علم مفاهیم شناسی در قرآن سری جدید جلد 96

ghaemiyeh.com

مشخصات کتاب

نام کتاب: علم مفاهیم شناسی در قرآن سری جدید جلد 96

تحقیق و تالیف : رسول ملکیان اصفهانی - 1400 ش

ناشر دیجیتالی: مركز تحقيقات رايانه اي قائميه اصفهان

1- احسان به والدين مشرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 8 - 3

3 - فرزندان ، موظف اند به پدر و مادرشان ، احسان كنند و از آنان ، اطاعت نمايند ، هرچند مشرك باشند .

و وصّينا الإنسن بولديه حسنًا وإن جهداك لتشرك بى ما ليس لك به علم فلاتطعهما

از اطلاق «والدى» استفاده مى شود كه به والدين، در هر آيينى باشند، بايد احسان شود و هيچ قيدى وجود ندارد كه اطلاق را مقيد سازد. گفتنى است «إن جاهداك لتشرك بى» قرينه است بر اين كه نهى «لاتطعهما» مربوط به دعوت به شرك آنان است و نه ساير جهت ها.

2- ازدواج با زن مشرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 3 - 1،3

1 - ازدواج مرد زناكار جز با زن زناكار و يا مشرك ، حرام است .

الزانى لاينكح إلاّ زانية أو مشركة

جمله «الزانى لاينكح . ..» به قرينه ذيل آيه (و حرّم ذلك على المؤمنين)، در مقام نهى و اخبار در مقام انشا است.

3 - مردان زناكار ، شايستگى ازدواج جز با زنان زناكار و يا مشرك را ندارند .

الزانى لاينكح إلاّ زانية أو مشركة

برداشت ياد شده، مبتنى براين احتمال است كه مقصود از «الزانى لاينكح . ..»، «لما يليق به أن ينكح» باشد; يعنى، آيه شريفه حاكى از بى لياقتى مرد معروف به زنا، براى گزينش همسر از ميان زنان مؤمن باشد.

3- امتحان اشراف مشرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 53 - 8

8 - انكار ارزشمندى مؤمنان مستمند، پيامد آزمون الهى از دولتمندان مشرك

و كذلك فتنا بعضهم ببعض ليقولوا أهؤلاء منّ اللّه عليهم من بيننا

«ل» در «ليقولوا»، بنابر يك ديدگاه، «لام عاقبت» و بيان نتيجه «فتنا» است. برداشت فوق بر اين اساس است.

4- بطلان گروه هاى مشرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 32 - 7

7 - كلّيه گروه هايى كه اعتقادشان براساس شرك است ، بر باطل اند .

و لاتكونوا من المشركين . من الذين فرّقوا دينهم

«من الذين فرّقوا دينهم» بدل از «المشركين» است و به خاطر توجه دادن به اين حقيقت آمده است كه اگر چه مشركان، عقيده واحدى ندارند و گروه هاى عقيدتى مختلفى اند، اما همه، مشرك اند و بايد از قرار گرفتن در صف هر كدام از آنها پرهيز شود.

5- جوامع مشرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 15 - 1

1- جامعه اصحاب كهف ، جامعه اى مشرك و معتقد به معبودهايى متعدّد بود .

هؤلاء قومنا اتخذوا من دونه ءالهة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 24 - 9

9 - عناصر قدرتمند و مرفّه ، سردمداران انحراف و كفر در جوامع كافر و شرك پيشه

قال مترفوها . .. قالوا إنّا بما أرسلتم به كفرون

از اين كه در جوامع شرك پيشه، تنها سخن مرفهان ذكر گرديده - با آن كه انديشه شرك مختص آنان نبوده است - مى توان استفاده كرد كه آنان، نقش اصلى را در تعيين گرايش هاى جامعه داشته اند.

6- ذلت زناكار مشرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 69 - 6

6 - كسانى كه رو به سوى شرك آرند و دست به آدم كشى و زنا بيالايند ، در حال خوارى و براى هميشه در عذاب الهى گرفتار خواهند شد .

و يخلد فيه مهانًا

فوق مبتنى بر همين نظريه است. و چنان چه «ذلك» اشاره به يكايك گناهان ياد شده به صورت مستقل باشد، در اين صورت چون اتفاق همه علما و مفسران بر آن است كه زناكار به عذاب ابدى در قيامت گرفتار نمى شود، از اين رو مقصود از «يخلد» طولانى بودن عذاب است نه جاودانگى آن.

7- ذلت قاتل مشرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 69 - 6

6 - كسانى كه رو به سوى شرك آرند و دست به آدم كشى و زنا بيالايند ، در حال خوارى و براى هميشه در عذاب الهى گرفتار خواهند شد .

و يخلد فيه مهانًا

فوق مبتنى بر همين نظريه است. و چنان چه «ذلك» اشاره به يكايك گناهان ياد شده به صورت مستقل باشد، در اين صورت چون اتفاق همه علما و مفسران بر آن است كه زناكار به عذاب ابدى در قيامت گرفتار نمى شود، از اين رو مقصود از «يخلد» طولانى بودن عذاب است نه جاودانگى آن.

8- زنان مشرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 73 - 4

4 - مردان و زنان مشرك ، در قبال امانت الهى ، به وظيفه خود عمل نمى كنند .

إنّا عرضنا الأمانة . .. ليعذّب اللّه ... و المشركين و المشركت

9- سفاهت جنيان مشرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 4 - 1

1 - اعتراف ايمان آورندگان از جن ، به سفاهت و كم خردى مشركانشان

و أنّه كان يقول سفيهنا على اللّه شططًا

10- شرايط آمرزش مشرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 82 - 2

2 - توبه كنندگان از شرك ، كفر و عصيان ، با ايمان و عمل صالح و پى گيرى هدايت ، قطعاً مشمول مغفرت خداوند قرار خواهند گرفت .

و إنّى لغفّار لمن تاب و ءامن . .. ثمّ اهتدى

مراد از توبه به قرينه آيه قبل، توبه از گناه تعدى در مأكولات است و چون پس از «تاب»، سخن از ايمان به ميان آمده است، شامل توبه از شرك و كفر نيز مى شود.

11- عذاب رهبران مشرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 38 - 15

15 - كافران و مشركان پيرو، همانند رهبرانشان، داراى عذابى مضاعف از آتش دوزخ

قال لكل ضعف

12- عصيان از والدين مشرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 8 - 2

2 - فرزندان ، موظف اند از تلاش والدين براى مشرك ساختن آنان ، سرپيچى كنند .

و إن جهداك لتشرك بى ما ليس لك به علم فلاتطعهما

13- قياس مشرك با مؤمن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 19 - 2

2 - همسنگ قرار دادن كافر و مشرك نيك كردار با مؤمن مجاهد ، عملى ناصواب و شايسته ملامت و توبيخ است .

أجعلتم سقاية الحاجّ و عمارة المسجدالحرام كمن ءامن باللّه و اليوم الأخر و جهد فى

14- كافران مشرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 151 - 3

3 - امداد غيبى خداوند ، در شكست كافران شرك پيشه

و هو خير النّاصرين. سنلقى فى قلوب الّذين كفروا الرّعب بما اشركوا

15- كيفر اخروى زناكار مشرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 69 - 1،2

1 - كسانى كه رو به سوى شرك آرند و دست به آدم كشى و زنا بيالايند ، در قيامت دو چندان عذاب و كيفر خواهند شد .

يضعف له العذاب يوم القيمة

در اين كه چرا افراد ياد شده، دو چندان مجازات خواهند شد، ميان مفسران دو ديدگاه وجود دارد: 1- مقصود از «يضاعف. ..» دو چندان شدن مجازات كسانى است كه هر سه گناه شرك، آدم كشى و زنا را با هم مرتكب شوند; زيرا شرك موجب دو چندان شدن مجازات بزه كارى مى شود. برداشت ياد شده و برداشت بعدى مبتنى بر اين نظريه است. 2- مقصود، تشديد مجازات افراد ياد شده است نه دو چندان شدن آن.

2 - شرك ، موجب دو چندان شدن كيفر بزه كارى ( آدمكشى ، زنا و . . . ) در قيامت

يضعف له العذاب يوم القيمة

16- كيفر اخروى قاتل مشرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 69 - 1،2

1 - كسانى كه رو به سوى شرك آرند و دست به آدم كشى و زنا بيالايند ، در قيامت دو چندان عذاب و كيفر خواهند شد .

يضعف له العذاب يوم القيمة

در اين كه چرا افراد ياد شده، دو چندان مجازات خواهند شد، ميان مفسران دو ديدگاه وجود دارد: 1- مقصود از «يضاعف. ..» دو چندان شدن مجازات كسانى است كه هر سه گناه شرك، آدم كشى و زنا را با هم مرتكب شوند; زيرا شرك موجب دو چندان شدن مجازات بزه كارى مى شود. برداشت ياد شده و برداشت بعدى مبتنى بر اين نظريه است. 2- مقصود، تشديد مجازات افراد ياد شده است نه دو چندان شدن آن.

2 - شرك ، موجب دو چندان شدن كيفر بزه كارى ( آدمكشى ، زنا و . . . ) در قيامت

يضعف له العذاب يوم القيمة

17- كيفر جنيان مشرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 38 - 2،4

2 - آتش دوزخ جايگاه اجتماع و به هم پيوستن جنيان و آدميان كافر و مشرك است.

قال ادخلوا فى أمم قد خلت من قبلكم من الجن و الإنس فى النار

4 - جنيان نيز همانند آدميان، در صورت تكذيب آيات الهى و گرايش به كفر و شرك، در معرض مجازاتهاى الهى هستند.

قال ادخلوا فى أمم قد خلت من قبلكم من الجن و الإنس فى النار

18- لعن بر امت هاى مشرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 38 - 14

14 - امتهاى مشرك و گمراه به خاطر فراهم سازى زمينه هاى ضلالت براى نسلهاى بعد، در قيامت مورد لعن و نفرين آنان قرار مى گيرند.

لعنت أختها . .. قالت أخريهم لأوليهم ربنا هؤلاء أضلونا

چنانچه مخاطب «ادخلوا» به قرينه آيه 35 همه بنى آدم باشد، مراد از «أمم قد خلت . ..» انسانها و جنيان مشركى خواهد بود كه پيش از نسل بنى آدم مى زيسته اند. و اگر مخاطب آن انسانهايى باشد كه پس از نزول قرآن به وجود آمده و مى آيند، مقصود از «أمم» امتهاى مشرك و كافرى از نسل بنى آدم است كه پس از امت مشرك پيشين به صحنه زندگى مى آيند. برداشت فوق مبتنى بر احتمال دوم است. گفتنى است كه بر اين فرض مراد از «امت أولى» نسل قبل و مراد از «امت أخرى» نسل بعدى مى باشد.

19- مردم مشرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 165 - 1،23

1 - گروهى از مردم ( مشركان ) با وجود نشانه هاى فراوان بر توحيد ، غير خدا را همتا و همانند او مى پندارند .

لأيت لقوم يعقلون. و من الناس من يتخذ من دون اللّه أنداداً

«ندّ» (مفرد أنداد) به معناى همانند است.

23 - گروهى از انسان ها ( مشركان ) سران و بزرگان خويش را در قدرت ، همتاى خدا مى پندارند و آنان را همطراز او دوست دارند .

و من الناس من يتخذ من دون اللّه أنداداً يحبونهم كحب اللّه

با توجه به آيه بعد - كه مشركان را به سران شرك و پيروان آنان تقسيم مى كند - مى توان گفت: مراد از «من الناس» مشركان پيرو مقصود از «أنداد» سران آنهاست. ارجاع ضمير «هم» به «أنداد» اين احتمال را تأييد مى كند; زيرا كاربرد اين ضمير براى انسانها و دارندگان عقل و شعور است.

20- مسيحيان مشرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 72 - 12

12 - حضرت مسيح ( ع ) در حضور بنى اسرائيل ، خود و تمامى انسان ها را مملوك خدا ، بنده او و تحت تدبير وى دانست .

يبنى اسرءيل اعبدو اللّه ربى و ربكم

21- معاشرت با والدين مشرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 15 - 7

7 - انسان ، به داشتن رفتار نيك با پدر و مادر ، حتى در صورت مشرك بودن آنان موظّف است .

و إن جهداك على أن تشرك . .. و صاحبهما فى الدنيا معروفًا

22- هجرت از جامعه مشرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 16 - 5،8

5- لزوم هجرت از محيط كفر و شرك ، براى حفظ عقيده

و إذ اعتزلتموهم . .. فأوُواْ إلى الكهف

بيان اعتزال اصحاب كهف از جامعه شرك و مردم مشرك، در حقيقت، بيان الگو و رهنمودى براى موحّدان و مؤمنان است كه به هنگام تعارض، حفظ ايمان را بر ماندن در جامعه، ترجيح داده و از محيط كفر هجرت كنند.

8- اطمينان اصحاب كهف به برخوردارى از رحمت الهى در صورت هجرت كردن از حاكميّت شرك و جامعه مشرك

فأوُواْ إلى الكهف ينشر لكم ربّكم من رحمته

فعل «ينشر» در جواب امر قرار گرفته و جزا براى شرط مقدر است; يعنى «إنْ تأووا إلى الكهف ينشر. ..» و مفاد آن، حتمى بودن

نشرِ رحمت الهى در صورت هجرت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 48 - 5،6،8،9،16

5- ابراهيم ( ع ) ، هجرت از محيط شرك و بت پرستى را جهت حراست از عقيده توحيدى خود و عبادت پروردگار يگانه برگزيد .

و أعتزلكم و ما تدعون من دون اللّه و أدعوا ربّى

از جمله معانى «دعاء» عبادت است. دراين آيه نيز «أدعوا» به قرينه «لِمَ تعبد» در آيات قبل مى تواند به معناى «عبادت مى كنم» باشد. براين مبنا ابراهيم، هجرت خود را براى ميسرشدن عبادت خداوند دانسته است.

6- هجرت از محيط شرك ، در صورت بى تأثير بودن تبليغ ، بر ماندن در آن جا ترجيح دارد .

و أعتزلكم و ما تدعون من دون اللّه

حضرت ابراهيم پس از آن كه سرسختى و لجاجت آزر را مشاهده نمود، چند راه در پيش داشت 1- ماندن در محيط شرك و اختفاى عقيده و دست برداشتن از مبارزه 2- مبارزه با بت پرستى و گرفتار شدن به رجم 3- بيرون رفتن از محيط شرك. حضرت از اين سه راه، راه سوم را برگزيده است كه نشان ترجيح آن در شرايط خاص خود است.

8- لزوم هجرت از محيطى كه نتوان در آن ، خداى يگانه را عبادت كرد .

و أعتزلكم و ما تدعون . .. و أدعوا ربّى

9- ابراهيم ( ع ) در هجرت منفردانه خود از جامعه مشرك ، تنها متكى بر خداوند و يارى او بود .

و أدعوا ربّى عسى ألاّ أكون بدعاء ربّى شقيًّا

16- ابراهيم ( ع ) ، در آستانه هجرت خود از ديار بت پرستان ، به رفع سختى ها و كسب سعادت خود اميدوار بود و دعا به درگاه خداوند را عامل آن مى دانست .

عسى ألاّ أكون بدعاء ربّى شقيًّا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 49 - 1

1- حضرت ابراهيم ( ع ) از محيط شرك و بت پرستى هجرت كرد و از بت پرستان و معبود هاى آنان كناره گيرى كرد .

فلمّا أعتزلهم و مايعبدون من دون اللّه وهبنا له إسحق و يعقوب

مشركان

23- {مشركان}

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 83 - 22

22 - بنى اسرائيل ، جز اندكى از آنان به پرستش غير خدا گرويدند و حقوق والدين ، خويشان ، يتيمان و مساكين را ضايع ساختند .

لاتعبدون إلا اللّه و بالولدين احساناً . .. ثم توليتم إلا قليلا منكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 13 - 5

5 - مشركين در جنگ بدر ، نيرو هاى رزمنده مسلمان را دو چندان مى ديدند .

يرونهم مثليهم رأىَ العين

بنابراينكه ضمير فاعلى در «يرون»، به كفار برگردد و ضمير «هم» در هر دو مورد، به مسلمين برگردد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 20 - 6

6 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور دعوت اهل كتاب و مشركان مكه و درس نخواندگان فاقد كتاب به تسليم در برابر خدا

و قل للّذين اوتوا الكتاب و الامّيّن ءاسلمتم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 21 - 5

5 - وجود منكران آيات الهى ، قاتلان پيامبران و عدالتخواهان ، در ميان اهل كتاب و مشركان

قل للّذين اوتوا الكتاب و الامّيّن . .. انّ الذين يكفرون بايات اللّه و يقتلون الن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 63 - 8

8 - علماى نصاراى نجران ، مفسد ، مشرك ، مجادله گر ، حق ناپذير و مورد تهديد خداوند

فمن حاجّك . .. فان تولّوا فانّ اللّه عليم بالمفسدين

در شأن نزول آمده كه اين آيات درباره علماى نجران نازل شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 67 - 8

8 - يهود و نصارا ، منحرف از حق ، عصيانگر در برابر خدا و مشرك

و لكن كان حنيفاً مسلماً و ما كان من المشركين

بنابراينكه جمله «و لكن كان . .. »، تعريضى به يهوديان و نصارا باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 151 - 3،10

3 - امداد غيبى خداوند ، در شكست كافران شرك پيشه

و هو خير النّاصرين. سنلقى فى قلوب الّذين كفروا الرّعب بما اشركوا

10 - كافران ، مشرك هستند .

سنلقى فى قلوب الّذين كفروا الرّعب بما اشركوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 175 - 7

7 - لشگريان كفر و شرك و دشمنان اسلام ، دوستان شيطانند .

انّ النّاس قد جمعوا لكم فاخشوهم . .. انّما ذلكم الشّيطان يخوّف اولياءه

برداشت فوق بر اين اساس است كه «كُم» از «يخوّف اولياءه» حذف شده باشد; يعنى «يخوّفكم اولياءه».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 186 - 8،10،11،15

8 - پيش بينىِ آزار فراوان اهل كتاب و مشركان به مسلمانان

و لتسمعنّ من الّذين اوتوا الكتب من قبلكم و من الّذين اشركوا اذًى كثيراً

10 - مسلمانان صدر اسلام ، مواجه به آزار فراوان اهل كتاب و مشركان بودند .

و لتسمعنّ من الّذين اوتوا الكتب من قبلكم و من الّذين اشركوا اذًى كثيراً

11 - آزار زبانى ( تبليغات سوء ) از روش هاى اهل كتاب و مشركان عليه مسلمانان

و لتسمعنّ من الّذين اوتوا الكتب من قبلكم و من الّذين اشركوا اذًى كثيراً

15 - آزار هاى اهل كتاب و مشركان نسبت به مسلمانان ، از مهمترين موارد آزمايش و امتحان مؤمنان

لتبلونّ فى اموالكم و انفسكم و لتسمعنّ من الّذين اوتوا الكتب من قبلكم و من الّذين

جمله «و لتسمعنّ . .. »، مى تواند توضيح يكى از موارد امتحان مالى و جانى باشد ; چرا كه تهمتها و سخنان ناروا، جانها را مى گزد و تبليغات سوء عليه انفاق مى تواند موجب ازدياد بخل شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 48 - 3،4

3 - اهل كتاب ، مردمى مشرك ، به خاطر كفر به قرآن

فلا يؤمنون الّا قليلا . .. يا ايها الذين اوتوا الكتب امنوا بما نزّلنا ... انّ ال

4 - دين سازان و مروجان آيين هاى منسوخ ، در حقيقت خود را در رتبه خدا و شريك او قرار داده اند .

يا ايها الذين اوتوا الكتب امنوا بما نزّلنا . .. انّ اللّه لا يغفر ان يشرك به

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 72 - 14،15

14 - مسيحيان معتقد به الوهيت مسيح ( ع ) مردمى كافر و مشرك

لقد كفر الذين قالوا إنّ اللّه هو المسيح ابن مريم . .. انه من يشرك باللّه

15 - متعتقدان به الوهيت و ربوبيت غيرخدا ، كافر و مشركند .

لقد كفر الذين قالوا إنّ اللّه هو المسيح ابن مريم . .. انه من يشرك باللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 21 - 6

6 - مشركان، از مصاديق بارز افترا زنندگان به خدا و تكذيب كنندگان آيات الهى هستند.

أئنكم لتشهدون أن مع اللّه ءالهة . .. من أظلم ممن افترى ... أو كذب بايته

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 76 - 2

2 - ابراهيم(ع) با تظاهر به ستاره پرستى و استدلال جدلى به ابطال عقيده شرك قوم خود پرداخت.

فلما جن عليه الّيل رءا كوكبا قال هذا ربى

جمله «فلما جن» تصريح بر «كذلك نرى . .. » است. يعنى نتيجه ارائه ملكوت به ابراهيم(ع) آن شد كه او بدين صورت به مبارزه با شرك بپردازد. بنابراين سخن ابراهيم(ع) تنها از سر مجادله و به براى ابطال باطل بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 59 - 9

9 - قوم نوح ، مردمانى مشرك بودند .

ما لكم من إله غيره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 65 - 10

10 - قوم عاد ، مردمى مشرك بودند .

ما لكم من إله غيره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 70 - 4

4 - دودمان و پيشينيان قوم هود ، مردمى مشرك و پرستش كننده معبودانى دروغين

و نذر ما كان يعبد ءاباؤنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 73 - 9

9 - قوم ثمود ، مردمى مشرك

ما لكم من إله غيره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 85 - 10

10 - مردم مدين مشرك بودند .

و إلى مدين . .. ما لكم من إله غيره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 150 - 28

28 - شرك ، ظلم است و مشركان مردمى ظالم هستند .

و لاتجعلنى مع القوم الظلمين

مراد از «الظلمين» همان مشركان و گوساله پرستان هستند. بنابراين هدف از آوردن كلمه «الظلمين» به جاى «المشركين» ظالم خواندن مشركان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 202 - 5

5 - شيطان برادر انسان هاى مشرك و بى تقواست .

و إخونهم يمدونهم فى الغى

ضمير در «إخوانهم» مى تواند به مشركان و بى تقوايان برگردد. بر اين مبنا مراد از «اخوان»، به قرينه آيه قبل، شيطان است. قابل ذكر است كه در اين صورت ضمير فاعلى در «يمدونهم» به «اخوان» و ضمير مفعولى به مشركان و بى تقوايان برمى گردد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 31 - 10

10 - يهود و نصارا ، مردمانى شرك پيشه

اتخذوا أحبارهم و رهبنهم أرباباً من دون اللّه . .. سبحنه عما يشركون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 33 - 10

10 - يهود و نصارا ، مردمانى شرك پيشه

اتخذوا أحبارهم و رهبنهم أرباباً . .. و لو كره المشركون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 3 - 23

23 - اعراب جاهلى ، مرمادنى شرك پيشه و بت پرست

ذلكم اللّه ربكم فاعبدوه أفلا تذكرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 18 - 1

1 - عرب جاهلى ، مردمانى شرك پيشه و منكر ربوبيت خداوند

و يعبدون من دون اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 29 - 2

2 - عرب جاهلى ، مردمى بودند مشرك و بت پرست .

فكفى . .. إن كنا عن عبادتكم لغفلين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 35 - 2

2 - اعراب جاهلى ، مردمانى بودند شرك پيشه و بت پرست .

قل هل من شركائكم من يهدى إلى الحق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 71 - 7

7 - قوم نوح ، مردمانى مشرك و بت پرست بودند .

يقوم . . فأجمعوا أمركم و شركاءكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 26 - 4

4- قوم نوح ، مردمانى مشرك بودند .

أن لاتعبدوا إلاّ الله

نهى از عبادت غير خدا و فرمان به پرستش او - كه جمله «أن لاتعبدوا إلاّ الله» گوياى آن است - مى رساند كه قوم نوح شريك و يا شريكهايى را براى خدا پذيرفته بودند و آنها را عبادت مى كردند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 50 - 8

8- قوم عاد ، مردمى مشرك و پرستشگر معبود هاى خود ساخته

ما لكم من إله غيره إن أنتم إلاّ مفترون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 53 - 4،5،6

4- اصرار و پافشارى و تعصب قوم هود ، بر شركورزى و پرستش غير خدا

و ما نحن بتاركى ءالهتنا عن قولك

جمله اسميه «ما نحن . ..» و آوردن «با» ى زايده در خبر (تاركى ءالهتنا) حكايت از تأكيد و اصرار قوم عاد بر پرستش بتها دارد.

5- قوم عاد ، مردمى مشرك و پرستشگر معبودهايى چند

و ما نحن بتاركى ءالهتنا عن قولك

«آلهه» جمع «إلاه» و به معناى معبودهاست.

6- دعوت هود ( ع ) و سخنان او ، بى تأثير در بازدارى قومش از شرك و پرستش خدايان دروغين

و ما نحن بتاركى ءالهتنا عن قولك

«عن» در «عن قولك» براى تعليل است. بنابراين معناى جمله «ما نحن ...» چنين مى شود: سخن و ادعاى تو ، باعث نخواهد شد كه ما خدايان خويش را رها كنيم.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 54 - 1

1- قوم عاد ، پرستشگر معبودهايى متعدد و معتقد به تأثيرگذارى آنها در امور جهان

إن نقول إلاّ اعتريك بعض ءالهتنا بسوء

تعدد معبودها از كلمه «آلهه» كه جمع «إلاه» (معبود) است ، استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 58 - 1

1- قوم عاد ، رسالت هود ( ع ) را نپذيرفتند و به شرك و كفر اصرار ورزيدند .

فإن تولّوا . .. يستخلف ربى قومًا غيركم ... و لما جاء أمرنا نجّينا هودًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 61 - 8

8- قوم ثمود ، مردمى مشرك و معتقد به معبودهايى متعدد

يقوم اعبدوا الله ما لكم من إله غيره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 62 - 5

5- قوم صالح و پدرانشان ، مردمانى مشرك و پرستشگر غير خدا بودند .

أتنهنا أن نعبد ما يعبد ءاباؤُنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 84 - 9

9- قوم شعيب ، مردمى مشرك و روى گردان از پرستش خداوند

اعبدوا الله ما لكم من إله غيره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 87 - 4

4- قوم شعيب و پدرانشان ، مردمى مشرك و پرستشگر معبودى غير از خداى يكتا

أن نترك ما يعبد ءاباؤُنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 38 - 23

23- اكثريت مردم آلوده به شركند .

ما كان لنا أن نشرك بالله . .. و لكنّ أكثر الناس لايشكرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 39 - 2،6

2- دو زندانى هم بند يوسف ( ع ) ، از مشركان بودند .

يص-حبى السجن ءأرباب متفرقون خير

6- مصريان باستان ، معتقد به خدايانى متعدد كه هر كدام تدبير كننده بخشى از امور جهان بودند .

ءأرباب متفرقون خير أم الله الوحد القهار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 40 - 1

1- مصريان عصر يوسف ( ع ) و اجدادشان ، مردمى مشرك و پرستشگر خدايانى متعدد و دروغين بودند .

ما تعبدون من دونه إلاّ أسماءً سميتموها أنتم و ءاباؤكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 36 - 9

9- گروه هايى از يهود و نصارا داراى گرايشهايى شرك آلود بودند .

و من الأحزاب من ينكر بعضه قل إنما أُمرت أن أعبد الله و لا أُشرك به

چون جمله «قل إنما اُمرت . ..» - كه حاكى از توحيد و يكتاپرستى است - در پاسخ گروه هايى از يهود و نصارا قرار گرفته است ، معلوم مى شود اين گروه ها به پرستش غير خدا و شرك در عبادت روى آورده بودند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 22 - 20

20- پيروان شيطان او را در اطاعت ، شريك خداوند قرار مى دهند و از القائات او تبعيت مى كنند .

إلاّ أن دعوتكم فاستجبتم لى . .. إنى كفرت بما أشركتمون من قبل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 96 - 1

1- استهزاگران پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مردمى مشرك و معتقد به معبود ديگرى جز الله

المستهزءين. الذين يجعلون مع الله إلهًا ءاخر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 15 - 1

1- جامعه اصحاب كهف ، جامعه اى مشرك و معتقد به معبودهايى متعدّد بود .

هؤلاء قومنا اتخذوا من دونه ءالهة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 18 - 7

7 - برخلاف همه پديده هاى جهان هستى ، مردم دو دسته اند : بسيارى از آنان معتقد به توحيد ربوبى و اهل خضوع و انقياد در برابر خدا و بسيارى ديگر منكر توحيد ربوبى و ديگر پرست هستند .

ألم تر أنّ اللّه يسجد . .. و كثير من الناس و كثير حقّ عليه العذاب

جمله «حقّ عليه العذاب» كنايه از شرك و ديگرپرستى و روى گردانى از خضوع در برابر خدا است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 42 - 9

9 - مردم مصر ( فرعونيان و قبطيان ) ، منكر يكتايى خدا و مشرك بودند .

تدعوننى لأكفر باللّه و أشرك به

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 6 - 8

8 - بدگمانى به خداوند ، از گناهان بزرگ و موجب قرار گرفتن انسان در زمره منافقان و مشركان

المنفقين . .. و المشركين ... الظانّين باللّه ظنّ السوء

وصف «الظانّين. ..» مشعر به عليت است; يعنى، اين بدگمانى است كه روح اصلى نفاق و شرك را تشكيل داده و انسان ها با اين بدگمانى، منافق و مشرك مى شوند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 14 - 8

8 - منافقان ، به رغم ظاهرشان بر آيين شرك باقى بودند .

ما هم منكم و لا منهم

24- آثار استكبار مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 43 - 1

1 - استكبار و حيله گرى مشركان ، دو عامل تنفر و دورى آنان از گرايش به اسلام و دين الهى

فلمّا جاءهم نذير ما زادهم إلاّ نفورًا . استكبارًا فى الأرض و مكر السّيّىِ

برداشت ياد شده، مبتنى بر اين احتمال است كه «استكباراً» مفعول لأجله بوده و «مكر السّيّىِ» نيز بر آن عطف شده باشد.

25- آثار اضلال مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 163 - 1

1 - گمراه گرى مشركان و معبودهايشان ، تنها در كسانى مؤثر خواهد بود كه راه دوزخ را برگزينند .

ما أنتم عليه بفتنين . إلاّ من هو صال الجحيم

«صال» اسم فاعل و به معناى «لازم» است (اصل آن «صالى» مى باشد); يعنى، كسى كه ملازم و هم راه دوزخ است و دست از اين راه دوزخى برنمى دارد. گفتنى است: صيغه اسم فاعل هرگاه درمورد موجود عاقل به كار رود، به مفهوم انجام كارى از روى اختيار و انتخاب است.

26- آثار اطاعت از مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 56 - 6

6 - پيروى از هواها و تمايلات نفسانى مشركان، موجب ضلالت و محروم ماندن از هدايت مى شود.

قل لا أتبع أهواءكم قد ضللت إذاً و ما أنا من المهتدين

27- آثار امداد مشركان معاهد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 4 - 8

8 - كمك و پشتيبانى طرف معاهده به دشمنان ، عليه مسلمانان ، نقض پيمان عدم تعرض است .

إلا الذين عهدتم من المشركين . .. و لم يظهروا عليكم أحداً

28- آثار امكانات مادى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 36 - 6

6 - مشركان ، با برخوردارى از امكانات اندك ، شادمان شده و با اندك گرفتارى ، نااميد مى شوند .

و إذا أذقنا الناس رحمة فرحوا بها و إن تصبهم سيّئة. .. يقنطون

ممكن است به قرينه آيات پيش - كه درباره مشركان است - «ال» در «الناس» عهد و مراد از «الناس» مشركان باشد. لازم به ذكر است كه تنوين «سيّئة» تنكير و براى قِلّت است.

29- آثار پيروزى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 8 - 7

7 - شرك پيشگان صدر اسلام در صورت پيروزى بر مسلمانان ، از زير پا گذاشتن حقوق خويشاوندى و شكستن پيمان ، باكى نداشتند .

و إن يظهروا عليكم لايرقبوا فيكم إلّاً و لاذمة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 99 - 4

4 - « عن أبى جعفر ( ع ) . . . و قوله « و ما أضلّنا إلاّ المجرمون » يعنى المشركين الذين اقتدوا بهم هؤلاء فاتبعوهم على شركهم و هم قوم محمد (صلی الله علیه و آله) ليس فيهم من اليهود و النصارى أحد . . . و قولهم « و ما أضلّنا إلاّ المجرمون » إذ دعونا إلى سبيلهم . . . ;

از امام باقر(ع) در باره سخن خداوند «و ما أضلّنا إلاّ المجرمون» روايت شده كه فرمود: اين مجرمان همان مشركانى بودند كه گمراهان به آنها اقتدا كردند و در شركشان از آنان پيروى نمودند و آنان گروهى از امّت محمد(صلی الله علیه و آله) بودند و در بين آنان احدى از يهود و نصارا نبود . ..و سخن آنان «و ما أضلّنا إلاّالمجرمون» بدين معنا است كه آن گاه كه آنان ما را به راه خودشان دعوت كردند».

30- آثار تعصب مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 61 - 9

9 - پافشارى برخى از مشركان بر شرك ، معلول تعصب يا اهداف خائنانه است ، نه ناشى از نادانى صرف .

بل أكثرهم لايعلمون

قيد «أكثر» بيانگر اين واقعيت است كه در ميان مشركان، كسانى وجود دارند كه على رغم آگاهى به بطلان شرك، به خاطر اهداف نادرستى از آن حمايت مى كنند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 26 - 3

3 - وجود استكبار و تعصب هاى جاهلى در قلب مشركان ، زمينه استحقاق آنان براى عذاب الهى

لعذّبنا الذين كفروا منهم . .. إذ جعل الذين كفروا فى قلوبهم الحميّة

«إذ» ممكن است ظرف براى «لعذّبنا» باشد.

31- آثار تعصب مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 26 - 1

1 - تعصّب جاهلى و غرور مشركان مكه ، مايه بستن راه مسجدالحرام بر مؤمنان در حديبيه

هم الذين كفروا و صدّوكم عن المسجدالحرام. .. إذ جعل الذين كفروا فى قلوبهم الحميّة

«إذ» ظرف براى «صدّوا» است.

32- آثار تقليد كوركورانه مشركان صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 5 - 3

3- اعتقاد به وجود فرزند براى خدا ، معلول تقليد كوركورانه مشركانِ عصر بعثت از نياكان خويش بوده است .

قالوا اتخذ اللّه ولدًا . ما لهم به من علم و لا لأبائهم

33- آثار تكبر مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 56 - 5

5 - كبر و خودبرتربينى ، عامل جدال و ستيزه جويى كافران و مشركان با آيات الهى و پيامبر اسلام (صلی الله علیه و آله)

إنّ الذين يجدلون فى ءايت اللّه . .. إن فى صدورهم إلاّ كبر

34- آثار تكبر مشركان صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 58 - 5

5 - غرور و سرمستى ، ريشه بهانه جويى هاى مشركان عصر بعثت

و كم أهلكنا من قرية بطرت معيشتها

با توجه به ارتباط اين آيه با آيات پيشين - كه درباره بهانه جويى هاى مشركان مكه است - برداشت ياد شده استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 82 - 11

11 - مخالفت كافران و مشركان صدر اسلام با پيامبراسلام ، برخاسته از فريفتگى آنان به اقتدار نسبى خويش بود .

كانوا أكثر منهم و أشدّ قوّة و ءاثارًا فى الأرض

نكوهش مخالفان پيامبراسلام، بر عبرت نگرفتن آنان از زوال قدرت ها و تمدن هاى گذشته، مى رساند كه سرپيچى آنان از پذيرش اسلام، برخاسته از دلخوشى آنان به امكانات و اقتدار نسبى خود بوده است.

35- آثار تكبر مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 26 - 1

1 - تعصّب جاهلى و غرور مشركان مكه ، مايه بستن راه مسجدالحرام بر مؤمنان در حديبيه

هم الذين كفروا و صدّوكم عن المسجدالحرام. .. إذ جعل الذين كفروا فى قلوبهم الحميّة

«إذ» ظرف براى «صدّوا» است.

36- آثار جنگ با مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 25 - 14،17

14- آسيب ديدن مؤمنان ناشناخته شهر مكه ، در صورت وقوع جنگ ميان مسلمانان و مكيان در حديبيه

و لولا رجال مؤمنون . .. أن تطوهم

17- پايمال شدن حرمت مردان و زنان مؤمن در صورت جنگ در حديبيه ، مايه ننگ براى مسلمانان

و لولا رجال مؤمنون و نساء مؤمنت . .. فتصيبكم منهم معرّة

37- آثار جهل اكثريت مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 57 - 21

21 - جهل بيشتر مشركان مكه به خاستگاه الهى امنيت و رفاه اقتصادى آن شهر ، عامل روى گردانى آنان از پذيرش هدايت الهى ( اسلام ) بود .

و قالوا إن نتّبع الهدى . .. و لكنّ أكثرهم لايعلمون

38- آثار جهل مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 6 - 10

10 - جهل و ناآگاهى مشركان ، فلسفه دستور خدا به پيامبر (صلی الله علیه و آله) مبنى بر به حضور پذيرفتن آنان و ابلاغ پيام وحى به آنان

و إن أحد من المشركين استجارك فأجره . .. ذلك بأنهم قوم لايعلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 29 - 7

7 - زير سؤال بردن وقوع قيامت از سوى مشركان ، ناشى از جهل آنان بوده است .

و لكنّ أكثر الناس لايعلمون . و يقولون متى هذا الوعد إن كنتم صدقين

برداشت ياد شده بنابر عطف «يقولون» بر عبارت قبل، از باب عطف مسبب بر سبب است; يعنى، بيشتر مردم نمى دانند و [به خاطر همين ندانستن]، معاد را زير سؤال مى برند.

39- آثار جهل مشركان صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 29 - 19

19 - گرايش مشركان صدراسلام به شرك ، برخاسته از جهل و ناآگاهى اكثريت آنان بود .

بل أكثرهم لايعلمون

40- آثار حق ناپذيرى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 101 - 5

5- عدم اعطاى معجزات اقتراحى مشركان از سوى خداوند ، به دليل علم خدا به حق ناپذيرى آنان

و لقد ءاتينا موسى . .. فقال له فرعون إنى لأظنّك يموسى مسحورًا

يادآورى كفر فرعون، على رغم ارائه معجزات فراوان از سوى موسى(ع) در پى رد درخواستهاى مشركان، مى رساند كه دليل عدم اجابت خواسته هاى مشركان، تصميم آنان بر عدم ايمان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 42 - 3

3 - لجاجت و روح حق ناپذيرى مشركان ، مانع از تأثير نهايى دعوت و هدايت پيامبر (صلی الله علیه و آله) در آنان بود .

إن كاد ليضلّنا عن ءالهتنا لولا أن صبرنا عليها

برداشت فوق، با توجه به اين نكته است كه صبر و مقاومت در برابر دعوت به حق پيامبر(صلی الله علیه و آله)، معنايى جز لجاجت و عناد ندارد و نشانه وجود روح حق ناپذيرى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 30 - 2

2 - پيشوايان شرك ، عامل اصلى گمراهى مشركان را ، روح طغيان و حق ناپذيرى خود آنان معرفى خواهند كرد .

بل كنتم قومًا طغين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 31 - 1

1 - روح طغيان گرى و حق ناپذيرى مشركان ، موجب مستحق بودن آنان به عذاب الهى ( دوزخ ) در نظر سران شرك

بل كنتم قومًا طغين . فحقّ علينا قول ربّنا إنّا لذائقون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 32 - 2

2 - روح طغيان گرى و حق ناپذيرى مشركان ، زمينه ساز تأثيرپذيرى آنان از اغواگرى سردمداران شرك

بل كنتم قومًا طغين . .. فأغوينكم

برداشت ياد شده از آن جا است كه جمله «فأغويناكم» مى تواند متفرع بر جمله «بل كنتم قوما طاغين» باشد; يعنى، چون شما مردم سركشى بوديد، پس ما توانستيم به اغواى شما بپردازيم.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 89 - 7

7 - دلجويى خداوند از پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) ، در قبال حق ناپذيرى مشركان

فاصفح عنهم . .. فسوف يعلمون

41- آثار حق ناپذيرى مشركان صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 6 - 9

9- ايمان نياوردن و حق ناپذيرى مشركان ستم پيشه ، فلسفه و دليل ردّ شدن پيشنهاد آنان مبنى بر ارائه معجزه از سوى پيامبر (صلی الله علیه و آله)

فليأتنا باية . .. أفهم يؤمنون

42- آثار ختم قلب مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 46 - 2

2- مشركان مكه ، در اثر مستورى قلب و سنگينى گوشهايشان ، از ادراك صحيح آيات خدا ، محروم بودند .

و جعلنا بينك و بين الذين لايؤمنون بالأخرة حجابًا مستورًا و جعلنا على قلوبهم أكنّ

43- آثار خرافه پرستى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 39 - 5

5 - ذهن خرافه پرست مشركان ، بدون تمايل به كلام ناب و بى خرافه وحى *

أم له البنت و لكم البنون

با توجه به اين كه آيات شريفه، در مقام تأييد و تحكيم رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) است; بيان اعتقاد خرافى كافران در آيه بالا، مى تواند اشاره به يكى از عوامل عمده سرپيچى كافران از پذيرش رسالت (خرافه پرستى آنان) داشته باشد.

44- آثار خيانت مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 61 - 9

9 - پافشارى برخى از مشركان بر شرك ، معلول تعصب يا اهداف خائنانه است ، نه ناشى از نادانى صرف .

بل أكثرهم لايعلمون

قيد «أكثر» بيانگر اين واقعيت است كه در ميان مشركان، كسانى وجود دارند كه على رغم آگاهى به بطلان شرك، به خاطر اهداف نادرستى از آن حمايت مى كنند.

45- آثار دشمنى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 114 - 11

11 - دشمنى مشركان با خدا ، سرّ عدم جواز استغفار براى آنان

ما كان للنبى . .. أن يستغفروا للمشركين ... فلما تبين له أنه عدو للّه تبرأ منه

46- آثار دنياطلبى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 29 - 2

2 - دنيامدارى و پندارگرايى ، مانع اصلى نفوذ تبليغ پيامبر (صلی الله علیه و آله) در مشركان

إنّ الذين لايؤمنون بالأخرة . .. إن يتّبعون إلاّ الظنّ ... فأعرض عن من تولّى

از فاى تفريع در «فأعرض»، استفاده مى شود كه بى اعتقادى مشركان به آخرت و نيز اتكاى آنان بر حدس و گمان، موجب شده بود كه آنان قابليت خود را براى تأثيرپذيرى از رهنمودهاى پيامبر(صلی الله علیه و آله)، از دست بدهند.

47- آثار دوستى با رهبران مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 167 - 2

2 - اظهار پشيمانى مشركان پيرو در صحنه قيامت ، از دوستى با سران شرك و اطاعت از ايشان در دنيا

و قال الذين اتبعوا لو أن لنا كرّة فنتبرأ منهم

48- آثار ذلت مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 14 - 8

8 - مرگ و ذلت مشركان پيمان شكن صدر اسلام و پيروزى سپاه اسلام ، شفابخش سينه دردمند مؤمنان آسيب ديده از تجاوز

يعذبهم اللّه بأيديكم و يخزهم و ينصركم عليهم و يشف صدور قوم مؤمنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 15 - 2

2 - مرگ و ذلت مشركان متجاوز ، فرونشان شعله هاى خشم در سينه هاى مؤمنان صدر اسلام

قتلوهم يعذبهم اللّه . .. و يذهب غيظ قلوبهم

49- آثار رفاه مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 44 - 1

1- عمر طولانى همراه با بهره مندى جوامع شرك پيشه از نعمت هاى الهى ، موجب دلبستگى آنان به معبود ها و توهّم كارساز بودن آنها

بل هم عن ذكر ربّهم معرضون . .. بل متّعنا هؤلاء و ءاباءهم حتّى طال عليهم العمر

«بل» در جمله «بل متّعنا. ..» براى اضراب از موضوع پيش (أم لهم آلهة تمنعهم من دوننا) است; يعنى، توهّم اين كه معبودها از آنان حمايت مى كنند، بر اثر زندگى پر نعمت، همراه با مهلت و عمر طولانى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 18 - 6

6 - معبود هاى مشركان در پاسخ به سؤال خداوند در قيامت ، عامل انحراف و گمراهى مشركان را ، برخوردارى آنان و پدرانشان از رفاه بسيار و از ياد بردن خدا خواهند دانست .

و لكن متّعتهم و ءاباءهم حتّى نسوا الذكر

«لكن» - كه در استدراك به كار مى رود - در آيه شريفه براى رد اين اتهام است كه معبودها در گمراهى مشركان مؤثر بودند و نيز براى بيان علت هاى واقعى اين انحراف است كه در اين آيه، به دو عامل اشاره شده است: 1- رفاه (كه موجب فراموشى خدا است) (متّعتهم. ..الذكر). 2- رفتار هلاكت بار آنان ( و كانوا قوماً بوراً).

50- آثار سرمستى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 75 - 1

1 - شادمانى ناحق و سر مستى گسترده در جامعه از سوى كافران و مشركان ، سبب گرفتار شدن آنان به انواع عذاب ها در قيامت

ذلكم بما كنتم تفرحون فى الأرض بغير الحقّ و بما كنتم تمرحون

«با» در «بما كنتم» براى سببيت است. «فرح» (مصدر «تفرحون») به معناى سرور و شادمانى است و «مرح» (مصدر «تمرحون») به معناى سرور و شادمانى افراطى و بيش از حد است آن گونه كه سبب غرور و سر مستى مى گردد. گفتنى است در اين برداشت ، مشار اليه «ذلكم» عذاب هاى ياد شده در آيات پيشين، دانسته شده است.

51- آثار سرمستى مشركان صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 58 - 5

5 - غرور و سرمستى ، ريشه بهانه جويى هاى مشركان عصر بعثت

و كم أهلكنا من قرية بطرت معيشتها

با توجه به ارتباط اين آيه با آيات پيشين - كه درباره بهانه جويى هاى مشركان مكه است - برداشت ياد شده استفاده مى شود.

52- آثار سلطه مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 2 - 1

1 - اقدام مشركان مكه به كينه توزى و آزار مسلمانان ، در صورت دست يافتن بر ايشان

إن يثقفوكم يكونوا لكم أعداء و يبسطوا إليكم أيديهم و ألسنتهم بالسوء

«ثقف» (مصدر «يثقفون») به معناى رسيدن به چيزى و دست يافتن به آن است.

53- آثار سنگينى گوش مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 46 - 2

2- مشركان مكه ، در اثر مستورى قلب و سنگينى گوشهايشان ، از ادراك صحيح آيات خدا ، محروم بودند .

و جعلنا بينك و بين الذين لايؤمنون بالأخرة حجابًا مستورًا و جعلنا على قلوبهم أكنّ

54- آثار شدت عذاب مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 100 - 4

4- شدت عذاب ها و طنين فرياد ، مانع شنيدن مشركان در جهنم خواهد شد .

لهم فيها زفير و هم فيها لايسمعون برداشت ياد شده بنابراين احتمال است كه «لهم فيها

55- آثار شكست مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 40 - 3

3 - شكست كافران و مشركان در پيكار با اسلام و مسلمانان ، جلوه عذاب الهى

من يأتيه عذاب يخزيه

56- آثار طغيانگرى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 30 - 2

2 - پيشوايان شرك ، عامل اصلى گمراهى مشركان را ، روح طغيان و حق ناپذيرى خود آنان معرفى خواهند كرد .

بل كنتم قومًا طغين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 31 - 1

1 - روح طغيان گرى و حق ناپذيرى مشركان ، موجب مستحق بودن آنان به عذاب الهى ( دوزخ ) در نظر سران شرك

بل كنتم قومًا طغين . فحقّ علينا قول ربّنا إنّا لذائقون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 32 - 2

2 - روح طغيان گرى و حق ناپذيرى مشركان ، زمينه ساز تأثيرپذيرى آنان از اغواگرى سردمداران شرك

بل كنتم قومًا طغين . .. فأغوينكم

برداشت ياد شده از آن جا است كه جمله «فأغويناكم» مى تواند متفرع بر جمله «بل كنتم قوما طاغين» باشد; يعنى، چون شما مردم سركشى بوديد، پس ما توانستيم به اغواى شما بپردازيم.

57- آثار عجز اخروى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 26 - 3

3 - ناتوانى كامل مشركان در عرصه قيامت ، موجب انقياد و تسليم شدن آنان در برابر خداوند

ما لكم لاتناصرون . بل هم اليوم مستسلمون

ارتباط ميان اين آيه و آيه قبل (طرح مسأله تسليم مشركان پس از موضوع ناتوانى كامل آنان)، مى تواند گوياى اين حقيقت باشد كه تسليم آنان از روى ناتوانى و از موضع ضعف است.

58- آثار عدم تعقل مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 10 - 9

9- تكذيب قرآن از سوى مشركان ، نتيجه عدم خردورزى آنان است .

هم فى غفلة معرضون. .. لاهية قلوبهم... لقد أنزلنا... أفلاتعقلون

59- آثار عدم درك مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 49 - 9

9- ناتوانى مشركان از درك حقانيت معاد ، عامل متهم ساختن پيامبر (صلی الله علیه و آله) از سوى آنان به سحرزدگى *

إن تتّبعون إلاّ رجلاً مسحورًا . .. و قالوا أءذا كنّا عظمًا ... أءنَّا لمبعوثون

احتمال دارد كه شنيدن سخنان غير قابل درك از پيامبر(صلی الله علیه و آله) عامل نسبت دادن جنون و سحرزدگى به آن حضرت از سوى مشركان بوده است و از جمله آن سخنان، تبليغ پيامبر(صلی الله علیه و آله) در مورد معاد جسمانى است.

60- آثار عقيده باطل مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 23 - 5

5 - خسارت و زيان كارى مشركان ، نتيجه پندار هاى نارواى آنان درباره خداوند

ذلكم ظنّكم . .. فأصبحتم من الخسرين

61- آثار عقيده مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 21 - 8

8 - انكار معاد و عقيده به نبودن مجازات الهى براى انسان ، مانع پذيرش رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و عقيده به توحيد از سوى مشركان

و قال الذين لايرجون لقاءنا لولا أُنزل علينا الملئكة أو نرى ربّنا

توصيف مشركان به منكران «لقاء اللّه» در آغاز كلام، مى تواند گوياى اين حقيقت باشد كه اگر مشركان خواستار نزول فرشتگان وحى بر خود و رؤيت خدا بودند، اين خواسته ناشى از حقيقت خواهى آنان نبود; بلكه به خاطر عقيده مند نبودن آنان به معاد و انكار مجازات الهى بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 22 - 2

2 - باور هاى غلط مشركان ، حربه اى عليه خود آنان از سوى خداوند

ألكم الذّكر . .. تلك إذًا قسمة ضيزى

خداوند، در مقام تخطئه دختر داشتن خويش، باورهاى غلط مشركان را به رخ آنان كشيده و از آن حربه اى عليه خودشان ساخته است.

62- آثار علاقه به رهبران مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 167 - 12

12 - شركورزى ، محبت به سران شرك و پيروى از آنان ، عمل هاى حسرت آفرين و اندوهبار در سراى آخرت براى مشركان پيرو

كذلك يريهم اللّه أعملهم حسرت عليهم

63- آثار عمل مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 18 - 10

10 - معبود هاى مشركان در روز رستاخيز ، عامل انحراف مشركان را ، كردار و رفتار هلاكت بار خود آنان معرفى خواهند كرد .

و لكن . .. و كانوا قومًا بورًا

«بور» يا جمع «بائر» (به معناى هالك) و يا مصدر (به معناى هلاك) است. در صورت دوم، صفت بودن آن براى «قوماً»، از باب مبالغه خواهد بود.

64- آثار غفلت مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 95 - 7

7 - استبعاد مشركان از بشر بودن رسول ، ناشى از دم توجه آنان به وساطت ملائكه ميان خدا و پيامبران است . *

قل لو كان فى الأرض ملئكة يمشون مطمئنين لنزّلنا عليهم من السّماء ملكًا رسولاً

آيه فوق، مى تواند در مقام پاسخ به مشركان باشد. با اين بيان كه مشركان، بعيد مى شمردند كه فردى از بشر با خداى جهان ارتباط داشته باشد.آيه جواب مى دهد كه: پيامبران، بىواسطه وحى تلقى نمى كنند; بلكه اصولاً بين خدا و زمينيان، ملكى واسطه وحى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 18 - 6

6 - معبود هاى مشركان در پاسخ به سؤال خداوند در قيامت ، عامل انحراف و گمراهى مشركان را ، برخوردارى آنان و پدرانشان از رفاه بسيار و از ياد بردن خدا خواهند دانست .

و لكن متّعتهم و ءاباءهم حتّى نسوا الذكر

«لكن» - كه در استدراك به كار مى رود - در آيه شريفه براى رد اين اتهام است كه معبودها در گمراهى مشركان مؤثر بودند و نيز براى بيان علت هاى واقعى اين انحراف است كه در اين آيه، به دو عامل اشاره شده است: 1- رفاه (كه موجب فراموشى خدا است) (متّعتهم. ..الذكر). 2- رفتار هلاكت بار آنان ( و كانوا قوماً بوراً).

65- آثار فسخ معاهده با مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 5 - 1،4

1 - هلال ماه صفر سال دهم هجرت ، آغاز اجراى فرمان كشتن و منع عبور و مرور مشركان و سلب آزادى سير و سياحت از آنان

فإذا انسلخ الأشهر الحرم فاقتلوا المشركين

توصيف «الأشهر» به «الحرم» حاكى از اين است كه: منظور از «أربعة أشهر» در آيه دوّم (فسيحوا فى الأرض أربعة أشهر) ماههاى حرام سال ; يعنى، رجب، ذيقعده، ذيحجه و محرّم است. بر اين مبنا «ال» در «الأشهر» براى عهد حضورى مى باشد ; يعنى هنگامى كه اين سه ماه حرام - كه اكنون با اعلام پيام برائت در روز حج اكبر مصادف شده است - پايان يافت، مشركان را بكشيد. گفتنى است كه پايان آن سه ماه، مساوى با آغاز ماه صفر سال دهم هجرت بود.

4 - دستور به كارگيرى تمام شيوه هاى ممكن ( به ترتيب : كشتن ، اسير گرفتن ، محاصره و كمين زدن ) براى ايجاد فشار بر مشركان صدر اسلام

فإذا انسلخ الأشهر الحرم فاقتلوا المشركين حيث وجدتموهم و خذوهم و احصروهم و اقعدوا

66- آثار قدرت طلبى مشركان صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 21 - 11

11 - مخالفت كافران و مشركان صدر اسلام با پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، برخاسته از فريفتگى آنان به اقتدار خويش بود .

كانوا هم أشدّ منهم قوّة و ءاثارًا فى الأرض فأخذهم اللّه بذنوبهم

نكوهش شدن مخالفان پيامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) بر عبرت نگرفتن آنان از زوال قدرت ها و تمدن هاى گذشته، بيانگر اين نكته است كه سرپيچى آنان از پذيرش اسلام، برخاسته از دلخوشى آنها به امكانات و اقتدار نسبى خود بوده است.

67- آثار قطع رابطه با مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 28 - 12

12 - وعده خداوند به جبران خسارت هاى مادّى مؤمنان صدر اسلام ، كه در نتيجه قطع رابطه با مشركان متوجه آنان مى شد .

إنما المشركون نجس فلا يقربوا المسجدالحرام . .. و إن خفتم عيلة فسوف يغنيكم اللّه

68- آثار كفر مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 40 - 8

8 - ناباورى و نااميدى مشركان به حيات اخروى ، عامل عبرت نگرفتن آنان از سرگذشت شوم اقوام پيشين چون قوم لوط

أفلم يكونوا يرونها بل كانوا لايرجون نشورًا

برداشت فوق، با توجه به اين نكته است كه «بل» براى اضراب انتقالى است; يعنى، اين طور نيست كه آنان به خاطر نديدن آثار به جا مانده از قوم هلاك شده قوم لوط، از آن عبرت نگرفته اند بلكه چون آنان اعتقاد و اميدى به روز رستاخيز ندارند از چنين حادثه اى عبرت نياموخته اند.

69- آثار كفر مشركان صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 6 - 9

9- ايمان نياوردن و حق ناپذيرى مشركان ستم پيشه ، فلسفه و دليل ردّ شدن پيشنهاد آنان مبنى بر ارائه معجزه از سوى پيامبر (صلی الله علیه و آله)

فليأتنا باية . .. أفهم يؤمنون

70- آثار گمراهى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 66 - 4

4 - سردرگمى و درماندگى مشركان در قيامت ، بازتاب گمراهى و هدايت ناپذيرى آنان در دنيا است .

ماذا أجبتم المرسلين فعميت عليهم الأنباء يومئذ

تفريع «عميت عليهم. ..» بر آيه پيش، نشانگر آن است كه نوع موضع گيرى در برابر دعوت پيامبران، داراى بازتابى مناسب با آن در قيامت است. بر اين اساس، برگزيدن گمراهى و سر باز زدن از پذيرش راهنمايى هاى پيامبران، به صورت گمراهى و سردرگمى در

قيامت انعكاس مى يابد.

71- آثار گمراهى مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 48 - 4

4- گمراهى مشركان مخالف پيامبر (صلی الله علیه و آله) در مكه ، به حدى بود كه آنان زمينه هدايت را از دست داده بودند .

فضلّوا فلايستطيعون سبيلاً

«فلايستطيعون» تفريع بر «ضلّوا» است و مراد از آن، بسته شدن تمامى راههاى هدايت براى آنان است.

72- آثار لجاجت مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 42 - 3

3 - لجاجت و روح حق ناپذيرى مشركان ، مانع از تأثير نهايى دعوت و هدايت پيامبر (صلی الله علیه و آله) در آنان بود .

إن كاد ليضلّنا عن ءالهتنا لولا أن صبرنا عليها

برداشت فوق، با توجه به اين نكته است كه صبر و مقاومت در برابر دعوت به حق پيامبر(صلی الله علیه و آله)، معنايى جز لجاجت و عناد ندارد و نشانه وجود روح حق ناپذيرى است.

73- آثار لجاجت مشركان صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 7 - 3

3 - تصميم لجوجانه بيشتر كافران و مشركان صدراسلام بر ايمان نياوردن ، سبب مقرر شدن عذاب الهى بر آنان بود .

لقد حقّ القول على أكثرهم فهم لايؤمنون

برداشت ياد شده مبتنى بر اين مطلب است كه «فاء» در «فهم لايؤمنون» تعليليه است و جمله براى بيان علتِ مضمونِ جمله «لقد حقّ القول على أكثرهم» مى باشد; يعنى، چون دانسته شد آنان ايمان نمى آورند، عذاب بر آنان مقرر شد.

74- آثار مبارزه با مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 71 - 5

5- دفاع از حق و حركت بر مدار توحيد در برابر حق ستيزان و مشركان ، امداد و نصرت الهى را در پى خواهد داشت .

و أرادوا به كيدًا . .. و نجّينه و لوطًا إلى الأرض التى بركنا فيها

75- آثار محدوديت علم مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 30 - 5

5 - انديشه خرافى مشركان در مورد فرشتگان ، برخاسته از افق محدود دانش و بينش آنان

ليسمّون الملئكة تسمية الأُنثى . .. ذلك مبلغهم من العلم

با توجه به اين كه موضوع اصلى آيات پيشين، طرد و نقد انديشه خرافى مشركان درباره دختر انگاشتن فرشتگان براى خداوند بود; مى توان استفاده كرد كه عبارت «ذلك مبلغهم. ..»، فلسفه رواج اين عقيده خرافى را در ميان آنان تبيين مى كند.

76- آثار محدويت فكر مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 30 - 3

3 - انديشه محدود مشركان ، مانع از تأثير پيام وحى در آنان

فأعرض عن من . .. ذلك مبلغهم من العلم

در صورتى كه «ذلك مبلغهم. ..» بيانگر فلسفه تكليف اعراض براى پيامبر(صلی الله علیه و آله) باشد، مفاد آن چنين مى شود: چون محدوده دانش مشركان از دنيا فراتر نمى رود، بنابراين از درك معارف معنوى عاجزاند. پس از آنان روى بگردان; زيرا پيام هاى الهى در عناصرى مانند آنان تأثير ندارد.

77- آثار مرگ مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 15 - 2

2 - مرگ و ذلت مشركان متجاوز ، فرونشان شعله هاى خشم در سينه هاى مؤمنان صدر اسلام

قتلوهم يعذبهم اللّه . .. و يذهب غيظ قلوبهم

78- آثار مشكلات مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 36 - 6

6 - مشركان ، با برخوردارى از امكانات اندك ، شادمان شده و با اندك گرفتارى ، نااميد مى شوند .

و إذا أذقنا الناس رحمة فرحوا بها و إن تصبهم سيّئة. .. يقنطون

ممكن است به قرينه آيات پيش - كه درباره مشركان است - «ال» در «الناس» عهد و مراد از «الناس» مشركان باشد. لازم به ذكر است كه تنوين «سيّئة» تنكير و براى قِلّت است.

79- آثار مكر مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 33 - 19

19- مكر ها و خودفريبى هاى مشركان در اتخاذ خدايان دروغين ، زمينه ساز تعلق اراده الهى به گمراهى آنان

بل زيّن للذين كفروا مكرهم . .. و من يضلل الله فما له من هاد

قرآن از يك سو حيله و مكرها را مايه گمراهى مشركان مى داند و از سويى ديگر خداوند را گمراه كننده ايشان مى شمرد. اين دو حقيقت اشاره به نكاتى دارد، از جمله اينكه هر چند كه خداوند گمراه كننده است ; ولى آدمى خود زمينه آن را فراهم مى سازد و در حقيقت گمراه سازى آنان، كيفر مرام خود آنهاست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 43 - 1

1 - استكبار و حيله گرى مشركان ، دو عامل تنفر و دورى آنان از گرايش به اسلام و دين الهى

فلمّا جاءهم نذير ما زادهم إلاّ نفورًا . استكبارًا فى الأرض و مكر السّيّىِ

برداشت ياد شده، مبتنى بر اين احتمال است كه «استكباراً» مفعول لأجله بوده و «مكر السّيّىِ» نيز بر آن عطف شده باشد.

80- آثار هدايت ناپذيرى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 66 - 4

4 - سردرگمى و درماندگى مشركان در قيامت ، بازتاب گمراهى و هدايت ناپذيرى آنان در دنيا است .

ماذا أجبتم المرسلين فعميت عليهم الأنباء يومئذ

تفريع «عميت عليهم. ..» بر آيه پيش، نشانگر آن است كه نوع موضع گيرى در برابر دعوت پيامبران، داراى بازتابى مناسب با آن در قيامت است. بر اين اساس، برگزيدن گمراهى و سر باز زدن از پذيرش راهنمايى هاى پيامبران، به صورت گمراهى و سردرگمى در قيامت انعكاس مى يابد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 30 - 7

7 - هدايت ناپذيرى مشركان خداگريز ، موجب فرمان الهى به پيامبر (صلی الله علیه و آله) در روى گردانى از تبليغ و هدايت آنان

فأعرض عن من تولّى . .. إنّ ربّك هو أعلم

با توجه به اين كه جمله «إنّ ربّك. ..» تعليل براى «فأعرض...» است، مطلب بالا استفاده مى شود.

81- آثار هلاكت مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 59 - 2

2 - هلاك شرك پيشگان مفسد و نجات مؤمنان به اراده الهى و در سايه تلاش هاى پيامبران ، شايان سپاس گزارى به درگاه خدا و فرستادن درود و سلام بر فرستادگان او

قل الحمد للّه و سلم على عباده الذين اصطفى

رهنمود الهى به حمد و ستايش براى او و فرستادن درود و سلام بر بندگان برگزيده اش (پيامبران)، در پى يادآورى مكرر نجات مؤمنان و هلاكت كافران، مطلب ياد شده را افاده مى كند.

82- آثار هواپرستى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 57 - 9

9- اظهار نظر مشركان درباره دختر داشتن خداوند و فرزند دلخواه ( پسر ) داشتن خود ، مبتنى بر خواهش نفسانى بوده است .

و يجعلون لله البنت . .. و لهم ما يشتهون

83- آثار هواپرستى مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 14 - 11

11- مبارزه مشركان مكه با پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، ناشى از هواپرستى آنان و نه دلايل منطقى

قريتك الّتى أخرجتك . .. و اتّبعوا أهواءهم

84- آثار يأس مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 40 - 8

8 - ناباورى و نااميدى مشركان به حيات اخروى ، عامل عبرت نگرفتن آنان از سرگذشت شوم اقوام پيشين چون قوم لوط

أفلم يكونوا يرونها بل كانوا لايرجون نشورًا

برداشت فوق، با توجه به اين نكته است كه «بل» براى اضراب انتقالى است; يعنى، اين طور نيست كه آنان به خاطر نديدن آثار به جا مانده از قوم هلاك شده قوم لوط، از آن عبرت نگرفته اند بلكه چون آنان اعتقاد و اميدى به روز رستاخيز ندارند از چنين حادثه اى عبرت نياموخته اند.

85- آرزوى اخروى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 167 - 1

1 - بازگشت به دنيا براى تبرّى از سران شرك و مخالفت كردن با آنان ، آرزوى مشركان پيرو در صحنه قيامت

و قال الذين اتبعوا لو أن لنا كرّة فنتبرأ منهم

«كرّ» به معناى رجوع و «كرّة» به معناى يكبار رجوع كردن است و مراد از آن، بازگشت به دنيا مى باشد. بنابراين «لو أن لنا كرّة»; يعنى، اى كاش يكبار ديگر به دنيا باز مى گشتيم!

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 28 - 1

1 - پديدار شدن عذابى كه مشركان آن را انكار مى كردند، موجب آرزوى بازگشت به دنيا، نه ايمان واقعى به خداوند و آيات

فقالوا يليتنا نرد . .. بل بدالهم ما كانوا يخفون من قبل

جمله «ياليتنا . .. و نكون من المؤمنين» در آيه قبل، بيان آرزوى مشركان براى بازگشت به دنيا و ايمان آوردن بود. حرف «بل» اضراب از آن مطالب است. يعنى نه اينكه آرزوى بازگشت براى ايمان باشد، بلكه به پندار رهايى از عذاب است.

86- آزادى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 2 - 5

5 - اعطاى آزادى سير و سياحت به مشركان پيمان شكن ، در چهار ماه حرام از سال ( ذيقعده ، ذيحجه ، محرم و رجب )

فسيحوا فى الارض أربعة أشهر

توصيف «أربعة أشهر» به «الاشهر الحرم» (در آيه 5) مى تواند قرينه باشد بر اين كه: مراد از «أربعة أشهر» همان چهار ماه حرام معروف (ذيقعده، ذيحجه، محرم و رجب) است ; يعنى با الغاى اعتبار پيمان صلح و برداشته شدن امان از مشركان، آنان تنها در ماههاى حرام، آزادى رفت و آمد و سير و سياحت خواهند داشت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 5 - 7

7 - دستور آزادى مشركان ( آنانى كه به خاطر تخلف از فرمان منع سير و سياحت در غير ماه هاى حرام اسير مى شدند ) در صورت پذيرش توحيد و گرايش آنان به اسلام

و خذوهم . .. فإن تابوا و أقاموا الصلوة ... فخلّوا سبيلهم

87- آزادى مشركان صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 2 - 4

4 - اعطاى آزادى رفت و آمد و سير و سياحت به مشركان صدر اسلام ، در ظرف مهلت چهار ماهه

فسيحوا فى الارض أربعة أشهر

«سَيْح» و «سياحت» (مصدر سيحوا) به معناى سير كردن است و امر در «سيحوا» به معناى اباحه و اعطاى آزادى سير و سياحت مى باشد.

88- آزر از مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 114 - 2

2 - پدر ابراهيم ( ع ) ، از جمله مشركان و دشمنان قطعى خدا

فلمّا تبين له أنه عدو للّه

89- آسايش طلبى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 57 - 9

9 - در ديدگاه مشركان ، گمراهى توأم با امنيت و آسايش ، برتر از هدايت همراه با ناامنى و اضطراب است .

و قالوا إن نتّبع الهدى معك نتخطّف من أرضنا

90- آسايش مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 66 - 4

4 - مشركان ، به رغم كفران نعمت هاى خداوند ، از امكانات و وسايل آسايش در دنيا ، بهره مندند .

هم يشركون . ليكفروا بما ءاتينهم و ليتمتّعوا

91- آسيب پذيرى اخروى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 40 - 9

9 - تحريف گران آيات الهى و منحرفان از راه توحيد ، فاقد امنيت در برابر آسيب هاى صحنه قيامت

إنّ الذين يلحدون فى ءايتنا . .. أفمن يلقى فى النار خير أم من يأتى ءامنًا يوم ال

از تقابل دو گروه ياد شده در آيه، مطلب بالا قابل برداشت است.

92- آگاهى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 55 - 6

6- مشركان ناسپاس ، از سزاى ناسپاسى شان مطلع خواهند شد .

بربّهم يشركون . .. فتمتّعوا فسوف تعلمون

93- آگاهى مشركان پيرو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 166 - 5

5 - قيامت ، روز آگاهى مشركان تابع و دنباله رو از گمراهى پيشوايان و بزرگان خويش

إذ تبرأ الذين اتبعوا من الذين اتبعوا

94- آمرزش مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 118 - 6،9،11،12

6 - عذاب و نيز آمرزش مشركان در قيامت در اختيار خداوند و به دست اوست

ان تعذبهم . .. و إن تغفر لهم

9 - امكان آمرزش مشركان ، از سوى خداوند

و إن تغفر لهم فانك انت العزيز الحكيم

11 - عزت و اقتدار خداوند ، دليل امكان آمرزش مشركان

و إن تغفر لهم فانك انت العزيز الحكيم

12 - تمامى افعال خداوند و حتى آمرزش مشركان ، بر اساس حكمت است .

و إن تغفر لهم فانك انت العزيز الحكيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 106 - 9

9 - عن ابى جعفر ( ع ) فى قول اللّه عز و جل : « و آخرون مرجون لامر اللّه » قال : قوم كانوا مشركين فقتلوا مثل حمزة و جعفر و اشباههما من المؤمنين ، ثم انهم دخلوا فى الاسلام فوحدوا اللّه و تركوا الشرك و لم يعرفوا الايمان بقلوبهم فيكونوا من المؤمنين فتجب لهم الجنة و لم يكونوا على جحودهم فيكفروا فتجب لهم النار ، فهم على تلك الحال اما يعذبهم و اما يتوب عليهم ;

از امام باقر (ع) درباره سخن خداى عز و جل كه مى فرمايد: «و گروهى ديگر به امر خدا واگذار شده اند» روايت شده: آنان گروهى از مشركانند كه افرادى مثل حمزه و جعفر و امثال آن دو از مؤمنان را كشتند ; سپس داخل اسلام شدند ; پس خدا را به يگانگى خواندند و شرك را ترك كردند; ولى ايمان قلبى نداشتند تا از مؤمنان باشند و بهشت براى آنان لازم آيد و انكار قبلى نبودند تا كافر محسوب شوند و آتش براى آنان لازم آيد، پس آنان كه در اين حال بودند يا خداوند عذابشان مى كند يا آنها را مى آمرزد».

95- ابتلاى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 37 - 17

17 - مرگ، آغاز گرفتارى مشركان و تكذيب كنندگان آيات الهى است.

حتى إذا جاءتهم رسلنا يتوفونهم قالوا

96- ابراهيم(ع) و استغفار براى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 114 - 13

13 - عدم تأثير استغفار ابراهيم ( ع ) براى پدرش به خاطر اصرار وى بر شرك

فلما تبين له أنه عدو للّه تبرأ منه

97- ابراهيم(ع) و مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 83 - 1،2

1 - ادله و براهين ارائه شده از سوى ابراهيم(ع) در برابر مشركان، آموخته هاى خداوند به آن حضرت بود.

و تلك حجتنا ءاتينها إبرهيم

2 - احتجاجهاى ابراهيم(ع)، با قوم مشرك خويش، در نهايت اتقان و متانت و شايسته تأمل و دقت است.

و تلك حجتنا ءاتينها إبرهيم على قومه

اضافه شدن كلمه «حجت» به ضمير متكلم مع الغير «نا» بيانگر بزرگداشت و عظمت ادله اى است كه ابراهيم(ع) در احتجاجهاى خويش بدان تمسك جسته است.

98- اتحاد مشركان با اهل كتاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 105 - 5

5 - همسويى اهل كتاب با مشركان در دشمنى با اسلام و مسلمانان ، امرى شگفت و به دور از انتظار

ما يودّ الذين كفروا من اهل الكتب و لاالمشركين أن ينزل عليكم من خير

آوردن عنوان اهل كتاب براى يهوديان - كه حكايت از اعتقاد به توحيد، رسالت و . .. دارد - و بيان همسويى آنان با مشركانى كه هيچ يكى از اصول اديان الهى را باور ندارند، اشاره به نامعقول بودن آن پيوند و شگفت آور بودنش دارد.

99- اتحاد مشركان صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 44 - 2

2 - احساس اطمينان مشركان صدراسلام نسبت به پيروزى جمع متحد خويش بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان

أم يقولون نحن جميع منتصر

100- اتحاد مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 13 - 3

3- همدلى مشركان مكه ، در خالى ساختن سرزمين مكه ، از وجود پيامبر (صلی الله علیه و آله) *

قريتك الّتى أخرجتك

نسبت دادن «إخراج» به قريه، مى تواند از آن جهت باشد كه همه مردم شهر و يا بيشتر آنان، بر اخراج پيامبر(صلی الله علیه و آله) مصمم و همدل بوده اند.

101- اتكاى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 10 - 3

3 - توانمندى ها و امكانات مادى ، بت ها و خدايان ساختگى ، تكيه گاه مشركان در دنيا

و لايغنى عنهم ما كسبوا شي-ًا و لا ما اتّخذوا

تعبير «ما كسبوا» - كه اشاره به امكانات مادى دارد - و نيز «ما اتّخذوا. ..» - كه ناظربه عقايد شرك آلود آنان است - نشان مى دهد كه آنان تمامى اتكا و اميد خويش را به آن دو معطوف داشته اند.

102- اتمام حجت با مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 96 - 5

5- خداوند با مشركان اتمام حجت كرده و گفتنى ها را به آنان گفته است .

قل كفى بالله شهيدًا بينى و بينكم

تعبير «كفى بالله شهيداً. ..»، پس از پاسخ گويى به شبهات مشركان، به منزله قول فصل و اتمام حجت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بينه - 98 - 1 - 1،2

1 - كافران ، چه اهل كتاب باشند و چه مشرك ، بدون اتمام حجت ر ها نخواهند شد .

لم يكن الذين كفروا من أهل الكتب و المشركين منفكّين حتّى تأتيهم البيّنة

«منفكّ»، به معناى منفصل است. مفاد آيه شريفه، كنار نبودن كافران از قانون فراگير «اتمام حجت» و «آمدن بيّنه» است.

2 - اتمام حجت بر تمام كافران ( يهود ، نصارا ، مجوس و مشركان ) و رساندن برهان آشكار به آنان ، سنتى الهى است .

لم يكن . .. منفكّين حتّى تأتيهم البيّنة

103- اتمام حجت بر مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 107 - 8

8- وجود دلايل روشن بر توحيد و حقانيت قرآن و رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مانع هر گونه بهانه اى براى انكار آنها و موجب استحقاق كافران و مشركان به عذاب هاى الهى است .

و ما أكثر الناس . .. بمؤمنين ... و ما يؤمن أكثرهم بالله إلاّ و هم مشركون. أفأمنو

حرف «فاء» در «أفأمنوا» استحقاق عذاب را بر آيه «ذلك من أنباء الغيب . ..» - كه حاوى برهان بر حقانيّت قرآن و رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) است و آيه «و كأيّن من آية ...» - كه دربردارنده دليل بر توحيد مى باشد - مترتّب كرده است ; يعنى، چون اتمام حجت شده، عذر و بهانه اى در كار نيست و كفرپيشگان مستحق عذابند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 134 - 4

4 - تعاليم رسولان الهى براى اتمام حجت بر مشركان كافى است ; هر چند كه آنان ، رسالت خويش را با معجزه اثبات نكرده باشند .

و لو أنّا أهلكنهم . .. لقالوا ربّنا لولا أرسلت إلينا رسولاً فنتّبع ءايتك

خداوند، براى عذاب مشركان پيش از آمدن پيامبران، اعتراض قابل قبول را، در «محروميت از آيات الهى» منحصر كرده است; يعنى، براى پى بردن به بطلان شرك، صرف آمدن رسولان و آوردن تعاليم الهى كافى است، نه اين كه پس آنان از شنيدن آيات خداوند، منتظر صدور معجزه باشند و بعد از آن تا به بطلان شرك پى ببرند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 59 - 10

10 - بعثت پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) ، اتمام حجت خدا با مشركان

و ما كان ربّك مهلك القرى حتّى يبعث فى أُمّها رسولاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 177 - 3

3 - كافران و مشركان تهديد شده به عذاب الهى ، از پيش انذار و اخطار شده و اتمام حجت شده بودند .

فساء صباح المنذرين

منظور از «منذرين» (اخطار شدگان) كافران و مشركان اند. اين تعبير مى رساند كه آنان از سوى پيامبراسلام و قرآن، انذار و اخطار شده بودند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 12 - 2

2 - عذاب شدن كافران و مشركان در قيامت ، پس از اتمام حجت و دعوت شدن آنان به ايمان از سوى خداوند

ذلكم بأنّه إذا دعى اللّه وحده كفرتم و إن يشرك به تؤمنوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 29 - 5

5 - مهلت الهى به كافران و مشركان ، براى اتمام حجت بر آنان

بل متّعت هؤلاء و ءاباءهم حتّى جاءهم الحقّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 42 - 5

5 - كيفر دنيوى خداوند درباره مشركان ، پس از اتمام حجت بر آنان است .

أو نرينّك الذى وعدنهم

از اين كه خداوند تحقق كيفر خويش را پس از ابلاغ وعده عذاب به مشركان (وعدناهم) مطرح مى كند، مطلب بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 25 - 3

3 - اتمام حجت الهى بر مشركان ، در زمينه حقانيت معاد و حيات اخروى

و قالوا ما هى إلاّ حياتنا الدنيا . .. و إذا تتلى عليهم ءايتنا بيّنت

104- اتمام حجت بر مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 156 - 1

1 - نزول قرآن اتمام حجتى است براى مشركان مكه و ساير انسانها

هذا كتب أنزل نه . .. أن تقولوا إنما أنزل الكتب على طائفتين

«أن تقولوا» به تقدير «لام» و «لا» نافيه متعلق به «أنزلناه» در آيه قبل است ; يعنى: «أنزلنا القرآن لئلا تقولوا . .. » مخاطبان آيه همه انسانها، بجز يهود و نصارا، هستند و مشركان مكه نيز به دليل آيات گذشته و نيز مكى بودن سوره، مصداق مورد نظر هستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 157 - 2

2 - نزول قرآن موجب اتمام حجت خدا بر مشركان مكه و ساير انسانها

أنزل نه . .. أو تقولوا لو أنا أنزل علينا الكتب لكنا أهدى منهم

105- اتمام حجت به مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 13 - 9

9 - مشركان و كفرپيشگان ، پس از اتمام حجت بر آنان ، در معرض گرفتار آمدن به عذاب استيصال اند .

فإن أعرضوا فقل أنذرتكم صعقة مثل صعقة عاد و ثمود

106- اجابت دعاى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 41 - 4

4 - خداوند برطرف كننده عذاب و سختى از مشركان، پس از توجه و دعاى خالصانه آنان

بل إياه تدعون فيكشف ما تدعون إليه

107- اجتناب از اندوه بر مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 88 - 9

9- توصيه خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) بر اندوهگين نشدن و خودخورى نكردن براى كافران و مشركان

لاتمدّنّ عينيك . .. و لاتحزن عليهم

108- اجتناب از تعجيل در عذاب مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 84 - 3

3- تأثير فزون تر وسوسه هاى شيطانى در مشركان و افزايش گمراهى آنان بر اثر مهلت هاى الهى ، دليل شتاب نورزيدن خداوند در عذاب آنان

فلاتعجل عليهم

«لاتعجل» به وسيله «فاء» بر آيات پيشين (نظير «فليمدد له الرحمن مدّاً» و «تؤزّهم أزّاً») تفريع شده است; يعنى، حال كه تأخير عذاب مايه افزايش گمراهى مشركان و فزونى فريب هاى شيطانى است، چه ضرورتى در تعجيل عذاب است؟ جمله «إنّما . ..» نيز كه تعليل براى «فلاتعجل عليهم» است، همين نكته را تأكيد مى كند; زيرا بر انبوه تر شدن مدارك عذاب مشركان دلالت دارد.

109- اجتناب از توطئه مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 20 - 5

5- لزوم پرهيز از هر اقدامى كه مقدمه گرفتار شدن انسان در دام كافران و مشركان گردد .

وليتلطّف و لايشعرنّ بكم أحدًا . إنّهم إن يظهروا عليكم

جمله «إنّهم إن يظهروا. ..» تعليل است براى توصيه هاى اصحاب كهف كه در آيه قبل ذكر شد. آن ها براى پيشْ گيرى از اسارت به دست كافران، به فرستاده خويش توصيه كردند كه نرمش داشته باشد و اسرار را فاش نسازد.

110- احتجاج با مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 71 - 1،2

1 - ارائه شيوه احتجاج با مشركان ، از سوى خدا به پيامبر (صلی الله علیه و آله)

قل أرءيتم إن جعل اللّه عليكم الّيل سرمدًا . .. من إله غير اللّه ... أفلاتسمعون

2 - طرح پرسش هاى تنبه بخش و بيدار كننده ، شيوه اى ارائه شده از سوى خدا به پيامبر (صلی الله علیه و آله) در محاجه با مشركان

قل أرءيتم إن جعل اللّه . .. أفلاتسمعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 72 - 2

2 - طرح پرسش هاى تنبه آفرين و بيدارگر ، از شيوه هاى ارائه شده از سوى خدا به پيامبر در احتجاج با اهل شرك

قل أرءيتم إن جعل اللّه . .. أفلاتبصرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 85 - 9

9 - ارجاع دادن قضاوت و داورى به خداوند ، آخرين راه پيامبر (صلی الله علیه و آله) در محاجه كافران و مشركان بهانه جو

قل ربّى أعلم من جاء بالهدى و من هو فى ضلل مبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 24 - 1

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور استدلال براى مشركان جهت اصلاح عقيده شان درباره خداوند

قل من يرزقكم من السموت و الأرض

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 40 - 1

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور محاجه و گفتوگو با مشركان ، درباره عقايد و معبودهايشان

قل أرءيتم شركاءكم الذين تدعون من دون اللّه أرونى ماذا خلقوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 4 - 1

1 - احتجاج الهى عليه انديشه شرك و پندار مشركان ، مبنى بر فرزند داشتن خدا

لو أراد اللّه أن يتّخذ ولدًا لاَصطفى ممّا يخلق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 43 - 5

5 - مأموريت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، براى احتجاج با مشركان و اثبات ناتوانى مطلق معبود ها و پوچى آيين شرك

قل أَوَلو كانوا لايملكون شيئًا و لايعقلون

برداشت ياد شده از تصريح به ابلاغ حقيقت ياد شده (قل) استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 9 - 2

2 - خداوند ، آموزگار پيامبر ، در برخورد با مشركان و چگونه استدلال كردن با آنان

قل أئنّكم لتكفرون

مطلب بالا با توجه به كلمه «قل»، قابل استفاده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 12 - 1

1 - خداوند روش احتجاج و بحث با مشركان را به پيامبر(صلی الله علیه و آله) ارائه كرده است.

قل لمن ما فى السموت و الأرض . .. ليجمعنكم إلى يوم القيمة

فرمان خداوند به پيامبر(صلی الله علیه و آله) (قل)، بيانگر لزوم استفاده پيامبر(صلی الله علیه و آله) از اين روش خاص در مواجهه با منكران معاد است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 19 - 6،25

6 - پيامبر(صلی الله علیه و آله)، مأمور به احتجاج و بحث با مشركان با طرح سؤال و پاسخ

قل أى شىء أكبر شهدة قل اللّه

25 - احتجاجهاى متعدد پيامبر(صلی الله علیه و آله) با مشركان تحت هدايت خداوند

قل أى شىء أكبر شهدة قل اللّه . .. قل لا أشهد قل ... و إننى برىء مما تشركون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 40 - 9،11

9 - اگر مشركان از صداقت بهره مند باشند، بر گرايش خويش به هنگام سختيها، به خداى يگانه اقرار مى كنند.

قل أرءيتكم . .. أغير اللّه تدعون إن كنتم صدقين

11 - اگر مشركان در ادعاهاى پوچ و شرك آميز خود صادق هستند، بايد به هنگام سختى متوجه معبودهاى خود شوند.

أغير اللّه تدعون إن كنتم صدقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 46 - 1

1 - پيامبر(صلی الله علیه و آله)، مأمور احتجاج با مشركان و بيدار ساختن فطرت توحيدى آنان

قل أرءيتم . .. من إله غير اللّه يأتيكم به

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 63 - 2

2 - پيامبر(صلی الله علیه و آله) وظيفه دار يادآورى تجربه هاى دينى و فطرت توحيدى به مشركان، براى هدايت و احتجاج با آنان است.

قل من ينجيكم من ظلمت البر و البحر تدعونه تضرعا و خفية

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 83 - 1،2

1 - ادله و براهين ارائه شده از سوى ابراهيم(ع) در برابر مشركان، آموخته هاى خداوند به آن حضرت بود.

و تلك حجتنا ءاتينها إبرهيم

2 - احتجاجهاى ابراهيم(ع)، با قوم مشرك خويش، در نهايت اتقان و متانت و شايسته تأمل و دقت است.

و تلك حجتنا ءاتينها إبرهيم على قومه

اضافه شدن كلمه «حجت» به ضمير متكلم مع الغير «نا» بيانگر بزرگداشت و عظمت ادله اى است كه ابراهيم(ع) در احتجاجهاى خويش بدان تمسك جسته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 148 - 12

12 - پيامبر(صلی الله علیه و آله) مأمور احتجاج با مشركان و رد انديشه هاى غلط آنان

قل هل عندكم من علم فتخرجوه لنا

111- احتجاج عليه مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 34 - 1

1 - آموزش بحث و احتجاج با مشركان به پيامبر (صلی الله علیه و آله) از جانب خداوند

قل هل من شركائكم . .. قل اللّه يبدؤا الخلق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 35 - 1

1 - آموزش بحث و احتجاج با مشركان به پيامبر (صلی الله علیه و آله) از سوى خداوند

قل هل من شركائكم من يهدى إلى الحق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 38 - 2

2 - آموزش بحث و احتجاج با مشركان به پيامبر (صلی الله علیه و آله) از سوى خداوند

أم يقولون افتريه قل فأتوا بسورة مثله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 10 - 3

3- گواهى و ايمان بنى اسرائيل و يهود به حقانيت قرآن ، حجتى عليه كافران و مشركان

إن كان من عند اللّه و كفرتم به و شهد شهد من بنى إسرءيل على مثله

خداوند، ايمان فردى از يهود را - كه آگاه به تورات و مفاد آن بود - گواهى بر حقانيت قرآن شمرده است و به كافران تذكر داد و به آن احتجاج كرده است.

112- احترام به مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 18 - 12

12 - حرمت نهادن و گرامى داشتن مشركان ، حرام است .

و من يهن اللّه فما له من مكرم

جمله «فما له من مكرم» مى تواند انشا در قالب خبر باشد; يعنى، هيچ كس حق ندارد به كسى كه مورد اهانت خدا قرار گرفته، حرمت نهد و او را گرامى بدارد.

113- احساس مصونيت مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 35 - 5

5 - مشركان ، خود را مصون از عذاب الهى مى دانند .

و قال الذين كفروا . .. و ما نحن بمعذّبين

114- احضار مشركان در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 82 - 6

6- قيامت ، روز احضار و محاكمه مشركان و معبود هاى آنان

سيكفرون بعبادتهم و يكونون عليهم ضدًّا

115- احضار معبودان مشركان در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 82 - 6

6- قيامت ، روز احضار و محاكمه مشركان و معبود هاى آنان

سيكفرون بعبادتهم و يكونون عليهم ضدًّا

116- احكام مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 4 - 21

21 - تأكيد ابراهيم ( ع ) ، بر عدم امكان دخالت او در حكم و قانون خدا عليه مشركان

و ما أملك لك من اللّه من شىء

تعبير «من شىء» در بردارنده تأكيد، نسبت به عدم امكان مداخله در حكم خداوند است.

117- احياى اجداد مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 25 - 8

8 - حقانيت معاد از نظر مشركان ، منوط به زنده شدن پدران آنان در برابر ديدگانشان

قالوا ائتوا بابائنا إن كنتم صدقين

118- احياى اخروى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 52 - 2

2- خداوند ، به هنگام برپايى قيامت ، مشركان را به حيات مجدد فرا مى خواند و آنان بى هيچ درنگ و تأملى ، به او پاسخ گفته و با ستودن او زنده خواهند شد .

يوم يدعوكم فتستجيبون بحمده

برداشت فوق، مبتنى بر اين نكته است كه مرجع ضمير «كم» منكران معاد و مشركان باشد كه از زمان وقوع قيامت سؤال مى كردند و نيز «يوم» بدل براى «قريباً» باشد.

119- اختفاى اخبار بر مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 66 - 6

6 - پوشيده ماندن خبر ها بر مشركان ، باعث اقدام نكردن آنان به پرسش از يكديگر

فعميت عليهم الأنباء يومئذ فهم لايتساءلون

برداشت ياد شده از تفريع جمله «فهم لايتساءلون» بر «عميت. ..» استفاده مى شود.

120- اختلاف طبقاتى در مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 47 - 9

9 - پيدايش دو قشر مستضعف و مستكبر و حاكميت نظام طبقاتى ، از ويژگى هاى جامعه كفر و شرك پيشه

تدعوننى لأكفر باللّه و أشرك به . .. فيقول الضعفؤا للذين استكبروا إنّا كنّا لكم

121- اختلاف محمد(صلی الله علیه و آله) با مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 112 - 10

10- شركورزى و انحراف از توحيد ، محور و اساس اختلاف پيامبر (صلی الله علیه و آله) با مشركان و كافران

قل ربّ . .. على ماتصفون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 84 - 3

3 - توحيد و يكتاپرستى ، محور اصلى اختلاف پيامبر (صلی الله علیه و آله) با مشركان

قل إن كان للرحمن ولد . .. فذرهم يخوضوا ... و هو الذى فى السماء إله و فى الأرض

آيات پيشين به ضميمه تكرار واژه «إله»، نشانگر آن است كه سخن اصلى پيامبر(صلی الله علیه و آله) در برابر مشركان، تأكيد بر توحيد و يكتا پرستى بوده است.

122- اختلاف مشركان با موحدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 39 - 6

6- اختلاف دائمى مشركان با موحدان

ليبيّن لهم الذى يختلفون فيه

برداشت فوق، مبتنى بر اين احتمال است كه متعلق اختلاف تعاليمى باشد كه انبيا آورده اند و مشركان آنها را مورد انكار قرار داده اند. لازم به ذكر است كه مضارع آمدن فعل «يختلفون» دائمى بودن اختلاف را مى رساند.

123- اختلاف مشركان در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 14 - 1

1 - ميان مشركان به هنگام بر پايى قيامت تفرقه و جدايى مى افتد .

و يوم تقوم الساعة يومئذ يتفرّقون

برداشت فوق، بنابراين است كه مرجع ضمير فاعلى «يتفرّقون» مطابق آيه قبل، مشركان باشد.

124- اختلاف مشركان مكه با محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 35 - 2

2- مسأله معاد ، از محور هاى اختلاف مشركان مكه با پيامبر (صلی الله علیه و آله)

إنّ هؤلاء ليقولون . إن هى إلاّ موتتنا الأُولى

125- اختلاف موحدان با مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 46 - 13

13 - وجود نزاع و اختلاف مستمر ميان موحدان و مشركان در طول تاريخ

أنت تحكم بين عبادك فى ما كانوا فيه يختلفون

آمدن فعل «كانوا» و نيز كاربرد فعل «يختلفون» (به صيغه مضارع) دلالت بر استمرار دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 30 - 3

3 - توحيد در ربوبيت ، از محور هاى عمده اختلاف يكتاپرستان و مشركان

إنّ الذين قالوا ربّنا اللّه

خداوند پس از بيان حال كافران، به بيان ويژگى ها و سرنوشت مؤمنان پرداخته و در اين راستا شعار «توحيد ربوبى» را به عنوان اولين ويژگى آنان مطرح مى كند. از اين مطلب برداشت بالا به دست مى آيد.

126- اختلافات مشركان با مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 3 - 16

16 - خداوند ، به اختلافات ميان مشركان و مؤمنان در روز رستاخيز ، داورى خواهد كرد .

إنّ اللّه يحكم بينهم فى ما هم فيه يختلفون

بيشتر مفسران بر اين ديدگاه اند كه مرجع ضمير «هم»، دو گروه مؤمنان و مشركان است.

127- اختيار مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 63 - 9

9 - اقدام آزادانه پيروان شرك به پرستش پيشوايان خود

ما كانوا إيّانا يعبدون

با توجه به بخش هاى قبلى آيه، مفاد جمله «ما كانوا. ..» نفى پرستش نيست; بلكه نفى اجبار به پرستش است. بنابراين تقدير جمله ياد شده چنين است: «ما كانوا إيّانا يعبدون بإلجاء منّا»; يعنى، آنها از روى اجبار ما را عبادت نمى كردند; بلكه اين عملى بود كه خودشان آزادانه به آن مبادرت مىورزيدند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 30 - 1

1 - پيشوايان شرك در قيامت ، هرگونه اعمال زور و سلطه از ناحيه خود را براى به گمراهى كشاندن مشركان ، مردود خواهند دانست .

و ما كان لنا عليكم من سلطن

128- اخراج مشركان از مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 191 - 3

3 - مسلمانان صدر اسلام به نبرد با مشركان مكه و بيرون راندن آنان از آن سرزمين موظف شدند .

و أخرجوهم من حيث أخرجوكم

مراد از «من حيث أخرجوكم» بنا به گفته مفسران، مكه است و به مجبور شدن مسلمانان به ترك مكه و هجرت به مدينه و حبشه اشاره دارد.

129- ادعاهاى بيجاى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 13 - 6

6- خداوند ، چگونگى استدلال عليه مشركان و ادعا هاى نارواى آنان را به پيامبر (صلی الله علیه و آله) تعليم مى داد .

أم يقولون افتريه قل فأتوا

برداشت فوق ، از كلمه «قل» كه خطاب به پيامبر است ، استفاده مى شود.

130- ادعاهاى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 118 - 6،8

6 - مشركان ، آيات و نشانه هاى رسالت پيامبر را ناديده گرفته مدعى نبودن هيچگونه نشانه اى بر حقانيت او بودند .

و قال الذين لايعلمون لولا . .. أو تأتينا ءاية

8 - ادعاى مشركان بر نبود آيه و معجزه اى براى رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، نشانه جهل آنان است .

و قال الذين لايعلمون لولا . .. أو تأتينا ءاية

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 37 - 1

1 - مشركان، مدعى نارسايى معجزات پيامبر (قرآن) براى اثبات رسالت آن حضرت.

و قالوا لو لا نزل عليه ءاية من ربه

درخواست معجزه از سوى مشركان، على رغم معجزاتى مانند قرآن، حكايت از آن دارد كه آنان معجزات آن حضرت را براى اثبات رسالت كافى نمى دانستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 40 - 11

11 - اگر مشركان در ادعاهاى پوچ و شرك آميز خود صادق هستند، بايد به هنگام سختى متوجه معبودهاى خود شوند.

أغير اللّه تدعون إن كنتم صدقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 148 - 17

17 - سخن و ادعاهاى مشركان در مورد مشيت الهى و نتيجه گيرى جبر از آن، جز گمان و دروغپردازى نيست.

سيقول الذين أشركوا . .. إن تتبعون إلا الظن و إن أنتم إلا تخرصون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 62 - 6

6- مشركان على رغم استناد امر ناخوشايند به خداوند ، مدعى عاقبتى نيكو براى خود بودند .

و يجعلون لله ما يكرهون و تصف ألسنتهم الكذب أن لهم الحسنى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 25 - 9

9 - ادعاى مشكران در شريك داشتن خداوند ، دروغين و غير واقعى است .

و من الناس من يجدل . .. و إذا قيل لهم اتّبعوا ... و من كفر فلايحزنك ... و لئن س

فرمان خداوند به پيامبر(صلی الله علیه و آله) براى اداى سپاس و ستايش در پى ذكر پاسخ صريح مشركان، مبنى بر معرفى خداوند به عنوان خالق عالم، اين نكته را مى رساند كه «آنان خود معترف اند كه عقيده شان باطل است. بنابراين، تو حمد خداى را به جاى آور!».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 168 - 5

5 - مشركان ، مدعى بى اطلاعى از سرنوشت خوب و بد مؤمنان و يكتاپرستان گذشته بودند .

لو أنّ عندنا ذكرًا من الأوّلين

برداشت ياد شده مبتنى بر اين ديدگاه است كه «ذكر» در آيه شريفه به معناى «علم» باشد و مقصود از «الأوّلين» موحدان و مؤمنان گذشته باشد. بر اين اساس معنا و پيام آيه چنين مى شود: اگر ما از سرنوشت مؤمنان و موحدان گذشته آگاه بوديم و از جايگاه خوب آنان مطلع مى شديم، همچون آنان توحيد الهى و بندگى خداى يكتا را مى پذيرفتيم.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 169 - 2

2 - ادعاى مشركان ، مبنى بر پذيرش آيين توحيدى و بندگى خالصانه خداى يكتا ، در صورت آگاه شدن شان از سرنوشت خوب و سعادتمندانه مؤمنان و يكتاپرستان گذشته

لو أنّ عندنا ذكرًا من الأوّلين . لكنّا عباد اللّه المخلصين

توضيح مربوط به برداشت بالا، در ذيل برداشت شماره 5 در آيه قبل (168) آمد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بينه - 98 - 1 - 9،11

9 - اهل كتاب و مشركان ، خود را در انتظارِ رسيدن برهانى مشخص و داراى نشانه ، قلمداد مى كردند .

حتّى تأتيهم البيّنة

حرف «ال» در «البيّنة»، عهد ذهنى و اشاره به معروف بودن بينه نزد كسانى است كه ادعاى انتظار آن را دارند.

11 - اهل كتاب در عصر جاهليت ، بيش از مشركان خود را در انتظار آمدن « بينه » جلوه مى دادند .

من أهل الكتب و المشركين

تقديم اهل كتاب بر مشركان - با اين كه كفر آنها در مرتبه اى ضعيف تر از كفر مشركان مى باشد - ممكن است به اين جهت باشد كه ادعاى «انفكاك ناپذيرى از كفر تا مشاهده بيّنه» نخست از آنان سرزده و چه بسا مشركان تحت تأثير آنها، چنين انتظارى از خود نشان مى دادند.

131- ادعاهاى مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 58 - 1

1 - مجادله مشركان مكه با پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در مقايسه معبود هاى خويش با عيسى ( ع )

و قالوا ءألهتنا خير أم هو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 14 - 4

4- مشركان مكه ، مدعى تأثيرپذيرى پيامبر (صلی الله علیه و آله) از عوامل مرموز

و قالوا معلّم مجنون

واژه مجنون ممكن است به معناى جن زده و متأثر از عوامل مرموز و ناپيدا باشد.

132- ادعاى باطل مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 62 - 7،8

7- ادعاى خوش عاقبتى مشركان براى خويش ، ادعايى دروغ و دور از واقعيت

و تصف ألسنتهم الكذب أن لهم الحسنى

«أن لهم الحسنى» بدل براى «الكذب» است.

8- مشركان مدعى بودند بهشت ، از آنِ آنان است .

و تصف ألسنتهم الكذب أن لهم الحسنى

احتمال دارد مراد از «أن لهم الحسنى»، به قرينه فراز بعدى (أن لهم النار) بهشت باشد.

133- ادعاى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 19 - 1،2

1 - ادعاى مشركان در باره وجود معبودهايى جز خداوند ، مورد تكذيب شديد خود معبود هاى آنها در قيامت

فقد كذّبوكم بما تقولون

برداشت فوق با توجه به دو نكته است: 1- فاعل «كذّبوا» معبودها و مخاطب «كم» مشركان اند. 2- آنچه مشركان ادعاى آن را دارند - كه مورد تكذيب معبودهايشان قرار خواهد گرفت - ممكن است دو چيز باشد: 1- وجود معبودهاى متعدد، به جز خداوند. 2- گمراه شدن آنان به دست معبودهايشان كه از سؤال و پاسخ خدا و معبودها - كه در آيات قبل آمد - به دست مى آيد.

2 - ادعاى مشركان در باره نقش داشتن معبودهايشان در گمراهى آنان ، مورد تكذيب همان معبود ها در قيامت

فقد كذّبوكم بما تقولون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 5 - 1

1 - مشركان ، مدعى قابل درك نبودن قرآن و پيام وحى براى آنان

و قالوا قلوبنا فى أكنّة ممّا تدعونا إليه

134- ادعاى مشركان جاهليت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 62 - 8

8- مشركان مدعى بودند بهشت ، از آنِ آنان است .

و تصف ألسنتهم الكذب أن لهم الحسنى

احتمال دارد مراد از «أن لهم الحسنى»، به قرينه فراز بعدى (أن لهم النار) بهشت باشد.

135- ادعاى مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 13 - 23

23 - ادعاى تازگى و پيشينه نداشتن معارف اسلام ، از بهانه هاى مشركان مكه

شرع لكم . .. كبر على المشركين ما تدعوهم إليه

با توجه به اين كه آيات پيشين در مورد مشركان بوده است، ذكر سابقه معارف توحيدى در شرايعت هاى پيشين; مى تواند ناظر به اين نكته باشد كه مشركان مكه به بهانه تازگى معارف اسلامى تلاش در انكار آن داشتند.

136- اذيتهاى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 49 - 8

8- خداوند ، فراخوان پيامبر (صلی الله علیه و آله) به صبر و شكيبايى در امر رسالت و مقاومت در برابر مشركان و آزار هاى آنان

فاصبر

بيان سرگذشت نوح(ع) و سپس دعوت كردن پيامبر(صلی الله علیه و آله) به صبر و مقاومت ، گوياى اين است كه: مصداق مورد نظر براى «صبر» تحمل مشكلات و مشقتهاى تبليغ رسالت و مقاومت در برابر آزارها و كارشكنيهاى مخالفان مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 95 - 1،4

1- پيامبر (صلی الله علیه و آله) تحت حمايت ويژه خداوند در برابر استهزا ، آزار و اذيت مشركان و دشمنان

إنا كفينك المستهزءين

4- پيامبر (صلی الله علیه و آله) در نيمه نخست رسالت ( دوران مكه ) مورد تمسخر مشركان و مواجه با مخالفت ها و آزار شديد روحى آنان بود .

و أعرض عن المشركين. إنا كفينك المستهزءين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 97 - 2،4

2- دلدارى خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) در برابر تبليغات سوء و استهزاى آزار دهنده مشركان

المستهزءين . .. فسوف يعلمون . و لقد نعلم أنك يضيق صدرك بما يقولون

آزار دهنده مشركان

4- پيامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) از تبليغات سوء و استهزاى آزار دهنده مشركان و دشمنان اسلام ، اندوهگين و آزرده بود .

المستهزءين . .. و لقد نعلم أنك يضيق صدرك بما يقولون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 112 - 9

9- اتكا و اتكال پيامبر (صلی الله علیه و آله) به پروردگار بخشنده در برابر تهديد ها ، رجزخوانى ها و نسبت هاى نارواى مشركان و كافران حق ستيز

و ربّنا الرحمن المستعان على ماتصفون

مقصود از توصيف در «ماتصفون»، ممكن است دوچيز باشد: 1- تهديدهايى كه مشركان و كافران داشته اند و خود را پيروز و مسلمانان را شكست خورده مى شمردند. 2- نسبت هاى ناروايى كه به پيامبر(صلی الله علیه و آله) و قرآن مى دادند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 54 - 2

2 - صبر و بردبارى ايمان آوردگان از اهل كتاب ، در برابر فشار هاى هم كيشان سابق خود و نيز تحمل آزار هاى مشركان ، عامل برخوردار شدن آنان از اجر دو برابر الهى

أُولئك يؤتون أجرهم مرّتين بما صبروا

«باء» در «بما صبروا» سبيبه و «ما» مصدريه است; يعنى، «بسبب صبرهم». گفتنى است در اين كه اشخاص مورد بحث در برابر چه چيزى از خود صبر و تحمل نشان دادند، چند نظر اظهار شده است; از جمله آنها صبر آنان در برابر فشار اهل كتاب و مشركان مى باشد. برداشت ياد شده بر پايه همين احتمال است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 56 - 3

3 - مسلمانان مكه ، مورد اذيت و آزار مشركان بودند و از عبادت خدا منع مى شدند .

يعبادى الذين ءامنوا إنّ أرضى وسعة

مراد از «عبادى» مؤمنان مكه اند. و «إنّ أرضى واسعة» كنايه از فرمان به هجرت است. چنين فرمانى، حاكى است كه آنان در مكه، مورد آزار قرار مى گرفتند و نمى توانستند خداوند را، به درستى، بندگى كنند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 23 - 6

6 - يادآورى رسالت دشوار موسى ( ع ) تسلى بخش پيامبر (صلی الله علیه و آله) در برابر آزار مشركان بود .

و لقد ءاتينا موسى الكتب فلاتكن فى مرية من لقائه

احتمال دارد مرجع ضمير در «لقائه» آزار و اذيتى باشد كه از فحواى كلام، به دليل طرح رسالت موسى(ع)، برمى آيد. در اين صورت، آيه درصدد دلدارى و تسلى دادن به پيامبر(صلی الله علیه و آله) است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 14 - 4

4 - مسلمانان در مكه ، مواجه با حركت هاى ايذايى و خصمانه مشركان و در انديشه مقابله با آنان

قل للذين ءامنوا يغفروا للذين لا يرجون أيّام اللّه

فرمان الهى به غفران و چشم پوشى، از دو واقعيت تاريخى خبر مى دهد: 1- حركت هاى ايذايى مشركان مكه; 2- راه يافتن انديشه انتقام و مقابله به مثل در ذهن مؤمنان.

137- اذيتهاى مشركان صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 14 - 9

9 - دل هاى مؤمنان صدر اسلام ، جريحه دار و آكنده از رنج و آزار مشركان

و يشف صدور قوم مؤمنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 54 - 4

4 - مؤمنان صدراسلام ، تحت فشار و آزار مشركان

أُولئك يؤتون أجرهم مرّتين بما صبروا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 43 - 3

3 - تسلى خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در برابر موضع گيرى خصمانه و سخنان آزاردهنده مشركان

ما يقال لك إلاّ ما قد قيل للرسل من قبلك

از اين كه خداوند با پيامبر از تبليغات سوء مخالفان دين عليه پيامبرانشان، سخن مى گويد مطلب بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 8 - 6

6 - هجرت مسلمانان از مكه ، تحت فشار دشمن بود ; نه به اختيار و دلخواه آنان .

الذين أُخرجوا من ديرهم و أمولهم

138- اذيتهاى مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 96 - 3

3- مسلمانان صدراسلام ( در مكه ) از سوى كافران و مشركان گرفتار فشار هاى روحى و تنگنا هاى روانى بودند .

إنّ الذين ءامنوا و عملوا الصلحت سيجعل

با توجه به نزول اين آيات در مكّه، جمله «سيجعل . ..» بايد وعده اى نزديك به مسلمانان صدراسلام باشد. اين نويد حكايت از آن دارد كه مسلمانان در زمان نزول آيات، در شرايط سختى از نظر روحى و روانى و مقبوليت اجتماعى قرار داشتند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 2 - 1

1 - اقدام مشركان مكه به كينه توزى و آزار مسلمانان ، در صورت دست يافتن بر ايشان

إن يثقفوكم يكونوا لكم أعداء و يبسطوا إليكم أيديهم و ألسنتهم بالسوء

«ثقف» (مصدر «يثقفون») به معناى رسيدن به چيزى و دست يافتن به آن است.

139- اذيتهاى مشركان و محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 94 - 4

4- پيامبر (صلی الله علیه و آله) به اعراض و بى اعتنايى نسبت به اذيت ، آزار و كارشكنى مشركان و دشمنان و پايدارى در دعوت خويش مأمور شد .

فاصدع بما تؤمر و أعرض عن المشركين

مراد از «اعراض از مشركان» كناره گيرى دز آنان نيست، چون با فراز نخست آيه (فاصدع بما تؤمر) - كه فرمان به اظهار علنى دعوت مى دهد - سازگار نيست; بلكه چون پيامبر(صلی الله علیه و آله) در مكه مورد آزار و كارشكنى بسيار دشمنان و مشركان بودند، مقصود همان است كه در برداشت فوق آمده است. گفتنى است آيه بعد (إنا كفيناك المستهزءين) نيز مؤيد اين حقيقت است.

140- ارزشگذارى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 43 - 6

6 - مشركان ، سنت هاى ديرپاى دينى باقى مانده از پدرانشان را ، بسى ارزشمند مى دانستند .

رجل يريد أن يصدّكم عمّا كان يعبد ءاباؤكم

141- ارزيابى غلط مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 39 - 6

6 - داورى مشركان درباره مسائل دينى ، مخالف داورى خداوند و تعاليم كتاب هاى آسمانى است .

أم لكم أيمن . .. إنّ لكم لما تحكمون

142- ازدحام مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 19 - 4

4 - ازدحام كافران و مشركان در اطراف پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، براى مشاهده عبادت و نماز آن حضرت

كادوا يكونون عليه لبدًا

مفسران و اهل لغت، «لِبَد» را به ازدحام معنا كرده و درباره مرجع ضمير فاعلى «كادوا» و «يكونون» دو نظر ارائه داده اند. برخى آن را مشركان و كافران مكه و برخى ديگر آن را مؤمنان جن دانسته اند كه براى استماع قرآن كريم در اطراف پيامبر(صلی الله علیه و آله) ازدحام مى كردند. برداشت ياد شده، مبتنى بر نظر نخست است.

143- ازدواج با مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 3 - 2،4،5،6،9

2 - حرمت ازدواج مردان معروف به زنا ، جز با زنان مشهور به زنا و يا زنان مشرك

الزانى لاينكح إلاّ زانية أو مشركة

بسيارى از مفسران بر آنند كه «الزانى» حالت وصفى دارد و به كسى «زانى» گفته مى شود كه عمل زنا را مكرراً انجام داده و به آن معروف شده باشد و شخصى كه يك بار مرتكب زنا شده باشد، واژه «الزانى» (زناكار) بر آن شخص اطلاق نمى شود.

4 - حرمت ازدواج زنان زناكار ، جز با مردان زناكار و يا مردان مشرك

و الزانية لاينكحها إلاّ زان أو مشرك

5 - حرمت ازدواج زنان معروف به زنا ، جز با مردان معروف به زنا و يا مردان مشرك

و الزانية لاينكحها إلاّ زان أو مشرك

6 - زنان زناكار ، شايستگى ازدواج جز با مردان زناكار و يا مشرك را ندارند .

و الزانية لاينكحها إلاّ زان أو مشرك

9 - مردان و زنان زناكار ، مردمى بى ارزش و از نظر شايستگى و هم كفوى براى ازدواج ، در رديف مشركان اند .

الزانى لاينكح إلاّ زانية أو مشركة و الزانية لاينكحها إلاّ زان أو مشرك و حرّم ذلك

از آن جا كه زنان و مردان زناكار، تنها با مردان و زنان زناكار و يا مشرك مى توانند ازدواج كنند; نه با مردان و زنان عفيف و با ارزش (مؤمن)، برداشت ياد شده به دست مى آيد.

ازدياد گمراهى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 84 - 3

3- تأثير فزون تر وسوسه هاى شيطانى در مشركان و افزايش گمراهى آنان بر اثر مهلت هاى الهى ، دليل شتاب نورزيدن خداوند در عذاب آنان

فلاتعجل عليهم

«لاتعجل» به وسيله «فاء» بر آيات پيشين (نظير «فليمدد له الرحمن مدّاً» و «تؤزّهم أزّاً») تفريع شده است; يعنى، حال كه تأخير عذاب مايه افزايش گمراهى مشركان و فزونى فريب هاى شيطانى است، چه ضرورتى در تعجيل عذاب است؟ جمله «إنّما . ..» نيز كه تعليل براى «فلاتعجل عليهم» است، همين نكته را تأكيد مى كند; زيرا بر انبوه تر شدن مدارك عذاب مشركان دلالت دارد.

144- اسارت مشركان صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 5 - 4

4 - دستور به كارگيرى تمام شيوه هاى ممكن ( به ترتيب : كشتن ، اسير گرفتن ، محاصره و كمين زدن ) براى ايجاد فشار بر مشركان صدر اسلام

فإذا انسلخ الأشهر الحرم فاقتلوا المشركين حيث وجدتموهم و خذوهم و احصروهم و اقعدوا

145- استبعاد مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 61 - 4

4 - ترديد و استبعاد مشركان مكه ، در امكان وقوع قيامت

و إنّه لعلم للساعة فلاتمترنّ بها

146- استرداد مشركان مهاجر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 10 - 3

3 - عهدنامه حديبيه ، شامل پيمان مسلمانان با اهل مكه در استرداد مهاجران آتى به آنان

يأيّها الذين ءامنوا إذا جاءكم المؤمنت

با استفاده از شأن نزول، از مفهوم آيه دانسته مى شود كه آنچه در مضمون عهدنامه آمده است، تنها شامل مردان مى باشد. بنابراين مسأله استرداد مهاجرين، امرى مسلّم بوده است.

147- استغاثه مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 73 - 5

5 - استغاثه و فريادخواهى مشركان از خدايان خود

إنّ الذين تدعون من دون اللّه

148- استغفار براى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 113 - 6

6 - شرك و دوزخى بودن ، مانع تأثير استغفار مؤمنان براى مشركان و دوزخيان

ما كان للنبى و الذين ءامنوا أن يستغفروا للمشركين . .. أنهم أصحب الجحيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 114 - 7،12

7 - جواز استغفار مؤمن براى مشرك ، در صورت اميدوارى به هدايت وى

ما كان استغفار . .. فلما تبين له أنه عدو للّه تبرأ منه

12 - ممنوعيت استغفار براى مشركان و لزوم برائت از آنان ، حكمى مشترك در اديان آسمانى

ما كان للنبى . .. أن يستغفروا للمشركين ... و ما كان استغفار أبرهيم ... أنه عدو ل

از اينكه خداوند، به موضوع استغفار حضرت ابراهيم (ع) براى آزر، به عنوان تنها موردى كه مى تواند در ذهن مسلمانان ايجاد ترديد كند پرداخت و از راز آن پرده برداشت نشان مى دهد كه مسأله ممنوعيت استغفار براى اهل شرك، مشترك همه اديان الهى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 47 - 8

8- ابراهيم ( ع ) استغفار براى برخى از مشركان را مجاز مى دانست .

سأستغفر لك ربّى

149- استغفار مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 74 - 6

6 - گستردگى رحمت و آمرزش خداوند ، زمينه پذيرش توبه و استغفار كافران و مشركان

افلا يتوبون . .. و اللّه غفور رحيم

150- استقامت مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 2 - 7

7 - اعلام قدرتِ بى انت هاى خداوند به مشركان صدر اسلام و تذكر به بيهوده بودن مقاومت در برابر او

و اعلموا أنكم غير معجزى اللّه

«عجز» مقابل «قدرت» و «اعجاز» (مصدر معجزين) به معناى ناتوان كردن و به زانو درآوردن است. هشدار به مشركان نسبت به ناتوانيشان در به زانو درآوردن خدا، اعلام قدرت بى انتهاى خداوند و بى نتيجه بودن مقاومت در برابر اوست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 3 - 10

10 - اعلام قدرت بى انت هاى خداوند به عموم مشركان صدر اسلام و هشدار به بى نتيجه بودن مقاومت در برابر او

و إن توليتم فاعلموا أنكم غير معجزى اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 42 - 2

2 - ايستادگى و مقاومت شديد مشركان در برابر دعوت و هدايت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

إن كاد ليضلّنا عن ءالهتنا لولا أن صبرنا عليها

151- استكبار مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 83 - 8

8 - استكبار و سخت دلى يهوديان و مشركان موجب تأثرناپذيرى آنان از قرآن

و إذا سمعوا ما أنزل إلى الرسول ترى اعينهم تفيض من الدمع

بيان واكنش خاضعانه مسيحيان در برابر قرآن پس از توصيف آنان به فروتنى در آيه پيش گوياى اين است كه دو گروه ديگر (يهوديان و مشركان) به دليل گردنفرازى و استكبار در برابر حق، از پذيرش قرآن سرباز زدند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 10 - 9

9- توبيخ مشركان و كافران از سوى خدا ، به خاطر استكبارشان در برابر قرآن

قل أرءيتم إن كان من عند اللّه و كفرتم به . .. و استكبرتم

152- استكبار مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 10 - 10

10- موضع تكبّرآميز و مستكبرانه مشركان مكه در برابر قرآن

و استكبرتم

153- استمداد اخروى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 64 - 5

5 - نصرت طلبى مشركان در روز رستاخيز از معبودهايشان

فدعوهم فلم يستجيبوا لهم

154- استمداد مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 63 - 5

5 - مشركان نيز در مخاطرات سخت زندگى، فروتنانه و پنهانى از خداوند يگانه استمداد مى طلبند.

قل من ينجيكم من ظلمت البر و البحر تدعونه تضرعا و خفية

خطاب آيه متوجه مشركان است و صحت احتجاج متوقف بر آن است كه چنين حالتى براى آنان نيز در شرايط سخت پديدار گردد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 101 - 7

7- مشركان به هنگام نزول عذاب هاى الهى ، از بت ها و خدايان دروغين استمداد مى كنند و براى رفع آن ، از آنها يارى مى جويند .

فما أغنت عنهم ءالهتهم التى يدعون من دون الله من شىء لما جاء أمر ربك

مراد از «أمر ربك» عذاب الهى است. اغناء (مصدر أغنت) به معناى كفايت كردن و برطرف ساختن است. «من شىء» مفعول براى «ما أغنت» مى باشد و مقصود از آن عذاب است. بنابراين «فما أغنت عنهم آلهتهم ... من شىء»; يعنى، خدايانشان آنان را كفايت نكردند و حتى مقدار اندكى از عذاب را از ايشان، برطرف نساختند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 52 - 2

2- مشركان ، در قيامت ، به پندار توان مندى معبودان شان بر يارى آنان ، عجولانه ، از آنان استمداد خواهند كرد .

و يوم يقول نادوا . .. فدعوهم

«فاى تعقيب» در «فدعوهم» بر بى درنگ بودن كار آنان دلالت مى كند. كاربرد فعل ماضى، براى كارى كه در قيامت انجام مى گيرد (دعوهم) نشانه آن است كه - به مجرد فرصت يافتن مشركان - بايد استمداد را انجام يافته تلقى كرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 64 - 3

3 - فراخواندن مشركان از سوى خداوند ، براى يارى خواستن از معبودهايشان در قيامت .

و قيل ادعوا شركاءكم

155- استمداد مشركان دوران ابراهيم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 72 - 5

5 - روى آورى مشركان عصر ابراهيم ( ع ) به بت ها ، براى ابراز درخواست ها و حلّ مشكلات خويش

قال هل يسمعونكم إذ تدعون

156- استهزاهاى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 140 - 9

9 - استهزاى يهود و مشركان به آيات الهى و شركت منافقان در جمع آنان

إذا سمعتم ءايت اللّه يكفر بها و يستهزأ بها فلاتقعدوا معهم

ابن عباس در شأن نزول آيه گفته است: منافقان، در مجالسى كه از سوى يهود ترتيب مى يافت و قرآن مورد تمسخر قرار مى گرفت، شركت مى كردند و سدى گفته است: مشركان آنگاه كه با مسلمانان در يك مجلس مى نشستند، قرآن را استهزا مى كردند و به رسول خدا(صلی الله علیه و آله) دشنام مى دادند.


مجمع البيان، ذيل آيه; الدرالمنثور، ج 2، ص 235.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 48 - 4

4 - مشركان ، با تمسخر و استهزا ، از پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان خواستار تعيين زمان وقوع عذاب استيصال و تسريع در آن بودند .

و يقولون متى هذا الوعد إن كنتم صدقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 95 - 1،4،6

1- پيامبر (صلی الله علیه و آله) تحت حمايت ويژه خداوند در برابر استهزا ، آزار و اذيت مشركان و دشمنان

إنا كفينك المستهزءين

4- پيامبر (صلی الله علیه و آله) در نيمه نخست رسالت ( دوران مكه ) مورد تمسخر مشركان و مواجه با مخالفت ها و آزار شديد روحى آنان بود .

و أعرض عن المشركين. إنا كفينك المستهزءين

6- پيامبر (صلی الله علیه و آله) نسبت به دشمنى ، آزار روحى و تمسخر مشركان و كافران در صورت علنى و آشكارا نمودن دعوت خويش ، نگران بود .

فاصدع بما تؤمر . .. إنا كفينك المستهزءين

جمله «إنا كفيناك المستهزءين» احتمال دارد پاسخى باشد در برابر نگرانيهاى پيامبر(صلی الله علیه و آله) كه ممكن بود پس از فرمان آشكار كردن دعوت خود و اعراض از مشركان (فاصدع بما تؤمر . .. و أعرض عن المشركين) بروز كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 97 - 1،2،3،4

1- خداوند آگاهى خود را از دلتنگى و اندوه پيامبر (صلی الله علیه و آله) از تبليغات سوء و استهزا هاى مشركان ، به آن حضرت اعلان فرمود .

إنا كفينك المستهزءين . .. و لقد نعلم أنك يضيق صدرك بما يقولون

و استهزاهاى مشركان، به آن حضرت اعلان فرمود.

2- دلدارى خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) در برابر تبليغات سوء و استهزاى آزار دهنده مشركان

المستهزءين . .. فسوف يعلمون . و لقد نعلم أنك يضيق صدرك بما يقولون

آزار دهنده مشركان

3- تبليغات سوء و استهزاى آزار دهنده ، حربه هميشگى مشركان و كافران عليه اسلام و پيامبر (صلی الله علیه و آله)

المستهزءين . .. و لقد نعلم أنك يضيق صدرك بما يقولون

فعل مضارع «يقولون» بر استمرار و هميشگى بودن گفتار و تبليغات مشركان و دشمنان دلالت دارد.

4- پيامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) از تبليغات سوء و استهزاى آزار دهنده مشركان و دشمنان اسلام ، اندوهگين و آزرده بود .

المستهزءين . .. و لقد نعلم أنك يضيق صدرك بما يقولون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 35 - 5

5- مشركان ، انبيا را مورد استهزا و تمسخر قرار مى دادند .

و قال الذين أشركوا لو شاء الله ما عبدنا من دونه من شىء

برداشت فوق، مبتنى بر اين احتمال است كه سخن مشركان (لو شاء الله ما عبدنا من دونه) از روى اعتقاد و ايمان نباشد; چه اينكه در صورت عقيده به خدا و ربوبيت او مشرك نبودند; بلكه از روى استهزا و تمسخر آن را گفته باشند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 110 - 9

9 - مسلمانان صدراسلام ، همواره مورد ريشخند و مضحكه سران شرك و كفر

فاتّخذتموهم سخريًّا . .. و كنتم منهم تضحكون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 41 - 1،3

1 - مشركان ، همواره به هنگام مشاهده پيامبر (صلی الله علیه و آله) او را به مسخره مى گرفتند .

و إذا رأوك إن يتّخذونك إلاّ هزوًا

3 - تمسخر و تحقير ، شيوه دايمى مشركان براى مبارزه با پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و إذا رأوك إن يتّخذونك إلاّ هزوًا أهذا الذى بعث اللّه رسولاً

برداشت فوق، با توجه به وجود ادات حصر، استثنا، شرط و جزا در آيه شريفه است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 12 - 3،4

3 - مشركان - به رغم مشاهده عظمت آفرينش و آيات الهى در طبيعت - تعاليم قرآن ( معاد و احياى مجدد انسان ها و توحيد ربوبى و . . . ) را به تمسخر مى گرفتند .

إنّ إلهكم لوحد . .. فاستفتهم أهم أشدّ خلقًا... بل عجبت و يسخرون

4 - تمسخر و استهزا ، از شيوه هاى برخورد مشركان با تعاليم قرآن و پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله)

بل عجبت و يسخرون

از مضارع آمدن فعل «يسخرون» - كه دلالت بر استمرار كار تمسخر دارد - ، مى توان برداشت ياد شده را استفاده كرد. گفتنى است كه تكرار اين فعل در دو آيه بعد (و إذا رأوا ءاية ... يستسخرون) مؤيد همين برداشت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 16 - 5

5 - اعتقاد به معاد و حيات دوباره انسان ها پس از متلاشى شدن جسم آدمى ، عقيده اى مسخره آميز و سحرگونه در نظر مشركان

و إذا رأوا ءاية يستسخرون . و قالوا إن هذا إلاّ سحر مبين . أءذا متنا و كنّا تراب

برداشت ياد شده با توجه به ارتباط اين آيه و آيات گذشته است كه در آنها، از تمسخر مشركان نسبت به مسأله معاد و سحرآميز بودن چنين تعاليمى سخن به ميان رفته است. سخن مشركان در آيه شريفه، در واقع بيان سحر و مسخره آميز بودن اين تعاليم است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 48 - 7

7 - عذاب قيامت ، همواره مورد انكار و استهزاى مشركان و ستمگران است .

و حاق بهم ما كانوا به يستهزءون

طبق نظر مفسران آنچه مورد استهزا قرار مى گرفت، قيامت و عذاب آن روز بود. گفتنى است آمدن فعل «كانوا» و كاربرد «يستهزءون» به صورت فعل مضارع، دلالت بر استمرار دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 56 - 8

8 - تمسخر ، از شيوه هاى مبارزاتى كافران و مشركان با تعاليم آسمانى ( قرآن )

يحسرتى على ما فرّطت . .. و إن كنت لمن السخرين

آمدن كلمه «الساخرين» به صورت صفت (در قالب اسم فاعل) گوياى اين نكته است كه به تمسخر گرفتن تعاليم قرآن، به صورت مقطعى و موردى نبود; بلكه دائمى و مكرر بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 7 - 4

4 - دلجويى خداوند از پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در برابر تمسخر و استهزاى مشركان

و كم أرسلنا . .. و ما يأتيهم من نبىّ إلاّ كانوا به يستهزءون

خداوند با بيان شيوه هميشگى كافران در برابر انبيا، در حقيفت پيامبراكرم(صلی الله علیه و آله) را مورد تفقد و دلجويى قرار داد تا آن حضرت از مخالفت و حركت هاى تمسخرآميز منكران رسالت، نگران نباشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 57 - 2

2 - تأكيد قرآن بر بندگى و عبوديت عيسى ( ع ) در برابر خداوند ، مورد تمسخر و استهزاى مشركان

و لمّا ضرب ابن مريم مثلاً إذا قومك منه يصدّون

برداشت ياد شده بنابراين نكته است كه مراد از «لمّا ضرب ابن مريم مثلاً» تكيه قرآن بر بندگى عيسى باشد; به قرينه اين كه در آيات بعد (إن هو إلاّ عبد) بر اين مسأله تكيه شده است.

157- استهزاهاى مشركان صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 1 - 4

4- مشركان صدراسلام از سر عناد و از روى استهزا ، خواهان تحقق زودرس وعده هاى الهى ( عذاب ، غلبه اسلام و قيامت ) بودند .

أتى أمر الله فلاتستعجلوه

محتمل است مخاطب «لاتستعجلوه» مشركانى باشد كه خواهان تحقق وعده هاى الهى بودند، و از آن جايى كه معمولاً كسى خواهان پيروزى دشمن و شكست و خذلان خويش نيست، مى توان گفت: تعجيل مشركان براى آمدن عذاب، از سر عناد و تمسخر بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 14 - 1

1 - مشركان صدر اسلام ، هر معجزه ملموس و روشنى را به شدّت مورد استهزا قرار داده و ايمان نمى آوردند .

و إذا رأوا ءاية يستسخرون

مقصود از «ءاية» معجزه است و متهم كردن آن به سحر از سوى مشركان (در آيه بعد) مؤيد همين مطلب است. گفتنى است «يستسخرون» به معناى «يسخرون» است و آمدن آن با «سين» و «تا» براى مبالغه مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 18 - 1

1 - درخواست تمسخرآميز مشركان عصر بعثت ، نسبت به برپايى هر چه زودتر قيامت

يستعجل بها الذين لايؤمنون بها

درخواست برپايى قيامت از سوى كسانى كه مؤمن به آن نيستند، نشانگر استهزاآميز بودن خواسته آنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 81 - 2،6

2 - شرك پيشگان صدراسلام ، پيام وحى ( قرآن ) را جدى نگرفته و با آن برخوردى استهزاآميز داشتند .

أفبهذا الحديث أنتم مدهنون

6 - نكوهش مشركان صدراسلام از سوى خداوند ، به خاطر بى اعتنايى آنان نسبت به قرآن ، جدى نگرفتن رهنمود هاى آن و برخورد استهزاآميز با آن

أفبهذا الحديث أنتم مدهنون

استفهام در «أفبهذا الحديث» توبيخى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 5 - 2

2 - صبر در برابر موضع گيرى هاى تكذيب گرانه و استهزاآميز شرك پيشگان صدراسلام ، توصيه خداوند به پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله)

سأل سائل بعذاب واقع . .. فاصبر صبرًا جميلاً

توصيه به صبر - پس از بيان بعضى از گفته ها و درخواست هاى كافران - مى تواند اشاره به مطلب ياد شده باشد.

158- استهزاهاى مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 36 - 1،2

1- كافران و مشركان مكه ، به هنگام رو به رو شدن با پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، آن حضرت را مورد تمسخر و استهزا قرار مى دادند .

و إذا رءاك الذين كفروا إن يتّخذونك إلاّهزوًا

2- تمسخر و استهزا ، تنها شيوه برخورد مشركان و كافران مكه با شخص پيامبر (صلی الله علیه و آله) بود .

و إذا رءاك الذين كفروا إن يتّخذونك إلاّهزوًا

حرف نفى «إن» و حرف استثنا «إلاّ» پس از آن - كه بر قصر دلالت مى كند - و نيز آمدن «هزواً» به صورت مصدر، همگى بيانگر استمرار و شدت در كار استهزا و تمسخر است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 50 - 4

4 - مشركان مكه ، با درخواست تحقق معجزه از سوى پيامبر (صلی الله علیه و آله) در صدد تمسخر او بودند .

و قالوا لولا أنزل عليه

تعبير «و قالوا لولا أنزل عليه آيات من ربّه» به جاى «لولا يأتينا» ويا «لولا أنزل علينا»، مى تواند براى استهزا و مسخره كردن باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 57 - 3

3 - موضع گيرى استهزاآميز مشركان مكه ، نسبت به بيان قرآن درباره تولد و زندگى عيسى بن مريم ( ع )

و لمّا ضرب ابن مريم مثلاً إذا قومك منه يصدّون

«صديد» (مصدر «يصدّون») به معناى خنديدن و فرياد كشيدن و سر و صدا راه انداختن است. اين امور معمولاً به هنگام استهزا، تحقق پيدا مى كند.

159- استهزاى اخروى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 23 - 5

5 - استهزا شدن ، از عذاب هاى روحى مشركان و منكران معاد در عرصه قيامت

فاهدوهم إلى صرط الجحيم

به كار رفتن واژه «هدايت» - كه براى راهنمايى به امر خير و مرغوب است - درباره راندن به دوزخ، از باب تهكّم و استهزا است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 25 - 2

2 - سرزنش و استهزا ، از عذاب هاى روحى منكران معاد و مشركان در موقف و بر سر راه دوزخ

ما لكم لاتناصرون

برداشت ياد شده از «ما»ى استفهاميه در «ما لكم» - كه درصدد توبيخ و تهكم است - به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 47 - 12

12 - مشركان در قيامت مورد سخره و تحقير الهى قرار مى گيرند .

و يوم يناديهم أين شركاءى

لحن آيه و نحوه خطاب در آن («أين شركائى» و «يناديهم») مى تواند مفيد برداشت بالا باشد.

160- استهزاى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 22 - 7

7 - قيامت، روز استهزاى مشركان و نماياندن ناتوانى و بطلان خدايان دروغين آنهاست.

و يوم نحشرهم جميعا ثم نقول للذين أشركواأين شركاؤكم الذين كنتم تزعمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 66 - 4

4 - قريش و مشركان از سر استهزا، خواهان عملى شدن عذاب موعود بر خود به دست پيامبر(صلی الله علیه و آله) بودند.

و كذّب به قومك . .. قل لست عليكم بوكيل

چنانچه مرجع ضمير «به» در «كذب به» عذاب باشد، جمله «قل . .. » گويا پاسخى است به سؤال ضمنى مشركان مبنى بر اين كه اگر عذاب واقع شدنى است بايد پيامبر(صلی الله علیه و آله) آن را عملى سازد. بنابراين جمله «قل لست ... » قرينه اى است بر مطرح شدن سؤال از ناحيه مشركان.

161- اسلام مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بينه - 98 - 4 - 9

9 - جدايى كافران اهل كتاب و مشركان از حركت اسلام گرايانه ديگر هم كيشان خود ، پس از اتمام حجت بر آنان بود .

و ما تفرّق الذين أُوتوا الكتب إلاّ من بعد ما جاءتهم البيّنة

در برداشت ياد شده «الذين اُوتوا الكتاب» همان «الذين كفروا» در آيه اول، دانسته شده است; با اين فرض كه مراد از آنان، كسانى اند كه پس از ظهور اسلام، به آن كافر شدند.

162- اسلام مشركان صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 106 - 9

9 - عن ابى جعفر ( ع ) فى قول اللّه عز و جل : « و آخرون مرجون لامر اللّه » قال : قوم كانوا مشركين فقتلوا مثل حمزة و جعفر و اشباههما من المؤمنين ، ثم انهم دخلوا فى الاسلام فوحدوا اللّه و تركوا الشرك و لم يعرفوا الايمان بقلوبهم فيكونوا من المؤمنين فتجب لهم الجنة و لم يكونوا على جحودهم فيكفروا فتجب لهم النار ، فهم على تلك الحال اما يعذبهم و اما يتوب عليهم ;

از امام باقر (ع) درباره سخن خداى عز و جل كه مى فرمايد: «و گروهى ديگر به امر خدا واگذار شده اند» روايت شده: آنان گروهى از مشركانند كه افرادى مثل حمزه و جعفر و امثال آن دو از مؤمنان را كشتند ; سپس داخل اسلام شدند ; پس خدا را به يگانگى خواندند و شرك را ترك كردند; ولى ايمان قلبى نداشتند تا از مؤمنان باشند و بهشت براى آنان لازم آيد و انكار قبلى نبودند تا كافر محسوب شوند و آتش براى آنان لازم آيد، پس آنان كه در اين حال بودند يا خداوند عذابشان مى كند يا آنها را مى آمرزد».

163- اصحاب كهف و مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 16 - 3

3- اصحاب كهف ، جهت رهايى از مشركان ، غارى را براى جاى گرفتن برگزيدند .

فأوُواْ إلى الكهف

جاى گرفتن اصحاب كهف در غار، ظاهراً، به جهت مخفى ماندن از ديد مأموران و تعقيب كنندگان بوده است.

164- اصرار بر كفر مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 51 - 1

1 - خداوند ، مشركان و كفرپيشگان را به خاطر پافشارى بر كفر و ناباورى به قرآن ، ملامت و سرزنش فرمود .

أثم إذا ما وقع ءامنتم به ءالئن

165- اصرار مشركان بر گمراهى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 30 - 2

2 - رويكرد تمام عيار به دين خدا و مشغول نكردن خود به مشركان هواپرستى كه بر گمراهى خود پا مى فشارند ، لازم است .

بل اتّبع الذين ظلموا . .. فأقم وجهك للدين

«فا» در «فأقم» فصيحه و نتيجه گيرى از جمله محذوف است; يعنى : «حال كه روشن شد كه مشركان، به دليل هواپرستى شان، به خدا شرك مىورزند و هدايت ناپذيرند، تو، به آنان توجه نكن و تنها، به دين خدا متوجه باش. ».

166- اضطرار مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 74 - 3

3 - مشركان حق ناپذير و ستيزه جو ، از سرِ ناچارى و اضطراب به انكار عبادت كردن معبود هاى ادعايى خويش مى پردازند .

بل لم نكن ندعوا من قبل شيئًا

167- اطاعت از رهبران مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 167 - 2،3،7،12

2 - اظهار پشيمانى مشركان پيرو در صحنه قيامت ، از دوستى با سران شرك و اطاعت از ايشان در دنيا

و قال الذين اتبعوا لو أن لنا كرّة فنتبرأ منهم

3 - ندامت مشركان پيرو در قيامت از شركورزى و پشيمانى آنان از اطاعت سران ، ثمرى نداشته و موجب نجات آنان نخواهد شد .

و قال الذين اتبعوا لو أن لنا كرّة فنتبرأ منهم

چنانچه ندامت از شرك و . .. در قيامت براى نجاتشان مؤثر مى بود، مشركان آرزوى بازگشت به دنيا را نمى كردند.

7 - قيامت صحنه حسرت و اندوه مشركان پيرو ، از شركورزى و پيروى از سران شرك

كذلك يريهم اللّه أعملهم حسرت عليهم

12 - شركورزى ، محبت به سران شرك و پيروى از آنان ، عمل هاى حسرت آفرين و اندوهبار در سراى آخرت براى مشركان پيرو

كذلك يريهم اللّه أعملهم حسرت عليهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 169 - 9

9 - شيطان ، وادار كننده انسان ها به شركورزى و ترغيب كننده آنها به دوستى با سران شرك و پيروى از آنان *

و من الناس من يتخذ من دون اللّه أنداداً . .. إنما يأمركم بالسوء و الفحشاء

از مصداقهاى مورد نظر براى «سوء» و «فحشاء» به قرينه آيات قبل، شرك ورزى و . .. است.

168- اطاعت از مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 15 - 10

10 - بايد از كسانى پيروى كرد كه به سوى خدا حركت مى كنند .

جهداك على أن تشرك بى . .. فلاتطعهما ... و اتّبع سبيل من أناب إلىّ

169- اطمينان مشركان صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 44 - 2

2 - احساس اطمينان مشركان صدراسلام نسبت به پيروزى جمع متحد خويش بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان

أم يقولون نحن جميع منتصر

170- اظهار بى گناهى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 28 - 1

1 - تلاش مشركان فريب خورده براى تبرئه خويش از هرگونه نقش داشتن در امر گمراهى خود

قالوا إنّكم كنتم تأتوننا

171- اعتراض اخروى مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 157 - 4

4 - نازل نشدن قرآن موجب اعتراض گمراهان و مشركان در قيامت به سبب نداشتن كتاب آسمانى و دور ماندن از هدايتهاى الهى

أو تقولوا لو أنا أنزل علينا الكتب لكنا أهدى منهم

172- اعتراض مشركان صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 67 - 4

4 - مراسم قربانى مسلمانان ، مورد اعتراض ستيزه جويانه مشركان صدراسلام

لكلّ أُمّة جعلنا منسكًا هم ناسكوه فلاينزعنّك فى الأمر

«نزاع» (مصدر «ينازعون») به معناى مخاصمه و ستيزه جويى است. ضمير فاعل در «لاينازعنّك» به مشركان بازمى گردد و «ال» در «فى الأمر»، عوض از مضاف اليه و به تقدير «فى أمر المنسك» مى باشد; يعنى، مشركان در مسأله قربانى، نبايد با تو به ستيزه جويى برخيزند.

173- اعراض از توطئه هاى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 73 - 2

2- هشدار الهى به پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى برحذر بودن از وسوسه ها و توطئه هاى مشركان جهت لغزش آن حضرت

و إن كادوا ليفتنونك عن الذى أوحينا إليك

174- اعراض از مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 106 - 9

9 - پيامبر(صلی الله علیه و آله) موظف به رويگردانى از مشركان و اهميت ندادن به اتهامات آنان است.

و أعرض عن المشركين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 94 - 4

4- پيامبر (صلی الله علیه و آله) به اعراض و بى اعتنايى نسبت به اذيت ، آزار و كارشكنى مشركان و دشمنان و پايدارى در دعوت خويش مأمور شد .

فاصدع بما تؤمر و أعرض عن المشركين

مراد از «اعراض از مشركان» كناره گيرى دز آنان نيست، چون با فراز نخست آيه (فاصدع بما تؤمر) - كه فرمان به اظهار علنى دعوت مى دهد - سازگار نيست; بلكه چون پيامبر(صلی الله علیه و آله) در مكه مورد آزار و كارشكنى بسيار دشمنان و مشركان بودند، مقصود همان است كه در برداشت فوق آمده است. گفتنى است آيه بعد (إنا كفيناك المستهزءين) نيز مؤيد اين حقيقت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 54 - 5

5 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور وانهادن شرك پيشگان متعصب در غرقاب جهل و گمراهى شان

فذرهم فى غمرتهم حتّى حين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 30 - 2

2 - رويكرد تمام عيار به دين خدا و مشغول نكردن خود به مشركان هواپرستى كه بر گمراهى خود پا مى فشارند ، لازم است .

بل اتّبع الذين ظلموا . .. فأقم وجهك للدين

«فا» در «فأقم» فصيحه و نتيجه گيرى از جمله محذوف است; يعنى : «حال كه روشن شد كه مشركان، به دليل هواپرستى شان، به خدا شرك مىورزند و هدايت ناپذيرند، تو، به آنان توجه نكن و تنها، به دين خدا متوجه باش. ».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 83 - 1

1 - رهنمود خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) مبنى بر وانهادن مشركان حق ناپذير در باتلاق فلسفه هاى پوچ و بازيگرانه خويش

فذرهم يخوضوا و يلعبوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 89 - 1

1 - رهنمود خدا به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در وانهادن مشركان حق ناپذير به حال خويش

فاصفح عنهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 29 - 1

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مكلف به اعراض از مشركان دنيامحور و خداگريز

فأعرض عن من تولّى عن ذكرنا و لم يرد إلاّ الحيوة الدنيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 30 - 7

7 - هدايت ناپذيرى مشركان خداگريز ، موجب فرمان الهى به پيامبر (صلی الله علیه و آله) در روى گردانى از تبليغ و هدايت آنان

فأعرض عن من تولّى . .. إنّ ربّك هو أعلم

با توجه به اين كه جمله «إنّ ربّك. ..» تعليل براى «فأعرض...» است، مطلب بالا استفاده مى شود.

175- اعراض مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 18 - 6

6- مشركان و منكران روز قيامت و كافران به پيامبر (صلی الله علیه و آله) و قرآن ، روى گردانان از دعوت الهى اند .

والذين لم يستجيبوا له

آيات گذشته شاهد بر اين است كه مقصود از «الذين لم يستجيبوا له» مشركان و منكران رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) و ناباوران به قيامت مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 46 - 6،8

6- مشركان ، به هنگام طرح وحدانيت پروردگار از سوى پيامبر (صلی الله علیه و آله) بر اساس آيات قرآن ، با نفرت بسيار از آن حضرت روى برمى گرداندند .

و إذا ذكرت ربّك فى القرءان وحده ولّوا على أدبرهم نفورًا

8- گريزان بودن مشركان از توحيد ، نمونه اى است از عدم تأمل و تعمق آنان در آيات قرآن

و جعلنا على قلوبهم أكنّة أن يفقهوه . .. و إذا ذكرت ربّك فى القرءان وحده ولّوا عل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 39 - 5

5 - ذهن خرافه پرست مشركان ، بدون تمايل به كلام ناب و بى خرافه وحى *

أم له البنت و لكم البنون

با توجه به اين كه آيات شريفه، در مقام تأييد و تحكيم رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) است; بيان اعتقاد خرافى كافران در آيه بالا، مى تواند اشاره به يكى از عوامل عمده سرپيچى كافران از پذيرش رسالت (خرافه پرستى آنان) داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بينه - 98 - 4 - 9

9 - جدايى كافران اهل كتاب و مشركان از حركت اسلام گرايانه ديگر هم كيشان خود ، پس از اتمام حجت بر آنان بود .

و ما تفرّق الذين أُوتوا الكتب إلاّ من بعد ما جاءتهم البيّنة

در برداشت ياد شده «الذين اُوتوا الكتاب» همان «الذين كفروا» در آيه اول، دانسته شده است; با اين فرض كه مراد از آنان، كسانى اند كه پس از ظهور اسلام، به آن كافر شدند.

176- اعراض مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 14 - 1

1- توبيخ مشركان مكه از سوى خداوند ، به خاطر روى گردانى از پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) ، به رغم دلايل آشكار آن حضرت

و قد جاءهم رسول مبين . ثمّ تولّوا عنه و قالوا معلّم مجنون

177- اعلام بخل مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 100 - 2

2- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، وظيفه دار متذكر شدن و به رخ كشيدن خصلت بخل مشركان به آنان

قل لو أنتم تملكون خزائن رحمة ربّى إذًا لأمسكتم خشية الإنفاق

اين برداشت، مبتنى بر اين است كه مخاطبان آيه، با توجه به آيات قبل، كافران باشند.

178- اعلام تبرى از مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 216 - 1

1 - فرمان خدا به پيامبر (صلی الله علیه و آله) مبنى بر اظهار بيزارى از رفتار شرك آميز خويشاوندان خود در صورت امتناع از ايمان آوردن

و أنذر عشيرتك. .. فإن عصوك فقل إنّى برىءٌ ممّا تعملون

ضمير فاعل در «عصوك» به «عشيرة» بازمى گردد.

179- اعلام فسخ معاهده با مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 1 - 3

3 - دستور خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) مبنى بر ابلاغ الغاى پيمان عدم تعرض ، به مشركان معاهد

براءة من اللّه و رسوله إلى الذين عهدتم

180- اغواپذيرى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 31 - 6

6 - شرك ورزيدن به خداى يگانه ، فرو افتادن از اوج كمالات انسانى و تبديل شدن به طعمه شيطان و گرفتار گشتن در دام او است .

و من يشرك باللّه فكأنّما خرّ من السماء فتخطفه الطير

181- افتراهاى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 116 - 2

2 - داشتن زاده و اختيار كردن فرزند ، از نسبت هاى نارواى يهود ، نصارا و مشركان به خداوند

و قالوا اتخذ اللّه ولداً سبحنه

مراد از ضمير در «قالوا» - به قرينه آيه 113 - يهود، نصارا و مشركان است. يهود «عزير» و نصارا «مسيح(ع)» را فرزند خدا مى پنداشتند و مشركان نيز فرشتگان را فرزند او مى شمردند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 138 - 7

7 - وعده الهى به كيفر مشركان به سبب افتراهاى آنان به خدا (ممنوعيت خوردن برخى از چهارپايان و محصولات، سوار نشدن بر برخى از چهارپايان، نبردن نام خدا به هنگام ذبح)

سيجزيهم بما كانوا يفترون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 48 - 2

2 - مشركان وعده عذاب استيصال را ، به دليل نامعلوم بودن زمان وقوع آن ، دروغ و ادعاى بى اساس پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان مى پنداشتند .

و يقولون متى هذا الوعد إن كنتم صدقين

با توجه به اينكه استفهام در جمله «متى هذا الوعد» براى ريشخند و استهزاست، برداشت فوق از آن استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 68 - 10

10 - مشركان بدون توجه به درستى و نادرستى مدعاى خويش ( فرزندگزينى خدا ) ، آن را به خدا نسبت مى دادند .

قالوا اتخذ اللّه ولداً . .. أتقولون على اللّه ما لا تعلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 56 - 13

13- افترا بستن به خدا ( مبنى بر شريك داشتن خداوند در امر روزى ) كار دائمى معتقدان به شرك ربوبى

بربّهم يشركون . .. و يجعلون لما لايعلمون نصيبًا ممّا رزقنهم ... كنتم تفترون

احتمال دارد مراد از «تفترون» همان نكته اى باشد كه در آيه آمده است و آن دخالت دادن و سهيم دانستن معبودها و يا اسباب و عوامل در امر روزى دهى و يا نجات است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 57 - 6

6- انتساب دخترانى به خداوند از سوى مشركان ، افترا و دروغى ساختگى است .

و يجعلون لله البنت سبحنه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 62 - 6،10

6- مشركان على رغم استناد امر ناخوشايند به خداوند ، مدعى عاقبتى نيكو براى خود بودند .

و يجعلون لله ما يكرهون و تصف ألسنتهم الكذب أن لهم الحسنى

10- مشركان ، در برابر اسناد امور ناروا به خداوند ، براى خود برترين ها را قائل بودند .

و يجعلون لله ما يكرهون . .. أن لهم الحسنى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 63 - 10

10- دلدارى خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) در برابر تبليغات سوء و افترا هاى مشركان

و يجعلون لله البنت . .. و يجعلون لله ما يكرهون ... تالله لقد أرسلنا إلى أُمم من

التفات از غيبت به خطاب در آياتى كه داراى سياق واحدى اند، احتمال دارد براى بيان مطلب ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 87 - 3

3- دست نيافتن مشركان در قيامت به بافته هاى دروغين خويش درباره شريك داشتن خداوند

و ضلّ عنهم ما كانوا يفترون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 89 - 2

2- پندار فرزندگزينى خداوند ، ساخته و پرداخته خيال مشركان بود .

لقد جئتم شيئًا إدًّا

فعل «جئتم» خطاب به مشركان است; يعنى، فرزندگرفتن خداوند، سخنى است كه شما آن را آورده ايد; نه اين كه ريشه و اصلى داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 96 - 5

5 - نسبت هاى نارواى مشركان ، به خدا و پيامبر (صلی الله علیه و آله)

نحن أعلم بما يصفون

مراد از «ما يصفون» - به قرينه «سيئه» - چيزهاى ناروايى است كه مشركان به خدا (از قبيل فرزند و همتا داشتن) و به پيامبر (از قبيل جنون) نسبت مى دادند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 3 - 2

2 - مشركان ، قرآن را ساخته و پرداخته پيامبر (صلی الله علیه و آله) مى دانستند .

أم يقولون افتريه

«فرى» ريشه «افترا» به آن دروغى گفته مى شود كه خود شخص آن را بسازد (لسان العرب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 180 - 5

5 - نسبت هاى مشركان به خداوند و توصيف هاى آنان از او ، ناسازگار با مقام عزت او است .

سبحن ربّك ربّ العزّة عمّا يصفون

يادآورى وصف «عزت» براى خداوند، در وقت تنزيه او از توصيف ها و نسبت هاى مشركان، مى تواند گوياى حقيقت ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 8 - 7

7- كفرورزى و نسبت هاىِ نارواى مشركان به ساحت وحى و پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مورد علم و آگاهى خداوند

قل . .. هو أعلم بما تفيضون فيه

182- افتراهاى مشركان جاهليت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 62 - 1

1- مشركان دوران جاهليت ، چيزهايى را به خداوند نسبت مى دادند كه براى خود ، خوش نداشتند .

و يجعلون لله ما يكرهون

مراد از «يجعلون» (قرار مى دهند) به قرينه آيات قبل (و يجعلون لله البنات) اسناد دادن و متصف كردن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 88 - 1

1- فرزندگزينى ، از نسبت هاى نارواى شرك پيشگان عصر بعثت ، به خداوند

و قالوا اتّخذ الرحمن ولدًا

فعل «اتّخذ» گوياى آن است كه گويندگان اين سخن، معتقد بودند: خداوند يكى از موجودات را به فرزندى برگزيده است; نه آن كه فرزندى از او متولد شده باشد.

183- افتراهاى مشركان صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 17 - 7

7 - شرك پيشگان عصر بعثت ، قرآن را ساخته ذهن پيامبر (صلی الله علیه و آله) دانسته و آن حضرت را فردى مفترى ( كسى كه بر خدا دروغ مى بندد ) مى خواندند .

قال الذين لا يرجون لقاءنا ائت بقرءان غير هذا أو بدّله . .. قل ... فمن أظلم ممن ا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 37 - 7

7 - شباهت و همگونى قرآن با كتاب هاى آسمانى پيشين ( تورات ، انجيل و . . . ) دستاويز مشركان صدر اسلام براى زدن برچسب « ساختگى بودن » به آن

و ما كان هذا القرءان أن يفترى من دون اللّه و لكن تصديق الذى بين يديه و تفصيل الك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 38 - 1

1 - « ساختگى بودن » از برچسب هاى شرك پيشگان عصر بعثت به قرآن و در راستاى مبارزه آنان با پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) بود .

و ما كان هذا القرءان أن يفترى . .. أم يقولون افتريه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 13 - 1

1- مشركان عصر بعثت ، قرآن را دروغهايى ساخته و پرداخته دست پيامبر (صلی الله علیه و آله) قلمداد مى كردند .

أم يقولون افتريه

«إفتراه» به معناى دروغ بافتن است. ضمير فاعلى در «إفتراه» به پيامبر(صلی الله علیه و آله) برمى گردد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 15 - 8

8- مشركان عصر بعثت به خاطر دنيا طلبى و تجمل گرايى ، قرآن را نپذيرفته و آن را ساخته دست پيامبر (صلی الله علیه و آله) قلمداد مى كردند .

أم يقولون افتريه . .. من كان يريد الحيوة الدنيا و زينتها

بيان پيامدهاى دنياخواهى و تجمل گرايى، پس از دعوت به توحيد و اقامه برهانى روشن براى آن، اشاره به ريشه هاى اصرار مشركان به كفرورزى دارد; يعنى، اينكه مشركان با وجود دليلى روشن بر حقانيت قرآن، حقايق مطرح شده در آن را نمى پذيرند به دليل دنياخواهى آنان است.

184- افتراهاى مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 61 - 6

6- مشركان مكه ، على رغم اسناد سخنان ناروا به خداوند ، مورد عقوبت دنيوى قرار نگرفتند و مهلت حيات پيدا كردند .

كنتم تفترون . و يجعلون لله البنت ... و لو يؤاخذ الله الناس بظلمهم ما ترك عليها

185- افتراى مشركان به خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 150 - 2

2 - مشركان صدر اسلام تحريمها و بدعتهاى نارواى خود را به خداوند نسبت مى دادند.

قل هلم شهداءكم الذين يشهدون أن الله حرم هذا

186- افراط مشركان صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 5 - 2

2 - مخالفت سرسختانه و افراط گرانه مشركان عصر بعثت ، با قرآن

أن كنتم قومًا مسرفين

187- افساد مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 50 - 6

6 - مشركان ، مردمى تبهكار و مجرمند .

ماذا يستعجل منه المجرمون

188- افساد مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 191 - 8

8 - فتنه انگيزى مشركان مكه عليه مسلمانان صدر اسلام

أخرجوكم و الفتنة أشد من القتل

189- افشاى توطئه مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 103 - 1

1- إخبار و پرده بردارى خداوند از توطئه هاى مخفيانه كافران و مشركان عليه حقانيت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و قرآن

و لقد نعلم أنهم يقولون إنما يعلّمه بشر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 42 - 3

3 - افشاگرى خداوند ، در مورد اهداف خائنانه و توطئه گرانه مشركان عليه جان پيامبر (صلی الله علیه و آله)

نتربص به ريب المنون . .. أم يريدون كيدًا

طبق گفته مفسران، ممكن است عبارت «يريدون . ..» نظر به توطئه «دارالندوه» داشته باشد.

190- افشاى جهل مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 73 - 11

11 - برملا شدن ضعف و ناتوانى معبود ها ( اصنام ) و جهل و نادانى پرستندگان آنها با ضرب المثل خداوند ، براى همگان

ضعف الطالب و المطلوب

«ضَعافة» (مصدر «ضعف») به معناى ناتوان شدن است; يعنى، طالب و مطلوب هر دو ناتوان شدند. ظاهراً مقصود اين است كه با دلايل قاطع و غيرقابل انكارى كه ارائه شد، نه تنها ضعف و ناتوانى بت ها; بلكه جهل و نادانى پرستندگان آنها نيز بر همگان آشكار شد.

191- افشاى خيانت مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 42 - 3

3 - افشاگرى خداوند ، در مورد اهداف خائنانه و توطئه گرانه مشركان عليه جان پيامبر (صلی الله علیه و آله)

نتربص به ريب المنون . .. أم يريدون كيدًا

طبق گفته مفسران، ممكن است عبارت «يريدون . ..» نظر به توطئه «دارالندوه» داشته باشد.

192- افشاى مشركان صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 8 - 13

13 - افشاى رفتار هاى فريبكارانه و كينه قلبى مشركان صدر اسلام نسبت به مسلمانان از سوى خداوند

و إن يظهروا عليكم لايرقبوا فيكم إلّاً و لاذمة . .. و تأبى قلوبهم

آمدن فعلهاى «يظهروا»، «يرقبوا» و «تأبى» به صورت فعل مضارع كه دلالت بر حال و آينده مى كند، مى تواند حاكى از اين حقيقت باشد كه آيه در صدد افشاى رازهاى منافقان عليه مسلمانان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 4 - 3

3- خداوند ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) را از جلسات سرّى و گفتوگو هاى محرمانه مشركان ستم پيشه آگاه ساخت .

أسرّوا النجوى . .. قال ربّى يعلم القول فى السماء

193- اقرار اخروى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 23 - 6

6 - اعتراف مشركان در قيامت به الوهيت و ربوبيت خداوند

و اللّه ربنا ما كنا مشركين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 86 - 3،4

3- مشركان ، در قيامت به ربوبيت خداى يگانه ، اقرار مى كنند .

قالوا ربّنا هؤلاء شركاؤنا

4- مشركان ، در قيامت به گناه و خطا بودن شرك مستمر خويش اعتراف مى كنند .

هؤلاء شركاؤنا الذين كنّا ندعوا من دونك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 106 - 2

2 - اقرار ذليلانه مشركان در تنگناى دوزخ ، به ربوبيت و پروردگارى خداوند

قالوا ربّنا غلبت . .. قومًا ضالّين

«غلبة» (مصدر «غلبت») به معناى چيره شدن است. «شقوة» معادل «شقاوة» و در مقابل سعادت است. در اين جا مراد از شقاوت، عوامل و اسباب آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 74 - 1

1 - اعتراف مشركان حق ناپذير و ستيزه جو ، به بى فايده بودن كامل عبادت غيرخدا و حاجت خواهى از معبود هاى ادعايى خويش

أين ما كنتم تشركون . من دون اللّه قالوا ضلّوا عنّا بل لم نكن ندعوا من قبل شيئًا

جمله «ضلّوا عنّا» (از نظر ما ناپديد شدند و آنان را گم كرديم) كنايه از بطلان و پوچى آيين شرك و بى اثر بودن معبودهاى ادعايى در عرصه قيامت است. گفتنى است جمله «بل لم نكن ندعوا...» مى تواند به معناى بى اثر بودن حاجت خواهى از معبودها باشد; زيرا چيزى كه بى فايده است مانند اين است كه وجود ندارد. هم چنين مى تواند گوياى انكار عبادت معبودها باشد كه از سرِ ناچارى و اضطراب به آنها متوسل شده باشند. احتمال نخست مؤيد برداشت ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 47 - 13

13 - اعتراف مشركان در قيامت ، به بطلان باورهايشان نسبت به معبود هاى خويش

و يوم يناديهم أين شركاءى قالوا ءاذنّ-ك ما منّا من شهيد

194- اقرار مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 33 - 3

3- مشركان على رغم اعترافشان به اينكه قوام بخش امور بندگان خداوند است ، براى او شريك هاى متعددى برگزيده بودند .

أفمن هو قائم على كل نفس بما كسبت و جعلوا لله شركاء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 42 - 1

1 - اعتراف مشركان ، به تأثير تلاش هدايت گرانه پيامبر (صلی الله علیه و آله) تا مرز متزلزل شدن پايه هاى عقايد شرك آلودشان

إن كاد ليضلّنا عن ءالهتنا لولا أن صبرنا عليها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 57 - 6

6 - قرآن ، به اعتراف مشركان بهانه جو كتاب هدايت است .

و قالوا إن نتّبع الهدى معك

با توجه به آيات پيشين - كه سخن در آنها تماماً در رابطه با قرآن بود - مى توان گفت كه مراد از «الهدى» قرآن است; يعنى، «إن نتّبع هدى القرآن معك».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 25 - 13

13 - مشركان ، به بطلان عقيده شرك آلودشان ، اعتراف ضمنى دارند .

و لئن سألتهم من خلق السموت . .. ليقولنّ اللّه قل الحمد للّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 38 - 1

1 - اعتقاد و اعتراف مشركان ، به خالقيت يگانه خداوند و پديد آمدن جهان آفرينش ( آسمان ها ، زمين و . . . ) تنها به قدرت او

و لئن سألتهم من خلق السموت و الأرض ليقولنّ اللّه

195- اقرار مشركان به توحيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 37 - 20

20 - مشركان به هنگام مرگ به كفر و واهى بودن باورهاى خويش (پذيرش خدايان پوچ به جاى خداى يگانه) شهادت خواهند داد.

و شهدوا على أنفسهم أنهم كانوا كفرين

196- اقرار مشركان جاهليت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 88 - 4

4- مشركان عصر بعثت ، به رحمانيت خدا اعتراف داشتند .

و قالوا اتّخذ الرحمن ولدًا

197- اقرار مشركان صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 15 - 3

3 - پى بردن مشركان صدر اسلام به اعجاز و خارق العاده بودن قرآن كريم

و قالوا إن هذا إلاّ سحر مبين

سحر دانستن قرآن، اعتراف به اعجاز و خارق العاده بودن آن است; زيرا سحر، خود نوعى از كارهاى خارق العاده است و مشركان به ناچار و از سر لجاج و عناد، قرآن را به آن متهم كرده بودند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 9 - 1

1 - اعتقاد و اقرار مشركان عصرت بعثت ، به عزت و دانايى آفريدگار هستى

و لئن سألتهم . .. ليقولنّ خلقهنّ العزيز العليم

198- اقرار مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 30 - 4

4 - اعتراف ناخودآگاه مشركان مكه ، به تأثير خارق العاده قرآن در مخاطبان خود

قالوا هذا سحر

اگر مشركان مكه شاهد چنين تأثيرى نبودند، دليلى نداشت كه آن را سحر معرفى كنند.

199- اقليت مشركان صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 37 - 7،9

7 - معدودى از مشركان مى دانستند كه خداوند توان آوردن معجزه درخواستى آنان را دارد.

و لكن أكثرهم لايعلمون

9 - اقليتى از مشركان به فلسفه نازل نشدن معجزات ويژه درخواستى خويش آگاه بودند.

و قالوا لولا نزل عليه ءاية . .. و لكن أكثرهم لايعلمون

200- اكثريت مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 75 - 17

17- بيشتر مشركان نسبت به حقيقت صفات خدا و قابل مقايسه نبودن مخلوقات با او ، ناآگاهند .

بل أكثرهم لايعلمون

برداشت فوق به خاطر اين است كه صدر آيه سخن از قابل مقايسه نبودن خلق با خدا بود و نفى علم (لايعلمون) نيز به همين زمينه نظر دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 29 - 4

4 - بيشتر مشركان ، وعده پيامبر (صلی الله علیه و آله) را درباره وقوع قيامت باور نداشتند .

و لكنّ أكثر الناس لايعلمون . و يقولون متى هذا الوعد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 41 - 7

7 - اخبار ملائكه در قيامت به اين كه بيشتر مشركان ، به جن ايمان داشته اند .

و يوم يحشرهم . .. يقول للملئكة أهؤلاء إيّاكم كانوا يعبدون . قالوا ... بل كانوا

201- اكثريت مشركان صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 1 - 8

8 - نقض شدن پيمان عدم تعرض ، از سوى اكثريت مشركان صدر اسلام

الذين عهدتم من المشركين

مقصود از «الذين عاهدتم» - به دليل آيات 4 و 7 - مشركان معاهدى هستند كه ملتزم به رعايت پيمانهاى صلح نبودند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 7 - 1

1 - نقض شدن پيمان عدم تعرض از سوى اكثريت مشركان صدر اسلام

كيف يكون للمشركين عهد

مراد از مشركان در جمله «كيف يكون للمشركين عهد» - به قرينه «إلا الذين عاهدتم عند المسجد الحرام» - مشركان معاهدى هستند كه بر پيمان خود با مسلمانان پايبند نماندند. ذيل آيه بعد (و أكثرهم فاسقون) بيانگر نقض پيمان از سوى اكثريت آنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 8 - 15

15 - اكثريت مشركان صدر اسلام بر پيمان عدم تعرض خود با مسلمانان پايبند نمانده و آن را نقض كردند .

و أكثرهم فسقون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 83 - 3

3- بيشتر مشركان صدراسلام ، علاوه بر انكار عملى نعمت هاى الهى ، به زبان نيز كفر مىورزيدند .

يعرفون نعمت الله ثمّ ينكرونها و أكثرهم الكفرون

انكار و ناسپاسى نعمتهاى الهى يا با زبان است و يا با عمل. جمله «ثمّ ينكرونها» مى تواند گوياى كفران عملى و جمله «و أكثرهم الكافرون» بيانگر ناسپاسى با زبان باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 121 - 8

8 - رسوخ روحيه كفرورزى و حق ناپذيرى ، در بيشتر مشركان صدراسلام

إنّ فى ذلك لأية و ما كان أكثرهم مؤمنين

گرچه ضمير «هم» در «أكثرهم» به قوم نوح بازمى گردد; اما در عين حال تعريض به مشركان صدر اسلام نيز دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 71 - 4

4 - خداوند ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان اندك او را در برابر مخالفت اكثريت كافران و مشركان صدر اسلام ، تسلّى خاطر و دلدارى داد .

و لقد ضلّ قبلهم أكثر الأوّلين

مفسران برآنند كه يادآورى گمراهى اكثريت امت هاى گذشته، در شرايطى كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) و گروندگانِ اندك به آن حضرت در شرايط سخت مكه قرار داشتند و با مخالفت هاى بيشتر كافران و مشركان رو به رو بودند، به منظور دلدارى به پيامبر(صلی الله علیه و آله) و گروندگان به ايشان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 29 - 19

19 - گرايش مشركان صدراسلام به شرك ، برخاسته از جهل و ناآگاهى اكثريت آنان بود .

بل أكثرهم لايعلمون

202- اكثريت مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 44 - 4

4 - بيشتر مشركان مكّه ، مردمانى حق نشنو و نابخرد

إذا رأوك إن يتّخذونك . .. أم تحسب أنّ أكثرهم يسمعون أو يعقلون

برداشت فوق، با توجه به نزول آيه شريفه در مكه است; چرا كه بيشتر مشركان آن شهر در نيمه نخست بعثت داراى چنين خصلتى

بودند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 47 - 10

10 - اكثر مشركان مكه ، كافر بوده و به آيات خدا ، ايمان نياوردند .

و من هؤلاء من يؤمن به و ما يجحد بأيتنا إلاّ الكفرون

به قرينه «و من هؤُلاء من يؤمن به»، «الكافرون»، اكثر مشركان مكه را تشكيل مى دهند.

203- اماكن امن مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 6 - 8

8 - اماكن سكونت ( شهر ها ، روستا ها و . . . ) مشركان پيمان شكن صدر اسلام تنها مراكز امن اعلام شده از سوى خدا براى آنان

فاقتلوا المشركين حيث وجدتموهم . .. ثم أبلغه مأمنه

204- امتحان با مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 20 - 6

6 - خداوند ، مسلمانان صدراسلام را ، به وسيله كارشكنى و دشمنى مشركان و كافران در بوته آزمايش قرار داد .

و جعلنا بعضكم لبعض فتنة أتصبرون

از ديدگاه برخى از مفسران، چون آيه شريفه در مكّه نازل گرديده است و مؤمنان در آن شهر بسيار مورد شكنجه و آزار قرار داشتند و نيز اين آيه در صدد دلدارى به پيامبر(صلی الله علیه و آله) و مؤمنان است، مى توان گفت كه مقصود از «بعضكم» مسلمانان اند.

205- امتحان مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 111 - 2

2- تأخير مجازات مشركان و كافران ، وسيله فتنه و آزمايش آنان است .

إن أدرى أقريب . .. إن أدرى لعلّه فتنة لكم

206- امتحان مشركان صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 111 - 1

1- آزمايش كافران و مشركان حق ناپذير صدراسلام ، فلسفه به تأخير افتادن عذاب آنان و نامعلوم بودن زمان شكست آنها است .

و إن أدرى لعلّه فتنة لكم

ضمير «لعلّه» به نكته اى برمى گردد كه از دو آيه قبل استفاده مى شود. آن نكته، مسأله تأخير عذاب كافران و مشركان و يا نامعلوم بودن زمان شكست آنان و پيروزى مسلمين است.

207- امداد به مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 43 - 3

3- معبود هاى مشركان از يارى رساندن به خود ناتوان و از يارى خدا محروم اند .

لايستطيعون نصر أنفسهم و لا هم منّا يصحبون

«يصحبون» (از ريشه «صَحِبَ») به معناى «عاشَر» است و لازمه اين معنا، نصرت و تأييد است; زيرا همنشين از ديگر همنشينان حمايت خواهد كرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 55 - 8

8 - كافران و مشركان ، منكر ربوبيت مطلق خدا هستند و همواره در برابر آن ايستاده و در اين راه پشتيبان يكديگراند .

و يعبدون من دون اللّه . .. و كان الكافر على ربّه ظهيرًا

«الف و لام» در كلمه «الكافر» براى استغراق است و اين كلمه شامل تمامى كافران مى شود. «ظهير» (فعيل به معناى فاعل) نيز به معناى معين و پشتيبان است. گفتنى است آمدن فعل «كان» در آغاز مبتدا و خبر، بيانگر استمرار خبر براى مبتدا است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 74 - 6

6 - حمايت و يارى شدن ، انگيزه و دليل مشركان و بت پرستان ، براى روى آوردن به آيين شرك و بت پرستى

و اتّخذوا من دون اللّه ءالهة لعلّهم ينصرون

برداشت ياد شده مبتنى بر اين اساس است كه «لعلّ» در آيه شريفه براى تعليل باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 75 - 1،3

1 - معبود هاى ادعايى مشركان ، از هرگونه نصرت و يارى به آنان ناتوان اند .

لايستطيعون نصرهم

3 - معبود هاى ادعايى به روز رستاخيز ، در حالى كه همچون سپاهِ آماده به خدمت براى مشركان اند ، از هرگونه يارى رسانى به آنان ناتوان خواهند بود .

لايستطيعون نصرهم و هم لهم جند محضرون

برداشت ياد شده مبتنى بر اين ديدگاه است كه ضمير «هم» به معبودها و ضمير «لهم» به مشركان بازگردد و اين جمله حال براى ضمير غايبى در«لايستطيعون» باشد. بر اين اساس، اين تركيب از باب مبالغه آمده است; زيرا متمركز كردن تمامى نيروها در قالب يك سپاهِ آماده به خدمت و در عين حال ناتوان بودن از يارى رسانى، نشان دهنده اوج ناتوانى معبودها مى باشد. گفتنى است بر اساس اين نظر، آيه شريفه ناظر به روز قيامت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 25 - 1

1 - ناتوانى مشركان و هم فكران و معبود هاى آنان از يارى يكديگر

احشروا الذين ظلموا و أزوجهم . .. ما لكم لاتناصرون

208- امدادهاى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 55 - 8

8 - كافران و مشركان ، منكر ربوبيت مطلق خدا هستند و همواره در برابر آن ايستاده و در اين راه پشتيبان يكديگراند .

و يعبدون من دون اللّه . .. و كان الكافر على ربّه ظهيرًا

«الف و لام» در كلمه «الكافر» براى استغراق است و اين كلمه شامل تمامى كافران مى شود. «ظهير» (فعيل به معناى فاعل) نيز به معناى معين و پشتيبان است. گفتنى است آمدن فعل «كان» در آغاز مبتدا و خبر، بيانگر استمرار خبر براى مبتدا است.

209- امكانات دنيوى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 111 - 3

3- تأخير عذاب و كيفر مشركان و كافران حق ناپذير ، به خاطر بهره بردن ناچيز و موقتى آنان از متاع هاى دنيوى است .

إن أدرى لعلّه . .. متع إلى حين

210- امكانات دنيوى مشركان صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 61 - 10

10 - مشركان بهانه جو و حق گريز صدر اسلام ، عناصرى مرفه و برخوردار از موهبت هاى دنيوى

و قالوا إن نتّبع الهدى معك . .. كمن متّعنه متع الحيوة الدنيا

211- امكانات مادى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 70 - 2

2 - برخوردارى مشركان و كافران از رفاه و در اختيار داشتن امكانات دنيوى ، نشان رستگارى آنان نيست .

لا يفلحون. متع فى الدنيا

جمله «متاع فى الدنيا» پاسخ از پرسش مقدر است ; يعنى، بعد از اينكه خداوند درباره مشركان افترازننده فرمود: «آنان رستگار نخواهند بود»، اين سؤال پيدا مى شود كه: پس آن همه رفاه و برخوردارى از امكانات دنيوى در زندگى آنان چه معنايى دارد؟ خداوند پاسخ داد: «متاع فى الدنيا . .. ».

212- امكانات مادى مشركان صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 88 - 4

4- برخى از مردم كافر و مشرك در عصر ظهور اسلام ، از ثروت و امكانات چشمگيرى برخوردار بودند .

لاتمدّنّ عينيك إلى ما متّعنا به أزوجًا منهم

213- امكانات مادى مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 45 - 5

5 - مشركان مكه ( قريش ) ، اندازه يك دهم برخوردارى ملت هاى پيشين را نداشته اند .

و ما بلغوا معشار ما ءاتينهم

«معشار» يك دهم چيزى را مى گويند (مفردات راغب).

214- امكانات مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 26 - 1

1- قوم عاد ، برخوردار از قدرت و امكانات بس فزون تر از مشركان مكه

و لقد مكّنّ-هم فيما إن مكّنّ-كم فيه

حرف «إن» نافيه است.

215- امنيت مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 81 - 11

11 - مشركان مى پنداشتند امنيت آنان با پرستش بتها و ديگر معبودها تأمين مى گردد.

فأى الفريقين أحق بالأمن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - قريش - 106 - 4 - 13

13 - خداوند ، براى غير موحدان نيز از نعمت امنيت دريغ نمىورزد .

فليعبدوا . .. و ءامنهم من خوف

216- اميدوارى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 22 - 8

8 - مشركان، غوطهور در پندارهاى بى اساس خويش و اميدوار به كمكهاى خدايان دروغين در قيامت

أين شركاؤكم الذين كنتم تزعمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 74 - 4

4 - مشركان و بت پرستان ، اميدوار به يارى رسانى معبود هاى خويش

و اتّخذوا من دون اللّه ءالهة لعلّهم ينصرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 26 - 3

3 - مشركان ، در اميد واهى شفاعت فرشتگان از آنان *

و كم من ملك فى السموت لاتغنى شفعتم شيئًا

برداشت ياد شده بدين احتمال است كه ذكر اين آيه - پس از يادكرد عقايد مشركان - بدان جهت باشد كه آنان، بت ها را تمثال فرشتگان دانسته و با پرستش بت ها، انتظار شفاعت را از فرشتگان داشته اند.

217- اميدوارى معبودان مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 57 - 9

9- معبود هاى مشركان ، خود ترسان از عذاب خدا و اميدوار به رحمت او هستند .

يرجون رحمته و يخافون عذابه

218- انتظار عذاب مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 179 - 3

3 - پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) ، مأمور به صبر و انتظار در خصوص شكست كافران معاند و عذاب شدن آنان

و تولّ عنهم . .. و أبصر

توصيه به نظاره كردن بر احوال كافران معاند، پس از سفارش به بى اعتنايى به آنان (و تولّ عنهم) در حقيقت، توصيه به صبر و انتظار است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 77 - 5

5 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) با اضطراب و نگرانى چشم به راه نزول عذاب از جانب خداوند بر مشركان و كافران بود .

فإمّا نرينّك بعض الذى نعدهم أو نتوفّينّك فإلينا يرجعون

آيه شريفه، در مقام دلدارى به پيامبراسلام(صلی الله علیه و آله) است و اين، از وجود نوعى نگرانى و ناراحتى در آن حضرت حكايت مى كند.

219- انتظارات مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 34 - 3،3

3- مشركان ، در انتظار نابودى شريعت پيامبر (صلی الله علیه و آله) با مرگ وى بودند .

أفإيْن متّ فهم الخلدون

از لحن آيه استفاده مى شود كه مشركان و مخالفان پيامبراسلام(صلی الله علیه و آله) در انتظار مرگ او و يا در صدد كشتن ايشان بودند; چنان كه

در برخى از سوره هاى مكى قرآن به اين مسأله تصريح شده است (أم يقولون شاعر نتربص به ريب المنون).

3- مشركان ، در انتظار نابودى شريعت پيامبر (صلی الله علیه و آله) با مرگ وى بودند .

أفإيْن متّ فهم الخلدون

از لحن آيه استفاده مى شود كه مشركان و مخالفان پيامبراسلام(صلی الله علیه و آله) در انتظار مرگ او و يا در صدد كشتن ايشان بودند; چنان كه در برخى از سوره هاى مكى قرآن به اين مسأله تصريح شده است (أم يقولون شاعر نتربص به ريب المنون).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 13 - 2

2 - مشركان ، در انتظار شفاعت معبودان برگزيده خويش در پيشگاه خداوندند .

و لم يكن لهم من شركائهم شفعؤا

نفى كردن شفاعت معبودان مشركان، حاكى از اين نكته است كه مشركان، چنين توقع و انتظارى داشته اند و گرنه نفى آن، چندان معنايى نداشت.

220- انتقاد مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 31 - 2

2 - انتقاد جاهلانه مشركان مكه به نزول وحى بر محمد (صلی الله علیه و آله) و نه فردى از اشراف

و قالوا لولا نزّل هذا القرءان على رجل من القريتين عظيم

221- انتقام از مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 41 - 7

7 - انتقام از مشركان و كافران ، سنت تخلّف ناپذير الهى است .

فإنّا منهم منتقمون

222- انتقام از مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 16 - 5

5- جنگ بدر ، ميدان انتقام الهى از مشركان و ضربه اى سخت و شكننده بر جبهه شرك *

يوم نبطش البطشة الكبرى إنّا منتقمون

طبق نظر مفسران، ممكن است اين آيه نظر به جنگ بدر داشته باشد. اين در صورتى است كه عذاب ذكر شده در آيات پيشين را عذاب دنيوى بدانيم.

223- انتقام جويى مشركان پيرو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 167 - 4

4 - حس انتقام جويى ، وادار كننده مشركان پيرو به تبرّى از سران شرك ، نه حق جويى و حقيقت طلبى

فنتبرأ منهم كما تبرّءوا منا

جمله «كما تبرءوا منا» (چون آنان از ما بيزارى كردند و يا همان گونه كه آنان از ما بيزارى جستند) بيانگر انگيزه اظهار تبرى مشركان پيرو است.

224- انحراف مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 6 - 11

11 - شرك ، آيينى انحرافى و مشركان مردمانى منحرف از راه راست

أنّما إلهكم إله وحد فاستقيموا إليه

225- اندوه اخروى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 167 - 7

7 - قيامت صحنه حسرت و اندوه مشركان پيرو ، از شركورزى و پيروى از سران شرك

كذلك يريهم اللّه أعملهم حسرت عليهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 13 - 8

8 - ناتوانى معبودان مشركان از شفاعت آنها در پيشگاه خداوند ، از عوامل يأس و اندوه آنان در قيامت است .

و يوم تقوم الساعة يبلس المجرمون . و لم يكن لهم من شركائهم شفعؤا

ذكر «و لم يكن لهم. .. شفعؤا» پس از بيان نااميدى مشركان در قيامت، ممكن است براى اشاره به اين نكته باشد كه يأس آنان،

ناشى از شفيع نداشتن شان است.

226- اندوه بر مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 88 - 10

10- كافران و مشركان حق ناپذير ، شايسته دلسوزى نيستند .

لاتمدّنّ عينيك . .. و لاتحزن عليهم

حزن و اندوه پيامبر(صلی الله علیه و آله) درباره كافران و مشركان - همان گونه كه مفسران گفته اند - به خاطر حق ناپذيرى آنان بود. نهى شدن پيامبر(صلی الله علیه و آله) از اندوه براى آنان، ممكن است از اين جهت باشد كه آنان ارزش چنين اندوهى را ندارند.

227- اندوه مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 58 - 5

5- مشركان ، با دريافت خبر دختردار شدن ، آكنده از اندوه مى شدند و از شدت شرمندگى آن را بروز نمى دادند .

و إذا بشّر أحدهم بالأُنثى . .. و هو كظيم

«كظم» در لغت، راه خروج نَفَس است و در حبس نفس و سكوت استعمال مى شود و در آيه، مراد از «كظيم» كسى است كه آكنده از اندوه است.

228- اندوه مشركان پيرو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 167 - 12

12 - شركورزى ، محبت به سران شرك و پيروى از آنان ، عمل هاى حسرت آفرين و اندوهبار در سراى آخرت براى مشركان پيرو

كذلك يريهم اللّه أعملهم حسرت عليهم

229- انذار مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 2 - 5

5- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، وظيفه دار انذار مشركان و ترساندن آنان از فرجامى شوم

ألاّ تعبدوا إلاّ الله إننى لكم منه نذير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 45 - 12

12- تهديد شدن مشركان توطئه كننده عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) به عذابى غير مترقبه و غير قابل پيش بينى

أفأمن الذين مكروا السيّئات . .. أو يأتيهم العذاب من حيث لايشعرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 55 - 4

4- مشركان ناسپاس ، مورد تهديد شديد خداوند

بربّهم يشركون . ليكفروا ... فتمتّعوا فسوف تعلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 44 - 16

16- مشركان ، به خاطر عقايد و سخنان ناروا ، مورد تهديد خدا قرار گرفتند .

إنكم لتقولون قولاً عظيمًا . .. تعلى عمّا يقولون ... إنه كان حليمًا غفورًا

ذكر جمله «إنه كان حليماً غفوراً» بيانگر اين است كه سخنان نارواى مشركان، شايسته مجازات است اگرچه به جهت حلم و غفران خداوند، فعلاً كيفر نشوند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 76 - 4

4- تهديد خداوند به هلاكت حتمى و قريب الوقوع مشركان ، در صورت اخراج پيامبر (صلی الله علیه و آله) از مكه

و إذًا لايلبثون خلفك إلاّ قليلاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 96 - 4

4- مشركان و كافران حق ناپذير و بهانه جو ، مورد تهديد خداوند

قالوا أبعث الله بشرًا رسولاً. قل كفى بالله شهيدًا بينى و بينكم

تذكر خداوند به گواه و ناظر بودن ميان پيامبر(صلی الله علیه و آله) و مشركان حق ناپذير، مى تواند به منظور تهديد آنان باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 109 - 1،10،11

1- هشدار و انذار عمومى به مشركان لجوج و روى گردانان از توحيد ، از وظايف پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله)

فإن تولّوا فقل ءاذنتكم على سواء

«إيذان» به معناى «اعلام» است و نوعاً در جايى استعمال مى شود كه اين اعلام همراه با نوعى تحذير و هشدار باشد; يعنى، در

معناى «انذار» به كار مى رود.

10- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مشركان و كافران حق ناپذير را به عذاب الهى تهديد كرد .

إن أدرى أقريب أم بعيد ما توعدون

برداشت ياد شده مبتنى بر اين است كه مقصود از «ماتوعدون»، عذاب الهى در دنيا و يا آخرت باشد.

11- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، پيروزى اسلام را به مشركان و كافران حق ناپذير يادآور شد و شكستشان را به آنان هشدار داد .

و إن أدرى أقريب أم بعيد ماتوعدون

برداشت ياد شده مبتنى بر اين است كه مقصود از «ماتوعدون» پيروزى اسلام و شكست جبهه شرك و كفر باشد. گفتنى است كه جمله «أنّ الأرض يرثها عبادى الصالحون» در آيه 105 مؤيد همين ديدگاه است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 42 - 2

2 - مشركان ، از سوى خداوند به فرجامى ناخوشايند ، تهديد شدند .

إنّ اللّه يعلم ما يدعون من دونه من شىء

خبر دادن به اين كه خداوند، آگاه از چيزهايى است كه مشركان به عنوان خدا و معبود گرفته اند، كنايه از تهديد خود مشركان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 26 - 6

6 - هشدار خداوند به مشركان درباره عاقبت و آخرتشان

قل يجمع بيننا ربّنا ثمّ يفتح بيننا بالحقّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 23 - 1

1 - مسؤوليت پيامبر (صلی الله علیه و آله) در برابر مشركان و كافران لجوج و حق ناپذير در صدراسلام ، تنها انذار و هشدار بود .

و ما أنت بمسمع من فى القبور . إن أنت إلاّ نذير

حصر در اين آيه - با توجه به آيات پيشين - از نوع حصر اضافى و در ارتباط با كافران و مشركان لجوج است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 13 - 1

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) مأمور بيم دادن به كسانى كه آيات روشن توحيد و ربوبيت خداوند را نپذيرفته ، از آن اعراض مى كنند .

فإن أعرضوا فقل أنذرتكم

آيات پيشين - كه بيانگر دلايل توحيد و ربوبيت يگانه خداوند بود - قرينه بر اين است كه متعلق «أعرضوا» دلايل روشن توحيد و ربوبيت مى باشد.

230- انذار مشركان صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 98 - 5

5- خداوند ، كافران و مشركان متعصب و سرسخت عصر بعثت را به نابودى و عذاب استيصال ، تهديد كرد .

و تنذر به قومًا لدًّا . و كم أهلكنا قبلهم من قرن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 72 - 8

8 - تهديد شدن مشركان كينه توز به آتش دوزخ ، از سوى پيامبر (صلی الله علیه و آله) و به دستور خداوند

قل أفأنبّئكم بشرّ من ذلكم النار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 54 - 6

6 - تهديد مشركان حق ناپذير صدراسلام ، به عذاب الهى

فذرهم فى غمرتهم حتّى حين

231- انذار مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 63 - 15

15- هشدار خداوند به مشركان مكه براى اجتناب از اغوا ها و ظاهرسازى هاى شيطان

تالله لقد أرسلنا إلى أمم من قبلك فزيّن لهم الشيطن أعملهم . .. و لهم عذاب أليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 92 - 3

3- تهديد پيامبر (صلی الله علیه و آله) به مشركان مكه ، در امكان نزول عذاب با سقوط قطعاتى از آسمان بر سر آنان

أو تسقط السّماء كما زعمت علينا كسفًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 49 - 7

7- تهديد سران مشرك و ستيزه جوى مكه از سوى خداوند

ذق إنّك أنت العزيز الكريم

چنان كه از لحن آيات و برخى از تفاسير استفاده مى شود، اين آيات تعريضى به سردمداران شرك مكه دارد.

