علم مفاهیم شناسی در قرآن سری جدید جلد 98

ghaemiyeh.com

مشخصات کتاب

نام کتاب: علم مفاهیم شناسی در قرآن سری جدید جلد 98

تحقیق و تالیف : رسول ملکیان اصفهانی - 1400 ش

ناشر دیجیتالی: مركز تحقيقات رايانه اي قائميه اصفهان

1- معارف

1- ابلاغ معارف به هدايت ناپذيران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 34 - 5

5- پيامبران و مبلغان دين ، به بيان و ابلاغ معارف براى هدايت ناپذيران ، موظف نيستند .

إن أردت أن أنصح لكم

نوح(ع)، پس از دريافت اين واقعيت كه خداوند، به خاطر لجاجتهاى قومش خواسته كه آنان گمراه باشند، نصيحت كردن و ابلاغ دين را با جمله شرطيه (إن أردت . ..) بيان مى كند تا به اين نكته اشاره كند كه: ابلاغ دين پس از اين مرحله، بر من لازم و ضرورى نيست.

2- ارزش معارف دينى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 11 - 14

14 - دانش و معرفت دينى ، از ملاك هاى فضيلت و برترى

يرفع اللّه الذين . .. و الذين أُوتوا العلم درجت

3- دشمنان دين و معارف قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 124 - 6

6 - انكار نفوذ آموزه هاى قرآن در ميان دل و جان مردم ، از ترفند هاى منافقان و دشمنان دين

و إذا ما أنزلت سورة فمنهم من يقول أيّكم زادته هذه إيمناً

استفهام در جمله «أيّكم زادته . .. » استفهام انكارى و بيانگر نفى تأثيرگذارى آيات قرآن در دل و جان اهل ايمان است. قابل ذكر است كه ضمير «منهم» به منافقان برمى گردد.

4- فهم معارف آفرينش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 29 - 8

8 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، پيش گام فهمِ معارف عميق عالَم است .

ألم تر أنّ اللّه يولج الّيل فى النهار

خطاب «ألم تر» اگر چه به پيامبر(صلی الله علیه و آله) است، اما به قرينه «بما تعملون» حكم اختصاص به او ندارد. مخاطب قرار دادن آن حضرت، مى تواند به خاطر نكته ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 31 - 2

2 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، پيش گام فهمِ معارف عميق عالم است .

ألم تر أنّ الفلك تجرى

خطاب «ألم تر» اگرچه به پيامبر(صلی الله علیه و آله) است، اما به قرينه «ليريكم» حكم اختصاص به آن حضرت ندارد. مخاطب قرار دادن او، مى تواند به خاطر يادآورى نكته ياد شده باشد.

5- گواهان بر معارف قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 79 - 9

9 - خداوند ، گواهى كافى براى حقّانيّت معارف ارائه شده در قرآن

ما اصابك من حسنة فمن اللّه و ما اصابك من سيّئة فمن نفسك . .. و كفى باللّه شهيداً

برداشت فوق بر اين مبناست كه متعلق «شهيداً»، معارفى باشد كه در اين بخش از آيات تبيين گرديد.

6- نظام معارف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 6 - 13،14

13 - قوانين و معارف موجود در كتاب هاى آسمانى ، متناسب با ساختار حقيقى انسان

اللّه لا اله الاّ هو الحىّ القيّوم. نزّل ... هو الذى يصوركم

قيّوميت خدا و آفريدن انسان به گونه اى كه او خواسته است و نيز علم مطلق او و نزول كتاب براى هدايت، بيانگر تناسب قوانين با ساختار انسانى است.

14 - هماهنگى قوانين تكوين و تشريع

الحىّ القيّوم . .. نزّل ... يصوّركم ... هو العزيز الحكيم

واضع قوانين تكوين (صورت بندى انسان) و تشريع (فرستادن كتب آسمانى)، خداوندِ حكيم است و حكمت او اقتضا مى كند كه اين دو قانون با يكديگر هماهنگ باشند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 19 - 5

5 - ارتباط توحيد و قسط و دين ، در نگرش قرآن

لا اله هو . .. قائماً بالقسط ... انّ الدين

معارف دينى

7- ارزش معارف دينى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 11 - 14

14 - دانش و معرفت دينى ، از ملاك هاى فضيلت و برترى

يرفع اللّه الذين . .. و الذين أُوتوا العلم درجت

2- معاش

1- ابزار تأمين معاش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 20 - 1

1- خداوند ، انواع وسايل معيشت و زندگى آدميان را ، در زمين قرار داده است .

و الأرض مددنها . .. و جعلنا لكم فيها معيش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 21 - 2

2- رويش متناسب گياهان و پديده هاى معدنى و اعطاى مواهب و وسايل معيشت ، از خزانه الهى است .

و أنبتنا فيها من كلّ شىء موزون. و جعلنا لكم فيها معيش و من لستم له برزقين . و إ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 22 - 10

10- آب باران ، از وسايل معيشت خدادادى براى انسانها

و جعلنا لكم فيها معيش . .. فأنزلنا من السّماء ماء فأسقينكموه

2- اديان و معاش نيكو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 3 - 8

8- رساندن انسان ها به معيشتى نيكو در دنيا ، از هدف هاى قرآن و اديان الهى است .

ألاّ تعبدوا إلاّ الله . .. و أن استغفروا ربكم ثم توبوا إليه يمتعكم متعًا حسنًا

3- استفاده از ابزار تأمين معاش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 33 - 6

6 - بهره مندى از اوج رفاه و ثروت ، بدون اسباب و علل ، ناسازگار با قانون بهره گيرى از ابزار و وسايل در تأمين معيشت *

و لولا أن يكون الناس أمّة وحدة لجعلنا . .. معارج عليها يظهرون

برداشت بالا بدان احتمال است كه مراد از «امت واحده» تساوى انسان ها در برابر بهره گيرى از اسباب و وسايل در تأمين معيشت باشد.

4- اهميت اعتدال در تأمين معاش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 29 - 7

7- رعايت اعتدال در معيشت و تأمين زندگى و پرهيز از افراط و تفريط در آن ، امرى شايسته و لازم

لاتجعل يدك مغلولة . .. و لاتبسطها كلّ البسط

5- اهميت تأمين معاش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 273 - 4

4 - ضرورت تأمين هزينه زندگى ، هر چند همراه با تلاش و تحمّل شدائد باشد .

لا يستطيعون ضرباً فى الارض

كلمه «ضرباً فى الارض» كنايه از تلاش است كه طبعاً همراه تحمّل شدائد خواهد بود و چون توانمند بر تلاش به مقتضاى «لا يستطيعون . .. » نمى تواند از مصارف انفاق باشد، الزاماً بايد براى تأمين مخارج زندگى كوشش نمايد، هر چند با تحمّل شدائد باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 2 - 21

21 - تلاش براى تجارت و امرار معاش ، امرى پسنديده و مورد ترغيب خداوند

يبتغون فضلا من ربهم

از اينكه تجارت و به دست آوردن درآمدهاى مادى در رديف جلب رضايت الهى قرار گرفته است، برداشت فوق به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 161 - 18

18 - تأمين محل سكونت و اسباب معيشت پيش از امر به نيايش و استغفار ، روشى نيكو براى واداشتن مردم به خضوع و خشوع در برابر خداوند و طلب آمرزش از او

و إذ قيل لهم اسكنوا . .. ادخلوا الباب سجداً نغفر لكم خطيئتكم

بيان طبيعى داستان ورود بنى اسرائيل به بيت المقدس اقتضا مى كرد كه جمله «ادخلوا الباب سجداً» و جمله «قولوا حطة» پيش از جمله «اسكنوا . .. » و «كلوا ... » آورده شود. زيرا اول بايد تصرف شود و سپس سكونت انجام گيرد. اين تقديم و تأخير مى تواند اشاره به برداشت فوق داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 65 - 18

18- ضرورت تلاش براى تأمين آذوقه و پرهيز از غفلت و سستى در تأمين معاش آينده

نمير أهلنا . .. ذلك كيل يسير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 66 - 8

8- خداوند ، خواهان سعى و تلاش انسان در راه تأمين روزى خويش و برخوردارى از مظاهر طبيعت چون درياهاست .

ربّكم الذى يزجى لكم الفلك فى البحر لتبتغوا من فضله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 23 - 18

18 - اشتغال زنان به كار در بيرون از خانه جهت تأمين نياز زندگى ، در صورت نبود مردى در خانواده ، كارى روا و پسنديده است .

قالتا لانسقى . .. و أبونا شيخ كبير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 20 - 16،17،19،20

16 - مريضى ، تأمين نياز هاى زندگى و شركت در جنگ با دشمن ، از عذر هاى پذيرفته شده براى كاستن از عبادت شبانه و شب زنده دارى

علم أن سيكون منكم مرضى . .. فاقرءوا ما تيسّر منه

17 - تلاش براى تأمين زندگى ، هم چون جنگ در راه خدا ، داراى اهميت است .

و ءاخرون يضربون فى الأرض يبتغون من فضل اللّه و ءاخرون يقتلون فى سبيل اللّه

از اين كه تلاش براى تأمين زندگى، در كنار جنگ در راه خدا مطرح شده، مى توان برداشت ياد شده را استفاده كرد.

19 - شب زنده دارى ، نبايد به مقدارى باشد كه به سلامت مؤمنان آسيب رساند و يا مانع از تلاش روزانه براى تأمين زندگى و يا

پيكار در راه خدا شود .

فاقرءوا ما تيسّر من القرءان علم أن سيكون منكم مرضى . .. فاقرءوا ما تيسّر منه

20 - ترغيب خداوند ، به تأمين تلاش براى نياز هاى زندگى و استقلال اقتصادى

و ءاخرون يضربون فى الأرض يبتغون من فضل اللّه

برداشت ياد شده، با توجه به اين مطلب است كه آيه شريفه، در مقام تمجيد از تلاش گران عرصه زندگى است. ضمن آن كه آمدن تعبير«فضل اللّه» در اين باره، تأييد كننده همين حقيقت است.

6- اهميت معاش نيكو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 3 - 8

8- رساندن انسان ها به معيشتى نيكو در دنيا ، از هدف هاى قرآن و اديان الهى است .

ألاّ تعبدوا إلاّ الله . .. و أن استغفروا ربكم ثم توبوا إليه يمتعكم متعًا حسنًا

7- تأمين معاش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 34 - 11،17،18،19

11 - تأمين هزينه هاى زندگى از سوى مردان ، فلسفه تشريع حق مديريت و سرپرستى آنان بر همسران خويش

الرّجال قوّامون على النساء . .. و بما انفقوا من اموالهم

17 - لزوم اطاعت زن از شوهر و حفظ حقوق وى ، مشروط به تأمين زندگى او از سوى مرد

و بما انفقوا من اموالهم فالصّالحات قانتات حافظات

ظاهراً «فالصّالحات . .. » نتيجه اى است مترتب بر جمله «الرجال ... بما انفقوا». بنابراين اطاعت زن از شوهر در موردى است كه شوهر، زندگى او را تأمين كند.

18 - سلامت خانواده در گرو مديريت مرد ، تأمين زندگى از سوى او ، و اطاعت و حفظ حقوق شوهر از سوى زن است .

الرجال قوّامون على النساء . .. و بما انفقوا ... فالصّالحات قانتات حافظات للغيب

چون در ذيل آيه و آيات بعد به مسأله اختلافات خانوادگى پرداخته است، معلوم مى شود كه توصيه ها و قوانين مطرح شده براى جلوگيرى از اختلافات و به خطر افتادن سلامت خانواده است.

19 - اطاعت از شوهر و حفظ حقوق وى ، وظيفه زن در برابر حق سرپرستى و تأمين زندگى وى از سوى مرد است .

الرجال قوّامون . .. و بما انفقوا ... فالصّالحات قانتات حافظات للغيب بما حفظ اللّ

مراد از «بما حفظ اللّه»، حقوقى است كه خداوند براى زنان مقرر كرده و آنها را بر عهده مردان قرار داده است. و «باء» مقابله در «بما حفظ» مى رساند كه لزوم اطاعت و حفظ حقوق شوهران در مقابل تعهداتى است كه خداوند بر عهده شوهران قرار داده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 10 - 7

7 - وجود وسائل معيشت در زمين، نعمتى بزرگ براى انسانها و بايسته سپاسگزارى است.

و لقد مكنكم فى الأرض . .. قليلا ما تشكرون

8- تأمين معاش آل يعقوب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 60 - 7

7- ورود به مصر و مراجعه به يوسف ( ع ) تنها راه تأمين آذوقه براى خاندان يعقوب ( ع ) در سال هاى قحطى

فإن لم تأتونى به فلاكيل لكم عندى و لاتقربون

چنان چه براى برادران يوسف راهى جز آمدن به مصر براى تهيه آذوقه وجود داشت تهديد يوسف(ع) (فلاكيل لكم عندى) مفهومى نداشت و اثرى نمى بخشيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 65 - 9

9- فرزندان يعقوب متكفل تهيه آذوقه براى خاندان وى ، و سفر به مصر تنها راه ايشان براى فراهم كردن طعام

و نمير أهلنا

«ميرة» به معناى طعام است و «مير» (مصدر نمير) به معناى تهيه كردن و فراهم آوردن طعام مى باشد.

9- تأمين معاش انسان ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 20 - 5

5- زمين ، مركز تأمين امكانات و وسايل معيشت انسان

و الأرض مددنها . .. و جعلنا لكم فيها معيش و من لستم له برزقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 70 - 7

7- امتنان خدا بر آدميان به خاطر بهره مند كردن آنان از كرامت انسانى و نيز ذخيره هاى معيشتى دريا و خشكى

و لقد كرّمنا بنى ءادم و حملنهم . .. و رزقنهم من الطيّبت

10- تأمين معاش خانواده شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 23 - 16

16 - ارتزاق خانواده شعيب از راه دامدارى

و وجد من دونهم امرأتين تذودان . .. قالتا لانسقى حتّى يصدر الرعاء

11- تأمين معاش در روز

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 11 - 4

4 - قابليت روز براى رفع نيازمندى هاى زندگانى در آن ، از نعمت هاى خداوند به انسان

و جعلنا النهار معاشًا

12- تأمين معاش فقرا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 34 - 5

5 - تأمين نياز هاى غذايى گرسنگان و بينوايان و ترغيب كردن ديگران به آن ، تكليفى است همگانى .

و لايحضّ على طعام المسكين

13- تأمين معاش مساكين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 34 - 5

5 - تأمين نياز هاى غذايى گرسنگان و بينوايان و ترغيب كردن ديگران به آن ، تكليفى است همگانى .

و لايحضّ على طعام المسكين

14- تأمين معاش مسلمانان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 60 - 5

5 - مسلمانان مكه ، در صورت هجرت از مكه ، نگران معاش خود بودند .

إنّ أرضى وسعة . .. و كأيّن من دابّة لاتحمل رزقها اللّه يرزقها و إيّاكم

اين كه خداوند پس از توصيه به هجرت براى حفظ ارزش دينى، رازقيت خود را مطرح مى كند و يادآورى مى كند كه خيلى از جنبندگان، قادر به تأمين روزى خود نيستند، احتمال دارد درصدد دفع توهم و پرسشى باشد كه مسلمانان، آن را در ذهن خود داشته اند. برداشت بالا براساس احتمال ياد شده است.

15- تامين معاش انسان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 24 - 9

9 - زمين در بر دارنده وسيله زندگانى و معيشت انسانها براى زمانى موقت و نامعلوم

و لكم فى الأرض مستقر و متع إلى حين

16- تلاش براى تأمين معاش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 23 - 4،5،8،11

4 - تلاش و كوشش آدميان در كسب معاش و روزى ، از آيات الهى است .

و من ءايته . .. و ابتغاؤكم من فضله

5 - تأمين معاش و زندگى ، در گرو پيگيرى و تلاش است .

و ابتغاؤكم من فضله

با توجه به معناى ابتغاء - كه جديت در بر آوردن خواسته است. (مفردات راغب) - نكته بالا قابل استفاده است.

8 - تلاش در راه كسب معيشت ، امرى پسنديده و ارزشمند است .

و من ءايته . .. و ابتغاؤكم من فضله

كاربرد واژه «فضل» براى كسب و كار، حاكى از اهميت و ارزش آن است.

11 - آيه بودن خواب در شب و تلاش در روز براى كسب روزى ، براى دارندگان گوش شنوا ، قابل درك است .

إنّ فى ذلك لأيت لقوم يسمعون

17- روش تأمين معاش برادران يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 63 - 7

7- فرزندان يعقوب بجز راهىِ مصر شدن و به حضور يوسف ( ع ) رسيدن ، راهى براى تأمين آذوقه در سال هاى قحطى نداشتند .

يأبانا منع منا الكيل فأرسل معنا أخانا

چنان چه جز به مصر رفتن راهى فراروى فرزندان يعقوب بود ، او آن راه را به فرزندانش پيشنهاد مى كرد تا مجبور نباشد بنيامين را همراه آنان بفرستد.

18- عوامل تأمين معاش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 11 - 3

3 - نخل ها با خوشه هاى پوشيده در غلاف ، داراى سهمى مهم در تأمين نياز هاى خلق

و النخل ذات الأكمام

«كم» (مفرد «أكمام») به معناى كاسه يا غلاف ميوه گفته مى شود.

19- قرآن و معاش نيكو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 3 - 8

8- رساندن انسان ها به معيشتى نيكو در دنيا ، از هدف هاى قرآن و اديان الهى است .

ألاّ تعبدوا إلاّ الله . .. و أن استغفروا ربكم ثم توبوا إليه يمتعكم متعًا حسنًا

20- معاش نيكوى موحدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 4 - 7

7- خداوند ، بر اعطاى معيشت نيكو به موحدان و عذاب كردن مشركان و پرستشگران غير او تواناست .

يمتعكم متعًا حسنًا . .. و إن تولّوا فإنى أخاف عليكم عذاب يوم كبير ... و هو على

در بر داشت فوق، جمله «و هو على . ..» در ارتباط با «يمتعكم» و «أخاف عليكم عذاب يوم كبير» معنا شده است.

21- منابع تأمين معاش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 19 - 7

7 - تغذيه و امرار معاش از منابع گياهى ، يكى از مهم ترين فوايد رويش گياهان براى انسان

و منها تأكلون

ضمير «منها» به «جنّات» بازمى گردد; يعنى: و از آن [باغ ها] مى خوريد. گفتنى است كه جمله «منها تأكلون» (از باغ ها مى خوريد) مى تواند كنايه از اين باشد كه شما با آن باغ ها، امرار معاش و گذران زندگى مى كنيد ;مثلاً وقتى گفته مى شود «فلانى از حرفه اش مى خورد» مقصود اين است كه در سايه حرفه اش زندگى مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 21 - 6

6 - شتر ، گاو و گوسفند ، از منابع درآمد و امرار معاش انسان

و منها تأكلون

جمله «و منها تأكلون» (از آنها مى خوريد) مى تواند تعبير كنايى از ارتزاق و كسب درآمد باشد; چنان كه گفته مى شود «فلانى از حرفه اش مى خورد» كه مقصود اين است كه فلانى از حرفه اش زندگى كرده كسب درآمد مى نمايد.

22- منشأ تأمين معاش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 22 - 8

8 - خداوند ، به وجود آورنده روزى و فراهم آورنده اسباب معيشت براى انسانهاست .

فأخرج به من الثمرت رزقاً لكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 20 - 4

4- خداوند ، فراهم آورنده وسايل معيشت و روزى ده تمامى موجودات زنده

و جعلنا لكم فيها معيش و من لستم له برزقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 28 - 11

11 - تنظيم معيشت و نزول باران ، پس از يأس ونااميدى انسان ، جلوه اى از ولايت ستوده و بى نقص خداوند است .

و لو بسط اللّه الرزق . .. و لكن ينزّل بقدر ما يشاء ... و هو الذى ينزّل الغيث ..

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 14 - 3

3 - امكانات زندگى و وسايل معيشت انسان ها ، به قدرت و مشيت خداوند است .

و مهّدت له تمهيدًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 11 - 3

3 - خداوند ، پديدآورنده روز و فراهم سازنده شرايط كسب معاش در آن

و جعلنا

23- منشأ معاش نيكو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 3 - 6

6- خداوند ، عطا كننده معيشتى نيكو به انسانها

يمتعكم متعًا حسنًا

«تمتيع» (مصدر يمتع) به معناى بهره مند ساختن است و «متاع» به چيزى كه از آن بهره مى گيرند و استفاده مى كنند (وسايل زندگى) گفته مى شود.

24- موجبات معاش نيكو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 3 - 7

7- يكتاپرستى ، پذيرش رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، استغفار از شرك و گناه و حركت به سوى خدا ، موجب جلب عنايت خدا و دستيابى به معيشتى نيكو در دنياست .

ألاّ تعبدوا إلاّ الله . .. و أن استغفروا ربكم ثم توبوا إليه يمتعكم متعًا حسنًا

25- نقش تأمين معاش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 132 - 18

18 - انديشه تأمين معاش ، نبايد مانع انجام عبادت و تبليغ گردد .

وأمر بأهلك بالصلوة واصطبر عليها . .. نحن نرزقك

26- نگرانى از تأمين معاش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 60 - 7

7 - نگرانى از تأمين معاش و زندگى ، امرى طبيعى و رايج در ميان انسان ها است .

إنّ أرضى وسعة . .. و كأيّن من دابّة لاتحمل رزقها اللّه يرزفها

بنابراين احتمال كه اين آيه، در صدد دفع توهمى باشد كه در ميان مسلمانان مكه، پس از توصيه به هجرت پديد آمده است، نكته ياد شده به دست مى آيد.

27- وقت تأمين معاش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 67 - 3

3 - خداوند ، شب را به منظور آرميدن و روز را با هدف تلاش و تأمين معاش انسان ، برقرار كرده است .

هو الذى جعل لكم الّيل لتسكنوا فيه و النهار مبصراً

به قرينه «مبصراً» لفظ «مظلماً»، بعد از «الّيل» ; و به قرينه «لتسكنوا فيه» جمله «لتعملوا فيه»، بعد از لفظ «مبصراً» مقدر است ; يعنى: هو الذى جعل لكم الّيل مظلماً، لتسكنوا فيه و النهار مبصراً لتعملوا فيه.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 23 - 6

6 - روز ، زمان مناسب براى تلاش و كوشش جهت تأمين زندگى است .

و من ءايته . .. و النهار و ابتغاؤكم من فضله

برداشت بالا همان گونه كه برخى مفسران نيز گفته اند، بنابراين اساس است كه در آيه، تقديم و تأخيرى به اين صورت «و من آياته منامكم باليل و ابتغاؤكم من فضله بالنهار» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 20 - 22

22 - روز ، زمان مناسب براى تلاش اقتصادى و تأمين زندگى

تقوم أدنى من ثلثى الّيل . .. يبتغون من فضل اللّه

برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه تلاش روزانه (يبتغون. ..) در برابر شب زنده دارى (تقوم...الليل) واقع شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 11 - 2

2 - روز ، زمانى مناسب براى فعاليت و فراهم سازى آذوقه زندگانى

و جعلنا النهار معاشًا

از جمله معانى «معاش، «معيشت» است; يعنى، آنچه زندگى به آن تداوم يابد (لسان العرب). مفاد آيه شريفه با توجّه به اين معنا، مبالغه در سبب بودن روز براى معيشت و زندگانى است.

3- معاشرت

1- آثار معاشرت با فقرا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 28 - 6

6- معاشرت و ملازمت با اقشار محروم جامعه ايمانى ، در پى دارنده مشكلات و نيازمند صبر و شكيبايى است .

و اصبر نفسك

2- آثار معاشرت با محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 22 - 4

4 - مشاهده كمال عقلانى پيامبر (صلی الله علیه و آله) از سوى معاشران آن حضرت ، دليلى كافى بر مردود بودن ادعاى جنون درباره او است .

و ما صاحبكم بمجنون

عنوان «صاحبكم» گوياى مردود بودن اتهام جنون است; زيرا مصاحبت روز مرّه كسانى كه به پيامبر(صلی الله علیه و آله) تهمت جنون مى زدند، با آن حضرت، مايه شناخت وضعيت فكرى آن بزرگوار بوده و دستاويزى براى نسبت جنون باقى نمى گذارد.

3- آثار معاشرت پسنديده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 18 - 12

12 - برخورد شايسته با مردم ، محبت خداوند را در پى دارد .

و لاتصعّر خدّك للناس . .. إنّ اللّه لايحبّ كلّ مختال فخور

4- آداب معاشرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 83 - 4،6،16،18

4 - با مردمان به نيكى سخن گفتن و معاشرت نيكو داشتن ، از عهد ها و پيمان هاى خداوند با بنى اسرائيل

و قولوا للناس حسناً

«حسناً» مصدر است به معناى وصف (حَسَناً = نيكو) اين كلمه مى تواند صفت براى مفعول مطلق و جانشين آن باشد; يعنى: «قولوا للناس قولا حسناً; با مردم سخن نيكو بگوييد». در الميزان آمده كه جمله مذكور كنايه از معاشرت نيك است.

6 - گفتار نيك و معاشرت نيكو با ساير اقوام و ملت ها ، ميثاق خدا با بنى اسرائيل

و قولوا للناس حسناً

مراد از «الناس» مى تواند همان اسرائيليان باشد و مى تواند اقوام و ملتهاى ديگر هم باشد. برداشت فوق مبتنى بر دومين احتمال است.

16 - معاشرت نيكو با همگان حتى با كافران ، از وظايف اهل ايمان است .

و قولوا للناس حسناً

مراد از «الناس» مى تواند افراد همان ملتى باشد كه مخاطب جمله «قولوا» است و مى تواند مراد از آن افراد ملتهاى ديگر باشد. برداشت فوق ناظر به احتمال دوم است.

18 - معاشرت نيكو با مردم اقامه نماز و اداى زكات ، از مصداق هاى اعمال شايسته است .

و عملوا الصلحت . .. و قولوا للناس حسناً و أقيموا الصلوة و ءاتوا الزكوة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 189 - 9،12

9 - ورود به خانه از پشت آن و پرهيز از راه هاى متعارف ، نه از آداب حج است و نه رفتار نيكو براى حاجيان

و ليس البر بأن تأتوا البيوت من ظهورها

12 - ترك سنت جاهلى و ورود به خانه هاى از راه هاى متعارف آن ، فرمان و توصيه خدا به مسلمانان

ليس البر . .. و أتوا البيوت من أبوبها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 220 - 11

11 - لزوم حفظ شخصيّت ايتام ، با رفتار و برخورد برادرانه با آنان

و ان تخالطوهم فاخوانكم

از اينكه خداوند به جاى هر معيار ديگرى در برخورد با ايتام، از برادرى سخن گفته است، احتمالا كنايه از پرهيز از رفتارهاى ترحم و يا تحقيرآميز باشد كه موجب از بين رفتن شخصيّت آنان مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 221 - 24

24 - لزوم پرهيز از معاشرتهايى كه خطر كفر و انحراف دارد و مايه درآمدن به جهنّم است .

و لا تنكحوا . .. و لا تنكحوا ... اولئك يدعون الى النار

با توجّه به عموميّت تعليل: اولئك يدعون الى النار، و شمول آن نسبت به موارد غير ازدواج.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 263 - 1،2،5،7

1 - ارزش و برترى گفتار پسنديده و عفو و گذشت ، نسبت به بخششى كه آزار به دنبال دارد .

قول معروف و مغفرة خير من صدقة يتبعها اذىً

2 - لزوم رعايت برخورد نيكو با نيازمندان در گفتار و رفتار

قول معروف و مغفرة خير

5 - ارزشمندى سخن نيك با مردم و پرده پوشى اسرار آنان در برخورد هاى اجتماعى

قول معروف و مغفرة خير

7 - حفظ و پاسدارىِ شخصيّت انسان ها ، از ارزش هاى اساسى اسلام

قول معروف و مغفرة خير من صدقة يتبعها اذىً

با توجّه به ضرورت برخورد نيكو و پرده پوشى اسرار نيازمندان.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 286 - 21

21 - عفو و عطوفت از وظايف مديران و واليان جامعه

و اعف عنّا و اغفر لنا و ارحمنا و انت مولينا

چون جمله «انت مولينا» به منزله علّت براى جمله سابق است، مى توان نتيجه گرفت كه هر كس نسبت به ديگرى نحوى از ولايت را به اذن خداوند دارا باشد، بايد عفو و . .. را نسبت به او اعمال كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 75 - 4

4 - لزوم برخورد واقع بينانه و منصفانه با مردم ( دوست و دشمن )

و من اهل الكتاب من ان تأمنه

قرآن، كافران اهل كتاب را در آنجا كه صفتى ممدوح داشته اند، ذكر كرده و آنان را ستوده، و اين درسى براى مؤمنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 134 - 9

9 - اهتمام اسلام به سالم سازى روابط متقابل افراد در جامعه

الّذين ينفقون فى السّرّآء و الضّرّآء و الكاظمين الغيظ و العافين عن النّاس و اللّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 159 - 5

5 - خُلق و خوى خوش و مداراى با مردم ، برخاسته از رحمت الهى

فبما رحمة من اللّه لنت لهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 159 - 5،8

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 8 - 4

4 - لزوم رعايت ادب در گفتار

و قولوا لهم قولا معروفاً

«قول معروف»، به معناى گفتارى است كه در شرع و عرفِ مردم پسنديده باشد، كه از آن به گفتار مؤدبانه تعبير مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 9 - 11

11 - لزوم برخورد نيك و گفتار صواب و متين با يتيمان

و ليقولوا قولا سديداً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 36 - 23

23 - لزوم حسن معاشرت در روابط اجتماعى

و بالوالدين احساناً . .. و ما ملكت ايمانكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 86 - 4،6

4 - اهميّت روابط عاطفى و اخلاقى و برخورد هاى نيكو در جامعه اسلامى

و اذا حيّيتم بتحيّة فحيّوا باحسن منها او ردّوها

توصيه خداوند به پاسخگويى بهتر در برابر درود و تحيت ديگران، براى ايجاد روابط عاطفى و اخلاقى در جامعه اسلامى است.

6 - لزوم پاسخگويى بهتر يا برابر به نيكى ديگران

و اذا حيّيتم بتحيّة فحيّوا باحسن منها او ردّوها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 51 - 12

12 - لزوم قطع پيوند ، با كسانى كه رابطه دوستى با يهود و نصارا برقرار مى سازند .

لاتتخذوا اليهود و النصرى أولياء . .. و من يتولهم منكم فانه منهم

جمله «فانه منهم» مى رساند كه هر مسلمانى كه پذيراى ولايت يهود و نصارا باشد و يا با آنان روابط دوستانه برقرار كند، از زمره آنان خواهد بود و جمله «و لاتتخذوا . ..» دلالت مى كند كه نبايد با وى رابطه دوستى داشت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 58 - 7

7 - حرمت ايجاد روابط دوستى با كسانى كه حتى برخى از احكام و شعاير دين را به بازى گرفته و مورد تمسخر قرار مى دهند . *

لاتتخذوا الذين . .. و إذا ناديتم إلى الصّلوة اتخذوها هزواً و لعباً

تحريم دوستى با استهزا كنندگان نماز پس از تحريم دوستى با استهزاكنندگان دين، مى تواند گوياى اين نكته باشد كه تمسخر هر يك از احكام اسلام، مصداق استهزاى دين است و همان حكم (حرمت ايجاد روابط) را در پى خواهد داشت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 69 - 5،9،14

5- سلام كردن ، از آداب معاشرت با مردم به هنگام وارد شدن بر آنان

و لقد جاءت رسلنا إبرهيم بالبشرى قالوا سلمًا

9- تهيه غذا براى مهمانان ، از آداب معاشرت و خصلتى نيكوست .

فما لبث أن جاء بعجل حنيذ

14- استفسار نكردن از مهمان درباره تهيه غذا و نوع آن و درنگ نكردن در آماده كردن و آوردن آن ، از آداب مهمان نوازى است .

فما لبث أن جاء بعجل حنيذ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 63 - 12

12- گوش سپارى به فرمان ها و خواسته هاى پدران از وظايف فرزندان و از آداب معاشرت با ايشان

فأرسل معنا أخانا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 68 - 4

4- گوش سپارى به فرمان هاى پدران از وظايف فرزندان و از آداب معاشرت با ايشان

و لما دخلوا من حيث أمرهم أبوهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 99 - 2،3،5

2- يوسف ( ع ) براى استقبال از پدر و مادر ، برادران و ساير بستگانش ، از شهر مصر بيرون رفت .

فلما دخلوا على يوسف . .. قال ادخلوا مصر

جمله «ادخلوا مصر» (به مصر وارد شويد) گوياى اين است كه يوسف(ع) در خارج شهر با خاندان خويش ملاقات كرد و در بيرون مصر به استقبال آنان رفت.

3- به استقبال پدر ، مادر و بستگان رفتن و در خارج شهر به انتظار قدوم آنان ماندن ، رسمى نيكو و از آداب معاشرت است .

فلما دخلوا على يوسف . .. قال ادخلوا مصر

5- يوسف ( ع ) در بيرون شهر مصر ، جايگاهى را براى مراسم استقبال از خاندانش تدارك ديد .

فلما دخلوا على يوسف

جمله «آن گاه كه بر يوسف(ع) وارد شدند» (فلما دخلوا على يوسف) مى رساند كه يوسف(ع) در ساختمان و يا چادرهايى منزل گرفته بود. در غير اين صورت واژه ورود و دخول جايگاهى نداشت ; بلكه كلمه ملاقات و مانند آن مناسب مى نمود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 52 - 2

2- سلام كردن به هنگام ملاقات و وارد شدن بر يكديگر ، از آداب و اخلاق پسنديده

و نبّئهم عن ضيف إبرهيم . إذ دخلوا عليه فقالوا سلمًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 68 - 6

6- تعرّض و اهانت به مهمان ديگران ، عملى ناپسند و ممنوع است .

قال إن هؤلاء ضيفى فلاتفضحون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 69 - 6

6- حفظ حرمت مهمان و دفاع از آن در برابر تجاوز ديگران ، تكليفى برعهده ميزبان

قال إن هؤلاء ضيفى . .. و اتقوا الله و لاتخزون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 20 - 7

7- رعايت ادب در برخورد با عقايد و مقدسات ديگران - هر چند باطل باشد - امرى پسنديده است .

و الذين يدعون من دون الله لايخلقون شيئًا و هم يخلقون

كاربرد كلمات «الذين» و «هم» - كه در ذوى العقول استعمال مى شوند - براى معبودهاى مشركان - كه معمولاً از سنگ، چوب و. .. بوده اند - مى تواند اشاره به نكته ياد شده داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 23 - 16

16- برخورد عاطفى و مؤدبانه ، با پدر و مادر و تكريم آنان به هنگام سخن گفتن با ايشان ، تكليفى برعهده فرزندان

فلاتقل لهما أُفّ . .. و قل لهما قولاً كريمًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 24 - 10

10- انسان بايد از مربى خويش قدردانى و براى او از خداوند طلب رحمت كند .

ربّ ارحمهما كما ربّيانى صغيرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 28 - 4

4- لزوم برخورد مناسب با خويشاوندان ، مسكينان و در راه ماندگان با بيانى نرم و دلپذير و معذرتى شايسته ، در صورت عدم امكان اداى حق ايشان

و ءات ذاالقربى . .. و إمّا تعرضنّ عنهم ... فقل لهم قولاً ميسورًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 53 - 3،4

3- لازمه عبوديت انسان براى خدا ، داشتن برخورد نيك با ديگر بندگان اوست .

قل لعبادى يقولوا التى هى أحسن

ذكر وصف «عبادى» مى تواند اشاره به مطلب فوق باشد.

4- خداوند ، خواهان موضع گيرى شايسته و سخن نيك انسان ، در قبال گفتار و برخورد هاى ناشايست ديگران

قل لعبادى يقولوا التى هى أحسن

در آيات قبل، سخن نارواى كافران در مسحور خواندن پيامبر(صلی الله علیه و آله) ذكر شده است و در اين آيه مى فرمايد: «شما بهترين را بگوييد». از مجموع اين فرازها برداشت فوق استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 22 - 9

9- خداوند ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) را در برخورد مناسب با اختلاف آراى مردم ، تعليم مى دهد .

قل ربّى أعلم بعدتهم . .. فلاتمار فيهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 62 - 8

8- همراه شدن با خدمت كاران در تناول غذا و مدِّ نظر داشتن تلاش و خستگى آنان ، لازم است .

قال لفتيه ءاتنا غداءنا لقد لقينا من سفرنا هذا نصبًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 26 - 5

5- تبريك و شادباش گفتن به مادر پس از تولد نوزاد ، كارى پسنديده است .

و قرّى عينًا

چشم روشنى گفتن به مريم(س) از هر ناحيه اى كه صورت گرفته باشد، نشان از و مطلوب بودن آن، در پى زايمان مادران و به دنياآوردن فرزند است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 45 - 10

10- لزوم رعايت ادب و ملاطفت در گفتار با پدر ، اگر چه مشرك باشد . *

يأبت . .. يأبت إنّى أخاف أن يمسّك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 47 - 13

13- خوش گفتارى ، برخورد نيك و سعه صدر با جاهلان ، بدگويان و مخالفان ، شيوه اى نيكو و روشى ابراهيمى است .

قال سلم عليك سأستغفر لك ربّى

بيان عمل و گفتار حضرت ابراهيم(ع) و امر به يادآورى آن، دلالت بر نيكويى آن عمل و روش دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 14 - 3

3 - معرفى خود به مخاطب در آغاز گفت وگو ، از آداب مكالمه و هم صحبت شدن با ديگران است .

يموسى . .. إنّنى أنا اللّه

خداوند با نداى «يا موسى» به او فهماند كه نام وى را مى داند، آن گاه در نخستين سخنان خود با موسى(ع)، خود را به او معرفى كرد تا گفت وگو با شناخت طرفين ادامه يابد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 27 - 1،2،4،5،6،10

1 - ورود ناگهانى و بدون آشنايى دادن و انس قبلى ، به محل سكونت و خانه ديگران ، ممنوع است .

يأيّها الذين ءامنوا لاتدخلوا بيوتًا غير بيوتكم حتّى تستأنسوا

برداشت ياد شده، براساس اين مبنا است كه «استئناس» (مصدر «تستأنسوا») از ماده «انس» (در مقابل وحشت) باشد. بر اين اساس معناى آيه چنين مى شود: شخص وارد شونده در ابتدا بايد از راه اجازه خواستن و غيره با صاحب خانه مأنوس شود، آن گاه وارد خانه گردد تا موجب وحشت و اضطراب خود و ديگران نشود.

2 - ورود به خانه و محل سكونت ديگران ، بدون اطمينان از وجود صاحب آن و اجازه از او ، ممنوع است .

لاتدخلوا بيوتًا غير بيوتكم حتّى تستأنسوا

برداشت فوق، بر اين مبنا است كه «استئناس» (مصدر «تستأنسوا») استفعال از «آنس إذا أبصر» و به معناى استعلام و استكشاف باشد. بر اين اساس معناى آيه چنين مى شود: «وارد خانه كسى نشويد تا آن كه از وضعيت و احوال صاحب خانه باخبر شويد كه معمولاً اين استعلام همراه با استيذان (اجازه خواستن) است».

4 - ورود به محل سكونت و خانه ديگران پيش از سلام كردن به اهل آن ، ممنوع است .

لاتدخلوا بيوتًا غير بيوتكم حتّى تستأنسوا و تسلّموا على أهلها

5 - اذن خواستن و سلام كردن ، از شرايط و آداب ورود به محل سكونت و خانه ديگران

لاتدخلوا بيوتًا غير بيوتكم حتّى تستأنسوا و تسلّموا

6 - ورود به محل سكونت و خانه ديگران - هر چند با اجازه باشد - نبايد همراه با تكلف ، تحميل و احساس سنگينى براى صاحب آن باشد .

لاتدخلوا بيوتًا غير بيوتكم حتّى تستأنسوا و تسلّموا على أهلها

برداشت ياد شده از تعبير «تستأنسوا» به جاى «تستأذنوا» و دستور به سلام كردن - كه پيام آور دوستى و صفا است - استفاده مى شود.

10 - ورود افراد به خانه و محل سكونت خودشان به طور ناگهانى جايز است .

لاتدخلوا بيوتًا غير بيوتكم. .. لعلّكم تذكّرون

از قيد «غير بيوتكم» استفاده مى شود كه شرايط ورود به خانه افراد (مثل اذن ورود گرفتن و سلام كردن) مربوط به خانه هاى ديگران است و خانه هاى شخصى افراد چنين شرايطى را ندارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 28 - 1،2،3،4،5،6،9

1 - ورود به خانه و محل سكونت ديگران با علم به اين كه كسى در آن نيست ، ممنوع است .

فإن لم تجدوا فيها أحدًا فلاتدخلوها

2 - ورود به خانه و محل سكونت ديگران به هنگام نيافتن كسى در آن ، با كسب مجوز شرعى يا قانونى ، جايز است .

فإن لم تجدوا فيها أحدًا فلاتدخلوها حتّى يؤذن لكم

مجهول آمدن فعل «يُؤذن» - بدون ذكر فاعل (اجازه دهنده) - مى تواند حاكى از اين نكته باشد كه براى ورود به خانه ديگران، يك نوع مجوزى لازم است; چه آن مجوز ناشى از قوانين متعارف باشد و چه از ناحيه شرع.

3 - مؤمنان در صورت مواجه شدن با بى ميلى صاحب خانه و درخواست مراجعت ، بايد عذر او را موجه دانسته و بازگردند .

فإن لم تجدوا فيها أحدًا فلاتدخلوها حتّى يؤذن لكم

4 - توقف در كنار درب خانه و محل سكونت ديگران ، به هنگام مواجه شدن با بى ميلى صاحب آن و درخواست مراجعت ، ممنوع است .

و إن قيل لكم ارجعوا فارجعوا

5 - نپذيرفتن ميهمان و اجازه ندادن به كسى براى ورود به خانه و محل سكونت خود ، جايز است .

و إن قيل لكم ارجعوا فارجعوا

6 - پذيرفتن عذر صاحب خانه و تحميل نكردن خود بر او و انصراف از ورود به خانه وى ، نشانه رشد و بالندگى است .

و إن قيل لكم ارجعوا فارجعوا هو أزكى لكم

«زكاة» (مصدر «أزكى») هم به معناى «نمو و رشد» و هم به معناى «طهارت و پاكى» است. برداشت فوق، مبتنى بر معناى نخست است.

9 - رشد و طهارت ، ملاك هاى گزينش نحوه زندگى و اساس تنظيم آداب و روابط اجتماعى است .

و إن قيل لكم ارجعوا فارجعوا هو أزكى لكم

جمله «هو أزكى لكم» براى تعليل احكام مربوط به آداب ورود به خانه هاى ديگران است; ولى اين تعليل از نوع تعليلى است كه موجب تعميم حكم مى شود. بنابراين هر رفتارى كه موجب رشد و پاكى انسان شود، امرى پسنديده و بايسته است كه بايد ملاك گزينش هر نوع رفتارى قرار گيرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 58 -

2،3،5،6،7،8،10،11،13،14،15،24

2 - بردگان ، بايد براى ورود به اتاق و محل استراحت صاحبان خود ، در سه وقت اذن بطلبند : 1- پيش از نماز بامداد ، 2- به وقت استراحت نيمروزى ( ظهر ) ، 3- پس از نماز عشا ( هنگام خواب شب ) .

ليستئذنكم الذين ملكت أيمنكم . .. ثلث مرّت من قبل صلوة الفجر و حين تضعون ثيابكم

3 - فرزندان نابالغ ، بايد براى ورود به اتاق و محل استراحت پدر و مادرشان به وقت برهنگى و خلوت آنان ، اجازه بگيرند .

ليستئذنكم . .. الذين لم يبلغوا الحلم منكم ثلث مرّت ... ثلث عورت لكم

5 - پدران و مادران ، حق ندارند با وضعيت و پوشش متناسب با خواب و خلوت ( چون برهنگى و . . . ) در انظار فرزندانشان ظاهر شوند .

ليستئذنكم . .. و الذين لم يبلغوا الحلم منكم و من بعد صلوة العشاء ثلث عورت لكم

از اين كه فرزندان ممنوع شدند كه بدون اذن، وارد اتاق و محل استراحت پدران و مادرانشان (در سه وقتى كه نوعاً والدين در حال برهنگى و خلوت و متناسب با وضعيت خواب قرار دارند) شوند، مى توان استفاده كرد كه والدين هم نبايد با چنين وضعيتى بر فرزندانشان وارد شوند. گفتنى است: مفهوم جمله «ليس عليكم و لا عليهم جناح; نه بر شما و نه بر آنان گناهى نيست» مؤيد برداشت ياد شده است; زيرا معلوم مى شود كه در اوقات سه گانه، جناح (گناه) خواهد بود.

6 - آگاه نشدن فرزندان از وضعيت متناسب با خواب و استراحت ( حالت برهنگى و خلوت ) پدران و مادران در اتاق هايشان ، فلسفه و حكمت تشريع حكم اذن گرفتن فرزندان براى ديدار با والدين است .

ليستئذنكم . .. و الذين لم يبلغوا الحلم منكم ... و من بعد صلوة العشاء ثلث عورت لك

جمله «ثلاث عورات لكم» استينافيه بيانيه است و بيانگر علت تشريع حكم اذن گرفتن فرزندان براى ورود به اتاق و محل استراحت والدين خويش است.

7 - زنان و مردان مؤمن ، حق ندارند با وضعيت و پوشش متناسب با خواب و خلوت ، در انظار خدمت كاران خويش ظاهر شوند .

ليستئذنكم الذين ملكت أيمنكم . .. من قبل صلوة الفجر ... و من بعد صلوة العشاء ثلث

8 - آگاه نشدن خدمت كاران از وضعيت متناسب با خواب و استراحت ( برهنگى و خلوت ) صاحبان خود در اتاق هايشان ، فلسفه و حكمت تشريع حكم اذن گرفتن آنان براى ديدار با صاحبان خويش

ليستئذنكم الذين ملكت أيمنكم . .. من قبل صلوة الفجر ... و من بعد صلوة العشاء ثلث

10 - رفت و آمد خدمت كاران به اتاق صاحبان خود ، در غير از سه وقت پيش از طلوع فجر ، استراحت نيمروزى و هنگام خواب شب ، بدون اذن جايز است .

ليستئذنكم الذين ملكت أيمنكم . .. من قبل صلوة الفجر ... ليس عليكم و لا عليهم جنا

11 - رفت و آمد فرزندان به اتاق پدر و مادر ، در غير از سه وقت پيش از طلوع فجر ، وقت استراحت نيمروزى و پس از نماز عشا ، بدون اذن جايز است .

ليسئذنكم . .. و الذين لم يبلغوا الحلم منكم ... من قبل صلوة الفجر ... ليس عليكم و

13 - هرگونه رفتارى كه موجب تحريك جنسى فرزندان نابالغ و مميز ( بلوغ زودرس ) شود ، ممنوع است .

ليستئذنكم . .. و الذين لم يبلغوا الحلم منكم ... من قبل صلوة العشاء ... ليس عليكم

با توجه به فلسفه و حكمت اذن گرفتن فرزندان نابالغ، براى ورود به محل خواب و خلوت پدر و مادرشان و نيز لزوم پرهيز والدين از ظاهر شدن با چنين وضعيتى در انظار فرزندان خويش، مى توان گفت كه هرگونه تحريك جنسى فرزندان (بلوغ زودرس) ممنوع است و مورد آيه خصوصيتى ندارد.

14 - ضرورت معاشرت نزديك و تنگاتنگ فرزندان نابالغ با پدر و مادر خود و مشقت اجازه خواستن ، فلسفه و دليل عدم لزوم اذن خواستن از والدين ، براى رفت و آمد نزديك باآنان در غير از سه وقت مقرر است .

ليستئذنكم . .. ثلث عورت لكم ليس عليكم و لا عليهم جناح بعدهنّ طوّفون عليكم بعضكم

جمله «طوّافون عليكم. ..» جمله اى است تعليليه كه بيانگر علت و فلسفه جواز رفت و آمد نزديك فرزندان با پدر و مادرشان در اتاق ها و محل استراحت آنان است; يعنى، چون فرزندان بايد با پدر و مادرشان رفت و آمد نزديك داشته باشند و اجازه خواستن براى اين كار، براى فرزندان مشقت بار است، پس اذن طلبيدن لازم نيست.

15 - ضرورت معاشرت تنگاتنگ خدمت كاران با صاحبان خود و مشقت اجازه خواستن ، فلسفه و دليل لازم نبودن اذن خواستن براى رفت و آمد نزديك آنان در غير از سه وقت مقرر

ليستئذنكم . .. ثلث عورت لكم ليس عليكم و لا عليهم جناح بعدهنّ طوّفون عليكم بعضكم

24 - « عن أبى عبداللّه ( ع ) فى قول اللّه عزّوجلّ : « الذين ملكت أيمانكم » قال هى خاصة فى الرجال دون النساء ;

امام صادق(ع) در باره سخن خداوند - عزّوجلّ - «. .. ليستئذنكم الذين ملكت أيمانكم...» فرمود: اين حكم براى غلامان است نه كنيزان».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 59 - 1،2

1 - كودكان ، به مجرد رسيدن به سن بلوغ ، بايد براى ورود به اتاق خلوت و خوابگاه پدر و مادرشان در همه اوقات ، اذن بگيرند .

ليستئذنكم . .. و الذين لم يبلغوا الحلم منكم ثلث مرّت ... و إذا بلغ الأطفل منكم

2 - كودكان ، به مجرد رسيدن به سن بلوغ ، بايد براى ورود به اتاق و محل سكونت پدر و مادرشان از آنان اذن بگيرند .

و إذا بلغ الأطفل منكم الحلم فليستئذنوا كما استئذن الذين من قبلهم

برداشت ياد شده، مبتنى بر اين است كه مقصود از «الذين من قبلهم» افراد بالغى باشند كه تكليف آنان در آيه 27 و 28 ذكر شده است; يعنى، همان گونه كه بزرگسالان بايد براى ورود به اتاق و منزل مسكونى افراد اجازه بگيرند، اطفالى كه به سن بلوغ رسيده اند نيز، بايد اذن بطلبند; هر چند اهل خانه و ساكنان منازل، پدر و مادر آنان باشند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 61 - 19،24،25،36،39،40

19 - نابينايان ، لنگ ها و مريضان ، مى توانند با ديگر اعضاى خانواده خود و نيز باخويشاوندان و دوستان خويش باهم ( بر سر يك سفره ) و يا جداگانه ، غذا ميل كنند .

ليس على الأعمى حرج . ..و لا على أنفسكم أن تأكلوا من بيوتكم أو بيوت ءابائكم ... أ

24 - سلام كردن به يكديگر به هنگام ورود به خانه ها ، توصيه خداوند به همه مسلمانان

فإذا دخلتم بيوتًا فسلّموا على أنفسكم

25 - سلام كردن ، از آداب معاشرت و رفت و آمد و مهمانى ميان مسلمانان

فإذا دخلتم بيوتًا فسلّموا على أنفسكم

36 - « عن أبى عبداللّه ( ع ) فى قول اللّه عزّوجلّ : « أو ماملكتم مفاتحه » قال : الرجل يكون له وكيل يقوم فى ماله فيأكل بغير إذنه ;

از امام صادق(ع) روايت شده است كه در باره سخن خداى - عزّوجلّ - «أو ما ملكتم مفاتحه» فرمود: اين مانند آن است كه شخص، وكيلى دارد كه اداره مال او در دست وى است. او مى تواند بدون اجازه صاحب مال از آن بخورد».

39 - « عن أبى عبداللّه ( ع ) فى قول اللّه عزّوجلّ : « أو ما ملكتم مفاتحه أو صديقكم » قال : هولاء الذين سمّى اللّه عزّوجلّ فى هذه الآية تأكل بغير إذنهم من التمر و المأدوم . . . فأمّا ما خلا ذالك من الطعام فلا ;

از امام صادق(ع) درباره سخن خداى - عزّوجلّ - «أو ما ملكتم مفاتحه أو صديقكم» فرمود: افرادى كه خداوند - عزّوجل - در اين آيه ذكر كرده است، بدون اجازه شان از خرما و نان خورشتشان بخوريد. .. و غير از آن، از بقيه طعام ها نمى توانيد بدون اجازه بخوريد».

40 - « أبى الصباح قال : سألت أبا جعفر ( ع ) ، عن قول اللّه عزّوجلّ : فإذا دخلتم بيوتاً فسلّموا على أنفسكم . . . » فقال : هو تسليم الرجل على أهل البيت حين يدخل ثمّ يردّون عليه ، فهو سلامكم على أنفسكم ;

ابوالصباح از امام باقر(ع) پرسيد: اين كه خداوند فرموده است: «فإذا دخلتم بيوتاً فسلّموا على أنفسكم» مراد چيست؟ فرمود: مراد اين است كه شخص، هرگاه وارد خانه شود، بر اهل خانه سلام كند. پس آنان جواب سلام او را مى دهند. پس آن سلام شما بر خودتان است».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 63 - 4،5،14

4 - مسلمانان صدراسلام به نگه دارى حرمت پيامبر (صلی الله علیه و آله) در گفتارشان موظف و از صدا زدن آن حضرت ، همچون صدا زدن ديگر مردمان ، ممنوع بودند .

لاتجعلوا دعاء الرسول بينكم كدعاء بعضكم بعضًا

برداشت ياد شده، مبتنى بر اين است كه اضافه «دعا» به «الرسول» اضافه مصدر به مفعول باشد; يعنى، دعوت و صدا زدن شما پيامبر(صلی الله علیه و آله) را. .. .

5 - نگه دارى حرمت رهبر جامعه اسلامى و رعايت ادب در گفتار با آنان ، امرى لازم و بايسته

لاتجعلوا دعاء الرسول بينكم كدعاء بعضكم بعضًا

آيه شريفه، درباره پيامبراسلام(صلی الله علیه و آله) است; ولى چون نام ايشان به عنوان ولّى امر مسلمين ياد شده است (و إذا كانوا معه على أمر جامع. .) مى توان آن را درباره تمامى رهبران جامعه اسلامى تسرى داد و شامل كسانى دانست كه ولايت امرى مسلمين را برعهده دارند.

14 - « عن أبى جعفر ( ع ) فى قوله « لاتجعلوا دعاء الرسول بينكم كدعاء بعضكم بعضاً » يقول : لاتقولوا : يا محمّد (صلی الله علیه و آله) و لا يا أباالقاسم لكن قولوا يا نبى اللّه و يا رسول اللّه . . . ;

از امام باقر(ع) درباره قول خدا «لاتجعلوا دعاء الرسول كدعاء بعضكم بعضاً» روايت شده است كه [رسول خدا(صلی الله علیه و آله)] را با اسم و كنيه نخوانيد و نگوييد «يا محمد»، «يا أباالقاسم» ولكن [با احترام ]بگوييد: «يا نبى اللّه» و «يا رسول اللّه» . ..».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 18 - 2،3،6

2 - سفارش لقمان به پرهيز از منش متكبرانه و گردن فرازى كردن ، جلوه اى از حكمت او است .

و لقد ءاتينا لقمن الحكمة . .. إذ قال ... و لاتصعّر خدّك للناس

3 - مراعات و حقوق مردم ، در برخورد اخلاقى ، داراى اهميتى ويژه است .

و لاتصعّر خدّك للناس

«لام» در «للناس» براى تعليل است; يعنى، روى خود را متكبرانه به خاطر اعراض از مردم، برنگردان. چنين دستورى حكايت از آن دارد كه مردم، در برخورد اخلاقى، داراى حقوق لازم الرعايه اند.

6 - انسان ، نبايد حركت خويش را براساس خوشى و سرمستى سامان دهد .

و لاتمش فى الأرض مرحًا

بنابراين احتمال كه «مرح» مفعولٌ له براى فعل «تمش» باشد، معناى ياد شده را مى رساند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 25 - 2

2 - ارزش مبادرت به سلام ، هنگام ورود بر ديگران

إذ دخلوا عليه فقالوا سلمًا

مطلب بالا، با توجه به اين نكته است كه خداوند، ابتدا وصف «مكرم» را براى ميهمانان ابراهيم(ع) آورده و سپس نخستين عمل آن ميهمانان شريف (سلام به هنگام ورود) را ياد كرده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 11 - 1،6،11

1 - باز كردن جا براى ديگران در مجالس ، از آداب نيكوى معاشرت و روابط اجتماعى است .

يأيّها الذين ءامنوا إذا قيل لكم تفسّحوا فى المجلس فافسحوا

6 - برخاستن از مجالس و جاى خويش را به ديگران دادن ، از آداب نيكو در معاشرت و روابط اجتماعى

و إذا قيل انشزوا فانشزوا

11 - برخاستن از جاى خويش در مجالس و قرار دادن آن در اختيار ديگران ، براى دانشمندان و فرهيختگان بسى زيبنده تر از ديگران است .

فانشزوا يرفع اللّه الذين ءامنوا منكم و الذين أُوتوا العلم درجت

با اين كه تعبير «الذين آمنوا» شامل عالمان نيز مى شود، اختصاص به ذكر عالمان گوياى اين حقيقت است كه رعايت آداب معاشرت، از هر مؤمنى پسنديده است و از عالمان مؤمن پسنديده تر است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 2 - 4

4 - آگاه نشدن شخص از اظهار انزجار و ناراحتى ديگران ، مجوّز چنين رفتارى با وى نيست و از زشتى آن نمى كاهد .

عبس و تولّى . أن جاءه الأعمى

با آن كه فرد نابينا، گرفتگى چهره را مشاهده نمى كرد; ولى آيه شريفه آن رفتار را نكوهيده خوانده و فاعل آن را مذمت كرده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 10 - 3

3 - ترجيح اشراف بر ديگران در تبليغ دين و برخورد دو گانه تبعيض آميز در معاشرت با مردم ، مذموم است .

أمّا من استغنى . فأنت له تصدّى ... فأنت عنه تلهّى

5- احكام معاشرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 69 - 1،3،6

1 - بر كسانى كه از همنشينى با بيهوده گويان درباره قرآن و اسلام پرهيز مى كنند، ولى بناچار سخنان آنها را مى شنوند، گناهى نيست.

و ما على الذين يتقون من حسابهم من شىء و لكن ذكرى لعلهم يتقون

در اين برداشت، «يتقون» به معناى لغوى آن گرفته شده است.

3 - بر كسانى كه در همنشينى با مغالطه گران درباره قرآن و اسلام از بحث پرهيز نموده و سعى در بازداشتن ديگران كنند، گناهى نيست.

و ما على الذين يتقون من حسابهم من شىء و لكن ذكرى

در اين برداشت، «يتقون» به معناى لغوى آن و متعلق آن «خوض» گرفته شده است. علاوه بر اين كه «ذكرى» نيز مفعول مطلق براى فعل محذوف «يذكرونهم» فرض شده است; يعنى: «يتقون الخوض و لكن يذكرونهم ذكرى».

6 - همنشينى با كافران و مشركانى كه به استهزا و مغالطه در قرآن و اسلام نپردازند، حرام نيست. *

و ما على الذين يتقون من حسابهم من شىء

در اين آيه فاعل «يتقون» كافران، و مرجع ضمير «حسابهم» خوض كنندگان فرض شده است; يعنى حساب كافرانى كه از خوض پرهيز مى كنند، از حساب خوض كنندگان جدا و همنشينى با آنان بى اشكال است.

6- ارزش معاشرت با يتيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 17 - 6

6 - ارزشمندترين رابطه مردم با يتيمان ، بها دادن به شخصيت آنان و اكرام و احترام به ايشان است .

كلاّ بل لاتكرمون اليتيم

آيه شريفه، عنايتى ويژه به احترام يتيمان دارد; به گونه اى كه گويا اولين انتظار آنان از جامعه، درك شخصيت آنها و بها دادن به آن است.

7- اهميت آداب معاشرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 61 - 26

26 - پيوند خويشاوندى و دوستى و ارتباطات نزديك ، نبايد موجب سهل انگارى در رعايت ادب اسلامى و آداب معاشرتى ميان خويشاوندان و دوستان گردد .

ليس على الأعمى حرج . .. و لا على أنفسكم أن تأكلوا من بيوتكم ... أو صديقكم ... فإ

برداشت ياد شده به خاطر اين است كه غالباً پيوند دوستى و خويشاوندى، سبب سهل انگارى در رعايت ادب فيمابين مى شود. از اين رو مى توان گفت: خداوند توصيه فرمود كه مسلمانان به هنگام ملاقات با دوستان و خويشاوندان خود، سلام كنند و....

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - حجرات - 49 - 5 - 5

5 - اهميت آداب اجتماعى در نگاه دين

لاترفعوا أصوتكم . .. و لو أنّهم صبروا ... لكان خيرًا لهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 11 - 9

9 - برخاستن از جاى خويش و قرار دادن آن در اختيار ديگر مؤمنان ، مايه بالا رفتن درجات انسان و تقرب و نزديكى او به خداوند است .

فانشزوا يرفع اللّه الذين ءامنوا منكم . .. درجت

برخى از مفسران «ارتقاع درجات» را كنايه از تقرب به خداوند دانسته اند. برداشت ياد شده بر پايه اين احتمال است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 1 - 3

3 - لزوم آگاهى از شيوه صحيح برخورد هاى اجتماعى و پرهيز از برخورد نامناسب با مردم

عبس و تولّى

8- اهميت معاشرت پسنديده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 53 - 4،12

4- خداوند ، خواهان موضع گيرى شايسته و سخن نيك انسان ، در قبال گفتار و برخورد هاى ناشايست ديگران

قل لعبادى يقولوا التى هى أحسن

در آيات قبل، سخن نارواى كافران در مسحور خواندن پيامبر(صلی الله علیه و آله) ذكر شده است و در اين آيه مى فرمايد: «شما بهترين را بگوييد». از مجموع اين فرازها برداشت فوق استفاده مى شود.

12- به كارگيرى كلمات نيك و رفتار شايسته ، مانع نفوذ شيطان و از بين برنده زمينه هاى اختلاف و خصومت است . *

و قل لعبادى يقولوا التى هى أحسن إن الشيطن ينزغ بينهم

بنابر اينكه امر الهى به گفتار نيك، به منظور پيشگيرى از نفوذ شيطان باشد، اين برداشت به دست مى آيد.

9- تبيين مذموميت معاشرت ناپسند

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 18 - 9

9 - تبيين فلسفه مذموميت رفتار هاى اخلاقى ، براى تفهيم دقيق آن از شيوه هاى تربيتى قرآن كريم است .

و لاتصعّر خدّك للناس و لاتمش فى الأرض مرحًا إنّ اللّه لايحبّ كلّ مختال فخور

10- تعليم آداب معاشرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 58 - 1

1 - پدر و مادر ، وظيفه دارند كه آداب و چگونگى ورود به اتاق و محل استراحت خود را به فرزندان نابالغ خويش بياموزند .

يأيّها الذين ءامنوا ليستئذنكم الذين ملكت أيمنكم و الذين لم يبلغوا الحلم منكم ث

فعل امر «ليستئذنكم» هر چند در ظاهر متوجه بردگان و فرزندان نابالغ است; ولى به قرينه اين كه خطاب «يأيّها الذين آمنوا» متوجه پدران و مادران مؤمن است و نيز چون فرزندان نابالغ مكلف نيستند تا بشود به آنان امر و نهى كرد، از اين رو اين امر متوجه اولياى فرزندان خواهد بود كه آنان بايد محتواى اين دستور را به فرزندان خويش بياموزند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 19 - 9

9 - آموزش اخلاق و آداب معاشرت ، از وظايف پدر درباره فرزند خويش است .

يبنىّ . .. و لاتصعّر خدّك للناس ... و اغضض من صوتك

11- تهديد تاركان آداب معاشرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 28 - 12

12 - كسانى كه در ورود به خانه و محل سكونت ديگران آداب مورد توصيه خدا را رعايت نكنند ، به مجازات الهى تهديد شده اند .

و إن قيل لكم ارجعوا فارجعوا هو أزكى لكم و اللّه بما تعملون عليم

جمله «و اللّه بما تعملون عليم» - كه علم همه جانبه الهى را به بشر يادآور مى شود - هشدارى است به كسانى كه احكام ياد شده را رعايت نمى كنند.

12- حسن معاشرت با مساكين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 27 - 5

5 - آگاهى از فلسفه فقر و غنا و برخورد صحيح با يتيمان ، مسكينان و اموال مردم و دل نبستن به ثروت ، فرونشاننده اضطراب درونى و مايه اطمينان نفس انسان

فأمّا الإنسن إذا ما ابتليه . .. يأيّتها النّفس المطمئنّة

توصيف «نفس» به «مطمئن» - در قيامت - ممكن است به اعتبار اطمينانى باشد كه در دنيا، براى او حاصل شده بود.

13- حسن معاشرت با يتيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 27 - 5

5 - آگاهى از فلسفه فقر و غنا و برخورد صحيح با يتيمان ، مسكينان و اموال مردم و دل نبستن به ثروت ، فرونشاننده اضطراب درونى و مايه اطمينان نفس انسان

فأمّا الإنسن إذا ما ابتليه . .. يأيّتها النّفس المطمئنّة

توصيف «نفس» به «مطمئن» - در قيامت - ممكن است به اعتبار اطمينانى باشد كه در دنيا، براى او حاصل شده بود.

14- حلم در معاشرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 134 - 4

4 - تأمين نيازمندى هاى جامعه ايمانى و خويشتن دارى و گذشت در برخورد هاى اجتماعى ، از ويژگى هاى اهل تقوا

اعدّت للمتّقين. الّذين ينفقون ... و الكاظمين الغيظ و العافين عن النّاس

15- خيريت آداب معاشرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 27 - 8

8 - خوددارى از ورود به محل سكونت و خانه ديگران ، بدون اجازه و سلام كردن ، به خير و صلاح جامعه است .

لاتدخلوا بيوتًا غير بيوتكم حتّى تستأنسوا . .. ذلكم خير لكم

16- روش معاشرت با محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - حجرات - 49 - 5 - 4

4 - تعليم ادب از سوى خداوند ، به اعراب در معاشرت با پيامبر (صلی الله علیه و آله)

لاتقدّموا . .. لاترفعوا ... و لا تجهروا له ... إنّ الذين يغضّون ... و لو أنّهم ص

17- زمينه معاشرت پسنديده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 53 - 3

3- لازمه عبوديت انسان براى خدا ، داشتن برخورد نيك با ديگر بندگان اوست .

قل لعبادى يقولوا التى هى أحسن

ذكر وصف «عبادى» مى تواند اشاره به مطلب فوق باشد.

18- سابقه در معاشرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 21 - 4

4 - لزوم توجه و احترام به سوابق معاشرت

و قد افضى بعضكم الى بعض

بنابر اينكه مراد از «و قد افضى»، پيوند معاشرتى باشد.

19- سرزنش معاشرت ناپسند

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 18 - 9

9 - تبيين فلسفه مذموميت رفتار هاى اخلاقى ، براى تفهيم دقيق آن از شيوه هاى تربيتى قرآن كريم است .

و لاتصعّر خدّك للناس و لاتمش فى الأرض مرحًا إنّ اللّه لايحبّ كلّ مختال فخور

20- صبر در معاشرت با فقرا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 28 - 6

6- معاشرت و ملازمت با اقشار محروم جامعه ايمانى ، در پى دارنده مشكلات و نيازمند صبر و شكيبايى است .

و اصبر نفسك

21- عفو در معاشرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 134 - 4،7

4 - تأمين نيازمندى هاى جامعه ايمانى و خويشتن دارى و گذشت در برخورد هاى اجتماعى ، از ويژگى هاى اهل تقوا

اعدّت للمتّقين. الّذين ينفقون ... و الكاظمين الغيظ و العافين عن النّاس

7 - انفاقِ مستمر ( انفاق در هر شرايط ) ، مهار كردن خشم و گذشت از لغزش هاى مردم ، از مصاديق احسان و نيكوكارى

الّذين ينفقون فى السّرّآء و الضّرّاء و الكاظمين الغيظ و العافين عن النّاس و اللّ

مراد از «و اللّه يحب المحسنين»، اين است كه خداوند دارندگان صفات ذكر شده در آيه را دوست دارد يعنى: و اللّه يحبّهم. ولى به جاى ضمير، كلمه «المحسنين» به كار رفته تا در ضمن، اشاره كند كه موارد ياد شده از مصاديق نيكوكارى است.

22- عوامل معاشرت ناپسند

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 18 - 11

11 - برخى رفتار هاى اخلاقى ، ريشه در درون انسان دارد .

و لاتصعّر خدّك للناس و لاتمش فى الأرض مرحًا إنّ اللّه لايحبّ كلّ مختال فخور

با توجه به ريشه «مختال» - كه پندار و خيال گرايى است - نكته بالا به دست مى آيد.

23- مشكلات معاشرت با فقرا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 28 - 6

6- معاشرت و ملازمت با اقشار محروم جامعه ايمانى ، در پى دارنده مشكلات و نيازمند صبر و شكيبايى است .

و اصبر نفسك

24- معاشرت با اهل كتاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 5 - 9

9 - جواز معاشرت و مبادله با اهل كتاب

و طعام الذين اوتوا الكتب حل لكم و طعامكم حل لهم

بدان احتمال كه مراد از جمله «طعام الذين . ..»، جواز دادن طعام و گرفتن طعام از اهل كتاب باشد. مصداق روشن اين مفهوم، داد و ستد و مبادله طعام است و به نظر مى رسد كه طعام خصوصيتى نداشته باشد.

25- معاشرت با بيگانگان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 109 - 26

26 - اهل كتاب با جامعه مسلمانان صدر اسلام برخورد و حشر و نشر نداشتند .

فاعفوا و اصفحوا حتى يأتى اللّه بأمره إن اللّه على كل شىء قدير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 69 - 6

6 - همنشينى با كافران و مشركانى كه به استهزا و مغالطه در قرآن و اسلام نپردازند، حرام نيست. *

و ما على الذين يتقون من حسابهم من شىء

در اين آيه فاعل «يتقون» كافران، و مرجع ضمير «حسابهم» خوض كنندگان فرض شده است; يعنى حساب كافرانى كه از خوض پرهيز مى كنند، از حساب خوض كنندگان جدا و همنشينى با آنان بى اشكال است.

26- معاشرت با سفيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 5 - 14

14 - لزوم برخورد شايسته و سازنده در گفتار و رفتار با سفيهان

و قولوا لهم قولا معروفاً

در برداشت فوق كلمه «قولاً» به معناى كنايى آن، يعنى مطلق معاشرت (سخن و رفتار)، گرفته شده است.

27- معاشرت با فقير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 263 - 2

2 - لزوم رعايت برخورد نيكو با نيازمندان در گفتار و رفتار

قول معروف و مغفرة خير

28- معاشرت با كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 140 - 10

10 - جواز معاشرت و مجالست با كافران ، آنگاه كه آيات الهى را استهزا نكنند و سخنانشان كفر به آيات الهى نباشد .

فلاتقعدوا معهم حتّى يخوضوا فى حديث غيره

مفهوم جمله «حتى يخوضوا . ..»، جواز معاشرت با شرط ذكر شده است.

29- معاشرت با كنيز

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 3 - 12

12 - عدم لزوم رعايت مساوات بين كنيزان ، براى مالكان آنان

فان خفتم الّا تعدلوا فواحدة او ما ملكت ايمانكم ذلك ادنى الّا تعولوا

مراد از مساوات، عدالت و قسطى است كه شوهر ملزم به رعايت آن در بين زنان متعدد خويش مى باشد.

30- معاشرت با محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 54 - 5

5 - خداوند ، به مسلمانان ، درباره تخلف از دستورهايى كه در مورد رفتار با پيامبر (صلی الله علیه و آله) و يا همسران اش داده است ، هشدار داد .

لاتدخلوا بيوت النبىّ . .. و إذا سألتموهنّ متعًا ... و ما كان لكم أن ... و لا أن

31- معاشرت با مردم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 52 - 17

17 - پيامبر(صلی الله علیه و آله) نبايد در برخورد با مردم، فقر و غنا و گرسنگى و سيرى را ملاك قرار دهد.

ما عليك من حسابهم من شىء و ما من حسابك عليهم من شىء

32- معاشرت با مؤمنان فقير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 28 - 2

2- پيامبر (صلی الله علیه و آله) با تهيدستان مؤمن ، معاشرت داشت .

و اصبر نفسك مع الذين يدعون ربّهم

واژه «اصبر» چنان چه داراى مفعول باشد، امر به حبس كردن و تثبيت است. اين تعبير و نيز جمله «لاتعد عيناك عنهم» اين نكته را مى رساند كه شيوه پيامبر(صلی الله علیه و آله) در برخورد با تهيدستان، شيوه اى مطلوب بوده و خداوند، او را به پايدارى بر آن و ترك انصراف از ديدار آنان ترغيب مى كند.

33- معاشرت با والدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 15 - 5،9

5 - رفق و مدارا با پدر و مادر و داشتن رفتارى شايسته با آنان در امور دنيوى ، امرى لازم است .

و صاحبهما فى الدنيا معروفًا

9 - رعايت حال پدر و مادر و معاشرت با آنان ، در هر منطقه اى ، بسته به رسوم متفاوت آن جا است .

و صاحبهما فى الدنيا معروفًا

«معروفاً» صفت براى مفعول مطلق محذوف فعلِ «صاحِبْ» است و مراد از آن، چيزى است كه به خوبى و نيكى در ميان مردم شهرت دارد.

34- معاشرت با والدين مشرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 15 - 7

7 - انسان ، به داشتن رفتار نيك با پدر و مادر ، حتى در صورت مشرك بودن آنان موظّف است .

و إن جهداك على أن تشرك . .. و صاحبهما فى الدنيا معروفًا

35- معاشرت با همسر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 19 - 10،11

10 - وجوب معاشرت پسنديده مردان با همسرانشان

و عاشروهنّ بالمعروف

11 - مرد نبايد با همسر خويش ، هر چند مورد پسند او نباشد ، بدرفتارى كند .

و عاشروهنّ بالمعروف فان كرهتموهن

جواب جمله شرطيه «فان كرهتموهن» حذف شده و «عسى ان تكرهوا» جانشين آن شده است. يعنى «فان كرهتموهنّ فايضاً عاشروهنّ بالمعروف عسى ... ».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 21 - 13

13 - زندگى پسنديده با همسر يا آزاد گذاردن وى با رفتار نيك ، پيمان برگرفته زن از مرد به هنگام ازدواج

و اخذن منكم ميثاقا غليظاً

از امام باقر(ع) درباره «ميثاق» در آيه فوق چنين نقل شده است كه: «الميثاق الغليظ» هو العهد المأخوذ على الزوج حالة العقد من امساك بالمعروف او تسريح باحسان.


مجمع البيان، ج 3، ص 42 ; تفسير برهان، ج 1، ص 356، ح 11.

36- معاشرت با همسران محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 54 - 5

5 - خداوند ، به مسلمانان ، درباره تخلف از دستورهايى كه در مورد رفتار با پيامبر (صلی الله علیه و آله) و يا همسران اش داده است ، هشدار داد .

لاتدخلوا بيوت النبىّ . .. و إذا سألتموهنّ متعًا ... و ما كان لكم أن ... و لا أن

37- معاشرت با يتيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 220 - 4،7،8،9،11،22

4 - ايتام و كيفيّت معاشرت با آنان ، از مسائل مورد ابتلا در صدر اسلام

و يسئلونك عن اليتامى قل اصلاح لهم خير

فعل مضارع «يسئلونك» دلالت بر استمرار و تكرار سؤال دارد و تكرار سؤال، نشانگر ابتلاى جامعه به مورد سؤال است.

7 - جواز هرگونه معاشرت با ايتام بر اساس برادرى و اصلاح امور آنان

اليتامى قل اصلاح لهم خير و ان تخالطوهم فاخوانكم

8 - معاشرت با ايتام ، بايد بر اساس برادرى دينى باشد .

و ان تخالطوهم فاخوانكم

يعنى بدون اينكه خود را - مثلا - برتر از آنان بدانيد و يا آنان را به استضعاف بكشيد; بلكه همانند رفتار با ديگران، بايد برادرى بين شما حاكم باشد.

9 - معاشرت و اصلاح امور ايتام ، بهتر از پرهيز از معاشرت با آنان است .

و يسئلونك عن اليتامى قل اصلاح لهم خير و ان تخالطوهم فاخوانكم

بنابراينكه «خير»، افعل التفضيل باشد. گويا مسلمانان به خاطر آيات شديداللّحنى كه درباره چگونگى رفتار با ايتام و اموال آنان نازل شده بود از معاشرت با آنان پرهيز داشتند كه آيه مزبور، پرهيز را رد كرده و معاشرت برادرانه و دخالت اصلاح طلبانه در امور آنان را تجويز كرده است.

11 - لزوم حفظ شخصيّت ايتام ، با رفتار و برخورد برادرانه با آنان

و ان تخالطوهم فاخوانكم

از اينكه خداوند به جاى هر معيار ديگرى در برخورد با ايتام، از برادرى سخن گفته است، احتمالا كنايه از پرهيز از رفتارهاى ترحم و يا تحقيرآميز باشد كه موجب از بين رفتن شخصيّت آنان مى شود.

22 - تحميل نشدن رنج و مشقّت به مردم ، فلسفه تجويز معاشرت با ايتام از سوى خداوند

و ان تخالطوهم فاخوانكم . .. و لو شاء الله لاعنتكم

38- معاشرت بردگان با همسران محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 55 - 5

5 - همسران رسول اللّه ، مى توانند بدون داشتن حجاب با بردگان خود روبه رو شده و با آنان سخن بگويند .

و إذا سألتموهنّ متعًا فسئلوهنّ من وراء حجاب. .. لاجناح عليهنّ فى ... و لا ما مل

39- معاشرت پسنديده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 19 - 12

12 - عُرف ( نظر عموم مردم ) تعيين كننده معاشرت هاى پسنديده

و عاشروهنّ بالمعروف

مراد از «معروف»، امرى است كه مردم در اجتماع خويش به نيكى مى شناسند و مورد انكار قرار نمى دهند.

40- معاشرت ناپسند

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 25 - 8

8 - زندگى با فاسقان ، دشوار و ناخوشايند بر بندگان شايسته خداوند

فافرق بيننا و بين القوم الفسقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 51 - 12

12 - لزوم قطع پيوند ، با كسانى كه رابطه دوستى با يهود و نصارا برقرار مى سازند .

لاتتخذوا اليهود و النصرى أولياء . .. و من يتولهم منكم فانه منهم

جمله «فانه منهم» مى رساند كه هر مسلمانى كه پذيراى ولايت يهود و نصارا باشد و يا با آنان روابط دوستانه برقرار كند، از زمره آنان خواهد بود و جمله «و لاتتخذوا . ..» دلالت مى كند كه نبايد با وى رابطه دوستى داشت.

41- معاشرت ناپسند با والدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 15 - 15

15 - خداوند به انسان ها درباره لغزش در عقيده و رفتار ناصحيح با والدين ، هشدار مى دهد .

و إن جهداك على أن تشرك بى . .. فلاتطعهما و صاحبهما فى الدنيا معروفًا و اتّبع سب

42- نقش آداب معاشرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - حجرات - 49 - 4 - 6

6 - رعايت ادب و حرمت افراد در روابط اجتماعى ، نشانگر ميزان انديشه و خرد انسان

إنّ الذين ينادونك من وراء الحجرت أكثرهم لايعقلون

از مفهوم «أكثرهم. ..»، استفاده مى شود كه هر جا انديشه باشد، آداب صحيحِ روابط اجتماعى نيز خواهد بود.

4- معامله

1- معامله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 198 - 17

17 - جواز خريد و فروش ، در ايّام حجّ ، بعد از خروج از احرام و اتمام مناسك

ليس عليكم جناح ان تبتغوا فضلا من ربّكم

امام صادق (ع) درباره قول خداوند «ليس عليكم . ..» فرمود: يعنى الرّزق اذا احلّ الرّجل من احرامه و قضى نسكه فليشترو ليبع فى الموسم


تفسير عياشى، ج 1، ص 96، ح 262 ; تفسير برهان، ج 1، ص 201، ح 1.

2- آثار خيانت در معامله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 10 - 3

3 - كم فروشى و خيانت در معامله ، تكذيب عملى روز قيامت است .

ويل للمطفّفين . .. ويل يومئذ للمكذّبين

آيات مورد بحث درباره «مطفّفين» است و آنان را با عناوين «فجّار» و «مكذّبين» تهديد به عذاب الهى مى كند. مراد از «يومئذ» همان «يوم يقوم الناس...» است كه در آيات پيشين گذشت. تكذيب مى تواند، شامل تكذيب عملى و قولى باشد; بنابراين آيه اختصاص به كافران ندارد.

3- اجتناب از خيانت در معامله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 35 - 3

3- خير و مصلحت واقعى انسان و جامعه ، در اجتناب كردن از كم فروشى و خيانت اقتصادى است .

و أوفوا الكيل . .. وزنوا بالقسطاس المستقيم ذلك خير

4- احكام معامله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 29 - 4،6

4 - تجارت ، از اسباب نقل و انتقال مشروع اموال

الّا ان تكون تجارة عن تراض منكم

6 - مبادله بدون رضايت طرفين ، باطل است .

الّا ان تكون تجارة عن تراض منكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 5 - 8

8 - اطعام اهل كتاب و فروش خوراكى ها به آنان ، امرى جايز و مباح

و طعامكم حل لهم

چون اهل كتاب به دستورات قرآن و حلالها و حرامهاى آن اعتنايى ندارند، بنابراين حكم به حليت طعام مسلمانان براى آنها به اين معناست كه براى مسلمانان جايز است كه طعام خود را در اختيار آنان قرار دهند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 152 - 6،7،8

6 - پركردن پيمانه ها و مطابق بودن كالا با وزنه هاى ترازو، امرى واجب در مبادله كالاها

و أوفوا الكيل و الميزان

«كيل» به معناى پيمانه كردن و نيز به چيزى كه با آن كيل مى كنند (پيمانه) گفته مى شود و در اينجا مراد معناى دوم است. ايفاء (مصدر اوفوا) به معناى اكمال و اتمام است. اتمام و اكمال پيمانه به اين است كه پيمانه مورد استفاده تا حد معمول آن پر شود و ايفاء و اكمال ترازو به اين است كه كالاى توزين شده مطابق با وزنه هاى ترازو بوده و كمتر از آن نباشد.

7 - در مبادله كالا بايد از پيمانه و ترازو و وزنه هاى صحيح استفاده كرد.

و أوفوا الكيل و الميزان بالقسط

«ميزان» به ترازو و نيز وزنه هاى آن گفته مى شود. «بالقسط» هم مى تواند براى «أوفوا» باشد، كه در اين صورت قيدى توضيحى و براى تأكيد است، و هم مى تواند قيد براى كيل و ميزان باشد. يعنى پيمانه، ترازو و وزنه ها بايد متعادل بوده، پيمانه كوچكتر از حد متعارف نباشد و ترازو خراب نبوده و وزنه ها كاستى نداشته باشد.

8 - بى عدالتى و كمفروشى در معاملات از محرمات الهى است.

أتل ما حرم ربكم . .. و أوفوا الكيل و الميزان بالقسط

جمله «أوفوا . ..» به دليل «ما حرم ربكم»، بيانگر مصداقى از محرمات الهى است، بنابراين علاوه بر وجوب عدالت در مبادلات، حكايت از حرمت بى عدالتى و كمفروشى نيز دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 85 - 8

8- كم فروشى و بى مقدار و كم ارزش جلوه دادن اجناس مردم ، حرام و از مصداق هاى فسادانگيزى در زمين است .

أوفوا المكيال و الميزان . .. و لاتعثوا فى الأرض مفسدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 35 - 1،2

1- وجوب كامل كردن پيمانه و كم نگذاشتن از آن ، در معاملات كيلى

و أوفوا الكيل إذا كلتم

2- لزوم به كارگيرى ترازوى دقيق و سنگ تمام در سنجش اشيا

وزنوا بالقسطاس المستقيم

«قسطاس» به معناى ميزان است كه مصداق بارز و روشن آن ترازو براى توزين اشياست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 9 - 2

2 - حرمت كم فروشى ، مغبون ساختن ديگران و كم نهادن سهم طرف مقابل در مبادلات اقتصادى

و أقيموا الوزن بالقسط و لاتخسروا الميزان

5- ارزش صداقت در معامله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 35 - 8

8- درست كارى اقتصادى ، داراى ارزشى برتر از مال داشتن و دارايى

ذلك خير و أحسن تأويلا

ممكن است مفضل عليه «خير»، كم فروشى و خيانت در سنجش كالا و سود حاصله از آن باشد; يعنى، رعايت عدل و انصاف و به كارگيرى ترازوى كامل و سود حاصله از آن، بهتر از كم فروشى و سود به دست آمده از آن است.

6- اركان معامله با خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 111 - 17

17 - جهاد با جان ، ركن اصلى معامله با خدا و برتر از جهاد مالى

اشترى . .. أنفسهم و أمولهم ... يقتلون فى سبيل اللّه فيقتلون و يقتلون

برداشت فوق بدين احتمال است كه تقدم «أنفسهم» بر «أموالهم» بيانگر ارزش برتر جهاد با جان باشد و «يقاتلون» صرفاً دربردارنده جهاد با جان باشد ; زيرا در جمله «فيقتلون و يقتلون» (مى كشند و كشته مى شوند) تنها جنبه جهاد با جان مطرح گرديده است.

7- بى عدالتى در معامله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 152 - 8

8 - بى عدالتى و كمفروشى در معاملات از محرمات الهى است.

أتل ما حرم ربكم . .. و أوفوا الكيل و الميزان بالقسط

جمله «أوفوا . ..» به دليل «ما حرم ربكم»، بيانگر مصداقى از محرمات الهى است، بنابراين علاوه بر وجوب عدالت در مبادلات، حكايت از حرمت بى عدالتى و كمفروشى نيز دارد.

8- پاداش معامله با خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 30 - 5

5 - سوداگرى با خداوند ، داراى سود و بركتى بسيار و بالاتر از انتظار

يرجون تجرة لن تبور . ليوفّيهم أُجورهم و يزيدهم من فضله

برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه آيه شريفه مى تواند ناظر به تجارت پرسودى باشد كه مورد انتظار تلاوت كنندگان كتاب الهى و. .. است و در آيه قبل از آن بحث به ميان آمد.

9- پيمانه در معامله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 152 - 6،7

6 - پركردن پيمانه ها و مطابق بودن كالا با وزنه هاى ترازو، امرى واجب در مبادله كالاها

و أوفوا الكيل و الميزان

«كيل» به معناى پيمانه كردن و نيز به چيزى كه با آن كيل مى كنند (پيمانه) گفته مى شود و در اينجا مراد معناى دوم است. ايفاء (مصدر اوفوا) به معناى اكمال و اتمام است. اتمام و اكمال پيمانه به اين است كه پيمانه مورد استفاده تا حد معمول آن پر شود و ايفاء و اكمال ترازو به اين است كه كالاى توزين شده مطابق با وزنه هاى ترازو بوده و كمتر از آن نباشد.

7 - در مبادله كالا بايد از پيمانه و ترازو و وزنه هاى صحيح استفاده كرد.

و أوفوا الكيل و الميزان بالقسط

«ميزان» به ترازو و نيز وزنه هاى آن گفته مى شود. «بالقسط» هم مى تواند براى «أوفوا» باشد، كه در اين صورت قيدى توضيحى و براى تأكيد است، و هم مى تواند قيد براى كيل و ميزان باشد. يعنى پيمانه، ترازو و وزنه ها بايد متعادل بوده، پيمانه كوچكتر از حد متعارف نباشد و ترازو خراب نبوده و وزنه ها كاستى نداشته باشد.

10- ترازو در معامله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 152 - 7

7 - در مبادله كالا بايد از پيمانه و ترازو و وزنه هاى صحيح استفاده كرد.

و أوفوا الكيل و الميزان بالقسط

«ميزان» به ترازو و نيز وزنه هاى آن گفته مى شود. «بالقسط» هم مى تواند براى «أوفوا» باشد، كه در اين صورت قيدى توضيحى و براى تأكيد است، و هم مى تواند قيد براى كيل و ميزان باشد. يعنى پيمانه، ترازو و وزنه ها بايد متعادل بوده، پيمانه كوچكتر از حد متعارف نباشد و ترازو خراب نبوده و وزنه ها كاستى نداشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 35 - 2

2- لزوم به كارگيرى ترازوى دقيق و سنگ تمام در سنجش اشيا

وزنوا بالقسطاس المستقيم

«قسطاس» به معناى ميزان است كه مصداق بارز و روشن آن ترازو براى توزين اشياست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 182 - 1

1 - استفاده از ترازوى دقيق در معاملات و رعايت عدالت اقتصادى ، از رهنمود هاى شعيب ( ع ) به مردم

وزنوا بالقسطاس المستقيم

«زِنَة و وَزْن» (مصدر «زنوا») به معناى سنجيدن و «قسطاس» (مرادف «ميزان») به معناى ترازو است. «مستقيم» نيز معادل درست مى باشد; يعنى، «و با ترازوى درست وزن كنيد».

11- حليت معامله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 275 - 9

9 - حكم به حليّت بيع ( معاملات غير ربوى ) و حُرمَت ربا ( معاملات ربوى ) ، از جانب خداوند

و احلّ اللّه البيع و حرّم الرّبوا

12- زمينه ظلم در معامله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 87 - 12

12- آزادى بى قيد و شرط مالكان در تصرف اموال خويش ، زمينه ساز رعايت نكردن قسط و عدالت در مبادلات است .

أوفوا المكيال و الميزان بالقسط . .. أو أن نفعل فى أمولنا مانشؤا

13- سودمندى معامله با خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 30 - 5

5 - سوداگرى با خداوند ، داراى سود و بركتى بسيار و بالاتر از انتظار

يرجون تجرة لن تبور . ليوفّيهم أُجورهم و يزيدهم من فضله

برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه آيه شريفه مى تواند ناظر به تجارت پرسودى باشد كه مورد انتظار تلاوت كنندگان كتاب الهى و. .. است و در آيه قبل از آن بحث به ميان آمد.

14- سوگند در معامله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 92 - 9

9- سوگند و پيمان ، ارزشى است كه نبايد در معاملات مادى تحت الشعاع قرار گيرد .

دخلاً بينكم أن تكون أُمّة هى أربى من أُمّة

15- شرايط صحت معامله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 29 - 5

5 - رضايت طرفين مبادله ، شرط صحت و مشروعيت آن مبادله

الّا ان تكون تجارة عن تراض منكم

16- عدالت در معامله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 152 - 11،12،20

11 - مراعات كردن عدالت در مبادلات و انتخاب سودمندترين روش براى تصرف در اموال آنها بيش از توان متعارف واجب نيست.

إلا بالتى هى أحسن . .. و أوفوا الكيل ... لانكلف نفسا إلا وسعها

بيان اين حقيقت كه «خداوند انسان را بيش از توانش تكليف نمى كند» پس از فرمانهاى ياد شده، اشاره به اين دارد كه مكلفان براى رعايت آن فرمانها لازم نيست خود را به مشقت اندازند. چرا كه انجام تكليف تا حد قدرت متعارف فرض است و نه بيش از آن.

12 - تجاوز نكردن به اموال يتيمان و رعايت عدالت در مبادلات از تكاليفى است كه انسانها بر انجام آن توانا هستند. *

و لاتقربوا مال اليتيم . .. و أوفوا الكيل و الميزان بالقسط لانكلف نفسا إلا وسعها

برخى بر آنند كه هدف از جمله «لاتكلف . ..» تذكر اين معناست كه فرمانهاى ياد شده در حد توان انسانهاست تا مبادا به گمان اينكه اين اوامر مشقتبار و طاقت شكن است، از پذيرش آنها سرباز زنند.

20 - ضايع نساختن اموال يتيمان، عدالت در داد و ستد، پرهيز از سخنان نابحق و پايبند بودن به پيمانهاى الهى، از توصيه هاى خداوند به انسانها

و لاتقربوا مال اليتيم . .. ذلكم وصيكم به

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 153 - 2

2 - نيكى به پدر و مادر، عدالت در داد و ستد، پايبند بودن به پيمانهاى الهى و به عدل سخن گفتن، راهى است راست براى حركت به سوى خدا.

و بالولدين إحسناً . .. و أن هذا صرطى مستقيماً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 85 - 22

22 - دعوت مردم به سلامت اقتصادى و رعايت عدالت در خريد و فروش ، از مهمترين رسالت هاى شعيب براى قوم خويش پس از دعوت به توحيد

يقوم اعبدوا اللّه . .. فأوفوا الكيل و الميزان و لاتبخسوا الناس أشياءهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 90 - 4

4 - گرايش به توحيد و رعايت عدل در خريد و فروش و امور اقتصادى ، مايه خسارت در ديدگاه اشراف كفرپيشه قوم مدين

لئن اتبعتم شعيباً إنكم إذاً لخسرون

برداشت فوق با توجه به آيه 85، كه بيانگر پيامهاى شعيب است، به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 9 - 1

1 - فرمان الهى به رعايت كامل عدل در سنجش اشيا به هنگام داد و ستد

و أقيموا الوزن بالقسط

تعبير «أقيموا الوزن بالقسط» دلالت بر لزوم رعايت كامل و همه جانبه عدل در داد و ستد اشيا دارد.

17- گواه در معامله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 282 - 48،49

48 - زيان رساندن به گواه و نويسنده مبادلات ، فسق و انحراف از حقّ است .

و لا يضارّ كاتب و لا شهيد و ان تفعلوا فانّه فسوق بكم

بر مبناى مجهول بودن «لا يضار»

49 - خيانت نويسنده و گواه مبادلات ، فسق و انحراف از حق است .

و لا يضارّ كاتب و لا شهيد و ان تفعلوا فانّه فسوق بكم

بر مبناى معلوم بودن «لا يضار»

18- گواهى در معامله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 282 - 44

44 - لزوم شاهد گرفتن در هنگام داد و ستد هر چند معامله اى نقد و بدون مطالبه باشد .

و اشهدوا اذا تبايعتم

19- معامله انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 7 - 1

1 - تناول غذا ، رفت و آمد و داد و ستد در بازار ، ناسازگار با شأن رسالت و پيامبرى از ديدگاه مشركان و كافران

و قال الذين كفروا . .. و قالوا مالِ هذا الرسول يأكل الطعام و يمشى فى الأسواق

20- معامله با اهل كتاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 5 - 8،9،31،32

8 - اطعام اهل كتاب و فروش خوراكى ها به آنان ، امرى جايز و مباح

و طعامكم حل لهم

چون اهل كتاب به دستورات قرآن و حلالها و حرامهاى آن اعتنايى ندارند، بنابراين حكم به حليت طعام مسلمانان براى آنها به اين معناست كه براى مسلمانان جايز است كه طعام خود را در اختيار آنان قرار دهند.

9 - جواز معاشرت و مبادله با اهل كتاب

و طعام الذين اوتوا الكتب حل لكم و طعامكم حل لهم

بدان احتمال كه مراد از جمله «طعام الذين . ..»، جواز دادن طعام و گرفتن طعام از اهل كتاب باشد. مصداق روشن اين مفهوم، داد و ستد و مبادله طعام است و به نظر مى رسد كه طعام خصوصيتى نداشته باشد.

31 - انكار جواز مبادله با اهل كتاب و انكار حليت طعام آنان ، كفر و موجب حبط عمل است .

و طعام الذين اوتوا الكتب حل لكم . .. و من يكفر بالايمن فقد حبط عمله

از مصاديق مورد نظر براى ايمان، معارف و احكامى است كه در آيه مورد بحث، مطرح شده است، همانند حليت طعام اهل كتاب و . .. .

32 - انكار جواز ازدواج با زنان اهل كتاب ، كفر و موجب حبط عمل است .

و المحصنت من الذين اوتوا الكتب . .. و من يكفر بالايمن فقد حبط عمله

21- معامله با خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 111 - 10،15

10 - مجاهدان و رزمندگان راه الهى ، معامله گران جان و مال خويش با خداوند

إن اللّه اشترى من المؤمنين . .. يقتلون فى سبيل اللّه فيقتلون و يقتلون

15 - كشتن و كشته شدن در راه خدا ، هر دو ارزش و معامله با خداست .

يقتلون فى سبيل اللّه فيقتلون و يقتلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 31 - 12

12- اعمال نيك انسان ( نماز ، انفاق و . . . ) داد و ستد و دوستى با خداوند است .

يقيموا الصلوة و ينفقوا . .. من قبل أن يأتى يوم لابيع فيه و لاخلل

22- معامله باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 29 - 6

6 - مبادله بدون رضايت طرفين ، باطل است .

الّا ان تكون تجارة عن تراض منكم

23- معامله خدا با مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 112 - 20

20 - « عن جعفر بن محمد ( ع ) انه سئل عن قول اللّه تعالى : « ان اللّه اشترى من المؤمنين أنفسهم و أموالهم بانّ لهم الجنة . . . » هذا لكل من جاهد فى سبيل اللّه أم لقوم دون قوم ؟ فقال ابوعبداللّه ( ع ) : . . . أنزل اللّه عز و جل عليه بعقب ذلك : « التائبون العابدون الحامدون . . . » فابان اللّه عز و جل بهذا صفة المؤمنين الذين اشترى منهم أنفسهم و أموالهم . . . ;

روايت شده كه از امام صادق (ع) سؤال شد: اينكه خداى تعالى مى فرمايد: «به تحقيق خدا از مؤمنان نفسها و مالهايشان را خريده است كه در مقابل به آنان بهشت بدهد» آيا شامل همه كسانى است كه در راه خدا جهاد مى كنند يا براى گروه خاصى است و نه همه گروهها؟ امام فرمود: . .. خداى عز و جل به دنبال آيه مزبور، اين آيه را بر رسول خود نازل فرمود: «التائبون العابدون الحامدون ... » و بدين وسيله صفات مؤمنانى را كه نفسها و مالهايشان را خريده است بيان نمود ... ».

24- معامله در آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 31 - 16

16- عالم آخرت ، جاى هيچ گونه تلاش ، سوداگرى و پيوند دوستى نيست و براى انسان كارساز نخواهد بود .

يقيموا الصلوة و ينفقوا . .. من قبل أن يأتى يوم لابيع فيه و لاخلل

25- معامله در حج

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 198 - 1،2،17

1 - جواز كسب و كار ، در هنگام انجام مناسك حج

الحج اشهر معلومات . .. ليس عليكم جناح ان تبتغوا فضلا

جمله «ليس عليكم . ..»، ناظر به كسب و كار در حج و هنگام انجام مناسك است ; به دليل وقوع آن در بين احكام حج. علاوه بر اينكه كسب و كار در زمانهاى ديگر، محل شبهه نيست تا نفى و يا اثبات شود.

2 - ممنوعيّت فعاليت هاى اقتصادى در حج ، پندار غلط برخى از مسلمانان صدر اسلام

ليس عليكم جناح ان تبتغوا فضلا

برخى از مسلمانان، خريد و فروش را در حج گناه مى شمردند كه با اين آيه، اين تصوّر دفع شد. (مجمع البيان.)


مجمع البيان، ج 2، ص 527 ; تفسير برهان، ج 1، ص 201، ح 2.

17 - جواز خريد و فروش ، در ايّام حجّ ، بعد از خروج از احرام و اتمام مناسك

ليس عليكم جناح ان تبتغوا فضلا من ربّكم

امام صادق (ع) درباره قول خداوند «ليس عليكم . ..» فرمود: يعنى الرّزق اذا احلّ الرّجل من احرامه و قضى نسكه فليشترو ليبع فى الموسم


تفسير عياشى، ج 1، ص 96، ح 262 ; تفسير برهان، ج 1، ص 201، ح 1.

26- معامله در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 123 - 5،9

5 - در روز قيامت ، از هيچ كس فديه و عوضى كه خويشتن را با آن باز خرد ، پذيرفته نمى شود .

و لايقبل منها عدل

«عدل» به معناى فديه و عوضى است كه شخص براى آزادى خود يا ديگرى مى پردازد تا از اسارت و مانند آن آزاد شود.

9 - توهم سودبخشى شفاعت از گنهكاران و يا پذيرفته شدن عوض و بدل براى رهايى از عذاب قيامت ، از پندار هاى بنى اسرائيل است .

يبنى إسرءيل . .. و لايقبل منها عدل و لاتنفعها شفعة

فعل «اتقوا» به قرينه آيات پيشين، خطاب به بنى اسرئيل است. اين خطاب خود قرينه وجود چنين افكارى در بين آنان است.

27- معامله ربوى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 275 - 9،10

9 - حكم به حليّت بيع ( معاملات غير ربوى ) و حُرمَت ربا ( معاملات ربوى ) ، از جانب خداوند

و احلّ اللّه البيع و حرّم الرّبوا

10 - حليت سود ربوى براى رباخواران ، قبل از رسيدن حكم تحريم ربا به آنان

فمن جاءه موعظة من ربّه فانتهى فله ما سلف

«فله ما اخذ و اكل من الرّبوا قبل النّهى. »

28- معامله زيانبار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 102 - 47

47 - دستيابى به منافع دنيا در مقابل از دست دادن آخرت ، سودايى زيانبار است .

لبئس ماشروا به أنفسهم

29- معامله كيلى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 152 - 6،7

6 - پركردن پيمانه ها و مطابق بودن كالا با وزنه هاى ترازو، امرى واجب در مبادله كالاها

و أوفوا الكيل و الميزان

«كيل» به معناى پيمانه كردن و نيز به چيزى كه با آن كيل مى كنند (پيمانه) گفته مى شود و در اينجا مراد معناى دوم است. ايفاء (مصدر اوفوا) به معناى اكمال و اتمام است. اتمام و اكمال پيمانه به اين است كه پيمانه مورد استفاده تا حد معمول آن پر شود و ايفاء و اكمال ترازو به اين است كه كالاى توزين شده مطابق با وزنه هاى ترازو بوده و كمتر از آن نباشد.

7 - در مبادله كالا بايد از پيمانه و ترازو و وزنه هاى صحيح استفاده كرد.

و أوفوا الكيل و الميزان بالقسط

«ميزان» به ترازو و نيز وزنه هاى آن گفته مى شود. «بالقسط» هم مى تواند براى «أوفوا» باشد، كه در اين صورت قيدى توضيحى و براى تأكيد است، و هم مى تواند قيد براى كيل و ميزان باشد. يعنى پيمانه، ترازو و وزنه ها بايد متعادل بوده، پيمانه كوچكتر از حد متعارف نباشد و ترازو خراب نبوده و وزنه ها كاستى نداشته باشد.

30- معامله لقيط در دوران يعقوب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 19 - 12

12- خريد و فروش لقيط ( انسان يافت شده ) امرى ناروا و غيرقانونى در عصر يعقوب

و أسرّوه بضعة

31- معامله مجاهدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 111 - 10

10 - مجاهدان و رزمندگان راه الهى ، معامله گران جان و مال خويش با خداوند

إن اللّه اشترى من المؤمنين . .. يقتلون فى سبيل اللّه فيقتلون و يقتلون

32- معامله نقدى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 282 - 42،43

42 - عدم لزوم كتابت و ثبت مبادلات نقدى

إلاّ ان تكون تجارة حاضرة تديرونها بينكم فليس عليكم جناح اَلاّ تكتبوها

43 - حسن تنظيم سند و ثبت مبادلاتى كه ميان طرفين دست به دست گردد . *

فليس عليكم جناح اَلاّ تكتبوها

33- معامله وزنى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 152 - 6،7

6 - پركردن پيمانه ها و مطابق بودن كالا با وزنه هاى ترازو، امرى واجب در مبادله كالاها

و أوفوا الكيل و الميزان

«كيل» به معناى پيمانه كردن و نيز به چيزى كه با آن كيل مى كنند (پيمانه) گفته مى شود و در اينجا مراد معناى دوم است. ايفاء (مصدر اوفوا) به معناى اكمال و اتمام است. اتمام و اكمال پيمانه به اين است كه پيمانه مورد استفاده تا حد معمول آن پر شود و ايفاء و اكمال ترازو به اين است كه كالاى توزين شده مطابق با وزنه هاى ترازو بوده و كمتر از آن نباشد.

7 - در مبادله كالا بايد از پيمانه و ترازو و وزنه هاى صحيح استفاده كرد.

و أوفوا الكيل و الميزان بالقسط

«ميزان» به ترازو و نيز وزنه هاى آن گفته مى شود. «بالقسط» هم مى تواند براى «أوفوا» باشد، كه در اين صورت قيدى توضيحى و براى تأكيد است، و هم مى تواند قيد براى كيل و ميزان باشد. يعنى پيمانه، ترازو و وزنه ها بايد متعادل بوده، پيمانه كوچكتر از حد متعارف نباشد و ترازو خراب نبوده و وزنه ها كاستى نداشته باشد.

34- ناپسندى معامله لقيط

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 19 - 12

12- خريد و فروش لقيط ( انسان يافت شده ) امرى ناروا و غيرقانونى در عصر يعقوب

و أسرّوه بضعة

35- نقش معامله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 9 - 5

5 - مبادلات اقتصادى ، از لغزش گاه هاى مهم و زمينه ساز ابتلاى انسان به بى عدالتى

ألاّتطغوا فى الميزان . و أقيموا الوزن بالقسط و لاتخسروا الميزان

تذكرهاى مكرر خداوند، مى نماياند كه آدمى از اين ناحيه در معرض لغزش جدى است.

معامله ربوى

36- {معامله ربوى}

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 130 - 3،6

3 - سير تصاعدى اصل سرمايه ، در معاملات ربوى *

لا تأكلوا الرّبوآ اضعافاً مضاعفة

از آنجا كه رباخوارى قطعاً حرام است، بنابراين قيد «اضعافاً مضاعفة» اشاره به وضعيتى است كه سرمايه هاى ربوى به خود مى گيرد; و آن، سير تصاعدى و مضاعف شدن هميشگى آن است.

6 - خطر رواج رباخوارى ( درآمد ها و معاملات غير مشروع ) در دوران پس از جنگ *

يا ايّها الذين امنوا لا تأكلوا الرّبوآ

تذكّر به حكم ربا پس از بيان جنگ بدر و احد مى تواند اشاره به اين حقيقت باشد كه معمولاً جوامع بشرى پس از دوران جنگ به

درآمدهاى غير مشروع، خصوصاً رباخوارى، مى پردازند.

37- معامله ربوى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 275 - 9،10

9 - حكم به حليّت بيع ( معاملات غير ربوى ) و حُرمَت ربا ( معاملات ربوى ) ، از جانب خداوند

و احلّ اللّه البيع و حرّم الرّبوا

10 - حليت سود ربوى براى رباخواران ، قبل از رسيدن حكم تحريم ربا به آنان

فمن جاءه موعظة من ربّه فانتهى فله ما سلف

«فله ما اخذ و اكل من الرّبوا قبل النّهى. »

معاملات

38- عوامل تضمين معاملات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 28 - 6

6 - نقش مؤثر ايمان به خدا و روز جزا در تضمين قرارداد ها و سلامت روابط اقتصادى و اجتماعى جامعه

و اللّه على ما نقول وكيل

مفسران بر اين باورند كه گواه گرفتن خداوند از سوى موسى(ع) در قرارداد خود با شعيب(ع) براى تأكيد بيشتر بر اين ميثاق و تضمين عمل به آن بود.

39- نظارت خدا در معاملات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 28 - 5

5 - ايمان راستين به خداوند ، مقتضى ناظر دانستن او بر معاملات و عقد قراردادها

و اللّه على ما نقول وكيل

5- معاهده

1- آثار تخلف از معاهده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 4 - 5،6

5 - كمترين كوتاهىِ معاهدين در عمل به مواد و شرايط پيمان عدم تعرض ، نقض پيمان است .

إلا الذين عهدتم من المشركين ثم لم ينقصوكم شيئاً

6 - تهديد مشركان معاهد صدر اسلام به لغو پيمان عدم تعرض مسلمانان با آنان در صورت مشاهده كمترين كوتاهى در عمل به مواد آن و مشاهده هر گونه كمك به دشمنان اسلام

ثم لم ينقصوكم شيئاً و لم يظهروا عليكم أحداً

2- آثار فسخ معاهده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 8 - 1

1 - وجود ناخرسندى ميان مسلمانان صدر اسلام ، نسبت به لغو اعتبار پيمان عدم تعرض و ترديد و دودلى آنان در پيكار با مشركان پيمان شكن

كيف و إن يظهروا عليكم

كلمه «كيف» - كه براى استفهام انكارى است - مفيد برداشت فوق است.

3- آثار فسخ معاهده با مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 5 - 1،4

1 - هلال ماه صفر سال دهم هجرت ، آغاز اجراى فرمان كشتن و منع عبور و مرور مشركان و سلب آزادى سير و سياحت از آنان

فإذا انسلخ الأشهر الحرم فاقتلوا المشركين

توصيف «الأشهر» به «الحرم» حاكى از اين است كه: منظور از «أربعة أشهر» در آيه دوّم (فسيحوا فى الأرض أربعة أشهر) ماههاى حرام سال ; يعنى، رجب، ذيقعده، ذيحجه و محرّم است. بر اين مبنا «ال» در «الأشهر» براى عهد حضورى مى باشد ; يعنى هنگامى كه اين سه ماه حرام - كه اكنون با اعلام پيام برائت در روز حج اكبر مصادف شده است - پايان يافت، مشركان را بكشيد. گفتنى است كه پايان آن سه ماه، مساوى با آغاز ماه صفر سال دهم هجرت بود.

4 - دستور به كارگيرى تمام شيوه هاى ممكن ( به ترتيب : كشتن ، اسير گرفتن ، محاصره و كمين زدن ) براى ايجاد فشار بر مشركان صدر اسلام

فإذا انسلخ الأشهر الحرم فاقتلوا المشركين حيث وجدتموهم و خذوهم و احصروهم و اقعدوا

4- آثار معاهده عدم تعرض

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 2 - 3،4

3 - دستور خداوند مبنى بر منع تعرض مسلمانان به مشركان پيمان شكنِ صدر اسلام ، در مدت مهلت چهار ماهه

فسيحوا فى الارض أربعة أشهر

مهلت دادن به مشركان و مجاز دانستن رفت و آمدشان در هر جاى زمين در حقيقت دستورى است به مسلمانان كه نبايد در مدت مقرر متعرض آنان شوند.

4 - اعطاى آزادى رفت و آمد و سير و سياحت به مشركان صدر اسلام ، در ظرف مهلت چهار ماهه

فسيحوا فى الارض أربعة أشهر

«سَيْح» و «سياحت» (مصدر سيحوا) به معناى سير كردن است و امر در «سيحوا» به معناى اباحه و اعطاى آزادى سير و سياحت مى باشد.

5- آثار نقض معاهده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 1 - 1

1 - ابطال اعتبار پيمان هاى صلح مسلمانان صدر اسلام از سوى خدا و پيامبر (صلی الله علیه و آله) در پى نقض آن توسط مشركان معاهد

براءة من اللّه و رسوله إلى الذين عهدتم من المشركين

«برائت» به معناى جدا شدن و فاصله گرفتن است. متعلق «برائت» - به قرينه «الذين عاهدتم» - پيمانهاى منعقد شده ميان

مسلمانان صدر اسلام و مشركان است. اعلام جدا شدن و فاصله گرفتن از عهد و پيمان كنايه از الغا و بى اعتبار نمودن آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 4 - 12

12 - لغو اعتبار پيمان عدم تعرض ، در صورت نقض شدن آن از سوى معاهدان جايز است .

إلا الذين عهدتم من المشركين ثم لم ينقصوكم شيئاً . .. فأتموا إليهم عهدهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 7 - 2،3

2 - لغو اعتبار پيمان عدم تعرض در صورت نقض آن از سوى معاهدان ، جايز است .

كيف يكون للمشركين عهد

3 - وجود ناخرسندى ميان مسلمانان صدر اسلام ، نسبت به لغو اعتبار پيمان عدم تعرض از سوى خدا و پيامبر (صلی الله علیه و آله) و ترديد و دودلى آنان در پيكار با مشركان

كيف يكون للمشركين عهد عنداللّه و عند رسوله

كلمه «كيف» در «كيف يكون للمشركين عهد» - كه براى استفهام انكارى است - مفيد برداشت فوق است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 12 - 6،8

6 - لغو اعتبار پيمان عدم تعرض و اعلان جنگ به معاهدان كافر ، در صورت شكسته شدن پيمان از سوى آنان ، بلامانع است .

و إن نكثوا أيمنهم من بعد عهدهم . .. فقتلوا

8 - خداوند ، مسلمانان صدر اسلام را به پيكار با سران و پيشوايان شرك و كفر ، در صورت نقض پيمان صلح از سوى آنان ، فراخواند .

و إن نكثوا أيمنهم . .. فقتلوا أئمة الكفر

6- آثار وفاى به معاهده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 7 - 8

8 - وفادارى به پيمان ، مادامى كه طرف معاهده بر آن پايبند است ، واجب است .

إلا الذين عهدتم عند المسجدالحرام فما استقموا لكم فاستقيموا لهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 12 - 5

5 - پايبندى بر پيمان ، مادامى كه طرف معاهده به آن وفادار بماند ، لازم است .

و إن نكثوا أيمنهم من بعد عهدهم

7- احكام معاهده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 282 - 37

37 - اعتبار حقوقى قرارداد ثبت شده

و لا تسئموا اَن تكتبوه . .. ذلكم اقسط عند اللّه و اقوم للشّهادة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 1 - 2،7

2 - لغو اعتبار پيمان عدم تعرض ، در صورت نقض آن از سوى طرف معاهده ، بلا مانع است .

براءة من اللّه و رسوله إلى الذين عهدتم

7 - بستن پيمان عدم تعرض با جوامع غير مسلمان ، جايز است .

الذين عهدتم من المشركين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 4 - 2،4،11،12

2 - بستن پيمان عدم تعرض با جوامع غير مسلمان ، جايز است .

الذين عهدتم من المشركين

4 - وارد شدن هر ضربه اى به جان يا مال مسلمانان از سوى طرف معاهده ، نقض پيمان شمرده شده و لغو آن را مجاز مى كند .

إلا الذين عهدتم من المشركين ثم لم ينقصوكم شيئاً

11 - وفادارى به پيمان عدم تعرض ، مادامى كه طرف معاهده بر آن پايبند باشد ، لازم است .

إلا الذين عهدتم من المشركين ثم لم ينقصوكم شيئاً . .. فأتموا إليهم عهدهم

12 - لغو اعتبار پيمان عدم تعرض ، در صورت نقض شدن آن از سوى معاهدان جايز است .

إلا الذين عهدتم من المشركين ثم لم ينقصوكم شيئاً . .. فأتموا إليهم عهدهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 7 - 2،10

2 - لغو اعتبار پيمان عدم تعرض در صورت نقض آن از سوى معاهدان ، جايز است .

كيف يكون للمشركين عهد

10 - بستن پيمان عدم تعرض با جوامع غير مسلمان ، جايز است .

كيف يكون للمشركين عهد . .. إلا الذين عهدتم عند المسجدالحرام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 8 - 10

10 - وفادارى و التزام به عهد و پيمان ، واجب است .

و إن يظهروا عليكم لايرقبوا فيكم إلّاً و لاذمة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 10 - 5

5 - وفادارى و التزام به عهد و پيمان ، واجب است .

لايرقبون فى مؤمن إلّاً و لاذمة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 12 - 4،5،6،10

4 - بستن پيمان صلح با جوامع غيرمسلمان ، جايز است .

و إن نكثوا أيمنهم من بعد عهدهم

5 - پايبندى بر پيمان ، مادامى كه طرف معاهده به آن وفادار بماند ، لازم است .

و إن نكثوا أيمنهم من بعد عهدهم

6 - لغو اعتبار پيمان عدم تعرض و اعلان جنگ به معاهدان كافر ، در صورت شكسته شدن پيمان از سوى آنان ، بلامانع است .

و إن نكثوا أيمنهم من بعد عهدهم . .. فقتلوا

10 - طعن و توهين به اسلام از سوى كفار معاهد ، لغو اعتبار پيمان صلح و اعلان نبرد با آن را ، مجاز مى كند .

و إن نكثوا أيمنهم من بعد عهدهم و طعنوا فى دينكم فقتلوا

8- اعلام فسخ معاهده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 1 - 4

4 - اعلام الغاى اعتبار پيمان صلح به طرف معاهده لازم است .

براءة . .. إلى الذين عهدتم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 3 - 2

2 - دستور خداوند مبنى بر ابلاغ لغو پيمانِ عدم تعرض مسلمانان با مشركان پيمان شكن به عموم مردم حاضر در مراسم حج

و أذن من اللّه و رسوله إلى الناس يوم الحج الأكبر أن اللّه برىء من المشركين و رسو

برداشت فوق بر اين اساس است كه «برائت» در «أن اللّه برىء من المشركين و رسوله» كنايه از الغاى پيمان صلح و عدم تعرض باشد. گفتنى است كه جمله «أذان من اللّه و رسوله ... » جمله خبرى است در مقام انشا و دستور ; يعنى بايد الغاى پيمان عدم

تعرض در روز «حج اكبر» به عموم مردم حاضر در مراسم حج، ابلاغ گردد.

