .. يأخذ كلّ سفينة غصبًا

2- ملاكها در نظام جزايى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 51 - 11

11 - كيفر و پاداش انسان ها در قيامت ، مستند به گواهى شاهدان است .

يوم يقوم الأشهـد

ملاكهاى عرفى

3- {ملاكهاى عرفى}

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 228 - 15

15 ـ برخوردارى زنان و شوهران از حقوقى متقابل و همانند ، به صورت معروف و متعارف ( بر اساس موازين عقلى و شرعى )

و لهنّ مثل الذى عليهنّ بالمعروف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 229 - 4،6،8

4 ـ لزوم تعهّد شوهر به رعايت حقوق شناخته شده همسر خويش

فامساك بمعروف

مراد از «معروف» (شناخته شده) حقوقى است كه بر اساس عقل، فطرت و شرع در بين مردم متدين و سليم الفطره، مورد شناسايى قرار گرفته است. اگر چه آيه درباره زن مطلّقه اى است كه شوهرش به او رجوع كرده بود; ولى به طور كلى بيانگر حقوق تمامى زنان است.

6 ـ رفتار مرد با زن خود پس از رجوع در طلاق ، بايد بر اساس موازين شناخته شده عقل و شرع باشد .

الطلاق مرّتان فامساك بمعروف

8 ـ پس از طلاق دوّم و رجوع در آن ، يا بايد زندگى بر اساس « معروف » باشد و يا طلاق بدون حق رجوع .

فامساك بمعروف او تسريح باحسان

بنابراينكه مراد از «تسريح باحسان» طلاق سوّم باشد; چون تنها در دو طلاق حق رجوع مى باشد: «الطلاق مرّتان». و طلاق سوّم بدون حق رجوع خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 231 - 2

2 ـ لزوم رعايت موازين شناخته شده شرعى و عرفى در طلاق و يا ادامه زندگى از سوى مردان

فامسكوهنّ بمعروف او سرِحوهن بمعروف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 232 - 2،7

2 ـ جواز و صحّت ازدواج زن با شوهر سابق پس از انقضاى عِدّه ، در صورت توافق آنها بر اساس موازين عقل ، شرع و عرف

فلا تعضلوهنّ ان ينكحن ازواجهنّ اذا ترضوا بينهم بالمعروف

ظاهراً مراد از «ازواجهنّ»، شوهر سابق باشد.

7 ـ توافق و رضايت زن و مرد بر اساس آنچه عقلا و شرعاً پسنديده است ، شرط اساسى براى ازدواج

فلا تعضلوهنّ ان ينكحن . .. اذا تراضوا بينهم بالمعروف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 233 - 7،9،12

7 ـ تأمين نياز ها و پوشاك مادران به مقدار متعارف ، وظيفه شرعى پدر

و على المولود له زرقهنّ و كسوتهنّ بالمعروف

9 ـ تأمين مخارجِ متعارف زنان مُطلّقه در زمان شيردهى به نوزاد ، بر عهده پدر است .

و على المولود له زرقهنّ

بنابراينكه مراد از «والدات» به قرينه آيات قبل و بعد، زنان مطلّقه باشند.

12 ـ ميزان متعارف نفقه و مخارج واجب بر شوهران ، بايد به اندازه توانايى مالى آنان باشد .

و على المولود له زرقهنّ و كسوتهنّ بالمعروف لا تُكلف نفس الا وسعها

به نظر مى رسد جمله «لا تُكلّف . .. » تبيين كلمه «معروف» باشد; يعنى نبايد حدّ متعارف، بدون در نظر گرفتن توانايى مالى شوهر تعيين شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 236 - 6،7،10،11

6 ـ لزوم پرداخت متاعى مناسب و پسنديده از سوى شوهران ، به زنان مُطلّقه اى كه براى آنان مهريّه تعيين نشده است .

و متّعوهنّ . .. متاعاً بالمعروف

ظاهر اين است كه ضمير در «متّعوهنّ»، به طايفه دوّم از زنان مُطلّقه برگردد; يعنى زنانى كه مهر براى آنان تعيين نشده است.

7 ـ لزوم پرداخت متاعى مناسب و پسنديده از سوى شوهران ، به زنانى كه قبل از آميزش با آنان ، طلاق داده شوند .

ان طلّقتم النساء . .. و متّعوهنّ ... بالمعروف

بنابراين احتمال كه ضمير در «متّعوهنّ»، علاوه بر اينكه به طايفه دوّم ارجاع شود، شامل طايفه اوّل (يعنى زنانى كه با آنان آميزش نشده) نيز شود.

10 ـ لزوم تناسب كالاى پرداختى به زنان مُطلّقه ، با شؤونات اجتماعى زن و مرد

متّعوهنّ . .. متاعاً بالمعروف

در آيه مزبور توصيه شده كه «متاع»، پسنديده باشد; و متاع آنگاه پسنديده است كه نه خارج از شؤونات اجتماعى شوهر و نه خارج از شؤونات اجتماعى همسر باشد.

11 ـ عُرف ، مرجع تشخيص برخى از موضوعات احكام الهى

متّعوهنّ . .. متاعاً بالمعروف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 241 - 1،3

1 ـ لزوم پرداخت كالاى شايسته و مناسب به زنان مُطلّقه

و للمطلّقات متاع بالمعروف

3 ـ عُرف ، مرجع تشخيص برخى از موضوعات احكام الهى

متاع بالمعروف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 6 - 19

19 - وصيت به اِعطاى بخشى از مال ، به كسى ، بايد بر اساس متعارف باشد .

إلاّأن تفعلوا إلى أوليائكم معروفًا

4- ملاكهاى عرفى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 180 - 6

6 - نقش معيار هاى عرفى در احكام دين

الوصية للولدين و الأقربين بالمعروف

ملاك عرفى

5- {ملاك عرفى}

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 89 - 9

9 ـ نوع متعارف غذاى خانوادگى كفاره دهنده ، كمترين حد براى نوع غذا در كفاره قسم

فكفّرته اطعام عشرة مسكين من اوسط ما تطعمون اهليكم

برداشت فوق را فرمايش امام باقر(ع) تأييد مى كند كه در پاسخ سؤال از «اوسط ما تطعمون» در آيه فوق فرمود: ما تقوتون به عيالكم من اوسط ذلك . .. .


كافى، ج 7، ص 454، ح 14; تفسير برهان، ج 1، ص 495، ح 4.

6- ملاك عرفى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - طلاق - 65 - 2 - 3

3 - از سرگيرى زندگى با زن مطلّقه و يا جدايى هميشگى از او ، پس از گذشت زمان عدّه ، بايد به صورت پسنديده و براساس موازين عقل و شرع باشد .

فامسكوهنّ بمعروف أو فارقوهنّ بمعروف

«معروف» اسم براى هر كارى است كه از نظر عقل و شرع، حسن و خوبى آن شناخته شده باشد (مفردات راغب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - طلاق - 65 - 6 - 9

9 - توجه به مصالح و منافع نوزادان و نيز رعايت موازين شرعى و عقلى ، بايد اساس و مبناى مشاوره و هم فكرى مردان و زنان مطلّقه باشد .

و أتمروا بينكم بمعروف

«معروف» اسم براى هر كارى است كه از نظر عقل و شرع، حسن و خوبى آن شناخته شده باشد (مفردات راغب).

4- ملائكه

1- ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 42 - 1،14

1 ـ مژده ملائكه به مريم ( س ) در برگزيدگى او از طرف خداوند

و اذ قالت الملئكة يا مريم انّ اللّه اصطفيك

14 ـ طهارت و پاكدامنى ، ملاكى براى ارزيابى مقام زن

طهرك و اصطفيك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 80 - 1،3،4،5

1 ـ پيامبران ، كسى را به برگزيدن فرشتگان و انبيا به عنوان ربّ ، فرمان نداده اند .

ما كان لبشر . .. و لا يامركم ان تتخذوا الملئكة و النّبيّن ارباباً

3 ـ اعتقاد برخى از اهل كتاب ، به ربوبيّت فرشتگان و انبيا

و لا يامركم ان تتخذوا الملئكة و النّبيّن ارباباً

آيه، ناظر به اعتقاد برخى از اهل كتاب است.

4 ـ اعتقاد به ربوبيّت انبيا و فرشتگان ( غير خدا ) ، كفر است .

و لا يأمركم . .. ايأمركم بالكفر

5 ـ فرشتگان و انبياء و هر آنچه غير خداست ، هيچ نقش مستقلّى در ربوبيّت عالم ندارد .

و لا يأمركم . .. ارباباً ايأمركم بالكفر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 83 - 16

16 ـ تسليم فرشتگان ، در برابر خداوند

و له اسلم من فى السّموات

رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) درباره آيه فوق فرمود: اما من فى السّموات فالملائكة.


الدر المنثور، ج 2، ص 254.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 87 - 1،6

1 ـ بازگشت به كفر ( ارتداد ) با وجود دلايل روشن ، موجب گرفتارى به طرد و نفرين خدا و فرشتگان و مردم

قوماً كفروا بعد ايمانهم . .. اولئك جزاؤهم انّ عليهم لعنة اللّه و الملئكة و النّا

6 ـ كسانى از يهود و نصارا كه آگاهانه نبوت پيامبر (صلی الله علیه و آله) را انكار نمودند ، گرفتار لعنت خدا و فرشتگان و مردم هستند .

قوماً كفروا بعد ايمانهم . .. اولئك جزاؤهم انّ عليهم ... و النّاس اجمعين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 89 - 1

1 ـ مرتدانِ تائب ، مورد پذيرش و توجه خداوند ، ملائكه و مردم

كفروا بعد ايمانهم . .. انّ عليهم لعنة اللّه و الملئكة و الناس ... الاّ الذين تاب

2- آثار استغفار ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 5 - 20

20 - استغفار فرشتگان براى زمينيان ، موجب بقاى نظام هستى

تكاد السمـوت يتفطّرن . .. و الملـئكة ... و يستغفرون لمن فى الأرض

چنانچه آيات در مقام توحيد و نفى شرك باشد، از ارتباط فرازهاى آيه مى توان استفاده كرد كه پيامد گناه شرك، چنان بزرگ و سنگين است كه اگراستغفار ملائكه براى زمينيان نبود، نظام هستى فرو مى پاشيد.

3- آثار ترس ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 13 - 10

10ـ خوف فرشتگان از خداوند ، آنان را به تسبيح و ستايش خداوند سوق مى دهد .

و يسبّح . .. والملـئكة من خيفته

«من» در «من خيفته» براى تعليل است.

4- آثار جهل ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 30 - 20

20 ـ نا آگاهى فرشتگان به ارزش هاى والاى انسان ، موجب شد تا فسادگرى او براى فرشتگان جلوه گر شود و به خلقت و خلافتش معترض باشند .

أتجعل فيها من يفسد فيها . .. قال إنى أعلم ما لاتعلمون

5- آثار درك صحيح ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 5 - 16

16 - تسبيح و ستايش مداوم فرشتگان ، ره آورد درك و تلقى آنان از عظمت الهى است .

و هو العلىّ العظيم . .. و الملـئكة يسبّحون بحمد ربّهم

برداشت بالا بر اين اساس است كه آيه درصدد بيان عظمت خدا باشد.

6- آثار دعاى ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 9 - 2

2 - مؤمنان تائب و صالحان ، مشمول رحمت الهى در قيامت در سايه دعا و درخواست فرشتگان

و قهم السيّئات و من تق السيّئات يومئذ فقد رحمته

7- آثار ذكر ملائكه ثبت عمل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انفطار - 82 - 11 - 5

5 - توجّه به حضور محافظان الهى در همه حالات و ثبت رفتار و كردار در نامه عمل ، بازدارنده انسان از ارتكاب گناه

ما غرّك . .. و إنّ عليكم لحـفظين . كرامًا كـتبين

8- آثار سجده ملائكه بر آدم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 62 - 3

3- سجده ملائكه بر آدم ( ع ) ، پيام دار كرامت و فضيلت او بر آنان بود .

اسجدوا لأدم فسجدوا . .. قال أرءيتك هـذا الذى كرّمت علىّ

9- آثار عبوديت ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 26 - 8

8- عبوديت فرشتگان ، مايه قرب و كرامت آنان به درگاه الهى است .

بل عباد مكرمون

از توصيف فرشتگان به «عباد» (بندگان) برداشت ياد شده به دست مى آيد.

10- آثار علم ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 28 - 2،5

2- آگاهى ملائكه از علم مطلق خداوند به تمامى گفتار و رفتار و حالات ، موجب انقياد آنان و بازدارنده ايشان از هرگونه نافرمانى

لايسبقونه . .. بأمره يعملون . يعلم ما بين أيديهم و ما خلفهم

جمله «يعلم ما. ..» مى تواند در حكم تعليل براى آيه قبل (لايسبقونه... بأمره يعملون) باشد; يعنى، چون فرشتگان آگاه اند كه خداوند به تمامى حركات آنان دانا است، از اين رو گوش به فرمان خدا و تسليم محض او هستند.

5- اطلاع ملائكه از علم گسترده الهى ، مانع از شفاعت خودسرانه آنان است .

يعلم . .. و لايشفعون إلاّلمن ارتضى

11- آثار نزول ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - قدر - 97 - 4 - 9

9 - تقدير امور جهان در شب قدر ، وابسته به نزول ملائكه و روح به زمين است .

تنزّل . .. من كلّ أمر

«أمر»، ممكن است مفرد «اُمور» باشد. در اين صورت مراد امورى خواهد بود كه در شب قدر، تقدير مى شود و ملائكه و روح براى

تدبير آن امور، به زمين نازل مى شوند. حرف «من» در اين احتمال، براى بيان علّت غائى است; يعنى، «لأجل كلّ أمر أراد اللّه قضائه».

12- آثار نزول ملائكه در شب قدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - قدر - 97 - 4 - 4

4 - نزول ملائكه و روح در شب قدر ، نشانه شرافت آن بر هزار ماه

خير من ألف شهر . تنزّل الملـئكة و الروح فيها

13- آدم(ع) و ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 33 - 2،4،5

2 - آدم ( ع ) ، نام هاى حقايق هستى را براى فرشتگان بيان كرد .

فلمّا أنبأهم بأسمائهم

4 - آدم ( ع ) ، خليفه خداوند ، واسطه اى براى رسيدن فيض الهى به فرشتگان

يأدم أنبئهم بأسمائهم فلمّا أنبأهم بأسمائهم

5 - آدم ( ع ) ، آموزگار فرشتگان

يأدم أنبئهم بأسمائهم فلمّا أنبأهم بأسمائهم

14- آمادگى ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 38 - 1

1 - روح و فرشتگان الهى در قيامت ، ايستاده و صف بسته در آماده باش كامل قرار مى گيرند .

يوم يقوم الروح و الملـئكة صفّـًا

«صفّاً» مصدر است و چون حال قرار گرفته، به معناى «صافّين» است. ايستادن و صف بستن، كنايه از مهيّا بودن براى انجام فرمان هاى الهى است.

15- ابراهيم(ع) و سلام ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 69 - 4

4ـ ابراهيم ( ع ) ، سلام فرشتگان را پاسخ گفت و براى تدارك غذا از حضور آنان بيرون رفت .

قال سلـم فما لبث أن جاء بعجل حنيذ

16- ابراهيم(ع) و ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 69 - 4،8،16

4ـ ابراهيم ( ع ) ، سلام فرشتگان را پاسخ گفت و براى تدارك غذا از حضور آنان بيرون رفت .

قال سلـم فما لبث أن جاء بعجل حنيذ

8ـ ابراهيم ( ع ) ، در فاصله اى كوتاه پس از آمدن فرشتگانِ بشارت ، گوساله اى بريان شده براى آنان آورد .

فما لبث أن جاء بعجل حنيذ

ضمير در «لبث» به ابراهيم(ع) برمى گردد و «أن جاء» به تقدير «فى» متعلق به «لبث» است. «عجل» به گوساله نر كه بيش از يك ماه نداشته باشد، گفته مى شود و «حنيذ» به معناى بريان شده است. بنابراين «فما لبث ...»; يعنى، ابراهيم(ع) در آوردن گوساله اى بريان شده درنگى نكرد.

16ـ « عن أبى عبدالله ( ع ) قال : إن الله تعالى بعث أربعة أملاك فى إهلاك قوم لوط : جبرئيل و ميكائيل و اسرافيل و كرّوبيل ( ع ) فمرّوا بابراهيم ( ع ) . . . و كان صاحب أضياف فشوى لهم عجلاً سميناً حتى أنضجه ثم قرّبه إليهم . . . ;

از امام صادق(ع) روايت شده است كه فرمود: خداى تعالى براى هلاك كردن قوم لوط چهار فرشته فرستاد: جبرئيل، ميكائيل، اسرافيل و كرّوبيل. پس بر ابراهيم گذر كردند و ابراهيم مهمانپذير و مهمان دوست بود. از اين رو گوساله فربهى برايشان بر آتش نهاد تا آن را پخت و نزد آنان آورد ...».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 70 - 2،8،12

2ـ خوددارى فرشتگان از خوردن غذاى ابراهيم ( ع ) ، موجب ناراحتى و ناخوشايندى او شد .

فلما رءآ أيديهم لاتصل إليه نكرهم

8ـ حضرت ابراهيم ( ع ) به ماهيت مهمانان خويش ( فرشته بودن آنان ) تا پيش از معرفى خودشان ، پى نبرده بود .

قالوا لاتخف إنا أُرسلنا إلى قوم لوط

12ـ « عن أبى عبدالله ( ع ) قال : إن الله تعالى بعث أربعة أملاك . . . فمرّوا بابراهيم ( ع ) و هم معتمّون فسلّموا عليه فلم يعرفهم . . . فشوى لهم عجلاً سميناً حتى أنضجه ثم قرّبه إليهم فلما وضعه بين أيديهم رأى أيديهم لاتصل إليه نكرهم و أوجس منهم خيفة فلما رأى ذلك جبرئيل حسر العمامة عن وجهه و عن رأسه فعرفه ابراهيم ( ع ) فقال أنت هو ؟ فقال : نعم . . . ;

از امام صادق(ع) روايت شده است كه فرمود: خداى تعالى چهار فرشته فرستاد آنان بر ابراهيم گذر كردند در حالى كه داراى عمامه بودند [سر و صورت خود را با عمامه پوشانده بودند] پس بر او سلام كردند، او آنان را نشناخت. .. آن گاه برايشان گوساله فربهى بر

آتش نهاد تا آن را پخت و نزد آنان آورد و هنگامى كه ابراهيم(ع) ديد دست فرشتگان به آن گوساله بريان نمى رسد، آنان را نشناخت و در دل احساس ترس نمود، چون جبرئيل چنين ديد، عمامه را از سر و صورت خود كنار زد. پس ابراهيم او را شناخت و گفت: تو همانى گفت: آرى».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 74 - 3،5

3ـ ابراهيم ( ع ) ، پس از پى بردن به هدف فرشتگان ( نابودسازى قوم لوط ) ، با آنان به چون و چرا و جر و بحث پرداخت .

يجـدلنا فى قوم لوط

جمله «قد جاء أمر ربك» در آيه 76 مى تواند قرينه اى بر اين باشد كه مراد از «يجادلنا»، «يجادل رسلنا» باشد.

5ـ جدال و چون و چراى ابراهيم ( ع ) درباره قوم لوط ، پس از برطرف شدن ترس او و دريافت بشارت ( فرزنددار شدن ) بود .

فلما ذهب عن إبرهيم الروع و جاءته البشرى يجـدلنا فى قوم لوط

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 54 - 4

4- ابراهيم ( ع ) پس از دريافت خبر فرزنددار شدنش از فرشتگان ، خواستار توضيح و اطلاعات بيشترى از آنان شد .

فبم تبشّرون

برداشت فوق بر اين اساس است كه «با» در «فبم» براى ملابست باشد و استفهام در جمله «فبم تبشّرون» سؤال از چگونگى تحقق چنين بشارتى (فرزنددار شدن) باشد و نه ترديد و سؤال از اصل فرزنددار شدن.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 57 - 1

1- ابراهيم ( ع ) پس از شناخت مهمانانش ( فرشتگان ) از مأموريت اصلى و مهم آنان جويا شد .

قال فما خطبكم أيّها المرسلون

«خطب» به معناى امر مهم است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 58 - 1

1- در پى جويا شدن ابراهيم ( ع ) از مأموريت اصلى مأموران الهى ( فرشتگان ) آنان هلاكت قوم تبهكار ( قوم لوط ) را مأموريت اصلى خويش معرفى كردند .

قال فما خطبكم أيّها المرسلون . قالوا إنا أُرسلنا إلى قوم مجرمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 31 - 1

1 - فرستادگان خداوند براى يارى لوط ( ع ) ، ابتدا ، نزد ابراهيم ( ع ) رفتند و مأموريت خود را به او اعلام كردند .

قال ربّ انصرنى . .. و لمّا جاءت رسلنا إبرهيم بالبشرى قالوا إنّا مهلكوا أهل هـذه

17- ابراهيم(ع) هنگام بشارت ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 72 - 1

1ـ ابراهيم ( ع ) و همسرش ساره ، هنگام بشارت فرشتگان به تولد اسحاق و يعقوب ، پير و كهنسال بودند .

قالت يـويلتى ءألد و أنا عجوز و هـذا بعلى شيخًا

18- ابليس از ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 34 - 8

8 - ابليس از زمره فرشتگان بود . *

و إذ قلنا للملئكة اسجدوا لأدم فسجدوا إلا إبليس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 31 - 2

2- ابليس ، به هنگام خلقت انسان ، در ميان فرشتگان بود و از زمره آنان به حساب مى آمد .

و إذ قال ربّك للملـئكة إنى خـلق بشرًا من . .. فإذا سوّيته ... فقعوا له سـجدين .

برداشت فوق، مبتنى بر اين احتمال است كه استثنا متصل باشد و استثنا شدن ابليس از فرشتگان، نه به خاطر اين است كه وى فرشته بود; بلكه از بابِ تغليب، جزئى از آنها به شمار مى آمد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 61 - 4

4- ابليس ، به هنگام صدور فرمان خداوند به ملائكه براى سجده بر آدم ( ع ) ، در ميان مجموعه فرشتگان بود .

قلنا للملـئكة اسجدوا لأدم فسجدوا إلاّ إبليس

استثنا شدن ابليس از فرشتگان در تمرّد از فرمان سجده، نشان دهنده اين نكته است كه ابليس به هنگام فرمان خداوند بر سجده، در ميان آنان بوده است. لازم به ذكر است كه قول به منقطع بودن استثنا هم منافاتى با نكته ياد شده ندارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 74 - 3

3 - ابليس ، به هنگام خلقت انسان ، در ميان فرشتگان بود و از زمره آنان به حساب مى آمد .

فقعوا له سـجدين . فسجد الملـئكة ... إلاّ إبليس

برداشت ياد شده مبتنى بر اين احتمال است كه استثنا، متصل باشد و مستثنا شدن ابليس از فرشتگان، به خاطر اين نيست كه وى فرشته بود; بلكه از باب تغليب بوده و ابليس، جزء فرشتگان به شمار آمده است.

19- ابليس و ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 50 - 10

10- ابليس ، پيش از تمرد از فرمان خداوند ، همپايه فرشتگان و در منزلت آنان بود .

و إذ قلنا للملـئكة اسجدوا لأدم فسجدوا إلاّ إبليس

20- اتمام حجت ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 6 - 1

1 - ابلاغ وحى از سوى فرشتگان ، به منظور اتمام حجت بر خلق و انذار و اخطار به آنان است .

فالملقيـت ذكرًا . عذرًا أو نذرًا

«عذر» و «نذر» مصدر و به معناى «اعذار و انذار» است و نصب اين دو، به جهت مفعول له بودن آنها براى «ملقيات» است و يا به سبب بدل بودن آنها، براى «ذكراً» است. برداشت ياد شده، مبتنى بر تركيب نخست است.

21- احترام به ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 20 - 1

1 - فرشتگان ، مورد پرستش و احترام مشركان عرب جاهلى

و قالوا . .. ما عبدنـهم

22- احترام ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 24 - 5

5 - ملائكه ، موجوداتى گرامى و ارزشمند

ضيف إبرهيم المكرمين

برداشت ياد شده، بدان احتمال است كه «المكرمين» وصفى باشد كه ملائكه آن را بالذات داشته اند.

23- احترام ملائكه ثبت عمل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انفطار - 82 - 11 - 1،2

1 - فرشتگان ناظر و مراقب انسان ها ، شخصيت هايى ارجمند و داراى ارزش و احترام در پيشگاه خداوند

كرامًا

آنچه در مقوله خود داراى شرافت و برجستگى باشد، به كَرَم توصيف مى شود. (مفردات راغب)

2 - لزوم گرامى داشتن و حرمت نهادن به فرشتگان مأمور ثبت و ضبط اعمال

كرامًا

شرافت موجودى نزد خداوند، كاشف از اين است كه احترام ديگران به آن موجود، محبوب خداوند و مطلوب او است.

24- اخلاص ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 30 - 12

12 ـ خلوص فرشتگان در تسبيح و ستايش خداوند

نحن نسبح بحمدك و نقدس لك

«لك» علاوه بر تعلقش به «نقدس»، متعلق به «نسبح» نيز مى باشد. خلوص از لام «لك» استفاده شده است; يعنى: نقدسك لك لا لغيرك.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 38 - 5

5 - اخلاص كامل فرشتگان ، در تسبيح و عبادت خداوند

فالذين عند ربّك يسبّحون له بالّيل و النّهار

از اين كه به جاى «يسبّحونه»، عبارت «يسبّحون له» آمده و «لام» براى اختصاص مى باشد، مطلب بالا قابل برداشت است.

25- ادب ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 27 - 1

1- خضوع و ادب فرشتگان در برابر خداوند ، تا آن جا است كه آنان در سخن گفتن از او پيشى نمى گيرند .

لايسبقونه بالقول

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 28 - 12

12- ترس فرشتگان از خداوند ، آميخته با تعظيم ، احترام و توجه ويژه به خداوند است .

و هم من خشيته مشفقون

«خشيت» ترس توأم با تعظيم و احترام و «اشفاق» ترس آميخته با عنايت است (مفردات راغب).

26- ادراك ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 30 - 11

11 ـ فرشتگان داراى ادراك و آگاهى و توانا بر اظهار نظر و تحليل وقايع

قالوا أتجعل فيها من يفسد فيها و يسفك الدماء

27- ادعاهاى ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 31 - 7

7 ـ فرشتگان ، مدعى برترى خويش بر آدم ( ع ) بودند .

أنبئونى بأسماء هؤلاء إن كنتم صدقين

جمله «و نحن نسبح . ..» - پس از سخن اعتراض گونه فرشتگان به خلقت و خلافت انسان - مى نماياند كه متعلق «صادقين» برترى فرشتگان بر آدم مى باشد; يعنى، اگر راست مى گوييد كه از آدم (ع) برتر هستيد و به مقام خلافت شايسته تريد ... .

28- استحاله نبوت ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 158 - 3

3 ـ آمدن فرشتگان به عنوان پيامبر و يا تصديق كننده قرآن امرى ناشدنى

هل ينظرون إلا أن تأتيهم الملئكة

با توجه به اينكه آيه مورد بحث ناظر به آيه قبل است و در آن آيه سخن از قرآن و منكران آن بود، معلوم مى شود انتظارات مطرح

شده در اين آيه شرايطى است كه براى ايمان به قرآن مطرح شده است. بيان نكردن پيامد نزول ملائكه، در مقابل تحليل سومين پيشنهاد و بيان نتايج آن، اشاره به ناممكن بودن نزول ملائكه بر عموم مردم دارد.

29- استعاذه ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 30 - 31

31 ـ از امام صادق ( ع ) روايت شده كه فرمود : « إن الملائكة . . . قالوا نحن نقدسك و نطيعك و لانعصيك كغيرنا ; قال : فلمّا اجيبوا بما ذكر فى القرآن علموا انهم تجاوزوا ما لهم فلا ذوا بالعرش استغفاراً . . . ;

ملائكه گفتند: ]خدايا![ ما تو را تقديس و اطاعت مى كنيم و تو را معصيت نخواهيم كرد، آن گونه كه ديگران تو را نافرمانى كردند. امام فرمود: چون ملائكه جواب خداوند را آنگونه كه در قرآن آمده، شنيدند، دانستند كه از حد خود تجاوز كرده اند; پس براى طلب آمرزش به عرش الهى پناه بردند ...».

30- استعدادهاى ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 30 - 22

22 ـ انسان ، توانا به فراگيرى علوم و دريافت حقايق غيبى كه حتى فرشتگان استعداد يادگيرى و دريافت آنها را ندارند .

إنى أعلم ما لاتعلمون

برداشت فوق بر اين اساس است كه مراد از «ما لا تعلمون» خصوص استعداد نهفته در آدم (ع) نباشد; بلكه مقصود علوم و حقايقى باشد كه در نزد خداوند است. بر اين مبنا مراد از «إنى أعلم ما لاتعلمون» - در رابطه با خلقت و خلافت آدم (ع) - اين است كه: در نزد خداوند حقايقى است كه بايد موجودى به آنها آگاه شود و شما فرشتگان تحمل آن را نداشته و نداريد و تنها انسان است كه استعداد دريافت آنها را دارد و مى تواند مظهر آنها بشود. جمله «ألم أقل ...» در آيه 33 مؤيد اين معناست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 70 - 10

10ـ فرشتگان ، توانا بر سخن گفتن با آدميان و درك سخنان و حالات ايشان

قالوا سلـمًا . .. قالوا لاتخف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 116 - 6

6 - ابليس ، بر اطاعت از خداوند يا معصيت او ، مجبور نبود .

فسجدوا لأدم إلاّإبليس أبى

31- استغفار ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 30 - 31

31 ـ از امام صادق ( ع ) روايت شده كه فرمود : « إن الملائكة . . . قالوا نحن نقدسك و نطيعك و لانعصيك كغيرنا ; قال : فلمّا اجيبوا بما ذكر فى القرآن علموا انهم تجاوزوا ما لهم فلا ذوا بالعرش استغفاراً . . . ;

ملائكه گفتند: ]خدايا![ ما تو را تقديس و اطاعت مى كنيم و تو را معصيت نخواهيم كرد، آن گونه كه ديگران تو را نافرمانى كردند. امام فرمود: چون ملائكه جواب خداوند را آنگونه كه در قرآن آمده، شنيدند، دانستند كه از حد خود تجاوز كرده اند; پس براى طلب آمرزش به عرش الهى پناه بردند ...».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 5 - 8

8 - استغفار و آمرزش خواهى هميشگى فرشتگان ، براى زمينيان

و يستغفرون لمن فى الأرض

32- استقبال ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 32 - 7

7- آنانى كه در حال پاكى قبض روح مى شوند ، مورد استقبال ملائكه قرار مى گيرند .

الذين تتوفّـهم الملـئكة طيّبين يقولون سلـم عليكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 103 - 3

3- بهشتيان و مؤمنان راستين ، به هنگام برپايى قيامت مورد استقبال فرشتگان قرار خواهند گرفت .

و تتلقيهم الملئكة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 34 - 4

4 - استقبال فرشتگان از بهشتيان ، با تحيت و سلام

ادخلوها بسلـم

بنابراين كه قائل «ادخلوها» فرشتگان باشند، برداشت بالا قابل استفاده است.

33- استهزاهاى ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 13 - 10

10 - پاسخ استهزاآميز فرشتگان به منافقان در قيامت ، در قبال مهلت خواهى آنان از مؤمنان براى كسب نور

يوم يقول المنـفقون . .. نقتبس من نوركم قيل ارجعوا وراءكم فالتمسوا نورًا

امر در «ارجعوا ورائكم» امر تهكمى و استهزايى است; زيرا در پشت سر منافقان نورى وجود ندارد تا آنان برگردند و از آن برگيرند. گفتنى است كه در اين كه گوينده «ارجعوا ورائكم» كيست، چند ديدگاه وجود دارد. آنچه در برداشت بالا آمده، منطبق با يكى از آنها است.

34- اضرار به ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 81 - 9

9ـ آدميان ، ناتوان از ضربه زدن به فرشتگان حتى در صورتى كه آنان ، به شمايل انسان ها باشند .

يـلوط إنا رسل ربك لن يصلوا إليك

35- اطاعت ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 61 - 3

3- همه فرشتگان جز ابليس ، از امر الهى به سجده بر آدم ( ع ) اطاعت كردند .

قلنا للملـئكة اسجدوا لأدم فسجدوا إلاّ إبليس

36- اطعام به ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 69 - 4،8

4ـ ابراهيم ( ع ) ، سلام فرشتگان را پاسخ گفت و براى تدارك غذا از حضور آنان بيرون رفت .

قال سلـم فما لبث أن جاء بعجل حنيذ

8ـ ابراهيم ( ع ) ، در فاصله اى كوتاه پس از آمدن فرشتگانِ بشارت ، گوساله اى بريان شده براى آنان آورد .

فما لبث أن جاء بعجل حنيذ

ضمير در «لبث» به ابراهيم(ع) برمى گردد و «أن جاء» به تقدير «فى» متعلق به «لبث» است. «عجل» به گوساله نر كه بيش از يك ماه نداشته باشد، گفته مى شود و «حنيذ» به معناى بريان شده است. بنابراين «فما لبث ...»; يعنى، ابراهيم(ع) در آوردن گوساله اى بريان شده درنگى نكرد.

37- اطمينان بخشى ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 30 - 1

1 - اطمينان بخشى فرشتگان به همسر ابراهيم ( ع ) ، در مورد خدايى بودن پيام و بشارتشان ( فرزنددار شدن او )

قالوا كذلك قال ربّك

38- اقرار ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 32 - 10

10 ـ اعتراف فرشتگان به عالمانه و حكيمانه بودن آفرينش انسان و انتخاب او براى خلافت

إنّك أنت العليم الحكيم

از هدفهاى فرشتگان در توصيف خداوند به عليم و حكيم بودن - پس از اظهار تشكيك در شايستگى انسان براى خلافت - اعتراف و اقرار به ارزش والاى انسان و عالمانه و حكيمانه بودن آفرينش اوست.

39- اقسام ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 1 - 9

9 - فرشتگان الهى سه دسته اند : دسته اى داراى دوبال ، دسته اى داراى سه بال و دسته اى داراى چهاربال اند .

أُولى أجنحة مثنى و ثلـث و ربـع

40- التجا به ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 78 - 6

6 - پذيرش پيام حق رسولان الهى ، مايه سعادت انسان و رهايى از عذاب دوزخ است ; نه التجا به فرشتگان در قيامت .

و نادوا يـملك ليقض علينا ربّك قال إنّكم مـكثون . لقد جئنـكم بالحقّ

اين آيه شريفه در حقيقت مكمل آيه قبل و بيانگر فلسفه عدم پذيرش التجاى مجرمان به فرشتگان خازن دوزخ است.

41- امانتدارى ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 26 - 11

11- « عن أميرالمؤمنين ( ع ) فى خطبة تعرف بالأشباح قال : ثمّ خلق سبحانه لإسكان سماواته . . . خلقاً بديعاً من ملائكته . . .لايدّعون أنهم يخلقون شيئاً معه ممّا إنفرد به « بل عباد مكرمون . لايسبقونه بالقول و هم بأمره يعملون » جعلهم اللّه فيما هنالك أهل الأمانة على وحيه ;

از اميرالمؤمنين(ع) نقل شده است كه آن حضرت در ضمن خطبه اى معروف به اشباح فرمودند: آن گاه خداى سبحان براى جاى دادن در آسمان هاى خود . .. آفريده هاى بديعى از فرشتگان خود را آفريد ... آنان ادعا ندارند كه در معيت خدا چيزى را آفريده باشند كه آفرينش آن در انحصار او بوده است «بل عباد مكرمون...» خدا آنان را در آن جا اهل امانت بر وحى خود قرار داده است».

42- امداد به ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 12 - 4

4 ـ ملائكه در اجراى مأموريت هاى خويش نيازمند تقويت و پشتيبانى از جانب خدا

إذ يوحى ربك إلى الملئكة أنى معكم فثبتوا الذين ءامنوا

43- اميدوارى به شفاعت ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 26 - 3

3 - مشركان ، در اميد واهى شفاعت فرشتگان از آنان *

و كم من ملك فى السمـوت لاتغنى شفـعتم شيئًا

برداشت ياد شده بدين احتمال است كه ذكر اين آيه ـ پس از يادكرد عقايد مشركان ـ بدان جهت باشد كه آنان، بت ها را تمثال فرشتگان دانسته و با پرستش بت ها، انتظار شفاعت را از فرشتگان داشته اند.

44- انبيا و ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 98 - 5

5 - برترى رسولان الهى بر فرشتگان حتى بر جبرئيل و ميكائيل *

من كان عدواً للّه و ملئكته و رسله و جبريل و ميكل

چنانچه گذشت ذكر بخصوص جبرئيل و ميكائيل از ميان ساير فرشتگان حكايت از برترى اين دو فرشته دارد و تقديم ذكرى «رسله» بر «جبريل و ميكال» اشاره به به برترى بر جبرئيل و ميكائيل دارد.

45- انذارهاى ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 7 - 5،6

5 ـ نزول فرشته اى براى همراهى با پيامبر (صلی الله علیه و آله) جهت انذار مردمان ، انتظار بى جاى كافران

و قالوا . .. لولا أُنزل إليه ملك فيكون معه نذيرًا

6 ـ نزول فرشته اى بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى همراهى با او در انذار مردمان ، شرط پذيرش رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و درستى آن از نظر كافران بود .

لولا أُنزل إليه ملك فيكون معه نذيرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 6 - 1

1 - ابلاغ وحى از سوى فرشتگان ، به منظور اتمام حجت بر خلق و انذار و اخطار به آنان است .

فالملقيـت ذكرًا . عذرًا أو نذرًا

«عذر» و «نذر» مصدر و به معناى «اعذار و انذار» است و نصب اين دو، به جهت مفعول له بودن آنها براى «ملقيات» است و يا به سبب بدل بودن آنها، براى «ذكراً» است. برداشت ياد شده، مبتنى بر تركيب نخست است.

46- انسان و ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 81 - 9

9ـ آدميان ، ناتوان از ضربه زدن به فرشتگان حتى در صورتى كه آنان ، به شمايل انسان ها باشند .

يـلوط إنا رسل ربك لن يصلوا إليك

47- انقياد ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 97 - 4

4 - فرشتگان ، بدون اذن و فرمان خدا ، امرى را انجام نمى دهند .

فإنه نزله على قلبك بإذن اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 13 - 7

7 ـ منزلت فرشتگان، منزلت انقياد و تسليم در برابر خدا، به دور از هرگونه تكبّر و عصيان در برابر او

فما يكون لك أن تتكبّر فيها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 30 - 1،2

1- در پى فرمان خداوند به فرشتگان براى سجده بر آدم ( ع ) ، همه آنان بى استثنا در برابر او به سجده افتادند .

فقعوا له سـجدين . فسجد الملئكة كلّهم أجمعون

2- فرشتگان در برابر فرمان الهىِ سجده بر آدم ( ع ) ، بى چون و چرا آن را اجرا كردند .

فقعوا له سـجدين . فسجد الملئكة كلّهم أجمعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 49 - 7

7- همه فرشتگان ، مطيع و منقاد خداوند بوده و در برابر اوامر او تمرد نمى كنند .

و لله يسجد . .. و الملـئكة و هم لايستكبرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 50 - 5

5- فرشتگان ، پيوسته از اوامر و دستورات خدا اطاعت كرده و از آن سرپيچى نمى كنند ( عصمت از نافرمانى )

و الملـئكة . .. و يفعلون ما يؤمرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 50 - 7،12

7- همه فرشتگان ، بى چون و چرا و بى درنگ ، از فرمان الهى به سجده در برابر آدم ، اطاعت كردند .

و إذ قلنا للملـئكة اسجدوا لأدم فسجدوا

حرف فاء در «فسجدوا» بر تعقيب بدون مهلت دلالت دارد; يعنى، فرمان سجده به دون تأخير انجام پذيرفت.

12- سرشت ملائكه ، سرشتى فرمان بردار در برابر خدا است .

و إذ قلنا للملـئكة اسجدوا . .. فسجدوا إلاّ إبليس كان من الجنّ

تصريح به ماهيت شيطان، پس از طرح تخلّف او و نيز اشاره به تفاوت ماهوى وى با فرشتگان، مى تواند اشاره به مطلب بالا داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 64 - 3

3- فرشتگان در نزول بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) و آوردن وحى ، تنها از خداوند اطاعت مى كنند .

و ما نتنزّل إلاّ بأمر ربّك

گرچه در اين آيه مطرح نشده است كه فرشتگان بر چه كسى فرود مى آيند و چه مطالبى را نازل مى كنند; ولى به قرينه «ربك»، بارزترين مصداق براى گويندگان «ما نتنزّل. ..»، مأموران ابلاغ قرآن به پيامبر(صلی الله علیه و آله) مى باشند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 116 - 3

3 - تمامى فرشتگان ، فرمان سجده براى آدم را گردن نهادند و بى درنگ در برابر او به سجده افتادند .

فسجدوا

حرف «فا» بر نبودن فاصله بين فرمان سجده و انجام آن دلالت دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 27 - 4،8

4- فرشتگان ، در هر كارى تنها گوش به فرمان خدا هستند .

و هم بأمره يعملون

«بأمره» متعلق به «يعملون» است و تقديم آن بر متعلق خود، افاده قصر مى كند.

8- ملائكه در مقابل خداوند ، انقياد و اطاعت كامل دارند .

لايسبقونه بالقول و هم بأمره يعملون

پيشى نگرفتن فرشتگان در سخن و عمل كردن بر طبق فرمان خدا، بيانگر روح تسليم و انقياد كامل آنها است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 28 - 5

5- اطلاع ملائكه از علم گسترده الهى ، مانع از شفاعت خودسرانه آنان است .

يعلم . .. و لايشفعون إلاّلمن ارتضى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 165 - 1

1 - فرشتگان ، به صف ايستاده در خدمت اجراى فرمان هاى خداوند هستند .

و إنّا لنحن الصافّون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 73 - 1

1 - با صدور فرمان خداوند به فرشتگان براى سجده بر آدم ( ع ) ، بى درنگ همه آنها ، در برابر او به سجده درافتادند .

فقعوا له سـجدين . فسجد الملـئكة كلّهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 74 - 10

10 - فرشتگان ، موجوداتى مطيع و خاضع در برابر فرمان هاى خداوند

فسجد الملـئكة كلّهم أجمعون . إلاّ إبليس استكبر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - قدر - 97 - 4 - 7

7 - فرشتگان و روح ، تسليم خداونداند و كار هاى آنان به اذن او انجام مى گيرد .

تنزّل الملـئكة و الروح فيها بإذن ربّهم

48- انقياد ملائكه محافظ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 11 - 19

19ـ « عن أبى جعفر ( ع ) فى قوله : « له معقّبات من بين يديه و من خلقه يحفظونه من أمر الله » يقول : بأمر الله من أن يقع فى ركى ، أو يقع عليه حائط ، أو يصيبه شىء حتى إذا جاء القدر . . . يدفعونه إلى المقادير و هما ملكان يحفظانه بالليل و ملكان بالنهار يتعاقبانه ;

از امام باقر(ع) درباره سخن خدا: «له معقّبات . ..» روايت شده كه مى فرمود: به فرمان خدا [حفظ مى كنند ]او را از اينكه در چاه بيفتد يا ديوار بر او فرو ريزد يا آسيبى به او برسد تا زمانى كه تقدير بيايد ... او را به تقدير وامى گذارند و آن محافظان، دو فرشته در شب و دو فرشته در روز به نوبت از او حفاظت مى كنند».

49- انگيزه ملائكه پرستى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 81 - 3

3- تحصيل عزت و اعتبار ، از انگيزه هاى مشركان در پرستش معبود هاى خويش

واتّخذوا . .. ليكونوا لهم عزًّا

«عزّاً» مصدر است و مى تواند در توصيف مفرد و جمع به كار رود. كلمه ياد شده در اين آيه، يا به معناى اسم فاعل «معزّين»

است (يعنى پرستش معبودها به انگيزه عزت بخش بودن آنها صورت مى گيرد) و يا مراد مبالغه است (يعنى مشركان معتقد بودند كه معبودهايشان، عزّت مجسّم هستند و ارتباط با آنان زمينه ساز دريافت عزت است).

50- انوثت ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 40 - 1،3

1- مشركان بر اين باور بودند كه خداوند براى خود ، دخترانى از ملائكه برگزيده است .

أفأصفـكم ربّكم بالبنين و اتّخذ من الملـئكة إنـثًا

3- مشركان مكه ، معتقد بودند كه ملائكه از جنس زن هستند .

و اتّخذ من الملـئكة إنـثًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 39 - 2

2 - فرشتگان ، دختران خدا در نظر مشركان ، به رغم بيزارى خودشان از داشتن دختر و افتخارشان به پسران

أم له البنـت و لكم البنون

مشركان، از داشتن دختر عار داشتند. خداوند براساس همين پندار غلط، با ايشان محاجه كرده است; كه اگر به راستى دختران ننگ اند، چرا دختران را به خداوند نسبت داده و تنها خود را مالك پسران مى دانيد؟!

51- اهميت نقش ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 1 - 3

3 - نقش و مسؤوليت فرشتگان در جهان ، با اهميت و بزرگ است .

و الصـفّـت صفًّا

در اين كه مسؤوليت و كار فرشتگانِ صف در صف چيست; ميان مفسران بحث و گفت و گوى بسيار وجود دارد. از ظاهر آيه شريفه نيز چيز روشنى به دست نمى آيد; ولى مى توان استفاده كرد كه مسؤوليت و نقش فرشتگان هر چه هست، بسيار با اهميت و بزرگ مى باشد كه خداوند به آن سوگند ياد كرده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 2 - 3

3 - نقش و مسؤوليت فرشتگان در جهان ، با اهميت و بزرگ است .

فالزّجرت زجرًا

در اين كه مسؤوليت و كار فرشتگان بازدارنده و فريادگر چيست و از چه بازمى دارند و بر سر چه كسانى فرياد مى زنند; ميان مفسران بحث و گفتوگوى بسيار درگرفته است. از ظاهر آيه نيز چيز روشنى به دست نمى آيد; ولى مى توان به اين حقيقت پى برد كه مسؤوليت و كار فرشتگان هر چه هست، بسيار با اهميت و بزرگ مى باشد كه خداوند به آن سوگند ياد كرده است.

52- ايمان به ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 177 - 5،7،17

5 - ايمان به خدا ، قيامت ، فرشتگان ، كتاب هاى آسمانى و پيامبران و پرداخت مال ( انفاق ) براى رفع نياز مستمندان و آزادى بردگان از مسائل اساسى دين است .

ليس البر أن تولوا وجوهكم . .. و لكن البر من ءامن باللّه ... و ءاتى المال على حبه

7 - ضرورت ايمان به خدا ، قيامت ، فرشتگان ، كتاب هاى آسمانى و تمامى پيامبران

و لكن البر من ءامن باللّه و اليوم الأخر و الملئكة و الكتب و النبيين

17 - ايمان به خدا ، قيامت ، فرشتگان ، كتاب هاى آسمانى و پيامبران مشخصه نيكان

و لكن البر من ءامن باللّه . .. و النبيين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 285 - 7

7 ـ ايمان پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان ، به خدا ، ملائكه ، كتب آسمانى و پيامبران الهى

امن الرّسول . .. و المؤمنون كلّ امن باللّه و ملئكته و كتبه و رسله

كلمه «كلّ» علاوه بر مؤمنان، شامل پيامبر (صلی الله علیه و آله) نيز مى شود. يعنى پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان، همگى ايمان به خدا و ... دارند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 136 - 7،9

7 ـ ضرورت ايمان به فرشتگان ، پيامبران الهى و روز قيامت

و من يكفر باللّه و ملئكته و كتبه و رسله و اليوم الأخر

9 ـ اعتقاد به خدا ، پيامبران ، روز قيامت ، فرشتگان و كتب آسمانى ، اركان هدايت و شرط تحقق ايمان

يأيها الذين ءامنوا ءامنوا باللّه و رسوله . .. فقد ضل ضللا بعيداً

53- ايمان ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 172 - 11

11 ـ علم و ايمان حضرت عيسى ( ع ) و فرشتگان مقرب الهى به قيامت و محشور شدن به پيشگاه خداوند ، مانع استكبار آنان از بندگى خدا

لن يستنكف المسيح ان يكون عبداً للّه و لاالملئكة . .. فسيحشرهم إليه جميعاً

جمله «و من . ..» جمله حاليه و بيان علت از جمله سابق است. يعنى امكان ندارد مسيح و فرشتگان از عبادت خدا امتناع كنند ; چون حشر انسان و ملائكه به سوى خدا حتمى است و مسيح و فرشتگان از آن آگاهند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 7 - 6

6 - فرشتگان ، داراى ايمان راستين و كامل به خداوند

و يؤمنون به

54- برترى آدم(ع) بر ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 32 - 8،9

8 - آدم ( ع ) ، برتر از فرشتگان و عالمتر از ايشان بود .

و علّم ءادم الأسماء كلها . .. قالوا سبحنك لاعلم لنا إلا ما علّمتنا

9 - هدف از فرمان خدا به فرشتگان ( در بيان نام هاى حقايق ) ، يادآورى عالمانه و حكيمانه بودن افعال الهى و آگاه ساختن آنان به برترى علمى آدم ( ع ) بود .

أنبئونى بأسماء هؤلاء . .. قالوا سبحنك ... إنك أنت العليم الحكيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 33 - 5،10

5 - آدم ( ع ) ، آموزگار فرشتگان

يأدم أنبئهم بأسمائهم فلمّا أنبأهم بأسمائهم

10 - اثبات برترى آدم ( ع ) بر فرشتگان و تفهيم فضيلت او بر ايشان ، از هدف هاى فرمان خدا به آدم ( ع ) ( تعليم اسما به فرشتگان )

قال يأدم أنبئهم بأسمائهم

به قرينه آيه بعد مى توان گفت: از اهداف فرمان خداوند به آدم(ع) - مبنى بر تعليم اسما به فرشتگان - اثبات برترى او بر آنها بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 34 - 5،6

5 - آدم ( ع ) ، داراى منزلت و مقامى فراتر از فرشتگان

و إذ قلنا للملئكة اسجدوا لأدم

از آن جايى كه فرشتگان مأمور به سجده بر آدم(ع) شدند، فضيلت و برترى او معلوم مى شود.

6 - هدف از طرح خلافت آدم ( ع ) براى فرشتگان و اثبات فضيلت و برترى او ، ايجاد رغبت در فرشتگان براى اجراى فرمان الهى ( سجده بر آدم ( ع ) ) بود .

و إذ قال ربك للملئكة إنى جاعل فى الأرض خليفة . .. و إذ قلنا للملئكة اسجدوا لأدم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 11 - 8

8 ـ آدم(ع) انسانى ارجمند و برتر از فرشتگان

ثم قلنا للملئكة اسجدوا لأدم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 50 - 4

4- آدم ، موجودى ارجمند و برتر از فرشتگان

قلنا للملـئكة اسجدوا لأدم

سجده، به هر معنايى كه باشد، حكايت از آن دارد كه آدم، در قياس با فرشتگان داراى مقامى رفيع است، به گونه اى كه ملائكه، مأمور به سجده در برابر او مى شوند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 116 - 5

5 - ابليس ، از اطاعت فرمان خداوند در مورد سجده در برابر آدم ، رو برتافت .

فسجدوا إلاّإبليس أبى

55- برترى آدم(ع) به ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 31 - 9

9 ـ آگاهى بيشتر و فراتر آدم ( ع ) ، راز برترى او بر فرشتگان بود .

و علّم ءادم الأسماء كلها . .. إن كنتم صدقين

56- برترى انسان بر ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 30 - 22

22 ـ انسان ، توانا به فراگيرى علوم و دريافت حقايق غيبى كه حتى فرشتگان استعداد يادگيرى و دريافت آنها را ندارند .

إنى أعلم ما لاتعلمون

برداشت فوق بر اين اساس است كه مراد از «ما لا تعلمون» خصوص استعداد نهفته در آدم (ع) نباشد; بلكه مقصود علوم و حقايقى باشد كه در نزد خداوند است. بر اين مبنا مراد از «إنى أعلم ما لاتعلمون» - در رابطه با خلقت و خلافت آدم (ع) - اين است كه: در نزد خداوند حقايقى است كه بايد موجودى به آنها آگاه شود و شما فرشتگان تحمل آن را نداشته و نداريد و تنها انسان است كه استعداد دريافت آنها را دارد و مى تواند مظهر آنها بشود. جمله «ألم أقل ...» در آيه 33 مؤيد اين معناست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 29 - 13

13- انسان ، داراى مقامى برتر از فرشتگان

إذ قال ربّك للملـئكة . .. فقعوا له سـجدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 30 - 3

3- انسان ، داراى مقامى برتر از فرشتگان

فقعوا له سـجدين . فسجد الملئكة كلّهم أجمعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 50 - 6

6- انسان ها داراى زمينه هاى دستيابى به منزلتى فراتر از فرشتگان و شايستگى براى سجده ملائكه بر ايشان هستند .

و إذ قلنا للملـئكة اسجدوا لأدم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 116 - 6

6 - ابليس ، بر اطاعت از خداوند يا معصيت او ، مجبور نبود .

فسجدوا لأدم إلاّإبليس أبى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 72 - 11

11 - انسان ، داراى مقام و شرافتى فراتر و برتر از فرشتگان *

فإذا سوّيته . .. فقعوا له سـجدين

برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه خداوند در ضمن چهار آيه قبل فرشتگان را از «ملأ أعلى» (موجودات برين) معرفى كرده است; ولى در اين آيه به آنان فرمان داد كه بايد در برابر آدم سجده كنند. ناگفته نماند مقصود از آدم و انسان همه انسان ها نيست; بلكه افرادى اند كه در پرتو ايمان و عمل صالح، سير كمال را پيموده و به خدا نزديك شده اند.

57- برترى ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 14 - 11

11 - فرشتگان ـ در ديد قوم عاد و ثمود ـ موجوداتى برتر از آدميان و شايسته تر براى رسالت از جانب خداوند

قالوا لو شاء ربّنا لأنزل ملـئكة

از اين كه قوم عاد و ثمود، پيامبران خويش را به واسطه بشر بودن انكار مى كردند و نبوت را فقط لايق فرشتگان مى دانستند، مطلب بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 4 - 2

2 - برخى از فرشتگان ، از برخى ديگر برتراند .

فالسـبقـت سبقًا

سوگند خداوند بر «سابقات»، نشانه برترى آنان بر ملائكه ديگر است.

58- برترى ملائكه بر عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 58 - 4

4 - مشركان مكه ، معتقد به برترى فرشتگان بر عيسى ( ع ) *

و جعلوا الملـئكة . .. و قالوا لو شاء الرحمـن ما عبدنـهم ... ءألهتنا خير أم هو

از آيه نوزده و بيست همين سوره استفاده مى شود كه مصداق مورد نظر مشركان از «الهة» ملائكه بوده است.

59- برگزيدگان خدا و رسالت ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 20 - 9

9- مقام والاى برگزيدگان خداوند ، مانع تعجب و كنجكاوى آنان درباره رسالت هاى الهى فرشتگان و كسب اطلاعات درباره افعال خداوند نيست .

قالت أنّى يكون لى غلـم و لم يمسسنى بشر

60- بشارتهاى ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 24 - 3

3ـ فرشتگان ، نويد دهنده سلامت به بهشتيان و دورى هر گزند از ايشان

سلـم عليكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 53 - 2

2- بشارت پسرى دانا و دانشمند به ابراهيم ( ع ) از سوى فرشتگان

إنا نبشّرك بغلـم عليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 54 - 2

2- ابراهيم ( ع ) آن گاه خبر فرزنددار شدنش را از فرشتگان دريافت كرد كه كاملاً پير و از فرزنددار شدن مأيوس بود .

قال أبشّرتمونى على أن مسّنى الكبر فبم تبشّرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 55 - 1

1- تأكيد فرشتگان بر تحقق و عينيت يافتن بشارت پسردار شدن ابراهيم ( ع ) در دوران پيرى

قالوا بشرنـك بالحقّ

مقصود از «بالحق» در آيه فوق يا خبر مطابق با واقع است و يا به معناى اين است كه بشارت ما حقيقت دار است (مجمع البيان). در هر صورت گوياى اين نكته است كه: آنچه بشارت داده شد، تحقق يافتنى است و به وقوع خواهد پيوست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 32 - 10

10- فرشتگان ، به هنگام قبض روح تقواپيشگان ، حامل پيام سلامتى و خوشحالى براى آنانند .

المتّقين . الذين تتوفّـهم الملـئكة طيّبين يقولون سلـم عليكم ادخلوا الجنّة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 103 - 5

5- بشارت فرشتگان به مؤمنان راستين و بهشتيان در قيامت ، به فرا رسيدن روز موعود ( قيامت )

هـذا يومكم الذى كنتم توعدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 30 - 11

11 - فرشتگان ، بشارت دهنده موحدان پايدار بر حق ، به بهشت موعود

و أبشروا بالجنّة الّتى كنتم توعدون

«الإبشار» (مصدر «أبشروا») به معناى مسرور بودن است. بنابراين «أبشروا بالجنّة»; يعنى، به بهشت مسرور و خوشنود باشيد.

61- بى منطقى عقيده به الوهيت ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 21 - 1

1 - اعتقاد به دختر بودن و الوهيت فرشتگان ، سخنى گزاف و غير مستند به كتاب هاى آسمانى

و جعلوا له من عباده جزءًا . .. أم ءاتينـهم كتـبًا من قبله فهم به مستمسكون

62- بى منطقى عقيده به انوثت ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 150 - 5

5 - اعتقاد به از جنس زن بودن ملائكه ، اعتقادى بى پايه و بدون دليل و شاهد

أم خلقنا الملـئكة إنـثًا و هم شـهدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 21 - 1

1 - اعتقاد به دختر بودن و الوهيت فرشتگان ، سخنى گزاف و غير مستند به كتاب هاى آسمانى

و جعلوا له من عباده جزءًا . .. أم ءاتينـهم كتـبًا من قبله فهم به مستمسكون

63- بى نيازى مادى ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 28 - 6

6 - ملائكه ، بى نياز از خوردن غذا ، حتى در صورت تجسم به شكل بشر

قال ألا تأكلون . .. قالوا لاتخف

از آيه شريفه استفاده مى شود كه ملائكه سرانجام از غذاى ابراهيم(ع) نخوردند، هر چند شكل بشرى يافته بودند.

64- بينش ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 30 - 15

15 ـ فرشتگان با توجه به حضورشان در هستى و لياقتشان براى خلافت ، فلسفه اى براى خلقت و خلافت انسان نمى ديدند .

قالوا أتجعل فيها من يفسد فيها . .. و نحن نسبح بحمدك

جمله حاليه «و نحن نسبح . ..» گوياى اين مطلب است كه: فرشتگان علاوه بر اينكه انسان رابه خاطر فسادگرى اش شايسته خلافت نمى دانستند، وجود خويش را براى احراز اين مقام لايق دانسته و زمين را از خلافت انسان بى نياز مى شمردند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 5 - 7

7 - نزول وحى ، مايه كمال آفرينش ، در نگاه فرشتگان

كذلك يوحى إليك . .. و الملـئكة يسبّحون بحمد ربّهم

با توجه به اين كه «تسبيح» به معناى تنزيه و نفى نقيصه و كاستى است، تسبيح فرشتگان، حكايت از مشاهده كمال آفرينش پس از نزول وحى دارد.

65- پاسخ اخروى ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 41 - 1

1 - جواب روشن ملائكه به خداوند ، درباره عدم رضايت آنان از پرستيده شدن از سوى مشركان

و يوم يحشرهم . .. ثمّ يقول للملـئكة أهـؤلاء إيّاكم... يعبدون . قالوا سبحـنك أنت

66- پاكى ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 79 - 3

3 - فرشتگان الهى ، موجوداتى پاك و مطهر

لايمسّه إلاّ المطهّرون

67- پرسش از رسالت ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 58 - 1

1- در پى جويا شدن ابراهيم ( ع ) از مأموريت اصلى مأموران الهى ( فرشتگان ) آنان هلاكت قوم تبهكار ( قوم لوط ) را مأموريت اصلى خويش معرفى كردند .

قال فما خطبكم أيّها المرسلون . قالوا إنا أُرسلنا إلى قوم مجرمين

68- پرسش از ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 97 - 2

2 ـ چگونه سپرى كردن زندگانى دنيا ، پرسش فرشتگان از گناهكاران مستضعف پس از مرگ ( سؤال قبر )

انّ الّذين توفّيهم الملئكة ظالمى انفسهم قالوا فيم كنتم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 54 - 4

4- ابراهيم ( ع ) پس از دريافت خبر فرزنددار شدنش از فرشتگان ، خواستار توضيح و اطلاعات بيشترى از آنان شد .

فبم تبشّرون

برداشت فوق بر اين اساس است كه «با» در «فبم» براى ملابست باشد و استفهام در جمله «فبم تبشّرون» سؤال از چگونگى تحقق چنين بشارتى (فرزنددار شدن) باشد و نه ترديد و سؤال از اصل فرزنددار شدن.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 40 - 3،5

3 - خداوند در روز قيامت ، از ملائكه خواهد پرسيد كه آيا از عبادت مشركان براى آنان ، رضايت داشته اند ؟

و يوم يحشرهم جميعًا ثمّ يقول للملـئكة أهـؤلاء إيّاكم كانوا يعبدون

جوابى كه در آيه بعد از قول ملائكه نقل شده، حكايت از اين دارد كه سؤال از اصل عبادت نبوده است; زيرا عبادت مشركان در اختيار ملائكه نبوده تا آنان دستور به انجام آن داده باشند; بلكه سؤال از رضايت ملائكه از اين كار است.

5 - پرسش خداوند از ملائكه درباره پرستيده شدنشان از سوى مشركان ، با فاصله اى از بازآفرينى و گردآورى خواهد بود .

و يوم يحشرهم . .. ثمّ يقول للملـئكة

«ثم» براى تراخى است و كاربرد آن در آيه، مفيد نكته ياد شده است.

69- پرسش ملائكه قبر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 27 - 16،17

16- « قال أميرالمؤمنين ( ع ) صلوات الله عليه : إن ابن آدم . . . فإذا أدخل قبره أتاه ملكا القبر . . . فيقولان : من ربك و ما دينك و من نبيك ؟ فيقول : الله ربّى و دينى الإسلام و نبيى محمد (صلی الله علیه و آله) فيقولان له : ثبّتك الله فيما تحبّ و ترضى و هو قول الله عزّوجلّ : « يثبّت الله الذين آمنوا بالقول الثابت فى الحياة الدنيا و فى الأخرة » . . . ;

از اميرالمؤمنين(ع) روايت شده است كه فرمود: همانا آدمى زاده را . .. آن گاه كه وارد قبرش مى كنند، دو فرشته نزدش مى آيند ... و مى گويند: پروردگارت كيست؟ و دينت چيست؟ و پيامبرت كيست؟ پس پاسخ مى گويد: «خداوند» پروردگارم و «اسلام» دين من و پيامبرم حضرت محمد(صلی الله علیه و آله) است. پس به او مى گويند: خداوند تو را در آنچه دوست مى دارى و به آن راضى هستى ثابت قدم و استوار كرده است و اين همان سخن خداوند است كه مى فرمايد: «يثبّت الله الذين آمنوا بالقول الثابت ...»...».

17- « عن أبى عبدالله ( ع ) قال : إن المؤمن إذا أُخرج من بيته شيّعته الملائكة إلى قبره . . . و إن كان كافراً خرجت الملائكة تشيّعه إلى قبره تلعنونه . . . ثمّ يدخل عليه ملكا القبر . . . فيقولان له : من ربّك ؟ فيتلجلج و يقول : قد سمعت الناس يقولون فيقولان له : لادريت و يقولان له : ما دينك ؟ فيتلجلج فيقولان له : لادريت و يقولان له : من نبّيك ؟ فيقول : قد سمعت الناس يقولون فيقولان له لادريت و يسأل عن إمام زمانه . . . و هو قول الله عزّوجلّ : « . . . و يضلّ الله الظالمين و يفعل الله ما يشاء » ;

از امام صادق(ع) روايت شده است كه فرمود: آن گاه كه [جنازه] مؤمن را از منزلش بيرون مى برند، ملائكه او را تا قبرش تشييع مى كنند . .. و اگر كافر باشد فرشتگان او را تا قبرش تشييع و لعنت مى كنند ... سپس دو فرشته قبر، بر او وارد مى شوند ... پس به او مى گويند: پروردگارت كيست؟ پس او [در پاسخ] مردد مى شود و مى گويد: شنيده ام مردم [اين گونه] مى گويند. پس به او مى گويند: [آيا] ندانستى؟ به او مى گويند دينت چيست؟ باز مردد مى شود و آنان به او مى گويند: [آيا] ندانستى؟ پس به او مى گويند: پيامبر تو كيست؟ پس پاسخ مى دهد: شنيده ام كه [اين گونه] مردم مى گويند. پس به او مى گويند [آيا ]ندانستى؟ و از او درباره امام زمانش سؤال مى كنند: ... و اين سخن خداوند عزّوحلّ است: ... يضلّ الله الظالمين و يفعل الله ما يشاء».

70- پيشگويى ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 30 - 8

8 ـ فرشتگان با پيش بينى فسادگرى انسان ، او را شايسته خلافت نمى ديدند .

قالوا أتجعل فيها من يفسد فيها و يسفك الدماء

71- تأثيرپذيرى ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 50 - 2

2- فرشتگان ، داراى تأثر و انعطاف نفسانى اند .

و الملـئكة . .. يخافون ربّهم

72- تاريخ خلقت ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 30 - 3

3 - فرشتگان پيش از خلقت و خلافت آدم ( ع ) ، آفريده شده بودند .

و إذ قال ربّك للملئكة إنى جاعل فى الأرض خليفة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 28 - 5

5- فرشتگان ، قبل از آفرينش انسان ، موجود بودند .

و إذ قال ربّك للملـئكة إنى خلق بشرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 116 - 10

10 - سجده در برابر موجودى ديگر ، به فرمان خداوند و در جهت اطاعت او ، مجاز است و نشانه پرستش مسجود نيست .

و إذ قلنا للملـئكة اسجدوا لأدم

73- تاريخ ملائكه پرستى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 22 - 4

4 - پرستش فرشتگان ، سنتى ديرينه و آيينى سابقه دار در تاريخ عرب جاهلى

بل قالوا إنّا وجدنا ءاباءنا على أُمّة

واژه «اُمّة»، بيانگر آيين و مذهب است.