232- انسان شناسى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 82 - 7

7 - انسان ، موجودى جاودان در بينش اديان الهى و پديده اى فناپذير در نگرش شرك پيشگان تاريخ

بل قالوا . .. قالوا أءذا متنا ... أءنّا لمبعوثون

233- انقياد اخروى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 52 - 2

2- خداوند ، به هنگام برپايى قيامت ، مشركان را به حيات مجدد فرا مى خواند و آنان بى هيچ درنگ و تأملى ، به او پاسخ گفته و با ستودن او زنده خواهند شد .

يوم يدعوكم فتستجيبون بحمده

برداشت فوق، مبتنى بر اين نكته است كه مرجع ضمير «كم» منكران معاد و مشركان باشد كه از زمان وقوع قيامت سؤال مى كردند و نيز «يوم» بدل براى «قريباً» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 26 - 1

1 - تسليم و انقياد كامل مشركان به پيشگاه عدل الهى در عرصه قيامت

بل هم اليوم مستسلمون

آمدن «مستسلمون» از باب استفعال، بيانگر مبالغه در تسليم است.

234- انگيزه بت پرستى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 81 - 3

3- تحصيل عزت و اعتبار ، از انگيزه هاى مشركان در پرستش معبود هاى خويش

واتّخذوا . .. ليكونوا لهم عزًّا

«عزّاً» مصدر است و مى تواند در توصيف مفرد و جمع به كار رود. كلمه ياد شده در اين آيه، يا به معناى اسم فاعل «معزّين» است (يعنى پرستش معبودها به انگيزه عزت بخش بودن آنها صورت مى گيرد) و يا مراد مبالغه است (يعنى مشركان معتقد بودند كه معبودهايشان، عزّت مجسّم هستند و ارتباط با آنان زمينه ساز دريافت عزت است).

235- انگيزه جن پرستى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 81 - 3

3- تحصيل عزت و اعتبار ، از انگيزه هاى مشركان در پرستش معبود هاى خويش

واتّخذوا . .. ليكونوا لهم عزًّا

«عزّاً» مصدر است و مى تواند در توصيف مفرد و جمع به كار رود. كلمه ياد شده در اين آيه، يا به معناى اسم فاعل «معزّين» است (يعنى پرستش معبودها به انگيزه عزت بخش بودن آنها صورت مى گيرد) و يا مراد مبالغه است (يعنى مشركان معتقد بودند كه معبودهايشان، عزّت مجسّم هستند و ارتباط با آنان زمينه ساز دريافت عزت است).

236- انگيزه مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 43 - 2

2 - شفاعت و واسطه شدن معبود ها ، هدف و انگيزه مشركان از عبادت كردن آنها

أم اتّخذوا من دون اللّه شفعاء

237- انگيزه مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 46 - 10

10- برخورد منكرانه كافران و مشركان مكه با قرآن ، برخاسته از منطق و عقل نبود ; بلكه انگيزه نفسانى - روانى داشت .

و إذا ذكرت ربّك فى القرءان وحده ولّوا على أدبرهم نفورًا

«نفرت» از مقولات نفسانى - روانى است. بنابراين موضع نفرت آلود مشركان با قرآن، برخاسته از انگيزه هاى نفسانى - روانى آنان بود.

238- انگيزه ملائكه پرستى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 81 - 3

3- تحصيل عزت و اعتبار ، از انگيزه هاى مشركان در پرستش معبود هاى خويش

واتّخذوا . .. ليكونوا لهم عزًّا

«عزّاً» مصدر است و مى تواند در توصيف مفرد و جمع به كار رود. كلمه ياد شده در اين آيه، يا به معناى اسم فاعل «معزّين» است (يعنى پرستش معبودها به انگيزه عزت بخش بودن آنها صورت مى گيرد) و يا مراد مبالغه است (يعنى مشركان معتقد بودند كه معبودهايشان، عزّت مجسّم هستند و ارتباط با آنان زمينه ساز دريافت عزت است).

239- انگيزه هاى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 74 - 6

6 - حمايت و يارى شدن ، انگيزه و دليل مشركان و بت پرستان ، براى روى آوردن به آيين شرك و بت پرستى

و اتّخذوا من دون اللّه ءالهة لعلّهم ينصرون

برداشت ياد شده مبتنى بر اين اساس است كه «لعلّ» در آيه شريفه براى تعليل باشد.

240- انگيزه هاى مشركان صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 18 - 3

3 - جلب سود و دفع زيان ، انگيزه شرك پيشگان عصر بعثت در پرستش خدايان پندارى خود

و يعبدون من دون اللّه ما لا يضرهم و لا ينفعهم

241- اهداف مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 55 - 2

2- هدف رهيدگان از ناگوارى ها از گرايش به شرك ، انكار خدايى بودن نجاتشان است .

ثمّ إذا مسّكم الضرّ . .. ليكفروا بما ءاتينهم

لام «ليكفروا» احتمال دارد به معناى «كى» باشد. بنابراين معناى آيه چنين مى شود: آنان شرك ورزيدند تا اثبات كنند كه نجاتشان از جانب خداوند نبوده است. در اين برداشت مراد از «ما ءاتيناهم» رفع ناگوارى و معناى «يكفروا» همان پوشاندن و انكار كردن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 61 - 9

9 - پافشارى برخى از مشركان بر شرك ، معلول تعصب يا اهداف خائنانه است ، نه ناشى از نادانى صرف .

بل أكثرهم لايعلمون

قيد «أكثر» بيانگر اين واقعيت است كه در ميان مشركان، كسانى وجود دارند كه على رغم آگاهى به بطلان شرك، به خاطر اهداف نادرستى از آن حمايت مى كنند.

242- اهميت انذار مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 13 - 24

24 - دعوت به توحيد و انذار مشركان ، وظيفه اى عمومى براى مسلمانان

كبر على المشركين ما تدعوهم إليه

با توجه به جمع بودن «ما تدعوهم»، برداشت ياد شده به دست مى آيد.

243- اهميت تبرى از مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 67 - 2

2- لزوم اظهار تنفر و انزجار از مشركان و عقايد انحرافى و باطل آنها و ارائه راه هدايت به آنان

إذ قال لأبيه . .. أُفّ لكم و لماتعبدون

244- اهميت مبارزه با مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 37 - 6

6 - ضرورت مبارزه قاطع و بدون كمترين تعلل با حاكميت شرك و مشركان

فلنأتينّهم بجنود . .. و هم صغرون

از سياق آيات استفاده مى شود كه هدف اصلى سليمان، مبارزه با حاكميت شرك و مشركان بوده است. به همين خاطر هديه آنها را نمى پذيرد و قاطعانه اعلام جنگ مى كند و حاكمان مشرك را به تبعيد، آوارگى، ذلت و خوارى تهديد مى نمايد. روش سليمان(ع) به عنوان پيامبر الهى، الگويى است كه بايد از آن سرمشق گرفت.

245- اهميت هدايت مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 67 - 2

2- لزوم اظهار تنفر و انزجار از مشركان و عقايد انحرافى و باطل آنها و ارائه راه هدايت به آنان

إذ قال لأبيه . .. أُفّ لكم و لماتعبدون

246- ايجاد محدوديت براى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 5 - 1،4

1 - هلال ماه صفر سال دهم هجرت ، آغاز اجراى فرمان كشتن و منع عبور و مرور مشركان و سلب آزادى سير و سياحت از آنان

فإذا انسلخ الأشهر الحرم فاقتلوا المشركين

توصيف «الأشهر» به «الحرم» حاكى از اين است كه: منظور از «أربعة أشهر» در آيه دوّم (فسيحوا فى الأرض أربعة أشهر) ماههاى حرام سال ; يعنى، رجب، ذيقعده، ذيحجه و محرّم است. بر اين مبنا «ال» در «الأشهر» براى عهد حضورى مى باشد ; يعنى هنگامى كه اين سه ماه حرام - كه اكنون با اعلام پيام برائت در روز حج اكبر مصادف شده است - پايان يافت، مشركان را بكشيد. گفتنى است كه پايان آن سه ماه، مساوى با آغاز ماه صفر سال دهم هجرت بود.

4 - دستور به كارگيرى تمام شيوه هاى ممكن ( به ترتيب : كشتن ، اسير گرفتن ، محاصره و كمين زدن ) براى ايجاد فشار بر مشركان صدر اسلام

فإذا انسلخ الأشهر الحرم فاقتلوا المشركين حيث وجدتموهم و خذوهم و احصروهم و اقعدوا

247- ايمان مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 5 - 21

21 - « عن ابى جعفر ( ع ) فى قول اللّه عز وجل : « . . . فإن تابوا . . . » يعنى آمنوا . . . ;

از امام باقر (ع) روايت شده است: مراد از توبه مشركان در آيه شريفه، اين است كه ايمان بياورند . ..».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 51 - 2،3

2 - كفرپيشگان و حق ستيزان ، به هنگام وقوع عذاب استيصال ، دست از كفر كشيده ، ايمان خواهند آورد .

أثم إذا ما وقع ءامنتم به ءالئن

3 - اظهار ايمان به قرآن از سوى مشركان ، به هنگام وقوع عذاب استيصال ، بى ثمر بوده و مورد پذيرش خداوند نخواهد بود .

أثم إذا ما وقع ءامنتم به ءالئن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 52 - 5،6،7

5 - ايمان مشركان ، پس از گرفتارى به عذاب سودى براى آنان ندارد .

و لو ترى إذ فزعوا . .. قالوا ءامنّا به و أنّى لهم التناوش

6 - ايمان مشركان در قيامت ، سودى براى آنان ندارد .

و لو ترى إذ فزعوا . .. و قالوا ءامنّا به و أنّى لهم التناوش

«تناوش» (از ريشه «نوش») به معناى تناول و رسيدن است; يعنى، آنان چگونه مى توانند به ايمان نايل آيند؟ و مراد از آن بى فايده بودن ايمان در غير زمان و فرصت لازم خودش است.

7 - ايمان آوردن مشركان به هنگام مرگ ، سودى ندارد .

إذ فزعوا. .. و قالوا ءامنّا به و أنّى لهم التناوش

248- ايمان مشركان صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 81 - 1

1 - اظهارات انكارآميز مشركان صدراسلام نسبت به قرآن ، به رغم باور قلبى آنان به آسمانى بودن آن

أفبهذا الحديث أنتم مدهنون

«إدهان» (مصدر «مدهنون») به دو معنا آمده است: الف) اظهار كردن بر خلاف آنچه در دل است; ب) به شوخى گرفتن چيزى و برخورد استهزا آميز كردن با آن. برداشت ياد شده براساس معناى اول است.

249- ايمان مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 47 - 8

8 - تعداد كمى از مشركان مكه ، به قرآن ، ايمان آوردند .

و من هؤلاء من يؤمن به

«من» در «من هؤُلاء» تبعيض است و «هؤُلاء» اشاره به مشركان مكه دارد. گفتنى است كه تعبير «من هؤُلاء» - همان گونه كه برخى گفته اند - دلالت بر قلّت مى كند.

250- بازجويى اخروى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 28 - 4،7

4 - توقيف و بازداشت مشركان و جدا كردن آنان از ديگران براى بازجويى و محاكمه در قيامت

و يوم نحشرهم جميعاً ثم نقول للذين أشركوا مكانكم أنتم و شركاؤكم فزيلنا بينهم . ..

برداشت فوق بر اين پايه است كه ضمير «بينهم» به عموم كسانى كه در عرصه محشر جمع شده اند (نيكان و بدان، و مؤمنان و مشركان) برگردد ; يعنى، پس از حشرِ جميع خلايق در محشر، به مشركان فرمان ايست خواهيم داد و آن گاه ميان آنان و ديگران جدايى خواهيم افكند.

7 - خداوند ، پس از توقيف مشركان و معبودهايشان در عرصه محشر ، نخست آنان را از هم جدا كرده و سپس به بازجويى و محاكمه آنان خواهد پرداخت .

ثم نقول للذين أشركوا مكانكم أنتم و شركاؤكم فزيلنا بينهم . .. ما كنتم إيانا تعبدو

برداشت فوق بر اين اساس است كه ضمير «بينهم» به اهل شرك و معبودهايشان بازگردد. گفتنى است كه «تزييل» (مصدر زيلنا) به معناى دور كردن دو چيز از يكديگر و جدايى افكندن ميان آن دو است.

251- بت پرستى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 117 - 2

2 - مشركان ، پرستنده بت ها و مجسمه هايى با نام هاى زنانه

ان يدعون من دونه الا انثاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 56 - 1

1 - پرستش بتها و سازش در اصول اعتقادى، خواسته نابجاى مشركان صدر اسلام از پيامبر(صلی الله علیه و آله)

قل لا أتبع أهواءكم قل إنى نهيت أن أعبد الذين تدعون من دون اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 81 - 11

11 - مشركان مى پنداشتند امنيت آنان با پرستش بتها و ديگر معبودها تأمين مى گردد.

فأى الفريقين أحق بالأمن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 136 - 6،10

6 - مشركان در كنار اعتقاد به بتها به «الله» نيز معتقد بودند.

فقالوا هذا لله بزعمهم و هذا لشركائنا

10 - داورى زشت و غلط مشركان جاهلى در مقايسه خدا با بتها و ترجيج بتها بر او

فما كان لشركائهم . .. ساء ما يحكمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 66 - 6

6 - مشركان ، به درگاه بت ها نيايش كرده ، دست نياز به سوى آنها برمى داشتند .

و ما يتبع الذين يدعون من دون اللّه شركاء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 10 - 3

3 - توانمندى ها و امكانات مادى ، بت ها و خدايان ساختگى ، تكيه گاه مشركان در دنيا

و لايغنى عنهم ما كسبوا شي-ًا و لا ما اتّخذوا

تعبير «ما كسبوا» - كه اشاره به امكانات مادى دارد - و نيز «ما اتّخذوا. ..» - كه ناظربه عقايد شرك آلود آنان است - نشان مى دهد كه آنان تمامى اتكا و اميد خويش را به آن دو معطوف داشته اند.

252- بت پرستى مشركان صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 81 - 1

1- مشركان عصر بعثت ، معبودهايى متعدد را به عنوان « الهه » مى پرستيدند .

واتّخذوا من دون اللّه ءالهة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 54 - 2

2 - تعصب و جمود سخت شرك پيشگان عصر بعثت بر مرام بت پرستى

كلّ حزب بما لديهم فرحون . فذرهم فى غمرتهم

253- بت پرستى مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 19 - 1

1 - سرزنش مشركان مكه از سوى خداوند ، به خاطر پرستش خدايان ( لات ، عزى ، و منات ) بدون هيچ برهان و پشتوانه علمى

أفرءيتم اللّ-ت و العزّى . و منوة الثالثة الأُخرى

آيات پيشين - به ضميمه استفهام انكارى در «أرأيتم» - اشاره به آن دارد كه رهنمودهاى پيامبر(صلی الله علیه و آله) متكى به شهود بود; اما مشركان در دعاوى خويش از هرگونه دليل و برهان بى بهره بودند.

254- بت تراشى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 195 - 1

1 - مشركان بت ها و معبودانشان را به صورت مجسمه هايى داراى پا ، دست ، چشم و گوش مى ساختند .

ألهم أرجل يمشون بها . .. أم لهم ءاذان يسمعون بها

جمله «يمشون بها» و مانند آن، هم مى تواند قيد توضيحى باشد و هم مى تواند قيد احترازى گرفته شود. بنابر اول معناى جمله «ألهم أرجل ... » چنين است: آيا بتها پا دارند تا با آن راه روند ; يعنى پا ندارند. و بنابر فرض دوم معنا چنين خواهد بود: آيا بتها پايى كه با آن راه روند دارند ; يعنى پاهايى دارند، ولى با آن نمى توانند راه بروند. برداشت فوق بر اساس احتمال دوم است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 198 - 3

3 - مشركان براى معبودانشان چشمهايى خيره گر تعبيه مى كردند .

و تريهم ينظرون إليك

ضميرهاى غايب در «تريهم» و «ينظرون» به «الذين تدعون» - كه همان معبودان باشد - برمى گردد.

255- بتهاى مشركان در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 28 - 9

9 - بت هاى مورد پرستش اهل شرك در آخرت ، داراى شعور و توانا بر نطق

و يوم نحشرهم جميعاً . .. و قال شركاؤهم ما كنتم إيانا تعبدون

256- بخل مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 100 - 3

3- مشركان از ترس گرفتار شدن به فقر و فلاكت ، هر چند ثروت اختصاصى انبوه هم داشته باشند ، از آن انفاق نمى كنند .

قل لو أنتم تملكون خزائن رحمة ربّى إذًا لأمسكتم خشية الإنفاق

257- بدعتگذارى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 138 - 6

6 - مشركان عصر جاهلى قوانين و سنتهاى ساختگى و پندارى خود را به خداوند نسبت مى دادند.

و قالوا هذه أنعم . .. افتراء عليه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 150 - 5

5 - اگر مشركان بر تحريمهاى ادعايى خود گواه و دليلى نيز بياورند، ساختگى و بى اساس است.

قل هلم . .. فإن شهدوا فلا تشهد معهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 35 - 8،9،10،11

8- مشركان ، برخى اشياى مباح را بدون دليل تحريم مى كردند .

و لاحرّمنا من دونه من شىء

9- مشركان ، دخالت خود را در تحريم مباح ها ، برخاسته از مشيت خداوند معرفى مى كردند .

لو شاء الله . .. و لاحرّمنا من دونه من شىء

10- مشركان قبل از اسلام نيز همچون مشركان صدراسلام ، مباح ها را بى جهت تحريم مى كردند .

و قال الذين أشركوا لو شاء الله ما عبدنا من دونه من شىء نحن و لا ءاباؤنا و لاحرّم

11- شرك در عبادت و تحريم مباح ها و اسناد آن به مشيت خداوند ، از سنت هاى رايج مشركان در طول تاريخ

و قال الذين أشركوا لو شاء الله ما عبدنا من دونه من شىء نحن و لا ءاباؤنا و لاحرّم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 56 - 6

6- اختصاص دادن مقدارى از اموال خويش براى معبود هاى باطل ، از بدعت هاى مشركان

و يجعلون لما لايعلمون نصيبًا ممّا رزقنهم تالله لتسئلنّ

258- بدعتگذارى مشركان صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 148 - 1

1 - مشركان صدر اسلام، شرك خويش و پدرانشان و بدعتهاى ديگر را به مشيت خدا و رضايت او مى پنداشتند.

سيقول الذين أشركوا لو شاء الله ما أشركنا و لا ءاباؤنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 150 - 2

2 - مشركان صدر اسلام تحريمها و بدعتهاى نارواى خود را به خداوند نسبت مى دادند.

قل هلم شهداءكم الذين يشهدون أن الله حرم هذا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 35 - 10

10- مشركان قبل از اسلام نيز همچون مشركان صدراسلام ، مباح ها را بى جهت تحريم مى كردند .

و قال الذين أشركوا لو شاء الله ما عبدنا من دونه من شىء نحن و لا ءاباؤنا و لاحرّم

259- برترى طلبى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 62 - 10

10- مشركان ، در برابر اسناد امور ناروا به خداوند ، براى خود برترين ها را قائل بودند .

و يجعلون لله ما يكرهون . .. أن لهم الحسنى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 35 - 8

8 - پندار باطل مشركان ، در امتياز آنان بر ديگران و بى نيازى از هدايت و ارشاد *

أم خلقوا من غير شىء

معناى «أم خلقوا من غير شىء»، مى تواند اين باشد كه آيا مشركان مكه، خود را تافته جدابافته اى در آفرينش مى بينند كه ديگران نياز به هدايت دارند و اينان بى نيازند؟! بر اين مبنا تقدير آيه شريفه چنين مى شود: «أم خلقوا من غير شىء خلق منه غيرهم».

260- برترى موحدان بر مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 24 - 5

5- مؤمنان و موحدان ، هرگز همسان كافران و مشركان نخواهند بود ، همان طور كه بينايان و شنوايان هم طراز كران و كوران نمى باشند .

هل يستويان مثلاً

261- برترى مؤمنان بر مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 24 - 5

5- مؤمنان و موحدان ، هرگز همسان كافران و مشركان نخواهند بود ، همان طور كه بينايان و شنوايان هم طراز كران و كوران نمى باشند .

هل يستويان مثلاً

262- بشارت شكست مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 85 - 5

5 - نويد خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) مبنى بر دگرگون ساختن وضع مكه و غلبه دادن توحيد و ايمان بر شرك و كفر ( به هنگام بازگرداندن مجدد وى به آن شهر )

لرادّك إلى معاد

«معاد» در آيه، نكره موصوفه است كه صفت آن حذف شده و تقدير آن چنين است: «لرادُّك إلى معاد غير ما هو الآن; ترا به شهرى بازمى گرداند كه وضع آن غير از وضعى باشد كه الآن دارد». بنابراين تعبير ياد شده به بازگشت فاتحانه پيامبر(صلی الله علیه و آله) به مكه و دگرگون شدن اوضاع آن شهر با ورود آن حضرت اشاره دارد.

263- بطلان عقيده مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 23 - 4

4 - قيامت، روز رسوايى مشركان و آشكار شدن بطلان عقايد شرك آلود آنان

ثم لم تكن فتنتهم . .. و اللّه ربنا ما كنا مشركين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 94 - 8

8 - با فرارسيدن مرگ، مشركان بر پوچى پندار خويش در مورد شفاعت معبودهاى خود پى خواهند برد.

و ما نرى معكم شفعاءكم الذين زعمتم أنهم فيكم شركؤا . .. و ضل عنكم ما كنتم تزعمون

در لسان العرب آمده كه يكى از معانى «ضل»، پنهان و غايب شد است. بنابراين معنى جمله «و ضل عنكم ... »، يعنى آنچه را شما مى پنداشتيد پس از مرگ شفاعت شما را خواهند كرد، غايب و پنهان گشته اند.

264- بطلان معبودان مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 30 - 5

5 - خدايان مشركان ، باطل و پوچ محض اند .

و أنّ مايدعون من دونه البطل

«باطل» متضاد «حق» است. «حق» به معناى «ثابت و پايدار» آمده است. بنابراين، باطل، به معناى «پوچ و بى ثبات» خواهد شد.(مفردات راغب) لازم به ذكر است، در صورتى كه «ما» در «مايدعون» موصول باشد، دلالت مى كند بر اين كه آنچه مشركان به عنوان معبود و خدا انتخاب كرده اند، باطل است.

265- بغض مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 82 - 2

2 - هشدار خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) در مورد كينه توزى يهوديان و مشركان نسبت به مؤمنان

لتجدن اشد الناس عدوة للذين ءامنوا اليهود و الذين اشركوا

266- بقاى نسل مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 62 - 9

9- مشركان ، تداوم نسل خويش را از طريق داشتن پسر ، براى خود فرجامى نيك تلقى مى كردند . *

و يجعلون لله ما يكرهون و تصف ألسنتهم الكذب أن لهم الحسنى

احتمال دارد مراد از «الحسنى» به قرينه «و يجعلون لله البنات . .. و لهم ما يشتهون» و «يجعلون لله ما يكرهون» ادامه نسل مشركان از طريق پسرانى باشد كه آنان براى خويش مدعى بودند.

267- بنى اسرائيل و مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 80 - 2،3

2 - روابط دوستانه و ولايى بنى اسرائيل با كافران مشرك رابطه اى مداوم ، علنى و آشكار

ترى كثيراً منهم يتولون الذين كفروا

كلمه «ترى» مى رساند كه روابط دوستانه بنى اسرائيل با مشركان علنى بوده و فعل مضارع «يتولون» حاكى از استمرار و تداوم آن روابط مى باشد.

3 - گروهى از بنى اسرائيل پايبند به احكام الهى و بر حذر از ايجاد روابط ولايى و دوستى با كافران مشرك

ترى كثيراً منهم يتولون

268- بنى اسرائيل و مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 80 - 1

1 - بسيارى از بنى اسرائيل عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) داراى روابط دوستانه با مشركان مكه و پذيراى ولايت آنان بودند .

ترى كثيراً منهم يتولون الذين كفروا

بنا به گفته برخى از مفسران مراد از «الذين كفروا» مشركان مكه مى باشد.

269- بهانه جويى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 118 - 12

12 - تسلى دلدارى خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) در برابر بهانه هاى نا به جاى مشركان

لولا يكلمنا اللّه أو تأتينا ءاية كذلك قال الذين من قبلهم

از هدفهاى بيان كفرورزى امتهاى گذشته و يادآورى بهانه جوييهاى آنان، دلدارى و تسلى دادن به پيامبر (صلی الله علیه و آله) است; يعنى، اى پيامبر! اگر مشركان ايمان نمى آورند و بهانه جويى مى كنند، مپندار كه كوتاهى كرده اى; زيرا مردمان گذشته نيز در برابر پيامبران همين گونه عمل مى كرده اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 37 - 2

2 - نازل نشدن معجزه ويژه و دلخواه مشركان، بهانه كفرورزى آنان به رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله)

و قالوا لو لا نزل عليه ءاية من ربه

درخواست معجزه از پيامبر(صلی الله علیه و آله)، على رغم ارائه معجزات از سوى آن حضرت، حاكى است كه آنان خواهان معجزه ويژه و دلخواه

خود بودند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 114 - 13

13 - پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) و مؤمنان در اينكه معجزه طلبى مشركان از سر حقجويى نيست، نبايد به خود ترديد راه دهند.

فلا تكونن من الممترين

متعلق «ممترين» بايد چيزى متناسب با مضمون آيه باشد. پيام اصلى آيه آن است كه معجزه طلبى كافران و مخالفتهاى اهل كتاب با پيامبر(صلی الله علیه و آله) از سر حقجويى نيست. بنابراين «لا تكونن من الممترين» يعنى ترديدى در اين مسأله نداشته باش.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 48 - 3

3 - نامشخص بودن زمان وقوع عذاب استيصال ، دستاويز مشركان براى به استهزا گرفتن تهديد آن بود .

و يقولون متى هذا الوعد إن كنتم صدقين

پاسخ به اين پرسش - كه در آيه بعد آمده - مؤيد برداشت فوق است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 101 - 2

2- نسخ و تغيير برخى از پيام هاى الهى ، دستاويزى براى مشركان در مبارزه با پيامبر (صلی الله علیه و آله) و متهم كردن او به دروغ گويى

و إذا بدّلنا ءاية مكان ءاية . .. قالوا إنما أنت مفتر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 94 - 2

2- بشر بودن رسولان الهى ، تنها دستاويز عمده براى بهانه جويى هاى مخالفان كافر و مشرك جهت ايمان نياوردن به آنان

و قالوا لن نؤمن لك حتى . .. إلاّ أن قالوا أبعث الله بشرًا رسولاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 96 - 7

7- دلدارى خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) در قبال بهانه جويى هاى مشركان

قل كفى بالله شهيدًا بينى و بينكم

آيه فوق، همان گونه كه مى تواند تهديدى عليه مشركان حق ستيز باشد، مى تواند نوعى تسلى و دلدارى از پيامبر(صلی الله علیه و آله) نيز باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 3 - 15

15- سحر بودن قرآن و ساحر بودن پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، دليل واهى و بهانه ديگر مشركان ستم پيشه براى ايمان نياوردنشان

أفتأتون السحر و أنتم تبصرون

مشركان براى ردّ ادعاى نبوت پيامبر(صلی الله علیه و آله)، دو دليل واهى و بهانه جويانه مى آوردند: 1- بشر بودن آن حضرت (هل هذا إلاّ بشر مثلكم)، 2- ساحر بودن ايشان (أفتأتون السحر).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 57 - 1،2،3

1 - اقدام مشركان به طرح يكى ديگر از بهانه هاى خويش در ردّ دعوت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و قالوا إن نتّبع الهدى معك نتخطّف من أرضنا

در آيات پيشين يكى از بهانه جويى هاى مشركان مطرح شد (چرا قرآن همانند تورات يكباره نازل نشده است). در اين آيه نيز به يكى ديگر از بهانه تراشى هاى آنان اشاره شده است.

2 - ترس ربوده شدن از سرزمين مكه به وسيله مشركان عرب ( كوچ اجبارى و از دست دادن ملك و خانه و اموال ) ، بهانه شرك پيشگان مكه در نپذيرفتن دعوت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و قالوا إن نتّبع الهدى معك نتخطّف من أرضنا

3 - رد دعوت پيامبر (صلی الله علیه و آله) از سوى مشركان ، على رغم اعتقاد آنان به هدايت بخش بودن آيين آن حضرت

و قالوا إن نتّبع الهدى معك نتخطّف من أرضنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 43 - 4

4 - مشركان ، به بهانه حفظ سنت هاى دينى به يادگار مانده از پدرانشان ، در مقابل آيات روشن الهى موضع گيرى كردند .

إذا تتلى عليهم ءايتنا بيّنت قالوا ما هذا إلاّ رجل يريد أن يصدّكم عمّا كان يعب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 36 - 2

2 - مشركان ، دليل نپذيرفتن دعوت پيامبراسلام را ، مجنون و شاعر بودن آن حضرت معرفى مى كردند .

و يقولون أئنّا لتاركوا ءالهتنا لشاعر مجنون

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه لام در «لشاعر» براى تعليل است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 168 - 1

1 - مشركان ، منكر وجود كتاب آسمانى جديد از سنخ كتاب هاى رسولان پيشين

لو أنّ عندنا ذكرًا من الأوّلين

«لو» شرطيه بوده و جواب آن، جمله «لكنّا عباد اللّه. ..» (در آيه بعد) است. مقصود از «ذكر»، كتاب هاى آسمانى و مراد از «الأوّلين» رسولان پيشين است. بر اين اساس پيام آيه چنين مى شود: اگر پيش ما كتابى مانند كتاب هاى آسمانى رسولان پيشين بود، ما از بندگان خالص بوديم; ولى چون چنين كتابى در دست ما نيست، پس به آيين توحيدى جديد ايمان نخواهيم آورد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 169 - 1

1 - مشركان ، مدعى پذيرش آيين توحيدى و بندگى خالصانه خداى يكتا ، در صورت برخوردار بودن از كتاب آسمانى

لو أنّ عندنا ذكرًا من الأوّلين . لكنّا عباد اللّه المخلصين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 6 - 1

1 - تأكيد پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، بر نقش پيام آورى خويش در مقابل مخالفت ها و بهانه جويى هاى مشركان

و قالوا قلوبنا فى أكنّة . .. قل إنّما أنا بشر مثلكم يوحى إلىّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 25 - 4

4 - بهانه جويى مشركان ، در قبال دلايل روشن وحى بر معاد

و إذا تتلى عليهم ءايتنا بيّنت ما كان حجّتهم إلاّ أن قالوا ائتوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بينه - 98 - 1 - 12

12 - ادعاى نبودن برهانى روشن بر حقانيت اسلام ، بهانه اهل كتاب و مشركان ، در امتناع از پذيرش آن

لم يكن الذين كفروا. .. منفكّين حتّى تأتيهم البيّنة

270- بهانه جويى مشركان صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 20 - 5

5 - كفر اهل كتاب به پيامبر(صلی الله علیه و آله) و اسلام، بهانه مشركان صدر اسلام براى گريز از ايمان

لتشهدون أن مع اللّه ءالهة أخرى . .. الذين ءاتينهم الكتب يعرفونه

روى اصلى سخن در اين آيه با مشركان و علل ايمان نياوردن آنان است. مطرح كردن اهل كتاب مى تواند براى پاسخگويى به سؤالى باشد كه براى مشركان مطرح بوده و آن اينكه اگر پيامبر(صلی الله علیه و آله) حق است، چرا اهل كتاب - كه آنان نيز دين آسمانى دارند - به او ايمان نياورده اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 20 - 2،7،8

2 - شرك پيشگان عصر بعثت ، مردمانى بهانه جو

و يقولون لو لا أنزل عليه ءاية من ربه

درخواست نزول معجزه از سوى مشركان - على رغم نزول مستمر آيات قرآن - در واقع نوعى بهانه جويى براى فرار از پذيرش رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) است.

7 - وعده نزول معجزه از سوى خدا به شرك پيشگان بهانه جوى عصر بعثت

و يقولون لو لا أنزل عليه ءاية من ربه فقل إنما الغيب للّه فانتظروا

8 - پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) در پى بهانه جويى هاى مشركان و پرسش هاى مكرر آنان از علت عدم نزول معجزه ، در انتظار پاسخ و رهنمودى از سوى خداوند بود .

و يقولون لو لا أنزل عليه ءاية من ربه . .. إنى معكم من المنتظرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 5 - 9،10

9- درخواست معجزه ، همانند معجزات پيامبران پيشين ، از بهانه هاى مشركان براى نپذيرفتن رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) بود .

و أسرّواالنجوى الذين ظلموا . .. فليأتنا باية كما أُرسل الأوّلون

10- مشركان ستم پيشه صدراسلام ، مردمى لجوج ، حق ناپذير و بهانه جو بودند .

بل قالوا . .. فليأتنا باية كما أُرسل الأوّلون

271- بهانه جويى مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 90 - 3

3- مشركان مكه ، با درخواست معجزه ، درصدد بهانه جويى و دستيابى به منافع خويش بودند نه كشف حقانيت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و لقد صرّفنا للناس فى هذا القرءان من كلّ مثل فأبى أكثر الناس إلاّ كفورًا . و قا

از اينكه مشركان براى شناخت حقانيت پيامبر(صلی الله علیه و آله) راههاى گوناگون موجود را رها كرده و ايمان خود را منحصر به برآوردن پيشنهادهاى محدودى، كردند كه بيشتر منافع مادى اشان را تأمين مى كرد، مطلب فوق قابل استفاده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 94 - 3

3- تنها دستاويز مشركان مكه براى ايمان نياوردن به پيامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) ، بشر بودن آن حضرت بود .

قالوا أبعث الله بشرًا رسولاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 6 - 8

8- درخواست معجزه از سوى مشركان ستم پيشه مكه ، در جهت بهانه جويى بود ; نه حقيقت طلبى .

فليأتنا. .. أفهم يؤمنون

خداوند، درخواست معجزه از طرف مشركان را به اين دليل ردّ فرمود كه آنان مانند مشركان اقوام گذشته، قصد ايمان آوردن

نداشتند. بنابراين چنين درخواستى بهانه و دست آويزى بيش نبود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 57 - 8،22

8 - رد شدن ادعاى مشركان مكه ( ربوده شدن آنان در صورت گرويدن به آيين پيامبر (صلی الله علیه و آله) ) از سوى خداوند

و قالوا . .. نتخطّف من أرضنا أوَلم نمكّن لهم حرمًا ءامنًا

22 - « عن زين العابدين ( ع ) إنّه اجتمعت قريش إلى أبى طالب و رسول اللّه عنده . . . و قالت و اللّه لو سمعت بهذا فارس و الروم لأختطفتنا من أرضنا و لقلعت الكعبة حجراً حجراً ، فنزل « و قالوا إن نتّبع الهدى معك » . . . ;

از امام سجاد(ع) روايت شده: همانا قريش نزد ابى طالب جمع شدند، در حالى كه رسول خدا(صلی الله علیه و آله) نزد وى بود. .. و گفتند به خدا سوگند اگر اين پيروى از محمد(صلی الله علیه و آله) را اهل فارس و روم بشنوند، ما را از سرزمينمان مى ربايند و كعبه را سنگ به سنگ از جا خواهند كند پس اين آيه نازل شد: «و قالوا إن نتّبع الهدى معك نتخطّف من أرضنا»...».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 44 - 2

2 - مشركان مكه ، مردمى عناد پيشه و بهانه جو بودند .

و لو جعلنه قرءانًا أعجميًّا لقالوا لولا فصّلت ءايته ءاْعجمىّ و عربىّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 13 - 23

23 - ادعاى تازگى و پيشينه نداشتن معارف اسلام ، از بهانه هاى مشركان مكه

شرع لكم . .. كبر على المشركين ما تدعوهم إليه

با توجه به اين كه آيات پيشين در مورد مشركان بوده است، ذكر سابقه معارف توحيدى در شرايعت هاى پيشين; مى تواند ناظر به اين نكته باشد كه مشركان مكه به بهانه تازگى معارف اسلامى تلاش در انكار آن داشتند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 31 - 5

5 - بهانه جويى هاى پياپى و گوناگون مشركان مكه ، در برابر پيامبر (صلی الله علیه و آله) و قرآن

قالوا هذا سحر . .. و قالوا لولا نزّل هذا القرءان

از اين كه مشركان مكه گاهى قرآن را به سحر متهم مى كردند و گاهى فقر و تنگدستى پيامبر(صلی الله علیه و آله) را بهانه قرار مى دادند، مطلب بالا استفاده مى شود.

272- بى ارزشى عمل صالح مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 19 - 4

4 - نيكوترين عملكرد كافر و مشرك ، فاقد كمترين ارزش در بينش الهى است .

أجعلتم سقاية الحاجّ و عمارة المسجدالحرام كمن ءامن باللّه . .. و اللّه لايهدى الق

برداشت فوق به خاطر دو نكته مهم در آيه شريفه است: 1- سيراب ساختن حاجيان و آباد كردن مسجدالحرام، بهترين عمل مشركان بود; 2- خداوند، همين دسته از مشركان به ظاهر نيكوكار را ستمكار معرفى كرد.

273- بى ارزشى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 221 - 7

7 - برترى بَردگان مؤمن بر آزادگان مشرك

و لامة مؤمنة خير من مشركة . .. و لعبد مؤمن خير من مشرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 96 - 1

1- مشركان ، شايسته مخاطب خداوند شدن نيستند .

قل كفى بالله شهيدًا بينى و بينكم

مخاطب قرار دادن پيامبر(صلی الله علیه و آله) براى ابلاغ پيام به مشركان - با آنكه اعلام آن بدون ذكر «قل» هم ممكن است - مى تواند اشاره به نكته فوق باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 18 - 10

10- سگ اصحاب كهف ، بر جامعه مشرك و گمراه ، شرافت داشت .

و كلبهم بسط ذراعيه بالوصيد

ياد كردن از سگ اصحاب كهف و تصوير حالت اش، بلكه برشمردن آن در جمع اصحاب كهف، در آيات بعد (رابعهم كلبهم. ..)، تعريضى است به آنان كه اصحاب كهف را يارى نكردند و با آنان همگام نشده و به پاى سگ آنان نيز نرسيدند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 18 - 11

11 - در بينش الهى ، شرك پيشگان مردمانى پست و فاقد هر گونه كرامت انسانى اند .

و كثير حقّ عليه العذاب و من يهن اللّه فما له من مكرم

274- بى اعتبارى ادعاى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 114 - 8

8 - داورى خداوند به اينكه برخى مشركان ايمان نخواهند آورد سزاوار اعتماد است، نه ادعاى مشركان در مورد نياز به معجزات ديگر.

ما كانوا ليؤمنوا . .. أفغير الله أبتغى حكما و هو الذى

آيات قبل درباره ادعاى مشركان بود كه «لئن جاءتهم ءاية ليؤمنن بها»، و خدا حكم فرمود كه «ما كانوا ليؤمنوا». لذا با توجه به اينكه ممكن است مخاطب در «و ما يشعركم» در آيات قبل مسلمانان باشند، اين آيه مى خواهد مؤمنان را قانع سازد كه در برخى از مشركان هيچ معجزه اى اثر نمى كند.

275- بى اعتبارى بدعتگذاران مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 150 - 3

3 - مشركان صدر اسلام فاقد هر گونه گواه صادق و معتبر بر حقانيت تحريمهاى خويش

قل هلم شهداءكم الذين يشهدون أن الله حرم هذا

276- بى اعتبارى خويشاوندى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 8 - 6،7

6 - دشمنان اسلام و كافران حق ستيز در صورت تسلط بر مسلمانان هرگز بر پيمان و پيوند دوستى و خويشاوندى پايبند نخواهند بود .

كيف و إن يظهروا عليكم لايرقبوا فيكم إلّاً و لاذمة

7 - شرك پيشگان صدر اسلام در صورت پيروزى بر مسلمانان ، از زير پا گذاشتن حقوق خويشاوندى و شكستن پيمان ، باكى نداشتند .

و إن يظهروا عليكم لايرقبوا فيكم إلّاً و لاذمة

277- بى اعتبارى دوستى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 8 - 3

3 - غير قابل اعتماد بودن كافران و مشركان ، در پيمان و پيوند دوستى با مسلمانان

كيف و إن يظهروا عليكم لايرقبوا فيكم إلّاً و لاذمة

«إلّ» در لغت به معناى عهد، قسم و قرابت (خويشاوندى) آمده است (قاموس المحيط) ولى در اين آيه - به قرينه آمدن واژه «ذمة» كه به معناى عهد است - معناى قرابت و خويشاوندى مقصود است.

278- بى اعتبارى عقيده مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 116 - 14

14 - عقايد مشركان و كافران متكى بر گمان بى اساس است.

يضلوك عن سبيل الله . .. و إن هم إلا يخرصون

279- بى اعتبارى معاهده مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 8 - 3،7

3 - غير قابل اعتماد بودن كافران و مشركان ، در پيمان و پيوند دوستى با مسلمانان

كيف و إن يظهروا عليكم لايرقبوا فيكم إلّاً و لاذمة

«إلّ» در لغت به معناى عهد، قسم و قرابت (خويشاوندى) آمده است (قاموس المحيط) ولى در اين آيه - به قرينه آمدن واژه «ذمة» كه به معناى عهد است - معناى قرابت و خويشاوندى مقصود است.

7 - شرك پيشگان صدر اسلام در صورت پيروزى بر مسلمانان ، از زير پا گذاشتن حقوق خويشاوندى و شكستن پيمان ، باكى نداشتند .

و إن يظهروا عليكم لايرقبوا فيكم إلّاً و لاذمة

280- بى اعتنايى به تهمتهاى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 106 - 9

9 - پيامبر(صلی الله علیه و آله) موظف به رويگردانى از مشركان و اهميت ندادن به اتهامات آنان است.

و أعرض عن المشركين

281- بى اعتنايى به مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 137 - 17

17 - پيامبر(صلی الله علیه و آله) مأمور بى اعتنايى به مشركان و دروغپردازى آنان است.

فذرهم و ما يفترون

282- بى اعتنايى به مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 112 - 21

21 - پيامبر(صلی الله علیه و آله) موظف به مبارزه منفى با مشركان مكه از راه بى اعتنايى به شبهات و دروغپردازيهاى آنان است.

و لو شاء ربك ما فعلوه فذرهم و ما يفترون

رها كردن مشركان و اعتنا نكردن به گفته هاى آنان نوعى مبارزه منفى است كه خداوند پيامبر(صلی الله علیه و آله) را به آن فرمان مى دهد.

283- بى اعتنايى محمد(صلی الله علیه و آله) به مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 95 - 3

3- حمايت خداوند از پيامبر (صلی الله علیه و آله) در برابر دشمنان ، پشتوانه آن حضرت در آشكارا و علنى كردن دعوت خويش و بى اعتنايى به مشركان و دشمنان

فاصدع بما تؤمر و أعرض عن المشركين . إنا كفينك المستهزءين

جمله «إنا كفيناك . ..» به منزله تعليل براى جمله «فاصدع بماتؤمر ...» است; يعنى، چون ما از تو حمايت مى كنيم، پس به آنچه مأمور شدى عمل كن و از مشركان اعراض نما.

284- بى ايمانى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 111 - 17

17 - المروى عن أهل البيت(ع) فى قوله تعالى: « ما كانوا ليؤمنوا إلا أن يشاء الله»، ان يجبرهم على الإيمان.

از خاندان رسالت - عليهم السلام - درباره سخن خداوند «إلا أن يشاء الله» روايت شده است: مقصود اين است كه آنان ايمان نمى آورند مگر آنكه خدا مجبورشان كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 39 - 10

10- باورداران فرزندى عيسى ( ع ) براى خداوند ، فرورفته در غفلتى عميق و مردمى بى ايمان

فاختلف الأحزاب . .. و هم فى غفلة و هم لايؤمنون

نكره آمدن «غفلة» نشانه ناشناخته بودن حد و مرز آن است.

285- بى ايمانى مشركان صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 7 - 4

4 - لجاجت در برابر ايمان و حق گريزى ، زمينه ساز آمدن عذاب الهى است .

لقد حقّ القول على أكثرهم فهم لايؤمنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 18 - 2

2 - مشركان عصر بعثت ، بى اعتقاد نسبت به معاد و جهان آخرت

يستعجل بها الذين لايؤمنون بها

286- بى ايمانى مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 92 - 4

4- ناباورى مشركان مكه در نزول عذاب ، با فرو ريختن اجرام و قطعه هايى از آسمان بر آنان

أو تسقط السّماء كما زعمت علينا كسفًا

«الزعم» به معناى حكايت سخنى است كه در مظنه دروغ باشد (مفردات راغب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 93 - 9

9- مشركان مكه ، نسبت به آسمانى بودن قرآن و رسالت الهى پيامبر (صلی الله علیه و آله) بى اعتقاد بودند .

أو ترقى فى السّماء و لن نؤمن لرقيّك حتى تنزّل علينا كتبًا نقرؤه

از اينكه آنان، نامه و كتابى را از پيامبر(صلی الله علیه و آله) خواستند كه خود از آسمان آورده باشد، حكايت از آن دارد كه: قرآن را -كه به صورت وحى بر آن حضرت نازل مى شده است - قبول نداشتند.

287- بى پناهى اخروى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 92 - 2

2 - دست مشركان در قيامت ، كوتاه از معبود هاى خيالى خود

و قيل لهم أين ما كنتم تعبدون

288- بى پناهى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 23 - 2

2 - بى پناهى مشركان در قيامت و ناتوانى معبودهاى آنان از كمك رساندن به آنها

أين شركاؤكم . .. ثم لم تكن فتنتهم إلا أن قالوا و اللّه ربنا ما كنا مشركين

اين آيه و آيه پيش ترسيمى از چهره مشركان در قيامت است. در آيه پيش خطاب به مشركان شده كه: «أين شركاؤكم» ؟ و در اين آيه درماندگى و بيچارگى و عجز آنان از پاسخ و دفاع را بيان داشته است.

289- بى تأثيرى آيات خدا بر مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 101 - 12

12 - مشركان ، مردمى بودند كه اگر تمام آيات الهى به آنان ارائه مى شد و تمام پيامبران آنان را هشدار مى دادند ، كمترين تأثيرى در آنها نمى كرد .

أفأنت تكره الناس حتى لايكونوا مؤمنين . .. و ما تغنى الأيت و النذر عن قوم لايؤمنو

290- بى تأثيرى اقرار اخروى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 23 - 9

9 - بى اثر بودن اعتراف مشركان به وجود رستاخيز و اظهار تأسف و حسرت آنان به حال زار خويش در روز قيامت

قالوا يويلنا هذا يوم الدين . .. احشروا الذين ظلموا ...فاهدوهم إلى صرط الجحيم

291- بى تأثيرى تهديدهاى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 25 - 11

11- شديدترين تهديد ها از جانب كافران و مشركان ، ناتوان از خاموش ساختن نور ايمان در قلب هاى مستعد

و لولا رجال مؤمنون . .. لم تعلموهم

محيط مكه با آن كه مسخّر مشركان بود و مؤمنان ناگزير به هجرت شده بودند; ولى خداوند از وجود مردان و زنان مؤمن در آن خبر داده است.

292- بى تأثيرى حسرت اخروى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 23 - 9

9 - بى اثر بودن اعتراف مشركان به وجود رستاخيز و اظهار تأسف و حسرت آنان به حال زار خويش در روز قيامت

قالوا يويلنا هذا يوم الدين . .. احشروا الذين ظلموا ...فاهدوهم إلى صرط الجحيم

293- بى تأثيرى شفاعت از مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 19 - 7

7 - آگاهى همه جانبه خداوند بر احوال بندگانش ، دليل بى ثمر بودن حمايت نزديكان و شفاعت براى كافران و مشركان است .

ما للظلمين من حميم و لا شفيع يطاع . يعلم خائنة الأعين و ما تخفى الصدور

برداشت ياد شده مبتنى بر اين نكته است كه جمله «يعلم خائنة الأعين . ..» تعليل براى جمله «ما للظالمين من حميم...» باشد.

294- بى تأثيرى عذرخواهى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 52 - 3

3 - عذرخواهى كافران و مشركان ستيزه جو در قيامت ، پذيرفته نشده و سودى به حال آنان نخواهد داشت .

يوم لاينفع الظلمين معذرتهم

295- بى تأثيرى معجزه بر مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 111 - 2،7،14

2 - مشركان لجوج، حتى در صورت نزول ملائكه بر ايشان، ايمان نمى آورند.

و لو أننا نزّلنا إليهم الملئكة . .. ما كانوا ليؤمنوا

7 - تأثير نداشتن هر نوع معجزه در مشركان، دليل ارائه نشدن معجزات مورد درخواست آنان است.

و ما يشعركم أنها إذا جاءت لايؤمنون . .. و لو أننا نزّلنا ... ما كانوا ليؤمنوا

14 - بسيارى از منكران معاند به تأثير نداشتن هيچ آيه و معجزه اى در قلب خويش ناآگاه هستند.

و لكن أكثرهم يجهلون

متعلق «يجهلون» در كلام مذكور نيست. ، ولى به قرينه موضوعات مطرح شده در آيه متعلق آن مى تواند چنين باشد: «يجهلون عدم إيمانهم». مرجع ضمير «أكثرهم» در اين برداشت همان مشركانى هستند كه قسم ياد مى كردند كه در صورت نزول آيتى ايمان خواهند آورد.

296- بى تأثيرى معجزه در مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 110 - 3

3 - يكسانى عنادورزى و حق ناباورى مشركان، قبل و بعد از ديدن معجزه مورد درخواست خويش

و نقلب . .. كما لم يؤمنوا به أول مرة

297- بى تأثيرى هشدارهاى انبيا بر مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 101 - 12

12 - مشركان ، مردمى بودند كه اگر تمام آيات الهى به آنان ارائه مى شد و تمام پيامبران آنان را هشدار مى دادند ، كمترين تأثيرى در آنها نمى كرد .

أفأنت تكره الناس حتى لايكونوا مؤمنين . .. و ما تغنى الأيت و النذر عن قوم لايؤمنو

298- بى تعقلى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 20 - 3

3 - مشركان ، به خاطر ژرف ننگريستن درباره موجودات آسمان ها و زمين ، مورد سرزنش خداوندند .

ألم تروا أنّ اللّه سخّر لكم ما فى السموت و ما فى الأرض

احتمال دارد مخاطب «ألم تروا» مشركانى باشد كه در اين سوره و قبل از پرداختن به قصه لقمان (فأرونى ماذا خلق. ..) از آنها سخن گفته شده است. در اين صورت، استفهام «ألم...» توبيخى است.

299- بى تعقلى مشركان صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 1 - 3

3- مشركان صدراسلام ، از مسأله حسابرسى قيامت ، به طور كلى غافل مانده و از تأمل و انديشه در نشانه ها و دلايل روشن آن ، روى گردان بودند .

اقترب للناس حسابهم و هم فى غفلة معرضون

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه اين سوره، مكى است و مخاطب و مصداق اوّلى «الناس»، مردم مشرك اند.

300- بى تقوايى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 202 - 4

4 - مشركان ، مصداق بارز بى تقوايان هستند .

و إخونهم

چنانچه گذشت مراد از «اخوان» بى تقوايان هستند و چون آيات پيشين درباره مشركان بود، مى توان گفت مصداق مورد نظر براى بى تقوايان، اهل شرك هستند.

301- بى شعورى مشركان صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 56 - 3

3 - ثروتمندان شرك پيشه و فريفته مال و فرزند در صدراسلام ، اشخاصى بى شعور و نادان بودند .

أيحسبون أنّما نمدّهم به من مال و بنين . .. بل لايشعرون

302- بى عقلى شفيعان مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 43 - 3

3 - معبود ها و شفيعان مشركان عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، فاقد هرگونه توانايى و تعقل

قل أَوَلو كانوا لايملكون شيئًا و لايعقلون

303- بى عقلى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 199 - 5

5 - بت پرستان و مشركان ، مردمى بى خرد و نادانند .

و أعرض عن الجهلين

از مصاديق مورد نظر براى «الجاهلين»، به قرينه آيات قبل، مشركان و بت پرستان هستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 55 - 2

2 - مشركان و بت پرستان ، مردمى ساده انديش و بى خرد

و يعبدون من دون اللّه ما لاينفعهم و لايضرّهم

يادآورى ناتوانى معبودها از رسانيدن نفع و يا دفع ضرر، در مقام محكوميت شرك و بت پرستى، مى تواند اشاره به اين حقيقت عقلايى داشته باشد كه عملى كه هيچ سودآور نباشد و يا زيانى را دور نسازد، عملى به دور از خرد و سرزنش آميز است و هيچ عاقلى دست به چنين كارى نخواهد زد.

304- بى عقلى مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 44 - 4

4 - بيشتر مشركان مكّه ، مردمانى حق نشنو و نابخرد

إذا رأوك إن يتّخذونك . .. أم تحسب أنّ أكثرهم يسمعون أو يعقلون

برداشت فوق، با توجه به نزول آيه شريفه در مكه است; چرا كه بيشتر مشركان آن شهر در نيمه نخست بعثت داراى چنين خصلتى بودند.

305- بى عقلى معبودان مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 22 - 5

5 - معبود هاى مشركان ، فاقد شعور و درك

ما كانوا يعبدون

از آمدن «ما» - كه براى موجودات فاقد شعور به كار مى رود - درباره معبودهاى مشركان، برداشت ياد شده به دست مى آيد.

306- بى گواهى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 47 - 4

4 - مشركان ، از ارائه هر گونه شاهد عقلى و نقلى - چه از اين جهان و چه از عالم غيب - بر راستى و درستى آيين شرك ناتوان اند .

أفنجعل المسلمين كالمجرمين . .. أم لكم كتب فيه تدرسون ... أم لهم شركاء ... أم عن

از مجموع آيات مربوط به مشركان - كه به صورت پرسش و درخواست از آنان براى ارائه دلايل درستى آيين خويش مطرح شده است - برداشت ياد شده به دست مى آيد.

307- بى لياقتى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 17 - 1،2

1 - مشركان ، صلاحيت تعمير و رسيدگى به مساجد را ندارند .

ما كان للمشركين أن يعمروا مسجد اللّه

2 - وانهادن امور مساجد به شرك پيشگان ، ممنوع است .

ما كان للمشركين أن يعمروا مسجد اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 18 - 5

5 - كافران ، مشركان و مسلمانان بى مبالات و ناپايبند به نماز و زكات ، فاقد صلاحيت تعمير و رسيدگى به امور مساجدند .

إنما يعمر مسجد اللّه من ءامن باللّه و اليوم الأخر و أقام الصلوة و ءاتى الزكوة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 37 - 20

20- مشركان ، كافران به خدا و ناباوران به قيامت ، فاقد صلاحيت براى ارائه برنامه و مقررات براى انسانها

إنى تركت ملّة قوم لايؤمنون بالله و هم بالأخرة هم كفرون

308- بى لياقتى معبودان مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 33 - 5،6

5- معبود هاى اهل شرك ، فاقد ويژگى هاى خدايى و شايستگى پرستش

قل سمّوهم

«تسمية» (مصدر سمّوا) به معناى نام نهادن و يا نام بردن است و مراد از نام بردن معبودهاى پندارى - به قرينه بيان صفت ويژه خداوند - توصيف آنها و برشمردن ويژگيهاى آنهاست نه مجرد نام بردن و گفتن اينكه فلان بت نامش لات يا عزّى و يا . .. است.

6- توجه به صفات خدايان اهل شرك ، كافى در اطمينان آدمى به شريك نبودن آنها براى خدا و شايسته نبودنشان براى پرستش

قل سمّوهم

جمله «قل سمّوهم» (بگو: خدايان پندارى را توصيف كنيد) در حقيقت استدلالى است براى بى اساس بودن پندار شرك ; يعنى، شما خود ويژگيهاى بتها را برشمريد. همين امر كافى است كه دريابيد آنها شايسته الوهيت و ربوبيت نيستند و نمى توانند شريك خدا شمرده شوند.

309- بى منطقى ادعاى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 41 - 3

3 - مشركان ، ناتوان از اثبات توانايى معبود هاى ادعايى خويش ، بر شفاعت و تضمين سعادت اخروى براى آنان

أم لهم شركاء فليأتوا بشركائهم إن كانوا صدقين

امر در «فليأتوا» براى تعجيز است; يعنى، مشركان ناتوان از اين كاراند.

310- بى منطقى ادعاى مشركان صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 41 - 4

4 - مشركان صدراسلام ( مجرمان ) ، براى اثبات يكسانى سرنوشت خويش با مسلمانان ، از ارائه شاهد و هم فكرى از ميان عقلاى عالم ناتوان بودند .

أم لهم شركاء فليأتوا بشركائهم إن كانوا صدقين

311- بى منطقى عقيده مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 148 - 15

15 - عقايد مشركان در مورد مشيت الهى و استفاده جبر از آن، بنيادى جز گمان ندارد.

إن تتبعون إلا الظن و إن أنتم إلا تخرصون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 151 - 2

2 - عقايد مشركان ، ساختگى و متكى بر سخنان دروغ است .

ألا إنّهم من إفكهم ليقولون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 152 - 2

2 - انتساب فرزند به خدا از سوى مشركان ، سخنى نابه جا و دروغ است .

ولد اللّه و إنّهم لكذبون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 156 - 2

2 - عقايد دينى و ديدگاه مشركان درباره خداوند ، فاقد دليل روشن و حجت قاطع

أم لكم سلطن مبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 157 - 1

1 - مشركان ، فاقد دليل و كتاب آسمانى ، بر درستى عقايدشان

فأتوا بكتبكم إن كنتم صدقين

امر «فأتوا» براى تعجيز است; يعنى، مشركان از آوردن كتاب آسمانى بر درستى عقايد خود ناتوان اند و چنين كتابى را ندارند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 28 - 1

1 - اظهارات مشركان در مورد فرشتگان ، بى بهره از واقعيت و متكى بر حدس و گمان

ليسمّون الملئكة . .. و ما لهم به من علم إن يتّبعون إلاّ الظنّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 37 - 2

2 - مشركان ، فاقد دليل و كتاب آسمانى بر درستى عقايد خويش اند .

أم لكم كتب فيه تدرسون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 40 - 4

4 - عقايد مشركان ، فاقد دليل و حجت اطمينان بخش

سلهم أيّهم بذلك زعيم

تضمين نكردن درستى عقايد، نشانه نبودن دليل قاطع و اطمينان بخش بر آن است.

312- بى منطقى گمراهى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 61 - 6

6 - با وجود اعتقاد مشركان به اين كه خالق عالم و رام كننده خورشيد و ماه ، خدا است ، بازداشته شدنشان از حق ، قابل توجيه و منطقى نيست .

و لئن سألتهم من خلق . .. و سخّر ... ليقولنّ اللّه فأنّى يؤفكون

جمله «فأنّى يؤفكون» جواب شرط مقدر است و«أنّى» معادل «كيف» استفهاميه و براى تعجب است.

313- بى منطقى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 19 - 22

22 - مشركان، فاقد هر گونه دليل و گواه بر درستى و حقانيت عقايد شرك آلود خويش هستند.

قل أى شىء أكبر شهدة . .. أئنكم لتشهدون أن مع اللّه ءالهة أخرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 150 - 5

5 - اگر مشركان بر تحريمهاى ادعايى خود گواه و دليلى نيز بياورند، ساختگى و بى اساس است.

قل هلم . .. فإن شهدوا فلا تشهد معهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 68 - 10

10 - مشركان بدون توجه به درستى و نادرستى مدعاى خويش ( فرزندگزينى خدا ) ، آن را به خدا نسبت مى دادند .

قالوا اتخذ اللّه ولداً . .. أتقولون على اللّه ما لا تعلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 49 - 8

8- مشركان در انكار معاد ، فاقد استدلال و دليل قطعى و تنها متكى بر استبعاد هستند .

أءذا كنّا عظمًا و رفتًا أءنَّا لمبعوثون خلقًا جديدًا

از اينكه مشركان، در انكار معاد تنها به استبعاد پرداختند، نشان مى دهد كه آنان دليلى براى تكذيب خود نداشتند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 15 - 5

5- جامعه اصحاب كهف ، فاقد هرگونه دليل و برهان بر عقايد شرك آلود خويش بودند .

هؤلاء قومنا . .. لولا يأتون عليهم بسلطن بيّن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 3 - 15

15- سحر بودن قرآن و ساحر بودن پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، دليل واهى و بهانه ديگر مشركان ستم پيشه براى ايمان نياوردنشان

أفتأتون السحر و أنتم تبصرون

مشركان براى ردّ ادعاى نبوت پيامبر(صلی الله علیه و آله)، دو دليل واهى و بهانه جويانه مى آوردند: 1- بشر بودن آن حضرت (هل هذا إلاّ بشر مثلكم)، 2- ساحر بودن ايشان (أفتأتون السحر).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 89 - 4

4 - مشركان ، مفتون خيال هاى خام و غافل از برهان هاى عقلى و علمى

قل فأنّى تسحرون

«سحر» (مصدر «تسحرون») به معناى مفتون كردن و ربودن عقل است; يعنى، «[به آنان] بگو: پس چگونه دستخوش افسون مى شويد».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 64 - 10

10 - خداوند ، خواهان دليلى قاطع و قانع كننده از سوى مشركان براى عقيده نارواى شرك

أءله مع اللّه قل هاتوا برهنكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 28 - 5

5 - موضع گيرى بيشتر مشركان عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به دليل ناآگاهانه بودن آن ، فاقد وجاهت و اعتبار است .

و ما أرسلنك إلاّ كافّة للناس . .. و لكنّ أكثر الناس لايعلمون

ذكر «و لكنّ أكثر الناس لايعلمون» پس از بيان قلمرو رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) و نقش آن حضرت، مى تواند به منظور دفع توهم باشد. آن توهم اين است كه اكثريت مشركان با رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) مخالف اند و چنين امرى تأثيرى منفى در رسالت آن حضرت دارد. خداوند جواب مى دهد كه نظر چنين اكثريتى بى فايده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 44 - 1،3

1 - مشركان ، در حالى قرآن را ساخته و پرداخته [ دست ] بشر مى دانستند كه هيچ دليل آسمانى نداشتند .

و قال الذين كفروا للحقّ لمّا جاءهم إن هذا إلاّ سحر مبين . و ما ءاتينهم من كتب

3 - مشركان ، براى حقانيت اعتقادشان هيچ گونه دليل آسمانى دريافت نكرده بودند .

قالوا ما هذا إلاّ رجل يريد أن يصدّكم عمّا كان يعبد ءاباؤكم . .. و ما ءاتينهم م

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 12 - 5

5 - سستى عقايد مشركان و ناتوانى آنان از برخورد منطقى با تعاليم قرآن

بل عجبت و يسخرون

توسّل مشركان به تمسخر در برابر تعاليم قرآن و رسالت پيامبر اسلام(صلی الله علیه و آله)، گوياى حقيقت ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 19 - 10

10 - مشركان ، به خاطر ادعا هاى بى دليل و فاقد منطق ، مورد بازخواست و مؤاخذه خداوند قرار مى گيرند .

ستكتب شهدتهم و يسئلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 2 - 3

3 - مشركان ، تنها تسليم و متواضع در برابر قدرت سياسى و نظامى و نه منطق و برهان *

إنّا فتحنا . .. ليغفر لك اللّه

مراد از «غفران ذنب»، مى تواند زدايش بدگمانى ها و بدخواهى ها از سينه دشمنان باشد. با توجه به اين نكته، از مجموع دو آيه استفاده مى شود كه دل هاى سخت مشركان با منطق وحى، رام نگشته ولى با پيروزى سياسى پيامبر(صلی الله علیه و آله) در صلح حديبيه، به تسليم و تواضع واداشته شده است.

314- بى منطقى مشركان جبرگرا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 149 - 2

2 - مشركان جبرگرا فاقد هر گونه دليل بر عقايد خويش هستند.

قل هم عندكم من علم . .. فلله الحجة البلغة

315- بى منطقى مشركان صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 144 - 6

6 - تحريم برخى حيوانات از سوى مشركان صدر اسلام، فاقد هر گونه دليل و مستند قابل قبول

قل ءالذكرين حرم . .. نبئونى بعلم ... أم كنتم شهداء

استفهام در آيه براى انكار و يا توبيخ است و مفاد جملات «نبئونى» و «أم كنتم . .. » نيز نفى وجود دليل بر مدعاهاى مشركان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 150 - 3

3 - مشركان صدر اسلام فاقد هر گونه گواه صادق و معتبر بر حقانيت تحريمهاى خويش

قل هلم شهداءكم الذين يشهدون أن الله حرم هذا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 3 - 10

10- جبهه ضد توحيدى در صدراسلام ، متشكل از گروهى جاهل ، بى منطق و پيرو بى چون و چراى شيطان بود .

ومن الناس من يجدل فى اللّه بغير علم و يتّبع كلّ شيطن مريد

316- بى منطقى مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 41 - 9

9- برخورد كافران و مشركان مكه با قرآن ، اساس علمى و عقلانى نداشت ; بلكه برخاسته از انگيزه هاى نفسانى - روانى آنان بود .

و لقد صرّفنا فى هذا القرءان ليذّكّروا و ما يزيدهم إلاّ نفورًا

خداوند، حاصل تبيين تنوع و گوناگونى آيات خويش را براى مشركان، نفرت آنان معرفى مى كند و اين، نشان مى دهد كه آنان، به جاى برخورد منطقى با آيات الهى، برخورد روانى - نفسانى داشتند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 42 - 10

10 - مشركان مكّه ، پذيراى هيچ سخن حق و منطقى در جهت مخالفت با عقيده شان نبودند .

إن كاد ليضلّنا عن ءالهتنا . .. و سوف يعلمون حين يرون العذاب من أضلّ سبيلاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 30 - 5

5 - اقدام مشركان مكه به جنگ تبليغاتى عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به دليل ناتوانى از مقابله منطقى با آن حضرت

و لمّا جاءهم الحقّ قالوا هذا سحر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 58 - 8

8 - مشركان مكه ، مردمانى ستيزه جو و بى منطق

بل هم قوم خصمون

317- بى ياورى اخروى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 19 - 3

3 - مشركان در قيامت ، ناتوان از دفاع از خويش در برابر عذاب الهى و يافتن هرگونه يار و ناصرى براى خود

فما تستطيعون صرفًا و لانصرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 92 - 3

3 - ناتوانى معبود هاى مشركان از نجات گمراهان ، از دوزخ و دفاع از آنان در برابر عذاب

و برّزت الجحيم للغاوين . و قيل لهم أين ما كنتم تعبدون

پرسش از مكان معبودها - به قرينه آيه قبل كه سخن از رخ نمودن دوزخ براى گمراهان است - پرسش از موقعيت آنها براى نجات گمراهان از دوزخ و هرگونه دفاع از آنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 101 - 1

1 - حسرت مشركان ، بر نداشتن كمترين دوست دلسوز در قيامت

و لاصديق حميم

«حميم» به معناى نزديك است و «صديق حميم» (دوست نزديك) مى تواند كنايه از فرد مشفق، مهربان و دلسوز باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 64 - 6،7

6 - بى جواب ماندن فرياد يارى خواهى مشركان از معبودهايشان در قيامت

فدعوهم فلم يستجيبوا لهم

7 - روبه رو شدن مشركان با عذاب الهى در قيامت ، همراه با يأس كامل آنان از وجود يارى دهنده اى براى خود

قيل ادعوا شركاءكم . .. فلم يستجيبوا لهم و رأوا العذاب

318- بى ياورى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 22 - 4

4- مورد نكوهش واقع شدن ، و بى حامى گرديدن ، فرجام حتمى شرك است .

لاتجعل مع الله . .. فتقعد مذمومًا مخذولاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 52 - 3

3- معبودان و شركاى پندارى مشركان ، در قيامت ، هيچ پاسخى به كمك خواهى آنان نخواهند داد .

فدعوهم فلم يستجيبوا لهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 43 - 1،2

1- معبود ها و خدايان دروغين ، از ايمن ساختن مشركان در برابر عذاب الهى ناتوان اند .

أم لهم ءالهة تمنعهم من دوننا

«أم» در آيه شريفه، از نوع منقطعه و مانند «بل» متضمن معناى استفهام انكارى است. «آلهة» (جمع «إله») نيز به معناى معبودها است.

2- معبود ها و خدايان دروغين مشركان و هر نيرويى جز خداوند ، در حمايت ازخود و حفظ و نگه دارى خويش ناتوان اند .

لايستطعيون نصر أنفسهم

جمله «لايستطيعون. ..» حال براى فاعل «تمنعهم» است كه خدايان و معبودها مى باشند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 42 - 3

3 - در روز قيامت ، از ملائكه هيچ كارى براى عبادت كنندگان ادعايى شان ساخته نيست .

فاليوم لايملك بعضكم لبعض نفعًا و لا ضرًّا

به قرينه اين كه مخاطبان در آيات پيشين، ملائكه بودند و خداوند با آنان درباره عبادت مشركان گفتوگو مى كرد; مخاطب «كم» در «بعضكم» مى تواند ملائكه باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 23 - 4

4 - معبود ها ، ناتوان از نجات پرستندگان شان از گرفتارى و رنج

ءالهة إن يردن الرحمن بضرّ . .. لاينقذون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 75 - 3

3 - معبود هاى ادعايى به روز رستاخيز ، در حالى كه همچون سپاهِ آماده به خدمت براى مشركان اند ، از هرگونه يارى رسانى به آنان ناتوان خواهند بود .

لايستطيعون نصرهم و هم لهم جند محضرون

برداشت ياد شده مبتنى بر اين ديدگاه است كه ضمير «هم» به معبودها و ضمير «لهم» به مشركان بازگردد و اين جمله حال براى ضمير غايبى در«لايستطيعون» باشد. بر اين اساس، اين تركيب از باب مبالغه آمده است; زيرا متمركز كردن تمامى نيروها در قالب يك سپاهِ آماده به خدمت و در عين حال ناتوان بودن از يارى رسانى، نشان دهنده اوج ناتوانى معبودها مى باشد. گفتنى است بر اساس اين نظر، آيه شريفه ناظر به روز قيامت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 18 - 13

13 - كفر و شرك ، ظلم است و كافران و مشركان ، از هرگونه يارى دوست و نزديكان دلسوز خود و شفاعت شفيعان محروم اند .

ما للظلمين من حميم و لا شفيع يطاع

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه اين آيات، در سلسله آياتى قرار دارد كه درباره كافران و مشركان سخن مى گويد و مقصود از «ظالمين» آنان مى باشند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 28 - 9

9- تنها ماندن مشركان در طوفان عذاب ، بازتاب دروغ ها و افتراهايشان به خداوند

بل ضلّوا عنهم و ذلك إفكهم

چنانچه «ذلك» اشاره به عدم نصرت مشركان از سوى آلهه باشد - كه از مضمون صدر آيه استفاده مى شود - و بعد از «ذلك» كلمه اى در تقدير باشد; يعنى، «ذلك أثر إفكهم» مى توان به نكته ياد شده پى برد.

319- بيماردلى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 53 - 3

3 - جبهه كفر و شرك در طول تاريخ ، متشكل از انسان هايى بيمار دل و قسى القلب

و ما أرسلنا من قبلك من رسول . .. للذين فى قلوبهم مرض و القاسية قلوبهم

320- بيمارى قلب مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 85 - 4

4 - شرك ، نوعى از بيمارى هاى قلبى است .

إذ جاء ربّه بقلب سليم . إذ قال لأبيه و قومه ماذا تعبدون

321- بينش باطل مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 35 - 8

8 - پندار باطل مشركان ، در امتياز آنان بر ديگران و بى نيازى از هدايت و ارشاد *

أم خلقوا من غير شىء

معناى «أم خلقوا من غير شىء»، مى تواند اين باشد كه آيا مشركان مكه، خود را تافته جدابافته اى در آفرينش مى بينند كه ديگران نياز به هدايت دارند و اينان بى نيازند؟! بر اين مبنا تقدير آيه شريفه چنين مى شود: «أم خلقوا من غير شىء خلق منه غيرهم».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 23 - 19،20

19 - خداوند هستى ، منزّه از پندار هاى ناروا و نادرست مشركان درباره او

سبحن اللّه عمّا يشركون

20 - مشركان ، داراى پندار هاى نادرست و غلط از خداوند و صفات او

سبحن اللّه عمّا يشركون

322- بينش غلط مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 50 - 18

18 - نينديشيدن، ريشه تلقى نادرست مشركان از پيامبرى و توقّعات نابجاى آنان است.

قل لا أقول لكم عندى خزائن اللّه . .. أفلاتتفكرون

جمله توبيخى «أفلا تتفكرون» دعوتى است به تفكر در تمامى معارف عنوان شده در اين دسته آيات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 22 - 7

7- خداوند يگانه ، از توصيف ها و پندار هاى مشركان منزّه و مبرّا است .

لو كان فيهما ءالهة . .. فسبحن اللّه ربّ العرش عمّا يصفون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 149 - 5

5 - تصور غلط مشركان درباره خداوند متعال و كوچك شمردن منزلت او

فاستفتهم ألربّك البنات و لهم البنون

انتساب دختر به خداوند و برگزيدن پسر براى خود، با اين عقيده باطل كه پسر بر دختر ترجيح دارد، نشانگر اين حقيقت است كه مشركان، تصور درستى از خدا و معارف الهى نداشتند و منزلت خدا را كمتر از منزلت بشر مى دانستند.

323- بينش غلط مشركان جاهليت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 20 - 5

5 - تصور جاهلانه و غلط مشركانِ عرب جاهلى از « مشيت الهى »

و قالوا لو شاء الرحمن . .. ما لهم بذلك من علم

324- بينش غلط مشركان صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 5 - 2

2- ناآگاهى خداوند به سخنان و كار هاى پنهانى ، از پندار هاى نادرست مشركان عصر بعثت

ألا إنّهم يثنون صدورهم ليستخفوا منه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 55 - 2

2 - نكوهش شرك پيشگان مرفه صدراسلام ، به خاطر پندار غلط آنان در ارزيابى موقعيت خويش در نزد خداوند

أيحسبون أنّما نمدّهم به من مال و بنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - كافرون - 109 - 2 - 4

4 - مشركان ، گرفتار توهّم هماهنگى دين پيامبر (صلی الله علیه و آله) با عقايد شرك آلود آنان

لا أعبد ما تعبدون

سوره «كافرون»، بيانگر اعلان مواضع قطعى پيامبر(صلی الله علیه و آله) در برابر معبودهاى مشركان است. گويا آنان در آغاز رسالت، گمان مى كردند كه دين پيامبر(صلی الله علیه و آله) تباينى با آيين آنان ندارد و معبود آن حضرت از سنخ معبودان ايشان است. پيامبر(صلی الله علیه و آله) در اين سوره، با صراحت از تباين دو دين سخن مى گويد و خود را پرستشگر معبودى معرفى مى كند كه از سنخ معبودهاى مشركان نيست.

325- بينش مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 52 - 13

13 - خيرخواهيهاى مشركان مبنى بر زيانبار بودن حضور مؤمنان ضعيف در كنار پيامبر(صلی الله علیه و آله) نبايد موجب طرد و محروميت آنان از محضر پيامبر(صلی الله علیه و آله) گردد.

ما عليك من حسابهم من شىء و ما من حسابك عليهم من شىء فتطردهم

«حسابهم» مى تواند اضافه مصدر به فاعل خود (هم) باشد ; يعنى حسابگريهاى مشركان درباره مؤمنان و فقر و محروميت آنها.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 71 - 18

18 - مشركان، مرتدان متحير را به شرك دعوت مى كنند و خود را هدايت يافته مى پندارند.

له أصحب يدعونه إلى الهدى ائتنا

مراد از «اصحاب»، بنا بر يك احتمال، مشركان و منحرفانى هستند كه مرتدان را تشويق مى كنند و به جانب خود سوق مى دهند و راه خود را طريق هدايت مى شمارند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 81 - 11

11 - مشركان مى پنداشتند امنيت آنان با پرستش بتها و ديگر معبودها تأمين مى گردد.

فأى الفريقين أحق بالأمن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 108 - 9

9 - دشنام به خدا براى دفاع از باورهاى خويش، عملى شايسته و زيبا در نظر مشركان است.

فيسبوا الله عدوا بغير علم كذلك زينا لكل أمة عملهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 136 - 3،5،8،10

3 - قرار دادن سهم براى خداوند، از آنچه خود آفريده، از پندارهاى پوچ مشركان

و جعلو الله مما ذراً من الحرث و الأنعم نصيبا فقالوا هذا لله بزعمهم

5 - شرك، عقيده اى برخاسته از پندار و اوهام مشركان است.

فقالوا هذا لله بزعمهم و هذا لشركائنا فما كان لشركائهم

منتسب كردن «شركاء» به مشركان و نه به خداوند، گويا اشاره بدين نكته باشد كه آنچه را آنان شريك خدا مى پندارند به ساخته هاى ذهنى آنان مربوط است.

8 - مشركان، مصرف اموال سهم شريكان پندارى خداوند را در راه خدا غير مجاز و ناروا مى شمردند.

فما كان لشركائهم فلايصل إلى الله و ما كان لله فهو يصل إلى شركائهم

10 - داورى زشت و غلط مشركان جاهلى در مقايسه خدا با بتها و ترجيج بتها بر او

فما كان لشركائهم . .. ساء ما يحكمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 148 - 3،12

3 - مشركان از مفهوم «مشيت الهى» برداشتى نادرست داشتند.

سيقول الذين أشركوا لو شاء الله ما أشركنا

12 - پيامبر(صلی الله علیه و آله) مأمور احتجاج با مشركان و رد انديشه هاى غلط آنان

قل هل عندكم من علم فتخرجوه لنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 40 - 15

15- مشركان به پندار فرمان خدا بر پرستش معبود هاى خويش ، آنها را عبادت مى كنند . *

أمر ألاّتعبدوا إلاّ إياه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 16 - 7

7- مشركان با وجود دلايل روشن بر ولايت خداوند ، ديگران را ولىّ و سرپرست خويش مى پنداشتند و به آنان روى مى آوردند .

أفاتخذتم من دونه أولياء

تفريع جمله «اتخذتم . ..» به وسيله حرف «فاء» بر بيان كارها و شؤونى كه براى خداوند برشمرده شد- كه مشركان نيز آنها را

باور دارند - مى رساند كه ولايت بر انسانها تنها از آنِ خداست و پندار ولايت غير او ، پندارى ناموجّه و بدون دليل است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 56 - 1،2

1- مشركان ، براى معبود هاى خويش سهمى در روزى دهى قائل بودند .

يشركون . .. و يجعلون لما لايعلمون نصيبًا ممّا رزقنهم

آيه، ادامه بيان كارهاى خلاف مشركان است و برداشت فوق مبتنى بر اين نكته است كه مراد از «ما» ى موصول، معبودهاست و مفعولٌ به فعل «لايعلمون» محذوف است.

2- مشركان ، براى اسباب و علل ظاهرى در انجام امور ، نقش مستقل قائل بودند .

بربّهم يشركون . ليكفروا بما ءاتينهم ... و يجعلون لما لايعلمون نصيبًا ممّا رزقن-

برداشت فوق مبتنى بر اين نكته است كه «ما»ى موصول اسباب و عواملى باشد كه مشركان آنها را در نجات خود از ناگواريها دخيل مى دانستند، در حالى كه خبر از وضعيت آنها هم نداشتند و از اينكه خداوند مشركان را به خاطر چنين تفكرى مورد سرزنش قرار داده است، استفاده مى شود كه آنان براى چنين اسبابى نقش مستقل قائل بوده اند و گرنه جاى سرزنش و توبيخ نداشت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 57 - 10

10- مشركان ، در برابر اسناد دختر به خدا ، فرزند دلخواهشان ( پسر ) را به خود اسناد مى دادند .

و يجعلون لله البنت . .. و لهم ما يشتهون

«و» در «و لهم» مى تواند حاليه و هم مى تواند عاطفه باشد. در صورت عاطفه بودن جمله «ما...» در محل نصب خواهد بود براى عطف به «البنات». در هر صورت برداشت فوق قابل استفاده است و اسناد دادن فرزند دختر براى خدا، قرينه اى است بر اينكه مراد از «ما» در «ما يشتهون» فرزند پسر است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 58 - 6

6- مشركان ، على رغم نفرت از دختردار شدن ، آن را به خداوند نسبت مى دادند .

و يجعلون لله البنت . .. و إذا بشّر أحدهم بالأُنثى ظلّ وجهه مسودًّا و هو كظيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 87 - 3

3- دست نيافتن مشركان در قيامت به بافته هاى دروغين خويش درباره شريك داشتن خداوند

و ضلّ عنهم ما كانوا يفترون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 49 - 3

3- مشركان ، مرگ را به منزله نيستى و نابودى پنداشته و حيات پس از آن را مستبعد مى شمردند .

أءذا كنّا عظمًا و رفتًا أءنَّا لمبعوثون خلقًا جديدًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 94 - 9

9- اصل وجود خدا و نياز به رسالت ، امرى پذيرفته شده حتى در بينش مشركان

أبعث الله بشرًا رسولاً

از اينكه مشركان به جاى انكار اصل رسالت به استبعاد نبوت بشر پرداختند، مى توان استفاده كرد كه اصل رسالت و نبوت براى آنان، امرى محرز بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 95 - 4

4- در نظر مشركان تنها ملائكه ، شايسته رسالت و پيامبرى بودند .

قالوا أبعث الله بشرًا رسولاً. قل لو كان فى الأرض ملئكة ... لنزّلنا عليهم من الس

از پاسخ خداوند در قبال اعجاب مشركان و از گفته آنان (أبعث الله بشراً رسولاً) استفاده مى شود كه آنان، توقع داشتند كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) از جنس ملائكه باشد نه از جنس بشر.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 48 - 10

10- غفلت از رستاخيز و تصوّر عدم برپايى قيامت ، آفت فراگير مشركان است .

بل زعمتم ألّن نجعل لكم موعدًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 81 - 5

5- شرك پيشاگان ، عزّت و سعادت را در تحصيل مال و فرزند ، و فزونى آن مى ديدند .

قال لأُتينّ . .. واتّخذوا ... ليكونوا لهم عزًّا

در آيات پيشين انگيزه روى آوردن به كفر، علاقه به مال و فرزند بيان شده و در اين آيه طلب عزّت ذكر گرديده است. حاصل اين دو تعبير، اين است كه مشركان مال و فرزند را مايه عزّت مى دانستند و پرستش غير خدا را، راه وصول به آن شناخته بودند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 92 - 2

2- در پندار گروهى از مشركان ، خداوند برخى از مخلوقات خويش را فرزند خوانده خود قرار داده است .

أن يتّخذ ولدًا

از تعبير «إتّخاذ» در اين آيه و نيز در آيات پيشين، برمى آيد كه قائلانِ فرزند گزينى خداوند، تنها اين بوده است كه او از ميان موجودات، كسى را به عنوان فرزندى خود برگزيده است; نه اين كه مدعى تولّد فرزندى براى او باشند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 93 - 2

2- قائلان به فرزندگزينى خداوند ، فرزند خوانده او را از بين موجودات شعورمند آسمان ها و زمين مى دانستند .

من فى السموت والأرض

كلمه «من» موصولى است كه براى عاقلان به كار مى رود. به كار بردن آن، ممكن است ناظر به پندار فرزندخواندگى فرشتگان، عيسى و عزير(ع) براى خدا باشد در نتيجه تعبير «موجودات آسمان ها» كنايه از ملائكه و «موجودات زمين» كنايه از عيسى و عزير خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 3 - 10

10- ناسازگارى بشر بودن با دستيابى به مقام نبوت ، از ديدگاه مشركان

هل هذا إلاّبشر مثلكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 28 - 7

7- پندار مشركان در مستقل بودن فرشتگان در شفاعت

لايشفعون إلاّلمن ارتضى

از اين كه استقلال در شفاعت نفى شده، به دست مى آيد كه مشركان (مخاطبان اين آيه) چنين پندارى داشته اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 34 - 2

2- مشركان ، مى پنداشتند پيامبران بايد در دنيا عمر جاويد داشته باشند .

و ما جعلنا لبشر من قبلك الخلد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 73 - 4

4 - در جهان بينى مشركان ، تدبير امور جهان و انسان ها ، در اختيار خدايان است نه خداى متعال .

يأيّها الناس . .. إنّ الذين تدعون من دون اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 82 - 7

7 - انسان ، موجودى جاودان در بينش اديان الهى و پديده اى فناپذير در نگرش شرك پيشگان تاريخ

بل قالوا . .. قالوا أءذا متنا ... أءنّا لمبعوثون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 83 - 1

1 - معاد ، وعده اى بى اساس و افسانه اى كهن ، در نظر كافران و مشركان

بل قالوا مثل ما قال الأوّلون . .. لقد وعدنا ... إن هذا إلاّ أسطير الأوّلين

«اسطورة» (مفرد «أساطير») به معناى افسانه است. بنابراين «أساطيرالأوّلين»; يعنى، افسانه هايى كه پيشينيان ساخته اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 84 - 1

1 - زمين و هر آنچه در آن هست ، از آن خدا و متعلق به او است .

قل لمن الأرض و من فيها إن كنتم تعلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 41 - 4

4 - رسالت مدارى انسان از سوى خداوند ، امرى شگفت آور و غير قابل قبول از ديدگاه مشركان

أهذا الذى بعث اللّه رسولاً

استفهام در «أهذا» انكارى و براى اظهار تعجب و شگفتى آمده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 42 - 6

6 - دست شستن از گرايش هاى شرك آلود و روى كردن به تعاليم پيامبران ( همچون يگانه پرستى ) و عقيده به قيامت ، در ديدگاه اهل شرك ، گمراهى و انحراف است .

إن كاد ليضلّنا عن ءالهتنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 57 - 3،9

3 - رد دعوت پيامبر (صلی الله علیه و آله) از سوى مشركان ، على رغم اعتقاد آنان به هدايت بخش بودن آيين آن حضرت

و قالوا إن نتّبع الهدى معك نتخطّف من أرضنا

9 - در ديدگاه مشركان ، گمراهى توأم با امنيت و آسايش ، برتر از هدايت همراه با ناامنى و اضطراب است .

و قالوا إن نتّبع الهدى معك نتخطّف من أرضنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 29 - 3،5

3 - مشركان ، وعده پيامبر (صلی الله علیه و آله) را درباره وقوع قيامت و معاد درست نمى دانستند .

و يقولون متى هذا الوعد إن كنتم صدقين

5 - مشركان ، پيروان مؤمن پيامبر (صلی الله علیه و آله) را سهيم و هم رأى او در رسالت مى دانستند .

متى هذا الوعد إن كنتم صدقين

جمع آورده شدن «صادقين»، به اين خاطر است كه مؤمنان نيز مخاطب مشركان بوده اند. مخاطب قرار دادن مؤمنان و پرسش از زمان وقوع قيامت از آنان، بيانگر نكته ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 35 - 5

5 - مشركان ، خود را مصون از عذاب الهى مى دانند .

و قال الذين كفروا . .. و ما نحن بمعذّبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 43 - 5،13،14

5 - مشركان ، پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) را شخصى معمولى مى دانستند كه هدفش بازداشتن مردم از دين و آيين پدرانشان بود .

قالوا ما هذا إلاّ رجل يريد أن يصدّكم عمّا كان يعبد ءاباؤكم

تعبير از پيامبر(صلی الله علیه و آله) به «رجل» - آن هم به صورت نكره - حاكى از نكته ياد شده است.

13 - مشركان ، معتقد بودند قرآن ساخته و پرداخته است ; نه وحى .

و قالوا ما هذا إلاّ إفك مفترًى

مشاراليه «هذا» به قرينه «تتلى عليهم آياتنا» مى تواند قرآن باشد. هم چنين مى تواند حاصل تلاوت (قول به توحيد) باشد. برداشت ياد شده بنابر احتمال اول است.

14 - مشركان ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) را افترازننده به خدا مى دانستند .

إلاّ إفك مفترًى

«إفك»; يعنى، بازداشته شدن چيزى از وضعيتى كه شايسته است در آن وضعيت باشد. و در دروغ استعمال مى شود (مفردات راغب). آوردن «مفترًى» به عنوان صفت «إفك»، مى تواند به اين منظور باشد كه آنان قرآن را دروغى مى دانستند كه به خدا نسبت داده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 50 - 2

2 - پندار مشركان درباره گمراهى پيامبر (صلی الله علیه و آله)

قل إن ضللت فإنّما أضلّ على نفسى

سفارش خداوند به پيامبر(صلی الله علیه و آله) مبنى بر اعلام موضع روشن درباره اين كه به فرض گمراهى او، ضررش عايد خود آن حضرت مى شود; احتمال دارد براى رفع توهم و يا اتهامى (نكته ياد شده) باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 53 - 1،3

1 - مشركان ، پيش از نزول عذاب بر آنان ، منكر آن بودند .

و لو ترى إذ فزعوا . .. و قالوا ءامنّا به ... و قد كفروا به من قبل

3 - مشركان به حشر و معاد ، كفر ورزيده و منكر آن بودند .

و لو ترى إذ فزعوا . .. و قالوا ءامنّا به ... و قد كفروا به

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 11 - 5

5 - مشركان آفرينش مجدد انسان ها را در قيامت ، امرى بعيد و غيرممكن و بسيار سخت مى دانستند .

فاستفتهم أهم أشدّ خلقًا أم من خلقنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 15 - 2

2 - قرآن ، سحرى آشكار در ديدگاه مشركان

و قالوا إن هذا إلاّ سحر مبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 16 - 2،3

2 - برپايى قيامت و حيات مجدد انسان ها پس از مرگ و تبديل شدن به خاك و استخوان ، مورد انكار مشركان

أءذا متنا و كنّا ترابًا و عظمًا أءنّا لمبعوثون

دو همزه به كار رفته در آيه شريفه، براى استفهام انكارى است.

3 - برپايى قيامت و حيات دوباره انسان ها پس از متلاشى شدن بدن ، امرى غيرممكن و بس بعيد در نظر مشركان

أءذا متنا و كنّا ترابًا و عظمًا أءنّا لمبعوثون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 17 - 1،2

1 - مشركان ، تجديد حيات نياكانشان را پس از مرگ و تبديل شدن آنان را به خاك و استخوان ، امرى بسيار بعيد و غير قابل قبول مى دانستند .

أءنّا لمبعوثون . أوَ ءاباؤنا الأوّلون

«ءاباؤنا» مبتدا و خبر آن - به قرينه خبر موجود در آيه قبل (لمبعوثون) - حذف شده است. اين جمله (مبتدا و خبر) عطف بر جمله قبل (ءإنا لمبعوثون) است.

2 - مشركان ، حيات مجدد نياكان اوليه خود را در روز رستاخيز ، بعيدتر و غيرممكن تر از تجديد حيات خود مى دانستند .

أءنّا لمبعوثون . أوَ ءاباؤنا الأوّلون

از عطف «أو ءاباؤنا. ..» بر «أءنا لمبعوثون» - كه براى ارتقاى اظهارِ استحاله امرِ معاد است - و نيز از اختصاص به ذكر يافتن «آباء»، برداشت ياد شده به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 28 - 3،4

3 - پيشوايان شرك با تظاهر به خيرخواهى ، عامل اصلى فريب خوردن و دور شدن از مسير خير و حق در ديدگاه مشركانِ گمراه شده

قالوا إنّكم كنتم تأتوننا عن اليمين

«يمين» مى تواند مشتق از «يمن» (خير و بركت) باشد. بر اين اساس، معناى آيه چنين مى شود: شما از سر خيرخواهى به سراغ ما مى آمديد. اما متعدى شدن فعل «تأتوننا» به «عن» - كه براى مجاوزت است - موجب مى شود كه اين كلمه متضمن معناى «تصددننا» - كه متناسب با معناى مجاوزت است - باشد. بر اين اساس، پيام اصلى آيه چنين خواهد بود: شما بوديد كه در ظاهر از سر خيرخواهى به سراغ ما آمده و ما را از مسير حق و خير گمراه مى كرديد.

4 - مشركان گمراه شده ، در قيامت اعمال قدرت سران شرك را عامل گمراهى و فريب خود معرّفى خواهند كرد .

قالوا إنّكم كنتم تأتوننا عن اليمين

برداشت ياد شده براساس اين ديدگاه است كه «يمين» (جهت راست) كنايه از قدرت و قوت باشد; زيرا معمولا سمت راست قوى تر است. ازاين رو بيشتر مردم كارهاى مهم و سنگين را با دست راست انجام مى دهند. گفتنى است كه دو آيه بعد (و ما كان لنا عليكم من سلطان) و نيز آمدن واژه «يمين» به اين معنا در آيه 93 همين سوره (فراغ عليهم ضربا باليمين) مؤيد مطلب ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 180 - 4

4 - ساحت خداوند ، از هرگونه نسبت ها و توصيف هاى مشركان منزه است .

سبحن ربّك ربّ العزّة عمّا يصفون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 8 - 1

1 - برگزيده شدن پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) از ميان توده هاى عرب براى پيامبرى ، امرى غيرمنطقى و ناممكن در نظر كافران و مشركان

أءنزل عليه الذكر من بيننا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 8 - 3

3 - مشركان و مخالفان پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، معتقد به اقتدار و متكى به نيرومندى خود

أن كنتم قومًا مسرفين . .. فأهلكنا أشدّ منهم بطشًا

از يادآورى هلاكت اقوامى نيرومندتر از مردم مكه، استفاده مى شود كه مكيان، به قدرت خويش مغرور بوده و آن را غير قابل زوال مى پنداشتند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 24 - 7

7 - زندگى و مرگ در نگاه مشركان ، پديده اى طبيعى و بى ارتباط با اراده الهى و وجود خداوند

و ما يهلكنا إلاّ الدهر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 2 - 4

4 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از نگاه مشركان ، فردى گنه كار و برهم زننده نظم اجتماعى شرك

ليغفر لك اللّه ما تقدّم من ذنبك و ما تأخّر

«ذنبك» به معناى اتهام ها و گناهانى است كه مشركان، براى پيامبر(صلی الله علیه و آله) برمى شمردند; زيرا با بعثت آن حضرت، حرمت بت ها درهم ريخت، نظم جاهلى جامعه شرك - با ايمان آوردن طبقات مختلف اجتماعى - بر هم خورد و اين همه امورى بود كه از نظر مشركان، جرم و گناه پيامبر(صلی الله علیه و آله) تلقى مى شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 30 - 1،4

1 - افق ديد و نگرش مشركان خداگريز ، محصور در محدوده دنيا و مظاهر آن

و لم يرد إلاّ الحيوة الدنيا . ذلك مبلغهم من العلم

«ذلك» اشاره به دنياگرايى مشركان دارد; يعنى، دنياگرايى منتهاى دانش آنان است.

4 - خرافات و موهومات ، اوج ديد و نگرش مشركان دنياگرا

ليسمّون الملئكة تسمية الأُنثى و ما لهم به من علم . .. ذلك مبلغهم من العلم

برداشت بالا بنابراين نكته است كه «ذلك» اشاره به عقايد خرافى مشركان در مورد دختر انگاشتن ملائكه براى خداوند، داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 10 - 4

4 - « عن أبى جعفر ( ع ) فى قوله : « أءنّا لمردودون فى الحافرة » يقول : فى الخلق الجديد ;

از امام باقر(ع) درباره سخن خداوند «أءنّا لمردودون فى الحافرة» روايت شده كه فرمود: خدا مى فرمايد: [مشركان مى گويند: آيا ما] در آفرينش مجدد [بازمى گرديم؟]»

326- بينش مشركان جاهليت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 28 - 14

14 - حرمت استفاده از گوشت قربانى ، پندار باطل عرب هاى جاهلى

فكلوا منها

تجويز استفاده از گوشت قربانى، ناظر به پندار باطل عرب هاى جاهلى است كه استفاده از آن را حرام مى دانستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 33 - 3

3 - ممنوعيت استفاده از دام هاى قربانى ، در پندار مشركان عصر بعثت

لكم فيها منفع إلى أجل مسمًّى

تصريح به جواز بهره بردارى از دام هاى قربانى، نشان مى دهد كه اعتقاد عمومى پيش از نزول آيه، برخلاف آن بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 59 - 6،8

6- مشركان صاحب دختر در دوران جاهليت ، نگهدارى دختران را براى خود عار و ذلت مى دانستند .

أيمسكه على هون

برداشت فوق بر اين اساس است كه «على هون» حال براى ضمير فاعلى «يمسك» باشد.

8- مشركان صاحب دختر ، حيثيت اجتماعى خود را با داشتن دختر در مخاطره مى ديدند .

يتورى من القوم من سوء ما بشّر به أيمسكه على هون أم يدسّه فى التراب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 60 - 4

4- داشتن دختر در ديدگاه مشركان جاهلى ، صفتى زشت محسوب مى شد .

للذين لايؤمنون بالأخرة مثل السوء

«مثل السوء»، مثلى است كه مشركان جاهلى براى صاحبان دختر به كار مى بردند و مرادشان از آن، ضرب المثل بد حالى و بدى بود. اينكه خداوند پس از ذكر ديدگاه آنها درباره نوزادان دختر و محكوميتشان، «مثل السوء» را به خود آنان نسبت مى دهد، مى تواند قرينه اى باشد بر مطلب ياد شده.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 62 - 9

9- مشركان ، تداوم نسل خويش را از طريق داشتن پسر ، براى خود فرجامى نيك تلقى مى كردند . *

و يجعلون لله ما يكرهون و تصف ألسنتهم الكذب أن لهم الحسنى

احتمال دارد مراد از «الحسنى» به قرينه «و يجعلون لله البنات . .. و لهم ما يشتهون» و «يجعلون لله ما يكرهون» ادامه نسل مشركان از طريق پسرانى باشد كه آنان براى خويش مدعى بودند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 17 - 2

2 - پسر مايه سرور و مباهات و دختر موجب ننگ و عار ، در ميان عرب جاهلى

و أصفيكم بالبنين . و إذا بشّر أحدهم بما ضرب للرحمن مثلاً ظلّ وجهه مسودًّا و هو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 18 - 4

4 - لطافت طبيعى زن و فرودستى او در ميدان جدال و درگيرى ، دو عامل آسيب پذيرى و دو نقيصه براى زن در فرهنگ خشن جاهلى

و هو فى الخصام غير مبين

در آيه قبل (و إذا بشّر أحدهم. ..) ناراحتى عرب جاهلى از داشتن دختر بيان شده است. اين آيه مى تواند اشاره به علت آن ناراحتى داشته باشد; يعنى، اين دو ويژگى از نظر عرب جاهلى، نقص زن به حساب مى آمد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 24 - 8

8 - طبيعت گرايى و انكار حيات اخروى ، داراى ريشه در جاهليت عرب

و قالوا ما هى إلاّ حياتنا الدنيا . .. و ما يهلكنا إلاّ الدهر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 39 - 3

3 - اعتقاد عرب جاهلى ، به امتياز و برترى مردان بر زنان

أم له البنت و لكم البنون

از اين كه خداوند، مشركان را مدعى اختصاص پسران به خويش شمرده است; استفاده مى شود كه آنان، از داشتن دختر احساس ننگ مى كرده اند.

327- بينش مشركان صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 148 - 1

1 - مشركان صدر اسلام، شرك خويش و پدرانشان و بدعتهاى ديگر را به مشيت خدا و رضايت او مى پنداشتند.

سيقول الذين أشركوا لو شاء الله ما أشركنا و لا ءاباؤنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 18 - 9

9 - شرك پيشگان عصر بعثت ، انسان را فاقد شايستگى براى دست يافتن به مقام قرب خدا و بار يافتن به پيشگاه او مى انگاشتند .

و يعبدون من دون اللّه . .. و يقولون هؤلاء شفعؤنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 35 - 1

1- مشركان عصر بعثت ، قرآن را ساخته و پرداخته پيامبر (صلی الله علیه و آله) مى پنداشتند .

أم يقولون افتريه

در اينكه مقصود از ضمير در «يقولون» چه كسانى هستند، دو نظر ابراز شده است: برخى برآنند كه مقصود، مشركان عصر پيامبر(صلی الله علیه و آله) هستند و گروهى ديگر از مفسران، مراد از آن را كفرپيشگان قوم نوح مى دانند. برداشت فوق براساس نظر اول است. گفتنى است كه براين اساس، مخاطب كلمه «قل» پيامبر(صلی الله علیه و آله) و ضمير مفعولى در «إفتراه» به قرآن و يا خصوص داستان نوح(ع) باز مى گردد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 81 - 2

2- مشركان عصر بعثت ، عزت و اعتبار خود را در پرستش معبودان ساختگى خود مى دانستند .

ليكونوا لهم عزًّا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 3 - 16

16- مشركان صدراسلام ، پيروى از سحر را با عقل و خرد ناسازگار مى ديدند .

أفتأتون السحر و أنتم تبصرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 5 - 8

8- آگاهى مشركان در عصر بعثت ، از ماهيت معجزه و فرق آن با سحر و خواب هاى پريشان و شعر

بل قالوا أضغث أحلم بل افتريه بل هو شاعر

مشركان در مخالفت با پيامبر(صلی الله علیه و آله) ابتدا سخن او را سحر، يا شعر و يا خواب هاى آشفته مى دانستند. سپس براى اثبات رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) از ايشان خواستار معجزه شدند. اين مى رساند كه آنان از معجزه و فرق آن با سحر و شعر و... آگاه بودند و به آن اعتراف داشتند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 18 - 9

9- بازيچه انگاشتن نظام خلقت و بعثت پيامبران ، از سوى مشركان عصر پيامبر

و ما خلقنا السماء. .. لعبين... و لكم الويل ممّا تصفون

مخاطب «لكم» و «تصفون» مشركانند و به قرينه آيات پيشين، مقصود از توصيف عقيده نادرست مشركان در باره آفرينش جهان و نسبت نارواى سرگرمى گرفتن آفرينش به خداوند است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 55 - 3

3 - ثروت و فرزندان ذكور ، دو ملاك براى ارزيابى موقعيت انسان در پيشگاه خدا در ديدگاه مشركان عصر بعثت

أيحسبون أنّما نمدّهم به من مال و بنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 56 - 1

1 - مال و فرزند بسيار ، نشانه لطف و مهر خداوند در ديدگاه شرك پيشگان مرفه صدراسلام

أيحسبون . .. من مال و بنين . نسارع لهم فى الخيرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 21 - 4

4 - مشركان صدراسلام ، منكر نزول ملائكه بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) بودند .

و قال الذين لايرجون لقاءنا لولا أُنزل علينا الملئكة

از اين كه مشركان، اعتراض مى كردند كه چرا فرشتگان وحى به طور مستقيم بر خود آنان فرود نمى آيد؟ مى توان به دست آورد كه آنان، در صدد اين بودند كه اصل نزول فرشيه وحى بر پيامبر(صلی الله علیه و آله) را زير سؤال ببرند و آن را انكار كنند. گفتنى است: آيه 7 سوره «حجر» مؤيد همين برداشت است (لو ما تأتينا بالملائكة إن كنت من الصادقين).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 15 - 1

1 - مشركان صدر اسلام ، معجزات الهى را سحرى آشكار و بى ترديد مى دانستند .

و قالوا إن هذا إلاّ سحر مبين

مشاراليهِ «هذا» هم مى تواند معجزه باشد - كه در آيه قبل از آن به «آية» ياد شده است - و هم مى تواند قرآن كريم باشد. برداشت ياد شده مبتنى بر احتمال نخست است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 149 - 3

3 - برترى پسر بر دختر در ديدگاه مشركان صدراسلام

ألربّك البنات و لهم البنون

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته تاريخى است كه مشركان، فرزند پسر را بر دختر ترجيح مى دادند; ولى در عين حال معتقد بودند كه خداوند دختر را برگزيده است. از اين رو خداوند چنين طرز تفكرى را محكوم كرده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 17 - 6

6 - مشركان عصر بعثت ، فرشتگان را موجوداتى شبيه خداوند در رحمت مى دانستند .

بما ضرب للرحمن مثلاً

با توجه به كلمه «رحمان» و «مثلاً»، مطلب بالا قابل برداشت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 3 - 4

4- انسان در نگاه مشركانِ عصر بعثت ، موجودى صرفاً مادى و جسمانى است .

أءذا متنا و كنّا ترابًا ذلك رجع بعيد

تعبير «كنّا تراباً» مى رساند كه توجه كافران، بيشتر به متلاشى شدن اجزاى بدن در خاك بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 36 - 3

3 - احترام و موقعيت موسى ( ع ) ، نزد مشركان صدراسلام

أم لم ينبّأ بما فى صحف موسى

توبيخ شدن مردم عصر نزول به خاطر توجه نكردن به پيام آسمانى موسى(ع)، نشانگر آن است كه آن حضرت در ميان آنان موقعيت ويژه اى داشت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 37 - 5

5 - احترام و موقعيت حضرت ابراهيم ( ع ) ، نزد مشركان صدراسلام

أم لم ينبّأ. .. و إبرهيم الذى وفّى

توبيخ شدن مردم عصر نزول، به خاطر توجه نكردن به پيام آسمانى ابراهيم(ع)، نشانگر آن است كه آن حضرت در ميان آنان موقعيت ويژه اى داشت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 25 - 4

4 - مشركان و كافران صدراسلام ، منكر برپايى قيامت بوده و آن را دروغ مى پنداشتند .

و يقولون متى هذا الوعد إن كنتم صدقين

328- بينش مشركان مقارن بعثت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 41 - 3

3 - پندار مشركان عصر بعثت ، خاموش شدن فروغ دين و آيين نبوى ، با رحلت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

فإمّا نذهبنّ بك فإنّا منهم منتقمون

آيه شريفه، گويا در پاسخ توهم مشركان است كه مى پنداشتند با رحلت پيامبر(صلی الله علیه و آله)، تمامى مسائل خاتمه خواهد يافت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 12 - 12

12- ارج و منزلت تورات نزد مشركان عصر بعثت ، به رغم عدم پيروى از آن

و من قبله كتب موسى إمامًا و رحمة و هذا كتب مصدّق

اين احتمال وجود دارد كه تذكّر به وجود مشابهت قرآن و تورات، از آن جهت باشد كه مشركان مكه - با اين كه عملاً پيرو تورات نبودند - نوعى احترام و قداست براى آن قائل بوده و به تكذيب آن اقدام نمى كردند. بر اين اساس خداوند فرموده است: شما چگونه قرآن را دروغ مى پنداريد، با اين كه شبيه تورات است كه نزد شما قرب و منزلت دارد.

329- بينش مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 156 - 5

5 - مشركان و گمراهان مكه، در صورت نازل نشدن قرآن، خويشتن را در قيامت معذور مى دانستند و دورى از رحمت خدا را بى عدالتى مى شمردند.

أن تقولوا إنما أنزل الكتب على طائفتين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 157 - 3

3 - مشركان مكه خويشتن را شايسته تر از ديگران براى دريافت حقايق مى پنداشتند.

لو أنا أنزل علينا الكتب لكنا أهدى منهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 35 - 2

2- مشركان مكه ، سرگذشت نوح و قوم او را ، داستانى ساختگى و بافته پيامبر (صلی الله علیه و آله) مى پنداشتند .

و لقد أرسلنا نوحًا . .. أم يقولون افتريه

برداشت فوق ، براين اساس است كه ضمير مفعولى در «إفتراه» به داستان نوح(ع) و قوم او كه در آيات پيشين آمده ، باز گردد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 35 - 1،2

1- مشركان مكه ، بت پرستى خود و پدرانشان را برخاسته از مشيت خداوند مى دانستند .

و قال الذين أشركوا لو شاء الله ما عبدنا من دونه من شىء نحن و لا ءاباؤنا

با توجه به مكى بودن سورهء نحل و نيز قرينه «كذلك فعل الذين من قبلهم» مراد از «الذين أشركوا» مشركان مكه است.

2- مشركان مكه ، جبرى مسلك بوده و عمل خود را بر اساس مشيت خداوند مى دانستند .

و قال الذين أشركوا لو شاء الله ما عبدنا من دونه من شىء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 38 - 7

7- مشركان مكه ، مبعوث شدن انسان زوال پذير را براى نبوت ، قبول نداشتند . *

و أقسموا بالله جهد أيمنهم لايبعث الله من يموت

به قرينه آيات قبل - كه درباره بعثت انبيا و مورد انكار قرار گرفتن آن از سوى مشركان بود - احتمال دارد مراد آيه نكته ياد شده باشد; يعنى، منظور از «يبعث» برانگيختن براى نبوت باشد نه حشر اخروى.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 43 - 5

5- مشركان مكه ، نزول وحى به انسان را قبول نداشتند .

و ما أرسلنا من قبلك إلاّ رجالاً نوحى إليهم

آيه درصدد تعريض به مشركان و جواب گويى به آنان است كه طبق قرينه ها و آيات ديگر قرآن كريم (سوره يونس ، آيه 2) آنها مبعوث شدن انسان را از جانب خداوند براى پيامبرى قبول نداشتند. فعل «نوحى» در آيه قرينه و نشانه اى است بر نكته فوق.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 40 - 7

7- مشركان مكه ، جنس مذكر را بسى ارزشمندتر و با اهميت تر از زن مى دانستند .

أفأصفكم ربّكم بالبنين و اتّخذ من الملئكة إنثًا

از اينكه از واژه «إناث» (زنان) به جاى هر واژه ديگرى مثل «بنات» (دختران) براى بيان مقصود استفاده شده است، مى تواند به منظور اشاره به اين واقعيت داشته باشد كه مشركان با ادعاى مؤنث بودن ملائكه در صدد عيب جويى از خدا بودند و چنين امرى، حكايت مى كند كه آنان، ذهنيت منفى در باره زن داشته اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 90 - 5

5- مشركان مكه ، قرآن را على رغم بى مانندى اش ، معجزه نمى دانستند .

قل لئن اجتمعت الإنس و الجنّ . .. و قالوا لن نؤمن لك

از اينكه خداوند، پس از توصيف قرآن به معجزه و بى مانند بودن، درخواست معجزه حسى آنان را نقل مى كند، مى تواند به نكته فوق اِشعار داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 91 - 2

2- توانايى مادى و امكانات سرشار دنيوى ، ملاك پيامبرى و پيشوايى در ديد مشركان مكه

لن نؤمن لك حتى . .. تكون لك جنّة من نخيل و عنب

برداشت فوق مبتنى بر اين احتمال است كه خواسته مشركان مكه، داشتن مال، مكنت و باغ بوده است نه معجزه اقتراحى.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 92 - 9

9- مشركان مكه ، داراى تصورى مادى و جسمانى از خدا و ملائكه

تأتى بالله و الملئكة قبيلاً

«قبيلاً» به معناى رو در رو شدن و مشاهده آمده است و از آن نكته فوق استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 94 - 1

1- مشركان مكه ، برگزيده شدن نوع بشر براى پيامبرى را منكر بودند و آن را امرى امكان ناپذير و ناشدنى تلقى مى كردند .

و ما منع الناس . .. إلاّ أن قالوا أبعث الله بشرًا رسولاً

«ال» در «الناس» عهد است و با توجه به آيات سابق مراد از آن، مشركان مكه هستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 5 - 5

5- زيبايى و گيرايى قرآن ، پذيرفته شده و مسلّم در نظر مشركان مكه

بل هو شاعر

از آن جايى كه شعر از زيبايى و گيرايى خاصى برخودار است; بدين سبب مشركان، پيامبر(صلی الله علیه و آله) را شاعر مى دانستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 7 - 13

13- عالمان دينى و آگاهان به كتاب هاى آسمانى ، داراى منزلت و جايگاه اجتماعى نزد مشركان مكه

فسلوا أهل الذكر

ارجاع مشركان به عالمان دينى و آگاهان به تاريخ انبيا، بيانگر اين نكته است كه اين عالمان، از جايگاهى خاص در ميان مشركان برخوردار بودند و سخنان اين قشر نزد آنان مورد پذيرش بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 36 - 7،9

7- كافران و مشركان مكه ، نسبت به نام « رحمان » براى خداوند ، بسيار حساس و منكر رحمانيت او بودند .

و هم بذكر الرحمن هم كفرون

اختصاص به ذكر يافتن نام «رحمان» از ميان ديگر نام هاى مقدس پروردگار و نيز تكرار «هم»، بيانگر برداشت ياد شده است.

9- آسمانى بودن قرآن ، مورد انكار كافران و مشركان مكه بود .

و هم بذكر الرحمن هم كفرون

برداشت ياد شده مبتنى براين است كه مقصود از «ذكر» قرآن كريم باشد، چنان كه در موارد متعدد در قرآن - از جمله آيه دوم همين سوره - از قرآن به «ذكر» ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 17 - 4

4 - در ديدگاه مشركان مكه فرشتگان ، دختران خدا و همانند او در صفات

و إذا بشّر أحدهم بما ضرب للرحمن مثلاً

با توجه به اين كه «مَثَل» در آيه به معناى شبيه است، مى توان گفت كه مشركان مكه معتقد به همسانى فرشتگان با خدا بوده اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 31 - 3

3 - ثروت و اشرافيت ، ملاك تمامى ارزش ها - حتى ارزش هاى دينى - در نگاه مشركان مكه

لولا نزّل هذا القرءان . .. عظيم

مشركان در مقام اعتراض به پيامبر(صلی الله علیه و آله) اظهار مى داشتند: اگر وحى اصالت داشت، مى بايست بر اشراف نازل مى شد. از اين نكته استفاده مى شود كه ملاك ارزش براى آنان، مال و مقام بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 35 - 1

1- مرگ ، پايانى ابدى بر حيات انسان ، در بينش مشركان مكه

إنّ هؤلاء ليقولون . إن هى إلاّ موتتنا الأُولى و ما نحن بمنشرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 2 - 12

12 - « قال الرضا ( ع ) : لم يكن أحد عند مشركى أهل مكّة أعظم ذنباً من رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) لأنّهم كانوا يعبدون من دون اللّه ثلثمأة و ستّين صنماً ، فلمّا جاءهم (صلی الله علیه و آله) بالدعوة إلى كلمة الإخلاص ، كبر ذلك عليهم و عظم . . . فلمّا فتح اللّه عزّوجلّ على نبيّه (صلی الله علیه و آله) مكة قال له يا محمّد : « إنّا فتحنا لك [ مكة ] فتحاً مبيناً ليغفر لك اللّه ما تقدّم من ذنبك و ما تأخّر » عند مشركى أهل مكة ;

امام رضا(ع) فرمود: هيچ كس در نزد مشركان عرب، گناهش از گناه رسول خدا(صلی الله علیه و آله) بزرگ تر نبود; زيرا مشركان 360 بت را مى پرستيدند و چون پيامبر(صلی الله علیه و آله) آنان را به كلمه توحيد و اخلاص دعوت كرد، در نظر آنان [گناه] بزرگ و عظيم بود . .. پس چون خداى عزّوجلّ، مكه را براى پيامبرش فتح كرد; به آن حضرت فرمود: اى محمد! ما مكه را با فتح آشكارى براى تو فتح كرديم، تا خدا گناهان گذشته و آينده تو در نزد مشركان اهل مكه را بپوشاند».

330- پاسخ به شبهات مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 51 - 7،20

7- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظف به پاسخ گويى به مشركان ، درباره پديد آورنده رستاخيز است .

فسيقولون من يعيدنا قل الذى فطركم أوّل مرّة

20- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظف به پاسخ دادن سؤال مشركان درباره زمان وقوع قيامت به اينكه اميد است به زودى تحقق يابد .

متى هو قل عسى أن يكون قريبًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 110 - 2

2- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور ابلاغ پيام الهى در دفع شبهات مطرح شده از سوى مشركان درباره اسما و صفات حضرت بارى

قل ادعوا الله أو ادعوا الرحمن

331- پاسخ تهمتهاى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 102 - 1

1- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، وظيفه دار پاسخ گويى به اتهامات مشركان مبنى بر ساختگى بودن قرآن با روشن كردن حقيقت وحى

إنما أنت مفتر . .. قل نزّله روح القدس من ربّك

332- پايان دشمنى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 2 - 6

6 - صلح حديبيه ، پايانى بر خصومتورزى بى امان مشركان عليه اسلام و نعمتى والا براى پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مسلمانان

إنّا فتحنا لك فتحًا مبينًا . .. و يتمّ نعمته عليك

اهميت صلح حديبيه و اطلاق «فتح مبين» بر آن، از آن جهت است كه اين صلح، مقطع جديدى در روابط و نگرش مشركان نسبت به اسلام و مسلمانان به وجود آورد و چه بسا نعمت شمردن آن نيز بر اين پايه بوده است.

333- پراكندگى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 32 - 1

1 - هر گروهى از مشركان ، براى خود ، دينى انتخاب كردند و در نتيجه ، گروه گروه شدند .

من المشركين . من الذين فرّقوا دينهم و كانوا شيعًا

334- پرسش از برخورد خدا با مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 51 - 3

3 - چگونگى برخورد خداوند با اقوام غير مؤمن گذشته ، پرسش فرعون از موسى ( ع )

أنّ العذاب على من كذّب . .. فما بال القرون الأُولى

چون در آيات گذشته، موسى(ع) سخن از امنيت پيروان هدايت و عذاب تكذيب كنندگان به ميان آورد، سؤال فرعون به منظور اظهار نظر موسى(ع) در باره حال نسل هاى پيشين بوده است. انگيزه او از اين پرسش مى تواند تحريك نسل حاضر در برابر پاسخ موسى(ع) به معذَّب بودن پدرانشان باشد. طفره رفتن موسى(ع) از جواب صريح، اين احتمال را تقويت مى كند.

335- پرسش از عقيده مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 149 - 1

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور زير سؤال بردن عقايد مشركان

فاستفتهم ألربّك البنات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 156 - 1

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور زير سؤال بردن عقايد مشركان

أم لكم سلطن مبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 40 - 1

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور پرسش از مبانى دينى مشركان و زير سؤال بردن آنها

سلهم أيّهم بذلك زعيم

336- پرسش از مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 19 - 1،6

1 - پيامبر(صلی الله علیه و آله)، مأمور به سؤال از مشركان درباره اينكه برترين گواهى كه مى تواند حقانيت او را تأييد كند كيست؟

قل أى شىء أكبر شهدة قل اللّه

6 - پيامبر(صلی الله علیه و آله)، مأمور به احتجاج و بحث با مشركان با طرح سؤال و پاسخ

قل أى شىء أكبر شهدة قل اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 62 - 4

4 - پرسش تحقيرآميز خداوند از مشركان ، درباره معبود هاى آنان در قيامت

فيقول أين شركاءى

استفهام در «أين شركاءى» براى تهكّم و استهزا است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 65 - 4

4 - پرسش خداوند از مشركان در قيامت ، درباره چگونگى پاسخ آنان به دعوت پيامبران

فيقول ماذا أجبتم المرسلين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 66 - 3،5

3 - درماندگى شرك پيشگان در پاسخ گويى به سؤال خداوند از آنان در قيامت

ماذا أجبتم المرسلين فعميت عليهم الأنباء يومئذ

5 - اقدام نكردن مشركان به يافتن پاسخ براى سؤال خداوند از طريق پرس و جو از يكديگر ، نمود سرگردانى و درماندگى آنان در روز رستاخيز است .

فيقول ماذا أجبتم المرسلين . .. فهم لايتساءلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 74 - 4

4 - پرسش تحقيرآميز خداوند در قيامت از مشركان درباره معبودهايشان

و يوم يناديهم فيقول أين شركاءى

استفهام در «أين شركائى» براى تهكّم و استهزا است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 75 - 2

2 - بيرون آوردن فرد مطلع و آگاه هر جامعه شرك پيشه در قيامت ، براى پاسخ گويى به پرسش خداوند

و نزعنا من كلّ أُمّة شهيدًا

«شهيد» به معناى گواه است و گاهى به معناى شخص مطلع و خبره نيز به كار مى رود; مانند: «و إن كنتم فى ريب ممّا نزّلنا على عبدنا فأتوا بسورة من مثله و ادعوا شهدائكم. ..». در آيه بالا نيز همين معنا اراده شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 24 - 2

2 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور پرسش از مشركان درباره منشأ روزيشان جهت هدايت آنان به توحيد ربوبى

قل من يرزقكم من السموت و الأرض

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 73 - 3

3 - پرسش عتاب آميز خداوند از مشركان حق ستيز و لجوج ، درباره معبود هاى ادعايى آنان

ثمّ قيل لهم أين ما كنتم تشركون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 28 - 2

2 - طرح پرسش هاى تنبّه بخش و بيداركننده ، شيوه ارائه شده از سوى خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) در محاجّه با كافران و مشركان

قل أرءيتم إن أهلكنى اللّه و من معى أو رحمنا

337- پرسش مشركان صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 20 - 8

8 - پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) در پى بهانه جويى هاى مشركان و پرسش هاى مكرر آنان از علت عدم نزول معجزه ، در انتظار پاسخ و رهنمودى از سوى خداوند بود .

و يقولون لو لا أنزل عليه ءاية من ربه . .. إنى معكم من المنتظرين

338- پرسشهاى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 29 - 1

1 - پرسش مداوم مشركان از پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان درباره زمان وقوع قيامت

و يقولون متى هذا الوعد إن كنتم صدقين

مضارع آورده شدن «يقولون» دلالت بر استمرار دارد.

339- پرسشهاى مشركان صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 47 - 2

2 - قيامت و زمان برپايى آن ، مورد پرسش مشركان عصر بعثت

إليه يردّ علم الساعة

340- پسردوستى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 57 - 8،9،10

8- داشتن پسر ، مورد خوشايند مشركان و دختر داشتن ، ناخوشايند آنان بود .

و يجعلون لله البنت . .. و لهم ما يشتهون

به قرينه مقابله، احتمال دارد مراد از «ما» فرزند پسر باشد. مشركان با اسناد دادن دختر به خداوند، درصدد تنقيص او بودند و اين، حاكى از نفرت آنان از دختر داشتن است.

9- اظهار نظر مشركان درباره دختر داشتن خداوند و فرزند دلخواه ( پسر ) داشتن خود ، مبتنى بر خواهش نفسانى بوده است .

و يجعلون لله البنت . .. و لهم ما يشتهون

10- مشركان ، در برابر اسناد دختر به خدا ، فرزند دلخواهشان ( پسر ) را به خود اسناد مى دادند .

و يجعلون لله البنت . .. و لهم ما يشتهون

«و» در «و لهم» مى تواند حاليه و هم مى تواند عاطفه باشد. در صورت عاطفه بودن جمله «ما...» در محل نصب خواهد بود براى عطف به «البنات». در هر صورت برداشت فوق قابل استفاده است و اسناد دادن فرزند دختر براى خدا، قرينه اى است بر اينكه مراد از «ما» در «ما يشتهون» فرزند پسر است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 39 - 2

2 - فرشتگان ، دختران خدا در نظر مشركان ، به رغم بيزارى خودشان از داشتن دختر و افتخارشان به پسران

أم له البنت و لكم البنون

مشركان، از داشتن دختر عار داشتند. خداوند براساس همين پندار غلط، با ايشان محاجه كرده است; كه اگر به راستى دختران ننگ اند، چرا دختران را به خداوند نسبت داده و تنها خود را مالك پسران مى دانيد؟!

341- پسردوستى مشركان جاهليت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 59 - 9

9- قرار دادن دختر براى خدا و پسر براى خود از سوى مشركان ، قضاوتى بس زشت و ناروا بود .

و يجعلون لله البنت سبحنه و لهم ما يشتهون . .. ألا ساء ما يحكمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 62 - 9

9- مشركان ، تداوم نسل خويش را از طريق داشتن پسر ، براى خود فرجامى نيك تلقى مى كردند . *

و يجعلون لله ما يكرهون و تصف ألسنتهم الكذب أن لهم الحسنى

احتمال دارد مراد از «الحسنى» به قرينه «و يجعلون لله البنات . .. و لهم ما يشتهون» و «يجعلون لله ما يكرهون» ادامه نسل مشركان از طريق پسرانى باشد كه آنان براى خويش مدعى بودند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 17 - 2

2 - پسر مايه سرور و مباهات و دختر موجب ننگ و عار ، در ميان عرب جاهلى

و أصفيكم بالبنين . و إذا بشّر أحدهم بما ضرب للرحمن مثلاً ظلّ وجهه مسودًّا و هو

342- پسردوستى مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 40 - 7

7- مشركان مكه ، جنس مذكر را بسى ارزشمندتر و با اهميت تر از زن مى دانستند .

أفأصفكم ربّكم بالبنين و اتّخذ من الملئكة إنثًا

از اينكه از واژه «إناث» (زنان) به جاى هر واژه ديگرى مثل «بنات» (دختران) براى بيان مقصود استفاده شده است، مى تواند به منظور اشاره به اين واقعيت داشته باشد كه مشركان با ادعاى مؤنث بودن ملائكه در صدد عيب جويى از خدا بودند و چنين امرى، حكايت مى كند كه آنان، ذهنيت منفى در باره زن داشته اند.

343- پشيمانى اخروى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 167 - 2،3

2 - اظهار پشيمانى مشركان پيرو در صحنه قيامت ، از دوستى با سران شرك و اطاعت از ايشان در دنيا

و قال الذين اتبعوا لو أن لنا كرّة فنتبرأ منهم

3 - ندامت مشركان پيرو در قيامت از شركورزى و پشيمانى آنان از اطاعت سران ، ثمرى نداشته و موجب نجات آنان نخواهد شد .

و قال الذين اتبعوا لو أن لنا كرّة فنتبرأ منهم

چنانچه ندامت از شرك و . .. در قيامت براى نجاتشان مؤثر مى بود، مشركان آرزوى بازگشت به دنيا را نمى كردند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 33 - 11

11 - مشركان ، به خاطر انتخاب عقيده شرك آلود ، در قيامت پشيمان شده و آن را پنهان خواهند كرد .

و لو ترى إذ الظلمون موقوفون عند ربّهم . .. و أسرّوا الندامة لمّا رأوا العذاب

344- پشيمانى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 54 - 8،10

8 - ستم پيشگان مشرك ، به هنگام مشاهده عذاب استيصال ، از فرط شرمسارى ، پشيمانى خويش را پنهان مى دارند .

و لو أن لكل نفس ظلمت . .. و أسروا الندامة لما رأوا العذاب

10 - ستم پيشگان مشرك ، به هنگام مشاهده عذاب ، از كرده هاى خويش اظهار پشيمانى خواهند كرد .

و لو أن لكل نفس ظلمت . .. و أسروا الندامة لما رأوا العذاب

«أسر» هم به معناى «كتم» و هم به معناى «أظهر» مى آيد (لسان العرب). برداشت فوق مبتنى بر معناى دوم است.

345- پليدى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 17 - 5

5 - مشركان ، مردمانى ناپاك و آلوده به كفر

شهدين على أنفسهم بالكفر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 28 - 1

1 - شرك ، مايه پليدى است و مشركان مردمانى پليدند .

يأيها الذين ءامنوا إنما المشركون نجس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 60 - 6

6- مشركان ، به خاطر عدم ايمان به عالم آخرت ، زشت خصلتند .

للذين لايؤمنون بالأخرة مثل السوء

قرار دادن موصول «الذين» به جاى اسم ظاهر، مشعر به اين مطلب است كه متصف شدن آنان به زشت صفتى، به خاطر كفرشان است.

346- پليدى مشركان صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 43 - 2

2 - مشركان عصر پيامبر ، در پليدى و استحقاق عذاب ، همچون كافران هلاك شده پيشين ( قوم هاى عاد ، ثمود ، لوط و فرعونيان )

أكفّاركم خير من أُولئكم

347- پندار مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 7 - 2

2- منافات داشتن پيامبرى با بشر بودن ، پندار باطل مشركان

هل هذا إلاّبشر مثلكم . .. ما أرسلنا قبلك إلاّرجالاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 8 - 4

4- بى نيازى پيامبران از تغذيه و جاودانگى آنان در دنيا ، پندار باطل مشركان

و ما جعلنهم جسدًا لايأكلون الطعام و ما كانوا خلدين

348- پوچى ادعاى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 33 - 9

9- ادعاى مشركان مبنى بر وجود شريك براى خدا ، ادعايى پوچ و بدون واقعيت است .

أم بظهر من القول

«ظاهر من القول» ; يعنى، گفتارى كه واقعيت نداشته و عارى از حقيقت است. «بظاهر» متعلق به فعلى محذوف است و كلام با تقدير آن چنين مى باشد: «قل ... أم تسمّونهم شركاء بظاهر من القول» (بگو ... بلكه آيا به سخن ظاهرى و بدون واقعيت آنها را شريكهاى خدا مى ناميد).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بينه - 98 - 4 - 8

8 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) و قرآن ، در ادعاى واهى و نادرست اهل كتاب و مشركان ، مصداق « بيّنه » نبوده و برهان درخواستى آنان را تأمين نمى كردند .

لم يكن . .. منفكّين حتّى تأتيهم البيّنة ... و ما تفرّق الذين أُوتوا الكتب إلاّ

اين آيه، تسلاّى خاطرى است براى پيامبر(صلی الله علیه و آله) در برابر كافرانى كه حتى پس از مشاهده آن حضرت و قرآن، هنوز خود را منتظر «بيّنه» قلمداد مى كردند و بيان مى كند كه در گذشته نيز كافران همين رويه را داشتند و آمدن بينه براى آنان اثرى نداشت.

349- پوچى زندگى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 3 - 1

1- مشركان ، مردمى غافل از مسائل جدى و اصلى زندگى و دل مشغول به امور واهى و بى ارزش

و هم يلعبون . لاهية قلوبهم

«لهو» به معناى چيزى است كه انسان را از كارهاى مهم و سودمند باز دارد (مفردات راغب). توصيف مشركان به اين كه قلبشان به لهو و امور غير مهم مبتلا شده، بيانگر برداشت ياد شده است.

350- پوچى عبادات مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 82 - 2

2- معبود هاى مشركان در قيامت ، بطلان و بيهودگى عبادت هاى مشركان را برملا كرده و از آن برائت خواهند جست .

سيكفرون بعبادتهم و يكونون عليهم ضدًّا

در مورد ضميرهاى موجود در آيه، احتمالاتى ذكر شده است; از جمله آن كه ضمير «يكفرون» و «يكونون» به «ءالهة» بازمى گردد و ضمير «بعبادتهم» و «عليهم» به مشركان. برداشت ياد شده مبتنى براين وجه است. گفتنى است كه «كفر» در معانى مختلفى از جمله انكار و برائت استعمال شده است (لسان العرب). در اين آيه نيز به قرينه «و يكونون عليهم ضدّاً» به معناى برائت جستن و سلب مسؤوليت است.

351- پوچى عبادت مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 41 - 9

9 - معبود گزينىِ مشركان ، سخت بى بنياد و جاهلانه است .

مثل الذين اتّخذوا من دون اللّه أولياء كمثل العنكبوت اتّخذت بيتًا و إنّ أوهن البي

352- پوچى عقيده مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 37 - 20

20 - مشركان به هنگام مرگ به كفر و واهى بودن باورهاى خويش (پذيرش خدايان پوچ به جاى خداى يگانه) شهادت خواهند داد.

و شهدوا على أنفسهم أنهم كانوا كفرين

353- پوچى معبودان مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 37 - 14

14 - مشركان به هنگام مرگ به پوچى معبودان خويش پى خواهند برد و به كارساز نبودن آنان اعتراف خواهند كرد

قالوا ضلوا عنا

354- پيامبرشناسى مشركان صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 94 - 4

4- مشركان و كافران عصر بعثت داراى ملاك هاى غلط براى شناخت رسولان الهى

قالوا أبعث الله بشرًا رسولاً

355- پيروزى بر مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 7 - 4

4 - پيروزى بر سپاه مشركان قريش و يا تسلط بر كاروان تجارى آنان ، وعده خداوند به اهل ايمان

و إذ يعدكم اللّه إحدى الطائفتين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 9 - 10

10- پيروزى بر مشركان ، وعده خداوند به پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله)

ثمّ صدقنهم الوعد

آيه شريفه در مقام دلدارى به پيامبراسلام است و خداوند با بيان جريان عمومى (وعده پيروزى همه پيامبران)، در واقع به آن حضرت نيز وعده پيروزى مى دهد.

356- پيروزى مشركان صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 44 - 2

2 - احساس اطمينان مشركان صدراسلام نسبت به پيروزى جمع متحد خويش بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان

أم يقولون نحن جميع منتصر

357- پيروى از رسوم مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 150 - 13

13 - مؤمنان نبايد در افكار و اعمال و سنتها از مشركان و منكران معاد تقليد كنند.

و لا تتبع أهواء الذين . .. و هم بربهم يعدلون

358- پيشگويى ارتداد مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 15 - 2

2- اخبار خداوند از رفع محدود عذاب دنيوى مشركان مكه و بازگشت دوباره آنان به كفر و شرك

إنّا كاشفوا العذاب قليلاً إنّكم عائدون

برداشت يادشده بر اين اساس است كه عذابى كه در آيات پيشين از آن ياد شده، عذاب دنيوى باشد. در اين صورت معناى آيه چنين مى شود: ما عذاب دنيوى را براى زمانى اندك برخواهيم داشت; يعنى، در دنيا كه اصولاً مجالى اندك است عذاب را از شما برمى داريم; اما انتقام به قيامت موكول خواهد شد.

359- پيشگويى شكست مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 175 - 4

4 - اخبار خداوند به شكست و عذاب قريب الوقوع كافران و مشركان معاند و مشاهده شدن آن براى آنان

فتولّ عنهم حتّى حين . و أبصرهم فسوف يبصرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 179 - 4

4 - اخبار خداوند به شكست و عذاب قريب الوقوع كافران و مشركان معاند و مشاهده شدن آن براى آنان

و تولّ عنهم حتّى حين . و أبصر فسوف يبصرون

360- پيشگويى عذاب مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 175 - 4

4 - اخبار خداوند به شكست و عذاب قريب الوقوع كافران و مشركان معاند و مشاهده شدن آن براى آنان

فتولّ عنهم حتّى حين . و أبصرهم فسوف يبصرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 179 - 4

4 - اخبار خداوند به شكست و عذاب قريب الوقوع كافران و مشركان معاند و مشاهده شدن آن براى آنان

و تولّ عنهم حتّى حين . و أبصر فسوف يبصرون

361- تأثير شبهه افكنى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 119 - 2

2 - برخى از مسلمانان صدر اسلام به جهت شبهه هاى ايجاد شده مشركان از خوردن ذبيحه با نام خدا خوددارى مى كردند.

فكلوا مما ذكر اسم الله . .. و ما لكم ألا تأكلوا

لحن عتاب گونه آيه چنين مى نماياند كه بر اثر تبليغات كافران و سخنان فريبنده آنان برخى از مسلمانان از خوردن ذبيحه حلال خوددارى مى كردند.

362- تأخير عذاب مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 21 - 7

7 - داورى درباره مشركان و عذاب آنان ، براساس سنت امهال تا قيامت به تأخير افتاده است .

و لولا كلمة الفصل لقضى بينهم

363- تأخير عذاب مشركان صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 48 - 4

4 - تأخير در عذابِ شرك پيشگان عصر بعثت ، فرصتى بود تا شايد آنان بيدار شوند و به اسلام بگروند .

و يستعجلونك بالعذاب . .. و كأيّن من قرية أمليت لها

364- تأخيردر عذاب مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 59 - 6

6 - تعجيل نشدن در عذاب مشركان و كفار، مرتبط با آگاهى مطلق خداوند بر غيب و شهود جهان و اسرار آفرينش است.

قل لو أن عندى ما تستعجلون . .. و عنده مفاتح الغيب

365- تباهى عمر مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 15 - 3

3 - مشركان و كافران در عرصه قيامت ، سرمايه عمر خود را تباه شده مى بينند و خويش را از حمايت خانواده شان ، محروم مى يابند .

قل إنّ الخسرين الذين خسروا أنفسهم و أهليهم يوم القيمة

مقصود از «أنفس» سرمايه هاى عمر و مراد از «أهل» خانواده مى باشد. بر اين اساس خسارت نفس، به معناى تباه ساختن و بهره كافى نگرفتن از سرمايه عمر است. خسارت اهل نيز به معناى از كف دادن حمايت خانواده و بهره نجستن از آنان مى باشد. گفتنى است برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه مخاطبان آيه شريفه كافران و مشركان هستند.

366- تباهى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 109 - 5

5- معبود هاى اهل شرك ، ارمغانى جز خسارت و تباهى براى پرستشگران خويش ندارند .

فلاتك فى مرية مما يعبد هؤلاء ما يعبدون إلاّ كما يعبد ءاباؤُهم

چنان چه «كما» در آيه شريفه براى تشبيه باشد، جمله «فلاتك . ..» به ضميمه «إنا لموفُّوهم ...» مى رساند كه: روا نبودن شك و ترديد به اين جهت است كه همان طور كه معبودهاى مشركان پيشين، دستاوردى جز خسارت و تباهى براى پرستش كنندگان خود نداشتند (و ما زادوهم غير تتبيب، آيه 101) معبودهاى اهل شرك در زمان تو نيز اين چنينند.

367- تبرى از رهبران مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 167 - 1،4

1 - بازگشت به دنيا براى تبرّى از سران شرك و مخالفت كردن با آنان ، آرزوى مشركان پيرو در صحنه قيامت

و قال الذين اتبعوا لو أن لنا كرّة فنتبرأ منهم

«كرّ» به معناى رجوع و «كرّة» به معناى يكبار رجوع كردن است و مراد از آن، بازگشت به دنيا مى باشد. بنابراين «لو أن لنا كرّة»; يعنى، اى كاش يكبار ديگر به دنيا باز مى گشتيم!

4 - حس انتقام جويى ، وادار كننده مشركان پيرو به تبرّى از سران شرك ، نه حق جويى و حقيقت طلبى

فنتبرأ منهم كما تبرّءوا منا

جمله «كما تبرءوا منا» (چون آنان از ما بيزارى كردند و يا همان گونه كه آنان از ما بيزارى جستند) بيانگر انگيزه اظهار تبرى مشركان پيرو است.

368- تبرى از مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 14 - 23

23 - پيامبر(صلی الله علیه و آله)، مأمور به دورى از صف مشركان

قل إنى أمرت . .. و لا تكونن من المشركين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 3 - 1،6،8

1 - صدور بيانيه برائت از مشركان ( تحريم روابط مسلمانان با آنان ) از سوى خدا و پيامبر (صلی الله علیه و آله) و دستور ابلاغ آن به عموم مردم حاضر در مراسم حج

و أذن من اللّه و رسوله إلى الناس . .. أن اللّه برىء من المشركين و رسوله

«برىء» از «برائت» است و «برائت» به معنان فاصله گرفتن و جدا شدن مى باشد. اعلام برائت خدا و رسول از مشركان دستورى است به مسلمانان كه روابط و پيوندهاى خود را با مشركان بگسلند و - به اصطلاح - آنان را تحريم كنند.

6 - دهم ذيحجه سال نهم هجرت ، آغاز قطع كامل روابط مسلمانان با مشركان و تحريم همه جانبه آنان از سوى خدا و پيامبر (صلی الله علیه و آله)

يوم الحج الأكبر أن اللّه برىء من المشركين و رسوله

8 - توصيه خداوند به عموم مشركان مبنى بر ر ها كردن شرك و گرويدن به توحيد و اسلام در پى ابلاغ پيام برائت خدا و رسول به آنان

و أذن من اللّه . .. فإن تبتم فهو خير لكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 113 - 11

11 - لزوم پرهيز محبت و دلسوزى نسبت به مشركانى كه دوزخى بودنشان حتمى است .

ما كان للنبى . .. أن يستغفروا للمشركين ... أنهم أصحب الجحيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 114 - 12

12 - ممنوعيت استغفار براى مشركان و لزوم برائت از آنان ، حكمى مشترك در اديان آسمانى

ما كان للنبى . .. أن يستغفروا للمشركين ... و ما كان استغفار أبرهيم ... أنه عدو ل

از اينكه خداوند، به موضوع استغفار حضرت ابراهيم (ع) براى آزر، به عنوان تنها موردى كه مى تواند در ذهن مسلمانان ايجاد ترديد كند پرداخت و از راز آن پرده برداشت نشان مى دهد كه مسأله ممنوعيت استغفار براى اهل شرك، مشترك همه اديان الهى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 41 - 1

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) دستور داشت تا در صورت مواجه شدن با پافشارى مشركان بر تكذيب و انكار ، آنان را به حال خود ر ها كرده و از اعمال باطلشان اعلان تبرى كند .

و إن كذبوك فقل . .. و انا برىء ممّا تعملون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 48 - 1

1- ابراهيم ( ع ) ، زندگى در ميان هم كيشان آزر را هم سان زندگى در خانه او ، مانعى در راه خداپرستى خويش ديده و از همه آنها كناره گيرى كرد .

و أعتزلكم و ما تدعون من دون اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 49 - 1

1- حضرت ابراهيم ( ع ) از محيط شرك و بت پرستى هجرت كرد و از بت پرستان و معبود هاى آنان كناره گيرى كرد .

فلمّا أعتزلهم و مايعبدون من دون اللّه وهبنا له إسحق و يعقوب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 82 - 2

2- معبود هاى مشركان در قيامت ، بطلان و بيهودگى عبادت هاى مشركان را برملا كرده و از آن برائت خواهند جست .

سيكفرون بعبادتهم و يكونون عليهم ضدًّا

در مورد ضميرهاى موجود در آيه، احتمالاتى ذكر شده است; از جمله آن كه ضمير «يكفرون» و «يكونون» به «ءالهة» بازمى گردد و ضمير «بعبادتهم» و «عليهم» به مشركان. برداشت ياد شده مبتنى براين وجه است. گفتنى است كه «كفر» در معانى مختلفى از جمله انكار و برائت استعمال شده است (لسان العرب). در اين آيه نيز به قرينه «و يكونون عليهم ضدّاً» به معناى برائت جستن و سلب مسؤوليت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 63 - 6،8

6 - پيشوايان شرك مدعى مسؤوليت نداشتن نسبت به گرويدن پيروانشان به آيين شرك

أغوينهم كما غوينا

به گفته مفسران، عبارت «كما غوينا» صفت براى مصدرى است كه با فعلش حذف شده و تقدير آن چنين است: «أغويناهم فغووا غيّاً مثل ما غوينا» مقصود گروه ياد شده اين است كه ما آنان را مجبور به پذيرش شرك نكرديم و در اين جهت ما و آنها با هم برابريم. همان طورى كه شرك را خودمان اختيار كرديم و كسى ما را مجبور به آن نكرد، آنها نيز خودشان شرك را پذيرا شدند و ما آنان را مجبور نكرديم.

8 - اقدام پيشوايان شرك به اظهار برائت از پيروان خويش در قيامت

و يوم يناديهم . .. تبرّأنا إليك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 87 - 8

8 - تشكيل جبهه توحيد ، جدا ساختن خويش از صف مشركان و پرهيز از درآميختن با آنان ، سفارش ديگر خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و ادع إلى ربّك و لاتكوننّ من المشركين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 41 - 0

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 27 - 2،3،4

2- تبرّى شيطان در قيامت ، از انحرافات و طغيان گرى مشركان

قال قرينه ربّنا ما أطغيته

بنابراين كه مراد از «قرين» شيطان باشد، برداشت بالا به دست مى آيد.

3- تبرّى همگامان و همراهان مشركان ، از روش و منش آنان در قيامت

قال قرينه ربّنا ما أطغيته

بنابراين كه «قرين» اعم از شيطان جن و انس باشد و شامل همراهان و عوامل شرك نيز بشود، برداشت بالا استفاده مى شود.

4- تمسّك شيطان به ربوبيت الهى در دادگاه اخروى ، براى مبرّا جلوه دادن خود از گناهان مشركان *

قال قرينه ربّنا ما أطغيته

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 4 - 9،24

9 - ابراهيم ( ع ) و همگامانش ، پيشتازان برائت از مشركان و كافران

قد كانت لكم أسوة حسنة فى إبرهيم و الذين معه . .. إذ قالوا

برداشت بالا، با توجه به اين نكته است كه خداوند، از ميان همه پيامبران و امت هاى پيشين، ابراهيم(ع) و همگامانش را الگوى برائت از مشركان معرفى كرده است.

24 - توكل ابراهيم ( ع ) و همراهانش ، بر خداى يگانه در برائت از مشركان و پيامد هاى آن

إذ قالوا لقومهم إنّا برءؤا منكم . .. ربّنا عليك توكلنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 6 - 11

11 - برنامه برائت از مشركان و نهى از مودّت با ايشان ، در جهت مصالح خود مؤمنان و نه خداوند

و من يتولّ فإنّ اللّه هو الغنىّ الحميد

با توجه به اين كه اين آيات، در ادامه نهى مؤمنان از مودّت مشركان است، تعبير «و من يتوّل. ..» بيانگر مطلب ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - كافرون - 109 - 2 - 2

2 - قاطعيت در اعلان جدايى از مشركان و نفى ارتباط با برنامه هاى عبادى آنان ، وظيفه اى الهى بر عهده پيامبر (صلی الله علیه و آله)

قل . .. لا أعبد ما تعبدون

369- تبرى از مشركان پيرو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 166 - 3

3 - سران شرك به هنگام مواجه شدن با عذاب قيامت ، از پيروانشان فاصله گرفته و از آنان بيزار مى شوند .

إذ تبرأ الذين اتبعوا من الذين اتبعوا و رأوا العذاب

جمله «و رأوا العذاب» جمله حاليه است; يعنى، تبرّى و بيزارى سران شرك از پيروانشان در آن حال است كه با عذاب مواجه مى شوند.

370- تبرى از معبودان مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 19 - 23،24

23 - پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله)، مأمور به اعلام يگانگى خداوند و اظهار بيزارى از شرك و معبودهاى مشركان

قل إنما هو إله وحد و إننى برىء مما تشركون

24 - لزوم پايدارى در عقيده توحيدى و اعلام صريح بطلان شرك و بيزارى از معبودهاى مشركان

قل لا أشهد قل إنما هو إله وحد و إننى برىء مما تشركون

371- تبرى رهبران مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 166 - 3

3 - سران شرك به هنگام مواجه شدن با عذاب قيامت ، از پيروانشان فاصله گرفته و از آنان بيزار مى شوند .

إذ تبرأ الذين اتبعوا من الذين اتبعوا و رأوا العذاب

جمله «و رأوا العذاب» جمله حاليه است; يعنى، تبرّى و بيزارى سران شرك از پيروانشان در آن حال است كه با عذاب مواجه مى شوند.

372- تبرى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 41 - 4

4 - پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) از اعمال و كردار مشركان و مشركان از اعمال و كردار پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، ناراحت و بيزار بودند .

أنتم بريئون مما أعمل و أنا برىء ممّا تعملون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 6 - 4،6

4- بيزارى معبود هاى باطل در قيامت ، از پرستش عبادت گران خود

و كانوا بعبادتهم كفرين

ضمير «كانوا» به معبودها و ضمير «بعبادتهم» به عبادت گران مشرك بازمى گردد.

6- اظهار دشمنى و بيزارى مشركان ، نسبت به معبود هاى دروغين خود در قيامت *

كانوا لهم أعداء و كانوا بعبادتهم كفرين

فاعل «كانوا»، ضميرى است كه ممكن است به «الناس» برگردد و مرجع ضمير «هم» نيز ممكن است معبودهاى مشركان باشد كه در آيه قبل، به عنوان مبعودهاى غير الهى از آنها ياد شده است. بر اساس اين دو احتمال، نكته ياد شده استفاده مى شود.

373- تبرى همدم مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 27 - 3

3- تبرّى همگامان و همراهان مشركان ، از روش و منش آنان در قيامت

قال قرينه ربّنا ما أطغيته

بنابراين كه «قرين» اعم از شيطان جن و انس باشد و شامل همراهان و عوامل شرك نيز بشود، برداشت بالا استفاده مى شود.

374- تبعيض نژادى مشركان جاهليت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 42 - 5

5 - مشركان جزيرة العرب ، مردمى نژادپرست و متعصب بودند .

و أقسموا باللّه . .. لئن جاءهم نذير ليكوننّ أهدى من إحدى الأُمم

برداشت ياد شده از تأكيد مشركان بر آمدن پيامبرى ويژه براى آنان استفاده مى شود; زيرا تأكيد آنان در حالى بود كه پيامبران بسيارى براى هدايت بشر آمده و عده اى از مردم ساكن در جزيرة العرب به آنان گرويده بودند.

375- تبليغ عليه مشركان صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 5 - 11

11- استفاده مشركان ستم پيشه از تمامى شيوه هاى ممكن تبليغى ، سياسى و فرهنگى عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله)

أسرّوا النجوى. .. هل هذا إلاّ بشر... بل قالوا أضغث أحلم بل افتريه بل هو شاعر

376- تبليغ مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 5 - 2

2- معرفى قرآن به صورت مجموعه اى غيرمنظم و كتابى بدون انسجام ، از تبليغات سوء مشركانِ ستم پيشه

بل قالوا أضغث أحلم

برداشت ياد شده باتوجه به معناى لغوى «أضغاث» (اشياى آشفته و دسته هاى پراكنده و بى انسجام) است.

377- تبليغ مشركان صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 37 - 10

10 - تبليغات مشركان عليه پيامبر(صلی الله علیه و آله)، على رغم آگاهى به قدرت الهى و فلسفه نازل نشدن معجزات درخواستى

و قالوا لولا نزل عليه ءاية من ربه قل إن اللّه قادر . .. و لكن أكثرهم لايعلمون

اگر مشركان اعتقاد به قدرت خدا نداشتند، جمله «قل إن اللّه قادر» ادعايى محض بود. بر اين اساس آنان قدرت خداند را بر نزول هرگونه معجزه قبول داشتند. گذشته از اينكه اقليتى از آنان به تصريح آيه به علت عدم نزول معجزات مورد درخواست خود نيز آگاه بودند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 71 - 10

10 - مشركان صدر اسلام با تبليغات خود در صدد بازگرداندن مسلمانان به آيين شرك و بت پرستى بودند.

قل أندعوا من دون الله . .. و نرد على أعقابنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 119 - 2

2 - برخى از مسلمانان صدر اسلام به جهت شبهه هاى ايجاد شده مشركان از خوردن ذبيحه با نام خدا خوددارى مى كردند.

فكلوا مما ذكر اسم الله . .. و ما لكم ألا تأكلوا

لحن عتاب گونه آيه چنين مى نماياند كه بر اثر تبليغات كافران و سخنان فريبنده آنان برخى از مسلمانان از خوردن ذبيحه حلال خوددارى مى كردند.

378- تبليغ مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 119 - 21

21 - اتهام بدعتگذارى و تجاوز به احكام دين الهى به اسلام و مسلمانان در تبليغات مشركان مكه

إن ربك هو أعلم بالمعتدين

كاربرد فعل تفضيل «أعلم» و تأكيد و حصر آن با «إن» و ضمير فصل «هو» در مواردى است كه مدعيان و منكرانى در برابر وجود داشته باشند. بدين معنى كه چه بسا مشركان، مسلمانان را به سبب پايبندى به احكام اسلام به بدعتگذارى متهم مى ساختند.

379- تبليغ ناپسند مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 65 - 1

1 - تبليغات سوء و سخنان نارواى مشركان عليه رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به درجه اى بود كه باعث اندوه و رنجش خاطر مبارك آن حضرت مى شد .

و لا يحزنك قولهم

380- تجاوزگرى مشركان صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 10 - 6

6 - مشركان صدر اسلام ، مردمانى تجاوز پيشه بودند .

و أولئك هم المعتدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 60 - 3

3 - تجاوز دو باره مشركان به مسلمانانى كه با آنان ، مقابله به مثل كرده بودند ( يعنى نظير عقوبتى كه بر آنها رفته بود ، به آنان عقوبت رسانده بودند ) .

و من عاقب بمثل ما عوقب به ثمّ بغى عليه

381- تجاهل مشركان صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 60 - 3،4

3 - مشركان صدراسلام نسبت به معنا و حقيقت رحمان ، اظهار بى اطلاعى نموده و تجاهل مى كردند .

قالوا و ما الرحمن

«ما» در «و ماالرحمان» استفهاميه است و در آن دو احتمال وجود دارد: 1- سؤال از معنا و حقيقت واژه «رحمان» است. 2- سؤال از مصداق و مسمّاى اسم «رحمن» مى باشد; كه برداشت ياد شده مبتنى بر احتمال نخست است. گفتنى است چون از رحمانيت خدا در آيات بسيارى سخن به ميان آمده است - كه جمله (إذا قيل ...) نيز مؤيد آن مى باشد - به دست مى آيد كه مشركان از رحمانيت خدا آگاه بوده و تجاهل مى كردند.

4 - مشركان صدراسلام ، نسبت به اين كه رحمان نام چه كسى است اظهار بى اطلاعى نموده و تجاهل مى كردند .

قالوا و ما الرحمن

382- تجاهل مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 7 - 12

12- تجاهل مشركان مكه ، نسبت به بشر بودن پيامبران گذشته

فسلوا أهل الذكر إن كنتم لاتعلمون

قيد «إن كنتم لاتعلمون» اشاره به علم و آگاهى مشركان دارد; زيرا اگر آنان واقعاً نمى دانستند، قيد ياد شده (اگر نمى دانيد) لغو و زايد مى شد.

383- تجديد حيات اجداد مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 17 - 2

2 - مشركان ، حيات مجدد نياكان اوليه خود را در روز رستاخيز ، بعيدتر و غيرممكن تر از تجديد حيات خود مى دانستند .

أءنّا لمبعوثون . أوَ ءاباؤنا الأوّلون

از عطف «أو ءاباؤنا. ..» بر «أءنا لمبعوثون» - كه براى ارتقاى اظهارِ استحاله امرِ معاد است - و نيز از اختصاص به ذكر يافتن «آباء»، برداشت ياد شده به دست مى آيد.

384- تجمع اخروى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 40 - 1،2

1 - در روز قيامت ، همه مشركان به منظور مؤاخذه و روشن شدن حقايق گردآورى خواهند شد .

و يوم يحشرهم جميعًا ثمّ يقول للملئكة أهؤلاء إيّاكم كانوا يعبدون

2 - خداوند ، همه مشركان را در روز قيامت گرد هم خواهد آورد .

و يوم يحشرهم جميعًا

385- تجمع مشركان در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 75 - 1

1 - گردآورى جوامع شرك پيشه در قيامت براى محاكمه

و نزعنا من كلّ أُمّة شهيدًا فقلنا هاتوا برهنكم

386- تجمل گرايى مشركان صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 15 - 8

8- مشركان عصر بعثت به خاطر دنيا طلبى و تجمل گرايى ، قرآن را نپذيرفته و آن را ساخته دست پيامبر (صلی الله علیه و آله) قلمداد مى كردند .

أم يقولون افتريه . .. من كان يريد الحيوة الدنيا و زينتها

بيان پيامدهاى دنياخواهى و تجمل گرايى، پس از دعوت به توحيد و اقامه برهانى روشن براى آن، اشاره به ريشه هاى اصرار مشركان به كفرورزى دارد; يعنى، اينكه مشركان با وجود دليلى روشن بر حقانيت قرآن، حقايق مطرح شده در آن را نمى پذيرند به دليل دنياخواهى آنان است.

387- تحجر مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 5 - 8

8 - دلبستگى عميق جوامع كفرپيشه و شركورز به انديشه ها و سنت هاى ديرين خويش

و ما يأتيهم من ذكر من الرحمن محدث . .. معرضين

واژه «محدث» (جديد) مى تواند اشاره به اين داشته باشد كه جديد بودن پيام هاى الهى، در عدم پذيرش جوامع شرك تأثير داشته است و اين مى تواند ناشى از دلبستگى آنان به سنت هاى كهن خويش باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 43 - 6

6 - مشركان ، سنت هاى ديرپاى دينى باقى مانده از پدرانشان را ، بسى ارزشمند مى دانستند .

رجل يريد أن يصدّكم عمّا كان يعبد ءاباؤكم

388- تحجر مشركان صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 2 - 6

6- مشركان در عصر بعثت ، مردمى سنت گرا و كهنه پرست بودند .

ما يأتيهم من ذكر من ربّهم محدث

مخالفت مشركان با پيام هاى جديد الهى، نشانگر سنت پرستى و كهنه گرايى آنان است.

389- تحريم رابطه با مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 3 - 1،6

1 - صدور بيانيه برائت از مشركان ( تحريم روابط مسلمانان با آنان ) از سوى خدا و پيامبر (صلی الله علیه و آله) و دستور ابلاغ آن به عموم مردم حاضر در مراسم حج

و أذن من اللّه و رسوله إلى الناس . .. أن اللّه برىء من المشركين و رسوله

«برىء» از «برائت» است و «برائت» به معنان فاصله گرفتن و جدا شدن مى باشد. اعلام برائت خدا و رسول از مشركان دستورى است به مسلمانان كه روابط و پيوندهاى خود را با مشركان بگسلند و - به اصطلاح - آنان را تحريم كنند.

6 - دهم ذيحجه سال نهم هجرت ، آغاز قطع كامل روابط مسلمانان با مشركان و تحريم همه جانبه آنان از سوى خدا و پيامبر (صلی الله علیه و آله)

يوم الحج الأكبر أن اللّه برىء من المشركين و رسوله

390- تحقير اخروى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 27 - 1

1- خداوند ، مشركان توطئه گر عليه دين را علاوه بر عذاب دنيوى ، در قيامت به صورت تحقيرآميزى خوار خواهد ساخت .

قد مكر الذين من قبلهم . .. و أتهم العذاب ... ثمّ يوم القيمة يخزيهم و يقول أين

«خزى» در لغت به معناى شكست و ذلت است. اين حالت گاهى از ناحيه خود شخص عارض مى شود و گاهى از سوى ديگرى. در صورتى كه از سوى ديگرى باشد، همراه با خفت و تحقير است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 62 - 4

4 - پرسش تحقيرآميز خداوند از مشركان ، درباره معبود هاى آنان در قيامت

فيقول أين شركاءى

استفهام در «أين شركاءى» براى تهكّم و استهزا است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 74 - 2،4

2 - حقارت مشركان و محروم بودن آنان از افتخار قرب به خدا در قيامت

و يوم يناديهم

برداشت ياد شده با توجه به تعبير «ينادى» به دست مى آيد; زيرا «ندا» در جايى است كه شخص را از دور بخوانند. بنابراين انتخاب اين تعبير به جاى تعبير «يدعوا»، مى تواند بيانگر مطلب ياد شده باشد.

4 - پرسش تحقيرآميز خداوند در قيامت از مشركان درباره معبودهايشان

و يوم يناديهم فيقول أين شركاءى

استفهام در «أين شركائى» براى تهكّم و استهزا است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 18 - 2

2 - مشركان و منكران قيامت ، با وضعيتى ذلّت بار و تحقير شده در روز قيامت زنده خواهند شد .

و أنتم دخرون

«داخر» (مفرد «داخرون») به معناى «صغير» و «ذليل» است و جمله «أنتم داخرون» حال براى فاعل فعل مقدّر (تبعثون) مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 47 - 12

12 - مشركان در قيامت مورد سخره و تحقير الهى قرار مى گيرند .

و يوم يناديهم أين شركاءى

لحن آيه و نحوه خطاب در آن («أين شركائى» و «يناديهم») مى تواند مفيد برداشت بالا باشد.

391- تحقير مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 39 - 12

12- افكنده شدن مشركان در دوزخ ، همراه با ملامت ، طرد و اهانت است .

فتلقى فى جهنّم ملومًا مدحورًا

«مدحوراً» به معناى «مطرود» است كه در آن معناى اهانت و استخفاف اشراب شده است.

392- تحقير مشركان صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 71 - 7

7 - مشركان عصر بعثت ، مورد تحقير شديد خداوند

و يعبدون من دون اللّه ما لم ينزّل به سلطنًا و ما ليس لهم به علم

393- تحير اخروى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 66 - 2،3،5

2 - تحير و درماندگى اهل شرك در روز رستاخيز

فعميت عليهم الأنباء يومئذ

برداشت ياد شده بدين جهت است كه ميان بسته شدن همه راه هاى خبر بر انسان و سرگردانى وى، تلازم وجود دارد. بنابراين جمله «عميت عليهم الأنباء» مى تواند كنايه از حيرت و سردرگمى مشركان باشد.

3 - درماندگى شرك پيشگان در پاسخ گويى به سؤال خداوند از آنان در قيامت

ماذا أجبتم المرسلين فعميت عليهم الأنباء يومئذ

5 - اقدام نكردن مشركان به يافتن پاسخ براى سؤال خداوند از طريق پرس و جو از يكديگر ، نمود سرگردانى و درماندگى آنان در روز رستاخيز است .

فيقول ماذا أجبتم المرسلين . .. فهم لايتساءلون

394- تحير مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 137 - 11،12

11 - شريكان موهوم خداوند با تزيين اعمال ناروا موجبات هلاكت و سردرگمى و اشتباه در دين را براى مشركان فراهم مى سازند.

و كذلك زين . .. ليردوهم و ليلبسوا عليهم دينهم

«ردى» به معناى هلاكت و «لبس» به معناى اشتباه است.

12 - شريكان پندارى به اذن خداوند مشركان را به هلاكت و سردرگمى مى اندازند.

و لو شاء الله ما فعلوه فذرهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 5 - 6

6- مشركان ، در مقابله با قرآن و اعلان موضع روشن در برابر آن ، سرگردان و ناتوان بودند .

بل قالوا أضغث أحلم بل . .. بل هو شاعر

«بل» در آيه شريفه، براى اضراب انتقالى است. اين حرف در مواردى به كار مى رود كه گوينده در صدد بيان نكته اى ديگر بوده و از نكته اول صرف نظر كرده باشد. تكرار اين حرف در يك كلام نشان دهنده اضطراب، ترديد و دو دلى گوينده و يا ناتوانى وى در تصميم گيرى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 29 - 4

4 - تحير و درماندگى مشركان و آرامش و رضايت مندى موحدان در زندگى

ضرب اللّه مثلاً رجلاً فيه شركاء متشكسون و رجلاً سلمًا لرجل

بيشتر مفسران براين عقيده اند كه تشبيه شدن مشركِ داراى چند معبود، به برده اى كه چند مالك ناسازگار و سخت گير بر سر مالكيت و حاكميت او نزاع دارند; گوياى اين حقيت است كه همان طورى كه چنين برده اى چشم به راه فرمان هاى مختلف و متعدد مالكان خود است و متحير است كه چگونه رضايت آنان را جلب كند و در صورت متضاد بودن فرمان ها، كدام يك از آنها را به اجرا در آورد، مشركان نيز در زندگى دچار چنين سردرگمى و تحير و تزلزل معرفتى هستند.

395- تحير مشركان جاهليت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 59 - 4

4- دودلى و تحير مشركان در نگهدارى از نوزادان دختر به حالت ذلت و يا در گور كردن آنان

أيمسكه على هون أم يدسّه فى التراب

مرجع ضمير در «يمسكه»، مبشّربه است و منظور از آن نوزاد دختر مى باشد و «على هون» حال براى ضمير مفعولى «يمسكه» است. «هون» به معناى خوارى و ذلت است و «يدسّ» (از مصدر دسّ) به معناى پنهان كردن آمده است.

396- تداوم بهانه جويى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 167 - 1

1 - مشركان ، سخنانى بهانه جويانه عليه اسلام و به دفاع از مواضع عقيدتى خود پيوسته ، تكرار مى كردند .

و إن كانوا ليقولون

«إنْ» مخفف «إنّ» است. آمدن فعل «كانوا» دلالت مى كند كه خبر آن (ليقولون)، امرى ثابت در گذشته و داراى پيشينه است و آمدن خبر به صورت فعل مضارع بيانگر تكرار مضمون آن است. بنابراين مقصود از آيه شريفه - با توجه به آيات بعد - سخنان بهانه جويانه مشركان است كه پيوسته آن را تكرار مى كردند.

397- تداوم دشمنى با مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 4 - 13

13 - دشمنى و ستيز جبهه ايمان با شرك ، هميشگى و پايان ناپذير است .

و بدا بيننا و بينكم العدوة و البغضاء أبدًا

398- تذكر به مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - كافرون - 109 - 4 - 2

2 - آگاه ساختن مشركان به غير قابل پذيرش بودن شرك براى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، وظيفه الهى آن حضرت

قل يأيّها الكفرون . .. و لا أنا عابد ما عبدتم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 63 - 2

2 - پيامبر(صلی الله علیه و آله) وظيفه دار يادآورى تجربه هاى دينى و فطرت توحيدى به مشركان، براى هدايت و احتجاج با آنان است.

قل من ينجيكم من ظلمت البر و البحر تدعونه تضرعا و خفية

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 65 - 2

2 - يادآور شدن قدرت اختصاصى خداوند بر فرستادن انواع عذاب بر مشركان و كافران، از وظايف تبليغى پيامبر(صلی الله علیه و آله)

قل هو القادر على أن يبعث عليكم عذابا

399- تذكر به مشركان ناقض معاهده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 15 - 3

3 - تذكر خداوند به باز بودن راه بازگشت به اسلام ، براى مشركان پيمان شكن

ألا تقتلون قوماً نكثوا أيمنهم . .. و يتوب اللّه على من يشاء

400- تذكر ذلت اخروى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 25 - 3

3 - يادآورى ناتوانى و ذلت مشركان و منكران معاد و نيز بطلان عقايد آنها در موقف و پيش از ورود به دوزخ ، از عذاب هاى ديگر روحى آنان

ما لكم لاتناصرون

401- تذكر عجز اخروى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 25 - 3

3 - يادآورى ناتوانى و ذلت مشركان و منكران معاد و نيز بطلان عقايد آنها در موقف و پيش از ورود به دوزخ ، از عذاب هاى ديگر روحى آنان

ما لكم لاتناصرون

402- ترحم بر مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 88 - 10

10- كافران و مشركان حق ناپذير ، شايسته دلسوزى نيستند .

لاتمدّنّ عينيك . .. و لاتحزن عليهم

حزن و اندوه پيامبر(صلی الله علیه و آله) درباره كافران و مشركان - همان گونه كه مفسران گفته اند - به خاطر حق ناپذيرى آنان بود. نهى شدن پيامبر(صلی الله علیه و آله) از اندوه براى آنان، ممكن است از اين جهت باشد كه آنان ارزش چنين اندوهى را ندارند.

403- ترس مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 81 - 3

3 - مشركان سزاوار هراس از خداوند به سبب شريك پنداشتن براى او هستند.

و لاتخافون أنكم أشركتم بالله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 51 - 9

9- معتقدان به خدايان متعدد ( مشركان ) ، از معبود هاى خويش هراسان بودند .

لاتتخذوا إلهين اثنين . .. فإيّ-ى فارهبون

«فا» در «فإيّاى» جواب شرط مقدر است و آوردن آن بر سر مفعول مقدم - كه مفيد حصر است - مى تواند حكايت از نكته ياد شده بكند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 100 - 3

3- مشركان از ترس گرفتار شدن به فقر و فلاكت ، هر چند ثروت اختصاصى انبوه هم داشته باشند ، از آن انفاق نمى كنند .

قل لو أنتم تملكون خزائن رحمة ربّى إذًا لأمسكتم خشية الإنفاق

404- ترك اطاعت از مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 50 - 12

12 - پيامبر(صلی الله علیه و آله) تنها تابع وحى الهى است، نه تابع در خواستهاى مشركان.

إن أتبع إلا ما يوحى إلىّ

405- ترك امداد به مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 26 - 2

2 - مشركان در عرصه قيامت ، يكديگر را تسليم كيفر الهى كرده و به خذلان هم خواهند پرداخت . *

بل هم اليوم مستسلمون

برداشت ياد شده مبتنى بر اين نكته است كه «مستسلمون» - به قرينه «لاتناصرون» - به معناى تسليم كنندگان باشد. گفتنى است كلمه «بل» - كه براى اضراب انتقالى است - مؤيد همين برداشت است. بر اين اساس پيام آيه چنين مى شود: مشركان نه

تنها به يارى هم نمى شتابند; بلكه با تسليم كردن يكديگر، به خذلان هم خواهند پرداخت.

406- ترك انفاق مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 100 - 3،6

3- مشركان از ترس گرفتار شدن به فقر و فلاكت ، هر چند ثروت اختصاصى انبوه هم داشته باشند ، از آن انفاق نمى كنند .

قل لو أنتم تملكون خزائن رحمة ربّى إذًا لأمسكتم خشية الإنفاق

6- مشركان ، حتى در صورت برآورده شدن خواسته هاى مادى شان و داراى امكانات فراوان بودن ، از انفاق آن إبا مى كردند . *

لن نؤمن لك حتى تفجر لنا . .. قل لو أنتم تملكون خزائن رحمة ربّى إذًا لأمسكتم

اينكه خداوند در آيات قبل، خواسته هاى مادى مشركان (برخوردارى از چشمه و . ..) را از پيامبر(صلی الله علیه و آله) مطرح كرد و در اين آيه، از بخل آنان در صورت برخوردارى از امكانات فراوان سخن مى گويد، مى تواند به خاطر نكته ياد شده باشد.

407- ترك تكليف مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 73 - 4

4 - مردان و زنان مشرك ، در قبال امانت الهى ، به وظيفه خود عمل نمى كنند .

إنّا عرضنا الأمانة . .. ليعذّب اللّه ... و المشركين و المشركت

408- ترك دوستى با مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 81 - 7

7 - ضرورت پرهيز از دوستى با كافران و مشركان

و لو كانوا يؤمنون باللّه و النبى و ما أنزل إليه ما اتخذوهم أولياء

برداشت فوق بر اين مبناست كه مراد از «النبى» پيامبر بنى اسرائيل باشد نه پيامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) و در نتيجه مراد از «ما انزل اليه» دستورات دينى بنى اسرائيل خواهد بود.

409- ترك زكات مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بينه - 98 - 6 - 5

5 - اهل كتاب و مشركان ، در صورت خوددارى از پذيرش اسلام ، از عبادت خالصانه خداوند محروم مانده و خود را از بركات نماز و زكات دور ساخته اند .

و ما أُمروا إلاّ ليعبدوا اللّه مخلصين له الدين حنفاء و يقيموا الصلوة و يؤتوا الز

410- ترك مجادله با مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 89 - 2

2 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور ترك مناظره و منازعه با مشركان لجوج مكه و دعوت ايشان به مسالمت اجتماعى با مسلمانان

فاصفح عنهم و قل سلم

با توجه به مفهوم «سلام» كه به معناى مسالمت است، برداشت ياد شده استفاده مى شود.

411- تزيين عمل مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 137 - 9

9 - تعيين سهمى در اموال براى خداوند و سهمى براى شريكان موهوم او و تجويز مصرف سهم خداوند براى شريكان، كارهايى زيبا و شايسته از ديدگاه مشركان عصر جاهليت

و جعلوالله مما ذراً من الحرث . .. كذلك زين لكثير من المشركين

اسم اشاره «كذلك» به آيه قبل اشارت دارد و مفاد «كاف» تشبيه در آن، بيان شباهت تزيين در اين كار (قتل فرزند) با تزيين در آيه قبل (تعيين سهام و . ..) است.

412- تزيين فرزندكشى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 137 - 3

3 - اعتقاد مشركان به بتها و معبودهاى پندارى، عامل زيبا جلوه نمودن فرزندكشى در نظر ايشان

و كذلك زين . .. قتل أولدهم شركاؤهم

413- تسليم اخروى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 87 - 1،2

1- مشركان ، مراتب تسليم بودن خود را به پيشگاه خداوند ، در قيامت ابراز مى دارند .

و إذا رءا الذين أشركوا . .. و ألقوا إلى الله يومئذ السلم

2- مشركان ، تنها در قيامت و پس از ناگزيرى ، تسليم مى شوند .

و ألقوا إلى الله يومئذ السلم

ناگفته پيداست كه مشركان در دنيا هرگز تسليم حق و فرمان خدا نبوده اند (يعرفون نعمت الله ثمّ ينكرونها . ..). بنابراين ابراز تسليم با قيد «يومئذ» (در آن روز) گوياى برداشت فوق است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 26 - 2

2 - مشركان در عرصه قيامت ، يكديگر را تسليم كيفر الهى كرده و به خذلان هم خواهند پرداخت . *

بل هم اليوم مستسلمون

برداشت ياد شده مبتنى بر اين نكته است كه «مستسلمون» - به قرينه «لاتناصرون» - به معناى تسليم كنندگان باشد. گفتنى است كلمه «بل» - كه براى اضراب انتقالى است - مؤيد همين برداشت است. بر اين اساس پيام آيه چنين مى شود: مشركان نه تنها به يارى هم نمى شتابند; بلكه با تسليم كردن يكديگر، به خذلان هم خواهند پرداخت.

414- تسليم مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 1 - 4

4- تسليم شدن مشركان در برابر مسلمانان و پذيرش صلح در حديبيه ، فتحى بزرگ براى جبهه اسلام *

إنّا فتحنا لك فتحًا مبينًا

اهميت صلح حديبيه، از آن رو است كه مشركان تا آن روز، جز به نابودى مسلمانان نمى انديشيدند; اما باصلح حديبيه، آنان در حقيقت مجموعه مسلمانان را به عنوان گروهى قدرتمند، رسماً پذيرفتند و اين در صحنه سياسى، فتحى بزرگ براى مسلمانان بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 2 - 3

3 - مشركان ، تنها تسليم و متواضع در برابر قدرت سياسى و نظامى و نه منطق و برهان *

إنّا فتحنا . .. ليغفر لك اللّه

مراد از «غفران ذنب»، مى تواند زدايش بدگمانى ها و بدخواهى ها از سينه دشمنان باشد. با توجه به اين نكته، از مجموع دو آيه استفاده مى شود كه دل هاى سخت مشركان با منطق وحى، رام نگشته ولى با پيروزى سياسى پيامبر(صلی الله علیه و آله) در صلح حديبيه، به تسليم و تواضع واداشته شده است.

415- تشابه برخوردهاى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 35 - 10،14

10- مشركان قبل از اسلام نيز همچون مشركان صدراسلام ، مباح ها را بى جهت تحريم مى كردند .

و قال الذين أشركوا لو شاء الله ما عبدنا من دونه من شىء نحن و لا ءاباؤنا و لاحرّم

14- برخورد هاى مشركان با انبيا و تعاليم آسمانى در طول تاريخ ، همسو و يكنواخت بوده است .

كذلك فعل الذين من قبلهم . .. و قال الذين أشركوا لو شاء الله ... كذلك فعل الذين م

416- تشبيه مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 31 - 4،5

4 - مثل كسى كه به خدا شرك مىورزد ، مثل كسى است كه از آسمان فرو افتد و طعمه مرغان شكارى گردد .

و من يشرك باللّه فكأنّما خرّ من السماء فتخطفه الطير

«خرّ و خُرور» (مصدر «خرّ») به معنا سقوط و فرو افتادن است. «خرّ من السماء»; يعنى، از آسمان فرو افتاد. «خَطف» (مصدر «تخطف») نيز به معناى ربودن است. «خطفته الطير»; يعنى، پرنده او را ربود. بنابراين معناى جمله ياد شده چنين است: هر كس به خدا شرك بورزد، چنان است كه گويا از آسمان فرو افتاده و پرنده شكارى او را ربوده است. گفتنى است كه تشبيه در آيه فوق، از باب تشبيه معقول به محسوس است;يعنى، مشرك - كه با روگرداندن از خداى متعال و فرو افتادن در پاى بت ها، در واقع از اوج كمالات انسانى سقوط مى كند و در دام شيطان گرفتار مى شود - به كسى تشبيه شده است كه از آسمان فرو افتد و طعمه پرندگان شكارى شود.

5 - كسى كه به خدا شرك مىورزد ، مانند كسى است كه از آسمان فرو افتد و باد او را به جايى دور بيفكند .

و من يشرك باللّه . .. أو تهوى به الريح فى مكان سحيق

جمله «أو تهوى به الريح. ..» عطف است بر «تخطفه الطير». «هُوى» (مصدر «تهوى»)، به معناى سقوط و فرو افتادن است و هرگاه با «باى» تعديه بيايد، به معناى اسقاط و فرو افكندن مى شود. «هوت به الريح»; يعنى، باد او را فروافكند. «سُحق» (مصدر «سحيق») به معناى بُعد و دور بودن است و «مكان سحيق»; يعنى، جايى دور. بنابراين تقدير جمله فوق چنين مى شود: «من يشرك باللّه فكأنّما تهوى به الريح فى مكان سحيق; هر كس به خدا شرك بورزد، چنان است كه گويا از آسمان فرو افتاده و باد او را به جايى دور افكنده است». گفتنى است كه در جمله ياد شده مشرك - كه با روى برتافتن از عبادت خداى يگانه و فرو افتادن در زير پاى بت ها و پرستش آنها، در واقع از اوج هدايت و روشنايى به نهايت ضلالت و تاريكى سقوط مى كند - به كسى تشبيه شده است كه از آسمان فرو مى افتد و باد او را به جايى دور كه راهى براى نجات نباشد فرو مى افكند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 16 - 15

15- نابرابرى مشركان با موحدان بسان نابرابرى انبوه تاريكى ها با روشنايى است .

أم هل تستوى الظلمت والنور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 75 - 2

2 - مشركان چونان سپاهى آماده به خدمت ، پشتيبانِ معبود هاى خويشند .

و هم لهم جند محضرون

برداشت ياد شده مبتنى بر اين نكته است كه ضمير «هم» به مشركان و ضمير «لهم» به معبودها باز گردد.

417- تشبيهات مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 17 - 6

6 - مشركان عصر بعثت ، فرشتگان را موجوداتى شبيه خداوند در رحمت مى دانستند .

بما ضرب للرحمن مثلاً

با توجه به كلمه «رحمان» و «مثلاً»، مطلب بالا قابل برداشت است.

418- تشكل مشركان صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 3 - 6

6- مشركانِ ستم پيشه ، داراى حركت هاى جمعى و متشكل عليه دعوت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و أسرّوا النجوى الذين ظلموا

«أسرّوا» (از مصدر «اسرار»); يعنى، پنهان مى داشتند و «نجوى» به معناى گفتوگوهاى پنهانى و مفعول براى «أسرّوا» است. بنابراين نجواكردن، دليل بر حركت جمعى و متشكل است و پنهان داشتن آن بيانگر سعى و تلاش بر دور ماندن اين حركت از انظار ديگران (مسلمانان) است.

419- تشنگى اخروى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 86 - 1

1- مجرمان شرك پيشه ، در قيامت لب تشنه و عطشان به سوى جهنم رانده خواهند شد .

و نسوق المجرمين إلى جهنّم وردًا

از جمله معانى بيان شده براى «وِرد» عطش است (لسان العرب). « ورداً» در اين آيه با تأويل به مشتق حال براى «المجرمين» است; يعنى، مجرمان را در حالى كه تشنه اند، به جهنم مى رانيم. برخى از اهل لغت و تفسير «وِرد» را به معناى گروهى كه بر لب آب مى روند، گرفته و آن را كنايه از تشنه كامى آنان دانسته اند.

420- تشويق مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 54 - 9

9- ترغيب مشركان از سوى خدا ، به ر ها كردن شيوه هاى خصمانه و انتخاب بهترين سخنان در برخورد با پيامبر (صلی الله علیه و آله) و قرآن

قل لعبادى يقولوا التى هى أحسن . .. إن يشأ يرحمكم أو إن يشأ يعذّبكم

برداشت فوق، مبتنى بر اين نكته است كه مراد از «عبادى» در آيه قبل و مخاطب در اين آيه، مشركان باشند و خداوند از آنان خواسته است كه در برخورد با پيامبر(صلی الله علیه و آله) و مؤمنان، بهترين سخنان را برگزينند و از خصومت با آنان دست بردارند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 11 - 1

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) مأمور توجه دادن كافران و مشركان بر آفرينش انسان و جهان و ترغيب آنان به تأمل و تفكر درباره آنها

فاستفتهم أهم أشدّ خلقًا أم من خلقنا

استفتا و پرسش در آيه شريفه، براى ترغيب به تفكر و تأمل است; نه براى پرسش و استفتاى حقيقى.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 25 - 4

4 - خداوند ، تشويق كننده كافران و مشركان به ر ها كردن شرك و بازگشت به توحيد و يكتاپرستى

و هو الذى يقبل التوبة عن عباده

با توجه به آيات پيشين، مى توان گفت كه جمله «و هوالذى يقبل التوبة» دعوتى است از سوى خدا به عموم كافران و مشركان مبنى بر دست برداشتن از عبادت غيرخدا و بازگشتن به يكتاپرستى.

421- تصحيح عقيده مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 24 - 1

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور استدلال براى مشركان جهت اصلاح عقيده شان درباره خداوند

قل من يرزقكم من السموت و الأرض

422- تظاهر مشركان صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 8 - 11،12

11 - شرك پيشگان صدر اسلام تلاش مى كردند تا با ظاهر سازى و خوش زبانى ( رفتار منافقانه ) افكار عمومى مسلمانان را فريب داده و رضايت و خوشبينى آنان را نسبت به خود جلب كنند .

يرضونكم بأفوههم و تأبى قلوبهم

12 - رفتار هاى فريبكارانه ( ظاهرسازى ها و خوش زبانى هاى ) مشركان صدر اسلام ، خوشبينى هايى را در ميان مسلمانان نسبت به آنان به وجود آورده بود .

كيف يكون للمشركين عهد . .. كيف ... يرضونكم بأفوههم و تأبى قلوبهم

423- تعجب اخروى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 19 - 5

5 - بهت زدگى مشركان و منكران معاد ، پس از زنده شدن آنان در روز رستاخيز

فإذا هم ينظرون

برداشت ياد شده مبتنى بر اين نكته است كه نگاه كردن منكران قيامت، از نوع نظاره انسان بهت زده باشد; زيرا منكران معاد هرگز روزى را پيش بينى نمى كردند كه ناگهان زنده شوند و به مجازات برسند.

424- تعدد بتهاى مشركان صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 30 - 16

16 - مشركان عصر بعثت ، داراى بت هاى متعدد .

فاجتنبوا الرجس من الأوثن

425- تعدد معبودان باطل مشركان صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 81 - 1

1- مشركان عصر بعثت ، معبودهايى متعدد را به عنوان « الهه » مى پرستيدند .

واتّخذوا من دون اللّه ءالهة

426- تعدد معبودان مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 27 - 4

4- مشركان ، معتقد به خدايان متعدد در كنار خداى يكتا

و يقول أين شركاءى

جمع آورده شدن «شركاء» حكايت از تعدد آن دارد و اضافه شدن آن به ضمير متكلم، حاكى از عقيده آنان به وجود خدا همراه با ساير خدايان مى باشد.

427- تعدد معبودان مشركان صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 74 - 3

3 - مشركان صدراسلام ، معتقد به چند معبود بودند .

و اتّخذوا من دون اللّه ءالهة

428- تعدد معبودان مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 58 - 2

2 - مشركان مكه ، داراى معبودهايى متعدد

ءألهتنا خير

429- تعصب قومى مشركان جاهليت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 22 - 3

3 - قوم گرايى ، پايه اصلى فرهنگ و اعتقاد عرب جاهلى

بل قالوا إنّا وجدنا ءاباءنا على أُمّة و إنّا على ءاثرهم مهتدون

از اين كه عرب هاى جاهلى تنها به عقايد نياكان خويش تكيه مى كردند و آن را موجب هدايت مى دانستند، قوم گرايى آنان استفاده مى شود.

430- تعصب مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 26 - 5

5 - خداوند ، يادآورنده شرايط سخت مواجهه با مشركانِ متعصب جاهل و امداد خويش به مؤمنان

إذ جعل الذين كفروا

در صورتى كه «إذ» متعلق به فعل مقدر «اُذكر» باشد، برداشت بالا به دست مى آيد.

431- تعصب مشركان جاهليت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 42 - 5

5 - مشركان جزيرة العرب ، مردمى نژادپرست و متعصب بودند .

و أقسموا باللّه . .. لئن جاءهم نذير ليكوننّ أهدى من إحدى الأُمم

برداشت ياد شده از تأكيد مشركان بر آمدن پيامبرى ويژه براى آنان استفاده مى شود; زيرا تأكيد آنان در حالى بود كه پيامبران بسيارى براى هدايت بشر آمده و عده اى از مردم ساكن در جزيرة العرب به آنان گرويده بودند.

432- تعصب مشركان صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 72 - 3

3 - تعصب كوركورانه و جاهلانه مشركان صدراسلام نسبت به مرام شرك ، و خشم و كينه آنان نسبت به معارف الهى قرآن

و إذا تتلى عليهم ءايتنا بيّنت تعرف فى وجوه الذين كفروا المنكر

«منكر» (مرادف «انكار») مصدر ميمى و به معناى ناخرسندى و كراهت است; يعنى، هر گاه آيات روشن ما بر آنان تلاوت شود، آثار كراهت و ناخشنودى را در چهره كافران تشخيص مى دهى.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 54 - 2

2 - تعصب و جمود سخت شرك پيشگان عصر بعثت بر مرام بت پرستى

كلّ حزب بما لديهم فرحون . فذرهم فى غمرتهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 55 - 5

5 - رويارويى و مخالفت قشر مرفّه صدراسلام ، با پيامبر (صلی الله علیه و آله) و تعصب و جمود آنان بر شركورزى شان

فذرهم فى غمرتهم حتّى حين . أيحسبون أنّما نمدّهم به من مال و بنين

433- تعصب مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 36 - 11

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 36 - 11

11- كافران و مشركان مكه مردمى تنگ نظر ، متعصب و ناتوان در تحمل افكار مخالفان بودند .

أهذا الذى يذكر ءالهتكم و هم بذكر الرحمن هم كفرون

برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه كافران مكه، حتى تحمّل شنيدن نام خداى رحمان را نداشتند، و با پيامبر اسلام، همواره با تمسخر و استهزا برخورد مى كردند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 26 - 7،9،10

7 - نزول آرامش بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان از سوى خدا ، در قبال تعصب ورزى جاهلانه مشركان در حديبيه

فأنزل اللّه سكينته على رسوله و على المؤمنين

9 - تحمل تعصب هاى جاهلانه مشركان در حديبيه ، امرى دشوار براى پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان

فأنزل اللّه سكينته على رسوله و على المؤمنين

از نزول «آرامش» استفاده مى شود كه دستكم زمينه نگرانى و دشوارى براى مؤمنان وجود داشته است.