9- اعلام فسخ معاهده با مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 1 - 3

3 - دستور خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) مبنى بر ابلاغ الغاى پيمان عدم تعرض ، به مشركان معاهد

براءة من اللّه و رسوله إلى الذين عهدتم

10- انحراف ناقضان معاهده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 8 - 18

18 - پيمان شكنان ، مردمانى فاسق و منحرف از مسير حق

لايرقبوا فيكم . .. ذمة ... و أكثرهم فسقون

11- اهميت وفاى به معاهده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 4 - 9

9 - توصيه مسلمانان صدر اسلام به ادامه پايبندى بر پيمان عدم تعرض خود با مشركان وفادار ، تا پايان يافتن مدت پيمان

إلا الذين عهدتم . .. فأتموا إليهم عهدهم إلى مدتهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 7 - 11

11 - وفادارى به پيمان ، نشانه تقواپيشگى است .

فما استقموا لكم فاستقيموا لهم إن اللّه يحب المتقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 12 - 12

12 - پيكار با سران شرك و كفر ، به منظور وادار كردن آنان به رعايت عهد و پيمان و بازداشتن ايشان از ضربه زدن به اسلام و مسلمانان است .

و إن نكثوا أيمنهم . .. فقتلوا أئمة الكفر ... لعلهم ينتهون

12- بى اعتبارى معاهده كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 8 - 3

3 - غير قابل اعتماد بودن كافران و مشركان ، در پيمان و پيوند دوستى با مسلمانان

كيف و إن يظهروا عليكم لايرقبوا فيكم إلّاً و لاذمة

«إلّ» در لغت به معناى عهد، قسم و قرابت (خويشاوندى) آمده است (قاموس المحيط) ولى در اين آيه - به قرينه آمدن واژه «ذمة» كه به معناى عهد است - معناى قرابت و خويشاوندى مقصود است.

13- بى اعتبارى معاهده مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 8 - 3،7

3 - غير قابل اعتماد بودن كافران و مشركان ، در پيمان و پيوند دوستى با مسلمانان

كيف و إن يظهروا عليكم لايرقبوا فيكم إلّاً و لاذمة

«إلّ» در لغت به معناى عهد، قسم و قرابت (خويشاوندى) آمده است (قاموس المحيط) ولى در اين آيه - به قرينه آمدن واژه «ذمة» كه به معناى عهد است - معناى قرابت و خويشاوندى مقصود است.

7 - شرك پيشگان صدر اسلام در صورت پيروزى بر مسلمانان ، از زير پا گذاشتن حقوق خويشاوندى و شكستن پيمان ، باكى نداشتند .

و إن يظهروا عليكم لايرقبوا فيكم إلّاً و لاذمة

14- تجاوزگرى ناقضان معاهده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 10 - 9

9 - پيمان شكنان ، مردمانى تجاوزپيشه اند .

لايرقبون فى مؤمن إلّاً و لاذمة و أولئك هم المعتدون

15- تذكر به مشركان ناقض معاهده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 15 - 3

3 - تذكر خداوند به باز بودن راه بازگشت به اسلام ، براى مشركان پيمان شكن

ألا تقتلون قوماً نكثوا أيمنهم . .. و يتوب اللّه على من يشاء

16- جنگ با ناقضان معاهده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 13 - 1

1 - تشويق و تشجيع مسلمانان صدر اسلام به جنگ با مشركان پيمان شكن و توطئه گر عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله)

ألا تقتلون قوماً نكثوا أيمنهم و همّوا بإخراج الرسول

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 15 - 7

7 - جنگ با دشمنان پيمان شكن و دعوت آنان به توبه و بازگشت به دامن اسلام ، دستورى برخاسته از علم و حكمت خداوند

قتلوهم . .. و يتوب اللّه على من يشاء و اللّه عليم حكيم

17- جواز معاهده با غير مسلمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 12 - 4

4 - بستن پيمان صلح با جوامع غيرمسلمان ، جايز است .

و إن نكثوا أيمنهم من بعد عهدهم

18- دشمنان ناقض معاهده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 2 - 2،6

2 - لزوم دادن فرصت مناسب به دشمنان پيمان شكن ، براى توبه و بازگشت به دامن اسلام ، پيش از جنگ با آنان

براءة من اللّه و رسوله . .. فسيحوا فى الارض أربعة أشهر

6 - در ماه هاى حرام ، سلب امنيت از دشمن پيمان شكن ، ممنوع است . *

فسيحوا فى الارض أربعة أشهر

تفريع «فسيحوا فى الأرض» بر «براءة من اللّه و رسوله» با حرف «فاء»، مى تواند اشاره به اين نكته باشد كه: تعرض به دشمن در چهار ماه از سال، ممنوع است و خداوند بر اساس همين قانون، مشركان را در اين چهار ماه آزاد مى گذارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 14 - 1

1 - ضرورت نبرد با دشمن پيمان شكن و جنگ طلب

ألا تقتلون قوماً نكثوا أيمنهم . .. قتلوهم

ضمير «هم» در «قاتلوهم» به شرك پيشگان پيمان شكن و آغازگر جنگ در آيه پيش (قوماً نكثوا أيمانهم . .. و هم بدءوكم أوّل مرّة) برمى گردد.

19- شرايط فسخ معاهده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 7 - 2

2 - لغو اعتبار پيمان عدم تعرض در صورت نقض آن از سوى معاهدان ، جايز است .

كيف يكون للمشركين عهد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 12 - 6

6 - لغو اعتبار پيمان عدم تعرض و اعلان جنگ به معاهدان كافر ، در صورت شكسته شدن پيمان از سوى آنان ، بلامانع است .

و إن نكثوا أيمنهم من بعد عهدهم . .. فقتلوا

20- شرايط معاهده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 91 - 8،13

8 - كناره گيرى از برخورد ، تقاضاى صلح و دست كشيدن از هر گونه تعرض به مسلمانان ، از شرايط لازم براى لزوم پذيرش قرارداد ترك تعرض

فان لم يعتزلوكم . .. و يكفّوا ايديهم

13 - امضاى قرارداد عدم تعرض با دشمنان دين ، تنها در صورتى جايز است كه از سوى مخالفان پيشنهاد شود . *

و يلقوا اليكم السّلم

21- شرايط وفاى به معاهده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 4 - 11

11 - وفادارى به پيمان عدم تعرض ، مادامى كه طرف معاهده بر آن پايبند باشد ، لازم است .

إلا الذين عهدتم من المشركين ثم لم ينقصوكم شيئاً . .. فأتموا إليهم عهدهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 7 - 8،9

8 - وفادارى به پيمان ، مادامى كه طرف معاهده بر آن پايبند است ، واجب است .

إلا الذين عهدتم عند المسجدالحرام فما استقموا لكم فاستقيموا لهم

9 - خداوند ، مسلمانان صدر اسلام را به ادامه پايبندى بر پيمان عدم تعرض خود با مشركان ، مادامى كه آنان بر پيمان خود پايبند بمانند ، توصيه فرمود .

فما استقموا لكم فاستقيموا لهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 12 - 5

5 - پايبندى بر پيمان ، مادامى كه طرف معاهده به آن وفادار بماند ، لازم است .

و إن نكثوا أيمنهم من بعد عهدهم

22- عوامل فسخ معاهده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 1 - 2

2 - لغو اعتبار پيمان عدم تعرض ، در صورت نقض آن از سوى طرف معاهده ، بلا مانع است .

براءة من اللّه و رسوله إلى الذين عهدتم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 4 - 4،6

4 - وارد شدن هر ضربه اى به جان يا مال مسلمانان از سوى طرف معاهده ، نقض پيمان شمرده شده و لغو آن را مجاز مى كند .

إلا الذين عهدتم من المشركين ثم لم ينقصوكم شيئاً

6 - تهديد مشركان معاهد صدر اسلام به لغو پيمان عدم تعرض مسلمانان با آنان در صورت مشاهده كمترين كوتاهى در عمل به مواد آن و مشاهده هر گونه كمك به دشمنان اسلام

ثم لم ينقصوكم شيئاً و لم يظهروا عليكم أحداً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 7 - 2

2 - لغو اعتبار پيمان عدم تعرض در صورت نقض آن از سوى معاهدان ، جايز است .

كيف يكون للمشركين عهد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 12 - 10

10 - طعن و توهين به اسلام از سوى كفار معاهد ، لغو اعتبار پيمان صلح و اعلان نبرد با آن را ، مجاز مى كند .

و إن نكثوا أيمنهم من بعد عهدهم و طعنوا فى دينكم فقتلوا

23- عوامل فسخ معاهده با مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 1 - 1

1 - ابطال اعتبار پيمان هاى صلح مسلمانان صدر اسلام از سوى خدا و پيامبر (صلی الله علیه و آله) در پى نقض آن توسط مشركان معاهد

براءة من اللّه و رسوله إلى الذين عهدتم من المشركين

«برائت» به معناى جدا شدن و فاصله گرفتن است. متعلق «برائت» - به قرينه «الذين عاهدتم» - پيمانهاى منعقد شده ميان مسلمانان صدر اسلام و مشركان است. اعلام جدا شدن و فاصله گرفتن از عهد و پيمان كنايه از الغا و بى اعتبار نمودن آن است.

24- عوامل نقض معاهده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 10 - 8

8 - شكستن پيمان و عدم التزام به آن ، برخاسته از روح تجاوزپيشگى است .

لايرقبون فى مؤمن إلّاً و لاذمة و أولئك هم المعتدون

25- فسخ معاهده با مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 3 - 2

2 - دستور خداوند مبنى بر ابلاغ لغو پيمانِ عدم تعرض مسلمانان با مشركان پيمان شكن به عموم مردم حاضر در مراسم حج

و أذن من اللّه و رسوله إلى الناس يوم الحج الأكبر أن اللّه برىء من المشركين و رسو

برداشت فوق بر اين اساس است كه «برائت» در «أن اللّه برىء من المشركين و رسوله» كنايه از الغاى پيمان صلح و عدم تعرض باشد. گفتنى است كه جمله «أذان من اللّه و رسوله ... » جمله خبرى است در مقام انشا و دستور ; يعنى بايد الغاى پيمان عدم تعرض در روز «حج اكبر» به عموم مردم حاضر در مراسم حج، ابلاغ گردد.

26- فسخ معاهده صلح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 1 - 4،5

4 - اعلام الغاى اعتبار پيمان صلح به طرف معاهده لازم است .

براءة . .. إلى الذين عهدتم

5 - لغو اعتبار پيمان هاى صلح و عدم تعرض ، از اختيارات رهبر جامعه اسلامى است .

براءة من اللّه و رسوله إلى الذين عهدتم

27- فسخ معاهده عدم تعرض

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 1 - 2،5

2 - لغو اعتبار پيمان عدم تعرض ، در صورت نقض آن از سوى طرف معاهده ، بلا مانع است .

براءة من اللّه و رسوله إلى الذين عهدتم

5 - لغو اعتبار پيمان هاى صلح و عدم تعرض ، از اختيارات رهبر جامعه اسلامى است .

براءة من اللّه و رسوله إلى الذين عهدتم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 2 - 1

1 - اعطاى چهار ماه مهلت به مشركان پيمان شكنِ صدر اسلام ، در پى ابطال پيمان عدم تعرض مسلمانان با آنان

براءة من اللّه و رسوله . .. فسيحوا فى الارض أربعة أشهر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 7 - 4

4 - ابطال اعتبار پيمان عدم تعرض مسلمانان ، از اختيارات رهبر جامعه اسلامى است .

كيف يكون للمشركين عهد عنداللّه و عند رسوله

28- فسق ناقضان معاهده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 8 - 18

18 - پيمان شكنان ، مردمانى فاسق و منحرف از مسير حق

لايرقبوا فيكم . .. ذمة ... و أكثرهم فسقون

29- كافران ناقض معاهده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 8 - 6

6 - دشمنان اسلام و كافران حق ستيز در صورت تسلط بر مسلمانان هرگز بر پيمان و پيوند دوستى و خويشاوندى پايبند نخواهند بود .

كيف و إن يظهروا عليكم لايرقبوا فيكم إلّاً و لاذمة

30- مشركان ناقض معاهده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 1 - 8

8 - نقض شدن پيمان عدم تعرض ، از سوى اكثريت مشركان صدر اسلام

الذين عهدتم من المشركين

مقصود از «الذين عاهدتم» - به دليل آيات 4 و 7 - مشركان معاهدى هستند كه ملتزم به رعايت پيمانهاى صلح نبودند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 2 - 1،3،5،9،12

1 - اعطاى چهار ماه مهلت به مشركان پيمان شكنِ صدر اسلام ، در پى ابطال پيمان عدم تعرض مسلمانان با آنان

براءة من اللّه و رسوله . .. فسيحوا فى الارض أربعة أشهر

3 - دستور خداوند مبنى بر منع تعرض مسلمانان به مشركان پيمان شكنِ صدر اسلام ، در مدت مهلت چهار ماهه

فسيحوا فى الارض أربعة أشهر

مهلت دادن به مشركان و مجاز دانستن رفت و آمدشان در هر جاى زمين در حقيقت دستورى است به مسلمانان كه نبايد در مدت مقرر متعرض آنان شوند.

5 - اعطاى آزادى سير و سياحت به مشركان پيمان شكن ، در چهار ماه حرام از سال ( ذيقعده ، ذيحجه ، محرم و رجب )

فسيحوا فى الارض أربعة أشهر

توصيف «أربعة أشهر» به «الاشهر الحرم» (در آيه 5) مى تواند قرينه باشد بر اين كه: مراد از «أربعة أشهر» همان چهار ماه حرام معروف (ذيقعده، ذيحجه، محرم و رجب) است ; يعنى با الغاى اعتبار پيمان صلح و برداشته شدن امان از مشركان، آنان تنها در ماههاى حرام، آزادى رفت و آمد و سير و سياحت خواهند داشت.

9 - تهديد خداوند به مشركان پيمان شكن صدر اسلام ، به شكست خفت بار و خواركننده در صورت تسليم نشدن و پاى فشردن بر شرك و كفر

و اعلموا أنكم غير معجزى اللّه و أن اللّه مخزى الكفرين

«اخزاء» (مصدر مخزى) به معناى خوار و خفيف كردن است. به كارگيرى اسم فاعل به جاى فعل در جمله «و أن اللّه مخزى الكافرين» بيانگر سنت قطعى خداوند درباره شكست كفر و كفرپيشگان بوده و تهديدى براى مشركان پيمان شكن مى باشد.

12 - نويد خدا به مسلمانان صدر اسلام به امداد هاى غيبى و شكست ذلت بار شرك پيشگان پيمان شكن

و اعلموا . .. أن اللّه مخزى الكفرين

تهديد مشركان پيمان شكن صدر اسلام به شكست و خوارى در واقع نويدى بود به مسلمانان به اينكه در صورت شروع جنگ، خداوند آنان را با امدادهاى غيبى خود كمك فرموده و پيروز خواهد كرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 3 - 2،7

2 - دستور خداوند مبنى بر ابلاغ لغو پيمانِ عدم تعرض مسلمانان با مشركان پيمان شكن به عموم مردم حاضر در مراسم حج

و أذن من اللّه و رسوله إلى الناس يوم الحج الأكبر أن اللّه برىء من المشركين و رسو

برداشت فوق بر اين اساس است كه «برائت» در «أن اللّه برىء من المشركين و رسوله» كنايه از الغاى پيمان صلح و عدم تعرض باشد. گفتنى است كه جمله «أذان من اللّه و رسوله ... » جمله خبرى است در مقام انشا و دستور ; يعنى بايد الغاى پيمان عدم تعرض در روز «حج اكبر» به عموم مردم حاضر در مراسم حج، ابلاغ گردد.

7 - توصيه و تشويق الهى به عموم مشركان عهدشكن ، مبنى بر توبه و بازگشت به اسلام در ظرف چهار ماه مهلت داده شده به آنان

فسيحوا فى الأرض أربعة أشهر . .. و أذن من اللّه ... فإن تبتم فهو خير لكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 6 - 8

8 - اماكن سكونت ( شهر ها ، روستا ها و . . . ) مشركان پيمان شكن صدر اسلام تنها مراكز امن اعلام شده از سوى خدا براى آنان

فاقتلوا المشركين حيث وجدتموهم . .. ثم أبلغه مأمنه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 7 - 1

1 - نقض شدن پيمان عدم تعرض از سوى اكثريت مشركان صدر اسلام

كيف يكون للمشركين عهد

مراد از مشركان در جمله «كيف يكون للمشركين عهد» - به قرينه «إلا الذين عاهدتم عند المسجد الحرام» - مشركان معاهدى

هستند كه بر پيمان خود با مسلمانان پايبند نماندند. ذيل آيه بعد (و أكثرهم فاسقون) بيانگر نقض پيمان از سوى اكثريت آنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 8 - 15

15 - اكثريت مشركان صدر اسلام بر پيمان عدم تعرض خود با مسلمانان پايبند نمانده و آن را نقض كردند .

و أكثرهم فسقون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 10 - 2،12

2 - مشركان صدر اسلام در رابطه با هيچ مؤمنى به عهد و پيمانى پايبند نبودند .

لايرقبون فى مؤمن إلّاً و لاذمة

«ذمة» به معناى عهد و پيمان است. قابل ذكر است كه كلمه «مؤمن» و «ذمة» هر دو نكره در سياق نفى بوده و مفيد عموم مى باشند.

12 - جنگ مسلمانان با مشركان پيمان شكن صدر اسلام ، جنگ دفاعى بود نه ابتدايى .

و أولئك هم المعتدون

از اين آيه شريفه و آيات پيش استفاده مى شود كه: خداوند به منظور دفاع از حقوق مسلمانان و كوتاه شدن دست دشمن از تجاوز به حقوق ايشان، معاهده صلح با مشركان را لغو و مسلمانان را به جنگ و نبرد با آنان فراخواند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 12 - 3

3 - شرك پيشگان صدر اسلام ، مردمانى سست عهد و پيمان شكن بودند .

و إن نكثوا أيمنهم من بعد عهدهم . .. إنهم لا أيمن لهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 13 - 4

4 - نقض پيمان تعرض از سوى مشركان معاهدِ صدر اسلام

ألا تقتلون قوماً نكثوا أيمنهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 14 - 8

8 - مرگ و ذلت مشركان پيمان شكن صدر اسلام و پيروزى سپاه اسلام ، شفابخش سينه دردمند مؤمنان آسيب ديده از تجاوز

يعذبهم اللّه بأيديكم و يخزهم و ينصركم عليهم و يشف صدور قوم مؤمنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 15 - 1

1 - دل هاى مؤمنان صدر اسلام نسبت به مشركان پيمان شكن ، آكنده از خشم بود .

ألا تقتلون قوماً نكثوا أيمنهم . .. و يشف صدور قوم مؤمنين. و يذهب غيظ قلوبهم

31- مشركان وفادار به معاهده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 7 - 7

7 - عموم مشركانى كه در كنار مسجدالحرام با مسلمانان پيمان عدم تعرض بسته بودند ، بر پيمان خويش پايبند نماندند .

إلا الذين عهدتم عند المسجدالحرام

32- معاهده با اعراب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 91 - 3

3 - ترك تعرض به مسلمانان از سوى طوايفى از اعراب در مقابل عدم تعرض مسلمانان به آن طايفه ، موضوع قرارداد پيشنهادى نمايندگان آن طايفه .

ستجدون اخرين يريدون ان يَامنوكم و يَامنوا قومهم

33- معاهده با اهل كتاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 112 - 5،6،7

5 - رهايى اهل كتاب ( يهود ) از ذلت ، در گرو گرايش آنان به اسلام و يا بستن پيمان نامه اى با جامعه اسلامى ( پذيرش حاكميت جامعه اسلامى و شرايط ذمّه )

ضُربت عليهم الذّلّة . .. الّا بحبل من اللّه و حبل من الناس

بنابر اينكه «حبل من الناس»، رابطه و تعهّد با جامعه اسلامى باشد; به قرينه اينكه در سياق «حبل من اللّه» قرار گرفته است.

6 - مسلمانان موظّف به رعايت حقوق اهل كتاب ( احترام به حقوق آنان ) ، در صورت گرايش آنان به اسلام و يا پذيرش عهدنامه با جامعه اسلامى

ضُربت عليهم الذّلّة أين ما ثقفوا الّا بحبل من اللّه و حبل من الناس

بنابر اينكه «ضربت» در مقام تشريع باشد و «الّا»، دو مورد را استثنا كند: گرايش به اسلام; و پذيرش پيمان نامه با مسلمين.

7 - لزوم پايبندى مسلمانان ، به قرارداد هاى جامعه اسلامى با ديگر جوامع

ضُربت عليهم الذّلّة . .. الّا بحبل من اللّه و حبل من الناس

«و حبل من الناس»، در برداشت فوق به معناى قرارداد مسلمين با اهل كتاب است و آيه فوق بيانگر اين است كه در صورت قرارداد، نبايد متعرض آنها شد.

34- معاهده با بنى نضير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 11 - 10

10 - اطمينان بخشى خداوند به مؤمنان ، در وفا نكردن منافقان به پيمان خويش باكافران ( يهود بنى نضير )

و اللّه يشهد إنّهم لكذبون

35- معاهده با دشمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 91 - 5،8،12،13

5 - ضرورت پذيرش پيمان عدم تعرض با مخالفان ، على رغم روحيه ستيزه جويى و پيمان شكنى آنان

ستجدون اخرين يريدون ان يَامنوكم و يَامنوا قومهم كلّما ردّوا الى الفتنة اركسوا في

8 - كناره گيرى از برخورد ، تقاضاى صلح و دست كشيدن از هر گونه تعرض به مسلمانان ، از شرايط لازم براى لزوم پذيرش قرارداد ترك تعرض

فان لم يعتزلوكم . .. و يكفّوا ايديهم

12 - پذيرش قرارداد ترك تعرض عنوان شده از سوى دشمنان ، فرمان خداوند به مسلمانان

ستجدون اخرين . .. و اولئكم جعلنا لكم عليهم سلطاناً مبيناً

13 - امضاى قرارداد عدم تعرض با دشمنان دين ، تنها در صورتى جايز است كه از سوى مخالفان پيشنهاد شود . *

و يلقوا اليكم السّلم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 58 - 2

2 - لزوم مطلع ساختن دشمن از بى اعتبارى عهدنامه آنان ، پس از الغا و بى اعتبار دانستن آن

و إما تخافن من قوم خيانة فانبذ إليهم على سواء

«سواء» به معناى مساوى و برابر بودن است. «على سواء» حال براى ضمير در «فانبذ» و ضمير در «إليهم» است ; يعنى در حالى كه تو و آنان در اين امر مساوى هستيد. و مراد از مساوى بودن، چنانچه مفسران گفته اند، تساوى در آگاهى به لغو پيمان نامه است. افكندن عهدنامه به طرف آنان (فانبذ إليهم) اين معنا را تأييد مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 4 - 14

14 - تقوا ، بازدارنده آدمى از شكستن پيمان است ، هر چند طرف هاى پيمان ، دشمنانى حق ستيز باشند .

إلا الذين عهدتم من المشركين . .. فأتموا إليهم عهدهم إلى مدتهم إنّ اللّه يحب المت

36- معاهده با غير مسلمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 1 - 7

7 - بستن پيمان عدم تعرض با جوامع غير مسلمان ، جايز است .

الذين عهدتم من المشركين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 4 - 2

2 - بستن پيمان عدم تعرض با جوامع غير مسلمان ، جايز است .

الذين عهدتم من المشركين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 7 - 10

10 - بستن پيمان عدم تعرض با جوامع غير مسلمان ، جايز است .

كيف يكون للمشركين عهد . .. إلا الذين عهدتم عند المسجدالحرام

37- معاهده با غير مسلمانان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 12 - 4

4 - بستن پيمان صلح با جوامع غيرمسلمان ، جايز است .

و إن نكثوا أيمنهم من بعد عهدهم

38- معاهده با كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 72 - 14،15،16،17،18

14 - كافرانى كه با مسلمانان پيمان عدم تعرض دارند ، هر چند به انگيزه مبارزه با اسلام به غير مهاجران هجوم برند ، مهاجران و انصار موظف به يارى آنان نيستند .

فعليكم النصر إلا على قوم بينكم و بينهم ميثق

مراد از ميثاق به قرينه مقام، پيمان عدم تعرض و متاركه جنگ است.

15 - مسلمانان نبايد حتى به خاطر دفاع از مؤمنانى كه مورد هجوم كافران قرار گرفتند پيمان خويش را با آن كافران ناديده انگارند و آن را نقض كنند .

فعليكم النصر إلا على قوم بينكم و بينهم ميثق

16 - مسلمانان عصر بعثت با گروههايى از كافران پيمان عدم تعرض داشته و به آن وفادار بودند .

إلا على قوم بينكم و بينهم ميثق

17 - اهميت ويژه پايبندى به پيمان ، حتى در صورت كافر بودن طرف مقابل

فعليكم النصر إلا على قوم بينكم و بينهم ميثق

هر چند مراد از «ميثق» در آيه شريفه پيمان متاركه جنگ است، ولى روشن است كه پيمان متاركه جنگ خصوصيتى ندارد. بنابراين مى توان آيه شريفه را در همه پيمانهاى مجاز، سارى و جارى دانست.

18 - پيمان بستن با كافران ( پيمان عدم تعرض و . . . ) امرى جايز و پايبندى به آن واجب است .

إلا على قوم بينكم و بينهم ميثق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 141 - 14

14 - انعقاد هرگونه پيمان ( سياسى ، نظامى ، اقتصادى و فرهنگى ) ، كه موجب سلطه كافران گردد ، نامشروع و باطل است .

و لن يجعل اللّه للكفرين على المؤمنين سبيلا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 58 - 3

3 - تصميم بر الغا و اعلان بى اعتبارى معاهدات امضا شده با كافران ، در اختيار پيامبر (صلی الله علیه و آله) و رهبران جامعه اسلامى است .

فانبذ إليهم على سواء

39- معاهده با مسيحيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 120 - 6

6 - توافق هاى سطحى با يهود و نصارا ، در گرايش آنان به اسلام مؤثر نيست .

و لن ترضى عنك اليهود و لاالنصرى حتى تتبع ملتهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 53 - 7

7 - ناتوانى مسلمانان سست ايمان بر پايبندى به تعهد خويش با يهود و نصارا

اهولاء الذين اقسموا باللّه جهد ايمنهم انهم لمعكم

40- معاهده با مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 1 - 6

6 - وجود پيمان هاى صلح ميان مسلمانان صدر اسلام و مشركان

الذين عهدتم من المشركين

مقصود از «معاهده» در «عاهدتم» - به قرينه آيه 4 - معاهده صلح و عدم تعرض است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 3 - 2

2 - دستور خداوند مبنى بر ابلاغ لغو پيمانِ عدم تعرض مسلمانان با مشركان پيمان شكن به عموم مردم حاضر در مراسم حج

و أذن من اللّه و رسوله إلى الناس يوم الحج الأكبر أن اللّه برىء من المشركين و رسو

برداشت فوق بر اين اساس است كه «برائت» در «أن اللّه برىء من المشركين و رسوله» كنايه از الغاى پيمان صلح و عدم تعرض باشد. گفتنى است كه جمله «أذان من اللّه و رسوله ... » جمله خبرى است در مقام انشا و دستور ; يعنى بايد الغاى پيمان عدم تعرض در روز «حج اكبر» به عموم مردم حاضر در مراسم حج، ابلاغ گردد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 4 - 8،9،10

8 - كمك و پشتيبانى طرف معاهده به دشمنان ، عليه مسلمانان ، نقض پيمان عدم تعرض است .

إلا الذين عهدتم من المشركين . .. و لم يظهروا عليكم أحداً

9 - توصيه مسلمانان صدر اسلام به ادامه پايبندى بر پيمان عدم تعرض خود با مشركان وفادار ، تا پايان يافتن مدت پيمان

إلا الذين عهدتم . .. فأتموا إليهم عهدهم إلى مدتهم

10 - محترم شمرده شدن پيمان عدم تعرض مسلمانان صدر اسلام با دسته اى از مشركان ، به خاطر پايبند ماندنشان بر آن و نقض نشدن پيمان از سوى آنان

إلا الذين عهدتم . .. فأتموا إليهم عهدهم إلى مدتهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 7 - 5،6،9

5 - انعقاد پيمان صلح ميان مسلمانان صدر اسلام و مشركان در كنار مسجدالحرام

إلا الذين عهدتم عند المسجدالحرام

6 - وجود پيمان هاى صلح ميان مسلمانان صدر اسلام و مشركان

إلا الذين عهدتم عند المسجدالحرام

9 - خداوند ، مسلمانان صدر اسلام را به ادامه پايبندى بر پيمان عدم تعرض خود با مشركان ، مادامى كه آنان بر پيمان خود پايبند بمانند ، توصيه فرمود .

فما استقموا لكم فاستقيموا لهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 12 - 1،2

1 - انعقاد پيمان صلح ، ميان مسلمانان صدر اسلام و مشركان عصر بعثت

و إن نكثوا أيمنهم من بعد عهدهم

2 - شرك پيشگان عصر بعثت ، بر پيمان صلح خود با مسلمانان ، سوگند وفادارى ياد كرده بودند .

و إن نكثوا أيمنهم من بعد عهدهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 13 - 3

3 - وجود پيمان صلح ميان مسلمانان صدر اسلام و مشركان

قوماً نكثوا أيمنهم

41- معاهده با مشركان صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 4 - 1

1 - وجود پيمان هاى عدم تعرض ميان مسلمانان صدر اسلام و مشركان

إلاّ الذين عهدتم من المشركين

42- معاهده با يهود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 120 - 6

6 - توافق هاى سطحى با يهود و نصارا ، در گرايش آنان به اسلام مؤثر نيست .

و لن ترضى عنك اليهود و لاالنصرى حتى تتبع ملتهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 53 - 7

7 - ناتوانى مسلمانان سست ايمان بر پايبندى به تعهد خويش با يهود و نصارا

اهولاء الذين اقسموا باللّه جهد ايمنهم انهم لمعكم

43- معاهده بر ارث

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 33 - 6،9،10

6 - پيمان بر توارث ، از موجبات ارث

و لكلّ جعلنا موالى . .. و الذين عقدت ايمانكم

عقد يمين به معناى پيمان بستن است و چون بحث آيه درباره ارث است، اين پيمان درباره ميراث خواهد بود; يعنى پيمان بر ارث. گفتنى است كه در برداشت فوق، «الذين» عطف بر «الوالدان» شده است.

9 - وجوب پرداخت حقوق كسانى كه با آنها پيمان هاى مالى بسته شده است .

و الذين عقدت ايمانكم فاتوهم نصيبهم

در برداشت فوق، «الذين» مبتدا گرفته شده و جمله «فاتوهم نصيبهم» خبر آن ; در نتيجه، «الذين . .. » از زمره وارثان نخواهد بود.

10 - وارث بايد حقوقى را كه به واسطه عقد و پيمان بر مال ميّت است ، پرداخت كند .

و الذين عقدت ايمانكم فاتوهم نصيبهم

چنانچه جمله «و الذين . .. » مستأنفه باشد، مراد از «الذين»، وارثان نخواهند بود ; بلكه كسانى هستند كه با ميت پيمان مالى بسته اند. البتّه مخاطبان به پرداخت حقوق آنان، همان ورثه مى باشد.

44- معاهده جايز

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 1 - 7

7 - بستن پيمان عدم تعرض با جوامع غير مسلمان ، جايز است .

الذين عهدتم من المشركين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 4 - 2

2 - بستن پيمان عدم تعرض با جوامع غير مسلمان ، جايز است .

الذين عهدتم من المشركين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 7 - 10

10 - بستن پيمان عدم تعرض با جوامع غير مسلمان ، جايز است .

كيف يكون للمشركين عهد . .. إلا الذين عهدتم عند المسجدالحرام

45- معاهده در ازدواج

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 24 - 25

25 - جواز هر نوع قراردادى بين زن و شوهر ، پس از ازدواج ، به شرط رضايت طرفين

و لا جناح عليكم فيما تراضيتم به من بعد الفريضة

امام صادق (ع) درباره آيه فوق فرمود: ما تراضوا به من بعد النكاح فهو جايز . .. .


كافى، ج 5، ص 456، ح 2 ; نورالثقلين، ج 1، ص 467، ح 173 ; تفسير برهان، ج 1، ص 360، ح 6.

46- معاهده صلح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 7 - 5

5 - انعقاد پيمان صلح ميان مسلمانان صدر اسلام و مشركان در كنار مسجدالحرام

إلا الذين عهدتم عند المسجدالحرام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 12 - 1،2،4،8،10

1 - انعقاد پيمان صلح ، ميان مسلمانان صدر اسلام و مشركان عصر بعثت

و إن نكثوا أيمنهم من بعد عهدهم

2 - شرك پيشگان عصر بعثت ، بر پيمان صلح خود با مسلمانان ، سوگند وفادارى ياد كرده بودند .

و إن نكثوا أيمنهم من بعد عهدهم

4 - بستن پيمان صلح با جوامع غيرمسلمان ، جايز است .

و إن نكثوا أيمنهم من بعد عهدهم

8 - خداوند ، مسلمانان صدر اسلام را به پيكار با سران و پيشوايان شرك و كفر ، در صورت نقض پيمان صلح از سوى آنان ، فراخواند .

و إن نكثوا أيمنهم . .. فقتلوا أئمة الكفر

10 - طعن و توهين به اسلام از سوى كفار معاهد ، لغو اعتبار پيمان صلح و اعلان نبرد با آن را ، مجاز مى كند .

و إن نكثوا أيمنهم من بعد عهدهم و طعنوا فى دينكم فقتلوا

47- معاهده صلح در صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 7 - 6

6 - وجود پيمان هاى صلح ميان مسلمانان صدر اسلام و مشركان

إلا الذين عهدتم عند المسجدالحرام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 13 - 3

3 - وجود پيمان صلح ميان مسلمانان صدر اسلام و مشركان

قوماً نكثوا أيمنهم

48- معاهده عدم تعرض

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 91 - 5،8،10،12،13

5 - ضرورت پذيرش پيمان عدم تعرض با مخالفان ، على رغم روحيه ستيزه جويى و پيمان شكنى آنان

ستجدون اخرين يريدون ان يَامنوكم و يَامنوا قومهم كلّما ردّوا الى الفتنة اركسوا في

8 - كناره گيرى از برخورد ، تقاضاى صلح و دست كشيدن از هر گونه تعرض به مسلمانان ، از شرايط لازم براى لزوم پذيرش قرارداد ترك تعرض

فان لم يعتزلوكم . .. و يكفّوا ايديهم

10 - ضرورت تعقيب و كشتن كسانى كه على رغم امضاى پيمان ترك تعرض ، بدان وفا نكنند .

فان لم يعتزلوكم . .. فخذوهم و اقتلوهم

12 - پذيرش قرارداد ترك تعرض عنوان شده از سوى دشمنان ، فرمان خداوند به مسلمانان

ستجدون اخرين . .. و اولئكم جعلنا لكم عليهم سلطاناً مبيناً

13 - امضاى قرارداد عدم تعرض با دشمنان دين ، تنها در صورتى جايز است كه از سوى مخالفان پيشنهاد شود . *

و يلقوا اليكم السّلم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 72 - 14،16،18

14 - كافرانى كه با مسلمانان پيمان عدم تعرض دارند ، هر چند به انگيزه مبارزه با اسلام به غير مهاجران هجوم برند ، مهاجران و انصار موظف به يارى آنان نيستند .

فعليكم النصر إلا على قوم بينكم و بينهم ميثق

مراد از ميثاق به قرينه مقام، پيمان عدم تعرض و متاركه جنگ است.

16 - مسلمانان عصر بعثت با گروههايى از كافران پيمان عدم تعرض داشته و به آن وفادار بودند .

إلا على قوم بينكم و بينهم ميثق

18 - پيمان بستن با كافران ( پيمان عدم تعرض و . . . ) امرى جايز و پايبندى به آن واجب است .

إلا على قوم بينكم و بينهم ميثق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 1 - 3،7،8

3 - دستور خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) مبنى بر ابلاغ الغاى پيمان عدم تعرض ، به مشركان معاهد

براءة من اللّه و رسوله إلى الذين عهدتم

7 - بستن پيمان عدم تعرض با جوامع غير مسلمان ، جايز است .

الذين عهدتم من المشركين

8 - نقض شدن پيمان عدم تعرض ، از سوى اكثريت مشركان صدر اسلام

الذين عهدتم من المشركين

مقصود از «الذين عاهدتم» - به دليل آيات 4 و 7 - مشركان معاهدى هستند كه ملتزم به رعايت پيمانهاى صلح نبودند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 3 - 2

2 - دستور خداوند مبنى بر ابلاغ لغو پيمانِ عدم تعرض مسلمانان با مشركان پيمان شكن به عموم مردم حاضر در مراسم حج

و أذن من اللّه و رسوله إلى الناس يوم الحج الأكبر أن اللّه برىء من المشركين و رسو

برداشت فوق بر اين اساس است كه «برائت» در «أن اللّه برىء من المشركين و رسوله» كنايه از الغاى پيمان صلح و عدم تعرض باشد. گفتنى است كه جمله «أذان من اللّه و رسوله ... » جمله خبرى است در مقام انشا و دستور ; يعنى بايد الغاى پيمان عدم تعرض در روز «حج اكبر» به عموم مردم حاضر در مراسم حج، ابلاغ گردد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 4 - 1،2،5،6،8،9،10،11

1 - وجود پيمان هاى عدم تعرض ميان مسلمانان صدر اسلام و مشركان

إلاّ الذين عهدتم من المشركين

2 - بستن پيمان عدم تعرض با جوامع غير مسلمان ، جايز است .

الذين عهدتم من المشركين

5 - كمترين كوتاهىِ معاهدين در عمل به مواد و شرايط پيمان عدم تعرض ، نقض پيمان است .

إلا الذين عهدتم من المشركين ثم لم ينقصوكم شيئاً

6 - تهديد مشركان معاهد صدر اسلام به لغو پيمان عدم تعرض مسلمانان با آنان در صورت مشاهده كمترين كوتاهى در عمل به مواد آن و مشاهده هر گونه كمك به دشمنان اسلام

ثم لم ينقصوكم شيئاً و لم يظهروا عليكم أحداً

8 - كمك و پشتيبانى طرف معاهده به دشمنان ، عليه مسلمانان ، نقض پيمان عدم تعرض است .

إلا الذين عهدتم من المشركين . .. و لم يظهروا عليكم أحداً

9 - توصيه مسلمانان صدر اسلام به ادامه پايبندى بر پيمان عدم تعرض خود با مشركان وفادار ، تا پايان يافتن مدت پيمان

إلا الذين عهدتم . .. فأتموا إليهم عهدهم إلى مدتهم

10 - محترم شمرده شدن پيمان عدم تعرض مسلمانان صدر اسلام با دسته اى از مشركان ، به خاطر پايبند ماندنشان بر آن و نقض نشدن پيمان از سوى آنان

إلا الذين عهدتم . .. فأتموا إليهم عهدهم إلى مدتهم

11 - وفادارى به پيمان عدم تعرض ، مادامى كه طرف معاهده بر آن پايبند باشد ، لازم است .

إلا الذين عهدتم من المشركين ثم لم ينقصوكم شيئاً . .. فأتموا إليهم عهدهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 7 - 1،2،3،9،10

1 - نقض شدن پيمان عدم تعرض از سوى اكثريت مشركان صدر اسلام

كيف يكون للمشركين عهد

مراد از مشركان در جمله «كيف يكون للمشركين عهد» - به قرينه «إلا الذين عاهدتم عند المسجد الحرام» - مشركان معاهدى هستند كه بر پيمان خود با مسلمانان پايبند نماندند. ذيل آيه بعد (و أكثرهم فاسقون) بيانگر نقض پيمان از سوى اكثريت آنان است.

2 - لغو اعتبار پيمان عدم تعرض در صورت نقض آن از سوى معاهدان ، جايز است .

كيف يكون للمشركين عهد

3 - وجود ناخرسندى ميان مسلمانان صدر اسلام ، نسبت به لغو اعتبار پيمان عدم تعرض از سوى خدا و پيامبر (صلی الله علیه و آله) و ترديد و دودلى آنان در پيكار با مشركان

كيف يكون للمشركين عهد عنداللّه و عند رسوله

كلمه «كيف» در «كيف يكون للمشركين عهد» - كه براى استفهام انكارى است - مفيد برداشت فوق است.

9 - خداوند ، مسلمانان صدر اسلام را به ادامه پايبندى بر پيمان عدم تعرض خود با مشركان ، مادامى كه آنان بر پيمان خود پايبند بمانند ، توصيه فرمود .

فما استقموا لكم فاستقيموا لهم

10 - بستن پيمان عدم تعرض با جوامع غير مسلمان ، جايز است .

كيف يكون للمشركين عهد . .. إلا الذين عهدتم عند المسجدالحرام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 8 - 1

1 - وجود ناخرسندى ميان مسلمانان صدر اسلام ، نسبت به لغو اعتبار پيمان عدم تعرض و ترديد و دودلى آنان در پيكار با مشركان

پيمان شكن

كيف و إن يظهروا عليكم

كلمه «كيف» - كه براى استفهام انكارى است - مفيد برداشت فوق است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 12 - 6

6 - لغو اعتبار پيمان عدم تعرض و اعلان جنگ به معاهدان كافر ، در صورت شكسته شدن پيمان از سوى آنان ، بلامانع است .

و إن نكثوا أيمنهم من بعد عهدهم . .. فقتلوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 13 - 4

4 - نقض پيمان تعرض از سوى مشركان معاهدِ صدر اسلام

ألا تقتلون قوماً نكثوا أيمنهم

49- معاهده مسلمانان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 91 - 3

3 - ترك تعرض به مسلمانان از سوى طوايفى از اعراب در مقابل عدم تعرض مسلمانان به آن طايفه ، موضوع قرارداد پيشنهادى نمايندگان آن طايفه .

ستجدون اخرين يريدون ان يَامنوكم و يَامنوا قومهم

50- معاهده مسلمانان صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 72 - 16

16 - مسلمانان عصر بعثت با گروههايى از كافران پيمان عدم تعرض داشته و به آن وفادار بودند .

إلا على قوم بينكم و بينهم ميثق

51- معاهده مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 13 - 5

5 - شرك پيشگان صدر اسلام ، بر پيمان خود با مسلمانان سوگند وفادارى ياد كرده بودند .

قوماً نكثوا أيمنهم

52- معاهده مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 26 - 4

4 - يهود بنى قريظه ، در غزوه احزاب ، همْ پيمان مشركان مكه بودند و از آنان پشتيبانى مى كردند .

و أنزل الذين ظهروهم من أهل الكتب

مراد از «الذين ظاهروا» يهود بنى قريظه، و مرجع ضمير «هم»، مشركانى اند كه سردمدارى احزاب متحد عليه مسلمانان مدينه را بر عهده داشتند.

53- معاهده همسرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 21 - 9،10،11،12،13

9 - بازپس گيرى مهريّه زنان ، شكستن پيمان محكمى است كه همسران با شوهران خويش بسته اند .

و كيف تأخذونه و قد افضى بعضكم الى بعض و اخذن منكم ميثاقاً غليظاً

10 - برانگيختن وجدان انسانى از روش هاى قرآن براى ايجاد تعهد نسبت به رعايت پيمان هاى زناشويى

و كيف تأخذونه . .. و اخذن منكم ميثاقاً غليظاً

11 - مهريّه ، حقى براى زن در قبال آميزش و پيمان زناشويى

و كيف تأخذونه و قد افضى

جمله «و قد افضى»، كه كنايه از آميزش است، و جمله «اخذن منكم»، كه دلالت بر عقد زناشويى مى كند، بيانگر اين است كه زن در قبال آن دو، مالك مهريه است.

12 - عقد نكاح ، پيمان استوارى كه زن از مرد گرفته است .

و اخذن منكم ميثاقاً غليظاً

امام باقر (ع) درباره ميثاق در آيه فوق فرمود: «الميثاق»، الكلمة التى عقد بها النكاح . .. .


كافى، ج 5، ص 560، ح 19 ; تفسير برهان، ج 1، ص 355، ح 8.

13 - زندگى پسنديده با همسر يا آزاد گذاردن وى با رفتار نيك ، پيمان برگرفته زن از مرد به هنگام ازدواج

و اخذن منكم ميثاقا غليظاً

از امام باقر(ع) درباره «ميثاق» در آيه فوق چنين نقل شده است كه: «الميثاق الغليظ» هو العهد المأخوذ على الزوج حالة العقد من امساك بالمعروف او تسريح باحسان.


مجمع البيان، ج 3، ص 42 ; تفسير برهان، ج 1، ص 356، ح 11.

54- معاهده يهود بنى قريظه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 26 - 4

4 - يهود بنى قريظه ، در غزوه احزاب ، همْ پيمان مشركان مكه بودند و از آنان پشتيبانى مى كردند .

و أنزل الذين ظهروهم من أهل الكتب

مراد از «الذين ظاهروا» يهود بنى قريظه، و مرجع ضمير «هم»، مشركانى اند كه سردمدارى احزاب متحد عليه مسلمانان مدينه را بر عهده داشتند.

55- معاهده يهود مدينه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 11 - 10

10 - اطمينان بخشى خداوند به مؤمنان ، در وفا نكردن منافقان به پيمان خويش باكافران ( يهود بنى نضير )

و اللّه يشهد إنّهم لكذبون

56- مكان معاهده مسلمانان صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 7 - 5

5 - انعقاد پيمان صلح ميان مسلمانان صدر اسلام و مشركان در كنار مسجدالحرام

إلا الذين عهدتم عند المسجدالحرام

57- منشأ نقض معاهده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 8 - 17

17 - پيمان شكنى ، كردارى برخاسته از روحيه فسق و حق گريزى است .

لايرقبوا فيكم إلّاً و لاذمة . .. و أكثرهم فسقون

58- موارد جواز فسخ معاهده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 4 - 4،12

4 - وارد شدن هر ضربه اى به جان يا مال مسلمانان از سوى طرف معاهده ، نقض پيمان شمرده شده و لغو آن را مجاز مى كند .

إلا الذين عهدتم من المشركين ثم لم ينقصوكم شيئاً

12 - لغو اعتبار پيمان عدم تعرض ، در صورت نقض شدن آن از سوى معاهدان جايز است .

إلا الذين عهدتم من المشركين ثم لم ينقصوكم شيئاً . .. فأتموا إليهم عهدهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 7 - 2

2 - لغو اعتبار پيمان عدم تعرض در صورت نقض آن از سوى معاهدان ، جايز است .

كيف يكون للمشركين عهد

59- موارد نقض معاهده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 4 - 5،7،8

5 - كمترين كوتاهىِ معاهدين در عمل به مواد و شرايط پيمان عدم تعرض ، نقض پيمان است .

إلا الذين عهدتم من المشركين ثم لم ينقصوكم شيئاً

7 - كمك به دشمنان اسلام عليه مسلمانان ، از موارد نقض پيمان از سوى مشركان معاهد صدر اسلام بود .

إلا الذين عهدتم من المشركين . .. و لم يظهروا عليكم أحداً

8 - كمك و پشتيبانى طرف معاهده به دشمنان ، عليه مسلمانان ، نقض پيمان عدم تعرض است .

إلا الذين عهدتم من المشركين . .. و لم يظهروا عليكم أحداً

60- موانع نقض معاهده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 4 - 14

14 - تقوا ، بازدارنده آدمى از شكستن پيمان است ، هر چند طرف هاى پيمان ، دشمنانى حق ستيز باشند .

إلا الذين عهدتم من المشركين . .. فأتموا إليهم عهدهم إلى مدتهم إنّ اللّه يحب المت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 7 - 12

12 - تقوا ، بازدارنده آدمى از شكستن عهد و پيمان

فما استقموا لكم فاستقيموا لهم إن اللّه يحب المتقين

61- نقض معاهده صلح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 1 - 1

1 - ابطال اعتبار پيمان هاى صلح مسلمانان صدر اسلام از سوى خدا و پيامبر (صلی الله علیه و آله) در پى نقض آن توسط مشركان معاهد

براءة من اللّه و رسوله إلى الذين عهدتم من المشركين

«برائت» به معناى جدا شدن و فاصله گرفتن است. متعلق «برائت» - به قرينه «الذين عاهدتم» - پيمانهاى منعقد شده ميان مسلمانان صدر اسلام و مشركان است. اعلام جدا شدن و فاصله گرفتن از عهد و پيمان كنايه از الغا و بى اعتبار نمودن آن است.

62- نقض معاهده عدم تعرض

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 7 - 1

1 - نقض شدن پيمان عدم تعرض از سوى اكثريت مشركان صدر اسلام

كيف يكون للمشركين عهد

مراد از مشركان در جمله «كيف يكون للمشركين عهد» - به قرينه «إلا الذين عاهدتم عند المسجد الحرام» - مشركان معاهدى هستند كه بر پيمان خود با مسلمانان پايبند نماندند. ذيل آيه بعد (و أكثرهم فاسقون) بيانگر نقض پيمان از سوى اكثريت آنان است.

63- وجوب وفاى به معاهده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 8 - 10

10 - وفادارى و التزام به عهد و پيمان ، واجب است .

و إن يظهروا عليكم لايرقبوا فيكم إلّاً و لاذمة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 10 - 5

5 - وفادارى و التزام به عهد و پيمان ، واجب است .

لايرقبون فى مؤمن إلّاً و لاذمة

64- وفاى به معاهده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 4 - 10،13

10 - محترم شمرده شدن پيمان عدم تعرض مسلمانان صدر اسلام با دسته اى از مشركان ، به خاطر پايبند ماندنشان بر آن و نقض نشدن پيمان از سوى آنان

إلا الذين عهدتم . .. فأتموا إليهم عهدهم إلى مدتهم

13 - وفادارى به پيمان ، نشانه تقواپيشگى است .

فأتموا إليهم عهدهم إلى مدتهم إنّ اللّه يحب المتقين

معاهدات

65- احكام معاهدات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 58 - 1،2،8

1 - مسلمانان موظفند در صورت ظهور نشانه اى حاكى از تصميم كافران بر پيمان شكنى ، معاهدات فيمابين را الغا كنند و آن را بى اعتبار بشمارند .

و إما تخافن من قوم خيانة فانبذ إليهم

مراد از «خيانة» به قرينه سياق پيمان شكنى است و ترس از پيمان شكنى به معناى آشكار شدن شواهد و اماراتى است بر اينكه طرف مقابل نقض پيمان را در سر مى پروراند. «نبذ» به معناى انداختن و مفعول «فانبذ» «عهدهم» است كه به خاطر وضوحش در كلام نيامده است.

2 - لزوم مطلع ساختن دشمن از بى اعتبارى عهدنامه آنان ، پس از الغا و بى اعتبار دانستن آن

و إما تخافن من قوم خيانة فانبذ إليهم على سواء

«سواء» به معناى مساوى و برابر بودن است. «على سواء» حال براى ضمير در «فانبذ» و ضمير در «إليهم» است ; يعنى در حالى كه تو و آنان در اين امر مساوى هستيد. و مراد از مساوى بودن، چنانچه مفسران گفته اند، تساوى در آگاهى به لغو پيمان نامه است. افكندن عهدنامه به طرف آنان (فانبذ إليهم) اين معنا را تأييد مى كند.

8 - بى اعتبار شمردن و الغاى عهدنامه ها بدون آگاه ساختن طرف مقابل ، خيانت است .

فانبذ إليهم على سواء إن اللّه لايحب الخائنين

برداشت فوق بر اين اساس است كه «إن اللّه . .. » تعليل براى «على سواء» باشد. يعنى اگر اين دستور (آگاه ساختن دشمن به لغو عهدنامه او) را اجرا نكنى، خيانتكارى و خداوند خيانتكاران را دوست ندارد.

66- الغاى معاهدات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 58 - 1،2،3

1 - مسلمانان موظفند در صورت ظهور نشانه اى حاكى از تصميم كافران بر پيمان شكنى ، معاهدات فيمابين را الغا كنند و آن را بى اعتبار بشمارند .

و إما تخافن من قوم خيانة فانبذ إليهم

مراد از «خيانة» به قرينه سياق پيمان شكنى است و ترس از پيمان شكنى به معناى آشكار شدن شواهد و اماراتى است بر اينكه طرف مقابل نقض پيمان را در سر مى پروراند. «نبذ» به معناى انداختن و مفعول «فانبذ» «عهدهم» است كه به خاطر وضوحش در كلام نيامده است.

2 - لزوم مطلع ساختن دشمن از بى اعتبارى عهدنامه آنان ، پس از الغا و بى اعتبار دانستن آن

و إما تخافن من قوم خيانة فانبذ إليهم على سواء

«سواء» به معناى مساوى و برابر بودن است. «على سواء» حال براى ضمير در «فانبذ» و ضمير در «إليهم» است ; يعنى در حالى كه تو و آنان در اين امر مساوى هستيد. و مراد از مساوى بودن، چنانچه مفسران گفته اند، تساوى در آگاهى به لغو پيمان نامه است. افكندن عهدنامه به طرف آنان (فانبذ إليهم) اين معنا را تأييد مى كند.

3 - تصميم بر الغا و اعلان بى اعتبارى معاهدات امضا شده با كافران ، در اختيار پيامبر (صلی الله علیه و آله) و رهبران جامعه اسلامى است .

فانبذ إليهم على سواء

67- خيانت الغاى معاهدات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 58 - 8

8 - بى اعتبار شمردن و الغاى عهدنامه ها بدون آگاه ساختن طرف مقابل ، خيانت است .

فانبذ إليهم على سواء إن اللّه لايحب الخائنين

برداشت فوق بر اين اساس است كه «إن اللّه . .. » تعليل براى «على سواء» باشد. يعنى اگر اين دستور (آگاه ساختن دشمن به لغو عهدنامه او) را اجرا نكنى، خيانتكارى و خداوند خيانتكاران را دوست ندارد.

68- معاهدات اجتماعى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 1 - 1

1 - وجوب وفا به تمامى عقد ها و پيمان ها ( فردى ، اجتماعى ، بين المللى و پيمان هاى الهى )

يايها الذين ءامنوا اوفوا بالعقود

69- معاهدات اقتصادى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 141 - 14

14 - انعقاد هرگونه پيمان ( سياسى ، نظامى ، اقتصادى و فرهنگى ) ، كه موجب سلطه كافران گردد ، نامشروع و باطل است .

و لن يجعل اللّه للكفرين على المؤمنين سبيلا

70- معاهدات با كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 90 - 5

5 - جواز معاهده و پيمان همكارى و ترك مخاصمه با غير مسلمانان

الّا الّذين يصلون الى قوم بينكم و بينهم ميثاق

71- معاهدات بين المللى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 90 - 3

3 - لزوم وفادارى جامعه اسلامى به همپيمان ها و معاهده هاى بين المللى خود

الّا الّذين يصلون الى قوم بينكم و بينهم ميثاق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 1 - 1

1 - وجوب وفا به تمامى عقد ها و پيمان ها ( فردى ، اجتماعى ، بين المللى و پيمان هاى الهى )

يايها الذين ءامنوا اوفوا بالعقود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 56 - 8،9

8 - رهبران جامعه اسلامى مجاز در پيمان بستن با جوامع كفرپيشه

الذين عهدت منهم ثم ينقضون

9 - نقض پيمان هاى گذشته از سوى جوامع كفرپيشه ، مانع جواز معاهده جديد نخواهد شد .

الذين عهدت منهم ثم ينقضون عهدهم فى كل مرة

72- معاهدات سياسى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 141 - 14

14 - انعقاد هرگونه پيمان ( سياسى ، نظامى ، اقتصادى و فرهنگى ) ، كه موجب سلطه كافران گردد ، نامشروع و باطل است .

و لن يجعل اللّه للكفرين على المؤمنين سبيلا

73- معاهدات فرهنگى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 141 - 14

14 - انعقاد هرگونه پيمان ( سياسى ، نظامى ، اقتصادى و فرهنگى ) ، كه موجب سلطه كافران گردد ، نامشروع و باطل است .

و لن يجعل اللّه للكفرين على المؤمنين سبيلا

74- معاهدات محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 56 - 1،3

1 - پيمان هاى متعدد پيامبر (صلی الله علیه و آله) با كافران مكه و پيمان شكنى هاى آنان

الذين عهدت منهم ثم ينقضون عهدهم فى كل مرة

3 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) بار ها از يهوديان پيمان گرفت و آنان همواره پيمان خويش را شكستند .

الذين عهدت منهم ثم ينقضون عهدهم فى كل مرة

برخى برآنند كه مراد از «الذين عهدت» مشركان مكه هستند، ولى مشهور مفسران گفته اند مقصود يهوديانى هستند كه در عصر بعثت در اطراف مدينه سكونت گزيده بودند.

75- معاهدات مسلمانان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 90 - 1،2،4

1 - ممنوعيّت تعقيب و كشتن منافقان و كافرانى كه با همپيمانان مسلمين رابطه اى ويژه ( همانند پيمان نظامى ) دارند .

فان تولوا فخذوهم و اقتلوهم . .. الّا الّذين يصلون الى قوم بينكم و بينهم ميثاق

مراد از رابطه ويژه اى كه از «يصلون الى . .. » استفاده مى شود، رابطه اى است كه اگر هر يك از آن دو طايفه مورد تعرض قرار گيرند، طايفه ديگر موظّف به حمايت از آنان شوند ; همانند پيمان نظامى.

2 - ممنوعيّت تعقيب و كشتن منافقان پناهنده ، به همپيمانان مسلمين

الّا الّذين يصلون الى قوم بينكم و بينهم ميثاق

مراد از «يصلون»، مى تواند پناهنده شدن منافقان به همپيمانان مسلمين باشد. چون «يصلون» را به منافقان اسناد داده، نه به همپيمانان.

4 - جواز دوستى و يارى خواستن از منافقان و كافران پناهنده ، به همپيمانان مسلمانان *

و لا تتخذوا منهم وليّاً و لا نصيرا. الّا الّذين يصلون الى قوم بينكم و بينهم ميثا

در برداشت فوق احتمال داده شده كه «الّا الّذين يصلون . .. » استثنا از حكمى است كه در جمله «و لا تتخذوا منهم وليّاً و لا نصيرا» بيان شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 1 - 6

6 - وجود پيمان هاى صلح ميان مسلمانان صدر اسلام و مشركان

الذين عهدتم من المشركين

مقصود از «معاهده» در «عاهدتم» - به قرينه آيه 4 - معاهده صلح و عدم تعرض است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 7 - 6

6 - وجود پيمان هاى صلح ميان مسلمانان صدر اسلام و مشركان

إلا الذين عهدتم عند المسجدالحرام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 12 - 1،2

1 - انعقاد پيمان صلح ، ميان مسلمانان صدر اسلام و مشركان عصر بعثت

و إن نكثوا أيمنهم من بعد عهدهم

2 - شرك پيشگان عصر بعثت ، بر پيمان صلح خود با مسلمانان ، سوگند وفادارى ياد كرده بودند .

و إن نكثوا أيمنهم من بعد عهدهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 13 - 3،5

3 - وجود پيمان صلح ميان مسلمانان صدر اسلام و مشركان

قوماً نكثوا أيمنهم

5 - شرك پيشگان صدر اسلام ، بر پيمان خود با مسلمانان سوگند وفادارى ياد كرده بودند .

قوماً نكثوا أيمنهم

76- معاهدات مسلمانان صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 4 - 1،10

1 - وجود پيمان هاى عدم تعرض ميان مسلمانان صدر اسلام و مشركان

إلاّ الذين عهدتم من المشركين

10 - محترم شمرده شدن پيمان عدم تعرض مسلمانان صدر اسلام با دسته اى از مشركان ، به خاطر پايبند ماندنشان بر آن و نقض نشدن پيمان از سوى آنان

إلا الذين عهدتم . .. فأتموا إليهم عهدهم إلى مدتهم

77- معاهدات نظامى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 141 - 14

14 - انعقاد هرگونه پيمان ( سياسى ، نظامى ، اقتصادى و فرهنگى ) ، كه موجب سلطه كافران گردد ، نامشروع و باطل است .

و لن يجعل اللّه للكفرين على المؤمنين سبيلا

78- منشأ معاهدات محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 10 - 2

2 - تجلّى مشيّت و خواست خداوند ، در تصميم گيرى ها ، پيمان ها و موضع گيرى هاى پيامبر (صلی الله علیه و آله)

إنّ الذين يبايعونك إنّما يبايعون اللّه

تعبير «إنّما يبايعون» مى رساند كه عمل و تصميم پيامبر(صلی الله علیه و آله)، همان خواست و اراده خدا است و بدين جهت پيمان با او عين

پيمان با خدا است.

79- وفاى به معاهدات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 177 - 13

13 - لزوم پايبندى به عهد ها و پيمانهايى كه آدمى با ديگران بسته است .

و الموفون بعهدهم إذا عهدوا

جمله «إذا عاهدوا» بيانگر اين است كه: مقصود از «عهد» در جمله فوق، عهدهايى است كه انسانها با يكديگر منعقد مى كنند نه عهدهاى خدا با مردم.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 21 - 8

8 - لزوم پايبندى به تعهدات و پيمانها

و كيف تأخذونه . .. و اخذن منكم ميثاقاً غليظاً

معاهدات بين المللى

80- {معاهدات بين المللى}

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 112 - 7

7 - لزوم پايبندى مسلمانان ، به قرارداد هاى جامعه اسلامى با ديگر جوامع

ضُربت عليهم الذّلّة . .. الّا بحبل من اللّه و حبل من الناس

«و حبل من الناس»، در برداشت فوق به معناى قرارداد مسلمين با اهل كتاب است و آيه فوق بيانگر اين است كه در صورت قرارداد، نبايد متعرض آنها شد.

81- معاهدات بين المللى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 90 - 3

3 - لزوم وفادارى جامعه اسلامى به همپيمان ها و معاهده هاى بين المللى خود

الّا الّذين يصلون الى قوم بينكم و بينهم ميثاق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 1 - 1

1 - وجوب وفا به تمامى عقد ها و پيمان ها ( فردى ، اجتماعى ، بين المللى و پيمان هاى الهى )

يايها الذين ءامنوا اوفوا بالعقود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 56 - 8،9

8 - رهبران جامعه اسلامى مجاز در پيمان بستن با جوامع كفرپيشه

الذين عهدت منهم ثم ينقضون

9 - نقض پيمان هاى گذشته از سوى جوامع كفرپيشه ، مانع جواز معاهده جديد نخواهد شد .

الذين عهدت منهم ثم ينقضون عهدهم فى كل مرة

معاهدان

82- مسؤوليت معاهدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 92 - 8

8- اهل پيمان ، با مشاهده ضعف در طرف مقابل ، نبايد به پيمان شكنى روى آورند .

تتّخذون أيمنكم دخلاً بينكم أن تكون أُمّة هى أربى من أُمّة

6- معبد

1- احكام معبد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 36 - 5

5 - مرتفع ساختن كانون هاى عبادت و ذكر خدا ، جايز و مشروع است .

فى بيوت أذن اللّه أن ترفع و يذكر فيها اسمه

2- اعلام فلسفه وجودى معبد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 18 - 2

2 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور اعلام فلسفه وجودى مساجد و معابد

و أنّ المسجد للّه

جمله «أنّ المساجد للّه»، عطف بر «أنّه استمع. ..»است; يعنى، «قل اُوحى إلىّ أنّ المساجد للّه...».

3- تاريخ معبد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 13 - 6

6 - بناى محل هايى براى عبادت ، داراى تاريخى طولانى

يعملون له ما يشاء من محريب

4- عبادت در معبد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 18 - 3

3 - هيچ كس جز خداوند ، نبايد در مساجد و معابد مورد پرستش قرار گيرد .

فلاتدعوا مع اللّه أحدًا

تفريع جمله «فلاتدعوا. ..» بر «أنّ المساجد للّه»، مى رساند كه نهى از دعا و عبادت غيرخدا، مربوط به مساجد است.

5- غذا در معبد قوم ابراهيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 91 - 3

3 - وجود غذا در بتكده ، به هنگام رفتن مردم از شهر و آمدن ابراهيم ( ع ) به آن بتكده

فراغ إلى ءالهتهم فقال ألا تأكلون

پرسش استهزاآميز ابراهيم(ع) از بت ها براى غذا خوردن، مى رساند كه در محل معبودهاى مشركان، غذا وجود داشت. گفتنى است كه در تاريخ آمده است: مشركان غذاهايى را براى متبرك شدن نزد بت ها مى گذاشتند كه اين موضوع، مى تواند مؤيد برداشت بالا باشد.

6- مرتفع سازى معبد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 36 - 5

5 - مرتفع ساختن كانون هاى عبادت و ذكر خدا ، جايز و مشروع است .

فى بيوت أذن اللّه أن ترفع و يذكر فيها اسمه

7- معبد قوم ابراهيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 57 - 6

6- قوم ابراهيم ، معبد و جايگاهى خاص براى پرستش بت ها داشتند .

لأكيدنّ أصنمكم بعد أن تولّوا مدبرين

مقصود از پشت كردن و رفتن قوم ابراهيم، ممكن است در رابطه با بتخانه ها و محل اجتماع بت ها باشد; يعنى، وقتى شما پشت به بتخانه ها كرديد و به خانه ها و هر جاى ديگر رفتيد، من به سراغ بت ها خواهم رفت و عليه آنها چاره انديشى خواهم كرد. از اين سخن استفاده مى شود كه قوم ابراهيم داراى معبد و جايگاه ويژه براى پرستش بت ها بودند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 62 - 3

3- بتكده قوم ابراهيم ، محل محاكمه و بازجويى ابراهيم ( ع ) *

قالوا ءأنت فعلت هذا بالهتنا يإبرهيم

«هذا» اشاره به شىء نزديك است و مشاراليه آن، عمل ابراهيم(ع) (شكستن بت ها) است. از اين رو مى توان استفاده كرد كه محل محاكمه آن حضرت در خود بتكده و يا نزديك به آن بوده است.

8- معبد مرتفع

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 36 - 4

4 - مثل نور خداوند ، همانند چراغى است پرفروغ و درخشان در چراغ دانى كه در خانه ها و معابدى مرتفع واقع است كه همواره نام خداوند در آنها زنده مى باشد .

مثل نوره كمشكوة فيها مصباح . .. فى بيوت أذن اللّه أن ترفع و يذكر فيها اسمه

برداشت فوق بر دو چيز استوار است: 1- مراد از «ترفع» رفعت مادى باشد; چنان كه خداوند درباره حضرت ابراهيم (ع) فرمود: «و إذا يرفع إبراهيم القواعد من البيت; و آن گاه ابراهيم پايه هاى خانه (خانه خدا) را بالا برد» بقره، آيه 127. 2- جمله «فى بيوت» ادامه تمثيل خداوند باشد.

9- ويژگيهاى معبد قوم ابراهيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 59 - 6

6- معبد و بتكده قوم ابراهيم ، نگهبان نداشت .

فجعلهم جذذًا . .. قالوا من فعل هذا بالهتنا

از اين كه در برابر حضرت ابراهيم(ع) مقاومتى صورت نگرفت و مشركان از عامل شكستن بت ها اطلاعى پيدا نكردند، مى توان برداشت ياد شده را استفاده كرد.

7- معبود

1- آثار تعدد معبود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 22 - 2

2- تعدد خداوند در جهان هستى ، موجب فساد ، فروپاشى و متلاشى شدن نظام آن است .

لو كان فيهما ءالهة إلاّاللّه لفسدتا

«فساد» در مقابل «صلاح» قرار دارد و معناى آن خروج از حد اعتدال است (مفردات راغب). گفتنى است فساد و صلاحِ هر چيزى متناسب با خود آن چيز خواهد بود و فساد آسمان ها و زمين، به معناى متلاشى شدن نظم كنونى و فروپاشى انسجام و پيوستگى آنها است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 91 - 4،6

4 - وجود خدايان متعدد ، مستلزم وجود آفرينش هاى متعدد و جدا از هم

إذًا لذهب كلّ إله بما خلق

6 - تعدد خدايان ، مستلزم پيدايش حرج و مرج و نابسامانى در نظام هستى و در نتيجه باعث فروپاشى آن است .

و لعلا بعضهم على بعض

«عُلُوّ» (مصدر «علا») به معناى غلبه يافتن و چيره شدن است; يعنى، «و لو كان معه من إله لغلب بعضهم على بعض; اگر علاوه بر خدا، خدايان ديگرى نيز بودند، در كار تدبير جهان نقش داشتند[ و در نتيجه] بعضى بر برخى ديگر چيره مى شدند و كار جهان به فساد و تباهى كشيده مى شد». گفتنى است كه استدلال فوق، بر اين فرض استوار است كه مجموعه از خدايان در كار خلق و تدبر جهان موجود، نقش مشترك داشته باشند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 29 - 8،9

8 - وجود چند معبود در جهان - بر فرض امكان آن - موجب نزاع ميان آنان بر سر حاكميت مى شود .

ضرب اللّه مثلاً رجلاً فيه شركاء متشكسون

برداشت ياد شده مبتنى بر ديدگاه برخى از مفسران است كه گفته اند: پيام آيه شريفه مانند پيام دو آيه زير است، با اين تفاوت كه آيه مورد بحث مثالى است قابل فهم براى عموم مردم و در محدوده زندگى بشرى; ولى اين دو آيه مسأله را در مقياس كل جهان مورد بحث قرار مى دارد: 1- «لوكان فيهما آلهة إلاّ اللّه لفسدتا. ..»، (سوره انبيا(21) آيه 22). 2- «لذهب كلّ إله بما خلق و لعلا بعضهم على بعض...»، (سوره مؤمنون(23) آيه 91).

9 - تعدد خدا ، موجب متلاشى شدن و مختل گشتن نظام زندگى بشر خواهد شد .

ضرب اللّه مثلاً رجلاً فيه شركاء متشكسون

2- آمرزگارى معبود راستين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 3 - 10

10 - عزت ، علم ، گناه آمرزى ، توبه پذيرى ، سخت عقوبت دادن ، صاحب فضل و عطا داشتن ، از اوصاف معبود حقيقى

غافر الذنب . .. لا إله إلاّ هو

3- احاطه معبود راستين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 98 - 6

6 - معبودى سزاوار پرستش است كه بى نياز از شريك بوده و علم او مطلق و محيط بر همه چيز باشد .

إنّما إلهكم اللّه . .. وسع كلّ شىء علمًا

جمله «وسع. ..» بدل براى «لا إله إلاّ هو» است و هر دو، تعليل براى «إنّما إلهكم...» مى باشند.

4- احياگرى معبود راستين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 21 - 3

3- توانايى بر زنده كردن مردگان ، لازمه تفكيك ناپذير مقام الوهيت

أم اتّخذوا ءالهة من الأرض هم ينشرون

برداشت ياد شده باتوجه به دو نكته است: 1- آيات پيشين و بعدى، در باره الوهيت و يگانگى خدا است. 2- آيه شريفه هر گونه توانايى از خدايان ادعايى بر احياى مردگان را نفى كرده است. از مجموع اين آيات استفاده مى شود كه احياى مردگان تنها در گرو

الوهيت حقيقى و لازمه آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 40 - 4،11

4 - هيچ يك از معبودان جعلى مشركان ، هيچ گونه توانايى خلق و روزى رسانى و مرگ و بازآفرينى انسان ها را ندارند .

اللّه الذى خلقكم ثمّ رزقكم ثمّ يميتكم ثمّ يحييكم هل من شركائكم من يفعل من ذلكم م

استفهام در آيه، انكارى است و آورده شدن «من» در «من شىء» براى استغراق نفى هر يك از موارد ياد شده است. اسم اشاره «ذلكم» به خلق، رزق، اماته و احياء - مصدرهاى فعل هاى ياد شده در آيه - اشاره دارد.

11 - خالقيت و رازقيت و سررشته دارى مرگ و حيات ، از ويژگى هاى الوهيت اند .

اللّه الذى خلقكم ثمّ رزقكم ثمّ يميتكم ثمّ يحييكم

5- ادراك معبود راستين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 42 - 7

7- شنوايى ، بينايى ( ادراك ) و قدرت بر رفع نياز ، از شروط بديهى معبود حقيقى است .

لِمَ تعبد ما لايسمع و لايبصر و لايغنى عنك شيئًا

6- استحاله تعدد معبود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 22 - 1

1- تعدد خدا در جهان آفرينش ، محال و غير ممكن است .

لو كان فيهما ءالهة إلاّاللّه لفسدتا

برداشت ياد شده با استفاده از «لو» امتناعيه در «لوكان» است.

7- امداد به معبود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 68 - 5

5- معبود ها ، نيازمند يارى و نصرت از ديد قوم بت پرست ابراهيم

و انصروا ءالهتكم

8- اهميت تفكر در معبود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 70 - 2

2 - اهتمام ابراهيم ( ع ) براى به انديشه واداشتن مردم شرك پيشه عصر خويش درباره حقيقت معبود هاى شان

إذ قال . .. ما تعبدون

استفهام در «ماتعبدون» استفهام حقيقى نيست; زيرا ابراهيم(ع) مى ديد كه آنان بت مى پرستند. بنابراين پرسش ياد شده بدان منظور بوده است كه افكار آنان را برآشوبد و به انديشيدن درباره آنچه مى پرستند وادارد.

9- ايمن بخشى معبود راستين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 23 - 10

10 - تنها تضمين كننده ايمنى و امنيت خلق ، شايسته الوهيت و پرستش است .

هو اللّه الذى لا إله إلاّ هو . .. المؤمن

وصف «المؤمن»، اشعار به عليت براى انحصار الوهيت در خداوند دارد.

10- بداهت خالقيت در معبود راستين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 20 - 4

4- خالق بودن و مخلوق نبودن براى الوهيت ، از بديهيات عقلى است .

و الذين يدعون من دون الله لايخلقون شيئًا و هم يخلقون

از اينكه در رد الوهيت معبودهاى مشركان، تنها به يادآورى اين نكته كه آنان توان آفرينشگرى ندارند و خود مخلوقند، پرداخته و استدلال نكرده است، حكايت از نكته ياد شده مى كند.

11- بطلان تعدد معبود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 42 - 9

9- وجود خدايان متعدد براى هستى ، مستلزم محال است . *

لو كان معه . .. إذًا لاَبتغوا إلى ذى العرش سبيلاً

تعدد خدايان، مستلزم تعدد قدرت و تنازع است و نزاع و درگيرى با ثبات و نظم هستى سازگار نيست; بنابراين، با فرض وجود خدايان متعدد محال است كه نظمى بر جهان حكمفرما شود. اين احتمال كه «لو» در «لو كان» امتناعيه است، مؤيد حقيقت فوق مى باشد.

12- بنى اسرائيل و معبود راستين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 138 - 14

14 - قوم موسى مردمى جاهل و ناآگاه به ويژگى ها و صفات معبود راستين و شايسته پرستش

قالوا يموسى اجعل لنا إلهاً كما لهم ءالهة قال إنكم قوم تجهلون

13- بى نظيرى معبود راستين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 98 - 6

6 - معبودى سزاوار پرستش است كه بى نياز از شريك بوده و علم او مطلق و محيط بر همه چيز باشد .

إنّما إلهكم اللّه . .. وسع كلّ شىء علمًا

جمله «وسع. ..» بدل براى «لا إله إلاّ هو» است و هر دو، تعليل براى «إنّما إلهكم...» مى باشند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 11 - 14

14 - مقام الوهيت ، مبرّا و پيراسته از زوجيت و داشتن همانند

جعل لكم من أنفسكم أزوجًا . .. ليس كمثله شىء

ذكر «ليس كمثله شىء» پس از طرح مسأله زوجيت برخى موجودات، مى تواند اشعار به نفى همسر داشتن خدا داشته باشد.

14- بى نيازى معبود راستين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 98 - 6

6 - معبودى سزاوار پرستش است كه بى نياز از شريك بوده و علم او مطلق و محيط بر همه چيز باشد .

إنّما إلهكم اللّه . .. وسع كلّ شىء علمًا

جمله «وسع. ..» بدل براى «لا إله إلاّ هو» است و هر دو، تعليل براى «إنّما إلهكم...» مى باشند.

15- بينايى معبود راستين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 198 - 7

7 - معبود راستين بايد شنوا و بينا باشد .

إن تدعوهم . .. لايسمعوا ... و هم لايبصرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 42 - 7

7- شنوايى ، بينايى ( ادراك ) و قدرت بر رفع نياز ، از شروط بديهى معبود حقيقى است .

لِمَ تعبد ما لايسمع و لايبصر و لايغنى عنك شيئًا

16- تدبير معبود راستين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 8 - 2

2 - كسى كه آفريننده هستى و مدبر و مالك و داناى به همه چيز نباشد ، شايسته پرستش نيست .

اللّه لا إله إلاّ هو

برداشت فوق، حاصل ارتباط اين آيه با آيات قبل بوده كه خالقيت، فرمان روايى و مالكيت بر جهان و علم مطلق را به خداوند منحصر ساخته است.

17- تشخيص معبود راستين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 193 - 7

7 - اجابت دعا ، از راه هاى شناسايى معبود راستين است .

سواء عليكم أدعوتموهم أم أنتم صمتون

18- تعدد معبود آزر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 46 - 7

7- آزر ، بت هاى متعددى را معبود خود مى دانست و آنها را عبادت مى كرد .

قال أراغب أنت عن ءالهتى

19- تكلم معبود راستين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 148 - 8

8 - هدايتگرى انسان ها و توان سخن گفتن با آنان از روشنترين نشانه هاى معبود راستين

ألم يروا أنه لا يكلمهم و لا يهديهم سبيلا

20- تنزيه معبود راستين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 111 - 3

3- معبود هستى ، واجد همه ارزش ها و كمالات و فاقد هر نقص و نياز

و قل الحمد لله

اختصاص داشتن همه ستايشها به خدا، مستلزم اين است كه همه ارزشهاى ستايش برانگيز در او جمع بوده و در نهايت نقص و نياز در او راه نداشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 23 - 5

5 - وجود قدسى و پيراسته از هر عيب و آلودگى ، شايسته مقام الوهيت و پرستش است ; نه جز او .

هو اللّه الذى لا إله إلاّ هو الملك القدّوس

وصف «القدوس»، مى تواند اشعار به عليت حصر پرستش در خداى يگانه داشته باشد.

21- توبه پذيرى معبود راستين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 3 - 10

10 - عزت ، علم ، گناه آمرزى ، توبه پذيرى ، سخت عقوبت دادن ، صاحب فضل و عطا داشتن ، از اوصاف معبود حقيقى

غافر الذنب . .. لا إله إلاّ هو

22- جاودانگى معبود راستين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 58 - 5

5 - برخوردارى از حيات جاويد ، مرز ميان معبود حقيقى و غير حقيقى

و توكّل على الحىّ الذى لايموت

برداشت فوق، از آن جا است كه آيه شريفه در رديف سلسله آياتى قرار دارد كه درصدد محكوم كردن شرك و بت پرستى و اثبات توحيد است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 88 - 6

6 - فناناپذيرى و بقا ، شرط شايستگى براى معبود بودن است .

لا إله إلاّ هو كلّ شىء هالك إلاّ وجهه

جمله «كلّ شىء. ..» تعليل براى عدم شايستگى غيرخدا براى معبود بودن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 65 - 5

5 - داشتن حيات حقيقى ، مستقل و جاويد ، از اوصاف معبود حقيقى است .

هو الحىّ لا إله إلاّ هو

23- حاكميت معبود راستين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 88 - 10

10 - فرمان روايى بر جهان ، شرط شايستگى براى معبود بودن است .

لا إله إلاّ هو . .. له الحكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 13 - 12

12 - مالكيت جهان و فرمانروايى بر آن ، از اوصاف و ويژگى هاى معبود حقيقى و شايسته عبادت

و اللّه خلقكم . .. الشمس و القمر ... ذلكم اللّه ربّكم له الملك و الذين تدعون من

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 23 - 1،2

1 - يگانه معبود هستى ، فرمانرواى مطلق نظام وجود است .

هو اللّه الذى . .. الملك القدّوس

2 - يگانه مدبّر و فرمانرواى جهان هستى ، شايسته مقام خداوندى و پرستش است .

هو اللّه الذى لا إله إلاّ هو الملك

وصف «الملك» براى جمله قبل، اشعار به عليت دارد.

24- حيات بخشى معبود راستين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 64 - 8

8 - پرستش ، مخصوص پديدآورنده ، اعاده كننده و روزى دهنده انسان ها است و نه غير او

أمّن يبدؤا الخلق ثمّ يعيده . .. أءله مع اللّه

25- حيات معبود راستين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 22 - 2

2- علم ، قدرت ، خالقيت و حيات ، از ويژگى هاى معبود و خداى حقيقى

أفمن يخلق كمن لايخلق . .. و الله يعلم ... و الذين يدعون من دون الله لايخلقون شيئ

آوردن عبارت «إلهكم إله واحد» پس از بيان صفات برجسته خداوند و پس از يادآورى ضعف و فتور معبودهاى باطل، به منزله ذكر نتيجه آن سخنان و مشعر به نكته ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 65 - 5

5 - داشتن حيات حقيقى ، مستقل و جاويد ، از اوصاف معبود حقيقى است .

هو الحىّ لا إله إلاّ هو

26- خالقيت معبود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 61 - 13

13- خالق و آفريننده ، تنها حقيقتِ شايسته پرستش

اعبدوا الله . .. هو أنشأكم من الأرض

جمله «هو أنشأكم . ..» استدلالى است براى توحيد و لزوم يكتاپرستى كه از جمله «اعبدواالله ...» به دست مى آيد; يعنى، چون خداوند خالق است، شايسته پرستش است و چون در آفريدن شريكى ندارد، پس نبايد در پرستش نيز براى او شريكى بپنداريد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 20 - 10

10- تنها خداوند خالق ، شأن مورد پرستش قرار گرفتن و كمك طلبيدن را دارد .

و الذين يدعون من دون الله لايخلقون شيئًا

آيه درصدد سرزنش عمل مشركان در اتخاذ معبودهاى متعدد است و استفاده مى شود كه چنان كارى مذموم و قبيح مى باشد.

27- خالقيت معبود راستين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 20 - 3

3- توانمندى بر آفريدن و نيز مخلوق نبودن ، از نشانه هاى خدا و معبود حقيقى است .

و الذين يدعون من دون الله لايخلقون شيئًا و هم يخلقون

از اينكه خداوند در مقام بيان رد الوهيت معبودهاى مشركان، دو صفت مهم را برشمرده است، استفاده مى شود كه «الله» بايد خالق بوده و مخلوق نباشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 22 - 2

2- علم ، قدرت ، خالقيت و حيات ، از ويژگى هاى معبود و خداى حقيقى

أفمن يخلق كمن لايخلق . .. و الله يعلم ... و الذين يدعون من دون الله لايخلقون شيئ

آوردن عبارت «إلهكم إله واحد» پس از بيان صفات برجسته خداوند و پس از يادآورى ضعف و فتور معبودهاى باطل، به منزله ذكر نتيجه آن سخنان و مشعر به نكته ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 21 - 4

4 - آفريننده انسان ها ، تنها حقيقتى كه شايسته و بايسته پرستش است .

اعبدوا ربكم الذى خلقكم و الذين من قبلكم

توصيف خداوندبه «خالقيت» - پس از بيان لزوم پرستش او - بيانگر علت لزوم پرستش است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 54 - 12

12 - شايستگى إله بودن و معبود شدن ، تنها در خور خالق و آفريدگار انسان است .

إنكم ظلمتم أنفسكم باتخاذكم العجل فتوبوا إلى بارئكم

«بارء» از اسما و صفتهاى الهى و به معناى آفريننده است. موسى(ع) با انتخاب اين اسم و صفت در جمله «توبوا إلى بارئكم» - با توجه به اينكه مخاطبانش كسانى هستند كه به پرستش غير خدا روى آورده بودند - اشاره به اين دارد كه: خالق آدمى سزاوار معبود شدن است; چرا به غير او گرايش پيدا كرديد؟ بايد توبه كنيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 8 - 2

2 - كسى كه آفريننده هستى و مدبر و مالك و داناى به همه چيز نباشد ، شايسته پرستش نيست .

اللّه لا إله إلاّ هو

برداشت فوق، حاصل ارتباط اين آيه با آيات قبل بوده كه خالقيت، فرمان روايى و مالكيت بر جهان و علم مطلق را به خداوند منحصر ساخته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 3 - 6

6 - مخلوق نبودن ، قدرت بر آفرينندگى ، جلب منفعت ، دفع ضرر ، ميراندن ، حيات بخشيدن و احياى مردگان ، از نشانه هاى معبود واقعى و شايسته پرستش ( اللّه )

و اتّخذوا من دونه ءالهة لايخلقون شيئًا و هم يخلقون . .. و لانشورًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 78 - 3

3 - خالق و راهنماى انسان ، شايسته پرستش است ; نه بت هاى بى شعور و ساخته دست بشر .

فإنّهم عدوٌّ لى إلاّ ربّ العلمين . الذى خلقنى فهو يهدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 25 - 2

2 - خداى پديدآورنده موجودات آسمان و زمين از كتم عدم ، شايسته پرستش است ، نه مخلوقات و مظاهر طبيعت .

يسجدون للشمس . ..ألاّيسجدوا للّه الذى يخرج الخبء فى السموت و الأرض

«ال» در «الخبء» براى جنس و مفيد استغراق است «خَبْء» به معناى مستور (مصدر به معناى مفعول) مى باشد. بنابراين «يخرج الخبء»; يعنى، «يخرج جميع الأشياء المستورة تحت استار العدم منها إلى الوجود».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 64 - 8

8 - پرستش ، مخصوص پديدآورنده ، اعاده كننده و روزى دهنده انسان ها است و نه غير او

أمّن يبدؤا الخلق ثمّ يعيده . .. أءله مع اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 40 - 4،7،11

4 - هيچ يك از معبودان جعلى مشركان ، هيچ گونه توانايى خلق و روزى رسانى و مرگ و بازآفرينى انسان ها را ندارند .

اللّه الذى خلقكم ثمّ رزقكم ثمّ يميتكم ثمّ يحييكم هل من شركائكم من يفعل من ذلكم م

استفهام در آيه، انكارى است و آورده شدن «من» در «من شىء» براى استغراق نفى هر يك از موارد ياد شده است. اسم اشاره «ذلكم» به خلق، رزق، اماته و احياء - مصدرهاى فعل هاى ياد شده در آيه - اشاره دارد.

7 - خدايانِ ناتوان از آفرينش و روزى دهى به انسان ، شايسته خدايى نيستند .

هل من شركائكم من يفعل من ذلكم من شىء

استفهام در آيه، انكارى است و آيه، در صدد بيان اين نكته است كه خداى يگانه، اوصاف يادشده را دارد، در حالى كه خدايان شما، چنين نيستند، پس شايسته خدايى نيستند.

11 - خالقيت و رازقيت و سررشته دارى مرگ و حيات ، از ويژگى هاى الوهيت اند .

اللّه الذى خلقكم ثمّ رزقكم ثمّ يميتكم ثمّ يحييكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 11 - 2

2 - خالقيت ، از شرايط الوهيت است .

هذا خلق اللّه

از تحدى خداوند با مشركان، استفاده مى شود كه «اللّه» بايد توان خالقيت داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 22 - 4

4 - عبادت ، تنها شايسته خداى خالق است .

و ما لى لا أعبد الذى فطرنى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 96 - 2

2 - تنها ، خالق جهان هستى مستحق پرستش است .

قال أتعبدون ما تنحتون . و اللّه خلقكم و ما تعملون

تذكر به خالقيت خدا نسبت به انسان و مصنوعات وى، پس از محكوم كردن پرستش مصنوعات بشرى، مى تواند گوياى برداشت بالا باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 125 - 10

10 - خالقيت ، شرط شايستگى براى معبوديت

أتدعون بعلاً و تذرون أحسن الخلقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 6 - 16

16 - آفريدن جهان هستى ( آسمان ، زمين ، انسان و . . . ) ، از اوصاف و نشانه هاى خداى حقيقى ( اللّه )

خلق السموت و الأرض . .. خلقكم من نفس وحدة ... ذلكم اللّه

«ذلكم» اشاره به كسى است كه اشياى ذكر شده را آفريده و صاحب اوصاف خلق و جعل است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 61 - 8

8 - عبادت و حاجت خواهى ، تنها در پيشگاه كسى روا است كه آفريننده شب و روز و تأمين كننده روزى و نياز هاى انسان ها است .

و قال ربّكم ادعونى أستجب لكم . .. اللّه الذى جعل لكم... النهار مبصرًا

از ارتباط ميان اين آيه با آيه قبل - كه درباره ربوبيت خداوند و عبادت او و حاجت خواهى از او بود - برداشت ياد شده به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 64 - 13

13 - آفرينش زمين ، آسمان ، انسان و روزى هاى او ، از اوصاف معبود و ربّ حقيقى

اللّه الذى جعل لكم الأرض . .. و صوّركم فأحسن صوركم و رزقكم من الطيّبت ذلكم اللّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 27 - 2

2 - تنها معبودى شايسته پرستش است كه سامان بخش وجود انسان و آفريدگار سرشت آدمى است .

إلاّ الذى فطرنى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 4 - 5

5- توانايى بر خلقت جهان و تدبير امور آن ، شرط شايستگى معبود براى پرستيده شدن

ماذا خلقوا من الأرض أم لهم شرك فى السموت

در اين آيه، به ناتوانى بت ها در امر خلقت و تدبير جهان اشاره شده است و اين خود مى نماياند كه توانايى بر خلقت و تدبير،

ملاكى است كه براساس آن، مى توان معبود واقعى را از معبود دروغين، متمايز ساخت.

28- دفع زيان معبود راستين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 3 - 6

6 - مخلوق نبودن ، قدرت بر آفرينندگى ، جلب منفعت ، دفع ضرر ، ميراندن ، حيات بخشيدن و احياى مردگان ، از نشانه هاى معبود واقعى و شايسته پرستش ( اللّه )

و اتّخذوا من دونه ءالهة لايخلقون شيئًا و هم يخلقون . .. و لانشورًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 55 - 6

6 - توانايى بر رساندن سود و دور ساختن زيان ، از نشانه هاى معبود حقيقى و راستين

و يعبدون من دون اللّه ما لاينفعهم و لايضرّهم

برداشت فوق، به خاطر دو نكته است: 1- آيه شريفه در مقام بيان ناتوانى معبودهايى جز خدا است. 2- اين آيه به دنبال سلسله آياتى آمده كه بيانگر قدرت بى انتهاى خدا است.

29- رازقيت معبود راستين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 73 - 3

3- روزى رسانى ، از معيار هاى شناخت معبود حقيقى از غير اوست .

و يعبدون من دون الله ما لايملك لهم رزقًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 64 - 8

8 - پرستش ، مخصوص پديدآورنده ، اعاده كننده و روزى دهنده انسان ها است و نه غير او

أمّن يبدؤا الخلق ثمّ يعيده . .. أءله مع اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 17 - 7

7 - مالكيّت و توان مندى بر تأمين روزى ، شرط بايسته ، براى معبود

إنّ الذين تعبدون من دون اللّه لايملكون لكم رزقًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 40 - 4،7،11

4 - هيچ يك از معبودان جعلى مشركان ، هيچ گونه توانايى خلق و روزى رسانى و مرگ و بازآفرينى انسان ها را ندارند .

اللّه الذى خلقكم ثمّ رزقكم ثمّ يميتكم ثمّ يحييكم هل من شركائكم من يفعل من ذلكم م

استفهام در آيه، انكارى است و آورده شدن «من» در «من شىء» براى استغراق نفى هر يك از موارد ياد شده است. اسم اشاره «ذلكم» به خلق، رزق، اماته و احياء - مصدرهاى فعل هاى ياد شده در آيه - اشاره دارد.

7 - خدايانِ ناتوان از آفرينش و روزى دهى به انسان ، شايسته خدايى نيستند .

هل من شركائكم من يفعل من ذلكم من شىء

استفهام در آيه، انكارى است و آيه، در صدد بيان اين نكته است كه خداى يگانه، اوصاف يادشده را دارد، در حالى كه خدايان شما، چنين نيستند، پس شايسته خدايى نيستند.

11 - خالقيت و رازقيت و سررشته دارى مرگ و حيات ، از ويژگى هاى الوهيت اند .

اللّه الذى خلقكم ثمّ رزقكم ثمّ يميتكم ثمّ يحييكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 61 - 8

8 - عبادت و حاجت خواهى ، تنها در پيشگاه كسى روا است كه آفريننده شب و روز و تأمين كننده روزى و نياز هاى انسان ها است .

و قال ربّكم ادعونى أستجب لكم . .. اللّه الذى جعل لكم... النهار مبصرًا

از ارتباط ميان اين آيه با آيه قبل - كه درباره ربوبيت خداوند و عبادت او و حاجت خواهى از او بود - برداشت ياد شده به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 64 - 13

13 - آفرينش زمين ، آسمان ، انسان و روزى هاى او ، از اوصاف معبود و ربّ حقيقى

اللّه الذى جعل لكم الأرض . .. و صوّركم فأحسن صوركم و رزقكم من الطيّبت ذلكم اللّ

30- ربوبيت معبود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 117 - 7

7 - ربوبيت ، ملاك شايستگى براى پرستش

ان اعبدوا اللّه ربى و ربكم

توصيف «اللّه» به «ربى و ربكم» اشاره به علت لزوم پرستش خداوند (اعبدوا) دارد يعنى چون خداوند رب است شايسته و بايسته

پرستش است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 33 - 4

4- قوام بخشى به بندگان و تدبير امور ايشان ، از ويژگى هاى معبود شايسته پرستش

أفمن هو قائم على كل نفس بما كسبت و جعلوا لله شركاء

31- ربوبيت معبود راستين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 14 - 3

3 - استجابت دعا و بر آوردن حاجت ، تنها در توان ربّ و مالك حقيقى جهان ( اللّه ) است .

ذلكم اللّه ربّكم له الملك و الذين تدعون من دونه . .. إن تدعوهم لايسمعوا دعاءكم و

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 87 - 3

3 - تنها پروردگار جهان ، سزاوار عبوديت و پرستش است .

أئفكًا ءالهة دون اللّه تريدون . فما ظنّكم بربّ العلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 126 - 3

3 - عبوديت و پرستش ، تنها شايسته پروردگار انسان ها است .

أتدعون بعلاً . .. اللّه ربّكم و ربّ ءابائكم الأوّلين

يادآورى ربوبيت خداوند نسبت به انسان ها، پس از محكوم كردن پرستش بت ها، گوياى مطلب ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 66 - 3

3 - تنها مالك و مدبر جهان هستى ، شايسته عبادت است .

و ما من إله إلاّ اللّه . .. ربّ السموت و الأرض و ما بينهما

توصيف خداوند به، مالك و مدبر هستى بودن - پس از بيان يكتايى او در معبوديت - مى تواند گوياى برداشت ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 6 - 17

17 - ربوبيت ، از اوصاف خداى حقيقى ( اللّه ) است .

اللّه ربّكم

«ربّكم» صفت براى «اللّه» است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 4 - 5

5- توانايى بر خلقت جهان و تدبير امور آن ، شرط شايستگى معبود براى پرستيده شدن

ماذا خلقوا من الأرض أم لهم شرك فى السموت

در اين آيه، به ناتوانى بت ها در امر خلقت و تدبير جهان اشاره شده است و اين خود مى نماياند كه توانايى بر خلقت و تدبير، ملاكى است كه براساس آن، مى توان معبود واقعى را از معبود دروغين، متمايز ساخت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 23 - 2

2 - يگانه مدبّر و فرمانرواى جهان هستى ، شايسته مقام خداوندى و پرستش است .

هو اللّه الذى لا إله إلاّ هو الملك

وصف «الملك» براى جمله قبل، اشعار به عليت دارد.

32- رحمانيت معبود راستين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 90 - 8

8 - رحمانيت ، از جمله ويژگى هاى لازم براى معبوديت است .

فقالوا هذا إلهكم و إله موسى . .. و إنّ ربّكم الرحمن

هارون(ع)، در مقام رد معبود بودن گوساله سامرى، برخى از ويژگى هاى معبود حقيقى را بيان نمود; كه از جمله آنها «رحمان» بودن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 45 - 6

6 - خداوندِ داراى رحمت گسترده و مطلق ، تنها موجود شايسته پرستش است .

أجعلنا من دون الرحمن ءالهة يعبدون

33- رحمت معبود راستين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 22 - 6

6 - رحمت گسترده و پايدار ، لازمه مقام الوهيت و خداوندگارى است .

هو اللّه الذى . .. هو الرحمن الرحيم

34- زيان به معبود راستين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 23 - 8

8 - تنها موجود ايمن از زيان پذيرى و زيان رسانى ، شايسته مقام خداوندى است .

هو اللّه الذى . .. السلم

وصف «السلام»، اشعار به عليت براى انحصار الوهيت در «اللّه» دارد.

35- زيان تعدد معبود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 42 - 4

4- وجود خدايان متعدد ، مستلزم رقابت و درگيرى حتمى براى تصاحب قدرت و حاكميت جهان

قل لو كان . .. إذًا لاَبتغوا إلى ذى العرش سبيلاً

خدايى، مظهر قدرت و حاكميت بر جهان است و وجود چند خدا، به معناى وجود چند قدرت و حاكميت مى باشد و اين مستلزم رقابت و برخورد بر سر تصاحب قدرت و حاكميت بر جهان (عرش) است.

36- زيان رسانى معبود راستين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 89 - 4

4 - قدرت بر پاسخ گويى و اجابت خواسته ها و توان نفع و ضرر رسانى ، از جمله ويژگى هاى لازم براى معبود حقيقى است .

أفلايرون ألاّيرجع إليهم قولاً و لايملك لهم ضرًّا و لانفعًا

«برگرداندن قول»، مفهومى است كه شامل اجابت دعا نيز مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 73 - 3

3 - لازمه معبود راستين ، در دست داشتن عوامل و اسباب سود و زيان انسان

أو ينفعونكم أو يضرّون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 23 - 8

8 - تنها موجود ايمن از زيان پذيرى و زيان رسانى ، شايسته مقام خداوندى است .

هو اللّه الذى . .. السلم

وصف «السلام»، اشعار به عليت براى انحصار الوهيت در «اللّه» دارد.

37- سختى كيفر در معبود راستين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 3 - 10

10 - عزت ، علم ، گناه آمرزى ، توبه پذيرى ، سخت عقوبت دادن ، صاحب فضل و عطا داشتن ، از اوصاف معبود حقيقى

غافر الذنب . .. لا إله إلاّ هو

38- شرايط معبود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 117 - 5

5 - تأثيرپذيرى موجودات ، دليل عدم صلاحيت آنان براى خدايى و پرستش

ان يدعون من دونه الا انثاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 22 - 5

5 - خداوندى مى تواند پاسخ حاجت ها و خواسته ها را بدهد كه بر همه چيز مالكيت داشته باشد .

قل ادعوا الذين زعمتم من دون اللّه لايملكون مثقال ذرّة

39- شرايط معبود راستين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 102 - 3

3 - معبودى جز خداوند، كه مبدع هستى و خالق همه چيز و بدون همسر و فرزند باشد، وجود ندارد.

بديع السموت . .. أنى يكون له ولد و لم تكن له صحبة ... لا إله إلا هو خلق كل شىء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 197 - 5

5 - معبود به حق بايد شكست ناپذير و از آسيب ها و حوادث مصون باشد .

و الذين تدعون من دونه . .. و لا أنفسهم ينصرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 42 - 7

7- شنوايى ، بينايى ( ادراك ) و قدرت بر رفع نياز ، از شروط بديهى معبود حقيقى است .

لِمَ تعبد ما لايسمع و لايبصر و لايغنى عنك شيئًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 8 - 2،6

2 - كسى كه آفريننده هستى و مدبر و مالك و داناى به همه چيز نباشد ، شايسته پرستش نيست .

اللّه لا إله إلاّ هو

برداشت فوق، حاصل ارتباط اين آيه با آيات قبل بوده كه خالقيت، فرمان روايى و مالكيت بر جهان و علم مطلق را به خداوند منحصر ساخته است.

6 - معبودى جز دارنده بهترين اوصاف كمال ، سزاوار پرستش نيست .

اللّه لا إله إلاّ هو له الأسماء الحسنى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 98 - 6

6 - معبودى سزاوار پرستش است كه بى نياز از شريك بوده و علم او مطلق و محيط بر همه چيز باشد .

إنّما إلهكم اللّه . .. وسع كلّ شىء علمًا

جمله «وسع. ..» بدل براى «لا إله إلاّ هو» است و هر دو، تعليل براى «إنّما إلهكم...» مى باشند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 64 - 8

8 - پرستش ، مخصوص پديدآورنده ، اعاده كننده و روزى دهنده انسان ها است و نه غير او

أمّن يبدؤا الخلق ثمّ يعيده . .. أءله مع اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 65 - 2

2 - لزوم برخوردارى معبود ، از علم مطلق و آگاهى به نهانى ترين امور هستى

قل لايعلم من فى السموت و الأرض الغيب إلاّاللّه

اين بخش از آيات، در مقام اثبات توحيد و رد شرك است و در اين راستا است كه علم مطلق الهى مطرح و به انسان يادآورى شده است كه اين علم فقط در اختيار خداوند مى باشد و نه غير او; پس غير او شايسته براى پرستش نيست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 88 - 6،10

6 - فناناپذيرى و بقا ، شرط شايستگى براى معبود بودن است .

لا إله إلاّ هو كلّ شىء هالك إلاّ وجهه

جمله «كلّ شىء. ..» تعليل براى عدم شايستگى غيرخدا براى معبود بودن است.

10 - فرمان روايى بر جهان ، شرط شايستگى براى معبود بودن است .

لا إله إلاّ هو . .. له الحكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 17 - 7

7 - مالكيّت و توان مندى بر تأمين روزى ، شرط بايسته ، براى معبود

إنّ الذين تعبدون من دون اللّه لايملكون لكم رزقًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 13 - 12

12 - مالكيت جهان و فرمانروايى بر آن ، از اوصاف و ويژگى هاى معبود حقيقى و شايسته عبادت

و اللّه خلقكم . .. الشمس و القمر ... ذلكم اللّه ربّكم له الملك و الذين تدعون من

40- شكست ناپذيرى معبود راستين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 197 - 5

5 - معبود به حق بايد شكست ناپذير و از آسيب ها و حوادث مصون باشد .

و الذين تدعون من دونه . .. و لا أنفسهم ينصرون

41- شنوايى معبود راستين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 198 - 7

7 - معبود راستين بايد شنوا و بينا باشد .

إن تدعوهم . .. لايسمعوا ... و هم لايبصرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 42 - 7

7- شنوايى ، بينايى ( ادراك ) و قدرت بر رفع نياز ، از شروط بديهى معبود حقيقى است .

لِمَ تعبد ما لايسمع و لايبصر و لايغنى عنك شيئًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 72 - 3

3 - موجود ناتوان و ناشنوا ، فاقد شايستگى براى خدا بودن و پرستيده شدن

قال هل يسمعونكم إذ تدعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 5 - 5

5- معبود واقعى و شايسته پرستش ، توانا بر شنيدن صداى عبادت گران و قادر بر اجابت خواسته هاى آنان

و من أضلّ ممّن يدعوا من دون اللّه من لايستجيب له إلى يوم القيمة

خداوند، مشركان را به سبب پرستش موجوداتى كه قادر به شنوايى و اجابت دعاى آنان نيستند، سرزنش كرده است. مفهوم اين سخن آن است كه معبود واقعى، بايد قادر بر شنيدن و اجابت خواسته ها و نيازهاى مخلوقات باشد.

42- شؤون معبود راستين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 20 - 3

3 - قضاوت به حق ، از شؤون الوهيت حقيقى است .

و اللّه يقضى بالحقّ و الذين يدعون من دونه لايقضون بشىء

مطلب ياد شده، از تصريح شدن اسم جلاله (اللّه) به دست مى آيد.

43- صفات معبود راستين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 6 - 17

17 - ربوبيت ، از اوصاف خداى حقيقى ( اللّه ) است .

اللّه ربّكم

«ربّكم» صفت براى «اللّه» است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 3 - 10

10 - عزت ، علم ، گناه آمرزى ، توبه پذيرى ، سخت عقوبت دادن ، صاحب فضل و عطا داشتن ، از اوصاف معبود حقيقى

غافر الذنب . .. لا إله إلاّ هو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 65 - 5

5 - داشتن حيات حقيقى ، مستقل و جاويد ، از اوصاف معبود حقيقى است .

هو الحىّ لا إله إلاّ هو

44- صورتگرى معبود راستين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 24 - 6

6 - تنها خداوندِ وجودبخش و صورت آفرين ، شايسته پرستش

لا إله إلاّ هو . .. هو اللّه الخلق البارئ المصوّر

اوصاف بيان شده در آيه شريفه، مشعر به عليت براى حصر الوهيت در وجود خداوند است.

45- ضرررسانى معبود راستين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 71 - 4

4 - تنها معبودى سزاوار پرستيدن است كه زمام نفع و ضرر آدمى در اختيار او باشد.

قل أندعوا من دون الله ما لا ينفعنا و لا يضرنا

46- عزت معبود راستين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 3 - 10

10 - عزت ، علم ، گناه آمرزى ، توبه پذيرى ، سخت عقوبت دادن ، صاحب فضل و عطا داشتن ، از اوصاف معبود حقيقى

غافر الذنب . .. لا إله إلاّ هو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 23 - 14

14 - هر موجودى شكست پذير مقهور ، نالايق براى پرستش است .

لا إله إلاّ هو . .. العزيز

با توجه به اين كه آيه شريفه، در مقام بيان اوصاف ضرورى خداوند است; از مفهوم آيه استفاده مى شود كه موجود فاقد اين اوصاف، شايسته الوهيت نيست.

47- عطاياى معبود راستين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 3 - 10

10 - عزت ، علم ، گناه آمرزى ، توبه پذيرى ، سخت عقوبت دادن ، صاحب فضل و عطا داشتن ، از اوصاف معبود حقيقى

غافر الذنب . .. لا إله إلاّ هو

48- عظمت معبود راستين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 23 - 17

17 - يكتا معبود هستى ، داراى عظمت ، كبريايى و شكوه

هو اللّه . .. المتكبّر

49- عقيده به تعدد معبود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 71 - 3

3 - وجود خدايان براى تدبير امور عالم ، پندارى باطل است .

و يعبدون من دون اللّه ما لم ينزّل به سلطنًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 24 - 1

1 - قوم فرعون ، معتقد به خدايانى متعدد

أنا ربّكم الأعلى

50- عقيده به معبود حسى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 138 - 13

13 - باور به خداى محسوس و ملموس ، نشانه جهل آدمى است .

كما لهم ءالهة قال إنكم قوم تجهلون

موسى(ع)، بنى اسرائيل را در پى درخواست خدايى محسوس و ملموس، كه از «كما لهم ءالهة» استفاده مى شود، مردمى جاهل خواند.

51- علم غيب معبود راستين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 65 - 2

2 - لزوم برخوردارى معبود ، از علم مطلق و آگاهى به نهانى ترين امور هستى

قل لايعلم من فى السموت و الأرض الغيب إلاّاللّه

اين بخش از آيات، در مقام اثبات توحيد و رد شرك است و در اين راستا است كه علم مطلق الهى مطرح و به انسان يادآورى شده است كه اين علم فقط در اختيار خداوند مى باشد و نه غير او; پس غير او شايسته براى پرستش نيست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 22 - 4

4 - آگاهى مطلق به غيب و شهود ، لازمه مقام الوهيت و خداوندگارى است .

هو اللّه الذى لا إله إلاّ هو علم الغيب و الشهدة

توصيف «اللّه» به «عالم الغيب و الشهادة»، بيان بالا را افاده مى كند.

52- علم معبود راستين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 22 - 2

2- علم ، قدرت ، خالقيت و حيات ، از ويژگى هاى معبود و خداى حقيقى

أفمن يخلق كمن لايخلق . .. و الله يعلم ... و الذين يدعون من دون الله لايخلقون شيئ

آوردن عبارت «إلهكم إله واحد» پس از بيان صفات برجسته خداوند و پس از يادآورى ضعف و فتور معبودهاى باطل، به منزله ذكر نتيجه آن سخنان و مشعر به نكته ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 8 - 2

2 - كسى كه آفريننده هستى و مدبر و مالك و داناى به همه چيز نباشد ، شايسته پرستش نيست .

اللّه لا إله إلاّ هو

برداشت فوق، حاصل ارتباط اين آيه با آيات قبل بوده كه خالقيت، فرمان روايى و مالكيت بر جهان و علم مطلق را به خداوند منحصر ساخته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 98 - 6

6 - معبودى سزاوار پرستش است كه بى نياز از شريك بوده و علم او مطلق و محيط بر همه چيز باشد .

إنّما إلهكم اللّه . .. وسع كلّ شىء علمًا

جمله «وسع. ..» بدل براى «لا إله إلاّ هو» است و هر دو، تعليل براى «إنّما إلهكم...» مى باشند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 25 - 7،8

7 - تنها خداى آگاه به هر آشكار و نهان سزاوار پرستش است ، نه مظاهر طبيعت ( چون خورشيد ، ماه و . . . ) .

يسجدون للشمس . .. ألاّيسجدوا للّه ... و يعلم ما تخفون و ما تعلنون

عبارت «و يعلم ما تخفون. ..» عطف بر «يخرج» و استدلال ديگرى است بر اين كه تنها خداى يگانه سزاوار پرستش است، نه پديده هايى چون خورشيد، ماه و... .

8 - قدرت و علم فراگير و نامحدود ، دو ملاك اصلى در شناخت معبود حقيقى

الذى يخرج الخبء . .. و يعلم ما تخفون

«يخرج الخبء» بيانگر قدرت نامحدود و «يعلم» بيانگر علم گسترده الهى است. خداوند با طرح اين دو اصل، به انسان يادآورى مى كند كه معبود راستين بايد از اين دو صفت برخوردار باشد. در غير اين صورت شايسته پرستش نيست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 3 - 10

10 - عزت ، علم ، گناه آمرزى ، توبه پذيرى ، سخت عقوبت دادن ، صاحب فضل و عطا داشتن ، از اوصاف معبود حقيقى

غافر الذنب . .. لا إله إلاّ هو

53- فضل معبود راستين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 3 - 10

10 - عزت ، علم ، گناه آمرزى ، توبه پذيرى ، سخت عقوبت دادن ، صاحب فضل و عطا داشتن ، از اوصاف معبود حقيقى

غافر الذنب . .. لا إله إلاّ هو

54- قداست معبود راستين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 23 - 5

5 - وجود قدسى و پيراسته از هر عيب و آلودگى ، شايسته مقام الوهيت و پرستش است ; نه جز او .

هو اللّه الذى لا إله إلاّ هو الملك القدّوس

وصف «القدوس»، مى تواند اشعار به عليت حصر پرستش در خداى يگانه داشته باشد.

55- قدرت در معبود راستين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 192 - 4

4 - عاجز بودن معبودان اهل شرك بر دفاع از خود و پرستشگران خويش ، دليل عدم لياقت آنها براى ربوبيت و پرستش

أيشركون ما . .. لايستطيعون لهم نصرا و لا أنفسهم ينصرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 193 - 3

3 - هدايتگرى و پاسخ به هدايتجويى بندگان ، از ملاك هاى معبود راستين

و إن تدعوهم إلى الهدى لايتبعوكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 194 - 7

7 - اجابت درخواست بندگان ، از نشانه هاى معبود راستين

فادعوهم فليستجيبوا لكم إن كنتم صدقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 20 - 3

3- توانمندى بر آفريدن و نيز مخلوق نبودن ، از نشانه هاى خدا و معبود حقيقى است .

و الذين يدعون من دون الله لايخلقون شيئًا و هم يخلقون

از اينكه خداوند در مقام بيان رد الوهيت معبودهاى مشركان، دو صفت مهم را برشمرده است، استفاده مى شود كه «الله» بايد خالق بوده و مخلوق نباشد.

56- قدرت معبود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 56 - 5

5- موجود فاقد قدرتِ مستقل و مطلق ، شايسته پرستش نيست .

الذين زعمتم من دونه فلايملكون كشف الضرّ عنكم و لاتحويلاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 36 - 3

3 - توانمندى معبود بر جزاى بندگان ، نمايانگر شايستگى وى براى حمد و سپاس

و ما لكم من نصرين . .. فللّه الحمد ربّ السموت و ربّ الأرض

حرف «فاء» در «فللّه الحمد» مفاد آن را بر مطالب قبل كه در باره معاد بود، تفريع كرده است.

57- قدرت معبود راستين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 197 - 4

4 - توان بر يارى بندگان از ملاك هاى معبود راستين

و الذين تدعون من دونه لايستطيعون نصركم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 22 - 2

2- علم ، قدرت ، خالقيت و حيات ، از ويژگى هاى معبود و خداى حقيقى

أفمن يخلق كمن لايخلق . .. و الله يعلم ... و الذين يدعون من دون الله لايخلقون شيئ

آوردن عبارت «إلهكم إله واحد» پس از بيان صفات برجسته خداوند و پس از يادآورى ضعف و فتور معبودهاى باطل، به منزله ذكر نتيجه آن سخنان و مشعر به نكته ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 71 - 4

4 - تنها معبودى سزاوار پرستيدن است كه زمام نفع و ضرر آدمى در اختيار او باشد.

قل أندعوا من دون الله ما لا ينفعنا و لا يضرنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 42 - 7

7- شنوايى ، بينايى ( ادراك ) و قدرت بر رفع نياز ، از شروط بديهى معبود حقيقى است .

لِمَ تعبد ما لايسمع و لايبصر و لايغنى عنك شيئًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 3 - 6

6 - مخلوق نبودن ، قدرت بر آفرينندگى ، جلب منفعت ، دفع ضرر ، ميراندن ، حيات بخشيدن و احياى مردگان ، از نشانه هاى معبود واقعى و شايسته پرستش ( اللّه )

و اتّخذوا من دونه ءالهة لايخلقون شيئًا و هم يخلقون . .. و لانشورًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 55 - 6

6 - توانايى بر رساندن سود و دور ساختن زيان ، از نشانه هاى معبود حقيقى و راستين

و يعبدون من دون اللّه ما لاينفعهم و لايضرّهم

برداشت فوق، به خاطر دو نكته است: 1- آيه شريفه در مقام بيان ناتوانى معبودهايى جز خدا است. 2- اين آيه به دنبال سلسله آياتى آمده كه بيانگر قدرت بى انتهاى خدا است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 72 - 3

3 - موجود ناتوان و ناشنوا ، فاقد شايستگى براى خدا بودن و پرستيده شدن

قال هل يسمعونكم إذ تدعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 25 - 8

8 - قدرت و علم فراگير و نامحدود ، دو ملاك اصلى در شناخت معبود حقيقى

الذى يخرج الخبء . .. و يعلم ما تخفون

«يخرج الخبء» بيانگر قدرت نامحدود و «يعلم» بيانگر علم گسترده الهى است. خداوند با طرح اين دو اصل، به انسان يادآورى مى كند كه معبود راستين بايد از اين دو صفت برخوردار باشد. در غير اين صورت شايسته پرستش نيست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 23 - 16

16 - موجود ضعيف و ناتوان از اعمال اراده خويش ، نالايق براى الوهيت و پرستش

لا إله إلاّ هو . .. الجبّار المتكبّر

با توجه به اين كه آيه شريفه، در مقام بيان اوصاف ضرورى خداوند است; از مفهوم آيه استفاده مى شود كه موجود فاقد اين اوصاف، شايسته الوهيت نيست.

58- كبريايى معبود راستين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 23 - 17

17 - يكتا معبود هستى ، داراى عظمت ، كبريايى و شكوه

هو اللّه . .. المتكبّر

59- كمال معبود راستين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 8 - 6

6 - معبودى جز دارنده بهترين اوصاف كمال ، سزاوار پرستش نيست .

اللّه لا إله إلاّ هو له الأسماء الحسنى

60- كمالات معبود راستين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 111 - 3

3- معبود هستى ، واجد همه ارزش ها و كمالات و فاقد هر نقص و نياز

و قل الحمد لله

اختصاص داشتن همه ستايشها به خدا، مستلزم اين است كه همه ارزشهاى ستايش برانگيز در او جمع بوده و در نهايت نقص و نياز در او راه نداشته باشد.

61- گرايش به معبود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 50 - 9

9- انسان از ديرباز ، برخوردار از روحيه پرستش و گرايش به معبود

اعبدوا الله ما لكم من إله غيره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 61 - 9

9- انسان ، از ديرباز برخوردار از روحيه پرستش و گرايش به معبود

ما لكم من إله غيره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 84 - 10

10- انسان ، از ديرباز برخوردار از روحيه پرستش معبود و گرايش به آن بود .

اعبدوا الله ما لكم من إله غيره

62- مالكيت در معبود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 22 - 5

5 - خداوندى مى تواند پاسخ حاجت ها و خواسته ها را بدهد كه بر همه چيز مالكيت داشته باشد .

قل ادعوا الذين زعمتم من دون اللّه لايملكون مثقال ذرّة

63- مالكيت معبود راستين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 8 - 2

2 - كسى كه آفريننده هستى و مدبر و مالك و داناى به همه چيز نباشد ، شايسته پرستش نيست .