74- تبديل انسان به ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 60 - 4

4 - تبديل ماهيت انسانى به فرشته ( مجرد ) ، امرى ممكن براى خداوند

و لو نشاء لجعلنا منكم ملـئكة

گروهى از مفسران آيه شريفه را ناظر بدين معنا دانسته اند كه اگر خداوند بخواهد، مى تواند فرزندان انسان را فرشته قرار دهد كه جانشين او در زمين گردند.

75- تبرى ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 41 - 5

5 - ملائكه ، بين خود و مشركان به موالاتى قائل نيستند .

قالوا . .. أنت وليّنا من دونهم

76- تبريك به ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 8 - 3

3 - تبريك خداوند به موسى و فرشتگان حاضر در اطراف آتش طور

نودى أن بورك من فى النّار و من حولها

برداشت ياد شده بدان احتمال است كه «بورك من فى النار» انشاى تبريك باشد.

77- تبريك ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 23 - 8

8ـ فرشتگان از هر سو براى تهنيت گويى به بهشتيان بر آنان وارد مى شوند .

والملـئكة يدخلون عليهم من كل باب

78- تجسم ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 102 - 37

37 - تجسم فرشتگان به گونه اى كه براى مردم قابل مشاهده باشد ، امكان پذير است .

و ما يعلمان من أحد حتى يقولا إنما نحن فتنة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 9 - 9

9 ـ امكان تجسم فرشتگان به صورت آدمى

و لو جعلنه ملكا لجعلنه رجلا

آنچه در آيه نفى شده، پيامبر شدن فرشتگان است، نه تجسم آنان به صورت آدمى.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 69 - 7

7ـ فرشتگانِ پيام آورِ بشارت ، به سيماى آدميان بر ابراهيم ( ع ) وارد شدند .

قالوا سلـمًا قال سلـم فما لبث أن جاء بعجل حنيذ

از اينكه ابراهيم(ع) غذايى كه انسانها از آن تناول مى كنند براى فرشتگان آورد، معلوم مى شود: آن حضرت، فرشتگان را به صورت و سيماى انسان ديد و به ماهيت آنان پى نبرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 77 - 2

2ـ فرشتگان ، به صورت و شكل انسان ها بر حضرت لوط ( ع ) وارد شدند .

و لما جاءت رسلنا لوطًا سىء بهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 52 - 8،10

8- فرشتگان وارد شده بر حضرت ابراهيم ( ع ) ، در قالب و شكل انسان بوده و به عنوان مهمان وارد شدند .

و نبّئهم عن ضيف إبرهيم . إذ دخلوا عليه فقالوا سلـمًا قال إنا منكم وجلون

10- امكان ظاهر شدن فرشتگان در قالب جسمانى و قابل رؤيت

إذ دخلوا عليه فقالوا سلـمًا قال إنا منكم وجلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 62 - 1،5

1- ورود فرشتگان بر حضرت لوط ( ع ) به صورت دسته جمعى و در قيافه مردان ناشناس بود .

قال إنكم قوم منكرون

«قوم» از نظر ريشه لغوى به معناى دسته اى از مردان است (مفردات راغب). آمدن ضماير «إنكم» و «منكرون» به صورت جمع مذكر، مؤيد برداشت فوق است.

5- امكان ظاهر شدن فرشتگان در قالب جسمانى و قابل رؤيت براى انسان

قال إنكم قوم منكرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 17 - 9،10

9- چهره جلوه يافته فرشته الهى براى مريم ( س ) ، چهره اى ناآشنا و بى شباهت به هم شهريان و خويشاوندان او بود .

بشرًا سويًّا

«بشراً» اسم نكره است و بر ناشناخته بودن شخص دلالت دارد.

10- تمثّل و جلوه گر شدن فرشتگان به صورت هاى مادى ، امرى ممكن و تحقق يافته است .

فأرسلنا إليها روحنا فتمثّل لها بشرًا سويًّا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 33 - 4

4 - امكان دارد كه فرشتگان به صورت موجود مادّى ، ظاهر شوند .

و لمّا أن جاءت رسلنا لوطًا سىء بهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 24 - 6

6 - تجسم ملائكه به صورت انسان ، براى ابراهيم ( ع )

ضيف إبرهيم المكرمين

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه ميهمانان ابراهيم(ع) از ملائكه بوده اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 26 - 2

2 - تجسم ملائكه به صورت انسان براى حضرت ابراهيم ( ع )

هل أتيـك حديث ضيف . .. فجاء بعجل سمين

اقدام حضرت ابراهيم(ع) براى تهيه غذا و آوردن گوساله بريان شده، بيانگر مطلب ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 28 - 6

6 - ملائكه ، بى نياز از خوردن غذا ، حتى در صورت تجسم به شكل بشر

قال ألا تأكلون . .. قالوا لاتخف

از آيه شريفه استفاده مى شود كه ملائكه سرانجام از غذاى ابراهيم(ع) نخوردند، هر چند شكل بشرى يافته بودند.

79- تجسم ملائكه عذاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 33 - 3

3 - فرشتگان عذابِ قوم لوط ، به صورت انسان ، بر لوط ( ع ) وارد شدند .

و لمّا أن جاءت رسلنا لوطًا سىء بهم

احتمال دارد دليل «سىء بهم و ضاق بهم ذرعاً» اين باشد كه فرشتگان به صورت انسان بر لوط(ع) به عنوان ميهمان وارد شدند و لوط(ع) از عاقبت ورود مسافرانى ناشناخته به شهر، نگران شد كه مبادا، اهالى شهر براى تجاوز به آنان، به سوى خانه لوط بيايند.

80- تحميد ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 13 - 2،7

2ـ فرشتگان تسبيح گوى خداوند و ستايش كننده اويند .

و يسبّح . .. و الملـئكة

«الملائكة» عطف بر «الرعد» است ; يعنى: «يسبح الملائكة بحمده من خيفته».

7ـ فرشتگان و رعد هاى آسمانى به وسيله حمد و ستايش خدا اورا تسبيح مى كنند .

و يسبّح الرعد بحمده

«باء» در «بحمده» مى تواند براى مصاحبت باشد و ممكن است براى استعانت باشد. برداشت ياد شده بر اساس احتمال دوم است.

81- تحيت ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 43 - 4،5،6

4 - دعا و تحيت فرشتگان بر مؤمنان

هو الذى يصلّى عليكم و ملـئكته

5 - دعا و تحيت فرشتگان به مؤمنان ، به سبب فراوانى ذكر و تسبيح خدا از سوى آنان است .

يـأيّها الذين ءامنوا اذكروا اللّه . .. و سبّحوه ... هو الذى يصلّى عليكم و ملـئكت

6 - دعا و تحيت ملائكه بر مؤمنان ، زمينه ساز بيرون بردن آنان از ظلمت ها به نور است .

هو الذى يصلّى عليكم و ملـئكته ليخرجكم من الظلمـت إلى النور

82- تداوم تسبيح ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 20 - 2

2- سستى ناپذيرى مقربان الهى ( فرشتگان ) در تسبيح مستمر خداوند

و من عنده . .. يسبّحون الّيل والنهار لايفترون

«فتر» (مصدر «يفترون») به معناى ضعف و سستى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 38 - 4،6

4 - فرشتگان و بندگان مخلص حق ، در شب و روز همواره تسبيح گوى خداوند هستند .

فالذين عند ربّك يسبّحون له بالّيل و النهار

تعبير «بالّيل و النهار» كنايه از استمرار و تداوم است.

6 - فرشتگان و بندگان مخلص خدا ، در تسبيح و عبادت او خستگى ناپذيراند .

فالذين عند ربّك يسبّحون له . .. و هم لايسئمون

«السّامة» (مصدر «لايسئمون») به معناى خستگى و ملالت از ادامه كار است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 5 - 5

5 - فرشتگان ، همواره در حال ستايش ، تسبيح و تنزيه پروردگار خويش

و الملـئكة يسبّحون بحمد ربّهم

فعل مضارع «يسبّحون» افاده استمرار مى كند.

83- تداوم حمد ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 5 - 5

5 - فرشتگان ، همواره در حال ستايش ، تسبيح و تنزيه پروردگار خويش

و الملـئكة يسبّحون بحمد ربّهم

فعل مضارع «يسبّحون» افاده استمرار مى كند.

84- تداوم نزول ملائكه در شب قدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - قدر - 97 - 4 - 3

3 - شب قدر و نزول ملائكه و روح در آن ، امرى پيوسته است و به سالى خاص محدود نيست .

تنزّل

فعل «تنزّل»، مضارع است و هر مضارعى كه مفاد آن در گذشته نيز انجام گرفته باشد بر استمرار دلالت دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - قدر - 97 - 5 - 6

6 - در نزول فرشتگان و روح تا سپيده دم شب قدر ، وقفه اى پديد نمى آيد .

تنزّل الملـئكة و الروح فيها . .. حتّى مطلع الفجر

حرف «حتّى»، مى تواند بيانگر غايت تمام امورى باشد كه درباره شب قدر، مطرح شده است.

85- تداوم نزول ملائكه وحى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 1 - 2

2 - نزول فرشتگان وحى ، به صورت مستمر و پياپى

و المرسلـت عرفًا

«عُرْف»، مصدر است و در معانى «تتابع» (پى درپى) و معروف (نيك و ارزشمند) به كار مى رود. برداشت ياد شده، مبتنى بر كاربرد نخست است.

86- تدبير ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 5 - 1،2،4،5،6،8

1 - فرشتگان ، عهده دار مديريت و تدبير بخش هايى از امور جهان

فالمدبّرت أمرًا

«أمراً» اسم جنس و قابل اطلاق بر كم و زياد است و نكره بودن آن، دلالت بر ابهام يا تعظيم دارد.

2 - كاردانى و مهارت فرشتگان ، در اداره و تدبير جهان

فالمدبّرت أمرًا

4 - جهان داراى نظامى خاص و استوار ، بر پايه تدبيرهايى از سوى فرشتگان

فالمدبّرت أمرًا

5 - سوگند خداوند به فرشتگان مدير و مدبّر

فالمدبّرت أمرًا

6 - فرشتگان تدبيركننده امور جهان ، داراى مقامى ارجمند در پيشگاه خداوند

فالمدبّرت أمرًا

8 - « عن على بن أبى طالب ( ع ) انّ ابن الكوّاء سأله عن « و المدبرات أمراً » قال : الملائكة يدبّرون ذكر الرحمـن و أمره ;

از على بن ابى طالب(ع) روايت شده كه در پاسخ ابن كوّاء ـ كه از او درباره «فالمدبّرات أمراً» سؤال كرده بود ـ فرمود: مراد فرشتگانى اند كه ذكر خداى رحمان و فرمان او را تدبير مى كنند».

87- ترس ابراهيم(ع) از ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 70 - 3،4

3ـ ابراهيم ( ع ) ، از فرشتگان حاضر در خانه خويش ، احساس ترس و دلهره كرد .

و أوجس منهم خيفة

ايجاس (مصدر أوجس) به معناى احساس كردن است.

4ـ خوددارى فرشتگان از تناول غذا ، عامل ترس ابراهيم ( ع ) از آنان شد .

فلما رءآ أيديهم لاتصل إليه نكرهم و أوجس منهم خيفة

88- ترس از ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 22 - 6

6 ـ وحشت مجرمان از ملائكه به هنگام رو در رويى با آنها ، به هنگام مرگ و روز رستاخيز

يوم يرون الملـئكة لابشرى يومئذ للمجرمين و يقولون حجرًا محجورًا

89- ترس ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 13 - 4

4ـ هراس و خوف فرشتگان از خداوند

و الملـئكة من خيفته

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 50 - 1

1- فرشتگان ، همواره ، از مقام ربوبيت و قهّاريت خداوند ، در خوف و هراسند .

و الملـئكة . .. يخافون ربّهم من فوقهم

«من فوقهم» حال براى «ربّ» است و دلالت بر علوّ و برترى خدا مى كند كه حاكى از قهّاريت اوست و فعل مضارع «يخافون»

دلالت بر تداوم مى كند.

90- تسبيح گويى ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 30 - 10،12

10 ـ فرشتگان ، تسبيح كننده ، ستايشگر و تقديس كننده خدا هستند .

و نحن نسبح بحمدك و نقدس لك

12 ـ خلوص فرشتگان در تسبيح و ستايش خداوند

نحن نسبح بحمدك و نقدس لك

«لك» علاوه بر تعلقش به «نقدس»، متعلق به «نسبح» نيز مى باشد. خلوص از لام «لك» استفاده شده است; يعنى: نقدسك لك لا لغيرك.

91- تسبيح ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 13 - 2،7

2ـ فرشتگان تسبيح گوى خداوند و ستايش كننده اويند .

و يسبّح . .. و الملـئكة

«الملائكة» عطف بر «الرعد» است ; يعنى: «يسبح الملائكة بحمده من خيفته».

7ـ فرشتگان و رعد هاى آسمانى به وسيله حمد و ستايش خدا اورا تسبيح مى كنند .

و يسبّح الرعد بحمده

«باء» در «بحمده» مى تواند براى مصاحبت باشد و ممكن است براى استعانت باشد. برداشت ياد شده بر اساس احتمال دوم است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 20 - 3

3- « عن أبى عبداللّه ( ع ) : و الملائكة ينامون ، فقلت : يقول اللّه عزّوجلّ : « يسبّحون الليل والنهار لايفترون » فقال : أنفاسهم تسبيح ;

از امام صادق(ع) روايت شده: ملائكه نيز مى خوابند [راوى مى گويد عرض كردم: چگونه و حال آن كه] خدا مى فرمايد: «يسبّحون الليل والنهار لايفترون» فرمود: نفس هاى آنان تسبيح است».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 166 - 1

1 - فرشتگان ، پيوسته به تسبيح و تنزيه خداوند مشغول اند .

و إنّا لنحن المسبّحون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 75 - 1

1 - فرشتگان به روز قيامت ، در اطراف عرش به تسبيح و تنزيه خداوند همراه با ستايش او خواهند پرداخت .

و ترى الملـئكة حافّين من حول العرش يسبّحون بحمد ربّهم

92- تشبيه ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 17 - 6

6 - مشركان عصر بعثت ، فرشتگان را موجوداتى شبيه خداوند در رحمت مى دانستند .

بما ضرب للرحمـن مثلاً

با توجه به كلمه «رحمان» و «مثلاً»، مطلب بالا قابل برداشت است.

93- تشبيه ملائكه قبض روح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 3 - 5

5 - فرشتگان ، به هنگام قبض روح برخى از مردم ، بسان شناكنندگان ، وظيفه خود را به آرامى و با مدارا انجام مى دهند .

و السـبحـت سبحًا

در نظر برخى از اهل لغت، حركت در اعماق آب را، «عَوْم» و حركت روى آب و بدون فرورفتن را «سباحة» مى گويند(تاج العروس). تعبير «السابحات» ـ به قرينه «الناشطات» در آيه قبل ـ ناظر به حركت آرام ملائكه، در قبض روح مؤمن است كه به حركت در آب تشبيه شده است.

94- تشبيه ملائكه وحى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 2 - 4

4 - فرشتگان وحى ، همچون طوفان با سرعت بسيار مأموريت خود را دنبال مى كردند .

فالعـصفـت عصفًا

«عاصفات» از نظر لغوى، به معناى تندبادها و طوفان ها است و اگر مقصود از آن، فرشتگان باشد، در اين كلام تشبيه و استعاره به كار رفته است.

95- تشكل ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 165 - 3

3 - وجود تشكل و حركت جمعى ميان فرشتگان

و إنّا لنحن الصافّون

برداشت ياد شده از به صف بودن فرشتگان به دست مى آيد.

96- تعداد بال ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 1 - 9

9 - فرشتگان الهى سه دسته اند : دسته اى داراى دوبال ، دسته اى داراى سه بال و دسته اى داراى چهاربال اند .

أُولى أجنحة مثنى و ثلـث و ربـع

97- تعداد ملائكه جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 31 - 7،8،10

7 - بيان تعداد نگهبانان دوزخ در قرآن ، موجب افزايش و تقويت ايمان اهل كتاب تا مرز يقين

ليستيقن الذين أُوتوا الكتـب

8 - تعداد فرشتگان نگهبان دوزخ ، از حقايق بازگو شده در كتاب هاى آسمانى پيشين

ليستيقن الذين أُوتوا الكتـب

مفسّران درباره چگونگى يقين پيدا كردن اهل كتاب از تعداد ذكر شده در قرآن براى نگهبانان دوزخ، گفته اند: چون اين عدد در كتاب هاى آسمانى اهل كتاب نيز ذكر شده است، آنان به حقانيت و درستى قرآن پى برده اند و بر ايمانشان افزوده شده است.

10 - ذكر تعداد نگهبانان دوزخ در قرآن ، زداينده هرگونه شك و ترديد ، از دل اهل كتاب و مؤمنان نسبت به حقانيت و درستى قرآن

و لايرتاب الذين أُوتوا الكتـب و المؤمنون

98- تعدد ملائكه قبض روح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 27 - 8

8- ملائكه متعدد ، دست اندركار قبض روح انسان ها

إذا توفّتهم الملـئكة

99- تعدد ملائكه محافظ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 11 - 2،20

2ـ هر فردى از انسانها ، بهره مند از مراقبت و محافظت چندين فرشته است .

له معقّبـت . .. يحفظونه

برداشت فوق از جمع آوردن كلمه «معقّبات» استفاده مى شود. قابل ذكر است كه ضمير در «له» و ضمير مفعولى در «يحفظونه» به «من أسرّ القول ...» باز مى گردد و مراد از آن «انسان» است ; زيرا خطاب در جمله «سواء منكم» متوجه انسانهاست.

20ـ « دخل عثمان على رسول الله (صلی الله علیه و آله) فقال : أخبرنى عن العبد كم معه من ملك ؟ قال : . . . و ملكان بين يديك و من خلفك يقول الله سبحانه : « له معقبات من بين يديه و من خلفه . . . » ;

عثمان بر رسول الله(صلی الله علیه و آله) وارد شد و گفت: به من خبر ده با هر بنده اى چند فرشته است؟ حضرت فرمود: . .. و دو فرشته پيش رو و پشت سر تو هستند. خداوند سبحان مى فرمايد: له معقبات ...».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انفطار - 82 - 10 - 4

4 - « دخل عثمان على رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) فقال : أخبرنى عن العبد كم معه من ملك قال : . . . عشرة أملاك على كلّ آدمىّ و ملائكة الليل سوى ملائكة النهار فهـؤلاء عشرون ملكاً على كلّ آدمىّ . . . قال اللّه تعالى : « و إنّ عليكم لحافظين » ;

عثمان به حضور رسول خدا(صلی الله علیه و آله) رسيد و گفت: مرا خبر ده با هر بنده اى چند فرشته هست؟ فرمود: . .. بر هر آدمى هميشه ده فرشته[نگهبان] است، فرشته هاى شب، غير از فرشتگان روز مى باشند، بنابراين مجموعاً بر هر آدمى بيست فرشته [نگهبان ]مى باشد ... خداى تعالى فرمود: «و إنّ عليكم لحافظين».

100- تعدد ملائكه مرگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 37 - 8

8 ـ كارگزاران الهى در قبض روح انسانها، فرشتگانى متعدد هستند.

إذا جاءتهم رسلنا يتوفونهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 28 - 6

6- ملائكه قبض روح انسان ها ، متعددند .

تتوفّـهم الملـئكة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 32 - 2

2- فرشتگان قبض روح كننده انسان ها ، متعددند .

الذين تتوفّـهم الملـئكة

101- تعلم از ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 102 - 38

38 - فرشتگان مى توانند با حضور در ميان مردم ، آنان را آموزش دهند .

و ما يعلمان من أحد حتى يقولا . .. فيتعلمون منهما ... و يتعلمون ما يضرهم

102- تعليم اسما به ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 33 - 10

10 - اثبات برترى آدم ( ع ) بر فرشتگان و تفهيم فضيلت او بر ايشان ، از هدف هاى فرمان خدا به آدم ( ع ) ( تعليم اسما به فرشتگان )

قال يأدم أنبئهم بأسمائهم

به قرينه آيه بعد مى توان گفت: از اهداف فرمان خداوند به آدم(ع) - مبنى بر تعليم اسما به فرشتگان - اثبات برترى او بر آنها بوده است.

103- تعليم ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 102 - 38

38 - فرشتگان مى توانند با حضور در ميان مردم ، آنان را آموزش دهند .

و ما يعلمان من أحد حتى يقولا . .. فيتعلمون منهما ... و يتعلمون ما يضرهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 71 - 1

1 - خداوند ، پيش از آفرينش انسان ، فرشتگان را از آن باخبر ساخت .

إذ قال ربّك للملـئكة إنّى خـلق بشرًا

104- تفاوت ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 1 - 10

10 - توانايى و نقش آفرينى ملائكه در جهان متفاوت است .

أُولى أجنحة مثنى و ثلـث و ربـع

برداشت ياد شده، مبتنى بر اين احتمال است كه پروبال فرشتگان، كنايه از توانايى و قدرت جولان آنان در جهان باشد. در مَثَل مى گويند: فلانى پروبالش سوخته و يا شكسته شده; كنايه از اين كه نيروى حركت و توانايى از او سلب گرديده است.

105- تقرب ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 26 - 7

7- فرشتگان ، بندگان مقرب و مكرم خداوند هستند .

بل عباد مكرمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 26 - 10

10 - تفاوت مراتب و درجات فرشتگان الهى در قرب به خداوند *

و كم من ملك . .. إلاّ من بعد أن يأذن اللّه لمن يشاء و يرضى

برداشت ياد شده با توجه به دو نكته زير به دست مى آيد: الف) مراد از «من» در «لمن يشاء» شفاعت كنندگان (فرشتگان) باشد; ب) ذكر «لمن يشاء» ناظر بدان باشد كه برخى از فرشتگان، از مقبوليت شفاعت برخوردارند.

106- تقرب ملائكه قبض روح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 1 - 2

2 - فرشتگان مأمور قبض روح ، داراى مقامى رفيع در پيشگاه خداوند

و النـزعـت غرقًا

قسم خوردن خداوند به فرشتگان مرگ، نشانه ارجمندى آنان در نزد او است.

107- تكبر ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 31 - 7

7 ـ فرشتگان ، مدعى برترى خويش بر آدم ( ع ) بودند .

أنبئونى بأسماء هؤلاء إن كنتم صدقين

جمله «و نحن نسبح . ..» - پس از سخن اعتراض گونه فرشتگان به خلقت و خلافت انسان - مى نماياند كه متعلق «صادقين» برترى فرشتگان بر آدم مى باشد; يعنى، اگر راست مى گوييد كه از آدم (ع) برتر هستيد و به مقام خلافت شايسته تريد ... .

108- تكلم با ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 72 - 5

5ـ گفتوگوى ساره ( همسر ابراهيم ) با فرشتگان

فبشّرنـها بإسحـق . .. قالت يـويلتى ءألد و أنا عجوز و هـذا بعلى شيخًا

109- تكلم خدا با ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 28 - 1

1- خداوند ، تصميم خود را مبنى بر آفرينش انسان ، به ملائكه اعلام كرد .

و إذ قال ربّك للملـئكة إنى خـلق بشرًا

110- تكلم ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 42 - 2

2 ـ امكان سخن گفتن فرشتگان ، با غير انبياى الهى

و اذ قالت الملئكة يا مريم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 43 - 2

2 ـ سخن فرشتگان با مريم و فرمان دادن به او ، درباره اطاعت خاضعانه

و اذ قالت الملئكة . .. يا مريم اقنتى لربّك و اسجدى

ظاهراً جمله «يا مريم اقنتى»، گفتار ملائكه با حضرت مريم است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 45 - 1

1 ـ سخن گفتن ملائكه با مريم و بشارت به او ، درباره عيسى ( ع )

اذ قالت الملئكة يا مريم انّ اللّه يبشرك بكلمة منه اسمه المسيح عيسى ابن مريم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 70 - 10

10ـ فرشتگان ، توانا بر سخن گفتن با آدميان و درك سخنان و حالات ايشان

قالوا سلـمًا . .. قالوا لاتخف

111- تكلم ملائكه با بهشتيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 24 - 1

1ـ ديدار فرشتگان با اهل بهشت و سخن گفتن آنان با ايشان

والملـئكة يدخلون عليهم . .. سلـم عليكم

112- تكليف ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 29 - 11

11- دستور خداوند به فرشتگان براى سجده بر آدم ( ع ) پس از آفرينش او

و إذ قال ربّك للملـئكة . .. فإذا سوّيته و نفخت فيه من روحى فقعوا له سـجدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 30 - 1

1- در پى فرمان خداوند به فرشتگان براى سجده بر آدم ( ع ) ، همه آنان بى استثنا در برابر او به سجده افتادند .

فقعوا له سـجدين . فسجد الملئكة كلّهم أجمعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 50 - 6

6- فرشتگان ، مكلف به انجام تكاليفى اند .

و الملـئكة . .. و يفعلون ما يؤمرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 50 - 2

2- خداوند ، به همه فرشتگان فرمان داد تاآدم را سجده كنند .

و إذ قلنا للملـئكة اسجدوا لأدم

«ال» در «الملائكة» براى استغراق است; يعنى: «همه ملائكه».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 116 - 2،8

2 - فرشتگان ، به فرمان خداوند ، موظف به سجده براى آدم و خضوع در برابراو شدند .

و إذ قلنا للملـئكة اسجدوا لأدم

8 - آدم ( ع ) ، داراى مقام و جايگاهى برتر از ملائكه

و إذ قلنا للملـئكة اسجدوا لأدم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 27 - 6

6- ملائكه ، موجوداتى مكلف و موظّف در برابر خداوند

و هم بأمره يعملون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 72 - 7

7 - فرمان خداوند به فرشتگان براى سجده بر آدم ( ع ) پس از آفرينش او

فإذا سوّيته و نفخت فيه من روحى فقعوا له سـجدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 74 - 1،8

1 - ابليس چونان فرشتگان ، مكلف و موظف به سجده براى آدم ( ع )

فقعوا له سـجدين . فسجد الملـئكة ... إلاّ إبليس

8 - تكليف سجده كردن فرشتگان بر آدم ، تكليفى بس مهم و بزرگ در پيشگاه خداوند

فقعوا له سـجدين . فسجد الملـئكة ... إلاّ إبليس استكبر و كان من الكـفرين

از اين كه ابليس، به خاطر سرپيچى از سجده بر آدم، از سوى خداوند كافر شمرده شد، برداشت ياد شده به دست مى آيد.

113- تنبه به ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 32 - 9

9 - هدف از فرمان خدا به فرشتگان ( در بيان نام هاى حقايق ) ، يادآورى عالمانه و حكيمانه بودن افعال الهى و آگاه ساختن آنان به برترى علمى آدم ( ع ) بود .

أنبئونى بأسماء هؤلاء . .. قالوا سبحنك ... إنك أنت العليم الحكيم

114- تواضع ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 206 - 9

9 ـ فرشتگان همواره با تواضع در برابر خدا وى را عبادت مى كنند و او را منزه مى دانند و تنها بر درگاه او سجده مى برند .

إن الذين عند ربك . .. و له يسجدون

بسيارى از مفسران برآنند كه مراد از «الذين عند ربك» فرشتگان هستند.

115- توحيد عبادى ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 49 - 4

4- تمامى موجودات جنبنده و فرشتگان ، تنها در برابر خداوند سجده مى كنند .

و لله يسجد ما فى السموت و ما فى الأرض من دابّة و الملـئكة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 41 - 2

2 - ملائكه ، پرستيده شدن غير خداوند را شايسته نمى دانند .

قالوا سبحـنك

اعلام منزّه بودن خداوند از سوى فرشتگان، در جواب اين سؤال كه «آيا شما مورد پرستش مشركان بوده ايد» مى تواند ناظر به حقيقت ياد شده باشد.

116- توصيه هاى ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 81 - 16

16ـ فرشتگان به لوط ( ع ) توصيه كردند كه همسرش را براى نجات از عذاب ، به همراه خويش كوچ ندهد .

فأسر بأهلك بقطع من الّيل . .. إلاّ امرأتك

برداشت فوق، بر اين اساس است كه «امرأتك» استثنا از «أهلك» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 55 - 2

2- توصيه فرشتگان به ابراهيم ( ع ) بر مأيوس نشدن از لطف و رحمت خداوند در زندگى

قالوا . .. فلاتكن من القـنطين

«قنوط» به معناى نااميد شدن از خير است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 65 - 9

9- عبادت و پايدارى بر آن ، توصيه فرشتگان به پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و ما نتنزّل إلاّ بأمر ربّك . .. فاعبده واصطبر لعبـدته

آيه مورد بحث بر حسب ظاهر، در ادامه سخنان فرشتگان با پيامبر(صلی الله علیه و آله) در آيه پيش است.

117- تهمت به ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 40 - 12

12- عقيده به انوثيت فرشتگان و دختر خدا دانستن آنان ، سخن و اتهامى بس بزرگ و غير قابل باور است .

و اتّخذ من الملـئكة أنـثًا إنكم لتقولون قولاً عظيمًا

118- جايگاه ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 124 - 11

11 ـ فرشتگان ، موجوداتى از عالم بالا

ان يمدّكم ربّكم بثلثة الاف من الملكئة منزلين

كلمه «منزل» (فرو فرستاده شده)، بيانگر اين است كه فرشتگان در عالمى بالاتر از عالم دنيا هستند و به هنگام امداد فرو فرستاده مى شوند و پايين مى آيند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 25 - 5

5 ـ آسمان ، جايگاه فرشتگان

يوم تشقّق السماء بالغمـم و نزّل الملـئكة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 52 - 6

6 - جبرئيل ، موجودى از عالم امر *

أوحينا إليك روحًا من أمرنا

قيد «من أمرنا» مى تواند براى بيان اين نكته باشد كه «روح»، آفريده اى از عالم بالا و فرشته اى از عالم امر است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 26 - 2

2 - آسمان ، مركز و جايگاه بسيارى از فرشتگان

و كم من ملك فى السمـوت

119- جايگزينى ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 60 - 1

1 - خداوند ، توانا بر جايگزين ساختن فرشتگان وحى پذير ، به جاى انسان هاى وحى ستيز

و لو نشاء لجعلنا منكم ملـئكة فى الأرض يخلفون

با توجه به آيات پيشين كه در مورد مخالفت مشركان مكه با پيام وحى بود، استفاده مى شود كه آيه شريفه درصدد اثبات مطلب بالا است.

120- جنس ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 40 - 3

3- مشركان مكه ، معتقد بودند كه ملائكه از جنس زن هستند .

و اتّخذ من الملـئكة إنـثًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 150 - 3

3 - ملائكه ، از جنس زنان نيستند .

أم خلقنا الملـئكة إنـثًا

برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه پس از «أم» ـ كه به معناى «بل» است ـ همزه استفهامى انكارى مقدر بوده و تقدير آن چنين است: «أم أخلقنا الملائكة إناثاً».

121- جنسيت ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 21 - 3

3 - اعراب جاهلى ، معتقد به دختر بودن فرشتگان

أفريتم اللّـت و العزّى . .. ألكم الذّكر و له الأُنثى

از ارتباط ميان آيات، مى توان استفاده كرد كه مشركان، فرشتگان را دختران خدا و بت ها را مظهرى براى آنها مى پنداشتند. بدين جهت اسامى مؤنث براى بت ها، (لات و...) برمى گزيدند.

122- جواب سلام ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 69 - 4

4ـ ابراهيم ( ع ) ، سلام فرشتگان را پاسخ گفت و براى تدارك غذا از حضور آنان بيرون رفت .

قال سلـم فما لبث أن جاء بعجل حنيذ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 25 - 7

7 - تحيت و سلام ابراهيم ( ع ) ، بهتر و افزون تر از تحيت و سلام فرشتگان وارد بر آن حضرت

فقالوا سلـمًا قال سلـم

برداشت ياد شده با توجّه به اين نكته است كه تحيت فرشتگان، جمله فعليه و مفيد حدوث است; زيرا «سلام» به تقدير «نسلّم سلاماً» مى باشد. اما تحيت حضرت ابراهيم(ع)، جمله اسميه و مفيد ثبوت است; زيرا به تقدير «سلام عليكم» است.

123- جهل ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 30 - 19

19 ـ فرشتگان ، ناآگاه به زمينه هاى كمال و ارزش هاى والاى انسان

إنى أعلم ما لاتعلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 32 - 1

1 - فرشتگان ، ناآگاه به حقايق عرضه شده بر آنان و ناتوان از بيان اسامى آنها

ثم عرضهم على الملئكة . .. قالوا سبحنك لاعلم لنا إلا ما علمتنا

124- حاكم ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 64 - 6

6- خداوند ، داراى احاطه كامل و همه جانبه بر ملائكه و امور آنان

له ما بين أيدينا و ما خلفنا و ما بين ذلك

اين آيه حاوى مطالبى از زبان فرشتگان در گفتوگوى با پيامبر(صلی الله علیه و آله) است. در باره مراد از «ما» در «ما بين...» و «ما خلفنا» چند ديدگاه وجود دارد: برخى آن را زمانى و برخى مكانى تفسير كرده اند; ولى با توجه به اين كه «ما» افاده عموم مى كند، مى توان گفت: همه موارد را شامل مى شود; يعنى، زمان هاى گذشته، حال و آينده و مكان هاى روبه رو، پشت سر و زير پا. اين تعبير در باره فرشتگان، كنايه از آن است كه خداوند بر همه حالات فرشتگان و تمامى حركات و برنامه هاى آنان سيطره و نظارت كامل دارد; زيرا مالك حقيقى همه فرشتگان و حالات آنها، او است.

125- حسابرسى از ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 23 - 5

5- خدايان پندارى مشركان ( مقربان و فرشتگان ) خود مورد محاسبه و بازخواست قرار خواهند گرفت .

لايسـل عمّا يفعل و هم يسـلون

برداشت ياد شده مبتنى بر اين است كه ضمير «هم» به «من عنده» بازگردد; كه از آنان به مقربان درگاه الهى و مصداق بارز آن «فرشتگان» تعبير مى شود.

126- حقيقت ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 28 - 2

2 - حقيقت « ملايك » ، غير قابل دسترسى براى انسان با حدس و گمان

ليسمّون الملـئكة . .. و ما لهم به من علم إن يتّبعون إلاّالظنّ

127- حمايتهاى اخروى ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 31 - 9

9 - « ( فى المجمع ) و قيل نحن أولياؤكم فى الحياة الدنيا أى نحرسكم فى الدينا و عند الموت و فى الآخرة عن أبى جعفر ( ع ) ;

در مجمع البيان ذيل آيه «نحن أولياؤكم فى الحياة الدنيا و فى الآخرة» آمده است: گفته شده (كه فرشتگان مى گويند) ما اولياى شما در زندگى دنيا هستيم; يعنى، در دنيا و هنگام مرگ و در آخرت از شما پاسدارى مى كنيم و اين معنا از امام باقر(ع) روايت شده است».

128- حمايتهاى ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تحريم - 66 - 4 - 14،15

14 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مورد حمايت و پشتيبانى جبرائيل ، صالح ترين مؤمنان ( على ( ع ) ) و فرشتگان قرار داشت .

و جبريل و صـلح المؤمنين و الملئكة بعد ذلك ظهير

مقصود از «صالح المؤمنين» ـ برابر نظر بسيارى از مفسران و روايات وارده از عامّه و خاصّه ـ اميرالمؤمنين على(ع) است (مجمع البيان، ذيل آيه).

15 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در برابر ضديت و خيانت برخى از همسرانش ، مورد حمايت و پشتيبانى خداوند ، جبرائيل ، صالح مؤمنان ( على ( ع ) ) و فرشتگان قرار داشت .

و إن تظـهرا عليه فإنّ اللّه هو موليه . .. و الملـئكة بعد ذلك ظهير

129- حمد ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 75 - 1

1 - فرشتگان به روز قيامت ، در اطراف عرش به تسبيح و تنزيه خداوند همراه با ستايش او خواهند پرداخت .

و ترى الملـئكة حافّين من حول العرش يسبّحون بحمد ربّهم

130- حيا از ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انفطار - 82 - 11 - 6

6 - « قال رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) إنّ اللّه ينهاكم عن التعرّى فاستحيوا من ملائكة اللّه الذين معكم الكرام الكاتبين الذين لايفارقونكم إلاّ عند ثلاث حاجات الغائط و الجنابة و الغسل ;

رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود: خداوند شما را از عريان بودن نهى فرموده است. پس حيا كنيد از فرشتگان خدا كه با شما هستند; همان «كرام الكاتبين» كه ارجمند و نويسنده اعمال اند. آنان كه از شما جدا نمى شوند; مگر در سه مورد كه رفع نياز مى كنيد: هنگام تخلّى، جنابت و غسل».

131- خدا و ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 26 - 2

2- ملائكه ، فرزندان خداوند در پندار مشركان

و قالوا اتّخذ الرحمـن ولدًا

متعلق «اتخذوا» حذف شده و تقدير آن به قرينه «بل عباد مكرمون» چنين است: «و قالوا اتخذالرحمان من الملائكة ولداً; گفتند خداوند از ميان فرشتگان فرزندى برگزيد».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 15 - 7

7 - پرستش مخلوقات خدا ( فرشتگان ) و فرزند او انگاشتن آنان ، اقدامى ناسپاسانه و كفرآميز

و جعلوا له . .. إنّ الإنسـن لكفور مبين

با توجه به فضاى آيات، مى توان استفاده كرد كه مشركان مكه فرشتگان را فرزند خدا مى دانستند و آنان را مورد پرستش قرار مى دادند. خداوند، پس از ياد كردن نعمت هاى خويش، اين پندار را نمونه بارز ناسپاسى مى شمارد.

132- خستگى ناپذيرى ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 38 - 6

6 - فرشتگان و بندگان مخلص خدا ، در تسبيح و عبادت او خستگى ناپذيراند .

فالذين عند ربّك يسبّحون له . .. و هم لايسئمون

«السّامة» (مصدر «لايسئمون») به معناى خستگى و ملالت از ادامه كار است.

133- خشيت ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 28 - 11

11- فرشتگان ، بر اثر ترس از خداوند ، هراسان و نگران اند .

و هم من خشيته مشفقون

برداشت ياد شده بر اين اساس است كه «مِن» براى تعليل و سببيت باشد.

134- خضوع ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 61 - 14

14- همه فرشتگان به جز ابليس ، به فرمان الهى در برابر آدم ( ع ) خضوع كرده و او را مورد تكريم خويش قرار دادند .

و إذ قلنا للملـئكة اسجدوا لأدم فسجدوا إلاّ إبليس

برداشت فوق، با توجه به ريشه لغوى «سجده» است كه به معناى «خضوع» و «تذلل» مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 19 - 6

6- مقربان الهى ( فرشتگان ) ، از عبادت خداوند تكبر نمىورزند .

و من عنده لايستكبرون

مقصود از «من عنده» ـ طبق نظر مفسران ـ فرشتگان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 74 - 10

10 - فرشتگان ، موجوداتى مطيع و خاضع در برابر فرمان هاى خداوند

فسجد الملـئكة كلّهم أجمعون . إلاّ إبليس استكبر

135- خلقت ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 64 - 7

7- وجود ملائكه و مراحل مقدماتى پيدايش آنها و كارهايى كه از آنان صادر مى شود ، همه مملوك خداوند و در احاطه قدرت او است . *

له ما بين أيدينا و ما خلفنا و ما بين ذلك

گفته شده است: «ما بين أيدينا» (آنچه پيش روى ما است) اشاره به آثار وجودى ملائكه و «ما خلفنا» (آنچه پشت سر نهاده و از آن گذشتيم) اشاره به عناصر اوليه و مقدمات پيدايش آنها و «ما بين ذلك» (آنچه هم اكنون وجود دارد) اشاره به هستى آنان دارد. اين توجيه و تفسير با نوع ملائكه ـ كه زمان و مكان درباره آنان بى معنا است ـ تناسب دارد.

136- خواسته هاى ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 76 - 2

2ـ فرشتگان از ابراهيم ( ع ) خواستند تا از شفاعت درباره قوم لوط صرف نظر كند و بر آن اصرار نورزد .

يـإبرهيم أعرض عن هـذا

«هـذا» اشاره به «جدالى» است كه از «يجادلنا» در آيه قبل استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 53 - 1

1- مهمانان حضرت ابراهيم ( فرشتگان ) به او دلدارى داده و از وى خواستند كه از حضورشان مضطرب و هراسناك نشود .

قالوا لاتوجل إنا نبشّرك بغلـم عليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 65 - 1

1- فرشتگان ، از حضرت لوط ( ع ) خواستار خارج ساختن خاندانش از شهر در پاسى از شب ، جهت نجات از عذاب الهى شدند .

فأسر بأهلك بقطع من الّيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 5 - 9

9 - فرشتگان ، خواهان نزول وحى بر اهل زمين *

و يستغفرون لمن فى الأرض

برداشت ياد شده با توجّه به دو مطلب زير است: الف) مغفرت بدون سبب تحقق پيدا نمى كند. ب) مراد از سبب مغفرت، نزول وحى و تشريع دين باشد كه اهل زمين بدين وسيله مشمول مغفرت الهى شوند.

137- درجات ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 172 - 7

7 ـ فرشتگان ، داراى درجات و مراتب در پيشگاه خداوند

و لاالملئكة المقربون

بنابر اينكه وصف «المقربون» وصفى احترازى باشد.

138- درخواست حضور ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 92 - 6،7،8

6- مشركان مكه ، خواهان حضور يافتن خدا و ملائكه نزد آنان ، براى گواهى دادن به حقانيت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

أو تأتى بالله و الملـئكة قبيلاً

«قبيلاً» به معناى «مقابله» (رو در رو شدن) آمده است و در اين آيه، مى تواند به منظور افاده مطلب فوق باشد.

7- مشركان مكه ، ايمان خود را به پيامبر (صلی الله علیه و آله) منوط به آوردن خدا و فرشتگان ، به صورتى قابل مشاهده كردند .

قالوا لن نؤمن لك حتى . .. أو تأتى بالله و الملـئكة قبيلاً

برداشت فوق، مبتنى بر اين است كه «قبيلاً» به معناى مشاهده رو در رو باشد.

8- آوردن خداوند و ملائكه به صورت دسته دسته در نزد مشركان مكه ، معجزه درخواستى ( اقتراحى ) آنان از پيامبر (صلی الله علیه و آله)

لن نؤمن لك حتى . .. أو تأتى بالله و الملـئكة قبيلاً

برداشت فوق، مبتنى بر اين است كه «قبيلاً» جمع «قبيله» باشد.

139- درخواست رؤيت ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 8 - 1

1 ـ مشاهده نزول فرشتگان بر پيامبر(صلی الله علیه و آله)، درخواست نابجا و بهانه جويانه كافران

و قالوا لو لا أنزل عليه ملك و لو أنزلنا ملكا لقضى الأمر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 10 - 5

5 ـ استهزاى كفار نسبت به پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله)، با درخواست نزول كتاب ملموس و مشاهده فرشتگان

و لو نزلنا عليك كتبا فى قرطاس فلمسوه . .. و لقد استهزىء برسل من قبلك

يادآورى استهزا شدن انبياى گذشته براى تسلى پيامبر(صلی الله علیه و آله)، پس از بيان بهانه جوييها و توقّعات بيجاى كافران چنين مى نمايد كه همين بهانه جوييها، از مصاديق استهزاگرى كافران در مورد رسولان الهى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 92 - 7

7- مشركان مكه ، ايمان خود را به پيامبر (صلی الله علیه و آله) منوط به آوردن خدا و فرشتگان ، به صورتى قابل مشاهده كردند .

قالوا لن نؤمن لك حتى . .. أو تأتى بالله و الملـئكة قبيلاً

برداشت فوق، مبتنى بر اين است كه «قبيلاً» به معناى مشاهده رو در رو باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 21 - 1،2

1 ـ منكران ملاقات با خدا ( معاد ) ، در صدراسلام ، معترضانه خواستار نزول ملائكه بر خويش و رؤيت آنها بودند .

و قال الذين لايرجون لقاءنا لولا أُنزل علينا الملـئكة

«رجاء» در لغت به معناى اميد است; ولى در جمله «لايرجون لقاءنا» كنايه از انكار قيامت و روبه رو شدن با جزاى الهى است.

2 ـ مشركان ، نزول فرشتگان وحى را بر خويش و رؤيت آنها را ، شرط ايمان به خداى يكتا و پذيرش نبوت پيامبر (صلی الله علیه و آله) قرار دادند .

و قال الذين لايرجون لقاءنا لولا أُنزل علينا الملـئكة

140- درخواست گواهى ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 7 - 1

1- كافران مكه ، از پيامبر (صلی الله علیه و آله) خواستار آوردن فرشتگان براى تصديق نبوت آن حضرت بودند .

قالوا . .. لو ما تأتينا بالملئكة إن كنت من الصدقين

«لو ما» مانند «هلا» و «لولا» براى تحضيض است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 92 - 6

6- مشركان مكه ، خواهان حضور يافتن خدا و ملائكه نزد آنان ، براى گواهى دادن به حقانيت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

أو تأتى بالله و الملـئكة قبيلاً

«قبيلاً» به معناى «مقابله» (رو در رو شدن) آمده است و در اين آيه، مى تواند به منظور افاده مطلب فوق باشد.

141- درخواست معجزه نزول ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 111 - 1

1 ـ نزول ملائكه بر مشركان و سخن گفتن مردگان با ايشان، از معجزات درخواستى آنان بوده است.

لئن جاءتهم ءاية . .. و لو أننا نزّلنا ... ما كانوا ليؤمنوا

ذكر نزول ملائكه و سخن گفتن با مردگان در آيه حكايت از آن دارد كه اين قبيل معجزات مورد درخواست مشركان بوده است.

142- درخواست نبوت ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 9 - 2

2 ـ درخواست نزول فرشته به عنوان پيامبر، از بهانه هاى كفرپيشگان

و لو جعلنه ملكا

جمله «و لو جعلناه ملكا . .. »، مى تواند منقطع از آيه قبل بوده و جواب از درخواست ديگر كفار، كه فرستادن فرشته به عنوان پيامبر است، باشد.

143- درخواست نزول ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 8 - 4،6

4 ـ كفرپيشگان حتى با نزول كتابى ملموس بر پيامبر(صلی الله علیه و آله)، ايمان نمى آورند و خواهان نزول فرشتگان مى شوند.

و لو نزلنا عليك كتبا فى قرطاس فلمسوه بأيديهم لقال . .. و قالوا لو لا أنزل عليه م

بر اساس اين احتمال كه «قالوا» بر جواب «لو» در آيه قبل عطف شده باشد.

6 ـ ناآگاهى كافران از عواقب هلاكتبار درخواست نزول آشكار ملائكه

و لو أنزلنا ملكا لقضى الأمر ثم لا ينظرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 158 - 1،6

1 ـ آمدن فرشتگان و يا آشكار شدن خداوند، از شرايط مشركان تكذيب كننده قرآن براى ايمان به آن

هل ينظرون إلا أن تأتيهم الملئكة أو يأتى ربك

«نظر»، مصدر «ينظرون»، در اينجا به معناى انتظار و توقع است. استفهام به دليل «إلا» استفهام انكارى مى باشد و بنابراين «هل ينظرون» يعنى «ما ينتظرون». انتظارهايى كه در آيه شريفه مطرح شده هم مى تواند توقعاتى باشد كه از سوى مشركان مطرح شده و هم مى تواند بيان حالت آنان باشد. يعنى اگر كسى قرآن را، كه دليلى روشن است، نپذيرد، تنها در صورتى كه فرشتگان بر او حاضر شوند و يا ... ايمان مى آورد. برداشت فوق ناظر به احتمال اول است.

6 ـ كسانى كه با وجود قرآن ايمان نمى آورند، جز با آمدن فرشتگان به سوى آنان و يا ظهور خداوند و يا تحقق آيات ملجئه، ايمان نخواهند آورد.

هل ينظرون إلا أن تأتيهم الملئكة أو يأتى ربك أو يأتى بعض ءايت ربك

برداشت فوق بر اين اساس است كه امور بيان شده (آمدن فرشتگان و . .. ) پيشنهاد مشركان منكر قرآن نباشد، بلكه بيان حالتى باشد كه انكار قرآن ـ كه آيتى بزرگ است ـ آن را ايجاب مى كند. يعنى اگر به قرآن ايمان نمى آوريد، راهى براى ايمان شما جز تحقق اين امور نيست كه برخى از اينها ناشدنى و برخى از ميان برنده فرصت ايمان كارساز است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 12 - 8

8ـ نزول فرشته اى همراه و همگام با پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از پيشنهاد هاى مشركان براى اطمينان به حقانيت آن حضرت

أن يقولوا لولا . .. جاء معه ملك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 7 - 2،3

2- كافران مكه ، دليل صداقت پيامبر (صلی الله علیه و آله) را در ادعاى نزول وحى ، آمدن ملائكه براى تصديق او مى دانستند .

لو ما تأتينا بالملئكة إن كنت من الصدقين

3- كافران مكه ، از پيامبر (صلی الله علیه و آله) خواستار آوردن ملائكه به عنوان معجزه بودند .

لو ما تأتينا بالملئكة إن كنت من الصدقين

آوردن ملائكه توسط پيامبر(صلی الله علیه و آله) ـ كه مورد درخواست كفار بود ـ احتمال دارد براى تصديق نبوت پيامبر(صلی الله علیه و آله) باشد و احتمال دارد معجزه درخواستى باشد. برداشت فوق مبتنى بر احتمال دوم است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 8 - 3،4،5،8

3- درخواست كافران مكه ، براى آوردن ملائكه توسط پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، درخواستى نابه جا و باطل بود .

لو ما تأتينا بالملئكة . .. ما ننزّل الملئكة إلاّ بالحقّ

جمله «ما ننزل الملائكة إلاّ بالحق» حصرى و احترازى است و كنايه از اين است كه درخواست كفار نابه جاست.

4- درخواست نزول ملائكه ، جهت اثبات حقانيت ادعاى پيامبر (صلی الله علیه و آله) از سوى كافران مكه ، بهانه اى بيش نبود .

لو ما تأتينا بالملئكة . .. ما ننزّل الملئكة إلاّ بالحقّ

قيد «إلاّبالحق» مى تواند احترازى باشد; يعنى، نزول فرشتگان تنها در صورت وجود مصلحت و حكمت تحقق پذير است، در حالى كه در تقاضاى كفار چنين مصلحتى نيست. مضافاً به اينكه «إذاً منظرين» نيز دلالت مى كند بر اينكه آنان، حتى پس از آمدن ملائكه هم حقانيت پيامبر(صلی الله علیه و آله) را نمى پذيرفتند.

5- در صورت تحقق درخواست كافران براى نزول ملائكه ، تمامى آنان هلاك مى شوند و مهلتى براى ايمان نخواهند داشت .

ما ننزّل الملئكة إلاّ بالحقّ و ما كانوا إذًا منظرين

انظار مصدر «منظر» به معناى تأخير انداختن است و حصر در آيه، نشان مى دهد كه با آمدن ملائكه، اجل هيچ كدام از كفار به تأخير نخواهد افتاد و به هلاكت خواهند رسيد.

8- در صورت تحقق خواسته كافران مكه ، مبنى بر نزول ملائكه ، آنان گرفتار عذابى مرگبار مى شدند .

ما ننزّل الملئكة إلاّ بالحقّ و ما كانوا إذًا منظرين

يكى از احتمالاتى كه براى آيه داده شده، اين است كه ملائكه، در صورتى كه بخواهند براى كافران نازل شوند، برايشان عذاب به ارمغان خواهند آورد; عذابى كه هيچ كدام از آنان را زنده نخواهد گذاشت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 33 - 2،6

2- كافران حق ناپذير مكه ، در انتظار معجزه آمدن فرشتگان و يا امر ويژه اى از جانب خداوند براى تأييد حقانيت قرآن بودند

و إذا قيل لهم ماذا أنزل ربّكم قالوا أسـطر الأولين . .. هل ينظرون إلاّ أن تأتيهم

برداشت فوق، مبتنى بر اين احتمال است كه عبارت «تأتيهم الملائكة أو يأتى أمر ربك» (ملائكه براى آنان بيايد و يا امر پروردگارت بيايد) ـ به قرينه آيات سابق كه درباره قرآن كريم بود ـ بر آمدن ملائكه يا امر خداوند جهت تأييد قرآن دلالت داشته باشد.

6- كافران عصر هاى پيش از اسلام ، در انتظار آمدن فرشتگان و يا نزول امر ويژه اى از سوى خداوند جهت تأييد حقانيت كتاب آسمانى خود بودند .

و إذا قيل لهم ماذا أنزل ربّكم قالوا أسـطر الأولين . .. قد مكر الذين من قبلهم ...

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 21 - 1،2،10،11

1 ـ منكران ملاقات با خدا ( معاد ) ، در صدراسلام ، معترضانه خواستار نزول ملائكه بر خويش و رؤيت آنها بودند .

و قال الذين لايرجون لقاءنا لولا أُنزل علينا الملـئكة

«رجاء» در لغت به معناى اميد است; ولى در جمله «لايرجون لقاءنا» كنايه از انكار قيامت و روبه رو شدن با جزاى الهى است.

2 ـ مشركان ، نزول فرشتگان وحى را بر خويش و رؤيت آنها را ، شرط ايمان به خداى يكتا و پذيرش نبوت پيامبر (صلی الله علیه و آله) قرار دادند .

و قال الذين لايرجون لقاءنا لولا أُنزل علينا الملـئكة

10 ـ درخواست نزول ملائكه براى خويش و رؤيت خداوند از سوى منكران معاد ، برخاسته از روحيه استكبارى و خود برتربينى آنان

لولا أُنزل علينا الملـئكة أو نرى ربّنا لقد استكبروا فى أنفسهم

11 ـ درخواست نزول ملائكه براى خويش و رؤيت خداوند از سوى منكران معاد ، برخاسته از روح طغيان و سركشى در وجود آنان

و قال الذين لايرجون لقاءنا لولا أُنزل علينا الملـئكة أو نرى ربّنا لقد استكبروا ف

144- دشمنان ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 98 - 1

1 - خداوند ، دشمن كسانى است كه با او و فرشتگان و رسولانش ، دشمنند .

من كان عدواً للّه و ملئكته و رسله . .. فإن اللّه عدو للكفرين

145- دشمنى با ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 99 - 9

9 - دنيا پرستى ، دشمنى با فرشتگان ، ارتكاب گناهانى همچون كشتن انبيا و رهبران دينى و شكستن پيمان هاى الهى ، از مصداق هاى فسق است .

و ما يكفر بها إلا الفسقون

آيات گذشته (از آيه 74 - 98) موانعى را براى ايمان آوردن يهود به قرآن و پيامبر ذكر كرده و در آيه مورد بحث ريشه انكار قرآن و پيامبر(صلی الله علیه و آله) را فسق پيشگى دانسته است. بنابراين آنچه در آن آيات از موانع ايمان آوردن شمرده شده، از نظر قرآن مصداق فسق و بيانگر معناى آن مى باشد.

146- دعاى ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 43 - 4،5،6

4 - دعا و تحيت فرشتگان بر مؤمنان

هو الذى يصلّى عليكم و ملـئكته

5 - دعا و تحيت فرشتگان به مؤمنان ، به سبب فراوانى ذكر و تسبيح خدا از سوى آنان است .

يـأيّها الذين ءامنوا اذكروا اللّه . .. و سبّحوه ... هو الذى يصلّى عليكم و ملـئكت

6 - دعا و تحيت ملائكه بر مؤمنان ، زمينه ساز بيرون بردن آنان از ظلمت ها به نور است .

هو الذى يصلّى عليكم و ملـئكته ليخرجكم من الظلمـت إلى النور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 9 - 1

1 - نگه داشتن مؤمنان تائب و صالحان ، از بدى ها و ناراحتى هاى روز قيامت ، دعا و درخواست فرشتگان عرش الهى از خداوند

و قهم السيّئات

الف و لام جنس در «السيّئات» مفيد استغراق و عموم است و مقصود از آن در آيه شريفه، بدى ها و ناراحتى هايى است كه يا بر اثر گناهان و لغزش هاى خود انسان و يا به خاطر شرايط سخت روز قيامت براى آدمى پديد مى آيد.

147- دعوتهاى ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 32 - 13

13- دعوت فرشتگان از تقواپيشگان به هنگام قبض روح آنان ، براى ورود به بهشت

المتّقين . الذين تتوفّـهم الملـئكة طيّبين يقولون ... ادخلوا الجنّة

148- دلدارى ملائكه به لوط(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 33 - 9

9 - فرشتگان ، به لوط ( ع ) براى بر طرف كردن دلهره و هراس او ، دلدارى دادند .

و قالوا لاتخف و لاتحزن

149- ذكر حمايتهاى ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 31 - 2

2 - توجه به پشتيبانى مداوم فرشتگان ، مانع راه يابى هراس و اندوه در دل هاى موحدان

تتنزّل عليهم الملـئكة ألاّتخافوا . .. نحن أولياؤكم فى الحيوة الدنيا و فى الأخرة

150- راز ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 33 - 12

12 - خداوند ، آگاه به آشكار و نهان فرشتگان

أعلم ما تبدون و ما كنتم تكتمون

151- رحمت ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 17 - 6

6 - مشركان عصر بعثت ، فرشتگان را موجوداتى شبيه خداوند در رحمت مى دانستند .

بما ضرب للرحمـن مثلاً

با توجه به كلمه «رحمان» و «مثلاً»، مطلب بالا قابل برداشت است.

152- رد انوثت ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 40 - 12

12- عقيده به انوثيت فرشتگان و دختر خدا دانستن آنان ، سخن و اتهامى بس بزرگ و غير قابل باور است .

و اتّخذ من الملـئكة أنـثًا إنكم لتقولون قولاً عظيمًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 19 - 6

6 - نسبت دادن جنسيتى خاص به فرشتگان ، ادعايى بى دليل و غيرقابل اثبات

و جعلوا الملـئكة . .. إنـثًا أشهدوا خلقهم

153- رد نزول ملائكه عذاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 28 - 1،2

1 - خداوند ، هيچ لشكرى از آسمان ( فرشتگان ) ، براى عذاب كردن و به هلاكت رساندن مردم انطاكيه نفرستاد .

و ما أنزلنا على قومه من بعده من جند من السماء

مفسران برآنند كه مقصود از «جند من السماء» (لشكر آسمانى) فرشتگانند. جمله «و ما أنزلنا على قومه...» استئناف بيانى است; يعنى، پاسخگوى اين سؤال است كه پس از شهادت حبيب نجار، مردم انطاكيه به چه سرنوشتى دچار شدند؟

2 - نفرستادن لشكرى از آسمان ( فرشتگان ) براى عذاب و نابودى مردمان گذشته ، از سنت هاى الهى است .

جند من السماء و ما كنّا منزلين

154- رسالت ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 210 - 5

5 ـ ملائكه ، كارگزاران نزول عذاب الهى

ان يأتيهم اللّه فى ظلل من الغمام و الملئكة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 64 - 2

2- فرشتگان وارد شده بر حضرت لوط ( ع ) ، حامل پيام حق و دستورى تحقق يافتنى بودند .

و أتينـك بالحقّ و إنا لصـدقون

مراد از «بالحق» به قرينه ذيل آيه كه تأكيد بر راستگويى است مى تواند خبر و پيام حق باشد.

155- رقيب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 18 - 4

4ـ « رقيب » و « عتيد » ، دو فرشته ناظر بر اعمال هر انسان *

عن اليمين و عن الشمال قعيد . .. لديه رقيب عتيد

برداشت ياد شده بدان احتمال است كه «رقيب» و «عتيد»، اسم دو فرشته باشد كه يكى از سمت راست و ديگرى از سمت چپ، ناظر و نگارنده اعمال اند. در اين صورت «واو» عطف محذوف است.

156- روش برخورد ملائكه ثبت عمل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انفطار - 82 - 11 - 4

4 - مراقبان اعمال در ثبت و ضبط آن ، برخوردى كريمانه و اغماض گرانه دارند .

كرامًا كـتبين

تقارن وصف كرامت و كتابت در يك آيه، گوياى ارتباط آن دو است. بنابراين كرامت ناظران اعمال، به هنگام ثبت آن ظهور مى يابد.

157- روش گفتگوى ملائكه با انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 51 - 8

8 - « وحى » ، شيوه سخن گفتن فرشتگان با پيامبران ، براى رساندن پيام خداوند

أو يرسل رسولاً فيوحى

158- رؤيت ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 102 - 37

37 - تجسم فرشتگان به گونه اى كه براى مردم قابل مشاهده باشد ، امكان پذير است .

و ما يعلمان من أحد حتى يقولا إنما نحن فتنة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 9 - 7

7 ـ مردم عادى از تحمل مشاهده چهره واقعى فرشتگان در دنيا ناتوان هستند.

و لو أنزلنا ملكا لقضى الأمر . .. و لو جعلنه ملكا لجعلنه رجلا

در آيه قبل نزول فرشتگان را به صورت اصلى مشروط به قضاى امر و هلاكت كافران دانست و در اين آيه نزول فرضى فرشته را براى مردم به شكل مردان اعلام مى كند. از اين دو نكته مى توان مطلب بالا را استفاده كرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 48 - 13

13 ـ مشاهده فرشتگان الهى براى امداد مسلمانان ، دليل عقب نشينى شيطان از كارزار بدر و اعلان بيزارى وى از لشكر كفر

نكص على عقبيه و قال إنى برىء منكم إنى أرى ما لاترون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 7 - 6

6- كافران و مشركان مكه ، ملائكه را موجوداتى قابل احساس براى همگان مى دانستند .

قالوا . .. لو ما تأتينا بالملئكة

از تعبير «لو ما تأتينابالملئكة» (چرا فرشته اى نمى آورى؟) استفاده مى شود كه آنان، فرشتگان را موجوداتى محسوس و قابل رؤيت مى دانستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 52 - 10

10- امكان ظاهر شدن فرشتگان در قالب جسمانى و قابل رؤيت

إذ دخلوا عليه فقالوا سلـمًا قال إنا منكم وجلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 62 - 5

5- امكان ظاهر شدن فرشتگان در قالب جسمانى و قابل رؤيت براى انسان

قال إنكم قوم منكرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 17 - 11،12

11- ديدن فرشتگان و سخن گفتن با آنان ، در انحصار پيامبران نيست .

فأرسلنا إليها روحنا فتمثّل لها بشرًا سويًّا

ظاهراً حضرت مريم(س) از مقام نبوت برخوردار نبوده است، ولى در عين حال به مشاهده فرشته و سخن با او نائل مى گردد. براين اساس، مشاهده فرشتگان در انحصار پيامبران نيست.

12- زن ، موجودى توان مند بر عروج به درجات بالاى معنويت و ملاقات و گفتوگو با فرشتگان

فأرسلنا إليها روحنا فتمثّل لها بشرًا سويًّا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 23 - 4

4 - امكان رؤيت فرشتگان الهى براى انسان

و لقد رءاه

159- رؤيت ملائكه در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 75 - 4،5

4 - قابل رؤيت بودن فرشتگان و عرش در قيامت براى انسان ها

و ترى الملـئكة حافّين من حول العرش

فاعل و مخاطب فعل «ترى»، ممكن است همه انسان ها باشند و نيز ممكن است شخص پيامبراسلام(صلی الله علیه و آله) باشد. برداشت ياد شده مبتنى بر احتمال نخست است.

5 - قابل رؤيت بودن فرشتگان و عرش در قيامت ، براى پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله)

و ترى الملـئكة حافّين من حول العرش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 22 - 3،5

3 ـ منكران معاد ، در روز رستاخيز ملائكه را مشاهده خواهند كرد .

و قال الذين لايرجون لقاءنا . .. يوم يرون الملـئكة لابشرى يومئذ للمجرمين

5 ـ منكران معاد ، با مشاهده ملائكه در قيامت ، از آنان درخواست خواهند كرد كه متعرض ايشان نشده و اقدامى عليه آنان انجام ندهند .

يوم يرون الملـئكة لابشرى . .. و يقولون حجرًا محجورًا

«حجراً محجوراً» سخنى است كه عرب به هنگام روبه رو شدن با دشمن و يا هجوم بلا و حوادث هولناك مى گويد و مقصود اصلى در اين كلام، امان خواستن و پناه بردن است.

160- رؤيت ملائكه مرگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 85 - 3

3 - انسان ، ناتوان از مشاهده و درك حضور خداوند و فرشتگان در كنار محتضر

و نحن أقرب إليه منكم و لـكن لاتبصرون

161- زبان ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 8 - 7

7 - شياطين ، آشنا به زبان فرشتگان

لايسّمّعون إلى الملإالأعلى

گوش فرا دادن شياطين به سخنان فرشتگان و رانده شدن آنها از آسمان، مى تواند حاكى از حقيقت ياد شده باشد.

162- زكريا و ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 39 - 1،2

1 ـ فرشتگان متعددى ، رساننده پيام بشارت الهى به زكريّا

فنادته الملئكة . .. يبشرك

2 ـ پيام رسانى ملائكه به زكريّا ، از طريق ايجاد صوت *

فنادتة الملئكة

ندا عبارت است از: بلند كردن صدا و ظاهر ساختن آن. (مفردات راغب).

163- زمان سجده ملائكه بر آدم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 30 - 4

4- « عن الصادق ( ع ) . . . قال : . . . فأوّل من بادر بالسجود جبرائيل و ميكائيل ثمّ عزرائيل ثمّ إسرافيل ثمّ الملائكة المقربون و كان السجود لأدم يوم الجمعة عند الزوال فبقيت الملائكة فى سجودها إلى العصر . . . ;

از امام صادق(ع) روايت شده است كه فرمود: . .. اولين كسانى كه در سجده پيشى گرفتند، جبرئيل و ميكائيل بودند; سپس عزرائيل و بعد اسرافيل; سپس فرشتگان مقرب الهى و سجده براى آدم روز جمعه هنگام ظهر بود، پس ملائكه تا عصر در حال سجده بودند».

164- زمان نزول ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - قدر - 97 - 4 - 1

1 - شب قدر ، زمان فرود آمدن فرشتگان و روح به زمين است .

تنزّل الملـئكة و الروح فيها

به قرينه سياق آيات مراد از فعل «تنزّل» ـ كه در اصل تتنزّل بوده و به جهت تخفيف يكى از «تاء»هاى آن حذف شده است ـ فرود آمدن به زمين است.

165- زمينه تحميد ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 13 - 10

10ـ خوف فرشتگان از خداوند ، آنان را به تسبيح و ستايش خداوند سوق مى دهد .