10 - اصرار تعصب آميز مشركان مكه ، بر نيامدن « بسمله » و عنوان « رسول اللّه » در متن صلحنامه حديبيه *

إذ جعل الذين كفروا فى قلوبهم الحميّة حميّة الجهليّة

با توجّه به شأن نزول آيه شريفه، استفاده مى شود كه خشم و عصبيت مشركان در زمينه يادشده بود.

434- تعقل اقليت مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 63 - 16

16 - در ميان مشركان ، اقليتى انديش مند ، بودند كه به حقانيت آيات الهى پى بردند .

فأنّى يؤفكون . .. و لئن سألتهم من نزّل من السماء ماء ... بل أكثرهم لايعقلون

435- تقليد كوركورانه مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 43 - 6

6 - مشركان ، سنت هاى ديرپاى دينى باقى مانده از پدرانشان را ، بسى ارزشمند مى دانستند .

رجل يريد أن يصدّكم عمّا كان يعبد ءاباؤكم

436- تقويت عقيده مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 35 - 3

3- مشركان مكه ، درصدد تقويت پايگاه عقيدتى خويش با استناد به ريشه تاريخى داشتن آن

و قال الذين أشركوا لو شاء الله ما عبدنا من دونه من شىء نحن و لا ءاباؤنا

ذكر «و لا ءاباؤنا» در كلام مشركان در حالى كه بحثى از آنها در ميان نبوده است، مى تواند مشعر به نكته ياد شده باشد.

437- تكاليف مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 17 - 14

14- همه انسان ها از هر گروه و طايفه ( مشركان ، يهود ، نصارا و . . . ) وظيفه دار ايمان به قرآن

و من يكفر به من الأحزاب فالنار موعده

438- تكبر مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 8 - 3

3 - مشركان و مخالفان پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، معتقد به اقتدار و متكى به نيرومندى خود

أن كنتم قومًا مسرفين . .. فأهلكنا أشدّ منهم بطشًا

از يادآورى هلاكت اقوامى نيرومندتر از مردم مكه، استفاده مى شود كه مكيان، به قدرت خويش مغرور بوده و آن را غير قابل زوال مى پنداشتند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 35 - 8

8 - پندار باطل مشركان ، در امتياز آنان بر ديگران و بى نيازى از هدايت و ارشاد *

أم خلقوا من غير شىء

معناى «أم خلقوا من غير شىء»، مى تواند اين باشد كه آيا مشركان مكه، خود را تافته جدابافته اى در آفرينش مى بينند كه ديگران نياز به هدايت دارند و اينان بى نيازند؟! بر اين مبنا تقدير آيه شريفه چنين مى شود: «أم خلقوا من غير شىء خلق منه غيرهم».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 20 - 5

5 - كافران و مشركان ، غوطهور در غرور و فريب خوردگى

إن الكفرون إلاّ فى غرور

439- تكبر مشركان صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 44 - 8

8 - مخالفت مشركان و كافران با پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، برخاسته از فريفتگى آنان به اقتدار نسبى خويش بود .

أوَلم يسيروا فى الأرض فينظروا . .. و كانوا أشدّ منهم قوّة

يادآورى اين نكته كه اقوام نابود شده پيشين، نيرومندتر از قوم عرب بودند، مى تواند حاكى از حقيقت ياد شده باشد.

440- تكذيب ادعاى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 86 - 6

6- ادعاى مشركان در قيامت مبنى بر شريك بودن معبود ها براى خدا ، از سوى خود معبود ها تكذيب خواهد شد .

فألقوا إليهم القول إنكم لكذبون

شكوائيه مشركان از معبودهايشان در قيامت (قالوا هؤلاء . ..)، ممكن است به اين خاطر باشد كه آنان معبودها را عامل گمراهى خود قلمداد مى كنند. از اين رو تكذيب معبودها مى تواند مربوط به همين ادعا باشد.

441- تكذيب مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 147 - 5

5 - ممكن است مشركان، با وجود صدق خبرهاى خداوند در مورد تحريمها و علل آن، به تكذيب آن بپردازند.

و إنا لصدقون. فإن كذبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 19 - 1،2

1 - ادعاى مشركان در باره وجود معبودهايى جز خداوند ، مورد تكذيب شديد خود معبود هاى آنها در قيامت

فقد كذّبوكم بما تقولون

برداشت فوق با توجه به دو نكته است: 1- فاعل «كذّبوا» معبودها و مخاطب «كم» مشركان اند. 2- آنچه مشركان ادعاى آن را دارند - كه مورد تكذيب معبودهايشان قرار خواهد گرفت - ممكن است دو چيز باشد: 1- وجود معبودهاى متعدد، به جز خداوند. 2- گمراه شدن آنان به دست معبودهايشان كه از سؤال و پاسخ خدا و معبودها - كه در آيات قبل آمد - به دست مى آيد.

2 - ادعاى مشركان در باره نقش داشتن معبودهايشان در گمراهى آنان ، مورد تكذيب همان معبود ها در قيامت

فقد كذّبوكم بما تقولون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 4 - 11،12

11 - بيزارى از شرك ، نقد و انكار شخصيت مشركان و ستيز علنى با آنان ، سه مرحله حركت توحيدى ابراهيم ( ع )

إنّا برءؤا منكم . .. كفرنا بكم و بدا بيننا و بينكم العدوة والبغضاء

برداشت ياد شده، بدان احتمال است كه عبارت هاى «إنّا براءؤا»، «كفرنا بكم» و «بدا بيننا و بينكم» - چنان كه ظاهر ترتيب مقتضى آن است - بيانگر سه مرحله متوالى باشد.

12 - تجلى برائت از مشركان ، در انكار شخصيت آنان و دشمنى علنى با ايشان

إنّا برءؤا منكم . .. كفرنا بكم و بدا بيننا و بينكم العدوة

برداشت ياد شده در صورتى است كه «كفرنا بكم» و «بدا بيننا»، بيان تفصيلى و تفسيرى «إنا برءاؤا» باشد.

442- تكذيبگرى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 29 - 4

4 - بيشتر مشركان ، وعده پيامبر (صلی الله علیه و آله) را درباره وقوع قيامت باور نداشتند .

و لكنّ أكثر الناس لايعلمون . و يقولون متى هذا الوعد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 42 - 6،7

6 - مشركان ، منكر كيفر و عذاب در قيامت

ذوقوا عذاب النار الّتى كنتم بها تكذّبون

7 - تكذيب وجود عذاب و كيفر در قيامت از سوى مشركان ، امرى هميشگى است .

ذوقوا عذاب النار الّتى كنتم بها تكذّبون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 68 - 2

2 - مشركان و كافران ، منكر توحيد ، قيامت و رسالت پيامبراسلام بودند .

أنتم عنه معرضون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 26 - 10

10 - پيامبر اسلام ، مورد تسلى و دلدارى خداوند ، در برابر تكذيب كافران و مشركان

و لعذاب الأخرة أكبر لو كانوا يعلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 48 - 9

9 - مشركان ، منكر برپايى قيامت و عذاب الهى در آن روز

و حاق بهم ما كانوا به يستهزءون

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه آيه شريفه در توصيف مشركان مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 92 - 5

5 - « محمدبن سالم عن أبى جعفر ( ع ) إنّ اللّه تبارك و تعالى يقول . . . « و أمّا إن كان من المكذّبين الضالّين . . . » فهؤلاء مشركون . . . ;

محمدبن سالم از امام باقر(ع) روايت كرده است: . ..خداى تبارك و تعالى مى فرمايد: ...«و أمّا إن كان من المكذّبين الضالّين»... و آنان مشركان مى باشند...».

443- تكذيبگرى مشركان صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 25 - 1،3

1 - مشركان صدراسلام ، رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) را انكار نموده و آن حضرت را به دروغ گويى متهم مى كردند .

و إن يكذّبوك

3 - اندوه پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به خاطر تكذيب شدنش از سوى كافران و مشركان لجوج صدراسلام

و إن يكذّبوك فقد كذّب الذين من قبلهم جاءتهم رسلهم

از آهنگ آيه شريفه، به دست مى آيد كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) به خاطر تكذيب شدنش اندهگين بود. از اين رو برخى از مفسران جواب شرط (إن يكذّبوك) را محذوف دانسته اند; يعنى، «إن يكذّبوك فلاتحزن و اصبر إذ قد كذّب الذين من قبلهم»

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 82 - 1،2

1 - موضع گيرى تكذيب گرانه در برابر قرآن ، تنها بهره مشركان حق ستيز صدراسلام

و تجعلون رزقكم أنّكم تكذّبون

«رزق» در معانى عطا، نصيب و طعام به كار مى رود (مفردات راغب). مفسران «رزق» را در اين آيه به معناى نصيب گرفته اند.

2 - شرك پيشگان صدراسلام ، به جاى سپاس گزارى خداوند به خاطر فرستادن قرآن ، بر تكذيب آن پافشارى كردند .

و تجعلون رزقكم أنّكم تكذّبون

برخى از مفسران بر آنند كه «رزق»، به معناى عطا است و آيه شريفه نيز به تقدير «و تجعلون شكر رزقكم. ..» مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 86 - 2

2 - شرك پيشگان صدراسلام ، منكر هر گونه كيفر و پاداش پس از مرگ

فلولا إن كنتم غير مدينين

خطاب در آيه شريفه متوجه كسانى است كه مرگ را پايان زندگى دانسته و درباره كيفر و پاداش پس از مرگ، موضع انكارآميز داشتند.

444- تكذيبگرى مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 49 - 9

9 - مشركان مكه ، مردمى ستم پيشه و منكر آيات الهى بودند .

ما يجحد بأيتنا إلاّ الكفرون . .. و ما يجحد بأيتنا إلاّ الظلمون

«ال» در «الظالمون» عهد بوده و اشاره به «الكافرون» در آيه چهل و هفت دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 45 - 1

1 - ملت هاى قبل از مشركان مكه نيز ، پيامبران خود را تكذيب كردند .

و كذّب الذين من قبلهم . .. فكذّبوا رسلى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 34 - 1،2

1- موضع گيرى انكارآميز مشركان صدراسلام در برابر مسأله معاد

إنّ هؤلاء ليقولون

«إنّ هؤلاء. ..» جمله مستأنفه و «هؤلاء» اشاره به مشركان مكه است. گفته انكارآميز آنان (مفعول «يقولون») در آيه بعد آمده است.

2- مشركان مكه بر موضع انكارآميز خود در باره معاد پافشارى كرده و بر آن اصرار مىورزيدند .

إنّ هؤلاء ليقولون

به كارگيرى فعل مضارع (يقولون) - كه مفيد استمرار است - بيانگر مطلب فوق مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 8 - 2

2- مشركان مكه ، معتقد به وجود خداوند و در تلاش براى انكار رسالت پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله)

أم يقولون افتريه

اتهام افترا و كذب به پيامبر(صلی الله علیه و آله) در زمينه آيات از سوى كافران، نمايانگر اين حقيقت است كه آنان، در بخشى از ادعاها و جوسازى هاى خويش، بر وجود خداوند صحه گذاشته بودند; ليكن رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) و آيات وحى را انكار مى نمودند.

445- تكلم بت ها با مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 28 - 10

10 - بت ها ، در قيامت با مشركان سخن خواهند گفت .

ثم نقول للذين أشركوا . .. قال شركاؤهم ما كنتم إيانا تعبدون

446- تكلم مشركان با خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 86 - 2

2- مشركان ، در قيامت با خداوند سخن مى گويند و از معبودهايشان شكايت مى كنند .

قالوا ربّنا هؤلاء شركاؤنا

جمله «فألقوا إليهم القول . ..» مى تواند قرينه باشد بر اينكه سخن مشركان (قالوا ...) به عنوان شكايت ادا مى شود.

447- تكليف مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 69 - 5

5 - مشركان و كافران همچون مؤمنان ، مكلف به فروع دين اند .

يضعف له العذاب يوم القيمة

دو چندان شدن مجازات مشركان و كافران در صورت ارتكاب بزه كارى، مى تواند گوياى برداشت فوق باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 39 - 4

4 - مشركان و كافران ، مخاطبان شريعت و مكلف به فروع دين اند . *

و ما تجزون إلاّ ما كنتم تعملون

تأكيد خداوند بر مجازات كافران و مشركان متناسب با رفتارشان، گوياى اين حقيقت است كه آنان نيز همچون مؤمنان و معتقدان به اصول دين، مخاطبان شريعت و مكلف به فروع دين هستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بينه - 98 - 3 - 5

5 - اهل كتاب و مشركان ، ملزم به ترك كفرِ خويش ، پس از ابلاغ معارف استوار و قوام بخش قرآن به آنان

لم يكن . .. منفكّين حتّى تأتيهم البيّنة ... فيها كتب قيّمة

448- تلاش اخروى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 23 - 5

5 - تلاش مشركان در قيامت براى توجيه شرك خويش و گريز از پيامدهاى آن

و اللّه ربنا ما كنا مشركين

برداشت فوق بر اساس اين احتمال است كه مشركان اين جمله را به دروغ به قصد نفى شرك خويش نگفته باشند، بلكه مقصودشان توجيه باشد كه هدف ما حق بوده و بتها را مظهر حق مى دانستيم، نه شريك خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 86 - 5

5- تلاش مشركان در قيامت براى دخيل شمردن معبود هاى دروغينشان در گمراهى خويش *

و إذا رءا الذين أشركوا شركاءهم قالوا ربّنا هؤلاء شركاؤنا الذين كنّا ندعوا من دو

برداشت فوق، بر اين احتمال استوار است كه غرض مشركان از نماياندن معبودهاى دروغين خويش، كاستن از بار گناه خويش و نهاندن آن بر دوش معبودها باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 24 - 2

2 - تلاش مذبوحانه و بى ثمر كافران و مشركان دوزخى ، در جهت دفع عذاب الهى از خود

أفمن يتّقى بوجهه سوء العذاب يوم القيمة

449- تلاش مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 38 - 4

4- جد و جهد مشركان براى مورد انكار قرار دادن احياى مجدد انسان ها پس از مرگ

و أقسموا بالله جهد أيمنهم لايبعث الله من يموت

«جهد» مفعول مطلق نوعى براى فعل محذوف است كه براى تأكيد انجام فعل مى باشد. و نيز جمع آورده شدن «أيمان» (سوگندها) مى تواند مؤيد برداشت فوق باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 73 - 1

1- تلاش پيگير مشركان ، براى به انعطاف كشاندن پيامبر (صلی الله علیه و آله) در بخشى از مواضع رسالتى خويش

و إن كادوا ليفتنونك عن الذى أوحينا إليك

«فتن» در اصل به معناى داخل كردن طلا در آتش به منظور به دست آوردن خالصى آن است. اين واژه به معناى افتادن شخص در بلا و سختى استعمال شده است. بنابراين، معناى عبارت چنين مى شود: آنان نزديك بود تو را به وضعيتى مبتلا كنند تا از آنچه براى ات وحى مى شود تو را باز دارند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 21 - 40

40- كشف ماجراى اصحاب كهف ، عامل تقويت موضع موحّدان و معتقدان به معاد بود .

إذ يتنزعون . .. قال الذين غلبوا على أمرهم

در بيان آنچه مورد نزاع و اختلاف مردم بود، دو احتمال بيان شد: اگر «إذ يتنازعون. ..» نظر به اختلاف آنان در باره معاد داشته

باشد، «الذين غلبوا...» آن دسته از مردم خواهند بود كه معاد را پذيرا بودند و با بيدارى اصحاب كهف، به دليلى محكم و ملموس، در برابر خصم خود، دست يافته بودند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 28 - 1

1 - تلاش مشركان فريب خورده براى تبرئه خويش از هرگونه نقش داشتن در امر گمراهى خود

قالوا إنّكم كنتم تأتوننا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 26 - 5

5 - تلاش جبهه كفر و باطل ، براى محروم ساختن انسان ها از شنيدن كلام حق

و قال الذين كفروا لاتسمعوا

450- تلاش مشركان صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 51 - 1

1 - تلاش پى گير مشركان عصر بعثت ، عليه آيات الهى ( قرآن ) و ناكام ساختن پيامبر (صلی الله علیه و آله) در دعوت خويش

و الذين سعوا فى ءايتنا معجزين أولئك أصحب الجحيم

«سعى» (مصدر «سعوا») به معناى تلاش كردن است و «فى آياتنا» به تقدير «فى ابطال آياتنا» مى باشد. «معاجزة» (مصدر «معاجزين») اگر از «عَجُز» (دنباله) مشتق شده باشد به معناى سبقت گرفتن از چيزى و پشت سرگذاشتن آن است و اگر از «عَجْز» (ناتوانى) مشتق شده باشد، به معناى ناتوان كردن مى باشد. در هر صورت «معاجزين» حال براى فاعل «سعوا» است و مفعول آن محذوف مى باشد و تقدير آن مى تواند «معاجزينا» و يا «معاجزين رسولنا» باشد. «جحيم» نيز به معناى آتش بر افروخته و شعلهور است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 35 - 4

4 - تلاش مشركان عصر بعثت ، در تفسير مادى آيات الهى و نشانه هاى خدا در طبيعت

و من ءايته . .. و من ءايته ... و يعلم الذين يجدلون فى ءايتنا ما لهم من محيص

از ارتباط آيات شريفه، استفاده مى شود كه مشركان مكه، درباره آيه بودن مسائل طبيعى بحث و جدل مى كردند و آن را صرفاً امرى طبيعى و مادى مى انگاشتند.

451- تلاش مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 35 - 3

3- مشركان مكه ، درصدد تقويت پايگاه عقيدتى خويش با استناد به ريشه تاريخى داشتن آن

و قال الذين أشركوا لو شاء الله ما عبدنا من دونه من شىء نحن و لا ءاباؤنا

ذكر «و لا ءاباؤنا» در كلام مشركان در حالى كه بحثى از آنها در ميان نبوده است، مى تواند مشعر به نكته ياد شده باشد.

452- تلاوت آيات خدا بر مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 43 - 1

1 - تلاوت آيه هاى روشن و متعدد خدا براى مشركان ، جهت اصلاح عقايد آنان

و إذا تتلى عليهم ءايتنا بيّنت

453- تناقض گويى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 21 - 4

4 - مشركان ، گرفتار تناقض در عقايد وباور هاى خويش

ألكم الذّكر و له الأُنثى

مشركان، از سويى خداوندگارى خدا را پذيرفته بودند و از سوى ديگر - با آن كه مرد را بر زن برتر مى دانستند - فرشتگان را دختران خدا مى پنداشتند; اما براى خويش فقط پسر مى خواستند.

454- تناقض گويى مشركان جاهليت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 16 - 2

2 - اعتقاد به دختر داشتن خدا ، در عين برتر دانستن پسر ، تناقضى آشكار در باور هاى جاهلى

أم اتّخذ ممّا يخلق بنات و أصفيكم بالبنين

آيه شريفه، در مقام نكوهش از مشركان، به اين نكته اشاره مى كند كه به پندار شما دختر از مقام پايين تر و پست ترى برخوردار است; پس چگونه خود را بر خدا ترجيح داده و سهم او را دختر و سهم خود را پسر مى دانيد؟!

455- تنهايى اخروى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 95 - 3،4

3- معبود هاى باطل ( فرزند پنداشته شدگان خداوند ) و پرستندگان آنها ، همه يكه و تنها در صحنه قيامت حضور خواهند يافت .

دعوا للرحمن ولدًا . .. و كلّهم ءاتيه يوم القيمة فردًا

«كلّهم» شامل تمامى موجودات ذى شعور آفرينش (من فى السموات والأرض) مى گردد و از جمله آنها كسانى اند كه برخى از مردم; آنان را فرزند خدا مى پنداشتند (مانند: ملائكه، حضرت عيسى و عزير(ع)).

4- تنهايى و بى كسى موجودات شعورمند آفرينش ( معبود هاى پندارى و عبادت كنندگان آنها ) در صحنه قيامت ، تجلى مملوكيت همه آنها در برابر خداوند است .

إلاّ ءاتى الرحمن عبدًا. .. و كلّهم ءاتيه يوم القيمة فردًا

456- توبه مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 128 - 7،8،9

7 - توبه مشركان و پذيرش آن از سوى خداوند و يا عذاب و مجازات آنان ، هدفى براى نصرت الهى به رزمندگان بدر

ولقد نصركم اللّه ببدر . .. ليقطع طرفاً ... او يتوب عليهم

جمله «يتوب عليهم» و نيز «يعذّبهم»، عطف است بر «يقطع طرفاً»; و اين جمله متعلق به «نصركم اللّه ببدر» است. و لذا عذاب مشركان و پذيرش توبه آنان نيز از اهداف پيروزى جنگ بدر خواهد بود.

8 - كيفر و مجازات و يا پذيرش توبه مشركان ، در اختيار خداوند است ، نه پيامبر (صلی الله علیه و آله)

ليس لك من الامر شىء او يتوب عليهم او يعذّبهم

پذيرش توبه و عذاب مشركان، مى تواند از مصاديق جمله «ليس لك من الامر شىء» باشد.

9 - باز بودن راه توبه ، حتّى براى مشركان محارب

او يتوب عليهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 74 - 6

6 - گستردگى رحمت و آمرزش خداوند ، زمينه پذيرش توبه و استغفار كافران و مشركان

افلا يتوبون . .. و اللّه غفور رحيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 5 - 21

21 - « عن ابى جعفر ( ع ) فى قول اللّه عز وجل : « . . . فإن تابوا . . . » يعنى آمنوا . . . ;

از امام باقر (ع) روايت شده است: مراد از توبه مشركان در آيه شريفه، اين است كه ايمان بياورند . ..».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 15 - 3

3 - تذكر خداوند به باز بودن راه بازگشت به اسلام ، براى مشركان پيمان شكن

ألا تقتلون قوماً نكثوا أيمنهم . .. و يتوب اللّه على من يشاء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 70 - 1،4،5

1 - كسانى كه مرتكب گناه شرك ، آدم كشى و زنا شده اند ، در صورتى كه به توبه ، ايمان و عمل صالح روى آورند ، از عذاب و كيفر دوچندان و خوار كننده آن گناهان در امان خواهند بود .

و من يفعل ذلك . .. يضعف له العذاب ... إلاّ من تاب و ءامن و عمل عملاًصلحًا

جمله «إلاّ من تاب. ..» استثنا از عموم مستفاد از «من» در «من يفعل...» است.

4 - كسانى كه مرتكب گناه شرك ، آدم كشى و زنا شده اند ، در صورتى كه به توبه ، ايمان و عمل صالح روى آورند ، خداوند كردار بد آنان را از نامه عملشان محو كرده و به جاى آنها كردار نيك قرار مى دهد .

و من يفعل ذلك . .. يضعف له العذاب ... إلاّ من تاب ... فأُولئك يبدّل اللّه سيّئ

در اين كه مقصود از تبديل «سيئات» به «حسنات» چيست؟ ميان مفسران دو ديدگاه عمده وجود دارد: 1- تبديل خود اعمال بد به اعمال نيك; به گونه اى كه در پرونده اعمال مؤمنان به جاى «سيئه»، «حسنه» نوشته شود. 2- تبديل آثار و پيامدهاى «سيئات» - كه عقاب است - به آثار و پيامدهاى «حسنات» - كه ثواب است - . گفتنى است برداشت فوق مبتنى بر ديدگاه نخست است.

5 - كسانى كه مرتكب گناه شرك ، آدم كشى و زنا شده اند ، در صورتى كه به توبه ، ايمان و عمل صالح روى آورند ، خداوند آثار بدى هاى آنان ( عقاب ) را محو و به جاى آنها ، آثار خوبى ها ( ثواب ) قرار مى دهد .

و من يفعل ذلك . .. يضعف له العذاب ... إلاّ من تاب ... فأُولئك يبدّل اللّه سيّئ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 28 - 7

7 - استمرار كلمه « توحيد » در نسل ابراهيم ( ع ) و در پهنه قرن ها ، تدبيرى خداوندى و به منظور بازگشت مشركان هر نسل به توحيد

و جعلها كلمة باقية فى عقبه لعلّهم يرجعون

457- توجيه عقيده مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 35 - 6

6- مشركان با استدلال مغالطه آميز ، درصدد بودند تا اعمال و عقايد شرك آلود خود را توجيه كنند .

و قال الذين أشركوا لو شاء الله ما عبدنا من دونه من شىء

در حالى كه خداوند به طور تشريعى از مشركان خواستار اصلاح عقيده خود و گزينش توحيد شده است، آنان براى نفى اين خواسته، آن را با اراده تكوينى در هم مى آميزند تا از خود رفع تكليف كنند.

458- توجيه عمل ناپسند مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 35 - 6

6- مشركان با استدلال مغالطه آميز ، درصدد بودند تا اعمال و عقايد شرك آلود خود را توجيه كنند .

و قال الذين أشركوا لو شاء الله ما عبدنا من دونه من شىء

در حالى كه خداوند به طور تشريعى از مشركان خواستار اصلاح عقيده خود و گزينش توحيد شده است، آنان براى نفى اين خواسته، آن را با اراده تكوينى در هم مى آميزند تا از خود رفع تكليف كنند.

459- توجيه گرى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 148 - 2،4

2 - جبر، دستاويز مشركان در توجيه شرك خويش و پدرانشان و حرام كردن حلال خدا

سيقول الذين أشركوا لو شاء الله ما أشركنا و لا ءاباؤنا و لا حرمنا من شىء

4 - پيشگويى قرآن از تمسك مشركان در آينده به جبر براى توجيه عقايد و عملكرد خويش

سيقول الذين أشركوا لو شاء الله ما أشركنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 35 - 6

6- مشركان با استدلال مغالطه آميز ، درصدد بودند تا اعمال و عقايد شرك آلود خود را توجيه كنند .

و قال الذين أشركوا لو شاء الله ما عبدنا من دونه من شىء

در حالى كه خداوند به طور تشريعى از مشركان خواستار اصلاح عقيده خود و گزينش توحيد شده است، آنان براى نفى اين خواسته، آن را با اراده تكوينى در هم مى آميزند تا از خود رفع تكليف كنند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 20 - 2

2 - مشركان با دستاويز قرار دادن مشيت الهى ، پرستش و كرنش نسبت به ملائكه را توجيه مى كردند .

و قالوا لو شاء الرحمن ما عبدنهم

460- توجيه گرى مشركان جاهليت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 22 - 2

2 - پيروى از نياكان ، امرى موجه و دليلى قانع كننده در فرهنگ عرب جاهلى

بل قالوا إنّا وجدنا . .. ءاثرهم مهتدون

461- توجيه گرى مشركان صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 148 - 7

7 - مشركان صدر اسلام با تمسك به فرهنگ نياكان خود به توجيه عقايد و اعمال خويش مى پرداختند.

ما أشركنا و لا ءاباؤنا

مشركان با مطرح كردن شرك پدران خويش در صدد درست كردن تاريخچه اى براى عقايد خويش و توجيه آن بودند.

462- توصيه به مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 3 - 7،8

7 - توصيه و تشويق الهى به عموم مشركان عهدشكن ، مبنى بر توبه و بازگشت به اسلام در ظرف چهار ماه مهلت داده شده به آنان

فسيحوا فى الأرض أربعة أشهر . .. و أذن من اللّه ... فإن تبتم فهو خير لكم

8 - توصيه خداوند به عموم مشركان مبنى بر ر ها كردن شرك و گرويدن به توحيد و اسلام در پى ابلاغ پيام برائت خدا و رسول به آنان

و أذن من اللّه . .. فإن تبتم فهو خير لكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 12 - 4

4 - توصيه خدا به اهل شرك ، به دست برداشتن از بت پرستى و روى آوردن به توحيد و نيايش به درگاه او

يدعوا من دون اللّه ما لايضرّه و ما لاينفعه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 67 - 1

1 - توبه از كفر و شرك و گرايش به ايمان ، توصيه خداوند به مشركان

فأمّا من تاب و ءامن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 6 - 13

13 - دست شستن از شرك و گرويدن به توحيد ، توصيه خداوند به مشركان

فاستقيموا إليه

463- توصيه به مشركان صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 44 - 6

6 - توصيه شدن مشركان صدراسلام به اين كه به خود بيايند و دست از كفر و تكذيب بردارند و خود را چونان جوامع پيشين ، گرفتار خشم و عذاب خدا نسازند .

و إن يكذّبوك فقد كذّبت . .. فأمليت للكفرين ثمّ أخذتهم

بيان سرگذشت اقوام تكذيب گر پيشين براى مردم شرك پيشه صدراسلام - كه با پيامبر(صلی الله علیه و آله) مبارزه مى كردند - در واقع نصيحتى بود به آنان مبنى بر اين كه از سرگذشت پيشنيان عبرت بگيرند و دست از مخالفت بردارند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 45 - 5

5 - توصيه شدن مشركان صدراسلام مبنى بر اين كه با مطالعه در سرنوشت اقوام و ستمگران هلاك شده كذشته و مشاهده آثار به جا مانده از شهر ها و بلاد خراب شده آنان ، درس عبرت بگيرند و از مخالفت و مبارزه با پيامبر (صلی الله علیه و آله) دست بردارند .

فكأين من قرية . .. و قصر مشيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 51 - 3

3 - تذكر خداوند به مشركان صدراسلام ، نسبت به تجديد نظر در مواضع هلاكت بار خويش

و لقد أهلكنا أشياعكم فهل من مدّكر

464- توصيه به مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 58 - 8

8 - توصيه خداوند به مشركان مكه بر عبرت گرفتن از سرنوشت جوامع هلاك شده پيشين

و قالوا إن نتّبع الهدى . .. و كم أهلكنا من قرية بطرت معيشتها

465- توطئه مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 109 - 7

7 - ترفندها و سوگند دروغين مشركان مبنى بر ايمان آوردن در صورت نزول آيات، در برخى مؤمنان مؤثر بوده است.

و ما يشعركم أنها إذا جاءت لايؤمنون

«كم» خطاب به مؤمنين است و از اين خطاب چنين بر مى آيد كه احتمالا برخى از مؤمنان تحت تأثير خواسته مشركان بودند و خواهان عملى شدن خواستهاى آنان مى شدند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 196 - 1،3،6

1 - خداوند سرپرست پيامبر (صلی الله علیه و آله) و ياور او در برابر كيد ها و توطئه هاى مشركان

ثم كيدون فلاتنظرون. إن ولى اللّه

3 - خداوند به خاطر نازل كردن قرآن بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مصونيت او را از خطر مكر و توطئه مشركان تضمين كرد .

إن ولى اللّه الذى نزل الكتب

توصيف «اللّه» با «الذى نزل الكتب» بيانگر علت ولايت و يارى ويژه پيامبر(صلی الله علیه و آله) از جانب خداست. يعنى چون قرآن را بر من نازل كرد، مرا در برابر شما مشركان يارى خواهد داد.

6 - توجه صالحان به ولايت و سرپرستى خدا بر ايشان ، عامل مقاومت آنها در مبارزه با اهل شرك و نهراسيدن از توطئه هاى ايشان

ثم كيدون فلاتنظرون . .. هو يتولى الصلحين

از اهداف بيان ولايت خدا بر صالحان، پس از طرح توطئه مشركان، اين است كه صالحان همواره توجه به يارى خدا داشته باشند و هرگز از مكرهاى مشركان نهراسند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 5 - 5

5- خداوند ، آگاه به توطئه هاى محرمانه و سرّى مشركان و مطلع از مواضع علنى و آشكار آنان

ألا حين يستغشون ثيابهم يعلم ما يسرّون و ما يعلنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 38 - 4

4- جد و جهد مشركان براى مورد انكار قرار دادن احياى مجدد انسان ها پس از مرگ

و أقسموا بالله جهد أيمنهم لايبعث الله من يموت

«جهد» مفعول مطلق نوعى براى فعل محذوف است كه براى تأكيد انجام فعل مى باشد. و نيز جمع آورده شدن «أيمان» (سوگندها) مى تواند مؤيد برداشت فوق باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 73 - 3

3- روى آوردن مشركان به ترفند هاى فريبنده براى واداشتن پيامبر (صلی الله علیه و آله) به اتخاذ روش هاى غير الهى

و إن كادوا ليفتنونك عن الذى أوحينا إليك

برداشت فوق، مبتنى بر اين احتمال است كه مراد از «الذى أوحينا إليك» روشها و دستوراتى است كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) موظف بود طبق آنها عمل كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 74 - 5

5- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در انجام رسالت خويش ، با شديدترين و سنگين ترين ترفند ها و توطئه ها از سوى كافران و مشركان رو به رو شد .

و لولا أن ثبّتنك لقد كدتّ تركن إليهم

از اينكه شخصيت بزرگى چون پيامبر(صلی الله علیه و آله) نزديك بود در برخى مواضع خويش، به سازش كشيده شود و نيز يادآورى اين نكته كه اگر خدا به كمك او نمى آمد، چنين حادثه اى رخ مى نمود، حكايت از حقيقت ياد شده دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 76 - 1

1- توطئه و تلاش تحريك آميز مشركان عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به منظور فراهم آوردن زمينه تبعيد آن حضرت از مكه

و إن كادوا ليستفزّونك من الأرض ليخرجوك

برداشت فوق، مبتنى بر اين است كه مرجع ضمير «كادوا» و «يستفزّوا» - به قرينه آيات قبل - مشركان مكه و «ال» در «الأرض» عهد و مراد از آن سرزمين مكه باشد. گفتنى است كه «فزّ» ريشه «يستفزّون» به معناى حركت دادن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 77 - 7

7- دلدارى خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در قبال توطئه ها و تلاش هاى مشركان

و إن كادوا ليستفزّونك من الأرض ليخرجوك منها و إذًا لايلبثون خلفك إلاّ قليلاً. س

تذكر به سنت حتمى الهى بر هلاكت متجاوزان به حقوق انبيا، پس از طرح توطئه هاى مشركان مكه، مى تواند به منظور ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 5 - 1

1- خواب آشفته دانستن قرآن ، از تبليغات سوء مشركان ستم پيشه عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله)

بل قالوا أضغث أحلم

«أضغاث» (جمع «ضغث») به معناى دسته ها و مختلط ها و «أحلام» (جمع «حلم») به معناى خواب ها است. اين تعبير (أضغاث أحلام) به خواب هاى آشفته و پراكنده اطلاق مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 69 - 5

5 - توطئه ها و كينهورزى هاى پنهان و آشكار مشركان عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و ربّك يعلم ما تكنّ صدورهم و ما يعلنون

با توجه به ارتباط اين آيه با آيات پيشين - كه درباره انواع بهانه جويى هاى كافران مى باشد - مى توان گفت كه مراد آيه بيان مطلب ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 43 - 9

9 - مشركان ، در صدد تحريك هم فكران خود براى رودررويى با پيامبر (صلی الله علیه و آله) و تعاليم آن حضرت

إذا تتلى عليهم ءايتنا. .. قالوا ... يريد أن يصدّكم عمّا كان يعبد ءاباؤكم

آوردن ضميرهاى خطاب «كم» مى تواند براى ايجاد هيجان و ولع در مخاطبان باشد; تا آنان با توجه به اين كه آنچه مورد تعرض قرار گرفته آيين پدرانشان است، بيشتر به حركت درآيند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 56 - 10

10 - توصيه خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مبنى بر پناه بردن به او ، در برابر كارشكنى ها و دشمنى هاى كافران و مشركان

إنّ الذين يجدلون فى ءايت اللّه . .. فاستعذ باللّه

466- توطئه مشركان صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 13 - 6

6 - مشركان ، در راستاى خاموش كردن آواى توحيد ، تصميم گرفته بودند پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) را از مكه اخراج كنند .

و همّوا بإخراج الرسول

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 5 - 1

1- مشركان عصر بعثت ، به منظور مخفى ماندن سخنانشان از خداوند ، سر به گريبان فرو مى بردند و با نجوا ، توطئه هاى طرح شده عليه پيامبر را مبادله مى كردند .

ألا إنّهم يثنون صدورهم ليستخفوا منه

از معانى «ثَنْى» (مصدر يثنون) تاكردن و خم نمودن است. «إستخفاء» به معناى مخفى ساختن خويش است و ضمير در «منه» به «الله» باز مى گردد. چون غرض مشركان از خم كردن سينه ها (سر در گريبان كردن) پنهان ساختن خويش از خدا بوده است، معلوم مى شود در آن حال عليه پيامبر سخن مى گفتند و توطئه هاى خويش را مبادله مى كردند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 3 - 6،7،9

6- مشركانِ ستم پيشه ، داراى حركت هاى جمعى و متشكل عليه دعوت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و أسرّوا النجوى الذين ظلموا

«أسرّوا» (از مصدر «اسرار»); يعنى، پنهان مى داشتند و «نجوى» به معناى گفتوگوهاى پنهانى و مفعول براى «أسرّوا» است. بنابراين نجواكردن، دليل بر حركت جمعى و متشكل است و پنهان داشتن آن بيانگر سعى و تلاش بر دور ماندن اين حركت از انظار ديگران (مسلمانان) است.

7- توطئه چينى گروهى خاص از مشركان ستم پيشه عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) و دعوت او

و أسرّوا النجوى الذين ظلموا

برداشت ياد شده مبتنى براين است كه «الذين ظلموا» قيد احترازى باشد; يعنى، آن دسته از مشركانى كه ستم پيشه اند و خوى تجاوزگرى دارند.

9- بشر بودن پيامبر (صلی الله علیه و آله) محتواى نجواى توطئه آميز مشركان و دستاويز آنان عليه اسلام و قرآن

و أسرّوا النجوى الذين ظلموا هل هذا إلاّبشر مثلكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 110 - 5

5- كافران لجوج و مشركان حق ناپذير ، داراى توطئه ها و نقشه هاى نهانى عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله)

فإن تولّوا . .. و يعلم ماتكتمون

ذكر «ماتكتمون» (آن چه را پوشيده مى داريد) مى تواند اشاره به توطئه هاى مخفيانه كافران و مشركان داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 51 - 1

1 - تلاش پى گير مشركان عصر بعثت ، عليه آيات الهى ( قرآن ) و ناكام ساختن پيامبر (صلی الله علیه و آله) در دعوت خويش

و الذين سعوا فى ءايتنا معجزين أولئك أصحب الجحيم

«سعى» (مصدر «سعوا») به معناى تلاش كردن است و «فى آياتنا» به تقدير «فى ابطال آياتنا» مى باشد. «معاجزة» (مصدر «معاجزين») اگر از «عَجُز» (دنباله) مشتق شده باشد به معناى سبقت گرفتن از چيزى و پشت سرگذاشتن آن است و اگر از «عَجْز» (ناتوانى) مشتق شده باشد، به معناى ناتوان كردن مى باشد. در هر صورت «معاجزين» حال براى فاعل «سعوا» است و

مفعول آن محذوف مى باشد و تقدير آن مى تواند «معاجزينا» و يا «معاجزين رسولنا» باشد. «جحيم» نيز به معناى آتش بر افروخته و شعلهور است.

467- توطئه مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 5 - 3،4

3- مشركان مكه در عصر بعثت ، داراى جلسات مخفى براى توطئه چينى عليه اسلام و پيامبر (صلی الله علیه و آله)

ألا حين يستغشون ثيابهم يعلم مايسرّون ومايعلنون

«إستغشى ثيابه» يعنى با جامه هايش خود را مخفى ساخت تا ديده نشود(لسان العرب) «حين» متعلق به «يعلم» است و لذا جمله «ألا حين يستغشون ثيابهم يعلم . ..» مى رساند كه مشركان در همان هنگامى كه خود را مخفى و مستور مى كردند مسايلى را مطرح مى كردند برخى از آنها را پنهان مى داشتند (ما يسرّون) و برخى را آشكار مى نمودند (و ما يعلنون) اين معنا گوياى آن است كه مراد از «يستغشون ثيابهم ...» اين است كه مشركان براى توطئه عليه پيامبر جلسات مخفى تشكيل مى دادند نه مجرد پنهان ساختن خويش.

4- مشركان مكه ، داراى مواضع علنى و آشكار عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) و توطئه هاى سرّى و محرمانه عليه آن حضرت

ألا حين يستغشون ثيابهم يعلم ما يسرّون و ما يعلنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 79 - 6

6 - تهديد مشركان مكه از سوى خداوند ، در برابر توطئه چينى آنان عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله)

أم أبرموا أمرًا فإنّا مبرمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 13 - 3

3- همدلى مشركان مكه ، در خالى ساختن سرزمين مكه ، از وجود پيامبر (صلی الله علیه و آله) *

قريتك الّتى أخرجتك

نسبت دادن «إخراج» به قريه، مى تواند از آن جهت باشد كه همه مردم شهر و يا بيشتر آنان، بر اخراج پيامبر(صلی الله علیه و آله) مصمم و همدل بوده اند.

468- توطئه هاى پنهانى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 80 - 3

3 - هشدار خداوند به مشركان ، در مورد توطئه هاى پنهانى آنان

أم يحسبون أنّا لانسمع سرّهم و نجويهم

469- توطئه هاى پنهانى مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 80 - 5

5 - توطئه هاى مخفيانه مشركان مكه ، عليه پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله)

أم يحسبون أنّا لانسمع سرّهم و نجويهم

470- توطئه هاى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 4 - 4

4- هشدار خداوند به مشركان ستم پيشه در باره توطئه هاى پنهانى و گفت وگو هاى محرمانه آنان عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) و اسلام

أسرّوا النجوى الذين ظلموا . .. قال ربّى يعلم القول فى السماء والأرض

تذكر به مشركان نجواگر و توطئه كننده، مبنى بر آگاهى خداوند از هر نوع سخنى در آسمان و زمين، هشدارى است به آنان در باره سرانجام شومِ توطئه هايشان.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 110 - 1

1- خداوند ، به گفتار آشكار و توطئه ها و اسرار مشركان و كافران حق ستيز آگاه است .

إنّه يعلم الجهر من القول و يعلم ماتكتمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 79 - 1،4

1 - توطئه هاى پى درپى و جدى مشركان ، نسبت به پيامبر (صلی الله علیه و آله) و تصميم قطعى آنان براى انكار حق

أم أبرموا أمرًا

«إبرام» (مصدر «أبرموا») در اصل به معناى تابيدن و محكم كردن است و در اين جا مراد از آن - به قرينه شأن نزول و آيه بعد - تصميم جدى مشركان بر توطئه چينى عليه پيامبر(صلی الله علیه و آله) مى باشد.

4 - تقويت روحيه پيامبر (صلی الله علیه و آله) از سوى خداوند ، در برابر اقدامات توطئه آميز مشركان

فإنّا مبرمون

471- توطئه هاى مشركان صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 3 - 4

4- برپايى جلسات سرّى و گفتوگو هاى مشورتى ، از سوى مشركان ستمگر عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و أسرّوا النجوى الذين ظلموا

472- توقّعات بيجاى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 50 - 7،15،18

7 - توقّعات نابجا و درخواستهاى غير اصولى مشركان از پيامبر(صلی الله علیه و آله)

قل لا أقول لكم . .. إنى ملك

نفى ملك بودن و . .. بيانگر وجود چنين توقّعاتى در بين مردم است.

15 - توقّعات بيجاى مشركان از پيامبر(صلی الله علیه و آله)، برخاسته از نادانى

قل لا أقول لكم عندى خزائن اللّه و . .. قل هل يستوى الأعمى و البصير

18 - نينديشيدن، ريشه تلقى نادرست مشركان از پيامبرى و توقّعات نابجاى آنان است.

قل لا أقول لكم عندى خزائن اللّه . .. أفلاتتفكرون

جمله توبيخى «أفلا تتفكرون» دعوتى است به تفكر در تمامى معارف عنوان شده در اين دسته آيات

473- توقعات بيجاى مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 31 - 1

1 - توقع بى جاى مشركان مكه در لزوم انتخاب پيامبر ، از ميان اشراف « مكه » و « طائف »

و قالوا لولا نزّل هذا القرءان على رجل من القريتين عظيم

عموم مفسران مراد از «قريتين» را مكه و طائف دانسته اند.

474- توقعات مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 51 - 17

17- مشركان ، انتظار داشتند كه پيامبر (صلی الله علیه و آله) به زمان وقوع قيامت آگاه باشد .

و يقولون متى هو قل عسى أن يكون قريبًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 56 - 7

7- مشركان ، از خدايان خويش توقع داشتند مشكلات و گرفتارى هاى آنان را حل كرده و يا آن را به خوشى تبديل كنند .

ادعوا الذين زعمتم من دونه فلايملكون كشف الضرّ عنكم و لاتحويلاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 29 - 14

14 - توقع مشركان براى شفاعت معبودان شان از آنان ، توقعى بيجا و واهى است .

و ما لهم من نصرين

احتمال دارد عبارت «و ما لهم من ناصرين» تعريض به توهم بودن عقيده مشركان درباره توان معبودان شان براى شفاعت باشد.

475- توقعات مشركان جاهليت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 42 - 7

7 - بر دوش داشتن مسؤوليت انذار و اخطار ، انتظار مردم پيش از نزول قرآن از پيامبران الهى

و أقسموا باللّه . .. لئن جاءهم نذير ... فلمّا جاءهم نذير ما زادهم إلاّ نفورًا

476- تهديد مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 158 - 10

10 - تهديد مشركان به آمدن قيامت و عذابهاى آن

قل انتظروا إنا منتظرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 59 - 15

15 - تهديد مشركان به كيفر هاى اخروى ، زمينه ساز گرايش آنان به پرستش خداى يگانه و پرهيز از شرك و دوگانه پرستى

إنى أخاف عليكم عذاب يوم عظيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 3 - 14

14 - تهديد مشركان پيمان شكن ، به عذاب دردناك شكست

و بشر الذين كفروا بعذاب أليم

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه مراد از «عذاب أليم»، عذاب شكست در برابر جبهه اسلام باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 46 - 1

1 - خداوند ، مشركان را كراراً به عذاب استيصال تهديد كرده بود .

و إما نرينك بعض الذى نعدهم

«نعد» فعل مضارع است و دلالت بر استمرار مى كند و نيز مشتق از «وعد» است و «وعد» هم در خير استعمال مى شود و هم در شر. در اين جا چون ضمير «هم» به مشركان بر مى گردد براى شر و تهديد است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 53 - 3

3 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به امر خدا در جواب سؤال استهزاآميز مشركان ، تهديد خود را تكرار كرده ، وقوع عذاب نابودكننده را حتمى اعلام فرمود .

و يستنبئونك أحق هو قل إى و ربى إنه لحق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 73 - 8

8 - خداوند ، با بيان عاقبت نيك ياران حضرت نوح ( ع ) و فرجام شوم تكذيب كنندگانش ، پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان را دلدارى داده و مشركان را به عذاب استيصال تهديد نمود .

و اتل عليهم نبأ نوح . .. فانظر كيف كان عقبة المنذرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 102 - 5

5 - خداوند ، مشركان را به دليل از دست دادن زمينه ايمان ، به عذاب استيصال تهديد فرمود .

قل فانتظروا إنى معكم من المنتظرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 83 - 6

6- خداوند ، مشركان و كافران به پيامبر (صلی الله علیه و آله) را به كيفر هاى دنيوى و فرو ريختن سنگ هاى عذاب تهديد كرد .

و ما هى من الظلمين ببعيد

واقع شدن جمله «و ما هى . ..» پس از مخاطب قرار دادن پيامبر(صلی الله علیه و آله) (عند ربك) مى تواند قرينه بر اين باشد كه: از مصداقهاى

مورد نظر براى «الظالمين» مشركان و كافران عصر بعثت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 56 - 9

9- سوگند خداوند به ذات خود ، براى تهديد و مورد مؤاخذه قرار دادن مشركان

تالله لتسئلنّ عمّا كنتم تفترون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 9 - 7

7- دلدارى و تقويت روحيه پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان و تهديد مشركان ، از جانب خداوند

ثمّ صدقنهم الوعد . .. و أهلكنا المسرفين

ذكر وعده خداوند به پيروزى همه پيامبران و مؤمنان و نابودى دشمنان آنان، مى تواند به منظور نكته ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 11 - 3

3- تهديد شدن جوامع ستمگر و مشركان ، به هلاكت و نابودى از سوى خداوند

و كم قصمنا من قرية كانت ظالمة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 18 - 11

11- نويد فتح و پيروزى به پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان و تهديد مشركان ، به شكست و نابودى از جانب خداوند

بل نقذف بالحقّ. .. و لكم الويل ممّا تصفون

از لحن و آهنگ آيه شريفه - با توجه به اين كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) و اهل حق درگير با مشركان حق ستيز بوده اند - استفاده مى شود كه اين آيه در صدد دادن بشارت پيروزى، به پيامبر(صلی الله علیه و آله) و مؤمنان است. هم چنين تهديد و اخطار به مشركان به شكست و نابودى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 109 - 4

4- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مشركان و كافران لجوج و حق ناپذير را به جنگ و جهاد تهديد كرد .

فإن تولّوا فقل ءاذنتكم على سواء

برداشت ياد شده بر اساس يكى از احتمالاتى است كه ميان مفسران در باره اين آيه مطرح است و آن اين كه جمله «آذنتكم على سواء» تهديد به جنگ و هشدار به جهاد است. مانند آيه «فانبذ إليهم على سواء» (انفال (8) آيه 58).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 42 - 9

9 - مشركان ، به دليل مقاومت و خيره سرى در برابر دعوت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به عذاب و كيفر الهى تهديد شدند .

و سوف يعلمون حين يرون العذاب من أضلّ سبيلاً

جمله «و سوف يعلمون حين يرون العذاب. ..» براى تهديد مشركان لجوج به عذاب، بيان شده است و اين عذاب هم مى تواند در دنيا باشد (مانند شكست سخت آنان به دست مسلمانان در جنگ بدر) و هم مى تواند عذاب اخروى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 66 - 7

7 - شرك پيشگان ناسپاس ، مورد تهديد خداوندند .

هم يشركون . ليكفروا بما ءاتينهم ... فسوف يعلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 34 - 11

11 - مشركان ، مورد تهديد سخت خداوندند .

فتمتّعوا فسوف تعلمون

امر «فتمتّعوا» به قرينه «فسوف تعلمون» و نيز توصيف آنان به روى آوردن به شرك، پس از نيل به رفاه، براى توبيخ است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 48 - 5

5 - تهديد شدن مشركان از سوى خداوند

إنّ ربّى . .. علّ-م الغيوب

استفاده از صفت «علاّم الغيوب» در گفتوگو با مشركان، مى تواند كنايه از تهديد باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 88 - 3

3 - كافران و مشركان ، به عذاب و شكست تهديد شدند .

و لتعلمنّ نبأه بعد حين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 3 - 18

18 - تهديد شدن مشركان ، به عذاب و كيفر از جانب خداوند

و الذين اتّخذوا من دونه أولياء . .. إنّ اللّه يحكم بينهم فى ما هم فيه يختلفون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 15 - 1

1 - ناراحتى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از مشركان و تهديد آنان به سرنوشت شوم و عذاب الهى

قل اللّه أعبد . .. فاعبدوا ما شئتم من دونه

امر «فاعبدوا ما شئتم من دونه» براى تهديد و نشانگر شدت غضب و ناراحتى پيامبر(صلی الله علیه و آله) از كافران و مشركان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 37 - 8

8 - دلدارى خداوند به مؤمنان و تهديد كافران و مشركان حق گريز به انتقام و شكست

أليس اللّه بعزيز ذى انتقام

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه ذيل آيه شريفه - كه از عزت و انتقام خداوند سخن گفته - داراى لحن تهديدآميز است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 40 - 2،4

2 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) كافران و مشركان معاند را به مقابله فرا خواند و به شكست ذلت بار ( چون شكست روز بدر ) تهديد كرد .

من يأتيه عذاب يخزيه

بيشتر مفسران بر اين ديدگاه اند كه مقصود از عذاب خواركننده در دنيا، شكست كافران و مشركان معاند در جنگ ها (همچون جنگ بدر) است.

4 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) كافران و مشركان معاند را به عذاب فراگير و دائمى دوزخ تهديد كرد .

و يحلّ عليه عذاب مقيم

«على» براى استيلا و تمكن است و مى رساند كه عذاب الهى دشمنان رسول خدا، فراگير و گسترده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 46 - 16

16 - دلدارى خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در برابر حق ستيزى و دشمنى مشركان و تهديد آنان به كيفر و عذاب

أنت تحكم بين عبادك فى ما كانوا فيه يختلفون

از تعليم خداوند به پيامبر(صلی الله علیه و آله)، مبنى بر درخواست داورى از او درباره مشركان حق ستيز، برداشت بالا به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 33 - 7

7- بيان هلاكت فرعونيان و نجات بنى اسرائيل از سوى خداوند ، پيامدار تهديد براى مشركان و نويدى براى پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان

و لقد نجّينا بنى إسرءيل . .. بلؤا مبين

با توجه به اين كه آيات گذشته، در زمينه رويارويى مشركان و مؤمنان بود; طرح سرگذشت فرعونيان و بنى اسرائيل، پيامدار مطلب ياد شده است.

477- تهديد مشركان بهانه جو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 96 - 4

4- مشركان و كافران حق ناپذير و بهانه جو ، مورد تهديد خداوند

قالوا أبعث الله بشرًا رسولاً. قل كفى بالله شهيدًا بينى و بينكم

تذكر خداوند به گواه و ناظر بودن ميان پيامبر(صلی الله علیه و آله) و مشركان حق ناپذير، مى تواند به منظور تهديد آنان باشد.

478- تهديد مشركان صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 3 - 13

13 - تهديد مشركان كفرپيشه صدر اسلام به عذاب دردناك جهنم

بشر الذين كفروا بعذاب أليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 4 - 6

6 - تهديد مشركان معاهد صدر اسلام به لغو پيمان عدم تعرض مسلمانان با آنان در صورت مشاهده كمترين كوتاهى در عمل به مواد آن و مشاهده هر گونه كمك به دشمنان اسلام

ثم لم ينقصوكم شيئاً و لم يظهروا عليكم أحداً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 20 - 9

9 - خداوند ، مشركان بهانه جوى عصر بعثت را به كيفرى سخت و قريب الوقوع تهديد كرد .

و يقولون لو لا أنزل عليه ءاية من ربه . .. فانتظروا

امر در «انتظروا» مى تواند براى تهديد (تهديد به عذاب) و به كارگيرى ماده «انتظار» بيانگر قريب الوقوع بودن عذاب باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 39 - 8

8 - تهديد شرك پيشگان عصر بعثت به عذاب استيصال

بل كذبوا . .. فانظر كيف كان عقبة الظلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 60 - 4

4 - خداوند ، مشركان صدر اسلام رابه خاطر افترا بستن و تحريم حلال ها ، به كيفر سخت قيامت تهديد كرد .

فجعلتم منه حراماً و حللا . .. و ما ظن الذين يفترون على اللّه الكذب يوم القيمة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 101 - 13

13- خداوند ، مشركان عصر بعثت و منكران رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) را به عذاب و كيفر تهديد كرد .

فما أغنت عنهم ءالهتهم . .. لما جاء أمر ربك

خطاب كردن به پيامبر(صلی الله علیه و آله) (لما جاء أمر ربك) و (ذلك من أنباء القرى نقصه عليك) در بيان نتيجه گيرى از سرگذشت اقوام پيشين، حاوى اين نكته است كه: مشركان عصر پيامبر نيز در خطر گرفتار شدن به آن گونه عذابها بودند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 102 - 5

5- خداوند ، مشركان و كفرپيشگان عصر بعثت را به عذاب هاى شديد دنيوى تهديد كرد .

و كذلك أخذ ربك إذا أخذ القرى و هى ظلمة إن أخذه أليم شديد

برداشت فوق، از مخاطب قرار دادن پيامبر(صلی الله علیه و آله) در «كذلك أخذ ربك» استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 128 - 3

3 - هلاكت اقوام گذشته با عذاب الهى ، نمونه هايى بارز از جدى بودن تهديد هاى خداوند و راهنماى كافى براى مشركان عصر بعثت

أفلم يهد لهم كم أهلكنا قبلهم من القرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 93 - 3

3 - تهديد مشركان عصر بعثت به عذاب دنيوى از سوى خداوند

قل ربّ إمّا ترينّى ما يوعدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 5 - 2

2 - مشركان صدراسلام ، مورد تهديد خداوند به كيفر هاى سخت دنيايى

أُولئك الذين لهم سوء العذاب

قيد «فى الأخرة» در ذيل آيه، نشانگر آن است كه مراد از «سوء العذاب» عذاب دنيوى و تقدير آن چنين است: «أُولئك الذين لهم فى الدنيا سوء العذاب».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 61 - 11

11 - تهديد شرك پيشگان هدايت ناپذير صدراسلام از سوى خداوند ، به مؤاخذه و كيفر اخروى

ثمّ هو يوم القيمة من المحضرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 44 - 5

5 - تهديد مشركان حق ناپذير صدراسلام از سوى خداوند ، به هلاكت و عذاب همچون كافران پيشين

أوَلم يسيروا فى الأرض فينظروا . .. و كانوا أشدّ منهم قوّة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 170 - 3

3 - مشركانِ مخالف قرآن در صدراسلام ، به كيفر و عذاب الهى تهديد شدند .

فكفروا به فسوف يعلمون

جمله «فسوف يعلمون» جمله اى است تهديد آميز عليه مشركانِ مخالف قرآن. در اين كه اين تهديد مربوط به چه مسأله اى است و متعلق علم در (يعلمون) چيست، دو ديدگاه وجود دارد: 1- عذاب استيصال، 2- پى آمدهاى ناگوار اجتماعى و فردى كفر و شكست خوردن جبهه كفر در آينده نزديك. برداشت ياد شده مبتنى برديدگاه نخست است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 177 - 1

1 - مشركان و كافران صدراسلام ، به نزول عذاب فراگير و غافل گيرانه تهديد شدند .

فإذا نزل بساحتهم فساء صباح المنذرين

«ساحت» به فضاى باز اطراف محله مى گويند و در آيه شريفه، كنايه از شمول و فراگيرى عذاب الهى بر همه افراد است. نزول عذاب در بامداد (صباح) استعاره تمثيليه است كه عذاب الهى، به دشمنى تشبيه شده است كه در شب حركت مى كند و صبح گاهان غافل گيرانه يورش مى برد.

479- تهديد مشركان قريش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 9 - 13

13 - كافران قريش ، مورد تهديد شديد خداوند

أَوَلم يسيروا فى الأرض فينظروا . .. و عمروها أكثر ممّا عمروها و جاءتهم رسلهم بال

به قرينه اين كه سوره روم، مكى است، مراد از «أكثر ممّا عمروها» كافران قريش اند كه در برابر پيامبر(صلی الله علیه و آله) به مخالفت برخاستند.

480- تهديد مشركان لجوج

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 40 - 1

1 - پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) ، كافران و مشركان لجوج را به عذابى خواركننده در دنيا هشدار داد .

فسوف تعلمون . من يأتيه عذاب يخزيه

مفسران بر اين عقيده اند كه مقصود از عذاب خواركننده، به قرينه ذيل آيه - كه از عذاب دائمى (اخروى) سخن مى گويد - عذاب دنيايى است.

481- تهديد مشركان معاهد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 4 - 6

6 - تهديد مشركان معاهد صدر اسلام به لغو پيمان عدم تعرض مسلمانان با آنان در صورت مشاهده كمترين كوتاهى در عمل به مواد آن و مشاهده هر گونه كمك به دشمنان اسلام

ثم لم ينقصوكم شيئاً و لم يظهروا عليكم أحداً

482- تهديد مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 36 - 17

17- مشركان مكه ، مورد تهديد خداوند به فرجامى شوم

و قال الذين أشركوا . .. فسيروا فى الأرض فانظروا كيف كان عقبة المكذّبين

بنابراين احتمال كه مخاطبان امر «سيروا» مشركان مكه اند استفاده مى شود كه دعوت از آنان براى سير و سفر در زمين جهت مطالعه سرانجام تكذيب كنندگان انبيا پس از بازگويى ديدگاه آن مشركان در باره خداوند، هشدارى است به آنان.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 58 - 11

11 - خداوند ، مشركان بهانه جوى مكه را به عذاب استيصال تهديد كرد .

و قالوا إن نتّبع الهدى . .. و كم أهلكنا من قرية بطرت معيشتها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 59 - 12

12 - خداوند ، مشركان مكه را به عذاب استيصال تهديد كرد .

و ما كان ربّك مهلك القرى حتّى يبعث فى أُمّها رسولاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 45 - 7

7 - تهديد شديد مشركان مكه از سوى خداوند ، به خاطر تن در ندادن به تعاليم پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و إذا تتلى عليهم ءايتنا بيّنت قالوا ما هذا إلاّ رجل. .. و كذّب الذين من قبلهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 79 - 6

6 - تهديد مشركان مكه از سوى خداوند ، در برابر توطئه چينى آنان عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله)

أم أبرموا أمرًا فإنّا مبرمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 10 - 3

3- تهديد مشركان حق ستيز مكه ، از سوى خداوند به عذابى دنيوى و تيره كننده زندگى

فارتقب يوم تأتى السماء بدخان مبين

برداشت ياد شده بنابراين نكته است كه «دخان مبين»، كنايه از تيره روزى و عذاب دنيوى باشد، چه اين كه برخى از مفسران اين آيه را پاسخى به دعاى پيامبر(صلی الله علیه و آله) دانسته اند كه از خداوند خواست تا براى بيدار شدن مشركان، آنان را به قحطى اى همچون دوران يوسف مبتلا كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 13 - 1

1- تبعيدكنندگان پيامبر (صلی الله علیه و آله) از شهر مكه ، مورد تهديد خداوند به هلاكت و نابودى

و كأيّن من قرية هى أشدّ قوّة من قريتك . .. أهلكنهم

با اين كه خروج پيامبر(صلی الله علیه و آله)، از مكه و هجرت ايشان به سوى مدينه ظاهراً به انتخاب خود حضرت صورت گرفته بود; ولى شرايط سختى كه مشركان براى آن حضرت پديد آورده بودند، منتهى به تصميم هجرت شد. ازاين رو خداوند خروج آن حضرت را به منزله تبعيد شمرده و فعل را به صورت متعدى به همه مشركان مكه نسبت داده است.

483- تهديدهاى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 64 - 1

1 - درخواست تهديدآميز و آمرانه مشركان از پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) به عبادت معبودهايى جز اللّه

قل أفغير اللّه تأمرونّى أعبد

484- تهديدهاى مشركان صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 5 - 7

7 - تهديد مشركان عصر بعثت ، به موضع گيرى در برابر عملكرد و تبليغ پيامبر (صلی الله علیه و آله)

فاعمل إنّنا عملون

بنابه گفته مفسّران تركيب «فاعمل إنّنا عاملون» نوعى تهديد را مى رساند.

485- تهمتهاى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 101 - 1،2

1- متهم شدن پيامبر (صلی الله علیه و آله) به دروغ گويى از سوى مشركان ، با رخ دادن نسخ و تبديل پيامى به پيام ديگر در برخى از آيات قرآن

و إذا بدّلنا ءاية مكان ءاية . .. قالوا إنما أنت مفتر

2- نسخ و تغيير برخى از پيام هاى الهى ، دستاويزى براى مشركان در مبارزه با پيامبر (صلی الله علیه و آله) و متهم كردن او به دروغ گويى

و إذا بدّلنا ءاية مكان ءاية . .. قالوا إنما أنت مفتر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 103 - 2،3

2- كافران و مشركان ، قرآن را در ميان مردم خود ، آموزه هاى فرد عجمى به پيامبر (صلی الله علیه و آله) معرفى مى كردند .

و لقد نعلم أنهم يقولون إنما يعلّمه بشر . .. أعجمىّ

عجمى دانستن قرآن، از پاسخ خداوند كه فرمود: «لسان الذى يلحدون إليه أعجمىّ . ..» به دست مى آيد.

3- آموختن قرآن از بشر ، يكى از تهمت هاى كافران و مشركان به پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) بود .

و لقد نعلم أنهم يقولون إنما يعلّمه بشر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 44 - 15

15- تحمل سخنان ناروا و سخيف مشركان درباره خداوند ، ناشى از بردبارى و آمرزندگى خداست .

إنكم لتقولون قولاً عظيمًا . .. سبحنه و تعلى عمّا يقولون علوًّا كبيرًا ... إنه

ذكر «إنه كان حليماً غفوراً»، پس از بيان سخنان نارواى مشركان درباره خداوند، به اين معنا اشعار دارد كه آن سخنان، شايسته واكنش و مجازات است اما چون خداوند حليم و غفور است، آنها را تحمل مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 3 - 12،13،15

12- نسبت نارواى سحر به قرآن و جادوگرى به پيامبر (صلی الله علیه و آله) از سوى مشركان ستم پيشه

أفتأتون السحر و أنتم تبصرون

13- مشركان ستم پيشه ، ضمن ايراد اتهام سحر به قرآن ، آن را هرگز شايسته پيروى نمى دانستند .

أفتأتون السحر و أنتم تبصرون

استفهام در جمله «أفتأتون السحر» انكارى است و جمله «و أنتم تبصرون» حال براى فاعل «تأتون» مى باشد. بنابراين معناى آيه چنين مى شود: آيا شما با چشم باز و آگاهى به دنبال قرآن - كه سحر است - مى رويد؟ يعنى اين كه شايسته نبودن قرآن براى پيروى، امرى است روشن و بديهى.

15- سحر بودن قرآن و ساحر بودن پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، دليل واهى و بهانه ديگر مشركان ستم پيشه براى ايمان نياوردنشان

أفتأتون السحر و أنتم تبصرون

مشركان براى ردّ ادعاى نبوت پيامبر(صلی الله علیه و آله)، دو دليل واهى و بهانه جويانه مى آوردند: 1- بشر بودن آن حضرت (هل هذا إلاّ بشر مثلكم)، 2- ساحر بودن ايشان (أفتأتون السحر).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 5 - 1،3،4

1- خواب آشفته دانستن قرآن ، از تبليغات سوء مشركان ستم پيشه عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله)

بل قالوا أضغث أحلم

«أضغاث» (جمع «ضغث») به معناى دسته ها و مختلط ها و «أحلام» (جمع «حلم») به معناى خواب ها است. اين تعبير (أضغاث أحلام) به خواب هاى آشفته و پراكنده اطلاق مى شود.

3- ساخته و پرداخته بودن قرآن از جانب پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از تهمت هاى مشركانِ ستم پيشه به آن حضرت

بل افتريه

4- نسبت نارواى شعر و شاعرى به قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از سوى مشركانِ ستم پيشه

بل هو شاعر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 91 - 8

8 - ساحت خداى يگانه هستى ، مبرّا از نسبت هاى نارواى مشركان

سبحن اللّه عمّا يصفون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 210 - 2

2 - اتهام مشركان به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مبنى بر دريافت قرآن از شياطين

و ما تنزّلت به الشيطين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 224 - 4

4 - اتهام مشركان به پيامبر (صلی الله علیه و آله) مبنى بر ابداع قرآن با وهم و خيال خويش

و الشعراء يتّبعهم الغاون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 3 - 3،4

3 - از سوى مشركان ، به پيامبر (صلی الله علیه و آله) اتهام دروغ پردازى زده مى شد .

أم يقولون افتريه بل هو الحقّ

4 - خداوند ، در مقابل تهمت مشركان ( ساختگى بودن قرآن ) ايستاده و از حقانيت قرآن ، دفاع كرده است .

أم يقولون افتريه بل هو الحقّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 43 - 15

15 - اتهام بى پرده كافران ، مبنى بر جادوى آشكار بودن قرآن كريم

و قال الذين كفروا للحقّ لمّا جاءهم إن هذا إلاّ سحر مبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 53 - 6،7

6 - نسبت دادن ساختگى بودن قرآن از سوى مشركان ، ناآگاهانه و به دور از علم بوده است .

قالوا ما هذا إلاّ سحر مبين . .. و قد كفروا به من قبل و يقذفون بالغيب

7 - نسبت دادن جنون به پيامبر (صلی الله علیه و آله) از سوى مشركان ، حدس و گمان و به دور از علم و آگاهى بود .

أفترى على اللّه أم به جِنّة . .. ما بصاحبكم من جِنّة ... و قد كفروا به من قبل و

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 15 - 2،4

2 - قرآن ، سحرى آشكار در ديدگاه مشركان

و قالوا إن هذا إلاّ سحر مبين

4 - اصرار و پافشارى مشركان بر متهم كردن قرآن و معجزه الهى به سحر و جادوگرى

و قالوا إن هذا إلاّ سحر مبين

برداشت فوق از به كار رفتن نفى و استثنا در آيه شريفه كه دلالت بر حصر و قطعى بودن مفاد آن است، استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 36 - 1،2

1 - اتهام جنون و شاعر بودن به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، شيوه مشركان و كافران در برابر پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و يقولون أئنّا لتاركوا ءالهتنا لشاعر مجنون

آمدن فعل «يقولون» به صيغه مضارع، حكايت از استمرار اين سخن دارد.

2 - مشركان ، دليل نپذيرفتن دعوت پيامبراسلام را ، مجنون و شاعر بودن آن حضرت معرفى مى كردند .

و يقولون أئنّا لتاركوا ءالهتنا لشاعر مجنون

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه لام در «لشاعر» براى تعليل است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 30 - 1

1 - مشركان ، قرآن را سحر قلمداد كردند .

و لمّا جاءهم الحقّ قالوا هذا سحر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 2 - 4

4 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از نگاه مشركان ، فردى گنه كار و برهم زننده نظم اجتماعى شرك

ليغفر لك اللّه ما تقدّم من ذنبك و ما تأخّر

«ذنبك» به معناى اتهام ها و گناهانى است كه مشركان، براى پيامبر(صلی الله علیه و آله) برمى شمردند; زيرا با بعثت آن حضرت، حرمت بت ها درهم ريخت، نظم جاهلى جامعه شرك - با ايمان آوردن طبقات مختلف اجتماعى - بر هم خورد و اين همه امورى بود كه از نظر مشركان، جرم و گناه پيامبر(صلی الله علیه و آله) تلقى مى شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 52 - 1

1 - تكذيب و اتهام ، شيوه هميشگى اقوام و جوامعِ كفرپيشه و شرك آلود در برابر فرستادگان الهى

كذلك ما أتى الذين من قبلهم من رسول إلاّ قالوا ساحر أو مجنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 2 - 4

4 - اتهام گمراهى و جهل به پيامبر (صلی الله علیه و آله) از سوى مشركان

ما ضلّ صاحبكم و ما غوى

آيه شريفه در رد اين ديدگاه مشركان است كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) را متهم به گمراهى و جهل مى كردند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 41 - 4

4 - اتهام شعر به قرآن و شاعرى به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از سوى كافران و مشركان در آغاز رسالت

و ما هو بقول شاعر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 42 - 4

4 - اتهام كهانت به قرآن و كاهنى به پپامبراسلام (صلی الله علیه و آله) ، از سوى كافران و مشركان

و لا بقول كاهن

486- تهمتهاى مشركان صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 15 - 8

8 - شرك پيشگان عصر بعثت ، قرآن را ساخته و پرداخته ذهن حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) مى پنداشتند .

قال الذين لا يرجون لقاءنا ائت بقرءان غير هذا أو بدّله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 42 - 1

1 - مشركان صدراسلام ، رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) را انكار و او را به دروغ گويى متهم مى كردند .

و إن يكذّبوك فقد كذّبت قبلهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 4 - 1

1 - مشركان صدراسلام ، رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) را انكار نموده و او را به دروغ گويى متهم كردند .

و إن يكذّبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 25 - 1

1 - مشركان صدراسلام ، رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) را انكار نموده و آن حضرت را به دروغ گويى متهم مى كردند .

و إن يكذّبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 15 - 1

1 - مشركان صدر اسلام ، معجزات الهى را سحرى آشكار و بى ترديد مى دانستند .

و قالوا إن هذا إلاّ سحر مبين

مشاراليهِ «هذا» هم مى تواند معجزه باشد - كه در آيه قبل از آن به «آية» ياد شده است - و هم مى تواند قرآن كريم باشد. برداشت ياد شده مبتنى بر احتمال نخست است.

487- تهمتهاى مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 119 - 21

21 - اتهام بدعتگذارى و تجاوز به احكام دين الهى به اسلام و مسلمانان در تبليغات مشركان مكه

إن ربك هو أعلم بالمعتدين

كاربرد فعل تفضيل «أعلم» و تأكيد و حصر آن با «إن» و ضمير فصل «هو» در مواردى است كه مدعيان و منكرانى در برابر وجود داشته باشند. بدين معنى كه چه بسا مشركان، مسلمانان را به سبب پايبندى به احكام اسلام به بدعتگذارى متهم مى ساختند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 35 - 2

2- مشركان مكه ، سرگذشت نوح و قوم او را ، داستانى ساختگى و بافته پيامبر (صلی الله علیه و آله) مى پنداشتند .

و لقد أرسلنا نوحًا . .. أم يقولون افتريه

برداشت فوق ، براين اساس است كه ضمير مفعولى در «إفتراه» به داستان نوح(ع) و قوم او كه در آيات پيشين آمده ، باز گردد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 14 - 2،3

2- اتهام مشركان مكه به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، درباره الهى نبودن سخنان آن حضرت و دريافت و آموزش مطالب از ديگران

و قالوا معلّم

3- اتهام جنون به پيامبر (صلی الله علیه و آله) از سوى مشركان مكه

ثمّ تولّوا عنه و قالوا معلّم مجنون

488- ثروت اندوزى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 100 - 3

3- مشركان از ترس گرفتار شدن به فقر و فلاكت ، هر چند ثروت اختصاصى انبوه هم داشته باشند ، از آن انفاق نمى كنند .

قل لو أنتم تملكون خزائن رحمة ربّى إذًا لأمسكتم خشية الإنفاق

489- ثروتمندى مشركان صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 88 - 4

4- برخى از مردم كافر و مشرك در عصر ظهور اسلام ، از ثروت و امكانات چشمگيرى برخوردار بودند .

لاتمدّنّ عينيك إلى ما متّعنا به أزوجًا منهم

490- جبرگرايى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 148 - 17

17 - سخن و ادعاهاى مشركان در مورد مشيت الهى و نتيجه گيرى جبر از آن، جز گمان و دروغپردازى نيست.

سيقول الذين أشركوا . .. إن تتبعون إلا الظن و إن أنتم إلا تخرصون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 35 - 9،11،12

9- مشركان ، دخالت خود را در تحريم مباح ها ، برخاسته از مشيت خداوند معرفى مى كردند .

لو شاء الله . .. و لاحرّمنا من دونه من شىء

11- شرك در عبادت و تحريم مباح ها و اسناد آن به مشيت خداوند ، از سنت هاى رايج مشركان در طول تاريخ

و قال الذين أشركوا لو شاء الله ما عبدنا من دونه من شىء نحن و لا ءاباؤنا و لاحرّم

12- جبرگرايى ، مسلك مشركان در طول تاريخ

و قال الذين أشركوا لو شاء الله ما عبدنا من دونه من شىء نحن و لا ءاباؤنا و لاحرّم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 39 - 11

11- بعثت انبيا ، دليلى روشن بر دروغ بودن ادعاى مشركان بر اينكه هدايت و گمراهى جبرى است .

قال الذين أشركوا لو شاء الله ما عبدنا من دونه من شىء . .. و لقد بعثنا فى كلّ أُم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 43 - 8

8- مبعوث شدن انبيا از سوى خداوند ، دليل بطلان عقيده مشركان ، در جبرى انگاشتن اعتقاداتشان

و قال الذين أشركوا لو شاء الله ما عبدنا من دونه من شىء . .. و ما أرسلنا من قبلك

احتمال دارد كه آيه در صدد جواب گويى به مشركان باشد كه مى پنداشتند مشيت خداوند آنان را به شرك عبادى وا داشته است (لو شاء الله ما عبدنامن دونه) كه خداوند به آنان پاسخ مى دهد: سنت خداوند در هدايت مردم برانگيختن انسانهايى جهت هدايتگرى است و جبرى در كار نيست.

491- جبرگرايى مشركان صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 148 - 6

6 - امتهاى پيشين نيز مانند مشركان صدر اسلام با دستاويز قرار دادن جبر، پيامبران را تكذيب مى كردند.

كذلك كذب الذين من قبلهم

492- جبرگرايى مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 35 - 1،2،17

1- مشركان مكه ، بت پرستى خود و پدرانشان را برخاسته از مشيت خداوند مى دانستند .

و قال الذين أشركوا لو شاء الله ما عبدنا من دونه من شىء نحن و لا ءاباؤنا

با توجه به مكى بودن سورهء نحل و نيز قرينه «كذلك فعل الذين من قبلهم» مراد از «الذين أشركوا» مشركان مكه است.

2- مشركان مكه ، جبرى مسلك بوده و عمل خود را بر اساس مشيت خداوند مى دانستند .

و قال الذين أشركوا لو شاء الله ما عبدنا من دونه من شىء

17- مشركان مكه ، با اشاعه فكر جبرگرايى ، درصدد اثبات عبث بودن بعثت انبيا بودند .

و قال الذين أشركوا لو شاء الله ما عبدنا من دونه من شىء . .. فهل على الرسل إلاّ ا

عبارت «فهل على الرسل إلاّ البلاغ المبين» پس از بيان اعتقادات مشركان، مى تواند جوابى براى آنان باشد; با اين توضيح كه مشركان مى خواستند با استناد ايمان و كفر به خداوند، بيان كنند كه با چنين امرى، جايى براى آمدن انبيا نيست و خداوند با «فهل على الرسل. ..» جواب آنان را مى دهد كه آمدن پيامبران، بيهوده نيست و براى ابلاغ پيام الهى است.

493- جرم مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 8 - 5

5 - شرك و كفر ، جرم است و مشركان و كافران ، مجرم هستند .

و لو كره المجرمون

از مصاديق مورد نظر براى «المجرمون» مشركان مكه هستند مكه از آنان در آيه قبل به كافران تعبير كرد. بنابراين مجرم بر كافر و مشرك اطلاق شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 34 - 2

2 - سردمداران شرك و كفر و توده هاى كافر و مشرك ، در پيشگاه عدل الهى مجرم اند .

إنّا كذلك نفعل بالمجرمين

مقصود از «مجرمين» دو گروه پيشوايان شرك و توده هاى مشرك اند كه در آيات پيشين از آنان سخن به ميان آمد.

494- جلسات مخفى مشركان صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 3 - 4،6

4- برپايى جلسات سرّى و گفتوگو هاى مشورتى ، از سوى مشركان ستمگر عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و أسرّوا النجوى الذين ظلموا

6- مشركانِ ستم پيشه ، داراى حركت هاى جمعى و متشكل عليه دعوت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و أسرّوا النجوى الذين ظلموا

«أسرّوا» (از مصدر «اسرار»); يعنى، پنهان مى داشتند و «نجوى» به معناى گفتوگوهاى پنهانى و مفعول براى «أسرّوا» است. بنابراين نجواكردن، دليل بر حركت جمعى و متشكل است و پنهان داشتن آن بيانگر سعى و تلاش بر دور ماندن اين حركت از انظار ديگران (مسلمانان) است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 4 - 3،4

3- خداوند ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) را از جلسات سرّى و گفتوگو هاى محرمانه مشركان ستم پيشه آگاه ساخت .

أسرّوا النجوى . .. قال ربّى يعلم القول فى السماء

4- هشدار خداوند به مشركان ستم پيشه در باره توطئه هاى پنهانى و گفت وگو هاى محرمانه آنان عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) و اسلام

أسرّوا النجوى الذين ظلموا . .. قال ربّى يعلم القول فى السماء والأرض

تذكر به مشركان نجواگر و توطئه كننده، مبنى بر آگاهى خداوند از هر نوع سخنى در آسمان و زمين، هشدارى است به آنان در باره سرانجام شومِ توطئه هايشان.

495- جلسات مخفى مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 5 - 3

3- مشركان مكه در عصر بعثت ، داراى جلسات مخفى براى توطئه چينى عليه اسلام و پيامبر (صلی الله علیه و آله)

ألا حين يستغشون ثيابهم يعلم مايسرّون ومايعلنون

«إستغشى ثيابه» يعنى با جامه هايش خود را مخفى ساخت تا ديده نشود(لسان العرب) «حين» متعلق به «يعلم» است و لذا جمله «ألا حين يستغشون ثيابهم يعلم . ..» مى رساند كه مشركان در همان هنگامى كه خود را مخفى و مستور مى كردند مسايلى را مطرح مى كردند برخى از آنها را پنهان مى داشتند (ما يسرّون) و برخى را آشكار مى نمودند (و ما يعلنون) اين معنا گوياى آن است كه مراد از «يستغشون ثيابهم ...» اين است كه مشركان براى توطئه عليه پيامبر جلسات مخفى تشكيل مى دادند نه مجرد پنهان ساختن خويش.

496- جلسات مشورتى مشركان صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 3 - 4

4- برپايى جلسات سرّى و گفتوگو هاى مشورتى ، از سوى مشركان ستمگر عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و أسرّوا النجوى الذين ظلموا

497- جن پرستى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 41 - 6،7

6 - گواهى ملائكه در قيامت ، به اين كه مشركان جن پرست بوده اند .

و يوم يحشرهم . .. يقول للملئكة ... قالوا ... بل كانوا يعبدون الجنّ

7 - اخبار ملائكه در قيامت به اين كه بيشتر مشركان ، به جن ايمان داشته اند .

و يوم يحشرهم . .. يقول للملئكة أهؤلاء إيّاكم كانوا يعبدون . قالوا ... بل كانوا

498- جنگ افروزى مشركان صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 10 - 11

11 - مشركان صدر اسلام ، آغازگر جنگ با مسلمانان بودند .

أولئك هم المعتدون

قصر در جمله «أولئك هم المعتدون» - كه ضمير فصل «هم» مفيد آن مى باشد - قصر قلب است ; يعنى، اين مشركانند كه به حقوق مسلمانان تعدى نموده و جنگ را با آنان آغاز كردند نه مسلمانان. قابل ذكر است كه در «آيه 13» به اين معنا تصريح شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 13 - 8

8 - مشركان صدر اسلام ، آغازگر جنگ با مسلمانان

و هم بدءوكم أوّل مرّة

499- جنگ با مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 10 - 12

12 - جنگ مسلمانان با مشركان پيمان شكن صدر اسلام ، جنگ دفاعى بود نه ابتدايى .

و أولئك هم المعتدون

از اين آيه شريفه و آيات پيش استفاده مى شود كه: خداوند به منظور دفاع از حقوق مسلمانان و كوتاه شدن دست دشمن از تجاوز به حقوق ايشان، معاهده صلح با مشركان را لغو و مسلمانان را به جنگ و نبرد با آنان فراخواند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 11 - 1

1 - جنگ مسلمانان با مشركان پيمان شكن صدر اسلام ، به منظور نجات آنان از آيين شرك و بازگشت به توحيد و اسلام ، بود .

فإن تابوا و اقاموا الصلوة و ءاتوا الزكوة

برداشت فوق از تفريع جمله «إن تابوا . .. » بر الغاى صلحنامه و اعلام جنگ با مشركان پيمان شكن (كيف يكون للمشركين عهد ... ) استفاده مى شود. قابل ذكر است كه «توبة» (مصدر تابوا) به معناى بازگشتن است ; يعنى، اگر مشركان به اسلام و توحيد بازگردند و ... .

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 13 - 1،12

1 - تشويق و تشجيع مسلمانان صدر اسلام به جنگ با مشركان پيمان شكن و توطئه گر عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله)

ألا تقتلون قوماً نكثوا أيمنهم و همّوا بإخراج الرسول

12 - مسلمانان صدر اسلام ، از نبرد با شرك پيشگان پيمان شكن ، در هراس بودند .

أتخشونهم

500- جنگ با مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 7 - 6

6 - خداوند خواهان رويارويى مسلمانان با سپاه مسلح قريش و مشركان مكه

تودون أن . .. و يريد اللّه أن يحق الحق بكلمته

از مقابله دو جمله «تودون . .. » و «يريد اللّه ... » به دست مى آيد كه اراده خداوند بر خلاف خواسته مسلمانان در انتخاب يكى از دو گروه (كاروان تجارى و سپاه مسلح مشركان) بوده است.

501- جوسازى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 37 - 3

3 - تبليغات و جوسازى مشركان براى تكذيب رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله)

و قالوا لو لا نزل عليه ءاية من ربه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 26 - 2

2 - تلاش مشركان براى مقابله با قرآن ، از طريق جنجال آفرينى و ايجاد سر و صدا ، هنگام قرائت آيات آن به وسيله پيامبر و مؤمنان

و الغوا فيه

«لغو» (مصدر «ألغوا») در مورد كلام و سخن بى معنى اطلاق مى شود و در اين جا مراد، گفتن سخنان ياوه و ايجاد سر و صدا مى باشد.

502- جوسازى مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 57 - 5

5 - هوچى گرى و تبليغات منفى ، از ابزار هاى مقابله مشركان مكه با پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله)

و لمّا ضرب . .. إذا قومك منه يصدّون

503- جهاد با مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 109 - 4

4- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مشركان و كافران لجوج و حق ناپذير را به جنگ و جهاد تهديد كرد .

فإن تولّوا فقل ءاذنتكم على سواء

برداشت ياد شده بر اساس يكى از احتمالاتى است كه ميان مفسران در باره اين آيه مطرح است و آن اين كه جمله «آذنتكم على سواء» تهديد به جنگ و هشدار به جهاد است. مانند آيه «فانبذ إليهم على سواء» (انفال (8) آيه 58).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 16 - 6،9

6 - جنگ هاى پيامبر (صلی الله علیه و آله) با مشركان و معارضان ، تحت تدبير و هدايت خداوند

سيقول المخلّفون . .. قل لن تتّبعونا كذلكم قال اللّه من قبل ... قل للمخلّفين

در اين مجموعه آيات، همواره خداوند از برنامه هاى آينده خبر داده است و بدين وسيله تكليف مسلمانان را روشن ساخته و در هر مقطعى مسائل عمده آن را مشخص كرده است.

9 - نبرد مسلمانان پس از جنگ خيبر ، با مشركان بود و نه اهل كتاب . *

تقتلونهم أو يسلمون

در صورتى كه «يسلمون» به معناى اسلام آوردن باشد; از محدود شدن فرجام دشمنان به كشته شدن يا اسلام آوردن، مطلب بالا استفاده مى شود; زيرا در مورد اهل كتاب راه سومى به عنوان تسليم و پرداخت «جزيه» نيز مطرح است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 11 - 19

19 - خداوند با تقويت دل هاى مجاهدان بدر آنان را براى رويارويى با مشركان ثابت قدم ساخت .

ليربط على قلوبكم و يثبت به الأقدام

«يثبت به الأقدام» در عين اينكه بيانگر هدفى از اهداف نزول باران است، نبودن «لام» در آن مى رساند كه اين هدف به دنبال «ليربط على قلوبكم» حاصل مى شود. بنابراين مى توان گفت ضمير در «به» به استحكام قلوب، كه از «ليربط على قلوبكم» استفاده مى شود، برمى گردد. قابل ذكر است كه در برداشت فوق ثبات قدم (يثبت به الأقدام) به معناى كنايى آن (پايدارى و عزم راسخ) گرفته شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 18 - 3

3 - خداوند همواره پشتيبان اهل ايمان و ياور آنان در رويارويى با مشركان ستيزه جو

ذلكم

بدان احتمال كه «ذلكم» اشاره باشد به يارى اهل ايمان و امداد آنان از سوى خداوند در موقعيتهايى همانند موقعيت بدر.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 36 - 11،15

11 - فرمان خداوند به نبرد با تمامى مشركان محارب و پاكسازى زمين از لوث وجود آنان

و قتلوا المشركين كافة كما يقتلونكم كافة

15 - تقويت روحيه متقين از جانب خدا ، براى جنگ و مقابله به مثل با مشركان

و اعلموا أن اللّه مع المتقين

504- جهاد با مشركان قريش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 7 - 1

1 - مسلمانان صدر اسلام موظف به هجوم به كاروان تجارى مشركان قريش و يا نبرد با سپاه مسلح آن بودند .

كما أخرجك ربك . .. إذ يعدكم اللّه إحدى الطائفتين ... و يريد اللّه أن يحق الحق بك

505- جهاد با مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 191 - 3

3 - مسلمانان صدر اسلام به نبرد با مشركان مكه و بيرون راندن آنان از آن سرزمين موظف شدند .

و أخرجوهم من حيث أخرجوكم

مراد از «من حيث أخرجوكم» بنا به گفته مفسران، مكه است و به مجبور شدن مسلمانان به ترك مكه و هجرت به مدينه و حبشه اشاره دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 5 - 1

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى نبرد با مشركان مكه از مدينه به سوى بدر حركت كرد .

أخرجك ربك من بيتك بالحق

با توجه به آيات بعد معلوم مى شود مراد از جمله «أخرجك . .. »، خروج پيامبر(صلی الله علیه و آله) براى جنگ بدر بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 7 - 8

8 - پياده شدن حق و ريشه كن شدن بنيان كافران ، هدف از فرمان خداوند به نبرد با مشركان مكه در بدر

و يريد اللّه أن يحق الحق بكلمته و يقطع دابر الكفرين

506- جهان بينى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 111 - 12

12 - برخى مشركان و كافران عنود، با نقش مشيت الهى در تأثير اسباب آشنا بودند.

ما كانوا ليؤمنوا إلا أن يشاء الله و لكن أكثرهم يجهلون

507- جهل اخروى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 66 - 1،6

1 - بسته شدن همه راه هاى خبر بر مشركان ، در روز قيامت

فعميت عليهم الأنباء يومئذ

فعل «عميت» متضمن معناى «خفيت» است. «الأنباء» (جمع «نبأ» (خبر)، همراه با «ال») مفيد استغراق است. بنابراين «عميت عليهم الأنباء»; يعنى، «خفيت عليهم كلّ نبأ».

6 - پوشيده ماندن خبر ها بر مشركان ، باعث اقدام نكردن آنان به پرسش از يكديگر

فعميت عليهم الأنباء يومئذ فهم لايتساءلون

برداشت ياد شده از تفريع جمله «فهم لايتساءلون» بر «عميت. ..» استفاده مى شود.

508- جهل اكثريت مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 37 - 6،8

6 - ناآگاهى اغلب مشركان از قدرت خداوند بر فرستادن هرگونه معجزه و نشانه

إن اللّه قادر على أن ينزل ءاية و لكن أكثرهم لايعلمون

مفعول «لايعلمون»، به قرينه فراز قبل آن، قدرت الهى است، يعنى: «لايعلمون أن اللّه قادر . ..»

8 - ناآگاهى اغلب مشركان به فلسفه عدم نزول معجزات درخواستى آنان

و قالوا لولا نزل عليه ءاية . .. و لكن أكثرهم لايعلمون

برداشت فوق بر اين اساس است كه «لايعلمون» جمله اى مانند «حكمة عدم نزول الأيات» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 111 - 14،15

14 - بسيارى از منكران معاند به تأثير نداشتن هيچ آيه و معجزه اى در قلب خويش ناآگاه هستند.

و لكن أكثرهم يجهلون

متعلق «يجهلون» در كلام مذكور نيست. ، ولى به قرينه موضوعات مطرح شده در آيه متعلق آن مى تواند چنين باشد: «يجهلون عدم إيمانهم». مرجع ضمير «أكثرهم» در اين برداشت همان مشركانى هستند كه قسم ياد مى كردند كه در صورت نزول آيتى

ايمان خواهند آورد.

15 - ناآگاهى اغلب مشركان لجوج به تعيين كننده بودن مشيت الهى جهت متمايل ساختن آنان به ايمان

ما كانوا ليؤمنوا إلا أن يشاء الله و لكن أكثرهم يجهلون

متعلق «يجهلون» مى تواند «مشية الله» باشد، يعنى اكثر مشركان به نقش مشيت الهى ناآگاه بودند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 40 - 23

23- اكثر مشركان ، ناآگاه به درستى و استوارى توحيد و سستى و نادرستى شرك

ما تعبدون من دونه . .. و لكنّ أكثر الناس لايعلمون

برداشت فوق، بر اين اساس است كه مراد از «الناس» مشركان باشد. بنابراين «و لكنّ أكثر الناس لايعلمون» گوياى اين نكته است كه: بيشتر مشركان [حقيقت] را نمى دانند و برخى از آنان بدان آگاهند ; ولى به خاطر عناد يا خوف از دست دادن رياست و مانند اينها، به توحيد نمى گرايند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 30 - 20

20 - اكثر مشركان ، مردمانى نادان و جاهل اند .

و لكنّ أكثر الناس لايعلمون

احتمال دارد «ال» در «الناس» عهد بوده و مراد از آن، مشركان باشد كه در آيات پيش درباره آنها سخن گفته شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 28 - 5،6

5 - موضع گيرى بيشتر مشركان عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به دليل ناآگاهانه بودن آن ، فاقد وجاهت و اعتبار است .

و ما أرسلنك إلاّ كافّة للناس . .. و لكنّ أكثر الناس لايعلمون

ذكر «و لكنّ أكثر الناس لايعلمون» پس از بيان قلمرو رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) و نقش آن حضرت، مى تواند به منظور دفع توهم باشد. آن توهم اين است كه اكثريت مشركان با رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) مخالف اند و چنين امرى تأثيرى منفى در رسالت آن حضرت دارد. خداوند جواب مى دهد كه نظر چنين اكثريتى بى فايده است.

6 - بيشتر مشركان ، از آنچه پيامبر (صلی الله علیه و آله) به آن بشارت مى دهد و يا هشدار مى دهد ، بى خبراند .

بشيرًا و نذيرًا و لكنّ أكثر الناس لايعلمون

متعلق «لايعلمون» محذوف است و احتمال دارد به قرينه ذكر بشارت و انذار در آيه، همين دو باشد. گفتنى است احتمال دارد «ال» در «الناس» عهد بوده و مراد از «الناس» مشركانى باشند كه از آغاز سوره تا اين جا از آنان سخن گفته شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 36 - 9

9 - بيشتر مشركان ، درباره منشأ كمى و زيادى مال و مكنت ، ناآگاه اند .

و قالوا نحن أكثر أمولاً . .. قل إنّ ربّى يبسط الرزق ... و لكنّ أكثر الناس لايعل

«ال» در «الناس» - به قرينه آيات پيشين كه درباره مشركان است - مى تواند عهد بوده و به مشركان اشاره داشته باشد.

509- جهل اكثريت مشركان صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 24 - 11

11- بيشتر مشركان صدراسلام ، ناآگاه و جاهل به حق بودند .

بل أكثرهم لايعلمون الحقّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 57 - 6

6 - بيشتر كافران و مشركان ستيزه جو و مجادله گر در صدر اسلام ، مردمى غافل و بى خبر از معارف الهى ( چون توحيد و معاد ) بودند .

و لكنّ أكثر الناس لايعلمون

ممكن است مقصود از «الناس» در آيه شريفه، مردم عصر نزول قرآن (چون اهل مكه) باشد. برداشت يادشده بر اين احتمال مبتنى است.

510- جهل اكثريت مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 38 - 10

10- اكثر مشركان مكه ، از قدرت خداوند بر احياى مجدد انسان ها بى خبر بودند .

بلى وعدًا عليه حقًّا و لكنّ أكثر الناس لايعلمون

برداشت فوق، بر اساس اين نكته است كه «ال» در «الناس» عهد ذكرى بوده و مراد از آن مشركانى باشند كه در آيات قبل از آنها سخن به ميان آمده است.

511- جهل مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 113 - 10

10 - مشركان ، مردمى جاهل هستند .

كذلك قال الذين لايعلمون

«لايعلمون» در جمله فوق، به منزله فعل لازم و بى نياز از مفعول است. بنابراين «الذين لايعلمون»; يعنى، جاهلان.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 118 - 4،19

4 - شرك برخاسته از جهل و مشركان مردمى نادانند .

و قال الذين لايعلمون

مراد از «الذين لايعلمون»، مشركان است. توصيف مشركان به نادانان، اشاره به دو حقيقت دارد: اول اينكه ريشه شرك، جهل است و دوم اينكه، پيشنهاد آنان مبنى بر سخن گفتن با خدا با آنها و يا آمدن معجزه، نشانه نادانى ايشان است.

19 - مشركان بر اثر جهل و لجاجت ، آيات قرآن را نشانه اى بر حقانيت پيامبر نمى شمردند .

قال الذين لايعلمون لولا . .. تأتينا ءاية ... قد بيّنّا الأيت لقوم يوقنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 50 - 15

15 - توقّعات بيجاى مشركان از پيامبر(صلی الله علیه و آله)، برخاسته از نادانى

قل لا أقول لكم عندى خزائن اللّه و . .. قل هل يستوى الأعمى و البصير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 39 - 2

2 - شرك پيشگان عرب جاهلى ، مردمانى ناآشنا به جهان آخرت و حقايق روز بازپسين

بل كذبوا بما لم يحيطوا بعلمه و لما يأتهم تأويله

مراد از «ما لم يحيطوا بعلمه» به قرينه جمله بعد (و لما يأتهم تأويله) مى تواند قيامت باشد. در اين صورت، جمله «لم يحيطوا ... » بيانگر اين است كه: موضوع قيامت براى مشركان عرب جاهلى موضوعى بى سابقه و نوى بود و آنان در گذشته نسبت به آن در بى خبرى محض به سر مى بردند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 55 - 6

6 - بيشتر مشركان ، نسبت به مالكيت مطلق خداوند بر جهان هستى و تحقق قطعى وعده هاى او ، جاهل و ناآگاهند .

ألا إن للّه ما فى السموت . .. ألا إن وعد اللّه حق و لكن أكثرهم لايعلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 40 - 19

19- اكثريت مردم ( مشركان ) ، ناآگاه به استوارى توحيد و يگانه پرستى و اتكاى آن بر برهان

ذلك الدين القيم و لكنّ أكثر الناس لايعلمون

در برداشت فوق ، «الناس» عموم مردم گرفته شده است. بر اين اساس ، مقصود از «أكثر» مشركان خواهد بود. مفعول «لايعلمون» به قرينه جمله هاى قبل ، استوارى توحيد بر برهان و دليل برهانى نداشتن شرك است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 73 - 6

6- پرستش عناصر بى تأثير و ناتوان ، نشان كوتاه نظرى و ناآگاهى مشركان است .

و يعبدون من دون الله ما لايملك لهم رزقًا . .. و لايستطيعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 75 - 17

17- بيشتر مشركان نسبت به حقيقت صفات خدا و قابل مقايسه نبودن مخلوقات با او ، ناآگاهند .

بل أكثرهم لايعلمون

برداشت فوق به خاطر اين است كه صدر آيه سخن از قابل مقايسه نبودن خلق با خدا بود و نفى علم (لايعلمون) نيز به همين زمينه نظر دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 54 - 5

5 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور وانهادن شرك پيشگان متعصب در غرقاب جهل و گمراهى شان

فذرهم فى غمرتهم حتّى حين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 61 - 8،9

8 - بيشتر مشركان ، گرفتار جهل و بى دانشى اند .

بل أكثرهم لايعلمون

ضمير «هم» به مشركان بازمى گردد.

9 - پافشارى برخى از مشركان بر شرك ، معلول تعصب يا اهداف خائنانه است ، نه ناشى از نادانى صرف .

بل أكثرهم لايعلمون

قيد «أكثر» بيانگر اين واقعيت است كه در ميان مشركان، كسانى وجود دارند كه على رغم آگاهى به بطلان شرك، به خاطر اهداف نادرستى از آن حمايت مى كنند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 41 - 9

9 - معبود گزينىِ مشركان ، سخت بى بنياد و جاهلانه است .

مثل الذين اتّخذوا من دون اللّه أولياء كمثل العنكبوت اتّخذت بيتًا و إنّ أوهن البي

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 64 - 7

7 - مشركان ، از بازيچه بودن حيات دنيوى و حيات راستين بودن عالم آخرت ، بى خبرند .

و لئن سألتهم من . .. و ما هذه الحيوة الدنيا ... لو كانوا يعلمون

بنابراين كه ضمير فاعلى «يعلمون» - به قرينه سياق - مشركانى باشد كه در آيات پيشين، از آنها سخن گفته شده است، نكته بالا، قابل استفاده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 25 - 10،15

10 - مشركان ، از اختصاص داشتن همه حمد و سپاس ها به درگاه خداوند ، بى خبرند .

قل الحمد للّه بل أكثرهم لايعلمون

بنابراين احتمال كه متعلق و مفعولٌ به «لايعلمون» همين فرمانى باشد كه خداوند به پيامبر(صلی الله علیه و آله) فرموده است (لايعلمون أنّ الحمد للّه)، نكته بالا قابل استفاده است.

15 - جهل و بى خبرى مشركان ، باعث قبول نكردن دين الهى و روى آوردن آنان به آيين و سنت هاى بى پايه پدران خود است .

و إذا قيل لهم اتّبعوا ما أنزل اللّه قالوا بل نتّبع ما وجدنا عليه ءاباءنا . .. و

برداشت بالا، براساس اين احتمال است كه «لايعلمون» مفعولٌ به و متعلق نداشته باشد و درصدد نفى علم از مشركان باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 53 - 5،6،8،9

5 - مشركان ، بدون اين كه درباره قيامت و حشر آگاهى داشته باشند ، آن را انكار مى كنند .

و قال الذين كفروا لاتأتينا الساعة . .. و يقذفون بالغيب

متعلق «يقذفون بالغيب» ذكر نشده و به قرينه مقام مى تواند حشر، پيامبر(صلی الله علیه و آله) و قرآن باشد. برداشت ياد شده بنابر احتمال اول است. گفتنى است كه مراد از «يقذفون بالغيب» و براساس تخمين و ناآگاهانه اظهار نظر كردن است.

6 - نسبت دادن ساختگى بودن قرآن از سوى مشركان ، ناآگاهانه و به دور از علم بوده است .

قالوا ما هذا إلاّ سحر مبين . .. و قد كفروا به من قبل و يقذفون بالغيب

8 - نسبت دادن شريك به خداوند از ناحيه مشركان ، ناآگاهانه و از روى حدس و تخمين است .

و يوم يحشرهم . .. ثمّ يقول للملئكة أهؤلاء إيّاكم كانوا يعبدون ... و قد كفروا ب

9 - حدس و تخمين مشركان درباره حشر و قيامت ، بسيار دور از واقعيت بوده است .

و قد كفروا به من قبل و يقذفون بالغيب من مكان بعيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 168 - 5

5 - مشركان ، مدعى بى اطلاعى از سرنوشت خوب و بد مؤمنان و يكتاپرستان گذشته بودند .

لو أنّ عندنا ذكرًا من الأوّلين

برداشت ياد شده مبتنى بر اين ديدگاه است كه «ذكر» در آيه شريفه به معناى «علم» باشد و مقصود از «الأوّلين» موحدان و مؤمنان گذشته باشد. بر اين اساس معنا و پيام آيه چنين مى شود: اگر ما از سرنوشت مؤمنان و موحدان گذشته آگاه بوديم و از جايگاه خوب آنان مطلع مى شديم، همچون آنان توحيد الهى و بندگى خداى يكتا را مى پذيرفتيم.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 180 - 6

6 - ناآگاهى مشركان از منزلت و قدرت پروردگار جهان

سبحن ربّك ربّ العزّة عمّا يصفون

تنزيه و مبرا دانستن خداوند از توصيف هاى مشركان، گوياى اين حقيقت است كه آنان، معرفتى نسبت به خداوند جهان نداشتند و از قدر و منزلت او بى اطلاع بودند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 64 - 3

3 - مشركان ، مردمى نادان اند .

أفغير اللّه تأمرونّى أعبد أيّها الجهلون

برداشت ياد شده مبتنى بر اين ديدگاه است كه «جاهلون» لازم بوده و متعلقى نداشته باشد. در اين صورت اين واژه حاكى از سجيه و صفت دائمى مشركان خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 67 - 1

1 - مشركان ، خدا را آن گونه كه شايسته او است ، نشناخته و ارج ننهادند .

و ما قدروا اللّه حقّ قدره

بيشتر مفسران و اهل ادب جمله «و ما قدروا اللّه. ..» را به معناى «ما عرفوا اللّه» و «ما عظموا اللّه» معنا كرده اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 47 - 3

3 - مشركان ، ناآگاه از امور غيبى و ناتوان از ارتباط با عالم غيب

أم عندهم الغيب فهم يكتبون

512- جهل مشركان پيرو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 38 - 18

18 - سران كفر و شرك و پيروان آنان، بى خبر از مضاعف بودن عذاب يكديگر

لكل ضعف و لكن لاتعلمون

مفعول «لاتعلمون» به قرينه «لكل ضعف»، ان لكل ضعفا است.

513- جهل مشركان دوران جاهليت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 140 - 6

6 - مشركان عصر جاهلى به سفاهت خويش در فرزندكشى ناآگاه بودند.

قد خسر الذين قتلوا أولدهم سفها بغير علم

«باء» در «بغير علم» به معناى ملابسه و وصف براى «سفها» است. لذا معنى آيه چنين مى شود: سفاهتى خالى از علم.

514- جهل مشركان صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 6 - 11

11 - مشركان صدر اسلام ، مردمانى نادان و گرفتار جهل بودند .

ذلك بأنهم قوم لايعلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 56 - 3

3 - ثروتمندان شرك پيشه و فريفته مال و فرزند در صدراسلام ، اشخاصى بى شعور و نادان بودند .

أيحسبون أنّما نمدّهم به من مال و بنين . .. بل لايشعرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 63 - 1

1 - كافران و مشركان صدراسلام ، آيات الهى را از سر لجاج و ستيزه جويى ، انكار مى كردند ; نه از روى جهل و ناآشنايى به آن .

كذلك يؤفك الذين كانوا بأيت اللّه يجحدون

«جحد» (مصدر «يجحدون») به معناى انكار چيز معلوم و روشن است. آيه شريفه به منزله تعليل براى مضمون آيه قبل است كه در آن، از انكار آيات الهى و دور شدن از عبادت خداوند، اظهار شگفتى شده بود.

515- حاطب ابن ابى بلتعه و مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 1 - 13

13 - اقدام حاطب ابن ابى بلتعه به ارتباط مخفيانه با مشركان ، در آستانه آمادگى مسلمانان براى فتح مكه

لاتتّخذوا . .. إن كنتم خرجتم جهدًا فى سبيلى

با توجه به شأن نزول آيه، عبارت «إن كنتم خرجتم. ..» نظر به آمادگى مسلمانان براى فتح مكه دارد.

516- حبط عمل مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 17 - 7

7 - اعمال نيك مشركان در نزد پروردگار حبط شده ، بى ارزش و فاسد است .

ما كان للمشركين أن يعمروا مسجد اللّه شهدين على أنفسهم بالكفر

517- حتميت عذاب اخروى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 48 - 5،6

5 - مشركان در قيامت ، هيچ راهى براى گريز از عذاب الهى نخواهند داشت .

و ظنّوا ما لهم من محيص

6 - يقين مشركان در قيامت ، به نبودن هيچ راه فرارى از عذاب الهى

و ظنّوا ما لهم من محيص

«ظنّ» در لغت هم به معناى گمان آمده و هم به معناى يقين. طبق گفته برخى از مفسران اين كلمه در آيه شريفه به معناى يقين است.

518- حتميت عذاب مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 113 - 12

12 - خويشاوندى با پيامبر (صلی الله علیه و آله) مانع از عذاب و دوزخى شدن فرد مشرك نيست .

ما كان للنبى . .. أن يستغفروا للمشركين و لو كانوا أولى قربى ... أنهم أصحب الجحيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 107 - 4،5

4- مشركان و كافران ، نمى توانند از عذاب هاى الهى بگريزند و خويشتن را از آن مصون دارند .

أن تأتيهم غشية من عذاب الله

توصيف عذاب الهى به فراگيرنده ، اشاره به اين حقيقت دارد كه نمى توان از آن فرار كرد و خويشتن را از رنج آن رهانيد.

5- احساس امنيت كافران و مشركان از عذاب هاى الهى در دنيا و فرا رسيدن عذاب هاى اخروى ، امرى شگفت و نابجاست .

أفأمنوا أن تأتيهم غشية من عذاب الله أو تأتيهم الساعة

همزه استفهام در «أفأمنوا» مى تواند انكار توبيخى باشد و محتمل است براى بيان تعجب ايراد شده باشد ; يعنى، جاى شگفتى است كه از ناحيه خداوند احساس امنيت مى كنند و حال آن كه على رغم وجود برهان بر توحيد و حقانيت رسالت، از پذيرش توحيد و رسالت سرباز مى زنند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 58 - 3

3- گرفتارى به عذاب استيصال پيش از فرا رسيدن قيامت ، سرنوشت محتوم همه اقوام و جوامع كافر و مشرك حق ستيز است .

و إن من قرية إلاّ نحن مهلكوها قبل يوم القيمة

اينكه آيه مى فرمايد: همه جوامع بشرى قبل از قيامت يا هلاك مى شوند و يا دچار عذاب مى شوند احتمال دارد كه مراد از «مهلكوها» هلاكت انسانهاى معمولى و مراد از «معذّبوها» عذاب كافران و مشركان باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 84 - 4

4- خداوند ، خواسته هاى پيامبر (صلی الله علیه و آله) را در مورد عذاب مشركان اجابت مى كند .

فلاتعجل عليهم

اگر تعجيل پيامبر(صلی الله علیه و آله) تأثير حتمى نمى داشت، از آن نهى نمى شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 51 - 7

7 - با نزول عذاب بر مشركان ، آنان هيچ راه گريزى نخواهند داشت و عذاب به سرعت آنها را فرا خواهد گرفت .

و لو ترى إذ فزعوا فلافوت و أُخذوا من مكان قريب

بنابراين كه زمان فزع، هنگام نزول عذاب باشد و عبارت «اُخذوا من مكان قريب» كنايه از سرعت عذاب باشد، نكته ياد شده به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 31 - 6

6 - چشيدن عذاب دوزخ براى مشركان و سران آنان ، وعده حتمى و تخلف ناپذير خداوند

فحقّ علينا قول ربّنا إنّا لذائقون

برداشت ياد شده از آن جا است كه «حَقَّ» به معناى «ثَبَتَ» و «لَزَمَ» است و ثابت و لازم بودن عذاب، حاكى از حتمى و تخلف ناپذير بودن آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 34 - 3

3 - اشتراك عذاب و كيفر رهبران شرك و كفر و توده هاى مشرك و كافر ، وعده حتمى خداوند

إنّا كذلك نفعل بالمجرمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 38 - 1

1 - چشيدن عذاب دردناك ، وعده حتمى خداوند به كافران و مشركان مستكبر

إذا قيل لهم لا إله إلاّ اللّه يستكبرون . .. إنّكم لذائقوا العذاب الأليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 24 - 2

2 - تلاش مذبوحانه و بى ثمر كافران و مشركان دوزخى ، در جهت دفع عذاب الهى از خود

أفمن يتّقى بوجهه سوء العذاب يوم القيمة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 12 - 8

8 - حكم خداوند به عذاب مشركان و كافران حق ناپذير ، قطعى و قابل نقض و تغيير نيست .

فالحكم للّه العلىّ الكبير

آمدن دو صفت «علىّ» و «كبير» براى خداوند (پس از ذكر حكم الهى درباره كافران و مشركان) مى تواند گوياى مطلب ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 77 - 6

6 - مشركان و كافران حق ستيز ، چون از بازگشت به سوى خدا و گرفتار شدن به عذاب جهنم راه فرارى ندارند ، مهلت دادن خداوند به آنان نگران كننده نيست .

فإمّا نرينّك بعض الذى نعدهم أو نتوفّينّك فإلينا يرجعون

519- حتميت فزع اخروى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 51 - 3

3 - فزع و گرفتارى مشركان در قيامت ، مسلّم و قطعى است .

و لو ترى إذ فزعوا فلافوت و أُخذوا

يادآورى وضعيت مشركان با فعل هاى ماضى «فزعوا» و «اُخذوا»، حكايت از قطعيّت ناراحتى و گرفتارى آنان دارد.

520- حتميت كيفر مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 117 - 5

5 - اعمال و باور هاى مشركان ، داراى كيفر و حسابى معلوم و قطعى در نزد پروردگار

و من يدع مع اللّه . .. فإنّما حسابه عند ربّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 7 - 3

3 - حاكميت خداوند بر قواى هستى ، نشانگر قدرت او بر پاداش مؤمنان و كيفر منافقان و مشركان

ليدخل المؤمنين و المؤمنت جنّ-ت . .. و يعذّب المنفقين ... و المشركين ... و للّه

از ارتباط اين آيه با آيات پيشين - كه درباره پاداش مؤمنان و كيفر منافقان و مشركان بود - مطلب بالا استفاده مى شود.

521- حتميت مرگ مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 70 - 3

3 - كافران و مشركان ، از بازگشت به سوى خداوند مفرّى ندارند .

متع فى الدنيا ثم إلينا مرجعهم

522- حتميت مواخذه مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 56 - 10

10- مورد مؤاخذه قرار گرفتن مشركان به خاطر افترا بستن به خداوند ، امرى قطعى است .

تالله لتسئلنّ عمّا كنتم تفترون

523- حتميت ورود مشركان به جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 98 - 4

4- ورود همه مشركان و معبودهايشان به جهنم ، حتمى است .

إنّكم و ماتعبدون من دون اللّه حصب جهنّم أنتم لها وردون

جمله «أنتم لها واردون» تأكيد براى جمله «إنّكم و ماتعبدون. ..» است.

524- حدس مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 53 - 7،8

7 - نسبت دادن جنون به پيامبر (صلی الله علیه و آله) از سوى مشركان ، حدس و گمان و به دور از علم و آگاهى بود .

أفترى على اللّه أم به جِنّة . .. ما بصاحبكم من جِنّة ... و قد كفروا به من قبل و

8 - نسبت دادن شريك به خداوند از ناحيه مشركان ، ناآگاهانه و از روى حدس و تخمين است .

و يوم يحشرهم . .. ثمّ يقول للملئكة أهؤلاء إيّاكم كانوا يعبدون ... و قد كفروا ب

525- حرص مشركان به زندگى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 96 - 10

10 - مشركان ، به زندگى دنيا حريص و دل بسته اند .

لتجدنهم أحرص الناس . .. و من الذين أشركوا

526- حرص مشركان به عمر طولانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 96 - 11

11 - گروهى از مشركان ، خواهان عمرى طولانى هزار ساله هستند .

و من الذين أشركوا يود أحدهم لو يعمر الف سنة

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه «و من الذين أشركوا» خبر براى مبتدايى محذوف باشد نه عطف بر «الناس»; يعنى: «و من الذين أشركوا طائفة يود أحدهم». بر اين مبنا، جمله «و من الذين...» جمله حاليه است و «يود أحدهم» توصيف همين دسته از مشركان خواهد بود. بر اين اساس مفاد آيه چنين است: يهوديان از همه مردم به دنيا دلبسته ترند و اين در حالى است كه گروهى از مشركان خواهان عمرى هزار ساله هستند.

527- حرمت استغفار براى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 113 - 2

2 - استغفار براى مشرك ، هر چند از خويشاوندان باشد ، ممنوع و حرام است .

ما كان للنبى . .. أن يستغفروا للمشركين و لو كانوا أولى قربى

528- حرمت مقدسات مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 108 - 1

1 - لزوم اجتناب از دشنام به بتها و ديگر مقدسات مشركان

و لاتسبوا الذين يدعون من دون الله

درباره مراد از موصول «الذين . ..» دو احتمال وجود دارد: يكى آنكه مقصود مشركان و ديگر آنكه معبودهاى آنان باشد، يعنى: «لاتسبوا الذين يدعونهم». البته عائد صله «هم» حذف گرديده است.

529- حس گرايى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 21 - 6،7

6 - مشركان ، معتقد به جسمانيت خدا و قابل مشاهده بودن او

أو نرى ربّنا

7 - مشركان ، مردمانى حس گرا در عقيده و انديشه و منكر حقايق ماورا ، محسوسات

أو نرى ربّنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 25 - 5،8

5 - مشركان ، بى اعتقاد نسبت به دلايل عقلى و روشن معاد و خواهان مشاهده حسى امور

و ما يهلكنا إلاّ الدهر . .. ما كان حجّتهم إلاّ أن قالوا ائتوا بابائنا

درخواست زنده شدن پدران، در حقيقت ناشى از روحيه حسّ گرايى مشركان است. مفاد آيه قبل (مايهلكنا إلاّ الدهر) نيز تأييد و گواهى بر اين مدعا است.

8 - حقانيت معاد از نظر مشركان ، منوط به زنده شدن پدران آنان در برابر ديدگانشان

قالوا ائتوا بابائنا إن كنتم صدقين

530- حس گرايى مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 90 - 4

4- مشركان مكه ، على رغم مشاهده آيات گوناگون الهى ، از پيامبر (صلی الله علیه و آله) درخواست معجزه حسى كردند .

و لقد صرّفنا . .. من كلّ مثل فأبى ... و قالوا لن نؤمن لك حتى تفجر لنا من الأرض ي

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 92 - 10

10- اتكاى مشركان مكه در عقايد و جهان بينى خود ، تنها بر محسوسات و دريافت هاى حسى بود .

تأتى بالله و الملئكة قبيلاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 93 - 4،8

4- مشركان مكه ، على رغم مشاهده آيات گوناگون الهى ، از پيامبر (صلی الله علیه و آله) درخواست معجزه حسى كردند .

و لقد صرّفنا . .. من كلّ مثل فأبى ... و قالوا لن نؤمن لك حتى ... يكون لك بيت من

8- اتكاى مشركان مكه به ملاك هاى مادى و حسى ، در شناخت معجزات و آيات الهى

حتى تفجر لنا . .. حتى تنزّل علينا كتبًا نقرؤه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 50 - 2

2 - مشركان مكه ، نزول وحى را ، به عنوان آيه اى از جانب خدا قبول نكرده و خواستار معجزه حسّى شدند .

و كذلك أنزلنا إليك الكتب . .. و ما يجحد بأيتنا ... و قالوا لولا أنزل عليه ءاي-

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 36 - 3

3- مشركان مكه ، خواهان شهود حسى براى ايمان به حقايق غيبى

فأتوا بابائنا إن كنتم صدقين

با اين كه معاد اخروى از امور غيبى به حساب مى آيد، مشركان با پيشنهاد زنده شدن پدرانشان، خواهان محسوس شدن آن بودند.

531- حسابرسى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 84 - 8

8- خداوند ، پرونده كردار كافران و مشركان را مورد حسابرسى دقيق قرار خواهد داد .

إنّما نعدّ لهم عدًّا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 25 - 2،3

2 - مشركان ، هيچ گاه درباره كردار پيامبر و مؤمنان ، مورد مؤاخذه قرار نمى گيرند .

قل لاتسئلون عمّا أجرمنا

3 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان ، از كردار مشركان بازخواست نمى شوند .

و لانسئل عمّا تعملون

532- حسرت اخروى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 167 - 7

7 - قيامت صحنه حسرت و اندوه مشركان پيرو ، از شركورزى و پيروى از سران شرك

كذلك يريهم اللّه أعملهم حسرت عليهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 100 - 2

2 - حسرت مشركان در قيامت ، بر نداشتن شفاعت كننده و مددكار

إذ نسوّيكم بربّ العلمين . .. فما لنا من شفعين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 101 - 1

1 - حسرت مشركان ، بر نداشتن كمترين دوست دلسوز در قيامت

و لاصديق حميم

«حميم» به معناى نزديك است و «صديق حميم» (دوست نزديك) مى تواند كنايه از فرد مشفق، مهربان و دلسوز باشد.

533- حسرت مشركان پيرو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 167 - 12

12 - شركورزى ، محبت به سران شرك و پيروى از آنان ، عمل هاى حسرت آفرين و اندوهبار در سراى آخرت براى مشركان پيرو

كذلك يريهم اللّه أعملهم حسرت عليهم

534- حشر اخروى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 22 - 3

3 - خداوند گردآورنده تمامى ستمگران (اهل كتاب و مشركان) در قيامت

إنه لايفلح الظلمون . .. و يوم نحشرهم جميعا

چون در آيات گذشته سخن از مشركان و اهل كتاب به ميان آمده بود، در برداشت اين دو گروه به عنوان مصاديقى بارز از ظالمان مشخص شده اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 40 - 2

2 - خداوند ، همه مشركان را در روز قيامت گرد هم خواهد آورد .

و يوم يحشرهم جميعًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 51 - 1

1 - فزع و ناراحتى مشركان به هنگام برانگيخته شدن در قيامت

و لو ترى إذ فزعوا

مرجع ضمير «فزعوا» به قرينه آيات قبل - كه در آنها سخن از مشركان بود - مشركان است. در اين كه زمان فزع آنان چه وقتى است؟ احتمالات چندى (مثل دم مرگ، زمان حشر، عذاب دنيا، غزوه بدر و...) وجود دارد. برداشت ياد شده - به قرينه آيه 54 همين سوره - بنابر احتمال دوم است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 52 - 4

4 - مشركان ، با تحقق حشر و بعث و مشاهده آن ، به آن اظهار ايمان مى كنند .

و لو ترى إذ فزعوا . .. قالوا ءامنّا به

در صورتى كه زمان فزع مشركان، حشر و قيامت باشد; مرجع ضمير «به» مى تواند «بعث» (مستفاد از «إذ فزعوا») باشد.

535- حشر مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 28 - 5

5 - حشر مشركان در قيامت ، به همراه معبود هاى مورد پرستش آنان خواهد بود .

ثم نقول للذين أشركوا مكانكم أنتم و شركاؤكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 48 - 6

6- گزارش خداوند از صحنه قيامت و حشر مشركان ، تسليت و دل جويى از پيامبر (صلی الله علیه و آله) در برابر انكار ها و دنياپرستى آنان است .

و البقيت الصلحت خير عند ربّك . .. و ترى الأرض ... على ربّك

خطاب در «ربّك» و «ترى» به پيامبر(صلی الله علیه و آله) است اين گونه خطاب در دل آياتِ مربوط به قيامت مشركان، نوعى تسلى دادن به پيامبر(صلی الله علیه و آله) در برابر انكار آنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 17 - 1

1 - در روز قيامت ، مشركان به همراه معبود هاى خويش ، محشور خواهند شد .

و يوم يحشرهم و ما يعبدون من دون اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 22 - 1،2

1 - گرد آمدن مشركان ستم پيشه و هم فكران و معبود هاى آنان ، در عرصه قيامت به فرمان خداوند

احشروا الذين ظلموا و أزوجهم و ما كانوا يعبدون

«ازواج» مى تواند به معناى «اقران» (هم نشينان و هم فكران) باشد و نيز مى تواند جمع «زوج» (به معناى همسر) باشد. برداشت ياد شده مبتنى بر معناى نخست است.

2 - گرد آمدن انسان هاى مشرك و كافر در قيامت ، به وسيله مأموران الهى ( فرشتگان ) انجام مى گيرد .

احشروا الذين ظلموا

بنابر نظر مفسران، فرشتگان، ظالمان را در قيامت احضار و جمع خواهند كرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 23 - 8

8 - فرمان رفتن مشركان به دوزخ پس از گرد آمدن آنان ، با سرعت و بدون درنگ صادر خواهد شد .

فاهدوهم إلى صرط الجحيم

برداشت ياد شده از «فاء» در «فاهدوهم. ..» - كه براى تفريع اين جمله بر جمله «احشروا...» مى باشد - به دست مى آيد.

536- حفظ امنيت مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 6 - 5

5 - دستور الهى مبنى بر رساندن مشركان به مراكز امن خودشان ، پس از استماع و دريافت پيام وحى از پيامبر (صلی الله علیه و آله)

فأجره حتى يسمع كلم اللّه ثم أبلغه مأمنه

537- حق ستيزى اخروى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 83 - 9

9 - قيامت ، روز كيفر مشركان به خاطر ستيزه گرى هاى آنان با پيام حق

حتّى يلقوا يومهم الذى يوعدون

538- حق ستيزى اكثريت مشركان صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 190 - 8

8 - رسوخ روحيه كفر و حق ستيزى ، در اكثريت شرك پيشگان صدراسلام

و ما كان أكثرهم مؤمنين

گرچه ضمير «هم» در «أكثرهم» به مردم ايكه باز مى گردد; اما در عين حال تعريض به مشركان صدر اسلام نيز دارد.

539- حق ستيزى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 41 - 19

19 - دلجويى خداوند از پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در برابر حق ستيزى و هدايت ناپذيرى كافران و مشركان

و ما أنت عليهم بوكيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 46 - 16

16 - دلدارى خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در برابر حق ستيزى و دشمنى مشركان و تهديد آنان به كيفر و عذاب

أنت تحكم بين عبادك فى ما كانوا فيه يختلفون

از تعليم خداوند به پيامبر(صلی الله علیه و آله)، مبنى بر درخواست داورى از او درباره مشركان حق ستيز، برداشت بالا به دست مى آيد.

540- حق ستيزى مشركان صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 46 - 6

6 - مشركان تكذيب گر و حق ستيز عصر بعثت ، مردمى پندناپذير و كوردل

و إن يكذّبوك . .. أفلم يسيروا فى الأرض ... القلوب التى فى الصدور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 63 - 1

1 - كافران و مشركان صدراسلام ، آيات الهى را از سر لجاج و ستيزه جويى ، انكار مى كردند ; نه از روى جهل و ناآشنايى به آن .

كذلك يؤفك الذين كانوا بأيت اللّه يجحدون

«جحد» (مصدر «يجحدون») به معناى انكار چيز معلوم و روشن است. آيه شريفه به منزله تعليل براى مضمون آيه قبل است كه در آن، از انكار آيات الهى و دور شدن از عبادت خداوند، اظهار شگفتى شده بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 51 - 6

6 - مشركان صدراسلام ، پيشواى كافران گذشته تاريخ در كفر و حق ستيزى *

و لقد أهلكنا أشياعكم

با توجه به اين كه «شيعه» به معناى پيرو است و از نظر زمانى كفار مكه دنباله رو كافران گذشته اند; احتمال مى رود كه اطلاق «أشياع» بر كافران گذشته تاريخ از آن جهت باشد كه مشركان مكه در كفر و حق ستيزى، گوى سبقت را از پيشينيان خود ربوده اند، به گونه اى كه بايد پيشينيان را پيرو آنها به حساب آورد و آنان را پيشواى گذشتگان.

541- حق ستيزى مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 17 - 3

3- وجود نوعى مشابهت در عملكرد ، ميان مشركان مكه و فرعونيان در حق ستيزى و مقابله با رسول الهى

و لقد فتنّا قبلهم قوم فرعون و جاءهم رسول كريم

تعبير «قبلهم»، نوعى ارتباط و همگونى ميان مشركان مكه و فرعونيان را مى رساند.

542- حق ناپذيرى اكثريت مشركان صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 24 - 11،14

11- بيشتر مشركان صدراسلام ، ناآگاه و جاهل به حق بودند .

بل أكثرهم لايعلمون الحقّ

14- گروه بسيارى از مشركان در صدراسلام - على رغم شناخت حق - مردمى حق گريز بودند .

بل أكثرهم لايعلمون الحقّ

واژه «أكثر» افعل التفضيل است و نقطه مقابل آن، كثير مى باشد - نه قليل - و بدين جهت گروه بسيار استفاده شده است; يعنى، هر چند مشركان دانا و حق گريز، در مقايسه با نادانان كمتر بودند; ولى خود جمعيتى چشم گير و بسيار بودند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 139 - 12

12 - رسوخ روحيه كفرورزى و حق ناپذيرى در بيشتر شرك پيشگان صدراسلام

إنّ فى ذلك لأية و ما كان أكثرهم مؤمنين

گرچه ضمير «هم» در «أكثرهم» به عاديان بازمى گردد; اما در عين حال به شرك پيشگان صدراسلام نيز اشاره اى دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 158 - 10

10 - رسوخ روحيه كفرورزى و پندناپذيرى ، در اكثريت شرك پيشگان صدراسلام

إنّ فى ذلك لأية و ما كان أكثرهم مؤمنين

گرچه ضمير «هم» در «أكثرهم» به ثموديان بازمى گردد; اما در عين حال تعريض به مشركان صدراسلام نيز دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 174 - 7

7 - رسوخ روحيه كفرورزى و حق ستيزى ، در اكثريت شرك پيشگان صدراسلام

إنّ فى ذلك لأية و ما كان أكثرهم مؤمنين

گرچه ضمير «هم» در«أكثرهم» به قوم لوط بازمى گردد; اما در عين حال اشاره به مشركان صدراسلام نيز دارد.

543- حق ناپذيرى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 25 - 6

6 - برخى مشركان با ديدن هر گونه معجزه و آيت الهى ايمان نخواهند آورد.

و إن يروا كل ءاية لايؤمنوا بها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 110 - 3

3 - يكسانى عنادورزى و حق ناباورى مشركان، قبل و بعد از ديدن معجزه مورد درخواست خويش

و نقلب . .. كما لم يؤمنوا به أول مرة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 20 - 11

11 - دلدارى خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان ، در برابر كارشكنى ها و حق ناپذيرى كافران و مشركان

و جعلنا بعضكم لبعض فتنة أتصبرون و كان ربّك بصيرًا

يادآورى خداوند به بصيرت و بينايى خود، به پيامبر(صلی الله علیه و آله) پس از ياد كردن از مشركان و آزمايش شدن آنان، مى تواندبراى دلجويى از پيامبر(صلی الله علیه و آله)ومؤمنان باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 72 - 13

13 - سرزنش مشركان از سوى خداوند ، به خاطر ناديده گرفتن نشانه هاى توحيد در نظام شب و روز

قل أرءيتم إن جعل اللّه عليكم النهار سرمدًا إلى يوم القيمة . .. أفلاتبصرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 29 - 6

6 - حق ناپذيرى مشركان ، پس از اقامه دليل هاى گوناگون براى آنان ، عامل منفورشدن شان در پيشگاه خداوند است .

هل لكم من ما ملكت . .. بل اتّبع الذين ظلموا أهواءهم

التفات از خطاب «هل لكم من ما ملكت. ..» به غيبت «اتّبع الذين...» مى تواند گوياى اين حقيقت باشد كه آنان، به دليل تداوم عقيده شرك، از مخاطب خدا شدن محروم شدند. اين، نشانه منفور شدن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 12 - 1،3

1 - تعجب پيامبر (صلی الله علیه و آله) از مواضع انكارآميز مشركان نسبت به معاد و يگانگى خداوند ; على رغم مشاهده عظمت آفرينش و قدرت خداوند در جهان

إنّ إلهكم لوحد . .. فاستفتهم أهم أشدّ خلقًا... بل عجبت

به قرينه آيات پيشين به دست مى آيد كه آنچه موجب شگفتى پيامبر(صلی الله علیه و آله) گرديده بود، انكار توحيد ربوبى و معاد از سوى مشركان - به رغم مشاهده آيات الهى در طبيعت و عظمت آفرينش - بود.

3 - مشركان - به رغم مشاهده عظمت آفرينش و آيات الهى در طبيعت - تعاليم قرآن ( معاد و احياى مجدد انسان ها و توحيد ربوبى و . . . ) را به تمسخر مى گرفتند .

إنّ إلهكم لوحد . .. فاستفتهم أهم أشدّ خلقًا... بل عجبت و يسخرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 21 - 4

4 - تكذيب نظام كيفر و پاداش و جدايى حق و باطل ، از ويژگى هاى مشركان

هذا يوم الفصل الذى كنتم به تكذّبون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 155 - 1

1 - سرزنش شدن مشركان ، به سبب بيدار نشدن و پند نگرفتن آنان در برابر حقايق الهى

أفلاتذكّرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 46 - 12

12 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، براى حل اختلاف خود با مشركان حق گريز ، از خداوند كمك خواسته و او را به داورى طلبيد .

أنت تحكم بين عبادك فى ما كانوا فيه يختلفون

جمله «أنت تحكم. ..» براى انشاى دعا است كه در قالب جمله خبرى آمده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 79 - 1

1 - توطئه هاى پى درپى و جدى مشركان ، نسبت به پيامبر (صلی الله علیه و آله) و تصميم قطعى آنان براى انكار حق

أم أبرموا أمرًا

«إبرام» (مصدر «أبرموا») در اصل به معناى تابيدن و محكم كردن است و در اين جا مراد از آن - به قرينه شأن نزول و آيه بعد - تصميم جدى مشركان بر توطئه چينى عليه پيامبر(صلی الله علیه و آله) مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 23 - 12

12 - مشركان ، گرفتار هواپرستى و پيروى از حدس و گمان ، به رغم تجلى انوار هدايت الهى در حق ايشان

إن يتّبعون إلاّ الظنّ و ما تهوى الأنفس و لقد جاءهم من ربّهم الهدى

544- حق ناپذيرى مشركان صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 97 - 9

9- مشركان و كافران عصر بعثت ، در برابر حق و دعوت هاى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مردمى لجوج و سرسخت بودند .

و تنذر به قومًا لدًّا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 5 - 10

10- مشركان ستم پيشه صدراسلام ، مردمى لجوج ، حق ناپذير و بهانه جو بودند .

بل قالوا . .. فليأتنا باية كما أُرسل الأوّلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 54 - 4

4 - عدم تأثير دعوت پيامبر (صلی الله علیه و آله) بر مشركان متعصب و متحجر

فذرهم فى غمرتهم حتّى حين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 121 - 8

8 - رسوخ روحيه كفرورزى و حق ناپذيرى ، در بيشتر مشركان صدراسلام

إنّ فى ذلك لأية و ما كان أكثرهم مؤمنين

گرچه ضمير «هم» در «أكثرهم» به قوم نوح بازمى گردد; اما در عين حال تعريض به مشركان صدر اسلام نيز دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 60 - 13

13 - توبيخ مشركان مكه از سوى خداوند ، به خاطر انحراف آنان از حق و ناديده گرفتن دلايل روشن توحيد

أمّن خلق السموت . .. أءله مع اللّه بل هم قوم يعدلون

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه مخاطبان نخستين آيه، مشركان مكه بوده اند. گفتنى است كه واژه «عدول» (مصدر «يعدلون») به معناى ميل و انحراف است; يعنى، «بل هم قوم عادتهم العدول عن طريق الحق و الإنحراف عنها».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 61 - 10

10 - مشركان بهانه جو و حق گريز صدر اسلام ، عناصرى مرفه و برخوردار از موهبت هاى دنيوى

و قالوا إن نتّبع الهدى معك . .. كمن متّعنه متع الحيوة الدنيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 13 - 3

3 - لجاجت و حق ناپذيرى ، از اوصاف مشركان صدر اسلام

و إذا ذكّروا لا يذكرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 14 - 1،2

1 - مشركان صدر اسلام ، هر معجزه ملموس و روشنى را به شدّت مورد استهزا قرار داده و ايمان نمى آوردند .

و إذا رأوا ءاية يستسخرون

مقصود از «ءاية» معجزه است و متهم كردن آن به سحر از سوى مشركان (در آيه بعد) مؤيد همين مطلب است. گفتنى است «يستسخرون» به معناى «يسخرون» است و آمدن آن با «سين» و «تا» براى مبالغه مى باشد.

2 - مشركان صدر اسلام ، مردمى لجوج و حق ناپذير بودند .

و إذا رأوا ءاية يستسخرون

تمسخر معجزه الهى - كه امرى ملموس و روشن مى باشد - گوياى حقيقت ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 63 - 2،2

2 - كافران و مشركان صدراسلام ، مردمى لجوج ، ستيزه جو و حق ناپذير

كذلك يؤفك الذين كانوا بأيت اللّه يجحدون

2 - كافران و مشركان صدراسلام ، مردمى لجوج ، ستيزه جو و حق ناپذير

كذلك يؤفك الذين كانوا بأيت اللّه يجحدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 76 - 5

5 - مشركان و كافران صدراسلام ، مردمى بس لجوج و حق ناپذير

و إنّه لقسم لو تعلمون عظيم

سوگند مؤكد خداوند، پس از استدلال بسيار بر اثبات توحيد و معاد، نشانگر روح لجاجت و حق ناپذيرى كافران است.

545- حق ناپذيرى مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 42 - 10

10 - مشركان مكّه ، پذيراى هيچ سخن حق و منطقى در جهت مخالفت با عقيده شان نبودند .

إن كاد ليضلّنا عن ءالهتنا . .. و سوف يعلمون حين يرون العذاب من أضلّ سبيلاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 49 - 10

10 - انكار قرآن از سوى مشركان مكه ، از سر لجاجت و حق ناپذيرى بود .

ما يجحد بأيتنا إلاّ الكفرون . .. و ما يجحد بأيتنا إلاّ الظلمون

«جحود» در لغت نفى چيزى است كه دل آن را اثبات مى كند و اثبات چيزى است كه دل نفى مى كند. (مفردات راغب). «جحود» طبق معناى لغوى منطبق بر لجاجت است. گفتنى است: «ال» در «الظالمون» عهد بوده و اشاره به «الكافرون» در آيه چهل و هفت دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 45 - 7

7 - تهديد شديد مشركان مكه از سوى خداوند ، به خاطر تن در ندادن به تعاليم پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و إذا تتلى عليهم ءايتنا بيّنت قالوا ما هذا إلاّ رجل. .. و كذّب الذين من قبلهم

546- حق ناشنوايى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 42 - 3

3 - مشركانى كه قرآن را از زبان پيامبر (صلی الله علیه و آله) مى شنيدند و به آن ايمان نمى آوردند ، دلهايشان از شنوايى محروم و از فهميدن حقيقت ، ناتوان بود .

و منهم من يستمعون إليك أفأنت تسمع الصمّ و لو كانوا لا يعقلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 71 - 11

11 - سرزنش مشركان از سوى خدا به خاطر حق ناشنوايى شان

من إله غير اللّه يأتيكم بضياء أفلاتسمعون

547- حق ناشنوايى مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 44 - 4

4 - بيشتر مشركان مكّه ، مردمانى حق نشنو و نابخرد

إذا رأوك إن يتّخذونك . .. أم تحسب أنّ أكثرهم يسمعون أو يعقلون

برداشت فوق، با توجه به نزول آيه شريفه در مكه است; چرا كه بيشتر مشركان آن شهر در نيمه نخست بعثت داراى چنين خصلتى بودند.

548- حل مشكلات مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 56 - 7

7- مشركان ، از خدايان خويش توقع داشتند مشكلات و گرفتارى هاى آنان را حل كرده و يا آن را به خوشى تبديل كنند .

ادعوا الذين زعمتم من دونه فلايملكون كشف الضرّ عنكم و لاتحويلاً

549- حنث سوگند مشركان جاهليت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 42 - 6،8

6 - مشركان جزيرة العرب ، مردمى سوگندشكن و غيرصادق در ادعاى ايمان به پيامبر الهى ويژه خود

و أقسموا باللّه . .. فلمّا جاءهم نذير ما زادهم إلاّ نفورًا

8 - نفرت شديد مشركان از بعثت رسول اكرم (صلی الله علیه و آله) ، به رغم سوگند مؤكد قبلى خود مبنى بر ايمان به پيامبر برخاسته از ميان نژاد آنان

و أقسموا باللّه . .. فلمّا جاءهم نذير ما زادهم إلاّ نفورًا

550- ختم قلب مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 25 - 6

6 - برخى مشركان با ديدن هر گونه معجزه و آيت الهى ايمان نخواهند آورد.

و إن يروا كل ءاية لايؤمنوا بها

551- خداشناسى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 57 - 2

2- مشركان ، معتقد به وجود خداوند

و يجعلون لله البنت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 94 - 9

9- اصل وجود خدا و نياز به رسالت ، امرى پذيرفته شده حتى در بينش مشركان

أبعث الله بشرًا رسولاً

از اينكه مشركان به جاى انكار اصل رسالت به استبعاد نبوت بشر پرداختند، مى توان استفاده كرد كه اصل رسالت و نبوت براى آنان، امرى محرز بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 24 - 4

4 - اعتقاد مشركان به وجود خداوند

أم يقولون افترى على اللّه

از اين كه مشركان مى گفتند: پيامبر(صلی الله علیه و آله) بر خدا دروغ بسته است، استفاده مى شود كه آنان اصل وجود خدا را پذيرفته بودند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 9 - 3

3 - نشانه هاى عزت ( قاهر بودن ) و دانايى آفريدگار جهان ، غير قابل انكار ، حتى براى مشركان

و لئن سألتهم . .. ليقولنّ خلقهنّ العزيز العليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 28 - 5

5- اعتقاد مشركان به حقيقتى برتر از معبود هاى خود ، به عنوان خداى هستى

اتّخذوا من دون اللّه قربانًا ءالهة

در معناى «قرباناً» و تقرب، اين معنا نهفته است كه بايد طرفى وجود داشته باشد كه به او تقرب جسته شود; يعنى، آلهه متعدد، تنها از آن جهت مورد پرستش قرار گرفته بودند كه وسيله تقرب به خداى اصلى تلقى مى شدند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 33 - 3

3- ترديد مشركان ، در امكان معاد ، در عين اعتقاد به وجود آفريدگار *

أوَلم يروا أنّ اللّه الذى خلق . .. بقدر على أن يحيى الموتى

با توجه به اين كه مخاطب آيه شريفه، مشركان است و اصل وجود خداوند مسلم شمرده شده و صرفاً براى امكان معاد، برهان آمده است; مطلب بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 23 - 20

20 - مشركان ، داراى پندار هاى نادرست و غلط از خداوند و صفات او

سبحن اللّه عمّا يشركون

552- خداشناسى مشركان جاهليت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 62 - 4

4- مشركان دوران جاهليت ، باورمند به خداوند على رغم اسناد امور ناروا به او

و يجعلون لله ما يكرهون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 20 - 3

3 - مشركان عرب جاهلى ، معتقد به خداوند رحمان و مرتبت والاى او در مقايسه با ديگر خدايان

و قالوا لو شاء الرحمن ما عبدنهم

از اين كه مشركان، عبادت ديگر خدايان را در گرو مشيت خداى رحمان دانسته اند، مطلب بالا استفاده مى شود.

553- خداشناسى مشركان صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 118 - 10

10 - ضعف بينش و شناخت يهود ، نصارا و مشركان عصر بعثت ، درباره خداوند

و قال الذين لايعلمون لولا يكلمنا اللّه . .. كذلك قال الذين من قبلهم مثل قولهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 42 - 2

2 - باورداشت مشركان صدراسلام ، به اصل وجود خدا و مقدس و محترم بودن او

و أقسموا باللّه جهد أيمنهم

برداشت ياد شده از سوگند مشركان به «اللّه» استفاده مى شود.

554- خداشناسى مشركان مقارن بعثت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 81 - 3،7

3 - باور مشركان عصر بعثت به رحمانيت خداى هستى

قل إن كان للرحمن ولد

7 - شناخت مشركان عصر پيامبر نسبت به خداوند با نام « رحمان »

قل إن كان للرحمن

555- خداشناسى مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 35 - 7

7- مشركان مكه ، على رغم عقيده به خدايان متعدد ، اظهار عقيده به خداوند كرده و قضاى او را در عالم نافذ مى دانستند .

و قال الذين أشركوا لو شاء الله ما عبدنا من دونه من شىء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 38 - 2

2- مشركان مكه ، معتقد به وجود خداوند بودند .

و أقسموا بالله جهد أيمنهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 52 - 10

10 - اعتقاد مشركان مكه به وجود خداوند

إن كان من عند اللّه

از ظاهر جمله شرطيه بر مى آيد كه اصل وجود خداوند براى مشركان، مسلم بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 9 - 2

2 - مشركان مكه ، با نبوت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و پيام توحيدى آن حضرت در ستيز بودند ، نه منكر وجود آفريدگار عزيز و داناى جهان .

و لئن سألتهم . .. ليقولنّ خلقهنّ العزيز العليم

با توجه به آيات پيشين - كه نوعى خطاب و عتاب نسبت به منكران پيامبر(صلی الله علیه و آله) دارد - برداشت ياد شده به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 17 - 7

7 - مشركان مكه ، خداوند را با نام « رحمان » مى شناختند و ياد مى كردند .

بما ضرب للرحمن مثلاً

بنابراين كه واژه «رحمان» در آيه شريفه، به خاطر بار معنايى آن نيامده باشد; بلكه صرفاً نقل قول ساده اى از كلام عرب جاهلى باشد كه به جاى «اللّه» - يا هر صفت ديگر براى خداوند - كلمه «رحمان» را به كار مى بردند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 87 - 1

1 - اعتقاد مشركان مكه ، به خالقيت خداوند و توحيد در آفرينش

و لئن سألتهم من خلقهم ليقولنّ اللّه فأنّى يؤفكون

از آيه شريفه استفاده مى شود كه شرك مشركان، در ناحيه خالقيت خداوند نبوده است; بلكه آنان در ربوبيت، تدبير، كارگشايى امور و وساطت براى تقرب به خدا، گرفتار شرك بوده اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 8 - 2

2- مشركان مكه ، معتقد به وجود خداوند و در تلاش براى انكار رسالت پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله)

أم يقولون افتريه

اتهام افترا و كذب به پيامبر(صلی الله علیه و آله) در زمينه آيات از سوى كافران، نمايانگر اين حقيقت است كه آنان، در بخشى از ادعاها و جوسازى هاى خويش، بر وجود خداوند صحه گذاشته بودند; ليكن رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) و آيات وحى را انكار مى نمودند.

556- خداشناسى ناقص مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 67 - 1

1 - مشركان ، خدا را آن گونه كه شايسته او است ، نشناخته و ارج ننهادند .

و ما قدروا اللّه حقّ قدره

بيشتر مفسران و اهل ادب جمله «و ما قدروا اللّه. ..» را به معناى «ما عرفوا اللّه» و «ما عظموا اللّه» معنا كرده اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 22 - 4

4 - شناخت و درك ناقص كافران و مشركان ، از گستره علم الهى

ظننتم أنّ اللّه لايعلم كثيرًا ممّا تعملون

557- خدايان مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 100 - 1

1 - برخى مشركان خداوند را داراى شريكانى از جنيان مى دانستند.

و جعلوا لله شركاء الجن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 192 - 1

1 - مشركان موجوداتى را مى پرستيدند و شريك خدا مى پنداشتند كه بر يارى رسانى به ايشان ناتوان بودند .

أيشركون ما . .. لايستطيعون لهم نصرا

ضمير فاعلى در «لايستطيعون» به «ما»ى موصوله در «ما لايخلق» برمى گردد و «هم» در «لهم» به مشركان ارجاع مى شود. يعنى معبودان اهل شرك توانايى يارى رسانى به پرستش كنندگان خود را ندارند.

558- خرافه پرستى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 39 - 4

4 - مشركان ، گرفتار عقايدى خرافى و فاقد هرگونه برهان و دليل

فليأت مستمعهم بسلطن مبين . أم له البنت و لكم البنون

از ارتباط اين آيه با آيه قبل، مطلب بالا استفاده مى شود. بدين معنا كه اين آيه، ارائه دهنده نمودى از بى برهانى كافران در اعتقادات خويش است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 30 - 4

4 - خرافات و موهومات ، اوج ديد و نگرش مشركان دنياگرا

ليسمّون الملئكة تسمية الأُنثى و ما لهم به من علم . .. ذلك مبلغهم من العلم

برداشت بالا بنابراين نكته است كه «ذلك» اشاره به عقايد خرافى مشركان در مورد دختر انگاشتن ملائكه براى خداوند، داشته باشد.

559- خطاى حدس مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 53 - 9

9 - حدس و تخمين مشركان درباره حشر و قيامت ، بسيار دور از واقعيت بوده است .

و قد كفروا به من قبل و يقذفون بالغيب من مكان بعيد

560- خطاى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 31 - 7

7 - مشركان ، در قيامت خطا هاى خود را به يكديگر نسبت خواهند داد .

و لو ترى إذ الظلمون موقوفون عند ربّهم يرجع بعضهم إلى بعض القول

561- خطاى مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 14 - 1

1 - خداوند مؤمنان مكه را به صبر در برابر حركات ناشايست مشركان و عفو از خطاكارى آنان فرمان داد .

قل للذين ءامنوا يغفروا للذين لايرجون أيّام اللّه

با توجه به اين كه اين آيات در مكه نازل شده، به دست مى آيد كه اين فرمان در مقطع قبل از هجرت بوده است و منظور از «الذين لايرجون. ..» مشركان اند.

562- خطر مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 172 - 7

7 - خطر هجوم مشركين به مسلمانان ، پس از پايان جنگ احد *

الّذين استجابوا للّه و الرسول من بعد ما اصابهم القرح

زيرا دعوت پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى تجهيز نيرو، بيانگر آن است كه خطر هجوم مجدد مشركين وجود داشته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 6 - 5

5 - خطر منافقان براى اسلام و گناه آنان نزد خداوند ، بيش از مشركان *

و يعذّب المنفقين و المنفقت و المشركين و المشركت

تقدم «المنافقين و المنافقات» بر «المشركين و المشركات»، ممكن است اشاره به مطلب بالا داشته باشد.

563- خواسته هاى بيجاى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 114 - 4

4 - با نزول قرآن جايى براى نزول معجزات درخواستى مشركان متصور نيست.

و لو أننا نزّلنا إليهم . .. أفغير الله أبتغى حكما و هو الذى أنزل إليكم الكتب

به نظر مى رسد جمله استفهامى توبيخى «أفغير الله أبتغى . ..» به قرينه آيات قبل، تعريض به كسانى باشد كه دليل و معجزه اى غير از قرآن طلب مى كردند و جمله «و هو الذى أنزل ...» تتميمى بر اين تعريض است. يعنى با وجود قرآن جايى براى درخواستهاى ديگر نمى ماند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 50 - 5

5 - درخواست تسريع عذاب استيصال از سوى مشركان ، خواسته اى نابخردانه و مايه شگفتى است .

إن أتيكم عذابه . .. ماذا يستعجل منه المجرمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 12 - 1،8،9

1- تكذيب پيامبر از سوى مشركان به خاطر مطرح كردن قيامت و نيز پيشنهاد هاى نابه جاى ايشان ، آن حضرت را در خطر ترك و عدم ابلاغ برخى از آيات قرار داده بود .

فلعلّك تارك بعض ما يوحى إليك و ضائق به صدرك أن يقولوا لولا أُنزل عليه كنز

روشن است كه خوف و شكى كه «لعلّ» دلالت بر آن مى كند به لحاظ متكلم (خداوند) نيست; بلكه حاكى از خوف و ترديد مخاطب (پيامبر) و يا موقعيت خاصى است كه هر انسانى احتمال ترك برخى از آيات را دور از انتظار نمى بيند. بنابراين «لعلك تارك ...» مى رساند كه پيامبر در شرايطى بود كه اين خوف و احتمال وجود داشت كه در ابلاغ برخى از آيات به ترديد بيفتد و مصلحت ببيند كه آنها را موقتاً ابلاغ نكند تا شرايط و جو پيشامده تغيير كند. «أن يقولوا ...» به تقدير «لام» و «لا» ى نافيه (لأن لايقولوا...) بيانگر علت و ريشه پديد آمدن زمينه و شرايط آن خوف و احتمال است. تفريع «لعلّك تارك...» بر آيه هفتم مى رساند كه تكذيب قيامت نيز مى توانست در پديد آمدن آن شرايط مؤثر باشد.

8- نزول فرشته اى همراه و همگام با پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از پيشنهاد هاى مشركان براى اطمينان به حقانيت آن حضرت

أن يقولوا لولا . .. جاء معه ملك

9- پيشنهاد هاى نابه جاى مشركان و معجزه هاى درخواستى آنان ، موجب دلتنگى و ناراحتى پيامبر (صلی الله علیه و آله) مى شد .

و ضائق به صدرك أن يقولوا لولا أُنزل عليه كنز أو جاء معه ملك

برداشت فوق ، بر اين اساس است كه: ضمير در «به» به «أن يقولوا . ..» برگردد و به تعبيرى ديگر «أن يقولوا ...» بدل براى ضمير در «به» باشد; يعنى: و ضائق صدرك بأن يقولوا ....

564- خواسته هاى مادى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 100 - 6

6- مشركان ، حتى در صورت برآورده شدن خواسته هاى مادى شان و داراى امكانات فراوان بودن ، از انفاق آن إبا مى كردند . *

لن نؤمن لك حتى تفجر لنا . .. قل لو أنتم تملكون خزائن رحمة ربّى إذًا لأمسكتم

اينكه خداوند در آيات قبل، خواسته هاى مادى مشركان (برخوردارى از چشمه و . ..) را از پيامبر(صلی الله علیه و آله) مطرح كرد و در اين آيه، از بخل آنان در صورت برخوردارى از امكانات فراوان سخن مى گويد، مى تواند به خاطر نكته ياد شده باشد.

565- خواسته هاى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 96 - 11

11 - گروهى از مشركان ، خواهان عمرى طولانى هزار ساله هستند .

و من الذين أشركوا يود أحدهم لو يعمر الف سنة

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه «و من الذين أشركوا» خبر براى مبتدايى محذوف باشد نه عطف بر «الناس»; يعنى: «و من الذين أشركوا طائفة يود أحدهم». بر اين مبنا، جمله «و من الذين...» جمله حاليه است و «يود أحدهم» توصيف همين دسته از مشركان خواهد بود. بر اين اساس مفاد آيه چنين است: يهوديان از همه مردم به دنيا دلبسته ترند و اين در حالى است كه گروهى از مشركان خواهان عمرى هزار ساله هستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 118 - 1،2،3،9

1 - مشركان ، خواهان گفتگوى مستقيم خداوند با آنان درباره حقانيت رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و قال الذين لايعلمون لولا يكلمنا اللّه

آيه بعد (انا ارسلنا بالحق . ..) دلالت بر آن دارد كه پيشنهاد اعتراض آميز مشركان (لولا يكلمنا اللّه; چرا خدا با ما سخن نمى گويد) درباره حقانيت رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) است.

2 - مشركان ، براى پذيرش رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) خواهان نشانه و معجزه اى بر حقانيت او بودند .

و قال الذين لايعلمون لولا . .. أو تأتينا ءاية

3 - مشركان خواهان تحقق معجزه اى بودند كه خود آن را پيشنهاد مى كردند . *

و قال الذين لايعلمون لولا . .. أو تأتينا ءاية

9 - يهود و نصارا نيز همانند مشركان ، خواهان سخن گفتن خدا با آنان درباره راستى و درستى رسالت پيامبران بودند .

كذلك قال الذين من قبلهم مثل قولهم

در آيه 113 مشركان با تعبير «الذين لايعلمون» در قبال يهود و نصارا مطرح شده اند و در آيه مورد بحث مشركان با همان تعبير در قبال «الذين من قبلهم» قرار گرفته اند. از اين مقايسه معلوم مى شود: مقصود از «الذين من قبلهم» يهود و نصارا است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 58 - 5

5 - تحقق معجزات ويژه، بدان صورت كه مشركان مى خواستند، در اختيار پيامبر(صلی الله علیه و آله) نبود.

قل لو أن عندى ما تستعجلون به

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 66 - 4

4 - قريش و مشركان از سر استهزا، خواهان عملى شدن عذاب موعود بر خود به دست پيامبر(صلی الله علیه و آله) بودند.

و كذّب به قومك . .. قل لست عليكم بوكيل

چنانچه مرجع ضمير «به» در «كذب به» عذاب باشد، جمله «قل . .. » گويا پاسخى است به سؤال ضمنى مشركان مبنى بر اين كه اگر عذاب واقع شدنى است بايد پيامبر(صلی الله علیه و آله) آن را عملى سازد. بنابراين جمله «قل لست ... » قرينه اى است بر مطرح شدن سؤال از ناحيه مشركان.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 111 - 1

1 - نزول ملائكه بر مشركان و سخن گفتن مردگان با ايشان، از معجزات درخواستى آنان بوده است.

لئن جاءتهم ءاية . .. و لو أننا نزّلنا ... ما كانوا ليؤمنوا

ذكر نزول ملائكه و سخن گفتن با مردگان در آيه حكايت از آن دارد كه اين قبيل معجزات مورد درخواست مشركان بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 115 - 15

15 - خداوند شنواى گفته ها و خواسته هاى مشركان و آگاه به همه جوانب آن است.

و أقسموا بالله . .. زخرف القول غرورا ... و تمت كلمت ربك ... و هو السميع العليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 158 - 1،2

1 - آمدن فرشتگان و يا آشكار شدن خداوند، از شرايط مشركان تكذيب كننده قرآن براى ايمان به آن

هل ينظرون إلا أن تأتيهم الملئكة أو يأتى ربك

«نظر»، مصدر «ينظرون»، در اينجا به معناى انتظار و توقع است. استفهام به دليل «إلا» استفهام انكارى مى باشد و بنابراين «هل ينظرون» يعنى «ما ينتظرون». انتظارهايى كه در آيه شريفه مطرح شده هم مى تواند توقعاتى باشد كه از سوى مشركان مطرح شده و هم مى تواند بيان حالت آنان باشد. يعنى اگر كسى قرآن را، كه دليلى روشن است، نپذيرد، تنها در صورتى كه فرشتگان بر او حاضر شوند و يا ... ايمان مى آورد. برداشت فوق ناظر به احتمال اول است.

2 - تحقق برخى از آيات الهى (برخى از حقايق مطرح شده در قرآن، مانند قيامت) از شرايط مشركان تكذيب كننده قرآن براى ايمان به آن

هل ينظرون إلا أن . .. يأتى بعض ءايت ربك

مراد از «بعض آيات ربك»، به دليل «لا ينفع نفساً إيمانها»، آيتى است كه مشاهده آن، حتى منكران قرآن را به ايمان وامى دارد. بنابراين مى توان گفت مقصود، قيامت و مانند آن است. گفتنى است تكرار فعل «إتيان» (تأتيهم، يأتى ربك و يأتى بعض آيات) در آيه شريفه حكايت از تفاوت معناى اراده شده از هر يك دارد. «إتيان» در «يأتى بعض آيات» به معناى تحقق يافتن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 194 - 8

8 - ناتوانى معبودان از اجابت خواسته هاى پرستشگران خويش ، افشاگر پندار باطل و دروغين مشركان ( پندار شريك براى خداوند )

فادعوهم فليستجيبوا لكم إن كنتم صدقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 22 - 3

3 - خدايان مشركان ، قادر به پاسخ گويى به خواسته هاى آنان نيستند .

قل ادعوا الذين زعمتم من دون اللّه لايملكون مثقال ذرّة

«لايملكون» در مقام جواب واقع شده است. گويا عبارت اين معنا را القا مى كند كه آنان پس از درخواست چه جوابى مى دهند؟ پاسخ اين است كه جوابى نمى دهند، به دليل عدم مالكيتشان.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 16 - 6

6 - « عن على ( ع ) فى قول اللّه عزّوجلّ « و قالوا ربّنا عجلّ لنا قطّنا قبل يوم الحساب » قال : نصيبهم من العذاب ;

از امام على(ع) روايت شده كه درباره سخن خداوند عزّوجلّ «و قالوا ربّنا عجّل لنا قطّنا قبل يوم الحساب» فرمود: [مراد مشركان از كلمه «قطّنا»] نصيب آنها از عذاب بود [كه از روى تمسخر درخواست مى كردند زودتر به آنان برسد]».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 9 - 7

7- مشركان ، خوستار اخبار و پيشگويى پيامبر (صلی الله علیه و آله) از آينده و سرنوشت افراد

و ما أدرى ما يفعل بى و لا بكم

از پاسخ آيه شريفه، انتظار مذكور دانسته مى شود.

566- خواسته هاى مشركان صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 56 - 1

1 - پرستش بتها و سازش در اصول اعتقادى، خواسته نابجاى مشركان صدر اسلام از پيامبر(صلی الله علیه و آله)

قل لا أتبع أهواءكم قل إنى نهيت أن أعبد الذين تدعون من دون اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 57 - 7

7 - مشركان و منكران رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله)، خواهان تحقق زودرس وعده هاى آن حضرت در مورد نزول عذاب بودند.

و كذبتم به به ما عندى ما تستعجلون به

در آيات متعددى، مانند آيه 6، 9 و 11 سوره انعام، به كافران وعده عذاب و كيفر دنيوى داده شده است. لذا ممكن است مراد از «ما تستعجلون» نزول عذاب باشد كه كافران از سر انكار و تمسخر خواهان نزول سريع آن بودند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 109 - 3

3 - مشركان خواهان دريافت معجزه اى، جز آنچه پيامبر(صلی الله علیه و آله) ارائه مى نمود، بودند.

و أقسموا بالله جهد أيمنهم لئن جاءتهم ءاية

بديهى است كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) قطعاً معجزاتى را به آنان نمايانده است و با اين وصف آنان از سر بهانه جويى معجزات ديگرى را طلب مى كردند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 15 - 7،9

7 - مشركان ، در راستاى مخالفت با قرآن ، به پيامبر (صلی الله علیه و آله) پيشنهاد مى كردند : براى آنان به جاى قرآن ، كتاب ديگرى را - كه موافق خواسته ها و تمايلاتشان باشد - بخواند .

و إذا تتلى عليهم ءاياتنا . .. قال الذين لا يرجون لقاءنا ائت بقرءان غير هذا

9 - تبديل و برگرداندن محتواى قرآن به موضوعاتى باب طبع - با حفظ نظام و ساختار ظاهرى آن - يكى ديگر از پيشنهاد هاى مشركان به پيامبر (صلی الله علیه و آله) در راستاى مخالفت با قرآن

و إذا تتلى عليهم ءاياتنا بينت قال الذين لا يرجون لقاءنا . .. أو بدّله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 48 - 4

4 - مشركان ، با تمسخر و استهزا ، از پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان خواستار تعيين زمان وقوع عذاب استيصال و تسريع در آن بودند .

و يقولون متى هذا الوعد إن كنتم صدقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 50 - 4

4 - مشركان ، خواستار تسريع نزول عذاب استيصال بودند .

إن أتيكم عذابه . .. ماذا يستعجل منه المجرمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 51 - 6،7

6 - مشركان ، پيش از نزول عذاب ، بطور مستمر خواستار تسريع آن بودند .

أثم إذا ما وقع . .. و قد كنتم به تستعجلون

7 - مشركان ، به هنگام وقوع عذاب استيصال ، از خداوند خواستار رفع آن خواهند شد .

أثم إذا ما وقع ءامنتم به ءالئن و قد كنتم به تستعجلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 1 - 4

4- مشركان صدراسلام از سر عناد و از روى استهزا ، خواهان تحقق زودرس وعده هاى الهى ( عذاب ، غلبه اسلام و قيامت ) بودند .

أتى أمر الله فلاتستعجلوه

محتمل است مخاطب «لاتستعجلوه» مشركانى باشد كه خواهان تحقق وعده هاى الهى بودند، و از آن جايى كه معمولاً كسى خواهان پيروزى دشمن و شكست و خذلان خويش نيست، مى توان گفت: تعجيل مشركان براى آمدن عذاب، از سر عناد و تمسخر بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 59 - 3،4

3- مشركان و كفار ، معجزات متعددى را از پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) درخواست كردند .

و ما منعنا . .. إلاّ أن كذّب بها الأوّلون

از اينكه خداوند با صراحت تمام به مشركان مى گويد: «ما هر چه معجزه براى پيشينيان فرستاديم، آنها را تكذيب كردند و اين مانع ارسال معجزه شد» نشان مى دهد كه مشركان صدراسلام، درخواستهاى متعدد و مكررى براى معجزه داشته اند.

4- خداوند ، به درخواست هاى متعدد معجزه از سوى مشركان بهانه جوى عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) پاسخ منفى داد .

و ما منعنا أن نرسل بالأيت إلاّ أن كذّب بها الأوّلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 5 - 7

7- مشركان ، از پيامبر (صلی الله علیه و آله) خواهان معجزه اى همانند معجزات پيامبران پيشين بودند .

فليأتنا باية كما أُرسل الأوّلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 21 - 1

1 - منكران ملاقات با خدا ( معاد ) ، در صدراسلام ، معترضانه خواستار نزول ملائكه بر خويش و رؤيت آنها بودند .

و قال الذين لايرجون لقاءنا لولا أُنزل علينا الملئكة

«رجاء» در لغت به معناى اميد است; ولى در جمله «لايرجون لقاءنا» كنايه از انكار قيامت و روبه رو شدن با جزاى الهى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 176 - 1

1 - مشركان و كافران صدراسلام ، خواهان مشاهده عذاب الهى بودند .

أفبعذابنا يستعجلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 18 - 1

1 - درخواست تمسخرآميز مشركان عصر بعثت ، نسبت به برپايى هر چه زودتر قيامت

يستعجل بها الذين لايؤمنون بها

درخواست برپايى قيامت از سوى كسانى كه مؤمن به آن نيستند، نشانگر استهزاآميز بودن خواسته آنان است.

567- خواسته هاى مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 58 - 3

3 - مشركان مكه خواهان تحقق سريع عذاب موعود پيامبر(صلی الله علیه و آله) بر خويش بودند.

قل لو أن عندى ما تستعجلون به

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 110 - 6

6 - مشركان مكه با وجود ايمان نياوردن به پيامبر(صلی الله علیه و آله) با معجزات ارائه شده، مجدداً خواهان معجزات ديگرى از پيامبر(صلی الله علیه و آله) بودند.

و أقسموا . .. لئن جاءتهم ءاية ... إذا جاءت لايؤمنون ... كما لم يؤمنوا به أول مرة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 90 - 1،2،4

1- ايجاد چشمه اى پر آب و جوشان در مكه توسط پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى مشركان ، پيش شرط آنان در ايمان به پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و قالوا لن نؤمن لك حتى تفجر لنا من الأرض ينبوعًا

2- ايجاد چشمه اى جوشان براى مشركان مكه ، معجزه درخواستى ( اقتراحى ) آنان از پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و قالوا لن نؤمن لك حتى تفجر لنا من الأرض ينبوعًا

4- مشركان مكه ، على رغم مشاهده آيات گوناگون الهى ، از پيامبر (صلی الله علیه و آله) درخواست معجزه حسى كردند .

و لقد صرّفنا . .. من كلّ مثل فأبى ... و قالوا لن نؤمن لك حتى تفجر لنا من الأرض ي

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 91 - 3،4

3- مشركان مكه ، على رغم مشاهده آيات گوناگون الهى ، از پيامبر (صلی الله علیه و آله) درخواست معجزه حسى كردند .

و لقد صرّفنا . .. من كلّ مثل فأبى ... و قالوا لن نؤمن لك حتى ... تكون لك جنّة من

نكته ياد شده با اين احتمال در آيه قابل استفاده است كه: آنان ايجاد باغى با صفات ياد شده را به وسيله معجزه درخواست كرده

باشند.

4- ايجاد باغ بزرگ خرما و انگور با نهر هاى آب جارى ، معجزه درخواستى ( اقتراحى ) مشركان مكه از پيامبر (صلی الله علیه و آله)

لن نؤمن لك حتى . .. تكون لك جنّة من نخيل و عنب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 92 - 1،6،8

1- فرود آوردن قطعاتى از آسمان ، از معجزات اقتراحى و مورد درخواست مشركان مكه از پيامبر (صلی الله علیه و آله)

أو تسقط السّماء . .. علينا كسفًا

«كِسَف» جمع «كَسْف» به معناى قطعه است (لسان العرب).

6- مشركان مكه ، خواهان حضور يافتن خدا و ملائكه نزد آنان ، براى گواهى دادن به حقانيت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

أو تأتى بالله و الملئكة قبيلاً

«قبيلاً» به معناى «مقابله» (رو در رو شدن) آمده است و در اين آيه، مى تواند به منظور افاده مطلب فوق باشد.

8- آوردن خداوند و ملائكه به صورت دسته دسته در نزد مشركان مكه ، معجزه درخواستى ( اقتراحى ) آنان از پيامبر (صلی الله علیه و آله)

لن نؤمن لك حتى . .. أو تأتى بالله و الملئكة قبيلاً

برداشت فوق، مبتنى بر اين است كه «قبيلاً» جمع «قبيله» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 93 - 1،4،5،10،15

1- ايجاد خانه اى از طلا براى خود ، معجزه مورد درخواست ( معجزه اقتراحى ) مشركان مكه ، از پيامبر (صلی الله علیه و آله)

أو يكون لك بيت من زخرف

به قرينه سياق آيات كه در آنها معجزه هاى درخواستى مشركان مطرح شده است مراد از «أو يكون لك بيت من زخرف» ايجاد خانه اى طلايى از طريق معجزه است.

4- مشركان مكه ، على رغم مشاهده آيات گوناگون الهى ، از پيامبر (صلی الله علیه و آله) درخواست معجزه حسى كردند .

و لقد صرّفنا . .. من كلّ مثل فأبى ... و قالوا لن نؤمن لك حتى ... يكون لك بيت من

5- صعود پيامبر (صلی الله علیه و آله) به آسمان و آوردن دستخطى قابل خواندن و گواه بر صعود واقعى خويش ، معجزه درخواستى مشركان مكه از آن حضرت

أو ترقى فى السّماء و لن نؤمن لرقيّك حتى تنزّل علينا كتبًا نقرؤه

10- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور پاسخ گويى به معجزه هاى درخواستى بيجاى مشركان مكه و تنزيه خداوند از برآوردن چنين خواسته هايى

و قالوا لن نؤمن لك حتى تفجر لنا . .. قل سبحان ربّى

15- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظف به اعلام محدوده مسؤوليت خويش و بيان ناتوانى خود از ارائه معجزات درخواستى مشركان

قالوا . .. قل ... هل كنت إلاّ بشرًا رسولاً

پاسخ «هل كنت. ..» در قبال درخواستهاى مشركان، مى تواند گوياى اين معنا باشد كه: درخواستهاى آنان، ربطى به رسالت و مسؤوليتهاى پيامبر(صلی الله علیه و آله) نداشته و يا در توان او نبوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 50 - 1،2

1 - مشركان مكه ، خواستار تحقق معجزاتى چند به دست پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) بودند .

و قالوا لولا أنزل عليه ءايت من ربّه

2 - مشركان مكه ، نزول وحى را ، به عنوان آيه اى از جانب خدا قبول نكرده و خواستار معجزه حسّى شدند .

و كذلك أنزلنا إليك الكتب . .. و ما يجحد بأيتنا ... و قالوا لولا أنزل عليه ءاي-

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 36 - 1،3

1- مشركان براى پذيرش درستى معاد ، زنده شدن نياكانشان را از پيامبر (صلی الله علیه و آله) خواستار شدند .

فأتوا بابائنا إن كنتم صدقين

3- مشركان مكه ، خواهان شهود حسى براى ايمان به حقايق غيبى

فأتوا بابائنا إن كنتم صدقين

با اين كه معاد اخروى از امور غيبى به حساب مى آيد، مشركان با پيشنهاد زنده شدن پدرانشان، خواهان محسوس شدن آن بودند.

568- خويشاوندى با مشركان صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 8 - 8

8 - وجود پيوند هاى قرابت و خويشاوندى ميان مسلمانان صدر اسلام و مشركان

و إن يظهروا عليكم لايرقبوا فيكم إلّاً و لاذمة

569- خيال پردازى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 28 - 3

3 - پندارگريى و گمان محورى ، شالوده هويت مشركان بى باور به آخرت

إنّ الذين لايؤمنون بالأخرة . .. إن يتّبعون إلاّ الظنّ

با توجه به حصر در «إن يتّبعون إلاّ الظنّ»، مطلب بالا استفاده مى شود.

570- خيانت مشركان صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 38 - 9

9 - شرك پيشگان حق ستيز عصر بعثت ، مردمانى خيانت كار و ناسپاس بودند .

إنّ اللّه يدفع عن الذين ءامنوا إنّ اللّه لايحبّ كلّ خوّان كفور

571- خيرخواهى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 52 - 13

13 - خيرخواهيهاى مشركان مبنى بر زيانبار بودن حضور مؤمنان ضعيف در كنار پيامبر(صلی الله علیه و آله) نبايد موجب طرد و محروميت آنان از محضر پيامبر(صلی الله علیه و آله) گردد.

ما عليك من حسابهم من شىء و ما من حسابك عليهم من شىء فتطردهم

«حسابهم» مى تواند اضافه مصدر به فاعل خود (هم) باشد ; يعنى حسابگريهاى مشركان درباره مؤمنان و فقر و محروميت آنها.

572- درخواست برهان از مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 24 - 4

4- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظف به مطالبه برهان و دليل روشن از مشركان در زمينه شرك آنان

قل هاتوا برهنكم

«برهان» به معناى حجّت و دليل روشن و فيصله دهنده ميان حق و باطل است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 75 - 6

6 - فراخوانى خبرگان جوامع شرك پيشه از سوى خدا در قيامت ، براى اقامه برهان و ارائه دليل روشن بر شركورزى خويش

فقلنا هاتوا برهنكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 40 - 2

2 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در بحث و گفت وگو با مشركان ، از آنان خواستار ارائه دليل عقلى و نقلى روشن بر اثبات درستى عقايد خويش

قل أرءيتم شركاءكم الذين تدعون من دون اللّه أرونى ماذا خلقوا من الأرض . .. أم ءات

«أرءيتم» به معناى «أخبرونى» (به من خبر دهيد) است و «ماذا» اسم استفهام مى باشد و اين سؤال عقلى درباره نقش معبودها

در جهان است «أم» نيز براى استفهام بوده و در آن از مشركان خواسته شده كه نوشته اى از سوى خداوند - كه حاكى از حقانيت عقايد آنان باشد - ارائه دهند.

573- درخواست عذاب مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 84 - 1،4

1- پافشارى مشركان بر شرك خود ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) را آماده درخواست عذابى سريع براى آنان كرده بود .

فلاتعجل عليهم إنّما نعدّ لهم عدًّا

4- خداوند ، خواسته هاى پيامبر (صلی الله علیه و آله) را در مورد عذاب مشركان اجابت مى كند .

فلاتعجل عليهم

اگر تعجيل پيامبر(صلی الله علیه و آله) تأثير حتمى نمى داشت، از آن نهى نمى شد.

574- درخواست مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 50 - 7

7 - توقّعات نابجا و درخواستهاى غير اصولى مشركان از پيامبر(صلی الله علیه و آله)

قل لا أقول لكم . .. إنى ملك

نفى ملك بودن و . .. بيانگر وجود چنين توقّعاتى در بين مردم است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 11 - 8

8 - درخواست عاجزانه كافران و مشركان ، از خداوند براى رهايى خود از عذاب

فهل إلى خروج من سبيل

575- دروغگويى اخروى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 23 - 3

3 - سوگند دروغ مشركان در قيامت بر مشرك نبودنشان در دنيا

و اللّه ربنا ما كنا مشركين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 24 - 1،9

1 - مشركان در قيامت به دروغ منكر شرك ورزى خويش در دنيا مى شوند.

و اللّه ربنا ما كنا مشركين. انظر كيف كذبوا على أنفسهم

9 - دروغپردازى مشركان، حتى در قيامت

انظر كيف كذبوا على أنفسهم و ضل عنهم ما كانوا يفترون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 28 - 11

11 - مشركان حتى در قيامت دروغ مى گويند.

فقالوا يليتنا نرد و لا نكذب . .. و إنهم لكذبون

576- دروغگويى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 28 - 10

10 - دروغگويى، شيوه هميشگى مشركان لجاجت پيشه است.

فقالوا . .. و إنهم لكذبون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 137 - 17

17 - پيامبر(صلی الله علیه و آله) مأمور بى اعتنايى به مشركان و دروغپردازى آنان است.

فذرهم و ما يفترون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 148 - 17

17 - سخن و ادعاهاى مشركان در مورد مشيت الهى و نتيجه گيرى جبر از آن، جز گمان و دروغپردازى نيست.

سيقول الذين أشركوا . .. إن تتبعون إلا الظن و إن أنتم إلا تخرصون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 56 - 15

15- معتقدان به شرك ربوبى ( شريك داشتن خدا در روزى رسانى ) ، اعتقاد خود را بر دروغى ساختگى بنا كرده اند .

بربّهم يشركون . .. و يجعلون لما لايعلمون نصيبًا ... عمّا كنتم تفترون

«يفترون» (از مصدر ثلاثى فرى) به معناى دروغ است و تفاوتش با كذب (عدم مطابقت خبر با واقع) در اين است كه افترا، ساختگى و جعلى است (فرى فلان الكذب إذا اختلقه).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 25 - 9

9 - ادعاى مشكران در شريك داشتن خداوند ، دروغين و غير واقعى است .

و من الناس من يجدل . .. و إذا قيل لهم اتّبعوا ... و من كفر فلايحزنك ... و لئن س

فرمان خداوند به پيامبر(صلی الله علیه و آله) براى اداى سپاس و ستايش در پى ذكر پاسخ صريح مشركان، مبنى بر معرفى خداوند به عنوان خالق عالم، اين نكته را مى رساند كه «آنان خود معترف اند كه عقيده شان باطل است. بنابراين، تو حمد خداى را به جاى آور!».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 151 - 2

2 - عقايد مشركان ، ساختگى و متكى بر سخنان دروغ است .

ألا إنّهم من إفكهم ليقولون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 152 - 2،4

2 - انتساب فرزند به خدا از سوى مشركان ، سخنى نابه جا و دروغ است .

ولد اللّه و إنّهم لكذبون

4 - مشركان ، مردمى دروغگو در عقايد و باور هاى شان

و إنّهم لكذبون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 157 - 5

5 - دروغگو بودن مشركان در ادعا هاى خود ، درباره خداوند و معارف الهى

فأتوا بكتبكم إن كنتم صدقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 170 - 2

2 - مشركان در ادعاى آمادگى براى ايمان آوردن به كتاب آسمانى ، غير صادق و دروغگو بودند .

لو أنّ عندنا ذكرًا من الأوّلين . .. فكفروا به

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 3 - 20

20 - مشركان ، مردمى دروغ پرداز و ناسپاس

و الذين اتّخذوا من دونه أولياء . .. إنّ اللّه لايهدى من هو كذب كفّار

577- دروغگويى مشركان جاهليت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 62 - 5

5- مشركان دوران جاهلى ، مردمانى دروغ پرداز و آرايش دهنده مطالب دروغ

و تصف ألسنتهم الكذب

«الكذب» مفعول «تصف» است. آوردن چنين وصفى براى مشركان به جاى فعل «يكذب» حاكى از اين است كه آنان، مطالب دروغ را توصيف كرده و آرايش مى دادند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 42 - 6

6 - مشركان جزيرة العرب ، مردمى سوگندشكن و غيرصادق در ادعاى ايمان به پيامبر الهى ويژه خود

و أقسموا باللّه . .. فلمّا جاءهم نذير ما زادهم إلاّ نفورًا

578- دروغگويى مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 112 - 21

21 - پيامبر(صلی الله علیه و آله) موظف به مبارزه منفى با مشركان مكه از راه بى اعتنايى به شبهات و دروغپردازيهاى آنان است.

و لو شاء ربك ما فعلوه فذرهم و ما يفترون

رها كردن مشركان و اعتنا نكردن به گفته هاى آنان نوعى مبارزه منفى است كه خداوند پيامبر(صلی الله علیه و آله) را به آن فرمان مى دهد.

579- دشمنان اخروى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 82 - 3

3- معبود هاى مشركان در قيامت ، به ستيز و دشمنى با پرستشگران خود خواهند پداخت .

و يكونون عليهم ضدًّا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 6 - 1

1- موجودات مورد پرستش مشركان ، دشمن ايشان در صحنه رستاخيز

و إذا حشر الناس كانوا لهم أعداء

580- دشمنان مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 86 - 3

3- رانده شدن ذليلانه مشركان به سوى دوزخ ، نمودى از بى ثمر بودن شرك و ضديت معبودهايشان با آنهااست .

و يكونون عليهم ضدًّا . .. يوم نحشر ... و نسوق المجرمين

در آيات پيشين، سخن از بى ثمر بودن پرستش هاى شرك آلود مشركان و تأثير منفى آن بر فرجام اخروى آنان بود; در اين آيه نيز مى تواند بيان مصداقى از همان معنا باشد; خصوصاً اگر «يوم» در «يوم نحشر» متعلق به «يكونون» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 19 - 1

1 - جبهه توحيد و جبهه شرك ، دو جبهه اى هستند متخاصم و دشمن يكديگر .

هذان خصمان

«هذان» اشاره است به فرقه هاى موحد و مشرك كه در آيه 17 از آنان ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 77 - 5

5 - شرك و توحيد ، دو جبهه متخاصم

فإنّهم عدوٌّ لى إلاّ ربّ العلمين

581- دشمنى اخروى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 25 - 11

11 - روابط دوستانه دنيوى مشركان ، در قيامت ، تبديل به نفرت مى شود .

مودّة بينكم . .. ثمّ يوم القيمة يكفر بعضكم ببعض

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 6 - 6

6- اظهار دشمنى و بيزارى مشركان ، نسبت به معبود هاى دروغين خود در قيامت *

كانوا لهم أعداء و كانوا بعبادتهم كفرين

فاعل «كانوا»، ضميرى است كه ممكن است به «الناس» برگردد و مرجع ضمير «هم» نيز ممكن است معبودهاى مشركان باشد كه در آيه قبل، به عنوان مبعودهاى غير الهى از آنها ياد شده است. بر اساس اين دو احتمال، نكته ياد شده استفاده مى شود.

582- دشمنى با رهبران مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 167 - 1

1 - بازگشت به دنيا براى تبرّى از سران شرك و مخالفت كردن با آنان ، آرزوى مشركان پيرو در صحنه قيامت

و قال الذين اتبعوا لو أن لنا كرّة فنتبرأ منهم

«كرّ» به معناى رجوع و «كرّة» به معناى يكبار رجوع كردن است و مراد از آن، بازگشت به دنيا مى باشد. بنابراين «لو أن لنا كرّة»; يعنى، اى كاش يكبار ديگر به دنيا باز مى گشتيم!

583- دشمنى با مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 2 - 30

30 - جلوگيرى مشركان از ورود مسلمانان به مسجدالحرام ، مايه خشم و كينه مؤمنان نسبت به آنان

و لايجرمنكم شنئان قوم ان صدوكم عن المسجدالحرام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 4 - 12

12 - تجلى برائت از مشركان ، در انكار شخصيت آنان و دشمنى علنى با ايشان

إنّا برءؤا منكم . .. كفرنا بكم و بدا بيننا و بينكم العدوة

برداشت ياد شده در صورتى است كه «كفرنا بكم» و «بدا بيننا»، بيان تفصيلى و تفسيرى «إنا برءاؤا» باشد.

584- دشمنى علماى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 101 - 8

8- وجود برخى از افراد آگاه و مغرض ، در ميان مشركان و تكذيب كنندگان پيامبر (صلی الله علیه و آله)

بل أكثرهم لايعلمون

585- دشمنى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 105 - 5

5 - همسويى اهل كتاب با مشركان در دشمنى با اسلام و مسلمانان ، امرى شگفت و به دور از انتظار

ما يودّ الذين كفروا من اهل الكتب و لاالمشركين أن ينزل عليكم من خير

آوردن عنوان اهل كتاب براى يهوديان - كه حكايت از اعتقاد به توحيد، رسالت و . .. دارد - و بيان همسويى آنان با مشركانى كه هيچ يكى از اصول اديان الهى را باور ندارند، اشاره به نامعقول بودن آن پيوند و شگفت آور بودنش دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 186 - 12،14

12 - دشمنى مداوم اهل كتاب و مشركان با مسلمانان

و لتسمعنّ من الّذين اوتوا الكتب من قبلكم و من الّذين اشركوا اذًى كثيراً

14 - شناعت و زشتى همسويى اهل كتاب با مشركان در دشمنى با مسلمانان

و لتسمعنّ من الّذين اوتوا الكتب من قبلكم و من الّذين اشركوا اذًى كثيراً

نام بردن از يهود و نصارا با وصف اهل كتاب، اشاره به زشتى همسويى و همكارى آنان با مشركان دارد. زيرا اهل كتاب آسمانى بودن، اقتضا مى كند با مشركان ضد توحيد و مخالف برنامه هاى الهى در نبرد باشند ; نه با مسلمانان كه مروّج توحيد و برنامه هاى الهى هستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 82 - 1،3

1 - يهوديان و مشركان سرسخت ترين دشمن براى مسلمانان

لتجدن اشد الناس عدوة للذين ءامنوا يهود و الذين اشركوا

3 - دشمنى يهود با مسلمانان بيش از دشمنى مشركان با آنان است .

لتجدن اشد الناس عدوة للذين ءامنوا اليهود و الذين اشركوا

تقديم ذكرى «يهود» بر «مشركان» مى تواند اشاره به برداشت فوق باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 110 - 3

3 - يكسانى عنادورزى و حق ناباورى مشركان، قبل و بعد از ديدن معجزه مورد درخواست خويش

و نقلب . .. كما لم يؤمنوا به أول مرة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 36 - 12

12 - مشركان در صدد محو اسلام و نابودى عموم مسلمانان بوده اند .

كما يقتلونكم كافة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 114 - 8

8 - مشركان ، دشمنان خدايند .

ما كان للنبى و الذين ءامنوا أن يستغفروا للمشركين . .. أنه عدو للّه تبرأ منه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 40 - 1

1 - برخى مشركان ، با اينكه آسمانى بودن قرآن را باور داشتند ، به تكذيب آن برمى خاستند .

بل كذبوا . .. و منهم من يؤمن به

اين برداشت مبتنى بر اين است كه: ضمير «هم» - با توجه به ارتباط اين آيه با آيات پيش - به تكذيب كنندگان قرآن برگردد و از «يؤمن» زمان حال اراده شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 95 - 6

6- پيامبر (صلی الله علیه و آله) نسبت به دشمنى ، آزار روحى و تمسخر مشركان و كافران در صورت علنى و آشكارا نمودن دعوت خويش ، نگران بود .

فاصدع بما تؤمر . .. إنا كفينك المستهزءين

جمله «إنا كفيناك المستهزءين» احتمال دارد پاسخى باشد در برابر نگرانيهاى پيامبر(صلی الله علیه و آله) كه ممكن بود پس از فرمان آشكار كردن دعوت خود و اعراض از مشركان (فاصدع بما تؤمر . .. و أعرض عن المشركين) بروز كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 27 - 6

6- خصومت مشركان با يكتاپرستان به خاطر اعتقاد شرك آلودشان ، جريانى مستمر بوده است .

أين شركاءى الذين كنتم تشقّون فيهم

تركيب فعل «كنتم» و «تشاقّون» مفيد ماضى استمرارى و مشعر به معناى ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 62 - 3

3- مشركان ، درصدد شكستن قداست خداوند و تحقير عظمت او بودند .