اللّه لا إله إلاّ هو

برداشت فوق، حاصل ارتباط اين آيه با آيات قبل بوده كه خالقيت، فرمان روايى و مالكيت بر جهان و علم مطلق را به خداوند منحصر ساخته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 17 - 7

7 - مالكيّت و توان مندى بر تأمين روزى ، شرط بايسته ، براى معبود

إنّ الذين تعبدون من دون اللّه لايملكون لكم رزقًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 13 - 12

12 - مالكيت جهان و فرمانروايى بر آن ، از اوصاف و ويژگى هاى معبود حقيقى و شايسته عبادت

و اللّه خلقكم . .. الشمس و القمر ... ذلكم اللّه ربّكم له الملك و الذين تدعون من

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 14 - 3

3 - استجابت دعا و بر آوردن حاجت ، تنها در توان ربّ و مالك حقيقى جهان ( اللّه ) است .

ذلكم اللّه ربّكم له الملك و الذين تدعون من دونه . .. إن تدعوهم لايسمعوا دعاءكم و

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 66 - 3

3 - تنها مالك و مدبر جهان هستى ، شايسته عبادت است .

و ما من إله إلاّ اللّه . .. ربّ السموت و الأرض و ما بينهما

توصيف خداوند به، مالك و مدبر هستى بودن - پس از بيان يكتايى او در معبوديت - مى تواند گوياى برداشت ياد شده باشد.

64- معبود آزر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 70 - 1

1 - پرسش ابراهيم ( ع ) از پدر خود و قومش ، درباره آنچه مورد پرستش قرار داده بودند .

إذ قال لأبيه و قومه ما تعبدون

65- معبود انسان ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 163 - 1

1 - معبود حقيقى همه انسان ها ، معبودى است يگانه و يكتا

و إلهكم إله وحد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 98 - 4

4 - معبود حقيقى انسان ها ، همان معبود يگانه در جهان هستى است .

إنّما إلهكم اللّه الذى لا إله الاّهو

وصف «الذى. ..» براى تعليل است; يعنى، چون «اللّه» كسى است كه هيچ معبود بر حقّى در جهان جز او وجود ندارد، پس «خداى شما» نيز هم او است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 23 - 4

4 - انسان با هر انديشه و مرام ، داراى معبودى براى خويش

من اتّخذ إلهه هويه

از تقديم «إلهه» بر «هواه»، استفاده مى شود كه وجود «إله» و معبود براى انسان، امرى غير قابل انكار است. با اين تفاوت كه مؤمن به عبوديت پروردگار روى آورده; ولى كافر و ناصالح هواى خويش را به خدايى برگزيده است.

66- معبود با ارزش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 87 - 1

1 - خداوند ، تنها معبود شايسته پرستش

اللّه لا اله الّا هو

67- معبود بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 88 - 6،9

6 - سامرى ، تنديس گوساله زرين را به عنوان « اله » بنى اسرائيل و موسى ( ع ) معرفى كرد .

فأخرج . .. فقالوا هذا إلهكم و إله موسى

9 - سامرى و پيروان او ، به دروغ مدعى فراموش شدن معرفى گوساله به عنوان معبود ، از جانب موسى ( ع ) شدند .

هذا إلهكم و إله موسى فنسى

در باره مرجع ضمير فاعلى «نسى» دو احتمال وجود دارد: 1- مرجع موسى(ع) باشد. 2- مرجع سامرى باشد. برداشت ياد شده براساس احتمال اول است.

68- معبود پسنديده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 117 - 3،4،5

3 - خداوند تنها موجود قاهر ، تأثيرناپذير و سزاوار پرستش

ان يدعون من دونه الا انثاً

4 - هيچ موجودى - جز خداوند - صلاحيت براى خدايى و پرستش ندارد .

ان يدعون من دونه الا انثاً

5 - تأثيرپذيرى موجودات ، دليل عدم صلاحيت آنان براى خدايى و پرستش

ان يدعون من دونه الا انثاً

69- معبود حقيقى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 171 - 29

29 - اللّه ، تنها خداى يگانه و معبود حقيقى انسانها

انما اللّه اله وحد

70- معبود راستين و دفع زيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 38 - 11

11 - موجود ناتوان از رساندن سود به انسان ها و برطرف كردن گزند از وى ، شايسته پرستش نيست .

قل أفرءيتم ما تدعون من دون اللّه . .. هل هنّ كشفت ضرّه ... برحمة هل هنّ ممسكت

71- معبود راستين و نقص

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 111 - 3

3- معبود هستى ، واجد همه ارزش ها و كمالات و فاقد هر نقص و نياز

و قل الحمد لله

اختصاص داشتن همه ستايشها به خدا، مستلزم اين است كه همه ارزشهاى ستايش برانگيز در او جمع بوده و در نهايت نقص و نياز در او راه نداشته باشد.

72- معبود راستين و نياز

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 111 - 3

3- معبود هستى ، واجد همه ارزش ها و كمالات و فاقد هر نقص و نياز

و قل الحمد لله

اختصاص داشتن همه ستايشها به خدا، مستلزم اين است كه همه ارزشهاى ستايش برانگيز در او جمع بوده و در نهايت نقص و نياز در او راه نداشته باشد.

73- معبود شايسته

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 255 - 1،4

1 - تنها خداوند شايسته پرستش است .

اللّه لا اله الاّ هو

4 - حيات و قيوميّت مطلق ، ملاك معبودِ بر حق

اللّه لا اله الاّ هو الحىّ القيّوم

آوردن دو صفت «حى» و «قيوم»، اشاره به علّت حصر عبوديّت در خداوند است; يعنى تنها زنده قائم به ذات و مدبّر اشيا، مى تواند معبود باشد.

74- معبود قوم ابراهيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 70 - 1

1 - پرسش ابراهيم ( ع ) از پدر خود و قومش ، درباره آنچه مورد پرستش قرار داده بودند .

إذ قال لأبيه و قومه ما تعبدون

75- معبود مردم دوران فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 29 - 5

5 - فرعون ، مورد پرستش مردم سرزمين خويش

لئن اتّخذت إلهًا غيرى

76- معبود مصريان باستان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 38 - 4

4 - فرعون ، مورد پرستش مردم مصر

و قال فرعون . .. ما علمت لكم من إله غيرى

77- معبود هواپرستان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 23 - 1

1 - هواى نفس ، معبود و خداى گروهى از مردمان

أفرءيت من اتّخذ إلهه هويه

78- ملاك حمد معبود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 36 - 3

3 - توانمندى معبود بر جزاى بندگان ، نمايانگر شايستگى وى براى حمد و سپاس

و ما لكم من نصرين . .. فللّه الحمد ربّ السموت و ربّ الأرض

حرف «فاء» در «فللّه الحمد» مفاد آن را بر مطالب قبل كه در باره معاد بود، تفريع كرده است.

79- ملاك معبود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 76 - 6،12

6 - تنها كسى شايسته پرستش است كه زمام زيان و نفع مردم به دست اوست .

اتعبدون من دون اللّه ما لايملك لكم ضراً و لانفعاً

12 - شنوايى و دانايى مطلق ، ويژگى معبود شايسته و بايسته پرستش

قل اتعبدون من دون اللّه . .. و اللّه هو السميع العليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 117 - 7

7 - ربوبيت ، ملاك شايستگى براى پرستش

ان اعبدوا اللّه ربى و ربكم

توصيف «اللّه» به «ربى و ربكم» اشاره به علت لزوم پرستش خداوند (اعبدوا) دارد يعنى چون خداوند رب است شايسته و بايسته پرستش است.

80- ملاك معبود راستين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 71 - 4

4 - تنها معبودى سزاوار پرستيدن است كه زمام نفع و ضرر آدمى در اختيار او باشد.

قل أندعوا من دون الله ما لا ينفعنا و لا يضرنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 55 - 6

6 - توانايى بر رساندن سود و دور ساختن زيان ، از نشانه هاى معبود حقيقى و راستين

و يعبدون من دون اللّه ما لاينفعهم و لايضرّهم

برداشت فوق، به خاطر دو نكته است: 1- آيه شريفه در مقام بيان ناتوانى معبودهايى جز خدا است. 2- اين آيه به دنبال سلسله آياتى آمده كه بيانگر قدرت بى انتهاى خدا است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 58 - 5

5 - برخوردارى از حيات جاويد ، مرز ميان معبود حقيقى و غير حقيقى

و توكّل على الحىّ الذى لايموت

برداشت فوق، از آن جا است كه آيه شريفه در رديف سلسله آياتى قرار دارد كه درصدد محكوم كردن شرك و بت پرستى و اثبات توحيد است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 72 - 3

3 - موجود ناتوان و ناشنوا ، فاقد شايستگى براى خدا بودن و پرستيده شدن

قال هل يسمعونكم إذ تدعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 73 - 3

3 - لازمه معبود راستين ، در دست داشتن عوامل و اسباب سود و زيان انسان

أو ينفعونكم أو يضرّون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 78 - 3

3 - خالق و راهنماى انسان ، شايسته پرستش است ; نه بت هاى بى شعور و ساخته دست بشر .

فإنّهم عدوٌّ لى إلاّ ربّ العلمين . الذى خلقنى فهو يهدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 79 - 3

3 - تنها تأمين كننده نياز هاى زندگى انسان ، شايسته پرستش است ; نه بت هاى بى جان و ساخته دست مردمان .

فإنّهم عدوٌّ لى إلاّ . .. و الذى هو يطعمنى و يسقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 25 - 2،7،8

2 - خداى پديدآورنده موجودات آسمان و زمين از كتم عدم ، شايسته پرستش است ، نه مخلوقات و مظاهر طبيعت .

يسجدون للشمس . ..ألاّيسجدوا للّه الذى يخرج الخبء فى السموت و الأرض

«ال» در «الخبء» براى جنس و مفيد استغراق است «خَبْء» به معناى مستور (مصدر به معناى مفعول) مى باشد. بنابراين «يخرج الخبء»; يعنى، «يخرج جميع الأشياء المستورة تحت استار العدم منها إلى الوجود».

7 - تنها خداى آگاه به هر آشكار و نهان سزاوار پرستش است ، نه مظاهر طبيعت ( چون خورشيد ، ماه و . . . ) .

يسجدون للشمس . .. ألاّيسجدوا للّه ... و يعلم ما تخفون و ما تعلنون

عبارت «و يعلم ما تخفون. ..» عطف بر «يخرج» و استدلال ديگرى است بر اين كه تنها خداى يگانه سزاوار پرستش است، نه پديده هايى چون خورشيد، ماه و... .

8 - قدرت و علم فراگير و نامحدود ، دو ملاك اصلى در شناخت معبود حقيقى

الذى يخرج الخبء . .. و يعلم ما تخفون

«يخرج الخبء» بيانگر قدرت نامحدود و «يعلم» بيانگر علم گسترده الهى است. خداوند با طرح اين دو اصل، به انسان يادآورى مى كند كه معبود راستين بايد از اين دو صفت برخوردار باشد. در غير اين صورت شايسته پرستش نيست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 40 - 7،11

7 - خدايانِ ناتوان از آفرينش و روزى دهى به انسان ، شايسته خدايى نيستند .

هل من شركائكم من يفعل من ذلكم من شىء

استفهام در آيه، انكارى است و آيه، در صدد بيان اين نكته است كه خداى يگانه، اوصاف يادشده را دارد، در حالى كه خدايان شما، چنين نيستند، پس شايسته خدايى نيستند.

11 - خالقيت و رازقيت و سررشته دارى مرگ و حيات ، از ويژگى هاى الوهيت اند .

اللّه الذى خلقكم ثمّ رزقكم ثمّ يميتكم ثمّ يحييكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 6 - 6

6 - معبود شايسته پرستش ، معبودى يگانه و بى شريك است .

أنّما إلهكم إله وحد

81- ملاكهاى بطلان معبود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 30 - 6

6 - حق و باطل ، ملاك گزينش و يا عدم گزينش معبود است .

ذلك بأنّ اللّه هو الحقّ و أنّ ما يدعون من دونه البطل

تعليل در آيه، به اين كه «خداوند حق است و معبودان ديگر، باطل اند»، نشان دهنده اين است كه حق و باطل، ملاك و معيارند.

82- ملاكهاى حقانيت معبود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 30 - 6

6 - حق و باطل ، ملاك گزينش و يا عدم گزينش معبود است .

ذلك بأنّ اللّه هو الحقّ و أنّ ما يدعون من دونه البطل

تعليل در آيه، به اين كه «خداوند حق است و معبودان ديگر، باطل اند»، نشان دهنده اين است كه حق و باطل، ملاك و معيارند.

83- ملاكهاى معبود راستين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 191 - 2

2 - توانايى بر آفرينش ، از ملاك هاى معبود راستين و از ملاك هاى شايسته بودن براى ربوبيت و تدبير هستى است .

أيشركون ما لايخلق شيئا

با توجه به آيات قبل و بعد معلوم مى شود كه مراد از شرك، شرك در ربوبيت و پرستش است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 192 - 3

3 - توانا بودن بر يارى رسانى به بندگان و دفاع كردن از خويش ، از ملاك هاى ربوبيت و معبود راستين است .

لايستطيعون لهم نصرا و لا أنفسهم ينصرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 193 - 3

3 - هدايتگرى و پاسخ به هدايتجويى بندگان ، از ملاك هاى معبود راستين

و إن تدعوهم إلى الهدى لايتبعوكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 197 - 4،8

4 - توان بر يارى بندگان از ملاك هاى معبود راستين

و الذين تدعون من دونه لايستطيعون نصركم

8 - تنها خداوند داراى ملاك پرستش و شايسته عبادت است .

و الذين تدعون من دونه لايستطيعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 198 - 6،7

6 - ارائه رهنمون به بندگان ، از ملاك هاى معبود راستين

و إن تدعوهم إلى الهدى لايسمعوا

خداوند معبودان اهل شرك را بدان جهت كه راهنماى انسانها نيستند، شايسته پرستش نمى داند. بنابراين هدايت كردن انسانها از ملاكهاى معبود به حق است.

7 - معبود راستين بايد شنوا و بينا باشد .

إن تدعوهم . .. لايسمعوا ... و هم لايبصرون

84- منفعت رسانى معبود راستين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 89 - 4

4 - قدرت بر پاسخ گويى و اجابت خواسته ها و توان نفع و ضرر رسانى ، از جمله ويژگى هاى لازم براى معبود حقيقى است .

أفلايرون ألاّيرجع إليهم قولاً و لايملك لهم ضرًّا و لانفعًا

«برگرداندن قول»، مفهومى است كه شامل اجابت دعا نيز مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 73 - 3

3 - لازمه معبود راستين ، در دست داشتن عوامل و اسباب سود و زيان انسان

أو ينفعونكم أو يضرّون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 38 - 11

11 - موجود ناتوان از رساندن سود به انسان ها و برطرف كردن گزند از وى ، شايسته پرستش نيست .

قل أفرءيتم ما تدعون من دون اللّه . .. هل هنّ كشفت ضرّه ... برحمة هل هنّ ممسكت

85- ميرانندگى معبود راستين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 40 - 4،11

4 - هيچ يك از معبودان جعلى مشركان ، هيچ گونه توانايى خلق و روزى رسانى و مرگ و بازآفرينى انسان ها را ندارند .

اللّه الذى خلقكم ثمّ رزقكم ثمّ يميتكم ثمّ يحييكم هل من شركائكم من يفعل من ذلكم م

استفهام در آيه، انكارى است و آورده شدن «من» در «من شىء» براى استغراق نفى هر يك از موارد ياد شده است. اسم اشاره «ذلكم» به خلق، رزق، اماته و احياء - مصدرهاى فعل هاى ياد شده در آيه - اشاره دارد.

11 - خالقيت و رازقيت و سررشته دارى مرگ و حيات ، از ويژگى هاى الوهيت اند .

اللّه الذى خلقكم ثمّ رزقكم ثمّ يميتكم ثمّ يحييكم

86- نام معبود راستين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 98 - 3

3 - « اللّه » ، نام مخصوص و ويژه معبود يگانه و حقيقى هستى

إنّما إلهكم اللّه الذى لا إله الاّهو

87- نجات بخشى معبود راستين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 43 - 4

4 - داشتن پيام هدايت آفرين و نجات بخش براى زندگى دنيايى و اخروى انسان ها ، از ويژگى هاى خداى بر حق و شايسته پرستش

لاجرم أنّما تدعوننى إليه ليس له دعوة فى الدنيا و لا فى الأخرة

از اين كه مؤمن آل فرعون در رد عقيده مشركان، به اين مطلب استدلال كرد كه معبودهاى ادعايى شما، پيامى براى بشر ندارد; مى توان استفاده كرد كه داشتن پيام، از خصوصيات معبود حقيقى و شايسته پريستش است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 28 - 3

3- معبود راستين ، قادر به نجات انسان در همه شرايط دشوار

فلولا نصرهم الذين اتّخذوا من دون اللّه قربانًا ءالهة

مفهوم آيه، گوياى برداشت ياد شده است.

88- نشانه هاى معبود راستين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 148 - 8

8 - هدايتگرى انسان ها و توان سخن گفتن با آنان از روشنترين نشانه هاى معبود راستين

ألم يروا أنه لا يكلمهم و لا يهديهم سبيلا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 194 - 7

7 - اجابت درخواست بندگان ، از نشانه هاى معبود راستين

فادعوهم فليستجيبوا لكم إن كنتم صدقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 3 - 6

6 - مخلوق نبودن ، قدرت بر آفرينندگى ، جلب منفعت ، دفع ضرر ، ميراندن ، حيات بخشيدن و احياى مردگان ، از نشانه هاى معبود واقعى و شايسته پرستش ( اللّه )

و اتّخذوا من دونه ءالهة لايخلقون شيئًا و هم يخلقون . .. و لانشورًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 13 - 6

6 - آفرينش جهان هستى چون انسان ، دريا ، خورشيد و ماه ، از نشانه هاى خداى حقيقى ( اللّه )

و اللّه خلقكم من تراب . .. ثمّ جعلكم أزوجًا ... و ما يستوى البحران ... و سخّر ال

«ذلكم» اشاره به كسى است كه اشياى ذكر شده را آفريده و صاحب خلق و جعل مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 6 - 16

16 - آفريدن جهان هستى ( آسمان ، زمين ، انسان و . . . ) ، از اوصاف و نشانه هاى خداى حقيقى ( اللّه )

خلق السموت و الأرض . .. خلقكم من نفس وحدة ... ذلكم اللّه

«ذلكم» اشاره به كسى است كه اشياى ذكر شده را آفريده و صاحب اوصاف خلق و جعل است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 64 - 13

13 - آفرينش زمين ، آسمان ، انسان و روزى هاى او ، از اوصاف معبود و ربّ حقيقى

اللّه الذى جعل لكم الأرض . .. و صوّركم فأحسن صوركم و رزقكم من الطيّبت ذلكم اللّ

89- نظارت معبود راستين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 23 - 12

12 - يگانه موجود ناظر و نگهدارنده نظام هستى ، شايسته الوهيت و پرستش است .

هو اللّه الذى لا إله إلاّ هو . .. المهيمن

وصف «المهيمن» - كه به معناى «حافظ» و «مراقب» است - اشعار به عليت براى انحصار الوهيت در خداوند دارد.

90- نفع رسانى معبود راستين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 71 - 4

4 - تنها معبودى سزاوار پرستيدن است كه زمام نفع و ضرر آدمى در اختيار او باشد.

قل أندعوا من دون الله ما لا ينفعنا و لا يضرنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 3 - 6

6 - مخلوق نبودن ، قدرت بر آفرينندگى ، جلب منفعت ، دفع ضرر ، ميراندن ، حيات بخشيدن و احياى مردگان ، از نشانه هاى معبود واقعى و شايسته پرستش ( اللّه )

و اتّخذوا من دونه ءالهة لايخلقون شيئًا و هم يخلقون . .. و لانشورًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 55 - 6

6 - توانايى بر رساندن سود و دور ساختن زيان ، از نشانه هاى معبود حقيقى و راستين

و يعبدون من دون اللّه ما لاينفعهم و لايضرّهم

برداشت فوق، به خاطر دو نكته است: 1- آيه شريفه در مقام بيان ناتوانى معبودهايى جز خدا است. 2- اين آيه به دنبال سلسله آياتى آمده كه بيانگر قدرت بى انتهاى خدا است.

91- نيازمندى معبود راستين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 43 - 4

4- احتياج و نيازمندى ، با مقام الوهيّت ناسازگار است .

لايستطيعون نصر أنفسهم

خداوند، ناتوانى «آلهه» در حفظ خويش و نياز آنها به محافظانى ديگر را، دليل عدم صلاحيت ايشان براى الوهيت شمرده است. يادآورى اين حقيقت مى تواند بيانگر برداشت ياد شده باشد.

92- وسعت حاكميّت معبود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 42 - 11

11- حد و مرز نداشتن دامنه حكومت و حاكميت ، لازمه خدايى كردن و الوهيت است .

قل لو كان معه . .. إذًا لاَبتغوا إلى ذى العرش سبيلاً

93- ويژگى معبود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 2 - 6

6 - معبود ، بايد زنده و قائم به ذات باشد .

اللّه لا اله الاّ هو الحىّ القيّوم

دو صفت حىّ و قيّوم، اشاره به علت حصر عبوديّت به خداوند است; يعنى تنها زنده قائم به ذات مى تواند معبود باشد.

94- ويژگى معبود راستين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 17 - 5

5 - تنها خداى قادر بر رساندن هر گونه ضرر و يا منفعت به آدمى، شايسته پرستش و ولايت مى باشد.

أغير اللّه أتخذ وليا . .. و إن يمسسك اللّه بضر ... فهو على كل شىء قدير

95- ويژگيهاى معبود راستين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 22 - 2

2- علم ، قدرت ، خالقيت و حيات ، از ويژگى هاى معبود و خداى حقيقى

أفمن يخلق كمن لايخلق . .. و الله يعلم ... و الذين يدعون من دون الله لايخلقون شيئ

آوردن عبارت «إلهكم إله واحد» پس از بيان صفات برجسته خداوند و پس از يادآورى ضعف و فتور معبودهاى باطل، به منزله ذكر نتيجه آن سخنان و مشعر به نكته ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 89 - 4

4 - قدرت بر پاسخ گويى و اجابت خواسته ها و توان نفع و ضرر رسانى ، از جمله ويژگى هاى لازم براى معبود حقيقى است .

أفلايرون ألاّيرجع إليهم قولاً و لايملك لهم ضرًّا و لانفعًا

«برگرداندن قول»، مفهومى است كه شامل اجابت دعا نيز مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 90 - 8

8 - رحمانيت ، از جمله ويژگى هاى لازم براى معبوديت است .

فقالوا هذا إلهكم و إله موسى . .. و إنّ ربّكم الرحمن

هارون(ع)، در مقام رد معبود بودن گوساله سامرى، برخى از ويژگى هاى معبود حقيقى را بيان نمود; كه از جمله آنها «رحمان» بودن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 28 - 3

3- معبود راستين ، قادر به نجات انسان در همه شرايط دشوار

فلولا نصرهم الذين اتّخذوا من دون اللّه قربانًا ءالهة

مفهوم آيه، گوياى برداشت ياد شده است.

96- هدايتگرى معبود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 148 - 8

8 - هدايتگرى انسان ها و توان سخن گفتن با آنان از روشنترين نشانه هاى معبود راستين

ألم يروا أنه لا يكلمهم و لا يهديهم سبيلا

97- هدايتگرى معبود راستين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 193 - 3

3 - هدايتگرى و پاسخ به هدايتجويى بندگان ، از ملاك هاى معبود راستين

و إن تدعوهم إلى الهدى لايتبعوكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 198 - 6

6 - ارائه رهنمون به بندگان ، از ملاك هاى معبود راستين

و إن تدعوهم إلى الهدى لايسمعوا

خداوند معبودان اهل شرك را بدان جهت كه راهنماى انسانها نيستند، شايسته پرستش نمى داند. بنابراين هدايت كردن انسانها از ملاكهاى معبود به حق است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 78 - 3

3 - خالق و راهنماى انسان ، شايسته پرستش است ; نه بت هاى بى شعور و ساخته دست بشر .

فإنّهم عدوٌّ لى إلاّ ربّ العلمين . الذى خلقنى فهو يهدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 43 - 4

4 - داشتن پيام هدايت آفرين و نجات بخش براى زندگى دنيايى و اخروى انسان ها ، از ويژگى هاى خداى بر حق و شايسته پرستش

لاجرم أنّما تدعوننى إليه ليس له دعوة فى الدنيا و لا فى الأخرة

از اين كه مؤمن آل فرعون در رد عقيده مشركان، به اين مطلب استدلال كرد كه معبودهاى ادعايى شما، پيامى براى بشر ندارد; مى توان استفاده كرد كه داشتن پيام، از خصوصيات معبود حقيقى و شايسته پريستش است.

معبود راستين

98- {معبود راستين}

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 3 - 3

3 - خداوند تنها معبود حقيقى و شايسته پرستش در جهان هستى

و هو اللّه فى السموت و فى الأرض

اگر «فى السماوات»، متعلق به «اللّه» باشد. كمله «اللّه»، به تأويل مشتق رفته و مى تواند مشتق از «إله» به معنى معبود باشد. «حصر» نيز از معرفه بودن مبتدا و خبر استفاده شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 98 - 2،4

2 - اللّه ، تنها معبود حقيقى انسان ها است .

إنّما إلهكم اللّه

4 - معبود حقيقى انسان ها ، همان معبود يگانه در جهان هستى است .

إنّما إلهكم اللّه الذى لا إله الاّهو

وصف «الذى. ..» براى تعليل است; يعنى، چون «اللّه» كسى است كه هيچ معبود بر حقّى در جهان جز او وجود ندارد، پس «خداى شما» نيز هم او است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 25 - 10

10 - خدا ، تنها معبود به حق و شايسته الوهيت

أنّ اللّه هو الحقّ المبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 26 - 1

1 - خدا ، تنها معبود راستين و شايسته پرستش

ألاّيسجدوا للّه . .. اللّه لا إله إلاّ هو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 35 - 5

5 - اللّه ، تنها معبود حقيقى است .

لا إله إلاّ اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 6 - 22

22 - اللّه ، معبود حقيقى است .

اللّه ربّكم له الملك لا إله إلاّ هو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 22 - 1

1 - « اللّه » ، همان يگانه معبود بى همتا است .

هو اللّه الذى لا إله إلاّ هو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ناس - 114 - 3 - 1،5

1 - خداوند ، معبود حقيقى مردم است .

إله الناس

5 - توصيف خداوند به معبود حقيقى و شايسته مردم ، از آداب استعاذه به درگاه او است .

قل أعوذ . .. إله الناس

99- آمرزگارى معبود راستين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 3 - 10

10 - عزت ، علم ، گناه آمرزى ، توبه پذيرى ، سخت عقوبت دادن ، صاحب فضل و عطا داشتن ، از اوصاف معبود حقيقى

غافر الذنب . .. لا إله إلاّ هو

100- احاطه معبود راستين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 98 - 6

6 - معبودى سزاوار پرستش است كه بى نياز از شريك بوده و علم او مطلق و محيط بر همه چيز باشد .

إنّما إلهكم اللّه . .. وسع كلّ شىء علمًا

جمله «وسع. ..» بدل براى «لا إله إلاّ هو» است و هر دو، تعليل براى «إنّما إلهكم...» مى باشند.

101- احياگرى معبود راستين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 21 - 3

3- توانايى بر زنده كردن مردگان ، لازمه تفكيك ناپذير مقام الوهيت

أم اتّخذوا ءالهة من الأرض هم ينشرون

برداشت ياد شده باتوجه به دو نكته است: 1- آيات پيشين و بعدى، در باره الوهيت و يگانگى خدا است. 2- آيه شريفه هر گونه توانايى از خدايان ادعايى بر احياى مردگان را نفى كرده است. از مجموع اين آيات استفاده مى شود كه احياى مردگان تنها در گرو الوهيت حقيقى و لازمه آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 40 - 4،11

4 - هيچ يك از معبودان جعلى مشركان ، هيچ گونه توانايى خلق و روزى رسانى و مرگ و بازآفرينى انسان ها را ندارند .

اللّه الذى خلقكم ثمّ رزقكم ثمّ يميتكم ثمّ يحييكم هل من شركائكم من يفعل من ذلكم م

استفهام در آيه، انكارى است و آورده شدن «من» در «من شىء» براى استغراق نفى هر يك از موارد ياد شده است. اسم اشاره «ذلكم» به خلق، رزق، اماته و احياء - مصدرهاى فعل هاى ياد شده در آيه - اشاره دارد.

11 - خالقيت و رازقيت و سررشته دارى مرگ و حيات ، از ويژگى هاى الوهيت اند .

اللّه الذى خلقكم ثمّ رزقكم ثمّ يميتكم ثمّ يحييكم

102- ادراك معبود راستين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 42 - 7

7- شنوايى ، بينايى ( ادراك ) و قدرت بر رفع نياز ، از شروط بديهى معبود حقيقى است .

لِمَ تعبد ما لايسمع و لايبصر و لايغنى عنك شيئًا

103- ايمن بخشى معبود راستين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 23 - 10

10 - تنها تضمين كننده ايمنى و امنيت خلق ، شايسته الوهيت و پرستش است .

هو اللّه الذى لا إله إلاّ هو . .. المؤمن

وصف «المؤمن»، اشعار به عليت براى انحصار الوهيت در خداوند دارد.

104- بداهت خالقيت در معبود راستين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 20 - 4

4- خالق بودن و مخلوق نبودن براى الوهيت ، از بديهيات عقلى است .

و الذين يدعون من دون الله لايخلقون شيئًا و هم يخلقون

از اينكه در رد الوهيت معبودهاى مشركان، تنها به يادآورى اين نكته كه آنان توان آفرينشگرى ندارند و خود مخلوقند، پرداخته و استدلال نكرده است، حكايت از نكته ياد شده مى كند.

105- بنى اسرائيل و معبود راستين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 138 - 14

14 - قوم موسى مردمى جاهل و ناآگاه به ويژگى ها و صفات معبود راستين و شايسته پرستش

قالوا يموسى اجعل لنا إلهاً كما لهم ءالهة قال إنكم قوم تجهلون

106- بى نظيرى معبود راستين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 98 - 6

6 - معبودى سزاوار پرستش است كه بى نياز از شريك بوده و علم او مطلق و محيط بر همه چيز باشد .

إنّما إلهكم اللّه . .. وسع كلّ شىء علمًا

جمله «وسع. ..» بدل براى «لا إله إلاّ هو» است و هر دو، تعليل براى «إنّما إلهكم...» مى باشند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 11 - 14

14 - مقام الوهيت ، مبرّا و پيراسته از زوجيت و داشتن همانند

جعل لكم من أنفسكم أزوجًا . .. ليس كمثله شىء

ذكر «ليس كمثله شىء» پس از طرح مسأله زوجيت برخى موجودات، مى تواند اشعار به نفى همسر داشتن خدا داشته باشد.

107- بى نيازى معبود راستين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 98 - 6

6 - معبودى سزاوار پرستش است كه بى نياز از شريك بوده و علم او مطلق و محيط بر همه چيز باشد .

إنّما إلهكم اللّه . .. وسع كلّ شىء علمًا

جمله «وسع. ..» بدل براى «لا إله إلاّ هو» است و هر دو، تعليل براى «إنّما إلهكم...» مى باشند.

108- بينايى معبود راستين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 42 - 7

7- شنوايى ، بينايى ( ادراك ) و قدرت بر رفع نياز ، از شروط بديهى معبود حقيقى است .

لِمَ تعبد ما لايسمع و لايبصر و لايغنى عنك شيئًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 198 - 7

7 - معبود راستين بايد شنوا و بينا باشد .

إن تدعوهم . .. لايسمعوا ... و هم لايبصرون

109- تدبير معبود راستين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 8 - 2

2 - كسى كه آفريننده هستى و مدبر و مالك و داناى به همه چيز نباشد ، شايسته پرستش نيست .

اللّه لا إله إلاّ هو

برداشت فوق، حاصل ارتباط اين آيه با آيات قبل بوده كه خالقيت، فرمان روايى و مالكيت بر جهان و علم مطلق را به خداوند

منحصر ساخته است.

110- تشخيص معبود راستين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 193 - 7

7 - اجابت دعا ، از راه هاى شناسايى معبود راستين است .

سواء عليكم أدعوتموهم أم أنتم صمتون

111- تكلم معبود راستين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 148 - 8

8 - هدايتگرى انسان ها و توان سخن گفتن با آنان از روشنترين نشانه هاى معبود راستين

ألم يروا أنه لا يكلمهم و لا يهديهم سبيلا

112- تنزيه معبود راستين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 111 - 3

3- معبود هستى ، واجد همه ارزش ها و كمالات و فاقد هر نقص و نياز

و قل الحمد لله

اختصاص داشتن همه ستايشها به خدا، مستلزم اين است كه همه ارزشهاى ستايش برانگيز در او جمع بوده و در نهايت نقص و نياز در او راه نداشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 23 - 5

5 - وجود قدسى و پيراسته از هر عيب و آلودگى ، شايسته مقام الوهيت و پرستش است ; نه جز او .

هو اللّه الذى لا إله إلاّ هو الملك القدّوس

وصف «القدوس»، مى تواند اشعار به عليت حصر پرستش در خداى يگانه داشته باشد.

113- توبه پذيرى معبود راستين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 3 - 10

10 - عزت ، علم ، گناه آمرزى ، توبه پذيرى ، سخت عقوبت دادن ، صاحب فضل و عطا داشتن ، از اوصاف معبود حقيقى

غافر الذنب . .. لا إله إلاّ هو

114- جاودانگى معبود راستين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 58 - 5

5 - برخوردارى از حيات جاويد ، مرز ميان معبود حقيقى و غير حقيقى

و توكّل على الحىّ الذى لايموت

برداشت فوق، از آن جا است كه آيه شريفه در رديف سلسله آياتى قرار دارد كه درصدد محكوم كردن شرك و بت پرستى و اثبات توحيد است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 88 - 6

6 - فناناپذيرى و بقا ، شرط شايستگى براى معبود بودن است .

لا إله إلاّ هو كلّ شىء هالك إلاّ وجهه

جمله «كلّ شىء. ..» تعليل براى عدم شايستگى غيرخدا براى معبود بودن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 65 - 5

5 - داشتن حيات حقيقى ، مستقل و جاويد ، از اوصاف معبود حقيقى است .

هو الحىّ لا إله إلاّ هو

115- حاكميت معبود راستين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 88 - 10

10 - فرمان روايى بر جهان ، شرط شايستگى براى معبود بودن است .

لا إله إلاّ هو . .. له الحكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 13 - 12

12 - مالكيت جهان و فرمانروايى بر آن ، از اوصاف و ويژگى هاى معبود حقيقى و شايسته عبادت

و اللّه خلقكم . .. الشمس و القمر ... ذلكم اللّه ربّكم له الملك و الذين تدعون من

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 23 - 1،2

1 - يگانه معبود هستى ، فرمانرواى مطلق نظام وجود است .

هو اللّه الذى . .. الملك القدّوس

2 - يگانه مدبّر و فرمانرواى جهان هستى ، شايسته مقام خداوندى و پرستش است .

هو اللّه الذى لا إله إلاّ هو الملك

وصف «الملك» براى جمله قبل، اشعار به عليت دارد.

116- حيات بخشى معبود راستين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 64 - 8

8 - پرستش ، مخصوص پديدآورنده ، اعاده كننده و روزى دهنده انسان ها است و نه غير او

أمّن يبدؤا الخلق ثمّ يعيده . .. أءله مع اللّه

117- حيات معبود راستين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 65 - 5

5 - داشتن حيات حقيقى ، مستقل و جاويد ، از اوصاف معبود حقيقى است .

هو الحىّ لا إله إلاّ هو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 22 - 2

2- علم ، قدرت ، خالقيت و حيات ، از ويژگى هاى معبود و خداى حقيقى

أفمن يخلق كمن لايخلق . .. و الله يعلم ... و الذين يدعون من دون الله لايخلقون شيئ

آوردن عبارت «إلهكم إله واحد» پس از بيان صفات برجسته خداوند و پس از يادآورى ضعف و فتور معبودهاى باطل، به منزله ذكر نتيجه آن سخنان و مشعر به نكته ياد شده است.

118- خالقيت معبود راستين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 21 - 4

4 - آفريننده انسان ها ، تنها حقيقتى كه شايسته و بايسته پرستش است .

اعبدوا ربكم الذى خلقكم و الذين من قبلكم

توصيف خداوندبه «خالقيت» - پس از بيان لزوم پرستش او - بيانگر علت لزوم پرستش است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 54 - 12

12 - شايستگى إله بودن و معبود شدن ، تنها در خور خالق و آفريدگار انسان است .

إنكم ظلمتم أنفسكم باتخاذكم العجل فتوبوا إلى بارئكم

«بارء» از اسما و صفتهاى الهى و به معناى آفريننده است. موسى(ع) با انتخاب اين اسم و صفت در جمله «توبوا إلى بارئكم» - با توجه به اينكه مخاطبانش كسانى هستند كه به پرستش غير خدا روى آورده بودند - اشاره به اين دارد كه: خالق آدمى سزاوار معبود شدن است; چرا به غير او گرايش پيدا كرديد؟ بايد توبه كنيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 8 - 2

2 - كسى كه آفريننده هستى و مدبر و مالك و داناى به همه چيز نباشد ، شايسته پرستش نيست .

اللّه لا إله إلاّ هو

برداشت فوق، حاصل ارتباط اين آيه با آيات قبل بوده كه خالقيت، فرمان روايى و مالكيت بر جهان و علم مطلق را به خداوند منحصر ساخته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 3 - 6

6 - مخلوق نبودن ، قدرت بر آفرينندگى ، جلب منفعت ، دفع ضرر ، ميراندن ، حيات بخشيدن و احياى مردگان ، از نشانه هاى معبود واقعى و شايسته پرستش ( اللّه )

و اتّخذوا من دونه ءالهة لايخلقون شيئًا و هم يخلقون . .. و لانشورًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 78 - 3

3 - خالق و راهنماى انسان ، شايسته پرستش است ; نه بت هاى بى شعور و ساخته دست بشر .

فإنّهم عدوٌّ لى إلاّ ربّ العلمين . الذى خلقنى فهو يهدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 25 - 2

2 - خداى پديدآورنده موجودات آسمان و زمين از كتم عدم ، شايسته پرستش است ، نه مخلوقات و مظاهر طبيعت .

يسجدون للشمس . ..ألاّيسجدوا للّه الذى يخرج الخبء فى السموت و الأرض

«ال» در «الخبء» براى جنس و مفيد استغراق است «خَبْء» به معناى مستور (مصدر به معناى مفعول) مى باشد. بنابراين «يخرج الخبء»; يعنى، «يخرج جميع الأشياء المستورة تحت استار العدم منها إلى الوجود».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 64 - 8

8 - پرستش ، مخصوص پديدآورنده ، اعاده كننده و روزى دهنده انسان ها است و نه غير او

أمّن يبدؤا الخلق ثمّ يعيده . .. أءله مع اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 40 - 4،7،11

4 - هيچ يك از معبودان جعلى مشركان ، هيچ گونه توانايى خلق و روزى رسانى و مرگ و بازآفرينى انسان ها را ندارند .

اللّه الذى خلقكم ثمّ رزقكم ثمّ يميتكم ثمّ يحييكم هل من شركائكم من يفعل من ذلكم م

استفهام در آيه، انكارى است و آورده شدن «من» در «من شىء» براى استغراق نفى هر يك از موارد ياد شده است. اسم اشاره «ذلكم» به خلق، رزق، اماته و احياء - مصدرهاى فعل هاى ياد شده در آيه - اشاره دارد.

7 - خدايانِ ناتوان از آفرينش و روزى دهى به انسان ، شايسته خدايى نيستند .

هل من شركائكم من يفعل من ذلكم من شىء

استفهام در آيه، انكارى است و آيه، در صدد بيان اين نكته است كه خداى يگانه، اوصاف يادشده را دارد، در حالى كه خدايان شما، چنين نيستند، پس شايسته خدايى نيستند.

11 - خالقيت و رازقيت و سررشته دارى مرگ و حيات ، از ويژگى هاى الوهيت اند .

اللّه الذى خلقكم ثمّ رزقكم ثمّ يميتكم ثمّ يحييكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 11 - 2

2 - خالقيت ، از شرايط الوهيت است .

هذا خلق اللّه

از تحدى خداوند با مشركان، استفاده مى شود كه «اللّه» بايد توان خالقيت داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 22 - 4

4 - عبادت ، تنها شايسته خداى خالق است .

و ما لى لا أعبد الذى فطرنى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 96 - 2

2 - تنها ، خالق جهان هستى مستحق پرستش است .

قال أتعبدون ما تنحتون . و اللّه خلقكم و ما تعملون

تذكر به خالقيت خدا نسبت به انسان و مصنوعات وى، پس از محكوم كردن پرستش مصنوعات بشرى، مى تواند گوياى برداشت بالا باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 125 - 10

10 - خالقيت ، شرط شايستگى براى معبوديت

أتدعون بعلاً و تذرون أحسن الخلقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 6 - 16

16 - آفريدن جهان هستى ( آسمان ، زمين ، انسان و . . . ) ، از اوصاف و نشانه هاى خداى حقيقى ( اللّه )

خلق السموت و الأرض . .. خلقكم من نفس وحدة ... ذلكم اللّه

«ذلكم» اشاره به كسى است كه اشياى ذكر شده را آفريده و صاحب اوصاف خلق و جعل است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 61 - 8

8 - عبادت و حاجت خواهى ، تنها در پيشگاه كسى روا است كه آفريننده شب و روز و تأمين كننده روزى و نياز هاى انسان ها است .

و قال ربّكم ادعونى أستجب لكم . .. اللّه الذى جعل لكم... النهار مبصرًا

از ارتباط ميان اين آيه با آيه قبل - كه درباره ربوبيت خداوند و عبادت او و حاجت خواهى از او بود - برداشت ياد شده به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 64 - 13

13 - آفرينش زمين ، آسمان ، انسان و روزى هاى او ، از اوصاف معبود و ربّ حقيقى

اللّه الذى جعل لكم الأرض . .. و صوّركم فأحسن صوركم و رزقكم من الطيّبت ذلكم اللّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 27 - 2

2 - تنها معبودى شايسته پرستش است كه سامان بخش وجود انسان و آفريدگار سرشت آدمى است .

إلاّ الذى فطرنى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 4 - 5

5- توانايى بر خلقت جهان و تدبير امور آن ، شرط شايستگى معبود براى پرستيده شدن

ماذا خلقوا من الأرض أم لهم شرك فى السموت

در اين آيه، به ناتوانى بت ها در امر خلقت و تدبير جهان اشاره شده است و اين خود مى نماياند كه توانايى بر خلقت و تدبير، ملاكى است كه براساس آن، مى توان معبود واقعى را از معبود دروغين، متمايز ساخت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 20 - 3

3- توانمندى بر آفريدن و نيز مخلوق نبودن ، از نشانه هاى خدا و معبود حقيقى است .

و الذين يدعون من دون الله لايخلقون شيئًا و هم يخلقون

از اينكه خداوند در مقام بيان رد الوهيت معبودهاى مشركان، دو صفت مهم را برشمرده است، استفاده مى شود كه «الله» بايد خالق بوده و مخلوق نباشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 22 - 2

2- علم ، قدرت ، خالقيت و حيات ، از ويژگى هاى معبود و خداى حقيقى

أفمن يخلق كمن لايخلق . .. و الله يعلم ... و الذين يدعون من دون الله لايخلقون شيئ

آوردن عبارت «إلهكم إله واحد» پس از بيان صفات برجسته خداوند و پس از يادآورى ضعف و فتور معبودهاى باطل، به منزله ذكر نتيجه آن سخنان و مشعر به نكته ياد شده است.

119- دفع زيان معبود راستين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 3 - 6

6 - مخلوق نبودن ، قدرت بر آفرينندگى ، جلب منفعت ، دفع ضرر ، ميراندن ، حيات بخشيدن و احياى مردگان ، از نشانه هاى معبود واقعى و شايسته پرستش ( اللّه )

و اتّخذوا من دونه ءالهة لايخلقون شيئًا و هم يخلقون . .. و لانشورًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 55 - 6

6 - توانايى بر رساندن سود و دور ساختن زيان ، از نشانه هاى معبود حقيقى و راستين

و يعبدون من دون اللّه ما لاينفعهم و لايضرّهم

برداشت فوق، به خاطر دو نكته است: 1- آيه شريفه در مقام بيان ناتوانى معبودهايى جز خدا است. 2- اين آيه به دنبال سلسله آياتى آمده كه بيانگر قدرت بى انتهاى خدا است.

120- رازقيت معبود راستين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 64 - 8

8 - پرستش ، مخصوص پديدآورنده ، اعاده كننده و روزى دهنده انسان ها است و نه غير او

أمّن يبدؤا الخلق ثمّ يعيده . .. أءله مع اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 17 - 7

7 - مالكيّت و توان مندى بر تأمين روزى ، شرط بايسته ، براى معبود

إنّ الذين تعبدون من دون اللّه لايملكون لكم رزقًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 40 - 4،7،11

4 - هيچ يك از معبودان جعلى مشركان ، هيچ گونه توانايى خلق و روزى رسانى و مرگ و بازآفرينى انسان ها را ندارند .

اللّه الذى خلقكم ثمّ رزقكم ثمّ يميتكم ثمّ يحييكم هل من شركائكم من يفعل من ذلكم م

استفهام در آيه، انكارى است و آورده شدن «من» در «من شىء» براى استغراق نفى هر يك از موارد ياد شده است. اسم اشاره «ذلكم» به خلق، رزق، اماته و احياء - مصدرهاى فعل هاى ياد شده در آيه - اشاره دارد.

7 - خدايانِ ناتوان از آفرينش و روزى دهى به انسان ، شايسته خدايى نيستند .

هل من شركائكم من يفعل من ذلكم من شىء

استفهام در آيه، انكارى است و آيه، در صدد بيان اين نكته است كه خداى يگانه، اوصاف يادشده را دارد، در حالى كه خدايان شما، چنين نيستند، پس شايسته خدايى نيستند.

11 - خالقيت و رازقيت و سررشته دارى مرگ و حيات ، از ويژگى هاى الوهيت اند .

اللّه الذى خلقكم ثمّ رزقكم ثمّ يميتكم ثمّ يحييكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 61 - 8

8 - عبادت و حاجت خواهى ، تنها در پيشگاه كسى روا است كه آفريننده شب و روز و تأمين كننده روزى و نياز هاى انسان ها است .

و قال ربّكم ادعونى أستجب لكم . .. اللّه الذى جعل لكم... النهار مبصرًا

از ارتباط ميان اين آيه با آيه قبل - كه درباره ربوبيت خداوند و عبادت او و حاجت خواهى از او بود - برداشت ياد شده به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 64 - 13

13 - آفرينش زمين ، آسمان ، انسان و روزى هاى او ، از اوصاف معبود و ربّ حقيقى

اللّه الذى جعل لكم الأرض . .. و صوّركم فأحسن صوركم و رزقكم من الطيّبت ذلكم اللّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 73 - 3

3- روزى رسانى ، از معيار هاى شناخت معبود حقيقى از غير اوست .

و يعبدون من دون الله ما لايملك لهم رزقًا

121- ربوبيت معبود راستين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 14 - 3

3 - استجابت دعا و بر آوردن حاجت ، تنها در توان ربّ و مالك حقيقى جهان ( اللّه ) است .

ذلكم اللّه ربّكم له الملك و الذين تدعون من دونه . .. إن تدعوهم لايسمعوا دعاءكم و

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 87 - 3

3 - تنها پروردگار جهان ، سزاوار عبوديت و پرستش است .

أئفكًا ءالهة دون اللّه تريدون . فما ظنّكم بربّ العلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 126 - 3

3 - عبوديت و پرستش ، تنها شايسته پروردگار انسان ها است .

أتدعون بعلاً . .. اللّه ربّكم و ربّ ءابائكم الأوّلين

يادآورى ربوبيت خداوند نسبت به انسان ها، پس از محكوم كردن پرستش بت ها، گوياى مطلب ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 66 - 3

3 - تنها مالك و مدبر جهان هستى ، شايسته عبادت است .

و ما من إله إلاّ اللّه . .. ربّ السموت و الأرض و ما بينهما

توصيف خداوند به، مالك و مدبر هستى بودن - پس از بيان يكتايى او در معبوديت - مى تواند گوياى برداشت ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 6 - 17

17 - ربوبيت ، از اوصاف خداى حقيقى ( اللّه ) است .

اللّه ربّكم

«ربّكم» صفت براى «اللّه» است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 4 - 5

5- توانايى بر خلقت جهان و تدبير امور آن ، شرط شايستگى معبود براى پرستيده شدن

ماذا خلقوا من الأرض أم لهم شرك فى السموت

در اين آيه، به ناتوانى بت ها در امر خلقت و تدبير جهان اشاره شده است و اين خود مى نماياند كه توانايى بر خلقت و تدبير، ملاكى است كه براساس آن، مى توان معبود واقعى را از معبود دروغين، متمايز ساخت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 23 - 2

2 - يگانه مدبّر و فرمانرواى جهان هستى ، شايسته مقام خداوندى و پرستش است .

هو اللّه الذى لا إله إلاّ هو الملك

وصف «الملك» براى جمله قبل، اشعار به عليت دارد.

122- رحمانيت معبود راستين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 90 - 8

8 - رحمانيت ، از جمله ويژگى هاى لازم براى معبوديت است .

فقالوا هذا إلهكم و إله موسى . .. و إنّ ربّكم الرحمن

هارون(ع)، در مقام رد معبود بودن گوساله سامرى، برخى از ويژگى هاى معبود حقيقى را بيان نمود; كه از جمله آنها «رحمان» بودن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 45 - 6

6 - خداوندِ داراى رحمت گسترده و مطلق ، تنها موجود شايسته پرستش است .

أجعلنا من دون الرحمن ءالهة يعبدون

123- رحمت معبود راستين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 22 - 6

6 - رحمت گسترده و پايدار ، لازمه مقام الوهيت و خداوندگارى است .

هو اللّه الذى . .. هو الرحمن الرحيم

124- زيان به معبود راستين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 23 - 8

8 - تنها موجود ايمن از زيان پذيرى و زيان رسانى ، شايسته مقام خداوندى است .

هو اللّه الذى . .. السلم

وصف «السلام»، اشعار به عليت براى انحصار الوهيت در «اللّه» دارد.

125- زيان رسانى معبود راستين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 89 - 4

4 - قدرت بر پاسخ گويى و اجابت خواسته ها و توان نفع و ضرر رسانى ، از جمله ويژگى هاى لازم براى معبود حقيقى است .

أفلايرون ألاّيرجع إليهم قولاً و لايملك لهم ضرًّا و لانفعًا

«برگرداندن قول»، مفهومى است كه شامل اجابت دعا نيز مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 73 - 3

3 - لازمه معبود راستين ، در دست داشتن عوامل و اسباب سود و زيان انسان

أو ينفعونكم أو يضرّون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 23 - 8

8 - تنها موجود ايمن از زيان پذيرى و زيان رسانى ، شايسته مقام خداوندى است .

هو اللّه الذى . .. السلم

وصف «السلام»، اشعار به عليت براى انحصار الوهيت در «اللّه» دارد.

126- سختى كيفر در معبود راستين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 3 - 10

10 - عزت ، علم ، گناه آمرزى ، توبه پذيرى ، سخت عقوبت دادن ، صاحب فضل و عطا داشتن ، از اوصاف معبود حقيقى

غافر الذنب . .. لا إله إلاّ هو

127- شرايط معبود راستين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 42 - 7

7- شنوايى ، بينايى ( ادراك ) و قدرت بر رفع نياز ، از شروط بديهى معبود حقيقى است .

لِمَ تعبد ما لايسمع و لايبصر و لايغنى عنك شيئًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 8 - 2،6

2 - كسى كه آفريننده هستى و مدبر و مالك و داناى به همه چيز نباشد ، شايسته پرستش نيست .

اللّه لا إله إلاّ هو

برداشت فوق، حاصل ارتباط اين آيه با آيات قبل بوده كه خالقيت، فرمان روايى و مالكيت بر جهان و علم مطلق را به خداوند منحصر ساخته است.

6 - معبودى جز دارنده بهترين اوصاف كمال ، سزاوار پرستش نيست .

اللّه لا إله إلاّ هو له الأسماء الحسنى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 98 - 6

6 - معبودى سزاوار پرستش است كه بى نياز از شريك بوده و علم او مطلق و محيط بر همه چيز باشد .

إنّما إلهكم اللّه . .. وسع كلّ شىء علمًا

جمله «وسع. ..» بدل براى «لا إله إلاّ هو» است و هر دو، تعليل براى «إنّما إلهكم...» مى باشند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 64 - 8

8 - پرستش ، مخصوص پديدآورنده ، اعاده كننده و روزى دهنده انسان ها است و نه غير او

أمّن يبدؤا الخلق ثمّ يعيده . .. أءله مع اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 65 - 2

2 - لزوم برخوردارى معبود ، از علم مطلق و آگاهى به نهانى ترين امور هستى

قل لايعلم من فى السموت و الأرض الغيب إلاّاللّه

اين بخش از آيات، در مقام اثبات توحيد و رد شرك است و در اين راستا است كه علم مطلق الهى مطرح و به انسان يادآورى شده است كه اين علم فقط در اختيار خداوند مى باشد و نه غير او; پس غير او شايسته براى پرستش نيست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 88 - 6،10

6 - فناناپذيرى و بقا ، شرط شايستگى براى معبود بودن است .

لا إله إلاّ هو كلّ شىء هالك إلاّ وجهه

جمله «كلّ شىء. ..» تعليل براى عدم شايستگى غيرخدا براى معبود بودن است.

10 - فرمان روايى بر جهان ، شرط شايستگى براى معبود بودن است .

لا إله إلاّ هو . .. له الحكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 17 - 7

7 - مالكيّت و توان مندى بر تأمين روزى ، شرط بايسته ، براى معبود

إنّ الذين تعبدون من دون اللّه لايملكون لكم رزقًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 13 - 12

12 - مالكيت جهان و فرمانروايى بر آن ، از اوصاف و ويژگى هاى معبود حقيقى و شايسته عبادت

و اللّه خلقكم . .. الشمس و القمر ... ذلكم اللّه ربّكم له الملك و الذين تدعون من

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 102 - 3

3 - معبودى جز خداوند، كه مبدع هستى و خالق همه چيز و بدون همسر و فرزند باشد، وجود ندارد.

بديع السموت . .. أنى يكون له ولد و لم تكن له صحبة ... لا إله إلا هو خلق كل شىء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 197 - 5

5 - معبود به حق بايد شكست ناپذير و از آسيب ها و حوادث مصون باشد .

و الذين تدعون من دونه . .. و لا أنفسهم ينصرون

128- شكست ناپذيرى معبود راستين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 197 - 5

5 - معبود به حق بايد شكست ناپذير و از آسيب ها و حوادث مصون باشد .

و الذين تدعون من دونه . .. و لا أنفسهم ينصرون

129- شنوايى معبود راستين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 42 - 7

7- شنوايى ، بينايى ( ادراك ) و قدرت بر رفع نياز ، از شروط بديهى معبود حقيقى است .

لِمَ تعبد ما لايسمع و لايبصر و لايغنى عنك شيئًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 72 - 3

3 - موجود ناتوان و ناشنوا ، فاقد شايستگى براى خدا بودن و پرستيده شدن

قال هل يسمعونكم إذ تدعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 5 - 5

5- معبود واقعى و شايسته پرستش ، توانا بر شنيدن صداى عبادت گران و قادر بر اجابت خواسته هاى آنان

و من أضلّ ممّن يدعوا من دون اللّه من لايستجيب له إلى يوم القيمة

خداوند، مشركان را به سبب پرستش موجوداتى كه قادر به شنوايى و اجابت دعاى آنان نيستند، سرزنش كرده است. مفهوم اين سخن آن است كه معبود واقعى، بايد قادر بر شنيدن و اجابت خواسته ها و نيازهاى مخلوقات باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 198 - 7

7 - معبود راستين بايد شنوا و بينا باشد .

إن تدعوهم . .. لايسمعوا ... و هم لايبصرون

130- شؤون معبود راستين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 20 - 3

3 - قضاوت به حق ، از شؤون الوهيت حقيقى است .

و اللّه يقضى بالحقّ و الذين يدعون من دونه لايقضون بشىء

مطلب ياد شده، از تصريح شدن اسم جلاله (اللّه) به دست مى آيد.

131- صفات معبود راستين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 6 - 17

17 - ربوبيت ، از اوصاف خداى حقيقى ( اللّه ) است .

اللّه ربّكم

«ربّكم» صفت براى «اللّه» است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 3 - 10

10 - عزت ، علم ، گناه آمرزى ، توبه پذيرى ، سخت عقوبت دادن ، صاحب فضل و عطا داشتن ، از اوصاف معبود حقيقى

غافر الذنب . .. لا إله إلاّ هو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 65 - 5

5 - داشتن حيات حقيقى ، مستقل و جاويد ، از اوصاف معبود حقيقى است .

هو الحىّ لا إله إلاّ هو

132- صورتگرى معبود راستين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 24 - 6

6 - تنها خداوندِ وجودبخش و صورت آفرين ، شايسته پرستش

لا إله إلاّ هو . .. هو اللّه الخلق البارئ المصوّر

اوصاف بيان شده در آيه شريفه، مشعر به عليت براى حصر الوهيت در وجود خداوند است.

133- ضرررسانى معبود راستين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 71 - 4

4 - تنها معبودى سزاوار پرستيدن است كه زمام نفع و ضرر آدمى در اختيار او باشد.

قل أندعوا من دون الله ما لا ينفعنا و لا يضرنا

134- عزت معبود راستين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 3 - 10

10 - عزت ، علم ، گناه آمرزى ، توبه پذيرى ، سخت عقوبت دادن ، صاحب فضل و عطا داشتن ، از اوصاف معبود حقيقى

غافر الذنب . .. لا إله إلاّ هو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 23 - 14

14 - هر موجودى شكست پذير مقهور ، نالايق براى پرستش است .

لا إله إلاّ هو . .. العزيز

با توجه به اين كه آيه شريفه، در مقام بيان اوصاف ضرورى خداوند است; از مفهوم آيه استفاده مى شود كه موجود فاقد اين اوصاف، شايسته الوهيت نيست.

135- عطاياى معبود راستين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 3 - 10

10 - عزت ، علم ، گناه آمرزى ، توبه پذيرى ، سخت عقوبت دادن ، صاحب فضل و عطا داشتن ، از اوصاف معبود حقيقى

غافر الذنب . .. لا إله إلاّ هو

136- عظمت معبود راستين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 23 - 17

17 - يكتا معبود هستى ، داراى عظمت ، كبريايى و شكوه

هو اللّه . .. المتكبّر

137- علم غيب معبود راستين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 65 - 2

2 - لزوم برخوردارى معبود ، از علم مطلق و آگاهى به نهانى ترين امور هستى

قل لايعلم من فى السموت و الأرض الغيب إلاّاللّه

اين بخش از آيات، در مقام اثبات توحيد و رد شرك است و در اين راستا است كه علم مطلق الهى مطرح و به انسان يادآورى شده است كه اين علم فقط در اختيار خداوند مى باشد و نه غير او; پس غير او شايسته براى پرستش نيست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 22 - 4

4 - آگاهى مطلق به غيب و شهود ، لازمه مقام الوهيت و خداوندگارى است .

هو اللّه الذى لا إله إلاّ هو علم الغيب و الشهدة

توصيف «اللّه» به «عالم الغيب و الشهادة»، بيان بالا را افاده مى كند.

138- علم معبود راستين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 8 - 2

2 - كسى كه آفريننده هستى و مدبر و مالك و داناى به همه چيز نباشد ، شايسته پرستش نيست .

اللّه لا إله إلاّ هو

برداشت فوق، حاصل ارتباط اين آيه با آيات قبل بوده كه خالقيت، فرمان روايى و مالكيت بر جهان و علم مطلق را به خداوند

منحصر ساخته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 98 - 6

6 - معبودى سزاوار پرستش است كه بى نياز از شريك بوده و علم او مطلق و محيط بر همه چيز باشد .

إنّما إلهكم اللّه . .. وسع كلّ شىء علمًا

جمله «وسع. ..» بدل براى «لا إله إلاّ هو» است و هر دو، تعليل براى «إنّما إلهكم...» مى باشند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 25 - 7،8

7 - تنها خداى آگاه به هر آشكار و نهان سزاوار پرستش است ، نه مظاهر طبيعت ( چون خورشيد ، ماه و . . . ) .

يسجدون للشمس . .. ألاّيسجدوا للّه ... و يعلم ما تخفون و ما تعلنون

عبارت «و يعلم ما تخفون. ..» عطف بر «يخرج» و استدلال ديگرى است بر اين كه تنها خداى يگانه سزاوار پرستش است، نه پديده هايى چون خورشيد، ماه و... .

8 - قدرت و علم فراگير و نامحدود ، دو ملاك اصلى در شناخت معبود حقيقى

الذى يخرج الخبء . .. و يعلم ما تخفون

«يخرج الخبء» بيانگر قدرت نامحدود و «يعلم» بيانگر علم گسترده الهى است. خداوند با طرح اين دو اصل، به انسان يادآورى مى كند كه معبود راستين بايد از اين دو صفت برخوردار باشد. در غير اين صورت شايسته پرستش نيست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 3 - 10

10 - عزت ، علم ، گناه آمرزى ، توبه پذيرى ، سخت عقوبت دادن ، صاحب فضل و عطا داشتن ، از اوصاف معبود حقيقى

غافر الذنب . .. لا إله إلاّ هو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 22 - 2

2- علم ، قدرت ، خالقيت و حيات ، از ويژگى هاى معبود و خداى حقيقى

أفمن يخلق كمن لايخلق . .. و الله يعلم ... و الذين يدعون من دون الله لايخلقون شيئ

آوردن عبارت «إلهكم إله واحد» پس از بيان صفات برجسته خداوند و پس از يادآورى ضعف و فتور معبودهاى باطل، به منزله ذكر نتيجه آن سخنان و مشعر به نكته ياد شده است.

139- فضل معبود راستين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 3 - 10

10 - عزت ، علم ، گناه آمرزى ، توبه پذيرى ، سخت عقوبت دادن ، صاحب فضل و عطا داشتن ، از اوصاف معبود حقيقى

غافر الذنب . .. لا إله إلاّ هو

140- قداست معبود راستين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 23 - 5

5 - وجود قدسى و پيراسته از هر عيب و آلودگى ، شايسته مقام الوهيت و پرستش است ; نه جز او .

هو اللّه الذى لا إله إلاّ هو الملك القدّوس

وصف «القدوس»، مى تواند اشعار به عليت حصر پرستش در خداى يگانه داشته باشد.

141- قدرت در معبود راستين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 192 - 4

4 - عاجز بودن معبودان اهل شرك بر دفاع از خود و پرستشگران خويش ، دليل عدم لياقت آنها براى ربوبيت و پرستش

أيشركون ما . .. لايستطيعون لهم نصرا و لا أنفسهم ينصرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 193 - 3

3 - هدايتگرى و پاسخ به هدايتجويى بندگان ، از ملاك هاى معبود راستين

و إن تدعوهم إلى الهدى لايتبعوكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 194 - 7

7 - اجابت درخواست بندگان ، از نشانه هاى معبود راستين

فادعوهم فليستجيبوا لكم إن كنتم صدقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 20 - 3

3- توانمندى بر آفريدن و نيز مخلوق نبودن ، از نشانه هاى خدا و معبود حقيقى است .

و الذين يدعون من دون الله لايخلقون شيئًا و هم يخلقون

از اينكه خداوند در مقام بيان رد الوهيت معبودهاى مشركان، دو صفت مهم را برشمرده است، استفاده مى شود كه «الله» بايد خالق بوده و مخلوق نباشد.

142- قدرت معبود راستين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 71 - 4

4 - تنها معبودى سزاوار پرستيدن است كه زمام نفع و ضرر آدمى در اختيار او باشد.

قل أندعوا من دون الله ما لا ينفعنا و لا يضرنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 42 - 7

7- شنوايى ، بينايى ( ادراك ) و قدرت بر رفع نياز ، از شروط بديهى معبود حقيقى است .

لِمَ تعبد ما لايسمع و لايبصر و لايغنى عنك شيئًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 3 - 6

6 - مخلوق نبودن ، قدرت بر آفرينندگى ، جلب منفعت ، دفع ضرر ، ميراندن ، حيات بخشيدن و احياى مردگان ، از نشانه هاى معبود واقعى و شايسته پرستش ( اللّه )

و اتّخذوا من دونه ءالهة لايخلقون شيئًا و هم يخلقون . .. و لانشورًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 55 - 6

6 - توانايى بر رساندن سود و دور ساختن زيان ، از نشانه هاى معبود حقيقى و راستين

و يعبدون من دون اللّه ما لاينفعهم و لايضرّهم

برداشت فوق، به خاطر دو نكته است: 1- آيه شريفه در مقام بيان ناتوانى معبودهايى جز خدا است. 2- اين آيه به دنبال سلسله آياتى آمده كه بيانگر قدرت بى انتهاى خدا است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 72 - 3

3 - موجود ناتوان و ناشنوا ، فاقد شايستگى براى خدا بودن و پرستيده شدن

قال هل يسمعونكم إذ تدعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 25 - 8

8 - قدرت و علم فراگير و نامحدود ، دو ملاك اصلى در شناخت معبود حقيقى

الذى يخرج الخبء . .. و يعلم ما تخفون

«يخرج الخبء» بيانگر قدرت نامحدود و «يعلم» بيانگر علم گسترده الهى است. خداوند با طرح اين دو اصل، به انسان يادآورى مى كند كه معبود راستين بايد از اين دو صفت برخوردار باشد. در غير اين صورت شايسته پرستش نيست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 23 - 16

16 - موجود ضعيف و ناتوان از اعمال اراده خويش ، نالايق براى الوهيت و پرستش

لا إله إلاّ هو . .. الجبّار المتكبّر

با توجه به اين كه آيه شريفه، در مقام بيان اوصاف ضرورى خداوند است; از مفهوم آيه استفاده مى شود كه موجود فاقد اين اوصاف، شايسته الوهيت نيست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 197 - 4

4 - توان بر يارى بندگان از ملاك هاى معبود راستين

و الذين تدعون من دونه لايستطيعون نصركم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 22 - 2

2- علم ، قدرت ، خالقيت و حيات ، از ويژگى هاى معبود و خداى حقيقى

أفمن يخلق كمن لايخلق . .. و الله يعلم ... و الذين يدعون من دون الله لايخلقون شيئ

آوردن عبارت «إلهكم إله واحد» پس از بيان صفات برجسته خداوند و پس از يادآورى ضعف و فتور معبودهاى باطل، به منزله ذكر نتيجه آن سخنان و مشعر به نكته ياد شده است.

143- كبريايى معبود راستين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 23 - 17

17 - يكتا معبود هستى ، داراى عظمت ، كبريايى و شكوه

هو اللّه . .. المتكبّر

144- كمال معبود راستين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 8 - 6

6 - معبودى جز دارنده بهترين اوصاف كمال ، سزاوار پرستش نيست .

اللّه لا إله إلاّ هو له الأسماء الحسنى

145- كمالات معبود راستين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 111 - 3

3- معبود هستى ، واجد همه ارزش ها و كمالات و فاقد هر نقص و نياز

و قل الحمد لله

اختصاص داشتن همه ستايشها به خدا، مستلزم اين است كه همه ارزشهاى ستايش برانگيز در او جمع بوده و در نهايت نقص و نياز در او راه نداشته باشد.

146- مالكيت معبود راستين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 8 - 2

2 - كسى كه آفريننده هستى و مدبر و مالك و داناى به همه چيز نباشد ، شايسته پرستش نيست .

اللّه لا إله إلاّ هو

برداشت فوق، حاصل ارتباط اين آيه با آيات قبل بوده كه خالقيت، فرمان روايى و مالكيت بر جهان و علم مطلق را به خداوند منحصر ساخته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 17 - 7

7 - مالكيّت و توان مندى بر تأمين روزى ، شرط بايسته ، براى معبود

إنّ الذين تعبدون من دون اللّه لايملكون لكم رزقًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 13 - 12

12 - مالكيت جهان و فرمانروايى بر آن ، از اوصاف و ويژگى هاى معبود حقيقى و شايسته عبادت

و اللّه خلقكم . .. الشمس و القمر ... ذلكم اللّه ربّكم له الملك و الذين تدعون من

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 14 - 3

3 - استجابت دعا و بر آوردن حاجت ، تنها در توان ربّ و مالك حقيقى جهان ( اللّه ) است .

ذلكم اللّه ربّكم له الملك و الذين تدعون من دونه . .. إن تدعوهم لايسمعوا دعاءكم و

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 66 - 3

3 - تنها مالك و مدبر جهان هستى ، شايسته عبادت است .

و ما من إله إلاّ اللّه . .. ربّ السموت و الأرض و ما بينهما

توصيف خداوند به، مالك و مدبر هستى بودن - پس از بيان يكتايى او در معبوديت - مى تواند گوياى برداشت ياد شده باشد.

147- معبود راستين و دفع زيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 38 - 11

11 - موجود ناتوان از رساندن سود به انسان ها و برطرف كردن گزند از وى ، شايسته پرستش نيست .

قل أفرءيتم ما تدعون من دون اللّه . .. هل هنّ كشفت ضرّه ... برحمة هل هنّ ممسكت

148- معبود راستين و نقص

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 111 - 3

3- معبود هستى ، واجد همه ارزش ها و كمالات و فاقد هر نقص و نياز

و قل الحمد لله

اختصاص داشتن همه ستايشها به خدا، مستلزم اين است كه همه ارزشهاى ستايش برانگيز در او جمع بوده و در نهايت نقص و نياز در او راه نداشته باشد.

149- معبود راستين و نياز

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 111 - 3

3- معبود هستى ، واجد همه ارزش ها و كمالات و فاقد هر نقص و نياز

و قل الحمد لله

اختصاص داشتن همه ستايشها به خدا، مستلزم اين است كه همه ارزشهاى ستايش برانگيز در او جمع بوده و در نهايت نقص و نياز در او راه نداشته باشد.

150- ملاك معبود راستين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 71 - 4

4 - تنها معبودى سزاوار پرستيدن است كه زمام نفع و ضرر آدمى در اختيار او باشد.

قل أندعوا من دون الله ما لا ينفعنا و لا يضرنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 55 - 6

6 - توانايى بر رساندن سود و دور ساختن زيان ، از نشانه هاى معبود حقيقى و راستين

و يعبدون من دون اللّه ما لاينفعهم و لايضرّهم

برداشت فوق، به خاطر دو نكته است: 1- آيه شريفه در مقام بيان ناتوانى معبودهايى جز خدا است. 2- اين آيه به دنبال سلسله آياتى آمده كه بيانگر قدرت بى انتهاى خدا است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 58 - 5

5 - برخوردارى از حيات جاويد ، مرز ميان معبود حقيقى و غير حقيقى

و توكّل على الحىّ الذى لايموت

برداشت فوق، از آن جا است كه آيه شريفه در رديف سلسله آياتى قرار دارد كه درصدد محكوم كردن شرك و بت پرستى و اثبات توحيد است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 72 - 3

3 - موجود ناتوان و ناشنوا ، فاقد شايستگى براى خدا بودن و پرستيده شدن

قال هل يسمعونكم إذ تدعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 73 - 3

3 - لازمه معبود راستين ، در دست داشتن عوامل و اسباب سود و زيان انسان

أو ينفعونكم أو يضرّون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 78 - 3

3 - خالق و راهنماى انسان ، شايسته پرستش است ; نه بت هاى بى شعور و ساخته دست بشر .

فإنّهم عدوٌّ لى إلاّ ربّ العلمين . الذى خلقنى فهو يهدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 79 - 3

3 - تنها تأمين كننده نياز هاى زندگى انسان ، شايسته پرستش است ; نه بت هاى بى جان و ساخته دست مردمان .

فإنّهم عدوٌّ لى إلاّ . .. و الذى هو يطعمنى و يسقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 25 - 2،7،8

2 - خداى پديدآورنده موجودات آسمان و زمين از كتم عدم ، شايسته پرستش است ، نه مخلوقات و مظاهر طبيعت .

يسجدون للشمس . ..ألاّيسجدوا للّه الذى يخرج الخبء فى السموت و الأرض

«ال» در «الخبء» براى جنس و مفيد استغراق است «خَبْء» به معناى مستور (مصدر به معناى مفعول) مى باشد. بنابراين «يخرج الخبء»; يعنى، «يخرج جميع الأشياء المستورة تحت استار العدم منها إلى الوجود».

7 - تنها خداى آگاه به هر آشكار و نهان سزاوار پرستش است ، نه مظاهر طبيعت ( چون خورشيد ، ماه و . . . ) .

يسجدون للشمس . .. ألاّيسجدوا للّه ... و يعلم ما تخفون و ما تعلنون

عبارت «و يعلم ما تخفون. ..» عطف بر «يخرج» و استدلال ديگرى است بر اين كه تنها خداى يگانه سزاوار پرستش است، نه پديده هايى چون خورشيد، ماه و... .

8 - قدرت و علم فراگير و نامحدود ، دو ملاك اصلى در شناخت معبود حقيقى

الذى يخرج الخبء . .. و يعلم ما تخفون

«يخرج الخبء» بيانگر قدرت نامحدود و «يعلم» بيانگر علم گسترده الهى است. خداوند با طرح اين دو اصل، به انسان يادآورى مى كند كه معبود راستين بايد از اين دو صفت برخوردار باشد. در غير اين صورت شايسته پرستش نيست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 40 - 7،11

7 - خدايانِ ناتوان از آفرينش و روزى دهى به انسان ، شايسته خدايى نيستند .

هل من شركائكم من يفعل من ذلكم من شىء

استفهام در آيه، انكارى است و آيه، در صدد بيان اين نكته است كه خداى يگانه، اوصاف يادشده را دارد، در حالى كه خدايان شما، چنين نيستند، پس شايسته خدايى نيستند.

11 - خالقيت و رازقيت و سررشته دارى مرگ و حيات ، از ويژگى هاى الوهيت اند .

اللّه الذى خلقكم ثمّ رزقكم ثمّ يميتكم ثمّ يحييكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 6 - 6

6 - معبود شايسته پرستش ، معبودى يگانه و بى شريك است .

أنّما إلهكم إله وحد

151- ملاكهاى معبود راستين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 191 - 2

2 - توانايى بر آفرينش ، از ملاك هاى معبود راستين و از ملاك هاى شايسته بودن براى ربوبيت و تدبير هستى است .

أيشركون ما لايخلق شيئا

با توجه به آيات قبل و بعد معلوم مى شود كه مراد از شرك، شرك در ربوبيت و پرستش است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 192 - 3

3 - توانا بودن بر يارى رسانى به بندگان و دفاع كردن از خويش ، از ملاك هاى ربوبيت و معبود راستين است .

لايستطيعون لهم نصرا و لا أنفسهم ينصرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 193 - 3

3 - هدايتگرى و پاسخ به هدايتجويى بندگان ، از ملاك هاى معبود راستين

و إن تدعوهم إلى الهدى لايتبعوكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 197 - 4،8

4 - توان بر يارى بندگان از ملاك هاى معبود راستين

و الذين تدعون من دونه لايستطيعون نصركم

8 - تنها خداوند داراى ملاك پرستش و شايسته عبادت است .

و الذين تدعون من دونه لايستطيعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 198 - 6،7

6 - ارائه رهنمون به بندگان ، از ملاك هاى معبود راستين

و إن تدعوهم إلى الهدى لايسمعوا

خداوند معبودان اهل شرك را بدان جهت كه راهنماى انسانها نيستند، شايسته پرستش نمى داند. بنابراين هدايت كردن انسانها از ملاكهاى معبود به حق است.

7 - معبود راستين بايد شنوا و بينا باشد .

إن تدعوهم . .. لايسمعوا ... و هم لايبصرون

152- منفعت رسانى معبود راستين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 89 - 4

4 - قدرت بر پاسخ گويى و اجابت خواسته ها و توان نفع و ضرر رسانى ، از جمله ويژگى هاى لازم براى معبود حقيقى است .

أفلايرون ألاّيرجع إليهم قولاً و لايملك لهم ضرًّا و لانفعًا

«برگرداندن قول»، مفهومى است كه شامل اجابت دعا نيز مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 73 - 3

3 - لازمه معبود راستين ، در دست داشتن عوامل و اسباب سود و زيان انسان

أو ينفعونكم أو يضرّون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 38 - 11

11 - موجود ناتوان از رساندن سود به انسان ها و برطرف كردن گزند از وى ، شايسته پرستش نيست .

قل أفرءيتم ما تدعون من دون اللّه . .. هل هنّ كشفت ضرّه ... برحمة هل هنّ ممسكت

153- ميرانندگى معبود راستين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 40 - 4،11

4 - هيچ يك از معبودان جعلى مشركان ، هيچ گونه توانايى خلق و روزى رسانى و مرگ و بازآفرينى انسان ها را ندارند .

اللّه الذى خلقكم ثمّ رزقكم ثمّ يميتكم ثمّ يحييكم هل من شركائكم من يفعل من ذلكم م

استفهام در آيه، انكارى است و آورده شدن «من» در «من شىء» براى استغراق نفى هر يك از موارد ياد شده است. اسم اشاره «ذلكم» به خلق، رزق، اماته و احياء - مصدرهاى فعل هاى ياد شده در آيه - اشاره دارد.

11 - خالقيت و رازقيت و سررشته دارى مرگ و حيات ، از ويژگى هاى الوهيت اند .

اللّه الذى خلقكم ثمّ رزقكم ثمّ يميتكم ثمّ يحييكم

154- نام معبود راستين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 98 - 3

3 - « اللّه » ، نام مخصوص و ويژه معبود يگانه و حقيقى هستى

إنّما إلهكم اللّه الذى لا إله الاّهو

155- نجات بخشى معبود راستين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 43 - 4

4 - داشتن پيام هدايت آفرين و نجات بخش براى زندگى دنيايى و اخروى انسان ها ، از ويژگى هاى خداى بر حق و شايسته پرستش

لاجرم أنّما تدعوننى إليه ليس له دعوة فى الدنيا و لا فى الأخرة

از اين كه مؤمن آل فرعون در رد عقيده مشركان، به اين مطلب استدلال كرد كه معبودهاى ادعايى شما، پيامى براى بشر ندارد; مى توان استفاده كرد كه داشتن پيام، از خصوصيات معبود حقيقى و شايسته پريستش است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 28 - 3

3- معبود راستين ، قادر به نجات انسان در همه شرايط دشوار

فلولا نصرهم الذين اتّخذوا من دون اللّه قربانًا ءالهة

مفهوم آيه، گوياى برداشت ياد شده است.

156- نشانه هاى معبود راستين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 3 - 6

6 - مخلوق نبودن ، قدرت بر آفرينندگى ، جلب منفعت ، دفع ضرر ، ميراندن ، حيات بخشيدن و احياى مردگان ، از نشانه هاى معبود واقعى و شايسته پرستش ( اللّه )

و اتّخذوا من دونه ءالهة لايخلقون شيئًا و هم يخلقون . .. و لانشورًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 13 - 6

6 - آفرينش جهان هستى چون انسان ، دريا ، خورشيد و ماه ، از نشانه هاى خداى حقيقى ( اللّه )

و اللّه خلقكم من تراب . .. ثمّ جعلكم أزوجًا ... و ما يستوى البحران ... و سخّر ال

«ذلكم» اشاره به كسى است كه اشياى ذكر شده را آفريده و صاحب خلق و جعل مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 6 - 16

16 - آفريدن جهان هستى ( آسمان ، زمين ، انسان و . . . ) ، از اوصاف و نشانه هاى خداى حقيقى ( اللّه )

خلق السموت و الأرض . .. خلقكم من نفس وحدة ... ذلكم اللّه

«ذلكم» اشاره به كسى است كه اشياى ذكر شده را آفريده و صاحب اوصاف خلق و جعل است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 64 - 13

13 - آفرينش زمين ، آسمان ، انسان و روزى هاى او ، از اوصاف معبود و ربّ حقيقى

اللّه الذى جعل لكم الأرض . .. و صوّركم فأحسن صوركم و رزقكم من الطيّبت ذلكم اللّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 148 - 8

8 - هدايتگرى انسان ها و توان سخن گفتن با آنان از روشنترين نشانه هاى معبود راستين

ألم يروا أنه لا يكلمهم و لا يهديهم سبيلا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 194 - 7

7 - اجابت درخواست بندگان ، از نشانه هاى معبود راستين

فادعوهم فليستجيبوا لكم إن كنتم صدقين

157- نظارت معبود راستين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 23 - 12

12 - يگانه موجود ناظر و نگهدارنده نظام هستى ، شايسته الوهيت و پرستش است .

هو اللّه الذى لا إله إلاّ هو . .. المهيمن

وصف «المهيمن» - كه به معناى «حافظ» و «مراقب» است - اشعار به عليت براى انحصار الوهيت در خداوند دارد.

158- نفع رسانى معبود راستين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 71 - 4

4 - تنها معبودى سزاوار پرستيدن است كه زمام نفع و ضرر آدمى در اختيار او باشد.

قل أندعوا من دون الله ما لا ينفعنا و لا يضرنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 3 - 6

6 - مخلوق نبودن ، قدرت بر آفرينندگى ، جلب منفعت ، دفع ضرر ، ميراندن ، حيات بخشيدن و احياى مردگان ، از نشانه هاى معبود واقعى و شايسته پرستش ( اللّه )

و اتّخذوا من دونه ءالهة لايخلقون شيئًا و هم يخلقون . .. و لانشورًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 55 - 6

6 - توانايى بر رساندن سود و دور ساختن زيان ، از نشانه هاى معبود حقيقى و راستين

و يعبدون من دون اللّه ما لاينفعهم و لايضرّهم

برداشت فوق، به خاطر دو نكته است: 1- آيه شريفه در مقام بيان ناتوانى معبودهايى جز خدا است. 2- اين آيه به دنبال سلسله آياتى آمده كه بيانگر قدرت بى انتهاى خدا است.

159- نيازمندى معبود راستين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 43 - 4

4- احتياج و نيازمندى ، با مقام الوهيّت ناسازگار است .

لايستطيعون نصر أنفسهم

خداوند، ناتوانى «آلهه» در حفظ خويش و نياز آنها به محافظانى ديگر را، دليل عدم صلاحيت ايشان براى الوهيت شمرده است. يادآورى اين حقيقت مى تواند بيانگر برداشت ياد شده باشد.

160- ويژگى معبود راستين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 17 - 5

5 - تنها خداى قادر بر رساندن هر گونه ضرر و يا منفعت به آدمى، شايسته پرستش و ولايت مى باشد.

أغير اللّه أتخذ وليا . .. و إن يمسسك اللّه بضر ... فهو على كل شىء قدير

161- ويژگيهاى معبود راستين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 89 - 4

4 - قدرت بر پاسخ گويى و اجابت خواسته ها و توان نفع و ضرر رسانى ، از جمله ويژگى هاى لازم براى معبود حقيقى است .

أفلايرون ألاّيرجع إليهم قولاً و لايملك لهم ضرًّا و لانفعًا

«برگرداندن قول»، مفهومى است كه شامل اجابت دعا نيز مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 90 - 8

8 - رحمانيت ، از جمله ويژگى هاى لازم براى معبوديت است .

فقالوا هذا إلهكم و إله موسى . .. و إنّ ربّكم الرحمن

هارون(ع)، در مقام رد معبود بودن گوساله سامرى، برخى از ويژگى هاى معبود حقيقى را بيان نمود; كه از جمله آنها «رحمان» بودن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 28 - 3

3- معبود راستين ، قادر به نجات انسان در همه شرايط دشوار

فلولا نصرهم الذين اتّخذوا من دون اللّه قربانًا ءالهة

مفهوم آيه، گوياى برداشت ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 22 - 2

2- علم ، قدرت ، خالقيت و حيات ، از ويژگى هاى معبود و خداى حقيقى

أفمن يخلق كمن لايخلق . .. و الله يعلم ... و الذين يدعون من دون الله لايخلقون شيئ

آوردن عبارت «إلهكم إله واحد» پس از بيان صفات برجسته خداوند و پس از يادآورى ضعف و فتور معبودهاى باطل، به منزله ذكر نتيجه آن سخنان و مشعر به نكته ياد شده است.

162- هدايتگرى معبود راستين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 78 - 3

3 - خالق و راهنماى انسان ، شايسته پرستش است ; نه بت هاى بى شعور و ساخته دست بشر .

فإنّهم عدوٌّ لى إلاّ ربّ العلمين . الذى خلقنى فهو يهدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 43 - 4

4 - داشتن پيام هدايت آفرين و نجات بخش براى زندگى دنيايى و اخروى انسان ها ، از ويژگى هاى خداى بر حق و شايسته پرستش

لاجرم أنّما تدعوننى إليه ليس له دعوة فى الدنيا و لا فى الأخرة

از اين كه مؤمن آل فرعون در رد عقيده مشركان، به اين مطلب استدلال كرد كه معبودهاى ادعايى شما، پيامى براى بشر ندارد; مى توان استفاده كرد كه داشتن پيام، از خصوصيات معبود حقيقى و شايسته پريستش است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 193 - 3

3 - هدايتگرى و پاسخ به هدايتجويى بندگان ، از ملاك هاى معبود راستين

و إن تدعوهم إلى الهدى لايتبعوكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 198 - 6

6 - ارائه رهنمون به بندگان ، از ملاك هاى معبود راستين

و إن تدعوهم إلى الهدى لايسمعوا

خداوند معبودان اهل شرك را بدان جهت كه راهنماى انسانها نيستند، شايسته پرستش نمى داند. بنابراين هدايت كردن انسانها از ملاكهاى معبود به حق است.

معبودان باطل

163- {معبودان باطل}

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 71 - 11

11 - هود با پرخاش به قوم خويش خواهان ترك بحث و جدال آنان با وى درباره معبودان دروغين شد .

اتجدلوننى فى أسماء سميتموها أنتم و ءاباؤكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 43 - 6

6- عقيده كافران ، در اعتبار و آبرومندى خدايان دروغينشان در نزد خداوند ، پوچ و بى اساس است .

لايستطيعون نصر أنفسهم و لا هم منّا يصحبون

با توجه به اين كه مخاطبان آيه شريفه مشركان هستند و آنان معبودها و خدايان خود را شفيع براى خود مى پنداشتند; به دست مى آيد كه مقصود اين آيه، بيان بطلان چنين پندارى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 42 - 1

1 - خداوند ، به هرچه كه غير از او ، به عنوان معبود گرفته شده ، علم دارد .

إنّ اللّه يعلم ما يدعون من دونه

164- آثار ايمان به معبودان باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 21 - 4

4- باور به معبودهايى غير از خداى يكتا ، باورى واهى و مايه خسران و تباهى است .

أُولئك الذين خسروا أنفسهم و ضلّ عنهم ما كانوا يفترون

165- آثار ذكر عجز معبودان باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 76 - 4

4 - توجه به ناتوانى معبود هاى ادعايى و عقيده به قدرت مطلق خداوند ، موجب تسلى خاطر و دل گرمى مبلغان اسلام و مدافعان عقيده توحيدى

و اتّخذوا من دون اللّه ءالهة لعلّهم ينصرون . لايستطيعون نصرهم... فلايحزنك قولهم

جمله «فلايحزنك قولهم» جواب براى شرط مقدر است; يعنى، «إذا كان هذا حالهم مع ربّهم حيث اتّخذوا رجاء النصر ءالهة من دون اللّه لايقدرون نصرهم فلاتحزن بسبب قولهم. ..; وقتى وضعيت آنان چنين است كه به اميد يارى، معبودهاى ديگرى جز خدا را - كه تواناى بر يارى رسانى ندارند - برگزيدند، پس تو از سخنان شان محزون مباش...».

166- آثار ذكر معبودان باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 45 - 5

5 - انبساط خاطر و شادمانى مشركان به هنگام ياد شدن نام معبودهايى جز خداوند ( معبود هاى ادعايى آنان )

و إذا ذكر الذين من دونه إذا هم يستبشرون

167- آثار عجز معبودان باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 99 - 1

1- عجز و ناتوانى معبود هاى مشركان در گريز از جهنم ، دليل عدم الوهيت آنان است .

ماتعبدون من دون اللّه حصب جهنّم . .. لو كان هؤلاء ءالهة ما وردوها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 22 - 6

6 - عدم توانايى بر پاسخ گويى به خواسته هاى مشركان ، دليل بطلان خدايان ادعايى آنان است .

قل ادعوا الذين زعمتم من دون اللّه لايملكون مثقال ذرّة

168- آثار گمراهگرى معبودان باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 163 - 1

1 - گمراه گرى مشركان و معبودهايشان ، تنها در كسانى مؤثر خواهد بود كه راه دوزخ را برگزينند .

ما أنتم عليه بفتنين . إلاّ من هو صال الجحيم

«صال» اسم فاعل و به معناى «لازم» است (اصل آن «صالى» مى باشد); يعنى، كسى كه ملازم و هم راه دوزخ است و دست از اين راه دوزخى برنمى دارد. گفتنى است: صيغه اسم فاعل هرگاه درمورد موجود عاقل به كار رود، به مفهوم انجام كارى از روى اختيار و انتخاب است.

169- اجتناب از معبودان باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 70 - 1

1 - هود با ابلاغ مأموريت خويش از جانب خداوند ، مردمش را به توحيد ، عبادت خداوند و ترك پرستش معبودان دروغين فراخواند .

أجئتنا لنعبد اللّه وحده و نذر ما كان يعبد ءاباؤنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 85 - 4

4- پرهيز از شركورزى و پرستش معبود هاى باطل ، نمودى كامل از تقوااست .

واتّخذوا من دون اللّه ءالهةً . .. يوم نحشر المتّقين إلى الرحمن

چون محور بحث در آيات گذشته، در باره شرك و پرستش معبودهاى گوناگون بود; مناسبت چنين اقتضا دارد كه مراد از «متّقين» در اين آيه، كسانى باشند كه از شركورزى و پرستش معبودهاى باطل پرهيز مى كنند.

170- ادعاى برترى معبودان باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 58 - 1

1 - مجادله مشركان مكه با پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در مقايسه معبود هاى خويش با عيسى ( ع )

و قالوا ءألهتنا خير أم هو

171- ارزيابى معبودان باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 27 - 3

3 - درخواست پيامبر (صلی الله علیه و آله) از مشركان ، براى نماياندن هويت و جايگاه خدايانشان به او ، جهت ارزيابى حقانيت آنان

قل أرونى الذين ألحقتم به شركاء

172- استغاثه از معبودان باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 73 - 5

5 - استغاثه و فريادخواهى مشركان از خدايان خود

إنّ الذين تدعون من دون اللّه

173- استمداد اخروى از معبودان باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 64 - 3،5،6

3 - فراخواندن مشركان از سوى خداوند ، براى يارى خواستن از معبودهايشان در قيامت .

و قيل ادعوا شركاءكم

5 - نصرت طلبى مشركان در روز رستاخيز از معبودهايشان

فدعوهم فلم يستجيبوا لهم

6 - بى جواب ماندن فرياد يارى خواهى مشركان از معبودهايشان در قيامت

فدعوهم فلم يستجيبوا لهم

174- استمداد از معبودان باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 197 - 1

1 - يارى جستن از بت ها و معبودان ، هدف مشركان از پرستش آنها

و الذين تدعون من دونه لايستطيعون نصركم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 22 - 8

8 - مشركان، غوطهور در پندارهاى بى اساس خويش و اميدوار به كمكهاى خدايان دروغين در قيامت

أين شركاؤكم الذين كنتم تزعمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 101 - 7

7- مشركان به هنگام نزول عذاب هاى الهى ، از بت ها و خدايان دروغين استمداد مى كنند و براى رفع آن ، از آنها يارى مى جويند .

فما أغنت عنهم ءالهتهم التى يدعون من دون الله من شىء لما جاء أمر ربك

مراد از «أمر ربك» عذاب الهى است. اغناء (مصدر أغنت) به معناى كفايت كردن و برطرف ساختن است. «من شىء» مفعول براى «ما أغنت» مى باشد و مقصود از آن عذاب است. بنابراين «فما أغنت عنهم آلهتهم ... من شىء»; يعنى، خدايانشان آنان را كفايت نكردند و حتى مقدار اندكى از عذاب را از ايشان، برطرف نساختند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 52 - 1،2،7

1- خداوند ، در قيامت ، به مشركان فرصت خواهد داد تا از معبود هاى پندارى خويش استمداد كنند .

نادوا شركاءى الذين زعمتم

2- مشركان ، در قيامت ، به پندار توان مندى معبودان شان بر يارى آنان ، عجولانه ، از آنان استمداد خواهند كرد .

و يوم يقول نادوا . .. فدعوهم

«فاى تعقيب» در «فدعوهم» بر بى درنگ بودن كار آنان دلالت مى كند. كاربرد فعل ماضى، براى كارى كه در قيامت انجام مى گيرد (دعوهم) نشانه آن است كه - به مجرد فرصت يافتن مشركان - بايد استمداد را انجام يافته تلقى كرد.

7- مشركان ، حتى در قيامت هم دل بسته يارى معبودان شان اند .

فدعوهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 74 - 4،5،6

4 - مشركان و بت پرستان ، اميدوار به يارى رسانى معبود هاى خويش

و اتّخذوا من دون اللّه ءالهة لعلّهم ينصرون

5 - مشركان و بت پرستان ، معتقد به توانايى بت ها و معبود هاى خويش براى يارى رسانى

و اتّخذوا من دون اللّه ءالهة لعلّهم ينصرون

6 - حمايت و يارى شدن ، انگيزه و دليل مشركان و بت پرستان ، براى روى آوردن به آيين شرك و بت پرستى

و اتّخذوا من دون اللّه ءالهة لعلّهم ينصرون

برداشت ياد شده مبتنى بر اين اساس است كه «لعلّ» در آيه شريفه براى تعليل باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 3 - 5

5 - مشركان ، معبود ها را يار و ياور خود مى دانستند .

و الذين اتّخذوا من دونه أولياء

«ولى» (مفرد «أولياء») در لغت به سه معنا آمده است: محب، صديق و نصير (قاموس المحيط و مفردات راغب). در آيه شريفه - به قرينه جمله بعد (ما نعبدهم إلاّ ليقرّبونا إلى اللّه) در معناى سوم به كاررفته است.

175- اضرار معبودان باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 109 - 5

5- معبود هاى اهل شرك ، ارمغانى جز خسارت و تباهى براى پرستشگران خويش ندارند .

فلاتك فى مرية مما يعبد هؤلاء ما يعبدون إلاّ كما يعبد ءاباؤُهم

چنان چه «كما» در آيه شريفه براى تشبيه باشد، جمله «فلاتك . ..» به ضميمه «إنا لموفُّوهم ...» مى رساند كه: روا نبودن شك

و ترديد به اين جهت است كه همان طور كه معبودهاى مشركان پيشين، دستاوردى جز خسارت و تباهى براى پرستش كنندگان خود نداشتند (و ما زادوهم غير تتبيب، آيه 101) معبودهاى اهل شرك در زمان تو نيز اين چنينند.

176- اضلال معبودان باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 17 - 2،3

2 - خداوند به روز رستاخيز ، خواستار پاسخ گويى معبود هاى مشركان در باره علت گمراهى مشركان و نقش آنان در اين گمراهى

ويوم يحشرهم و ما يعبدون من دون اللّه فيقول ءأنتم أضللتم عبادى هولاء

3 - خداوند ، به روز رستاخيز ، خواهان توضيح و پاسخ گويى معبود هاى باطل در باره نقش خود مشركان در گمراهى خويش

فيقول ءأنتم أضللتم عبادى هولاء أم هم ضلّوا السبيل

177- اعراض از معبودان باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 36 - 3

3- اجتناب از هرگونه معبود باطلى ، از دعوت هاى روشن همه انبياى الهى

فهل على الرسل إلاّ البلغ المبين. و لقد بعثنا فى كلّ أُمّة رسولاً أن اعبدوا الله

«طاغوت» در لغت عبارت از هر معبود و مورد پرستشى جز خداوند است.

178- افشاى عجز معبودان باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 73 - 11

11 - برملا شدن ضعف و ناتوانى معبود ها ( اصنام ) و جهل و نادانى پرستندگان آنها با ضرب المثل خداوند ، براى همگان

ضعف الطالب و المطلوب

«ضَعافة» (مصدر «ضعف») به معناى ناتوان شدن است; يعنى، طالب و مطلوب هر دو ناتوان شدند. ظاهراً مقصود اين است كه با دلايل قاطع و غيرقابل انكارى كه ارائه شد، نه تنها ضعف و ناتوانى بت ها; بلكه جهل و نادانى پرستندگان آنها نيز بر همگان آشكار شد.

179- اقرار معبودان باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 18 - 1،3

1 - اعتراف معبود هاى مشركان به روز رستاخيز و در پيشگاه خداوند ، به منزه بودن او از داشتن هر گونه شريك

و يوم يحشرهم و ما يعبدون من دون اللّه . .. قالوا سبحنك

3 - معبود هاى مشركان در روز رستاخيز ، اظهار مى دارند كه حقِ برگفتن سرپرستانى جز خدا را نداشته و سزاوار اين كار نبوده اند .

قالوا سبحنك ما كان ينبغى لنا أن نتّخذ من دونك من أولياء

«أولياء» مى تواند از «وَلايت» (به فتح «واو») به معناى سرپرست باشد و هم مى تواند از وِلايت (به كسر «واو») به معناى «نصرت» باشد. برداشت ياد شده مبتنى بر معناى اول است.

180- الوهيت معبودان باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 99 - 1

1- عجز و ناتوانى معبود هاى مشركان در گريز از جهنم ، دليل عدم الوهيت آنان است .

ماتعبدون من دون اللّه حصب جهنّم . .. لو كان هؤلاء ءالهة ما وردوها

181- امتحان معبودان باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 194 - 6

6 - خداوند از مشركان خواست تا براى آزمون توانايى معبودانشان ، نياز هاى خود را از آنان درخواست كنند .

فادعوهم فليستجيبوا لكم

182- امداد به معبودان باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 43 - 3

3- معبود هاى مشركان از يارى رساندن به خود ناتوان و از يارى خدا محروم اند .

لايستطيعون نصر أنفسهم و لا هم منّا يصحبون

«يصحبون» (از ريشه «صَحِبَ») به معناى «عاشَر» است و لازمه اين معنا، نصرت و تأييد است; زيرا همنشين از ديگر همنشينان

حمايت خواهد كرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 25 - 1

1 - ناتوانى مشركان و هم فكران و معبود هاى آنان از يارى يكديگر

احشروا الذين ظلموا و أزوجهم . .. ما لكم لاتناصرون

183- امداد معبودان باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 93 - 5

5 - باور مشركان ، به يارى رسانى معبودهايشان در سختى ها و هلاكت ها

أين ما كنتم تعبدون . من دون اللّه هل ينصرونكم أو ينتصرون

زير سؤال رفتن توانايى معبودها بر يارى رسانى، حاكى از اين است كه مشركان بر اين باور بودند كه معبودهايشان به آنان يارى خواهند رساند.

184- بطلان عقيده به معبودان باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 20 - 6

6- موجودات دست ساز و فاقد هرگونه قدرت آفرينشگرى ، لياقت الوهيت ندارند و هرگونه عقيده اى به خدايى آنان ، باطل است .

و الذين يدعون من دون الله لايخلقون شيئًا و هم يخلقون

185- بطلان معبودان باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 22 - 7

7 - قيامت، روز استهزاى مشركان و نماياندن ناتوانى و بطلان خدايان دروغين آنهاست.

و يوم نحشرهم جميعا ثم نقول للذين أشركواأين شركاؤكم الذين كنتم تزعمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 24 - 3

3 - ظهور بطلان شرك و پوچى معبودهاى دروغين در قيامت

و ضل عنهم ما كانوا يفترون

از كاربردهاى فعل «ضل» جايى است كه چيزى از بين رفته است و باطل شود. در لسان العرب آمده است: «ضل الشىء إذا ضاع»

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 40 - 11

11 - اگر مشركان در ادعاهاى پوچ و شرك آميز خود صادق هستند، بايد به هنگام سختى متوجه معبودهاى خود شوند.

أغير اللّه تدعون إن كنتم صدقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 27 - 1

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور ابلاغ پيام الهى به مشركان درباره باطل بودن خدايان ادعايى شان

قل أرونى الذين ألحقتم به شركاء

186- بنى اسرائيل و معبودان باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 138 - 15

15 - بى توجهى قوم موسى به نعمت هاى خدا و گرايش آنان به پرستش غير او ، برخاسته از جهالت دامنه دار آنان بود .

و جوزنا ببنى إسرءيل البحر . .. قالوا يموسى ... قال إنكم قوم تجهلون

چنانچه از آيه استفاده مى شود، گرايش بنى اسرائيل به پرستش غير خدا پس از عبورشان از دريا و تحقق اين نعمت بزرگ الهى بوده است. بنابراين مى توان گفت موسى اين جهت را نيز در نظر داشته و آنان را جاهل خوانده است. يعنى اين بى خردى است كه انسان نعمتهاى الهى را ببيند و در عين حال به غير او گرايش پيدا كند. فعل مضارع «تجهلون» بر دامنه دارى اين بى خردى دلالت مى كند.

187- بى ارزشى مالكيت معبودان باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 13 - 11

11 - معبود هاى ادعايى مشركان ، فاقد هرگونه مالكيت ; حتى به مقدار پوست هسته خرما

و الذين تدعون من دونه ما يملكون من قطمير

«قطمير» به معناى لفّافه و پوست ميان خرما و هسته آن است (لسان العرب) البته اين تعبير در آيه شريفه، كنايه از بسيار ناچيز بودن است.

188- بى تأثيرى استمداد از معبودان باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 52 - 4،5

4- بى نتيجه بودن كمك خواهى مشركان از معبودان خويش ، هشدار خداوند به اهل شرك و پذيرندگان ولايت شياطين است .

و يوم يقول نادوا شركاءى . .. فلم يستجيبوا لهم

5- صحنه بيهوده بودن استمداد مشركان از معبود هاى خود در قيامت ، صحنه اى شايان فراگيرى و به خاطر سپردن است .

و يوم يقول نادوا شركاءى . .. فلم يستجيبوا لهم

«يوم» مفعول براى فعل مقدرى مانند «اُذكروا» است ;يعنى، «به ياد آن روز باشيد كه . ..».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 54 - 3

3- سرگذشت رفاه مند مغرور ، عصيان ابليس و بى پاسخ ماندن استمداد مشركان از معبودان خويش در قيامت ، نمونه هايى از مثال هاى هدايت گر قرآن است .

واضرب لهم مثلاً رجلين . .. و لقد صرّفنا فى هذا القرءان للناس من كلّ مثل

اين آيه، به منزله نگاهى است كلّى به آيات گذشته از سى ودوم با پنجاه و سوم.

189- بى تأثيرى درخواست از معبودان باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 14 - 2،7

2- خواندن معبود هاى دروغين و درخواست كردن از آنها ، كردارى بيهوده و باطل است .

له دعوة الحق

تقديم «له» بر «دعوة الحق» حاكى از حصر است ; يعنى ، دعوت حق تنها از آنِ اوست نه از آن غير او. و مراد از غير او به قرينه جمله بعد معبودهايى است كه مشركان آنان را مى خواندند و مى پرستيدند.

7- درخواست كفرپيشگان از معبود هاى دروغين و دعا به پيشگاه آنان ، همواره تباه و بى ثمر است .

و ما دعاء الكفرين إلاّ فى ضلل

از معانى «ضلال» تباهى و نابودى است. تباهى و نابودى را به صورت ظرفى براى دعا قرار دادن (فى ضلال) براى رساندن اين معناست كه: آن دعا كاملاً از ميان رفته و نابود شده است. گويا نابودى همه جوانب آن را فرا گرفته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 74 - 1

1 - اعتراف مشركان حق ناپذير و ستيزه جو ، به بى فايده بودن كامل عبادت غيرخدا و حاجت خواهى از معبود هاى ادعايى خويش

أين ما كنتم تشركون . من دون اللّه قالوا ضلّوا عنّا بل لم نكن ندعوا من قبل شيئًا

جمله «ضلّوا عنّا» (از نظر ما ناپديد شدند و آنان را گم كرديم) كنايه از بطلان و پوچى آيين شرك و بى اثر بودن معبودهاى ادعايى در عرصه قيامت است. گفتنى است جمله «بل لم نكن ندعوا...» مى تواند به معناى بى اثر بودن حاجت خواهى از معبودها باشد; زيرا چيزى كه بى فايده است مانند اين است كه وجود ندارد. هم چنين مى تواند گوياى انكار عبادت معبودها باشد كه از سرِ ناچارى و اضطراب به آنها متوسل شده باشند. احتمال نخست مؤيد برداشت ياد شده است.

190- بى تأثيرى عبادت معبودان باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 3 - 23

23 - تقرب آفرين بودن عبادت معبود ها ( بت و . . . ) عقيده اى است دروغين .

و الذين اتّخذوا من دونه أولياء ما نعبدهم إلاّ ليقرّبونا إلى اللّه زلفى . .. إنّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 43 - 2

2 - مؤمن آل فرعون قومش را از نقش نداشتن معبود هاى ادعايى در سعادت دنيوى و اخروى و نيز بى ثمر بودن عبادت آنها آگاه ساخت .

لاجرم أنّما تدعوننى إليه ليس له دعوة فى الدنيا و لا فى الأخرة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 74 - 1

1 - اعتراف مشركان حق ناپذير و ستيزه جو ، به بى فايده بودن كامل عبادت غيرخدا و حاجت خواهى از معبود هاى ادعايى خويش

أين ما كنتم تشركون . من دون اللّه قالوا ضلّوا عنّا بل لم نكن ندعوا من قبل شيئًا

جمله «ضلّوا عنّا» (از نظر ما ناپديد شدند و آنان را گم كرديم) كنايه از بطلان و پوچى آيين شرك و بى اثر بودن معبودهاى ادعايى در عرصه قيامت است. گفتنى است جمله «بل لم نكن ندعوا...» مى تواند به معناى بى اثر بودن حاجت خواهى از معبودها باشد; زيرا چيزى كه بى فايده است مانند اين است كه وجود ندارد. هم چنين مى تواند گوياى انكار عبادت معبودها باشد كه از سرِ ناچارى و اضطراب به آنها متوسل شده باشند. احتمال نخست مؤيد برداشت ياد شده است.

191- بى ثمرى معبودان باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 71 - 1

1 - پرستش معبودهاى واهى، سود واقعى براى آدميان ندارند.

قل أندعوا من دون الله ما لا ينفعنا

192- بى شعورى معبودان باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 10 - 27

27- معبود هاى اقوام كافر ، موجوداتى فاقد شعور و درك بودند .

عمّا كان يعبد ءاباؤنا

به كار بردن «ما» ى موصول، كه اغلب براى موجود فاقد شعور استعمال مى شود، در معرفى معبودهاى آنان، مى تواند براى بيان نكته ياد شده باشد.

193- بى عقلى معبودان باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 43 - 3

3 - معبود ها و شفيعان مشركان عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، فاقد هرگونه توانايى و تعقل

قل أَوَلو كانوا لايملكون شيئًا و لايعقلون

194- بى منطقى معبودان باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 102 - 3

3- گزينش اوليا و معبودان باطل از سوى كافران ، حركتى بى پايه و متكى بر اوهام است .

أفحسب الذين كفروا أن يتّخذوا عبادى من دونى أولياء

محتمل است «أن يتّخذوا. ..» جانشين دو مفعول براى «حسب» باشد. در اين صورت، معنا چنين مى شود: «آيا كافران گمان مى كنند كه غير مرا ولىّ مى گيرند؟!»; يعنى، آنان، تنها، در اوهام خود غوطهورند و با حقايق فاصله بسيار دارند.

195- بى ياورى معبودان باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 43 - 3

3- معبود هاى مشركان از يارى رساندن به خود ناتوان و از يارى خدا محروم اند .

لايستطيعون نصر أنفسهم و لا هم منّا يصحبون

«يصحبون» (از ريشه «صَحِبَ») به معناى «عاشَر» است و لازمه اين معنا، نصرت و تأييد است; زيرا همنشين از ديگر همنشينان حمايت خواهد كرد.

196- پرسش از معبودان باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 22 - 5

5 - پرسش از موقعيت و جايگاه معبودهاى پندارى مشركان، از صحنه هاى محاكمه آنان در قيامت

ثم نقول للذين أشركواأين شركاؤكم الذين كنتم تزعمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 17 - 2،3

2 - خداوند به روز رستاخيز ، خواستار پاسخ گويى معبود هاى مشركان در باره علت گمراهى مشركان و نقش آنان در اين گمراهى

ويوم يحشرهم و ما يعبدون من دون اللّه فيقول ءأنتم أضللتم عبادى هولاء

3 - خداوند ، به روز رستاخيز ، خواهان توضيح و پاسخ گويى معبود هاى باطل در باره نقش خود مشركان در گمراهى خويش

فيقول ءأنتم أضللتم عبادى هولاء أم هم ضلّوا السبيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 18 - 6

6 - معبود هاى مشركان در پاسخ به سؤال خداوند در قيامت ، عامل انحراف و گمراهى مشركان را ، برخوردارى آنان و پدرانشان از رفاه بسيار و از ياد بردن خدا خواهند دانست .

و لكن متّعتهم و ءاباءهم حتّى نسوا الذكر

«لكن» - كه در استدراك به كار مى رود - در آيه شريفه براى رد اين اتهام است كه معبودها در گمراهى مشركان مؤثر بودند و نيز براى بيان علت هاى واقعى اين انحراف است كه در اين آيه، به دو عامل اشاره شده است: 1- رفاه (كه موجب فراموشى خدا است) (متّعتهم. ..الذكر). 2- رفتار هلاكت بار آنان ( و كانوا قوماً بوراً).

197- پرسش درباره معبودان باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 62 - 4

4 - پرسش تحقيرآميز خداوند از مشركان ، درباره معبود هاى آنان در قيامت

فيقول أين شركاءى

استفهام در «أين شركاءى» براى تهكّم و استهزا است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 74 - 4

4 - پرسش تحقيرآميز خداوند در قيامت از مشركان درباره معبودهايشان

و يوم يناديهم فيقول أين شركاءى

استفهام در «أين شركائى» براى تهكّم و استهزا است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 73 - 3

3 - پرسش عتاب آميز خداوند از مشركان حق ستيز و لجوج ، درباره معبود هاى ادعايى آنان

ثمّ قيل لهم أين ما كنتم تشركون

198- پوچى عقيده به معبودان باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 3 - 8

8 - برگزيدن معبود هاى گوناگون و فاقد هر گونه توانايى ، به جاى خداوندِ تواناى بى همتا و آفريننده عالم هستى ، عملى غير منطقى و شگفت آور

الذى له ملك السموت و الأرض و لم يتّخذ ولدًا و لم يكن له شريك . .. و اتّخذوا من

199- پوچى معبودان باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 71 - 9،10

9 - مشركان ، پرستشگر معبودانى اعتبارى و متكى به خدايانى پوچ و واهى

اتجدلوننى فى أسماء سميتموها أنتم و ءاباؤكم

10 - هود ، گرفتار جدال و كشمكش مدام قوم عاد درباره معبودان بى اساسشان

اتجدلوننى فى أسماء سميتموها أنتم و ءاباؤكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 40 - 2

2- هر معبودى جز خداوند ، تنها داراى نامى از خدايى و خالى از هنر و حقيقت آن

ما تعبدون من دونه إلاّ أسماءً سميتموها

مقصود از «أسماء سميتموها» (نامهايى كه شما بر معبودها نهاده ايد) اين است كه اين نامها ، الفاظى اند كه مصداقى در خارج ندارند. اسمهايى بى مسمى و نامهايى بى نشانند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 27 - 8

8- در قيامت ، پوچى و بطلان خدايان مشركان برملا مى شود .

يقول أين شركاءى الذين كنتم تشقّون فيهم

از اينكه خداوند در قيامت در مؤاخذه مشركان، از آنها مى پرسد: خدايان ادعايى تان كجاست؟ و آنان جوابى نمى دهند، حكايت از آشكار شدن پوچى معبودهاى مشركان مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 56 - 1،2

1- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظف به اعلام خيالى بودن خدايان برگزيده مشركان و ناتوانى كامل آنها در رفع هرگونه بيچارگى و درماندگى از مشركان

قل ادعوا الذين زعمتم من دونه فلايملكون كشف الضرّ عنكم

2- هر معبودى جز خدا ، نيرويى خيالى و براى رفع بيچارگى و بدبختى مردم ، فاقد قدرت است .

قل ادعوا الذين زعمتم من دونه فلايملكون كشف الضرّ عنكم و لاتحويلاً

«الضرّ» به معناى بدحالى درونى و يا جسمانى است (مفردات راغب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 14 - 1

1 - يگانگى خداوند و حقيقت نداشتن هيچ معبودى جز او ، سرلوحه وحى الهى به موسى ( ع ) در وادى طوى بود .

إنّنى أنا اللّه لا إله إلاّ أنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 62 - 3

3 - هر معبودى به جز خدا ، موهوم است و باطل .

و أنّ ما يدعون من دونه هو البطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 13 - 5

5 - شريكانى كه مشركان براى خدا قائل بودند ساخته و پرداخته خودشان بود .

و لم يكن لهم من شركائهم شفعؤا

اضافه شدن «شركاء» به ضمير «هم» - كه مرجع آن، مشركان است - اشعار دارد به اين كه آنان، خود چنين شريكانى را ساخته اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 30 - 5

5 - خدايان مشركان ، باطل و پوچ محض اند .

و أنّ مايدعون من دونه البطل

«باطل» متضاد «حق» است. «حق» به معناى «ثابت و پايدار» آمده است. بنابراين، باطل، به معناى «پوچ و بى ثبات» خواهد شد.(مفردات راغب) لازم به ذكر است، در صورتى كه «ما» در «مايدعون» موصول باشد، دلالت مى كند بر اين كه آنچه مشركان به عنوان معبود و خدا انتخاب كرده اند، باطل است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 22 - 2

2 - خدايان مشركان ، معبودهايى پندارى اند .

قل ادعوا الذين زعمتم من دون اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 6 - 21،23

21 - تمامى معبود ها - جز اللّه - معبودهايى ساختگى و دروغين

لا إله إلاّ هو

23 - آفرينش جهان ( آسمان ، زمين و انسان ) ، دليل يكتايى خدا و پوچى معبود هاى ديگر

خلق السموت و الأرض . .. خلقكم من نفس وحدة ... لا إله إلاّ هو

برداشت بالا مبتنى براين ديدگاه است كه جمله «لا إله إلاّ هو» - كه پس از بحث از خلقت جهان آمده است - به منزله نتيجه و جمع بندى آن بحث باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 4 - 2

2- قرآن ، درصدد تحريك مشركان ، براى انديشيدن به پوچى و ناتوانى معبود هاى دروغينشان

قل أرءيتم ما تدعون من دون اللّه أرونى ماذا خلقوا

تعبير «أرأيتم» چه به معناى «أخبرونى» باشد و چه به معناى سؤال از نگريستن; دعوت براى انديشيدن در ماهيت پوچ بت ها است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 28 - 6

6- ظهور پوچى و بى اثرى معبود هاى مشركان ، به هنگام نزول عذاب الهى

بل ضلّوا عنهم

«ضلّوا عنهم» كنايه از وجود بى خاصيتى است كه معدوم به شمار مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 23 - 1

1 - خدايان دروغين مشركان ، پوچ و بى بهره از هر گونه هويت واقعى

إن هى إلاّ أسماء سمّيتموها

200- تبرى اخروى معبودان باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 14 - 4

4 - حضور معبود ها در قيامت و انكار و تبرّى آنان از شركورزى مشركان

و يوم القيمة يكفرون بشرككم

201- تبرى از معبودان باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 19 - 23،24

23 - پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله)، مأمور به اعلام يگانگى خداوند و اظهار بيزارى از شرك و معبودهاى مشركان

قل إنما هو إله وحد و إننى برىء مما تشركون

24 - لزوم پايدارى در عقيده توحيدى و اعلام صريح بطلان شرك و بيزارى از معبودهاى مشركان

قل لا أشهد قل إنما هو إله وحد و إننى برىء مما تشركون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 78 - 9،11

9 - ابراهيم(ع) در پى ابطال مستدل عقايد شرك آميز قوم خويش، به صراحت از معبودهاى آنان بيزارى جست.

فلما رءا الشمس . .. إنى برىء مما تشركون

چنانچه «ما» در «مما تشركون» موصول باشد، مضمون جمله چنين است: «برىء من الذى تشركون به». يعنى از چيزهاييكه به آن شرك مىورزيد بيزارم.