و يسبّح . .. والملـئكة من خيفته

«من» در «من خيفته» براى تعليل است.

166- زمينه تسبيح ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 13 - 10

10ـ خوف فرشتگان از خداوند ، آنان را به تسبيح و ستايش خداوند سوق مى دهد .

و يسبّح . .. والملـئكة من خيفته

«من» در «من خيفته» براى تعليل است.

167- زمينه سبقت ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 5 - 3

3 - اتخاذ تدابير لازم در اداره امور جهان ، برانگيزنده ملائكه به خروج از جايگاه ويژه خويش و سبقت بر يكديگر

و النـشطـت نشطًا . و السـبحـت سبحًا . فالسـبقـت سبقًا . فالمدبّرت أمرًا

حرف «فاء» در «فالمدبّرات»، اوصاف پيشين را مقدمه تدبير قلمداد كرده است.

168- زيبايى ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 31 - 27

27ـ مصريان عصر يوسف ( ع ) ، معتقد به وجود فرشتگان و زيبايى آنها

إن هـذا إلاّ ملك كريم

169- ساره در مجلس ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 71 - 1،2

1ـ همسر ابراهيم ( ساره ) در مجلس فرشتگان پيام آورِ بشارت حضور داشت .

و لقد جاءت رسلنا إبرهيم بالبشرى . .. وامرأته قائمة فضحكت

2ـ ابراهيم ( ع ) و فرشتگان حاضر در نزد او ، همگى نشسته بودند و ساره ايستاده بود .

وامرأته قائمة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 29 - 1

1 - حضور همسر ابراهيم ( ع ) ، در جمع آن حضرت و ميهمانان ايشان

و بشّروه بغلـم عليم . فأقبلت امرأته فى صرّة ... و قالت عجوز عقيم

170- ساره و ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 71 - 5،6،15

5ـ احساس امنيت ساره پس از ترس و وحشت از فرشتگان ، مايه شادى و خرسندى وى گرديد .

قالوا لاتخف إنا أُرسلنا إلى قوم لوط. وامرأته قائمة فضحكت

برداشت فوق، بر اين اساس است كه جمله «فضحكت» تفريع بر «لاتخف إنا اُرسلنا إلى قوم لوط» باشد.

6ـ ساره همسر ابراهيم ( ع ) ، پس از آگاهى به ماهيت مهمانان ابراهيم ( ع ) و مأموريت ايشان ( نابودسازى قوم لوط ) حايض شد . *

وامرأته قائمة فضحكت

برداشت فوق، بر اساس اين احتمال است كه «ضحكت» از مصدر «ضَحك» (حايض شدن) باشد. مفسرانى كه اين معنا را يادآور شده اند تفريع «فبشرناها» را بر «ضحكت» مؤيد آن دانسته اند.

15ـ « عن أبى جعفر ( ع ) [ فى قوله تعالى ] : « وامرأته قائمة » قال : إنما عنى سارة قائمة . . . « فضحكت » يعنى فعجبت من قولهم . . . ;

از امام باقر(ع) درباره قول خداى تعالى: «وامرأته قائمة» روايت شده است: مقصود ساره همسر ابراهيم(ع) است كه ايستاده بود . .. و درباره «فضحكت» [روايت شده است]: يعنى ساره از سخن فرشتگان شگفت زده شد ...».

171- ساره هنگام بشارت ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 72 - 1

1ـ ابراهيم ( ع ) و همسرش ساره ، هنگام بشارت فرشتگان به تولد اسحاق و يعقوب ، پير و كهنسال بودند .

قالت يـويلتى ءألد و أنا عجوز و هـذا بعلى شيخًا

172- سبقت ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 4 - 1

1 - فرشتگان ، در حركت شتابان خود براى انجام دادن مأموريت هاى الهى ، بر يكديگر سبقت مى گيرند .

فالسـبقـت سبقًا

«فاء» براى تعقيب بوده و بيانگر اين است كه فرشتگان، پس از خروج از جايگاه خويش و حركت سريع به سوى مأموريتشان، درصدد آنند كه از يكديگر سبقت بگيرند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 9 - 3

3 - خداوند در تأكيد بر وجود ترس و نگرانى در قيامت ، به فرشتگان سوگند ياد كرده است كه سريع و بانشاط براى تدبير امور و قبض ارواح از يكديگر سبقت مى گيرند .

و النازعات . .. قلوب يومئذ واجفة . أبصـرها خـشعة

اين آيه و آيه قبل، جواب قسم هايى است كه در نخستين آيات سوره آمده بود.

173- سجده ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 206 - 9

9 ـ فرشتگان همواره با تواضع در برابر خدا وى را عبادت مى كنند و او را منزه مى دانند و تنها بر درگاه او سجده مى برند .

إن الذين عند ربك . .. و له يسجدون

بسيارى از مفسران برآنند كه مراد از «الذين عند ربك» فرشتگان هستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 15 - 9

9ـ « عن أبى جعفر ( ع ) فى قوله : « و لله يسجد من فى السمـوات و الأرض طوعاً و كرهاً . . . » أما من يسجد من أهل السمـوات طوعاً فالملائكة . . . و من يسجد من أهل الأرض طوعاً فمن ولد فى الإسلام . . . و أما من يسجد كرهاً فمن أجبر على الإسلام . . . ;

از امام باقر(ع) درباره سخن خدا: «و لله يسجد من فى السمـوات و الأرض طوعاً و كرهاً . ..» روايت شده: اما كسانى از اهل آسمانها كه از روى رغبت سجده مى كنند فرشتگان هستند ... و اما كسانى كه از اهل زمين با ميل و رغبت سجده مى كنند، آنانند كه در اسلام (محيطوخانواده اسلامى) متولد شده اند ... و اما آنان كه از روى اجبار سجده مى كنند، كسانى اند كه به پذيرش اسلام مجبور شده اند ...».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 49 - 4

4- تمامى موجودات جنبنده و فرشتگان ، تنها در برابر خداوند سجده مى كنند .

و لله يسجد ما فى السموت و ما فى الأرض من دابّة و الملـئكة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 116 - 3

3 - تمامى فرشتگان ، فرمان سجده براى آدم را گردن نهادند و بى درنگ در برابر او به سجده افتادند .

فسجدوا

حرف «فا» بر نبودن فاصله بين فرمان سجده و انجام آن دلالت دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 72 - 8

8 - دميده شدن روح الهى در انسان ، موجب شايستگى وى براى مسجود فرشتگان بودن

خـلق بشرًا من طين . فإذا سوّيته و نفخت فيه من روحى فقعوا له سـجدين

برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه فرمان خداوند به سجده بر آدم(ع)، پس از دميده شدن روح الهى در او صادر گرديد و اين مى رساند كه آنچه موجب شايستگى آدم براى سجده شد، روح الهى وى بود; نه جسم و كالبدش.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 73 - 1،3

1 - با صدور فرمان خداوند به فرشتگان براى سجده بر آدم ( ع ) ، بى درنگ همه آنها ، در برابر او به سجده درافتادند .

فقعوا له سـجدين . فسجد الملـئكة كلّهم

3 - تجلى بزرگداشت انسان ، در سجده فرشتگان بر آدم ( ع )

فسجد الملـئكة كلّهم أجمعون

174- سجده ملائكه بر آدم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 11 - 4،7،12

4 ـ خداوند پس از خلقت آدم(ع)، از فرشتگان خواست تا بر او سجده كنند.

ثم قلنا للملئكة اسجدوا لأدم

7 ـ همه فرشتگان پس از فرمان خدا، بر آدم(ع) سجده كردند.

قلنا للملئكة اسجدوا لأدم فسجدوا

12 ـ سجده فرشتگان بر آدم(ع) به منزله سجده آنان بر همه انسانها نبود.

و لقد خلقنكم . .. ثم قلنا للملئكة اسجدوا لأدم

سير طبيعى آيه اقتضا مى كرد كه پس از «ثم صورناكم» گفته شود «ثم أمرنا الملائكة بالسجود لكم» اين تغيير سياق يعنى تبديل عام (كم) به خاص (آدم) مى تواند اشاره به اين داشته باشد كه آفرينش مبدأ انسانها به منزله آفرينش همگان بود ولى سجده ملائكه به منشأ و مبدأ انسانها سجده به همگان نبوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 116 - 1

1 - داستان سجده فرشتگان بر آدم و امتناع ابليس ، سرگذشتى درخور توجه و درس آموزى

و إذ قلنا للملـئكة اسجدوا

«إذ» مفعول فعل محذوف است و به قرينه آيات مشابه، آن فعل «اذكر» (فراگير و به خاطر داشته باش) مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 34 - 1،2،6،16،20،21،22

1 - خداوند پس از تعليم حقايق هستى به آدم ( ع ) و اثبات لياقت وى براى خلافت ، از فرشتگان خواست تا بر او سجده كنند .

و علّم ءادم الأسماء كلها . .. و إذ قلنا للملئكة اسجدوا لأدم

2 - همه فرشتگان پس از فرمان خدا ، بر آدم ( ع ) سجده كردند .

و إذ قلنا للملئكة اسجدوا لأدم فسجدوا

6 - هدف از طرح خلافت آدم ( ع ) براى فرشتگان و اثبات فضيلت و برترى او ، ايجاد رغبت در فرشتگان براى اجراى فرمان الهى ( سجده بر آدم ( ع ) ) بود .

و إذ قال ربك للملئكة إنى جاعل فى الأرض خليفة . .. و إذ قلنا للملئكة اسجدوا لأدم

16 - داستان سجده فرشتگان بر آدم ( ع ) و امتناع ابليس از آن كار ، داستانى آموزنده و شايسته و بايسته هميشه به خاطر داشتن

و إذ قلنا للملئكة . .. و كان من الكفرين

«اذ» مفعول براى «اذكر» (فراگير و همواره به خاطر داشته باش) است.

20 ـ « عن على بن الحسين ( ع ) فى قوله : « اسجدوا لآدم فسجدوا » . . . إنها كانت عصابة من الملائكة و هم الذين كانوا حول العرش . . . و هم الذين أمروا بالسجود . . . ;

از امام سجاد (ع) درباره سخن خداوند «اسجدوا لآدم فسجدوا» روايت شده كه فرمود: آنان (مأموران به سجده) گروهى از ملائكه بودند كه در اطراف عرش الهى بودند . .. و همانها بودند كه مأمور به سجده شدند ...».

21 ـ أمير المؤمنين ( ع ) فرموده اند : « أول بقعة عبداللّه على ها ظهر الكوفة لما أمر اللّه أن يسجدوا لآدم ، سجدوا على ظهر الكوفة ;

اولين مكان مقدسى كه در آن عبادت خداوند واقع شد سرزمين كوفه بود، آن هنگام كه خداوند ملائكه را مأمور سجده بر آدم كرد آنها بر آدم(ع) در سرزمين كوفه سجده كردند».

22 ـ پيامبر خدا (صلی الله علیه و آله) فرموده اند : « . . . ان اللّه تبارك و تعالى خلق آدم فأودعنا صلبه ، و أمر الملائكة بالسجود له تعظيماً لنا و اكراماً ، و كان سجودهم للّه عز و جل عبودية و لآدم اكراماً و طاعة لكوننا فى صلبه . . . ;

خداوند تبارك و تعالى آدم را آفريد پس ما را در صلب او قرار داد و امر نمود به ملائكه كه به خاطر بزرگداشت و كرامت ما به آدم

سجده كنند و سجود ملائكه عبادت بود براى خداوند و احترام و اطاعت بود نسبت به آدم(ع); زيرا، ما در صلب او بوديم . ..».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 35 - 2

2 - سكونت آدم ( ع ) و همسرش در بهشت پس از سجده فرشتگان بر آدم ( ع ) بوده است .

و إذ قلنا للملئكة اسجدوا لأدم . .. و قلنا يأدم اسكن أنت و زوجك الجنة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 29 - 11

11- دستور خداوند به فرشتگان براى سجده بر آدم ( ع ) پس از آفرينش او

و إذ قال ربّك للملـئكة . .. فإذا سوّيته و نفخت فيه من روحى فقعوا له سـجدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 30 - 1،2

1- در پى فرمان خداوند به فرشتگان براى سجده بر آدم ( ع ) ، همه آنان بى استثنا در برابر او به سجده افتادند .

فقعوا له سـجدين . فسجد الملئكة كلّهم أجمعون

2- فرشتگان در برابر فرمان الهىِ سجده بر آدم ( ع ) ، بى چون و چرا آن را اجرا كردند .

فقعوا له سـجدين . فسجد الملئكة كلّهم أجمعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 61 - 1،2،3،14

1- ماجراى سجده ملائكه در برابر آدم و نافرمانى ابليس ، شايسته ياد و يادآورى است

و إذ قلنا للملـئكة اسجدوا لأدم فسجدوا إلاّ إبليس

برداشت فوق، مبتنى بر اين نكته است كه «إذ» متعلق به «اذكر» و يا «اذكروا» مقدّر باشد.

2- فرمان خداوند به سجده همه فرشتگان بر آدم ( ع )

قلنا للملـئكة اسجدوا لأدم

3- همه فرشتگان جز ابليس ، از امر الهى به سجده بر آدم ( ع ) اطاعت كردند .

قلنا للملـئكة اسجدوا لأدم فسجدوا إلاّ إبليس

14- همه فرشتگان به جز ابليس ، به فرمان الهى در برابر آدم ( ع ) خضوع كرده و او را مورد تكريم خويش قرار دادند .

و إذ قلنا للملـئكة اسجدوا لأدم فسجدوا إلاّ إبليس

برداشت فوق، با توجه به ريشه لغوى «سجده» است كه به معناى «خضوع» و «تذلل» مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 50 - 1،7

1- سرگذشت سجده ملائكه در برابر آدم و تمرّد ابليس ، عبرت آموز و شايان توجه است .

و إذ قلنا للملـئكة اسجدوا لأدم

«إذ» ظرف براى فعل مقدر مانند «اُذكر» است; يعنى: «ياد كن زمانى را كه . ..». فرمان خداوند به پيامبر(صلی الله علیه و آله) و يا آحاد مردم در مورد ياد كردن داستان سجده براى آدم، گوياى سازنده بودن اين يادآورى و عبرت آموزى آن است.

7- همه فرشتگان ، بى چون و چرا و بى درنگ ، از فرمان الهى به سجده در برابر آدم ، اطاعت كردند .

و إذ قلنا للملـئكة اسجدوا لأدم فسجدوا

حرف فاء در «فسجدوا» بر تعقيب بدون مهلت دلالت دارد; يعنى، فرمان سجده به دون تأخير انجام پذيرفت.

175- سجده ملائكه بر انسان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 11 - 13

13 ـ انسانها داراى زمينه هاى دستيابى به منزلتى فراتر از فرشتگان و شايسته شدن براى سجده ملائكه بر ايشان.

لقد مكنكم فى الأرض . .. و لقد خلقنكم ... ثم قلنا للملئكة اسجدوا لأدم

آيه قبل دلالت مى كند كه مطالب عنوان شده در آيه مورد بحث ـ كه از جمله آنها سجده فرشتگان بر آدم(ع) است ـ از نعمتهاى الهى براى همه انسانهاست. در حالى كه نه سجده بر آدم به منزله سجده بر همگان است و نه سجده بر او نعمت براى ديگران، بنابراين، مى توان گفت جمله «قلنا للملائكه ...» پس از «خلقناكم» اشاره به اين دارد كه خداوند در همه انسانها اين زمينه را ايجاد كرده است كه بتوانند مسجود ملائكه بشوند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 29 - 12

12- دميده شدنِ روحى الهى در انسان ، موجب شايستگى او براى مسجود فرشتگان شدن

و نفخت فيه من روحى فقعوا له سـجدين

دستور خداوند به سجده ملائكه در برابر آدم(ع)، پس از خلقت كامل با دميده شدن روح در او، مى تواند حاكى از نكته ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 50 - 6

6- انسان ها داراى زمينه هاى دستيابى به منزلتى فراتر از فرشتگان و شايستگى براى سجده ملائكه بر ايشان هستند .

و إذ قلنا للملـئكة اسجدوا لأدم

176- سخن ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 27 - 2

2- ملائكه ، بهره مند از نطق و كلام

لايسبقونه بالقول

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 28 - 1

1- خداوند به تمامى گفتار و كردار ملائكه و گذشته و حال آنان آگاه است .

يعلم ما بين أيديهم و ما خلفهم

177- سرعت تدبير ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 9 - 3

3 - خداوند در تأكيد بر وجود ترس و نگرانى در قيامت ، به فرشتگان سوگند ياد كرده است كه سريع و بانشاط براى تدبير امور و قبض ارواح از يكديگر سبقت مى گيرند .

و النازعات . .. قلوب يومئذ واجفة . أبصـرها خـشعة

اين آيه و آيه قبل، جواب قسم هايى است كه در نخستين آيات سوره آمده بود.

178- سرعت عمل ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 3 - 1

1 - فرشتگان در انجام دادن وظايف خويش ، پرتحرك و شتابان اند .

و السـبحـت سبحًا

«سبح»; يعنى، حركت سريع در آب يا هوا. (مفردات راغب)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 4 - 1

1 - فرشتگان ، در حركت شتابان خود براى انجام دادن مأموريت هاى الهى ، بر يكديگر سبقت مى گيرند .

فالسـبقـت سبقًا

«فاء» براى تعقيب بوده و بيانگر اين است كه فرشتگان، پس از خروج از جايگاه خويش و حركت سريع به سوى مأموريتشان، درصدد آنند كه از يكديگر سبقت بگيرند.

179- سلام ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 69 - 3

3ـ فرشتگان پيام آورِ بشارت ، به هنگام حضور در پيشگاه ابراهيم ( ع ) بر او سلام كردند .

قالوا سلـمًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 23 - 12

12ـ « عن أبى جعفر ( ع ) قال : سأل على ( ع ) رسول الله (صلی الله علیه و آله) : . . . فقال : لماذا بنيت هـذه الغرف ( فى الجنة ) يارسول الله ؟ فقال : يا على تلك غرف بناها الله لأوليائه . . . فإذا دخل المؤمن إلى منازله فى الجنة . . . فإذا استقرت لولىّ الله منازله فى الجنة . . . يبعث الله ألف ملك يهنّونه بالجنة . . . فينتهون إلى أوّل باب من جنانه فيقولون للملك الموكل . . . إستأذن لنا على ولىّ الله . . . فيأذن لهم فيدخلون على ولىّ الله و هو فى الغرفة و ل ها ألف باب . . . فيدخل كل ملك من باب من أبواب الغرفة فيبلّغونه رسالة الجبّار و ذلك قول الله : « و الملـئكة يدخلون عليهم من كلّ باب » ; يعنى : من أبواب الغرفة « سلام عليكم بما صبرتم فنعم عقبى الدار » . . . ;

از امام باقر(ع) روايت شده است كه فرمود: حضرت على ـ عليه السلام ـ از رسول الله(صلی الله علیه و آله) پرسيد: اى رسول خدا! چرا اين غرفه ها [دربهشت] ساخته شده است؟ فرمود: اى على! اينها غرفه هايى اند كه خداوند آنها را براى دوستانش بنا كرده است، هنگامى كه مؤمن وارد منزلهاى خود در بهشت شود و براى ولىّ خدا منزلهاى او در بهشت تثبيت گردد، خداوند هزار فرشته مى فرستد كه بهشت را به او تهنيت گويند. آنها به اولين درب از بهشتهاى او مى رسند و به فرشته اى كه گماشته آن جاست مى گويند: براى ما اذن ورود بر ولىّ خدا بگير. آن گاه [او] به ايشان اذن مى دهد و بر ولىّ خدا وارد مى شوند، در حالى كه او در غرفه خويش است و براى آن غرفه هزار درب است. آن گاه هر فرشته اى از يكى از دربهاى غرفه وارد مى شود و پيام خداى غالب را مى رساند و اين است گفته خداوند: و الملائكة يدخلون عليهم من كلّ باب مقصود اين است كه از دربهاى غرفه وارد مى شوند [و مى گويند:] سلام عليكم بما صبرتم فنعم عقبى الدار».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 24 - 2،7

2ـ فرشتگان از هر سو بر بهشتيان وارد مى شوند و بر آنان سلام مى كنند .

والملـئكة يدخلون عليهم من كل باب. سلـم عليكم

7ـ « قال [ أبوعبدالله ( ع ) ] : إن طائفة من الملائكة عابوا ولد آدم فى اللّذات و الشهوات . . . فإذا كان يوم القيامة و صار أهل الجنة فى الجنة ، إستأذن أُولئك الملائكة على أهل الجنة فيؤذن لهم فيدخلون عليهم فيسلّمون عليهم و يقولون لهم : « سلام عليكم بما صبرتم » فى الدنيا عن اللّذات والشهوات الحلال ;

از امام صادق(ع) روايت شده است كه فرمود: همانا عده اى از فرشتگان، آدميان را به خاطر گرايش به لذات و شهوات، عيب جويى مى كردند . .. پس آن گاه كه روز قيامت برپا شود و بهشتيان در بهشت قرار گيرند، آن فرشتگان براى ورود بر بهشتيان اجازه مى خواهند، پس به آنان اذن داده مى شود و آن گاه فرشتگان با سلام بر آنان وارد مى شوند و به ايشان مى گويند: سلام بر شما باد به

خاطر اينكه شكيبايى ورزيديد و از لذتها و شهوتهاى حلال چشم پوشى كرديد».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 52 - 1،11

1- مهمانان حضرت ابراهيم ( فرشتگان ) به هنگام ورود بر وى ، به او سلام و درود گفتند .

و نبّئهم عن ضيف إبرهيم . إذ دخلوا عليه فقالوا سلـمًا

11- « . . . قال أبوجعفر ( ع ) : . . . بعث الله رسلاً إلى إبراهيم . . . فدخلوا عليه ليلاً ففزع منهم و خاف أن يكونوا سُرّاقاً ، قال : فلمّا أن رأته الرسل فزعاً وجلاً « قالوا سلاماً » . . . « قال إنا منكم وجلون قالوا لاتوجل . . . » . . . ;

از امام باقر(ع) روايت شده است كه فرمود:. .. خداوند فرستادگانى را به سوى ابراهيم(ع) گسيل داشت ... پس شبانه بر او وارد شدند و او از آنان وحشت كرد و ترسيد كه دزد باشند. امام فرمود: پس چون فرستادگان آن حضرت را وحشت زده و هراسان ديدند، به او سلام كردند ... او [گفت]: قال إنا منكم وجلون...».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 32 - 8،10

8- ملائكه به هنگام قبض روح تقواپيشگان ، بر آنان درود و سلام مى فرستند .

المتّقين . الذين تتوفّـهم الملـئكة طيّبين يقولون سلـم عليكم

10- فرشتگان ، به هنگام قبض روح تقواپيشگان ، حامل پيام سلامتى و خوشحالى براى آنانند .

المتّقين . الذين تتوفّـهم الملـئكة طيّبين يقولون سلـم عليكم ادخلوا الجنّة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 34 - 4

4 - استقبال فرشتگان از بهشتيان ، با تحيت و سلام

ادخلوها بسلـم

بنابراين كه قائل «ادخلوها» فرشتگان باشند، برداشت بالا قابل استفاده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 25 - 1،6

1 - ورود ميهمانان گرامى ابراهيم ( ع ) ( فرشتگان ) بر آن حضرت ، با تحيت و سلام

إذ دخلوا عليه فقالوا سلـمًا

6 - پاسخ ابراهيم ( ع ) به سلام ميهمانان خويش ، قبل از هر سخن ديگر

فقالوا سلـمًا قال سلـم

180- سلام ملائكه بر محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - قدر - 97 - 5 - 8

8 - « عن أبى عبداللّه ( ع ) قال : كان على بن الحسين « صلوات اللّه عليه » يقول . . . قال اللّه عزّوجلّ « . . .سلام هى حتّى مطلع الفجر » يقول : تُسَلِّمُ عليك يا محمّد ملائكتى و روحى بسلامى من أوّل ما يهبطون إلى مطلع الفجر ;

از امام صادق(ع) روايت شده كه امام سجاد(ع) مى فرمود: . .. خداوند عزّوجلّ فرموده است: «...سلام هى حتّى مطلع الفجر»[ يعنى ]مى فرمايد: اى محمد! فرشتگانم و روحم، از اولين لحظات فرودشان تا سپيده صبح، با سلام من بر تو سلام مى كنند».

181- سلطه اخروى ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 25 - 3

3 - ظهور قدرت مطلق خداوند در قيامت و سيطره فرشتگان بر صحنه هاى آن ، دليل بى نظير بودن عذاب هاى او است .

فيومئذ لايعذّب عذابه أحد

حرف «فاء» در «فيومئذ»، آيه شريفه را بر مطالبى كه در آيات پيشين بيان شد (از جمله آيه «و جاء ربّك و الملك صفّاً صفّاً») تفريع كرده است.

182- سلطه ملائكه مرگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 11 - 6

6 - سلطه فرشته مرگ بر انسان ، گريزناپذير است .

ملك الموت الذى وكّل بكم

183- سوگند به پيشگامان ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 4 - 4

4 - سوگند خداوند ، به فرشتگان پيشتاز

فالسـبقـت سبقًا

184- سوگند به ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 1 - 1

1 - سوگند خداوند ، به فرشتگان صف در صف و منظم

و الصفّـت صفًّا

«واو» در «و الصافات. ..» براى قسم است و در اين كه مقصود و مصداق اين آيه و دو آيه بعد چيست; ميان مفسران چند ديدگاه وجود دارد، از جمله: 1ـ فرشتگان، 2ـ مجاهدان راه خدا. برداشت ياد شده مبتنى بر ديدگاه نخست است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 2 - 1

1 - سوگند خداوند ، به فرشتگانِ نهى كننده و سخت بازدارنده

فالزّجرت زجرًا

«زجر» به معناى منع و بازداشتن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 4 - 1

1 - سوگند الهى ، به فرشتگان تقسيم كننده امور

فالمقسّمـت أمرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 2 - 2

2 - سوگند خداوند به فرشتگان پر نشاط و شاداب

و النـشطـت نشطًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 3 - 2

2 - سوگند خداوند ، به فرشتگانى كه در اجراى وظايف خويش شتابان اند .

و السـبحـت سبحًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 4 - 4

4 - سوگند خداوند ، به فرشتگان پيشتاز

فالسـبقـت سبقًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 5 - 5

5 - سوگند خداوند به فرشتگان مدير و مدبّر

فالمدبّرت أمرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 9 - 3

3 - خداوند در تأكيد بر وجود ترس و نگرانى در قيامت ، به فرشتگان سوگند ياد كرده است كه سريع و بانشاط براى تدبير امور و قبض ارواح از يكديگر سبقت مى گيرند .

و النازعات . .. قلوب يومئذ واجفة . أبصـرها خـشعة

اين آيه و آيه قبل، جواب قسم هايى است كه در نخستين آيات سوره آمده بود.

سوگند به ملائكه قبض روح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 1 - 3

3 - سوگند خداوند به فرشتگان قبض كننده ارواح

و النـزعـت غرقًا

185- سوگند به ملائكه وحى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 3 - 1

1 - سوگند خداوند ، به فرشتگان تلاوت گر وحىِ الهى و قرآن كريم بر انسان ها و پيامبران

فالتّليـت ذكرًا

مراد از «ذكر» وحى الهى و يا خصوص قرآن كريم است. طبق اين ديدگاه مقصود از تلاوت، تلاوت بر پيامبران و يا بر انسان هايى است كه خداوند به آنان با زبان وحى سخن گفته است و فرشتگان واسطه ابلاغ اين وحى بوده اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 1 - 1

1 - سوگند خداوند ، به فرشتگان وحى

و المرسلـت عرفًا

درباره سوگندهاى پنجگانه در آغاز اين سوره، سه تفسير عمده وجود دارد: 1ـ تمام اين سوگندهاى پنجگانه، اشاره به «بادها و طوفان ها» است; 2ـ همه سوگندها، اشاره به «فرشتگان وحى» است; 3ـ سوگند اول و دوم ناظر به مسأله «بادها و طوفان ها» و سوگند سوم، چهارم و پنجم ناظر به القا و نشر وحى و آيات حق بهوسيله فرشتگان است. شاهد و دليل بر تفسير سوم، جداسازى

اين دو دسته از سوگندها در آيات به وسيله «واو» است; در حالى كه بقيه به وسيله «فاء» به هم عطف شده اند كه نشانه ارتباط و پيوند آنها است. گفتنى است تفسير دوم و سوم، با سياق آيات سازگارتر است; از اين رو، مبناى برداشت ها قرار گرفته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 2 - 3

3 - سوگند خداوند ، به فرشتگان وحى

فالعـصفـت عصفًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 3 - 1

1 - سوگند خداوند ، به فرشتگان وحى

و النـشرت نشرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 4 - 1

1 - سوگند خداوند ، به فرشتگان وحى

فالفـرقـت فرقًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 5 - 1

1 - سوگند خداوند ، به فرشتگان وحى

فالملقيـت ذكرًا

186- سهولت نبوت ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 60 - 2

2 - انتخاب پيامبران از ميان فرشتگان ، امرى آسان براى خداوند

و لو نشاء لجعلنا منكم ملـئكة فى الأرض

برداشت ياد شده بدين احتمال است كه آيه شريفه پاسخى باشد به انتظار مشركان مكه كه توقع فرشته بودن پيامبر را داشتند.

187- شرايط شفاعت ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 26 - 11

11 - تأثير شفاعت فرشتگان ، منوط به مشيت و رضايت الهى ، در حق شفاعت شوندگان

إلاّ . .. لمن يشاء و يرضى

بنابراين كه مراد از «من» در «لمن يشاء» شفاعت شوندگان باشد، برداشت ياد شده به دست مى آيد.

188- شرايط نزول ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 8 - 1

1- خداوند ، فرشتگان را جز به حق و همراه با مصلحت ، اعزام نمى كند .

ما ننزّل الملئكة إلاّ بالحقّ

«با» در «بالحق» براى مصاحبت است.

189- شفاعت ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 28 - 6،7،10

6- ملائكه ، از حق شفاعت برخوردارند .

لايشفعون إلاّلمن ارتضى

7- پندار مشركان در مستقل بودن فرشتگان در شفاعت

لايشفعون إلاّلمن ارتضى

از اين كه استقلال در شفاعت نفى شده، به دست مى آيد كه مشركان (مخاطبان اين آيه) چنين پندارى داشته اند.

10- جلب رضايت خداوند ، شرط برخوردار شدن از شفاعت شافعان ( فرشتگان و . . . )

لايشفعون إلاّلمن ارتضى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 26 - 1،5

1 - فرشتگان ، فاقد قدرت مستقل در شفاعت

و كم من ملك . .. إلاّ من بعد أن يأذن اللّه

5 - فرشتگان ، با تمامى عظمت مقام در عالم ملكوت ، نيازمند اذن الهى در شفاعت

و كم من ملك فى السمـوت لاتغنى شفـعتم شيئًا إلاّ من بعد أن يأذن اللّه

بنابراين كه «فى السماوات» كنايه از علوّ مقام باشد برداشت ياد شده به دست مى آيد.

190- شگفتى عقيده به انوثت ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 150 - 4

4 - عقيده مشركان به اين كه ملائكه از جنس زن هستند ، امرى شگفت آور است .

أم خلقنا الملـئكة إنـثًا

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه استفهام مقدر در جمله «أم خلقنا. ..»، از نوع استفهام انكارى و تعجبى است.

191- شگفتى نزول ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 25 - 6

6 ـ فرود ملائكه از آسمان به زمين در آستانه قيامت ، فرودى به دور از انتظار و شگفت آور

و نزّل الملـئكة تنزيلاً

«تنزيلاً» مفعول مطلق براى «نزل» و به منظور بيان نزولى خاص و شگفت آور مى باشد.

192- شيطان و ملائكه امداد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 48 - 14

14 ـ شيطان در آستانه جنگ بدر ، فرشتگان امدادگر الهى را به روشنى مشاهده كرد .

إنى أرى ما لاترون

به قرينه آيه 9 و 12 از همين سوره مى توان گفت مراد از «ما لاترون» فرشتگانى بودند كه براى امداد لشكر ايمان در كارزار بدر حاضر شدند.

193- صداى ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 39 - 2

2 ـ پيام رسانى ملائكه به زكريّا ، از طريق ايجاد صوت *

فنادتة الملئكة

ندا عبارت است از: بلند كردن صدا و ظاهر ساختن آن. (مفردات راغب).

194- صعود ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 8 - 2

2- صعود و عروج ملائكه ، به دستور خداوند است .

ما ننزّل الملئكة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 4 - 8

8 - « عن على بن الحسين ( ع ) : . . .و إنّ للّه تبارك و تعالى بِقاعاً فى سماواته فمن عُرِجَ به إلى ها فقد عُرِجَ به إليه ألاتسمع اللّه عزّوجلّ يقول : « تعرج الملائكة و الروح إليه » . . . ;

از امام سجاد(ع) روايت شده است: . ..براى خداى تبارك و تعالى در آسمان ها، بقعه هايى هست، پس هر كس به يكى از آنها عروج داده شود، به سوى خدا عروج داده شده است. آيا كلام خداى عزّوجلّ را نشنيده اى كه مى فرمايد: (تعرج الملائكة و الروح إليه)...».

195- صفات ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 17 - 4

4 - در ديدگاه مشركان مكه فرشتگان ، دختران خدا و همانند او در صفات

و إذا بشّر أحدهم بما ضرب للرحمـن مثلاً

با توجه به اين كه «مَثَل» در آيه به معناى شبيه است، مى توان گفت كه مشركان مكه معتقد به همسانى فرشتگان با خدا بوده اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 60 - 6

6 - خداوند ، قادر به آفرينش انسان هايى فرشته صفت هم چون عيسى ( ع ) *

و لو نشاء لجعلنا منكم ملـئكة

گروهى از مفسران منظور از اين آيه را، ايجاد انسان هايى فرشته صفت دانسته اند كه در صدد رفع استبعاد مشركان نسبت به قدرت ويژه انسان هايى هم چون عيسى(ع) كه مى توانست مردگان را زنده كند و بيماران را شفا بخشد.

196- صفوف ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 1 - 1

1 - سوگند خداوند ، به فرشتگان صف در صف و منظم

و الصفّـت صفًّا

«واو» در «و الصافات. ..» براى قسم است و در اين كه مقصود و مصداق اين آيه و دو آيه بعد چيست; ميان مفسران چند ديدگاه وجود دارد، از جمله: 1ـ فرشتگان، 2ـ مجاهدان راه خدا. برداشت ياد شده مبتنى بر ديدگاه نخست است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 165 - 1

1 - فرشتگان ، به صف ايستاده در خدمت اجراى فرمان هاى خداوند هستند .

و إنّا لنحن الصافّون

197- صفوف ملائكه در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 22 - 4،9

4 - فرشتگان در قيامت ، در صف هايى منظّم ، حضور يافته ، به اجراى رسالت خويش خواهند پرداخت .

و الملك صفًّا صفًّا

كلمه هاى «صفّاً صفّاً» ـ به تأويل «مصطفّين» (در صفوف منظم قرار گرفته) ـ حال براى «المَلَك» است. «مَلَك» اسم جنس بوده و حرف «ال» در آن، براى استغراق است. برخى آن را مفرد «ملائكه» دانسته اند (مصباح) و برخى آن را از ريشه «مِلْك» و به معناى سياست گذار دانسته و گفته اند: شخص سياست گذار، اگر انسان باشد «مَلِك» و اگر فرشته باشد، «مَلَك» ناميده مى شود. اين كلمه در اصل «مأْلَك» و به معناى «رسالت» بوده است. (مفردات راغب)

9 - « على بن الحسن بن على بن فضّال عن أبيه قال : سألت الرضا ( ع ) . . . عن قول اللّه عزّوجلّ « و جاء ربّك و الملك صفّاً صفّاً » فقال : إنّ اللّه تعالى لايوصف بالمجىء و الذهاب تعالى عن الإنتقال إنّما يعنى بذلك و جاء أمر ربّك و الملك صفّاً صفّاً ;

على بن الحسن از پدرش روايت كرده كه گفت: از امام رضا(ع)، درباره سخن خداوند «و جاء ربّك و الملك صفّاً صفّاً» پرسيدم، فرمود: خداوند متعال به آمدن و رفتن توصيف نمى شود. او والاتر از انتقال يافتن است. مقصود اين است كه امر پروردگارت، فرارسد و فرشتگان صف اندر صف حاضر شوند».

198- صلوات ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 56 - 1،12

1 - خداوند و فرشتگان ، همواره ، بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) درود و صلوات مى فرستند .

إنّ اللّه و ملـئكته يصلّون على النبىّ

«صلاة» مصدر ثلاثى «يصلّون» به معناى «دعا و تبريك و به عظمت ياد كردن» است (مفردات راغب).

12 - « عن ابن أبى حمزة عن أبيه قال : سألت أباعبداللّه ( ع ) عن قول اللّه عزّوجلّ « إنّ اللّه و ملائكته يصلّون على النبىّ يا أيّها الذين آمنوا صلّوا عليه وسلّموا تسليماً » فقال : الصلاة من اللّه عزّوجلّ رحمة و من الملائكة تزكية و من الناس دعاء . . . ;

على بن ابوحمزه، از پدرش، روايت كرده كه: از امام صادق(ع) از اين سخن خداوند عزّوجلّ «إنّ اللّه و ملائكته يصلّون. ..» پرسيدم، فرمود: صلوات خداوند، همان رحمت و صلوات ملائكه به پاكى ياد كردن و صلوات مردم دعا است...».

199- طبع ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 50 - 12

12- سرشت ملائكه ، سرشتى فرمان بردار در برابر خدا است .

و إذ قلنا للملـئكة اسجدوا . .. فسجدوا إلاّ إبليس كان من الجنّ

تصريح به ماهيت شيطان، پس از طرح تخلّف او و نيز اشاره به تفاوت ماهوى وى با فرشتگان، مى تواند اشاره به مطلب بالا داشته باشد.

200- عالم ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 71 - 5

5 - ارتباط داشتن آفرينش انسان با ملأاعلى ( عالم فرشتگان )

بالملأ الأعلى إذ يختصمون . .. إذ قال ربّك للملـئكة إنّى خـلق بشرًا

گفتوگوى خداوند با فرشتگان در ملأ اعلى (عالم فرشتگان)، درباره آفرينش انسان، مى تواند گوياى برداشت ياد شده باشد.

201- عبادات ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 19 - 6

6- مقربان الهى ( فرشتگان ) ، از عبادت خداوند تكبر نمىورزند .

و من عنده لايستكبرون

مقصود از «من عنده» ـ طبق نظر مفسران ـ فرشتگان است.

202- عبادت ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 206 - 9

9 ـ فرشتگان همواره با تواضع در برابر خدا وى را عبادت مى كنند و او را منزه مى دانند و تنها بر درگاه او سجده مى برند .

إن الذين عند ربك . .. و له يسجدون

بسيارى از مفسران برآنند كه مراد از «الذين عند ربك» فرشتگان هستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 15 - 7

7 - پرستش مخلوقات خدا ( فرشتگان ) و فرزند او انگاشتن آنان ، اقدامى ناسپاسانه و كفرآميز

و جعلوا له . .. إنّ الإنسـن لكفور مبين

با توجه به فضاى آيات، مى توان استفاده كرد كه مشركان مكه فرشتگان را فرزند خدا مى دانستند و آنان را مورد پرستش قرار مى دادند. خداوند، پس از ياد كردن نعمت هاى خويش، اين پندار را نمونه بارز ناسپاسى مى شمارد.

203- عبوديت ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 172 - 4،5،8

4 ـ هيچيك از فرشتگان الهى حتى مقربان آنها از بندگى خدا ابايى ندارند .

لن يستنكف المسيح ان يكون عبداً للّه و لاالملئكة المقربون

كلمه «مقربون» در برداشت فوق صفت احترازى گرفته شده است، و چون فرشتگان مقرب از عبادت خدا ابايى ندارند فرشتگان ديگر نيز بى ترديد چنان هستند.

5 ـ شخصيت والاى مسيح ( ع ) و مقام بلند فرشتگان ، مانع آنها از بندگى خداوند نيست .

لن يستنكف المسيح ان يكون عبداً للّه و لاالملئكة المقربون

8 ـ اشتراك فرشتگان و انسان ها در عبوديت و بندگى خداوند

لن يستنكف المسيح ان يكون عبداً للّه و لاالملئكة المقربون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 26 - 7

7- فرشتگان ، بندگان مقرب و مكرم خداوند هستند .

بل عباد مكرمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 15 - 4

4 - فرشتگان ، بندگان خدا هستند ; نه فرزندان او .

و جعلوا له من عباده جزءًا

مراد از «عباد» ـ به قرينه فرازهاى بعد ـ فرشتگان هستند كه شرك پيشه گان عصر بعثت، آنان را فرزندان خدا مى پنداشتند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 19 - 2

2 - بندگى خداوند ، ويژگى اصلى فرشتگان

الذين هم عبـد الرحمـن

از اين كه خداوند در مقام معرفى فرشتگان، صفت عبوديت را به آنان نسبت داده است، مطلب بالا استفاده مى شود.

204- عتيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 18 - 4

4ـ « رقيب » و « عتيد » ، دو فرشته ناظر بر اعمال هر انسان *

عن اليمين و عن الشمال قعيد . .. لديه رقيب عتيد

برداشت ياد شده بدان احتمال است كه «رقيب» و «عتيد»، اسم دو فرشته باشد كه يكى از سمت راست و ديگرى از سمت چپ، ناظر و نگارنده اعمال اند. در اين صورت «واو» عطف محذوف است.

205- عجز ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 32 - 1

1 - فرشتگان ، ناآگاه به حقايق عرضه شده بر آنان و ناتوان از بيان اسامى آنها

ثم عرضهم على الملئكة . .. قالوا سبحنك لاعلم لنا إلا ما علمتنا

206- عرضه موجودات بر ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 31 - 6

6 ـ خداوند ، موجودات هستى را بر فرشتگان عرضه كرد و از آنان خواست تا اسامى آنها را بيان كند .

ثم عرضهم على الملئكة فقال أنبئونى بأسماء هؤلاء

«أنبئوا» فعل امر از مصدر «انباء» است و انباء به معناى خبر دادن مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 32 - 1،9

1 - فرشتگان ، ناآگاه به حقايق عرضه شده بر آنان و ناتوان از بيان اسامى آنها

ثم عرضهم على الملئكة . .. قالوا سبحنك لاعلم لنا إلا ما علمتنا

9 - هدف از فرمان خدا به فرشتگان ( در بيان نام هاى حقايق ) ، يادآورى عالمانه و حكيمانه بودن افعال الهى و آگاه ساختن آنان به برترى علمى آدم ( ع ) بود .

أنبئونى بأسماء هؤلاء . .. قالوا سبحنك ... إنك أنت العليم الحكيم

207- عصمت ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 50 - 5

5- فرشتگان ، پيوسته از اوامر و دستورات خدا اطاعت كرده و از آن سرپيچى نمى كنند ( عصمت از نافرمانى )

و الملـئكة . .. و يفعلون ما يؤمرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 27 - 7

7- عصمت ملائكه از خطا و نافرمانى

لايسبقونه بالقول و هم بأمره يعملون

تسليم و منقاد بودن فرشتگان در برابر خداوند و نيز تنها به فرمان خدا عمل كردن، حاكى از عصمت آنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تحريم - 66 - 6 - 14

14 - فرشتگان ، مصون از خطا و معصوم از گناه و نافرمانى اند .

لايعصون اللّه ما أمرهم و يفعلون ما يؤمرون

برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه جمله «لايعصون اللّه. ..» عصمت فرشتگان و «يفعلون ما يؤمرون» اشاره به مصونيت آنان از خطا در انجام وظايف داشته باشد.

208- عظمت خلقت ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 11 - 3

3 - عظمت آفرينش آسمان ها ، زمين ، فرشتگان و ديگر موجودات آسمانى

أهم أشدّ خلقًا أم من خلقنا

209- عقيده به انوثت ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 150 - 2

2 - مشركان ، معتقد بودند كه ملائكه از جنس زن هستند .

أم خلقنا الملـئكة إنـثًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 16 - 1،5

1 - مشركان عصر جاهلى ، فرشتگان را دختران خدا مى پنداشتند .

و جعلوا له من عباده جزءًا . .. أم اتّخذ ممّا يخلق بنات

مراد از «ما يخلق» ـ به قرينه فرازهاى بعد ـ فرشتگان هستند.

5 - مشركان جاهلى ، با وجود اعتقاد به مخلوق بودن فرشتگان ، آنان را دختر خدا مى پنداشتند .

أم اتّخذ ممّا يخلق بنات

لحن آيه شريفه نشان مى دهد كه مشركان مكه، مخلوق بودن فرشتگان را پذيرفته بودند و خداوند آنان را مورد سرزنش قرار مى دهد كه چگونه در ميان مخلوقات، آنچه راكه خود نمى پسندند، به او نسبت مى دهند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 19 - 1

1 - مشركان عصر جاهليت ، معتقد به مؤنث بودن فرشتگان

و جعلوا الملـئكة . .. إنـثًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 21 - 3

3 - اعراب جاهلى ، معتقد به دختر بودن فرشتگان

أفريتم اللّـت و العزّى . .. ألكم الذّكر و له الأُنثى

از ارتباط ميان آيات، مى توان استفاده كرد كه مشركان، فرشتگان را دختران خدا و بت ها را مظهرى براى آنها مى پنداشتند. بدين جهت اسامى مؤنث براى بت ها، (لات و...) برمى گزيدند.

210- عقيده به خويشاوندى خدا با ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 158 - 4

4 - مشركان ، معتقد به وجود پيوند خويشاوندى ( پدر و فرزندى ) ميان خدا و فرشتگان

و جعلوا بينه و بين الجنّة نسبًا

برداشت ياد شده مبتنى بر اين ديدگاه است كه جمله «و جعلوا بينه و بين الجنّة نسباً» تأكيد دختر نبودن ملائكه براى خدا و نفى فرزنددار بودن او است كه در آيات پيشين از آن ياد شده است (أم خلقنا الملائكة إناثاً. .. ليقولون . ولد اللّه...).

211- عقيده به مخلوقيت ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 16 - 5

5 - مشركان جاهلى ، با وجود اعتقاد به مخلوق بودن فرشتگان ، آنان را دختر خدا مى پنداشتند .

أم اتّخذ ممّا يخلق بنات

لحن آيه شريفه نشان مى دهد كه مشركان مكه، مخلوق بودن فرشتگان را پذيرفته بودند و خداوند آنان را مورد سرزنش قرار مى دهد كه چگونه در ميان مخلوقات، آنچه راكه خود نمى پسندند، به او نسبت مى دهند.

212- عقيده به مقامات ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 50 - 10

10- مشركان براى ملائكه ، مقامات و رتبه عالى معتقد بودند .

و الملـئكة و هم لايستكبرون . يخافون ربّهم

احتمال دارد اختصاص به ذكر ملائكه از ميان موجودات، براى بيان انقياد آنان در برابر خداوند به خاطر عقيده مشركان به مقامات عاليه ملائكه باشد و خداوند با تأكيد بر منقاد بودن آنان، مشركان را به كسب چنين روحيه اى دعوت مى كند.

213- عقيده به ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 31 - 27،28

27ـ مصريان عصر يوسف ( ع ) ، معتقد به وجود فرشتگان و زيبايى آنها

إن هـذا إلاّ ملك كريم

28ـ اعتقاد به وجود فرشتگان ، باورى ريشه دار در تاريخ بشر

إن هـذا إلاّ ملك كريم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 24 - 10

10 - اعتقاد مردم عصر نوح به وجود فرشتگان

و لوشاء اللّه لأنزل ملـئكة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 40 - 6

6 - اعتقاد مشركان به موجوداتى به نام ملائكه در عالم

و يوم يحشرهم . .. ثمّ يقول للملـئكة أهـؤلاء إيّاكم كانوا يعبدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 14 - 10

10 - اعتقاد قوم عاد و ثمود ، به وجود پروردگار و فرشتگان

قالوا لو شاء ربّنا لأنزل ملـئكة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 53 - 8

8 - وجود فرشتگان ، مورد اعتقاد و پذيرش فرعونيان

أو جاء معه الملـئكة

برداشت ياد شده بر اين اساس است كه سخن فرعون، از روى اعتقاد و باور باشد، و نه از باب مماشات با موسى(ع).

214- عقيده ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 28 - 18

18- علم و عقيده ملائكه به آگاهى خداوند از كردار انسانها

بلى إن الله عليم بما كنتم تعملون

برداشت فوق بر اين اساس است كه «بلى إن الله . ..» كلام ملائكه در برابر ادعاى كافران باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 41 - 3

3 - ملائكه ، خداوند را از داشتن شريك در عبادت منزه مى دانند .

أهـؤلاء إيّاكم كانوا يعبدون . قالوا سبحـنك

215- علم به عالم ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 69 - 1

1 - پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) ، از ملأ اعلى ( عالم فرشتگان ) جز از راه وحى آگاهى نداشت .

ما كان لى من علم بالملأ الأعلى

طبق نظر مفسّران، مقصود از «ملأ الأعلى» فرشتگان است. با توجه به آيه بعد، استفاده مى شود كه آگاه نبودن پيامبر(صلی الله علیه و آله) از ملأ اعلى (مضمون آيه مورد بحث) مربوط به طرق عادى است و آن حضرت از راه وحى به آن عالم آگاه بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 70 - 1،7

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور به ابلاغ چگونگى آگاه شدنش از ملأ اعلى ( عالم فرشتگان ) و منشأ اطلاعات و اخبارش درباره آدم ( ع ) ، فرشتگان و . . .

ما كان لى من علم بالملأ الأعلى . .. إن يوحى إلىّ

7 - ممكن نبودن آگاهى از ملا اعلى ( عالم فرشتگان ) جز از راه وحى

ما كان لى من علم بالملأ الأعلى . .. إن يوحى إلىّ إلاّ أنّما أنا نذير

216- علم خدا به صعود ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 4 - 9

9 - آگاهى خداوند ، به هر آنچه از آسمان به زمين نازل مى شود ( باران ، فرشتگان ، تابش خورشيد ، ماه ، ستارگان و . . . ) و هر آنچه از زمين به آسمان بالا مى رود ( بخار آب ، فرشتگان ، اعمال مردمان و . . . )

يعلم . .. و ما ينزّل من السّماء و ما يعرج فيها

217- علم خدا به نزول ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 4 - 9

9 - آگاهى خداوند ، به هر آنچه از آسمان به زمين نازل مى شود ( باران ، فرشتگان ، تابش خورشيد ، ماه ، ستارگان و . . . ) و هر آنچه از زمين به آسمان بالا مى رود ( بخار آب ، فرشتگان ، اعمال مردمان و . . . )

يعلم . .. و ما ينزّل من السّماء و ما يعرج فيها

218- علم غيب ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 30 - 7

7 ـ فرشتگان مطمئن به فسادگرى و خونريزى انسان ، پيش از آفرينش وى

قالوا أتجعل فيها من يفسد فيها و يسفك الدماء

«سفك» (مصدر يسفك) به معناى ريختن است و «من . .. يسفك الدماء» (كسى كه ... خونها خواهد ريخت) كنايه از كشتارهاى فراوان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 8 - 6

6 - اطلاعات و اخبار غيبى مربوط به اهل زمين ، در اختيار فرشتگان آسمان قرار دارد .

لايسّمّعون إلى الملإالأعلى

219- علم ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 30 - 11

11 ـ فرشتگان داراى ادراك و آگاهى و توانا بر اظهار نظر و تحليل وقايع

قالوا أتجعل فيها من يفسد فيها و يسفك الدماء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 33 - 3

3 - فرشتگان در پى با خبر شدن از نام هاى حقايق هستى ، دانستند كه آسمان ها و زمين داراى غيب و نهان است .

فلمّا أنبأهم . .. قال ألم أقل لكم إنى أعلم غيب السموت و الأرض

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 172 - 11

11 ـ علم و ايمان حضرت عيسى ( ع ) و فرشتگان مقرب الهى به قيامت و محشور شدن به پيشگاه خداوند ، مانع استكبار آنان از بندگى خدا

لن يستنكف المسيح ان يكون عبداً للّه و لاالملئكة . .. فسيحشرهم إليه جميعاً

جمله «و من . ..» جمله حاليه و بيان علت از جمله سابق است. يعنى امكان ندارد مسيح و فرشتگان از عبادت خدا امتناع كنند ; چون حشر انسان و ملائكه به سوى خدا حتمى است و مسيح و فرشتگان از آن آگاهند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 2 - 14

14 ـ عن أبى عبداللّه(ع) فى قوله: «قضى أجلا و أجل مسمى عنده» قال: الأجل الأول هو ما نبذه إلى الملائكة و الرسل و الأنبياء و الأجل المسمى عنده هو الذى ستره اللّه عن الخلائق.

امام صادق(ع) درباره سخن خداوند «قضى أجلا . .. » فرمود: اجل اول، اجلى است كه خداوند فرشتگان و رسولان و انبيا را از آن آگاه نموده و اجل معين را كه نزد اوست، از تمام خلايق پنهان داشته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 28 - 18

18- علم و عقيده ملائكه به آگاهى خداوند از كردار انسانها

بلى إن الله عليم بما كنتم تعملون

برداشت فوق بر اين اساس است كه «بلى إن الله . ..» كلام ملائكه در برابر ادعاى كافران باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 31 - 7

7 - اطلاع فرشتگان از بهشت برين و خصوصيات آن

تتنزّل عليهم الملـئكة . .. و أبشروا بالجنّة ... و لكم فيها ما تدّعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 79 - 2

2 - دانش و آگاهى فرشتگان ، نسبت به حقايق ثبت شده در لوح محفوظ

فى كتـب مكنون . لايمسّه إلاّ المطهّرون

در صورتى كه ضمير «لايمسّه» به «كتاب مكنون» بازگردد، مراد از «مسّ» (لمس كردن)، آگاهى و اطلاع يافتن و مراد از «المطهّرون» فرشتگان الهى خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 85 - 2

2 - خداوند و فرشتگان مرگ ، از افراد حاضر در كنار محتضر ، به وى نزديك تر و به وضع و حال او آگاه تراند .

و نحن أقرب إليه منكم

220- علم ملائكه ثبت عمل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انفطار - 82 - 12 - 1

1 - كاتبان نامه عمل ، به تمامى كار ها و نيت هاى انسان آگاه اند .

يعلمون ما تفعلون

دانستن تمام ويژگى هاى «عمل»، بدون دانستن انگيزه انجام دادن آن، امكان پذير نيست. بنابراين علم به «ماتفعلون»، علم به هدف از انجام دادن آن نيز مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انفطار - 82 - 13 - 3

3 - كاتبان نامه عمل از انجام دادن كار هاى خير ابرار آگاه شده ، آن را ثبت مى كنند .

كـتبين . يعلمون ما تفعلون . إنّ الأبرار لفى نعيم

221- علم ملائكه عذاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 32 - 3،7

3 - فرشتگان مأمور عذاب قوم لوط ، به حضور كسانى از قوم لوط كه شايسته نجات اند ، آگاه بودند .

قالوا نحن أعلم بمن فيها لننجّينّه

7 - ملائكه عذاب قوم لوط ، پيشاپيش از عذاب شدن همسر لوط خبر داشتند و او رااز نجات يافتگان نمى دانستند .

لننجّينّه و أهله إلاّ امرأته كانت من الغـبرين

«غابر» ماندنِ پس از سپرى شدن چيزى است كه با او بوده است (مفردات راغب)

222- عمل به تكليف ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 50 - 7

7- همه فرشتگان ، بى چون و چرا و بى درنگ ، از فرمان الهى به سجده در برابر آدم ، اطاعت كردند .

و إذ قلنا للملـئكة اسجدوا لأدم فسجدوا

حرف فاء در «فسجدوا» بر تعقيب بدون مهلت دلالت دارد; يعنى، فرمان سجده به دون تأخير انجام پذيرفت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 165 - 1

1 - فرشتگان ، به صف ايستاده در خدمت اجراى فرمان هاى خداوند هستند .

و إنّا لنحن الصافّون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 2 - 4

4 - فرشتگان وحى ، همچون طوفان با سرعت بسيار مأموريت خود را دنبال مى كردند .

فالعـصفـت عصفًا

«عاصفات» از نظر لغوى، به معناى تندبادها و طوفان ها است و اگر مقصود از آن، فرشتگان باشد، در اين كلام تشبيه و استعاره به كار رفته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 2 - 1

1 - فرشتگان در انجام مأموريت هاى خويش ، سرشار از نشاط و به دور از هرگونه كسالت اند .

و النـشطـت نشطًا

نشاط، نقطه مقابل كسالت است و به كسى كه براى انجام كارى طيب نفس داشته باشد، «ناشط» مى گويند. (لسان العرب)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 3 - 1،2

1 - فرشتگان در انجام دادن وظايف خويش ، پرتحرك و شتابان اند .

و السـبحـت سبحًا

«سبح»; يعنى، حركت سريع در آب يا هوا. (مفردات راغب)

2 - سوگند خداوند ، به فرشتگانى كه در اجراى وظايف خويش شتابان اند .

و السـبحـت سبحًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 4 - 1

1 - فرشتگان ، در حركت شتابان خود براى انجام دادن مأموريت هاى الهى ، بر يكديگر سبقت مى گيرند .

فالسـبقـت سبقًا

«فاء» براى تعقيب بوده و بيانگر اين است كه فرشتگان، پس از خروج از جايگاه خويش و حركت سريع به سوى مأموريتشان، درصدد آنند كه از يكديگر سبقت بگيرند.

223- عمل ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 28 - 1

1- خداوند به تمامى گفتار و كردار ملائكه و گذشته و حال آنان آگاه است .

يعلم ما بين أيديهم و ما خلفهم

224- عوامل استغفار ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 5 - 18

18 - استغفار فرشتگان براى آدميان ، در پى مشاهده غفلت زمينيان از عظمت خداوندى

و هو العلىّ العظيم . .. و يستغفرون لمن فى الأرض

بنابراين كه آيه درصدد بيان عظمت خداوند باشد و قهراً استغفار فرشتگان براى اهل زمين مى تواند از اين جهت باشد كه مردم غافل از عظمت خدايند.

225- عوامل انقياد ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 28 - 2

2- آگاهى ملائكه از علم مطلق خداوند به تمامى گفتار و رفتار و حالات ، موجب انقياد آنان و بازدارنده ايشان از هرگونه نافرمانى

لايسبقونه . .. بأمره يعملون . يعلم ما بين أيديهم و ما خلفهم

جمله «يعلم ما. ..» مى تواند در حكم تعليل براى آيه قبل (لايسبقونه... بأمره يعملون) باشد; يعنى، چون فرشتگان آگاه اند كه خداوند به تمامى حركات آنان دانا است، از اين رو گوش به فرمان خدا و تسليم محض او هستند.

226- عوامل تسبيح ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 5 - 6

6 - عظمت وحى ، موجب تسبيح و ستايش فرشتگان

كذلك يوحى إليك . .. و الملـئكة يسبّحون بحمد ربّهم

جمله «و الملائكة . ..» عطف بر جمله «تكاد السماوات ...» است. بنابراين عظمت وحى به هنگام نزول به زمين، همان گونه كه آسمان ها را در آستانه فروپاشى قرار مى دهد، فرشتگان را نيز به تسبيح و تقديس خدا وا مى دارد.

227- عوامل تقرب ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 26 - 8

8- عبوديت فرشتگان ، مايه قرب و كرامت آنان به درگاه الهى است .

بل عباد مكرمون

از توصيف فرشتگان به «عباد» (بندگان) برداشت ياد شده به دست مى آيد.

228- عوامل تكريم ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 26 - 8

8- عبوديت فرشتگان ، مايه قرب و كرامت آنان به درگاه الهى است .

بل عباد مكرمون

از توصيف فرشتگان به «عباد» (بندگان) برداشت ياد شده به دست مى آيد.

229- عوامل حمد ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 5 - 6

6 - عظمت وحى ، موجب تسبيح و ستايش فرشتگان

كذلك يوحى إليك . .. و الملـئكة يسبّحون بحمد ربّهم

جمله «و الملائكة . ..» عطف بر جمله «تكاد السماوات ...» است. بنابراين عظمت وحى به هنگام نزول به زمين، همان گونه كه آسمان ها را در آستانه فروپاشى قرار مى دهد، فرشتگان را نيز به تسبيح و تقديس خدا وا مى دارد.

230- عوامل عبوديت ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 19 - 3

3 - توجه فرشتگان به رحمت گسترده الهى ، عامل عبادت هميشگى آنان به درگاه حق *

الملـئكة الذين هم عبـد الرحمـن

ذكر «عباد الرحمان» به جاى «عباد اللّه» و امثال آن، مى تواند نشانگر اين نكته باشد كه ملائكه با توجه به رحمت گسترده خداوند، به عبادت او روى آورده اند.

231- غفلت از نقش ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 95 - 7

7 ـ استبعاد مشركان از بشر بودن رسول ، ناشى از دم توجه آنان به وساطت ملائكه ميان خدا و پيامبران است . *

قل لو كان فى الأرض ملـئكة يمشون مطمئنين لنزّلنا عليهم من السّماء ملكًا رسولاً

آيه فوق، مى تواند در مقام پاسخ به مشركان باشد. با اين بيان كه مشركان، بعيد مى شمردند كه فردى از بشر با خداى جهان ارتباط داشته باشد.آيه جواب مى دهد كه: پيامبران، بىواسطه وحى تلقى نمى كنند; بلكه اصولاً بين خدا و زمينيان، ملكى واسطه وحى است.

232- فضايل ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 49 - 5

5- فرشتگان ، داراى جايگاهى برتر در ميان موجودات زنده عالم

و لله يسجد ما فى السموت و ما فى الأرض من دابّة و الملـئكة

تخصيص به ذكر ملائكه از ميان ساير موجودات، مى تواند حاكى از جايگاه برتر آنان باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 116 - 6

6 - ابليس ، بر اطاعت از خداوند يا معصيت او ، مجبور نبود .

فسجدوا لأدم إلاّإبليس أبى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 26 - 7

7- فرشتگان ، بندگان مقرب و مكرم خداوند هستند .

بل عباد مكرمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 27 - 1،2

1- خضوع و ادب فرشتگان در برابر خداوند ، تا آن جا است كه آنان در سخن گفتن از او پيشى نمى گيرند .

لايسبقونه بالقول

2- ملائكه ، بهره مند از نطق و كلام

لايسبقونه بالقول

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 56 - 6

6 - ملائكه ، موجوداتى با فضيلت در پيش گاه خداوندند .

إنّ اللّه و ملـئكته

آوردن ضمير مضاف اليه براى ملائكه، با اين كه امكان ذكر آن بدون ضميرِ ياد شده بود، براى بيان شرافت و عظمت آنان است. به عبارت ديگر، اضافه «ملائكه» به ضمير «ه» ـ كه مرجع آن خدا است ـ اضافه تشريفى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 8 - 2،6

2 - فرشتگان ، موجوداتى والا مرتبه و بس شريف اند .

لايسّمّعون إلى الملإالأعلى

«ملأ» به معناى جماعت داراى شأن و منزلت است و صفت «الأعلى» براى آن، صفت تشريفى است; يعنى، بسيار شريف و والا مقام. گفتنى است كه بيش تر مفسران برآنند كه مقصود از «ملأ الأعلى» فرشتگان هستند.

6 - اطلاعات و اخبار غيبى مربوط به اهل زمين ، در اختيار فرشتگان آسمان قرار دارد .

لايسّمّعون إلى الملإالأعلى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 69 - 3

3 - فرشتگان ، موجوداتى والا مرتبه و بس شريف

بالملأ الأعلى

«ملأ» به معناى جماعت داراى شأن و منزلت است و صفت «الأعلى» براى آن صفت تشريفى است; يعنى، بسيار شريف و والا مقام.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 72 - 11

11 - انسان ، داراى مقام و شرافتى فراتر و برتر از فرشتگان *

فإذا سوّيته . .. فقعوا له سـجدين

برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه خداوند در ضمن چهار آيه قبل فرشتگان را از «ملأ أعلى» (موجودات برين) معرفى كرده است; ولى در اين آيه به آنان فرمان داد كه بايد در برابر آدم سجده كنند. ناگفته نماند مقصود از آدم و انسان همه انسان ها نيست; بلكه افرادى اند كه در پرتو ايمان و عمل صالح، سير كمال را پيموده و به خدا نزديك شده اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 7 - 6

6 - فرشتگان ، داراى ايمان راستين و كامل به خداوند

و يؤمنون به

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 24 - 5

5 - ملائكه ، موجوداتى گرامى و ارزشمند

ضيف إبرهيم المكرمين

برداشت ياد شده، بدان احتمال است كه «المكرمين» وصفى باشد كه ملائكه آن را بالذات داشته اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 2 - 4

4 - فرشتگانِ عازم به اجراى فرمان هاى الهى و ترك كننده مقر خود براى تدبير امور جهان ، داراى مقامى ارجمند در پيشگاه خداوند

و النـشطـت نشطًا

«ناشط»، ممكن است به معناى چيزى باشد كه از مكانى خارج و به مكان ديگر انتقال پيدا مى كند (قاموس). سوگند خداوند به فرشتگان «ناشط»، نشانه تحسين خروج و انتقال آنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 3 - 1،3

1 - فرشتگان در انجام دادن وظايف خويش ، پرتحرك و شتابان اند .

و السـبحـت سبحًا

«سبح»; يعنى، حركت سريع در آب يا هوا. (مفردات راغب)

3 - فرشتگان پى گير فرمان هاى الهى ، داراى مقامى ارجمند در پيشگاه خداوند

و السـبحـت سبحًا

233- فضايل ملائكه قبض روح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 1 - 2

2 - فرشتگان مأمور قبض روح ، داراى مقامى رفيع در پيشگاه خداوند

و النـزعـت غرقًا

قسم خوردن خداوند به فرشتگان مرگ، نشانه ارجمندى آنان در نزد او است.

234- فضايل ملائكه وحى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 16 - 3

3 - سفيران الهى و واسطه هاى ابلاغ قرآن ، فرشتگانى ارجمند و درست كاراند .

بأيدى سفرة . كرام بررة

برداشت ياد شده، براساس معناى سفارت (رسالت) در «سفرة» است و به احتمالى كه در توضيح 4 در آيه قبل مطرح شد، نظر دارد.