و يجعلون لله ما يكرهون

احتمال دارد غرض مشركان از اسناد چيزى مذموم به خداوند - كه ناخوشايند خود آنان بود - نكته ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 46 - 9

9- توحيد ربوبى ، از مهم ترين تعاليم قرآن كريم و مشركان داراى حساسيتى شديد نسبت به آن

و إذا ذكرت ربّك فى القرءان وحده ولّوا على أدبرهم نفورًا

ذكر صفت «ربّ» از ميان ديگر اسما و صفات خداوند، به ضميمه قيد «وحده» (توحيد ربوبى) بيانگر اهميت آن در تعاليم دينى است و روى گردانى نفرت آلود مشركان از طرح آن، نشانگر حساسيت شديد آنان به آن مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 76 - 2،3

2- حضور پيامبر (صلی الله علیه و آله) در مكه ، براى مشركان غير قابل تحمل بود .

و إن كادوا ليستفزّونك من الأرض ليخرجوك

3- روى آورى مشركان به اعمال خصمانه عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در عين تلاش براى عدول دادن آن حضرت از مواضع اصولى و وحيانى خويش

و إن كادوا ليفتنونك . .. و إن كادوا ليستفزّونك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 82 - 8

8- مشركان در قيامت ، پرستش و بندگى معبود هاى ساختگى را انكار كرده و با آنها به ستيز و دشمنى خواهند پرداخت .

سيكفرون بعبادتهم و يكونون عليهم ضدًّا

در برداشت ياد شده، مرجع ضمير «يكفرون» و «يكونون» مشركان و مرجع ضمير «بعبادتهم» و «عليهم» الهه دانسته شده و كفر نيز به معناى انكار گرفته شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 112 - 3

3- پيامبر (صلی الله علیه و آله) مواجه با اوج عناد و روى گردانى مشركان و كافران بود .

قل ربّ احكم بالحقّ

از اين كه رسول اكرم(صلی الله علیه و آله) - با آن كه پيامبرى بسيار مهربان و صبور بود - متوسل به دعا عليه مشركان و كافران شده است، برداشت ياد شده قابل استفاده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 68 - 1

1 - مخاصمه و ستيزه جويى مشركان با پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و ادع إلى ربّك . .. و إن جدلوك

«جدال» (مصدر «جادلوا») به معناى مخاصمه و ستيزه جويى است. متعلق «جادلوا» حذف شده و تقدير آن چنين است: «و إن جادلوك فى ربّك تدعوهم إليه...; اگر مشركان با تو درباره پروردگار يگانه - كه آنان را به ايمان آوردن به او و پرستش او دعوت مى كنى - به نزاع و مخاصمه برخيزند...».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 69 - 7

7 - دلدارى خدا به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در برابر ستيزه جويى هاى مشركان

و إن جدلوك فقل اللّه أعلم بما تعملون . اللّه يحكم بينكم يوم القيمة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 20 - 6،11

6 - خداوند ، مسلمانان صدراسلام را ، به وسيله كارشكنى و دشمنى مشركان و كافران در بوته آزمايش قرار داد .

و جعلنا بعضكم لبعض فتنة أتصبرون

از ديدگاه برخى از مفسران، چون آيه شريفه در مكّه نازل گرديده است و مؤمنان در آن شهر بسيار مورد شكنجه و آزار قرار داشتند و نيز اين آيه در صدد دلدارى به پيامبر(صلی الله علیه و آله) و مؤمنان است، مى توان گفت كه مقصود از «بعضكم» مسلمانان اند.

11 - دلدارى خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان ، در برابر كارشكنى ها و حق ناپذيرى كافران و مشركان

و جعلنا بعضكم لبعض فتنة أتصبرون و كان ربّك بصيرًا

يادآورى خداوند به بصيرت و بينايى خود، به پيامبر(صلی الله علیه و آله) پس از ياد كردن از مشركان و آزمايش شدن آنان، مى تواندبراى دلجويى از پيامبر(صلی الله علیه و آله)ومؤمنان باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 42 - 2

2 - ايستادگى و مقاومت شديد مشركان در برابر دعوت و هدايت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

إن كاد ليضلّنا عن ءالهتنا لولا أن صبرنا عليها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 56 - 4

4 - دلدارى خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) در برابر مخالفت مشركان و كافران و پشتيبانى آنان از يكديگر

و ما أرسلنك إلاّ مبشّرًا و نذيرًا

آيه شريفه با توجه به آيه قبل - كه از مخالفت مشركان و كافران و پشتيبانى آنان از يكديگر عليه دين الهى سخن به ميان آورده است (و كان الكافر على ربّه ظهيراً) - مى تواند به منظور دلدارى به پيامبر(صلی الله علیه و آله) ادا شده باشد; يعنى، اى پيامبر! نگران مخالفت كافران مباش; زيرا تو تنها مسؤول بشارت و انذار به مردم مى باشى.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 60 - 8

8 - عناد و دشمنى ويژه مشركان نسبت به پيامبر (صلی الله علیه و آله)

قالوا و ما الرحمن أنسجد لما تأمرنا

از اين كه مشركان دليل مخالفت خود با سجده بر خداى رحمان را، تنها فرمان پيامبر(صلی الله علیه و آله) دانسته اند، مى توان برداشت ياد شده را به دست آورد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 68 - 1

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، برخوردار از حمايت ويژه پروردگار در قبال عنادورزى هاى مشركان

و ما كان أكثرهم مؤمنين . و إنّ ربّك لهو العزيز الرحيم

ذكر آيه «إنّ ربّك. ..» پس از بيان ماجراى موسى و فرعون، داراى اين پيام است كه: اى پيامبر! همان گونه كه خداوند، موسى(ع) را تحت حمايت گرفت و فرعونيان را از ميان برداشت، تو را نيز تحت حمايت ويژه خود قرار داده و دشمنانت را سركوب خواهد كرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 96 - 1

1 - مشاجره و دشمنى ، گمراهان ( مشركان ) با يكديگر در دوزخ

قالوا و هم فيها يختصمون

ضمير فاعلى در «قالوا» و نيز ضمير «هم»، به «غاوون» بازمى گردد. جمله «و هم فيها يختصمون» حال از ضمير در «قالوا» و «اختصام» (مصدر «يختصمون») به معناى جدال و ستيزه كردن است; يعنى، شرك پيشگان گمراه، در حالى كه در دوزخ باهم ستيزه مى كنند، به معبودهايشان خواهند گفت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 191 - 1

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، برخوردار از حمايت و لطف ويژه خداوند در قبال عنادورزى هاى مشركان

و ما كان أكثرهم مؤمنين . و إنّ ربّك لهو العزيز الرحيم

ذكر آيه «إنّ ربّك. ..» پس از بيان ماجراى شعيب(ع) و مردم ايكه،اين پيام را دارد كه اى پيامبر! همان گونه كه خداوند، شعيب(ع) را تحت حمايت خود قرار داد و مردم ايكه را از ميان برداشت; تو را نيز در حمايت ويژه خود قرار خواهد داد و دشمنانت را سركوب خواهد كرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 91 - 9

9 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) تسليم محض در برابر پروردگار و تأثيرناپذير از خصومت هاى مشركان

و أُمرت أن أكون من المسلمين

با توجه به اين كه در آيات پيشين (از آيه 59 به بعد)، خصومت ها و حق ناپذيرى هاى كافران مطرح بوده، در پى آمدن جمله «و أُمرت أن أكون من المسليمن» مى رساند كه: اى پيامبر! تو تسليم محض در برابر خدا باش و به گفتار ناهنجار كافران بها مده.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 43 - 10

10 - مشركان ، در صدد تحقير شخصيت پيامبر (صلی الله علیه و آله) در ميان مردم بودند .

و إذا تتلى عليهم ءايتنا بيّنت قالوا ما هذا إلاّ رجل

آوردن اسم اشاره «هذا» و نكره بودن «رجل» - كه تنوين آن براى تحقير است - دلالت بر نكته ياد شده مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 4 - 4

4 - دلدارى خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در برابر مخالفت ها و دشمنى هاى كافران و مشركان لجوج

و إن يكذّبوك فقد كذّبت رسل من قبلك

يادآورى تكذيب شدن پيامبران گذشته براى رسول اكرم(صلی الله علیه و آله)، مى تواند به منظور دلدارى ايشان و توصيه به صبر و پايدارى به آن حضرت باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 27 - 2

2 - گفت و گوى اعتراض آميز و خصومت گونه مشركان فريب خورده با پيشوايان فريب كار خود بر سر راه دوزخ

و قفوهم . .. و أقبل بعضهم على بعض يتساءلون

مقصود از «على بعض» - به قرينه سه آيه بعد (و ما كان لنا عليكم من سلطان و. ..) - پيشوايان فريب كاراند. بر اين اساس، گفت و گوى مشركان با پيشوايان شان از سر اعتراض و خصمانه خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 175 - 5

5 - دلدارى خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در برابر مخالفت هاى كافران و مشركان معاند

فتولّ عنهم . .. و أبصرهم فسوف يبصرون

از لحن آيه شريفه استفاده مى شود كه خداوند در صدد دلدارى دادن به پيامبراسلام(صلی الله علیه و آله) است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 179 - 5

5 - دلدارى خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در برابر مخالفت هاى كافران و مشركان معاند

و تولّ عنهم . .. و أبصر فسوف يبصرون

از لحن آيه شريفه استفاده مى شود كه خداوند درصدد دلدارى دادن به پيامبراسلام(صلی الله علیه و آله) است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 46 - 16

16 - دلدارى خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در برابر حق ستيزى و دشمنى مشركان و تهديد آنان به كيفر و عذاب

أنت تحكم بين عبادك فى ما كانوا فيه يختلفون

از تعليم خداوند به پيامبر(صلی الله علیه و آله)، مبنى بر درخواست داورى از او درباره مشركان حق ستيز، برداشت بالا به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 56 - 8

8 - دلدارى خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان اندك او ، در برابر كارشكنى ها و دشمنى هاى كافران و مشركان

إنّ الذين يجدلون فى ءايت اللّه . .. إن فى صدورهم إلاّ كبر ما هم ببلغيه

از اين آيه و آيات قبل و بعد آن، استفاده مى شود كه خداوند درصدد دلدارى به پيامبر(صلی الله علیه و آله) و ايمان آورندگان اندك به آن حضرت در مكه مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 19 - 4

4 - مشركان و تكذيب كنندگان رسالت پيامبران ، دشمنان خدا هستند .

فإن أعرضوا فقل أنذرتكم . .. يحشر أعداء اللّه إلى النار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 14 - 4

4 - مسلمانان در مكه ، مواجه با حركت هاى ايذايى و خصمانه مشركان و در انديشه مقابله با آنان

قل للذين ءامنوا يغفروا للذين لا يرجون أيّام اللّه

فرمان الهى به غفران و چشم پوشى، از دو واقعيت تاريخى خبر مى دهد: 1- حركت هاى ايذايى مشركان مكه; 2- راه يافتن انديشه انتقام و مقابله به مثل در ذهن مؤمنان.

586- دشمنى مشركان صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 25 - 9

9 - مشركانى كه صرفاً براى مجادله در محضر پيامبر(صلی الله علیه و آله) حاضر مى شدند، در نهايت عناد و لجاجت قرار داشتند.

حتى إذا جاءوك يجدلونك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 8 - 5

5 - دشمنى و كينه توزى شديد مشركان صدر اسلام نسبت به مسلمانان

كيف و إن يظهروا عليكم لايرقبوا فيكم إلّاً و لاذمة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 10 - 1،3

1 - شرك پيشگان صدر اسلام ، درباره هيچ مؤمنى به رعايت حق خويشاوندى ، ملتزم نبودند .

لايرقبون فى مؤمن إلّاً

«رقبة» و «رُقبان» (مصدر يرقبون) به معناى حفظ و نگهدارى و «إلّ» به معناى قرابت و خويشاوندى است. قابل ذكر است كه لفظ «مؤمن» و «إلّ» هر دو نكره در سياق نفى و مفيد عمومند; يعنى، مشركان درباره هيچ مؤمنى حرمت قرابت و خويشاوندى را نگه نمى دارند.

3 - دشمنى و كينه توزى سخت مشركان صدر اسلام نسبت به مؤمنان

لايرقبون فى مؤمن إلّاً و لاذمة

«إلّ» به معناى قرابت و خويشاوندى و «ذمة» به معناى عهد و پيمان است ; يعنى، مشركان درباره هيچ مؤمنى، نه رعايت حق خويشاوندى مى كنند و نه بر عهد و ميثاق خود با وى پايبند مى مانند و اين بيانگر دشمنى و كينه شديد مشركان نسبت به مؤمنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 13 - 6

6 - مشركان ، در راستاى خاموش كردن آواى توحيد ، تصميم گرفته بودند پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) را از مكه اخراج كنند .

و همّوا بإخراج الرسول

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 1 - 4

4- مشركان صدراسلام از سر عناد و از روى استهزا ، خواهان تحقق زودرس وعده هاى الهى ( عذاب ، غلبه اسلام و قيامت ) بودند .

أتى أمر الله فلاتستعجلوه

محتمل است مخاطب «لاتستعجلوه» مشركانى باشد كه خواهان تحقق وعده هاى الهى بودند، و از آن جايى كه معمولاً كسى خواهان پيروزى دشمن و شكست و خذلان خويش نيست، مى توان گفت: تعجيل مشركان براى آمدن عذاب، از سر عناد و تمسخر بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 3 - 1،2

1- مجادله خصمانه برخى از مشركان عصر بعثت ، عليه انديشه توحيد و يكتاپرستى

و من الناس من يجدل فى اللّه بغير علم

«جدال و مجادلة» (مصدر «يجادل») به معناى برخورد خصمانه با يك رأى و اعتقاد است. قيد «فى الله» مى رساند كه انديشه توحيد ربوبى - كه از سوى پيامبر(صلی الله علیه و آله) در ميان مردم تبليغ مى شد - خشم گروهى از اهل شرك را برانگيخته بود و آنان به منظور جلوگيرى از نفوذ آن فكر، به مبارزه با آن حضرت پرداختند و عليه آن انديشه، جدال خصمانه كردند.

2- سرزنش گروهى از مشركان عصر بعثت از سوى خدا ، به خاطر بحث و جدل جاهلانه آنان درباره خدا

و من الناس من يجدل فى اللّه بغير علم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 8 - 2

2 - مجادله خصمانه برخى از مشركان عصر بعثت ، عليه انديشه توحيد و يكتاپرستى

و من الناس من يجدل فى اللّه بغير علم

«جدال و مجادلة» (مصدر «يجادل») به معناى برخورد خصمانه با يك رأى و اعتقاد است. قيد «فى اللّه» مى رساند كه انديشه توحيد ربوبى - كه از سوى پيامبر(صلی الله علیه و آله) تبليغ مى شد - خشم گروهى از اهل شرك را برانگيخته بود و آنان براى جلوگيرى از نفوذ آن در افكار و انديشه هاى مردم، با آن به مبارزه برخاستند و در ردّ و انكار آن به بحث و جدل خصمانه روى آوردند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 72 - 3

3 - تعصب كوركورانه و جاهلانه مشركان صدراسلام نسبت به مرام شرك ، و خشم و كينه آنان نسبت به معارف الهى قرآن

و إذا تتلى عليهم ءايتنا بيّنت تعرف فى وجوه الذين كفروا المنكر

«منكر» (مرادف «انكار») مصدر ميمى و به معناى ناخرسندى و كراهت است; يعنى، هر گاه آيات روشن ما بر آنان تلاوت شود، آثار كراهت و ناخشنودى را در چهره كافران تشخيص مى دهى.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 159 - 1

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، برخوردار از حمايت ها و الطاف ويژه خداوند در قبال عنادورزى هاى مشركان

و ما كان أكثرهم مؤمنين . و إنّ ربّك لهو العزيز الرحيم

با توجه به بيان سرگذشت صالح(ع) و ثموديان و فرجام هلاكت بار آنان در آيات پيشين و تعريض آيه قبل به حق ناپذيرى اكثريت مشركان صدر اسلام، در اين آيه خطاب را متوجه پيامبر(صلی الله علیه و آله) نموده و مى فرمايد: اى پيامبر! تو از اين بابت نگران نباش; زيرا ما با قدرت قاهر و شكست ناپذير خود، دشمنانت را سركوب خواهيم كرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 25 - 4

4 - دلدارى خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در برابر مخالفت ها و دشمنى هاى كافران و مشركان لجوج

و إن يكذّبوك فقد كذّب الذين من قبلهم جاءتهم رسلهم

يادآورى تكذيب پيامبران گذشته براى پيامبراسلام، مى تواند به منظور دلدارى به ايشان و نيز توصيه به صبر و پايدارى به آن حضرت باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 32 - 2

2- حق پوشى ، كارشكنى در طريق دين و پيامبرستيزى ، ويژگى مشركان عصر نزول

إنّ الذين كفروا و صدّوا عن سبيل اللّه و شاقّوا الرسول

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 9 - 12

12 - مشركان صدراسلام ، اصلى ترين دشمن اسلام بودند .

ليظهره على الدين كلّه و لو كره المشركون

با اين كه غير از مشركان، پيروان اديان ديگر نيز از پيشرفت اسلام ناخرسند بوده و با آن خصومت داشتند; اختصاص به ذكر يافتن مشركان در آيه شريفه، نشان دهنده مطلب ياد شده است.

587- دشمنى مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 13 - 2

2 - مخالفت و دشمنى مشركان مكه با خدا و رسول او مايه فرمان الهى به سركوبى و نابودى آنان

ذلك بأنهم شاقوا اللّه و رسوله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 35 - 17

17- مشركان مكه ، با اشاعه فكر جبرگرايى ، درصدد اثبات عبث بودن بعثت انبيا بودند .

و قال الذين أشركوا لو شاء الله ما عبدنا من دونه من شىء . .. فهل على الرسل إلاّ ا

عبارت «فهل على الرسل إلاّ البلاغ المبين» پس از بيان اعتقادات مشركان، مى تواند جوابى براى آنان باشد; با اين توضيح كه مشركان مى خواستند با استناد ايمان و كفر به خداوند، بيان كنند كه با چنين امرى، جايى براى آمدن انبيا نيست و خداوند با «فهل على الرسل. ..» جواب آنان را مى دهد كه آمدن پيامبران، بيهوده نيست و براى ابلاغ پيام الهى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 44 - 2

2 - مشركان مكه ، مردمى عناد پيشه و بهانه جو بودند .

و لو جعلنه قرءانًا أعجميًّا لقالوا لولا فصّلت ءايته ءاْعجمىّ و عربىّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 9 - 2

2 - مشركان مكه ، با نبوت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و پيام توحيدى آن حضرت در ستيز بودند ، نه منكر وجود آفريدگار عزيز و داناى جهان .

و لئن سألتهم . .. ليقولنّ خلقهنّ العزيز العليم

با توجه به آيات پيشين - كه نوعى خطاب و عتاب نسبت به منكران پيامبر(صلی الله علیه و آله) دارد - برداشت ياد شده به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 58 - 8

8 - مشركان مكه ، مردمانى ستيزه جو و بى منطق

بل هم قوم خصمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 2 - 1

1 - اقدام مشركان مكه به كينه توزى و آزار مسلمانان ، در صورت دست يافتن بر ايشان

إن يثقفوكم يكونوا لكم أعداء و يبسطوا إليكم أيديهم و ألسنتهم بالسوء

«ثقف» (مصدر «يثقفون») به معناى رسيدن به چيزى و دست يافتن به آن است.

588- دعاى خالصانه مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 41 - 4

4 - خداوند برطرف كننده عذاب و سختى از مشركان، پس از توجه و دعاى خالصانه آنان

بل إياه تدعون فيكشف ما تدعون إليه

589- دعاى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 12 - 6

6 - نيايش خالصانه شرك پيشگان به درگاه خداوند ، به هنگام گرفتارى ها و مصايب ، دليلى روشن بر پوچى انديشه شرك و حقانيت توحيد ربوبى

و إذا مسّ الإنسن الضرّ دعانا

روى سخن در اين سوره با مشركان مكه است و آيه شريفه در مقام بيان يكى از دليلهاى روشن توحيد ربوبى و پوچى انديشه شرك است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 23 - 1

1 - دعاى خالصانه و بى شائبه مشركان مورد اجابت خداوند

دعوا اللّه مخلصين له الدين . .. فلما أنجيهم إذا هم يبغون

تفريع جمله «أنجاهم» بر «دعوا اللّه مخلصين له الدين» مى تواند بيانگر برداشت فوق باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 65 - 1

1 - مشركان به هنگام حادثه اى مخاطره آميز در دريا ، خداوند را مخلصانه مى خوانند .

فإذا ركبوا فى الفلك دعوا اللّه مخلصين له الدّين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 33 - 4

4 - مشركان نيز ، براى نجات خود از سختى ها و ناملايمات ، به خداوند روى مى آورند و به درگاه او دعا مى كنند .

المشركين . .. و إذا مسّ الناس ضرّ دعوا ربّهم

«ال» در «الناس» مى تواند عهد باشد و مراد از آن، مشركانى باشد كه در آيات قبل از آنها سخن گفته شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 14 - 2

2 - دعا و درخواست مشركان از معبود هاى خويش

و الذين تدعون من دونه . .. إن تدعوهم لايسمعوا دعاءكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 8 - 6

6 - نيايش خالصانه شرك پيشگان به درگاه خداوند ، هنگام گرفتارى و مصيبت ها ، دليلى روشن بر پوچى انديشه شرك و حقانيت توحيد ربوبى

و إذا مسّ الإنسن ضرّ دعا ربّه منيبًا إليه

روى سخن در اين سوره، با مشركان مكه است و آيه شريفه در مقام بيان يكى از دلايل روشن بر اثبات توحيد الهى و پوچى انديشه شرك است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 49 - 6

6 - نيايش شرك پيشگان به درگاه خداوند ، هنگام گرفتارى و مصيبت ها ، دليلى روشن بر پوچى انديشه شرك و حقانيت عقيده توحيدى

فإذا مسّ الإنسن ضرّ دعانا

برداشت ياد شده از آن جا است كه مخاطبان آيه شريفه، مشركان مكه هستند و اين آيه، در مقام بيان يكى از دلايل روشن بر اثبات توحيد الهى و پوچى انديشه شرك است.

590- دعاى مشركان قريش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 19 - 2

2 - مشركان قريش پيش از جنگ بدر با نيايش به درگاه خداوند ، خواهان پيروزى حاميان دين حق شدند .

إن تستفتحوا فقد جاءكم الفتح

جمله «إن تستفتحوا» اشاره دارد به دعاى مشركان پيش از جنگ بدر كه آنان با پندار حقانيت خويش از خداوند خواستند تا حاميان دين حق را در اين نبرد پيروز گرداند.

591- دعوت از مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 73 - 6

6 - دعوت خداوند از مشركان و قائلان به تثليث جهت گرايش به توحيد و يكتاپرستى

ما من اله الا اله وحد و إن لم ينتهوا عما يقولون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 15 - 4

4 - خداوند ، فراخوان كفار و مشركان به توبه ( ترك آيين شرك و پذيرش اسلام )

ألا تقتلون قوماً نكثوا أيمنهم . .. و يتوب اللّه على من يشاء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 51 - 5

5 - خداوند ، مشركان را از پافشارى بر كفر برحذر داشته و به آنان هشدار داد كه تا پيش از نزول عذاب استيصال ، متنبه شده و ايمان بياورند .

أثم إذا ما وقع ءامنتم به ءالئن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 14 - 10

10- خداوند ، با توجه دادن مشركان به الهى بودن قرآن ، آنان را به پذيرش اسلام و قرآن دعوت كرد .

فإلّم يستجيبوا لكم فاعلموا . .. فهل أنتم مسلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 48 - 2

2- دعوت خداوند از مشركان ، براى مطالعه و دقت در پديده هاى مادى و گردش سايه هاى آنها

أو لم يروا إلى ما خلق الله من شىء يتفيّؤا ظلله

مرجع ضمير «يروا» در اين برداشت «مشركان» مى باشد كه در آيات قبل از آنان سخن به ميان آمده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 67 - 7

7 - خداوند ، به پيامبر (صلی الله علیه و آله) دستور داد كه از مشركان بخواهد به جاى ستيزه جويى با وى و مخالفت با حدود و مقررات الهى ، به سوى خداى يگانه بازگردند و به پرستش او برخيزند .

فلاينزعنّك فى الأمر و ادع إلى ربّك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 73 - 2

2 - فراخوانى مشركان براى استماع ضرب المثل خداوند ، در تبيين سستى بنيان انديشه شرك

يأيّها الناس ضرب مثل فاستمعوا له

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 64 - 10

10 - خداوند ، خواهان دليلى قاطع و قانع كننده از سوى مشركان براى عقيده نارواى شرك

أءله مع اللّه قل هاتوا برهنكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 64 - 3

3 - فراخواندن مشركان از سوى خداوند ، براى يارى خواستن از معبودهايشان در قيامت .

و قيل ادعوا شركاءكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 11 - 4

4 - خداوند ، مشركان را به ارائه مخلوقات معبودان شان ، فرا مى خواند .

فأرونى ماذا خلق الذين من دونه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 20 - 4

4 - خداوند ، فراخوان مشركان به مطالعه درباره مسخّر بودن موجودات و نعمت هاى فراوان خدادادى جهت راه يافتن به توحيد

هذا خلق اللّه فأرونى ماذا خلق الذين من دونه. .. ألم تروا أنّ اللّه سخّر لكم ما

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 22 - 1

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور فراخوان مشركان به آزمودن ناتوانى خدايانشان از طريق دعاى خود

قل ادعوا الذين زعمتم من دون اللّه لايملكون مثقال ذرّة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 40 - 2

2 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) كافران و مشركان معاند را به مقابله فرا خواند و به شكست ذلت بار ( چون شكست روز بدر ) تهديد كرد .

من يأتيه عذاب يخزيه

بيشتر مفسران بر اين ديدگاه اند كه مقصود از عذاب خواركننده در دنيا، شكست كافران و مشركان معاند در جنگ ها (همچون جنگ بدر) است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 12 - 2

2 - عذاب شدن كافران و مشركان در قيامت ، پس از اتمام حجت و دعوت شدن آنان به ايمان از سوى خداوند

ذلكم بأنّه إذا دعى اللّه وحده كفرتم و إن يشرك به تؤمنوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 19 - 2

2 - فراخوانى مشركان از سوى خداوند ، به انديشه و تأمل درباره پوچى مكتب شرك

أفرءيتم اللّ-ت و العزّى

از واژه «أفرأيتم» مطلب بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 43 - 3

3 - فراخوانده شدن كافران و مشركان به سجده و خضوع در برابر خداوند در دنيا و امتناع آنان از اين كار

و قد كانوا يدعون إلى السجود و هم سلمون

592- دعوت از مشركان پيرو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 39 - 6

6 - سران شرك و كفر با دعوت پيروانشان به چشيدن از عذاب مضاعف دوزخ، آنان را سرزنش و ملامت مى كنند.

ربنا هؤلاء أضلونا . .. فذوقوا العذاب بما كنتم تكسبون

«ال» در كلمه «العذاب» عهد ذكرى است و اشاره به همان عذاب مضاعف دارد كه از «لكل ضعف» استفاده مى شود.

593- دعوت از مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 43 - 10

10- دعوت خداوند از مشركان مكه براى تفحص و تحقيق از عالمان ، جهت به دست آوردن حقانيت وحى به انسان

و ما أرسلنا من قبلك إلاّ رجالاً . .. فسئلوا أهل الذكر إن كنتم لاتعلمون

مخاطب فعل «فسئلوا» به قرينه آيات قبل - كه درباره مشركان بود - مى تواند مشركان باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 7 - 8

8- دعوت خداوند از مشركان مكه ، مبنى بر پرسش از آگاهان در زمينه بشر بودن پيامبران پيشين

فسلوا أهل الذكر إن كنتم لاتعلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 89 - 2

2 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور ترك مناظره و منازعه با مشركان لجوج مكه و دعوت ايشان به مسالمت اجتماعى با مسلمانان

فاصفح عنهم و قل سلم

با توجه به مفهوم «سلام» كه به معناى مسالمت است، برداشت ياد شده استفاده مى شود.

594- دعوت مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 221 - 14

14 - مشركان ، دعوت كنندگان به آتش جهنّم

اولئك يدعون الى النار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 71 - 18

18 - مشركان، مرتدان متحير را به شرك دعوت مى كنند و خود را هدايت يافته مى پندارند.

له أصحب يدعونه إلى الهدى ائتنا

مراد از «اصحاب»، بنا بر يك احتمال، مشركان و منحرفانى هستند كه مرتدان را تشويق مى كنند و به جانب خود سوق مى دهند و راه خود را طريق هدايت مى شمارند.

595- دعوتهاى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 64 - 1

1 - درخواست تهديدآميز و آمرانه مشركان از پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) به عبادت معبودهايى جز اللّه

قل أفغير اللّه تأمرونّى أعبد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 65 - 2

2 - هشدار خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، درباره تن دادن به درخواست مشركان مبنى بر عبادت غير او

قل أفغير اللّه تأمرونّى أعبد . .. لئن أشركت ليحبطنّ عملك

از ارتباط اين آيه با آيه قبل - كه در آن مشركان از پيامبر(صلی الله علیه و آله) خواسته بودند كه غيرخدا را عبادت كند - برداشت بالا به دست مى آيد.

596- دفع زيان از مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 55 - 5

5 - مشركان به اميد جلب منفعت و دفع ضرر از خويش ، به بت پرستى روى آورده بودند .

و يعبدون من دون اللّه ما لاينفعهم و لايضرّهم

يادآورى بى تأثير بودن معبودها از سودرسانى و دفع ضرر از پرستندگانشان، مى تواند گوياى اين حقيقت باشد كه مشركان، به همين انگيزه به بت پرستى و شرك روى آورده بودند.

597- دلايل بت پرستى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 81 - 11

11 - مشركان مى پنداشتند امنيت آنان با پرستش بتها و ديگر معبودها تأمين مى گردد.

فأى الفريقين أحق بالأمن

598- دلايل سرزنش مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 5 - 4

4- سرزنش مشركان از سوى خداوند ، به سبب روى گرانى از درگاه او و توجه به عناصرى عاجز و ناتوان

من أضلّ ممّن يدعوا من دون اللّه من لا يستجيب له إلى يوم القيمة و هم عن دعائهم غ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 10 - 9

9- توبيخ مشركان و كافران از سوى خدا ، به خاطر استكبارشان در برابر قرآن

قل أرءيتم إن كان من عند اللّه و كفرتم به . .. و استكبرتم

599- دلايل كفر مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 94 - 3

3- تنها دستاويز مشركان مكه براى ايمان نياوردن به پيامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) ، بشر بودن آن حضرت بود .

قالوا أبعث الله بشرًا رسولاً

600- دلايل مهلت به مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 84 - 3

3- تأثير فزون تر وسوسه هاى شيطانى در مشركان و افزايش گمراهى آنان بر اثر مهلت هاى الهى ، دليل شتاب نورزيدن خداوند در عذاب آنان

فلاتعجل عليهم

«لاتعجل» به وسيله «فاء» بر آيات پيشين (نظير «فليمدد له الرحمن مدّاً» و «تؤزّهم أزّاً») تفريع شده است; يعنى، حال كه تأخير عذاب مايه افزايش گمراهى مشركان و فزونى فريب هاى شيطانى است، چه ضرورتى در تعجيل عذاب است؟ جمله «إنّما . ..» نيز كه تعليل براى «فلاتعجل عليهم» است، همين نكته را تأكيد مى كند; زيرا بر انبوه تر شدن مدارك عذاب مشركان دلالت دارد.

601- دنياطلبى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 100 - 6

6- مشركان ، حتى در صورت برآورده شدن خواسته هاى مادى شان و داراى امكانات فراوان بودن ، از انفاق آن إبا مى كردند . *

لن نؤمن لك حتى تفجر لنا . .. قل لو أنتم تملكون خزائن رحمة ربّى إذًا لأمسكتم

اينكه خداوند در آيات قبل، خواسته هاى مادى مشركان (برخوردارى از چشمه و . ..) را از پيامبر(صلی الله علیه و آله) مطرح كرد و در اين آيه، از بخل آنان در صورت برخوردارى از امكانات فراوان سخن مى گويد، مى تواند به خاطر نكته ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 40 - 3

3- ربوبيّت پروردگار ، مقتضى سلب نعمت از فخر فروشان و مشركان دل بسته به دنيا واعطاى نعمتى افزون تر به موحدان است ،

فعسى ربّى أن يؤتين خيرًا من جنّتك و يرسل عليها حسبانًا من السماء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 48 - 6

6- گزارش خداوند از صحنه قيامت و حشر مشركان ، تسليت و دل جويى از پيامبر (صلی الله علیه و آله) در برابر انكار ها و دنياپرستى آنان است .

و البقيت الصلحت خير عند ربّك . .. و ترى الأرض ... على ربّك

خطاب در «ربّك» و «ترى» به پيامبر(صلی الله علیه و آله) است اين گونه خطاب در دل آياتِ مربوط به قيامت مشركان، نوعى تسلى دادن به پيامبر(صلی الله علیه و آله) در برابر انكار آنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 60 - 9

9 - نكوهش خداوند از مشركان بهانه جو ، به خاطر انتخاب نابخردانه آنان ( انتخاب زندگى دنيوى به بهانه از دست دادن سعادت اخروى )

و قالوا إن نتّبع الهدى معك نتخطّف من أرضنا . .. و ما أوتيتم من شىء فمتع الحيوة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 29 - 1

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مكلف به اعراض از مشركان دنيامحور و خداگريز

فأعرض عن من تولّى عن ذكرنا و لم يرد إلاّ الحيوة الدنيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 30 - 1

1 - افق ديد و نگرش مشركان خداگريز ، محصور در محدوده دنيا و مظاهر آن

و لم يرد إلاّ الحيوة الدنيا . ذلك مبلغهم من العلم

«ذلك» اشاره به دنياگرايى مشركان دارد; يعنى، دنياگرايى منتهاى دانش آنان است.

602- دنياطلبى مشركان صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 9 - 4،5،6

4 - مشركان صدر اسلام ، مردمانى دنياطلب بودند .

اشتروا بأيت اللّه ثمناً قليلا

5 - دنياطلبى مشركان صدر اسلام ، عامل مبارزه آنان با اسلام و قرآن

اشتروا بأيت اللّه ثمناً قليلا

6 - شرك پيشگان صدر اسلام ، به خاطر تأمين و حفظ منافعِ مادى خود ، مردم را از گرويدن به اسلام و سلوك راه خدا باز مى داشتند .

اشتروا بأيت اللّه ثمناً قليلا فصدوا عن سبيله

آيه فوق - به قرينه آيات قبل درباره مشركان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 15 - 8

8- مشركان عصر بعثت به خاطر دنيا طلبى و تجمل گرايى ، قرآن را نپذيرفته و آن را ساخته دست پيامبر (صلی الله علیه و آله) قلمداد مى كردند .

أم يقولون افتريه . .. من كان يريد الحيوة الدنيا و زينتها

بيان پيامدهاى دنياخواهى و تجمل گرايى، پس از دعوت به توحيد و اقامه برهانى روشن براى آن، اشاره به ريشه هاى اصرار مشركان به كفرورزى دارد; يعنى، اينكه مشركان با وجود دليلى روشن بر حقانيت قرآن، حقايق مطرح شده در آن را نمى پذيرند به دليل دنياخواهى آنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 13 - 2

2 - مشركان صدر اسلام ، مردمى سخت غافل و به دور از تعاليم بلند وحى و سرگرم به زندگى پست دنيايى

و إذا ذكّروا لا يذكرون

پندناپذيرى مشركان، يا به سبب غفلت شديد آنان از معارف بلند الهى بود و يا به اين دليل بود كه آنان - على رغم شناخت تعاليم وحى و پيامبر(صلی الله علیه و آله) - مردمى لجوج و حق ناپذير بودند. برداشت ياد شده مبتنى بر احتمال نخست است.

603- دنياطلبى مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 29 - 1

1 - مشركان لجاجت پيشه مكه، منكر قيامت و هر گونه زندگى جز زندگانى دنيا بودند.

و قالوا إن هى إلا حياتنا الدنيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 93 - 3

3- مشركان مكه ، از مفاهيم عالى قرآن غافل بوده و به زخارف دنيا چشم دوخته بودند .

و لقد صرّفنا فى هذا القرءان من كلّ مثل فأبى . .. و قالوا لن نؤمن لك حتى ... أو

604- دوستى با رهبران مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 169 - 9

9 - شيطان ، وادار كننده انسان ها به شركورزى و ترغيب كننده آنها به دوستى با سران شرك و پيروى از آنان *

و من الناس من يتخذ من دون اللّه أنداداً . .. إنما يأمركم بالسوء و الفحشاء

از مصداقهاى مورد نظر براى «سوء» و «فحشاء» به قرينه آيات قبل، شرك ورزى و . .. است.

605- دوستى با مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 80 - 1،6

1 - بسيارى از بنى اسرائيل عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) داراى روابط دوستانه با مشركان مكه و پذيراى ولايت آنان بودند .

ترى كثيراً منهم يتولون الذين كفروا

بنا به گفته برخى از مفسران مراد از «الذين كفروا» مشركان مكه مى باشد.

6 - پذيرش ولايت مشركان و دوستى با آنان از جمله اعمال ناپسند و رايج در بين انبوهى از يهوديان عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله)

لبئس ما كانوا يفعلون. ترى كثيراً منهم يتولون الذين كفروا

جمله «يتولون الذين كفروا» مصداقى براى جمله «لبئس ما كانوا يفعلون» است. وبه قرينه آيه 82 (و لتجدن اقربهم مودة ...) كه مسيحيان را دوستار مسلمانان معرفى كرده است، معلوم مى شود، مراد از بنى اسرائيل در اين بخش از آيات، يهوديان است.

606- دوستى با مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 1 - 17

17 - اقدام برخى از مهاجران ، به برقرارى رابطه سرّى و دوستانه با مشركان مكه

تسرّون إليهم بالمودّة

با توجه به شأن نزول آيه شريفه، مطلب بالا استفاده مى شود.

607- دوستى دنيوى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 25 - 11

11 - روابط دوستانه دنيوى مشركان ، در قيامت ، تبديل به نفرت مى شود .

مودّة بينكم . .. ثمّ يوم القيمة يكفر بعضكم ببعض

608- دين ستيزى مشركان صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 32 - 2

2- حق پوشى ، كارشكنى در طريق دين و پيامبرستيزى ، ويژگى مشركان عصر نزول

إنّ الذين كفروا و صدّوا عن سبيل اللّه و شاقّوا الرسول

609- ذكر بى ياورى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 52 - 5

5- صحنه بيهوده بودن استمداد مشركان از معبود هاى خود در قيامت ، صحنه اى شايان فراگيرى و به خاطر سپردن است .

و يوم يقول نادوا شركاءى . .. فلم يستجيبوا لهم

«يوم» مفعول براى فعل مقدرى مانند «اُذكروا» است ;يعنى، «به ياد آن روز باشيد كه . ..».

610- ذكر فرجام مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 109 - 4

4- مطالعه در تاريخ اقوام مشرك و توجه به فرجام شوم آنان ، راهى براى پى بردن به بطلان شرك و نبود توان و نيرو در معبود هاى ساختگى است .

فلاتك فى مرية مما يعبد هؤلاء

611- ذكر مؤاخذه اخروى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 62 - 1

1 - صحنه روبه رو شدن اهل شرك با مؤاخذه خداوند در روز رستاخيز ، صحنه اى شايان توجه و يادآورى

و يوم يناديهم فيقول أين شركاءى

«يوم» در «يوم يناديهم» مفعول براى فعل محذوف «اذكر» است; يعنى، «اذكر يوم يناديهم. ..».

612- ذكر مؤاخذه مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 65 - 1

1 - مواجه شدن اهل شرك با بازخواست خداوند در روز رستاخيز ، امرى قابل توجه و شايان يادآورى

و يوم يناديهم

«يوم» در «يوم يناديهم» مفعول براى «اذكر» محذوف است; يعنى، «و اذكر يوم يناديهم. ..».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 74 - 1

1 - صحنه روبه رو شدن اهل شرك با مؤاخذه خداوند در روز رستاخيز ، صحنه اى شايان توجه و يادآورى

و يوم يناديهم فيقول أين شركاءى

«يوم» در «يوم يناديهم» مفعول براى فعل محذوف «اذكر» است; يعنى، «اذكر يوم يناديهم. ..».

613- ذلت اخروى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 22 - 6

6 - بازخواست ذلتبار مشركان و ستمگران در روز قيامت، نشانگر محروميت آنها از سعادت و رستگارى است.

إنه لايفلح الظلمون. و يوم نحشرهم جميعا ثم نقول للذين أشركواأين شركاؤكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 24 - 7

7 - پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) هم اكنون شاهد سرنوشت ذلتبار مشركان در قيامت*

انظر كيف كذبوا على أنفسهم و ضل عنهم ما كانوا يفترون

فعل «انظر» خطاب به پيامبر(صلی الله علیه و آله) است. توجه به گزينش اين مخاطب ويژه، اين احتمال را كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) در دنيا نيز با چشم ملكوتى خود شاهد صحنه هاى قيامت هستند، تقويت مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 27 - 1،9

1- خداوند ، مشركان توطئه گر عليه دين را علاوه بر عذاب دنيوى ، در قيامت به صورت تحقيرآميزى خوار خواهد ساخت .

قد مكر الذين من قبلهم . .. و أتهم العذاب ... ثمّ يوم القيمة يخزيهم و يقول أين

«خزى» در لغت به معناى شكست و ذلت است. اين حالت گاهى از ناحيه خود شخص عارض مى شود و گاهى از سوى ديگرى. در صورتى كه از سوى ديگرى باشد، همراه با خفت و تحقير است.

9- بازخواست مشركان در قيامت درباره خدايان ادعايى شان ، نمودى از خوارى و ذلت اخروى آنان است .

ثمّ يوم القيمة يخزيهم و يقول أين شركاءى الذين كنتم تشقّون فيهم

«واو» در «و يقول» عاطفه است و مى تواند عطف تفسيرى باشد. بنابراين «مورد مؤاخذه قرار گرفتن مشركان» نمودى از ذلت و تحقير آنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 86 - 3

3- رانده شدن ذليلانه مشركان به سوى دوزخ ، نمودى از بى ثمر بودن شرك و ضديت معبودهايشان با آنهااست .

و يكونون عليهم ضدًّا . .. يوم نحشر ... و نسوق المجرمين

در آيات پيشين، سخن از بى ثمر بودن پرستش هاى شرك آلود مشركان و تأثير منفى آن بر فرجام اخروى آنان بود; در اين آيه نيز مى تواند بيان مصداقى از همان معنا باشد; خصوصاً اگر «يوم» در «يوم نحشر» متعلق به «يكونون» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 106 - 2

2 - اقرار ذليلانه مشركان در تنگناى دوزخ ، به ربوبيت و پروردگارى خداوند

قالوا ربّنا غلبت . .. قومًا ضالّين

«غلبة» (مصدر «غلبت») به معناى چيره شدن است. «شقوة» معادل «شقاوة» و در مقابل سعادت است. در اين جا مراد از شقاوت، عوامل و اسباب آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 69 - 7

7 - گناه شرك ، آدم كشى و زنا ، در پى دارنده عذاب طولانى و خواركننده در قيامت

و يخلد فيه مهانًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 18 - 2

2 - مشركان و منكران قيامت ، با وضعيتى ذلّت بار و تحقير شده در روز قيامت زنده خواهند شد .

و أنتم دخرون

«داخر» (مفرد «داخرون») به معناى «صغير» و «ذليل» است و جمله «أنتم داخرون» حال براى فاعل فعل مقدّر (تبعثون) مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 43 - 1،2

1 - ظهور و بروز ذلّت و ترس ، در ديدگان كافران و مشركان در عرصه قيامت

خشعة أبصرهم

2 - ذلّت و خوارى ، تمامى وجود كافران و مشركان را در قيامت فرا مى گيرد .

ترهقهم ذلّة

614- ذلت دنيوى مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 10 - 2

2 - پيشگويى خداوند ، از حقارت و ذلّت سران مشرك مكه در دنيا *

لهم عذاب مهين . من ورائهم جهنّم

برداشت بالا بدان احتمال است كه تعبير «لهم عذاب مهين» ناظر به دنيا و «من ورائهم. ..» ناظر به آخرت باشد.

615- ذلت مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 65 - 6

6 - مشركان ، مردمى ذليل ، حقير و بى بهره از عزتند .

و لا يحزنك قولهم إن العزة للّه جميعاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 1 - 1

1- صدور فرمان پيروزى اسلام و توحيد و خذلان شرك و مشركان از جانب خداوند

أتى أمر الله فلاتستعجلوه سبحنه و تعلى عمّا يشركون

برداشت فوق، بر اين اساس است كه «أمر» به معناى فرمان باشد; اما اينكه فرمان در باره چه چيزى است، ذيل آيه (سبحانه و تعالى عما يشركون) مى تواند قرينه باشد بر اينكه آن امر در باره شرك و شكست و خذلان آن و پيروزى توحيد است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 82 - 9

9- قرآن پيشاپيش از سرخوردگى سريع مشركان و ناكامى آنان در رسيدن به آرزوى عزّت و ثروت ، و ضديّت آنان با معبود هاى موهوم خويش ، خبر داده است .

سيكفرون بعبادتهم و يكونون عليهم ضدًّا

قرينه اى وجود ندارد كه موجب انصراف آيه به وضعيت قيامت مشركان باشد; بنابراين بعيد نيست مراد آيه، اخبار از آينده نزديك مشركان مكه و روگردانى آنان از شرك و بت پرستى باشد. در اين برداشت، ضمير فاعلى «سيكفرون» و «يكونون» به مشركان بازگشت داده شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 9 - 10،11

10 - ذلت و شكست ، سرنوشت محتوم جبهه شرك و ضد توحيد

و من الناس من يجدل . .. له فى الدنيا خزى

11 - نويد عزت و پيروزى به اهل ايمان و شكست و خوارى كافران و مشركان صدراسلام

و من الناس من يجدل. .. ثانى عطفه... له فى الدنيا خزى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 177 - 2

2 - كافران و مشركان ، به وقت نزول عذاب الهى بر آنان ، در وضعيت بسيار بد و اسفبارى قرار خواهند گرفت .

فإذا نزل بساحتهم فساء صباح المنذرين

616- ذلت مشركان صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 2 - 9،12

9 - تهديد خداوند به مشركان پيمان شكن صدر اسلام ، به شكست خفت بار و خواركننده در صورت تسليم نشدن و پاى فشردن بر شرك و كفر

و اعلموا أنكم غير معجزى اللّه و أن اللّه مخزى الكفرين

«اخزاء» (مصدر مخزى) به معناى خوار و خفيف كردن است. به كارگيرى اسم فاعل به جاى فعل در جمله «و أن اللّه مخزى الكافرين» بيانگر سنت قطعى خداوند درباره شكست كفر و كفرپيشگان بوده و تهديدى براى مشركان پيمان شكن مى باشد.

12 - نويد خدا به مسلمانان صدر اسلام به امداد هاى غيبى و شكست ذلت بار شرك پيشگان پيمان شكن

و اعلموا . .. أن اللّه مخزى الكفرين

تهديد مشركان پيمان شكن صدر اسلام به شكست و خوارى در واقع نويدى بود به مسلمانان به اينكه در صورت شروع جنگ، خداوند آنان را با امدادهاى غيبى خود كمك فرموده و پيروز خواهد كرد.

617- رد آرزوى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 24 - 2

2 - ناكامى مشركان ، در برآمدن آرزو ها و خواسته هاى شان از بت ها

أفرءيتم اللّ-ت و العزّى . .. أم للإنسن ما تمنّى

از ارتباط اين آيه با آيات پيشين، چنين استفاده مى شود كه مشركان، از بت ها انتظارات و توقعاتى داشتند و در اين آيه از نافرجامى آن تمنيات سخن به ميان آمده است.

618- رد ادعاى مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 57 - 8

8 - رد شدن ادعاى مشركان مكه ( ربوده شدن آنان در صورت گرويدن به آيين پيامبر (صلی الله علیه و آله) ) از سوى خداوند

و قالوا . .. نتخطّف من أرضنا أوَلم نمكّن لهم حرمًا ءامنًا

619- رد استمداد اخروى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 54 - 3

3- سرگذشت رفاه مند مغرور ، عصيان ابليس و بى پاسخ ماندن استمداد مشركان از معبودان خويش در قيامت ، نمونه هايى از مثال هاى هدايت گر قرآن است .

واضرب لهم مثلاً رجلين . .. و لقد صرّفنا فى هذا القرءان للناس من كلّ مثل

اين آيه، به منزله نگاهى است كلّى به آيات گذشته از سى ودوم با پنجاه و سوم.

620- رد استمداد مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 52 - 3

3- معبودان و شركاى پندارى مشركان ، در قيامت ، هيچ پاسخى به كمك خواهى آنان نخواهند داد .

فدعوهم فلم يستجيبوا لهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 64 - 6

6 - بى جواب ماندن فرياد يارى خواهى مشركان از معبودهايشان در قيامت

فدعوهم فلم يستجيبوا لهم

621- رد توبه مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 85 - 1

1 - ايمان به خداوند يكتا و توبه و بازگشت از شرك ، از سوى مشركان و كافران محكوم به عذاب استيصال به وقت نزول آن ، مورد پذيرش خداوند قرار نگرفت .

فلمّا رأوا بأسنا قالوا ءامنّا باللّه وحده . .. فلم يك ينفعهم إيمنهم لمّا رأوا ب

622- رد خواسته هاى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 101 - 5

5- عدم اعطاى معجزات اقتراحى مشركان از سوى خداوند ، به دليل علم خدا به حق ناپذيرى آنان

و لقد ءاتينا موسى . .. فقال له فرعون إنى لأظنّك يموسى مسحورًا

يادآورى كفر فرعون، على رغم ارائه معجزات فراوان از سوى موسى(ع) در پى رد درخواستهاى مشركان، مى رساند كه دليل عدم اجابت خواسته هاى مشركان، تصميم آنان بر عدم ايمان است.

623- رد درخواست مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 12 - 1

1 - كفر و گرايش به شرك ، سبب پذيرفته نشدن عذرخواهى و درخواست كافران و مشركان براى رهايى خويش از عذاب الهى

ذلكم بأنّه إذا دعى اللّه وحده كفرتم و إن يشرك به تؤمنوا

«ذلكم» اشاره به مطلب گذشته (عذاب شدن) دارد; يعنى، «ذلكم الذى أنتم فيه من العذاب». گفتنى است كه «باء» در «بأنّه» براى سببيت مى باشد.

624- رد عذر مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 75 - 4

4 - اقدام خداوند به بستن راه هرگونه عذر و بهانه بر روى اهل شرك ، با برگزيدن افراد خبره آن جوامع جهت پاسخ گويى به سؤالات خود در قيامت

و نزعنا من كلّ أُمّة شهيدًا

برداشت ياد شده از آن جا است كه خداوند به جاى اين كه مستقيماً از مردم مطالبه دليل كند، افراد خبره اى را از ميان آنان بيرون مى آورد و در حضور آن جوامع، از آن افراد مى خواهد كه برهان خود را براى شرك بيان كنند.

625- رد معجزه اقتراحى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 111 - 7

7 - تأثير نداشتن هر نوع معجزه در مشركان، دليل ارائه نشدن معجزات مورد درخواست آنان است.

و ما يشعركم أنها إذا جاءت لايؤمنون . .. و لو أننا نزّلنا ... ما كانوا ليؤمنوا

626- رذالت مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 18 - 11

11 - در بينش الهى ، شرك پيشگان مردمانى پست و فاقد هر گونه كرامت انسانى اند .

و كثير حقّ عليه العذاب و من يهن اللّه فما له من مكرم

627- رذايل مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بينه - 98 - 6 - 7

7 - كافران به اسلام ( يهوديان ، مسيحيان ، مجوسيان و مشركان ) ، شرورترين مردم و بدترين مخلوقات اند .

الذين كفروا من أهل الكتب و المشركين . .. أُولئك هم شرّ البريّة

«بريّة» (فعيلة به معناى مفعولة) با كلمه «برى» (به وزن «عصا»; يعنى، خاك) هم خانواده است و تمام خاكيان، از جمله بشر را شامل مى شود (مصباح و مفردات). برخى گفته اند: اين كلمه با فعل «بَرَءَ» (به معناى «خَلَقَ») هم خانواده است و بر تمام مخلوقات تطبيق مى كند.

628- رسوايى اخروى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 23 - 4

4 - قيامت، روز رسوايى مشركان و آشكار شدن بطلان عقايد شرك آلود آنان

ثم لم تكن فتنتهم . .. و اللّه ربنا ما كنا مشركين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 87 - 2

2 - روز رستاخيز ، روز رسوايى و شرمسارى شرك پيشگان گمراه

إنّه كان من الضالّين . و لاتخزنى يوم يبعثون

629- رسوم مشركان صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 2 - 34

34 - انجام عمره و زيارت خانه خدا ، امرى مرسوم در نزد مشركان عصر بعثت

و لاءآمين البيت الحرام . .. و لايجرمنكم شنئان قوم ان صدوكم

در شأن نزول آيه آمده است كه مشركان براى عمره و زيارت خانه خدا راهى مكه بودند و مسلمانان خواهان هجوم به آنان شدند، در آن هنگام اين آيه نازل شد. (مجمع البيان) جمله «و لايجرمنكم» اين معنا را تأييد مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 28 - 7

7 - مشركان ، داراى موسم سالانه براى آمدن به مسجدالحرام

فلا يقربوا المسجدالحرام بعد عامهم هذا

تعبير به «عامهم» - كه عام را به مشركان اسناد داده - مشعر به اين معناست.

630- رفاه مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 70 - 2

2 - برخوردارى مشركان و كافران از رفاه و در اختيار داشتن امكانات دنيوى ، نشان رستگارى آنان نيست .

لا يفلحون. متع فى الدنيا

جمله «متاع فى الدنيا» پاسخ از پرسش مقدر است ; يعنى، بعد از اينكه خداوند درباره مشركان افترازننده فرمود: «آنان رستگار نخواهند بود»، اين سؤال پيدا مى شود كه: پس آن همه رفاه و برخوردارى از امكانات دنيوى در زندگى آنان چه معنايى دارد؟ خداوند پاسخ داد: «متاع فى الدنيا . .. ».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 66 - 4

4 - مشركان ، به رغم كفران نعمت هاى خداوند ، از امكانات و وسايل آسايش در دنيا ، بهره مندند .

هم يشركون . ليكفروا بما ءاتينهم و ليتمتّعوا

631- رفاه مشركان صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 61 - 10

10 - مشركان بهانه جو و حق گريز صدر اسلام ، عناصرى مرفه و برخوردار از موهبت هاى دنيوى

و قالوا إن نتّبع الهدى معك . .. كمن متّعنه متع الحيوة الدنيا

632- رفاه نياكان مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 18 - 6

6 - معبود هاى مشركان در پاسخ به سؤال خداوند در قيامت ، عامل انحراف و گمراهى مشركان را ، برخوردارى آنان و پدرانشان از رفاه بسيار و از ياد بردن خدا خواهند دانست .

و لكن متّعتهم و ءاباءهم حتّى نسوا الذكر

«لكن» - كه در استدراك به كار مى رود - در آيه شريفه براى رد اين اتهام است كه معبودها در گمراهى مشركان مؤثر بودند و نيز براى بيان علت هاى واقعى اين انحراف است كه در اين آيه، به دو عامل اشاره شده است: 1- رفاه (كه موجب فراموشى خدا است) (متّعتهم. ..الذكر). 2- رفتار هلاكت بار آنان ( و كانوا قوماً بوراً).

633- رفع عذاب از مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 41 - 4

4 - خداوند برطرف كننده عذاب و سختى از مشركان، پس از توجه و دعاى خالصانه آنان

بل إياه تدعون فيكشف ما تدعون إليه

634- رفع عذاب دنيوى مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 15 - 2

2- اخبار خداوند از رفع محدود عذاب دنيوى مشركان مكه و بازگشت دوباره آنان به كفر و شرك

إنّا كاشفوا العذاب قليلاً إنّكم عائدون

برداشت يادشده بر اين اساس است كه عذابى كه در آيات پيشين از آن ياد شده، عذاب دنيوى باشد. در اين صورت معناى آيه چنين مى شود: ما عذاب دنيوى را براى زمانى اندك برخواهيم داشت; يعنى، در دنيا كه اصولاً مجالى اندك است عذاب را از شما برمى داريم; اما انتقام به قيامت موكول خواهد شد.

635- روزى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 56 - 5

5- روزى مشركان همانند ساير انسان ها ، به دست خداوند است .

ممّا رزقنهم

636- روش احتجاج با مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 89 - 5

5 - خداوند روش احتجاج با مشركان را به پيامبر (صلی الله علیه و آله) آموزش داد .

قل لمن الأرض . .. قل من ربّ السموت ... قل من بيده ... قل فأنّى تسحرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 22 - 3

3 - استفاده از جدل و به كارگيرى مبانى باطل گرايان عليه خود آنان ، از روش هاى قرآن در احتجاج با اهل شرك

ألكم الذّكر و له الأُنثى . تلك إذًا قسمة ضيزى

با توجه به اين كه خداوند مبناى ارزشى مشركان را در تبعيض بين پسران و دختران عليه خود آنان به كار گرفته است، مطلب بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 28 - 1،2

1 - ارائه شيوه احتجاج با كافران و مشركان ، از سوى خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله)

قل أرءيتم إن أهلكنى اللّه

2 - طرح پرسش هاى تنبّه بخش و بيداركننده ، شيوه ارائه شده از سوى خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) در محاجّه با كافران و مشركان

قل أرءيتم إن أهلكنى اللّه و من معى أو رحمنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 30 - 1

1 - ارائه شيوه احتجاج با كافران و مشركان ، از سوى خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله)

قل أرءيتم إن أصبح ماؤكم غورًا

637- روش اقناع مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 28 - 7

7 - قرآن كريم از شيوه هاى گوناگون استفاده مى كند تا مشركان را براى دست كشيدن از معبود هاى ساخته دست خويش قانع كند .

و من ءايته أن خلقكم . .. و أن خلق لكم ... خلق السموت ... يريكم البرق ... أن تق

پس از اقامه دليل هاى روشن براى اثبات وحدانيت خداوند، روى آوردن به بيان تمثيلى و عاميانه كردن مطلب، جهت تفهيم پوچى معبودهاى جعلى، حكايت از حقيقت ياد شده مى كند.

638- روش برخورد با مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 108 - 1

1 - لزوم اجتناب از دشنام به بتها و ديگر مقدسات مشركان

و لاتسبوا الذين يدعون من دون الله

درباره مراد از موصول «الذين . ..» دو احتمال وجود دارد: يكى آنكه مقصود مشركان و ديگر آنكه معبودهاى آنان باشد، يعنى: «لاتسبوا الذين يدعونهم». البته عائد صله «هم» حذف گرديده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 35 - 4

4- خداوند ، تعليم دهنده پيامبر (صلی الله علیه و آله) در چگونه پاسخ دادن به مشركان و چگونه برخورد كردن با ايشان

أم يقولون افتريه قل إن افتريته فعلىّ إجرامى و أنا برىءٌ مما تجرمون

برداشت فوق ، از كلمه «قل» استفاده شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 53 - 2

2- مؤمنان ، موظف به انتخاب بهترين شيوه ها در گفتار و برخوردشان با مشركان و كافران

و قل لعبادى يقولوا التى هى أحسن

برداشت فوق، مبتنى بر شأن نزولى است كه در آن آمده است: مؤمنان در برابر اهانت و آزارهاى مشركان، تصميم به برخورد شديد گرفتند (مجمع البيان ج،6 ص 5) و خداوند پيامبر(صلی الله علیه و آله) را موظف فرمود كه به آنان اعلام كند: بهترين گفتار را انتخاب كنيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 45 - 10

10- لزوم رعايت ادب و ملاطفت در گفتار با پدر ، اگر چه مشرك باشد . *

يأبت . .. يأبت إنّى أخاف أن يمسّك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 68 - 4

4 - آموزش روش برخورد با مشركان ستيزه جو از سوى خدا به پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و إن جدلوك فقل اللّه أعلم بما تعملون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 96 - 1

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور به كارگيرى بهترين و اخلاقى ترين روش ها ، در قبال بدى هاى مشركان

ادفع بالتى هى أحسن السيّئة

«التى» كنايه از شيوه و روش است. كلمه «السيّئة» مفعول مؤخر براى «ادفع» مى باشد; يعنى، بدى را به بهترين شيوه دفع كن.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 6 - 4

4 - خداوند ، تعليم دهنده شيوه برخورد با مشركان به پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و قالوا . .. فاعمل إنّنا عملون . قل إنّما أنا بشر مثلكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 9 - 2

2 - خداوند ، آموزگار پيامبر ، در برخورد با مشركان و چگونه استدلال كردن با آنان

قل أئنّكم لتكفرون

مطلب بالا با توجه به كلمه «قل»، قابل استفاده است.

639- روش برخورد با مشركان لجوج

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 85 - 8

8 - رهنمود خدا به پيامبر (صلی الله علیه و آله) در چگونگى پاسخ به كافران و مشركان لجوج

قل ربّى أعلم من جاء بالهدى و من هو فى ضلل مبين

640- روش برخورد مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 28 - 10

10 - دروغگويى، شيوه هميشگى مشركان لجاجت پيشه است.

فقالوا . .. و إنهم لكذبون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 52 - 1

1 - مشركان براى دور ساختن برخى مؤمنان از اطراف پيامبر(صلی الله علیه و آله) آن حضرت را تحت فشار قرار مى دادند.

و لا تطرد الذين يدعون ربهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 5 - 7

7- « عن أبى جعفر ( ع ) قال : أخبرنى جابر بن عبدالله أن المشركين كانوا إذا مرّوا برسول الله (صلی الله علیه و آله) حول البيت طأطأ أحدهم ظهره و رأسه هكذا و غطّى رأسه بثوبه لايراه رسول الله (صلی الله علیه و آله) فأنزل الله عزوجل : « ألا إنّهم يثنون صدورهم ليستخفوا منه ألا حين يستغشون ثيابهم يعلم ما يسرّون و ما يعلنون » ;

از امام باقر(ع) روايت شده است كه فرمود: جابربن عبدالله به من خبر داد كه مشركان هرگاه در اطراف كعبه از كنار رسول خدا(صلی الله علیه و آله) مى گذشتند، بعضى از آنان سر و پشت خود را خم مى كرد بدين گونه - و جابر خود خم شد - و سر خود را با جامه اش مى پوشانيد كه آن حضرت او را نبيند. پس خدا اين آيه را نازل كرد: «ألا إنّهم يثنون صدورهم ليستخفوا منه ألا حين يستغشون ثيابهم ...».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 97 - 3

3- تبليغات سوء و استهزاى آزار دهنده ، حربه هميشگى مشركان و كافران عليه اسلام و پيامبر (صلی الله علیه و آله)

المستهزءين . .. و لقد نعلم أنك يضيق صدرك بما يقولون

فعل مضارع «يقولون» بر استمرار و هميشگى بودن گفتار و تبليغات مشركان و دشمنان دلالت دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 27 - 15

15- مشركانى كه قرآن را اسطوره مى خوانند و كسانى كه عليه دين الهى توطئه مى كنند ، با علماى دين برخورد تحقيرآميز و خوار كننده دارند .

و إذا قيل لهم ماذا أنزل ربّكم قالوا أسطر الأولين . .. قد مكر الذين من قبلهم ...

حضور عالمان در قيامت هنگام مؤاخذه مشركان و اعلام اين نكته از آنان كه: خوارى و بدى روز قيامت براى كافران است، مى تواند حكايت كننده اين نكته باشد كه: آنان در دنيا، مورد برخورد اهانت آميز افراد ياد شده قرار گرفته بوده اند. لازم به ذكر است كه مراد از «أُوتوا العلم» به تناسب موضوع (قرآن و تعاليم اديان آسمانى)، مى تواند علماى دين باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 35 - 11

11- شرك در عبادت و تحريم مباح ها و اسناد آن به مشيت خداوند ، از سنت هاى رايج مشركان در طول تاريخ

و قال الذين أشركوا لو شاء الله ما عبدنا من دونه من شىء نحن و لا ءاباؤنا و لاحرّم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 46 - 6

6- مشركان ، به هنگام طرح وحدانيت پروردگار از سوى پيامبر (صلی الله علیه و آله) بر اساس آيات قرآن ، با نفرت بسيار از آن حضرت روى برمى

گرداندند .

و إذا ذكرت ربّك فى القرءان وحده ولّوا على أدبرهم نفورًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 53 - 5

5- مؤمنان از برخورد هاى ناروا و غير منطقى مشركان با پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، بسيار خشمگين بودند .

و قل لعبادى يقولوا التى هى أحسن

در شأن نزول آيه آمده است: مؤمنان، وقتى مشاهده مى كردند كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) از جانب مشركان مورد آزار و اذيت قرار مى گيرد، از آن حضرت اجازه جهاد و برخورد مى خواستند كه اين آيه نازل شد (مجمع البيان).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 2 - 2

2- برخورد ناشايست و بازى گرانه مشركان با آيات الهى ، نشانگر اوج غفلت و بى خبرى آنان است .

و هم فى غفلة معرضون . مايأتيهم من ذكر من ربّهم

جمله «مايأتيهم من ذكر. ..» يا بيان براى جمله پيشين است و يا در حكم تعليل براى آن. در هر صورت بيانگر چگونگى و چرايى غفلت و بى خبرى عميق مشركان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 96 - 4

4 - صبر در برابر بدرفتارى هاى مشركان و وانهادن كيفر آنان به خدا ، توصيه اى الهى به پيامبر (صلی الله علیه و آله) در مقطع پيش از هجرت

ادفع بالتى هى أحسن السيّئة نحن أعلم بما يصفون

برداشت فوق، با توجه به مكّى بودن سوره مؤمنون است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 41 - 1،2،3

1 - مشركان ، همواره به هنگام مشاهده پيامبر (صلی الله علیه و آله) او را به مسخره مى گرفتند .

و إذا رأوك إن يتّخذونك إلاّ هزوًا

2 - مشركان همواره ، به هنگام مشاهده پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، ايشان را تحقير مى كردند .

و إذا رأوك . .. أهذا الذى بعث اللّه رسولاً

اسم اشاره «هذا» در تحقير استعمال شده است.

3 - تمسخر و تحقير ، شيوه دايمى مشركان براى مبارزه با پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و إذا رأوك إن يتّخذونك إلاّ هزوًا أهذا الذى بعث اللّه رسولاً

برداشت فوق، با توجه به وجود ادات حصر، استثنا، شرط و جزا در آيه شريفه است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 43 - 10

10 - مشركان ، در صدد تحقير شخصيت پيامبر (صلی الله علیه و آله) در ميان مردم بودند .

و إذا تتلى عليهم ءايتنا بيّنت قالوا ما هذا إلاّ رجل

آوردن اسم اشاره «هذا» و نكره بودن «رجل» - كه تنوين آن براى تحقير است - دلالت بر نكته ياد شده مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 12 - 4

4 - تمسخر و استهزا ، از شيوه هاى برخورد مشركان با تعاليم قرآن و پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله)

بل عجبت و يسخرون

از مضارع آمدن فعل «يسخرون» - كه دلالت بر استمرار كار تمسخر دارد - ، مى توان برداشت ياد شده را استفاده كرد. گفتنى است كه تكرار اين فعل در دو آيه بعد (و إذا رأوا ءاية ... يستسخرون) مؤيد همين برداشت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 36 - 1

1 - اتهام جنون و شاعر بودن به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، شيوه مشركان و كافران در برابر پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و يقولون أئنّا لتاركوا ءالهتنا لشاعر مجنون

آمدن فعل «يقولون» به صيغه مضارع، حكايت از استمرار اين سخن دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 26 - 2

2 - تلاش مشركان براى مقابله با قرآن ، از طريق جنجال آفرينى و ايجاد سر و صدا ، هنگام قرائت آيات آن به وسيله پيامبر و مؤمنان

و الغوا فيه

«لغو» (مصدر «ألغوا») در مورد كلام و سخن بى معنى اطلاق مى شود و در اين جا مراد، گفتن سخنان ياوه و ايجاد سر و صدا مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 52 - 1

1 - تكذيب و اتهام ، شيوه هميشگى اقوام و جوامعِ كفرپيشه و شرك آلود در برابر فرستادگان الهى

كذلك ما أتى الذين من قبلهم من رسول إلاّ قالوا ساحر أو مجنون

641- روش برخورد مشركان جاهليت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 62 - 5

5- مشركان دوران جاهلى ، مردمانى دروغ پرداز و آرايش دهنده مطالب دروغ

و تصف ألسنتهم الكذب

«الكذب» مفعول «تصف» است. آوردن چنين وصفى براى مشركان به جاى فعل «يكذب» حاكى از اين است كه آنان، مطالب دروغ را توصيف كرده و آرايش مى دادند.

642- روش برخورد مشركان صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 8 - 11،12

11 - شرك پيشگان صدر اسلام تلاش مى كردند تا با ظاهر سازى و خوش زبانى ( رفتار منافقانه ) افكار عمومى مسلمانان را فريب داده و رضايت و خوشبينى آنان را نسبت به خود جلب كنند .

يرضونكم بأفوههم و تأبى قلوبهم

12 - رفتار هاى فريبكارانه ( ظاهرسازى ها و خوش زبانى هاى ) مشركان صدر اسلام ، خوشبينى هايى را در ميان مسلمانان نسبت به آنان به وجود آورده بود .

كيف يكون للمشركين عهد . .. كيف ... يرضونكم بأفوههم و تأبى قلوبهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 20 - 1

1 - واكنش مشركان صدر اسلام نسبت به قرآن كريم ، واكنشى تحقيرآميز بود .

و يقولون لو لا أنزل عليه ءاية من ربه

كلمه «آية»، به قرينه مقام، به معناى معجزه است ; يعنى، مشركان مى گويند: چرا بر محمد(صلی الله علیه و آله) از سوى خدايش معجزه نازل نشده. مفهوم اين سخن آن است كه: ما قرآن را به عنوان آيت و نشانه اى الهى براى صدق ادعاى پيامبر(صلی الله علیه و آله) قبول نداريم و اين در واقع تحقير شأن قرآن و استخفاف به امر كتاب خداست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 43 - 4

4 - مشركان با پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) برخوردى لجوجانه داشتند .

أفأنت تهدى العمى و لو كانوا لا يبصرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 36 - 9

9 - مشركان ، پيامبر اسلام را از مبارزه با معبودهايشان برحذر داشته و از قهر آنان مى ترساندند .

و يخوّفونك بالذين من دونه

برداشت ياد شده مبتنى بر اين فرض است كه مقصود از «الذين من دونه» معبودهاى مشركان باشد; چنان كه بسيارى مفسران گفته اند: بت پرستان مكه پيامبر(صلی الله علیه و آله) را از خشم و غضب بت ها برحذر مى داشتند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 43 - 1

1 - موضع گيرى ملحدانه مشركان در برابر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، همانند موضع گيرى كافران در برابر رسولان پيشين

ما يقال لك إلاّ ما قد قيل للرسل من قبلك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 45 - 4،5

4 - همگونى برخورد هاى مشركان عصر بعثت با كافران عصر موسى ، در مورد كتاب آسمانى

و لو جعلنه قرءانًا . .. و لقد ءاتينا ... فاختلف فيه

5 - تسلى خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در برابر كفرورزى هاى مشركان عصر بعثت نسبت به قرآن

و لقد ءاتينا موسى الكتب فاختلف فيه

ذكر اختلاف قوم موسى در پذيرش تورات، به قرينه عبارت هاى قبلى (مايقال لك إلاّ ما قد قيل للرسل من قبلك)، مى تواند براى تسلى خاطر پيامبر(صلی الله علیه و آله) باشد.

643- روش برخورد مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 119 - 21

21 - اتهام بدعتگذارى و تجاوز به احكام دين الهى به اسلام و مسلمانان در تبليغات مشركان مكه

إن ربك هو أعلم بالمعتدين

كاربرد فعل تفضيل «أعلم» و تأكيد و حصر آن با «إن» و ضمير فصل «هو» در مواردى است كه مدعيان و منكرانى در برابر وجود داشته باشند. بدين معنى كه چه بسا مشركان، مسلمانان را به سبب پايبندى به احكام اسلام به بدعتگذارى متهم مى ساختند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 41 - 9

9- برخورد كافران و مشركان مكه با قرآن ، اساس علمى و عقلانى نداشت ; بلكه برخاسته از انگيزه هاى نفسانى - روانى آنان بود .

و لقد صرّفنا فى هذا القرءان ليذّكّروا و ما يزيدهم إلاّ نفورًا

خداوند، حاصل تبيين تنوع و گوناگونى آيات خويش را براى مشركان، نفرت آنان معرفى مى كند و اين، نشان مى دهد كه آنان، به جاى برخورد منطقى با آيات الهى، برخورد روانى - نفسانى داشتند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 101 - 6

6- موضع گيرى مشركان مكه در برابر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، استمرار موضع گيرى فرعون در برابر موسى ( ع ) بود .

و قالوا لن نؤمن لك . .. و لقد ءاتينا موسى ... فقال له فرعون إنى لأظنّك يموسى مس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 36 - 1،2

1- كافران و مشركان مكه ، به هنگام رو به رو شدن با پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، آن حضرت را مورد تمسخر و استهزا قرار مى دادند .

و إذا رءاك الذين كفروا إن يتّخذونك إلاّهزوًا

2- تمسخر و استهزا ، تنها شيوه برخورد مشركان و كافران مكه با شخص پيامبر (صلی الله علیه و آله) بود .

و إذا رءاك الذين كفروا إن يتّخذونك إلاّهزوًا

حرف نفى «إن» و حرف استثنا «إلاّ» پس از آن - كه بر قصر دلالت مى كند - و نيز آمدن «هزواً» به صورت مصدر، همگى بيانگر استمرار و شدت در كار استهزا و تمسخر است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 30 - 5

5 - اقدام مشركان مكه به جنگ تبليغاتى عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به دليل ناتوانى از مقابله منطقى با آن حضرت

و لمّا جاءهم الحقّ قالوا هذا سحر

644- روش تبليغ مشركان صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 5 - 11

11- استفاده مشركان ستم پيشه از تمامى شيوه هاى ممكن تبليغى ، سياسى و فرهنگى عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله)

أسرّوا النجوى. .. هل هذا إلاّ بشر... بل قالوا أضغث أحلم بل افتريه بل هو شاعر

645- روش قضاوت مشركان صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 44 - 3

3 - داورى مشركان صدراسلام ، سطحى و براساس ملاك هاى مادى و غفلت آنان از معادلات فرا مادى بود .

أم يقولون نحن جميع منتصر

اتكاى مشركان بر جميعت خويش، نشانه سطحى نگرى آنان در محاسبات است.

646- روش مبارزه مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 25 - 10

10 - افسانه خواندن قرآن، از شيوه هاى مبارزه كافران و مشركان با اسلام

حتى إذا جاءوك يجدلونك يقول الذين كفروا إن هذا إلا أسطير الأولين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 38 - 1

1 - « ساختگى بودن » از برچسب هاى شرك پيشگان عصر بعثت به قرآن و در راستاى مبارزه آنان با پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) بود .

و ما كان هذا القرءان أن يفترى . .. أم يقولون افتريه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 36 - 8

8 - ترسانيدن و به هراس افكندن پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان از ضربات دشمنان ، از روش هاى مبارزاتى مشركان و كافران

و يخوّفونك بالذين من دونه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 56 - 8

8 - تمسخر ، از شيوه هاى مبارزاتى كافران و مشركان با تعاليم آسمانى ( قرآن )

يحسرتى على ما فرّطت . .. و إن كنت لمن السخرين

آمدن كلمه «الساخرين» به صورت صفت (در قالب اسم فاعل) گوياى اين نكته است كه به تمسخر گرفتن تعاليم قرآن، به صورت مقطعى و موردى نبود; بلكه دائمى و مكرر بوده است.

647- روش مبارزه مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 57 - 5

5 - هوچى گرى و تبليغات منفى ، از ابزار هاى مقابله مشركان مكه با پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله)

و لمّا ضرب . .. إذا قومك منه يصدّون

648- روش مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 21 - 40

40- كشف ماجراى اصحاب كهف ، عامل تقويت موضع موحّدان و معتقدان به معاد بود .

إذ يتنزعون . .. قال الذين غلبوا على أمرهم

در بيان آنچه مورد نزاع و اختلاف مردم بود، دو احتمال بيان شد: اگر «إذ يتنازعون. ..» نظر به اختلاف آنان در باره معاد داشته باشد، «الذين غلبوا...» آن دسته از مردم خواهند بود كه معاد را پذيرا بودند و با بيدارى اصحاب كهف، به دليلى محكم و ملموس، در برابر خصم خود، دست يافته بودند.

649- روش مناظره با مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 25 - 5

5 - سفارش خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، براى رعايت ادب در مناظره با مشركان

لاتسئلون عمّا أجرمنا و لانسئل عمّا تعملون

آوردن تعبير «أجرمنا» براى خود و «تعملون» براى مشركان، ناظر به رعايت ادب از جانب پيامبر(صلی الله علیه و آله) مى باشد.

650- رؤيت شكست مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 175 - 2

2 - قابل درك و مشاهده بودن نشانه هاى شكست و نابودى كافران و مشركان معاند براى پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و أبصرهم

برداشت ياد شده از آن جا است كه توصيه به دقت كردن در وضعيت كافران، مربوط به زمان بعد از شكست و عذاب نيست; بلكه به زمان قبل از آن ارتباط دارد. بنابراين پيش از شكست و يا نزول عذاب، آثار آن براى پيامبر(صلی الله علیه و آله) قابل رؤيت و درك بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 179 - 2

2 - قابل درك و مشاهده بودن نشانه هاى شكست و نابودى كافران و مشركان معاند براى پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و أبصر

برداشت ياد شده از آن جا است كه توصيه به دقت كردن در وضعيت كافران، مربوط به زمان بعد از شكست و عذاب نيست; بلكه به زمان قبل از آن ارتباط دارد. بنابراين پيش از شكست ويا نزول عذاب، آثار آن براى پيامبر(صلی الله علیه و آله) قابل مشاهده و درك بود.

651- رؤيت عذاب مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 175 - 2

2 - قابل درك و مشاهده بودن نشانه هاى شكست و نابودى كافران و مشركان معاند براى پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و أبصرهم

برداشت ياد شده از آن جا است كه توصيه به دقت كردن در وضعيت كافران، مربوط به زمان بعد از شكست و عذاب نيست; بلكه به زمان قبل از آن ارتباط دارد. بنابراين پيش از شكست و يا نزول عذاب، آثار آن براى پيامبر(صلی الله علیه و آله) قابل رؤيت و درك بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 179 - 2

2 - قابل درك و مشاهده بودن نشانه هاى شكست و نابودى كافران و مشركان معاند براى پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و أبصر

برداشت ياد شده از آن جا است كه توصيه به دقت كردن در وضعيت كافران، مربوط به زمان بعد از شكست و عذاب نيست; بلكه به زمان قبل از آن ارتباط دارد. بنابراين پيش از شكست ويا نزول عذاب، آثار آن براى پيامبر(صلی الله علیه و آله) قابل مشاهده و درك بود.

652- رهبران مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 166 - 1

1 - تقسيم مشركان به : سردمداران شرك و پيروان آنان

إذ تبرأ الذين اتبعوا من الذين اتبعوا

653- رهبران مشركان در جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 167 - 13

13 - مشركان ( سران آنان و پيروانشان ) در قيامت به آتش دوزخ گرفتار شده و در آن ماندگار خواهند بود .

و ما هم بخرجين من النار

654- رهبران مشركان در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 166 - 2،3،8

2 - مشركان ( سران شرك و پيروانشان ) به عذاب قيامت گرفتار خواهند شد .

إذ تبرأ الذين اتبعوا من الذين اتبعوا و رأوا العذاب

ظاهر اين است كه ضمير فاعلى در «رأوا العذاب» به هر دو طايفه (سران و تابعان) باز گردد. از آيه قبل و نيز آيه بعد معلوم مى شود كه ظرف «تبرّى»، روز قيامت است. بنابراين مراد از «العذاب» عذاب قيامت مى باشد.

3 - سران شرك به هنگام مواجه شدن با عذاب قيامت ، از پيروانشان فاصله گرفته و از آنان بيزار مى شوند .

إذ تبرأ الذين اتبعوا من الذين اتبعوا و رأوا العذاب

جمله «و رأوا العذاب» جمله حاليه است; يعنى، تبرّى و بيزارى سران شرك از پيروانشان در آن حال است كه با عذاب مواجه مى شوند.

8 - در قيامت تمامى سبب ها و وسايل پيوند و دوستى ميان سران شرك و پيروانشان از ميان خواهد رفت .

و تقطعت بهم الأسباب

برداشت فوق بر اين اساس است كه: مقصود از «الأسباب» مايه هاى پيوند ميان سران و پيروان باشد.

655- رهبرى مشركان صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 51 - 6

6 - مشركان صدراسلام ، پيشواى كافران گذشته تاريخ در كفر و حق ستيزى *

و لقد أهلكنا أشياعكم

با توجه به اين كه «شيعه» به معناى پيرو است و از نظر زمانى كفار مكه دنباله رو كافران گذشته اند; احتمال مى رود كه اطلاق «أشياع» بر كافران گذشته تاريخ از آن جهت باشد كه مشركان مكه در كفر و حق ستيزى، گوى سبقت را از پيشينيان خود ربوده اند، به گونه اى كه بايد پيشينيان را پيرو آنها به حساب آورد و آنان را پيشواى گذشتگان.

656- زمينه استكبار مشركان صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 43 - 2

2 - بعثت پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى مشركان - به رغم سوگند مؤكد آنان بر ايمان و پذيرش - موجب گردنكشى بيشتر و حيله گرى عليه اسلام گرديد .

فلمّا جاءهم نذير ما زادهم إلاّ نفورًا. .. و مكر السّيّىِ

برداشت ياد شده، مبتنى بر اين احتمال است كه «استكباراً» بدل براى «نفوراً» باشد; يعنى، «ما زادهم إلاّ استكباراً».

657- زمينه اسلام مشركان صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 48 - 4

4 - تأخير در عذابِ شرك پيشگان عصر بعثت ، فرصتى بود تا شايد آنان بيدار شوند و به اسلام بگروند .

و يستعجلونك بالعذاب . .. و كأيّن من قرية أمليت لها

658- زمينه اسلام مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 78 - 13

13 - بهره گيرى از عواطف خويشاوندى براى ترغيب مشركان مكّه به گرويدن به اسلام

و ما جعل عليكم فى الدين من حرج ملّة أبيكم إبرهيم

659- زمينه ايمان مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 25 - 22

22- صلح حديبيه ، تدبير الهى براى گرايش يافتن نيرو هاى فزون ترى از مشركان به ايمان

و لولا رجال . .. ليدخل اللّه فى رحمته من يشاء

مراد از دخول در رحمت الهى، ممكن است ورود افراد جديدى از مردم به جرگه مؤمنان باشد; زيرا در پرتو فرصت جديد، نيروهاى مستعد ايمان، مجال گرايش به آن را مى يابند.

660- زمينه تقدير عذاب مشركان صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 7 - 3

3 - تصميم لجوجانه بيشتر كافران و مشركان صدراسلام بر ايمان نياوردن ، سبب مقرر شدن عذاب الهى بر آنان بود .

لقد حقّ القول على أكثرهم فهم لايؤمنون

برداشت ياد شده مبتنى بر اين مطلب است كه «فاء» در «فهم لايؤمنون» تعليليه است و جمله براى بيان علتِ مضمونِ جمله «لقد حقّ القول على أكثرهم» مى باشد; يعنى، چون دانسته شد آنان ايمان نمى آورند، عذاب بر آنان مقرر شد.

661- زمينه تنبه مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 41 - 1

1- خداوند ، آيات خويش را در قرآن به گونه هاى متنوع و فراوان تبيين كرد تا مشركان تنبه يابند .

و لقد صرّفنا فى هذا القرءان ليذّكّروا

«صرف» در لغت به معناى تحول و دگرگونى است و باب تفعيل آن، دلالت بر كثرت مى كند. بنابراين مراد از آن، تبيين با بيانات گوناگون است.

662- زمينه تنبه مشركان صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 48 - 4

4 - تأخير در عذابِ شرك پيشگان عصر بعثت ، فرصتى بود تا شايد آنان بيدار شوند و به اسلام بگروند .

و يستعجلونك بالعذاب . .. و كأيّن من قرية أمليت لها

663- زمينه رفع دشمنى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 2 - 1

1 - صلح حديبيه ، مايه شوكت اسلام و فروخفتن كينه ها و خصومت هاى مشركان نسبت به پيامبر (صلی الله علیه و آله)

ليغفر لك اللّه ما تقدّم من ذنبك و ما تأخّر

با توجه به اين كه در اين آيات، غفران مترتب بر فتح شده است، مى توان پى برد كه مراد از «غفران» و «ذنب» معناى رايج آن نيست; زيرا ربطى ميان صلح حديبيه و بخشش گناهان ديده نمى شود. بر اين اساس معناى ديگرى اين جا مراد است و آن اين كه بعثت پيامبر(صلی الله علیه و آله)، آن حضرت را در نظر دشمنانش گنه كار و متهم مى نمود; ولى در پرتو صلح حديبيه، زمينه نشر دعوت پيامبر(صلی الله علیه و آله) و بازشناخت شخصيت، اوصاف و خصال كريمانه آن حضرت فراهم آمد.

664- زمينه رفع كينه مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 2 - 1،2

1 - صلح حديبيه ، مايه شوكت اسلام و فروخفتن كينه ها و خصومت هاى مشركان نسبت به پيامبر (صلی الله علیه و آله)

ليغفر لك اللّه ما تقدّم من ذنبك و ما تأخّر

با توجه به اين كه در اين آيات، غفران مترتب بر فتح شده است، مى توان پى برد كه مراد از «غفران» و «ذنب» معناى رايج آن نيست; زيرا ربطى ميان صلح حديبيه و بخشش گناهان ديده نمى شود. بر اين اساس معناى ديگرى اين جا مراد است و آن اين كه بعثت پيامبر(صلی الله علیه و آله)، آن حضرت را در نظر دشمنانش گنه كار و متهم مى نمود; ولى در پرتو صلح حديبيه، زمينه نشر دعوت پيامبر(صلی الله علیه و آله) و بازشناخت شخصيت، اوصاف و خصال كريمانه آن حضرت فراهم آمد.

2 - صلح حديبيه ، كاهش دهنده كينه مشركان نسبت به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در زمينه هاى مورد اختلاف آنان ، قبل از هجرت و پس از آن *

إنّا فتحنا لك فتحًا مبينًا . ليغفر لك اللّه ما تقدّم من ذنبك و ما تأخّر

منظور از «ما تقدّم» و «ما تأخّر»، امور قبل از هجرت و پس از آن است.

665- زمينه رنج مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 6 - 2،6

2 - عنايت و حمايت الهى از مؤمنان ، مايه درد و رنج منافقان و مشركان *

أنزل السكينة . .. و يعذّب المنفقين و المنفقت و المشركين و المشركت

بنابراين كه «يعذّب» - همچون «ليدخل. ..» - تعليلى براى انزال سكينه و ازدياد ايمان باشد، برداشت بالا استفاده مى شود.

6 - صلح حديبيه ، زمينه قرار گرفتن منافقان و مشركان ، در تنگنا و رنج *

إنّا فتحنا لك فتحًا مبينًا . ليغفر ... ليدخل المؤمنين و ...و يعذّب المنفقين و ا

در صورتى كه «يعذّب. ..» با صدر سوره (إنّا فتحنا...) در ارتباط باشد; احتمال مى رود كه مراد از عذاب، صرفاً عذاب اخروى نباشد; بلكه بيانگر تنگناهاى خط نفاق و شرك، پس از رخداد صلح حديبيه باشد.

666- زمينه عذاب مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 73 - 2

2 - غرض از عرضه امانت الهى به انسان ها ، عذاب منافقان و مشركان و اعطاى توفيق به مؤمنان است .

إنّا عرضنا الأمانة . .. ليعذّب اللّه المنفقين و المنفقت و المشركين و المشركت

لام در «ليعذّب» براى تعليل است و درصدد بيان اين نكته است كه اين امانت، عرضه شده تا صفوف از هم تفكيك شود و كسانى كه پابند به آن خواهند ماند و كسانى كه پابند نخواهند بود، روشن شوند و در نتيجه، اهل عذاب از غير آنها روشن گردد.

667- زمينه كيفر مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 88 - 4

4 - نظارت الهى بر موضع گيرى مشركان عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، پشتوانه مجازات و محاكمه آنان

و عنده علم الساعة و إليه ترجعون . .. و قيله يربّ إنّ هؤلاء قوم لايؤمنون

عطف «قيله» بر «الساعة» در دو آيه قبل گوياى ارتباط اين آيه با «إليه ترجعون» در آن آيه است و از مجموع دو آيه، براشت ياد شده استفاده مى شود.

668- زمينه گمراهى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 32 - 2

2 - روح طغيان گرى و حق ناپذيرى مشركان ، زمينه ساز تأثيرپذيرى آنان از اغواگرى سردمداران شرك

بل كنتم قومًا طغين . .. فأغوينكم

برداشت ياد شده از آن جا است كه جمله «فأغويناكم» مى تواند متفرع بر جمله «بل كنتم قوما طاغين» باشد; يعنى، چون شما مردم سركشى بوديد، پس ما توانستيم به اغواى شما بپردازيم.

669- زمينه مبارزه با مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 4 - 27

27 - توكّل بر خداوند ، مقتضى نهراسيدن يكتاپرستان از پيامد هاى موضع گيرى عليه مشركان

إذ قالوا لقومهم . .. ربّنا عليك توكّلنا

670- زمينه مكر مشركان صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 43 - 2

2 - بعثت پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى مشركان - به رغم سوگند مؤكد آنان بر ايمان و پذيرش - موجب گردنكشى بيشتر و حيله گرى عليه اسلام گرديد .

فلمّا جاءهم نذير ما زادهم إلاّ نفورًا. .. و مكر السّيّىِ

برداشت ياد شده، مبتنى بر اين احتمال است كه «استكباراً» بدل براى «نفوراً» باشد; يعنى، «ما زادهم إلاّ استكباراً».

671- زندگى با مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 48 - 1

1- ابراهيم ( ع ) ، زندگى در ميان هم كيشان آزر را هم سان زندگى در خانه او ، مانعى در راه خداپرستى خويش ديده و از همه آنها كناره گيرى كرد .

و أعتزلكم و ما تدعون من دون اللّه

672- زندگى تلخ مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 53 - 4

4 - جامعه اسلامى ، برخوردار از زندگى گوارا و شيرين و جامعه شرك و كفر ، گرفتار ناكامى ها و تلخى ها

و هو الذى مرج البحرين هذا عذب فرات و هذا ملح أُجاج

برداشت ياد شده، بر اين اساس استوار است كه آيه شريفه، متضمن تثميل باشد; به اين معنا كه ايمان به آب گوارا و شيرين و كفر و شرك به آب شور و تلخ تشبيه شده باشد و مؤمنان و جامعه ايمانى و كافران و جامعه كفر و الحاد به دريا تشبيه شده باشند.

673- زندگى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 29 - 11

11 - برابر نبودن زندگى و سرنوشت مشركان با مؤمنان ، امرى روشن در عقل و فطرت آدمى

ضرب اللّه مثلاً رجلاً . .. و رجلاً سلمًا لرجل هل يستويان مثلاً

از آمدن «هل» استفهاميه - كه براى طلب تصديق وضع شده و بيشتر در مواردى به كار مى رود كه مورد تصديق مخاطب قرار دارد - برداشت ياد شده به دست مى آيد.

674- زيانكارى اخروى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 5 - 7

7 - مشركان و منكران قيامت ، زيان كارترين مردم در قيامت

و هم فى الأخرة هم الأخسرون

675- زيانكارى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 149 - 7

7 - زيانكارى ، فرجام حتمى مشركان و مرتدان

لنكونن من الخسرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 101 - 14

14- پرستش كنندگانِ خدايان دروغين ، مردمانى تباه شده و خسارت ديده اند .

و ما زادوهم غير تتبيب

«تتبيب» در لغت به معانى خسارت ديدن ، خسارت زدن ، هلاكت ساختن و نيز نفرين و درخواست هلاكت و خسارت ، آمده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 109 - 5

5- معبود هاى اهل شرك ، ارمغانى جز خسارت و تباهى براى پرستشگران خويش ندارند .

فلاتك فى مرية مما يعبد هؤلاء ما يعبدون إلاّ كما يعبد ءاباؤُهم

چنان چه «كما» در آيه شريفه براى تشبيه باشد، جمله «فلاتك . ..» به ضميمه «إنا لموفُّوهم ...» مى رساند كه: روا نبودن شك و ترديد به اين جهت است كه همان طور كه معبودهاى مشركان پيشين، دستاوردى جز خسارت و تباهى براى پرستش كنندگان خود نداشتند (و ما زادوهم غير تتبيب، آيه 101) معبودهاى اهل شرك در زمان تو نيز اين چنينند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 13 - 2

2 - بت پرستى ، پيش از آن كه براى اهل شرك سودمند باشد ، براى آنان زيان آور است .

يدعوا لمن ضرّه أقرب من نفعه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 65 - 6

6 - مشركان ، از زيانكاران و خسارت ديدگان اند .

لئن أشركت . .. و لتكوننّ من الخسرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 85 - 4

4 - آشكار شدن خسارت و زيان كارى مشركان و كافران قدرتمند و حق ناپذير ، به وقت نزول عذاب الهى بر ايشان در دنيا

لمّا رأوا بأسنا . .. و خسر هنالك الكفرون

676- سازماندهى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 173 - 3

3 - تجمع دوباره مشركان عليه مسلمانان ، پس از جنگ احد

انّ النّاس قد جمعوا لكم

وقوع اين آيه پس از بيان جنگ احد و نيز برخى از شأن نزولها مؤيّد اين نظر است كه آيه مورد بحث درباره وقايع پس از احد مى باشد.

677- سپاه مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 20 - 3

3 - مشركان ، معتقد به بهره مند بودن از سپاهى قدرت مند و نيرويى شكست ناپذير معنوى همچون معبودان ادعايى در برابر ديگر قدرت ها

أمّن هذا الذى هو جند لكم ينصركم من دون الرحمن

678- سپاه مشركان قريش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 7 - 3

3 - سپاه مشركان مكه مجهز به سلاح هاى جنگى و داراى برترى نظامى نسبت به مسلمانان

و تودون أن غير ذات الشوكة تكون لكم

عدم تمايل مسلمانان به رويارويى با سپاه شرك و نيز جمله «كانما يساقون إلى الموت» در آيه قبل دلالت بر اين دارد كه مشركان در جنگ بدر از نيروى نظامى برترى برخوردار بودند.

679- سخت ترين روزگار مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 22 - 1

1 - روزى كه خواسته مشركان مجرم و منكران معاد مبنى بر نزول فرشتگان بر ايشان ، تحقق يابد ، روزى تلخ و ناخوشايند براى آنان خواهد بود .

و قال الذين لايرجون لقاءنا لولا أُنزل علينا الملئكة . .. يوم يرون الملئكة لابش

680- سختگيرى بر مشركان صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 5 - 5

5 - كشتن ، اسير گرفتن ، محاصره نمودن و كمين زدن ، شيوه هاى بيان شده از سوى خداوند براى ايجاد فشار بر مشركان صدر اسلام ، در سراسر جزيرة العرب

فإذا انسلخ الأشهر الحرم فاقتلوا المشركين حيث وجدتموهم . .. و اقعدوا لهم كل مرصد

681- سخن آشكار مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 110 - 1

1- خداوند ، به گفتار آشكار و توطئه ها و اسرار مشركان و كافران حق ستيز آگاه است .

إنّه يعلم الجهر من القول و يعلم ماتكتمون

682- سخن ناپسند مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 45 - 1

1 - خداوند ، آگاه به گفتار نارواى مشركان و كافران عليه دين

نحن أعلم بما يقولون

683- سرزنش احساس امنيت مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 45 - 3

3- احساس امنيت مشركان توطئه گر عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مورد سرزنش خداوند است .

أفأمن الذين مكروا السيّئات

همزه «أفأمن» براى استفهام توبيخى است.

684- سرزنش اخروى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 92 - 1

1 - سرزنش شدن مشركان در قيامت ، به خاطر پرستش غيرخدا

و قيل لهم أين ما كنتم تعبدون

استفهام در «أين ما كنتم. ..» متضمن معناى توبيخ و ملامت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 25 - 2

2 - سرزنش و استهزا ، از عذاب هاى روحى منكران معاد و مشركان در موقف و بر سر راه دوزخ

ما لكم لاتناصرون

برداشت ياد شده از «ما»ى استفهاميه در «ما لكم» - كه درصدد توبيخ و تهكم است - به دست مى آيد.

685- سرزنش استغفار براى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 4 - 20

20 - استغفار مؤمنان براى مشركان ، حتى با وجود پيوند خويشاوندى ، امرى نكوهيده است . *

قد كانت لكم أسوة حسنة فى إبرهيم . .. إلاّ قول إبرهيم لأبيه لأستغفرنّ لك

برداشت ياد شده، بدان احتمال است كه «إلاّ قوم إبراهيم» استثنا از «اُسوة حسنة» باشد.

686- سرزنش اكثريت مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 63 - 17

17 - اكثر مشركان ، به خاطر نينديشيدن ، مورد سرزنش خداوندند .

و لئن سألتهم من نزّل من السماء ماء . .. بل أكثرهم لايعقلون

«بل» اضراب، به جهت انتقال از حمد خدا براى تمام بودن حجت وحدانيت او، براى مذمت مشركان است.

687- سرزنش عصيان مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بينه - 98 - 1 - 14

14 - سرپيچى كافرانِ اهل كتاب و مشركان ، از پذيرش اسلام و انشعاب از مجموعه گروندگان به آن پس از ظهور « بيّنه » ، رفتارى نكوهيده و شگفت

لم يكن الذين كفروا. .. منفكّين حتّى تأتيهم البيّنة

688- سرزنش مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 76 - 2

2 - مسيحيان ، مورد نكوهش خداوند به خاطر پرستش غير خدا

قل اتعبدون من دون اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 3 - 20

20 - مشركان ، سزاوار ملامت و سرزنش هستند .

أفلا تذكرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 16 - 10

10 - سرزنش مشركان از سوى خداوند ، به خاطر انكار الهى بودن قرآن و رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، على رغم آشنايى كامل آنان با شخصيت پيش از بعثت آن حضرت

قل لو شاء اللّه ما تلوته عليكم . .. فقد لبثت فيكم عمراً من قبله أفلا تعقلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 24 - 1،5

1- حالت مشركان و كافران به قرآن ، همانند انسان كور و كر است .

مَثل الفريقين كالأعمى والأصمّ

5- مؤمنان و موحدان ، هرگز همسان كافران و مشركان نخواهند بود ، همان طور كه بينايان و شنوايان هم طراز كران و كوران نمى باشند .

هل يستويان مثلاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 48 - 6

6- مشركان به خاطر ژرف انديشى نكردن در پديده هاى مادى ، مورد سرزنش خداوند قرار گرفتند .

أو لم يروا إلى ما خلق الله من شىء يتفيّؤا ظلله عن اليمين و الشمائل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 22 - 4

4- مورد نكوهش واقع شدن ، و بى حامى گرديدن ، فرجام حتمى شرك است .

لاتجعل مع الله . .. فتقعد مذمومًا مخذولاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 39 - 12

12- افكنده شدن مشركان در دوزخ ، همراه با ملامت ، طرد و اهانت است .

فتلقى فى جهنّم ملومًا مدحورًا

«مدحوراً» به معناى «مطرود» است كه در آن معناى اهانت و استخفاف اشراب شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 40 - 6

6- مشركان ، به خاطر عقايد واهى درباره خدا و ملائكه ، مورد سرزنش و ملامت قرار گرفتند .

أفأصفكم ربّكم بالبنين و اتّخذ من الملئكة إنثًا

استفهام در آيه، توبيخى است و دلالت بر سرزنش و ملامت مخاطبان (مشركان) مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 12 - 1

1 - نكوهش اهل شرك ، به خاطر ترك نيايش به درگاه خدا و بردن عرض حاجت پيش بت ها

يدعوا من دون اللّه ما لايضرّه و ما لاينفعه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 13 - 1

1 - نكوهش اهل شرك ، به خاطر نيايش و عرض حاجت كردن به درگاه بت ها

يدعوا لمن ضرّه أقرب من نفعه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 85 - 3

3 - گروندگان به شرك ، سزاوار نكوهش و سرزنش اند .

سيقولون للّه قل أفلاتذكّرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 197 - 3

3 - توبيخ مشركان از سوى خداوند ، به خاطر ناديده گرفتن دلايل حقانيت قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله)

أوَلم يكن لهم ءاية أن يعلمه علمؤا بنى إسرءيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 60 - 10

10 - توبيخ مشركان از سوى خداوند به خاطر شريك گرفتن غير ، براى او

أءله مع اللّه

استفهام در جمله ياد شده، دربردارنده توبيخ و سرزنش است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 62 - 8

8 - روى آورندگان به شرك ، على رغم حل شدن مشكلاتشان به اراده خدا ، مردمى غفلت زده و مستحق نكوهش

أمّن يجيب المضط-ّر . .. قليلاً ما تذكّرون

عبارت «قليلاً ما تذكّرون» نكوهش از كسانى است كه حقايق وحى را با همه روشنى درنمى يابند و با اين كه خداوند همواره گرفتارى هايشان را برطرف و مشكلاتشان را حل مى كند، از او غافلند و به غير او روى مى آورند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 60 - 9

9 - نكوهش خداوند از مشركان بهانه جو ، به خاطر انتخاب نابخردانه آنان ( انتخاب زندگى دنيوى به بهانه از دست دادن سعادت اخروى )

و قالوا إن نتّبع الهدى معك نتخطّف من أرضنا . .. و ما أوتيتم من شىء فمتع الحيوة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 71 - 11

11 - سرزنش مشركان از سوى خدا به خاطر حق ناشنوايى شان

من إله غير اللّه يأتيكم بضياء أفلاتسمعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 72 - 13

13 - سرزنش مشركان از سوى خداوند ، به خاطر ناديده گرفتن نشانه هاى توحيد در نظام شب و روز

قل أرءيتم إن جعل اللّه عليكم النهار سرمدًا إلى يوم القيمة . .. أفلاتبصرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 20 - 3

3 - مشركان ، به خاطر ژرف ننگريستن درباره موجودات آسمان ها و زمين ، مورد سرزنش خداوندند .

ألم تروا أنّ اللّه سخّر لكم ما فى السموت و ما فى الأرض

احتمال دارد مخاطب «ألم تروا» مشركانى باشد كه در اين سوره و قبل از پرداختن به قصه لقمان (فأرونى ماذا خلق. ..) از آنها سخن گفته شده است. در اين صورت، استفهام «ألم...» توبيخى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 4 - 17

17 - مشركان ، به دليل پند نگرفتن از مواعظ خداوند ، از سوى او سرزنش شدند .

أم يقولون . .. أفلاتتذكّرون

استفهام در «أفلا» توبيخى است و به قرينه نفى شفيع در آيه، مى تواند كه مشركان مورد خطاب آيه باشند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 155 - 1

1 - سرزنش شدن مشركان ، به سبب بيدار نشدن و پند نگرفتن آنان در برابر حقايق الهى

أفلاتذكّرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 176 - 2

2 - سرزنش شدن مشركان و كافران معاند از سوى خداوند ، به جهت شتاب آنان در نزول عذاب و شكست

أفبعذابنا يستعجلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 9 - 1

1 - سرزنش مشركان از سوى خداوند ، به واسطه پذيرش ولايت غير او

أم اتّخذوا من دونه أولياء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 28 - 2

2- توبيخ مشركان از سوى خداوند ، به خاطر پرستش موجوداتى ناتوان و بى تأثير در سرنوشتشان

فلولا نصرهم الذين اتّخذوا من دون اللّه قربانًا ءالهة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 29 - 14

14- ايمان گروهى از جنيان ، به مجرد شنيدن قرآن ، تعريضى به مشركان لجوج و حق ستيز است . *

و إذ صرفنا إليك نفرًا من الجنّ

با توجه به اين كه آيات پيشين، تماماً هشدار به مشركان بود; اين آيه نيز در بردارنده تعريض و سرزنش براى آنان است; زيرا جنيان پيغام قرآن را شنيده و پذيرفتند; ولى آنان چنين نكردند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 25 - 1

1- مذمّت خداوند از كفر مشركان ، و جلوگيرى آنان از ورود مؤمنان به مسجدالحرام و قربانى كردن

هم الذين كفروا و صدّوكم عن المسجدالحرام و الهدىَ معكوفًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 39 - 1

1 - شرك پيشگان ، مورد توبيخ الهى ، به خاطر اعتقاد به وجود دخترانى براى خداوند

أم له البنت و لكم البنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 43 - 1

1 - سرزنش مشركان از سوى خداوند ، به خاطر مبارزه آنان با يگانه معبود هستى

أم لهم إله غير اللّه

آيه شريفه در مقام توبيخ منكران پيامبر(صلی الله علیه و آله) و دين است. به اين كه مگر كافران به خداوندى جز خداى يگانه دست يافته اند كه با اتكا بر او، با دين الهى مبارزه مى كنند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 59 - 1

1 - توبيخ مشركان از سوى خداوند ، به خاطر باور نداشتن حقايق وحى و وعده هاى الهى

أفمن هذا الحديث تعجبون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 82 - 4

4 - نكوهش مشركان از سوى خداوند ، به خاطر موضع گيرى تكذيب گرانه آنان در برابر قرآن

و تجعلون رزقكم أنّكم تكذّبون

689- سرزنش مشركان بدعتگذار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 59 - 5

5 - خداوند ، مشركان را - كه از پيش خود و بى اذن او ، بخشى از رزق حلال را بر خود حرام كرده بودند - مورد ملامت و سرزنش قرار داد .

قل أرءيتم ما أنزل اللّه . .. فجعلتم منه حراماً و حللا قل ءاللّه أذن لكم

690- سرزنش مشركان جاهليت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 19 - 7

7 - نكوهش خداوند ، نسبت به باور هاى بى دليل مشركان جاهلى

و جعلوا الملئكة إنثًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 28 - 11

11 - توبيخ عرب عصر بعثت ، از سوى خداوند بر ترك آيين نياكان يكتاپرست خويش و روى آوردن به شرك

بل قالوا إنّا وجدنا ءاباءنا . .. و إذ قال إبرهيم ... و جعلها كلمة باقية فى عقبه

691- سرزنش مشركان دوران جاهليت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 143 - 4

4 - توبيخ خداوند نسبت به مشركان عصر جاهلى به سبب تحريم بى دليل بعضى از چهارپايان و جنين آنها

قل ءالذكرين حرم أم الأنثيين . .. نبئونى بعلم إن كنتم صدقين

692- سرزنش مشركان صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 3 - 2

2- سرزنش گروهى از مشركان عصر بعثت از سوى خدا ، به خاطر بحث و جدل جاهلانه آنان درباره خدا

و من الناس من يجدل فى اللّه بغير علم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 8 - 1

1 - نكوهش گروهى از مشركان عصر بعثت از سوى خدا ، به خاطر بحث و جدل جاهلانه آنان در باره او

و من الناس من يجدل فى اللّه بغير علم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 55 - 2

2 - نكوهش شرك پيشگان مرفه صدراسلام ، به خاطر پندار غلط آنان در ارزيابى موقعيت خويش در نزد خداوند

أيحسبون أنّما نمدّهم به من مال و بنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 31 - 2

2 - كافران و مشركانِ صدراسلام ، به دليل عبرت نگرفتن از سرنوشت هلاكت بار كافران پيش از خود ، مورد سرزنش خدا قرار گرفتند .

ألم يروا كم أهلكنا قبلهم من القرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 12 - 10

10- مشركان عرب ، مورد توبيخ و سرزنش الهى به خاطر نينديشيدن در كتاب آسمانى نازل شده به لغت ايشان

و إذ لم يهتدوا به . .. هذا كتب مصدّق لسانًا عربيًّا

لحن آيه شريفه، توبيخى است; زيرا مخاطب اين استدلال كسانى اند كه مى گفتند: «لو كان خيراً ما سبقونا إليه».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 21 - 1

1 - مشركان صدراسلام ، به خاطر اعتقادشان به دختر داشتن خداوند - به رغم امتياز و برترى پسر در نزد ايشان - مورد توبيخ و سرزنش الهى

ألكم الذّكر و له الأُنثى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 81 - 6

6 - نكوهش مشركان صدراسلام از سوى خداوند ، به خاطر بى اعتنايى آنان نسبت به قرآن ، جدى نگرفتن رهنمود هاى آن و برخورد استهزاآميز با آن

أفبهذا الحديث أنتم مدهنون

استفهام در «أفبهذا الحديث» توبيخى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 8 - 3

3 - نكوهش مشركان صدراسلام از سوى خداوند ، به خاطر موضع گيرى مخالفت آميزشان در برابر دعوت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و سرباز زدن از پذيرش ايمان به خدا

و ما لكم لاتؤمنون باللّه و الرسول يدعوكم لتؤمنوا بربّكم

693- سرزنش مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 60 - 13

13 - توبيخ مشركان مكه از سوى خداوند ، به خاطر انحراف آنان از حق و ناديده گرفتن دلايل روشن توحيد

أمّن خلق السموت . .. أءله مع اللّه بل هم قوم يعدلون

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه مخاطبان نخستين آيه، مشركان مكه بوده اند. گفتنى است كه واژه «عدول» (مصدر «يعدلون») به معناى ميل و انحراف است; يعنى، «بل هم قوم عادتهم العدول عن طريق الحق و الإنحراف عنها».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 67 - 5،10

5 - مشركان مكه ، به خاطر ايمان به باطل ، از سوى خداوند سرزنش شدند .

أَوَلم يروا أنّا جعلنا حرمًا ءامنًا . .. أفبالبطل يؤمنون

10 - مشركان مكه ، به خاطر ناسپاسى نعمت هاى الهى ، از سوى خداوند سرزنش شدند .

أَوَلم يروا أنّا جعلنا حرمًا ءامنًا . .. أفبالبطل يؤمنون و بنعمة اللّه يكفرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 14 - 1

1- توبيخ مشركان مكه از سوى خداوند ، به خاطر روى گردانى از پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) ، به رغم دلايل آشكار آن حضرت

و قد جاءهم رسول مبين . ثمّ تولّوا عنه و قالوا معلّم مجنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 10 - 11

11- سرزنش مشركان عرب از سوى خداوند ، به سبب كفرورزى به قرآن ، على رغم ايمان برخى غير عرب به حقانيت آن *

و شهد شهد من بنى إسرءيل على مثله فامن و استكبرتم

اين احتمال در آيه وجود دارد كه تذكر قرآن به ايمان فردى از بنى اسرائيل; از آن جهت براى مشركان عرب سرزنش بار باشد كه بنى اسرائيل در اصل عرب نبودند و عوامل نژادى و زبانى، مقتضى آن بوده تا در برابر قرآن خاضع نشوند. با اين وصف برخى از آنان به قرآن ايمان آوردند; در حالى كه مشركان عرب - كه قرآن به لغت آنان نازل شده - از پذيرش آن امتناع ورزيدند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 19 - 1

1 - سرزنش مشركان مكه از سوى خداوند ، به خاطر پرستش خدايان ( لات ، عزى ، و منات ) بدون هيچ برهان و پشتوانه علمى

أفرءيتم اللّ-ت و العزّى . و منوة الثالثة الأُخرى

آيات پيشين - به ضميمه استفهام انكارى در «أرأيتم» - اشاره به آن دارد كه رهنمودهاى پيامبر(صلی الله علیه و آله) متكى به شهود بود; اما مشركان در دعاوى خويش از هرگونه دليل و برهان بى بهره بودند.

694- سرعت عذاب مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 51 - 7

7 - با نزول عذاب بر مشركان ، آنان هيچ راه گريزى نخواهند داشت و عذاب به سرعت آنها را فرا خواهد گرفت .

و لو ترى إذ فزعوا فلافوت و أُخذوا من مكان قريب

بنابراين كه زمان فزع، هنگام نزول عذاب باشد و عبارت «اُخذوا من مكان قريب» كنايه از سرعت عذاب باشد، نكته ياد شده به دست مى آيد.

695- سركوبى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 13 - 5

5 - سركوبى و شكست مشركان در جنگ بدر ، عقاب شديد الهى براى آنان

فاضربوا فوق الأعناق . .. فإن اللّه شديد العقاب

696- سركوبى مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 14 - 1

1 - سركوبى و شكست مشركان در بدر ، عقوبت دنيوى آنان

ذلكم فذوقوه و أن للكفرين عذاب النار

«كم» در «ذلكم» خطاب به مشركان و «ذا» اشاره به شكست و سركوبى آنان دارد. و «ذلكم» مبتدا و خبر آن به قرينه فراز بعد - «و أن للكافرين ... » - «عقابكم فى الدنيا» است.

697- سرگردانى مشركان حق ناپذير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 110 - 10

10 - خداوند مشركان حق ناپذير را در سرگردانى طغيانشان رها مى سازد.

و نذرهم فى طغينهم يعمهون

698- سرنوشت شوم مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 6 - 16

16 - مشركان ، داراى سرنوشتى سخت و ناگوار

و ويل للمشركين

699- سرنوشت مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 24 - 7

7 - پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) هم اكنون شاهد سرنوشت ذلتبار مشركان در قيامت*

انظر كيف كذبوا على أنفسهم و ضل عنهم ما كانوا يفترون

فعل «انظر» خطاب به پيامبر(صلی الله علیه و آله) است. توجه به گزينش اين مخاطب ويژه، اين احتمال را كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) در دنيا نيز با چشم ملكوتى خود شاهد صحنه هاى قيامت هستند، تقويت مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 73 - 5

5 - منافقان و مشركان ، داراى موضع واحد در قبال امانت الهى بودند و در نتيجه ، داراى سرنوشت يگانه اند .

إنّا عرضنا الأمانة . .. ليعذّب اللّه المنفقين و المنفقت و المشركين و المشركت

700- سرور مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 32 - 9

9 - گروه هاى مختلف مشركان ، به روش و آيين مخصوص خويش ، شادكام و مسرور بودند .

كلّ حزب بما لديهم فرحون

مراد از «كلّ حزب» به قرينه «فرّقوا» و «شيعاً» ممكن است همان مشركان باشند.

701- سطحى نگرى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 30 - 1

1 - افق ديد و نگرش مشركان خداگريز ، محصور در محدوده دنيا و مظاهر آن

و لم يرد إلاّ الحيوة الدنيا . ذلك مبلغهم من العلم

«ذلك» اشاره به دنياگرايى مشركان دارد; يعنى، دنياگرايى منتهاى دانش آنان است.

702- سطحى نگرى مشركان صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 44 - 3

3 - داورى مشركان صدراسلام ، سطحى و براساس ملاك هاى مادى و غفلت آنان از معادلات فرا مادى بود .

أم يقولون نحن جميع منتصر

اتكاى مشركان بر جميعت خويش، نشانه سطحى نگرى آنان در محاسبات است.

703- سفاهت مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 60 - 9

9 - نكوهش خداوند از مشركان بهانه جو ، به خاطر انتخاب نابخردانه آنان ( انتخاب زندگى دنيوى به بهانه از دست دادن سعادت اخروى )

و قالوا إن نتّبع الهدى معك نتخطّف من أرضنا . .. و ما أوتيتم من شىء فمتع الحيوة

704- سفاهت مشركان دوران جاهليت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 140 - 6

6 - مشركان عصر جاهلى به سفاهت خويش در فرزندكشى ناآگاه بودند.

قد خسر الذين قتلوا أولدهم سفها بغير علم

«باء» در «بغير علم» به معناى ملابسه و وصف براى «سفها» است. لذا معنى آيه چنين مى شود: سفاهتى خالى از علم.

705- سلطه شيطان بر مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 100 - 1،8

1- تسلط و استيلاى شيطان ، تنها بر دو گروه فرمانبران از او و مشركان است .

إنما سلطنه على الذين يتولّونه و الذين هم به مشركون

8- « أبى بصير عن أبى عبدالله ( ع ) قال : قلت له : . . . قوله تعالى : « إنما سلطانه على الذين يتولّونه و الذين هم به مشركون » قال : الذين هم بالله مشركون يسلط على أبدانهم و على أديانهم ;

ابوبصير گويد: از امام صادق(ع) در باره سخن خداى تعالى . .. «إنما سلطانه على الذين يتولّونه و الذين هم به مشركون» سؤال كردم، حضرت فرمود: آنان كه به خدا شرك ورزيدند، [شيطان] بر بدن و دينشان مسلط مى شود».

706- سلطه مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 26 - 5

5 - خداوند ، مسلمانان صدر اسلام را پس از هجرت ، در مدينه مأوى داد و از سلطه مشركان خارج كرد .

فأويكم و أيدكم بنصره

707- سنت گرايى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 43 - 4،6

4 - مشركان ، به بهانه حفظ سنت هاى دينى به يادگار مانده از پدرانشان ، در مقابل آيات روشن الهى موضع گيرى كردند .

إذا تتلى عليهم ءايتنا بيّنت قالوا ما هذا إلاّ رجل يريد أن يصدّكم عمّا كان يعب

6 - مشركان ، سنت هاى ديرپاى دينى باقى مانده از پدرانشان را ، بسى ارزشمند مى دانستند .

رجل يريد أن يصدّكم عمّا كان يعبد ءاباؤكم

708- سنت گرايى مشركان صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 2 - 6

6- مشركان در عصر بعثت ، مردمى سنت گرا و كهنه پرست بودند .

ما يأتيهم من ذكر من ربّهم محدث

مخالفت مشركان با پيام هاى جديد الهى، نشانگر سنت پرستى و كهنه گرايى آنان است.

709- سوءظن مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 54 - 5

5 - مشركان ، همواره در ترديد و شكى آميخته با بدگمانى بودند .

إنّهم كانوا فى شكّ مريب

«شكّ» ترديد ذهن به نحو مساوى بين دو چيز و «ريب» شك همراه با تهمت است (الفروق اللغوية).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 6 - 9

9 - رخداد صلح حديبيه ، پاسخى قاطع به بدگمانى منافقان و مشركان درباره موفقيت هاى اسلام *

إنّا فتحنا لك فتحًا مبينًا . ليغفر لك ... و يعذّب المنفقين و ... الظانّين باللّ

چنانچه «و يعذّب. ..» عطف بر «ليغفر لك...» باشد; آيه شريفه مى تواند بيانگراين مطلب باشد كه منافقان و مشركان، به سرنوشت اسلام بدگمان بودند و مى پنداشتند كه خداوند از مؤمنان حمايت نخواهد كرد; ولى صلح پيروزمند حديبيه، نادرستى پندار آنان را اثبات كرد.

710- سوگند مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 109 - 2،7

2 - مشركان مكه معتقد به «الله» بودند و به آن قسم ياد مى كردند.

و أقسموا بالله

7 - ترفندها و سوگند دروغين مشركان مبنى بر ايمان آوردن در صورت نزول آيات، در برخى مؤمنان مؤثر بوده است.

و ما يشعركم أنها إذا جاءت لايؤمنون

«كم» خطاب به مؤمنين است و از اين خطاب چنين بر مى آيد كه احتمالا برخى از مؤمنان تحت تأثير خواسته مشركان بودند و خواهان عملى شدن خواستهاى آنان مى شدند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 38 - 1

1- سوگند مشركان به خدا ، براى مورد انكار قرار دادن حيات اخروى انسانها

و أقسموا بالله جهد أيمنهم لايبعث الله من يموت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 75 - 4

4 - « روى عن أبى جعفر و أبى عبداللّه عليهما السلام أنّ مواقع النجوم رجومها للشياطين فكان المشركون يقسمون بها . . . ;

از امام باقر و صادق(عليهماالسلام) روايت شده كه «مواقع نجوم» رجم شياطين است كه به وسيله ستارگان انجام مى شود و مشركان به آن قسم ياد مى كردند».

711- سوگند مشركان صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 12 - 2

2 - شرك پيشگان عصر بعثت ، بر پيمان صلح خود با مسلمانان ، سوگند وفادارى ياد كرده بودند .

و إن نكثوا أيمنهم من بعد عهدهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 13 - 5

5 - شرك پيشگان صدر اسلام ، بر پيمان خود با مسلمانان سوگند وفادارى ياد كرده بودند .

قوماً نكثوا أيمنهم

712- سوگند مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 109 - 1

1 - مشركان مكه سوگند اكيد ياد كردند كه در صورت مشاهده معجزه مورد نظر خود ايمان مى آورند.

و أقسموا بالله جهد أيمنهم لئن جاءتهم ءاية

713- سوگندهاى مشركان جاهليت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 42 - 1

1 - سوگند مؤكد مشركان ، پيش از بعثت رسول اكرم (صلی الله علیه و آله) ، بر ايمان و پذيرش دين الهى در صورت آمدن پيامبرى براى آنان

و أقسموا باللّه جهد أيمنهم لئن جاءهم نذير ليكوننّ أهدى من إحدى الأُمم

714- سوگندهاى مشركان صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 43 - 2

2 - بعثت پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى مشركان - به رغم سوگند مؤكد آنان بر ايمان و پذيرش - موجب گردنكشى بيشتر و حيله گرى عليه اسلام گرديد .

فلمّا جاءهم نذير ما زادهم إلاّ نفورًا. .. و مكر السّيّىِ

برداشت ياد شده، مبتنى بر اين احتمال است كه «استكباراً» بدل براى «نفوراً» باشد; يعنى، «ما زادهم إلاّ استكباراً».

715- سهولت مؤاخذه مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 51 - 6

6 - گرفته شدن و مؤاخذه مشركان ، دور از دسترس نيست و به آسانى انجام مى گيرد .

و أُخذوا من مكان قريب

716- شايعه مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 175 - 10

10 - تأثير شايعات مشركان و منافقان بر برخى مسلمانان ، به هنگام دعوت رسول خدا (صلی الله علیه و آله) براى شركت در غزوه حمراءالاسد يا بدر صغرا

الّذين قال لهم النّاس انّ النّاس قد جمعوا لكم . .. ذلكم الشّيطان يخوّف اولياءه

چون شيطان و مشركان و منافقان در صدد ترسانيدن و بازداشتن همه مؤمنان بوده اند (انّ النّاس قد جمعوا لكم فاخشوهم)، ولى از «يخوّف اولياءه» استفاده مى شود كه تنها دوستانش را مى ترساند. بنابراين «يخوّف اولياءه»، حاكى از فعليّت و تحقق اين ترس در عدّه اى از مؤمنان است.

717- شبهات مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 30 - 1

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور پاسخ گويى به پرسش مشركان درباره زمان وقوع قيامت

و يقولون متى هذا الوعد . .. قل لكم ميعاد يوم لاتستأخرون عنه ساعة

718- شبهه افكنى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 68 - 1

1 - برخى مشركان و مخالفان پيامبر(صلی الله علیه و آله) با ياوه گويى در صدد مغالطه و ايجاد شبهه در مورد آيات قرآن و ديگر آيات الهى بودند.

و إذا رأيت الذين يخوضون فى ءايتنا

طبرسى (ره) درباره معنى خوض مى گويد: «الخوض التخليط فى المفاوضة على سبيل اللعب و العبث و ترك التفهم و التبيين». يعنى خوض خلط كردن در گفتگو براى بازى و بيهوده گويى است، نه براى فهم و روشن شدن حقيقت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 18 - 7

7 - مجادله و تشكيك مستمر مشركان ، نسبت به برپايى قيامت

إنّ الذين يمارون فى الساعة لفى ضلل بعيد

«ممارات» (مصدر «يمارون») به معناى اصرار بر جدال است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 13 - 4

4- موحدان راستين ، همواره مواجه با ترديد ها و تشكيك هاى عوامل شرك

إنّ الذين قالوا ربّنا اللّه ثمّ استقموا

از ملاحظه نسبت ميان «قالوا ربّنا اللّه» و «ثمّ استقاموا»، استفاده مى شود كه اقرار و اعتراف به توحيد، همواره مواجه با ضديت هايى است كه شخص يكتاپرست بايد با آنها مبارزه كرده و استقامت ورزد. آن عوامل ضد توحيدى، يا اعتقادى است كه منتهى به «شرك» مى شود و يا عملى است كه منتهى به گناه مى گردد.

719- شدت دشمنى مشركان صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 6 - 7

7- عناد و لجاجت برخى از مشركان صدراسلام ، در مقايسه با مخالفان پيامبران پيشين ، شديدتر و بيشتر بود .

ما ءامنت قبلهم. .. أفهم يؤمنون

همزه در «أفهم» براى استفهام انكارى و «فاء» در آن براى افاده تعقيب است. براين اساس معناى آيه چنين مى شود: امت هاى گذشته - على رغم آمدن معجزات درخواستى شان - ايمان نياوردند; آيا اينان كه مردمى لجوج تر و حق ستيزترند، ايمان خواهند آورد؟

720- شدت عذاب مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 26 - 3

3- مشركان ، محكوم به عذابى شديد

الذى جعل مع اللّه . .. فى العذاب الشديد

721- شرارت مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بينه - 98 - 6 - 7

7 - كافران به اسلام ( يهوديان ، مسيحيان ، مجوسيان و مشركان ) ، شرورترين مردم و بدترين مخلوقات اند .

الذين كفروا من أهل الكتب و المشركين . .. أُولئك هم شرّ البريّة

«بريّة» (فعيلة به معناى مفعولة) با كلمه «برى» (به وزن «عصا»; يعنى، خاك) هم خانواده است و تمام خاكيان، از جمله بشر را شامل مى شود (مصباح و مفردات). برخى گفته اند: اين كلمه با فعل «بَرَءَ» (به معناى «خَلَقَ») هم خانواده است و بر تمام

مخلوقات تطبيق مى كند.

722- شرايط آمرزش مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 107 - 11

11 - مشركان در صورت ترك آيين شرك و گرويدن به توحيد و يكتاپرستى ، مورد غفران و رحمت خداوند قرار خواهند گرفت .

لاتدع من دون اللّه ما لاينفعك و لايضرك . .. فلا راد لفضله يصيب به من يشاء من عبا

ذكر «غفران و رحمت» پس از بيان اختصاص فضل خدا به يكتاپرستان، بيانگر ترغيب مشركان به ترك جبهه شرك و دخول در جرگه موحدان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 44 - 17

17- وعده خداوند به آمرزش مشركان ، در صورت بازگشت از شرك

تعلى عمّا يقولون . .. إنه كان حليمًا غفورًا

ذكر تعليل «غفور» در پايان جمله، مى تواند نويدى باشد بر مشركان كه على رغم گناه بزرگ و سخنان ناروا درباره خداوند، امكان آمرزش آنان، وجود دارد.

723- شرايط اسلام مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 5 - 9

9 - اقامه نماز و پرداخت زكات ، شرط پذيرش اسلام مشركان و كافران

فإن تابوا و أقاموا الصلوة و ءاتوا الزكوة فخلّوا سبيلهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 169 - 1

1 - مشركان ، مدعى پذيرش آيين توحيدى و بندگى خالصانه خداى يكتا ، در صورت برخوردار بودن از كتاب آسمانى

لو أنّ عندنا ذكرًا من الأوّلين . لكنّا عباد اللّه المخلصين

724- شرايط ايمان مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 40 - 9

9 - اگر مشركان از صداقت بهره مند باشند، بر گرايش خويش به هنگام سختيها، به خداى يگانه اقرار مى كنند.

قل أرءيتكم . .. أغير اللّه تدعون إن كنتم صدقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 109 - 7

7 - ترفندها و سوگند دروغين مشركان مبنى بر ايمان آوردن در صورت نزول آيات، در برخى مؤمنان مؤثر بوده است.

و ما يشعركم أنها إذا جاءت لايؤمنون

«كم» خطاب به مؤمنين است و از اين خطاب چنين بر مى آيد كه احتمالا برخى از مؤمنان تحت تأثير خواسته مشركان بودند و خواهان عملى شدن خواستهاى آنان مى شدند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 158 - 1،2

1 - آمدن فرشتگان و يا آشكار شدن خداوند، از شرايط مشركان تكذيب كننده قرآن براى ايمان به آن

هل ينظرون إلا أن تأتيهم الملئكة أو يأتى ربك

«نظر»، مصدر «ينظرون»، در اينجا به معناى انتظار و توقع است. استفهام به دليل «إلا» استفهام انكارى مى باشد و بنابراين «هل ينظرون» يعنى «ما ينتظرون». انتظارهايى كه در آيه شريفه مطرح شده هم مى تواند توقعاتى باشد كه از سوى مشركان مطرح شده و هم مى تواند بيان حالت آنان باشد. يعنى اگر كسى قرآن را، كه دليلى روشن است، نپذيرد، تنها در صورتى كه فرشتگان بر او حاضر شوند و يا ... ايمان مى آورد. برداشت فوق ناظر به احتمال اول است.

2 - تحقق برخى از آيات الهى (برخى از حقايق مطرح شده در قرآن، مانند قيامت) از شرايط مشركان تكذيب كننده قرآن براى ايمان به آن

هل ينظرون إلا أن . .. يأتى بعض ءايت ربك

مراد از «بعض آيات ربك»، به دليل «لا ينفع نفساً إيمانها»، آيتى است كه مشاهده آن، حتى منكران قرآن را به ايمان وامى دارد. بنابراين مى توان گفت مقصود، قيامت و مانند آن است. گفتنى است تكرار فعل «إتيان» (تأتيهم، يأتى ربك و يأتى بعض آيات) در آيه شريفه حكايت از تفاوت معناى اراده شده از هر يك دارد. «إتيان» در «يأتى بعض آيات» به معناى تحقق يافتن است.

725- شرايط ايمان مشركان جاهليت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 42 - 1،3

1 - سوگند مؤكد مشركان ، پيش از بعثت رسول اكرم (صلی الله علیه و آله) ، بر ايمان و پذيرش دين الهى در صورت آمدن پيامبرى براى آنان

و أقسموا باللّه جهد أيمنهم لئن جاءهم نذير ليكوننّ أهدى من إحدى الأُمم

3 - مشركان جزيرة العرب پيش از اسلام ، شرط ايمان و پذيرش دين الهى را ، آمدن پيامبرى ويژه براى آنان از جانب خداوند مى دانستند .

و أقسموا باللّه جهد أيمنهم لئن جاءهم نذير ليكوننّ أهدى من إحدى الأُمم

بيشتر مفسران بر اين باورند كه اين گفتار از مشركان، در دوران پيش از اسلام بوده و آنان اين سخن را به اهل كتاب - كه گاهى آنان را به دين الهى دعوت مى كردند - مى گفتند.

726- شرايط ايمان مشركان صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 21 - 2،5

2 - مشركان ، نزول فرشتگان وحى را بر خويش و رؤيت آنها را ، شرط ايمان به خداى يكتا و پذيرش نبوت پيامبر (صلی الله علیه و آله) قرار دادند .

و قال الذين لايرجون لقاءنا لولا أُنزل علينا الملئكة

5 - رؤيت پروردگار ، شرط ديگر مشركان و منكران معاد براى ايمان آوردن به خداى يكتا و پذيرش نبوت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و قال الذين لايرجون لقاءنا . .. أو نرى ربّنا

727- شرايط ايمان مشركان مدينه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بينه - 98 - 2 - 6

6 - اهل كتاب و مشركان مكه و مدينه ، خود را منتظر فرستاده ويژه خداوند مى دانستند و ترك مرام خويش را به آن مشروط ساخته بودند .

لم يكن . .. منفكّين حتّى تأتيهم البيّنة . رسول من اللّه

برداشت ياد شده، ناظر به احتمال اراده «منفكّين عن الكفر» است كه در برداشت هاى آيه پيشين توضيح داده شد.

728- شرايط ايمان مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 90 - 1

1- ايجاد چشمه اى پر آب و جوشان در مكه توسط پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى مشركان ، پيش شرط آنان در ايمان به پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و قالوا لن نؤمن لك حتى تفجر لنا من الأرض ينبوعًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 91 - 1

1- برخوردارى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از باغستانى بزرگ با درخت هاى خرما و انگور و جارى ساختن نهر هاى آب فراوان در لابه لاى آنها ، پيش شرط مشركان مكه براى ايمان آوردن به آن حضرت

و قالوا لن نؤمن لك حتى . .. أو تكون لك جنّة من نخيل و عنب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 92 - 2،7

2- فرود آوردن قطعاتى از آسمان بر مشركان مكه ، پيش شرط آنان در ايمان به پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و قالوا لن نؤمن لك . .. أو تسقط السّماء كما زعمت علينا كسفًا

7- مشركان مكه ، ايمان خود را به پيامبر (صلی الله علیه و آله) منوط به آوردن خدا و فرشتگان ، به صورتى قابل مشاهده كردند .

قالوا لن نؤمن لك حتى . .. أو تأتى بالله و الملئكة قبيلاً

برداشت فوق، مبتنى بر اين است كه «قبيلاً» به معناى مشاهده رو در رو باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 93 - 2،6

2- مشركان مكه ، ايمان خود را به پيامبر (صلی الله علیه و آله) منوط به ايجاد خانه اى از طلا به صورت معجزه آسا كردند .

قالوا لن نؤمن لك حتى . .. أو يكون لك بيت من زخرف

6- صعود پيامبر (صلی الله علیه و آله) به آسمان و آوردن نامه اى براى حقانيت خويش ، پيش شرط مشركان مكه براى ايمان آوردن به آن حضرت

و قالوا لن نؤمن لك حتى . .. أو ترقى فى السّماء و لن نؤمن لرقيّك حتى تنزّل علينا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 36 - 1،3

1- مشركان براى پذيرش درستى معاد ، زنده شدن نياكانشان را از پيامبر (صلی الله علیه و آله) خواستار شدند .

فأتوا بابائنا إن كنتم صدقين

3- مشركان مكه ، خواهان شهود حسى براى ايمان به حقايق غيبى

فأتوا بابائنا إن كنتم صدقين

با اين كه معاد اخروى از امور غيبى به حساب مى آيد، مشركان با پيشنهاد زنده شدن پدرانشان، خواهان محسوس شدن آن بودند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بينه - 98 - 2 - 6

6 - اهل كتاب و مشركان مكه و مدينه ، خود را منتظر فرستاده ويژه خداوند مى دانستند و ترك مرام خويش را به آن مشروط ساخته بودند .

لم يكن . .. منفكّين حتّى تأتيهم البيّنة . رسول من اللّه

برداشت ياد شده، ناظر به احتمال اراده «منفكّين عن الكفر» است كه در برداشت هاى آيه پيشين توضيح داده شد.

729- شرايط توحيد مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 169 - 2

2 - ادعاى مشركان ، مبنى بر پذيرش آيين توحيدى و بندگى خالصانه خداى يكتا ، در صورت آگاه شدن شان از سرنوشت خوب و سعادتمندانه مؤمنان و يكتاپرستان گذشته

لو أنّ عندنا ذكرًا من الأوّلين . لكنّا عباد اللّه المخلصين

توضيح مربوط به برداشت بالا، در ذيل برداشت شماره 5 در آيه قبل (168) آمد.

730- شرايط دوستى با مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 4 - 14

14 - دست برداشتن مشركان از شرك ، تنها شرط رفع خصومت مؤمنان با آنان

بدا بيننا و بينكم العدوة و البغضاء أبدًا حتّى تؤمنوا باللّه وحده

731- شرايط عبوديت مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 169 - 2

2 - ادعاى مشركان ، مبنى بر پذيرش آيين توحيدى و بندگى خالصانه خداى يكتا ، در صورت آگاه شدن شان از سرنوشت خوب و سعادتمندانه مؤمنان و يكتاپرستان گذشته

لو أنّ عندنا ذكرًا من الأوّلين . لكنّا عباد اللّه المخلصين

توضيح مربوط به برداشت بالا، در ذيل برداشت شماره 5 در آيه قبل (168) آمد.

732- شرايط عذاب مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 58 - 7

7 - خداوند آگاهتر از هر كس به اينكه در چه زمان و شرايطى مشركان و منكران پيامبر(صلی الله علیه و آله) را عذاب كند.

لقضى الأمر بينى و بينكم و الله أعلم بالظلمين

733- شرك ربوبى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 150 - 14

14 - مشركان معتقد به وجود شريك براى خدا در ربوبيت هستند.

و الذين لا يؤمنون بالأخرة و هم بربهم يعدلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 51 - 5

5- مشركان ، در تدبير هستى ، كسانى را جايگزين خداوند قرار داده اند كه خود ، مخلوق خدا و فاقد كمترين نقش در خلقت خويش اند .

أفتتّخذونه و ذرّيّته أولياء . .. ما أشهدتّهم ... خلق أنفسهم

734- شرك ربوبى مشركان صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 18 - 8

8 - شرك پيشگان عصر بعثت ، معتقد به خدا و منكر يكتايى او در ربوبيت بودند .

و يعبدون من دون اللّه . .. و يقولون هؤلاء شفعؤنا عند اللّه

735- شرك عبادى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 18 - 4

4 - شرك پيشگان عصر بعثت براى معبودان پندارى خود ، تنديسهايى مى ساختند و در برابر آنها ، به پرستش مى پرداختند .

و يعبدون من دون اللّه ما لا يضرهم و لا ينفعهم

به كارگيرى لفظ «ما» - كه بيشتر در مورد چيزهاى فاقد عقل و انديشه كاربرد دارد - بيانگر برداشت فوق مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 66 - 7

7 - مشركان ، معبود هاى متعددى را مى پرستيدند .

الذين يدعون من دون اللّه شركاء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 33 - 12

12- مشركان در پرستش خدايان دروغين ، خويشتن را فريب داده بودند .

بل زيّن للذين كفروا مكرهم

در اينكه فاعل محذوف از «زيّن» چيست؟ چند احتمال وجود دارد 1- شيطان 2- سران كفر و شرك 3خودِ كافران. برداشت فوق بر اساس سومين احتمال است. بر اين مبنا معناى جمله چنين مى شود: «زيّن الكافرون لأنفسهم مكرَهم» و مفاد آن اين است كه كفرپيشگان با دليلهايى واهى شرك را توجيه كردند و كم كم آنها را زيبا ديدند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 35 - 11

11- شرك در عبادت و تحريم مباح ها و اسناد آن به مشيت خداوند ، از سنت هاى رايج مشركان در طول تاريخ

و قال الذين أشركوا لو شاء الله ما عبدنا من دونه من شىء نحن و لا ءاباؤنا و لاحرّم

736- شرك عبادى مشركان صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 104 - 4

4 - مشركان صدر اسلام ، معبود هاى متعددى را مى پرستيدند .

فلا أعبد الذين تعبدون من دون اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 109 - 7

7- تقليد از گذشتگان و پيروى از سنت پيشينيان ، وادار كننده مشركان عصر بعثت به پرستش معبود هاى دروغين

ما يعبدون إلاّ كما يعبد ءاباؤُهم من قبل

در برداشت فوق «كما» براى تعليل گرفته شده است. بنابراين مفاد «ما يعبدون ...» چنين مى شود: تنها دليل گرايش مشركان به بت پرستى ، اين است كه پدرانشان بت پرست بودند.

737- شرك مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 28 - 4

4 - مشاهده عذاب قيامت زمينه آگاهى و وقوف مشركان بر شرك خويش

ما كنا مشركين . .. بل بدالهم ما كانوا يخفون من قبل

مراد از جمله «ما كانوا يخفون»، به قرينه آيت پيشين ( . .. و اللّه ربنا ما كنا مشركين) مى تواند شرك و اختفاى آن از سوى مشركان در برخى از مواقف قيامت باشد. «من قبل» اشاره به آن موقف است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 111 - 2

2 - مشركان لجوج، حتى در صورت نزول ملائكه بر ايشان، ايمان نمى آورند.

و لو أننا نزّلنا إليهم الملئكة . .. ما كانوا ليؤمنوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 45 - 5،6

5 - انبساط خاطر و شادمانى مشركان به هنگام ياد شدن نام معبودهايى جز خداوند ( معبود هاى ادعايى آنان )

و إذا ذكر الذين من دونه إذا هم يستبشرون

6 - مشركان نسبت به ياد كردن خدا به همراه ياد ديگر معبود ها و نيز عبادت مشترك خدا و معبود ها ، حساس نبوده و مخالفت نمىورزيدند .

و إذا ذكر اللّه وحده اشمأزّت . .. و إذا ذكر الذين من دونه إذا هم يستبشرون

از آيه شريفه به روشنى استفاده مى شود كه مشركان نسبت به ياد كردن خدا به تنهايى حساس بوده و از ياد شدن معبودهاى خود بدون ياد شدن خدا خوشحال مى شدند; ولى در اين آيه از واكنش و حساسيت مشركان در صورتى كه نام خدا و معبودها با هم و مشتركاً ياد شوند، سخنى به ميان نيامده است. بنابراين ياد نشدن آن، مى تواند حاكى از مطلب بالا باشد.

738- شرك مشركان صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 148 - 1

1 - مشركان صدر اسلام، شرك خويش و پدرانشان و بدعتهاى ديگر را به مشيت خدا و رضايت او مى پنداشتند.

سيقول الذين أشركوا لو شاء الله ما أشركنا و لا ءاباؤنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 18 - 2

2 - مشركان عصر بعثت ، به ربوبيت و پروردگارى خدايان متعدد معتقد بودند و آنها را مى پرستيدند .

و يعبدون من دون اللّه . .. و يقولون هؤلاء شفعؤنا

739- شرك مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 42 - 3

3- مشركان مكه ، به وجود خدايانى متعدد در كنار پروردگار جهان معتقد بودند .

قل لو كان معه ءالهة كما يقولون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 9 - 4

4 - مشركان مكه ، گرفتار شرك در زمينه هايى غير از زمينه خالقيت خداوند

و لئن سألتهم من خلق

740- شعيب(ع) و مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 84 - 22

22- شعيب ( ع ) نگران آينده اى ناگوار براى مشركان و گنه كاران مردم خويش

إنى أخاف عليكم عذاب يوم محيط

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 88 - 5

5- برخورد حضرت شعيب ( ع ) با مشركان و كافران ، برخوردى ترحم آميز و مشفقانه بود .

يقوم أرءيتم

تعبير «يا قوم» (اى مردم من) حكايت از شفقت و مهربانى شعيب(ع) دارد.

741- شفاعت از مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 72 - 25

25 - مسيح ( ع ) هرگز مشركان امت خويش را شفاعت نخواهد كرد .

قالوا إنّ اللّه هو المسيح . .. و ما للظلمين من انصار

جمله «و ما الظلمين من انصار» مى تواند حاكى از اعتقاد مسيحيان مبنى بر شفاعت مسيح(ع) از آنان و نجاتشان از دوزخ باشد.

742- شفيعان مشركان صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 18 - 7

7 - مشركان عصر بعثت ، معبودان پندارى خود را واسطه هايى براى شفاعت و پا در ميانى ، ميان انسان ها و خدا مى انگاشتند .

و يعبدون من دون اللّه . .. و يقولون هؤلاء شفعؤنا عند اللّه

743- شقاوت مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 105 - 5

5- مشركان و منكران رسالت پيامبران ، تشكيل دهنده گروهِ تيره بختان در سراى آخرتند .

و ما ظلمنهم و لكن ظلموا أنفسهم . .. فمنهم شقى

آيات پيشين كه سخن از شركورزى و انكار رسالت پيامبران داشت ، قرينه بر اين است كه مشركان و منكران رسالت ، مصداق بارزى از شقاوتمندانند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 20 - 8

8- مشركان ، هرگز رستگار نخواهند شد .

و لن تفلحوا إذًا أبدًا

744- شك مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 104 - 3،5

3 - مشركان نسبت به پايدارى و انعطاف پذيرى پيامبر (صلی الله علیه و آله) در طرد آيين شرك و دعوت به توحيد ، ترديد داشتند .

قل يأيها الناس إن كنتم فى شك من دينى

با توجه به اينكه روى سخن با مشركانى است كه از گرويدن به توحيد امتناع مى كردند، قهراً امتناع آنان يا به خاطر اين است كه هنوز ماهيت و حقيقت توحيد براى آنان روشن نشده بود و يا اينكه هنوز اميدوار بودند كه پيامبر (صلی الله علیه و آله) دست از روش خود بردارد و به كيش آنان در آيد. برداشت فوق بنابر احتمال دوم است.

5 - مشركان ، نسبت به حقيقت آيين توحيدى پيامبر (صلی الله علیه و آله) در ترديد بودند .

قل يأيها الناس إن كنتم فى شك من دينى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 51 - 6

6- مشركان ، به وجود نيرويى كه قادر به احياى دوباره جسد انسان باشد ، در ناباورى و ترديد بودند .

قل كونوا حجارة . .. فسيقولون من يعيدنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 68 - 1

1 - موضع گيرى ناباورانه مشركان در قبال وعده برپايى قيامت

لقد وعدنا هذا . .. إن هذا إلاّ أسطير الأوّلين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 54 - 5

5 - مشركان ، همواره در ترديد و شكى آميخته با بدگمانى بودند .

إنّهم كانوا فى شكّ مريب

«شكّ» ترديد ذهن به نحو مساوى بين دو چيز و «ريب» شك همراه با تهمت است (الفروق اللغوية).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 33 - 3

3- ترديد مشركان ، در امكان معاد ، در عين اعتقاد به وجود آفريدگار *

أوَلم يروا أنّ اللّه الذى خلق . .. بقدر على أن يحيى الموتى

با توجه به اين كه مخاطب آيه شريفه، مشركان است و اصل وجود خداوند مسلم شمرده شده و صرفاً براى امكان معاد، برهان آمده است; مطلب بالا استفاده مى شود.

745- شك مشركان به معاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 49 - 2

2- ترديد و ناباورى مشركان به معاد ، نمونه بارزى از گمراهى آنان است .

فضلّوا . .. و قالوا أءذا كنّا ... أءنَّا لمبعوثون خلقًا جديدًا

746- شك مشركان صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 55 - 1

1 - شك و تردد مشركان صدراسلام نسبت به قرآن والهى بودن آن ، عميق و غير قابل زوال بود .

و لايزال الذين كفروا فى مرية منه حتّى تأتيهم الساعة

متعلق «كفروا» حذف شده و تقدير آن به قرينه «أنّه الحقّ من ربّك» (در آيه پيش)، «كفروا بالقرآن» مى باشد. «مرية» اسم مصدر از فعل «امترى يمترى» و به معناى شك و ترديد است. «ال» در «الساعة» براى عهد ذهنى و «ساعة» به معناى لحظه و هنگام است. بنابراين «الساعة»; يعنى، آن هنگام كه اشاره دارد به زمان برپايى قيامت و حضور مردم در عرصه محشر. «بغت و بغتة» يعنى ناگهان.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 39 - 13

13 - ترديد مشركان عصر بعثت ، در امكان قيامت و رستاخيز مردگان

إنّ الذى أحياها لمحى الموتى إنّه على كلّ شىء قدير

تأكيد جمله «إنّ الذى أحياها لمحى الموتى» با حروف «إنّ» و «لام»، بيانگر ترديد مشركان عصر بعثت در امكان معاد است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 43 - 2

2- ترديد و ناباورى مشركان صدراسلام نسبت به دوزخ و وجود درختى به نام زقّوم در آن

إنّ شجرت الزقّوم

تأكيد با «إنّ» و جمله اسميه از ترديد يا نكار مخاطبان نسبت به مضمون آن مى كند آيه 50 «إن هذا ما كنتم به تمترون» مؤيد برداشت مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 12 - 1

1 - مجادلات و اظهار ترديد هاى مشركان ، درباره وحى و مشاهدات قلبى پيامبر (صلی الله علیه و آله)

أفتمرونه على مايرى

«ممارات و مراء» (مصدر «تمارون») معادل «مجادله و جدال» است; يعنى، «أفتمارونه على مايرى».

747- شك مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 61 - 4

4 - ترديد و استبعاد مشركان مكه ، در امكان وقوع قيامت

و إنّه لعلم للساعة فلاتمترنّ بها

748- شكايت اخروى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 86 - 2

2- مشركان ، در قيامت با خداوند سخن مى گويند و از معبودهايشان شكايت مى كنند .

قالوا ربّنا هؤلاء شركاؤنا

جمله «فألقوا إليهم القول . ..» مى تواند قرينه باشد بر اينكه سخن مشركان (قالوا ...) به عنوان شكايت ادا مى شود.

749- شكست توطئه مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 76 - 7

7- توطئه مشركان براى اخراج پيامبر (صلی الله علیه و آله) از مكه ، عقيم ماند و به ثمر نرسيد .

و إن كادوا ليستفزّونك من الأرض ليخرجوك منها و إذًا لايلبثون خلفك إلاّ قليلاً

از تعبير «و إن كادوا ليستفزّونك» (نزديك بود تو را اخراج كنند) به دست مى آيد كه آنان، نتوانستند هدف خويش را در اخراج پيامبر(صلی الله علیه و آله) از مكه عملى سازند.

750- شكست توطئه هاى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 65 - 2

2 - خداوند ، پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) را در قبال سخنان نارواى مشركان دلدارى داده و با وعده غلبه قطعى توحيد بر شرك ، آن حضرت را از ناكامى و نافرجامى توطئه هاى آنان ، مطمئن ساخت

و لا يحزنك قولهم إن العزة للّه جميعاً

751- شكست مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 13 - 5

5 - سركوبى و شكست مشركان در جنگ بدر ، عقاب شديد الهى براى آنان

فاضربوا فوق الأعناق . .. فإن اللّه شديد العقاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 14 - 1

1 - سركوبى و شكست مشركان در بدر ، عقوبت دنيوى آنان

ذلكم فذوقوه و أن للكفرين عذاب النار

«كم» در «ذلكم» خطاب به مشركان و «ذا» اشاره به شكست و سركوبى آنان دارد. و «ذلكم» مبتدا و خبر آن به قرينه فراز بعد - «و أن للكافرين ... » - «عقابكم فى الدنيا» است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 109 - 11

11- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، پيروزى اسلام را به مشركان و كافران حق ناپذير يادآور شد و شكستشان را به آنان هشدار داد .

و إن أدرى أقريب أم بعيد ماتوعدون

برداشت ياد شده مبتنى بر اين است كه مقصود از «ماتوعدون» پيروزى اسلام و شكست جبهه شرك و كفر باشد. گفتنى است كه جمله «أنّ الأرض يرثها عبادى الصالحون» در آيه 105 مؤيد همين ديدگاه است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 9 - 10،11

10 - ذلت و شكست ، سرنوشت محتوم جبهه شرك و ضد توحيد

و من الناس من يجدل . .. له فى الدنيا خزى

11 - نويد عزت و پيروزى به اهل ايمان و شكست و خوارى كافران و مشركان صدراسلام

و من الناس من يجدل. .. ثانى عطفه... له فى الدنيا خزى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 170 - 4

4 - اعلام خداوند مبنى بر شكست خوردن مشركان مخالف قرآن و گرفتار شدن آنان به پى آمد هاى سوء كفرشان در آينده نزديك

فكفروا به فسوف يعلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 88 - 3

3 - كافران و مشركان ، به عذاب و شكست تهديد شدند .

و لتعلمنّ نبأه بعد حين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 6 - 10

10 - منافقان و مشركان ، گرفتاران واقعى در گرداب بدى ها و شكست ها

عليهم دائرة السوء

بنا بر اين كه جمله «عليهم. ..» درمقام اخبار باشد - ونه انشاء - برداشت بالا استفاده مى شود.

752- شكست مشركان در غزوه بدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 45 - 3

3 - اخبار خداوند ، از شكست قريب الوقوع جماعت شرك پيشه در جنگ بدر

سيهزم الجمع و يولّون الدّبر

با توجه به تطبيق اين آيه بر جنگ بدر - در آراى مفسران - و با توجه به اين كه آيات ياد شده مكّى است و جنگ بدر نخستين مرحله انهزام مشركان بوده است; برداشت ياد شده به دست مى آيد.

753- شكست مشركان قريش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 12 - 6

6 - رعب و وحشت كافران در جنگ بدر ، از عوامل شكست آنان در آن جنگ

سألقى فى قلوب الذين كفروا الرعب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 19 - 6

6 - كافران شكست خورده در جنگ بدر ، مورد تهديد خداوند به چشيدن دوباره طعم شكست در صورت بازگشت به جنگ

و إن تعودوا نعد

754- شكست مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 15 - 2

2 - فرجام يهود بنى نضير در موضع گيرى عليه اسلام ، منتهى به شكست آنان ، همچون فرجام مشركان مكه در بدر *

كمثل الذين من قبلهم قريبًا

برخى برآنند كه مراد از «الذين من قبلهم قريبًا»، مشركان مكه در بدر است.

755- شكنجه اخروى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 26 - 4

4- جهنّم ، دربردارنده شكنجه هاى سخت براى مشركان

ألقيا فى جهنّم . .. فألقياه فى العذاب الشديد

756- شگفتى بينش مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 154 - 1،2

1 - داورى و ديدگاه مشركان درباره خداوند ، بى اساس و شگفت آور است .

أصطفى البنات على البنين . ما لكم كيف تحكمون

استفهام در آيه شريفه، از نوع استفهام انكارى و تعجبى است.

2 - انتساب برگزيدن دختر به خداوند - به جاى پسر- داورى ناشايست و شگفت آور

أصطفى البنات على البنين . ما لكم كيف تحكمون

757- شگفتى حشر اخروى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 51 - 4

4 - برانگيخته شدن مشركان در قيامت ، حادثه اى است شگفت آور .

و لو ترى إذ فزعوا فلافوت

جواب «لو» به قرينه «إذ فزعوا»، مى تواند چيزى محذوف مثل «أمراً هائلاً» و «أمراً عجيباً» باشد.

758- شگفتى عذاب دنيوى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 21 - 21

21- روز فرا رسى عذاب دنيوى مشركان و كافران ، روزى بس شگفت و عظيم

إنّى أخاف عليكم عذاب يوم عظيم

مراد از «عذاب يوم عظيم» ممكن است عذاب دنيوى باشد.

759- شگفتى عصيان مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بينه - 98 - 1 - 14

14 - سرپيچى كافرانِ اهل كتاب و مشركان ، از پذيرش اسلام و انشعاب از مجموعه گروندگان به آن پس از ظهور « بيّنه » ، رفتارى نكوهيده و شگفت

لم يكن الذين كفروا. .. منفكّين حتّى تأتيهم البيّنة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بينه - 98 - 5 - 14

14 - سرپيچى كافران اهل كتاب و مشركان ، از پذيرش اسلام و محروم ساختن خويش از توحيد ، اعتدال ، نماز و زكات ، شگفت آور است .

لم يكن الذين كفروا . .. منفكّين ... و ما أُمروا إلاّ ليعبدوا اللّه ... حنفاء و ي

چنانچه جمله «و ما أمروا. ..»، ناظر به اوامر اسلامى باشد، مفاد آيه - با توجّه به ارتباط آن با آغاز سوره - اين مى شود كه مگر اسلام، چه اوامرى دارد كه كافران، همچنان از مرام خود منفكّ نشده و به اين دين روى نمى آورند؟!; اين دين كه سراسر توحيد و نماز و زكات است، چه فرمان نادرستى در آن است كه آنان از پذيرش اين دين، امتناع مىورزند؟!.

760- شگفتى قضاوت مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 154 - 1،2

1 - داورى و ديدگاه مشركان درباره خداوند ، بى اساس و شگفت آور است .

أصطفى البنات على البنين . ما لكم كيف تحكمون

استفهام در آيه شريفه، از نوع استفهام انكارى و تعجبى است.

2 - انتساب برگزيدن دختر به خداوند - به جاى پسر- داورى ناشايست و شگفت آور

أصطفى البنات على البنين . ما لكم كيف تحكمون

761- شگفتى مرگ مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 51 - 5

5 - هنگامه مرگ مشركان ، هنگامه اى ديدنى و عجيب است .

و لو ترى إذ فزعوا

بر اين احتمال كه زمان فزع، زمان مرگ بوده و جواب «لو» چيز محذوفى مثل «لرأيت أمراً عجيباً» باشد، نكته ياد شده قابل استفاده است.

762- شگفتى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 19 - 5

5 - عبادت و نماز پيامبر (صلی الله علیه و آله) و ياران آن حضرت ، امرى شگفت آور و جذاب براى كافران و مشركان

كادوا يكونون عليه لبدًا

763- شگفتى مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 31 - 4

4 - اظهار شگفتى و ناباورى مشركان مكه ، نسبت به نزول وحى بر فردى عادى و غيراشرافى

لولا نزّل هذا القرءان على رجل من القريتين عظيم

با توجه به اعتراض مشركان مكه كه چرا پيامبر، از ميان اشراف و ثروتمندان برگزيده نشد، فقر و تنگدستى پيامبر(صلی الله علیه و آله) به دست مى آيد.

764- شيطان و مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 202 - 5

5 - شيطان برادر انسان هاى مشرك و بى تقواست .

و إخونهم يمدونهم فى الغى

ضمير در «إخوانهم» مى تواند به مشركان و بى تقوايان برگردد. بر اين مبنا مراد از «اخوان»، به قرينه آيه قبل، شيطان است. قابل ذكر است كه در اين صورت ضمير فاعلى در «يمدونهم» به «اخوان» و ضمير مفعولى به مشركان و بى تقوايان برمى گردد.

765- صالح(ع) و مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 63 - 5

5- برخورد حضرت صالح ( ع ) با مشركان و كافران ، برخوردى ترحم آميز و مشفقانه بود .

يقوم أرءيتم

تعبير «يا قوم» (اى مردم من) حكايت از شفقت و ترحم صالح(ع) دارد.

766- صبر بر اذيتهاى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 174 - 3

3 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) و ياران ايشان ، مأمور به صبر و شكيبايى در برابر آزار ها و كارشكنى هاى مشركان و كافران معاند

فتولّ عنهم حتّى حين

توصيه به اعراض و بى اعتنايى، در شرايطى كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) و ياران آن حضرت، مورد آزار و شكنجه دشمنان كافر قرار داشتند، در حقيقت توصيه به صبر و شكيبايى بيشتر است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 178 - 3

3 - پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) و ياران ايشان ، مأمور به صبر و شكيبايى در برابر آزار ها و كارشكنى هاى مشركان و كافران معاند

و تولّ عنهم حتّى حين

توصيه به اعراض و بى اعتنايى در شرايطى كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) و يارانش مورد آزار و شكنجه دشمنان كافر قرار داشتند، در حقيقت توصيه به صبر و شكيبايى بيشتر است.

767- صبر بر اذيتهاى مشركان صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 60 - 1

1 - بردبارى و خويشتن دارى مؤمنان و مهاجران ، در برابر فشار ها و آزار هاى مشركان و پرهيز از انتقام گيرى ، امرى مهم ، سرنوشت ساز و مورد توصيه مؤكد خداوند ( در اوايل هجرت از مكّه به مدينه )

و الذين هاجروا . .. و إنّ اللّه لعليم حليم . ذلك

«ذلك» خبر براى مبتداى محذوف و اشاره است به توصيه خدا به مؤمنان و مهاجران صدراسلام مبنى بر اين كه در برابر فشارها و آزارهاى مشركان، خويشتن دارى كنند و بردبارى را از دست ندهند. گفتنى است كه در چنين مواردى معمولاً از كلمه «هذا» استفاده مى كنند. بنابراين به كارگيرى «ذلك» - كه براى اشاره به دور است - بيانگر اهميت خويشتن دارى در برابر آزارهاى

مشركان صدراسلام در آن مقطع خاص مى باشد; مقطعى كه ظاهراً هنوز مؤمنان از نيروى كافى براى برخورد قهرآميز با دشمن، برخوردار نبودند.

768- صبر بر ظلم مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 42 - 1

1- مسلمانان مهاجر از ستم مشركان مكه ، مردمانى صبور بودند كه در برابر ستم ظالمان شكيبايى پيشه كردند .

و الذين هاجروا فى الله . .. الذين صبروا

«الذين» عطف بيان براى «الذين» در آيه سابق است.

769- صبر در برابر مشركان صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 5 - 2

2 - صبر در برابر موضع گيرى هاى تكذيب گرانه و استهزاآميز شرك پيشگان صدراسلام ، توصيه خداوند به پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله)

سأل سائل بعذاب واقع . .. فاصبر صبرًا جميلاً

توصيه به صبر - پس از بيان بعضى از گفته ها و درخواست هاى كافران - مى تواند اشاره به مطلب ياد شده باشد.

770- صفات مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 96 - 10

10 - مشركان ، به زندگى دنيا حريص و دل بسته اند .

لتجدنهم أحرص الناس . .. و من الذين أشركوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 15 - 11

11 - مخالفت مشركان با رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و قرآن كريم ، برخاسته از روح لجاجت و گردنكشى آنان

و إذا تتلى عليهم ءاياتنا بينت قال الذين لا يرجون لقاءنا ائت بقرءان غير هذا أو بد

با توجه به اينكه آيات الهى، آشكار و واضح بود و در عين حال مشركان از پذيرش آن امتناع ورزيدند، برداشت فوق استفاده مى گردد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 42 - 3

3 - لجاجت و روح حق ناپذيرى مشركان ، مانع از تأثير نهايى دعوت و هدايت پيامبر (صلی الله علیه و آله) در آنان بود .

إن كاد ليضلّنا عن ءالهتنا لولا أن صبرنا عليها

برداشت فوق، با توجه به اين نكته است كه صبر و مقاومت در برابر دعوت به حق پيامبر(صلی الله علیه و آله)، معنايى جز لجاجت و عناد ندارد و نشانه وجود روح حق ناپذيرى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 28 - 3

3 - پندارگريى و گمان محورى ، شالوده هويت مشركان بى باور به آخرت

إنّ الذين لايؤمنون بالأخرة . .. إن يتّبعون إلاّ الظنّ

با توجه به حصر در «إن يتّبعون إلاّ الظنّ»، مطلب بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - كافرون - 109 - 1 - 4

4 - مشركان ، مستورسازنده حقيقت اند .

قل يأيّها الكفرون

به كار بردن عنوان «كافر» - كه به معناى پوشاننده و انكاركننده امرى معلوم است - تعريض به مخاطبان است كه بين من و شما، اين شما هستيد كه حقيقت را پوشانده ايد.

771- صفات مشركان صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 13 - 3

3 - لجاجت و حق ناپذيرى ، از اوصاف مشركان صدر اسلام

و إذا ذكّروا لا يذكرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 45 - 3

3 - ايمان نداشتن به جهان آخرت ، از اوصاف مهم و شناخته شده مشركان صدراسلام

الذين لايؤمنون بالأخرة

توصيف مشركان به ايمان نداشتن به آخرت و انتخاب اين وصف از ميان اوصاف ديگر آنان، مى تواند بيانگر مطلب ياد شده باشد.

772- صلح با مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 2 - 9

9 - صلح با مشركان ، در شرايط سخت و دشوار مكه ، نعمتى بزرگ و راه گشاى حركت هاى سرنوشت ساز بعدى پيامبر (صلی الله علیه و آله) *

فتحنا لك فتحًا . .. و يتمّ نعمته عليك و يهديك صرطًا مستقيمًا

با توجّه به اين كه صلح حديبيه، در شرايط دشوار صورت گرفته است; احتمال مى رودكه نعمت شمرده شدن آن، از اين جهت بوده كه فرصتى براى تجديد قوا پديد آورده و راه را به سوى حركت هاى مهم بعدى گشوده است (و يهديك صراطاً مستقيماً).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 27 - 17

17- صلح حديبيه و تن دادن مشركان لجوج به پيمان ، فتحى براى مؤمنان

فجعل من دون ذلك فتحًا قريبًا

773- صورت مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 58 - 1

1- چهره مشركان دوران جاهلى ، به هنگام دريافت خبر دختردار شدن ، از شدت غضب و ناراحتى ، دگرگون مى شد .

و إذا بشّر أحدهم بالأُنثى ظلّ وجهه مسودًّا

774- ضعف فهم مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 25 - 1

1 - برخى مشركان، على رغم گوش فرادادن به كلام پيامبر(صلی الله علیه و آله)، از فهم آن عاجزند.

و منهم من يستمع اليك و جعلنا على قلوبهم أكنة أن يفقهوه و فى ءاذانهم وقرا

مرجع ضمير «منهم»، به قرينه آيات گذشته، مشركان است.

775- ضعف مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 2 - 3

3 - مشركان ، تنها تسليم و متواضع در برابر قدرت سياسى و نظامى و نه منطق و برهان *

إنّا فتحنا . .. ليغفر لك اللّه

مراد از «غفران ذنب»، مى تواند زدايش بدگمانى ها و بدخواهى ها از سينه دشمنان باشد. با توجه به اين نكته، از مجموع دو آيه استفاده مى شود كه دل هاى سخت مشركان با منطق وحى، رام نگشته ولى با پيروزى سياسى پيامبر(صلی الله علیه و آله) در صلح حديبيه، به تسليم و تواضع واداشته شده است.

776- ضعف مشركان در غزوه بدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 43 - 13

13 - خداوند به دليل آگاهيش بر عوامل اطمينان بخش قلب ها و علمش به زمينه هاى سستى آفرين ، مشركان بدر را در رؤياى پيامبر (صلی الله علیه و آله) اندك نمايان ساخت .

و لكن اللّه سلم إنه عليم بذات الصدور

777- ضعف مشركان قريش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 7 - 2

2 - كاروان تجارى قريش ، فاقد نيروى دفاعى مقاوم

غير ذات الشوكة

«شوكة» به معناى خار درخت و بوته است و در آيه كنايه از سلاحهاى جنگى است. بنابراين «غير ذات الشوكة» يعنى گروهى نامسلح. و مقصود از آن كاروان تجارى قريش است كه به سركردگى ابوسفيان و همراه با چهل نفر از شام به سوى مكه در حركت بودند.

778- ضيق صدر مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 36 - 11

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 36 - 11

11- كافران و مشركان مكه مردمى تنگ نظر ، متعصب و ناتوان در تحمل افكار مخالفان بودند .

أهذا الذى يذكر ءالهتكم و هم بذكر الرحمن هم كفرون

برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه كافران مكه، حتى تحمّل شنيدن نام خداى رحمان را نداشتند، و با پيامبر اسلام، همواره با تمسخر و استهزا برخورد مى كردند.

779- طعن مشركان در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 2 - 8

8- « عن جابربن عبدالله قال : قال رسول الله (صلی الله علیه و آله) : إن ناساً من أمتى يعذبون بذنوبهم فيكونون فى النار ما شاء الله أن يكونوا ، ثم يعيرهم أهل الشرك فيقولون : ما نرى ما كنتم فيه من تصديقكم نفعكم . فلايبقى موحّد إلاّ أخرجه الله تعالى من النار ثم قرأرسول الله (صلی الله علیه و آله) : « ربما يودّ الذين كفروا لو كانوا مسليمين » ;

جابربن عبدالله روايت كرده است كه رسول خدا(صلی الله علیه و آله)فرمود: هماناگروهى از امت من به سبب گناهانشان عذاب مى شوند. پس مدتى كه خدا مى خواهد در آتش هستند; سپس اهل شرك آنان را سرزنش مى كنند و مى گويند: نمى بينيم كه ايمان شما برايتان سودى داشته است. پس هيچ موحدى نمى ماند مگر اينكه خدا او را از آتش بيرون مى آورد; سپس رسول خدا(صلی الله علیه و آله) اين آيه را قراءت فرمود: «ربما يود الذين كفروا لو كانوا مسلمين».

780- طغيان مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 110 - 10

10 - خداوند مشركان حق ناپذير را در سرگردانى طغيانشان رها مى سازد.

و نذرهم فى طغينهم يعمهون

781- طغيانگرى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 15 - 11

11 - مخالفت مشركان با رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و قرآن كريم ، برخاسته از روح لجاجت و گردنكشى آنان

و إذا تتلى عليهم ءاياتنا بينت قال الذين لا يرجون لقاءنا ائت بقرءان غير هذا أو بد

با توجه به اينكه آيات الهى، آشكار و واضح بود و در عين حال مشركان از پذيرش آن امتناع ورزيدند، برداشت فوق استفاده مى گردد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 27 - 2

2- تبرّى شيطان در قيامت ، از انحرافات و طغيان گرى مشركان

قال قرينه ربّنا ما أطغيته

بنابراين كه مراد از «قرين» شيطان باشد، برداشت بالا به دست مى آيد.

782- ظلم مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 58 - 9

9 - مشركان و منكران رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) ستمگرند.

و الله أعلم بالظلمين

چون آيات گذشته در مقام احتجاج با مشركان است، مصداق مورد نظر از ستمگران، آنان هستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 19 - 8

8 - كافران و مشركان ، مردمانى ستم پيشه اند .

و اللّه لايهدى القوم الظلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 52 - 3

3 - مشركان تكذيب كننده پيامبر (صلی الله علیه و آله) و قرآن ، مردمى ظالم و ستم پيشه اند .

أثم إذا ما وقع ءامنتم به . .. ثم قيل للذين ظلموا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 15 - 12

12- شرك ، گناهى بزرگ است و مشركان ، ظالم ترين مردمان اند .

اتّخذوا من دونه ءالهة . .. فمن أظلم ممّن افترى على اللّه كذبًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 8 - 8

8 - مشركان ، مردمانى ستمگر

و قال الذين كفروا . .. و قال الظلمون إن تتّبعون إلاّ رجلاً مسحورًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 11 - 12

12 - مشركان ، مردمانى ظالم اند .

فأرونى ماذا خلق الذين من دونه بل الظلمون

«ال» در «الظالمون» مى تواند عهد و اشاره به مشركان باشد كه مخاطب خداوند در آيه اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 31 - 8

8 - مشركان ، مردمانى ظالم اند .

و قال الذين كفروا لن نؤمن . .. و لو ترى إذ الظلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 42 - 5

5 - مشركان ، مردمانى ظالم اند .

و يوم يحشرهم . .. أهؤلاء إيّاكم كانوا يعبدون ... نقول للذين ظلموا

به قرينه سياق، مراد از «الذين ظلموا» همان كسانى اند كه غير خدا را مى پرستيده اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 40 - 11

11 - شرك ، ظلم است و مشركان ، ظالم اند .

بل إن يعد الظلمون بعضهم بعضًا إلاّ غرورًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 22 - 3

3 - شرك و تكذيب معاد ظلم است و مشركان و تكذيب گران معاد ، ظالم اند .

هذا يوم الفصل الذى كنتم به تكذّبون . احشروا الذين ظلموا

برداشت ياد شده از ستم پيشه خواندن مشركان و تكذيب كنندگان معاد، به دست مى آيد.

783- ظلم مشركان صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 94 - 3

3 - مشركان عصر بعثت ، مردمى ظالم و ستمگر

ربّ فلاتجعلنى فى القوم الظلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 8 - 7

7 - ناگزيرى مسلمانان به ترك اموال و خانه هاى خويش و اقدام به هجرت و رهايى از ستم مشركان

أُخرجوا من ديرهم و أمولهم

از ماده «إخراج» و نيز مجهول آمدن فعل «أُخرجوا»، اضطرار و ناگزيرى استفاده مى شود.

784- ظلم مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 41 - 2،3

2- عده اى از مسلمانان صدراسلام براى رهايى از ظلم و ستم مشركان مكه ، از آن شهر هجرت كردند .

و الذين هاجروا فى الله من بعد ما ظلموا

به دليل اينكه سوره نحل در مكه نازل شده است، احتمال دارد مراد از «الذين هاجروا» مسلمانانى باشد كه از مكه هجرت كرده و به حبشه يا مدينه رفتند.

3- مسلمانان در مكه ، مورد ظلم و ستم مشركان بودند .

و الذين هاجروا فى الله من بعد ما ظلموا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 59 - 15

15 - مشركان مكه ، مردمانى ستم پيشه

و ما كنّا مهلكى القرى إلاّ و أهلها ظلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 49 - 9

9 - مشركان مكه ، مردمى ستم پيشه و منكر آيات الهى بودند .

ما يجحد بأيتنا إلاّ الكفرون . .. و ما يجحد بأيتنا إلاّ الظلمون

«ال» در «الظالمون» عهد بوده و اشاره به «الكافرون» در آيه چهل و هفت دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 13 - 2

2- دلجويى خداوند از پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در قبال ستم مشركان و ناگزيرى آن حضرت به ترك سرزمين خويش

و كأيّن من قرية هى أشدّ قوّة من قريتك الّتى أخرجتك أهلكنهم

يادآورى خداوند به فرجام هلاكت بار مشركان، در حقيقت مرهمى بر آلام پيامبر(صلی الله علیه و آله) از ستم مشركان است.

785- عبادات مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 2 - 34

34 - انجام عمره و زيارت خانه خدا ، امرى مرسوم در نزد مشركان عصر بعثت

و لاءآمين البيت الحرام . .. و لايجرمنكم شنئان قوم ان صدوكم

در شأن نزول آيه آمده است كه مشركان براى عمره و زيارت خانه خدا راهى مكه بودند و مسلمانان خواهان هجوم به آنان شدند، در آن هنگام اين آيه نازل شد. (مجمع البيان) جمله «و لايجرمنكم» اين معنا را تأييد مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 45 - 6

6 - مشركان نسبت به ياد كردن خدا به همراه ياد ديگر معبود ها و نيز عبادت مشترك خدا و معبود ها ، حساس نبوده و مخالفت نمىورزيدند .

و إذا ذكر اللّه وحده اشمأزّت . .. و إذا ذكر الذين من دونه إذا هم يستبشرون

از آيه شريفه به روشنى استفاده مى شود كه مشركان نسبت به ياد كردن خدا به تنهايى حساس بوده و از ياد شدن معبودهاى خود بدون ياد شدن خدا خوشحال مى شدند; ولى در اين آيه از واكنش و حساسيت مشركان در صورتى كه نام خدا و معبودها با هم و مشتركاً ياد شوند، سخنى به ميان نيامده است. بنابراين ياد نشدن آن، مى تواند حاكى از مطلب بالا باشد.

786- عبادت مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 71 - 9

9 - مشركان ، پرستشگر معبودانى اعتبارى و متكى به خدايانى پوچ و واهى

اتجدلوننى فى أسماء سميتموها أنتم و ءاباؤكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 11 - 8

8 - مشركان ، به دليل عبادت معبودانى عاجز از هرگونه آفرينندگى ، در گمراهى آشكارند .

ماذا خلق الذين من دونه بل الظلمون فى ضلل مبين

787- عبرت از فرجام مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 103 - 2

2 - مطالعه در فرجام شوم گمراهان شرك پيشه در جهان آخرت ، در بردارنده درسى بزرگ براى مردمان

يوم لاينفع مال و لابنون . .. إنّ فى ذلك لأية

برداشت ياد شده بر اين اساس است كه «ذلك» اشاره به مضمون آيات پيشين نيز داشته باشد. گفتنى است كه آيات قبل در زمينه فرجام شوم گمراهان و مشركان بود.

788- عبرت ناپذيرى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 40 - 5

5 - مشركان ، على رغم مشاهده بقاياى شهر ويران شده قوم لوط ، از آن عبرت نگرفتند .

و لقد أتوا على القرية التى أُمطرت مطر السوء أفلم يكونوا يرونها

برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه استفهام در «أفلم يكونوا» انكارى و براى توبيخ است; يعنى، آنان آثار به جا مانده از قوم هلاك شده لوط را ديدند; ولى از آن عبرت نگرفتند.

789- عبرت ناپذيرى مشركان صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 46 - 6

6 - مشركان تكذيب گر و حق ستيز عصر بعثت ، مردمى پندناپذير و كوردل

و إن يكذّبوك . .. أفلم يسيروا فى الأرض ... القلوب التى فى الصدور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 31 - 2

2 - كافران و مشركانِ صدراسلام ، به دليل عبرت نگرفتن از سرنوشت هلاكت بار كافران پيش از خود ، مورد سرزنش خدا قرار گرفتند .

ألم يروا كم أهلكنا قبلهم من القرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 155 - 2

2 - مشركان صدراسلام ، مردمى غافل و پندناپذير بودند .

أفلاتذكّرون

790- عجب مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 23 - 9

9 - مشركان ، مردمى خودبين ، هواپرست و منفعت طلب

ألكم الذّكر و له الأُنثى . .. إن يتّبعون إلاّ الظنّ و ما تهوى الأنفس

با توجه بدين نكته كه حتى شرك مشركان، برخاسته از هواپرستى و منفعت خواهى آنان است، مطلب بالا استفاده مى شود. گفتنى است كه در آيه «ألكم الذّكر...»، نمودى از اين خودبينى ارائه شده است.

791- عجز اخروى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 53 - 6

6- مشركان ، در قيامت ، راهى براى نجات خود از آتش نخواهند يافت .

فظنّوا أنّهم مواقعوها و لم يجدوا عنها مصرفًا

«مواقعة» در مورد جنگ به كار مى رود (مفردات راغب) و مفاد آيه، اين است كه مشركان، براى دور ساختن آتش از خود و چيره شدن بر آن، تلاش مى كنند ولى راه گريزى نخواهند يافت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 19 - 3

3 - مشركان در قيامت ، ناتوان از دفاع از خويش در برابر عذاب الهى و يافتن هرگونه يار و ناصرى براى خود

فما تستطيعون صرفًا و لانصرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 42 - 3

3 - كافران و مشركان در عرصه قيامت به سجده فرا خوانده مى شوند ; ولى آنان از اين كار ناتوان اند .

و يدعون إلى السجود فلايستطيعون

792- عجز از اجابت دعاى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 5 - 3

3- ناتوانى بت ها از شنيدن و اجابت نيايشِ مشركان ، دليلى واضح بر بيهودگى عبادت آنها

و من أضلّ ممّن يدعوا . .. من لا يستجيب ... و هم عن دعائهم غفلون

793- عجز از حمايت مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 59 - 9

9 - ناتوانى معبود هاى باطل از حمايت مشركان در قبال عذاب الهى ، درسى بزرگ براى ساير شرك پيشگان

ءَآللّه خير أمّا يشركون

794- عجز شفيعان مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 43 - 3

3 - معبود ها و شفيعان مشركان عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، فاقد هرگونه توانايى و تعقل

قل أَوَلو كانوا لايملكون شيئًا و لايعقلون

795- عجز مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 19 - 8،9

8 - نيرو هاى شرك و كفر هر چند فراوان باشند ، توان شكست اهل ايمان را ندارند .

و لن تغنى عنكم فئتكم شيئا و لو كثرت

9 - توان نيرو هاى شرك و كفر هر چند فراوان باشند ، در برابر خدا پوچ و بى اثرند .

و لن تغنى عنكم فئتكم شيئا و لو كثرت و أن اللّه مع المؤمنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 3 - 10

10 - اعلام قدرت بى انت هاى خداوند به عموم مشركان صدر اسلام و هشدار به بى نتيجه بودن مقاومت در برابر او

و إن توليتم فاعلموا أنكم غير معجزى اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 39 - 1

1 - مشركان ، آياتى از قرآن را كه حامل معارفى بلند بوده و در ظرف كوچك ذهن آنان جاى نمى گرفت ، انكار مى كردند .

أم يقولون افتريه . .. بل كذبوا بما لم يحيطوا بعلمه

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه «ما» در «بما لم يحيطوا . .. » اشاره به دسته اى از آيات قرآن باشد و ماى محذوف در «لما يأتهم تأويله» - كه عطف بر «لم يحيطوا» و به تقدير «و كذبوا بما لما يأتهم تأويله» است - اشاره به دسته اى ديگر از آيات باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 54 - 9

9 - ستم پيشگان مشرك ، به هنگام مشاهده عذاب ، زبانشان بند آمده ، توانايى اظهار ندامت از كرده هاى گذشته خويش را نخواهند داشت .

و لو أن لكل نفس ظلمت . .. و أسروا الندامة لما رأوا العذاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 44 - 13

13- مشركان تسبيح و ثناگويى موجودات براى خداوند را درك نمى كنند .

و لكن لاتفقهون تسبيحهم

بنابر اينكه اين آيه، ادامه قول پيامبر(صلی الله علیه و آله) باشد كه خداوند خطاب به آن حضرت فرمود: «به مشركان بگو. ...»، برداشت فوق استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 5 - 6

6- مشركان ، در مقابله با قرآن و اعلان موضع روشن در برابر آن ، سرگردان و ناتوان بودند .

بل قالوا أضغث أحلم بل . .. بل هو شاعر

«بل» در آيه شريفه، براى اضراب انتقالى است. اين حرف در مواردى به كار مى رود كه گوينده در صدد بيان نكته اى ديگر بوده و از نكته اول صرف نظر كرده باشد. تكرار اين حرف در يك كلام نشان دهنده اضطراب، ترديد و دو دلى گوينده و يا ناتوانى وى در تصميم گيرى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 34 - 4

4- مشركان از مقابله و رويارويى با دعوت پيامبراسلام ، ناتوان بودند .

و ما جعلنا . .. أفإيْن متّ فهم الخلدون

از اين كه مشركان در انتظار مرگ پيامبر(صلی الله علیه و آله) و نابودى شريعت وى بودند به دست مى آيد كه در مقابل دعوت پيامبر(صلی الله علیه و آله) عاجز

بودند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 11 - 7

7 - مشركان ، از ارائه مخلوقى براى معبودان خويش ، ناتوان اند .

فأرونى ماذا خلق الذين من دونه بل الظلمون فى ضلل مبين

امر «أرونى» براى تعجيز است و «بل» اضراب، براى انتقال از غرضى به غرض ديگرى است. جمله بعد از «بل» اشعار دارد به اين كه آنان، نه تنها از درخواست ارائه مخلوق براى معبودى، ناتوانند بلكه آن چنان در بيراهه اند كه هيچ گاه چنين كارى از آنان ساخته نيست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 24 - 8

8 - مشركان ، از پاسخ گويى به سؤال « منشأ روزى كيست » ناتوان اند .

قل من يرزقكم . .. قل اللّه

تكرار «قل» در آيه شريفه و اين كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) خود متصدى شد كه پاسخ دهد «خداوند منشأ روزى است» نشان مى دهد كه آنان به رغم اعتقادشان به خدايانى غير از خدا، در جواب اين سؤال كه «منشأ روزى كيست» خدايان خود را معرفى نكرده و سكوت اختيار مى كنند. در نتيجه پيامبر(صلی الله علیه و آله)، خود باطن آنان را آشكار مى سازد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 27 - 9

9 - مشركان ، ناتوان از ارائه تصويرى درست و قابل قبول از حقيقت و جايگاه خدايان ادعايى خود

قل أرونى الذين ألحقتم به شركاء كلاّ بل هو اللّه

از اين كه جوابى از سوى مشركان نقل نشده و خود خداوند زعم و پندار آنان را رد كرده است، به دست مى آيد كه آنان به خوبى مى دانستند كه حقيقت خدايان ادعايى شان قابل ارائه نيست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 25 - 1

1 - ناتوانى مشركان و هم فكران و معبود هاى آنان از يارى يكديگر

احشروا الذين ظلموا و أزوجهم . .. ما لكم لاتناصرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 161 - 2

2 - وانهاده شدن مشركان و معبودهايشان به خود و ناتوانى آنان در برابر خداپرستان و حق جويان

فإنّكم و ما تعبدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 162 - 1

1 - مشركان و معبودهايشان ، از فريب دادن و گمراه كردن مردم و جلوگيرى از پيشرفت دين خدا ( توحيد و يگانه پرستى ) ناتوان اند .

ما أنتم عليه بفتنين

«فاتن» (اسم فاعل و مفرد «فاتنين») به معناى كسى است كه مى فريبد و به گمراهى فرا مى خواند. گفتنى است طبق نظر بيشتر مفسران ضمير «عليه» به «اللّه» برمى گردد و مقصود از آن راه خدا و دين او (اسلام) مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 24 - 1

1 - كافران و مشركان دوزخى ، ناتوان از دفاع از خود در برابر عذاب الهى

أفمن يتّقى بوجهه سوء العذاب يوم القيمة

«إتّقاء» (مصدر «يتّقى») به معناى سپر گرفتن جهت حفظ و دفاع از خود در برابر گزند است. دفاع از خود در برابر عذاب الهى به وسيله صورت - در حالى كه اصولاً انسان ها براى دفاع از خود از دست و پا استفاده مى كنند تا گزندى به صورتشان نرسد - بيانگر اوج ناتوانى دوزخيان از دفع عذاب از خويش است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 82 - 6

6 - بينش شرك آلود ، ناتوان از توصيف بايسته خدا

سبحن ربّ السموت . .. عمّا يصفون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 25 - 11

11- شديدترين تهديد ها از جانب كافران و مشركان ، ناتوان از خاموش ساختن نور ايمان در قلب هاى مستعد

و لولا رجال مؤمنون . .. لم تعلموهم

محيط مكه با آن كه مسخّر مشركان بود و مؤمنان ناگزير به هجرت شده بودند; ولى خداوند از وجود مردان و زنان مؤمن در آن خبر داده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 23 - 5

5 - عجز و ناتوانى مشركان ، از ارائه هرگونه دليل و سند الهى ، بر خداوندگارى معبود هاى خويش

ما أنزل اللّه بها من سلطن

«سلطان»، به معناى حجت و دليل است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 40 - 3

3 - ناتوانى مشركان ، بر تضمين درستى عقايد دينى خود

سلهم أيّهم بذلك زعيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 41 - 3

3 - مشركان ، ناتوان از اثبات توانايى معبود هاى ادعايى خويش ، بر شفاعت و تضمين سعادت اخروى براى آنان

أم لهم شركاء فليأتوا بشركائهم إن كانوا صدقين

امر در «فليأتوا» براى تعجيز است; يعنى، مشركان ناتوان از اين كاراند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 47 - 3،4

3 - مشركان ، ناآگاه از امور غيبى و ناتوان از ارتباط با عالم غيب

أم عندهم الغيب فهم يكتبون

4 - مشركان ، از ارائه هر گونه شاهد عقلى و نقلى - چه از اين جهان و چه از عالم غيب - بر راستى و درستى آيين شرك ناتوان اند .

أفنجعل المسلمين كالمجرمين . .. أم لكم كتب فيه تدرسون ... أم لهم شركاء ... أم عن

از مجموع آيات مربوط به مشركان - كه به صورت پرسش و درخواست از آنان براى ارائه دلايل درستى آيين خويش مطرح شده است - برداشت ياد شده به دست مى آيد.

796- عجز مشركان صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 41 - 4

4 - مشركان صدراسلام ( مجرمان ) ، براى اثبات يكسانى سرنوشت خويش با مسلمانان ، از ارائه شاهد و هم فكرى از ميان عقلاى عالم ناتوان بودند .