11 - ضرورت بيزارى جستن از معبودهاى مشركان و عقايد شرك

إنى برء مما تشركون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 54 - 5،6

5- هود ( ع ) به مشركان اعلان كرد كه از معبودهايشان بيزار است و آنها را منشأ هيچ تأثيرى نمى داند و شايسته پرستش نمى شمارد .

قال . .. اشهدوا أنى برىءٌ مما تشركون

بيزارى و تنفر هود(ع) از بتها و معبودهاى اهل شرك، به معناى منشأ أثر ندانستن آنها و شايسته عبادت نشمردنشان است. از اينكه هود(ع) در خطاب به مردم نگفت: «اشهدكم»، ولى در گواه خواهى از خداوند گفت: «اُشهد الله» معلوم مى شود مراد از «واشهدوا»، مجرد اعلان است نه شاهد گرفتن مردم.

6- هود ( ع ) ، خداوند را بر بى تأثير دانستن معبود هاى اهل شرك و اعلان بيزارى از آنان ، گواه گرفت .

قال إنى أُشهد الله واشهدوا أنى برىءٌ مما تشركون

اشهاد (مصدر اشهد) به معناى گواه گرفتن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 55 - 6

6- ناتوانى بت ها براى از ميان بردن هود ( ع ) ، على رغم بيزارى جستن علنى او از آنها ، نشانه حقيقت نداشتن ادعاى قوم عاد ( ابتلاى هود به جنون از ناحيه بت ها )

إن نقول إلاّ اعتريك بعض ءالهتنا بسوء . .. فكيدونى جميعًا ثم لاتنظرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 6 - 4،6

4- بيزارى معبود هاى باطل در قيامت ، از پرستش عبادت گران خود

و كانوا بعبادتهم كفرين

ضمير «كانوا» به معبودها و ضمير «بعبادتهم» به عبادت گران مشرك بازمى گردد.

6- اظهار دشمنى و بيزارى مشركان ، نسبت به معبود هاى دروغين خود در قيامت *

كانوا لهم أعداء و كانوا بعبادتهم كفرين

فاعل «كانوا»، ضميرى است كه ممكن است به «الناس» برگردد و مرجع ضمير «هم» نيز ممكن است معبودهاى مشركان باشد كه در آيه قبل، به عنوان مبعودهاى غير الهى از آنها ياد شده است. بر اساس اين دو احتمال، نكته ياد شده استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - كافرون - 109 - 2 - 5

5 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور ابلاغ تباين معبود خود با معبود هاى مشركان و تصريح به ناهماهنگى كامل ، بين شرك و توحيد

قل . .. لا أعبد ما تعبدون

202- تبرّى معبودان باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 82 - 2

2- معبود هاى مشركان در قيامت ، بطلان و بيهودگى عبادت هاى مشركان را برملا كرده و از آن برائت خواهند جست .

سيكفرون بعبادتهم و يكونون عليهم ضدًّا

در مورد ضميرهاى موجود در آيه، احتمالاتى ذكر شده است; از جمله آن كه ضمير «يكفرون» و «يكونون» به «ءالهة» بازمى گردد و ضمير «بعبادتهم» و «عليهم» به مشركان. برداشت ياد شده مبتنى براين وجه است. گفتنى است كه «كفر» در معانى مختلفى از جمله انكار و برائت استعمال شده است (لسان العرب). در اين آيه نيز به قرينه «و يكونون عليهم ضدّاً» به معناى برائت جستن و سلب مسؤوليت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 18 - 4،5

4 - معبود هاى مشركان در قيامت ، خود را از داشتن هر گونه نقشى در گمراهى مشركان ، تبرئه كرده و آن را تكذيب خواهند كرد .

ءأنتم أضللتم عبادى . .. قالوا سبحنك ما كان ينبغى لنا أن نتّخذ من دونك من أولياء

5 - اظهار شگفتى و اعلام انزجار معبو هاى مشركان در قيامت ، از معبود قرار گرفتن خودشان از سوى مشركان و يا نقش داشتن آنان در گمراهى ديگران

فيقول ءأنتم أضللتم عبادى هولاء . .. قالوا سبحنك

جمله «سبحانك» و يا «سبحان اللّه» در دو مورد به كار مى رود: 1- آن گاه كه سخن شگفت آورى شنيده شود و شنونده بخواهد اظهار شگفتى كند. 2- آن گاه كه سخنى بسيار زشت و ناروايى شنيده شود و شنونده بخواهد از آن اعلان برائت و اظهار انزجار كند و واكنش منفى از خود نشان دهد (برگرفته از لسان العرب).

203- تبيين حقيقت معبودان باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 27 - 9

9 - مشركان ، ناتوان از ارائه تصويرى درست و قابل قبول از حقيقت و جايگاه خدايان ادعايى خود

قل أرونى الذين ألحقتم به شركاء كلاّ بل هو اللّه

از اين كه جوابى از سوى مشركان نقل نشده و خود خداوند زعم و پندار آنان را رد كرده است، به دست مى آيد كه آنان به خوبى مى دانستند كه حقيقت خدايان ادعايى شان قابل ارائه نيست.

204- ترس از معبودان باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 81 - 1

1 - نترسيدن از پيامد شرك به خداى يگانه و در هراس بودن از شريكان موهوم او، كارى شگفت و نابخردانه است.

و كيف أخاف ما أشركتم و لاتخافون أنكم أشركتم بالله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 51 - 9

9- معتقدان به خدايان متعدد ( مشركان ) ، از معبود هاى خويش هراسان بودند .

لاتتخذوا إلهين اثنين . .. فإيّ-ى فارهبون

«فا» در «فإيّاى» جواب شرط مقدر است و آوردن آن بر سر مفعول مقدم - كه مفيد حصر است - مى تواند حكايت از نكته ياد شده بكند.

205- ترس معبودان باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 57 - 9

9- معبود هاى مشركان ، خود ترسان از عذاب خدا و اميدوار به رحمت او هستند .

يرجون رحمته و يخافون عذابه

206- ترك عبادت معبودان باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 71 - 2

2 - نپرستيدن معبودهاى واهى هيچ زيان واقعى در پى ندارد.

أندعوا من دون الله ما لا ينفعنا و لا يضرنا

اين برداشت بر اين اساس است كه جمله شرطيه «إن دعوناهم» پس از «لا ينفعنا»، و «إن تركنا دعوتهم» پس از «لايضرنا» به قرينه صدر آيه منظور شده باشد.

207- تشبيه درخواست از معبودان باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 14 - 6

6- مَثَل درخواست كننده از خدايان دروغين مثل تشنه اى است كه از راه دور دستان خود را به طرف آب دراز مى كند تا آب ، خود به كام او برسد كه هرگز چنين نمى شود .

إلاّ كبسط كفيه إلى الماء ليبلغ فاه و ما هو ببلغه

برخى عبارت «إلاّ كبسط» را استثنا از استجابت گرفته اند و گفته اند تقدير كلام چنين است: «لايستجيبون بشىء من الأستجابة إلاّ استجابة كإستجابة الماء لباسط كفيه إلى الماء». و برخى آن را استثنا از «الذين يدعون» دانسته اند و گفته اند تقدير كلام چنين مى شود: «الذين يدعون من دونه ليسوا إلاّ كباسط كفيه إلى الماء». قابل ذكر است كه ضمير در «ليبلغ» به «الماء» و ضمير در «فاه» (دهانش) به «باسط» برمى گردد. و ضمير «هو» به «الماء» و ضمير در «ببالغه» به «فاه» ارجاع مى شود.

208- تشبيه معبودان باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 28 - 1

1 - معبودان باطل و جعلى ، در مقايسه با خداوند ، همانند بردگان زرخريد در برابر مالك خويش اند .

هل لكم من ما ملكت أيمنكم من شركاء فى ما رزقنكم فأنتم فيه سواء

مثلى كه در آيه آورده شده است، به قرينه آيات سابق - كه درباره اثبات خداوند و وحدانيت بود - براى نفى معبودانى است كه مشركان، آنان را در برابر خداوند، انتخاب كرده بودند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 75 - 3

3 - معبود هاى ادعايى به روز رستاخيز ، در حالى كه همچون سپاهِ آماده به خدمت براى مشركان اند ، از هرگونه يارى رسانى به آنان ناتوان خواهند بود .

لايستطيعون نصرهم و هم لهم جند محضرون

برداشت ياد شده مبتنى بر اين ديدگاه است كه ضمير «هم» به معبودها و ضمير «لهم» به مشركان بازگردد و اين جمله حال براى ضمير غايبى در«لايستطيعون» باشد. بر اين اساس، اين تركيب از باب مبالغه آمده است; زيرا متمركز كردن تمامى نيروها در قالب يك سپاهِ آماده به خدمت و در عين حال ناتوان بودن از يارى رسانى، نشان دهنده اوج ناتوانى معبودها مى باشد. گفتنى است بر اساس اين نظر، آيه شريفه ناظر به روز قيامت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 29 - 5

5 - شباهت خدايان ادعايى شرك پيشگان ، به شريكان ناسازگار و سخت گير

ضرب اللّه مثلاً رجلاً فيه شركاء متشكسون

209- تعدد معبودان باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 20 - 8

8- مشركان ، معبود ها و خدايان متعددى براى خود داشتند .

و الذين يدعون من دون الله لايخلقون شيئًا و هم يخلقون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 21 - 5

5- مشركان ، خدايان متعددى براى خود داشته اند .

أموت غير أحياء و ما يشعرون أيّان يبعثون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 21 - 2

2- مشركان در عصر بعثت ، چندگانه پرست و معتقد به خدايان و معبود ها متعدد بودند .

أم اتّخذوا ءالهة من الأرض

«آلهة» جمع «إله» به معناى خدايان و معبودها است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 3 - 2

2 - مشركان ، داراى معبود هاى متعدد بودند .

و اتّخذوا من دونه ءالهة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 42 - 4

4 - مشركان ، به هنگام طلوع خورشيد اسلام ، به معبود هاى متعددى اعتقاد داشتند .

ليضلّنا عن ءالهتنا

«إله» مفرد «آلهة» به معناى معبود است و جمع آمدن آن حاكى است كه مشركان به چند معبود اعتقاد داشتند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 36 - 8

8 - مشركان ، داراى معبود هاى متعدد

أئنّا لتاركوا ءالهتنا

«إله» (مفرد «ءالهه») به معناى معبود است و جمع آمدن آن، گوياى برداشت ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 3 - 11

11 - مشركان ، داراى معبود هاى متعدد

أولياء ما نعبدهم

210- تعدد معبودان باطل مشركان صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 81 - 1

1- مشركان عصر بعثت ، معبودهايى متعدد را به عنوان « الهه » مى پرستيدند .

واتّخذوا من دون اللّه ءالهة

211- تقرّب معبودان باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 42 - 8

8- در صورت وجود معبودهايى جز خداى صاحب عرش در عالم ، همه آنها در جست و جوى راهى براى قرب به خداوند و بندگى در برابر او خواهند بود .

لو كان معه . .. إذًا لاَبتغوا إلى ذى العرش سبيلاً

برداشت فوق، بر اين اساس است كه مقصود از راه يابى به خداوند، درگيرى و نزاع نباشد; بلكه مقصود، راه تقرب به او باشد. آيه 44 كه مى فرمايد: «همه موجودات و پديده هاى جهان هستى، تسبيح گوى خداوندند، ولى شما درك نمى كنيد» نيز قرينه بر اين نكته است.

212- تكذيب اخروى معبودان باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 25 - 12

12 - قوم ابراهيم ، در قيامت ، معبودان خود را مورد انكار و كفر قرار مى دهند .

ثمّ يوم القيمة يكفر بعضكم ببعض

برداشت بالا بنابراين اساس است كه «يكفر» به همان معناى رايج اش بوده و مفعول آن «ببعض» باشد كه مراد از آن معبودان مشركان است.

213- تكذيب عبادت معبودان باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 74 - 3

3 - مشركان حق ناپذير و ستيزه جو ، از سرِ ناچارى و اضطراب به انكار عبادت كردن معبود هاى ادعايى خويش مى پردازند .

بل لم نكن ندعوا من قبل شيئًا

214- تكذيب معبودان باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 13 - 7

7 - مشركان ، در قيامت ، الوهيت معبودان خويش را انكار مى كنند .

و لم يكن لهم من شركائهم شفعؤا و كانوا بشركائهم كفرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 84 - 2

2 - اقوام قدرتمند محكوم شده به عذاب استيصال ، هنگام مشاهده آثار فرود آن ، توبه كنان به خداى يكتا ايمان آورده و به انكار معبود هاى ادعايى خويش مى پرداختند .

فلمّا رأوا بأسنا قالوا ءامنّا باللّه وحده و كفرنا بما كنّا به مشركين

215- تكذيبهاى معبودان باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 86 - 6

6- ادعاى مشركان در قيامت مبنى بر شريك بودن معبود ها براى خدا ، از سوى خود معبود ها تكذيب خواهد شد .

فألقوا إليهم القول إنكم لكذبون

شكوائيه مشركان از معبودهايشان در قيامت (قالوا هؤلاء . ..)، ممكن است به اين خاطر باشد كه آنان معبودها را عامل گمراهى خود قلمداد مى كنند. از اين رو تكذيب معبودها مى تواند مربوط به همين ادعا باشد.

216- تلاش معبودان باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 57 - 1

1- معبود هاى مشركان ، خود در جست و جوى وسيله و راهى براى تقرب بيشتر به خدا هستند .

أُولئك الذين يدعون يبتغون إلى ربّهم الوسيلة

مشاراليه «أُولئك»، «الذين زعمتم» در آيه قبل است كه مقصود از آن معبودهاى مشركان مى باشد.

217- تنهايى اخروى معبودان باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 95 - 3،4

3- معبود هاى باطل ( فرزند پنداشته شدگان خداوند ) و پرستندگان آنها ، همه يكه و تنها در صحنه قيامت حضور خواهند يافت .

دعوا للرحمن ولدًا . .. و كلّهم ءاتيه يوم القيمة فردًا

«كلّهم» شامل تمامى موجودات ذى شعور آفرينش (من فى السموات والأرض) مى گردد و از جمله آنها كسانى اند كه برخى از مردم; آنان را فرزند خدا مى پنداشتند (مانند: ملائكه، حضرت عيسى و عزير(ع)).

4- تنهايى و بى كسى موجودات شعورمند آفرينش ( معبود هاى پندارى و عبادت كنندگان آنها ) در صحنه قيامت ، تجلى مملوكيت همه آنها در برابر خداوند است .

إلاّ ءاتى الرحمن عبدًا. .. و كلّهم ءاتيه يوم القيمة فردًا

218- توقع از معبودان باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 56 - 7

7- مشركان ، از خدايان خويش توقع داشتند مشكلات و گرفتارى هاى آنان را حل كرده و يا آن را به خوشى تبديل كنند .

ادعوا الذين زعمتم من دونه فلايملكون كشف الضرّ عنكم و لاتحويلاً

219- جهل معبودان باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 21 - 2،3

2- خدايانِ مشركان ، هيچ اطلاعى از زمان وقوع قيامت و رستاخيز خود ندارند .

و ما يشعرون أيّان يبعثون

برداشت فوق، مبتنى بر اين نكته است كه مرجع ضمير فاعلى در «يشعرون» و «يبعثون» معبودهاى باطل باشد كه در آيه قبل از آنها سخن به ميان آمده است.

3- معبود هاى مشركان ، بى اطلاع از زمان رستاخيز پرستش كنندگان خويش

و ما يشعرون أيّان يبعثون

برداشت فوق، مبتنى بر اين احتمال است كه مرجع ضمير «يبعثون» پرستشگران اصنام باشد كه همان ضمير فاعلى «يدعون» است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 56 - 4

4- معبود هاى مشركان ، موجوداتى ناآگاه و بى خبر

و يجعلون لما لايعلمون نصيبًا

احتمال دارد مرجع ضمير، «يعلمون»، «إلهه» باشد كه از «ما» به دست مى آيد. بنابراين، جمله «لايعلمون» در بيان توصيف «ما» است.

220- حتميت ورود معبودان باطل به جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 98 - 4

4- ورود همه مشركان و معبودهايشان به جهنم ، حتمى است .

إنّكم و ماتعبدون من دون اللّه حصب جهنّم أنتم لها وردون

جمله «أنتم لها واردون» تأكيد براى جمله «إنّكم و ماتعبدون. ..» است.

221- حسابرسى از معبودان باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 23 - 5

5- خدايان پندارى مشركان ( مقربان و فرشتگان ) خود مورد محاسبه و بازخواست قرار خواهند گرفت .

لايسل عمّا يفعل و هم يسلون

برداشت ياد شده مبتنى بر اين است كه ضمير «هم» به «من عنده» بازگردد; كه از آنان به مقربان درگاه الهى و مصداق بارز آن «فرشتگان» تعبير مى شود.

222- حشر معبودان باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 28 - 5

5 - حشر مشركان در قيامت ، به همراه معبود هاى مورد پرستش آنان خواهد بود .

ثم نقول للذين أشركوا مكانكم أنتم و شركاؤكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 17 - 1

1 - در روز قيامت ، مشركان به همراه معبود هاى خويش ، محشور خواهند شد .

و يوم يحشرهم و ما يعبدون من دون اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 22 - 1

1 - گرد آمدن مشركان ستم پيشه و هم فكران و معبود هاى آنان ، در عرصه قيامت به فرمان خداوند

احشروا الذين ظلموا و أزوجهم و ما كانوا يعبدون

«ازواج» مى تواند به معناى «اقران» (هم نشينان و هم فكران) باشد و نيز مى تواند جمع «زوج» (به معناى همسر) باشد. برداشت ياد شده مبتنى بر معناى نخست است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 6 - 3

3- حشر تمامى انسان ها و نيز معبود هاى دروغين مشركان ، در قيامت

يدعوا من دون اللّه . .. و إذا حشر الناس كانوا لهم أعداء

از عبارت «كانوا لهم أعداء» استفاده مى شود كه معبودهاى مشركان نيز همانند مردم، محشور مى شوند و در آن رويارويى، عداوت ها صورت مى گيرد.

223- حقيقت معبودان باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 194 - 1،3،5

1 - معبودان دروغين ، موجوداتى همسان با نيايشگران آن معبودها

إن الذين تدعون من دون اللّه عباد أمثالكم

3 - همگان ، چه معبودان و چه پرستش كنندگان ، بنده خدا و مملوك او هستند .

إن الذين تدعون من دون اللّه عباد أمثالكم

«عباد»، جمع «عبد»، و به معناى بندگان و مملوكان است.

5 - توجه دادن اهل شرك به همسانى آنان با معبودانشان در ناتوانى و نيازمندى ، زمينه ساز باور آنان به بطلان شرك و شايسته نبودن معبودان براى پرستش

إن الذين تدعون من دون اللّه عباد أمثالكم

224- حمايت از معبودان باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 27 - 5

5- مشركان ، از معبود هاى ادعايى خويش به سختى دفاع كرده و با يكتاپرستان درباره آنها به منازعه مى پرداختند .

أين شركاءى الذين كنتم تشقّون فيهم

«تشاقّون» (از مصدر شقاق) به معناى مخالفت است به گونه اى كه شخصى در يك طرف و شخص ديگرى در طرف ديگر باشد. فعل «تشاقّون» از باب مفاعله است كه براى فعلهاى دو جانبه استفاده مى شود و به قرينه مقام طرف درگير با مشركان، كسانى اند كه معتقد به خداى واحد بودند و از آنها به موحدان تعبير شده است.

225- خالق معبودان باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 16 - 25

25- خداوند آفريننده چيزهايى كه اهل شرك آنها را معبود ها و خدايان خويش پنداشته اند .

أم جعلوا لله شركاء . .. قل الله خلق كل شىء

از مصداقهاى مورد نظر براى «شىء» معبودهاى اهل شرك است.

226- درخواست از معبودان باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 193 - 5

5 - درخواست كردن از معبودان دروغين براى درخواست كننده بى ثمر و با لب فرو بستن از درخواست مساوى است .

سواء عليكم أدعوتموهم أم أنتم صمتون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 22 - 1

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور فراخوان مشركان به آزمودن ناتوانى خدايانشان از طريق دعاى خود

قل ادعوا الذين زعمتم من دون اللّه لايملكون مثقال ذرّة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 14 - 2

2 - دعا و درخواست مشركان از معبود هاى خويش

و الذين تدعون من دونه . .. إن تدعوهم لايسمعوا دعاءكم

227- درخواست تبيين حقيقت معبودان باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 27 - 3

3 - درخواست پيامبر (صلی الله علیه و آله) از مشركان ، براى نماياندن هويت و جايگاه خدايانشان به او ، جهت ارزيابى حقانيت آنان

قل أرونى الذين ألحقتم به شركاء

228- درخواست معبودان باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 43 - 1

1 - معبود هاى ادعايى مشركان - نه در دنيا و نه در آخرت - هرگز براى انسان ها پيامى نداشته ، آنان را به عبادت خويش فرا نخوانده اند .

لاجرم أنّما تدعوننى إليه ليس له دعوة فى الدنيا و لا فى الأخرة

مقصود از «دعوت» معبودهاى ادعايى در آيه شريفه، دو چيز مى تواند باشد: 1- داشتن پيام براى انسان ها و فراخواندن به عبادت خود; 2- استجابت دعوت و يا دعاى مستجاب شده; يعنى، به تقدير كلمه اى باشد مانند: «استجابة دعوة أو دعوة مستجابة». برداشت يادشده مبتنى بر معناى نخست است.

229- دشمنان اخروى معبودان باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 82 - 8

8- مشركان در قيامت ، پرستش و بندگى معبود هاى ساختگى را انكار كرده و با آنها به ستيز و دشمنى خواهند پرداخت .

سيكفرون بعبادتهم و يكونون عليهم ضدًّا

در برداشت ياد شده، مرجع ضمير «يكفرون» و «يكونون» مشركان و مرجع ضمير «بعبادتهم» و «عليهم» الهه دانسته شده و كفر نيز به معناى انكار گرفته شده است.

230- دشمنى اخروى معبودان باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 82 - 3

3- معبود هاى مشركان در قيامت ، به ستيز و دشمنى با پرستشگران خود خواهند پداخت .

و يكونون عليهم ضدًّا

231- دشمنى با معبودان باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 82 - 9

9- قرآن پيشاپيش از سرخوردگى سريع مشركان و ناكامى آنان در رسيدن به آرزوى عزّت و ثروت ، و ضديّت آنان با معبود هاى موهوم خويش ، خبر داده است .

سيكفرون بعبادتهم و يكونون عليهم ضدًّا

قرينه اى وجود ندارد كه موجب انصراف آيه به وضعيت قيامت مشركان باشد; بنابراين بعيد نيست مراد آيه، اخبار از آينده نزديك مشركان مكه و روگردانى آنان از شرك و بت پرستى باشد. در اين برداشت، ضمير فاعلى «سيكفرون» و «يكونون» به مشركان بازگشت داده شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 6 - 6

6- اظهار دشمنى و بيزارى مشركان ، نسبت به معبود هاى دروغين خود در قيامت *

كانوا لهم أعداء و كانوا بعبادتهم كفرين

فاعل «كانوا»، ضميرى است كه ممكن است به «الناس» برگردد و مرجع ضمير «هم» نيز ممكن است معبودهاى مشركان باشد كه در آيه قبل، به عنوان مبعودهاى غير الهى از آنها ياد شده است. بر اساس اين دو احتمال، نكته ياد شده استفاده مى شود.

232- دشمنى معبودان باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 83 - 9

9- تحريك كافران از سوى شياطين و گمراهى فزون تر آنان ، نشانه اى روشن از سودمند نبودن معبود ها و ضديتشان با پرستشگران خويش

و يكونون عليهم ضدًّا . ألم تر أنّا أرسلنا الشيطين

استفهام در «ألم تر» براى استشهاد و تأييد محتواى آيه قبل است و دلالت بر واضح بودن شاهد دارد به گونه اى كه نديدن و توجه نكردن به آن تعجب دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 86 - 3

3- رانده شدن ذليلانه مشركان به سوى دوزخ ، نمودى از بى ثمر بودن شرك و ضديت معبودهايشان با آنهااست .

و يكونون عليهم ضدًّا . .. يوم نحشر ... و نسوق المجرمين

در آيات پيشين، سخن از بى ثمر بودن پرستش هاى شرك آلود مشركان و تأثير منفى آن بر فرجام اخروى آنان بود; در اين آيه نيز مى تواند بيان مصداقى از همان معنا باشد; خصوصاً اگر «يوم» در «يوم نحشر» متعلق به «يكونون» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 6 - 1

1- موجودات مورد پرستش مشركان ، دشمن ايشان در صحنه رستاخيز

و إذا حشر الناس كانوا لهم أعداء

233- دشنام به معبودان باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 108 - 22

22 - عن أبى عبدالله(ع): . .. كان المؤمنون يسبون ما يعبد المشركون من دون الله و كان المشركون يسبون ما يعبد المؤمنون فنهى الله المؤمنين عن سب آلهتهم لكى لايسب الكفار إله المؤمنين ... فقال: «و لاتسبوا الذين يدعون من دون الله فيسبوا الله عدوا بغير علم».

از امام صادق(ع) روايت شده است: . .. مؤمنان، معبودهاى غير خدا را كه مورد پرستش مشركان بود، دشنام مى دادند و مشركان نيز معبود مؤمنان را ناسزا مى گفتند، پس خداوند مؤمنان را از دشنام دادن به معبودهاى مشركان نهى فرمود، تا كفار نيز معبود مؤمنان را دشنام ندهند و آيه فوق را در اين مورد نازل كرد.

234- دلايل بطلان معبودان باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 40 - 8

8 - توجه نكردن به معبودى غير از خدا به هنگام مشكلات، دليل پوچى تمامى معبودهاى دروغين

قل أرءيتكم . .. إن كنتم صدقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 22 - 6

6 - عدم توانايى بر پاسخ گويى به خواسته هاى مشركان ، دليل بطلان خدايان ادعايى آنان است .

قل ادعوا الذين زعمتم من دون اللّه لايملكون مثقال ذرّة

235- دلايل پوچى معبودان باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 62 - 4

4 - گردش شب و روز در سايه تدبير خدا ، آيتى روشن بر بطلان مرام شرك و پوچى خدايان ديگر

بأنّ اللّه يولج الّيل فى النهار . .. و أنّ ما يدعون من دونه هو البطل

236- دلايل عجز معبودان باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 109 - 4

4- مطالعه در تاريخ اقوام مشرك و توجه به فرجام شوم آنان ، راهى براى پى بردن به بطلان شرك و نبود توان و نيرو در معبود هاى ساختگى است .

فلاتك فى مرية مما يعبد هؤلاء

237- رازقيت معبودان باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 56 - 12،13

12- دخيل دانستن معبود هاى باطل در امر روزى رسانى به بندگان ، افترايى بيش نيست .

و يجعلون لما لايعلمون نصيبًا ممّا رزقنهم تالله لتسئلنّ عمّا كنتم تفترون

ممكن است متعلق «تفترون»، «جعل نصيب» براى معبودهاى باطل از سوى مشركان باشد و مراد از سهم قرار دادن براى معبودها، دخيل دانستن آنها در امر روزى رسانى است.

13- افترا بستن به خدا ( مبنى بر شريك داشتن خداوند در امر روزى ) كار دائمى معتقدان به شرك ربوبى

بربّهم يشركون . .. و يجعلون لما لايعلمون نصيبًا ممّا رزقنهم ... كنتم تفترون

احتمال دارد مراد از «تفترون» همان نكته اى باشد كه در آيه آمده است و آن دخالت دادن و سهيم دانستن معبودها و يا اسباب و عوامل در امر روزى دهى و يا نجات است.

238- رد الوهيت معبودان باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 23 - 5

5 - عجز و ناتوانى مشركان ، از ارائه هرگونه دليل و سند الهى ، بر خداوندگارى معبود هاى خويش

ما أنزل اللّه بها من سلطن

«سلطان»، به معناى حجت و دليل است.

239- رد خالقيت معبودان باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 56 - 10

10- خالق نبودن بت ها و معبود هاى مشركان ، دليل ناشايستگى آنها براى عبادت و تقديس انسان ها

ما هذه التماثيل . .. قال ربّكم ربّ السموت والأرض الذى فطرهنّ

حضرت ابراهيم(ع)، براى ابطال عقيده مشركان و بت پرستان و اثبات توحيد ربوبى براى خداوند، به خالقيت او تمسك كرد. نكته ياد شده بيانگر اين حقيقت است كه تنها خالق جهان، شايسته تقديس و عبادت است، نه چيز ديگر.

240- رد شفاعت معبودان باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 23 - 11

11 - ناتوانى معبود ها از شفاعت كردن به پيشگاه خداوند و نجات دادن پرستندگان خويش به هنگام گرفتارى ، دليل ناشايستگى آنها براى پرستش

ءالهة إن يردن الرحمن بضرّ لاتغن عنّى شفعتهم شيئًا و لاينقذون

برداشت ياد شده به جهت اين نكته است كه جمله «إن يردن الرحمان. ..» در مقام تعليل براى جمله «ءأتّخذ من دونه» مى باشد.

241- رد عبادت معبودان باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 40 - 5

5- خداوند ، هيچ رخصتى براى پرستش معبود هاى اهل شرك نداده است .

ما أنزل الله بها من سلطن

برداشت فوق، ناظر به اين مطلب است كه مراد از «سلطاناً»، حجت و دليل نقلى باشد.

242- رد قداست معبودان باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 56 - 10

10- خالق نبودن بت ها و معبود هاى مشركان ، دليل ناشايستگى آنها براى عبادت و تقديس انسان ها

ما هذه التماثيل . .. قال ربّكم ربّ السموت والأرض الذى فطرهنّ

حضرت ابراهيم(ع)، براى ابطال عقيده مشركان و بت پرستان و اثبات توحيد ربوبى براى خداوند، به خالقيت او تمسك كرد. نكته ياد شده بيانگر اين حقيقت است كه تنها خالق جهان، شايسته تقديس و عبادت است، نه چيز ديگر.

243- رد معبودان باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - كافرون - 109 - 2 - 1

1 - رد معبود هاى كافران و امتناع از عبادت آنها در تمام عمر خويش ، خط مشى ارائه شده از سوى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در گفتوگو با كافران

لا أعبد ما تعبدون

244- زيان استمداد از معبودان باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 101 - 15

15- استمداد از خدايان دروغين نه تنها سودى براى استمداد كنندگان ندارد ; بلكه بر خسارت و تباهى آنان نيز مى افزايد .

و ما زادوهم غير تتبيب

در جمله «و ما زادوهم . ..» نسبت افزودن خسارت به بتها داده شده است; ولى از آن جا كه بتها بر خسارت زدن ناتوانند، مراد از «ما زادوهم ...» به قرينه «التى يدعون ...» اين است كه: اعتقاد به بتها مايه خسارت است و خواندن آنها و استمداد از آنها به هنگام نزول عذاب الهى، موجب افزايش خسارت استمداد كنندگان خواهد شد.

245- زيان رسانى معبودان باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 55 - 1،4

1 - مشركان ، در عصر بعثت ، موجوداتى را مى پرستيدند كه از رساندن نفع و يا دفع ضرر ، ناتوان بودند .

و يعبدون من دون اللّه ما لاينفعهم و لايضرّهم

4 - معبود هاى مشركان ، ناتوان از سودرساندن و يا دور كردن زيان از عبادت كنندگان خويش

و يعبدون من دون اللّه ما لاينفعهم و لايضرّهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 42 - 1

1 - در روز قيامت معبود هاى مشركان ، نمى توانند هيچ سود و زيانى را براى كسى عهده دار شوند .

فاليوم لايملك بعضكم لبعض نفعًا و لا ضرًّا

246- سرزنش سهم المال معبودان باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 56 - 8

8- اختصاص دادن بخشى از روزى خدادادى به معبود هاى باطل ، مورد نكوهش خداوند

و يجعلون لما لايعلمون نصيبًا ممّا رزقنهم تالله لتسئلنّ

247- سرزنش عقيده به رازقيت معبودان باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 56 - 7

7- سهيم دانستن معبود هاى باطل در روزى دهى ، مورد سرزنش خداوند

و يجعلون لما لايعلمون نصيبًا ممّا رزقنهم تالله لتسئلنّ

248- سهم المال معبودان باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 137 - 9

9 - تعيين سهمى در اموال براى خداوند و سهمى براى شريكان موهوم او و تجويز مصرف سهم خداوند براى شريكان، كارهايى زيبا و شايسته از ديدگاه مشركان عصر جاهليت

و جعلوالله مما ذراً من الحرث . .. كذلك زين لكثير من المشركين

اسم اشاره «كذلك» به آيه قبل اشارت دارد و مفاد «كاف» تشبيه در آن، بيان شباهت تزيين در اين كار (قتل فرزند) با تزيين در

آيه قبل (تعيين سهام و . ..) است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 56 - 3،6

3- مشركان ، بخشى از درآمد خود را براى معبود هاى خود اختصاص مى دادند .

و يجعلون لما لايعلمون نصيبًا ممّا رزقنهم

برداشت فوق، مبتنى بر اين اساس است كه فاعل «لايعلمون» «ما» بوده و مراد از آن بتها باشد كه مفعول آن حذف شده است. بنابراين معناى عبارت چنين مى شود: مشركان قرار مى دهند سهمى را بر موجوداتى كه چيزى نمى دانند.

6- اختصاص دادن مقدارى از اموال خويش براى معبود هاى باطل ، از بدعت هاى مشركان

و يجعلون لما لايعلمون نصيبًا ممّا رزقنهم تالله لتسئلنّ

249- شرايط كيفر معبودان باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 29 - 5

5- كسانى كه به خدايى برگرفته شده ، ولى خود مدعى آن نيستند ، گنه كار نبوده و كيفر نمى شوند .

و من يقل منهم إنّى إله . .. نجزيه جهنّم

برداشت بالا از مفهوم شرط استفاده شده است; يعنى، خداوند تنها كسانى را كه مدعى خدايى هستند عذاب مى كند، نه كسانى كه خود هيچ ادعايى در باره خدا بودن خويش ندارند.

250- شعور معبودان باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 52 - 11

11- در ميان معبودان مشركان ، موجودات شعوردار نيز وجود دارد .

شركاءى الذين زعمتم فدعوهم

با توجه به واژه «الذين» و ضمير «هم» كه براى ذوى العقول است، چنين برمى آيد كه معبودهاى مشركان، صرفاً، بت و يا موجودات فاقد شعور ديگر نيستند، بلكه موجوداتى با شعور مانند ملائكه جن و . .. نيز در بين آن ها وجود دارند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 3 - 12

12 - برخى از معبود هاى مشركان ، از موجودات داراى شعوراند .

أولياء ما نعبدهم

با توجه به آمدن ضمير «هم» - كه در مورد موجودات شعورمند به كار مى رود - برداشت يادشده قابل استفاده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 4 - 7

7- برخى از معبود هاى مشركان ، در شمار موجودات شعورمند

ما تدعون من دون اللّه . .. ماذا خلقوا ... أم لهم شرك

به كار رفتن ضماير ذوى العقول در مورد معبودهاى دروغين مشركان، مى تواند از آن جهت باشد كه در ميان آنها، عناصرى شعورمند نيز وجود داشته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 5 - 8

8- وجود موجودات شعورمند ، در ميان معبود هاى مشركان

من لايستجيب له إلى يوم القيمة و هم عن دعائهم غفلون

251- شعيب(ع) و معبودان باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 88 - 18

18- شعيب ( ع ) هرگز تمايلى به اجحاف و بى عدالتى در داد و ستد و گرايشى به عبادت معبود هاى دروغين نداشت .

و ما أُريد أن أُخالفكم إلى ما أنهيكم عنه

252- شفاعت معبودان باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 94 - 4،6،7،8

4 - مشركان مى پنداشتند پس از مرگ مورد شفاعت معبودهاى خويش قرار خواهند گرفت.

و ما نرى معكم شفعاءكم الذين زعمتم أنهم فيكم شركؤا

6 - مغرور شدن به داراييها و توهم برخوردارى از شفاعت از سوى معبودهاى خيالى از عوامل غفلت انسان و دورى او از واقعيتهاست.

و تركتم ما خولنكم وراء ظهوركم و ما نرى معكم شفعاءكم الذين زعمتم

روى سخن آيه با مشركان و حكايت حال آنان پس از مرگ است، جمله هاى «و تركتم . .. » و «ما نرى ... » بيان دو عامل عمده گمراهى و سوء عاقبت مشركان است كه يكى از آنها مغرور شدن به دنيا و ديگرى توهم برخوردارى از شفاعت از سوى معبودهاى خويش است.

7 - شريك پنداشتن براى خداوند و پندار شفاعت آنها، امرى خيالى و موهوم است.

الذين زعمتم أنهم فيكم شركؤا

8 - با فرارسيدن مرگ، مشركان بر پوچى پندار خويش در مورد شفاعت معبودهاى خود پى خواهند برد.

و ما نرى معكم شفعاءكم الذين زعمتم أنهم فيكم شركؤا . .. و ضل عنكم ما كنتم تزعمون

در لسان العرب آمده كه يكى از معانى «ضل»، پنهان و غايب شد است. بنابراين معنى جمله «و ضل عنكم ... »، يعنى آنچه را شما مى پنداشتيد پس از مرگ شفاعت شما را خواهند كرد، غايب و پنهان گشته اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 87 - 2

2- معبود هاى پندارى مشركان ، از شفاعت در قيامت ناتوانند .

واتّخذوا من دون اللّه ءالهةً . .. لايملكون الشفعة

چنان كه برخى از مفسران گفته اند، مرجع ضمير در «لايملكون» مى تواند «الهه» در آيات پيشين باشد. دراين صورت ردِ پندار شفاعتى است كه مشركان آن را از معبودهاى خود توقع داشتند. دراين وجه استثنا منقطع و مفاد آن چنين خواهد بود: هر كس به عهدى نزد خداوند دست يافته باشد، توان شفاعت دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 23 - 2

2 - عقيده مشركان به شفاعت خدايانشان در پيشگاه خدا براى آنان

قل ادعوا الذين زعمتم من دون اللّه لايملكون مثقال ذرّة . .. و لاتنفع الشفعة عنده

ذكر عدم فايده شفاعت شفاعت كننده اى در پيشگاه خداوند به جز شفاعت كسانى كه خود خدا به آنان اذن داده است; مى رساند كه مشركان اعتقاد داشته اند كه خدايان ادعايى آنان نقش شفاعت كننده دارند. خداوند نيز درصدد رد آن گمان و پندار است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 23 - 6

6 - مردم انطاكيه ، معتقد به شفاعت كردن معبودهايشان به پيشگاه خداوند

ءالهة . .. لاتغن عنّى شفعتهم شيئًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 43 - 1،2

1 - اعتقاد مشركان ، به شفاعت و وساطت كردن معبود ها در پيشگاه خداوند

أم اتّخذوا من دون اللّه شفعاء

2 - شفاعت و واسطه شدن معبود ها ، هدف و انگيزه مشركان از عبادت كردن آنها

أم اتّخذوا من دون اللّه شفعاء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 41 - 3

3 - مشركان ، ناتوان از اثبات توانايى معبود هاى ادعايى خويش ، بر شفاعت و تضمين سعادت اخروى براى آنان

أم لهم شركاء فليأتوا بشركائهم إن كانوا صدقين

امر در «فليأتوا» براى تعجيز است; يعنى، مشركان ناتوان از اين كاراند.

253- شكايت از معبودان باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 86 - 2

2- مشركان ، در قيامت با خداوند سخن مى گويند و از معبودهايشان شكايت مى كنند .

قالوا ربّنا هؤلاء شركاؤنا

جمله «فألقوا إليهم القول . ..» مى تواند قرينه باشد بر اينكه سخن مشركان (قالوا ...) به عنوان شكايت ادا مى شود.

254- شگفتى عقيده به معبودان باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 3 - 8

8 - برگزيدن معبود هاى گوناگون و فاقد هر گونه توانايى ، به جاى خداوندِ تواناى بى همتا و آفريننده عالم هستى ، عملى غير منطقى و شگفت آور

الذى له ملك السموت و الأرض و لم يتّخذ ولدًا و لم يكن له شريك . .. و اتّخذوا من

255- ضعف معبودان باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 117 - 1

1 - هر معبودى - جز خداوند - موجودى ضعيف و مقهور حوادث

ان يدعون من دونه الا انثاً

«اناث» جمع «انثى»، به معناى موجود ضعيف و تأثيرپذير است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 14 - 13

13 - پذيرش ولايت معبودانى نيازمند و ناتوان از رفع نياز ديگران، نشانه بى خردى است.

قل أغير اللّه أتّخد وليا فاطر السموت و الأرض و هو يطعم و لا يطعم

استفهام انكارى همراه با توبيخ و تعجب در «قل أغير اللّه» حكايت از آن دارد كه پذيرش ولايت غير خدا توجيه صحيحى ندارد و كارى ست دور از منطق و خرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 17 - 9

9 - توانايى بتها و معبودهاى خيالى در دفع شر و رساندن خير، پندار نارواى مشركان

و إن يمسسك اللّه بضر فلا كاشف له إلا هو و إن يمسسك بخير فهو على كل شىء قدير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 22 - 7

7 - قيامت، روز استهزاى مشركان و نماياندن ناتوانى و بطلان خدايان دروغين آنهاست.

و يوم نحشرهم جميعا ثم نقول للذين أشركواأين شركاؤكم الذين كنتم تزعمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 23 - 2

2 - بى پناهى مشركان در قيامت و ناتوانى معبودهاى آنان از كمك رساندن به آنها

أين شركاؤكم . .. ثم لم تكن فتنتهم إلا أن قالوا و اللّه ربنا ما كنا مشركين

اين آيه و آيه پيش ترسيمى از چهره مشركان در قيامت است. در آيه پيش خطاب به مشركان شده كه: «أين شركاؤكم» ؟ و در اين آيه درماندگى و بيچارگى و عجز آنان از پاسخ و دفاع را بيان داشته است.

256- ظلمت معبودان باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 16 - 17

17- خداوند ، حقيقتى بصير و پرفروغ است و معبود هاى اهل شرك كور و تاريكند .

قل هل يستوى الأعمى والبصير أم هل تستوى الظلمت والنور

برداشت فوق بر اين مبناست كه «أعمى» و «ظلمات» اوصاف معبودهاى اهل شرك و «بصير» و «نور» وصف خداوند باشد.

257- عبادت معبودان باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 71 - 1

1 - پرستش معبودهاى واهى، سود واقعى براى آدميان ندارند.

قل أندعوا من دون الله ما لا ينفعنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 71 - 9

9 - مشركان ، پرستشگر معبودانى اعتبارى و متكى به خدايانى پوچ و واهى

اتجدلوننى فى أسماء سميتموها أنتم و ءاباؤكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 195 - 5

5 - پرستش چيزى ناتوانتر از پرستنده آن ، نابخرى و مايه شگفتى است .

ألهم أرجل يمشون بها . .. أم لهم ءاذان يسمعون بها

استفهام در جمله «ألهم . .. » به انگيزه تعجب ايراد شده و منشأ تعجب به مناسبت مورد، نابخردى پرستشگران بتهاست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 73 - 6

6- پرستش عناصر بى تأثير و ناتوان ، نشان كوتاه نظرى و ناآگاهى مشركان است .

و يعبدون من دون الله ما لايملك لهم رزقًا . .. و لايستطيعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 45 - 6

6 - مشركان نسبت به ياد كردن خدا به همراه ياد ديگر معبود ها و نيز عبادت مشترك خدا و معبود ها ، حساس نبوده و مخالفت نمىورزيدند .

و إذا ذكر اللّه وحده اشمأزّت . .. و إذا ذكر الذين من دونه إذا هم يستبشرون

از آيه شريفه به روشنى استفاده مى شود كه مشركان نسبت به ياد كردن خدا به تنهايى حساس بوده و از ياد شدن معبودهاى خود بدون ياد شدن خدا خوشحال مى شدند; ولى در اين آيه از واكنش و حساسيت مشركان در صورتى كه نام خدا و معبودها با هم و مشتركاً ياد شوند، سخنى به ميان نيامده است. بنابراين ياد نشدن آن، مى تواند حاكى از مطلب بالا باشد.

258- عبوديت معبودان باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 42 - 8

8- در صورت وجود معبودهايى جز خداى صاحب عرش در عالم ، همه آنها در جست و جوى راهى براى قرب به خداوند و بندگى در برابر او خواهند بود .

لو كان معه . .. إذًا لاَبتغوا إلى ذى العرش سبيلاً

برداشت فوق، بر اين اساس است كه مقصود از راه يابى به خداوند، درگيرى و نزاع نباشد; بلكه مقصود، راه تقرب به او باشد. آيه 44 كه مى فرمايد: «همه موجودات و پديده هاى جهان هستى، تسبيح گوى خداوندند، ولى شما درك نمى كنيد» نيز قرينه بر اين نكته است.

259- عجز اخروى معبودان باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 92 - 3

3 - ناتوانى معبود هاى مشركان از نجات گمراهان ، از دوزخ و دفاع از آنان در برابر عذاب

و برّزت الجحيم للغاوين . و قيل لهم أين ما كنتم تعبدون

پرسش از مكان معبودها - به قرينه آيه قبل كه سخن از رخ نمودن دوزخ براى گمراهان است - پرسش از موقعيت آنها براى نجات گمراهان از دوزخ و هرگونه دفاع از آنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 93 - 3

3 - عناصر مورد اتكاى مشركان ، خود گرفتار در قيامت و ناتوان از يارى رساندن به ديگران و دفاع از خويش

هل ينصرونكم أو ينتصرون

«نصر» (مصدر «ينصرون») براى دفاع از ديگران و«انتصار» (مصدر «ينتصرون») به معناى دفاع از خود به كار مى رود. ضميرهاى فاعل در دو فعل ياد شده، به معبودها بازمى گردد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 42 - 1

1 - در روز قيامت معبود هاى مشركان ، نمى توانند هيچ سود و زيانى را براى كسى عهده دار شوند .

فاليوم لايملك بعضكم لبعض نفعًا و لا ضرًّا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 75 - 3

3 - معبود هاى ادعايى به روز رستاخيز ، در حالى كه همچون سپاهِ آماده به خدمت براى مشركان اند ، از هرگونه يارى رسانى به آنان ناتوان خواهند بود .

لايستطيعون نصرهم و هم لهم جند محضرون

برداشت ياد شده مبتنى بر اين ديدگاه است كه ضمير «هم» به معبودها و ضمير «لهم» به مشركان بازگردد و اين جمله حال براى ضمير غايبى در«لايستطيعون» باشد. بر اين اساس، اين تركيب از باب مبالغه آمده است; زيرا متمركز كردن تمامى نيروها در قالب يك سپاهِ آماده به خدمت و در عين حال ناتوان بودن از يارى رسانى، نشان دهنده اوج ناتوانى معبودها مى باشد. گفتنى است

بر اساس اين نظر، آيه شريفه ناظر به روز قيامت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 48 - 1،3

1 - معبود هاى مشركان ، محو و ناپيدا و فاقد كارايى در صحنه قيامت

و ضلّ عنهم ما كانوا يدعون من قبل

«ضلّ» هرگاه با «عن» متعدى شود، به معناى گم شدن خواهد بود. گفتنى است كه در آيه كنايه از سودمند نبودن و كارايى نداشتن مى باشد.

3 - ناكارآمدى معبود هاى مشركان در قيامت ، گواه نادرستى كرنش و عبادت در برابر آنها در دنيا

و ضلّ عنهم ما كانوا يدعون من قبل

260- عجز معبودان باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 46 - 5،13

5 - اگر خداوند نعمت بينايى، شنوايى و ادراكى انسان را سلب كند، معبودهاى باطل قدرت بازگرداندن آنها را ندارند.

إن أخذ اللّه سمعكم . .. من إله غير اللّه يأتيكم به

13 - عن أبى جعفر(ع) فى قوله: «قل أرأيتم إن أخذ اللّه سمعكم و أبصاركم و ختم على قلوبكم» يقول: إن أخذ اللّه منكم الهدى من إله غير اللّه يأتيكم به . .. .

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 191 - 1

1 - مشركان ، موجوداتى را شريك خدا مى پنداشتند كه از آفرينشِ كمترين چيزى ناتوان بودند .

أيشركون ما لايخلق شيئا

كلمه «كمترين» در برداشت فوق از نكرده بودن «شيئا» استفاده شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 192 - 1،2،4

1 - مشركان موجوداتى را مى پرستيدند و شريك خدا مى پنداشتند كه بر يارى رسانى به ايشان ناتوان بودند .

أيشركون ما . .. لايستطيعون لهم نصرا

ضمير فاعلى در «لايستطيعون» به «ما»ى موصوله در «ما لايخلق» برمى گردد و «هم» در «لهم» به مشركان ارجاع مى شود. يعنى معبودان اهل شرك توانايى يارى رسانى به پرستش كنندگان خود را ندارند.

2 - معبودان مشركان حتى قادر به دفاع از خويش نبودند .

أيشركون ما . .. لا أنفسهم ينصرون

ضميرهاى «أنفسهم» و «ينصرون» به «ما لايخلق»، كه همان معبودان اهل شرك است، برمى گردد. يعنى معبودان، خود را يارى نمى كنند. يارى از خود به معناى دفاع از خويشتن است.

4 - عاجز بودن معبودان اهل شرك بر دفاع از خود و پرستشگران خويش ، دليل عدم لياقت آنها براى ربوبيت و پرستش

أيشركون ما . .. لايستطيعون لهم نصرا و لا أنفسهم ينصرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 193 - 1،2،4،5،6

1 - مشركان هر چند خواستار رهنمودى از معبودانشان شوند ، پاسخى از آنان دريافت نمى كنند .

و إن تدعوهم إلى الهدى لايتبعوكم

برداشت فوق بر اين اساس است كه خطاب در «تدعوهم» متوجه مشركان باشد. بر اين مبنا ضمير «هم» به معبودان برمى گردد و «إلى الهدى» به اين معنا خواهد بود: «الى ان يهديهم اصنامهم». بنابراين آيه چنين معنا مى شود: اگر شما مشركان از بتهاى خويش بخواهيد كه شما را راهنمايى كنند، آنها از شما حرف شنوايى ندارند. جمله بعد، خصوصا كلمه «عليكم»، نه «عليهم»، مؤيد اين معنا مى باشد.

2 - معبودان اهل شرك ، موجوداتى ناتوان از هدايتگرى پرستش كنندگان خويش

و إن تدعوهم إلى الهدى لايتبعوكم

4 - ناتوانى معبودان اهل شرك از هدايت آنان و اجابت خواسته هايشان ، دليل بطلان شرك و شايسته نبودن آنها براى پرستش

و إن تدعوهم إلى الهدى لايتبعوكم

5 - درخواست كردن از معبودان دروغين براى درخواست كننده بى ثمر و با لب فرو بستن از درخواست مساوى است .

سواء عليكم أدعوتموهم أم أنتم صمتون

6 - معبودان اهل شرك از برآوردن خواسته هاى پرستندگان خويش عاجزند .

سواء عليكم أدعوتموهم أم أنتم صمتون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 194 - 5،6،8

5 - توجه دادن اهل شرك به همسانى آنان با معبودانشان در ناتوانى و نيازمندى ، زمينه ساز باور آنان به بطلان شرك و شايسته نبودن معبودان براى پرستش

إن الذين تدعون من دون اللّه عباد أمثالكم

6 - خداوند از مشركان خواست تا براى آزمون توانايى معبودانشان ، نياز هاى خود را از آنان درخواست كنند .

فادعوهم فليستجيبوا لكم

8 - ناتوانى معبودان از اجابت خواسته هاى پرستشگران خويش ، افشاگر پندار باطل و دروغين مشركان ( پندار شريك براى خداوند )

فادعوهم فليستجيبوا لكم إن كنتم صدقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 195 - 3،7،8

3 - فقدان اثر مطلوب در اعضاى تعبيه شده در بت ها ، دليل ناتوانى بيشتر آنها از عبادتگرانشان

ألهم أرجل يمشون بها . .. أم لهم ءاذان يسمعون بها

جمله «عباد أمثالكم» به همسانى بتها با پرستشگرانشان در نيازمندى و ناتوانى اشاره كرد و آيه مورد بحث با توجه دادن مشركان به اينكه بتها از اعضاى تعبيه شده در آنها هيچ بهره اى نمى برند اين نكته را به آنان يادآور مى شود كه بتها و معبودان دروغين حتى از پرستشگرانشان عاجزتر و ناتوانترند.

7 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) از جانب خدا مأمور شد تا براى اثبات ناتوانى بت ها ، مشركان را به تحدى و مبارزه عليه خويش دعوت كند .

قل ادعوا شركاءكم ثم كيدون فلاتنظرون

8 - خداوند از مشركان خواست اگر خدايانشان بر امرى توانا هستند با كمك آنها عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) توطئه كنند و براى از ميان بردن وى هيچ درنگى رواندارند .

قل ادعوا شركاءكم ثم كيدون فلاتنظرون

«كيدون» مركب از فعل امر «كيدوا» (از «كيد»، به معنى فكر كردن و توطئه چيدن) و نون وقايه است. كسره نون دلالت بر حذف «ياء» متكلم دارد. بنابراين «كيدون» (كيدونى) يعنى عليه من توطئه كنيد. «انظار» مصدر «لاتنظروا» به معناى مهلت دادن است. «لاتنظرون» نيز مركب از فعل نهى و نون وقايه است ; يعنى: فلاتنظرونى، مرا مهلت ندهيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 197 - 2،3،6

2 - معبودان اهل شرك ، هرگز توان يارى ايشان را ندارند .

و الذين تدعون من دونه لايستطيعون نصركم

3 - معبودان مشركان در برابر حوادث قادر به دفاع از خويشتن نيستند .

و لا أنفسهم ينصرون

6 - ناتوانى معبودان اهل شرك در دفاع از خود و ديگران ، دليلى بر بطلان شرك است .

و لايستطيعون نصركم و لا أنفسهم ينصرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 198 - 1،2،4،8

1 - معبودان اهل شرك ناتوان از ارائه رهنمون به پرستشگران خود

و إن تدعوهم إلى الهدى لايسمعوا

«تدعوا» جمع مخاطب از «يدعو» و خطاب در آن متوجه اهل شرك است. «هدى» مصدر و فاعل آن ضميرى است كه به «الذين تدعون» در آيه قبل برمى گردد و مفعولش مشركان مى باشد. بنابراين «إلى الهدى» يعنى «إلى أن يهدوكم».

2 - معبودان اهل شرك عاجز از شنيدن سخنان عبادت كنندگان خويش

و إن تدعوهم . .. لايسمعوا

4 - چشم هاى تعبيه شده در بت ها هرگز بر ديدن اشيا توانا نبودند .

و هم لايبصرون

ضميرها در جمله «هم لايبصرون» به «الذين تدعون» برمى گردد.

8 - ناتوانى معبودان اهل شرك از اجابت درخواست ها ، شنيدن سخنان و ديدن اشيا ، دليل بطلان شرك و ناروايى پرستش غير

خدا

و إن تدعوهم إلى الهدى لايسمعوا . .. و هم لايبصرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 14 - 1

1- انسان ها و معبود هاى دروغينشان ، ناتوان از آوردن ده سوره هم طراز قرآن

قل فأتوا بعشر سور مثله . .. فإلّم يستجيبوا لكم

ظاهر اين است كه خطاب در «لكم» و «اعملوا» - به قرينه «فهل أنتم مسلمون» - متوجه مشركان باشد. براين اساس، ضمير فاعلى در «يستجيبوا» به «من استطعتم» باز مى گردد; يعنى، [اى پيامبر ! به مشركان بگو:] اگر كسى و از جمله معبودهايتان، براى آوردن همانند قرآن - به خاطر عجزشان - دعوت شما را اجابت نكردند ... .

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 20 - 7

7- هيچ كس ( معبودان اهل شرك ) توان يارى كردن گرفتاران به عذاب الهى را نخواهد داشت .

و ما كان لهم من دون الله من أولياء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 101 - 8

8- بت ها و خدايان پندارى ، هرگز به فرياد پرستشگران خويش نمى رسند و نمى توانند حتى اندكى از عذاب هاى الهى را از آنان دور سازند .

فما أغنت عنهم ءالهتهم التى يدعون من دون الله من شىء لما جاء أمر ربك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 109 - 3

3- خدايان ساختگى اهل شرك ، فاقد هر گونه توان و نيرو براى دفاع از پرستشگران خويش

فلاتك فى مرية مما يعبد هؤلاء

تفريع جمله «لاتك . ..» بر داستانهاى اقوام گذشته، گوياى اين نكته است كه: حال كه داستان مشركان گذشته را شنيدى، اين حقيقت براى تو روشن شد كه خدايان اهل شرك نتوانستند پرستشگران خويش را از مهلكه ها نجات دهند; پس در اين نكته شك و ترديدى به دل راه نده كه خدايان اهل شرك در زمان تو نيز نمى توانند كارى براى پرستشگران خويش انجام دهند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 40 - 7

7- معبود هاى اهل شرك ، فاقد هرگونه اقتدار و سيطره اند .

ما أنزل الله بها من سلطن

برداشت فوق ، بر اين مبناست كه مراد از «سلطان» سيطره و اقتدار باشد. بر اين مبنا ، ضمير در «بها» به «أسماء» - كه مراد از

آن معبودهاست - برمى گردد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 14 - 4

4- خدايان دروغين ، از اجابت كردن درخواست ها ناتوانند .

والذين يدعون من دونه لايستجيبون لهم بشىء

مراد از ضمير «يدعون» و «لهم» مشركان است و ضميرى كه بايد به موصول (الذين) باز گردد محذوف مى باشد. بنابراين «والذين يدعون ...» ; يعنى ، آن چيزه او كسانى كه مشركان آنان را مى خوانند، ايشان را اجابت نمى كنند به كمترين اجابتى.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 16 - 10

10- معبود هاى اهل شرك حتى از نفع رسانى به خويشتن و از دفع ضرر از خود ناتوانند .

لايملكون لأنفسهم نفعًا و لا ضرًّا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 20 - 1،5،6،9

1- خدايان ادعايى مشركان ، قدرت آفرينش هيچ چيزى را ندارند .

و الذين يدعون من دون الله لايخلقون شيئًا

«يدعون» صله «الذين» است و ضمير صله، ضمير مفعولى است كه حذف گرديده و مرجع آن الذين است. مراد از «الذين» به قرينه آيات قبل - كه درباره خدايان ادعايى ناتوان بود - خدايان مشركان است.

5- مشركان ، موجودات فاقد قدرت و دست ساز را خداى خويش قرار مى دادند .

و الذين يدعون من دون الله لايخلقون شيئًا و هم يخلقون

برداشت فوق، بر اين اساس است كه مراد از «يدعون» خواندن آن موجودات به عنوان خدا باشد.

6- موجودات دست ساز و فاقد هرگونه قدرت آفرينشگرى ، لياقت الوهيت ندارند و هرگونه عقيده اى به خدايى آنان ، باطل است .

و الذين يدعون من دون الله لايخلقون شيئًا و هم يخلقون

9- مشركان ، معبودهايى را مى پرستيدند كه فاقد هرگونه قدرت بودند .

و الذين يدعون من دون الله لايخلقون شيئًا و هم يخلقون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 73 - 7

7- خدايان مشركان ، فاقد هرگونه توانايى و قدرت در جهانند .

و يعبدون من دون الله ما لايملك . .. و لايستطيعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 56 - 1،2،9

1- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظف به اعلام خيالى بودن خدايان برگزيده مشركان و ناتوانى كامل آنها در رفع هرگونه بيچارگى و درماندگى از مشركان

قل ادعوا الذين زعمتم من دونه فلايملكون كشف الضرّ عنكم

2- هر معبودى جز خدا ، نيرويى خيالى و براى رفع بيچارگى و بدبختى مردم ، فاقد قدرت است .

قل ادعوا الذين زعمتم من دونه فلايملكون كشف الضرّ عنكم و لاتحويلاً

«الضرّ» به معناى بدحالى درونى و يا جسمانى است (مفردات راغب).

9- خدايان و معبود هاى مشركان ، از دفع ضرر و نيز متوجه ساختن آن از فردى به فرد ديگر و يا تبديل وضعيت محنت زا به حالت ديگر ، ناتوانند .

قل ادعوا الذين زعمتم من دونه فلايملكون كشف الضرّ عنكم و لاتحويلاً

مراد از «تحويلاً» مى تواند رفع گرفتارى از كسى و متوجه ساختن آن به ديگرى و يا تبديل وضعيت ناگوار به وضعيت خوب باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 52 - 3،9

3- معبودان و شركاى پندارى مشركان ، در قيامت ، هيچ پاسخى به كمك خواهى آنان نخواهند داد .

فدعوهم فلم يستجيبوا لهم

9- در قيامت ، كارامد نبودن معبودان مشركان و بطلان شرك ، آشكار خواهد شد .

فدعوهم فلم يستجيبوا لهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 102 - 12

12- اولياى پندارى كافران ( معبودان باطل ) از دفع عذاب الهى از آنان ناتوانند .

أن يتّخذوا عبادى من دونى أولياء إنّا أعتدنا جهنّم للكفرين نزلاً

همزه استفهام در «أفحسب» گوياى آن است كه گمان ولايت براى معبودان، گمانى خطا است; زيرا، عذاب جهنم مهيا است (إنّا أعتدنا. ..) و از معبودان براى دفع آن كارى ساخته نيست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 82 - 7

7- قيامت ، روز ظهور حقايق و بطلان شركورزى و بروز ناتوانى معبود هاى ساختگى مشركان از عزت بخشيدن به آنها

ليكونوا لهم عزًّا . .. سيكفرون بعبادتهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 21 - 4

4- عجز و ناتوانى خدايان مشركان از احياى مردگان

أم اتّخذوا ءالهة من الأرض هم ينشرون

برداشت ياد شده با توجه به اين مطلب است كه جمله «هم ينشرون» جمله استئنافيه است و يا در محل نصب و صفت براى

«آلهة» مى باشد. در هر دو صورت همزه استفهاميه انكارى، پيش از آن در تقدير است و انكار هم از نوع انكار وقوعى است; يعنى، احياى مردگان توسط معبودهاى مشركان محال است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 43 - 1،2،3

1- معبود ها و خدايان دروغين ، از ايمن ساختن مشركان در برابر عذاب الهى ناتوان اند .

أم لهم ءالهة تمنعهم من دوننا

«أم» در آيه شريفه، از نوع منقطعه و مانند «بل» متضمن معناى استفهام انكارى است. «آلهة» (جمع «إله») نيز به معناى معبودها است.

2- معبود ها و خدايان دروغين مشركان و هر نيرويى جز خداوند ، در حمايت ازخود و حفظ و نگه دارى خويش ناتوان اند .

لايستطعيون نصر أنفسهم

جمله «لايستطيعون. ..» حال براى فاعل «تمنعهم» است كه خدايان و معبودها مى باشند.

3- معبود هاى مشركان از يارى رساندن به خود ناتوان و از يارى خدا محروم اند .

لايستطيعون نصر أنفسهم و لا هم منّا يصحبون

«يصحبون» (از ريشه «صَحِبَ») به معناى «عاشَر» است و لازمه اين معنا، نصرت و تأييد است; زيرا همنشين از ديگر همنشينان حمايت خواهد كرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 44 - 15

15- ضعف و زبونى كافران و خدايان آنان در برابر اراده خداوند

أفهم الغلبون

همزه در «أفَهُمْ» براى استفهام انكارى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 12 - 3

3 - مشركان عصر بعثت ، چيزهايى را مى پرستيدند كه براى آنان نه نفعى داشت و نه ضررى .

يدعوا من دون اللّه ما لايضرّه و ما لاينفعه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 73 - 7،10

7 - عجز و ناتوانى خدايان اهل شرك - هر چند همگى گرد هم آيند - از آفريدن حتى يك مگس ، دليلى است روشن و غير قابل انكار بر پوچى انديشه شرك .

إنّ الذين تدعون من دون اللّه لن يخلقوا ذبابًا

10 - عجز و ناتوانى خدايان از بازپس گرفتن چيز ربوده شده از آنان به وسيله موجود ناتوانى چون مگس ، يكى ديگر از دلايل بديهى و غير قابل انكار بر بى اساس بودن انديشه و مرام مشركان

و إن يسلبهم الذباب شيئًا لايستنقذوه منه

«سَلَب» (مصدر «يسلب») به معناى ربودن و «إستنقاذ» (مصدر «يستنقذون») به معناى رهانيدن و بازپس گرفتن است; يعنى، اگر همان مگس چيزى را از آنها بربايد، نمى توانند آن را از او بازپس گيرند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 3 - 3،4،5

3 - معبود هاى برگزيده مشركان ، نه تنها توانا بر آفرينش هيچ چيزى نبودند ; بلكه خود نيز دست ساز ديگران بودند .

ءالهة لايخلقون شيئًا و هم يخلقون

4 - معبود هاى مشركان ، ناتوان از جلب هرگونه سود و نفعى براى خويش و دفع ضرر و زيان از خود

ءالهة. .. لايملكون لأنفسهم ضرًّا و لانفعًا

5 - معبود هاى مشركان ، هيچ نقشى در مرگ ، زندگى و برانگيختن پديده هاى جهان ندارند .

ءالهة . .. و لايملكون موتًا و لاحيوة و لانشورًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 55 - 1،4

1 - مشركان ، در عصر بعثت ، موجوداتى را مى پرستيدند كه از رساندن نفع و يا دفع ضرر ، ناتوان بودند .

و يعبدون من دون اللّه ما لاينفعهم و لايضرّهم

4 - معبود هاى مشركان ، ناتوان از سودرساندن و يا دور كردن زيان از عبادت كنندگان خويش

و يعبدون من دون اللّه ما لاينفعهم و لايضرّهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 59 - 9

9 - ناتوانى معبود هاى باطل از حمايت مشركان در قبال عذاب الهى ، درسى بزرگ براى ساير شرك پيشگان

ءَآللّه خير أمّا يشركون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 13 - 1،8

1 - معبودان مشركان ، در روز قيامت توان شفاعت مشركان را ندارند .

و لم يكن لهم من شركائهم شفعؤا و كانوا بشركائهم كفرين

8 - ناتوانى معبودان مشركان از شفاعت آنها در پيشگاه خداوند ، از عوامل يأس و اندوه آنان در قيامت است .

و يوم تقوم الساعة يبلس المجرمون . و لم يكن لهم من شركائهم شفعؤا

ذكر «و لم يكن لهم. .. شفعؤا» پس از بيان نااميدى مشركان در قيامت، ممكن است براى اشاره به اين نكته باشد كه يأس آنان، ناشى از شفيع نداشتن شان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 11 - 5

5 - معبودان مشركان ، هيچ آفريده اى ندارند .

هذا خلق اللّه فأرونى ماذا خلق الذين من دونه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 22 - 1،3،4

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور فراخوان مشركان به آزمودن ناتوانى خدايانشان از طريق دعاى خود

قل ادعوا الذين زعمتم من دون اللّه لايملكون مثقال ذرّة

3 - خدايان مشركان ، قادر به پاسخ گويى به خواسته هاى آنان نيستند .

قل ادعوا الذين زعمتم من دون اللّه لايملكون مثقال ذرّة

«لايملكون» در مقام جواب واقع شده است. گويا عبارت اين معنا را القا مى كند كه آنان پس از درخواست چه جوابى مى دهند؟ پاسخ اين است كه جوابى نمى دهند، به دليل عدم مالكيتشان.

4 - خدايان مشركان ، مالك هيچ چيزى - حتى به اندازه يك ذرّه - در عالم نيستند .

قل ادعوا الذين زعمتم من دون اللّه لايملكون مثقال ذرّة فى السموت و لا فى الأرض

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 14 - 1

1 - ناتوانى معبود هاى ادعايى مشركان ، از شنيدن دعا و درخواست انسان ها و استجابت آن

إن تدعوهم لايسمعوا دعاءكم و لو سمعوا ما استجابوا لكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 23 - 3،4،11

3 - معبود ها ، ناتوان از شفاعت كردن به درگاه خداوند براى پرستندگان خويش

ءالهة إن يردن الرحمن بضرّ لاتغن عنّى شفعتهم شيئًا

4 - معبود ها ، ناتوان از نجات پرستندگان شان از گرفتارى و رنج

ءالهة إن يردن الرحمن بضرّ . .. لاينقذون

11 - ناتوانى معبود ها از شفاعت كردن به پيشگاه خداوند و نجات دادن پرستندگان خويش به هنگام گرفتارى ، دليل ناشايستگى آنها براى پرستش

ءالهة إن يردن الرحمن بضرّ لاتغن عنّى شفعتهم شيئًا و لاينقذون

برداشت ياد شده به جهت اين نكته است كه جمله «إن يردن الرحمان. ..» در مقام تعليل براى جمله «ءأتّخذ من دونه» مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 75 - 1

1 - معبود هاى ادعايى مشركان ، از هرگونه نصرت و يارى به آنان ناتوان اند .

لايستطيعون نصرهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 25 - 1

1 - ناتوانى مشركان و هم فكران و معبود هاى آنان از يارى يكديگر

احشروا الذين ظلموا و أزوجهم . .. ما لكم لاتناصرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 38 - 4،5،6

4 - معبود هاى مورد پرستش مشركان ، ناتوان از برطرف كردن هر گونه گزندى از انسان

قل أفرءيتم ما تدعون من دون اللّه إن أرادنى اللّه بضرّ هل هنّ كشفت ضرّه أو أراد

5 - معبود هاى مورد پرستش مشركان ، خود مقهور اراده خدا و ناتوان در برابر قدرت او هستند .

قل أفرءيتم ما تدعون من دون اللّه إن أرادنى اللّه . .. برحمة هل هنّ ممسكت رحمته

6 - ناتوانى معبود هاى ادعايى مشركان ، از رساندن سود به انسان ها و يا دفع گزند از آنان و نيز مقهور بودنشان در برابر اراده و قدرت خداوند ، با اندك تأمل و دقت نظر روشن مى شود .

قل أفرءيتم ما تدعون من دون اللّه إن أرادنى اللّه . .. برحمة هل هنّ ممسكت رحمته

طرح مسأله ناتوانى معبودها در قالب استفهام و سؤال، مى تواند گوياى حقيقت ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 43 - 3،5

3 - معبود ها و شفيعان مشركان عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، فاقد هرگونه توانايى و تعقل

قل أَوَلو كانوا لايملكون شيئًا و لايعقلون

5 - مأموريت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، براى احتجاج با مشركان و اثبات ناتوانى مطلق معبود ها و پوچى آيين شرك

قل أَوَلو كانوا لايملكون شيئًا و لايعقلون

برداشت ياد شده از تصريح به ابلاغ حقيقت ياد شده (قل) استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 20 - 2

2 - ناتوانى معبود هاى ادعايى مشركان از هرگونه قضاوت

والذين يدعون من دونه لايقضون بشىء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 43 - 3

3 - معبود هاى ادعايى مشركان ، در دنياو آخرت از استجابت دعا و درخواست انسان ها ناتوان اند .

لاجرم أنّما تدعوننى إليه ليس له دعوة فى الدنيا و لا فى الأخرة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 86 - 2

2 - معبود هاى دروغين مشركان ، ناتوان از شفاعت و يارى رساندن به آنان در آخرت

و لايملك الذين يدعون من دونه الشفعة

«دعا» (مصدر «يدعون») در اين آيه به معناى پرستش است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 4 - 2،4

2- قرآن ، درصدد تحريك مشركان ، براى انديشيدن به پوچى و ناتوانى معبود هاى دروغينشان

قل أرءيتم ما تدعون من دون اللّه أرونى ماذا خلقوا

تعبير «أرأيتم» چه به معناى «أخبرونى» باشد و چه به معناى سؤال از نگريستن; دعوت براى انديشيدن در ماهيت پوچ بت ها است.

4- ناتوانى بت ها و معبود هاى مشركان ، از آفرينش موجودات زمينى و مشاركت در خلقت و تدبير امور آسمان ها

ماذا خلقوا من الأرض أم لهم شرك فى السموت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 5 - 2

2- عجز و ناتوانى معبود هاى مشركان ، از اجابت خواسته ها و بر آوردن نياز هاى ايشان

من دون اللّه من لا يستجيب له إلى يوم القيمة و هم عن دعائهم غفلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 28 - 1،2

1- ناتوانى معبود هاى مشركان ، از يارى آنان به هنگام نزول عذاب

فلولا نصرهم الذين اتّخذوا من دون اللّه قربانًا ءالهة

ارتباط اين آيه با آيات پيشين - كه در زمينه نزول عذاب مى باشد - گوياى برداشت ياد شده است.

2- توبيخ مشركان از سوى خداوند ، به خاطر پرستش موجوداتى ناتوان و بى تأثير در سرنوشتشان

فلولا نصرهم الذين اتّخذوا من دون اللّه قربانًا ءالهة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 41 - 2

2 - معبود هاى ادعايى مشركان ، ناتوان از شفاعت براى مجرمان و يكسان كردن سرنوشت آنان با مسلمانان

أم لهم شركاء فليأتوا بشركائهم إن كانوا صدقين

261- عجز معبودان باطل مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 73 - 7

7- خدايان مشركان ، فاقد هرگونه توانايى و قدرت در جهانند .

و يعبدون من دون الله ما لايملك . .. و لايستطيعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 10 - 5

5 - معبود هاى دروغين مشركان ، فاقد كارايى و تأثير در نجات آنان از دوزخ

من ورائهم جهنّم و لايغنى . .. و لا ما اتّخذوا من دون اللّه أولياء

262- عذاب اخروى معبودان باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 100 - 2

2- عذاب و شكنجه مشركان و معبودهايشان در جهنم شديد خواهد بود .

لهم فيها زفير و هم فيها لايسمعون برداشت ياد شده بنابر اين نكته است كه ضمير «لهم»

263- عظمت معبودان باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 23 - 7

7 - معبود ها ، داراى منزلت و مقام در پيشگاه خداوند ، در نظر مردم انطاكيه

ءالهة . .. لاتغن عنّى شفعتهم شيئًا

264- عقيده به امداد معبودان باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 25 - 7

7 - قوم بت پرست نوح ، معتقد به شفاعت و يارى رسانى معبودهايشان در برابر گرفتارى ها و عذاب ها

فلم يجدوا لهم من دون اللّه أنصارًا

265- عقيده به تدبير معبودان باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 16 - 19

19- مشركان على رغم سراغ نداشتن مخلوقى براى خدايان خويش ، به ولايت و تدبير آنان معتقد بودند .

أفاتخذتم من دونه أولياء . .. أم جعلوا لله شركاء خلقوا كخلقه فتشبه الخلق عليهم

جمله «خلقوا كخلقه» صفت براى «شركاء» است. «خلق» در هر دو مورد («كخلقه» و «الخلق») مصدر و به معناى اسم مفعول (مخلوقات) است. «تشابُه» (مصدر تشابَه) به قرينه كلمه «على» به معناى مشتبه شدن به خاطر مشابهت است. «أم» در جمله فوق أم منقطعه و حاوى استفهام انكارى است و مى رساند كه خود مشركان نيز براى شركا و معبودهاى پندارى، آفرينشى را باور نداشتند تا با آفريده هاى خدا مشتبه شود.

266- عقيده به شعور معبودان باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 36 - 10

10 - مشركان ، معتقد به شعورمندى معبود ها و تأثيرگذارى آنها در سرنوشت انسان ها

و يخوّفونك بالذين من دونه

اعتقاد به گزند رساندن معبودهايى چون بت، بيانگر مطلب ياد شده است.

267- عقيده به شفاعت معبودان باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 41 - 1،5

1 - اعتقاد مشركان به شفاعت كردن معبود ها و تضمين نمودن سعادت اخروى براى ايشان

أم لهم شركاء فليأتوا بشركائهم

در اين كه مقصود از «شركاء» چيست، دو احتمال وجود دارد: 1- معبودهاى ادعايى مشركان كه آن را شريك خدا مى پنداشتند; 2- كسانى از عقلاى جهان كه در عقايد و افكار دينى با مشركان شريك و همفكراند، مثلاً در اين مسأله كه سرنوشت مجرمان با مسلمانان يكسان است و. .. . برداشت ياد شده مبتنى بر احتمال نخست است.

5 - عقيده به شفاعت معبود ها و يكسان بودن سرنوشت مجرمان ( مشركان ) با مسلمانان ، عقيده اى منحصر به مشركان عصر بعثت و فاقد شاهد و تصديق كننده اى از ميان عقلاى عالم

أم لهم شركاء فليأتوا بشركائهم إن كانوا صدقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 25 - 7

7 - قوم بت پرست نوح ، معتقد به شفاعت و يارى رسانى معبودهايشان در برابر گرفتارى ها و عذاب ها

فلم يجدوا لهم من دون اللّه أنصارًا

268- عقيده به معبودان باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 80 - 20

20 - شرك ورزى، على رغم دلايل روشن توحيد، امرى شگفت انگيز است.

أتحجونى فى الله و قد هدين . . أفلا تتذكرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 137 - 3

3 - اعتقاد مشركان به بتها و معبودهاى پندارى، عامل زيبا جلوه نمودن فرزندكشى در نظر ايشان

و كذلك زين . .. قتل أولدهم شركاؤهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 54 - 4

4- قوم عاد ، براين باور بودند كه هر بت و معبودى ، در بخشى از امور كارايى دارد . *

إن نقول إلاّ اعتريك بعض ءالهتنا بسوء

از اينكه قوم عاد ، ايجاد سوء را به برخى از خدايان نسبت داده اند (بعض ءالهتنا) و نه به همه آنها ، مى توان دريافت كه آنان ، هر بت و معبودى را عهده دار انجام كارى خاص مى پنداشتند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 44 - 1

1- عمر طولانى همراه با بهره مندى جوامع شرك پيشه از نعمت هاى الهى ، موجب دلبستگى آنان به معبود ها و توهّم كارساز بودن آنها

بل هم عن ذكر ربّهم معرضون . .. بل متّعنا هؤلاء و ءاباءهم حتّى طال عليهم العمر

«بل» در جمله «بل متّعنا. ..» براى اضراب از موضوع پيش (أم لهم آلهة تمنعهم من دوننا) است; يعنى، توهّم اين كه معبودها از آنان حمايت مى كنند، بر اثر زندگى پر نعمت، همراه با مهلت و عمر طولانى است.

269- عقيده به ولايت معبودان باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 16 - 19

19- مشركان على رغم سراغ نداشتن مخلوقى براى خدايان خويش ، به ولايت و تدبير آنان معتقد بودند .

أفاتخذتم من دونه أولياء . .. أم جعلوا لله شركاء خلقوا كخلقه فتشبه الخلق عليهم

جمله «خلقوا كخلقه» صفت براى «شركاء» است. «خلق» در هر دو مورد («كخلقه» و «الخلق») مصدر و به معناى اسم مفعول (مخلوقات) است. «تشابُه» (مصدر تشابَه) به قرينه كلمه «على» به معناى مشتبه شدن به خاطر مشابهت است. «أم» در جمله فوق أم منقطعه و حاوى استفهام انكارى است و مى رساند كه خود مشركان نيز براى شركا و معبودهاى پندارى، آفرينشى را باور نداشتند تا با آفريده هاى خدا مشتبه شود.

270- علاقه به معبودان باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 165 - 4،5،6

4 - مشركان به خدايان دروغين محبت داشته و به آنها علاقه مند هستند .

يحبونهم

5 - مشركان ، علاوه بر محبت به معبودان پندارى ، به خداوند نيز علاقه مند هستند .

يحبونهم كحب اللّه

برداشت فوق بر اين اساس است كه «حب» به مفعول اضافه شود و فاعلش ضمير محذوفى باشد كه به «من الناس» برگردد; يعنى: كحبهم اللّه.

6 - محبت مشركان به معبودان پندارى ، همطراز محبتشان به خداوند است .

يحبونهم كحب اللّه

271- عنصر معبودان باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 21 - 1

1- اعتقاد مشركان به خدايانى برگرفته شده از مواد و عناصر زمينى

أم اتّخذوا ءالهة من الأرض

«أم» در «أم اتّخذوا» منقطعه و متضمن معناى «بل» است، كه براى اضراب است مى باشد.

272- عوامل علاقه به معبودان باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 165 - 19

19 - پنداشتن قدرت در معبودان دروغين ، عالم محبت مشركان به آنهاست .

يحبونهم كحب اللّه . .. و لو يرى الذين ظلموا ... أن القوة للّه جميعاً

273- غفلت از معبودان باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 48 - 2

2 - غفلت و فراموشى مشركان از معبود هاى خويش ، در مواجهه با واقعيت هاى سهمگين قيامت

و ضلّ عنهم ما كانوا

بنابر اين كه «ضلّ عنهم» اشاره به اين باشد كه صحنه قيامت آن چنان براى مشركان وحشتناك و دهشت آور است كه خاطره بت ها از نظرشان محو و نابود خواهدشد.

274- فراموشى معبودان باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 41 - 12

12 - فراموش شدن عقايد شرك آميز و معبودهاى دروغين به هنگام رويارويى با عذاب و مرگ

قل أرءيتكم إن أتيكم عذاب اللّه أو أتتكم الساعة . .. و تنسون ما تشركون

275- فرجام معبودان باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 94 - 2

2 - دوزخ ، فرجام مشترك گمراهان و معبودهايشان

فكبكبوا فيها هم و الغاون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 161 - 1

1 - مشركان با معبودهايشان ، داراى سرنوشتى يكسان و مشترك اند .

فإنّكم و ما تعبدون

جمله «فإنّكم. ..» از نظر تركيبى، دو احتمال دارد: 1- جمله اى مستقل باشد; مانند «كلّ رجل وضيعته»، (مرد است و كسب و كارش). در اين صورت، پيام آيه چنين مى شود: شما هستيد و معبودهايتان، كه به حال خود واگذاشته شديد و از شما كارى ساخته نيست و سرنوشتى مشترك داريد. 2- «كُم» اسم «إنّ» و «ما تعبدون» عطف بر اين اسم و جمله «ما أنتم عليه...» خبر آن باشد بر اين اساس، برداشت هايى مى شود كه در آيات بعد خواهد آمد.

276- فلسفه عبادت معبودان باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 3 - 6

6 - تقرب به خداوند ، هدف مشركان از عبادت معبودهايشان

ما نعبدهم إلاّ ليقرّبونا إلى اللّه زلفى

277- قدرت معبودان باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 165 - 18

18 - مشركان ، خدايان دروغين را داراى قدرت مى پندارند .

و لو يرى الذين ظلموا إذ يرون العذاب أن القوة للّه جميعاً

طرح مسأله قدرت خداوند و انحصار آن به او براى كسانى كه غير خدا را همتاى خدا مى پندارند، بيانگر اين است كه: مشركان به توهّم برخوردارى معبودانشان از قدرت، آنها را همانند خداوند پنداشته و بر اساس آن به ايشان محبت مىورزند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 23 - 8

8 - معبود ها ، برخوردار از توانايى براى نجات دادن از گرفتارى و رنج در نظر مردم انطاكيه

ءالهة إن يردن الرحمن بضرّ لاتغن عنّى . .. و لاينقذون

278- كافران و معبودان باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 102 - 2

2- كافران ، اولياى برگزيده خود ( معبود هاى باطل ) را به حال خويش سودمند مى پندارند .

أفحسب الذين كفروا أن يتّخذوا عبادى من دونى أولياء

درباره معناى اين آيه، توجيهات ادبى مختلفى ابراز شده است. از جمله اين كه «أن يتّخذوا» مفعول يكم براى «حسب» و مفعول دوم آن «نافعاً» محذوف باشد. برداشت بالا بر اين وجه ادبى مبتنى است.

279- كرى معبودان باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 14 - 1

1 - ناتوانى معبود هاى ادعايى مشركان ، از شنيدن دعا و درخواست انسان ها و استجابت آن

إن تدعوهم لايسمعوا دعاءكم و لو سمعوا ما استجابوا لكم

280- كفر به معبودان باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 75 - 9

9 - مستعضعفان مؤمن قوم ثمود ، در پاسخ مستكبران ، كفر خويش به معبودان دروغين را اعلان كردند .

قالوا إنا بما ارسل به مؤمنون

حصر اضافى كه از تقديم «بما ارسل» بر «مؤمنون» به دست مى آيد، بيانگر اين است كه مستضعفان، علاوه بر اعلان ايمان به صالح و رسالتهاى وى، بيزارى خويش را از معبودان دروغين نيز بيان داشتند.

281- كوردلى معبودان باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 16 - 17

17- خداوند ، حقيقتى بصير و پرفروغ است و معبود هاى اهل شرك كور و تاريكند .

قل هل يستوى الأعمى والبصير أم هل تستوى الظلمت والنور

برداشت فوق بر اين مبناست كه «أعمى» و «ظلمات» اوصاف معبودهاى اهل شرك و «بصير» و «نور» وصف خداوند باشد.

282- گرايش به معبودان باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 138 - 18

18 - ناسپاسى در برابر نعمت هاى خدا با گرايش به معبودانى دروغين ، نشانه جهل آدمى است .

و جوزنا ببنى إسرءيل البحر . .. قال إنكم قوم تجهلون

283- گفتگوى مشركان با معبودان باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 96 - 2

2 - امكان سخن گفتن دوزخيان با معبودهايشان در دوزخ

قالوا و هم فيها يختصمون

مخاطب «قالوا» به قرينه آيه «إذ نسوّيكم بربّ العالمين»، معبودهاى مشركان است و ضمير «فيها» به «جحيم» بازمى گردد.

284- گمراهگرى معبودان باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 162 - 1

1 - مشركان و معبودهايشان ، از فريب دادن و گمراه كردن مردم و جلوگيرى از پيشرفت دين خدا ( توحيد و يگانه پرستى ) ناتوان اند .

ما أنتم عليه بفتنين

«فاتن» (اسم فاعل و مفرد «فاتنين») به معناى كسى است كه مى فريبد و به گمراهى فرا مى خواند. گفتنى است طبق نظر بيشتر مفسران ضمير «عليه» به «اللّه» برمى گردد و مقصود از آن راه خدا و دين او (اسلام) مى باشد.

285- مبارزه با معبودان باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 36 - 4

4- مبارزه با شرك و معبود هاى پندارى و باطل مشركان ، در رأس برنامه هاى پيامبر (صلی الله علیه و آله)

أهذا الذى يذكر ءالهتكم

ذكر و يادكردن، هم به خير است و هم به شر; ولى در اين آيه - به قرينه مقام - ذكر به شرّ است.

286- مجادله با معبودان باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 86 - 1

1- مشركان ، هنگام مواجه با معبود هاى دروغين خويش در قيامت ، به مشاجره با آنان برمى خيزند .

و إذا رءا الذين أشركوا شركاءهم قالوا ربّنا هؤلاء شركاؤنا

287- مجسمه معبودان باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 195 - 1

1 - مشركان بت ها و معبودانشان را به صورت مجسمه هايى داراى پا ، دست ، چشم و گوش مى ساختند .

ألهم أرجل يمشون بها . .. أم لهم ءاذان يسمعون بها

جمله «يمشون بها» و مانند آن، هم مى تواند قيد توضيحى باشد و هم مى تواند قيد احترازى گرفته شود. بنابر اول معناى جمله «ألهم أرجل ... » چنين است: آيا بتها پا دارند تا با آن راه روند ; يعنى پا ندارند. و بنابر فرض دوم معنا چنين خواهد بود: آيا بتها پايى كه با آن راه روند دارند ; يعنى پاهايى دارند، ولى با آن نمى توانند راه بروند. برداشت فوق بر اساس احتمال دوم است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 198 - 3،4،5

3 - مشركان براى معبودانشان چشمهايى خيره گر تعبيه مى كردند .

و تريهم ينظرون إليك

ضميرهاى غايب در «تريهم» و «ينظرون» به «الذين تدعون» - كه همان معبودان باشد - برمى گردد.

4 - چشم هاى تعبيه شده در بت ها هرگز بر ديدن اشيا توانا نبودند .

و هم لايبصرون

ضميرها در جمله «هم لايبصرون» به «الذين تدعون» برمى گردد.

5 - چشم هاى تعبيه شده در بت ها به گونه اى بود كه گويا به شخص مقابل خويش نظاره گر است .

و تريهم ينظرون إليك

خطاب در «تريهم» و «إليك» به هر انسانى است كه مواجه با بتها قرار مى گيرد، يعنى «تريهم ايها الانسان . .. » جمله «و هم لايبصرون» (آنها نمى بينند) دلالت مى كند كه «تريهم ينظرون»، يعنى «تريهم كانهم ينظرون إليك». (چنين گمان مى كنى كه بتها تو را مى نگرند.)

288- مجعول بودن معبودان باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 28 - 3،7

3 - هر معبودى به عنوان شريك براى خداوند گرفته شود ، مخلوق است و شايسته معبود شدن نيست .

ضرب لكم مثلاً من أنفسكم هل لكم من ما ملكت أيمنكم من شركاء

مثالى كه در آيه آمده است، هرگونه شركتِ بَرده در اموال مالك بَرده را نفى مى كند. چنين نفى اى به خاطر مملوكيت بَرده و در نتيجه، شايسته نبودن وى براى برابرى و همسان شدن با مالك است. اين مثل، در صدد تفهيم اين نكته است كه هر معبودى كه شريك براى خداوند قرار داده شود، خود، مملوك خدا است و در نتيجه، شايستگى شريك شدن با او را ندارد.

7 - قرآن كريم از شيوه هاى گوناگون استفاده مى كند تا مشركان را براى دست كشيدن از معبود هاى ساخته دست خويش قانع كند .

و من ءايته أن خلقكم . .. و أن خلق لكم ... خلق السموت ... يريكم البرق ... أن تق

پس از اقامه دليل هاى روشن براى اثبات وحدانيت خداوند، روى آوردن به بيان تمثيلى و عاميانه كردن مطلب، جهت تفهيم پوچى معبودهاى جعلى، حكايت از حقيقت ياد شده مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 40 - 6

6 - معبودان مشركان ، جعلى و ساخته دست خود آنان بودند .

هل من شركائكم

اضافه شدن «شركاء» به ضمير مخاطب «كم» - كه مراد از آن، مشركان اند - نشان دهنده اين است كه آنان، خود، چنين شريكانى را براى خداوند مى ساختند و يا تصور مى كردند.

289- مخلوق بودن معبودان باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 191 - 3

3 - مشركان ، موجوداتى را شريك خدا مى پنداشتند كه خود مخلوق بودند .

أيشركون ما . .. هم يخلقون

ضمير «هم»، هم مى تواند به «ما»ى موصوله در «ما لايخلق» برگردد و هم مى تواند به «مشركان» ارجاع شود. برداشت فوق بر اساس احتمال اول است. يعنى چيزى را شريك خدا مى پندارند كه خود آفريده شده است. آيه بعد اين احتمال را تأييد مى كند.

290- مخلوقيت معبودان باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 3 - 3

3 - معبود هاى برگزيده مشركان ، نه تنها توانا بر آفرينش هيچ چيزى نبودند ; بلكه خود نيز دست ساز ديگران بودند .

ءالهة لايخلقون شيئًا و هم يخلقون

291- مخلوقيت معبودان باطل مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 20 - 2

2- خدايان ادعايى مشركان ، نه تنها خالق نيستند ; بلكه خود نيز آفريده شده و مخلوقند .

و الذين يدعون من دون الله لايخلقون شيئًا و هم يخلقون

292- مراد از معبودان باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 98 - 6،7

6- « جاء فى الحديث إنّ قوماً أتوا رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) فقالوا له : . . . أخبرنا عن قوله : « إنّكم و ماتعبدون من دون اللّه حصب جهنم أنتم لها واردون » إذا كان معبودهم معهم فى النار فقد عبدوا المسيح ( ع ) أفتقول : إنّه فى النار ؟ فقال لهم رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) : . . . قال اللّه : « إنّكم و ما تعبدون » يريد الإصنام التى عبدوها و هى لاتعقل و المسيح ( ع ) لايدخل فى جملت ها لأنّه يعقل و لو قال : إنّكم و من تعبدون لدخل المسيح ( ع ) فى الجملة فقال القوم : صدقت يا رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) ;

در حديث آمده كه گروهى نزد رسول خدا(صلی الله علیه و آله) آمده و به آن حضرت گفتند: . .. ما را از گفتار خدا «إنّكم و ماتعبدون من دون اللّه حصب جهنم...» با خبرساز چنانچه معبودشان در آتش باشد، پس [اين كه] گروهى مسيح را عبادت كردند; آيا تو مى گويى او در آتش است. رسول خدا به آنان فرمود:... خدا فرموده «إنّكم و ماتعبدون» و بت هايى را كه آنان مى پرستيدند اراده كرده و بت ها غير عاقل هستند و مسيح داخل در آنها نيست; زيرا او صاحب عقل است و اگر فرموده بود «إنّكم و من تعبدون» مسيح نيز داخل در آن جمله بود. آن گروه گفتند: راست گفتى اى رسول خدا».

7- « عن أبى جعفر ( ع ) قال : لمّا نزلت هذه آية . . . قال ابن الزبعرى : . . . يامحمد أرأيت آية التى قرأت آنفاً أفينا و فى آلهتنا أم فى الأمم الماضية و آلهتهم ؟ قال (صلی الله علیه و آله) : بل فيكم و فى آلهتكم و فى الأمم الماضية إلاّ من استثنى اللّه فقال ابن الزبعرى : . . . ألست تثنى على عيسى خيراً و قد عرفت أنّ النصارى يعبدون عيسى و أمّه و أنّ طائفة من الناس يعبدون الملائكة أفليس هؤلاء مع آلهة فى النار ؟ فقال رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) : « لا . . . أما قلت : إلاّ من استثنى اللّه و هو قوله » إنّ الذين سبقت لهم منّا الحسنى أُولئك عن ها مبعدون » ;

از امام باقر(ع) روايت شده كه فرمود: آن گاه كه اين آيه نازل شد . .. ابن زبعرى گفت: ... اى محمد! بگو بدانم آيه اى كه به تازگى قرائت كردى در باره ما و معبودها ما است يا در مورد امت هاى گذشته و معبودهاى آنها است فرمود: هم در باره شما و معبودهاى شما و هم در باره امت هاى گذشته است; مگر كسى كه خدا استثنا فرموده است. ابن زبعرى گفت: آيا تو عيسى را به خوبى نمى ستايى و حال آن كه مى دانى نصارا عيسى و مادرش را عبادت مى كنند و گروهى از مردم نيز فرشتگان را عبادت مى كنند آيا آنان و معبودهاى خود در آتش نيستند؟ پس رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود: نه ... آيا نگفتم مگر آنان كه خدا استثنا فرموده است؟ و آن استثنا همان سخن خدا است كه: «إنّ الذين سبقت لهم منّا الحسنى أُولئك عنها مبعدون»».

293- مردگى معبودان باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 21 - 1

1- خدايان مشركان ، موجودات مرده اى اند كه سابقه حيات نداشته و شايستگى آن را نيز ندارند .

و الذين يدعون من دون الله . .. أموت غير أحياء

ذكر عبارت «غير أحياء» پس از «أموات» مى تواند به اين نكته اشاره داشته باشد كه: آنها علاوه بر مرده بودن، نه سابقه حيات دارند و نه حيات پيدا خواهند كرد.

294- مشركان صدر اسلام و معبودان باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 18 - 3،4،7

3 - جلب سود و دفع زيان ، انگيزه شرك پيشگان عصر بعثت در پرستش خدايان پندارى خود

و يعبدون من دون اللّه ما لا يضرهم و لا ينفعهم

4 - شرك پيشگان عصر بعثت براى معبودان پندارى خود ، تنديسهايى مى ساختند و در برابر آنها ، به پرستش مى پرداختند .

و يعبدون من دون اللّه ما لا يضرهم و لا ينفعهم

به كارگيرى لفظ «ما» - كه بيشتر در مورد چيزهاى فاقد عقل و انديشه كاربرد دارد - بيانگر برداشت فوق مى باشد.

7 - مشركان عصر بعثت ، معبودان پندارى خود را واسطه هايى براى شفاعت و پا در ميانى ، ميان انسان ها و خدا مى انگاشتند .

و يعبدون من دون اللّه . .. و يقولون هؤلاء شفعؤنا عند اللّه

295- مشركان و ذكر معبودان باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 45 - 6

6 - مشركان نسبت به ياد كردن خدا به همراه ياد ديگر معبود ها و نيز عبادت مشترك خدا و معبود ها ، حساس نبوده و مخالفت نمىورزيدند .

و إذا ذكر اللّه وحده اشمأزّت . .. و إذا ذكر الذين من دونه إذا هم يستبشرون

از آيه شريفه به روشنى استفاده مى شود كه مشركان نسبت به ياد كردن خدا به تنهايى حساس بوده و از ياد شدن معبودهاى خود بدون ياد شدن خدا خوشحال مى شدند; ولى در اين آيه از واكنش و حساسيت مشركان در صورتى كه نام خدا و معبودها با هم و مشتركاً ياد شوند، سخنى به ميان نيامده است. بنابراين ياد نشدن آن، مى تواند حاكى از مطلب بالا باشد.

296- مشركان و معبودان باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 165 - 18،19

18 - مشركان ، خدايان دروغين را داراى قدرت مى پندارند .

و لو يرى الذين ظلموا إذ يرون العذاب أن القوة للّه جميعاً

طرح مسأله قدرت خداوند و انحصار آن به او براى كسانى كه غير خدا را همتاى خدا مى پندارند، بيانگر اين است كه: مشركان به توهّم برخوردارى معبودانشان از قدرت، آنها را همانند خداوند پنداشته و بر اساس آن به ايشان محبت مىورزند.

19 - پنداشتن قدرت در معبودان دروغين ، عالم محبت مشركان به آنهاست .

يحبونهم كحب اللّه . .. و لو يرى الذين ظلموا ... أن القوة للّه جميعاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 17 - 9

9 - توانايى بتها و معبودهاى خيالى در دفع شر و رساندن خير، پندار نارواى مشركان

و إن يمسسك اللّه بضر فلا كاشف له إلا هو و إن يمسسك بخير فهو على كل شىء قدير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 46 - 9

9 - مشركان مى پنداشتند كه معبودهايشان توان نفع رسانى به آنان را دارد.

من إله غير اللّه يأتيكم به

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 94 - 4

4 - مشركان مى پنداشتند پس از مرگ مورد شفاعت معبودهاى خويش قرار خواهند گرفت.

و ما نرى معكم شفعاءكم الذين زعمتم أنهم فيكم شركؤا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 195 - 6،8

6 - مشركان مكه بر اين باور بودند كه معبودانشان بر يارى آنها عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) توانا هستند .

قل ادعوا شركاءكم ثم كيدون فلاتنظرون

8 - خداوند از مشركان خواست اگر خدايانشان بر امرى توانا هستند با كمك آنها عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) توطئه كنند و براى از ميان بردن وى هيچ درنگى رواندارند .

قل ادعوا شركاءكم ثم كيدون فلاتنظرون

«كيدون» مركب از فعل امر «كيدوا» (از «كيد»، به معنى فكر كردن و توطئه چيدن) و نون وقايه است. كسره نون دلالت بر حذف «ياء» متكلم دارد. بنابراين «كيدون» (كيدونى) يعنى عليه من توطئه كنيد. «انظار» مصدر «لاتنظروا» به معناى مهلت دادن است. «لاتنظرون» نيز مركب از فعل نهى و نون وقايه است ; يعنى: فلاتنظرونى، مرا مهلت ندهيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 28 - 5

5 - حشر مشركان در قيامت ، به همراه معبود هاى مورد پرستش آنان خواهد بود .

ثم نقول للذين أشركوا مكانكم أنتم و شركاؤكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 40 - 15

15- مشركان به پندار فرمان خدا بر پرستش معبود هاى خويش ، آنها را عبادت مى كنند . *

أمر ألاّتعبدوا إلاّ إياه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 27 - 5

5- مشركان ، از معبود هاى ادعايى خويش به سختى دفاع كرده و با يكتاپرستان درباره آنها به منازعه مى پرداختند .

أين شركاءى الذين كنتم تشقّون فيهم

«تشاقّون» (از مصدر شقاق) به معناى مخالفت است به گونه اى كه شخصى در يك طرف و شخص ديگرى در طرف ديگر باشد. فعل «تشاقّون» از باب مفاعله است كه براى فعلهاى دو جانبه استفاده مى شود و به قرينه مقام طرف درگير با مشركان، كسانى اند كه معتقد به خداى واحد بودند و از آنها به موحدان تعبير شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 56 - 3

3- مشركان ، بخشى از درآمد خود را براى معبود هاى خود اختصاص مى دادند .

و يجعلون لما لايعلمون نصيبًا ممّا رزقنهم

برداشت فوق، مبتنى بر اين اساس است كه فاعل «لايعلمون» «ما» بوده و مراد از آن بتها باشد كه مفعول آن حذف شده است. بنابراين معناى عبارت چنين مى شود: مشركان قرار مى دهند سهمى را بر موجوداتى كه چيزى نمى دانند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 86 - 1

1- مشركان ، هنگام مواجه با معبود هاى دروغين خويش در قيامت ، به مشاجره با آنان برمى خيزند .

و إذا رءا الذين أشركوا شركاءهم قالوا ربّنا هؤلاء شركاؤنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 52 - 6،7،12

6- در قيامت ، مشركان ، از معبودان پندارى خويش جدا و دوراند .

و يوم يقول نادوا شركاءى

«نداء» به معناى «بلند كردن آواز و آشكار ساختن آن» است (مفردات راغب) و فعل «نادوا» نشانه زياد بودن فاصله مشركان و معبودان است.

7- مشركان ، حتى در قيامت هم دل بسته يارى معبودان شان اند .

فدعوهم

12- خداوند ، در قيامت ، بين مشركان و معبودان شان وادى هلاكت بارى را قرار خواهد داد و هرگونه ارتباط ميان آنها را ناممكن خواهد ساخت .

و جعلنا بينهم موبقًا

«وبوق» به معناى «هلاك شدن» است و «موبق» اسم مكان به معناى «مكان هلاكت» است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 53 - 2

2- مكان هلاكت بارى كه بين مشركان و معبودان پندارى آنها فاصله مى شود ، آتش دوزخ است .

و جعلنا بينهم موبقًا . و رءا المجرمون النار

297- معبودان باطل بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 148 - 6

6 - معبود دست ساز بنى اسرائيل ( مجسمه گوساله ) نه با آنان سخن مى گفت و نه ايشان را به راهى رهنمون مى ساخت .

ألم يروا أنه لا يكلمهم و لا يهديهم سبيلا

استفهام در «ألم يروا» براى انكار و تعجب است ; يعنى گوساله پرستان با اينكه مى ديدند معبود دست سازشان با آنان سخن نمى گويد و راهى را به آنان نشان نمى دهد، آن را «إله» مى پنداشتند و اين امرى است كه به خاطر نابخردانه بودنش هر خردمندى را شگفت زده مى كند.

298- معبودان باطل در جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 98 - 1،6،7

1- كافران و معبود هاى دروغينشان ، آتش گيره جهنم اند .

إنّكم و ماتعبدون من دون اللّه حصب جهنّم

«حصب»; يعنى، هر آنچه در آتش افكنند و معناى غالبى آن هيزم است (لسان العرب).

6- « جاء فى الحديث إنّ قوماً أتوا رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) فقالوا له : . . . أخبرنا عن قوله : « إنّكم و ماتعبدون من دون اللّه حصب جهنم أنتم لها واردون » إذا كان معبودهم معهم فى النار فقد عبدوا المسيح ( ع ) أفتقول : إنّه فى النار ؟ فقال لهم رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) : . . .

قال اللّه : « إنّكم و ما تعبدون » يريد الإصنام التى عبدوها و هى لاتعقل و المسيح ( ع ) لايدخل فى جملت ها لأنّه يعقل و لو قال : إنّكم و من تعبدون لدخل المسيح ( ع ) فى الجملة فقال القوم : صدقت يا رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) ;

در حديث آمده كه گروهى نزد رسول خدا(صلی الله علیه و آله) آمده و به آن حضرت گفتند: . .. ما را از گفتار خدا «إنّكم و ماتعبدون من دون اللّه حصب جهنم...» با خبرساز چنانچه معبودشان در آتش باشد، پس [اين كه] گروهى مسيح را عبادت كردند; آيا تو مى گويى او در آتش است. رسول خدا به آنان فرمود:... خدا فرموده «إنّكم و ماتعبدون» و بت هايى را كه آنان مى پرستيدند اراده كرده و بت ها غير عاقل هستند و مسيح داخل در آنها نيست; زيرا او صاحب عقل است و اگر فرموده بود «إنّكم و من تعبدون» مسيح نيز داخل در آن جمله بود. آن گروه گفتند: راست گفتى اى رسول خدا».

7- « عن أبى جعفر ( ع ) قال : لمّا نزلت هذه آية . . . قال ابن الزبعرى : . . . يامحمد أرأيت آية التى قرأت آنفاً أفينا و فى آلهتنا أم فى الأمم الماضية و آلهتهم ؟ قال (صلی الله علیه و آله) : بل فيكم و فى آلهتكم و فى الأمم الماضية إلاّ من استثنى اللّه فقال ابن الزبعرى : . . . ألست تثنى على عيسى خيراً و قد عرفت أنّ النصارى يعبدون عيسى و أمّه و أنّ طائفة من الناس يعبدون الملائكة أفليس هؤلاء مع آلهة فى النار ؟ فقال رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) : « لا . . . أما قلت : إلاّ من استثنى اللّه و هو قوله » إنّ الذين سبقت لهم منّا الحسنى أُولئك عن ها مبعدون » ;

از امام باقر(ع) روايت شده كه فرمود: آن گاه كه اين آيه نازل شد . .. ابن زبعرى گفت: ... اى محمد! بگو بدانم آيه اى كه به تازگى قرائت كردى در باره ما و معبودها ما است يا در مورد امت هاى گذشته و معبودهاى آنها است فرمود: هم در باره شما و معبودهاى شما و هم در باره امت هاى گذشته است; مگر كسى كه خدا استثنا فرموده است. ابن زبعرى گفت: آيا تو عيسى را به خوبى نمى ستايى و حال آن كه مى دانى نصارا عيسى و مادرش را عبادت مى كنند و گروهى از مردم نيز فرشتگان را عبادت مى كنند آيا آنان و معبودهاى خود در آتش نيستند؟ پس رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود: نه ... آيا نگفتم مگر آنان كه خدا استثنا فرموده است؟ و آن استثنا همان سخن خدا است كه: «إنّ الذين سبقت لهم منّا الحسنى أُولئك عنها مبعدون»».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 99 - 1،4

1- عجز و ناتوانى معبود هاى مشركان در گريز از جهنم ، دليل عدم الوهيت آنان است .

ماتعبدون من دون اللّه حصب جهنّم . .. لو كان هؤلاء ءالهة ما وردوها

4- خلود مشركان و معبودهايشان در آتش دوزخ

و كلٌّ فيها خلدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 100 - 2

2- عذاب و شكنجه مشركان و معبودهايشان در جهنم شديد خواهد بود .

لهم فيها زفير و هم فيها لايسمعون برداشت ياد شده بنابر اين نكته است كه ضمير «لهم»

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 94 - 1،3

1 - نگون سار گشتن شرك پيشگان و معبودهايشان در دوزخ ، در پى اثبات پوچى هر معبودى جز خدا

هل ينصرونكم أو ينتصرون . فكبكبوا فيها هم و الغاون

«كبكبة» (مصدر مجهول «كبكبوا») به معناى نگون سار گشتن و نيز افكنده شدن است. ضمير «هم» نيز به معبودها بازمى گردد. بنابراين «فكبكبوا فيها هم...»; يعنى، گمراهان و معبودهايشان به صورت سرنگون در دوزخ افكنده خواهند شد.

3 - معبود هاى دروغين ، جلودار مشركان در سقوط به ورطه دوزخ

فكبكبوا فيها هم و الغاون

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه ضمير «هم» - كه به معبودهاى باطل بازمى گردد - مقدم بر «الغاوون» آمده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 95 - 1

1 - افكنده شدن همه سپاهيان ابليس در دوزخ ، به همراه گمراهان مشرك و معبود هاى باطلشان

فكبكبوا فيها . .. و جنود إبليس أجمعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 96 - 2

2 - امكان سخن گفتن دوزخيان با معبودهايشان در دوزخ

قالوا و هم فيها يختصمون

مخاطب «قالوا» به قرينه آيه «إذ نسوّيكم بربّ العالمين»، معبودهاى مشركان است و ضمير «فيها» به «جحيم» بازمى گردد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 163 - 4

4 - مشركان و معبودهايشان و پيروان گمراه آنان ، دوزخى اند .

إلاّ من هو صال الجحيم

299- معبودان باطل در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 22 - 7

7 - قيامت، روز استهزاى مشركان و نماياندن ناتوانى و بطلان خدايان دروغين آنهاست.

و يوم نحشرهم جميعا ثم نقول للذين أشركواأين شركاؤكم الذين كنتم تزعمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 23 - 2

2 - بى پناهى مشركان در قيامت و ناتوانى معبودهاى آنان از كمك رساندن به آنها

أين شركاؤكم . .. ثم لم تكن فتنتهم إلا أن قالوا و اللّه ربنا ما كنا مشركين

اين آيه و آيه پيش ترسيمى از چهره مشركان در قيامت است. در آيه پيش خطاب به مشركان شده كه: «أين شركاؤكم» ؟ و در

اين آيه درماندگى و بيچارگى و عجز آنان از پاسخ و دفاع را بيان داشته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 24 - 3

3 - ظهور بطلان شرك و پوچى معبودهاى دروغين در قيامت

و ضل عنهم ما كانوا يفترون

از كاربردهاى فعل «ضل» جايى است كه چيزى از بين رفته است و باطل شود. در لسان العرب آمده است: «ضل الشىء إذا ضاع»

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 53 - 13

13 - كافران در قيامت هيچ اثرى از معبودان دروغين خويش نخواهند يافت .

و ضل عنهم ما كانوا يفترون

با توجه به زمان نزول قرآن كه مخالفان اسلام مشركان و بت پرستان بودند و آنان معبودان دروغين خويش را منشأ اثر در سرنوشت انسانها مى پنداشتند، مى توان گفت از مصاديق مورد نظر براى «ما كانوا يفترون» معبودان ساختگى و دروغين كفرپيشگان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 28 - 5

5 - حشر مشركان در قيامت ، به همراه معبود هاى مورد پرستش آنان خواهد بود .

ثم نقول للذين أشركوا مكانكم أنتم و شركاؤكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 52 - 6،9،12،13

6- در قيامت ، مشركان ، از معبودان پندارى خويش جدا و دوراند .

و يوم يقول نادوا شركاءى

«نداء» به معناى «بلند كردن آواز و آشكار ساختن آن» است (مفردات راغب) و فعل «نادوا» نشانه زياد بودن فاصله مشركان و معبودان است.

9- در قيامت ، كارامد نبودن معبودان مشركان و بطلان شرك ، آشكار خواهد شد .

فدعوهم فلم يستجيبوا لهم

12- خداوند ، در قيامت ، بين مشركان و معبودان شان وادى هلاكت بارى را قرار خواهد داد و هرگونه ارتباط ميان آنها را ناممكن خواهد ساخت .

و جعلنا بينهم موبقًا

«وبوق» به معناى «هلاك شدن» است و «موبق» اسم مكان به معناى «مكان هلاكت» است.

13- شياطين و ديگر معبودان دروغين مشركان ، در صحنه قيامت حضور خواهند داشت .

نادوا شركاءى . .. و جعلنا بينهم موبقًا

به قرينه آيات قبل، مراد از «شركاء» همان ابليس و ذريه او است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 53 - 2

2- مكان هلاكت بارى كه بين مشركان و معبودان پندارى آنها فاصله مى شود ، آتش دوزخ است .

و جعلنا بينهم موبقًا . و رءا المجرمون النار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 82 - 3

3- معبود هاى مشركان در قيامت ، به ستيز و دشمنى با پرستشگران خود خواهند پداخت .

و يكونون عليهم ضدًّا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 87 - 2

2- معبود هاى پندارى مشركان ، از شفاعت در قيامت ناتوانند .

واتّخذوا من دون اللّه ءالهةً . .. لايملكون الشفعة

چنان كه برخى از مفسران گفته اند، مرجع ضمير در «لايملكون» مى تواند «الهه» در آيات پيشين باشد. دراين صورت ردِ پندار شفاعتى است كه مشركان آن را از معبودهاى خود توقع داشتند. دراين وجه استثنا منقطع و مفاد آن چنين خواهد بود: هر كس به عهدى نزد خداوند دست يافته باشد، توان شفاعت دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 18 - 1،3،4،5

1 - اعتراف معبود هاى مشركان به روز رستاخيز و در پيشگاه خداوند ، به منزه بودن او از داشتن هر گونه شريك

و يوم يحشرهم و ما يعبدون من دون اللّه . .. قالوا سبحنك

3 - معبود هاى مشركان در روز رستاخيز ، اظهار مى دارند كه حقِ برگفتن سرپرستانى جز خدا را نداشته و سزاوار اين كار نبوده اند .

قالوا سبحنك ما كان ينبغى لنا أن نتّخذ من دونك من أولياء

«أولياء» مى تواند از «وَلايت» (به فتح «واو») به معناى سرپرست باشد و هم مى تواند از وِلايت (به كسر «واو») به معناى «نصرت» باشد. برداشت ياد شده مبتنى بر معناى اول است.

4 - معبود هاى مشركان در قيامت ، خود را از داشتن هر گونه نقشى در گمراهى مشركان ، تبرئه كرده و آن را تكذيب خواهند كرد .

ءأنتم أضللتم عبادى . .. قالوا سبحنك ما كان ينبغى لنا أن نتّخذ من دونك من أولياء

5 - اظهار شگفتى و اعلام انزجار معبو هاى مشركان در قيامت ، از معبود قرار گرفتن خودشان از سوى مشركان و يا نقش داشتن آنان در گمراهى ديگران

فيقول ءأنتم أضللتم عبادى هولاء . .. قالوا سبحنك

جمله «سبحانك» و يا «سبحان اللّه» در دو مورد به كار مى رود: 1- آن گاه كه سخن شگفت آورى شنيده شود و شنونده بخواهد

اظهار شگفتى كند. 2- آن گاه كه سخنى بسيار زشت و ناروايى شنيده شود و شنونده بخواهد از آن اعلان برائت و اظهار انزجار كند و واكنش منفى از خود نشان دهد (برگرفته از لسان العرب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 19 - 1،2

1 - ادعاى مشركان در باره وجود معبودهايى جز خداوند ، مورد تكذيب شديد خود معبود هاى آنها در قيامت

فقد كذّبوكم بما تقولون

برداشت فوق با توجه به دو نكته است: 1- فاعل «كذّبوا» معبودها و مخاطب «كم» مشركان اند. 2- آنچه مشركان ادعاى آن را دارند - كه مورد تكذيب معبودهايشان قرار خواهد گرفت - ممكن است دو چيز باشد: 1- وجود معبودهاى متعدد، به جز خداوند. 2- گمراه شدن آنان به دست معبودهايشان كه از سؤال و پاسخ خدا و معبودها - كه در آيات قبل آمد - به دست مى آيد.

2 - ادعاى مشركان در باره نقش داشتن معبودهايشان در گمراهى آنان ، مورد تكذيب همان معبود ها در قيامت

فقد كذّبوكم بما تقولون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 92 - 2

2 - دست مشركان در قيامت ، كوتاه از معبود هاى خيالى خود

و قيل لهم أين ما كنتم تعبدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 93 - 3

3 - عناصر مورد اتكاى مشركان ، خود گرفتار در قيامت و ناتوان از يارى رساندن به ديگران و دفاع از خويش

هل ينصرونكم أو ينتصرون

«نصر» (مصدر «ينصرون») براى دفاع از ديگران و«انتصار» (مصدر «ينتصرون») به معناى دفاع از خود به كار مى رود. ضميرهاى فاعل در دو فعل ياد شده، به معبودها بازمى گردد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 14 - 4

4 - حضور معبود ها در قيامت و انكار و تبرّى آنان از شركورزى مشركان

و يوم القيمة يكفرون بشرككم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 73 - 4

4 - در قيامت ، اثرى از معبود هاى ادعايى مشركان نخواهد بود .

ثمّ قيل لهم أين ما كنتم تشركون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 47 - 14

14 - مشركان ، از حمايت معبود هاى خويش در قيامت محروم خواهند بود .

و يوم يناديهم أين شركاءى قالوا ءاذنّ-ك ما منّا من شهيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 6 - 4

4- بيزارى معبود هاى باطل در قيامت ، از پرستش عبادت گران خود

و كانوا بعبادتهم كفرين

ضمير «كانوا» به معبودها و ضمير «بعبادتهم» به عبادت گران مشرك بازمى گردد.

300- معبودان باطل قوم ثمود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 61 - 8

8- قوم ثمود ، مردمى مشرك و معتقد به معبودهايى متعدد

يقوم اعبدوا الله ما لكم من إله غيره

301- معبودان باطل قوم عاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 50 - 8

8- قوم عاد ، مردمى مشرك و پرستشگر معبود هاى خود ساخته

ما لكم من إله غيره إن أنتم إلاّ مفترون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 54 - 1،3،4

1- قوم عاد ، پرستشگر معبودهايى متعدد و معتقد به تأثيرگذارى آنها در امور جهان

إن نقول إلاّ اعتريك بعض ءالهتنا بسوء

تعدد معبودها از كلمه «آلهه» كه جمع «إلاه» (معبود) است ، استفاده مى شود.