235- فلسفه صعود ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 4 - 1

1 - عروج و صعود ملائكه و جبرئيل به سوى خدا ( به صعودگاه ها و جايگاه هاى بلند مرتبه ) در قيامت براى دريافت فرامين الهى و اجراى آن

تعرج الملـئكة و الروح إليه

مقصود از «روح» روح الامين و جبرئيل است. ضمير در «إليه» به «اللّه» بازمى گردد; به اين اعتبار كه خداوند كه صاحب معارج است. بر اين اساس مقصود آيه شريفه، اين حقيقت است كه فرشتگان براى دريافت فرمان هاى الهى، به صعودگاه و جايگاه دريافت آنها عروج مى كنند و چون خداوند صاحب اين جايگاه ها و صعودگاه ها است، فرشتگان در حقيقت به سوى او عروج خواهند كرد.

236- فلسفه ملائكه پرستى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 22 - 1

1 - پيروى از سنت نياكان ، تنها دليل مشركان بر پرستش فرشتگان

و جعلوا من عباده جزءًا . .. بل قالوا إنّا وجدنا ءاباءنا على أُمّة و إنّا على ءاث

237- فلسفه نزول ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 2 - 12

12- هدف از نزول فرشتگان بر بندگان منتخب ، رساندن پيام الهى به آنان است .

ينزّل الملـئكة . .. أن أنذروا أنه لا إلـه إلاّ أنا

238- قبول استغفار ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 5 - 13

13 - استغفار ملائكه براى زمينيان ، مورد پذيرش خداوند است .

و يستغفرون لمن فى الأرض ألا إنّ اللّه هوالغفور الرحيم

239- قدرت ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 33 - 13

13 - فرشتگان ، توانا بر اخفاى امور خويش بر ديگران فرشتگان

أعلم ما تبدون و ما كنتم تكتمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 82 - 4

4ـ خداوند ، به دست فرشتگان مهمان لوط ، ديار قوم لوط را تخريب كرد و آنان را هلاك ساخت .

إنا أُرسلنا إلى قوم لوط . .. إنا رسل ربك ... فلما جاء أمرنا جعلنا عـليها سافلها

از اينكه خداوند، فرشتگان را براى تخريب ديار قوم لوط مى فرستد (إنا اُرسلنا إلى قوم لوط) و در عين حال تخريب آن ديار و نزول عذاب را به خودش نسبت مى دهد (جعلنا عاليها سافلها) چنين استفاده مى شود كه: فرشتگان به منزله وسيله اى براى نزول عذاب بوده و كار آنها جلوه اى از فعل خداوند است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 1 - 10

10 - توانايى و نقش آفرينى ملائكه در جهان متفاوت است .

أُولى أجنحة مثنى و ثلـث و ربـع

برداشت ياد شده، مبتنى بر اين احتمال است كه پروبال فرشتگان، كنايه از توانايى و قدرت جولان آنان در جهان باشد. در مَثَل مى گويند: فلانى پروبالش سوخته و يا شكسته شده; كنايه از اين كه نيروى حركت و توانايى از او سلب گرديده است.

240- قوم لوط و ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 67 - 1

1- قوم لوط ، پس از اطلاع از ورود مهمانان به خانه لوط ( ع ) شادى كنان به سراغ آنان شتافتند .

و جاء أهل المدينة يستبشرون

241- كاردانى ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 5 - 2

2 - كاردانى و مهارت فرشتگان ، در اداره و تدبير جهان

فالمدبّرت أمرًا

242- كافران مكه و ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 7 - 5،6

5- ملائكه ، به عنوان موجودات آسمانى شناخته شده براى كافران مكه

قالوا . .. لو ما تأتينا بالملئكة إن كنت من الصدقين

6- كافران و مشركان مكه ، ملائكه را موجوداتى قابل احساس براى همگان مى دانستند .

قالوا . .. لو ما تأتينا بالملئكة

از تعبير «لو ما تأتينابالملئكة» (چرا فرشته اى نمى آورى؟) استفاده مى شود كه آنان، فرشتگان را موجوداتى محسوس و قابل رؤيت مى دانستند.

243- كافران و رؤيت ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 22 - 10

10 ـ « عن أبى جعفر ( ع ) إذا أراد اللّه قبض روح الكافر ، قال : يا ملك الموت انطلق أنت و أعوانك إلى عدوّى . . . فاقبض روحه حتّى تكبه فى النار . . . فإذا بلغت الحلقوم ضربت الملائكة وجهه و دبره . . . و ذلك قوله « يوم يرون الملائكة لابشرى يومئذ للمجرمين و يقولون حجراً محجوراً » . . . ;

از امام باقر(ع) روايت شده است: زمانى كه خداوند اراده قبض روح كافر را كند، به ملك الموت امر مى نمايد كه همراه يارانت به سوى دشمن من برويد. .. پس بگير روحش را تا آنكه او را به روى در آتش افكنى ... آن هنگام كه جان او به گلو مى رسد، ملائكه بر صورت و پشت او مى زنند ... و اين سخن خداوند است: «يوم يرون الملائكة لابشرى يومئذ للمجرمين...».

244- كافران و نبوت ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 9 - 4

4 ـ كافران، مدعى عدم شايستگى بشر براى احراز مقام رسالت و اختصاص آن به فرشتگان

و لو جعلنه ملكا

245- كثرت ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 26 - 6

6 - كثرت شمار فرشتگان ، در عالم ملكوت

و كم من ملك فى السمـوت

با توجه به اين كه «كم» خبريه و براى كثرت است، مطلب بالا استفاده مى شود.

246- كرامت ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 26 - 7

7- فرشتگان ، بندگان مقرب و مكرم خداوند هستند .

بل عباد مكرمون

247- كفر به ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 136 - 8

8 ـ كافرانِ به خدا ، ملائكه ، كتب آسمانى ، پيامبران الهى و روز قيامت ، در گمراهى ژرف

و من يكفر باللّه و ملئكته و كتبه و رسله و اليوم الأخر فقد ضل ضللا بعيداً

248- كفر دشمنان ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 98 - 6

6 - دشمنان خدا و پيامبران و فرشتگان ، كافرند .

من كان عدواً للّه . .. فإن اللّه عدو للكفرين

مقتضاى كلام آن بود كه به جاى «الكافرين» ضمير «هم» آورده شود. اين جا به جايى حاوى دونكته است: 1ـ تصريح به اينكه توصيف شدگان كافرند. 2ـ علت دشمنى خدا با آنان، كفر ايشان است. بنابراين معناى آيه چنين مى شود: كسانى كه با خدا و ... دشمنند خدا دشمن آنهاست; زيرا آنان كافرند.

249- كمينگاه ملائكه عذاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 21 - 1

1 - جهنم ، جاى كمين مأموران عذاب است .

إنّ جهنّم كانت مرصادًا

«مرصاد»، به معناى مكان نگاهبانان و كمين گاه مراقبان است (لسان العرب). برخى از مفسران، آن را مبالغه در «راصد» مى دانند. در اين صورت مفاد آيه شريفه اين است كه جهنم خود در كمين مردم است.

250- كيفيت سجده ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 73 - 2

2 - هم زمان و دسته جمعى بودن سجده ملائكه در برابر آدم ( ع )

فسجد الملـئكة كلّهم أجمعون

مقصود از «أجمعون» ـ به خاطر آمدن «كلّهم» ـ دفعى و دسته جمعى بودن عمل سجده است; يعنى، «كلّهم» ناظر به سجده همگانى و بدون استثناى فرشتگان و «أجمعون» اشاره به دسته جمعى و دفعى بودن آن سجده است.

251- كيفيت ورود ملائكه بر لوط(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 62 - 1

1- ورود فرشتگان بر حضرت لوط ( ع ) به صورت دسته جمعى و در قيافه مردان ناشناس بود .

قال إنكم قوم منكرون

«قوم» از نظر ريشه لغوى به معناى دسته اى از مردان است (مفردات راغب). آمدن ضماير «إنكم» و «منكرون» به صورت جمع مذكر، مؤيد برداشت فوق است.

252- گروههاى ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 37 - 6،7

6 ـ گروهى از فرشتگان عهده دار رسالتها و مأموريتهايى از جانب خداوند هستند.

إذا جاءتهم رسلنا يتوفونهم

7 ـ فرشتگانى از جانب خداوند مأمور گرفتن جان آدميان هستند.

حتى إذا جاءتهم رسلنا يتوفونهم

253- گروههاى ملائكه در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 22 - 7

7 - فرشتگان در قيامت ، در رده هاى مختلف دسته بندى شده و هر دسته مأموريتى ويژه دارند .

صفًّا صفًّا

254- گسترش قدرت ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 1 - 13

13 - قدرت و نقش آفرينى ملائكه در جهان ، با مشيت الهى در حال گسترش و توسعه است .

جاعل الملـئكة رسلاً أُولى أجنحة . .. يزيد فى الخلق ما يشاء

برداشت ياد شده مبتنى بر اين احتمال است كه مقصود از «الخلق» فرشتگان و مراد از «ازدياد» زياد كردن بال هاى آنان باشد (بال ها كنايه از قدرت است).

255- گفتگو با ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 17 - 11،12

11- ديدن فرشتگان و سخن گفتن با آنان ، در انحصار پيامبران نيست .

فأرسلنا إليها روحنا فتمثّل لها بشرًا سويًّا

ظاهراً حضرت مريم(س) از مقام نبوت برخوردار نبوده است، ولى در عين حال به مشاهده فرشته و سخن با او نائل مى گردد. براين اساس، مشاهده فرشتگان در انحصار پيامبران نيست.

12- زن ، موجودى توان مند بر عروج به درجات بالاى معنويت و ملاقات و گفتوگو با فرشتگان

فأرسلنا إليها روحنا فتمثّل لها بشرًا سويًّا

256- گفتگوى ابراهيم(ع) با ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 32 - 2

2 - حضرت ابراهيم ( ع ) با ملائكه درباره عذاب قوم لوط ، با وجود حضرت لوط ( ع ) در ميان آنان به گفت وگو پرداخت .

قالوا إنّا مهلكوا أهل هـذه القرية . .. قال إنّ فيها لوطًا قالوا نحن أعلم بمن فيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 33 - 1

1 - ملائكه عذاب قوم لوط ، پس از گفتوگو با ابراهيم ( ع ) ، به ديار آن قوم رفتند و بر لوط ( ع ) وارد شدند .

و لمّا جاءت رسلنا إبرهيم . .. و لمّا أن جاءت رسلنا لوطًا

257- گفتگوى خدا با ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 30 - 4،5،26

4 - گفتگوى خدا و فرشتگان درباره خلقت و خلافت انسان

و إذ قال ربّك للملئكة . .. قالوا أتجعل فيها من يفسد ... قال إنى أعلم ما لاتعلمون

5 - خداوند تقدير خويش را بر خلقت و خلافت انسان در زمين ، به فرشتگان اعلام كرد .

و إذ قال ربّك للملئكة إنى جاعل فى الأرض خليفة

26 ـ داستان خلقت و خلافت آدم ( ع ) و محاوره خدا و فرشتگان درباره او ، داستانى آموزنده و شايان دقت

و إذ قال ربك للملئكة . .. إنى أعلم ما لاتعلمون

كلمه «إذ» مفعول براى فعل مقدر «اذكر» مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 41 - 4

4 - گفت وگوى خداوند با فرشتگان در قيامت ، درباره اعتقادات مشركان

ثمّ يقول للملـئكة . .. قالوا سبحـنك

258- گفتگوى ساره با ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 72 - 5

5ـ گفتوگوى ساره ( همسر ابراهيم ) با فرشتگان

فبشّرنـها بإسحـق . .. قالت يـويلتى ءألد و أنا عجوز و هـذا بعلى شيخًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 30 - 2

2 - هم سخن شدن همسر ابراهيم ( ع ) با فرشتگان بشارت دهنده

قالت عجوز عقيم . قالوا كذلك قال ربّك

259- گفتگوى لوط(ع) با ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 33 - 13

13 - پس از حضور فرشتگانِ مأمور عذاب ، حضرت لوط ( ع ) و فرشتگان ، به گفتوگو پرداختند .

و لمّا أن جاءت رسلنا لوطًا . .. و قالوا لاتخف

260- گفتگوى ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 212 - 1،2

1 - شياطين ، ممنوع شده و عزل گشته از شنود پيام هاى آسمانى و گفتار فرشتگان

إنّهم عن السمع لمعزولون

2 - قدرت شياطين بر استماع و استراق سمع گفتار فرشتگان ، در برهه اى از زمان ( قبل از ممنوع شدن و عزل گشتن )

إنّهم عن السمع لمعزولون

«معزولون» مى تواند به معناى حال باشد; يعنى، گر چه شياطين در گذشته گفتار فرشتگان را مى شنيدند; اما اكنون (از زمان نزول قرآن) از آن عزل گشته و ممنوع شدند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 8 - 8

8 - گفت و شنود فرشتگان والامقام ، در نزديك ترين آسمان ها درباره اهل زمين و امور غيبى

لايسّمّعون إلى الملإالأعلى

261- گفتگوى ملائكه با ابراهيم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 52 - 9

9- گفت و گوى مستقيم فرشتگان با حضرت ابراهيم ( ع )

فقالوا سلـمًا قال إنا منكم وجلون . قالوا لاتوجل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 25 - 4

4 - گفتوگوى مستقيم و رودرروى فرشتگان با حضرت ابراهيم ( ع )

فقالوا سلـمًا قال سلـم

262- گفتگوى ملائكه با خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 69 - 2

2 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) از مجادله و گفت وگوى فرشتگان با خدا درباره آفرينش آدم ، تنها از راه وحى آگاه بود .

ما كان لى من علم بالملأ الأعلى إذ يختصمون

مقصود از مجادله و خصومت در آيه شريفه ـ به قرينه دو آيه بعد (إذ قال ربّك للملائكة. ..) ـ گفت وگوى فرشتگان با خدا درباره خلقت انسان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 71 - 3

3 - داستان آفرينش انسان و مجادله و گفتوگوى فرشتگان با خداوند در اين باره ، شايان ياد و يادآورى است .

إذ قال ربّك للملـئكة إنّى خـلق بشرًا

برداشت ياد شده بر اين اساس مبتنى است كه «إذ» متعلق به فعل مقدر همچون «أذكر» باشد.

263- گفتگوى ملائكه با لوط(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 62 - 4

4- گفت و گوى مستقيم فرشتگان با حضرت لوط ( ع )

قال إنكم قوم منكرون. قالوا

264- گواهى اخروى ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 41 - 6

6 - گواهى ملائكه در قيامت ، به اين كه مشركان جن پرست بوده اند .

و يوم يحشرهم . .. يقول للملـئكة ... قالوا ... بل كانوا يعبدون الجنّ

265- گواهى ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 18 - 3،8

3 ـ خدا ، ملائكه و عالمان ، گواهان توحيد

شهد اللّه انّه لا اله الاّ هو و الملئكة و اولوا العلم

8 ـ حاكميّت قسط و عدل بر نظام تكوين ، دليل دانشمندان و ملائكه براى گواهى بر وحدانيّت خدا *

شهد . .. الملئكة و اولوا العلم قائماً بالقسط

به نظر مى رسد «قائماً بالقسط» كه حال براى «اللّه» است، اشاره به علّت گواهى ملائكه و اولوا العلم باشد. و بدين جهت، مؤخر

آمده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 166 - 1،11

1 ـ خداوند و فرشتگان او گواه بر حقانيت قرآن و رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

لكن اللّه يشهد بما أنزل إليك . .. و الملئكة يشهدون

در برداشت فوق جمله «و الملئكة يشهدون» عطف بر «اللّه يشهد» گرفته شده است و در نتيجه متعلق «يشهدون» نيز «بما انزل اليك» خواهد بود.

11 ـ فرشتگان الهى ، شاهد و ناظر نزول قرآن بر پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و الملئكة يشهدون

كلمه «واو» در جمله «و الملئكة يشهدون» حاليه و «يشهدون» به معناى نظارت مى كنند، گرفته شده است.

266- لعن شدگان ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 87 - 1،6

1 ـ بازگشت به كفر ( ارتداد ) با وجود دلايل روشن ، موجب گرفتارى به طرد و نفرين خدا و فرشتگان و مردم

قوماً كفروا بعد ايمانهم . .. اولئك جزاؤهم انّ عليهم لعنة اللّه و الملئكة و النّا

6 ـ كسانى از يهود و نصارا كه آگاهانه نبوت پيامبر (صلی الله علیه و آله) را انكار نمودند ، گرفتار لعنت خدا و فرشتگان و مردم هستند .

قوماً كفروا بعد ايمانهم . .. اولئك جزاؤهم انّ عليهم ... و النّاس اجمعين

267- لعن ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 161 - 1،3،7

1 - كفرپيشگانى كه با كفر بميرند ، به لعنت خدا گرفتار شده و مورد نفرين و لعنت فرشتگان خواهند بود .

إن الذين كفروا و ماتوا و هم كفار أولئك عليهم لعنة اللّه و الملئكة و الناس أجمعين

3 - فرشتگان و تمامى مردم در قيامت ، كفرپيشگانى را كه در حال كفر مرده اند ، لعنت كرده و خواستار دورى رحمت الهى از آنان خواهند شد .

أولئك عليهم لعنة اللّه و الملئكة و الناس أجمعين

لعنت مردم به معناى: نفرين و درخواست دورى لعنت شونده از رحمت خداوند است.

7 - تأثير و نقش دعا و نفرين فرشتگان و انسان ها در دورى گنهكاران از رحمت الهى

أولئك عليهم لعنة اللّه و الملئكة و الناس أجمعين

268- لوط(ع) و ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 77 - 3،4

3ـ لوط ( ع ) ، بى خبر از ماهيت مهمانان خويش ( فرشته بودن آنان ) و ناآگاه از مأموريت ايشان

و لما جاءت رسلنا لوطًا سىء بهم . .. و قال هـذا يوم عصيب

4ـ لوط ( ع ) با ورود فرشتگان ، عرصه را بر خويشتن تنگ ديد و ناراحتى و اندوه وى را فرا گرفت .

و لما جاءت رسلنا لوطًا سىء بهم و ضاق بهم ذرعًا

«ذرعاً» - كه به معناى كشيدن ذراع دست است - تمييزى مبدل از فاعل مى باشد. بنابر اين «ضاق بهم ذرعاً»; يعنى، ضاق ذرعه (تنگ شد ذراع دستش به سوى آنان) و تنگ شدن ذراع به طرف كسى يا چيزى مَثَل است براى كسى كه از انجام كارى ناتوان است و بدان دست رسى ندارد. «سىءَ» فعل مجهول «ساء» (ناراحتش كرد) است و «باء» در «بهم» سببيه است. بنابراين «سىء بهم» يعنى به سبب (آمدن) آنها براى لوط ناراحتى ايجاد شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 81 - 25،28

25ـ لوط ( ع ) از فرشتگان خواست تا در عذاب قومش تعجيل كنند . *

إن موعدهم الصبح أليس الصبح بقريب

استفهام در «أليس . ..» تقريرى است و هدف از آن، اقرار و اعتراف مخاطب به مضمون جمله اى است كه پس از آن واقع مى شود. اقرار و اعتراف گرفتن از لوط(ع) بر اينكه هنگام فرا رسيدن عذاب قومش نزديك است، مى رساند كه وى خواهان تعجيل در عذاب آن قوم بوده است.

28ـ « عن أبى بصير و غيره عن أحدهما عليهما السلام : . . . لما قال جبرئيل : « إنا رسل ربك » قال له لوط : يا جبرئيل عجّل ، قال : نعم ، قال : يا جبرئيل عجّل ، قال : « إن موعدهم الصبح أليس الصبح بقريب » . . . فأدخل جناحه تحتها حتّى إذا استعلت قلّبها عليهم و رمى جدران المدينة بحجار من سجّيل و سمعت إمرأة لوط الهَدّة فهلكت منها ;

ابوبصير و غير او از امام باقر يا امام صادق ـعليهما السلامـ روايت كرده اند كه فرمود: هنگامى كه جبرئيل به لوط گفت: ما فرشتگان، فرستادگان پروردگار تو هستيم، لوط به او گفت: عجله كن، جبرئيل گفت: باشد. لوط گفت: عجله كن، جبرئيل گفت: «موعد هلاكت آنها صبح است، آيا صبح نزديك نيست؟»... پس بال خود را به زير زمين آن ديار فرو برد، آن گاه كه آن آبادى بالا رفت آن را به روى آنان واژگون كرد و ديوارهاى شهر را با سجيل (سنگ گِل) سنگباران كرد. همسر لوط صداى شديد فرو ريختن ديوارها را شنيد و از آن صدا به هلاكت رسيد».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 62 - 2

2- حضرت لوط ( ع ) پس از ورود فرشتگان به محضر ايشان ، از آنان خواستار معرفى خود گرديد .

قال إنكم قوم منكرون

عبارت فوق اگرچه اخبارى است، ولى كنايه از درخواست معرفى است و جواب ملائكه ـ كه در آيه بعد آمده است ـ مؤيد نكته فوق است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 68 - 9

9- ناشناخته بودن فرشتگان براى حضرت لوط ( ع ) تا لحظه قصد تعرّض قومش به آنان

و جاء أهل المدينة يستبشرون . قال إن هـؤلاء ضيفى فلاتفضحون

از اينكه حضرت لوط(ع) با مشاهده قصد تعرّض قومش به مهمانان با نگرانى فرشتگان را مهمان خود معرفى كرد، نشان مى دهد كه آن حضرت تا اين لحظه فرشتگان را نمى شناخت.

269- مالك ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 64 - 7

7- وجود ملائكه و مراحل مقدماتى پيدايش آنها و كارهايى كه از آنان صادر مى شود ، همه مملوك خداوند و در احاطه قدرت او است . *

له ما بين أيدينا و ما خلفنا و ما بين ذلك

گفته شده است: «ما بين أيدينا» (آنچه پيش روى ما است) اشاره به آثار وجودى ملائكه و «ما خلفنا» (آنچه پشت سر نهاده و از آن گذشتيم) اشاره به عناصر اوليه و مقدمات پيدايش آنها و «ما بين ذلك» (آنچه هم اكنون وجود دارد) اشاره به هستى آنان دارد. اين توجيه و تفسير با نوع ملائكه ـ كه زمان و مكان درباره آنان بى معنا است ـ تناسب دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - قدر - 97 - 4 - 6

6 - خداوند ، مالك و مدبّر امور فرشتگان و روح است .

ربّهم

«ربّ» در لغت عرب، بر «مالك»، «مولى»، «مدبّر» و «مربّى» اطلاق مى شود.

270- مجادله با ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 74 - 3

3ـ ابراهيم ( ع ) ، پس از پى بردن به هدف فرشتگان ( نابودسازى قوم لوط ) ، با آنان به چون و چرا و جر و بحث پرداخت .

يجـدلنا فى قوم لوط

جمله «قد جاء أمر ربك» در آيه 76 مى تواند قرينه اى بر اين باشد كه مراد از «يجادلنا»، «يجادل رسلنا» باشد.

271- مجادله ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 69 - 2

2 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) از مجادله و گفت وگوى فرشتگان با خدا درباره آفرينش آدم ، تنها از راه وحى آگاه بود .

ما كان لى من علم بالملأ الأعلى إذ يختصمون

مقصود از مجادله و خصومت در آيه شريفه ـ به قرينه دو آيه بعد (إذ قال ربّك للملائكة. ..) ـ گفت وگوى فرشتگان با خدا درباره خلقت انسان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 71 - 2،3

2 - مجادله و گفتوگوى فرشتگان با خدا ، در ملأ اعلى درباره آفرينش انسان

بالملأ الأعلى إذ يختصمون . .. إذ قال ربّك للملـئكة إنّى خـلق بشرًا

برداشت ياد شده مبتنى بر اين نكته است كه «إذ» ظرف زمان ماضى بوده و متعلق به «إذ يختصمون» باشد.

3 - داستان آفرينش انسان و مجادله و گفتوگوى فرشتگان با خداوند در اين باره ، شايان ياد و يادآورى است .

إذ قال ربّك للملـئكة إنّى خـلق بشرًا

برداشت ياد شده بر اين اساس مبتنى است كه «إذ» متعلق به فعل مقدر همچون «أذكر» باشد.

272- محتضر در محضر ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 85 - 1

1 - قرار داشتن شخص محتضر ، در محضر خداوند و فرشتگان

و نحن أقرب إليه منكم

ضمير «نحن» (متكلم مع الغير) بيانگر حضور فرشتگان نيز هست.

273- محدوده اختيارات ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 38 - 4

4 - روح و ملائكه در قيامت از گفتن هر سخنى ، جز با رخصت داشتن از خداوند ناتوان اند .

لايتكلّمون إلاّ من أذن له الرحمـن

274- محدوده علم ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 30 - 18

18 ـ محدوديت علم و آگاهى فرشتگان

إنى أعلم ما لاتعلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 33 - 7

7 - آسمان ها و زمين ( هستى ) ، داراى غيب و نهانى كه حتى بر فرشتگان هم مخفى بود .

إنى أعلم ما لاتعلمون . .. ألم أقل لكم إنى أعلم غيب السموت و الأرض

275- محدوده عمل ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 97 - 4

4 - فرشتگان ، بدون اذن و فرمان خدا ، امرى را انجام نمى دهند .

فإنه نزله على قلبك بإذن اللّه

276- محدوده قدرت ملائكه محافظ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 11 - 15

15ـ هيچ كس و هيچ چيز حتى فرشتگان محافظ نمى تواند گمراهان و گنه كاران را در برابر گزندى كه خداوند براى آنان تقدير كرده ، يارى رساند و آنان را مصون دارد .

و ما لهم من دونه من وال

جمله «فلامردّ له» مى رساند كه تقدير الهى بر گزندرسانى بازگشتنى نيست و جمله «و ما لهم . ..» بيانگر آن است كه پس از آمدن ، هيچ كس نمى تواند مشمولان آن را يارى دهد و ايشان را نجات بخشد.

277- محدوده مسؤوليت ملائكه محافظ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 11 - 19

19ـ « عن أبى جعفر ( ع ) فى قوله : « له معقّبات من بين يديه و من خلقه يحفظونه من أمر الله » يقول : بأمر الله من أن يقع فى ركى ، أو يقع عليه حائط ، أو يصيبه شىء حتى إذا جاء القدر . . . يدفعونه إلى المقادير و هما ملكان يحفظانه بالليل و ملكان بالنهار يتعاقبانه ;

از امام باقر(ع) درباره سخن خدا: «له معقّبات . ..» روايت شده كه مى فرمود: به فرمان خدا [حفظ مى كنند ]او را از اينكه در چاه بيفتد يا ديوار بر او فرو ريزد يا آسيبى به او برسد تا زمانى كه تقدير بيايد ... او را به تقدير وامى گذارند و آن محافظان، دو فرشته در شب و دو فرشته در روز به نوبت از او حفاظت مى كنند».

278- محمد(صلی الله علیه و آله) و رؤيت ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 75 - 5

5 - قابل رؤيت بودن فرشتگان و عرش در قيامت ، براى پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله)

و ترى الملـئكة حافّين من حول العرش

279- محمد(صلی الله علیه و آله) و ملائكه وحى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 19 - 6

6 - ارتباط پيامبر (صلی الله علیه و آله) با فرشته وحى

إنّه لقول رسول كريم

280- مخلوقيت ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 16 - 3

3 - فرشتگان ، مخلوق و آفريده هاى خدايند ; و نه فرزندان و اجزاى وجود او .

أم اتّخذ ممّا يخلق بنات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 19 - 9

9 - فرشتگان ، آفريده و مخلوق خدا

أشهدوا خلقهم

281- مداراى ملائكه قبض روح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 3 - 5،6

5 - فرشتگان ، به هنگام قبض روح برخى از مردم ، بسان شناكنندگان ، وظيفه خود را به آرامى و با مدارا انجام مى دهند .

و السـبحـت سبحًا

در نظر برخى از اهل لغت، حركت در اعماق آب را، «عَوْم» و حركت روى آب و بدون فرورفتن را «سباحة» مى گويند(تاج العروس). تعبير «السابحات» ـ به قرينه «الناشطات» در آيه قبل ـ ناظر به حركت آرام ملائكه، در قبض روح مؤمن است كه به حركت در آب تشبيه شده است.

6 - [ فى المجمع ] فى قوله تعالى « و السابحات سبحاً » انّ ها الملائكة يقبضون أرواح المؤمنين يسلّون ها سلاًّ رفيقاً . . . عن على ( ع ) ;

در مجمع البيان از امام على(ع) روايت شده كه درباره قول خداى تعالى «و السابحات سبحاً» فرمود: آنان فرشتگانى اند كه روح مؤمنان را قبض مى كنند و آن را به آرامى و مدارا از بدن هايشان بيرون مى آورند».

282- مدبر ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - قدر - 97 - 4 - 6

6 - خداوند ، مالك و مدبّر امور فرشتگان و روح است .

ربّهم

«ربّ» در لغت عرب، بر «مالك»، «مولى»، «مدبّر» و «مربّى» اطلاق مى شود.

283- مدت سجده ملائكه بر آدم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 30 - 4

4- « عن الصادق ( ع ) . . . قال : . . . فأوّل من بادر بالسجود جبرائيل و ميكائيل ثمّ عزرائيل ثمّ إسرافيل ثمّ الملائكة المقربون و

كان السجود لأدم يوم الجمعة عند الزوال فبقيت الملائكة فى سجودها إلى العصر . . . ;

از امام صادق(ع) روايت شده است كه فرمود: . .. اولين كسانى كه در سجده پيشى گرفتند، جبرئيل و ميكائيل بودند; سپس عزرائيل و بعد اسرافيل; سپس فرشتگان مقرب الهى و سجده براى آدم روز جمعه هنگام ظهر بود، پس ملائكه تا عصر در حال سجده بودند».

284- مدت سفر ملائكه حامل تدبير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 5 - 11

11 - مدت سفر فرشته حامل فرمان تدبير خداوند براى آوردن پيام ، مدتى در حدود هزار سال به حساب دنيوى است .

يدبّر الأمر . .. ثمّ يعرج إليه فى يوم كان مقداره ألف سنة ممّا تعدّون

285- مديريت ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 5 - 5

5 - سوگند خداوند به فرشتگان مدير و مدبّر

فالمدبّرت أمرًا

286- مراتب ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 75 - 3

3 - تفاوت درجات و لياقت فرشتگان در احراز مناصب الهى

اللّه يصطفى من الملئكة رسولاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 164 - 2

2 - فرشتگان ، داراى مراتب و درجات گوناگون

و ما منّا إلاّ له مقام معلوم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 26 - 10

10 - تفاوت مراتب و درجات فرشتگان الهى در قرب به خداوند *

و كم من ملك . .. إلاّ من بعد أن يأذن اللّه لمن يشاء و يرضى

برداشت ياد شده با توجه به دو نكته زير به دست مى آيد: الف) مراد از «من» در «لمن يشاء» شفاعت كنندگان (فرشتگان) باشد; ب) ذكر «لمن يشاء» ناظر بدان باشد كه برخى از فرشتگان، از مقبوليت شفاعت برخوردارند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 4 - 2

2 - برخى از فرشتگان ، از برخى ديگر برتراند .

فالسـبقـت سبقًا

سوگند خداوند بر «سابقات»، نشانه برترى آنان بر ملائكه ديگر است.

287- مربى ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 50 - 9

9- ملائكه ، تحت ربوبيت خاص خداوندند .

و الملـئكة . .. يخافون ربّهم

با توجه به اينكه خداوند «ربّ» همه موجودات است و اضافه «ربّ» به ضمير «هم» ـ كه مرجع آن ملائكه است ـ مى تواند مشعر به نكته ياد شده باشد.

288- مربى ملائكه مرگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 11 - 7

7 - فرشته مرگ ، خود تحت تدبير خداوند است .

الذى وكّل بكم

مجهول آمدن فعل «وكّل» دلالت مى كند كه خود وى، داراى اراده مستقلى نيست و ديگرى او را گمارده است و او، همانا خداوند است.

289- مرگ ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 185 - 22

22 ـ مردن هر صاحب روحى ، حتّى ملائكه مقرّبين و حاملان عرش

كلّ نفس ذائقة الموت

امام صادق (ع) در تفسير آيه فوق فرمود: انّه يموت اهل الارض حتّى لا يبقى احد ثمّ يموت اهل السّماء حتّى لا يبقى احد الّا ملك الموت و حملة العرش و جبرئيل و ميكائيل . .. فيجئى ملك الموت حتّى يقوم بين يدى اللّه عزّ و جلّ ... فيقول (اللّه): انّى قد قضيت عل كلّ نفس فيها الرّوح الموت ... .


كافى، ج 3، ص 256، ح 25 ; نورالثقلين، ج 1، ص 419، ح 470.

290- مستضعفان و ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 97 - 4

4 ـ ناتوانى از انجام تكاليف الهى ، پاسخ ماندگاران در سيطره كفر و شرك به فرشتگان مأمورِ گرفتن جان

قالوا فيم كنتم قالوا كنّا مستضعفين

291- مسؤوليت اخروى ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 22 - 4،5،7،8

4 - فرشتگان در قيامت ، در صف هايى منظّم ، حضور يافته ، به اجراى رسالت خويش خواهند پرداخت .

و الملك صفًّا صفًّا

كلمه هاى «صفّاً صفّاً» ـ به تأويل «مصطفّين» (در صفوف منظم قرار گرفته) ـ حال براى «المَلَك» است. «مَلَك» اسم جنس بوده و حرف «ال» در آن، براى استغراق است. برخى آن را مفرد «ملائكه» دانسته اند (مصباح) و برخى آن را از ريشه «مِلْك» و به معناى سياست گذار دانسته و گفته اند: شخص سياست گذار، اگر انسان باشد «مَلِك» و اگر فرشته باشد، «مَلَك» ناميده مى شود. اين كلمه در اصل «مأْلَك» و به معناى «رسالت» بوده است. (مفردات راغب)

5 - فرشتگان ، مأمور رسيدگى به امور انسان ها در قيامت

و الملك صفًّا صفًّا

از جمله «يومئذ يتذكّر الإنسان» در آيه بعد، معلوم مى شود كه حضور فرشتگان در قيامت در رابطه با كار انسان ها است.

7 - فرشتگان در قيامت ، در رده هاى مختلف دسته بندى شده و هر دسته مأموريتى ويژه دارند .

صفًّا صفًّا

8 - فرشتگان در قيامت ، به فرمان خداوند و با نظارت كامل او ، انجام وظيفه مى كنند .

و جاء ربّك و الملك

آمدن خداوند، كنايه از حضور كامل او است و عطف «ملك» بر «ربّك»، بيانگر آن است كه حضور فرشتگان، مستقل از حضور خداوند نيست; بلكه در راستاى آن و بخشى از يك برنامه منسجم است.

292- مسؤوليت ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 45 - 2

2 ـ فرشتگان ، پيام آوران الهى

اذ قالت الملئكة يا مريم انّ اللّه يبشرك بكلمة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 97 - 1

1 ـ فرشتگان الهى ، مأمور گرفتن جان انسانها

انّ الّذين توفّيهم الملئكة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 37 - 6

6 ـ گروهى از فرشتگان عهده دار رسالتها و مأموريتهايى از جانب خداوند هستند.

إذا جاءتهم رسلنا يتوفونهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 50 - 1

1 ـ ميراندن انسان ها و گرفتن جان ايشان ، از مأموريت هاى فرشتگان

و لو ترى إذ يتوفى الذين كفروا الملئكة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 70 - 11

11ـ از ميان بردن قوم لوط ، مأموريت فرشتگان حاضر در پيشگاه ابراهيم ( ع )

إنا أُرسلنا إلى قوم لوط

از آيه 76 و نيز آيات مربوط به داستان لوط(ع) معلوم مى شود هدف از فرستادن فرشتگان به سوى قوم لوط، به هلاكت رساندن آنان بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 57 - 2،3

2- بشارت به فرزنددار شدن ابراهيم ( ع ) كار فرعى و عذاب قوم لوط مأموريت اصلى و مهم فرشتگان بود .

إنا نبشّرك بغلـم . .. قال فما خطبكم أيّها المرسلون

از اينكه حضرت ابراهيم(ع) پس از شناخت فرشتگان و دريافت بشارت فرزنددار شدن از مأموريت اصلى و مهم آنان سؤال كرد (فما خطبكم . ..) و اين مأموريت طبق آيه بعد عذاب قوم لوط بود.

3- ابراهيم ( ع ) پيش از اظهار فرشتگان از مأموريت خودشان براى عذاب قوم لوط ، از آن آگاه نبود .

قال فما خطبكم أيّها المرسلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 58 - 2

2- اجراى فرمان هاى خداوند از وظايف و مسؤوليت هاى فرشتگان

قالوا إنا أُرسلنا إلى قوم مجرمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 63 - 6

6- فرشتگان ، مجريان عذاب الهى بر قوم لوط بودند .

قالوا بل جئنـك بما كانوا فيه يمترون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انفطار - 82 - 10 - 3

3 - فرشتگانى متعدد ، مأمور نظارت بر كردار انسان ها و محفوظ نگه داشتن آن هستند .

و إنّ عليكم لحـفظين

تعدّد حافظان، ممكن است به اعتبار هر انسان و يا به لحاظ تمام انسان ها باشد.

293- مسؤوليت ملائكه عذاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 34 - 4

4 - فرستادگان خدا بر لوط ( ع ) ، خود ، مأمور عذاب قوم لوط بودند .

و لمّا أن جاءت رسلنا لوطًا . .. إنّا منزلون على أهل هـذه القرية رجزًا من السماء

294- مسؤوليت ملائكه محافظ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 11 - 1،3،5

1ـ فرشتگانى عهده دار مراقبت و محافظت از انسان ها در برابر خطر ها و حوادث نابود كننده

له معقّبـت . .. يحفظونه من أمر الله

«تعقيب» (مصدر معقّبات) ; يعنى، به منظور انجام كارى در پى كسى رفتن. بنابراين مراد از «معقبات» به قرينه «يحفظونه» نيروهايى است كه به منظور حفاظت آدمى در پى اويند و وى را دنبال مى كنند. مفسّران برآنند كه آن نيروها (معقّبات) فرشتگان الهى مى باشند.

3ـ فرشتگان محافظ و پاسدار انسانها ، از همه اطراف و جوانب ، آنان را مراقبت مى كنند .

له معقّبـت من بين يديه و من خلفه يحفظونه

«من بين يديه» يعنى از پيش رو و «من خلفه» يعنى از پشت سر و اين دو كنايه از جميع اطراف است.

5ـ فرشتگان به فرمان خداوند آدميان را از حوادث و خطر ها محافظت مى كنند .

يحفظونه من أمر الله

برداشت فوق بر اين اساس است كه «من» سببيه باشد.

295- مشركان و ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 30 - 5

5 - انديشه خرافى مشركان در مورد فرشتگان ، برخاسته از افق محدود دانش و بينش آنان

ليسمّون الملـئكة تسمية الأُنثى . .. ذلك مبلغهم من العلم

با توجه به اين كه موضوع اصلى آيات پيشين، طرد و نقد انديشه خرافى مشركان درباره دختر انگاشتن فرشتگان براى خداوند بود; مى توان استفاده كرد كه عبارت «ذلك مبلغهم. ..»، فلسفه رواج اين عقيده خرافى را در ميان آنان تبيين مى كند.

296- مشركان و نزول ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 22 - 1

1 ـ روزى كه خواسته مشركان مجرم و منكران معاد مبنى بر نزول فرشتگان بر ايشان ، تحقق يابد ، روزى تلخ و ناخوشايند براى آنان خواهد بود .

و قال الذين لايرجون لقاءنا لولا أُنزل علينا الملـئكة . .. يوم يرون الملـئكة لابش

297- مشمولان حمايتهاى ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 31 - 1،9

1 - يكتاپرستان پايدار بر توحيد ، بهره مند از حمايت و يارى فرشتگان در دنيا و آخرت

نحن أولياؤكم فى الحيوة الدّنيا و فى الأخرة

9 - « ( فى المجمع ) و قيل نحن أولياؤكم فى الحياة الدنيا أى نحرسكم فى الدينا و عند الموت و فى الآخرة عن أبى جعفر ( ع ) ;

در مجمع البيان ذيل آيه «نحن أولياؤكم فى الحياة الدنيا و فى الآخرة» آمده است: گفته شده (كه فرشتگان مى گويند) ما اولياى شما در زندگى دنيا هستيم; يعنى، در دنيا و هنگام مرگ و در آخرت از شما پاسدارى مى كنيم و اين معنا از امام باقر(ع) روايت شده است».

298- مصريان باستان و ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 31 - 27

27ـ مصريان عصر يوسف ( ع ) ، معتقد به وجود فرشتگان و زيبايى آنها

إن هـذا إلاّ ملك كريم

299- معجزه نزول ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 8 - 3

3 ـ هلاكت فورى كافران و پايان مهلت آنان، در صورت نزول محسوس فرشتگان به عنوان معجزه بر پيامبر(صلی الله علیه و آله)

و لو أنزلنا ملكا لقضى الأمر ثم لا ينظرون

300- معلم ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 33 - 5

5 - آدم ( ع ) ، آموزگار فرشتگان

يأدم أنبئهم بأسمائهم فلمّا أنبأهم بأسمائهم

301- مقام ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 18 - 12

12 ـ ارجمندى فرشتگان و دانشمندان ، در پيشگاه خداوند

شهداللّه . .. و الملئكة و اولوا العلم

از ذكر نام آنان به عنوان شاهدان وحدانيّت خويش در كنار نام خود، استفاده شده است.

302- مقامات ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 98 - 3،4

3 - فرشتگان و پيامبران ، داراى منزلتى والا در پيشگاه خداوند

من كان عدواً للّه و ملئكته و رسله

از آن جا كه قرآن، فرشتگان و پيامبران را قرين كلمه «اللّه» ذكر كرده و دشمنان آنان را مبغوض درگاه خدا شمرده، منزلت والاى آنان در پيشگاه خدا به دست مى آيد.

4 - جبرئيل و ميكائيل داراى مقامى برتر از ساير فرشتگان در پيشگاه خدا

من كان عدواً للّه و ملئكته و رسله جبريل و ميكل

كلمه «ملائكته» شامل جبرئيل و ميكائيل مى شود. بنابراين ذكر بخصوص آنها از ميان ساير فرشتگان، مى تواند اشاره به برترى مقام آنان باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 172 - 5

5 ـ شخصيت والاى مسيح ( ع ) و مقام بلند فرشتگان ، مانع آنها از بندگى خداوند نيست .

لن يستنكف المسيح ان يكون عبداً للّه و لاالملئكة المقربون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 50 - 6

6 ـ از ديدگاه برخى مردم در اختيار داشتن خزاين الهى و آگاهى به غيب و فرشته بودن، نشانه پيامبرى است.

قل لا أقول لكم عندى خزائن اللّه و لاأعلم الغيب و لاأقول لكم إنى ملك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 13 - 7

7 ـ منزلت فرشتگان، منزلت انقياد و تسليم در برابر خدا، به دور از هرگونه تكبّر و عصيان در برابر او

فما يكون لك أن تتكبّر فيها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 116 - 5

5 - ابليس ، از اطاعت فرمان خداوند در مورد سجده در برابر آدم ، رو برتافت .

فسجدوا إلاّإبليس أبى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 1 - 2

2 - فرشتگان ، برخوردار از جايگاه و مقامى رفيع در پيشگاه خداوند

و الصـفّـت صفًّا

سوگند خداوند به فرشتگان، گوياى عظمت و مقام رفيع آنان در پيشگاه خداوند است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 2 - 2

2 - فرشتگان ، برخوردار از مقامى رفيع در پيشگاه خداوند

فالزّجرت زجرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 3 - 2

2 - فرشتگان ، برخوردار از مقامى رفيع در پيشگاه خداوند

فالتّليـت ذكرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 164 - 1

1 - هر يك از فرشتگان ، داراى مقام و منزلتى معلوم و معين در پيشگاه خداوند

و ما منّا إلاّ له مقام معلوم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 5 - 6

6 - فرشتگان تدبيركننده امور جهان ، داراى مقامى ارجمند در پيشگاه خداوند

فالمدبّرت أمرًا

303- مقامات ملائكه ثبت عمل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انفطار - 82 - 11 - 1

1 - فرشتگان ناظر و مراقب انسان ها ، شخصيت هايى ارجمند و داراى ارزش و احترام در پيشگاه خداوند

كرامًا

آنچه در مقوله خود داراى شرافت و برجستگى باشد، به كَرَم توصيف مى شود. (مفردات راغب)

304- مقامات ملائكه وحى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 5 - 5

5 - فرشتگان وحى ، موجوداتى بس بلند مرتبه و ارجمند در پيشگاه خداوند

و المرسلـت عرفًا . .. فالملقيـت ذكرًا

برداشت ياد شده، به اين سبب است كه فرشتگان، مورد سوگند الهى قرار گرفتند.

305- مكان ظهور ملائكه وحى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 144 - 4

4 - هر ناحيه اى از آسمان مى توانست و احتمال داشت كه محل ظهور و پيدايش فرشته وحى بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) باشد .

قد نرى تقلب وجهك فى السماء

از اينكه پيامبر(صلی الله علیه و آله) براى مشاهده نزول فرشته وحى به نقطه اى خاص و معين چشم نمى دوخت و صورتش را به هر سويى مى چرخانيد، به برداشت فوق مى توان دست يافت.

306- مكذبان معاد و رويت ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 22 - 2،5

2 ـ منكران معاد ، هنگام مرگ ملائكه را مشاهده خواهند كرد .

قال الذين لايرجون لقاءنا . .. يوم يرون الملـئكة لابشرى يومئذ للمجرمين

مراد از «يوم» در آيه شريفه، هم مى تواند هنگام مرگ باشد و هم مى تواند روز قيامت. برداشت ياد شده مبتنى بر احتمال نخست است.

5 ـ منكران معاد ، با مشاهده ملائكه در قيامت ، از آنان درخواست خواهند كرد كه متعرض ايشان نشده و اقدامى عليه آنان انجام ندهند .

يوم يرون الملـئكة لابشرى . .. و يقولون حجرًا محجورًا

«حجراً محجوراً» سخنى است كه عرب به هنگام روبه رو شدن با دشمن و يا هجوم بلا و حوادث هولناك مى گويد و مقصود اصلى در اين كلام، امان خواستن و پناه بردن است.

307- مكذبان معاد و نزول ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 22 - 1

1 ـ روزى كه خواسته مشركان مجرم و منكران معاد مبنى بر نزول فرشتگان بر ايشان ، تحقق يابد ، روزى تلخ و ناخوشايند براى آنان خواهد بود .

و قال الذين لايرجون لقاءنا لولا أُنزل علينا الملـئكة . .. يوم يرون الملـئكة لابش

308- مكذبان نزول ملائكه بر محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 21 - 4

4 ـ مشركان صدراسلام ، منكر نزول ملائكه بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) بودند .

و قال الذين لايرجون لقاءنا لولا أُنزل علينا الملـئكة

از اين كه مشركان، اعتراض مى كردند كه چرا فرشتگان وحى به طور مستقيم بر خود آنان فرود نمى آيد؟ مى توان به دست آورد كه آنان، در صدد اين بودند كه اصل نزول فرشيه وحى بر پيامبر(صلی الله علیه و آله) را زير سؤال ببرند و آن را انكار كنند. گفتنى است: آيه 7 سوره «حجر» مؤيد همين برداشت است (لو ما تأتينا بالملائكة إن كنت من الصادقين).

309- ملاقات ملائكه با بهشتيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 24 - 1

1ـ ديدار فرشتگان با اهل بهشت و سخن گفتن آنان با ايشان

والملـئكة يدخلون عليهم . .. سلـم عليكم

310- ملائكه اطراف عرش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 7 - 1،8،9،12

1 - فرشتگان حامل عرش و پيرامون آن ، به تسبيح و تنزيه خداوند همراه با ستايش او مى پردازند .

الذين يحملون العرش و من حوله يسبّحون بحمد ربّهم

8 - استغفار و آمرزش خواهى فرشتگان عرش الهى ، براى مؤمنان

و يستغفرون للذين ءامنوا

9 - اعتراف فرشتگان حامل عرش الهى ، به ربوبيت خداوند و رحمت و علم گسترده او درباره همه پديده هاى عالم

ربّنا وسعت كلّ شىء رحمة و علمًا

12 - جمله « ربّنا وسعت كل شىء رحمة . . . و قهم عذاب الجحيم » متن مناجات فرشتگان با خداوند به هنگام آمرزش خواهى از او براى مؤمنان

و يستغفرون للذين ءامنوا ربّنا وسعت كلّ شىء رحمة و علمًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 8 - 1

1 - وارد كردن مؤمنان تائب و پيرو راه خدا و نيز پدران ، همسران و فرزندان صالح آنان به بوستان هاى ماندگار بهشت ، دعا و درخواست فرشتگان عرش از درگاه الهى

ربّنا و أدخلهم جنـّت. .. و من صلح من ءابائهم و أزوجهم و ذرّيـّتهم

«مَن» در «و من صلح. ..» مى تواند عطف بر ضمير «هم» در «أدخلهم...» و يا عطف بر ضمير«هم» در «وعدتهم» باشد. برداشت ياد شده مبتنى بر احتمال نخست است.

311- ملائكه امداد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 124 - 1،3،7

1 ـ وعده پيامبر (صلی الله علیه و آله) به مؤمنان پيكارگر بدر و يا رزمندگان احد ، به امداد الهى با فرستادن سه هزار فرشته

اذ تقول للمؤمنين الن يكفيكم ان يمدّكم ربّكم بثلثة الاف من الملئكة منزلين

برخى مفسران «اذ تقول» را بدل از «اذ همّت» گرفته اند و عقيده دارند كه وعده امداد با ملائكه، درباره جنگ احد است. برخى ديگر «اذ تقول» را متعلق به «و لقد نصركم اللّه ببدر» گرفته اند و اين وعده را، در جنگ بدر دانسته اند.

3 ـ خداوند ، سه هزار فرشته را براى يارى رزمندگان بدر فروفرستاد .

الن يكفيكم ان يمدّكم ربّكم بثلثة الاف من الملئكة منزلين

«اذ تقول . .. » يعنى يادآور زمانى را كه به مؤمنين وعده امداد الهى را مى دادى; اگر اين وعده تحقق پيدا نكرده بود يادآورى آن لغو بود.

7 ـ فرشتگان ، از جمله ابزار هاى امداد هاى خداوند

ان يمدّكم ربّكم بثلثة الاف من الملئكة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 125 - 1،3،7،8،9،11،14

1 ـ كفايت فرشتگان امدادگر ، براى پيروزى رزمندگان در برابر دشمنان

الن يكفيكم . .. بلى ان تصبروا

3 ـ در هنگام ضرورت ( همانند يورش شتابان دشمنان دين ) ، صبر و تقوا ، تضمين كننده نزول فرشتگان براى امداد مؤمنان

ان تصبروا و تتّقوا و يأتوكم من فورهم هذا يمددكم ربّكم بخسمة الاف

7 ـ نزول پنجهزار فرشته امدادگر ، مژده اى به مؤمنان پيكارگرِ صابر و تقواپيشه در جنگ بدر

ان تصبروا و تتّقوا . .. يمددكم ربّكم بخسمة الاف من الملئكة

8 ـ وعده الهى به نزول پنجهزار فرشته براى يارى رزمندگان بدر و يا احد و يا حمراءالاسد ، در صورت صابر بودن و تقوا داشتن

ان تصبروا و تتّقوا . .. يمددكم ربّكم بخسمة الاف من الملئكة

برخى مفسّران به قرينه جمله «يأتوكم من فورهم هذا»، آيه مورد بحث را درباره قضيه حمراءالاسد دانسته اند كه مشركان پس از غلبه در احد و انصراف از معركه، پشيمان شدند و تصميم بر يورش به مدينه را داشتند كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) پس از دريافت اين خبر، مسلمانان را براى رويارويى با آنان فراخواند.

9 ـ فرشتگان ، از جمله ابزار هاى امداد هاى خداوند

يمددكم ربّكم بخسمة الاف من الملئكة

11 ـ فرشتگان نازل شده براى امداد مؤمنان ، داراى علائمى ويژه

يمددكم ربّكم بخسمة الاف من الملئكة مسوّمين

«مسوّمين»، يعنى «معلمين انفسهم» (بر خويشتن علامت و نشانه گذاشته اند). گفته شده كه آنها داراى پرچمهايى بودند كه نشان مخصوص سپاه اسلام بر آن حك شده بود.

14 ـ علامت فرشتگانِ يارى دهنده در جنك بدر عمامه هاى آنان بود .

يمددكم ربّكم بخسمة الاف من الملئكة مسوّمين

امام رضا(ع) درباره «مسوّمين» در آيه فوق فرمود: العمائم . .. .


كافى، ج 6، ص 460، ح 2 ; تفسير برهان، ج 1، ص 313، ح 1 و 4.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 126 - 1،6،10

1 ـ نزول فرشتگان و يارى آنان ، تنها مژده اى است براى مؤمنان پيكارگر و آرامش دهنده دل هاى آنان ، نه تعيين كننده پيروزيها

و ما جعله اللّه الّا بشرى لكم و لتطمئنّ قلوبكم به

ضمير در «ما جعله اللّه»، به امداد، كه از «يمددكم» استفاده مى شود، برمى گردد.

6 ـ خداوند ، تعيين كننده اصلى و نهايى پيروزى مؤمنان است ; نه فرشتگان و يا توانايى هاى شخصى رزمندگان

و ما جعله اللّه الّا بشرى لكم . .. و ما النّصر الّا من عند اللّه

بيان انحصار پيروزى آفرينى به خدا و نقش امداد ملائكه تنها به عنوان بشارت و اطمينان قلب، در حقيقت نفى هر گونه عاملى

(توانايى نيروها از نظر عِدّه و عُدِّه، امداد ملائكه و . .. )، غير از خواست الهى در پيروزيهاست.

10 ـ تحقق اطمينان قلب ، با امداد هاى الهى

و لتطمئنّ قلوبكم به و ما النّصر الّا من عند اللّه العزيز الحكيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 9 - 3،9

3 ـ خداوند استغاثه مجاهدان بدر را با فرستادن هزاران فرشته اجابت كرد .

فاستجاب لكم أنى ممدكم بألف من الملئكة مردفين

«مردف» به كسى گفته مى شود كه ديگرى را در پى خويش قرار داده باشد. بنابراين «ألف من الملئكة مردفين»، يعنى هزار فرشته كه هر كدام فرشته و يا فرشته هايى را به دنبال خويش داشتند. گفتنى است معناى مذكور مبتنى بر اين است كه مفعول محذوف از «مردفين»، «طائفة اخرى من الملئكة» باشد.

9 ـ فرشتگان از اسباب و وسائط امداد هاى خداوند و تحقق يافتن اراده او

يريد اللّه أن يحق الحق بكلمته . .. أنى ممدكم بألف من الملئكة مردفين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 10 - 6

6 ـ پيروزى مسلمانان در جنگ بدر ، گسيل هزاران فرشته براى امداد مجاهدان در آن جنگ ، بشارت دهى و اطمينان بخشى به واسطه آنان ، پرتوى از عزتمندى و كاردانى خداوند

و ما النصر إلا من عند اللّه إن اللّه عزيز حكيم

جمله «إن اللّه عزيز حكيم» تعليلى است براى تمامى مسائلى كه در اين آيه و آيه قبل مطرح شده بود. يعنى سرچشمه آنچه بيان شد، عزت و حكمت خداوند است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 12 - 3،8

3 ـ تنها پيامبر (صلی الله علیه و آله) شاهد وحى الهى به فرشتگان مبتنى بر مأموريت آنان براى پشتيبانى مجاهدان بدر بود .

إذ يوحى ربك إلى الملئكة

چنانچه «إذ»، متعلق به «اذكر» باشد با توجه به اينكه مخاطب در آيه مورد بحث، به خلاف آيات گذشته، شخص پيامبر(صلی الله علیه و آله) است، مى توان گفت تنها آن حضرت شاهد وحى خداوند به فرشتگان بوده است.

8 ـ ملائكه مأمور در هم كوبيدن سر هاى كافران بدر و از كار انداختن پنجه هاى آنان بودند .

فاضربوا فوق الأعناق و اضربوا منهم كل بنان

«ال» در «الأعناق» جانشين مضاف إليه (الكافرين) است و مراد از «فوق الأعناق» سرهاى كافران است. بنابراين جمله «فاضربوا ... » يعنى سرهاى كافران را مورد ضربات خويش قرار دهيد. قابل ذكر است كه مخاطب در اين جمله، همان گونه كه سياق آيه بر آن دلالت دارد، فرشتگان هستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 40 - 12

12 ـ نصرت خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به وسيله آرامش بخشيدن به آن حضرت ( در غار ) و نيز تأييد او با سپاه غيبى ( فرشتگان )

فقد نصره اللّه . .. فأنزل اللّه سكينته عليه و أيّده بجنود لم تروها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 31 - 1،3

1 - فرستادگان خداوند براى يارى لوط ( ع ) ، ابتدا ، نزد ابراهيم ( ع ) رفتند و مأموريت خود را به او اعلام كردند .

قال ربّ انصرنى . .. و لمّا جاءت رسلنا إبرهيم بالبشرى قالوا إنّا مهلكوا أهل هـذه

3 - دعاى لوط ( ع ) براى يارى اش ، از سوى خدا اجابت شد و فرشتگانى از جانب خداوند ، براى در هم كوبيدن قوم لوط ، گسيل شدند .

قال ربّ انصرنى . .. و لمّا جاءت رسلنا إبرهيم بالبشرى قالوا إنّا مهلكوا أهل هـذه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 9 - 7

7 - نزول ملائكه امداد در غزوه احزاب ، به منظور كمك به مسلمانان

و جنودًا لم تروها

احتمال قوى اين است كه سپاهى كه قابل رؤيت نبود همان ملائكه باشد.

312- ملائكه امداد در غزوه بدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 48 - 13،14،16

13 ـ مشاهده فرشتگان الهى براى امداد مسلمانان ، دليل عقب نشينى شيطان از كارزار بدر و اعلان بيزارى وى از لشكر كفر

نكص على عقبيه و قال إنى برىء منكم إنى أرى ما لاترون

14 ـ شيطان در آستانه جنگ بدر ، فرشتگان امدادگر الهى را به روشنى مشاهده كرد .

إنى أرى ما لاترون

به قرينه آيه 9 و 12 از همين سوره مى توان گفت مراد از «ما لاترون» فرشتگانى بودند كه براى امداد لشكر ايمان در كارزار بدر حاضر شدند.

16 ـ شيطان به دليل ترس از گرفتار شدن به عذاب الهى با ضربه هاى سهمگين فرشتگان جنگ بدر از آن معركه فرار كرد .

إنى أرى ما لاترون إنى أخاف اللّه

مراد از خوف خدا (إنى أخاف اللّه) به دليل «إنى ارى ما لاترون» گرفتار شدن به چنگ فرشتگان حاضر در كارزار بدر است.

313- ملائكه بابل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 102 - 14

14 - هاروت و ماروت فرشتگانى ساكن سرزمين بابل

و ما أنزل على الملكين ببابل هروت و مروت

«ببابل» متعلق به محذوف و حال براى «الملكين» مى باشد; يعنى: الملكين كائنين ببابل. مقصود از «بابل» بنابر آنچه بسيارى از مفسران گفته اند، بابل عراق - كه شهرى بر ساحل رود فرات و نزديك حله است - مى باشد.

314- ملائكه پرستى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 40 - 3،4،5

3 - خداوند در روز قيامت ، از ملائكه خواهد پرسيد كه آيا از عبادت مشركان براى آنان ، رضايت داشته اند ؟

و يوم يحشرهم جميعًا ثمّ يقول للملـئكة أهـؤلاء إيّاكم كانوا يعبدون

جوابى كه در آيه بعد از قول ملائكه نقل شده، حكايت از اين دارد كه سؤال از اصل عبادت نبوده است; زيرا عبادت مشركان در اختيار ملائكه نبوده تا آنان دستور به انجام آن داده باشند; بلكه سؤال از رضايت ملائكه از اين كار است.

4 - پرستيده شدن ملائكه از سوى مشركان در دنيا

و نجعل له أندادًا . .. و يوم يحشرهم جميعًا ثمّ يقول للملـئكة أهـؤلاء إيّاكم كانو

5 - پرسش خداوند از ملائكه درباره پرستيده شدنشان از سوى مشركان ، با فاصله اى از بازآفرينى و گردآورى خواهد بود .

و يوم يحشرهم . .. ثمّ يقول للملـئكة

«ثم» براى تراخى است و كاربرد آن در آيه، مفيد نكته ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 41 - 1

1 - جواب روشن ملائكه به خداوند ، درباره عدم رضايت آنان از پرستيده شدن از سوى مشركان

و يوم يحشرهم . .. ثمّ يقول للملـئكة أهـؤلاء إيّاكم... يعبدون . قالوا سبحـنك أنت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 20 - 2

2 - مشركان با دستاويز قرار دادن مشيت الهى ، پرستش و كرنش نسبت به ملائكه را توجيه مى كردند .

و قالوا لو شاء الرحمـن ما عبدنـهم

315- ملائكه پرستى مشركان جاهليت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 20 - 1

1 - فرشتگان ، مورد پرستش و احترام مشركان عرب جاهلى

و قالوا . .. ما عبدنـهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 22 - 4

4 - پرستش فرشتگان ، سنتى ديرينه و آيينى سابقه دار در تاريخ عرب جاهلى

بل قالوا إنّا وجدنا ءاباءنا على أُمّة

واژه «اُمّة»، بيانگر آيين و مذهب است.

316- ملائكه ثبت عمل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 152 - 12

12 - از امام باقر ( ع ) روايت شده كه رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود : « ان الملك ينزل الصحيفة اول النهار و اول الليل يكتب فيهاعمل ابن آدم فاملوا فى اول ها خيراً و فى آخر ها خيراً فان اللّه يغفر لكم ما بين ذلك انشاء اللّه ، فان اللّه يقول : اذكرونى اذكروكم ;

ملك كارنامه عمل ]انسان[ را در اول روز و اول شب مى آورد و اعمال بنى آدم را ثبت مى كند، پس سعى كنيد در اول روز و اول شب خوبى را املا نماييد كه خداوند ان شاء اللّه ما بين آن را مى بخشد; زيرا خداوند مى فرمايد: «اذكرونى اذكركم».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 104 - 11

11- « عن أبى جعفر ( ع ) : إنّ فى الهواء ملكاً يقال له إسماعيل على ثلاثمأة ألف ملك كلّ واحد منهم على مائة ألف يحصون أعمال العباد فإذا كان رأس السنة بعث اللّه إليهم ملكاً يقال له : السجلّ فانتسخ ذلك منهم و هو قول اللّه تبارك و تعالى : « يوم نطوى السماء كطىّ السجلّ للكتب » ;

از امام باقر(ع) روايت شده كه در فضا فرشته اى است به نام اسماعيل كه سيصدهزار فرشته تحت فرمان دارد و هر كدام از فرشتگان صدهزار فرشته را فرماندهى مى كند و آنان كارهاى بندگان را احصا مى كنند و با شروع هر سالى خداوند فرشته اى را به نام «سجل» مى فرستد تا از [نامه اعمال ]بندگان [كه در اختيار فرشتگان فضا است] نسخه بردارى كند و اين است سخن خداوند ـ تبارك و تعالى ـ كه: «يوم نطوى السماء كطىّ السجلّ للكتب»».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 29 - 9

9 - نقش كارگزاران الهى ، در ثبت و ضبط اعمال آدميان *

كتـبنا . .. إنّا كنّا نستنسخ

ضماير متكلم مع الغير در اين آيه، ممكن است از آن جهت به كار رفته باشد كه خداوند، برنامه هاى خويش را در نظام تكوين، از طريق عوامل و كارگزارانش عملى مى سازد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 17 - 1،4،6

1ـ دو فرشته از چپ و راست ، همواره در كمين دريافت و ضبط كردار آدمى

إذ يتلقّى المتلقّيان عن اليمين و عن الشمال قعيد

4ـ ثبت اعمال نيك انسان ، به وسيله يك فرشته و ثبت اعمال بد وى ، بهوسيله فرشته اى ديگر

إذ يتلقّى المتلقّيان عن اليمين و عن الشمال قعيد

برداشت بالا بدان احتمال است كه تعيين دو دريافت گر و حضور هر يك در طرفى خاص اشاره به مطلب فوق داشته باشد.

6ـ « عن أبى عبداللّه ( ع ) فى قول اللّه تبارك تعالى « إذ يتلقـّى المتلقـّيان عن اليمين و عن الشمال قعيد » قال هما الملكان . . . ;

از امام صادق(ع) درباره سخن خداوند تبارك و تعالى (إذ يتلقـّى المتلقـّيان) روايت شده كه فرمود: آنان همان دو فرشته اند. ..».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 18 - 4،5

4ـ « رقيب » و « عتيد » ، دو فرشته ناظر بر اعمال هر انسان *

عن اليمين و عن الشمال قعيد . .. لديه رقيب عتيد

برداشت ياد شده بدان احتمال است كه «رقيب» و «عتيد»، اسم دو فرشته باشد كه يكى از سمت راست و ديگرى از سمت چپ، ناظر و نگارنده اعمال اند. در اين صورت «واو» عطف محذوف است.

5ـ « عن أبى عبداللّه ( ع ) قال : إنّ المؤمنين إذا اعتنقا غمرتهما الرحمة . . . فإذا أقبلا على المسائلة قالت الملائكة بعضها لبعض تنحّوا عنهما فإنّ لهما سرّاً و قد ستر اللّه عليهما . قال اسحاق : فقلت : جعلت فداك فلايكتب عليهما لفظهما و قد قال اللّه عزّوجلّ : « ما يلفظ من قول إلاّ لديه رقيب عتيد . . . » ؟ قال يا اسحاق إنّ اللّه تبارك و تعالى إنّما أمر الملائكة أن تعتزل عن المؤمنين إذا التقيا إجلالاً لهما . . . و يحفظه عليهما عالم السرّ و أخفى . . . ;

از امام صادق(ع) روايت شده است: هر گاه دو نفر مؤمن معانقه كردند، رحمت خدا آنان را فرا مى گيرد و هر گاه براى گفتوگو روبه رو شدند، فرشتگان بعضى به بعضى ديگر مى گويند: از نزد آن دو كنار برويد; زيرا آن دو سرّى دارند كه خداوند آن را مستور داشته است. اسحاق بن عمار مى گويد: به امام (ع) گفتم: فدايت شوم پس لفظ آنان نوشته نمى شود با اين كه خداوند فرموده است: «ما يلفظ من قول إلاّ لديه رقيب عتيد...»؟ امام فرمود: خداوند ـ تبارك و تعالى ـ فرشتگان را امر فرموده كه از مؤمنان هنگام ملاقات با يكديگر (كه جز رضاى خدا منظور نبوده)، از نزد آنان كنار روند و اين امر براى تجليل از مؤمنان است...; ولى الفاظ آنان را [خود خداوند] كه عالم نهان و نهان تر [از اسرار ]است، محفوظ مى دارد...».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 27 - 7

7 - « روى أنّ بعضَ أصحاب أبى جعفر ( ع ) محمّدبن علىّ الباقر ( ع ) سأله عن قول اللّه تعالى « إلاّ من ارتضى من رسول فإنّه

يسلك من بين يديه و من خلفه رصداً » فقال يوكّل اللّهُ بأنبيائه ملائكةً يُحْصُون أعمالَهم ;

روايت شده كه بعضى از اصحاب امام باقر(ع) از ايشان درباره سخن خداوند متعال: «إلاّ من ارتضى من رسول فإنّه يسلك من بين يديه و من خلفه رصداً» سؤال كرد، فرمود: خداوند فرشتگانى را بر پيامبران خود گمارده است تا اعمال آنان را شمارش و ضبط كنند».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انفطار - 82 - 10 - 3

3 - فرشتگانى متعدد ، مأمور نظارت بر كردار انسان ها و محفوظ نگه داشتن آن هستند .