أم لهم شركاء فليأتوا بشركائهم إن كانوا صدقين

797- عجز مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 36 - 3

3- ناتوانى و درماندگى كافران و مشركان مكه ، در مبارزه با اسلام و منطق پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و إذا رءاك الذين كفروا إن يتّخذونك إلاّهزوًا

از اين كه كافران و مشركان، به گونه اى مستمر به استهزاى پيامبر(صلی الله علیه و آله) مى پرداختند، برمى آيد كه آنان در توسل به منطق و دليل و برهان ناتوان بودند و هيچ راهى جز اين نداشتند.

798- عجز معبودان باطل مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 73 - 7

7- خدايان مشركان ، فاقد هرگونه توانايى و قدرت در جهانند .

و يعبدون من دون الله ما لايملك . .. و لايستطيعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 10 - 5

5 - معبود هاى دروغين مشركان ، فاقد كارايى و تأثير در نجات آنان از دوزخ

من ورائهم جهنّم و لايغنى . .. و لا ما اتّخذوا من دون اللّه أولياء

799- عجز معبودان مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 37 - 14

14 - مشركان به هنگام مرگ به پوچى معبودان خويش پى خواهند برد و به كارساز نبودن آنان اعتراف خواهند كرد

قالوا ضلوا عنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 107 - 1

1 - معبود هاى مشركين ، نه قدرت بر رساندن نفع و ضرر به انسان را دارند و نه توانايى دفع و جلوگيرى از آن را .

و لاتدع من دون اللّه ما لاينفعك و لايضرك . .. و إن يمسسك اللّه بضرّ فلا كاشف له

با توجه به اينكه آيه قبل، درباره عدم توانايى معبودها در رساندن نفع و ضرر به انسان است و در اين آيه مى فرمايد اگر خداوند كسى را گرفتار رنج و مصيبت نمايد يا نعمت دهد كسى را توانايى دفع آن نيست، برداشت فوق استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 34 - 4

4- معبود هاى اهل شرك ، ناتوان از رهانيدن آنان از عذاب هاى الهى

و ما لهم من الله من واق

چون روى سخن با مشركان است ، مصداق مورد نظر براى «واق» معبودهاى اهل شرك مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 28 - 1

1 - معبودان باطل و جعلى ، در مقايسه با خداوند ، همانند بردگان زرخريد در برابر مالك خويش اند .

هل لكم من ما ملكت أيمنكم من شركاء فى ما رزقنكم فأنتم فيه سواء

مثلى كه در آيه آورده شده است، به قرينه آيات سابق - كه درباره اثبات خداوند و وحدانيت بود - براى نفى معبودانى است كه مشركان، آنان را در برابر خداوند، انتخاب كرده بودند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 40 - 4

4 - هيچ يك از معبودان جعلى مشركان ، هيچ گونه توانايى خلق و روزى رسانى و مرگ و بازآفرينى انسان ها را ندارند .

اللّه الذى خلقكم ثمّ رزقكم ثمّ يميتكم ثمّ يحييكم هل من شركائكم من يفعل من ذلكم م

استفهام در آيه، انكارى است و آورده شدن «من» در «من شىء» براى استغراق نفى هر يك از موارد ياد شده است. اسم اشاره «ذلكم» به خلق، رزق، اماته و احياء - مصدرهاى فعل هاى ياد شده در آيه - اشاره دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 11 - 8

8 - مشركان ، به دليل عبادت معبودانى عاجز از هرگونه آفرينندگى ، در گمراهى آشكارند .

ماذا خلق الذين من دونه بل الظلمون فى ضلل مبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 161 - 2

2 - وانهاده شدن مشركان و معبودهايشان به خود و ناتوانى آنان در برابر خداپرستان و حق جويان

فإنّكم و ما تعبدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 162 - 1

1 - مشركان و معبودهايشان ، از فريب دادن و گمراه كردن مردم و جلوگيرى از پيشرفت دين خدا ( توحيد و يگانه پرستى ) ناتوان اند .

ما أنتم عليه بفتنين

«فاتن» (اسم فاعل و مفرد «فاتنين») به معناى كسى است كه مى فريبد و به گمراهى فرا مى خواند. گفتنى است طبق نظر بيشتر مفسران ضمير «عليه» به «اللّه» برمى گردد و مقصود از آن راه خدا و دين او (اسلام) مى باشد.

800- عجله اخروى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 52 - 2

2- مشركان ، در قيامت ، به پندار توان مندى معبودان شان بر يارى آنان ، عجولانه ، از آنان استمداد خواهند كرد .

و يوم يقول نادوا . .. فدعوهم

«فاى تعقيب» در «فدعوهم» بر بى درنگ بودن كار آنان دلالت مى كند. كاربرد فعل ماضى، براى كارى كه در قيامت انجام مى گيرد (دعوهم) نشانه آن است كه - به مجرد فرصت يافتن مشركان - بايد استمداد را انجام يافته تلقى كرد.

801- عجله مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 176 - 2

2 - سرزنش شدن مشركان و كافران معاند از سوى خداوند ، به جهت شتاب آنان در نزول عذاب و شكست

أفبعذابنا يستعجلون

802- عدم تعقل اكثريت مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 63 - 14،17

14 - اكثر مشركان ، فاقد انديشه هستند .

بل أكثرهم لايعقلون

17 - اكثر مشركان ، به خاطر نينديشيدن ، مورد سرزنش خداوندند .

و لئن سألتهم من نزّل من السماء ماء . .. بل أكثرهم لايعقلون

«بل» اضراب، به جهت انتقال از حمد خدا براى تمام بودن حجت وحدانيت او، براى مذمت مشركان است.

803- عدم تعقل مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 63 - 15

15 - نينديشيدن مشركان در آيات و دلايل وحدانيت خداوند ، باعث انحراف آنان از حق است .

ليقولنّ اللّه فأنّى يؤفكون . .. و لئن سألتهم من نزّل من السماء ماء فأحيا به الأر

804- عذاب اخروى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 165 - 13

13 - مشركان در قيامت به عذاب الهى گرفتار خواهند شد و آن را عذابى شديد خواهند يافت .

الذين ظلموا إذ يرون العذاب . .. و أن اللّه شديد العذاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 166 - 2،4

2 - مشركان ( سران شرك و پيروانشان ) به عذاب قيامت گرفتار خواهند شد .

إذ تبرأ الذين اتبعوا من الذين اتبعوا و رأوا العذاب

ظاهر اين است كه ضمير فاعلى در «رأوا العذاب» به هر دو طايفه (سران و تابعان) باز گردد. از آيه قبل و نيز آيه بعد معلوم مى شود كه ظرف «تبرّى»، روز قيامت است. بنابراين مراد از «العذاب» عذاب قيامت مى باشد.

4 - هيچ وسيله نجاتى از عذاب قيامت براى مشركان ( سران شرك و پيروانشان ) وجود ندارد .

تقطعت بهم الأسباب

«بهم» قيد براى «الأسباب» است و «باء» در آن به معناى ملابست مى باشد. بنابراين جمله «تقطعت ...»; يعنى، ]در حالى كه [ تمام سببها و وسيله هايى كه داشتند از هم گسيخته شود و از ميان برود. مقصود از «الأسباب» مى تواند سببهاى نجات از عذاب باشد و نيز مى تواند سببهايى باشد كه سران و پيروان را با يكديگر پيوند مى دهد. برداشت فوق ناظر به احتمال اول است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 167 - 13

13 - مشركان ( سران آنان و پيروانشان ) در قيامت به آتش دوزخ گرفتار شده و در آن ماندگار خواهند بود .

و ما هم بخرجين من النار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 70 - 5

5 - كافران و مشركان ، در جهان آخرت عذاب شديدى را خواهند چشيد .

الذين يفترون على اللّه الكذب . .. ثم نذيقهم العذاب الشديد بما كانوا يكفرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 107 - 2

2- مشركان ، در خطر گرفتار آمدن به عذاب هاى الهى در دنيا و آخرتند .

أفأمنوا أن تأتيهم غشية من عذاب الله أو تأتيهم الساعة

برداشت فوق بر اين اساس است كه مراد ضمير در «أفأمنوا» مشركانى باشند كه در آيه قبل از آنان سخن گفته شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 39 - 13

13- مشركان در حهنّم ، به عذاب جسمى و روحى مبتلا خواهند بود .

فتلقى فى جهنّم ملومًا مدحورًا

«القا در حهنّم» دلالت بر جسمانى بودن عذاب مى كند و «ملوماً» و «مدحوراً» - كه به معناى طرد و سرزنش است - دلالت بر عذاب روحى دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 100 - 2

2- عذاب و شكنجه مشركان و معبودهايشان در جهنم شديد خواهد بود .

لهم فيها زفير و هم فيها لايسمعون برداشت ياد شده بنابر اين نكته است كه ضمير «لهم»

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 18 - 15

15 - شرك پيشگان ، در قيامت گرفتار عذاب خوار كننده الهى و محروم از هر كرامت بخش و گرامى دارنده اى خواهند بود .

و الذين أشركوا ان اللّه يفصل بينهم يوم القيمة. .. و كثير حقّ عليه العذاب و من ي

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 69 - 7،8

7 - گناه شرك ، آدم كشى و زنا ، در پى دارنده عذاب طولانى و خواركننده در قيامت

و يخلد فيه مهانًا

8 - كسانى كه به گناه شرك ، آدم كشى و زنا دست بيالايند ، در قيامت به دو عذاب جسمى و روحى گرفتار خواهند شد .

يضعف له العذاب يوم القيمة و يخلد فيه مهانًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 64 - 7

7 - روبه رو شدن مشركان با عذاب الهى در قيامت ، همراه با يأس كامل آنان از وجود يارى دهنده اى براى خود

قيل ادعوا شركاءكم . .. فلم يستجيبوا لهم و رأوا العذاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 23 - 5

5 - استهزا شدن ، از عذاب هاى روحى مشركان و منكران معاد در عرصه قيامت

فاهدوهم إلى صرط الجحيم

به كار رفتن واژه «هدايت» - كه براى راهنمايى به امر خير و مرغوب است - درباره راندن به دوزخ، از باب تهكّم و استهزا است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 25 - 2،3

2 - سرزنش و استهزا ، از عذاب هاى روحى منكران معاد و مشركان در موقف و بر سر راه دوزخ

ما لكم لاتناصرون

برداشت ياد شده از «ما»ى استفهاميه در «ما لكم» - كه درصدد توبيخ و تهكم است - به دست مى آيد.

3 - يادآورى ناتوانى و ذلت مشركان و منكران معاد و نيز بطلان عقايد آنها در موقف و پيش از ورود به دوزخ ، از عذاب هاى ديگر روحى آنان

ما لكم لاتناصرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 39 - 1

1 - عذاب دردناك مشركان و كافران مستكبر در دوزخ ، تجسم اعمال خود آنان و متناسب با رفتار ايشان است .

لذائقوا العذاب الأليم . و ما تجزون إلاّ ما كنتم تعملون

آيه شريفه، در واقع پاسخ سؤالى است كه از آيه قبل برمى آيد و آن اين كه: چرا عذاب مشركان مستكبر، عذابى دردناك است و آيا اين عذاب عادلانه است؟

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 47 - 5،7

5 - پى بردن مشركان و ظالمان به بى ارزشى دنيا ، هنگام روبه رو شدن با عذاب قيامت

و لو أنّ للذين ظلموا ما فى الأرض . .. لاَفتدوا به من سوء العذاب يوم القيمة

برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه مشركان و ستمگران، بيشتر براى تقويت دنياى خود از آخرت روى گردان هستند و در صورت مشاهده عذاب الهى حاضر مى شوند تمامى دنيا را فداى نجات خود كنند.

7 - عذاب مشركان و ستمگران در قيامت ، بسيار بزرگ و فراتر از تصورشان است .

و بدا لهم من اللّه ما لم يكونوا يحتسبون

«إحتساب» (مصدر «يحتسبون») مبالغه در حساب و به معناى «ظن» است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 12 - 2

2 - عذاب شدن كافران و مشركان در قيامت ، پس از اتمام حجت و دعوت شدن آنان به ايمان از سوى خداوند

ذلكم بأنّه إذا دعى اللّه وحده كفرتم و إن يشرك به تؤمنوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 6 - 12

12 - منافقان و مشركان ، گرفتار عذاب دنيوى و اخروى

عليهم دائرة السوء . .. و أعدّ لهم جهنّم

تعبير «دائرة السوء» - با توجه به ذيل آيه (اخبار به عذاب جهنم) - مى تواند ناظر به عذاب و سختى هاى دنيا باشد.

805- عذاب استيصال مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 46 - 1

1 - خداوند ، مشركان را كراراً به عذاب استيصال تهديد كرده بود .

و إما نرينك بعض الذى نعدهم

«نعد» فعل مضارع است و دلالت بر استمرار مى كند و نيز مشتق از «وعد» است و «وعد» هم در خير استعمال مى شود و هم در شر. در اين جا چون ضمير «هم» به مشركان بر مى گردد براى شر و تهديد است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 94 - 10

10- ستمگران ، مشركان و آنان كه در مبادلات كم فروشى كرده و عدل و انصاف را رعايت نكنند ، در خطر گرفتار شدن به عذاب هاى دنيوى ( عذاب استيصال ) هستند .

و أخذت الذين ظلموا الصيحة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 13 - 9

9 - مشركان و كفرپيشگان ، پس از اتمام حجت بر آنان ، در معرض گرفتار آمدن به عذاب استيصال اند .

فإن أعرضوا فقل أنذرتكم صعقة مثل صعقة عاد و ثمود

806- عذاب استيصال مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 102 - 2

2 - مشركان مكه ، به دليل از دست دادن زمينه ايمان به آيات الهى و هشدار هاى پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) ، مستحق عذاب استيصال بودند .

و ما تغنى الأيت و النذر عن قوم لايؤمنون. فهل ينتظرون إلا مثل أيام الذين خلوا من

با توجه به اينكه يكى از مصاديق «قوم لايؤمنون» در آيه قبل، مشركان مكه مى باشد، برداشت فوق استفاده مى شود.

807- عذاب جسمانى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 69 - 8

8 - كسانى كه به گناه شرك ، آدم كشى و زنا دست بيالايند ، در قيامت به دو عذاب جسمى و روحى گرفتار خواهند شد .

يضعف له العذاب يوم القيمة و يخلد فيه مهانًا

808- عذاب جسمى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 39 - 13

13- مشركان در حهنّم ، به عذاب جسمى و روحى مبتلا خواهند بود .

فتلقى فى جهنّم ملومًا مدحورًا

«القا در حهنّم» دلالت بر جسمانى بودن عذاب مى كند و «ملوماً» و «مدحوراً» - كه به معناى طرد و سرزنش است - دلالت بر عذاب روحى دارد.

809- عذاب دنيوى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 67 - 6

6- ستمگران ، مشركان و كفرپيشگان ، در خطر گرفتار شدن به عذاب هاى دنيوى ( عذاب استيصال ) هستند .

و أخذ الذين ظلموا الصيحة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 94 - 10

10- ستمگران ، مشركان و آنان كه در مبادلات كم فروشى كرده و عدل و انصاف را رعايت نكنند ، در خطر گرفتار شدن به عذاب هاى دنيوى ( عذاب استيصال ) هستند .

و أخذت الذين ظلموا الصيحة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 107 - 2

2- مشركان ، در خطر گرفتار آمدن به عذاب هاى الهى در دنيا و آخرتند .

أفأمنوا أن تأتيهم غشية من عذاب الله أو تأتيهم الساعة

برداشت فوق بر اين اساس است كه مراد ضمير در «أفأمنوا» مشركانى باشند كه در آيه قبل از آنان سخن گفته شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 27 - 1

1- خداوند ، مشركان توطئه گر عليه دين را علاوه بر عذاب دنيوى ، در قيامت به صورت تحقيرآميزى خوار خواهد ساخت .

قد مكر الذين من قبلهم . .. و أتهم العذاب ... ثمّ يوم القيمة يخزيهم و يقول أين

«خزى» در لغت به معناى شكست و ذلت است. اين حالت گاهى از ناحيه خود شخص عارض مى شود و گاهى از سوى ديگرى. در صورتى كه از سوى ديگرى باشد، همراه با خفت و تحقير است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 85 - 4

4 - آشكار شدن خسارت و زيان كارى مشركان و كافران قدرتمند و حق ناپذير ، به وقت نزول عذاب الهى بر ايشان در دنيا

لمّا رأوا بأسنا . .. و خسر هنالك الكفرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 6 - 12

12 - منافقان و مشركان ، گرفتار عذاب دنيوى و اخروى

عليهم دائرة السوء . .. و أعدّ لهم جهنّم

تعبير «دائرة السوء» - با توجه به ذيل آيه (اخبار به عذاب جهنم) - مى تواند ناظر به عذاب و سختى هاى دنيا باشد.

810- عذاب دنيوى مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 10 - 3

3- تهديد مشركان حق ستيز مكه ، از سوى خداوند به عذابى دنيوى و تيره كننده زندگى

فارتقب يوم تأتى السماء بدخان مبين

برداشت ياد شده بنابراين نكته است كه «دخان مبين»، كنايه از تيره روزى و عذاب دنيوى باشد، چه اين كه برخى از مفسران اين آيه را پاسخى به دعاى پيامبر(صلی الله علیه و آله) دانسته اند كه از خداوند خواست تا براى بيدار شدن مشركان، آنان را به قحطى اى همچون دوران يوسف مبتلا كند.

811- عذاب روحى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 39 - 13

13- مشركان در حهنّم ، به عذاب جسمى و روحى مبتلا خواهند بود .

فتلقى فى جهنّم ملومًا مدحورًا

«القا در حهنّم» دلالت بر جسمانى بودن عذاب مى كند و «ملوماً» و «مدحوراً» - كه به معناى طرد و سرزنش است - دلالت بر عذاب روحى دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 69 - 8

8 - كسانى كه به گناه شرك ، آدم كشى و زنا دست بيالايند ، در قيامت به دو عذاب جسمى و روحى گرفتار خواهند شد .

يضعف له العذاب يوم القيمة و يخلد فيه مهانًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 23 - 5

5 - استهزا شدن ، از عذاب هاى روحى مشركان و منكران معاد در عرصه قيامت

فاهدوهم إلى صرط الجحيم

به كار رفتن واژه «هدايت» - كه براى راهنمايى به امر خير و مرغوب است - درباره راندن به دوزخ، از باب تهكّم و استهزا است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 25 - 2،3

2 - سرزنش و استهزا ، از عذاب هاى روحى منكران معاد و مشركان در موقف و بر سر راه دوزخ

ما لكم لاتناصرون

برداشت ياد شده از «ما»ى استفهاميه در «ما لكم» - كه درصدد توبيخ و تهكم است - به دست مى آيد.

3 - يادآورى ناتوانى و ذلت مشركان و منكران معاد و نيز بطلان عقايد آنها در موقف و پيش از ورود به دوزخ ، از عذاب هاى ديگر روحى آنان

ما لكم لاتناصرون

812- عذاب رهبران مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 167 - 13

13 - مشركان ( سران آنان و پيروانشان ) در قيامت به آتش دوزخ گرفتار شده و در آن ماندگار خواهند بود .

و ما هم بخرجين من النار

813- عذاب مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 52 - 24

24 - مشركان ، يهود و نصاراى عصر بعثت ، همواره در خطر گرفتارى به عذاب الهى بودند .

او امر من عنده فيصبحوا على ما اسروا فى انفسهم ندمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 73 - 10

10 - ايمنى از عذاب دردناك در گرو يكتاپرستى و پرهيز از گفتار كفرآميز

و ما من اله الا اله وحد و إن لم ينتهوا عما يقولون . .. عذاب اليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 118 - 3،4،6

3 - مملوكيت مردمان براى خداوند مجوز عذاب مشركان آنان از سوى خداوند

ان تعذبهم فانهم عبادك

4 - مشركان ، مستحق عذاب الهى

ان تعذبهم فانهم عبادك

6 - عذاب و نيز آمرزش مشركان در قيامت در اختيار خداوند و به دست اوست

ان تعذبهم . .. و إن تغفر لهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 28 - 1

1 - پديدار شدن عذابى كه مشركان آن را انكار مى كردند، موجب آرزوى بازگشت به دنيا، نه ايمان واقعى به خداوند و آيات

فقالوا يليتنا نرد . .. بل بدالهم ما كانوا يخفون من قبل

جمله «ياليتنا . .. و نكون من المؤمنين» در آيه قبل، بيان آرزوى مشركان براى بازگشت به دنيا و ايمان آوردن بود. حرف «بل» اضراب از آن مطالب است. يعنى نه اينكه آرزوى بازگشت براى ايمان باشد، بلكه به پندار رهايى از عذاب است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 65 - 3،6

3 - خداوند توانمند بر فرستادن عذاب از بالا (آسمان) و از زير پاها (زمين) بر مشركان است.

قل هو القادر على أن يبعث عليكم عذابا من فوقكم أو من تحت أرجلكم

6 - خداوند در عين قدرت بر فرستادن انواع عذاب بر مشركان و كافران، به آنان مهلت مى دهد.

قل هو القادر على أن يبعث عليكم

چون در آيات گذشته سخن از نزول عذاب و درخواست مشركان در اين زمينه بود، اين آيه با بيان قدرت خداوند بر عذاب به طور ضمنى دلالت بر مهلت دادن به مشركان دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 66 - 5

5 - پيامبر(صلی الله علیه و آله) مأمور و متصدى عذاب كردن مشركان و صاحب اختيار آن نيست.

و كذّب به قومك . .. قل لست عليكم بوكيل

چون در آيه قبل و همچنين صدر آيه سخن از عذاب بود، جمله «لست . .. » براى نفى توهم مشركان در مورد اين است كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) صاحب اختيار عذاب است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 38 - 18،19

18 - سران كفر و شرك و پيروان آنان، بى خبر از مضاعف بودن عذاب يكديگر

لكل ضعف و لكن لاتعلمون

مفعول «لاتعلمون» به قرينه «لكل ضعف»، ان لكل ضعفا است.

19 - سران شرك و كفر و پيروانشان، بى خبر از مضاعف بودن عذاب خويش

لكل ضعف و لكن لاتعلمون

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه سران شرك نيز، همچون پيروان آنان، مخاطب «لاتعلمون» باشند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 39 - 3

3 - پيروان شرك و كفر براى رهايى از عذاب مضاعف هيچ مزيتى بر سران خويش ندارند.

فما كان لكم علينا من فضل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 71 - 17

17 - هود ( ع ) ، قوم مشرك خويش را به نزول عذابى از جانب خداوند آگاه ساخت .

فانتظروا إنى معكم من المنتظرين

متعلق «انتظروا» به دليل آيه بعد، عذاب الهى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 3 - 13،14

13 - تهديد مشركان كفرپيشه صدر اسلام به عذاب دردناك جهنم

بشر الذين كفروا بعذاب أليم

14 - تهديد مشركان پيمان شكن ، به عذاب دردناك شكست

و بشر الذين كفروا بعذاب أليم

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه مراد از «عذاب أليم»، عذاب شكست در برابر جبهه اسلام باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 106 - 9

9 - عن ابى جعفر ( ع ) فى قول اللّه عز و جل : « و آخرون مرجون لامر اللّه » قال : قوم كانوا مشركين فقتلوا مثل حمزة و جعفر و اشباههما من المؤمنين ، ثم انهم دخلوا فى الاسلام فوحدوا اللّه و تركوا الشرك و لم يعرفوا الايمان بقلوبهم فيكونوا من المؤمنين فتجب لهم الجنة و لم يكونوا على جحودهم فيكفروا فتجب لهم النار ، فهم على تلك الحال اما يعذبهم و اما يتوب عليهم ;

از امام باقر (ع) درباره سخن خداى عز و جل كه مى فرمايد: «و گروهى ديگر به امر خدا واگذار شده اند» روايت شده: آنان گروهى از مشركانند كه افرادى مثل حمزه و جعفر و امثال آن دو از مؤمنان را كشتند ; سپس داخل اسلام شدند ; پس خدا را به يگانگى خواندند و شرك را ترك كردند; ولى ايمان قلبى نداشتند تا از مؤمنان باشند و بهشت براى آنان لازم آيد و انكار قبلى نبودند تا كافر محسوب شوند و آتش براى آنان لازم آيد، پس آنان كه در اين حال بودند يا خداوند عذابشان مى كند يا آنها را مى آمرزد».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 46 - 2

2 - پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) با اضطراب و نگرانى چشم به راه نزول عذاب از جانب خداوند بر مشركان بود .

و إما نرينك بعض الذى نعدهم أو نتوفينك فإلينا مرجعهم

آيه شريفه در مقام دلدارى دادن به پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) است و اين، از وجود نوعى نگرانى و ناراحتى در آن حضرت حكايت مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 102 - 7

7 - پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) از سوى خداوند دستور يافت يأس و نوميدى خود را نسبت به هدايت يافتن مشركان ابلاغ كرده و اعلان كند كه در انتظار نزول عذاب بر آنان به سر مى برد .

فهل ينتظرون . .. قل فانتظروا إنى معكم من المنتظرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 4 - 7

7- خداوند ، بر اعطاى معيشت نيكو به موحدان و عذاب كردن مشركان و پرستشگران غير او تواناست .

يمتعكم متعًا حسنًا . .. و إن تولّوا فإنى أخاف عليكم عذاب يوم كبير ... و هو على

در بر داشت فوق، جمله «و هو على . ..» در ارتباط با «يمتعكم» و «أخاف عليكم عذاب يوم كبير» معنا شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 101 - 11

11- نزول عذاب بر مشركان و گنه پيشگان ، جلوه اى از ربوبيت خدا و در جهت تدبير امور انسانهاست .

لما جاء أمر ربك

برداشت فوق ، با توجه به كلمه «رب» (مدبر و مربى) استفاده شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 102 - 2،4

2- امت هاى ستم پيشه ( جوامع كفرپيشه و مشرك ) در خطر گرفتار شدن به عقوبت هاى الهى و عذاب هاى استيصال هستند .

و كذلك أخذ ربك إذا أخذ القرى و هى ظلمة

4- نزول عذاب بر ستم پيشگان ( كافران و مشركان ) پرتوى از ربوبيت خدا در جهت تدبير امور انسانهاست .

و كذلك أخذ ربك إذا أخذ القرى و هى ظلمة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 103 - 1

1- عذاب هاى نازل شده بر امت هاى كفرپيشه و مشرك ، نشانه اى بزرگ بر وجود قيامت و عذاب هاى اخروى است .

إن فى ذلك لأية

«آية» به معناى نشانه است و متعلق آن - به قرينه «لمن خاف عذاب الأخرة» - حقانيت قيامت و عذابهاى آن است. نكره آوردن «آية» براى رساندن بزرگى و عظمت آن مى باشد. بنابراين «إن فى ذلك لأية»; يعنى، همانا در آن عذابهاى دنيوى، نشانه بزرگى است بر حقانيت قيامت و عذابهاى آن.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 107 - 8

8- وجود دلايل روشن بر توحيد و حقانيت قرآن و رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مانع هر گونه بهانه اى براى انكار آنها و موجب استحقاق كافران و مشركان به عذاب هاى الهى است .

و ما أكثر الناس . .. بمؤمنين ... و ما يؤمن أكثرهم بالله إلاّ و هم مشركون. أفأمنو

حرف «فاء» در «أفأمنوا» استحقاق عذاب را بر آيه «ذلك من أنباء الغيب . ..» - كه حاوى برهان بر حقانيّت قرآن و رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) است و آيه «و كأيّن من آية ...» - كه دربردارنده دليل بر توحيد مى باشد - مترتّب كرده است ; يعنى، چون اتمام حجت شده، عذر و بهانه اى در كار نيست و كفرپيشگان مستحق عذابند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 34 - 1

1- كافران ، مشركان ، گمراهان و آنان كه پيامبران را به مسخره مى گيرند ، به عذاب هاى سخت دنيوى و اخروى گرفتار خواهند شد .

لهم عذاب فى الحيوة الدنيا و لعذاب الأخرة أشق

مراد از ضمير در «لهم» - به قرينه آيه 31 و 32 - كافران، مشركان ، استهزاگران و گمراهان مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 55 - 8

8- گرفتارى مشركان به عذاب الهى ، پس از برخوردارى از نعمت ها و لذت هاى دنيوى

فتمتّعوا فسوف تعلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 110 - 2

2- كافران و مشركان حق ناپذير ، به عذاب و كيفر الهى تهديد شدند .

إنّه يعلم الجهر من القول و يعلم ماتكتمون

تذكر به اين كه خداوند به سخنان آشكار و توطئه ها و اسرار مشركان و كافران آگاه است، در حقيقت تهديد آنان و هشدارى به كيفر و عذاب شدن آنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 18 - 8

8 - شرك ، گناهى است نابخشودنى كه اهل آن مستحق عذاب الهى اند .

و كثير حقّ عليه العذاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 88 - 3

3 - كافران و مشركان ، به عذاب و شكست تهديد شدند .

و لتعلمنّ نبأه بعد حين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 3 - 18

18 - تهديد شدن مشركان ، به عذاب و كيفر از جانب خداوند

و الذين اتّخذوا من دونه أولياء . .. إنّ اللّه يحكم بينهم فى ما هم فيه يختلفون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 25 - 9

9 - امت هايى از جن و انس در گذشته تاريخ بر اثر دشمنى با خداوند ( شركورزى ، انكار رسالت پيامبران و . . . ) به عذاب الهى گرفتار شدند .

و حقّ عليهم القول فى أمم قد خلت من قبلهم من الجنّ و الإنس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 16 - 12

12 - مشركان و مجادله گران حق ستيز گرفتار غضب و عذاب سخت الهى

و الذين يحاجّون فى اللّه . .. عليهم غضب و لهم عذاب شديد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 28 - 1

1- ناتوانى معبود هاى مشركان ، از يارى آنان به هنگام نزول عذاب

فلولا نصرهم الذين اتّخذوا من دون اللّه قربانًا ءالهة

ارتباط اين آيه با آيات پيشين - كه در زمينه نزول عذاب مى باشد - گوياى برداشت ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 6 - 1

1 - عذاب و كيفر الهى ، متوجّه مردان و زنان منافق و مشرك

و يعذّب المنفقين و المنفقت و المشركين و المشركت

814- عذاب مشركان پيرو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 166 - 4

4 - هيچ وسيله نجاتى از عذاب قيامت براى مشركان ( سران شرك و پيروانشان ) وجود ندارد .

تقطعت بهم الأسباب

«بهم» قيد براى «الأسباب» است و «باء» در آن به معناى ملابست مى باشد. بنابراين جمله «تقطعت ...»; يعنى، ]در حالى كه [ تمام سببها و وسيله هايى كه داشتند از هم گسيخته شود و از ميان برود. مقصود از «الأسباب» مى تواند سببهاى نجات از عذاب باشد و نيز مى تواند سببهايى باشد كه سران و پيروان را با يكديگر پيوند مى دهد. برداشت فوق ناظر به احتمال اول است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 167 - 13

13 - مشركان ( سران آنان و پيروانشان ) در قيامت به آتش دوزخ گرفتار شده و در آن ماندگار خواهند بود .

و ما هم بخرجين من النار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 38 - 15

15 - كافران و مشركان پيرو، همانند رهبرانشان، داراى عذابى مضاعف از آتش دوزخ

قال لكل ضعف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 39 - 2

2 - تساوى پيروان و سران شرك در استحقاق عذاب مضاعف، پاسخى از سوى سران شرك به پيروان خويش

و قالت أليهم لأخريهم فما كان لكم علينا من فضل فذوقوا العذاب

815- عذاب مشركان صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 109 - 14

14- گرفتارآمدن مشركان و كافران حق ناپذير صدراسلام به عذاب ، وعده پيشين الهى به آنان

ماتوعدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 176 - 3

3 - خداوند ، به مشركان و كافران صدراسلام وعده عذاب داد .

أفبعذابنا يستعجلون

816- عذاب مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 66 - 3

3 - پيشگويى قرآن در مورد عملى شدن وعده هاى عذاب بر مشركان مكه و قبيله پيامبر*

و كذّب به قومك و هو الحق

از معانى حق، «ثابت» و «واجب» است و در مورد آيه به دليل اينكه خبر از وقوع حادثه اى در آينده است، يعنى چيزى كه تثبيت شده و واقع خواهد شد. لذا اگر مرجع ضمير «به»، «عذاب» در آيه قبل باشد، جمله «و هو الحق» تأكيد بر وقوع حتمى آن در آينده خواهد بود. همان گونه كه تاريخ نيز اين نكته را به وضوح تأييد كرد.

817- عذابهاى اخروى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 19 - 9

9 - فروريخته شدن آب داغ و جوشان بر فرق سر اهل شرك يكى ديگر از عذاب هاى آنان در دوزخ

يصبّ من فوق رءوسهم الحميم

«صَبّ» مصدر مجهول «يُصبّ» به معناى ريخته شدن و «حميم» به معناى آب داغ و جوشان است.

818- عذرخواهى اخروى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 23 - 8

8 - المروى عن أبى عبداللّه(ع): ان المراد من «فتنتهم» معذرتهم.

از امام صادق(ع) روايت شده كه مراد از «فتنتهم» در آيه «ثم لم تكن فتنتهم . ..»، معذرت خواهى مشركان (در قيامت) است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 52 - 3

3 - عذرخواهى كافران و مشركان ستيزه جو در قيامت ، پذيرفته نشده و سودى به حال آنان نخواهد داشت .

يوم لاينفع الظلمين معذرتهم

819- عذرخواهى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 52 - 2

2 - كافران و مشركان ، با رو به رو شدن با گواهى شاهدان عليه خود ، به عذرخواهى خواهند پرداخت .

و يوم يقوم الأشهد . يوم لاينفع الظلمين معذرتهم

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه عبارت «يوم لاينفع . ..» بدل براى «يوم يقوم الأشهاد» مى باشد.

820- عزرائيل و مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 37 - 13

13 - مشركان به هنگام مرگ، به سبب اعتقاد به توان و كارايى معبودان خويش، مورد ملامت فرشتگان قرار خواهند گرفت.

قالوا أين ما كنتم تدعون من دون الله

استفهام در جمله «أين ما كنتم . ..»، استفهام توبيخى است.

821- عصيان مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 61 - 15

15- دلدارى به پيامبر (صلی الله علیه و آله) در مورد معارضه مشركان با تعاليم قرآن ، از طريق بيان نمونه هاى تاريخى تمرّد از فرمان خداوند

و إذ قلنا للملئكة . .. إلاّ إبليس قال ءأسجد لمن خلقت طينًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 43 - 3

3 - فراخوانده شدن كافران و مشركان به سجده و خضوع در برابر خداوند در دنيا و امتناع آنان از اين كار

و قد كانوا يدعون إلى السجود و هم سلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بينه - 98 - 2 - 14

14 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) و قرآن ، برهانى روشن بر لزوم دست كشيدن اهل كتاب و مشركان از كفر و شرك خويش

حتّى تأتيهم البيّنة . رسول من اللّه يتلوا صحفًا مطهّرة

822- عصيان مشركان صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 43 - 1

1 - برخى از مشركان با اينكه از نزديك ، ناظر اعمال و رفتار پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) بودند ، از تبعيت او سر باز زده ، تكذيبش مى كردند .

و منهم من ينظر إليك . .. و لو كانوا لا يبصرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 60 - 2،7

2 - مشركان صدراسلام ، از سجده در برابر خداى رحمان ، امتناع مى كردند .

و إذا قيل لهم اسجدوا للرحمن قالوا و ما الرحمن

7 - مشركان صدراسلام ، به دليل اين كه پيامبر (صلی الله علیه و آله) آنان را به سجده در برابر خداى رحمان فرمان داد ، از سجده امتناع كردند .

قالوا و ما الرحمن أنسجد لما تأمرنا

برداشت فوق، مبتنى بر اين نكته است كه «ما» در «لما تأمرنا» مصدريه و «لام» تعليليه باشد; يعنى، آيا به خاطر فرمان تو ما سجده كنيم؟ هرگز چنين نخواهيم كرد! گفتنى است همزه در «أنسجد» استفهاميه و براى انكار و امتناع است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 8 - 2،3

2 - سرپيچى مشركان صدراسلام ، از پذيرش دعوت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و ايمان آوردن به يگانگى خداوند

و ما لكم لاتؤمنون باللّه و الرسول يدعوكم لتؤمنوا بربّكم

خطاب در آيه شريفه، متوجه كافران شرك پيشه صدراسلام است.

3 - نكوهش مشركان صدراسلام از سوى خداوند ، به خاطر موضع گيرى مخالفت آميزشان در برابر دعوت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و سرباز زدن از پذيرش ايمان به خدا

و ما لكم لاتؤمنون باللّه و الرسول يدعوكم لتؤمنوا بربّكم

823- عصيان مشركان مقارن بعثت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بينه - 98 - 1 - 6

6 - اهل كتاب و مشركانى كه اسلام را نپذيرفتند ، كسانى بودند كه از پذيرش هر برهان روشنى سرباز مى زدند .

لم يكن . .. منفكّين حتّى تأتيهم البيّنة

در برداشت ياد شده، «منفكّين» به معناى «منفكّين عن الكفر» دانسته شده است. «تأتيهم البيّنة» - به تقدير «أن» مصدريه - با «اتيان البيّنة» مرادف است و عبارت «حتّى اتيان البيّنة» را مى توان به معناى «حتّى وقت اتيان البيّنة» يا «حتّى باتيان البيّنة» دانست. در اين صورت، تقدير كلام چنين مى شود: «لم يكن ... منفكّين فى وقت من الأوقات حتّى وقت اتيان البيّنة» يا «لم يكن ... منفكّين بأىّ طريق حتّى باتيان البيّنة».

824- عظمت عذاب دنيوى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 21 - 21

21- روز فرا رسى عذاب دنيوى مشركان و كافران ، روزى بس شگفت و عظيم

إنّى أخاف عليكم عذاب يوم عظيم

مراد از «عذاب يوم عظيم» ممكن است عذاب دنيوى باشد.

825- عفو از مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 85 - 11

11- پيامبر (صلی الله علیه و آله) وظيفه دار عفو كريمانه و گذشت شايسته از كافران و مشركان و ناديده گرفتن اذيت و آزار آنان بود .

فاصفح الصفح الجميل

«صفح» به معناى عفو بدون ملامت كردن و به رخ كشيدن است كه از آن مى توان گذشت كريمانه و بزرگوارانه برداشت كرد.

826- عفو از مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 14 - 1

1 - خداوند مؤمنان مكه را به صبر در برابر حركات ناشايست مشركان و عفو از خطاكارى آنان فرمان داد .

قل للذين ءامنوا يغفروا للذين لايرجون أيّام اللّه

با توجه به اين كه اين آيات در مكه نازل شده، به دست مى آيد كه اين فرمان در مقطع قبل از هجرت بوده است و منظور از «الذين لايرجون. ..» مشركان اند.

827- عفو مشركان از محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 2 - 12

12 - « قال الرضا ( ع ) : لم يكن أحد عند مشركى أهل مكّة أعظم ذنباً من رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) لأنّهم كانوا يعبدون من دون اللّه ثلثمأة و ستّين صنماً ، فلمّا جاءهم (صلی الله علیه و آله) بالدعوة إلى كلمة الإخلاص ، كبر ذلك عليهم و عظم . . . فلمّا فتح اللّه عزّوجلّ على نبيّه (صلی الله علیه و آله) مكة قال له يا محمّد : « إنّا فتحنا لك [ مكة ] فتحاً مبيناً ليغفر لك اللّه ما تقدّم من ذنبك و ما تأخّر » عند مشركى أهل مكة ;

امام رضا(ع) فرمود: هيچ كس در نزد مشركان عرب، گناهش از گناه رسول خدا(صلی الله علیه و آله) بزرگ تر نبود; زيرا مشركان 360 بت را مى پرستيدند و چون پيامبر(صلی الله علیه و آله) آنان را به كلمه توحيد و اخلاص دعوت كرد، در نظر آنان [گناه] بزرگ و عظيم بود . .. پس چون خداى عزّوجلّ، مكه را براى پيامبرش فتح كرد; به آن حضرت فرمود: اى محمد! ما مكه را با فتح آشكارى براى تو فتح كرديم، تا خدا گناهان گذشته و آينده تو در نزد مشركان اهل مكه را بپوشاند».

828- عقيده باطل مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 137 - 3

3 - اعتقاد مشركان به بتها و معبودهاى پندارى، عامل زيبا جلوه نمودن فرزندكشى در نظر ايشان

و كذلك زين . .. قتل أولدهم شركاؤهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 16 - 19

19- مشركان على رغم سراغ نداشتن مخلوقى براى خدايان خويش ، به ولايت و تدبير آنان معتقد بودند .

أفاتخذتم من دونه أولياء . .. أم جعلوا لله شركاء خلقوا كخلقه فتشبه الخلق عليهم

جمله «خلقوا كخلقه» صفت براى «شركاء» است. «خلق» در هر دو مورد («كخلقه» و «الخلق») مصدر و به معناى اسم مفعول (مخلوقات) است. «تشابُه» (مصدر تشابَه) به قرينه كلمه «على» به معناى مشتبه شدن به خاطر مشابهت است. «أم» در جمله فوق أم منقطعه و حاوى استفهام انكارى است و مى رساند كه خود مشركان نيز براى شركا و معبودهاى پندارى، آفرينشى را باور نداشتند تا با آفريده هاى خدا مشتبه شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 36 - 5

5- برانگيختن انبيا در ميان همه امت ها براى دعوت به توحيد عبادى ، دليل بطلان عقيده مشركان به جبرى بودن شركشان

و قال الذين أشركوا لو شاء الله ما عبدنا من دونه من شىء . .. و لقد بعثنا فى كلّ أ

آوردن عبارت «قد بعثنا. ..» پس از بيان كلام مشركان درباره جبرى بودن شركشان، به منزله جواب براى آن است; با اين بيان كه اگر شركْ خواست خداوند بود، نبايد انبيا را مبعوث مى كرد و حال آنكه آنان رابراى هدايت برانگيخته است و اين حكايت از بطلان عقيده آنان دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 43 - 8

8- مبعوث شدن انبيا از سوى خداوند ، دليل بطلان عقيده مشركان ، در جبرى انگاشتن اعتقاداتشان

و قال الذين أشركوا لو شاء الله ما عبدنا من دونه من شىء . .. و ما أرسلنا من قبلك

احتمال دارد كه آيه در صدد جواب گويى به مشركان باشد كه مى پنداشتند مشيت خداوند آنان را به شرك عبادى وا داشته است (لو شاء الله ما عبدنامن دونه) كه خداوند به آنان پاسخ مى دهد: سنت خداوند در هدايت مردم برانگيختن انسانهايى جهت هدايتگرى است و جبرى در كار نيست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 40 - 1،2،4،6،10

1- مشركان بر اين باور بودند كه خداوند براى خود ، دخترانى از ملائكه برگزيده است .

أفأصفكم ربّكم بالبنين و اتّخذ من الملئكة إنثًا

2- مشركان بر اين باور بودند كه خداوند ، به دختر و جنس زن ، بيش از پسر و جنس مرد ، علاقه داشته و ارزش مى نهد .

أفأصفكم ربّكم بالبنين و اتّخذ من الملئكة إنثًا

از اينكه مشركان گفته اند: «خداوند براى خود دخترانى از جنس ملائكه انتخاب كرد» مى تواند به اين معنا اشاره داشته باشد كه آنان، مى پنداشتند خداوند، به خاطر تمايل و علاقه به جنس زن، چنين گزينشى كرده است.

4- خداوند ، برخلاف پندار واهى مشركان ، هيچ گاه براى آنان ، پسر برنگزيده و براى خود دختر به فرزندى نگرفته است .

أفأصفكم ربّكم بالبنين و اتّخذ من الملئكة إنثًا

استفهام در آيه، انكارى و در مقام توبيخ و سرزنش مشركان است و اين، حكايت از نكته ياد شده مى كند.

6- مشركان ، به خاطر عقايد واهى درباره خدا و ملائكه ، مورد سرزنش و ملامت قرار گرفتند .

أفأصفكم ربّكم بالبنين و اتّخذ من الملئكة إنثًا

استفهام در آيه، توبيخى است و دلالت بر سرزنش و ملامت مخاطبان (مشركان) مى كند.

10- عقيده مشركان به دختر داشتن خداوند در مقابل پسر داشتن خودشان ، سخنى غير قابل توجيه و بس بزرگ ، ناروا و غير منطقى است .

أفأصفكم ربّكم بالبنين و اتّخذ من الملئكة إنثًا إنكم لتقولون قولاً عظيمًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 43 - 2

2- ساحت قدس خداوند ، بسى والاتر و عظيم تر از پندار هاى واهى مشركان درباره اوست .

سبحنه و تعلى عمّا يقولون علوًّا كبيرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 44 - 16

16- مشركان ، به خاطر عقايد و سخنان ناروا ، مورد تهديد خدا قرار گرفتند .

إنكم لتقولون قولاً عظيمًا . .. تعلى عمّا يقولون ... إنه كان حليمًا غفورًا

ذكر جمله «إنه كان حليماً غفوراً» بيانگر اين است كه سخنان نارواى مشركان، شايسته مجازات است اگرچه به جهت حلم و غفران خداوند، فعلاً كيفر نشوند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 52 - 2

2- مشركان ، در قيامت ، به پندار توان مندى معبودان شان بر يارى آنان ، عجولانه ، از آنان استمداد خواهند كرد .

و يوم يقول نادوا . .. فدعوهم

«فاى تعقيب» در «فدعوهم» بر بى درنگ بودن كار آنان دلالت مى كند. كاربرد فعل ماضى، براى كارى كه در قيامت انجام مى گيرد (دعوهم) نشانه آن است كه - به مجرد فرصت يافتن مشركان - بايد استمداد را انجام يافته تلقى كرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 33 - 1

1 - موسى ( ع ) تسبيح فراوان و تبرئه مكرر خداوند را از پندار هاى باطل مشركان ، در گرو همراهى هارون با او مى دانست .

كى نسبّحك كثيرًا

مراد از تسبيح - به قرينه مأموريت موسى(ع) براى هدايت فرعون - تنزيه خداوند از داشتن شريك و هرگونه محدوديتى در الوهيت و ربوبيت است. فاعل «نسبّحك» موسى و هارون(ع) مى باشد و «كى نسبّحك» تعليل براى جمله هاى اخير است كه درخواست همراهى هارون رامطرح كرده بود; يعنى با پشتيبانى هارون، دعوت به توحيد - كه متضمن تنزيه خداوند از داشتن شريك است - افزايش خواهد يافت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 21 - 1

1- اعتقاد مشركان به خدايانى برگرفته شده از مواد و عناصر زمينى

أم اتّخذوا ءالهة من الأرض

«أم» در «أم اتّخذوا» منقطعه و متضمن معناى «بل» است، كه براى اضراب است مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 26 - 2

2- ملائكه ، فرزندان خداوند در پندار مشركان

و قالوا اتّخذ الرحمن ولدًا

متعلق «اتخذوا» حذف شده و تقدير آن به قرينه «بل عباد مكرمون» چنين است: «و قالوا اتخذالرحمان من الملائكة ولداً; گفتند خداوند از ميان فرشتگان فرزندى برگزيد».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 64 - 2

2 - انباز داشتن خدا ، پندارى باطل و ساخته ذهن شرك پيشگان

و قيل ادعوا شركاءكم

اضافه «شركاء» به ضمير «كم» بيانگر مطلب ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 33 - 11

11 - مشركان ، به خاطر انتخاب عقيده شرك آلود ، در قيامت پشيمان شده و آن را پنهان خواهند كرد .

و لو ترى إذ الظلمون موقوفون عند ربّهم . .. و أسرّوا الندامة لمّا رأوا العذاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 74 - 5

5 - مشركان و بت پرستان ، معتقد به توانايى بت ها و معبود هاى خويش براى يارى رسانى

و اتّخذوا من دون اللّه ءالهة لعلّهم ينصرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 15 - 3

3 - اعتقاد مشركان به وجود تركيب و تجزيه در ذات الهى

و جعلوا له من عباده جزءًا

به كار رفتن واژه «جزء» به جاى «ولد»، اشاره به باور جاهلانه مشركان در جسمانى بودن و تركيب خدا دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 16 - 2

2 - اعتقاد به دختر داشتن خدا ، در عين برتر دانستن پسر ، تناقضى آشكار در باور هاى جاهلى

أم اتّخذ ممّا يخلق بنات و أصفيكم بالبنين

آيه شريفه، در مقام نكوهش از مشركان، به اين نكته اشاره مى كند كه به پندار شما دختر از مقام پايين تر و پست ترى برخوردار است; پس چگونه خود را بر خدا ترجيح داده و سهم او را دختر و سهم خود را پسر مى دانيد؟!

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 39 - 1،2،4

1 - شرك پيشگان ، مورد توبيخ الهى ، به خاطر اعتقاد به وجود دخترانى براى خداوند

أم له البنت و لكم البنون

2 - فرشتگان ، دختران خدا در نظر مشركان ، به رغم بيزارى خودشان از داشتن دختر و افتخارشان به پسران

أم له البنت و لكم البنون

مشركان، از داشتن دختر عار داشتند. خداوند براساس همين پندار غلط، با ايشان محاجه كرده است; كه اگر به راستى دختران ننگ اند، چرا دختران را به خداوند نسبت داده و تنها خود را مالك پسران مى دانيد؟!

4 - مشركان ، گرفتار عقايدى خرافى و فاقد هرگونه برهان و دليل

فليأت مستمعهم بسلطن مبين . أم له البنت و لكم البنون

از ارتباط اين آيه با آيه قبل، مطلب بالا استفاده مى شود. بدين معنا كه اين آيه، ارائه دهنده نمودى از بى برهانى كافران در اعتقادات خويش است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 22 - 1،3

1 - اعتقاد مشركان مبنى بر دختر داشتن خداوند ، باورى ناروا و ناسازگار با مبانى ارزشى خود آنان

ألكم الذّكر و له الأُنثى . تلك إذًا قسمة ضيزى

با آن كه مشركان پسر را بر دختر ترجيح مى دادند، خداوند تقسيم آنان را در نسبت دادن دختر، به او و برگزيدن پسر براى خويشتن، تقسيمى غير عادلانه دانسته و آن را نامتناسب با مبانى ارزشى خود آنان معرفى كرده است.

3 - استفاده از جدل و به كارگيرى مبانى باطل گرايان عليه خود آنان ، از روش هاى قرآن در احتجاج با اهل شرك

ألكم الذّكر و له الأُنثى . تلك إذًا قسمة ضيزى

با توجه به اين كه خداوند مبناى ارزشى مشركان را در تبعيض بين پسران و دختران عليه خود آنان به كار گرفته است، مطلب بالا استفاده مى شود.

829- عقيده باطل مشركان جاهليت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 16 - 5

5 - مشركان جاهلى ، با وجود اعتقاد به مخلوق بودن فرشتگان ، آنان را دختر خدا مى پنداشتند .

أم اتّخذ ممّا يخلق بنات

لحن آيه شريفه نشان مى دهد كه مشركان مكه، مخلوق بودن فرشتگان را پذيرفته بودند و خداوند آنان را مورد سرزنش قرار مى دهد كه چگونه در ميان مخلوقات، آنچه راكه خود نمى پسندند، به او نسبت مى دهند.

830- عقيده باطل مشركان صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 21 - 2

2- مشركان در عصر بعثت ، چندگانه پرست و معتقد به خدايان و معبود ها متعدد بودند .

أم اتّخذوا ءالهة من الأرض

«آلهة» جمع «إله» به معناى خدايان و معبودها است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 24 - 1

1- مشركان در عصر بعثت ، معتقد به خدايان و معبود هاى متعدد بودند .

أم اتّخذوا من دونه ءالهة

«ءالهة» جمع «إله» به معناى خدايان و معبودها است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 26 - 1

1- فرزند اختيار كردن خداوند ، عقيده و پندار مشركان صدراسلام

و قالوا اتّخذوا الرحمن ولدًا

«إتخاذ» (مصدر «اتّخذ» و از باب افتعال) به معناى برگرفتن و انتخاب كردن، همراه با قبول و خشنودى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 15 - 1

1 - اعتقاد جاهلانه مشركان عصر بعثت ، به وجود فرزند براى خدا

و جعلوا له من عباده جزءًا

ضمير فاعلى «جعلوا» - به قرينه آيات پيشين - مربوط به مشركان معاصر پيامبراكرم(صلی الله علیه و آله) است و «جزءا» - با توجه به آيه بعد - كنايه از فرزند مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 16 - 1

1 - مشركان عصر جاهلى ، فرشتگان را دختران خدا مى پنداشتند .

و جعلوا له من عباده جزءًا . .. أم اتّخذ ممّا يخلق بنات

مراد از «ما يخلق» - به قرينه فرازهاى بعد - فرشتگان هستند.

831- عقيده باطل مشركان مقارن بعثت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 81 - 2

2 - مشركان عصر بعثت ، معتقد به وجود فرزند ، براى خداى رحمان

قل إن كان للرحمن ولد فأنا أوّل العبدين

832- عقيده مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 116 - 2

2 - داشتن زاده و اختيار كردن فرزند ، از نسبت هاى نارواى يهود ، نصارا و مشركان به خداوند

و قالوا اتخذ اللّه ولداً سبحنه

مراد از ضمير در «قالوا» - به قرينه آيه 113 - يهود، نصارا و مشركان است. يهود «عزير» و نصارا «مسيح(ع)» را فرزند خدا مى پنداشتند و مشركان نيز فرشتگان را فرزند او مى شمردند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 165 - 1،18،19،23

1 - گروهى از مردم ( مشركان ) با وجود نشانه هاى فراوان بر توحيد ، غير خدا را همتا و همانند او مى پندارند .

لأيت لقوم يعقلون. و من الناس من يتخذ من دون اللّه أنداداً

«ندّ» (مفرد أنداد) به معناى همانند است.

18 - مشركان ، خدايان دروغين را داراى قدرت مى پندارند .

و لو يرى الذين ظلموا إذ يرون العذاب أن القوة للّه جميعاً

طرح مسأله قدرت خداوند و انحصار آن به او براى كسانى كه غير خدا را همتاى خدا مى پندارند، بيانگر اين است كه: مشركان به توهّم برخوردارى معبودانشان از قدرت، آنها را همانند خداوند پنداشته و بر اساس آن به ايشان محبت مىورزند.

19 - پنداشتن قدرت در معبودان دروغين ، عالم محبت مشركان به آنهاست .

يحبونهم كحب اللّه . .. و لو يرى الذين ظلموا ... أن القوة للّه جميعاً

23 - گروهى از انسان ها ( مشركان ) سران و بزرگان خويش را در قدرت ، همتاى خدا مى پندارند و آنان را همطراز او دوست دارند .

و من الناس من يتخذ من دون اللّه أنداداً يحبونهم كحب اللّه

با توجه به آيه بعد - كه مشركان را به سران شرك و پيروان آنان تقسيم مى كند - مى توان گفت: مراد از «من الناس» مشركان پيرو مقصود از «أنداد» سران آنهاست. ارجاع ضمير «هم» به «أنداد» اين احتمال را تأييد مى كند; زيرا كاربرد اين ضمير براى انسانها و دارندگان عقل و شعور است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 151 - 12

12 - عقيده به شريك داشتن خداوند ، پندارى بدون برهان و دليل

بما اشركوا باللّه ما لم ينزّل به سلطاناً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 77 - 10

10 - عقايد ناروا و غلوآميز اهل كتاب برخاسته از افكار باطل گمراهانى مشرك در گذشته تاريخ

قل ياهل الكتب لاتغلوا فى دينكم . .. و لاتتبعوا اهواء قوم قد ضلوا

بدان احتمال كه خطاب در «يا اهل الكتب» متوجه تمام يهود و نصارا باشد نه خصوص آنانكه در عصر پيامبر(صلی الله علیه و آله) بودند. بر اين مبنا مراد از «قوم قد ضلوا» پيشينيان اهل كتاب نخواهند بود بلكه مقصود، پيروان مذاهب شرك مى باشند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 17 - 9

9 - توانايى بتها و معبودهاى خيالى در دفع شر و رساندن خير، پندار نارواى مشركان

و إن يمسسك اللّه بضر فلا كاشف له إلا هو و إن يمسسك بخير فهو على كل شىء قدير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 19 - 21

21 - اعتقاد مشركان به الوهيت خداوند

قل أى شىء أكبر شهدة قل اللّه

در آيه شريفه با وجود اينكه سؤال از جانب خداوند مطرح شده است و مشركان بايد پاسخگو باشند، ولى خداوند، خود، پاسخ داده است: «قل اللّه». اين نوع پاسخگويى گواه اعتراف طرف مقابل به مضمون ارائه شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 22 - 8،9،10

8 - مشركان، غوطهور در پندارهاى بى اساس خويش و اميدوار به كمكهاى خدايان دروغين در قيامت

أين شركاؤكم الذين كنتم تزعمون

9 - شريك دانستن براى خداوند، مولود انديشه سست مشركان و ساخته و پرداخته خود آنان

أين شركاؤكم الذين كنتم تزعمون

«زعم» به انديشه و گفتارى اطلاق مى شود كه اساس صحيحى نداشته و بر پايه پندار و گمان باشد. «راغب» مى گويد: «الزعم حكاية قول يكون مظنة للكذب».

10 - گمان و حدس تنها تكيه گاه مشركان در پذيرش شريك براى خداوند

أين شركاؤكم الذين كنتم تزعمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 28 - 1

1 - پديدار شدن عذابى كه مشركان آن را انكار مى كردند، موجب آرزوى بازگشت به دنيا، نه ايمان واقعى به خداوند و آيات

فقالوا يليتنا نرد . .. بل بدالهم ما كانوا يخفون من قبل

جمله «ياليتنا . .. و نكون من المؤمنين» در آيه قبل، بيان آرزوى مشركان براى بازگشت به دنيا و ايمان آوردن بود. حرف «بل» اضراب از آن مطالب است. يعنى نه اينكه آرزوى بازگشت براى ايمان باشد، بلكه به پندار رهايى از عذاب است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 46 - 9

9 - مشركان مى پنداشتند كه معبودهايشان توان نفع رسانى به آنان را دارد.

من إله غير اللّه يأتيكم به

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 52 - 19

19 - نه پيامبر(صلی الله علیه و آله) مسؤوليت عمل و انديشه هاى مشركان و مخالفان را بر عهده دارد و نه مشركان پاسخگوى عمل پيامبرند.

ما عليك من حسابهم من شىء و ما من حسابك عليهم من شىء

در اين برداشت مرجع دو ضمير جمع در «حسابهم» و «عليهم» مشركان است و در «حسابهم» اضافه مصدر به فاعل خويش است ; يعنى: «حساب المشركين».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 94 - 4

4 - مشركان مى پنداشتند پس از مرگ مورد شفاعت معبودهاى خويش قرار خواهند گرفت.

و ما نرى معكم شفعاءكم الذين زعمتم أنهم فيكم شركؤا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 100 - 1،5

1 - برخى مشركان خداوند را داراى شريكانى از جنيان مى دانستند.

و جعلوا لله شركاء الجن

5 - برخى مشركان خداوند را داراى پسران و دخترانى مى پنداشتند.

و خرقوا له بنين و بنت بغير علم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 108 - 10

10 - مشركان عقايد شرك آلود خود را زيبا مى پندارند.

و لاتسبوا الذين . .. كذلك زينا لكل أمة عملهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 138 - 2

2 - اعتقاد بى اساس مشركان به ممنوعيت خوردن از چهارپايان و كشتى (محصول زراعى) كه براى خدا و بتها قرار مى دادند.

و جعلو الله . .. و قالوا هذه أنعم و حرث حجر لايطعمها إلا من نشاء بزعمهم

«هذه» اشاره به سهامى است كه مشركان براى خدا و بتها قرار مى دادند و در آيه 136 بيان گرديده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 150 - 14

14 - مشركان معتقد به وجود شريك براى خدا در ربوبيت هستند.

و الذين لا يؤمنون بالأخرة و هم بربهم يعدلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 37 - 11،21

11 - مشركان، معتقد به كارايى و توانمندى معبودان خويش در رهاسازى آنان از مشكلات

أين ما كنتم تدعون من دون الله

21 - شرك در پندار مشركان، ايمان و باورى راستين; و توحيد و يكتا پرستى، كفرورزى و انكار حقيقت است.

و شهدوا على أنفسهم أنهم كانوا كفرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 173 - 7

7 - شركورزى ، مرامى باطل و مشركان ، باطلگرا هستند .

أفتهلكنا بما فعل المبطلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 194 - 2

2 - مشركان ، معبودان خويش را تواناتر از خود و مؤثر در امور خويش مى پنداشتند .

إن الذين تدعون من دون اللّه عباد أمثالكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 32 - 7

7 - موضعگيرى خصمانه كافران و مشركان در قبال پيامبر ، على رغم اعتقادشان به خدا

و إذ قالوا اللّهم إن كان هذا هو الحق من عندك فأمطر علينا حجارة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 68 - 1،2

1 - مشركان بر اين باور بودند كه خداوند ، براى رفع نيازمندى هاى خود ، فرزند اختيار كرده است .

قالوا اتخذ اللّه ولداً سبحنه هو الغنى

2 - مشركان ، معتقد به الوهيت خداوند بودند .

قالوا اتخذ اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 104 - 6

6 - مشركان ، بت هاى مورد پرستش خود را ، موجوداتى با شعور مى پنداشتند .

فلا أعبد الذين تعبدون من دون اللّه

«الذين» اسم موصول است و براى ذوى العقول استعمال مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 33 - 3،10

3- مشركان على رغم اعترافشان به اينكه قوام بخش امور بندگان خداوند است ، براى او شريك هاى متعددى برگزيده بودند .

أفمن هو قائم على كل نفس بما كسبت و جعلوا لله شركاء

10- مرام اهل شرك ، على رغم روشنى بطلان آن و نبود دليلى بر آن ، مرامى آراسته شده و زينت داده شده براى آنان بود .

بل زيّن للذين كفروا مكرهم

مراد از «مكرهم» مرام و عقيده مشركان ; يعنى ، شريك پنداشتن براى خدا و پرستش آن شريكان است ; زيرا اين چيزى است كه براى آنان زينت داده شده و آراسته جلوه كرده بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 27 - 4

4- مشركان ، معتقد به خدايان متعدد در كنار خداى يكتا

و يقول أين شركاءى

جمع آورده شدن «شركاء» حكايت از تعدد آن دارد و اضافه شدن آن به ضمير متكلم، حاكى از عقيده آنان به وجود خدا همراه با ساير خدايان مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 35 - 12

12- جبرگرايى ، مسلك مشركان در طول تاريخ

و قال الذين أشركوا لو شاء الله ما عبدنا من دونه من شىء نحن و لا ءاباؤنا و لاحرّم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 38 - 5

5- مشركان مكه ، حيات را به دست خداوند مى دانستند .

و أقسموا بالله . .. لايبعث الله من يموت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 40 - 10

10- مشركان ، خداوند را قادر به احياى مجدد انسان ها پس از مرگ نمى دانستند .

و أقسموا بالله . .. لايبعث الله من يموت بلى وعدًا عليه ... إنما قولنا لشىء إذا أ

ذكر «إنما قولنا لشىء. ..» - كه براى اثبات قدرت مطلق خداوند است - پس از بيان ديدگاه مشركان درباره عدم احياى دوباره انسانها مى تواند تعريض به مشركان باشد; چون آنان داراى چنين ديدگاهى بودند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 50 - 10

10- مشركان براى ملائكه ، مقامات و رتبه عالى معتقد بودند .

و الملئكة و هم لايستكبرون . يخافون ربّهم

احتمال دارد اختصاص به ذكر ملائكه از ميان موجودات، براى بيان انقياد آنان در برابر خداوند به خاطر عقيده مشركان به مقامات عاليه ملائكه باشد و خداوند با تأكيد بر منقاد بودن آنان، مشركان را به كسب چنين روحيه اى دعوت مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 54 - 7

7- نجات يافتگانِ از ناگوارى ها كه به شرك روى مى آورند - با وجود التماس به درگاه خداوند به هنگام گرفتارى - توحيد ربوبى را قبول نداشته و عوامل ديگرى را در نجات خود دخيل مى دانند .

ثمّ إذا كشف الضرّ عنكم إذا فريق منكم بربّهم يشركون

«بربّهم» متعلق به فعل «يشركون» است. ذكر «ربّ» به جاى مطلق آوردن كلام و يا ذكر ساير موارد توحيد، حكايت از شرك ربوبى آنان مى كند و خود همين مى تواند قرينه باشد كه روى آوردن به شرك ربوبى، احتمال دارد ناشى از عقيده به تأثير عوامل ديگر باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 57 - 2

2- مشركان ، معتقد به وجود خداوند

و يجعلون لله البنت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 56 - 4

4- مشركان ، همه معبود هاى مورد ستايش و عبادت خود را ، موجوداتى داراى شعور و حيات مى پنداشتند .

قل ادعوا الذين زعمتم من دونه

برداشت فوق، مبتنى بر اين احتمال است كه «الذين» - كه براى ذوى العقول استعمال مى شود - در پندار و زعم مشركان چنين بوده و آنان معبودهاى خويش را داراى شعور مى پنداشتند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 94 - 7

7- مشركان معتقد به برتر بودن مقام رسالت از شأن بشر

قالوا أبعث الله بشرًا رسولاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 50 - 20

20- مشركان به برخوردارى شياطين و جن از حق تصميم گيرى در كار جهان و تدبير امور آن ، معتقد بودند .

أفتتّخذونه و ذرّيّته أولياء من دونى

به قرينه آيه بعد، مراد از توهم ولايت شياطين، اين پندار است كه آنان، در امور عالم و كار آفرينش، دخالت و نظارت دارند . اين اعتقاد مشركان را وادار مى كرد كه براى پرهيز از شر شياطين، به ستايش آنان بپردازند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 51 - 5

5- مشركان ، در تدبير هستى ، كسانى را جايگزين خداوند قرار داده اند كه خود ، مخلوق خدا و فاقد كمترين نقش در خلقت خويش اند .

أفتتّخذونه و ذرّيّته أولياء . .. ما أشهدتّهم ... خلق أنفسهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 44 - 3

3- دخالت معبود ها و خدايان ، در مقدار عمر و بهرهورى مادى انسان ، پندار باطل مشركان

أم لهم ءالهة تمنعهم . .. بل متّعنا هؤلاء و ءاباءهم حتّى طال عليهم العمر

برداشت ياد شده بر اين اساس است كه «بل . ..»، اضراب از «أم لهم آلهة...» باشد. از اين استفاده مى شود كه مشركان به چنين قدرتى براى خدايان خويش اعتقاد داشتند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 19 - 2

2 - جبهه توحيد ، جبهه اى است معتقد به ربوبيت بى شريك خدا و جبهه شرك ، جبهه اى است منكر ربوبيت خدا و معتقد به پروردگارى غير او .

هذان خصمان اختصموا فى ربّهم فالذين كفروا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 71 - 2

2 - مشركان ، جهان را تحت تدبير و ربوبيت خدايان ( ارباب ها ) و خدا را خداى خدايان ( رب الأرباب ) مى پنداشتند .

و يعبدون من دون اللّه ما لم ينزّل به سلطنًا

ضمير فاعلى در «لم ينزّل» به «اللّه» و ضمير «به» به «ما» بازمى گردد. و «سلطان» به معناى تسلط و اقتدار مى باشد. جمله ياد شده، بيانگر جهان بينى غلط مشركان است; آنان جهان را تحت تدبير و ربوبيت خدايان (ارباب ها) و خدا را ربّ الأرباب و خداى خدايان مى پنداشتند. بنابراين به جاى پرستش خدا، به عبادت آن خدايان خيالى مى پرداختند. در آيه فوق، اين پندار مردود شمرده شده و اعلام شده است كه خداوند به هيچ موجودى، هيچ گونه سلطه و اقتدارى كه بتواند با آن به رتق و فتق امور جهان بپردازد، عطا نكرده است; بلكه همه هستى در قبضيه قدرت و اقتدار او و تحت ربوبيت و تدبير مستقيم او قرار دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 21 - 6،7

6 - مشركان ، معتقد به جسمانيت خدا و قابل مشاهده بودن او

أو نرى ربّنا

7 - مشركان ، مردمانى حس گرا در عقيده و انديشه و منكر حقايق ماورا ، محسوسات

أو نرى ربّنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 40 - 7

7 - مشركان ، هيچ اعتقادى به روز رستاخيز و انتظار كيفر و پاداش الهى در آن روز را نداشته اند .

بل كانوا لايرجون نشورًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 63 - 8

8 - منزلت خدا برتر و والاتر از هر آنچه كه مشركان براى او شريك مى پندارند .

تعلى اللّه عمّا يشركون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 91 - 8

8 - اعتقاد مشركان به حرمت و شرافت مكه و تقدّس آن

ربّ هذه البلدة الذى حرّمها

از اين كه آيه نسبت به شهر مكه تعبير «هذه البلدة الذى حرّمها» آورده است، احتمالاً از آن جهت باشد كه مشركان آن را قبول داشته و تذكر آنان به امر مورد قبولشان، زمينه جذب و هدايت آنان را فراهم مى ساخته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 62 - 7

7 - شرك پيشگان ، معتقد به وجود شريك هاى متعدد براى خداوند

فيقول أين شركاءى الذين كنتم تزعمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 74 - 7

7 - شرك پيشگان ، معتقد به وجود شريكان متعدد براى خداوند

و يوم يناديهم فيقول أين شركاءى الذين كنتم تزعمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 50 - 11

11 - مشركان ، براى پيامبر (صلی الله علیه و آله) در تحقق معجزه ، نقشى چشمگير قائل بودند .

و قالوا لولا أنزل عليه ءايت . .. قل إنّما الأيت عند اللّه و إنّما أنا نذير

مشركان، اگرچه در معجزه خواهى خود، منشأ معجزه را ذكر كرده اند، اما پاسخى كه خداوند مى دهد (قل . .. إنّما أنا نذير...) حاكى است كه آنان، براى پيامبر(صلی الله علیه و آله) نقش اساسى قائل بوده اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 61 - 1،5،6

1 - مشركان ، به خالقيت خدا براى آسمان ها و زمين و مسخِّر كننده خورشيد و ماه ، باور داشتند .

و لئن سألتهم من خلق السموت و الأرض و سخّر الشمس و القمر ليقولنّ اللّه

5 - انكار آيات خدا و ايمان به باطل ، از سوى مشركان ، به رغم باور آنان بر خالقيت خدا و تسخير خورشيد و ماه از سوى او ، امرى شگفت آور است .

و ما يجحد بأيتنا إلاّ الكفرون . .. و قالوا لولا أنزل عليه ءايت ... و الذين ءا

6 - با وجود اعتقاد مشركان به اين كه خالق عالم و رام كننده خورشيد و ماه ، خدا است ، بازداشته شدنشان از حق ، قابل توجيه و منطقى نيست .

و لئن سألتهم من خلق . .. و سخّر ... ليقولنّ اللّه فأنّى يؤفكون

جمله «فأنّى يؤفكون» جواب شرط مقدر است و«أنّى» معادل «كيف» استفهاميه و براى تعجب است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 63 - 1،2

1 - مشركان به اين كه منشأ نزول باران ، خدا است ، اعتقاد داشتند .

و لئن سألتهم من نزّل من السماء ماء . .. ليقولنّ اللّه

2 - مشركان ، به اين كه حيات بخش زمين مرده ، با آب باران ، خداوند است ، اعتقاد داشتند .

و لئن سألتهم من نزّل . .. فأحيا به الأرض من بعد موتها ليقولنّ اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 13 - 3،10

3 - مشركان ، به خداوند باور دارند و به گرفتن شفيع جهت شفاعت در پيشگاه او معتقدند .

و لم يكن لهم من شركائهم شفعؤا

10 - مشركان مكه ، به بازخواست انسان ها از سوى خداوند ، پس از مرگ ، معتقد بودند .

و يوم تقوم الساعة . .. و لم يكن لهم من شركائهم شفعؤا

نفى شفاعت از معبودان مشركان، حكايت از اعتقاد آنان به شفاعت مى كند و ذكر آن به عنوان يكى از رخدادهاى قيامت، اين احتمال را تقويت مى كند كه آنان شفاعت معبودان را براى پس از مرگ خود مى خواسته اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 35 - 5

5 - براى اثبات ادعاى مشركان درباره عقايدشان ، هيچ گونه دليل آسمانى وجود ندارد .

أم أنزلنا عليهم سلطنًا فهو يتكلّم

اين كه براى نفى هرگونه دليل، جهت اثبات عقيده مشركان، گفته است: «أم أنزلنا عليهم. ..» و نفرموده است: «آنان، هيچ گونه دليلى ندارند.»، مى تواند به نكته بالا، نظر داشته باشد. در ضمن، احتمال دارد مراد از «سلطان» فرشته باشد. در اين صورت نيز نكته بالا، قابل استفاده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 4 - 16

16 - مشركان ، به شفاعت و ولايت و سرپرستى غيرخدا ، اعتقاد داشتند .

أم يقولون . .. ما لكم من دونه من ولىّ و لاشفيع أفلاتتذكّرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 23 - 2

2 - عقيده مشركان به شفاعت خدايانشان در پيشگاه خدا براى آنان

قل ادعوا الذين زعمتم من دون اللّه لايملكون مثقال ذرّة . .. و لاتنفع الشفعة عنده

ذكر عدم فايده شفاعت شفاعت كننده اى در پيشگاه خداوند به جز شفاعت كسانى كه خود خدا به آنان اذن داده است; مى رساند كه مشركان اعتقاد داشته اند كه خدايان ادعايى آنان نقش شفاعت كننده دارند. خداوند نيز درصدد رد آن گمان و پندار است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 27 - 2

2 - خدايان شرك پيشگان ، موجوداتى اند كه خود مشركان آنها را شريك خدا تلقى كرده اند .

قل أرونى الذين ألحقتم به شركاء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 40 - 6

6 - اعتقاد مشركان به موجوداتى به نام ملائكه در عالم

و يوم يحشرهم . .. ثمّ يقول للملئكة أهؤلاء إيّاكم كانوا يعبدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 41 - 4

4 - گفت وگوى خداوند با فرشتگان در قيامت ، درباره اعتقادات مشركان

ثمّ يقول للملئكة . .. قالوا سبحنك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 40 - 1

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور محاجه و گفتوگو با مشركان ، درباره عقايد و معبودهايشان

قل أرءيتم شركاءكم الذين تدعون من دون اللّه أرونى ماذا خلقوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 150 - 2،4

2 - مشركان ، معتقد بودند كه ملائكه از جنس زن هستند .

أم خلقنا الملئكة إنثًا

4 - عقيده مشركان به اين كه ملائكه از جنس زن هستند ، امرى شگفت آور است .

أم خلقنا الملئكة إنثًا

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه استفهام مقدر در جمله «أم خلقنا. ..»، از نوع استفهام انكارى و تعجبى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 152 - 1،4

1 - مشركان ، معتقد به تولد فرزند از خداوند

ليقولون . ولد اللّه

4 - مشركان ، مردمى دروغگو در عقايد و باور هاى شان

و إنّهم لكذبون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 153 - 1،3

1 - مشركان ، معتقد به برگزيدن دختر - به جاى پسر - براى خود از سوى خداوند

أصطفى البنات على البنين

3 - مشركان ، معتقد به جسمانيت خداوند

فاستفتهم ألربّك البنات . .. ولد اللّه ... أصطفى البنات على البنين

انتساب زادن و فرزند داشتن به خدا، گوياى برداشت ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 157 - 5

5 - دروغگو بودن مشركان در ادعا هاى خود ، درباره خداوند و معارف الهى

فأتوا بكتبكم إن كنتم صدقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 158 - 1،2،3،4

1 - مشركان ، معتقد به وجود نسبت خويشاوندى ميان خدا و جن

و جعلوا بينه و بين الجنّة نسبًا

«نسب»، به معناى قرابت و پيوند خويشاوندى است.

2 - مشركان ، مدعى شريك بودن جن با خداوند

و جعلوا بينه و بين الجنّة نسبًا

در اين كه مقصود از «نسبت» در آيه شريفه، چيست، ميان مفسران چند ديدگاه وجود دارد. برخى گفته اند كه مقصود شريك بودن جن با خداوند است، چنان كه در سوره انعام آيه 100 به اين مضمون تصريح شده است: «و جعلوا للّه شركاء الجنّ; براى خدا شريكانى از جن قرار دادند». گفتنى است كه در فرض فوق «نسباً» در معناى مجازى استعمال شده است.

3 - مشركان ، مدعى ازدواج خداوند با زنان از جنس جن

و جعلوا بينه و بين الجنّة نسبًا

برخى از مفسران بر اين عقيده اند كه مقصود از «نسبت» در آيه شريفه، نسبت صهر و ازدواج است; يعنى، خدا با زنان از جنس جن ازدواج كرد و از آنان فرزندانى چون ملائكه به وجود آمد كه در آيات پيشين از آنها به تفصيل ياد شده است.

4 - مشركان ، معتقد به وجود پيوند خويشاوندى ( پدر و فرزندى ) ميان خدا و فرشتگان

و جعلوا بينه و بين الجنّة نسبًا

برداشت ياد شده مبتنى بر اين ديدگاه است كه جمله «و جعلوا بينه و بين الجنّة نسباً» تأكيد دختر نبودن ملائكه براى خدا و نفى فرزنددار بودن او است كه در آيات پيشين از آن ياد شده است (أم خلقنا الملائكة إناثاً. .. ليقولون . ولد اللّه...).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 168 - 2

2 - مشركان ، منكر آسمانى بودن قرآن بودند .

لو أنّ عندنا ذكرًا

برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه مشركان، در حالى ايمان خود را مشروط به نزول كتابى آسمانى (همانند كتاب هاى آسمانى پيامبران گذشته) مى دانستند كه قرآن براى هدايت آنان نازل شده بود و از آن آگاه بودند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 3 - 5،7،8

5 - مشركان ، معبود ها را يار و ياور خود مى دانستند .

و الذين اتّخذوا من دونه أولياء

«ولى» (مفرد «أولياء») در لغت به سه معنا آمده است: محب، صديق و نصير (قاموس المحيط و مفردات راغب). در آيه شريفه - به قرينه جمله بعد (ما نعبدهم إلاّ ليقرّبونا إلى اللّه) در معناى سوم به كاررفته است.

7 - مشركان ، معبود هاى خود را وسيله تقرب به خدا مى دانستند .

ما نعبدهم إلاّ ليقرّبونا إلى اللّه زلفى

8 - مشركان ، تقرب به خدا را بدون واسطه ، ممكن نمى دانستند .

ما نعبدهم إلاّ ليقرّبونا إلى اللّه زلفى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 4 - 2

2 - مشركان ، معتقد به فرزندگزينى خداوند

لو أراد اللّه أن يتّخذ ولدًا لاَصطفى ممّا يخلق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 36 - 10

10 - مشركان ، معتقد به شعورمندى معبود ها و تأثيرگذارى آنها در سرنوشت انسان ها

و يخوّفونك بالذين من دونه

اعتقاد به گزند رساندن معبودهايى چون بت، بيانگر مطلب ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 38 - 1،9

1 - اعتقاد و اعتراف مشركان ، به خالقيت يگانه خداوند و پديد آمدن جهان آفرينش ( آسمان ها ، زمين و . . . ) تنها به قدرت او

و لئن سألتهم من خلق السموت و الأرض ليقولنّ اللّه

9 - مشركان ، معتقد به حاجت دادن معبودهايشان و رساندن سود به انسان ها و برطرف كردن گزند از آنان

أفرءيتم ما تدعون من دون اللّه إن أرادنى اللّه بضرّ . .. برحمة هل هنّ ممسكت رحمت

مقصود از «دعاء» در «ماتدعون»، حاجت بردن و استعانت جستن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 43 - 1

1 - اعتقاد مشركان ، به شفاعت و وساطت كردن معبود ها در پيشگاه خداوند

أم اتّخذوا من دون اللّه شفعاء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 24 - 4

4 - اعتقاد مشركان به وجود خداوند

أم يقولون افترى على اللّه

از اين كه مشركان مى گفتند: پيامبر(صلی الله علیه و آله) بر خدا دروغ بسته است، استفاده مى شود كه آنان اصل وجود خدا را پذيرفته بودند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 9 - 3

3 - نشانه هاى عزت ( قاهر بودن ) و دانايى آفريدگار جهان ، غير قابل انكار ، حتى براى مشركان

و لئن سألتهم . .. ليقولنّ خلقهنّ العزيز العليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 84 - 4

4 - اعتقاد مشركان به تقسيم كار هاى آسمان و زمين ، ميان خدا و فرزندى كه براى او تصوير كرده اند . *

قل إن كان للرحمن ولد . .. و هو الذى فى السماء إله و فى الأرض إله

برداشت بالا بدان احتمال است كه ميان اين آيه و آيه «إن كان للرحمان ولد» (آيه 81) بدين گونه ارتباط باشد كه مشركان علاوه بر اعتقاد به فرزنددارى خدا، بر اين باور بوده اند كه الوهيت آسمان و زمين ميان او و فرزندش تقسيم شده است. گفتنى است كه اين آيات ردى بر هر دو ديدگاه است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 24 - 1

1 - مشركان ( دهريون ) ، حيات را منحصر در زندگى دنيا دانسته و منكر معاداند .

و قالوا ما هى إلاّ حياتنا الدنيا

به قرينه آيه بعد، فاعل «قالوا» مشركان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 25 - 8

8 - حقانيت معاد از نظر مشركان ، منوط به زنده شدن پدران آنان در برابر ديدگانشان

قالوا ائتوا بابائنا إن كنتم صدقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 28 - 4،5

4- اعتقاد مشركان به نقش معبود هاى خويش ، در تقرب آنان به خداوند

اتّخذوا من دون اللّه قربانًا ءالهة

5- اعتقاد مشركان به حقيقتى برتر از معبود هاى خود ، به عنوان خداى هستى

اتّخذوا من دون اللّه قربانًا ءالهة

در معناى «قرباناً» و تقرب، اين معنا نهفته است كه بايد طرفى وجود داشته باشد كه به او تقرب جسته شود; يعنى، آلهه متعدد، تنها از آن جهت مورد پرستش قرار گرفته بودند كه وسيله تقرب به خداى اصلى تلقى مى شدند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 21 - 4

4 - مشركان ، گرفتار تناقض در عقايد وباور هاى خويش

ألكم الذّكر و له الأُنثى

مشركان، از سويى خداوندگارى خدا را پذيرفته بودند و از سوى ديگر - با آن كه مرد را بر زن برتر مى دانستند - فرشتگان را دختران خدا مى پنداشتند; اما براى خويش فقط پسر مى خواستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 26 - 4

4 - مشركان ، معتقد به عظمت برتر خداوند ، در مقايسه با فرشتگان و معبود هاى خويش

و كم من ملك فى السموت لاتغنى شفعتم شيئًا

از اين كه مشركان از بت ها و يا فرشتگان، تمناى شفاعت در پيشگاه پروردگار را داشته اند، مطلب بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 27 - 1،2

1 - برگزيدن نام هاى زنانه براى فرشتگان ، نمودى از باور مشركان ، به دختر بودن فرشتگان براى خداوند

ألكم الذّكر و له الأُنثى. .. إنّ الذين لايؤمنون...ليسمّون الملئكة تسمية الأُنثى

از ارتباط بين آيات، استفاده مى شود از آن جايى كه مشركان فرشتگان را دختران خدا مى انگاشتند، نام هاى زنانه را براى آنان برمى گزيدند.

2 - مشركان ، در عين باور داشتن وجود فرشتگان ، گرفتار عقايد خرافى در مورد آنان

إنّ الذين لايؤمنون بالأخرة ليسمّون الملئكة تسمية الأُنثى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 20 - 3

3 - مشركان ، معتقد به بهره مند بودن از سپاهى قدرت مند و نيرويى شكست ناپذير معنوى همچون معبودان ادعايى در برابر ديگر قدرت ها

أمّن هذا الذى هو جند لكم ينصركم من دون الرحمن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 41 - 1

1 - اعتقاد مشركان به شفاعت كردن معبود ها و تضمين نمودن سعادت اخروى براى ايشان

أم لهم شركاء فليأتوا بشركائهم

در اين كه مقصود از «شركاء» چيست، دو احتمال وجود دارد: 1- معبودهاى ادعايى مشركان كه آن را شريك خدا مى پنداشتند; 2- كسانى از عقلاى جهان كه در عقايد و افكار دينى با مشركان شريك و همفكراند، مثلاً در اين مسأله كه سرنوشت مجرمان با مسلمانان يكسان است و. .. . برداشت ياد شده مبتنى بر احتمال نخست است.

833- عقيده مشركان به الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 109 - 2

2 - مشركان مكه معتقد به «الله» بودند و به آن قسم ياد مى كردند.

و أقسموا بالله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 136 - 6

6 - مشركان در كنار اعتقاد به بتها به «الله» نيز معتقد بودند.

فقالوا هذا لله بزعمهم و هذا لشركائنا

834- عقيده مشركان جاهليت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 73 - 3

3 - شرك و بت پرستى ، انديشه و مرام عرب جاهلى

يأيّها الناس . .. إنّ الذين تدعون من دون اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 57 - 1

1- مشركان دوران جاهليت ، معتقد به وجود دخترانى براى خداوند

و يجعلون لله البنت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 60 - 3

3- مشركان عصر جاهلى ، منكر عالم آخرت بودند .

للذين لايؤمنون بالأخرة

اين آيه، در سياق آياتى است كه در مذمت مشركان بود و اين خود قرينه اى است بر اينكه مراد از «الذين»، مشركانند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 62 - 4

4- مشركان دوران جاهليت ، باورمند به خداوند على رغم اسناد امور ناروا به او

و يجعلون لله ما يكرهون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 42 - 4

4 - اعتقاد مشركان عرب ، به محدود بودن قلمرو رسالت پيامبران الهى چون ابراهيم ، موسى و عيسى ( ع ) به امت ها و اقوام غير ايشان

و أقسموا باللّه . .. لئن جاءهم نذير ليكوننّ أهدى من إحدى الأُمم

از اين كه مشركان، آمدن پيامبرى ويژه براى خود را; شرط ايمان خود برمى شمردند، مى توان استفاده كرد كه آنان اعتقاد نداشتند كه قلمرو اديان الهى در گذشته شامل آنان نيز مى شود; وگرنه اين تقاضا لغو و غير منطقى بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 149 - 2

2 - عقيده مشركان به وجود دختران براى خداوند

ألربّك البنات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 18 - 5

5 - عرب جاهلى ، خود بيزار از داشتن دختر ; ولى معتقد به وجود دختر براى خداوند

أوَ من . .. و هو فى الخصام غير مبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 19 - 1،7

1 - مشركان عصر جاهليت ، معتقد به مؤنث بودن فرشتگان

و جعلوا الملئكة . .. إنثًا

7 - نكوهش خداوند ، نسبت به باور هاى بى دليل مشركان جاهلى

و جعلوا الملئكة إنثًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 20 - 3،4

3 - مشركان عرب جاهلى ، معتقد به خداوند رحمان و مرتبت والاى او در مقايسه با ديگر خدايان

و قالوا لو شاء الرحمن ما عبدنهم

از اين كه مشركان، عبادت ديگر خدايان را در گرو مشيت خداى رحمان دانسته اند، مطلب بالا استفاده مى شود.

4 - مشيت الهى و نقش آن در عمل انسان ، مورد پذيرش مشركان عصر جاهلى

و قالوا لو شاء الرحمن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 21 - 2،3

2 - مزيت پسران بر دختران ، از عقايد عرب جاهلى

ألكم الذّكر و له الأُنثى

3 - اعراب جاهلى ، معتقد به دختر بودن فرشتگان

أفريتم اللّ-ت و العزّى . .. ألكم الذّكر و له الأُنثى

از ارتباط ميان آيات، مى توان استفاده كرد كه مشركان، فرشتگان را دختران خدا و بت ها را مظهرى براى آنها مى پنداشتند. بدين جهت اسامى مؤنث براى بت ها، (لات و...) برمى گزيدند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 23 - 2

2 - شرك و بت پرستى ، داراى پيشينه تاريخى در ميان مردم عرب جاهلى

سمّيتموها أنتم و ءاباؤكم

835- عقيده مشركان صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 118 - 10

10 - ضعف بينش و شناخت يهود ، نصارا و مشركان عصر بعثت ، درباره خداوند

و قال الذين لايعلمون لولا يكلمنا اللّه . .. كذلك قال الذين من قبلهم مثل قولهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 18 - 2،7،8

2 - مشركان عصر بعثت ، به ربوبيت و پروردگارى خدايان متعدد معتقد بودند و آنها را مى پرستيدند .

و يعبدون من دون اللّه . .. و يقولون هؤلاء شفعؤنا

7 - مشركان عصر بعثت ، معبودان پندارى خود را واسطه هايى براى شفاعت و پا در ميانى ، ميان انسان ها و خدا مى انگاشتند .

و يعبدون من دون اللّه . .. و يقولون هؤلاء شفعؤنا عند اللّه

8 - شرك پيشگان عصر بعثت ، معتقد به خدا و منكر يكتايى او در ربوبيت بودند .

و يعبدون من دون اللّه . .. و يقولون هؤلاء شفعؤنا عند اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 31 - 4،8،9،12

4 - شرك پيشگان عصر بعثت با وجود اعتقادشان به رازقيت و روزى بخشى خدا ، ربوبيت بى شريك او را باور نداشتند .

قل من يرزقكم من السماء و الأرض . .. فسيقولون اللّه

ضمير فاعلى در «سيقولون» به مشركان بر مى گردد.

8 - شرك پيشگان عصر بعثت ، در عين اينكه به مالكيت و حاكميت خدا بر قوا و حواس آدمى اعتقاد داشتند ، منكر ربوبيت او بودند .

أمن يملك السمع و الأبصر. .. فسيقولون اللّه

9 - شرك پيشگان عرب جاهلى با وجود اينكه خدا را پديد آورنده جانداران از موجودات بى جان و موجودات بى جان را از جانداران مى دانستند ، منكر ربوبيت و پروردگارى او بودند .

و من يخرج الحى من الميت و يخرج الميت من الحى . .. فسيقولون اللّه

12 - مشركان عرب جاهلى با وجود اعتقادشان به اينكه تدبير امور جهان در دست خداست ، منكر ربوبيت و پروردگارى بى همتاى او بودند .

و من يدبر الأمر فسيقولون اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 16 - 23

23- مشركان عصر بعثت معتقد به وجود خداوند

أم جعلوا لله شركاء خلقوا كخلقه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 3 - 8

8- مشركان صدراسلام ، خداوند را خالق آسمان ها و زمين مى دانستند .

أتى أمر الله . .. سبحنه و تعلى عمّا يشركون ... خلق السموت و الأرض بالحق تعلى

«تعالى عمّا يشركون» مربوط به «بالحق» است و نه «خلق السماوات و . ..» بنابراين، از آيه استفاده مى شود كه مشركان درباره اصل خلقت عالم حرفى نداشته اند، بلكه درباره حقانيت و پوچى آن توهماتى داشته اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 5 - 2

2- مشركان عصر بعثت و نياكان شان ، به فرزند داشتن خداوند معتقد بودند .

قالوا اتخذ اللّه ولدًا . ما لهم به من علم و لا لأبائهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 70 - 3

3 - باور داشت و اعتقاد مشركان صدراسلام ، به احاطه علمى خدا بر سراسر هستى

ألم تعلم أنّ اللّه يعلم ما فى السماء و الأرض

استفهام تقريرى در «ألم تعلم» بيانگر مطلب ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 60 - 6

6 - مشركان صدراسلام ، منكر رحمانيت خدا بودند .

و إذا قيل لهم اسجدوا للرحمن قالوا و ما الرحمن أنسجد لما تأمرنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 42 - 2

2 - باورداشت مشركان صدراسلام ، به اصل وجود خدا و مقدس و محترم بودن او

و أقسموا باللّه جهد أيمنهم

برداشت ياد شده از سوگند مشركان به «اللّه» استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 74 - 3

3 - مشركان صدراسلام ، معتقد به چند معبود بودند .

و اتّخذوا من دون اللّه ءالهة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 81 - 7

7 - مشركان و كافران در عصر بعثت - على رغم انكار قيامت و تجديد حيات انسان ها - به آفرينش آسمان ها و زمين به وسيله خدا و نيز به عظمت اين آفرينش اعتقاد داشتند .

أوَليس الذى خلق السموت و الأرض بقدر على أن يخلق مثلهم

برداشت ياد شده با توجه به اين حقيقت است كه استدلال خداوند بر اثبات معاد، از راه آفرينش نخستين جهان طبيعت، مبتنى بر اين حقيقت است كه كافران، جهان طبيعت را جلوه اى از خالقيت و قدرت خدا بدانند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 9 - 9،13

9 - مشركان عصر بعثت ، معتقد به شريكان و همسانانى چند براى خداوند

و تجعلون له أندادًا

واژه «أنداد» جمع «ندّ» و به معنى همانندها و نظيرها است.

13 - مشركان عصر بعثت ، معتقد به خالقيت خدا و منكر ربوبيت مطلقه وى بودند .

قل أئنّكم لتكفرون بالذى خلق . .. ذلك ربّ العلمين

تعبير «تجعلون له أنداداً» نشان مى دهد كه مشركان اصل وجود خدا و خالقيت او را قبول داشته اند ولى براى او شريك در آفرينش و ربوبيت قائل بوده اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 9 - 1

1 - اعتقاد و اقرار مشركان عصرت بعثت ، به عزت و دانايى آفريدگار هستى

و لئن سألتهم . .. ليقولنّ خلقهنّ العزيز العليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 21 - 1

1 - مشركان صدراسلام ، به خاطر اعتقادشان به دختر داشتن خداوند - به رغم امتياز و برترى پسر در نزد ايشان - مورد توبيخ و سرزنش الهى

ألكم الذّكر و له الأُنثى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 51 - 3

3 - تذكر خداوند به مشركان صدراسلام ، نسبت به تجديد نظر در مواضع هلاكت بار خويش

و لقد أهلكنا أشياعكم فهل من مدّكر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 41 - 5

5 - عقيده به شفاعت معبود ها و يكسان بودن سرنوشت مجرمان ( مشركان ) با مسلمانان ، عقيده اى منحصر به مشركان عصر بعثت و فاقد شاهد و تصديق كننده اى از ميان عقلاى عالم

أم لهم شركاء فليأتوا بشركائهم إن كانوا صدقين

836- عقيده مشركان مقارن بعثت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 81 - 3،7

3 - باور مشركان عصر بعثت به رحمانيت خداى هستى

قل إن كان للرحمن ولد

7 - شناخت مشركان عصر پيامبر نسبت به خداوند با نام « رحمان »

قل إن كان للرحمن

837- عقيده مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 195 - 6

6 - مشركان مكه بر اين باور بودند كه معبودانشان بر يارى آنها عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) توانا هستند .

قل ادعوا شركاءكم ثم كيدون فلاتنظرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 35 - 4،7

4- مشركان مكه ، باورمند به مشيت خداوند بودند و تفسير نادرستى از آن داشتند .

و قال الذين أشركوا لو شاء الله ما عبدنا من دونه من شىء

7- مشركان مكه ، على رغم عقيده به خدايان متعدد ، اظهار عقيده به خداوند كرده و قضاى او را در عالم نافذ مى دانستند .

و قال الذين أشركوا لو شاء الله ما عبدنا من دونه من شىء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 38 - 2

2- مشركان مكه ، معتقد به وجود خداوند بودند .

و أقسموا بالله جهد أيمنهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 40 - 3

3- مشركان مكه ، معتقد بودند كه ملائكه از جنس زن هستند .

و اتّخذ من الملئكة إنثًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 92 - 10

10- اتكاى مشركان مكه در عقايد و جهان بينى خود ، تنها بر محسوسات و دريافت هاى حسى بود .

تأتى بالله و الملئكة قبيلاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 50 - 3

3 - مشركان مكه ، ربوبيت خداوند را بر همه قبول نداشتند .

لولا أنزل عليه ءايت من ربّه

تعبير «ربّه» و اضافه «ربّ» به ضمير مفرد مذكر غايب - كه مرجع اش پيامبر است - حكايت از نكته فوق مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 32 - 3

3 - مشركان مكّه ، داراى گرايش ها و آيين هاى مذهبى مختلف بودند .

و لاتكونوا من المشركين . من الذين فرّقوا دينهم

«المشركين» به قرينه آيات قبل و سياق، ممكن است مشركان مكه باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 52 - 10

10 - اعتقاد مشركان مكه به وجود خداوند

إن كان من عند اللّه

از ظاهر جمله شرطيه بر مى آيد كه اصل وجود خداوند براى مشركان، مسلم بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 9 - 4

4 - مشركان مكه ، گرفتار شرك در زمينه هايى غير از زمينه خالقيت خداوند

و لئن سألتهم من خلق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 17 - 7

7 - مشركان مكه ، خداوند را با نام « رحمان » مى شناختند و ياد مى كردند .

بما ضرب للرحمن مثلاً

بنابراين كه واژه «رحمان» در آيه شريفه، به خاطر بار معنايى آن نيامده باشد; بلكه صرفاً نقل قول ساده اى از كلام عرب جاهلى باشد كه به جاى «اللّه» - يا هر صفت ديگر براى خداوند - كلمه «رحمان» را به كار مى بردند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 58 - 4

4 - مشركان مكه ، معتقد به برترى فرشتگان بر عيسى ( ع ) *

و جعلوا الملئكة . .. و قالوا لو شاء الرحمن ما عبدنهم ... ءألهتنا خير أم هو

از آيه نوزده و بيست همين سوره استفاده مى شود كه مصداق مورد نظر مشركان از «الهة» ملائكه بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 87 - 1

1 - اعتقاد مشركان مكه ، به خالقيت خداوند و توحيد در آفرينش

و لئن سألتهم من خلقهم ليقولنّ اللّه فأنّى يؤفكون

از آيه شريفه استفاده مى شود كه شرك مشركان، در ناحيه خالقيت خداوند نبوده است; بلكه آنان در ربوبيت، تدبير، كارگشايى امور و وساطت براى تقرب به خدا، گرفتار شرك بوده اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 24 - 6

6 - وجود اعتقاد به تناسخ ، در ميان مشركان مكه *

نموت و نحيا

تقدم «نموت» بر «نحيا» - با اين كه انسان نخست بايد زنده باشد تا بميرد - اين احتمال را به ذهن مى آورد كه برخى از مشركان، معتقد به تناسخ و حيات پس از مرگ در دنيا بوده اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 8 - 2

2- مشركان مكه ، معتقد به وجود خداوند و در تلاش براى انكار رسالت پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله)

أم يقولون افتريه

اتهام افترا و كذب به پيامبر(صلی الله علیه و آله) در زمينه آيات از سوى كافران، نمايانگر اين حقيقت است كه آنان، در بخشى از ادعاها و جوسازى هاى خويش، بر وجود خداوند صحه گذاشته بودند; ليكن رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) و آيات وحى را انكار مى نمودند.

838- عقيده نياكان مشركان صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 109 - 6

6- پدران و پيشينيان مشركان عصر بعثت نيز مشرك و پرستشگر معبود هاى دروغين بودند .

ما يعبدون إلاّ كما يعبد ءاباؤُهم من قبل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 5 - 2

2- مشركان عصر بعثت و نياكان شان ، به فرزند داشتن خداوند معتقد بودند .

قالوا اتخذ اللّه ولدًا . ما لهم به من علم و لا لأبائهم

839- عقيدهء باطل مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 42 - 3

3- مشركان مكه ، به وجود خدايانى متعدد در كنار پروردگار جهان معتقد بودند .

قل لو كان معه ءالهة كما يقولون

840- علايق مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 165 - 4،5،6

4 - مشركان به خدايان دروغين محبت داشته و به آنها علاقه مند هستند .

يحبونهم

5 - مشركان ، علاوه بر محبت به معبودان پندارى ، به خداوند نيز علاقه مند هستند .

يحبونهم كحب اللّه

برداشت فوق بر اين اساس است كه «حب» به مفعول اضافه شود و فاعلش ضمير محذوفى باشد كه به «من الناس» برگردد; يعنى: كحبهم اللّه.

6 - محبت مشركان به معبودان پندارى ، همطراز محبتشان به خداوند است .

يحبونهم كحب اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 57 - 8،10

8- داشتن پسر ، مورد خوشايند مشركان و دختر داشتن ، ناخوشايند آنان بود .

و يجعلون لله البنت . .. و لهم ما يشتهون

به قرينه مقابله، احتمال دارد مراد از «ما» فرزند پسر باشد. مشركان با اسناد دادن دختر به خداوند، درصدد تنقيص او بودند و اين، حاكى از نفرت آنان از دختر داشتن است.

10- مشركان ، در برابر اسناد دختر به خدا ، فرزند دلخواهشان ( پسر ) را به خود اسناد مى دادند .

و يجعلون لله البنت . .. و لهم ما يشتهون

«و» در «و لهم» مى تواند حاليه و هم مى تواند عاطفه باشد. در صورت عاطفه بودن جمله «ما...» در محل نصب خواهد بود براى عطف به «البنات». در هر صورت برداشت فوق قابل استفاده است و اسناد دادن فرزند دختر براى خدا، قرينه اى است بر اينكه مراد از «ما» در «ما يشتهون» فرزند پسر است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 52 - 7

7- مشركان ، حتى در قيامت هم دل بسته يارى معبودان شان اند .

فدعوهم

841- علايق مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 46 - 7

7- مشركان مكه ، به عقايد شرك آلود خويش شديداً علاقه مند و دلبسته بودند .

و إذا ذكرت ربّك . .. ولّوا على أدبرهم

842- علم مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 34 - 10

10 - مشركان ناسپاس ، از سزاى ناسپاسى شان ، مطّلع خواهند شد .

بربّهم يشركون . .. فسوف تعلمون

843- علم مشركان صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 13 - 10

10 - آگاهى مشركان ، عصر بعثت ، از سرنوشت شوم قوم عاد و ثمود

فقل أنذرتكم صعقة مثل صعقة عاد و ثمود

نظير و همانند آوردن براى مخاطبان، در صورتى منطقى و قابل قبول است كه مخاطب از آن نظير و همانند اطلاع داشته باشد.

844- علماى يهود و مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 52 - 7

7 - همسويى اهل كتاب ( علماى يهود ) با كافران و مشركان ، تلاشى براى فراهم آوردن نيرو و ياور عليه مسلمانان *

الم تر الى الّذين . .. و يقولون للّذين كفروا ... فلن تجد له نصيراً

جمله «فلن تجد له نصيراً» پس از بيان همسويى يهود با مشركان، مى تواند بيانگر اين معنا باشد كه يهوديان به منظور يارى طلبى عليه مسلمانان، با مشركان همسو شدند.

845- عمر طولانى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 44 - 1

1- عمر طولانى همراه با بهره مندى جوامع شرك پيشه از نعمت هاى الهى ، موجب دلبستگى آنان به معبود ها و توهّم كارساز بودن آنها

بل هم عن ذكر ربّهم معرضون . .. بل متّعنا هؤلاء و ءاباءهم حتّى طال عليهم العمر

«بل» در جمله «بل متّعنا. ..» براى اضراب از موضوع پيش (أم لهم آلهة تمنعهم من دوننا) است; يعنى، توهّم اين كه معبودها از آنان حمايت مى كنند، بر اثر زندگى پر نعمت، همراه با مهلت و عمر طولانى است.

846- عمل پسنديده مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 17 - 7

7 - اعمال نيك مشركان در نزد پروردگار حبط شده ، بى ارزش و فاسد است .

ما كان للمشركين أن يعمروا مسجد اللّه شهدين على أنفسهم بالكفر

847- عمل مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 52 - 19

19 - نه پيامبر(صلی الله علیه و آله) مسؤوليت عمل و انديشه هاى مشركان و مخالفان را بر عهده دارد و نه مشركان پاسخگوى عمل پيامبرند.

ما عليك من حسابهم من شىء و ما من حسابك عليهم من شىء

در اين برداشت مرجع دو ضمير جمع در «حسابهم» و «عليهم» مشركان است و در «حسابهم» اضافه مصدر به فاعل خويش است ; يعنى: «حساب المشركين».

848- عمل ناپسند مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 136 - 7

7 - مشركان، آنچه از اموال را كه سهم خداوند مى شمردند، براى شريكان (بتها) مصرف مى كردند.

فما كان لله فهو يصل إلى شركائهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 28 - 1

1 - مشركان ، مردمانى بد كردارند .

و الذين كسبوا السيئات . .. و يوم نحشرهم

ضمير «هم» در «نحشرهم» به «الذين احسنوا» و «الذين كسبوا السيئات» برمى گردد. جمله «ثم نقول للذين أشركوا ... » قرينه است بر اينكه مشركان يكى از مصداقهاى مورد نظر در جمله «الذين كسبوا السيئات ... » مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 45 - 9

9- ايجاد شبهه در ذهن مردم درباره خدا ، معاد و پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از راه كار هاى بسيار زشت مشركان جهت بازداشتن پيامبر (صلی الله علیه و آله) از هدف خويش

قالوا لو شاء الله ما عبدنا من دونه من شىء . .. و أقسموا بالله ... لايبعث الله من

اين برداشت بنابر صفت بودن «سيئات» براى مصدر محذوفى كه مفعول مطلق فعل «مكروا» بوده، مى باشد. بنابراين مراد از مكرهاى بد و سوء همين نكته هايى است كه از سوى مشركان در باره خدا، معاد و پيامبر(صلی الله علیه و آله) گفته مى شد.

849- عمل ناپسند مشركان صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 9 - 7

7 - مشركان صدر اسلام ، مردمانى نابكار و بدكردار

إنهم ساء ما كانوا يعملون

850- عواطف خويشاوندى مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 78 - 13

13 - بهره گيرى از عواطف خويشاوندى براى ترغيب مشركان مكّه به گرويدن به اسلام

و ما جعل عليكم فى الدين من حرج ملّة أبيكم إبرهيم

851- عوامل آزادى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 5 - 8

8 - فرمان رفع حصر از مشركان محاصره شده ( آنان كه به علت نقض فرمان منع رفت و آمد در غير ماه هاى حرام محاصره مى شدند ) در صورت قبول اسلام و ترك شرك

و احصروهم . .. فإن تابوا ... فخلّوا سبيلهم

852- عوامل استهزاهاى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 48 - 3

3 - نامشخص بودن زمان وقوع عذاب استيصال ، دستاويز مشركان براى به استهزا گرفتن تهديد آن بود .

و يقولون متى هذا الوعد إن كنتم صدقين

پاسخ به اين پرسش - كه در آيه بعد آمده - مؤيد برداشت فوق است.

853- عوامل اندوه مشركان جاهليت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 17 - 1

1 - خشم و ناراحتى شديد عرب جاهلى ، به هنگام اطلاع يافتن از تولد فرزندى دختر براى او

و إذا بشّر أحدهم . .. و هو كظيم

854- عوامل انقياد اخروى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 26 - 3

3 - ناتوانى كامل مشركان در عرصه قيامت ، موجب انقياد و تسليم شدن آنان در برابر خداوند

ما لكم لاتناصرون . بل هم اليوم مستسلمون

ارتباط ميان اين آيه و آيه قبل (طرح مسأله تسليم مشركان پس از موضوع ناتوانى كامل آنان)، مى تواند گوياى اين حقيقت باشد كه تسليم آنان از روى ناتوانى و از موضع ضعف است.

855- عوامل تحقق خواسته هاى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بينه - 98 - 3 - 6

6 - بعثت پيامبر (صلی الله علیه و آله) همراه با قرآن ، تحقّق بخش پيش شرط اهل كتاب و مشركان براى ترك آيين خويش

لم يكن . .. منفكّين حتّى تأتيهم البيّنة . رسول ... فيها كتب قيّمة

برداشت ياد شده، براساس يكى از احتمالاتى است كه درباره نخستين آيه بيان شد. در آن احتمال، آيه شريفه، بيانگر ادّعاى كافران دانسته شده بود.

856- عوامل تحير اخروى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 66 - 4

4 - سردرگمى و درماندگى مشركان در قيامت ، بازتاب گمراهى و هدايت ناپذيرى آنان در دنيا است .

ماذا أجبتم المرسلين فعميت عليهم الأنباء يومئذ

تفريع «عميت عليهم. ..» بر آيه پيش، نشانگر آن است كه نوع موضع گيرى در برابر دعوت پيامبران، داراى بازتابى مناسب با آن در قيامت است. بر اين اساس، برگزيدن گمراهى و سر باز زدن از پذيرش راهنمايى هاى پيامبران، به صورت گمراهى و سردرگمى در قيامت انعكاس مى يابد.

857- عوامل تهمتهاى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 49 - 9

9- ناتوانى مشركان از درك حقانيت معاد ، عامل متهم ساختن پيامبر (صلی الله علیه و آله) از سوى آنان به سحرزدگى *

إن تتّبعون إلاّ رجلاً مسحورًا . .. و قالوا أءذا كنّا عظمًا ... أءنَّا لمبعوثون

احتمال دارد كه شنيدن سخنان غير قابل درك از پيامبر(صلی الله علیه و آله) عامل نسبت دادن جنون و سحرزدگى به آن حضرت از سوى مشركان بوده است و از جمله آن سخنان، تبليغ پيامبر(صلی الله علیه و آله) در مورد معاد جسمانى است.

858- عوامل حق ناپذيرى مشركان صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 60 - 10

10 - فرمان پيامبر (صلی الله علیه و آله) به سجده كردن مشركان صدراسلام براى خداى رحمان ، موجب نفرت فزون تر آنان از سجده و دورى آنها از راه حق و حقيقت گرديد .

اسجدوا للرحمن قالوا و ما الرحمن أنسجد لما تأمرنا و زادهم نفورًا

در برداشت فوق، فاعل «زاد» امر به سجده دانسته شد.

859- عوامل دشمنى مشركان صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 44 - 8

8 - مخالفت مشركان و كافران با پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، برخاسته از فريفتگى آنان به اقتدار نسبى خويش بود .

أوَلم يسيروا فى الأرض فينظروا . .. و كانوا أشدّ منهم قوّة

يادآورى اين نكته كه اقوام نابود شده پيشين، نيرومندتر از قوم عرب بودند، مى تواند حاكى از حقيقت ياد شده باشد.

860- عوامل ذلّت اخروى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 82 - 4

4- معبود هاى مشركان ، در قيامت مايه ذلت و خوارى مشركان خواهند شد .

عزًّا . .. و يكونون عليهم ضدًّا

861- عوامل ذلت مشركان جاهليت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 17 - 2

2 - پسر مايه سرور و مباهات و دختر موجب ننگ و عار ، در ميان عرب جاهلى

و أصفيكم بالبنين . و إذا بشّر أحدهم بما ضرب للرحمن مثلاً ظلّ وجهه مسودًّا و هو

862- عوامل زيانكارى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 23 - 5

5 - خسارت و زيان كارى مشركان ، نتيجه پندار هاى نارواى آنان درباره خداوند

ذلكم ظنّكم . .. فأصبحتم من الخسرين

863- عوامل سرور مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 36 - 6

6 - مشركان ، با برخوردارى از امكانات اندك ، شادمان شده و با اندك گرفتارى ، نااميد مى شوند .

و إذا أذقنا الناس رحمة فرحوا بها و إن تصبهم سيّئة. .. يقنطون

ممكن است به قرينه آيات پيش - كه درباره مشركان است - «ال» در «الناس» عهد و مراد از «الناس» مشركان باشد. لازم به ذكر است كه تنوين «سيّئة» تنكير و براى قِلّت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 45 - 5

5 - انبساط خاطر و شادمانى مشركان به هنگام ياد شدن نام معبودهايى جز خداوند ( معبود هاى ادعايى آنان )

و إذا ذكر الذين من دونه إذا هم يستبشرون

864- عوامل سرور مشركان جاهليت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 17 - 2

2 - پسر مايه سرور و مباهات و دختر موجب ننگ و عار ، در ميان عرب جاهلى

و أصفيكم بالبنين . و إذا بشّر أحدهم بما ضرب للرحمن مثلاً ظلّ وجهه مسودًّا و هو

865- عوامل سرور مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 14 - 10

10- مشركان مكه ، سرخوش از بيرون راندن پيامبر (صلی الله علیه و آله) از سرزمين خويش

قريتك الّتى أخرجتك . .. زيّن له سوء عمله

مورد «سوء عمله» در آيه شريفه، همان اخراج پيامبر(صلی الله علیه و آله) از سرزمين مكه است.

866- عوامل سنت گرايى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 25 - 15

15 - جهل و بى خبرى مشركان ، باعث قبول نكردن دين الهى و روى آوردن آنان به آيين و سنت هاى بى پايه پدران خود است .

و إذا قيل لهم اتّبعوا ما أنزل اللّه قالوا بل نتّبع ما وجدنا عليه ءاباءنا . .. و

برداشت بالا، براساس اين احتمال است كه «لايعلمون» مفعولٌ به و متعلق نداشته باشد و درصدد نفى علم از مشركان باشد.

867- عوامل شكست مشركان قريش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 17 - 1

1 - امداد هاى الهى عامل اصلى و اساسى كشته شدن كافران در جنگ بدر و پيروزى اهل ايمان

فلم تقتلوهم و لكن اللّه قتلهم

جمله «فلم تقتلوهم . .. » متفرع بر آياتى است كه امدادهاى الهى را در جنگ بدر برمى شمرد ; يعنى توجه به قضاياى جنگ بدر و امدادهاى الهى بيانگر اين است كه در حقيقت خداوند مشركان را كشت و آنان را شكست داد.

868- عوامل طغيانگرى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 27 - 7

7- شيطان ، مدعى طغيان گرى مشركان ، در نتيجه گمراهى عميق خودشان و نه اغواگرى هاى او

قال قرينه ربّنا ما أطغيته و لكن كان فى ضلل بعيد

869- عوامل عبرت ناپذيرى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 40 - 8

8 - ناباورى و نااميدى مشركان به حيات اخروى ، عامل عبرت نگرفتن آنان از سرگذشت شوم اقوام پيشين چون قوم لوط

أفلم يكونوا يرونها بل كانوا لايرجون نشورًا

برداشت فوق، با توجه به اين نكته است كه «بل» براى اضراب انتقالى است; يعنى، اين طور نيست كه آنان به خاطر نديدن آثار به جا مانده از قوم هلاك شده قوم لوط، از آن عبرت نگرفته اند بلكه چون آنان اعتقاد و اميدى به روز رستاخيز ندارند از چنين حادثه اى عبرت نياموخته اند.

870- عوامل عذاب مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 101 - 4

4- گرفتارى كافران ، مشركان و گنه كاران به عذاب هاى الهى ، ستم و كيفرى است كه آنان خود براى خويشتن فراهم مى كنند .

و لكن ظلموا أنفسهم

چنان چه گذشت، مقصود از «ظلم به نفس» گناهان و نيز آثار و تبعات گناهان مى باشد; برداشت فوق ناظر به دومين لحاظ است. بنابراين «ظلموا أنفسهم...»; يعنى، نزول عذاب بر كافران - كه از آثار و تبعات گناهانشان است - ستمى بود كه آنان بر خود روا داشتند.

871- عوامل غضب مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 58 - 1

1- چهره مشركان دوران جاهلى ، به هنگام دريافت خبر دختردار شدن ، از شدت غضب و ناراحتى ، دگرگون مى شد .

و إذا بشّر أحدهم بالأُنثى ظلّ وجهه مسودًّا

872- عوامل غضب مشركان جاهليت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 17 - 1

1 - خشم و ناراحتى شديد عرب جاهلى ، به هنگام اطلاع يافتن از تولد فرزندى دختر براى او

و إذا بشّر أحدهم . .. و هو كظيم

873- عوامل فسخ معاهده با مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 1 - 1

1 - ابطال اعتبار پيمان هاى صلح مسلمانان صدر اسلام از سوى خدا و پيامبر (صلی الله علیه و آله) در پى نقض آن توسط مشركان معاهد

براءة من اللّه و رسوله إلى الذين عهدتم من المشركين

«برائت» به معناى جدا شدن و فاصله گرفتن است. متعلق «برائت» - به قرينه «الذين عاهدتم» - پيمانهاى منعقد شده ميان

مسلمانان صدر اسلام و مشركان است. اعلام جدا شدن و فاصله گرفتن از عهد و پيمان كنايه از الغا و بى اعتبار نمودن آن است.

874- عوامل گمراهى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 86 - 5

5- تلاش مشركان در قيامت براى دخيل شمردن معبود هاى دروغينشان در گمراهى خويش *

و إذا رءا الذين أشركوا شركاءهم قالوا ربّنا هؤلاء شركاؤنا الذين كنّا ندعوا من دو

برداشت فوق، بر اين احتمال استوار است كه غرض مشركان از نماياندن معبودهاى دروغين خويش، كاستن از بار گناه خويش و نهاندن آن بر دوش معبودها باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 17 - 2

2 - خداوند به روز رستاخيز ، خواستار پاسخ گويى معبود هاى مشركان در باره علت گمراهى مشركان و نقش آنان در اين گمراهى

ويوم يحشرهم و ما يعبدون من دون اللّه فيقول ءأنتم أضللتم عبادى هولاء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 18 - 4،5،6،10،11

4 - معبود هاى مشركان در قيامت ، خود را از داشتن هر گونه نقشى در گمراهى مشركان ، تبرئه كرده و آن را تكذيب خواهند كرد .

ءأنتم أضللتم عبادى . .. قالوا سبحنك ما كان ينبغى لنا أن نتّخذ من دونك من أولياء

5 - اظهار شگفتى و اعلام انزجار معبو هاى مشركان در قيامت ، از معبود قرار گرفتن خودشان از سوى مشركان و يا نقش داشتن آنان در گمراهى ديگران

فيقول ءأنتم أضللتم عبادى هولاء . .. قالوا سبحنك

جمله «سبحانك» و يا «سبحان اللّه» در دو مورد به كار مى رود: 1- آن گاه كه سخن شگفت آورى شنيده شود و شنونده بخواهد اظهار شگفتى كند. 2- آن گاه كه سخنى بسيار زشت و ناروايى شنيده شود و شنونده بخواهد از آن اعلان برائت و اظهار انزجار كند و واكنش منفى از خود نشان دهد (برگرفته از لسان العرب).

6 - معبود هاى مشركان در پاسخ به سؤال خداوند در قيامت ، عامل انحراف و گمراهى مشركان را ، برخوردارى آنان و پدرانشان از رفاه بسيار و از ياد بردن خدا خواهند دانست .

و لكن متّعتهم و ءاباءهم حتّى نسوا الذكر

«لكن» - كه در استدراك به كار مى رود - در آيه شريفه براى رد اين اتهام است كه معبودها در گمراهى مشركان مؤثر بودند و نيز براى بيان علت هاى واقعى اين انحراف است كه در اين آيه، به دو عامل اشاره شده است: 1- رفاه (كه موجب فراموشى خدا است) (متّعتهم. ..الذكر). 2- رفتار هلاكت بار آنان ( و كانوا قوماً بوراً).

10 - معبود هاى مشركان در روز رستاخيز ، عامل انحراف مشركان را ، كردار و رفتار هلاكت بار خود آنان معرفى خواهند كرد .

و لكن . .. و كانوا قومًا بورًا

«بور» يا جمع «بائر» (به معناى هالك) و يا مصدر (به معناى هلاك) است. در صورت دوم، صفت بودن آن براى «قوماً»، از باب مبالغه خواهد بود.

11 - گمراهان ( مشركان و . . . ) ، خود عامل اصلى گمراهى خويش اند .

أم هم ضلّوا السبيل . .. و لكن متّعتهم و ءاباءهم حتّى نسوا الذكر و كانوا قومًا ب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 19 - 2

2 - ادعاى مشركان در باره نقش داشتن معبودهايشان در گمراهى آنان ، مورد تكذيب همان معبود ها در قيامت

فقد كذّبوكم بما تقولون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 63 - 15

15 - نينديشيدن مشركان در آيات و دلايل وحدانيت خداوند ، باعث انحراف آنان از حق است .

ليقولنّ اللّه فأنّى يؤفكون . .. و لئن سألتهم من نزّل من السماء ماء فأحيا به الأر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 28 - 1،2،3،4

1 - تلاش مشركان فريب خورده براى تبرئه خويش از هرگونه نقش داشتن در امر گمراهى خود

قالوا إنّكم كنتم تأتوننا

2 - مشركان فريب خورده ، پيشوايان خود را مسؤول گمراهى خويش در قيامت معرفى خواهند كرد .

قالوا إنّكم كنتم تأتوننا

3 - پيشوايان شرك با تظاهر به خيرخواهى ، عامل اصلى فريب خوردن و دور شدن از مسير خير و حق در ديدگاه مشركانِ گمراه شده

قالوا إنّكم كنتم تأتوننا عن اليمين

«يمين» مى تواند مشتق از «يمن» (خير و بركت) باشد. بر اين اساس، معناى آيه چنين مى شود: شما از سر خيرخواهى به سراغ ما مى آمديد. اما متعدى شدن فعل «تأتوننا» به «عن» - كه براى مجاوزت است - موجب مى شود كه اين كلمه متضمن معناى «تصددننا» - كه متناسب با معناى مجاوزت است - باشد. بر اين اساس، پيام اصلى آيه چنين خواهد بود: شما بوديد كه در ظاهر از سر خيرخواهى به سراغ ما آمده و ما را از مسير حق و خير گمراه مى كرديد.

4 - مشركان گمراه شده ، در قيامت اعمال قدرت سران شرك را عامل گمراهى و فريب خود معرّفى خواهند كرد .

قالوا إنّكم كنتم تأتوننا عن اليمين

برداشت ياد شده براساس اين ديدگاه است كه «يمين» (جهت راست) كنايه از قدرت و قوت باشد; زيرا معمولا سمت راست قوى تر است. ازاين رو بيشتر مردم كارهاى مهم و سنگين را با دست راست انجام مى دهند. گفتنى است كه دو آيه بعد (و ما كان لنا عليكم من سلطان) و نيز آمدن واژه «يمين» به اين معنا در آيه 93 همين سوره (فراغ عليهم ضربا باليمين) مؤيد مطلب ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 29 - 1،2

1 - پيشوايان شرك ، در روز رستاخيز در برابر اتهام داشتن نقش در فريب و گمراهى مشركان ، به دفاع برخاسته و به تبرئه خود خواهند پرداخت .

قالوا إنّكم كنتم تأتوننا . .. قالوا بل لم تكونوا مؤمنين

2 - پيشوايان شرك ، در گفت و گو با مشركان فريب خورده در روز رستاخيز ، سوء اختيار خود آنان را عامل گمراهى شان معرفى خواهند كرد .

قالوا بل لم تكونوا مؤمنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 30 - 1،2،3

1 - پيشوايان شرك در قيامت ، هرگونه اعمال زور و سلطه از ناحيه خود را براى به گمراهى كشاندن مشركان ، مردود خواهند دانست .

و ما كان لنا عليكم من سلطن

2 - پيشوايان شرك ، عامل اصلى گمراهى مشركان را ، روح طغيان و حق ناپذيرى خود آنان معرفى خواهند كرد .

بل كنتم قومًا طغين

3 - سران شرك در قيامت ، بدون اجبار به نقش خود در گمراهى مشركان اقرار خواهند كرد .

و ما كان لنا عليكم من سلطن بل كنتم قومًا طغين

برداشت ياد شده از آن جا است كه پيشوايان شرك، در پاسخ به اتهامِ داشتن نقش در گمراهى مشركان، تنها به اجبار نكردن بر گمراهى اكتفا كرده و اصل نقش داشتن خود را نفى نخواهند كرد. پذيرش دست داشتن در گمراهى مشركان در دو آيه بعد (فأغويناكم إنا كنا غاوين)، مؤيد اين برداشت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 31 - 3

3 - پذيرش مقصر بودن و داشتن نقش در گمراهى مشركان ، از سوى پيشوايان شرك در عرصه قيامت

فحقّ علينا قول ربّنا إنّا لذائقون

اين كه پيشوايانِ شرك، خود را در استحقاق عذاب الهى شريك مى دانند، حاكى از پذيرش نوعى از مسؤوليت در گمراهى مشركان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 32 - 1،5

1 - اعتراف سران شرك به دست داشتن خود در گمراهى توده هاى مشرك

فأغوينكم

5 - پيشوايان شرك در عرصه قيامت ، گمراهى خود را ، عامل انحراف ديگران معرفى خواهند كرد .

فأغوينكم إنّا كنّا غوين

برداشت ياد شده به خاطر تعليل بودنِ جمله «إنّا كنّا غاوين» براى جمله پيشين (فأغويناكم) است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 27 - 7

7- شيطان ، مدعى طغيان گرى مشركان ، در نتيجه گمراهى عميق خودشان و نه اغواگرى هاى او

قال قرينه ربّنا ما أطغيته و لكن كان فى ضلل بعيد

875- عوامل مؤاخذه مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 19 - 10

10 - مشركان ، به خاطر ادعا هاى بى دليل و فاقد منطق ، مورد بازخواست و مؤاخذه خداوند قرار مى گيرند .

ستكتب شهدتهم و يسئلون

876- عوامل مؤثر در سرنوشت مشركان صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 4 - 8

8 - شكست و پيروزى روم ، امرى سرنوشت ساز براى مؤمنان و مشركان عصر بعثت بوده است .

و يومئذ يفرح المؤمنون

بيان شكست روميان مسيحى در برابر ايرانيان و نيز پيشگويى شكست ايرانيان از روميان و سرور و فرح مؤمنان از پيروزى روميان، حكايت از اين مى كند كه چنين تحولاتى براى گروه هاى ياد شده، مهم و سرنوشت ساز بوده است.

877- عوامل ناخشنودى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 9 - 10

10 - تعلق اراده الهى بر غلبه دادن دين اسلام بر ديگر اديان ، به رغم ناخرسندى مشركان

أرسل رسوله بالهدى و دين الحقّ ليظهره على الدين كلّه و لو كره المشركون

ضمير «يظهره» مى تواند به رسول و يا «دين» برگردد. در هر دو صورت، معنا يكى خواهد بود.

878- عوامل نفرت مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 43 - 1

1 - استكبار و حيله گرى مشركان ، دو عامل تنفر و دورى آنان از گرايش به اسلام و دين الهى

فلمّا جاءهم نذير ما زادهم إلاّ نفورًا . استكبارًا فى الأرض و مكر السّيّىِ

برداشت ياد شده، مبتنى بر اين احتمال است كه «استكباراً» مفعول لأجله بوده و «مكر السّيّىِ» نيز بر آن عطف شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 45 - 1

1 - تنفر شديد و انزجار درونى مشركان ، از ياد شدن نام خدا به تنهايى ( بدون نام معبود ها ديگر )

و إذا ذكر اللّه وحده اشمأزّت قلوب الذين لايؤمنون بالأخرة

879- عوامل نفرت مشركان صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 60 - 10

10 - فرمان پيامبر (صلی الله علیه و آله) به سجده كردن مشركان صدراسلام براى خداى رحمان ، موجب نفرت فزون تر آنان از سجده و دورى آنها از راه حق و حقيقت گرديد .

اسجدوا للرحمن قالوا و ما الرحمن أنسجد لما تأمرنا و زادهم نفورًا

در برداشت فوق، فاعل «زاد» امر به سجده دانسته شد.

880- عوامل هدايت ناپذيرى مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 57 - 21

21 - جهل بيشتر مشركان مكه به خاستگاه الهى امنيت و رفاه اقتصادى آن شهر ، عامل روى گردانى آنان از پذيرش هدايت الهى ( اسلام ) بود .

و قالوا إن نتّبع الهدى . .. و لكنّ أكثرهم لايعلمون

881- عوامل يأس مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 81 - 7

7- اعلام پيروزى قطعى حق بر باطل ، مايه اميد مؤمنان و يأس مشركان و باطل گرايان

و قل جاء الحقّ و زهق البطل إن البطل كان زهوقًا

اعلام صريح بر شكست قطعى باطل، در پى بيان تلاشهاى كافران جهت اخراج پيامبر(صلی الله علیه و آله) از مكه، مى تواند براى تقويت بنيه روانى مؤمنان و ايجاد يأس در دل مشركان باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 36 - 6

6 - مشركان ، با برخوردارى از امكانات اندك ، شادمان شده و با اندك گرفتارى ، نااميد مى شوند .

و إذا أذقنا الناس رحمة فرحوا بها و إن تصبهم سيّئة. .. يقنطون

ممكن است به قرينه آيات پيش - كه درباره مشركان است - «ال» در «الناس» عهد و مراد از «الناس» مشركان باشد. لازم به ذكر است كه تنوين «سيّئة» تنكير و براى قِلّت است.

882- عهد مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 109 - 1

1 - مشركان مكه سوگند اكيد ياد كردند كه در صورت مشاهده معجزه مورد نظر خود ايمان مى آورند.

و أقسموا بالله جهد أيمنهم لئن جاءتهم ءاية

883- عهدشكنى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 82 - 4

4 - دلدارى خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) و ايمان آورندگان به آن حضرت در برابر دشمنان و كارشكنى هاى مشركان و كافران

فانظر كيف كان عقبة المنذرين . .. و لقد نادينا نوح ... ثمّ أغرقنا الأخرين

برداشت ياد شده از آن جا است كه ذكر داستان نوح(ع) و قومش، پس از توصيه خداوند به پيامبر(صلی الله علیه و آله) مبنى بر تأمل و درس آموزى از سرنوشت مردمى است كه اخطارهاى پيامبران را دريافت كردند; ولى به مخالفت با آنها پرداختند. اين توصيه مى تواند براى دلدارى به پيامبر(صلی الله علیه و آله) و ايمان آورندگان به آن حضرت باشد كه در شرايط دشوار مكه به سر مى بردند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 56 - 8

8 - دلدارى خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان اندك او ، در برابر كارشكنى ها و دشمنى هاى كافران و مشركان

إنّ الذين يجدلون فى ءايت اللّه . .. إن فى صدورهم إلاّ كبر ما هم ببلغيه

از اين آيه و آيات قبل و بعد آن، استفاده مى شود كه خداوند درصدد دلدارى به پيامبر(صلی الله علیه و آله) و ايمان آورندگان اندك به آن حضرت در مكه مى باشد.

884- غافلگيرى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 19 - 4

4 - مشركان و منكران معاد ، خود را به طور ناگهانى در قيامت يافته و بر حال زار خود نظاره گر خواهندبود .

فإذا هم ينظرون

«إذا» براى مفاجات است كه حاكى از ناگهانى انجام شدن مفاد آن است.

885- غضب بر مشركان ناسپاس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 55 - 7

7- غضب شديد خداوند از مشركان ناسپاس رهيده از مشكلات و ناگواريها

ثمّ إذا كشف الضرّ عنكم إذا . .. بربّهم يشركون ... فتمتّعوا فسوف تعلمون

التفات از غيبت به خطاب، احتمال دارد براى بيان شدت غضب و سخط خداوند باشد.

886- غفلت اخروى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 48 - 2

2 - غفلت و فراموشى مشركان از معبود هاى خويش ، در مواجهه با واقعيت هاى سهمگين قيامت

و ضلّ عنهم ما كانوا

بنابر اين كه «ضلّ عنهم» اشاره به اين باشد كه صحنه قيامت آن چنان براى مشركان وحشتناك و دهشت آور است كه خاطره بت ها از نظرشان محو و نابود خواهدشد.

887- غفلت اكثريت مشركان صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 57 - 6

6 - بيشتر كافران و مشركان ستيزه جو و مجادله گر در صدر اسلام ، مردمى غافل و بى خبر از معارف الهى ( چون توحيد و معاد ) بودند .

و لكنّ أكثر الناس لايعلمون

ممكن است مقصود از «الناس» در آيه شريفه، مردم عصر نزول قرآن (چون اهل مكه) باشد. برداشت يادشده بر اين احتمال مبتنى است.

888- غفلت مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 48 - 10

10- غفلت از رستاخيز و تصوّر عدم برپايى قيامت ، آفت فراگير مشركان است .

بل زعمتم ألّن نجعل لكم موعدًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 39 - 10

10- باورداران فرزندى عيسى ( ع ) براى خداوند ، فرورفته در غفلتى عميق و مردمى بى ايمان

فاختلف الأحزاب . .. و هم فى غفلة و هم لايؤمنون

نكره آمدن «غفلة» نشانه ناشناخته بودن حد و مرز آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 3 - 1

1- مشركان ، مردمى غافل از مسائل جدى و اصلى زندگى و دل مشغول به امور واهى و بى ارزش

و هم يلعبون . لاهية قلوبهم

«لهو» به معناى چيزى است كه انسان را از كارهاى مهم و سودمند باز دارد (مفردات راغب). توصيف مشركان به اين كه قلبشان به لهو و امور غير مهم مبتلا شده، بيانگر برداشت ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 89 - 4

4 - مشركان ، مفتون خيال هاى خام و غافل از برهان هاى عقلى و علمى

قل فأنّى تسحرون

«سحر» (مصدر «تسحرون») به معناى مفتون كردن و ربودن عقل است; يعنى، «[به آنان] بگو: پس چگونه دستخوش افسون مى

شويد».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 62 - 8

8 - روى آورندگان به شرك ، على رغم حل شدن مشكلاتشان به اراده خدا ، مردمى غفلت زده و مستحق نكوهش

أمّن يجيب المضط-ّر . .. قليلاً ما تذكّرون

عبارت «قليلاً ما تذكّرون» نكوهش از كسانى است كه حقايق وحى را با همه روشنى درنمى يابند و با اين كه خداوند همواره گرفتارى هايشان را برطرف و مشكلاتشان را حل مى كند، از او غافلند و به غير او روى مى آورند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 155 - 1

1 - سرزنش شدن مشركان ، به سبب بيدار نشدن و پند نگرفتن آنان در برابر حقايق الهى

أفلاتذكّرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 30 - 3

3 - غفلت شديد كافران و مشركان ، از مرگ و حيات پس از آن ( قيامت )

إنّك ميّت و إنّهم ميّتون

ضمير «إنّهم» به مشركان و كافران باز مى گردد. طرح مسأله رحلت آنان - كه با تأكيد همراه است (إنّك و إنّهم)- و غير قابل انكاربودن اين حقيقت، مى تواند گوياى غفلت شديد مشركان و كافران از مسأله مرگ باشد; گو اين كه آنان منكر حقيقت ياد شده اند.

889- غفلت مشركان صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 155 - 2

2 - مشركان صدراسلام ، مردمى غافل و پندناپذير بودند .

أفلاتذكّرون

890- غفلت مشركان صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 1 - 3

3- مشركان صدراسلام ، از مسأله حسابرسى قيامت ، به طور كلى غافل مانده و از تأمل و انديشه در نشانه ها و دلايل روشن آن ، روى گردان بودند .

اقترب للناس حسابهم و هم فى غفلة معرضون

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه اين سوره، مكى است و مخاطب و مصداق اوّلى «الناس»، مردم مشرك اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 13 - 2

2 - مشركان صدر اسلام ، مردمى سخت غافل و به دور از تعاليم بلند وحى و سرگرم به زندگى پست دنيايى

و إذا ذكّروا لا يذكرون

پندناپذيرى مشركان، يا به سبب غفلت شديد آنان از معارف بلند الهى بود و يا به اين دليل بود كه آنان - على رغم شناخت تعاليم وحى و پيامبر(صلی الله علیه و آله) - مردمى لجوج و حق ناپذير بودند. برداشت ياد شده مبتنى بر احتمال نخست است.

891- غفلت مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 93 - 3،7

3- مشركان مكه ، از مفاهيم عالى قرآن غافل بوده و به زخارف دنيا چشم دوخته بودند .

و لقد صرّفنا فى هذا القرءان من كلّ مثل فأبى . .. و قالوا لن نؤمن لك حتى ... أو

7- غفلت مشركان مكه از نقش اصلى اراده خدا در تحقق معجزات

تفجر لنا . .. تسقط السّماء ... تأتى بالله ... تنزّل علينا كتبًا نقرؤه

از اينكه آنان، تمامى معجزات درخواستى خود، حتى آمدن خدا را از شخص پيامبر(صلی الله علیه و آله) مى خواستند، نشان دهنده نكته ياد شده است.

892- فرار مشركان جاهليت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 59 - 1

1- متوارى و مخفى شدن مشركان دختردار شده در دوران جاهليت ، به خاطر شدت ناراحتى ناشى از خبر دختردار شدن

و إذا بشّر أحدهم بالأُنثى . .. يتورى من القوم من سوء ما بشّر به

893- فراموش شدن مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 62 - 14

14- مشركان مفترى ، در جهنّم به حال خود ر ها شده و مورد فراموشى قرار مى گيرند .

لاجرم أن لهم النار و أنهم مفرطون

«فرط» در لغت به معناى ترك آمده و برداشت فوق بر اساس معناى ياد شده است.

894- فرجام اخروى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 49 - 1

1 - كافران و مشركان ، داراى فرجامى شوم در جهان آخرت

قل يأيّها الناس إنّما أنا لكم نذير

مراد از «الناس» مردم مشرك و بت پرست است. «نذير» به معناى «منذر» مى باشد. و «انذار» (مصدر «منذر») به معناى اخطار كردن و ترسانيدن از عواقب امرى، پيش از فرا رسيدن آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 103 - 2

2 - مطالعه در فرجام شوم گمراهان شرك پيشه در جهان آخرت ، در بردارنده درسى بزرگ براى مردمان

يوم لاينفع مال و لابنون . .. إنّ فى ذلك لأية

برداشت ياد شده بر اين اساس است كه «ذلك» اشاره به مضمون آيات پيشين نيز داشته باشد. گفتنى است كه آيات قبل در زمينه فرجام شوم گمراهان و مشركان بود.

895- فرجام تبرى از مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 7 - 2

2 - نويدبخشى خداوند ، به منتهى شدن برائت مؤمنان از مشركان ، به فرجامى نيك و مودّت آفرين

عسى اللّه . .. مودّة

با توجه به اين كه آياتِ برائت از مشركان، نگرانى تداوم جنگ و ستيز با ايشان را تداعى مى كند; اين آيه مى تواند زداينده اين نگرانى باشد.

896- فرجام دنيوى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 49 - 1

1 - كافران و مشركان ، داراى فرجامى شوم در جهان آخرت

قل يأيّها الناس إنّما أنا لكم نذير

مراد از «الناس» مردم مشرك و بت پرست است. «نذير» به معناى «منذر» مى باشد. و «انذار» (مصدر «منذر») به معناى اخطار كردن و ترسانيدن از عواقب امرى، پيش از فرا رسيدن آن است.

897- فرجام شوم مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 22 - 4

4- مورد نكوهش واقع شدن ، و بى حامى گرديدن ، فرجام حتمى شرك است .

لاتجعل مع الله . .. فتقعد مذمومًا مخذولاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 49 - 1

1 - كافران و مشركان ، داراى فرجامى شوم در جهان آخرت

قل يأيّها الناس إنّما أنا لكم نذير

مراد از «الناس» مردم مشرك و بت پرست است. «نذير» به معناى «منذر» مى باشد. و «انذار» (مصدر «منذر») به معناى اخطار كردن و ترسانيدن از عواقب امرى، پيش از فرا رسيدن آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 68 - 3

3 - فرجام كار مشركان ، فرجامى شوم و ناگوار

و إن جدلوك فقل اللّه أعلم بما تعملون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 42 - 2

2 - مشركان ، از سوى خداوند به فرجامى ناخوشايند ، تهديد شدند .

إنّ اللّه يعلم ما يدعون من دونه من شىء

خبر دادن به اين كه خداوند، آگاه از چيزهايى است كه مشركان به عنوان خدا و معبود گرفته اند، كنايه از تهديد خود مشركان است.

898- فرجام شوم مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 36 - 17

17- مشركان مكه ، مورد تهديد خداوند به فرجامى شوم

و قال الذين أشركوا . .. فسيروا فى الأرض فانظروا كيف كان عقبة المكذّبين

بنابراين احتمال كه مخاطبان امر «سيروا» مشركان مكه اند استفاده مى شود كه دعوت از آنان براى سير و سفر در زمين جهت مطالعه سرانجام تكذيب كنندگان انبيا پس از بازگويى ديدگاه آن مشركان در باره خداوند، هشدارى است به آنان.

899- فرجام مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 151 - 22

22 - مشركان ، ستم پيشگانى شوم فرجام

بما اشركوا باللّه . .. و بئس مثوى الظّالمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 73 - 10

10 - ايمنى از عذاب دردناك در گرو يكتاپرستى و پرهيز از گفتار كفرآميز

و ما من اله الا اله وحد و إن لم ينتهوا عما يقولون . .. عذاب اليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 47 - 1

1 - پيامبر(صلی الله علیه و آله) مأمور برانگيختن داورى وجدان مشركان بر چگونگى فرجام آنان در صورت نزول عذاب الهى

قل أرءيتكم . .. هل يهلك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 149 - 7

7 - زيانكارى ، فرجام حتمى مشركان و مرتدان

لنكونن من الخسرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 113 - 10

10 - هيچ كس حتى پيامبر (صلی الله علیه و آله) قادر به تغيير سرنوشت شوم ( دوزخى بودن ) مشركان نيست .

ما كان للنبى . .. من بعد ما تبين لهم أنهم أصحب الجحيم

از اينكه نام پيامبر (صلی الله علیه و آله) به خصوص ذكر شده است، استفاده مى شود كه نه تنها دعاى ساير مؤمنان در حق مشركان بى نتيجه است بلكه حتى پيامبر(صلی الله علیه و آله) هم نمى تواند سرنوشت آنان را با استغفار تغيير دهد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 39 - 11

11- آتش دوزخ ، فرجام حتمى مشركان است .

و لاتجعل مع الله إلهًا ءاخر فتلقى فى جهنّم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 58 - 3

3- گرفتارى به عذاب استيصال پيش از فرا رسيدن قيامت ، سرنوشت محتوم همه اقوام و جوامع كافر و مشرك حق ستيز است .

و إن من قرية إلاّ نحن مهلكوها قبل يوم القيمة

اينكه آيه مى فرمايد: همه جوامع بشرى قبل از قيامت يا هلاك مى شوند و يا دچار عذاب مى شوند احتمال دارد كه مراد از «مهلكوها» هلاكت انسانهاى معمولى و مراد از «معذّبوها» عذاب كافران و مشركان باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 9 - 10

10 - ذلت و شكست ، سرنوشت محتوم جبهه شرك و ضد توحيد

و من الناس من يجدل . .. له فى الدنيا خزى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 34 - 3

3 - فرجام مشركان ، ناگوار است .

بربّهم يشركون . .. فسوف تعلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 26 - 6

6 - هشدار خداوند به مشركان درباره عاقبت و آخرتشان

قل يجمع بيننا ربّنا ثمّ يفتح بيننا بالحقّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 161 - 1

1 - مشركان با معبودهايشان ، داراى سرنوشتى يكسان و مشترك اند .

فإنّكم و ما تعبدون

جمله «فإنّكم. ..» از نظر تركيبى، دو احتمال دارد: 1- جمله اى مستقل باشد; مانند «كلّ رجل وضيعته»، (مرد است و كسب و كارش). در اين صورت، پيام آيه چنين مى شود: شما هستيد و معبودهايتان، كه به حال خود واگذاشته شديد و از شما كارى ساخته نيست و سرنوشتى مشترك داريد. 2- «كُم» اسم «إنّ» و «ما تعبدون» عطف بر اين اسم و جمله «ما أنتم عليه...» خبر آن باشد بر اين اساس، برداشت هايى مى شود كه در آيات بعد خواهد آمد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 41 - 5

5 - عقيده به شفاعت معبود ها و يكسان بودن سرنوشت مجرمان ( مشركان ) با مسلمانان ، عقيده اى منحصر به مشركان عصر بعثت و فاقد شاهد و تصديق كننده اى از ميان عقلاى عالم

أم لهم شركاء فليأتوا بشركائهم إن كانوا صدقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بينه - 98 - 6 - 2

2 - فرجام اهل كتاب ، در صورت كفر به اسلام ، هم تراز با مشركان است .

إنّ الذين كفروا من أهل الكتب و المشركين فى نار جهنّم

900- فرجام مشركان پيشين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 42 - 3

3 - هشدار خداوند ، مشركان مكه را به فرجامى مانند فرجام مشركان پيشين

قل سيروا فى الأرض فانظروا كيف كان عقبة الذين من قبل

901- فرجام مشركان صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 41 - 4

4 - مشركان صدراسلام ( مجرمان ) ، براى اثبات يكسانى سرنوشت خويش با مسلمانان ، از ارائه شاهد و هم فكرى از ميان عقلاى عالم ناتوان بودند .

أم لهم شركاء فليأتوا بشركائهم إن كانوا صدقين

902- فرجام مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 15 - 2

2 - فرجام يهود بنى نضير در موضع گيرى عليه اسلام ، منتهى به شكست آنان ، همچون فرجام مشركان مكه در بدر *

كمثل الذين من قبلهم قريبًا

برخى برآنند كه مراد از «الذين من قبلهم قريبًا»، مشركان مكه در بدر است.

903- فرزندان مشركان در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 105 - 7

7- « عن عبدالله بن سلام مولى رسول الله (صلی الله علیه و آله) انه قال : سألت رسول الله (صلی الله علیه و آله) فقلت : . . . فأولاد المشركين فى الجنة أم فى النار ؟ فقال : . . . انه إذا كان يوم القيامة . . . فيأمرالله عزوجل ناراً . . . ثم يأمرالله تبارك و تعالى أطفال المشركين أن يلقوا أنفسهم فى تلك النار فمن سبق له فى علم الله عزوجل أن يكون سعيداً ألقى نفسه فيها . . . و من سبق له فى علم الله عزوجل أن يكون شقياً إمتنع فلم يلق نفسه فى النار . . . و ذلك قول الله عزوجل : « فمنهم شقىّ و سعيد » . . . ;

از عبدالله بن سلام نقل شده است كه گفت: از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) پرسيدم: . .. آيا فرزندان مشركان [كه در كودكى مرده اند] بهشتى هستند يا جهنمى؟ فرمود: ... هنگامى كه قيامت فرا رسد ... خداوند به آتش فرمان حضور مى دهد ... سپس به كودكان مشركان دستور مى دهد تا خود را در آن آتش درافكنند. پس هر كدام از آن كودكان كه در علم خداى عزوجل سعادتمنديش رقم خورده است خود را در آن آتش مى افكند ... و آنان كه در علم خداى عزوجل برايشان شقاوتمندى رقم خورده، از پذيرش فرمان خدا امتناع نموده و خود را در آتش نمى اندازند ... و اين سخن خداوند عزوجل است كه فرمود: فمنهم شقى و سعيد »...».

904- فرياد مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 100 - 1

1- فرياد دردناك و زجرآلود مشركان در جهنم

لهم فيها زفير

«زفير» به معناى پر شدن سينه از غم و اندوه است و نيز به معناى صداى نخست خران است (لسان العرب). در اين جا به معناى فرياد دردناك و اندوهگين مى باشد.

905- فزع اخروى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 51 - 1

1 - فزع و ناراحتى مشركان به هنگام برانگيخته شدن در قيامت

و لو ترى إذ فزعوا

مرجع ضمير «فزعوا» به قرينه آيات قبل - كه در آنها سخن از مشركان بود - مشركان است. در اين كه زمان فزع آنان چه وقتى است؟ احتمالات چندى (مثل دم مرگ، زمان حشر، عذاب دنيا، غزوه بدر و...) وجود دارد. برداشت ياد شده - به قرينه آيه 54 همين سوره - بنابر احتمال دوم است.

906- فسخ معاهده با مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 3 - 2

2 - دستور خداوند مبنى بر ابلاغ لغو پيمانِ عدم تعرض مسلمانان با مشركان پيمان شكن به عموم مردم حاضر در مراسم حج

و أذن من اللّه و رسوله إلى الناس يوم الحج الأكبر أن اللّه برىء من المشركين و رسو

برداشت فوق بر اين اساس است كه «برائت» در «أن اللّه برىء من المشركين و رسوله» كنايه از الغاى پيمان صلح و عدم تعرض باشد. گفتنى است كه جمله «أذان من اللّه و رسوله ... » جمله خبرى است در مقام انشا و دستور ; يعنى بايد الغاى پيمان عدم تعرض در روز «حج اكبر» به عموم مردم حاضر در مراسم حج، ابلاغ گردد.

907- فسق اكثريت مشركان صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 8 - 16

16 - اكثريت مشركان صدر اسلام ، مردمى فاسق و بيرون از مسير حق بودند .

و أكثرهم فسقون

908- فسق مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 33 - 5

5 - مشركان ، مردمانى فسق پيشه اند .

فذلكم اللّه ربكم . .. كذلك حقت كلمت ربك على الذين فسقوا

909- فطرت توحيدى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 63 - 5

5 - مشركان نيز در مخاطرات سخت زندگى، فروتنانه و پنهانى از خداوند يگانه استمداد مى طلبند.

قل من ينجيكم من ظلمت البر و البحر تدعونه تضرعا و خفية

خطاب آيه متوجه مشركان است و صحت احتجاج متوقف بر آن است كه چنين حالتى براى آنان نيز در شرايط سخت پديدار گردد.

910- فطريات مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 3 - 13

13 - خداجويى ، امرى نهفته در دل هاى مشركان

أولياء ما نعبدهم إلاّ ليقرّبونا إلى اللّه زلفى

از اين كه مشركان هدف از پرستش معبودهايشان را، تقرب به خدا دانسته اند، مى توان مطلب بالا را به دست آورد.

911- فلسفه اسارت مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 8 - 4

4 - جلوگيرى از تسلط مشركان و كافران حق ستيز بر مسلمانان ، فلسفه فرمان الهى مبنى بر كشتن ، اسارت ، محاصره و كمين زدن به آنان

فإذا انسلخ . .. فاقتلوا المشركين ... كيف و إن يظهروا عليكم لايرقبوا فيكم إلّاً

912- فلسفه بت پرستى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 197 - 1

1 - يارى جستن از بت ها و معبودان ، هدف مشركان از پرستش آنها

و الذين تدعون من دونه لايستطيعون نصركم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 18 - 10

10 - مشركان به اميد شفاعت بت ها ، آنها را مى پرستيدند .

و يعبدون من دون اللّه . .. و يقولون هؤلاء شفعؤنا عند اللّه

913- فلسفه بت پرستى مشركان صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 81 - 2

2- مشركان عصر بعثت ، عزت و اعتبار خود را در پرستش معبودان ساختگى خود مى دانستند .

ليكونوا لهم عزًّا

914- فلسفه تأخير عذاب مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 111 - 2،3

2- تأخير مجازات مشركان و كافران ، وسيله فتنه و آزمايش آنان است .

إن أدرى أقريب . .. إن أدرى لعلّه فتنة لكم

3- تأخير عذاب و كيفر مشركان و كافران حق ناپذير ، به خاطر بهره بردن ناچيز و موقتى آنان از متاع هاى دنيوى است .

إن أدرى لعلّه . .. متع إلى حين

915- فلسفه تأخير عذاب مشركان صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 111 - 1

1- آزمايش كافران و مشركان حق ناپذير صدراسلام ، فلسفه به تأخير افتادن عذاب آنان و نامعلوم بودن زمان شكست آنها است .

و إن أدرى لعلّه فتنة لكم

ضمير «لعلّه» به نكته اى برمى گردد كه از دو آيه قبل استفاده مى شود. آن نكته، مسأله تأخير عذاب كافران و مشركان و يا نامعلوم بودن زمان شكست آنان و پيروزى مسلمين است.

916- فلسفه جبرگرايى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 148 - 2،4

2 - جبر، دستاويز مشركان در توجيه شرك خويش و پدرانشان و حرام كردن حلال خدا

سيقول الذين أشركوا لو شاء الله ما أشركنا و لا ءاباؤنا و لا حرمنا من شىء

4 - پيشگويى قرآن از تمسك مشركان در آينده به جبر براى توجيه عقايد و عملكرد خويش

سيقول الذين أشركوا لو شاء الله ما أشركنا

917- فلسفه جنگ با مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 6 - 9

9 - هدف و فلسفه اصلى جنگ و مبارزه با كفار و مشركان ، آوردن ايشان به دامن اسلام است و نه نابودى آنان .

فاقتلوا المشركين . .. و إن أحد من المشركين استجارك ... حتى يسمع كلم اللّه ثم أبل

918- فلسفه خواسته هاى مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 6 - 8

8- درخواست معجزه از سوى مشركان ستم پيشه مكه ، در جهت بهانه جويى بود ; نه حقيقت طلبى .

فليأتنا. .. أفهم يؤمنون

خداوند، درخواست معجزه از طرف مشركان را به اين دليل ردّ فرمود كه آنان مانند مشركان اقوام گذشته، قصد ايمان آوردن نداشتند. بنابراين چنين درخواستى بهانه و دست آويزى بيش نبود.

919- فلسفه دشمنى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 40 - 6

6 - عقيده به ربوبيت خدا ، علت اصلى تهاجم و خصومت مشركان و كافران عليه مسلمانان در عصر بعثت

إلاّ ان يقولوا ربّنا اللّه

920- فلسفه سرزنش مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 51 - 1

1 - خداوند ، مشركان و كفرپيشگان را به خاطر پافشارى بر كفر و ناباورى به قرآن ، ملامت و سرزنش فرمود .

أثم إذا ما وقع ءامنتم به ءالئن

921- فلسفه شبهه افكنى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 45 - 9

9- ايجاد شبهه در ذهن مردم درباره خدا ، معاد و پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از راه كار هاى بسيار زشت مشركان جهت بازداشتن پيامبر (صلی الله علیه و آله) از هدف خويش

قالوا لو شاء الله ما عبدنا من دونه من شىء . .. و أقسموا بالله ... لايبعث الله من

اين برداشت بنابر صفت بودن «سيئات» براى مصدر محذوفى كه مفعول مطلق فعل «مكروا» بوده، مى باشد. بنابراين مراد از مكرهاى بد و سوء همين نكته هايى است كه از سوى مشركان در باره خدا، معاد و پيامبر(صلی الله علیه و آله) گفته مى شد.

922- فلسفه قتل مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 8 - 4

4 - جلوگيرى از تسلط مشركان و كافران حق ستيز بر مسلمانان ، فلسفه فرمان الهى مبنى بر كشتن ، اسارت ، محاصره و كمين زدن به آنان

فإذا انسلخ . .. فاقتلوا المشركين ... كيف و إن يظهروا عليكم لايرقبوا فيكم إلّاً

923- فلسفه كمين به مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 8 - 4

4 - جلوگيرى از تسلط مشركان و كافران حق ستيز بر مسلمانان ، فلسفه فرمان الهى مبنى بر كشتن ، اسارت ، محاصره و كمين زدن به آنان

فإذا انسلخ . .. فاقتلوا المشركين ... كيف و إن يظهروا عليكم لايرقبوا فيكم إلّاً

924- فلسفه مبارزه با مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 5 - 10

10 - هدف و فلسفه اصلى جنگ و مبارزه با كفار و مشركان ، گرايش دادن آنان به سوى اسلام است نه نابود كردن آنان .

فاقتلوا المشركين . .. فإن تابوا ... فخلّوا سبيلهم

925- فلسفه محاصره مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 8 - 4

4 - جلوگيرى از تسلط مشركان و كافران حق ستيز بر مسلمانان ، فلسفه فرمان الهى مبنى بر كشتن ، اسارت ، محاصره و كمين زدن به آنان

فإذا انسلخ . .. فاقتلوا المشركين ... كيف و إن يظهروا عليكم لايرقبوا فيكم إلّاً

926- فلسفه ملائكه پرستى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 22 - 1

1 - پيروى از سنت نياكان ، تنها دليل مشركان بر پرستش فرشتگان

و جعلوا من عباده جزءًا . .. بل قالوا إنّا وجدنا ءاباءنا على أُمّة و إنّا على ءاث

927- فلسفه ممنوعيت استغفار براى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 114 - 11

11 - دشمنى مشركان با خدا ، سرّ عدم جواز استغفار براى آنان

ما كان للنبى . .. أن يستغفروا للمشركين ... فلما تبين له أنه عدو للّه تبرأ منه

928- فلسفه مهلت به مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 29 - 5

5 - مهلت الهى به كافران و مشركان ، براى اتمام حجت بر آنان

بل متّعت هؤلاء و ءاباءهم حتّى جاءهم الحقّ

929- فلسفه مهلت به مشركان صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 48 - 4

4 - تأخير در عذابِ شرك پيشگان عصر بعثت ، فرصتى بود تا شايد آنان بيدار شوند و به اسلام بگروند .

و يستعجلونك بالعذاب . .. و كأيّن من قرية أمليت لها

930- فوايد اقتصادى مشركان در مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 28 - 9

9 - آمدن مشركان به مكه در مراسم سالانه حج ، داراى ثمرات اقتصادى براى مكيان ( از جمله مسلمانان ) بود .

و إن خفتم عيلة فسوف يغنيكم اللّه من فضله

931- قبض روح مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 37 - 5

5 - گفتگوى فرشتگان مرگ با مشركان به هنگام گرفتن جان آنان

قالوا أين ما كنتم . .. قالوا ضلوا عنا

932- قبول اسلام مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 15 - 6

6 - پذيرش توبه مشركان و كفار و قبول اسلام آنان از سوى خداوند ، برخاسته از علم و حكمت اوست .

و يتوب اللّه على من يشاء و اللّه عليم حكيم

933- قبول توبه مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 15 - 6

6 - پذيرش توبه مشركان و كفار و قبول اسلام آنان از سوى خداوند ، برخاسته از علم و حكمت اوست .

و يتوب اللّه على من يشاء و اللّه عليم حكيم

934- قبول درخواست ملاقات مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 6 - 1

1 - فرمان الهى به پيامبر (صلی الله علیه و آله) مبنى بر به حضور پذيرفتن مشركانى كه پس از انقضاى مهلت چهار ماهه ، به منظور شنيدن پيام وحى ، درخواست ملاقات كنند .

فإذا انسلخ الأشهر الحرم فاقتلوا المشركين . .. و إن أحد من المشركين استجارك فأجره

«استجارة» به معناى درخواست جوار و همسايگى است. درخواست جوار از سوى مشركان پس از انقضاى مهلت چهار ماهه - به قرينه «حتى يسمع كلام اللّه» - درخواست رسيدن به حضور پيامبر (صلی الله علیه و آله) به منظور استماع دعوت آن حضرت و تحقيق پيرامون وحى است.

935- قبول ولايت مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 80 - 1،6

1 - بسيارى از بنى اسرائيل عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) داراى روابط دوستانه با مشركان مكه و پذيراى ولايت آنان بودند .

ترى كثيراً منهم يتولون الذين كفروا

بنا به گفته برخى از مفسران مراد از «الذين كفروا» مشركان مكه مى باشد.

6 - پذيرش ولايت مشركان و دوستى با آنان از جمله اعمال ناپسند و رايج در بين انبوهى از يهوديان عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله)

لبئس ما كانوا يفعلون. ترى كثيراً منهم يتولون الذين كفروا

جمله «يتولون الذين كفروا» مصداقى براى جمله «لبئس ما كانوا يفعلون» است. وبه قرينه آيه 82 (و لتجدن اقربهم مودة ...) كه مسيحيان را دوستار مسلمانان معرفى كرده است، معلوم مى شود، مراد از بنى اسرائيل در اين بخش از آيات، يهوديان است.

936- قتل مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 5 - 1

1 - هلال ماه صفر سال دهم هجرت ، آغاز اجراى فرمان كشتن و منع عبور و مرور مشركان و سلب آزادى سير و سياحت از آنان

فإذا انسلخ الأشهر الحرم فاقتلوا المشركين

توصيف «الأشهر» به «الحرم» حاكى از اين است كه: منظور از «أربعة أشهر» در آيه دوّم (فسيحوا فى الأرض أربعة أشهر) ماههاى حرام سال ; يعنى، رجب، ذيقعده، ذيحجه و محرّم است. بر اين مبنا «ال» در «الأشهر» براى عهد حضورى مى باشد ; يعنى هنگامى كه اين سه ماه حرام - كه اكنون با اعلام پيام برائت در روز حج اكبر مصادف شده است - پايان يافت، مشركان را بكشيد. گفتنى است كه پايان آن سه ماه، مساوى با آغاز ماه صفر سال دهم هجرت بود.

937- قتل مشركان صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 5 - 4

4 - دستور به كارگيرى تمام شيوه هاى ممكن ( به ترتيب : كشتن ، اسير گرفتن ، محاصره و كمين زدن ) براى ايجاد فشار بر مشركان صدر اسلام

فإذا انسلخ الأشهر الحرم فاقتلوا المشركين حيث وجدتموهم و خذوهم و احصروهم و اقعدوا

938- قتل مشركان قريش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 17 - 1

1 - امداد هاى الهى عامل اصلى و اساسى كشته شدن كافران در جنگ بدر و پيروزى اهل ايمان

فلم تقتلوهم و لكن اللّه قتلهم

جمله «فلم تقتلوهم . .. » متفرع بر آياتى است كه امدادهاى الهى را در جنگ بدر برمى شمرد ; يعنى توجه به قضاياى جنگ بدر و امدادهاى الهى بيانگر اين است كه در حقيقت خداوند مشركان را كشت و آنان را شكست داد.

939- قدرت طلبى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 10 - 3

3 - توانمندى ها و امكانات مادى ، بت ها و خدايان ساختگى ، تكيه گاه مشركان در دنيا

و لايغنى عنهم ما كسبوا شي-ًا و لا ما اتّخذوا

تعبير «ما كسبوا» - كه اشاره به امكانات مادى دارد - و نيز «ما اتّخذوا. ..» - كه ناظربه عقايد شرك آلود آنان است - نشان مى دهد كه آنان تمامى اتكا و اميد خويش را به آن دو معطوف داشته اند.

940- قدرت مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 19 - 9

9 - توان نيرو هاى شرك و كفر هر چند فراوان باشند ، در برابر خدا پوچ و بى اثرند .

و لن تغنى عنكم فئتكم شيئا و لو كثرت و أن اللّه مع المؤمنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 8 - 3

3 - مشركان و مخالفان پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، معتقد به اقتدار و متكى به نيرومندى خود

أن كنتم قومًا مسرفين . .. فأهلكنا أشدّ منهم بطشًا

از يادآورى هلاكت اقوامى نيرومندتر از مردم مكه، استفاده مى شود كه مكيان، به قدرت خويش مغرور بوده و آن را غير قابل زوال مى پنداشتند.

941- قدرت مشركان صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 44 - 4،8

4 - ظهور و سقوط تمدن ها و اقوام نيرومندتر از مشركان جزيرة العرب در تاريخ

و كانوا أشدّ منهم قوّة

8 - مخالفت مشركان و كافران با پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، برخاسته از فريفتگى آنان به اقتدار نسبى خويش بود .

أوَلم يسيروا فى الأرض فينظروا . .. و كانوا أشدّ منهم قوّة

يادآورى اين نكته كه اقوام نابود شده پيشين، نيرومندتر از قوم عرب بودند، مى تواند حاكى از حقيقت ياد شده باشد.

942- قدرت مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 26 - 1

1- قوم عاد ، برخوردار از قدرت و امكانات بس فزون تر از مشركان مكه

و لقد مكّنّ-هم فيما إن مكّنّ-كم فيه

حرف «إن» نافيه است.

943- قدرت معبودان مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 37 - 11

11 - مشركان، معتقد به كارايى و توانمندى معبودان خويش در رهاسازى آنان از مشكلات

أين ما كنتم تدعون من دون الله

944- قدرت نظامى مشركان صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 13 - 10

10 - مشركان صدر اسلام ، از توان رزمى بالايى برخوردار بودند .

أتخشونهم

945- قرآن و مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 25 - 13

13 - قرآن براى مشركان زيبا و جذاب بوده است.

يقول الذين كفروا إن هذا إلا أسطير الأولين

«أساطير» به معنى سخن زينت شده و زيبا آمده است. «سطر فلان على فلان إذا زخرف له الأقاويل و نمقها». (لسان العرب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 13 - 2

2- قرآن در تحدى با مشركان ، آنان را به آوردن ده سوره همانند سوره هاى قرآن فراخواند و آنان را به مبارزه طلبيد .

أم يقولون افتريه قل فأتوا بعشر سور مثله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 4 - 2

2- قرآن ، درصدد تحريك مشركان ، براى انديشيدن به پوچى و ناتوانى معبود هاى دروغينشان

قل أرءيتم ما تدعون من دون اللّه أرونى ماذا خلقوا

تعبير «أرأيتم» چه به معناى «أخبرونى» باشد و چه به معناى سؤال از نگريستن; دعوت براى انديشيدن در ماهيت پوچ بت ها است.

946- قربانى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 173 - 4

4 - مشركان ذبايحى را براى بت ها و به نام آنها قربانى مى كردند .

و ما أهل به لغير اللّه

آوردن فعل ماضى «أهل» حكايت از وقوع ذبح براى غير خدا و به نام غير او داشته و به ذبح حيوانات براى بتها و به نام آنها - كه در جاهليت مرسوم بوده - اشاره دارد.

947- قساوت قلب مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 83 - 8

8 - استكبار و سخت دلى يهوديان و مشركان موجب تأثرناپذيرى آنان از قرآن

و إذا سمعوا ما أنزل إلى الرسول ترى اعينهم تفيض من الدمع

بيان واكنش خاضعانه مسيحيان در برابر قرآن پس از توصيف آنان به فروتنى در آيه پيش گوياى اين است كه دو گروه ديگر (يهوديان و مشركان) به دليل گردنفرازى و استكبار در برابر حق، از پذيرش قرآن سرباز زدند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 53 - 3

3 - جبهه كفر و شرك در طول تاريخ ، متشكل از انسان هايى بيمار دل و قسى القلب

و ما أرسلنا من قبلك من رسول . .. للذين فى قلوبهم مرض و القاسية قلوبهم

948- قضاوت اخروى بر مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 69 - 1

1 - قيامت ، روز داورى ميان مؤمنان و مشركان

اللّه يحكم بينكم يوم القيمة

خطاب در آيه ياد شده از جانب خدا به عموم مؤمنان و مشركان است. «حكم» (مصدر «يحكم») به معناى قضاوت و داورى كردن است; يعنى، «خدا در قيامت، ميان شما مؤمنان و مشركان داورى خواهد كرد...».

949- قضاوت بين محمد(صلی الله علیه و آله) و مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 112 - 1

1- درخواست پيامبر (صلی الله علیه و آله) از پروردگار در باره داورى به حق ، بين خود و مشركان و كافران حق ناپذير

قل ربّ احكم بالحقّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 26 - 1،3

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور ابلاغ كلام خداوند به مشركان درباره داورى نهايى خداوند بين آنان و آن حضرت

قل يجمع بيننا ربّنا ثمّ يفتح بيننا بالحقّ

«فتح» به معناى نصرت، پيروزى، حكم و داورى است (مفردات راغب). در اين آيه - به قرينه مقام - مراد از آن معناى سوم است.

3 - داورى خداوند بين پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مشركان ، بر اساس حق است .

ثمّ يفتح بيننا بالحقّ

950- قضاوت مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 136 - 10

10 - داورى زشت و غلط مشركان جاهلى در مقايسه خدا با بتها و ترجيج بتها بر او

فما كان لشركائهم . .. ساء ما يحكمون

951- قضاوت ناپسند مشركان جاهليت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 59 - 9،10

9- قرار دادن دختر براى خدا و پسر براى خود از سوى مشركان ، قضاوتى بس زشت و ناروا بود .

و يجعلون لله البنت سبحنه و لهم ما يشتهون . .. ألا ساء ما يحكمون

10- تفاوت قائل شدن بين دختران و پسران از سوى مشركان عصر جاهلى ، قضاوتى زشت و ناروا بود .

و يجعلون لله البنت سبحنه و لهم ما يشتهون . .. ألا ساء ما يحكمون

952- قطع رابطه با مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 3 - 6

6 - دهم ذيحجه سال نهم هجرت ، آغاز قطع كامل روابط مسلمانان با مشركان و تحريم همه جانبه آنان از سوى خدا و پيامبر (صلی الله علیه و آله)

يوم الحج الأكبر أن اللّه برىء من المشركين و رسوله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 28 - 8

8 - نگرانى برخى از مسلمانان ، از مختل شدن نظام اقتصادى خود در نتيجه قطع رفت و آمد مشركان به مكه

فلا يقربوا المسجدالحرام . .. و إن خفتم عيلة فسوف يغنيكم اللّه من فضله

953- قطعى پندارى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 24 - 10

10 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور تخريب جزم انديشى مشركان

و إنّا أو إيّاكم لعلى هدًى أو فى ضلل مبين

طرح اين نكته كه «يا ما و يا شما در هدايت و يا گمراهى هستيم» - با اين كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) مى دانست حقيقت امر چيست - مى تواند به منظور ايجاد رخنه در فكر طرف مقابل و به انديشه واداشتن او و در نتيجه تخريب انديشه اش باشد.

954- قياس مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 58 - 6

6 - مقايسه ميان بت ها و عيسى بن مريم ( ع ) ، حركتى جدلى از سوى مشركان مكه

ما ضربوه لك إلاّ جدلاً

در مكتب پيامبر(صلی الله علیه و آله) سخن از الوهيت عيسى(ع) به ميان نيامده بود تا مشركان او را با آلهه خود مقايسه كنند.

955- كتمان حق مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 21 - 40

40- كشف ماجراى اصحاب كهف ، عامل تقويت موضع موحّدان و معتقدان به معاد بود .

إذ يتنزعون . .. قال الذين غلبوا على أمرهم

در بيان آنچه مورد نزاع و اختلاف مردم بود، دو احتمال بيان شد: اگر «إذ يتنازعون. ..» نظر به اختلاف آنان در باره معاد داشته باشد، «الذين غلبوا...» آن دسته از مردم خواهند بود كه معاد را پذيرا بودند و با بيدارى اصحاب كهف، به دليلى محكم و ملموس، در برابر خصم خود، دست يافته بودند.

956- كتمان حق مشركان صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 32 - 2

2- حق پوشى ، كارشكنى در طريق دين و پيامبرستيزى ، ويژگى مشركان عصر نزول

إنّ الذين كفروا و صدّوا عن سبيل اللّه و شاقّوا الرسول

957- كراهت مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 8 - 4

4 - خداوند خواهان نابودى كفر و گسترش توحيد و معارف اسلام ، على رغم ناخشنودى مشركان مجرم و تلاش هاى پيگير آنان

ليحق الحق . .. و لو كره المجرمون

كراهت مجرمان كنايه از تلاشهاى پيگير آنان براى مقابله با حق است. زيرا مجرد كراهت نفسانى مجرمان، بدون مبارزه عملى و تلاش پيگير، مسأله اى نيست كه در آيه به آن پرداخته شود. گفتنى است با توجه به مورد آيه، توحيد و معارف اسلام از مصاديق

مورد نظر كلمه «الحق» است.

958- كرى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 20 - 11

11- كفرپيشگان ، مشركان و آنان كه به خدا دروغ مى بندند ، از شنيدن و ديدن آيات الهى ناتوانند .

و من أظلم ممن افترى . .. أُولئك ... ما كانوا يستطيعون السمع و ما كانوا يبصرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 100 - 3

3- محروميت مشركان از شنوايى در جهنم

و هم فيها لايسمعون

959- كفر اكثريت مشركان صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 139 - 12

12 - رسوخ روحيه كفرورزى و حق ناپذيرى در بيشتر شرك پيشگان صدراسلام

إنّ فى ذلك لأية و ما كان أكثرهم مؤمنين

گرچه ضمير «هم» در «أكثرهم» به عاديان بازمى گردد; اما در عين حال به شرك پيشگان صدراسلام نيز اشاره اى دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 158 - 10

10 - رسوخ روحيه كفرورزى و پندناپذيرى ، در اكثريت شرك پيشگان صدراسلام

إنّ فى ذلك لأية و ما كان أكثرهم مؤمنين

گرچه ضمير «هم» در «أكثرهم» به ثموديان بازمى گردد; اما در عين حال تعريض به مشركان صدراسلام نيز دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 174 - 7

7 - رسوخ روحيه كفرورزى و حق ستيزى ، در اكثريت شرك پيشگان صدراسلام

إنّ فى ذلك لأية و ما كان أكثرهم مؤمنين

گرچه ضمير «هم» در«أكثرهم» به قوم لوط بازمى گردد; اما در عين حال اشاره به مشركان صدراسلام نيز دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 190 - 8

8 - رسوخ روحيه كفر و حق ستيزى ، در اكثريت شرك پيشگان صدراسلام

و ما كان أكثرهم مؤمنين

گرچه ضمير «هم» در «أكثرهم» به مردم ايكه باز مى گردد; اما در عين حال تعريض به مشركان صدر اسلام نيز دارد.

960- كفر مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 105 - 1

1 - اهل كتاب ( يهود و نصارا ) و مشركان ، مردمى كفرپيشه اند .

ما يودّ الذين كفروا من اهل الكتب و لاالمشركين

«من» در «من أهل . ..» به دليل عطف «المشركين» بر «اهل الكتاب» بيانيه است. بنابراين «ما يود الذين كفروا ...»; يعنى، آنان كه كافر شدند - مقصود از كافران، اهل كتاب و مشركانند - دوست ندارند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 217 - 17

17 - مشركان مكه ، مردمانى كفرپيشه و بازدارندگان از راه خداوند و مسجدالحرام

و صدّ عن سبيل اللّه و كفر به و المسجدالحرام و اخراج اهله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 86 - 2

2 - مشركان و يهوديان ، مردمانى كفر پيشه و تكذيب كننده آيات الهى

و الذين كفروا و كذبوا بايتنا

با توجه به آيات گذشته معلوم مى شود مصداق بارز از «الذين كفروا و كذبوا . ..» مشركان و يهوديان منكر قرآن و رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 1 - 7

7 - آنان كه براى خداوند همتايى بپندارند، كافرند.

ثم الذين كفروا بربهم يعدلون

در اين برداشت «بربهم» متعلق به يعدلون و «يعدلون» نيز از عدل، به معنى برابر و همسان، گرفته شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 37 - 2

2 - نازل نشدن معجزه ويژه و دلخواه مشركان، بهانه كفرورزى آنان به رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله)

و قالوا لو لا نزل عليه ءاية من ربه

درخواست معجزه از پيامبر(صلی الله علیه و آله)، على رغم ارائه معجزات از سوى آن حضرت، حاكى است كه آنان خواهان معجزه ويژه و دلخواه خود بودند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 17 - 5

5 - مشركان ، مردمانى ناپاك و آلوده به كفر

شهدين على أنفسهم بالكفر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 35 - 10

10- مشركان از زمره كافران و موحدان از زمره تقواپيشگانند .

تلك عقبى الذين اتقوا و عقبى الكفرين النار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 27 - 16

16- مشركانى كه آيات قرآن را اسطوره مى خوانند ، و نيز كسانى كه عليه دين خدا توطئه مى كنند ، در زمره كافرانند .

و إذا قيل لهم ماذا أنزل ربّكم قالوا أسطر الأولين . .. قد مكر الذين من قبلهم ...

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 49 - 5

5- مشركان ، معاد جسمانى را امرى مستبعد و غير ممكن مى دانستند .

و قالوا أءذا كنّا عظمًا و رفتًا أءنَّا لمبعوثون خلقًا جديدًا

از اينكه براى مشركان، بازسازى استخوانهاى خرد شده انسان امرى مستبعد و ناممكن مى نمود، به دست مى آيد كه آنان، معاد جسمانى را غير ممكن مى دانستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 31 - 4

4 - مشركان ، مردمانى كفرپيشه اند .

قل أرونى الذين ألحقتم به شركاء . .. و قال الذين كفروا

مراد از «الذين كفروا» - چنان كه مفسران نيز اذعان كرده اند - مشركانى اند كه در آيات پيش از آنان سخن گفته شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 43 - 17

17 - مشركان ، مردمانى كافراند .

إذ تأمروننا أن نكفر باللّه و نجعل له أندادًا . .. و إذا تتلى عليهم ءايتنا ... و

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 170 - 1

1 - مشركان ، به رغم ادعاى آمادگى براى ايمان آوردن به كتاب آسمانى ، به قرآن كفر ورزيدند .

لو أنّ عندنا ذكرًا من الأوّلين . لكنّا عباد اللّه المخلصين . فكفروا به

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 5 - 2

2 - منكران يگانگى خدا و معتقدان به تعدد معبود ، كافراند .

و قال الكفرون . .. أجعل الألهة إلهًا وحدًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 12 - 3

3 - شرك ، كفر است و مشركان ، كافراند .

إنّ الذين كفروا . .. ذلكم بأنّه إذا دعى اللّه وحده كفرتم و إن يشرك به تؤمنوا

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه در اين آيات، مشركان با عنوان كافران معرفى شده اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 8 - 7

7- كفرورزى و نسبت هاىِ نارواى مشركان به ساحت وحى و پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مورد علم و آگاهى خداوند

قل . .. هو أعلم بما تفيضون فيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 25 - 1

1- مذمّت خداوند از كفر مشركان ، و جلوگيرى آنان از ورود مؤمنان به مسجدالحرام و قربانى كردن

هم الذين كفروا و صدّوكم عن المسجدالحرام و الهدىَ معكوفًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بينه - 98 - 1 - 4،6،10،12،13،14

4 - منكران اسلام - چه از اهل كتاب باشند و چه مشرك - كافراند .

الذين كفروا من أهل الكتب و المشركين

حرف «من» براى تبيين است و مصداق «الذين كفروا» را، اهل كتاب و مشركان معرفى كرده است.

6 - اهل كتاب و مشركانى كه اسلام را نپذيرفتند ، كسانى بودند كه از پذيرش هر برهان روشنى سرباز مى زدند .

لم يكن . .. منفكّين حتّى تأتيهم البيّنة

در برداشت ياد شده، «منفكّين» به معناى «منفكّين عن الكفر» دانسته شده است. «تأتيهم البيّنة» - به تقدير «أن» مصدريه - با «اتيان البيّنة» مرادف است و عبارت «حتّى اتيان البيّنة» را مى توان به معناى «حتّى وقت اتيان البيّنة» يا «حتّى باتيان البيّنة» دانست. در اين صورت، تقدير كلام چنين مى شود: «لم يكن ... منفكّين فى وقت من الأوقات حتّى وقت اتيان البيّنة» يا «لم يكن ... منفكّين بأىّ طريق حتّى باتيان البيّنة».

10 - كفر اهل كتاب ، نكوهيده تر از كفر مشركان است .

الذين كفروا من أهل الكتب و المشركين

تقديم اهل كتاب بر مشركان در توبيخ بر كفر، بيانگر برداشت ياد شده است.

12 - ادعاى نبودن برهانى روشن بر حقانيت اسلام ، بهانه اهل كتاب و مشركان ، در امتناع از پذيرش آن

لم يكن الذين كفروا. .. منفكّين حتّى تأتيهم البيّنة

13 - برخى از اهل كتاب و مشركان ، پس از مشاهده برهان حقانيت اسلام ، با كفرورزى به آن ، راه خويش را از ديگر هم كيشان خويش جدا كردند .

لم يكن الذين كفروا من أهل الكتب و المشركين منفكّين حتّى تأتيهم البيّنة

اين برداشت، بر چهار نكته استوار است: 1. مراد از «الذين كفروا» كسانى اند كه پس از ظهور اسلام، به آن كافر شدند; 2. حرف «من» در «من أهل الكتاب و المشركين» براى تبعيض است; 3. تعبير «منفكّين» ناظر به جدا شدن كافران، از ديگر اهل كتاب و مشركانى است كه به اسلام گرويده اند; 4. آيه شريفه در مقام توبيخ كسانى است كه به رغم پيدايش «بيّنه»، خود را از صف عموم گروندگان به اسلام جدا كرده اند.

14 - سرپيچى كافرانِ اهل كتاب و مشركان ، از پذيرش اسلام و انشعاب از مجموعه گروندگان به آن پس از ظهور « بيّنه » ، رفتارى نكوهيده و شگفت

لم يكن الذين كفروا. .. منفكّين حتّى تأتيهم البيّنة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بينه - 98 - 6 - 3،4،5

3 - كفر اهل كتاب ، نكوهيده تر از كفر مشركان است .

إنّ الذين كفروا من أهل الكتب و المشركين

4 - منكران اسلام - چه اهل كتاب باشند و چه مشرك - كافراند .

إنّ الذين كفروا من أهل الكتب و المشركين

5 - اهل كتاب و مشركان ، در صورت خوددارى از پذيرش اسلام ، از عبادت خالصانه خداوند محروم مانده و خود را از بركات نماز و زكات دور ساخته اند .

و ما أُمروا إلاّ ليعبدوا اللّه مخلصين له الدين حنفاء و يقيموا الصلوة و يؤتوا الز

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بينه - 98 - 8 - 10

10 - اهل كتاب و مشركان ، در صورت كفر به اسلام ، از لذّت مناظر پردرخت و زمين آب خيز بهشت محروم خواهند بود .

من أهل الكتب و المشركين فى نار جهنّم . .. الذين ءامنوا و عملوا الصلحت ... جزا

961- كفر مشركان صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 3 - 2

2 - شرك پيشگان عصر بعثت ، منكر ربوبيت خدا بودند .

قال الكفرون إن هذا لسحر مبين. إن ربكم اللّه

به كارگيرى حرف تأكيد (إن) و اسميه بودن جمله «إن ربكم اللّه» بيانگر برداشت فوق است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 7 - 2

2 - شرك پيشگان عصر بعثت ، منكر روز بازپسين بودند .

إن الذين لا يرجون لقاءنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 31 - 4،8،9،12

4 - شرك پيشگان عصر بعثت با وجود اعتقادشان به رازقيت و روزى بخشى خدا ، ربوبيت بى شريك او را باور نداشتند .

قل من يرزقكم من السماء و الأرض . .. فسيقولون اللّه

ضمير فاعلى در «سيقولون» به مشركان بر مى گردد.

8 - شرك پيشگان عصر بعثت ، در عين اينكه به مالكيت و حاكميت خدا بر قوا و حواس آدمى اعتقاد داشتند ، منكر ربوبيت او بودند .

أمن يملك السمع و الأبصر. .. فسيقولون اللّه

9 - شرك پيشگان عرب جاهلى با وجود اينكه خدا را پديد آورنده جانداران از موجودات بى جان و موجودات بى جان را از جانداران مى دانستند ، منكر ربوبيت و پروردگارى او بودند .

و من يخرج الحى من الميت و يخرج الميت من الحى . .. فسيقولون اللّه

12 - مشركان عرب جاهلى با وجود اعتقادشان به اينكه تدبير امور جهان در دست خداست ، منكر ربوبيت و پروردگارى بى همتاى او بودند .

و من يدبر الأمر فسيقولون اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 16 - 4

4- امتناع مشركان عصر بعثت از اقرار به ربوبيت خدا بر تمام هستى على رغم مشاهده نقش او در جهان آفرينش

قل من رب السموت و الأرض قل الله

از اينكه خداوند خود به پرسشى كه از مشركان كرده (من رب السموت) پاسخ مى دهد (قل الله) معلوم مى شود آنان از اعتراف و اقرار به ربوبيّت خداوند خوددارى مى كردند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 83 - 2،3

2- بيشتر مشركان صدراسلام ، با وجود آگاهى از نعمت هاى الهى ، راه ناسپاسى پيمودند و كافر شدند .

يعرفون نعمت الله ثمّ ينكرونها و أكثرهم الكفرون

3- بيشتر مشركان صدراسلام ، علاوه بر انكار عملى نعمت هاى الهى ، به زبان نيز كفر مىورزيدند .

يعرفون نعمت الله ثمّ ينكرونها و أكثرهم الكفرون

انكار و ناسپاسى نعمتهاى الهى يا با زبان است و يا با عمل. جمله «ثمّ ينكرونها» مى تواند گوياى كفران عملى و جمله «و أكثرهم الكافرون» بيانگر ناسپاسى با زبان باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 6 - 5

5- پيشگويى قرآن ، مبنى بر ايمان نياوردن برخى از مشركان صدراسلام ، حتى پس از نزول معجزات درخواستى آنان

ماءامنت قبلهم . .. أفهم يؤمنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 121 - 8

8 - رسوخ روحيه كفرورزى و حق ناپذيرى ، در بيشتر مشركان صدراسلام

إنّ فى ذلك لأية و ما كان أكثرهم مؤمنين

گرچه ضمير «هم» در «أكثرهم» به قوم نوح بازمى گردد; اما در عين حال تعريض به مشركان صدر اسلام نيز دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 5 - 5

5 - موضع گيرى ناباورانه مشركان صدراسلام ، درباره وعده قيامت

إنّما توعدون لصادق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 27 - 3

3 - بى اعتقادى مشركان صدراسلام ، نسبت به جهان واپسين

إنّ الذين لايؤمنون بالأخرة ليسمّون الملئكة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 51 - 6

6 - مشركان صدراسلام ، پيشواى كافران گذشته تاريخ در كفر و حق ستيزى *

و لقد أهلكنا أشياعكم

با توجه به اين كه «شيعه» به معناى پيرو است و از نظر زمانى كفار مكه دنباله رو كافران گذشته اند; احتمال مى رود كه اطلاق «أشياع» بر كافران گذشته تاريخ از آن جهت باشد كه مشركان مكه در كفر و حق ستيزى، گوى سبقت را از پيشينيان خود ربوده اند، به گونه اى كه بايد پيشينيان را پيرو آنها به حساب آورد و آنان را پيشواى گذشتگان.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 8 - 2،3

2 - سرپيچى مشركان صدراسلام ، از پذيرش دعوت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و ايمان آوردن به يگانگى خداوند

و ما لكم لاتؤمنون باللّه و الرسول يدعوكم لتؤمنوا بربّكم

خطاب در آيه شريفه، متوجه كافران شرك پيشه صدراسلام است.

3 - نكوهش مشركان صدراسلام از سوى خداوند ، به خاطر موضع گيرى مخالفت آميزشان در برابر دعوت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و سرباز زدن از پذيرش ايمان به خدا

و ما لكم لاتؤمنون باللّه و الرسول يدعوكم لتؤمنوا بربّكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بينه - 98 - 1 - 5،8

5 - همسويى اهل كتاب ، با مشركان در عصر بعثت ، در امتناع از پذيرش اسلام

الذين كفروا من أهل الكتب و المشركين

8 - گروهى از يهود و نصارا و مشركان در عصر بعثت ، اسلام را نپذيرفته و خود را همچنان در انتظار دستيابى به برهان آشكار قلمداد مى كردند .