3- قوم عاد ، برخى از آلهه خويش را عامل جنون و اغتشاش روانى هود ( ع ) مى پنداشتند .

إن نقول إلاّ اعتريك بعض ءالهتنا بسوء

«إعتراء» به معناى شامل شدن و اصابت كردن است (لسان العرب). و از آن جا كه «إعتراء» در آيه شريفه، به وسيله حرف «باء»

به مفعول دوم (بسوء) متعدى شده، به معناى رسانيدن و شامل كردن مى باشد. بنابراين جمله «إن نقول ...; يعنى، ما سخنى جز اين نمى گوييم كه يكى از خدايان ما، مرض و آفتى بر تو افكنده است».

4- قوم عاد ، براين باور بودند كه هر بت و معبودى ، در بخشى از امور كارايى دارد . *

إن نقول إلاّ اعتريك بعض ءالهتنا بسوء

از اينكه قوم عاد ، ايجاد سوء را به برخى از خدايان نسبت داده اند (بعض ءالهتنا) و نه به همه آنها ، مى توان دريافت كه آنان ، هر بت و معبودى را عهده دار انجام كارى خاص مى پنداشتند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 55 - 5

5- عجز و ناتوانى قوم عاد و خدايانشان ، براى از ميان بردن هود ( ع ) ، دليل و آيتى بر حقانيت رسالت او

فكيدونى جميعًا ثم لاتنظرون

«فاء» در «فكيدونى» فصيحه و حاكى از جمله اى مقدر است. آن جمله به قرينه «إن نقول إلاّ اعتريك ...» چنين است: «إن كان كما تقولون فكيدونى ...; اگر بتها چنين نيرويى دارند پس شما و آنها با من به مبارزه برخيزيد و كار را يكسره كنيد».

302- معبودان باطل مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 82 - 2

2- معبود هاى مشركان در قيامت ، بطلان و بيهودگى عبادت هاى مشركان را برملا كرده و از آن برائت خواهند جست .

سيكفرون بعبادتهم و يكونون عليهم ضدًّا

در مورد ضميرهاى موجود در آيه، احتمالاتى ذكر شده است; از جمله آن كه ضمير «يكفرون» و «يكونون» به «ءالهة» بازمى گردد و ضمير «بعبادتهم» و «عليهم» به مشركان. برداشت ياد شده مبتنى براين وجه است. گفتنى است كه «كفر» در معانى مختلفى از جمله انكار و برائت استعمال شده است (لسان العرب). در اين آيه نيز به قرينه «و يكونون عليهم ضدّاً» به معناى برائت جستن و سلب مسؤوليت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 21 - 1

1- اعتقاد مشركان به خدايانى برگرفته شده از مواد و عناصر زمينى

أم اتّخذوا ءالهة من الأرض

«أم» در «أم اتّخذوا» منقطعه و متضمن معناى «بل» است، كه براى اضراب است مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 71 - 2

2 - مشركان ، جهان را تحت تدبير و ربوبيت خدايان ( ارباب ها ) و خدا را خداى خدايان ( رب الأرباب ) مى پنداشتند .

و يعبدون من دون اللّه ما لم ينزّل به سلطنًا

ضمير فاعلى در «لم ينزّل» به «اللّه» و ضمير «به» به «ما» بازمى گردد. و «سلطان» به معناى تسلط و اقتدار مى باشد. جمله ياد شده، بيانگر جهان بينى غلط مشركان است; آنان جهان را تحت تدبير و ربوبيت خدايان (ارباب ها) و خدا را ربّ الأرباب و خداى خدايان مى پنداشتند. بنابراين به جاى پرستش خدا، به عبادت آن خدايان خيالى مى پرداختند. در آيه فوق، اين پندار مردود شمرده شده و اعلام شده است كه خداوند به هيچ موجودى، هيچ گونه سلطه و اقتدارى كه بتواند با آن به رتق و فتق امور جهان بپردازد، عطا نكرده است; بلكه همه هستى در قبضيه قدرت و اقتدار او و تحت ربوبيت و تدبير مستقيم او قرار دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 3 - 1

1 - مشركان ، به جاى خدا ، معبود هاى ديگرى برگرفته بودند .

و اتّخذوا من دونه ءالهة

«إله» (مفرد «آلهة») به معناى «معبود» است (مفردات راغب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 84 - 4

4 - اعتقاد مشركان به تقسيم كار هاى آسمان و زمين ، ميان خدا و فرزندى كه براى او تصوير كرده اند . *

قل إن كان للرحمن ولد . .. و هو الذى فى السماء إله و فى الأرض إله

برداشت بالا بدان احتمال است كه ميان اين آيه و آيه «إن كان للرحمان ولد» (آيه 81) بدين گونه ارتباط باشد كه مشركان علاوه بر اعتقاد به فرزنددارى خدا، بر اين باور بوده اند كه الوهيت آسمان و زمين ميان او و فرزندش تقسيم شده است. گفتنى است كه اين آيات ردى بر هر دو ديدگاه است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 10 - 3

3 - توانمندى ها و امكانات مادى ، بت ها و خدايان ساختگى ، تكيه گاه مشركان در دنيا

و لايغنى عنهم ما كسبوا شي-ًا و لا ما اتّخذوا

تعبير «ما كسبوا» - كه اشاره به امكانات مادى دارد - و نيز «ما اتّخذوا. ..» - كه ناظربه عقايد شرك آلود آنان است - نشان مى دهد كه آنان تمامى اتكا و اميد خويش را به آن دو معطوف داشته اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 20 - 3

3 - مشركان ، معتقد به بهره مند بودن از سپاهى قدرت مند و نيرويى شكست ناپذير معنوى همچون معبودان ادعايى در برابر ديگر قدرت ها

أمّن هذا الذى هو جند لكم ينصركم من دون الرحمن

303- معبودان باطل و آسمانها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 22 - 8

8 - خدايان ادعايى مشركان ، هيچ گونه سهم و شركتى در آسمان ها و زمين ندارند .

و ما لهم فيهما من شرك

304- معبودان باطل و اجابت دعا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 14 - 4

4- خدايان دروغين ، از اجابت كردن درخواست ها ناتوانند .

والذين يدعون من دونه لايستجيبون لهم بشىء

مراد از ضمير «يدعون» و «لهم» مشركان است و ضميرى كه بايد به موصول (الذين) باز گردد محذوف مى باشد. بنابراين «والذين يدعون ...» ; يعنى ، آن چيزه او كسانى كه مشركان آنان را مى خوانند، ايشان را اجابت نمى كنند به كمترين اجابتى.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 14 - 1،3

1 - ناتوانى معبود هاى ادعايى مشركان ، از شنيدن دعا و درخواست انسان ها و استجابت آن

إن تدعوهم لايسمعوا دعاءكم و لو سمعوا ما استجابوا لكم

3 - استجابت دعا و بر آوردن حاجت ، تنها در توان ربّ و مالك حقيقى جهان ( اللّه ) است .

ذلكم اللّه ربّكم له الملك و الذين تدعون من دونه . .. إن تدعوهم لايسمعوا دعاءكم و

305- معبودان باطل و امدادهاى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 22 - 9

9 - خدايان ادعايى مشركان ، هيچ گونه نقشى در پشتيبانى و امداد به خدا را ندارند .

و ما له منهم من ظهير

306- معبودان باطل و تأمين نياز

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 38 - 9

9 - مشركان ، معتقد به حاجت دادن معبودهايشان و رساندن سود به انسان ها و برطرف كردن گزند از آنان

أفرءيتم ما تدعون من دون اللّه إن أرادنى اللّه بضرّ . .. برحمة هل هنّ ممسكت رحمت

مقصود از «دعاء» در «ماتدعون»، حاجت بردن و استعانت جستن است.

307- معبودان باطل و تبديل زيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 56 - 9

9- خدايان و معبود هاى مشركان ، از دفع ضرر و نيز متوجه ساختن آن از فردى به فرد ديگر و يا تبديل وضعيت محنت زا به حالت ديگر ، ناتوانند .

قل ادعوا الذين زعمتم من دونه فلايملكون كشف الضرّ عنكم و لاتحويلاً

مراد از «تحويلاً» مى تواند رفع گرفتارى از كسى و متوجه ساختن آن به ديگرى و يا تبديل وضعيت ناگوار به وضعيت خوب باشد.

308- معبودان باطل و جلب منفعت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 3 - 4

4 - معبود هاى مشركان ، ناتوان از جلب هرگونه سود و نفعى براى خويش و دفع ضرر و زيان از خود

ءالهة. .. لايملكون لأنفسهم ضرًّا و لانفعًا

309- معبودان باطل و خالقيت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 20 - 1

1- خدايان ادعايى مشركان ، قدرت آفرينش هيچ چيزى را ندارند .

و الذين يدعون من دون الله لايخلقون شيئًا

«يدعون» صله «الذين» است و ضمير صله، ضمير مفعولى است كه حذف گرديده و مرجع آن الذين است. مراد از «الذين» به قرينه آيات قبل - كه درباره خدايان ادعايى ناتوان بود - خدايان مشركان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 73 - 7

7 - عجز و ناتوانى خدايان اهل شرك - هر چند همگى گرد هم آيند - از آفريدن حتى يك مگس ، دليلى است روشن و غير قابل انكار بر پوچى انديشه شرك .

إنّ الذين تدعون من دون اللّه لن يخلقوا ذبابًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 11 - 4،5،7

4 - خداوند ، مشركان را به ارائه مخلوقات معبودان شان ، فرا مى خواند .

فأرونى ماذا خلق الذين من دونه

5 - معبودان مشركان ، هيچ آفريده اى ندارند .

هذا خلق اللّه فأرونى ماذا خلق الذين من دونه

7 - مشركان ، از ارائه مخلوقى براى معبودان خويش ، ناتوان اند .

فأرونى ماذا خلق الذين من دونه بل الظلمون فى ضلل مبين

امر «أرونى» براى تعجيز است و «بل» اضراب، براى انتقال از غرضى به غرض ديگرى است. جمله بعد از «بل» اشعار دارد به اين كه آنان، نه تنها از درخواست ارائه مخلوق براى معبودى، ناتوانند بلكه آن چنان در بيراهه اند كه هيچ گاه چنين كارى از آنان ساخته نيست.

310- معبودان باطل و خلقت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 16 - 19

19- مشركان على رغم سراغ نداشتن مخلوقى براى خدايان خويش ، به ولايت و تدبير آنان معتقد بودند .

أفاتخذتم من دونه أولياء . .. أم جعلوا لله شركاء خلقوا كخلقه فتشبه الخلق عليهم

جمله «خلقوا كخلقه» صفت براى «شركاء» است. «خلق» در هر دو مورد («كخلقه» و «الخلق») مصدر و به معناى اسم مفعول (مخلوقات) است. «تشابُه» (مصدر تشابَه) به قرينه كلمه «على» به معناى مشتبه شدن به خاطر مشابهت است. «أم» در جمله فوق أم منقطعه و حاوى استفهام انكارى است و مى رساند كه خود مشركان نيز براى شركا و معبودهاى پندارى، آفرينشى را باور نداشتند تا با آفريده هاى خدا مشتبه شود.

311- معبودان باطل و خلقت آفرينش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 3 - 5

5 - معبود هاى مشركان ، هيچ نقشى در مرگ ، زندگى و برانگيختن پديده هاى جهان ندارند .

ءالهة . .. و لايملكون موتًا و لاحيوة و لانشورًا

312- معبودان باطل و دفع زيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 56 - 9

9- خدايان و معبود هاى مشركان ، از دفع ضرر و نيز متوجه ساختن آن از فردى به فرد ديگر و يا تبديل وضعيت محنت زا به حالت ديگر ، ناتوانند .

قل ادعوا الذين زعمتم من دونه فلايملكون كشف الضرّ عنكم و لاتحويلاً

مراد از «تحويلاً» مى تواند رفع گرفتارى از كسى و متوجه ساختن آن به ديگرى و يا تبديل وضعيت ناگوار به وضعيت خوب باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 3 - 4

4 - معبود هاى مشركان ، ناتوان از جلب هرگونه سود و نفعى براى خويش و دفع ضرر و زيان از خود

ءالهة. .. لايملكون لأنفسهم ضرًّا و لانفعًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 38 - 4،6،9

4 - معبود هاى مورد پرستش مشركان ، ناتوان از برطرف كردن هر گونه گزندى از انسان

قل أفرءيتم ما تدعون من دون اللّه إن أرادنى اللّه بضرّ هل هنّ كشفت ضرّه أو أراد

6 - ناتوانى معبود هاى ادعايى مشركان ، از رساندن سود به انسان ها و يا دفع گزند از آنان و نيز مقهور بودنشان در برابر اراده و قدرت خداوند ، با اندك تأمل و دقت نظر روشن مى شود .

قل أفرءيتم ما تدعون من دون اللّه إن أرادنى اللّه . .. برحمة هل هنّ ممسكت رحمته

طرح مسأله ناتوانى معبودها در قالب استفهام و سؤال، مى تواند گوياى حقيقت ياد شده باشد.

9 - مشركان ، معتقد به حاجت دادن معبودهايشان و رساندن سود به انسان ها و برطرف كردن گزند از آنان

أفرءيتم ما تدعون من دون اللّه إن أرادنى اللّه بضرّ . .. برحمة هل هنّ ممسكت رحمت

مقصود از «دعاء» در «ماتدعون»، حاجت بردن و استعانت جستن است.

313- معبودان باطل و رازقيت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 56 - 1

1- مشركان ، براى معبود هاى خويش سهمى در روزى دهى قائل بودند .

يشركون . .. و يجعلون لما لايعلمون نصيبًا ممّا رزقنهم

آيه، ادامه بيان كارهاى خلاف مشركان است و برداشت فوق مبتنى بر اين نكته است كه مراد از «ما» ى موصول، معبودهاست و مفعولٌ به فعل «لايعلمون» محذوف است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 73 - 1

1- خدايان مشركان ، هيچ گونه نقشى در روزى رسانى به انسان ها ندارند .

و يعبدون من دون الله ما لايملك لهم رزقًا

314- معبودان باطل و عرش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 42 - 2

2- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظف شد تا به مشركان اعلام كند : اگر با خداى واحد ، خدايان ديگرى وجود دارد ، بايد آنان براى گرفتن عرش چاره انديشى نموده و وسيله اى فراهم آورند .

قل لو كان معه ءالهة كما يقولون إذًا لاَبتغوا إلى ذى العرش سبيلاً

315- معبودان باطل و قضاوت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 20 - 2

2 - ناتوانى معبود هاى ادعايى مشركان از هرگونه قضاوت

والذين يدعون من دونه لايقضون بشىء

316- معبودان باطل و مالكيت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 22 - 4

4 - خدايان مشركان ، مالك هيچ چيزى - حتى به اندازه يك ذرّه - در عالم نيستند .

قل ادعوا الذين زعمتم من دون اللّه لايملكون مثقال ذرّة فى السموت و لا فى الأرض

317- معبودان باطل و مرگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 3 - 5

5 - معبود هاى مشركان ، هيچ نقشى در مرگ ، زندگى و برانگيختن پديده هاى جهان ندارند .

ءالهة . .. و لايملكون موتًا و لاحيوة و لانشورًا

318- معبودان باطل و منفعت رسانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 38 - 6،9

6 - ناتوانى معبود هاى ادعايى مشركان ، از رساندن سود به انسان ها و يا دفع گزند از آنان و نيز مقهور بودنشان در برابر اراده و قدرت خداوند ، با اندك تأمل و دقت نظر روشن مى شود .

قل أفرءيتم ما تدعون من دون اللّه إن أرادنى اللّه . .. برحمة هل هنّ ممسكت رحمته

طرح مسأله ناتوانى معبودها در قالب استفهام و سؤال، مى تواند گوياى حقيقت ياد شده باشد.

9 - مشركان ، معتقد به حاجت دادن معبودهايشان و رساندن سود به انسان ها و برطرف كردن گزند از آنان

أفرءيتم ما تدعون من دون اللّه إن أرادنى اللّه بضرّ . .. برحمة هل هنّ ممسكت رحمت

مقصود از «دعاء» در «ماتدعون»، حاجت بردن و استعانت جستن است.

319- معبودان باطل و نجات از عذاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 101 - 8

8- بت ها و خدايان پندارى ، هرگز به فرياد پرستشگران خويش نمى رسند و نمى توانند حتى اندكى از عذاب هاى الهى را از آنان دور سازند .

فما أغنت عنهم ءالهتهم التى يدعون من دون الله من شىء لما جاء أمر ربك

320- مكذبان اخروى معبودان باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 82 - 8

8- مشركان در قيامت ، پرستش و بندگى معبود هاى ساختگى را انكار كرده و با آنها به ستيز و دشمنى خواهند پرداخت .

سيكفرون بعبادتهم و يكونون عليهم ضدًّا

در برداشت ياد شده، مرجع ضمير «يكفرون» و «يكونون» مشركان و مرجع ضمير «بعبادتهم» و «عليهم» الهه دانسته شده و كفر نيز به معناى انكار گرفته شده است.

321- مكر معبودان باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 162 - 1

1 - مشركان و معبودهايشان ، از فريب دادن و گمراه كردن مردم و جلوگيرى از پيشرفت دين خدا ( توحيد و يگانه پرستى ) ناتوان اند .

ما أنتم عليه بفتنين

«فاتن» (اسم فاعل و مفرد «فاتنين») به معناى كسى است كه مى فريبد و به گمراهى فرا مى خواند. گفتنى است طبق نظر بيشتر مفسران ضمير «عليه» به «اللّه» برمى گردد و مقصود از آن راه خدا و دين او (اسلام) مى باشد.

322- مملوكيت معبودان باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 138 - 7

7 - بت پرستان موجود در مسير قوم موسى معبودهايى را مى پرستيدند كه خود مالك آنها بودند .

أصنام لهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 194 - 3

3 - همگان ، چه معبودان و چه پرستش كنندگان ، بنده خدا و مملوك او هستند .

إن الذين تدعون من دون اللّه عباد أمثالكم

«عباد»، جمع «عبد»، و به معناى بندگان و مملوكان است.

323- منفعت رسانى معبودان باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 42 - 1

1 - در روز قيامت معبود هاى مشركان ، نمى توانند هيچ سود و زيانى را براى كسى عهده دار شوند .

فاليوم لايملك بعضكم لبعض نفعًا و لا ضرًّا

324- نشانه هاى پوچى معبودان باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 83 - 9

9- تحريك كافران از سوى شياطين و گمراهى فزون تر آنان ، نشانه اى روشن از سودمند نبودن معبود ها و ضديتشان با پرستشگران خويش

و يكونون عليهم ضدًّا . ألم تر أنّا أرسلنا الشيطين

استفهام در «ألم تر» براى استشهاد و تأييد محتواى آيه قبل است و دلالت بر واضح بودن شاهد دارد به گونه اى كه نديدن و توجه نكردن به آن تعجب دارد.

325- نفع رسانى معبودان باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 55 - 1،4

1 - مشركان ، در عصر بعثت ، موجوداتى را مى پرستيدند كه از رساندن نفع و يا دفع ضرر ، ناتوان بودند .

و يعبدون من دون اللّه ما لاينفعهم و لايضرّهم

4 - معبود هاى مشركان ، ناتوان از سودرساندن و يا دور كردن زيان از عبادت كنندگان خويش

و يعبدون من دون اللّه ما لاينفعهم و لايضرّهم

326- نقش معبودان باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 137 - 11،12،13

11 - شريكان موهوم خداوند با تزيين اعمال ناروا موجبات هلاكت و سردرگمى و اشتباه در دين را براى مشركان فراهم مى سازند.

و كذلك زين . .. ليردوهم و ليلبسوا عليهم دينهم

«ردى» به معناى هلاكت و «لبس» به معناى اشتباه است.

12 - شريكان پندارى به اذن خداوند مشركان را به هلاكت و سردرگمى مى اندازند.

و لو شاء الله ما فعلوه فذرهم

13 - گمراه شدن مشركان و به هلاكت افكندن آنان از سوى شريكان موهوم خداوند (جنيان و بتها) در قلمرو مشيّت الهى است.

و لو شاء الله ما فعلوه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 86 - 5

5- تلاش مشركان در قيامت براى دخيل شمردن معبود هاى دروغينشان در گمراهى خويش *

و إذا رءا الذين أشركوا شركاءهم قالوا ربّنا هؤلاء شركاؤنا الذين كنّا ندعوا من دو

برداشت فوق، بر اين احتمال استوار است كه غرض مشركان از نماياندن معبودهاى دروغين خويش، كاستن از بار گناه خويش و نهاندن آن بر دوش معبودها باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 82 - 4

4- معبود هاى مشركان ، در قيامت مايه ذلت و خوارى مشركان خواهند شد .

عزًّا . .. و يكونون عليهم ضدًّا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 44 - 3

3- دخالت معبود ها و خدايان ، در مقدار عمر و بهرهورى مادى انسان ، پندار باطل مشركان

أم لهم ءالهة تمنعهم . .. بل متّعنا هؤلاء و ءاباءهم حتّى طال عليهم العمر

برداشت ياد شده بر اين اساس است كه «بل . ..»، اضراب از «أم لهم آلهة...» باشد. از اين استفاده مى شود كه مشركان به چنين قدرتى براى خدايان خويش اعتقاد داشتند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 3 - 5

5 - معبود هاى مشركان ، هيچ نقشى در مرگ ، زندگى و برانگيختن پديده هاى جهان ندارند .

ءالهة . .. و لايملكون موتًا و لاحيوة و لانشورًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 17 - 2،3

2 - خداوند به روز رستاخيز ، خواستار پاسخ گويى معبود هاى مشركان در باره علت گمراهى مشركان و نقش آنان در اين گمراهى

ويوم يحشرهم و ما يعبدون من دون اللّه فيقول ءأنتم أضللتم عبادى هولاء

3 - خداوند ، به روز رستاخيز ، خواهان توضيح و پاسخ گويى معبود هاى باطل در باره نقش خود مشركان در گمراهى خويش

فيقول ءأنتم أضللتم عبادى هولاء أم هم ضلّوا السبيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 93 - 5

5 - باور مشركان ، به يارى رسانى معبودهايشان در سختى ها و هلاكت ها

أين ما كنتم تعبدون . من دون اللّه هل ينصرونكم أو ينتصرون

زير سؤال رفتن توانايى معبودها بر يارى رسانى، حاكى از اين است كه مشركان بر اين باور بودند كه معبودهايشان به آنان يارى خواهند رساند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 3 - 7

7 - مشركان ، معبود هاى خود را وسيله تقرب به خدا مى دانستند .

ما نعبدهم إلاّ ليقرّبونا إلى اللّه زلفى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 43 - 1،2

1 - معبود هاى ادعايى مشركان - نه در دنيا و نه در آخرت - هرگز براى انسان ها پيامى نداشته ، آنان را به عبادت خويش فرا نخوانده اند .

لاجرم أنّما تدعوننى إليه ليس له دعوة فى الدنيا و لا فى الأخرة

مقصود از «دعوت» معبودهاى ادعايى در آيه شريفه، دو چيز مى تواند باشد: 1- داشتن پيام براى انسان ها و فراخواندن به عبادت خود; 2- استجابت دعوت و يا دعاى مستجاب شده; يعنى، به تقدير كلمه اى باشد مانند: «استجابة دعوة أو دعوة مستجابة». برداشت يادشده مبتنى بر معناى نخست است.

2 - مؤمن آل فرعون قومش را از نقش نداشتن معبود هاى ادعايى در سعادت دنيوى و اخروى و نيز بى ثمر بودن عبادت آنها آگاه ساخت .

لاجرم أنّما تدعوننى إليه ليس له دعوة فى الدنيا و لا فى الأخرة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 28 - 4

4- اعتقاد مشركان به نقش معبود هاى خويش ، در تقرب آنان به خداوند

اتّخذوا من دون اللّه قربانًا ءالهة

327- نوح(ع) و معبودان باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 71 - 10

10 - حضرت نوح ( ع ) همراه با اعلان تحدى ، خدا را تنها كانون قدرت و معبود هاى قومش را شركايى ساختگى و فاقد هر گونه توانايى اعلام كرد .

يقوم إن كان كبر . .. فعلى اللّه توكلت فأجمعوا أمركم و شركاءكم ... و لا تنظرون

328- ولايت معبودان باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 14 - 13

13 - پذيرش ولايت معبودانى نيازمند و ناتوان از رفع نياز ديگران، نشانه بى خردى است.

قل أغير اللّه أتّخد وليا فاطر السموت و الأرض و هو يطعم و لا يطعم

استفهام انكارى همراه با توبيخ و تعجب در «قل أغير اللّه» حكايت از آن دارد كه پذيرش ولايت غير خدا توجيه صحيحى ندارد و كارى ست دور از منطق و خرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 41 - 3

3 - مشركان ، معبودان خود را ، به عنوان كارساز و ولىّ براى خود ، انتخاب مى كنند .

مثل الذين اتّخذوا من دون اللّه أولياء كمثل العنكبوت اتّخذت بيتًا

با توجه به آيه بعد - كه در آن، از معبودان مشركان سخن گفته شده است - احتمال دارد مراد از «أولياء» همان معبودان مشركان باشد.

329- ويژگيهاى حشر معبودان باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 95 - 3

3- معبود هاى باطل ( فرزند پنداشته شدگان خداوند ) و پرستندگان آنها ، همه يكه و تنها در صحنه قيامت حضور خواهند يافت .

دعوا للرحمن ولدًا . .. و كلّهم ءاتيه يوم القيمة فردًا

«كلّهم» شامل تمامى موجودات ذى شعور آفرينش (من فى السموات والأرض) مى گردد و از جمله آنها كسانى اند كه برخى از مردم; آنان را فرزند خدا مى پنداشتند (مانند: ملائكه، حضرت عيسى و عزير(ع)).

330- يوسف(ع) و معبودان باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 40 - 3

3- يوسف ( ع ) ، براى هم بندان زندانى خويش شايسته نبودن معبودهايشان را براى پرستش ، تشريح كرد و بر لزوم يكتاپرستى استدلال كرد .

ما تعبدون من دونه إلاّ أسماءً . .. ذلك الدين القيم

معبودان دروغين

331- {معبودان دروغين}

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 86 - 2

2 - تأكيد ابراهيم ( ع ) ، بر دروغين بودن معبود هاى مورد پرستش پدر و قوم خود

أئفكًا ءالهة دون اللّه تريدون

«إفك» به معناى دروغ است و تقدم آن بر عامل خود (تريدون) مفيد تأكيد و بيانگر اهتمام است.

332- معبودان دروغين بدعت گزاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 37 - 16

16 - بدعتگزاران و تكذيب كنندگان، در بند معبودهايى دروغين هستند.

فمن أظلم ممن افترى . .. أين ما كنتم تدعون من دون الله

333- معبودان دروغين فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 127 - 7

7 - اشرافيان دربار ، سركوب نشدن موسى ( ع ) را مايه انزواى فرعون و ترك پرستش خدايان وى دانسته و آن را به فرعون گوشزد كردند .

أتذر موسى و قومه . .. و يذرك و ءالهتك

334- معبودان دروغين قوم ابراهيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 17 - 4

4 - معبودان قوم ابراهيم ، موجوداتى ساخته شده بودند و به افترا ، نام « معبود » گرفته بودند .

تعبدون . .. أوثنًا و تخلقون إفكًا

335- معبوديت

بطلان معبوديت غيرخدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 51 - 5

5- يگانگى خداوند و باطل بودن هر معبودى غير از او ، دليل لزوم اجتناب از شرك

و قال الله لاتتخذوا إلهين اثنين إنما هو إله وحد

جمله «إنما هو إله واحد» تعليل براى نهى «لاتتخذوا» است و دلالت دارد بر وحدانيت خداوند و بطلان هر چه كه غير خداست و به خدايى خوانده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 30 - 9

9 - معبوديت خداوند ، حق ، و معبوديت غير او ، باطل است .

ذلك بأنّ اللّه هو الحقّ و أنّ مايدعون من دونه البطل

به قرينه «ما يدعون. ..» مراد از «حق»، حق بودن در معبوديت است. بنابراين كه «ما» در «مايدعون» موصول باشد، عبارت چنين خواهد بود «الذى يدعون من دونه الباطل».

336- حقانيت معبوديت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 30 - 9

9 - معبوديت خداوند ، حق ، و معبوديت غير او ، باطل است .

ذلك بأنّ اللّه هو الحقّ و أنّ مايدعون من دونه البطل

به قرينه «ما يدعون. ..» مراد از «حق»، حق بودن در معبوديت است. بنابراين كه «ما» در «مايدعون» موصول باشد، عبارت چنين خواهد بود «الذى يدعون من دونه الباطل».

337- زمينه معبوديت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 34 - 10

10 - توجه به منبع يگانه تشريع ، مقتضى پذيرش معبوديت خدا و نفى پرستش گرى غير او

و لكلّ أُمّة جعلنا منسكًا . .. فإلهكم إله وحد

«فاء» در «فإلهكم» تفريعيه بوده و بيانگر اين نكته است كه هر كس پيرامون مراسم قربانى، انديشه كند و ببيند كه همه امت هاى پيشين داراى يك رويه مشترك در آن بودند (همه موظف بودند كه قربانى را با نام خدا و به منظور تقرب به او ذبح كنند) پى

خواهد برد كه سرچشمه تشريع قربانى، تنها خداوند است و اگر خدايان ديگرى وجود مى داشتند، قهراً اين مراسم به صورت هاى ديگرى نيز تشريع مى شد.

338- شرايط معبوديت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 125 - 10

10 - خالقيت ، شرط شايستگى براى معبوديت

أتدعون بعلاً و تذرون أحسن الخلقين

339- معبوديت الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 6 - 22

22 - اللّه ، معبود حقيقى است .

اللّه ربّكم له الملك لا إله إلاّ هو

340- معبوديت خالق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 37 - 11

11 - عبادت و پرستش ، تنها شايسته آفريدگار جهان است ; و نه در شأن مخلوقات او .

و اسجدوا للّه الذى خلقهنّ إن كنتم إيّاه تعبدون

تقديم «إيّاه» بر «تعبدون» علاوه بر رعايت فاصله آيات، مى تواند براى حصر نيز باشد.

341- معبوديت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 17 - 13

13 - شايسته بودن خداوند براى عبادت ، به خاطر مالك و منشأ روزى بودن اش است .

إنّ الذين تعبدون من دون اللّه لايملكون لكم رزقًا فابتغوا عند اللّه الرزق و اعبدو

342- معبوديت عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 76 - 3

3 - مسيح ( ع ) و مادرش مريم ، معبود برخى مسيحيان

قالوا إنّ اللّه هو المسيح . .. قل اتعبدون من دون اللّه

مصداق مورد نظر از «من دون اللّه» - به قرينه آيات گذشته - مسيح(ع) و مادرش مريم است.

343- معبوديت غيرخدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 19 - 1

1 - ادعاى مشركان در باره وجود معبودهايى جز خداوند ، مورد تكذيب شديد خود معبود هاى آنها در قيامت

فقد كذّبوكم بما تقولون

برداشت فوق با توجه به دو نكته است: 1- فاعل «كذّبوا» معبودها و مخاطب «كم» مشركان اند. 2- آنچه مشركان ادعاى آن را دارند - كه مورد تكذيب معبودهايشان قرار خواهد گرفت - ممكن است دو چيز باشد: 1- وجود معبودهاى متعدد، به جز خداوند. 2- گمراه شدن آنان به دست معبودهايشان كه از سؤال و پاسخ خدا و معبودها - كه در آيات قبل آمد - به دست مى آيد.

344- معبوديت فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 38 - 4

4 - فرعون ، مورد پرستش مردم مصر

و قال فرعون . .. ما علمت لكم من إله غيرى

345- معبوديت مخلوق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 37 - 13

13 - مخلوق بودن ، ناسازگار با مقام والاى معبود بودن و مورد پرستش قرار گرفتن

لاتسجدوا للشمس و لا للقمر و اسجدوا للّه الذى خلقهنّ إن كنتم إيّاه تعبدون

346- معبوديت مريم(س)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 76 - 3

3 - مسيح ( ع ) و مادرش مريم ، معبود برخى مسيحيان

قالوا إنّ اللّه هو المسيح . .. قل اتعبدون من دون اللّه

مصداق مورد نظر از «من دون اللّه» - به قرينه آيات گذشته - مسيح(ع) و مادرش مريم است.

347- ملاك معبوديت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 61 - 13

13- خالق و آفريننده ، تنها حقيقتِ شايسته پرستش

اعبدوا الله . .. هو أنشأكم من الأرض

جمله «هو أنشأكم . ..» استدلالى است براى توحيد و لزوم يكتاپرستى كه از جمله «اعبدواالله ...» به دست مى آيد; يعنى، چون خداوند خالق است، شايسته پرستش است و چون در آفريدن شريكى ندارد، پس نبايد در پرستش نيز براى او شريكى بپنداريد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 33 - 4

4- قوام بخشى به بندگان و تدبير امور ايشان ، از ويژگى هاى معبود شايسته پرستش

أفمن هو قائم على كل نفس بما كسبت و جعلوا لله شركاء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 20 - 3،10

3- توانمندى بر آفريدن و نيز مخلوق نبودن ، از نشانه هاى خدا و معبود حقيقى است .

و الذين يدعون من دون الله لايخلقون شيئًا و هم يخلقون

از اينكه خداوند در مقام بيان رد الوهيت معبودهاى مشركان، دو صفت مهم را برشمرده است، استفاده مى شود كه «الله» بايد خالق بوده و مخلوق نباشد.

10- تنها خداوند خالق ، شأن مورد پرستش قرار گرفتن و كمك طلبيدن را دارد .

و الذين يدعون من دون الله لايخلقون شيئًا

آيه درصدد سرزنش عمل مشركان در اتخاذ معبودهاى متعدد است و استفاده مى شود كه چنان كارى مذموم و قبيح مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 73 - 3

3- روزى رسانى ، از معيار هاى شناخت معبود حقيقى از غير اوست .

و يعبدون من دون الله ما لايملك لهم رزقًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 42 - 11

11- حد و مرز نداشتن دامنه حكومت و حاكميت ، لازمه خدايى كردن و الوهيت است .

قل لو كان معه . .. إذًا لاَبتغوا إلى ذى العرش سبيلاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 56 - 5

5- موجود فاقد قدرتِ مستقل و مطلق ، شايسته پرستش نيست .

الذين زعمتم من دونه فلايملكون كشف الضرّ عنكم و لاتحويلاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 57 - 2

2- آنان كه خود ستايشگر خدا بوده و در صدد كسب وسيله و راهى براى تقرب به اويند ، سزاوار پرستش نيستند .

أُولئك الذين يدعون يبتغون إلى ربّهم الوسيلة

اينكه، پس از ذكر ناتوانى معبودهاى مشركان در آيه پيش، مى فرمايد: «آنان خود در پى وسيله براى تقرب هستند»; بيان تلويحى است به اين نكته كه، چنين موجوداتى لايق معبود شدن نيستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 111 - 3

3- معبود هستى ، واجد همه ارزش ها و كمالات و فاقد هر نقص و نياز

و قل الحمد لله

اختصاص داشتن همه ستايشها به خدا، مستلزم اين است كه همه ارزشهاى ستايش برانگيز در او جمع بوده و در نهايت نقص و نياز در او راه نداشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 14 - 9

9- تنها ، پروردگار انسان ها و جهان هستى ، صلاحيت پرستش را دارد .

ربّنا ربّ السموت و الأرض

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 34 - 10

10 - توجه به منبع يگانه تشريع ، مقتضى پذيرش معبوديت خدا و نفى پرستش گرى غير او

و لكلّ أُمّة جعلنا منسكًا . .. فإلهكم إله وحد

«فاء» در «فإلهكم» تفريعيه بوده و بيانگر اين نكته است كه هر كس پيرامون مراسم قربانى، انديشه كند و ببيند كه همه امت هاى پيشين داراى يك رويه مشترك در آن بودند (همه موظف بودند كه قربانى را با نام خدا و به منظور تقرب به او ذبح كنند) پى خواهد برد كه سرچشمه تشريع قربانى، تنها خداوند است و اگر خدايان ديگرى وجود مى داشتند، قهراً اين مراسم به صورت هاى ديگرى نيز تشريع مى شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 22 - 4

4 - عبادت ، تنها شايسته خداى خالق است .

و ما لى لا أعبد الذى فطرنى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 87 - 3

3 - تنها پروردگار جهان ، سزاوار عبوديت و پرستش است .

أئفكًا ءالهة دون اللّه تريدون . فما ظنّكم بربّ العلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 95 - 4

4 - مصنوع انسان ، سزاوار پرستش نيست .

قال أتعبدون ما تنحتون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 96 - 2

2 - تنها ، خالق جهان هستى مستحق پرستش است .

قال أتعبدون ما تنحتون . و اللّه خلقكم و ما تعملون

تذكر به خالقيت خدا نسبت به انسان و مصنوعات وى، پس از محكوم كردن پرستش مصنوعات بشرى، مى تواند گوياى برداشت بالا باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 125 - 9

9 - پرستش ، تنها شايسته نيكوترين آفريننده ها ( خدا ) است .

أتدعون بعلاً و تذرون أحسن الخلقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 126 - 3

3 - عبوديت و پرستش ، تنها شايسته پروردگار انسان ها است .

أتدعون بعلاً . .. اللّه ربّكم و ربّ ءابائكم الأوّلين

يادآورى ربوبيت خداوند نسبت به انسان ها، پس از محكوم كردن پرستش بت ها، گوياى مطلب ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 6 - 24

24 - عبادت ، تنها شايسته خداى مالك جهان است .

خلق السموت و الأرض . .. خلقكم من نفس وحدة ... له الملك لا إله إلاّ هو

برداشت ياد شده بر اين اساس مبتنى است كه جمله «لا إله إلاّ هو» بيان قصر در جمله «له الملك» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 38 - 11

11 - موجود ناتوان از رساندن سود به انسان ها و برطرف كردن گزند از وى ، شايسته پرستش نيست .

قل أفرءيتم ما تدعون من دون اللّه . .. هل هنّ كشفت ضرّه ... برحمة هل هنّ ممسكت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 43 - 4

4 - داشتن پيام هدايت آفرين و نجات بخش براى زندگى دنيايى و اخروى انسان ها ، از ويژگى هاى خداى بر حق و شايسته پرستش

لاجرم أنّما تدعوننى إليه ليس له دعوة فى الدنيا و لا فى الأخرة

از اين كه مؤمن آل فرعون در رد عقيده مشركان، به اين مطلب استدلال كرد كه معبودهاى ادعايى شما، پيامى براى بشر ندارد; مى توان استفاده كرد كه داشتن پيام، از خصوصيات معبود حقيقى و شايسته پريستش است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 61 - 8

8 - عبادت و حاجت خواهى ، تنها در پيشگاه كسى روا است كه آفريننده شب و روز و تأمين كننده روزى و نياز هاى انسان ها است .

و قال ربّكم ادعونى أستجب لكم . .. اللّه الذى جعل لكم... النهار مبصرًا

از ارتباط ميان اين آيه با آيه قبل - كه درباره ربوبيت خداوند و عبادت او و حاجت خواهى از او بود - برداشت ياد شده به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 37 - 11،13

11 - عبادت و پرستش ، تنها شايسته آفريدگار جهان است ; و نه در شأن مخلوقات او .

و اسجدوا للّه الذى خلقهنّ إن كنتم إيّاه تعبدون

تقديم «إيّاه» بر «تعبدون» علاوه بر رعايت فاصله آيات، مى تواند براى حصر نيز باشد.

13 - مخلوق بودن ، ناسازگار با مقام والاى معبود بودن و مورد پرستش قرار گرفتن

لاتسجدوا للشمس و لا للقمر و اسجدوا للّه الذى خلقهنّ إن كنتم إيّاه تعبدون

348- ملاكهاى معبوديت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 21 - 4،5

4 - آفريننده انسان ها ، تنها حقيقتى كه شايسته و بايسته پرستش است .

اعبدوا ربكم الذى خلقكم و الذين من قبلكم

توصيف خداوندبه «خالقيت» - پس از بيان لزوم پرستش او - بيانگر علت لزوم پرستش است.

5 - ربوبيت خداوند بر انسان ها ، دليل شايستگى او براى پرستش است .

اعبدوا ربكم

انتخاب «رب» به جاى «اللّه» در «اعبدوا ربكم» به علت لزوم پرستش اشاره دارد; يعنى، چون خداوند رب است، شايسته پرستش است و بايد عبادت شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 54 - 12

12 - شايستگى إله بودن و معبود شدن ، تنها در خور خالق و آفريدگار انسان است .

إنكم ظلمتم أنفسكم باتخاذكم العجل فتوبوا إلى بارئكم

«بارء» از اسما و صفتهاى الهى و به معناى آفريننده است. موسى(ع) با انتخاب اين اسم و صفت در جمله «توبوا إلى بارئكم» - با توجه به اينكه مخاطبانش كسانى هستند كه به پرستش غير خدا روى آورده بودند - اشاره به اين دارد كه: خالق آدمى سزاوار معبود شدن است; چرا به غير او گرايش پيدا كرديد؟ بايد توبه كنيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 34 - 4

4 - دو چيز ، معيار استحقاق معبوديت و سزاوار پرستش بودن است : « توانايى بر پديد آوردن جهان » و « قدرت بر برپا كردن دوباره آن » .

قل هل من شركائكم من يبدؤا الخلق ثم يعيده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 35 - 3

3 - قدرت بر هدايت و راهبرى به سوى حق ، معيار استحقاق معبوديت و سزاوار پرستش بودن است .

قل هل من شركائكم من يهدى إلى الحق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 106 - 5

5 - عبادت ، مخصوص معبودى است كه سود و زيان آدميان ، تنها به دست اوست .

و لاتدع من دون اللّه ما لاينفعك و لايضرك

8- معجزه

1- معجزه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 37 - 24

24 - كرامت مريم ( س ) ، و ظهور امور خارق العاده براى وى

وجد عندها رزقاً . .. قالت هو من عنداللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 47 - 3

3 - آفرينش عيسى ( ع ) ، امرى خارق العاده

ربّ انّى يكون لى ولد و لم يمسسنى بشر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 49 - 3

3 - ارسال رسول همراه با آيات روشنگر ( معجزه ) ، جلوه اى از ربوبيّت خداست .

و رسولا . .. انّى قد جئتكم باية من ربّكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 50 - 9

9 - ربوبيّت حق ، مقتضى فرستادن انبيا ، همراه با معجزات

و جئتكم باية من ربّكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 52 - 1

1 - كفر و انكار بنى اسرائيل به رسالت عيسى ( ع ) ، على رغم مشاهده معجزات او

انّى قد جئتكم باية من ربّكم . .. فلمّا احسّ عيسى منهم الكفر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 183 - 8،9،12،13،22

8 - بعثت رسولان متعدّد براى بنى اسرائيل ، همراه دلايل روشن ( معجزات و براهين )

قد جاءكم رسل من قبلى بالبيّنات

9 - سوخته شدن قربانى به آتشى از غيب ، معجزه برخى انبيا و رسولان بنى اسرائيل

قال انّ اللّه عهد الينا . .. قد جاءكم رسل ... و بالّذى قلتم

12 - شهادت بسيارى از انبياى الهى به دست يهود ، على رغم مشاهده معجزات و علم به حقّانيّت آنان

قل قد جآءكم رسل من قبلى بالبيّنات و بالّذى قلتم فلم قتلتموهم ان كنتم صادقين

هنگامى به يك دليل، «بيّنه» گفته مى شود كه حقّ را براى طرف مقابل روشن كند و او را به حقانيّت آن آگاه كند. بنابراين يهوديان مى دانستند و براى آنان روشن بود كه پيامبران واقعى را مى كشند.

13 - يهود ، حتّى با مشاهده معجزه مورد درخواست خود ( سوختن قربانى در آتشى از غيب ) از پيامبران ، نه تنها به آنان ايمان نياوردند ، بلكه آنان را كشتند .

قل قد جآءكم رسل من قبلى . .. و بالّذى قلتم فلم قتلتموهم

22 - دروغ بودن ادعاى يهود در مورد ايمان به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در صورت مشاهده معجزه درخواستى خود ( سوختن قربانى در آتشى از غيب )

قل قد جاءكم . .. فلم قتلتموهم ان كنتم صادقين

2- آثار تكذيب معجزه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 59 - 5

5- تكذيب ها و برخورد هاى نارواى پيشينيان با معجزات الهى ، سبب محروميت نسل هاى بعد از دريافت آن

و ما منعنا أن نرسل بالأيت إلاّ أن كذّب بها الأوّلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 102 - 11

11- انكار آيات و معجزات الهى ، پس از علم به حقانيت آنها ، زمينه ساز هلاكت انسان

لقد علمت . .. و إنى لأظنّك يفرعون مثبورًا

جمله «و إنى لأظنك . ..»، پس از بيان اينكه فرعون آگاهانه معجزات الهى را رد كرد و افسون خواند، مى تواند در مقام بيان عاقبت شوم مخالفت وى با آيات و معجزات روشنگر الهى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 6 - 3

3- هلاكت ، سرنوشت امت هاى غير مؤمن به معجزات درخواستى خويش

ماءامنت قبلهم من قرية أهلكنها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تغابن - 64 - 6 - 1

1 - انكار معجزات و دلايل روشن پيامبران و روى گردانى از تعاليم آنان ، عامل گرفتارى كافران پيشين به سرنوشت شوم و عذاب دردناكِ الهى

الذين كفروا . .. لهم عذاب أليم . ذلك بأنّه كانت تأتيهم رسلهم بالبيّنت ... فكفرو

«بيّنه» (مفرد «بيّنات») به معناى دليل و حجت است; ولى در قرآن بر معجزه پيامبران الهى نيز اطلاق شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 25 - 7

7 - تكذيب پيامبران و معجزات آنان ، سرپيچى از رهنمود هاى ايشان و بازداشتن مردم از گرايش به آنان ، مايه گرفتارى به عذاب در دنيا و آخرت

فأخذه اللّه نكال الأخرة و الأولى

3- آثار معجزه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 112 - 6

6 - حواريون عيسى ( ع ) تا قبل از نزول مائده ، در مراحل پايين ايمان و فاقد روحيه تسليم در برابر خدا بودند .

اذ قال الحواريون يعيسى ابن مريم . .. قال اتقوا اللّه ان كنتم مؤمنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 113 - 9

9 - معجزات پيامبران ، مايه اطمينان و يقين بر حقانيت رسالت آنان

ان ينزل علينا مائدة . . و تطمئن قلوبنا و نعلم ان قد صدقتنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 106 - 3

3 - معجزه ، نشان صداقت انبيا در ادعاى رسالتشان

إن كنت جئت بئاية فأت بها إن كنت من الصدقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 118 - 1

1 - عصاى موسى ( ع ) با بلعيدن جادوى ساحران ، موجب به كرسى نشستن حق و پوچ گشتن دستاورد هاى ساحران شد .

فوقع الحق و بطل ما كانوا يعملون

دربرداشت فوق ضمير «كانوا» و «يعملون» به ساحران برگردانده شده است. بر اين مبنا مراد از «ما» در «ما كانوا ... » همان ابزار و آلاتى است كه با سحر خويش آنها را در چشم بينندگان به صورت جانورانى پر تحرك جلوه داده بودند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 15 - 6

6 - آيات الهى ( معجزات ) توشه راه و حربه پيروزى موسى و هارون ( ع )

قال كلاّ فاذهبا بايتنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 155 - 2

2 - معجزه ، دليل صدق پيامبران و رسالت آنان

فأت باية إن كنت من الصدقين . قال هذه ناقة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 12 - 4

4 - اعطاى نه معجزه و نشانه از سوى خدا به موسى ( ع ) براى هدايت فرعون و فرعونيان

فى تسع ءايت إلى فرعون و قومه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 82 - 9

9 - ارائه معجزه اى سترگ ، اعطاى فرصتى از سوى خداوند به كافران براى گرايش به ايمان

و إذا وقع القول عليهم أخرجنا لهم دابّة من الأرض تكلّمهم

ارائه معجزه به يك معنا اعطاى فرصت به كافران است تا آن دسته اى كه زمينه ايمان آوردن دارند، از اين فرصت استفاده كرده و ايمان آورند.

4- آثار معجزه موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 121 - 1

1 - ساحران با مشاهده معجزه موسى ( ع ) ربوبيت خداوند را بر تما هستى باور كردند و به آن ايمان آوردند .

قالوا ءامنا برب العلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 122 - 4

4 - ساحران دربار فرعون پس از مشاهده معجزه موسى ( ع ) به پيامبرى وى و برادرش هارون ايمان آوردند .

ءامنا برب العلمين. رب موسى و هرون

مى توان گفت از اهداف ساحران در نام بردن خصوص «موسى و هارون»، پذيرش ايشان به عنوان پيامبران الهى بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 83 - 2

2 - در پس تحقق معجزه موسى ( ع ) و شكست ساحران ، تنها گروه اندكى از بنى اسرائيل به وى گرويده و ايمان آوردند .

فما ءامن لموسى إلا ذرية من قومه

برداشت فوق بر اساس ارجاع ضمير «من قومه» به «موسى» است ; ضمناً تنكير «ذرية» دلالت بر تقليل مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 23 - 6

6 - اظهار معجزه در كوه طور ، به منظور تسكين قلب موسى ( ع ) انجام يافته بود .

لنريك

ارائه معجزه به موسى(ع)، علاوه بر آن كه موسى(ع) را در برابر فرعون مجهز مى ساخت، به دليل «لنريك» آگاهى و اطمينان شخصِ آن حضرت را نيز بالا مى برد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 47 - 1

1 - اعتراف ساحران به پروردگار جهانيان و ايمان به توحيد ربوبى ، پس از مشاهده معجزه موسى و بطلان سحر خويش

فألقى موسى عصاه . .. قالوا ءامنّا بربّ العلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 48 - 1

1 - ساحران پس از مشاهده معجزه موسى ، بيزارى خود را از فرعون و ادعاى ربوبيت او ، به صراحت و در حضور وى ، اعلام داشتند .

قالوا ءامنّا بربّ العلمين . ربّ موسى و هرون

جمله «ربّ موسى و هارون» - كه عطف بيان براى «بربّ العالمين» مى باشد - تعريضى است به فرعون و نيز كنايه از اين نكته است كه ديگر ربّ بودن تو، پذيرفتنى نيست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 35 - 6

6 - قرار داشتن موسى و هارون ( ع ) در موضع اقتدار و تسلّط ، در پرتو آيات و معجزات الهى

و نجعل لكما سلطنًا . .. بئايتنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 47 - 4

4 - « معجزه » نشانه اى الهى بر حقانيت رسالت و پيام توحيدى موسى ( ع )

فلمّا جاءهم بايتنا

در قرآن به جاى واژه «معجزه»، «آيت و نشانه» به كار رفته است كه بيانگر مطلب ياد شده است.

5- آثار معجزه هارون(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 35 - 6

6 - قرار داشتن موسى و هارون ( ع ) در موضع اقتدار و تسلّط ، در پرتو آيات و معجزات الهى

و نجعل لكما سلطنًا . .. بئايتنا

6- ابلاغ معجزه بر فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 47 - 13

13 - خداوند ، به موسى و هارون ( ع ) فرمان داد تا داشتن معجزه براى اثبات رسالت خويش را به فرعون ابلاغ كنند .

قد جئنك ب--َاية

«آية» اسم جنس و قابل اطلاق بر كم و زياد است. بنابراين مى توان بر معجزات متعدد نيز «آية» اطلاق كرد.

7- اتمام حجت با معجزه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 134 - 1

1 - اتمام حجت و سلب حقانيت از هرگونه اعتراض ، از اهداف فرستادن پيامبران و نزول آيات و معجزات

و لو أنّا أهلكنهم بعذاب من قبله لقالوا ربّنا لولا أرسلت

مراد از ضمير در «من قبله» - به قرينه «لولا أرسلت» - رسول است و ممكن است مربوط به كلمه «بيّنة» (در آيه قبل) باشد گرچه كلمه «بيّنة» مؤنث است; ولى به اعتبار اين كه به معناى برهان است، ارجاع ضمير مذكر به آن صحيح مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 42 - 3

3 - تمام شدن حجت الهى بر فرعونيان ، نيازمند ارائه معجزات متعدد به ايشان *

كذّبوا بايتنا كلّها

در آيات پيشين نسبت به اقوام گذشته سخن از ارائه معجزات و آيات متعدد نبود; اما در مورد فرعونيان سخن از معجزات متعدد به ميان آمده است.

8- ارائه معجزه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 59 - 1

1- هيچ مانعى از جانب خداوند ، براى فرستادن معجزات نيست .

و ما منعنا أن نرسل بالأيت

مقصود از «الأيات» به قرينه «و آتينا ثمود الناقة» - كه درباره معجزه ناقه است - معجزات است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 41 - 2

2 - ارائه آيات و معجزات متعدد به آل فرعون

و لقد جاء ءال فرعون النّذر

مراد از انذارها به قرينه آيه بعد، مى تواند معجزات هشداردهنده باشد; نه صرف انذارهاى قولى.

9- ارائه معجزه به مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 20 - 14

14 - نماياندن معجزه به مؤمنان ، از جمله اهداف الهى در پيشگويى و اخبار از حقايق آينده

وعدكم اللّه . .. و لتكون ءاية للمؤمنين

اسم «لتكون. ..» وعده هاى الهى و پيشگويى او است كه از «وعدكم اللّه» استفاده مى شود; يعنى، خداوند از گفتن اين اخبار غيبى و اين وعده ها، اهداف گوناگونى را دنبال مى كند كه يكى از آنها معجزه نمايى است.

10- ارائه معجزه موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 30 - 5

5 - اقدام موسى ( ع ) به ارائه معجزه ، پس از اقامه برهان و دليل عقلى بر مدعاى خويش و كارساز نيفتادن آن

قال ربّ السموت. ..قال... لأجعلنّك من المسجونين. قال أوَلوجئتك بشىء مبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 32 - 1

1 - اقدام موسى ( ع ) به افكندن عصاى خويش به منظور نشان دادن معجزه اى آشكار به فرعونيان

أوَلوجئتك بشىء مبين . .. فألقى عصاه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 33 - 4

4 - ارائه معجزات توسط موسى ( ع ) در حضور جمع ( فرعون و اطرافيانش )

و نزع يده فإذا هى بيضاء للنظرين

11- استهزاى معجزه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 14 - 1

1 - مشركان صدر اسلام ، هر معجزه ملموس و روشنى را به شدّت مورد استهزا قرار داده و ايمان نمى آوردند .

و إذا رأوا ءاية يستسخرون

مقصود از «ءاية» معجزه است و متهم كردن آن به سحر از سوى مشركان (در آيه بعد) مؤيد همين مطلب است. گفتنى است «يستسخرون» به معناى «يسخرون» است و آمدن آن با «سين» و «تا» براى مبالغه مى باشد.

12- استهزاى معجزه موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 132 - 2

2 - فرعونيان در عين اعتراف به خارق العاده بودن معجزات موسى ، با لحنى تمسخرآميز آيت بودن آنها را تكذيب مى كردند .

مهما تأتنا به من ءاية لتسحرنا بها

«لتسحرنا بها» (يعنى تا ما را به وسيله آن آيه سحر كنى)، مى رساند كه مراد از كلمه «آية» در سخن فرعونيان «سحر» است و هدف آنان از اينكه آن را «آية» ناميدند، استهزاى موسى بوده است.

13- اعراض از معجزه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 4 - 3،4

3 - رويگردانى و تأثيرناپذيرى كافران از هر گونه معجزه الهى

و ما تأتيهم من ءاية من ءايت ربهم إلا كانوا عنها معرضين

4 - برخى از كافران در برابر آيات و معجزات، در عين اتمام حجت خداوند بر آنان، سرسختى نشان داده و لجاجت مىورزند.

و ما تأتيهم من ءاية . .. إلا كانوا عنها معرضين

آمدن آيات و معجزات متعدد، گوياى قطع عذر و اتمام حجت است.

14- اعراض از معجزه موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 22 - 5

5 - فرعون با مشاهده معجزه موسى ( ع ) ، وحشت زده از آن روى برتافت و شتابزده گريزان شد . *

ثمّ أدبر يسعى

«إدبار» فرعون، - در يك احتمال - به معناى فرار او از ترس معجزه موسى(ع) است كه در شكل مار عظيم ظاهر شده بود.

15- اقتراحى معجزه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 57 - 9،10

9 - منكران رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) اصرار داشتند كه آن حضرت معجزه دلخواه آنان را سريعاً ارائه كند.

ما عندى ما تستعجلون به

همان گونه كه در آيات همين سوره، مانند آيه 8، 37 مطرح شده، از خواسته هاى منكران، نزول معجزاتى ويژه بوده است. لذا ممكن است مراد از «ما تستعجلون» همين گونه درخواستها باشد.

10 - ارائه معجزه، بدان گونه كه مردم برگزينند و بخواهند، خارج از قلمرو اختيار پيامبر(صلی الله علیه و آله) است.

ما عندى ما تستعجلون به

16- امتحان با معجزه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 33 - 1

1- ارائه آيات و معجزات از سوى خداوند به بنى اسرائيل ، دربردارنده آزمونى آشكار و انكارناپذير براى ايشان

و ءاتينهم من الأيت ما فيه بلؤا مبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 27 - 4

4 - معجزات و دلايل روشن الهى بر خلق ، مايه آزمايش ايشان

إنّا مرسلوا الناقة فتنة لهم

17- انبيا و معجزه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 38 - 9

9- پيامبران ، بدون اذن و رخصت خداوند نمى توانند آيت و معجزه اى به مردم ارائه كنند .

و ما كان لرسول أن يأتى بأية إلاّ بإذن الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 78 - 5

5 - پيامبران ، بدون اذن پروردگار ، توانايى آوردن هيچ معجزه اى را ندارند .

و ما كان لرسول أن يأتى بأية إلاّ بإذن اللّه

مقصود از «آية» در اين جا معجزه است.

18- انبيا و معجزه اقتراحى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 11 - 11

11- انبيا در مقابل درخواست معجزه از سوى اقوام كفرپيشه ، خود را جز به اذن خداوند ، فاقد توانايى لازم براى آن مى دانستند .

و ما كان لنا أن نأتيكم بسلطن إلاّ بإذن الله

19- انذار با معجزه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 42 - 2

2 - معجزات الهى براى انذار و بيدارى فرعونيان ، متعدد و گوناگون بود .

كذّبوا بايتنا كلّها

20- انكار معجزه موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 132 - 1

1 - فرعونيان با سحر خواندن تمامى معجزات موسى ، به وى گفتند كه هرگز رسالتش را تصديق نخواهند كرد .

مهما تأتنا به من ءاية لتسحرنا بها فما نحن لك بمؤمنين

«مهما» از أسماء شرط و به معناى «اى شىء» است. و «من» در «من آية» بيان «مهما» است. بنابراين جمله «مهما تأتنا ... » يعنى «هر چيزى را كه به عنوان معجزه بياورى ... .»

21- اهميت معجزه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 41 - 10

10 - كاربرد اعجاز در اثبات حقايق ، حتى براى انبياى الهى

قال ايتك الاّ تكلّم الناس ثلثة ايام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 183 - 11

11 - معجزه ، از راه هاى اثبات نبوت

قد جآءكم رسل من قبلى بالبيّنات و بالّذى قلتم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 112 - 16

16 - ضرورت پرهيز پيروان اديان الهى از درخواست معجزه مجدد پس از اثبات رسالت انبيا با معجزات و دلايل روشن

قال اتقوا اللّه ان كنتم مؤمنين

22- اهميت معجزه صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 73 - 17

17 - ناقه صالح آيه و معجزه اى بزرگ و داراى اهميتى خاص بود .

هذه ناقة اللّه لكم ءاية

اضافه «ناقة» به «اللّه» بيانگر برداشت فوق است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 64 - 2

2- ناقه صالح ، آيه و معجزه اى بزرگ و داراى اهميتى خاص بود .

هذه ناقة الله لكم ءاية

اضافه «ناقة» به «الله» علاوه بر اينكه اشاره به پيدايش ناقه صالح بدون جريان علل عادى دارد ، گوياى عظمت و بزرگى ناقه نيز مى باشد.

23- اهميت معجزه عصاى موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 23 - 1،4

1 - ارائه معجزه عصا و يدبيضا به موسى ( ع ) در وادى طوى ، به جهت نماياندن برخى معجزات بزرگ الهى به آن حضرت بود .

لنريك من ءايتنا الكبرى

«لنريك» متعلق به فعلى است كه از «آية أُخرى» انتزاع مى شود; يعنى آيه آورديم تا . .. . «من» براى تبعيض است و دلالت مى كند كه مراد، نشان دادن بعضى از آيات بزرگ خداوند است.

4 - معجزه عصاى موسى ( ع ) و يدبيضاى او ، دو نمونه از بزرگ ترين نشانه ها ومعجزات الهى اند .

من ءايتنا الكبرى

24- اهميت معجزه يد بيضا موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 23 - 1،4

1 - ارائه معجزه عصا و يدبيضا به موسى ( ع ) در وادى طوى ، به جهت نماياندن برخى معجزات بزرگ الهى به آن حضرت بود .

لنريك من ءايتنا الكبرى

«لنريك» متعلق به فعلى است كه از «آية أُخرى» انتزاع مى شود; يعنى آيه آورديم تا . .. . «من» براى تبعيض است و دلالت مى كند كه مراد، نشان دادن بعضى از آيات بزرگ خداوند است.

4 - معجزه عصاى موسى ( ع ) و يدبيضاى او ، دو نمونه از بزرگ ترين نشانه ها ومعجزات الهى اند .

من ءايتنا الكبرى

25- ايمان به معجزه موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 70 - 5

5 - ساحران به جهت تخصص در سِحر ، حقانيت گفته هاى موسى ( ع ) و سِحر نبودن كار او را به روشنى درك كردند .

فأُلقى السحرة سجّدًا قالوا ءامنّا

از ظاهر آيه برمى آيد، كه در ميدان مبارزه، تنها ساحران بودند كه ايمان خود را اعلام كردند و يا لااقل اولين افراد بودند. اين سبقت در ايمان از سوى ساحران، به جهت شناخت آنان از كار خود و تفاوت آن با معجزه بود.

26- بنى اسرائيل و معجزه عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 110 - 39،40

39 - كافران بنى اسرائيل معجزات حضرت مسيح ( ع ) را سحر و جادويى روشن قلمداد كردند .

فقال الذين كفروا منهم ان هذا الا سحر مبين

40 - كافران بنى اسرائيل پس از مشاهده معجزات عيسى ( ع ) ، وى را ساحرى زبردست معرفى كردند .

فقال الذين كفروا منهم ان هذا الا سحر مبين

در برداشت فوق «هذا» اشاره به مسيح(ع) گرفته شده است، بر اين مبنا اطلاق سحر به آن حضرت از باب مبالغه و حاكى از اين است كه كافران وى را ساحرى زبردست مى پنداشتند به گونه اى كه گويا خود آن حضرت، سحر است.

27- بى تأثيرى معجزه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 101 - 11

11 - بى تأثيرى معجزات و دلايل روشن در قلب ها ، نشان مهرزدگى آن قلبهاست .

فما كانوا ليؤمنوا . .. كذلك يطبع اللّه على قلوب الكفرين

28- بى تأثيرى معجزه بر رهبران ظالم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 124 - 3

3 - عدم تأثير آيات (معجزات) الهى در سردمداران مجرم

و إذا جاءتهم ءاية قالوا لن نؤمن حتى نؤتى مثل ما أوتى رسل الله

29- بى تأثيرى معجزه بر فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 101 - 4

4- معجزات متعدد موسى ( ع ) ، در فرعون هيچ گونه اثرى نبخشيد .

و لقد ءاتينا موسى تسع ءايت بيّنت . .. فقال له فرعون إنى لأظنّك يموسى مسحورًا

30- بى تأثيرى معجزه بر كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 101 - 8

8 - معجزات انبيا بى تأثير در كفرپيشگان و تكذيب كنندگان معارف الهى براى ايمان به آن معارف

و لقد جاءتهم رسلهم بالبينت فما كانوا ليؤمنوا بما كذبوا من قبل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 111 - 3،5،6،13

3 - اگر امور غيبى براى بهانه جويان و منكران آيات الهى محسوس شود، ايمان نمى آورند.

و لو أننا نزّلنا إليهم الملئكة و كلمهم الموتى و حشرنا عليهم كل شىء قبلا ما كانوا

ملائكه، سخن گفتن مردگان، شهادت موجودات جملگى از امور غيبى هستند كه حتى در فرض محسوس شدن آنها، گروهى ايمان نخواهند آورد.

5 - اگر تمامى موجودات دسته دسته برانگيخته شوند و بر حقانيت پيامبر(صلی الله علیه و آله) شهادت دهند، برخى كافران ايمان نمى آورند.

و حشرنا عليهم كل شىء قبلا ما كانوا ليؤمنوا

«قبلا» در اين برداشت جمع «قبيل»، به معنى دسته و صنف گرفته شده است. «و القبيل الجماعة ... من اقوام شتى». (قاموس

اللغة).

6 - مسخ شدن قلب و ادراك كافران مايه ايمان نياوردن ايشان، حتى با ديدن روشنترين معجزات است.

و نقلب أفئدتهم و أبصرهم . .. و لو أننا نزّلنا ... ما كانوا ليؤمنوا

13 - اغلب درخواست كنندگان نزول معجزات از تأثير نداشتن آن بر كافران آگاهى نداشتند.

ما كانوا ليؤمنوا إلا أن يشاء الله و لكن أكثرهم يجهلون

مرجع ضمير در «أكثرهم» مى تواند مؤمنانى باشد كه خواهان نزول آيات و اجابت درخواست مشركان بودند، چنانچه در آيات قبل نيز اين احتمال ياد شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 9 - 4

4- علم خداوند به بى تأثيرى معجزات درخواستى كفرپيشگان ، دليل اعطا نكردن آنها به پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و يقول الذين كفروا لولا أُنزل عليه ءاية . .. الله يعلم ما تحمل ... علم الغيب و

و نهانها، پس از اشاره به اين كه تقاضاى كافران مبنى بر ارائه معجزه را پاسخ نمى دهد، حاوى اين نكته است كه: خداوند مى داند ارائه معجزات پيشنهادى كافران اثرى در هدايت ايشان ندارد. از اين روست كه به درخواست آنان پاسخ نمى دهد.


تفسيرعياشى، ج2، ص205، ح13; نورالثقلين، ج2، ص485، ح34.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 27 - 9

9- بى تأثيرى معجزات خاص و پيشنهادى كفرپيشگان در هدايت آنان ، دليل اهدا نشدن آنها به پيامبر (صلی الله علیه و آله)

لولا أُنزل عليه ءاية من ربه قل إن الله يضل من يشاء و يهدى إليه من أناب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 31 - 1،2،3

1- نزول قرآنى كه كوه ها را به حركت درآورد ، زمين را قطعه قطعه كند ، مردگان را زنده سازد ، نمى تواند مايه هدايت كسانى شود كه خدا هدايت آنان را نخواهد .

و لو أن قرءانًا سيّرت به الجبال أو قطّعت به الأرض أو كلّم به الموتى

«تسيير» (مصدر سيّرت) به معناى حركت دادن است و «تقطيع» (مصدر قطّعت) به معناى شكافتن عميق يا قطعه قطعه كردن مى باشد و حرف باء در جمله هاى سه گانه فوق به معناى استعانت است. عبارت «بل لله الأمر» و نيز «أن لو يشاء الله لهدى الناس» گوياى اين است كه جواب شرط «لو أنّ

...» جمله اى نظير «لم يهتدوا إن لم يشأ الله» است.

2- آنان كه با تلاوت قرآن هدايت نشوند و به سراى آخرت ايمان نياورند ، حتى اگر مردگانى زنده شوند و حقايق آخرت را براى آنان بيان كنند ، هدايت نخواهند يافت .

و لو أن قرءانًا . .. كلّم به الموتى

هر يك از جمله هاى «سيّرت به الجبال» و «قطّعت به الأرض» و «كلّم به الموتى» حكايت از معجزات درخواستى كفرپيشگان دارد كه به مناسبت مى توان گفت: جمله «كلّم به الموتى» حاكى است كه آنان براى باور به آخرت، از پيامبر(صلی الله علیه و آله) مى خواستند تا

مردگانى را زنده كند تا از آخرت و دنياى پس از مرگ براى آنان سخن بگويند.

3- آنان كه با مشاهده و تلاوت قرآن نازل شده بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) هدايت نشوند ، با مشاهده هيچ آيت و معجزه اى هدايت نخواهند شد .

و لو أن قرءانًا سيّرت به الجبال . .. بل لله الأمر جميعًا

31- بى تأثيرى معجزه بر لجوج

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 111 - 4

4 - لجاجت پيشگان، حتى در صورت سخن گفتن مردگان با ايشان و شهادت بر رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله)، ايمان نمى آورند.

و لو أننا . .. و كلمهم الموتى ... ما كانوا ليؤمنوا

32- بى تأثيرى معجزه بر مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 111 - 2،7،14

2 - مشركان لجوج، حتى در صورت نزول ملائكه بر ايشان، ايمان نمى آورند.

و لو أننا نزّلنا إليهم الملئكة . .. ما كانوا ليؤمنوا

7 - تأثير نداشتن هر نوع معجزه در مشركان، دليل ارائه نشدن معجزات مورد درخواست آنان است.

و ما يشعركم أنها إذا جاءت لايؤمنون . .. و لو أننا نزّلنا ... ما كانوا ليؤمنوا

14 - بسيارى از منكران معاند به تأثير نداشتن هيچ آيه و معجزه اى در قلب خويش ناآگاه هستند.

و لكن أكثرهم يجهلون

متعلق «يجهلون» در كلام مذكور نيست. ، ولى به قرينه موضوعات مطرح شده در آيه متعلق آن مى تواند چنين باشد: «يجهلون عدم إيمانهم». مرجع ضمير «أكثرهم» در اين برداشت همان مشركانى هستند كه قسم ياد مى كردند كه در صورت نزول آيتى ايمان خواهند آورد.

33- بى تأثيرى معجزه بر مكذبان دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 101 - 8

8 - معجزات انبيا بى تأثير در كفرپيشگان و تكذيب كنندگان معارف الهى براى ايمان به آن معارف

و لقد جاءتهم رسلهم بالبينت فما كانوا ليؤمنوا بما كذبوا من قبل

34- بى تأثيرى معجزه در مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 110 - 3

3 - يكسانى عنادورزى و حق ناباورى مشركان، قبل و بعد از ديدن معجزه مورد درخواست خويش

و نقلب . .. كما لم يؤمنوا به أول مرة

35- پذيرش معجزه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 248 - 15

15 - ايمان ( باور ) ، زمينه ساز پذيرش معجزات الهى و بهره مندى از آن

انّ فى ذلك لاية لكم ان كنتم مؤمنين

36- تبيين محدوده معجزه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 50 - 10

10 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظف بود كه حيطه كارى نبوت اش را ، براى مشركان ، تبيين كند .

و قالوا لولا أنزل عليه ءايت . .. قل إنّما الأيت عند اللّه و إنّما أنا نذير

37- تبيين منشأ معجزه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 50 - 5

5 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظف بود كه منشأ تحقق معجزات را ، براى مشركان ، تبيين كند .

لولا أنزل عليه ءايت . .. قل إنّما الأيت عند اللّه

38- تداوم معجزه محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 2 - 4

4 - پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) ، داراى معجزاتى متعدد و مستمر

و إن يروا ءاية يعرضوا و يقولوا سحر مستمرّ

از اين كه كافران، بر استمرار كارهاى خارق العاده پيامبر(صلی الله علیه و آله) انگشت مى نهادند، استفاده مى شود كه جلوه هاى اعجازى پيامبر(صلی الله علیه و آله)، مقطعى نبود; بلكه پايا و مستمر بوده است; گاه با «شق القمر» و زمانى با آيات جديد قرآن.

39- ترس از معجزه موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 22 - 5

5 - فرعون با مشاهده معجزه موسى ( ع ) ، وحشت زده از آن روى برتافت و شتابزده گريزان شد . *

ثمّ أدبر يسعى

«إدبار» فرعون، - در يك احتمال - به معناى فرار او از ترس معجزه موسى(ع) است كه در شكل مار عظيم ظاهر شده بود.

40- ترسناكى معجزه موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 12 - 3

3 - تجهيز موسى ( ع ) از سوى خدا به معجزه اى بيم آفرين و معجزه اى زيبا و پرجاذبه

و ألق عصاك . .. ولّى مدبرًا ... و أدخل يدك... بيضاء من غير سوء

41- تعجب از معجزه موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 32 - 3

3 - تبديل عصاى موسى ( ع ) به اژد ها ، پديده اى شگفت و دور از انتظار فرعونيان

فألقى عصاه فإذا هى ثعبان مبين

برداشت ياد شده از «إذا» فجائيه استفاده مى شود; زيرا اين كلمه مى رساند كه مفاد جمله پس از آن، در يك حالت غير منتظره انجام شده است.

42- تعداد معجزه موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 101 - 1

1- اعطاى نُه معجزه روشن و گويا به موسى ( ع ) از جانب خداوند

و لقد ءاتينا موسى تسع ءايت بيّنت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 12 - 4

4 - اعطاى نه معجزه و نشانه از سوى خدا به موسى ( ع ) براى هدايت فرعون و فرعونيان

فى تسع ءايت إلى فرعون و قومه

43- تعدد معجزه محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 2 - 4

4 - پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) ، داراى معجزاتى متعدد و مستمر

و إن يروا ءاية يعرضوا و يقولوا سحر مستمرّ

از اين كه كافران، بر استمرار كارهاى خارق العاده پيامبر(صلی الله علیه و آله) انگشت مى نهادند، استفاده مى شود كه جلوه هاى اعجازى پيامبر(صلی الله علیه و آله)، مقطعى نبود; بلكه پايا و مستمر بوده است; گاه با «شق القمر» و زمانى با آيات جديد قرآن.

44- تعدد معجزه موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 160 - 26

26 - ظهور معجزاتى متعدد ( پديد آمدن آب ، سايه ، نزول منّ و سلوى ) براى قوم موسى در پى عبورشان از دريا

فانبجست . .. ظلّلنا عليهم الغمم و أنزلنا عليهم المن و السلوى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 75 - 3

3 - موسى و هارون ( ع ) براى اثبات نبوت خود ، داراى معجزات متعددى بودند .

ثم بعثنا . .. موسى و هرون ... بأيتنا

با توجه به جمله «قالوا إن هذا لسحر مبين» در آيه بعد، استفاده مى شود كه مراد از «آيات» در اين جا عبارت از كارهايى است كه بشر بر انجام آن توانايى ندارد ; بلكه به طور يقين فعل خداست كه به دست انسانى انجام گرفته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 96 - 2

2- موسى ( ع ) برخوردار از معجزاتى فراوان و باعظمت بر رسالت الهى خويش

و لقد أرسلنا موسى بأيتنا

مراد از آيات (نشانه ها) در آيه فوق ، معجزات است و جمع آوردن آن حاكى از كثرت آنهاست. اضافه آن به ضمير متكلم (نا) دلالت بر عظمت و بزرگى آن معجزات دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 5 - 1

1- حضرت موسى ( ع ) ، همراه با آيات و معجزات متعدد از سوى خداوند براى مردم عصر خويش مبعوث شد .

و لقد أرسلنا موسى بأيتنا أن أخرج قومك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 42 - 5

5 - موسى و هارون ( ع ) ، از معجزات متعددى براى انجام دعوت خويش برخوردار بودند .

اذهب . .. ب--َايتى

ذكر «آيات» به صورت جمع، نشانگر تعدد آيات و معجزات اعطايى به موسى و هارون است. در توجيه اين تعدد دو احتمال وجود دارد: 1- معجزه عصا و يدبيضا - گرچه به صورت كلى دو معجزه بود - اما حاوى معجزاتى متعدد بود; زيرا مار شدن عصا و حركت آن و عصا شدن مار، هر يك مى تواند معجزه اى خاص باشد. 2- خداوند با اين تعبير به موسى(ع) وعده داده است كه پس از اين نيز معجزاتى به موسى(ع) عطا خواهد كرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 72 - 5

5 - تبديل عصا به موجودى كه ابزار سِحر ساحران را بلعيد و به حالت اوليه برگشت ، حاوى نشانه هاى متعددى بر رسالت موسى ( ع )

ما جاءنا من البيّنت

از اين كه ساحران، از مشاهدات خود با تعبير «بيّنات» (جمع «بيّنة») ياد كردند، به دست مى آيد كه آنچه ديدند، معجزات متعددى در ضمن يك معجزه بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 45 - 7

7 - موسى ( ع ) ، داراى معجزاتى متعدد

ثمّ أرسلنا موسى . .. بأيتنا

«آية» به معناى نشانه است و مقصود از آن در مورد بعثت پيامبران، معجزه است به اين اعتبار كه معجزه، نشانه صدق ادعاى پيامبرران است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 15 - 5

5 - تجهيز موسى و هارون ( ع ) به وسيله آيات و معجزات گوناگون الهى براى ايفاى نقش رسالت

فاذهبا بايتنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 35 - 5

5 - تجهيز موسى و هارون ( ع ) از سوى خداوند ، به آيات و معجزات متعدد براى ايفاى رسالت

بئايتنا

يكى از معانى «آية» معجزه است. بنابراين «بآياتنا» در اين جا معادل با «بمعجزاتنا» مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 36 - 2

2 - موسى ( ع ) معجزات متعددى را به فرعونيان ارائه كرد .

فلمّا جاءهم موسى بئايتنا بيّنت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 23 - 3

3 - آيات و دلايل ارائه شده از سوى موسى ( ع ) ، متعدد و گوناگون بود .

بأيتنا و سلطن مبين

برداشت ياد شده از جمع آمدن «آيات» به دست مى آيد.

45- تعدد معجزه هارون(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 75 - 3

3 - موسى و هارون ( ع ) براى اثبات نبوت خود ، داراى معجزات متعددى بودند .

ثم بعثنا . .. موسى و هرون ... بأيتنا

با توجه به جمله «قالوا إن هذا لسحر مبين» در آيه بعد، استفاده مى شود كه مراد از «آيات» در اين جا عبارت از كارهايى است كه بشر بر انجام آن توانايى ندارد ; بلكه به طور يقين فعل خداست كه به دست انسانى انجام گرفته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 42 - 5

5 - موسى و هارون ( ع ) ، از معجزات متعددى براى انجام دعوت خويش برخوردار بودند .

اذهب . .. ب--َايتى

ذكر «آيات» به صورت جمع، نشانگر تعدد آيات و معجزات اعطايى به موسى و هارون است. در توجيه اين تعدد دو احتمال وجود دارد: 1- معجزه عصا و يدبيضا - گرچه به صورت كلى دو معجزه بود - اما حاوى معجزاتى متعدد بود; زيرا مار شدن عصا و حركت آن و عصا شدن مار، هر يك مى تواند معجزه اى خاص باشد. 2- خداوند با اين تعبير به موسى(ع) وعده داده است كه پس از اين نيز معجزاتى به موسى(ع) عطا خواهد كرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 15 - 5

5 - تجهيز موسى و هارون ( ع ) به وسيله آيات و معجزات گوناگون الهى براى ايفاى نقش رسالت

فاذهبا بايتنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 35 - 5

5 - تجهيز موسى و هارون ( ع ) از سوى خداوند ، به آيات و معجزات متعدد براى ايفاى رسالت

بئايتنا

يكى از معانى «آية» معجزه است. بنابراين «بآياتنا» در اين جا معادل با «بمعجزاتنا» مى باشد.

46- تعدد معجزه هود(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 59 - 3

3- هود ( ع ) ، معجزات متعددى را براى اثبات ربوبيت خداوند در اختيار قوم عاد قرار داد . *

و تلك عاد جحدوا بأيت ربهم

47- تعقل در معجزه محمّد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 50 - 20

20 - تفكر درباره محدوده قدرت و وظايف پيامبر(صلی الله علیه و آله) و معجزات وى، مورد ترغيب و توصيه خداوند

قل لا أقول لكم . .. أفلاتتفكرون

از مصاديق مهم و بارز مذكور در آيه، محدوده قدرت و وظايف پيامبر(صلی الله علیه و آله) است كه جمله «أفلا تتفكرون» همه مردم را به تفكر درباره آن فرا مى خواند.

48- تفاوت معجزه با جادو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 5 - 8

8- آگاهى مشركان در عصر بعثت ، از ماهيت معجزه و فرق آن با سحر و خواب هاى پريشان و شعر

بل قالوا أضغث أحلم بل افتريه بل هو شاعر

مشركان در مخالفت با پيامبر(صلی الله علیه و آله) ابتدا سخن او را سحر، يا شعر و يا خواب هاى آشفته مى دانستند. سپس براى اثبات رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) از ايشان خواستار معجزه شدند. اين مى رساند كه آنان از معجزه و فرق آن با سحر و شعر و... آگاه بودند و به آن اعتراف داشتند.

49- تفاوت معجزه و جادو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 102 - 7

7- بصيرت بخشى و بينش دهى معجزه ، ملاك تمايز آن از سحر و جادوگرى

إنى لأظنّك يموسى مسحورًا . قال لقد علمت ما أنزل هؤلاء إلاّ ... بصائر

تأكيد موسى(ع) بر «بصائر» بودن معجزاتش در قبال اتهام سحر به معجزات او از سوى فرعون، مى تواند خود ردّى باشد بر اتهام فرعون با ارائه ملاك; يعنى، سحر هرگز بصيرت آفرين نيست در حالى كه معجزه، بصيرت آفرين است.

50- تكذيب معجزه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 155 - 3

3 - آيات الهى ( معجزات پيامبران و . . . ) مورد انكار يهوديان

و كفرهم بايت اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 5 - 1

1 - كافران مكه در پى نزول قرآن به عنوان معجزه، بدون درنگ به تكذيب آن پرداختند.

فقد كذّبوا بالحق لمّا جاءهم

جمله ظرفيه «لمّا جاءهم» به اين نكته اشاره دارد كه تكذيب كافران به مجرد آمدن حق صورت گرفته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 59 - 8،14

8- تكذيب معجزات درخواستى از سوى امت هاى پيشين ، دليل بهانه جويى و بى صداقتى تقاضا كنندگان معجزات متعدد است .

و ما منعنا أن نرسل بالأيت إلاّ أن كذّب بها الأوّلون

از اينكه تكذيب معجزات درخواستى (اقتراحى) از سوى پيشينيان، دليل امتناع خداوند از ارائه معجزات براى امتهاى بعدى مطرح شده است مى تواند نشان از بى صداقتى و بهانه جويى اين امتها باشد و خداوند به همين دليل به معجزات درخواستى اينها، پاسخ منفى داده است.

14- تكذيب معجزات و آيات الهى ، ظلم به آنهاست .

كذّب بها الأوّلون . .. فظلموا بها

51- تكذيب معجزه محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 109 - 4

4 - انكار معجزه بودن معجزات ارائه شده از جانب پيامبر(صلی الله علیه و آله)، از بهانه هاى منكران رسالت

لئن جاءتهم ءاية ليؤمننّ بها

ترديدى نيست كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) معجزاتى را به مردم ارائه مى كرد، ولى مشركان با درخواست نزول آيات گويا در صدد انكار آن معجزات بودند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 133 - 2،4

2- منكران رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، با ناديده گرفتن معجزه قرآن ، آن حضرت را فاقد هرگونه معجزه معرفى مى كردند .

و قالوا لولا يأتينا ب--َاية من ربّه أوَلم تأتهم بيّنة

4 - انكار معجزات پيامبر (صلی الله علیه و آله) و دلايلِ روشن رسالت او ، موجب آزردگى و رنج آن حضرت بود .

فاصبر على ما يقولون . .. و قالوا لولا يأتينا ب--َاية

52- تكذيب معجزه موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 103 - 8

8 - فرعون و بزرگان دربار او ، آيات و معجزات ارائه شده از سوى موسى را تكذيب كردند .

بئايتنا إلى فرعون و ملإيه فظلموا بها

ضمير در «بها» به «آياتنا» برمى گردد و چون «ظلم» به حرف باء متعدى شده (ظلموا بها) متضمن معناى تكذيب است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 132 - 2

2 - فرعونيان در عين اعتراف به خارق العاده بودن معجزات موسى ، با لحنى تمسخرآميز آيت بودن آنها را تكذيب مى كردند .

مهما تأتنا به من ءاية لتسحرنا بها

«لتسحرنا بها» (يعنى تا ما را به وسيله آن آيه سحر كنى)، مى رساند كه مراد از كلمه «آية» در سخن فرعونيان «سحر» است و هدف آنان از اينكه آن را «آية» ناميدند، استهزاى موسى بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 14 - 1

1 - انكار معجزات الهى ، از سوى فرعونيان با وجود يقين درونى به حقانيت آن

و جحدوا بها و استيقنتها أنفسهم

«جَحْد» (مصدر «جحدوا») به معناى نفى و انكار كردن است. «استيقان» (مصدر «إستيقنت») معادل «إيقان» و جمله «استيقنتها أنفسهم» حال براى ضمير فاعل در «جحدوا» است; يعنى، در حالى كه جان هاى آنان به الهى بودن آيات يقين داشت باز آنها را انكار كردند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 36 - 4

4 - انكار معجزات موسى از سوى فرعونيان ، به اتهام سحر و ساختگى بودن آنها

فلمّا جاءهم موسى بئايتنا بيّنت قالوا ما هذا إلاّ سحر مفترًى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 21 - 1

1 - فرعون ، نشانه رسالت موسى ( ع ) و معجزه بودن آن را نپذيرفت و بى درنگ آن را تكذيب كرد .

فكذّب

حرف «فاء» براى تعقيب بدون فاصله است و مى رساند كه فرعون، پيش از هر گونه تأمل و درنگ، به تكذيب و عصيان پرداخت. متعلق تكذيب - به قرينه «الآية الكبرى» در آيه قبل - معجزه موسى(ع) است. از اقدام فرعون به آوردن مثل معجزه موسى(ع)، - كه آيات بعد بر آن دلالت دارد - دانسته مى شود كه فرعون، معجزه بودن آن و دلالتش بر صداقت موسى(ع) را تكذيب كرده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 25 - 6

6 - خداوند ، فرعون را به دليل تكذيب رسالت و معجزه موسى ( ع ) و عصيانگرى و ادعاى ربوبيت ، هلاك ساخت .

فكذّب و عصى . .. فقال أنا ربّكم الأعلى . فأخذه اللّه نكال الأخرة و الأولى

مى توان گفت: فاء در «فأخذه اللّه»، كيفر را بر تمام كارهاى فرعون كه در آيات قبل آمده بود، تفريع كرده است.

53- تكذيب معجزه هود(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 53 - 2

2- قوم عاد ، هود ( ع ) را به نداشتن معجزه و دليلى روشن بر حقانيت نبوتش ، متهم مى كردند .

قالوا يهود ما جئتنا ببيّنة

54- تهمت جادو به معجزه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 15 - 1

1 - مشركان صدر اسلام ، معجزات الهى را سحرى آشكار و بى ترديد مى دانستند .

و قالوا إن هذا إلاّ سحر مبين

مشاراليهِ «هذا» هم مى تواند معجزه باشد - كه در آيه قبل از آن به «آية» ياد شده است - و هم مى تواند قرآن كريم باشد. برداشت ياد شده مبتنى بر احتمال نخست است.

55- جادوگران فرعون و معجزه موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 120 - 1،2

1 - ساحران با مشاهده معجزه موسى ( ع ) و بطلان سحر خويش ، به خاك افتادند و به درگاه خداوند سجده كردند .

و ألقى السحرة سجدين

2 - ساحران با مشاهده معجزه موسى ( ع ) به عظمت خداوند پى بردند و او را شايسته و بايسته پرستش يافتند .

و ألقى السحرة سجدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 121 - 1

1 - ساحران با مشاهده معجزه موسى ( ع ) ربوبيت خداوند را بر تما هستى باور كردند و به آن ايمان آوردند .

قالوا ءامنا برب العلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 122 - 1

1 - ساحران دربار فرعون پس از مشاهده معجزه موسى ( ع ) ، به ربوبيت خداى موسى ( ع ) و هارون بر تمام هستى ايمان آورده و بدان اعتراف كردند .

ءامنا برب العلمين. رب موسى و هرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 70 - 2،3

2 - ساحران با مشاهده معجزه موسى و بلعيده شدن سِحرشان با اعجاز او ، در برابر خداوند به سجده افتادند .

فأُلقى السحرة سجّدًا

3 - ساحران ، با مشاهده معجزه موسى ، آن را قدرتى الهى دانسته و در برابر عظمت خداوند اظهار فروتنى كردند .

فأُلقى السحرة سجّدًا قالوا ءامنّا بربّ هرون و موسى

56- جاودانگى معجزه محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 38 - 4

4 - قرآن ، معجزه جاودان حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) و گواه صدق نبوت آن حضرت

أم يقولون افتريه قل فأتوا بسورة مثله

57- حقانيت معجزه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 45 - 3

3 - معجزه ، امرى واقعى ، و سحر عملى خيالى و فاقد حقيقت و واقعيت است .

فألقى موسى عصاه فإذا هى تلقف ما يأفكون

«إفك» در اصل به سخنى گفته مى شود كه اصل و ريشه نداشته و دروغ است. بنابراين سحر را بدان جهت «إفك» مى نامند كه فاقد حقيقت و واقعيت است.

58- حقانيت معجزه موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 76 - 2

2 - حضرت موسى ( ع ) براى اثبات نبوت خود و هارون ( ع ) ، معجزه اى بزرگ - كه در حق و الهى بودن آن شبهه اى نبود - به فرعون و اطرافيانش ارائه كرد .

فلما جاءهم الحق من عندنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 102 - 1

1- تذكر موسى ( ع ) به آگاهى و اعتقاد درونى فرعون به حقانيت معجزات او على رغم سحر خواندن آنها

إنى لأظنّك يموسى مسحورًا . قال لقد علمت ما أنزل هؤلاء إلاّ ربّ السموت و الأرض

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 46 - 5

5 - وجود نشانه هايى ترديدناپذير در تفاوت معجزه موسى با هرگونه افسون ، در نظر سحرشناسان

فأُلقى السحرة سجدين

برداشت ياد شده از سجده بى درنگ ساحران، در پى مشاهده معجزه موسى استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 14 - 1

1 - انكار معجزات الهى ، از سوى فرعونيان با وجود يقين درونى به حقانيت آن

و جحدوا بها و استيقنتها أنفسهم

«جَحْد» (مصدر «جحدوا») به معناى نفى و انكار كردن است. «استيقان» (مصدر «إستيقنت») معادل «إيقان» و جمله «استيقنتها أنفسهم» حال براى ضمير فاعل در «جحدوا» است; يعنى، در حالى كه جان هاى آنان به الهى بودن آيات يقين داشت باز آنها را انكار كردند.

59- حقانيت معجزه هارون(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 76 - 2

2 - حضرت موسى ( ع ) براى اثبات نبوت خود و هارون ( ع ) ، معجزه اى بزرگ - كه در حق و الهى بودن آن شبهه اى نبود - به فرعون و اطرافيانش ارائه كرد .

فلما جاءهم الحق من عندنا

60- حقيقت معجزه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 76 - 1

1 - معجزه ، وقوع پديده اى حق و داراى واقعيت است .

فلما جاءهم الحق من عندنا قالوا إن هذا لسحر مبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 77 - 3

3 - معجزه ، وقوع پديده اى حق و داراى واقعيت است .

أتقولون للحق لما جاءكم أسحر هذا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 82 - 2

2 - معجزات پيامبران ، كلمات خدايند .

ثم بعثنا . .. موسى و هرون ... بأيتنا ... و يحق اللّه الحق بكلمته

با توجه به اينكه يكى از موارد ابطال باطل و احقاق و تثبيت حق، به وسيله معجزه حضرت موسى (ع) بوده، برداشت فوق استفاده شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 5 - 2

2- معجزات حضرت موسى ( ع ) ، فعل خدا بود كه توسط آن حضرت تحقق يافت .

و لقد أرسلنا موسى بأيتنا

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه: مراد از «آياتنا» معجزاتى باشد كه توسط حضرت موسى(ع) انجام مى گرفت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 5 - 8

8- آگاهى مشركان در عصر بعثت ، از ماهيت معجزه و فرق آن با سحر و خواب هاى پريشان و شعر

بل قالوا أضغث أحلم بل افتريه بل هو شاعر

مشركان در مخالفت با پيامبر(صلی الله علیه و آله) ابتدا سخن او را سحر، يا شعر و يا خواب هاى آشفته مى دانستند. سپس براى اثبات رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) از ايشان خواستار معجزه شدند. اين مى رساند كه آنان از معجزه و فرق آن با سحر و شعر و... آگاه بودند و به آن اعتراف داشتند.

61- درخواست معجزه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 118 - 2،3

2 - مشركان ، براى پذيرش رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) خواهان نشانه و معجزه اى بر حقانيت او بودند .

و قال الذين لايعلمون لولا . .. أو تأتينا ءاية

3 - مشركان خواهان تحقق معجزه اى بودند كه خود آن را پيشنهاد مى كردند . *

و قال الذين لايعلمون لولا . .. أو تأتينا ءاية

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 153 - 4

4 - درخواست معجزه هاى بى مورد ، شيوه اهل كتاب در برابر دعوت پيامبران

يسئلك أهل الكتب . .. فقد سألوا موسى أكبر من ذلك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 24 - 11

11 - بنى اسرائيل ، با اعلام كناره گيرى از نبرد ، خواستار معجزه موسى ( ع ) و امداد خاص الهى براى فتح سرزمين مقدس

فاذهب انت و ربك فقتلا

امدادهاى الهى و معجزات موسى(ع) براى نابودى فرعونيان در حضور بنى اسرائيل، مى تواند مؤيد اين احتمال باشد كه مراد از «اذهب . ..»، توقع و درخواست امداد خداوند و معجزه موسى(ع) براى نابودى جباران است، به گونه اى كه نياز به جهاد و مبارزه نباشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 112 - 4،7،14

4 - حواريون ، خواستار معجزه اى اختصاصى براى خويش افزون بر ساير معجزات عيسى ( ع )

ان ينزل علينا مائدة

كلمه «علينا» به قرينه «نأكل» و «قلوبنا» و «نعلم» و «نكون» در آيه بعد نشانگر اين است كه حواريون خواستار معجزه اى بودند كه تنها خودشان از آن بهره مند گردند.

7 - حواريون عيسى خواهان معجزه اى ويژه ( نزول مائده آسمانى ) على رغم ادعاى ايمان به رسالت مسيح ( ع )

هل يستطيع ربك ان ينزل علينا مائدة من السماء قال اتقوا اللّه ان كنتم مؤمنين

14 - حواريون عيسى مورد سرزنش وى به خاطر پيشنهاد معجزه ويژه و نزول مائده آسمانى ، على رغم مشاهده معجزات فراوان

قال اتقوا اللّه ان كنتم مؤمنين

آيات پيشين دلالت مى كند كه عيسى حتى در كودكى و قبل از دعوت مردمان به ايمان، معجزاتى را به مردمان ارائه مى كرد. بنابراين مى توان گفت انتقاد و اعتراض حضرت مسيح(ع) بدين جهت بوده كه چرا با وجود معجزات فراوان باز هم از وى درخواست معجزه دارند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 8 - 2

2 - گريز كفرپيشگان بهانه جو از ايمان به پيامبر(صلی الله علیه و آله)، با درخواست معجزاتى غيرعملى

و لو أنزلنا ملكا لقضى الأمر ثم لا ينظرون

حرف «لو» غالباً در مواردى به كار گرفته مى شود كه شرط، امرى غير عملى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 9 - 3

3 - گريز كفرپيشگان بهانه جو از ايمان به پيامبر(صلی الله علیه و آله)، با درخواست معجزاتى غيرعملى

و لو جعلنه ملكا لجعلنه رجلا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 37 - 5،7،8،9،10،11

5 - تقاضاى معجزات ويژه و دلخواه، برخاسته از نادانى است.

و لكن أكثرهم لايعلمون

نفى علم از درخواست كنندگان معجزات ويژه بيانگر اين است كه نادانى زمينه پيدايش اين نوع تقاضاهاست.

7 - معدودى از مشركان مى دانستند كه خداوند توان آوردن معجزه درخواستى آنان را دارد.

و لكن أكثرهم لايعلمون

8 - ناآگاهى اغلب مشركان به فلسفه عدم نزول معجزات درخواستى آنان

و قالوا لولا نزل عليه ءاية . .. و لكن أكثرهم لايعلمون

برداشت فوق بر اين اساس است كه «لايعلمون» جمله اى مانند «حكمة عدم نزول الأيات» باشد.

9 - اقليتى از مشركان به فلسفه نازل نشدن معجزات ويژه درخواستى خويش آگاه بودند.

و قالوا لولا نزل عليه ءاية . .. و لكن أكثرهم لايعلمون

10 - تبليغات مشركان عليه پيامبر(صلی الله علیه و آله)، على رغم آگاهى به قدرت الهى و فلسفه نازل نشدن معجزات درخواستى

و قالوا لولا نزل عليه ءاية من ربه قل إن اللّه قادر . .. و لكن أكثرهم لايعلمون

اگر مشركان اعتقاد به قدرت خدا نداشتند، جمله «قل إن اللّه قادر» ادعايى محض بود. بر اين اساس آنان قدرت خداند را بر نزول هرگونه معجزه قبول داشتند. گذشته از اينكه اقليتى از آنان به تصريح آيه به علت عدم نزول معجزات مورد درخواست خود نيز آگاه بودند.

11 - برخى از مشركان، على رغم آگاهى به قدرت خداوند بر نزول هر معجزه و فلسفه نازل نشدن آن، خواهان نزول معجزات ويژه خود بودند.

و قالوا لولا نزل . .. إن اللّه قادر ... و لكن أكثرهم لايعلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 38 - 7

7 - پاسخ به درخواست نابجاى نزول معجزات، با نظام قانونمند هدايت ناسازگار است.

و قالوا لولا نزل عليه ءاية . .. ما فرطنا فى الكتب من شىء

جمله «ما فرطنا» مى تواند اشاره به اين نكته باشد كه اگر نزول آيات مورد درخواست مشركان بجا بود، بايد در كتاب آفرينش ثبت شده باشد و آنگاه به منصه ظهور درآيد. و چون چنين چيزى در آنجا ثبت نگرديده و چيزى نيز در آنجا از قلم نيفتاده است، بنابراين خواست مشركان هيچگونه توجيه منطقى و معقول و بجا ندارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 57 - 10

10 - ارائه معجزه، بدان گونه كه مردم برگزينند و بخواهند، خارج از قلمرو اختيار پيامبر(صلی الله علیه و آله) است.

ما عندى ما تستعجلون به

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 109 - 3

3 - مشركان خواهان دريافت معجزه اى، جز آنچه پيامبر(صلی الله علیه و آله) ارائه مى نمود، بودند.

و أقسموا بالله جهد أيمنهم لئن جاءتهم ءاية

بديهى است كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) قطعاً معجزاتى را به آنان نمايانده است و با اين وصف آنان از سر بهانه جويى معجزات ديگرى را طلب مى كردند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 110 - 6

6 - مشركان مكه با وجود ايمان نياوردن به پيامبر(صلی الله علیه و آله) با معجزات ارائه شده، مجدداً خواهان معجزات ديگرى از پيامبر(صلی الله علیه و آله) بودند.

و أقسموا . .. لئن جاءتهم ءاية ... إذا جاءت لايؤمنون ... كما لم يؤمنوا به أول مرة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 111 - 1

1 - نزول ملائكه بر مشركان و سخن گفتن مردگان با ايشان، از معجزات درخواستى آنان بوده است.

لئن جاءتهم ءاية . .. و لو أننا نزّلنا ... ما كانوا ليؤمنوا

ذكر نزول ملائكه و سخن گفتن با مردگان در آيه حكايت از آن دارد كه اين قبيل معجزات مورد درخواست مشركان بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 114 - 4،13

4 - با نزول قرآن جايى براى نزول معجزات درخواستى مشركان متصور نيست.

و لو أننا نزّلنا إليهم . .. أفغير الله أبتغى حكما و هو الذى أنزل إليكم الكتب

به نظر مى رسد جمله استفهامى توبيخى «أفغير الله أبتغى . ..» به قرينه آيات قبل، تعريض به كسانى باشد كه دليل و معجزه اى غير از قرآن طلب مى كردند و جمله «و هو الذى أنزل ...» تتميمى بر اين تعريض است. يعنى با وجود قرآن جايى براى درخواستهاى ديگر نمى ماند.

13 - پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) و مؤمنان در اينكه معجزه طلبى مشركان از سر حقجويى نيست، نبايد به خود ترديد راه دهند.

فلا تكونن من الممترين

متعلق «ممترين» بايد چيزى متناسب با مضمون آيه باشد. پيام اصلى آيه آن است كه معجزه طلبى كافران و مخالفتهاى اهل كتاب با پيامبر(صلی الله علیه و آله) از سر حقجويى نيست. بنابراين «لا تكونن من الممترين» يعنى ترديدى در اين مسأله نداشته باش.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 107 - 1

1 - موسى ( ع ) در پاسخ فرعون ( درخواست آيت رسالت ) عصاى خويش را ر ها ساخت .

فألقى عصاه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 108 - 1

1 - موسى ( ع ) در پى درخواست فرعون ( آوردن معجزه ) دومين آيت رسالت خويش را ارائه كرد .

إن كنت جئت بئاية فأت بها . .. و نزع يده فإذا هى بيضاء للنظرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 10 - 28

28- اقوام كافر پيشين ، ضمن طرح شبهاتى در مقابل دعوت روشن انبيا ، از آنان خواستار دليلى قاطع و روشن ( معجزه ) بودند .

إن أنتم إلاّ بشر مثلنا . .. فأتونا بسلطن مبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 5 - 7

7- مشركان ، از پيامبر (صلی الله علیه و آله) خواهان معجزه اى همانند معجزات پيامبران پيشين بودند .

فليأتنا باية كما أُرسل الأوّلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 6 - 8

8- درخواست معجزه از سوى مشركان ستم پيشه مكه ، در جهت بهانه جويى بود ; نه حقيقت طلبى .

فليأتنا. .. أفهم يؤمنون

خداوند، درخواست معجزه از طرف مشركان را به اين دليل ردّ فرمود كه آنان مانند مشركان اقوام گذشته، قصد ايمان آوردن نداشتند. بنابراين چنين درخواستى بهانه و دست آويزى بيش نبود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 154 - 5

5 - ثموديان ، خواستار نشانه و معجزه اى از صالح ( ع ) براى پى بردن به صدق ادعاى وى

فأت بئاية إن كنت من الصدقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 52 - 1

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظف بود كه كفايت گواهى خداوند را ميان او و معجزه خواهان كافر ابلاغ كند .

قل كفى باللّه بينى و بينكم شهيدًا

62- درخواست معجزه از صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 154 - 6

6 - ثموديان ، ايمان به صالح را منوط به ارائه معجزه اى از سوى او مى دانستند .

فأت بئاية إن كنت من الصدقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 27 - 2

2 - قوم ثمود ، تقاضامند معجزه اى ( ناقه ) از صالح پيامبر ( ع )

إنّا مرسلوا الناقة

جمله «إنّا مرسلوا الناقة» در مقام وعده و اخبار از آينده است. «الف و لام» در «الناقة» براى عهد بوده و اشاره به همان معجزه مورد درخواست قوم ثمود دارد.

63- درخواست معجزه از محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 59 - 3

3- مشركان و كفار ، معجزات متعددى را از پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) درخواست كردند .

و ما منعنا . .. إلاّ أن كذّب بها الأوّلون

از اينكه خداوند با صراحت تمام به مشركان مى گويد: «ما هر چه معجزه براى پيشينيان فرستاديم، آنها را تكذيب كردند و اين مانع ارسال معجزه شد» نشان مى دهد كه مشركان صدراسلام، درخواستهاى متعدد و مكررى براى معجزه داشته اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 50 - 1،4

1 - مشركان مكه ، خواستار تحقق معجزاتى چند به دست پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) بودند .

و قالوا لولا أنزل عليه ءايت من ربّه

4 - مشركان مكه ، با درخواست تحقق معجزه از سوى پيامبر (صلی الله علیه و آله) در صدد تمسخر او بودند .

و قالوا لولا أنزل عليه

تعبير «و قالوا لولا أنزل عليه آيات من ربّه» به جاى «لولا يأتينا» ويا «لولا أنزل علينا»، مى تواند براى استهزا و مسخره كردن باشد.

64- درخواست معجزه تكلم مردگان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 111 - 1

1 - نزول ملائكه بر مشركان و سخن گفتن مردگان با ايشان، از معجزات درخواستى آنان بوده است.

لئن جاءتهم ءاية . .. و لو أننا نزّلنا ... ما كانوا ليؤمنوا

ذكر نزول ملائكه و سخن گفتن با مردگان در آيه حكايت از آن دارد كه اين قبيل معجزات مورد درخواست مشركان بوده است.

65- درخواست معجزه حسى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 7 - 4

4- كافران مكه ، بر اين باور بودند كه نزول هر نوع پيام آسمانى بر بشر ، بايد همراه با شاهد آسمانى محسوسى باشد . *

قالوا . .. لو ما تأتينا بالملئكة إن كنت من الصدقين

درخواست كافران از پيامبر(صلی الله علیه و آله) براى آوردن ملائكه جهت تصديق نبوتش، ممكن است از اين رو باشد كه: آنان ارتباط بشر با خداوند را غير ممكن مى دانستند و براى قبول نبوت بشر، خواستار آوردن شاهد آسمانى بودند و ذكر نام ملائكه شايد به عنوان نمونه و يا شناخته شده بودن آنان باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 90 - 4

4- مشركان مكه ، على رغم مشاهده آيات گوناگون الهى ، از پيامبر (صلی الله علیه و آله) درخواست معجزه حسى كردند .

و لقد صرّفنا . .. من كلّ مثل فأبى ... و قالوا لن نؤمن لك حتى تفجر لنا من الأرض ي

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 91 - 3

3- مشركان مكه ، على رغم مشاهده آيات گوناگون الهى ، از پيامبر (صلی الله علیه و آله) درخواست معجزه حسى كردند .

و لقد صرّفنا . .. من كلّ مثل فأبى ... و قالوا لن نؤمن لك حتى ... تكون لك جنّة من

نكته ياد شده با اين احتمال در آيه قابل استفاده است كه: آنان ايجاد باغى با صفات ياد شده را به وسيله معجزه درخواست كرده باشند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 93 - 4

4- مشركان مكه ، على رغم مشاهده آيات گوناگون الهى ، از پيامبر (صلی الله علیه و آله) درخواست معجزه حسى كردند .

و لقد صرّفنا . .. من كلّ مثل فأبى ... و قالوا لن نؤمن لك حتى ... يكون لك بيت من

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 50 - 2

2 - مشركان مكه ، نزول وحى را ، به عنوان آيه اى از جانب خدا قبول نكرده و خواستار معجزه حسّى شدند .

و كذلك أنزلنا إليك الكتب . .. و ما يجحد بأيتنا ... و قالوا لولا أنزل عليه ءاي-

66- درخواست معجزه نزول ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 111 - 1

1 - نزول ملائكه بر مشركان و سخن گفتن مردگان با ايشان، از معجزات درخواستى آنان بوده است.

لئن جاءتهم ءاية . .. و لو أننا نزّلنا ... ما كانوا ليؤمنوا

ذكر نزول ملائكه و سخن گفتن با مردگان در آيه حكايت از آن دارد كه اين قبيل معجزات مورد درخواست مشركان بوده است.

67- دعوت به استهزاى معجزه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 14 - 3

3 - دعوت مشركان از يكديگر براى به تمسخر گرفتن معجزات الهى

و إذا رأوا ءاية يستسخرون

آمدن فعل «يستسخرون» به قالب باب استفعال، مى تواند حاكى از حقيقت ياد شده باشد.

68- دلايل حقانيت معجزه موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 69 - 7

7 - بلعيده شدن سِحر ساحران به وسيله عصاى موسى ، نشانه بطلان سِحر و حقانيت معجزه موسى

و ألق ما فى يمينك تلقف ما صنعوا إنّما صنعوا كيد سحر

جمله «إنّما صنعوا. ..» تعليل براى «تلقف» است; يعنى، بدان جهت كه سحر، كيدى بيش نيست، در برابر حقيقت اعجاز موسى نابود خواهد شد و به دين وسيله بطلان سحر ساحران و حقانيت معجزه اثبات خواهد گرديد.

69- دلايل رد معجزه اقتراحى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 9 - 4

4- علم خداوند به بى تأثيرى معجزات درخواستى كفرپيشگان ، دليل اعطا نكردن آنها به پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و يقول الذين كفروا لولا أُنزل عليه ءاية . .. الله يعلم ما تحمل ... علم الغيب و

و نهانها، پس از اشاره به اين كه تقاضاى كافران مبنى بر ارائه معجزه را پاسخ نمى دهد، حاوى اين نكته است كه: خداوند مى داند ارائه معجزات پيشنهادى كافران اثرى در هدايت ايشان ندارد. از اين روست كه به درخواست آنان پاسخ نمى دهد.


تفسيرعياشى، ج2، ص205، ح13; نورالثقلين، ج2، ص485، ح34.

70- ذكر معجزه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 63 - 9

9 - قرار گرفتن كوه طور بر بالاى سر بنى اسرائيل معجزه و رخدادى شايسته به يادداشتن

و إذ أخذنا ميثقكم و رفعنا فوقكم الطور

«إذ» مفعول براى فعل «اذكروا» در آيه 47 است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 171 - 8

8 - قرار گرفتن كوه بر فراز سر بنى اسرائيل ، معجزه و رخدادى شايسته به ياد داشتن

و إذ نتقنا الجبل فوقهم كأنه ظلة

«إذ» متعلّق به فعل مقدّر «اذكروا» است.

71- ذكر معجزه كوه طور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 93 - 10

10 - قرار گرفتن كوه طور بر بالاى سر بنى اسرائيل ، معجزه و رخدادى شايسته به يادداشتن

و إذ أخذنا ميثقكم و رفعنا فوقكم الطور

«إذ» مفعول براى فعل مقدر «أذكروا» مى باشد و بر اين اساس برداشت فوق استفاده مى گردد.

72- رد معجزه اقتراحى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 27 - 9

9- بى تأثيرى معجزات خاص و پيشنهادى كفرپيشگان در هدايت آنان ، دليل اهدا نشدن آنها به پيامبر (صلی الله علیه و آله)

لولا أُنزل عليه ءاية من ربه قل إن الله يضل من يشاء و يهدى إليه من أناب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 59 - 4

4- خداوند ، به درخواست هاى متعدد معجزه از سوى مشركان بهانه جوى عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) پاسخ منفى داد .

و ما منعنا أن نرسل بالأيت إلاّ أن كذّب بها الأوّلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 93 - 10

10- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور پاسخ گويى به معجزه هاى درخواستى بيجاى مشركان مكه و تنزيه خداوند از برآوردن چنين خواسته هايى

و قالوا لن نؤمن لك حتى تفجر لنا . .. قل سبحان ربّى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 101 - 5

5- عدم اعطاى معجزات اقتراحى مشركان از سوى خداوند ، به دليل علم خدا به حق ناپذيرى آنان

و لقد ءاتينا موسى . .. فقال له فرعون إنى لأظنّك يموسى مسحورًا

يادآورى كفر فرعون، على رغم ارائه معجزات فراوان از سوى موسى(ع) در پى رد درخواستهاى مشركان، مى رساند كه دليل عدم اجابت خواسته هاى مشركان، تصميم آنان بر عدم ايمان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 133 - 1

1- منكران اعجاز قرآن ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) را به خاطر ارائه نكردن معجزات اقتراحى و پيشنهادى آنان ، مورد انتقاد قرار مى دادند .

و قالوا لولا يأتينا ب--َاية من ربّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 51 - 6

6 - خداوند ، با وجود اعجاز قرآن ، معجزه هاى حسّى درخواستى مشركان را برآورده نكرد .

و قالوا لولا أنزل عليه ءايت من ربّه قل إنّما الأيت عند اللّه . .. أَوَلم يكفهم

73- رد معجزه اقتراحى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 111 - 7

7 - تأثير نداشتن هر نوع معجزه در مشركان، دليل ارائه نشدن معجزات مورد درخواست آنان است.

و ما يشعركم أنها إذا جاءت لايؤمنون . .. و لو أننا نزّلنا ... ما كانوا ليؤمنوا

74- زمان معجزه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 38 - 11

11- ارائه آيت ها و معجزه ها ، هر كدام داراى وقتى مشخص و مختص به دوره و زمان خاص خود است .

ما كان لرسول أن يأتى بأية . .. لكل أجل كتاب

در پى بيان اين حقيقت كه معجزه در اختيار پيامبر نيست بلكه در اختيار خداوند و به اذن اوست، اين پرسش مطرح مى شود كه چرا خداوند اذن ارائه معجزه هاى درخواستى را به پيامبرش نمى دهد تا مردمان ايمان بياورند؟ جمله «لكل أجل كتاب» در پاسخ سؤال مذكور بيان مى دارد كه انجام هر كارى و از جمله ارائه معجزات، زمانى مشخص دارد ; اين گونه نيست كه هر كارى در هر زمان بتواند تحقق يابد.

75- زمينه انكار معجزه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 25 - 7

7 - افكنده شدن حجاب بر انديشه و قلب آدمى، زمينه انكار هر گونه معجزه و آيت الهى است.

و جعلنا على قلوبهم أكنة أن يفقهوه . .. و إن يروا كل ءاية لايؤمنوا بها

76- زمينه قبول معجزه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 59 - 10

10- آمدن معجزه الهى براى مردم ، مشروط به وجود زمينه پذيرش در ميان آنان است .

و ما منعنا أن نرسل بالأيت إلاّ أن كذّب بها الأوّلون

خداوند، تكذيب معجزات از سوى پيشينيان را فلسفه عدم ارسال معجزه در ميان امتهاى بعدى معرفى مى كند و اين بيانگر حاكميت روحيه حق ناپذيرى پيشينيان در ميان مردم بعدى است و نشان مى دهد كه ارسال معجزه، نياز به زمينه و آمادگى دارد.

77- زمينه معجزه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 58 - 4

4 - پيامبر(صلی الله علیه و آله) مأمور به ترسيم مرز اختيارات خود در زمينه تحقق معجزات براى مردم

قل لو أن عندى ما تستعجلون به لقضى الأمر

حرف شرط «لو» غالباً براى افاده امتناع «جزا» به جهت امتناع «شرط» به كار مى رود. در اين مورد جمله «لو أن ما عندى» نفى اختيار تعذيب و پيامبر(صلی الله علیه و آله) مأمور اعلام آن است.

78- زيبايى معجزه موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 12 - 3

3 - تجهيز موسى ( ع ) از سوى خدا به معجزه اى بيم آفرين و معجزه اى زيبا و پرجاذبه

و ألق عصاك . .. ولّى مدبرًا ... و أدخل يدك... بيضاء من غير سوء

79- شرايط تحقق معجزه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 110 - 28

28 - ارائه معجزات از سوى پيامبران تنها با اذن خداوند امكان پذير است .

فتكون طيراً باذنى . .. و اذ تخرج الموتى باذنى

80- شرايط معجزه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 35 - 6

6 - ارائه معجزات تنها به اذن خداوند و در قالب سنتها و قوانين لا يتغير الهى امكان پذير است.

فإن استطعت أن تبتغى نفقا فى الأرض أو سلما فى السماء

مخاطب قرار دادن پيامبر(صلی الله علیه و آله) در «استطعت» و خواستن از آن حضرت كه اگر قادر هستى سوراخى در زمين و يا نردبانى بر آسمان بگذار، اشاره به اين است كه نزول معجزات، به شكلى كه برخى مى طلبند، خارج از قلمرو سنتها و قوانين خداوند در نظام هدايت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 114 - 6

6 - خداوند سزاوارترين حاكم و داور در مورد ضرورت و يا عدم ضرورت نزول معجزات و ديگر شرايط و زمينه هاى آن است.

إنما الأيت عند الله و ما يشعركم أنها إذا جاءت لا يؤمنون . .. أفغير الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 38 - 11

11- ارائه آيت ها و معجزه ها ، هر كدام داراى وقتى مشخص و مختص به دوره و زمان خاص خود است .