و إنّ عليكم لحـفظين

تعدّد حافظان، ممكن است به اعتبار هر انسان و يا به لحاظ تمام انسان ها باشد.

317- ملائكه ثبت عمل در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 21 - 5

5ـ دو فرشته ثبت كننده اعمال آدمى در دنيا ، همراهان وى در قيامت *

إذ يتلقّى المتلقّيان . .. و جاءت كلّ نفس معها سائق و شهيد

در آيات پيشين، سخن از فرشتگانى بود كه مأمور ضبط كردار آدميان بودند; اكنون در اين آيه ممكن است تعبير «سائق»، نظر به يكى از آن دو و تعبير «شهيد» ناظر به ديگرى باشد.

318- ملائكه جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 55 - 3

3 - ملائكه موكّل ، با تهكّم تحقيرآميز ، به كافران ، براى ورود به جهنم ، فرمان مى دهند .

يغشيـهم العذاب . .. و يقول ذوقوا ما كنتم تعملون

ضمير فاعلى «يقول» احتمال دارد به خداوند برگردد و احتمال دارد، منظور ملائكه باشد. برداشت بالا بنابر احتمال دوم است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تحريم - 66 - 6 - 10

10 - دوزخ ، داراى نگهبانان و گماشتگانى از فرشتگان است .

عليها ملـئكة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 31 - 1،5

1 - نگهبانان دوزخ ، از فرشتگان اند .

عليها تسعة عشر . و ما جعلنا أصحـب النار إلاّ ملـئكة

5 - عذاب كردن دوزخيان ، تنها وظيفه فرشتگان گماشته شده بر دوزخ

عليها تسعة عشر . .. و ما جعلنا عدّتهم إلاّ فتنة للذين كفروا

برداشت ياد شده، مبتنى بر اين احتمال است كه «عدّة» به معناى جماعت (قاموس المحيط) و «فتنة» به معناى عذاب باشد; يعنى، «و ما جلعنا جماعتهم إلاّ عذاباً للذين كفروا».

319- ملائكه حاملان جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 23 - 13

13 - « [ عن رسول اللّه فى قوله تعالى « و جىء يومئذ بجهنم » انّه ] قال : يجىء بها سبعون ألف ملك يقودونها بسبعين ألف زمام ;

[از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) درباره قول خداى تعالى «و جىء يومئذ بجهنم» روايت شده كه ]فرمود: هفتاد هزار فرشته، جهنم را با هفتاد هزار بند مى كشند و مى آورند».

320- ملائكه حسابگر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 113 - 3

3 - دوزخيان تعيين دقيق مدت درنگ در دنيا را ، به فرشتگان حسابگر ارجاع خواهند داد .

قالوا لبثنا . .. فسئل العادّين

321- ملائكه حسابگر در دنيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 113 - 6

6 - وجود فرشتگان حسابگر براى شمارش مدت زندگى انسان در دنيا و يا در عالم برزخ

فسئل العادّين

322- ملائكه حسابگر در عالم برزخ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 113 - 6

6 - وجود فرشتگان حسابگر براى شمارش مدت زندگى انسان در دنيا و يا در عالم برزخ

فسئل العادّين

323- ملائكه در آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 17 - 7

7 - امور جهان آخرت ، به تدبير و كارگزارى فرشتگان انجام مى پذيرد .

و الملك على أرجائها و يحمل عرش ربّك فوقهم يومئذ ثمـنية

324- ملائكه در آسمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 17 - 1

1 - فرشتگان هنگام برپا شدن قيامت ، در اطراف آسمان استقرار خواهند يافت .

و الملك على أرجائها

«أرجاء» به معناى نواحى و اطراف است.

325- ملائكه در آسمان اول

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 8 - 8

8 - گفت و شنود فرشتگان والامقام ، در نزديك ترين آسمان ها درباره اهل زمين و امور غيبى

لايسّمّعون إلى الملإالأعلى

326- ملائكه در بدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 125 - 7،14

7 ـ نزول پنجهزار فرشته امدادگر ، مژده اى به مؤمنان پيكارگرِ صابر و تقواپيشه در جنگ بدر

ان تصبروا و تتّقوا . .. يمددكم ربّكم بخسمة الاف من الملئكة

14 ـ علامت فرشتگانِ يارى دهنده در جنك بدر عمامه هاى آنان بود .

يمددكم ربّكم بخسمة الاف من الملئكة مسوّمين

امام رضا(ع) درباره «مسوّمين» در آيه فوق فرمود: العمائم . .. .


كافى، ج 6، ص 460، ح 2 ; تفسير برهان، ج 1، ص 313، ح 1 و 4.

327- ملائكه در سرزمين قوم لوط

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 77 - 1

1ـ فرشتگان پس از گفتوگو با ابراهيم ( ع ) ، به ديار قوم لوط رفتند و بر حضرت لوط ( ع ) وارد شدند .

و لما جاءت رسلنا لوطًا

328- ملائكه در غزوه احزاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 9 - 7

7 - نزول ملائكه امداد در غزوه احزاب ، به منظور كمك به مسلمانان

و جنودًا لم تروها

احتمال قوى اين است كه سپاهى كه قابل رؤيت نبود همان ملائكه باشد.

329- ملائكه در غزوه بدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 124 - 3

3 ـ خداوند ، سه هزار فرشته را براى يارى رزمندگان بدر فروفرستاد .

الن يكفيكم ان يمدّكم ربّكم بثلثة الاف من الملئكة منزلين

«اذ تقول . .. » يعنى يادآور زمانى را كه به مؤمنين وعده امداد الهى را مى دادى; اگر اين وعده تحقق پيدا نكرده بود يادآورى آن لغو بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 9 - 2،8

2 ـ مجاهدان بدر پيش از نبرد با نيايش به درگاه خدا از وى استمداد كردند .

إذ تستغيثون ربكم

«غوث» به معناى يارى كردن است و استغاثه طلب يارى و امداد است.

8 ـ حضور هزار فرشته در جنگ بدر ، كه هر يك فرشته و يا فرشتگانى به دنبال خويش داشتند .

بألف من الملئكة مردفين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 10 - 1

1 ـ نقش ملائكه در جنگ بدر ، تنها بشارت به پيروزى و اطمينان دادن به مؤمنان بود ، و نه اقدامى عملى در قتل مشركان .

و ما جعله اللّه إلا بشرى و لتطمئن به قلوبكم

ضمير در «جعله» و «به» به امداد كه از «أنى ممدكم» استفاده مى شود، برمى گردد و كلمه «بشرى» مفعولٌ له براى «جعل» است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 12 - 1،2،3،5،8

1 ـ خداوند با وحى به فرشتگان حاضر در كارزار بدر ، آنان را از پشتيبانى خويش در ثبات بخشيدن به مجاهدان آگاه ساخت .

إذ يوحى ربك إلى الملئكة أنى معكم فثبتوا الذين

2 ـ ايجاد پايدارى در مجاهدان ، فرمان خداوند به فرشتگان گسيل شده به جنگ بدر

إذ يوحى ربك إلى الملئكة أنى معكم فثبتوا الذين

3 ـ تنها پيامبر (صلی الله علیه و آله) شاهد وحى الهى به فرشتگان مبتنى بر مأموريت آنان براى پشتيبانى مجاهدان بدر بود .

إذ يوحى ربك إلى الملئكة

چنانچه «إذ»، متعلق به «اذكر» باشد با توجه به اينكه مخاطب در آيه مورد بحث، به خلاف آيات گذشته، شخص پيامبر(صلی الله علیه و آله) است، مى توان گفت تنها آن حضرت شاهد وحى خداوند به فرشتگان بوده است.

5 ـ ايجاد رعب و وحشت در دل هاى كافران ، وعده خداوند به فرشتگان حاضر در كارزار بدر

سألقى فى قلوب الذين كفروا الرعب

8 ـ ملائكه مأمور در هم كوبيدن سر هاى كافران بدر و از كار انداختن پنجه هاى آنان بودند .

فاضربوا فوق الأعناق و اضربوا منهم كل بنان

«ال» در «الأعناق» جانشين مضاف إليه (الكافرين) است و مراد از «فوق الأعناق» سرهاى كافران است. بنابراين جمله «فاضربوا ... » يعنى سرهاى كافران را مورد ضربات خويش قرار دهيد. قابل ذكر است كه مخاطب در اين جمله، همان گونه كه سياق آيه بر آن دلالت دارد، فرشتگان هستند.

330- ملائكه در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 75 - 1

1 - فرشتگان به روز قيامت ، در اطراف عرش به تسبيح و تنزيه خداوند همراه با ستايش او خواهند پرداخت .

و ترى الملـئكة حافّين من حول العرش يسبّحون بحمد ربّهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 17 - 1،2،4

1 - فرشتگان هنگام برپا شدن قيامت ، در اطراف آسمان استقرار خواهند يافت .

و الملك على أرجائها

«أرجاء» به معناى نواحى و اطراف است.

2 - هشت فرشته در روز قيامت ، عرش الهى را حمل خواهند كرد .

و يحمل عرش ربّك فوقهم يومئذ ثمـنية

در اين كه مقصود از «ثمانية» هشت تن از فرشتگان است يا هشت گروه از آنان، ميان مفسران اختلاف هست. براى انتخاب و تعيين هر يك از آنها، دليل روشن و قاطعى وجود ندارد.

4 - فرشتگان هشتگانه ، حاملان تخت داورى خداوند در قيامت

و الملك على أرجائها و يحمل عرش ربّك فوقهم

در صورتى كه مقصود از «عرش» در اين آيه، تخت قضاوت و داورى باشد، مطلب بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 4 - 1،2

1 - عروج و صعود ملائكه و جبرئيل به سوى خدا ( به صعودگاه ها و جايگاه هاى بلند مرتبه ) در قيامت براى دريافت فرامين الهى و اجراى آن

تعرج الملـئكة و الروح إليه

مقصود از «روح» روح الامين و جبرئيل است. ضمير در «إليه» به «اللّه» بازمى گردد; به اين اعتبار كه خداوند كه صاحب معارج است. بر اين اساس مقصود آيه شريفه، اين حقيقت است كه فرشتگان براى دريافت فرمان هاى الهى، به صعودگاه و جايگاه دريافت آنها عروج مى كنند و چون خداوند صاحب اين جايگاه ها و صعودگاه ها است، فرشتگان در حقيقت به سوى او عروج خواهند كرد.

2 - فرشتگان و جبرئيل ، كارگزاران الهى در عرصه قيامت

تعرج الملـئكه و الروح إليه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 38 - 1،4

1 - روح و فرشتگان الهى در قيامت ، ايستاده و صف بسته در آماده باش كامل قرار مى گيرند .

يوم يقوم الروح و الملـئكة صفّـًا

«صفّاً» مصدر است و چون حال قرار گرفته، به معناى «صافّين» است. ايستادن و صف بستن، كنايه از مهيّا بودن براى انجام فرمان هاى الهى است.

4 - روح و ملائكه در قيامت از گفتن هر سخنى ، جز با رخصت داشتن از خداوند ناتوان اند .

لايتكلّمون إلاّ من أذن له الرحمـن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 22 - 8

8 - فرشتگان در قيامت ، به فرمان خداوند و با نظارت كامل او ، انجام وظيفه مى كنند .

و جاء ربّك و الملك

آمدن خداوند، كنايه از حضور كامل او است و عطف «ملك» بر «ربّك»، بيانگر آن است كه حضور فرشتگان، مستقل از حضور خداوند نيست; بلكه در راستاى آن و بخشى از يك برنامه منسجم است.

331- ملائكه روزى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 4 - 5

5 - « عن الصادق ( ع ) فى قول اللّه عزّوجلّ : « فالمقسّمات أمراً » قال : الملائكة تقسّم أرزاق بنى آدم ;

از امام صادق(ع) درباره «فالمقسّمات أمراً» روايت شده كه فرمود: ملائكه روزى انسان ها را تقسيم مى كنند».

332- ملائكه عذاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 50 - 5

5 ـ مرگ كافران كشته شده در جنگ بدر با شكنجه و عذابى سخت از سوى فرشتگان مرگ

إذ يتوفى الذين كفروا الملئكة يضربون وجوههم و أدبرهم

از مصاديق مورد نظر براى «الذين كفروا»، به دليل وقوع آيه مورد بحث در پى آيات مربوط به جنگ بدر، كافرانى هستند كه در آن نبرد به قتل رسيدند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 69 - 16

16ـ « عن أبى عبدالله ( ع ) قال : إن الله تعالى بعث أربعة أملاك فى إهلاك قوم لوط : جبرئيل و ميكائيل و اسرافيل و كرّوبيل ( ع

) فمرّوا بابراهيم ( ع ) . . . و كان صاحب أضياف فشوى لهم عجلاً سميناً حتى أنضجه ثم قرّبه إليهم . . . ;

از امام صادق(ع) روايت شده است كه فرمود: خداى تعالى براى هلاك كردن قوم لوط چهار فرشته فرستاد: جبرئيل، ميكائيل، اسرافيل و كرّوبيل. پس بر ابراهيم گذر كردند و ابراهيم مهمانپذير و مهمان دوست بود. از اين رو گوساله فربهى برايشان بر آتش نهاد تا آن را پخت و نزد آنان آورد ...».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 70 - 11

11ـ از ميان بردن قوم لوط ، مأموريت فرشتگان حاضر در پيشگاه ابراهيم ( ع )

إنا أُرسلنا إلى قوم لوط

از آيه 76 و نيز آيات مربوط به داستان لوط(ع) معلوم مى شود هدف از فرستادن فرشتگان به سوى قوم لوط، به هلاكت رساندن آنان بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 74 - 3

3ـ ابراهيم ( ع ) ، پس از پى بردن به هدف فرشتگان ( نابودسازى قوم لوط ) ، با آنان به چون و چرا و جر و بحث پرداخت .

يجـدلنا فى قوم لوط

جمله «قد جاء أمر ربك» در آيه 76 مى تواند قرينه اى بر اين باشد كه مراد از «يجادلنا»، «يجادل رسلنا» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 77 - 9

9ـ « عن أبى عبدالله ( ع ) قال : إن الله تعالى بعث اربعة أملاك فى إهلاك قوم لوط . . . فأتوا لوطاً وهو فى زراعة له قرب المدينة . . . ;

از امام صادق(ع) روايت شده است: خداوند متعال چهار فرشته براى هلاك كردن قوم لوط فرستاد . .. پس نزد لوط رفتند در حالى كه او در كشتزار خود در نزديكى شهر بود ...».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 82 - 4

4ـ خداوند ، به دست فرشتگان مهمان لوط ، ديار قوم لوط را تخريب كرد و آنان را هلاك ساخت .

إنا أُرسلنا إلى قوم لوط . .. إنا رسل ربك ... فلما جاء أمرنا جعلنا عـليها سافلها

از اينكه خداوند، فرشتگان را براى تخريب ديار قوم لوط مى فرستد (إنا اُرسلنا إلى قوم لوط) و در عين حال تخريب آن ديار و نزول عذاب را به خودش نسبت مى دهد (جعلنا عاليها سافلها) چنين استفاده مى شود كه: فرشتگان به منزله وسيله اى براى نزول عذاب بوده و كار آنها جلوه اى از فعل خداوند است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 57 - 2

2- بشارت به فرزنددار شدن ابراهيم ( ع ) كار فرعى و عذاب قوم لوط مأموريت اصلى و مهم فرشتگان بود .

إنا نبشّرك بغلـم . .. قال فما خطبكم أيّها المرسلون

از اينكه حضرت ابراهيم(ع) پس از شناخت فرشتگان و دريافت بشارت فرزنددار شدن از مأموريت اصلى و مهم آنان سؤال كرد (فما خطبكم . ..) و اين مأموريت طبق آيه بعد عذاب قوم لوط بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 58 - 1

1- در پى جويا شدن ابراهيم ( ع ) از مأموريت اصلى مأموران الهى ( فرشتگان ) آنان هلاكت قوم تبهكار ( قوم لوط ) را مأموريت اصلى خويش معرفى كردند .

قال فما خطبكم أيّها المرسلون . قالوا إنا أُرسلنا إلى قوم مجرمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 61 - 1

1- فرشتگان مأمور عذاب قوم لوط ، به عنوان مهمان بر خاندان حضرت لوط ( ع ) وارد شدند .

و نبّئهم عن ضيف إبرهيم . .. فما خطبكم أيّها المرسلون ... فلمّا جاء ءال لوط المرس

الف و لام در «المرسلون» براى عهد ذكرى است و اشاره به رسولانى دارد كه نزد حضرت ابراهيم(ع) آمدند و عذاب قوم لوط را مطرح ساختند (قال فما خطبكم أيّها المرسلون، آيه 57) و اين نشان دهنده آن است كه مهمانان ابراهيم(ع) بر لوط(ع) وارد شدند. گفتنى است كه آيه 68 نيز مؤيد اين نكته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 63 - 1،2،6،9

1- قطعى شدن نزول عذاب الهى ( استيصال ) و فرا رسيدن موعد آن بر قوم لوط ، توسط فرشتگان به حضرت لوط ( ع ) ابلاغ گرديد .

قالوا بل جئنـك بما كانوا فيه يمترون

2- فرشتگان وارد شده بر لوط ( ع ) در پى اظهار وى بر ناشناخته بودن آنان ، خود را مأموران الهى معرفى كردند .

قال إنكم قوم منكرون . قالوا بل جئنـك بما كانوا

6- فرشتگان ، مجريان عذاب الهى بر قوم لوط بودند .

قالوا بل جئنـك بما كانوا فيه يمترون

9- « قال أبوجعفر ( ع ) [ فى قوله : « قالوا بل جئناك بما كانوا فيه يمترون » ] : « قالوا بل جئناك بما كانوا فيه » قومك من عذاب الله « يمترون » . . . ;

از امام باقر(ع) روايت شده است كه فرمود: [فرستادگان خدا] گفتند: [ما قوم ناشناس نيستيم]; بلكه نزد تو آمديم تا عذاب الهى را ـ كه قوم تو در آن ترديد مى كردند ـ بياوريم . ..».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 64 - 1،2

1- تأكيد فرشتگان در محضر حضرت لوط ( ع ) مبنى بر تحقق قطعى نزول عذاب ( استيصال ) بر قوم لوط

و أتينـك بالحقّ و إنا لصـدقون

مقصود از «بالحق» خبر حق و راست است و مراد از اين خبر حق، عذاب الهى بود.

2- فرشتگان وارد شده بر حضرت لوط ( ع ) ، حامل پيام حق و دستورى تحقق يافتنى بودند .

و أتينـك بالحقّ و إنا لصـدقون

مراد از «بالحق» به قرينه ذيل آيه كه تأكيد بر راستگويى است مى تواند خبر و پيام حق باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 65 - 1

1- فرشتگان ، از حضرت لوط ( ع ) خواستار خارج ساختن خاندانش از شهر در پاسى از شب ، جهت نجات از عذاب الهى شدند .

فأسر بأهلك بقطع من الّيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 31 - 3،4،5،7

3 - دعاى لوط ( ع ) براى يارى اش ، از سوى خدا اجابت شد و فرشتگانى از جانب خداوند ، براى در هم كوبيدن قوم لوط ، گسيل شدند .

قال ربّ انصرنى . .. و لمّا جاءت رسلنا إبرهيم بالبشرى قالوا إنّا مهلكوا أهل هـذه

4 - فرستادگان خداوند براى عذاب قوم لوط ، مژده و بشارتى را ( تولد اسحاق ( ع ) ) ، نيز به ابراهيم ( ع ) دادند .

و لمّا جاءت رسلنا إبرهيم بالبشرى

اين آيه، با آيات پنجاه و يك تا شصت و دو سوره حجر يك سياق دارند، كه در آن آيات به ابراهيم(ع) بشارت فرزنددار شدن داده شده است. آن آيات، قرينه است كه «البشرى» در اين آيه نيز همان بشارت را همراه دارد.

5 - فرشتگان عذاب ، فرشته خبر خوش و بشارت نيز هستند .

و لمّا جاءت رسلنا إبرهيم بالبشرى قالوا إنّا مهلكوا أهل هـذه القرية

7 - فرستادگان خدا ، براى هلاكت قوم لوط خود ، مباشرِ در آن بودند .

و لمّا جاءت رسلنا إبرهيم . .. قالوا إنّا مهلكوا أهل هـذه القرية

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 32 - 1،2،5

1 - حضرت ابراهيم ( ع ) از عذاب قوم لوط ، با وجود لوط ( ع ) در ميان آنان ، نگران بود .

و لمّا جاءت رسلنا . .. قالوا إنّا مهلكوا أهل هـذه القرية...قال إنّ فيها لوطًا

2 - حضرت ابراهيم ( ع ) با ملائكه درباره عذاب قوم لوط ، با وجود حضرت لوط ( ع ) در ميان آنان به گفت وگو پرداخت .

قالوا إنّا مهلكوا أهل هـذه القرية . .. قال إنّ فيها لوطًا قالوا نحن أعلم بمن فيه

5 - ملائكه مأمور عذاب قوم لوط ، به ابراهيم ( ع ) اطمينان دادند كه لوط ( ع ) و اهل اش را ، حتماً از عذاب نجات خواهند داد .

قالوا نحن أعلم بمن فيها لننجّينّه و أهله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 33 - 1،12،14

1 - ملائكه عذاب قوم لوط ، پس از گفتوگو با ابراهيم ( ع ) ، به ديار آن قوم رفتند و بر لوط ( ع ) وارد شدند .

و لمّا جاءت رسلنا إبرهيم . .. و لمّا أن جاءت رسلنا لوطًا

12 - فرشتگان مأمور به عذاب قوم لوط ، مأموريت شان را به اطلاع لوط ( ع ) رساندند .

قالوا . .. إنّا منجّوك وأهلك إلاّ امرأتك

14 - فرشتگان مأمورِ عذابِ قوم لوط ، به لوط ( ع ) اعلام كردند كه او و خانواده اش ، به جز همسرش را ، از عذاب نجات خواهند داد .

إنّا منجّوك و أهلك إلاّ امرأتك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 34 - 1

1 - اعلام فرشتگان به لوط ( ع ) مبنى بر فرودآوردن عذابى از آسمان ، بر قوم لوط

إنّا منزلون على أهل هـذه القرية رجزًا من السماء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 35 - 1

1 - مأموران عذاب قوم لوط ، شهر آن قوم را ، با عذابى آسمانى ، درهم كوبيدند .

إنّا منزلون على أهل هـذه القرية رجزًا من السماء. .. و لقد تركنا منها ءاية

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 28 - 3

3 - نابود كردن جوامع محكوم به فنا ، امرى آسان براى خدا و او بى نياز از لشكر آسمانى است .

جند من السماء و ما كنّا منزلين

تأكيد خداوند بر نفرستادن هيچ لشكر آسمانى و نيز عذاب و نابود كردن انسان هاى محكوم به فنا تنها با يك صيحه ـ كه در آيه بعد آمده است ـ مى تواند بيانگر برداشت ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 32 - 2

2 - حضور فرشتگان به محضر ابراهيم ( ع ) ، قبل از ايفاى مأموريت خود در نابودى قوم لوط

قال فما خطبكم أيّها المرسلون . قالوا إنّا أُرسلنا إلى قوم مجرمين

مفسران اين مأموريت را ـ به قرينه «لنرسل» ـ بعد از حضور يافتن ملائكه در منزل ابراهيم(ع) دانسته اند. البته آيات مربوط به قوم لوط در سوره هود مؤيد همين معنا است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 33 - 1

1 - مأموريت فرشتگان ، فرو ريختن سنگپاره ها بر سر قوم جرم پيشه لوط

لنرسل عليهم حجارة

333- ملائكه عذاب در سرزمين قوم لوط

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 33 - 1

1 - ملائكه عذاب قوم لوط ، پس از گفتوگو با ابراهيم ( ع ) ، به ديار آن قوم رفتند و بر لوط ( ع ) وارد شدند .

و لمّا جاءت رسلنا إبرهيم . .. و لمّا أن جاءت رسلنا لوطًا

334- ملائكه عذاب و گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 41 - 6

6 - ظهور علامت هاى جرم در چهره مجرمان ، زمينه شناسايى آنان از سوى مأموران عذاب

يعرف المجرمون . .. فيؤخذ بالنوصى و الأقدام

335- ملائكه عذاب و لوط(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 78 - 23

23ـ « عن أبى عبدالله ( ع ) قال : إن الله تعالى بعث أربعة أملاك فى إهلاك قوم لوط . . . فأتوا لوطاً . . . فسلّموا عليه . . . فقال لهم : المنزل ؟ فقالوا : نعم . . . ثم مشى فلما بلغ باب المدينة . . . دخل و دخلوا معه حتى دخل منزله فلما رأتهم إمرأته . . . صعدت فوق السطح و صفقت فلم يسمعوا فدخنت فلما رأوا الدخان أقبلوا إلى الباب يهرعون . . . ;

از امام صادق(ع) روايت شده است كه فرمود: خداوند چهار فرشته براى هلاك كردن قوم لوط فرستاد . .. آنان نزد لوط رفتند و بر او سلام كردند ... لوط آنان را دعوت به منزل كرد و آنان موافقت كردند; سپس رفت تا به دروازه شهر رسيد ... او با فرشتگان وارد شهر شدند تا به منزلش وارد شد همسر لوط وقتى كه آنان را ديد ... بالاى بام رفت و دست بر هم زد، ولى قوم لوط نشنيدند. پس دود به پا كرد; همين كه آن قوم دود را ديدند شتابان به درب خانه لوط رفتند...».

336- ملائكه قبض روح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 1 - 1،6

1 - گروهى از فرشتگان ، عهده دار قبض روح انسان هايند .

و النـزعـت غرقًا

«نزع» به معناى كندن و نيز بيرون كشيدن است. مصداق مورد نظر از «النازعات» به قرينه «فالمدبّرات أمراً» ـ در آيات بعد ـ فرشتگانى هستند كه مأمور نزع و قبض روح زندگان اند. آياتى كه ميراندن انسان ها را به ملائكه نسبت داده است، اين ذهنيت را ايجاد مى كند كه مراد از «نزع» در اين آيه، «نزع روح انسان ها» است.

6 - « فى المجمع بعد قوله تعالى « و النازعات غرقاً » قال : اختلف فى معناها على وجوه أحدها : انه يعنى الملائكة الذين ينزعون أرواح الكفّار عن أبدانهم بالشدّة . . . روى ذلك عن علىّ ( ع ) و قيل هو الموت ينزع النفوس . . . و روى ذلك عن الصادق ( ع ) ;

در مجمع البيان بعد از نقل قول خداى تعالى «والنازعات غرفاً» گفته است: در معناى «النازعات غرقاً» اختلاف به وجود آمده و وجوهى بيان شده است; يكى از آنها اين است كه مقصود فرشتگانى اند كه ارواح كافران را از بدن هاشان بيرون مى كشند . .. اين معنا از امام على(ع) روايت شده است. [و نيز] گفته شده مقصود مرگ است كه جان ها را بيرون مى كشد و اين معنا از امام صادق(ع) روايت شده است».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 2 - 6

6 - [ فى المجمع ] فى قوله تعالى « و الناشطات نشطاً » إنّ ها الملائكة تنشط أرواح الكفّار بين الجلد و الأظفار حتّى تخرج ها من أجوافهم بالكرب و الغمّ عن على ( عليه السلام ) ;

در مجمع البيان درباره قول خداى تعالى «الناشطات نشطاً» از امام على(ع) نقل شده است: «ناشطات» فرشتگانى اند كه جان هاى كافران را (از ساير اعضا) در ميان پوست و ناخن هايشان جمع مى كنند تا همراه با سختى و غصّه از درون شان بيرون آوردند».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 9 - 3

3 - خداوند در تأكيد بر وجود ترس و نگرانى در قيامت ، به فرشتگان سوگند ياد كرده است كه سريع و بانشاط براى تدبير امور و قبض ارواح از يكديگر سبقت مى گيرند .

و النازعات . .. قلوب يومئذ واجفة . أبصـرها خـشعة

اين آيه و آيه قبل، جواب قسم هايى است كه در نخستين آيات سوره آمده بود.

337- ملائكه مبشر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 69 - 1،3،4،7،8،17

1ـ خداوند ، فرشتگانى چند براى بشارت دادن به حضرت ابراهيم ( ع ) به سوى او گسيل داشت .

و لقد جاءت رسلنا إبرهيم بالبشرى

آيه 70 و نظاير آن، حاكى است كه فرستادگان الهى فرشته بودند و بشارت مورد نظر به قرينه آيه 71، بشارت ميلاد اسحاق و يعقوب بوده است.

3ـ فرشتگان پيام آورِ بشارت ، به هنگام حضور در پيشگاه ابراهيم ( ع ) بر او سلام كردند .

قالوا سلـمًا

4ـ ابراهيم ( ع ) ، سلام فرشتگان را پاسخ گفت و براى تدارك غذا از حضور آنان بيرون رفت .

قال سلـم فما لبث أن جاء بعجل حنيذ

7ـ فرشتگانِ پيام آورِ بشارت ، به سيماى آدميان بر ابراهيم ( ع ) وارد شدند .

قالوا سلـمًا قال سلـم فما لبث أن جاء بعجل حنيذ

از اينكه ابراهيم(ع) غذايى كه انسانها از آن تناول مى كنند براى فرشتگان آورد، معلوم مى شود: آن حضرت، فرشتگان را به صورت و سيماى انسان ديد و به ماهيت آنان پى نبرد.

8ـ ابراهيم ( ع ) ، در فاصله اى كوتاه پس از آمدن فرشتگانِ بشارت ، گوساله اى بريان شده براى آنان آورد .

فما لبث أن جاء بعجل حنيذ

ضمير در «لبث» به ابراهيم(ع) برمى گردد و «أن جاء» به تقدير «فى» متعلق به «لبث» است. «عجل» به گوساله نر كه بيش از يك ماه نداشته باشد، گفته مى شود و «حنيذ» به معناى بريان شده است. بنابراين «فما لبث ...»; يعنى، ابراهيم(ع) در آوردن گوساله اى بريان شده درنگى نكرد.

17ـ « عن أبى جعفر ( ع ) قال : . . . قدم الله تعالى رسلاً إلى ابراهيم يبشرونه باسحاق . . . و ذلك قوله : « و لقد جاءت رسلنا ابراهيم بالبشرى » ;

از امام باقر(ع) روايت شده است كه فرمود: خداوند به سوى ابراهيم مأمورانى فرستاد كه او را به [تولد ]اسحاق مژده دهند و اين است سخن خداوند كه فرمود: و لقد جاءت . ..».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 70 - 7،12

7ـ فرشتگان مهمان بر ابراهيم ( ع ) ، با معرفى خود و مأموريتشان ، ترس و دلهره را از ابراهيم ( ع ) زدودند .

قالوا لاتخف إنا أُرسلنا إلى قوم لوط

12ـ « عن أبى عبدالله ( ع ) قال : إن الله تعالى بعث أربعة أملاك . . . فمرّوا بابراهيم ( ع ) و هم معتمّون فسلّموا عليه فلم يعرفهم . . . فشوى لهم عجلاً سميناً حتى أنضجه ثم قرّبه إليهم فلما وضعه بين أيديهم رأى أيديهم لاتصل إليه نكرهم و أوجس منهم خيفة فلما رأى ذلك جبرئيل حسر العمامة عن وجهه و عن رأسه فعرفه ابراهيم ( ع ) فقال أنت هو ؟ فقال : نعم . . . ;

از امام صادق(ع) روايت شده است كه فرمود: خداى تعالى چهار فرشته فرستاد آنان بر ابراهيم گذر كردند در حالى كه داراى عمامه بودند [سر و صورت خود را با عمامه پوشانده بودند] پس بر او سلام كردند، او آنان را نشناخت. .. آن گاه برايشان گوساله فربهى بر آتش نهاد تا آن را پخت و نزد آنان آورد و هنگامى كه ابراهيم(ع) ديد دست فرشتگان به آن گوساله بريان نمى رسد، آنان را نشناخت و در دل احساس ترس نمود، چون جبرئيل چنين ديد، عمامه را از سر و صورت خود كنار زد. پس ابراهيم او را شناخت و گفت: تو همانى گفت: آرى».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 74 - 2

2ـ فرشتگان مهمان بر ابراهيم ( ع ) ، او را به دارا شدن فرزندى پسر ، بشارت دادند .

و جاءته البشرى

«ال» در «البشرى» عهد ذكرى است و اشاره به بشارتى دارد كه آيه 71 (فبشرناها) متضمن آن بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 53 - 9

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 54 - 4

4- ابراهيم ( ع ) پس از دريافت خبر فرزنددار شدنش از فرشتگان ، خواستار توضيح و اطلاعات بيشترى از آنان شد .

فبم تبشّرون

برداشت فوق بر اين اساس است كه «با» در «فبم» براى ملابست باشد و استفهام در جمله «فبم تبشّرون» سؤال از چگونگى تحقق چنين بشارتى (فرزنددار شدن) باشد و نه ترديد و سؤال از اصل فرزنددار شدن.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 55 - 1،2

1- تأكيد فرشتگان بر تحقق و عينيت يافتن بشارت پسردار شدن ابراهيم ( ع ) در دوران پيرى

قالوا بشرنـك بالحقّ

مقصود از «بالحق» در آيه فوق يا خبر مطابق با واقع است و يا به معناى اين است كه بشارت ما حقيقت دار است (مجمع البيان). در هر صورت گوياى اين نكته است كه: آنچه بشارت داده شد، تحقق يافتنى است و به وقوع خواهد پيوست.

2- توصيه فرشتگان به ابراهيم ( ع ) بر مأيوس نشدن از لطف و رحمت خداوند در زندگى

قالوا . .. فلاتكن من القـنطين

«قنوط» به معناى نااميد شدن از خير است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 57 - 2

2- بشارت به فرزنددار شدن ابراهيم ( ع ) كار فرعى و عذاب قوم لوط مأموريت اصلى و مهم فرشتگان بود .

إنا نبشّرك بغلـم . .. قال فما خطبكم أيّها المرسلون

از اينكه حضرت ابراهيم(ع) پس از شناخت فرشتگان و دريافت بشارت فرزنددار شدن از مأموريت اصلى و مهم آنان سؤال كرد (فما خطبكم . ..) و اين مأموريت طبق آيه بعد عذاب قوم لوط بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 31 - 4،5

4 - فرستادگان خداوند براى عذاب قوم لوط ، مژده و بشارتى را ( تولد اسحاق ( ع ) ) ، نيز به ابراهيم ( ع ) دادند .

و لمّا جاءت رسلنا إبرهيم بالبشرى

اين آيه، با آيات پنجاه و يك تا شصت و دو سوره حجر يك سياق دارند، كه در آن آيات به ابراهيم(ع) بشارت فرزنددار شدن داده شده است. آن آيات، قرينه است كه «البشرى» در اين آيه نيز همان بشارت را همراه دارد.

5 - فرشتگان عذاب ، فرشته خبر خوش و بشارت نيز هستند .

و لمّا جاءت رسلنا إبرهيم بالبشرى قالوا إنّا مهلكوا أهل هـذه القرية

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 28 - 7

7 - بشارت ميهمانان ابراهيم ( ع ) ، به آن حضرت در مورد اعطاى پسرى دانا به ايشان

و بشّروه بغلـم عليم

338- ملائكه محافظ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 61 - 3،4،7

3 ـ خداوند فرشتگانى را پيوسته براى حفاظت و مراقبت آدميان گسيل مى دارد.

و يرسل عليكم حفظة

فعل مضارع «يرسل» بر تجديد و تكرار ارسال فرشتگان تا زمان مرگ دلالت دارد. «حفظة»، جمع «حافظ»، به معنى نگهبان و مراقب است.

4 ـ با فرارسيدن زمان مرگ آدمى، گسيل فرشتگان محافظ و مراقب وى پايان مى پذيرد.

و يرسل عليكم حفظة حتى إذا جاء أحدكم الموت

7 ـ فرشتگانى غير از مأموران حفاظت آدمى، وظيفه قبض روح وى را بر عهده دارند. *

حتى إذا جاء أحدكم الموت توفته رسلنا

در صورتى كه فرشتگان محافظ همان قابضان روح باشند، مناسبتر آن بود كه با ضمير به آنان اشاره مى شد. گزينش «رسلنا» به جاى ضمير قرينه تفاوت ملائكه حافظ با ملائكه قابض است.

339- ملائكه مرگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 97 - 4

4 ـ ناتوانى از انجام تكاليف الهى ، پاسخ ماندگاران در سيطره كفر و شرك به فرشتگان مأمورِ گرفتن جان

قالوا فيم كنتم قالوا كنّا مستضعفين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 61 - 6،7،8،9

6 ـ با فرارسيدن زمان مرگ هر كس، سفيران خداوند جان آدميان را مى گيرند.

حتى إذا جاء أحدكم الموت توفته رسلنا

7 ـ فرشتگانى غير از مأموران حفاظت آدمى، وظيفه قبض روح وى را بر عهده دارند. *

حتى إذا جاء أحدكم الموت توفته رسلنا

در صورتى كه فرشتگان محافظ همان قابضان روح باشند، مناسبتر آن بود كه با ضمير به آنان اشاره مى شد. گزينش «رسلنا» به جاى ضمير قرينه تفاوت ملائكه حافظ با ملائكه قابض است.

8 ـ فرشتگانى متعدد وظيفه قبض روح هر يك از آدميان را به عهده دارند. *

حتى إذا جاء أحدكم الموت توفته رسلنا

«رسل»، جمع رسول، و بر بيشتر از دو نفر دلالت دارد. از سوى ديگر مضمون آيه اين است كه براى هر شخصى كه مرگش فرامى رسد، «رسل» حضور پيدا مى كنند. بنابراين قابضان روح آدمى بيش از دو نفرند.

9 ـ هيچ كوتاهى و تأخيرى از جانب فرشتگان مأمور قبض روح صورت نمى گيرد.

توفته رسلنا و هم لا يفرطون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 93 - 14،16،18

14 ـ گروهى از فرشتگان، كارگزاران خداوند در گرفتن جان آدميان هستند.

و لو ترى إذ الظلمون فى غمرت الموت و الملئكة باسطوا أيديهم

16 ـ ملائكه قابض ارواح داراى دستانى هستند كه به هنگام گرفتن جان ظالمان آنها را مى گشايند.

إذ الظلمون فى غمرت الموت و الملئكة باسطوا أيديهم

18 ـ جان كندن ستمگران، همراه با تمسخر ملائكه قبض روح نسبت به آنان و بيان عجز آنان براى رهايى از مرگ است.

أخرجوا أنفسكم اليوم تجزون عذاب الهون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 37 - 7

7 ـ فرشتگانى از جانب خداوند مأمور گرفتن جان آدميان هستند.

حتى إذا جاءتهم رسلنا يتوفونهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 50 - 5

5 ـ مرگ كافران كشته شده در جنگ بدر با شكنجه و عذابى سخت از سوى فرشتگان مرگ

إذ يتوفى الذين كفروا الملئكة يضربون وجوههم و أدبرهم

از مصاديق مورد نظر براى «الذين كفروا»، به دليل وقوع آيه مورد بحث در پى آيات مربوط به جنگ بدر، كافرانى هستند كه در آن نبرد به قتل رسيدند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 28 - 5

5- انسان ها ، به وسيله ملائكه قبض روح مى شوند .

تتوفّـهم الملـئكة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 32 - 1

1- قبض روح انسان ها با فرشتگان است .

الذين تتوفّـهم الملـئكة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 11 - 1،5،13

1 - به هنگام مرگ ، روح انسان ، به طور كامل ، به دست فرشته مرگ ( عزراييل ) گرفته مى شود .

قل يتوفّيكم ملك الموت

5 - براى قبض روح انسان ، فرشته اى ويژه وجود دارد .

ملك الموت الذى وكّل بكم

مراد از «وكّل بكم» گمارده شدن براى قبض روح است.

13 - « و سئل الصادق ( ع ) . . .عن قول اللّه عزّوجلّ « قل يتوفّاكم ملك الموت الذى وكّل بكم » . . .و قد تموت فى الساعة الواحدة فى جميع الآفاق ما لايحصيه إلاّ اللّه عزّوجلّ فكيف هـذا ؟ فقال : « إنّ اللّه تبارك و تعالى ، جعل لملك الموت أعواناً من الملائكة يقبضون الأرواح . . . و يتوفّاهم ملك الموت من الملائكة . . . ;

از امام صادق(ع) . ..درباره اين سخن خداى عزّوجلّ «قل يتوفّاكم ملك الموت الذى وكّل بكم» پرسش شد... در آنِ واحد در اطراف عالم تعداد زيادى كه فقط خدا عدد آنها را مى داند مى ميرند، اين چگونه [ممكن ]است؟ حضرت فرمود: «خداوند تبارك و تعالى براى ملك الموت دستيارانى را از ملائكه قرار داده كه قبض ارواح مى كنند...».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 42 - 2،19

2 - تنها خداوند جان ستان حقيقى انسان ها است و عوامل ديگر ( چون عزرائيل ) واسطه و مأمور او هستند .

اللّه يتوفّى الأنفس حين موتها

تقدم اسم جلاله (اللّه) بر خبر فعلى مقيد، تخصيص مضمون خبر است. بنابراين اختصاص جان ستاندن به خداوند ـ در حالى كه در آيات ديگر اين عمل به فرشته مخصوص (ملك الموت) نسبت داده شده ـ گوياى حقيقت بالا است.

19- « سئل الصادق ( ع ) عن قول اللّه عزّوجلّ « اللّه يتوفّى الأنفس حين موتها » . . .فقال إنّ اللّه تبارك و تعالى جعل لملك الموت أعوناً من الملائكة يقبضون الأرواح . . . فتتوفّاهم الملائكة و يتوفّاهم ملك الموت من الملائكة مع ما يقبض هو و يتوفّاه اللّه عزّوجلّ من ملك الموت ;

از امام صادق(ع) درباره سخن خداوند عزّوجلّ: «اللّه يتوفّى الأنفس حين موتها» سؤال شد، حضرت فرمود: خداوند ـ تبارك و تعالى

ـ براى ملك الموت دستيارانى از ملائكه قرار داده كه ارواح را قبض مى كنند. .. پس آنها را ملائكه دريافت مى كنند و ملك الموت ارواح را از ملائكه دريافت مى كند و به همراه ارواحى كه خودش قبض نموده، ضميمه مى نمايد و خداوند از ملك الموت تمامى ارواح را دريافت مى كند».

340- ملائكه مقرب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 172 - 11

11 ـ علم و ايمان حضرت عيسى ( ع ) و فرشتگان مقرب الهى به قيامت و محشور شدن به پيشگاه خداوند ، مانع استكبار آنان از بندگى خدا

لن يستنكف المسيح ان يكون عبداً للّه و لاالملئكة . .. فسيحشرهم إليه جميعاً

جمله «و من . ..» جمله حاليه و بيان علت از جمله سابق است. يعنى امكان ندارد مسيح و فرشتگان از عبادت خدا امتناع كنند ; چون حشر انسان و ملائكه به سوى خدا حتمى است و مسيح و فرشتگان از آن آگاهند.

341- ملائكه موكّل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 60 - 18

18 ـ قال رسول الله(صلی الله علیه و آله): مع كل انسان ملك إذا نام يأخذ نفسه، فإن إذن الله فى قبض روحه قبضه و إلا رد إليه فذلك قوله: «يتوفاكم بالليل».

رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود: همراه هر انسانى فرشته اى است كه هنگام خواب، روح او را مى گيرد ; پس اگر خداوند اذن در قبض روح آن شخص بدهد، او را قبض روح مى كند و گر نه به او برمى گرداند و اين است، معناى سخن خداوند: «يتوفاكم بالليل».

342- ملائكه و آفرينش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 80 - 5

5 ـ فرشتگان و انبياء و هر آنچه غير خداست ، هيچ نقش مستقلّى در ربوبيّت عالم ندارد .

و لا يأمركم . .. ارباباً ايأمركم بالكفر

343- ملائكه و ابراهيم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 69 - 1،3،7،17

1ـ خداوند ، فرشتگانى چند براى بشارت دادن به حضرت ابراهيم ( ع ) به سوى او گسيل داشت .

و لقد جاءت رسلنا إبرهيم بالبشرى

آيه 70 و نظاير آن، حاكى است كه فرستادگان الهى فرشته بودند و بشارت مورد نظر به قرينه آيه 71، بشارت ميلاد اسحاق و يعقوب بوده است.

3ـ فرشتگان پيام آورِ بشارت ، به هنگام حضور در پيشگاه ابراهيم ( ع ) بر او سلام كردند .

قالوا سلـمًا

7ـ فرشتگانِ پيام آورِ بشارت ، به سيماى آدميان بر ابراهيم ( ع ) وارد شدند .

قالوا سلـمًا قال سلـم فما لبث أن جاء بعجل حنيذ

از اينكه ابراهيم(ع) غذايى كه انسانها از آن تناول مى كنند براى فرشتگان آورد، معلوم مى شود: آن حضرت، فرشتگان را به صورت و سيماى انسان ديد و به ماهيت آنان پى نبرد.

17ـ « عن أبى جعفر ( ع ) قال : . . . قدم الله تعالى رسلاً إلى ابراهيم يبشرونه باسحاق . . . و ذلك قوله : « و لقد جاءت رسلنا ابراهيم بالبشرى » ;

از امام باقر(ع) روايت شده است كه فرمود: خداوند به سوى ابراهيم مأمورانى فرستاد كه او را به [تولد ]اسحاق مژده دهند و اين است سخن خداوند كه فرمود: و لقد جاءت . ..».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 70 - 7

7ـ فرشتگان مهمان بر ابراهيم ( ع ) ، با معرفى خود و مأموريتشان ، ترس و دلهره را از ابراهيم ( ع ) زدودند .

قالوا لاتخف إنا أُرسلنا إلى قوم لوط

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 74 - 2

2ـ فرشتگان مهمان بر ابراهيم ( ع ) ، او را به دارا شدن فرزندى پسر ، بشارت دادند .

و جاءته البشرى

«ال» در «البشرى» عهد ذكرى است و اشاره به بشارتى دارد كه آيه 71 (فبشرناها) متضمن آن بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 76 - 2

2ـ فرشتگان از ابراهيم ( ع ) خواستند تا از شفاعت درباره قوم لوط صرف نظر كند و بر آن اصرار نورزد .

يـإبرهيم أعرض عن هـذا

«هـذا» اشاره به «جدالى» است كه از «يجادلنا» در آيه قبل استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 77 - 1

1ـ فرشتگان پس از گفتوگو با ابراهيم ( ع ) ، به ديار قوم لوط رفتند و بر حضرت لوط ( ع ) وارد شدند .

و لما جاءت رسلنا لوطًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 53 - 1

1- مهمانان حضرت ابراهيم ( فرشتگان ) به او دلدارى داده و از وى خواستند كه از حضورشان مضطرب و هراسناك نشود .

قالوا لاتوجل إنا نبشّرك بغلـم عليم

344- ملائكه و ابليس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 11 - 16

16 ـ عن أبى عبدالله(ع): إن الملائكة كانوا يحسبون أن إبليس منهم و كان فى علم الله أنه ليس منهم فاستخرج الله ما فى نفسه بالحمية فقال: «خلقتنى من نار و خلقته من طين».

از امام صادق(ع) روايت شده است: فرشتگان گمان مى كردند ابليس از آنهاست، ولى خداوند مى دانست كه او جزء ايشان نيست و خود برتربينى درونى او را (به وسيله امر به سجده) آشكار نمود . .. .

345- ملائكه و الوهيت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 29 - 1

1- اگر فرشتگان ادعاى الوهيت كنند ، به عذاب دوزخ گرفتار خواهند شد .

و من يقل منهم إنّى إلـه من دونه فذلك نجزيه جهنّم

346- ملائكه و انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 69 - 2

2ـ فرشتگان ، از رسولان الهى و از وسايط ارتباط خدا با پيامبران خويش

و لقد جاءت رسلنا إبرهيم بالبشرى

347- ملائكه و انسان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 161 - 6

6 - فرشتگان داراى ارتباطى تنگاتنگ با انسان ها و اعمال ايشان

أولئك عليهم لعنة اللّه و الملئكة

348- ملائكه و اهل كتاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 80 - 3

3 ـ اعتقاد برخى از اهل كتاب ، به ربوبيّت فرشتگان و انبيا

و لا يامركم ان تتخذوا الملئكة و النّبيّن ارباباً

آيه، ناظر به اعتقاد برخى از اهل كتاب است.

349- ملائكه و پاسدارى از قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 21 - 17

17 ـ قرآن كريم در حصار حفاظت و مراقبت فرشتگان الهى

إذا لهم مكر فى ءاياتنا قل اللّه أسرع مكراً إن رسلنا يكتبون ما تمكرون

به قرينه مقام مى توان گفت كه: خداوند براى جاودان ماندن قرآن و مصونيت آن از هر گونه اقدامهاى شيطانىِ انسانهاى كفرپيشه و ضد دين، فرشتگانى را مأمور حفاظت و مراقبت از آن كرده است و مراد از «رسل» در «إن رسلنا يكتبون ما تمكرون» همين دسته از فرشتگان مى باشد.

350- ملائكه و تكبر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 13 - 7

7 ـ منزلت فرشتگان، منزلت انقياد و تسليم در برابر خدا، به دور از هرگونه تكبّر و عصيان در برابر او

فما يكون لك أن تتكبّر فيها

351- ملائكه و توحيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 18 - 5

5 ـ عدل الهى در نظام تكوين و تشريع ، مورد مشاهده فرشتگان و دانشمندان *

شهد اللّه . .. و الملئكة و اولوا العلم قائماً بالقسط

«قائماً بالقسط» مى تواند متعلق شهادت باشد يعنى: عالمان و ملائكه علاوه بر شهادت به يگانگى خداوند، شهادت به عدالت او نيز مى دهند، گفتنى است تعميم قسط به نظام تشريع از آيه بعد استفاده شده است.

352- ملائكه و حالات انسان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 70 - 10

10ـ فرشتگان ، توانا بر سخن گفتن با آدميان و درك سخنان و حالات ايشان

قالوا سلـمًا . .. قالوا لاتخف

353- ملائكه و خانواده لوط

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 81 - 15

15ـ فرشتگان ، از لوط ( ع ) و خاندانش خواستند كه به هنگام خروج از ديارشان ، از حركت باز نايستند و به سوى خانه و كاشانه باز نگردند .

و لايلتفت منكم أحد

354- ملائكه و خطا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 27 - 7

7- عصمت ملائكه از خطا و نافرمانى

لايسبقونه بالقول و هم بأمره يعملون

تسليم و منقاد بودن فرشتگان در برابر خداوند و نيز تنها به فرمان خدا عمل كردن، حاكى از عصمت آنان است.

355- ملائكه و خلافت انسان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 30 - 6،8،15،20

6 - خلافت انسان در زمين داراى نوعى ارتباط با فرشتگان

و إذ قال ربّك للملئكة إنى جاعل فى الأرض خليفة

از آن جايى كه مسأله خلقت و خلافت انسان در زمين با فرشتگان در ميان گذاشته شد، معلوم مى شود وجود انسان در روى زمين ارتباط تنگاتنگى با فرشتگان دارد.

8 ـ فرشتگان با پيش بينى فسادگرى انسان ، او را شايسته خلافت نمى ديدند .

قالوا أتجعل فيها من يفسد فيها و يسفك الدماء

15 ـ فرشتگان با توجه به حضورشان در هستى و لياقتشان براى خلافت ، فلسفه اى براى خلقت و خلافت انسان نمى ديدند .

قالوا أتجعل فيها من يفسد فيها . .. و نحن نسبح بحمدك

جمله حاليه «و نحن نسبح . ..» گوياى اين مطلب است كه: فرشتگان علاوه بر اينكه انسان رابه خاطر فسادگرى اش شايسته خلافت نمى دانستند، وجود خويش را براى احراز اين مقام لايق دانسته و زمين را از خلافت انسان بى نياز مى شمردند.

20 ـ نا آگاهى فرشتگان به ارزش هاى والاى انسان ، موجب شد تا فسادگرى او براى فرشتگان جلوه گر شود و به خلقت و خلافتش معترض باشند .

أتجعل فيها من يفسد فيها . .. قال إنى أعلم ما لاتعلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 32 - 10

10 ـ اعتراف فرشتگان به عالمانه و حكيمانه بودن آفرينش انسان و انتخاب او براى خلافت

إنّك أنت العليم الحكيم

از هدفهاى فرشتگان در توصيف خداوند به عليم و حكيم بودن - پس از اظهار تشكيك در شايستگى انسان براى خلافت - اعتراف و اقرار به ارزش والاى انسان و عالمانه و حكيمانه بودن آفرينش اوست.

356- ملائكه و خلقت انسان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 30 - 15،20

15 ـ فرشتگان با توجه به حضورشان در هستى و لياقتشان براى خلافت ، فلسفه اى براى خلقت و خلافت انسان نمى ديدند .

قالوا أتجعل فيها من يفسد فيها . .. و نحن نسبح بحمدك

جمله حاليه «و نحن نسبح . ..» گوياى اين مطلب است كه: فرشتگان علاوه بر اينكه انسان رابه خاطر فسادگرى اش شايسته

خلافت نمى دانستند، وجود خويش را براى احراز اين مقام لايق دانسته و زمين را از خلافت انسان بى نياز مى شمردند.

20 ـ نا آگاهى فرشتگان به ارزش هاى والاى انسان ، موجب شد تا فسادگرى او براى فرشتگان جلوه گر شود و به خلقت و خلافتش معترض باشند .

أتجعل فيها من يفسد فيها . .. قال إنى أعلم ما لاتعلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 32 - 10

10 ـ اعتراف فرشتگان به عالمانه و حكيمانه بودن آفرينش انسان و انتخاب او براى خلافت

إنّك أنت العليم الحكيم

از هدفهاى فرشتگان در توصيف خداوند به عليم و حكيم بودن - پس از اظهار تشكيك در شايستگى انسان براى خلافت - اعتراف و اقرار به ارزش والاى انسان و عالمانه و حكيمانه بودن آفرينش اوست.

357- ملائكه و ساره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 73 - 1،3

1ـ فرشتگان ، به همسر ابراهيم گوشزد كردند كه فرزنددار شدنش ، خواسته خداوند است .

ءألد و أنا عجوز . .. قالوا أتعجبين من أمر الله

«أمر الله»; يعنى، كارى كه خداوند به تحقق آن فرمان داده است و مراد از آن، فرزنددار شدن ساره و ابراهيم(ع) در سن پيرى است.

3ـ فرشتگان ، همسر ابراهيم را از اينكه در تحقق خواست خداوند ترديد كند و از آن شگفت زده باشد ، نهى كردند .

قالوا أتعجبين من أمر الله

358- ملائكه و طعام ابراهيم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 70 - 1

1ـ فرشتگان وارد بر ابراهيم ( ع ) ، دست به غذا نبردند و از آن تناول نكردند .

فلما رءآ أيديهم لاتصل إليه

«لاتصل إليه» (دستشان به سوى گوساله بريان شده نمى رسيد) كنايه از آن است كه از غذا تناول نمى كردند.

359- ملائكه و عذاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 29 - 2

2- ملائكه ، در صورت گناه و لغزش ، از عذاب الهى در امان نخواهند بود .

و من يقل منهم إنّى إلـه من دونه فذلك نجزيه جهنّم

360- ملائكه و عذاب قوم لوط

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 81 - 3

3ـ فرشتگان ، فرا رسيدن زمان عذاب و كيفر قوم لوط را به حضرت لوط ( ع ) ابلاغ كردند .

إنا رسل ربك لن يصلوا إليك فأسر . .. أليس الصبح بقريب

361- ملائكه و عصيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 13 - 7

7 ـ منزلت فرشتگان، منزلت انقياد و تسليم در برابر خدا، به دور از هرگونه تكبّر و عصيان در برابر او

فما يكون لك أن تتكبّر فيها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 49 - 7

7- همه فرشتگان ، مطيع و منقاد خداوند بوده و در برابر اوامر او تمرد نمى كنند .

و لله يسجد . .. و الملـئكة و هم لايستكبرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 27 - 7

7- عصمت ملائكه از خطا و نافرمانى

لايسبقونه بالقول و هم بأمره يعملون

تسليم و منقاد بودن فرشتگان در برابر خداوند و نيز تنها به فرمان خدا عمل كردن، حاكى از عصمت آنان است.

362- ملائكه و عمل انسان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 161 - 6

6 - فرشتگان داراى ارتباطى تنگاتنگ با انسان ها و اعمال ايشان

أولئك عليهم لعنة اللّه و الملئكة

363- ملائكه و غذا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 70 - 6

6ـ فرشتگان ، از غذا هاى مادى تناول نمى كنند .

فلما رءآ أيديهم لاتصل إليه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 28 - 6

6 - ملائكه ، بى نياز از خوردن غذا ، حتى در صورت تجسم به شكل بشر

قال ألا تأكلون . .. قالوا لاتخف

از آيه شريفه استفاده مى شود كه ملائكه سرانجام از غذاى ابراهيم(ع) نخوردند، هر چند شكل بشرى يافته بودند.

364- ملائكه و غذاى ابراهيم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 28 - 1،2

1 - ميهمانان ابراهيم ( ع ) ، از خوردن غذا خوددارى كردند .

فأوجس منهم خيفة

«فاء» در «فأوجس» فصيحه و نشانگر اين است كه جمله اى پيش از آن حذف شده است. تقدير آن چنين مى باشد: «فلم يأكلوا فأوجس منهم خيفة».

2 - خوددارى ميهمانان از خوردن غذا ، مايه بيم و نگرانى حضرت ابراهيم ( ع )

قال ألا تأكلون . فأوجس منهم خيفة

«أوجس» معادل دو فعل «أحسّ و أضمر» مى باشد و تنوين «خيفة» براى تنويع است; يعنى، ابراهيم(ع) در درون خويش از آنان احساس نوعى ترس كرد.

365- ملائكه و قوم لوط

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 81 - 10

10ـ فرشتگان ، از دست يافتن تبه كاران به خانه لوط ( ع ) جلوگيرى كردند .

إنا رسل ربك لن يصلوا إليك فأسر بأهلك

366- ملائكه و كتمان حقايق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 33 - 11،13

11 - فرشتگان در جريان خلقت و خلافت آدم ( ع ) ، امرى را در ضمير خويش پنهان مى داشتند و از ابراز آن خوددارى مى كردند .

و أعلم ما تبدون و ما كنتم تكتمون

13 - فرشتگان ، توانا بر اخفاى امور خويش بر ديگران فرشتگان

أعلم ما تبدون و ما كنتم تكتمون

367- ملائكه و گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 29 - 2

2- ملائكه ، در صورت گناه و لغزش ، از عذاب الهى در امان نخواهند بود .

و من يقل منهم إنّى إلـه من دونه فذلك نجزيه جهنّم

368- ملائكه و گناهكار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 97 - 3

3 ـ بازخواست گنهكاران ، پس از لحظه مرگ از سوى فرشتگان

انّ الّذين توفّيهم الملئكة ظالمى انفسهم قالوا فيم كنتم

369- ملائكه و لوط(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 77 - 1،2

1ـ فرشتگان پس از گفتوگو با ابراهيم ( ع ) ، به ديار قوم لوط رفتند و بر حضرت لوط ( ع ) وارد شدند .

و لما جاءت رسلنا لوطًا

2ـ فرشتگان ، به صورت و شكل انسان ها بر حضرت لوط ( ع ) وارد شدند .

و لما جاءت رسلنا لوطًا سىء بهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 81 - 2،8،11،15،16،24،26،27

2ـ فرشتگانِ ميهمان بر لوط ( ع ) ، حامل پيامهايى از ناحيه خداوند براى او بودند .

قالوا يـلوط إنا رسل ربك

برداشت فوق ، از اينكه فرشتگان خود را به عنوان پيام آوران الهى (رسل ربك) معرفى كردند ، استفاده مى شود.

8ـ فرشتگان مأمور عذاب ، به لوط ( ع ) اطمينان دادند كه مهاجمان ، به او دسترسى پيدا نخواهند كرد و گزندى متوجه وى نخواهد شد .

قالوا يـلوط إنا رسل ربك لن يصلوا إليك

11ـ فرشتگان ، از لوط ( ع ) خواستند تا خانواده خويش را شبانه از منطقه قومش خارج سازد .

فأسر بأهلك بقطع من الّيل

«اسراء» (مصدر اَسرِ) به معناى كوچ كردن شبانه است و «باء» در «بأهلك» براى تعديه مى باشد و «ال» در «الليل» عهد حضورى است. بنابراين معناى جمله «فأسر ...» چنين مى شود: [اى لوط!] خانواده خويش را در پاره اى از اين شب كوچ ده.

15ـ فرشتگان ، از لوط ( ع ) و خاندانش خواستند كه به هنگام خروج از ديارشان ، از حركت باز نايستند و به سوى خانه و كاشانه باز نگردند .

و لايلتفت منكم أحد

16ـ فرشتگان به لوط ( ع ) توصيه كردند كه همسرش را براى نجات از عذاب ، به همراه خويش كوچ ندهد .

فأسر بأهلك بقطع من الّيل . .. إلاّ امرأتك

برداشت فوق، بر اين اساس است كه «امرأتك» استثنا از «أهلك» باشد.

24ـ فرشتگان ، با بيان نزديك بودن زمان عذاب ، از لوط ( ع ) خواستند تا خروج خويش را به تأخير نيندازد .

فأسر بأهلك . .. إن موعدهم الصبح أليس الصبح بقريب

جمله «إن موعدهم الصبح . ..» به منزله تعليل براى «فأسر بأهلك ...» مى باشد.

26ـ « عن أبى جعفر ( ع ) : . . . « فلما جاء آل لوط المرسلون . . . قالوا : . . . « فأسر بأهلك » يا لوط إذا مضى لك من يومك هـذا سبعة أيام و لياليها « بقطع من الليل » إذا مضى نصف الليل . . . ;

از امام باقر(ع) روايت شده است: . .. هنگامى كه فرشتگان خدا به سوى خاندان لوط آمدند ... گفتند: ... اى لوط ! از اين تاريخ پس از گذشت هفت شبانه روز نيمه شب خانواده خود را از اين سرزمين بيرون ببر ...».

27ـ « عن أبى جعفر ( ع ) : . . . إن الله تعالى لما أراد عذابهم ( قوم لوط ) . . . بعث إليهم ملائكة . . . و قالوا للوط : أسر بأهلك من هـذه القرية الليلة . . . فلما إنتصف الليل سار لوط ببناته . . . ;

از امام باقر روايت شده است: . .. هنگامى كه خداوند اراده كرد قوم لوط را عذاب كند، فرشتگانى را به سوى آنان فرستاد ... آنان به لوط گفتند: امشب خانواده خود را از اين آبادى برون ببر ... چون شب به نيمه رسيد، لوط دختران خود را از آبادى بيرون برد ...».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 63 - 1،2

1- قطعى شدن نزول عذاب الهى ( استيصال ) و فرا رسيدن موعد آن بر قوم لوط ، توسط فرشتگان به حضرت لوط ( ع ) ابلاغ گرديد .

قالوا بل جئنـك بما كانوا فيه يمترون

2- فرشتگان وارد شده بر لوط ( ع ) در پى اظهار وى بر ناشناخته بودن آنان ، خود را مأموران الهى معرفى كردند .

قال إنكم قوم منكرون . قالوا بل جئنـك بما كانوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 64 - 1

1- تأكيد فرشتگان در محضر حضرت لوط ( ع ) مبنى بر تحقق قطعى نزول عذاب ( استيصال ) بر قوم لوط

و أتينـك بالحقّ و إنا لصـدقون

مقصود از «بالحق» خبر حق و راست است و مراد از اين خبر حق، عذاب الهى بود.

370- ملائكه و متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 32 - 9

9- متقين ، مورد تكريم و بزرگداشت فرشتگان

المتّقين . الذين تتوفّـهم الملـئكة طيّبين يقولون سلـم عليكم ادخلوا الجنّة

371- ملائكه و محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 56 - 4

4 - رسول اكرم (صلی الله علیه و آله) ، شخصيتى شناخته شده و داراى منزلتى والا نزد ملائكه

إنّ اللّه و ملـئكته يصلّون على النبىّ

372- ملائكه و مرتد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 89 - 1

1 ـ مرتدانِ تائب ، مورد پذيرش و توجه خداوند ، ملائكه و مردم

كفروا بعد ايمانهم . .. انّ عليهم لعنة اللّه و الملئكة و الناس ... الاّ الذين تاب

373- ملائكه و مرگ كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 50 - 6

6 ـ فرشتگان مرگ انسان هاى مؤمن و كافر را از يكديگر تمييز مى دهند و به كفر و ايمانشان آگاهند . *

و لو ترى إذ يتوفى الذين كفروا الملئكة يضربون وجوههم و أدبرهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 50 - 2

374- ملائكه و مرگ و مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 50 - 6

6 ـ فرشتگان مرگ انسان هاى مؤمن و كافر را از يكديگر تمييز مى دهند و به كفر و ايمانشان آگاهند . *

و لو ترى إذ يتوفى الذين كفروا الملئكة يضربون وجوههم و أدبرهم

375- ملائكه و مستضعفان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 97 - 7

7 ـ توبيخ و سرزنش مستضعفان سر باز زده از هجرت ، از سوى ملائكه به هنگام مرگ

قالوا كنّا مستضعفين فى الارض قالوا الم تكن ارض اللّه واسعة فتهاجروا فيها

376- ملائكه و نبوت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 31 - 4

4ـ فرشته بودن ، از شرايط احراز مقام نبوت و پيامبرى نيست .