لم يكن الذين كفروا من أهل الكتب و المشركين منفكّين حتّى تأتيهم البيّنة

حرف «من»، ممكن است براى تبعيض باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - كافرون - 109 - 3 - 3

3 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور افشاى سرسختى مشركان در ترك پرستش خداوند ; حتى در فرض محال تن دادن پيامبر (صلی الله علیه و آله) به پرستش معبود هاى آنان

و لا أنتم عبدون ما أعبد

962- كفر مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 89 - 9،11

9 - مشركان مكه به پيامبر(صلی الله علیه و آله) و انبياى پيشين كفر مىورزيدند.

أولئك الذين ءاتينهم . .. فإن يكفر بها هؤلاء

«هؤلاء» اشاره به مشركان مكه است.

11 - خداوند تسلى دهنده پيامبر(صلی الله علیه و آله) با بشارت به پديدار شدن مؤمنانى پايدار، على رغم كفر مشركان مكه

فإن يكفر بها هؤلاء فقد و كلنا بها قوما ليسوا بها بكفرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 53 - 12

12 - هلاكت و نابودى مشركان مكه در كارزار بدر ، پيامد گناهان و كفرشان به آيات الهى بود .

ذلك بأن اللّه لم يك مغيرا نعمة أنعمها على قوم حتى يغيروا ما بأنفسهم

«ذلك» علاوه بر اينكه اشاره به فرجام شوم فرعونيان و كافران پيش از آنان است، مى تواند اشاره به قضاياى جنگ بدر و نابودى مشركان مكه نيز داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 49 - 1

1- مشركان مكه ، ناباورى و بى اعتقادى خود را به امكان حيات مجدد پس از تبديل شدن به استخوان خُرد و ريز ريز شده ، اعلام داشتند .

و قالوا أءذا كنّا عظمًا و رفتًا أءنَّا لمبعوثون خلقًا جديدًا

«رفات» از ريشه «رَفْت» به معناى شكستن و خُرد و ريز ريز شدن است (مفردات راغب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 101 - 7

7- دلدارى خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) در قبال كفر مشركان مكه به معجزه آن حضرت ( قرآن )

و قالوا لن نؤمن لك . .. و لقد ءاتينا موسى تسع ءايت بيّنت ... فقال له فرعون إنى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 10 - 11

11- سرزنش مشركان عرب از سوى خداوند ، به سبب كفرورزى به قرآن ، على رغم ايمان برخى غير عرب به حقانيت آن *

و شهد شهد من بنى إسرءيل على مثله فامن و استكبرتم

اين احتمال در آيه وجود دارد كه تذكر قرآن به ايمان فردى از بنى اسرائيل; از آن جهت براى مشركان عرب سرزنش بار باشد كه بنى اسرائيل در اصل عرب نبودند و عوامل نژادى و زبانى، مقتضى آن بوده تا در برابر قرآن خاضع نشوند. با اين وصف برخى از آنان به قرآن ايمان آوردند; در حالى كه مشركان عرب - كه قرآن به لغت آنان نازل شده - از پذيرش آن امتناع ورزيدند.

963- كفران مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 55 - 1،4،5

1- شرك ربوبى رهيدگان از ناگوارى ها ، كفران نعمت هاى خداوند است .

بربّهم يشركون . ليكفروا بما ءاتينهم

«لام» در «ليكفروا» احتمال دارد لام عاقبت باشد. بنابراين معنا چنين مى شود: عاقبت شرك آنان، كفران نعمتها شد. لازم به ذكراست به تناسب «ما ءاتيناهم» مراد از «يكفروا» كفران است.

4- مشركان ناسپاس ، مورد تهديد شديد خداوند

بربّهم يشركون . ليكفروا ... فتمتّعوا فسوف تعلمون

5- مشركان ناسپاس ، على رغم كفران نعمت هاى الهى ، از آنها برخوردار بوده و به آنان مهلت حيات داده مى شود .

بربّهم يشركون . ليكفروا بما ءاتينهم فتمتّعوا فسوف تعلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 83 - 1

1- مشركان ، على رغم شناخت نعمت هاى الهى ، آن را عملاً انكار مى كنند و راه ناسپاسى مى پيمايند .

يعرفون نعمت الله ثمّ ينكرونها

در اين آيه انكار در مقابل عرفان و شناخت قرار گرفته است و اين مى رساند كه مراد از انكار نعمت، انكار عملى است نه ذهنى و اعتقادى.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 34 - 9،10

9 - مشركان ، به رغم كفران نعمت هاى الهى ، از آن نعمت ها ، برخوردار مى شوند و مهلت زندگى مى يابند .

فتمتّعوا فسوف تعلمون

10 - مشركان ناسپاس ، از سزاى ناسپاسى شان ، مطّلع خواهند شد .

بربّهم يشركون . .. فسوف تعلمون

964- كفران مشركان صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 83 - 2،3

2- بيشتر مشركان صدراسلام ، با وجود آگاهى از نعمت هاى الهى ، راه ناسپاسى پيمودند و كافر شدند .

يعرفون نعمت الله ثمّ ينكرونها و أكثرهم الكفرون

3- بيشتر مشركان صدراسلام ، علاوه بر انكار عملى نعمت هاى الهى ، به زبان نيز كفر مىورزيدند .

يعرفون نعمت الله ثمّ ينكرونها و أكثرهم الكفرون

انكار و ناسپاسى نعمتهاى الهى يا با زبان است و يا با عمل. جمله «ثمّ ينكرونها» مى تواند گوياى كفران عملى و جمله «و أكثرهم الكافرون» بيانگر ناسپاسى با زبان باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 38 - 9

9 - شرك پيشگان حق ستيز عصر بعثت ، مردمانى خيانت كار و ناسپاس بودند .

إنّ اللّه يدفع عن الذين ءامنوا إنّ اللّه لايحبّ كلّ خوّان كفور

965- كفران مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 29 - 1

1 - بهره مندى مشركان مكه از موهبت هاى الهى ، به رغم بى اعتنايى آنان به آيين توحيدى ابراهيم ( ع )

و إذ قال إبرهيم . .. لعلّهم يرجعون . بل متّعت هؤلاء و ءاباءهم

از آن جا كه در آيات پيشين سخن از ابراهيم(ع) و نسل آن حضرت بود و با توجه به اين كه مشركان مكه از نسل او به شمار مى آمدند، مى توان گفت كه «هؤلاء» اشاره به مشركان مكه دارد.

966- كفران نعمت مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 66 - 4

4 - مشركان ، به رغم كفران نعمت هاى خداوند ، از امكانات و وسايل آسايش در دنيا ، بهره مندند .

هم يشركون . ليكفروا بما ءاتينهم و ليتمتّعوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 3 - 20

20 - مشركان ، مردمى دروغ پرداز و ناسپاس

و الذين اتّخذوا من دونه أولياء . .. إنّ اللّه لايهدى من هو كذب كفّار

967- كفران نعمت مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 67 - 8

8 - مشركان مكه ، به نعمت هاى خداوند ، كفر ورزيدند .

هم يشركون . .. و بنعمة اللّه يكفرون

968- كفرمشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 55 - 7

7 - پرستش غير خدا ، كفر است و مشركان كافراند .

و يعبدون من دون اللّه . .. و كان الكافر على ربّه ظهيرًا

برداشت فوق، از به كار بردن واژه «كافر» بر عبادت كنندگان غير خدا - كه همان مشركان اند - استفاده شده است.

969- كمى مهلت به مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 84 - 6

6- مهلت خداوند به مشركان ، - هرچند طولانى باشد - مهلتى اندك و ناچيز است .

إنّما نعدّ لهم عدًّا

فعل «نعدّ» (شمارش مى كنيم) حاوى معناى تقليل است ; زيرا نوعاً چيز اندك قابل شمارش است. اين تعبير پس از آن كه جمله «فليمدد له الرحمن مدّاً» (در آيات پيشين) بر طولانى ساختن مدت دلالت داشت; حاكى از اندك بودن تمام عمر، در مقايسه با عاقبت انسان و جهان آخرت است.

970- كوردلى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 50 - 17

17 - پيامبر(صلی الله علیه و آله)، بينا و راه يافته، و مشركان، كور و گمراه هستند. *

فمن ءامن . .. والذين كذبوا ... قل هل يستوى الأعمى و البصير

ظاهراً مراد از «البصير»، پيامبر(صلی الله علیه و آله)، مراد از «الأعمى»، مشركان هستند. و چون موضوع آيه، ايمان به پيامبر است، گويا آيه در صدد بيان فلسفه لزوم ايمان به آن حضرت است. يعنى از آنجا كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) بصير است، ديگران بايد از او تبعيت كنند.

971- كوردلى مشركان صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 46 - 6

6 - مشركان تكذيب گر و حق ستيز عصر بعثت ، مردمى پندناپذير و كوردل

و إن يكذّبوك . .. أفلم يسيروا فى الأرض ... القلوب التى فى الصدور

972- كورى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 20 - 11

11- كفرپيشگان ، مشركان و آنان كه به خدا دروغ مى بندند ، از شنيدن و ديدن آيات الهى ناتوانند .

و من أظلم ممن افترى . .. أُولئك ... ما كانوا يستطيعون السمع و ما كانوا يبصرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 17 - 5

5 - شركورزى و پرستش غير خدا ، گمراهى و كورى است .

فاستحبّوا العمى على الهدى

مصداق بارز براى ضلالت و كوردلى قوم ثمود - به قرينه «ألاّ تعبدوا إلاّ اللّه» در آيه 14 - شرك و پرستش غير خداوند است.

973- كورى مشركان حق ناپذير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 9 - 4

4 - « عن أبى جعفر ( ع ) فى قوله « و جعلنا من بين أيديهم سدّاً و من خلفهم سدّاً فأغشيناهم » يقول : فأعميناهم « فهم لايبصرون » الهدى . . . ;

از امام باقر(ع) درباره قول خدا «. ..فأغشيناهم» روايت شده: كه خدا مى فرمايد: آنان را كور كرديم، پس نور هدايت را نمى بينند...».

974- كيفر اخروى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 113 - 17

17 - خداوند ، در قيامت ميان يهود ، نصارا و مشركان داورى كرده آنان را بسزاى گفته ها و اتهام هاى ناروايشان خواهد رساند .

فاللّه يحكم بينهم يوم القيمة فيما كانوا فيه يختلفون

مراد از حكومت و داورى خدا در قيامت، مجرد بيان حق نيست; زيرا خداوند حقايق را با نازل كردن قرآن بيان داشته و آيه مورد بحث نيز پندار باطل يهود و نصارا را روشن ساخته است. بنابراين، مقصود از «يحكم ...» به كيفر رساندن متخلفان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 39 - 7

7 - عذاب اخروى پيروان شرك و كفر، سزاى اعمالشان در دنياست.

فذوقوا العذاب بما كنتم تكسبون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 21 - 2

2 - شرك پيشگان منكر ربوبيت خدا ، سزاوار گرز هاى آهنين در دوزخ

و لهم مقمع من حديد

«مقمعة» (مفرد «مقامع») به معناى گرز است. پس «مقامع من حديد»; يعنى، گرزهاى آهنين.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 22 - 4

4 - همانندى و يك سانى مجازات و كيفر زنان و مردان مشرك و كافر در قيامت

احشروا الذين ظلموا و أزوجهم

برداشت ياد شده از آن جا است كه اختصاص به ذكر يافتن «ازواج» (همسران)، مى تواند براى از بين بردن اين توهم باشد كه زنان مشرك و كافر از كيفر الهى معاف اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 33 - 1

1 - مشترك بودن رهبران شرك و كفر اغواگر با توده هاى مشرك و كافر اغوا شده در كيفر و عذاب دوزخ

فإنّهم يومئذ فى العذاب مشتركون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 83 - 9

9 - قيامت ، روز كيفر مشركان به خاطر ستيزه گرى هاى آنان با پيام حق

حتّى يلقوا يومهم الذى يوعدون

975- كيفر اخروى مشركان صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 60 - 4

4 - خداوند ، مشركان صدر اسلام رابه خاطر افترا بستن و تحريم حلال ها ، به كيفر سخت قيامت تهديد كرد .

فجعلتم منه حراماً و حللا . .. و ما ظن الذين يفترون على اللّه الكذب يوم القيمة

976- كيفر پيروى از مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 23 - 3

3 - شرك و هم نشينى و هم فكرى با مشركان ستم پيشه ، عامل دخول در دوزخ

احشروا الذين . .. يعبدون . من دون اللّه فاهدوهم إلى صرط الجحيم

977- كيفر دنيوى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 42 - 5

5 - كيفر دنيوى خداوند درباره مشركان ، پس از اتمام حجت بر آنان است .

أو نرينّك الذى وعدنهم

از اين كه خداوند تحقق كيفر خويش را پس از ابلاغ وعده عذاب به مشركان (وعدناهم) مطرح مى كند، مطلب بالا استفاده مى شود.

978- كيفر دنيوى مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 14 - 1

1 - سركوبى و شكست مشركان در بدر ، عقوبت دنيوى آنان

ذلكم فذوقوه و أن للكفرين عذاب النار

«كم» در «ذلكم» خطاب به مشركان و «ذا» اشاره به شكست و سركوبى آنان دارد. و «ذلكم» مبتدا و خبر آن به قرينه فراز بعد - «و أن للكافرين ... » - «عقابكم فى الدنيا» است.

979- كيفر مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 128 - 7،8

7 - توبه مشركان و پذيرش آن از سوى خداوند و يا عذاب و مجازات آنان ، هدفى براى نصرت الهى به رزمندگان بدر

ولقد نصركم اللّه ببدر . .. ليقطع طرفاً ... او يتوب عليهم

جمله «يتوب عليهم» و نيز «يعذّبهم»، عطف است بر «يقطع طرفاً»; و اين جمله متعلق به «نصركم اللّه ببدر» است. و لذا عذاب مشركان و پذيرش توبه آنان نيز از اهداف پيروزى جنگ بدر خواهد بود.

8 - كيفر و مجازات و يا پذيرش توبه مشركان ، در اختيار خداوند است ، نه پيامبر (صلی الله علیه و آله)

ليس لك من الامر شىء او يتوب عليهم او يعذّبهم

پذيرش توبه و عذاب مشركان، مى تواند از مصاديق جمله «ليس لك من الامر شىء» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 116 - 8

8 - مشركان و گناهكارانى كه آمرزيده نشوند ، به عذاب دوزخ گرفتار خواهند شد .

نصله جهنم . .. إنّ اللّه لا يغفر ان يشرك به

بنابر اينكه جمله «ان اللّه . ..» بيانگر علت «نصله جهنم»باشد، معلوم مى شود كه نجات از جهنم يا سقوط در آن، در گرو آمرزش و عدم آمرزش گناهان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 81 - 6

6 - مشركان به سبب شريك پنداشتن براى خداوند مستحق آسيب و كيفر هستند.

فأى الفريقين أحق بالأمن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 139 - 6

6 - كيفر الهى در انتظار مشركانى است كه توصيفهاى ناروا و احكام ساخته خود را به خدا نسبت مى دادند.

سي--جزيهم بما كانوا يف--ترون. و قالوا ما فى بطون ... سيجزيهم وصفهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 38 - 2

2 - آتش دوزخ جايگاه اجتماع و به هم پيوستن جنيان و آدميان كافر و مشرك است.

قال ادخلوا فى أمم قد خلت من قبلكم من الجن و الإنس فى النار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 156 - 18

18 - مشركان ، مانعان زكات و منكران آيات الهى ، در خطر گرفتار شدن به عذاب خدا هستند .

قال عذابى أصيب به من أشاء و رحمتى . .. فسأكتبها للذين ... بايتنا يؤمنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 173 - 6

6 - خداوند مشركان را در قيامت مؤاخذه مى كند و كيفر مى دهد .

أفتهلكنا بما فعل المبطلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 8 - 1

1 - دوزخ ، جايگاه ابدى مشركان و منكران رستاخيز

إن الذين لايرجون لقاءنا . .. و الذين هم عن ءايتنا غفلون. أولئك مأويهم النار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 11 - 6

6 - كفرمداران و شرك پيشگان ، مستحق عذاب و كيفر الهى در دنيا

و لو يعجل اللّه للناس الشر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 102 - 2

2- امت هاى ستم پيشه ( جوامع كفرپيشه و مشرك ) در خطر گرفتار شدن به عقوبت هاى الهى و عذاب هاى استيصال هستند .

و كذلك أخذ ربك إذا أخذ القرى و هى ظلمة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 109 - 8

8- خداوند ، سزا و كيفر مشركان را بى هيچ كم و كاستى به آنان خواهد رساند .

و إنا لموفُّوهم نصيبهم غير منقوص

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 96 - 3

3- مشركان استهزاگر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به كيفر شديدى تهديد شدند .

المستهزءين. الذين يجعلون مع الله إلهًا ءاخر فسوف يعلمون

جمله «فسوف يعلمون» (به زودى خواهند دانست) در مقام تهديد است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 62 - 11

11- بى شك كيفر مشركان افترا زننده بر خدا ، آتش است .

لاجرم أن لهم النار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 110 - 2

2- كافران و مشركان حق ناپذير ، به عذاب و كيفر الهى تهديد شدند .

إنّه يعلم الجهر من القول و يعلم ماتكتمون

تذكر به اين كه خداوند به سخنان آشكار و توطئه ها و اسرار مشركان و كافران آگاه است، در حقيقت تهديد آنان و هشدارى به كيفر و عذاب شدن آنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 96 - 4

4 - صبر در برابر بدرفتارى هاى مشركان و وانهادن كيفر آنان به خدا ، توصيه اى الهى به پيامبر (صلی الله علیه و آله) در مقطع پيش از هجرت

ادفع بالتى هى أحسن السيّئة نحن أعلم بما يصفون

برداشت فوق، با توجه به مكّى بودن سوره مؤمنون است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 42 - 15

15 - هلاكت و نابودى اقوام مشرك ، در اثر عذاب الهى ، بخشى از كيفر عمل آنان بوده است .

ليذيقهم بعض الذى عملوا . .. فانظروا كيف كان عقبة الذين من قبل

چون اين آيه، در مقام استشهاد براى مفاد آيه پيش است، اين نكته به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 3 - 18

18 - تهديد شدن مشركان ، به عذاب و كيفر از جانب خداوند

و الذين اتّخذوا من دونه أولياء . .. إنّ اللّه يحكم بينهم فى ما هم فيه يختلفون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 43 - 11

11 - حق گرايان برخوردار از مغفرت الهى ، و ملحدان و حق ناپذيران رويارو با مجازات دردناك او

مايقال لك إلاّ ما قد قيل للرسل . .. إنّ ربّك لذو مغفرة

در آيات پيشين، قرآن پيامى حق معرفى شده است كه ملحدان با ايجاد شبهه در آن سعى مى كردند پيامبر(صلی الله علیه و آله) را مورد انكار قرار دهند. اكنون در اين آيه خداوند به غفران و عقاب خود اشاره كرده كه غفران منطبق بر حق گرايان و عقاب درباره ملحدان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 6 - 1

1 - عذاب و كيفر الهى ، متوجّه مردان و زنان منافق و مشرك

و يعذّب المنفقين و المنفقت و المشركين و المشركت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 4 - 21

21 - تأكيد ابراهيم ( ع ) ، بر عدم امكان دخالت او در حكم و قانون خدا عليه مشركان

و ما أملك لك من اللّه من شىء

تعبير «من شىء» در بردارنده تأكيد، نسبت به عدم امكان مداخله در حكم خداوند است.

980- كيفر مشركان صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 5 - 2

2 - مشركان صدراسلام ، مورد تهديد خداوند به كيفر هاى سخت دنيايى

أُولئك الذين لهم سوء العذاب

قيد «فى الأخرة» در ذيل آيه، نشانگر آن است كه مراد از «سوء العذاب» عذاب دنيوى و تقدير آن چنين است: «أُولئك الذين لهم فى الدنيا سوء العذاب».

981- كيفر مشركان مفترى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 138 - 7

7 - وعده الهى به كيفر مشركان به سبب افتراهاى آنان به خدا (ممنوعيت خوردن برخى از چهارپايان و محصولات، سوار نشدن بر برخى از چهارپايان، نبردن نام خدا به هنگام ذبح)

سيجزيهم بما كانوا يفترون

982- كيفر مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 13 - 5

5 - سركوبى و شكست مشركان در جنگ بدر ، عقاب شديد الهى براى آنان

فاضربوا فوق الأعناق . .. فإن اللّه شديد العقاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 14 - 3

3 - مشركان حاضر در كارزار بدر ، مردمى كفرپيشه و مستحق عذاب با آتش دوزخ

و أن للكفرين عذاب النار

از مصاديق مورد نظر براى «للكفرين» مشركان حاضر در كارزار بدر مى باشد.

983- كيفيت ورود مشركان به جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 86 - 1،3

1- مجرمان شرك پيشه ، در قيامت لب تشنه و عطشان به سوى جهنم رانده خواهند شد .

و نسوق المجرمين إلى جهنّم وردًا

از جمله معانى بيان شده براى «وِرد» عطش است (لسان العرب). « ورداً» در اين آيه با تأويل به مشتق حال براى «المجرمين» است; يعنى، مجرمان را در حالى كه تشنه اند، به جهنم مى رانيم. برخى از اهل لغت و تفسير «وِرد» را به معناى گروهى كه بر لب آب مى روند، گرفته و آن را كنايه از تشنه كامى آنان دانسته اند.

3- رانده شدن ذليلانه مشركان به سوى دوزخ ، نمودى از بى ثمر بودن شرك و ضديت معبودهايشان با آنهااست .

و يكونون عليهم ضدًّا . .. يوم نحشر ... و نسوق المجرمين

در آيات پيشين، سخن از بى ثمر بودن پرستش هاى شرك آلود مشركان و تأثير منفى آن بر فرجام اخروى آنان بود; در اين آيه نيز مى تواند بيان مصداقى از همان معنا باشد; خصوصاً اگر «يوم» در «يوم نحشر» متعلق به «يكونون» باشد.

984- كينه مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 69 - 5

5 - توطئه ها و كينهورزى هاى پنهان و آشكار مشركان عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و ربّك يعلم ما تكنّ صدورهم و ما يعلنون

با توجه به ارتباط اين آيه با آيات پيشين - كه درباره انواع بهانه جويى هاى كافران مى باشد - مى توان گفت كه مراد آيه بيان مطلب ياد شده است.

985- كينه مشركان صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 8 - 13

13 - افشاى رفتار هاى فريبكارانه و كينه قلبى مشركان صدر اسلام نسبت به مسلمانان از سوى خداوند

و إن يظهروا عليكم لايرقبوا فيكم إلّاً و لاذمة . .. و تأبى قلوبهم

آمدن فعلهاى «يظهروا»، «يرقبوا» و «تأبى» به صورت فعل مضارع كه دلالت بر حال و آينده مى كند، مى تواند حاكى از اين حقيقت باشد كه آيه در صدد افشاى رازهاى منافقان عليه مسلمانان است.

986- گرايش به مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 74 - 1

1- پيامبر (صلی الله علیه و آله) از ترفند هاى لغزش آفرين مشركان و كمترين تمايل به آنان ، در پرتو ثبات قدم اعطا شده به او از جانب خداوند ، در امان بود .

و لولا أن ثبّتنك لقد كدتّ تركن إليهم شيئًا قليلاً

987- گرايشهاى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 41 - 1

1 - گرايش همه انسانها، حتى مشركان، در سختيها و شدايد به خداى يگانه

بل إياه تدعون

988- گروههاى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 32 - 1،9

1 - هر گروهى از مشركان ، براى خود ، دينى انتخاب كردند و در نتيجه ، گروه گروه شدند .

من المشركين . من الذين فرّقوا دينهم و كانوا شيعًا

9 - گروه هاى مختلف مشركان ، به روش و آيين مخصوص خويش ، شادكام و مسرور بودند .

كلّ حزب بما لديهم فرحون

مراد از «كلّ حزب» به قرينه «فرّقوا» و «شيعاً» ممكن است همان مشركان باشند.

989- گفتگوى رهبران شرك با مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 27 - 2

2 - گفت و گوى اعتراض آميز و خصومت گونه مشركان فريب خورده با پيشوايان فريب كار خود بر سر راه دوزخ

و قفوهم . .. و أقبل بعضهم على بعض يتساءلون

مقصود از «على بعض» - به قرينه سه آيه بعد (و ما كان لنا عليكم من سلطان و. ..) - پيشوايان فريب كاراند. بر اين اساس، گفت و گوى مشركان با پيشوايان شان از سر اعتراض و خصمانه خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 29 - 2

2 - پيشوايان شرك ، در گفت و گو با مشركان فريب خورده در روز رستاخيز ، سوء اختيار خود آنان را عامل گمراهى شان معرفى خواهند كرد .

قالوا بل لم تكونوا مؤمنين

990- گفتگوى عزرائيل با مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 37 - 5

5 - گفتگوى فرشتگان مرگ با مشركان به هنگام گرفتن جان آنان

قالوا أين ما كنتم . .. قالوا ضلوا عنا

991- گفتگوى مشركان با معبودان باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 96 - 2

2 - امكان سخن گفتن دوزخيان با معبودهايشان در دوزخ

قالوا و هم فيها يختصمون

مخاطب «قالوا» به قرينه آيه «إذ نسوّيكم بربّ العالمين»، معبودهاى مشركان است و ضمير «فيها» به «جحيم» بازمى گردد.

992- گمراهگرى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 162 - 1

1 - مشركان و معبودهايشان ، از فريب دادن و گمراه كردن مردم و جلوگيرى از پيشرفت دين خدا ( توحيد و يگانه پرستى ) ناتوان اند .

ما أنتم عليه بفتنين

«فاتن» (اسم فاعل و مفرد «فاتنين») به معناى كسى است كه مى فريبد و به گمراهى فرا مى خواند. گفتنى است طبق نظر بيشتر مفسران ضمير «عليه» به «اللّه» برمى گردد و مقصود از آن راه خدا و دين او (اسلام) مى باشد.

993- گمراهى رهبران مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 166 - 5

5 - قيامت ، روز آگاهى مشركان تابع و دنباله رو از گمراهى پيشوايان و بزرگان خويش

إذ تبرأ الذين اتبعوا من الذين اتبعوا

994- گمراهى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 116 - 10

10 - مشرك به خدا ، در پست ترين مراحل گمراهى و ضلالت

و من يشرك باللّه فقد ضل ضللا بعيداً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 50 - 17

17 - پيامبر(صلی الله علیه و آله)، بينا و راه يافته، و مشركان، كور و گمراه هستند. *

فمن ءامن . .. والذين كذبوا ... قل هل يستوى الأعمى و البصير

ظاهراً مراد از «البصير»، پيامبر(صلی الله علیه و آله)، مراد از «الأعمى»، مشركان هستند. و چون موضوع آيه، ايمان به پيامبر است، گويا آيه در صدد بيان فلسفه لزوم ايمان به آن حضرت است. يعنى از آنجا كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) بصير است، ديگران بايد از او تبعيت كنند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 137 - 13

13 - گمراه شدن مشركان و به هلاكت افكندن آنان از سوى شريكان موهوم خداوند (جنيان و بتها) در قلمرو مشيّت الهى است.

و لو شاء الله ما فعلوه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 202 - 6

6 - پافشارى مشركان و بى تقوايان پيرو شيطان به گمراهى خويش

ثم لايقصرون

برداشت فوق بر اين اساس است كه ضمير در «لايقصرون» به مشركان و بى تقوايان برگردانده شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 38 - 5

5- كسانى كه با فرزند خواندن عيسى ( ع ) براى خدا ، به تعاليم توحيدى او كفر ورزيدند ، در گمراهى آشكارى قرار دارند .

لكن الظلمون اليوم فى ضلل مبين

الف و لام در «اليوم» مى تواند براى عهد حضورى باشد ; يعنى «امروز» در اين صورت، مراد از آن، ايام زندگى در دنيا است. مراد از ظالمان - به قرينه آيه قبل - كسانى هستند كه به سخن عيسى(ع) كفر ورزيده و در باره او، راه افراط و يا تفريط پيمودند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 54 - 5

5 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور وانهادن شرك پيشگان متعصب در غرقاب جهل و گمراهى شان

فذرهم فى غمرتهم حتّى حين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 42 - 11

11 - مشركان ، در نهايت گمراهى و ضلالت

من أضلّ سبيلاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 57 - 9

9 - در ديدگاه مشركان ، گمراهى توأم با امنيت و آسايش ، برتر از هدايت همراه با ناامنى و اضطراب است .

و قالوا إن نتّبع الهدى معك نتخطّف من أرضنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 85 - 15

15 - شرك پيشگان ، غرق در گمراهى اند .

و من هو فى ضلل

تعبير «فى ضلال» با به كارگيرى «فى»، بيانگر مطلب ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 29 - 7،15

7 - مشركان ، مردمانى هواپرست ، گمراه و محروم از هدايت خداوند

بل اتّبع الذين ظلموا أهواءهم . .. فمن يهدى من أضلّ اللّه

15 - هيچ كس ، نمى تواند مشركان هواپرست را از اضلال الهى نجات بدهد .

فمن يهدى من أضلّ اللّه و ما لهم من نصرين

مراد از «ناصرين» به قرينه سياق و فراز قبلى، مى تواند «نجات دهنده» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 11 - 8

8 - مشركان ، به دليل عبادت معبودانى عاجز از هرگونه آفرينندگى ، در گمراهى آشكارند .

ماذا خلق الذين من دونه بل الظلمون فى ضلل مبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 67 - 1

1 - مشركان ، خدا را آن گونه كه شايسته او است ، نشناخته و ارج ننهادند .

و ما قدروا اللّه حقّ قدره

بيشتر مفسران و اهل ادب جمله «و ما قدروا اللّه. ..» را به معناى «ما عرفوا اللّه» و «ما عظموا اللّه» معنا كرده اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 92 - 5

5 - « محمدبن سالم عن أبى جعفر ( ع ) إنّ اللّه تبارك و تعالى يقول . . . « و أمّا إن كان من المكذّبين الضالّين . . . » فهؤلاء مشركون . . . ;

محمدبن سالم از امام باقر(ع) روايت كرده است: . ..خداى تبارك و تعالى مى فرمايد: ...«و أمّا إن كان من المكذّبين الضالّين»... و آنان مشركان مى باشند...».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 20 - 5

5 - كافران و مشركان ، غوطهور در غرور و فريب خوردگى

إن الكفرون إلاّ فى غرور

995- گمراهى مشركان دوران جاهليت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 140 - 10،11

10 - مشركان عصر جاهلى مردمى گمراه و به دور از هدايت بودند.

قد ضلوا و ما كانوا مهتدين

11 - مشركان عصر جاهلى در گذشته نيز از آبشخور هدايت بهره مند نبودند.

قد ضلوا و ما كانوا مهتدين

996- گمراهى نياكان مشركان صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 71 - 1

1 - بيشتر پدران و اجداد كافران و مشركانِ صدر اسلام ، همچون خودشان در گمراهى به سر مى بردند .

و لقد ضلّ قبلهم أكثر الأوّلين

997- گناه مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 6 - 5

5 - خطر منافقان براى اسلام و گناه آنان نزد خداوند ، بيش از مشركان *

و يعذّب المنفقين و المنفقت و المشركين و المشركت

تقدم «المنافقين و المنافقات» بر «المشركين و المشركات»، ممكن است اشاره به مطلب بالا داشته باشد.

998- گناه مشركان پيرو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 39 - 4

4 - پيروان شرك و كفر، در قيامت، خواهند فهميد كه گناهى كمتر از سرانشان بر دوش ندارند.

فما كان لكم علينا من فضل

چون جمله «فما كان . ..» نتيجه پاسخ خداوند است كه فرمود «لكل ضعف و لكن ...» معلوم مى شود هر دو گروه (سران و پيروان) از آن جمله مى فهمند كه به گناهى همسان گرفتار هستند.

999- گناه مشركان صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 11 - 2

2 - انكار و تكذيب معاد ، بزرگ ترين جرم و گناه كافران و مشركان صدراسلام

قال الذين كفروا إن هذا إلاّ إفك افتريه . .. قالوا مالِ هذا الرسول ... بل كذّبو

برداشت ياد شده، به خاطر دو نكته است: 1- «بل» براى اضراب انتقالى است. 2- وعده عذاب دوزخ به كافران و مشركان به خاطر تكذيب قيامت بود; نه دروغ پردازى و بهانه جويى هاى آنان.

1000- گناه مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 53 - 12

12 - هلاكت و نابودى مشركان مكه در كارزار بدر ، پيامد گناهان و كفرشان به آيات الهى بود .

ذلك بأن اللّه لم يك مغيرا نعمة أنعمها على قوم حتى يغيروا ما بأنفسهم

«ذلك» علاوه بر اينكه اشاره به فرجام شوم فرعونيان و كافران پيش از آنان است، مى تواند اشاره به قضاياى جنگ بدر و نابودى مشركان مكه نيز داشته باشد.

1001- گواهان مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 96 - 2

2- خداوند ، گواه و ناظرى كافى ميان پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مشركان

كفى بالله شهيدًا بينى و بينكم

1002- لجاجت مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 118 - 19

19 - مشركان بر اثر جهل و لجاجت ، آيات قرآن را نشانه اى بر حقانيت پيامبر نمى شمردند .

قال الذين لايعلمون لولا . .. تأتينا ءاية ... قد بيّنّا الأيت لقوم يوقنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 28 - 9،10

9 - لجاجت پيشگان مشرك، پس از ديدن جهنم نيز اگر دنيا بازگردند اصلاح نمى شوند.

و لو ترى إذ وقفوا على النار . .. و لو ردوا لعادوا لما نهوا عنه

10 - دروغگويى، شيوه هميشگى مشركان لجاجت پيشه است.

فقالوا . .. و إنهم لكذبون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 111 - 2

2 - مشركان لجوج، حتى در صورت نزول ملائكه بر ايشان، ايمان نمى آورند.

و لو أننا نزّلنا إليهم الملئكة . .. ما كانوا ليؤمنوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 16 - 7،19

7- مشركان با وجود دلايل روشن بر ولايت خداوند ، ديگران را ولىّ و سرپرست خويش مى پنداشتند و به آنان روى مى آوردند .

أفاتخذتم من دونه أولياء

تفريع جمله «اتخذتم . ..» به وسيله حرف «فاء» بر بيان كارها و شؤونى كه براى خداوند برشمرده شد- كه مشركان نيز آنها را باور دارند - مى رساند كه ولايت بر انسانها تنها از آنِ خداست و پندار ولايت غير او ، پندارى ناموجّه و بدون دليل است.

19- مشركان على رغم سراغ نداشتن مخلوقى براى خدايان خويش ، به ولايت و تدبير آنان معتقد بودند .

أفاتخذتم من دونه أولياء . .. أم جعلوا لله شركاء خلقوا كخلقه فتشبه الخلق عليهم

جمله «خلقوا كخلقه» صفت براى «شركاء» است. «خلق» در هر دو مورد («كخلقه» و «الخلق») مصدر و به معناى اسم مفعول (مخلوقات) است. «تشابُه» (مصدر تشابَه) به قرينه كلمه «على» به معناى مشتبه شدن به خاطر مشابهت است. «أم» در جمله فوق أم منقطعه و حاوى استفهام انكارى است و مى رساند كه خود مشركان نيز براى شركا و معبودهاى پندارى، آفرينشى را باور نداشتند تا با آفريده هاى خدا مشتبه شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 33 - 3

3- مشركان على رغم اعترافشان به اينكه قوام بخش امور بندگان خداوند است ، براى او شريك هاى متعددى برگزيده بودند .

أفمن هو قائم على كل نفس بما كسبت و جعلوا لله شركاء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 83 - 1

1- مشركان ، على رغم شناخت نعمت هاى الهى ، آن را عملاً انكار مى كنند و راه ناسپاسى مى پيمايند .

يعرفون نعمت الله ثمّ ينكرونها

در اين آيه انكار در مقابل عرفان و شناخت قرار گرفته است و اين مى رساند كه مراد از انكار نعمت، انكار عملى است نه ذهنى و

اعتقادى.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 68 - 2

2 - ردّ دعوت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ( دعوت به يكتاپرستى ) ، از سوى مشركان و پافشارى آنان بر شرك و بت پرستى

و ادع إلى ربّك . .. و إن جدلوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 12 - 1

1 - تعجب پيامبر (صلی الله علیه و آله) از مواضع انكارآميز مشركان نسبت به معاد و يگانگى خداوند ; على رغم مشاهده عظمت آفرينش و قدرت خداوند در جهان

إنّ إلهكم لوحد . .. فاستفتهم أهم أشدّ خلقًا... بل عجبت

به قرينه آيات پيشين به دست مى آيد كه آنچه موجب شگفتى پيامبر(صلی الله علیه و آله) گرديده بود، انكار توحيد ربوبى و معاد از سوى مشركان - به رغم مشاهده آيات الهى در طبيعت و عظمت آفرينش - بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 15 - 4

4 - اصرار و پافشارى مشركان بر متهم كردن قرآن و معجزه الهى به سحر و جادوگرى

و قالوا إن هذا إلاّ سحر مبين

برداشت فوق از به كار رفتن نفى و استثنا در آيه شريفه كه دلالت بر حصر و قطعى بودن مفاد آن است، استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 167 - 1

1 - مشركان ، سخنانى بهانه جويانه عليه اسلام و به دفاع از مواضع عقيدتى خود پيوسته ، تكرار مى كردند .

و إن كانوا ليقولون

«إنْ» مخفف «إنّ» است. آمدن فعل «كانوا» دلالت مى كند كه خبر آن (ليقولون)، امرى ثابت در گذشته و داراى پيشينه است و آمدن خبر به صورت فعل مضارع بيانگر تكرار مضمون آن است. بنابراين مقصود از آيه شريفه - با توجه به آيات بعد - سخنان بهانه جويانه مشركان است كه پيوسته آن را تكرار مى كردند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 170 - 1

1 - مشركان ، به رغم ادعاى آمادگى براى ايمان آوردن به كتاب آسمانى ، به قرآن كفر ورزيدند .

لو أنّ عندنا ذكرًا من الأوّلين . لكنّا عباد اللّه المخلصين . فكفروا به

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 79 - 1،2

1 - توطئه هاى پى درپى و جدى مشركان ، نسبت به پيامبر (صلی الله علیه و آله) و تصميم قطعى آنان براى انكار حق

أم أبرموا أمرًا

«إبرام» (مصدر «أبرموا») در اصل به معناى تابيدن و محكم كردن است و در اين جا مراد از آن - به قرينه شأن نزول و آيه بعد - تصميم جدى مشركان بر توطئه چينى عليه پيامبر(صلی الله علیه و آله) مى باشد.

2 - اصرار و لجاجت مشركان در مخالفت با دعوت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، نمودى از حق گريزى آنان

أكثركم للحقّ كرهون . أم أبرموا أمرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بينه - 98 - 1 - 6

6 - اهل كتاب و مشركانى كه اسلام را نپذيرفتند ، كسانى بودند كه از پذيرش هر برهان روشنى سرباز مى زدند .

لم يكن . .. منفكّين حتّى تأتيهم البيّنة

در برداشت ياد شده، «منفكّين» به معناى «منفكّين عن الكفر» دانسته شده است. «تأتيهم البيّنة» - به تقدير «أن» مصدريه - با «اتيان البيّنة» مرادف است و عبارت «حتّى اتيان البيّنة» را مى توان به معناى «حتّى وقت اتيان البيّنة» يا «حتّى باتيان البيّنة» دانست. در اين صورت، تقدير كلام چنين مى شود: «لم يكن ... منفكّين فى وقت من الأوقات حتّى وقت اتيان البيّنة» يا «لم يكن ... منفكّين بأىّ طريق حتّى باتيان البيّنة».

1003- لجاجت مشركان صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 25 - 8،9

8 - مشركان به هنگام حضور در نزد پيامبر(صلی الله علیه و آله)، از سر لجاج و انكار به مجادله درباره قرآن و رسالت آن حضرت مى پرداختند.

حتى إذا جاءوك يجدلونك يقول الذين كفروا

9 - مشركانى كه صرفاً براى مجادله در محضر پيامبر(صلی الله علیه و آله) حاضر مى شدند، در نهايت عناد و لجاجت قرار داشتند.

حتى إذا جاءوك يجدلونك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 15 - 11

11 - مخالفت مشركان با رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و قرآن كريم ، برخاسته از روح لجاجت و گردنكشى آنان

و إذا تتلى عليهم ءاياتنا بينت قال الذين لا يرجون لقاءنا ائت بقرءان غير هذا أو بد

با توجه به اينكه آيات الهى، آشكار و واضح بود و در عين حال مشركان از پذيرش آن امتناع ورزيدند، برداشت فوق استفاده مى گردد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 40 - 1

1 - برخى مشركان ، با اينكه آسمانى بودن قرآن را باور داشتند ، به تكذيب آن برمى خاستند .

بل كذبوا . .. و منهم من يؤمن به

اين برداشت مبتنى بر اين است كه: ضمير «هم» - با توجه به ارتباط اين آيه با آيات پيش - به تكذيب كنندگان قرآن برگردد و از «يؤمن» زمان حال اراده شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 42 - 4

4 - مشركان ، در برخورد با سخنان پيامبر (صلی الله علیه و آله) داراى موضعى لجوجانه بودند .

أفأنت تسمع الصمّ و لو كانوا لا يعقلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 43 - 4

4 - مشركان با پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) برخوردى لجوجانه داشتند .

أفأنت تهدى العمى و لو كانوا لا يبصرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 76 - 5

5 - مشركان و كافران صدراسلام ، مردمى بس لجوج و حق ناپذير

و إنّه لقسم لو تعلمون عظيم

سوگند مؤكد خداوند، پس از استدلال بسيار بر اثبات توحيد و معاد، نشانگر روح لجاجت و حق ناپذيرى كافران است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 81 - 1

1 - اظهارات انكارآميز مشركان صدراسلام نسبت به قرآن ، به رغم باور قلبى آنان به آسمانى بودن آن

أفبهذا الحديث أنتم مدهنون

«إدهان» (مصدر «مدهنون») به دو معنا آمده است: الف) اظهار كردن بر خلاف آنچه در دل است; ب) به شوخى گرفتن چيزى و برخورد استهزا آميز كردن با آن. برداشت ياد شده براساس معناى اول است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 82 - 2

2 - شرك پيشگان صدراسلام ، به جاى سپاس گزارى خداوند به خاطر فرستادن قرآن ، بر تكذيب آن پافشارى كردند .

و تجعلون رزقكم أنّكم تكذّبون

برخى از مفسران بر آنند كه «رزق»، به معناى عطا است و آيه شريفه نيز به تقدير «و تجعلون شكر رزقكم. ..» مى باشد.

1004- لجاجت مشركان صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 16 - 4

4- امتناع مشركان عصر بعثت از اقرار به ربوبيت خدا بر تمام هستى على رغم مشاهده نقش او در جهان آفرينش

قل من رب السموت و الأرض قل الله

از اينكه خداوند خود به پرسشى كه از مشركان كرده (من رب السموت) پاسخ مى دهد (قل الله) معلوم مى شود آنان از اعتراف و اقرار به ربوبيّت خداوند خوددارى مى كردند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 97 - 9

9- مشركان و كافران عصر بعثت ، در برابر حق و دعوت هاى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مردمى لجوج و سرسخت بودند .

و تنذر به قومًا لدًّا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 5 - 10

10- مشركان ستم پيشه صدراسلام ، مردمى لجوج ، حق ناپذير و بهانه جو بودند .

بل قالوا . .. فليأتنا باية كما أُرسل الأوّلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 6 - 5

5- پيشگويى قرآن ، مبنى بر ايمان نياوردن برخى از مشركان صدراسلام ، حتى پس از نزول معجزات درخواستى آنان

ماءامنت قبلهم . .. أفهم يؤمنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 24 - 14

14- گروه بسيارى از مشركان در صدراسلام - على رغم شناخت حق - مردمى حق گريز بودند .

بل أكثرهم لايعلمون الحقّ

واژه «أكثر» افعل التفضيل است و نقطه مقابل آن، كثير مى باشد - نه قليل - و بدين جهت گروه بسيار استفاده شده است; يعنى، هر چند مشركان دانا و حق گريز، در مقايسه با نادانان كمتر بودند; ولى خود جمعيتى چشم گير و بسيار بودند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 60 - 10

10 - فرمان پيامبر (صلی الله علیه و آله) به سجده كردن مشركان صدراسلام براى خداى رحمان ، موجب نفرت فزون تر آنان از سجده و دورى

آنها از راه حق و حقيقت گرديد .

اسجدوا للرحمن قالوا و ما الرحمن أنسجد لما تأمرنا و زادهم نفورًا

در برداشت فوق، فاعل «زاد» امر به سجده دانسته شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 4 - 3

3 - اندوه پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به خاطر تكذيب شدنش از سوى كافران و مشركان لجوج در صدراسلام

و إن يكذّبوك فقد كذّبت رسل من قبلك

از آهنگ آيه شريفه استفاده مى شود كه پيامبر(صلی الله علیه و آله)، به خاطر تكذيب شدنش اندوهگين بود. ازاين رو برخى از مفسران جواب شرط «إن يكذّبوك» را محذوف و چنين دانسته اند: «إن يكذّبوك فلاتحزن و اصبر اذ قد كذّب رسل من قبلك».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 13 - 3

3 - لجاجت و حق ناپذيرى ، از اوصاف مشركان صدر اسلام

و إذا ذكّروا لا يذكرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 14 - 2

2 - مشركان صدر اسلام ، مردمى لجوج و حق ناپذير بودند .

و إذا رأوا ءاية يستسخرون

تمسخر معجزه الهى - كه امرى ملموس و روشن مى باشد - گوياى حقيقت ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 36 - 9

9 - پايبندى مشركان صدر اسلام به آيين شرك و دفاع از معبود هاى خود در برابر دعوت به توحيد

و إذا قيل لهم لا إله إلاّاللّه يستكبرون . و يقولون أئنّا لتاركوا ءالهتنا لشاعر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 63 - 1،2

1 - كافران و مشركان صدراسلام ، آيات الهى را از سر لجاج و ستيزه جويى ، انكار مى كردند ; نه از روى جهل و ناآشنايى به آن .

كذلك يؤفك الذين كانوا بأيت اللّه يجحدون

«جحد» (مصدر «يجحدون») به معناى انكار چيز معلوم و روشن است. آيه شريفه به منزله تعليل براى مضمون آيه قبل است كه در آن، از انكار آيات الهى و دور شدن از عبادت خداوند، اظهار شگفتى شده بود.

2 - كافران و مشركان صدراسلام ، مردمى لجوج ، ستيزه جو و حق ناپذير

كذلك يؤفك الذين كانوا بأيت اللّه يجحدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 5 - 6

6 - سرسختى و لجاجت مشركان عصر بعثت ، در برابر قرآن و دعوت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و قالوا قلوبنا فى أكنّة ممّا تدعونا إليه و . .. فاعمل إنّنا عملون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 16 - 1

1 - اصرار مشركان عصر بعثت ، بر شرك و مباحثات انكارآميز آنان درباره توحيد

و الذين يحاجّون فى اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 12 - 2

2 - بحث و جدل مشركان با پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در عينى ترين حقايق مورد شهود آن حضرت ، امرى نكوهيده و سرزنش بار

أفتمرونه على مايرى

استفهام در «أفتمارونه» براى توبيخ است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - كافرون - 109 - 3 - 3

3 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور افشاى سرسختى مشركان در ترك پرستش خداوند ; حتى در فرض محال تن دادن پيامبر (صلی الله علیه و آله) به پرستش معبود هاى آنان

و لا أنتم عبدون ما أعبد

1005- لجاجت مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 29 - 1

1 - مشركان لجاجت پيشه مكه، منكر قيامت و هر گونه زندگى جز زندگانى دنيا بودند.

و قالوا إن هى إلا حياتنا الدنيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 90 - 4

4- مشركان مكه ، على رغم مشاهده آيات گوناگون الهى ، از پيامبر (صلی الله علیه و آله) درخواست معجزه حسى كردند .

و لقد صرّفنا . .. من كلّ مثل فأبى ... و قالوا لن نؤمن لك حتى تفجر لنا من الأرض ي

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 91 - 3

3- مشركان مكه ، على رغم مشاهده آيات گوناگون الهى ، از پيامبر (صلی الله علیه و آله) درخواست معجزه حسى كردند .

و لقد صرّفنا . .. من كلّ مثل فأبى ... و قالوا لن نؤمن لك حتى ... تكون لك جنّة من

نكته ياد شده با اين احتمال در آيه قابل استفاده است كه: آنان ايجاد باغى با صفات ياد شده را به وسيله معجزه درخواست كرده باشند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 92 - 5

5- سرسختى و لجاجت مشركان مكه در برابر پيامبر (صلی الله علیه و آله) و تعاليم بر حق او

لن نؤمن لك حتى . .. تسقط السّماء كما زعمت علينا كسفًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 93 - 4

4- مشركان مكه ، على رغم مشاهده آيات گوناگون الهى ، از پيامبر (صلی الله علیه و آله) درخواست معجزه حسى كردند .

و لقد صرّفنا . .. من كلّ مثل فأبى ... و قالوا لن نؤمن لك حتى ... يكون لك بيت من

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 47 - 12

12 - مشركان مكه ، از سر لجاجت ، قرآن را نپذيرفتند و به آن ايمان نياوردند .

و كذلك أنزلنا إليك الكتب . .. و ما يجحد بأيتنا إلاّ الكفرون

«جحود» نفى كردن چيزى است كه دل، اثبات مى كند و اثباتِ چيزى است كه دل، نفى كرده است (مفردات راغب) بنابر معناى لغوى، «جحود»، منطبق بر لجاجت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 49 - 10

10 - انكار قرآن از سوى مشركان مكه ، از سر لجاجت و حق ناپذيرى بود .

ما يجحد بأيتنا إلاّ الكفرون . .. و ما يجحد بأيتنا إلاّ الظلمون

«جحود» در لغت نفى چيزى است كه دل آن را اثبات مى كند و اثبات چيزى است كه دل نفى مى كند. (مفردات راغب). «جحود» طبق معناى لغوى منطبق بر لجاجت است. گفتنى است: «ال» در «الظالمون» عهد بوده و اشاره به «الكافرون» در آيه چهل و هفت دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 30 - 2

2 - انكار لجاجت آميز وحى و قرآن ، از سوى مشركان مكه

و رسول مبين . و لمّا جاءهم الحقّ قالوا هذا سحر و إنّا به كفرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 34 - 2

2- مشركان مكه بر موضع انكارآميز خود در باره معاد پافشارى كرده و بر آن اصرار مىورزيدند .

إنّ هؤلاء ليقولون

به كارگيرى فعل مضارع (يقولون) - كه مفيد استمرار است - بيانگر مطلب فوق مى باشد.

1006- لذايذ دنيوى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 54 - 1،2،4

1 - بين مشركان و لذت هاى دنيوى شان ، پس از مرگ فاصله مى افتد .

و حيل بينهم و بين ما يشتهون

اين كه مراد از «ما يشتهون» چيست احتمال هاى گوناگونى وجود دارد; از جمله آنها لذت ها و مال و اموال دنيايى است.

2 - مشركان صدراسلام و پيشتر از آنها ، در پى لذت هاى دنيوى بوده اند .

و حيل بينهم و بين ما يشتهون

4 - مشركانِ ملت هاى پيشين نيز ، گرفتار عذاب شدند و بين آنان و لذت هاى دنيوى شان جدايى برگشت ناپذير افتاد .

و حيل بينهم و بين ما يشتهون كما فعل بأشياعهم من قبل

«اشياع» (جمع «شيعة») به معناى پيروان است و در آيه - به قرينه «من قبل» - مراد كسانى است كه مشابهت فكرى با مشركان بعدى داشته اند.

1007- لذايذ دنيوى مشركان صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 54 - 2

2 - مشركان صدراسلام و پيشتر از آنها ، در پى لذت هاى دنيوى بوده اند .

و حيل بينهم و بين ما يشتهون

1008- لعن بر مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 6 - 11

11 - منافقان و مشركان ، مورد خشم و نفرين الهى و به دور از رحمت او

و غضب اللّه عليهم و لعنهم

1009- ماده گرايى مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 92 - 9

9- مشركان مكه ، داراى تصورى مادى و جسمانى از خدا و ملائكه

تأتى بالله و الملئكة قبيلاً

«قبيلاً» به معناى رو در رو شدن و مشاهده آمده است و از آن نكته فوق استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 93 - 8

8- اتكاى مشركان مكه به ملاك هاى مادى و حسى ، در شناخت معجزات و آيات الهى

حتى تفجر لنا . .. حتى تنزّل علينا كتبًا نقرؤه

1010- ماديگرايى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 10 - 3

3 - توانمندى ها و امكانات مادى ، بت ها و خدايان ساختگى ، تكيه گاه مشركان در دنيا

و لايغنى عنهم ما كسبوا شي-ًا و لا ما اتّخذوا

تعبير «ما كسبوا» - كه اشاره به امكانات مادى دارد - و نيز «ما اتّخذوا. ..» - كه ناظربه عقايد شرك آلود آنان است - نشان مى دهد كه آنان تمامى اتكا و اميد خويش را به آن دو معطوف داشته اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 24 - 7

7 - زندگى و مرگ در نگاه مشركان ، پديده اى طبيعى و بى ارتباط با اراده الهى و وجود خداوند

و ما يهلكنا إلاّ الدهر

1011- ماديگرايى مشركان صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 35 - 4

4 - تلاش مشركان عصر بعثت ، در تفسير مادى آيات الهى و نشانه هاى خدا در طبيعت

و من ءايته . .. و من ءايته ... و يعلم الذين يجدلون فى ءايتنا ما لهم من محيص

از ارتباط آيات شريفه، استفاده مى شود كه مشركان مكه، درباره آيه بودن مسائل طبيعى بحث و جدل مى كردند و آن را صرفاً امرى طبيعى و مادى مى انگاشتند.

1012- ماديگرايى مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 31 - 3

3 - ثروت و اشرافيت ، ملاك تمامى ارزش ها - حتى ارزش هاى دينى - در نگاه مشركان مكه

لولا نزّل هذا القرءان . .. عظيم

مشركان در مقام اعتراض به پيامبر(صلی الله علیه و آله) اظهار مى داشتند: اگر وحى اصالت داشت، مى بايست بر اشراف نازل مى شد. از اين نكته استفاده مى شود كه ملاك ارزش براى آنان، مال و مقام بوده است.

1013- ماديگرى مشركان صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 44 - 3

3 - داورى مشركان صدراسلام ، سطحى و براساس ملاك هاى مادى و غفلت آنان از معادلات فرا مادى بود .

أم يقولون نحن جميع منتصر

اتكاى مشركان بر جميعت خويش، نشانه سطحى نگرى آنان در محاسبات است.

1014- ماههاى مهلت به مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 2 - 14

14 - از اميرالمؤمنين ( ع ) درباره قول خداى عز و جل « فسيحوا فى الأرض أربعة أشهر » روايت شده است : « هى عشرون من ذى الحجة و المحرم و صفر و شهر ربيع الأول و عشر من ربيع الآخر . . . ;

آن چهار ماه، بيست روز از آخر ذيحجه و تمام محرم و صفر و ماه ربيع الاول و ده روز اول ربيع الآخر است . .. ».

1015- مبارزه با مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 196 - 6

6 - توجه صالحان به ولايت و سرپرستى خدا بر ايشان ، عامل مقاومت آنها در مبارزه با اهل شرك و نهراسيدن از توطئه هاى ايشان

ثم كيدون فلاتنظرون . .. هو يتولى الصلحين

از اهداف بيان ولايت خدا بر صالحان، پس از طرح توطئه مشركان، اين است كه صالحان همواره توجه به يارى خدا داشته باشند و هرگز از مكرهاى مشركان نهراسند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 157 - 6

6 - برخورد و مبارزه پيامبر (صلی الله علیه و آله) و قرآن با مخالفان دعوت الهى ( كافران و مشركان ) ، متكى بر منطق و استدلال بود .

فأتوا بكتبكم إن كنتم صدقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 6 - 1

1 - تأكيد پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، بر نقش پيام آورى خويش در مقابل مخالفت ها و بهانه جويى هاى مشركان

و قالوا قلوبنا فى أكنّة . .. قل إنّما أنا بشر مثلكم يوحى إلىّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 4 - 11

11 - بيزارى از شرك ، نقد و انكار شخصيت مشركان و ستيز علنى با آنان ، سه مرحله حركت توحيدى ابراهيم ( ع )

إنّا برءؤا منكم . .. كفرنا بكم و بدا بيننا و بينكم العدوة والبغضاء

برداشت ياد شده، بدان احتمال است كه عبارت هاى «إنّا براءؤا»، «كفرنا بكم» و «بدا بيننا و بينكم» - چنان كه ظاهر ترتيب مقتضى آن است - بيانگر سه مرحله متوالى باشد.

1016- مبارزه با مشركان دوران ابراهيم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 56 - 5

5- برخورد و مبارزه ابراهيم ( ع ) با بت پرستان و مشركان ، متكى بر استدلال و برهان بود .

قال ما هذه التماثيل . .. قال بل ربّكم ... فطرهنّ

1017- مبارزه با مشركان صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 5 - 4،6

4 - دستور به كارگيرى تمام شيوه هاى ممكن ( به ترتيب : كشتن ، اسير گرفتن ، محاصره و كمين زدن ) براى ايجاد فشار بر مشركان صدر اسلام

فإذا انسلخ الأشهر الحرم فاقتلوا المشركين حيث وجدتموهم و خذوهم و احصروهم و اقعدوا

6 - فرمان كمين كردن در تمامى كمينگاه ها براى ضربه زدن به رهگذران مشرك صدر اسلام

و اقعدوا لهم كل مرصد

1018- مبارزه با مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 112 - 21

21 - پيامبر(صلی الله علیه و آله) موظف به مبارزه منفى با مشركان مكه از راه بى اعتنايى به شبهات و دروغپردازيهاى آنان است.

و لو شاء ربك ما فعلوه فذرهم و ما يفترون

رها كردن مشركان و اعتنا نكردن به گفته هاى آنان نوعى مبارزه منفى است كه خداوند پيامبر(صلی الله علیه و آله) را به آن فرمان مى دهد.

1019- مبارزه مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 36 - 3

3- ناتوانى و درماندگى كافران و مشركان مكه ، در مبارزه با اسلام و منطق پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و إذا رءاك الذين كفروا إن يتّخذونك إلاّهزوًا

از اين كه كافران و مشركان، به گونه اى مستمر به استهزاى پيامبر(صلی الله علیه و آله) مى پرداختند، برمى آيد كه آنان در توسل به منطق و دليل و برهان ناتوان بودند و هيچ راهى جز اين نداشتند.

1020- مبانى عقيدتى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 56 - 15

15- معتقدان به شرك ربوبى ( شريك داشتن خدا در روزى رسانى ) ، اعتقاد خود را بر دروغى ساختگى بنا كرده اند .

بربّهم يشركون . .. و يجعلون لما لايعلمون نصيبًا ... عمّا كنتم تفترون

«يفترون» (از مصدر ثلاثى فرى) به معناى دروغ است و تفاوتش با كذب (عدم مطابقت خبر با واقع) در اين است كه افترا، ساختگى و جعلى است (فرى فلان الكذب إذا اختلقه).

1021- مبانى عقيدتى مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 35 - 3

3- مشركان مكه ، درصدد تقويت پايگاه عقيدتى خويش با استناد به ريشه تاريخى داشتن آن

و قال الذين أشركوا لو شاء الله ما عبدنا من دونه من شىء نحن و لا ءاباؤنا

ذكر «و لا ءاباؤنا» در كلام مشركان در حالى كه بحثى از آنها در ميان نبوده است، مى تواند مشعر به نكته ياد شده باشد.

1022- مبانى عقيده مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 116 - 14

14 - عقايد مشركان و كافران متكى بر گمان بى اساس است.

يضلوك عن سبيل الله . .. و إن هم إلا يخرصون

1023- مثل مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 24 - 1

1- حالت مشركان و كافران به قرآن ، همانند انسان كور و كر است .

مَثل الفريقين كالأعمى والأصمّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 29 - 2

2 - مشركان ، چونان بردگانى اند كه چند مالك ناسازگار و سخت گير بر سر آنان به نزاع برخاسته و به آنها فرمان هاى متعدد مى دهند .

ضرب اللّه مثلاً رجلاً فيه شركاء متشكسون

مفسران بر اين عقيده اند كه آيه شريفه چون در رديف آيات مربوط به شرك پيشگان و يكتاپرستان قرار دارد، درصدد تشريح وضعيت آنان مى باشد.

1024- مجادله اخروى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 86 - 1

1- مشركان ، هنگام مواجه با معبود هاى دروغين خويش در قيامت ، به مشاجره با آنان برمى خيزند .

و إذا رءا الذين أشركوا شركاءهم قالوا ربّنا هؤلاء شركاؤنا

1025- مجادله با مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 125 - 7

7- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور به مجادله و مناظره با كافران و مشركان با بهترين نوع و روش

و جدلهم بالتى هى أحسن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 31 - 2

2 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) با مشركان و كافران به پيشگاه خداوند در قيامت ، به جدال و نزاع و دفاع از مواضع خويش خواهند پرداخت .

ثمّ إنّكم يوم القيمة عند ربّكم تختصمون

«اختصام» (مصدر «يختصمون») به معناى جدال و نزاع دو فرد يا دو گروه است كه هر يك مى كوشد، سخن ديگرى را ابطال كند. گفتنى است در اين كه مقصود از دو گروه متخاصم كيانند، ميان مفسران چند ديدگاه وجود دارد كه بهترين آنها دو نظريه است: 1- پيامبر(صلی الله علیه و آله) با كافران و مشركان; 2- دو گروه حق و باطل از هر ملت و امتى.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 22 - 3

3 - استفاده از جدل و به كارگيرى مبانى باطل گرايان عليه خود آنان ، از روش هاى قرآن در احتجاج با اهل شرك

ألكم الذّكر و له الأُنثى . تلك إذًا قسمة ضيزى

با توجه به اين كه خداوند مبناى ارزشى مشركان را در تبعيض بين پسران و دختران عليه خود آنان به كار گرفته است، مطلب بالا استفاده مى شود.

1026- مجادله گرى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 18 - 7

7 - مجادله و تشكيك مستمر مشركان ، نسبت به برپايى قيامت

إنّ الذين يمارون فى الساعة لفى ضلل بعيد

«ممارات» (مصدر «يمارون») به معناى اصرار بر جدال است.

1027- مجادله گرى مشركان صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 16 - 1

1 - اصرار مشركان عصر بعثت ، بر شرك و مباحثات انكارآميز آنان درباره توحيد

و الذين يحاجّون فى اللّه

1028- مجادله مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 28 - 1،2

1- مخاصمه شيطان و مشركان با يكديگر ، در محكمه عدل الهى

قال قرينه ربّنا ما أطغيته . .. قال لاتختصموا لدىّ

2- نهى الهى ، از جدال شيطان و مشركان با يكديگر در محضر او

قال لاتختصموا لدىّ

1029- مجادله مشركان صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 25 - 8،9

8 - مشركان به هنگام حضور در نزد پيامبر(صلی الله علیه و آله)، از سر لجاج و انكار به مجادله درباره قرآن و رسالت آن حضرت مى پرداختند.

حتى إذا جاءوك يجدلونك يقول الذين كفروا

9 - مشركانى كه صرفاً براى مجادله در محضر پيامبر(صلی الله علیه و آله) حاضر مى شدند، در نهايت عناد و لجاجت قرار داشتند.

حتى إذا جاءوك يجدلونك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 121 - 15

15 - مشركان در مورد خوردن ذبيحه و احكام آن در اسلام با مسلمانان صدر اسلام به مجادله مى پرداختند.

و لا تأكلوا مما لم يذكر اسم الله عليه . .. إن الشيطين ليوحون إلى ... و إن أطعتمو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 3 - 1،2

1- مجادله خصمانه برخى از مشركان عصر بعثت ، عليه انديشه توحيد و يكتاپرستى

و من الناس من يجدل فى اللّه بغير علم

«جدال و مجادلة» (مصدر «يجادل») به معناى برخورد خصمانه با يك رأى و اعتقاد است. قيد «فى الله» مى رساند كه انديشه توحيد ربوبى - كه از سوى پيامبر(صلی الله علیه و آله) در ميان مردم تبليغ مى شد - خشم گروهى از اهل شرك را برانگيخته بود و آنان به منظور جلوگيرى از نفوذ آن فكر، به مبارزه با آن حضرت پرداختند و عليه آن انديشه، جدال خصمانه كردند.

2- سرزنش گروهى از مشركان عصر بعثت از سوى خدا ، به خاطر بحث و جدل جاهلانه آنان درباره خدا

و من الناس من يجدل فى اللّه بغير علم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 8 - 1،2

1 - نكوهش گروهى از مشركان عصر بعثت از سوى خدا ، به خاطر بحث و جدل جاهلانه آنان در باره او

و من الناس من يجدل فى اللّه بغير علم

2 - مجادله خصمانه برخى از مشركان عصر بعثت ، عليه انديشه توحيد و يكتاپرستى

و من الناس من يجدل فى اللّه بغير علم

«جدال و مجادلة» (مصدر «يجادل») به معناى برخورد خصمانه با يك رأى و اعتقاد است. قيد «فى اللّه» مى رساند كه انديشه توحيد ربوبى - كه از سوى پيامبر(صلی الله علیه و آله) تبليغ مى شد - خشم گروهى از اهل شرك را برانگيخته بود و آنان براى جلوگيرى از نفوذ آن در افكار و انديشه هاى مردم، با آن به مبارزه برخاستند و در ردّ و انكار آن به بحث و جدل خصمانه روى آوردند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 12 - 1،2

1 - مجادلات و اظهار ترديد هاى مشركان ، درباره وحى و مشاهدات قلبى پيامبر (صلی الله علیه و آله)

أفتمرونه على مايرى

«ممارات و مراء» (مصدر «تمارون») معادل «مجادله و جدال» است; يعنى، «أفتمارونه على مايرى».

2 - بحث و جدل مشركان با پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در عينى ترين حقايق مورد شهود آن حضرت ، امرى نكوهيده و سرزنش بار

أفتمرونه على مايرى

استفهام در «أفتمارونه» براى توبيخ است.

1030- مجادله مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 57 - 1

1 - مجادله مشركان مكه درباره عيسى ( ع ) ، اقدامى در جهت تخطئه آيات قرآن

و لمّا ضرب ابن مريم مثلاً

تأمل در آيات بعد، نشان مى دهد كه مَثَل مذكور در اين آيه، از ناحيه مشركان و براى توجيه روى آورى آنان به پرستش بت ها و انكار مورد عذاب واقع شدن معبودهاى شرك بوده است; چنان كه در آيه بعد مى فرمايد: «ما ضربوه إلاّ جدلاً. ..».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 58 - 1،6

1 - مجادله مشركان مكه با پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در مقايسه معبود هاى خويش با عيسى ( ع )

و قالوا ءألهتنا خير أم هو

6 - مقايسه ميان بت ها و عيسى بن مريم ( ع ) ، حركتى جدلى از سوى مشركان مكه

ما ضربوه لك إلاّ جدلاً

در مكتب پيامبر(صلی الله علیه و آله) سخن از الوهيت عيسى(ع) به ميان نيامده بود تا مشركان او را با آلهه خود مقايسه كنند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 36 - 2

2- مجادله مشركان مكه با مؤمنان ، در مسأله معاد

فأتوا بابائنا إن كنتم صدقين

تعبير «فأتوا» (با صيغه جمع) مى رساند كه مخاطب مشركان، تنها پيامبر(صلی الله علیه و آله) نبوده; بلكه مؤمنان نيز مورد خطاب آنان بودند.

1031- مجازات مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 11 - 6

6 - كفرمداران و شرك پيشگان ، مستحق عذاب و كيفر الهى در دنيا

و لو يعجل اللّه للناس الشر

1032- مجرميت مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 50 - 6

6 - مشركان ، مردمى تبهكار و مجرمند .

ماذا يستعجل منه المجرمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 13 - 6

6 - مشركان ، مردمى مجرم و تبهكارند .

و يوم تقوم الساعة يبلس المجرمون . و لم يكن لهم من شركائهم شفعؤا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 11 - 5

5 - كافران و مشركان ، از مجرمان اند .

يودّ المجرم

1033- محاصره مشركان صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 5 - 4

4 - دستور به كارگيرى تمام شيوه هاى ممكن ( به ترتيب : كشتن ، اسير گرفتن ، محاصره و كمين زدن ) براى ايجاد فشار بر مشركان صدر اسلام

فإذا انسلخ الأشهر الحرم فاقتلوا المشركين حيث وجدتموهم و خذوهم و احصروهم و اقعدوا

1034- محاكمه اخروى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 22 - 4،5،6

4 - بازخواست و محاكمه مشركان در قيامت به سبب شريك پنداشتن براى خداوند

أين شركاؤكم الذين كنتم تزعمون

5 - پرسش از موقعيت و جايگاه معبودهاى پندارى مشركان، از صحنه هاى محاكمه آنان در قيامت

ثم نقول للذين أشركواأين شركاؤكم الذين كنتم تزعمون

6 - بازخواست ذلتبار مشركان و ستمگران در روز قيامت، نشانگر محروميت آنها از سعادت و رستگارى است.

إنه لايفلح الظلمون. و يوم نحشرهم جميعا ثم نقول للذين أشركواأين شركاؤكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 28 - 4،7

4 - توقيف و بازداشت مشركان و جدا كردن آنان از ديگران براى بازجويى و محاكمه در قيامت

و يوم نحشرهم جميعاً ثم نقول للذين أشركوا مكانكم أنتم و شركاؤكم فزيلنا بينهم . ..

برداشت فوق بر اين پايه است كه ضمير «بينهم» به عموم كسانى كه در عرصه محشر جمع شده اند (نيكان و بدان، و مؤمنان و مشركان) برگردد ; يعنى، پس از حشرِ جميع خلايق در محشر، به مشركان فرمان ايست خواهيم داد و آن گاه ميان آنان و ديگران جدايى خواهيم افكند.

7 - خداوند ، پس از توقيف مشركان و معبودهايشان در عرصه محشر ، نخست آنان را از هم جدا كرده و سپس به بازجويى و محاكمه آنان خواهد پرداخت .

ثم نقول للذين أشركوا مكانكم أنتم و شركاؤكم فزيلنا بينهم . .. ما كنتم إيانا تعبدو

برداشت فوق بر اين اساس است كه ضمير «بينهم» به اهل شرك و معبودهايشان بازگردد. گفتنى است كه «تزييل» (مصدر زيلنا) به معناى دور كردن دو چيز از يكديگر و جدايى افكندن ميان آن دو است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 82 - 6

6- قيامت ، روز احضار و محاكمه مشركان و معبود هاى آنان

سيكفرون بعبادتهم و يكونون عليهم ضدًّا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 75 - 1،3

1 - گردآورى جوامع شرك پيشه در قيامت براى محاكمه

و نزعنا من كلّ أُمّة شهيدًا فقلنا هاتوا برهنكم

3 - خداى بزرگ ، خود عهده دار محاكمه و بازجويى جوامع شرك پيشه در قيامت

فيقول أين شركاءى . .. و نزعنا من كلّ أُمّة شهيدًا فقلنا هاتوا برهنكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 47 - 11

11 - قيامت ، صحنه محاكمه مشركان به خاطر عقايد شرك آميز آنان

و يوم يناديهم أين شركاءى

1035- محاكمه اخروى معبودان مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 82 - 6

6- قيامت ، روز احضار و محاكمه مشركان و معبود هاى آنان

سيكفرون بعبادتهم و يكونون عليهم ضدًّا

1036- محدوده مسؤوليت مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 52 - 19

19 - نه پيامبر(صلی الله علیه و آله) مسؤوليت عمل و انديشه هاى مشركان و مخالفان را بر عهده دارد و نه مشركان پاسخگوى عمل پيامبرند.

ما عليك من حسابهم من شىء و ما من حسابك عليهم من شىء

در اين برداشت مرجع دو ضمير جمع در «حسابهم» و «عليهم» مشركان است و در «حسابهم» اضافه مصدر به فاعل خويش است ; يعنى: «حساب المشركين».

1037- محروميت اخروى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 18 - 15

15 - شرك پيشگان ، در قيامت گرفتار عذاب خوار كننده الهى و محروم از هر كرامت بخش و گرامى دارنده اى خواهند بود .

و الذين أشركوا ان اللّه يفصل بينهم يوم القيمة. .. و كثير حقّ عليه العذاب و من ي

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 89 - 5

5 - محروميت شرك پيشگان و منكران يگانگى خدا از سعادت اخروى

إلاّ من أتى اللّه بقلب سليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 62 - 2

2 - محروميت مشركان ، از افتخار قرب به خداوند در قيامت

و يوم يناديهم

«ندا» در جايى است كه شخص را از دور بخوانند. بنابراين تعبير «يناديهم» به جاى «يدعوهم»، مى تواند بيانگر مطلب ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 64 - 1

1 - مشركان ، از يارى خدا در قيامت محروم خواهند بود .

و قيل ادعوا شركاءكم

فاعل قول در «قيل ادعوا شركاءكم» - به قرينه آيات قبل و بعد - خداوند است. ارجاع دادن مشركان به معبودهايشان بدين معنا است كه آنان همان گونه كه در دنيا به معبودهايشان اميد بسته بودند، امروز نيز بايد به آنها پناه ببرند و از يارى خدا مأيوس باشند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 65 - 2

2 - محروميت مشركان از افتخار نزديكى به خداوند در قيامت

و يوم يناديهم

برداشت ياد شده از آن جا است كه «ندا» (مصدر «ينادى») در جايى به كار مى رود كه كسى را با صداى بلند بخوانند. اين در صورتى است كه شخص ندا شونده نسبت به ندا كننده، در فاصله دورى قرار داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 74 - 2

2 - حقارت مشركان و محروم بودن آنان از افتخار قرب به خدا در قيامت

و يوم يناديهم

برداشت ياد شده با توجه به تعبير «ينادى» به دست مى آيد; زيرا «ندا» در جايى است كه شخص را از دور بخوانند. بنابراين انتخاب اين تعبير به جاى تعبير «يدعوا»، مى تواند بيانگر مطلب ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 20 - 7

7 - مشركان و كافران ، محروم از بهشت و موهبت هاى آن

لكن الذين اتّقوا ربّهم لهم غرف

لام اختصاص در «لهم» بيانگر اين حقيقت است: كافران و مشركان - كه در قطب مقابل مؤمنان قرار دارند - از نعمت هاى بهشتى محروم اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 31 - 5

5 - مشركان از بهشت و موهبت هاى آن ، بهره اى نخواهند داشت .

و لكم فيها ما تشتهى أنفسكم و لكم فيها ما تدّعون

از تقابل اين آيات با آيات پيشين - كه در مورد مشركان بود - و نيز از تقديم «لكم» و تكرار آن، مطلب بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 47 - 14

14 - مشركان ، از حمايت معبود هاى خويش در قيامت محروم خواهند بود .

و يوم يناديهم أين شركاءى قالوا ءاذنّ-ك ما منّا من شهيد

1038- محروميت مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 72 - 19

19 - خداوند بهشت را بر مشركان حرام كرده است .

انه من يشرك باللّه فقد حرم اللّه عليه الجنة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 25 - 4

4 - محروميت مشركان حق ناپذير از فهم حقايق و معارف الهى نتيجه عملكرد خود آنهاست.

و جعلنا على قلوبهم أكنة أن يفقهوه و فى ءاذانهم وقرا

توصيف مشركان به «فى ءاذانهم وقرا و إن يروا . .. يجادلونك ... » گوياى نقش و تأثير اين عوامل در مهر خوردن به دلهاى آنان است. چنانكه موصول «يقول الذين كفروا» به جاى ضمير براى اشاره به همين جهت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 65 - 6

6 - مشركان ، مردمى ذليل ، حقير و بى بهره از عزتند .

و لا يحزنك قولهم إن العزة للّه جميعاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 107 - 10

10 - خداوند ، مشركان را از فضل خود بهره مند نخواهد كرد .

فلا راد لفضله يصيب به من يشاء من عباده

با توجه به اينكه مشركان، از يكتا پرستى و عبادت خداوند سرباز مى زدند، ذكر «من عباده» مى تواند گوياى برداشت فوق باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 33 - 14

14- مشركان از پيمودن راه صحيح و منطقى ( توحيد ) بازماندند .

و صدّوا عن السبيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 40 - 3

3- ربوبيّت پروردگار ، مقتضى سلب نعمت از فخر فروشان و مشركان دل بسته به دنيا واعطاى نعمتى افزون تر به موحدان است ،

فعسى ربّى أن يؤتين خيرًا من جنّتك و يرسل عليها حسبانًا من السماء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 28 - 8

8- مشركان ، از شفاعت شافعان محروم اند .

لايشفعون إلاّلمن ارتضى

تأكيد خداوند به اين كه شفاعت ملائكه تنها به رضايت ما است،حكايت از آن دارد كه مشركان از كسانى خواهند بود كه خداوند به شفاعت در باره آنان رضايت نخواهد داد گفتنى است كه اين آيات در باره رد اعتقاد مشركان و محكوميت آنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 71 - 9

9 - مشركان ، از دستگيرى و نصرت خدا محروم اند .

و ما للظلمين من نصير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 117 - 12

12 - كافران و منكران وحدانيت خدا ، محروم از فلاح و رستگارى

إنّه لايفلح الكفرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 13 - 1

1 - معبودان مشركان ، در روز قيامت توان شفاعت مشركان را ندارند .

و لم يكن لهم من شركائهم شفعؤا و كانوا بشركائهم كفرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 29 - 5،7

5 - مشركان ، به رغم تبيينِ قابلِ فهم آيات الهى ، از آن سودى نمى برند و درباره آن نمى انديشند .

كذلك نفصّل الأيت لقوم يعقلون . بل اتّبع الذين ظلموا

«بل» اضراب، براى خارج كردن مشركان از «لقوم يعقلون» و تعريضى است، به اين كه براساس توضيحى كه درباره خداوند، با مَثَلى روشن داده شد، مشركان، بايد از عقيده باطل خود دست بكشند، اما آنان، چون مردمانى هواپرست اند حاضر به ترك مواضع خويش نيستند.

7 - مشركان ، مردمانى هواپرست ، گمراه و محروم از هدايت خداوند

بل اتّبع الذين ظلموا أهواءهم . .. فمن يهدى من أضلّ اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 8 - 2

2 - كافران و مشركان لجوج و حق ناپذير ، محروم از فهم صحيح حقايق الهى

إنّا جعلنا فى أعنقهم أغللاً. .. فهم مقمحون

از تشبيه كافران لجوج و حق ناپذير به انسان هايى كه چون اسيران، غل و زنجير بر گردن دارند و سرهايشان بالا مانده و از ديدن اطراف خويش محروم اند، برداشت ياد شده به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 9 - 2

2 - مشركان و كافرانِ لجوج و حق ناپذير ، محروم از شناخت صحيح حقايق الهى و فاقد بصيرت و بينايى

فأغشينهم فهم لايبصرون

«إغشاء» (مصدر «أغشينا») به معناى قرار دادن پرده بر چيزى است كه آن را بپوشاند. در جمله «فأغشيناهم» نيز مضافى در تقدير است; يعنى، «فأغشينا أبصارهم».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 3 - 19

19 - مشركان ، از هدايت الهى محروم اند .

و الذين اتّخذوا من دونه أولياء . .. إنّ اللّه لايهدى من هو كذب كفّار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 18 - 13

13 - كفر و شرك ، ظلم است و كافران و مشركان ، از هرگونه يارى دوست و نزديكان دلسوز خود و شفاعت شفيعان محروم اند .

ما للظلمين من حميم و لا شفيع يطاع

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه اين آيات، در سلسله آياتى قرار دارد كه درباره كافران و مشركان سخن مى گويد و مقصود از «ظالمين» آنان مى باشند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بينه - 98 - 5 - 14

14 - سرپيچى كافران اهل كتاب و مشركان ، از پذيرش اسلام و محروم ساختن خويش از توحيد ، اعتدال ، نماز و زكات ، شگفت آور است .

لم يكن الذين كفروا . .. منفكّين ... و ما أُمروا إلاّ ليعبدوا اللّه ... حنفاء و ي

چنانچه جمله «و ما أمروا. ..»، ناظر به اوامر اسلامى باشد، مفاد آيه - با توجّه به ارتباط آن با آغاز سوره - اين مى شود كه مگر

اسلام، چه اوامرى دارد كه كافران، همچنان از مرام خود منفكّ نشده و به اين دين روى نمى آورند؟!; اين دين كه سراسر توحيد و نماز و زكات است، چه فرمان نادرستى در آن است كه آنان از پذيرش اين دين، امتناع مىورزند؟!.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بينه - 98 - 8 - 10

10 - اهل كتاب و مشركان ، در صورت كفر به اسلام ، از لذّت مناظر پردرخت و زمين آب خيز بهشت محروم خواهند بود .

من أهل الكتب و المشركين فى نار جهنّم . .. الذين ءامنوا و عملوا الصلحت ... جزا

1039- محروميت مشركان از ياور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 29 - 13

13 - مشركان هواپرست ، از داشتن هرگونه ياورى ، در برابر اراده الهى ، محروم اند .

فمن يهدى من أضلّ اللّه و ما لهم من نصرين

1040- محروميت مشركان صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 42 - 2،3

2 - مشركانى كه قرآن را از زبان پيامبر (صلی الله علیه و آله) مى شنيدند و به آن ايمان نمى آوردند مانند كسانى هستند كه از حس شنوايى محروم و از نيروى عقل و انديشه بى بهره اند .

و منهم من يستمعون إليك أفأنت تسمع الصمّ و لو كانوا لا يعقلون

3 - مشركانى كه قرآن را از زبان پيامبر (صلی الله علیه و آله) مى شنيدند و به آن ايمان نمى آوردند ، دلهايشان از شنوايى محروم و از فهميدن حقيقت ، ناتوان بود .

و منهم من يستمعون إليك أفأنت تسمع الصمّ و لو كانوا لا يعقلون

1041- محروميت مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 101 - 11

11 - مشركان مكه ، گروهى بودند كه زمينه ايمان به آيات الهى و هشدار هاى پيامبران را ، از دست داده بودند .

أفأنت تكره الناس حتى يكونوا مؤمنين . .. و ما تغنى الأيت و النذر عن قوم لايؤمنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 46 - 2

2- مشركان مكه ، در اثر مستورى قلب و سنگينى گوشهايشان ، از ادراك صحيح آيات خدا ، محروم بودند .

و جعلنا بينك و بين الذين لايؤمنون بالأخرة حجابًا مستورًا و جعلنا على قلوبهم أكنّ

1042- محمد(صلی الله علیه و آله) و استغفار براى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 113 - 1

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان ، حق استغفار كردن براى مشركان را ندارند .

ما كان للنبى و الذين ءامنوا أن يستغفروا للمشركين

1043- محمد(صلی الله علیه و آله) و شبهات مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 95 - 1

1- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در پاسخ گويى به شبهه هاى مشركان ، متكى به رهنمود هاى خدا بود .

قل لو كان فى الأرض

1044- محمد(صلی الله علیه و آله) و مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 20 - 6

6 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور دعوت اهل كتاب و مشركان مكه و درس نخواندگان فاقد كتاب به تسليم در برابر خدا

و قل للّذين اوتوا الكتاب و الامّيّن ءاسلمتم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 14 - 23

23 - پيامبر(صلی الله علیه و آله)، مأمور به دورى از صف مشركان

قل إنى أمرت . .. و لا تكونن من المشركين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 19 - 1،6،25

1 - پيامبر(صلی الله علیه و آله)، مأمور به سؤال از مشركان درباره اينكه برترين گواهى كه مى تواند حقانيت او را تأييد كند كيست؟

قل أى شىء أكبر شهدة قل اللّه

6 - پيامبر(صلی الله علیه و آله)، مأمور به احتجاج و بحث با مشركان با طرح سؤال و پاسخ

قل أى شىء أكبر شهدة قل اللّه

25 - احتجاجهاى متعدد پيامبر(صلی الله علیه و آله) با مشركان تحت هدايت خداوند

قل أى شىء أكبر شهدة قل اللّه . .. قل لا أشهد قل ... و إننى برىء مما تشركون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 46 - 1

1 - پيامبر(صلی الله علیه و آله)، مأمور احتجاج با مشركان و بيدار ساختن فطرت توحيدى آنان

قل أرءيتم . .. من إله غير اللّه يأتيكم به

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 47 - 1

1 - پيامبر(صلی الله علیه و آله) مأمور برانگيختن داورى وجدان مشركان بر چگونگى فرجام آنان در صورت نزول عذاب الهى

قل أرءيتكم . .. هل يهلك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 50 - 12

12 - پيامبر(صلی الله علیه و آله) تنها تابع وحى الهى است، نه تابع در خواستهاى مشركان.

إن أتبع إلا ما يوحى إلىّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 52 - 3

3 - پيامبر(صلی الله علیه و آله) نبايد براى جلب نظر مشركان، مؤمنان را از خود طرد كند.

و لا تطرد الذين يدعون ربهم

در سبب نزول اين آيه آمده است كه بزرگانى از مشركان، حضور نزد پيامبر(صلی الله علیه و آله) را مشروط به عدم حضور مؤمنان فقير و ضعيف دانستند و اين آيات در رد درخواست آنان نازل گرديده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 106 - 9

9 - پيامبر(صلی الله علیه و آله) موظف به رويگردانى از مشركان و اهميت ندادن به اتهامات آنان است.

و أعرض عن المشركين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 137 - 17

17 - پيامبر(صلی الله علیه و آله) مأمور بى اعتنايى به مشركان و دروغپردازى آنان است.

فذرهم و ما يفترون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 147 - 2

2 - پيامبر(صلی الله علیه و آله) بايد در انتظار تكذيب از جانب مشركان و آماده رويارويى با آنها باشد.

فإن كذبوك فقل ربكم ذو رحمة وسعة

جمله «إن كذبوك» خطاب به پيامبر(صلی الله علیه و آله) و پيش بينى وقوع تكذيب در برابر آن حضرت است. «قل ربكم» و «و لا يرد ... » ارائه راه حل براى مقابله با اين تكذيب است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 5 - 9

9 - خروج پيامبر (صلی الله علیه و آله) از مدينه براى مقابله با مشركان در دامنه احد ، حركتى حق ، همانند خروج وى براى جنگ بدر *

كما أخرجك ربك من بيتك بالحق

برخى برآنند كه «كما . .. » متعلق به «يجدلونك ... » در آيه بعد است و آن آيه اشاره به قضاياى پيش از نبرد احد دارد. بر اين اساس «كما أخرجك ... » چنين معنا مى شود: گروهى از مسلمانان درباره حركت به سوى احد، كه حركتى حق بود، به جدال با پيامبر(صلی الله علیه و آله) پرداختند و آن را مصلحت نمى پنداشتند ; همان گونه كه از حركت به سوى بدر، كه حركتى حق بود، نيز كراهت داشتند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 3 - 6

6 - دهم ذيحجه سال نهم هجرت ، آغاز قطع كامل روابط مسلمانان با مشركان و تحريم همه جانبه آنان از سوى خدا و پيامبر (صلی الله علیه و آله)

يوم الحج الأكبر أن اللّه برىء من المشركين و رسوله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 6 - 1،5

1 - فرمان الهى به پيامبر (صلی الله علیه و آله) مبنى بر به حضور پذيرفتن مشركانى كه پس از انقضاى مهلت چهار ماهه ، به منظور شنيدن پيام وحى ، درخواست ملاقات كنند .

فإذا انسلخ الأشهر الحرم فاقتلوا المشركين . .. و إن أحد من المشركين استجارك فأجره

«استجارة» به معناى درخواست جوار و همسايگى است. درخواست جوار از سوى مشركان پس از انقضاى مهلت چهار ماهه - به قرينه «حتى يسمع كلام اللّه» - درخواست رسيدن به حضور پيامبر (صلی الله علیه و آله) به منظور استماع دعوت آن حضرت و تحقيق پيرامون

وحى است.

5 - دستور الهى مبنى بر رساندن مشركان به مراكز امن خودشان ، پس از استماع و دريافت پيام وحى از پيامبر (صلی الله علیه و آله)

فأجره حتى يسمع كلم اللّه ثم أبلغه مأمنه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 34 - 1

1 - آموزش بحث و احتجاج با مشركان به پيامبر (صلی الله علیه و آله) از جانب خداوند

قل هل من شركائكم . .. قل اللّه يبدؤا الخلق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 35 - 1

1 - آموزش بحث و احتجاج با مشركان به پيامبر (صلی الله علیه و آله) از سوى خداوند

قل هل من شركائكم من يهدى إلى الحق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 38 - 2،5

2 - آموزش بحث و احتجاج با مشركان به پيامبر (صلی الله علیه و آله) از سوى خداوند

أم يقولون افتريه قل فأتوا بسورة مثله

5 - تحدى و دعوت مشركان از سوى پيامبر (صلی الله علیه و آله) به آوردن سوره اى همانند سوره قرآن

أم يقولون افتريه قل فأتوا بسورة مثله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 41 - 1،4

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) دستور داشت تا در صورت مواجه شدن با پافشارى مشركان بر تكذيب و انكار ، آنان را به حال خود ر ها كرده و از اعمال باطلشان اعلان تبرى كند .

و إن كذبوك فقل . .. و انا برىء ممّا تعملون

4 - پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) از اعمال و كردار مشركان و مشركان از اعمال و كردار پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، ناراحت و بيزار بودند .

أنتم بريئون مما أعمل و أنا برىء ممّا تعملون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 46 - 2

2 - پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) با اضطراب و نگرانى چشم به راه نزول عذاب از جانب خداوند بر مشركان بود .

و إما نرينك بعض الذى نعدهم أو نتوفينك فإلينا مرجعهم

آيه شريفه در مقام دلدارى دادن به پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) است و اين، از وجود نوعى نگرانى و ناراحتى در آن حضرت حكايت مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 53 - 3

3 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به امر خدا در جواب سؤال استهزاآميز مشركان ، تهديد خود را تكرار كرده ، وقوع عذاب نابودكننده را حتمى اعلام فرمود .

و يستنبئونك أحق هو قل إى و ربى إنه لحق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 65 - 2

2 - خداوند ، پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) را در قبال سخنان نارواى مشركان دلدارى داده و با وعده غلبه قطعى توحيد بر شرك ، آن حضرت را از ناكامى و نافرجامى توطئه هاى آنان ، مطمئن ساخت

و لا يحزنك قولهم إن العزة للّه جميعاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 71 - 1

1 - پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) از سوى خداوند دستور يافت تا سرگذشت نوح ( ع ) و قومش را ، به عنوان هشدار براى مشركان مكه ، بازگو كند .

و اتل عليهم نبأ نوح إذ قال لقومه

«نبأ» خبرى است كه براى شنونده داراى فائده عظيم باشد. (مفردات راغب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 102 - 6،7

6 - پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) از سوى خداوند دستور يافت تا مشركان را به « عذاب استيصال » هشدار دهد و اعلان نمايد كه در انتظار وقوع آن باشند .

و ما تغنى الأيت و النذر عن قوم لايؤمنون. فهل ينتظرون إلا مثل أيام الذين خلوا من

7 - پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) از سوى خداوند دستور يافت يأس و نوميدى خود را نسبت به هدايت يافتن مشركان ابلاغ كرده و اعلان كند كه در انتظار نزول عذاب بر آنان به سر مى برد .

فهل ينتظرون . .. قل فانتظروا إنى معكم من المنتظرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 104 - 1،2،13

1 - پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) دستور يافت مبانى و پايه هاى دين خود را براى مشركان ، صريح و بى پرده بيان كند و هرگونه ابهام و ترديدى را كاملا بزدايد .

قل يأيها الناس إن كنتم فى شك من دينى فلا أعبد الذين تعبدون من دون اللّه

2 - پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) دستور يافت پايبندى و انعطاف پذيرى خود را در طرد شرك و دعوت به توحيد ، صريح و بى پرده براى مشركان اعلان نمايد .

قل يأيها الناس إن كنتم فى شك من دينى فلا أعبد الذين تعبدون من دون اللّه

13 - پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) آشتى ناپذيرى خود با جبهه شرك و ر ها نكردن جبهه مؤمنان را نه تنها خواسته خود ، بلكه دستورى صريح از جانب خداوند اعلام داشت .

قل يأيها الناس إن كنتم فى شك من دينى فلا أعبد الذين تعبدون . .. و أمرت أن أكون م

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 105 - 2

2 - پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) دستور يافت انعطاف ناپذيرى خود را نسبت به آيين شرك به عنوان فرمانى صريح از جانب خداوند ، به مشركان ابلاغ كند .

قل يأيها الناس . .. و أمرت أن أكون من المؤمنين. و أن أقم وجهك للدين حنيفاً و لات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 2 - 5

5- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، وظيفه دار انذار مشركان و ترساندن آنان از فرجامى شوم

ألاّ تعبدوا إلاّ الله إننى لكم منه نذير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 3 - 17

17- محمد (صلی الله علیه و آله) ، پيامبرى دلسوز براى مردم و نگران از آينده اى ناگوار براى مشركان و گنه كاران

فإنى أخاف عليكم عذاب يوم كبير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 13 - 6

6- خداوند ، چگونگى استدلال عليه مشركان و ادعا هاى نارواى آنان را به پيامبر (صلی الله علیه و آله) تعليم مى داد .

أم يقولون افتريه قل فأتوا

برداشت فوق ، از كلمه «قل» كه خطاب به پيامبر است ، استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 35 - 4

4- خداوند ، تعليم دهنده پيامبر (صلی الله علیه و آله) در چگونه پاسخ دادن به مشركان و چگونه برخورد كردن با ايشان

أم يقولون افتريه قل إن افتريته فعلىّ إجرامى و أنا برىءٌ مما تجرمون

برداشت فوق ، از كلمه «قل» استفاده شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 108 - 13

13- پيامبر (صلی الله علیه و آله) هرگز در زمره مشركان نبود .

و ما أنا من المشركين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 96 - 2،3

2- خداوند ، گواه و ناظرى كافى ميان پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مشركان

كفى بالله شهيدًا بينى و بينكم

3- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در رودررويى با مشركان منكر رسالت خود ، متكى به رهنمود هاى خداوند بود .

قل كفى بالله شهيدًا بينى و بينكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 57 - 4

4 - دلسوزى بسيار پيامبر (صلی الله علیه و آله) نسبت به كافران و مشركان و اهتمام آن حضرت براى هدايت و تربيت آنان

قل ما أسئلكم عليه من أجر إلاّ من شاء أن يتّخذ إلى ربّه سبيلاً

قرار گرفتن هدايت مردم به عنوان اجر پيامبر(صلی الله علیه و آله) - در حالى كه هدايت شدن مردم از سنخ اجر نيست، علاوه بر اين كه مستثنى بايد از سنخ مستثنى منه باشد - مى تواند گوياى دو نكته باشد: 1دلسوزى و اهتمام بسيار پيامبر(صلی الله علیه و آله) نسبت به هدايت مردم. 2- خلوص و نداشتن هيچ چشمداشت مادى در رسالت خود. در حقيقت چنين جمله اى، مانند سخن آن پدرى است كه براى حفظ جان فرزندش، تلاش بسيار دارد و به فرزندش مى گويد: «من در قبال تلاشم، هيچ مزدى از تو نمى خواهم».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 46 - 12

12 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، براى حل اختلاف خود با مشركان حق گريز ، از خداوند كمك خواسته و او را به داورى طلبيد .

أنت تحكم بين عبادك فى ما كانوا فيه يختلفون

جمله «أنت تحكم. ..» براى انشاى دعا است كه در قالب جمله خبرى آمده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 66 - 2

2 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور اعلام مخالفت خود با عبادت غيرخدا و منصرف كردن مشركان از فكر تأثيرگذارى در عقايد آن حضرت

إنّى نهيت أن أعبد الذين تدعون من دون اللّه لمّا جاءنى البيّنت

پيامبر(صلی الله علیه و آله)، به در دست داشتن دلايل و براهين روشن در مخالفت خود با عبادت غير خدا تصريح فرمود. اين مطلب مى تواند به منظور مأيوس ساختن مشركان باشد; زيرا كسى كه در عقيده خود داراى دلايل روشن باشد، تأثيرپذيرى او از ديگر عقايد نا ممكن خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 6 - 4

4 - خداوند ، تعليم دهنده شيوه برخورد با مشركان به پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و قالوا . .. فاعمل إنّنا عملون . قل إنّما أنا بشر مثلكم

محمد(صلی الله علیه و آله) و مشركان صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 58 - 1،6

1 - اگر نزول عذاب در اختيار پيامبر(صلی الله علیه و آله) بود، كار آن حضرت با مشركان زمان خود سريعاً فيصله مى يافت.

قل لو أن عندى ما تستعجلون به لقضى الأمر بينى و بينكم

6 - ارائه هرگونه معجزه مورد درخواست مردم، اگر در اختيار پيامبر(صلی الله علیه و آله) بود، كار آن حضرت با مشركان زمان خود سريعاً با نزول عذاب خاتمه مى يافت.

لو أن عندى ما تستعجلون به لقضى الأمر بينى و بينكم

مراد از «ما تستعجلون»، به قرينه آيات گذشته همين سوره، مانند آيه 7 و 37، مى تواند نزول معجزات مورد درخواست كافران باشد. بر فرض نزول اين گونه معجزات، عذاب مشركان و مخالفان در پى آن صورت خواهد گرفت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 17 - 13

13 - وعده پيروزى به پيامبر (صلی الله علیه و آله) در برابر موج توطئه ها و تكذيب هاى شركورزان عصر بعثت

أو كذب بأيته إنه لا يفلح المجرمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 20 - 8

8 - پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) در پى بهانه جويى هاى مشركان و پرسش هاى مكرر آنان از علت عدم نزول معجزه ، در انتظار پاسخ و رهنمودى از سوى خداوند بود .

و يقولون لو لا أنزل عليه ءاية من ربه . .. إنى معكم من المنتظرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 41 - 5

5 - پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) در برابر مشركان تكذيب كننده رسالت ، موضع گيرى صريح و قاطعى داشت .

و إن كذبوك فقل لى عملى و لكم عملكم أنتم بريئون مما أعمل و أنا برىء ممّا تعملون

1045- محمد(صلی الله علیه و آله) و مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 112 - 21

21 - پيامبر(صلی الله علیه و آله) موظف به مبارزه منفى با مشركان مكه از راه بى اعتنايى به شبهات و دروغپردازيهاى آنان است.

و لو شاء ربك ما فعلوه فذرهم و ما يفترون

رها كردن مشركان و اعتنا نكردن به گفته هاى آنان نوعى مبارزه منفى است كه خداوند پيامبر(صلی الله علیه و آله) را به آن فرمان مى دهد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 42 - 1،2

1- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظف به ابلاغ رهنمود خداوند به مشركان ، در اثبات توحيد و نفى شرك

قل لو كان معه ءالهة كما يقولون إذًا لاَبتغوا إلى ذى العرش سبيلاً

2- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظف شد تا به مشركان اعلام كند : اگر با خداى واحد ، خدايان ديگرى وجود دارد ، بايد آنان براى گرفتن عرش چاره انديشى نموده و وسيله اى فراهم آورند .

قل لو كان معه ءالهة كما يقولون إذًا لاَبتغوا إلى ذى العرش سبيلاً

1046- مخالفت مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 31 - 8

8 - تسلّى و دلدارى خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در برابر مخالفت هاى مشركان و كافران

إنّهم ميّتون . ثمّ إنّكم يوم القيمة عند ربّكم تختصمون

يادآورى مردن كافران و مشركان و احضار شدن آنان به پيشگاه خداوند و نزاع و مجادله پيامبر(صلی الله علیه و آله) با آنان، در واقع نوعى دلدارى و تسلّى به پيامبر(صلی الله علیه و آله) است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 79 - 2

2 - اصرار و لجاجت مشركان در مخالفت با دعوت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، نمودى از حق گريزى آنان

أكثركم للحقّ كرهون . أم أبرموا أمرًا

1047- مخالفت مشركان با قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 15 - 7،10،11

7 - مشركان ، در راستاى مخالفت با قرآن ، به پيامبر (صلی الله علیه و آله) پيشنهاد مى كردند : براى آنان به جاى قرآن ، كتاب ديگرى را - كه موافق خواسته ها و تمايلاتشان باشد - بخواند .

و إذا تتلى عليهم ءاياتنا . .. قال الذين لا يرجون لقاءنا ائت بقرءان غير هذا

10 - طرح مسأله قيامت در قرآن و مطرح شدن موضوع ديدار انسان ها با خدا در آن روز ، از عمده ترين علل و اسباب مخالفت مشركان با قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله)

قال الذين لا يرجون لقاءنا ائت بقرءان غير هذا أو بدّله

11 - مخالفت مشركان با رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و قرآن كريم ، برخاسته از روح لجاجت و گردنكشى آنان

و إذا تتلى عليهم ءاياتنا بينت قال الذين لا يرجون لقاءنا ائت بقرءان غير هذا أو بد

با توجه به اينكه آيات الهى، آشكار و واضح بود و در عين حال مشركان از پذيرش آن امتناع ورزيدند، برداشت فوق استفاده مى گردد.

1048- مخالفت مشركان با محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 30 - 6

6 - خداوند تسلى بخش پيامبر(صلی الله علیه و آله) در برابر كارشكنيها و مخالفتهاى مشركان و منكران معاد

و قالوا إن هى إلا حياتنا الدنيا . .. و لو ترى إذ وقفوا على ربهم قال أليس هذا بال

مخاطب مستقيم فعل «ترى»، پيامبر(صلی الله علیه و آله) است، و اين گونه خطا متضمن نوعى تسليت و دلجويى از آن حضرت در برابر انكارها و مخالفتهاى كافران است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 15 - 10،11

10 - طرح مسأله قيامت در قرآن و مطرح شدن موضوع ديدار انسان ها با خدا در آن روز ، از عمده ترين علل و اسباب مخالفت مشركان با قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله)

قال الذين لا يرجون لقاءنا ائت بقرءان غير هذا أو بدّله

11 - مخالفت مشركان با رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و قرآن كريم ، برخاسته از روح لجاجت و گردنكشى آنان

و إذا تتلى عليهم ءاياتنا بينت قال الذين لا يرجون لقاءنا ائت بقرءان غير هذا أو بد

با توجه به اينكه آيات الهى، آشكار و واضح بود و در عين حال مشركان از پذيرش آن امتناع ورزيدند، برداشت فوق استفاده مى گردد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 9 - 11

11 - مخالفت مشركان مكه با پيامبر ، برخاسته از فريفتگى آنان به اقتدار نسبى خويش بود .

أَوَلم يسيروا فى الأرض . .. كانوا أشدّ منهم قوّة

نكوهش مخالفان پيامبر(صلی الله علیه و آله) بر عبرت نگرفتن از زوال قدرت ها و تمدن هاى گذشته، اشعار دارد كه سرپيچى آنان از پذيرش اسلام، برخاسته از دل خوشى آنها به امكانات رزمى و رفاهى خويش بوده است.

1049- مخالفت مشركان صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 5 - 2

2 - مخالفت سرسختانه و افراط گرانه مشركان عصر بعثت ، با قرآن

أن كنتم قومًا مسرفين

1050- مخلوقيت معبودان باطل مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 20 - 2

2- خدايان ادعايى مشركان ، نه تنها خالق نيستند ; بلكه خود نيز آفريده شده و مخلوقند .

و الذين يدعون من دون الله لايخلقون شيئًا و هم يخلقون

1051- مدت اعراض از مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 174 - 1

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) مأمور روى گردانى از مشركان و بى اعتنايى به آنان تا زمانى كم و نه چندان طولانى

فتولّ عنهم حتّى حين

«حين» براى عموم «وقت» و «مدت» وضع شده است; ولى در آيه شريفه به دليل تنكير آن - كه براى افاده تحقير معنوى است - بر تقليل دلالت مى كند; يعنى، زمان و مدت كم و اندك.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 178 - 1

1 - پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) مأمور روى گردانى از مشركان و بى اعتنايى به آنان تا زمانى كم و نه چندان طولانى

و تولّ عنهم حتّى حين

«حين» براى عموم وقت و مدت وضع شده است; ولى در آيه شريفه به خاطر نكره بودن - كه براى افاده تحقير معنوى است - بر تقليل دلالت مى كند; يعنى، زمان و مدت كم و اندك.

1052- مدت مهلت به مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 2 - 15

15 - از امام باقر ( ع ) روايت شده است كه فرمود : « خطب على ( ع ) الناس . . . فقال : . . . من كانت له مدة فهو إلى مدته و من لم يكن له مدة فمدته أربعة أشهر و كان خطب يوم النحر . . . ;

على (ع) [هنگام اعلام براءت] براى مردم سخنرانى كرد. .. و فرمود: ... هر كس براى او مدت تعيين شده تا همان مدت، و كسى كه براى او مدت تعيين نشده تا چهار ماه مهلت دارد و اين سخنرانى روز عيد قربان بود ... ».

1053- مرده بودن مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 122 - 1

1 - مشرك، مرده و بى بهره از حيات معنوى و روحانى است.

و إن أطعتموهم إنكم لمشركون. أو من كان ميتا فأحيينه

1054- مرگ مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 94 - 5

5 - با مرگ بين آدمى و شريكان پندارى او براى خداوند جدايى خواهد افتاد.

لقد تقطع بينكم و ضل عنكم ما كنتم تزعمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 37 - 17

17 - مرگ، آغاز گرفتارى مشركان و تكذيب كنندگان آيات الهى است.

حتى إذا جاءتهم رسلنا يتوفونهم قالوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 54 - 1،3

1 - بين مشركان و لذت هاى دنيوى شان ، پس از مرگ فاصله مى افتد .

و حيل بينهم و بين ما يشتهون

اين كه مراد از «ما يشتهون» چيست احتمال هاى گوناگونى وجود دارد; از جمله آنها لذت ها و مال و اموال دنيايى است.

3 - با مرگ مشركان ، فرصت ايمان آوردن از آنان گرفته شده و ديگر جايى براى آن نمى ماند .

و لو ترى إذ فزعوا . .. و قالوا ءامنّا به ... و حيل بينهم و بين ما يشتهون

احتمال دارد مراد از «ما يشتهون» - به قرينه ذكر ايمان مشركان با مشاهده عذاب و يا قيامت در آيات پيشين - علاقه به ايمان باشد.

1055- مسخ چشم مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 110 - 1

1 - وارونه ساختن دل و ديده برخى مشركان عنود سنت خداوندى است.

و نقلب أفئدتهم و أبصرهم كما لم يؤمنوا به أول مرة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 110 - 1

1056- مسلمانان صدر اسلام و مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 8 - 8

8 - وجود پيوند هاى قرابت و خويشاوندى ميان مسلمانان صدر اسلام و مشركان

و إن يظهروا عليكم لايرقبوا فيكم إلّاً و لاذمة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 13 - 12

12 - مسلمانان صدر اسلام ، از نبرد با شرك پيشگان پيمان شكن ، در هراس بودند .

أتخشونهم

1057- مسلمانان و مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 2 - 27

27 - خداوند ، فراخوان مسلمانان صدر اسلام به پرهيز از تجاوز و تعدى به مشركان

و لايجرمنكم شنئان قوم . .. ان تعتدوا

1058- مسلمانان و مشركان قريش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 7 - 5،6

5 - مسلمانان ، مشتاق رويارويى با كاروان تجارى قريش و ناخشنود از درگيرى با سپاه مسلح آنان

و تودون أن غير ذات الشوكة تكون لكم

6 - خداوند خواهان رويارويى مسلمانان با سپاه مسلح قريش و مشركان مكه

تودون أن . .. و يريد اللّه أن يحق الحق بكلمته

از مقابله دو جمله «تودون . .. » و «يريد اللّه ... » به دست مى آيد كه اراده خداوند بر خلاف خواسته مسلمانان در انتخاب يكى از دو گروه (كاروان تجارى و سپاه مسلح مشركان) بوده است.

1059- مسلمانان و مشركان معاهد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 12 - 9

9 - مسلمانان صدر اسلام ، موظف بودند در صورت مشاهده طعن و توهين به دين الهى از سوى معاهدان مشرك ، با ايشان به پيكار برخيزند .

و إن نكثوا أيمنهم . .. و طعنوا فى دينكم فقتلوا أئمة الكفر

1060- مسؤوليت مشركان صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 60 - 1

1 - مشركان صدراسلام ، به سجده در برابر خداى رحمان ، مأمور شده بودند .

و إذا قيل لهم اسجدوا للرحمن

1061- مشاجره مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 96 - 1

1 - مشاجره و دشمنى ، گمراهان ( مشركان ) با يكديگر در دوزخ

قالوا و هم فيها يختصمون

ضمير فاعلى در «قالوا» و نيز ضمير «هم»، به «غاوون» بازمى گردد. جمله «و هم فيها يختصمون» حال از ضمير در «قالوا» و «اختصام» (مصدر «يختصمون») به معناى جدال و ستيزه كردن است; يعنى، شرك پيشگان گمراه، در حالى كه در دوزخ باهم ستيزه مى كنند، به معبودهايشان خواهند گفت.

1062- مشركان اسير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 5 - 7

7 - دستور آزادى مشركان ( آنانى كه به خاطر تخلف از فرمان منع سير و سياحت در غير ماه هاى حرام اسير مى شدند ) در صورت پذيرش توحيد و گرايش آنان به اسلام

و خذوهم . .. فإن تابوا و أقاموا الصلوة ... فخلّوا سبيلهم

1063- مشركان اقوام پيشين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 51 - 2

2 - فرعون با مطرح ساختن شرك ربوبى اقوام گذشته ، براى موسى ( ع ) به استبعاد و القاى شبهه در مورد توحيد ربوبى پرداخت .

قال فما بال القرون الأُولى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 54 - 4

4 - مشركانِ ملت هاى پيشين نيز ، گرفتار عذاب شدند و بين آنان و لذت هاى دنيوى شان جدايى برگشت ناپذير افتاد .

و حيل بينهم و بين ما يشتهون كما فعل بأشياعهم من قبل

«اشياع» (جمع «شيعة») به معناى پيروان است و در آيه - به قرينه «من قبل» - مراد كسانى است كه مشابهت فكرى با مشركان بعدى داشته اند.

1064- مشركان انسان هاى نخستين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 19 - 4

4 - امت واحد و يكتاپرست نخستين ، ديرى نپاييد كه گرفتار تفرقه دينى شده و به دو دسته موحد و مشرك انشعاب يافتند .

و ما كان الناس إلا أمة وحدة فاختلفوا

قيد «ديرى نپاييد» از طرف «فاء» در «فاختلفوا»، بدست مى آيد.

1065- مشركان بنى اسرائيل و هارون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 150 - 18

18 - هارون ، مقهور گوساله پرستان بنى اسرائيل و ناتوان از بازدارى ايشان

إن القوم استضعفونى

«استضعاف» به معناى غلبه كردن و مقهور ساختن است.

1066- مشركان به هنگام احتضار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 37 - 12،13،14،20

12 - عدم دستيابى مشركان به معبودان دروغين خويش به هنگام مرگ

قالوا أين ما كنتم تدعون من دون الله قالوا ضلوا عنا

13 - مشركان به هنگام مرگ، به سبب اعتقاد به توان و كارايى معبودان خويش، مورد ملامت فرشتگان قرار خواهند گرفت.

قالوا أين ما كنتم تدعون من دون الله

استفهام در جمله «أين ما كنتم . ..»، استفهام توبيخى است.

14 - مشركان به هنگام مرگ به پوچى معبودان خويش پى خواهند برد و به كارساز نبودن آنان اعتراف خواهند كرد

قالوا ضلوا عنا

20 - مشركان به هنگام مرگ به كفر و واهى بودن باورهاى خويش (پذيرش خدايان پوچ به جاى خداى يگانه) شهادت خواهند داد.

و شهدوا على أنفسهم أنهم كانوا كفرين

1067- مشركان به هنگام عذاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 5 - 5

5 - ظهور بطلان ولايت غير خدا براى مشركان با آمدن عذاب الهى

و لاتتبعوا . .. فما كان دعويهم إذ جاء بأسنا إلا ان قالوا إنا كنا ظلمين

با توجه به جمله «و لاتتبعوا من دونه أولياء» معلوم مى شود كه مشركان با نزول عذاب استيصال، حقيقت امر را دريافته و خود را

به سبب پذيرش ولايت غير خدا ستمگر خواندند.

1068- مشركان پيرو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 166 - 1

1 - تقسيم مشركان به : سردمداران شرك و پيروان آنان

إذ تبرأ الذين اتبعوا من الذين اتبعوا

1069- مشركان پيرو در جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 167 - 13

13 - مشركان ( سران آنان و پيروانشان ) در قيامت به آتش دوزخ گرفتار شده و در آن ماندگار خواهند بود .

و ما هم بخرجين من النار

1070- مشركان پيرو در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 166 - 2،5،8

2 - مشركان ( سران شرك و پيروانشان ) به عذاب قيامت گرفتار خواهند شد .

إذ تبرأ الذين اتبعوا من الذين اتبعوا و رأوا العذاب

ظاهر اين است كه ضمير فاعلى در «رأوا العذاب» به هر دو طايفه (سران و تابعان) باز گردد. از آيه قبل و نيز آيه بعد معلوم مى شود كه ظرف «تبرّى»، روز قيامت است. بنابراين مراد از «العذاب» عذاب قيامت مى باشد.

5 - قيامت ، روز آگاهى مشركان تابع و دنباله رو از گمراهى پيشوايان و بزرگان خويش

إذ تبرأ الذين اتبعوا من الذين اتبعوا

8 - در قيامت تمامى سبب ها و وسايل پيوند و دوستى ميان سران شرك و پيروانشان از ميان خواهد رفت .

و تقطعت بهم الأسباب

برداشت فوق بر اين اساس است كه: مقصود از «الأسباب» مايه هاى پيوند ميان سران و پيروان باشد.

1071- مشركان جاهليت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بينه - 98 - 2 - 7

7 - اهل كتاب و مشركان در عصر جاهليت ، خود را در انتظار پيام هاى مكتوب و پيراسته از باطل قلمداد مى كردند كه آن را از رسولى الهى دريافت كنند .

حتّى تأتيهم البيّنة . رسول من اللّه يتلوا صحفًا مطهّرة

1072- مشركان جاهليت و قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 39 - 2،3

2 - شرك پيشگان عرب جاهلى ، مردمانى ناآشنا به جهان آخرت و حقايق روز بازپسين

بل كذبوا بما لم يحيطوا بعلمه و لما يأتهم تأويله

مراد از «ما لم يحيطوا بعلمه» به قرينه جمله بعد (و لما يأتهم تأويله) مى تواند قيامت باشد. در اين صورت، جمله «لم يحيطوا ... » بيانگر اين است كه: موضوع قيامت براى مشركان عرب جاهلى موضوعى بى سابقه و نوى بود و آنان در گذشته نسبت به آن در بى خبرى محض به سر مى بردند.

3 - قيامت و روز بازپسين ، مورد انكار شرك پيشگان عصر بعثت

بل كذبوا بما لم يحيطوا بعلمه

1073- مشركان حق ناپذير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 25 - 4

4 - محروميت مشركان حق ناپذير از فهم حقايق و معارف الهى نتيجه عملكرد خود آنهاست.

و جعلنا على قلوبهم أكنة أن يفقهوه و فى ءاذانهم وقرا

توصيف مشركان به «فى ءاذانهم وقرا و إن يروا . .. يجادلونك ... » گوياى نقش و تأثير اين عوامل در مهر خوردن به دلهاى آنان است. چنانكه موصول «يقول الذين كفروا» به جاى ضمير براى اشاره به همين جهت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 39 - 6

6- وجود عناصرى آگاه اما لجوج و حق ناپذير ، در ميان مشركان و منكران معاد

إنّ هؤلاء ليقولون . .. و لكنّ أكثرهم لايعلمون

بنابراين كه ضمير «هم» به مشركان مكه بازگردد; از مفهوم «أكثرهم» استفاده مى شود كه اقليتى آگاه در ميان مشركان حضور

داشتند كه به رغم درك حقانيت معاد، به انكار آن مى پرداختند.

1074- مشركان در آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 53 - 2

2 - مشركان ، در دنيا به پيامبر (صلی الله علیه و آله) كافر بودند ; ولى در قيامت به آن حضرت اظهار ايمان مى كنند .

و لو ترى إذ فزعوا . .. و قالوا ءامنّا به ... و قد كفروا به من قبل

1075- مشركان در جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 221 - 15،24

15 - ازدواج با مشرك ، زمينه ساز انحراف و دخول در جهنّم است .

و لا تنكحوا . .. اولئك يدعون الى النار

24 - لزوم پرهيز از معاشرتهايى كه خطر كفر و انحراف دارد و مايه درآمدن به جهنّم است .

و لا تنكحوا . .. و لا تنكحوا ... اولئك يدعون الى النار

با توجّه به عموميّت تعليل: اولئك يدعون الى النار، و شمول آن نسبت به موارد غير ازدواج.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 72 - 20

20 - آتش دوزخ ، جايگاه مشركان

انه من يشرك باللّه . .. مأويه النار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 86 - 3

3 - دوزخ جايگاه مشركان و يهوديان مستكبر و حق ناپذير

و الذين كفروا و كذبوا بايتنا أولئك اصحب الجحيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 17 - 10

10 - مشركان ، اهل دوزخ بوده و در آتش آن جاودانه خواهند ماند .

ما كان للمشركين . .. و فى النار هم خلدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 113 - 5

5 - دوزخى بودن مشركان ، امرى قطعى و غير قابل تغيير

للمشركين . .. من بعد ما تبين لهم أنهم أصحب الجحيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 8 - 1

1 - دوزخ ، جايگاه ابدى مشركان و منكران رستاخيز

إن الذين لايرجون لقاءنا . .. و الذين هم عن ءايتنا غفلون. أولئك مأويهم النار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 17 - 13

13- كافران به قرآن از هرگروه و طايفه ( مشركان ، يهوديان ، نصارا و . . . ) به آتش دوزخ گرفتار خواهند شد .

و من يكفر به من الأحزاب فالنار موعده

«ال» در «الأحزاب» مى تواند عهديه باشد كه در اين صورت اشاره به مشركان ، يهود و نصاراست و مى تواند «ال» در آن براى استغراق باشد كه در اين صورت ، مصداقهاى بارز و موردنظر آن ، گروههاى نامبرده اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 106 - 1

1- تيره بختان صحنه قيامت ( مشركان و كافران به رسالت انبيا ) روانه آتش دوزخ خواهند شد .

فأما الذين شقوا ففى النار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 62 - 13،14

13- مشركان ، پيشگام در وارد شدن به آتش جهنّم

لاجرم أن لهم النار و أنهم مفرطون

«مفرط» (از مصدر فرط) به معناى مقدم شدن، جلو افتادن، شتاب و سبقت گرفتن است.

14- مشركان مفترى ، در جهنّم به حال خود ر ها شده و مورد فراموشى قرار مى گيرند .

لاجرم أن لهم النار و أنهم مفرطون

«فرط» در لغت به معناى ترك آمده و برداشت فوق بر اساس معناى ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 39 - 11،12،13

11- آتش دوزخ ، فرجام حتمى مشركان است .

و لاتجعل مع الله إلهًا ءاخر فتلقى فى جهنّم

12- افكنده شدن مشركان در دوزخ ، همراه با ملامت ، طرد و اهانت است .

فتلقى فى جهنّم ملومًا مدحورًا

«مدحوراً» به معناى «مطرود» است كه در آن معناى اهانت و استخفاف اشراب شده است.

13- مشركان در حهنّم ، به عذاب جسمى و روحى مبتلا خواهند بود .

فتلقى فى جهنّم ملومًا مدحورًا

«القا در حهنّم» دلالت بر جسمانى بودن عذاب مى كند و «ملوماً» و «مدحوراً» - كه به معناى طرد و سرزنش است - دلالت بر عذاب روحى دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 99 - 4

4- خلود مشركان و معبودهايشان در آتش دوزخ

و كلٌّ فيها خلدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 100 - 1،2،3

1- فرياد دردناك و زجرآلود مشركان در جهنم

لهم فيها زفير

«زفير» به معناى پر شدن سينه از غم و اندوه است و نيز به معناى صداى نخست خران است (لسان العرب). در اين جا به معناى فرياد دردناك و اندوهگين مى باشد.

2- عذاب و شكنجه مشركان و معبودهايشان در جهنم شديد خواهد بود .

لهم فيها زفير و هم فيها لايسمعون برداشت ياد شده بنابر اين نكته است كه ضمير «لهم»

3- محروميت مشركان از شنوايى در جهنم

و هم فيها لايسمعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 19 - 6

6 - براى شرك پيشگان منكر ربوبيت خدا ، در دوزخ جامه هايى از آتشى ويژه مى برند و بر آنان مى پوشانند .

فالذين كفروا قطّعت لهم ثياب من نار

تنكير «نار» نشانگر اين نكته است كه جامه هايى كه براى اهل شرك خواهند بريد از جنس آتشى به خصوص خواهد بود نه از هر آتشى.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 21 - 2

2 - شرك پيشگان منكر ربوبيت خدا ، سزاوار گرز هاى آهنين در دوزخ

و لهم مقمع من حديد

«مقمعة» (مفرد «مقامع») به معناى گرز است. پس «مقامع من حديد»; يعنى، گرزهاى آهنين.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 106 - 2

2 - اقرار ذليلانه مشركان در تنگناى دوزخ ، به ربوبيت و پروردگارى خداوند

قالوا ربّنا غلبت . .. قومًا ضالّين

«غلبة» (مصدر «غلبت») به معناى چيره شدن است. «شقوة» معادل «شقاوة» و در مقابل سعادت است. در اين جا مراد از شقاوت، عوامل و اسباب آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 92 - 3

3 - ناتوانى معبود هاى مشركان از نجات گمراهان ، از دوزخ و دفاع از آنان در برابر عذاب

و برّزت الجحيم للغاوين . و قيل لهم أين ما كنتم تعبدون

پرسش از مكان معبودها - به قرينه آيه قبل كه سخن از رخ نمودن دوزخ براى گمراهان است - پرسش از موقعيت آنها براى نجات گمراهان از دوزخ و هرگونه دفاع از آنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 94 - 1،3

1 - نگون سار گشتن شرك پيشگان و معبودهايشان در دوزخ ، در پى اثبات پوچى هر معبودى جز خدا

هل ينصرونكم أو ينتصرون . فكبكبوا فيها هم و الغاون

«كبكبة» (مصدر مجهول «كبكبوا») به معناى نگون سار گشتن و نيز افكنده شدن است. ضمير «هم» نيز به معبودها بازمى گردد. بنابراين «فكبكبوا فيها هم...»; يعنى، گمراهان و معبودهايشان به صورت سرنگون در دوزخ افكنده خواهند شد.

3 - معبود هاى دروغين ، جلودار مشركان در سقوط به ورطه دوزخ

فكبكبوا فيها هم و الغاون

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه ضمير «هم» - كه به معبودهاى باطل بازمى گردد - مقدم بر «الغاوون» آمده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 95 - 1

1 - افكنده شدن همه سپاهيان ابليس در دوزخ ، به همراه گمراهان مشرك و معبود هاى باطلشان

فكبكبوا فيها . .. و جنود إبليس أجمعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 96 - 1،2

1 - مشاجره و دشمنى ، گمراهان ( مشركان ) با يكديگر در دوزخ

قالوا و هم فيها يختصمون

ضمير فاعلى در «قالوا» و نيز ضمير «هم»، به «غاوون» بازمى گردد. جمله «و هم فيها يختصمون» حال از ضمير در «قالوا» و «اختصام» (مصدر «يختصمون») به معناى جدال و ستيزه كردن است; يعنى، شرك پيشگان گمراه، در حالى كه در دوزخ باهم ستيزه مى كنند، به معبودهايشان خواهند گفت.

2 - امكان سخن گفتن دوزخيان با معبودهايشان در دوزخ

قالوا و هم فيها يختصمون

مخاطب «قالوا» به قرينه آيه «إذ نسوّيكم بربّ العالمين»، معبودهاى مشركان است و ضمير «فيها» به «جحيم» بازمى گردد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 31 - 6

6 - چشيدن عذاب دوزخ براى مشركان و سران آنان ، وعده حتمى و تخلف ناپذير خداوند

فحقّ علينا قول ربّنا إنّا لذائقون

برداشت ياد شده از آن جا است كه «حَقَّ» به معناى «ثَبَتَ» و «لَزَمَ» است و ثابت و لازم بودن عذاب، حاكى از حتمى و تخلف ناپذير بودن آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 163 - 4

4 - مشركان و معبودهايشان و پيروان گمراه آنان ، دوزخى اند .

إلاّ من هو صال الجحيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 16 - 1،3

1 - مشركان و كافران در دوزخ ، از هر سو در محاصره آتش قرار خواهند داشت .

لهم من فوقهم ظلل من النار و من تحتهم ظلل

مقصود از سايبان هايى از آتش بر فراز كافران و زير آنان، آتش فراگير است كه از هر سو آنها را محاصره كرده است; چنان كه در سوره ديگرى از اين حقيقت به صراحت ياد شده است: «يوم يخشاهم العذاب من فوقهم و من تحت أرجلهم. ..»، (سوره عنكبوت (29) آيه 55).

3 - شدت و فراوانى آتش جهنم ، در اطراف مشركان و كافران

لهم من فوقهم ظلل من النار و من تحتهم ظلل

مقصود از آيه شريفه هر چه باشد، اين نكته را نيز مى رساند كه آتش دوزخ بسيار شديد و زياد است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 40 - 4

4 - منحرفان از راه توحيد ، گرفتار آتش دوزخ خواهند بود .

إنّ الذين يلحدون . .. أفمن يلقى فى النار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 10 - 5

5 - معبود هاى دروغين مشركان ، فاقد كارايى و تأثير در نجات آنان از دوزخ

من ورائهم جهنّم و لايغنى . .. و لا ما اتّخذوا من دون اللّه أولياء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 6 - 13

13 - جهنم ، مهيا شده از سوى خداوند براى منافقان و مشركان

و أعدّ لهم جهنّم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 26 - 1

1- مشركان و عبادت كنندگان غير خدا ، محكوم به آتش دوزخ

ألقيا فى جهنّم . .. الذى جعل مع اللّه إلهًا ءاخر

1076- مشركان در دنيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 53 - 2

2 - مشركان ، در دنيا به پيامبر (صلی الله علیه و آله) كافر بودند ; ولى در قيامت به آن حضرت اظهار ايمان مى كنند .

و لو ترى إذ فزعوا . .. و قالوا ءامنّا به ... و قد كفروا به من قبل

1077- مشركان در سختى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 63 - 5

5 - مشركان نيز در مخاطرات سخت زندگى، فروتنانه و پنهانى از خداوند يگانه استمداد مى طلبند.

قل من ينجيكم من ظلمت البر و البحر تدعونه تضرعا و خفية

خطاب آيه متوجه مشركان است و صحت احتجاج متوقف بر آن است كه چنين حالتى براى آنان نيز در شرايط سخت پديدار گردد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 12 - 6

6 - نيايش خالصانه شرك پيشگان به درگاه خداوند ، به هنگام گرفتارى ها و مصايب ، دليلى روشن بر پوچى انديشه شرك و حقانيت توحيد ربوبى

و إذا مسّ الإنسن الضرّ دعانا

روى سخن در اين سوره با مشركان مكه است و آيه شريفه در مقام بيان يكى از دليلهاى روشن توحيد ربوبى و پوچى انديشه شرك است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 49 - 6

6 - نيايش شرك پيشگان به درگاه خداوند ، هنگام گرفتارى و مصيبت ها ، دليلى روشن بر پوچى انديشه شرك و حقانيت عقيده توحيدى

فإذا مسّ الإنسن ضرّ دعانا

برداشت ياد شده از آن جا است كه مخاطبان آيه شريفه، مشركان مكه هستند و اين آيه، در مقام بيان يكى از دلايل روشن بر اثبات توحيد الهى و پوچى انديشه شرك است.

1078- مشركان در عالم برزخ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 48 - 7

7 - آشكار نشدن حقيقت توحيد براى مشركان در عالم برزخ *

و يوم . .. و ظنّوا ما لهم من محيص

برداشت ياد شده بدين احتمال است كه روشن شدن حقيقت توحيد براى مشركان در روز قيامت، اشعار به اين دارد كه حتى پس از مرگ و در برزخ نيز حقايق براى آنان روشن نمى شود.

1079- مشركان در غزوه بدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 9 - 1

1 - مشاهده سپاه برتر مشركان جنگ بدر مايه نگرانى مسلمانان و احساس خطر از سوى آنان براى كيان اسلام

إذ تستغيثون ربكم

واژه «استغاثه» معمولا در موردى به كار مى رود كه استغاثه كننده در طلب نجات از تنگنايى شديد باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 42 - 1،2،4،7

1 - سپاه اسلام و سپاه شرك در آستانه جنگ بدر ، هر كدام در سويى از دره واقع در منطقه بدر مستقر شدند .

إذ أنتم بالعدوة

«عُدْوة» به معناى كناره و دامنه وادى است و وادى به زمينى كه بين دو كوه و دو تپه قرار دارد گفته مى شود و هر وادى داراى دو عدوه و كناره است. تكرار كلمه «عدوه» در آيه شريفه حكايت از آن دارد كه سپاه اسلام در يك سوى دامنه و سپاه كفر در دامنه ديگر استقرار داشتند.

2 - دره واقع ميان دو سپاه ايمان و شرك در جنگ بدر ، داراى دو دامنه متفاوت از جهت بلندى و پستى *

إذ أنتم بالعدوة الدنيا و هم بالعدوة القصوى

«دنيا» به معناى نزديكتر و «قصوى» به معناى دورتر است. به نظر مى رسد دورى و نزديكى آن دو دامنه به نسبت دره و زمين مسطح فيما بين سنجيده شده باشد. يعنى شما در دامنه اى بوديد كه آن دامنه به زمين مسطح نزديكتر بود و كافران در دامنه اى مستقر شده بودند كه به زمين مسطح دورتر بود. دورى و نزديكى دامنه ها به نسبت زمين مسطح فيما بين، ملازم با بلندى و پستى آن دو دامنه است.

4 - موقعيت ضعيف مسلمانان در جنگ بدر نسبت به موقعيت كفار

إذ أنتم بالعدوة الدنيا و هم بالعدوة القصوى

مى توان گفت هدف از بيان موقعيت مسلمانان و كفرپيشگان مكه در منطقه بدر يادآورى موقعيت بسيار ضعيف مسلمانان است. جلمه «ليهلك من هلك ... » مؤيد اين معنا مى باشد. زيرا پيروزى آنگاه دليل حقانيت مسلمانان مى شد كه شرايط ظاهرى، تضمين كننده پيروزى كافران و شكست مسلمانان بود.

7 - رويارويى دو سپاه بدر در زمانى مشخص ، حتى با برنامه ريزى طرفين ممكن نبود .

و لو تواعدتم لاختلفتم فى الميعد

كلمه «ميعاد» مى تواند اسم زمان به معناى زمان قرار، و مى تواند اسم مكان به معناى جايگاه قرار باشد. و مراد از «تواعد» وعده مسلمانان با اهل مكه است ; يعنى «و لو تواعدتم أنتم و اهل مكة ... » كه در برداشت به برنامه ريزى طرفين تعبير شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 53 - 12

12 - هلاكت و نابودى مشركان مكه در كارزار بدر ، پيامد گناهان و كفرشان به آيات الهى بود .

ذلك بأن اللّه لم يك مغيرا نعمة أنعمها على قوم حتى يغيروا ما بأنفسهم

«ذلك» علاوه بر اينكه اشاره به فرجام شوم فرعونيان و كافران پيش از آنان است، مى تواند اشاره به قضاياى جنگ بدر و نابودى مشركان مكه نيز داشته باشد.

1080- مشركان در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 113 - 17

17 - خداوند ، در قيامت ميان يهود ، نصارا و مشركان داورى كرده آنان را بسزاى گفته ها و اتهام هاى ناروايشان خواهد رساند .

فاللّه يحكم بينهم يوم القيمة فيما كانوا فيه يختلفون

مراد از حكومت و داورى خدا در قيامت، مجرد بيان حق نيست; زيرا خداوند حقايق را با نازل كردن قرآن بيان داشته و آيه مورد بحث نيز پندار باطل يهود و نصارا را روشن ساخته است. بنابراين، مقصود از «يحكم ...» به كيفر رساندن متخلفان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 118 - 6

6 - عذاب و نيز آمرزش مشركان در قيامت در اختيار خداوند و به دست اوست

ان تعذبهم . .. و إن تغفر لهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 22 - 3،7،8

3 - خداوند گردآورنده تمامى ستمگران (اهل كتاب و مشركان) در قيامت

إنه لايفلح الظلمون . .. و يوم نحشرهم جميعا

چون در آيات گذشته سخن از مشركان و اهل كتاب به ميان آمده بود، در برداشت اين دو گروه به عنوان مصاديقى بارز از ظالمان مشخص شده اند.

7 - قيامت، روز استهزاى مشركان و نماياندن ناتوانى و بطلان خدايان دروغين آنهاست.

و يوم نحشرهم جميعا ثم نقول للذين أشركواأين شركاؤكم الذين كنتم تزعمون

8 - مشركان، غوطهور در پندارهاى بى اساس خويش و اميدوار به كمكهاى خدايان دروغين در قيامت

أين شركاؤكم الذين كنتم تزعمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 23 - 1،2،3،4،5،6،8

1 - مشركان در قيامت براى شرك خويش چاره اى جز انكار آن ندارند.

ثم لم تكن فتنتهم إلا أن قالوا و اللّه ربنا ما كنا مشركين

از جمله معانى فتنه، اعتذار است كه در اين آيه به معنى راهى براى گريز و نجات است.

2 - بى پناهى مشركان در قيامت و ناتوانى معبودهاى آنان از كمك رساندن به آنها

أين شركاؤكم . .. ثم لم تكن فتنتهم إلا أن قالوا و اللّه ربنا ما كنا مشركين

اين آيه و آيه پيش ترسيمى از چهره مشركان در قيامت است. در آيه پيش خطاب به مشركان شده كه: «أين شركاؤكم» ؟ و در اين آيه درماندگى و بيچارگى و عجز آنان از پاسخ و دفاع را بيان داشته است.

3 - سوگند دروغ مشركان در قيامت بر مشرك نبودنشان در دنيا

و اللّه ربنا ما كنا مشركين

4 - قيامت، روز رسوايى مشركان و آشكار شدن بطلان عقايد شرك آلود آنان

ثم لم تكن فتنتهم . .. و اللّه ربنا ما كنا مشركين

5 - تلاش مشركان در قيامت براى توجيه شرك خويش و گريز از پيامدهاى آن

و اللّه ربنا ما كنا مشركين

برداشت فوق بر اساس اين احتمال است كه مشركان اين جمله را به دروغ به قصد نفى شرك خويش نگفته باشند، بلكه مقصودشان

توجيه باشد كه هدف ما حق بوده و بتها را مظهر حق مى دانستيم، نه شريك خدا

6 - اعتراف مشركان در قيامت به الوهيت و ربوبيت خداوند

و اللّه ربنا ما كنا مشركين

8 - المروى عن أبى عبداللّه(ع): ان المراد من «فتنتهم» معذرتهم.

از امام صادق(ع) روايت شده كه مراد از «فتنتهم» در آيه «ثم لم تكن فتنتهم . ..»، معذرت خواهى مشركان (در قيامت) است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 24 - 1،5،9

1 - مشركان در قيامت به دروغ منكر شرك ورزى خويش در دنيا مى شوند.

و اللّه ربنا ما كنا مشركين. انظر كيف كذبوا على أنفسهم

5 - مشركان، على رغم اصرار بر شرك خويش در دنيا، در آخرت به شدت آنان را انكار مى كنند.

قالوا و اللّه ربنا ما كنا مشركين . .. و ضل عنهم ما كانوا يفترون

مفاد جمله «ما كانوا يفترون» ماضى استمرارى است كه دلالت بر تداوم و اصرار مشركان بر عقايد خويش در دنيا دارد.

9 - دروغپردازى مشركان، حتى در قيامت

انظر كيف كذبوا على أنفسهم و ضل عنهم ما كانوا يفترون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 27 - 7

7 - مشركان در مرحله اى از قيامت منكر شرك خويش و در مرحله اى معترف به آن مى شوند.

و اللّه ربنا ما كنا مشركين . .. فقالوا يليتنا نرد و لا نكذب بأيت ربنا و نكون من

برداشت فوق از ارتباط آيه 23 و 27 به دست مى آيد كه مشركان در آنجا مشرك بودن خودشان را منكر شدند، ولى در اينجا اعتراف كردند كه آيات را تكذيب مى كردند و مؤمن نبودند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 28 - 1،4،9

1 - پديدار شدن عذابى كه مشركان آن را انكار مى كردند، موجب آرزوى بازگشت به دنيا، نه ايمان واقعى به خداوند و آيات

فقالوا يليتنا نرد . .. بل بدالهم ما كانوا يخفون من قبل

جمله «ياليتنا . .. و نكون من المؤمنين» در آيه قبل، بيان آرزوى مشركان براى بازگشت به دنيا و ايمان آوردن بود. حرف «بل» اضراب از آن مطالب است. يعنى نه اينكه آرزوى بازگشت براى ايمان باشد، بلكه به پندار رهايى از عذاب است.

4 - مشاهده عذاب قيامت زمينه آگاهى و وقوف مشركان بر شرك خويش

ما كنا مشركين . .. بل بدالهم ما كانوا يخفون من قبل

مراد از جمله «ما كانوا يخفون»، به قرينه آيت پيشين ( . .. و اللّه ربنا ما كنا مشركين) مى تواند شرك و اختفاى آن از سوى مشركان در برخى از مواقف قيامت باشد. «من قبل» اشاره به آن موقف است.

9 - لجاجت پيشگان مشرك، پس از ديدن جهنم نيز اگر دنيا بازگردند اصلاح نمى شوند.

و لو ترى إذ وقفوا على النار . .. و لو ردوا لعادوا لما نهوا عنه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 164 - 12

12 - مشركان در قيامت به حقانيت معارفى كه بر سر آن با اهل ايمان اختلاف داشتند، پى خواهند برد.

فينبئكم بما كنتم فيه تختلفون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 39 - 4

4 - پيروان شرك و كفر، در قيامت، خواهند فهميد كه گناهى كمتر از سرانشان بر دوش ندارند.

فما كان لكم علينا من فضل

چون جمله «فما كان . ..» نتيجه پاسخ خداوند است كه فرمود «لكل ضعف و لكن ...» معلوم مى شود هر دو گروه (سران و پيروان) از آن جمله مى فهمند كه به گناهى همسان گرفتار هستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 19 - 9

9 - قيامت ، روز داورى ميان موحدان و مشركان

و لو لا كلمة سبقت من ربك لقضى بينهم فيما فيه يختلفون

از اينكه خداوند فرمود: دنيا جاى داورى ميان اهل شرك و توحيد نيست، معلوم مى شود محل داورى ميان آنان، جهانى ديگر است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 28 - 5،7

5 - حشر مشركان در قيامت ، به همراه معبود هاى مورد پرستش آنان خواهد بود .

ثم نقول للذين أشركوا مكانكم أنتم و شركاؤكم

7 - خداوند ، پس از توقيف مشركان و معبودهايشان در عرصه محشر ، نخست آنان را از هم جدا كرده و سپس به بازجويى و محاكمه آنان خواهد پرداخت .

ثم نقول للذين أشركوا مكانكم أنتم و شركاؤكم فزيلنا بينهم . .. ما كنتم إيانا تعبدو

برداشت فوق بر اين اساس است كه ضمير «بينهم» به اهل شرك و معبودهايشان بازگردد. گفتنى است كه «تزييل» (مصدر زيلنا) به معناى دور كردن دو چيز از يكديگر و جدايى افكندن ميان آن دو است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 18 - 7

7- مشركان و كافران ، در روز قيامت حاضرند در صورت دارا بودن حتى دو برابر ثروت زمين ، آن را براى رهيدن از عذاب فديه دهند .

والذين لم يستجيبوا له لو أن لهم ما فى الأرض جميعًا و مثله معه لافتدوا به

«إفتداء» (مصدر افتدوا) به معناى بخشيدن چيزى است براى رها شدن و خلاصى يافتن از اسارت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 27 - 7

7- مشركان در قيامت ، جوابى در برابر بازخواست خداوند نخواهند داشت .

أين شركاءى الذين كنتم تشقّون فيهم قال الذين أُوتوا العلم

از اينكه در آيه به جاى پرداختن به جواب مشركان، سخن اشخاص ديگرى را به ميان آورده است، به دست مى آيد كه مشركان در برابر مؤاخذه خداوند جوابى براى گفتن نخواهند داشت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 86 - 5،6

5- تلاش مشركان در قيامت براى دخيل شمردن معبود هاى دروغينشان در گمراهى خويش *

و إذا رءا الذين أشركوا شركاءهم قالوا ربّنا هؤلاء شركاؤنا الذين كنّا ندعوا من دو

برداشت فوق، بر اين احتمال استوار است كه غرض مشركان از نماياندن معبودهاى دروغين خويش، كاستن از بار گناه خويش و نهاندن آن بر دوش معبودها باشد.

6- ادعاى مشركان در قيامت مبنى بر شريك بودن معبود ها براى خدا ، از سوى خود معبود ها تكذيب خواهد شد .

فألقوا إليهم القول إنكم لكذبون

شكوائيه مشركان از معبودهايشان در قيامت (قالوا هؤلاء . ..)، ممكن است به اين خاطر باشد كه آنان معبودها را عامل گمراهى خود قلمداد مى كنند. از اين رو تكذيب معبودها مى تواند مربوط به همين ادعا باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 87 - 1،2

1- مشركان ، مراتب تسليم بودن خود را به پيشگاه خداوند ، در قيامت ابراز مى دارند .

و إذا رءا الذين أشركوا . .. و ألقوا إلى الله يومئذ السلم

2- مشركان ، تنها در قيامت و پس از ناگزيرى ، تسليم مى شوند .

و ألقوا إلى الله يومئذ السلم

ناگفته پيداست كه مشركان در دنيا هرگز تسليم حق و فرمان خدا نبوده اند (يعرفون نعمت الله ثمّ ينكرونها . ..). بنابراين ابراز تسليم با قيد «يومئذ» (در آن روز) گوياى برداشت فوق است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 52 - 2

2- خداوند ، به هنگام برپايى قيامت ، مشركان را به حيات مجدد فرا مى خواند و آنان بى هيچ درنگ و تأملى ، به او پاسخ گفته و با ستودن او زنده خواهند شد .

يوم يدعوكم فتستجيبون بحمده

برداشت فوق، مبتنى بر اين نكته است كه مرجع ضمير «كم» منكران معاد و مشركان باشد كه از زمان وقوع قيامت سؤال مى كردند و نيز «يوم» بدل براى «قريباً» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 48 - 5،6

5- مشركان و دنياگرايان ، از منظر لطف و رحمت الهى ، در قيامت ، ساقط اند .

و عرضوا على ربّك صفًّا

در صورتى كه نايب فاعل «عرضوا» مشركان و دنياگرايان باشند - كه در آيات قبل، ياد آنان به ميان آمد - مجهول آمدن فعل و نيز به كار رفتن «ربّك» - كه خطاب پيامبر(صلی الله علیه و آله) است - به جاى «ربّهم» دال بر تحقير ايشان است.

6- گزارش خداوند از صحنه قيامت و حشر مشركان ، تسليت و دل جويى از پيامبر (صلی الله علیه و آله) در برابر انكار ها و دنياپرستى آنان است .

و البقيت الصلحت خير عند ربّك . .. و ترى الأرض ... على ربّك

خطاب در «ربّك» و «ترى» به پيامبر(صلی الله علیه و آله) است اين گونه خطاب در دل آياتِ مربوط به قيامت مشركان، نوعى تسلى دادن به پيامبر(صلی الله علیه و آله) در برابر انكار آنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 52 - 1،3،5،6،7،12

1- خداوند ، در قيامت ، به مشركان فرصت خواهد داد تا از معبود هاى پندارى خويش استمداد كنند .

نادوا شركاءى الذين زعمتم

3- معبودان و شركاى پندارى مشركان ، در قيامت ، هيچ پاسخى به كمك خواهى آنان نخواهند داد .

فدعوهم فلم يستجيبوا لهم

5- صحنه بيهوده بودن استمداد مشركان از معبود هاى خود در قيامت ، صحنه اى شايان فراگيرى و به خاطر سپردن است .

و يوم يقول نادوا شركاءى . .. فلم يستجيبوا لهم

«يوم» مفعول براى فعل مقدرى مانند «اُذكروا» است ;يعنى، «به ياد آن روز باشيد كه . ..».

6- در قيامت ، مشركان ، از معبودان پندارى خويش جدا و دوراند .

و يوم يقول نادوا شركاءى

«نداء» به معناى «بلند كردن آواز و آشكار ساختن آن» است (مفردات راغب) و فعل «نادوا» نشانه زياد بودن فاصله مشركان و معبودان است.

7- مشركان ، حتى در قيامت هم دل بسته يارى معبودان شان اند .

فدعوهم

12- خداوند ، در قيامت ، بين مشركان و معبودان شان وادى هلاكت بارى را قرار خواهد داد و هرگونه ارتباط ميان آنها را ناممكن خواهد ساخت .

و جعلنا بينهم موبقًا

«وبوق» به معناى «هلاك شدن» است و «موبق» اسم مكان به معناى «مكان هلاكت» است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 53 - 2،5

2- مكان هلاكت بارى كه بين مشركان و معبودان پندارى آنها فاصله مى شود ، آتش دوزخ است .

و جعلنا بينهم موبقًا . و رءا المجرمون النار

5- مشركان ، در قيامت ، در پى يافتن راهى براى نجات خويش از آتش دوزخ اند .

فدعوهم فلم يستجيبوا لهم . .. و لم يجدوا عنها مصرفًا

در آيه قبل، بيان شد كه مشركان، با خواندن معبودان پندارى شان، در صدد نجات خود برخواهند آمد و اين آيه، خبر از نافرجامى تلاش آنان داده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 82 - 8

8- مشركان در قيامت ، پرستش و بندگى معبود هاى ساختگى را انكار كرده و با آنها به ستيز و دشمنى خواهند پرداخت .

سيكفرون بعبادتهم و يكونون عليهم ضدًّا

در برداشت ياد شده، مرجع ضمير «يكفرون» و «يكونون» مشركان و مرجع ضمير «بعبادتهم» و «عليهم» الهه دانسته شده و كفر نيز به معناى انكار گرفته شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 19 - 3

3 - مشركان در قيامت ، ناتوان از دفاع از خويش در برابر عذاب الهى و يافتن هرگونه يار و ناصرى براى خود

فما تستطيعون صرفًا و لانصرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 68 - 10

10 - مشركان ، آدم كشان و زناكاران ، به روز رستاخيز با كيفر اعمالشان روبه رو خواهند شد .

والذين لايدعون مع اللّه إلهًا . .. و لايزنون و من يفعل ذلك يلق أثامًا

«ذلك» اشاره است به سه گناهى كه در جمله هاى قبل ياد شده است و «اثام» به معناى جزا و كيفر گناه مى باشد (لسان العرب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 93 - 2

2 - آشكار گشتن پوچى عقايد شرك آلود ، براى مشركان در قيامت

و قيل لهم أين ما كنتم . .. هل ينصرونكم أو ينتصرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 101 - 1

1 - حسرت مشركان ، بر نداشتن كمترين دوست دلسوز در قيامت

و لاصديق حميم

«حميم» به معناى نزديك است و «صديق حميم» (دوست نزديك) مى تواند كنايه از فرد مشفق، مهربان و دلسوز باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 62 - 1،4

1 - صحنه روبه رو شدن اهل شرك با مؤاخذه خداوند در روز رستاخيز ، صحنه اى شايان توجه و يادآورى

و يوم يناديهم فيقول أين شركاءى

«يوم» در «يوم يناديهم» مفعول براى فعل محذوف «اذكر» است; يعنى، «اذكر يوم يناديهم. ..».

4 - پرسش تحقيرآميز خداوند از مشركان ، درباره معبود هاى آنان در قيامت

فيقول أين شركاءى

استفهام در «أين شركاءى» براى تهكّم و استهزا است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 64 - 3،7

3 - فراخواندن مشركان از سوى خداوند ، براى يارى خواستن از معبودهايشان در قيامت .

و قيل ادعوا شركاءكم

7 - روبه رو شدن مشركان با عذاب الهى در قيامت ، همراه با يأس كامل آنان از وجود يارى دهنده اى براى خود

قيل ادعوا شركاءكم . .. فلم يستجيبوا لهم و رأوا العذاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 65 - 1،4

1 - مواجه شدن اهل شرك با بازخواست خداوند در روز رستاخيز ، امرى قابل توجه و شايان يادآورى

و يوم يناديهم

«يوم» در «يوم يناديهم» مفعول براى «اذكر» محذوف است; يعنى، «و اذكر يوم يناديهم. ..».

4 - پرسش خداوند از مشركان در قيامت ، درباره چگونگى پاسخ آنان به دعوت پيامبران

فيقول ماذا أجبتم المرسلين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 66 - 2

2 - تحير و درماندگى اهل شرك در روز رستاخيز

فعميت عليهم الأنباء يومئذ

برداشت ياد شده بدين جهت است كه ميان بسته شدن همه راه هاى خبر بر انسان و سرگردانى وى، تلازم وجود دارد. بنابراين جمله «عميت عليهم الأنباء» مى تواند كنايه از حيرت و سردرگمى مشركان باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 74 - 1

1 - صحنه روبه رو شدن اهل شرك با مؤاخذه خداوند در روز رستاخيز ، صحنه اى شايان توجه و يادآورى

و يوم يناديهم فيقول أين شركاءى

«يوم» در «يوم يناديهم» مفعول براى فعل محذوف «اذكر» است; يعنى، «اذكر يوم يناديهم. ..».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 75 - 9

9 - برملا شدن حقانيت توحيد براى جوامع شرك پيشه در قيامت

فعلموا أنّ الحقّ للّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 13 - 7

7 - مشركان ، در قيامت ، الوهيت معبودان خويش را انكار مى كنند .

و لم يكن لهم من شركائهم شفعؤا و كانوا بشركائهم كفرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 31 - 7،9

7 - مشركان ، در قيامت خطا هاى خود را به يكديگر نسبت خواهند داد .

و لو ترى إذ الظلمون موقوفون عند ربّهم يرجع بعضهم إلى بعض القول

9 - مؤاخذه شدن مشركان در پيشگاه خداوند در قيامت

و قال الذين كفروا . .. و لو ترى إذ الظلمون موقوفون عند ربّهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 33 - 11

11 - مشركان ، به خاطر انتخاب عقيده شرك آلود ، در قيامت پشيمان شده و آن را پنهان خواهند كرد .

و لو ترى إذ الظلمون موقوفون عند ربّهم . .. و أسرّوا الندامة لمّا رأوا العذاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 42 - 3

3 - در روز قيامت ، از ملائكه هيچ كارى براى عبادت كنندگان ادعايى شان ساخته نيست .

فاليوم لايملك بعضكم لبعض نفعًا و لا ضرًّا

به قرينه اين كه مخاطبان در آيات پيشين، ملائكه بودند و خداوند با آنان درباره عبادت مشركان گفتوگو مى كرد; مخاطب «كم» در «بعضكم» مى تواند ملائكه باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 51 - 3

3 - فزع و گرفتارى مشركان در قيامت ، مسلّم و قطعى است .

و لو ترى إذ فزعوا فلافوت و أُخذوا

يادآورى وضعيت مشركان با فعل هاى ماضى «فزعوا» و «اُخذوا»، حكايت از قطعيّت ناراحتى و گرفتارى آنان دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 52 - 6

6 - ايمان مشركان در قيامت ، سودى براى آنان ندارد .

و لو ترى إذ فزعوا . .. و قالوا ءامنّا به و أنّى لهم التناوش

«تناوش» (از ريشه «نوش») به معناى تناول و رسيدن است; يعنى، آنان چگونه مى توانند به ايمان نايل آيند؟ و مراد از آن بى فايده بودن ايمان در غير زمان و فرصت لازم خودش است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 14 - 4

4 - حضور معبود ها در قيامت و انكار و تبرّى آنان از شركورزى مشركان

و يوم القيمة يكفرون بشرككم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 19 - 4

4 - مشركان و منكران معاد ، خود را به طور ناگهانى در قيامت يافته و بر حال زار خود نظاره گر خواهندبود .

فإذا هم ينظرون

«إذا» براى مفاجات است كه حاكى از ناگهانى انجام شدن مفاد آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 23 - 1

1 - فرمان خداوند در قيامت ، مبنى بر راندن مشركان ستم پيشه و هم فكران و معبود هاى آنان به راه دوزخ

احشروا الذين . .. يعبدون . من دون اللّه فاهدوهم إلى صرط الجحيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 24 - 1

1 - فرمان خداوند به توقف مشركان بر سر راه دوزخ به منظور بازخواست از آنان

وقفوهم إنّهم مسئولون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 26 - 1،2

1 - تسليم و انقياد كامل مشركان به پيشگاه عدل الهى در عرصه قيامت

بل هم اليوم مستسلمون

آمدن «مستسلمون» از باب استفعال، بيانگر مبالغه در تسليم است.

2 - مشركان در عرصه قيامت ، يكديگر را تسليم كيفر الهى كرده و به خذلان هم خواهند پرداخت . *

بل هم اليوم مستسلمون

برداشت ياد شده مبتنى بر اين نكته است كه «مستسلمون» - به قرينه «لاتناصرون» - به معناى تسليم كنندگان باشد. گفتنى است كلمه «بل» - كه براى اضراب انتقالى است - مؤيد همين برداشت است. بر اين اساس پيام آيه چنين مى شود: مشركان نه تنها به يارى هم نمى شتابند; بلكه با تسليم كردن يكديگر، به خذلان هم خواهند پرداخت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 27 - 1

1 - مشركانِ فريب خورده ، در عرصه قيامت رو در روى پيشوايان فريب كارِ خود قرار خواهند گرفت .

و أقبل بعضهم على بعض يتساءلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 28 - 2

2 - مشركان فريب خورده ، پيشوايان خود را مسؤول گمراهى خويش در قيامت معرفى خواهند كرد .

قالوا إنّكم كنتم تأتوننا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 30 - 6

6 - مشركان فريب خورده و پيشوايان شان در قيامت ، يكديگر را به دست داشتن در گمراهى و انحراف از مسير حق ، متهم خواهند كرد .

و أقبل بعضهم على بعض يتساءلون . قالوا إنّكم كنتم تأتوننا ... قالوا ... و ما كان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 31 - 5

5 - اعتراف پيشوايان شرك به ربوبيت الهى در حضور مشركان در عرصه قيامت

فحقّ علينا قول ربّنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 15 - 3

3 - مشركان و كافران در عرصه قيامت ، سرمايه عمر خود را تباه شده مى بينند و خويش را از حمايت خانواده شان ، محروم مى يابند .

قل إنّ الخسرين الذين خسروا أنفسهم و أهليهم يوم القيمة

مقصود از «أنفس» سرمايه هاى عمر و مراد از «أهل» خانواده مى باشد. بر اين اساس خسارت نفس، به معناى تباه ساختن و بهره كافى نگرفتن از سرمايه عمر است. خسارت اهل نيز به معناى از كف دادن حمايت خانواده و بهره نجستن از آنان مى باشد. گفتنى

است برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه مخاطبان آيه شريفه كافران و مشركان هستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 47 - 7

7 - عذاب مشركان و ستمگران در قيامت ، بسيار بزرگ و فراتر از تصورشان است .

و بدا لهم من اللّه ما لم يكونوا يحتسبون

«إحتساب» (مصدر «يحتسبون») مبالغه در حساب و به معناى «ظن» است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 52 - 3

3 - عذرخواهى كافران و مشركان ستيزه جو در قيامت ، پذيرفته نشده و سودى به حال آنان نخواهد داشت .

يوم لاينفع الظلمين معذرتهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 47 - 11،12

11 - قيامت ، صحنه محاكمه مشركان به خاطر عقايد شرك آميز آنان

و يوم يناديهم أين شركاءى

12 - مشركان در قيامت مورد سخره و تحقير الهى قرار مى گيرند .

و يوم يناديهم أين شركاءى

لحن آيه و نحوه خطاب در آن («أين شركائى» و «يناديهم») مى تواند مفيد برداشت بالا باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 28 - 1

1- مخاصمه شيطان و مشركان با يكديگر ، در محكمه عدل الهى

قال قرينه ربّنا ما أطغيته . .. قال لاتختصموا لدىّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 42 - 3

3 - كافران و مشركان در عرصه قيامت به سجده فرا خوانده مى شوند ; ولى آنان از اين كار ناتوان اند .

و يدعون إلى السجود فلايستطيعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 43 - 1،2

1 - ظهور و بروز ذلّت و ترس ، در ديدگان كافران و مشركان در عرصه قيامت

خشعة أبصرهم

2 - ذلّت و خوارى ، تمامى وجود كافران و مشركان را در قيامت فرا مى گيرد .

ترهقهم ذلّة

1081- مشركان در ماههاى حرام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 2 - 5

5 - اعطاى آزادى سير و سياحت به مشركان پيمان شكن ، در چهار ماه حرام از سال ( ذيقعده ، ذيحجه ، محرم و رجب )

فسيحوا فى الارض أربعة أشهر

توصيف «أربعة أشهر» به «الاشهر الحرم» (در آيه 5) مى تواند قرينه باشد بر اين كه: مراد از «أربعة أشهر» همان چهار ماه حرام معروف (ذيقعده، ذيحجه، محرم و رجب) است ; يعنى با الغاى اعتبار پيمان صلح و برداشته شدن امان از مشركان، آنان تنها در ماههاى حرام، آزادى رفت و آمد و سير و سياحت خواهند داشت.

1082- مشركان دوران اصحاب كهف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 20 - 3

3- مشركان ، در عصر اصحاب كهف ، در صورت بازگشت كامل يكتاپرستان به شرك ، از كيفر آنان چشم پوشى مى كردند .

يرجموكم أو يعيدوكم فى ملّتهم

در اصل، بايد براى فعل «يعيدوكم» حرف «إلى» به كار رود; جاى گزينى حرف «فى» گوياى اين است كه چنان چه اصحاب كهف، به طور كامل، در شرك مستقر شوند و هيچ گفته و كردارى خلاف آن نداشته باشند، مشركان، از سنگ سار آنان صرف نظر خواهند كرد.

1083- مشركان دوران جاهليت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 136 - 1،2،9،10

1 - قرار دادن سهمى از زراعت و چهارپايان براى خدا و سهمى از آن براى شريكان موهوم او (مانند بت، جن و . ..) از سنتهاى مشركان در عصر جاهليت

و جعلو الله مما ذراً . .. فقالوا هذا لله

به قرينه آيه 100 همين سوره (و جعلوالله شركاء الجن)، از جمله عقايد موهوم مشركان، شريك بودن جنيان با خداوند بوده است.

2 - سنت جاهلى مشركان در قرار دادن سهمى از زراعت و چهارپايان براى خدا و سهمى براى شريكان خيالى او، بى اساس و بر

پايه گمان بوده است.

و جعلو الله مما ذراً . .. هذا لله بزعمهم

«زعم» به گمان و سخن بى اساس اطلاق مى شود. (مصباح اللغة).

9 - مصرف سهم خداوند براى بتها و ديگر شريكان خيالى و مصرف نكردن سهم بتها براى خداوند، از داوريهاى ناپسند مشركان عصر جاهلى بوده است.

فما كان لشركائهم . .. ساء ما يحكمون

مراد از فعلهاى «يصل» و «لايصل»، آن گونه كه مفسران گفته اند، در مقام خبر از انشاى مشركان است. يعنى مشركان آنچه را سهم خداوند تلقى مى نمودند، مصرفش را براى بتها (مانند مخارج بتكده و ...) مجاز مى دانستند، ولى عكس آن را روا نمى شمردند.

10 - داورى زشت و غلط مشركان جاهلى در مقايسه خدا با بتها و ترجيج بتها بر او

فما كان لشركائهم . .. ساء ما يحكمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 137 - 1،2،7،9

1 - فرزند كشى و قربانى براى شريكان پندارى خداوند، از سنتهاى زشت مشركان عصر جاهليت بوده است.

ساء ما يحكمون. و كذلك زين لكثير من المشركين قتل أولدهم

در آيه شريفه تزيين كشتن فرزندان به «شركاء» نسبت داده نشده، لذا محتمل است مراد قربانى كردن فرزندان براى بتها باشد، گر چه اعراب جاهلى به انگيزه هاى ديگرى نيز، مانند فقر، عار از دختر داشتن و . .. فرزندان خود را مى كشتند.

2 - كشتن فرزند در نظر بسيارى از مشركان عصر جاهليت كارى زيبا و شايسته بوده است.

و كذلك زين لكثير من المشركين قتل أولدهم

7 - فرزندكشى در نظر گروهى از مشركان عصر جاهليت، على رغم نظر بسيارى ديگر، كارى شايسته تلقى نمى شده است.

كذلك زين لكثير من المشركين قتل أولدهم

9 - تعيين سهمى در اموال براى خداوند و سهمى براى شريكان موهوم او و تجويز مصرف سهم خداوند براى شريكان، كارهايى زيبا و شايسته از ديدگاه مشركان عصر جاهليت

و جعلوالله مما ذراً من الحرث . .. كذلك زين لكثير من المشركين

اسم اشاره «كذلك» به آيه قبل اشارت دارد و مفاد «كاف» تشبيه در آن، بيان شباهت تزيين در اين كار (قتل فرزند) با تزيين در آيه قبل (تعيين سهام و . ..) است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 138 - 3،4،5

3 - مشركان عصر جاهلى خوردن از حيوان و يا كشت وقف شده براى خدا و شريكان موهوم او را براى هر كس كه مى خواستند مجاز مى شمردند.

و قالوا هذه أنعم و حرث حجر لايطعمها إلا من نشاء

4 - مشركان عصر جاهليت سوار شدن بر برخى از چهارپايان را حرام مى دانستند.

و أنعم حرمت ظهورها

5 - تعمد مشركان عصر جاهلى به نبردن نام خدا بر بعضى از چهارپايان به هنگام ذبح

و أنعم لايذكرون اسم الله عليها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 139 - 1،2،3،4،5،10

1 - مشركان عصر جاهلى خوردن جنين دامهاى وقف شده براى خدا و يا بتها را در صورت زنده بر آمدن بر مردان مجاز و بر زنان حرام مى شمردند.

و قالوا ما فى بطون هذه الأنعم خالصة لذكورنا و محرم على أزوجنا

مراد از «ازواج» به قرينه تقابل آن با «ذكور» مطلق «زن» است نه خصوص همسران

2 - خوردن از دامهايى كه به گمان مشركان عصر جاهلى سهم خدا و يا سهم ديگر معبود بود، از نظر آنان غير مجاز شمرده مى شد.

و قالوا هذه الأنعم و حرث حجر لايطعمها . .. و قالوا ما فى بطون هذه الأنعم خالصة

«هذه الأنعام» اشاره به چهارپايان خاصى است كه در آيات پيشين مورد بحث قرار گرفته بود. از اين آيه نيز كه در مورد جواز خوردن جنين آن حيوانات است، تحريم اصل آن از ديدگاه مشركان استفاده مى شود.

3 - مشركان عصر جاهلى استفاده از جنين مرده حيوانات وقف شده براى خدا و يا بتها را براى زنان و مردان مجاز مى شمردند.

و محرم على أزوجنا و إن يكن ميتة فهم فيه شركاء

4 - خوردن جنين مرده دام در برخى موارد از نظر مشركان عصر جاهلى جايز بود.

و إن يكن ميتة فهم فيه شركاء

5 - مشركان عصر جاهلى زن را موجودى پست و مرد را داراى برترى و شرافت بر آنها مى دانستند. *

خالصة لذكورنا و محرم على أزوجنا و إن يكن ميتة فهم فيه شركاء

حليت جنين زنده براى مردان و حليت جنين مرده براى زنان از ديدگاه مشركان عصر جاهليت، حكايت از نگرش آنان به زن دارد. زيرا تنها در صورت مرده به دنيا آمدن جنين خوردن آن را براى زنان مجاز مى شمردند.

10 - قوانين و مقررات ساختگى مشركان عصر جاهلى بى پايه و به دور از حكمت و جاهلانه بوده است.

و قالوا ما فى بطون . .. سيجزيهم وصفهم إنه حكيم عليم

جمله «إنه حكيم عليم» به منزله تعريض به كسانى است كه بدون علم و حكمت به جعل احكام بر اساس تصورات خويش مى پردازند، چنانكه مشركان عصر جاهليت اين چنين بودند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 140 - 1

1 - كشتن فرزندان (به عنوان قربانى) و تحريم روزيهاى خداوند از سنتهاى مشركان عصر جاهليت

قد خسر الذين قتلوا أولدهم سفها بغير علم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 142 - 9

9 - مشركان عصر جاهليت در اسارت گامها و راههاى شيطان بودند.

و قالوا هذه أنعم و حرث حجر . .. كلوا مما رزقكم الله و لا تتبعوا خطوت الشيطن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 143 - 7

7 - مشركان عصر جاهلى فاقد هر گونه دليل علم آور بر تحريمهاى بى جاى خود بودند.

قل ءالذكرين حرم . .. نبئونى بعلم إن كنتم صدقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 144 - 3

3 - مشركان عصر جاهلى بدون دليل به حرمت استفاده از برخى چهارپايان معتقد بودند.

قل ءالذكرين حرم أم الأنثيين أما اشتملت عليه أرحام الأنثيين

در آيه 136 و 137 به برخى از افترائات مشركان اشاره شده و آيه با «فذرهم و ما يفترون» پايان يافته و آيات بعد در مقام توبيخ و شمارش موارد افترا در اعتقادات مشركان است كه از آن جمله تحريم بى جاست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 146 - 8

8 - آنچه را مشركان عصر جاهلى حرام مى شمردند، حتى در اديان پيشين حرام نشده بود.

و على الذين هادوا حرمنا

چون پس از يادآور شدن تحريمهاى بى جاى مشركان عصر جاهلى به تاريخ تحريم برخى طيبات بر يهوديان اشاره شده است، مى توان به اين نكته پى برد كه فلسفه يادآورى اين جنبه تاريخى اثبات عدم مشابهت ميان آن چيزى است كه مشركان بر خود تحريم كرده بودند و آنچه در اديان الهى تحريم شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 58 - 1،5،6

1- چهره مشركان دوران جاهلى ، به هنگام دريافت خبر دختردار شدن ، از شدت غضب و ناراحتى ، دگرگون مى شد .

و إذا بشّر أحدهم بالأُنثى ظلّ وجهه مسودًّا

5- مشركان ، با دريافت خبر دختردار شدن ، آكنده از اندوه مى شدند و از شدت شرمندگى آن را بروز نمى دادند .

و إذا بشّر أحدهم بالأُنثى . .. و هو كظيم

«كظم» در لغت، راه خروج نَفَس است و در حبس نفس و سكوت استعمال مى شود و در آيه، مراد از «كظيم» كسى است كه آكنده از اندوه است.

6- مشركان ، على رغم نفرت از دختردار شدن ، آن را به خداوند نسبت مى دادند .

و يجعلون لله البنت . .. و إذا بشّر أحدهم بالأُنثى ظلّ وجهه مسودًّا و هو كظيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 57 - 6،9

6- انتساب دخترانى به خداوند از سوى مشركان ، افترا و دروغى ساختگى است .

و يجعلون لله البنت سبحنه

9- اظهار نظر مشركان درباره دختر داشتن خداوند و فرزند دلخواه ( پسر ) داشتن خود ، مبتنى بر خواهش نفسانى بوده است .

و يجعلون لله البنت . .. و لهم ما يشتهون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 59 - 2

2- خبر دختردار شدن براى مشركان ، خبرى ناگوار و بد بود .

يتورى من القوم من سوء ما بشّر به

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 62 - 1،6،7

1- مشركان دوران جاهليت ، چيزهايى را به خداوند نسبت مى دادند كه براى خود ، خوش نداشتند .

و يجعلون لله ما يكرهون

مراد از «يجعلون» (قرار مى دهند) به قرينه آيات قبل (و يجعلون لله البنات) اسناد دادن و متصف كردن است.

6- مشركان على رغم استناد امر ناخوشايند به خداوند ، مدعى عاقبتى نيكو براى خود بودند .

و يجعلون لله ما يكرهون و تصف ألسنتهم الكذب أن لهم الحسنى

7- ادعاى خوش عاقبتى مشركان براى خويش ، ادعايى دروغ و دور از واقعيت

و تصف ألسنتهم الكذب أن لهم الحسنى

«أن لهم الحسنى» بدل براى «الكذب» است.

1084- مشركان صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 170 - 9

9 - اصرار مردم عصر بعثت بر شركورزى و تحريم برخى از حلال ها ، برخاسته از تقليد آنان از نياكانشان بود .

كلوا مما فى الأرض . .. و إذا قيل لهم اتبعوا ... قالوا بل نتبع ما ألفينا عليه ءاب

از مصاديق مورد نظر براى «ما ألفينا عليه آباءنا» - به قرينه آيه 165 و 168 - شركورزى و حرام دانستن برخى از نعمتهاى الهى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 191 - 8

8 - فتنه انگيزى مشركان مكه عليه مسلمانان صدر اسلام

أخرجوكم و الفتنة أشد من القتل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 2 - 25

25 - عداوت و دشمنى مشركان با مسلمانان در صدر اسلام

و لايجرمنكم شنئان قوم

بنابر اينكه «شنئان» (بغض و عداوت)، اضافه به فاعل «قوم» شده باشد، نه به مفعول. به قرينه (ان صدوكم) كه بيان دشمنى آن قوم است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 52 - 24

24 - مشركان ، يهود و نصاراى عصر بعثت ، همواره در خطر گرفتارى به عذاب الهى بودند .

او امر من عنده فيصبحوا على ما اسروا فى انفسهم ندمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 57 - 6

6 - مشركان صدر اسلام دليل روشن حقانيت پيامبر(صلی الله علیه و آله) (قرآن) را تكذيب مى كردند.

قل إنى على بينة من ربى و كذبتم به

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 5 - 7،8

7 - دستور آزادى مشركان ( آنانى كه به خاطر تخلف از فرمان منع سير و سياحت در غير ماه هاى حرام اسير مى شدند ) در صورت پذيرش توحيد و گرايش آنان به اسلام

و خذوهم . .. فإن تابوا و أقاموا الصلوة ... فخلّوا سبيلهم

8 - فرمان رفع حصر از مشركان محاصره شده ( آنان كه به علت نقض فرمان منع رفت و آمد در غير ماه هاى حرام محاصره مى شدند ) در صورت قبول اسلام و ترك شرك

و احصروهم . .. فإن تابوا ... فخلّوا سبيلهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 7 - 7

7 - عموم مشركانى كه در كنار مسجدالحرام با مسلمانان پيمان عدم تعرض بسته بودند ، بر پيمان خويش پايبند نماندند .

إلا الذين عهدتم عند المسجدالحرام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 10 - 1

1 - شرك پيشگان صدر اسلام ، درباره هيچ مؤمنى به رعايت حق خويشاوندى ، ملتزم نبودند .

لايرقبون فى مؤمن إلّاً

«رقبة» و «رُقبان» (مصدر يرقبون) به معناى حفظ و نگهدارى و «إلّ» به معناى قرابت و خويشاوندى است. قابل ذكر است كه لفظ «مؤمن» و «إلّ» هر دو نكره در سياق نفى و مفيد عمومند; يعنى، مشركان درباره هيچ مؤمنى حرمت قرابت و خويشاوندى را نگه نمى دارند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 12 - 3

3 - شرك پيشگان صدر اسلام ، مردمانى سست عهد و پيمان شكن بودند .

و إن نكثوا أيمنهم من بعد عهدهم . .. إنهم لا أيمن لهم

1085- مشركان صدر اسلام و انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 37 - 9

9 - آشنايى مشركان صدر اسلام با رسولان پيشين و دعوت آنان به توحيد و يكتاپرستى *

و إذا قيل لهم لا إله إلاّ اللّه يستكبرون . .. و صدّق المرسلين

خداوند، براى درستى رسالت پيامبراسلام(صلی الله علیه و آله)، به تصديق كردن پيامبران گذشته از سوى آن حضرت استدلال فرمود. اين مطلب بيانگر آشنايى مردم صدر اسلام به رسالت پيامبران پيشين است.

1086- مشركان صدر اسلام و توحيد عبادى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 37 - 9

9 - آشنايى مشركان صدر اسلام با رسولان پيشين و دعوت آنان به توحيد و يكتاپرستى *

و إذا قيل لهم لا إله إلاّ اللّه يستكبرون . .. و صدّق المرسلين

خداوند، براى درستى رسالت پيامبراسلام(صلی الله علیه و آله)، به تصديق كردن پيامبران گذشته از سوى آن حضرت استدلال فرمود. اين مطلب بيانگر آشنايى مردم صدر اسلام به رسالت پيامبران پيشين است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 45 - 2

2 - نفوذ آيين شرك در قلب و جان مشركان صدراسلام و حساسيت شديد آنان نسبت به آيين يكتاپرستى

و إذا ذكر اللّه وحده اشمأزّت قلوب الذين لايؤمنون بالأخرة

از تنفر و انزجار قلبى مشركان به صرف ياد كردن نام خداوند، برداشت بالا به دست مى آيد.

1087- مشركان صدر اسلام و ربوبيت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 3 - 2

2 - شرك پيشگان عصر بعثت ، منكر ربوبيت خدا بودند .

قال الكفرون إن هذا لسحر مبين. إن ربكم اللّه

به كارگيرى حرف تأكيد (إن) و اسميه بودن جمله «إن ربكم اللّه» بيانگر برداشت فوق است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 31 - 4،12

4 - شرك پيشگان عصر بعثت با وجود اعتقادشان به رازقيت و روزى بخشى خدا ، ربوبيت بى شريك او را باور نداشتند .

قل من يرزقكم من السماء و الأرض . .. فسيقولون اللّه

ضمير فاعلى در «سيقولون» به مشركان بر مى گردد.

12 - مشركان عرب جاهلى با وجود اعتقادشان به اينكه تدبير امور جهان در دست خداست ، منكر ربوبيت و پروردگارى بى همتاى او بودند .

و من يدبر الأمر فسيقولون اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 16 - 4

4- امتناع مشركان عصر بعثت از اقرار به ربوبيت خدا بر تمام هستى على رغم مشاهده نقش او در جهان آفرينش

قل من رب السموت و الأرض قل الله

از اينكه خداوند خود به پرسشى كه از مشركان كرده (من رب السموت) پاسخ مى دهد (قل الله) معلوم مى شود آنان از اعتراف و اقرار به ربوبيّت خداوند خوددارى مى كردند.

1088- مشركان صدر اسلام و عزت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 81 - 2

2- مشركان عصر بعثت ، عزت و اعتبار خود را در پرستش معبودان ساختگى خود مى دانستند .

ليكونوا لهم عزًّا

1089- مشركان صدر اسلام و قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 105 - 4

4 - مشركان و كافران عصر بعثت، به والايى آيات قرآنى و محتواى بلند آن اعتراف داشتند.

و ليقولوا درست

زيرا اگر آيات در نظر مشركان كم اهميت بود، براى رد آيات به كم اهميتى آن اشاره مى كردند و نه به فراگيرى آن از ديگران.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 15 - 6

6 - انكار رسالت حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) و آسمانى بودن قرآن ، از ناحيه شرك پيشگان عصر بعثت

قال الذين لا يرجون لقاءنا ائت بقرءان غير هذا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 16 - 10

10 - سرزنش مشركان از سوى خداوند ، به خاطر انكار الهى بودن قرآن و رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، على رغم آشنايى كامل آنان با شخصيت پيش از بعثت آن حضرت

قل لو شاء اللّه ما تلوته عليكم . .. فقد لبثت فيكم عمراً من قبله أفلا تعقلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 17 - 7

7 - شرك پيشگان عصر بعثت ، قرآن را ساخته ذهن پيامبر (صلی الله علیه و آله) دانسته و آن حضرت را فردى مفترى ( كسى كه بر خدا دروغ مى بندد ) مى خواندند .

قال الذين لا يرجون لقاءنا ائت بقرءان غير هذا أو بدّله . .. قل ... فمن أظلم ممن ا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 20 - 1

1 - واكنش مشركان صدر اسلام نسبت به قرآن كريم ، واكنشى تحقيرآميز بود .

و يقولون لو لا أنزل عليه ءاية من ربه

كلمه «آية»، به قرينه مقام، به معناى معجزه است ; يعنى، مشركان مى گويند: چرا بر محمد(صلی الله علیه و آله) از سوى خدايش معجزه نازل نشده. مفهوم اين سخن آن است كه: ما قرآن را به عنوان آيت و نشانه اى الهى براى صدق ادعاى پيامبر(صلی الله علیه و آله) قبول نداريم و اين در واقع تحقير شأن قرآن و استخفاف به امر كتاب خداست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 37 - 7

7 - شباهت و همگونى قرآن با كتاب هاى آسمانى پيشين ( تورات ، انجيل و . . . ) دستاويز مشركان صدر اسلام براى زدن برچسب

« ساختگى بودن » به آن

و ما كان هذا القرءان أن يفترى من دون اللّه و لكن تصديق الذى بين يديه و تفصيل الك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 38 - 1

1 - « ساختگى بودن » از برچسب هاى شرك پيشگان عصر بعثت به قرآن و در راستاى مبارزه آنان با پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) بود .

و ما كان هذا القرءان أن يفترى . .. أم يقولون افتريه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 13 - 1

1- مشركان عصر بعثت ، قرآن را دروغهايى ساخته و پرداخته دست پيامبر (صلی الله علیه و آله) قلمداد مى كردند .

أم يقولون افتريه

«إفتراه» به معناى دروغ بافتن است. ضمير فاعلى در «إفتراه» به پيامبر(صلی الله علیه و آله) برمى گردد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 15 - 8

8- مشركان عصر بعثت به خاطر دنيا طلبى و تجمل گرايى ، قرآن را نپذيرفته و آن را ساخته دست پيامبر (صلی الله علیه و آله) قلمداد مى كردند .

أم يقولون افتريه . .. من كان يريد الحيوة الدنيا و زينتها

بيان پيامدهاى دنياخواهى و تجمل گرايى، پس از دعوت به توحيد و اقامه برهانى روشن براى آن، اشاره به ريشه هاى اصرار مشركان به كفرورزى دارد; يعنى، اينكه مشركان با وجود دليلى روشن بر حقانيت قرآن، حقايق مطرح شده در آن را نمى پذيرند به دليل دنياخواهى آنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 35 - 1

1- مشركان عصر بعثت ، قرآن را ساخته و پرداخته پيامبر (صلی الله علیه و آله) مى پنداشتند .

أم يقولون افتريه

در اينكه مقصود از ضمير در «يقولون» چه كسانى هستند، دو نظر ابراز شده است: برخى برآنند كه مقصود، مشركان عصر پيامبر(صلی الله علیه و آله) هستند و گروهى ديگر از مفسران، مراد از آن را كفرپيشگان قوم نوح مى دانند. برداشت فوق براساس نظر اول است. گفتنى است كه براين اساس، مخاطب كلمه «قل» پيامبر(صلی الله علیه و آله) و ضمير مفعولى در «إفتراه» به قرآن و يا خصوص داستان نوح(ع) باز مى گردد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 55 - 1

1 - شك و تردد مشركان صدراسلام نسبت به قرآن والهى بودن آن ، عميق و غير قابل زوال بود .

و لايزال الذين كفروا فى مرية منه حتّى تأتيهم الساعة

متعلق «كفروا» حذف شده و تقدير آن به قرينه «أنّه الحقّ من ربّك» (در آيه پيش)، «كفروا بالقرآن» مى باشد. «مرية» اسم مصدر از فعل «امترى يمترى» و به معناى شك و ترديد است. «ال» در «الساعة» براى عهد ذهنى و «ساعة» به معناى لحظه و هنگام است. بنابراين «الساعة»; يعنى، آن هنگام كه اشاره دارد به زمان برپايى قيامت و حضور مردم در عرصه محشر. «بغت و بغتة» يعنى ناگهان.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 5 - 6

6 - سرسختى و لجاجت مشركان عصر بعثت ، در برابر قرآن و دعوت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و قالوا قلوبنا فى أكنّة ممّا تدعونا إليه و . .. فاعمل إنّنا عملون

1090- مشركان صدر اسلام و قربانى مسلمانان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 67 - 4

4 - مراسم قربانى مسلمانان ، مورد اعتراض ستيزه جويانه مشركان صدراسلام

لكلّ أُمّة جعلنا منسكًا هم ناسكوه فلاينزعنّك فى الأمر

«نزاع» (مصدر «ينازعون») به معناى مخاصمه و ستيزه جويى است. ضمير فاعل در «لاينازعنّك» به مشركان بازمى گردد و «ال» در «فى الأمر»، عوض از مضاف اليه و به تقدير «فى أمر المنسك» مى باشد; يعنى، مشركان در مسأله قربانى، نبايد با تو به ستيزه جويى برخيزند.

1091- مشركان صدر اسلام و قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 15 - 4

4 - مشركان عصر بعثت ، منكر روز بازپسين بودند .

قال الذين لا يرجون لقاءنا

1092- مشركان صدر اسلام و محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 15 - 6

6 - انكار رسالت حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) و آسمانى بودن قرآن ، از ناحيه شرك پيشگان عصر بعثت

قال الذين لا يرجون لقاءنا ائت بقرءان غير هذا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 16 - 10

10 - سرزنش مشركان از سوى خداوند ، به خاطر انكار الهى بودن قرآن و رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، على رغم آشنايى كامل آنان با شخصيت پيش از بعثت آن حضرت

قل لو شاء اللّه ما تلوته عليكم . .. فقد لبثت فيكم عمراً من قبله أفلا تعقلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 17 - 7

7 - شرك پيشگان عصر بعثت ، قرآن را ساخته ذهن پيامبر (صلی الله علیه و آله) دانسته و آن حضرت را فردى مفترى ( كسى كه بر خدا دروغ مى بندد ) مى خواندند .

قال الذين لا يرجون لقاءنا ائت بقرءان غير هذا أو بدّله . .. قل ... فمن أظلم ممن ا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 38 - 1

1 - « ساختگى بودن » از برچسب هاى شرك پيشگان عصر بعثت به قرآن و در راستاى مبارزه آنان با پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) بود .

و ما كان هذا القرءان أن يفترى . .. أم يقولون افتريه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 42 - 4

4 - مشركان ، در برخورد با سخنان پيامبر (صلی الله علیه و آله) داراى موضعى لجوجانه بودند .

أفأنت تسمع الصمّ و لو كانوا لا يعقلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 43 - 1،4

1 - برخى از مشركان با اينكه از نزديك ، ناظر اعمال و رفتار پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) بودند ، از تبعيت او سر باز زده ، تكذيبش مى كردند .

و منهم من ينظر إليك . .. و لو كانوا لا يبصرون

4 - مشركان با پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) برخوردى لجوجانه داشتند .

أفأنت تهدى العمى و لو كانوا لا يبصرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 5 - 1

1- مشركان عصر بعثت ، به منظور مخفى ماندن سخنانشان از خداوند ، سر به گريبان فرو مى بردند و با نجوا ، توطئه هاى طرح شده عليه پيامبر را مبادله مى كردند .

ألا إنّهم يثنون صدورهم ليستخفوا منه

از معانى «ثَنْى» (مصدر يثنون) تاكردن و خم نمودن است. «إستخفاء» به معناى مخفى ساختن خويش است و ضمير در «منه» به «الله» باز مى گردد. چون غرض مشركان از خم كردن سينه ها (سر در گريبان كردن) پنهان ساختن خويش از خدا بوده است، معلوم مى شود در آن حال عليه پيامبر سخن مى گفتند و توطئه هاى خويش را مبادله مى كردند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 15 - 8

8- مشركان عصر بعثت به خاطر دنيا طلبى و تجمل گرايى ، قرآن را نپذيرفته و آن را ساخته دست پيامبر (صلی الله علیه و آله) قلمداد مى كردند .

أم يقولون افتريه . .. من كان يريد الحيوة الدنيا و زينتها

بيان پيامدهاى دنياخواهى و تجمل گرايى، پس از دعوت به توحيد و اقامه برهانى روشن براى آن، اشاره به ريشه هاى اصرار مشركان به كفرورزى دارد; يعنى، اينكه مشركان با وجود دليلى روشن بر حقانيت قرآن، حقايق مطرح شده در آن را نمى پذيرند به دليل دنياخواهى آنان است.

1093- مشركان صدر اسلام و مسلمانان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 71 - 10

10 - مشركان صدر اسلام با تبليغات خود در صدد بازگرداندن مسلمانان به آيين شرك و بت پرستى بودند.

قل أندعوا من دون الله . .. و نرد على أعقابنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 10 - 11

11 - مشركان صدر اسلام ، آغازگر جنگ با مسلمانان بودند .

أولئك هم المعتدون

قصر در جمله «أولئك هم المعتدون» - كه ضمير فصل «هم» مفيد آن مى باشد - قصر قلب است ; يعنى، اين مشركانند كه به حقوق مسلمانان تعدى نموده و جنگ را با آنان آغاز كردند نه مسلمانان. قابل ذكر است كه در «آيه 13» به اين معنا تصريح شده است.

1094- مشركان صدر اسلام و معاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 5 - 1

1- انكار معاد و رستاخيز ، از ناحيه شرك پيشگان عصر بعثت

يأيّها الناس إن كنتم فى ريب من البعث

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 83 - 4

4 - اطلاع مشركان عصر بعثت ، از طرح مسأله معاد به وسيله رسولان الهى و در طول تاريخ

لقد وعدنا نحن و ءاباؤنا هذا من قبل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 84 - 4

4 - درك ماهيت تعلق و نياز زمين و موجودات روى آن به خداوند ، تنها در توان اهل دانش و خرد است .

قل لمن الأرض و من فيها إن كنتم تعلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 81 - 7

7 - مسأله معاد و رستاخيز مردگان در قيامت ، موضوعى نو و بى سابقه در فرهنگ مشركان صدراسلام

أفبهذا الحديث أنتم مدهنون

در صورتى كه مراد از «هذا الحديث» مسأله معاد باشد، جديد خوانده شدن خبر قيامت، بيانگر مطلب ياد شده است.

1095- مشركان صدر اسلام و معبودان باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 18 - 3،4،7

3 - جلب سود و دفع زيان ، انگيزه شرك پيشگان عصر بعثت در پرستش خدايان پندارى خود

و يعبدون من دون اللّه ما لا يضرهم و لا ينفعهم

4 - شرك پيشگان عصر بعثت براى معبودان پندارى خود ، تنديسهايى مى ساختند و در برابر آنها ، به پرستش مى پرداختند .