ما كان لرسول أن يأتى بأية . .. لكل أجل كتاب

در پى بيان اين حقيقت كه معجزه در اختيار پيامبر نيست بلكه در اختيار خداوند و به اذن اوست، اين پرسش مطرح مى شود كه چرا خداوند اذن ارائه معجزه هاى درخواستى را به پيامبرش نمى دهد تا مردمان ايمان بياورند؟ جمله «لكل أجل كتاب» در پاسخ سؤال مذكور بيان مى دارد كه انجام هر كارى و از جمله ارائه معجزات، زمانى مشخص دارد ; اين گونه نيست كه هر كارى در هر زمان بتواند تحقق يابد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 59 - 10

10- آمدن معجزه الهى براى مردم ، مشروط به وجود زمينه پذيرش در ميان آنان است .

و ما منعنا أن نرسل بالأيت إلاّ أن كذّب بها الأوّلون

خداوند، تكذيب معجزات از سوى پيشينيان را فلسفه عدم ارسال معجزه در ميان امتهاى بعدى معرفى مى كند و اين بيانگر حاكميت روحيه حق ناپذيرى پيشينيان در ميان مردم بعدى است و نشان مى دهد كه ارسال معجزه، نياز به زمينه و آمادگى دارد.

81- شيوع خبر معجزه موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 39 - 5

5 - راه يافتن خبر معجزات موسى ( ع ) در ميان توده مردم

و قيل للناس هل أنتم مجتمعون

82- عجز از معجزه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 78 - 5

5 - پيامبران ، بدون اذن پروردگار ، توانايى آوردن هيچ معجزه اى را ندارند .

و ما كان لرسول أن يأتى بأية إلاّ بإذن اللّه

مقصود از «آية» در اين جا معجزه است.

83- عذاب بعد از معجزه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 83 - 5

5- نزول عذاب الهى ، پس از اتمام حجت و ارائه معجزات و نشانه هاى خداوندى است .

و ءاتينهم ءايتنا فكانوا عنها معرضين . .. فأخذتهم الصيحة

84- عظمت معجزه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 45 - 6

6 - ظهور ناتوانى سحر هر چند بزرگ ، در برابر معجزه

فإذا هى تلقف ما يأفكون

به كارگيرى «ما» - كه واژه ابهام است - نشانگر عظمت سحر ساحران مى باشد.

85- عظمت معجزه موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 109 - 4

4 - معجزات موسى ( ع ) در ديدگاه اشراف قوم فرعون ، امورى با عظمت ، خارق العاده و شگفت آور

إن هذا لسحر عليم

توصي---ف موسى به «عليم» (بسيار دانا) و بيان جمله «ان هذا . .. » با چندين تأكيد (اسميه آوردن جمله، مقرون ساختن آن به دو حرف تأكيد «إن» و «لام») حكايت از آن دارد كه همگان به عظمت كار موسى پى برده بودند و بدان اقرار داشتند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 112 - 4

4 - فرعونيان ، مرعوب عظمت و شگفتى معجزات موسى ( ع ) شدند .

يأتوك بكل سحر عليم

احضار همه ساحران زبردست مصر براى مقابله و مبارزه با موسى(ع)، بيانگر برداشت فوق است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 34 - 3

3 - اقرار ناخواسته فرعون به عظمت كار موسى ( ع ) در ارائه معجزات

إنّ هذا لسحر عليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 37 - 3

3 - عظمت معجزه موسى در نظر فرعونيان

يأتوك بكلّ سحّار عليم

جمع آورى تمامى ساحران ماهر، نشان دهنده آن است كه فرعونيان مرعوب معجزه موسى شده و معتقد بودند كه جز با گردآورى تمام توان خويش، قادر به مقابله با آن نيستند.

86- عقيده فرعون به معجزه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 102 - 1

1- تذكر موسى ( ع ) به آگاهى و اعتقاد درونى فرعون به حقانيت معجزات او على رغم سحر خواندن آنها

إنى لأظنّك يموسى مسحورًا . قال لقد علمت ما أنزل هؤلاء إلاّ ربّ السموت و الأرض

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 103 - 12

12- « فى رواية أبى الجارود [ عن أبى جعفر ( ع ) ] فى قوله : « فأراد أن يستفزّهم من الأرض » : . . . و قد علم فرعون و قومه ما أنزل تلك الأيات إلاّ الله ;

از ابى الجارود [از امام باقر(ع)] درباره سخن خدا «فأراد أن يستفزّهم من الأرض» روايت شده است كه فرمود: . .. در حالى كه فرعون و قومش مى دانستند كه آن آيات را، كسى جز خداوند نازل نكرده است».

87- عقيده فرعونيان به معجزه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 103 - 12

12- « فى رواية أبى الجارود [ عن أبى جعفر ( ع ) ] فى قوله : « فأراد أن يستفزّهم من الأرض » : . . . و قد علم فرعون و قومه ما أنزل تلك الأيات إلاّ الله ;

از ابى الجارود [از امام باقر(ع)] درباره سخن خدا «فأراد أن يستفزّهم من الأرض» روايت شده است كه فرمود: . .. در حالى كه فرعون و قومش مى دانستند كه آن آيات را، كسى جز خداوند نازل نكرده است».

88- علم به حقانيّت معجزه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 102 - 11

11- انكار آيات و معجزات الهى ، پس از علم به حقانيت آنها ، زمينه ساز هلاكت انسان

لقد علمت . .. و إنى لأظنّك يفرعون مثبورًا

جمله «و إنى لأظنك . ..»، پس از بيان اينكه فرعون آگاهانه معجزات الهى را رد كرد و افسون خواند، مى تواند در مقام بيان عاقبت شوم مخالفت وى با آيات و معجزات روشنگر الهى باشد.

89- عوامل اعراض از معجزه موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 47 - 7

7 - نژادپرستى و خوى برترى جويى فرعون و اشراف دربار او ، عامل ناديده گرفتن معجزات و دلايل روشن حضرت موسى و هارون ( ع )

ثمّ أرسلنا . .. بأيتنا و سلطن مبين ... فقالوا أنؤمن لبشرين ... و قومهما لنا ع-

90- عوامل اعراض از معجزه هارون(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 47 - 7

7 - نژادپرستى و خوى برترى جويى فرعون و اشراف دربار او ، عامل ناديده گرفتن معجزات و دلايل روشن حضرت موسى و هارون ( ع )

ثمّ أرسلنا . .. بأيتنا و سلطن مبين ... فقالوا أنؤمن لبشرين ... و قومهما لنا ع-

91- عوامل تكذيب معجزه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 7 - 6

6 - كفرورزى، موجب انكار هر گونه معجزه و آيه (گواه حقانيت پيامبر) هر چند ملموس و قابل حس باشد.

و لو نزلنا عليك . .. لقال الذين كفروا إن هذا إلا سحر مبين

92- عوامل تكذيب معجزه محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 3 - 1

1 - تكذيب آيات الهى و معجزات پيامبر (صلی الله علیه و آله) از سوى كافران ، معلول هواپرستى آنان

و كذّبوا و اتّبعوا أهواءهم

آمدن عبارت «و اتّبعوا أهواءهم» - پس از «كذّبوا»، اين نكته را مى رساند كه خواهش هاى نفسانى كافران، بازدارنده ايشان از تصديق به آيات و معجزات مى باشد.

93- عوامل محروميت از معجزه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 59 - 5

5- تكذيب ها و برخورد هاى نارواى پيشينيان با معجزات الهى ، سبب محروميت نسل هاى بعد از دريافت آن

و ما منعنا أن نرسل بالأيت إلاّ أن كذّب بها الأوّلون

94- عوامل مؤثر در معجزه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 21 - 6

6 - امكان ارتباط و وابستگى تحقق معجزه ، به امور عادى و طبيعى

ألقها . .. فإذا هى حيّة ... خذها... سنعيدها سيرتها الأولى

مار شدن عصا، برافكندن آن تفريع گرديد و عصا شدن مار برگرفتن آن از سوى موسى(ع); اين مرحله بندى، گوياى برداشت فوق است.

95- فرعون و معجزه موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 103 - 8

8 - فرعون و بزرگان دربار او ، آيات و معجزات ارائه شده از سوى موسى را تكذيب كردند .

بئايتنا إلى فرعون و ملإيه فظلموا بها

ضمير در «بها» به «آياتنا» برمى گردد و چون «ظلم» به حرف باء متعدى شده (ظلموا بها) متضمن معناى تكذيب است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 114 - 4

4 - فرعون بر اثر خودباختگى در برابر معجزات موسى ( ع ) مهياى پرداخت بهاى سنگينى براى خنثى سازى آن شد .

قال نعم و إنكم لمن المقربين

از اينكه فرعون براى پيروزى بر موسى(ع) حاضر شد هر بهايى را بپردازد، معلوم مى شود روحيه خويش را باخته بود و در خود عجز شديدى احساس مى كرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 79 - 1

1 - فرعون ، براى مبارزه با حضرت موسى ( ع ) و مقابله با معجزه بزرگ او ، دستور داد تا تمام جادوگران كاردان و ماهر را به پايتختش احضار كنند .

و قال فرعون ائتونى بكل سحر عليم

96- فرعونيان و معجزه موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 109 - 1،2،3،4

1 - اشراف و بزرگان قوم فرعون پس از مشاهده معجزات موسى ، براى چاره انديشى و مبارزه با موسى جلسه مشورتى تشكيل دادند .

قال الملأ من قوم فرعون

در آيات پيشين روى سخن موسى با فرعون بود و در اين آيه عكس العمل اشراف دربار او مطرح شده است. اين تغيير سياق با توجه به جمله «فماذا تأمرون» در آيه بعد (چه نظرى داريد و چه دستورى پيشنهاد مى كنيد)، حاكى از تبادل نظر آنان درباره برخورد با موسى است كه از آن در برداشت فوق به «جلسه مشورتى» تعبير شد.

2 - اشراف و بزرگان دربار فرعون بر مبناى ساحر بودن موسى و سحر بودن معجزات وى ، جلسه مشورتى خويش را آغاز كردند .

قال الملأ من قوم فرعون إن هذا لسحر عليم

جمله «إن هذا . .. » مى تواند از نتايج بحث و گفتگوى اشراف باشد. يعنى در ابتدا اين مسأله مطرح شد كه امور خارق العاده موسى از چه سنخى است. همچنين مى تواند بيانگر اين باشد كه آنان ساحر بودن موسى را مفروض گرفته بودند و درباره روش مبارزه با وى تبادل نظر مى كردند. برداشت فوق بر اساس احتمال دوم است.

3 - اشراف و بزرگان قوم فرعون پس از تبادل نظر در جلسه مشورتى به اين نتيجه رسيدند كه موسى ( ع ) بدون هيچ ترديد ساحرى زبردست و معجزه وى سحر است .

قال الملأ من قوم فرعون إن هذا لسحر عليم

برداشت فوق بر اساس اولين احتمالى است كه در توضيح فيش قبل درباره جمله «إن هذا . .. » بيان شد.

4 - معجزات موسى ( ع ) در ديدگاه اشراف قوم فرعون ، امورى با عظمت ، خارق العاده و شگفت آور

إن هذا لسحر عليم

توصي---ف موسى به «عليم» (بسيار دانا) و بيان جمله «ان هذا . .. » با چندين تأكيد (اسميه آوردن جمله، مقرون ساختن آن به دو حرف تأكيد «إن» و «لام») حكايت از آن دارد كه همگان به عظمت كار موسى پى برده بودند و بدان اقرار داشتند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 132 - 2

2 - فرعونيان در عين اعتراف به خارق العاده بودن معجزات موسى ، با لحنى تمسخرآميز آيت بودن آنها را تكذيب مى كردند .

مهما تأتنا به من ءاية لتسحرنا بها

«لتسحرنا بها» (يعنى تا ما را به وسيله آن آيه سحر كنى)، مى رساند كه مراد از كلمه «آية» در سخن فرعونيان «سحر» است و هدف آنان از اينكه آن را «آية» ناميدند، استهزاى موسى بوده است.

97- فلسفه رد معجزه اقتراحى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 8 - 6

6- فلسفه عدم تحقق درخواست كافران مكه ، مبنى بر نزول ملائكه ، مهلت دادن به آنان و جلو نينداختن اجلشان است .

ما تسبق من أمة أجلها . .. ما ننزّل الملئكة إلاّ بالحقّ و ما كانوا إذًا منظرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 59 - 22

22- « عن أبى جعفر ( ع ) فى قوله : « و ما منعنا أن نرسل بالأيات » و ذلك أن محمداً (صلی الله علیه و آله) سأله قومه أن يأتيهم بآية فنزل جبرئيل قال : إن الله يقول : « و ما منعنا أن نرسل بالأيات إلى قومك إلاّ أن كذب بها الأوّلون » و كنّاإذا أرسلنا إلى قرية آية فلم يؤمنوا بها أهلكناهم فلذلك أخّرنا عن قومك الأيات ;

از امام باقر(ع) در باره سخن خداوند «و ما نرسل بالأيات» روايت شده است كه فرمود: داستان اين بود كه: قوم محمد از آن حضرت درخواست كردند كه معجزه اى براى آنان بياورد، پس جبرئيل نازل شد و گفت: خدا مى فرمايد: «و ما منعنا أن نرسل بالأيات . ..» و سنت ما چنين بوده است كه هرگاه معجزه اى را به سوى قريه اى فرستاديم و آنان به آن ايمان نياوردند، آنان را هلاك كرديم. پس به خاطر همين، فرستادن معجزات را براى قومت به تأخير انداختيم».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 6 - 9

9- ايمان نياوردن و حق ناپذيرى مشركان ستم پيشه ، فلسفه و دليل ردّ شدن پيشنهاد آنان مبنى بر ارائه معجزه از سوى پيامبر (صلی الله علیه و آله)

فليأتنا باية . .. أفهم يؤمنون

98- فلسفه معجزه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 27 - 6

6 - فرستادن آيات و معجزات براى مردم، به مقتضاى ربوبيت الهى و براى تربيت آنان است.

فقالوا يليتنا نرد و لا نكذب بأيت ربنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 59 - 17،19

17- بيم دادن انسان ها از حق ناپذيرى ، تنها هدف خداوند از فرستادن معجزات

و ما نرسل بالأيت إلاّ تخويفًا

19- ظهور برخى آيات و معجزات الهى براى امت ها در هر عصر و زمانى ، تنها به منظور بيم دادن به آنان است .

و ما نرسل بالأيت إلاّ تخويفًا

مضارع بودن «نرسل» و استفاده تبعيض از باى «بالأيات» مفيد اين معناست كه: هر چند به معجزات اقتراحى پاسخ نمى گوييم; اما براى هشدار دادن به جوامع، هر از چند گاه، آياتى بيم دهنده خواهيم فرستاد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 134 - 1

1 - اتمام حجت و سلب حقانيت از هرگونه اعتراض ، از اهداف فرستادن پيامبران و نزول آيات و معجزات

و لو أنّا أهلكنهم بعذاب من قبله لقالوا ربّنا لولا أرسلت

مراد از ضمير در «من قبله» - به قرينه «لولا أرسلت» - رسول است و ممكن است مربوط به كلمه «بيّنة» (در آيه قبل) باشد گرچه كلمه «بيّنة» مؤنث است; ولى به اعتبار اين كه به معناى برهان است، ارجاع ضمير مذكر به آن صحيح مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 33 - 6

6- آيات و معجزات الهى براى بنى اسرائيل ، داراى اهداف گوناگون از جمله امتحان آنان *

و ءاتينهم من الأيت ما فيه بلؤا مبين

تعبير «فيه بلاء»، اين احتمال را مطرح مى سازد كه هر آيه اى صرفاً بُعد آزمايشى نداشته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 27 - 5

5 - اعطاى معجزه به پيامبران ، در جهت رفع اتهام كذب و يا رياست خواهى از ايشان

بل هو كذّاب أشر . سيعلمون غدًا من الكذّاب الأشر . إنّا مرسلوا الناقة فتنة لهم

از آن جا كه «إنّا مرسلوا الناقة» در قبال اتهام «بل هو كذّاب أشر» مطرح شده است; مى توان نتيجه گرفت كه اعطاى معجزه، وسيله اى كارآمد براى رفع اتهام كذب از صالح پيامبر(ع) است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تغابن - 64 - 6 - 11

11 - خداوند ، به مقدار كافى و لازم ، معجزه و دلايل روشن براى هدايت انسان ها ارائه نموده است .

تأتيهم رسلهم بالبيّنت . .. و استغنى اللّه

برداشت ياد شده، براساس احتمال دوّمى است كه در ذيل برداشت قبلى آمده است.

99- فلسفه معجزه اقتراحى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 5 - 9

9- درخواست معجزه ، همانند معجزات پيامبران پيشين ، از بهانه هاى مشركان براى نپذيرفتن رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) بود .

و أسرّواالنجوى الذين ظلموا . .. فليأتنا باية كما أُرسل الأوّلون

100- فلسفه معجزه انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 118 - 4

4 - معجزه پيامبران در راستاى اثبات حقانيت آنان و خنثى كردن عملكرد مخالفان دين است .

فوقع الحق و بطل ما كانوا يعملون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 28 - 4

4- هدف از اعطاى معجزه و دليل هاى روشن به پيامبران ، تدبير امر نبوت و پيشبرد هدف هاى رسالت آنان است . *

إن كنت على بيّنة من ربى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 63 - 4

4- هدف از اعطاى معجزه و دليل هاى روشن به پيامبران ، تدبير امر نبوت و پيشبرد هدف هاى رسالت آنان است . *

إن كنت على بيّنة من ربى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 88 - 4

4- هدف از اعطاى معجزه و دلايل روشن به پيامبران ، تدبير امر نبوت و پيشبرد هدف هاى رسالت آنان است . *

إن كنت على بيّنة من ربى

برداشت فوق، احتمالى است كه مى توان از اضافه «رب» به ياى متكلم استفاده كرد.

101- فلسفه معجزه صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 59 - 16

16- ناقه قوم ثمود ، از جمله آيات الهى براى اخطار به آنان به خاطر حق ناپذيريشان

و ءاتينا ثمود الناقة . .. و ما نرسل بالأيت إلاّ تخويفًا

102- فلسفه معجزه موسى(ع) در سرزمين طوى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 21 - 5

5 - نماياندن معجزه به موسى ( ع ) در وادى طوى و به دور از چشم مردم ، به خاطر تجربه و آمادگى بيشتر او براى ارائه معجزه در حضور مردم بود . *

ألقها . .. خذها و لاتخف

103- فلسفه نزول معجزه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 102 - 5

5- نزول معجزات از جانب پروردگار هستى ، در جهت رشد و بصيرت يافتن آدميان است .

ما أنزل هؤلاء إلاّ ربّ السموت و الأرض بصائر

104- قانونمندى معجزه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 8 - 7

7 - ارائه معجزات بر اساس مشيت الهى و قانونمند است.

و لو أنزلنا ملكا لقضى الأمر ثم لا ينظرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 35 - 6

6 - ارائه معجزات تنها به اذن خداوند و در قالب سنتها و قوانين لا يتغير الهى امكان پذير است.

فإن استطعت أن تبتغى نفقا فى الأرض أو سلما فى السماء

مخاطب قرار دادن پيامبر(صلی الله علیه و آله) در «استطعت» و خواستن از آن حضرت كه اگر قادر هستى سوراخى در زمين و يا نردبانى بر آسمان بگذار، اشاره به اين است كه نزول معجزات، به شكلى كه برخى مى طلبند، خارج از قلمرو سنتها و قوانين خداوند در نظام هدايت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 57 - 11

11 - نزول معجزات و كيفيت آن، امرى قانونمند و داراى حدود و مرزهاى معين

ما عندى ما تستعجلون به إن الحكم إلا للّه يقص الحق

105- قوم ثمود و تكذيب معجزه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 59 - 15

15- قوم ثمود ، از مصداق هاى روشن و بارز تكذيب كنندگان معجزات الهى بودند .

كذّب بها الأوّلون و ءاتينا ثمود الناقة مبصرة فظلموا بها

106- كافران صدر اسلام و معجزه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 7 - 1

1- كفرپيشگان عصر بعثت ، مدعىِ نبود معجزه و آيتى بر حقانيّت رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و يقول الذين كفروا لولا أُنزل عليه ءاية من ربه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 27 - 2

2- كافران خواستار معجزه اى - جز قرآن - براى باور به حقانيّت رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و پذيرش توحيد

و يقول الذين كفروا لولا أُنزل عليه ءاية من ربه

جمله «إن الله يضل من يشاء و يهدى . ..» قرينه بر اين است كه كافران مشاهده معجزه از پيامبر(صلی الله علیه و آله) را براى هدايت شدن و پذيرش رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) - كه سرلوحه آن توحيد است - مى خواستند ; يعنى، مى گفتند: اگر معجزه اى ارائه كنى، رسالت تو را مى پذيريم و به توحيد مى گرويم.

107- كافران مكه و معجزه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 7 - 2

2 - حق ناپذيرى و عناد و لجاجت شديد كافران مكه در عصر بعثت، در برابر وحى و معجزات الهى

و لو نزلنا عليك كتبا . .. إن هذا إلا سحر مبين

سوره انعام در مكه نازل شده است و بنابراين طبيعى است كه ناظر به مردم آن سامان، خصوصاً مشركان مكه، باشد.

108- كافران و درخواست معجزه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 20 - 3

3 - كفرپيشگان عصر بعثت - على رغم نزول پى در پى آيات و سوره هاى قرآن - خواستار نزول معجزه اى ديگر بودند .

و يقولون لو لا أنزل عليه ءاية من ربه

109- كافران و معجزه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 4 - 3،4

3 - رويگردانى و تأثيرناپذيرى كافران از هر گونه معجزه الهى

و ما تأتيهم من ءاية من ءايت ربهم إلا كانوا عنها معرضين

4 - برخى از كافران در برابر آيات و معجزات، در عين اتمام حجت خداوند بر آنان، سرسختى نشان داده و لجاجت مىورزند.

و ما تأتيهم من ءاية . .. إلا كانوا عنها معرضين

آمدن آيات و معجزات متعدد، گوياى قطع عذر و اتمام حجت است.

110- كافران و معجزه محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 58 - 8

8 - در صورت اقامه معجزه اى هر چند عظيم ، از سوى پيامبر (صلی الله علیه و آله) كافران ، آن را باطل تلقّى مى كردند .

و لئن جئتهم بأية ليقولنّ الذين كفروا إن أنتم إلاّ مبطلون

از اين كه در ابتدا فرموده است: «در قرآن از هرگونه مثلى زده ايم» و سپس مى فرمايد: «اگر آيه اى بياورى» مى تواند قرينه باشد بر اين كه مراد از از «آيه» معجزه است و نه آيه قرآن.

111- كفر به معجزه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 115 - 4

4 - عذاب سهمگين و بى نظير الهى سزاى آنانكه پس از مشاهده مائده آسمانى به قدرت خداوند ، رسالت عيسى ( ع ) و معجزه بودن آن مائده كافر شوند .

فمن يكفر بعد منكم فانى اعذبه عذاباً لا اعذبه احداً من العلمين

متعلق «يكفر» مى تواند، رسالت عيسى(ع)، قدرت خداوند و معجزه بودن مائده آسمانى باشد. ضمير در «لااعذبه» مفعول مطلق نوعى است و مرجع آن كلمه «عذاباً» مى باشد يعنى لااعذب قبل هذا العذاب احداً

112- كيفر تكذيب معجزه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 115 - 8

8 - ارائه معجزات و عذاب منكران آن ، تنها در اختيار خداوند

قال اللّه انى منزلها عليكم . .. فانى اعذبه عذاباً لا اعذبه احداً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 83 - 1

1- اصحاب حجر ( قوم ثمود ) پس از تكذيب رسولان و اعراض از معجزات و آيات الهى ، صبحگاهان گرفتار صداى وحشتناك و غرش سهمگين شدند .

و لقد كذّب أصحب الحجر المرسلين . و ءاتينهم ءايتنا ... معرضين ... فأخذتهم الصي

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 6 - 2

2- عذاب و هلاكت اقوام پيشين ، به خاطر ايمان نياوردن به معجزات الهى بود .

فليأتنا باية . .. ماءامنت قبلهم من قرية أهلكنها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - شمس - 91 - 14 - 11

11 - تكذيب كنندگان رسولان الهى و معجزات آنان ، در معرض گرفتارى به عذاب استيصال

فدمدم عليهم ربّهم بذنبهم

تعبير «بذنبهم» - ضمن بيان علت هلاكت ثموديان - تهديد تمام كسانى است كه، به گناه آلوده اند.

113- كيفر دشمنى با معجزه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 156 - 5

5 - مبارزه خصمانه با معجزات الهى ، درپى دارنده كيفرى سخت

و لاتمسّوها بسوء فيأخذكم عذاب يوم عظيم

114- كيفيت ايجاد معجزه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 73 - 15

15 - خداوند بدون جريان اسباب و علل عادى ، شترى آفريد تا معجزه اى باشد بر اثبات رسالت صالح ( ع )

هذه ناقة اللّه لكم ءاية

چون ناقه نشانه اى بر رسالت صالح(ع) بود، معلوم مى شود به گونه اى خارق العاده به وجود آمده بود.

115- مبارزه با معجزه موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 111 - 4

4 - خنثى سازى معجزه موسى ( ع ) با استمداد از ساحران زبردست ، از آراى تصويب شده از جلسه سران و بزرگان حكومت فرعونيان

و أرسل فى المدائن حشرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 115 - 4

4 - ساحران دربار فرعون مطمئن به غلبه سحرشان بر معجزه موسى ( ع )

إما أن تلقى و إما أن نكون نحن الملقين

از اينكه ساحران اختيار شروع كننده مبارزه را به موسى(ع) واگذاشتند و جمله مربوط به خويش را با تأكيد بيان داشتند، معلوم مى شود آنان به غلبه خويش اطمينان داشتند.

116- محدوده ارائه معجزه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 50 - 11

11 - پيامبر(صلی الله علیه و آله)، تنها در محدوده تعيين شده در وحى الهى مجاز به ارائه معجزات است.

قل لا أقول لكم . .. إنى ملك إن أتبع إلا ما يوحى إلىّ

جمله «إن أتبع إلا ما يوحى»، به تناسب موضوع مورد بحث، تعيين محدوده اى براى ارائه معجزات مى تواند باشد. يعنى من فرشته و مالك خزاين نيستم، فقط تابع وحى الهى هستم و هر جا و به هر صورت كه لازم و بجا باشد، معجزه ارائه مى نمايم.

117- مراتب معجزه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 23 - 1،2،4

1 - ارائه معجزه عصا و يدبيضا به موسى ( ع ) در وادى طوى ، به جهت نماياندن برخى معجزات بزرگ الهى به آن حضرت بود .

لنريك من ءايتنا الكبرى

«لنريك» متعلق به فعلى است كه از «آية أُخرى» انتزاع مى شود; يعنى آيه آورديم تا . .. . «من» براى تبعيض است و دلالت مى كند كه مراد، نشان دادن بعضى از آيات بزرگ خداوند است.

2 - خداوند داراى نشانه ها و معجزات بزرگ و فراوانى است كه تنها برخى ازآن را در وادى طوى به موسى ( ع ) ارائه كرد .

من ءايتنا الكبرى

«الكبرى» صفت است براى «آياتنا» و دلالت مى كند كه خداوند آيات گوناگونى دارد كه «يدبيضا» و «معجزه عصا» نمونه اى از برترين انواع آنها است.

4 - معجزه عصاى موسى ( ع ) و يدبيضاى او ، دو نمونه از بزرگ ترين نشانه ها ومعجزات الهى اند .

من ءايتنا الكبرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 20 - 3

3 - معجزات پيامبران ، داراى مراتب گوناگون و متفاوت در برترى و امتياز

الأية الكبرى

«كبرى» اسم تفضيل است; يعنى، بزرگ تر.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 21 - 2

2 - بزرگ ترين معجزات نيز ، در هدايت برخى از افراد ، كارساز نيست .

فأريه الأية الكبرى . فكذّب

بزرگ ترين معجزات نيز، در هدايت برخى از افراد، كارساز نيست.

118- مشركان صدر اسلام و معجزه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 20 - 8

8 - پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) در پى بهانه جويى هاى مشركان و پرسش هاى مكرر آنان از علت عدم نزول معجزه ، در انتظار پاسخ و رهنمودى از سوى خداوند بود .

و يقولون لو لا أنزل عليه ءاية من ربه . .. إنى معكم من المنتظرين

119- مشركان مكه و معجزه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 109 - 1

1 - مشركان مكه سوگند اكيد ياد كردند كه در صورت مشاهده معجزه مورد نظر خود ايمان مى آورند.

و أقسموا بالله جهد أيمنهم لئن جاءتهم ءاية

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 93 - 8

8- اتكاى مشركان مكه به ملاك هاى مادى و حسى ، در شناخت معجزات و آيات الهى

حتى تفجر لنا . .. حتى تنزّل علينا كتبًا نقرؤه

120- مشركان و معجزه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 37 - 11

11 - برخى از مشركان، على رغم آگاهى به قدرت خداوند بر نزول هر معجزه و فلسفه نازل نشدن آن، خواهان نزول معجزات ويژه خود بودند.

و قالوا لولا نزل . .. إن اللّه قادر ... و لكن أكثرهم لايعلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 12 - 7

7- نازل شدن گنج و مال فراوان بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از پيشنهاد ها و معجزه هاى درخواستى مشركان براى باور كردن حقانيت رسالت آن حضرت

أن يقولوا لولا أُنزل عليه كنز

121- مشركان و معجزه محمّد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 37 - 1

1 - مشركان، مدعى نارسايى معجزات پيامبر (قرآن) براى اثبات رسالت آن حضرت.

و قالوا لو لا نزل عليه ءاية من ربه

درخواست معجزه از سوى مشركان، على رغم معجزاتى مانند قرآن، حكايت از آن دارد كه آنان معجزات آن حضرت را براى اثبات رسالت كافى نمى دانستند.

122- معجزه احياى مردگان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 73 - 11

11 - داستان كشته شدن فردى از قوم موسى و احياى دوباره او ، معجزه و رخدادى سزاوار به خاطر سپردن و به يادداشتن

و إذ قتلتم نفساً . .. فقلنا اضربوه ببعضها كذلك يحى اللّه الموتى

«إذ» مفعول براى فعل مقدر «اذكروا» مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 31 - 1

1- نزول قرآنى كه كوه ها را به حركت درآورد ، زمين را قطعه قطعه كند ، مردگان را زنده سازد ، نمى تواند مايه هدايت كسانى شود كه خدا هدايت آنان را نخواهد .

و لو أن قرءانًا سيّرت به الجبال أو قطّعت به الأرض أو كلّم به الموتى

«تسيير» (مصدر سيّرت) به معناى حركت دادن است و «تقطيع» (مصدر قطّعت) به معناى شكافتن عميق يا قطعه قطعه كردن مى باشد و حرف باء در جمله هاى سه گانه فوق به معناى استعانت است. عبارت «بل لله الأمر» و نيز «أن لو يشاء الله لهدى الناس» گوياى اين است كه جواب شرط «لو أنّ

...» جمله اى نظير «لم يهتدوا إن لم يشأ الله» است.

123- معجزه از آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 50 - 7

7 - معجزات ، آيات الهى اند .

لولا أنزل عليه ءايت . .. قل إنّما الأيت عند اللّه

تعبير از معجزات به «آيات»، حاكى از حقيقت بالا است.

124- معجزه اقتراحى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 118 - 3

3 - مشركان خواهان تحقق معجزه اى بودند كه خود آن را پيشنهاد مى كردند . *

و قال الذين لايعلمون لولا . .. أو تأتينا ءاية

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 8 - 1،2،4،5،6

1 - مشاهده نزول فرشتگان بر پيامبر(صلی الله علیه و آله)، درخواست نابجا و بهانه جويانه كافران

و قالوا لو لا أنزل عليه ملك و لو أنزلنا ملكا لقضى الأمر

2 - گريز كفرپيشگان بهانه جو از ايمان به پيامبر(صلی الله علیه و آله)، با درخواست معجزاتى غيرعملى

و لو أنزلنا ملكا لقضى الأمر ثم لا ينظرون

حرف «لو» غالباً در مواردى به كار گرفته مى شود كه شرط، امرى غير عملى باشد.

4 - كفرپيشگان حتى با نزول كتابى ملموس بر پيامبر(صلی الله علیه و آله)، ايمان نمى آورند و خواهان نزول فرشتگان مى شوند.

و لو نزلنا عليك كتبا فى قرطاس فلمسوه بأيديهم لقال . .. و قالوا لو لا أنزل عليه م

بر اساس اين احتمال كه «قالوا» بر جواب «لو» در آيه قبل عطف شده باشد.

5 - پايان يافتن مهلت كافران در صورت نزول محسوس فرشتگان به عنوان معجزه بر پيامبر(صلی الله علیه و آله)

و لو أنزلنا ملكا لقضى الأمر ثم لا ينظرون

قطع مهلت كافران با نزول محسوس فرشته كه مفاد جمله «لقضى الأمر» و «ثم لاينظرون» است، بر اين نكته دلالت دارد كه تا قبل از نزول چنين آياتى، كفار از مهلت الهى برخوردارند.

6 - ناآگاهى كافران از عواقب هلاكتبار درخواست نزول آشكار ملائكه

و لو أنزلنا ملكا لقضى الأمر ثم لا ينظرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 9 - 3

3 - گريز كفرپيشگان بهانه جو از ايمان به پيامبر(صلی الله علیه و آله)، با درخواست معجزاتى غيرعملى

و لو جعلنه ملكا لجعلنه رجلا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 37 - 5،7،8،9،10،11

5 - تقاضاى معجزات ويژه و دلخواه، برخاسته از نادانى است.

و لكن أكثرهم لايعلمون

نفى علم از درخواست كنندگان معجزات ويژه بيانگر اين است كه نادانى زمينه پيدايش اين نوع تقاضاهاست.

7 - معدودى از مشركان مى دانستند كه خداوند توان آوردن معجزه درخواستى آنان را دارد.

و لكن أكثرهم لايعلمون

8 - ناآگاهى اغلب مشركان به فلسفه عدم نزول معجزات درخواستى آنان

و قالوا لولا نزل عليه ءاية . .. و لكن أكثرهم لايعلمون

برداشت فوق بر اين اساس است كه «لايعلمون» جمله اى مانند «حكمة عدم نزول الأيات» باشد.

9 - اقليتى از مشركان به فلسفه نازل نشدن معجزات ويژه درخواستى خويش آگاه بودند.

و قالوا لولا نزل عليه ءاية . .. و لكن أكثرهم لايعلمون

10 - تبليغات مشركان عليه پيامبر(صلی الله علیه و آله)، على رغم آگاهى به قدرت الهى و فلسفه نازل نشدن معجزات درخواستى

و قالوا لولا نزل عليه ءاية من ربه قل إن اللّه قادر . .. و لكن أكثرهم لايعلمون

اگر مشركان اعتقاد به قدرت خدا نداشتند، جمله «قل إن اللّه قادر» ادعايى محض بود. بر اين اساس آنان قدرت خداند را بر نزول هرگونه معجزه قبول داشتند. گذشته از اينكه اقليتى از آنان به تصريح آيه به علت عدم نزول معجزات مورد درخواست خود نيز آگاه بودند.

11 - برخى از مشركان، على رغم آگاهى به قدرت خداوند بر نزول هر معجزه و فلسفه نازل نشدن آن، خواهان نزول معجزات ويژه خود بودند.

و قالوا لولا نزل . .. إن اللّه قادر ... و لكن أكثرهم لايعلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 38 - 7

7 - پاسخ به درخواست نابجاى نزول معجزات، با نظام قانونمند هدايت ناسازگار است.

و قالوا لولا نزل عليه ءاية . .. ما فرطنا فى الكتب من شىء

جمله «ما فرطنا» مى تواند اشاره به اين نكته باشد كه اگر نزول آيات مورد درخواست مشركان بجا بود، بايد در كتاب آفرينش ثبت شده باشد و آنگاه به منصه ظهور درآيد. و چون چنين چيزى در آنجا ثبت نگرديده و چيزى نيز در آنجا از قلم نيفتاده است، بنابراين خواست مشركان هيچگونه توجيه منطقى و معقول و بجا ندارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 58 - 5

5 - تحقق معجزات ويژه، بدان صورت كه مشركان مى خواستند، در اختيار پيامبر(صلی الله علیه و آله) نبود.

قل لو أن عندى ما تستعجلون به

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 109 - 6

6 - برخى مشركان، حتى با مشاهده معجزه مورد درخواست خويش، ايمان نخواهند آورد.

و ما يشعركم أنها إذا جاءت لايؤمنون

«ما» در «ما يشعركم» براى استفهام انكارى است، لذا در عين استفهام معنى انكار نيز دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 110 - 3،6

3 - يكسانى عنادورزى و حق ناباورى مشركان، قبل و بعد از ديدن معجزه مورد درخواست خويش

و نقلب . .. كما لم يؤمنوا به أول مرة

6 - مشركان مكه با وجود ايمان نياوردن به پيامبر(صلی الله علیه و آله) با معجزات ارائه شده، مجدداً خواهان معجزات ديگرى از پيامبر(صلی الله علیه و آله) بودند.

و أقسموا . .. لئن جاءتهم ءاية ... إذا جاءت لايؤمنون ... كما لم يؤمنوا به أول مرة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 111 - 1،13

1 - نزول ملائكه بر مشركان و سخن گفتن مردگان با ايشان، از معجزات درخواستى آنان بوده است.

لئن جاءتهم ءاية . .. و لو أننا نزّلنا ... ما كانوا ليؤمنوا

ذكر نزول ملائكه و سخن گفتن با مردگان در آيه حكايت از آن دارد كه اين قبيل معجزات مورد درخواست مشركان بوده است.

13 - اغلب درخواست كنندگان نزول معجزات از تأثير نداشتن آن بر كافران آگاهى نداشتند.

ما كانوا ليؤمنوا إلا أن يشاء الله و لكن أكثرهم يجهلون

مرجع ضمير در «أكثرهم» مى تواند مؤمنانى باشد كه خواهان نزول آيات و اجابت درخواست مشركان بودند، چنانچه در آيات قبل نيز اين احتمال ياد شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 12 - 8،13

8- نزول فرشته اى همراه و همگام با پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از پيشنهاد هاى مشركان براى اطمينان به حقانيت آن حضرت

أن يقولوا لولا . .. جاء معه ملك

13- ارائه معجزه و تحقق بخشيدن به پيشنهاد ها و درخواست هاى مردم ، از شؤون خداوند و به دست اوست نه در اختيار پيامبر (صلی الله علیه و آله)

إنما أنت نذير و الله على كل شىء وكيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 7 - 2،7

2- كافران هماره خواستار معجزه اى جز قرآن براى باور به حقانيّت رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

يقول الذين كفروا لولا أُنزل عليه ءاية من ربه

به كارگيرى فعل مضارع (يقول) به جاى فعل ماضى (قال) براى رساندن اين معناست كه كافران سخن مذكور را نه تنها در گذشته مدعى شده اند كه در آينده نيز خواهند گفت و بر آن اصرار خواهند ورزيد.

7- ارائه معجزه درخواستى كفرپيشگان خارج از مسؤوليت پيامبر (صلی الله علیه و آله) بود .

لولا أُنزل عليه ءاية من ربه إنما أنت منذر

جمله «إنما أنت منذر» حاكى از حصر است و حصر در آن اضافى و در قياس با ارائه معجزه است. بنابراين آن جمله حاوى دو معناست: 1- تو انذار دهنده اى ; 2- ارائه معجزه كار تو نيست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 27 - 2

2- كافران خواستار معجزه اى - جز قرآن - براى باور به حقانيّت رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و پذيرش توحيد

و يقول الذين كفروا لولا أُنزل عليه ءاية من ربه

جمله «إن الله يضل من يشاء و يهدى . ..» قرينه بر اين است كه كافران مشاهده معجزه از پيامبر(صلی الله علیه و آله) را براى هدايت شدن و پذيرش رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) - كه سرلوحه آن توحيد است - مى خواستند ; يعنى، مى گفتند: اگر معجزه اى ارائه كنى، رسالت تو را مى پذيريم و به توحيد مى گرويم.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 31 - 8

8- مؤمنان عصر بعثت ، خواهان ظهور معجزه اى براى گرايش پيدا كردن كافران به اسلام و قرآن بودند .

أفلم ياْيئس الذين ءامنوا أن لو يشاء الله لهدى الناس جميعًا

اعتراض خداوند به مؤمنان با جمله «أفلم ياْيئس الذين ءامنوا» و بيان اين حقيقت كه امر هدايت و ضلالت به دست خداوند است نه وابسته به ارائه معجزه، مى رساند كه مؤمنان خواهان آن بودند كه معجزات درخواستى كافران تحقق يابد، شايد كه آنان هدايت شوند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 7 - 3

3- كافران مكه ، از پيامبر (صلی الله علیه و آله) خواستار آوردن ملائكه به عنوان معجزه بودند .

لو ما تأتينا بالملئكة إن كنت من الصدقين

آوردن ملائكه توسط پيامبر(صلی الله علیه و آله) - كه مورد درخواست كفار بود - احتمال دارد براى تصديق نبوت پيامبر(صلی الله علیه و آله) باشد و احتمال دارد معجزه درخواستى باشد. برداشت فوق مبتنى بر احتمال دوم است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 33 - 2،6

2- كافران حق ناپذير مكه ، در انتظار معجزه آمدن فرشتگان و يا امر ويژه اى از جانب خداوند براى تأييد حقانيت قرآن بودند

و إذا قيل لهم ماذا أنزل ربّكم قالوا أسطر الأولين . .. هل ينظرون إلاّ أن تأتيهم

برداشت فوق، مبتنى بر اين احتمال است كه عبارت «تأتيهم الملائكة أو يأتى أمر ربك» (ملائكه براى آنان بيايد و يا امر پروردگارت بيايد) - به قرينه آيات سابق كه درباره قرآن كريم بود - بر آمدن ملائكه يا امر خداوند جهت تأييد قرآن دلالت داشته باشد.

6- كافران عصر هاى پيش از اسلام ، در انتظار آمدن فرشتگان و يا نزول امر ويژه اى از سوى خداوند جهت تأييد حقانيت كتاب آسمانى خود بودند .

و إذا قيل لهم ماذا أنزل ربّكم قالوا أسطر الأولين . .. قد مكر الذين من قبلهم ...

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 59 - 2،3،7،8،11

2- برخى از معجزات درخواستى امت هاى پيشين ، از سوى خداوند به آنان اعطا گرديد .

و ما منعنا أن نرسل . .. إلاّ أن كذّب بها الأوّلون

معجزه از كلمه «الأيات» - به قرينه ذكر «ناقة» پس از آن - استفاده مى شود و از اينكه خداوند فرمود: «تكذيب پيشينيان مانع

ارسال معجزه از سوى ما شد» حكايت از اين دارد كه خداوند، به خواست آنان براى معجزه جواب مثبت داده است.

3- مشركان و كفار ، معجزات متعددى را از پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) درخواست كردند .

و ما منعنا . .. إلاّ أن كذّب بها الأوّلون

از اينكه خداوند با صراحت تمام به مشركان مى گويد: «ما هر چه معجزه براى پيشينيان فرستاديم، آنها را تكذيب كردند و اين مانع ارسال معجزه شد» نشان مى دهد كه مشركان صدراسلام، درخواستهاى متعدد و مكررى براى معجزه داشته اند.

7- امت هاى مشرك و كافر پيشين ، پس از مشاهده معجزات درخواستيشان ، آنها را مورد انكار و تكذيب قرار دادند .

و ما منعنا أن نرسل بالأيت إلاّ أن كذّب بها الأوّلون

8- تكذيب معجزات درخواستى از سوى امت هاى پيشين ، دليل بهانه جويى و بى صداقتى تقاضا كنندگان معجزات متعدد است .

و ما منعنا أن نرسل بالأيت إلاّ أن كذّب بها الأوّلون

از اينكه تكذيب معجزات درخواستى (اقتراحى) از سوى پيشينيان، دليل امتناع خداوند از ارائه معجزات براى امتهاى بعدى مطرح شده است مى تواند نشان از بى صداقتى و بهانه جويى اين امتها باشد و خداوند به همين دليل به معجزات درخواستى اينها، پاسخ منفى داده است.

11- تقاضاى قوم ثمود در اعطاى معجزه مورد نظرشان ( ناقه = شتر ماده ) از سوى خداوند اجابت شد .

و ءاتينا ثمود الناقة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 90 - 1،2،4

1- ايجاد چشمه اى پر آب و جوشان در مكه توسط پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى مشركان ، پيش شرط آنان در ايمان به پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و قالوا لن نؤمن لك حتى تفجر لنا من الأرض ينبوعًا

2- ايجاد چشمه اى جوشان براى مشركان مكه ، معجزه درخواستى ( اقتراحى ) آنان از پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و قالوا لن نؤمن لك حتى تفجر لنا من الأرض ينبوعًا

4- مشركان مكه ، على رغم مشاهده آيات گوناگون الهى ، از پيامبر (صلی الله علیه و آله) درخواست معجزه حسى كردند .

و لقد صرّفنا . .. من كلّ مثل فأبى ... و قالوا لن نؤمن لك حتى تفجر لنا من الأرض ي

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 91 - 1،3،4

1- برخوردارى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از باغستانى بزرگ با درخت هاى خرما و انگور و جارى ساختن نهر هاى آب فراوان در لابه لاى آنها ، پيش شرط مشركان مكه براى ايمان آوردن به آن حضرت

و قالوا لن نؤمن لك حتى . .. أو تكون لك جنّة من نخيل و عنب

3- مشركان مكه ، على رغم مشاهده آيات گوناگون الهى ، از پيامبر (صلی الله علیه و آله) درخواست معجزه حسى كردند .

و لقد صرّفنا . .. من كلّ مثل فأبى ... و قالوا لن نؤمن لك حتى ... تكون لك جنّة من

نكته ياد شده با اين احتمال در آيه قابل استفاده است كه: آنان ايجاد باغى با صفات ياد شده را به وسيله معجزه درخواست كرده باشند.

4- ايجاد باغ بزرگ خرما و انگور با نهر هاى آب جارى ، معجزه درخواستى ( اقتراحى ) مشركان مكه از پيامبر (صلی الله علیه و آله)

لن نؤمن لك حتى . .. تكون لك جنّة من نخيل و عنب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 92 - 1،6،8

1- فرود آوردن قطعاتى از آسمان ، از معجزات اقتراحى و مورد درخواست مشركان مكه از پيامبر (صلی الله علیه و آله)

أو تسقط السّماء . .. علينا كسفًا

«كِسَف» جمع «كَسْف» به معناى قطعه است (لسان العرب).

6- مشركان مكه ، خواهان حضور يافتن خدا و ملائكه نزد آنان ، براى گواهى دادن به حقانيت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

أو تأتى بالله و الملئكة قبيلاً

«قبيلاً» به معناى «مقابله» (رو در رو شدن) آمده است و در اين آيه، مى تواند به منظور افاده مطلب فوق باشد.

8- آوردن خداوند و ملائكه به صورت دسته دسته در نزد مشركان مكه ، معجزه درخواستى ( اقتراحى ) آنان از پيامبر (صلی الله علیه و آله)

لن نؤمن لك حتى . .. أو تأتى بالله و الملئكة قبيلاً

برداشت فوق، مبتنى بر اين است كه «قبيلاً» جمع «قبيله» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 93 - 1،4،5،15

1- ايجاد خانه اى از طلا براى خود ، معجزه مورد درخواست ( معجزه اقتراحى ) مشركان مكه ، از پيامبر (صلی الله علیه و آله)

أو يكون لك بيت من زخرف

به قرينه سياق آيات كه در آنها معجزه هاى درخواستى مشركان مطرح شده است مراد از «أو يكون لك بيت من زخرف» ايجاد خانه اى طلايى از طريق معجزه است.

4- مشركان مكه ، على رغم مشاهده آيات گوناگون الهى ، از پيامبر (صلی الله علیه و آله) درخواست معجزه حسى كردند .

و لقد صرّفنا . .. من كلّ مثل فأبى ... و قالوا لن نؤمن لك حتى ... يكون لك بيت من

5- صعود پيامبر (صلی الله علیه و آله) به آسمان و آوردن دستخطى قابل خواندن و گواه بر صعود واقعى خويش ، معجزه درخواستى مشركان مكه از آن حضرت

أو ترقى فى السّماء و لن نؤمن لرقيّك حتى تنزّل علينا كتبًا نقرؤه

15- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظف به اعلام محدوده مسؤوليت خويش و بيان ناتوانى خود از ارائه معجزات درخواستى مشركان

قالوا . .. قل ... هل كنت إلاّ بشرًا رسولاً

پاسخ «هل كنت. ..» در قبال درخواستهاى مشركان، مى تواند گوياى اين معنا باشد كه: درخواستهاى آنان، ربطى به رسالت و مسؤوليتهاى پيامبر(صلی الله علیه و آله) نداشته و يا در توان او نبوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 5 - 7

7- مشركان ، از پيامبر (صلی الله علیه و آله) خواهان معجزه اى همانند معجزات پيامبران پيشين بودند .

فليأتنا باية كما أُرسل الأوّلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 6 - 8

8- درخواست معجزه از سوى مشركان ستم پيشه مكه ، در جهت بهانه جويى بود ; نه حقيقت طلبى .

فليأتنا. .. أفهم يؤمنون

خداوند، درخواست معجزه از طرف مشركان را به اين دليل ردّ فرمود كه آنان مانند مشركان اقوام گذشته، قصد ايمان آوردن نداشتند. بنابراين چنين درخواستى بهانه و دست آويزى بيش نبود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 8 - 3

3 - ارائه معجزه اى محسوس و قابل رؤيت ، توقع مشركان از پيامبر (صلی الله علیه و آله) جهت اثبات درستى ادعاى نبوت خويش *

أو يلقى إليه كنز أو تكون له جنّة يأكل منها

درخواست و انتظار فرود آمدن گنجى براى پيامبر(صلی الله علیه و آله) و يا داشتن باغ هاى پرثمر - كه امرى محسوس و مملوس است - مى تواند به اين خاطر باشد كه كافران، به دنبال معجزه اى محسوس و قابل رؤيت از پيامبر(صلی الله علیه و آله) بودند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 154 - 5،6

5 - ثموديان ، خواستار نشانه و معجزه اى از صالح ( ع ) براى پى بردن به صدق ادعاى وى

فأت بئاية إن كنت من الصدقين

6 - ثموديان ، ايمان به صالح را منوط به ارائه معجزه اى از سوى او مى دانستند .

فأت بئاية إن كنت من الصدقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 155 - 1

1 - پاسخ مثبت صالح ( ع ) ، به معجزه خواهى ثموديان

فأت باية . .. قال هذه ناقة ... شرب يوم معلوم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 157 - 4

4 - معجزه خواهى ثموديان ، پيشنهادى بهانه جويانه بود ; نه درخواستى صادقانه .

فأت بئاية إن كنت من الصدقين . .. فعقروها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 187 - 1

1 - مردم اَيكه ، خواهان فرو ريختن قطعات آسمانى بر سرشان توسط شعيب ( ع )

فأسقط علينا كسفًا من السماء إن كنت من الصدقين

«كِسْفة» (مفرد «كِسَف») مرادف «قطعة» است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 50 - 1

1 - مشركان مكه ، خواستار تحقق معجزاتى چند به دست پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) بودند .

و قالوا لولا أنزل عليه ءايت من ربّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 4 - 7

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 1 - 10

10 - « يونس عن أبى عبداللّه ( ع ) إجتمعوا أربعة عشرة رجلاً أصحاب العقبة ليلة أربعة عشر من ذى الحجة . . . فقالوا إن يكن لك عند ربّك قدر فأمر القمر أن ينقطع قطعتين فامر القمر . . . فانقطع قطعتين . . . فأنزل اللّه « اقتربت الساعة » إلى آخر السورة ;

يونس مى گويد: امام صادق(ع) فرمود: چهارده نفر از اصحاب «عقبه» (كفار قريش) در شب چهارده ماه ذى الحجه جمع شدند . .. پس به رسول خدا(صلی الله علیه و آله) گفتند: اگر تو نزد پروردگارت قدر و منزلتى دارى، به اين ماه آسمان دستور بده دو نيم شود ... رسول خدا(صلی الله علیه و آله) به ماه فرمان داد ... و ماه دو قطعه شد ... پس خداوند آيه «اقتربت الساعة...» را نازل فرمود».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 27 - 2

2 - قوم ثمود ، تقاضامند معجزه اى ( ناقه ) از صالح پيامبر ( ع )

إنّا مرسلوا الناقة

جمله «إنّا مرسلوا الناقة» در مقام وعده و اخبار از آينده است. «الف و لام» در «الناقة» براى عهد بوده و اشاره به همان معجزه مورد درخواست قوم ثمود دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 52 - 1

1 - كافران پندناپذير ، ايمان به پيامبر (صلی الله علیه و آله) را به آمدن نامه هاى سرگشاده براى يكايكشان ، مشروط دانستند .

بل يريد كلّ امرىء منهم أن يوتى صحفًا منشّرة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 54 - 1

1 - درخواست نزول نامه سرگشاده از سوى خداوند ، در تأييد رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و بر درستى قرآن ، درخواستى نابجا و نشانه بهانه جويى كافران

بل يريد كلّ امرىء منهم أن يوتى صحفًا منشّرة . .. كلاّ إنّه تذكرة

كلمه «كلاّ»، تأكيد مطلبى است كه در آيه پيش (كلاّ بل لايخافون. ..) بيان شده است; يعنى، قرآن كريم تذكره است و اگر بنا بود

كه كافران به سبب آن متذكر شوند، نزول قرآن به همين صورت براى پندآموزى آنان كافى بود. پس درخواست كافران مبنى بر نامه اختصاصى از جانبِ خداوند، بهانه اى بيش از سوى آنان نيست.

125- معجزه اقتراحى اقوام پيشين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 11 - 11

11- انبيا در مقابل درخواست معجزه از سوى اقوام كفرپيشه ، خود را جز به اذن خداوند ، فاقد توانايى لازم براى آن مى دانستند .

و ما كان لنا أن نأتيكم بسلطن إلاّ بإذن الله

126- معجزه اقتراحى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 37 - 2

2 - نازل نشدن معجزه ويژه و دلخواه مشركان، بهانه كفرورزى آنان به رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله)

و قالوا لو لا نزل عليه ءاية من ربه

درخواست معجزه از پيامبر(صلی الله علیه و آله)، على رغم ارائه معجزات از سوى آن حضرت، حاكى است كه آنان خواهان معجزه ويژه و دلخواه خود بودند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 12 - 7،9

7- نازل شدن گنج و مال فراوان بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از پيشنهاد ها و معجزه هاى درخواستى مشركان براى باور كردن حقانيت رسالت آن حضرت

أن يقولوا لولا أُنزل عليه كنز

9- پيشنهاد هاى نابه جاى مشركان و معجزه هاى درخواستى آنان ، موجب دلتنگى و ناراحتى پيامبر (صلی الله علیه و آله) مى شد .

و ضائق به صدرك أن يقولوا لولا أُنزل عليه كنز أو جاء معه ملك

برداشت فوق ، بر اين اساس است كه: ضمير در «به» به «أن يقولوا . ..» برگردد و به تعبيرى ديگر «أن يقولوا ...» بدل براى ضمير در «به» باشد; يعنى: و ضائق صدرك بأن يقولوا ....

127- معجزه انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 183 - 8،9،12،13

8 - بعثت رسولان متعدّد براى بنى اسرائيل ، همراه دلايل روشن ( معجزات و براهين )

قد جاءكم رسل من قبلى بالبيّنات

9 - سوخته شدن قربانى به آتشى از غيب ، معجزه برخى انبيا و رسولان بنى اسرائيل

قال انّ اللّه عهد الينا . .. قد جاءكم رسل ... و بالّذى قلتم

12 - شهادت بسيارى از انبياى الهى به دست يهود ، على رغم مشاهده معجزات و علم به حقّانيّت آنان

قل قد جآءكم رسل من قبلى بالبيّنات و بالّذى قلتم فلم قتلتموهم ان كنتم صادقين

هنگامى به يك دليل، «بيّنه» گفته مى شود كه حقّ را براى طرف مقابل روشن كند و او را به حقانيّت آن آگاه كند. بنابراين يهوديان مى دانستند و براى آنان روشن بود كه پيامبران واقعى را مى كشند.

13 - يهود ، حتّى با مشاهده معجزه مورد درخواست خود ( سوختن قربانى در آتشى از غيب ) از پيامبران ، نه تنها به آنان ايمان نياوردند ، بلكه آنان را كشتند .

قل قد جآءكم رسل من قبلى . .. و بالّذى قلتم فلم قتلتموهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 184 - 7،9

7 - تكذيب رسالت بسيارى از انبيا ، على رغم برخوردارى آنان از دلايل روشن ( برهان و معجزه )

فان كذّبوك فقد كذّب رسل من قبلك جاءو بالبيّنات و الزّبر و الكتب المنير

9 - رسولان الهى برخوردار از دلايل روشن ( برهان و معجزه ) و داراى « زُبُر » ( كتاب هاى مشتمل بر حكمت و موعظه ) و نيز آورنده كتابِ روشن و روشنگر

رسل من قبلك جاءو بالبيّنات و الزّبر و الكتب المنير

«منير»، به معناى روشنگر و نيز به معناى روشن آمده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 110 - 28

28 - ارائه معجزات از سوى پيامبران تنها با اذن خداوند امكان پذير است .

فتكون طيراً باذنى . .. و اذ تخرج الموتى باذنى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 113 - 9

9 - معجزات پيامبران ، مايه اطمينان و يقين بر حقانيت رسالت آنان

ان ينزل علينا مائدة . . و تطمئن قلوبنا و نعلم ان قد صدقتنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 101 - 6،7،8

6 - پيامبران اقوام گذشته برخوردار از دلايل و معجزاتى روشن براى هدايت آنان

و لقد جاءتهم رسلهم بالبينت

7 - پيامبران در پى مشاهده تكذيب معارف دين از سوى امت ها ، معجزاتى را براى هدايتشان پيشاروى آنان قرار دادند .

و لقد جاءتهم رسلهم بالبينت فما كانوا ليؤمنوا بما كذبوا من قبل

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه «ما» در «بما كذبوا» موصول اسمى باشد و مضاف إليه كلمه «قبل» مجىء البينات باشد. البته در اين صورت ضميرى پس از «كذبوا» مقدر خواهد بود. بنابراين تقدير جمله چنين است: فما كانوا ليؤمنوا بالذى كذبوا به من قبل مجىء البينات.

8 - معجزات انبيا بى تأثير در كفرپيشگان و تكذيب كنندگان معارف الهى براى ايمان به آن معارف

و لقد جاءتهم رسلهم بالبينت فما كانوا ليؤمنوا بما كذبوا من قبل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 106 - 3

3 - معجزه ، نشان صداقت انبيا در ادعاى رسالتشان

إن كنت جئت بئاية فأت بها إن كنت من الصدقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 74 - 3

3 - پيامبرانِ بعد از حضرت نوح ( ع ) پس از رو به رو شدن با ايستادگى و تكذيب قومشان ، معجزات و براهين روشنى - كه شاهد صدق ادعايشان بود - به مردم ارائه كردند .

ثم بعثنا من بعده رسلا إلى قومهم فجاءوهم بالبينت

«بينات» در اين آيه مى تواند شامل معجزات نيز باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 76 - 4

4 - معجزات پيامبران ، داراى منشأ الهى است .

فلما جاءهم الحق من عندنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 44 - 1

1- خداوند ، تمامى انبيا و رسولان خود را با دلايل روشن ( معجزات ) و كتاب به سوى مردم گسيل داشته است .

و ما أرسلنا من قبلك إلاّ رجالاً . .. بالبيّنت و الزبر

«زبر» جمع «زبور» و به معناى كتابهاست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 70 - 12

12 - اعطاى معجزه به پيامبران ، پرتوى از ربوبيت خداوند

ربّ موسى و هرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 25 - 6

6 - رسالت پيامبران ، متكى بر معجزات و دلايل روشن بود .

جاءتهم رسلهم بالبيّنت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 47 - 7

7 - پيام و دعوت انبياى الهى ، همراه با معجزه و برهان

و لقد أرسلنا موسى بايتنا . .. فلمّا جاءهم بايتنا

با الغاى خصوصيت از مورد، مطلب بالا قابل استفاده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 25 - 4

4 - همه پيامبران ، داراى معجزه بودند .

لقد أرسلنا رسلنا بالبيّنت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تغابن - 64 - 6 - 3

3 - پيامبران ، داراى معجزات و دلايل روشن بر حقانيت رسالت خويش

تأتيهم رسلهم بالبيّنت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 20 - 3

3 - معجزات پيامبران ، داراى مراتب گوناگون و متفاوت در برترى و امتياز

الأية الكبرى

«كبرى» اسم تفضيل است; يعنى، بزرگ تر.

128- معجزه انبياى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 32 - 21

21 - تمامى پيامبران مبعوث شده به سوى بنى اسرائيل ، داراى دلايل روشن ( معجزه - برهان ) بر حقانيت رسالت خويش

و لقد جاءتهم رسلنا بالبينت

129- معجزه ايوب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 42 - 5

5 - شفا يافتن ايوب ( ع ) از آب سرد جوشيده از زمين ، از معجزات خداوند و الطاف او به آن حضرت

اركض برجلك هذا مغتسل بارد و شراب

از ظاهر آيه شريفه استفاده مى شود، كه خداوند درصدد بيان معجزه و لطف خود به ايوب(ع) است.

130- معجزه بالا بردن كوهِ طور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 171 - 8

8 - قرار گرفتن كوه بر فراز سر بنى اسرائيل ، معجزه و رخدادى شايسته به ياد داشتن

و إذ نتقنا الجبل فوقهم كأنه ظلة

«إذ» متعلّق به فعل مقدّر «اذكروا» است.

131- معجزه براى حق ناپذيران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 59 - 18

18- اعطاى معجزه به امت هاى حق ناپذير و تكذيب كننده آيات الهى ، كارى بيهوده و دور از ساحت خداست .

و ما منعنا أن نرسل . .. و ما نرسل بالأيت إلاّ تخويفًا

عبارت «و ما نرسل بالأيات إلاّ تخويفاً»(ما معجزات را جز براى بيم دادن نفرستاديم) مى تواند توضيحى باشد براى امتناع خداوند از ارائه معجزه به امتهاى بعدى به خاطر تكذيب شدن معجزات توسط پيشينيان. با اين بيان كه هدف از ارائه معجزه بيم دادن است. وقتى امتها آن را تكذيب كنند، ارائه آن لغو و بيهوده خواهد بود و چنين امرى از ساحت خداوند به دور است.

132- معجزه براى مكذبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 59 - 18

18- اعطاى معجزه به امت هاى حق ناپذير و تكذيب كننده آيات الهى ، كارى بيهوده و دور از ساحت خداست .

و ما منعنا أن نرسل . .. و ما نرسل بالأيت إلاّ تخويفًا

عبارت «و ما نرسل بالأيات إلاّ تخويفاً»(ما معجزات را جز براى بيم دادن نفرستاديم) مى تواند توضيحى باشد براى امتناع خداوند از ارائه معجزه به امتهاى بعدى به خاطر تكذيب شدن معجزات توسط پيشينيان. با اين بيان كه هدف از ارائه معجزه بيم دادن است. وقتى امتها آن را تكذيب كنند، ارائه آن لغو و بيهوده خواهد بود و چنين امرى از ساحت خداوند به دور است.

133- معجزه پيروزى در غزوه خيبر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 20 - 13

13 - تحقق نويد الهى به فتح خيبر ، معجزه اى هدايتگر براى مؤمنان

فعجّل لكم هذه . .. و لتكون ءاية للمؤمنين

134- معجزه تكلم مردگان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 111 - 4

4 - لجاجت پيشگان، حتى در صورت سخن گفتن مردگان با ايشان و شهادت بر رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله)، ايمان نمى آورند.

و لو أننا . .. و كلمهم الموتى ... ما كانوا ليؤمنوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 31 - 2

2- آنان كه با تلاوت قرآن هدايت نشوند و به سراى آخرت ايمان نياورند ، حتى اگر مردگانى زنده شوند و حقايق آخرت را براى آنان بيان كنند ، هدايت نخواهند يافت .

و لو أن قرءانًا . .. كلّم به الموتى

هر يك از جمله هاى «سيّرت به الجبال» و «قطّعت به الأرض» و «كلّم به الموتى» حكايت از معجزات درخواستى كفرپيشگان دارد كه به مناسبت مى توان گفت: جمله «كلّم به الموتى» حاكى است كه آنان براى باور به آخرت، از پيامبر(صلی الله علیه و آله) مى خواستند تا مردگانى را زنده كند تا از آخرت و دنياى پس از مرگ براى آنان سخن بگويند.

135- معجزه تولد اسحاق(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 72 - 4

4- پيدايش و تكون اسحاق ، به اعجاز و برخلاف جريان طبيعى بوده است .

فبشّرنها بإسحق . .. قالت يويلتى ءألد و أنا عجوز و هذا بعلى شيخًا

136- معجزه چشمه سنگى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 60 - 13

13 - جوشش چشمه هاى متعدد از سنگ و ويژگى هاى مخصوص آنها ، از معجزات ارائه شده به قوم موسى

فانفجرت منه اثنتا عشرة عيناً قد علم كل أناس مشربهم

137- معجزه حركت كوه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 31 - 1

1- نزول قرآنى كه كوه ها را به حركت درآورد ، زمين را قطعه قطعه كند ، مردگان را زنده سازد ، نمى تواند مايه هدايت كسانى شود كه خدا هدايت آنان را نخواهد .

و لو أن قرءانًا سيّرت به الجبال أو قطّعت به الأرض أو كلّم به الموتى

«تسيير» (مصدر سيّرت) به معناى حركت دادن است و «تقطيع» (مصدر قطّعت) به معناى شكافتن عميق يا قطعه قطعه كردن مى باشد و حرف باء در جمله هاى سه گانه فوق به معناى استعانت است. عبارت «بل لله الأمر» و نيز «أن لو يشاء الله لهدى الناس» گوياى اين است كه جواب شرط «لو أنّ

...» جمله اى نظير «لم يهتدوا إن لم يشأ الله» است.

138- معجزه حسى انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 44 - 12

12- خداوند ، به انبياى پيشين معجزات حسى عطا فرمود و در قبال آن به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، كتاب آسمانى جهان شمول عطا كرد . *

و ما أرسلنا . .. بالبيّنت و الزبر و أنزلنا إليك الذكر

«بيّنة» به معناى دليل واضح و روشن - اعم از عقلى و حسى - است. طبق شواهد تاريخى مراد از «بينات» در آيه، ممكن است معجزات حسى باشد. جدا ذكر كردن پيامبر(صلی الله علیه و آله) براى اعطاى قرآن، مشعر به برداشت ياد شده است.

139- معجزه داود(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 80 - 16

16- ساختن اسلحه و زره ، معجزه داوود ( ع ) و دليل نبوت او

داود . .. و علّمنه صنعة لبوس لكم ... فهل أنتم شكرون

نوع مفسران برآنند كه اين آيه و آيات پيشين، در مقام بيان معجزه هاى پيامبران گذشته و شواهد نبوت آنان است.

140- معجزه در بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 211 - 1،4

1 - تخلّف و انحراف بنى اسرائيل ، على رغم ارائه آيات روشن و معجزات الهى به آنان

كم اتيناهم من اية بيّنة و من يبدل نعمة اللّه

4 - خداوند ، آيات روشن و معجزه هاى فراوانى براى بنى اسرائيل فرستاد .

كم اتيناهم من اية بيّنة

141- معجزه سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 81 - 4

4- مسخر و رام بودن تندباد ها در دست سليمان ( ع ) و فرمان روايى ايشان بر آنها ، معجزه آن حضرت و دليل پيامبرى او

و لسليمن الريح عاصفة

نوع مفسران برآنند كه اين آيه و آيات ديگر، در مقام بيان معجزه هاى پيامبران گذشته و دلايل نبوت آنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 41 - 4

4 - استفاده سليمان ( ع ) از امكانات خود بلقيس ، براى ارائه معجزه به وى و هدايت او

قال نكّروا لها عرشها. .. من الذين لايهتدون

برخى برآنند كه «أتهتدى. ..» به تقدير «أتهتدى إلى الإيمان باللّه و رسوله» مى باشد. برداشت ياد شده بر پايه اين احتمال است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 42 - 4

4 - درك سريع بلقيس نسبت به هدف سليمان ( ع ) در احضار اعجازگونه تخت وى

قالت كأنّه هو و أُوتينا العلم من قبلها

بلقيس پس از شناخت اريكه خويش، بدون تأمل گفت: آنچه را كه سليمان(ع) با اين كار مى خواهد به ما بفهماند، ما خود از قبل فهميده ايم.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 35 - 15

15 - حكومت پهناور و بى نظير سليمان ( ع ) ، از معجزات الهى بر حقانيت رسالت او بود .

و هب لى ملكًا لاينبغى لأحد من بعدى

طبق نظر بيشتر مفسران، خواسته پادشاهى به گونه اى كه براى هيچ كس ميسر نباشد، در واقع براى اعجاز و نشان دادن الهى بودن اين قدرت و اثبات ارتباط سليمان با خداوند قادر و پيامبرى او بود.

142- معجزه سور قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 23 - 4

4 - قرآن و يكايك سوره هاى آن ، معجزه است .

فأتوا بسورة من مثله

143- معجزه شتر صالح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 64 - 1،2

1- پيدايش شترى به اراده خداوند و بدون جريان اسباب و علل عادى ، معجزه صالح ( ع ) براى اثبات رسالت خويش

و يقوم هذه ناقة الله لكم ءاية

2- ناقه صالح ، آيه و معجزه اى بزرگ و داراى اهميتى خاص بود .

هذه ناقة الله لكم ءاية

اضافه «ناقة» به «الله» علاوه بر اينكه اشاره به پيدايش ناقه صالح بدون جريان علل عادى دارد ، گوياى عظمت و بزرگى ناقه نيز مى باشد.

144- معجزه شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 88 - 1

1- حضرت شعيب ( ع ) برخوردار از معجزه و دليلى روشن بر پيامبرى خويش

يقوم أرءيتم إن كنت على بيّنة من ربى

145- معجزه شق القمر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 1 - 6،10

6 - دو نيمه گشتن ماه و صورت گرفتن ، ( معجزه « شق القمر » ) در عصر پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله)

و انشقّ القمر

10 - « يونس عن أبى عبداللّه ( ع ) إجتمعوا أربعة عشرة رجلاً أصحاب العقبة ليلة أربعة عشر من ذى الحجة . . . فقالوا إن يكن لك عند ربّك قدر فأمر القمر أن ينقطع قطعتين فامر القمر . . . فانقطع قطعتين . . . فأنزل اللّه « اقتربت الساعة » إلى آخر السورة ;

يونس مى گويد: امام صادق(ع) فرمود: چهارده نفر از اصحاب «عقبه» (كفار قريش) در شب چهارده ماه ذى الحجه جمع شدند . .. پس به رسول خدا(صلی الله علیه و آله) گفتند: اگر تو نزد پروردگارت قدر و منزلتى دارى، به اين ماه آسمان دستور بده دو نيم شود ... رسول خدا(صلی الله علیه و آله) به ماه فرمان داد ... و ماه دو قطعه شد ... پس خداوند آيه «اقتربت الساعة...» را نازل فرمود».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 2 - 2

2 - روى گردانى كافران ، از پذيرش رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) به رغم مشاهده معجزه « شق القمر »

و انشقّ القمر . .. و إن يروا ءاية يعرضوا

از اطلاق «آية» بر «شق القمر»، استفاده مى شود كه «شق القمر» از معجزات پيامبر(صلی الله علیه و آله) بوده كه بر حقانيت رسالت خويش اقامه كرده است.

146- معجزه شكافتن زمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 31 - 1

1- نزول قرآنى كه كوه ها را به حركت درآورد ، زمين را قطعه قطعه كند ، مردگان را زنده سازد ، نمى تواند مايه هدايت كسانى شود كه خدا هدايت آنان را نخواهد .

و لو أن قرءانًا سيّرت به الجبال أو قطّعت به الأرض أو كلّم به الموتى

«تسيير» (مصدر سيّرت) به معناى حركت دادن است و «تقطيع» (مصدر قطّعت) به معناى شكافتن عميق يا قطعه قطعه كردن

مى باشد و حرف باء در جمله هاى سه گانه فوق به معناى استعانت است. عبارت «بل لله الأمر» و نيز «أن لو يشاء الله لهدى الناس» گوياى اين است كه جواب شرط «لو أنّ ...» جمله اى نظير «لم يهتدوا إن لم يشأ الله» است.

147- معجزه صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 73 - 13،15،16،18

13 - صالح پيامبر ، دعوت كننده قوم ثمود به توحيد با تكيه بر دليل و معجزه اى آشكار از جانب خداوند

اعبدوا اللّه ما لكم من إله غيره قد جاءتكم بينة من ربكم

15 - خداوند بدون جريان اسباب و علل عادى ، شترى آفريد تا معجزه اى باشد بر اثبات رسالت صالح ( ع )

هذه ناقة اللّه لكم ءاية

چون ناقه نشانه اى بر رسالت صالح(ع) بود، معلوم مى شود به گونه اى خارق العاده به وجود آمده بود.

16 - ناقه صالح ، شاهد و دليلى آشكار بر حقانيت رسالت آن حضرت

قد جاءتكم بينة من ربكم

18 - قوم ثمود در انتظار دليل و معجزه اى از جانب خداوند براى اثبات رسالت صالح ( ع )

قد جاءتكم بينة من ربكم

برداشت فوق بر اين اساس است كه «قد» در «قد جاءتكم» براى توقع باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 75 - 5

5 - مبارزه اشراف كفرپيشه ثمود با صالح ( ع ) ، على رغم مشاهده معجزه و دليل روشن بر رسالت آن حضرت

قال الملأ الذين استكبروا من قومه . .. أتعلمون أن صلحاً مرسل من ربه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 63 - 1

1- صالح ( ع ) ، برخوردار از معجزه و دليلى روشن بر پيامبرى خويش

قال يقوم أرءيتم إن كنت على بيّنة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 64 - 1،10

1- پيدايش شترى به اراده خداوند و بدون جريان اسباب و علل عادى ، معجزه صالح ( ع ) براى اثبات رسالت خويش

و يقوم هذه ناقة الله لكم ءاية

10- « عن أبى جعفر ( ع ) قال : إن رسول الله (صلی الله علیه و آله) سأل جبرئيل ( ع ) : . . . فقال : يا محمد (صلی الله علیه و آله) ان صالحاً بعث إلى قومه . . . قالوا : يا صالح ادع لنا ربك يخرج لنا من هذا الجبل الساعة ناقة حمراء شقراء وبراء عشراء بين جنبيها ميل . . . فسأل الله تعالى

صالح ذلك فانصدع الجبل صدعاً . . . ثم اضطرب ذلك الجبل . . . ثم لم يفجأهم إلاّ رأسها . . . ثم خرج سائر جسد ها ثم استوت قائمة على الأرض . . . ;

از امام باقر(ع) روايت شده است كه رسول خدا از جبرئيل [درباره قوم صالح] سؤال فرمود ، . .. جبرئيل گفت: اى محمد! صالح به سوى قومش مبعوث شد ... به او گفتند: اى صالح! براى ما از پروردگارت بخواه كه همين لحظه از اين كوه شترى بيرون آورد قرمز پررنگ و پركرك كه ده ماه از حملش گذشته و بين دو پهلويش يك ميل فاصله باشد ... آن گاه صالح اين را از خدا خواست و كوه شكاف بزرگى برداشت ... سپس به لرزه درآمد ... ناگهان سر شتر از كوه بيرون آمد ... سپس باقى جسدش خارج شد و روى زمين ايستاد ...».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 154 - 7

7 - ثموديان در توانايى صالح ( ع ) براى ارائه معجزه بر اثبات درستى ادعايش ، ترديد داشتند .

فأت بئاية إن كنت من الصدقين

برداشت ياد شده از به كار گرفتن «إن» - كه در موارد ترديد به كار مى رود - استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 155 - 1،3

1 - پاسخ مثبت صالح ( ع ) ، به معجزه خواهى ثموديان

فأت باية . .. قال هذه ناقة ... شرب يوم معلوم

3 - ناقه ( شتر ماده ) ، معجزه صالح پيامبر

قال هذه ناقة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 27 - 6

6 - صالح پيامبر ( ع ) ، موظف به صبر و انتظار براى مشاهده عكس العمل قومش در برابر معجزه ( ناقه )

إنّا مرسلوا الناقة . .. فارتقبهم و اصطبر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - شمس - 91 - 13 - 2

2 - ناقه صالح ، معجزه الهى و نشانه رسالت آن حضرت بود .

فقال لهم رسول اللّه ناقة اللّه

اضافه «ناقة» به «اللّه» - پس از بيان رسالت صالح(ع) - بيانگر معجزه بودن آن براى اثبات رسالت او است.

148- معجزه عصاى موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 23 - 5

5 - معجزه عصا و يدبيضاى موسى ( ع ) ، مقدمه اى براى نماياندن معجزات بزرگ ترى به وى در آينده بود .

لنريك من ءايتنا الكبرى

چون در آيه قبل، آيت بودن يدبيضا و نيز عصا ذكر گرديده است; ممكن است گفته شود «لنريك. ..» در صدد بيان نكته تازه اى است و به موسى وعده مى دهد كه اين دو معجزه، مقدمه اى بود تا در آينده، آياتى بزرگ تر از آنچه اكنون ارائه شد، به تو نمايانده شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 65 - 8

8 - ساحران فرعون ، جادويى هم نوع با معجزه موسى ( ع ) تدارك ديده بودند .

أن تلقى . .. من ألقى

149- معجزه عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 87 - 5،6

5 - عيسى ( ع ) از پيامبران الهى و برخوردار از معجزات و دلايلى روشن بر پيامبرى خويش

و ءاتينا عيسى ابن مريم البينت

6 - خداوند ، عطا كننده معجزات و دلايل فراوان و روشن به عيسى ( ع )

و ءاتينا عيسى ابن مريم البينت

«بينة» به معناى حجت و دليل واضح و روشن است و معجزه از مصداقهاى مورد نظر آن مى باشد. «ال» در «البينات» يا عهد ذهنى است و اشاره به دلايل و معجزاتى از قبيل زنده كردن مردگان، بينا كردن نابينايان و ... دارد و يا براى استغراق است و حكايت از كثرت و فراوانى بينات دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 110 - 20،21،24،25،27،30،31،42

20 - مسيح ( ع ) توانمند بر آفرينش مجسمه اى از گل به شكل پرندگان كه با دميدنش در آن به پرواز در مى آمد

و اذ تخلق من الطين كهيئة الطير باذنى فتنفخ فيها فتكون طيراً باذنى

21 - حيات بخشى به موجودات جامد از معجزات حضرت عيسى ( ع )

و اذ تخلق من الطين كهيئة الطير باذنى فتنفخ فيها فتكون طيراً باذنى

24 - حضرت مسيح توانا بر بيناسازى كور هاى مادرزاد و شفابخشى مبتلايان به پيسى

و تبرى الاكمه و الابرص باذنى

25 - توانايى حضرت مسيح بر زنده كردن مردگان مدفون شده در خاك

و اذ تخرج الموتى باذنى

مراد از اخراج مردگان (تخرج الموتى) زنده كردن آنهاست و به كارگيرى كلمه اخراج براى رساندن اين معناست كه عيسى(ع) قادر بود حتى مردگان مدفون در خاك را نيز زنده كند و از خاكها بيرون كشد.

27 - عيسى ( ع ) ، ارائه كننده معجزات خويش ( حيات بخشى به اجسام بى جان ، درمان كورى و پيسى و زنده كردن مردگان ) ، در بسيارى از مواقع

اذ تخلق . .. و تبرى الاكمه و الابرص باذنى و اذ تخرج

برداشت فوق از فعل مضارع «تخلق» و «تبرى» و «تخرج» كه حاكى از استمرار انجام كار مى باشد، استفاده شده است.

30 - توجه به وابستگى معجزات عيسى ( ع ) به اذن خداوند ، از ميان برنده پندار الوهيت وى

اذ تخلق . .. فتكون طيراً باذنى و تبرى الاكمه و الابرص باذنى

معجزاتى همچون حيات بخشى به اجسام بى جان و زنده كردن مردگان زمينه ساز پندار الوهيت براى ارائه كننده چنين معجزاتى است، تكرار كلمه «باذنى» در فرازهاى مختلف آيه مورد بحث براى برطرف كردن چنين پندارى مى باشد.

31 - توانايى عيسى ( ع ) بر ارائه معجزاتى همانند روح بخشى به مجسمه ها ، درمان كورى و پيسى و احياى مردگان ، از نعمت هاى ويژه خداوند به آن حضرت

اذكر نعمتى . .. و تبرى الاكمه و الابرص باذنى و اذ تخرج الموتى باذنى

42 - پرنده آفريده شده از گل - به اذن خدا - توسط عيسى ( ع ) از جنس خفاش بود .

و اذ تخلق من الطين كهيئة الطير باذنى

اميرالمؤمنين(ع): در پاسخ سؤال از جاندارانى كه بدون قرار گرفتن در رحم آفريده شدند فرمود: «. .. و الخفاش الذى عمله عيسى بن مريم فطار باذن اللّه عزوجل.»


خصال صدوق، ص 322، ح 8، باب الستة; نورالثقلين، ج 1، ص 343، ح 147.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 112 - 4

4 - حواريون ، خواستار معجزه اى اختصاصى براى خويش افزون بر ساير معجزات عيسى ( ع )

ان ينزل علينا مائدة

كلمه «علينا» به قرينه «نأكل» و «قلوبنا» و «نعلم» و «نكون» در آيه بعد نشانگر اين است كه حواريون خواستار معجزه اى بودند كه تنها خودشان از آن بهره مند گردند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 24 - 13

13- « عن أبى جعفر ( ع ) : ضرب عيسى ( ع ) برجله فظهرت عين ماء تجرى ;

از امام باقر(ع) روايت شده: عيسى(ع) (هنگام ولادت) پاى خود را بر زمين زد، پس چشمه آب روانى ظاهر شد».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 30 - 5

5- تكلم عيسى ( ع ) در گهواره و معرفى خود ، از معجزات او و برهانى كافى بر پاكدامنى مريم ( س ) و مبرّابودن او از اتهامات مردم بود .

فأشارت إليه . .. قال إنّى عبداللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 61 - 1

1 - معجزه عيسى ( ع ) در احياى مردگان ، دليلى آشكار بر امكان معاد

و إنّه لعلم للساعة

ضمير در «إنّه» به عيسى(ع) برمى گردد. آن حضرت از آن جهت دليل بر امكان معاد است كه مى توانسته مردگان را زنده كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 6 - 8

8 - معجزات و دلايل روشن ، پشتوانه رسالت عيسى ( ع ) بود .

فلمّا جاءهم بالبيّنت

«بيّنه» (مفرد «بيّنات») به معناى دليل روشن است. از مصاديق بينات، معجزات مى باشد.

150- معجزه قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 23 - 4

4 - قرآن و يكايك سوره هاى آن ، معجزه است .

فأتوا بسورة من مثله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 14 - 7

7- قرآن ، معجزه و سند حقانيت پيامبر (صلی الله علیه و آله) است .

أم يقولون افتريه . .. فإلّم يستجيبوا لكم فاعلموا أنما أُنزل بعلم الله

151- معجزه كوه طور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 63 - 9

9 - قرار گرفتن كوه طور بر بالاى سر بنى اسرائيل معجزه و رخدادى شايسته به يادداشتن

و إذ أخذنا ميثقكم و رفعنا فوقكم الطور

«إذ» مفعول براى فعل «اذكروا» در آيه 47 است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 64 - 2

2 - پيمان شكنى بنى اسرائيل ، على رغم مشاهده معجزه اى چون برافراشته شدن كوه ، امرى سنگين ، شگفت و نامتوقع بود .

أخذنا ميثقكم و رفعنا فوقكم الطور . .. ثم توليتم من بعد ذلك

«ثم» در جمله «ثم توليتم» حاكى از ترتيب رتبى است; زيرا «من بعد ذلك» رساننده ترتيب زمانى مى باشد و آن گاه كه «ثم» براى ترتيب رتبى به كار رود حكايت از عظمت، شگفتى و . .. مضمون جمله بعد دارد.

152- معجزه مائده آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 114 - 8

8 - نزول مائده آسمانى از ميان برنده شك و ترديد در حقانيت مسيح و معجزه اى كافى براى همه مسيحيان

و نعلم ان قد صدقتنا . .. أنزل علينا مائدة من السماء

153- معجزه محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 99 - 1،3

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) برخوردار از دلايل و معجزاتى روشن بر حقانيت رسالت خويش

و لقد أنزلنا إليك ءايت بينت

چون سخن در اين بخش از سوره درباره دعوت به رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) و قرآن است، مى توان گفت متعلق «آيات بينات» (نشانه هاى روشن) راستى و درستى قرآن و رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) است.

3 - خداوند ، عطاكننده دلايل و معجزات به پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و لقد أنزلنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 183 - 22

22 - دروغ بودن ادعاى يهود در مورد ايمان به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در صورت مشاهده معجزه درخواستى خود ( سوختن قربانى در آتشى از غيب )

قل قد جاءكم . .. فلم قتلتموهم ان كنتم صادقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 35 - 5

5 - پيامبر(صلی الله علیه و آله) نخواهد توانست با نقب زدن به زمين و گذاشتن نردبان به آسمان خودسرانه معجزه اى ارائه كند.

فإن استطعت أن تبتغى نفقا فى الأرض أو سلما فى السماء فتأتيهم بأية

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 50 - 11

11 - پيامبر(صلی الله علیه و آله)، تنها در محدوده تعيين شده در وحى الهى مجاز به ارائه معجزات است.

قل لا أقول لكم . .. إنى ملك إن أتبع إلا ما يوحى إلىّ

جمله «إن أتبع إلا ما يوحى»، به تناسب موضوع مورد بحث، تعيين محدوده اى براى ارائه معجزات مى تواند باشد. يعنى من فرشته و مالك خزاين نيستم، فقط تابع وحى الهى هستم و هر جا و به هر صورت كه لازم و بجا باشد، معجزه ارائه مى نمايم.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 57 - 2،3،10

2 - اعطاى بينات (دلايل روشن) به پيامبر(صلی الله علیه و آله)، پرتويى از ربوبيت خداوند

قل إنى على بينة من ربى

3 - قرآن، بينه و دليل روشن پيامبر(صلی الله علیه و آله) و گواه حقانيت او

قل إنى على بينة من ربى و كذبتم به

بسيارى از مفسران گفته اند كه مراد از بينه و مرجع ضمير «كذبتم به» قرآن است. مفرد آمدن كلمه «بينة» و مذكر آمدن ضمير «به» اين احتمال را تقويت مى كند.

10 - ارائه معجزه، بدان گونه كه مردم برگزينند و بخواهند، خارج از قلمرو اختيار پيامبر(صلی الله علیه و آله) است.

ما عندى ما تستعجلون به

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 37 - 2

2 - قرآن ، معجزه حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) و دليل رسالت و نبوت وى

و ما كان هذا القرءان أن يفترى من دون اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 14 - 7

7- قرآن ، معجزه و سند حقانيت پيامبر (صلی الله علیه و آله) است .

أم يقولون افتريه . .. فإلّم يستجيبوا لكم فاعلموا أنما أُنزل بعلم الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 133 - 10

10 - قرآن ، معجزه پيامبر (صلی الله علیه و آله) و دليل روشن بر اثبات نبوت آن حضرت

أوَلم تأتهم بيّنة ما فى الصحف الأُولى

بيان; يعنى، وضوح و انكشاف (مصباح). بنابراين «بيّنة» به چيزى گفته مى شود كه واضح باشد. ضمير مذكر - كه از كلمه «من قبله» (در آيه بعد) به اين كلمه بازمى گردد - دلالت مى كند كه از آن برهان و دليل اراده شده است (كشاف).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 4 - 7

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 34 - 6

6 - قرآن ، برهان صدق پيامبر (صلی الله علیه و آله) و معجزه او

فليأتوا بحديث مثله إن كانوا صدقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 1 - 6،10

6 - دو نيمه گشتن ماه و صورت گرفتن ، ( معجزه « شق القمر » ) در عصر پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله)

و انشقّ القمر

10 - « يونس عن أبى عبداللّه ( ع ) إجتمعوا أربعة عشرة رجلاً أصحاب العقبة ليلة أربعة عشر من ذى الحجة . . . فقالوا إن يكن لك عند ربّك قدر فأمر القمر أن ينقطع قطعتين فامر القمر . . . فانقطع قطعتين . . . فأنزل اللّه « اقتربت الساعة » إلى آخر السورة ;

يونس مى گويد: امام صادق(ع) فرمود: چهارده نفر از اصحاب «عقبه» (كفار قريش) در شب چهارده ماه ذى الحجه جمع شدند . .. پس به رسول خدا(صلی الله علیه و آله) گفتند: اگر تو نزد پروردگارت قدر و منزلتى دارى، به اين ماه آسمان دستور بده دو نيم شود ... رسول خدا(صلی الله علیه و آله) به ماه فرمان داد ... و ماه دو قطعه شد ... پس خداوند آيه «اقتربت الساعة...» را نازل فرمود».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 2 - 5

5 - دلخوشى كافران به پندار غلط خود ، در زودگذرى آثار معجزات پيامبر (صلی الله علیه و آله) *

و إن يروا ءاية يعرضوا و يقولوا سحر مستمرّ

برداشت ياد شده بدان احتمال است كه «مستمر» از ماده «مرور» (زايل شدن و گذرا بودن)، مشتق شده باشد; چنان كه برخى از مفسران بدان اشاره كرده اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 6 - 12

12 - رسالت پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) ، همراه با معجزات و دلايل روشن

يأتى من بعدى اسمه أحمد فلمّا جاءهم بالبيّنت

درباره مرجع ضمير در «جاء» دو احتمال وجود دارد. 1- ضمير مزبور به عيسى(ع) بازمى گردد. برداشت هاى پيشين براساس اين احتمال است. 2- ضميربه كلمه «أحمد»(صلی الله علیه و آله) بازمى گردد. برداشت بالا و نيز برداشت هاى بعدى بر اين احتمال استوار است.

154- معجزه مريم(س)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 38 - 4

4 - زكريا با مشاهده رزقى كه خارج از اسباب طبيعى به مريم اعطا شده بود ، على رغم كهنسالى خود ، از خدا تمناى فرزند كرد .

هنا لك دعا زكريا ربّه

بنابراينكه مشاراليه «هنا لك»، اعطاى رزق از راه غير طبيعى به مريم باشد كه خداوند، بدين گونه به آن اشاره كرده است: ان اللّه يرزق من يشاء بغير حساب.

155- معجزه موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 57 - 6

6 - قرار دادن ابر هاى سايه گستر و نازل كردن « منّ » و « سلوى » از معجزات ارائه شده به قوم موسى

و ظللنا عليكم الغمام و أنزلنا عليكم المنّ و السلوى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 60 - 13

13 - جوشش چشمه هاى متعدد از سنگ و ويژگى هاى مخصوص آنها ، از معجزات ارائه شده به قوم موسى

فانفجرت منه اثنتا عشرة عيناً قد علم كل أناس مشربهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 92 - 2

2 - موسى ( ع ) ، برخوردار از دلايل و معجزاتى فراوان بر پيامبرى خويش

و لقد جاء كم موسى بالبينت

جمع آوردن «بينات» همراه با «ال» استغراقى، بيانگر كثرت آن بينات است. «بينة» به معناى دليل روشن است و از مصداقهاى مورد نظر آن، معجزه مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 154 - 4

4 - قرار دادن كوه طور بر سر يهود ، از معجزات حضرت موسى ( ع )

و ءاتينا موسى سلطناً مبيناً. و رفعنا فوقهم الطور

بر افراشتن كوه طور، مى تواند بيان مصداقى براى جمله «و ءاتينا موسى سلطناً مبيناً» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 103 - 4

4 - معجزه و دلايل روشنگر موسى ( ع ) ، عطيه اى بود از جانب خداوند به وى

ثم بعثنا من بعدهم موسى بئايتنا

كلمه «نا» در «آياتنا» بيانگر اين است كه نشانه هاى نبوت از جانب خداوند به موسى اعطا شده بود ; يعنى: آيات منّا.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 105 - 6،7

6 - دلايل و معجزات موسى ( ع ) ، موهبتى الهى پيشاروى فرعونيان و نشأت گرفته از مقام ربوبى خداوند

قد جئتكم ببينة من ربكم

7 - فرعون و بزرگان دربارش در انتظار بينه اى از سوى موسى بر حقانيت ادعاى خويش

قد جئتكم ببينة من ربكم

برداشت فوق بر اين اساس است كه «قد» در «قد جئتكم» براى توقع باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 106 - 1،2

1 - فرعون ، ناباور به صداقت موسى ( ع ) در ادعاى رسالت و برخورداريش از معجزه و آيتى از جانب خدا

قال إن كنت جئت بئاية فأت بها إن كنت من الصدقين

متعلق «الصدقين» اصل رسالت و نيز داشتن «بينة» است. يعنى: إن كنت من الصادقين فى دعوى الرسالة و دعوى البينة.

2 - فرعون از موسى خواست چنانچه قادر به ارائه معجزه است ، آن را ارائه كند .

قال إن كنت جئت بئاية فأت بها

روشن است كه در جمله هاى شرطيه نبايد شرط و جزا از نظر مفهوم همانند باشد و نمى توان گفت: اگر آورده اى بياور. بنابراين جمله «إن كنت جئت باية» (اگر آيت و معجزه اى آورده اى) به اين معناست: اگر قادر به ارائه معجزه هستى.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 107 - 1،2،3،5

1 - موسى ( ع ) در پاسخ فرعون ( درخواست آيت رسالت ) عصاى خويش را ر ها ساخت .

فألقى عصاه

2 - عصاى موسى ( ع ) در برابر فرعون به مارى بزرگ تبديل شد .

فألقى عصاه فإذا هى ثعبان مبين

3 - تبديل عصاى موسى ( ع ) به مارى بزرگ ، دور از انتظار فرعونيان

فألقى عصاه فإذا هى ثعبان مبين

«إذا» در «فإذا هى . .. » براى مفاجات و بيانگر دو معناست: بين مفاد جمله قبل و بعد اقتران زمانى است، مفاد جمله پس از آن در يك حالت غير منتظره انجام شده است.

5 - اژد هاى تبديل شده از عصاى موسى ( ع ) ، اژدهايى واقعى و ترديدناپذير

فإذا هى ثعبان مبين

توصيف «ثعبان» به «مبين» (آشكار و واضح)، به اين نكته اشاره دارد كه آن اژدها واقعى بود، نه وهمى و خيالى، و حركات و سكناتش به گونه اى بوده است كه در اژدها بودن آن براى كسى جاى ترديد وجود نداشت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 108 - 1،2

1 - موسى ( ع ) در پى درخواست فرعون ( آوردن معجزه ) دومين آيت رسالت خويش را ارائه كرد .

إن كنت جئت بئاية فأت بها . .. و نزع يده فإذا هى بيضاء للنظرين

2 - سفيد گشتن دست موسى ( ع ) پس از نمايان ساختن آن ، دومين معجزه موسى و آيتى براى حقانيت رسالت او

و نزع يده فإذا هى بيضاء للنظرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 117 - 1،2،3

1 - خداوند پس از جادوگرى ساحران به موسى فرمان داد تا عصاى خويش را در صحنه مبارزه ر ها سازد .

و أوحينا إلى موسى أن ألق عصاك

2 - خداوند ، فرمانش را ( افكندن عصا ) از طريق وحى به موسى ابلاغ كرد .

و أوحينا إلى موسى أن ألق عصاك

3 - عصاى موسى ( ع ) پس از افكنده شدن ، تمام بافته هاى جادويى ساحران را بلعيد و به كام خويش فروبرد .

فإذا هى تلقف ما يأفكون

«لَقْف» (مصدر تلقف) به معناى گرفتن چيزى با سرعت است و در آيه شريفه به مناسبت مورد به «بلعيدن» تفسير شده است. جمله «فإذا هى ... » مى تواند خبر از رخدادى باشد كه در صحنه مبارزه اتفاق افتاده است. در اين صورت تقدير جمله چنين خواهد بود: أوحينا إلى موسى أن ألق عصاك فالقيها فإذا هى تلقف.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 118 - 3

3 - معجزه موسى ( ع ) در صحنه مبارزه با ساحران ، عامل تثبيت حقانيت وى و از ميان رفتن تمام دستاورد هاى ديرينه فرعون و اشراف دربارش شد .

فوقع الحق و بطل ما كانوا يعملون

برداشت فوق بر اين اساس است كه مراد از ضمير «كانوا» و «يعملون» فرعون و فرعونيان باشد. بر اين مبنا مقصود از «ما» در «ما كانوا» تلاشهاى فرعونيان براى تثبيت ربوبيت فرعون و مانند آن خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 160 - 9،10،11،12

9 - موسى ( ع ) از جانب خداوند فرمان يافت تا براى دستيابى به آب عصاى خويش را به سنگ زند .

و أوحينا إلى موسى . .. أن اضرب بعصاك الحجر

«ال» در «الحجر» هم مى تواند تعريف جنس باشد، كه در اين صورت مراد از «الحجر»، سنگ در مقابل اشياى ديگر است، و هم مى تواند «ال» براى عهد حضورى و يا ذهنى باشد، كه در اين صورت مراد از «الحجر» سنگى مخصوص بوده است.

10 - موسى ( ع ) در پى فرمان الهى بدون هيچ تأخير عصاى خويش را براى به دست آوردن آب بر سنگ زد .

أن اضرب بعصاك الحجر فانبجست منه اثنتا عشرة عينا

حرف «فاء» در «فانبجست» فاء فصيحه است ; يعنى بيانگر معطوفٌ عليه مقدر مى باشد. آن معطوفٌ عليه مقدر به قرينه فراز قبل، «فضرب بعصاه الحجر» است. گويا حذف اين جمله براى رساندن اين معناست كه فرمان الهى (اضرب) همان و زدن همان.

11 - فرمان خدا به موسى ( زدن عصا بر سنگ براى تهيه آب ) فرمانى اعلام شده به او از طريق وحى

و أوحينا إلى موسى . .. أن اضرب بعصاك الحجر

12 - جوشش دوازده چشمه آب از سنگ در پى فرود آمدن عصاى موسى بر آن

أن اضرب بعصاك الحجر فانبجست منه اثنتا عشرة عينا

«انبجاس» مصدر «انبجست» به معناى جوشيدن و فوران زدن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 96 - 5

5- خداوند ، موسى ( ع ) را در آغاز رسالتش از آيت و معجزه بهره مند ساخت نه پس از درخواست و پيشنهاد مردم .

و لقد أرسلنا موسى بأيتنا و سلطن مبين

«باء» در «بأياتنا» براى مصاحبت است و لذا مفاد جمله «لقد أرسلنا . ..» اين است كه موسى(ع) به هنگام بعثتش ، آيات و معجزات داشت; برخلاف پيامبران پيش از او كه خداوند پس از پيشنهاد و درخواست مردم به آنان معجزه مى داد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 5 - 2

2- معجزات حضرت موسى ( ع ) ، فعل خدا بود كه توسط آن حضرت تحقق يافت .

و لقد أرسلنا موسى بأيتنا

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه: مراد از «آياتنا» معجزاتى باشد كه توسط حضرت موسى(ع) انجام مى گرفت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 101 - 2،3،4،9،14،15

2- دعوت حضرت موسى ( ع ) ، همراه با دلايل روشن ( معجزات گويا ) بر حقانيت رسالتش بود .

و لقد ءاتينا موسى تسع ءايت بيّنت

3- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور اقرار گرفتن از بنى اسرائيل نسبت به حق ناپذيرى فرعون و پيروان او ، على رغم اعطاى معجزات فراوان به

موسى ( ع )

و لقد ءاتينا موسى تسع ءايت بيّنت فسئل بنى إسرءيل إذ جاءهم فقال له فرعون إنى لأ

4- معجزات متعدد موسى ( ع ) ، در فرعون هيچ گونه اثرى نبخشيد .

و لقد ءاتينا موسى تسع ءايت بيّنت . .. فقال له فرعون إنى لأظنّك يموسى مسحورًا

9- فرعون پس از مشاهده معجزه هاى نُه گانه موسى ( ع ) ، او را متهم به سحر و سحرزدگى كرد .

ءاتينا موسى تسع ءايت . .. فقال له فرعون إنى لأظنّك يموسى مسحورًا

14- « عن أبى جعفر ( ع ) فى قوله : « و لقد آتينا موسى تسع آيات بيّنات » قال : الطوفان و الجراد و القمّل و الضفادع و الدم و الحجر و البحر و العصا و يده ;

از امام باقر(ع) روايت شده است كه درباره سخن خدا «و لقد آتينا موسى تسع آيات بيّنات» فرمود: [آيات موسى(ع) عبارت بود از]: طوفان، ملخ، شپش، قورباغه، خون، سنگ، دريا، عصا و يد [بيضاى]موسى».

15- « عن موسى بن جعفر ( ع ) قال : نفر من اليهود . . . قالوا : أخبرنا عن الأيات التسع التى أوتيها موسى بن عمران قلت : العصا و إخراجه يده من جيبه بيضاء و الجراد و القمّل و الضفادع و الدم و رفع الطور و المنّ و السلوى آية واحدة و فلق البحر . . . ;

امام كاظم(ع) فرمود: گروهى از يهوديان . .. گفتند: به ما خبر ده از آيات نُه گانه اى كه به موسى بن عمران داده شده بود. گفتم: عصا، بيرون آوردن دست از گريبان خويش در حالى كه نورانى بود، ملخ، شپش، قورباغه، خون، قرار گرفتن كوه طور بر سر بنى اسرائيل، منّ و سلوى - كه [هر دو] يك نشانه واحد هستند - و شكافتن رود نيل...».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 20 - 4

4 - پرسش خداوند از موسى ( ع ) در باره عصا ، جهت ايجاد زمينه لازم و آمادگى ذهنى براى نماياندن آيت و معجزه به او بود .

و ما تلك ييمينك . .. فألقيها فإذا هى حيةّ

تصريح موسى(ع) به خواص طبيعى عصا در پاسخ خداوند، ايجادكننده زمينه اى مناسب در ذهن او بود كه با مقايسه دو حالت عصا، هيچ ترديدى در معجزه بودن حالت جديد به خود راه ندهد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 22 - 1،2،4

1 - خداوند ، در وادى طوى به موسى ( ع ) فرمان داد كه با گذاردن دست در زير بغل و بيرون آوردن آن ، با معجزه اى ديگر آشنا شود .

واضمم يدك إلى جناحك . .. ءاية أُخرى

«جناح» در معانى «دست»، «بازو»، «زير بغل» و «پهلو» به كار مى رود (قاموس). فعل «تخرج» قرينه است براين كه مراد از «جناح» در آيه «زير بغل» است، زيرا بر دور شدن دست از بازو و پهلو خروج صادق نيست.

2 - دست حضرت موسى ( ع ) با قرارگرفتن در زير بغل او ، به هنگام بيرون آمدن تغيير رنگ داده و سپيد مى شد .

تخرج بيضاء

4 - يدبيضا و مار شدن عصا ، دو معجزه براى اثبات رسالت موسى ( ع ) بود .

فألقيها فإذا هى حيّة تسعى . .. واضمم يدك ... ءاية أُخرى

«آية» (علامت)، حال است براى فاعل «تخرج» و به قرينه آيات بعد كه در آنها هدايت فرعون بر عهده موسى نهاده شده، مراد از

«آية»، علامت رسالت او است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 23 - 1،4،5

1 - ارائه معجزه عصا و يدبيضا به موسى ( ع ) در وادى طوى ، به جهت نماياندن برخى معجزات بزرگ الهى به آن حضرت بود .

لنريك من ءايتنا الكبرى

«لنريك» متعلق به فعلى است كه از «آية أُخرى» انتزاع مى شود; يعنى آيه آورديم تا . .. . «من» براى تبعيض است و دلالت مى كند كه مراد، نشان دادن بعضى از آيات بزرگ خداوند است.

4 - معجزه عصاى موسى ( ع ) و يدبيضاى او ، دو نمونه از بزرگ ترين نشانه ها ومعجزات الهى اند .

من ءايتنا الكبرى

5 - معجزه عصا و يدبيضاى موسى ( ع ) ، مقدمه اى براى نماياندن معجزات بزرگ ترى به وى در آينده بود .

لنريك من ءايتنا الكبرى

چون در آيه قبل، آيت بودن يدبيضا و نيز عصا ذكر گرديده است; ممكن است گفته شود «لنريك. ..» در صدد بيان نكته تازه اى است و به موسى وعده مى دهد كه اين دو معجزه، مقدمه اى بود تا در آينده، آياتى بزرگ تر از آنچه اكنون ارائه شد، به تو نمايانده شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 42 - 2،6

2 - موسى و هارون ( ع ) ، به همراه با آيات و معجزات الهى - مأمور حركت براى انجام رسالت خويش شدند .

اذهب أنت و أخوك ب--َايتى

6 - اعطاى معجزاتى در كنار معجزه عصا و يدبيضا به موسى ( ع ) ، وعده خداوند به او در كوه طور *

ب--َايتى

جمع آوردن «آيات» با آن كه تا آن زمان، تنها دو معجزه به موسى(ع) عطا شده بود، مى تواند وعده ضمنى خداوند به عطاى معجزاتى ديگر به موسى(ع) باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 58 - 12

12 - فرعون ، ناگزير از قانع كردن افكار عمومى مردم مصر ، دربرابر دعوت و معجزات حضرت موسى ( ع )

فلنأتيّنك بسحر مثله فاجعل . .. مكانًا سوًى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 70 - 1

1 - عصاى موسى با اعجاز او ، تمامى ابزار و آلات سِحر جادوى ساحران فرعون ( بند ها و عصا ها ) را بلعيد .

تلقف ما صنعوا . .. فأُلقى السحرة

«فاء» در «فألقى» فصيحه و حاكى از جملاتى محذوفى است. مفاد آيه با تقديرات آن چنين مى شود: موسى(ع) عصاى خود را

انداخت و عصا آلات سحر را بلعيد، آن گاه ساحران به سجده افتادند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 80 - 8

8 - نزول « منّ و سلوى » ، از معجزات ارائه شده به قوم موسى ( ع )

و نزّلنا

اختصاص يافتن «منّ و سلوى» از بين خوراكى ها و يادآورى نزول آن بر بنى اسرائيل، نشان از غير عادى بودن نزول آن دو دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 15 - 6

6 - آيات الهى ( معجزات ) توشه راه و حربه پيروزى موسى و هارون ( ع )

قال كلاّ فاذهبا بايتنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 30 - 3

3 - اظهار آمادگى موسى ، براى ارائه دليلى روشن و محسوس ( معجزه ) برصدق رسالت خويش

قال أوَلوجئتك بشىء مبين

مراد از «بشىء مبين» به قرينه آيات بعد، معجزه عصا و يد بيضا است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 31 - 1،2،3

1 - موافقت فرعون با پيشنهاد موسى ( ع ) مبنى بر ارائه دليل محسوس و روشن بر صدق رسالت خويش

قال أوَلوجئتك بشىء مبين . قال فأت به

2 - ترديد فرعون نسبت به توان موسى ( ع ) در ارائه دليل روشن بر مدعاى خويش

قال فأت به إن كنت من الصدقين

برداشت ياد شده، در صورتى است كه امر در «فأت به» تعجيزى باشد. بنابراين فرعون بدان جهت كه از توانايى موسى نسبت به آن كار اطمينان نداشت،از او خواست تا معجزه خويش را ارائه دهد.

3 - فرعون دلايل آفاقى و انفسى ارائه شده از سوى موسى را گوياى صدق ادعاى او ندانسته و تنها معجزه را شاهد صدق گفتارش مى دانست .

قال ربّ السموت و الأرض . .. قال ... لأجعلنّك من المسجونين . قال أوَلوجئتك بشىء

برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه فرعون دلايل آفاقى وانفسى حضرت موسى را نپذيرفت و ضمن تمسخر آنها، او را به زندان تهديد كرد; ولى آن گاه كه آن حضرت مسأله معجزه (شىء مبين) را مطرح ساخت، فرعون به ظاهر به آن تن داد و پذيرفت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 32 - 2

2 - تبديل ناگهانى عصاى موسى به اژدهايى واقعى و ترديد ناپذير

فألقى عصاه فإذا هى ثعبان مبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 33 - 1،2

1 - درخشندگى دست موسى براى بينندگان ، در پى بيرون كشيدن آن از گريبان خويش

فإذا هى بيضاء للنظرين

«نَزْع» (مصدر «نَزَع») معادل «اخراج» (بيرون آوردن) است و منزوع منه در آيه فوق حذف شده و تقدير آن چنين است: «و نزع يده من جيب قميصه». گفتنى است كه «بيضاء» (مؤنث أبيض) به معناى سفيد است و سفيدى دست موسى مى تواند كنايه از اشراق و درخشندگى آن به هنگام بيرون آوردن از گريبان باشد.

2 - يد بيضا ، دومين معجزه موسى ( ع ) و دليل صدق رسالت وى

و نزع يده فإذا هى بيضاء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 34 - 1

1 - واكنش حق ستيزانه فرعون در قبال دو معجزه روشن موسى ( ع )

قال للملإ حوله إنّ هذا لسحر عليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 43 - 3

3 - تلاش ساحران براى انجام كارى شبيه به معجزه موسى

ألقوا ما أنتم ملقون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 44 - 7

7 - سعى ساحران بر ارائه كارى قوى تر و چشمگيرتر از معجزه موسى و در عين حال هم سنخ با آن

فألقوا حبالهم و عصيّهم

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه ساحران از ريسمان ها و عصاهاى متعدد براى مبارزه با معجزه (عصاى اژدها شوند) موسى(ع) استفاده كردند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 63 - 5

5 - بنى اسرائيل و فرعونيان ، شاهد معجزه اى ديگر از موسى ( ع ) با شكافتن دريا

أن اضرب بعصاك البحر فانفلق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 12 - 1،2،8

1 - فرمان خدا به موسى ( ع ) مبنى بر فروبردن دست در گريبان خويش و خارج ساختن آن با سپيديى جذّاب و غيرزننده

و أدخل يدك فى جيبك تخرج بيضاء من غير سوء

2 - « يد بيضا » ، دومين معجزه عطا شده به موسى ( ع ) از جانب خدا در وادى طور

و ألق عصاك . .. و أدخل يدك فى جيبك تخرج بيضاء

8 - « عن أبى عبداللّه ( ع ) [ فى قوله تعالى ] « أدخل يدك فى جيبك تخرج بيضاء من غير سوء » قال : من غير برص ;

از امام صادق(ع) درباره سخن خداوند متعال خطاب به موسى(ع) كه مى فرمايد: «أدخل يدك فى جيبك من غير سوء» روايت شده كه فرمود: مراد از «سوء» بيمارى برص و پيسى است».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 32 - 6

6 - « عصا » و « يد بيضا » دو معجزه و برهان الهى در اختيار موسى ( ع )

فذنك برهنان من ربّك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 23 - 2

2 - رسالت موسى ( ع ) ، همراه با نشانه هاى الهى و حجت و برهان روشن و روشنگر بود .

و لقد أرسلنا موسى بأيتنا و سلطن مبين

«سلطان» در اين آيه به معناى حجت است و «مبين» در معناى «روشن» و «روشنگر» به كار مى رود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 20 - 1

1 - موسى ( ع ) در پى گفت وگو با فرعون و اظهار آمادگى براى ارشاد و هدايت او ، بزرگ ترين معجزه خويش را به وى ارائه كرد .

فأريه الأية الكبرى

موسى(ع) در پى گفت وگو با فرعون و اظهار آمادگى براى ارشاد و هدايت او، بزرگ ترين معجزه خويش را به وى ارائه كرد.

156- معجزه نزول ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 8 - 3

3 - هلاكت فورى كافران و پايان مهلت آنان، در صورت نزول محسوس فرشتگان به عنوان معجزه بر پيامبر(صلی الله علیه و آله)

و لو أنزلنا ملكا لقضى الأمر ثم لا ينظرون

157- معجزه نوح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 28 - 1

1- نوح ( ع ) برخوردار از معجزه و دليلى روشن ، بر پيامبرى خويش

قال يقوم أرءيتم إن كنت على بيّنة

قابل ذكر است كه «أرءيتم» به معناى «أخبرونى» است و مفعول آن جمله «أنلزمكموها» است و اين هر دو به منزله جواب شرط «إن كنت . ..» مى باشد و تقدير جمله چنين است «إن كنت على بيّنة ... فاخبرونى أنلزمكموها»

158- معجزه و جادو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 109 - 2،3

2 - اشراف و بزرگان دربار فرعون بر مبناى ساحر بودن موسى و سحر بودن معجزات وى ، جلسه مشورتى خويش را آغاز كردند .

قال الملأ من قوم فرعون إن هذا لسحر عليم

جمله «إن هذا . .. » مى تواند از نتايج بحث و گفتگوى اشراف باشد. يعنى در ابتدا اين مسأله مطرح شد كه امور خارق العاده موسى از چه سنخى است. همچنين مى تواند بيانگر اين باشد كه آنان ساحر بودن موسى را مفروض گرفته بودند و درباره روش مبارزه با وى تبادل نظر مى كردند. برداشت فوق بر اساس احتمال دوم است.

3 - اشراف و بزرگان قوم فرعون پس از تبادل نظر در جلسه مشورتى به اين نتيجه رسيدند كه موسى ( ع ) بدون هيچ ترديد ساحرى زبردست و معجزه وى سحر است .

قال الملأ من قوم فرعون إن هذا لسحر عليم

برداشت فوق بر اساس اولين احتمالى است كه در توضيح فيش قبل درباره جمله «إن هذا . .. » بيان شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 115 - 2

2 - ساحران ، جادويى همانند معجزه موسى ( ع ) تدارك ديده بودند .

إما أن تلقى و إما أن نكون نحن الملقين

به كارگيرى «تلقى» و «ملقين»، كه هر دو از مصدر «القاء» به معناى افكندن است، مى رساند كه جادوى آنان مشابهت صورى با معجزه موسى داشته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 117 - 6

6 - سحر ، امرى ناپايدار در برابر معجزه

فإذا هى تلقف ما يأفكون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 118 - 1

1 - عصاى موسى ( ع ) با بلعيدن جادوى ساحران ، موجب به كرسى نشستن حق و پوچ گشتن دستاورد هاى ساحران شد .

فوقع الحق و بطل ما كانوا يعملون

دربرداشت فوق ضمير «كانوا» و «يعملون» به ساحران برگردانده شده است. بر اين مبنا مراد از «ما» در «ما كانوا ... » همان ابزار و آلاتى است كه با سحر خويش آنها را در چشم بينندگان به صورت جانورانى پر تحرك جلوه داده بودند.

159- معجزه ولادت عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 21 - 4،11،13

4- تولد عيسى ( ع ) ، امرى خارق العاده و اعجازآميز بود .

قال ربّك هو علىَّ هيّن

11- حضرت عيسى ( ع ) و آفرينش او بدون پدر ، نشانه اى بزرگ براى پى بردن مردم به قدرت خداوند

و لنجعله ءاية للناس

ضمير مفعولى «لنجعله» به عيسى(ع) بازمى گردد. تنوين «آيةً»، مفيد تفخيم است; يعنى بدان جهت عيسى(ع) را به تو عطا كرديم كه او را براى مردم آيتى بزرگ قرار دهيم.

13- تولد عيسى ( ع ) بدون پدر و نشانه بودن او براى قدرد خداوند و رحمت الهى بودن او ، از مقدرات خداوند و غير قابل تغيير بود .

كذلك . .. و لنجعله ءاية للناس و رحمة منّا و كان أمرًا مقضيًّا

جمله «كان أمراً مقضيّاً» ممكن است تنها در باره تولد عيسى(ع) باشد و ممكن است به هر سه موضوعى كه در آيه ذكر شده است، مربوط باشد. «مقضيّاً» اسم مفعول از «قضاء» است; يعنى آنچه قطعى شده و فيصله يافته باشد. «أمر» در معانى «فرمان» و «حادثه» استعمال مى شود. كلمه «مقضيّاً» قرينه بر اراده معناى دوم است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 50 - 2

2 - تولد عيسى از مريم بدون پدر ، معجزه بزرگ الهى بود .

و جعلنا ابن مريم و أُمّه ءاية

نكره آمدن «آية» براى تفخيم است و آن به معناى نشانه اى بزرگ مى باشد.

160- معجزه ولادت يحيى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 9 - 6

6- تولد يحيى ، امرى اعجاز آميز و غير عادى بودو

قال كذلك قال ربّك هو علىَّ هيّن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 12 - 1

1- بشارت و وعده خداوند به زكريا ، با تولد اعجاز گونه يحيى تحقق يافت .

نبشّرك بغلم اسمه يحيى . .. ييحيى خذ الكتب

161- معجزه هارون(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 42 - 2

2 - موسى و هارون ( ع ) ، به همراه با آيات و معجزات الهى - مأمور حركت براى انجام رسالت خويش شدند .