و لاأقول إنى ملك

377- ملائكه وحى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 102 - 3

3- روح القدس ( جبرئيل ) ، واسطه ابلاغ وحى و نازل كننده قرآن از جانب پروردگار

قل نزّله روح القدس من ربّك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 64 - 3

3- فرشتگان در نزول بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) و آوردن وحى ، تنها از خداوند اطاعت مى كنند .

و ما نتنزّل إلاّ بأمر ربّك

گرچه در اين آيه مطرح نشده است كه فرشتگان بر چه كسى فرود مى آيند و چه مطالبى را نازل مى كنند; ولى به قرينه «ربك»، بارزترين مصداق براى گويندگان «ما نتنزّل. ..»، مأموران ابلاغ قرآن به پيامبر(صلی الله علیه و آله) مى باشند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 52 - 5

5 - روح القدس ( جبرئيل ) ، واسطه وحى الهى براى پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) بود .

كذلك أوحينا إليك روحًا من أمرنا

برداشت ياد شده بر اين پايه مبتنى است كه مراد از «روحاً» فرشته وحى (جبرئيل) باشد. دراين صورت نصب «روحاً» مبتنى به اعتبار نزع خافض و به تقدير «أوحينا إليك بروح من أمرنا» است و يا به لحاظ عامل محذوف و به تقدير «أوحينا إليك بإرسالنا روحاً من أمرنا» مى باشد.

378- مملوكيت ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 64 - 7

7- وجود ملائكه و مراحل مقدماتى پيدايش آنها و كارهايى كه از آنان صادر مى شود ، همه مملوك خداوند و در احاطه قدرت او

است . *

له ما بين أيدينا و ما خلفنا و ما بين ذلك

گفته شده است: «ما بين أيدينا» (آنچه پيش روى ما است) اشاره به آثار وجودى ملائكه و «ما خلفنا» (آنچه پشت سر نهاده و از آن گذشتيم) اشاره به عناصر اوليه و مقدمات پيدايش آنها و «ما بين ذلك» (آنچه هم اكنون وجود دارد) اشاره به هستى آنان دارد. اين توجيه و تفسير با نوع ملائكه ـ كه زمان و مكان درباره آنان بى معنا است ـ تناسب دارد.

379- منشأ افعال ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 82 - 5

5ـ دخل و تصرف فرشتگان در جهان ، به امر خدا و پرتوى از فعل اوست .

إنا أُرسلنا إلى قوم لوط . .. فلما جاء أمرنا جعلنا عـليها سافلها

380- منشأ بشارت ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 30 - 1

1 - اطمينان بخشى فرشتگان به همسر ابراهيم ( ع ) ، در مورد خدايى بودن پيام و بشارتشان ( فرزنددار شدن او )

قالوا كذلك قال ربّك

381- منشأ تسبيح ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 5 - 16

16 - تسبيح و ستايش مداوم فرشتگان ، ره آورد درك و تلقى آنان از عظمت الهى است .

و هو العلىّ العظيم . .. و الملـئكة يسبّحون بحمد ربّهم

برداشت بالا بر اين اساس است كه آيه درصدد بيان عظمت خدا باشد.

382- منشأ تفاوت ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 38 - 7

7 - درجات متفاوت فرشتگان ، به مقدار عبادت آنان براى پروردگار است .

فالذين عند ربّك يسبّحون له بالّيل و النّهار

برداشت ياد شده بر اين مبنا است كه «عند ربّك» اشاره به برخى از فرشتگان داشته باشد كه از مقام قرب و حضور برخورداراند.

383- منشأ حمد ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 5 - 16

16 - تسبيح و ستايش مداوم فرشتگان ، ره آورد درك و تلقى آنان از عظمت الهى است .

و هو العلىّ العظيم . .. و الملـئكة يسبّحون بحمد ربّهم

برداشت بالا بر اين اساس است كه آيه درصدد بيان عظمت خدا باشد.

384- منشأ خلقت ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 19 - 4

4 - آفرينش فرشتگان ، براساس رحمت الهى است .

هم عبـد الرحمـن

385- منشأ سخن ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 27 - 3

3- فرشتگان ، هرگز از خود سخنى نگفته و هرچه مى گويند از ناحيه خداوند است .

لايسبقونه بالقول

جمله «لايسبقونه بالقول» (در سخن گفتن بر او پيشى نمى گيرند) ممكن است كنايه از مطلب ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 38 - 4

4 - روح و ملائكه در قيامت از گفتن هر سخنى ، جز با رخصت داشتن از خداوند ناتوان اند .

لايتكلّمون إلاّ من أذن له الرحمـن

386- منشأ شفاعت ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 28 - 4

4- ملائكه ، بدون رضايت خداوند هيچ كس را شفاعت نمى كنند .

لايشفعون إلاّلمن ارتضى

برداشت ياد شده مبتنى بر اين است كه مفعول «ارتضى» شفاعت باشد; يعنى، فرشتگان شفاعت نمى كنند، مگر براى كسى كه خداوند به شفاعت آنان رضايت دهد.

387- منشأ علم ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 32 - 4

4 - دانش فرشتگان از جانب خداوند است .

لاعلم لنا إلا ما علّمتنا

388- منشأ عمل ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 64 - 7

7- وجود ملائكه و مراحل مقدماتى پيدايش آنها و كارهايى كه از آنان صادر مى شود ، همه مملوك خداوند و در احاطه قدرت او است . *

له ما بين أيدينا و ما خلفنا و ما بين ذلك

گفته شده است: «ما بين أيدينا» (آنچه پيش روى ما است) اشاره به آثار وجودى ملائكه و «ما خلفنا» (آنچه پشت سر نهاده و از آن گذشتيم) اشاره به عناصر اوليه و مقدمات پيدايش آنها و «ما بين ذلك» (آنچه هم اكنون وجود دارد) اشاره به هستى آنان دارد. اين توجيه و تفسير با نوع ملائكه ـ كه زمان و مكان درباره آنان بى معنا است ـ تناسب دارد.

389- منشأ نزول ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 64 - 2،5

2- نزول فرشتگان ، تنها به امر پروردگار است .

و ما نتنزّل إلاّ بأمر ربّك

5- نزول ملائكه بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) و آوردن وحى ، جلوه اى از ربوبيت خداوند بر آن حضرت بود .

و ما نتنزّل إلاّ بأمر ربّك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - قدر - 97 - 4 - 10

10 - فرمان هاى خداوند ، برانگيزاننده ملائكه و روح براى نزول به زمين در شب قدر

تنزّل . .. من كلّ أمر

حرف «من» ـ كه در برداشت ياد شده براى ابتداى غايت دانسته شده است ـ بيانگر آن است كه سبب را بيان مى كند و دلالت دارد نزول ملائكه، برخاسته از فرمان هاى خداوند است; به گونه اى كه هر يك از آن فرمان ها، انگيزه اى مستقل براى نزول آنها است. مراد از «أمر» ـ كه در اين برداشت، مفرد «أوامر» گرفته شده است ـ فرمانى است كه آيه «إنّما أمره إذا أراد شيئاً أن يقول له كن فيكون» (يس، آيه 82)، ناظر به آن است.

390- موانع عصيان ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 28 - 2

2- آگاهى ملائكه از علم مطلق خداوند به تمامى گفتار و رفتار و حالات ، موجب انقياد آنان و بازدارنده ايشان از هرگونه نافرمانى

لايسبقونه . .. بأمره يعملون . يعلم ما بين أيديهم و ما خلفهم

جمله «يعلم ما. ..» مى تواند در حكم تعليل براى آيه قبل (لايسبقونه... بأمره يعملون) باشد; يعنى، چون فرشتگان آگاه اند كه خداوند به تمامى حركات آنان دانا است، از اين رو گوش به فرمان خدا و تسليم محض او هستند.

391- مولاى ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 41 - 5

5 - ملائكه ، بين خود و مشركان به موالاتى قائل نيستند .

قالوا . .. أنت وليّنا من دونهم

392- ناخشنودى ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 41 - 1

1 - جواب روشن ملائكه به خداوند ، درباره عدم رضايت آنان از پرستيده شدن از سوى مشركان

و يوم يحشرهم . .. ثمّ يقول للملـئكة أهـؤلاء إيّاكم... يعبدون . قالوا سبحـنك أنت

393- ناظر اخروى ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 22 - 8

8 - فرشتگان در قيامت ، به فرمان خداوند و با نظارت كامل او ، انجام وظيفه مى كنند .

و جاء ربّك و الملك

آمدن خداوند، كنايه از حضور كامل او است و عطف «ملك» بر «ربّك»، بيانگر آن است كه حضور فرشتگان، مستقل از حضور خداوند نيست; بلكه در راستاى آن و بخشى از يك برنامه منسجم است.

394- نامگذارى ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 27 - 1

1 - برگزيدن نام هاى زنانه براى فرشتگان ، نمودى از باور مشركان ، به دختر بودن فرشتگان براى خداوند

ألكم الذّكر و له الأُنثى. .. إنّ الذين لايؤمنون...ليسمّون الملـئكة تسمية الأُنثى

از ارتباط بين آيات، استفاده مى شود از آن جايى كه مشركان فرشتگان را دختران خدا مى انگاشتند، نام هاى زنانه را براى آنان برمى گزيدند.

395- نبوت ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 9 - 1،8

1 ـ خداوند بر فرض انتخاب فرشتگان براى پيامبرى، آنان را به صورت بشر قرار مى داد.

و لو جعلنه ملكا لجعلنه رجلا

8 ـ خداوند، فرشتگان را براى آدميان به پيامبرى برنمى گزيند.

و لو جعلنه ملكا لجعلنه رجلا

حرف «لو» در مواردى به كار مى رود كه شرط، امرى ممتنع و غيرعملى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 95 - 4

4- در نظر مشركان تنها ملائكه ، شايسته رسالت و پيامبرى بودند .

قالوا أبعث الله بشرًا رسولاً. قل لو كان فى الأرض ملـئكة ... لنزّلنا عليهم من الس

از پاسخ خداوند در قبال اعجاب مشركان و از گفته آنان (أبعث الله بشراً رسولاً) استفاده مى شود كه آنان، توقع داشتند كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) از جنس ملائكه باشد نه از جنس بشر.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 24 - 9

9 - تنها فرشتگان ، شايسته رسالت الهى در بينش اشراف كافر قوم نوح

و لوشاء اللّه لأنزل ملـئكة

«مشيئة» (مصدر «شاء») به معناى خواستن و اراده كردن و «إنزال» (مصدر «أنزل») به معناى فرو فرستادن است. «ملائكة»، جمع «ملك» (فرشتگان) مى باشد; يعنى: «اگر خدا مى خواست، قطعاً فرشتگانى فرو مى فرستاد».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 14 - 9،11

9 - پندار باطل قوم عاد و ثمود ، مبنى بر لزوم فرشته بودن رسولان الهى

قالوا لو شاء ربّنا لأنزل ملـئكة

11 - فرشتگان ـ در ديد قوم عاد و ثمود ـ موجوداتى برتر از آدميان و شايسته تر براى رسالت از جانب خداوند

قالوا لو شاء ربّنا لأنزل ملـئكة

از اين كه قوم عاد و ثمود، پيامبران خويش را به واسطه بشر بودن انكار مى كردند و نبوت را فقط لايق فرشتگان مى دانستند، مطلب بالا استفاده مى شود.

396- نزديكى ملائكه مرگ به محتضر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 85 - 2

2 - خداوند و فرشتگان مرگ ، از افراد حاضر در كنار محتضر ، به وى نزديك تر و به وضع و حال او آگاه تراند .

و نحن أقرب إليه منكم

397- نزول ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 210 - 6

6 ـ برخى از مردم براى تسليم شدن در برابر خداوند ، منتظر آمدن خداوند و ملائكه هستند .

هل ينظرون الاّ ان يأتيهم اللّه فى ظلل من الغمام و الملئكة و قضى الأمر

بنابراينكه جمله «هل ينظرون»، تهديد به عذاب نباشد; بلكه بيان يك واقعيّت ـ كه همان توقّع نابجاى مردم است ـ باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 125 - 2،11

2 ـ صبر و تقواى مؤمنان ، دو عامل اساسى فرود آمدن فرشتگان امدادگر ، به هنگام يورش شتابان دشمن

ان تصبروا و تتّقوا و يأتوكم من فورهم هذا يمددكم ربّكم

11 ـ فرشتگان نازل شده براى امداد مؤمنان ، داراى علائمى ويژه

يمددكم ربّكم بخسمة الاف من الملئكة مسوّمين

«مسوّمين»، يعنى «معلمين انفسهم» (بر خويشتن علامت و نشانه گذاشته اند). گفته شده كه آنها داراى پرچمهايى بودند كه نشان مخصوص سپاه اسلام بر آن حك شده بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 8 - 5

5 ـ پايان يافتن مهلت كافران در صورت نزول محسوس فرشتگان به عنوان معجزه بر پيامبر(صلی الله علیه و آله)

و لو أنزلنا ملكا لقضى الأمر ثم لا ينظرون

قطع مهلت كافران با نزول محسوس فرشته كه مفاد جمله «لقضى الأمر» و «ثم لاينظرون» است، بر اين نكته دلالت دارد كه تا قبل از نزول چنين آياتى، كفار از مهلت الهى برخوردارند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 8 - 2

2- صعود و عروج ملائكه ، به دستور خداوند است .

ما ننزّل الملئكة

398- نزول ملائكه بر انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 51 - 6

6 - نزول فرشته بر پيامبران ، يكى از راه هاى گفتوگوى خداوند با انسان است .

أو يرسل رسولاً فيوحى بإذنه ما يشاء

399- نزول ملائكه بر برگزيدگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 2 - 1،3،6،10،12

1- خداوند ، فرشتگان را همراه روح ( وحى الهى ) بر بندگان منتخب خود نازل مى كند .

ينزّل الملـئكة بالروح من أمره على من يشاء من عباده

مفسّران در مورد مراد از «روح» در آيه شريفه احتمالاتى را ذكر كرده اند، مانند: «جبرئيل»، وحى و چيزى كه حيات با آن تحقق مى يابد. در برداشت فوق «روح» كنايه از وحى منظور شده است.

3- فرود آمدن ملائكه بر بندگان منتخب خداوند ، به فرمان اوست .

ينزّل الملـئكة بالروح من أمره

از معانى «أمر» فرمان و دستور است و «من» مى تواند به معناى «با» باشد. در اين صورت معناى «من أمره»; يعنى، به امر و فرمان خداوند.

6- خداوند ، ملائكه را به همراهى جبرئيل بر بندگان منتخب خود فرود مى آورد .

ينزّل الملـئكة بالروح من أمره

به قرينه برخى از آيات قرآن ـ كه از جبرئيل امين به عنوان «روح القدس» و «روح الأمين» ياد شده ـ ممكن است مراد از «روح» در اين آيه حضرت جبرئيل باشد. لازم به ذكر است در اين صورت «باء» در «بالروح» به معناى «مع» مى باشد.

10- نزول فرشتگان براى ابلاغ وحى بر بندگان برگزيده ، نمودى از حتمى و قطعى بودن امر الهى است .

أتى أمر الله . .. ينزّل الملـئكة بالروح من أمره

12- هدف از نزول فرشتگان بر بندگان منتخب ، رساندن پيام الهى به آنان است .

ينزّل الملـئكة . .. أن أنذروا أنه لا إلـه إلاّ أنا

400- نزول ملائكه بر صابران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 30 - 7،14

7 - نزول فرشتگان الهى ، بر غير پيامبران ( اهل ايمان و پايدارى )

إنّ الذين قالوا ربّنا اللّه . .. تتنزّل عليهم الملـئكة

14 - « فى المجمع فى قوله تعالى « تتنزّل عليهم الملائكة » يعنى عند الموت . . . و روى ذالك عن أبى عبداللّه ( ع ) ;

در مجمع البيان درباره قول خداى تعالى «تتنزّل عليهم الملائكة» آمده است: مقصود نزول ملائكة هنگام مرگ است . .. و اين مطلب از امام صادق(ع) روايت شده است».

401- نزول ملائكه بر محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 7 - 5،6

5 ـ نزول فرشته اى براى همراهى با پيامبر (صلی الله علیه و آله) جهت انذار مردمان ، انتظار بى جاى كافران

و قالوا . .. لولا أُنزل إليه ملك فيكون معه نذيرًا

6 ـ نزول فرشته اى بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى همراهى با او در انذار مردمان ، شرط پذيرش رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و درستى آن از نظر كافران بود .

لولا أُنزل إليه ملك فيكون معه نذيرًا

402- نزول ملائكه بر موحدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 30 - 1،14

1 - نزول فرشتگان الهى ، بر يكتاپرستان پايدار بر توحيد

إنّ الذين قالوا ربّنا اللّه ثمّ استقـموا تتنزّل عليهم الملـئكة

14 - « فى المجمع فى قوله تعالى « تتنزّل عليهم الملائكة » يعنى عند الموت . . . و روى ذالك عن أبى عبداللّه ( ع ) ;

در مجمع البيان درباره قول خداى تعالى «تتنزّل عليهم الملائكة» آمده است: مقصود نزول ملائكة هنگام مرگ است . .. و اين مطلب از امام صادق(ع) روايت شده است».

403- نزول ملائكه بر مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 30 - 7

7 - نزول فرشتگان الهى ، بر غير پيامبران ( اهل ايمان و پايدارى )

إنّ الذين قالوا ربّنا اللّه . .. تتنزّل عليهم الملـئكة

404- نزول ملائكه در شب قدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - قدر - 97 - 4 - 5،8،10،12،13

5 - فرود آمدن فرشتگان و روح در شب قدر ، با اذن خداوند و رخصت او است .

تنزّل الملـئكة و الروح فيها بإذن ربّهم

8 - فرود فرشتگان و روح به زمين در شب قدر ، تدبيرى الهى برخاسته از ربوبيت خداوند است .

بإذن ربّهم

واژه «ربّ»، بيانگر برداشت ياد شده است.

10 - فرمان هاى خداوند ، برانگيزاننده ملائكه و روح براى نزول به زمين در شب قدر

تنزّل . .. من كلّ أمر

حرف «من» ـ كه در برداشت ياد شده براى ابتداى غايت دانسته شده است ـ بيانگر آن است كه سبب را بيان مى كند و دلالت دارد نزول ملائكه، برخاسته از فرمان هاى خداوند است; به گونه اى كه هر يك از آن فرمان ها، انگيزه اى مستقل براى نزول آنها است. مراد از «أمر» ـ كه در اين برداشت، مفرد «أوامر» گرفته شده است ـ فرمانى است كه آيه «إنّما أمره إذا أراد شيئاً أن يقول له كن فيكون» (يس، آيه 82)، ناظر به آن است.

12 - « عن محمّد بن علىّ ( ع ) أنّه قال فى قول اللّه تعالى « تنزّل الملائكة و الروح فيها » قال : تنزّل فى ها الملائكة و الكتبة إلى السّماء الدّنيا فيكتبون ما يكون فى السنة من امور ما يصيب العباد . . . ;

از امام باقر(ع) روايت شده كه درباره سخن خداى تعالى «تنزّل الملائكة و الروح فيها» فرمود: فرشتگان و نويسندگان [اعمال] به نزديك ترين آسمان نازل مى شوند و آنچه را در طول سال [آينده]به وجود خواهد آمد، از امورى كه به بندگان مى رسد، مى نويسند».

13 - « عن النبىّ (صلی الله علیه و آله) أنّه قال : إذا كان ليلة القدر تنزّل الملائكة الذين هم سكان سدرة المنتهى و منهم جبرئيل فَيَنْزِل جبرئيل ( ع ) و معه اَلْوِيَةٌ ينصب لواء منها على قبرى و لواء على بيت المقدّس و لواء فى المسجدالحرام و لواء على طور سيناء و لايدع فيها مؤمناً و لا مؤمنة إلاّ سلم عليه ;

از پيامبر(صلی الله علیه و آله) روايت شده كه فرمود: زمانى كه شب قدر فرا رسد، فرشتگان ساكن «سدرة المنتهى» ـ كه از جمله آنان جبرئيل است ـ نازل مى شوند. پس جبرئيل [بر زمين ]فرود مى آيد در حالى كه پرچم هايى همراه او است. پرچمى را بر سر قبر من و پرچمى را در بيت المقدس و پرچمى را در مسجدالحرام و پرچمى را بر طور سينا برپا مى كند و در آن شب، هيچ مرد و زن مؤمنى را فروگذار نمى كند; مگر اين كه بر او سلام مى كند».

405- نزول ملائكه در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 25 - 1،4،6

1 ـ شكافته شدن آسمان ، در آستانه برپايى قيامت و نزول فرشتگان از آن ، حادثه اى در خور تأمل و ياد و يادآورى

و يوم تشقّق السماء بالغمـم و نزّل الملـئكة تنزيلاً

برداشت فوق، مبتنى بر اين است كه «يوم» متعلق به فعلى محذوف (همچون «اذكر») باشد.

4 ـ با شكافته شدن آسمان در آستانه بر پايى قيامت ، فرشتگان بر اهل زمين فرود خواهند آمد .

و يوم تشقّق السماء بالغمـم و نزّل الملـئكة تنزيلاً

6 ـ فرود ملائكه از آسمان به زمين در آستانه قيامت ، فرودى به دور از انتظار و شگفت آور

و نزّل الملـئكة تنزيلاً

«تنزيلاً» مفعول مطلق براى «نزل» و به منظور بيان نزولى خاص و شگفت آور مى باشد.

406- نشاط ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 2 - 1،2

1 - فرشتگان در انجام مأموريت هاى خويش ، سرشار از نشاط و به دور از هرگونه كسالت اند .

و النـشطـت نشطًا

نشاط، نقطه مقابل كسالت است و به كسى كه براى انجام كارى طيب نفس داشته باشد، «ناشط» مى گويند. (لسان العرب)

2 - سوگند خداوند به فرشتگان پر نشاط و شاداب

و النـشطـت نشطًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 9 - 3

3 - خداوند در تأكيد بر وجود ترس و نگرانى در قيامت ، به فرشتگان سوگند ياد كرده است كه سريع و بانشاط براى تدبير امور و قبض ارواح از يكديگر سبقت مى گيرند .

و النازعات . .. قلوب يومئذ واجفة . أبصـرها خـشعة

اين آيه و آيه قبل، جواب قسم هايى است كه در نخستين آيات سوره آمده بود.

407- نظم ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 165 - 2

2 - وجود نظم و انضباط در ميان فرشتگان

و إنّا لنحن الصافّون

به صف بودن فرشتگان، بيانگر وجود نظم و انضباط ميان آنان است.

408- نظم ملائكه در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 22 - 4

4 - فرشتگان در قيامت ، در صف هايى منظّم ، حضور يافته ، به اجراى رسالت خويش خواهند پرداخت .

و الملك صفًّا صفًّا

كلمه هاى «صفّاً صفّاً» ـ به تأويل «مصطفّين» (در صفوف منظم قرار گرفته) ـ حال براى «المَلَك» است. «مَلَك» اسم جنس بوده و حرف «ال» در آن، براى استغراق است. برخى آن را مفرد «ملائكه» دانسته اند (مصباح) و برخى آن را از ريشه «مِلْك» و به معناى سياست گذار دانسته و گفته اند: شخص سياست گذار، اگر انسان باشد «مَلِك» و اگر فرشته باشد، «مَلَك» ناميده مى

شود. اين كلمه در اصل «مأْلَك» و به معناى «رسالت» بوده است. (مفردات راغب)

409- نقش اخروى ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 42 - 3

3 - در روز قيامت ، از ملائكه هيچ كارى براى عبادت كنندگان ادعايى شان ساخته نيست .

فاليوم لايملك بعضكم لبعض نفعًا و لا ضرًّا

به قرينه اين كه مخاطبان در آيات پيشين، ملائكه بودند و خداوند با آنان درباره عبادت مشركان گفتوگو مى كرد; مخاطب «كم» در «بعضكم» مى تواند ملائكه باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 22 - 2

2 - گرد آمدن انسان هاى مشرك و كافر در قيامت ، به وسيله مأموران الهى ( فرشتگان ) انجام مى گيرد .

احشروا الذين ظلموا

بنابر نظر مفسران، فرشتگان، ظالمان را در قيامت احضار و جمع خواهند كرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 38 - 3

3 - روح و فرشتگان ، كارگزاران رسيدگى به كيفر و پاداش بندگان در قيامت

يوم يقوم الروح و الملـئكة صفّـًا

صفّ بستن «روح» و «ملائكه»، حاكى از آمادگى آنان براى اجراى دستورات است. به قرينه آيات پيشين ـ كه سخن از كيفر و پاداش بندگان بود ـ محدوده مأموريت آنان، رسيدگى به امور بهشتيان و دوزخيان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 22 - 8

8 - فرشتگان در قيامت ، به فرمان خداوند و با نظارت كامل او ، انجام وظيفه مى كنند .

و جاء ربّك و الملك

آمدن خداوند، كنايه از حضور كامل او است و عطف «ملك» بر «ربّك»، بيانگر آن است كه حضور فرشتگان، مستقل از حضور خداوند نيست; بلكه در راستاى آن و بخشى از يك برنامه منسجم است.

410- نقش ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 152 - 12

12 - از امام باقر ( ع ) روايت شده كه رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود : « ان الملك ينزل الصحيفة اول النهار و اول الليل يكتب فيهاعمل ابن آدم فاملوا فى اول ها خيراً و فى آخر ها خيراً فان اللّه يغفر لكم ما بين ذلك انشاء اللّه ، فان اللّه يقول : اذكرونى اذكروكم ;

ملك كارنامه عمل ]انسان[ را در اول روز و اول شب مى آورد و اعمال بنى آدم را ثبت مى كند، پس سعى كنيد در اول روز و اول شب خوبى را املا نماييد كه خداوند ان شاء اللّه ما بين آن را مى بخشد; زيرا خداوند مى فرمايد: «اذكرونى اذكركم».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 248 - 6

6 ـ فرشتگان ، حاملانِ صندوق عهد به سوى بنى اسرائيل

ان يأتيكم التابوت . .. تحمله الملئكة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 61 - 3،8،10

3 ـ خداوند فرشتگانى را پيوسته براى حفاظت و مراقبت آدميان گسيل مى دارد.

و يرسل عليكم حفظة

فعل مضارع «يرسل» بر تجديد و تكرار ارسال فرشتگان تا زمان مرگ دلالت دارد. «حفظة»، جمع «حافظ»، به معنى نگهبان و مراقب است.

8 ـ فرشتگانى متعدد وظيفه قبض روح هر يك از آدميان را به عهده دارند. *

حتى إذا جاء أحدكم الموت توفته رسلنا

«رسل»، جمع رسول، و بر بيشتر از دو نفر دلالت دارد. از سوى ديگر مضمون آيه اين است كه براى هر شخصى كه مرگش فرامى رسد، «رسل» حضور پيدا مى كنند. بنابراين قابضان روح آدمى بيش از دو نفرند.

10 ـ ملائكه، مجريان دقيق اراده قاهر خداوند هستند.

و يرسل عليكم حفظة . .. توفته رسلنا و هم لا يفرطون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 93 - 14،15،16

14 ـ گروهى از فرشتگان، كارگزاران خداوند در گرفتن جان آدميان هستند.

و لو ترى إذ الظلمون فى غمرت الموت و الملئكة باسطوا أيديهم

15 ـ ملائكه، جان ستمكاران را با قدرت و شدتى تمام مى گيرند.

و لو ترى إذ الظلمون فى غمرت الموت و الملئكة باسطوا أيديهم

جمله «باسطوا أيديهم» ممكن است كنايه از قدرت و شدتى باشد كه ملائكه به هنگام قبض روح ستمكاران به كار مى گيرند.

16 ـ ملائكه قابض ارواح داراى دستانى هستند كه به هنگام گرفتن جان ظالمان آنها را مى گشايند.

إذ الظلمون فى غمرت الموت و الملئكة باسطوا أيديهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 12 - 4

4 ـ ملائكه در اجراى مأموريت هاى خويش نيازمند تقويت و پشتيبانى از جانب خدا

إذ يوحى ربك إلى الملئكة أنى معكم فثبتوا الذين ءامنوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 69 - 2

2ـ فرشتگان ، از رسولان الهى و از وسايط ارتباط خدا با پيامبران خويش

و لقد جاءت رسلنا إبرهيم بالبشرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 71 - 14

14ـ فرشتگان ، از عوامل و وسايط خداوند در تحقق خواست ها و مشيت هاى او در عالم طبيعتند .

و لقد جاءت رسلنا إبرهيم بالبشرى. .. فبشّرنـها

ظاهر آن است كه فرشتگان به همسر ابراهيم خبر دادند كه: وى داراى فرزند خواهد شد; ولى خداوند با جمله «فبشرناها» (ما به وى بشارت داديم) آن را به خود نسبت مى دهد تا به اين نكته اشاره كند كه: اولاً، كار فرشتگان در حقيقت كار خداست و ثانياً، خداوند از طريق عوامل و وسايط، مشيتهاى خويش را در جهان عملى مى سازد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 12 - 7

7ـ « سأل أبوبصير أباعبدالله ( ع ) : . . . ما حال البرق فقال : تلك مخاريق الملائكة تضرب السحاب فتسوقه إلى الموضع الذى قضى الله عزوجل فيه المطر ;

ابوبصير از امام صادق(ع) از چگونگى برق سؤال كرد، حضرت فرمود: آن تازيانه هاى فرشتگان است كه بر ابرها مى زنند و آنها را به مكانى كه خداى عزوجل در آن باران مقدر فرموده است، مى رانند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 57 - 5

5- برخى از ملائكه ، پيام آوران و مجريان فرمان خداوندند .

فما خطبكم أيّها المرسلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 59 - 2

2- مأموران الهى ، خاندان لوط ( ع ) را از عذاب نازل شده بر قوم وى نجات دادند .

إنا أُرسلنا إلى قوم مجرمين . إلاّ ءال لوط إنا لمنجّوهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 60 - 6

6- فرشتگان ، مجريان و كارگزاران اوامر و مقدرات الهى اند .

إلاّ امرأته قدّرنا إنها لمن الغـبرين

با آنكه بى ترديد مقدرات امور به دست خداست، در عين حال خداوند آن را به فرشتگان نسبت داد (قالوا . .. قدّرنا) و اين مى رساند كه فرشتگان كارگزاران و مجريان اوامر و مقدّرات الهى اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 2 - 5،13

5- فرشتگان ، واسطه ابلاغ وحى بر بندگان منتخب خداوند

ينزّل الملـئكة بالروح من أمره على من يشاء من عباده

مراد از «روح» در آيه، به قرينه فرازهاى بعد (أن أنذروا . ..) ـ كه درباره ابلاغ وحى و رسالت است ـ مى تواند وحى باشد.

13- فرشتگان ، از وسايط اجراى فرمان هاى خدا

ينزّل الملـئكة . .. أن أنذروا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 28 - 5

5- انسان ها ، به وسيله ملائكه قبض روح مى شوند .

تتوفّـهم الملـئكة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 32 - 1

1- قبض روح انسان ها با فرشتگان است .

الذين تتوفّـهم الملـئكة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 95 - 6

6- ملائكه ، تنها واسطه نزول وحى و پيام الهى به ساكنان زمين

لنزّلنا عليهم ملكًا رسولاً

برداشت فوق، مبتنى بر اين است كه مراد از «ملكاً رسولاً» فرشته وحى باشد نه پيامبر(صلی الله علیه و آله).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 50 - 3

3- ملائكه ، به فرمان الهى در خدمت تنظيم حيات بشرند . *

قلنا للملـئكة اسجدوا لأدم فسجدوا

اصل معناى سجود، تسليم و فروتنى است. ممكن است فرمان سجده در برابر آدم، به معناى گذاردن پيشانى به زمين نباشد، بلكه معناى آن، انقياد و تسليم آنان در برابر آدم و تأمين نيازها و ديگر امور لازم او باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 64 - 1

1- تاريخ پيامبران و دعوت هاى توحيدى آنان ، معارفى الهى است كه فرشتگان آن را به امر خداوند و با برنامه اى زمان بندى شده به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ابلاغ كرده اند .

و ما نتنزّل إلاّ بأمر ربّك

اين آيه و آيه بعد ـ به قرينه «فاعبده و اصطبر لعبادته» در آيه بعد ـ تذييلى بر آيات پيشين و گوياى اين نكته است كه: آنچه گفته شد، به امر خداوند بر تو نازل شده است و واسطه وحى در اين زمينه از خود هيچ نقشى ندارد. بنابراين همچون پيامبرانى كه سرگذشت آنان برتو خوانده شد، به عبادت خداوند بپرداز و بر آن پايدار بمان.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 26 - 11

11- « عن أميرالمؤمنين ( ع ) فى خطبة تعرف بالأشباح قال : ثمّ خلق سبحانه لإسكان سماواته . . . خلقاً بديعاً من ملائكته . . .لايدّعون أنهم يخلقون شيئاً معه ممّا إنفرد به « بل عباد مكرمون . لايسبقونه بالقول و هم بأمره يعملون » جعلهم اللّه فيما هنالك أهل الأمانة على وحيه ;

از اميرالمؤمنين(ع) نقل شده است كه آن حضرت در ضمن خطبه اى معروف به اشباح فرمودند: آن گاه خداى سبحان براى جاى دادن در آسمان هاى خود . .. آفريده هاى بديعى از فرشتگان خود را آفريد ... آنان ادعا ندارند كه در معيت خدا چيزى را آفريده باشند كه آفرينش آن در انحصار او بوده است «بل عباد مكرمون...» خدا آنان را در آن جا اهل امانت بر وحى خود قرار داده است».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 27 - 5

5- فرشتگان ، كارگزاران خداوند هستند .

و هم بأمره يعملون

نظر به اين كه بسيارى از كارهاى خداوند به وسيله فرشتگان انجام مى گيرد (مانند قبض روح، عذاب، ابلاغ وحى به پيامبران و. ..) مى توان گفت كه مراد از «أمره» در رابطه با چنين كارهايى مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 104 - 11

11- « عن أبى جعفر ( ع ) : إنّ فى الهواء ملكاً يقال له إسماعيل على ثلاثمأة ألف ملك كلّ واحد منهم على مائة ألف يحصون أعمال العباد فإذا كان رأس السنة بعث اللّه إليهم ملكاً يقال له : السجلّ فانتسخ ذلك منهم و هو قول اللّه تبارك و تعالى : « يوم نطوى السماء كطىّ السجلّ للكتب » ;

از امام باقر(ع) روايت شده كه در فضا فرشته اى است به نام اسماعيل كه سيصدهزار فرشته تحت فرمان دارد و هر كدام از فرشتگان

صدهزار فرشته را فرماندهى مى كند و آنان كارهاى بندگان را احصا مى كنند و با شروع هر سالى خداوند فرشته اى را به نام «سجل» مى فرستد تا از [نامه اعمال ]بندگان [كه در اختيار فرشتگان فضا است] نسخه بردارى كند و اين است سخن خداوند ـ تبارك و تعالى ـ كه: «يوم نطوى السماء كطىّ السجلّ للكتب»».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 99 - 7

7 - پى بردن انسان در هنگام مرگ ، به دست اندركارى عوامل و كارگزاران الهى ( ملائكه ) در مرگ و حيات او

حتّى إذا جاء أحدهم الموت قال ربّ ارجعون

كلمه «ارجعون» مى تواند خطاب به خداوند بوده و جمع آمدن آن از باب تعظيم باشد. هم چنين مى تواند بدان جهت باشد كه انسان، در آن لحظه حضور ملائكه و كارآيى آنان را مشاهده مى كند و با التجا به خدا، از آنان مى خواهد كه او را به دنيا بازگردانند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 7 - 7،9

7 ـ مشركان صدراسلام ، معتقد بودند كه تنها فرشتگان مى توانند واسطه ميان خدا و بشر باشند و نه انسان .

قالوا . .. لولا أُنزل إليه ملك فيكون معه نذيرًا

9 ـ انجام رسالت الهى ( انذار مردمان ) در ديدگاه مشركان ، تنها در خور شأن فرشتگان بود ، نه در توان انسان .

و قالوا مالِ هـذا الرسول . .. لولا أُنزل إليه ملك

برداشت فوق، از آن جا است كه مشركان به خاطر غذا خوردن و رفت و آمد پيامبر(صلی الله علیه و آله) در بازار، او را شايسته پيامبرى نمى دانستند و خواستار نزول فرشته اى براى هميارى با آن حضرت بودند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 5 - 8،11

8 - ملائكه ، آورنده فرمان هاى تدبير عالم از آسمان اند .

يدبّر الأمر . .. ثمّ يعرج إليه

احتمال دارد مرجع ضمير فاعلى «يعرج» ملكى باشد كه حامل فرمان هاى تدبيرى خداوند است و مرجع ضمير «إليه» مكانى باشد كه فرشته، پيش از نزول، در آن جا قرار دارد.

11 - مدت سفر فرشته حامل فرمان تدبير خداوند براى آوردن پيام ، مدتى در حدود هزار سال به حساب دنيوى است .

يدبّر الأمر . .. ثمّ يعرج إليه فى يوم كان مقداره ألف سنة ممّا تعدّون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 1 - 8،10

8 - ملائكه ، رسولان و كارگزاران خداوند در امور تكوين و تشريع جهان اند .

جاعل الملـئكة رسلاً

اطلاق كلمه «رُسلاً» مى رساند كه قلمرو رسالت فرشتگان، شامل تمامى امور تكوين و تشريع مى شود و اختصاص به امور تشريعى (همچون ابلاغ وحى و دين به پيامبران) ندارد.

10 - توانايى و نقش آفرينى ملائكه در جهان متفاوت است .

أُولى أجنحة مثنى و ثلـث و ربـع

برداشت ياد شده، مبتنى بر اين احتمال است كه پروبال فرشتگان، كنايه از توانايى و قدرت جولان آنان در جهان باشد. در مَثَل مى گويند: فلانى پروبالش سوخته و يا شكسته شده; كنايه از اين كه نيروى حركت و توانايى از او سلب گرديده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 164 - 3

3 - هر يك از فرشتگان ، داراى كار و نقشى معين و معلوم در جهان

و ما منّا إلاّ له مقام معلوم

«مقام» در اصل به معناى مكان قيام است; ولى چون قيام غالباً براى انجام عمل صورت مى گيرد، ازاين رو اين واژه بر عملى اطلاق مى شود كه فرد براى آن قيام مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 7 - 5

5 - برخى از فرشتگان ، كارگزاران الهى در جهان اند .

الذين يحملون العرش

عرش در آيه شريفه، به معناى مركز اداره و فرمان روايى خدا بر جهان هستى است. بنابر اين حمل اين مركز از سوى فرشتگان، مى تواند به معناى كارگزارى آنان باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 30 - 8

8 - فرشتگان الهى ، پيامدار امن و سرور براى يكتاپرستان پايدار بر حق

تتنزّل عليهم الملـئكة ألاّتخافوا و لاتحزنوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 51 - 6،8

6 - نزول فرشته بر پيامبران ، يكى از راه هاى گفتوگوى خداوند با انسان است .

أو يرسل رسولاً فيوحى بإذنه ما يشاء

8 - « وحى » ، شيوه سخن گفتن فرشتگان با پيامبران ، براى رساندن پيام خداوند

أو يرسل رسولاً فيوحى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 18 - 1

1ـ دريافت و ثبت حتمى هر سخن آدمى به وسيله توسط مراقبى آماده و گوش بزنگ

ما يلفظ من قول إلاّ لديه رقيب عتيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 21 - 2

2ـ حركت انسان در صحنه قيامت ، با راهنمايى و فرمان ملائكه

معها سائق

بنابراين كه «سائق» فرشته اى از فرشتگان باشد ـ و نه اعمال آدمى ـ برداشت ياد شده استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 24 - 2

2ـ فرشتگان ، مأمور اجراى احكام الهى در قيامت نسبت به مجرمان

ألقيا فى جهنّم كلّ كفّار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 4 - 2

2 - سامان يافتن نظام جهان ، در پرتو تقسيم و دسته بندى امور ، به دست كارگزاران الهى ( فرشتگان )

فالمقسّمـت أمرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 33 - 3

3 - فرشتگان ، مجريان اراده الهى در تحولات تاريخ

لنرسل عليهم حجارة من طين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 22 - 32

32 - « عن أبى عبداللّه ( ع ) قال : ما من مؤمن إلاّ و لقلبه اُذنان فى جوفه اُذن ينفث فيها الوسواس الخناس و اُذن ينفث فيها الملك ، فيؤيّد اللّه المؤمن بالملك فذلك قوله : « و أيّدهم بروح منه » ;

از امام صادق(ع) روايت شده كه فرمود: هيچ مؤمنى نيست، مگر آن كه در درون قلب او دو گوش قرار دارد: گوشى كه [شيطان ]وسوسه گر و پنهانكار در آن مى دمد و گوشى كه فرشته درآن مى دمد. خداوند،[ شخص] مؤمن را با فرشته تأييد مى كند و اين سخن او است كه فرمود: و أيّدهم بروح منه».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 16 - 3

3 - فرشتگان ، كارگزاران الهى در آسمان براى اجراى فرمان هاى الهى نسبت به انسان ها

ءأمنتم من فى السماء أن يخسف بكم الأرض

برخى از مفسران، بر اين عقيده اند كه مقصود از «من فى السماء»، فرشتگان است كه در آسمان ها قرار دارند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 17 - 3

3 - فرشتگان ، كارگزاران الهى در آسمان ، آماده براى اجراى فرمان هاى الهى نسبت به انسان ها

أم أمنتم من فى السماء أن يرسل عليكم حاصبًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 17 - 6،7،8

6 - فرشتگان ، كارگزاران الهى در جهان هستى

و الملك على أرجائها و يحمل عرش ربّك فوقهم يومئذ ثمـنية

7 - امور جهان آخرت ، به تدبير و كارگزارى فرشتگان انجام مى پذيرد .

و الملك على أرجائها و يحمل عرش ربّك فوقهم يومئذ ثمـنية

8 - « فقال علىّ ( ع ) : إنّ الملائكة تحمل العرش و ليس العرش كما تظنّ كهيئة السرير و لـكنّه شىء محدود مخلوق مدبَّر ، و ربّك عزّوجلّ مالكُه . . . و أمر الملائكة بحمله فهم يحملون العرش بما أقدرهم عليه . . . ;

على(ع) فرمود: ملائكه حامل عرش اند و عرش آن طور كه تو تصور نموده اى ـ كه مثل يك تخت باشد ـ نيست; بلكه عرش موجود محدودى است كه خداوند، آن را خلق نموده و تحت تدبير او است و پروردگارت عزّوجلّ مالك آن است . .. و ملائكه را مأمور حمل آن نموده و آنان با قدرتى كه خدا به آنها داده حامل عرش اند».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 4 - 1،2

1 - عروج و صعود ملائكه و جبرئيل به سوى خدا ( به صعودگاه ها و جايگاه هاى بلند مرتبه ) در قيامت براى دريافت فرامين الهى و اجراى آن

تعرج الملـئكة و الروح إليه

مقصود از «روح» روح الامين و جبرئيل است. ضمير در «إليه» به «اللّه» بازمى گردد; به اين اعتبار كه خداوند كه صاحب معارج است. بر اين اساس مقصود آيه شريفه، اين حقيقت است كه فرشتگان براى دريافت فرمان هاى الهى، به صعودگاه و جايگاه دريافت آنها عروج مى كنند و چون خداوند صاحب اين جايگاه ها و صعودگاه ها است، فرشتگان در حقيقت به سوى او عروج خواهند كرد.

2 - فرشتگان و جبرئيل ، كارگزاران الهى در عرصه قيامت

تعرج الملـئكه و الروح إليه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 27 - 7

7 - « روى أنّ بعضَ أصحاب أبى جعفر ( ع ) محمّدبن علىّ الباقر ( ع ) سأله عن قول اللّه تعالى « إلاّ من ارتضى من رسول فإنّه يسلك من بين يديه و من خلفه رصداً » فقال يوكّل اللّهُ بأنبيائه ملائكةً يُحْصُون أعمالَهم ;

روايت شده كه بعضى از اصحاب امام باقر(ع) از ايشان درباره سخن خداوند متعال: «إلاّ من ارتضى من رسول فإنّه يسلك من بين يديه و من خلفه رصداً» سؤال كرد، فرمود: خداوند فرشتگانى را بر پيامبران خود گمارده است تا اعمال آنان را شمارش و ضبط

كنند».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 5 - 2

2 - فرشتگان ، ابلاغ كننده وحى و كتاب هاى آسمانى به رسولان

فالملقيـت ذكرًا

مقصود از «ذكر»، وحى و كتاب هاى آسمانى است و اطلاق ذكر بر اين معنا، در قرآن بسيار است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 6 - 3

3 - ارائه وحى و كتاب هاى آسمانى از سوى فرشتگان ، مايه عذرخواهى و اثبات بى گناهى مؤمنان در پيشگاه خداوند

فالملقيـت ذكرًا . عذرًا أو نذرًا

برداشت ياد شده، مبتنى بر اين احتمال است كه مقصود از «عذراً»، اعذار (عذر خواستن) مؤمنان در پيشگاه خداوند باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 1 - 1

1 - گروهى از فرشتگان ، عهده دار قبض روح انسان هايند .

و النـزعـت غرقًا

«نزع» به معناى كندن و نيز بيرون كشيدن است. مصداق مورد نظر از «النازعات» به قرينه «فالمدبّرات أمراً» ـ در آيات بعد ـ فرشتگانى هستند كه مأمور نزع و قبض روح زندگان اند. آياتى كه ميراندن انسان ها را به ملائكه نسبت داده است، اين ذهنيت را ايجاد مى كند كه مراد از «نزع» در اين آيه، «نزع روح انسان ها» است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 2 - 4

4 - فرشتگانِ عازم به اجراى فرمان هاى الهى و ترك كننده مقر خود براى تدبير امور جهان ، داراى مقامى ارجمند در پيشگاه خداوند

و النـشطـت نشطًا

«ناشط»، ممكن است به معناى چيزى باشد كه از مكانى خارج و به مكان ديگر انتقال پيدا مى كند (قاموس). سوگند خداوند به فرشتگان «ناشط»، نشانه تحسين خروج و انتقال آنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 5 - 1،2،3،4،8

1 - فرشتگان ، عهده دار مديريت و تدبير بخش هايى از امور جهان

فالمدبّرت أمرًا

«أمراً» اسم جنس و قابل اطلاق بر كم و زياد است و نكره بودن آن، دلالت بر ابهام يا تعظيم دارد.

2 - كاردانى و مهارت فرشتگان ، در اداره و تدبير جهان

فالمدبّرت أمرًا

3 - اتخاذ تدابير لازم در اداره امور جهان ، برانگيزنده ملائكه به خروج از جايگاه ويژه خويش و سبقت بر يكديگر

و النـشطـت نشطًا . و السـبحـت سبحًا . فالسـبقـت سبقًا . فالمدبّرت أمرًا

حرف «فاء» در «فالمدبّرات»، اوصاف پيشين را مقدمه تدبير قلمداد كرده است.

4 - جهان داراى نظامى خاص و استوار ، بر پايه تدبيرهايى از سوى فرشتگان

فالمدبّرت أمرًا

8 - « عن على بن أبى طالب ( ع ) انّ ابن الكوّاء سأله عن « و المدبرات أمراً » قال : الملائكة يدبّرون ذكر الرحمـن و أمره ;

از على بن ابى طالب(ع) روايت شده كه در پاسخ ابن كوّاء ـ كه از او درباره «فالمدبّرات أمراً» سؤال كرده بود ـ فرمود: مراد فرشتگانى اند كه ذكر خداى رحمان و فرمان او را تدبير مى كنند».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 6 - 2

2 - ملائكه ، عهده دار تدبير مراحل پايانى و برپايى جهان آخرت

فالمدبّرت أمرًا . يوم ترجف الراجفة

برداشت ياد شده، براساس ظرف بودن «يوم» براى «المدبّرات» است. در اين تركيب، آيات پيشين گوياى حركت فرشتگان و شتاب و مسابقه آنان براى مديريت و تدبير مراحل پايانى دنيا و آغاز آخرت است.

411- نقش ملائكه امداد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 10 - 4

4 ـ خداوند سرچشمه همه پيروزى ها و امداد ها نه فرشتگان و ديگر عوامل و اسباب

و ما جعله اللّه إلا بشرى . .. و ما النصر إلا من عند اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 12 - 1

1 ـ خداوند با وحى به فرشتگان حاضر در كارزار بدر ، آنان را از پشتيبانى خويش در ثبات بخشيدن به مجاهدان آگاه ساخت .

إذ يوحى ربك إلى الملئكة أنى معكم فثبتوا الذين

412- نقش ملائكه ثبت عمل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 23 - 2

2ـ گزارش اعمال انسان در قيامت ، از سوى قرين وى به دادگاه عدل الهى

و قال قرينه هـذا ما لدىّ عتيد

برداشت بالا بنابراين نكته است كه قرين انسان، همان ملكى باشد كه شاهد اعمال او است و «ما» اشاره باشد به اعمال آدمى كه در نزد وى ثبت و ضبط گرديده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 24 - 1

1ـ دو فرشته موكّل بر كافران معاند ، مأمور افكندن آنان به دوزخ

ألقيا فى جهنّم كلّ كفّار عنيد

دو فرشته اى كه مخاطب «ألقيا» قرار مى گيرند; يا «رقيب» و «عتيد»ند كه در دنيا همراه انسان بودند و يا «سائق» و «شهيد»اند كه در صحنه قيامت آدمى را همراهى خواهند كرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انفطار - 82 - 11 - 3

3 - فرشتگان ناظر بر انسان ، براى محافظت دقيق از كردار او ، آن را ثبت كرده و از آن سندى مكتوب برمى دارند .

كـتبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انفطار - 82 - 14 - 6

6 - كردار بدكاران ، از نظر مأموران الهى مخفى نمانده و در نامه عمل آنان ثبت خواهد شد .

كـتبين . يعلمون ما تفعلون ... و إنّ الفجّار لفى جحيم

413- نقش ملائكه سائق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 23 - 4

4ـ فرشته « سائق » ، مسؤول تحويل دادن انسان به محكمه روز جزا *

كلّ نفس معها سائق و شهيد . .. و قال قرينه هـذا ما لدىّ عتيد

مراد از «قرين» همان فرشته «سائق»; يعنى، فرشته اى است كه انسان را در صحنه قيامت همراهى كرده و به پيش مى راند تا وى را به محكمه حساب رسى اعمال برساند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 24 - 1

1ـ دو فرشته موكّل بر كافران معاند ، مأمور افكندن آنان به دوزخ

ألقيا فى جهنّم كلّ كفّار عنيد

دو فرشته اى كه مخاطب «ألقيا» قرار مى گيرند; يا «رقيب» و «عتيد»ند كه در دنيا همراه انسان بودند و يا «سائق» و «شهيد»اند كه در صحنه قيامت آدمى را همراهى خواهند كرد.

414- نقش ملائكه عذاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 33 - 2

2 - با آمدن فرشتگان نزد لوط ( ع ) وى ، ناراحت شد و عرصه را بر خود تنگ ديد .

و لمّا أن جاءت رسلنا لوطًا سىء بهم و ضاق بهم ذرعًا

«سىء» متعدى به باى سببى است. «سىء بهم» يعنى، به سبب حضور آنان، ناراحت شد. «ضاق بهم ذرعاً» به معناى تنگ شدن ذراع دست و كنايه از ناتوانى است.

415- نقش ملائكه كاتب عمل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 21 - 15،16

15 ـ اعمال انسان ها توسط فرشتگان مراقب ، ثبت مى شود .

إن رسلنا يكتبون ما تمكرون

16 ـ فرشتگان مراقب اعمالِ مردمان ، از نوشتن هيچ عملى ـ هر چند كه كوچك و اندك باشد ـ فروگذارى نمى كنند .

إن رسلنا يكتبون ما تمكرون

كلمه «ما» در «ما تمكرون» افاده عموم مى كند.

416- نقش ملائكه گواه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 23 - 7

7ـ « فى المجمع « قال قرينه » يعنى الملك الشهيد عليه . . . و هو المروى عن أبى جعفر و أبى عبداللّه ( ع ) ;

در مجمع البيان در تفسير «قال قرينه» آمده است: مقصود فرشته اى است كه گواه بر آن [فرد] است . .. و اين معنايى است كه از امام باقر و امام صادق(ع) روايت شده است».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 24 - 1

1ـ دو فرشته موكّل بر كافران معاند ، مأمور افكندن آنان به دوزخ

ألقيا فى جهنّم كلّ كفّار عنيد

دو فرشته اى كه مخاطب «ألقيا» قرار مى گيرند; يا «رقيب» و «عتيد»ند كه در دنيا همراه انسان بودند و يا «سائق» و «شهيد»اند كه در صحنه قيامت آدمى را همراهى خواهند كرد.

417- نقش ملائكه محافظ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 61 - 5

5 ـ حضور همواره فرشتگان محافظ در كنار آدمى براى حفظ حيات اوست.

و يرسل عليكم حفظة حتى إذا جاء أحدكم الموت

چون غايت گسيل ملائكه محافظ، مرگ آدمى است (حتى إذا جاء أحدكم الموت)، به قرينه تناسب حكم و موضوع بايد حضور فرشتگان براى حفظ و بقاى حيات آدمى باشد.

418- نقش ملائكه وحى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 75 - 5

5 - دريافت وحى توسط فرشتگان از خداوند و ابلاغ آن به پيامبران

اللّه يصطفى من الملئكة رسولاً و من الناس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 1 - 3

3 - فرشتگان وحى ، پيام آوران نيكى ها و ارزش ها از سوى خداوند

و المرسلـت عرفًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 3 - 2

2 - فرشتگان وحى ، صحيفه هاى آسمانى و حقايق وحيانى را براى پيامبران مى گستراندند .

و النـشرت نشرًا

از آيات مشابه ديگر، استفاده مى شود كه مقصود از نشر در اين آيه، انتشار صحيفه هاى آسمانى و حقايق وحيانى به وسيله

فرشتگان براى پيامبران است; مانند «كلاّ إنّها تذكرة . فمن شاء ذكره . فى صحف مكرّمة . مرفوعة مطهّرة . بأيدى سفرة . كرام بررة» (عبس، آيات 11 ـ 16).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 4 - 2

2 - فرشتگان وحى ، جداكنندگان حق از باطل اند .

فالفـرقـت فرقًا

«فرق» به معناى تميزدادن ميان اشيا است و مقصود از فارق بودن فرشتگان، به اين است كه آنان اهل بهشت را از اهل دوزخ و اقوام محكوم به عذاب را (مانند قوم نوح و عاد و. ..) با غير اينها جدا كرده، تميز مى دهند و يا اين كه آنان چيزهايى مى آورند كه جداكننده حق از باطل است (وحى و كتاب هاى آسمانى). گفتنى است برداشت ياد شده، مبتنى بر احتمال نخست است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 15 - 4

4 - فرشتگان وحى نويسندگان قرآن از لوح محفوظ و ابلاغ كنندگان آن به پيامبر (صلی الله علیه و آله)

بأيدى سفرة

در اين كه مراد از «سفرة» چه كسانى اند; نظرهايى چند ارائه شده است. از جمله اين كه به قرينه توصيف آنان به «كرام» در آيه بعد، مراد ملائكه وحى مى باشند; زيرا در سوره اى ديگر (انفطار، 11) نيز براى ملائكه، وصف «كرام» ذكر شده است. استنساخ قرآن از لوح محفوظ، براى نازل ساختن آن بر پيامبر(صلی الله علیه و آله)، احتمالى است كه با اين آيات و مراحل نزول قرآن سازگار است.

419- نقش همراهى ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 53 - 6

6 - همراه نبودن فرشتگان با موسى ( ع ) ، دستاويزى براى فرعون در انكار رسالت او

فلولا . .. أو جاء معه الملـئكة مقترنين

«مقترنين» حال براى ملائكه و تأكيدكننده معناى «معه» است.

420- نگرانى ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 28 - 11

11- فرشتگان ، بر اثر ترس از خداوند ، هراسان و نگران اند .

و هم من خشيته مشفقون

برداشت ياد شده بر اين اساس است كه «مِن» براى تعليل و سببيت باشد.

421- نواهى ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 73 - 3

3ـ فرشتگان ، همسر ابراهيم را از اينكه در تحقق خواست خداوند ترديد كند و از آن شگفت زده باشد ، نهى كردند .

قالوا أتعجبين من أمر الله

422- نياز ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 12 - 4

4 ـ ملائكه در اجراى مأموريت هاى خويش نيازمند تقويت و پشتيبانى از جانب خدا

إذ يوحى ربك إلى الملئكة أنى معكم فثبتوا الذين ءامنوا

423- وابستگى ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 26 - 1

1 - فرشتگان ، فاقد قدرت مستقل در شفاعت

و كم من ملك . .. إلاّ من بعد أن يأذن اللّه

424- واسطه فيض بر ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 33 - 4

4 - آدم ( ع ) ، خليفه خداوند ، واسطه اى براى رسيدن فيض الهى به فرشتگان

يأدم أنبئهم بأسمائهم فلمّا أنبأهم بأسمائهم

425- وحى به ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 12 - 1،3

1 ـ خداوند با وحى به فرشتگان حاضر در كارزار بدر ، آنان را از پشتيبانى خويش در ثبات بخشيدن به مجاهدان آگاه ساخت .

إذ يوحى ربك إلى الملئكة أنى معكم فثبتوا الذين

3 ـ تنها پيامبر (صلی الله علیه و آله) شاهد وحى الهى به فرشتگان مبتنى بر مأموريت آنان براى پشتيبانى مجاهدان بدر بود .

إذ يوحى ربك إلى الملئكة

چنانچه «إذ»، متعلق به «اذكر» باشد با توجه به اينكه مخاطب در آيه مورد بحث، به خلاف آيات گذشته، شخص پيامبر(صلی الله علیه و آله) است، مى توان گفت تنها آن حضرت شاهد وحى خداوند به فرشتگان بوده است.

426- ورود ملائكه بر ابراهيم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 52 - 8

8- فرشتگان وارد شده بر حضرت ابراهيم ( ع ) ، در قالب و شكل انسان بوده و به عنوان مهمان وارد شدند .

و نبّئهم عن ضيف إبرهيم . إذ دخلوا عليه فقالوا سلـمًا قال إنا منكم وجلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 53 - 1

1- مهمانان حضرت ابراهيم ( فرشتگان ) به او دلدارى داده و از وى خواستند كه از حضورشان مضطرب و هراسناك نشود .

قالوا لاتوجل إنا نبشّرك بغلـم عليم

427- ورود ملائكه بر خانواده لوط(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 61 - 1

1- فرشتگان مأمور عذاب قوم لوط ، به عنوان مهمان بر خاندان حضرت لوط ( ع ) وارد شدند .

و نبّئهم عن ضيف إبرهيم . .. فما خطبكم أيّها المرسلون ... فلمّا جاء ءال لوط المرس

الف و لام در «المرسلون» براى عهد ذكرى است و اشاره به رسولانى دارد كه نزد حضرت ابراهيم(ع) آمدند و عذاب قوم لوط را مطرح ساختند (قال فما خطبكم أيّها المرسلون، آيه 57) و اين نشان دهنده آن است كه مهمانان ابراهيم(ع) بر لوط(ع) وارد شدند. گفتنى است كه آيه 68 نيز مؤيد اين نكته است.

428- ورود ملائكه بر لوط(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 62 - 2

2- حضرت لوط ( ع ) پس از ورود فرشتگان به محضر ايشان ، از آنان خواستار معرفى خود گرديد .

قال إنكم قوم منكرون

عبارت فوق اگرچه اخبارى است، ولى كنايه از درخواست معرفى است و جواب ملائكه ـ كه در آيه بعد آمده است ـ مؤيد نكته فوق است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 63 - 2

2- فرشتگان وارد شده بر لوط ( ع ) در پى اظهار وى بر ناشناخته بودن آنان ، خود را مأموران الهى معرفى كردند .

قال إنكم قوم منكرون . قالوا بل جئنـك بما كانوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 64 - 2

2- فرشتگان وارد شده بر حضرت لوط ( ع ) ، حامل پيام حق و دستورى تحقق يافتنى بودند .

و أتينـك بالحقّ و إنا لصـدقون

مراد از «بالحق» به قرينه ذيل آيه كه تأكيد بر راستگويى است مى تواند خبر و پيام حق باشد.

429- ورود ملائكه عذاب بر لوط(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 33 - 3،7،10

3 - فرشتگان عذابِ قوم لوط ، به صورت انسان ، بر لوط ( ع ) وارد شدند .

و لمّا أن جاءت رسلنا لوطًا سىء بهم

احتمال دارد دليل «سىء بهم و ضاق بهم ذرعاً» اين باشد كه فرشتگان به صورت انسان بر لوط(ع) به عنوان ميهمان وارد شدند و لوط(ع) از عاقبت ورود مسافرانى ناشناخته به شهر، نگران شد كه مبادا، اهالى شهر براى تجاوز به آنان، به سوى خانه لوط بيايند.

7 - نگرانى لوط ( ع ) با ورود فرشتگان به نزد وى ، در چهره اش نمايان شد .

و لمّا أن جاءت رسلنا لوطًا سىء بهم . .. قالوا لاتخف

10 - لوط ( ع ) ، با ورود ملائكه به محضرش ، نگران شد و ترسيد .

و قالوا لاتخف و لاتحزن

430- ويژگيهاى خشيت ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 28 - 12

12- ترس فرشتگان از خداوند ، آميخته با تعظيم ، احترام و توجه ويژه به خداوند است .

و هم من خشيته مشفقون

«خشيت» ترس توأم با تعظيم و احترام و «اشفاق» ترس آميخته با عنايت است (مفردات راغب).

431- ويژگيهاى ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 49 - 7

7- همه فرشتگان ، مطيع و منقاد خداوند بوده و در برابر اوامر او تمرد نمى كنند .

و لله يسجد . .. و الملـئكة و هم لايستكبرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 50 - 5

5- فرشتگان ، پيوسته از اوامر و دستورات خدا اطاعت كرده و از آن سرپيچى نمى كنند ( عصمت از نافرمانى )

و الملـئكة . .. و يفعلون ما يؤمرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 19 - 2

2 - بندگى خداوند ، ويژگى اصلى فرشتگان

الذين هم عبـد الرحمـن

از اين كه خداوند در مقام معرفى فرشتگان، صفت عبوديت را به آنان نسبت داده است، مطلب بالا استفاده مى شود.

432- همراهى ملائكه ثبت عمل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انفطار - 82 - 11 - 6

6 - « قال رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) إنّ اللّه ينهاكم عن التعرّى فاستحيوا من ملائكة اللّه الذين معكم الكرام الكاتبين الذين لايفارقونكم إلاّ عند ثلاث حاجات الغائط و الجنابة و الغسل ;

رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود: خداوند شما را از عريان بودن نهى فرموده است. پس حيا كنيد از فرشتگان خدا كه با شما هستند; همان «كرام الكاتبين» كه ارجمند و نويسنده اعمال اند. آنان كه از شما جدا نمى شوند; مگر در سه مورد كه رفع نياز مى كنيد: هنگام

تخلّى، جنابت و غسل».

433- يوسف(ع) و ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 31 - 23

23ـ زنان اشراف ، يوسف ( ع ) را بسان فرشته اى گرامى و بلند مرتبه يافتند .

إن هـذا إلاّ ملك كريم

ملائكه پرستى

434- انگيزه ملائكه پرستى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 81 - 3

3- تحصيل عزت و اعتبار ، از انگيزه هاى مشركان در پرستش معبود هاى خويش

واتّخذوا . .. ليكونوا لهم عزًّا

«عزّاً» مصدر است و مى تواند در توصيف مفرد و جمع به كار رود. كلمه ياد شده در اين آيه، يا به معناى اسم فاعل «معزّين» است (يعنى پرستش معبودها به انگيزه عزت بخش بودن آنها صورت مى گيرد) و يا مراد مبالغه است (يعنى مشركان معتقد بودند كه معبودهايشان، عزّت مجسّم هستند و ارتباط با آنان زمينه ساز دريافت عزت است).

435- تاريخ ملائكه پرستى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 22 - 4

4 - پرستش فرشتگان ، سنتى ديرينه و آيينى سابقه دار در تاريخ عرب جاهلى

بل قالوا إنّا وجدنا ءاباءنا على أُمّة

واژه «اُمّة»، بيانگر آيين و مذهب است.

436- فلسفه ملائكه پرستى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 22 - 1

1 - پيروى از سنت نياكان ، تنها دليل مشركان بر پرستش فرشتگان

و جعلوا من عباده جزءًا . .. بل قالوا إنّا وجدنا ءاباءنا على أُمّة و إنّا على ءاث

437- ملائكه پرستى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 40 - 3،4،5

3 - خداوند در روز قيامت ، از ملائكه خواهد پرسيد كه آيا از عبادت مشركان براى آنان ، رضايت داشته اند ؟

و يوم يحشرهم جميعًا ثمّ يقول للملـئكة أهـؤلاء إيّاكم كانوا يعبدون

جوابى كه در آيه بعد از قول ملائكه نقل شده، حكايت از اين دارد كه سؤال از اصل عبادت نبوده است; زيرا عبادت مشركان در اختيار ملائكه نبوده تا آنان دستور به انجام آن داده باشند; بلكه سؤال از رضايت ملائكه از اين كار است.

4 - پرستيده شدن ملائكه از سوى مشركان در دنيا

و نجعل له أندادًا . .. و يوم يحشرهم جميعًا ثمّ يقول للملـئكة أهـؤلاء إيّاكم كانو

5 - پرسش خداوند از ملائكه درباره پرستيده شدنشان از سوى مشركان ، با فاصله اى از بازآفرينى و گردآورى خواهد بود .

و يوم يحشرهم . .. ثمّ يقول للملـئكة

«ثم» براى تراخى است و كاربرد آن در آيه، مفيد نكته ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 41 - 1

1 - جواب روشن ملائكه به خداوند ، درباره عدم رضايت آنان از پرستيده شدن از سوى مشركان

و يوم يحشرهم . .. ثمّ يقول للملـئكة أهـؤلاء إيّاكم... يعبدون . قالوا سبحـنك أنت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 20 - 2

2 - مشركان با دستاويز قرار دادن مشيت الهى ، پرستش و كرنش نسبت به ملائكه را توجيه مى كردند .