و يعبدون من دون اللّه ما لا يضرهم و لا ينفعهم

به كارگيرى لفظ «ما» - كه بيشتر در مورد چيزهاى فاقد عقل و انديشه كاربرد دارد - بيانگر برداشت فوق مى باشد.

7 - مشركان عصر بعثت ، معبودان پندارى خود را واسطه هايى براى شفاعت و پا در ميانى ، ميان انسان ها و خدا مى انگاشتند .

و يعبدون من دون اللّه . .. و يقولون هؤلاء شفعؤنا عند اللّه

1096- مشركان صدر اسلام و معجزه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 20 - 8

8 - پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) در پى بهانه جويى هاى مشركان و پرسش هاى مكرر آنان از علت عدم نزول معجزه ، در انتظار پاسخ و رهنمودى از سوى خداوند بود .

و يقولون لو لا أنزل عليه ءاية من ربه . .. إنى معكم من المنتظرين

1097- مشركان صدر اسلام و مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 10 - 2

2 - مشركان صدر اسلام در رابطه با هيچ مؤمنى به عهد و پيمانى پايبند نبودند .

لايرقبون فى مؤمن إلّاً و لاذمة

«ذمة» به معناى عهد و پيمان است. قابل ذكر است كه كلمه «مؤمن» و «ذمة» هر دو نكره در سياق نفى بوده و مفيد عموم مى باشند.

1098- مشركان ظالم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 151 - 22

22 - مشركان ، ستم پيشگانى شوم فرجام

بما اشركوا باللّه . .. و بئس مثوى الظّالمين

1099- مشركان قريش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 152 - 4،15

4 - ضربات مرگبار مسلمانان پيكارگر در آغاز جنگ احد بر پيكره مشركان قريش ، به اذن و اراده الهى

و لقد صدقكم اللّه وعده اذ تحسّونهم باذنه

15 - دستيابى مسلمانان پيكارگر احد بر غنائم جنگى ، به دنبال شكست ابتدايى مشركان قريش

من معد ما اريكم ما تحبّون

اگر چه مراد از «ما تحبّون» پيروزى بر دشمن است، و لكن در آيه شريفه مى تواند لازمه آن، يعنى غنيمت نيز مراد باشد; به دليل «منكم من يريد الدّنيا».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 153 - 1

1 - فرار پيكارگران احد از رويارويى با مشركان قريش ، بى آنكه به فكر كسى باشند .

اذ تصعدون و لا تلون على احد

كلمه «تصعدون» از «اصعاد»، به معناى دور شدن تا حد پنهان شدن از نظرهاست، و «لا تلون» از ماده «لىّ»، به معناى التفات و ميل كردن است. يعنى از معركه دور شديد و به كسى توجّه نمى كرديد و تنها به فكر فرار از صحنه بوديد.

1100- مشركان قريش در غزوه بدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 12 - 8

8 - ملائكه مأمور در هم كوبيدن سر هاى كافران بدر و از كار انداختن پنجه هاى آنان بودند .

فاضربوا فوق الأعناق و اضربوا منهم كل بنان

«ال» در «الأعناق» جانشين مضاف إليه (الكافرين) است و مراد از «فوق الأعناق» سرهاى كافران است. بنابراين جمله «فاضربوا ... » يعنى سرهاى كافران را مورد ضربات خويش قرار دهيد. قابل ذكر است كه مخاطب در اين جمله، همان گونه كه سياق آيه بر آن دلالت دارد، فرشتگان هستند.

1101- مشركان كوردل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 16 - 14

14- هرگز موحدان بصير با مشركان كوردل برابر نيستند .

قل هل يستوى الأعمى والبصير

1102- مشركان لجوج

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 111 - 15

15 - ناآگاهى اغلب مشركان لجوج به تعيين كننده بودن مشيت الهى جهت متمايل ساختن آنان به ايمان

ما كانوا ليؤمنوا إلا أن يشاء الله و لكن أكثرهم يجهلون

متعلق «يجهلون» مى تواند «مشية الله» باشد، يعنى اكثر مشركان به نقش مشيت الهى ناآگاه بودند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 101 - 8

8- وجود برخى از افراد آگاه و مغرض ، در ميان مشركان و تكذيب كنندگان پيامبر (صلی الله علیه و آله)

بل أكثرهم لايعلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 39 - 6

6- وجود عناصرى آگاه اما لجوج و حق ناپذير ، در ميان مشركان و منكران معاد

إنّ هؤلاء ليقولون . .. و لكنّ أكثرهم لايعلمون

بنابراين كه ضمير «هم» به مشركان مكه بازگردد; از مفهوم «أكثرهم» استفاده مى شود كه اقليتى آگاه در ميان مشركان حضور داشتند كه به رغم درك حقانيت معاد، به انكار آن مى پرداختند.

1103- مشركان محارب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 128 - 9

9 - باز بودن راه توبه ، حتّى براى مشركان محارب

او يتوب عليهم

1104- مشركان مصر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 51 - 1

1 - تاريخ گذشته مصر ( قبل از فرعون معاصر موسى ) شاهد زندگى اقوامى بود كه گرفتار شرك ربوبى بوده و معتقد به ربوبيت خالق هستى نبودند .

من ربّكما . .. ربّنا الذى ... فما بال القرون الأُولى

«قرن»; يعنى، اهل يك زمان و «بال» به معناى «حال» است (قاموس); «أولى» نيز مؤنث «أوّل» است و مقصود از «قرون أولى»، مصريان قبل از فرعون است.

1105- مشركان معاهد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 4 - 9،10

9 - توصيه مسلمانان صدر اسلام به ادامه پايبندى بر پيمان عدم تعرض خود با مشركان وفادار ، تا پايان يافتن مدت پيمان

إلا الذين عهدتم . .. فأتموا إليهم عهدهم إلى مدتهم

10 - محترم شمرده شدن پيمان عدم تعرض مسلمانان صدر اسلام با دسته اى از مشركان ، به خاطر پايبند ماندنشان بر آن و نقض نشدن پيمان از سوى آنان

إلا الذين عهدتم . .. فأتموا إليهم عهدهم إلى مدتهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 12 - 9

9 - مسلمانان صدر اسلام ، موظف بودند در صورت مشاهده طعن و توهين به دين الهى از سوى معاهدان مشرك ، با ايشان به پيكار برخيزند .

و إن نكثوا أيمنهم . .. و طعنوا فى دينكم فقتلوا أئمة الكفر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 13 - 5

5 - شرك پيشگان صدر اسلام ، بر پيمان خود با مسلمانان سوگند وفادارى ياد كرده بودند .

قوماً نكثوا أيمنهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 28 - 23

23 - از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) روايت شده است : « لايدخل المسجدالحرام مشرك بعد عامى هذا أبداً إلا أهل العهد و خدمكم ;

از اين سال هيچ مشركى نبايد داخل مسجدالحرام شود، مگر كسانى كه با مسلمانان عهد بسته اند يا خدمتكار شما مسلمانان هستند».

1106- مشركان معاهد صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 4 - 3،7

3 - پايبندى جمعى از مشركان معاهد صدر اسلام بر عمل به تمام مواد و شرايط پيمان خود با مسلمانان

ثم لم ينقصوكم شيئاً

«نقص» و «نقصان» (مصدر ينقصون) به معناى كم كردن و كاستن از چيزى است. منظور از نكاستن برخى مشركان معاهد از پيمان خود با مسلمين اين است كه: آنان در عمل به تمام مواد و شرايط پيمان، هيچ گونه كوتاهى نكردند.

7 - كمك به دشمنان اسلام عليه مسلمانان ، از موارد نقض پيمان از سوى مشركان معاهد صدر اسلام بود .

إلا الذين عهدتم من المشركين . .. و لم يظهروا عليكم أحداً

1107- مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 217 - 17،37

17 - مشركان مكه ، مردمانى كفرپيشه و بازدارندگان از راه خداوند و مسجدالحرام

و صدّ عن سبيل اللّه و كفر به و المسجدالحرام و اخراج اهله

37 - تبعيد و بيرون راندن اهل مسجدالحرام ( پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان ) ، از سوى مشركان مكه

و المسجد الحرام و اخراج اهله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 20 - 6

6 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور دعوت اهل كتاب و مشركان مكه و درس نخواندگان فاقد كتاب به تسليم در برابر خدا

و قل للّذين اوتوا الكتاب و الامّيّن ءاسلمتم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 51 - 9،11

9 - برخى از اهل كتاب ، مشركان مكّه را هدايت يافته تر از مسلمانان قلمداد مى كردند .

و يقولون للّذين كفروا هؤلاء اهدى من الّذين امنوا سبيلاً

11 - موضعگيرى مشترك عالمان يهود و مشركان مكه عليه اهل ايمان

الم تر الى الّذين . .. و يقولون للّذين كفروا هؤلاء اهدى من الّذين امنوا سبيلاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 84 - 8

8 - وعده خداوند به مصونيت جامعه ايمانى از آسيب مشركان مكّه در صورت شركت مسلمانان در جنگ بدر ( بدر صغرا )

فقاتل . .. و حرّض المؤمنين عسى اللّه ان يكفّ بأس الّذين كفروا

1108- مشركان مكه در غزوه احزاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 10 - 4

4 - يهود بنى نضير و بنى قريظه و غطفان ، با مشركان مكه ، عليه مسلمانان ، ائتلاف كردند .

إذ جاءوكم من فوقكم و من أسفل منكم

طبق شواهد تاريخى، غزوه احزاب، با ائتلاف يهوديان بنى نضير و بنى قريظه و غطفان و مشركان مكه به وجود آمد. «من فوقكم» اشاره به يهوديانى دارد كه از بخش شرقى مدينه هجوم آوردند و «من أسفل منكم» اشاره به مشركانى دارد كه از بخش غربى مدينه به آن ديار هجوم آورده بودند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 26 - 4

4 - يهود بنى قريظه ، در غزوه احزاب ، همْ پيمان مشركان مكه بودند و از آنان پشتيبانى مى كردند .

و أنزل الذين ظهروهم من أهل الكتب

مراد از «الذين ظاهروا» يهود بنى قريظه، و مرجع ضمير «هم»، مشركانى اند كه سردمدارى احزاب متحد عليه مسلمانان مدينه را بر عهده داشتند.

1109- مشركان مكه در غزوه بدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 13 - 1،5

1 - مشركان مكه به دليل حضورشان در كارزار بدر ، از دشمنان و مخالفان خدا و رسول او بودند .

ذلك بأنهم شاقوا اللّه و رسوله

5 - سركوبى و شكست مشركان در جنگ بدر ، عقاب شديد الهى براى آنان

فاضربوا فوق الأعناق . .. فإن اللّه شديد العقاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 14 - 1،3

1 - سركوبى و شكست مشركان در بدر ، عقوبت دنيوى آنان

ذلكم فذوقوه و أن للكفرين عذاب النار

«كم» در «ذلكم» خطاب به مشركان و «ذا» اشاره به شكست و سركوبى آنان دارد. و «ذلكم» مبتدا و خبر آن به قرينه فراز بعد - «و أن للكافرين ... » - «عقابكم فى الدنيا» است.

3 - مشركان حاضر در كارزار بدر ، مردمى كفرپيشه و مستحق عذاب با آتش دوزخ

و أن للكفرين عذاب النار

از مصاديق مورد نظر براى «للكفرين» مشركان حاضر در كارزار بدر مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 15 - 2

2 - فرجام يهود بنى نضير در موضع گيرى عليه اسلام ، منتهى به شكست آنان ، همچون فرجام مشركان مكه در بدر *

كمثل الذين من قبلهم قريبًا

برخى برآنند كه مراد از «الذين من قبلهم قريبًا»، مشركان مكه در بدر است.

1110- مشركان مكه و آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 101 - 11

11 - مشركان مكه ، گروهى بودند كه زمينه ايمان به آيات الهى و هشدار هاى پيامبران را ، از دست داده بودند .

أفأنت تكره الناس حتى يكونوا مؤمنين . .. و ما تغنى الأيت و النذر عن قوم لايؤمنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 93 - 8

8- اتكاى مشركان مكه به ملاك هاى مادى و حسى ، در شناخت معجزات و آيات الهى

حتى تفجر لنا . .. حتى تنزّل علينا كتبًا نقرؤه

1111- مشركان مكه و احكام ذبح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 121 - 7

7 - واكنش شديد مشركان مكه در قبال احكام ذبيحه و شرايط حليت آن در اسلام

فكلوا مما ذكر اسم الله . .. و ما لكم ألا تأكلوا ... و ذروا ظهر الإثم ... و لا تأ

از تأكيد خداوند بر اين حكم استفاده مى شود كه مشركان در قبال آن واكنش شديدى نشان مى دادند.

1112- مشركان مكه و پيروان انجيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 157 - 1

1 - اعتراف مشركان مكه به هدايت يافتگى پيروان تورات و انجيل

لو أنا أنزل علينا الكتب لكنا أهدى منهم

1113- مشركان مكه و پيروان تورات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 157 - 1

1 - اعتراف مشركان مكه به هدايت يافتگى پيروان تورات و انجيل

لو أنا أنزل علينا الكتب لكنا أهدى منهم

1114- مشركان مكه و قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 156 - 5

5 - مشركان و گمراهان مكه، در صورت نازل نشدن قرآن، خويشتن را در قيامت معذور مى دانستند و دورى از رحمت خدا را بى عدالتى مى شمردند.

أن تقولوا إنما أنزل الكتب على طائفتين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 41 - 5،9

5- بهره كفرپيشگان مكه از آيه هاى بيدارگر قرآن ، تنها تنفر و فرار از آنها بود .

و لقد صرّفنا فى هذا القرءان ليذّكّروا و ما يزيدهم إلاّ نفورًا

9- برخورد كافران و مشركان مكه با قرآن ، اساس علمى و عقلانى نداشت ; بلكه برخاسته از انگيزه هاى نفسانى - روانى آنان بود .

و لقد صرّفنا فى هذا القرءان ليذّكّروا و ما يزيدهم إلاّ نفورًا

خداوند، حاصل تبيين تنوع و گوناگونى آيات خويش را براى مشركان، نفرت آنان معرفى مى كند و اين، نشان مى دهد كه آنان، به جاى برخورد منطقى با آيات الهى، برخورد روانى - نفسانى داشتند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 90 - 5

5- مشركان مكه ، قرآن را على رغم بى مانندى اش ، معجزه نمى دانستند .

قل لئن اجتمعت الإنس و الجنّ . .. و قالوا لن نؤمن لك

از اينكه خداوند، پس از توصيف قرآن به معجزه و بى مانند بودن، درخواست معجزه حسى آنان را نقل مى كند، مى تواند به نكته فوق اِشعار داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 93 - 3

3- مشركان مكه ، از مفاهيم عالى قرآن غافل بوده و به زخارف دنيا چشم دوخته بودند .

و لقد صرّفنا فى هذا القرءان من كلّ مثل فأبى . .. و قالوا لن نؤمن لك حتى ... أو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 47 - 12

12 - مشركان مكه ، از سر لجاجت ، قرآن را نپذيرفتند و به آن ايمان نياوردند .

و كذلك أنزلنا إليك الكتب . .. و ما يجحد بأيتنا إلاّ الكفرون

«جحود» نفى كردن چيزى است كه دل، اثبات مى كند و اثباتِ چيزى است كه دل، نفى كرده است (مفردات راغب) بنابر معناى لغوى، «جحود»، منطبق بر لجاجت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 31 - 5

5 - بهانه جويى هاى پياپى و گوناگون مشركان مكه ، در برابر پيامبر (صلی الله علیه و آله) و قرآن

قالوا هذا سحر . .. و قالوا لولا نزّل هذا القرءان

از اين كه مشركان مكه گاهى قرآن را به سحر متهم مى كردند و گاهى فقر و تنگدستى پيامبر(صلی الله علیه و آله) را بهانه قرار مى دادند، مطلب بالا استفاده مى شود.

1115- مشركان مكه و قصه نوح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 35 - 2

2- مشركان مكه ، سرگذشت نوح و قوم او را ، داستانى ساختگى و بافته پيامبر (صلی الله علیه و آله) مى پنداشتند .

و لقد أرسلنا نوحًا . .. أم يقولون افتريه

برداشت فوق ، براين اساس است كه ضمير مفعولى در «إفتراه» به داستان نوح(ع) و قوم او كه در آيات پيشين آمده ، باز گردد.

1116- مشركان مكه و محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 5 - 3،4

3- مشركان مكه در عصر بعثت ، داراى جلسات مخفى براى توطئه چينى عليه اسلام و پيامبر (صلی الله علیه و آله)

ألا حين يستغشون ثيابهم يعلم مايسرّون ومايعلنون

«إستغشى ثيابه» يعنى با جامه هايش خود را مخفى ساخت تا ديده نشود(لسان العرب) «حين» متعلق به «يعلم» است و لذا جمله «ألا حين يستغشون ثيابهم يعلم . ..» مى رساند كه مشركان در همان هنگامى كه خود را مخفى و مستور مى كردند مسايلى را مطرح مى كردند برخى از آنها را پنهان مى داشتند (ما يسرّون) و برخى را آشكار مى نمودند (و ما يعلنون) اين معنا گوياى آن است كه مراد از «يستغشون ثيابهم ...» اين است كه مشركان براى توطئه عليه پيامبر جلسات مخفى تشكيل مى دادند نه مجرد

پنهان ساختن خويش.

4- مشركان مكه ، داراى مواضع علنى و آشكار عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) و توطئه هاى سرّى و محرمانه عليه آن حضرت

ألا حين يستغشون ثيابهم يعلم ما يسرّون و ما يعلنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 92 - 5

5- سرسختى و لجاجت مشركان مكه در برابر پيامبر (صلی الله علیه و آله) و تعاليم بر حق او

لن نؤمن لك حتى . .. تسقط السّماء كما زعمت علينا كسفًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 50 - 11

11 - مشركان ، براى پيامبر (صلی الله علیه و آله) در تحقق معجزه ، نقشى چشمگير قائل بودند .

و قالوا لولا أنزل عليه ءايت . .. قل إنّما الأيت عند اللّه و إنّما أنا نذير

مشركان، اگرچه در معجزه خواهى خود، منشأ معجزه را ذكر كرده اند، اما پاسخى كه خداوند مى دهد (قل . .. إنّما أنا نذير...) حاكى است كه آنان، براى پيامبر(صلی الله علیه و آله) نقش اساسى قائل بوده اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 9 - 2

2 - مشركان مكه ، با نبوت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و پيام توحيدى آن حضرت در ستيز بودند ، نه منكر وجود آفريدگار عزيز و داناى جهان .

و لئن سألتهم . .. ليقولنّ خلقهنّ العزيز العليم

با توجه به آيات پيشين - كه نوعى خطاب و عتاب نسبت به منكران پيامبر(صلی الله علیه و آله) دارد - برداشت ياد شده به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 31 - 5

5 - بهانه جويى هاى پياپى و گوناگون مشركان مكه ، در برابر پيامبر (صلی الله علیه و آله) و قرآن

قالوا هذا سحر . .. و قالوا لولا نزّل هذا القرءان

از اين كه مشركان مكه گاهى قرآن را به سحر متهم مى كردند و گاهى فقر و تنگدستى پيامبر(صلی الله علیه و آله) را بهانه قرار مى دادند، مطلب بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 36 - 1

1- مشركان براى پذيرش درستى معاد ، زنده شدن نياكانشان را از پيامبر (صلی الله علیه و آله) خواستار شدند .

فأتوا بابائنا إن كنتم صدقين

1117- مشركان مكه و مسلمانان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 191 - 4

4 - مشركان مكه ، مسلمانان صدر اسلام را از مكه اخراج و آنان را به هجرت وادار كردند .

و أخرجوهم من حيث أخرجوكم

1118- مشركان مكه و مشيت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 35 - 4،7

4- مشركان مكه ، باورمند به مشيت خداوند بودند و تفسير نادرستى از آن داشتند .

و قال الذين أشركوا لو شاء الله ما عبدنا من دونه من شىء

7- مشركان مكه ، على رغم عقيده به خدايان متعدد ، اظهار عقيده به خداوند كرده و قضاى او را در عالم نافذ مى دانستند .

و قال الذين أشركوا لو شاء الله ما عبدنا من دونه من شىء

1119- مشركان مكه و معجزه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 109 - 1

1 - مشركان مكه سوگند اكيد ياد كردند كه در صورت مشاهده معجزه مورد نظر خود ايمان مى آورند.

و أقسموا بالله جهد أيمنهم لئن جاءتهم ءاية

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 93 - 8

8- اتكاى مشركان مكه به ملاك هاى مادى و حسى ، در شناخت معجزات و آيات الهى

حتى تفجر لنا . .. حتى تنزّل علينا كتبًا نقرؤه

1120- مشركان مكه و مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 36 - 2

2- مجادله مشركان مكه با مؤمنان ، در مسأله معاد

فأتوا بابائنا إن كنتم صدقين

تعبير «فأتوا» (با صيغه جمع) مى رساند كه مخاطب مشركان، تنها پيامبر(صلی الله علیه و آله) نبوده; بلكه مؤمنان نيز مورد خطاب آنان بودند.

1121- مشركان مكه و نبوت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 38 - 7

7- مشركان مكه ، مبعوث شدن انسان زوال پذير را براى نبوت ، قبول نداشتند . *

و أقسموا بالله جهد أيمنهم لايبعث الله من يموت

به قرينه آيات قبل - كه درباره بعثت انبيا و مورد انكار قرار گرفتن آن از سوى مشركان بود - احتمال دارد مراد آيه نكته ياد شده باشد; يعنى، منظور از «يبعث» برانگيختن براى نبوت باشد نه حشر اخروى.

1122- مشركان مكه و نبوت بشر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 43 - 5

5- مشركان مكه ، نزول وحى به انسان را قبول نداشتند .

و ما أرسلنا من قبلك إلاّ رجالاً نوحى إليهم

آيه درصدد تعريض به مشركان و جواب گويى به آنان است كه طبق قرينه ها و آيات ديگر قرآن كريم (سوره يونس ، آيه 2) آنها مبعوث شدن انسان را از جانب خداوند براى پيامبرى قبول نداشتند. فعل «نوحى» در آيه قرينه و نشانه اى است بر نكته فوق.

1123- مشركان مكه و نزول وحى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 31 - 4

4 - اظهار شگفتى و ناباورى مشركان مكه ، نسبت به نزول وحى بر فردى عادى و غيراشرافى

لولا نزّل هذا القرءان على رجل من القريتين عظيم

با توجه به اعتراض مشركان مكه كه چرا پيامبر، از ميان اشراف و ثروتمندان برگزيده نشد، فقر و تنگدستى پيامبر(صلی الله علیه و آله) به دست مى آيد.

1124- مشركان مكه و هشدارهاى انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 101 - 11

11 - مشركان مكه ، گروهى بودند كه زمينه ايمان به آيات الهى و هشدار هاى پيامبران را ، از دست داده بودند .

أفأنت تكره الناس حتى يكونوا مؤمنين . .. و ما تغنى الأيت و النذر عن قوم لايؤمنون

1125- مشركان ناقض معاهده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 1 - 8

8 - نقض شدن پيمان عدم تعرض ، از سوى اكثريت مشركان صدر اسلام

الذين عهدتم من المشركين

مقصود از «الذين عاهدتم» - به دليل آيات 4 و 7 - مشركان معاهدى هستند كه ملتزم به رعايت پيمانهاى صلح نبودند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 2 - 1،3،5،9،12

1 - اعطاى چهار ماه مهلت به مشركان پيمان شكنِ صدر اسلام ، در پى ابطال پيمان عدم تعرض مسلمانان با آنان

براءة من اللّه و رسوله . .. فسيحوا فى الارض أربعة أشهر

3 - دستور خداوند مبنى بر منع تعرض مسلمانان به مشركان پيمان شكنِ صدر اسلام ، در مدت مهلت چهار ماهه

فسيحوا فى الارض أربعة أشهر

مهلت دادن به مشركان و مجاز دانستن رفت و آمدشان در هر جاى زمين در حقيقت دستورى است به مسلمانان كه نبايد در مدت مقرر متعرض آنان شوند.

5 - اعطاى آزادى سير و سياحت به مشركان پيمان شكن ، در چهار ماه حرام از سال ( ذيقعده ، ذيحجه ، محرم و رجب )

فسيحوا فى الارض أربعة أشهر

توصيف «أربعة أشهر» به «الاشهر الحرم» (در آيه 5) مى تواند قرينه باشد بر اين كه: مراد از «أربعة أشهر» همان چهار ماه حرام معروف (ذيقعده، ذيحجه، محرم و رجب) است ; يعنى با الغاى اعتبار پيمان صلح و برداشته شدن امان از مشركان، آنان تنها در ماههاى حرام، آزادى رفت و آمد و سير و سياحت خواهند داشت.

9 - تهديد خداوند به مشركان پيمان شكن صدر اسلام ، به شكست خفت بار و خواركننده در صورت تسليم نشدن و پاى فشردن بر شرك و كفر

و اعلموا أنكم غير معجزى اللّه و أن اللّه مخزى الكفرين

«اخزاء» (مصدر مخزى) به معناى خوار و خفيف كردن است. به كارگيرى اسم فاعل به جاى فعل در جمله «و أن اللّه مخزى الكافرين» بيانگر سنت قطعى خداوند درباره شكست كفر و كفرپيشگان بوده و تهديدى براى مشركان پيمان شكن مى باشد.

12 - نويد خدا به مسلمانان صدر اسلام به امداد هاى غيبى و شكست ذلت بار شرك پيشگان پيمان شكن

و اعلموا . .. أن اللّه مخزى الكفرين

تهديد مشركان پيمان شكن صدر اسلام به شكست و خوارى در واقع نويدى بود به مسلمانان به اينكه در صورت شروع جنگ، خداوند آنان را با امدادهاى غيبى خود كمك فرموده و پيروز خواهد كرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 3 - 2،7

2 - دستور خداوند مبنى بر ابلاغ لغو پيمانِ عدم تعرض مسلمانان با مشركان پيمان شكن به عموم مردم حاضر در مراسم حج

و أذن من اللّه و رسوله إلى الناس يوم الحج الأكبر أن اللّه برىء من المشركين و رسو

برداشت فوق بر اين اساس است كه «برائت» در «أن اللّه برىء من المشركين و رسوله» كنايه از الغاى پيمان صلح و عدم تعرض باشد. گفتنى است كه جمله «أذان من اللّه و رسوله ... » جمله خبرى است در مقام انشا و دستور ; يعنى بايد الغاى پيمان عدم تعرض در روز «حج اكبر» به عموم مردم حاضر در مراسم حج، ابلاغ گردد.

7 - توصيه و تشويق الهى به عموم مشركان عهدشكن ، مبنى بر توبه و بازگشت به اسلام در ظرف چهار ماه مهلت داده شده به آنان

فسيحوا فى الأرض أربعة أشهر . .. و أذن من اللّه ... فإن تبتم فهو خير لكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 6 - 8

8 - اماكن سكونت ( شهر ها ، روستا ها و . . . ) مشركان پيمان شكن صدر اسلام تنها مراكز امن اعلام شده از سوى خدا براى آنان

فاقتلوا المشركين حيث وجدتموهم . .. ثم أبلغه مأمنه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 7 - 1

1 - نقض شدن پيمان عدم تعرض از سوى اكثريت مشركان صدر اسلام

كيف يكون للمشركين عهد

مراد از مشركان در جمله «كيف يكون للمشركين عهد» - به قرينه «إلا الذين عاهدتم عند المسجد الحرام» - مشركان معاهدى هستند كه بر پيمان خود با مسلمانان پايبند نماندند. ذيل آيه بعد (و أكثرهم فاسقون) بيانگر نقض پيمان از سوى اكثريت آنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 8 - 15

15 - اكثريت مشركان صدر اسلام بر پيمان عدم تعرض خود با مسلمانان پايبند نمانده و آن را نقض كردند .

و أكثرهم فسقون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 10 - 2،12

2 - مشركان صدر اسلام در رابطه با هيچ مؤمنى به عهد و پيمانى پايبند نبودند .

لايرقبون فى مؤمن إلّاً و لاذمة

«ذمة» به معناى عهد و پيمان است. قابل ذكر است كه كلمه «مؤمن» و «ذمة» هر دو نكره در سياق نفى بوده و مفيد عموم مى باشند.

12 - جنگ مسلمانان با مشركان پيمان شكن صدر اسلام ، جنگ دفاعى بود نه ابتدايى .

و أولئك هم المعتدون

از اين آيه شريفه و آيات پيش استفاده مى شود كه: خداوند به منظور دفاع از حقوق مسلمانان و كوتاه شدن دست دشمن از تجاوز به حقوق ايشان، معاهده صلح با مشركان را لغو و مسلمانان را به جنگ و نبرد با آنان فراخواند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 12 - 3

3 - شرك پيشگان صدر اسلام ، مردمانى سست عهد و پيمان شكن بودند .

و إن نكثوا أيمنهم من بعد عهدهم . .. إنهم لا أيمن لهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 13 - 4

4 - نقض پيمان تعرض از سوى مشركان معاهدِ صدر اسلام

ألا تقتلون قوماً نكثوا أيمنهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 14 - 8

8 - مرگ و ذلت مشركان پيمان شكن صدر اسلام و پيروزى سپاه اسلام ، شفابخش سينه دردمند مؤمنان آسيب ديده از تجاوز

يعذبهم اللّه بأيديكم و يخزهم و ينصركم عليهم و يشف صدور قوم مؤمنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 15 - 1

1 - دل هاى مؤمنان صدر اسلام نسبت به مشركان پيمان شكن ، آكنده از خشم بود .

ألا تقتلون قوماً نكثوا أيمنهم . .. و يشف صدور قوم مؤمنين. و يذهب غيظ قلوبهم

1126- مشركان نيكوكار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 19 - 2

2 - همسنگ قرار دادن كافر و مشرك نيك كردار با مؤمن مجاهد ، عملى ناصواب و شايسته ملامت و توبيخ است .

أجعلتم سقاية الحاجّ و عمارة المسجدالحرام كمن ءامن باللّه و اليوم الأخر و جهد فى

1127- مشركان و آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 60 - 3

3- مشركان عصر جاهلى ، منكر عالم آخرت بودند .

للذين لايؤمنون بالأخرة

اين آيه، در سياق آياتى است كه در مذمت مشركان بود و اين خود قرينه اى است بر اينكه مراد از «الذين»، مشركانند.

1128- مشركان و آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 68 - 1

1 - برخى مشركان و مخالفان پيامبر(صلی الله علیه و آله) با ياوه گويى در صدد مغالطه و ايجاد شبهه در مورد آيات قرآن و ديگر آيات الهى بودند.

و إذا رأيت الذين يخوضون فى ءايتنا

طبرسى (ره) درباره معنى خوض مى گويد: «الخوض التخليط فى المفاوضة على سبيل اللعب و العبث و ترك التفهم و التبيين». يعنى خوض خلط كردن در گفتگو براى بازى و بيهوده گويى است، نه براى فهم و روشن شدن حقيقت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 20 - 11

11- كفرپيشگان ، مشركان و آنان كه به خدا دروغ مى بندند ، از شنيدن و ديدن آيات الهى ناتوانند .

و من أظلم ممن افترى . .. أُولئك ... ما كانوا يستطيعون السمع و ما كانوا يبصرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 2 - 2

2- برخورد ناشايست و بازى گرانه مشركان با آيات الهى ، نشانگر اوج غفلت و بى خبرى آنان است .

و هم فى غفلة معرضون . مايأتيهم من ذكر من ربّهم

جمله «مايأتيهم من ذكر. ..» يا بيان براى جمله پيشين است و يا در حكم تعليل براى آن. در هر صورت بيانگر چگونگى و چرايى غفلت و بى خبرى عميق مشركان است.

1129- مشركان و آيات قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 68 - 1

1 - برخى مشركان و مخالفان پيامبر(صلی الله علیه و آله) با ياوه گويى در صدد مغالطه و ايجاد شبهه در مورد آيات قرآن و ديگر آيات الهى بودند.

و إذا رأيت الذين يخوضون فى ءايتنا

طبرسى (ره) درباره معنى خوض مى گويد: «الخوض التخليط فى المفاوضة على سبيل اللعب و العبث و ترك التفهم و التبيين». يعنى خوض خلط كردن در گفتگو براى بازى و بيهوده گويى است، نه براى فهم و روشن شدن حقيقت.

1130- مشركان و احكام ذبح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 121 - 15

15 - مشركان در مورد خوردن ذبيحه و احكام آن در اسلام با مسلمانان صدر اسلام به مجادله مى پرداختند.

و لا تأكلوا مما لم يذكر اسم الله عليه . .. إن الشيطين ليوحون إلى ... و إن أطعتمو

1131- مشركان و اخبار خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 147 - 5

5 - ممكن است مشركان، با وجود صدق خبرهاى خداوند در مورد تحريمها و علل آن، به تكذيب آن بپردازند.

و إنا لصدقون. فإن كذبوك

1132- مشركان و اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 25 - 10

10 - افسانه خواندن قرآن، از شيوه هاى مبارزه كافران و مشركان با اسلام

حتى إذا جاءوك يجدلونك يقول الذين كفروا إن هذا إلا أسطير الأولين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 104 - 5

5 - مشركان ، نسبت به حقيقت آيين توحيدى پيامبر (صلی الله علیه و آله) در ترديد بودند .

قل يأيها الناس إن كنتم فى شك من دينى

1133- مشركان و الوهيت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 19 - 21

21 - اعتقاد مشركان به الوهيت خداوند

قل أى شىء أكبر شهدة قل اللّه

در آيه شريفه با وجود اينكه سؤال از جانب خداوند مطرح شده است و مشركان بايد پاسخگو باشند، ولى خداوند، خود، پاسخ داده است: «قل اللّه». اين نوع پاسخگويى گواه اعتراف طرف مقابل به مضمون ارائه شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 68 - 2

2 - مشركان ، معتقد به الوهيت خداوند بودند .

قالوا اتخذ اللّه

1134- مشركان و امانت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 73 - 1،5

1 - مردم ، در برابر امانت الهى ، به سه گروهِ منافق و مشرك و مؤمن صف بندى شدند .

إنّا عرضنا الأمانة . .. ليعذّب اللّه المنفقين و المنفقت و المشركين و المشركت

5 - منافقان و مشركان ، داراى موضع واحد در قبال امانت الهى بودند و در نتيجه ، داراى سرنوشت يگانه اند .

إنّا عرضنا الأمانة . .. ليعذّب اللّه المنفقين و المنفقت و المشركين و المشركت

1135- مشركان و انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 35 - 14

14- برخورد هاى مشركان با انبيا و تعاليم آسمانى در طول تاريخ ، همسو و يكنواخت بوده است .

كذلك فعل الذين من قبلهم . .. و قال الذين أشركوا لو شاء الله ... كذلك فعل الذين م

1136- مشركان و انكار شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 23 - 1،3

1 - مشركان در قيامت براى شرك خويش چاره اى جز انكار آن ندارند.

ثم لم تكن فتنتهم إلا أن قالوا و اللّه ربنا ما كنا مشركين

از جمله معانى فتنه، اعتذار است كه در اين آيه به معنى راهى براى گريز و نجات است.

3 - سوگند دروغ مشركان در قيامت بر مشرك نبودنشان در دنيا

و اللّه ربنا ما كنا مشركين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 24 - 1،5

1 - مشركان در قيامت به دروغ منكر شرك ورزى خويش در دنيا مى شوند.

و اللّه ربنا ما كنا مشركين. انظر كيف كذبوا على أنفسهم

5 - مشركان، على رغم اصرار بر شرك خويش در دنيا، در آخرت به شدت آنان را انكار مى كنند.

قالوا و اللّه ربنا ما كنا مشركين . .. و ضل عنهم ما كانوا يفترون

مفاد جمله «ما كانوا يفترون» ماضى استمرارى است كه دلالت بر تداوم و اصرار مشركان بر عقايد خويش در دنيا دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 27 - 7

7 - مشركان در مرحله اى از قيامت منكر شرك خويش و در مرحله اى معترف به آن مى شوند.

و اللّه ربنا ما كنا مشركين . .. فقالوا يليتنا نرد و لا نكذب بأيت ربنا و نكون من

برداشت فوق از ارتباط آيه 23 و 27 به دست مى آيد كه مشركان در آنجا مشرك بودن خودشان را منكر شدند، ولى در اينجا اعتراف كردند كه آيات را تكذيب مى كردند و مؤمن نبودند.

1137- مشركان و بازگشت به دنيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 28 - 9

9 - لجاجت پيشگان مشرك، پس از ديدن جهنم نيز اگر دنيا بازگردند اصلاح نمى شوند.

و لو ترى إذ وقفوا على النار . .. و لو ردوا لعادوا لما نهوا عنه

1138- مشركان و بت پرستى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 113 - 5

5 - تلاش بى ثمر برخى از مشركان براى متقاعد كردن پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در جهت تجويز ادامه بت پرستى به مدت يك سال

و لولا فضل اللّه . .. لهمت طائفة منهم ان يضلوك

برخى از مفسران با توجه به شأن نزول گفته اند مراد از «طائفة»، مشركانى بودند كه از پيامبر(صلی الله علیه و آله) تقاضاى تجويز بت پرستى تا يك سال را داشتند.

1139- مشركان و بتها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 17 - 9

9 - توانايى بتها و معبودهاى خيالى در دفع شر و رساندن خير، پندار نارواى مشركان

و إن يمسسك اللّه بضر فلا كاشف له إلا هو و إن يمسسك بخير فهو على كل شىء قدير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 66 - 6

6 - مشركان ، به درگاه بت ها نيايش كرده ، دست نياز به سوى آنها برمى داشتند .

و ما يتبع الذين يدعون من دون اللّه شركاء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 104 - 6

6 - مشركان ، بت هاى مورد پرستش خود را ، موجوداتى با شعور مى پنداشتند .

فلا أعبد الذين تعبدون من دون اللّه

«الذين» اسم موصول است و براى ذوى العقول استعمال مى شود.

1140- مشركان و بهشت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 62 - 8

8- مشركان مدعى بودند بهشت ، از آنِ آنان است .

و تصف ألسنتهم الكذب أن لهم الحسنى

احتمال دارد مراد از «أن لهم الحسنى»، به قرينه فراز بعدى (أن لهم النار) بهشت باشد.

1141- مشركان و تحريم حلال

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 59 - 5

5 - خداوند ، مشركان را - كه از پيش خود و بى اذن او ، بخشى از رزق حلال را بر خود حرام كرده بودند - مورد ملامت و سرزنش قرار داد .

قل أرءيتم ما أنزل اللّه . .. فجعلتم منه حراماً و حللا قل ءاللّه أذن لكم

1142- مشركان و تعاليم قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 5 - 1

1 - مشركان ، مدعى قابل درك نبودن قرآن و پيام وحى براى آنان

و قالوا قلوبنا فى أكنّة ممّا تدعونا إليه

1143- مشركان و تقرب به خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 18 - 9

9 - شرك پيشگان عصر بعثت ، انسان را فاقد شايستگى براى دست يافتن به مقام قرب خدا و بار يافتن به پيشگاه او مى انگاشتند .

و يعبدون من دون اللّه . .. و يقولون هؤلاء شفعؤنا

1144- مشركان و تكذيب قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 12 - 1

1- تكذيب پيامبر از سوى مشركان به خاطر مطرح كردن قيامت و نيز پيشنهاد هاى نابه جاى ايشان ، آن حضرت را در خطر ترك و عدم ابلاغ برخى از آيات قرار داده بود .

فلعلّك تارك بعض ما يوحى إليك و ضائق به صدرك أن يقولوا لولا أُنزل عليه كنز

روشن است كه خوف و شكى كه «لعلّ» دلالت بر آن مى كند به لحاظ متكلم (خداوند) نيست; بلكه حاكى از خوف و ترديد مخاطب (پيامبر) و يا موقعيت خاصى است كه هر انسانى احتمال ترك برخى از آيات را دور از انتظار نمى بيند. بنابراين «لعلك

تارك ...» مى رساند كه پيامبر در شرايطى بود كه اين خوف و احتمال وجود داشت كه در ابلاغ برخى از آيات به ترديد بيفتد و مصلحت ببيند كه آنها را موقتاً ابلاغ نكند تا شرايط و جو پيشامده تغيير كند. «أن يقولوا ...» به تقدير «لام» و «لا» ى نافيه (لأن لايقولوا...) بيانگر علت و ريشه پديد آمدن زمينه و شرايط آن خوف و احتمال است. تفريع «لعلّك تارك...» بر آيه هفتم مى رساند كه تكذيب قيامت نيز مى توانست در پديد آمدن آن شرايط مؤثر باشد.

1145- مشركان و توجيه شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 23 - 5

5 - تلاش مشركان در قيامت براى توجيه شرك خويش و گريز از پيامدهاى آن

و اللّه ربنا ما كنا مشركين

برداشت فوق بر اساس اين احتمال است كه مشركان اين جمله را به دروغ به قصد نفى شرك خويش نگفته باشند، بلكه مقصودشان توجيه باشد كه هدف ما حق بوده و بتها را مظهر حق مى دانستيم، نه شريك خدا

1146- مشركان و توحيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 28 - 2،3

2 - عمق وجدان مشركان در دنيا گواه بر حقانيت توحيد و معاد مى دهد.

بل بدالهم ما كانوا يخفون من قبل

3 - مشركان، على رغم گواهى ضميرشان بر حقانيت توحيد و معاد، آن را پنهان مى كنند.

بل بدالهم ما كانوا يخفون من قبل

مراد از «ما يخفون»، به قرينه آيات پيشين، حقايق ايمانى، از قبيل توحيد و معاد، است كه مشركان آن را در ضمير خويش پنهان مى ساختند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 46 - 12

12 - اعراض مشركان از توحيد و حقايق آسمانى، با وجود بيان روشن و مستدل قرآن، امرى شگفت انگيز

انظر كيف نصرف الآيت ثم هم يصدفون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 37 - 21

21 - شرك در پندار مشركان، ايمان و باورى راستين; و توحيد و يكتا پرستى، كفرورزى و انكار حقيقت است.

و شهدوا على أنفسهم أنهم كانوا كفرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 40 - 23

23- اكثر مشركان ، ناآگاه به درستى و استوارى توحيد و سستى و نادرستى شرك

ما تعبدون من دونه . .. و لكنّ أكثر الناس لايعلمون

برداشت فوق، بر اين اساس است كه مراد از «الناس» مشركان باشد. بنابراين «و لكنّ أكثر الناس لايعلمون» گوياى اين نكته است كه: بيشتر مشركان [حقيقت] را نمى دانند و برخى از آنان بدان آگاهند ; ولى به خاطر عناد يا خوف از دست دادن رياست و مانند اينها، به توحيد نمى گرايند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 33 - 14

14- مشركان از پيمودن راه صحيح و منطقى ( توحيد ) بازماندند .

و صدّوا عن السبيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 46 - 6

6- مشركان ، به هنگام طرح وحدانيت پروردگار از سوى پيامبر (صلی الله علیه و آله) بر اساس آيات قرآن ، با نفرت بسيار از آن حضرت روى برمى گرداندند .

و إذا ذكرت ربّك فى القرءان وحده ولّوا على أدبرهم نفورًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 25 - 11

11 - پيچيده نبودن فهم توحيد و روشنى آن حتى در نظر مشركان ، شايسته حمد به درگاه خدا است .

و لئن سألتهم من خلق السموت و الأرض ليقولنّ اللّه قل الحمد للّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 48 - 7

7 - آشكار نشدن حقيقت توحيد براى مشركان در عالم برزخ *

و يوم . .. و ظنّوا ما لهم من محيص

برداشت ياد شده بدين احتمال است كه روشن شدن حقيقت توحيد براى مشركان در روز قيامت، اشعار به اين دارد كه حتى پس از مرگ و در برزخ نيز حقايق براى آنان روشن نمى شود.

1147- مشركان و توحيد ربوبى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 46 - 9

9- توحيد ربوبى ، از مهم ترين تعاليم قرآن كريم و مشركان داراى حساسيتى شديد نسبت به آن

و إذا ذكرت ربّك فى القرءان وحده ولّوا على أدبرهم نفورًا

ذكر صفت «ربّ» از ميان ديگر اسما و صفات خداوند، به ضميمه قيد «وحده» (توحيد ربوبى) بيانگر اهميت آن در تعاليم دينى است و روى گردانى نفرت آلود مشركان از طرح آن، نشانگر حساسيت شديد آنان به آن مى باشد.

1148- مشركان و جنيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 100 - 1

1 - برخى مشركان خداوند را داراى شريكانى از جنيان مى دانستند.

و جعلوا لله شركاء الجن

1149- مشركان و حسن فرجام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 62 - 6،7،9

6- مشركان على رغم استناد امر ناخوشايند به خداوند ، مدعى عاقبتى نيكو براى خود بودند .

و يجعلون لله ما يكرهون و تصف ألسنتهم الكذب أن لهم الحسنى

7- ادعاى خوش عاقبتى مشركان براى خويش ، ادعايى دروغ و دور از واقعيت

و تصف ألسنتهم الكذب أن لهم الحسنى

«أن لهم الحسنى» بدل براى «الكذب» است.

9- مشركان ، تداوم نسل خويش را از طريق داشتن پسر ، براى خود فرجامى نيك تلقى مى كردند . *

و يجعلون لله ما يكرهون و تصف ألسنتهم الكذب أن لهم الحسنى

احتمال دارد مراد از «الحسنى» به قرينه «و يجعلون لله البنات . .. و لهم ما يشتهون» و «يجعلون لله ما يكرهون» ادامه نسل مشركان از طريق پسرانى باشد كه آنان براى خويش مدعى بودند.

1150- مشركان و حشر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 53 - 9

9 - حدس و تخمين مشركان درباره حشر و قيامت ، بسيار دور از واقعيت بوده است .

و قد كفروا به من قبل و يقذفون بالغيب من مكان بعيد

1151- مشركان و حق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 19 - 2

2 - مشركان قريش پيش از جنگ بدر با نيايش به درگاه خداوند ، خواهان پيروزى حاميان دين حق شدند .

إن تستفتحوا فقد جاءكم الفتح

جمله «إن تستفتحوا» اشاره دارد به دعاى مشركان پيش از جنگ بدر كه آنان با پندار حقانيت خويش از خداوند خواستند تا حاميان دين حق را در اين نبرد پيروز گرداند.

1152- مشركان و حقانيت محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 118 - 1،2،6،9

1 - مشركان ، خواهان گفتگوى مستقيم خداوند با آنان درباره حقانيت رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و قال الذين لايعلمون لولا يكلمنا اللّه

آيه بعد (انا ارسلنا بالحق . ..) دلالت بر آن دارد كه پيشنهاد اعتراض آميز مشركان (لولا يكلمنا اللّه; چرا خدا با ما سخن نمى گويد) درباره حقانيت رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) است.

2 - مشركان ، براى پذيرش رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) خواهان نشانه و معجزه اى بر حقانيت او بودند .

و قال الذين لايعلمون لولا . .. أو تأتينا ءاية

6 - مشركان ، آيات و نشانه هاى رسالت پيامبر را ناديده گرفته مدعى نبودن هيچگونه نشانه اى بر حقانيت او بودند .

و قال الذين لايعلمون لولا . .. أو تأتينا ءاية

9 - يهود و نصارا نيز همانند مشركان ، خواهان سخن گفتن خدا با آنان درباره راستى و درستى رسالت پيامبران بودند .

كذلك قال الذين من قبلهم مثل قولهم

در آيه 113 مشركان با تعبير «الذين لايعلمون» در قبال يهود و نصارا مطرح شده اند و در آيه مورد بحث مشركان با همان تعبير در قبال «الذين من قبلهم» قرار گرفته اند. از اين مقايسه معلوم مى شود: مقصود از «الذين من قبلهم» يهود و نصارا است.

1153- مشركان و خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 13 - 4

4 - در ديد مشركان ، خداوند داراى مرتبتى والاتر از بتان است .

و لم يكن لهم من شركائهم شفعؤا

انتظار مشركان از خدايان خود براى شفاعت در پيشگاه خداوند، نشان مى دهد كه آنها، خداوند را مقام تصميم گيرنده و برتر مى دانستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 33 - 4

4 - مشركان نيز ، براى نجات خود از سختى ها و ناملايمات ، به خداوند روى مى آورند و به درگاه او دعا مى كنند .

المشركين . .. و إذا مسّ الناس ضرّ دعوا ربّهم

«ال» در «الناس» مى تواند عهد باشد و مراد از آن، مشركانى باشد كه در آيات قبل از آنها سخن گفته شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 154 - 1

1 - داورى و ديدگاه مشركان درباره خداوند ، بى اساس و شگفت آور است .

أصطفى البنات على البنين . ما لكم كيف تحكمون

استفهام در آيه شريفه، از نوع استفهام انكارى و تعجبى است.

1154- مشركان و خويشاوندان مؤمن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 10 - 1

1 - شرك پيشگان صدر اسلام ، درباره هيچ مؤمنى به رعايت حق خويشاوندى ، ملتزم نبودند .

لايرقبون فى مؤمن إلّاً

«رقبة» و «رُقبان» (مصدر يرقبون) به معناى حفظ و نگهدارى و «إلّ» به معناى قرابت و خويشاوندى است. قابل ذكر است كه لفظ «مؤمن» و «إلّ» هر دو نكره در سياق نفى و مفيد عمومند; يعنى، مشركان درباره هيچ مؤمنى حرمت قرابت و خويشاوندى را نگه نمى دارند.

1155- مشركان و دختر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 57 - 8

8- داشتن پسر ، مورد خوشايند مشركان و دختر داشتن ، ناخوشايند آنان بود .

و يجعلون لله البنت . .. و لهم ما يشتهون

به قرينه مقابله، احتمال دارد مراد از «ما» فرزند پسر باشد. مشركان با اسناد دادن دختر به خداوند، درصدد تنقيص او بودند و اين، حاكى از نفرت آنان از دختر داشتن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 58 - 1،5،6

1- چهره مشركان دوران جاهلى ، به هنگام دريافت خبر دختردار شدن ، از شدت غضب و ناراحتى ، دگرگون مى شد .

و إذا بشّر أحدهم بالأُنثى ظلّ وجهه مسودًّا

5- مشركان ، با دريافت خبر دختردار شدن ، آكنده از اندوه مى شدند و از شدت شرمندگى آن را بروز نمى دادند .

و إذا بشّر أحدهم بالأُنثى . .. و هو كظيم

«كظم» در لغت، راه خروج نَفَس است و در حبس نفس و سكوت استعمال مى شود و در آيه، مراد از «كظيم» كسى است كه آكنده از اندوه است.

6- مشركان ، على رغم نفرت از دختردار شدن ، آن را به خداوند نسبت مى دادند .

و يجعلون لله البنت . .. و إذا بشّر أحدهم بالأُنثى ظلّ وجهه مسودًّا و هو كظيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 153 - 1

1 - مشركان ، معتقد به برگزيدن دختر - به جاى پسر - براى خود از سوى خداوند

أصطفى البنات على البنين

1156- مشركان و دعوت محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 170 - 4

4 - التزام به تبعيت از نياكان و آداب و سنن آنان ، پاسخ مشركان در برابر دعوت پيامبر به پيروى از احكام خدا

و إذا قيل لهم اتبعوا . .. قالوا بل نتبع ما ألفينا عليه ءاباءنا

«ألفاء» (مصدر ألفينا) به معناى يافتن است.

1157- مشركان و دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 35 - 14

14- برخورد هاى مشركان با انبيا و تعاليم آسمانى در طول تاريخ ، همسو و يكنواخت بوده است .

كذلك فعل الذين من قبلهم . .. و قال الذين أشركوا لو شاء الله ... كذلك فعل الذين م

1158- مشركان و ذكر خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 45 - 6

6 - مشركان نسبت به ياد كردن خدا به همراه ياد ديگر معبود ها و نيز عبادت مشترك خدا و معبود ها ، حساس نبوده و مخالفت نمىورزيدند .

و إذا ذكر اللّه وحده اشمأزّت . .. و إذا ذكر الذين من دونه إذا هم يستبشرون

از آيه شريفه به روشنى استفاده مى شود كه مشركان نسبت به ياد كردن خدا به تنهايى حساس بوده و از ياد شدن معبودهاى خود بدون ياد شدن خدا خوشحال مى شدند; ولى در اين آيه از واكنش و حساسيت مشركان در صورتى كه نام خدا و معبودها با هم و مشتركاً ياد شوند، سخنى به ميان نيامده است. بنابراين ياد نشدن آن، مى تواند حاكى از مطلب بالا باشد.

1159- مشركان و ذكر معبودان باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 45 - 6

6 - مشركان نسبت به ياد كردن خدا به همراه ياد ديگر معبود ها و نيز عبادت مشترك خدا و معبود ها ، حساس نبوده و مخالفت نمىورزيدند .

و إذا ذكر اللّه وحده اشمأزّت . .. و إذا ذكر الذين من دونه إذا هم يستبشرون

از آيه شريفه به روشنى استفاده مى شود كه مشركان نسبت به ياد كردن خدا به تنهايى حساس بوده و از ياد شدن معبودهاى خود بدون ياد شدن خدا خوشحال مى شدند; ولى در اين آيه از واكنش و حساسيت مشركان در صورتى كه نام خدا و معبودها با هم و مشتركاً ياد شوند، سخنى به ميان نيامده است. بنابراين ياد نشدن آن، مى تواند حاكى از مطلب بالا باشد.

1160- مشركان و ربوبيت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 55 - 8

8 - كافران و مشركان ، منكر ربوبيت مطلق خدا هستند و همواره در برابر آن ايستاده و در اين راه پشتيبان يكديگراند .

و يعبدون من دون اللّه . .. و كان الكافر على ربّه ظهيرًا

«الف و لام» در كلمه «الكافر» براى استغراق است و اين كلمه شامل تمامى كافران مى شود. «ظهير» (فعيل به معناى فاعل) نيز به معناى معين و پشتيبان است. گفتنى است آمدن فعل «كان» در آغاز مبتدا و خبر، بيانگر استمرار خبر براى مبتدا است.

1161- مشركان و رحمانيت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 60 - 11

11 - حساسيت و نفرت شديد مشركان نسبت به توصيف خداوند به وصف رحمانيت و ناميدن او به نام رحمان

اسجدوا للرحمن قالوا و ما الرحمن أنسجد لما تأمرنا و زادهم نفورًا

انكار رحمانيت خدا، تجاهل نسبت به شناخت نام رحمان از سوى مشركان و ازدياد نفرتشان از سجده بر خداى رحمان، نشانگر اين حقيقت است كه آنان اصولاً نسبت به اين نام حساس بودند و از توصيف خدا به رحمان نفرت شديد داشتند.

1162- مشركان و زندگى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 24 - 7

7 - زندگى و مرگ در نگاه مشركان ، پديده اى طبيعى و بى ارتباط با اراده الهى و وجود خداوند

و ما يهلكنا إلاّ الدهر

1163- مشركان و زندگى دنيوى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 96 - 5

5 - اشتياق يهود به زندگى دنيا ، حتى از مشركان فزونتر است .

و لتجدنهم أحرص الناس . .. و من الذين أشركوا

«من الذين» عطف بر «الناس» مى باشد; يعنى: «و لتجدنهم أحرص من الذين اشركوا; مى يابى آنها را كه از مشركان به زندگى در دنيا دلبسته ترند».

1164- مشركان و سهم المال بتها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 136 - 1،2،7،8،9

1 - قرار دادن سهمى از زراعت و چهارپايان براى خدا و سهمى از آن براى شريكان موهوم او (مانند بت، جن و . ..) از سنتهاى مشركان در عصر جاهليت

و جعلو الله مما ذراً . .. فقالوا هذا لله

به قرينه آيه 100 همين سوره (و جعلوالله شركاء الجن)، از جمله عقايد موهوم مشركان، شريك بودن جنيان با خداوند بوده است.

2 - سنت جاهلى مشركان در قرار دادن سهمى از زراعت و چهارپايان براى خدا و سهمى براى شريكان خيالى او، بى اساس و بر پايه گمان بوده است.

و جعلو الله مما ذراً . .. هذا لله بزعمهم

«زعم» به گمان و سخن بى اساس اطلاق مى شود. (مصباح اللغة).

7 - مشركان، آنچه از اموال را كه سهم خداوند مى شمردند، براى شريكان (بتها) مصرف مى كردند.

فما كان لله فهو يصل إلى شركائهم

8 - مشركان، مصرف اموال سهم شريكان پندارى خداوند را در راه خدا غير مجاز و ناروا مى شمردند.

فما كان لشركائهم فلايصل إلى الله و ما كان لله فهو يصل إلى شركائهم

9 - مصرف سهم خداوند براى بتها و ديگر شريكان خيالى و مصرف نكردن سهم بتها براى خداوند، از داوريهاى ناپسند مشركان عصر جاهلى بوده است.

فما كان لشركائهم . .. ساء ما يحكمون

مراد از فعلهاى «يصل» و «لايصل»، آن گونه كه مفسران گفته اند، در مقام خبر از انشاى مشركان است. يعنى مشركان آنچه را سهم خداوند تلقى مى نمودند، مصرفش را براى بتها (مانند مخارج بتكده و ...) مجاز مى دانستند، ولى عكس آن را روا نمى شمردند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 138 - 2،3

2 - اعتقاد بى اساس مشركان به ممنوعيت خوردن از چهارپايان و كشتى (محصول زراعى) كه براى خدا و بتها قرار مى دادند.

و جعلو الله . .. و قالوا هذه أنعم و حرث حجر لايطعمها إلا من نشاء بزعمهم

«هذه» اشاره به سهامى است كه مشركان براى خدا و بتها قرار مى دادند و در آيه 136 بيان گرديده است.

3 - مشركان عصر جاهلى خوردن از حيوان و يا كشت وقف شده براى خدا و شريكان موهوم او را براى هر كس كه مى خواستند مجاز مى شمردند.

و قالوا هذه أنعم و حرث حجر لايطعمها إلا من نشاء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 139 - 1،2،3

1 - مشركان عصر جاهلى خوردن جنين دامهاى وقف شده براى خدا و يا بتها را در صورت زنده بر آمدن بر مردان مجاز و بر زنان حرام مى شمردند.

و قالوا ما فى بطون هذه الأنعم خالصة لذكورنا و محرم على أزوجنا

مراد از «ازواج» به قرينه تقابل آن با «ذكور» مطلق «زن» است نه خصوص همسران

2 - خوردن از دامهايى كه به گمان مشركان عصر جاهلى سهم خدا و يا سهم ديگر معبود بود، از نظر آنان غير مجاز شمرده مى شد.

و قالوا هذه الأنعم و حرث حجر لايطعمها . .. و قالوا ما فى بطون هذه الأنعم خالصة

«هذه الأنعام» اشاره به چهارپايان خاصى است كه در آيات پيشين مورد بحث قرار گرفته بود. از اين آيه نيز كه در مورد جواز خوردن جنين آن حيوانات است، تحريم اصل آن از ديدگاه مشركان استفاده مى شود.

3 - مشركان عصر جاهلى استفاده از جنين مرده حيوانات وقف شده براى خدا و يا بتها را براى زنان و مردان مجاز مى شمردند.

و محرم على أزوجنا و إن يكن ميتة فهم فيه شركاء

1165- مشركان و سهم المال خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 136 - 1،2،3،7،8،9

1 - قرار دادن سهمى از زراعت و چهارپايان براى خدا و سهمى از آن براى شريكان موهوم او (مانند بت، جن و . ..) از سنتهاى مشركان در عصر جاهليت

و جعلو الله مما ذراً . .. فقالوا هذا لله

به قرينه آيه 100 همين سوره (و جعلوالله شركاء الجن)، از جمله عقايد موهوم مشركان، شريك بودن جنيان با خداوند بوده است.

2 - سنت جاهلى مشركان در قرار دادن سهمى از زراعت و چهارپايان براى خدا و سهمى براى شريكان خيالى او، بى اساس و بر پايه گمان بوده است.

و جعلو الله مما ذراً . .. هذا لله بزعمهم

«زعم» به گمان و سخن بى اساس اطلاق مى شود. (مصباح اللغة).

3 - قرار دادن سهم براى خداوند، از آنچه خود آفريده، از پندارهاى پوچ مشركان

و جعلو الله مما ذراً من الحرث و الأنعم نصيبا فقالوا هذا لله بزعمهم

7 - مشركان، آنچه از اموال را كه سهم خداوند مى شمردند، براى شريكان (بتها) مصرف مى كردند.

فما كان لله فهو يصل إلى شركائهم

8 - مشركان، مصرف اموال سهم شريكان پندارى خداوند را در راه خدا غير مجاز و ناروا مى شمردند.

فما كان لشركائهم فلايصل إلى الله و ما كان لله فهو يصل إلى شركائهم

9 - مصرف سهم خداوند براى بتها و ديگر شريكان خيالى و مصرف نكردن سهم بتها براى خداوند، از داوريهاى ناپسند مشركان عصر جاهلى بوده است.

فما كان لشركائهم . .. ساء ما يحكمون

مراد از فعلهاى «يصل» و «لايصل»، آن گونه كه مفسران گفته اند، در مقام خبر از انشاى مشركان است. يعنى مشركان آنچه را سهم خداوند تلقى مى نمودند، مصرفش را براى بتها (مانند مخارج بتكده و ...) مجاز مى دانستند، ولى عكس آن را روا نمى شمردند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 138 - 2،3

2 - اعتقاد بى اساس مشركان به ممنوعيت خوردن از چهارپايان و كشتى (محصول زراعى) كه براى خدا و بتها قرار مى دادند.

و جعلو الله . .. و قالوا هذه أنعم و حرث حجر لايطعمها إلا من نشاء بزعمهم

«هذه» اشاره به سهامى است كه مشركان براى خدا و بتها قرار مى دادند و در آيه 136 بيان گرديده است.

3 - مشركان عصر جاهلى خوردن از حيوان و يا كشت وقف شده براى خدا و شريكان موهوم او را براى هر كس كه مى خواستند مجاز مى شمردند.

و قالوا هذه أنعم و حرث حجر لايطعمها إلا من نشاء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 139 - 1،2،3

1 - مشركان عصر جاهلى خوردن جنين دامهاى وقف شده براى خدا و يا بتها را در صورت زنده بر آمدن بر مردان مجاز و بر زنان حرام مى شمردند.

و قالوا ما فى بطون هذه الأنعم خالصة لذكورنا و محرم على أزوجنا

مراد از «ازواج» به قرينه تقابل آن با «ذكور» مطلق «زن» است نه خصوص همسران

2 - خوردن از دامهايى كه به گمان مشركان عصر جاهلى سهم خدا و يا سهم ديگر معبود بود، از نظر آنان غير مجاز شمرده مى شد.

و قالوا هذه الأنعم و حرث حجر لايطعمها . .. و قالوا ما فى بطون هذه الأنعم خالصة

«هذه الأنعام» اشاره به چهارپايان خاصى است كه در آيات پيشين مورد بحث قرار گرفته بود. از اين آيه نيز كه در مورد جواز خوردن جنين آن حيوانات است، تحريم اصل آن از ديدگاه مشركان استفاده مى شود.

3 - مشركان عصر جاهلى استفاده از جنين مرده حيوانات وقف شده براى خدا و يا بتها را براى زنان و مردان مجاز مى شمردند.

و محرم على أزوجنا و إن يكن ميتة فهم فيه شركاء

1166- مشركان و شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 37 - 21

21 - شرك در پندار مشركان، ايمان و باورى راستين; و توحيد و يكتا پرستى، كفرورزى و انكار حقيقت است.

و شهدوا على أنفسهم أنهم كانوا كفرين

1167- مشركان و شفاعت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 94 - 4

4 - مشركان مى پنداشتند پس از مرگ مورد شفاعت معبودهاى خويش قرار خواهند گرفت.

و ما نرى معكم شفعاءكم الذين زعمتم أنهم فيكم شركؤا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 4 - 16

16 - مشركان ، به شفاعت و ولايت و سرپرستى غيرخدا ، اعتقاد داشتند .

أم يقولون . .. ما لكم من دونه من ولىّ و لاشفيع أفلاتتذكّرون

1168- مشركان و شفاعت بتها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 18 - 10

10 - مشركان به اميد شفاعت بت ها ، آنها را مى پرستيدند .

و يعبدون من دون اللّه . .. و يقولون هؤلاء شفعؤنا عند اللّه

1169- مشركان و شفاعت معبودان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 13 - 2

2 - مشركان ، در انتظار شفاعت معبودان برگزيده خويش در پيشگاه خداوندند .

و لم يكن لهم من شركائهم شفعؤا

نفى كردن شفاعت معبودان مشركان، حاكى از اين نكته است كه مشركان، چنين توقع و انتظارى داشته اند و گرنه نفى آن، چندان معنايى نداشت.

1170- مشركان و صحابه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 52 - 1

1 - مشركان براى دور ساختن برخى مؤمنان از اطراف پيامبر(صلی الله علیه و آله) آن حضرت را تحت فشار قرار مى دادند.

و لا تطرد الذين يدعون ربهم

1171- مشركان و عبادت محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 19 - 4

4 - ازدحام كافران و مشركان در اطراف پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، براى مشاهده عبادت و نماز آن حضرت

كادوا يكونون عليه لبدًا

مفسران و اهل لغت، «لِبَد» را به ازدحام معنا كرده و درباره مرجع ضمير فاعلى «كادوا» و «يكونون» دو نظر ارائه داده اند. برخى آن را مشركان و كافران مكه و برخى ديگر آن را مؤمنان جن دانسته اند كه براى استماع قرآن كريم در اطراف پيامبر(صلی الله علیه و آله) ازدحام مى كردند. برداشت ياد شده، مبتنى بر نظر نخست است.

1172- مشركان و عذاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 51 - 6

6 - مشركان ، پيش از نزول عذاب ، بطور مستمر خواستار تسريع آن بودند .

أثم إذا ما وقع . .. و قد كنتم به تستعجلون

1173- مشركان و عذاب اخروى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 53 - 2

2 - مشركان ، تهديد به عذاب جاويدان قيامت را باور نكرده ، آن را ادعاى بى اساس مى انگاشتند .

ثم قيل . .. ذوقوا عذاب الخلد ... و يستنبئونك أحق هو

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه ضمير «هو» به «عذاب الخلد» (در آيه پيش) عايد باشد.

1174- مشركان و عذاب استيصال

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 48 - 2،3

2 - مشركان وعده عذاب استيصال را ، به دليل نامعلوم بودن زمان وقوع آن ، دروغ و ادعاى بى اساس پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان مى پنداشتند .

و يقولون متى هذا الوعد إن كنتم صدقين

با توجه به اينكه استفهام در جمله «متى هذا الوعد» براى ريشخند و استهزاست، برداشت فوق از آن استفاده مى شود.

3 - نامشخص بودن زمان وقوع عذاب استيصال ، دستاويز مشركان براى به استهزا گرفتن تهديد آن بود .

و يقولون متى هذا الوعد إن كنتم صدقين

پاسخ به اين پرسش - كه در آيه بعد آمده - مؤيد برداشت فوق است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 50 - 4،5

4 - مشركان ، خواستار تسريع نزول عذاب استيصال بودند .

إن أتيكم عذابه . .. ماذا يستعجل منه المجرمون

5 - درخواست تسريع عذاب استيصال از سوى مشركان ، خواسته اى نابخردانه و مايه شگفتى است .

إن أتيكم عذابه . .. ماذا يستعجل منه المجرمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 53 - 1

1 - مشركان تهديد به عذاب استيصال را باور نكرده ، آن را ادعاى بى اساس مى انگاشتند .

و يستنبئونك أحق هو قل إى و ربى إنه لحق

جمله «إى و ربى إنه لحق» - كه مركب از قسم، جواب قسم، جمله اسميه و تأكيد است - بيانگر شدت انكار مشركان در مورد عذاب مى باشد.

1175- مشركان و عمل صالح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 108 - 9

9 - دشنام به خدا براى دفاع از باورهاى خويش، عملى شايسته و زيبا در نظر مشركان است.

فيسبوا الله عدوا بغير علم كذلك زينا لكل أمة عملهم

1176- مشركان و عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 58 - 7

7 - فهم نادرست و بيان مغالطه آميز مشركان ، از نظريه قرآن درباره عيسى بن مريم ( ع )

ما ضربوه لك إلاّ جدلاً

بيان قرآن درباره تولد، زندگى و مرگ عيسى(ع)، شائبه الوهيت ندارد تا مشركان او را با آلهه خود مقايسه كنند.

1177- مشركان و فصاحت قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 103 - 9

9- فصاحت عالى قرآن و بيان روشن آن ، مورد قبول همگان حتى كافران و مشركان

و هذا لسان عربىّ مبين

استدلال خداوند در ردّ ادعاى كافران، مبتنى است بر آنكه فصاحت قرآن مورد قبول آنها باشد.

1178- مشركان و قدرت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 165 - 16

16 - مشركان به هنگام مواجه شدن با عذاب الهى ، به انحصار قدرت به خدا ، پى خواهند برد .

و لو يرى الذين ظلموا إذ يرون العذاب أن القوة للّه جميعاً

«إذ يرون» مفعول براى «يرى» است و «أن القوة . ..» با فعل مقدرى جواب شرط مى باشد; يعنى: «لو يرى ... لعلموا أن القوة للّه جميعاً; اگر مشركان امروز مى ديدند آن روزى را كه با عذاب قيامت مواجه خواهند شد، همانا مى فهميدند كه تمام قدرتها از آن خداوند است.»

1179- مشركان و قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 83 - 8

8 - استكبار و سخت دلى يهوديان و مشركان موجب تأثرناپذيرى آنان از قرآن

و إذا سمعوا ما أنزل إلى الرسول ترى اعينهم تفيض من الدمع

بيان واكنش خاضعانه مسيحيان در برابر قرآن پس از توصيف آنان به فروتنى در آيه پيش گوياى اين است كه دو گروه ديگر (يهوديان و مشركان) به دليل گردنفرازى و استكبار در برابر حق، از پذيرش قرآن سرباز زدند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 25 - 8

8 - مشركان به هنگام حضور در نزد پيامبر(صلی الله علیه و آله)، از سر لجاج و انكار به مجادله درباره قرآن و رسالت آن حضرت مى پرداختند.

حتى إذا جاءوك يجدلونك يقول الذين كفروا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 37 - 1

1 - مشركان، مدعى نارسايى معجزات پيامبر (قرآن) براى اثبات رسالت آن حضرت.

و قالوا لو لا نزل عليه ءاية من ربه

درخواست معجزه از سوى مشركان، على رغم معجزاتى مانند قرآن، حكايت از آن دارد كه آنان معجزات آن حضرت را براى اثبات رسالت كافى نمى دانستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 203 - 5

5 - مشركان آيات قرآن را مجموعه اى ساخته شده و گزينش شده به دست پيامبر (صلی الله علیه و آله) قلمداد مى كردند .

لو لا اجتبيتها

«اجتباء» (مصدر اجتبيت) به معناى جمع آورى كردن با گزينش و انتخاب است. (مفردات راغب). مشركان با نسبت دادن «اجتباء» به پيامبر(صلی الله علیه و آله) (اجتبيت) اين معنا را القا مى كردند كه او مطالب قرآن را از اين سو و آن سو جمع آورى و گزينش مى كند و به مردم ارائه مى دهد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 39 - 1

1 - مشركان ، آياتى از قرآن را كه حامل معارفى بلند بوده و در ظرف كوچك ذهن آنان جاى نمى گرفت ، انكار مى كردند .

أم يقولون افتريه . .. بل كذبوا بما لم يحيطوا بعلمه

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه «ما» در «بما لم يحيطوا . .. » اشاره به دسته اى از آيات قرآن باشد و ماى محذوف در «لما يأتهم تأويله» - كه عطف بر «لم يحيطوا» و به تقدير «و كذبوا بما لما يأتهم تأويله» است - اشاره به دسته اى ديگر از آيات باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 40 - 1،2

1 - برخى مشركان ، با اينكه آسمانى بودن قرآن را باور داشتند ، به تكذيب آن برمى خاستند .

بل كذبوا . .. و منهم من يؤمن به

اين برداشت مبتنى بر اين است كه: ضمير «هم» - با توجه به ارتباط اين آيه با آيات پيش - به تكذيب كنندگان قرآن برگردد و از «يؤمن» زمان حال اراده شده باشد.

2 - برخى مشركان ، آسمانى بودن قرآن را باور نداشته ، آن را تكذيب مى كردند .

و منهم من لا يؤمن به

اين برداشت نيز مبتنى بر اين است كه ضمير «هم» به تكذيب كنندگان قرآن برگردد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 42 - 1

1 - برخى از مشركان با اينكه مكرراً به سخنان پيامبر (صلی الله علیه و آله) گوش مى سپردند و آيات الهى را از زبان او مى شنيدند ، به تكذيب آن برخاسته ، انكارش مى كردند .

و منهم من يستمعون إليك . .. و لو كانوا لا يعقلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 13 - 5

5- مشركان براى ساختن سوره هايى همانند قرآن ، به كمك خواهى از هركس مجاز بودند .

وادعوا من استطعتم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 14 - 10

10- خداوند ، با توجه دادن مشركان به الهى بودن قرآن ، آنان را به پذيرش اسلام و قرآن دعوت كرد .

فإلّم يستجيبوا لكم فاعلموا . .. فهل أنتم مسلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 2 - 1

1- مشركان ، نزول وحى و پيام جديد پروردگار ( قرآن ) را ، سرسرى گرفته و بازى گرانه به آن گوش مى سپارند .

ما يأتيهم من ذكر من ربّهم . .. و هم يلعبون

بيشتر مفسران برآنند كه مقصود از «ذكر» هر نوع وحى و يا خصوص قرآن كريم است و جمله «و هم يلعبون» حال براى فاعل «استمعوه» مى باشد; يعنى، آنان در حالى كه به لعب و بازى مشغول اند به آيات الهى گوش مى دهند و به طور جدى و شايسته آن را استماع نمى كنند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 197 - 3

3 - توبيخ مشركان از سوى خداوند ، به خاطر ناديده گرفتن دلايل حقانيت قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله)

أوَلم يكن لهم ءاية أن يعلمه علمؤا بنى إسرءيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 3 - 1،2،4

1 - مشركان ، منكر نزول قرآن كريم از جانب خداوند بودند .

تنزيل الكتب . .. من ربّ العلمين . أم يقولون افتريه

«أم»، منقطعه و به معناى «بل» است و معناى دو فراز دو آيه چنين مى شود: «قرآن، از جانب خداوند است و آنان، مدعى اند كه ساختگى است».

2 - مشركان ، قرآن را ساخته و پرداخته پيامبر (صلی الله علیه و آله) مى دانستند .

أم يقولون افتريه

«فرى» ريشه «افترا» به آن دروغى گفته مى شود كه خود شخص آن را بسازد (لسان العرب).

4 - خداوند ، در مقابل تهمت مشركان ( ساختگى بودن قرآن ) ايستاده و از حقانيت قرآن ، دفاع كرده است .

أم يقولون افتريه بل هو الحقّ

1180- مشركان و قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 39 - 5

5 - تكذيب و انكار قيامت ، موضع گيرى مشترك همه شرك پيشگان تاريخ

بل كذبوا بما لم يحيطوا بعلمه . .. كذلك كذب الذين من قبلهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 53 - 9

9 - حدس و تخمين مشركان درباره حشر و قيامت ، بسيار دور از واقعيت بوده است .

و قد كفروا به من قبل و يقذفون بالغيب من مكان بعيد

1181- مشركان و كتاب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 157 - 1

1 - مشركان ، فاقد دليل و كتاب آسمانى ، بر درستى عقايدشان

فأتوا بكتبكم إن كنتم صدقين

امر «فأتوا» براى تعجيز است; يعنى، مشركان از آوردن كتاب آسمانى بر درستى عقايد خود ناتوان اند و چنين كتابى را ندارند.

1182- مشركان و كتمان حق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 28 - 3

3 - مشركان، على رغم گواهى ضميرشان بر حقانيت توحيد و معاد، آن را پنهان مى كنند.

بل بدالهم ما كانوا يخفون من قبل

مراد از «ما يخفون»، به قرينه آيات پيشين، حقايق ايمانى، از قبيل توحيد و معاد، است كه مشركان آن را در ضمير خويش پنهان مى ساختند.

1183- مشركان و كعبه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 97 - 21

21 - ممنوعيت ورود مشركان به خانه خدا ، سبب نامگذارى آن به بيت اللّه الحرام

جعل اللّه الكعبة البيت الحرام

از امام صادق(ع) نقل شده كه در پاسخ سؤال از سبب نامگذارى خانه خدا به بيت اللّه الحرام فرمود: لانه حرم على المشركين ان يدخلوه.


علل الشرايع، ص 398، ح 1، ب 139; نورالثقلين، ج 1، ص 680، ح 401.

1184- مشركان و كفر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 37 - 21

21 - شرك در پندار مشركان، ايمان و باورى راستين; و توحيد و يكتا پرستى، كفرورزى و انكار حقيقت است.

و شهدوا على أنفسهم أنهم كانوا كفرين

1185- مشركان و گمراهى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 42 - 6

6 - دست شستن از گرايش هاى شرك آلود و روى كردن به تعاليم پيامبران ( همچون يگانه پرستى ) و عقيده به قيامت ، در ديدگاه اهل شرك ، گمراهى و انحراف است .

إن كاد ليضلّنا عن ءالهتنا

1186- مشركان و گواهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 52 - 2

2 - كافران و مشركان ، با رو به رو شدن با گواهى شاهدان عليه خود ، به عذرخواهى خواهند پرداخت .

و يوم يقوم الأشهد . يوم لاينفع الظلمين معذرتهم

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه عبارت «يوم لاينفع . ..» بدل براى «يوم يقوم الأشهاد» مى باشد.

1187- مشركان و مالكيت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 55 - 6

6 - بيشتر مشركان ، نسبت به مالكيت مطلق خداوند بر جهان هستى و تحقق قطعى وعده هاى او ، جاهل و ناآگاهند .

ألا إن للّه ما فى السموت . .. ألا إن وعد اللّه حق و لكن أكثرهم لايعلمون

1188- مشركان و محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 118 - 6،19

6 - مشركان ، آيات و نشانه هاى رسالت پيامبر را ناديده گرفته مدعى نبودن هيچگونه نشانه اى بر حقانيت او بودند .

و قال الذين لايعلمون لولا . .. أو تأتينا ءاية

19 - مشركان بر اثر جهل و لجاجت ، آيات قرآن را نشانه اى بر حقانيت پيامبر نمى شمردند .

قال الذين لايعلمون لولا . .. تأتينا ءاية ... قد بيّنّا الأيت لقوم يوقنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 113 - 5

5 - تلاش بى ثمر برخى از مشركان براى متقاعد كردن پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در جهت تجويز ادامه بت پرستى به مدت يك سال

و لولا فضل اللّه . .. لهمت طائفة منهم ان يضلوك

برخى از مفسران با توجه به شأن نزول گفته اند مراد از «طائفة»، مشركانى بودند كه از پيامبر(صلی الله علیه و آله) تقاضاى تجويز بت پرستى تا يك سال را داشتند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 19 - 7

7 - گواه طلبى مشركان از پيامبر(صلی الله علیه و آله) در تأييد رسالت آن حضرت*

قل أى شىء أكبر شهدة قل اللّه شهيد بينى و بينكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 25 - 1،8،9

1 - برخى مشركان، على رغم گوش فرادادن به كلام پيامبر(صلی الله علیه و آله)، از فهم آن عاجزند.

و منهم من يستمع اليك و جعلنا على قلوبهم أكنة أن يفقهوه و فى ءاذانهم وقرا

مرجع ضمير «منهم»، به قرينه آيات گذشته، مشركان است.

8 - مشركان به هنگام حضور در نزد پيامبر(صلی الله علیه و آله)، از سر لجاج و انكار به مجادله درباره قرآن و رسالت آن حضرت مى پرداختند.

حتى إذا جاءوك يجدلونك يقول الذين كفروا

9 - مشركانى كه صرفاً براى مجادله در محضر پيامبر(صلی الله علیه و آله) حاضر مى شدند، در نهايت عناد و لجاجت قرار داشتند.

حتى إذا جاءوك يجدلونك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 33 - 14

14 - عن أبى عبداللّه(ع) فى قوله: «فإنهم لا يكذبكونك» قال: لا يستطيعون إبطال قولك.

امام صادق(ع) درباره سخن خداوند «فإنهم لا يكذبكونك» فرمود: مشركان، توانايى باطل كردن سخن تو (اى رسول ما) را ندارند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 37 - 3،10

3 - تبليغات و جوسازى مشركان براى تكذيب رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله)

و قالوا لو لا نزل عليه ءاية من ربه

10 - تبليغات مشركان عليه پيامبر(صلی الله علیه و آله)، على رغم آگاهى به قدرت الهى و فلسفه نازل نشدن معجزات درخواستى

و قالوا لولا نزل عليه ءاية من ربه قل إن اللّه قادر . .. و لكن أكثرهم لايعلمون

اگر مشركان اعتقاد به قدرت خدا نداشتند، جمله «قل إن اللّه قادر» ادعايى محض بود. بر اين اساس آنان قدرت خداند را بر نزول هرگونه معجزه قبول داشتند. گذشته از اينكه اقليتى از آنان به تصريح آيه به علت عدم نزول معجزات مورد درخواست خود نيز آگاه بودند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 50 - 7،15

7 - توقّعات نابجا و درخواستهاى غير اصولى مشركان از پيامبر(صلی الله علیه و آله)

قل لا أقول لكم . .. إنى ملك

نفى ملك بودن و . .. بيانگر وجود چنين توقّعاتى در بين مردم است.

15 - توقّعات بيجاى مشركان از پيامبر(صلی الله علیه و آله)، برخاسته از نادانى

قل لا أقول لكم عندى خزائن اللّه و . .. قل هل يستوى الأعمى و البصير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 52 - 1

1 - مشركان براى دور ساختن برخى مؤمنان از اطراف پيامبر(صلی الله علیه و آله) آن حضرت را تحت فشار قرار مى دادند.

و لا تطرد الذين يدعون ربهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 56 - 1

1 - پرستش بتها و سازش در اصول اعتقادى، خواسته نابجاى مشركان صدر اسلام از پيامبر(صلی الله علیه و آله)

قل لا أتبع أهواءكم قل إنى نهيت أن أعبد الذين تدعون من دون اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 109 - 3

3 - مشركان خواهان دريافت معجزه اى، جز آنچه پيامبر(صلی الله علیه و آله) ارائه مى نمود، بودند.

و أقسموا بالله جهد أيمنهم لئن جاءتهم ءاية

بديهى است كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) قطعاً معجزاتى را به آنان نمايانده است و با اين وصف آنان از سر بهانه جويى معجزات ديگرى را طلب مى كردند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 110 - 6

6 - مشركان مكه با وجود ايمان نياوردن به پيامبر(صلی الله علیه و آله) با معجزات ارائه شده، مجدداً خواهان معجزات ديگرى از پيامبر(صلی الله علیه و آله) بودند.

و أقسموا . .. لئن جاءتهم ءاية ... إذا جاءت لايؤمنون ... كما لم يؤمنوا به أول مرة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 184 - 3

3 - خداوند با يادآورى همنشينى پيامبر (صلی الله علیه و آله) با مردم ، مشركان را به بطلان پندارشان ( مجنون بودن پيامبر ) رهنمون ساخت .

أو لم يتفكروا ما بصاحبهم من جنة

به كارگيرى كلمه «صاحب» و اضافه آن به ضمير (صاحبهم، يعنى همنشينشان) اشاره به حقيقتى دارد كه تفكر در آن كافى در بطلان ادعاى مشركان است. يعنى او همواره همنشين آنان بود و اگر اثرى از جنون در او وجود داشت، آشكار مى گشت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 32 - 7

7 - موضعگيرى خصمانه كافران و مشركان در قبال پيامبر ، على رغم اعتقادشان به خدا

و إذ قالوا اللّهم إن كان هذا هو الحق من عندك فأمطر علينا حجارة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 15 - 7،8،9

7 - مشركان ، در راستاى مخالفت با قرآن ، به پيامبر (صلی الله علیه و آله) پيشنهاد مى كردند : براى آنان به جاى قرآن ، كتاب ديگرى را - كه موافق خواسته ها و تمايلاتشان باشد - بخواند .

و إذا تتلى عليهم ءاياتنا . .. قال الذين لا يرجون لقاءنا ائت بقرءان غير هذا

8 - شرك پيشگان عصر بعثت ، قرآن را ساخته و پرداخته ذهن حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) مى پنداشتند .

قال الذين لا يرجون لقاءنا ائت بقرءان غير هذا أو بدّله

9 - تبديل و برگرداندن محتواى قرآن به موضوعاتى باب طبع - با حفظ نظام و ساختار ظاهرى آن - يكى ديگر از پيشنهاد هاى مشركان به پيامبر (صلی الله علیه و آله) در راستاى مخالفت با قرآن

و إذا تتلى عليهم ءاياتنا بينت قال الذين لا يرجون لقاءنا . .. أو بدّله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 41 - 4

4 - پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) از اعمال و كردار مشركان و مشركان از اعمال و كردار پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، ناراحت و بيزار بودند .

أنتم بريئون مما أعمل و أنا برىء ممّا تعملون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 48 - 4

4 - مشركان ، با تمسخر و استهزا ، از پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان خواستار تعيين زمان وقوع عذاب استيصال و تسريع در آن بودند .

و يقولون متى هذا الوعد إن كنتم صدقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 65 - 1

1 - تبليغات سوء و سخنان نارواى مشركان عليه رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به درجه اى بود كه باعث اندوه و رنجش خاطر مبارك آن حضرت مى شد .

و لا يحزنك قولهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 104 - 3

3 - مشركان نسبت به پايدارى و انعطاف پذيرى پيامبر (صلی الله علیه و آله) در طرد آيين شرك و دعوت به توحيد ، ترديد داشتند .

قل يأيها الناس إن كنتم فى شك من دينى

با توجه به اينكه روى سخن با مشركانى است كه از گرويدن به توحيد امتناع مى كردند، قهراً امتناع آنان يا به خاطر اين است كه هنوز ماهيت و حقيقت توحيد براى آنان روشن نشده بود و يا اينكه هنوز اميدوار بودند كه پيامبر (صلی الله علیه و آله) دست از روش خود بردارد و به كيش آنان در آيد. برداشت فوق بنابر احتمال دوم است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 5 - 7

7- « عن أبى جعفر ( ع ) قال : أخبرنى جابر بن عبدالله أن المشركين كانوا إذا مرّوا برسول الله (صلی الله علیه و آله) حول البيت طأطأ أحدهم ظهره و رأسه هكذا و غطّى رأسه بثوبه لايراه رسول الله (صلی الله علیه و آله) فأنزل الله عزوجل : « ألا إنّهم يثنون صدورهم ليستخفوا منه ألا حين يستغشون ثيابهم يعلم ما يسرّون و ما يعلنون » ;

از امام باقر(ع) روايت شده است كه فرمود: جابربن عبدالله به من خبر داد كه مشركان هرگاه در اطراف كعبه از كنار رسول خدا(صلی الله علیه و آله) مى گذشتند، بعضى از آنان سر و پشت خود را خم مى كرد بدين گونه - و جابر خود خم شد - و سر خود را با جامه اش مى

پوشانيد كه آن حضرت او را نبيند. پس خدا اين آيه را نازل كرد: «ألا إنّهم يثنون صدورهم ليستخفوا منه ألا حين يستغشون ثيابهم ...».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 12 - 1،7،8،9

1- تكذيب پيامبر از سوى مشركان به خاطر مطرح كردن قيامت و نيز پيشنهاد هاى نابه جاى ايشان ، آن حضرت را در خطر ترك و عدم ابلاغ برخى از آيات قرار داده بود .

فلعلّك تارك بعض ما يوحى إليك و ضائق به صدرك أن يقولوا لولا أُنزل عليه كنز

روشن است كه خوف و شكى كه «لعلّ» دلالت بر آن مى كند به لحاظ متكلم (خداوند) نيست; بلكه حاكى از خوف و ترديد مخاطب (پيامبر) و يا موقعيت خاصى است كه هر انسانى احتمال ترك برخى از آيات را دور از انتظار نمى بيند. بنابراين «لعلك تارك ...» مى رساند كه پيامبر در شرايطى بود كه اين خوف و احتمال وجود داشت كه در ابلاغ برخى از آيات به ترديد بيفتد و مصلحت ببيند كه آنها را موقتاً ابلاغ نكند تا شرايط و جو پيشامده تغيير كند. «أن يقولوا ...» به تقدير «لام» و «لا» ى نافيه (لأن لايقولوا...) بيانگر علت و ريشه پديد آمدن زمينه و شرايط آن خوف و احتمال است. تفريع «لعلّك تارك...» بر آيه هفتم مى رساند كه تكذيب قيامت نيز مى توانست در پديد آمدن آن شرايط مؤثر باشد.

7- نازل شدن گنج و مال فراوان بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از پيشنهاد ها و معجزه هاى درخواستى مشركان براى باور كردن حقانيت رسالت آن حضرت

أن يقولوا لولا أُنزل عليه كنز

8- نزول فرشته اى همراه و همگام با پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از پيشنهاد هاى مشركان براى اطمينان به حقانيت آن حضرت

أن يقولوا لولا . .. جاء معه ملك

9- پيشنهاد هاى نابه جاى مشركان و معجزه هاى درخواستى آنان ، موجب دلتنگى و ناراحتى پيامبر (صلی الله علیه و آله) مى شد .

و ضائق به صدرك أن يقولوا لولا أُنزل عليه كنز أو جاء معه ملك

برداشت فوق ، بر اين اساس است كه: ضمير در «به» به «أن يقولوا . ..» برگردد و به تعبيرى ديگر «أن يقولوا ...» بدل براى ضمير در «به» باشد; يعنى: و ضائق صدرك بأن يقولوا ....

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 95 - 4

4- پيامبر (صلی الله علیه و آله) در نيمه نخست رسالت ( دوران مكه ) مورد تمسخر مشركان و مواجه با مخالفت ها و آزار شديد روحى آنان بود .

و أعرض عن المشركين. إنا كفينك المستهزءين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 53 - 5

5- مؤمنان از برخورد هاى ناروا و غير منطقى مشركان با پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، بسيار خشمگين بودند .

و قل لعبادى يقولوا التى هى أحسن

در شأن نزول آيه آمده است: مؤمنان، وقتى مشاهده مى كردند كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) از جانب مشركان مورد آزار و اذيت قرار مى گيرد، از آن حضرت اجازه جهاد و برخورد مى خواستند كه اين آيه نازل شد (مجمع البيان).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 73 - 1،3

1- تلاش پيگير مشركان ، براى به انعطاف كشاندن پيامبر (صلی الله علیه و آله) در بخشى از مواضع رسالتى خويش

و إن كادوا ليفتنونك عن الذى أوحينا إليك

«فتن» در اصل به معناى داخل كردن طلا در آتش به منظور به دست آوردن خالصى آن است. اين واژه به معناى افتادن شخص در بلا و سختى استعمال شده است. بنابراين، معناى عبارت چنين مى شود: آنان نزديك بود تو را به وضعيتى مبتلا كنند تا از آنچه براى ات وحى مى شود تو را باز دارند.

3- روى آوردن مشركان به ترفند هاى فريبنده براى واداشتن پيامبر (صلی الله علیه و آله) به اتخاذ روش هاى غير الهى

و إن كادوا ليفتنونك عن الذى أوحينا إليك

برداشت فوق، مبتنى بر اين احتمال است كه مراد از «الذى أوحينا إليك» روشها و دستوراتى است كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) موظف بود طبق آنها عمل كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 197 - 3

3 - توبيخ مشركان از سوى خداوند ، به خاطر ناديده گرفتن دلايل حقانيت قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله)

أوَلم يكن لهم ءاية أن يعلمه علمؤا بنى إسرءيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 53 - 2

2 - مشركان ، در دنيا به پيامبر (صلی الله علیه و آله) كافر بودند ; ولى در قيامت به آن حضرت اظهار ايمان مى كنند .

و لو ترى إذ فزعوا . .. و قالوا ءامنّا به ... و قد كفروا به من قبل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 36 - 3

3 - مشركان ، منكر رسالت پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله)

و يقولون . .. لشاعر مجنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 64 - 1

1 - درخواست تهديدآميز و آمرانه مشركان از پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) به عبادت معبودهايى جز اللّه

قل أفغير اللّه تأمرونّى أعبد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 2 - 2

2 - صلح حديبيه ، كاهش دهنده كينه مشركان نسبت به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در زمينه هاى مورد اختلاف آنان ، قبل از هجرت و پس از آن *

إنّا فتحنا لك فتحًا مبينًا . ليغفر لك اللّه ما تقدّم من ذنبك و ما تأخّر

منظور از «ما تقدّم» و «ما تأخّر»، امور قبل از هجرت و پس از آن است.

1189- مشركان و مرگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 49 - 3

3- مشركان ، مرگ را به منزله نيستى و نابودى پنداشته و حيات پس از آن را مستبعد مى شمردند .

أءذا كنّا عظمًا و رفتًا أءنَّا لمبعوثون خلقًا جديدًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 24 - 7

7 - زندگى و مرگ در نگاه مشركان ، پديده اى طبيعى و بى ارتباط با اراده الهى و وجود خداوند

و ما يهلكنا إلاّ الدهر

1190- مشركان و مسجد الحرام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 217 - 15

15 - تنها پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان ، داراى صلاحيّت و اهليّت براى مسجدالحرام هستند ; نه مشركان و كفار *

و اخراج اهله منه اكبر عنداللّه

با توجّه به اينكه پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مسلمانان را اهل مسجدالحرام شمرده است; شايد كنايه از اهليّت آنان براى مسجدالحرام و نا اهلى كفار براى آن باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 17 - 6

6 - توليت مسجدالحرام ( تعمير و رسيدگى به امور آن ) در صدر اسلام - تا پيش از فتح مكه - در دست مشركان كفر پيشه بوده است .

ما كان للمشركين أن يعمروا مسجد اللّه شهدين على أنفسهم بالكفر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 28 - 7

7 - مشركان ، داراى موسم سالانه براى آمدن به مسجدالحرام

فلا يقربوا المسجدالحرام بعد عامهم هذا

تعبير به «عامهم» - كه عام را به مشركان اسناد داده - مشعر به اين معناست.

1191- مشركان و مسلمانان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 51 - 11

11 - موضعگيرى مشترك عالمان يهود و مشركان مكه عليه اهل ايمان

الم تر الى الّذين . .. و يقولون للّذين كفروا هؤلاء اهدى من الّذين امنوا سبيلاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 2 - 25،29،30

25 - عداوت و دشمنى مشركان با مسلمانان در صدر اسلام

و لايجرمنكم شنئان قوم

بنابر اينكه «شنئان» (بغض و عداوت)، اضافه به فاعل «قوم» شده باشد، نه به مفعول. به قرينه (ان صدوكم) كه بيان دشمنى آن قوم است.

29 - جلوگيرى مشركان از ورود مسلمانان صدر اسلام به مسجدالحرام

ان صدوكم عن المسجدالحرام

30 - جلوگيرى مشركان از ورود مسلمانان به مسجدالحرام ، مايه خشم و كينه مؤمنان نسبت به آنان

و لايجرمنكم شنئان قوم ان صدوكم عن المسجدالحرام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 82 - 1،3

1 - يهوديان و مشركان سرسخت ترين دشمن براى مسلمانان

لتجدن اشد الناس عدوة للذين ءامنوا يهود و الذين اشركوا

3 - دشمنى يهود با مسلمانان بيش از دشمنى مشركان با آنان است .

لتجدن اشد الناس عدوة للذين ءامنوا اليهود و الذين اشركوا

تقديم ذكرى «يهود» بر «مشركان» مى تواند اشاره به برداشت فوق باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 8 - 11

11 - شرك پيشگان صدر اسلام تلاش مى كردند تا با ظاهر سازى و خوش زبانى ( رفتار منافقانه ) افكار عمومى مسلمانان را فريب

داده و رضايت و خوشبينى آنان را نسبت به خود جلب كنند .

يرضونكم بأفوههم و تأبى قلوبهم

1192- مشركان و مسلمانان صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 121 - 15

15 - مشركان در مورد خوردن ذبيحه و احكام آن در اسلام با مسلمانان صدر اسلام به مجادله مى پرداختند.

و لا تأكلوا مما لم يذكر اسم الله عليه . .. إن الشيطين ليوحون إلى ... و إن أطعتمو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 8 - 5،12

5 - دشمنى و كينه توزى شديد مشركان صدر اسلام نسبت به مسلمانان

كيف و إن يظهروا عليكم لايرقبوا فيكم إلّاً و لاذمة

12 - رفتار هاى فريبكارانه ( ظاهرسازى ها و خوش زبانى هاى ) مشركان صدر اسلام ، خوشبينى هايى را در ميان مسلمانان نسبت به آنان به وجود آورده بود .

كيف يكون للمشركين عهد . .. كيف ... يرضونكم بأفوههم و تأبى قلوبهم

1193- مشركان و مسيحيت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 113 - 9

9 - جاهلان ( مشركان و صاحب هاى آيين هاى غير الهى ) دين يهود و نصارا را بى پايه و اساس مى شمردند .

كذلك قال الذين لايعلمون مثل قولهم

مقصود از «الذين لايعلمون» ]به گفته مفسران[ مشركان و معتقدان به اديان غير الهى هستند.

1194- مشركان و مشيّت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 111 - 12

12 - برخى مشركان و كافران عنود، با نقش مشيت الهى در تأثير اسباب آشنا بودند.

ما كانوا ليؤمنوا إلا أن يشاء الله و لكن أكثرهم يجهلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 148 - 3،17

3 - مشركان از مفهوم «مشيت الهى» برداشتى نادرست داشتند.

سيقول الذين أشركوا لو شاء الله ما أشركنا

17 - سخن و ادعاهاى مشركان در مورد مشيت الهى و نتيجه گيرى جبر از آن، جز گمان و دروغپردازى نيست.

سيقول الذين أشركوا . .. إن تتبعون إلا الظن و إن أنتم إلا تخرصون

1195- مشركان و معاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 28 - 2،3

2 - عمق وجدان مشركان در دنيا گواه بر حقانيت توحيد و معاد مى دهد.

بل بدالهم ما كانوا يخفون من قبل

3 - مشركان، على رغم گواهى ضميرشان بر حقانيت توحيد و معاد، آن را پنهان مى كنند.

بل بدالهم ما كانوا يخفون من قبل

مراد از «ما يخفون»، به قرينه آيات پيشين، حقايق ايمانى، از قبيل توحيد و معاد، است كه مشركان آن را در ضمير خويش پنهان مى ساختند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 45 - 8

8 - مشركان ، منكر معاد بودند .

قد خسر الذين كذبوا بلقاء اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 40 - 10

10- مشركان ، خداوند را قادر به احياى مجدد انسان ها پس از مرگ نمى دانستند .

و أقسموا بالله . .. لايبعث الله من يموت بلى وعدًا عليه ... إنما قولنا لشىء إذا أ

ذكر «إنما قولنا لشىء. ..» - كه براى اثبات قدرت مطلق خداوند است - پس از بيان ديدگاه مشركان درباره عدم احياى دوباره انسانها مى تواند تعريض به مشركان باشد; چون آنان داراى چنين ديدگاهى بودند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 49 - 3

3- مشركان ، مرگ را به منزله نيستى و نابودى پنداشته و حيات پس از آن را مستبعد مى شمردند .

أءذا كنّا عظمًا و رفتًا أءنَّا لمبعوثون خلقًا جديدًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 25 - 4،8

4 - بهانه جويى مشركان ، در قبال دلايل روشن وحى بر معاد

و إذا تتلى عليهم ءايتنا بيّنت ما كان حجّتهم إلاّ أن قالوا ائتوا

8 - حقانيت معاد از نظر مشركان ، منوط به زنده شدن پدران آنان در برابر ديدگانشان

قالوا ائتوا بابائنا إن كنتم صدقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 44 - 4

4 - معاد و رستاخيز مردگان ، موضوعى نو و بى سابقه در فرهنگ مشركان

فذرنى و من يكذّب بهذا الحديث

1196- مشركان و معبودان باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 165 - 18،19

18 - مشركان ، خدايان دروغين را داراى قدرت مى پندارند .

و لو يرى الذين ظلموا إذ يرون العذاب أن القوة للّه جميعاً

طرح مسأله قدرت خداوند و انحصار آن به او براى كسانى كه غير خدا را همتاى خدا مى پندارند، بيانگر اين است كه: مشركان به توهّم برخوردارى معبودانشان از قدرت، آنها را همانند خداوند پنداشته و بر اساس آن به ايشان محبت مىورزند.

19 - پنداشتن قدرت در معبودان دروغين ، عالم محبت مشركان به آنهاست .

يحبونهم كحب اللّه . .. و لو يرى الذين ظلموا ... أن القوة للّه جميعاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 17 - 9

9 - توانايى بتها و معبودهاى خيالى در دفع شر و رساندن خير، پندار نارواى مشركان

و إن يمسسك اللّه بضر فلا كاشف له إلا هو و إن يمسسك بخير فهو على كل شىء قدير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 46 - 9

9 - مشركان مى پنداشتند كه معبودهايشان توان نفع رسانى به آنان را دارد.

من إله غير اللّه يأتيكم به

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 94 - 4

4 - مشركان مى پنداشتند پس از مرگ مورد شفاعت معبودهاى خويش قرار خواهند گرفت.

و ما نرى معكم شفعاءكم الذين زعمتم أنهم فيكم شركؤا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 195 - 6،8

6 - مشركان مكه بر اين باور بودند كه معبودانشان بر يارى آنها عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) توانا هستند .

قل ادعوا شركاءكم ثم كيدون فلاتنظرون

8 - خداوند از مشركان خواست اگر خدايانشان بر امرى توانا هستند با كمك آنها عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) توطئه كنند و براى از ميان بردن وى هيچ درنگى رواندارند .

قل ادعوا شركاءكم ثم كيدون فلاتنظرون

«كيدون» مركب از فعل امر «كيدوا» (از «كيد»، به معنى فكر كردن و توطئه چيدن) و نون وقايه است. كسره نون دلالت بر حذف «ياء» متكلم دارد. بنابراين «كيدون» (كيدونى) يعنى عليه من توطئه كنيد. «انظار» مصدر «لاتنظروا» به معناى مهلت دادن است. «لاتنظرون» نيز مركب از فعل نهى و نون وقايه است ; يعنى: فلاتنظرونى، مرا مهلت ندهيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 28 - 5

5 - حشر مشركان در قيامت ، به همراه معبود هاى مورد پرستش آنان خواهد بود .

ثم نقول للذين أشركوا مكانكم أنتم و شركاؤكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 40 - 15

15- مشركان به پندار فرمان خدا بر پرستش معبود هاى خويش ، آنها را عبادت مى كنند . *

أمر ألاّتعبدوا إلاّ إياه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 27 - 5

5- مشركان ، از معبود هاى ادعايى خويش به سختى دفاع كرده و با يكتاپرستان درباره آنها به منازعه مى پرداختند .

أين شركاءى الذين كنتم تشقّون فيهم

«تشاقّون» (از مصدر شقاق) به معناى مخالفت است به گونه اى كه شخصى در يك طرف و شخص ديگرى در طرف ديگر باشد. فعل «تشاقّون» از باب مفاعله است كه براى فعلهاى دو جانبه استفاده مى شود و به قرينه مقام طرف درگير با مشركان، كسانى اند كه معتقد به خداى واحد بودند و از آنها به موحدان تعبير شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 56 - 3

3- مشركان ، بخشى از درآمد خود را براى معبود هاى خود اختصاص مى دادند .

و يجعلون لما لايعلمون نصيبًا ممّا رزقنهم

برداشت فوق، مبتنى بر اين اساس است كه فاعل «لايعلمون» «ما» بوده و مراد از آن بتها باشد كه مفعول آن حذف شده است. بنابراين معناى عبارت چنين مى شود: مشركان قرار مى دهند سهمى را بر موجوداتى كه چيزى نمى دانند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 86 - 1

1- مشركان ، هنگام مواجه با معبود هاى دروغين خويش در قيامت ، به مشاجره با آنان برمى خيزند .

و إذا رءا الذين أشركوا شركاءهم قالوا ربّنا هؤلاء شركاؤنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 52 - 6،7،12

6- در قيامت ، مشركان ، از معبودان پندارى خويش جدا و دوراند .

و يوم يقول نادوا شركاءى

«نداء» به معناى «بلند كردن آواز و آشكار ساختن آن» است (مفردات راغب) و فعل «نادوا» نشانه زياد بودن فاصله مشركان و معبودان است.

7- مشركان ، حتى در قيامت هم دل بسته يارى معبودان شان اند .

فدعوهم

12- خداوند ، در قيامت ، بين مشركان و معبودان شان وادى هلاكت بارى را قرار خواهد داد و هرگونه ارتباط ميان آنها را ناممكن خواهد ساخت .

و جعلنا بينهم موبقًا

«وبوق» به معناى «هلاك شدن» است و «موبق» اسم مكان به معناى «مكان هلاكت» است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 53 - 2

2- مكان هلاكت بارى كه بين مشركان و معبودان پندارى آنها فاصله مى شود ، آتش دوزخ است .

و جعلنا بينهم موبقًا . و رءا المجرمون النار

1197- مشركان و معبودان مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 37 - 12،13

12 - عدم دستيابى مشركان به معبودان دروغين خويش به هنگام مرگ

قالوا أين ما كنتم تدعون من دون الله قالوا ضلوا عنا

13 - مشركان به هنگام مرگ، به سبب اعتقاد به توان و كارايى معبودان خويش، مورد ملامت فرشتگان قرار خواهند گرفت.

قالوا أين ما كنتم تدعون من دون الله

استفهام در جمله «أين ما كنتم . ..»، استفهام توبيخى است.

1198- مشركان و معجزه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 37 - 11

11 - برخى از مشركان، على رغم آگاهى به قدرت خداوند بر نزول هر معجزه و فلسفه نازل نشدن آن، خواهان نزول معجزات ويژه خود بودند.

و قالوا لولا نزل . .. إن اللّه قادر ... و لكن أكثرهم لايعلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 12 - 7

7- نازل شدن گنج و مال فراوان بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از پيشنهاد ها و معجزه هاى درخواستى مشركان براى باور كردن حقانيت رسالت آن حضرت

أن يقولوا لولا أُنزل عليه كنز

1199- مشركان و معجزه محمّد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 37 - 1

1 - مشركان، مدعى نارسايى معجزات پيامبر (قرآن) براى اثبات رسالت آن حضرت.

و قالوا لو لا نزل عليه ءاية من ربه

درخواست معجزه از سوى مشركان، على رغم معجزاتى مانند قرآن، حكايت از آن دارد كه آنان معجزات آن حضرت را براى اثبات رسالت كافى نمى دانستند.

1200- مشركان و ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 30 - 5

5 - انديشه خرافى مشركان در مورد فرشتگان ، برخاسته از افق محدود دانش و بينش آنان

ليسمّون الملئكة تسمية الأُنثى . .. ذلك مبلغهم من العلم

با توجه به اين كه موضوع اصلى آيات پيشين، طرد و نقد انديشه خرافى مشركان درباره دختر انگاشتن فرشتگان براى خداوند بود; مى توان استفاده كرد كه عبارت «ذلك مبلغهم. ..»، فلسفه رواج اين عقيده خرافى را در ميان آنان تبيين مى كند.

1201- مشركان و موحدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 16 - 15

15- نابرابرى مشركان با موحدان بسان نابرابرى انبوه تاريكى ها با روشنايى است .

أم هل تستوى الظلمت والنور

1202- مشركان و مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 82 - 2

2 - هشدار خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) در مورد كينه توزى يهوديان و مشركان نسبت به مؤمنان

لتجدن اشد الناس عدوة للذين ءامنوا اليهود و الذين اشركوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 10 - 3

3 - دشمنى و كينه توزى سخت مشركان صدر اسلام نسبت به مؤمنان

لايرقبون فى مؤمن إلّاً و لاذمة

«إلّ» به معناى قرابت و خويشاوندى و «ذمة» به معناى عهد و پيمان است ; يعنى، مشركان درباره هيچ مؤمنى، نه رعايت حق خويشاوندى مى كنند و نه بر عهد و ميثاق خود با وى پايبند مى مانند و اين بيانگر دشمنى و كينه شديد مشركان نسبت به مؤمنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 48 - 4

4 - مشركان ، با تمسخر و استهزا ، از پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان خواستار تعيين زمان وقوع عذاب استيصال و تسريع در آن بودند .

و يقولون متى هذا الوعد إن كنتم صدقين

1203- مشركان و نبوت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 94 - 9

9- اصل وجود خدا و نياز به رسالت ، امرى پذيرفته شده حتى در بينش مشركان

أبعث الله بشرًا رسولاً

از اينكه مشركان به جاى انكار اصل رسالت به استبعاد نبوت بشر پرداختند، مى توان استفاده كرد كه اصل رسالت و نبوت براى آنان، امرى محرز بود.

1204- مشركان و نزول ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 22 - 1

1 - روزى كه خواسته مشركان مجرم و منكران معاد مبنى بر نزول فرشتگان بر ايشان ، تحقق يابد ، روزى تلخ و ناخوشايند براى آنان خواهد بود .

و قال الذين لايرجون لقاءنا لولا أُنزل علينا الملئكة . .. يوم يرون الملئكة لابش

1205- مشركان و نماز محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 19 - 4

4 - ازدحام كافران و مشركان در اطراف پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، براى مشاهده عبادت و نماز آن حضرت

كادوا يكونون عليه لبدًا

مفسران و اهل لغت، «لِبَد» را به ازدحام معنا كرده و درباره مرجع ضمير فاعلى «كادوا» و «يكونون» دو نظر ارائه داده اند. برخى آن را مشركان و كافران مكه و برخى ديگر آن را مؤمنان جن دانسته اند كه براى استماع قرآن كريم در اطراف پيامبر(صلی الله علیه و آله) ازدحام مى كردند. برداشت ياد شده، مبتنى بر نظر نخست است.

1206- مشركان و وعده هاى خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 55 - 6

6 - بيشتر مشركان ، نسبت به مالكيت مطلق خداوند بر جهان هستى و تحقق قطعى وعده هاى او ، جاهل و ناآگاهند .

ألا إن للّه ما فى السموت . .. ألا إن وعد اللّه حق و لكن أكثرهم لايعلمون

1207- مشركان و ولايت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 4 - 16

16 - مشركان ، به شفاعت و ولايت و سرپرستى غيرخدا ، اعتقاد داشتند .

أم يقولون . .. ما لكم من دونه من ولىّ و لاشفيع أفلاتتذكّرون

1208- مشركان و يهوديت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 113 - 9

9 - جاهلان ( مشركان و صاحب هاى آيين هاى غير الهى ) دين يهود و نصارا را بى پايه و اساس مى شمردند .

كذلك قال الذين لايعلمون مثل قولهم

مقصود از «الذين لايعلمون» ]به گفته مفسران[ مشركان و معتقدان به اديان غير الهى هستند.

1209- مشركان وفادار به معاهده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 7 - 7

7 - عموم مشركانى كه در كنار مسجدالحرام با مسلمانان پيمان عدم تعرض بسته بودند ، بر پيمان خويش پايبند نماندند .

إلا الذين عهدتم عند المسجدالحرام

1210- مشركان هدايت ناپذير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 109 - 6

6 - برخى مشركان، حتى با مشاهده معجزه مورد درخواست خويش، ايمان نخواهند آورد.

و ما يشعركم أنها إذا جاءت لايؤمنون

«ما» در «ما يشعركم» براى استفهام انكارى است، لذا در عين استفهام معنى انكار نيز دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 114 - 8

8 - داورى خداوند به اينكه برخى مشركان ايمان نخواهند آورد سزاوار اعتماد است، نه ادعاى مشركان در مورد نياز به معجزات ديگر.

ما كانوا ليؤمنوا . .. أفغير الله أبتغى حكما و هو الذى

آيات قبل درباره ادعاى مشركان بود كه «لئن جاءتهم ءاية ليؤمنن بها»، و خدا حكم فرمود كه «ما كانوا ليؤمنوا». لذا با توجه به اينكه ممكن است مخاطب در «و ما يشعركم» در آيات قبل مسلمانان باشند، اين آيه مى خواهد مؤمنان را قانع سازد كه در برخى از مشركان هيچ معجزه اى اثر نمى كند.

1211- مشركان هنگام تلاوت قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 26 - 2

2 - تلاش مشركان براى مقابله با قرآن ، از طريق جنجال آفرينى و ايجاد سر و صدا ، هنگام قرائت آيات آن به وسيله پيامبر و مؤمنان

و الغوا فيه

«لغو» (مصدر «ألغوا») در مورد كلام و سخن بى معنى اطلاق مى شود و در اين جا مراد، گفتن سخنان ياوه و ايجاد سر و صدا مى باشد.

1212- مشركان هنگام رفع سختى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 54 - 7

7- نجات يافتگانِ از ناگوارى ها كه به شرك روى مى آورند - با وجود التماس به درگاه خداوند به هنگام گرفتارى - توحيد ربوبى را قبول نداشته و عوامل ديگرى را در نجات خود دخيل مى دانند .

ثمّ إذا كشف الضرّ عنكم إذا فريق منكم بربّهم يشركون

«بربّهم» متعلق به فعل «يشركون» است. ذكر «ربّ» به جاى مطلق آوردن كلام و يا ذكر ساير موارد توحيد، حكايت از شرك ربوبى آنان مى كند و خود همين مى تواند قرينه باشد كه روى آوردن به شرك ربوبى، احتمال دارد ناشى از عقيده به تأثير عوامل ديگر باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 55 - 2

2- هدف رهيدگان از ناگوارى ها از گرايش به شرك ، انكار خدايى بودن نجاتشان است .

ثمّ إذا مسّكم الضرّ . .. ليكفروا بما ءاتينهم

لام «ليكفروا» احتمال دارد به معناى «كى» باشد. بنابراين معناى آيه چنين مى شود: آنان شرك ورزيدند تا اثبات كنند كه نجاتشان از جانب خداوند نبوده است. در اين برداشت مراد از «ما ءاتيناهم» رفع ناگوارى و معناى «يكفروا» همان پوشاندن و انكار كردن است.

1213- مشركان هنگام سختى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 54 - 7

7- نجات يافتگانِ از ناگوارى ها كه به شرك روى مى آورند - با وجود التماس به درگاه خداوند به هنگام گرفتارى - توحيد ربوبى را قبول نداشته و عوامل ديگرى را در نجات خود دخيل مى دانند .

ثمّ إذا كشف الضرّ عنكم إذا فريق منكم بربّهم يشركون

«بربّهم» متعلق به فعل «يشركون» است. ذكر «ربّ» به جاى مطلق آوردن كلام و يا ذكر ساير موارد توحيد، حكايت از شرك ربوبى آنان مى كند و خود همين مى تواند قرينه باشد كه روى آوردن به شرك ربوبى، احتمال دارد ناشى از عقيده به تأثير عوامل ديگر باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 8 - 6

6 - نيايش خالصانه شرك پيشگان به درگاه خداوند ، هنگام گرفتارى و مصيبت ها ، دليلى روشن بر پوچى انديشه شرك و حقانيت توحيد ربوبى

و إذا مسّ الإنسن ضرّ دعا ربّه منيبًا إليه

روى سخن در اين سوره، با مشركان مكه است و آيه شريفه در مقام بيان يكى از دلايل روشن بر اثبات توحيد الهى و پوچى انديشه شرك است.

1214- مشركان هنگام عذاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 101 - 7

7- مشركان به هنگام نزول عذاب هاى الهى ، از بت ها و خدايان دروغين استمداد مى كنند و براى رفع آن ، از آنها يارى مى جويند .

فما أغنت عنهم ءالهتهم التى يدعون من دون الله من شىء لما جاء أمر ربك

مراد از «أمر ربك» عذاب الهى است. اغناء (مصدر أغنت) به معناى كفايت كردن و برطرف ساختن است. «من شىء» مفعول براى «ما أغنت» مى باشد و مقصود از آن عذاب است. بنابراين «فما أغنت عنهم آلهتهم ... من شىء»; يعنى، خدايانشان آنان را كفايت

نكردند و حتى مقدار اندكى از عذاب را از ايشان، برطرف نساختند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 33 - 14

14 - مشركان ، با مشاهده عذاب الهى ، از بى آبرويى و فضاحت خود در قيامت نگران خواهند بود

و لو ترى إذ الظلمون موقوفون عند ربّهم . .. إذ تأمروننا أن نكفر باللّه و نجعل له

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 52 - 1،2،3

1 - مشركان ، به هنگام نزول عذاب بر آنان ، اظهار ايمان به خدا مى كنند .

و لو ترى إذ فزعوا . .. و قالوا ءامنّا به

2 - اظهار ايمان مشركان به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، با مشاهده نزول عذاب بر آنان

و لو ترى إذ فزعوا . .. قالوا ءامنّا به

مرجع ضمير «به»، به قرينه «ما بصاحبكم من جِنّة» در آيه 46، مى تواند پيامبر(صلی الله علیه و آله) باشد.

3 - مشركان ، در قيامت و يا با مشاهده نزول عذاب ، اظهار مى كنند كه به قرآن ايمان دارند .

و لو ترى إذ فزعوا . .. و قالوا ءامنّا به

مرجع ضمير «به»، به قرينه آيات پيشين - كه درباره قرآن بود - مى تواند قرآن باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 177 - 2

2 - كافران و مشركان ، به وقت نزول عذاب الهى بر آنان ، در وضعيت بسيار بد و اسفبارى قرار خواهند گرفت .

فإذا نزل بساحتهم فساء صباح المنذرين

1215- مشركان هنگام عذاب استيصال

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 51 - 7

7 - مشركان ، به هنگام وقوع عذاب استيصال ، از خداوند خواستار رفع آن خواهند شد .

أثم إذا ما وقع ءامنتم به ءالئن و قد كنتم به تستعجلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 54 - 8،9،10

8 - ستم پيشگان مشرك ، به هنگام مشاهده عذاب استيصال ، از فرط شرمسارى ، پشيمانى خويش را پنهان مى دارند .

و لو أن لكل نفس ظلمت . .. و أسروا الندامة لما رأوا العذاب

9 - ستم پيشگان مشرك ، به هنگام مشاهده عذاب ، زبانشان بند آمده ، توانايى اظهار ندامت از كرده هاى گذشته خويش را نخواهند داشت .

و لو أن لكل نفس ظلمت . .. و أسروا الندامة لما رأوا العذاب

10 - ستم پيشگان مشرك ، به هنگام مشاهده عذاب ، از كرده هاى خويش اظهار پشيمانى خواهند كرد .

و لو أن لكل نفس ظلمت . .. و أسروا الندامة لما رأوا العذاب

«أسر» هم به معناى «كتم» و هم به معناى «أظهر» مى آيد (لسان العرب). برداشت فوق مبتنى بر معناى دوم است.

1216- مشركان هنگام مصيبت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 8 - 6

6 - نيايش خالصانه شرك پيشگان به درگاه خداوند ، هنگام گرفتارى و مصيبت ها ، دليلى روشن بر پوچى انديشه شرك و حقانيت توحيد ربوبى

و إذا مسّ الإنسن ضرّ دعا ربّه منيبًا إليه

روى سخن در اين سوره، با مشركان مكه است و آيه شريفه در مقام بيان يكى از دلايل روشن بر اثبات توحيد الهى و پوچى انديشه شرك است.

1217- مشركانپيرو در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 167 - 1،2،3،7

1 - بازگشت به دنيا براى تبرّى از سران شرك و مخالفت كردن با آنان ، آرزوى مشركان پيرو در صحنه قيامت

و قال الذين اتبعوا لو أن لنا كرّة فنتبرأ منهم

«كرّ» به معناى رجوع و «كرّة» به معناى يكبار رجوع كردن است و مراد از آن، بازگشت به دنيا مى باشد. بنابراين «لو أن لنا كرّة»; يعنى، اى كاش يكبار ديگر به دنيا باز مى گشتيم!

2 - اظهار پشيمانى مشركان پيرو در صحنه قيامت ، از دوستى با سران شرك و اطاعت از ايشان در دنيا

و قال الذين اتبعوا لو أن لنا كرّة فنتبرأ منهم

3 - ندامت مشركان پيرو در قيامت از شركورزى و پشيمانى آنان از اطاعت سران ، ثمرى نداشته و موجب نجات آنان نخواهد شد .

و قال الذين اتبعوا لو أن لنا كرّة فنتبرأ منهم

چنانچه ندامت از شرك و . .. در قيامت براى نجاتشان مؤثر مى بود، مشركان آرزوى بازگشت به دنيا را نمى كردند.

7 - قيامت صحنه حسرت و اندوه مشركان پيرو ، از شركورزى و پيروى از سران شرك

كذلك يريهم اللّه أعملهم حسرت عليهم

1218- مشكلات مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 36 - 10

10 - دچار شدن مشركان به ناگوارى ، محصول دستاورد خود آنان است .

و إذا أذقنا الناس رحمة . .. و إن تصبهم سيّئة بما قدّمت أيديهم

1219- مصونيت از مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 24 - 2

2 - منت نهادن خداوند بر مؤمنان ، به خاطر مصون ماندن از گزند مشركان ، با وجود حضور در قلب سرزمين آنان

و هو الذى كفّ أيديهم عنكم . .. ببطن مكّة

مراد از «بطن مكّة» محل صلح حديبيه است كه سرزمينى نزديك به مكّه مى باشد.

1220- مصونيت از مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 24 - 5

5 - ورود مسلمانان به سرزمين مكه و آسيب نديدن از ناحيه دشمن ، ظفرى الهى براى ايشان

و هو الذى كفّ . .. من بعد أن أظفركم عليهم

1221- مطالعه تاريخ مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 109 - 4

4- مطالعه در تاريخ اقوام مشرك و توجه به فرجام شوم آنان ، راهى براى پى بردن به بطلان شرك و نبود توان و نيرو در معبود هاى ساختگى است .

فلاتك فى مرية مما يعبد هؤلاء

1222- مطالعه فرجام مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 175 - 1

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) مأمور به نظاره و دقت در سرانجام شوم و احوال مشركان و كافران معاند

و أبصرهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 179 - 1

1 - پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) مأمور به نظاره و دقت در سرانجام شوم و احوال مشركان و كافران معاند

و أبصر

مفعول فعل «أبصر» - به قرينه آيه مشابه (175) - ضمير «هم» است.

1223- معاهده با مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 1 - 6

6 - وجود پيمان هاى صلح ميان مسلمانان صدر اسلام و مشركان

الذين عهدتم من المشركين

مقصود از «معاهده» در «عاهدتم» - به قرينه آيه 4 - معاهده صلح و عدم تعرض است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 3 - 2

2 - دستور خداوند مبنى بر ابلاغ لغو پيمانِ عدم تعرض مسلمانان با مشركان پيمان شكن به عموم مردم حاضر در مراسم حج

و أذن من اللّه و رسوله إلى الناس يوم الحج الأكبر أن اللّه برىء من المشركين و رسو

برداشت فوق بر اين اساس است كه «برائت» در «أن اللّه برىء من المشركين و رسوله» كنايه از الغاى پيمان صلح و عدم تعرض باشد. گفتنى است كه جمله «أذان من اللّه و رسوله ... » جمله خبرى است در مقام انشا و دستور ; يعنى بايد الغاى پيمان عدم تعرض در روز «حج اكبر» به عموم مردم حاضر در مراسم حج، ابلاغ گردد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 4 - 8،9،10

8 - كمك و پشتيبانى طرف معاهده به دشمنان ، عليه مسلمانان ، نقض پيمان عدم تعرض است .

إلا الذين عهدتم من المشركين . .. و لم يظهروا عليكم أحداً

9 - توصيه مسلمانان صدر اسلام به ادامه پايبندى بر پيمان عدم تعرض خود با مشركان وفادار ، تا پايان يافتن مدت پيمان

إلا الذين عهدتم . .. فأتموا إليهم عهدهم إلى مدتهم

10 - محترم شمرده شدن پيمان عدم تعرض مسلمانان صدر اسلام با دسته اى از مشركان ، به خاطر پايبند ماندنشان بر آن و نقض نشدن پيمان از سوى آنان

إلا الذين عهدتم . .. فأتموا إليهم عهدهم إلى مدتهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 7 - 5،6،9

5 - انعقاد پيمان صلح ميان مسلمانان صدر اسلام و مشركان در كنار مسجدالحرام

إلا الذين عهدتم عند المسجدالحرام

6 - وجود پيمان هاى صلح ميان مسلمانان صدر اسلام و مشركان

إلا الذين عهدتم عند المسجدالحرام

9 - خداوند ، مسلمانان صدر اسلام را به ادامه پايبندى بر پيمان عدم تعرض خود با مشركان ، مادامى كه آنان بر پيمان خود پايبند بمانند ، توصيه فرمود .

فما استقموا لكم فاستقيموا لهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 12 - 1،2

1 - انعقاد پيمان صلح ، ميان مسلمانان صدر اسلام و مشركان عصر بعثت

و إن نكثوا أيمنهم من بعد عهدهم

2 - شرك پيشگان عصر بعثت ، بر پيمان صلح خود با مسلمانان ، سوگند وفادارى ياد كرده بودند .

و إن نكثوا أيمنهم من بعد عهدهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 13 - 3

3 - وجود پيمان صلح ميان مسلمانان صدر اسلام و مشركان

قوماً نكثوا أيمنهم

1224- معاهده با مشركان صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 4 - 1

1 - وجود پيمان هاى عدم تعرض ميان مسلمانان صدر اسلام و مشركان

إلاّ الذين عهدتم من المشركين

1225- معاهده مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 13 - 5

5 - شرك پيشگان صدر اسلام ، بر پيمان خود با مسلمانان سوگند وفادارى ياد كرده بودند .

قوماً نكثوا أيمنهم

1226- معاهده مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 26 - 4

4 - يهود بنى قريظه ، در غزوه احزاب ، همْ پيمان مشركان مكه بودند و از آنان پشتيبانى مى كردند .

و أنزل الذين ظهروهم من أهل الكتب

مراد از «الذين ظاهروا» يهود بنى قريظه، و مرجع ضمير «هم»، مشركانى اند كه سردمدارى احزاب متحد عليه مسلمانان مدينه را بر عهده داشتند.

1227- معبودان باشعور مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 56 - 3،4

3- در ميان خدايان متعدد مشركان ، موجودات داراى شعور و حيات نيز وجود داشت .

قل ادعوا الذين زعمتم من دونه

«الذين» در ادبيات عرب براى ذوى العقول و صاحبان خرد به كار مى رود. استعمال اين اسم براى معبودان مشركان، حكايت از نكته ياد شده مى كند.

4- مشركان ، همه معبود هاى مورد ستايش و عبادت خود را ، موجوداتى داراى شعور و حيات مى پنداشتند .

قل ادعوا الذين زعمتم من دونه

برداشت فوق، مبتنى بر اين احتمال است كه «الذين» - كه براى ذوى العقول استعمال مى شود - در پندار و زعم مشركان چنين بوده و آنان معبودهاى خويش را داراى شعور مى پنداشتند.

1228- معبودان باطل مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 82 - 2

2- معبود هاى مشركان در قيامت ، بطلان و بيهودگى عبادت هاى مشركان را برملا كرده و از آن برائت خواهند جست .

سيكفرون بعبادتهم و يكونون عليهم ضدًّا

در مورد ضميرهاى موجود در آيه، احتمالاتى ذكر شده است; از جمله آن كه ضمير «يكفرون» و «يكونون» به «ءالهة» بازمى گردد و ضمير «بعبادتهم» و «عليهم» به مشركان. برداشت ياد شده مبتنى براين وجه است. گفتنى است كه «كفر» در معانى مختلفى از جمله انكار و برائت استعمال شده است (لسان العرب). در اين آيه نيز به قرينه «و يكونون عليهم ضدّاً» به معناى برائت جستن و سلب مسؤوليت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 21 - 1

1- اعتقاد مشركان به خدايانى برگرفته شده از مواد و عناصر زمينى

أم اتّخذوا ءالهة من الأرض

«أم» در «أم اتّخذوا» منقطعه و متضمن معناى «بل» است، كه براى اضراب است مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 71 - 2

2 - مشركان ، جهان را تحت تدبير و ربوبيت خدايان ( ارباب ها ) و خدا را خداى خدايان ( رب الأرباب ) مى پنداشتند .

و يعبدون من دون اللّه ما لم ينزّل به سلطنًا

ضمير فاعلى در «لم ينزّل» به «اللّه» و ضمير «به» به «ما» بازمى گردد. و «سلطان» به معناى تسلط و اقتدار مى باشد. جمله ياد شده، بيانگر جهان بينى غلط مشركان است; آنان جهان را تحت تدبير و ربوبيت خدايان (ارباب ها) و خدا را ربّ الأرباب و خداى خدايان مى پنداشتند. بنابراين به جاى پرستش خدا، به عبادت آن خدايان خيالى مى پرداختند. در آيه فوق، اين پندار مردود شمرده شده و اعلام شده است كه خداوند به هيچ موجودى، هيچ گونه سلطه و اقتدارى كه بتواند با آن به رتق و فتق امور جهان بپردازد، عطا نكرده است; بلكه همه هستى در قبضيه قدرت و اقتدار او و تحت ربوبيت و تدبير مستقيم او قرار دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 3 - 1

1 - مشركان ، به جاى خدا ، معبود هاى ديگرى برگرفته بودند .

و اتّخذوا من دونه ءالهة

«إله» (مفرد «آلهة») به معناى «معبود» است (مفردات راغب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 84 - 4

4 - اعتقاد مشركان به تقسيم كار هاى آسمان و زمين ، ميان خدا و فرزندى كه براى او تصوير كرده اند . *

قل إن كان للرحمن ولد . .. و هو الذى فى السماء إله و فى الأرض إله

برداشت بالا بدان احتمال است كه ميان اين آيه و آيه «إن كان للرحمان ولد» (آيه 81) بدين گونه ارتباط باشد كه مشركان علاوه بر اعتقاد به فرزنددارى خدا، بر اين باور بوده اند كه الوهيت آسمان و زمين ميان او و فرزندش تقسيم شده است. گفتنى است كه

اين آيات ردى بر هر دو ديدگاه است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 10 - 3

3 - توانمندى ها و امكانات مادى ، بت ها و خدايان ساختگى ، تكيه گاه مشركان در دنيا

و لايغنى عنهم ما كسبوا شي-ًا و لا ما اتّخذوا

تعبير «ما كسبوا» - كه اشاره به امكانات مادى دارد - و نيز «ما اتّخذوا. ..» - كه ناظربه عقايد شرك آلود آنان است - نشان مى دهد كه آنان تمامى اتكا و اميد خويش را به آن دو معطوف داشته اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 20 - 3

3 - مشركان ، معتقد به بهره مند بودن از سپاهى قدرت مند و نيرويى شكست ناپذير معنوى همچون معبودان ادعايى در برابر ديگر قدرت ها

أمّن هذا الذى هو جند لكم ينصركم من دون الرحمن

1229- معبودان باطل و امدادهاى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 22 - 9

9 - خدايان ادعايى مشركان ، هيچ گونه نقشى در پشتيبانى و امداد به خدا را ندارند .

و ما له منهم من ظهير

1230- معبودان مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 46 - 9

9 - مشركان مى پنداشتند كه معبودهايشان توان نفع رسانى به آنان را دارد.

من إله غير اللّه يأتيكم به

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 71 - 9

9 - مشركان ، پرستشگر معبودانى اعتبارى و متكى به خدايانى پوچ و واهى

اتجدلوننى فى أسماء سميتموها أنتم و ءاباؤكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 191 - 1،3

1 - مشركان ، موجوداتى را شريك خدا مى پنداشتند كه از آفرينشِ كمترين چيزى ناتوان بودند .

أيشركون ما لايخلق شيئا

كلمه «كمترين» در برداشت فوق از نكرده بودن «شيئا» استفاده شده است.

3 - مشركان ، موجوداتى را شريك خدا مى پنداشتند كه خود مخلوق بودند .

أيشركون ما . .. هم يخلقون

ضمير «هم»، هم مى تواند به «ما»ى موصوله در «ما لايخلق» برگردد و هم مى تواند به «مشركان» ارجاع شود. برداشت فوق بر اساس احتمال اول است. يعنى چيزى را شريك خدا مى پندارند كه خود آفريده شده است. آيه بعد اين احتمال را تأييد مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 192 - 1،2،4

1 - مشركان موجوداتى را مى پرستيدند و شريك خدا مى پنداشتند كه بر يارى رسانى به ايشان ناتوان بودند .

أيشركون ما . .. لايستطيعون لهم نصرا

ضمير فاعلى در «لايستطيعون» به «ما»ى موصوله در «ما لايخلق» برمى گردد و «هم» در «لهم» به مشركان ارجاع مى شود. يعنى معبودان اهل شرك توانايى يارى رسانى به پرستش كنندگان خود را ندارند.

2 - معبودان مشركان حتى قادر به دفاع از خويش نبودند .

أيشركون ما . .. لا أنفسهم ينصرون

ضميرهاى «أنفسهم» و «ينصرون» به «ما لايخلق»، كه همان معبودان اهل شرك است، برمى گردد. يعنى معبودان، خود را يارى نمى كنند. يارى از خود به معناى دفاع از خويشتن است.

4 - عاجز بودن معبودان اهل شرك بر دفاع از خود و پرستشگران خويش ، دليل عدم لياقت آنها براى ربوبيت و پرستش

أيشركون ما . .. لايستطيعون لهم نصرا و لا أنفسهم ينصرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 193 - 1،2،4،6

1 - مشركان هر چند خواستار رهنمودى از معبودانشان شوند ، پاسخى از آنان دريافت نمى كنند .

و إن تدعوهم إلى الهدى لايتبعوكم

برداشت فوق بر اين اساس است كه خطاب در «تدعوهم» متوجه مشركان باشد. بر اين مبنا ضمير «هم» به معبودان برمى گردد و «إلى الهدى» به اين معنا خواهد بود: «الى ان يهديهم اصنامهم». بنابراين آيه چنين معنا مى شود: اگر شما مشركان از بتهاى خويش بخواهيد كه شما را راهنمايى كنند، آنها از شما حرف شنوايى ندارند. جمله بعد، خصوصا كلمه «عليكم»، نه «عليهم»، مؤيد اين معنا مى باشد.

2 - معبودان اهل شرك ، موجوداتى ناتوان از هدايتگرى پرستش كنندگان خويش

و إن تدعوهم إلى الهدى لايتبعوكم

4 - ناتوانى معبودان اهل شرك از هدايت آنان و اجابت خواسته هايشان ، دليل بطلان شرك و شايسته نبودن آنها براى پرستش

و إن تدعوهم إلى الهدى لايتبعوكم

6 - معبودان اهل شرك از برآوردن خواسته هاى پرستندگان خويش عاجزند .

سواء عليكم أدعوتموهم أم أنتم صمتون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 194 - 2،6،8

2 - مشركان ، معبودان خويش را تواناتر از خود و مؤثر در امور خويش مى پنداشتند .

إن الذين تدعون من دون اللّه عباد أمثالكم

6 - خداوند از مشركان خواست تا براى آزمون توانايى معبودانشان ، نياز هاى خود را از آنان درخواست كنند .

فادعوهم فليستجيبوا لكم

8 - ناتوانى معبودان از اجابت خواسته هاى پرستشگران خويش ، افشاگر پندار باطل و دروغين مشركان ( پندار شريك براى خداوند )

فادعوهم فليستجيبوا لكم إن كنتم صدقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 195 - 1،7

1 - مشركان بت ها و معبودانشان را به صورت مجسمه هايى داراى پا ، دست ، چشم و گوش مى ساختند .

ألهم أرجل يمشون بها . .. أم لهم ءاذان يسمعون بها

جمله «يمشون بها» و مانند آن، هم مى تواند قيد توضيحى باشد و هم مى تواند قيد احترازى گرفته شود. بنابر اول معناى جمله «ألهم أرجل ... » چنين است: آيا بتها پا دارند تا با آن راه روند ; يعنى پا ندارند. و بنابر فرض دوم معنا چنين خواهد بود: آيا بتها پايى كه با آن راه روند دارند ; يعنى پاهايى دارند، ولى با آن نمى توانند راه بروند. برداشت فوق بر اساس احتمال دوم است.

7 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) از جانب خدا مأمور شد تا براى اثبات ناتوانى بت ها ، مشركان را به تحدى و مبارزه عليه خويش دعوت كند .

قل ادعوا شركاءكم ثم كيدون فلاتنظرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 197 - 2،3،6

2 - معبودان اهل شرك ، هرگز توان يارى ايشان را ندارند .

و الذين تدعون من دونه لايستطيعون نصركم

3 - معبودان مشركان در برابر حوادث قادر به دفاع از خويشتن نيستند .

و لا أنفسهم ينصرون

6 - ناتوانى معبودان اهل شرك در دفاع از خود و ديگران ، دليلى بر بطلان شرك است .

و لايستطيعون نصركم و لا أنفسهم ينصرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 198 - 1،2،3،8

1 - معبودان اهل شرك ناتوان از ارائه رهنمون به پرستشگران خود

و إن تدعوهم إلى الهدى لايسمعوا

«تدعوا» جمع مخاطب از «يدعو» و خطاب در آن متوجه اهل شرك است. «هدى» مصدر و فاعل آن ضميرى است كه به «الذين تدعون» در آيه قبل برمى گردد و مفعولش مشركان مى باشد. بنابراين «إلى الهدى» يعنى «إلى أن يهدوكم».

2 - معبودان اهل شرك عاجز از شنيدن سخنان عبادت كنندگان خويش

و إن تدعوهم . .. لايسمعوا

3 - مشركان براى معبودانشان چشمهايى خيره گر تعبيه مى كردند .

و تريهم ينظرون إليك

ضميرهاى غايب در «تريهم» و «ينظرون» به «الذين تدعون» - كه همان معبودان باشد - برمى گردد.

8 - ناتوانى معبودان اهل شرك از اجابت درخواست ها ، شنيدن سخنان و ديدن اشيا ، دليل بطلان شرك و ناروايى پرستش غير خدا

و إن تدعوهم إلى الهدى لايسمعوا . .. و هم لايبصرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 20 - 5

5- مشركان ، موجودات فاقد قدرت و دست ساز را خداى خويش قرار مى دادند .

و الذين يدعون من دون الله لايخلقون شيئًا و هم يخلقون

برداشت فوق، بر اين اساس است كه مراد از «يدعون» خواندن آن موجودات به عنوان خدا باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 56 - 9

9- خدايان و معبود هاى مشركان ، از دفع ضرر و نيز متوجه ساختن آن از فردى به فرد ديگر و يا تبديل وضعيت محنت زا به حالت ديگر ، ناتوانند .

قل ادعوا الذين زعمتم من دونه فلايملكون كشف الضرّ عنكم و لاتحويلاً

مراد از «تحويلاً» مى تواند رفع گرفتارى از كسى و متوجه ساختن آن به ديگرى و يا تبديل وضعيت ناگوار به وضعيت خوب باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 57 - 1

1- معبود هاى مشركان ، خود در جست و جوى وسيله و راهى براى تقرب بيشتر به خدا هستند .

أُولئك الذين يدعون يبتغون إلى ربّهم الوسيلة

مشاراليه «أُولئك»، «الذين زعمتم» در آيه قبل است كه مقصود از آن معبودهاى مشركان مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 55 - 4

4 - معبود هاى مشركان ، ناتوان از سودرساندن و يا دور كردن زيان از عبادت كنندگان خويش

و يعبدون من دون اللّه ما لاينفعهم و لايضرّهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 27 - 1،2

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور ابلاغ پيام الهى به مشركان درباره باطل بودن خدايان ادعايى شان

قل أرونى الذين ألحقتم به شركاء

2 - خدايان شرك پيشگان ، موجوداتى اند كه خود مشركان آنها را شريك خدا تلقى كرده اند .

قل أرونى الذين ألحقتم به شركاء

1231- معبودان مشركان صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 104 - 4

4 - مشركان صدر اسلام ، معبود هاى متعددى را مى پرستيدند .

فلا أعبد الذين تعبدون من دون اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 21 - 2

2- مشركان در عصر بعثت ، چندگانه پرست و معتقد به خدايان و معبود ها متعدد بودند .

أم اتّخذوا ءالهة من الأرض

«آلهة» جمع «إله» به معناى خدايان و معبودها است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 24 - 1

1- مشركان در عصر بعثت ، معتقد به خدايان و معبود هاى متعدد بودند .

أم اتّخذوا من دونه ءالهة

«ءالهة» جمع «إله» به معناى خدايان و معبودها است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 55 - 1

1 - مشركان ، در عصر بعثت ، موجوداتى را مى پرستيدند كه از رساندن نفع و يا دفع ضرر ، ناتوان بودند .

و يعبدون من دون اللّه ما لاينفعهم و لايضرّهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 74 - 1

1 - مشركان صدراسلام به جاى اللّه معبود هاى ديگرى برگزيدند .

و اتّخذوا من دون اللّه ءالهة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 38 - 12

12 - تعدد معبود هاى ادعايى و مورد پرستش مشركان در عصر پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله)

ما تدعون من دون اللّه . .. هل هنّ كشفت ضرّه ... هل هنّ ممسكت رحمته

بازگشت ضميرهاى جمع «هنّ»، «كاشفات» و «ممسكات» به «ما»،گوياى تعدد معبودها است.

1232- معبودان مشركان و شفاعت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 13 - 1،8

1 - معبودان مشركان ، در روز قيامت توان شفاعت مشركان را ندارند .

و لم يكن لهم من شركائهم شفعؤا و كانوا بشركائهم كفرين

8 - ناتوانى معبودان مشركان از شفاعت آنها در پيشگاه خداوند ، از عوامل يأس و اندوه آنان در قيامت است .

و يوم تقوم الساعة يبلس المجرمون . و لم يكن لهم من شركائهم شفعؤا

ذكر «و لم يكن لهم. .. شفعؤا» پس از بيان نااميدى مشركان در قيامت، ممكن است براى اشاره به اين نكته باشد كه يأس آنان، ناشى از شفيع نداشتن شان است.

1233- معجزه اقتراحى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 37 - 2

2 - نازل نشدن معجزه ويژه و دلخواه مشركان، بهانه كفرورزى آنان به رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله)

و قالوا لو لا نزل عليه ءاية من ربه

درخواست معجزه از پيامبر(صلی الله علیه و آله)، على رغم ارائه معجزات از سوى آن حضرت، حاكى است كه آنان خواهان معجزه ويژه و دلخواه خود بودند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 12 - 7،9

7- نازل شدن گنج و مال فراوان بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از پيشنهاد ها و معجزه هاى درخواستى مشركان براى باور كردن حقانيت

رسالت آن حضرت

أن يقولوا لولا أُنزل عليه كنز

9- پيشنهاد هاى نابه جاى مشركان و معجزه هاى درخواستى آنان ، موجب دلتنگى و ناراحتى پيامبر (صلی الله علیه و آله) مى شد .

و ضائق به صدرك أن يقولوا لولا أُنزل عليه كنز أو جاء معه ملك

برداشت فوق ، بر اين اساس است كه: ضمير در «به» به «أن يقولوا . ..» برگردد و به تعبيرى ديگر «أن يقولوا ...» بدل براى ضمير در «به» باشد; يعنى: و ضائق صدرك بأن يقولوا ....

1234- مغالطه مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 58 - 7

7 - فهم نادرست و بيان مغالطه آميز مشركان ، از نظريه قرآن درباره عيسى بن مريم ( ع )

ما ضربوه لك إلاّ جدلاً

بيان قرآن درباره تولد، زندگى و مرگ عيسى(ع)، شائبه الوهيت ندارد تا مشركان او را با آلهه خود مقايسه كنند.

1235- مغالعه مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 68 - 1

1 - برخى مشركان و مخالفان پيامبر(صلی الله علیه و آله) با ياوه گويى در صدد مغالطه و ايجاد شبهه در مورد آيات قرآن و ديگر آيات الهى بودند.

و إذا رأيت الذين يخوضون فى ءايتنا

طبرسى (ره) درباره معنى خوض مى گويد: «الخوض التخليط فى المفاوضة على سبيل اللعب و العبث و ترك التفهم و التبيين». يعنى خوض خلط كردن در گفتگو براى بازى و بيهوده گويى است، نه براى فهم و روشن شدن حقيقت.

1236- مغضوبيت مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 81 - 13

13 - در امان نبودن مشركان از خشم خداوند و امنيت داشتن موحدان از آن حقيقتى متكى بر علم و آگاهى است.

فأى الفريقين أحق بالأمن إن كنتم تعلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 86 - 15

15 - خشم الهى بر مرتدان و بازگشت كنندگان به شرك و بت پرستى ، مقتضاى ربوبيت او است .

أضلّهم السامرىّ . .. أم أردتّم أن يحلّ عليكم غضب من ربّكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 34 - 6

6 - مشركان ناسپاس ، مورد غضب خداوندند .

ثمّ إذا أذاقهم منه رحمة . .. بربّهم يشركون ... فتمتّعوا فسوف تعلمون

التفات از غيبت به خطاب احتمال دارد به جهت ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 16 - 12

12 - مشركان و مجادله گران حق ستيز گرفتار غضب و عذاب سخت الهى

و الذين يحاجّون فى اللّه . .. عليهم غضب و لهم عذاب شديد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 6 - 11

11 - منافقان و مشركان ، مورد خشم و نفرين الهى و به دور از رحمت او

و غضب اللّه عليهم و لعنهم

1237- مقابله به مثل با مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 36 - 15

15 - تقويت روحيه متقين از جانب خدا ، براى جنگ و مقابله به مثل با مشركان

و اعلموا أن اللّه مع المتقين

1238- مكارى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 73 - 3

3- روى آوردن مشركان به ترفند هاى فريبنده براى واداشتن پيامبر (صلی الله علیه و آله) به اتخاذ روش هاى غير الهى

و إن كادوا ليفتنونك عن الذى أوحينا إليك

برداشت فوق، مبتنى بر اين احتمال است كه مراد از «الذى أوحينا إليك» روشها و دستوراتى است كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) موظف بود طبق آنها عمل كند.

1239- مكر مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 33 - 12،15

12- مشركان در پرستش خدايان دروغين ، خويشتن را فريب داده بودند .

بل زيّن للذين كفروا مكرهم

در اينكه فاعل محذوف از «زيّن» چيست؟ چند احتمال وجود دارد 1- شيطان 2- سران كفر و شرك 3خودِ كافران. برداشت فوق بر اساس سومين احتمال است. بر اين مبنا معناى جمله چنين مى شود: «زيّن الكافرون لأنفسهم مكرَهم» و مفاد آن اين است كه كفرپيشگان با دليلهايى واهى شرك را توجيه كردند و كم كم آنها را زيبا ديدند.

15- خودفريبى مشركان و آراسته ديدن پندار شرك ، آنان را از گرايش به توحيد باز داشت .

و صدّوا عن السبيل

«صدّ» (مصدر صدّوا) به معناى بازگرداندن است. به نظر مى رسد فاعل محذوف از «صدّوا» مكر و حيله كه مايه شركورزى مشركان شده است، باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 40 - 9،10

9 - وعده هاى مشركان به يك ديگر ، براساس فريب و مكر است .

بل إن يعد الظلمون بعضهم بعضًا إلاّ غرورًا

10 - شرك ، متكى بر تبليغات فريبكارانه است .

بل إن يعد الظلمون بعضهم بعضًا إلاّ غرورًا

1240- مكر مشركان صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 8 - 11

11 - شرك پيشگان صدر اسلام تلاش مى كردند تا با ظاهر سازى و خوش زبانى ( رفتار منافقانه ) افكار عمومى مسلمانان را فريب داده و رضايت و خوشبينى آنان را نسبت به خود جلب كنند .

يرضونكم بأفوههم و تأبى قلوبهم

1241- ملاك ارزيابى مشركان صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 55 - 3

3 - ثروت و فرزندان ذكور ، دو ملاك براى ارزيابى موقعيت انسان در پيشگاه خدا در ديدگاه مشركان عصر بعثت

أيحسبون أنّما نمدّهم به من مال و بنين

1242- ملاك قضاوت مشركان در صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 44 - 3

3 - داورى مشركان صدراسلام ، سطحى و براساس ملاك هاى مادى و غفلت آنان از معادلات فرا مادى بود .

أم يقولون نحن جميع منتصر

اتكاى مشركان بر جميعت خويش، نشانه سطحى نگرى آنان در محاسبات است.

1243- ملاكهاى غلط مشركان صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 94 - 4

4- مشركان و كافران عصر بعثت داراى ملاك هاى غلط براى شناخت رسولان الهى

قالوا أبعث الله بشرًا رسولاً

1244- ملائكه پرستى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 40 - 3،4،5

3 - خداوند در روز قيامت ، از ملائكه خواهد پرسيد كه آيا از عبادت مشركان براى آنان ، رضايت داشته اند ؟

و يوم يحشرهم جميعًا ثمّ يقول للملئكة أهؤلاء إيّاكم كانوا يعبدون

جوابى كه در آيه بعد از قول ملائكه نقل شده، حكايت از اين دارد كه سؤال از اصل عبادت نبوده است; زيرا عبادت مشركان در اختيار ملائكه نبوده تا آنان دستور به انجام آن داده باشند; بلكه سؤال از رضايت ملائكه از اين كار است.

4 - پرستيده شدن ملائكه از سوى مشركان در دنيا

و نجعل له أندادًا . .. و يوم يحشرهم جميعًا ثمّ يقول للملئكة أهؤلاء إيّاكم كانو

5 - پرسش خداوند از ملائكه درباره پرستيده شدنشان از سوى مشركان ، با فاصله اى از بازآفرينى و گردآورى خواهد بود .

و يوم يحشرهم . .. ثمّ يقول للملئكة

«ثم» براى تراخى است و كاربرد آن در آيه، مفيد نكته ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 41 - 1

1 - جواب روشن ملائكه به خداوند ، درباره عدم رضايت آنان از پرستيده شدن از سوى مشركان

و يوم يحشرهم . .. ثمّ يقول للملئكة أهؤلاء إيّاكم... يعبدون . قالوا سبحنك أنت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 20 - 2

2 - مشركان با دستاويز قرار دادن مشيت الهى ، پرستش و كرنش نسبت به ملائكه را توجيه مى كردند .

و قالوا لو شاء الرحمن ما عبدنهم

1245- ملائكه پرستى مشركان جاهليت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 20 - 1

1 - فرشتگان ، مورد پرستش و احترام مشركان عرب جاهلى

و قالوا . .. ما عبدنهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 22 - 4

4 - پرستش فرشتگان ، سنتى ديرينه و آيينى سابقه دار در تاريخ عرب جاهلى

بل قالوا إنّا وجدنا ءاباءنا على أُمّة

واژه «اُمّة»، بيانگر آيين و مذهب است.

1246- ممانعت از جنگ با مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 24 - 1،4

1 - رخداد صلح حديبيه و باز نشدن دست مكيان و مؤمنان عليه يكديگر ، تنها به تدبير و اراده الهى

و هو الذى كفّ أيديهم عنكم و أيديكم عنهم ببطن مكّة

4 - درگير نشدن مؤمنان و مكيان با يكديگر در « عمرة القضا » ، نعمتى مهم براى اهل ايمان *

و هو الذى كفّ أيديهم عنكم و أيديكم عنهم ببطن مكّة

برداشت بالا بدان احتمال است كه تعبير «ببطن مكّة» اشاره به «عمرة القضا» داشته باشد كه مسلمانان پس از پيروزى حديبيه براساس قرارداد، سال بعد به شهر مكه وارد شدند و با آرامش كامل، مناسك عمره را به جا آوردند.

1247- ممانعت از سلطه مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 8 - 4

4 - جلوگيرى از تسلط مشركان و كافران حق ستيز بر مسلمانان ، فلسفه فرمان الهى مبنى بر كشتن ، اسارت ، محاصره و كمين زدن به آنان

فإذا انسلخ . .. فاقتلوا المشركين ... كيف و إن يظهروا عليكم لايرقبوا فيكم إلّاً

1248- ممانعت از ورود مشركان به كعبه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 125 - 29

29 - از امام صادق ( ع ) روايت شده كه درباره قول خدا « طهرا بيتى للطائفين . . . فرمود : يعنى نحّيا عنه المشركين . . . ;

مشركان را از خانه من دور كنيد . .. ».

1249- مملوكيت مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 95 - 4

4- تنهايى و بى كسى موجودات شعورمند آفرينش ( معبود هاى پندارى و عبادت كنندگان آنها ) در صحنه قيامت ، تجلى مملوكيت همه آنها در برابر خداوند است .

إلاّ ءاتى الرحمن عبدًا. .. و كلّهم ءاتيه يوم القيمة فردًا

1250- ممنوعيت استغفار براى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 113 - 2

2 - استغفار براى مشرك ، هر چند از خويشاوندان باشد ، ممنوع و حرام است .

ما كان للنبى . .. أن يستغفروا للمشركين و لو كانوا أولى قربى

1251- ممنوعيت تعرض به مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 2 - 3

3 - دستور خداوند مبنى بر منع تعرض مسلمانان به مشركان پيمان شكنِ صدر اسلام ، در مدت مهلت چهار ماهه

فسيحوا فى الارض أربعة أشهر

مهلت دادن به مشركان و مجاز دانستن رفت و آمدشان در هر جاى زمين در حقيقت دستورى است به مسلمانان كه نبايد در مدت مقرر متعرض آنان شوند.

1252- ممنوعيت دوستى با مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 4 - 19

19 - عدم جواز اظهار ملاطفت با مشركان ، جز براى گرايش دادن آنان به ايمان *

و بدا بيننا و بينكم . .. حتّى تؤمنوا... إلاّ قول إبرهيم

در صورتى كه وعده استغفار به آزر از سوى ابراهيم(ع) نيز به عنوان اسوه مطرح شده باشد، از آيه شريفه استفاده مى شود كه مؤمنان، بايد در برابر مشركان آشتى ناپذير باشند و به آنان روى خوش نشان ندهند; مگر در آن جا كه اميد دارند با سخن نرم، هدايت پذيراند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 6 - 11

11 - برنامه برائت از مشركان و نهى از مودّت با ايشان ، در جهت مصالح خود مؤمنان و نه خداوند

و من يتولّ فإنّ اللّه هو الغنىّ الحميد

با توجه به اين كه اين آيات، در ادامه نهى مؤمنان از مودّت مشركان است، تعبير «و من يتوّل. ..» بيانگر مطلب ياد شده است.

1253- ممنوعيت ورود مشركان به مسجد الحرام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 28 - 3،4،19،23

3 - ممانعت از نزديك شدن مشركان به مسجدالحرام ، بر اهل ايمان واجب است .

يأيها الذين ءامنوا إنما المشركون نجس فلا يقربوا المسجدالحرام

4 - اعلان ممنوعيت ورود مشركان به مسجدالحرام در سال نهم هجرت

فلا يقربوا المسجدالحرام بعد عامهم هذا

آيات سوره برائت - بنابر گفته مفسران - در مراسم حج سال نهم هجرت بر مشركان خوانده شد.

19 - ممنوعيت مشركان از نزديك شدن به مسجدالحرام ، حكمى است مبتنى بر علم و حكمت گسترده خدا .

يأيها الذين ءامنوا إنما المشركون نجس فلا يقربوا المسجدالحرام . .. إنّ اللّه عليم

23 - از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) روايت شده است : « لايدخل المسجدالحرام مشرك بعد عامى هذا أبداً إلا أهل العهد و خدمكم ;

از اين سال هيچ مشركى نبايد داخل مسجدالحرام شود، مگر كسانى كه با مسلمانان عهد بسته اند يا خدمتكار شما مسلمانان هستند».

1254- منازعه با مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 31 - 2

2 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) با مشركان و كافران به پيشگاه خداوند در قيامت ، به جدال و نزاع و دفاع از مواضع خويش خواهند پرداخت .

ثمّ إنّكم يوم القيمة عند ربّكم تختصمون

«اختصام» (مصدر «يختصمون») به معناى جدال و نزاع دو فرد يا دو گروه است كه هر يك مى كوشد، سخن ديگرى را ابطال كند. گفتنى است در اين كه مقصود از دو گروه متخاصم كيانند، ميان مفسران چند ديدگاه وجود دارد كه بهترين آنها دو نظريه است: 1- پيامبر(صلی الله علیه و آله) با كافران و مشركان; 2- دو گروه حق و باطل از هر ملت و امتى.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 46 - 13

13 - وجود نزاع و اختلاف مستمر ميان موحدان و مشركان در طول تاريخ

أنت تحكم بين عبادك فى ما كانوا فيه يختلفون

آمدن فعل «كانوا» و نيز كاربرد فعل «يختلفون» (به صيغه مضارع) دلالت بر استمرار دارد.

1255- منازعه مشركان با موحدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 27 - 5

5- مشركان ، از معبود هاى ادعايى خويش به سختى دفاع كرده و با يكتاپرستان درباره آنها به منازعه مى پرداختند .

أين شركاءى الذين كنتم تشقّون فيهم

«تشاقّون» (از مصدر شقاق) به معناى مخالفت است به گونه اى كه شخصى در يك طرف و شخص ديگرى در طرف ديگر باشد.

فعل «تشاقّون» از باب مفاعله است كه براى فعلهاى دو جانبه استفاده مى شود و به قرينه مقام طرف درگير با مشركان، كسانى اند كه معتقد به خداى واحد بودند و از آنها به موحدان تعبير شده است.

1256- منازعه مشركان پيرو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 39 - 1

1 - سران كفر و شرك و پيروانشان پس از ورود به جهنم به مجادله و كشمكش خواهند پرداخت.

قالت أخريهم لأوليهم . .. و قالت أليهم لأخريهم فما كان

1257- منازعه مشركان صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 67 - 5

5 - خداوند ، مشركان را از درگيرى و ستيزه جويى با پيامبر (صلی الله علیه و آله) در امر قربانى به شدت برحذر داشت .

فلاينزعنّك فى الأمر

1258- منافقان و مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 140 - 9

9 - استهزاى يهود و مشركان به آيات الهى و شركت منافقان در جمع آنان

إذا سمعتم ءايت اللّه يكفر بها و يستهزأ بها فلاتقعدوا معهم

ابن عباس در شأن نزول آيه گفته است: منافقان، در مجالسى كه از سوى يهود ترتيب مى يافت و قرآن مورد تمسخر قرار مى گرفت، شركت مى كردند و سدى گفته است: مشركان آنگاه كه با مسلمانان در يك مجلس مى نشستند، قرآن را استهزا مى كردند و به رسول خدا(صلی الله علیه و آله) دشنام مى دادند.


مجمع البيان، ذيل آيه; الدرالمنثور، ج 2، ص 235.

1259- منشأ افتراهاى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 63 - 9

9- افترا ها و نسبت هاى نارواى مشركان به خداوند ، برخاسته از اغواى شيطان بوده است .

و يجعلون لله البنت . .. و يجعلون لله ما يكرهون ... لقد أرسلنا إلى أُمم من قبلك

ذكر قصه بعثت انبيا در ميان امتهاى پيشين و تحت تأثير اغواى شيطان قرار گرفتن آنان، مى تواند تعريضى باشد به مشركان مكه كه نسبتهاى ناروا به خداوند مى دادند.

1260- منشأ امكانات مادى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 34 - 4

4 - امكانات موجود در دست مشركان ، نعمت هاى خدادادى است .

بربّهم يشركون . .. بما ءاتينهم

1261- منشأ بت پرستى مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 35 - 1

1- مشركان مكه ، بت پرستى خود و پدرانشان را برخاسته از مشيت خداوند مى دانستند .

و قال الذين أشركوا لو شاء الله ما عبدنا من دونه من شىء نحن و لا ءاباؤنا

با توجه به مكى بودن سورهء نحل و نيز قرينه «كذلك فعل الذين من قبلهم» مراد از «الذين أشركوا» مشركان مكه است.

1262- منشأ بهانه جويى مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 58 - 5

5 - غرور و سرمستى ، ريشه بهانه جويى هاى مشركان عصر بعثت

و كم أهلكنا من قرية بطرت معيشتها

با توجه به ارتباط اين آيه با آيات پيشين - كه درباره بهانه جويى هاى مشركان مكه است - برداشت ياد شده استفاده مى شود.

1263- منشأ پاسخ به شبهات مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 95 - 1

1- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در پاسخ گويى به شبهه هاى مشركان ، متكى به رهنمود هاى خدا بود .

قل لو كان فى الأرض

1264- منشأ تغذيه مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - قريش - 106 - 4 - 6

6 - خداوند ، آذوقه و مواد خوراكى را در اختيار غير يكتاپرستان نيز قرار مى دهد .

فليعبدوا . .. الذى أطعمهم من جوع

امر به روى آوردن قريش به عبادت در «فليعبدوا»، بيانگر آن است كه آنان خدا را عبادت نمى كردند.

1265- منشأ خرافه پرستى در مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 30 - 5

5 - انديشه خرافى مشركان در مورد فرشتگان ، برخاسته از افق محدود دانش و بينش آنان

ليسمّون الملئكة تسمية الأُنثى . .. ذلك مبلغهم من العلم

با توجه به اين كه موضوع اصلى آيات پيشين، طرد و نقد انديشه خرافى مشركان درباره دختر انگاشتن فرشتگان براى خداوند بود; مى توان استفاده كرد كه عبارت «ذلك مبلغهم. ..»، فلسفه رواج اين عقيده خرافى را در ميان آنان تبيين مى كند.

1266- منشأ دشمنى با مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 4 - 15

15 - تضاد جبهه ايمان و شرك ، تضادى عقيدتى است ; نه طبقاتى ، نژداى و . . . .

و بدا بيننا و بينكم . .. حتّى تؤمنوا باللّه وحده

1267- منشأ دشمنى مشركان صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 82 - 11

11 - مخالفت كافران و مشركان صدر اسلام با پيامبراسلام ، برخاسته از فريفتگى آنان به اقتدار نسبى خويش بود .

كانوا أكثر منهم و أشدّ قوّة و ءاثارًا فى الأرض

نكوهش مخالفان پيامبراسلام، بر عبرت نگرفتن آنان از زوال قدرت ها و تمدن هاى گذشته، مى رساند كه سرپيچى آنان از پذيرش اسلام، برخاسته از دلخوشى آنان به امكانات و اقتدار نسبى خود بوده است.

1268- منشأ شبهه افكنى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 29 - 7

7 - زير سؤال بردن وقوع قيامت از سوى مشركان ، ناشى از جهل آنان بوده است .

و لكنّ أكثر الناس لايعلمون . و يقولون متى هذا الوعد إن كنتم صدقين

برداشت ياد شده بنابر عطف «يقولون» بر عبارت قبل، از باب عطف مسبب بر سبب است; يعنى، بيشتر مردم نمى دانند و [به خاطر همين ندانستن]، معاد را زير سؤال مى برند.

1269- منشأ شك مشركان صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 5 - 2

2- غفلت از قدرت نامحدود خدا ، منشأ شك و ترديد مشركان عصر بعثت در امكان معاد و حيات دوباره انسان

يأيّها الناس إن كنتم فى ريب من البعث فإنّا خلقنكم

جواب شرط در جمله «إن كنتم فى ريب من البعث» حذف شده است و تقدير آن چنين مى باشد: «إن كنتم فى ريب من البعث فانظروا إلى بدء خلقكم; اگر در امكان برپايى رستاخيز ترديد داريد، به آغاز پيدايش خود بنگريد». مقصود از جمله ياد شده اين است كه: همان طور كه خداوند توانست انسان ها را در اين نشأه بيافريند مسلّماً قدرت آن را دارد كه دوباره و در نشأه ديگر آنان را زنده كند.

1270- منشأ شكست مشركان صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 56 - 6

6 - خداوند ، كافران و مشركان ستيزه جوى صدر اسلام را از دست يافتن به هدف خود ( رياست و سرورى بر مردم ) مأيوس ساخت .

إنّ الذين يجدلون فى ءايت اللّه . .. إن فى صدورهم إلاّ كبر ما هم ببلغيه

اين فرموده خداوند كه: «در دل كافران كبر و خودبرتر بينى وجود دارد; ولى به آن نمى رسند»; كنايه از اين است كه آنان نمى توانند با رياست و سرورى بر مردم، - كه آرزوى آنها است - كبر و خودبرتر بينى خود را تحقق بخشند.

1271- منشأ عذاب مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 65 - 1،2

1 - فقط خداوند توانا بر فرستادن و مسلط كردن عذابهاى گوناگون بر مشركان است.

قل هو القادر على أن يبعث عليكم عذابا

2 - يادآور شدن قدرت اختصاصى خداوند بر فرستادن انواع عذاب بر مشركان و كافران، از وظايف تبليغى پيامبر(صلی الله علیه و آله)

قل هو القادر على أن يبعث عليكم عذابا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 101 - 10

10- عذاب هاى نازل شده بر مشركان ، برخاسته از فرمان خداوند است .

لما جاء أمر ربك

1272- منشأ عقيده مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 148 - 15

15 - عقايد مشركان در مورد مشيت الهى و استفاده جبر از آن، بنيادى جز گمان ندارد.

إن تتبعون إلا الظن و إن أنتم إلا تخرصون

1273- منشأ عقيده مشركان صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 5 - 3

3- اعتقاد به وجود فرزند براى خدا ، معلول تقليد كوركورانه مشركانِ عصر بعثت از نياكان خويش بوده است .

قالوا اتخذ اللّه ولدًا . ما لهم به من علم و لا لأبائهم

1274- منشأ قبول توبه مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 5 - 17

17 - پذيرش توبه مشركان ، برخاسته از غفران و رحمت گسترده الهى است .

فإن تابوا . .. فخلّوا سبيلهم إن اللّه غفور رحيم

1275- منشأ كيفر مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 6 - 5

5 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، فقط تبليغ كننده پيام وحى بود ; نه مجازات كننده مشركان و تحقق بخشنده به انذار ها .

و قالوا . .. فاعمل إنّنا عملون . قل إنّما أنا بشر مثلكم يوحى إلىّ

يكى از احتمال ها در تفسير «فاعمل»، اين است كه مشركان، به پيامبر(صلی الله علیه و آله) اعلام كردند كه او مى تواند به وعيدهاى خود جامه عمل بپوشاند; ولى خداوند در مقابل آنان اعلام مى دارد كه كار پيامبر، تبليغ رسالت است; نه مجازات مشركان.

1276- منشأ گرايشهاى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 57 - 7

7- گرايش هاى مشركان مبتنى بر خواهش هاى نفسانى بوده است .

و لهم ما يشتهون

1277- منشأ گمراهى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 33 - 16

16- خداوند گمراه كننده مشركان است .

و من يضلل الله فما له من هاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 17 - 3

3 - خداوند ، به روز رستاخيز ، خواهان توضيح و پاسخ گويى معبود هاى باطل در باره نقش خود مشركان در گمراهى خويش

فيقول ءأنتم أضللتم عبادى هولاء أم هم ضلّوا السبيل

1278- منشأ لجاجت مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 61 - 9

9 - پافشارى برخى از مشركان بر شرك ، معلول تعصب يا اهداف خائنانه است ، نه ناشى از نادانى صرف .

بل أكثرهم لايعلمون

قيد «أكثر» بيانگر اين واقعيت است كه در ميان مشركان، كسانى وجود دارند كه على رغم آگاهى به بطلان شرك، به خاطر اهداف نادرستى از آن حمايت مى كنند.

1279- منشأ مجادله مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 56 - 5

5 - كبر و خودبرتربينى ، عامل جدال و ستيزه جويى كافران و مشركان با آيات الهى و پيامبر اسلام (صلی الله علیه و آله)

إنّ الذين يجدلون فى ءايت اللّه . .. إن فى صدورهم إلاّ كبر

1280- منشأ يأس مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 162 - 3

3 - خداوند در صدد مأيوس كردن مشركان ، از پيشرفت و نفوذ آيينشان

ما أنتم عليه بفتنين

اِخبار خداوند به ناتوانى مشركان - كه به صورت روشن و قاطع بيان گرديده است - مى تواند براى ايجاد يأس و نااميدى در ميان آنان از هرگونه پيشرفت و نفوذ در ميان مردم باشد.

1281- منشأ يأس مشركان صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 37 - 5

5 - خداوند ، مشركان و كافران صدر اسلام را از گمراه كردن مؤمنان هدايت يافته ، مأيوس ساخت .

و من يهد اللّه فما له من مضلّ

يادآورى گمراه نشدن هدايت يافتگان (مؤمنان)، مى تواند به منظور مأيوس ساختن كافران و مشركان در تبليغات و تلاش هايشان عليه اسلام و مسلمين باشد.

1282- منفعت طلبى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 55 - 5

5 - مشركان به اميد جلب منفعت و دفع ضرر از خويش ، به بت پرستى روى آورده بودند .

و يعبدون من دون اللّه ما لاينفعهم و لايضرّهم

يادآورى بى تأثير بودن معبودها از سودرسانى و دفع ضرر از پرستندگانشان، مى تواند گوياى اين حقيقت باشد كه مشركان، به همين انگيزه به بت پرستى و شرك روى آورده بودند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 23 - 9

9 - مشركان ، مردمى خودبين ، هواپرست و منفعت طلب

ألكم الذّكر و له الأُنثى . .. إن يتّبعون إلاّ الظنّ و ما تهوى الأنفس

با توجه بدين نكته كه حتى شرك مشركان، برخاسته از هواپرستى و منفعت خواهى آنان است، مطلب بالا استفاده مى شود. گفتنى است كه در آيه «ألكم الذّكر...»، نمودى از اين خودبينى ارائه شده است.

1283- منفعت طلبى مشركان صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 9 - 6

6 - شرك پيشگان صدر اسلام ، به خاطر تأمين و حفظ منافعِ مادى خود ، مردم را از گرويدن به اسلام و سلوك راه خدا باز مى داشتند .

اشتروا بأيت اللّه ثمناً قليلا فصدوا عن سبيله

آيه فوق - به قرينه آيات قبل درباره مشركان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 18 - 3

3 - جلب سود و دفع زيان ، انگيزه شرك پيشگان عصر بعثت در پرستش خدايان پندارى خود

و يعبدون من دون اللّه ما لا يضرهم و لا ينفعهم

1284- منفعت طلبى مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 90 - 3

3- مشركان مكه ، با درخواست معجزه ، درصدد بهانه جويى و دستيابى به منافع خويش بودند نه كشف حقانيت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و لقد صرّفنا للناس فى هذا القرءان من كلّ مثل فأبى أكثر الناس إلاّ كفورًا . و قا

از اينكه مشركان براى شناخت حقانيت پيامبر(صلی الله علیه و آله) راههاى گوناگون موجود را رها كرده و ايمان خود را منحصر به برآوردن پيشنهادهاى محدودى، كردند كه بيشتر منافع مادى اشان را تأمين مى كرد، مطلب فوق قابل استفاده است.

1285- مواجهه مشركان با عذاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 165 - 16

16 - مشركان به هنگام مواجه شدن با عذاب الهى ، به انحصار قدرت به خدا ، پى خواهند برد .

و لو يرى الذين ظلموا إذ يرون العذاب أن القوة للّه جميعاً

«إذ يرون» مفعول براى «يرى» است و «أن القوة . ..» با فعل مقدرى جواب شرط مى باشد; يعنى: «لو يرى ... لعلموا أن القوة للّه جميعاً; اگر مشركان امروز مى ديدند آن روزى را كه با عذاب قيامت مواجه خواهند شد، همانا مى فهميدند كه تمام قدرتها از آن خداوند است.»

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 166 - 3

3 - سران شرك به هنگام مواجه شدن با عذاب قيامت ، از پيروانشان فاصله گرفته و از آنان بيزار مى شوند .

إذ تبرأ الذين اتبعوا من الذين اتبعوا و رأوا العذاب

جمله «و رأوا العذاب» جمله حاليه است; يعنى، تبرّى و بيزارى سران شرك از پيروانشان در آن حال است كه با عذاب مواجه مى شوند.

1286- موانع اطاعت از مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 122 - 7

7 - توجه دادن مؤمنان به حيات معنوى خود و برخوردارى از نور الهى، بازدارنده آنان از اطاعت مشركان و گمراهان

و إن أطعتموهم إنكم لمشركون. أو من كان ميتا فأحيينه و جعلنا له نورا يمشى به فى ال

تمثيل مذكور براى بر حذر داشتن مسلمانان از اطاعت مشركان است.

1287- موانع ايمان مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 20 - 5

5 - كفر اهل كتاب به پيامبر(صلی الله علیه و آله) و اسلام، بهانه مشركان صدر اسلام براى گريز از ايمان

لتشهدون أن مع اللّه ءالهة أخرى . .. الذين ءاتينهم الكتب يعرفونه

روى اصلى سخن در اين آيه با مشركان و علل ايمان نياوردن آنان است. مطرح كردن اهل كتاب مى تواند براى پاسخگويى به سؤالى باشد كه براى مشركان مطرح بوده و آن اينكه اگر پيامبر(صلی الله علیه و آله) حق است، چرا اهل كتاب - كه آنان نيز دين آسمانى دارند - به او ايمان نياورده اند.

1288- موانع بهانه جويى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - قريش - 106 - 4 - 14

14 - تلاش براى ايجاد امنيت ، پيش از تبليغ خداپرستى ، كارى الهى و از بين برنده بهانه مشركان در ترك عبادت است .

فليعبدوا . .. و ءامنهم من خوف

1289- موانع دوستى با مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 1 - 12

12 - هجرت از مكه به مدينه براى جلب رضاى الهى ، ناسازگار با مودت نسبت به مشركان مكه

لاتتّخذوا عدوّى و عدوّكم أولياء . .. إن كنتم خرجتم جهادًا

آيه شريفه در مرحله نخست، نظر به موضوعى دارد كه در صدراسلام رخ داده است. مخاطب اوليه آيه مهاجرى به نام حاطب بن ابى بلتعه است كه براى خدا هجرت كرده; ولى گام در مسير دوستى با مشركان نهاده بود (غافل از اين كه آن هجرت و اين حركت با هم سازگار نيستند).

1290- موانع عذاب مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 113 - 12

12 - خويشاوندى با پيامبر (صلی الله علیه و آله) مانع از عذاب و دوزخى شدن فرد مشرك نيست .

ما كان للنبى . .. أن يستغفروا للمشركين و لو كانوا أولى قربى ... أنهم أصحب الجحيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 76 - 6

6- حضور پيامبر (صلی الله علیه و آله) در ميان مشركان ، مانع نزول عذاب الهى بر آنان

و إذًا لايلبثون خلفك إلاّ قليلاً

تهديد خداوند به هلاكت مشركان در صورت اخراج پيامبر(صلی الله علیه و آله) از مكه، مى تواند اشاره به اين حقيقت باشد كه حضور پيامبر(صلی الله علیه و آله) در ميان آنان، مانع هلاكتشان بوده است.

1291- موانع قبول عذر مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 12 - 1

1 - كفر و گرايش به شرك ، سبب پذيرفته نشدن عذرخواهى و درخواست كافران و مشركان براى رهايى خويش از عذاب الهى

ذلكم بأنّه إذا دعى اللّه وحده كفرتم و إن يشرك به تؤمنوا

«ذلكم» اشاره به مطلب گذشته (عذاب شدن) دارد; يعنى، «ذلكم الذى أنتم فيه من العذاب». گفتنى است كه «باء» در «بأنّه» براى سببيت مى باشد.

1292- موانع هدايت مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 42 - 3

3 - لجاجت و روح حق ناپذيرى مشركان ، مانع از تأثير نهايى دعوت و هدايت پيامبر (صلی الله علیه و آله) در آنان بود .

إن كاد ليضلّنا عن ءالهتنا لولا أن صبرنا عليها

برداشت فوق، با توجه به اين نكته است كه صبر و مقاومت در برابر دعوت به حق پيامبر(صلی الله علیه و آله)، معنايى جز لجاجت و عناد ندارد و نشانه وجود روح حق ناپذيرى است.

1293- موجبات عذاب اخروى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 75 - 1

1 - شادمانى ناحق و سر مستى گسترده در جامعه از سوى كافران و مشركان ، سبب گرفتار شدن آنان به انواع عذاب ها در قيامت

ذلكم بما كنتم تفرحون فى الأرض بغير الحقّ و بما كنتم تمرحون

«با» در «بما كنتم» براى سببيت است. «فرح» (مصدر «تفرحون») به معناى سرور و شادمانى است و «مرح» (مصدر «تمرحون») به معناى سرور و شادمانى افراطى و بيش از حد است آن گونه كه سبب غرور و سر مستى مى گردد. گفتنى است در اين برداشت ، مشار اليه «ذلكم» عذاب هاى ياد شده در آيات پيشين، دانسته شده است.

1294- موجبات عذاب مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 31 - 1

1 - روح طغيان گرى و حق ناپذيرى مشركان ، موجب مستحق بودن آنان به عذاب الهى ( دوزخ ) در نظر سران شرك

بل كنتم قومًا طغين . فحقّ علينا قول ربّنا إنّا لذائقون

1295- موضعگيرى مشترك مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 39 - 5

5 - تكذيب و انكار قيامت ، موضع گيرى مشترك همه شرك پيشگان تاريخ

بل كذبوا بما لم يحيطوا بعلمه . .. كذلك كذب الذين من قبلهم

1296- موضعگيرى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 32 - 7

7 - موضعگيرى خصمانه كافران و مشركان در قبال پيامبر ، على رغم اعتقادشان به خدا

و إذ قالوا اللّهم إن كان هذا هو الحق من عندك فأمطر علينا حجارة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 5 - 5

5- خداوند ، آگاه به توطئه هاى محرمانه و سرّى مشركان و مطلع از مواضع علنى و آشكار آنان

ألا حين يستغشون ثيابهم يعلم ما يسرّون و ما يعلنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 68 - 1

1 - موضع گيرى ناباورانه مشركان در قبال وعده برپايى قيامت

لقد وعدنا هذا . .. إن هذا إلاّ أسطير الأوّلين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 43 - 4

4 - مشركان ، به بهانه حفظ سنت هاى دينى به يادگار مانده از پدرانشان ، در مقابل آيات روشن الهى موضع گيرى كردند .

إذا تتلى عليهم ءايتنا بيّنت قالوا ما هذا إلاّ رجل يريد أن يصدّكم عمّا كان يعب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 88 - 4

4 - نظارت الهى بر موضع گيرى مشركان عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، پشتوانه مجازات و محاكمه آنان

و عنده علم الساعة و إليه ترجعون . .. و قيله يربّ إنّ هؤلاء قوم لايؤمنون

عطف «قيله» بر «الساعة» در دو آيه قبل گوياى ارتباط اين آيه با «إليه ترجعون» در آن آيه است و از مجموع دو آيه، براشت ياد شده استفاده مى شود.

1297- موضعگيرى مشركان صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 42 - 4

4 - مشركان ، در برخورد با سخنان پيامبر (صلی الله علیه و آله) داراى موضعى لجوجانه بودند .

أفأنت تسمع الصمّ و لو كانوا لا يعقلون

1298- موضعگيرى مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 5 - 4

4- مشركان مكه ، داراى مواضع علنى و آشكار عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) و توطئه هاى سرّى و محرمانه عليه آن حضرت

ألا حين يستغشون ثيابهم يعلم ما يسرّون و ما يعلنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 11 - 16

16- موضع منفى مشركان مكه در برابر تعاليم پيامبران پيشين

و إذ لم يهتدوا به فسيقولون هذا إفك قديم

تعبير به «إفك قديم»، نمايانگر باور كافران مكه به ديرينه بودن پيام وحى و كذب بودن آن از ابتداى تاريخى آن است. به ديگر بيان قرآن در نظر ايشان، همچون تعاليم ديگر پيامبران تاريخ، افترا است.

1299- موضعگيريهاى مشركان صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 5 - 5

5 - موضع گيرى ناباورانه مشركان صدراسلام ، درباره وعده قيامت

إنّما توعدون لصادق

1300- موعظه ناپذيرى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 4 - 17

17 - مشركان ، به دليل پند نگرفتن از مواعظ خداوند ، از سوى او سرزنش شدند .

أم يقولون . .. أفلاتتذكّرون

استفهام در «أفلا» توبيخى است و به قرينه نفى شفيع در آيه، مى تواند كه مشركان مورد خطاب آيه باشند.

1301- موعظه ناپذيرى مشركان صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 13 - 1

1 - مشركان صدر اسلام ، مردمى پندناپذير بودند .

و إذا ذكّروا لا يذكرون

1302- مولاى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 41 - 5

5 - ملائكه ، بين خود و مشركان به موالاتى قائل نيستند .

قالوا . .. أنت وليّنا من دونهم

1303- موهومات مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 89 - 5

5 - مشركان در اسارت اوهام شرك آلود ، و موحدان رهيده از آن

بعد إذ نجنا اللّه منها

به كارگيرى واژه «نجات» (نجينا اللّه)، براى دست كشيدن از آيينى و روى آورى به آيينى ديگر، اشاره به اين دارد كه آيين نخست مايه اسارت و گرفتارى بوده و آيين جديد فرحبخش و باعث آزادى است.

1304- مؤاخذه اخروى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 27 - 2،3،7،9،11

2- مشركان ، به خاطر عقيده شرك آلود خود ، در قيامت مورد بازخواست قرار خواهند گرفت .

ثمّ يوم القيمة . .. و يقول أين شركاءى

3- خداوند ، خود بازخواست كننده مشركان در قيامت

و يقول أين شركاءى

7- مشركان در قيامت ، جوابى در برابر بازخواست خداوند نخواهند داشت .

أين شركاءى الذين كنتم تشقّون فيهم قال الذين أُوتوا العلم

از اينكه در آيه به جاى پرداختن به جواب مشركان، سخن اشخاص ديگرى را به ميان آورده است، به دست مى آيد كه مشركان در برابر مؤاخذه خداوند جوابى براى گفتن نخواهند داشت.

9- بازخواست مشركان در قيامت درباره خدايان ادعايى شان ، نمودى از خوارى و ذلت اخروى آنان است .

ثمّ يوم القيمة يخزيهم و يقول أين شركاءى الذين كنتم تشقّون فيهم

«واو» در «و يقول» عاطفه است و مى تواند عطف تفسيرى باشد. بنابراين «مورد مؤاخذه قرار گرفتن مشركان» نمودى از ذلت و تحقير آنان است.

11- محاكمه مشركان در قيامت ، با حضور عالمان انجام مى شود .

و يقول أين شركاءى . .. قال الذين أُوتوا العلم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 63 - 1

1 - سران و پيشوايان شرك ، به هنگام بازخواست پيروانشان از سوى خداوند در قيامت حاضر خواهند شد .

و يوم يناديهم . .. قال الذين حقّ عليهم القول

مراد از «الذين حقّ عليهم القول» (آنان كه سخن خدا درباره آنان مصداق يافت)، پيشوايان گمراهى و شرك اند. گفتنى است كه برداشت ياد شده با توجه به ارتباط اين آيه با آيه قبل استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 31 - 9

9 - مؤاخذه شدن مشركان در پيشگاه خداوند در قيامت

و قال الذين كفروا . .. و لو ترى إذ الظلمون موقوفون عند ربّهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 40 - 1

1 - در روز قيامت ، همه مشركان به منظور مؤاخذه و روشن شدن حقايق گردآورى خواهند شد .

و يوم يحشرهم جميعًا ثمّ يقول للملئكة أهؤلاء إيّاكم كانوا يعبدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 24 - 1

1 - فرمان خداوند به توقف مشركان بر سر راه دوزخ به منظور بازخواست از آنان

وقفوهم إنّهم مسئولون

1305- مؤاخذه مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 56 - 9

9- سوگند خداوند به ذات خود ، براى تهديد و مورد مؤاخذه قرار دادن مشركان

تالله لتسئلنّ عمّا كنتم تفترون

1306- مؤاخذه مشركان در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 173 - 6

6 - خداوند مشركان را در قيامت مؤاخذه مى كند و كيفر مى دهد .

أفتهلكنا بما فعل المبطلون

1307- مؤمنان و استغفار براى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 113 - 1

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان ، حق استغفار كردن براى مشركان را ندارند .

ما كان للنبى و الذين ءامنوا أن يستغفروا للمشركين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 115 - 7،8

7 - نگرانى برخى از مؤمنان ، در رابطه با استغفار خويش براى بعضى از مشركان در گذشته ، پس از بيان حرمت آن از سوى خداوند

ما كان للنبى و الذين ءامنوا أن يستغفروا للمشركين . .. و ما كان اللّه ليضل قوماً

با توجه به ارتباط اين آيه با آيات قبل و نيز شأن نزول آن، استفاده مى شود كه آيه شريفه در مورد رفع نگرانى كسانى است كه قبل از علم به حرمت، براى مشركان استغفار كرده بودند.

8 - استغفار براى مشركان ، قبل از بيان حرمت آن از سوى خداوند ، گناهى براى مؤمنان به شمار نمى رود .

ما كان للنبى و الذين ءامنوا . .. و ما كان اللّه ليضل قوماً ... حتى يبين لهم ما ي

با توجه به شأن نزول اين آيه كه برخى از مؤمنان نسبت به مشركان استغفار نموده بودند، برداشت فوق استفاده مى گردد.

1308- مؤمنان و مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 115 - 7

7 - نگرانى برخى از مؤمنان ، در رابطه با استغفار خويش براى بعضى از مشركان در گذشته ، پس از بيان حرمت آن از سوى خداوند

ما كان للنبى و الذين ءامنوا أن يستغفروا للمشركين . .. و ما كان اللّه ليضل قوماً

با توجه به ارتباط اين آيه با آيات قبل و نيز شأن نزول آن، استفاده مى شود كه آيه شريفه در مورد رفع نگرانى كسانى است كه قبل از علم به حرمت، براى مشركان استغفار كرده بودند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 53 - 5

5- مؤمنان از برخورد هاى ناروا و غير منطقى مشركان با پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، بسيار خشمگين بودند .

و قل لعبادى يقولوا التى هى أحسن

در شأن نزول آيه آمده است: مؤمنان، وقتى مشاهده مى كردند كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) از جانب مشركان مورد آزار و اذيت قرار مى گيرد، از آن حضرت اجازه جهاد و برخورد مى خواستند كه اين آيه نازل شد (مجمع البيان).

1309- مهلت به مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 65 - 6

6 - خداوند در عين قدرت بر فرستادن انواع عذاب بر مشركان و كافران، به آنان مهلت مى دهد.