اذهب أنت و أخوك ب--َايتى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 15 - 6

6 - آيات الهى ( معجزات ) توشه راه و حربه پيروزى موسى و هارون ( ع )

قال كلاّ فاذهبا بايتنا

162- معجزه يحيى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 40 - 14

14 - آفرينش حضرت يحيى ( ع ) ، همراه با اعجاز

انّ اللّه يبشرك بيحيى . .. كذلك اللّه يفعل ما يشاء

163- معجزه يدبيضاى موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 23 - 5

5 - معجزه عصا و يدبيضاى موسى ( ع ) ، مقدمه اى براى نماياندن معجزات بزرگ ترى به وى در آينده بود .

لنريك من ءايتنا الكبرى

چون در آيه قبل، آيت بودن يدبيضا و نيز عصا ذكر گرديده است; ممكن است گفته شود «لنريك. ..» در صدد بيان نكته تازه اى است و به موسى وعده مى دهد كه اين دو معجزه، مقدمه اى بود تا در آينده، آياتى بزرگ تر از آنچه اكنون ارائه شد، به تو نمايانده شود.

164- معجزه يوسف(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 96 - 8

8- ظهور كرامت و معجزه يوسف ( ع ) با شفا يافتن چشمان بى فروغ يعقوب ( ع ) به وسيله پيراهن او

ألقيه على وجهه فارتد بصيرًا

165- مكذبان معجزه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 27 - 1

1- كفرپيشگان عصر بعثت ، مدعى نبود معجزه و آيتى بر حقانيّت رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و يقول الذين كفروا لولا أُنزل عليه ءاية من ربه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 59 - 7،15

7- امت هاى مشرك و كافر پيشين ، پس از مشاهده معجزات درخواستيشان ، آنها را مورد انكار و تكذيب قرار دادند .

و ما منعنا أن نرسل بالأيت إلاّ أن كذّب بها الأوّلون

15- قوم ثمود ، از مصداق هاى روشن و بارز تكذيب كنندگان معجزات الهى بودند .

كذّب بها الأوّلون و ءاتينا ثمود الناقة مبصرة فظلموا بها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 42 - 1

1 - فرعونيان ، تمامى آيات و معجزات الهى را تكذيب كردند .

كذّبوا بايتنا كلّها

166- مكذبان معجزه موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 56 - 2،3

2 - فرعون ، معجزات ارائه شده از جانب موسى ( ع ) را تكذيب كرد و منكر دلالت آنها بر رسالت او شد .

و لقد أرينه ءايتنا كلّها فكذّب

3 - فرعون ، على رغم مشاهده تمامى معجزات و آيات موسى ( ع ) ، از پذيرفتن رسالت او امتناع كرد .

و لقد أرينه ءايتنا كلّها فكذّب و أبى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 57 - 4

4 - فرعون آيات و معجزات الهى موسى ( ع ) را سِحر خواند و آن را وسيله اى براى بيرون راندن فرعونيان از مصر دانست .

لتخرجنا من أرضنا بسحرك يموسى

167- منشأ معجزه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 99 - 3

3 - خداوند ، عطاكننده دلايل و معجزات به پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و لقد أنزلنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 40 - 8،12

8 - تحقق امور خارق العاده در نظام آفرينش ، متّكى به مشيّت خداست .

انّى يكون لى غلام . .. قال كذلك اللّه يفعل ما يشاء

12 - اعتقاد به مشيّت مطلق خداوند ، تنها توجيه تحقّق امور خارق العاده

كذلك اللّه يفعل ما يشاء

خداوند در پاسخ زكريا، تنها مشيّت و قدرت مطلق خويش (يفعل ما يشاء) را مطرح مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 115 - 8

8 - ارائه معجزات و عذاب منكران آن ، تنها در اختيار خداوند

قال اللّه انى منزلها عليكم . .. فانى اعذبه عذاباً لا اعذبه احداً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 37 - 4،6،7،11

4 - خداوند، توانا بر فرستادن هرگونه معجزه و نشانه

قل إن اللّه قادر على أن ينزل ءاية

6 - ناآگاهى اغلب مشركان از قدرت خداوند بر فرستادن هرگونه معجزه و نشانه

إن اللّه قادر على أن ينزل ءاية و لكن أكثرهم لايعلمون

مفعول «لايعلمون»، به قرينه فراز قبل آن، قدرت الهى است، يعنى: «لايعلمون أن اللّه قادر . ..»

7 - معدودى از مشركان مى دانستند كه خداوند توان آوردن معجزه درخواستى آنان را دارد.

و لكن أكثرهم لايعلمون

11 - برخى از مشركان، على رغم آگاهى به قدرت خداوند بر نزول هر معجزه و فلسفه نازل نشدن آن، خواهان نزول معجزات ويژه خود بودند.

و قالوا لولا نزل . .. إن اللّه قادر ... و لكن أكثرهم لايعلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 57 - 14

14 - اعطاى معجزات از مقوله «حكم» و تنها به دست خداوند است.

ما عندى ما تستعجلون به إن الحكم إلا للّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 58 - 5،6

5 - تحقق معجزات ويژه، بدان صورت كه مشركان مى خواستند، در اختيار پيامبر(صلی الله علیه و آله) نبود.

قل لو أن عندى ما تستعجلون به

6 - ارائه هرگونه معجزه مورد درخواست مردم، اگر در اختيار پيامبر(صلی الله علیه و آله) بود، كار آن حضرت با مشركان زمان خود سريعاً با نزول عذاب خاتمه مى يافت.

لو أن عندى ما تستعجلون به لقضى الأمر بينى و بينكم

مراد از «ما تستعجلون»، به قرينه آيات گذشته همين سوره، مانند آيه 7 و 37، مى تواند نزول معجزات مورد درخواست كافران باشد. بر فرض نزول اين گونه معجزات، عذاب مشركان و مخالفان در پى آن صورت خواهد گرفت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 109 - 5

5 - ارائه معجزه تنها منوط به خواست خداوند است و نه به اختيار انبيا و تقاضاى مردم

إنما الأيت عند الله

مراد از آيات در «إنما الآيات» معجزات است و حصر مذكور بيانگر اين است كه معجزات تنها به خواست خداوند مى تواند ارائه شود و جز او در اين زمينه اختيارى ندارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 114 - 6

6 - خداوند سزاوارترين حاكم و داور در مورد ضرورت و يا عدم ضرورت نزول معجزات و ديگر شرايط و زمينه هاى آن است.

إنما الأيت عند الله و ما يشعركم أنها إذا جاءت لا يؤمنون . .. أفغير الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 115 - 3

3 - نزول معجزات و محدوده آن، وارونه ساختن دل و ديده كافران، و قرار دادن دشمن براى پيامبران، از سنتها و كلمات خداوند و غير قابل تغيير است.

إنما الأيت عند الله . .. و نقلب ... و كذلك جعلنا ... و تمت كلمت ربك

در آيات گذشته چند سنت و قانون الهى ياد شد، از جمله: «نقلب أفئدتهم» و «ما كانوا ليؤمنوا» و «لكل نبى عدوا». لذا اگر مراد از «كلمت»، سنن باشد، همه موارد ذكر شده را مى تواند شامل گردد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 20 - 5،6

5 - نزول معجزه و فلسفه عدم نزول آن ، از امور غيبى و در اختيار خداست .

و يقولون لو لا أنزل عليه ءاية من ربه فقل إنما الغيب للّه

6 - معجزه ، فعل خدا و خارج از قلمرو توانايى پيامبر (صلی الله علیه و آله) است .

لو لا أنزل عليه ءاية من ربه فقل إنما الغيب للّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 75 - 5

5 - معجزات ، فعل خداست كه با واسطه پيامبران صورت مى پذيرد .

ثم بعثنا . .. بأيتنا

برداشت فوق از اضافه «آيات» - كه عبارت از معجزات است - به «نا» استفاده شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 76 - 3،4

3 - معجزه ، فعل خداست كه با واسطه پيامبران صورت مى پذيريد .

فلما جاءهم الحق من عندنا

4 - معجزات پيامبران ، داراى منشأ الهى است .

فلما جاءهم الحق من عندنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 12 - 13

13- ارائه معجزه و تحقق بخشيدن به پيشنهاد ها و درخواست هاى مردم ، از شؤون خداوند و به دست اوست نه در اختيار پيامبر (صلی الله علیه و آله)

إنما أنت نذير و الله على كل شىء وكيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 28 - 2

2- خداوند ، عطاكننده معجزه و دليل هاى روشن به پيامبران ( ع )

إن كنت على بيّنة من ربى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 63 - 2

2- خداوند ، عطا كننده معجزه و دليل هاى روشن به پيامبران

إن كنت على بيّنة من ربى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 88 - 2

2- خداوند ، عطا كننده معجزه و دليل هاى روشن به پيامبران

إن كنت على بيّنة من ربى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 7 - 5

5- ارائه معجزه كار خداوند و در گرو خواست اوست .

لولا أُنزل عليه ءاية من ربه

برداشت فوق، احتمال ديگرى براى آمدن قيد «من ربه» در كلام كافران مى باشد. گويا آنان از پيامبر(صلی الله علیه و آله) معجزه مى خواستند و آن حضرت امر را به خداوند موكول مى كرد. از اين رو آنان مى گفتند: چرا از ناحيه پروردگارش - همان گونه كه مدعى است - معجزه اى به او فرستاده نمى شود؟

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 38 - 9

9- پيامبران ، بدون اذن و رخصت خداوند نمى توانند آيت و معجزه اى به مردم ارائه كنند .

و ما كان لرسول أن يأتى بأية إلاّ بإذن الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 5 - 2

2- معجزات حضرت موسى ( ع ) ، فعل خدا بود كه توسط آن حضرت تحقق يافت .

و لقد أرسلنا موسى بأيتنا

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه: مراد از «آياتنا» معجزاتى باشد كه توسط حضرت موسى(ع) انجام مى گرفت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 11 - 11

11- انبيا در مقابل درخواست معجزه از سوى اقوام كفرپيشه ، خود را جز به اذن خداوند ، فاقد توانايى لازم براى آن مى دانستند .

و ما كان لنا أن نأتيكم بسلطن إلاّ بإذن الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 59 - 21

21- معجزه ، فعل خداست .

و ما نرسل بالأيت إلاّ تخويفًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 93 - 7،11،13،15

7- غفلت مشركان مكه از نقش اصلى اراده خدا در تحقق معجزات

تفجر لنا . .. تسقط السّماء ... تأتى بالله ... تنزّل علينا كتبًا نقرؤه

از اينكه آنان، تمامى معجزات درخواستى خود، حتى آمدن خدا را از شخص پيامبر(صلی الله علیه و آله) مى خواستند، نشان دهنده نكته ياد شده است.

11- خداوند ، منزه از بنا نهادن معجزات خويش بر اساس تمايلات واهى گروهى بهانه جو

تفجر لنا من الأرض ينبوعًا . .. قل سبحان ربّى

خداوند، در پاسخ درخواستهاى متعدد مشركان از پيامبر(صلی الله علیه و آله) جهت ارائه معجزاتى بر اساس خواست و تمايل آنها مى گويد: «پروردگار من منزه است». چنين جوابى مى تواند به اين معنا باشد كه: خداوند ارائه معجزات خود را بر اساس تمايلات افراد و گروهها قرار نمى دهد.

13- ارائه معجزات و تعيين نوع آنها ، تنها در اختيار خداست و نه انبيا

تفجر لنا من الأرض ينبوعًا . .. قل سبحان ربّى هل كنت إلاّ بشرًا رسولاً

از اينكه مشركان از شخص پيامبر(صلی الله علیه و آله) درخواست كارهاى معجزه آسا داشتند و آن حضرت هم در جواب آنها فرمود: «هل كنت إلاّ بشراً رسولاً» مى رساند كه منشأ معجزه، تنها خداست و او نقشى در آن ندارد.

15- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظف به اعلام محدوده مسؤوليت خويش و بيان ناتوانى خود از ارائه معجزات درخواستى مشركان

قالوا . .. قل ... هل كنت إلاّ بشرًا رسولاً

پاسخ «هل كنت. ..» در قبال درخواستهاى مشركان، مى تواند گوياى اين معنا باشد كه: درخواستهاى آنان، ربطى به رسالت و مسؤوليتهاى پيامبر(صلی الله علیه و آله) نداشته و يا در توان او نبوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 23 - 3

3 - تحقق معجزه به دست پيامبران ، در اختيار خداوند و در گرو اراده او است .

لنريك

جمع بودن فعل «نريك» يا براى تعظيم است و يا به نقش واسطه هايى نظر دارد كه فرمان خداوند را اجرا مى كنند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 42 - 8

8 - معجزات و آيات رسالت پيامبران ، از جانب خدا است .

ب--َايتى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 47 - 15

15 - فرستادن رسولان الهى همراه با معجزات ، پرتويى از ربوبيت خداوند است .

إنّا رسولا ربّك . .. ب--َاية من ربّك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 50 - 6

6 - سرچشمه معجزات ، خداوند است .

إنّما الأيت عند اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 28 - 13

13 - ربوبيت الهى ، مقتضى فرستادن رسول و ارائه دين به بشر ، همراه با دليل و برهان روشن و اثباتگر

و قد جاءكم بالبيّنت من ربّكم

برداشت ياد شده از آمدن قيد «من ربّكم» استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 78 - 8

8 - معجزات فرستادگان الهى ، در حقيقت فعل خدا بود كه با واسطه پيامبران صورت مى پذيرفت .

و ما كان لرسول أن يأتى بأية إلاّ بإذن اللّه

برداشت ياد شده از اين نكته استفاده مى شود كه از يك سو، معجزات از نظر ظاهرامر، به وسيله پيامبران صورت مى پذيرفت و از سوى ديگر، خداوند اين عمل را در قلمرو اذن و فرمان خود مى داند. بر اين اساس استنباط مى شود كه معجزه حقيقتاً از آن خدا است و پيامبران واسطه اجراى آن مى باشند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 46 - 7

7 - معجزات پيامبران ، عطا شده از سوى خداوند به ايشان

و لقد أرسلنا موسى بايتنا

اضافه «آيات» به «نا»، بيانگر مطلب ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 48 - 3

3 - نقش اساسى اراده الهى ، در ارائه معجزات از سوى پيامبران

و ما نريهم من ءاية

اسناد «ارائه» به خداوند (نُريهم)، مطلب ياد شده را مى رساند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 30 - 7

7 - معجزات الهى ، متكى به علم و حكمت گسترده او

و قالت عجوز عقيم . قالوا كذلك ... إنّه هو الحكيم العليم

برداشت ياد شده با توجّه به اين نكته است كه بارورى پيرزنى فرتوت و نازا، طبق عوامل طبيعى صورت نمى گيرد و آن گونه كه به همسر ابراهيم(ع) بشارت داده شد، قطعاً امرى اعجازى بوده است و اين اعجاز بى دليل نمى باشد; بلكه نشأت يافته از علم و حكمت الهى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 38 - 8

8 - تجهيز پيامبران از سوى خداوند به معجزاتى روشن و قاطع ، براى پيشبرد اهداف هدايتى خويش

أرسلنه . .. بسلطن مبين

در صورتى كه مراد از حجت و برهان (سلطان) حجت حسى باشد، برداشت بالا به دست مى آيد.

168- منشأ معجزه اقتراحى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 9 - 11

11- پاسخ مثبت پيامبر (صلی الله علیه و آله) به اقتراحات و معجزه طلبى كافران ، تنها منوط به اجازه خداوند

قل . .. و ما أدرى ... إن أتّبع إلاّ ما يوحى إلىّ

از آيه شريفه، استفاده مى شود كه كافران، معجزات مختلفى را از پيامبر(صلی الله علیه و آله) مى طلبيدند. خداوند در پاسخ آنان فرموده است: اى

پيامبر! به آنان بگو من از خود هيچ ندارم و چيزى نمى دانم; بلكه ارائه معجزه و خبر دادن از امور غيبى، تنها با اجازه خداوند صورت مى گيرد.

169- منشأ معجزه انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 78 - 6

6 - تمامى معجزات فرستادگان الهى ، به اذن خدا و در چهار چوب مشيت و مصالح مقدر شده او بود .

و ما كان لرسول أن يأتى بأية إلاّ بإذن اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 17 - 2

2 - معجزات پيامبران ، نشأت يافته از عالم امر *

و ءاتينهم بيّنت من الأمر

ممكن است «بيّنات» به معناى معجزات و «من» نشويه باشد.

170- منشأ معجزه موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 102 - 2

2- معجزات نُه گانه موسى ( ع ) ، زداينده هرگونه ابهام و شك نسبت به خدايى بودن آنها

و لقد ءاتينا موسى تسع ءايت . .. قال لقد علمت ما أنزل هؤلاء إلاّ ربّ السموت و ا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 12 - 3

3 - تجهيز موسى ( ع ) از سوى خدا به معجزه اى بيم آفرين و معجزه اى زيبا و پرجاذبه

و ألق عصاك . .. ولّى مدبرًا ... و أدخل يدك... بيضاء من غير سوء

171- موانع معجزه اقتراحى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 31 - 9

9- باور به وابستگى هدايت مردم به مشيّت خدا نه به ارائه معجزات ، زايل كننده توقّع مؤمنان بر نشان دادن معجزه به كفرپيشگان

أفلم ياْيئس الذين ءامنوا أن لو يشاء الله لهدى الناس جميعًا

172- موجبات نزول معجزه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 4 - 5

5 - فرستادن آيات و معجزات، مقتضاى ربوبيت خداوند و عنايت او به هدايت مردم

و ما تأتيهم من ءاية من ءايت ربهم

173- نبوت و معجزه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 38 - 13

13- توانايى به ارائه هر گونه معجزه و در هر زمان ، از شرايط پيامبرى در ديدگاه ناصواب مردم عصر بعثت

و لقد أرسلنا رسلاً . .. و ما كان لرسول أن يأتى بأية إلاّ بإذن الله لكل أجل كتاب

174- نزول معجزه بر قوم ثمود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 81 - 1

1- خداوند معجزات ، آيات و نشانه هاى گوناگون خويش را به اصحاب حجر ( قوم ثمود ) ارائه كرد .

و ءاتينهم ءايتنا

175- نعمت معجزه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 211 - 7

7 - دستورات خداوند و معجزه هاى او ، از نعمت هاى الهى هستند .

اتيناهم من اية بيّنة و من يبدل نعمة اللّه

176- نقش معجزه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 49 - 4،7،19

4 - نقش معجزه در تربيت و هدايت انسانها

باية من ربكم

با توجّه به معناى «ربّكم» (تربيت كننده شما انسانها)، معلوم مى شود كه معجزات انبيا براى تربيت و هدايت انسانهاست.

7 - معجزه ، وسيله ايجاد و باور به صدق نبوت پيامبران در انسانها

قد جئتكم باية من ربّكم

19 - كافى بودن معجزات عيسى ( ع ) ، براى هدايت يافتن كسانى كه در پى حقيقت و ايمان بدان بودند .

انّ فى ذلك لاية لكم ان كنتم مؤمنين

جمله «ان كنتم مؤمنين»، ظاهراً به معناى در پى حقيقت بودن است. زيرا اگر به معناى تحقق ايمان باشد، الزامى به آوردن آيه نيست; چون هدف از آيه، ايمان آوردن و گرايش است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 109 - 6

6 - برخى مشركان، حتى با مشاهده معجزه مورد درخواست خويش، ايمان نخواهند آورد.

و ما يشعركم أنها إذا جاءت لايؤمنون

«ما» در «ما يشعركم» براى استفهام انكارى است، لذا در عين استفهام معنى انكار نيز دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 102 - 2،3

2 - برخى از امت هاى گذشته با مشاهده معجزات پيامبران ايمان آوردند و به عهد خويش ( تصديق پيامبران در صورت ارائه معجزه ) وفا كردند .

و ما وجدنا لأكثرهم من عهد

3 - امت هاى گذشته با پيامبران خويش عهد بستند كه با مشاهده معجزه ، آنان را تصديق كرده و به حقايق و معارف الهى ايمان آورند .

و ما وجدنا لأكثرهم من عهد

با توجه به آنچه درباره مضاف إليه كلمه «قبل» در آيه پيشين گذشت، مى توان گفت مراد از «عهد» وعده ايمان و تصديق بوده است. يعنى امتها تعهد مى كردند كه با ديدن معجزه ايمان خواهند آورد، ولى اكثر آنان به عهد خويش وفا نكردند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 53 - 3

3- ادعاى نبوت و رسالت ، بايد همراه با ارائه معجزه و دليل روشن باشد . *

قالوا يهود ما جئتنا ببيّنة

«بيّنة» به معناى دليل و حجت روشن است و مراد از آن در آيه شريفه معجزه مى باشد. قوم هود مدعى آنند كه وى معجزه اى

ارائه نكرده است و اين سخن از ناحيه او رد نمى شود و بيان نمى كند كه اثبات پيامبرى نيازمند معجزه نيست. گويا اين معنا كه پيامبران بايد معجزه داشته باشند، مورد تأييد قرار مى گيرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 31 - 9

9- باور به وابستگى هدايت مردم به مشيّت خدا نه به ارائه معجزات ، زايل كننده توقّع مؤمنان بر نشان دادن معجزه به كفرپيشگان

أفلم ياْيئس الذين ءامنوا أن لو يشاء الله لهدى الناس جميعًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 5 - 3

3- موسى ( ع ) ، وظيفه دار هدايت مردم خويش به سوى نور و خارج كردن آنان از ظلمت ها ، با آيات و معجزات الهى .

و لقد أرسلنا موسى بأيتنا أن أخرج قومك من الظلمت إلى النور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 102 - 7

7- بصيرت بخشى و بينش دهى معجزه ، ملاك تمايز آن از سحر و جادوگرى

إنى لأظنّك يموسى مسحورًا . قال لقد علمت ما أنزل هؤلاء إلاّ ... بصائر

تأكيد موسى(ع) بر «بصائر» بودن معجزاتش در قبال اتهام سحر به معجزات او از سوى فرعون، مى تواند خود ردّى باشد بر اتهام فرعون با ارائه ملاك; يعنى، سحر هرگز بصيرت آفرين نيست در حالى كه معجزه، بصيرت آفرين است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 10 - 11،14

11- كاربرد اعجاز در راستاى روشن سازى حقايق ، حتى براى پيامبران

ءايتك ألاّ تكلّم الناس ثلث ليال

14- در داستان زكريا ، معجزه اى ، وسيله اثبات اعجازى ديگر شد .

ءاتيك ألاّ تكلّم الناس

سكوت سه روزه زكريا خرق عادتى بود كه صدق بشارت تولد يحيى را كه خود امرى خارق العاده بود، اثبات مى كرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 42 - 7،13

7 - معجزه ، راهى براى اثبات حقانيت رسالت و نبوت پيامبران

اذهب أنت و أخوك ب--َايتى

13 - معجزات و آيات الهى ، سبب تقويت روحيه پيامبران

اذهب . .. ب--َايتى و لاتنيا فى ذكرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 47 - 13

13 - خداوند ، به موسى و هارون ( ع ) فرمان داد تا داشتن معجزه براى اثبات رسالت خويش را به فرعون ابلاغ كنند .

قد جئنك ب--َاية

«آية» اسم جنس و قابل اطلاق بر كم و زياد است. بنابراين مى توان بر معجزات متعدد نيز «آية» اطلاق كرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 77 - 10

10 - كاربرد اعجاز پيامبران در جهت مصالح مؤمنان

فاضرب لهم

باز شدن راهى خشك در دريا، به منظور اثبات حقانيت رسالت موسى(ع) بر منكران آن انجام نگرفت; بلكه منظور از آن نجات بنى اسرائيل و هلاكت فرعونيان بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 45 - 8،10

8 - معجزات ، تجلى قدرت خدا به دست پيامبران

ثمّ أرسلنا موسى . .. بأيتنا

برداشت ياد شده با توجه به اضافه شدن «آيات»، به ضمير «نا»، استفاده مى شود.

10 - معجزات حسى پيامبران ، زمينه ساز بهرهورى مردم از منطق روشن آنان

ثمّ أرسلنا. .. بأيتنا و سلطن مبين

تقديم «آياتنا» (معجزات حسى) بر «سلطان مبين» - كه بيانگر معارف روشن و منطق نيرومند است - مى تواند اشعار به نكته ياد شده داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 25 - 6

6 - رسالت پيامبران ، متكى بر معجزات و دلايل روشن بود .

جاءتهم رسلهم بالبيّنت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 26 - 2

2 - عذاب شدن كافران تكذيب گر پس از اتمام حجت و ارائه معجزات و دلايل آشكار و كتاب هاى روشنگر بوده است .

كذّب الذين من قبلهم جاءتهم رسلهم بالبيّنت . .. ثمّ أخذت الذين كفروا فكيف كان نك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 78 - 7

7 - معجزات پيامبران ، در جهت اثبات حق و ابطال باطل بود .

و ما كان لرسول أن يأتى بأية إلاّ بإذن اللّه

جمله «و خسر هنالك المبطلون» در ذيل آيه، قرينه است براين كه معجزات رسولان، در راستاى زيان زدن به باطل گرايان و مبارزه با جريان باطل است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 20 - 19

19 - نماياندن معجزات ، بخشى از برنامه الهى براى هدايت مردمان

و لتكون ءاية للمؤمنين و يهديكم صرطًا مستقيمًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 38 - 8

8 - تجهيز پيامبران از سوى خداوند به معجزاتى روشن و قاطع ، براى پيشبرد اهداف هدايتى خويش

أرسلنه . .. بسلطن مبين

در صورتى كه مراد از حجت و برهان (سلطان) حجت حسى باشد، برداشت بالا به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 27 - 4

4 - معجزات و دلايل روشن الهى بر خلق ، مايه آزمايش ايشان

إنّا مرسلوا الناقة فتنة لهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 42 - 2،3

2 - معجزات الهى براى انذار و بيدارى فرعونيان ، متعدد و گوناگون بود .

كذّبوا بايتنا كلّها

3 - تمام شدن حجت الهى بر فرعونيان ، نيازمند ارائه معجزات متعدد به ايشان *

كذّبوا بايتنا كلّها

در آيات پيشين نسبت به اقوام گذشته سخن از ارائه معجزات و آيات متعدد نبود; اما در مورد فرعونيان سخن از معجزات متعدد به ميان آمده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 25 - 3

3 - معجزه ، نشانه روشن و غيرقابل ترديد براى نبوت پيامبران بود .

لقد أرسلنا رسلنا بالبيّنت

«بيّنات» در آيه شريفه دربرگيرنده دلايل معقول (حجت ها و برهان) و دلايل محسوس (معجزات) است. بنابراين از مصداق هاى

مورد نظر از بيّنات، معجزات پيامبران است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 20 - 2

2 - معجزات پيامبران ، نشانه صداقت آنان در به عهده داشتن مسؤوليت هدايت و انذار است .

و أهديك . .. فتخشى . فأريه الأية الكبرى

«فاء» در «فأراه» براى تعقيب است و مى رساند كه آوردن معجزه در پى ادعاى هدايت گرى و نيز انذار فرعون صورت پذيرفته است. كلمه «آية» به معناى علامت و نشانه است و مصداق مورد نظر از آن، معجزه عصا و يا مجموع عصا و يدبيضا است كه نشانه رسالت حضرت موسى(ع) بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 21 - 2

2 - بزرگ ترين معجزات نيز ، در هدايت برخى از افراد ، كارساز نيست .

فأريه الأية الكبرى . فكذّب

بزرگ ترين معجزات نيز، در هدايت برخى از افراد، كارساز نيست.

177- نقش معجزه صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 27 - 3

3 - اعطاى معجزه به صالح پيامبر ( ع ) ، زمينه ساز نزول عذاب بر قوم حق ستيز ثمود

سيعلمون غدًا من الكذّاب الأشر . إنّا مرسلوا الناقة فتنة لهم

با توجه به ارتباط «إنّا مرسلوا الناقة» با آيه قبل، استفاده مى شود كه ظهور حقانيت صالح و كذب و غرور قوم ثمود، امرى محقق شدنى است; اما پس از اتمام آخرين حجت ها و اعطاى معجزه به ايشان.

178- نقش معجزه موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 70 - 4

4 - جاذبه نيرومند معجزه موسى ، توان هرگونه درنگ و مقاومت را از ساحران فرعون سلب كرد .

فأُلقى السحرة

فعل «أُلقى» مجهول است و دلالت دارد كه ساحران وادار به سجده شدند، به گونه اى كه گويا عاملى آنها را بر سجده مجبور ساخته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 35 - 2

2 - نگرانى فرعون از تأثير معجزات موسى در اطرافيانش

يريد أن يخرجكم من أرضكم بسحره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 46 - 2

2 - به سجده در افتادن بى درنگ ساحران ، با مشاهده معجزه پيروز موسى

فأُلقى السحرة سجدين

به كارگيرى «فاء» تعقيب و فعل مجهول «أُلقى» بيانگر آن است كه ساحران با مشاهده آن منظره عجيب، اختيار از كف دادند و بلافاصله به سجده درافتادند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 12 - 3

3 - تجهيز موسى ( ع ) از سوى خدا به معجزه اى بيم آفرين و معجزه اى زيبا و پرجاذبه

و ألق عصاك . .. ولّى مدبرًا ... و أدخل يدك... بيضاء من غير سوء

179- نياز به معجزه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 82 - 6

6 - نياز بشر آينده به معجزه اى بزرگ ، شگفت و بى سابقه براى گرايش به ايمان

أخرجنا لهم دابّة من الأرض تكلّمهم

بيرون آمدن جنبنده اى سخنگو از زمين پديده اى است كه در گذشته تاريخ سابقه ندارد و نكره آمدن «دابّة» بيانگر عظمت و سترگى آن است.

180- وضوح معجزه موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 77 - 4

4 - حضرت موسى ( ع ) ، سحر بودن كار خود را نفى كرده ، معجزه بودن آن را امرى بديهى ، روشن و غير قابل ترديد خواند .

أتقولون للحق لما جاءكم أسحر هذا

با توجه به استفهام انكارى و اسم اشاره و جمله قبل، معناى جمله (أسحر هذا) چنين است كه: اين عمل سحر نيست و مايه تعجب است اگر كسى حق و معجزه بودن آن را انكار كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 13 - 2

2 - سحر خوانده شدن معجزات الهى موسى ، از سوى فرعونيان على رغم وضوح و روشنى آن

فلمّا جاءتهم ءايتنا مبصرة قالوا هذا سحر مبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 36 - 3

3 - معجزات ارائه شده از سوى موسى ( ع ) ، دلايلى روشن و غير قابل انكار بر رسالت الهى وى

فلمّا جاءهم موسى بئايتنا بيّنت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 38 - 10

10 - وضوح و روشنى ، از ويژگى هاى بارز دلايل و معجزات موسى ( ع )

أرسلنه . .. بسلطن مبين

تنها وصفى كه خداوند در اين آيه براى دلايل موسى(ع) آورده است، «مبين» مى باشد.

181- وعده معجزه به مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 20 - 7

7 - وعده نزول معجزه از سوى خدا به شرك پيشگان بهانه جوى عصر بعثت

و يقولون لو لا أنزل عليه ءاية من ربه فقل إنما الغيب للّه فانتظروا

182- وقت ارائه معجزه موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 59 - 6

6 - موسى ( ع ) ، مناسب ترين زمان را براى تبليغ و ارائه معجزات خويش و منكوب ساختن فرعون برگزيد .

قال موعدكم يوم الزينة و أن يحشرالناس ضحًى

روز عيد، نوعاً روز فراغت و آمادگى فكرى مردم است. انتخاب چنين روزى از سوى موسى(ع) و نيز توجه به حضور گسترده مردم در

روشنايى روز، حكايت از انتخاب مناسب آن حضرت دارد.

183- ويژگى معجزه عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 110 - 41

41 - معجزه حضرت عيسى ( ع ) در شفاى بيماران و زنده كردن مردگان متناسب با شيوع بيمارى در آن زمان و نياز شديد مردم به طب بود .

و تبرى الاكمه و الابرص باذنى و اذ تخرج الموتى باذنى

امام رضا(ع): . .. «ان اللّه تبارك و تعالى بعث عيسى فى وقت ظهرت فيه الزمانات و احتاج الناس الى الطب فاتاهم من عند اللّه تعالى بما لم يكن عندهم مثله، و بما احيى الهم الموتى و ابرء الاكمه و الابرص باذن اللّه ... .


عيون اخبار الرضا، ج 2، ص 80، ح 12، ب 32; نورالثقلين، ج 1، ص 342، ح 145.

184- ويژگى معجزه موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 107 - 4

4 - نبودن هيچ فاصله زمانى بين افكنده شدن عصاى موسى ( ع ) و تبديل آن به مارى بزرگ

فألقى عصاه فإذا هى ثعبان مبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 108 - 3

3 - سفيد گشتن دست موسى ( ع ) ، پس از نمايان ساختن آن ، امرى غير منتظره و خارق العاده و قابل رؤيت براى همه بينندگان

فإذا هى بيضاء للنظرين

185- ويژگيهاى معجزه انبياى پيشين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 44 - 12

12- خداوند ، به انبياى پيشين معجزات حسى عطا فرمود و در قبال آن به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، كتاب آسمانى جهان شمول عطا كرد . *

و ما أرسلنا . .. بالبيّنت و الزبر و أنزلنا إليك الذكر

«بيّنة» به معناى دليل واضح و روشن - اعم از عقلى و حسى - است. طبق شواهد تاريخى مراد از «بينات» در آيه، ممكن است معجزات حسى باشد. جدا ذكر كردن پيامبر(صلی الله علیه و آله) براى اعطاى قرآن، مشعر به برداشت ياد شده است.

186- ويژگيهاى معجزه محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 44 - 12

12- خداوند ، به انبياى پيشين معجزات حسى عطا فرمود و در قبال آن به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، كتاب آسمانى جهان شمول عطا كرد . *

و ما أرسلنا . .. بالبيّنت و الزبر و أنزلنا إليك الذكر

«بيّنة» به معناى دليل واضح و روشن - اعم از عقلى و حسى - است. طبق شواهد تاريخى مراد از «بينات» در آيه، ممكن است معجزات حسى باشد. جدا ذكر كردن پيامبر(صلی الله علیه و آله) براى اعطاى قرآن، مشعر به برداشت ياد شده است.

187- ويژگيهاى معجزه موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 32 - 4

4 - عصاى موسى پس از تبديل شدن به اژد ها ، حركت و پيشروى كرد .

فإذا هى ثعبان مبين

برداشت ياد شده بدان احتمال است كه «ثعبان» از ريشه «ثعب» (آب جارى) بوده و اين اشاره اى به حركت و پيشروى اژدها داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 38 - 10

10 - وضوح و روشنى ، از ويژگى هاى بارز دلايل و معجزات موسى ( ع )

أرسلنه . .. بسلطن مبين

تنها وصفى كه خداوند در اين آيه براى دلايل موسى(ع) آورده است، «مبين» مى باشد.

188- هدايت ناپذيران و معجزه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 27 - 8

8- آنان كه زمينه هدايت ندارند ، با ارائه معجزات نيز هدايت نمى شوند و به توحيد و رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) نمى گروند .

لولا أُنزل عليه ءاية من ربه قل إن الله يضل من يشاء

خداوند در پاسخ كسانى كه هدايت يافتن خويش را منوط به آمدن معجزه كرده اند، مى فرمايد: امر هدايت و ضلالت به دست خداست. اين پاسخ در جواب ادعاى مذكور گوياى اين حقيقت است كه معجزات نمى توانند موجب هدايت كسى باشند ; بلكه مشيّت الهى است كه آن را رقم مى زند.

189- همانندسازى معجزه موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 58 - 2

2 - فرعون ، مدعى قدرت ارائه سِحرى همانند معجزات و آيات موسى ( ع )

فلنأتيّنك بسحر مثله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 61 - 2

2 - شرك و سِحر خواندن معجزات موسى و ادعاى آوردن همانند براى آن و تكذيب رسالت الهى آن حضرت ، از جمله افترا هاى فرعونيان به خداوند بود .

لاتفتروا على اللّه كذبًا

با توجه به آيات پيشين كه مشتمل بر بيان توحيد از زبان موسى(ع) و نيز ارائه معجزات، و عكس العمل فرعون در سحر خواندن آنها بود، مى توان به مواردى از افتراهاى فرعونيان اشاره كرد.

190- هماهنگى مكذبان معجزه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 59 - 9

9- مشركان و كافران طول تاريخ ، داراى جبهه اى واحد و انگيزه و عملكردى همگون در برخورد با آيات الهى و معجزه هاى انبيا

و ما منعنا أن نرسل بالأيت إلاّ أن كذّب بها الأوّلون

تعبير «الأوّلون» نشان مى دهد كه مشركان دوره هاى بعد، دنباله رو اسلاف خويشند و سرايت دادن حكم پيشينيان به نسلهاى بعدى، بيانگر انگيزه و عملكرد واحد آنان است.

9- معذور

1- احكام معذور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 43 - 33

33 - تخفيف احكام براى معذورين ، پرتويى از عفو و غفران الهى

فلم تجدوا ماءً . .. انّ اللّه كان عفوّاً غفوراً

2- جاهل معذور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 19 - 12

12 - جاهل قاصر ، معذور است .

ان تقولوا ما جاءنا من بشير و لانذير

از اينكه ارسال پيامبر(صلی الله علیه و آله) سد كننده راه عذر معرفى شده است، معلوم مى شود كه اگر انجام نمى گرفت عذر باقى بود.

3- معذور از جنگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 95 - 3،9

3 - مجاهدان را نبايد از نظر اجتماعى با توانمندان بازنشسته از جنگ يكسان و همانند شمرد .

لا يستوى القاعدون من المؤمنين غير اولى الضرر و المجاهدون فى سبيل اللّه

مقصود اين است كه در شرايط مساوى، اولويت در حقوق اجتماعى از آن مجاهدان راه خداست.

9 - نويد الهى به پاداش نيك براى مجاهدان و نيز مؤمنان بازنشسته از جنگ

فضّل اللّه . .. على القاعدين درجة وكلاّ وعد الله الحسنى

4- معذور از جهاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 95 - 2،11،15

2 - نابرابرى درجه و مقام ناتوانان از شركت در جهاد ، با آنان كه على رغم توانمندى در جهاد شركت نمى كنند .

لا يستوى القاعدون من المؤمنين غير اولى الضرر و المجاهدون فى سبيل اللّه

اگر همه كسانى كه در جهاد شركت نمى كنند، چه ناتوان و چه توانا، در يك رتبه بودند، استثنا، يعنى «غير اولى الضرر» بى معنا بود.

11 - بازنشستگان از جهاد ، هنگامى از پاداش الهى برخوردارند كه از روى بى ايمانى ، ترك جهاد نكرده باشند .

لايستوى القاعدون من المؤمنين . .. كلاّ وعد اللّه الحسنى

چون «من المؤمنين» حال براى «القاعدون» است، مى رساند كه بازنشستگان از جنگ در صورتى قابل مقايسه با مجاهدان هستد كه ايمانشان محفوظ باشد. يعنى بازماندنشان از جنگ در شرايطى نباشد كه موجب سلب ايمان آنان گردد و يا ترك جهاد از روى بى ايمانى به فرامين خدا و رسول نباشد.

15 - خداوند ، مجاهدان را با اعطاى مقامى بلند و پاداش بزرگ ، بر بازنشستگان از جهاد برترى داده است .

فضّل اللّه المجاهدين باموالهم و انفسهم على القاعدين درجة . .. و فضّل اللّه المجا

«اجراً عظيماً»، مفعولٌ به براى «فضّل» است و در «فضّل»، معناى عطا كردن تضمين شده ست.

5- معذور نبودن يهود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 88 - 7

7 - يهوديان كافر ، على رغم ناتوانى از ايمان آوردن بر اثر محجوب بودن قلبهايشان ، معذور نيستند .

قلوبنا غلف بل لعنهم اللّه بكفر هم

معذوران

6- {معذوران}

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 19 - 18

18 - جاهل قاصر معذور است.

و أوحى إلىّ هذا القرءان لأنذركم به و من بلغ

7- آمرزش معذوران از جهاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 91 - 18

18 - معاف شدگان از جهاد ، در عين معذور بودن ، نيازمند غفران و رحمت خدايند .

ليس على الضعفاء . .. و اللّه غفور رحيم

8- اندوه معذوران غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 92 - 7

7 - اندوه و گريه شديد مؤمنان تهيدست ، به خاطر ناتوانى از شركت در جنگ تبوك و محروم شدن از فيض جهاد

و أعينهم تفيض من الدمع حزناً

9- تشخيص معذوران از جنگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 43 - 6

6 - تشخيص راستگويى و دروغگويى مدعيان ناتوانى از شركت در جنگ ، به عهده رهبرى است .

لم أذنت لهم حتى يتبين لك الذين صدقوا و تعلم الكذبين

از اينكه متخلفان از جنگ از پيامبر (صلی الله علیه و آله) اذن ترك جهاد خواسته اند و خداوند نيز آن حضرت را مورد خطاب قرار داد، برداشت فوق استفاده مى شود.

10- حسن نيت معذوران از جهاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 91 - 12

12 - اشخاص معذور و معاف شده از جهاد ، در صورت داشتن حسن نيت و خيرخواه بودن ، از محسنان به حساب مى آيند .

ليس على الضعفاء . .. إذا نصحوا للّه و رسوله ما على المحسنين من سبيل

11- خيرخواهى معذوران از جهاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 91 - 12،13

12 - اشخاص معذور و معاف شده از جهاد ، در صورت داشتن حسن نيت و خيرخواه بودن ، از محسنان به حساب مى آيند .

ليس على الضعفاء . .. إذا نصحوا للّه و رسوله ما على المحسنين من سبيل

13 - اشخاص معذور از جهاد ، در صورت خيرخواهى براى دين و رهبر جامعه اسلامى ، مصون از عذاب و كيفر تخلف از جنگ

الذين كفروا منهم عذاب أليم . .. ما على المحسنين من سبيل

12- دلجويى از معذوران جهاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 92 - 9

9 - دلجويى خداوند از تهيدستان مشتاق جهاد و ناتوان از تأمين مقدمات آن

و لا على الذين إذا ما أتوك لتحملهم

اختصاص به ذكر يافتن اين گروه - پس از اينكه در آيه قبل به صورت كلى تر بدان اشاره شده - ويژگى اين گروه و دلجويى خداوند از آنان را افاده مى كند.

13- علايق معذوران غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 92 - 6

6 - محروم شدن برخى از رزمندگان داوطلب ، از شركت در جنگ تبوك ، به خاطر نداشتن امكانات رزمى ( مركب و . . . ) على رغم اشتياق شديد آنان به جهاد

تولوا و أعينهم تفيض من الدمع حزناً ألا يجدوا ما ينفقون

14- گريه معذوران غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 92 - 7

7 - اندوه و گريه شديد مؤمنان تهيدست ، به خاطر ناتوانى از شركت در جنگ تبوك و محروم شدن از فيض جهاد

و أعينهم تفيض من الدمع حزناً

15- محمد(صلی الله علیه و آله) و معذوران از جهاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 43 - 11

11 - « عن ابى جعفر ( ع ) فى قوله تعالى : « عفى اللّه عنك لم أذنت لهم حتى يتبين لك الذين صدقوا و تعلم الكاذبين » يقول : تعرف اهل العذر و الذين جلسوا بغير عذر ;

از امام باقر (ع) درباره سخن خدا: «عفى اللّه . ..» روايت شده خداوند مى فرمايد: [چرا به آنان اذن دادى ]مى بايست براى تو روشن گردد، چه كسانى اهل عذر بودند و چه كسانى بدون عذر نشستند».

16- مسؤوليت معذوران از جهاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 91 - 7

7 - معاف شدگان از جنگ ، بايد در پشت جبهه حمايتگر رزمندگان و خيرخواه خدا و رسولش باشند .

ليس على الضعفاء . .. إذا نصحوا للّه و رسوله

17- مصونيت معذوران از جهاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 91 - 14

14 - معاف شدگان از جهاد ، در صورت داشتن حسن نيت و خيرخواه بودن ، بايد از هر گونه تعرض در جامعه مصون باشند .

ليس على الضعفاء . .. إذا نصحوا للّه و رسوله ما على المحسنين من سبيل

18- معذوران از جهاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 83 - 16

16 - معاف بودن برخى از مردم ( زنان ، كهنسالان ، معلولان و . . . ) از شركت در جنگ

فاقعدوامع الخلفين

مراد از «خالفين» مى تواند كسانى باشند كه به صورت مجاز و به دليل عجز از شركت در جنگ معاف شده اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 90 - 1

1 - اذن خواستن گروهى از باديه نشينان معذور براى مشاركت نكردن در جنگ

و جاء المعذّرون من الأعراب ليؤذن لهم

«اعراب» اسم جمع و به معناى باديه نشينان است. «معذّرون» مى تواند اسم فاعل از «باب تفعيل» باشد; يعنى، كسانى كه از شركت در جهاد كوتاهى مى كنند و به دروغ نشان مى دهند كه عذر دارند و مى تواند اسم فاعل از «باب افتعال» باشد كه در اصل «معتذرون» بوده و تاى باب افتعال، به جهت قرب مخرج با ذال، قلب به ذال شده و در آن ادغام گشته است; يعنى، كسانى كه داراى عذر موجهند. برداشت فوق بر پايه احتمال دوم است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 91 - 1،21

1 - افراد ضعيف و مريض و فاقد هزينه و امكانات جنگى ، از شركت در جنگ معافند و گناهى بر آنان نيست .

ليس على الضعفاء . .. حرج

21 - از امام صادق ( ع ) روايت شده كه فرمود : « . . . إن اللّه يحتج على العباد بما آتاهم و عرّفهم . . . و ما امروا إلا بدون سعتهم . . . و كل شيئى لا يسعون له فهو موضوع عنهم . . . ثم تلا « ليس على الضعفاء و لا على المرضى و لا على الذين لا يجدون ما ينفقون حرج » . . . ;

. .. به تحقيق خداوند بر بندگان احتجاج مى كند به چيزى كه به آنها عطا فرموده و شناختى كه به آنها داده است ... و آنان مأمور نشده اند مگر به تكليفى كه پايين تر از سعه و توانشان باشد ... و هر تكليفى كه در وسع بندگان نباشد، از آنها برداشته شده ... سپس امام آيه شريفه را تلاوت فرمود: «بر ضعيفان و بيماران و آنان كه چيزى نمى يابند كه (در راه جهاد) هزينه كنند، باكى نيست» ... .

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 92 - 1،12

1 - مؤمنان تهيدست و ناتوان از تدارك ساز و برگ نبرد ، معذور و معاف از جنگند .

و لا على الذين إذا ما أتوك لتحملهم

12 - حسن بصرى گويد : رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود : « لقد خلفتم بالمدينة اقواماً ما انفقتم من نفقة و لا قطعتم و ادياً و لا نِلتم من عدوّ نيلا إلا و قد شركوكم فى الأجر ثم قرء « و لا على الذين إذا ما أتوك . . . الآية » ;

به تحقيق گروههايى را در مدينه بر جاى گذاشتيد كه شما چيزى را هزينه [جنگ ]نكرده ايد و از هيچ واديى عبور ننموده ايد و هيچ آسيبى به دشمن نرسانده ايد، مگر اينكه آن گروهها در اجر با شما شريك شدند. سپس آيه شريفه را تلاوت فرمود: و نيز باكى نيست براى كسانى كه وقتى نزد تو آمدند تا آنان را سوار كنى [و به جهاد بفرستى] و تو گفتى مركبى ندارم تا شما را سوار كنم، بازگشتند در حالى كه از غصه اينكه چيزى را براى خرج [جنگ] نمى يابند، از چشمهاى آنان سيلاب اشك جارى بود».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 122 - 11

11 - تحصيل كنندگان دانش دين ، معاف از شركت در جنگ در صورت نياز جامعه به دانش آنان و عدم نياز جدى به حضورشان در جنگ

ما كان المؤمنون لينفروا كافة فلولا نفر من كل فرقة منهم طائفة ليفقهوا فى الدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 17 - 1

1 - افراد نابينا ، لنگ و مريض ، معاف از شركت در جنگ

ليس على الأعمى حرج و لا على الأعرج حرج و لا على المريض حرج

19- معذوران از جهاد در بهشت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 17 - 10

10 - افراد ناتوان از جهاد ، همانند مجاهدان ، برخوردار از بهشت در صورت داشتن روح اطاعت در برابر خدا و رسول او

ليس على الأعمى حرج . .. و من يطع اللّه و رسوله جنّ-ت

برداشت بالا بنا بر اين نكته است كه «من يطع. ..» جواب سؤال مقدر باشد، زيرا پس از رفع حكم جهاد از افراد ناتوان، ممكن است سؤال شود كه: چرا اين گروه از فيض جهاد محروم اند؟ خداوند در جواب مى فرمايد: آنان نيز اگر مطيع باشند، همانند مجاهدان، از پاداش الهى برخوردار خواهند بود.

20- معذوران از جهاد مالى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 91 - 5

5 - افراد تهيدست ، معاف از جهاد مالى

و لا على الذين لا يجدون ما ينفقون حرج

در آيات قبل، سخن از جهاد با مال و جان بود و در اين آيه، ممكن است استثناى ضعيفان و مريضان از جهاد جانى و استثناى تهيدستان، از جهاد مالى باشد.

21- معذوران از روزه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 184 - 8،11،12،24،26،27

8 - كسانى كه روزه ماه رمضان براى آنان مشقت بار و طاقت فرساست ، نبايد روزه بگيرند .

و على الذين يطيقونه فدية

«اطاقة» به معناى قدرت داشتن بر انجام كار و يا صرف كردن تمام قدرت براى انجام آن است. لازمه معناى دوم، انجام دادن فعل با رنج و مشقت است. به نظر مى رسد مراد از «يطيقونه» معناى دوم باشد. بنابراين «و على الذين يطيقونه فدية»; يعنى، كسانى كه ]اگر بخواهند روزه بگيرند[ بايد تمام قدرت خويش را براى اين كار صرف كنند و در نتيجه به رنج و زحمت مى افتند، روزه نگيرند; بلكه فديه بپردازند.

11 - بر كسانى كه به خاطر مشقت بار بودن روزه بر آنان ، روزه نمى گيرند ، پرداخت فديه واجب است .

و على الذين يطيقونه فدية

12 - بر كسانى كه به خاطر طاقت فرسا بودن روزه ، روزه نمى گيرند ، قضاى آن واجب نيست .

و على الذين يطيقونه فدية

چنانچه بر طايفه مذكور قضاى روزه واجب بود، همانند مسافر و مريض بيان مى شد; علاوه بر اينكه جمله «على الذين . ..» ظهور در اين دارد كه تنها فديه دادن بر آنان واجب است.

24 - « عن ابى عبداللّه ( ع ) فى قول اللّه عز و جل : « و على الذين يطيقونه فدية طعام مسكين » قال : الذين كانوا يطيقون الصوم فأصابهم كبر أو عطاش أو شبه ذلك فعليهم لكل يوم مدّ ;

از امام صادق(ع) درباره سخن خداوند كه مى فرمايد: «كسانى كه روزه براى آنها طاقت فرساست لازم است طعامى به عنوان كفاره به تهيدستى بدهند» مراد، افرادى هستند كه به پيرى و يا تشنگى و يا شبيه آن مبتلا شده اند كه بايد براى هر روزى، يك مد طعام به تهيدست بدهند».

26 - « عن أبى عبداللّه ( ع ) فى قوله : « و على الذين يطيقونه فدية طعام مسكين » قال : المرأة تخاف على ولدها . . . ;

از امام صادق (ع) درباره سخن خداوند كه مى فرمايد: «كسانى كه طاقت روزه گرفتن ندارند به عنوان كفاره، طعامى به تهيدست بدهند» روايت شده است: مراد زنى است كه بر بچه خود ]جنين يا كودك شيرخوار خود [مى ترسد . .. ».

27 - از امام صادق ( ع ) روايت شده كه فرمود : « حد المرض الذى يجب على صاحبه فيه الأفطار . . . لقول اللّه عز و جل « فمن كان منكم مريضاً أو على سفر فعدة من أيام أخر » ان يكون العليل لايستطيع أن يصوم أو يكون ان استطاع الصوم زاد فى علته و خاف منه على نفسه . . . فإن أحس ضعفاً فليفطر و إن وجد قوة على الصوم فليصم كان المرض ما كان . . . ;

ملاك بيماريى كه شخص بيمار بايد روزه خود را افطار كند آن طور كه خداوند فرموده: «فمن كان منكم مريضاً أو على سفر فعدة من أيام أخر» اين است كه بيمار توانايى روزه گرفتن را نداشته باشد و يا روزه باعث افزايش بيمارى او بشود و ازضرر بر جان خود بترسد (احتمال ضرر بدهد); بنابراين اگر بيمار احساس ضعف كرد، بايد روزه خود را افطار نمايد و اگر در خود توان روزه گرفتن يافت روزه بگيرد، بيمارى هر نوع كه مى خواهد باشد . .. ».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 185 - 15

15 - روزه بر مريض و مسافر واجب نبوده و مشروع نيست .

و من كان مريضاً أو على سفر فعدة من أيام أخر

22- نگرانى معذوران از جهاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 17 - 3

3 - افراد مريض و ناتوان از شركت در سفر حديبيه ، نگران از عدم حضور خود و همراهى نكردن مسلمانان در آن سفر *

ليس على الأعمى حرج و لا على الأعرج حرج و لا على المريض حرج

توبيخ شديد متخلّفان از سفر حديبيه در آيات گذشته و استثناى معذوران در اين آيه; بيانگر آن است كه مؤمنان معذور، نگران آن بوده اند كه مشمول توبيخ خداوندباشند. خداوند در اين آيه، به رفع اين نگرانى آنان پرداخته است.

23- همنشينى با معذوران از جهاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 93 - 11

11 - ارزش گذارى غلط و ترجيح دادن همنشينى با عاجزان بر شركت در جهاد ، معلول جهل و نابخردى

رضوا بأن يكونوا مع الخوالف و طبع اللّه على قلوبهم فهم لا يعلمون

برداشت فوق بر اين مبنا است كه طبع قلب و عدم علم، عامل موضع گيريهاى متخلفان از جهاد باشد.

10- معراج

1- تاريخ معراج محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 1 - 26

26- « روى عن على ( ع ) : انه لمّا كان بعد ثلاث سنين من مبعثه صلى الله عليه و آله و سلّم أسرى به إلى بيت المقدس و عرج به منه إلى السّماء ليلة المعراج . . . ;

از حضرت على(ع) روايت شده است: پس از گذشت سه سال از بعثت رسول خدا(صلی الله علیه و آله) آن حضرت در شب معراج به بيت المقدس و از آن جا به آسمان برده شد. ..».

2- فضيلت شب معراج

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 1 - 6

6- شب سير پيامبر (صلی الله علیه و آله) از مسجدالحرام به مسجدالاقصى ، شبى با عظمت و بزرگ بود .

أسرى بعبده ليلاً

برداشت فوق مبتنى بر اين نكته است كه تنكير «ليلاً» براى تفخيم و تعظيم باشد.

3- فلسفه ظهور حقايق در معراج

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 60 - 13

13- نمايانده شدن برخى حقايق به پيامبر (صلی الله علیه و آله) در معراج ، وسيله آزمايش مردم بود . *

و ما جعلنا الرءيا التى أرينك إلاّ فتنة للناس

برداشت فوق، مبتنى بر اين نكته است كه «رؤيا» به معناى خواب نباشد; بلكه به معناى مشاهده در بيدارى باشد كما اينكه در لغت آمده رؤيا، گاهى در بيدارى است (لسان العرب). و نيز اشاره به اولين آيه سوره، يعنى معراج پيامبر(صلی الله علیه و آله) داشته باشد.

4- فلسفه معراج محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 1 - 15،21،22

15- معراج پيامبر (صلی الله علیه و آله) به منظور نماياندن گوشه اى از آيات مهم الهى به آن حضرت

أسرى بعبده . .. لنريه من ءايتنا

در آيه فوق هدف از بردن پيامبر(صلی الله علیه و آله) به معراج، نشان دادن گوشه اى از آيات خداوندى ذكر شده و اين نشانگر آن است كه اين آيات تاكنون بر ايشان و ديگران مخفى و ناشناخته مانده بود و طبعاً بايد از آيات مهم و ويژه الهى باشد.

21- انتخاب پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى بردن به معراج ، بر اساس علم و آگاهى گسترده خداوند به خواسته ها و شايستگى او بود .

سبحن الذى أسرى . .. إنه هو السميع البصير

جمله «إنه هو السميع البصير» به منزله تعليل براى جملات پيشين است كه در آنها انتخاب پيامبر(صلی الله علیه و آله) براى معراج مطرح شده بود; يعنى، چون خداوند سميع و بصير (شنوا به گفته ها و آگاه به شايستگيها) است، پيامبرش را براى معراج انتخاب كرد.

22- « عن ثابت بن دينار قال : سألت زين العابدين ( ع ) : . . . عن الله . . . فلم أسرى بنبيّه محمد (صلی الله علیه و آله) إلى السّماء ؟ قال : ليريه ملكوت السّماوات و ما فيها من عجائب صنعه و بدايع خلقه . . . ;

ثابت بن دينار گويد: از امام سجاد(ع) پرسيدم: . .. چرا خداوند پيامبرش محمد(صلی الله علیه و آله) را به آسمانها برد؟ حضرت فرمود: براى اينكه ملكوت آسمانها و عجايب و پديده هاى خلقت خود را - كه در آسمانهاست - به او نشان دهد...».

5- محمد(صلی الله علیه و آله) در معراج

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 23 - 7

7 - ملاقات پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) با حضرت موسى ( ع ) ، در شب معراج و يا در قيامت ، قطعى است .

و لقد ءاتينا موسى الكتب فلاتكن فى مرية من لقائه

برداشت بالا، بنابراين احتمال است كه مرجع ضمير در «لقائه» موسى(ع) باشد. لازم به ذكر است كه اين نكته، مورد تأييد روايت نيز هست.

6- مدت معراج محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 1 - 5،27

5- معراج پيامبر (صلی الله علیه و آله) در يك شب انجام گرفت .

أسرى بعبده ليلاً

27- « عن أبى عبدالله ( ع ) قال : إن رسول الله (صلی الله علیه و آله) صلى العشاء الأخرة ، و صلى الفجر فى الليلة التى أسرى به فيها بمكة ;

از امام صادق(ع) روايت شده است كه فرمود: شبى كه رسول الله(صلی الله علیه و آله) را[از مكه به مسجدالأقصى]بردند، آن حضرت نماز عشا و صبح را در مكه خواند».

7- معراج از آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 1 - 16

16- معراج ، از جمله آيات و نشانه هاى مهم الهى براى پيامبر (صلی الله علیه و آله) بود .

أسرى . .. لنريه من ءايتنا

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه خودِ فعلِ «اسراء» (بردن پيامبر(صلی الله علیه و آله) به معراج) مصداق آيات الهى باشد و خداوند پيامبرش را به معراج برد تا او بدين وسيله به قدرت و عظمت الهى پى ببرد.

8- معراج جسمانى محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 1 - 9

9- عروج پيامبر (صلی الله علیه و آله) به معراج ، جسمانى بود .

أسرى بعبده ليلاً

واژه «بعبده» مطلق بوده و ظهور در جسم و روح دارد.

9- معراج محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 1 - 2،3،4،6،7،23،25

2- خداوند ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) را در يك شب از مسجدالحرام به مسجدالاقصى سير داد .

أسرى بعبده ليلاً من المسجدالحرام إلى المسجد الأقصا

«السُرى» در لغت به معناى سير و حركت شبانه است.

3- سير دادن پيامبر (صلی الله علیه و آله) در يك شب از مسجدالحرام به مسجدالاقصى ، نشانه قدرتمندى خداوند و مبرّا بودنش از هر ضعف و كاستى است .

سبحن الذى أسرى بعبده ليلاً من المسجدالحرام إلى المسجدالأقصا

4- معراج پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، نشانى از قدرت خداوند و مبرّا بودنش از هر ضعف و كاستى

سبحن الذى أسرى بعبده ليلاً من المسجدالحرام إلى المسجدالأقصا

نوع مفسّران برآنند كه مقصود از سير شبانه پيامبر(صلی الله علیه و آله) همان معراج آن حضرت است و روايات بسيارى هم مؤيد اين نظريه مى باشد.

6- شب سير پيامبر (صلی الله علیه و آله) از مسجدالحرام به مسجدالاقصى ، شبى با عظمت و بزرگ بود .

أسرى بعبده ليلاً

برداشت فوق مبتنى بر اين نكته است كه تنكير «ليلاً» براى تفخيم و تعظيم باشد.

7- پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) در عين رفعت مقام و عروج به معراج ، عبد و بنده خدا بود .

أسرى بعبده

23- « أبى الربيع قال : . . . تلا أبوجعفر ( ع ) هذه الأية « سبحان الذى أسرى بعبده ليلاً من المسجدالحرام إلى المسجدالأقصى الذى باركناً حوله لنريه من آياتنا » فكان من الأيات التى أراها الله تبارك و تعالى محمداً (صلی الله علیه و آله) حيث أسرى به إلى بيت المقدس ان حشر الله عزّ ذكره الأولين و الأخرين من النّبييّن و المرسلين . . . ;

ابى الربيع گويد:. .. امام باقر(ع) اين آيه را «سبحان الذى أسرى ... آياتنا» تلاوت كرد [و فرمود]: از آياتى كه خداوند - تبارك و تعالى - به حضرت محمد(صلی الله علیه و آله) هنگامى كه او را به بيت المقدس برده بود نشان داد، آن بود كه خداوند - عزّ ذكره - تمام انبيا و رسولان از اولين و آخرين آنان را (در آن جا) جمع كرد...».

25- « عن جعفربن محمد ( ع ) قال : أتى رجل أميرالمؤمنين ( ع ) . . . فقال له على ( ع ) : . . . إن الله عزّوجلّ يقول فى كتابه « سبحان الذى أسرى بعبده . . . لنريه من آياتنا » فكان من آيات الله عزّوجلّ التى أراها محمداً (صلی الله علیه و آله) انه أتاه جبرئيل ( ع ) فاحتمله من مكة فوافى به بيت المقدس فى ساعة من الليل ثمّ أتاه بالبراق فرفعه إلى السماء ثمّ إلى البيت امعمور . . . ;

از امام صادق(ع) روايت شده است كه فرمود: مردى خدمت[حضرت]اميرالمؤمنين(ع) رسيد . .. حضرت به او فرمود: ... خداى عزّوجلّ در كتاب خود مى فرمايد: «سبحان الذى أسرى بعبده ... لنريه من آياتنا» يكى از آياتى كه خداى عزّوجلّ به[حضرت]محمد(صلی الله علیه و آله) نشان داد، اين بود كه جبرئيل به نزد آن حضرت آمد و او را از مكه حمل كرده و در پاسى از شب به بيت المقدس رساند. سپس بُراق را براى آن حضرت آورد و او را به سمت آسمان و سپس به بيت المعمور برد...».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 60 - 13

13- نمايانده شدن برخى حقايق به پيامبر (صلی الله علیه و آله) در معراج ، وسيله آزمايش مردم بود . *

و ما جعلنا الرءيا التى أرينك إلاّ فتنة للناس

برداشت فوق، مبتنى بر اين نكته است كه «رؤيا» به معناى خواب نباشد; بلكه به معناى مشاهده در بيدارى باشد كما اينكه در لغت آمده رؤيا، گاهى در بيدارى است (لسان العرب). و نيز اشاره به اولين آيه سوره، يعنى معراج پيامبر(صلی الله علیه و آله) داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 7 - 6

6 - عروج پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، تا افق بالاى آسمان *

و هو بالأُفق الأعلى

برخى از مفسران برآنند كه ضمير «هو» در آيه شريفه، مربوط به پيامبر(صلی الله علیه و آله) است. برداشت بالا براساس اين ديدگاه است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 8 - 2

2 - نزديك و نزديك تر شدن پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به مبدأ وحى در افق اعلى براى دريافت قرآن

و هو بالأُفق الأعلى . ثمّ دنا فتدلّى

برداشت ياد شده بر اين اساس است كه ضمير فاعلى به پيامبر(صلی الله علیه و آله) بازمى گردد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 9 - 3

3 - « عن ثابت بن دينار ، قال : سألت زين العابدين على بن الحسين بن على بن أبى طالب . . . قلت فقول اللّه عزّوجلّ « ثمّ دنا فتدلّى فكان قاب قوسين أو أدنى » قال : ذاك رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) دنا من حجب النور فرأى ملكوت السّماوات ثمّ تدلّى فنظر من تحته إلى ملكوت العرش حتّى ظنّ أنّه فى القرب من الأرض كقاب قوسين أو أدنى ;

ثابت بن دينار گويد: از امام سجاد(ع) از سخن خداوند عزّوجلّ «ثمّ دنا فتدلّى فكان قوب قوسين أو أدنى» سؤال كردم، حضرت فرمود: آن رسول خدا است كه به حجاب هاى نور نزديك شد. پس باطن آسمان ها را مشاهده نمود و از زير آن به باطن عرش نظر افكند تا آن كه گمان نمود در نزديكى به زمين فاصله دو كمان يا نزديك تر را دارد».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 17 - 3

3 - « عن رسول اللّه ( فى وصف معراج ) و كان توفيقاً من ربّى أن غمضت عينى فكلّ بصرى و غشى عن النظر ، فجعلت أبصر بقلبى كما أبصر بعينى بل أبعد و أبلغ ، فذلك قوله تعالى « ما زاغ البصر و ماطغى لقد رأى من آيات ربّه الكبرى » و إنّما كنت أبصر مثل خيط الابر نوراً بينى و بين ربّى . . . ;

از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) روايت شده [كه در توصيف معراج خود فرمود:] توفيقى از پروردگارم بود كه چشمم را ببندم. ديده ام ناتوان و از نگاه پوشيده شد، در آن حال با قلب خود بسان چشم; بلكه بهتر و دورتر را مى ديدم و اين سخن خدا است، كه مى فرمايد: «ما زاغ البصر و ما طغى . لقد رأى...» و من نورى مانند نخ سوزن، بين خود و خدا مى ديدم».

10- موسى(ع) در معراج

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 23 - 7

7 - ملاقات پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) با حضرت موسى ( ع ) ، در شب معراج و يا در قيامت ، قطعى است .

و لقد ءاتينا موسى الكتب فلاتكن فى مرية من لقائه

برداشت بالا، بنابراين احتمال است كه مرجع ضمير در «لقائه» موسى(ع) باشد. لازم به ذكر است كه اين نكته، مورد تأييد روايت نيز هست.

11- نماز محمد(صلی الله علیه و آله) در شب معراج

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 1 - 24

24- « عن ابى عبدالله جعفربن محمدالصادق ( ع ) قال : لما أسرى برسول الله (صلی الله علیه و آله) إلى بيت المقدس حمله جبرائيل على البراق فاتيا بيت المقدس و عرض إليه محاريب الأنبياء و صلى بها و رده . . . ;

جبرئيل، آن حضرت را بر بُراق سوار كرد و هر دو به بيت المقدس آمدند و جبرئيل محرابهاى انبيا را به او نشان داد و پيامبر(صلی الله علیه و آله) در آن جا نماز خواند و سپس آن حضرت را باز گرداند. ..».

11- معرضان از خدا

1- معرضان از خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 18 - 6

6- مشركان و منكران روز قيامت و كافران به پيامبر (صلی الله علیه و آله) و قرآن ، روى گردانان از دعوت الهى اند .

والذين لم يستجيبوا له

آيات گذشته شاهد بر اين است كه مقصود از «الذين لم يستجيبوا له» مشركان و منكران رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) و ناباوران به قيامت مى باشد.

2- اغواپذيرى معرضان از خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 36 - 1،9

1 - روى گردانان از ياد خدا ، همواره تحت سلطه نيرويى شيطانى و اغواگراند .

و من يعش عن ذكر الرحمن نقيّض له شيطنًا

9 - روى گردانان از ياد خدا و پيام وحى ، هر يك گرفتار شيطان خاص خويش

و من يعش عن ذكر الرحمن نقيّض له شيطنًا فهو له قرين

تكرار «له» ممكن است اشاره به اين جهت داشته باشد كه هر فردى، براى خود شيطانى خاص دارد.

3- اقرار اخروى معرضان از خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 125 - 6

6 - روى گردانان از ياد خدا ، با حضور در صحنه قيامت ، به ربوبيت خداوند اعتراف خواهند كرد .

قال ربّ

4- بينش معرضان از خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 37 - 5

5 - خداگريزان ، بر اثر نادانى و گمراهى ، خود را هدايت يافته و راه جسته مى پندارند .

و يحسبون أنّهم مهتدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 38 - 11

11 - خداگريزان تا روز قيامت ، خود را اهل هدايت مى پندارند .

و يحسبون أنّهم مهتدون . حتّى إذا جاءنا قال يليت

از كلمه «حتّى» - كه براى غايت است - استفاده مى شود كه گمراهان، تا روز قيامت، خود را بر هدايت مى پندارند.

5- تعجب اخروى معرضان از خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 125 - 9

9 - غافلان از ياد خدا به هنگام حضور در قيامت ، با هوشمندانه خواندن زندگانى خود در دنيا ، از بسته بودن راه درك و فهم خود شگفت زده خواهند شد . *

قال ربّ لم حشرتنى أعمى و قد كنت بصيرًا

برداشت ياد شده براساس اين احتمال است كه «أعمى» به معناى كور باطن باشد.

6- تعدد اولياى معرضان از خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 41 - 4

4 - كسانى كه ولايت و كارسازى خدا را ر ها كنند و به سراغ غيرخدا بروند ، مبتلا به اولياى متعددى مى شوند .

مثل الذين اتّخذوا من دون اللّه أولياء كمثل العنكبوت

جمع آورده شدن «أولياء» احتمال دارد كه ناظر به واقعيت خارجى باشد و آن، اين است كه گريزندگان از ولايت الهى، ارباب و اولياى متعدد پيدا مى كنند.

7- جهل معرضان از خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 37 - 5

5 - خداگريزان ، بر اثر نادانى و گمراهى ، خود را هدايت يافته و راه جسته مى پندارند .

و يحسبون أنّهم مهتدون

8- حشر معرضان از خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 125 - 1،3

1 - روى گردانان از هدايت و ياد خدا ، در قيامت نابينا برانگيخته خواهند شد .

قال ربّ لم حشرتنى أعمى

3 - غافلان از ياد خدا ، پس از حشر در قيامت ، از شناخت راه نجات خويش ناتوان خواهند بود . *

قال ربّ لم حشرتنى أعمى

ممكن است مراد از كورى آگاه نبودن به فضاى موجود در قيامت و يافتن راه چاره براى رهايى از گرفتارى هاى آن باشد. براين اساس، گويندگان «قد كنت بصيراً» خود را كسانى مى دانند كه در دنيا همه چيز را خوب مى فهميدند و انديشه اى عميق داشتند.

9- رحمت بر معرضان از خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 42 - 6

6- همه انسان ها ، حتى روى گردانان از پروردگار ، مشمول رحمت الهى اند .

قل من يكلؤكم . .. بل هم عن ذكر ربّهم معرضون

10- سختى حسابرسى معرضان از خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 18 - 8

8- روى گردانان از دعوت خدا ، در قيامت به حسابى سخت و ناگوار گرفتار خواهند بود .

و الذين لم يستجيبوا له . .. أُولئك لهم سوء الحساب

«سوء» به هر چيزى كه مايه ناراحتى و رنج باشد گفته مى شود. اضافه «سوء» به «الحساب» اضافه صفت به موصوف است. بنابراين «سوء الحساب» ; يعنى: «الحساب السوء».

11- سرزنش معرضان از خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 5 - 4

4- سرزنش مشركان از سوى خداوند ، به سبب روى گرانى از درگاه او و توجه به عناصرى عاجز و ناتوان

من أضلّ ممّن يدعوا من دون اللّه من لا يستجيب له إلى يوم القيمة و هم عن دعائهم غ

12- عجز معرضان از خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 125 - 3

3 - غافلان از ياد خدا ، پس از حشر در قيامت ، از شناخت راه نجات خويش ناتوان خواهند بود . *

قال ربّ لم حشرتنى أعمى

ممكن است مراد از كورى آگاه نبودن به فضاى موجود در قيامت و يافتن راه چاره براى رهايى از گرفتارى هاى آن باشد. براين اساس، گويندگان «قد كنت بصيراً» خود را كسانى مى دانند كه در دنيا همه چيز را خوب مى فهميدند و انديشه اى عميق داشتند.

13- عذاب معرضان از خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 17 - 12

12 - روى گردانان از اطاعت خدا و رسول او و جهاد در راه الهى گرفتار عذابى بس درد ناك

و من يتولّ يعذّبه عذابًا أليمًا

14- كورى اخروى معرضان از خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 124 - 5،10

5 - روى گردانان از هدايت الهى و ياد او ، در صحنه قيامت ، نابينا محشور خواهند شد .

و من أعرض عن ذكرى . .. و نحشره يوم القيمة أعمى

10 - زندگانى دشوار ، اثر طبيعى روى گردانى از ياد خدا و نابينايى در قيامت ، مجازات و كيفر الهى آن است .

فإنّ له معيشة ضنكًا و نحشره يوم القيمة أعمى

تفاوت در تعبير «فإنّ له. ..» و «نحشره ...» - كه دومى به خداوند نسبت داده شده است و اولى بر نفسِ عمل متفرع گرديده- ممكن است به مطلب ياد شده اشاره داشته باشد.

15- كيفر معرضان از خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 69 - 5

5- باد هاى كوبنده و درهم شكننده ، از عوامل خداوند در كيفر اعراض كنندگان از او

يعيدكم . .. فيرسل عليكم قاصفًا من الريح فيغرقكم بما كفرتم

«قاصف» از مصدر «قصف» به معناى شكننده است (مفردات راغب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 17 - 7

7 - كسانى كه خود را از رهنمود هاى خداوند و تذكرات قرآن بى نياز مى پندارند ، كافر و سزاوار سخت ترين كيفرهايند .

قتل الإنسن ما أكفره

اين آيه و آيات بعد را مى توان با آيات پيشين، مرتبط دانست; در اين صورت حرف «ال» در «الإنسان» عهد ذكرى بوده و اشاره به «من استغنى» در آيات قبل خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 36 - 2

2 - همدمى با شيطان ، كيفر الهى براى اعراض كنندگان از ياد او

و من يعش عن ذكر الرحمن نقيّض له شيطنًا

16- كيفرمعرضان از خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 36 - 2

2 - همدمى با شيطان ، كيفر الهى براى اعراض كنندگان از ياد او

و من يعش عن ذكر الرحمن نقيّض له شيطنًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 17 - 7

7 - كسانى كه خود را از رهنمود هاى خداوند و تذكرات قرآن بى نياز مى پندارند ، كافر و سزاوار سخت ترين كيفرهايند .

قتل الإنسن ما أكفره

اين آيه و آيات بعد را مى توان با آيات پيشين، مرتبط دانست; در اين صورت حرف «ال» در «الإنسان» عهد ذكرى بوده و اشاره به «من استغنى» در آيات قبل خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 69 - 5

5- باد هاى كوبنده و درهم شكننده ، از عوامل خداوند در كيفر اعراض كنندگان از او

يعيدكم . .. فيرسل عليكم قاصفًا من الريح فيغرقكم بما كفرتم

«قاصف» از مصدر «قصف» به معناى شكننده است (مفردات راغب).

17- گمراهى معرضان از خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 37 - 5

5 - خداگريزان ، بر اثر نادانى و گمراهى ، خود را هدايت يافته و راه جسته مى پندارند .

و يحسبون أنّهم مهتدون

18- مرگ معرضان از خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 4 - 4

4 - رهاكنندگان عبادت خدا ، تقواى الهى و اطاعت از پيامبران ، در معرض عذاب الهى و مرگ زودرس قرار دارند .

أن اعبدوا اللّه . .. و يؤخّركم إلى أجل مسمًّى

19- معرضان از خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 42 - 4

4- روى گردانى كافران از پروردگار خويش ، على رغم برخوردارى از رحمت مداوم او

قل من يكلؤكم . .. من الرحمن بل هم عن ذكر ربّهم معرضون

«بل» در آيه شريفه، براى اضراب انتقالى است; يعنى، خداوند پس از بيان نياز بشر به خداى رحمان و ذكر عذاب او، به علت اصلى كفر كافران ( اعراض از ياد پروردگار و بى توجهى به ربوبيت الهى) پرداخته است.

20- معرضان از خدا در جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 18 - 10

10- دوزخ جايگاه روى گردانان از دعوت خداوند است .

أُولئك . .. مأويهم جهنم

21- معرضان از خدا و هدايت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 38 - 11

11 - خداگريزان تا روز قيامت ، خود را اهل هدايت مى پندارند .

و يحسبون أنّهم مهتدون . حتّى إذا جاءنا قال يليت

از كلمه «حتّى» - كه براى غايت است - استفاده مى شود كه گمراهان، تا روز قيامت، خود را بر هدايت مى پندارند.

22- هدايت ناپذيرى معرضان از خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 6 - 5

5 - روى گردانان از خداوند و آيات او ، اصلاح ناپذير و غيرقابل هدايت اند .

فبأىّ حديث بعد اللّه و ءايته يؤمنون

جمله «فبأىّ حديث. ..» - كه مفيد استفهام تعجبى است - مى تواند اشاره به اين نكته داشته باشد كه اگر انسان، در پرتو آيات الهى هدايت نشود، ديگر به هدايتى دست نخواهد يافت; چه اين كه هدايت ديگرى نيست تا از آن بهره مند گردد.

23- همنشينى شياطين با معرضان از خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 38 - 12

12 - همنشينى شياطين با ترك كنندگان ياد خدا در روز واپسين *

فهو له قرين . .. حتّى إذا جاءنا ... فبئس القرين

به قرينه «فبئس القرين»، مى توان گفت: غايت در «حتّى إذا جاءنا» نقطه نهايى قرين بودن را نمى رساند; بلكه بعد از «حتّى» نيز مانند قبل از آن است.

24- هوشيارى دنيوى معرضان از خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 125 - 9

9 - غافلان از ياد خدا به هنگام حضور در قيامت ، با هوشمندانه خواندن زندگانى خود در دنيا ، از بسته بودن راه درك و فهم خود شگفت زده خواهند شد . *

قال ربّ لم حشرتنى أعمى و قد كنت بصيرًا

برداشت ياد شده براساس اين احتمال است كه «أعمى» به معناى كور باطن باشد.

12- معروف

1- آثار اجتماعى امر به معروف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 41 - 4

4 - برخوردارى جامعه اسلامى از حمايت و نصرت خدا ، در گرو اقامه نماز ، پرداخت زكات ، امر به معروف و نهى از منكر است .

الذين ان مكّنّ-هم فى الأرض . .. و نهوا عن المنكر

2- آثار امر به معروف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 105 - 2

2 - دعوت به نيكى ها ، امر به معروف و نهى از منكر ، مانع بروز تفرقه و اختلاف در جامعه

و لتكن منكم امّة يدعون الى الخير . .. و لا تكونوا كالذين تفرّقوا

جمله «لا تكونوا . .. »، احتمالا بيان نتيجه آيه قبل است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 107 - 2،4

2 - اعتصام به حبل اللّه ، دعوت به نيكى ها و امر به معروف و نهى از منكر ، موجب استغراق در رحمت جاودانه الهى

و اعتصموا بحبل اللّه . .. و لتكن منكم امة يدعون الى الخير و يأمرون بالمعروف ...

به مقتضاى ارتباط اين آيه و آيات پيشين، روسفيدى مى تواند نتيجه اعمال نيك ياد شده در آيات قبل باشد.

4 - تمسك كنندگان به ريسمان الهى و دعوت گران به خير ، امركنندگان به معروف و نهى كنندگان از منكر ، روسفيدان در قيامت و مستغرق در رحمت جاودانه الهى

و اعتصموا بحبل اللّه . .. يدعون الى الخير و يأمرون بالمعروف ... اما الذين ابيضّت

مستفاد از ارتباط ميان اين آيه و آيات قبل.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 110 - 8

8 - ايمان مصلحان ( امركنندگان به معروف و نهى كنندگان از منكر ) به خداوند ، شرط اعتلاى جامعه

كنتم خير امة . .. و تؤمنون باللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 111 - 8

8 - تأثير ايمان به خدا و امر به معروف و نهى از منكر ، در شكست ناپذيرى مؤمنان در برابر هجوم دشمنان دين

كنتم خير أمّة أخرجت للناس تأمرون بالمعروف . .. و إن يقتلوكم يولّوكم الادبار

وحدت خطاب در «كنتم خير . .. » و «يقاتلوكم»، بيانگر برداشت فوق است. يعنى آن دسته شكست نمى خورند كه امركننده به معروف و ... باشند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 114 - 10

10 - صالح شدن انسان ها ، در گرو ايمان به خدا ، معاد ، امر به معروف و نهى از منكر ( اصلاح ديگران ) و شتاب در كار هاى نيك است .

يؤمنون باللّه . .. و اولئك من الصالحين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 120 - 9

9 - ناتوانى جبهه كفر در برابر جامعه ايمانى ، آنگاه كه مؤمنان به دستور هاى الهى ( امر به معروف و نهى از منكر ) عمل كنند .

كنتم خير امّة . .. لن يضرّوكم الّا اذًى و إن يقتلوكم يولّوكم الادبار ... ضربت عل

در برداشت فوق، تقوا به معناى عمل به دستورات الهى گرفته شده كه خداوند در آيات پيش به برخى از آنها (امر به معروف، ايمان واقعى و . .. ) اشاره كرده است. يعنى آنگاه كيد دشمنان بى اثر است كه تقوا داشته باشند و به دستورات الهى عمل كنند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 71 - 21

21 - امر به معروف ، نهى از منكر ، اقامه نماز ، پرداخت زكات و اطاعت از خدا و رسولش ، عامل جلب رحمت ويژه الهى

يأمرون بالمعروف . .. أولئك سيرحمهم اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 55 - 9

9- وفاى به وعده و امر به معروف ، زمينه ساز رضايت خداوند است .

إنّه كان صادق الوعد . .. و كان يأمر أهله بالصلوة والزكوة و كان عند ربّه مرضيًّا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عصر - 103 - 3 - 10

10 - امربه معروف ، پنددهى و پندپذيرى ، از خصلت هاى برجسته انسان هاى كامياب

لفى خسر . إلاّ الذين ... تواصوا بالحقّ و تواصوا بالصبر

«تواصوا»، از باب تفاعل و بيانگر آن است كه مؤمنان، در كنار توصيه به ديگران، از توصيه هاى آنان نيز بهره مى برند.

3- آثار ترك امر به معروف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 82 - 10

10 - « عن أبى سعيد الخدرى قال : سئل رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) عن قول اللّه « إذا وقع القول عليهم أخرجنالهم دابّة من الأرض تكلّمهم » قال إذا تركوا الأمر بالمعروف و النهى عن المنكر وجب السخط عليهم ;

از ابى سعيد خدرى روايت شده كه از رسول اكرم(صلی الله علیه و آله) درباره سخن خدا «إذا وقع القول عليهم أخرجنا لهم دابّة من الأرض تكلّمهم» سؤال شد، فرمود: زمانى كه امر به معروف و نهى از منكر را ترك كنند، غضب خدا بر آنان محقق مى گردد».

4- آثار نهى از معروف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 67 - 16،22

16 - ترويج زشتى ها و فساد ( منكر ) و پيشگيرى از تحقق نيكى ها و ارزش ها و نيز امتناع از انفاق ، نشانه هاى غفلت از خدا

يأمرون بالمنكر و ينهون عن المعروف و يقبضون أيديهم نسوا اللّه

22 - ترويج زشتى ها ، پيشگيرى از نيكى ها و امتناع از انفاق ، جرم و موجب عذاب حتمى

نعذب . .. مجرمين ... يأمرون بالمنكر و ينهون عن المعروف و يقبضون أيديهم

آيه شريفه، بيانگر خصوصيات مجرمانى است كه در آيه پيشين آمده است.

5- آمران به معروف ايله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 164 - 4،8،9،10،11

4 - تاركان نهى از منكر در ميان يهوديان ايله ، به موعظه گران اعتراض كردند و عمل آنان ( نهى از منكر ) را نابجا شمردند .

لم تعظون قوماً

8 - داشتن عذر در پيشگاه خداوند و نيز اميد به پرهيز تجاوزگران از تجاوز خويش ، پاسخ موعظه گران يهود به اعتراض تاركان نهى از منكر

قالوا معذرة إلى ربكم و لعلهم يتقون

«معذرة» مصدر و به معناى حجت داشتن است. اين كلمه مفعولٌ له براى فعل مقدّر «نعظهم» مى باشد ; يعنى آنان را موعظه مى كنيم تا در پيشگاه خدا حجت و عذر داشته باشيم.

9 - اصلاحگران ايله سكوت در برابر گناه را ناروا شمرده و تاركان نهى از منكر را در پيشگاه خدا معذور نمى دانستند .

قالوا معذرة إلى ربكم و لعلهم يتقون

ظاهر اقتضا مى كرد كه موعظه گران بگويند «ربنا» (پروردگارمان)، نه «ربكم» (پروردگار شما). اين جا به جايى اشاره به اين حقيقت دارد كه خداوند پروردگار شما نيز هست و بايد در برابر او عذرى داشته باشيد و بدانيد كه اگر نهى از منكر نكنيد، معذور نيستيد.

10 - باور مصلحان يهود به ربوبيت خداوند بر بندگان ، واداركننده ايشان به تلاش براى اصلاح جامعه و بازدارى منحرفان از گناه و تجاوز

قالوا معذرة إلى ربكم

برداشت فوق از آوردن اسم «رب» استفاده شده است.

11 - داستان مناظره دو گروه پرهيزكننده از صيد ماهى در ميان يهوديان ( موعظه گران و تاركان نهى از منكر ) داستانى آموزنده و شايان به ياد داشتن . *

إذ قالت أمة منهم لم تعظون . .. قالوا معذرة إلى ربكم

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه «إذ قالت . .. » متعلق به فعل محذوف «اذكر» باشد.

6- احكام امر به معروف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 21 - 14

14 - خطر كشته شدن در راه عدالتخواهى ، مانع از جواز امر به معروف و مبارزه با منكر نيست .

و يقتلون الذين يأمرون بالقسط

زيرا لحن آيه، ستايش و مدح نسبت به كشته شدگانى است كه امركنندگان به معروف در مسير عدالتخواهى هستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 34 - 6

6- امر به معروف و نهى از منكر ، در صورتى كه احتمال تأثير در آن نباشد ، واجب نيست .

و لاينفعكم نصحى إن أردت أن أنصح لكم إن كان الله يريد أن يغويكم

7- ارزش امر به معروف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 114 - 4

4 - ايمان به خدا و روز واپسين ، امر به معروف و نهى از منكر و شتاب ورزيدن به كار هاى نيك ، ملاك ارزش و شايستگى ( صالح بودن )

يؤمنون . .. يسارعون فى الخيرات و اولئك من الصالحين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 41 - 3

3 - اقامه نماز ، پرداخت زكات ، امر به معروف و نهى از منكر ، ارزش هاى محورى در جامعه اسلامى

من ينصره . .. الذين إن مكّنّ-هم فى الأرض ... و نهوا عن المنكر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 17 - 12

12 - نماز و امر به معروف و نهى از منكر و صبر ، از زيربنايى ترين ارزش ها است .

إنّ ذلك من عزم الأُمور

بنابراين كه «ذلك» اشاره به كلّ محتواى سخن لقمان در اين آيه باشد، مشاراليه «ذلك»، جملات «أقم . .. و أمُر ... و انْهَ...» است و «عَزْم» مصدر و به معناى مفعولى، و «عزم الأُمور» اضافه صفت به موصوف است; يعنى، «الأُمور المعزوم». امر معزوم به هدف شايسته اى گويند كه لازم است بر آن دست يافت.

8- امر به معروف در اديان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 164 - 1،3

1 - يهوديان ساكن در ايله متشكل از سه گروه بودند : تجاوزگران فاسق ، صالحان موعظه گر و نهى كننده از منكرات ، تاركان نهى از منكر .

إذ قالت أمة منهم لم تعظون قوماً

مقصود از موعظه، به دليل «الذين ينهون عن السوء» در آيه بعد، نهى از منكر است.

3 - موعظه گران يهود در آبادى ايله ، همكيشان خويش را از نافرمانى خدا ( شكستن احكام روز شنبه ) برحذر مى داشتند .

لم تعظون قوماً

9- امر به معروف در بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 83 - 5

5 - بيان كار هاى نيك براى مردم ( امر به معروف ، ارشاد به نيكى ها و . . . ) از عهد هاى خداوند با بنى اسرائيل

و إذ أخذنا ميثق بنى إسرءيل . .. و قولوا للناس حسناً

برداشت فوق مبتنى بر اين احتمال است كه «حسناً» مفعولٌ به براى قولوا باشد. بنابراين «قولوا ...»; يعنى، نيكيها را براى مردم بگوييد و بيان كنيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 77 - 13

13 - رواج اخلاق خيرخواهى و امر به معروف و نهى از منكر ، در ميان مردم عصر موسى

و ابتغ فيما ءاتيك اللّه الدار الأخرة و لاتنس نصيبك من الدنيا و أحسن

10- امر به معروف در دوران لقمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 17 - 3

3 - نماز و امر به معروف و نهى از منكر ، از زمره تعاليم شريعت عصر لقمان بود .

يبنىّ أقم الصلوة و أمر بالمعروف و انه عن المنكر

11- امر به معروف مجاهدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 112 - 2

2 - توبه ، عبادت ، حمد ، تلاش در راه بندگى ، ركوع ، سجود ، امر به معروف و نهى از منكر و حفظ حدود الهى ، از صفات مجاهدان راه خدا

إن اللّه اشترى من المؤمنين . .. التّئبون ... و الحفظون لحدود اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 41 - 2

2 - اقامه نماز ، پرداخت زكات ، امر به معروف و نهى از منكر ، از بارزترين ويژگى هاى ياران خدا و پيكاركنندگان راه دين او

الذين إن مكّنّ-هم . .. و نهوا عن المنكر

12- امر به معروف محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 4 - 10

10 - « عن أبى عبداللّه ( ع ) قال : إنّ اللّه أدّب نبيَّه حتّى إذا أقامه على ما أراد قال له : « و أمر بالعُرْف و أعرض عن الجاهلين » فلمّا فعل ذلك له رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) زكّاه اللّه ، فقال : « إنّك لعلى خلق عظيم . . . » ;

از امام صادق(ع) روايت شده است كه فرمود: خداوند پيامبر خود (محمّد(صلی الله علیه و آله)) را تربيت كرد تا آن گاه كه او را بر آنچه اراده كرده بود پابرجا داشت، به او فرمود: (و أمر بالعرف و أعرض عن الجاهلين) چون رسول خدا آن فرمان را براى او انجام داد، خداوند او را به پاكى ستود و فرمود: (إنّك لعلى خلق عظيم)».

13- امر به معروف مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 112 - 8

8 - پايدارى بر ركوع و سجده و امر به معروف و نهى از منكر ، از ويژگى هاى مؤمنان راستين

الركعون السجدون الأمرون بالمعروف و الناهون عن المنكر

14- امر به معروف هارون(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 90 - 16

16 - هارون ( ع ) ، در غياب موسى ( ع ) ، وظيفه ارشاد ، هشدار ، امر به معروف و نهى از منكر را به نحو وافى انجام داد .

و لقد قال لهم هرون من قبل يقوم . .. فاتّبعونى و أطيعوا أمرى

15- امربه معروف ياران خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 41 - 2

2 - اقامه نماز ، پرداخت زكات ، امر به معروف و نهى از منكر ، از بارزترين ويژگى هاى ياران خدا و پيكاركنندگان راه دين او

الذين إن مكّنّ-هم . .. و نهوا عن المنكر

16- اهميت امر به معروف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 83 - 5

5 - بيان كار هاى نيك براى مردم ( امر به معروف ، ارشاد به نيكى ها و . . . ) از عهد هاى خداوند با بنى اسرائيل

و إذ أخذنا ميثق بنى إسرءيل . .. و قولوا للناس حسناً

برداشت فوق مبتنى بر اين احتمال است كه «حسناً» مفعولٌ به براى قولوا باشد. بنابراين «قولوا ...»; يعنى، نيكيها را براى مردم بگوييد و بيان كنيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 207 - 15

15 - كشته شدگان در راه امر به معروف و نهى از منكر ، مصداق خريداران رضايت خداوند در برابر ايثار جان

و من الناس من يشرى نفسه

اميرالمؤمنين (ع): ان المراد بالآية الرجل الذى يقتل على الأمر بالمعروف و النهى عن المنكر.


مجمع البيان، ج 2، ص 535 ; تفسير صافى، ج 1، ص 241.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 21 - 14

14 - خطر كشته شدن در راه عدالتخواهى ، مانع از جواز امر به معروف و مبارزه با منكر نيست .

و يقتلون الذين يأمرون بالقسط

زيرا لحن آيه، ستايش و مدح نسبت به كشته شدگانى است كه امركنندگان به معروف در مسير عدالتخواهى هستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 104 - 1،11

1 - ضرورت وجود جمعى از اهل ايمان ، براى دعوت به خير و امر به معروف و نهى از منكر

و لتكن منكم امّة . .. عن المنكر

بنابراينكه «من» در «منكم»، تبعيضيّه باشد.

11 - نقش بنيادين دعوت به خير و امر به معروف و نهى از منكر ، در رستگارى جامعه

و لتكن منكم امّة . .. و اولئك هم المفلحون

بنابراينكه مشاراليه «اولئك» جامعه اسلامى باشد; يعنى تنها خودِ امركنندگان به معروف و نهى كنندگان از منكر رستگار نيستند، بلكه افراد جامعه بخاطر وجود چنين افرادى بهره مند از رستگارى هستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 114 - 3

3 - اهميّت خاص امر به معروف و نهى از منكر

يأمرون بالمعروف و ينهون عن المنكر

پس از ذكر ايمان به خدا و قيامت، عنوان كردن امر به معروف و نهى از منكر، بيانگر اهميّت ويژه آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 157 - 14،18

14 - فرمان به كار هاى شايسته و برحذر داشتن از كار هاى ناروا ( امر به معروف و نهى از منكر ) از وظايف اساسى پيامبر (صلی الله علیه و آله) و از اهداف رسالت او

يأمرهم بالمعروف و ينهيهم عن المنكر

18 - امر به معروف و نهى از منكر ، حلال دانستن پاكيزه ها و حرام شمردن ناپاكى ها ، از علامت هاى موجود در تورات و انجيل براى شناسايى پيامبر اسلام

الذى يجدونه . .. يأمرهم بالمعروف ... و يحل لهم الطيبت و يحرم عليهم الخبئث

جمله هاى «يأمرهم و . .. » حال براى ضمير مفعولى در «يجدونه» است و لذا مى رساند كه مفاد اين جمله ها به عنوان صفات پيامبر موعود در تورات و انجيل بيان شده است. بر اين اساس مى توان گفت كه از اهداف بيان اين ويژگيها در تورات و انجيل، راهنمايى اهل كتاب است به امورى كه بايد در شناسايى پيامبر موعود در نظر داشته باشند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 199 - 2،4

2 - دعوت مردم به كار هاى پسنديده ، از وظايف پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و أمر بالعرف

«عرف» به معناى (شناخته شده) است و مراد از آن كارهايى است كه در شرع و عقل به پسنديده بودن شناخته شده است.

4 - گذشت از لغزش ها ، دعوت مردم به كار هاى نيك و مدارا كردن با جاهلان و سفيهان ، از وظايف اساسى مبلغان دين

خذ العفو و أمر بالعرف و أعرض عن الجهلين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 71 - 7،8،9،27

7 - امر به معروف و نهى از منكر ، مهمترين وظيفه مؤمنان و بارزترين مشخصه جامعه اسلامى

و المؤمنون و المؤمنت . .. يأمرون بالمعروف و ينهون عن المنكر

از اينكه در رأس همه كارها و ارزشها، از امر به معروف و نهى از منكر ياد شده است، اهميت برتر آن استفاده مى شود.

8 - امر به معروف و نهى از منكر ، از وظايف اجتماعى همگانى و مشترك ميان زنان و مردان

و المؤمنون و المؤمنت بعضهم أولياء بعض يأمرون بالمعروف و ينهون عن المنكر

9 - امر به معروف و نهى از منكر ، وظيفه اى هميشگى و دايمى است نه تكليفى مقطعى .

يأمرون بالمعروف و ينهون عن المنكر

برداشت فوق از به كارگيرى فعل مضارع (يأمرون و ينهون) كه مفيد استمرار است، به دست مى آيد.

27 - از امام حسين ( ع ) روايت شده . . . و به اميرالمؤمنين ( ع ) نيز نسبت داده شده كه فرمودند : . . . خدا مى فرمايد : . . . « المؤمنون و المؤمنات بعضهم اولياء بعض يأمرون بالمعروف و ينهون عن المنكر » فبدءاللّه بالامر بالمعروف و النهى عن المنكر

فريضة منه لعلمه بأن ها إذا اديت و اقيمت استقامت الفرائض كل ها هيّن ها و صعب ها . . . ;

. .. «مردان و زنان با ايمان ولى (و يار و ياور) يكديگرند و امر به معروف و نهى از منكر مى كنند». خداوند [قبل از نماز و زكات] از امر به معروف و نهى از منكر آغاز كرد ; زيرا مى دانست اگر اين دو فريضه عملى گردد همه فرايض - آسان و مشكل آن - پابرجا مى شود».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 112 - 12

12 - ستايش خداوند و حركت در مسير او و ركوع و سجود و امر به معروف و نهى از منكر ، از جلوه هاى بارز عبادت پروردگار *

التّئبون العبدون . .. و الناهون عن المنكر

برداشت فوق بدان احتمال است كه «الحامدون السائحون . .. » از باب ذكر خاص بعد از عام (العابدون) و بيانگر اهميت و ويژگى اين صفات باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 41 - 5

5 - نماز ، زكات ، امر به معروف و نهى از منكر ، مهم ترين تكاليف دينى

أقاموا الصلوة . .. و نهوا عن المنكر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 17 - 10

10 - اقامه نماز و امر به معروف و نهى از منكر و صبر ، از فرمان هاى بس مهم خداوند است .

أقم الصلوة . .. إنّ ذلك من عزم الأُمور

«عَزْم» ممكن است به معناى «تصميم قطعى و جزمى» باشد كه در اين صورت، «عزم» به خداوند اسناد داده مى شود. صاحب كشاف، چنين معنايى را اختيار كرده است.

17- پاداش امر به معروف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 72 - 15

15 - بهشت جاودان ، بوستان هاى پوشيده از درخت ، خانه هاى دلپذير و خشنودى خدا ، پاداش الهى به مؤمنان در برابر امر به معروف و نهى از منكر ، اقامه نماز ، پرداخت زكات و اطاعت از خدا و رسول (صلی الله علیه و آله)

و المؤمنون و المؤمنت . .. يأمرون بالمعروف ... و يطيعون اللّه و رسوله ... وعد الل

18- تاريخ امر به معروف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 77 - 13

13 - رواج اخلاق خيرخواهى و امر به معروف و نهى از منكر ، در ميان مردم عصر موسى

و ابتغ فيما ءاتيك اللّه الدار الأخرة و لاتنس نصيبك من الدنيا و أحسن

19- ترك امر به معروف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 105 - 3

3 - سرانجام ترك دعوت به نيكى ها و ترك امر به معروف و نهى از منكر ، تفرقه و اختلاف در جامعه

و لتكن منكم امة يدعون . .. و لا تكونوا كالذين تفرّقوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 106 - 4

4 - دعوت نكردن به خير و ترك امر به معروف و نهى از منكر ، موجب روسياهى در قيامت

يدعون الى الخير و يأمرون بالمعروف و ينهون عن المنكر . .. و تسودّ وجوه

به مقتضاى ارتباط با آيات قبل، روسياهى مى تواند كيفر گناهان مذكور در آن آيات باشد.

20- جرم نهى از معروف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 67 - 9

9 - شيوه منافقان ، ترويج امور زشت و منكر و پيشگيرى از تحقق معروف ( ارزش ها و نيكى ها )

المنفقون و المنفقت . .. يأمرون بالمنكر و ينهون عن المعروف

21- حق امر به معروف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 71 - 4،5

4 - امر به معروف و نهى از منكر ، حقى است برخاسته از شأن ولايت و سرپرستى عموم مؤمنان به يكديگر .

و المؤمنون و المؤمنت بعضهم أولياء بعض يأمرون بالمعروف و ينهون عن المنكر

5 - امر به معروف و نهى از منكر ، تبلور ولايت و محبت جامعه ايمانى نسبت به يكديگر

و المؤمنون و المؤمنت بعضهم أولياء بعض يأمرون بالمعروف و ينهون عن المنكر

22- خشونت در امر به معروف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 19 - 13

13 - امر به معروف و نهى از منكر ، با روش ناهنجار و داد و فرياد ، نفرت انگيز و داراى تأثير منفى است . *

و امر بالمعروف و انه عن المنكر . .. و اغضض من صوتك إنّ أنكر

احتمال دارد سفارش به روى نگرداندن از مردم و نيز رعايت اعتدال در رفتار و كاستن از صدا، پس از توصيه به امر به معروف و نهى از منكر، به اين منظور باشد كه در انجام امر به معروف و نهى از منكر، بايد موازين ياد شده رعايت گردد و گرنه، همان گونه كه صداى الاغ براى گوش ها ناهنجار است امر به معروف و نهى از منكر بدون رعايت موازين اخلاقى هم اثر منفى دارد.

23- دعوت به امر به معروف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 17 - 1،2

1 - اهتمام به برپايى نماز و امر به معروف و نهى از منكر و شكيبايى در بلا ها ، از مواعظ لقمان به پسر خويش بود .

يبنىّ أقم الصلوة . .. و اصبر على ما أصابك

2 - توصيه به برپايى نماز و امر به معروف و نهى از منكر و صبر ، نمودى از حكمت لقمان

و لقد ءاتينا لقمن الحكمة . .. إذ قال ... يبنىّ أقم الصلوة

24- روش امر به معروف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 19 - 13

13 - امر به معروف و نهى از منكر ، با روش ناهنجار و داد و فرياد ، نفرت انگيز و داراى تأثير منفى است . *

و امر بالمعروف و انه عن المنكر . .. و اغضض من صوتك إنّ أنكر

احتمال دارد سفارش به روى نگرداندن از مردم و نيز رعايت اعتدال در رفتار و كاستن از صدا، پس از توصيه به امر به معروف و نهى از منكر، به اين منظور باشد كه در انجام امر به معروف و نهى از منكر، بايد موازين ياد شده رعايت گردد و گرنه، همان گونه كه صداى الاغ براى گوش ها ناهنجار است امر به معروف و نهى از منكر بدون رعايت موازين اخلاقى هم اثر منفى دارد.

25- سختيهاى امر به معروف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 17 - 8،13

8 - امر به معروف و نهى از منكر ، مشكلاتى در پى دارد كه بايد آنها را تحمل كرد .

و أمر بالمعروف و انه عن المنكر و اصبر على ما أصابك

احتمال دارد دستور به صبر پس از سه فرمان اقامه نماز و امر به معروف و نهى از منكر، همانند آن سه، فرمانى عام باشد و احتمال دارد فرمانى ويژه و مربوط به امر به معروف و نهى از منكر باشد. در صورت دوم، نشان مى دهد كه امر به معروف و نهى از منكر، مشكلاتى به همراه دارد كه بايد آن را تحمل كرد.

13 - « فى مجمع البيان « و اصبر على ماأصابك » من المشقة و الأذى فى الأمر بالمعروف و النهى عن المنكر عن على ( ع ) ;

در مجمع البيان از امام على(ع) درباره «و اصبر على ما أصابك» روايت شده: در برابر سختى ها و اذيت هايى كه در راه امر به معروف و نهى از منكر مى بينى، بردبار باش».

26- شرايط امر به معروف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 44 - 11

11 - امام صادق ( ع ) فرموده اند : « من لم ينسلخ عن هواجسه و لم يتخلص من آفات نفسه و شهواتها و لم يدخل فى كنف اللّه و أمان عصمته لايصلح له الأمر بالمعروف و النهى عن المنكر . . . قال تعالى « أتأمرون الناس بالبر و تنسون أنفسكم » . . . ;

كسى كه از خاطرات نفسانى جدا نشود و از آفتهاى نفس و شهوتهاى آن خلاص نگردد و در كنف رحمت، امان و حفظ خدا داخل نشود، سزاوار نيست امر به معروف و نهى از منكر كند . .. خداى تعالى فرموده است: آيا شما مردم را به خ---وبى امر مى كنيد و خود را فرموش مى كنيد؟ ... ».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 34 - 6

6- امر به معروف و نهى از منكر ، در صورتى كه احتمال تأثير در آن نباشد ، واجب نيست .

و لاينفعكم نصحى إن أردت أن أنصح لكم إن كان الله يريد أن يغويكم

27- صبر در امر به معروف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 17 - 8،13

8 - امر به معروف و نهى از منكر ، مشكلاتى در پى دارد كه بايد آنها را تحمل كرد .

و أمر بالمعروف و انه عن المنكر و اصبر على ما أصابك

احتمال دارد دستور به صبر پس از سه فرمان اقامه نماز و امر به معروف و نهى از منكر، همانند آن سه، فرمانى عام باشد و احتمال دارد فرمانى ويژه و مربوط به امر به معروف و نهى از منكر باشد. در صورت دوم، نشان مى دهد كه امر به معروف و نهى از منكر، مشكلاتى به همراه دارد كه بايد آن را تحمل كرد.

13 - « فى مجمع البيان « و اصبر على ماأصابك » من المشقة و الأذى فى الأمر بالمعروف و النهى عن المنكر عن على ( ع ) ;

در مجمع البيان از امام على(ع) درباره «و اصبر على ما أصابك» روايت شده: در برابر سختى ها و اذيت هايى كه در راه امر به معروف و نهى از منكر مى بينى، بردبار باش».

28- عموميت امر به معروف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 71 - 8

8 - امر به معروف و نهى از منكر ، از وظايف اجتماعى همگانى و مشترك ميان زنان و مردان

و المؤمنون و المؤمنت بعضهم أولياء بعض يأمرون بالمعروف و ينهون عن المنكر

29- فسق نهى از معروف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 67 - 21

21 - ترويج زشتى ها ( منكر ) ، پيشگيرى از كار هاى نيك ، امتناع از انفاق و غفلت از ياد خدا ، فسق واقعى است .

يأمرون بالمنكر و ينهون عن المعروف و يقبضون أيديهم نسوا اللّه . .. إن المنفقين هم

30- مراد از معروف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 12 - 28

28 - « عبدللّه بن سنان قال : سألت أباعبداللّه ( ع ) عن قول اللّه « و لايعصينك فى معروف » قال : هو ما فرض اللّه عليهنّ من الصلاة و الزكاة و ما أمرهنّ به من خير ;

عبداللّه بن سنان گويد: از امام صادق(ع) درباره سخن خداوند «و لايعصينك فى معروف» سؤال كردم، حضرت فرمود: معروف آن چيزى است كه خدا بر آنان واجب فرموده از قبيل نماز و زكات و همه آنچه از خوبى ها كه به آنان امر كرده است».

31- مسؤوليت آمران به معروف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 44 - 5،7

5 - آمران به معروف و مبلغان دينى ، بايد خود به محتواى دعوتشان عمل كنند .

أتأمرون الناس بالبر و تنسون أنفسكم

7 - كسانى كه ديگران را به كار هاى نيك دعوت كرده و خود به آن عمل نمى كنند ، @سزاوار توبيخ و سرزنش هستند .

أتأمرون الناس بالبر و تنسون أنفسكم

32- معروف دانستن منكر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 13 - 10

10 - منكر شمردن معروف ها و معروف دانستن منكرات ، از ويژگى هاى منافقان

إذا قيل . .. و إذا قيل لهم ءامنوا ... قالوا أنؤمن كما ءامن السفهاء

از اينكه فساد را اصلاح گرى مى شمرند و ايمان را سفاهت مى پندارند، برداشت فوق به دست مى آيد.

33- منافقان و نهى از معروف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 67 - 9،11،17

9 - شيوه منافقان ، ترويج امور زشت و منكر و پيشگيرى از تحقق معروف ( ارزش ها و نيكى ها )

المنفقون و المنفقت . .. يأمرون بالمنكر و ينهون عن المعروف

11 - منافقان ، هم خود خيرى به جامعه نمى رسانند و هم ديگران را از كار نيك بازمى دارند .

و ينهون عن المعروف و يقبضون أيديهم

17 - ترويج زشتى ها و فساد ( منكر ) و پيشگيرى از تحقق نيكى ها و ارزش ها و فراموشى خدا و فرمان هاى او ، از عملكرد ها و اوصاف منافقان

المنفقون . .. يأمرون بالمنكر و ينهون عن المعروف و يقبضون أيديهم نسوا اللّه

34- منكر دانستن معروف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 13 - 10

10 - منكر شمردن معروف ها و معروف دانستن منكرات ، از ويژگى هاى منافقان

إذا قيل . .. و إذا قيل لهم ءامنوا ... قالوا أنؤمن كما ءامن السفهاء

از اينكه فساد را اصلاح گرى مى شمرند و ايمان را سفاهت مى پندارند، برداشت فوق به دست مى آيد.

13- معصومان

1- معصومان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 84 - 7

7- وجود انسانى صالح و مصون از هر گناه و خطا ، در هر عصر و زمان

و يوم نبعث من كلّ أُمّة شهيدًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 89 - 5،9

5- وجود انسانى صالح و مصون از هر گناه و خطا ، در هر عصر و زمان

و يوم نبعث فى كلّ أُمّة شهيدًا عليهم من أنفسهم

9- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، داراى مقام عصمت

و جئنابك شهيدًا على هؤلاء

گواه بودن پيامبر(صلی الله علیه و آله) نسبت به امت خويش، مستلزم عصمت اوست و گرنه او خود نيازمند شاهد ديگر بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 46 - 3

3 - پيامبران ، از هرگونه گناه و خطاكارى معصوم اند .

إنّا أخلصنهم بخالصة ذكرى الدار

از اين كه خداوند پيامبران را به آخرت انديشى خالص ساخت، مى توان عصمت آنان را به دست آورد; زيرا ريشه گناه و خطاكارى بشر دنياطلبى است و از آن جايى كه انبيا از چنين خواسته اى مبرا بوده و تنها طالب آخرت اند; استفاده مى شود كه آنان هرگز گناه نمى كنند و معصوم اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 47 - 6

6 - پيامبران ، از هر گناه و خطاكارى معصوم اند .

إنّهم عندنا لمن المصطفين الأخيار

توصيف ابراهيم(ع) و . .. از سوى خداوند به «أخيار» - به صورت مطلق - گوياى اين حقيقت است كه پيامبران در همه افعال و صفات خود، از نيكان بودند و از آنان جز خوبى و كار خير سرنمى زد و اين همان حقيقت عصمت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 48 - 5

5 - پيامبران ، از هرگونه گناه و خطاكارى معصوم اند .

و كلّ من الأخيار

توصيف اسماعيل(ع) و. .. از سوى خداوند به «أخيار» - به صورت مطلق - گوياى اين حقيقت است كه پيامبران در همه افعال و صفات خود از نيكان بودند و از آنان جز خوبى و كار خير، سرنمى زد و اين همان حقيقت عصمت است.

2- خشيت معصومان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 28 - 14

14- مقام عصمت ، مانع از خوف و هراس از خداوند نيست .

و هم بأمره يعملون . .. و هم من خشيته مشفقون

معصومين

3- معصومين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 53 - 9

9- پيامبران با توفيق خدا و شمول رحمتش بر آنان ، از ارتكاب گناهان مصون مانده و از خطر نفس امّاره رهايى مى يابند .

إن النفس لأمّارة بالسوء إلاّ ما رحم ربى

14- معلم

1- معلم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 48 - 1

1 - خداوند ، معلّم عيسى ( ع )

و يعلّمه الكتاب و الحكمة

2- احترام معلم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 69 - 4

4- موسى ( ع ) كمال ادب و متانت را در برابر معلّم خويش ( خضر ) اظهار كرد .

هل أتّبعك . .. ستجدنى ... و لا أعصى

موارد فراوانى از ادب و متانت در كلام موسى(ع) ديده مى شود: الف) درخواست خود را با استفهام آغاز كرد (هل أتّبعك); ب) مبدأ علم خضر را به جهت تكريم، با صيغه مجهول آورد (عُلِّمت); ج) علم او را رشدآفرين دانست (رشداً); د) تنها، بخشى از علم او را طلب كرد (ممّا عُلِّمت); ه-) وعده صريح به صبر نداد، بلكه به صورت «ستجدنى إن شاء اللّه. ..» ذكر كرد; و) توصيه هاى او را به عنوان امر تلقى كرد و متعهد شد كه با او در هيچ فرمانى مخالفت نكند. (الميزان، ج 13).

3- اطاعت از معلم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 69 - 7

7- شكيبا بودن و اطاعت از معلم ، ادب و شرط تعلّم است .

و لا أعصى لك أمرًا

4- اوّلين معلم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 31 - 3

3 - خداوند نخستين آموزگار انسان

و علّم ءادم الأسماء كلها

5- درك محضر معلم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 8 - 4

4 - درك محضر استاد و تلاش براى حضور در مجلس او ، از وظايف دانش اندوزان

جاءك يسعى

6- مسؤوليت معلم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 102 - 21،22

21 - تعليم دهندگان علوم غريبه ، بايد ضرر هاى آن علوم را به متعلمان گوشزد كرده و آنان را از سوء استفاده بر حذر دارند .

و ما يعلمان من أحد حتى يقولا إنما نحن فتنة فلاتكفر

22 - ضرورت تلاش براى ايجاد تعهد در متعلمان به هنگام آموزش علوم به آنان

و ما يعلمان من أحد حتى يقولا إنما نحن فتنة فلاتكفر

7- معلم آدم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 123 - 13

13 - خداوند دشمنى افراد بشر را با يكديگر را به آدم و حوا ( ع ) گوشزد كرد و راه رهايى از پى آمد هاى آن را به آنان آموخت .

بعضكم لبعض عدوّ . .. فمن اتبع هداى فلايضلّ و لايشقى

8- معلم ابراهيم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 73 - 12

12- خداوند ، به ابراهيم ، اسحاق و يعقوب ( ع ) كار هاى نيك را شناساند و چگونگى انجام آنها را از طريق وحى به آنان آموخت .

و أوحينا إليهم فعل الخيرت

برداشت ياد شده مبتنى براين است كه نصب «فعل الخيرات» به خاطر مفعول بودن آن براى «أوحينا» باشد. براين اساس وحى و الهام فعل خيرات مى تواند به اين معنا باشد كه خدا هر آن چه در ميزان الهى و در واقع، كار خير است به آنان شناساند و چگونگى انجام دادن آنها را از طريق وحى به آنان آموخت. و به سخن ديگر «أوحينا» متضمن معناى «علّمنا» است.

9- معلم اسحاق(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 73 - 12

12- خداوند ، به ابراهيم ، اسحاق و يعقوب ( ع ) كار هاى نيك را شناساند و چگونگى انجام آنها را از طريق وحى به آنان آموخت .

و أوحينا إليهم فعل الخيرت

برداشت ياد شده مبتنى براين است كه نصب «فعل الخيرات» به خاطر مفعول بودن آن براى «أوحينا» باشد. براين اساس وحى و الهام فعل خيرات مى تواند به اين معنا باشد كه خدا هر آن چه در ميزان الهى و در واقع، كار خير است به آنان شناساند و چگونگى انجام دادن آنها را از طريق وحى به آنان آموخت. و به سخن ديگر «أوحينا» متضمن معناى «علّمنا» است.

10- معلم انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 114 - 21

21 - خداوند تعليم دهنده و تربيت كننده پيامبران است .

و قل ربّ زدنى علمًا

11- معلم انسان ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 2 - 1

1 - خداوند ، معلم انسان و تعليم دهنده قرآن

الرحمن . علّم القرءان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جمعه - 62 - 3 - 6

6 - پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) ، معلم تمامى انسان ها در همه عصر ها و همه نسل ها

و يعلّمهم الكتب و الحكمة و . .. و ءاخرين منهم

برداشت ياد شده، بدان احتمال است كه «آخرين» عطف بر «هم» در «يعلّمهم الكتاب» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - علق - 96 - 4 - 1

1 - خداوند ، معلم انسان ها است .

الذى علّم

12- معلم ايوب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 44 - 3

3 - چاره جويى خداوند براى ايوب ( ع ) در مشكل اداى سوگندش به تنبيه همسرش

خذ بيدك ضغثًا فاضرب به و لاتحنث

13- معلم حوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 123 - 13

13 - خداوند دشمنى افراد بشر را با يكديگر را به آدم و حوا ( ع ) گوشزد كرد و راه رهايى از پى آمد هاى آن را به آنان آموخت .