و قالوا لو شاء الرحمـن ما عبدنـهم

438- ملائكه پرستى مشركان جاهليت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 20 - 1

1 - فرشتگان ، مورد پرستش و احترام مشركان عرب جاهلى

و قالوا . .. ما عبدنـهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 22 - 4

4 - پرستش فرشتگان ، سنتى ديرينه و آيينى سابقه دار در تاريخ عرب جاهلى

بل قالوا إنّا وجدنا ءاباءنا على أُمّة

واژه «اُمّة»، بيانگر آيين و مذهب است.

5- ملت ها

1- دين ملت ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 48 - 22

22 ـ هر امتى برخوردار از شريعت و آيينى خاص از جانب خداوند

لكل جعلنا منكم شرعة و منهاجاً

«شرعة» به معناى طريقى است كه به آب منتهى مى شود و مراد از آن دين و آيين است، چون آدمى را به كمال و حيات واقعى راهنمايى مى كند قابل ذكر است كه در برداشت فوق مخاطب «منكم»، همه انسانها دانسته شده است.

2- زمينه انقراض ملت ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 133 - 5

5 ـ كفر و بى تقوايى ، زمينه هلاكت و انقراض ملتها

و إن تكفروا . .. ان يشأ يذهبكم ايها الناس

3- فرجام ملت ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 92 - 5

5 ـ فرجام هر قوم و ملتى تعيين كننده زيانكارى و يا رستگارى آنان است .

كأن لم يغنوا فيها الذين كذبوا شعيباً كانوا هم لخسرين

خداوند، زيانكار بودن كفرپيشگان قوم شعيب را پس از تبيين فرجام شومشان بيان داشت تا به اين نكته اشاره كند كه فرجام هر

قوم و ملتى تعيين كننده زيانكارى و يا رستگارى آن است.

6- ملكوت

1- آثار رؤيت ملكوت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 75 - 3

3 ـ ابراهيم(ع) به دليل مشاهده ملكوت آسمانها و زمين بت پرستى را گمراهى آشكارى مى ديد.

إنى أريك و قومك فى ضلل مبين. و كذلك نرى إبرهيم

جمله «و كذلك نرى» احتمالا در صدد بيان سبب و زمينه گفته هاى ابراهيم(ع) در آيه قبل است.

2- ارائه ملكوت به ابراهيم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 75 - 1،3،4،8،9

1 ـ خداوند سلطنت و مالكيت خويش (ملكوت) بر آسمانها و زمين را به ابراهيم(ع) نماياند.

و كذلك نرى إبرهيم ملكوت السموت و الأرض

«ملكوت» به معناى «ملك» است; اگر چه تأكيد بيشترى در معنا دارد. مراد از ملكوت در آيه شريفه وجود اشيا از جهت انتسابشان به خداوند و مشاهده ملكوت، رؤيت موجودات با اين كيفيت است. براى توضيح بيشتر به تفسير الميزان مراجعه شود.

3 ـ ابراهيم(ع) به دليل مشاهده ملكوت آسمانها و زمين بت پرستى را گمراهى آشكارى مى ديد.

إنى أريك و قومك فى ضلل مبين. و كذلك نرى إبرهيم

جمله «و كذلك نرى» احتمالا در صدد بيان سبب و زمينه گفته هاى ابراهيم(ع) در آيه قبل است.

4 ـ ورود ابراهيم(ع) در زمره اهل يقين، برجسته ترين هدف نماياندن ملكوت (سلطنت و مالكيت خداوند) آسمانها و زمين به او بوده است.

و كذلك نرى إبرهيم ملكوت السموت و الأرض و ليكون من الموقنين

جمله «و ليكون . ..» عطف بر محذوف است. يعنى ارائه ملكوت به ابراهيم(ع) براى مقاصدى بوده و از آن جمله اينكه وى از اهل يقين باشد. بيان اين هدف از ميان اهداف ديگر، نشانه برجسته بودن و اهميت آن است.

8 ـ عن أبى جعفر(ع): «و كذلك نرى أبراهيم ملكوت السماوات و الأرض» قال: اعطى بصره من القوة ما نفذ السموات فرأى ما فيها و رأى العرش و ما فوقه و رأى ما فى الأرض و ما تحتها.

امام باقر(ع) درباره «و كذلك نرى . ..» فرمود: خداوند چنان قوتى به بينايى و بصيرت ابراهيم(ع) داد كه آسمانها و آنچه در آنها بود، مشاهده كرد و عرش و مافوق آن و زمين و آنچه را زير آن بود ديد.

9 ـ عن أبى عبدالله(ع): . .. نظر (ابراهيم) إلى الزهرة فى السماء فقال: «هذا ربى» فلما افلت ... قال: «لا احب الآفلين» فلما نظر إلى المشرق رأى و قدر طلع القمر قال: «هذا ربى» ... فلما تحرك و زال قال: «لئن لم يهدنى ربى لأكونن من القوم الضالين» فلما اصبح و طلعت الشمس ... قال: «هذا ربى» ... فلما تحركت و زالت كشف الله له عن السموات حتى رأى العرش و من عليه و اراه الله ملكوت السماوات و الأرض ... .

از امام صادق(ع) روايت شده است: . .. ابراهيم(ع) به ستاره زهره در آسمان نظر افكند و گفت: «اين پروردگار من است» و هنگامى كه غروب كرد ... گفت: «غروب كنندگان را دوست ندارم» و هنگامى كه به مشرق نگريست ماه را در حال بر آمدن ديد گفت: «اين پروردگار من است» ... چون به حركت درآمد و محو شد، گفت: «اگر پروردگارم مرا هدايت نكند حتماً از گمراهان خواهم بود.» چون صبح شد و خورشيد بر آمد ... گفت: «اين پروردگار من است» ... وقتى كه به حركت در آمد و محو شد، خداوند براى او آسمانها را نمايان كرد تا اينكه عرش و ساكنان آن را مشاهده نمود و خدا ملكوت آسمانها و زمين را به او نماياند ... .

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 78 - 14

14 ـ عن أبى عبدالله(ع): . .. كشف الله له (إبراهيم) عن السموات حتى رأى العرش و من عليه و اراه الله ملكوت السموات و الأرض فعند ذلك «قال يا قوم إنى برىء مما تشركون» ... .

از امام صادق(ع) روايت شده است: . .. خداوند براى ابراهيم(ع) آسمانها را نمايان كرد تا اينكه عرش و ساكنان آن را مشاهده نمود و خدا ملكوت آسمانها و زمين را به او نماياند، در اين هنگام گفت: «اى قوم من، از آنچه شريك خدا مى دانيد، بيزارم» ... .

3- ارائه ملكوت به محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 1 - 22

22- « عن ثابت بن دينار قال : سألت زين العابدين ( ع ) : . . . عن الله . . . فلم أسرى بنبيّه محمد (صلی الله علیه و آله) إلى السّماء ؟ قال : ليريه ملكوت السّماوات و ما فيها من عجائب صنعه و بدايع خلقه . . . ;

ثابت بن دينار گويد: از امام سجاد(ع) پرسيدم: . .. چرا خداوند پيامبرش محمد(صلی الله علیه و آله) را به آسمانها برد؟ حضرت فرمود: براى اينكه ملكوت آسمانها و عجايب و پديده هاى خلقت خود را ـ كه در آسمانهاست ـ به او نشان دهد...».

4- تفكر در ملكوت آسمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 185 - 13،14

13 ـ دقت و تفكر در ملكوت آسمان ها و زمين و ديگر آفريده ها ، بهترين وسيله براى ايمان به خداى يگانه و روز قيامت

فبأى حديث بعده يؤمنون

برداشت فوق بر اين اساس است كه ضمير «بعده» به استدلالى كه از «أو لم ينظروا» فهميده مى شود، برگردانده شود. بر اين مبنا «باء» در «بأىّ» سببيه است. يعنى اگر جهان آفرينش از آن جهت كه نيازمند آفريننده است نتواند آدمى را به خداى يگانه مؤمن كند، كدامين دليل توان اثبات آن را دارد؟

14 ـ آنان كه از طريق انديشه در ملكوت آسمان ها و زمين ( نياز جهان هستى به مالك و هستى بخش ) هدايت نشوند ، هيچ دليلى ديگر نمى تواند آنان را هدايت كند .

فبأى حديث بعده يؤمنون

توضيح برداشت پيش راهنماى اين برداشت است.

5- تفكر در ملكوت زمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 185 - 13،14

13 ـ دقت و تفكر در ملكوت آسمان ها و زمين و ديگر آفريده ها ، بهترين وسيله براى ايمان به خداى يگانه و روز قيامت

فبأى حديث بعده يؤمنون

برداشت فوق بر اين اساس است كه ضمير «بعده» به استدلالى كه از «أو لم ينظروا» فهميده مى شود، برگردانده شود. بر اين مبنا «باء» در «بأىّ» سببيه است. يعنى اگر جهان آفرينش از آن جهت كه نيازمند آفريننده است نتواند آدمى را به خداى يگانه مؤمن كند، كدامين دليل توان اثبات آن را دارد؟

14 ـ آنان كه از طريق انديشه در ملكوت آسمان ها و زمين ( نياز جهان هستى به مالك و هستى بخش ) هدايت نشوند ، هيچ دليلى ديگر نمى تواند آنان را هدايت كند .

فبأى حديث بعده يؤمنون

توضيح برداشت پيش راهنماى اين برداشت است.

6- تفكر در ملكوت موجودات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 185 - 13

13 ـ دقت و تفكر در ملكوت آسمان ها و زمين و ديگر آفريده ها ، بهترين وسيله براى ايمان به خداى يگانه و روز قيامت

فبأى حديث بعده يؤمنون

برداشت فوق بر اين اساس است كه ضمير «بعده» به استدلالى كه از «أو لم ينظروا» فهميده مى شود، برگردانده شود. بر اين مبنا «باء» در «بأىّ» سببيه است. يعنى اگر جهان آفرينش از آن جهت كه نيازمند آفريننده است نتواند آدمى را به خداى يگانه مؤمن

كند، كدامين دليل توان اثبات آن را دارد؟

7- رؤيت ملكوت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 75 - 2

2 ـ مشاهده ملكوت، عيان ديدن بطلان و ضلالت شرك و لمس توحيد در جهان هستى است.

إنى أريك و قومك فى ضلل مبين. و كذلك نرى إبرهيم ملكوت السموت

8- رؤيت ملكوت آفرينش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 79 - 9

9 ـ تفكر در پديده ها و گذر از افول و زوال پذيرى آنان به سوى يگانه زوال ناپذير، رؤيت ملكوت جهان است.

و كذلك نرى إبرهيم . .. لا أحب الأفلين ... إنى وجهت وجهى للذى

آيات 76 تا 79 تفصيل «كذلك نرى» مى تواند باشد. يعنى اين سير ـ كه سيرى عقلانى و فكرى است ـ همان رؤيت ملكوت است.

9- فلسفه رؤيت ملكوت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 75 - 4

4 ـ ورود ابراهيم(ع) در زمره اهل يقين، برجسته ترين هدف نماياندن ملكوت (سلطنت و مالكيت خداوند) آسمانها و زمين به او بوده است.

و كذلك نرى إبرهيم ملكوت السموت و الأرض و ليكون من الموقنين

جمله «و ليكون . ..» عطف بر محذوف است. يعنى ارائه ملكوت به ابراهيم(ع) براى مقاصدى بوده و از آن جمله اينكه وى از اهل يقين باشد. بيان اين هدف از ميان اهداف ديگر، نشانه برجسته بودن و اهميت آن است.

10- ملكوت آسمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 75 - 3،4

3 ـ ابراهيم(ع) به دليل مشاهده ملكوت آسمانها و زمين بت پرستى را گمراهى آشكارى مى ديد.

إنى أريك و قومك فى ضلل مبين. و كذلك نرى إبرهيم

جمله «و كذلك نرى» احتمالا در صدد بيان سبب و زمينه گفته هاى ابراهيم(ع) در آيه قبل است.

4 ـ ورود ابراهيم(ع) در زمره اهل يقين، برجسته ترين هدف نماياندن ملكوت (سلطنت و مالكيت خداوند) آسمانها و زمين به او بوده است.

و كذلك نرى إبرهيم ملكوت السموت و الأرض و ليكون من الموقنين

جمله «و ليكون . ..» عطف بر محذوف است. يعنى ارائه ملكوت به ابراهيم(ع) براى مقاصدى بوده و از آن جمله اينكه وى از اهل يقين باشد. بيان اين هدف از ميان اهداف ديگر، نشانه برجسته بودن و اهميت آن است.

11- ملكوت زمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 75 - 3،4

3 ـ ابراهيم(ع) به دليل مشاهده ملكوت آسمانها و زمين بت پرستى را گمراهى آشكارى مى ديد.

إنى أريك و قومك فى ضلل مبين. و كذلك نرى إبرهيم

جمله «و كذلك نرى» احتمالا در صدد بيان سبب و زمينه گفته هاى ابراهيم(ع) در آيه قبل است.

4 ـ ورود ابراهيم(ع) در زمره اهل يقين، برجسته ترين هدف نماياندن ملكوت (سلطنت و مالكيت خداوند) آسمانها و زمين به او بوده است.

و كذلك نرى إبرهيم ملكوت السموت و الأرض و ليكون من الموقنين

جمله «و ليكون . ..» عطف بر محذوف است. يعنى ارائه ملكوت به ابراهيم(ع) براى مقاصدى بوده و از آن جمله اينكه وى از اهل يقين باشد. بيان اين هدف از ميان اهداف ديگر، نشانه برجسته بودن و اهميت آن است.

12- ملكوت موجودات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 185 - 6

6 ـ كفرپيشگان به خاطر تفكر نكردن در جنبه ملكوتى موجودات براى پى بردن به معارف الهى ( تــوحيد ، قيامت و . . . ) سزاوار سرزنش هستند .

أو لم ينظروا فى ملكوت السموت و الأرض و ما خلق اللّه من شىء

استفهام در جمله «أو لم ينظروا . .. » انكار توبيخى است.

7- ملكه سبأ

1- آثار هوشيارى ملكه سبأ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 41 - 3

3 - نقش تيزهوشى ملكه سبا ، در نحوه موضع گيرى و تصميم سليمان ( ع ) در قبال وى

ننظر أتهتدى أم تكون من الذين لايهتدون

اهميت پى بردن به ميزان هوش بلقيس، مى تواند از آن جهت باشد كه نحوه موضع گيرى سليمان(ع) را در قبال وى مشخص سازد.

2- آصف بن برخيا و تخت ملكه سبأ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 40 - 1

1 - اعلام آمادگى فردى از درباريان سليمان براى آوردن تخت بلقيس در كمتر از يك طرفة العين

قال الذى . .. أنا ءاتيك به قبل أن يرتدّ إليك طرفك

3- آورنده تخت ملكه سبأ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 40 - 8

8 - اقدام آصف بن برخيا به حاضر ساختن تخت بلقيس در برابر سليمان ( ع )

فلمّا رءاه مستقرًّا عنده

از تعبير «فلمّا رآه. ..» استفاده مى شود كه سليمان(ع) به آصف بن برخيا اجازه اعمال قدرت داد و او تخت را همان گونه كه ادعا

كرده بود، حاضر ساخت.

4- احساس خطر ملكه سبأ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 32 - 5

5 - احساس خطر جدى ملكه سبا از نامه سليمان و تلاش وى براى تحكيم روابط در درون دربار

أفتونى فى أمرى ما كنت قاطعة أمرًا حتّى تشهدون

در صورتى كه كار مشاوره براى بلقيس امرى معمولى بود، وى نيازى نداشته تا در خصوص اين موضوع، بر شيوه مشاوره خود تأكيد كند. احتمال مى رود اين تأكيد از آن جهت باشد كه موضوع را بسيار جدى و خطرناك تلقى كرده و با اين سخنان سعى داشته تا دل درباريان را به دست آورد و آنان را با خود همراه سازد.

5- احضار تخت ملكه سبأ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 39 - 1

1 - اعلام آمادگى عفريتى از جنيان ، براى حاضر ساختن تخت بلقيس ، پيش از برخاستن سليمان از مسند خويش

قال عفريت من الجنّ أنا ءاتيك به قبل أن تقوم من مقامك

«مقام» اسم مكان از «قام بالأمر» است; يعنى، «قبل أن تقوم من مجلسك الذى تجلس فيه لأمر الحكومة». گفته شده كه سليمان هر روز صبح تا ظهر براى انجام كارها و اداره امور مملكت بر مسند مى نشست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 40 - 1،2،9،27

1 - اعلام آمادگى فردى از درباريان سليمان براى آوردن تخت بلقيس در كمتر از يك طرفة العين

قال الذى . .. أنا ءاتيك به قبل أن يرتدّ إليك طرفك

2 - آصف بن برخيا ( آورنده تخت بلقيس ) داراى بخشى از علم به كتاب ( لوح محفوظ )

قال الذى عنده علم من الكتـب أنا ءاتيك به قبل أن يرتدّ إليك طرفك

عبارت «علم من الكتاب» ـ با توجه به نكره بودن «علم»ـ به معناى آگاهى داشتن به گوشه اى از دانش كتاب مى باشد. گفتنى است كه بر طبق روايات، آورنده تخت بلقيس آصف بن برخيا، وصى و وزير سليمان(ع) بوده است و مراد از «كتاب» ـ بنابر گفته برخى از مفسران ـ لوح محفوظ است.

9 - سپاس سليمان ( ع ) به درگاه خدا ، پس از مشاهده تخت بلقيس در برابر خود

فلمّا رءاه مستقرًّا عنده قال هـذا من فضل ربّى

كلمه «هـذا» مى تواند اشاره به حضور تخت داشته باشد. بر اين مبنا عبارت «هـذا من فضل ربّى»; يعنى، اين حضور تخت در

كمتر از طرفة العين در نزد من، فضلى از جانب پروردگار است. هم چنين مى تواند اشاره به قدرتى باشد كه توانست آن را در كمتر از طرفة العينى حاضر سازد. برداشت ياد شده مبتنى بر احتمال اول است.

27 - « عن أبى جعفر ( ع ) قال : إنّ اسم اللّه الأعظم على ثلاثة و سبعين حرفاً و إنّما كان عند آصف منها حرف واحد فتكلّم به فخسف بالأرض ما بينه و بين سرير بلقيس حتّى تناول السرير بيده ثمّ عادت الأرض كما كانت أسرع من طرفة عين ;

از امام باقر(ع) روايت شده است كه اسم اعظم الهى داراى 73 حرف است و آنچه آصف بن برخيا داشت تنها يك حرف از آن بود كه با به زبان آوردن آن حرف، زمين در فاصله بين او و تخت بلقيس فرو رفت تا آن كه آصف دست برد و تخت بلقيس را گرفت. سپس زمين به حالت اوليه اش كه داشت برگشت و اين كار سريع تر از يك چشم برهم زدن انجام گرفت».

6- اطاعت از ملكه سبأ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 33 - 4

4 - اظهار آمادگى درباريان سبا براى پذيرش هرگونه تصميم ملكه ، در عين آمادگى براى نبرد

قالوا نحن أُولوا قوّة . .. و الأمر إليك

درباريان سبا با اين كه آمادگى خود را براى نبرد يادآور شدند، در عين حال كار تصميم گيرى را به خود ملكه واگذار كردند.

7- اطمينان به ملكه سبأ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 33 - 1

1 - اطمينان بخشى درباريان سبا به فرمانرواى خود ( بلقيس ) نسبت به آمادگى كامل نظامى براى دفاع از كشور

قالوا نحن أُولوا قوّة و أُولوا بأس شديد

8- اقرار ملكه سبأ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 43 - 2

2 - تعلق بلقيس به جامعه شرك و كفر ، مانع پيوستن رسمى وى به آيين توحيدى سليمان ( ع ) با وجود اذعان قلبى

و أُوتينا العلم من قبلها و كنّا مسلمين . و صدّها... إنّها كانت من قوم كـفرين

برداشت ياد شده بدان احتمال است كه آيه مذكور در مقام توضيح اين نكته باشد كه چرا بلقيس على رغم علم و اذعان قلبى خود، پيش از اين رسماً تسليم سليمان(ع) نشده و به يكتاپرستى نگرويده بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 44 - 9،14،15

9 - پى بردن و اعتراف بلقيس به گذشته نادرست و كفرآميز خويش پس از مشاهده يكى ديگر از جلوه هاى قدرت خارق العاده سليمان ( ع )

فلمّا رأته . .. قالت ربّ إنّى ظلمت نفسى

مطلب ياد شده از آن جا است كه ملكه سبا بى آنكه توضيحى اضافى براى او داده شود صرفاً با مشاهده امور شگفتى چون تخت و صحن شيشه اى، بى تأمل اظهار ايمان كرد.

14 - توحيد ناب و بى شائبه سليمان ( ع ) و تسليم بودن او در برابر خداى يگانه ، مورد اذعان و اعتراف بلقيس

و أسلمت مع سليمـن للّه ربّ العـلمين

15 - اعتراف بلقيس به ربوبيت يگانه خدا بر جهانيان

و أسلمت مع سليمـن للّه ربّ العـلمين

9- التجاى ملكه سبأ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 44 - 12

12 - التجاى بلقيس به ربوبيت خدا براى جبران گذشته شرك آلود خويش

قالت ربّ إنّى ظلمت نفسى

10- امتحان ملكه سبأ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 41 - 1

1 - فرمان سليمان به دگرگون ساختن آرايش تخت بلقيس براى آزمودن هوش وى

قال نكّروا لها عرشها ننظر أتهتدى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 42 - 2

2 - آزموده شدن بلقيس در آغاز ورود به دربار سليمان به وسيله تخت تغييريافته اش

فلمّا جاءت قيل أهـكذا عرشك

ظاهر آيه دلالت بر اين دارد كه پرسش از بلقيس، در آغاز و قبل از هر چيز ديگر صورت گرفته است.

11- امكانات مادى ملكه سبأ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 23 - 2

2 - ملكه سبا ، برخوردار از همه گونه امكانات و توانايى ها در حكومت و داراى تختى عظيم و مسندى چشمگير

و أُوتيت من كلّ شىء و لها عرش عظيم

12- اوامر ملكه سبأ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 33 - 4

4 - اظهار آمادگى درباريان سبا براى پذيرش هرگونه تصميم ملكه ، در عين آمادگى براى نبرد

قالوا نحن أُولوا قوّة . .. و الأمر إليك

درباريان سبا با اين كه آمادگى خود را براى نبرد يادآور شدند، در عين حال كار تصميم گيرى را به خود ملكه واگذار كردند.

13- ايمان ملكه سبأ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 42 - 5،7

5 - اطلاع بلقيس از مقام معنوى و قدرت سليمان ( ع ) و تسليم شدنش در برابر او ، قبل از رسيدن به دربار وى

و أُوتينا العلم من قبلها و كنّا مسلمين

ضمير «من قبلها» به آية و بينة برمى گردد كه از عمل خارق العاده دربار سليمان به دست مى آيد.

7 - اطلاع قبلى ملكه سبا از حقانيت و مقام سليمان ( ع ) با گزارش سفيران خويش

و أُوتينا العلم من قبلها و كنّا مسلمين

«من قبلها» ظاهراً اشاره به زمانى دارد كه سفيران ملكه سبا هدايا را بازگرداندند و ويژگى هاى سليمان(ع) و دربار او را باز گفتند.

14- بى اعتنايى به هديه ملكه سبأ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 36 - 4

4 - بى اعتنايى سليمان ( ع ) نسبت به هداياى ملكه سبا و اظهار بى نيازى از آن

قال أتمدّونن بمال

15- بينش ملكه سبأ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 29 - 2

2 - جلوه عظمت و گران سنگى نامه سليمان و پيام آن در نظر ملكه سبا ( بلقيس )

قالت يأيّها الملؤا إنّى أُلقى إلىّ كتـب كريم

«كريم»، صفت «كتاب» و به معناى گران مايه است. «كتاب كريم»; يعنى، نامه اى عظيم و گران سنگ.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 34 - 4،7

4 - تأكيد بلقيس بر استمرار شيوه شاهان در تباه ساختن ممالك تحت سلطه خويش

قالت إنّ الملوك . .. و كذلك يفعلون

7 - برداشت ملكه سبا از شخصيت سليمان ( ع ) ، به عنوان پادشاهى از پادشاهان

قالت إنّ الملوك . .. و كذلك يفعلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 44 - 10

10 - توجه بلقيس به هدف الهى و توحيدى سليمان ( ع ) ، از نماياندن امور شگفت به وى

قيل لها ادخلى الصرح . .. قال إنّه صرح... قالت ربّ إنّى ظلمت نفسى

16- پشيمانى ملكه سبأ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 44 - 12

12 - التجاى بلقيس به ربوبيت خدا براى جبران گذشته شرك آلود خويش

قالت ربّ إنّى ظلمت نفسى

17- تخت ملكه سبأ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 23 - 2

2 - ملكه سبا ، برخوردار از همه گونه امكانات و توانايى ها در حكومت و داراى تختى عظيم و مسندى چشمگير

و أُوتيت من كلّ شىء و لها عرش عظيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 41 - 4

4 - استفاده سليمان ( ع ) از امكانات خود بلقيس ، براى ارائه معجزه به وى و هدايت او

قال نكّروا لها عرشها. .. من الذين لايهتدون

برخى برآنند كه «أتهتدى. ..» به تقدير «أتهتدى إلى الإيمان باللّه و رسوله» مى باشد. برداشت ياد شده بر پايه اين احتمال است.

18- تدبير ملكه سبأ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 33 - 5

5 - نفوذ عميق ملكه سبا در درباريان و پذيرش تدبير و قدرت فكرى وى از سوى آنان

و الأمر إليك فانظرى ماذا تأمرين

از نحوه برخورد بلقيس با عناصر اصلى نظام خود و نيز تصميم هاى بعدى وى و وانهاده شدن رأى نهايى به او از سوى درباريان، مى توان مطلب ياد شده را به دست آورد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 34 - 2

2 - پى آمد هاى شوم جنگ براى مردم و حكومت ، دليل تمايل بلقيس به روش هاى مسالمت آميز

قالت إنّ الملوك إذا دخلوا قرية أفسدوها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 35 - 1

1 - تدبير ملكه سبا در فرستادن هديه اى بزرگ براى سليمان ( ع )

و إنّى مرسلة إليهم بهديّة

بزرگى هديه از نكره آمدن آن استفاده مى شود.

19- تسليم ملكه سبأ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 38 - 3

3 - عزم ملكه سبا بر تسليم شدن در برابر سليمان ( ع ) ، پس از رد هداياى وى

قبل أن يأتونى مسلمين

از سخنان سليمان و تعبير «قبل أن يأتونى مسلمين» استفاده مى شود كه بلقيس مصمم بر تسليم شده بود و سليمان از قبل آن را مى دانست.

20- تغيير تخت ملكه سبأ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 42 - 2،3

2 - آزموده شدن بلقيس در آغاز ورود به دربار سليمان به وسيله تخت تغييريافته اش

فلمّا جاءت قيل أهـكذا عرشك

ظاهر آيه دلالت بر اين دارد كه پرسش از بلقيس، در آغاز و قبل از هر چيز ديگر صورت گرفته است.

3 - فراست بلقيس در بازشناسى تخت تغييريافته خويش

قالت كأنّه هو

نحوه پاسخ بلقيس، نشان دهنده فراست او است; زيرا نه تصريح كرد كه آن اريكه، تخت او است و نه شباهت زياد آن را با تخت خويش مخفى داشت.

21- تلاش براى تسليم ملكه سبأ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 37 - 5

5 - سليمان در تلاش مدام ، براى به تسليم واداشتن دربار سبا ، قبل از وقوع جنگ

فلنأتينّهم بجنود . .. و هم صـغرون

لحن شديد و تهديدآميز سليمان(ع)، نشانگر آن است كه وى تلاش مى كرده تا كار به جنگ و خونريزى نينجامد; چه اين كه اگر او صرفاً مصمم بر جنگ بود، هشدارهاى قبلى خلاف منطق جنگ به شمار مى آمد.

22- توصيه به ملكه سبأ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 31 - 1

1 - راه ندادن انديشه سركشى به خود و آمدن و تسليم شدن ، فرمان سليمان ( ع ) به ملكه سبا و درباريان وى

ألاّ تعلوا علىّ و أتونى مسلمين

«علو» (مصدر «تعلوا») به معناى استكبار و برترى جويى است. «اتيان» (مصدر «ائتونى») نيز به معناى حاضر شدن و «اسلام»

(مصدر «مسلمين») معادل «تسليم» و «انقياد» است. آيه ياد شده حاوى سه فرمان است: الف) بر من برترى نجوييد. ب) نزد من بياييد. ج) تسليم دستورات من باشيد.

23- تهديد ملكه سبأ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 37 - 1،3

1 - رد هديه ملكه سبا از سوى سليمان ( ع ) و فرمان وى مبنى بر بازگشت سفير به سوى بلقيس با پيام جنگ

ارجع إليهم فلنأتينّهم بجنود

سياق آيات نشانگر اين نكته است كه سليمان(ع) هديه را نپذيرفت و به آنان برگرداند.

3 - هشدار سليمان ( ع ) به دربار سبا درباره پى آمد هاى ناگوار جنگ ( تبعيد ، آوارگى ، ذلت و خوارى )

و لنخرجنّهم منها أذلّة و هم صـغرون

«أذلة» جمع «ذليل» و حال براى ضمير «هم» است; يعنى، آنان را از آن سرزمين همراه با ذلت و خوارى اخراج خواهيم كرد. عبارت «هم صاغرون» به تقدير «هم صاغرون فيها» است; يعنى، و در آن سرزمين، بيگانه، حقير و آواره خواهند بود.

24- حاكميت ملكه سبأ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 32 - 3

3 - ملكه سبا ، تصميم گيرنده نهايى درباره امور مملكت خويش

أفتونى فى أمرى

ملكه تصميم گيرى را «أمر» خود دانسته است، نه درباريان.

25- حكومت ملكه سبأ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 23 - 1

1 - اخبار هدهد از فرمانروايى يك زن بر مردم سرزمين سبا

إنّى وجدت امرأة تملكهم

«مُلْك» (مصدر «تملكهم») به معناى حكومت و فرمانروايى است; يعنى، زنى را يافتم كه بر آنان حكمرانى مى كند.

26- خطاى بينايى ملكه سبأ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 44 - 2،4،5

2 - جلوه نمودن صحن بلورين قصر سليمان به شكل آبگيرى ژرف در نظر بلقيس

فلمّا رأته حسبته لجّة

«لجّة» معادل بركه، آبگير و استخرى است كه آب زيادى در آن ايستاده باشد. بر اين اساس معناى آيه چنين مى شود: چون نگاه بلقيس به صحن افتاد، گمان كرد كه آبگيرى است پر از آب.

4 - بلقيس ، براى عبور از آبگينه هاى آب نما ، دامن بركشيد و ساق هاى پايش نمايان شد .

فلمّا رأته حسبته لجّة و كشفت عن ساقيها

5 - سليمان ( ع ) ، ناظر عكس العمل بلقيس ، در مواجهه با آبگينه هاى آب نما

و كشفت عن ساقيها قال إنّه صرح

مراد از ضمير فاعل در «قال» سليمان(ع) مى باشد.

27- خورشيدپرستى ملكه سبأ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 24 - 1

1 - ملكه سبا و قوم وى ، مردمى مشرك و خورشيدپرست

وجدتها و قومها يسجدون للشمس من دون اللّه

28- درخواست احضار تخت ملكه سبأ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 38 - 2

2 - پرسش سليمان از قدرت درباريانش براى آوردن تخت بلقيس

قال يـأيّها الملؤا أيّكم يأتينى بعرشها

29- دعوت از ملكه سبأ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 31 - 5

5 - فراخوانى دربار سبا از سوى سليمان براى تسليم شدن در برابر خداى يگانه

بسم اللّه الحمـن الرحيم . .. و أتونى مسلمين

برداشت ياد شده مبتنى بر اين احتمال است كه مراد از «مسلمين» (به قرينه «بسم اللّه. ..») و نيز آيه 44 (أسلمت مع سليمان للّه) تسليم شدن در برابر خدا باشد; يعنى، «و أتونى مسلمين للّه».

30- دلدارى به ملكه سبأ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 33 - 1

1 - اطمينان بخشى درباريان سبا به فرمانرواى خود ( بلقيس ) نسبت به آمادگى كامل نظامى براى دفاع از كشور

قالوا نحن أُولوا قوّة و أُولوا بأس شديد

31- رد هديه ملكه سبأ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 37 - 1

1 - رد هديه ملكه سبا از سوى سليمان ( ع ) و فرمان وى مبنى بر بازگشت سفير به سوى بلقيس با پيام جنگ

ارجع إليهم فلنأتينّهم بجنود

سياق آيات نشانگر اين نكته است كه سليمان(ع) هديه را نپذيرفت و به آنان برگرداند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 38 - 3

3 - عزم ملكه سبا بر تسليم شدن در برابر سليمان ( ع ) ، پس از رد هداياى وى

قبل أن يأتونى مسلمين

از سخنان سليمان و تعبير «قبل أن يأتونى مسلمين» استفاده مى شود كه بلقيس مصمم بر تسليم شده بود و سليمان از قبل آن را مى دانست.

32- رفع خطاى بينايى ملكه سبأ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 44 - 6

6 - اقدام سليمان ( ع ) به تصحيح خطاى ديد بلقيس در آب پنداشتن شيشه هاى مفروش

حسبته لجّة . .. قال إنّه صرح ممرّد من قوارير

33- روش برخورد ملكه سبأ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 32 - 1،2،4،5

1 - نظرخواهى بلقيس از درباريان خود ، درباره چگونگى پاسخ به سليمان ( ع )

قالت يأيّها الملؤا أفتونى فى أمرى

«إفتاء» (مصدر «أفتونى») به معناى اظهار نظر است. «أفتونى فى أمرى»; يعنى، نظرتان را در اين كه بايد چه كار انجام دهم، بيان كنيد.

2 - برخورد جدى ملكه سبا با نامه سليمان و عدم ترديد وى در صحت آن

قالت يأيّها الملؤا أفتونى فى أمرى

در عبارات بلقيس، كلامى كه حاكى از ترديد باشد مشاهده نمى شود; بلكه اقدام وى به مشاوره درباره محتواى نامه، نشانگر اطمينان او است.

4 - مشورت با بزرگان دربار ، قبل از تصميم گيرى نهايى در امور كشور ، شيوه هميشگى ملكه سبا

أفتونى فى أمرى ما كنت قاطعة أمرًا حتّى تشهدون

«قطع» (مصدر «قاطعة») در اصل به معناى بريدن و در اين جا كنايه از عزم و تصميم است. «أمراً» نكره در سياق نفى و مفيد عموم مى باشد. «شهادة» (مصدر «تشهدون») معادل حضور است; يعنى، من تاكنون جز با حضور شما در هيچ كارى تصميم نگرفتم.

5 - احساس خطر جدى ملكه سبا از نامه سليمان و تلاش وى براى تحكيم روابط در درون دربار

أفتونى فى أمرى ما كنت قاطعة أمرًا حتّى تشهدون

در صورتى كه كار مشاوره براى بلقيس امرى معمولى بود، وى نيازى نداشته تا در خصوص اين موضوع، بر شيوه مشاوره خود تأكيد كند. احتمال مى رود اين تأكيد از آن جهت باشد كه موضوع را بسيار جدى و خطرناك تلقى كرده و با اين سخنان سعى داشته تا دل درباريان را به دست آورد و آنان را با خود همراه سازد.

34- روش هدايت ملكه سبأ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 41 - 4

4 - استفاده سليمان ( ع ) از امكانات خود بلقيس ، براى ارائه معجزه به وى و هدايت او

قال نكّروا لها عرشها. .. من الذين لايهتدون

برخى برآنند كه «أتهتدى. ..» به تقدير «أتهتدى إلى الإيمان باللّه و رسوله» مى باشد. برداشت ياد شده بر پايه اين احتمال است.

35- سلطه ملكه سبأ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 33 - 5

5 - نفوذ عميق ملكه سبا در درباريان و پذيرش تدبير و قدرت فكرى وى از سوى آنان

و الأمر إليك فانظرى ماذا تأمرين

از نحوه برخورد بلقيس با عناصر اصلى نظام خود و نيز تصميم هاى بعدى وى و وانهاده شدن رأى نهايى به او از سوى درباريان، مى توان مطلب ياد شده را به دست آورد.

36- سليمان(ع) و ملكه سبأ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 31 - 2

2 - برخورد سليمان ( ع ) با ملكه و درباريان سبا ، قاطع ، آمرانه و از موضع قدرت بود .

ألاّ تعلوا علىّ و أتونى مسلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 44 - 5،6

5 - سليمان ( ع ) ، ناظر عكس العمل بلقيس ، در مواجهه با آبگينه هاى آب نما

و كشفت عن ساقيها قال إنّه صرح

مراد از ضمير فاعل در «قال» سليمان(ع) مى باشد.

6 - اقدام سليمان ( ع ) به تصحيح خطاى ديد بلقيس در آب پنداشتن شيشه هاى مفروش

حسبته لجّة . .. قال إنّه صرح ممرّد من قوارير

37- شرك ملكه سبأ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 24 - 1

1 - ملكه سبا و قوم وى ، مردمى مشرك و خورشيدپرست

وجدتها و قومها يسجدون للشمس من دون اللّه

38- صلح طلبى ملكه سبأ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 34 - 2

2 - پى آمد هاى شوم جنگ براى مردم و حكومت ، دليل تمايل بلقيس به روش هاى مسالمت آميز

قالت إنّ الملوك إذا دخلوا قرية أفسدوها

39- عزت طلبى ملكه سبأ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 34 - 5

5 - دلبستگى بلقيس به آبادى سرزمين و عزت و سربلندى مردم خويش

قالت إنّ الملوك . .. و جعلوا أعزّة أهلها أذلّة

علت آوردن بلقيس براى پرهيز از جنگ، نشانگر اهتمام او در حفظ آبادى سرزمين و عزت جامعه خويش است.

40- عظمت هديه ملكه سبأ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 36 - 5

5 - هديه ملكه سبا ، هديه اى چشمگير و پرب ها بود .

قال أتمدّونن بمال

از تعبير «أتمدّونن بمال» استفاده مى شود كه هديه، فى نفسه داراى جاذبه كافى براى هر پادشاه مقتدرى بوده است; اما در چشم سليمان پيامبر(ع) جايى نداشته است.

41- علايق ملكه سبأ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 34 - 5

5 - دلبستگى بلقيس به آبادى سرزمين و عزت و سربلندى مردم خويش

قالت إنّ الملوك . .. و جعلوا أعزّة أهلها أذلّة

علت آوردن بلقيس براى پرهيز از جنگ، نشانگر اهتمام او در حفظ آبادى سرزمين و عزت جامعه خويش است.

42- علم سليمان(ع) به تسليم ملكه سبأ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 38 - 4

4 - آگاهى يافتن سليمان ( ع ) از تصميم بلقيس مبنى بر تسليم شدنش در برابر وى

قال يـأيّها الملؤا . .. قبل أن يأتونى مسلمين

43- علم ملكه سبأ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 42 - 5

5 - اطلاع بلقيس از مقام معنوى و قدرت سليمان ( ع ) و تسليم شدنش در برابر او ، قبل از رسيدن به دربار وى

و أُوتينا العلم من قبلها و كنّا مسلمين

ضمير «من قبلها» به آية و بينة برمى گردد كه از عمل خارق العاده دربار سليمان به دست مى آيد.

44- عوامل تعجب ملكه سبأ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 44 - 8

8 - صحن شيشه اى آب نما ، يكى ديگر از نشانه هاى شگفت سليمان ( ع ) براى بلقيس

قيل لها ادخلى الصرح . .. و كشفت عن ساقيها قال إنّه صرح ممرّد من قوارير

45- عوامل مؤثر در ايمان ملكه سبأ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 43 - 5

5 - تأثير عميق تدبير سليمان ( ع ) در فاصله گرفتن بلقيس از آيين شرك آلود خويش

فلمّا جاءت . .. و كنّا مسلمين . و صدّها... إنّها كانت من قوم كـفرين

از ارتباط آيه ياد شده با آيات پيش استفاده مى شود كه تدبير سليمان(ع) باعث شد كه بلقيس از شرّ رفتار شرك آلود خود رهايى يابد و به دامن توحيد و يكتاپرستى بازگردد; و گرنه بر اثر خو گرفتن به عادات قوم خود، همچنان در گمراهى مى ماند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 44 - 13

13 - راه يافتن بلقيس به توحيد و تسليم در برابر خداى يگانه با راهنمايى و مدد سليمان ( ع )

و أسلمت مع سليمـن للّه ربّ العـلمين

تصريح بلقيس به «مع سليمان» از يك سو به توحيد خالص و بى شائبه همانند توحيد سليمان اشاره دارد و از سوى ديگر افاده مى كند كه سليمان(ع) در راهيابى او به حق نقش داشته است.

46- فرستادگان ملكه سبأ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 35 - 4

4 - همراهى هيأتى از فرستادگان بلقيس با هديه او به سوى سليمان ( ع )

فناظرة بِمَ يرجع المرسلون

تعبير «مرسلون» با صيغه جمع، نشان دهنده رفتن هيأتى از نمايندگان همراه هديه او به سوى سليمان(ع) است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 36 - 1

1 - حضور سفير ملكه سبا همراه با هدايا در نزد سليمان ( ع )

فلمّا جاء سليمـن

از تعبير «جاء» به صورت مفرد، استفاده مى شود كه تنها يكى از نمايندگان بلقيس (با اين كه آنان متعدد بودند) براى تقديم هدايا به دربار سليمان(ع) باريافت. گفتنى است كه جمله «ارجع إليهم» ـ كه خطاب به يك فرد است ـ مطلب فوق را تأييد مى كند. بنابراين احتمال اين كه مراد از ضمير «جاء» مال باشد ـ چنان كه برخى از مفسران گفته اند ـ تضعيف مى شود.

47- فلسفه احضار تخت ملكه سبأ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 38 - 5

5 - سليمان ( ع ) ، مصمم بر نماياندن قدرت فوق العاده خود به ملكه سبا ، با احضار تخت او

قال يـأيّها الملؤا أيّكم يأتينى بعرشها قبل أن يأتونى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 42 - 4

4 - درك سريع بلقيس نسبت به هدف سليمان ( ع ) در احضار اعجازگونه تخت وى

قالت كأنّه هو و أُوتينا العلم من قبلها

بلقيس پس از شناخت اريكه خويش، بدون تأمل گفت: آنچه را كه سليمان(ع) با اين كار مى خواهد به ما بفهماند، ما خود از قبل

فهميده ايم.

48- فلسفه تغيير تخت ملكه سبأ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 41 - 1

1 - فرمان سليمان به دگرگون ساختن آرايش تخت بلقيس براى آزمودن هوش وى

قال نكّروا لها عرشها ننظر أتهتدى

49- فلسفه هديه ملكه سبأ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 35 - 2

2 - هدف بلقيس از ارسال هديه براى سليمان ( ع ) ، آزمون وى و مشاهده بازتاب آن بود .

و إنّى مرسلة إليهم بهديّة فناظرة بِمَ يرجع المرسلون

50- فهم ملكه سبأ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 42 - 4

4 - درك سريع بلقيس نسبت به هدف سليمان ( ع ) در احضار اعجازگونه تخت وى

قالت كأنّه هو و أُوتينا العلم من قبلها

بلقيس پس از شناخت اريكه خويش، بدون تأمل گفت: آنچه را كه سليمان(ع) با اين كار مى خواهد به ما بفهماند، ما خود از قبل فهميده ايم.

51- گزارش فرستادگان ملكه سبأ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 35 - 5

5 - هيأت نمايندگان سبا ، مأمور گزارش كردن نقطه نظر هاى جديد سليمان ( ع ) به دربار

فناظرة بِمَ يرجع المرسلون

52- محدوده علم ملكه سبأ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 29 - 3

3 - عدم اطلاع بلقيس از مشخصات آورنده نامه سليمان

إنّى أُلقى إلىّ

مجهول آمدن فعل «أُلقى» نشانگر آن است كه هدهد، نامه سليمان را طورى به سوى ملكه انداخت كه كسى متوجه او نشد.

53- مسؤوليت فرستادگان ملكه سبأ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 35 - 5

5 - هيأت نمايندگان سبا ، مأمور گزارش كردن نقطه نظر هاى جديد سليمان ( ع ) به دربار

فناظرة بِمَ يرجع المرسلون

54- مشاوران ملكه سبأ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 29 - 5

5 - مشاوران دربار بلقيس ، عناصرى برجسته و صاحب مقام

قالت يأيّها الملؤا

واژه «ملأ» به عناصر چشم پركن و شخصيت هاى برجسته گفته مى شود.

55- مشاوره در حكومت ملكه سبأ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 32 - 4

4 - مشورت با بزرگان دربار ، قبل از تصميم گيرى نهايى در امور كشور ، شيوه هميشگى ملكه سبا

أفتونى فى أمرى ما كنت قاطعة أمرًا حتّى تشهدون

«قطع» (مصدر «قاطعة») در اصل به معناى بريدن و در اين جا كنايه از عزم و تصميم است. «أمراً» نكره در سياق نفى و مفيد عموم مى باشد. «شهادة» (مصدر «تشهدون») معادل حضور است; يعنى، من تاكنون جز با حضور شما در هيچ كارى تصميم نگرفتم.

56- مشاوره ملكه سبأ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 29 - 4

4 - اقدام بلقيس به در ميان گذاشتن خبر نامه سليمان با درباريان خود

قالت يأيّها الملؤا إنّى أُلقى إلىّ كتـب كريم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 32 - 1

1 - نظرخواهى بلقيس از درباريان خود ، درباره چگونگى پاسخ به سليمان ( ع )

قالت يأيّها الملؤا أفتونى فى أمرى

«إفتاء» (مصدر «أفتونى») به معناى اظهار نظر است. «أفتونى فى أمرى»; يعنى، نظرتان را در اين كه بايد چه كار انجام دهم، بيان كنيد.

57- ملكه سبأ در كاخ سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 42 - 1

1 - ورود ملكه سبا به بارگاه سليمان

فلمّا جاءت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 44 - 1،2،4،5

1 - اذن يافتن ملكه سبا براى ورود به صحن و سراى قصر سليمان

قيل لها ادخلى الصرح

«صرح» به معناى قصر و نيز به معناى صحن و ساحت مى آيد. در آيه ياد شده به قرينه جمله بعد (حسبته لجّة) معناى دوم (صحن) مراد است; زيرا اطلاق «لجّة» بر قصر درست نمى نمايد.

2 - جلوه نمودن صحن بلورين قصر سليمان به شكل آبگيرى ژرف در نظر بلقيس

فلمّا رأته حسبته لجّة

«لجّة» معادل بركه، آبگير و استخرى است كه آب زيادى در آن ايستاده باشد. بر اين اساس معناى آيه چنين مى شود: چون نگاه بلقيس به صحن افتاد، گمان كرد كه آبگيرى است پر از آب.

4 - بلقيس ، براى عبور از آبگينه هاى آب نما ، دامن بركشيد و ساق هاى پايش نمايان شد .

فلمّا رأته حسبته لجّة و كشفت عن ساقيها

5 - سليمان ( ع ) ، ناظر عكس العمل بلقيس ، در مواجهه با آبگينه هاى آب نما

و كشفت عن ساقيها قال إنّه صرح

مراد از ضمير فاعل در «قال» سليمان(ع) مى باشد.

58- ملكه سبأ و پادشاهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 35 - 3

3 - اطلاع ملكه سبا از خصلت شاهان و فريفتگى آنان در برابر هدايا

و إنّى مرسلة إليهم بهديّة فناظرة بِمَ يرجع المرسلون

59- ملكه سبأ و سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 30 - 1،2

1 - اقدام بلقيس به معرفى نويسنده نامه براى درباريان ، پيش از خواندن محتواى آن

إنّه من سليمـن

2 - آشنايى بلقيس و درباريان وى با شخصيت و موقعيت ممتاز سليمان ( ع )

إنّى أُلقى إلىّ كتـب كريم . إنّه من سليمـن

جمله «إنّه من سليمان» ظاهراً تعليل براى «كتاب كريم» است; يعنى، اين كه مى گويم «مكتوبى گران مايه» اين بدان سبب است كه آن را شخصيتى چون سليمان براى ما فرستاده است.

60- ملكه سبأ و نامه سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 32 - 2،5

2 - برخورد جدى ملكه سبا با نامه سليمان و عدم ترديد وى در صحت آن

قالت يأيّها الملؤا أفتونى فى أمرى

در عبارات بلقيس، كلامى كه حاكى از ترديد باشد مشاهده نمى شود; بلكه اقدام وى به مشاوره درباره محتواى نامه، نشانگر اطمينان او است.

5 - احساس خطر جدى ملكه سبا از نامه سليمان و تلاش وى براى تحكيم روابط در درون دربار

أفتونى فى أمرى ما كنت قاطعة أمرًا حتّى تشهدون

در صورتى كه كار مشاوره براى بلقيس امرى معمولى بود، وى نيازى نداشته تا در خصوص اين موضوع، بر شيوه مشاوره خود تأكيد كند. احتمال مى رود اين تأكيد از آن جهت باشد كه موضوع را بسيار جدى و خطرناك تلقى كرده و با اين سخنان سعى داشته تا دل درباريان را به دست آورد و آنان را با خود همراه سازد.

61- موانع ايمان ملكه سبأ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 43 - 2

2 - تعلق بلقيس به جامعه شرك و كفر ، مانع پيوستن رسمى وى به آيين توحيدى سليمان ( ع ) با وجود اذعان قلبى

و أُوتينا العلم من قبلها و كنّا مسلمين . و صدّها... إنّها كانت من قوم كـفرين

برداشت ياد شده بدان احتمال است كه آيه مذكور در مقام توضيح اين نكته باشد كه چرا بلقيس على رغم علم و اذعان قلبى خود، پيش از اين رسماً تسليم سليمان(ع) نشده و به يكتاپرستى نگرويده بود.

62- موانع هدايت ملكه سبأ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 43 - 1

1 - محيط و عادت هاى شرك آلود ، مانع هدايت بلقيس به راه راست و يكتاپرستى در گذشته عمر وى

و صدّها ما كانت . .. إنّها كانت من قوم كـفرين

«صَدّ» (مصدر «صَدَّ») به معناى منع و بازداشتن است. متعلق «صَدَّ» محذوف و به تقدير «صدّها عن السبيل» مى باشد. برداشت ياد شده بدان احتمال است كه آيه ياد شده ناظر به پاسخ اين پرسش باشد كه بلقيس چرا پيش از اين ماجرا (ماجراى ميان او و سليمان(ع)) با فراستى كه داشت، از راه راست منحرف شده بود.

63- نامه به ملكه سبأ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 28 - 1،2

1 - مأموريت هدهد از سوى سليمان ، براى بردن نامه وى به جانب ملكه سبا

اذهب بكتـبى هـذا فألقه إليهم

«كتاب» معادل «مكتوب» و به معناى نامه است; يعنى، اين نامه مرا ببر، آن گاه. .. .

2 - افكندن نامه به محلّ تجمع ملكه و درباريان سبا ، مأموريت هدهد از جانب سليمان ( ع )

اذهب بكتـبى هـذا فألقه إليهم

«ها» ساكن در «ألقه» ها سكت و «إلقاء» (مصدر «ألق») به معناى افكندن است; يعنى، آن گاه [نامه را] به سوى آنان بيفكن.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 29 - 1

1 - قرار گرفتن نامه سليمان در اختيار ملكه سبا ( بلقيس )

قالت يأيّها الملؤا إنّى أُلقى إلىّ كتـب كريم

64- نظام حكومتى ملكه سبأ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 32 - 4

4 - مشورت با بزرگان دربار ، قبل از تصميم گيرى نهايى در امور كشور ، شيوه هميشگى ملكه سبا

أفتونى فى أمرى ما كنت قاطعة أمرًا حتّى تشهدون

«قطع» (مصدر «قاطعة») در اصل به معناى بريدن و در اين جا كنايه از عزم و تصميم است. «أمراً» نكره در سياق نفى و مفيد عموم مى باشد. «شهادة» (مصدر «تشهدون») معادل حضور است; يعنى، من تاكنون جز با حضور شما در هيچ كارى تصميم نگرفتم.

65- نقش فرستادگان ملكه سبأ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 42 - 7

7 - اطلاع قبلى ملكه سبا از حقانيت و مقام سليمان ( ع ) با گزارش سفيران خويش

و أُوتينا العلم من قبلها و كنّا مسلمين

«من قبلها» ظاهراً اشاره به زمانى دارد كه سفيران ملكه سبا هدايا را بازگرداندند و ويژگى هاى سليمان(ع) و دربار او را باز گفتند.

66- نقش ملكه سبأ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 24 - 4

4 - نقش زيربنايى ملكه سبا ، در گرايش هاى عقيدتى مردم جامعه خويش

وجدتها و قومها يسجدون للشمس

جدا آمدن «وجدتها» از «قومها» و تقدّم نام ملكه بر قومش، اشاره به تأثير رهبرى آن سامان بر توده مردم دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 32 - 3

3 - ملكه سبا ، تصميم گيرنده نهايى درباره امور مملكت خويش

أفتونى فى أمرى

ملكه تصميم گيرى را «أمر» خود دانسته است، نه درباريان.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 33 - 6

6 - ملكه سبا ، تصميم گيرنده نهايى درباره جنگ و صلح

و الأمر إليك فانظرى ماذا تأمرين

67- نگرانى ملكه سبأ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 34 - 6

6 - نگرانى بلقيس از قدرت و غلبه سليمان ( ع ) ، على رغم اظهار آمادگى فرماندهان وى براى هر نبرد

قالوا نحن أُولوا قوّة . .. قالت إنّ الملوك إذا دخلوا قرية أفسدوها

طرح مسأله تباهى جامعه در صورت بروز جنگ، بيانگر مطلب ياد شده است.

68- ويژگيهاى تخت ملكه سبأ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 39 - 7

7 - بزرگى و ارزشمندى تخت ملكه سبا

و إنّى عليه لقوىّ أمين

از تعبير «لقوىّ أمين» استفاده مى شود كه تخت بلقيس بزرگ و نيز گران بها و ارزشمند بوده است.

69- ويژگيهاى ملكه سبأ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 34 - 1،5

1 - كياست ملكه سبا و عدم تمايل وى به تسريع و پيشقدمى در جنگ

قالت إنّ الملوك إذا دخلوا قرية أفسدوها

5 - دلبستگى بلقيس به آبادى سرزمين و عزت و سربلندى مردم خويش

قالت إنّ الملوك . .. و جعلوا أعزّة أهلها أذلّة

علت آوردن بلقيس براى پرهيز از جنگ، نشانگر اهتمام او در حفظ آبادى سرزمين و عزت جامعه خويش است.

70- هدايت ملكه سبأ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 44 - 13

13 - راه يافتن بلقيس به توحيد و تسليم در برابر خداى يگانه با راهنمايى و مدد سليمان ( ع )

و أسلمت مع سليمـن للّه ربّ العـلمين

تصريح بلقيس به «مع سليمان» از يك سو به توحيد خالص و بى شائبه همانند توحيد سليمان اشاره دارد و از سوى ديگر افاده مى كند كه سليمان(ع) در راهيابى او به حق نقش داشته است.

71- هديه ملكه سبأ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 35 - 1،4

1 - تدبير ملكه سبا در فرستادن هديه اى بزرگ براى سليمان ( ع )

و إنّى مرسلة إليهم بهديّة

بزرگى هديه از نكره آمدن آن استفاده مى شود.

4 - همراهى هيأتى از فرستادگان بلقيس با هديه او به سوى سليمان ( ع )

فناظرة بِمَ يرجع المرسلون

تعبير «مرسلون» با صيغه جمع، نشان دهنده رفتن هيأتى از نمايندگان همراه هديه او به سوى سليمان(ع) است.

72- هوشيارى ملكه سبأ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 34 - 1

1 - كياست ملكه سبا و عدم تمايل وى به تسريع و پيشقدمى در جنگ

قالت إنّ الملوك إذا دخلوا قرية أفسدوها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 41 - 2

2 - اهميت پى بردن به ميزان هوش و فراست ملكه سبا براى سليمان ( ع )

قال نكّروا لها عرشها ننظر أتهتدى

ظاهراً اقدام سليمان(ع) به آزمودن بلقيس، دانستن هوش وى بوده است. بنابراين تقدير «ننظر أتهتدى...» چنين است: «ننظر أتهتدى إلى معرفة عرشها...; بنگريم آيا مى تواند به شناختن تختش پى ببرد يا از كسانى است كه نمى توانند راه يابند».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 42 - 3،4

3 - فراست بلقيس در بازشناسى تخت تغييريافته خويش

قالت كأنّه هو

نحوه پاسخ بلقيس، نشان دهنده فراست او است; زيرا نه تصريح كرد كه آن اريكه، تخت او است و نه شباهت زياد آن را با تخت خويش مخفى داشت.

4 - درك سريع بلقيس نسبت به هدف سليمان ( ع ) در احضار اعجازگونه تخت وى

قالت كأنّه هو و أُوتينا العلم من قبلها

بلقيس پس از شناخت اريكه خويش، بدون تأمل گفت: آنچه را كه سليمان(ع) با اين كار مى خواهد به ما بفهماند، ما خود از قبل فهميده ايم.

8- منّ

1- استفاده از نعمت منّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 160 - 22

22 ـ بهره گيرى از « منّ » و « سلوى » و روزى هاى پاكيزه ، توصيه خداوند به بنى اسرائيل

كلوا من طيبت ما رزقنكم

برداشت فوق با توجه به فعل امر (كلوا)، استفاده شده است.

2- بنى اسرائيل و خوردنى منّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 57 - 12

12 - قوم موسى با بهره گيرى حرام از « منّ » و « سلوى » مرتكب گناه شده ، بر خود ستم كردند . *

كلوا من طيبت ما رزقنكم و ما ظلمونا و لكن كانوا أنفسهم يظلمون

جمله «و لكن كانوا . ..» دلالت بر آن دارد كه قوم موسى مرتكب حرام خوارى شدند. به نظر مى رسد از مصداقهاى حرام خوارى آنان - به قرينه وقوع جمله مذكور پس از بيان نزول منّ و سلوى - بهره گيرى حرام از منّ و سلوى، همانند تجاوز به سهم ديگران باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 61 - 1،18،19

1 - بنى اسرائيل ، از بسنده كردن به « منّ » و « سلوى » ناخشنود بوده ، و از اكتفا كردن به آن اظهار ناشكيبايى مى كردند .

لن نصبر على طعام وحد

مراد از «طعام واحد» به قرينه آيه 57 «من» و «سلوى» مى باشد.

18 - بنى اسرائيل ، در صورت دستيابى به خوراكى هاى دلخواه ( سبزيجات و . . . ) از « منّ » و « سلوى » محروم مى شدند .

قال أتستبدلون الذى هو أدنى بالذى هو خير

با وجود اينكه در سخنان بنى اسرائيل اين معنا نبود كه «منّ» و «سلوى» نمى خواهيم، ولى خداوند يا موسى(ع) در پاسخ آنان، جمله «أتستبدلون» (چرا معاوضه مى كنيد) را به كار برد تا به اين نكته اشاره كند كه: دستيابى به خوراكيهاى ياد شده، موجب محروميت شما از «منّ» و «سلوى» خواهد شد.

19 - بنى اسرائيل ، مردمى ناسپاس در برابر نعمت هاى ارزشمند الهى ( منّ و سلوى )

لن نصبر على طعام وحد . .. قال أتستبدلون الذى هو أدنى

3- زمينه نعمت منّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 160 - 20

20 ـ پديدار شدن ابر بر فراز قوم موسى ، زمينه فرود آمدن منّ و سلوى براى آنان *

و ظلّلنا عليهم الغمم و أنزلنا عليهم المن و السلوى

عطف شدن «أنزلنا . .. » بر جمله «ظلّلنا ... » مى تواند حاكى از ارتباط ميان آمدن ابر با نزول منّ و سلوى باشد.

4- نزول منّ بر بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 57 - 3،5،6،22

3 - خداوند ، براى تغذيه قوم موسى - به هنگام عبورشان از صحرا - براى آنان « منّ » ( ترنجبين ) و « سلوى » ( بلدرچين ) فرو فرستاد .

و أنزلنا عليكم المنّ و السلوى

كلمه «منّ» در لغت به ترنجبين و نيز به شربتى شيرين، همانند عسل معنا شده است و در معناى «سلوى» گفته شده كه پرنده اى است سفيد رنگ همانند بلدرچين و برخى نيز گفته اند «سلوى» همان بلدرچين است.

5 - نزول « منّ » و « سلوى » بر بنى اسرائيل و نجاتشان از حرارت شديد خورشيد با ابر هاى سايه گستر ، پس از حادثه صاعقه زدگى و زنده شدن آنان بود .

ثم بعثنكم . .. و ظللنا عليكم الغمام

عطف جمله «ظللنا . ..» بر «بعثناكم ...» اقتضا مى كند كه گفته شود: داستان سايه گستر شدن ابرها و نزول «منّ» و «سلوى» پس از داستان صاعقه، تحقق يافته باشد.

6 - قرار دادن ابر هاى سايه گستر و نازل كردن « منّ » و « سلوى » از معجزات ارائه شده به قوم موسى

و ظللنا عليكم الغمام و أنزلنا عليكم المنّ و السلوى

22 - از امام صادق ( ع ) روايت شده كه : « كان ينزل المنّ على بنى اسرائيل من بعد الفجر إلى طلوع الشمس . . . ;

«منّ» بر بنى اسرائيل بعد از سپيده صبح تا طلوع خورشيد نازل مى شد . ..».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 80 - 6،7،8

6 - خداوند ، بر بنى اسرائيل زمان موسى ( ع ) ، خوردنى هاى « منّ » ( ترنجبين ) و « سلوى » ( بلدرچين ) نازل كرد .

و نزّلنا عليكم المنّ والسلوى

«منّ» قطراتى است كه از آسمان بر درخت ها و سنگ ها مى نشيند و به صورت عسل در مى آيد. طعم آن شيرين است و مانند شيره درخت خشك مى شود (قاموس). برخى از مفسران آن را ترنجبين معنا كرده اند. «سلوى»، پرنده اى است شبيه كبوتر با پا و گردنى درازتر كه حركتى سريع دارد و رنگ آن شبيه رنگ بلدرچين است (مصباح). برخى آن را همان بلدرچين مى دانند.

7 - نزول « منّ و سلوى » بر بنى اسرائيل ، پس از نجات آنان از چنگال فرعون و استقرار آنها در بيابان بوده است .

قد أنجينـكم . .. وعدنـكم ... و نزّلنا عليكم المنّ والسلوى

نزول «منّ و سلوى»، نشان عارى بودن منطقه از مواد غذايى متداول و بيابانى بودن محيط استقرار آنها است.

8 - نزول « منّ و سلوى » ، از معجزات ارائه شده به قوم موسى ( ع )

و نزّلنا

اختصاص يافتن «منّ و سلوى» از بين خوراكى ها و يادآورى نزول آن بر بنى اسرائيل، نشان از غير عادى بودن نزول آن دو دارد.

5- نعمت منّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 160 - 18،19،26

18 ـ خداوند براى تغذيه قوم موسى به هنگام عبورشان از صحراى سوزان ، بر آنان منّ و سلوا فرو فرستاد .

و أنزلنا عليهم المن و السلوى

كلمه «منّ» در لغت به ترنجبين و نيز شربتى شيرين همانند عسل معنا شده است و در معناى «سلوى» گفته شده كه پرنده اى است سفيد رنگ همانند بلدرچين و برخى گفته اند «سلوى» همان بلدرچين است.

19 ـ « منّ » و « سلوى » خوراكى پاكيزه و از روزى هاى عطا شده به بنى اسرائيل

و أنزلنا عليهم المن و السلوى كلوا من طيبت ما رزقنكم

26 ـ ظهور معجزاتى متعدد ( پديد آمدن آب ، سايه ، نزول منّ و سلوى ) براى قوم موسى در پى عبورشان از دريا

فانبجست . .. ظلّلنا عليهم الغمم و أنزلنا عليهم المن و السلوى

9- منابزه

1- آثار اجتناب از منابزه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - حجرات - 49 - 11 - 3،16

3 - صلح و صفاى اجتماعى ، در گرو پرهيز اعضاى جامعه از استهزا ، عيب جويى و نسبت دادن عناوين زشت به يكديگر

إنّما المؤمنون إخوة فأصلحوا بين أخويكم . .. لايسخر قوم من قوم ... و لا تلمزوا أن

16 - صلح ، برادرى و صفاى اجتماعى ، در گرو پرهيز اعضاى جامعه از استهزاگرى ، عيب جويى و نسبت دادن عناوين زشت به يكديگر

إنّما المؤمنون إخوة فأصلحوا بين أخويكم . .. لايسخر قوم من قوم ... و لا تلمزوا أن

2- آثار منابزه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - حجرات - 49 - 11 - 17

17 - نسبت دادن القاب زشت به مؤمنان ، موجب فسق است .

بئس الاسم الفسوق بعد الإيمـن

برداشت بالا بنا براين نكته است كه تعبير «بئس الاسم» نظر به شخصى داشته باشد كه ديگران را با القاب زشت ياد مى كند; يعنى، اين خصلت (تنابز به القاب)، سبب مى شود كه انسان بد نام گردد و با نام «فاسق» از او ياد شود.

3- اهميت اجتناب از منابزه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - حجرات - 49 - 11 - 15

15 - لزوم پرهيز اهل ايمان ، از بر چسب زدن و نسبت دادن القاب زشت به يكديگر

و لا تنابزوا بالألقـب

«تنابز»، در لغت به معناى لقب دادن به يكديگر است و معمولاً در مورد القاب زشت به كار مى رود.

4- توبه از منابزه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - حجرات - 49 - 11 - 20،21

20 - استهزا ، طعن و نسبت دادن القاب زشت به مؤمنان ، گناه و نيازمند توبه است .

لايسخر قوم . .. و لا تلمزوا ... و لا تنابزوا ... و من لم يتب

بنابراين كه «و من لم يتب» نظر داشته باشد به تمام محتواى آيه و نه صرف كسانى كه لقب بد بر مؤمنان مى نهند، برداشت بالا استفاده مى شود.