قل هو القادر على أن يبعث عليكم

چون در آيات گذشته سخن از نزول عذاب و درخواست مشركان در اين زمينه بود، اين آيه با بيان قدرت خداوند بر عذاب به طور ضمنى دلالت بر مهلت دادن به مشركان دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 3 - 7

7 - توصيه و تشويق الهى به عموم مشركان عهدشكن ، مبنى بر توبه و بازگشت به اسلام در ظرف چهار ماه مهلت داده شده به آنان

فسيحوا فى الأرض أربعة أشهر . .. و أذن من اللّه ... فإن تبتم فهو خير لكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 6 - 1

1 - فرمان الهى به پيامبر (صلی الله علیه و آله) مبنى بر به حضور پذيرفتن مشركانى كه پس از انقضاى مهلت چهار ماهه ، به منظور شنيدن پيام وحى ، درخواست ملاقات كنند .

فإذا انسلخ الأشهر الحرم فاقتلوا المشركين . .. و إن أحد من المشركين استجارك فأجره

«استجارة» به معناى درخواست جوار و همسايگى است. درخواست جوار از سوى مشركان پس از انقضاى مهلت چهار ماهه - به قرينه «حتى يسمع كلام اللّه» - درخواست رسيدن به حضور پيامبر (صلی الله علیه و آله) به منظور استماع دعوت آن حضرت و تحقيق پيرامون وحى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 19 - 6،11

6 - امهال جوامع شرك پيشه و تأخير افتادن كيفر آنان به جهان آخرت ، قانون الهى حاكم برنشئه دنيا

و لو لا كلمة سبقت من ربك لقضى بينهم

خداوند هنگام هبوط آدم و حوا به زمين، فرمود: «و لكم فى الأرض مستقر و متاع إلى حين ; شما - خطاب به عموم انسانها و از

جمله آدم و حواست - تا مدتى معين در زمين خواهيد ماند و از نعمتهاى آن بهره خواهيد گرفت» (بقره / 36) ; يعنى، قانون الهى حاكم بر نشئه دنيا اين است كه هر جامعه اى داراى مدت و زمانى معين است و پيش از فرارسيدن اجل، از ميان نمى رود. جمله «و لو لا كلمة سبقت من ربك» اشاره به اين قانون دارد.

11 - امهال جوامع شرك پيشه در دنيا و تأخير انداختن كيفر آنان به جهان آخرت ، مقتضاى ربوبيت و پروردگارى خدا نسبت به انسانها

و لو لا كلمة سبقت من ربك لقضى بينهم فيما فيه يختلفون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 46 - 3

3 - مشركان ، كافران و دين ستيزان ، چون از بازگشت به سوى خدا و گرفتار شدن به عذاب جهنم مفرّى ندارند ، مهلت دادن خداوند به آنان نبايد نگران كننده باشد .

و إما نرينك بعض الذى نعدهم أو نتوفينك فإلينا مرجعهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 55 - 5

5- مشركان ناسپاس ، على رغم كفران نعمت هاى الهى ، از آنها برخوردار بوده و به آنان مهلت حيات داده مى شود .

بربّهم يشركون . ليكفروا بما ءاتينهم فتمتّعوا فسوف تعلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 52 - 1

1- خداوند ، در قيامت ، به مشركان فرصت خواهد داد تا از معبود هاى پندارى خويش استمداد كنند .

نادوا شركاءى الذين زعمتم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 77 - 6

6 - مشركان و كافران حق ستيز ، چون از بازگشت به سوى خدا و گرفتار شدن به عذاب جهنم راه فرارى ندارند ، مهلت دادن خداوند به آنان نگران كننده نيست .

فإمّا نرينّك بعض الذى نعدهم أو نتوفّينّك فإلينا يرجعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 21 - 7

7 - داورى درباره مشركان و عذاب آنان ، براساس سنت امهال تا قيامت به تأخير افتاده است .

و لولا كلمة الفصل لقضى بينهم

1310- مهلت به مشركان صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 2 - 1،3،4،10

1 - اعطاى چهار ماه مهلت به مشركان پيمان شكنِ صدر اسلام ، در پى ابطال پيمان عدم تعرض مسلمانان با آنان

براءة من اللّه و رسوله . .. فسيحوا فى الارض أربعة أشهر

3 - دستور خداوند مبنى بر منع تعرض مسلمانان به مشركان پيمان شكنِ صدر اسلام ، در مدت مهلت چهار ماهه

فسيحوا فى الارض أربعة أشهر

مهلت دادن به مشركان و مجاز دانستن رفت و آمدشان در هر جاى زمين در حقيقت دستورى است به مسلمانان كه نبايد در مدت مقرر متعرض آنان شوند.

4 - اعطاى آزادى رفت و آمد و سير و سياحت به مشركان صدر اسلام ، در ظرف مهلت چهار ماهه

فسيحوا فى الارض أربعة أشهر

«سَيْح» و «سياحت» (مصدر سيحوا) به معناى سير كردن است و امر در «سيحوا» به معناى اباحه و اعطاى آزادى سير و سياحت مى باشد.

10 - خداوند در پى اعطاى مهلت چهار ماهه به مشركان ، آنان را به ر ها كردن شرك و گرويدن به آيين توحيد ، سفارش كرد .

فسيحوا فى الأرض أربعة أشهر و اعلموا أنكم غير معجزى اللّه و أن اللّه مخزى الكفرين

اعلام حاكميت گسترده خداوند به مشركان پيمان شكن و عدم امكان مقاومت در برابر او و فرار از حاكميت او (اعلموا أنكم غير معجزى اللّه) و نيز هشدار به فرجام شوم و ذلت بار مستكبران كفرپيشه (و أن الله مخزى الكافرين) در حقيقت توصيه و اندرزى است از جانب خداوند به اينكه از فرصت داده شده استفاده كنند و به دامن توحيد و اسلام بازگردند و خود را گرفتار عاقبت شوم خوارى و ذلت شكست نسازند.

1311- مهلت به مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 61 - 6

6- مشركان مكه ، على رغم اسناد سخنان ناروا به خداوند ، مورد عقوبت دنيوى قرار نگرفتند و مهلت حيات پيدا كردند .

كنتم تفترون . و يجعلون لله البنت ... و لو يؤاخذ الله الناس بظلمهم ما ترك عليها

1312- ناخشنودى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 105 - 2

2 - كفرپيشگان ( يهود ، نصارا و مشركان ) ناخشنود از نزول كمترين خير ، بر مسلمانان

ما يودّ الذين كفروا . .. أن ينزل عليكم من خير

نكره آوردن «خير» به همراه «من» زايده در آيه، حكايت از آن دارد كه: مشركان كمترين خيرى را براى مسلمانان نمى پسنديدند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 33 - 8

8 - تعلق اراده الهى در غلبه يافتن دين حق ( اسلام ) بر ديگر اديان جهان ، على رغم كراهت مشركان

و دين الحق ليظهره على الدين كله و لو كره المشركون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 41 - 4

4 - پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) از اعمال و كردار مشركان و مشركان از اعمال و كردار پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، ناراحت و بيزار بودند .

أنتم بريئون مما أعمل و أنا برىء ممّا تعملون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 14 - 7،8

7 - لزوم يكتاپرستى و دورى از شرك در عبادت و نيايش ، در عين ناخوشايندى كافران و مشركان از اين عمل

فادعوا اللّه مخلصين له الدين و لو كره الكفرون

8 - كافران و مشركان از عبادت خالصانه خداوند و يكتاپرستى ، ناخوشنود بوده و آن را بر نمى تابند .

فادعوا اللّه مخلصين له الدين و لو كره الكفرون

1313- ناكامى اخروى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 87 - 3

3- دست نيافتن مشركان در قيامت به بافته هاى دروغين خويش درباره شريك داشتن خداوند

و ضلّ عنهم ما كانوا يفترون

1314- نامه عمل مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 84 - 8

8- خداوند ، پرونده كردار كافران و مشركان را مورد حسابرسى دقيق قرار خواهد داد .

إنّما نعدّ لهم عدًّا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 25 - 6

6 - « عن أبى جعفر ( ع ) قال : . . . و أنزل فى الحاقّة ، « و أمّا من أُوتى كتابه بشماله فيقول يا ليتنى لم اُوت كتابيه . . . » فهذا مشرك ;

از امام باقر(ع) روايت شده كه فرمود: . ..خداوند در سوره «الحاقّه» مى فرمايد: (و أمّا من اُوتى كتابه بشماله فيقول يا ليتنى لم اُوت كتابيه...) اين [كسى كه كتابش را به دست چپش مى دهند ]مشرك است».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انشقاق - 84 - 10 - 6

6 - « عن أبى جعفر ( ع ) قال : . . . ان اللّه . . . أنزل فى « إذا السماء انشقت » « و أمّا من اُوتى كتابه وراء ظهره . . . » فهذا مشرك . . . ;

از امام باقر(ع) روايت شده كه فرمود: . .. خداوند... در سوره «إذا السماء انشقت» فرمود: «و أمّا من اُوتى كتابه وراء ظهره...». اين شخص [كه نامه عملش از پشت سر به او داده مى شود] مشرك است».

1315- نجات مشركان از هلاكت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 65 - 7

7 - خداوند در عين قدرت بر عذاب و نابودى مشركان، آنان را از مهلكه ها نجات مى دهد.

قل الله ينجيكم ممنها و من كل كرب . .. قل هو القادر على أن يبعث عليكم عذابا

1316- نجات مشركان پيرو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 39 - 3

3 - پيروان شرك و كفر براى رهايى از عذاب مضاعف هيچ مزيتى بر سران خويش ندارند.

فما كان لكم علينا من فضل

1317- نجواى مشركان صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 5 - 1

1- مشركان عصر بعثت ، به منظور مخفى ماندن سخنانشان از خداوند ، سر به گريبان فرو مى بردند و با نجوا ، توطئه هاى طرح شده عليه پيامبر را مبادله مى كردند .

ألا إنّهم يثنون صدورهم ليستخفوا منه

از معانى «ثَنْى» (مصدر يثنون) تاكردن و خم نمودن است. «إستخفاء» به معناى مخفى ساختن خويش است و ضمير در «منه» به «الله» باز مى گردد. چون غرض مشركان از خم كردن سينه ها (سر در گريبان كردن) پنهان ساختن خويش از خدا بوده است، معلوم مى شود در آن حال عليه پيامبر سخن مى گفتند و توطئه هاى خويش را مبادله مى كردند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 3 - 9

9- بشر بودن پيامبر (صلی الله علیه و آله) محتواى نجواى توطئه آميز مشركان و دستاويز آنان عليه اسلام و قرآن

و أسرّوا النجوى الذين ظلموا هل هذا إلاّبشر مثلكم

1318- نزول عذاب بر مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 58 - 2

2 - نزول عذاب بر كافران و مشركان در اختيار پيامبر(صلی الله علیه و آله) نيست.

قل لو أن عندى ما تستعجلون

1319- نشانه هاى تبرى از مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 4 - 12

12 - تجلى برائت از مشركان ، در انكار شخصيت آنان و دشمنى علنى با ايشان

إنّا برءؤا منكم . .. كفرنا بكم و بدا بيننا و بينكم العدوة

برداشت ياد شده در صورتى است كه «كفرنا بكم» و «بدا بيننا»، بيان تفصيلى و تفسيرى «إنا برءاؤا» باشد.

1320- نشانه هاى جهل مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 118 - 8

8 - ادعاى مشركان بر نبود آيه و معجزه اى براى رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، نشانه جهل آنان است .

و قال الذين لايعلمون لولا . .. أو تأتينا ءاية

1321- نشانه هاى حق ناپذيرى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 79 - 2

2 - اصرار و لجاجت مشركان در مخالفت با دعوت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، نمودى از حق گريزى آنان

أكثركم للحقّ كرهون . أم أبرموا أمرًا

1322- نشانه هاى زيانكارى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 25 - 16

16 - هلاكت و نابودى جوامع شرك پيشه ، نمودى از زيانبارى و خسران آنان

و حقّ عليهم القول . ..إنّهم كانوا خسرين

1323- نشانه هاى عدم تعقل مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 46 - 8

8- گريزان بودن مشركان از توحيد ، نمونه اى است از عدم تأمل و تعمق آنان در آيات قرآن

و جعلنا على قلوبهم أكنّة أن يفقهوه . .. و إذا ذكرت ربّك فى القرءان وحده ولّوا عل

1324- نشانه هاى غفلت مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 2 - 2

2- برخورد ناشايست و بازى گرانه مشركان با آيات الهى ، نشانگر اوج غفلت و بى خبرى آنان است .

و هم فى غفلة معرضون . مايأتيهم من ذكر من ربّهم

جمله «مايأتيهم من ذكر. ..» يا بيان براى جمله پيشين است و يا در حكم تعليل براى آن. در هر صورت بيانگر چگونگى و چرايى غفلت و بى خبرى عميق مشركان است.

1325- نشانه هاى گمراهى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 49 - 2

2- ترديد و ناباورى مشركان به معاد ، نمونه بارزى از گمراهى آنان است .

فضلّوا . .. و قالوا أءذا كنّا ... أءنَّا لمبعوثون خلقًا جديدًا

1326- نعمت رفع دشمنى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 2 - 8

8 - زدايش عداوت هاى مشركان نسبت به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، نعمتى والا از سوى خداوند براى آن حضرت

ليغفر لك . .. و يتمّ نعمته عليك

«و يتمّ. ..» ممكن است تفسير «ليغفر...» باشد; يعنى، نفس غفران، نعمت خداوندى است.

1327- نعمتهاى دنيوى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 55 - 8

8- گرفتارى مشركان به عذاب الهى ، پس از برخوردارى از نعمت ها و لذت هاى دنيوى

فتمتّعوا فسوف تعلمون

1328- نعمتهاى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 44 - 1

1- عمر طولانى همراه با بهره مندى جوامع شرك پيشه از نعمت هاى الهى ، موجب دلبستگى آنان به معبود ها و توهّم كارساز بودن آنها

بل هم عن ذكر ربّهم معرضون . .. بل متّعنا هؤلاء و ءاباءهم حتّى طال عليهم العمر

«بل» در جمله «بل متّعنا. ..» براى اضراب از موضوع پيش (أم لهم آلهة تمنعهم من دوننا) است; يعنى، توهّم اين كه معبودها از آنان حمايت مى كنند، بر اثر زندگى پر نعمت، همراه با مهلت و عمر طولانى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 34 - 9

9 - مشركان ، به رغم كفران نعمت هاى الهى ، از آن نعمت ها ، برخوردار مى شوند و مهلت زندگى مى يابند .

فتمتّعوا فسوف تعلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - قريش - 106 - 4 - 13

13 - خداوند ، براى غير موحدان نيز از نعمت امنيت دريغ نمىورزد .

فليعبدوا . .. و ءامنهم من خوف

1329- نعمتهاى مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 29 - 1

1 - بهره مندى مشركان مكه از موهبت هاى الهى ، به رغم بى اعتنايى آنان به آيين توحيدى ابراهيم ( ع )

و إذ قال إبرهيم . .. لعلّهم يرجعون . بل متّعت هؤلاء و ءاباءهم

از آن جا كه در آيات پيشين سخن از ابراهيم(ع) و نسل آن حضرت بود و با توجه به اين كه مشركان مكه از نسل او به شمار مى آمدند، مى توان گفت كه «هؤلاء» اشاره به مشركان مكه دارد.

1330- نفرت از مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 29 - 6

6 - حق ناپذيرى مشركان ، پس از اقامه دليل هاى گوناگون براى آنان ، عامل منفورشدن شان در پيشگاه خداوند است .

هل لكم من ما ملكت . .. بل اتّبع الذين ظلموا أهواءهم

التفات از خطاب «هل لكم من ما ملكت. ..» به غيبت «اتّبع الذين...» مى تواند گوياى اين حقيقت باشد كه آنان، به دليل تداوم عقيده شرك، از مخاطب خدا شدن محروم شدند. اين، نشانه منفور شدن است.

1331- نفرت مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 60 - 11

11 - حساسيت و نفرت شديد مشركان نسبت به توصيف خداوند به وصف رحمانيت و ناميدن او به نام رحمان

اسجدوا للرحمن قالوا و ما الرحمن أنسجد لما تأمرنا و زادهم نفورًا

انكار رحمانيت خدا، تجاهل نسبت به شناخت نام رحمان از سوى مشركان و ازدياد نفرتشان از سجده بر خداى رحمان، نشانگر اين حقيقت است كه آنان اصولاً نسبت به اين نام حساس بودند و از توصيف خدا به رحمان نفرت شديد داشتند.

1332- نفرت مشركان جاهليت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 42 - 8

8 - نفرت شديد مشركان از بعثت رسول اكرم (صلی الله علیه و آله) ، به رغم سوگند مؤكد قبلى خود مبنى بر ايمان به پيامبر برخاسته از ميان نژاد آنان

و أقسموا باللّه . .. فلمّا جاءهم نذير ما زادهم إلاّ نفورًا

1333- نقش رهبران مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 28 - 8

8- رهبران و سردمداران كفر و شرك در مكه ، افرادى ناسپاس و عامل اصلى سقوط و بدبختى مردم بودند .

ألم تر إلى الذين بدّلوا نعمت الله كفرًا و أحلّوا قومهم دار البوار

با توجه به اينكه آيه فوق در مكه نازل شده است، مى توان استفاده كرد كه مصداق مورد نظر آيه «الذين بدّلوا . .. و أحلّوا قومهم» سران كفر و شرك، همچون ابوجهل و ابولهب است.

1334- نقش مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 93 - 5

5 - باور مشركان ، به يارى رسانى معبودهايشان در سختى ها و هلاكت ها

أين ما كنتم تعبدون . من دون اللّه هل ينصرونكم أو ينتصرون

زير سؤال رفتن توانايى معبودها بر يارى رسانى، حاكى از اين است كه مشركان بر اين باور بودند كه معبودهايشان به آنان يارى خواهند رساند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 30 - 6

6 - مشركان فريب خورده و پيشوايان شان در قيامت ، يكديگر را به دست داشتن در گمراهى و انحراف از مسير حق ، متهم خواهند كرد .

و أقبل بعضهم على بعض يتساءلون . قالوا إنّكم كنتم تأتوننا ... قالوا ... و ما كان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 6 - 5

5 - خطر منافقان براى اسلام و گناه آنان نزد خداوند ، بيش از مشركان *

و يعذّب المنفقين و المنفقت و المشركين و المشركت

تقدم «المنافقين و المنافقات» بر «المشركين و المشركات»، ممكن است اشاره به مطلب بالا داشته باشد.

1335- نقش معبودان مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 22 - 9

9 - خدايان ادعايى مشركان ، هيچ گونه نقشى در پشتيبانى و امداد به خدا را ندارند .

و ما له منهم من ظهير

1336- نگرانى اخروى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 33 - 14

14 - مشركان ، با مشاهده عذاب الهى ، از بى آبرويى و فضاحت خود در قيامت نگران خواهند بود

و لو ترى إذ الظلمون موقوفون عند ربّهم . .. إذ تأمروننا أن نكفر باللّه و نجعل له

1337- نگرانى از فرجام شوم مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 26 - 12

12- نوح ( ع ) ، پيامبرى دلسوز براى مردم و نگران آينده اى ناگوار براى مشركان و كافران قوم خويش بود .

إنى أخاف عليكم

1338- واژگونى قلب مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 22 - 6

6 - « عن أبى جعفر ( ع ) قال : إنّ القلوب أربعة : . . .و أمّا المنكوس فقلبُ المشرك ثمّ قرء هذه الآية : « أفمن يمشى مكبًّا على وجهه أهدى أمّن يمشى سويّاً على صراط مستقيم » . . . ;

از امام باقر(ع) روايت شده كه فرمود: قلب ها چهارگونه اند . ..اما قلب وارونه، قلب مشرك است. سپس اين آيه را تلاوت فرمود: «أفمن يمشى مكبّاً على وجهه أهدى أمّن يمشى على صراط مستقيم»...».

1339- وجدان مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 28 - 2،3

2 - عمق وجدان مشركان در دنيا گواه بر حقانيت توحيد و معاد مى دهد.

بل بدالهم ما كانوا يخفون من قبل

3 - مشركان، على رغم گواهى ضميرشان بر حقانيت توحيد و معاد، آن را پنهان مى كنند.

بل بدالهم ما كانوا يخفون من قبل

مراد از «ما يخفون»، به قرينه آيات پيشين، حقايق ايمانى، از قبيل توحيد و معاد، است كه مشركان آن را در ضمير خويش پنهان مى ساختند.

1340- ورود مشركان به جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 23 - 8

8 - فرمان رفتن مشركان به دوزخ پس از گرد آمدن آنان ، با سرعت و بدون درنگ صادر خواهد شد .

فاهدوهم إلى صرط الجحيم

برداشت ياد شده از «فاء» در «فاهدوهم. ..» - كه براى تفريع اين جمله بر جمله «احشروا...» مى باشد - به دست مى آيد.

1341- وضوح تفاوت مؤمنان با مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 29 - 11

11 - برابر نبودن زندگى و سرنوشت مشركان با مؤمنان ، امرى روشن در عقل و فطرت آدمى

ضرب اللّه مثلاً رجلاً . .. و رجلاً سلمًا لرجل هل يستويان مثلاً

از آمدن «هل» استفهاميه - كه براى طلب تصديق وضع شده و بيشتر در مواردى به كار مى رود كه مورد تصديق مخاطب قرار دارد - برداشت ياد شده به دست مى آيد.

1342- وعده به مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 29 - 2

2 - وعده پيامبر (صلی الله علیه و آله) به مشركان مبنى بر وقوع قيامت در آينده

و يقولون متى هذا الوعد

1343- وعده شكست مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 174 - 2

2 - پيروزى قريب الوقوع پيامبر (صلی الله علیه و آله) و ياران آن حضرت بر مشركان ، وعده خداوند به آنان

فتولّ عنهم حتّى حين

توصيه خداوند به اعراض موقت از مشركان، دليل پيروزى قريب الوقوع پيامبر(صلی الله علیه و آله) و ياران آن حضرت مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 178 - 2

2 - پيروزى قريب الوقوع پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) و ياران آن حضرت بر مشركان ، وعده خداوند به آنان

و تولّ عنهم حتّى حين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 45 - 1

1 - وعده الهى ، به فروپاشى جماعت مشركان و ناپايدارى آنان در برابر جبهه ايمان

سيهزم الجمع و يولّون الدّبر

1344- وعده عذاب به مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 55 - 5

5 - وعده خداوند به عذاب مشركان ستمگر ، حق و تخلف ناپذير است .

يقولون متى هذا الوعد . .. ألا إن وعد اللّه حق

1345- وعده معجزه به مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 20 - 7

7 - وعده نزول معجزه از سوى خدا به شرك پيشگان بهانه جوى عصر بعثت

و يقولون لو لا أنزل عليه ءاية من ربه فقل إنما الغيب للّه فانتظروا

1346- وعده هلاكت مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 55 - 3

3 - خداوند ، شكست و هلاكت كافران و مشركان حاكم و جايگزين آنان شدن را ، به مؤمنان نيكوكار صدراسلام ، وعده كرده است .

وعد اللّه الذين ءامنوا منكم و عملوا الصلحت ليستخلفنّهم فى الأرض

1347- وقت اعلام تبرى از مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 3 - 3

3 - دهم ذيحجه سال نهم هجرت ، روز ابلاغ پيام برائت خدا و پيامبر (صلی الله علیه و آله) به عموم مردم حاضر در مراسم حج

و أذن من اللّه و رسوله إلى الناس يوم الحج الأكبر

بر اساس نظر مفسران، سال نهم هجرت، سال اعلام برائت است و بر پايه رواياتى كه از ائمه معصومين (ع) رسيده است، روز حج اكبر، دهم ذيحجه است.

1348- وقت شكست مشركان صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 111 - 1

1- آزمايش كافران و مشركان حق ناپذير صدراسلام ، فلسفه به تأخير افتادن عذاب آنان و نامعلوم بودن زمان شكست آنها است .

و إن أدرى لعلّه فتنة لكم

ضمير «لعلّه» به نكته اى برمى گردد كه از دو آيه قبل استفاده مى شود. آن نكته، مسأله تأخير عذاب كافران و مشركان و يا نامعلوم بودن زمان شكست آنان و پيروزى مسلمين است.

1349- وقت عذاب مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 109 - 12،13

12- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، آگاه نبودن خود از زمان دقيق وقوع عذاب الهى بر مشركان و كافران لجوج و پيروزى قطعى مسلمانان بر آنان را به مردم اعلام كرد .

و إن أدرى أقريب أم بعيد ماتوعدون

«إن» در «إن أدرى» نافيه است.

13- محدوديت علم پيامبر (صلی الله علیه و آله) نسبت به زمان وقوع عذاب بر مشركان و كافران حق ناپذير و زمان دقيق پيروزى قطعى مسلمانان بر آنان

إن أدرى أقريب أم بعيد ماتوعدون

1350- ولايت بر مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 16 - 7

7- مشركان با وجود دلايل روشن بر ولايت خداوند ، ديگران را ولىّ و سرپرست خويش مى پنداشتند و به آنان روى مى آوردند .

أفاتخذتم من دونه أولياء

تفريع جمله «اتخذتم . ..» به وسيله حرف «فاء» بر بيان كارها و شؤونى كه براى خداوند برشمرده شد- كه مشركان نيز آنها را باور دارند - مى رساند كه ولايت بر انسانها تنها از آنِ خداست و پندار ولايت غير او ، پندارى ناموجّه و بدون دليل است.

1351- ولايت مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 80 - 1،2

1 - بسيارى از بنى اسرائيل عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) داراى روابط دوستانه با مشركان مكه و پذيراى ولايت آنان بودند .

ترى كثيراً منهم يتولون الذين كفروا

بنا به گفته برخى از مفسران مراد از «الذين كفروا» مشركان مكه مى باشد.

2 - روابط دوستانه و ولايى بنى اسرائيل با كافران مشرك رابطه اى مداوم ، علنى و آشكار

ترى كثيراً منهم يتولون الذين كفروا

كلمه «ترى» مى رساند كه روابط دوستانه بنى اسرائيل با مشركان علنى بوده و فعل مضارع «يتولون» حاكى از استمرار و تداوم آن روابط مى باشد.

1352- ولىّ مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 16 - 7

7- مشركان با وجود دلايل روشن بر ولايت خداوند ، ديگران را ولىّ و سرپرست خويش مى پنداشتند و به آنان روى مى آوردند .

أفاتخذتم من دونه أولياء

تفريع جمله «اتخذتم . ..» به وسيله حرف «فاء» بر بيان كارها و شؤونى كه براى خداوند برشمرده شد- كه مشركان نيز آنها را باور دارند - مى رساند كه ولايت بر انسانها تنها از آنِ خداست و پندار ولايت غير او ، پندارى ناموجّه و بدون دليل است.

1353- ويژگيهاى حشر مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 95 - 3

3- معبود هاى باطل ( فرزند پنداشته شدگان خداوند ) و پرستندگان آنها ، همه يكه و تنها در صحنه قيامت حضور خواهند يافت .

دعوا للرحمن ولدًا . .. و كلّهم ءاتيه يوم القيمة فردًا

«كلّهم» شامل تمامى موجودات ذى شعور آفرينش (من فى السموات والأرض) مى گردد و از جمله آنها كسانى اند كه برخى از مردم; آنان را فرزند خدا مى پنداشتند (مانند: ملائكه، حضرت عيسى و عزير(ع)).

1354- ويژگيهاى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 28 - 1

1 - مشركان ، مردمانى بد كردارند .

و الذين كسبوا السيئات . .. و يوم نحشرهم

ضمير «هم» در «نحشرهم» به «الذين احسنوا» و «الذين كسبوا السيئات» برمى گردد. جمله «ثم نقول للذين أشركوا ... » قرينه است بر اينكه مشركان يكى از مصداقهاى مورد نظر در جمله «الذين كسبوا السيئات ... » مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 7 - 1

1 - پرداخت نكردن زكات ، از ويژگى هاى مشركان

و ويل للمشركين . الذين لايؤتون الزكوة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 2 - 3

3 - مشركان ، تنها تسليم و متواضع در برابر قدرت سياسى و نظامى و نه منطق و برهان *

إنّا فتحنا . .. ليغفر لك اللّه

مراد از «غفران ذنب»، مى تواند زدايش بدگمانى ها و بدخواهى ها از سينه دشمنان باشد. با توجه به اين نكته، از مجموع دو آيه استفاده مى شود كه دل هاى سخت مشركان با منطق وحى، رام نگشته ولى با پيروزى سياسى پيامبر(صلی الله علیه و آله) در صلح حديبيه، به تسليم و تواضع واداشته شده است.

1355- ويژگيهاى مشركان دوران جاهليت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 140 - 9

9 - وضع مقررات جاهلانه و انتساب به خدا، ويژگى مشركان عصر جاهلى

و جعلوالله . .. و حرموا ما رزقهم الله افتراء على الله

1356- ويژگيهاى مشركان صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 7 - 6

6 - انكار جهان آخرت ، از ويژگى هاى برجسته جامعه شرك پيشه دوران بعثت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و ويل للمشركين . .. و هم بالأخرة هم كفرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 32 - 2

2- حق پوشى ، كارشكنى در طريق دين و پيامبرستيزى ، ويژگى مشركان عصر نزول

إنّ الذين كفروا و صدّوا عن سبيل اللّه و شاقّوا الرسول

1357- ويژگيهاى وعده هاى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 40 - 9

9 - وعده هاى مشركان به يك ديگر ، براساس فريب و مكر است .

بل إن يعد الظلمون بعضهم بعضًا إلاّ غرورًا

1358- هتك آبروى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 33 - 14

14 - مشركان ، با مشاهده عذاب الهى ، از بى آبرويى و فضاحت خود در قيامت نگران خواهند بود

و لو ترى إذ الظلمون موقوفون عند ربّهم . .. إذ تأمروننا أن نكفر باللّه و نجعل له

1359- هدايت مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 128 - 17

17 - نگرانى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از هدايت نيافتن مشركان و اعلام خداوند ، به اينكه هدايت به دست اوست ، نه پيامبر (صلی الله علیه و آله) .

ليس لك من الامر شىء

رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) در پى شكست دندان مباركش توسط مشركان در جنگ احد فرمود: كيف يفلح قومٌ فعلوا هذا بنبيّهم؟ در اين هنگام آيه فوق نازل شد.


الدر المنثور، ج 2، ص 312.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 88 - 11

11- دلسوزى شديد و خودخورى پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى هدايت كافران و مشركان

لاتمدّنّ عينيك . .. و لاتحزن عليهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 37 - 1

1- حرص و علاقه شديد پيامبر (صلی الله علیه و آله) بر هدايت كردن مشركان

و قال الذين أشركوا . .. حقّت عليه الضللة ... إن تحرص على هدهم

1360- هدايت ناپذيرى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 68 - 2

2 - ردّ دعوت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ( دعوت به يكتاپرستى ) ، از سوى مشركان و پافشارى آنان بر شرك و بت پرستى

و ادع إلى ربّك . .. و إن جدلوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 29 - 11،15

11 - هرگونه تلاشى براى هدايت مشركان تابع هواى نفس ، نافرجام است .

الذين ظلموا . .. فمن يهدى من أضلّ اللّه

15 - هيچ كس ، نمى تواند مشركان هواپرست را از اضلال الهى نجات بدهد .

فمن يهدى من أضلّ اللّه و ما لهم من نصرين

مراد از «ناصرين» به قرينه سياق و فراز قبلى، مى تواند «نجات دهنده» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 41 - 19

19 - دلجويى خداوند از پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در برابر حق ستيزى و هدايت ناپذيرى كافران و مشركان

و ما أنت عليهم بوكيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 46 - 15

15 - يأس پيامبر (صلی الله علیه و آله) از هدايت مشركان و كافران ، در نيمه نخست رسالت ( دوره مكه )

أنت تحكم بين عبادك فى ما كانوا فيه يختلفون

درخواست داورى خداوند - كه به معناى دخالت خداوند با شكست مشركان در دنيا و يا كيفر دادن در آخرت است - مى تواند گوياى برداشت ياد شده باشد.

1361- هدايت ناپذيرى مشركان صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 22 - 8

8 - كارساز نبودن تبليغ و هدايت گرى هاى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در برخى از كافران و مشركان صدراسلام

و ما أنت بمسمع من فى القبور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 7 - 4

4 - لجاجت در برابر ايمان و حق گريزى ، زمينه ساز آمدن عذاب الهى است .

لقد حقّ القول على أكثرهم فهم لايؤمنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 36 - 14

14 - هدايت كردن مشركان و كافران در صدر اسلام ( نيمه نخست رسالت ) ، عملى مشكل و نااميدانه بود .

و من يضلل اللّه فما له من هاد

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه اين آيه در مكه نازل گرديده بود و در آن زمان مشركان دست از مواضع شرك آلود خود برنمى داشتند. ازاين رو آيه شريفه درصدد بيان اين حقيقت است كه ايمان آوردن آنان، بسيار مشكل و مأيوسانه است و پيامبر(صلی الله علیه و آله) نبايد بيش از اين، غم آنها را بخورد و خود را به زحمت بياندازد.

1362- هدايت ناپذيرى مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 48 - 4

4- گمراهى مشركان مخالف پيامبر (صلی الله علیه و آله) در مكه ، به حدى بود كه آنان زمينه هدايت را از دست داده بودند .

فضلّوا فلايستطيعون سبيلاً

«فلايستطيعون» تفريع بر «ضلّوا» است و مراد از آن، بسته شدن تمامى راههاى هدايت براى آنان است.

1363- هشدار به مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 22 - 2

2 - ياد آورى رخداد قيامت هشدارى به مشركان وافترا زنندگان به خداوند

و يوم نحشرهم جميعا ثم نقول للذين أشركوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 2 - 7،9

7 - اعلام قدرتِ بى انت هاى خداوند به مشركان صدر اسلام و تذكر به بيهوده بودن مقاومت در برابر او

و اعلموا أنكم غير معجزى اللّه

«عجز» مقابل «قدرت» و «اعجاز» (مصدر معجزين) به معناى ناتوان كردن و به زانو درآوردن است. هشدار به مشركان نسبت به ناتوانيشان در به زانو درآوردن خدا، اعلام قدرت بى انتهاى خداوند و بى نتيجه بودن مقاومت در برابر اوست.

9 - تهديد خداوند به مشركان پيمان شكن صدر اسلام ، به شكست خفت بار و خواركننده در صورت تسليم نشدن و پاى فشردن بر شرك و كفر

و اعلموا أنكم غير معجزى اللّه و أن اللّه مخزى الكفرين

«اخزاء» (مصدر مخزى) به معناى خوار و خفيف كردن است. به كارگيرى اسم فاعل به جاى فعل در جمله «و أن اللّه مخزى الكافرين» بيانگر سنت قطعى خداوند درباره شكست كفر و كفرپيشگان بوده و تهديدى براى مشركان پيمان شكن مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 51 - 5

5 - خداوند ، مشركان را از پافشارى بر كفر برحذر داشته و به آنان هشدار داد كه تا پيش از نزول عذاب استيصال ، متنبه شده و ايمان بياورند .

أثم إذا ما وقع ءامنتم به ءالئن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 19 - 8

8- هشدار خداوند به مشركان مخالف پيامبر (صلی الله علیه و آله) مبنى بر اينكه در صورت لزوم آنان را به هلاكت خواهد رساند و گروه جديدى را جايگزينشان خواهد كرد .

إن يشأ يذهبكم و يأت بخلق جديد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 47 - 6

6- حشرِ بدون استثناى همه انسان ها ، هشدارى براى مشركان و دنياگرايان است .

و حشرنهم فلم نغادر منهم أحدًا

با توجه به اين كه آيات قبل در مورد دنياگرايان مشرك صفت بود، تصريح به استثناناپذيرى حشر، تعريضى است به آنان كه به دنيا دل خوش كردند و به آخرت بها ندادند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 52 - 4

4- بى نتيجه بودن كمك خواهى مشركان از معبودان خويش ، هشدار خداوند به اهل شرك و پذيرندگان ولايت شياطين است .

و يوم يقول نادوا شركاءى . .. فلم يستجيبوا لهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 110 - 2

2- كافران و مشركان حق ناپذير ، به عذاب و كيفر الهى تهديد شدند .

إنّه يعلم الجهر من القول و يعلم ماتكتمون

تذكر به اين كه خداوند به سخنان آشكار و توطئه ها و اسرار مشركان و كافران آگاه است، در حقيقت تهديد آنان و هشدارى به كيفر و عذاب شدن آنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 80 - 3

3 - هشدار خداوند به مشركان ، در مورد توطئه هاى پنهانى آنان

أم يحسبون أنّا لانسمع سرّهم و نجويهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 26 - 2

2- هلاكت قوم عاد ، به رغم داشتن توان و نيرويى قوى و گسترده ، هشدارى است به تمامى مشركان .

و لقد مكّنّ-هم فيما إن مكّنّ-كم فيه

گرچه مورد آيه، مشركان مكه است; ولى در هشدار الهى، ديگر مشركان نيز با آنها تفاوتى ندارند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 7 - 8

8 - حاكميت مطلق خداوند بر قواى هستى ، نويدى به مؤمنان و هشدارى به منافقان و مشركان

و للّه جنود السموت و الأرض

يادآورى قدرت، پس از وعده و وعيد، بيانگر مطلب ياد شده است.

1364- هشدار به مشركان صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 3 - 10

10 - اعلام قدرت بى انت هاى خداوند به عموم مشركان صدر اسلام و هشدار به بى نتيجه بودن مقاومت در برابر او

و إن توليتم فاعلموا أنكم غير معجزى اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 4 - 4

4- هشدار خداوند به مشركان ستم پيشه در باره توطئه هاى پنهانى و گفت وگو هاى محرمانه آنان عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) و اسلام

أسرّوا النجوى الذين ظلموا . .. قال ربّى يعلم القول فى السماء والأرض

تذكر به مشركان نجواگر و توطئه كننده، مبنى بر آگاهى خداوند از هر نوع سخنى در آسمان و زمين، هشدارى است به آنان در باره سرانجام شومِ توطئه هايشان.

1365- هشدار به مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 71 - 1

1 - پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) از سوى خداوند دستور يافت تا سرگذشت نوح ( ع ) و قومش را ، به عنوان هشدار براى مشركان مكه ، بازگو كند .

و اتل عليهم نبأ نوح إذ قال لقومه

«نبأ» خبرى است كه براى شنونده داراى فائده عظيم باشد. (مفردات راغب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 42 - 3

3 - هشدار خداوند ، مشركان مكه را به فرجامى مانند فرجام مشركان پيشين

قل سيروا فى الأرض فانظروا كيف كان عقبة الذين من قبل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 56 - 2

2 - بيان فرجام فرعونيان ، هشدارى به مستكبران و اشراف مشرك مكه

فجعلنهم سلفًا و مثلاً للأخرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 28 - 2

2- مكيان ستيزه گر ، به سرنوشت عبرت آموز فرعونيان هشدار داده شدند .

بل هم فى شكّ يلعبون . .. كذلك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 37 - 1

1- سرنوشت قوم « تبّع » و اقوام قبل از آن ، پيامدار عبرت و هشدار براى مشركان مكه

أهم خير أم قوم تبّع و الذين من قبلهم

1366- هلاكت مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 137 - 11،12،13

11 - شريكان موهوم خداوند با تزيين اعمال ناروا موجبات هلاكت و سردرگمى و اشتباه در دين را براى مشركان فراهم مى سازند.

و كذلك زين . .. ليردوهم و ليلبسوا عليهم دينهم

«ردى» به معناى هلاكت و «لبس» به معناى اشتباه است.

12 - شريكان پندارى به اذن خداوند مشركان را به هلاكت و سردرگمى مى اندازند.

و لو شاء الله ما فعلوه فذرهم

13 - گمراه شدن مشركان و به هلاكت افكندن آنان از سوى شريكان موهوم خداوند (جنيان و بتها) در قلمرو مشيّت الهى است.

و لو شاء الله ما فعلوه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 85 - 17،18

17 - هلاكت اقوام مشرك و فسادگر پيشين و رهايى موحدان آن اقوام از عذاب هاى دنيوى ، دليلى روشنگر فراسوى قوم شعيب

قد جاءتكم بينة من ربكم

برخى به قرينه آيات گذشته، برآنند كه مراد از «بينة» در آيه مورد بحث سرگذشت اقوامى است كه مشركانشان بر اثر شركورزى، تكذيب انبيا و ابتلا به فسادهاى اجتماعى، به عذاب گرفتار آمدند و موحدان صلاح پيشه از آن عذابها رهايى يافتند.

18 - نابودى اقوام مشرك و فسادگر پيشين ، روشنگر حقانيت توحيد و رسالت پيامبران الهى است .

قد جاءتكم بينة من ربكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 101 - 14

14- پرستش كنندگانِ خدايان دروغين ، مردمانى تباه شده و خسارت ديده اند .

و ما زادوهم غير تتبيب

«تتبيب» در لغت به معانى خسارت ديدن ، خسارت زدن ، هلاكت ساختن و نيز نفرين و درخواست هلاكت و خسارت ، آمده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 19 - 8

8- هشدار خداوند به مشركان مخالف پيامبر (صلی الله علیه و آله) مبنى بر اينكه در صورت لزوم آنان را به هلاكت خواهد رساند و گروه جديدى را جايگزينشان خواهد كرد .

إن يشأ يذهبكم و يأت بخلق جديد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 39 - 12

12- افكنده شدن مشركان در دوزخ ، همراه با ملامت ، طرد و اهانت است .

فتلقى فى جهنّم ملومًا مدحورًا

«مدحوراً» به معناى «مطرود» است كه در آن معناى اهانت و استخفاف اشراب شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 76 - 4

4- تهديد خداوند به هلاكت حتمى و قريب الوقوع مشركان ، در صورت اخراج پيامبر (صلی الله علیه و آله) از مكه

و إذًا لايلبثون خلفك إلاّ قليلاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 42 - 15

15 - هلاكت و نابودى اقوام مشرك ، در اثر عذاب الهى ، بخشى از كيفر عمل آنان بوده است .

ليذيقهم بعض الذى عملوا . .. فانظروا كيف كان عقبة الذين من قبل

چون اين آيه، در مقام استشهاد براى مفاد آيه پيش است، اين نكته به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 25 - 16

16 - هلاكت و نابودى جوامع شرك پيشه ، نمودى از زيانبارى و خسران آنان

و حقّ عليهم القول . ..إنّهم كانوا خسرين

1367- هلاكت مشركان اقوام پيشين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 52 - 2

2 - موسى ( ع ) در پاسخ فرعون ، آگاهى دقيق خداوند از مشركان نابود شده را ، دليل امكان پذير بودن عذاب آنان خواند .

قال فما بال القرون الأُولى . قال علمها عند ربّى

1368- هلاكت مشركان صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 17 - 2

2 - هشدار خداوند به مشركان و كافران لجوج صدراسلام ، مبنى بر به نابودى كامل آنان و جايگزين كردن مردمى ديگر به جاى آنها

إن يشاء يذهبكم . .. ما ذلك على اللّه بعزيز

1369- هلاكت مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 53 - 12

12 - هلاكت و نابودى مشركان مكه در كارزار بدر ، پيامد گناهان و كفرشان به آيات الهى بود .

ذلك بأن اللّه لم يك مغيرا نعمة أنعمها على قوم حتى يغيروا ما بأنفسهم

«ذلك» علاوه بر اينكه اشاره به فرجام شوم فرعونيان و كافران پيش از آنان است، مى تواند اشاره به قضاياى جنگ بدر و نابودى مشركان مكه نيز داشته باشد.

1370- هماهنگى اهل كتاب با مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بينه - 98 - 1 - 5

5 - همسويى اهل كتاب ، با مشركان در عصر بعثت ، در امتناع از پذيرش اسلام

الذين كفروا من أهل الكتب و المشركين

1371- هماهنگى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 59 - 9

9- مشركان و كافران طول تاريخ ، داراى جبهه اى واحد و انگيزه و عملكردى همگون در برخورد با آيات الهى و معجزه هاى انبيا

و ما منعنا أن نرسل بالأيت إلاّ أن كذّب بها الأوّلون

تعبير «الأوّلون» نشان مى دهد كه مشركان دوره هاى بعد، دنباله رو اسلاف خويشند و سرايت دادن حكم پيشينيان به نسلهاى بعدى، بيانگر انگيزه و عملكرد واحد آنان است.

1372- هماهنگى مشركان مكه و فرعونيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 17 - 3

3- وجود نوعى مشابهت در عملكرد ، ميان مشركان مكه و فرعونيان در حق ستيزى و مقابله با رسول الهى

و لقد فتنّا قبلهم قوم فرعون و جاءهم رسول كريم

تعبير «قبلهم»، نوعى ارتباط و همگونى ميان مشركان مكه و فرعونيان را مى رساند.

1373- هماهنگى منافقان و مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 73 - 5

5 - منافقان و مشركان ، داراى موضع واحد در قبال امانت الهى بودند و در نتيجه ، داراى سرنوشت يگانه اند .

إنّا عرضنا الأمانة . .. ليعذّب اللّه المنفقين و المنفقت و المشركين و المشركت

1374- همدم مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 27 - 1

1- هر كافر و مشرك ، داراى قرين و همراهى از شياطين

قال قرينه

«قرين» در اين آيه، به قرينه محتواى «ما أطغيته» و نيز «قدّمت إليكم بالوعيد» در آيه بعد، قرينى است شيطانى و گمراه گر.

1375- همنشينى با مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 68 - 8

8 - گفتگو و مجالست با مشركان و مخالفان، در صورتى كه به ياوه گويى و مغالطه گرى در دين نپردازند، ممنوع نيست.

فأعرض عنهم حتى يخوضوا فى حديث غيره

ظاهراً «حتى» غايت براى حكم «اعراض» است ; يعنى تا زمانى از مشركان اعراض كن كه در آيات الهى خوض مى كنند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 69 - 6،7

6 - همنشينى با كافران و مشركانى كه به استهزا و مغالطه در قرآن و اسلام نپردازند، حرام نيست. *

و ما على الذين يتقون من حسابهم من شىء

در اين آيه فاعل «يتقون» كافران، و مرجع ضمير «حسابهم» خوض كنندگان فرض شده است; يعنى حساب كافرانى كه از خوض پرهيز مى كنند، از حساب خوض كنندگان جدا و همنشينى با آنان بى اشكال است.

7 - مسلمانان در همنشينى با كافران و مشركان بى طرف بايد با تذكر آنان را از مغلطه و استهزاى در اسلام و قرآن بر حذر دارند. *

و ما على الذين يتقون من حسابهم من شىء و لكن ذكرى لعلهم يتقون

1376- هواپرستى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 56 - 5،6

5 - لغزيدن در دام هوسها و تمايلات مشركان و منحرفان، خطرى براى رهبران دين و همه موحدان

الذين تدعون من دون اللّه قل لا أتبع أهواءكم

6 - پيروى از هواها و تمايلات نفسانى مشركان، موجب ضلالت و محروم ماندن از هدايت مى شود.

قل لا أتبع أهواءكم قد ضللت إذاً و ما أنا من المهتدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 150 - 7

7 - تحريمهاى بى جاى مشركان برخاسته از هواپرستى و فاقد ارزش و اعتبار است.

فإن شهدوا فلا تشهد معهم و لا تتبع أهواء الذين كذبوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 57 - 7

7- گرايش هاى مشركان مبتنى بر خواهش هاى نفسانى بوده است .

و لهم ما يشتهون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 43 - 1

1 - مشركان و بت پرستان ، مردمانى هواپرست

أرءيت من اتّخذ إلهه هويه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 29 - 1،4،7،11،13،15

1 - مشركان ، از تمايلات و هوا هاى نفسانى خويش پيروى جاهلانه مى كنند .

هل لكم . .. من شركاء ... بل اتّبع الذين ظلموا أهواءهم بغير علم

با توجه به اين كه آيه، در سياق آياتى آمده كه در اثبات توحيد و رد عقيده مشركان است، مراد از «الذين ظلموا» مشركان است.

4 - مشركان ، در انكار وحدانيت خداوند و گزينش معبودان خويش ، دليل و منطقى نداشته و از هواى نفس خويش تبعيت كردند .

بل اتّبع الذين ظلموا أهواءهم بغير علم

مراد از ظلم - كه در آيه، به عنوان صفت مشركان ذكر شده است - عقيده شرك آلود است.

7 - مشركان ، مردمانى هواپرست ، گمراه و محروم از هدايت خداوند

بل اتّبع الذين ظلموا أهواءهم . .. فمن يهدى من أضلّ اللّه

11 - هرگونه تلاشى براى هدايت مشركان تابع هواى نفس ، نافرجام است .

الذين ظلموا . .. فمن يهدى من أضلّ اللّه

13 - مشركان هواپرست ، از داشتن هرگونه ياورى ، در برابر اراده الهى ، محروم اند .

فمن يهدى من أضلّ اللّه و ما لهم من نصرين

15 - هيچ كس ، نمى تواند مشركان هواپرست را از اضلال الهى نجات بدهد .

فمن يهدى من أضلّ اللّه و ما لهم من نصرين

مراد از «ناصرين» به قرينه سياق و فراز قبلى، مى تواند «نجات دهنده» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 23 - 9،12

9 - مشركان ، مردمى خودبين ، هواپرست و منفعت طلب

ألكم الذّكر و له الأُنثى . .. إن يتّبعون إلاّ الظنّ و ما تهوى الأنفس

با توجه بدين نكته كه حتى شرك مشركان، برخاسته از هواپرستى و منفعت خواهى آنان است، مطلب بالا استفاده مى شود. گفتنى است كه در آيه «ألكم الذّكر...»، نمودى از اين خودبينى ارائه شده است.

12 - مشركان ، گرفتار هواپرستى و پيروى از حدس و گمان ، به رغم تجلى انوار هدايت الهى در حق ايشان

إن يتّبعون إلاّ الظنّ و ما تهوى الأنفس و لقد جاءهم من ربّهم الهدى

1377- هواپرستى مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 41 - 9

9- برخورد كافران و مشركان مكه با قرآن ، اساس علمى و عقلانى نداشت ; بلكه برخاسته از انگيزه هاى نفسانى - روانى آنان بود .

و لقد صرّفنا فى هذا القرءان ليذّكّروا و ما يزيدهم إلاّ نفورًا

خداوند، حاصل تبيين تنوع و گوناگونى آيات خويش را براى مشركان، نفرت آنان معرفى مى كند و اين، نشان مى دهد كه آنان، به جاى برخورد منطقى با آيات الهى، برخورد روانى - نفسانى داشتند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 46 - 10

10- برخورد منكرانه كافران و مشركان مكه با قرآن ، برخاسته از منطق و عقل نبود ; بلكه انگيزه نفسانى - روانى داشت .

و إذا ذكرت ربّك فى القرءان وحده ولّوا على أدبرهم نفورًا

«نفرت» از مقولات نفسانى - روانى است. بنابراين موضع نفرت آلود مشركان با قرآن، برخاسته از انگيزه هاى نفسانى - روانى آنان بود.

1378- هود(ع) و مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 71 - 17

17 - هود ( ع ) ، قوم مشرك خويش را به نزول عذابى از جانب خداوند آگاه ساخت .

فانتظروا إنى معكم من المنتظرين

متعلق «انتظروا» به دليل آيه بعد، عذاب الهى است.

1379- هوشيارى در برابر مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 48 - 1

1- مأموريت پيامبر (صلی الله علیه و آله) از جانب خداوند براى نگرشى كنجكاوانه و دقيق به اتهامات و شگرد هاى تبليغى مشركان و دشمنان خويش

انظر كيف ضربوا لك الأمثال

جمله «ضربوا لك الأمثال» در زبان عرب به معناى «شبهوك بالأشياء» استعمال مى شود; يعنى، تو را به چيزهايى تشبيه مى كنند و مراد از آن - به قرينه آيه قبل - نسبت دادن صفات ناپسند چون: مجنون، مسحور و . .. به پيامبر(صلی الله علیه و آله) است.

1380- يأس اخروى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 64 - 7

7 - روبه رو شدن مشركان با عذاب الهى در قيامت ، همراه با يأس كامل آنان از وجود يارى دهنده اى براى خود

قيل ادعوا شركاءكم . .. فلم يستجيبوا لهم و رأوا العذاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 13 - 8

8 - ناتوانى معبودان مشركان از شفاعت آنها در پيشگاه خداوند ، از عوامل يأس و اندوه آنان در قيامت است .

و يوم تقوم الساعة يبلس المجرمون . و لم يكن لهم من شركائهم شفعؤا

ذكر «و لم يكن لهم. .. شفعؤا» پس از بيان نااميدى مشركان در قيامت، ممكن است براى اشاره به اين نكته باشد كه يأس آنان، ناشى از شفيع نداشتن شان است.

1381- يأس از ايمان مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 88 - 2

2 - يأس و نااميدى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از ايمان آوردن مشركان مكه

و قيله يربّ إنّ هؤلاء قوم لايؤمنون

1382- يأس از هدايت مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 102 - 7

7 - پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) از سوى خداوند دستور يافت يأس و نوميدى خود را نسبت به هدايت يافتن مشركان ابلاغ كرده و اعلان كند كه در انتظار نزول عذاب بر آنان به سر مى برد .

فهل ينتظرون . .. قل فانتظروا إنى معكم من المنتظرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 15 - 2

2 - يأس و نااميدى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از هدايت مشركان در مرحله نخست رسالت خويش

فاعبدوا ما شئتم من دونه

برداشت ياد شده با توجه به امر تهديدى «فاعبدوا. ..» و مكى بودن اين سوره و آيات مورد بحث است.

1383- ياور مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 3 - 5

5 - مشركان ، معبود ها را يار و ياور خود مى دانستند .

و الذين اتّخذوا من دونه أولياء

«ولى» (مفرد «أولياء») در لغت به سه معنا آمده است: محب، صديق و نصير (قاموس المحيط و مفردات راغب). در آيه شريفه - به

قرينه جمله بعد (ما نعبدهم إلاّ ليقرّبونا إلى اللّه) در معناى سوم به كاررفته است.

1384- يقين اخروى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 48 - 6

6 - يقين مشركان در قيامت ، به نبودن هيچ راه فرارى از عذاب الهى

و ظنّوا ما لهم من محيص

«ظنّ» در لغت هم به معناى گمان آمده و هم به معناى يقين. طبق گفته برخى از مفسران اين كلمه در آيه شريفه به معناى يقين است.

مشركان مدينه

1385- شرايط ايمان مشركان مدينه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بينه - 98 - 2 - 6

6 - اهل كتاب و مشركان مكه و مدينه ، خود را منتظر فرستاده ويژه خداوند مى دانستند و ترك مرام خويش را به آن مشروط ساخته بودند .

لم يكن . .. منفكّين حتّى تأتيهم البيّنة . رسول من اللّه

برداشت ياد شده، ناظر به احتمال اراده «منفكّين عن الكفر» است كه در برداشت هاى آيه پيشين توضيح داده شد.

مشركان مكه

1386- {مشركان مكه}

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 67 - 4

4 - مشركان مكه به زودى حقانى وعده هاى عذاب الهى را درخواهند يافت.

على أن يبعث . .. لكل نبإ مستقر و سوف تعلمون

پس از تهديد مشركان مكه در آيات قبل به عذاب الهى، گويا از سوى آنان سؤالى مطرح شد كه چرا عذاب تحقق نمى يابد. اين آيه بدين گونه پاسخ مى دهد كه وقوع عذاب، حتمى، ولى منوط به زمان مناسب و شرايط خاص است.

1387- آثار تعصب مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 26 - 1

1 - تعصّب جاهلى و غرور مشركان مكه ، مايه بستن راه مسجدالحرام بر مؤمنان در حديبيه

هم الذين كفروا و صدّوكم عن المسجدالحرام. .. إذ جعل الذين كفروا فى قلوبهم الحميّة

«إذ» ظرف براى «صدّوا» است.

1388- آثار تكبر مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 26 - 1

1 - تعصّب جاهلى و غرور مشركان مكه ، مايه بستن راه مسجدالحرام بر مؤمنان در حديبيه

هم الذين كفروا و صدّوكم عن المسجدالحرام. .. إذ جعل الذين كفروا فى قلوبهم الحميّة

«إذ» ظرف براى «صدّوا» است.

1389- آثار جنگ با مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 25 - 14،17

14- آسيب ديدن مؤمنان ناشناخته شهر مكه ، در صورت وقوع جنگ ميان مسلمانان و مكيان در حديبيه

و لولا رجال مؤمنون . .. أن تطوهم

17- پايمال شدن حرمت مردان و زنان مؤمن در صورت جنگ در حديبيه ، مايه ننگ براى مسلمانان

و لولا رجال مؤمنون و نساء مؤمنت . .. فتصيبكم منهم معرّة

1390- آثار جهل اكثريت مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 57 - 21

21 - جهل بيشتر مشركان مكه به خاستگاه الهى امنيت و رفاه اقتصادى آن شهر ، عامل روى گردانى آنان از پذيرش هدايت الهى ( اسلام ) بود .

و قالوا إن نتّبع الهدى . .. و لكنّ أكثرهم لايعلمون

1391- آثار ختم قلب مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 46 - 2

2- مشركان مكه ، در اثر مستورى قلب و سنگينى گوشهايشان ، از ادراك صحيح آيات خدا ، محروم بودند .

و جعلنا بينك و بين الذين لايؤمنون بالأخرة حجابًا مستورًا و جعلنا على قلوبهم أكنّ

1392- آثار سلطه مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 2 - 1

1 - اقدام مشركان مكه به كينه توزى و آزار مسلمانان ، در صورت دست يافتن بر ايشان

إن يثقفوكم يكونوا لكم أعداء و يبسطوا إليكم أيديهم و ألسنتهم بالسوء

«ثقف» (مصدر «يثقفون») به معناى رسيدن به چيزى و دست يافتن به آن است.

1393- آثار سنگينى گوش مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 46 - 2

2- مشركان مكه ، در اثر مستورى قلب و سنگينى گوشهايشان ، از ادراك صحيح آيات خدا ، محروم بودند .

و جعلنا بينك و بين الذين لايؤمنون بالأخرة حجابًا مستورًا و جعلنا على قلوبهم أكنّ

1394- آثار گمراهى مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 48 - 4

4- گمراهى مشركان مخالف پيامبر (صلی الله علیه و آله) در مكه ، به حدى بود كه آنان زمينه هدايت را از دست داده بودند .

فضلّوا فلايستطيعون سبيلاً

«فلايستطيعون» تفريع بر «ضلّوا» است و مراد از آن، بسته شدن تمامى راههاى هدايت براى آنان است.

1395- آثار هواپرستى مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 14 - 11

11- مبارزه مشركان مكه با پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، ناشى از هواپرستى آنان و نه دلايل منطقى

قريتك الّتى أخرجتك . .. و اتّبعوا أهواءهم

1396- اتحاد مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 13 - 3

3- همدلى مشركان مكه ، در خالى ساختن سرزمين مكه ، از وجود پيامبر (صلی الله علیه و آله) *

قريتك الّتى أخرجتك

نسبت دادن «إخراج» به قريه، مى تواند از آن جهت باشد كه همه مردم شهر و يا بيشتر آنان، بر اخراج پيامبر(صلی الله علیه و آله) مصمم و همدل بوده اند.

1397- اتمام حجت بر مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 156 - 1

1 - نزول قرآن اتمام حجتى است براى مشركان مكه و ساير انسانها

هذا كتب أنزل نه . .. أن تقولوا إنما أنزل الكتب على طائفتين

«أن تقولوا» به تقدير «لام» و «لا» نافيه متعلق به «أنزلناه» در آيه قبل است ; يعنى: «أنزلنا القرآن لئلا تقولوا . .. » مخاطبان آيه همه انسانها، بجز يهود و نصارا، هستند و مشركان مكه نيز به دليل آيات گذشته و نيز مكى بودن سوره، مصداق مورد نظر هستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 157 - 2

2 - نزول قرآن موجب اتمام حجت خدا بر مشركان مكه و ساير انسانها

أنزل نه . .. أو تقولوا لو أنا أنزل علينا الكتب لكنا أهدى منهم

1398- اختلاف مشركان مكه با محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 35 - 2

2- مسأله معاد ، از محور هاى اختلاف مشركان مكه با پيامبر (صلی الله علیه و آله)

إنّ هؤلاء ليقولون . إن هى إلاّ موتتنا الأُولى

1399- ادعاهاى مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 58 - 1

1 - مجادله مشركان مكه با پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در مقايسه معبود هاى خويش با عيسى ( ع )

و قالوا ءألهتنا خير أم هو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 14 - 4

4- مشركان مكه ، مدعى تأثيرپذيرى پيامبر (صلی الله علیه و آله) از عوامل مرموز

و قالوا معلّم مجنون

واژه مجنون ممكن است به معناى جن زده و متأثر از عوامل مرموز و ناپيدا باشد.

1400- ادعاى مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 13 - 23

23 - ادعاى تازگى و پيشينه نداشتن معارف اسلام ، از بهانه هاى مشركان مكه

شرع لكم . .. كبر على المشركين ما تدعوهم إليه

با توجه به اين كه آيات پيشين در مورد مشركان بوده است، ذكر سابقه معارف توحيدى در شرايعت هاى پيشين; مى تواند ناظر به اين نكته باشد كه مشركان مكه به بهانه تازگى معارف اسلامى تلاش در انكار آن داشتند.

1401- اذيتهاى مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 96 - 3

3- مسلمانان صدراسلام ( در مكه ) از سوى كافران و مشركان گرفتار فشار هاى روحى و تنگنا هاى روانى بودند .

إنّ الذين ءامنوا و عملوا الصلحت سيجعل

با توجه به نزول اين آيات در مكّه، جمله «سيجعل . ..» بايد وعده اى نزديك به مسلمانان صدراسلام باشد. اين نويد حكايت از آن دارد كه مسلمانان در زمان نزول آيات، در شرايط سختى از نظر روحى و روانى و مقبوليت اجتماعى قرار داشتند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 2 - 1

1 - اقدام مشركان مكه به كينه توزى و آزار مسلمانان ، در صورت دست يافتن بر ايشان

إن يثقفوكم يكونوا لكم أعداء و يبسطوا إليكم أيديهم و ألسنتهم بالسوء

«ثقف» (مصدر «يثقفون») به معناى رسيدن به چيزى و دست يافتن به آن است.

1402- استبعاد مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 61 - 4

4 - ترديد و استبعاد مشركان مكه ، در امكان وقوع قيامت

و إنّه لعلم للساعة فلاتمترنّ بها

1403- استكبار مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 10 - 10

10- موضع تكبّرآميز و مستكبرانه مشركان مكه در برابر قرآن

و استكبرتم

1404- استهزاهاى مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 36 - 1،2

1- كافران و مشركان مكه ، به هنگام رو به رو شدن با پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، آن حضرت را مورد تمسخر و استهزا قرار مى دادند .

و إذا رءاك الذين كفروا إن يتّخذونك إلاّهزوًا

2- تمسخر و استهزا ، تنها شيوه برخورد مشركان و كافران مكه با شخص پيامبر (صلی الله علیه و آله) بود .

و إذا رءاك الذين كفروا إن يتّخذونك إلاّهزوًا

حرف نفى «إن» و حرف استثنا «إلاّ» پس از آن - كه بر قصر دلالت مى كند - و نيز آمدن «هزواً» به صورت مصدر، همگى بيانگر استمرار و شدت در كار استهزا و تمسخر است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 50 - 4

4 - مشركان مكه ، با درخواست تحقق معجزه از سوى پيامبر (صلی الله علیه و آله) در صدد تمسخر او بودند .

و قالوا لولا أنزل عليه

تعبير «و قالوا لولا أنزل عليه آيات من ربّه» به جاى «لولا يأتينا» ويا «لولا أنزل علينا»، مى تواند براى استهزا و مسخره كردن باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 57 - 3

3 - موضع گيرى استهزاآميز مشركان مكه ، نسبت به بيان قرآن درباره تولد و زندگى عيسى بن مريم ( ع )

و لمّا ضرب ابن مريم مثلاً إذا قومك منه يصدّون

«صديد» (مصدر «يصدّون») به معناى خنديدن و فرياد كشيدن و سر و صدا راه انداختن است. اين امور معمولاً به هنگام استهزا، تحقق پيدا مى كند.

1405- اعتراض اخروى مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 157 - 4

4 - نازل نشدن قرآن موجب اعتراض گمراهان و مشركان در قيامت به سبب نداشتن كتاب آسمانى و دور ماندن از هدايتهاى الهى

أو تقولوا لو أنا أنزل علينا الكتب لكنا أهدى منهم

1406- اعراض مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 14 - 1

1- توبيخ مشركان مكه از سوى خداوند ، به خاطر روى گردانى از پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) ، به رغم دلايل آشكار آن حضرت

و قد جاءهم رسول مبين . ثمّ تولّوا عنه و قالوا معلّم مجنون

1407- افتراهاى مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 61 - 6

6- مشركان مكه ، على رغم اسناد سخنان ناروا به خداوند ، مورد عقوبت دنيوى قرار نگرفتند و مهلت حيات پيدا كردند .

كنتم تفترون . و يجعلون لله البنت ... و لو يؤاخذ الله الناس بظلمهم ما ترك عليها

1408- افساد مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 191 - 8

8 - فتنه انگيزى مشركان مكه عليه مسلمانان صدر اسلام

أخرجوكم و الفتنة أشد من القتل

1409- اقرار مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 30 - 4

4 - اعتراف ناخودآگاه مشركان مكه ، به تأثير خارق العاده قرآن در مخاطبان خود

قالوا هذا سحر

اگر مشركان مكه شاهد چنين تأثيرى نبودند، دليلى نداشت كه آن را سحر معرفى كنند.

1410- اكثريت مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 44 - 4

4 - بيشتر مشركان مكّه ، مردمانى حق نشنو و نابخرد

إذا رأوك إن يتّخذونك . .. أم تحسب أنّ أكثرهم يسمعون أو يعقلون

برداشت فوق، با توجه به نزول آيه شريفه در مكه است; چرا كه بيشتر مشركان آن شهر در نيمه نخست بعثت داراى چنين خصلتى بودند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 47 - 10

10 - اكثر مشركان مكه ، كافر بوده و به آيات خدا ، ايمان نياوردند .

و من هؤلاء من يؤمن به و ما يجحد بأيتنا إلاّ الكفرون

به قرينه «و من هؤُلاء من يؤمن به»، «الكافرون»، اكثر مشركان مكه را تشكيل مى دهند.

1411- امكانات مادى مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 45 - 5

5 - مشركان مكه ( قريش ) ، اندازه يك دهم برخوردارى ملت هاى پيشين را نداشته اند .

و ما بلغوا معشار ما ءاتينهم

«معشار» يك دهم چيزى را مى گويند (مفردات راغب).

1412- امكانات مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 26 - 1

1- قوم عاد ، برخوردار از قدرت و امكانات بس فزون تر از مشركان مكه

و لقد مكّنّ-هم فيما إن مكّنّ-كم فيه

حرف «إن» نافيه است.

1413- انتقاد مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 31 - 2

2 - انتقاد جاهلانه مشركان مكه به نزول وحى بر محمد (صلی الله علیه و آله) و نه فردى از اشراف

و قالوا لولا نزّل هذا القرءان على رجل من القريتين عظيم

1414- انتقام از مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 16 - 5

5- جنگ بدر ، ميدان انتقام الهى از مشركان و ضربه اى سخت و شكننده بر جبهه شرك *

يوم نبطش البطشة الكبرى إنّا منتقمون

طبق نظر مفسران، ممكن است اين آيه نظر به جنگ بدر داشته باشد. اين در صورتى است كه عذاب ذكر شده در آيات پيشين را عذاب دنيوى بدانيم.

1415- انذار مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 63 - 15

15- هشدار خداوند به مشركان مكه براى اجتناب از اغوا ها و ظاهرسازى هاى شيطان

تالله لقد أرسلنا إلى أمم من قبلك فزيّن لهم الشيطن أعملهم . .. و لهم عذاب أليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 92 - 3

3- تهديد پيامبر (صلی الله علیه و آله) به مشركان مكه ، در امكان نزول عذاب با سقوط قطعاتى از آسمان بر سر آنان

أو تسقط السّماء كما زعمت علينا كسفًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 49 - 7

7- تهديد سران مشرك و ستيزه جوى مكه از سوى خداوند

ذق إنّك أنت العزيز الكريم

چنان كه از لحن آيات و برخى از تفاسير استفاده مى شود، اين آيات تعريضى به سردمداران شرك مكه دارد.

1416- انگيزه مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 46 - 10

10- برخورد منكرانه كافران و مشركان مكه با قرآن ، برخاسته از منطق و عقل نبود ; بلكه انگيزه نفسانى - روانى داشت .

و إذا ذكرت ربّك فى القرءان وحده ولّوا على أدبرهم نفورًا

«نفرت» از مقولات نفسانى - روانى است. بنابراين موضع نفرت آلود مشركان با قرآن، برخاسته از انگيزه هاى نفسانى - روانى آنان بود.

1417- ايمان مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 47 - 8

8 - تعداد كمى از مشركان مكه ، به قرآن ، ايمان آوردند .

و من هؤلاء من يؤمن به

«من» در «من هؤُلاء» تبعيض است و «هؤُلاء» اشاره به مشركان مكه دارد. گفتنى است كه تعبير «من هؤُلاء» - همان گونه كه برخى گفته اند - دلالت بر قلّت مى كند.

1418- بت پرستى مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 19 - 1

1 - سرزنش مشركان مكه از سوى خداوند ، به خاطر پرستش خدايان ( لات ، عزى ، و منات ) بدون هيچ برهان و پشتوانه علمى

أفرءيتم اللّ-ت و العزّى . و منوة الثالثة الأُخرى

آيات پيشين - به ضميمه استفهام انكارى در «أرأيتم» - اشاره به آن دارد كه رهنمودهاى پيامبر(صلی الله علیه و آله) متكى به شهود بود; اما مشركان در دعاوى خويش از هرگونه دليل و برهان بى بهره بودند.

1419- بنى اسرائيل و مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 80 - 1

1 - بسيارى از بنى اسرائيل عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) داراى روابط دوستانه با مشركان مكه و پذيراى ولايت آنان بودند .

ترى كثيراً منهم يتولون الذين كفروا

بنا به گفته برخى از مفسران مراد از «الذين كفروا» مشركان مكه مى باشد.

1420- بهانه جويى مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 90 - 3

3- مشركان مكه ، با درخواست معجزه ، درصدد بهانه جويى و دستيابى به منافع خويش بودند نه كشف حقانيت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و لقد صرّفنا للناس فى هذا القرءان من كلّ مثل فأبى أكثر الناس إلاّ كفورًا . و قا

از اينكه مشركان براى شناخت حقانيت پيامبر(صلی الله علیه و آله) راههاى گوناگون موجود را رها كرده و ايمان خود را منحصر به برآوردن

پيشنهادهاى محدودى، كردند كه بيشتر منافع مادى اشان را تأمين مى كرد، مطلب فوق قابل استفاده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 94 - 3

3- تنها دستاويز مشركان مكه براى ايمان نياوردن به پيامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) ، بشر بودن آن حضرت بود .

قالوا أبعث الله بشرًا رسولاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 6 - 8

8- درخواست معجزه از سوى مشركان ستم پيشه مكه ، در جهت بهانه جويى بود ; نه حقيقت طلبى .

فليأتنا. .. أفهم يؤمنون

خداوند، درخواست معجزه از طرف مشركان را به اين دليل ردّ فرمود كه آنان مانند مشركان اقوام گذشته، قصد ايمان آوردن نداشتند. بنابراين چنين درخواستى بهانه و دست آويزى بيش نبود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 57 - 8،22

8 - رد شدن ادعاى مشركان مكه ( ربوده شدن آنان در صورت گرويدن به آيين پيامبر (صلی الله علیه و آله) ) از سوى خداوند

و قالوا . .. نتخطّف من أرضنا أوَلم نمكّن لهم حرمًا ءامنًا

22 - « عن زين العابدين ( ع ) إنّه اجتمعت قريش إلى أبى طالب و رسول اللّه عنده . . . و قالت و اللّه لو سمعت بهذا فارس و الروم لأختطفتنا من أرضنا و لقلعت الكعبة حجراً حجراً ، فنزل « و قالوا إن نتّبع الهدى معك » . . . ;

از امام سجاد(ع) روايت شده: همانا قريش نزد ابى طالب جمع شدند، در حالى كه رسول خدا(صلی الله علیه و آله) نزد وى بود. .. و گفتند به خدا سوگند اگر اين پيروى از محمد(صلی الله علیه و آله) را اهل فارس و روم بشنوند، ما را از سرزمينمان مى ربايند و كعبه را سنگ به سنگ از جا خواهند كند پس اين آيه نازل شد: «و قالوا إن نتّبع الهدى معك نتخطّف من أرضنا»...».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 44 - 2

2 - مشركان مكه ، مردمى عناد پيشه و بهانه جو بودند .

و لو جعلنه قرءانًا أعجميًّا لقالوا لولا فصّلت ءايته ءاْعجمىّ و عربىّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 13 - 23

23 - ادعاى تازگى و پيشينه نداشتن معارف اسلام ، از بهانه هاى مشركان مكه

شرع لكم . .. كبر على المشركين ما تدعوهم إليه

با توجه به اين كه آيات پيشين در مورد مشركان بوده است، ذكر سابقه معارف توحيدى در شرايعت هاى پيشين; مى تواند ناظر به اين نكته باشد كه مشركان مكه به بهانه تازگى معارف اسلامى تلاش در انكار آن داشتند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 31 - 5

5 - بهانه جويى هاى پياپى و گوناگون مشركان مكه ، در برابر پيامبر (صلی الله علیه و آله) و قرآن

قالوا هذا سحر . .. و قالوا لولا نزّل هذا القرءان

از اين كه مشركان مكه گاهى قرآن را به سحر متهم مى كردند و گاهى فقر و تنگدستى پيامبر(صلی الله علیه و آله) را بهانه قرار مى دادند، مطلب بالا استفاده مى شود.

1421- بى اعتنايى به مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 112 - 21

21 - پيامبر(صلی الله علیه و آله) موظف به مبارزه منفى با مشركان مكه از راه بى اعتنايى به شبهات و دروغپردازيهاى آنان است.

و لو شاء ربك ما فعلوه فذرهم و ما يفترون

رها كردن مشركان و اعتنا نكردن به گفته هاى آنان نوعى مبارزه منفى است كه خداوند پيامبر(صلی الله علیه و آله) را به آن فرمان مى دهد.

1422- بى ايمانى مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 92 - 4

4- ناباورى مشركان مكه در نزول عذاب ، با فرو ريختن اجرام و قطعه هايى از آسمان بر آنان

أو تسقط السّماء كما زعمت علينا كسفًا

«الزعم» به معناى حكايت سخنى است كه در مظنه دروغ باشد (مفردات راغب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 93 - 9

9- مشركان مكه ، نسبت به آسمانى بودن قرآن و رسالت الهى پيامبر (صلی الله علیه و آله) بى اعتقاد بودند .

أو ترقى فى السّماء و لن نؤمن لرقيّك حتى تنزّل علينا كتبًا نقرؤه

از اينكه آنان، نامه و كتابى را از پيامبر(صلی الله علیه و آله) خواستند كه خود از آسمان آورده باشد، حكايت از آن دارد كه: قرآن را -كه به صورت وحى بر آن حضرت نازل مى شده است - قبول نداشتند.

1423- بى عقلى مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 44 - 4

4 - بيشتر مشركان مكّه ، مردمانى حق نشنو و نابخرد

إذا رأوك إن يتّخذونك . .. أم تحسب أنّ أكثرهم يسمعون أو يعقلون

برداشت فوق، با توجه به نزول آيه شريفه در مكه است; چرا كه بيشتر مشركان آن شهر در نيمه نخست بعثت داراى چنين خصلتى بودند.

1424- بى منطقى مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 41 - 9

9- برخورد كافران و مشركان مكه با قرآن ، اساس علمى و عقلانى نداشت ; بلكه برخاسته از انگيزه هاى نفسانى - روانى آنان بود .

و لقد صرّفنا فى هذا القرءان ليذّكّروا و ما يزيدهم إلاّ نفورًا

خداوند، حاصل تبيين تنوع و گوناگونى آيات خويش را براى مشركان، نفرت آنان معرفى مى كند و اين، نشان مى دهد كه آنان، به جاى برخورد منطقى با آيات الهى، برخورد روانى - نفسانى داشتند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 42 - 10

10 - مشركان مكّه ، پذيراى هيچ سخن حق و منطقى در جهت مخالفت با عقيده شان نبودند .

إن كاد ليضلّنا عن ءالهتنا . .. و سوف يعلمون حين يرون العذاب من أضلّ سبيلاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 30 - 5

5 - اقدام مشركان مكه به جنگ تبليغاتى عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به دليل ناتوانى از مقابله منطقى با آن حضرت

و لمّا جاءهم الحقّ قالوا هذا سحر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 58 - 8

8 - مشركان مكه ، مردمانى ستيزه جو و بى منطق

بل هم قوم خصمون

1425- بينش مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 156 - 5

5 - مشركان و گمراهان مكه، در صورت نازل نشدن قرآن، خويشتن را در قيامت معذور مى دانستند و دورى از رحمت خدا را بى عدالتى مى شمردند.

أن تقولوا إنما أنزل الكتب على طائفتين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 157 - 3

3 - مشركان مكه خويشتن را شايسته تر از ديگران براى دريافت حقايق مى پنداشتند.

لو أنا أنزل علينا الكتب لكنا أهدى منهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 35 - 2

2- مشركان مكه ، سرگذشت نوح و قوم او را ، داستانى ساختگى و بافته پيامبر (صلی الله علیه و آله) مى پنداشتند .

و لقد أرسلنا نوحًا . .. أم يقولون افتريه

برداشت فوق ، براين اساس است كه ضمير مفعولى در «إفتراه» به داستان نوح(ع) و قوم او كه در آيات پيشين آمده ، باز گردد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 35 - 1،2

1- مشركان مكه ، بت پرستى خود و پدرانشان را برخاسته از مشيت خداوند مى دانستند .

و قال الذين أشركوا لو شاء الله ما عبدنا من دونه من شىء نحن و لا ءاباؤنا

با توجه به مكى بودن سورهء نحل و نيز قرينه «كذلك فعل الذين من قبلهم» مراد از «الذين أشركوا» مشركان مكه است.

2- مشركان مكه ، جبرى مسلك بوده و عمل خود را بر اساس مشيت خداوند مى دانستند .

و قال الذين أشركوا لو شاء الله ما عبدنا من دونه من شىء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 38 - 7

7- مشركان مكه ، مبعوث شدن انسان زوال پذير را براى نبوت ، قبول نداشتند . *

و أقسموا بالله جهد أيمنهم لايبعث الله من يموت

به قرينه آيات قبل - كه درباره بعثت انبيا و مورد انكار قرار گرفتن آن از سوى مشركان بود - احتمال دارد مراد آيه نكته ياد شده باشد; يعنى، منظور از «يبعث» برانگيختن براى نبوت باشد نه حشر اخروى.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 43 - 5

5- مشركان مكه ، نزول وحى به انسان را قبول نداشتند .

و ما أرسلنا من قبلك إلاّ رجالاً نوحى إليهم

آيه درصدد تعريض به مشركان و جواب گويى به آنان است كه طبق قرينه ها و آيات ديگر قرآن كريم (سوره يونس ، آيه 2) آنها مبعوث شدن انسان را از جانب خداوند براى پيامبرى قبول نداشتند. فعل «نوحى» در آيه قرينه و نشانه اى است بر نكته فوق.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 40 - 7

7- مشركان مكه ، جنس مذكر را بسى ارزشمندتر و با اهميت تر از زن مى دانستند .

أفأصفكم ربّكم بالبنين و اتّخذ من الملئكة إنثًا

از اينكه از واژه «إناث» (زنان) به جاى هر واژه ديگرى مثل «بنات» (دختران) براى بيان مقصود استفاده شده است، مى تواند به منظور اشاره به اين واقعيت داشته باشد كه مشركان با ادعاى مؤنث بودن ملائكه در صدد عيب جويى از خدا بودند و چنين امرى، حكايت مى كند كه آنان، ذهنيت منفى در باره زن داشته اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 90 - 5

5- مشركان مكه ، قرآن را على رغم بى مانندى اش ، معجزه نمى دانستند .

قل لئن اجتمعت الإنس و الجنّ . .. و قالوا لن نؤمن لك

از اينكه خداوند، پس از توصيف قرآن به معجزه و بى مانند بودن، درخواست معجزه حسى آنان را نقل مى كند، مى تواند به نكته فوق اِشعار داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 91 - 2

2- توانايى مادى و امكانات سرشار دنيوى ، ملاك پيامبرى و پيشوايى در ديد مشركان مكه

لن نؤمن لك حتى . .. تكون لك جنّة من نخيل و عنب

برداشت فوق مبتنى بر اين احتمال است كه خواسته مشركان مكه، داشتن مال، مكنت و باغ بوده است نه معجزه اقتراحى.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 92 - 9

9- مشركان مكه ، داراى تصورى مادى و جسمانى از خدا و ملائكه

تأتى بالله و الملئكة قبيلاً

«قبيلاً» به معناى رو در رو شدن و مشاهده آمده است و از آن نكته فوق استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 94 - 1

1- مشركان مكه ، برگزيده شدن نوع بشر براى پيامبرى را منكر بودند و آن را امرى امكان ناپذير و ناشدنى تلقى مى كردند .

و ما منع الناس . .. إلاّ أن قالوا أبعث الله بشرًا رسولاً

«ال» در «الناس» عهد است و با توجه به آيات سابق مراد از آن، مشركان مكه هستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 5 - 5

5- زيبايى و گيرايى قرآن ، پذيرفته شده و مسلّم در نظر مشركان مكه

بل هو شاعر

از آن جايى كه شعر از زيبايى و گيرايى خاصى برخودار است; بدين سبب مشركان، پيامبر(صلی الله علیه و آله) را شاعر مى دانستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 7 - 13

13- عالمان دينى و آگاهان به كتاب هاى آسمانى ، داراى منزلت و جايگاه اجتماعى نزد مشركان مكه

فسلوا أهل الذكر

ارجاع مشركان به عالمان دينى و آگاهان به تاريخ انبيا، بيانگر اين نكته است كه اين عالمان، از جايگاهى خاص در ميان مشركان برخوردار بودند و سخنان اين قشر نزد آنان مورد پذيرش بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 36 - 7،9

7- كافران و مشركان مكه ، نسبت به نام « رحمان » براى خداوند ، بسيار حساس و منكر رحمانيت او بودند .

و هم بذكر الرحمن هم كفرون

اختصاص به ذكر يافتن نام «رحمان» از ميان ديگر نام هاى مقدس پروردگار و نيز تكرار «هم»، بيانگر برداشت ياد شده است.

9- آسمانى بودن قرآن ، مورد انكار كافران و مشركان مكه بود .

و هم بذكر الرحمن هم كفرون

برداشت ياد شده مبتنى براين است كه مقصود از «ذكر» قرآن كريم باشد، چنان كه در موارد متعدد در قرآن - از جمله آيه دوم همين سوره - از قرآن به «ذكر» ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 17 - 4

4 - در ديدگاه مشركان مكه فرشتگان ، دختران خدا و همانند او در صفات

و إذا بشّر أحدهم بما ضرب للرحمن مثلاً

با توجه به اين كه «مَثَل» در آيه به معناى شبيه است، مى توان گفت كه مشركان مكه معتقد به همسانى فرشتگان با خدا بوده اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 31 - 3

3 - ثروت و اشرافيت ، ملاك تمامى ارزش ها - حتى ارزش هاى دينى - در نگاه مشركان مكه

لولا نزّل هذا القرءان . .. عظيم

مشركان در مقام اعتراض به پيامبر(صلی الله علیه و آله) اظهار مى داشتند: اگر وحى اصالت داشت، مى بايست بر اشراف نازل مى شد. از اين نكته استفاده مى شود كه ملاك ارزش براى آنان، مال و مقام بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 35 - 1

1- مرگ ، پايانى ابدى بر حيات انسان ، در بينش مشركان مكه

إنّ هؤلاء ليقولون . إن هى إلاّ موتتنا الأُولى و ما نحن بمنشرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 2 - 12

12 - « قال الرضا ( ع ) : لم يكن أحد عند مشركى أهل مكّة أعظم ذنباً من رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) لأنّهم كانوا يعبدون من دون اللّه ثلثمأة و ستّين صنماً ، فلمّا جاءهم (صلی الله علیه و آله) بالدعوة إلى كلمة الإخلاص ، كبر ذلك عليهم و عظم . . . فلمّا فتح اللّه عزّوجلّ على نبيّه (صلی الله علیه و آله) مكة قال له يا محمّد : « إنّا فتحنا لك [ مكة ] فتحاً مبيناً ليغفر لك اللّه ما تقدّم من ذنبك و ما تأخّر » عند مشركى أهل مكة ;

امام رضا(ع) فرمود: هيچ كس در نزد مشركان عرب، گناهش از گناه رسول خدا(صلی الله علیه و آله) بزرگ تر نبود; زيرا مشركان 360 بت را مى پرستيدند و چون پيامبر(صلی الله علیه و آله) آنان را به كلمه توحيد و اخلاص دعوت كرد، در نظر آنان [گناه] بزرگ و عظيم بود . .. پس چون خداى عزّوجلّ، مكه را براى پيامبرش فتح كرد; به آن حضرت فرمود: اى محمد! ما مكه را با فتح آشكارى براى تو فتح كرديم، تا خدا گناهان گذشته و آينده تو در نزد مشركان اهل مكه را بپوشاند».

1426- پسردوستى مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 40 - 7

7- مشركان مكه ، جنس مذكر را بسى ارزشمندتر و با اهميت تر از زن مى دانستند .

أفأصفكم ربّكم بالبنين و اتّخذ من الملئكة إنثًا

از اينكه از واژه «إناث» (زنان) به جاى هر واژه ديگرى مثل «بنات» (دختران) براى بيان مقصود استفاده شده است، مى تواند به منظور اشاره به اين واقعيت داشته باشد كه مشركان با ادعاى مؤنث بودن ملائكه در صدد عيب جويى از خدا بودند و چنين امرى، حكايت مى كند كه آنان، ذهنيت منفى در باره زن داشته اند.

1427- پيشگويى ارتداد مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 15 - 2

2- اخبار خداوند از رفع محدود عذاب دنيوى مشركان مكه و بازگشت دوباره آنان به كفر و شرك

إنّا كاشفوا العذاب قليلاً إنّكم عائدون

برداشت يادشده بر اين اساس است كه عذابى كه در آيات پيشين از آن ياد شده، عذاب دنيوى باشد. در اين صورت معناى آيه چنين مى شود: ما عذاب دنيوى را براى زمانى اندك برخواهيم داشت; يعنى، در دنيا كه اصولاً مجالى اندك است عذاب را از شما برمى داريم; اما انتقام به قيامت موكول خواهد شد.

1428- تبليغ مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 119 - 21

21 - اتهام بدعتگذارى و تجاوز به احكام دين الهى به اسلام و مسلمانان در تبليغات مشركان مكه

إن ربك هو أعلم بالمعتدين

كاربرد فعل تفضيل «أعلم» و تأكيد و حصر آن با «إن» و ضمير فصل «هو» در مواردى است كه مدعيان و منكرانى در برابر وجود داشته باشند. بدين معنى كه چه بسا مشركان، مسلمانان را به سبب پايبندى به احكام اسلام به بدعتگذارى متهم مى ساختند.

1429- تجاهل مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 7 - 12

12- تجاهل مشركان مكه ، نسبت به بشر بودن پيامبران گذشته

فسلوا أهل الذكر إن كنتم لاتعلمون

قيد «إن كنتم لاتعلمون» اشاره به علم و آگاهى مشركان دارد; زيرا اگر آنان واقعاً نمى دانستند، قيد ياد شده (اگر نمى دانيد) لغو و زايد مى شد.

1430- ترك مجادله با مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 89 - 2

2 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور ترك مناظره و منازعه با مشركان لجوج مكه و دعوت ايشان به مسالمت اجتماعى با مسلمانان

فاصفح عنهم و قل سلم

با توجه به مفهوم «سلام» كه به معناى مسالمت است، برداشت ياد شده استفاده مى شود.

1431- تعدد معبودان مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 58 - 2

2 - مشركان مكه ، داراى معبودهايى متعدد

ءألهتنا خير

1432- تعصب مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 36 - 11

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 36 - 11

11- كافران و مشركان مكه مردمى تنگ نظر ، متعصب و ناتوان در تحمل افكار مخالفان بودند .

أهذا الذى يذكر ءالهتكم و هم بذكر الرحمن هم كفرون

برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه كافران مكه، حتى تحمّل شنيدن نام خداى رحمان را نداشتند، و با پيامبر اسلام، همواره با تمسخر و استهزا برخورد مى كردند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 26 - 7،9،10

7 - نزول آرامش بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان از سوى خدا ، در قبال تعصب ورزى جاهلانه مشركان در حديبيه

فأنزل اللّه سكينته على رسوله و على المؤمنين

9 - تحمل تعصب هاى جاهلانه مشركان در حديبيه ، امرى دشوار براى پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان

فأنزل اللّه سكينته على رسوله و على المؤمنين

از نزول «آرامش» استفاده مى شود كه دستكم زمينه نگرانى و دشوارى براى مؤمنان وجود داشته است.

10 - اصرار تعصب آميز مشركان مكه ، بر نيامدن « بسمله » و عنوان « رسول اللّه » در متن صلحنامه حديبيه *

إذ جعل الذين كفروا فى قلوبهم الحميّة حميّة الجهليّة

با توجّه به شأن نزول آيه شريفه، استفاده مى شود كه خشم و عصبيت مشركان در زمينه يادشده بود.

1433- تقويت عقيده مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 35 - 3

3- مشركان مكه ، درصدد تقويت پايگاه عقيدتى خويش با استناد به ريشه تاريخى داشتن آن

و قال الذين أشركوا لو شاء الله ما عبدنا من دونه من شىء نحن و لا ءاباؤنا

ذكر «و لا ءاباؤنا» در كلام مشركان در حالى كه بحثى از آنها در ميان نبوده است، مى تواند مشعر به نكته ياد شده باشد.

1434- تكذيبگرى مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 49 - 9

9 - مشركان مكه ، مردمى ستم پيشه و منكر آيات الهى بودند .

ما يجحد بأيتنا إلاّ الكفرون . .. و ما يجحد بأيتنا إلاّ الظلمون

«ال» در «الظالمون» عهد بوده و اشاره به «الكافرون» در آيه چهل و هفت دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 45 - 1

1 - ملت هاى قبل از مشركان مكه نيز ، پيامبران خود را تكذيب كردند .

و كذّب الذين من قبلهم . .. فكذّبوا رسلى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 34 - 1،2

1- موضع گيرى انكارآميز مشركان صدراسلام در برابر مسأله معاد

إنّ هؤلاء ليقولون

«إنّ هؤلاء. ..» جمله مستأنفه و «هؤلاء» اشاره به مشركان مكه است. گفته انكارآميز آنان (مفعول «يقولون») در آيه بعد آمده است.

2- مشركان مكه بر موضع انكارآميز خود در باره معاد پافشارى كرده و بر آن اصرار مىورزيدند .

إنّ هؤلاء ليقولون

به كارگيرى فعل مضارع (يقولون) - كه مفيد استمرار است - بيانگر مطلب فوق مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 8 - 2

2- مشركان مكه ، معتقد به وجود خداوند و در تلاش براى انكار رسالت پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله)

أم يقولون افتريه

اتهام افترا و كذب به پيامبر(صلی الله علیه و آله) در زمينه آيات از سوى كافران، نمايانگر اين حقيقت است كه آنان، در بخشى از ادعاها و جوسازى هاى خويش، بر وجود خداوند صحه گذاشته بودند; ليكن رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) و آيات وحى را انكار مى نمودند.

1435- تلاش مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 35 - 3

3- مشركان مكه ، درصدد تقويت پايگاه عقيدتى خويش با استناد به ريشه تاريخى داشتن آن

و قال الذين أشركوا لو شاء الله ما عبدنا من دونه من شىء نحن و لا ءاباؤنا

ذكر «و لا ءاباؤنا» در كلام مشركان در حالى كه بحثى از آنها در ميان نبوده است، مى تواند مشعر به نكته ياد شده باشد.

1436- توصيه به مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 58 - 8

8 - توصيه خداوند به مشركان مكه بر عبرت گرفتن از سرنوشت جوامع هلاك شده پيشين

و قالوا إن نتّبع الهدى . .. و كم أهلكنا من قرية بطرت معيشتها

1437- توطئه مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 5 - 3،4

3- مشركان مكه در عصر بعثت ، داراى جلسات مخفى براى توطئه چينى عليه اسلام و پيامبر (صلی الله علیه و آله)

ألا حين يستغشون ثيابهم يعلم مايسرّون ومايعلنون

«إستغشى ثيابه» يعنى با جامه هايش خود را مخفى ساخت تا ديده نشود(لسان العرب) «حين» متعلق به «يعلم» است و لذا جمله «ألا حين يستغشون ثيابهم يعلم . ..» مى رساند كه مشركان در همان هنگامى كه خود را مخفى و مستور مى كردند مسايلى را مطرح مى كردند برخى از آنها را پنهان مى داشتند (ما يسرّون) و برخى را آشكار مى نمودند (و ما يعلنون) اين معنا گوياى آن است كه مراد از «يستغشون ثيابهم ...» اين است كه مشركان براى توطئه عليه پيامبر جلسات مخفى تشكيل مى دادند نه مجرد پنهان ساختن خويش.

4- مشركان مكه ، داراى مواضع علنى و آشكار عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) و توطئه هاى سرّى و محرمانه عليه آن حضرت

ألا حين يستغشون ثيابهم يعلم ما يسرّون و ما يعلنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 79 - 6

6 - تهديد مشركان مكه از سوى خداوند ، در برابر توطئه چينى آنان عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله)

أم أبرموا أمرًا فإنّا مبرمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 13 - 3

3- همدلى مشركان مكه ، در خالى ساختن سرزمين مكه ، از وجود پيامبر (صلی الله علیه و آله) *

قريتك الّتى أخرجتك

نسبت دادن «إخراج» به قريه، مى تواند از آن جهت باشد كه همه مردم شهر و يا بيشتر آنان، بر اخراج پيامبر(صلی الله علیه و آله) مصمم و همدل بوده اند.

1438- توطئه هاى پنهانى مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 80 - 5

5 - توطئه هاى مخفيانه مشركان مكه ، عليه پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله)

أم يحسبون أنّا لانسمع سرّهم و نجويهم

1439- توقعات بيجاى مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 31 - 1

1 - توقع بى جاى مشركان مكه در لزوم انتخاب پيامبر ، از ميان اشراف « مكه » و « طائف »

و قالوا لولا نزّل هذا القرءان على رجل من القريتين عظيم

عموم مفسران مراد از «قريتين» را مكه و طائف دانسته اند.

1440- تهديد مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 36 - 17

17- مشركان مكه ، مورد تهديد خداوند به فرجامى شوم

و قال الذين أشركوا . .. فسيروا فى الأرض فانظروا كيف كان عقبة المكذّبين

بنابراين احتمال كه مخاطبان امر «سيروا» مشركان مكه اند استفاده مى شود كه دعوت از آنان براى سير و سفر در زمين جهت مطالعه سرانجام تكذيب كنندگان انبيا پس از بازگويى ديدگاه آن مشركان در باره خداوند، هشدارى است به آنان.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 58 - 11

11 - خداوند ، مشركان بهانه جوى مكه را به عذاب استيصال تهديد كرد .

و قالوا إن نتّبع الهدى . .. و كم أهلكنا من قرية بطرت معيشتها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 59 - 12

12 - خداوند ، مشركان مكه را به عذاب استيصال تهديد كرد .

و ما كان ربّك مهلك القرى حتّى يبعث فى أُمّها رسولاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 45 - 7

7 - تهديد شديد مشركان مكه از سوى خداوند ، به خاطر تن در ندادن به تعاليم پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و إذا تتلى عليهم ءايتنا بيّنت قالوا ما هذا إلاّ رجل. .. و كذّب الذين من قبلهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 79 - 6

6 - تهديد مشركان مكه از سوى خداوند ، در برابر توطئه چينى آنان عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله)

أم أبرموا أمرًا فإنّا مبرمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 10 - 3

3- تهديد مشركان حق ستيز مكه ، از سوى خداوند به عذابى دنيوى و تيره كننده زندگى

فارتقب يوم تأتى السماء بدخان مبين

برداشت ياد شده بنابراين نكته است كه «دخان مبين»، كنايه از تيره روزى و عذاب دنيوى باشد، چه اين كه برخى از مفسران اين آيه را پاسخى به دعاى پيامبر(صلی الله علیه و آله) دانسته اند كه از خداوند خواست تا براى بيدار شدن مشركان، آنان را به قحطى اى همچون دوران يوسف مبتلا كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 13 - 1

1- تبعيدكنندگان پيامبر (صلی الله علیه و آله) از شهر مكه ، مورد تهديد خداوند به هلاكت و نابودى

و كأيّن من قرية هى أشدّ قوّة من قريتك . .. أهلكنهم

با اين كه خروج پيامبر(صلی الله علیه و آله)، از مكه و هجرت ايشان به سوى مدينه ظاهراً به انتخاب خود حضرت صورت گرفته بود; ولى شرايط سختى كه مشركان براى آن حضرت پديد آورده بودند، منتهى به تصميم هجرت شد. ازاين رو خداوند خروج آن حضرت را به منزله تبعيد شمرده و فعل را به صورت متعدى به همه مشركان مكه نسبت داده است.

1441- تهمتهاى مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 119 - 21

21 - اتهام بدعتگذارى و تجاوز به احكام دين الهى به اسلام و مسلمانان در تبليغات مشركان مكه

إن ربك هو أعلم بالمعتدين

كاربرد فعل تفضيل «أعلم» و تأكيد و حصر آن با «إن» و ضمير فصل «هو» در مواردى است كه مدعيان و منكرانى در برابر وجود داشته باشند. بدين معنى كه چه بسا مشركان، مسلمانان را به سبب پايبندى به احكام اسلام به بدعتگذارى متهم مى ساختند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 35 - 2

2- مشركان مكه ، سرگذشت نوح و قوم او را ، داستانى ساختگى و بافته پيامبر (صلی الله علیه و آله) مى پنداشتند .

و لقد أرسلنا نوحًا . .. أم يقولون افتريه

برداشت فوق ، براين اساس است كه ضمير مفعولى در «إفتراه» به داستان نوح(ع) و قوم او كه در آيات پيشين آمده ، باز گردد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 14 - 2،3

2- اتهام مشركان مكه به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، درباره الهى نبودن سخنان آن حضرت و دريافت و آموزش مطالب از ديگران

و قالوا معلّم

3- اتهام جنون به پيامبر (صلی الله علیه و آله) از سوى مشركان مكه

ثمّ تولّوا عنه و قالوا معلّم مجنون

1442- جبرگرايى مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 35 - 1،2،17

1- مشركان مكه ، بت پرستى خود و پدرانشان را برخاسته از مشيت خداوند مى دانستند .

و قال الذين أشركوا لو شاء الله ما عبدنا من دونه من شىء نحن و لا ءاباؤنا

با توجه به مكى بودن سورهء نحل و نيز قرينه «كذلك فعل الذين من قبلهم» مراد از «الذين أشركوا» مشركان مكه است.

2- مشركان مكه ، جبرى مسلك بوده و عمل خود را بر اساس مشيت خداوند مى دانستند .

و قال الذين أشركوا لو شاء الله ما عبدنا من دونه من شىء

17- مشركان مكه ، با اشاعه فكر جبرگرايى ، درصدد اثبات عبث بودن بعثت انبيا بودند .

و قال الذين أشركوا لو شاء الله ما عبدنا من دونه من شىء . .. فهل على الرسل إلاّ ا

عبارت «فهل على الرسل إلاّ البلاغ المبين» پس از بيان اعتقادات مشركان، مى تواند جوابى براى آنان باشد; با اين توضيح كه مشركان مى خواستند با استناد ايمان و كفر به خداوند، بيان كنند كه با چنين امرى، جايى براى آمدن انبيا نيست و خداوند با «فهل على الرسل. ..» جواب آنان را مى دهد كه آمدن پيامبران، بيهوده نيست و براى ابلاغ پيام الهى است.

1443- جلسات مخفى مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 5 - 3

3- مشركان مكه در عصر بعثت ، داراى جلسات مخفى براى توطئه چينى عليه اسلام و پيامبر (صلی الله علیه و آله)

ألا حين يستغشون ثيابهم يعلم مايسرّون ومايعلنون

«إستغشى ثيابه» يعنى با جامه هايش خود را مخفى ساخت تا ديده نشود(لسان العرب) «حين» متعلق به «يعلم» است و لذا جمله «ألا حين يستغشون ثيابهم يعلم . ..» مى رساند كه مشركان در همان هنگامى كه خود را مخفى و مستور مى كردند مسايلى را مطرح مى كردند برخى از آنها را پنهان مى داشتند (ما يسرّون) و برخى را آشكار مى نمودند (و ما يعلنون) اين معنا گوياى آن است كه مراد از «يستغشون ثيابهم ...» اين است كه مشركان براى توطئه عليه پيامبر جلسات مخفى تشكيل مى دادند نه مجرد پنهان ساختن خويش.

1444- جنگ با مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 7 - 6

6 - خداوند خواهان رويارويى مسلمانان با سپاه مسلح قريش و مشركان مكه

تودون أن . .. و يريد اللّه أن يحق الحق بكلمته

از مقابله دو جمله «تودون . .. » و «يريد اللّه ... » به دست مى آيد كه اراده خداوند بر خلاف خواسته مسلمانان در انتخاب يكى از

دو گروه (كاروان تجارى و سپاه مسلح مشركان) بوده است.

1445- جوسازى مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 57 - 5

5 - هوچى گرى و تبليغات منفى ، از ابزار هاى مقابله مشركان مكه با پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله)

و لمّا ضرب . .. إذا قومك منه يصدّون

1446- جهاد با مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 191 - 3

3 - مسلمانان صدر اسلام به نبرد با مشركان مكه و بيرون راندن آنان از آن سرزمين موظف شدند .

و أخرجوهم من حيث أخرجوكم

مراد از «من حيث أخرجوكم» بنا به گفته مفسران، مكه است و به مجبور شدن مسلمانان به ترك مكه و هجرت به مدينه و حبشه اشاره دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 5 - 1

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى نبرد با مشركان مكه از مدينه به سوى بدر حركت كرد .

أخرجك ربك من بيتك بالحق

با توجه به آيات بعد معلوم مى شود مراد از جمله «أخرجك . .. »، خروج پيامبر(صلی الله علیه و آله) براى جنگ بدر بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 7 - 8

8 - پياده شدن حق و ريشه كن شدن بنيان كافران ، هدف از فرمان خداوند به نبرد با مشركان مكه در بدر

و يريد اللّه أن يحق الحق بكلمته و يقطع دابر الكفرين

1447- جهل اكثريت مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 38 - 10

10- اكثر مشركان مكه ، از قدرت خداوند بر احياى مجدد انسان ها بى خبر بودند .

بلى وعدًا عليه حقًّا و لكنّ أكثر الناس لايعلمون

برداشت فوق، بر اساس اين نكته است كه «ال» در «الناس» عهد ذكرى بوده و مراد از آن مشركانى باشند كه در آيات قبل از آنها سخن به ميان آمده است.

1448- حاطب ابن ابى بلتعه و مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 1 - 13

13 - اقدام حاطب ابن ابى بلتعه به ارتباط مخفيانه با مشركان ، در آستانه آمادگى مسلمانان براى فتح مكه

لاتتّخذوا . .. إن كنتم خرجتم جهدًا فى سبيلى

با توجه به شأن نزول آيه، عبارت «إن كنتم خرجتم. ..» نظر به آمادگى مسلمانان براى فتح مكه دارد.

1449- حس گرايى مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 90 - 4

4- مشركان مكه ، على رغم مشاهده آيات گوناگون الهى ، از پيامبر (صلی الله علیه و آله) درخواست معجزه حسى كردند .

و لقد صرّفنا . .. من كلّ مثل فأبى ... و قالوا لن نؤمن لك حتى تفجر لنا من الأرض ي

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 92 - 10

10- اتكاى مشركان مكه در عقايد و جهان بينى خود ، تنها بر محسوسات و دريافت هاى حسى بود .

تأتى بالله و الملئكة قبيلاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 93 - 4،8

4- مشركان مكه ، على رغم مشاهده آيات گوناگون الهى ، از پيامبر (صلی الله علیه و آله) درخواست معجزه حسى كردند .

و لقد صرّفنا . .. من كلّ مثل فأبى ... و قالوا لن نؤمن لك حتى ... يكون لك بيت من

8- اتكاى مشركان مكه به ملاك هاى مادى و حسى ، در شناخت معجزات و آيات الهى

حتى تفجر لنا . .. حتى تنزّل علينا كتبًا نقرؤه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 50 - 2

2 - مشركان مكه ، نزول وحى را ، به عنوان آيه اى از جانب خدا قبول نكرده و خواستار معجزه حسّى شدند .

و كذلك أنزلنا إليك الكتب . .. و ما يجحد بأيتنا ... و قالوا لولا أنزل عليه ءاي-

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 36 - 3

3- مشركان مكه ، خواهان شهود حسى براى ايمان به حقايق غيبى

فأتوا بابائنا إن كنتم صدقين

با اين كه معاد اخروى از امور غيبى به حساب مى آيد، مشركان با پيشنهاد زنده شدن پدرانشان، خواهان محسوس شدن آن بودند.

1450- حق ستيزى مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 17 - 3

3- وجود نوعى مشابهت در عملكرد ، ميان مشركان مكه و فرعونيان در حق ستيزى و مقابله با رسول الهى

و لقد فتنّا قبلهم قوم فرعون و جاءهم رسول كريم

تعبير «قبلهم»، نوعى ارتباط و همگونى ميان مشركان مكه و فرعونيان را مى رساند.

1451- حق ناپذيرى مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 42 - 10

10 - مشركان مكّه ، پذيراى هيچ سخن حق و منطقى در جهت مخالفت با عقيده شان نبودند .

إن كاد ليضلّنا عن ءالهتنا . .. و سوف يعلمون حين يرون العذاب من أضلّ سبيلاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 49 - 10

10 - انكار قرآن از سوى مشركان مكه ، از سر لجاجت و حق ناپذيرى بود .

ما يجحد بأيتنا إلاّ الكفرون . .. و ما يجحد بأيتنا إلاّ الظلمون

«جحود» در لغت نفى چيزى است كه دل آن را اثبات مى كند و اثبات چيزى است كه دل نفى مى كند. (مفردات راغب). «جحود» طبق معناى لغوى منطبق بر لجاجت است. گفتنى است: «ال» در «الظالمون» عهد بوده و اشاره به «الكافرون» در آيه چهل و هفت دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 45 - 7

7 - تهديد شديد مشركان مكه از سوى خداوند ، به خاطر تن در ندادن به تعاليم پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و إذا تتلى عليهم ءايتنا بيّنت قالوا ما هذا إلاّ رجل. .. و كذّب الذين من قبلهم

1452- حق ناشنوايى مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 44 - 4

4 - بيشتر مشركان مكّه ، مردمانى حق نشنو و نابخرد

إذا رأوك إن يتّخذونك . .. أم تحسب أنّ أكثرهم يسمعون أو يعقلون

برداشت فوق، با توجه به نزول آيه شريفه در مكه است; چرا كه بيشتر مشركان آن شهر در نيمه نخست بعثت داراى چنين خصلتى بودند.

1453- خداشناسى مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 35 - 7

7- مشركان مكه ، على رغم عقيده به خدايان متعدد ، اظهار عقيده به خداوند كرده و قضاى او را در عالم نافذ مى دانستند .

و قال الذين أشركوا لو شاء الله ما عبدنا من دونه من شىء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 38 - 2

2- مشركان مكه ، معتقد به وجود خداوند بودند .

و أقسموا بالله جهد أيمنهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 52 - 10

10 - اعتقاد مشركان مكه به وجود خداوند

إن كان من عند اللّه

از ظاهر جمله شرطيه بر مى آيد كه اصل وجود خداوند براى مشركان، مسلم بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 9 - 2

2 - مشركان مكه ، با نبوت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و پيام توحيدى آن حضرت در ستيز بودند ، نه منكر وجود آفريدگار عزيز و داناى جهان .

و لئن سألتهم . .. ليقولنّ خلقهنّ العزيز العليم

با توجه به آيات پيشين - كه نوعى خطاب و عتاب نسبت به منكران پيامبر(صلی الله علیه و آله) دارد - برداشت ياد شده به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 17 - 7

7 - مشركان مكه ، خداوند را با نام « رحمان » مى شناختند و ياد مى كردند .

بما ضرب للرحمن مثلاً

بنابراين كه واژه «رحمان» در آيه شريفه، به خاطر بار معنايى آن نيامده باشد; بلكه صرفاً نقل قول ساده اى از كلام عرب جاهلى باشد كه به جاى «اللّه» - يا هر صفت ديگر براى خداوند - كلمه «رحمان» را به كار مى بردند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 87 - 1

1 - اعتقاد مشركان مكه ، به خالقيت خداوند و توحيد در آفرينش

و لئن سألتهم من خلقهم ليقولنّ اللّه فأنّى يؤفكون

از آيه شريفه استفاده مى شود كه شرك مشركان، در ناحيه خالقيت خداوند نبوده است; بلكه آنان در ربوبيت، تدبير، كارگشايى امور و وساطت براى تقرب به خدا، گرفتار شرك بوده اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 8 - 2

2- مشركان مكه ، معتقد به وجود خداوند و در تلاش براى انكار رسالت پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله)

أم يقولون افتريه

اتهام افترا و كذب به پيامبر(صلی الله علیه و آله) در زمينه آيات از سوى كافران، نمايانگر اين حقيقت است كه آنان، در بخشى از ادعاها و جوسازى هاى خويش، بر وجود خداوند صحه گذاشته بودند; ليكن رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) و آيات وحى را انكار مى نمودند.

1454- خطاى مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 14 - 1

1 - خداوند مؤمنان مكه را به صبر در برابر حركات ناشايست مشركان و عفو از خطاكارى آنان فرمان داد .

قل للذين ءامنوا يغفروا للذين لايرجون أيّام اللّه

با توجه به اين كه اين آيات در مكه نازل شده، به دست مى آيد كه اين فرمان در مقطع قبل از هجرت بوده است و منظور از

«الذين لايرجون. ..» مشركان اند.

1455- خواسته هاى مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 58 - 3

3 - مشركان مكه خواهان تحقق سريع عذاب موعود پيامبر(صلی الله علیه و آله) بر خويش بودند.

قل لو أن عندى ما تستعجلون به

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 110 - 6

6 - مشركان مكه با وجود ايمان نياوردن به پيامبر(صلی الله علیه و آله) با معجزات ارائه شده، مجدداً خواهان معجزات ديگرى از پيامبر(صلی الله علیه و آله) بودند.

و أقسموا . .. لئن جاءتهم ءاية ... إذا جاءت لايؤمنون ... كما لم يؤمنوا به أول مرة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 90 - 1،2،4

1- ايجاد چشمه اى پر آب و جوشان در مكه توسط پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى مشركان ، پيش شرط آنان در ايمان به پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و قالوا لن نؤمن لك حتى تفجر لنا من الأرض ينبوعًا

2- ايجاد چشمه اى جوشان براى مشركان مكه ، معجزه درخواستى ( اقتراحى ) آنان از پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و قالوا لن نؤمن لك حتى تفجر لنا من الأرض ينبوعًا

4- مشركان مكه ، على رغم مشاهده آيات گوناگون الهى ، از پيامبر (صلی الله علیه و آله) درخواست معجزه حسى كردند .

و لقد صرّفنا . .. من كلّ مثل فأبى ... و قالوا لن نؤمن لك حتى تفجر لنا من الأرض ي

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 91 - 3،4

3- مشركان مكه ، على رغم مشاهده آيات گوناگون الهى ، از پيامبر (صلی الله علیه و آله) درخواست معجزه حسى كردند .

و لقد صرّفنا . .. من كلّ مثل فأبى ... و قالوا لن نؤمن لك حتى ... تكون لك جنّة من

نكته ياد شده با اين احتمال در آيه قابل استفاده است كه: آنان ايجاد باغى با صفات ياد شده را به وسيله معجزه درخواست كرده باشند.

4- ايجاد باغ بزرگ خرما و انگور با نهر هاى آب جارى ، معجزه درخواستى ( اقتراحى ) مشركان مكه از پيامبر (صلی الله علیه و آله)

لن نؤمن لك حتى . .. تكون لك جنّة من نخيل و عنب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 92 - 1،6،8

1- فرود آوردن قطعاتى از آسمان ، از معجزات اقتراحى و مورد درخواست مشركان مكه از پيامبر (صلی الله علیه و آله)

أو تسقط السّماء . .. علينا كسفًا

«كِسَف» جمع «كَسْف» به معناى قطعه است (لسان العرب).

6- مشركان مكه ، خواهان حضور يافتن خدا و ملائكه نزد آنان ، براى گواهى دادن به حقانيت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

أو تأتى بالله و الملئكة قبيلاً

«قبيلاً» به معناى «مقابله» (رو در رو شدن) آمده است و در اين آيه، مى تواند به منظور افاده مطلب فوق باشد.

8- آوردن خداوند و ملائكه به صورت دسته دسته در نزد مشركان مكه ، معجزه درخواستى ( اقتراحى ) آنان از پيامبر (صلی الله علیه و آله)

لن نؤمن لك حتى . .. أو تأتى بالله و الملئكة قبيلاً

برداشت فوق، مبتنى بر اين است كه «قبيلاً» جمع «قبيله» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 93 - 1،4،5،10،15

1- ايجاد خانه اى از طلا براى خود ، معجزه مورد درخواست ( معجزه اقتراحى ) مشركان مكه ، از پيامبر (صلی الله علیه و آله)

أو يكون لك بيت من زخرف

به قرينه سياق آيات كه در آنها معجزه هاى درخواستى مشركان مطرح شده است مراد از «أو يكون لك بيت من زخرف» ايجاد خانه اى طلايى از طريق معجزه است.

4- مشركان مكه ، على رغم مشاهده آيات گوناگون الهى ، از پيامبر (صلی الله علیه و آله) درخواست معجزه حسى كردند .

و لقد صرّفنا . .. من كلّ مثل فأبى ... و قالوا لن نؤمن لك حتى ... يكون لك بيت من

5- صعود پيامبر (صلی الله علیه و آله) به آسمان و آوردن دستخطى قابل خواندن و گواه بر صعود واقعى خويش ، معجزه درخواستى مشركان مكه از آن حضرت

أو ترقى فى السّماء و لن نؤمن لرقيّك حتى تنزّل علينا كتبًا نقرؤه

10- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور پاسخ گويى به معجزه هاى درخواستى بيجاى مشركان مكه و تنزيه خداوند از برآوردن چنين خواسته هايى

و قالوا لن نؤمن لك حتى تفجر لنا . .. قل سبحان ربّى

15- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظف به اعلام محدوده مسؤوليت خويش و بيان ناتوانى خود از ارائه معجزات درخواستى مشركان

قالوا . .. قل ... هل كنت إلاّ بشرًا رسولاً

پاسخ «هل كنت. ..» در قبال درخواستهاى مشركان، مى تواند گوياى اين معنا باشد كه: درخواستهاى آنان، ربطى به رسالت و مسؤوليتهاى پيامبر(صلی الله علیه و آله) نداشته و يا در توان او نبوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 50 - 1،2

1 - مشركان مكه ، خواستار تحقق معجزاتى چند به دست پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) بودند .

و قالوا لولا أنزل عليه ءايت من ربّه

2 - مشركان مكه ، نزول وحى را ، به عنوان آيه اى از جانب خدا قبول نكرده و خواستار معجزه حسّى شدند .

و كذلك أنزلنا إليك الكتب . .. و ما يجحد بأيتنا ... و قالوا لولا أنزل عليه ءاي-

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 36 - 1،3

1- مشركان براى پذيرش درستى معاد ، زنده شدن نياكانشان را از پيامبر (صلی الله علیه و آله) خواستار شدند .

فأتوا بابائنا إن كنتم صدقين

3- مشركان مكه ، خواهان شهود حسى براى ايمان به حقايق غيبى

فأتوا بابائنا إن كنتم صدقين

با اين كه معاد اخروى از امور غيبى به حساب مى آيد، مشركان با پيشنهاد زنده شدن پدرانشان، خواهان محسوس شدن آن بودند.

1456- دروغگويى مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 112 - 21

21 - پيامبر(صلی الله علیه و آله) موظف به مبارزه منفى با مشركان مكه از راه بى اعتنايى به شبهات و دروغپردازيهاى آنان است.

و لو شاء ربك ما فعلوه فذرهم و ما يفترون

رها كردن مشركان و اعتنا نكردن به گفته هاى آنان نوعى مبارزه منفى است كه خداوند پيامبر(صلی الله علیه و آله) را به آن فرمان مى دهد.

1457- دشمنى مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 13 - 2

2 - مخالفت و دشمنى مشركان مكه با خدا و رسول او مايه فرمان الهى به سركوبى و نابودى آنان

ذلك بأنهم شاقوا اللّه و رسوله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 35 - 17

17- مشركان مكه ، با اشاعه فكر جبرگرايى ، درصدد اثبات عبث بودن بعثت انبيا بودند .

و قال الذين أشركوا لو شاء الله ما عبدنا من دونه من شىء . .. فهل على الرسل إلاّ ا

عبارت «فهل على الرسل إلاّ البلاغ المبين» پس از بيان اعتقادات مشركان، مى تواند جوابى براى آنان باشد; با اين توضيح كه مشركان مى خواستند با استناد ايمان و كفر به خداوند، بيان كنند كه با چنين امرى، جايى براى آمدن انبيا نيست و خداوند با «فهل على الرسل. ..» جواب آنان را مى دهد كه آمدن پيامبران، بيهوده نيست و براى ابلاغ پيام الهى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 44 - 2

2 - مشركان مكه ، مردمى عناد پيشه و بهانه جو بودند .

و لو جعلنه قرءانًا أعجميًّا لقالوا لولا فصّلت ءايته ءاْعجمىّ و عربىّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 9 - 2

2 - مشركان مكه ، با نبوت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و پيام توحيدى آن حضرت در ستيز بودند ، نه منكر وجود آفريدگار عزيز و داناى جهان .

و لئن سألتهم . .. ليقولنّ خلقهنّ العزيز العليم

با توجه به آيات پيشين - كه نوعى خطاب و عتاب نسبت به منكران پيامبر(صلی الله علیه و آله) دارد - برداشت ياد شده به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 58 - 8

8 - مشركان مكه ، مردمانى ستيزه جو و بى منطق

بل هم قوم خصمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 2 - 1

1 - اقدام مشركان مكه به كينه توزى و آزار مسلمانان ، در صورت دست يافتن بر ايشان

إن يثقفوكم يكونوا لكم أعداء و يبسطوا إليكم أيديهم و ألسنتهم بالسوء

«ثقف» (مصدر «يثقفون») به معناى رسيدن به چيزى و دست يافتن به آن است.

1458- دعوت از مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 43 - 10

10- دعوت خداوند از مشركان مكه براى تفحص و تحقيق از عالمان ، جهت به دست آوردن حقانيت وحى به انسان

و ما أرسلنا من قبلك إلاّ رجالاً . .. فسئلوا أهل الذكر إن كنتم لاتعلمون

مخاطب فعل «فسئلوا» به قرينه آيات قبل - كه درباره مشركان بود - مى تواند مشركان باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 7 - 8

8- دعوت خداوند از مشركان مكه ، مبنى بر پرسش از آگاهان در زمينه بشر بودن پيامبران پيشين

فسلوا أهل الذكر إن كنتم لاتعلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 89 - 2

2 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور ترك مناظره و منازعه با مشركان لجوج مكه و دعوت ايشان به مسالمت اجتماعى با مسلمانان

فاصفح عنهم و قل سلم

با توجه به مفهوم «سلام» كه به معناى مسالمت است، برداشت ياد شده استفاده مى شود.

1459- دلايل كفر مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 94 - 3

3- تنها دستاويز مشركان مكه براى ايمان نياوردن به پيامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) ، بشر بودن آن حضرت بود .

قالوا أبعث الله بشرًا رسولاً

1460- دنياطلبى مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 29 - 1

1 - مشركان لجاجت پيشه مكه، منكر قيامت و هر گونه زندگى جز زندگانى دنيا بودند.

و قالوا إن هى إلا حياتنا الدنيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 93 - 3

3- مشركان مكه ، از مفاهيم عالى قرآن غافل بوده و به زخارف دنيا چشم دوخته بودند .

و لقد صرّفنا فى هذا القرءان من كلّ مثل فأبى . .. و قالوا لن نؤمن لك حتى ... أو

1461- دوستى با مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 1 - 17

17 - اقدام برخى از مهاجران ، به برقرارى رابطه سرّى و دوستانه با مشركان مكه

تسرّون إليهم بالمودّة

با توجه به شأن نزول آيه شريفه، مطلب بالا استفاده مى شود.

1462- ذلت دنيوى مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 10 - 2

2 - پيشگويى خداوند ، از حقارت و ذلّت سران مشرك مكه در دنيا *

لهم عذاب مهين . من ورائهم جهنّم

برداشت بالا بدان احتمال است كه تعبير «لهم عذاب مهين» ناظر به دنيا و «من ورائهم. ..» ناظر به آخرت باشد.

1463- رد ادعاى مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 57 - 8

8 - رد شدن ادعاى مشركان مكه ( ربوده شدن آنان در صورت گرويدن به آيين پيامبر (صلی الله علیه و آله) ) از سوى خداوند

و قالوا . .. نتخطّف من أرضنا أوَلم نمكّن لهم حرمًا ءامنًا

1464- رفع عذاب دنيوى مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 15 - 2

2- اخبار خداوند از رفع محدود عذاب دنيوى مشركان مكه و بازگشت دوباره آنان به كفر و شرك

إنّا كاشفوا العذاب قليلاً إنّكم عائدون

برداشت يادشده بر اين اساس است كه عذابى كه در آيات پيشين از آن ياد شده، عذاب دنيوى باشد. در اين صورت معناى آيه چنين مى شود: ما عذاب دنيوى را براى زمانى اندك برخواهيم داشت; يعنى، در دنيا كه اصولاً مجالى اندك است عذاب را از شما برمى داريم; اما انتقام به قيامت موكول خواهد شد.

1465- روش برخورد مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 119 - 21

21 - اتهام بدعتگذارى و تجاوز به احكام دين الهى به اسلام و مسلمانان در تبليغات مشركان مكه

إن ربك هو أعلم بالمعتدين

كاربرد فعل تفضيل «أعلم» و تأكيد و حصر آن با «إن» و ضمير فصل «هو» در مواردى است كه مدعيان و منكرانى در برابر وجود داشته باشند. بدين معنى كه چه بسا مشركان، مسلمانان را به سبب پايبندى به احكام اسلام به بدعتگذارى متهم مى ساختند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 41 - 9

9- برخورد كافران و مشركان مكه با قرآن ، اساس علمى و عقلانى نداشت ; بلكه برخاسته از انگيزه هاى نفسانى - روانى آنان بود .

و لقد صرّفنا فى هذا القرءان ليذّكّروا و ما يزيدهم إلاّ نفورًا

خداوند، حاصل تبيين تنوع و گوناگونى آيات خويش را براى مشركان، نفرت آنان معرفى مى كند و اين، نشان مى دهد كه آنان، به جاى برخورد منطقى با آيات الهى، برخورد روانى - نفسانى داشتند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 101 - 6

6- موضع گيرى مشركان مكه در برابر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، استمرار موضع گيرى فرعون در برابر موسى ( ع ) بود .

و قالوا لن نؤمن لك . .. و لقد ءاتينا موسى ... فقال له فرعون إنى لأظنّك يموسى مس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 36 - 1،2

1- كافران و مشركان مكه ، به هنگام رو به رو شدن با پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، آن حضرت را مورد تمسخر و استهزا قرار مى دادند .

و إذا رءاك الذين كفروا إن يتّخذونك إلاّهزوًا

2- تمسخر و استهزا ، تنها شيوه برخورد مشركان و كافران مكه با شخص پيامبر (صلی الله علیه و آله) بود .

و إذا رءاك الذين كفروا إن يتّخذونك إلاّهزوًا

حرف نفى «إن» و حرف استثنا «إلاّ» پس از آن - كه بر قصر دلالت مى كند - و نيز آمدن «هزواً» به صورت مصدر، همگى بيانگر استمرار و شدت در كار استهزا و تمسخر است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 30 - 5

5 - اقدام مشركان مكه به جنگ تبليغاتى عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به دليل ناتوانى از مقابله منطقى با آن حضرت

و لمّا جاءهم الحقّ قالوا هذا سحر

1466- روش مبارزه مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 57 - 5

5 - هوچى گرى و تبليغات منفى ، از ابزار هاى مقابله مشركان مكه با پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله)

و لمّا ضرب . .. إذا قومك منه يصدّون

1467- زمينه اسلام مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 78 - 13

13 - بهره گيرى از عواطف خويشاوندى براى ترغيب مشركان مكّه به گرويدن به اسلام

و ما جعل عليكم فى الدين من حرج ملّة أبيكم إبرهيم

1468- سرزنش مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 60 - 13

13 - توبيخ مشركان مكه از سوى خداوند ، به خاطر انحراف آنان از حق و ناديده گرفتن دلايل روشن توحيد

أمّن خلق السموت . .. أءله مع اللّه بل هم قوم يعدلون

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه مخاطبان نخستين آيه، مشركان مكه بوده اند. گفتنى است كه واژه «عدول» (مصدر «يعدلون») به معناى ميل و انحراف است; يعنى، «بل هم قوم عادتهم العدول عن طريق الحق و الإنحراف عنها».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 67 - 5،10

5 - مشركان مكه ، به خاطر ايمان به باطل ، از سوى خداوند سرزنش شدند .

أَوَلم يروا أنّا جعلنا حرمًا ءامنًا . .. أفبالبطل يؤمنون

10 - مشركان مكه ، به خاطر ناسپاسى نعمت هاى الهى ، از سوى خداوند سرزنش شدند .

أَوَلم يروا أنّا جعلنا حرمًا ءامنًا . .. أفبالبطل يؤمنون و بنعمة اللّه يكفرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 14 - 1

1- توبيخ مشركان مكه از سوى خداوند ، به خاطر روى گردانى از پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) ، به رغم دلايل آشكار آن حضرت

و قد جاءهم رسول مبين . ثمّ تولّوا عنه و قالوا معلّم مجنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 10 - 11

11- سرزنش مشركان عرب از سوى خداوند ، به سبب كفرورزى به قرآن ، على رغم ايمان برخى غير عرب به حقانيت آن *

و شهد شهد من بنى إسرءيل على مثله فامن و استكبرتم

اين احتمال در آيه وجود دارد كه تذكر قرآن به ايمان فردى از بنى اسرائيل; از آن جهت براى مشركان عرب سرزنش بار باشد كه بنى اسرائيل در اصل عرب نبودند و عوامل نژادى و زبانى، مقتضى آن بوده تا در برابر قرآن خاضع نشوند. با اين وصف برخى از آنان به قرآن ايمان آوردند; در حالى كه مشركان عرب - كه قرآن به لغت آنان نازل شده - از پذيرش آن امتناع ورزيدند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 19 - 1

1 - سرزنش مشركان مكه از سوى خداوند ، به خاطر پرستش خدايان ( لات ، عزى ، و منات ) بدون هيچ برهان و پشتوانه علمى

أفرءيتم اللّ-ت و العزّى . و منوة الثالثة الأُخرى

آيات پيشين - به ضميمه استفهام انكارى در «أرأيتم» - اشاره به آن دارد كه رهنمودهاى پيامبر(صلی الله علیه و آله) متكى به شهود بود; اما مشركان در دعاوى خويش از هرگونه دليل و برهان بى بهره بودند.

1469- سركوبى مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 14 - 1

1 - سركوبى و شكست مشركان در بدر ، عقوبت دنيوى آنان

ذلكم فذوقوه و أن للكفرين عذاب النار

«كم» در «ذلكم» خطاب به مشركان و «ذا» اشاره به شكست و سركوبى آنان دارد. و «ذلكم» مبتدا و خبر آن به قرينه فراز بعد - «و أن للكافرين ... » - «عقابكم فى الدنيا» است.

1470- سوگند مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 109 - 1

1 - مشركان مكه سوگند اكيد ياد كردند كه در صورت مشاهده معجزه مورد نظر خود ايمان مى آورند.

و أقسموا بالله جهد أيمنهم لئن جاءتهم ءاية

1471- شرايط ايمان مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 90 - 1

1- ايجاد چشمه اى پر آب و جوشان در مكه توسط پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى مشركان ، پيش شرط آنان در ايمان به پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و قالوا لن نؤمن لك حتى تفجر لنا من الأرض ينبوعًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 91 - 1

1- برخوردارى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از باغستانى بزرگ با درخت هاى خرما و انگور و جارى ساختن نهر هاى آب فراوان در لابه لاى آنها ، پيش شرط مشركان مكه براى ايمان آوردن به آن حضرت

و قالوا لن نؤمن لك حتى . .. أو تكون لك جنّة من نخيل و عنب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 92 - 2،7

2- فرود آوردن قطعاتى از آسمان بر مشركان مكه ، پيش شرط آنان در ايمان به پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و قالوا لن نؤمن لك . .. أو تسقط السّماء كما زعمت علينا كسفًا

7- مشركان مكه ، ايمان خود را به پيامبر (صلی الله علیه و آله) منوط به آوردن خدا و فرشتگان ، به صورتى قابل مشاهده كردند .

قالوا لن نؤمن لك حتى . .. أو تأتى بالله و الملئكة قبيلاً

برداشت فوق، مبتنى بر اين است كه «قبيلاً» به معناى مشاهده رو در رو باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 93 - 2،6

2- مشركان مكه ، ايمان خود را به پيامبر (صلی الله علیه و آله) منوط به ايجاد خانه اى از طلا به صورت معجزه آسا كردند .

قالوا لن نؤمن لك حتى . .. أو يكون لك بيت من زخرف

6- صعود پيامبر (صلی الله علیه و آله) به آسمان و آوردن نامه اى براى حقانيت خويش ، پيش شرط مشركان مكه براى ايمان آوردن به آن حضرت

و قالوا لن نؤمن لك حتى . .. أو ترقى فى السّماء و لن نؤمن لرقيّك حتى تنزّل علينا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 36 - 1،3

1- مشركان براى پذيرش درستى معاد ، زنده شدن نياكانشان را از پيامبر (صلی الله علیه و آله) خواستار شدند .

فأتوا بابائنا إن كنتم صدقين

3- مشركان مكه ، خواهان شهود حسى براى ايمان به حقايق غيبى

فأتوا بابائنا إن كنتم صدقين

با اين كه معاد اخروى از امور غيبى به حساب مى آيد، مشركان با پيشنهاد زنده شدن پدرانشان، خواهان محسوس شدن آن بودند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بينه - 98 - 2 - 6

6 - اهل كتاب و مشركان مكه و مدينه ، خود را منتظر فرستاده ويژه خداوند مى دانستند و ترك مرام خويش را به آن مشروط ساخته بودند .

لم يكن . .. منفكّين حتّى تأتيهم البيّنة . رسول من اللّه

برداشت ياد شده، ناظر به احتمال اراده «منفكّين عن الكفر» است كه در برداشت هاى آيه پيشين توضيح داده شد.

1472- شرك مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 42 - 3

3- مشركان مكه ، به وجود خدايانى متعدد در كنار پروردگار جهان معتقد بودند .

قل لو كان معه ءالهة كما يقولون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 9 - 4

4 - مشركان مكه ، گرفتار شرك در زمينه هايى غير از زمينه خالقيت خداوند

و لئن سألتهم من خلق

1473- شك مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 61 - 4

4 - ترديد و استبعاد مشركان مكه ، در امكان وقوع قيامت

و إنّه لعلم للساعة فلاتمترنّ بها

1474- شكست مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 15 - 2

2 - فرجام يهود بنى نضير در موضع گيرى عليه اسلام ، منتهى به شكست آنان ، همچون فرجام مشركان مكه در بدر *

كمثل الذين من قبلهم قريبًا

برخى برآنند كه مراد از «الذين من قبلهم قريبًا»، مشركان مكه در بدر است.

1475- شگفتى مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 31 - 4

4 - اظهار شگفتى و ناباورى مشركان مكه ، نسبت به نزول وحى بر فردى عادى و غيراشرافى

لولا نزّل هذا القرءان على رجل من القريتين عظيم

با توجه به اعتراض مشركان مكه كه چرا پيامبر، از ميان اشراف و ثروتمندان برگزيده نشد، فقر و تنگدستى پيامبر(صلی الله علیه و آله) به دست مى آيد.

1476- صبر بر ظلم مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 42 - 1

1- مسلمانان مهاجر از ستم مشركان مكه ، مردمانى صبور بودند كه در برابر ستم ظالمان شكيبايى پيشه كردند .

و الذين هاجروا فى الله . .. الذين صبروا

«الذين» عطف بيان براى «الذين» در آيه سابق است.

1477- ضيق صدر مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 36 - 11

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 36 - 11

11- كافران و مشركان مكه مردمى تنگ نظر ، متعصب و ناتوان در تحمل افكار مخالفان بودند .

أهذا الذى يذكر ءالهتكم و هم بذكر الرحمن هم كفرون

برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه كافران مكه، حتى تحمّل شنيدن نام خداى رحمان را نداشتند، و با پيامبر اسلام، همواره با تمسخر و استهزا برخورد مى كردند.

1478- ظلم مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 41 - 2،3

2- عده اى از مسلمانان صدراسلام براى رهايى از ظلم و ستم مشركان مكه ، از آن شهر هجرت كردند .

و الذين هاجروا فى الله من بعد ما ظلموا

به دليل اينكه سوره نحل در مكه نازل شده است، احتمال دارد مراد از «الذين هاجروا» مسلمانانى باشد كه از مكه هجرت كرده و به حبشه يا مدينه رفتند.

3- مسلمانان در مكه ، مورد ظلم و ستم مشركان بودند .

و الذين هاجروا فى الله من بعد ما ظلموا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 59 - 15

15 - مشركان مكه ، مردمانى ستم پيشه

و ما كنّا مهلكى القرى إلاّ و أهلها ظلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 49 - 9

9 - مشركان مكه ، مردمى ستم پيشه و منكر آيات الهى بودند .

ما يجحد بأيتنا إلاّ الكفرون . .. و ما يجحد بأيتنا إلاّ الظلمون

«ال» در «الظالمون» عهد بوده و اشاره به «الكافرون» در آيه چهل و هفت دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 13 - 2

2- دلجويى خداوند از پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در قبال ستم مشركان و ناگزيرى آن حضرت به ترك سرزمين خويش

و كأيّن من قرية هى أشدّ قوّة من قريتك الّتى أخرجتك أهلكنهم

يادآورى خداوند به فرجام هلاكت بار مشركان، در حقيقت مرهمى بر آلام پيامبر(صلی الله علیه و آله) از ستم مشركان است.

1479- عجز مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 36 - 3

3- ناتوانى و درماندگى كافران و مشركان مكه ، در مبارزه با اسلام و منطق پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و إذا رءاك الذين كفروا إن يتّخذونك إلاّهزوًا

از اين كه كافران و مشركان، به گونه اى مستمر به استهزاى پيامبر(صلی الله علیه و آله) مى پرداختند، برمى آيد كه آنان در توسل به منطق و دليل

و برهان ناتوان بودند و هيچ راهى جز اين نداشتند.

1480- عذاب استيصال مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 102 - 2

2 - مشركان مكه ، به دليل از دست دادن زمينه ايمان به آيات الهى و هشدار هاى پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) ، مستحق عذاب استيصال بودند .

و ما تغنى الأيت و النذر عن قوم لايؤمنون. فهل ينتظرون إلا مثل أيام الذين خلوا من

با توجه به اينكه يكى از مصاديق «قوم لايؤمنون» در آيه قبل، مشركان مكه مى باشد، برداشت فوق استفاده مى شود.

1481- عذاب دنيوى مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 10 - 3

3- تهديد مشركان حق ستيز مكه ، از سوى خداوند به عذابى دنيوى و تيره كننده زندگى

فارتقب يوم تأتى السماء بدخان مبين

برداشت ياد شده بنابراين نكته است كه «دخان مبين»، كنايه از تيره روزى و عذاب دنيوى باشد، چه اين كه برخى از مفسران اين آيه را پاسخى به دعاى پيامبر(صلی الله علیه و آله) دانسته اند كه از خداوند خواست تا براى بيدار شدن مشركان، آنان را به قحطى اى همچون دوران يوسف مبتلا كند.

1482- عذاب مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 66 - 3

3 - پيشگويى قرآن در مورد عملى شدن وعده هاى عذاب بر مشركان مكه و قبيله پيامبر*

و كذّب به قومك و هو الحق

از معانى حق، «ثابت» و «واجب» است و در مورد آيه به دليل اينكه خبر از وقوع حادثه اى در آينده است، يعنى چيزى كه تثبيت شده و واقع خواهد شد. لذا اگر مرجع ضمير «به»، «عذاب» در آيه قبل باشد، جمله «و هو الحق» تأكيد بر وقوع حتمى آن در آينده خواهد بود. همان گونه كه تاريخ نيز اين نكته را به وضوح تأييد كرد.

1483- عفو از مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 14 - 1

1 - خداوند مؤمنان مكه را به صبر در برابر حركات ناشايست مشركان و عفو از خطاكارى آنان فرمان داد .

قل للذين ءامنوا يغفروا للذين لايرجون أيّام اللّه

با توجه به اين كه اين آيات در مكه نازل شده، به دست مى آيد كه اين فرمان در مقطع قبل از هجرت بوده است و منظور از «الذين لايرجون. ..» مشركان اند.

1484- عقيده مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 195 - 6

6 - مشركان مكه بر اين باور بودند كه معبودانشان بر يارى آنها عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) توانا هستند .

قل ادعوا شركاءكم ثم كيدون فلاتنظرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 35 - 4،7

4- مشركان مكه ، باورمند به مشيت خداوند بودند و تفسير نادرستى از آن داشتند .

و قال الذين أشركوا لو شاء الله ما عبدنا من دونه من شىء

7- مشركان مكه ، على رغم عقيده به خدايان متعدد ، اظهار عقيده به خداوند كرده و قضاى او را در عالم نافذ مى دانستند .

و قال الذين أشركوا لو شاء الله ما عبدنا من دونه من شىء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 38 - 2

2- مشركان مكه ، معتقد به وجود خداوند بودند .

و أقسموا بالله جهد أيمنهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 40 - 3

3- مشركان مكه ، معتقد بودند كه ملائكه از جنس زن هستند .

و اتّخذ من الملئكة إنثًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 92 - 10

10- اتكاى مشركان مكه در عقايد و جهان بينى خود ، تنها بر محسوسات و دريافت هاى حسى بود .

تأتى بالله و الملئكة قبيلاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 50 - 3

3 - مشركان مكه ، ربوبيت خداوند را بر همه قبول نداشتند .

لولا أنزل عليه ءايت من ربّه

تعبير «ربّه» و اضافه «ربّ» به ضمير مفرد مذكر غايب - كه مرجع اش پيامبر است - حكايت از نكته فوق مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 32 - 3

3 - مشركان مكّه ، داراى گرايش ها و آيين هاى مذهبى مختلف بودند .

و لاتكونوا من المشركين . من الذين فرّقوا دينهم

«المشركين» به قرينه آيات قبل و سياق، ممكن است مشركان مكه باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 52 - 10

10 - اعتقاد مشركان مكه به وجود خداوند

إن كان من عند اللّه

از ظاهر جمله شرطيه بر مى آيد كه اصل وجود خداوند براى مشركان، مسلم بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 9 - 4

4 - مشركان مكه ، گرفتار شرك در زمينه هايى غير از زمينه خالقيت خداوند

و لئن سألتهم من خلق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 17 - 7

7 - مشركان مكه ، خداوند را با نام « رحمان » مى شناختند و ياد مى كردند .

بما ضرب للرحمن مثلاً

بنابراين كه واژه «رحمان» در آيه شريفه، به خاطر بار معنايى آن نيامده باشد; بلكه صرفاً نقل قول ساده اى از كلام عرب جاهلى باشد كه به جاى «اللّه» - يا هر صفت ديگر براى خداوند - كلمه «رحمان» را به كار مى بردند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 58 - 4

4 - مشركان مكه ، معتقد به برترى فرشتگان بر عيسى ( ع ) *

و جعلوا الملئكة . .. و قالوا لو شاء الرحمن ما عبدنهم ... ءألهتنا خير أم هو

از آيه نوزده و بيست همين سوره استفاده مى شود كه مصداق مورد نظر مشركان از «الهة» ملائكه بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 87 - 1

1 - اعتقاد مشركان مكه ، به خالقيت خداوند و توحيد در آفرينش

و لئن سألتهم من خلقهم ليقولنّ اللّه فأنّى يؤفكون

از آيه شريفه استفاده مى شود كه شرك مشركان، در ناحيه خالقيت خداوند نبوده است; بلكه آنان در ربوبيت، تدبير، كارگشايى امور و وساطت براى تقرب به خدا، گرفتار شرك بوده اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 24 - 6

6 - وجود اعتقاد به تناسخ ، در ميان مشركان مكه *

نموت و نحيا

تقدم «نموت» بر «نحيا» - با اين كه انسان نخست بايد زنده باشد تا بميرد - اين احتمال را به ذهن مى آورد كه برخى از مشركان، معتقد به تناسخ و حيات پس از مرگ در دنيا بوده اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 8 - 2

2- مشركان مكه ، معتقد به وجود خداوند و در تلاش براى انكار رسالت پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله)

أم يقولون افتريه

اتهام افترا و كذب به پيامبر(صلی الله علیه و آله) در زمينه آيات از سوى كافران، نمايانگر اين حقيقت است كه آنان، در بخشى از ادعاها و جوسازى هاى خويش، بر وجود خداوند صحه گذاشته بودند; ليكن رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) و آيات وحى را انكار مى نمودند.

1485- عقيدهء باطل مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 42 - 3

3- مشركان مكه ، به وجود خدايانى متعدد در كنار پروردگار جهان معتقد بودند .

قل لو كان معه ءالهة كما يقولون

1486- علايق مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 46 - 7

7- مشركان مكه ، به عقايد شرك آلود خويش شديداً علاقه مند و دلبسته بودند .

و إذا ذكرت ربّك . .. ولّوا على أدبرهم

1487- عواطف خويشاوندى مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 78 - 13

13 - بهره گيرى از عواطف خويشاوندى براى ترغيب مشركان مكّه به گرويدن به اسلام

و ما جعل عليكم فى الدين من حرج ملّة أبيكم إبرهيم

1488- عوامل سرور مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 14 - 10

10- مشركان مكه ، سرخوش از بيرون راندن پيامبر (صلی الله علیه و آله) از سرزمين خويش

قريتك الّتى أخرجتك . .. زيّن له سوء عمله

مورد «سوء عمله» در آيه شريفه، همان اخراج پيامبر(صلی الله علیه و آله) از سرزمين مكه است.

1489- عوامل هدايت ناپذيرى مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 57 - 21

21 - جهل بيشتر مشركان مكه به خاستگاه الهى امنيت و رفاه اقتصادى آن شهر ، عامل روى گردانى آنان از پذيرش هدايت الهى ( اسلام ) بود .

و قالوا إن نتّبع الهدى . .. و لكنّ أكثرهم لايعلمون

1490- عهد مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 109 - 1

1 - مشركان مكه سوگند اكيد ياد كردند كه در صورت مشاهده معجزه مورد نظر خود ايمان مى آورند.

و أقسموا بالله جهد أيمنهم لئن جاءتهم ءاية

1491- غفلت مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 93 - 3،7

3- مشركان مكه ، از مفاهيم عالى قرآن غافل بوده و به زخارف دنيا چشم دوخته بودند .

و لقد صرّفنا فى هذا القرءان من كلّ مثل فأبى . .. و قالوا لن نؤمن لك حتى ... أو

7- غفلت مشركان مكه از نقش اصلى اراده خدا در تحقق معجزات

تفجر لنا . .. تسقط السّماء ... تأتى بالله ... تنزّل علينا كتبًا نقرؤه

از اينكه آنان، تمامى معجزات درخواستى خود، حتى آمدن خدا را از شخص پيامبر(صلی الله علیه و آله) مى خواستند، نشان دهنده نكته ياد شده است.

1492- فرجام شوم مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 36 - 17

17- مشركان مكه ، مورد تهديد خداوند به فرجامى شوم

و قال الذين أشركوا . .. فسيروا فى الأرض فانظروا كيف كان عقبة المكذّبين

بنابراين احتمال كه مخاطبان امر «سيروا» مشركان مكه اند استفاده مى شود كه دعوت از آنان براى سير و سفر در زمين جهت مطالعه سرانجام تكذيب كنندگان انبيا پس از بازگويى ديدگاه آن مشركان در باره خداوند، هشدارى است به آنان.

1493- فرجام مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 15 - 2

2 - فرجام يهود بنى نضير در موضع گيرى عليه اسلام ، منتهى به شكست آنان ، همچون فرجام مشركان مكه در بدر *

كمثل الذين من قبلهم قريبًا

برخى برآنند كه مراد از «الذين من قبلهم قريبًا»، مشركان مكه در بدر است.

1494- فلسفه خواسته هاى مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 6 - 8

8- درخواست معجزه از سوى مشركان ستم پيشه مكه ، در جهت بهانه جويى بود ; نه حقيقت طلبى .

فليأتنا. .. أفهم يؤمنون

خداوند، درخواست معجزه از طرف مشركان را به اين دليل ردّ فرمود كه آنان مانند مشركان اقوام گذشته، قصد ايمان آوردن نداشتند. بنابراين چنين درخواستى بهانه و دست آويزى بيش نبود.

1495- قدرت مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 26 - 1

1- قوم عاد ، برخوردار از قدرت و امكانات بس فزون تر از مشركان مكه

و لقد مكّنّ-هم فيما إن مكّنّ-كم فيه

حرف «إن» نافيه است.

1496- قياس مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 58 - 6

6 - مقايسه ميان بت ها و عيسى بن مريم ( ع ) ، حركتى جدلى از سوى مشركان مكه

ما ضربوه لك إلاّ جدلاً

در مكتب پيامبر(صلی الله علیه و آله) سخن از الوهيت عيسى(ع) به ميان نيامده بود تا مشركان او را با آلهه خود مقايسه كنند.

1497- كفر مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 89 - 9،11

9 - مشركان مكه به پيامبر(صلی الله علیه و آله) و انبياى پيشين كفر مىورزيدند.

أولئك الذين ءاتينهم . .. فإن يكفر بها هؤلاء

«هؤلاء» اشاره به مشركان مكه است.

11 - خداوند تسلى دهنده پيامبر(صلی الله علیه و آله) با بشارت به پديدار شدن مؤمنانى پايدار، على رغم كفر مشركان مكه

فإن يكفر بها هؤلاء فقد و كلنا بها قوما ليسوا بها بكفرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 53 - 12

12 - هلاكت و نابودى مشركان مكه در كارزار بدر ، پيامد گناهان و كفرشان به آيات الهى بود .

ذلك بأن اللّه لم يك مغيرا نعمة أنعمها على قوم حتى يغيروا ما بأنفسهم

«ذلك» علاوه بر اينكه اشاره به فرجام شوم فرعونيان و كافران پيش از آنان است، مى تواند اشاره به قضاياى جنگ بدر و نابودى مشركان مكه نيز داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 49 - 1

1- مشركان مكه ، ناباورى و بى اعتقادى خود را به امكان حيات مجدد پس از تبديل شدن به استخوان خُرد و ريز ريز شده ، اعلام داشتند .

و قالوا أءذا كنّا عظمًا و رفتًا أءنَّا لمبعوثون خلقًا جديدًا

«رفات» از ريشه «رَفْت» به معناى شكستن و خُرد و ريز ريز شدن است (مفردات راغب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 101 - 7

7- دلدارى خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) در قبال كفر مشركان مكه به معجزه آن حضرت ( قرآن )

و قالوا لن نؤمن لك . .. و لقد ءاتينا موسى تسع ءايت بيّنت ... فقال له فرعون إنى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 10 - 11

11- سرزنش مشركان عرب از سوى خداوند ، به سبب كفرورزى به قرآن ، على رغم ايمان برخى غير عرب به حقانيت آن *

و شهد شهد من بنى إسرءيل على مثله فامن و استكبرتم

اين احتمال در آيه وجود دارد كه تذكر قرآن به ايمان فردى از بنى اسرائيل; از آن جهت براى مشركان عرب سرزنش بار باشد كه بنى اسرائيل در اصل عرب نبودند و عوامل نژادى و زبانى، مقتضى آن بوده تا در برابر قرآن خاضع نشوند. با اين وصف برخى از آنان به قرآن ايمان آوردند; در حالى كه مشركان عرب - كه قرآن به لغت آنان نازل شده - از پذيرش آن امتناع ورزيدند.

1498- كفران مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 29 - 1

1 - بهره مندى مشركان مكه از موهبت هاى الهى ، به رغم بى اعتنايى آنان به آيين توحيدى ابراهيم ( ع )

و إذ قال إبرهيم . .. لعلّهم يرجعون . بل متّعت هؤلاء و ءاباءهم

از آن جا كه در آيات پيشين سخن از ابراهيم(ع) و نسل آن حضرت بود و با توجه به اين كه مشركان مكه از نسل او به شمار مى آمدند، مى توان گفت كه «هؤلاء» اشاره به مشركان مكه دارد.

1499- كفران نعمت مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 67 - 8

8 - مشركان مكه ، به نعمت هاى خداوند ، كفر ورزيدند .

هم يشركون . .. و بنعمة اللّه يكفرون

1500- كيفر دنيوى مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 14 - 1

1 - سركوبى و شكست مشركان در بدر ، عقوبت دنيوى آنان

ذلكم فذوقوه و أن للكفرين عذاب النار

«كم» در «ذلكم» خطاب به مشركان و «ذا» اشاره به شكست و سركوبى آنان دارد. و «ذلكم» مبتدا و خبر آن به قرينه فراز بعد - «و أن للكافرين ... » - «عقابكم فى الدنيا» است.

1501- كيفر مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 13 - 5

5 - سركوبى و شكست مشركان در جنگ بدر ، عقاب شديد الهى براى آنان

فاضربوا فوق الأعناق . .. فإن اللّه شديد العقاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 14 - 3

3 - مشركان حاضر در كارزار بدر ، مردمى كفرپيشه و مستحق عذاب با آتش دوزخ

و أن للكفرين عذاب النار

از مصاديق مورد نظر براى «للكفرين» مشركان حاضر در كارزار بدر مى باشد.

1502- گناه مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 53 - 12

12 - هلاكت و نابودى مشركان مكه در كارزار بدر ، پيامد گناهان و كفرشان به آيات الهى بود .

ذلك بأن اللّه لم يك مغيرا نعمة أنعمها على قوم حتى يغيروا ما بأنفسهم

«ذلك» علاوه بر اينكه اشاره به فرجام شوم فرعونيان و كافران پيش از آنان است، مى تواند اشاره به قضاياى جنگ بدر و نابودى مشركان مكه نيز داشته باشد.

1503- لجاجت مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 29 - 1

1 - مشركان لجاجت پيشه مكه، منكر قيامت و هر گونه زندگى جز زندگانى دنيا بودند.

و قالوا إن هى إلا حياتنا الدنيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 90 - 4

4- مشركان مكه ، على رغم مشاهده آيات گوناگون الهى ، از پيامبر (صلی الله علیه و آله) درخواست معجزه حسى كردند .

و لقد صرّفنا . .. من كلّ مثل فأبى ... و قالوا لن نؤمن لك حتى تفجر لنا من الأرض ي

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 91 - 3

3- مشركان مكه ، على رغم مشاهده آيات گوناگون الهى ، از پيامبر (صلی الله علیه و آله) درخواست معجزه حسى كردند .

و لقد صرّفنا . .. من كلّ مثل فأبى ... و قالوا لن نؤمن لك حتى ... تكون لك جنّة من

نكته ياد شده با اين احتمال در آيه قابل استفاده است كه: آنان ايجاد باغى با صفات ياد شده را به وسيله معجزه درخواست كرده باشند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 92 - 5

5- سرسختى و لجاجت مشركان مكه در برابر پيامبر (صلی الله علیه و آله) و تعاليم بر حق او

لن نؤمن لك حتى . .. تسقط السّماء كما زعمت علينا كسفًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 93 - 4

4- مشركان مكه ، على رغم مشاهده آيات گوناگون الهى ، از پيامبر (صلی الله علیه و آله) درخواست معجزه حسى كردند .

و لقد صرّفنا . .. من كلّ مثل فأبى ... و قالوا لن نؤمن لك حتى ... يكون لك بيت من

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 47 - 12

12 - مشركان مكه ، از سر لجاجت ، قرآن را نپذيرفتند و به آن ايمان نياوردند .

و كذلك أنزلنا إليك الكتب . .. و ما يجحد بأيتنا إلاّ الكفرون

«جحود» نفى كردن چيزى است كه دل، اثبات مى كند و اثباتِ چيزى است كه دل، نفى كرده است (مفردات راغب) بنابر معناى لغوى، «جحود»، منطبق بر لجاجت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 49 - 10

10 - انكار قرآن از سوى مشركان مكه ، از سر لجاجت و حق ناپذيرى بود .

ما يجحد بأيتنا إلاّ الكفرون . .. و ما يجحد بأيتنا إلاّ الظلمون

«جحود» در لغت نفى چيزى است كه دل آن را اثبات مى كند و اثبات چيزى است كه دل نفى مى كند. (مفردات راغب). «جحود» طبق معناى لغوى منطبق بر لجاجت است. گفتنى است: «ال» در «الظالمون» عهد بوده و اشاره به «الكافرون» در آيه چهل و هفت دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 30 - 2

2 - انكار لجاجت آميز وحى و قرآن ، از سوى مشركان مكه

و رسول مبين . و لمّا جاءهم الحقّ قالوا هذا سحر و إنّا به كفرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 34 - 2

2- مشركان مكه بر موضع انكارآميز خود در باره معاد پافشارى كرده و بر آن اصرار مىورزيدند .

إنّ هؤلاء ليقولون

به كارگيرى فعل مضارع (يقولون) - كه مفيد استمرار است - بيانگر مطلب فوق مى باشد.

1504- ماده گرايى مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 92 - 9

9- مشركان مكه ، داراى تصورى مادى و جسمانى از خدا و ملائكه

تأتى بالله و الملئكة قبيلاً

«قبيلاً» به معناى رو در رو شدن و مشاهده آمده است و از آن نكته فوق استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 93 - 8

8- اتكاى مشركان مكه به ملاك هاى مادى و حسى ، در شناخت معجزات و آيات الهى

حتى تفجر لنا . .. حتى تنزّل علينا كتبًا نقرؤه

1505- ماديگرايى مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 31 - 3

3 - ثروت و اشرافيت ، ملاك تمامى ارزش ها - حتى ارزش هاى دينى - در نگاه مشركان مكه

لولا نزّل هذا القرءان . .. عظيم

مشركان در مقام اعتراض به پيامبر(صلی الله علیه و آله) اظهار مى داشتند: اگر وحى اصالت داشت، مى بايست بر اشراف نازل مى شد. از اين نكته استفاده مى شود كه ملاك ارزش براى آنان، مال و مقام بوده است.

1506- ماههاى مهلت به مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 2 - 14

14 - از اميرالمؤمنين ( ع ) درباره قول خداى عز و جل « فسيحوا فى الأرض أربعة أشهر » روايت شده است : « هى عشرون من ذى الحجة و المحرم و صفر و شهر ربيع الأول و عشر من ربيع الآخر . . . ;

آن چهار ماه، بيست روز از آخر ذيحجه و تمام محرم و صفر و ماه ربيع الاول و ده روز اول ربيع الآخر است . .. ».

1507- مبارزه با مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 112 - 21

21 - پيامبر(صلی الله علیه و آله) موظف به مبارزه منفى با مشركان مكه از راه بى اعتنايى به شبهات و دروغپردازيهاى آنان است.

و لو شاء ربك ما فعلوه فذرهم و ما يفترون

رها كردن مشركان و اعتنا نكردن به گفته هاى آنان نوعى مبارزه منفى است كه خداوند پيامبر(صلی الله علیه و آله) را به آن فرمان مى دهد.

1508- مبارزه مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 36 - 3

3- ناتوانى و درماندگى كافران و مشركان مكه ، در مبارزه با اسلام و منطق پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و إذا رءاك الذين كفروا إن يتّخذونك إلاّهزوًا

از اين كه كافران و مشركان، به گونه اى مستمر به استهزاى پيامبر(صلی الله علیه و آله) مى پرداختند، برمى آيد كه آنان در توسل به منطق و دليل و برهان ناتوان بودند و هيچ راهى جز اين نداشتند.

1509- مبانى عقيدتى مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 35 - 3

3- مشركان مكه ، درصدد تقويت پايگاه عقيدتى خويش با استناد به ريشه تاريخى داشتن آن

و قال الذين أشركوا لو شاء الله ما عبدنا من دونه من شىء نحن و لا ءاباؤنا

ذكر «و لا ءاباؤنا» در كلام مشركان در حالى كه بحثى از آنها در ميان نبوده است، مى تواند مشعر به نكته ياد شده باشد.

1510- مجادله بامشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 40 - 8

8- مجادله قرآن با مشركان ، با بهره گيرى از باور هاى ايشان در رد عقايد شرك آلودشان

أفأصفكم ربّكم بالبنين و اتّخذ من الملئكة إنثًا

1511- مجادله مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 57 - 1

1 - مجادله مشركان مكه درباره عيسى ( ع ) ، اقدامى در جهت تخطئه آيات قرآن

و لمّا ضرب ابن مريم مثلاً

تأمل در آيات بعد، نشان مى دهد كه مَثَل مذكور در اين آيه، از ناحيه مشركان و براى توجيه روى آورى آنان به پرستش بت ها و انكار مورد عذاب واقع شدن معبودهاى شرك بوده است; چنان كه در آيه بعد مى فرمايد: «ما ضربوه إلاّ جدلاً. ..».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 58 - 1،6

1 - مجادله مشركان مكه با پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در مقايسه معبود هاى خويش با عيسى ( ع )

و قالوا ءألهتنا خير أم هو

6 - مقايسه ميان بت ها و عيسى بن مريم ( ع ) ، حركتى جدلى از سوى مشركان مكه

ما ضربوه لك إلاّ جدلاً

در مكتب پيامبر(صلی الله علیه و آله) سخن از الوهيت عيسى(ع) به ميان نيامده بود تا مشركان او را با آلهه خود مقايسه كنند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 36 - 2

2- مجادله مشركان مكه با مؤمنان ، در مسأله معاد

فأتوا بابائنا إن كنتم صدقين

تعبير «فأتوا» (با صيغه جمع) مى رساند كه مخاطب مشركان، تنها پيامبر(صلی الله علیه و آله) نبوده; بلكه مؤمنان نيز مورد خطاب آنان بودند.

1512- محروميت مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 101 - 11

11 - مشركان مكه ، گروهى بودند كه زمينه ايمان به آيات الهى و هشدار هاى پيامبران را ، از دست داده بودند .

أفأنت تكره الناس حتى يكونوا مؤمنين . .. و ما تغنى الأيت و النذر عن قوم لايؤمنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 46 - 2

2- مشركان مكه ، در اثر مستورى قلب و سنگينى گوشهايشان ، از ادراك صحيح آيات خدا ، محروم بودند .

و جعلنا بينك و بين الذين لايؤمنون بالأخرة حجابًا مستورًا و جعلنا على قلوبهم أكنّ

1513- محمد(صلی الله علیه و آله) و مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 112 - 21

21 - پيامبر(صلی الله علیه و آله) موظف به مبارزه منفى با مشركان مكه از راه بى اعتنايى به شبهات و دروغپردازيهاى آنان است.

و لو شاء ربك ما فعلوه فذرهم و ما يفترون

رها كردن مشركان و اعتنا نكردن به گفته هاى آنان نوعى مبارزه منفى است كه خداوند پيامبر(صلی الله علیه و آله) را به آن فرمان مى دهد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 42 - 1،2

1- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظف به ابلاغ رهنمود خداوند به مشركان ، در اثبات توحيد و نفى شرك

قل لو كان معه ءالهة كما يقولون إذًا لاَبتغوا إلى ذى العرش سبيلاً

2- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظف شد تا به مشركان اعلام كند : اگر با خداى واحد ، خدايان ديگرى وجود دارد ، بايد آنان براى گرفتن عرش چاره انديشى نموده و وسيله اى فراهم آورند .

قل لو كان معه ءالهة كما يقولون إذًا لاَبتغوا إلى ذى العرش سبيلاً

1514- مدت مهلت به مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 2 - 15

15 - از امام باقر ( ع ) روايت شده است كه فرمود : « خطب على ( ع ) الناس . . . فقال : . . . من كانت له مدة فهو إلى مدته و من لم يكن له مدة فمدته أربعة أشهر و كان خطب يوم النحر . . . ;

على (ع) [هنگام اعلام براءت] براى مردم سخنرانى كرد. .. و فرمود: ... هر كس براى او مدت تعيين شده تا همان مدت، و كسى كه براى او مدت تعيين نشده تا چهار ماه مهلت دارد و اين سخنرانى روز عيد قربان بود ... ».

1515- مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 217 - 17،37

17 - مشركان مكه ، مردمانى كفرپيشه و بازدارندگان از راه خداوند و مسجدالحرام

و صدّ عن سبيل اللّه و كفر به و المسجدالحرام و اخراج اهله

37 - تبعيد و بيرون راندن اهل مسجدالحرام ( پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان ) ، از سوى مشركان مكه

و المسجد الحرام و اخراج اهله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 20 - 6

6 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور دعوت اهل كتاب و مشركان مكه و درس نخواندگان فاقد كتاب به تسليم در برابر خدا

و قل للّذين اوتوا الكتاب و الامّيّن ءاسلمتم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 51 - 9،11

9 - برخى از اهل كتاب ، مشركان مكّه را هدايت يافته تر از مسلمانان قلمداد مى كردند .

و يقولون للّذين كفروا هؤلاء اهدى من الّذين امنوا سبيلاً

11 - موضعگيرى مشترك عالمان يهود و مشركان مكه عليه اهل ايمان

الم تر الى الّذين . .. و يقولون للّذين كفروا هؤلاء اهدى من الّذين امنوا سبيلاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 84 - 8

8 - وعده خداوند به مصونيت جامعه ايمانى از آسيب مشركان مكّه در صورت شركت مسلمانان در جنگ بدر ( بدر صغرا )

فقاتل . .. و حرّض المؤمنين عسى اللّه ان يكفّ بأس الّذين كفروا

1516- مشركان مكه در غزوه احزاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 10 - 4

4 - يهود بنى نضير و بنى قريظه و غطفان ، با مشركان مكه ، عليه مسلمانان ، ائتلاف كردند .

إذ جاءوكم من فوقكم و من أسفل منكم

طبق شواهد تاريخى، غزوه احزاب، با ائتلاف يهوديان بنى نضير و بنى قريظه و غطفان و مشركان مكه به وجود آمد. «من فوقكم» اشاره به يهوديانى دارد كه از بخش شرقى مدينه هجوم آوردند و «من أسفل منكم» اشاره به مشركانى دارد كه از بخش غربى مدينه به آن ديار هجوم آورده بودند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 26 - 4

4 - يهود بنى قريظه ، در غزوه احزاب ، همْ پيمان مشركان مكه بودند و از آنان پشتيبانى مى كردند .

و أنزل الذين ظهروهم من أهل الكتب

مراد از «الذين ظاهروا» يهود بنى قريظه، و مرجع ضمير «هم»، مشركانى اند كه سردمدارى احزاب متحد عليه مسلمانان مدينه را

بر عهده داشتند.

1517- مشركان مكه در غزوه بدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 13 - 1،5

1 - مشركان مكه به دليل حضورشان در كارزار بدر ، از دشمنان و مخالفان خدا و رسول او بودند .

ذلك بأنهم شاقوا اللّه و رسوله

5 - سركوبى و شكست مشركان در جنگ بدر ، عقاب شديد الهى براى آنان

فاضربوا فوق الأعناق . .. فإن اللّه شديد العقاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 14 - 1،3

1 - سركوبى و شكست مشركان در بدر ، عقوبت دنيوى آنان

ذلكم فذوقوه و أن للكفرين عذاب النار

«كم» در «ذلكم» خطاب به مشركان و «ذا» اشاره به شكست و سركوبى آنان دارد. و «ذلكم» مبتدا و خبر آن به قرينه فراز بعد - «و أن للكافرين ... » - «عقابكم فى الدنيا» است.

3 - مشركان حاضر در كارزار بدر ، مردمى كفرپيشه و مستحق عذاب با آتش دوزخ

و أن للكفرين عذاب النار

از مصاديق مورد نظر براى «للكفرين» مشركان حاضر در كارزار بدر مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 15 - 2

2 - فرجام يهود بنى نضير در موضع گيرى عليه اسلام ، منتهى به شكست آنان ، همچون فرجام مشركان مكه در بدر *

كمثل الذين من قبلهم قريبًا

برخى برآنند كه مراد از «الذين من قبلهم قريبًا»، مشركان مكه در بدر است.

1518- مشركان مكه و آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 101 - 11

11 - مشركان مكه ، گروهى بودند كه زمينه ايمان به آيات الهى و هشدار هاى پيامبران را ، از دست داده بودند .

أفأنت تكره الناس حتى يكونوا مؤمنين . .. و ما تغنى الأيت و النذر عن قوم لايؤمنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 93 - 8

8- اتكاى مشركان مكه به ملاك هاى مادى و حسى ، در شناخت معجزات و آيات الهى

حتى تفجر لنا . .. حتى تنزّل علينا كتبًا نقرؤه

1519- مشركان مكه و احكام ذبح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 121 - 7

7 - واكنش شديد مشركان مكه در قبال احكام ذبيحه و شرايط حليت آن در اسلام

فكلوا مما ذكر اسم الله . .. و ما لكم ألا تأكلوا ... و ذروا ظهر الإثم ... و لا تأ

از تأكيد خداوند بر اين حكم استفاده مى شود كه مشركان در قبال آن واكنش شديدى نشان مى دادند.

1520- مشركان مكه و پيروان انجيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 157 - 1

1 - اعتراف مشركان مكه به هدايت يافتگى پيروان تورات و انجيل

لو أنا أنزل علينا الكتب لكنا أهدى منهم

1521- مشركان مكه و پيروان تورات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 157 - 1

1 - اعتراف مشركان مكه به هدايت يافتگى پيروان تورات و انجيل

لو أنا أنزل علينا الكتب لكنا أهدى منهم

1522- مشركان مكه و قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 156 - 5

5 - مشركان و گمراهان مكه، در صورت نازل نشدن قرآن، خويشتن را در قيامت معذور مى دانستند و دورى از رحمت خدا را بى عدالتى مى شمردند.

أن تقولوا إنما أنزل الكتب على طائفتين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 41 - 5،9

5- بهره كفرپيشگان مكه از آيه هاى بيدارگر قرآن ، تنها تنفر و فرار از آنها بود .

و لقد صرّفنا فى هذا القرءان ليذّكّروا و ما يزيدهم إلاّ نفورًا

9- برخورد كافران و مشركان مكه با قرآن ، اساس علمى و عقلانى نداشت ; بلكه برخاسته از انگيزه هاى نفسانى - روانى آنان بود .

و لقد صرّفنا فى هذا القرءان ليذّكّروا و ما يزيدهم إلاّ نفورًا

خداوند، حاصل تبيين تنوع و گوناگونى آيات خويش را براى مشركان، نفرت آنان معرفى مى كند و اين، نشان مى دهد كه آنان، به جاى برخورد منطقى با آيات الهى، برخورد روانى - نفسانى داشتند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 90 - 5

5- مشركان مكه ، قرآن را على رغم بى مانندى اش ، معجزه نمى دانستند .

قل لئن اجتمعت الإنس و الجنّ . .. و قالوا لن نؤمن لك

از اينكه خداوند، پس از توصيف قرآن به معجزه و بى مانند بودن، درخواست معجزه حسى آنان را نقل مى كند، مى تواند به نكته فوق اِشعار داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 93 - 3

3- مشركان مكه ، از مفاهيم عالى قرآن غافل بوده و به زخارف دنيا چشم دوخته بودند .

و لقد صرّفنا فى هذا القرءان من كلّ مثل فأبى . .. و قالوا لن نؤمن لك حتى ... أو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 47 - 12

12 - مشركان مكه ، از سر لجاجت ، قرآن را نپذيرفتند و به آن ايمان نياوردند .

و كذلك أنزلنا إليك الكتب . .. و ما يجحد بأيتنا إلاّ الكفرون

«جحود» نفى كردن چيزى است كه دل، اثبات مى كند و اثباتِ چيزى است كه دل، نفى كرده است (مفردات راغب) بنابر معناى لغوى، «جحود»، منطبق بر لجاجت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 31 - 5

5 - بهانه جويى هاى پياپى و گوناگون مشركان مكه ، در برابر پيامبر (صلی الله علیه و آله) و قرآن

قالوا هذا سحر . .. و قالوا لولا نزّل هذا القرءان

از اين كه مشركان مكه گاهى قرآن را به سحر متهم مى كردند و گاهى فقر و تنگدستى پيامبر(صلی الله علیه و آله) را بهانه قرار مى دادند، مطلب بالا استفاده مى شود.

1523- مشركان مكه و قصه نوح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 35 - 2

2- مشركان مكه ، سرگذشت نوح و قوم او را ، داستانى ساختگى و بافته پيامبر (صلی الله علیه و آله) مى پنداشتند .

و لقد أرسلنا نوحًا . .. أم يقولون افتريه

برداشت فوق ، براين اساس است كه ضمير مفعولى در «إفتراه» به داستان نوح(ع) و قوم او كه در آيات پيشين آمده ، باز گردد.

1524- مشركان مكه و محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 5 - 3،4

3- مشركان مكه در عصر بعثت ، داراى جلسات مخفى براى توطئه چينى عليه اسلام و پيامبر (صلی الله علیه و آله)

ألا حين يستغشون ثيابهم يعلم مايسرّون ومايعلنون

«إستغشى ثيابه» يعنى با جامه هايش خود را مخفى ساخت تا ديده نشود(لسان العرب) «حين» متعلق به «يعلم» است و لذا جمله «ألا حين يستغشون ثيابهم يعلم . ..» مى رساند كه مشركان در همان هنگامى كه خود را مخفى و مستور مى كردند مسايلى را مطرح مى كردند برخى از آنها را پنهان مى داشتند (ما يسرّون) و برخى را آشكار مى نمودند (و ما يعلنون) اين معنا گوياى آن است كه مراد از «يستغشون ثيابهم ...» اين است كه مشركان براى توطئه عليه پيامبر جلسات مخفى تشكيل مى دادند نه مجرد پنهان ساختن خويش.

4- مشركان مكه ، داراى مواضع علنى و آشكار عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) و توطئه هاى سرّى و محرمانه عليه آن حضرت

ألا حين يستغشون ثيابهم يعلم ما يسرّون و ما يعلنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 92 - 5

5- سرسختى و لجاجت مشركان مكه در برابر پيامبر (صلی الله علیه و آله) و تعاليم بر حق او

لن نؤمن لك حتى . .. تسقط السّماء كما زعمت علينا كسفًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 50 - 11

11 - مشركان ، براى پيامبر (صلی الله علیه و آله) در تحقق معجزه ، نقشى چشمگير قائل بودند .

و قالوا لولا أنزل عليه ءايت . .. قل إنّما الأيت عند اللّه و إنّما أنا نذير

مشركان، اگرچه در معجزه خواهى خود، منشأ معجزه را ذكر كرده اند، اما پاسخى كه خداوند مى دهد (قل . .. إنّما أنا نذير...) حاكى است كه آنان، براى پيامبر(صلی الله علیه و آله) نقش اساسى قائل بوده اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 9 - 2

2 - مشركان مكه ، با نبوت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و پيام توحيدى آن حضرت در ستيز بودند ، نه منكر وجود آفريدگار عزيز و داناى جهان .

و لئن سألتهم . .. ليقولنّ خلقهنّ العزيز العليم

با توجه به آيات پيشين - كه نوعى خطاب و عتاب نسبت به منكران پيامبر(صلی الله علیه و آله) دارد - برداشت ياد شده به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 31 - 5

5 - بهانه جويى هاى پياپى و گوناگون مشركان مكه ، در برابر پيامبر (صلی الله علیه و آله) و قرآن

قالوا هذا سحر . .. و قالوا لولا نزّل هذا القرءان

از اين كه مشركان مكه گاهى قرآن را به سحر متهم مى كردند و گاهى فقر و تنگدستى پيامبر(صلی الله علیه و آله) را بهانه قرار مى دادند، مطلب بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 36 - 1

1- مشركان براى پذيرش درستى معاد ، زنده شدن نياكانشان را از پيامبر (صلی الله علیه و آله) خواستار شدند .

فأتوا بابائنا إن كنتم صدقين

1525- مشركان مكه و مسلمانان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 191 - 4

4 - مشركان مكه ، مسلمانان صدر اسلام را از مكه اخراج و آنان را به هجرت وادار كردند .

و أخرجوهم من حيث أخرجوكم

1526- مشركان مكه و مشيت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 35 - 4،7

4- مشركان مكه ، باورمند به مشيت خداوند بودند و تفسير نادرستى از آن داشتند .

و قال الذين أشركوا لو شاء الله ما عبدنا من دونه من شىء

7- مشركان مكه ، على رغم عقيده به خدايان متعدد ، اظهار عقيده به خداوند كرده و قضاى او را در عالم نافذ مى دانستند .

و قال الذين أشركوا لو شاء الله ما عبدنا من دونه من شىء

1527- مشركان مكه و معجزه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 109 - 1

1 - مشركان مكه سوگند اكيد ياد كردند كه در صورت مشاهده معجزه مورد نظر خود ايمان مى آورند.

و أقسموا بالله جهد أيمنهم لئن جاءتهم ءاية

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 93 - 8

8- اتكاى مشركان مكه به ملاك هاى مادى و حسى ، در شناخت معجزات و آيات الهى

حتى تفجر لنا . .. حتى تنزّل علينا كتبًا نقرؤه

1528- مشركان مكه و مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 36 - 2

2- مجادله مشركان مكه با مؤمنان ، در مسأله معاد

فأتوا بابائنا إن كنتم صدقين

تعبير «فأتوا» (با صيغه جمع) مى رساند كه مخاطب مشركان، تنها پيامبر(صلی الله علیه و آله) نبوده; بلكه مؤمنان نيز مورد خطاب آنان بودند.

1529- مشركان مكه و نبوت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 38 - 7

7- مشركان مكه ، مبعوث شدن انسان زوال پذير را براى نبوت ، قبول نداشتند . *

و أقسموا بالله جهد أيمنهم لايبعث الله من يموت

به قرينه آيات قبل - كه درباره بعثت انبيا و مورد انكار قرار گرفتن آن از سوى مشركان بود - احتمال دارد مراد آيه نكته ياد شده باشد; يعنى، منظور از «يبعث» برانگيختن براى نبوت باشد نه حشر اخروى.

1530- مشركان مكه و نبوت بشر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 43 - 5

5- مشركان مكه ، نزول وحى به انسان را قبول نداشتند .

و ما أرسلنا من قبلك إلاّ رجالاً نوحى إليهم

آيه درصدد تعريض به مشركان و جواب گويى به آنان است كه طبق قرينه ها و آيات ديگر قرآن كريم (سوره يونس ، آيه 2) آنها مبعوث شدن انسان را از جانب خداوند براى پيامبرى قبول نداشتند. فعل «نوحى» در آيه قرينه و نشانه اى است بر نكته فوق.

1531- مشركان مكه و نزول وحى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 31 - 4

4 - اظهار شگفتى و ناباورى مشركان مكه ، نسبت به نزول وحى بر فردى عادى و غيراشرافى

لولا نزّل هذا القرءان على رجل من القريتين عظيم

با توجه به اعتراض مشركان مكه كه چرا پيامبر، از ميان اشراف و ثروتمندان برگزيده نشد، فقر و تنگدستى پيامبر(صلی الله علیه و آله) به دست مى آيد.

1532- مشركان مكه و هشدارهاى انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 101 - 11

11 - مشركان مكه ، گروهى بودند كه زمينه ايمان به آيات الهى و هشدار هاى پيامبران را ، از دست داده بودند .

أفأنت تكره الناس حتى يكونوا مؤمنين . .. و ما تغنى الأيت و النذر عن قوم لايؤمنون

1533- مصونيت از مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 24 - 5

5 - ورود مسلمانان به سرزمين مكه و آسيب نديدن از ناحيه دشمن ، ظفرى الهى براى ايشان

و هو الذى كفّ . .. من بعد أن أظفركم عليهم

1534- معاهده مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 26 - 4

4 - يهود بنى قريظه ، در غزوه احزاب ، همْ پيمان مشركان مكه بودند و از آنان پشتيبانى مى كردند .

و أنزل الذين ظهروهم من أهل الكتب

مراد از «الذين ظاهروا» يهود بنى قريظه، و مرجع ضمير «هم»، مشركانى اند كه سردمدارى احزاب متحد عليه مسلمانان مدينه را بر عهده داشتند.

1535- ممانعت از جنگ با مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 24 - 1،4

1 - رخداد صلح حديبيه و باز نشدن دست مكيان و مؤمنان عليه يكديگر ، تنها به تدبير و اراده الهى

و هو الذى كفّ أيديهم عنكم و أيديكم عنهم ببطن مكّة

4 - درگير نشدن مؤمنان و مكيان با يكديگر در « عمرة القضا » ، نعمتى مهم براى اهل ايمان *

و هو الذى كفّ أيديهم عنكم و أيديكم عنهم ببطن مكّة

برداشت بالا بدان احتمال است كه تعبير «ببطن مكّة» اشاره به «عمرة القضا» داشته باشد كه مسلمانان پس از پيروزى حديبيه براساس قرارداد، سال بعد به شهر مكه وارد شدند و با آرامش كامل، مناسك عمره را به جا آوردند.

1536- منشأ بت پرستى مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 35 - 1

1- مشركان مكه ، بت پرستى خود و پدرانشان را برخاسته از مشيت خداوند مى دانستند .

و قال الذين أشركوا لو شاء الله ما عبدنا من دونه من شىء نحن و لا ءاباؤنا

با توجه به مكى بودن سورهء نحل و نيز قرينه «كذلك فعل الذين من قبلهم» مراد از «الذين أشركوا» مشركان مكه است.

1537- منشأ بهانه جويى مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 58 - 5

5 - غرور و سرمستى ، ريشه بهانه جويى هاى مشركان عصر بعثت

و كم أهلكنا من قرية بطرت معيشتها

با توجه به ارتباط اين آيه با آيات پيشين - كه درباره بهانه جويى هاى مشركان مكه است - برداشت ياد شده استفاده مى شود.

1538- منفعت طلبى مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 90 - 3

3- مشركان مكه ، با درخواست معجزه ، درصدد بهانه جويى و دستيابى به منافع خويش بودند نه كشف حقانيت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و لقد صرّفنا للناس فى هذا القرءان من كلّ مثل فأبى أكثر الناس إلاّ كفورًا . و قا

از اينكه مشركان براى شناخت حقانيت پيامبر(صلی الله علیه و آله) راههاى گوناگون موجود را رها كرده و ايمان خود را منحصر به برآوردن پيشنهادهاى محدودى، كردند كه بيشتر منافع مادى اشان را تأمين مى كرد، مطلب فوق قابل استفاده است.

1539- موانع دوستى با مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 1 - 12

12 - هجرت از مكه به مدينه براى جلب رضاى الهى ، ناسازگار با مودت نسبت به مشركان مكه

لاتتّخذوا عدوّى و عدوّكم أولياء . .. إن كنتم خرجتم جهادًا

آيه شريفه در مرحله نخست، نظر به موضوعى دارد كه در صدراسلام رخ داده است. مخاطب اوليه آيه مهاجرى به نام حاطب بن ابى بلتعه است كه براى خدا هجرت كرده; ولى گام در مسير دوستى با مشركان نهاده بود (غافل از اين كه آن هجرت و اين حركت با هم سازگار نيستند).

1540- موضعگيرى مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 5 - 4

4- مشركان مكه ، داراى مواضع علنى و آشكار عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) و توطئه هاى سرّى و محرمانه عليه آن حضرت

ألا حين يستغشون ثيابهم يعلم ما يسرّون و ما يعلنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 11 - 16

16- موضع منفى مشركان مكه در برابر تعاليم پيامبران پيشين

و إذ لم يهتدوا به فسيقولون هذا إفك قديم

تعبير به «إفك قديم»، نمايانگر باور كافران مكه به ديرينه بودن پيام وحى و كذب بودن آن از ابتداى تاريخى آن است. به ديگر بيان قرآن در نظر ايشان، همچون تعاليم ديگر پيامبران تاريخ، افترا است.

1541- مهلت به مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 61 - 6

6- مشركان مكه ، على رغم اسناد سخنان ناروا به خداوند ، مورد عقوبت دنيوى قرار نگرفتند و مهلت حيات پيدا كردند .

كنتم تفترون . و يجعلون لله البنت ... و لو يؤاخذ الله الناس بظلمهم ما ترك عليها

1542- نعمتهاى مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 29 - 1

1 - بهره مندى مشركان مكه از موهبت هاى الهى ، به رغم بى اعتنايى آنان به آيين توحيدى ابراهيم ( ع )

و إذ قال إبرهيم . .. لعلّهم يرجعون . بل متّعت هؤلاء و ءاباءهم

از آن جا كه در آيات پيشين سخن از ابراهيم(ع) و نسل آن حضرت بود و با توجه به اين كه مشركان مكه از نسل او به شمار مى آمدند، مى توان گفت كه «هؤلاء» اشاره به مشركان مكه دارد.

1543- نقش رهبران مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 28 - 8

8- رهبران و سردمداران كفر و شرك در مكه ، افرادى ناسپاس و عامل اصلى سقوط و بدبختى مردم بودند .

ألم تر إلى الذين بدّلوا نعمت الله كفرًا و أحلّوا قومهم دار البوار

با توجه به اينكه آيه فوق در مكه نازل شده است، مى توان استفاده كرد كه مصداق مورد نظر آيه «الذين بدّلوا . .. و أحلّوا قومهم» سران كفر و شرك، همچون ابوجهل و ابولهب است.

1544- هدايت ناپذيرى مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 48 - 4

4- گمراهى مشركان مخالف پيامبر (صلی الله علیه و آله) در مكه ، به حدى بود كه آنان زمينه هدايت را از دست داده بودند .

فضلّوا فلايستطيعون سبيلاً

«فلايستطيعون» تفريع بر «ضلّوا» است و مراد از آن، بسته شدن تمامى راههاى هدايت براى آنان است.

1545- هشدار به مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 71 - 1

1 - پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) از سوى خداوند دستور يافت تا سرگذشت نوح ( ع ) و قومش را ، به عنوان هشدار براى مشركان مكه ، بازگو كند .

و اتل عليهم نبأ نوح إذ قال لقومه

«نبأ» خبرى است كه براى شنونده داراى فائده عظيم باشد. (مفردات راغب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 42 - 3

3 - هشدار خداوند ، مشركان مكه را به فرجامى مانند فرجام مشركان پيشين

قل سيروا فى الأرض فانظروا كيف كان عقبة الذين من قبل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 56 - 2

2 - بيان فرجام فرعونيان ، هشدارى به مستكبران و اشراف مشرك مكه

فجعلنهم سلفًا و مثلاً للأخرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 28 - 2

2- مكيان ستيزه گر ، به سرنوشت عبرت آموز فرعونيان هشدار داده شدند .

بل هم فى شكّ يلعبون . .. كذلك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 37 - 1

1- سرنوشت قوم « تبّع » و اقوام قبل از آن ، پيامدار عبرت و هشدار براى مشركان مكه

أهم خير أم قوم تبّع و الذين من قبلهم

1546- هلاكت مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 53 - 12

12 - هلاكت و نابودى مشركان مكه در كارزار بدر ، پيامد گناهان و كفرشان به آيات الهى بود .

ذلك بأن اللّه لم يك مغيرا نعمة أنعمها على قوم حتى يغيروا ما بأنفسهم

«ذلك» علاوه بر اينكه اشاره به فرجام شوم فرعونيان و كافران پيش از آنان است، مى تواند اشاره به قضاياى جنگ بدر و نابودى مشركان مكه نيز داشته باشد.

1547- هماهنگى مشركان مكه و فرعونيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 17 - 3

3- وجود نوعى مشابهت در عملكرد ، ميان مشركان مكه و فرعونيان در حق ستيزى و مقابله با رسول الهى

و لقد فتنّا قبلهم قوم فرعون و جاءهم رسول كريم

تعبير «قبلهم»، نوعى ارتباط و همگونى ميان مشركان مكه و فرعونيان را مى رساند.

1548- هواپرستى مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 41 - 9

9- برخورد كافران و مشركان مكه با قرآن ، اساس علمى و عقلانى نداشت ; بلكه برخاسته از انگيزه هاى نفسانى - روانى آنان بود .

و لقد صرّفنا فى هذا القرءان ليذّكّروا و ما يزيدهم إلاّ نفورًا

خداوند، حاصل تبيين تنوع و گوناگونى آيات خويش را براى مشركان، نفرت آنان معرفى مى كند و اين، نشان مى دهد كه آنان، به جاى برخورد منطقى با آيات الهى، برخورد روانى - نفسانى داشتند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 46 - 10

10- برخورد منكرانه كافران و مشركان مكه با قرآن ، برخاسته از منطق و عقل نبود ; بلكه انگيزه نفسانى - روانى داشت .

و إذا ذكرت ربّك فى القرءان وحده ولّوا على أدبرهم نفورًا

«نفرت» از مقولات نفسانى - روانى است. بنابراين موضع نفرت آلود مشركان با قرآن، برخاسته از انگيزه هاى نفسانى - روانى آنان بود.

1549- يأس از ايمان مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 88 - 2

2 - يأس و نااميدى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از ايمان آوردن مشركان مكه

و قيله يربّ إنّ هؤلاء قوم لايؤمنون