بعضكم لبعض عدوّ . .. فمن اتبع هداى فلايضلّ و لايشقى

14- معلم خضر(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 66 - 7

7- دانش ويژه خضر ( ع ) ، برگرفته از تعليم خداوندى بود .

علّمنه من لدنّا علمًا . .. ممّا علّمت رشدًا

15- معلم داود(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 80 - 1،2

1- خداوند ، صنعت زره سازى را به داوود ( ع ) آموخت .

داود . .. و علّمنه صنعة لبوس

«لبوس» در اصل به معناى لباسى است كه انسان را از هر چيز زشتى بپوشاند (مفردات راغب) و مقصود از آن در آيه شريفه به قرينه «لتحصنكم من بأسكم» (تا شما را از خطرات جنگ حفظ كند) مى تواند زره باشد. گفتنى است كه برخى از اهل لغت «لبوس» را به معناى «درع» (زره) گرفته اند(قاموس).

2- خداوند ، صنعت ساختن سلاح هاى دفاعى و بازدارنده را به داوود ( ع ) آموخت .

داود . .. و علّمنه صنعة لبوس

يكى از موارد كاربرد واژه «لبوس»، مطلق «سلاح» است (لسان العرب); ولى با توجه به جمله «لتحصنكم من بأسكم» مقصود از آن سلاح هايى است كه جنبه دفاعى دارد و انسان را از ضربه هاى دشمن حفظ كرده و از هرگونه حمله بازمى دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 20 - 6،7

6 - خداوند ، به داوود ( ع ) حكمت آموخت .

و ءاتينه الحكمة

7 - خداوند به داوود ( ع ) ، منطقى نيرومند در شناساندن حق و باطل و نيز توانايى بر فيصله دادن به نزاع ها و خصومت ها اعطا كرد .

و ءاتينه . .. فصل الخطاب

«فصل» مصدر و به معناى چيزى را از چيز ديگرى جدا كردن و نيز فيصله دادن نزاع ها و خصومت ها آمده است. اگر مراد آيه معناى اول باشد، كلمه «خطاب» به معناى سخن بوده و مقصود از «فصل خطاب» سخن جدا كننده حق از باطل و شناساننده صواب از ناصواب خواهد بود. و اگر معناى دوم مراد باشد، واژه «خطاب» به معناى خصومت و نزاع بوده و مقصود از «فصل خطاب» رفع خصومت ها و فيصله دادن به نزاع ها خواهد بود.

16- معلم عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 110 - 17

17 - خداوند آموزگار مسيح در فراگيرى علوم ، معارف دين و كتب آسمانى

و اذ علمتك الكتب و الحكمة و التورية و الانجيل

17- معلم قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 2 - 1،4

1 - خداوند ، معلم انسان و تعليم دهنده قرآن

الرحمن . علّم القرءان

4 - خداوند ، معلم واقعى قرآن ، بدون كمترين تصرف پيامبر (صلی الله علیه و آله) در آن

الرحمن . علّم القرءان

18- معلم ماروت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 102 - 16

16 - هاروت و ماروت ، علم سحر را از ناحيه خداوند دريافت مى كردند . *

و ما أنزل على الملكين ببابل هروت و مروت

19- معلم متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 34 - 8

8 - خداوند ، بيانگر مثال ها و نمونه هايى از امت هاى منقرض شده پيشين براى تقواپيشگان

و مثلاً من الذين خلوا من قبلكم و موعظة للمتّقين

برداشت ياد شده بر اين اساس استوار است كه لام در «للمتّقين» بيانگر غايت و نتيجه براى «و مثلاً من الذين خلوا من قبلكم» نيز باشد.

20- معلم محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 80 - 11

11 - خداوند ، تعليم دهنده پيامبر (صلی الله علیه و آله) در چگونه استدلال كردن و پاسخ گفتن به ادعا هاى واهى

قل أتخذتم عند اللّه عهداً . .. أم تقولون على اللّه ما لاتعلمون

برداشت فوق از كلمه «قل» استفاده شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 94 - 16

16 - خداوند ، آموزگار پيامبر (صلی الله علیه و آله) در چگونه استدلال كردن و پاسخگويى به مخالفان

قل فلم تقتلون . .. و لقد جاءكم موسى ... قل بئسما ... قل إن كانت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 105 - 7

7 - علوم پيامبر(صلی الله علیه و آله) از طرف خداوند است و نه از معلم بشرى.

و كذلك نصرف الأيت و ليقولوا درست و لنبينه لقوم يعلمون

تكرار فعل متكلم «نصرف» و «نبين» پاسخى تلويحى است به منكران الهى بودن قرآن و كسانى كه به ناحق آن را برگرفته از دانش بشر مى دانستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 161 - 2

2 - خداوند، راهنماى پيامبر(صلی الله علیه و آله)

هدينى ربى إلى صرط مستقيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 34 - 1

1 - آموزش بحث و احتجاج با مشركان به پيامبر (صلی الله علیه و آله) از جانب خداوند

قل هل من شركائكم . .. قل اللّه يبدؤا الخلق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 35 - 1

1 - آموزش بحث و احتجاج با مشركان به پيامبر (صلی الله علیه و آله) از سوى خداوند

قل هل من شركائكم من يهدى إلى الحق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 38 - 2

2 - آموزش بحث و احتجاج با مشركان به پيامبر (صلی الله علیه و آله) از سوى خداوند

أم يقولون افتريه قل فأتوا بسورة مثله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 13 - 6

6- خداوند ، چگونگى استدلال عليه مشركان و ادعا هاى نارواى آنان را به پيامبر (صلی الله علیه و آله) تعليم مى داد .

أم يقولون افتريه قل فأتوا

برداشت فوق ، از كلمه «قل» كه خطاب به پيامبر است ، استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 35 - 4

4- خداوند ، تعليم دهنده پيامبر (صلی الله علیه و آله) در چگونه پاسخ دادن به مشركان و چگونه برخورد كردن با ايشان

أم يقولون افتريه قل إن افتريته فعلىّ إجرامى و أنا برىءٌ مما تجرمون

برداشت فوق ، از كلمه «قل» استفاده شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 3 - 2

2- خداوند ، بيانگر سرگذشت پيشينيان براى پيامبر (صلی الله علیه و آله)

نحن نقصّ عليك أحسن القصص

«قصّ» (مصدر نقص) به معناى بيان كردن و بازگو كردن است. «قَصَص» به معناى بيان كردن و نيز به معناى داستان و چيزى است كه بازگو مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 16 - 6

6- خداوند راهنماى پيامبر (صلی الله علیه و آله) در چگونه بيان كردن معارف و تبليغ كردن دين

قل من رب السموت و الأرض قل الله قل أفاتخذتم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 30 - 18

18- خداوند ، تعليم دهنده پيامبر (صلی الله علیه و آله) در چگونه برخورد كردن با كافران و پاسخ گويى به آنان

قل هو ربى . .. و إليه متاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 43 - 4

4- خداوند ، تعليم دهنده پيامبر (صلی الله علیه و آله) در چگونه استدلال كردن بر رسالت خويش و چگونه احتجاج كردن با كافران

قل كفى بالله شهيدًا بينى و بينكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 50 - 1

1- خداوند ، شيوه پاسخ گويى به شبهات منكران معاد را ، به پيامبر (صلی الله علیه و آله) آموخت .

قل كونوا حجارة أو حديدًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 80 - 1

1- تعليم خواستنى ها و گونه نيايش و دعا ، از سوى خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و قل ربّ أدخلنى مدخل صدق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 22 - 9

9- خداوند ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) را در برخورد مناسب با اختلاف آراى مردم ، تعليم مى دهد .

قل ربّى أعلم بعدتهم . .. فلاتمار فيهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 26 - 3

3- خداوند ، راهنماى پيامبر (صلی الله علیه و آله) در پاسخ گويى به اظهارنظر هاى ناصحيح مردم است .

قل اللّه أعلم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 29 - 3

3- خداوند ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) را در شيوه برخورد با دنياگرايان و رد پيشنهاد هاى نادرست آنان تعليم داد .

و لاتطع من . .. و قل الحقّ من ربّكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 83 - 3

3- خداوند ، شيوه پاسخ گويى به پرسش هاى مردم را به پيامبر (صلی الله علیه و آله) تعليم داده است .

و يسئلونك . .. قل سأتلوا عليكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 103 - 7

7- پيامبر (صلی الله علیه و آله) - در شناخت فرجام انسان ها - تعليم ديده از جانب خداوند و بازگوكننده معارف وحى است .

هل ننبّئكم

ضمير متكلم مع الغير در «ننبّئكم» گوياى اين است كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) از پيش خود سخن نمى گويد، بلكه آموخته هاى الهى خويش را ارائه مى دهد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 64 - 9

9- خداوند براى رشد آگاهى هاى پيامبر (صلی الله علیه و آله) و تدبير رسالت او ، هيچ نكته اى از تعاليم ضرورى را فروگذارى نكرده و به دست فراموشى نسپرده است .

و ما كان ربّك نسيًّا

برداشت يادشده، با توجه به كلمه «ربّ» به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 105 - 8

8 - خداوند ، شيوه پاسخ گويى به سؤالات مردم را به پيامبر (صلی الله علیه و آله) آموخت .

و يس--َلونك . .. فقل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 114 - 23

23 - ترك تعجيل در نزول تمامى قرآن و سكوت كامل تا پايان نزول هر آيه ، زمينه ساز افزايش علوم پيامبر (صلی الله علیه و آله) از جانب خداوند

و لاتعجل بالقرءان . .. و قل ربّ زدنى علمًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 68 - 4

4 - آموزش روش برخورد با مشركان ستيزه جو از سوى خدا به پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و إن جدلوك فقل اللّه أعلم بما تعملون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 89 - 5

5 - خداوند روش احتجاج با مشركان را به پيامبر (صلی الله علیه و آله) آموزش داد .

قل لمن الأرض . .. قل من ربّ السموت ... قل من بيده ... قل فأنّى تسحرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 93 - 2

2 - التجا به پروردگار ، از آداب دعا و آموزه اى الهى به پيامبر (صلی الله علیه و آله)

قل ربّ إمّا ترينّى ما يوعدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 96 - 2

2 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، تحت تعليم خداوند در كيفيت رفتار با مردم

ادفع بالتى هى أحسن السيّئة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 98 - 1

1 - استعاذه ( پناه بردن ) به خدا از روى آوردن و حضور شياطين ، دعاى تعليمى از سوى خدا به پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و قل أعوذ بك من همزت الشيطين . و أعوذ بك ربّ أن يحضرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 118 - 1

1 - تعليم روش دعا و نيايش به پيامبر (صلی الله علیه و آله) از سوى خداوند

و قل ربّ . .. خير الرحمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 33 - 2،3

2 - خداوند در برابر هر يك از مثل هاى باطل و توصيف هاى غير واقعى كافران عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، سخن حق و موضع درست را به آن حضرت مى آموخت .

و لايأتونك بمثل إلاّ جئنك بالحقّ

3 - خداوند ، در برابر مثل هاى باطل و توصيف هاى غير واقعى كافران عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، بهترين راه كشف حقيقت و تفسير جريان حق و باطل را به آن حضرت ارائه مى كرد .

و لايأتونك بمثل إلاّ جئنك بالحقّ و أحسن تفسيرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 45 - 6

6 - اقدام الهى به بيان معارف ، شرايع و سرگذشت پيامبران ، از طريق وحى كردن قرآن به پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و لكنّا أنشأنا قرونًا فتطاول عليهم العمر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 71 - 1،2

1 - ارائه شيوه احتجاج با مشركان ، از سوى خدا به پيامبر (صلی الله علیه و آله)

قل أرءيتم إن جعل اللّه عليكم الّيل سرمدًا . .. من إله غير اللّه ... أفلاتسمعون

2 - طرح پرسش هاى تنبه بخش و بيدار كننده ، شيوه اى ارائه شده از سوى خدا به پيامبر (صلی الله علیه و آله) در محاجه با مشركان

قل أرءيتم إن جعل اللّه . .. أفلاتسمعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 72 - 1،2

1 - آموزش شيوه محاجه با مشركان از سوى خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله)

قل أرءيتم إن جعل اللّه عليكم النهار سرمدًا . .. من إله غير اللّه ... أفلاتبصرون

2 - طرح پرسش هاى تنبه آفرين و بيدارگر ، از شيوه هاى ارائه شده از سوى خدا به پيامبر در احتجاج با اهل شرك

قل أرءيتم إن جعل اللّه . .. أفلاتبصرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 85 - 8

8 - رهنمود خدا به پيامبر (صلی الله علیه و آله) در چگونگى پاسخ به كافران و مشركان لجوج

قل ربّى أعلم من جاء بالهدى و من هو فى ضلل مبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 46 - 1

1 - تعليم نيايش و ستايش از جانب پروردگار به پيامبر (صلی الله علیه و آله)

قل اللّهمّ

كلمه «اللّهمّ» در زبان عرب، اختصاصاً براى نداى خداوند به وقت دعا به كارمى رود; يعنى، يا اللّه.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 6 - 4

4 - خداوند ، تعليم دهنده شيوه برخورد با مشركان به پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و قالوا . .. فاعمل إنّنا عملون . قل إنّما أنا بشر مثلكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 9 - 2

2 - خداوند ، آموزگار پيامبر ، در برخورد با مشركان و چگونه استدلال كردن با آنان

قل أئنّكم لتكفرون

مطلب بالا با توجه به كلمه «قل»، قابل استفاده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 26 - 1

1 - خداوند ، شيوه پاسخ گويى به منكران معاد را به پيامبر (صلی الله علیه و آله) آموخت .

قالوا . .. قل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 6 - 2،3

2 - روى آوردن جبرئيل به سوى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، جهت تعليم قرآن به آن حضرت

علّمه شديد القوى . .. فاستوى

برداشت ياد شده بر اين اساس است كه متعلق «استوى» حذف شده و تقدير آن «فاستوى إليه» مى باشد (آهنگ پيامبر كرد).

3 - تجلى جبرئيل ، براى پيامبر (صلی الله علیه و آله) در سيماى واقعى خويش به هنگام تعليم وحى

ذو مرّة فاستوى

برخى از مفسران درباره معناى «فاستوى» گفته اند: مراد، ظاهر شدن فرشته وحى به شكل اصلى آن، براى پيامبر(صلی الله علیه و آله) مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 28 - 1،2

1 - ارائه شيوه احتجاج با كافران و مشركان ، از سوى خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله)

قل أرءيتم إن أهلكنى اللّه

2 - طرح پرسش هاى تنبّه بخش و بيداركننده ، شيوه ارائه شده از سوى خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) در محاجّه با كافران و مشركان

قل أرءيتم إن أهلكنى اللّه و من معى أو رحمنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 30 - 1

1 - ارائه شيوه احتجاج با كافران و مشركان ، از سوى خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله)

قل أرءيتم إن أصبح ماؤكم غورًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اعلى - 87 - 6 - 1،2،3،4،7،9،10

1 - آگاهى پيامبر (صلی الله علیه و آله) بر وحى و زبان گشودن آن حضرت به قرائت قرآن ، وابسته به خواست خداوند و در گرو عنايت ويژه او بود .

سنقرئك

2 - خداوند ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) را به آموختن قرآن و جارى ساختن آن بر زبان او وعده داد .

سنقرئك

«إقراء»; يعنى، ديگرى را قارى ساختن و حرف «سين» در «سنقرئك» براى تأكيد وعده است. بنابراين مفاد آيه شريفه، اين است كه وحى همچنان ادامه يافته، زبان تو در حال و آينده به قرائت آن توانمند خواهد بود.

3 - توانمند ساختن پيامبر (صلی الله علیه و آله) بر قرائت قرآن و فراموش نكردن آن ، از جلوه هاى ربوبيت خداوند بر آن حضرت است .

سنقرئك فلاتنسى

4 - وحى و نزول قرآن ، به صورت قرائت آن بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) و جارى ساختن آن بر زبان او بوده است .

سنقرئك

7 - دريافت قرائت قرآن از جانب خداوند ، مصون سازنده پيامبر (صلی الله علیه و آله) از فراموش كردن آن

سنقرئك فلاتنسى

حرف «فاء»، جمله «فلاتنسى» را بر «سنقرئك» تفريع كرده است.

9 - تسبيح خداوند ، زمينه ساز شايستگى پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى دريافت قرآن و حفظ آن

سبّح اسم ربّك . .. سنقرئك فلاتنسى

10 - وابستگى رويش گياهان و خشكيدن آنها به خواست خداوند ، گواه توانمندى او بر آموزش قرائت قرآن به پيامبر (صلی الله علیه و آله) و حاكميت مشيت او بر حفظ يا فراموش كردن آن

و الذى أخرج المرعى . فجعله غثاء أحوى . سنقرئك فلاتنسى

برشمردن صفات خداوند - پيش از وعده به قرائت و حفظ - نشانگر ارتباط آن صفات با اين وعده است; به اين بيان كه چون زوال گياهان سر سبز، وابسته به خواست خداوند است، زوال قرآن از حافظه انسان نيز مقهور اراده او مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اعلى - 87 - 8 - 1،3

1 - خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) وعده داد كه او را به برنامه و شريعتى ساده راهنمايى كرده و بر انجام دادن آن آماده و توانا سازد .

و نيسّرك لليسرى

«يسرى» وصف براى موصوفى محذوف از قبيل «الطريقة» يا «الشريعة» و به معناى سهل تر و آسان تر است. اسناد فعل «نيسّر» به ضمير خطاب - با آن كه در اين موارد طبيعى آن است كه تعبير «آسان كردن يسرى براى پيامبر(صلی الله علیه و آله)» به كار رود; نه «آسان ساختن پيامبر(صلی الله علیه و آله) براى يسرى» بيانگر آن است كه خداوند وعده ايجاد تحولات درونى در شخص پيامبر(صلی الله علیه و آله) را، به آن حضرت داده است كه با سهولت پذيراى برنامه الهى گردد.

3 - توفيق يافتن پيامبر (صلی الله علیه و آله) به فراگيرى قرآن و به خاطر سپردن آن ، نيازمند امداد هاى ويژه خداوند

و نيسّرك لليسرى

به قرينه «سنقرئك فلاتنسى» (در آيات پيشين) مى توان گفت: مراد از «نيسّرك»، آماده ساختن پيامبر(صلی الله علیه و آله) براى قرائت و حفظ قرآن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ضحى - 93 - 7 - 1،2

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، پيش از دريافت هدايت هاى الهى ، از شريعت اسلام و احكام قرآن بى خبر بود .

و وجدك ضالاًّ فهدى

ضلالت دو گونه است: 1. تحيّر در علوم نظرى مانند توحيد; 2. سرگردانى در علوم عملى نظير احكام شرعى (مفردات راغب). درباره پيامبر(صلی الله علیه و آله) به قرينه آيه «ما ضلّ صاحبكم...» (النجم/2) - كه ضلالت را از آن حضرت منتفى مى داند - مراد دومين نوع است; يعنى، پيامبر(صلی الله علیه و آله) آنچه را بعد از بعثت با نزول قرآن پى برد، پيش از بعثت نمى دانست.

2 - خداوند ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) را به شريعت اسلام آگاه ساخت .

فهدى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ضحى - 93 - 10 - 6

6 - خداوند ، با بيان هدايت هاى خويش به پيامبر (صلی الله علیه و آله) و رهانيدن آن حضرت از ناآگاهى ها ، او را به آموختن دانسته هاى خود به جويندگان آن تشويق كرد .

و وجدك ضالاًّ فهدى . .. و أمّا السائل فلاتنهر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - قدر - 97 - 2 - 3

3 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در شناخت شب قدر و ويژگى هاى آن ، نيازمند تعليم الهى است .

و ما أدريك ما ليلة القدر

خطاب در آيه شريفه، گرچه مخصوص پيامبر(صلی الله علیه و آله) نيست; ولى بر آن حضرت نيز تعميم مى يابد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - قارعه - 101 - 3 - 3

3 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در شناخت ويژگى هاى قيامت ، نيازمند تعليم الهى است .

و ما أدريك ما القارعة

خطاب در آيه شريفه گرچه متوجه شخص پيامبر(صلی الله علیه و آله) نيست; ولى چون آن حضرت خطاب را دريافت كرده است، او نيز از زمره مخاطبان خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - قارعه - 101 - 10 - 3

3 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در شناخت « هاوية » ، نيازمند تعليم الهى است .

و ما أدريك ماهيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - همزه - 104 - 5 - 3

3 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در شناخت ويژگى هاى آتش جهنم ، نيازمند تعليم الهى است .

و ما أدريك ما الحطمة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - كافرون - 109 - 1 - 3

3 - خداوند ، تعليم دهنده پيامبر (صلی الله علیه و آله) و تنظيم كننده محتوا و الفاظ گفتوگوى آن حضرت با كافران

قل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اخلاص - 112 - 1 - 1

1 - خداوند ، آموزنده توحيد به پيامبر (صلی الله علیه و آله)

قل هو اللّه أحد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فلق - 113 - 1 - 6

6 - خداوند ، آموزنده الفاظ استعاذه به پيامبر (صلی الله علیه و آله)

قل أعوذ بربّ الفلق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ناس - 114 - 1 - 5

5 - خداوند ، آموزنده الفاظ استعاذه به پيامبر (صلی الله علیه و آله)

قل

21- معلم مريم(س)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 26 - 8

8- عيسى ( ع ) ، شيوه برخورد با مردم و چگونگى واكنش در برابر بهتان آنان را به مادرش مريم ( س ) آموخت .

فإمّا ترينّ من البشر أحدًا فقولى

22- معلم ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 33 - 5

5 - آدم ( ع ) ، آموزگار فرشتگان

يأدم أنبئهم بأسمائهم فلمّا أنبأهم بأسمائهم

23- معلم موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 69 - 5

5- موسى ( ع ) داراى اشتياق فراوان به فراگيرى علوم خضر بود .

قال ستجدنى إن شاء اللّه صابرًا و لا أعصى لك أمرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 82 - 23

23- خضر ( ع ) پس از آموختن اسرار كار هاى خود به موسى ( ع ) ، وى را بر بى صبرى در برابر آن ، نكوهش كرد .

ذلك تأويل ما لم تسطع عليه صبرًا

24- معلم نوح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 37 - 4

4- نوح ( ع ) ، در ساخت كشتى با دريافت وحى ، از تعاليم و راهنمايى هاى خداوند بهره مى برد .

واصنع الفلك بأعيننا و وحينا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 29 - 6

6 - تعليم روش دعا به نوح ( ع ) از سوى خدا

فقل الحمد للّه . .. و قل ربّ أنزلنى منزلاً مباركًا و أنت خير المنزلين

25- معلم يعقوب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 68 - 15،16

15- خداوند ، آموزنده و اهدا كننده دانش ويژه به يعقوب ( ع )

و إنه لذو علم لما علّمنه

حرف «لام» در «لما علّمناه» براى تعليل است و «ما» در آن مصدريه مى باشد.

16- حاكميت اراده خداوند بر اسباب و علل ، از تعاليم خداوند به يعقوب ( ع )

ادخلوا من أبوب متفرقة و ما أُغنى عنكم من الله من شىء . .. و إنه لذو علم لما علّم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 73 - 12

12- خداوند ، به ابراهيم ، اسحاق و يعقوب ( ع ) كار هاى نيك را شناساند و چگونگى انجام آنها را از طريق وحى به آنان آموخت .

و أوحينا إليهم فعل الخيرت

برداشت ياد شده مبتنى براين است كه نصب «فعل الخيرات» به خاطر مفعول بودن آن براى «أوحينا» باشد. براين اساس وحى و الهام فعل خيرات مى تواند به اين معنا باشد كه خدا هر آن چه در ميزان الهى و در واقع، كار خير است به آنان شناساند و چگونگى انجام دادن آنها را از طريق وحى به آنان آموخت. و به سخن ديگر «أوحينا» متضمن معناى «علّمنا» است.

26- معلم يوسف(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 6 - 22

22- حكيمانه بودن افعال خدا و آگاهى او به ويژگى هاى يوسف ( ع ) ، موجب شد تا او را برگزيند و تعبير رؤيا و تحليل حوادث را به آن حضرت بياموزد .

يجتبيك ربك . .. إن ربك عليم حكيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 21 - 15،16

15- خداوند ، آموزگار يوسف در تفسير و تحليل حوادث و تعبير رؤياها

و لنعلّمه من تأويل الأحاديث

16- آموزش تحليل رخداد ها و تأويل رؤياها ، هدف تقدير الهى از كشاندن يوسف به خانه عزيز مصر

كذلك مكّنّا ليوسف فى الأرض و لنعلّمه من تأويل الأحاديث

«لام» در «لنعلّمه» لام غايت است و بيانگر غرض و هدف متعلق مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 37 - 9

9- خداوند ، آموزنده علم غيب به يوسف ( ع )

ذلكما مما علمنى ربى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 38 - 7

7- پيروى يوسف ( ع ) از آيين ابراهيم ، اسحاق و يعقوب ( ع ) ، موجب عنايت خدا به وى و آموزش علم غيب و دانش تعبير رؤيا به او شد .

ذلكما مما علمنى ربى إنى تركت . .. واتبعت ملّة ءاباءِى

جمله «اتبعت . ..» عطف بر «تركت» در آيه قبل است. بنابراين دلالت مى كند كه: پيروى از آيين ابراهيم نيز در بهره مند شدن يوسف(ع) از علوم الهى ، نقش داشته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 101 - 10

10- خداوند ، آموزگار يوسف ( ع ) در تأويل و تحليل رؤيا ها و حوادث

رب قد . .. علمتنى من تأويل الأحاديث

27- نقش معلم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 48 - 2

2 - نقش معلّم در ساختار شخصيّت متعلّم

و يعلّمه الكتاب

آيه فوق كه در صدد بيان ارزش و مقام عيسى (ع) است; مى فرمايد معلّم او، خداست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 66 - 10

10- پيمودن راه تكامل و رسيدن به معارف ويژه الهى ، نيازمند معلم و راهنما است .

هل أتّبعك على أن تعلّمن ممّا علّمت رشدًا

اين كه موسى(ع) خود را براى رسيدن به رشد، به تبعيت از خضر(ع) ناگزير مى بيند و براى ملاقات با وى، سفر و مشقت هاى آن را تحمّل مى كند، نشان احساس نياز او به راهنما است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 67 - 7

7- معلّم و مربّى ، بايد كشش و استعداد و تحمّل افراد را در نظر داشته باشد و دشوارى هاى دانش آموختن را به نوآموزان گوشزد كند .

إنّك لن تستطيع معى صبرًا

حضرت خضر(ع) قبل از آن كه موسى(ع) را به همراهى خود بپذيرد، مشكلات مسير را براى او يادآورى، و نيز بر تحمّل نداشتن او تأكيد مى كند. از اين آيه مى توان به پيامى براى اهل دانش دست يافت و آن برآورد تحمّل متعلم و نيز گوشزد كردن دشوارى هاى مسير است.

15- معماري

1- تاريخ معمارى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 129 - 2

2 - قوم عاد ، داراى تمدنى پيشرفته در امر معمارى و بناسازى

أتبنون بكلّ ريع ءاية تعبثون . و تتّخذون مصانع لعلّكم تخلدون

2- شرايط معمارى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 128 - 6

6 - نياز و هنرمند بودن ، از معيار هاى لازم براى خلق آثار و معمارى ها و بناسازى ها

أتبنون بكلّ ريع ءاية تعبثون

3- معمارى قوم عاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 129 - 2

2 - قوم عاد ، داراى تمدنى پيشرفته در امر معمارى و بناسازى

أتبنون بكلّ ريع ءاية تعبثون . و تتّخذون مصانع لعلّكم تخلدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 8 - 2

2 - قوم عاد ، پيشرفته در فنّ خانه سازى و معمارى

الّتى لم يخلق مثلها فى البلد

4- نياز به معمارى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 128 - 6

6 - نياز و هنرمند بودن ، از معيار هاى لازم براى خلق آثار و معمارى ها و بناسازى ها

أتبنون بكلّ ريع ءاية تعبثون

5- هنر در معمارى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 128 - 6

6 - نياز و هنرمند بودن ، از معيار هاى لازم براى خلق آثار و معمارى ها و بناسازى ها

أتبنون بكلّ ريع ءاية تعبثون

16- معنويت

1- آثار معنويت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 67 - 6

6 - عميق ترين روابط مودّت آميز بدون پشتوانه معنويت و تقوا ، محكوم به گسستن و نابودى است .

الأخلاّء يومئذ

واژه «الأخلاّء» (جمع «خليل») از ماده «خلّة» گرفته شده است كه به معناى مودّت و دوستى مى باشد. ريشه اصلى آن «خلل» به معناى فاصله ميان دو شىء است كه به دليل نفوذ محبت و دوستى در عمق قلب آدمى، اين واژه در مورد دوستان به كار مى رود.

2- معنويت در امور اقتصادى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 36 - 8

8 - در بينش دينى ، نگاه به اقتصاد نيز بايد جنبه معنوى و الهى داشته باشد .

و قالوا نحن أكثر أمولاً . .. قل إنّ ربّى يبسط الرزق لمن يشاء و يقدر

معنويات

3- آثار معنويات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 14 - 9

9- امور معنوى و حالات درونى ، داراى تأثير در زندگى انسان ها و تحولات تاريخى

لنهلكنّ الظلمين . و لنسكننّكم الأرض ... ذلك لمن خاف مقامى و خاف وعيد

«ذلك» تعليل براى إسكان انبيا به جاى اقوام ستمگر پس از هلاكت آنان است كه در آن تحول مهم، ترس از حسابرسى و وعيد خداوند داراى نقش معرفى شده كه امرى معنوى است.

4- احياى معنويات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 3 - 4

4 - مؤمنان راستين همواره احياگر ارزش هاى معنوى و برطرف كننده نياز هاى مادى جامعه

الذين يقيمون الصلوة و مما رزقنهم ينفقون

اقامه نماز مى تواند به عنوان نمونه اى بارز از احياى امور معنوى ياد شده باشد. فعل مضارع «يقيمون» و «ينفقون» حاكى از استمرار اقامه نماز و انفاق است.

5- ارزش معنويات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 95 - 3

3- ارزش عالى دين و معنويات و قابل مقايسه نبودن آنها با امور مادى

و لاتشتروا بعهد الله ثمنًا قليلاً إنما عند الله هو خير لكم

6- اسلام و معنويات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 143 - 2

2 - اسلام ، آيينى معتدل در توجه به ماديات و معنويات

جعلنكم أمة وسطاً

چون سخن در اين بخش از آيات، نظر به يهود و نصارا دارد، مى توان گفت: توصيف امت اسلام به امتى معتدل، در قياس با يهود و نصاراست و از آنجا كه يهوديان مردمى دنياگرا هستند و نصارا تأييد كننده رهبانيت و ترك دنيا مى باشند; مراد از معتدل بودن امت اسلام، اعتدال در توجه به دنيا و امور معنوى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 2 - 19

19 - اهتمام اسلام به امور مادى و معنوى مردم

يبتغون فضلا من ربهم و رضوناً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 5 - 18

18 - اهتمام اسلام به خانواده و سلامت اعتقادى و روانى آن

و المحصنت من المؤمنت و المحصنت من الذين اوتوا الكتب

7- اميدوارى به معنويات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 46 - 7

7- ارزش هاى معنوى ماندگار و در پى دارنده پاداش الهى ، شايسته دل بستگى و اميد انسان است .

خير عند ربّك ثوابًا و خير أملاً

8- اهتمام موحدان به معنويات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 6 - 16

16- مردان الهى ، حتى در آرمان هاى مادى خويش ، به ارزش هاى معنوى ، توجه دارند .

فهب لى من لدنك وليًّا يرثنى . .. واجعله ربّ رضيًّا

9- اهميت معنويات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 95 - 7

7- نفع و صلاح واقعى انسان ها ، تنها در ارزش هاى معنوى و الهى نهفته است و نه در مطامع ناچيز دنيوى .

و لاتشتروا بعهد الله ثمنًا قليلاً إنما عند الله هو خير لكم

10- پاداش معنويات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 46 - 7

7- ارزش هاى معنوى ماندگار و در پى دارنده پاداش الهى ، شايسته دل بستگى و اميد انسان است .

خير عند ربّك ثوابًا و خير أملاً

11- جاودانگى معنويات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 46 - 7

7- ارزش هاى معنوى ماندگار و در پى دارنده پاداش الهى ، شايسته دل بستگى و اميد انسان است .

خير عند ربّك ثوابًا و خير أملاً

12- سوءاستفاده از معنويات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 95 - 5

5- انسان ، در معرض خطر دستاويز قرار دادن ارزش هاى معنوى براى دستيابى به ماديات

و لاتشتروا بعهد الله ثمنًا قليلاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 33 - 20

20 - ممكن است كه عوامل وسوسه كننده ، از ارزش هاى معنوى ، براى رسيدن به اهداف خويش ، استفاده كنند .

و لايغرّنّكم باللّه الغرور

13- عوامل وصول به معنويات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 83 - 5

5 - دستيابى به درجات عالى معنوى، منوط به مشيت الهى است.

نرفع درجت من نشاء

14- مراتب مقامات معنوى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 83 - 6

6 - مقامات معنوى، درجات و مراتب گوناگونى دارد.

نرفع درجت من نشاء

گزينش صيغه جمع «درجات» به جاى «درجة» مى تواند اشاره به تعدد درجات و مراتب گوناگون آن باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 76 - 22،23

22- مقامات معنوى ، داراى درجات و مراحل گوناگون است .

نرفع درجت من نشاء

برداشت فوق از جمع بودن كلمه «درجات» استفاده شده است.

23- تفاوت رتبه و منزلت انسان ها در پيشگاه خداوند

نرفع درجت من نشاء

15- نشانه هاى برخوردارى از معنويات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 31 - 11

11- محروم بودن انسان از مال و منال ( ماديات ) ، نشانه ناشايستگى او براى دستيابى به خير هاى معنوى و الهى نيست .

لاأقول للذين تزدرى أعينكم لن يؤتيهم الله خيراً

16- نقش معنويات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 10 - 14

14- معنويات داراى نقشى مؤثر در تداوم حيات دنيوى انسانها

يدعوكم ليغفر لكم . .. و يؤخّركم إلى أجل مسمًّى

مراد از «يدعوكم» مى تواند دعوت به ايمان باشد كه از جمله معنويات است و از نتايج آن، به تأخير افتادن أجل تا رسيدن به أجل مسمّى است و اين، حاكى از تأثير معنويت در حيات دنيوى است.

17- نياز به معنويات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 50 - 6

6 - نياز بشر در سعادت خود ، به چيزهايى غير از برخوردارى مادى و دانش اقتصادى

ثمّ إذا خوّلنه نعمة . .. فما أغنى عنهم ما كانوا يكسبون

17- مغالطه

1- مغالطه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 258 - 13،22

13 - ادّعاى مغالطه آميز نمرود ، بر اينكه مرگ و زندگى به دست اوست .

قال انا اُحيى و اميت

از اينكه ابراهيم (ع) در برابر پاسخ نمرود (انا احيى . .. )، استدلالى ديگر مطرح كرد (فان اللّه ... )، معلوم مى شود احياء و اماته اى را كه نمرود مدعى بود ; با مغالطه به اطرافيان خويش كه دركى از واقعيّت حيات و مرگ نداشتند، باوراند. (چنانچه در روايات آمده است كه دستور به كشتن فردى و آزادى محكوم به مرگى را داد.)

22 - كفر و عناد نمرود و مغالطه وى با ابراهيم ( ع )

ربّى الّذى يحيى و يميت قال انا احيى و اميت

حضرت ابراهيم (ع) از «احياء» و «اماته» معنى حقيقتش را اراده كرده بود، در حالى كه مراد نمرود، معناى مجازى آن بود.

2- آثار مغالطه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 9 - 13

13 - محروميت از هدايت الهى، نتيجه حق پوشى و مغالطه كارى خود انسان

و للبسنا عليهم ما يلبسون

تلبيس خداوند (للبسنا)، از نظر رتبه، پس از تلبيس خود آدمى (ما يلبسون) قرار دارد.

3- اعراض از مغالطه گران در آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 68 - 2،3

2 - پيامبر(صلی الله علیه و آله) موظف به اجتناب از بحث و جدال و درگير شدن با مغالطه گران و شبهه افكنان در آيات قرآن و ديگر آيات الهى

و إذا رأيت الذين يخوضون فى ءايتنا فأعرض عنهم

3 - پرهيز از بحث و مجادله با ياوه گويان و مغالطه گران در مورد دين و آيات الهى، وظيفه مؤمنان است.

و إذا رأيت الذين يخوضون فى ءايتنا فأعرض عنهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 69 - 5

5 - فلسفه تحريم همنشينى با ياوه گويان مغالطه گر در آيات الهى، بازداشتن آنها از اين عمل ناپسند است.

فلاتقعد بعد الذكرى . ..و ما على الذين يتقون من حسابهم من شىء و لكن ذكرى لعلهم يت

4- اعراض از مغالطه گران در اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 69 - 3

3 - بر كسانى كه در همنشينى با مغالطه گران درباره قرآن و اسلام از بحث پرهيز نموده و سعى در بازداشتن ديگران كنند، گناهى نيست.

و ما على الذين يتقون من حسابهم من شىء و لكن ذكرى

در اين برداشت، «يتقون» به معناى لغوى آن و متعلق آن «خوض» گرفته شده است. علاوه بر اين كه «ذكرى» نيز مفعول مطلق براى فعل محذوف «يذكرونهم» فرض شده است; يعنى: «يتقون الخوض و لكن يذكرونهم ذكرى».

5- اعراض از مغالطه گران در دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 68 - 3،8

3 - پرهيز از بحث و مجادله با ياوه گويان و مغالطه گران در مورد دين و آيات الهى، وظيفه مؤمنان است.

و إذا رأيت الذين يخوضون فى ءايتنا فأعرض عنهم

8 - گفتگو و مجالست با مشركان و مخالفان، در صورتى كه به ياوه گويى و مغالطه گرى در دين نپردازند، ممنوع نيست.

فأعرض عنهم حتى يخوضوا فى حديث غيره

ظاهراً «حتى» غايت براى حكم «اعراض» است ; يعنى تا زمانى از مشركان اعراض كن كه در آيات الهى خوض مى كنند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 91 - 29

29 - لجاجت پيشگان مغلطه افكن در دين را بايد به حال گمراهى خود رها نمود.

إذ قالوا ما أنزل الله . .. قل الله ثم ذرهم فى خوضهم يلعبون

6- اعراض از مغالطه گران در قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 68 - 2،19

2 - پيامبر(صلی الله علیه و آله) موظف به اجتناب از بحث و جدال و درگير شدن با مغالطه گران و شبهه افكنان در آيات قرآن و ديگر آيات الهى

و إذا رأيت الذين يخوضون فى ءايتنا فأعرض عنهم

19 - عن أبى جعفر(ع) فى قول الله: «و إذا رأيت الذين يخوضون فى آياتنا» قال: الكلام فى الله و الجدال فى القرآن «فأعرض عنهم حتى يخوضوا فى حديث غيره» . .. .

امام باقر(ع) فرمود: مراد از «يخوضون فى آياتنا»، سخن گفتن در مورد ذات خداوند و مجادله كردن درباره قرآن است. «پس از آنان رويگردان شو تا به سخن ديگرى بپردازند» ... .

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 69 - 4

4 - بر مؤمنانى كه از همنشينى با مغالطه گران و ياوه گويان در مورد قرآن و اسلام پرهيز كنند، گناهى نيست، هر چند مغالطه و استهزاى آنان ادامه يابد.

و ما على الذين يتقون من حسابهم من شىء

ممكن است اين آيه در صدد پاسخ به سؤال برخى مؤمنان باشد. بدين گونه كه آنان فكر كنند كه اگر ما مجالس كافران را تحريم كنيم، آنان زمينه مساعد بيشترى براى مغلطه و استهزا دارند. اين آيه مى فرمايد شما پرهيز كنيد، گناه كار آنان به شما تسرّى نمى كند.

7- برخورد با مغالطه گران در آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 68 - 6،16

6 - لزوم سوق دادن ياوه گويان و مغالطه گران درباره قرآن و آيات الهى به بحثهاى ديگر

الذين يخوضون . .. فأعرض عنهم حتى يخوضوا فى حديث غيره

16 - دستور بى اعتنايى به مغالطه گران درباره آيات، در معرض فراموشى از سوى مسلمانان صدر اسلام

و إما ينسينك الشيطن فلاتقعد بعد الذكرى

8- برخورد با مغالطه گران در دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 68 - 4،5

4 - روش برخورد با مغالطه گران و مجادله كنندگان ياوه گوى در مورد دين كه در پى كشف حقيقت نيستند، بى اعتنايى است.

الذين يخوضون فى ءايتنا فأعرض عنهم

5 - ترك سخن و مجادله با مغالطه گران ياوه گو درباره قرآن، روشى در بازداشتن آنان از اين عمل ناپسند و مرتبه اى در نهى آنان از اين منكر است.

يخوضون فى ءايتنا فأعرض عنهم حتى يخوضوا فى حديث غيره

9- برخورد با مغالطه گران در قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 68 - 6

6 - لزوم سوق دادن ياوه گويان و مغالطه گران درباره قرآن و آيات الهى به بحثهاى ديگر

الذين يخوضون . .. فأعرض عنهم حتى يخوضوا فى حديث غيره

10- بى اعتنايى به مغالطه گران در آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 68 - 16

16 - دستور بى اعتنايى به مغالطه گران درباره آيات، در معرض فراموشى از سوى مسلمانان صدر اسلام

و إما ينسينك الشيطن فلاتقعد بعد الذكرى

11- بى اعتنايى به مغالطه گران در دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 68 - 4،5

4 - روش برخورد با مغالطه گران و مجادله كنندگان ياوه گوى در مورد دين كه در پى كشف حقيقت نيستند، بى اعتنايى است.

الذين يخوضون فى ءايتنا فأعرض عنهم

5 - ترك سخن و مجادله با مغالطه گران ياوه گو درباره قرآن، روشى در بازداشتن آنان از اين عمل ناپسند و مرتبه اى در نهى آنان

از اين منكر است.

يخوضون فى ءايتنا فأعرض عنهم حتى يخوضوا فى حديث غيره

12- ظلم مغالطه در آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 68 - 17

17 - مغالطه گران و ياوه گويان و جدل كنندگان در مورد قرآن و آيات الهى ستمكارند.

الذين يخوضون فى ءايتنا . .. مع القوم الظلمين

13- ظلم مغالطه در قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 68 - 17

17 - مغالطه گران و ياوه گويان و جدل كنندگان در مورد قرآن و آيات الهى ستمكارند.

الذين يخوضون فى ءايتنا . .. مع القوم الظلمين

14- گمراهى مغالطه گران در دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 91 - 29

29 - لجاجت پيشگان مغلطه افكن در دين را بايد به حال گمراهى خود رها نمود.

إذ قالوا ما أنزل الله . .. قل الله ثم ذرهم فى خوضهم يلعبون

15- گناه مغالطه گران در اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 69 - 2

2 - بيهوده سخن راندن و مغالطه گرى و استهزا در مورد قرآن و اسلام گناهى بزرگ است.

فلاتقعد بعد الذكرى مع القوم الظلمين. و ما على الذين يتقون من حسابهم من شىء

ظالم خواندن خوض كنندگان در آيات و تأكيد بر تحريم همنشينى مسلمانان با آنان و همچنين جمله «من حسابهم»، مجموعاً بيانگر بزرگى گناه خوض در آيات است.

16- گناه مغالطه گران در قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 69 - 2

2 - بيهوده سخن راندن و مغالطه گرى و استهزا در مورد قرآن و اسلام گناهى بزرگ است.

فلاتقعد بعد الذكرى مع القوم الظلمين. و ما على الذين يتقون من حسابهم من شىء

ظالم خواندن خوض كنندگان در آيات و تأكيد بر تحريم همنشينى مسلمانان با آنان و همچنين جمله «من حسابهم»، مجموعاً بيانگر بزرگى گناه خوض در آيات است.

17- لجاجت مغالطه گران در دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 91 - 29

29 - لجاجت پيشگان مغلطه افكن در دين را بايد به حال گمراهى خود رها نمود.

إذ قالوا ما أنزل الله . .. قل الله ثم ذرهم فى خوضهم يلعبون

18- مغالطه در نبوت محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 9 - 12

12 - خداوند حق پوشان و مغالطه كاران در رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) را در گمراهى رها مى كند.

و للبسنا عليهم ما يلبسون

19- مغالطه كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 9 - 10،11

10 - بقاى مغالطه كارى و بهانه جوييهاى كافران، حتى در صورت انتخاب پيامبر از ميان فرشتگان

و لو جعلنه ملكا لجعلنه رجلا و للبسنا عليهم

11 - كافران به رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله)، حق پوش و مغالطه كارند.

و للبسنا عليهم ما يلبسون

«يلبسون»، فعل مضارع و بيانگر استمرار تلبيس كافران است.

20- مغالطه گران در آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 68 - 1

1 - برخى مشركان و مخالفان پيامبر(صلی الله علیه و آله) با ياوه گويى در صدد مغالطه و ايجاد شبهه در مورد آيات قرآن و ديگر آيات الهى بودند.

و إذا رأيت الذين يخوضون فى ءايتنا

طبرسى (ره) درباره معنى خوض مى گويد: «الخوض التخليط فى المفاوضة على سبيل اللعب و العبث و ترك التفهم و التبيين». يعنى خوض خلط كردن در گفتگو براى بازى و بيهوده گويى است، نه براى فهم و روشن شدن حقيقت.

21- مغالطه گران در دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 70 - 0

22- مغالطه گران در قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 70 - 5

5 - مغالطه گرايان و خوض كنندگان در اسلام و قرآن و استهزاكنندگان آن، دين خدا را بازيچه و سرگرمى خود قرار داده اند.

الذين يخوضون فى ءايتنا . .. يخوضوا فى حديث غيره ... و ذر الذين اتخذوا دينهم لعبا

مراد از «الذين . ... »، به قرينه آيات پيشين، همان خوض كنندگان در آيات هستند.

23- مغالطه مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 58 - 7

7 - فهم نادرست و بيان مغالطه آميز مشركان ، از نظريه قرآن درباره عيسى بن مريم ( ع )

ما ضربوه لك إلاّ جدلاً

بيان قرآن درباره تولد، زندگى و مرگ عيسى(ع)، شائبه الوهيت ندارد تا مشركان او را با آلهه خود مقايسه كنند.

24- مغالطه نمرود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 258 - 13،22

13 - ادّعاى مغالطه آميز نمرود ، بر اينكه مرگ و زندگى به دست اوست .

قال انا اُحيى و اميت

از اينكه ابراهيم (ع) در برابر پاسخ نمرود (انا احيى . .. )، استدلالى ديگر مطرح كرد (فان اللّه ... )، معلوم مى شود احياء و اماته اى را كه نمرود مدعى بود ; با مغالطه به اطرافيان خويش كه دركى از واقعيّت حيات و مرگ نداشتند، باوراند. (چنانچه در روايات آمده است كه دستور به كشتن فردى و آزادى محكوم به مرگى را داد.)

22 - كفر و عناد نمرود و مغالطه وى با ابراهيم ( ع )

ربّى الّذى يحيى و يميت قال انا احيى و اميت

حضرت ابراهيم (ع) از «احياء» و «اماته» معنى حقيقتش را اراده كرده بود، در حالى كه مراد نمرود، معناى مجازى آن بود.

25- همنشينى با مغالطه گران در آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 68 - 15

15 - همنشينى و مجالست با مغالطه گران و ياوه گويان و جدل كنندگان در مورد قرآن و آيات الهى حرام است.

الذين يخوضون فى ءايتنا . .. فلاتقعد بعد الذكرى مع القوم الظلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 69 - 5

5 - فلسفه تحريم همنشينى با ياوه گويان مغالطه گر در آيات الهى، بازداشتن آنها از اين عمل ناپسند است.

فلاتقعد بعد الذكرى . ..و ما على الذين يتقون من حسابهم من شىء و لكن ذكرى لعلهم يت

26- همنشينى با مغالطه گران در دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 68 - 13

13 - شيطان در صدد است حكم حرمت حضور در مجلس ياوه گويان مغالطه گر درباره دين فراموش شود.

و إما ينسينك الشيطن

نون «ينسينك» زايده در «اما»، كه براى تأكيد مى باشد، بيانگر اين است كه شيطان در صدد به فراموشى كشاندن انسان در اين

گونه موارد است.

27- همنشينى با مغالطه گران در قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 68 - 15

15 - همنشينى و مجالست با مغالطه گران و ياوه گويان و جدل كنندگان در مورد قرآن و آيات الهى حرام است.

الذين يخوضون فى ءايتنا . .. فلاتقعد بعد الذكرى مع القوم الظلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 69 - 1،3،4،6

1 - بر كسانى كه از همنشينى با بيهوده گويان درباره قرآن و اسلام پرهيز مى كنند، ولى بناچار سخنان آنها را مى شنوند، گناهى نيست.

و ما على الذين يتقون من حسابهم من شىء و لكن ذكرى لعلهم يتقون

در اين برداشت، «يتقون» به معناى لغوى آن گرفته شده است.

3 - بر كسانى كه در همنشينى با مغالطه گران درباره قرآن و اسلام از بحث پرهيز نموده و سعى در بازداشتن ديگران كنند، گناهى نيست.

و ما على الذين يتقون من حسابهم من شىء و لكن ذكرى

در اين برداشت، «يتقون» به معناى لغوى آن و متعلق آن «خوض» گرفته شده است. علاوه بر اين كه «ذكرى» نيز مفعول مطلق براى فعل محذوف «يذكرونهم» فرض شده است; يعنى: «يتقون الخوض و لكن يذكرونهم ذكرى».

4 - بر مؤمنانى كه از همنشينى با مغالطه گران و ياوه گويان در مورد قرآن و اسلام پرهيز كنند، گناهى نيست، هر چند مغالطه و استهزاى آنان ادامه يابد.

و ما على الذين يتقون من حسابهم من شىء

ممكن است اين آيه در صدد پاسخ به سؤال برخى مؤمنان باشد. بدين گونه كه آنان فكر كنند كه اگر ما مجالس كافران را تحريم كنيم، آنان زمينه مساعد بيشترى براى مغلطه و استهزا دارند. اين آيه مى فرمايد شما پرهيز كنيد، گناه كار آنان به شما تسرّى نمى كند.

6 - همنشينى با كافران و مشركانى كه به استهزا و مغالطه در قرآن و اسلام نپردازند، حرام نيست. *

و ما على الذين يتقون من حسابهم من شىء

در اين آيه فاعل «يتقون» كافران، و مرجع ضمير «حسابهم» خوض كنندگان فرض شده است; يعنى حساب كافرانى كه از خوض پرهيز مى كنند، از حساب خوض كنندگان جدا و همنشينى با آنان بى اشكال است.

18- مغرب

1- اختيار مردم مغرب سرزمين ذوالقرنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 88 - 10

10- ساحل نشينان غرب سرزمين ذوالقرنين ، براى ايمان و عمل صالح و ترك ستم كارى ، از زمينه مساعدى برخودار بودند .

أمّا من ظلم . .. و أمّا من ءامن و عمل صلحًا

2- ايمان ظالمان مغرب سرزمين ذوالقرنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 87 - 4

4- ذوالقرنين ، به ايمان آوردن ظالمان ساحل دريا و دست برداشتن آنان از ظلم و فساد ، اميدوار بود و در مجازات آنان شتابى نداشت .

قال أمّا من ظلم فسوف نعذّبه

حرف «سوف» براى آينده است و فعل هاى شرط («آمن» و «عمل») در آيه بعد، قرينه اين است كه ذى القرنين، به احتمال ايمان آوردن ظالمان، در مجازات آنان تعجيل نكرده است.

3- ايمان مردم مغرب سرزمين ذوالقرنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 88 - 10

10- ساحل نشينان غرب سرزمين ذوالقرنين ، براى ايمان و عمل صالح و ترك ستم كارى ، از زمينه مساعدى برخودار بودند .

أمّا من ظلم . .. و أمّا من ءامن و عمل صلحًا

4- تسبيح خدا قبل از مغرب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 39 - 5

5 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور تسبيح و ستايش پروردگار ، قبل از طلوع خورشيد و قبل از غروب آن

و سب-ّح بحمد رب-ّك قبل طلوع الشمس و قبل الغروب

5- تشريع نماز مغرب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 49 - 4

4- دستور نماز مغرب ، عشا و صبح ، به پيامبر (صلی الله علیه و آله) *

و من الّيل فسبّحه و إدبر النجوم

برداشت ياد شده بنابراين نكته است كه «من الّيل»، نظر به نماز مغرب و عشا و «إدبار النجوم» نظر به نماز صبح داشته باشد، چه اين كه «حين تقوم» در آيه شريفه قبل مى تواند نظر به نماز نيمروز داشته باشد. بر اين اساس نمازهاى پنجگانه در اين دو آيه، مورد اشاره قرار گرفته است.

6- تشكل مردم مغرب سرزمين ذوالقرنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 86 - 6

6- ذوالقرنين ، در آخرين نقطه خشكى ، در غرب سرزمين خويش ، با مردمى داراى تشكّل و قوميّت مواجه شد .

وجدها تغرب فى عين حمئة و وجد عندها قومًا

7- تعدد مغرب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 17 - 1

1 - خداوند ، تدبيرگر و طرّاح دو مشرق و دو مغرب براى خورشيد

ربّ المشرقين و ربّ المغربين

همان طور كه مفسران گفته اند، مراد از «مشرقين» مشرق خورشيد در آغاز تابستان و آغاز زمستان است زيرا; نقطه طلوع

خورشيد هر چند در هر روز تفاوت پيدا مى كند; اما اين تفاوت به صورت تدريجى ميان دو نقطه اصلى است كه يك نقطه آن در آغاز تابستان قرار دارد و نقطه ديگر آن در آغاز زمستان مى باشد و مغرب بر منوال مشرق است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 40 - 5،9

5 - خورشيد ، داراى مشرق ها و مغرب ها

بربّ المشرق و المغرب

بسيار از مفسران، برآنند كه مقصود از «مشارق» و «مغارب»، مشرق ها و مغرب هاى متعدد خورشيد است كه در هر روز از سال، از نقطه اى غير از نقطه روز قبل و بعد، طلوع و غروب مى كند.

9 - « عن الأَصْبَغ بن نُباتة قال : خطبنا أميرُالمؤمنين ( ع ) . . . فقام إليه ابن الكوّاء فقال : يا أميرالمؤمنين . . . يقول : « رب المشارق و المغارب » . . . قال ( ع ) . . . أمّا قوله « ربّ المشارق و المغارب » فإنّ لها ثلاث مائة و ستّين بُرجاً تطلُع كلّ يوم من برج و تغيب فى آخر فلاتعود إليه إلاّ من قابل فى ذلك اليوم . . . ;

اصبغ بن نباته مى گويد: على(ع) براى ما خطبه مى خواند . .. ابن كوّاء برخاست و گفت: اى اميرمؤمنان! ...[خداوند ]مى فرمايد: (ربّ المشارق و المغارب)... حضرت فرمود: ... اما سخن خداوند (ربّ المشارق و المغارب) [جمع بودن «مشارق» و «مغارب»] به اين دليل است كه براى [خورشيد ]360 برج است، كه هر روز از برجى طلوع نموده و در برجى ديگر غايب مى شود و تا سال آينده مثل همين روز، ديگر به آن برج برنمى گردد...».

8- تمدن در مغرب سرزمين ذوالقرنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 86 - 12

12- وجود تمدن در غرب سرزمين ذى القرنين

وجد عندها قومًا . .. إمّا أن تعذّب

ظلم و ايمان و عمل صالح و مجازات - كه آيات بعد در باره ساحل نشينان ياد كرده است - از مشخصات جوامع متمدن است.

9- تمدن مردم مغرب سرزمين ذوالقرنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 90 - 5

5- در عصر ذوالقرنين ، مردم ساكن غرب سرزمين او ، متمدن تر و پيشرفته تر از مردم ساكن در شرق سرزمين وى بودند .

بلغ مغرب الشمس . .. وجد عندها قومًا ... تطلع على قوم لم نجعل لهم من دونها سترًا

10- حكومت در مغرب سرزمين ذوالقرنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 89 - 1

1- ذوالقرنين ، پس از اقامه نظام عادلانه دينى در ميان ساحل نشينان غرب ، به سوى شرق سرزمين خويش حركت كرد .

ثمّ أتبع سببًا . حتّى إذا بلغ مطلع الشمس

11- ذكر خدا در مغرب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 39 - 9

9 - قبل از طلوع و غروب خورشيد ، لحظه هايى مناسب براى ياد خدا *

و سب-ّح بحمد رب-ّك قبل طلوع الشمس و قبل الغروب

12- ذوالقرنين در مغرب زمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 86 - 1،2،4،6

1- ذوالقرنين ، با به كارگيرى برخى از ابزار ها و نيروهايش ، به سمت غرب سرزمين خويش پيش رفت .

فأتبع سببًا . حتّى إذابلغ مغرب الشمس

2- ذوالقرنين ، با رسيدن به انت هاى خشكى هاى غرب ، آبى گل آلود و تيره رنگ را فراروى خويش ديد .

حتّى إذا بلغ مغرب الشمس وجدها تغرب فى عين حمئة

«حمئة» يعنى داراى «حمأة» به «گل سياه بدبو» گفته مى شود. (كتاب العين)

4- پيشروى ذوالقرنين ، با رسيدن به ساحل دريايى گسترده ، متوقف شد .

وجدها تغرب فى عين حمئة

بدان احتمال كه نماى غروب خورشيد در آب، نشانه گستردگى پهنه دريا باشد; يعنى، در چشم اندازِ آن، چيزى مشاهده نمى شد، لذا تصوّر آن بود كه خورشيد در چشمه جوشانى در دريا فرو مى رود و خشكى ديگرى در وراى آن نيست.

6- ذوالقرنين ، در آخرين نقطه خشكى ، در غرب سرزمين خويش ، با مردمى داراى تشكّل و قوميّت مواجه شد .

وجدها تغرب فى عين حمئة و وجد عندها قومًا

13- زبان مردم مغرب سرزمين ذوالقرنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 93 - 3

3- مردم اقصاى مشرق و مغرب زمين ، در لغت با ذوالقرنين ، قرابت داشتند .

لايكادون يفقهون قولاً

در بين سه گروهى كه ذوالقرنين با آنان برخورد كرد، تنها، در باره گروه شمالى تعبير «لايكادون. ..» صورت گرفته است، ولى در باره آن دو قوم ديگر، چنين مشكلى مطرح نشده است.

14- سوگند به مغرب ستارگان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 75 - 1

1 - سوگند مؤكد خداوند به محل افول و غروب ستارگان

فلاأُقسم بموقع النجوم

«موقع» (مفرد «مواقع») مى تواند اسم مكان و به دو معنا آمده است: محل استقرار و محل سقوط، برداشت بالا بر پايه معناى دوم است.

15- طلوع خورشيد از مغرب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 158 - 12

12 - عن أبى جعفر و أبى عبداللّه - عليهما السلام - فى قوله: «يوم يأتى بعض آيات ربك لا ينفع نفسا إيمانها» قال: طلوع الشمس من المغرب و خروج الدابة و الدجال . .. .

از امام باقر و امام صادق - عليهما السلام - روايت شده است: مراد از «بعض آيات ربك» در آيه، طلوع خورشيد از مغرب و خروج دابه و دجال است . .. .

16- ظلم مردم مغرب سرزمين ذوالقرنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 86 - 7

7- ساحل نشينان غرب سرزمين ذى القرنين ، مردمى كفرپيشه و ستم كار بودند .

قلنا يذا القرنين إمّا أن تعذّب

تعبير «تعذّب» نشانگر آن است كه آنان مستحق كيفر بوده اند و دليل آن - به قرينه آيات بعد - ستم گرى و كفر آنان بوده است.

17- عجز مردم مغرب سرزمين ذوالقرنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 86 - 9

9- ساحل نشينان مناطق غربى سرزمين ذى القرنين ، از رويارويى با نيرو هاى او ناتوان بودند و در برابر تصميمات او ، قدرت مقاومت نداشتند .

وجد عندها قومًا قلنا يذا القرنين إمّا أن تعذّب

18- عظمت مغرب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 40 - 2

2 - مشرق ها و مغرب ها ، پديده هايى بس با عظمت در جهان طبيعت و داراى نقش حياتى در زندگى بشر

فلاأُقسم بربّ المشرق و المغرب

مطلب ياد شده، با توجه به اين نكته است كه سوگند به هر چيزى، نشانه عظمت آن چيز است.

19- عفو مردم مغرب سرزمين ذوالقرنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 86 - 8

8- ذوالقرنين ، از سوى خداوند ، در مجازات يا بخشش ساحل نشينان غربى ، مخير شد .

قلنا يذاالقرنين إمّا أن تعذّب و اما ان تتّخذ فيهم حسنًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 87 - 1

1- ذوالقرنين ، از كيفر ساحل نشينان غرب ، چشم پوشى كرد و تنها كسانى را كه بر ستم كارى خود باقى بمانند ، به مجازات تهديد كرد .

قال أمّا من ظلم فسوف نعذّبه

20- عمل صالح مردم مغرب سرزمين ذوالقرنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 88 - 10

10- ساحل نشينان غرب سرزمين ذوالقرنين ، براى ايمان و عمل صالح و ترك ستم كارى ، از زمينه مساعدى برخودار بودند .

أمّا من ظلم . .. و أمّا من ءامن و عمل صلحًا

21- كفر مردم مغرب سرزمين ذوالقرنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 86 - 7

7- ساحل نشينان غرب سرزمين ذى القرنين ، مردمى كفرپيشه و ستم كار بودند .

قلنا يذا القرنين إمّا أن تعذّب

تعبير «تعذّب» نشانگر آن است كه آنان مستحق كيفر بوده اند و دليل آن - به قرينه آيات بعد - ستم گرى و كفر آنان بوده است.

22- كيفر مردم مغرب سرزمين ذوالقرنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 86 - 8

8- ذوالقرنين ، از سوى خداوند ، در مجازات يا بخشش ساحل نشينان غربى ، مخير شد .

قلنا يذاالقرنين إمّا أن تعذّب و اما ان تتّخذ فيهم حسنًا

23- مالك مغرب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 115 - 1

1 - مشرق و مغرب و نيز ساير جهت ها ، تنها از آن خداوند است .

و للّه المشرق و المغرب

مقصود از مشرق و مغرب مى تواند جهت شرق و غرب باشد و نيز مراد از آن مى تواند مكان شرق و غرب گرفته شود. تفريع «فاينما تولوا» بر «للّه المشرق و المغرب» گوياى اين است كه: مراد از مشرق و مغرب - بنابر تفسير نخست - همه جهات و - بنابر تفسير دوم - همه مكانهاست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 142 - 9

9 - مشرق و مغرب ( همه جهت ها و مكان ها ) از آن خداوند است .

قل للّه المشرق و المغرب

24- مربى مغرب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 40 - 1

1 - سوگند أكيد خداوند ، به ربوبيت خويش نسبت به مشرق ها ( خاور ها ) و مغرب ها ( باختر ها )

فلاأُقسم بربّ المشرق و المغرب

درباره «لا» در «لا اُقسم» و امثال آن، مفسران توجيهات چندى ذكر كرده اند; از جمله اين كه «لا» زايد و براى تأكيد «اُقسم» مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 41 - 5

5 - ربوبيت خداوند نسبت به مشرق و مغرب عالم ، دليل توانايى او بر احياى مجدد انسان ها است .

بربّ المشرق و المغرب إنّا لقدرون . على أن نبدّل خيرًا منهم و ما نحن بمسبوقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 9 - 1،2،4

1 - خداوند ، پروردگار مشرق و مغرب عالم است .

ربّ المشرق و المغرب

2 - ربوبيت خداوند ، نسبت به مشرق و مغرب عالم ، مقتضى توجه كامل خلق به او و ياد دائمى او در زندگى است .

و اذكر اسم ربّك . .. ربّ المشرق و المغرب

توصيف خداوند به «ربّ المشرق. ..» پس از توصيه به ياد دائمى او و توجه كامل به او در زندگى - مى تواند بيانگر حقيقت ياد شده باشد.

4 - ربوبيت خداوند ، نسبت به مشرق و مغرب عالم ، دليل يكتايى و بى بديلى او

ربّ المشرق و المغرب لا إله إلاّ هو

25- مردم مغرب سرزمين ذوالقرنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 87 - 3

3- ذوالقرنين ، بر قوم ساحل دريا ، سلطه كامل يافته بود .

قال أمّا من ظلم فسوف نعذّبه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 88 - 10

10- ساحل نشينان غرب سرزمين ذوالقرنين ، براى ايمان و عمل صالح و ترك ستم كارى ، از زمينه مساعدى برخودار بودند .

أمّا من ظلم . .. و أمّا من ءامن و عمل صلحًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 91 - 4

4- شيوه ذوالقرنين در برخورد با مردم شرق و غرب ، يك سان بوده است . *

وجدها تطلع على قوم . .. كذلك

«كذلك» مى تواند صفت براى «قوم» در آيه قبل باشد و اشاره به «قوماً» در آيات قبل; يعنى، ذوالقرنين، همانگونه كه قوم ساكن مغرب را يافت و در باره آنان تصميم گرفت، در باره شرقى ها نيز همان سان رفتار كرد.

26- مسافرت ذوالقرنين به مغرب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 85 - 1،3

1- ذوالقرنين ، از برخى از امكانات وسيع الهى خويش ، براى حركت به سمت غرب ، بهره گرفت .

فأتبع سببًا . حتّى إذا بلغ مغرب الشمس

3- « سأل رجل عليّاً ( ع ) : أرأيت ذاالقرنين كيف استطاع أن يبلغ المشرق و المغرب ؟ قال : سخّر اللّه له السحاب و مدّ له فى الأسباب و بسط له النور فكان الليل والنهار عليه سواء ;

مردى به على(ع) گفت: مرا خبر ده كه ذوالقرنين، چگونه توانست به شرق و غرب عالم برسد؟ حضرت فرمود: خداوند، ابر را مسخّر او قرار داد و ابزار و وسائل او را افزايش داد و نور را براى او گستراند، به گونه اى كه شب و روز براى او يك سان بود».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 86 - 2،3

2- ذوالقرنين ، با رسيدن به انت هاى خشكى هاى غرب ، آبى گل آلود و تيره رنگ را فراروى خويش ديد .

حتّى إذا بلغ مغرب الشمس وجدها تغرب فى عين حمئة

«حمئة» يعنى داراى «حمأة» به «گل سياه بدبو» گفته مى شود. (كتاب العين)

3- غروب خورشيد در نقطه پايانى سفر ذوالقرنين به جانب مغرب ، چونان فرو رفتن آن در چشمه اى تيره فام بود .

وجدها تغرب فى عين حمئة

از جمله معانى «عين» چشمه است و به قرينه «وجدها» (آن را چنان يافت كه) مراد آيه آن نيست كه خورشيد، در چشمه اى داراى گل سياه فرو مى رفت، بلكه منظره غروب خورشيد را ذوالقرنين آنگونه مشاهده كرد.

27- مغرب خورشيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 17 - 4

4 - خداوند ، تدبيرگر مشرق و مغربى خاص ، براى هر يك از ماه و خورشيد

ربّ المشرقين و ربّ المغربين

برداشت ياد شده بنابراين نكته است كه تثنيه آمدن «المشرقين» و «المغربين»، از اين جهت باشد كه يك مشرق و مغرب براى خورشيد و مشرق و مغربى ديگر براى ماه تدبير شده است.

28- مغرب در تابستان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 17 - 5

5 - « عن الأصبغ بن نباتة ، قال : خطبنا أميرالمؤمنين . . . و أمّا قوله : « ربّ المشرقين و ربّ المغربين » فإنّ مشرق الشتاء على حدّه و مشرق الصيف على حدّه ;

اصبغ بن نباته مى گويد: اميرالمؤمنين(ع) در خطبه اى فرمود: . ..اما قول خدا «ربّ المشرقين و ربّ المغربين» (و در كلام خود دو مشرق و دو مغرب آورده) براى اين است كه مشرق زمستان، در محدوده خود و مشرق تابستان در محدوده [ديگر ]است».

29- مغرب در زمستان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 17 - 5

5 - « عن الأصبغ بن نباتة ، قال : خطبنا أميرالمؤمنين . . . و أمّا قوله : « ربّ المشرقين و ربّ المغربين » فإنّ مشرق الشتاء على حدّه و مشرق الصيف على حدّه ;

اصبغ بن نباته مى گويد: اميرالمؤمنين(ع) در خطبه اى فرمود: . ..اما قول خدا «ربّ المشرقين و ربّ المغربين» (و در كلام خود دو مشرق و دو مغرب آورده) براى اين است كه مشرق زمستان، در محدوده خود و مشرق تابستان در محدوده [ديگر ]است».

30- مغرب صحراى سينا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 44 - 1

1 - بخش غربى وادى طور ، محل نزول تورات بر موسى ( ع )

و ما كنت بجانب الغربىّ إذ قضيناإلى موسى الأمر

مراد از «أمر مقضى» تورات است كه خداوند در كوه طور به موسى(ع) عطا فرمود.

31- مغرب ماه (قمر)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 17 - 4

4 - خداوند ، تدبيرگر مشرق و مغربى خاص ، براى هر يك از ماه و خورشيد

ربّ المشرقين و ربّ المغربين

برداشت ياد شده بنابراين نكته است كه تثنيه آمدن «المشرقين» و «المغربين»، از اين جهت باشد كه يك مشرق و مغرب براى خورشيد و مشرق و مغربى ديگر براى ماه تدبير شده است.

32- ملاقات ذوالقرنين با مردم مغرب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 86 - 6

6- ذوالقرنين ، در آخرين نقطه خشكى ، در غرب سرزمين خويش ، با مردمى داراى تشكّل و قوميّت مواجه شد .

وجدها تغرب فى عين حمئة و وجد عندها قومًا

33- نافله مغرب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 40 - 7،8

7 - « عن زرارة عن أبى جعفر ( ع ) قال : قلت له : . . . « و أدبار السجود » قال : ركعتان بعد المغرب ;

زراره گويد: ازامام باقر(ع) پرسيدم: . .. مراد از تسبيح در «و أدبار السجود» چيست ؟ فرمود: مراد دو ركعت نماز بعد از [نماز] مغرب است».

8 - « عن إبن أبى نصر قال : سألت الرضا ( ع ) عن قول اللّه « و من اليل فسبّحه و أدبار السجود » قال : أربع ركعات بعد المغرب ;

ابن ابى نصر گويد: از امام رضا(ع) درباره سخن خداوند «و من الليل فسب-ّحه و أدبار السجود» پرسيدم; حضرت فرمود: مراد چهار ركعت [نماز] بعد از نماز مغرب است».

34- نقش مغرب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 40 - 2

2 - مشرق ها و مغرب ها ، پديده هايى بس با عظمت در جهان طبيعت و داراى نقش حياتى در زندگى بشر

فلاأُقسم بربّ المشرق و المغرب

مطلب ياد شده، با توجه به اين نكته است كه سوگند به هر چيزى، نشانه عظمت آن چيز است.

35- نقش مغرب خورشيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 17 - 2

2 - نقش اساسى نقطه طلوع و غروب خورشيد ، در پيدايش فصول و تأمين نياز هاى بشر *

ربّ المشرقين و ربّ المغربين

با توجه به اين كه پيدايش فصول هم زمان با تغيير ميل خورشيد در طلوع و غروب صورت مى گيرد احتمال مى رود ياد كرد «مشرقين و مغربين»، اشاره به پيامدهاى مهم آن (پيدايش فصول) داشته باشد كه بشر از اين رهگذر، به امكانات زندگى دست مى يابد.

36- وقت نماز مغرب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 114 - 2،14

2- دو طرف روز ( صبح و عصر يا صبح و مغرب ) و اوايل شب ، از اوقات مقرر شده براى نماز است .

و أقم الصلوة طرفى النهار و زلفًا من الّيل

«طرف» به معناى جانب و ناحيه است. دو جانب روز منطبق است بر صبح و عصر و يا صبح و مغرب. «زُلَف» (جمع زلفة) به معناى ساعات اوليه شب است كه وقت نماز مغرب و عشا مى باشد.

14- « عن أبى جعفر ( ع ) [ فى حديث ] : . . . و قال تبارك و تعالى : . . . « أقم الصلاة طرفى النهار » و طرفاه صلاة المغرب و الغداة . « و زلفاً من الليل » فهى صلاة العشاء الأخرة . . . ;

از امام باقر(ع) ضمن حديثى روايت شده است: . .. خداوند تبارك و تعالى فرمود: «أقم الصلاة طرفى النهار» دو طرف آن، نماز مغرب و صبح است. [و فرمود ]«زلفاً من الليل» آن نماز عشاء است...».

19- مغضوبان خدا

1- مغضوبان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - حمد - 1 - 7 - 1،4،5

1 - تقسيم انسان ها به ثابت قدمان بر هدايت و مغضوبين درگاه خدا و گمراهان ، از طبقه بندى هاى مردم در قرآن

صرط الذين انعمت عليهم غير المغضوب عليهم و لاالضآلّين

مراد از «نعمت» در «انعمت عليهم» به قرينه فرازهاى قبل و بعد، نعمت هدايت است، نه نعمتهاى مادى. علاوه بر اينكه همه موجودات، حتى كافران، از اين نعمتها برخوردار هستند.

4 - گروهى از هدايت يافتگان ، بر طريق هدايت ثابت قدم نماندند و در زمره غضب شدگان و يا گمراهان قرار گرفتند .

صرط الذين انعمت عليهم غير المغضوب عليهم و لاالضآلّين

برداشت فوق بر اين اساس است كه «غير المغضوب» صفت احترازى براى «الذين انعمت» باشد. بر اين مبنا نعمت داده شدگان يعنى، هدايت يافتگان سه گروه مى شوند: 1- راه يافتگانى كه دست از هدايت شسته و از «مغضوبين» مى شوند. 2- هدايت يافتگانى كه در بين راه گمراه شده و از «ضالين» مى گردند. 3- هدايت پيشگانى كه تا آخر بر صراط مستقيم پايدار مى مانند.

5 - هدايت يافتگان نيز در خطر قرار گرفتن در زمره غضب شدگان و يا گمراهان هستند .

صرط الذين انعمت عليهم غير المغضوب عليهم و لاالضآلّين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 61 - 24،30

24 - بنى اسرائيل ، به غضب و خشم خداوند گرفتار شدند .

و باءو بغضب من اللّه

«باءو» به معناى بازگشتند، است. «باء» در «بغضب» براى ملابست و مصاحبت مى باشد; يعنى، بازگشتند در حالى كه غضب و خشم خدا را به دوش مى كشيدند.

30 - بنى اسرائيل ، به خاطر كفرشان به آيات الهى و كشتن پيامبران ، مورد غضب خداوند قرار گرفتند .

ذلك بأنهم كانوا يكفرون بأيت اللّه و يقتلون النبيين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 62 - 13

13 - رهايى يافتن يهود از خوارى و درماندگى و برطرف شدن غضب الهى از آنان ، در گرو ايمان واقعى ايشان به خدا و قيامت و انجام اعمال صالح است .

ضربت عليهم الذلة و المسكنة . .. من ءامن باللّه و اليوم الأخر و عمل صلحاً فلهم أج

در آيه قبل بيان شد كه يهود بر اثر كفر و گناه به خوارى، ذلت و غضب گرفتار شدند. آيه مورد بحث خصوصاً با توجه به اينكه از يهوديان نام برده (والذين هادوا) مى تواند اشاره به اين باشد كه: راه نجات يهود از آن سرنوشت شوم ايمان و عمل صالح است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 90 - 15،16،17،18

15 - يهوديان ، مردمى گرفتار شده به غضب و خشم خداوند

فباء و بغضب على غضب

16 - يهوديان ، بر اثر انكار رسالت پيامبر و كفر به قرآن ، خشم خداوند را بر خويش هموار ساختند .

أن يكفروا بما أنزل اللّه بغياً أن ينزل اللّه . .. فباء و بغضب على غضب

«باءوا» به معناى «بازگشتند» است. حرف «باء» در «بغضب» باى مصاحبت يا ملابست مى باشد; يعنى، يهوديان از آن مبادله (فروختن خويش به كفر) باز آمدند، در حالى كه غضب الهى را به همراه داشتند.

17 - يهوديان به خاطر كفرشان به تورات ، مورد غضب و خشم خدا قرار گرفتند .

أن يكفروا بما أنزل اللّه . .. فباء و بغضب على غضب

تفريع جمله «باءوا . ..» بر جمله هاى سابق، بيانگر آن است كه: منشأ خشم خدا بر يهود، كافر شدن به قرآن و تورات از يكسو و حسدورزى و اعتراض آنان به خداوند از سوى ديگر است و لذا مى توان گفت: «غضب» اول به خاطر كفر آنان و «غضب» دوم به خاطر حسادت و اعتراضشان مى باشد.

18 - آنان كه على رغم اطمينان به حقانيت قرآن بدان كافر شوند ، به خشم و غضب خدا گرفتار خواهند شد .

أن يكفروا بما أنزل اللّه . .. فباء و بغضب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 155 - 9

9 - يهود ، مورد نفرين و غضب خداوند به سبب پيمان شكنى ، انكار آيات الهى و كشتن پيامبران

فبما نقضهم ميثقهم . .. و قتلهم الأنبياء

برداشت فوق بر اين اساس است كه «بما نقضهم . ..» به قرينه آيات مشابه، متعلق به فعلى محذوف همانند «لعناهم» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 157 - 4

4 - ادعاى كشتن حضرت مسيح ( ع ) - على رغم اعتراف به پيامبرى وى - مايه گرفتارى يهود به لعنت و غضب خداوند

و قولهم إنّا قتلنا المسيح عيسى ابن مريم رسول اللّه

بدان احتمال كه «قولهم» عطف بر «نقضهم» در آيه 155 باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 60 - 5،9،13،16،17،19

5 - گروهى از اهل كتاب ، گرفتار لعنت و غضب خداوند

من لعنه اللّه و غضب عليه

9 - گرفتارى اهل كتاب به لعنت و غضب خداوند ، پرستش طاغوت و مسخ شدنشان به ميمون و خوك ، سزاى رفتار هاى زشت آنان

هل انبئكم بشرّ من ذلك مثوبة عند اللّه من لعنه . .. و عبد الطغوت

كلمه «مثوبة» (سزا و جزا) مى رساند كه غضب و . .. به عنوان پيامدهاى شومى است كه اعمال نارواى اهل كتاب آنها را اقتضا مى كرده است.

13 - گرفتاران به لعنت و غضب خدا ، مسخ شدگان و طاغوت پرستان اهل كتاب خود سزاوار استهزا و نه مؤمنان به خدا و كتب آسمانى

الذين اتخذوا دينكم هزواً . .. منهم القردة و الخنازير و عبد الطغوت

16 - گرفتاران به لعنت الهى و غضب الهى ، مسخ شدگان و طاغوت پرستان ، داراى بدترين جايگاه و منزلت در پيشگاه خداوند

من لعنه اللّه . .. و عبد الطغوت أولئك شر مكاناً و اضل عن سواء السبيل

با توجه به ارتباط اين آيه با آيه قبل كه روى سخن را با اهل كتاب قرار داده بود.

17 - بدترين جايگاه دوزخ از آن مسخ شدگان ، پرستندگان طاغوت ، گرفتاران به لعنت و غضب الهى است .

من لعنه اللّه و غضب عليه و جعل منهم . .. أولئك شر مكاناً و اضل عن سواء السبيل

برخى از مفسران «مكاناً» را جايگاه دوزخى توصيف شدگان دانسته اند.

19 - پيشينيان اهل كتاب - بر اثر گرفتارى به لعنت و غضب خدا و در آمدن به شكل ميمون و خوك و پرستش طاغوت - ، داراى بدترين جايگاه و منزلت در پيشگاه خداوند

من لعنه اللّه . .. أولئك شر مكاناً و اضل عن سواء السبيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 80 - 19

19 - گرفتار شدن آدمى به لعنت پيامبران ، نشاندهنده خشم و غضب الهى بر وى

لعن الذين كفروا من بنى اسرءيل على لسان داود . .. ان سخط اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 81 - 13

13 - در امان نبودن مشركان از خشم خداوند و امنيت داشتن موحدان از آن حقيقتى متكى بر علم و آگاهى است.

فأى الفريقين أحق بالأمن إن كنتم تعلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 71 - 1،6،7

1 - خداوند ، قوم عاد را به سبب شركورزى و انكار رسالت هود به پليدى گرفتار ساخت و بر آنان غضب كرد .

قال قد وقع عليكم من ربكم رجس و غضب

6 - پليدى و نكبت قوم عاد ، موجب غضب الهى بر آنان شد .

قال قد وقع عليكم من ربكم رجس و غضب

تقديم ذكرى «رجس» بر «غضب» مى تواند حاكى از تقدم رتبى آن باشد.

7 - آلودگى قوم عاد به پليدى و گرفتارى ايشان به خشم خدا ، مانع آنان از تصديق رسالت هود و گرايش به توحيد و يكتاپرستى

قال قد وقع عليكم من ربكم رجس و غضب

برداشت ف--وق بر اساس اين احتمال است كه جمله «قد وقع . .. » به منزله دليلى باشد بر كفرورزى قوم عاد، نه نتيجه اى براى انكار توحيد و رسالت. يعنى هود با اين جمله اشاره به ريشه عنادورزى آنان دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 16 - 2

2 - روى گردانان از جبهه نبرد - جز براى اتخاذ تاكتيك هاى جديد - مورد غضب الهى و مستحق جهنم

و من يولهم . .. فقد باء بغضب من اللّه و مأويه جهنم و بئس المصير

كلمه «بوء» چنانچه با حرف «باء» متعدى شود مى تواند به معناى متحمل شدن باشد. بنابراين «باء بغضب من اللّه» يعنى خشم خداوند را بر خود هموار ساخت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 27 - 6

6 - مردمان زشت كردار در سراى آخرت ، گرفتار خشم و عذاب الهى خواهند بود .

و الذين كسبوا السيئات . .. ما لهم من اللّه من عاصم

مراد از جمله «ما لهم من اللّه من عاصم»، «ما لهم من عذاب اللّه من عاصم» مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 35 - 4

4- ابليس ، مغضوب خداوند و محروم از توفيق و فيض او

و إن عليك اللعنة إلى يوم الدين

«لعن» در لغت به معناى طرد شخص از روى غضب است و لعن خداوند; يعنى، عقوبت اخروى و قطع توفيق و فيض دنيوى است (مفردات راغب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 55 - 7

7- غضب شديد خداوند از مشركان ناسپاس رهيده از مشكلات و ناگواريها

ثمّ إذا كشف الضرّ عنكم إذا . .. بربّهم يشركون ... فتمتّعوا فسوف تعلمون

التفات از غيبت به خطاب، احتمال دارد براى بيان شدت غضب و سخط خداوند باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 106 - 13

13- مرتدان ، مورد غضب و خشم خداوندند .

من كفر بالله من بعد إيمنه . .. فعليهم غضب من الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 86 - 9،15

9 - پيروى بنى اسرائيل از سامرى و بى توجهى آنان به وعده الهى ، زمينه سازگرفتارى آنان به غضب خداوند بود .

و أضلّهم السامرىّ . .. أم أردتم أن يحلّ عليكم غضب من ربّكم

«أم» در اين آيه منقطعه است و مفاد عبارت «أم أردتم» اين است كه دليل گوساله پرستى شما، تأخير وعده نبود; بلكه شما به گونه اى عمل كرديد كه علاقه مندان به غضب الهى عمل مى كنند. بنابراين، جمله «أردتم...» استعاره است و نماى كار آنان را نشان مى دهد.

15 - خشم الهى بر مرتدان و بازگشت كنندگان به شرك و بت پرستى ، مقتضاى ربوبيت او است .

أضلّهم السامرىّ . .. أم أردتّم أن يحلّ عليكم غضب من ربّكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 45 - 2

2 - ظلم و بى دادگرى جوامع پيشين ، سبب گرفتار شدن آنان به خشم خداوند و هلاكت و نابوديشان با عذاب او

و إن يكذّبوك فقد كذّبت قبلهم. .. فكأيّن من قرية أهلكنها و هى ظالمة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 28 - 12،13

12 - گرفتار شدن به خشم و قهر الهى ، فرجام كار ستم پيشگان

فقل الحمد للّه الذى نجّ-نا من القوم الظلمين

13 - شدت خشم الهى ، نسبت به قوم ستم پيشه نوح

و لاتخطبنى فى الذين ظلموا . .. فإذا استويت ... فقل الحمد للّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 9 - 3

3 - زن زناكارى كه با سوگند دروغين ، سوگند شوهرش بر اين عمل زشت را رد و تكذيب كند ، مستحق غضب خدا است .

والخمسة أنّ غضب اللّه عليها إن كان من الصدقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 25 - 6

6 - سازندگان و طرّاحان « افك » ، مورد خشم شديد خدا و گرفتار كيفر سخت او در جهان آخرت

يومئذ يوفّيهم اللّه دينهم الحقّ

برداشت ياد شده بر اين اساس است كه آيه 23 تا 25 نيز از جمله آيات مربوط به قضيه «افك» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 78 - 7

7 - تعلق اراده الهى بر نابودسازى جوامع قدرت طلب و زراندوز پيش از قارون ، با خشم و قهر خود

أوَلم يعلم أنّ اللّه قد أهلك من قبله من القرون. ..و لايسئل عن ذنوبهم المجرمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 34 - 6

6 - مشركان ناسپاس ، مورد غضب خداوندند .

ثمّ إذا أذاقهم منه رحمة . .. بربّهم يشركون ... فتمتّعوا فسوف تعلمون

التفات از غيبت به خطاب احتمال دارد به جهت ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 3 - 8

8 - كافران ، مردمانى ناخوشايند خداوند

قال الذين كفروا . .. قل

از اين كه خداوند، خود به جواب مستقيم به كافران اقدام نكرده و به پيامبر(صلی الله علیه و آله) دستور داده است تا آن حضرت جواب بگويد، به دست مى آيد كه خداوند خوش ندارد با آنان سخن بگويد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 78 - 4

4 - ابليس ، مغضوب خداوند و محروم از توفيق و رحمت او

و إنّ عليك لعنتى إلى يوم الدين

«لعن»; يعنى، طرد شخصى از روى غضب و لعن خداوند به معناى عقوبت اخروى و قطع توفيق و رحمت الهى در دنيا است (مفردات راغب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 16 - 12

12 - مشركان و مجادله گران حق ستيز گرفتار غضب و عذاب سخت الهى

و الذين يحاجّون فى اللّه . .. عليهم غضب و لهم عذاب شديد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 25 - 1

1 - تكذيب كنندگان و مخالفان پيامبران ، گرفتار خشم و انتقام الهى در گذشته تاريخ

قالوا إنّا بما أرسلتم به كفرون . فانتقمنا منهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 6 - 11

11 - منافقان و مشركان ، مورد خشم و نفرين الهى و به دور از رحمت او

و غضب اللّه عليهم و لعنهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 10 - 9

9 - نقض كنندگان پيمان دين ، در معرض قهر الهى و محروم از حمايت او

يد اللّه فوق أيديهم فمن نكث فإنّما ينكث على نفسه

«فاء» در «فمن. ..» مى رساند كه لازمه «يداللّه فوق...»، اين است كه پيمان شكنان به خود زيان مى زنند; زيرا با پيمان شكنى از سايه حمايت خدا بيرون شده، در معرض انتقام و قدرت قاهر او قرار گرفته اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 14 - 4

4 - يهود ، ملتى مغضوب و مورد خشم خداوند

قومًا غضب اللّه عليهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 4 - 8

8 - كسانى كه شعار جهاد سر مى دهند ولى در عرصه پيكار يا شركت نمى كنند و يا در صورت شركت كردن از خود سستى نشان مى دهند و استقامت نمى كنند ، مورد خشم شديد خداوند هستند .

لِمَ تقولون . .. كبر مقتًا عند اللّه ... إنّ اللّه يحبّ ... كأنّهم بنين موصوص

آيات پيشين - كه در مقام سرزنش مدعيان بدون عمل بود - تمهيدى براى بيان موضوع جهاد است; چرا كه صحنه جنگ، محل لغزش قدم ها و آشكار شدن مدعيان از مؤمنان حقيقى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 17 - 1

1 - كافران ، مورد غضب و نفرين خداوند و مشمول شديدترين توبيخ هاى او هستند .

قتل الإنسن ما أكفره

فعل ماضى (قتل الإنسان) براى نفرين بكار رفته است. مفاد نفرين هاى خداوند توبيخ و تهديد است; زيرا معناى حقيقى نفرين، درباره او قابل تصور نيست. «ال» در «الإنسان» - به قرينه «فلينظر الإنسان...» در آيات بعد - براى ماهيت است و جمله «ما

أكفره» نشان مى دهد كه در نفرين «قتل الإنسان»، تنها كافران مد نظر مى باشند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بروج - 85 - 12 - 2

2 - خداوند ، با سخت گيرى و اقتدار ، كافران را گرفتار خواهد ساخت .

إنّ بطش ربّك لشديد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بروج - 85 - 18 - 3

3 - سرنوشت هلاكت بار فرعونيان و قوم ثمود ، نمونه اى بارز از برخورد تند و قهرآميز خداوند با كافران است .

إنّ بطش ربّك . .. فرعون و ثمود

2- توبه مغضوبان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 82 - 5

5 - راه توبه و بازگشت به سوى خداوند ، براى گنه كاران و غضب شدگان باز است .

يحلل غضبى . .. و إنّى لغفّار لمن تاب

تأكيد بر مغفرت گسترده خداوند در پى وعيد به طغيان گران، به جهت بيان باز بودن راه توبه و اميدوار ساختن گنه گاران به مغفرت الهى است.

3- دوستى با مغضوبان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 13 - 1،3

1 - مؤمنان ، موظّف به دوستى نكردن با گروه ها و جوامع مورد غضب الهى

يأيّها الذين ءامنوا لاتتولّوا قومًا غضب اللّه عليهم

3 - نهى الهى از رابطه مودّت آميز مؤمنان با يهوديان معاند و مورد خشم خداوند

يأيّها الذين ءامنوا لاتتولّوا قومًا غضب اللّه عليهم

مفسران در تفسير «قوماً غضب اللّه»، يهود را ياد كرده اند.

4- ذلت مغضوبان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 152 - 6

6 - ابتلاى افترازنندگان بر خدا ، به خشم او و آميخته شدن زندگانى آنان به ذلت و خوارى ، از سنت هاى خداوند در جوامع انسانى است .

و كذلك نجزى المفترين

5- صفات مغضوبان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 13 - 5

5 - يأس از رحمت الهى و ثواب اخروى ، نشانه انسان هاى مورد غضب خداوند ( يهوديان )

قومًا غضب اللّه عليهم قد يئسوا من الأخرة

شايد منظور از «يأس از آخرت» ايمان نداشتن به قيامت نباشد; بلكه مقصود يأس از رحمت الهى در آخرت است. چه اين كه يهود به عنوان مصداق «مغضوب عليهم» اصل قيامت را قبول داشتند; ولى در ويژگى هاى آن مردد بودند.

6- فرجام مغضوبان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 162 - 11

11 - دوزخ ، جايگاه و فرجام شوم آنانكه خشم و غضب الهى را بر خويش هموار ساخته اند .

كمن بآء بسخط من اللّه و مأويه جهنّم و بئس المصير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 163 - 1،3

1 - جويندگان خشنودى الهى داراى پايه ها و منزلت هاى متفاوت و گوناگون در پيشگاه خداوند

افمن اتّبع رضوان اللّه . .. هم درجات عند اللّه

در برداشت فوق، ضمير «هم» تنها به جويندگان رضايت الهى برگردانده شده است ; به قرينه كلمه «درجات» كه غالباً و به طور حقيقت در منزلتهاى رفيع به كار برده مى شود.

3 - همواركنندگان غضب الهى بر خويشتن ، داراى جايگاه هاى شومِ متفاوت در پيشگاه خداوند *

كمن بآء بسخط من اللّه . .. هم درجات عند اللّه

در برداشت فوق، «هم» به خصوص «كمن بآء بسخط» برگردانده شده است و مؤيّد اين احتمال، نزديك بودن ضمير «هم» به مرجعش (كمن بآء) است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 81 - 18

18 - سقوط و هلاكت ، سرنوشت حتمى افراد و جوامعى است كه مورد غضب خداوند قرار گرفته اند .

و من يحلل عليه غضبى فقد هوى

7- كيفر مغضوبان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 16 - 5

5 - جهنم ، جايگاه مغضوبين درگاه خداوند

فقد باء بغضب من اللّه و مأويه جهنم

8- گمراهى مغضوبان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 60 - 18

18 - طاغوت پرستان ، مسخ شدگان و گرفتاران به لعنت و غضب الهى ، گمراهترين مردمان از راه راست

من لعنه اللّه . .. و عبد الطغوت أولئك شر مكاناً و اضل عن سواء السبيل

9- هلاكت مغضوبان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 81 - 18

18 - سقوط و هلاكت ، سرنوشت حتمى افراد و جوامعى است كه مورد غضب خداوند قرار گرفته اند .

و من يحلل عليه غضبى فقد هوى

20- مفاسد

1- اصلاح مفاسد كتمان حق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 160 - 3

3 - اصلاح مفاسدى كه بر اثر كتمان حقايق دين پديدار شده و نيز بيان آن حقايق ، از شرايط پذيرش توبه كتمان كنندگان است .

إلا الذين تابوا و أصلحوا و بينوا فأولئك أتوب عليهم

2- اصلاح مفاسد گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 160 - 2

2 - توبه از گناهان و اصلاح مفاسد آنها ، موجب برقرارى مجدد رحمت قطع شده است .

أولئك يلعنهم اللّه . .. إلا الذين تابوا و أصلحوا ... فأولئك أتوب عليهم

3- اهميت دفع مفاسد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 32 - 8

8- نهى ها و نبايد هاى دين ، مبتنى بر دفع مفاسد از انسانهاست .

إنه كان فحشة و ساء سبيلاً

پرداختن به تبيين علل و مفاسد عمل مورد نهى، مى تواند بيانگر اين نكته باشد كه: نبايدها و نهيهاى خداوند تابع مفاسد است.

4- جهل به مفاسد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 19 - 16

16 - عدم آگاهى انسان به تمامى مصالح و مفاسد خويش

فعسى ان تكرهوا شيئاً و يجعل اللّه فيه خيراً كثيراً

5- مفاسد خمر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 91 - 18

18 - بيان احكام و مفاسد شراب و قمار ، بيانى رسا در تحريم ميگسارى و قماربازى و از ميان برنده هرگونه ترديدى در ضرورت پرهيز از آنها

انما الخمر و الميسر . .. و يصدكم عن ذكراللّه و عن الصلوة فهل انتم منتهون

6- مفاسد قمار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 91 - 18

18 - بيان احكام و مفاسد شراب و قمار ، بيانى رسا در تحريم ميگسارى و قماربازى و از ميان برنده هرگونه ترديدى در ضرورت پرهيز از آنها

انما الخمر و الميسر . .. و يصدكم عن ذكراللّه و عن الصلوة فهل انتم منتهون

7- منشأ مفاسد اجتماعى قوم عاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 131 - 5

5 - ريشه تمام مفاسد اجتماعى و روحى قوم عاد ، در بى تقوايى و دورى آنان از ارزش هاى الهى بود .

أتبنون بكلّ ريع . .. بطشتم جبّارين . فاتّقوا اللّه و أطيعون

از اين كه هود(ع) پس از سرزنش عاديان به خاطر روحيه بيهوده كارى، كاخ نشينى و خشونت با ديگران، آنان را به تقواى الهى فرا خوانده است، نشان مى دهد كه آن مفاسد، همگى ريشه در بى تقوايى آنان دارد.

مفاسداجتماعى

8- اعراض از مفاسداجتماعى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 35 - 5

5 - گرايش به ايمان و مصون داشتن خويش از فساد فراگير جامعه ، نمود بارز شكر به درگاه خداوند

ءال لوط نجّينهم . .. كذلك نجزى من شكر

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه وجه تمايز خاندان لوط از ديگر اعضاى جامعه خويش، در پيروى از لوط و آلوده نساختن خويش به گناه رايج جامعه بود و خداوند بر تمامى مواضع آنان عنوان شكر را اطلاق كرده است.

9- روش برخورد با مفاسداجتماعى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 44 - 10

10 - هماهنگى مبلغان دينى در شيوه برخورد با مفاسد جامعه ، كارسازتر و به موفقيت نزديك تر است .

اذهبا . .. فقولا له قولاً ليّنًا لعلّه يتذكّر

موسى و هارون(ع)، هر دو به يك شيوه برخورد با فرعون مأمور شدند.

10- مبارزه با مفاسداجتماعى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 30 - 6

6 - شايسته است براى مبارزه با مفاسد اجتماعى و مفسدان ، از خداوند استمداد شود .

قال ربّ انصرنى على القوم المفسدين

21- مفتريان بر خدا

1- مفتريان بر خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 18 - 14

14- « عن رسول الله (صلی الله علیه و آله) : . . . وأما الكافر فيقرأ ذنوبه على رؤوس الأشهاد ، « هؤلاء الذين كذبوا على ربّهم ألا لعنة الله على الظالمين » ;

از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) روايت شده است كه فرمود: . .. اما كافر پس گناهان او در ملأ عام و در حضور گواهان خوانده مى شود: اينانند كسانى كه به پروردگار خود دروغ بستند. آگاه باشيد لعنت خدا بر ستمكاران باد».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 96 - 5

5 - نسبت هاى نارواى مشركان ، به خدا و پيامبر (صلی الله علیه و آله)

نحن أعلم بما يصفون

مراد از «ما يصفون» - به قرينه «سيئه» - چيزهاى ناروايى است كه مشركان به خدا (از قبيل فرزند و همتا داشتن) و به پيامبر (از قبيل جنون) نسبت مى دادند.

2- اعراض از مفتريان بر خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 3 - 7

7 - « روى عن أبى عبداللّه ( ع ) انه قال : هو « اللغو » أن يتقوّل الرجل عليك بالباطل أو يأتيك بما ليس فيك فتعرض عنه للّه ، و فى رواية آخرى أنّه الغناء و الملاهى ;

از امام صادق(ع) روايت شده است كه فرمود: «لغو» اين است كه كسى سخن باطلى را به تو ببندد، يا چيزى را كه در تو نيست به تو نسبت دهد و تو براى خدا، از او اعراض كنى. و در روايت ديگرى آمده است كه «لغو» غنا و لهويات است.

3- انذار مفتريان بر خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 4 - 3

3- بيم دادن كسانى كه خدا را داراى فرزند مى پندارند ، از رسالت هاى قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله) است .

و ينذر الذين قالوا اتخذ اللّه ولدًا

4- تهديد مفتريان بر خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 60 - 4

4 - خداوند ، مشركان صدر اسلام رابه خاطر افترا بستن و تحريم حلال ها ، به كيفر سخت قيامت تهديد كرد .

فجعلتم منه حراماً و حللا . .. و ما ظن الذين يفترون على اللّه الكذب يوم القيمة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 21 - 22

22 - تهديد شدن شايعه سازان و افترا زنندگان ، به اين كه خداوند بر سخنان پنهانى و راز هاى درونى آنان آگاه است .

إنّ الذين جاءو بالإفك . .. و لولا إذ سمعتموه قلتم ما يكون لنا أن نتكلّم بهذا ..

برداشت ياد شده از ارتباط اين آيه با آيات قبل - كه درباره شايعه و ماجراى «افك» بود - به دست آمده است.

5- روحيه مفتريان بر خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 17 - 8

8 - افترا بستن به خدا ، نشانه وجود روحيه جرم پيشگى و بزهكارى در افترا زننده

فمن أظلم ممن افترى على اللّه كذباً . .. إنه لا يفلح المجرمون

6- زيانكارى اخروى مفتريان بر خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 22 - 3

3- كفرپيشگانى كه بر خدا دروغ مى بندند و مردم را از راه خدا باز مى دارند و قيامت را انكار مى كنند ، در سراى آخرت از ديگر كافران و گنهكاران ، تباه تر و زيانكارترند .

و من أظلم . .. الذين يصدون ... لاجرم أنّهم فى الأخرة هم الأخسرون

برداشت فوق بر اساس اين احتمال است كه مقياس سنجش و تعيين زيانكار و زيانكارتر مراتب كفر باشد. براين مبنا آيه شريفه دلالت دارد براينكه: همه كافران در آخرت زيانكارند; ولى آنان كه بر خدا دروغ بستند و ... از ديگر كافران و گنهكاران، زيانكارتر مى باشند.

7- سرزنش مفتريان بر خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 20 - 13

13- « عن أبى عبدالله ( ع ) [ فى قوله تعالى ] : « ما كانوا يستطيعون السمع و ما كانوا يبصرون » . . . قال : لم يعتبهم بما صنع قلوبهم و لكن يعاتبهم بما صنعوا . . . ;

از امام صادق(ع) روايت شده است كه درباره قول خدا «ما كانوا يستطيعون السمع و ما كانوا يبصرون» فرمود: خداوند آنان را براى آنچه قلبهايشان انجام داده نكوهش نكرده; بلكه براى آنچه خود، انجام داده اند نكوهش كرده است . ..».

8- ظلم مفتريان بر خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 15 - 11

11- افترا بر خداوند ، گناهى بزرگ است و افترازنندگان به او ، ستم كارترين مردمان اند .

فمن أظلم ممّن افترى على اللّه كذبًا

9- عذاب دنيوى مفتريان بر خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 20 - 5

5- مانعان راه خدا و آنان كه به خدا دروغ مى بندند ، در خطر گرفتار شدن به عذاب هاى دنيوى اند .

و من أظلم ممن افترى على الله كذبًا . .. أُولئك لم يكونوا معجزين فى الأرض

جمله «أُولئك لم يكونوا . ..» كنايه از تهديد به عذاب است و «فى الأرض» مى تواند دليل بر دنيوى بودن آن عذاب باشد.

10- فرجام مفتريان بر خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 17 - 11

11 - افترازنندگان بر خدا ، مردمانى بدفرجام و نارستگار

افترى على اللّه كذباً . .. إنه لا يفلح المجرمون

11- كرى مفتريان بر خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 20 - 11،13

11- كفرپيشگان ، مشركان و آنان كه به خدا دروغ مى بندند ، از شنيدن و ديدن آيات الهى ناتوانند .

و من أظلم ممن افترى . .. أُولئك ... ما كانوا يستطيعون السمع و ما كانوا يبصرون

13- « عن أبى عبدالله ( ع ) [ فى قوله تعالى ] : « ما كانوا يستطيعون السمع و ما كانوا يبصرون » . . . قال : لم يعتبهم بما صنع قلوبهم و لكن يعاتبهم بما صنعوا . . . ;

از امام صادق(ع) روايت شده است كه درباره قول خدا «ما كانوا يستطيعون السمع و ما كانوا يبصرون» فرمود: خداوند آنان را براى آنچه قلبهايشان انجام داده نكوهش نكرده; بلكه براى آنچه خود، انجام داده اند نكوهش كرده است . ..».

12- كورى مفتريان بر خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 20 - 11،13

11- كفرپيشگان ، مشركان و آنان كه به خدا دروغ مى بندند ، از شنيدن و ديدن آيات الهى ناتوانند .

و من أظلم ممن افترى . .. أُولئك ... ما كانوا يستطيعون السمع و ما كانوا يبصرون

13- « عن أبى عبدالله ( ع ) [ فى قوله تعالى ] : « ما كانوا يستطيعون السمع و ما كانوا يبصرون » . . . قال : لم يعتبهم بما صنع قلوبهم و لكن يعاتبهم بما صنعوا . . . ;

از امام صادق(ع) روايت شده است كه درباره قول خدا «ما كانوا يستطيعون السمع و ما كانوا يبصرون» فرمود: خداوند آنان را براى آنچه قلبهايشان انجام داده نكوهش نكرده; بلكه براى آنچه خود، انجام داده اند نكوهش كرده است . ..».

13- گواهى عليه مفتريان بر خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 18 - 7،9

7- در قيامت ، گواهانى متعدد بر ستمگرى ستمكاران و دروغ بافى افترازنندگان به خدا ، شهادت خواهند داد .

و يقول الأشهد هؤلاء الذين كذبوا على ربهم

«أشهاد» جمع شاهد و به معناى گواهان است.

9- شاهدان اعمال در محضر خداوند ، عليه آنان كه به خدا دروغ بسته اند ، گواهى خواهند داد .

أُولئك يعرضون على ربهم و يقول الأشهد هؤلاء الذين كذبوا على ربهم

14- لعن مفتريان بر خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 18 - 11

11- كسانى كه به خداوند دروغ مى بندند ، از رحمت خداوند محروم و به لعنت او گرفتار خواهند شد .

هؤلاء الذين كذبوا على ربهم ألا لعنة الله على الظلمين

15- محروميت مفتريان بر خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 18 - 11

11- كسانى كه به خداوند دروغ مى بندند ، از رحمت خداوند محروم و به لعنت او گرفتار خواهند شد .

هؤلاء الذين كذبوا على ربهم ألا لعنة الله على الظلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 116 - 6

6- افترا زنندگان به خدا ، مردمى محروم از رستگارى اند .

إن الذين يفترون على الله الكذب لايفلحون

16- مغضوبيت مفتريان بر خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 152 - 6

6 - ابتلاى افترازنندگان بر خدا ، به خشم او و آميخته شدن زندگانى آنان به ذلت و خوارى ، از سنت هاى خداوند در جوامع انسانى است .

و كذلك نجزى المفترين

17- مفتريان بر خدا در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 18 - 4

4- آنان كه به خدا دروغ بسته اند ، در قيامت به پيشگاه او احضار مى شوند .

أُولئك يعرضون على ربهم

18- مفتريان بر خدا و آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 20 - 11

11- كفرپيشگان ، مشركان و آنان كه به خدا دروغ مى بندند ، از شنيدن و ديدن آيات الهى ناتوانند .

و من أظلم ممن افترى . .. أُولئك ... ما كانوا يستطيعون السمع و ما كانوا يبصرون

مفتريان به خدا

19- فتريان به خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 21 - 1،6

1 - افترازنندگان به خداوند، ظالمترين مردم هستند.

و من أظلم ممن افترى على اللّه كذبا

6 - مشركان، از مصاديق بارز افترا زنندگان به خدا و تكذيب كنندگان آيات الهى هستند.

أئنكم لتشهدون أن مع اللّه ءالهة . .. من أظلم ممن افترى ... أو كذب بايته

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 37 - 1

1 - افترازنندگان بر خدا و تكذيب كنندگان آيات الهى، ستمكارترين مردمند.

فمن أظلم ممن افترى على الله كذبا أو كذب بأيته

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 62 - 1،4

1- مشركان دوران جاهليت ، چيزهايى را به خداوند نسبت مى دادند كه براى خود ، خوش نداشتند .

و يجعلون لله ما يكرهون

مراد از «يجعلون» (قرار مى دهند) به قرينه آيات قبل (و يجعلون لله البنات) اسناد دادن و متصف كردن است.

4- مشركان دوران جاهليت ، باورمند به خداوند على رغم اسناد امور ناروا به او

و يجعلون لله ما يكرهون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 61 - 1،2

1 - فرعون و فرعونيان ، از زمره افترازنندگان به خداوند

لاتفتروا على اللّه كذبًا

2 - شرك و سِحر خواندن معجزات موسى و ادعاى آوردن همانند براى آن و تكذيب رسالت الهى آن حضرت ، از جمله افترا هاى فرعونيان به خداوند بود .

لاتفتروا على اللّه كذبًا

با توجه به آيات پيشين كه مشتمل بر بيان توحيد از زبان موسى(ع) و نيز ارائه معجزات، و عكس العمل فرعون در سحر خواندن آنها بود، مى توان به مواردى از افتراهاى فرعونيان اشاره كرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 7 - 3،7

3 - افترا زنندگان به خداوند ، از ستمكارترين مردمان اند .

و من أظلم ممّن افترى على اللّه الكذب

7 - كسانى كه از پذيرش دعوت پيامبر (صلی الله علیه و آله) خوددارى ورزيده و آن حضرت را با داشتن معجزات و دلايل روشن ، به سحر و ساحرى متهم كردند ، افترازنندگان به خدا و از ستمكارترين مردم اند .

فلمّا جاءهم بالبيّنت . .. و من أظلم ممّن افترى على اللّه الكذب

20- احتضار مفتريان به خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 93 - 10

10 - افترازنندگان به خداوند هنگام احتضار در حالتى بسيار سخت قرار مى گيرند.

و من أظلم ممن افترى . .. و لو ترى إذ الظلمون فى غمرت الموت

21- اضلال مفتريان به خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 144 - 11

11 - افترازنندگان به خدا و جعل كنندگان احكام دروغين، ندانسته توده هاى مردم را به گمراهى مى افكنند.

افترى على الله كذبا ليضل الناس بغير علم

«ل» در «ليضل» مى تواند لام عاقبت باشد، و چنانچه «بغير علم» نيز حال براى فاعل «ليضل» باشد، نتيجه آن معنا و برداشت فوق است.

22- انذار مفتريان به خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 61 - 4

4 - ترساندن فرعونيان از عذاب - به خاطر افتراى بر خداوند - سرلوحه سخنان موسى ( ع ) در صحنه مقابله با ساحران فرعون

قال لهم موسى ويلكم لاتفتروا على اللّه كذبًا فيسحتكم بعذاب

«ويل»; يعنى، «اندوه» و «هلاكت» و «هر سختى كه از ناحيه عذاب پديد آيد» (لسان العرب). «ويلكم» نفرين است; يعنى، عذاب باد بر شما. برخى آن را مفعول براى فعل محذوف دانسته اند; يعنى، ألزموا ويلكم (با هلاكت و عذابتان همدم باشيد). جمله «فيسحتكم بعذاب» روشنگر مفاد «ويلكم» است.

23- حتميت كيفر مفتريان به خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 8 - 4،5

4- افترازنندگان به خداوند ، در معرض كيفر حتمى او

إن افتريته فلا تملكون لى من اللّه شيئًا

تعبير «فلاتملكون. ..»، بيانگر اين نكته است كه اگر پيامبر(صلی الله علیه و آله) به خدا افترا بسته باشد; مشركان در دفاع از او ناتوان اند. اين مطلب مى رساند كه افترا بر خداوند، مستلزم عذاب و عقابى است كه هيچ دفاع و حمايتى در برابر آن، اثربخش نيست.

5- اعتقاد به كيفر حتمى افترازنندگان به خداوند ، مايه اجتناب از هر گونه نسبت دروغ به ساحت حق

قل إن افتريته فلا تملكون لى من اللّه شيئًا

24- حتميت مؤاخذه مفتريان به خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 56 - 10

10- مورد مؤاخذه قرار گرفتن مشركان به خاطر افترا بستن به خداوند ، امرى قطعى است .

تالله لتسئلنّ عمّا كنتم تفترون

25- ذلت اخروى مفتريان به خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 60 - 2

2 - كسانى كه بر خدا دروغ مى بندند ، در روز قيامت ، با ذلت و خوارى ظاهر خواهند شد .

و يوم القيمة ترى الذين كذبوا على اللّه وجوههم مسودّة

برداشت ياد شده مبتنى بر اين نكته است كه از جمله «وجوههم مسودّة» معناى كنايى اراده شده است; يعنى، دروغ زنندگان به خدا، روسياه و شرمسار خواهند بود.

26- روزى مفتريان به خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 37 - 4

4 - همه مردم، حتى افترا زنندگان بر خدا و تكذيب كنندگان آيات او، تا فرا رسيدن مرگشان به بهره مقدر خويش در دنيا خواهند رسيد.

فمن أظلم . .. أولئك ينالهم نصيبهم من الكتب حتى إذا جاءتهم رسلنا

«الكتاب» مصدر و به معناى اسم مفعول است، يعنى مكتوب و مقدر. «من» براى ابتداى غايت است. يعنى آنچه از مقدرات الهى سهم كافران است، به آنان خواهد رسيد.

27- روسياهى مفتريان به خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 60 - 1

1 - كسانى كه برخدا دروغ بسته اند ، در قيامت با چهره سياه برانگيخته خواهند شد .

و يوم القيمة ترى الذين كذبوا على اللّه وجوههم مسودّة

28- ظلم مفتريان به خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 93 - 2

2 - ظالمترين مردم كسانى هستند كه به دروغ چيزى را به خداوند نسبت دهند و به او افترا زنند.

و من أظلم ممن افترى على الله كذبا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 144 - 13

13 - كسانى كه با افترا به خداوند احكام دروغين جعل مى كنند، ستمگر و محروم از هدايت خداوندند.

إن الله لا يهدى القوم الظلمين

«ال» در «القوم» عهد است و با توجه به آيات قبل مراد از «قوم» همان كسانى هستند كه با افترا به خداوند موجبات گمراهى مردم را فراهم مى سازند.

29- عبرت از مفتريان به خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 61 - 11

11 - موسى ( ع ) ، با يادآورى ناكامى اهل افترا در امت هاى پيشين ، آن را درس عبرتى براى فرعونيان خواند .

و قد خاب من افترى

جمله «قد خاب. ..» خبر از حال گذشتگان است و به منظور عبرت گيرى حاضران در صحنه مبارزه موسى و فرعون، بيان شده است.

30- فرجام مفتريان به خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 21 - 11

11 - هشدار خداوند به افترا زنندگان به او و تكذيب كنندگان آيات الهى و تهديد آنان به سرانجامى شوم

و من أظلم ممن افترى على اللّه كذبا أو كذب بايته إنه لايفلح الظلمون

31- كفر مفتريان به خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 68 - 9

9 - افترازنندگان به خدا و تكذيب كنندگان حق ، كافرند و جايشان در جهنم است .

و من أظلم ممّن افترى على اللّه . .. أو كذّب بالحقّ... أليس فى جهنّم مثوًى للكفر

«ال» در «الكافرين» براى عهد بوده و اشاره به همين افرادى دارد كه در آيه، مورد بحث قرار گرفته اند.

32- كيفر مفتريان به خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 62 - 11

11- بى شك كيفر مشركان افترا زننده بر خدا ، آتش است .

لاجرم أن لهم النار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 94 - 7

7- نسبت دهندگان فرزند به خداوند ، از احاطه كامل او بيرون نستند و مجازات الهى در انتظار آنان است .

لقد أحصيهم وعدّهم عدًّا

در برداشت ياد شده، مرجع ضمير مفعولى در «أحصاهم»، فاعل «قالوا» (در آيات پيشين) گرفته شده است. در اين صورت آيه در مقام تهديد كسانى است كه به فرزندگزينى خداوند قائل مى باشند و مراد از «مشخص بودن تعداد» اين است كه احدى از آنان نمى تواند از عقوبت اين كار بگريزد.

33- مفتريان به خدا در جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 62 - 14

14- مشركان مفترى ، در جهنّم به حال خود ر ها شده و مورد فراموشى قرار مى گيرند .

لاجرم أن لهم النار و أنهم مفرطون

«فرط» در لغت به معناى ترك آمده و برداشت فوق بر اساس معناى ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 68 - 9

9 - افترازنندگان به خدا و تكذيب كنندگان حق ، كافرند و جايشان در جهنم است .

و من أظلم ممّن افترى على اللّه . .. أو كذّب بالحقّ... أليس فى جهنّم مثوًى للكفر

«ال» در «الكافرين» براى عهد بوده و اشاره به همين افرادى دارد كه در آيه، مورد بحث قرار گرفته اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 32 - 11

11 - جهنم ، جايگاه هميشگى و مجازات افترازنندگان بر خدا و تكذيب كنندگان قرآن و دين حق

فمن أظلم ممّن كذب على اللّه و كذّب بالصدق . .. أليس فى جهنّم مثوًى للكفرين

34- مفتريان به خدا در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 60 - 1،2

1 - كسانى كه برخدا دروغ بسته اند ، در قيامت با چهره سياه برانگيخته خواهند شد .

و يوم القيمة ترى الذين كذبوا على اللّه وجوههم مسودّة

2 - كسانى كه بر خدا دروغ مى بندند ، در روز قيامت ، با ذلت و خوارى ظاهر خواهند شد .

و يوم القيمة ترى الذين كذبوا على اللّه وجوههم مسودّة

برداشت ياد شده مبتنى بر اين نكته است كه از جمله «وجوههم مسودّة» معناى كنايى اراده شده است; يعنى، دروغ زنندگان به خدا، روسياه و شرمسار خواهند بود.

35- هشدار به مفتريان به خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 21 - 11

11 - هشدار خداوند به افترا زنندگان به او و تكذيب كنندگان آيات الهى و تهديد آنان به سرانجامى شوم

و من أظلم ممن افترى على اللّه كذبا أو كذب بايته إنه لايفلح الظلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 22 - 2

2 - ياد آورى رخداد قيامت هشدارى به مشركان وافترا زنندگان به خداوند

و يوم نحشرهم جميعا ثم نقول للذين أشركوا