21 - توبه نكردن از استهزا ، طعن و نسبت دادن القاب زشت به مؤمنان ، باعث ورود حتمى فرد در زمره ظالمان

لايسخر قوم من قوم . .. و من لم يتب فأولـئك هم الظـلمون

5- سرزنش منابزه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - حجرات - 49 - 11 - 18

18 - نسبت دادن اهل ايمان به فسق و نهادن القاب فاسقانه بر ايشان ، عملى زشت و ناروا

و لا تنابزوا بالألقـب بئس الاسم الفسوق بعد الإيمـن

برداشت ياد شده بنابراين نكته است كه «بئس الإسم . ..» در مقام بيان مراد از «الألقاب» باشد; يعنى، القاب زشت عبارت است از نسبت دادن عناوين فاسقانه به كسانى كه مؤمن اند.

6- گناه منابزه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - حجرات - 49 - 11 - 20

20 - استهزا ، طعن و نسبت دادن القاب زشت به مؤمنان ، گناه و نيازمند توبه است .

لايسخر قوم . .. و لا تلمزوا ... و لا تنابزوا ... و من لم يتب

بنابراين كه «و من لم يتب» نظر داشته باشد به تمام محتواى آيه و نه صرف كسانى كه لقب بد بر مؤمنان مى نهند، برداشت بالا استفاده مى شود.

10- مناجات

1- مناجات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 41 - 5

5 ـ گفتگوى حضرت زكريا با خداوند متعال

قال ربّ . .. قال ايتك

2- آثار مناجات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 75 - 16

16 ـ نيايش به درگاه خداوند ، زمينه ساز رهايى از مشكلات

و اجعل لنا من لدنك وليّاً و اجعل لنا من لدنك نصيراً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 52 - 11

11 ـ دعا راهى براى رسيدن به قرب خدا و جلب رضايت اوست.

يدعون ربهم . .. يريدون وجهه

«وجه» به معناى صورت است و چون لحاظ معناى حقيقى اين كلمه درباره خداوند معقول نيست بنابراين مى تواند مراد از «يريدون وجهه» «يريدون مرضاته» باشد، چنانكه اغلب مفسران اين احتمال را گفته اند.

3- آثار مناجات زكريا(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 3 - 2

2- دعا و راز و نياز پنهانى زكريا به درگاه خدا ، زمينه ساز برخوردارى وى از رحمت خاص الهى بود .

رحمت ربّك . .. زكريّا . إذ نادى ربّه نداءً خفيًّا

«إذ نادى» ظرف براى «رحمت ربّك» است. مفاد اين تركيب آن است كه شمول رحمت خداوند بر زكريا، زمانى بوده كه به مناجات پنهانى با خداوند پرداخته بود.

4- آثار مناجات شبانه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 142 - 5

5 ـ عبادت و مناجات چهل شبه ، عبادت و مناجاتى كامل و داراى اثرى خاص است .

و أتممنها بعشر فتم ميقت ربه أربعين ليلة

به كارگيرى واژه «اتمام» در جمله «اتممناها» و نيز استفاده از «تمَّ» (به جاى ـ مثلا ـ «صار») در جمله «فتم ميقات ربه»، بيانگر اين است كه عبادت سى شبه عبادتى كامل و تمام نبوده و با سپرى شدن چهل شب، كامل و تمام شده است. تصريح به اينكه پس از اضافه شدن ده به سى مجموع آن چهل شد (فتم ... اربعين) مى تواند اشاره به برداشت فوق باشد.

5- آداب مناجات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 114 - 2

2 ـ رعايت ادب با ابراز خضوع و كاربرد تعابير شايسته از آداب نيايش به درگاه خداوند

قال عيسى ابن مريم اللّهم ربنا . .. و ارزقنا و انت خير الرزقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 52 - 10

10 ـ از آداب دعا توجه به ربوبيت خداوند در حال دعاست.

يدعون ربهم بالغدوة و العشىّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 180 - 4

4 ـ ضرورت نيايش به درگاه خدا با توصيف وى به كمالات مطلق و تنزيه او از هر نقص و عيب

و للّه الأسماء الحسنى فادعوه بها

6- ارزش مناجات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 52 - 12

12 ـ نيايش كنندگان به درگاه خداوند، نزد او ارزشمندند ; هر چند تهيدست باشند.

و لا تطرد الذين يدعون ربهم بالغدوة و العشىّ يريدون وجهه

7- اميدوارى در مناجات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 16 - 5

5 - توأم بودن بيم و اميد در دعا و نيايش ، امرى بايسته و لازم است .

يدعون ربّهم خوفًا و طمعًا

8- اهميت مناجات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 29 - 6

6 ـ انسانها موظف به دعا و نيايش به درگاه خداوند

و ادعوه مخلصين له الدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 180 - 4

4 ـ ضرورت نيايش به درگاه خدا با توصيف وى به كمالات مطلق و تنزيه او از هر نقص و عيب

و للّه الأسماء الحسنى فادعوه بها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 16 - 14

14 - انفاق ، داراى اهميتى در رتبه نيايش و دعا به درگاه خداوند است .

يدعون ربّهم . .. و ممّا رزقنـهم ينفقون

ذكر انفاق در رديف، تهجّد و دعا و تسبيح، نشان دهنده اهميت آن و هم رتبه بودنش با آنها است.

9- اهميت مناجات در شب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 16 - 8

8 - دعا و نيايش در تاريكى شب ، امرى بايسته و پسنديده است .

تتجافى جنوبهم عن المضاجع يدعون ربّهم خوفًا و طمعًا

10- اهميت مناجات رهبران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 5 - 5

5 - لزوم خلوت با خدا و راز و نياز به درگاه او و انس بيشتر با قرآن ، براى رهبران و مبلغان دينى

قم الّيل . .. و رتّل القرءان ترتيلاً . إنّا سنلقى عليك قولاً ثقيلاً

11- اهميت مناجات مبلغان دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 5 - 5

5 - لزوم خلوت با خدا و راز و نياز به درگاه او و انس بيشتر با قرآن ، براى رهبران و مبلغان دينى

قم الّيل . .. و رتّل القرءان ترتيلاً . إنّا سنلقى عليك قولاً ثقيلاً

12- ترس در مناجات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 16 - 5

5 - توأم بودن بيم و اميد در دعا و نيايش ، امرى بايسته و لازم است .

يدعون ربّهم خوفًا و طمعًا

13- خضوع در مناجات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 114 - 2

2 ـ رعايت ادب با ابراز خضوع و كاربرد تعابير شايسته از آداب نيايش به درگاه خداوند

قال عيسى ابن مريم اللّهم ربنا . .. و ارزقنا و انت خير الرزقين

14- ذكر خدا در مناجات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 52 - 10

10 ـ از آداب دعا توجه به ربوبيت خداوند در حال دعاست.

يدعون ربهم بالغدوة و العشىّ

15- زمان مناجات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 17 - 4

4 ـ سحرگاهان ، مناسبترين زمان براى استغفار و طلب آمرزش از درگاه خداوند

و المستغفرين بالاسحار

16- زمينه مناجات موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 40 - 35

35 - موسى ( ع ) زمانى توفيق مناجات با خداوند در كوه طور و دريافت حكم رسالت را يافت كه از مرحله آزمون الهى و چشيدن سختى ها ، عبور كرد و شايستگى لازم را به دست آورده بود .

و فتنّك فتونًا. .. ثمّ جئت على قدر يـموسى

17- شرايط مناجات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 29 - 8

8 ـ پايبندى خالصانه به دين و پرهيز از شرك و التقاط، از شرايط دعا و نيايش به درگاه خداوند

و ادعوه مخلصين له الدين

18- مدت مناجات موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 51 - 3

3 - مدت زمان عبادت و مناجات ويژه موسى ( ع ) ، چهل شب تعيين شد .

و إذ وعدنا موسى أربعين ليلة

19- مقامات مناجات كنندگان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 52 - 12

12 ـ نيايش كنندگان به درگاه خداوند، نزد او ارزشمندند ; هر چند تهيدست باشند.

و لا تطرد الذين يدعون ربهم بالغدوة و العشىّ يريدون وجهه

20- مناجات انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 142 - 6

6 ـ خلوت و انزواى انبيا براى مناجات با خدا و عبادت او

و وعدنا موسى ثلثين ليلة

21- مناجات با خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 40 - 4،5،7

4 ـ ادب زكريا در مقام تكلّم با خداوند

و قد بلغنى الكبر

جمله «و قد بلغنى الكبر»، كنايه از ناتوانى بر آميزش جنسى است.

5 ـ لزوم رعايت ادب در گفتار با خداوند

و قد بلغنى الكبر

7 ـ سخن گفتن با خداوند ، نياز به واسطه ندارد .

فنادته الملائكة . .. قال ربّ

با اينكه ملائكه براى زكريا (ع) پيام آوردند; ولى آن حضرت، خود با خداوند صحبت كرد و به ملائكه نفرمود كه از جانب من به خداوند بگوييد.

22- مناجات خالصانه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 53 - 13

13 ـ ايمان و نيايش خالصانه به درگاه خداوند، سپاسگزارى است.

و لا تطرد الذين يدعون ربهم بالغدوة و العشىّ يريدون وجهه . .. أليس اللّه بأعلم با

23- مناجات در شب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 52 - 5،9

5 ـ حضور مؤمنانى در اطراف پيامبر(صلی الله علیه و آله) كه هر بامداد و شامگاه به درگاه خداوند نيايش خالصانه داشتند.

و لا تطرد الذين يدعون ربهم بالغدوة و العشىّ يريدون وجهه

9 ـ بامدادان و شامگاهان، فرصتهايى مناسب براى نيايش و دعاست.

يدعون ربهم بالغدوة و العشىّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 16 - 1،3

1 - بركندن تَن از بستر آسايش در دل شب ، براى نيايش خدا ، نشان مؤمنان راستين است .

إنّما يؤمن بأيـتنا الذين . .. تتجافى جنوبهم عن المضاجع

«تتجافى» از ريشه «جفى» به معناى «ملازم نبودن با مكان و جا» است (المنجد) لازم به ذكر است كه «تتجافى» حال براى «الذين» در آيه پيش است.

3 - نيايش مؤمنان راستين به درگاه خدا در دل شب ، همراه با بيم و اميد است .

يدعون ربّهم خوفًا و طمعًا

24- مناجات در صبح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 52 - 5،9

5 ـ حضور مؤمنانى در اطراف پيامبر(صلی الله علیه و آله) كه هر بامداد و شامگاه به درگاه خداوند نيايش خالصانه داشتند.

و لا تطرد الذين يدعون ربهم بالغدوة و العشىّ يريدون وجهه

9 ـ بامدادان و شامگاهان، فرصتهايى مناسب براى نيايش و دعاست.

يدعون ربهم بالغدوة و العشىّ

25- مناجات در كوه طور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 80 - 9

9 - نجات بنى اسرائيل از فرعونيان و دعوت آنان به كوه طور براى مناجات و فرو فرستادن منّ و سلوى بر آنان ، از نعمت هاى خداوند بر بنى اسرائيل در زمان موسى ( ع )

يـبنى اسرءيل قد أنجينـكم . .. و نزّلنا عليكم المنّ والسلوى

26- مناجات زكريا(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 41 - 5

5 ـ گفتگوى حضرت زكريا با خداوند متعال

قال ربّ . .. قال ايتك

27- مناجات شبانه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 144 - 11

11 ـ تصفيه موسى ( ع ) با مناجات چهل شبه ، مقدمه اى براى دريافت تورات بود .

يموسى إنى اصطفيتك . .. فخذ ما ءاتيتك

چون خداوند در پايان داستان مواعده خويش با موسى(ع) و مناجات چهل شبه وى، اعطاى پيامهاى خويش را، كه همان تورات باشد، مطرح ساخته، معلوم مى شود آن مواعده و مناجات به سبب اعطاى تورات بوده است.

28- مناجات شبانه موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 142 - 4

4 ـ مناجات خاص موسى با خداوند با گذشتن چهل شب ، در دو مرحله سى شبه و ده شبه ، كامل شد و به حد مطلوب رسيد .

فتم ميقت ربه أربعين ليلة

فعل «تمَّ» متضمن معناى «بلغ» مى باشد و بدين لحاظ «اربعين» مفعولٌ به براى آن است ; يعنى: «فتم ميقات ربه بالغاً أربعين ليلة».

29- مناجات صحابه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 52 - 5

5 ـ حضور مؤمنانى در اطراف پيامبر(صلی الله علیه و آله) كه هر بامداد و شامگاه به درگاه خداوند نيايش خالصانه داشتند.

و لا تطرد الذين يدعون ربهم بالغدوة و العشىّ يريدون وجهه

30- مناجات كامل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 142 - 5

5 ـ عبادت و مناجات چهل شبه ، عبادت و مناجاتى كامل و داراى اثرى خاص است .

و أتممنها بعشر فتم ميقت ربه أربعين ليلة

به كارگيرى واژه «اتمام» در جمله «اتممناها» و نيز استفاده از «تمَّ» (به جاى ـ مثلا ـ «صار») در جمله «فتم ميقات ربه»، بيانگر اين است كه عبادت سى شبه عبادتى كامل و تمام نبوده و با سپرى شدن چهل شب، كامل و تمام شده است. تصريح به اينكه پس از اضافه شدن ده به سى مجموع آن چهل شد (فتم ... اربعين) مى تواند اشاره به برداشت فوق باشد.

31- مناجات موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 51 - 1

1 - خداوند ، پس از نجات بنى اسرائيل از سيطره فرعونيان ، موسى ( ع ) را براى عبادت و مناجاتى خاص فرا خواند .

و إذ وعدنا موسى أربعين ليلة

به كارگيرى كلمه «ليلة» (شب) - با وجود اينكه معمولا در بيان شبانه روز و مانند آن، از كلمه «يوم» (روز) استفاده مى شود - اشاره به اين معنا دارد كه: وعده خدا با موسى (ع) براى عبادت و مناجات بوده است. از آن جا كه موسى (ع) در ميان بنى اسرائيل نيز اعمال عبادى داشته، معلوم مى شود آن دعوت براى عبادت و مناجاتى خاص بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 142 - 1

1 ـ خداوند ، موسى ( ع ) را پس از عبور بنى اسرائيل از دريا ، براى عبادت و مناجاتى خاص فراخواند .

و وعدنا موسى ثلثين ليلة

به كارگيرى كلمه «ليلة» (شب)، با وجود اينكه معمولاً در بيان شبانه روز و مانند آن از كلمه «يوم» استفاده مى شود، اشاره به اين دارد كه مواعده خدا با موسى براى عبادت بوده است. و چون موسى در ميان قومش نيز عبادت و مناجات داشته، معلوم مى شود كه اين، عبادت و مناجاتى خاص بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 151 - 1،2

1 ـ موسى ( ع ) پس از مشاجره خويش با هارون و پى بردن به ناتوانى او در برابر منحرفان ، رو به درگاه خدا آورد و به مناجات با او پرداخت .

قال رب اغفر لى و لأخى

2 ـ موسى ( ع ) در مناجاتش با خدا آمرزش خويش و برادرش هارون را از خداوند درخواست كرد .

قال رب اغفر لى و لأخى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 45 - 2

2 - موسى و هارون ( ع ) با مناجات به درگاه خداوند و برشمردن موانع احتمالى اقدام خود ، از خداوند راه چاره خواستند .

قالا ربّنا إنّنا نخاف أن يفرط علينا

32- مناجات موسى(ع) در ميقات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 142 - 2،3،4،7،9

2 ـ مدت مناجات و عبادت ويژه موسى ( ع ) در مرحله نخست سى شب تعيين گرديد .

و وعدنا موسى ثلثين ليلة

3 ـ موسى ( ع ) علاوه بر گذراندن سى شب براى عبادت و مناجات ، موظف به ادامه آن تا ده شب ديگر شد .

و أتممنها بعشر فتم ميقت ربه أربعين ليلة

«ميقات» به معناى زمانى است كه براى انجام كارى تعيين گردد. «ميقات ربه» يعنى زمانى را كه خدا براى انجام عبادت و

مناجات موسى تعيين كرد.

4 ـ مناجات خاص موسى با خداوند با گذشتن چهل شب ، در دو مرحله سى شبه و ده شبه ، كامل شد و به حد مطلوب رسيد .

فتم ميقت ربه أربعين ليلة

فعل «تمَّ» متضمن معناى «بلغ» مى باشد و بدين لحاظ «اربعين» مفعولٌ به براى آن است ; يعنى: «فتم ميقات ربه بالغاً أربعين ليلة».

7 ـ بروز بدا براى خدا در مقدار زمان تعيين شده جهت عبادت و مناجات موسى ( ع )

و أتممنها بعشر

9 ـ موسى ( ع ) ، برادرش هارون را به رهبرى بنى اسرائيل تا پايان مناجاتش با خدا منصوب كرد .

و قال موسى لأخيه هرون اخلفنى فى قومى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 144 - 11

11 ـ تصفيه موسى ( ع ) با مناجات چهل شبه ، مقدمه اى براى دريافت تورات بود .

يموسى إنى اصطفيتك . .. فخذ ما ءاتيتك

چون خداوند در پايان داستان مواعده خويش با موسى(ع) و مناجات چهل شبه وى، اعطاى پيامهاى خويش را، كه همان تورات باشد، مطرح ساخته، معلوم مى شود آن مواعده و مناجات به سبب اعطاى تورات بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 155 - 21

21 ـ موسى ( ع ) در مناجات خويش با خداوند ، در پى هلاكت همراهانش در ميعادگاه مناجات ، از خداوند خواست تا وى و همراهانش را ببخشايد و بر آنان ترحم كند .

فاغفرلنا و ارحمنا و أنت خير الغفرين

33- مناجات هارون(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 45 - 2

2 - موسى و هارون ( ع ) با مناجات به درگاه خداوند و برشمردن موانع احتمالى اقدام خود ، از خداوند راه چاره خواستند .

قالا ربّنا إنّنا نخاف أن يفرط علينا

مناجات كنندگان

34- مقامات مناجات كنندگان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 52 - 12

12 ـ نيايش كنندگان به درگاه خداوند، نزد او ارزشمندند ; هر چند تهيدست باشند.

و لا تطرد الذين يدعون ربهم بالغدوة و العشىّ يريدون وجهه

11- مناظره

1- آداب مناظره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 25 - 5،6

5 - سفارش خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، براى رعايت ادب در مناظره با مشركان

لاتسئلون عمّا أجرمنا و لانسئل عمّا تعملون

آوردن تعبير «أجرمنا» براى خود و «تعملون» براى مشركان، ناظر به رعايت ادب از جانب پيامبر(صلی الله علیه و آله) مى باشد.

6 - رعايت ادب در گفتار دينى با دشمنان ، امرى مطلوب و پسنديده است .

قل لاتسئلون عمّا أجرمنا و لانسئل عمّا تعملون

از سفارش خداوند به پيامبر(صلی الله علیه و آله) مبنى بر رعايت ادب مناظره با مشركان، نكته ياد شده استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 18 - 12

12 - لزوم سعه صدر در گفت وگو هاى علمى و در عرصه تضارب افكار و بيان انديشه هاى گوناگون

الذين يستمعون القول فيتّبعون أحسنه

2- ترك مناظره با كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 8 - 13

13- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور به ترك مناظره و محاجه با كافران ، پس از اتمام حجت بر ايشان *

قل إن افتريته فلا تملكون . .. كفى به شهيدًا بينى و بينكم

برداشت ياد شده براساس اين احتمال است كه تعبير «كفى به شهيدًا» به معناى ترك محاجه باشد; يعنى، پس از اتمام حجت، كار داورى درباره كافران را به خدا واگذار.

3- جواز مناظره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 111 - 16

16 - مشروعيت بحث و مناظره در اعتقادات و مبانى دينى

قل هاتوا برهنكم

4- روش مناظره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 25 - 8

8 - ناديده گرفتن خطا هاى طرف مقابل در گفتار دينى با او و خود را هم سنگ او دانستن به منظور جلب نظر وى ، امرى پسنديده است .

قل لاتسئلون عمّا أجرمنا و لانسئل عمّا تعملون

مفسران برآنند كه آوردن فعل ماضى «أجرمنا» آن هم از ماده جرم ـ كه دلالت بر تحقق جرم مى كند ـ و ذكر «تعملون» براى مشركان ـ كه خطاى محرزى دارند ـ به دستور خداوند و براى جلب نظر آنان بوده است.

5- روش مناظره با مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 25 - 5

5 - سفارش خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، براى رعايت ادب در مناظره با مشركان

لاتسئلون عمّا أجرمنا و لانسئل عمّا تعملون

آوردن تعبير «أجرمنا» براى خود و «تعملون» براى مشركان، ناظر به رعايت ادب از جانب پيامبر(صلی الله علیه و آله) مى باشد.

6- شرح صدر در مناظره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 18 - 12

12 - لزوم سعه صدر در گفت وگو هاى علمى و در عرصه تضارب افكار و بيان انديشه هاى گوناگون

الذين يستمعون القول فيتّبعون أحسنه

7- مناظره با جادوگران فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 61 - 4

4 - ترساندن فرعونيان از عذاب ـ به خاطر افتراى بر خداوند ـ سرلوحه سخنان موسى ( ع ) در صحنه مقابله با ساحران فرعون

قال لهم موسى ويلكم لاتفتروا على اللّه كذبًا فيسحتكم بعذاب

«ويل»; يعنى، «اندوه» و «هلاكت» و «هر سختى كه از ناحيه عذاب پديد آيد» (لسان العرب). «ويلكم» نفرين است; يعنى، عذاب باد بر شما. برخى آن را مفعول براى فعل محذوف دانسته اند; يعنى، ألزموا ويلكم (با هلاكت و عذابتان همدم باشيد). جمله «فيسحتكم بعذاب» روشنگر مفاد «ويلكم» است.

8- مناظره داود(ع) با سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 78 - 8

8- « عن أبى جعفر ( ع ) فى قول اللّه تبارك و تعالى : « داود و سليمان إذ يحكمان فى الحرث . . . » قال لم يحكما إنّما كانا يتناظران ففهّمها سليمان . . . ;

از امام باقر(ع) در باره قول خداى ـ تبارك و تعالى ـ «و داوود و سليمان إذ يحكمان فى الحرث. ..» روايت شده كه فرمود: داوود و سليمان(ع) داورى نكردند، تنها مشغول مناظره بودند كه خدا حكم واقعه را به سليمان تفهيم كرد».

9- مناظره در عقيده دينى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 111 - 16

16 - مشروعيت بحث و مناظره در اعتقادات و مبانى دينى

قل هاتوا برهنكم

10- مناظره فرعون با موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 60 - 1

1 - فرعون با پذيرفتن زمان و مكان پيشنهادى موسى ( ع ) براى مبارزه ، از ادامه بحث و گفت وگو با او لب فرو بست و مجلس

مناظره را ترك كرد .

فتولّى فرعون

11- مناظره موسى(ع) با فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 25 - 1

1 - مناظره موسى و فرعون در منظر جمعى از فرعونيان

قال لمن حوله

«حَوْل» به چيزى كه شىء را احاطه كرده باشد، گفته مى شود. استفهام در «ألاتستمعون» براى اظهار تعجب است. يعنى «[ فرعون] به كسانى كه پيرامونش بودند [با تعجب ]گفت آيا نمى شنويد».

مناظره نكوهيده

12- {مناظره نكوهيده}

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 66 - 4

4 ـ نكوهش احتجاج و مناظره در مسائلى كه بدان آگاهى نيست .

فلم تحاجّون فيما ليس لكم به علم

12- منافع

1- استفاده از منافع دريا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 12 - 15

15 - امتنان الهى بر آدميان ، به خاطر بهره مند ساختن ايشان از منافع دريا

الله الذى سخـّر لكم البحر. .. و لعلّكم تشكرون

برشمردن نعمت ها و شايسته شكر معرفى كردن آنها، دربردارنده منت گذاردن خداوند بر خلق است.

2- اعراض از منافع مادى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 28 - 8

8 ـ باور به پاداش هاى عظيم الهى ، زمينه پايبندى به ارزش ها و گذشت از منافع مادى براى دين و ديندارى

لاتخونوا اللّه . .. و اعلموا ... و أن اللّه عنده أجر عظيم

هدف از بيان پاداش دهى خداوند پس از تكاليف ياد شده، ايجاد زمينه پايبندى به آن تكاليف است.

3- اعلان منافع ديندارى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 66 - 5

5- آگاه كردن مردم به سودمندىِ دين دارى و يا زيان بى دينى ، روشى پسنديده و مفيد در تبليغ دين و هدايت انسان ها

قال أفتعبدون من دون اللّه ما لاينفعكم شيئًا و لايضرّكم

4- اهميت حفظ منافع اجتماعى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 80 - 8

8- حفظ منافع و خير و صلاح مردم ، اصلى اساسى و معيارى تعيين كننده در نوع و مقدار توليد و گسترش سلاح و سياست كلى جامعه دينى در صنعت اسلحه سازى است .

و علّمنـه صنعة لبوس لكم لتحصنكم من بأسكم

برداشت ياد شده از «لام» انتفاع در «لكم» استفاده گرديد، بدين معنا كه آموزش صنعت اسلحه سازى به داوود(ع) در جهت حفظ منافع و خير و صلاح مردم بود و همين مسأله، تعيين كننده سياست كلى جامعه دينى در توليد و گسترش سلاح است.

5- اهميت منافع معنوى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 67 - 9،10،11

9 ـ خداوند خواهان تلاش مردم براى دستيابى به منافع معنوى و مواهب اخروى است .

و اللّه يريد الأخرة

10 ـ دستيابى مجاهدان به مواهب اخروى و منافع معنوى ، هدفى اساسى در تشريع جهاد

و اللّه يريد الأخرة

11 ـ سركوب دشمنان دين در ميدان نبرد ، آخرت جويى و موجب رسيدن به منافع معنوى و مواهب اخروى است .

ما كان لنبى أن يكون له أسرى . .. و اللّه يريد الأخرة

6- اهميت منافع مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 39 - 4

4 ـ فرمان جهاد و شركت همگان در آن ، در جهت منافع مؤمنان و زيان تخلف از جهاد ، تنها متوجه خود آنان است ; نه خداوند .

إلا تنفروا يعذبكم عذاباً أليماً . .. و لا تضروه شيئاً

7- بى ارزشى منافع بدعت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 117 - 1

1- سود به دست آمده از راه بدعت گذارى در دين ، در مقايسه با زيان هاى آن ، بسيار ناچيز است .

و لاتقولوا . .. هـذا حلـل و هـذا حرام لتفتروا على الله الكذب ... لايفلحون . متـع

آيه شريفه ممكن است پاسخ به سؤالى مقدر باشد بدين صورت كه: چرا كافران و بدعت گذاران در دين، از متاعهاى دنيوى برخوردارند و چرا دنيا از آنان ستانده نمى شود.

8- بى ارزشى منافع دنيوى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 117 - 2

2- ناچيزى هر بهره دنيوى ، در قبال عذاب دردناك اخروى

متـع قليل و لهم عذاب أليم

9- بى ارزشى منافع مادى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 4 - 6

6 - ارزش جهاد به اين است كه در راه خدا و جلب رضاى او باشد و نه دستيابى به منافع مادى .

الذين يقـتلون فى سبيله

قيد «فى سبيله» مى رساند كه انگيزه كسى كه در جهاد شركت مى كند، تنها بايد براى اعتلا بخشيدن به دين خدا بوده و از انگيزه هاى مادى (مانند غنيمت و. ..) مبرّا باشد.

10- تأمين منافع انسان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 21 - 10

10- فرمان هاى خدا و دستور او به جهاد ، در جهت منافع خود انسان ها است .

فإذا عزم الأمر فلو صدقوا اللّه لكان خيرًا لهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 38 - 10

10- تشريع انفاق از سوى خداوند ، صرفاً در جهت منافع خود انسان ها است .

تدعون لتنفقوا . .. و من يبخل فإنّما يبخل عن نفسه و اللّه الغنىّ و أنتم الفقراء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 6 - 5

5 - آفرينش زمين ، نعمتى الهى براى انسان ها و در جهت منافع حياتى آنان است .

ألم نجعل الأرض مهـدًا

«مَهْد» و «مِهاد»، به معناى مكانى است كه ممهّد و مهيّا باشد (مفردات راغب). بنابراين جمله «ألم نجعل...»، حاكى از اين است كه خداوند زمين را به گونه اى قرار داده است كه براى ادامه حيات بشر آماده باشد.

11- تأمين منافع انسان ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 3 - 9

9- بيان هاى تمثيلى و توصيفى قرآن ، براى توده هاى بشر و در جهت منافع آنان

كذلك يضرب اللّه للناس أمثـلهم

لام در «للناس» بيانگر منفعت است.

12- تأمين منافع ثروتمندان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 23 - 5

5 - آيين شرك ، حافظ منافع صاحبان زر و زور بوده و آيين توحيدى ناسازگار با آن است .

و قالوا لاتذرنّ ءالهتكم و لاتذرنّ ودًّا . .. و نسرًا

13- تأمين منافع جامعه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 38 - 12

12- منافع همه طبقات جامعه ، حتى ثروتمندان ، در گرو انفاق و نوعى تعديل ثروت *

تدعون لتنفقوا . .. و اللّه الغنىّ و أنتم الفقراء

تعبير «و أنتم الفقراء» ممكن است هم شامل نياز انسان به پاداش الهى و هم شامل نوعى نياز طبيعى و اجتماعى انسان ها باشد; يعنى، اصولاً جامعه بدون انفاق، دوام نمى يابد و تشريع انفاق از سوى خداوند، در واقع تضمينى بر ثبات و پايدارى جوامع بشرى است.

14- تأمين منافع فقرا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 25 - 5

5 - تعديل اقتصادى به نفع سائلان و محرومان جامعه و مخالفت با زراندوزى ، سياست اقتصادى اسلام

و جمع فأوعى . .. إلاّ المصلّين ... و الذين فى أمولهم حقّ معلوم . للسائل و المحرو

دو آيه مورد بحث ـ كه در توصيف مؤمنان است ـ در مقابل جمله «و جمع فأوعى» ـ كه در وصف كافران توانگر بود ـ قرار دارد. از مجموع اين توصيف ها، مى توان به مطلب ياد شده پى برد.

15- تأمين منافع قدرتمندان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 23 - 5

5 - آيين شرك ، حافظ منافع صاحبان زر و زور بوده و آيين توحيدى ناسازگار با آن است .

و قالوا لاتذرنّ ءالهتكم و لاتذرنّ ودًّا . .. و نسرًا

16- تأمين منافع متكديان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 25 - 5

5 - تعديل اقتصادى به نفع سائلان و محرومان جامعه و مخالفت با زراندوزى ، سياست اقتصادى اسلام

و جمع فأوعى . .. إلاّ المصلّين ... و الذين فى أمولهم حقّ معلوم . للسائل و المحرو

دو آيه مورد بحث ـ كه در توصيف مؤمنان است ـ در مقابل جمله «و جمع فأوعى» ـ كه در وصف كافران توانگر بود ـ قرار دارد. از مجموع اين توصيف ها، مى توان به مطلب ياد شده پى برد.

17- تأمين منافع مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - حجرات - 49 - 10 - 7

7 - تأمين و حفظ منافع يكايك مؤمنان ، در پرتو حاكميت روح برادرى بر تمامى اعضاى جامعه *

فأصلحوا بين أخويكم

از تعبير «أخويكم»، اين نكته استفاده مى شود كه مؤمنان در يك جامعه، چونان برادران واقعى خود شماهستند كه دوستى و صلح آنان مفيد به حال شما و نزاع ايشان برهم زننده آرامش خود شما است.

18- تناول از منافع دين فروشى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 174 - 4

4 - تناول از منافع به دست آمده از دين فروشى و كتمان معارف كتاب هاى آسمانى ، در حقيقت خوردن آتش و پركردن شكم از آن است .

و يشترون به ثمناً قليلا أولئك ما يأكلون فى بطونهم إلا النار

19- تهديد منافع فرعونيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 55 - 4

4 - گريز بنى اسرائيل از مصر ، تهديدى عليه منافع فرعونيان

و إنّهم لنا لغائظون

چنانچه خشم فرعونيان به خاطر اين باشد كه با گريز بنى اسرائيل از مصر، نيروى كار عظيمى از دستشان خارج مى شد و زيان بسيارى بر آنان وارد مى گشت، برداشت ياد شده به دست مى آيد.

20- حفظ منافع اصحاب ايكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 178 - 5

5 - تأكيد شعيب ( ع ) بر خيرخواهى خود ، مبنى بر تضمين منافع مردم « ايكه » در پرتو رسالت وى

إنّى لكم رسول أمين

برداشت ياد شده با توجه به قيد «لكم» (با لام انتفاع) استفاده مى شود.

21- حفظ منافع خائنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 105 - 19

19 ـ قضاوت و داورى هاى به دور از معيار هاى تبيين شده در قرآن و سنت ، تحكيم بخش اغراض و منافع خيانتكاران

إنّا انزلنا إليك الكتب بالحق . .. بما اريك اللّه و لاتكن للخائنين خصيماً

22- حفظ منافع خويشاوندان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 152 - 14

14 ـ حفظ منافع خويشان و يا دفع ضرر از آنان نبايد آدمى را به ناحق گويى وادارد.

و إذا قلتم فاعدلوا و لو كان ذاقربى

اسم «كان» ضميرى است كه به «المقول له» و مانند آن، كه از «إذا قلتم» به دست مى آيد، برمى گردد; يعنى هر چند آن كسى كه سخن درباره او گفته مى شود، خويشاوند گوينده باشد.

23- حفظ منافع قوم ثمود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 143 - 5

5 - تصريح صالح ( ع ) بر خيرخواهى خود و تضمين منافع ثموديان در پرتو رسالت خويش

إنّى لكم رسول أمين

برداشت ياد شده، با توجه به قيد «لكم» (همراه با لام انتفاع) استفاده مى شود.

24- حفظ منافع قوم عاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 125 - 5

5 - تصريح هود ( ع ) بر خيرخواهى خود و تضمين منافع عاديان در پرتو رسالت خويش

إنّى لكم رسول أمين

برداشت ياد شده با توجه به قيد «لكم» ـ با لام انتقاع ـ استفاده مى شود.

25- حفظ منافع قوم لوط

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 162 - 5

5 - تصريح لوط ( ع ) بر خيرخواهى خود و تضمين منافع ثموديان در پرتو رسالت وى

إنّى لكم رسول أمين

برداشت ياد شده با توجه به قيد «لكم» (براى شما) به دست مى آيد.

26- حفظ منافع قوم نوح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 107 - 5

5 - تلاش نوح ( ع ) براى نماياندن خيرخواهى خود و تضمين منافع قومش در پرتو رسالت خويش

إنّى لكم رسول أمين

برداشت ياد شده با توجه به قيد «لكم» به دست مى آيد.

27- حلّيت منافع تجارت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 86 - 1

1ـ منافع به دست آمده از كسب و تجارت عادلانه و بدون اجحاف ، منافعى حلال و نيكوست .

بقيّت الله خير لكم

سخن از مبادله و رعايت قسط در معاملات ، مى تواند قرينه بر اين باشد كه مراد از «بقيت» (باقى مانده) سودهايى باشد كه از معاملات و مبادلات عادلانه براى فروشندگان باقى مى ماند.

28- خيريت منافع حلال

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 86 - 3،4

3ـ تنها اهل ايمان ، نيكويى منافع حلال و عادلانه و نادرست بودن منافع حرام و ظالمانه را باور خواهند كرد .

بقيّت الله خير لكم إن كنتم مؤمنين

چون خير بودن منافع حلال و عادلانه مشروط به ايمان نيست; يعنى، چه جامعه مؤمن باشد و چه نباشد، قسط و عدالت براى آنان خير است، گفته شده «إن كنتم مؤمنين» شرطِ باور كردن و فهميدن است; يعنى، اگر مؤمن شويد، مى فهميد كه منافع حلال خير است و گرنه باور نخواهيد كرد.

4ـ خير بودن منافع حلال و تجارت هاى عادلانه و سعادت آفرينى معارف و احكام الهى ، از تعاليم شعيب ( ع ) به مردم خويش

يـقوم . .. بقيّت الله خير لكم

29- رد منافع ثروتمندان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 23 - 5

5 - آيين شرك ، حافظ منافع صاحبان زر و زور بوده و آيين توحيدى ناسازگار با آن است .

و قالوا لاتذرنّ ءالهتكم و لاتذرنّ ودًّا . .. و نسرًا

30- رد منافع قدرتمندان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 23 - 5

5 - آيين شرك ، حافظ منافع صاحبان زر و زور بوده و آيين توحيدى ناسازگار با آن است .

و قالوا لاتذرنّ ءالهتكم و لاتذرنّ ودًّا . .. و نسرًا

31- رعايت منافع مردم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 93 - 8

8 ـ خيرخواهى شعيب تنها در جهت منافع مردم بود ، نه آميخته به منفعت هاى شخصى خويش

و نصحت لكم

«لام» در «لكم» اشاره به خلوص شعيب در خيرخواهيش دارد.

32- زمينه تأمين منافع مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - حجرات - 49 - 5 - 6

6 - رعايت حرمت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، داراى خير و منفعت براى خود مؤمنان

و لو أنّهم صبروا . .. لكان خيرًا لهم

33- شعيب(ع) و منافع مردم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 93 - 8

8 ـ خيرخواهى شعيب تنها در جهت منافع مردم بود ، نه آميخته به منفعت هاى شخصى خويش

و نصحت لكم

«لام» در «لكم» اشاره به خلوص شعيب در خيرخواهيش دارد.

34- عبادت براى منافع دنيوى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 66 - 6

6- جواز عبادت خدا ، براى دستيابى به منافع آن و دفع ضرر ترك عبادت

أفتعبدون من دون اللّه ما لاينفعكم شيئًا و لايضرّكم

ابراهيم(ع) براى اثبات بطلان شرك، بى حاصل بودن عبادت غير خدا را دليل آورد. از بيان اين حقيقت مى توان استفاده كرد كه عبادت هر معبودى، بايد ثمره اى براى آدمى در بر داشته باشد و انسان مى تواند به انگيزه همين ثمره خدا را عبادت كند.

35- عظمت منافع ولادت عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 21 - 10

10- پيدايش حضرت عيسى ( ع ) بدون پدر و اسباب متعارف ، كارى هدف مند و داراى منافع گسترده و بسيار بود .

هو علىَّ هيّن و لنجعله ءاية للناس

متحمل است عبارت «لنجعله. ..» عطف بر علّتى محذوف باشد; يعنى «خلقناه من غير أب لأغراض لا مجال لذكرها و لنجعله» فايده اين حذف «ايهام» است; يعنى به قدرى اغراض اين كار بزرگ و گسترده است كه گويا در كلام نمى گنجد.

36- عوامل محافظت از منافع صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 82 - 10

10- عوامل غيبى الهى ، در حفظ منافع صالحان و فرزندان آنان ، دخالت دارد .

فأراد ربّك أن يبلغا أشدّهما و يستخرجا كنزهما رحمة من ربّك

داستان تعمير ديوار و حفظ منافع يتيمان، گرچه در موردى خاص بوده، ولى پيام آيه، كلّى است و آن اين كه به مناسبت عمل

صالح پدران، منافع فرزندان نيز محفوظ مى ماند.

37- عوامل محافظت از منافع فرزندان صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 82 - 10

10- عوامل غيبى الهى ، در حفظ منافع صالحان و فرزندان آنان ، دخالت دارد .

فأراد ربّك أن يبلغا أشدّهما و يستخرجا كنزهما رحمة من ربّك

داستان تعمير ديوار و حفظ منافع يتيمان، گرچه در موردى خاص بوده، ولى پيام آيه، كلّى است و آن اين كه به مناسبت عمل صالح پدران، منافع فرزندان نيز محفوظ مى ماند.

38- محمد(صلی الله علیه و آله) و منافع انسانها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 61 - 8

8 ـ گوش فرادادن پيامبر (صلی الله علیه و آله) به سخن همه مردم ، در جهت منافع آنان و به خطر و صلاح جامعه

و يقولون هو أذن قل أذن خير لكم

برداشت فوق بدين احتمال است كه اضافه «أذن» به «خير»، از باب اضافه موصوف به صفت باشد ; يعنى، پيامبر(صلی الله علیه و آله) شنواىِ خوبى است براى شما و اين صفت در جهت صلاح جامعه ايمانى است.

39- محمد(صلی الله علیه و آله) و منافع جامعه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 61 - 8

8 ـ گوش فرادادن پيامبر (صلی الله علیه و آله) به سخن همه مردم ، در جهت منافع آنان و به خطر و صلاح جامعه

و يقولون هو أذن قل أذن خير لكم

برداشت فوق بدين احتمال است كه اضافه «أذن» به «خير»، از باب اضافه موصوف به صفت باشد ; يعنى، پيامبر(صلی الله علیه و آله) شنواىِ خوبى است براى شما و اين صفت در جهت صلاح جامعه ايمانى است.

40- محمد(صلی الله علیه و آله) و منافع مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 61 - 11

11 ـ ترتيب اثر دادن پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، تنها به سخنانى بود كه در جهت منافع مؤمنان باشد .

و يقولون هو أذن قل أذن خير لكم . .. و يؤمن للمؤمنين

برداشت فوق با توجه به «لام» در «للمؤمنين»، كه براى افاده منفعت است، استفاده مى شود.

41- منافع اخروى حج

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 28 - 20

20 - « عن الربيع بن خُثيم قال : شهدت أباعبداللّه ( ع ) . . . قال : إنّى سمعت اللّه عزّوجلّ يقول : « ليشهدوا منافع لهم » فقلت منافع الدنيا أو منافع الآخرة فقال : الكلّ ;

ربيع بن خُثيم مى گويد: امام صادق(ع) را ديدم كه فرمود: شنيدم كه خداى عزّوجلّ مى فرمايد: «ليشهدوا منافع لهم» پس به امام(ع) عرض كردم: منظور از منافع، منافع دنيايى است يا اخروى؟ فرمود: تمام منافع».

42- منافع استقرار كوه ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - غاشيه - 88 - 20 - 3

3 - آفرينش شتر ، برافراشتن آسمان ، استوارسازى كوه ها و هموار ساختن زمين ، داراى منافعى درخور توجه براى انسان ها است .

أفلاينظرون إلى . .. و إلى الأرض كيف سطحت

آيه شريفه، گرچه توجّه دادن انسان ها به مظاهر قدرت خداوند در زمين و آسمان است; ولى تكيه بر اوصاف ياد شده، نشانه سودمند بودن آنها به حال آنان است.

43- منافع انسان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 121 - 11

11 - منفعت و سود واقعى انسان ها ، در گرو ايمان به قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله) است .

و من يكفر به فأولئك هم الخسرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 132 - 9

9 - پيروى از اديان الهى ، به سود خود آدمى است .

اصطفى لكم الدين

برداشت فوق از «لام» در «لكم» استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 164 - 6

6 - حركت كشتى ها در دريا در جهت منافع انسان ، از نشانه هاى توحيد و رحمت گسترى خداوند است .

إن فى . .. الفلك تجرى فى البحر بما ينفع الناس ... لأيت

كلمه «ما» در «بما ينفع» مى تواند موصوله باشد كه در اين صورت «باء» به معناى مصاحبت است. بر اين مبنا «التى تجرى...»; يعنى، آن كشتيهايى كه در دريا حركت مى كنند و چيزهايى (از قبيل مال التجاره ها و ...) به همراه دارند كه براى مردم سودبخش است ... و نيز «ما» مى تواند مصدريه باشد كه در اين صورت «باء» به معناى سبب است; يعنى، كشتيهايى كه در دريا به خاطر نفع رسانى به مردم در حركت هستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 104 - 7،8

7 ـ بينش و آگاهيهاى ارائه شده از سوى خداوند، در جهت كمال و منافع انسان است.

فمن أبصر فلنفسه

8 ـ نفع و ضرر انسان در گرو پذيرش و يا عدم پذيرش بينشهاى ارائه شده از جانب خداوند است.

فمن أبصر فلنفسه و من عمى فعليها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 81 - 14

14- مظاهر مادى طبيعت ، در خدمت آدميان و آفريده شده در جهت منافع آنان

و الله جعل لكم من بيوتكم . .. لعلّكم تسلمون

لام در «لكم» كه براى انتفاع است و در هر دو آيه به صورت تكرار آمده است، مى تواند بيانگر مطلب فوق باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 12 - 6

6- روزى ها ، منافع و ذخاير الهى براى انسان ، جلوه ربوبيت خداوند براى اوست .

لتبتغوا فضلاً من ربّكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 66 - 1

1- حركت پيوسته كشتى ها و قوانين حاكم بر آن ، در جهت منافع انسان و جلوه اى از ربوبيت خداوند است .

ربّكم الذى يزجى لكم الفلك فى البحر لتبتغوا من فضله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 166 - 3،4

3 - نكاح و ارضاى غريزه جنسى از طريق طبيعى و خداپسند ، در جهت منافع و مصالح انسان ها است .

و تذرون ما خلق لكم ربّكم

برداشت ياد شده با توجه به قيد «لكم» (براى شما) استفاده شده است.

4 - هم جنس گرايى و ارضاى غريره جنسى ، بيرون از چارچوب ازدواج مردان با زنان ، راهى غيرطبيعى و بر ضد منافع و مصالح انسان ها است .

أتأتون الذكران . .. و تذرون ما خلق لكم ربّكم من أزوجكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 46 - 15

15 - هشدار پيامبر (صلی الله علیه و آله) به مردم از عذاب الهى ، در راستاى نفع رسانى به آنان است .

إن هو إلاّ نذير لكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 18 - 14

14 - پاكى و دورى از گناه و آلودگى ها ، به سود بشر

و من تزّكى فإنّما يتزّكى لنفسه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 42 - 3

3 - آفرينش مركب هايى مانند كشتى ( چهارپايان و . . . ) از سوى خداوند ، به سود بشر و از نعمت هاى او است .

و ءاية لهم . .. و خلقنا لهم من مثله ما يركبون

گفتنى است كه لام در «لهم» براى انتفاع است; يعنى، مركب هاى مانند كشتى را به نفع انسان ها آفريديم.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 13 - 6

6 - نزول باران ، در جهت منافع انسان ها است .

و ينزّل لكم من السماء رزقًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 64 - 4

4 - خداوند ، آسمان را در جهت منافع انسان ها برافراشته ساخت .

اللّه الذى جعل لكم . .. و السماء بناء

«بناء»، در لغت معنايى دارد كه شامل: ساختمان، خيمه، چادر و مانند اين ها مى شود: اطلاق «بناء» بر آسمان از باب تشبيه است; يعنى، «جعل لكم السماء كالبناء».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 79 - 1

1 - خداوند ، دام ها ( شتر ، گاو و گوسفند ) را به خاطر منافع و مصالح انسان ها آفريده است .

اللّه الذى جعل لكم الأنعـم

لام در «لكم» براى تعليل است; يعنى، به خاطر شما، «أنعام» (جمع «نَعَمْ») در اصل به معناى شتر است; ولى گاهى براى مجموع «شتر، گاو و گوسفند» به كار مى رود. برداشت ياد شده بر اساس همين احتمال است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 11 - 7،9

7 - زوجيت و همسرى ، امرى الهى و در راستاى منافع انسان

جعل لكم من أنفسكم أزوجًا

9 - آفرينش چهارپايان و جفت قرار دادن آنها ، در خدمت منافع آدمى

جعل لكم . .. و من الأنعـم أزوجًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 13 - 3

3 - تشريع دين از سوى خداوند ، در جهت منافع و مصالح انسان است .

شرع لكم من الدين

با توجه به لام «لكم» ـ كه براى انتفاع است ـ و نيز از اين كه آيه در مقام امتنان است، مطلب بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 12 - 1،2

1 - خداوند ، مسخّر كننده دريا ها در جهت منافع آدميان

اللّه الذى سخّر لكم البحر

«لام» در «لكم» معناى منفعت را در بر دارد.

2 - لزوم توجه به تدبير خداوند در تسخير دريا ها ، در جهت بهرهورى و منافع انسان ها

اللّه الذى سخّر لكم البحر

با توجه به اين كه انسان ها به هر حال از منافع دريا بهره مند هستند; اين آيه درصدد بيان اصل بهرهورى آنان نيست; بلكه پيام آن، اين است كه آنان اين نعمت را بى حساب نپنداشته و اراده و تدبير الهى را در آن ناديده نگيرند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 13 - 1،7

1 - مسخر بودن تمامى موجودات آسمان ها و زمين ، به اراده الهى و در جهت منافع آدميان

و سخّر لكم ما فى السمـوت و ما فى الأرض

«لام» در «لكم» براى منفعت است.

7 - مسخّر بودن طبيعت در جهت منافع انسان ، در بردارنده درس هاى توحيدى براى اهل تفكّر

اللّه الذى سخّر لكم البحر . .. و سخّر لكم ما فى السمـوت و ... إنّ فى ذلك لأيـت ل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 11 - 4

4ـ مظاهر طبيعت با گستردگى و تنوع ، در خدمت منافع انسان

و نزّلنا . .. فأنبتنا ... و النخل ... رزقًا للعباد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 57 - 3

3 - عبادت خلق به درگاه خداوند ، سودمند به حال خود آنان

و ما خلقت . .. إلاّ ليعبدون . و ما أُريد منهم من رزق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 40 - 7

7 - تكاليف مالى مورد درخواست دين ، در جهت منافع خود مردم است ; و نه پاداشى به رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) . *

أم تسئلهم أجرًا فهم من مغرم مثقلون

با توجه به اين كه در شريعت تكاليف مالى هست، از «أم تسئلهم أجراً» استفاده مى شود كه آن تكاليف به عنوان مزد پيامبر(صلی الله علیه و آله) نمى باشد; چه اين كه آنها در نيازها و منافع خود جامعه اسلامى مصرف مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 15 - 2

2 - خداوند ، زمين را به گونه اى آفريد كه در جهت مصالح و منافع انسان ها باشد .

جعل لكم الأرض ذلولاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 19 - 3

3 - گستردگى و پهناورى زمين ، براى انسان و در جهت مصالح و منافع او است .

و اللّه جعل لكم الأرض بساطًا

مطلب ياد شده، از تعبير «لكم» (براى شما) استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 20 - 2،3

2 - خداوند ، زمين را به گونه اى آفريد كه انسان بتواند در آن راه هاى وسيع براى خود بسازد .

لتسلكوا منها سبلاً فجاجًا

برخى از مفسران، بر آنند كه چون فعل «سلك» با «من» متعدى شده است، متضمن معناى اتخاذ است; يعنى، «لتتخذوا لأنفسكم منها سبلاً. ..».

3 - آفرينش زمين به صورت گسترده و پهناور ، به منظور ميسّر شدن راه هاى گشاده و روشن براى بشر است .

و اللّه جعل لكم الأرض بساطًا . لتسلكوا منها سبلاً فجاجًا

برداشت ياد شده، از لام «لتسلكوا» ـ كه براى غايت و يا تعليل است ـ استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 32 - 1

1 - آب ، زمين ، دانه ها ، انگور ، سبزيجات ، زيتون ، نخل ، بوستان ، ميوه و چراگاه ، آفريده هاى خداوند و در خدمت منافع انسان و دام هاى آنان است .

متـعًا لكم و لأنعـمكم

«متاعاً» اسم مصدر و جايگزين مصدر حقيقى «تمتيعاً»(بهره رساندن) است (لسان العرب). اين كلمه، مفعول له و بيانگر علت پيدايش نعمت هايى است كه در آيات پيشين ذكر شد.

44- منافع انسان ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 47 - 5

5 ـ گردش شب و روز و آرامش در شب و تلاش روزانه ، در راستاى تأمين نياز ها و منافع انسان ها و هماهنگ با آنها است .

و هو الذى جعل لكم الّيل لباسًا و النوم سباتًا و جعل النهار نشورًا

برداشت فوق، از لام «لكم» ـ كه براى انتفاع است ـ به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 60 - 12

12 - احكام و توصيه هاى الهى ، برخوردار از حكمت و فلسفه و در جهت منافع و مصالح انسان ها است .

ألم أعهد إليكم يـبنى ءادم أن لاتعبدوا الشيطـن إنّه لكم عدوًّ مبين

توصيه خداوند به اطاعت نكردن از شيطان و بيان فلسفه و چرايى آن (إنّه لكم عدوٌّ مبين)، حاكى از حقيقت ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 12 - 6

6- كتاب هاى آسمانى ، پيامدار رحمت براى خلق و دربردارنده منافع حقيقى آنان

و من قبله كتـب موسى إمامًا و رحمة

از لحن آيه شريفه استفاده مى شود كه قرآن نيز مانند تورات، امام و رحمت است و اين دو بعد، مخصوص به كتاب موسى نيست; بلكه ويژگى تمامى كتاب هاى آسمانى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 51 - 5

5 - هشدار هاى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، روشن و در جهت منافع آدميان

إنّى لكم منه نذير مبين

لام در «لكم» بيانگر انتفاع است.

45- منافع انفاق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 24 - 7

7 - ثمره و منفعت انفاق به خود انفاقگران برمى گردد .

و من يتولّ فإنّ اللّه هو الغنىّ الحميد

46- منافع تجارت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 86 - 2

2ـ منافع حلال و به دست آمده از تجارت هاى عادلانه و خالى از ظلم و اجحاف ، عطاى الهى است .

بقيّت الله خير لكم

برداشت فوق ، از اضافه شدن «بقيّت» به «الله» استفاده مى شود.

47- منافع ترفيع آسمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - غاشيه - 88 - 20 - 3

3 - آفرينش شتر ، برافراشتن آسمان ، استوارسازى كوه ها و هموار ساختن زمين ، داراى منافعى درخور توجه براى انسان ها است .

أفلاينظرون إلى . .. و إلى الأرض كيف سطحت

آيه شريفه، گرچه توجّه دادن انسان ها به مظاهر قدرت خداوند در زمين و آسمان است; ولى تكيه بر اوصاف ياد شده، نشانه

سودمند بودن آنها به حال آنان است.

48- منافع تسطيح زمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - غاشيه - 88 - 20 - 3

3 - آفرينش شتر ، برافراشتن آسمان ، استوارسازى كوه ها و هموار ساختن زمين ، داراى منافعى درخور توجه براى انسان ها است .

أفلاينظرون إلى . .. و إلى الأرض كيف سطحت

آيه شريفه، گرچه توجّه دادن انسان ها به مظاهر قدرت خداوند در زمين و آسمان است; ولى تكيه بر اوصاف ياد شده، نشانه سودمند بودن آنها به حال آنان است.

49- منافع تلاوت قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - علق - 96 - 3 - 6

6 - قرائت قرآن ، داراى منافعى بسيار و تضمين شده از سوى خداوند

اقرأ و ربّك الأكرم

توصيف خداوند به «كريم ترين» ـ پس از امر به قرائت ـ بيانگر تأثير آن در فراهم آمدن زمينه كرامت و احسان خداوند است.

50- منافع حج

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 28 - 1

1 - حج ، سرشار از سود ، منفعت ، خير و بركت براى مردم

و أذّن فى الناس بالحجّ. .. ليشهدوا منـفع لهم

«منافع» جمع «منفعة» است. منفعت; يعنى، سود، خير و بركت. به كارگيرى «منافع» به صورت جمع، بيانگر فراوانى بركت هاى حج است و آمدن آن به صورت نكره، حاكى از عظمت و بزرگى هر يك از اين بركت ها مى باشد.

51- منافع حلال

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 86 - 1،2

1ـ منافع به دست آمده از كسب و تجارت عادلانه و بدون اجحاف ، منافعى حلال و نيكوست .

بقيّت الله خير لكم

سخن از مبادله و رعايت قسط در معاملات ، مى تواند قرينه بر اين باشد كه مراد از «بقيت» (باقى مانده) سودهايى باشد كه از معاملات و مبادلات عادلانه براى فروشندگان باقى مى ماند.

2ـ منافع حلال و به دست آمده از تجارت هاى عادلانه و خالى از ظلم و اجحاف ، عطاى الهى است .

بقيّت الله خير لكم

برداشت فوق ، از اضافه شدن «بقيّت» به «الله» استفاده مى شود.

52- منافع حيوانات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 32 - 1

1 - آب ، زمين ، دانه ها ، انگور ، سبزيجات ، زيتون ، نخل ، بوستان ، ميوه و چراگاه ، آفريده هاى خداوند و در خدمت منافع انسان و دام هاى آنان است .

متـعًا لكم و لأنعـمكم

«متاعاً» اسم مصدر و جايگزين مصدر حقيقى «تمتيعاً»(بهره رساندن) است (لسان العرب). اين كلمه، مفعول له و بيانگر علت پيدايش نعمت هايى است كه در آيات پيشين ذكر شد.

53- منافع خلقت شتر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - غاشيه - 88 - 20 - 3

3 - آفرينش شتر ، برافراشتن آسمان ، استوارسازى كوه ها و هموار ساختن زمين ، داراى منافعى درخور توجه براى انسان ها است .

أفلاينظرون إلى . .. و إلى الأرض كيف سطحت

آيه شريفه، گرچه توجّه دادن انسان ها به مظاهر قدرت خداوند در زمين و آسمان است; ولى تكيه بر اوصاف ياد شده، نشانه سودمند بودن آنها به حال آنان است.

54- منافع دريا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 12 - 8

8 - نعمت ها و منافع دريا ، نمود لطف و فضل الهى براى آدميان

سخّر لكم البحر . .. و لتبتغوا من فضله

از اين كه بر منافع نهفته در دريا «فضل الهى» اطلاق شده است، مطلب بالا به دست مى آيد.

55- منافع دنياطلبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 18 - 6

6- همه دنياطلبان ، به منافع و امكانات دنيوى ، دست نمى يابند .

من كان يريد العاجلة عجّلنا له . .. لمن نريد

56- منافع دنيوى حج

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 28 - 20

20 - « عن الربيع بن خُثيم قال : شهدت أباعبداللّه ( ع ) . . . قال : إنّى سمعت اللّه عزّوجلّ يقول : « ليشهدوا منافع لهم » فقلت منافع الدنيا أو منافع الآخرة فقال : الكلّ ;

ربيع بن خُثيم مى گويد: امام صادق(ع) را ديدم كه فرمود: شنيدم كه خداى عزّوجلّ مى فرمايد: «ليشهدوا منافع لهم» پس به امام(ع) عرض كردم: منظور از منافع، منافع دنيايى است يا اخروى؟ فرمود: تمام منافع».

57- منافع شخصى منافقان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 58 - 8

8 ـ منافع شخصى منافقان ، ملاك داورى آنان درباره پيامبر (صلی الله علیه و آله) و عامل طعن و خرده گيرى از آن حضرت

و منهم من يلمزك فى الصدقت فإن أعطوا منها رضوا

58- منافع شكر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 12 - 11،16

11 - شكرگزارى به درگاه خدا ، داراى منافعى حتمى است كه عايد خود شكرگزار مى شود .

و من يشكر فإنّما يشكر لنفسه

16 - بازگشتِ شكرِ به درگاه خداوند ، به خود انسان ، برخاسته از بى نيازى خداوند است .

و من يشكر فإنّما يشكر لنفسه . .. فإنّ اللّه غنىّ

59- منافع فرعونيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 52 - 7

7 - وجود بنى اسرائيل در مصر ، در بردارنده منافعى مهم براى فرعونيان

أن أسر بعبادى إنّكم متّبعون

اصرار فرعونيان بر نگه داشتن بنى اسرائيل در مصر، نشانگر مطلب ياد شده است.

60- منافع قوم ثمود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 73 - 23

23 ـ آزادى ناقه صالح براى چريدن ، در تضاد با منافع قوم ثمود

فذروها تأكل فى أرض اللّه و لاتمسوها بسوء

نهى از آزار رساندن به ناقه پس از فرمان به رها ساختن آن در علفزارها، گوياى اين است كه تحمل ناقه آزاد براى قوم ثمود آسان نبوده و با منافع آنان در تضاد بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 64 - 9

9ـ آزادى ناقه صالح براى چريدن ، در تضاد با منافع قوم ثمود

فذروها تأكل فى أرض الله و لاتمسوها بسوء

تهديد شدن قوم ثمود به عذاب در صورت بازدارى ناقه از چريدن، نشان مى دهد كه سلامتى ناقه ازسوى آنان، درخطر بود وآنها آزادى ناقه را براى چرا، به سودخويش نمى ديدند.

61- منافع مادى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 106 - 14،26

14 ـ شاهدان بر وصيت بايد در سوگند خويش بيان دارند كه شهادتشان را وسيله دستيابى به منافع مادى و يا نفع رسانى به

خويشان خود قرار نداده اند .

فيقسمان باللّه ان ارتبتم لانشترى به ثمناً و لو كان ذا قربى

ضمير در «به» به شهادت كه از سياق آيه بر مى آيد و ضمير در «كان» به مشهود له يعنى كسى كه شهادت به سود او تمام شده باز مى گردد.

26 ـ دستيابى به منافع مادى و يا نفع رسانى به خويشاوندان ، نمى تواند مجوز پايمال سازى حقوق ديگران باشد .

لانشترى به ثمناً و لو كان ذا قربى

62- منافع موجودات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 20 - 12

12 - همه موجودات زمين و آسمان ، داراى منفعت و هدف غايى هستند .

ألم تروا أنّ اللّه سخّر لكم ما فى السموت و ما فى الأرض

از شمول «ما» ى موصول، چنين استفاده مى شود كه هيچ موجود آسمانى يا زمينى، عبث و بيهوده نيست، بلكه به منظور هدف و منظورى آفريده شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 10 - 1

1 - زمين ، سامان يافته از سوى خداى رحمان ، در جهت منافع انسان

و الأرض وضعها للأنام

واژه «أنام» در يكى از اين معانى استعمال شده است: انسان يا جن و انس و يا همه موجودات روى زمين. در برداشت ياد شده معناى اول انتخاب شده است.

63- منافع يوسف(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 76 - 6

6ـ حضور بنيامين نزد يوسف ( ع ) ، به سود و منفعت يوسف ( ع ) بود .

كذلك كدنا ليوسف

لام در «ليوسف» لام منفعت است. بنابراين نقشه طرح شده و هدف از آن (نگه داشتن بنيامين) در جهت منافع يوسف(ع) بوده است.

64- موانع تشخيص منافع

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 11 - 6

6- شتابزدگى انسان ، عامل اشتباه وى در شناخت سود و زيان واقعى خود

و يدع الإنسـن بالشرّ دعاءه بالخير و كان الإنسـن عجولاً

جمله «و كان الإنسان عجولاً» در مقام تعليل براى «و يدع الإنسان. ..» است; يعنى، چون انسان عجول است، شر و خير و سود و زيان خويش را يكسان مى بيند و به دنبال هر دو مى شتابد.

65- نادرستى منافع حرام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 86 - 3

3ـ تنها اهل ايمان ، نيكويى منافع حلال و عادلانه و نادرست بودن منافع حرام و ظالمانه را باور خواهند كرد .

بقيّت الله خير لكم إن كنتم مؤمنين

چون خير بودن منافع حلال و عادلانه مشروط به ايمان نيست; يعنى، چه جامعه مؤمن باشد و چه نباشد، قسط و عدالت براى آنان خير است، گفته شده «إن كنتم مؤمنين» شرطِ باور كردن و فهميدن است; يعنى، اگر مؤمن شويد، مى فهميد كه منافع حلال خير است و گرنه باور نخواهيد كرد.

66- يهود و حفظ منافع قومى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 76 - 11،12

11 - حفظ منافع قوم و جامعه يهود ، برتر از اعتراف به باور ها و عقايد دينى در ديدگاه عالمان و پيشوايان آنان

أتحدثونهم بما فتح اللّه عليكم . .. أفلا تعقلون

12 - پيشوايان و عالمان يهود ، اعتراف به حقايق دينى و معارف الهى را ، در صورتى كه مخدوش كننده منافع قومى آنان گردد ، ناروا و برخاسته از بى خردى مى دانستند .

أتحدثونهم بما فتح اللّه عليكم . .. أفلا تعقلون

منافع شخصى

67- {منافع شخصى}

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 62 - 10

10 ـ مبلغان دين بايد خيرخواه مردم بوده و نصايح خويش را آميخته به منافع شخصى نسازند .

أبلغكم رسلت ربى و أنصح لكم

68- منافع شخصى منافقان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 58 - 8

8 ـ منافع شخصى منافقان ، ملاك داورى آنان درباره پيامبر (صلی الله علیه و آله) و عامل طعن و خرده گيرى از آن حضرت

و منهم من يلمزك فى الصدقت فإن أعطوا منها رضوا

منافع مادى

69- اعراض از منافع مادى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 28 - 8

8 ـ باور به پاداش هاى عظيم الهى ، زمينه پايبندى به ارزش ها و گذشت از منافع مادى براى دين و ديندارى

لاتخونوا اللّه . .. و اعلموا ... و أن اللّه عنده أجر عظيم

هدف از بيان پاداش دهى خداوند پس از تكاليف ياد شده، ايجاد زمينه پايبندى به آن تكاليف است.

70- بى ارزشى منافع مادى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 4 - 6

6 - ارزش جهاد به اين است كه در راه خدا و جلب رضاى او باشد و نه دستيابى به منافع مادى .

الذين يقـتلون فى سبيله

قيد «فى سبيله» مى رساند كه انگيزه كسى كه در جهاد شركت مى كند، تنها بايد براى اعتلا بخشيدن به دين خدا بوده و از انگيزه هاى مادى (مانند غنيمت و. ..) مبرّا باشد.

71- منافع مادى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 106 - 14،26

14 ـ شاهدان بر وصيت بايد در سوگند خويش بيان دارند كه شهادتشان را وسيله دستيابى به منافع مادى و يا نفع رسانى به خويشان خود قرار نداده اند .

فيقسمان باللّه ان ارتبتم لانشترى به ثمناً و لو كان ذا قربى

ضمير در «به» به شهادت كه از سياق آيه بر مى آيد و ضمير در «كان» به مشهود له يعنى كسى كه شهادت به سود او تمام شده باز مى گردد.

26 ـ دستيابى به منافع مادى و يا نفع رسانى به خويشاوندان ، نمى تواند مجوز پايمال سازى حقوق ديگران باشد .

لانشترى به ثمناً و لو كان ذا قربى

منافع معنوى

72- اهميت منافع معنوى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 67 - 9،10،11

9 ـ خداوند خواهان تلاش مردم براى دستيابى به منافع معنوى و مواهب اخروى است .

و اللّه يريد الأخرة

10 ـ دستيابى مجاهدان به مواهب اخروى و منافع معنوى ، هدفى اساسى در تشريع جهاد

و اللّه يريد الأخرة

11 ـ سركوب دشمنان دين در ميدان نبرد ، آخرت جويى و موجب رسيدن به منافع معنوى و مواهب اخروى است .

ما كان لنبى أن يكون له أسرى . .. و اللّه يريد الأخرة